جانسون اند جانسون (Johnson & Johnson) شرکتی آمریکایی با بازار هدف بینالمللی و فعال در حوزهی تولید تجهیزات پزشکی و محصولات بستهبندی دارویی و درمانی مخصوص مصرفکننده است. این شرکت از دهههای پایانی قرن ۱۹ و با همکاری سه برادر شروع به کار کرد و امروز از بزرگترین برندهای جهان و یکی از باارزشترین شرکتها محسوب میشود. مراکز فعالیت جانسون اند جانسون عموما در نیوجرسی آمریکا قرار دارند. مرکز مدیریتدر نیو برونزویک و مرکز مصرفکننده در اسکیلمن ایالت مذکور فعال هستند.
برندی که ادعای بزرگترین بودن در صنعت بهداشت و درمان دارد، امروز با ۲۵۰ زیرمجموعه در ۶۰ کشور جهان فعالیت میکند. محصولات آنها در بیش از ۱۷۵ کشور به فروش میروند و درآمد چند ده میلیارد دلاری را برای شرکت آمریکایی بههمراه دارند. از مشهورترین زیربرندهای محصولات جانسون اند جانسون میتوان به برند بانداژ Band-Aid، محصولات پزشکی Tylenol، محصولات مراقبت از کودک Johnson's، محصولات آرایشی بهداشتی Neutrogena و Clean & Clear اشاره کرد.
تاریخچهی تأسیس
خانوادهی جانسون سه پسر بهنامهای رابرت وود، جیمز وود و ادوارد مید داشت که شرکت جانسون اند جانسون را در سال ۱۸۸۶ تأسیس کردند. تمایل سه برادر برای فعالیت در حوزهی سلامت و پزشکی، از سالها قبل و زمان کارآموزی رابرت در داروخانه شکل گرفت. او در سال ۱۸۶۱ و در ۱۶ سالگی در جنگ داخلی آمریکا هم شرکت کرد و تمایلش به خدمات پزشکی بیشتر شد.

برادران جانسون (از چپ به راست: رابرت، جمیمز و ادوارد)
جنگ داخلی آمریکا در قرن ۱۹ حدود ۷۲۰ هزار کشته داشت که اکثر آنها بهخاطر عفونت و بیماری از دنیا رفتند. در آن زمان قطع عضو با هدف جلوگیری از گسترش عفونت یکی از روشهای مرسوم پزشکی بود که با سرعت بالایی هم تصمیمگیری و اقدام آن انجام میشد. قطع عضو در نیمهی دوم قرن ۱۹ عملی جراحی با زمان حداکثری سه دقیقه بود! همین جراحیها که عموما با رعایت کمترین اصول بهداشتی از سوی پزشکها انجام میشد، شیوع عفونت و بیماری را در میان زخمیها افزایش میداد.
برادران بزرگتر رابرت در جنگ داخلی شرکت داشتند، اما او به خاطر سن پایین از حضور در میدانهای نبرد معاف بود. مادرش شغلی را بهعنوان کارآموز در داروخانهی خانوادگی خود بهنام Wood & Tittamer در نیویورک ترتیب داد. در آن دوران داروخانهها تاحدودی نقش پزشکی را هم ایفا میکردند و رابرت با فعالیت در داروخانهی نیویورکی، انوع فعالیتها اعم از ترکیب و ساخت دارو را فرا گرفت.

داروخانهی محل کارآموزی رابرت
فعالیتهای رابرت در داروخانه باعث شد تا او در سال ۱۸۶۴ و با هدف پیشرفت شغلی به فروش محصولات دارویی در نیویورک سیتی مشغول شود. اولین فعالیت جدی او در دنیای کسبوکار در سال ۱۸۷۳ و با تأسیس شرکتی مستقل رخ داد. رابرت با جورج سیبری وارد همکاری شد و شرکتش را بهنام جانسون اند سیبری تأسیس کرد. اولین شرکت دارویی جانسون بهسرعت در منطقهی نیویورک به شهرت رسید. دلیل اصلی شهرت شرکت نیز پمادهای درمانی آنها بود. پیشرفت جانسون اند سیبری بهقدری سریع بود که پس از چند سال محصولات آنها به شهرت جهانی رسید.
رابرت وود در سال ۱۸۷۶ از نمایشگاه جهانی فیلادلفیا بازدید داشت که بهنوعی مسیر فعالیتهای شغلی او را تغییر داد. در آن نمایشگاه کنگرهای جهانی با حضور پزشکان از سرتاسر جهان برگزار شد که دلیل اصلی حضور جانسون بود. او که علاوه بر بازدید از نمایشگاه، شرکت خودش را نیز بهنوعی تبلیغ میکرد، مجذوب یکی از سخنرانیهای کنگرهی پزشکی شد. جوزف لیستر از سخنرانان کنگره بود که موضوعی جدید بهنام جراحی ضدعفونی را شرح داد.

اولین ساختمان جانسون اند جانسون
بسیاری از پزشکان حاضر در کنگرهی جهانی سال ۱۸۷۶ به روش دکتر لیستر اعتماد نداشتند، اما جانسون آن را آیندهی پزشکی میدانست. او تحت تأثیر صحبتهای لیستر مسیر کاریاش را از شریک قدیمی جدا کرد و در سال ۱۸۸۶ بههمراه دو برادرش ادوارد و جیمز، شرکت جانسون اند جانسون را شکل داد. آنها با تمرکز بر تولید انبوه مواد و تجهیزات جراحی استریل ضدعفونی وارد صنعت پزشکی شدند.
اتحاد خانوادگی و انقلاب استریل
برادران جانسون هرکدام ویژگیها و مهارتهایی داشتند که در تشکیل تیم مدیریت شرکت مفید واقع شد. رابرت مهارت مدیریت کسبوکار و شناخت بازار داشت که نظارت بر فرایندهای اجرایی را جزو وظایف اصلیاش قرار میداد. ادوارد فردی با مهارتهای تبلیغاتی بود و بازاریابی از همان ابتدا بر عهدهاش قرار گرفت. جیمز ضلع سوم مثلث بود که با مهارتهای بسیار در حوزهی مهندسی، تولید ماشینآلات و تجهیزات را انجام میداد.

اولین محصولات جانسون اند جانسون
جیمز در جریان سفری با قطار از منطقهی نیوبرونزویک گذر میکرد که تابلویی با موضوع اجارهی یک منطقه را مشاهده کرد. آن ساختمان به اولین دفتر فعالیت Johnson & Johnson تبدیل شد و با استخدام ۱۴ کارمند، فعالیت خود را شروع کرد. برند جانسون اند جانسون خود را از پیشگامان توانمندسازی زنان در صنعت میداند و از میان اولین کارگران آنها، هشت نفر زند بودند. مرکز مدیریت جهانی آنها هنوز در همان منطقهی نیوبرونزویک قرار دارد.
همانطور که گفته شد محصولات استریل و ضدعفونی، اولین دستاوردهای جانسون اند جانسون بودند. آنها انواع بخیه، پنبهی بهداشتی و گاز استریل تولید میکردند. محصولات آمادهی این شرکت که بهمرور به بازارهای پزشکی راه یافتند، نرخ عفونت و بیماریهای مرتبط با آن را بهشدت کاهش دادند. محصولات با دقت بالایی در جهت حفظ استریل بودن تولید میشدند و برچسبهای هشدار و آموزش استفاده نیز با هدف افزایش ایمنی آنها، در بستهبندی قرار میگرفت.

سند آموزش ضدعفونی و جراحی جانسون اند جانسون
برادران جانسون پس از مدتی فعالیت متوجه شدند که تولید محصولات استریل برای بهبود شرایط درمانهای پزشکی و جراحی کافی نیست. آنها باید آموزشهای لازم را نیز به پزشکان ارائه میکردند. بههمین دلیل در سال ۱۸۸۸ سندی بهنام Modern Methods of Antiseptic Wound Treatment با هدف آموزش انجام عملهای جراحی استریل منتشر شد. گروه بازاریابی جانسون اند جانسون که از همان ابتدا روی فرایندهای تهاجمی و گسترده مترکز بود، با سفر به دورترین نقاط قارهی آمریا، ۸۵ هزار نسخه از سند آموزشی را توزیع کرد.
سند آموزشی جانسون اند جانسون بهمرور به استانداردی برای جراحی در آمریکا بدل شد. بهعلاوه در صفحات پشتی محصولات شرکت معرفی شده بودند که درنهایت منجر به افزایش شدید تقاضا و فروش شد. راهنمای شرکت باعث شد تا نظریهپردازیها پیرامون بیماری و مرگ بر اثر میکروب توسعه پیدا کند. تنها چند سال پیش از اینکه جانسون اند جانسون چنین رویهای را در علم پزشکی توسعه دهد، جراحیها در آمریکا با لباسهای عادی و بدون هیچگونه رعایت مسائل بهداشتی انجام میشد. بههرحال در سال ۱۸۸۹ تقریبا تمام گروههای پزشکی از روشها و تجهیزات استریل برای عمل جراحی استفاده میکردند. بههرحال جانسون اند جانسون را میتوان یکی از تأثیرگذارترین نامها در انقلاب استریل جهان نامید.

اولین جعبهی کمکهای اولیهی جانسون اند جانسون
از محصولات مهمی که در سالهای ابتدایی فعالیت جانسون اند جانسون تولید شد، میتوان به جعبهی کمکهای اولیهی آنها اشاره کرد که بهعنوان اولین محصول تجاری در این خانواده، به بازار عرضه میشد. اولین جعبهها برای مصارف درمانی کارگران صنعت راهآهن تولید شده، اما بهمرور به محصولی پزشکی در کل جامعه بدل شدند.
فرد کیلمر یکی از اولین پزشکانی بود که در سال ۱۸۸۹ بهعنوان متخصص تحقیقات در جانسون اند جانسون استخدام شد. او مدیر علمی شرکت بود و تا ۴۵ سال بعد در همان موقعیت مشغول به کار ماند. کیلمر در تمامی برنامههای مهم شرکت اعم از تحقیقات علمی و تدوین اسناد آموزشی نقشی حیاتی داشت. از فعالیتهای مفید کیلمر در روند توسعه میتوان به تغییر فرایندهای استریل اشاره کرد که از فعالیتهای دستی به ماشینی تغییر یافت.

تبلیغ محصولات بهداشتی جیاندجی
جانسون اند جانسون پس از موفقیتهای اولیه در عرضهی محصولات ضدعفونی حرفهای، به تولید محصول برای مصرفکنندهی نهایی روی آورد. آنها محصولی برای کنترل آفات به کمک سولفور به بازار معرفی کردند که با تولید دود خاص، از بیماریهای عفونی در منازل و مکانهای مشابه پیشگیری میکرد. از محصولات مشابه در آن سالها میتوان به پاککنندهی Camphenol، صابون Synol و ابزار تدخین Mosquitoon Fumigator اشاره کرد.
روند مناسب بازاریابی و فروش محصولات استریل، برادران جانسون را به فکر توسعهی سبد محصولات انداخت. آنها در سال ۱۸۹۴ اولین جعبههای مخصوص زایمان را به بازار عرضه کردند که فرایند تولد بهداشتیتری را رقم میزد. بهعلاوه پودر بچه با برند JOHNSON'S به بازار عرضه شد که زمینه را برای توسعه در بازار پردرآمد بهداشت کودک فراهم کرد. در ادامه محصولاتی هم در حوزهی سلامت بانوان معرفی شد که پایههای اولیه برای ورود به این بازار را برای جانسون اند جانسون محکمتر کرد.

اولین محصولات زایمان و نوزاد
جانسون اند جانسون در تاریخ خود سابقهی پیشگامی در تولید محصولات بسیار متنوعی را دارد. آنها اولین نخ تولید جهان را به تولید انبوه رساندند که از اضافههای ابریشم بخیهی شرکت تولید میشد.
درآستانهی قرن بیستم گردبادی در گالوستون تگزاس رخ داد که تلفات و مصدومان زیادی بههمراه داشت. جانسون اند جانسون با ارسال تجهیزات بهداشتی و سلامت به منطقه، قدمهای اولیه را در تبدیل شدن به برندی با مسئولیت اجتماعی در حوزهی سلامت برداشت. در ادامهی همین برنامهها، سند آموزش کمکهای اولیه از سوی شرکت منتشر شد که با همکاری برترین پزشکان تهیه شده بود. راهنماهای جانسون اند جانسون در بستهی کمکهای اولیه به مشتریان ارائه میشد.
جانسون اند جانسون جزو اولین شرکتهایی بود که فرایندهای بهداشت و سلامت را با جدیتی خاص برای کارمندان خود اجرا میکرد. آنها علاوه بر آموزش کارگران در حوزههای بهداشتی، فعالیتهایی همچون واکسیناسیون را نیز برای نیروهای خود انجام میدادند. در سال ۱۹۰۱ روزانه بیش از ۵۰۰ کارگر جیاندجی در مقابل آبله واکسینه میشدند.

اولین محصولات برند Band-Aid
حادثهی بزرگ بعدی قرن بیستم آمریکا که با همکاری جانسون اند جانسون همراه شد، زمینلرزهی سانفرانسیسکو بود. برند برادران جانسون پول و تجهیزات لازم برای کمکهای بهداشتی و پزشکی را به شهروندان منطقه ارائه میکرد که در آن زمان از لحاظ حجم کمکها، بیسابقه محسوب میشد. در سال ۱۹۱۰ اولین تغییر ساختار بزرگ مدیریتی در جانسون اند جانسون رخ داد و جیمز وود جانسون، جایگزین رابرت در پست مدیریت شرکت شد.
با شروع جنگ جهانی اول، مأموریت جانسون اند جانسون در پیشگیری و درمان بیماریهای عفونی چند برابر شد. دولت آمریکا برای تأمین نیازهای دارویی میدانهای نبرد به جیاندجی متکی بود. محصولات استریل آنها برای پانسمان مصدومان جنگی استفاده میشدند تا از شیوع بیماریهای عفونی بین سربازان ارتش جلوگیری شود. افزایش تقاضا از سوی ارتش و دولت، کارگران و کارمندان جیاندجی را به فعالیت اضافهکاری در دوران جنگ مجبور میکرد.

ماسکهای ضد آنفولانزای جانسون اند جانسون در آمریکا
در سالهای پایانی جنگ جهانی اول، بحران جهانی شیوع آنفولانزا شکل گرفت. جانسون اند جانسون بار دیگر وارد میدان شد و با ماسکی ضد اپیدمی، پیشگیری از بیماری عفونی جدید را ممکن کرد. همهی آمریکاییها در آن سالها مجبور به استفاده از ماسک مذکور بودند که درنهایت از شیوع بیشتر آنفولانزا در این کشور پیشگیری کرد. البته بههرحال اپیدمی آن سال بهعنوان یکی از کشندهترین اپیدمیهای تاریخ شناخته شد که ۵۰ میلیون نفر را به کام مرگ کشاند.
چسب زخمهای Band-Aid از مشهورترین زیربرندهای کنونی جانسون اند جانسون هستند. این محصول در سال ۱۹۲۰ و توسط یکی از کارمندان شرکت، ارل دیکسون تولید شد. برند آمریکایی بهعنوان اولین شرکت، چسب زخم مخصوص مصرفکننده را به بازار عرضه کرد که در سالهای آتی به شهرن جهانی دست یافت.
توسعهی جهانی
جانسون اند جانسون پس از چند دهه فعالیت در حوزهی بهداشت و سلامت به شهرتی جهانی دست یافته بود. آنها دیگر باید مراکز مدیریت و فعالیت خود را هم در کنار محصولات به کشورهای دیگر صادر میکردند. در صال ۱۹۲۴ اولین مرکز فعالیت شرکت در بریتانیا تأسیس شد. در سالهای بعدی و تا شروع دههی ۱۹۳۰، جانسون اند جانسون به مکزیک، آفریقای جنوبی و استرالیا نیز وارد شد.

اولین مرکز جیاندجی در بریتانیا
محصولات کنترل جمعیت و ضد بارداری، حوزهی بعدی فعالیت جانسون اند جانسون بودند. اولین محصولات با برند Otho-Gynol به بازار عرضه شدند که تا به امروز هم بهعنوان برندی برتر در این حوزه شناخته میشوند.
تغییر ساختار بزرگ بعدی در تاریخ جانسون اند جانسون، در سال ۱۹۳۲ رخ داد. رابرت جانسون دوم (پسر بنیانگذار شرکت) مدیریت جانسون اند جانسون را در دست گرفت. او که به ژنرال جانسون شهرت یافت، شرکت تحت مدیریتش را از یک مؤسسهی خانوادگی محدود به مجموعهای غیرمتمرکز از کسبوکارهای جهانی تبدیل کرد. در مسیر همین توسعههای جهانی، کشورهایی همچون آرژانتین و برزیل هم میزبان جانسون اند جانسون شدند. بهعلاوه مرکز تحقیق و توسعهی Ortho نیز در لیندن نیوجرسی تأسیس شد که با هدف تحقیقات سلامت زنان فعالیت میکرد. از فعالیتهای مهم دیگر ژنرال جانسون میتوان به تألیف سند ارزشهای شرکت (Credo) اشاره کرد که تا امروز هم بهعنوان فلسفهی راهنمای جانسون اند جانسون شناخته میشود.

مرکز تحقیقات Ortho
جنگ جهانی دوم نیز مانند فاجعهی اول منجر به افزایش تقاضای کمک از شرکت جیاندجی شد. آنها باز هم تجهیزات دارویی و بهداشتی را به میدانهای نبرد فرستاند و حتی ابزارهایی برای مقابله با حشرات موذی هم در اختیار ارتش گذاشتند. پس از جنگ، واکسیناسیون و سلامت عمومی به مسئلهای ملی در آمریکا بدل شد و جیاندجی را نیز به ورود بیشتر به صنعت دارو متمایل کرد.
در سال ۱۹۴۴ یکی از مشهورترین محققان صنعت پزشکی به جانسون اند جانسون ملحق شد. دکتر فیلیپ لوین کاشف سیستم rH خون انسان بود که در مرکز تحقیقات Ortho جانسون اند جانسون فعالیت خود را شروع کرد. ورود او به تیم تحقیقاتی برند آمریکایی، شروعی بر تبدیل شدن شرکت به کسبوکاری در سطح جهانی و با تمرکز بر فعالیتهای تشخیصی و درمانی بود. در همان سال جانسون اند جانسون سهام خود را بهصورت عمومی در بازار سهام نیویورک عرضه کرد.
همانطور که گفته شد ژنرال جانسون قصد داشت توسعهی عرضی سازمان را در اولویت اول جانسون اند جانسون قرار دهد. بههمیندلیل شرکتهای متعدد با تمرکز روی محصولات اصلی آنها تأسیس شدند. از میان آنها میتوان به Ethicon اشاره کرد که در سال ۱۹۴۹ و از دل کسبوکار برند آمریکایی در حوزهی بخیه زاده شد.

اولین شامپوی بچهی جانسون اند جانسون
از نوآوریهای جانسون اند جانسون در میانهی قرن بیستم میتوان به تولید محصولات جدید در حوزهی بهداشت کودکان اشاره کرد. آنها در سال ۱۹۵۴ اولین شامپوی مخصوص کودکان را به بازار عرضه کردند که با کمپین قوی بازاریابی و تمرکز بر آسیب نرساندن به چشمان کودکان، سهم قابلتوجهی از بازار را به خود اختصاص داد.
توسعهی فعالیتها در آسیا از اهداف دیگر ژنرال جانسون بود که در سال ۱۹۵۷ و با تأسیس مرکز فعالیت در هند انجام شد. فرایندهای خرید و ادغام، برنامههای بعدی توسعه بودند که در پایان دههی ۱۹۵۰ با جدیت دنبال شدند. جانسون اند جانسون در سال ۱۹۵۹ شرکت Mcneil Laboratories را در آمریکا و Cilag Chemie را در اروپاخریداری کرد و اولین قدمها را در مسیر تولید حرفهایتر دارو برداشت. از محصولات مهم آزمایشگاه مکنیل تحت مالکیت جانسون اند جانسون میتوان به استامینوفن مخصوص کودکان (با برند TYLENOL) اشاره کرد که بهعنوان اولین مسکن بدون آسپرین وارد بازار شد.

اولین نمونههای استامینوفن کودکان
گسترش فعالیت با خرید و ادغام
در سال ۱۹۶۱ خرید مهمی در اروپا برای جانسون اند جانسون رخ داد. آنها شرکت Janssen Pharmaceutica را در بلژیک خریداری کردند. بنیانگذار شرکت بلژیکی، دکتر جانسن از مشهورترین محققان صنعت دارو در قرن بیستم بود که به تیم تحقیق و توسعهی برند آمریکایی پیوست. دو سال بعد تغییر مدیریتی بزرگ بعدی در شرکت اتفاق افتاد و فیلیپ بی هافمن بهعنوان مدیرعامل و رئیس هیئتمدیرهی جانسون اند جانسون مشغول به کار شد. تنظیم خانواده، اسکیزوفرنی و سلامت شخصی از حوزههای بودند که شرکت تحت مدیریت هافمن به آنها میپرداخت.
در سال ۱۹۷۸ باز هم مدیریت جانسون اند جانسون دچار تغییر شد و ریچارد بی سلارز بهعنوان رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل مشغول به کار شد. او در اولین برنامهی مهم تصمیم گرفت تا مرکز مدیریت جدیدی را در نیوبرونزویک تأسیس کند و برای اجرای برنامههای توسعهای، همکاری خصوصی را با شرکتهای متعدد شهر شکل داد. مدیرعامل بعدی جیمز ای برک بود که تا پایان دههی ۱۹۸۰ در جانسون اند جانسون فعالیت میکرد. او حوزههای جدیدی همچون درمان بیماریهای چشمی، کنترل دیابت و درمان پیشرفتهی زخم را به زمینههای کاری شرکت افزود و همچنین مراکز فعالیت را در چین و مصر گسترش داد.

دکتر جانسن از محققان بزرگ دارو در قرن بیستم
با نزدیکتر شدن به پایان قرن بیستم و افزایش اهمیت فعالیتهای اجتماعی کسبوکارها، جانسون اند جانسون هم روند همیشگی خود را دنبال و کمپینی بهنام Safe Kids Worldwide تأسیس کرد. کمپین مذکور با هدف کاهش صدمات و مرگومیر کودکان بر اثر حوادث، ابتدا در سطح ملی و سپس جهانی به فعالیت پرداخت. این کمپین تا امروز هم فعالیت خود را ادامه داده و سهم زیادی در کاهش صدمات و مرگومیر حادثهای کودکان زیر ۱۴ سال آمریکایی ایفا کرده است.
نوآوریهای جانسون اند جانسون در دهههای پایانی قرن بیستم هم با جدیت ادامه داشت. کسبوکار بهداشت بینایی آنها در سال ۱۹۸۷ لنز تماسی با برند ACUVUE معرفی کرد که بهعنوان اولین لنز چشمی یکبار مصرف با قابلیت استفاده تا یک هفته، به بازار معرفی شد. در سالهای بعد برند مدل یکروزهی این لنزها هم تولید شدند.
در سالهای پایانی دههی ۱۹۸۰، رالف اس لارم بهعنوان مدیرعامل و رئیس هیئتمدیرهی جانسون اند جانسون منصوب شد. او هم برنامههای خرید و ادغام را برای توسعهی شرکت در پیش گرفت و همکاران متعددی را در حوزهی بهداشت و سلامت به جانسون اند جانسون افزود. از میان شرکتهای خریداری شده در زمان لارسن میتوان به Neutrogena Corporation، Kodak's Clinical Diagnostics، Cordis Corporation و Centocor اشاره کرد. بهعلاوه توسعهی کسبوکار در روسیه و اروپای شرقی نیز با جدیت دنبال شد.

ساخت مرکز جانسون اند جانسون در نیوبرونزویک
در سال ۱۹۹۴ نوآوری قابلتوجه دیگری از سوی جانسون اند جانسون به دنیای پزشکی معرفی شد. آنها استنت کرونری را به بازار معرفی کردند که انقلاب بزرگی را در پزشکی قلب و عروق ایجاد کرد. استنتهای کرونری در عمل جراحی انسداد رگها و عروق کاربرد دارند و با باز نگه داشتن رگها، جریان خون را حفظ میکنند. در سالهای بعد شرکت Cordis از زیرمجموعههای جانسون اند جانسون، نمونههای پیشرفتهتری از استنت به بازار معرفی کرد.
چالشها و انتقادات
ارتباط مستقیم برندهای سلامت با جان مردم، موجب شکلگیری شدیدترین انتقادها و چالشها پیرامون آنها میشود. درواقع اشتباهات احتمالی چنین شرکتهایی عواقب بسیار خطرناکی دارد و بههمین دلیل بیش از کسبوکارهای دیگر در صدر اخبار قرار میگیرند. جانسون اند جانسون هم در طول بیش از یک قرن فعالیت، انواع چالشها را تجربه کرد که برخی از آنها با واکنشهای استثنائی و قوی مدیران همراه بودند و حتی به فرصتی برای بازاریابی شرکت تبدیل شدند.
در سال ۱۹۸۲ یکی از داروهای مشهور JNJ موجب مرگ هفت نفر در نیویورک شد. داروها بهصورت عمدی با سیانید مسموم شده بودند. شرکت در عملکردی بسیار سریع در مدت یک هفته ۳۱ میلیون بطری داروی خود را از بازار جمعآوری کرد که در طی آن، رکورد یکی از بزرگترین جمعآوریهای تاریخ آمریکا ثبت شد. رخداد پیش آمده باعث شد تا تغییراتی در بستهبندی این داروی بدون نسخه اعمال شود و حتی تغییراتی هم در قوانین دارویی آمریکا بههمراه داشت. پروندهی مذکور هنوز بسته نشده است و هیچ متهمی هم در جریان آن دستگیر نشد. بههرحال پاسخ سریع JNJ به بحران پیش آمده، تحسین بسیاری از کارشناسان روابط عمومی و رسانهها را بههمراه داشت و بهعنوان استانداردی طلایی در مدیریت بحران سازمانی شناخته شد.

الکس گورسکی مدیرعامل جیاندجی
در سال ۲۰۱۰ زیرمجموعهی مکنیل از جانسون اند جانسون، بهصورت داوطلبانه ۴۳ نوع داروی بدون نسخهی مخصوص کودکان را از بازار جمعآوری کرد. دلیل جمعآوری، انتشار اخباری مبنی بر احتمال خطا در روند تولید بود. در بررسیها اعلام شد که شاید داروهای مورد نظر، مقدار داروی بیش از حد مجاز داشته باشند. بههرحال داروها از کشورهای متعددی همچون کانادا، گوام، گواتمالا، جامائیکا، کویت، امارات متحدهی عربی و فیجی جمعآوری شدند. در همان زمان JNJ علاوه بر انتشار بیانیه مبنی بر اجرای روندهای بررسی داخل سازمانی، وبسایتی را نیز برای اطلاعرسانی دربارهی داروهای مشکوک راهاندازی کرد.
از جدیدترین چالشهای جانسون اند جانسون در دنیای کسبوکار میتوان به محکومیت تبلیغات غیرصادقانهی داروی Risperdal اشاره کرد. شرکت در ایالتهای تگزاس، کارولینای شمالی، لوئیزیانا و آرکانزاس محکوم به تبلیغات اغراقآمیز برای این دارو شد. در پروندهای دیگر در سال ۲۰۱۰ مجددا این دارو مطرح شد. J&J با همکاری Omnicare از توزیعکنندههای دارو در آمریکا مجددا محصول خود را با قابلیتهای بیشتر تبلیغ کرده بود که منجر به دخالت وزارش دادگستری آمریکا در پرونده شد. در جریان تبلیغات داروی مذکور، بسیاری از پزشکان و محققان صنعت دارو نیز به همکاری با جانسون اند جانسون محکوم شدند.
پروندهی بحرانی دیگر جانسون اند جانسون در سال ۲۰۱۱ شکل گرفت و برند آمریکایی و کارمندان آن را متهم به پرداخت رشوه کرد. در جریان پرونده مشخص شد که کارمندان این شرکت به پزشکان کشورهای یونان، لهستان و رومانی هزینه پرداخت میکردند تا بهنوعی به افزایش فروش داروها کمک کنند. بهعلاوه مقامات عراقی هم در همکاری با برند آمریکایی برای اعطای قراردادهای دولتی متهم شناخته شدند.

مرکز مدیریت جانسوناندجانسون در نیوبرونزویک
از پروندههای جاری در طول تاریخ جانسون اند جانسون میتوان به حق استفاده از لوگوی صلیب سرخ اشاره کرد. شرکت آمریکایی از سالهای ابتدایی فعالیت این لوگو را در اختیار داشت و کنوانسیون ژنو نیز مالکیت آن را تا حدودی حفظ کرده بود. بههرحال استفادهی این دو سازمان از لوگوی مذکور در طول تاریخ با چالشهایی همراه بود و هرکدام در موضوعاتی خاص، امتیازهایی را به خاطر آن دریافت کردند.
سالهای اخیر و وضعیت کنونی برند جانسون اند جانسون
ویلیام سی ولدون هشتمین رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل جانسون اند جانسون بود که در سال ۲۰۰۲ به مقام مدیریت رسید. او با پیروی از مسیر مدیران قبلی، توسعه در حوزههای جدید را نیز پیش گرفت و تحقیقات و ساخت دارو برای دستههای جدید همچون بیماران HIV ایدز نیز به فعالیتهای شرکت افزوده شد. برای فراهم کردن نیاز بیماران خاص همچون ایدز و سل، جانسون اند جانسون شرگت Tibotec-Vicro را هم در اختیار گرفت.

طراحی دقیق استنت قلبی جیاندجی
فعالیتهای جانسون اند جانسون در شناسایی و مبارزه با بیماریهایی همچون ایدز و هپاتیت به دههی ۱۹۷۰ باز میگردد. برند آمریکایی در آن سالها تجهیزات پیشرفتهای را برای شناسایی این نوع از بیماریها توسعه داد که بهنوعی مرز دنیای فناوری در آن سالها بودند.
از مهمترین خریدهای جانسون اند جانسون در دههی ۲۰۰۰ میتوان به Pfizer در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد. فایزر از مشهورترین برندهای صنعت بهداشت و دارو محسوب میشود که برندهایی همچون LISTERINE، BENGAY و BENADRYL در زیرمجموعهی آن قرار دارند.

نمونهای از محصولات برند Listerine
فعالیتهای اجتماعی و خیرخواهانهی جانسون اند جانسون در سالهای اخیر هم ادامه یافت. آنها برنامهای بهنام Every Mother, Every Child با کمک سازمان ملل متحد اجرا کردند که روی بهبود اوضاع سلامت مادران و کودکان در کشورهای درحالتوسعه متمرکز شد. بهعلاوه برند آمریکایی در سال ۲۰۱۰ در همراهی با روند توسعهی فناوری، ارائهی خدمات آموزشی ازطریق کانالهای جدید را هم پیش گرفت. آنها سرویسی رایگان با استفاده از خدمات موبایلی در آمریکا راهاندازی کردند که اطلاعات سلامتی را ازطریق پیامهای متنی برای مادران باردار و دارای نوزاد، ارسال میکند.
در سال ۲۰۱۲ نهمین مدیرعامل جانسون اند جانسون معرفی شد. الکس گورسکی هدایت شرکت باسابقهی صنعت بهداشت را در اختیار گرفت و هنوز هم در این سمت مشغول به کار است. از جدیدترین خریدهایی که تحت مدیریت گورسکی انجام شد میتوان به شرکت Actelion فعال در حوزهی زیستفناوری اشاره کرد که با قیمت حدود ۳۰ میلیارد دلار به زیرمجموعهی شرکت پیوست. اکتلیون بهعنوان بزرگترین خرید تاریخ جانسون اند جانسون شناخته میشود.

مرکز مدیریت Actelion، بزرگترین خرید جیاندجی
جانسون اند جانسون اکنون با ۲۵۰ شرکت زیرمجموعه در ۶۰ کشور جهان فعالیت میکند. آخرین آمارها تعداد کارمندان این شرکت را ۱۳۴ هزار نفر بیان میکند. برند آمریکایی در سال ۲۰۱۸ توانست آمار فروش ۸۱/۵۸ میلیون دلار را ثبت کند. برند جانسون اند جانسون طبق رتبهبندی اینتربرند در جایگاه ۷۷ برترین برندهای جهان جای دارد.
مهمترین مشخصه یک گوشی میانرده خوب پردازنده و قلب تپنده آن است که در این زمینه شرکتهای بزرگی نظیرکوالکام، مدیاتک، هواوی و سامسونگ محصولاتی را به بازار عرضه کردهاند. اما شاید رقابت اصلی دنیای پردازندههای موبایل را در کنار نمونههای موجود برای پرچمداران، محصولات توسعهیافته برای گوشیهای میانرده دانست. این رقابت در سالهای گذشته تا حدی زیاد شده است که در حال حاضر شاهد حضور پردازندههای میانردهی بسیار توانمند (توان پردازشی برابر با انواع مخصوص پرچمداران سال گذشته) هستیم. باتوجه به قدرت خرید کاربران و محبوبیت گوشیهای میانرده، اطلاع از توانایی هر یک از این پردازندهها اهمیت زیادی برای کاربران خواهد داشت.
اما تعدد و تنوع پردازندههای مخصوص گوشیهای میانرده منجر به گمراهی برخی کاربران شده است. در همین راستا در ادامه به معرفی مختصر و ارایهی نتایج بنچمارکهای پردازشی انتوتو ۷ محبوبترین پردازندههای حال حاضر گوشیهای هوشمند میانرده پرداخته شده است تا بهصورت تقریبی با توان پردازشی هر یک و جایگاه آن آشنا شوید. با زومیت همراه باشید.
کوالکام

کوالکام بهعنوان برترین تولیدکننده پردازندههای موبایل در جهان، نگاه ویژهای به چیسپتهای میانرده داشته است. سری ۶۰۰ و ۷۰۰ از تراشههای این شرکت به بخش میانرده تعلق دارند که طی سالهای گذشته پیشرفت قابلتوجهی در توان پردازشی را تجربه کردهاند. با پیشرفت این دسته از پردازندهها و کاهش قیمت آنها، شاهد تمایل سازندگان گوشیهای هوشمند به استفاده از آنها و کمرنگ شدن محصولات سری ۴۰۰ این شرکت هستیم. در جدول پایین مشخصات پردازندههای میانردهی کوالکام و امتیاز کسب شده توسط هر یک از آنها در بنچمارکها ذکر شده است.
| مقایسه | اسنپدراگون 625 | اسنپدراگون 630 | اسنپدراگون 636 | اسنپدراگون 660 | اسنپدراگون 665 | اسنپدراگون 675 | اسنپدراگون 710 | اسنپدراگون 712 | اسنپدراگون 730 |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| لیتوگرافی | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۱ نانومتر | ۱۱ نانومتر | ۱۰ نانومتر | ۱۰ نانومتر | ۸ نانومتر |
| پردازنده مرکزی | هشت هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۰ گیگاهرتز | چهار هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۲ گیگاهرتز و چهار هسته Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز | هشت هستهی کریو ۲۶۰ با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز | چهار هستهی کریو ۲۶۰ با حداکثر فرکانس ۲.۲ گیگاهرتز و چهار هستهی کریو ۲۶۰ با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز | چهار هستهی کریو ۲۵۰ طلایی با حداکثر فرکانس ۲ گیگاهرتز و چهار هستهی کریو ۲۵۰ نقرهای با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز | ۶ هستهی کریو ۴۶۰ نقرهای با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز و چهار هسته کریو ۴۶۰ طلایی با حداکثر فرکانس ۲ گیگاهرتز | ۶ هستهی کریو ۳۶۰ نقرهای با حداکثر فرکانس ۱.۷ گیگاهرتز و دو هسته کریو ۳۶۰ طلایی با حداکثر فرکانس ۲.۲ گیگاهرتز | ۶ هستهی کریو ۳۶۰ نقرهای با حداکثر فرکانس ۱.۷ گیگاهرتز و چهار هسته کریو ۳۶۰ طلایی با حداکثر فرکانس ۲.۳ گیگاهرتز | چهار هسته کریو ۴۷۰ نقرهای با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز و دو هسته کریو ۴۷۰ طلایی با حداکثر فرکانس ۲.۲ گیگاهرتز |
| پردازنده گرافیکی | آدرنو ۵۰۶ | آدرنو ۵۰۸ | آدرنو ۵۰۹ | آدرنو ۵۱۲ | آدرنو ۶۱۰ | آدرنو ۶۱۲ | آدرنو ۶۱۶ | آدرنو ۶۱۶ | آدرنو ۶۱۸ |
| انتوتو | ۷۵۰۰۰ | ۸۸۰۰۰ | ۱۱۰۰۰۰ | ۱۳۰۰۰۰ | ۱۲۵۰۰۰ | ۱۷۵۰۰۰ | ۱۷۰۰۰۰ | ۱۸۰۰۰۰ | ۲۱۰۰۰۰ |
| نمونه بکار رفته | شیائومی Mi A2 لایت | نوکیا 6.1 | شیائومی Redmi Note 5 پرو | نوکیا 7 پلاس | شیائومی CC9e | شیائومی ردمی نوت ۷ پرو | نوکیا X7 | شیائومی Mi 9 SE | گلکسی A80 |
سامسونگ

پیش از این تنوع تراشههای شرکت سامسونگ (که با نام اکسینوس شناخته میشوند) در بخش میانردهها بسیار کم بوده و به جز دو مورد از سری ۷ شاهد گزینهی دیگری از سوی این شرکت نامدار دنیای موبایل نبودیم. اما با عرضهی نسل جدید گوشیهای سری M و A سامسونگ، پردازندههای میانرده و توانمند جدیدی از این شرکت تولید شدند که در ادامه نام و مشخصات فنی آنها را مشاهده میکنید.
| مقایسه | اکسینونس 7870 | اکسینوس 7880 | اکسینوس 7884 | اکسینوس 7885 | اکسینوس 7904 | اکسینوس 9610 |
|---|---|---|---|---|---|---|
| لیتوگرافی | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۴ نانومتر | ۱۰ نانومتر |
| پردازنده مرکزی | 8 هستهی ۱.۶ گیگاهرتزی Cortex-A53 | هشت هستهی Cortex-A53، حداکثر فرکانس ۱.۹ گیگاهرتز | دو هستهی Cortex-A73 با فرکانس حداکثر ۱.۶ گیگاهرتز و ۶ هستهی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۴ گیگاهرتز | دو هستهی Cortex-A73 با فرکانس حداکثر ۲.۲ گیگاهرتز و ۶ هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۱.۶ گیگاهرتز | دو هستهس Cortex-A73 با فرکانس حداکثر ۱.۸ گیگاهرتز و ۶ هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۱.۶ گیگاهرتز | چهار هستهی ۲.۳ گیگاهرتز Cortex-A73 و چهار هستهی ۱.۶ گیگاهرتز Cortex-A53 |
| پردازنده گرافیکی | Mali-T830 MP1 | Mali-T830 MP3 | Mali-G71 MP2 | Mali-G71 MP2 | Mali-G71 MP2 | Mali-G72 MP3 |
| انتوتو | ۶۵۰۰۰ | ۷۷۰۰۰ | ۹۵۰۰۰ | ۱۱۵۰۰۰ | ۱۰۸۰۰۰ | ۱۴۵۰۰۰ |
| نمونه بکار رفته | گلکسی M10 | گلکسی A5 2017 | گلکسی A10 | گلکسی A8 2018 | گلکسی M20 | گلکسی A50 |
هواوی

شرکت هایسیلیکون بهعنوان زیرمجموعهی هواوی، وظیفه تولید تراشههای اختصاصی این شرکت چینی را بر عهده دارد که آنها را با برند کایرین میشناسیم. تراشههای میانرده هواوی تا به امروز از سری ۶۰۰ بودهاند که چندی پیش نیز سری ۷۰۰ کایرین نیز در گوشیهای میانردهی هواوی بهمار گرفته شدند. بهتازگی هواوی نوید عرضهی گوشیهای میانردهی جدید خود را با کایرین ۸۱۰ داده است که ظاهرا شاهد افزایش قابلتوجه توان پردازشی در این پردازنده و نسبت به نسلهای پیشین آن خواهیم بود.
| مقایسه | کایرین 658 | کایرین 659 | کایرین 710 | کایرین 810 |
|---|---|---|---|---|
| لیتوگرافی | ۱۶ نانومتر | ۱۶ نانومتر | ۱۲ نانومتر | ۷ نانومتر |
| پردازنده مرکزی | چهار هستهی Cortex-A53 با فرکانس حداکثر 2.35 گیگاهرتز و چهار هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۱.۷ گیگاهرتز | چهار هستهی Cortex-A53 با فرکانس حداکثر 2.36 گیگاهرتز و چهار هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۱.۷ گیگاهرتز | چهار هستهی Cortex-A73 با فرکانس حداکثر ۲.۲ گیگاهرتز و چهار هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۱.۷ گیگاهرتز | دو هسته Cortex-A76 با فرکانس حداکثر ۲.۲۷ گیگاهرتز و ۶ هسته Cortex-A55 با حداکثر فرکانس ۱.۵۵ گیگاهرتز |
| پردازنده گرافیکی | Mali-T830 MP2 | Mali-T830 MP2 | Mali-G51 MP4 | Mali-G52 MP6 |
| انتوتو | ۶۵۰۰۰ | ۷۳۰۰۰ | ۱۴۰۰۰۰ | ۲۳۵۰۰۰ |
| نمونه بکار رفته | هواوی P10 لایت | هواوی میت 10 لایت | هواوی P30 لایت | هواوی نوا 5 |
مدیاتک

تراشههای شرکت تایوانی مدیاتک تحت نام هلیو شناخته میشوند و سری P در میان آنها اختصاص به تراشههای میانرده دارد. با آنکه پردازندههای موبایل این شرکت بهدلیل تکنولوژیهای ضعیفتر و عدم بهینهسازی کافی اکثرا از رقابت با رقبا عاجز هستند، اما بهدلیل قیمت پایینی که مدیاتک برای آنها در نظر گرفته، در شرق قاره کهن (مخصوصاً شرکتهای کمتر شناخته شده چینی) با استقبال روبهرو میشوند.
| مقایسه | هلیو P10 | هلیو P20 | هلیو P22 | هلیو P35 | هلیو P60 |
|---|---|---|---|---|---|
| لیتوگرافی | ۲۸ نانومتر | ۱۶ نانومتر | ۱۲ نانومتر | ۱۲ نانومتر | ۱۲ نانومتر |
| پردازنده مرکزی | هشت هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۰ گیگاهرتز | هشت هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۳ گیگاهرتز | هشت هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۰ گیگاهرتز | هشت هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۳ گیگاهرتز | چهار هستهی Cortex-A73 با فرکانس حداکثر ۲.۰ گیگاهرتز و چهار هستهی Cortex-A53 با حداکثر فرکانس ۲.۰ گیگاهرتز |
| پردازنده گرافیکی | Mali-T860 MP2 | Mali T880 MP2 | PowerVR GE8320 | PowerVR GE8320 | Mali-G72 MP3 |
| انتوتو | ۵۰۰۰۰ | ۶۲۰۰۰ | ۷۸۰۰۰ | ۸۶۰۰۰ | ۱۴۰۰۰۰ |
| نمونه بکار رفته | اکسپریا XA | اکسپریا XA1 | شیائومی Redmi 6 | شیائومی می پلی | نوکیا 5.1 پلاس |
نمونه پردازندههایی که در بالا به آنها اشاره شد پرکاربردترین پردازندههای موبایل در بخش میانرده بودند که سعی کردیم بهطور خلاصه شما را با مشخصات اصلی و تواناییهای هر یک آشنا کنیم.
تا چندی پیش بزرگترین شاسیبلند سبد محصولات بیامو، مدل X5 بود و بیامو هیچ وقت شاسیبلند ۷ نفرهی واقعی و کاربردی در میان محصولات تولیدی خود نداشت تا بتواند با آن به رقابت با خودروهایی مثل رنجرور ومرسدس بنز GL بپردازد. با این وجود طراحان این شرکت دستبهکار شدند و مدل X7 را بهعنوان بزرگترین شاسیبلند بیامو طراحی کردند.

اما نباید گمان کنید که کاربری ۷ نفرهی X7 آن را خودرویی مناسب خانوادهها میکند؛ X7 در عین حال لوکسترین شاسیبلندی است که بیامو تابهحال تولید کرده است. فضای داخلی این خودرو در بالاترین کیفیت ممکن قرار دارد و از نظر فناوریهای بهکار رفته در کابین نیز X7 خود را بهعنوان یکی از لوکسترین محصولات دنیای خودرو معرفی میکند.

در حقیقت X7 تنها شبیه به یک لیموزین با ارتفاع بالا نیست؛ چون در عین محیطی لوکس، با خودرویی کاربردی و توانا طرف هستیم. بیامو درکنار همهی این موارد، به این مورد نیز توجه داشته است که استفاده از X7 برای خانوادهها آسان و تجربهای لذتبخش باشد. برای مثال فضای عقب X7 بهحدی بزرگ است که بهراحتی میتوان صندلی کودک را بدون نیاز به جابجایی صندلی جلو، نصب کرد. صندلیهای ردیف دوم نیز قابلیت تنظیم برقی در طول و ارتفاع را دارند و به این ترتیب میتوان آنها را دقیقا در موقعیت دلخواه تنظیم کرد. فضای ردیف سوم نیز به طرز شگفتانگیزی بزرگ است.

سوار شدن و پیاده شدن از ردیف سوم صندلیها بهراحتی انجام میشود؛ تنها کافی است تا با فشردن یک کلید و جابجایی صندلی ردیف دوم، فضای مورد نیاز برای رفتوآمد را ایجاد کنید. فضای سر و پای ردیف سوم حتی برای افراد بزرگسال نیز کافی خواهد بود. بیامو حتی برای سرنشینان ردیف سوم نیز سیستم تهویهی خودکار و گرمکن صندلی مجزا تعبیه کرده است که کنترل آن درست در بالای سر و روی سقف قرار دارد. در ردیف عقب نیز دو عدد پورت USB تایپ C و دو جالیوانی وجود دارند تا بیامو X7 را کاربردیتر از هر خودروی دیگری نشان دهد. سانروفی مجزا نیز برای ردیف سوم تعبیه شده است که البته قابلیت باز شدن ندارد و تنها نمایی از آسمان را به ارمفان میآورد.

با تا شدن صندلیهای ردیف سوم فضای بسیار بزرگی برای صندوق بار ایجاد خواهد شد که امکان حمل وسایل حجیمی را به ارمغان میآورد. بیامو در فضای صندوق عقب X7 بسیار هوشمندانه عمل کرده است. صندلیهای ردیف دوم و سوم از داخل بهصورت برقی قابل تا شدن هستند و در کف خودرو پنهان میشوند. اما جالب است که بیامو دو کلید دیگر با نامها Passenger Max و Cargo Max را هم در صندوق عقب تعبیه کرده است. با فشردن کلید اول صندلیهای ردیف دوم و سوم بهصورت خودکار در حالتی قرار میگیرند تا بیشترین فضای سرنشین و کمترین فضای بار را داشته باشیم، در حالت دوم صندلیها همگی تا شده و بیشتری فضای بار ممکن تنها با فشردن یک کلید به دست میآید.

اتاق X7 نهتنها برای کودکان بلکه برای بزرگسالان نیز فضایی فوقالعاده راحت است. صندلیها در این خودرو حالتی بالشتمانند دارند و راحتی آنها غیرقابلوصف است. گرچه در مدل X7 50i xDrive مبلغی بیش از ۱۰۰ هزار دلار را باید پرداخت کرد ولی در عوض تأثیر آن در کیفیت خودرو واضح است. تنها کیفیت بالای ساخت و طراحی زیبای کابین X7 نیست که حس خودرویی ۱۰۰ هزار دلاری را ارایه میدهد؛ بلکه از نظر فنی هم با خودرویی بسیار توانمند مواجه هستیم. زیر کاپوت X7 50i xDrive پیشرانهای ۴.۴ لیتری V8 تویین توربو قرار دارد که میتواند ۴۵۶ اسببخار قدرت و ۷۰۰ نیوتونمتر گشتاور تولید کند. عملکرد این پیشرانه آنقدر نرم و بیصدا است که گویا با خودرویی الکتریکی مواجه هستیم.

اگر بخواهیم به جنبههای لوکس خودرو نیز نگاه کنیم، باید به جوی استیک و اهرم تعویض دندهی شیشهای و سیستم پیشرفتهی iDrive با نمایشگر بسیار بزرگ اشاره کنیم. حال به سؤال اصلی میرسیم، اینکه اگر بنا باشد خودرویی لوکس با قیمت ۱۰۰ هزار دلار انتخاب شود، سری ۷ بهتر است یا X7؟ گرچه قیمت این دو خودرو تقریبا یکسان است و هر دو محصولاتی بسیار لوکس هستند، ولی X7 کابردیتر بوده و فضای خیلی بیشتری به همراه دارد. به این موارد باید قابلیت آفرود را هم اضافه کنیم. ضمن اینکه با توجه به دو صندلی بیشتر، مناسب خانوادههای پر جمعیت نیز است. شاید سری ۷ حس لوکس بودن بیشتری را به سرنشینان القا کند، ولی کاربرد گستردهتر X7 و تواناییهای آن در کنار لذت رانندگی بالا، این شاسیبلند را از تمامی اعضای خانوادهی بیامو متمایز میکند.

مایکروسافت همچنان درحالتوسعه و گسترش موتور رندر گوگل کرومیوم است و در تازهترین اقدام خود در راستای این گسترش، بررسیکنندهی غلط املایی (Spell Checker) را به موتور کرومیوم اضافه کرده است. کرومیوم در حال حاضر برای برسی غلطهای املایی از Hunspell بهره میگیرد که در برنامههایی نظیر LibreOffice و OpenOffice از آن استفاده میشود.

مایکروسافت دراینباره میگوید.
نیاز بود واسطهای سازگار با همهی پلتفرمها (کراس پلتفرم) طراحی کنیم تا بررسیکنندهی غلط املاییویندوز بتواند با کروم ادغام شود. همچنین نیاز بود کدی برای فعال کردن سویچ بین WindowsSpellchecker و hunspell spellchecker طراحی کنیم. در این مرحله ما Windows Spellchecker را در نسخهی قناری کرومیوم اضافه و همچنین سویچی برای تغییر برسی غلطهای املایی بین Windows Spellchecker و hunspell spellchecker طراحی کردیم.
در حال حاضر به نظر نمیرسد تفاوت زیادی بین این دو تصحیح کنندهی غلطهای املایی باشد؛ اما میتوان تصور کرد که در آینده Windows Spellchecker بهتر از افزونههای شخص ثالث گوگل عمل خواهد کرد.
در کنفرانس توسعهدهندگان هوش مصنوعی Baidu Create در پکن، شرکت بایدو و اینتل همکاری جدید خود را در زمینهی آموزش پردازنده شبکه عصبی جدید نروانا (Nervana) اینتل اعلام کردند. همانطور که از نام آن بهوضوح مشخص است، این تراشهی پیشرو که به اختصار (NNP-T) خوانده میشود، پردازندهای است که بهطور خاص برای وظیفه آموزش شبکههای عصبی برای اهداف کاربردی در حوزه یادگیری عمیق در مقیاس ساخته شده است.
همکاری بایدو و اینتل در ساخت تراشه NNP-T شامل همکاری در هر دو بخش سختافزار و نرمافزار جانبی این شتابدهنده سفارشی است تا اطمینان حاصل کنند که برای استفاده در فریمورک یادگیری عمیق PaddlePaddle Baidu بهینهسازی شده است و کار موجود را تکمیل میکند. اینتل برای اطمینان از اینکه PaddlePaddle به درستی تنظیم شده است تا بهترین عملکرد را در پردازندههای موجود Xeon Scalable موجود خود داشته باشد، انجام داده است. بهینهسازی NNP-T بهطور خاص روی اپلیکیشنهای PaddlePaddle با تمرکز بر آموزش توزیع شبکههای عصبی برای تکمیل انواع دیگر اپلیکیشنهای کاربردی هوش مصنوعی خواهد بود.
ترکیب نام پردازنده شبکه عصبی نروانا، بعد از نامگذاری شرکتی به نام نروانا صورت گرفت. شرکت نروانا در سال ۲۰۱۶ به رهبری گروه هوش مصنوعی اینتل توسط مدیرعامل سابق Naveen Rao توسعه یافت. تراشهی NNP-T مدل سفارشی برای آموزش هوش مصنوعی (استفاده از دیتاستها و یادگیری چگونگی انجام کاری که قرار است انجام شود) است. این پردازنده NNP-I که در نمایشگاه CES 2019 معرفی شد، بهطور خاص برای استنتاج کردن، طراحی شده است. استنتاج بهمعنای گرفتن نتایج حاصل از فرایند یادگیری و کاربردی کردن آنها، یا در واقع، انجام کاری که قرار است انجام شود.
تراشه NNP که اولینبار در سال ۲۰۱۷ معرفی شد، در حال حاضر بهعنوان نمونهی اولیه جهت توسعهی نرمافزار و نسخهی نمایشی سختافزار برای شرکای تجاری، بهکار گرفته میشود. این درحالی است که نسل جدید این پردازندهها که به اصطلاح Spring Crest نامیده میشوند، برای تولید انبوه در سال جاری برنامهریزی شدهاند.
موج گرمای اروپا باعث شده است، دولتها با اعلام هشدارهای سلامتی، از مردم بخواهند با اتکا به روشهای مختلفی خود را خنک نگهدارند؛ دراینمیان کشور فرانسه گرمترین دمای هوا را بهثبت رسانده است. درواقع، موج گرما باعث بروز سیلهای برقآسا، آتشسوزی جنگلها، توقف پرواز هواپیماها، خمیدگی خطوط راهآهن، تعطیلی مدارس و هشدار کیفیت هوا شده است. چندین نفر نیز بهدلیل افزایش دمای بیسابقه جان خود را از دست دادهاند.
روز جمعه دمای هوای فرانسه رکورد ۴۵٫۹ درجهی سانتیگراد را زد، هرچند وضعیت سایر کشورهای اروپایی هم دستکمی از فرانسه نداشت. در آلمان مردم بطریها را با آب داغ پر میکنند و در فریزر میگذارند تا با خود به رختخواب ببرند. فرانسه نیز فوارههای آب را بهصورت موقت در مناطق شلوغ نصب کرده و همچنین به استخرهای عمومی برای فعالیت تا اواخر شب مجوز داده است.
موج گرما زمانی در سراسر اروپای شمالی رخ میدهد که فشار بالای هوا در این منطقه، هوای گرم شمال آفریقا، پرتغال و اسپانیا را بهسمت خود میکشد و باعث افزایش دما و رطوبت میشود. درحالحاضر، این هوای فوقالعاده گرم از سمت صحرای بزرگ آفریقا آمده است.
تیموتی هیوسون، سرپرست تیم پیشبینی در مرکز اروپایی پیشبینی میانمدت وضع هوا (ECMWF) میگوید که آسمان بدون ابر در ماه ژوئن نشان میدهد که نور شدید خورشید، دمای هوا را بسیار بیشتر بالا میبرد. علاوهبراین، وضعیت خشکی خاک باعث میشود که تبخیر کمتری صورت بگیرد؛ فرآیندی که درحالت عادی زمین را خنک میکند.
موج گرما، پدیدهی شایعی است، اما طبق نظر کارشناسان هواشناسی، باافزایش دمای جهانی تشدید میشود و احتمال وقوع آن افزایش مییابد که یکی از تأثیرات مورد انتظارتغییرات اقلیمی است.

موج گرما در اروپا
گراهام مدج، کارشناس آبوهوایی از سازمان هواشناسی بریتانیا، میگوید:
بااینکه تغییرات آبوهوایی بهصورت طبیعی اتفاق میافتند، اما جهان حدوداً یک درجه گرمتر از سطوح پیش از انقلاب صنعتی شده و درنتیجه، احتمال وقوع شرایط سخت آبوهوایی افزایش یافته است. بههمین دلیل اکنون که دچار موج گرما میشویم، نهتنها شدت آن احتمالاً یک یا چند درجه افزایش مییابد، بلکه تعداد دفعات وقوع آن نیز بیشتر خواهد شد.
بالاترین دمای ثبتشده در اروپا، ۴۸ درجهی سانتیگراد بود که در ژوئیهی ۱۹۷۷ در شهر آتن ثبت شد؛ اما بهطور متوسط ۲۰ سال گرم اروپا از زمان ثبت رکوردها، در طول همین ۲۲ سال اخیر اتفاق افتاده است. طبق اعلام سازمان جهانی هواشناسی، سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸، گرمترین سالهای صدر این فهرست بودهاند.
علت این گرمایش، عامل انسانی است؟
سال گذشته گروه تخصیص آبوهوای جهانی (World Weather Attribution) پژوهشی علمی دربارهی موج گرمای گسترده در اروپا انجام داد و دریافت که دمای بالای این منطقه بهاحتمال زیاد دراثر همان فعالیتهای انسانی است که به تشدید تغییرات اقلیمی دامنزده است.
درصورت تداوم روند کنونی، موج گرما در سراسر اروپا تا دههی ۲۰۴۰، هر یک سال در میان اتفاق خواهد افتاد و این احتمال وجود دارد که دمای هوا تا سال ۲۱۰۰ بهاندازهی ۳ تا ۵ درجهی سانتیگراد افزایش یابد.
موج گرما دقیقاً چیست؟

تصویر ماهوارهای از دمای زیاد سطح زمین در اروپا
بهعلت تغییر وضعیت آبوهوایی در نقاط مختلف دنیا، هیچ تعریف پذیرفتهشدهای در سطح جهان از موج گرمایی وجود ندارد؛ هرچند بهطورکلی آن را دورهای با گرمای غیرمعمول میدانند که دمای هوا معمولاً پنج درجه یا بیشتر از میانگین حداکثر روزانه بالاتر میرود و این ماجرا حداقل سه روز طول میکشد.
هیوسون، مواردی نظیر دمای هوا در طول شب، رطوبت و سرعت باد را از دیگر عوامل دخیل در موج گرما میداند. درواقع، رطوبت و سرعت پایین باد میتواند موج گرما را تشدید کند و این تأثیرات بهخصوص در شهرهای بزرگ میتواند شدیدتر باشد، چراکه فعالیت انسانها، حجم ساختمانها، بتنها و جادهها بسیار بیشتر است. او میگوید:
ازلحاظ زمان وقوع در سال و الگوی فضایی گرما، رویداد جاری در اروپا کاملاً به موج گرمای این قاره در سال ۲۰۱۵ شباهت دارد.
مناطق اروپای مرکزی و جنوبی بیشتر از سایر نقاط تحتتأثیر موج گرما بودهاند، هرچند که در آلمان و سوئیس نیز رکورد دمای بالای هوا ثبت شده است.
چرا موج گرما خطرناک است؟

دمای بالای هوا هر کسی را تحتتأثیر قرار میدهد، اما کمآبی بدن، خستگی گرمایی و گرمازدگی میتواند پیامدهای مرگباری برای افراد مبتلا به بیماریهای قلبی، کلیوی و تنفسی و همچنین افراد سالخورده و کودکان بهدنبال داشته باشد. هیوسون میگوید:
موج گرما باعث میشود، قابلیت بدن انسان برای تنظیم دمای خود و نگهداشتن آن در سطحی مناسب کاهش یابد و بههمین دلیل میتواند برای انسانها خطرناک باشد.
درصورتیکه دمای هوا در طول شب به زیر ۲۵ درجهی سانتیگراد نرسد، احتمال دارد که مردم بهخصوص افراد آسیبپذیر دچار مشکل شوند. کارشناسان سلامتی توصیه میکنند، افرادی که دچار سردرد، سرگیجه، ازدستدادن اشتها، حالتتهوع، تعریق بیش از حد، گرفتگی عضلات، تنفس سریع یا تشنگی شدید میشوند، باید بهدنبال راهی برای خنککردن خود باشند.

اگر دمای بدن به بالای ۴۰ درجهی سانتیگراد برسد، احتمال گرمازدگی وجود دارد که در این حالت، فرد باید بهسرعت تحت مراقبتهای پزشکی قرار گیرد. توقف تعریق و مشکلات تنفسی از نشانههای خطرناک گرمازدگی هستند که میتواند به عدمهوشیاری و مشکلات جدی نظیر آسیب دائمی به اندامهای حیاتی یا حتی مرگ بینجامد.
طبق نتایج پژوهشی علمی و پزشکی، پس از موج گرمایی سال ۲۰۰۳، تعداد مرگومیرها درمقایسه با سال گذشتهی آن حدود ۷۰ هزار نفر بیشتر شد. افزایش مرگومیر در جدیدترین موج گرما نیز ثبت شده است. دو نفر در اسپانیا جان خود را از دست دادند که مشکوک به گرمازدگی بودند و در بریتانیا پس از غرقشدن دختربچهای ۱۲ ساله، پلیس به مردم دربارهی خطر ورود به دریاچهها و رودها برای خنکشدن هشدار داد.
در کشورهای گرمتر چه اتفاقی میافتد؟

کشورهای دارای آبوهوای گرمتر نظیر استرالیا و کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه که دمای هوای آنها در تابستان اغلب به ۵۰ درجه میرسد، احتمالاً همچنان با معضل آبوهوای شدید دستوپنجه نرم خواهند کرد. گراهام مدج میگوید:
باوجودی که شاید زیرساختهای آنها بتواند دمای هوای گرمتر را تحمل کند، اما وقتی مسئلهای از حالت عادی خارج میشود، همه دچار مشکل میشوند.
افراد ساکن در کشورهای گرم نظیر نیجریه، تانزانیا، یمن و برزیل، به مردم کشورهایی با آبوهوای متغیر توصیه میکنند که خود را به این روشها خنک نگهدارند:
- لباس گشاد، سبک و رنگی بپوشید.
- چندینبار دوش آب سرد بگیرید.
- آب زیاد بنوشید.
- حوله یا پارچهای کوچک همراه باشید، آن را مرطوب کنید و بهصورت خود بمالید.
- روی ملحفهی کتانی نازک بخوابید.
- پنجرهها را باز کنید، کرکرهها را کنار بزنید و از فن یا کولر استفاده کنید.
بازار اروپا بیش از دیگر نقاط جهان، علاقهمند خودروهای هاچبک است. برای طرفداران این سبک، گزینههای جذابی مثل نسخههای مختلف فولکس واگن گلف و هوندا سیویک وجود دارد. این خودروها، البته با مدلهای اسپرت و سفارشی قابل خرید هستند؛ اما در گرانترین نمونهها هم، چندان لوکس و راحت محسوب نمیشوند. کلاس هاچبکهای لوکس و اسپرت، در اختیار معدود محصولات از برندهای آلمانی است شامل مرسدس بنز A کلاس وبیامو سری یک میشود.
مرسدس بنز A کلاس ساخت ۲۰۰۹
نسل اول و دوم از مرسدس بنز A کلاس، ونهایی کوچک با طراحی کسالتآور بودند که تحت هیچ شرایطی جوانپسند و اسپرت، محسوب نمیشدند. سال ۲۰۱۳، نسل سوم A کلاس با بدنهی هاچبک معرفی شد تا فراتر از گذشته، منجر به محبوبیت ارزانترین محصول در سبد مرسدس بنز شود. خیلی زود، مدل سدان (صندوقدار) از A کلاس با نام CLA هم وارد بازار شد که البته به اندازهی نسخهی هاچبک، پرفروش نبود. تقاضای بالا برای A کلاس هاچبک، توجه مهندسان AMG را جلب کرد و بهار ۲۰۱۳، یکی از سریعترین و لوکسترین خودروهای کامپکت دنیا متولد شد. مرسدس A45 مدل ۲۰۱۳ با پیشرانهی ۲ لیتری، ۳۵۵ اسببخار قدرت داشت و ۲ سال بعد، با نسخهی ۳۷۶ اسببخار هم تولید شد. این خودرو با قیمتی نزدیک به ۷۰ هزار دلار، در زمان ۴.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسید.

نسل دوم A45 یکی از موردانتظارترین محصولات مرسدس بنز و هاچبکهای اسپرت دنیا در سال ۲۰۱۹ است. این خودرو در کنار CLA با امکانات فنی سری AMG 45 S ارایه میشوند تا بالاترین نسخه از نظر قدرت و سرعت در کلاس خود باشند. پیش از این، خودروهای سری A با آپشنهای AMG و کد 35 عرضه شده بودند اما عدد 45 و حرف S برای علاقهمندان مرسدس بنز، نشانهای از مدلهای نهایی با امکانات ویژهی فنی و رفاهی است.

در ظاهر، مهمترین تفاوت A45 و CLA 45 با دیگر محصولات همخانواده، جلوپنجرهی پانامریکانا با ۱۲ خط عمودی است. سپرها نیز، کاملا بهینهسازی شدهاند تا با افزایش فضای خالی برای هدایت هوا، جزئیات سیاهرنگ و ظاهر اسپرت داشته باشند. یک بال نسبتا بزرگ هم در انتهای خودرو روی سقف A45 وجود دارد که همراه اگزوزهای چهارگانه و سپر جدید، نمای پشت را فراتر از یک هاچبک استاندارد نشان دهند. مرسدس CLA 45 به دلیل استفاده از بدنهی صندوقدار با کشیدگی کوتاه، بیبهره از بال عقب است و صرفا دارای یک لبهی اضافی در انتهای کاپوت عقب خواهد بود. مدلهای پایه از A45 و CLA 45 با رینگهای ۱۹ اینچ آلومینیوم تولید میشوند؛ اما نسخههای S مجهز به چرخهای ۱۸ اینچ عرضه خواهند شد. دیسکهای ترمز و کالیپرها هم در مدلهای استاندارد و S، متفاوت خواهند بود.

جدیدترین موتور مرسدس بنز با حجم ۲ لیتر که چند هفته پیش رونمایی شد؛ پیشرانهی A45 و CLA 45 خواهد بود. نمونهی استاندارد از موتور M139 دارای قدرت ۳۸۲ اسببخار و گشتاور ۴۸۰ نیوتنمتر خواهد بود؛ اما در نسخهی S با قدرت ۴۱۶ اسببخار و گشتاور ۵۰۰ نیوتنمتر ارایه خواهد شد. تمامی مدلها مجهز به جعبهدنده خودکار ۸ سرعته هستند و سیستم دو دیفرانسیل هوشمند 4Matic گزینهای سفارشی است.

مرسدس AMG A45 در زمان ۴ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد و نهایت سرعت محدود شده به ۲۵۰ کیلومتربرساعت دارد. نسخهی S، حدود ۰.۱ ثانیه زودتر از مدل استاندارد به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت خواهد رسید و نهایت سرعت ۲۷۰ کیلومتربرساعت خواهد داشت. این آمار، برای AMG CLA 45 هم مشابه است و مدلهای استاندارد و S، به ترتیب در زمان ۴.۱ و ۴ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسند. میانگین مصرف سوخت برای A45 و CLA 45 حدود ۸ تا ۸.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود.

یکی از مهمترین امکانات فنی اضافه شده به خودروهای سری A45، حالت رانندگی دریفت (Drift mode) است. در مجموع، ۶ نوع تنظیمات پیشفرض برای مصرف سوخت، شتابگیری و عملکرد سیستم تعلیق وجود دارد. حالت رانندگی مسابقه (Race) نیز، توسط راننده قابل انتخاب است تا علاوه بر امکان تعویض دستی دندهها ازطریق پدال پشت فرمان، بعضی سیستمهای خودکار مثل مدیریت تعادل (ESP) خاموش شوند.
مرسدس AMG A45 محصولی مخصوص بازار اروپا است که احتمالا در آسیا و امریکا عرضه نمیشود. در عوض CLA 45 وارد بسیاری از کشورهای دنیا، خصوصا امریکا و چین خواهد شد. قیمت نهایی این خودروها نامشخص است؛ اما میتوان اطمینان داشت ارزانترین نمونه از AMG A45، بیش از ۶۵ هزار دلار قیمت داشته باشد.
تکنولوژی قطار شناور مغناطیسی (ماگلو) از الکترومغناطیسهای قوی استفاده میکند که قطار را روی بالشتکی از هوا بلند کرده و به جلو میراند. بدون وجود مشکل اصطکاک بین چرخها و ریل، قطارهای ماگلو میتوانند سرعتی بیش از لوکوموتیوهای معمولی و صدا و لرزش کمتری داشته باشند. چین درحال حاضر دارای سریعترین سرویس ماگلوی تجاری جهان است. ماگلوی شانگهای با سرعت عملیاتی بالای ۴۳۱ کیلومتر بر ساعت مسافرین را در یک فاصلهی ۳۰ کیلومتری بین فرودگاه پودانگ شانگهای و مرکز شهر از سال ۲۰۳۳ جابهجا میکند.

سریعترین قطارهای تندروی چینی فعلی با سرعت بیش از ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکنند
در سال ۲۰۱۷ قطارهای تندروی فوکسینگ در مسیر ۱۳۰۰ کیلومتری بین پکن و شانگهای آغاز به کار کردند و بهطور چشمگیری زمان سفر را کاهش دادند. طبق گفتهی توسعهدهندهی آنها، این قطارها با سرعت ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکنند اما ماگلوی نمونه چنان سریع خواهد بود که رقیبی برای مسافرت هوایی محسوب خواهد شد. دینگ سانسان از شرکت توسعهدهندهی قطار چینگدائو سیفانگ سیآرآرسی، یکی از شرکتهای تابعهی سیآرآرسی به رسانهها اعلام کرد که سفر هوایی پکن به شانگهای با درنظر گرفتن زمان آماده شدن، حدود ۴/۵ ساعت طول میکشد. همین سفر با استفاده از قطارهای تندرو حدود ۵/۵ ساعت طول خواهد کشید ولی با ماگلو تنها ۳/۵ ساعت زمان خواهد برد. این قطار که در شهر چینگدائو در شرق چین در شهر چین ساخته خواهد شد، قرار است قبل از رسیدن به مرحلهی مسافرگیری دورهی آزمایشی گستردهای را بگذارند.
البته چین تنها کشوری نیست که درحال آزمایش تکنولوژی ماگلو است. کشور ژاپن، یکی از پیشگامان ریلهای سریع در سال ۲۰۱۵ رکورد جهانی خود را شکست و در یک سفر آزمایشی به سرعت ۶۰۳ کیلومتر بر ساعت رسید. این کشور درحال ساخت خط ماگلوی جدیدی بین توکیو و ناگویا است که قرار است در سال ۲۰۲۷ آغاز به کار کند.
اپل در رویداد توسعهدهندههای خود در سال جاری (WWDC 2019) از نسخهی جدید سیستمعامل مک بهنام کاتالینا رونمایی کرد. بهعلاوه راهکاری جدید برای تبدیل کردن اپلیکیشنهای آیپد به مک معرفی شد که توجه بسیاری از توسعهدهندهها و کاربران را به خود جلب کرد. راهکار جدید بهنام پروژهی کاتالیست (Project Catalyst) و با هدف افزایش دادن تعداد اپلیکیشنهای پلتفرم مک معرفی شد. با استفاده از کاتالیست، اپلیکیشنهای بسیار بیشتری که در اکوسیستم عظیم iOS و iPadOS حضور دارند بهراحتی به مک منتقل خواهند شد.
با نگاهی کلی به خبر رونمایی و توضیحات مدیران اپل این سؤال در ذهن ایجاد میشود که پروژهی کاتالیست چه تأثیری بر تجربهی کاربری کاربران مک خواهد گذاشت؟ آیا نوع نرمافزارهای تولیدشده برای مک تغییر میکند؟ آیا اکوسیستم اپل بهسمت تمرکز بیشتر روی اپلیکیشنهای موبایل حرکت میکند؟
پروژهی کاتالیست علاوهبر کاربران برای توسعهدهندهها هم سؤالهایی را ایجاد میکند. آیا کاتالیست جای پایی برای حرکت به سمت رابط کاربری SwiftUI خواهد بود؟ از آن مهمتر توسعهدهندهها برای هماهنگ کردن اپلیکیشنهای آیپد با مک چه چالشهایی خواهند داشت؟
وبسایت آرستکنیکا برای تحلیل هرچه عمیقتر پروژهی جدید اپل، با تعدادی از افراد درگیر در پروژه و همچنین برخی از توسعهدهندههایی که از آن استفاده کردهاند، مصاحبه کردهاست. آنها در مصاحبهی خود پیرامون تجربهی استفاده از کاتالیست و همچنین ظاهر و تجربهی کاربری اپلیکیشنهای ساختهشده با آن توضیح دادهاند.
مک پلتفرمی محبوب میان توسعهدهندهها، تولیدکنندهها و بسیاری گروههای دیگر کاربران محسوب میشود. بااینوجود اگرچه اکوسیستم دیگر اپل یعنی iOS با انواع اپلیکیشنها یکی از بزرگترین اکوسیستمهای نرمافزاری جهان محسوب میشود، مک هنوز به آن سطح از اهمیت و جذب کاربر نرسیده است. حتی وجود اپلیکیشنهای اختصاصی در مک که در موبایل عرضه نمیشوند هم موجب افزایش طرفداران این اکوسیستم نمیشود.

اپل قصد دارد تا با استفاده از کاتالیست، بخشی از موفقیتهای خود در iOS را به مک منتقل کند. در این بررسی عمیق قصد داریم تجربهی مرحله به مرحلهی توسعهدهندهها با پروژهی جدید کوپرتینوییها و همچنین چالشهای مرتبط را شرح دهیم. بهعلاوه نتایج مصاحبه با مدیران اپل هم در این مطلب قرار دارد که توضیحاتی پیرامون نحوهی حفظ کیفیت اپلیکیشنهای مک پس از هجوم تعداد زیاد اپلیکیشنها از سمت توسعهدهندههای موبایل، ارائه میدهند. بهعلاوه برنامههای اپل برای اپلیکیشنهای چندپلتفرمی و توسعهی کل اکوسیستم نرمافزاری هم بررسی میشوند.
افراد زیر در مصاحبههای مرتبط با پروژهی کاتالیست آرستکنیکا حضور داشتند:
- تاد بنجامین، مدیر ارشد بازاریابی اپل در بخش مک
- علی اوزر، مهندس ارشد پروژهی Cocoa اپل که در کاتالیست هم حضور داشت
- شان پرودن، مدیر ارشد اپل در بخش مدیریت شرکا و ارتباط با توسعهدهندهها
- مانو رویز، مهندس موتور نرمافزار در Gameloft که بازی آیپد آسفالت ۹ را به مک منتقل کرد
- الکس اربانو، مهندس گرافیک گیملافت که در نسخهی مک آسفالت ۹ فعالیت داشت
- ریک شیمانو، توسعهدهندهی iOS در TripIt. اپلیکیشن مسافرتی که با استفاده از کاتالیست به مک منتقل شد
- نولان اوبراین، مهندس ارشد نرمافزار در توییتر که با استفاده از کاتالیست اپلیکیشن توییتر را به مک بازگرداند
مقدمهای بر پروژهی کاتالیست
بلومبرگ در گزارشی در دسامبر ۲۰۱۷ اعلام کرد که اپل پروژهای برای توسعهی آسانتر اپلیکیشنهای مک درکنار iOS در سر دارد. در رویداد WWDC امسال جزئیات کاملتری از برنامهی اپل و نام پروژه یعنی کاتالیست منتشر شد. پروژهای که انتقال اپلیکیشنهای آیپد به مک را بسیار آسان میکند.

توسعهدهندههای اپلیکیشن اکنون میتوانند در نسخهی بتا Xcode از پروژهی کاتالیست استفاده کنند. Xcode محیط توسعهای است که اپل برای ساختن اپلیکیشن در پلتفرمهای متعدد خود ارائه میکند. اپل در رویداد توسعهدهندهها اپل رونمایی بسیار جذابی از قابلیتهای کاتالیست داشت. طبق نطق رونمایی، توسعهدهندهها تنها باید اپلیکیشن آیپد خود را باز کنند و با انتخاب یک گزینه، اپلیکیشن را بهصورت همزمان برای مک هم توسعه دهند. البته قطعا توسعهی اپلیکیشن چندپلتفرمی همیشه هم به این آسانی نخواهد بود، اما مصاحبهها نشان میدهد که توسعهی آسان، آنچنان هم دور از دسترس نیست.
ایدهی اصلی پروژهی کاتالیست، مدیریت برخی بخشهای دشوار پورت کردن اپلیکیشن موبایل به دسکتاپ است. بخشهایی همچون تغییر رابط کاربری مبتنی بر لمس به رابطی مبتنی بر ماوس، قطعا برای توسعهدهندهها چالش ایجاد میکند. در طرح جدید اپل توسعهدهندهها میتوانند بهسرعت بخشهای مورد نیاز برای تغییر ماهیت رابط کاربری را تغییر دهند.
وبسایت توسعهدهندههای اپل دربارهی قابلیت تغییر رابط کاربری مینویسد:
اپلیکیشن مکِ حاصل شده، دقیقا مانند یک اپلیکیشن Native عمل میکند. از همان فریمورکها، منابع و محیطهای اجرایی استفاده میکند که اپلیکیشنهای اختصاصی مک به کار میگیرند. قابلیتهای پایهای مک و امکانات پنجرهای برای اپلیکیشنها اضافه شدهاند و کنترلهای لمسی نیز به کیبورد و ماوس تغییر میکنند. عناصر شخصیسازیشدهی رابط کاربری که با کد اولیه توسعه داده میشوند هم به همان صورت اضافه میشوند. در ادامه میتوانید قابلیتهای را با استفاده از APIهای UIKit در Xcode ایجاد کنید که کیفیت بالای اپلیکیشن و کارکرد روان آن را تضمین میکند.

اتفاقی که در پروژهی کاتالیست میافتد، شبیهسازی یا انتقال ظاهری اپلیکیشن نیست. فراموش نکنید که اپل میخواهد توسعهی اپلیکیشن برای آیپد و مک بهصورت هماهنگ و همزمان و در یک پروژهی مشترک انجام شود. آنها در رویداد WWDC جلسههای متعددی را به آموزش توسعهدهندهها اختصاص داد. در جلسههای آموزشی روند مورد نظر شرکت برای توسعهی اپلیکیشن آیپد با هدف استفاده در دسکتاپ بیان شد. تاد بنجامین دربارهی علت تصمیمگیری اپل برای اجرای چنین پروژهای گفت:
اکنون در مرحلهای قرار داریم که توسعهدهندهها در توسعهی اپلیکیشنهای آیپد پیشرفتهای قابلتوجهی داشتهاند. بههمیندلیل فرصتی عالی وجود دارد که از کارهای آنها در آن پلتفرم استفاده کنیم. استفادهای که نهتنها از مزیتهای بیشمار iOS بهره میبرد، بلکه با افزایش ابعاد نمایشگر اپلیکیشن و قابلیتهای دیگر، تجربهی خوبی را در مک رقم خواهد زد.
شان پرودن در بخشی از مصاحبهی خود پیرامون انگیزههای پروژهی کاتالیست میگوید:
مشتریان ما (توسعهدهندهها) همیشه بهدنبال نسخهی مک برای اپلیکیشنهای خود بودهاند، چون آمار نصب بالایی در آیپد داشتهاند. بهعلاوه آنها عموما توانایی و تمایل لازم را برای گردآوری یک تیم توسعهدهندهی دیگر با هدف پورت اپلیکیشن به مک نداشتند.

در اینجا سوالی دیگر مطرح میشود که البته پاسخی واضح دارد. چرا اپلیکیشنها باید از آیپد به مک بروند و در مسیر برعکس حرکت نکنیم؟ علی اوزر میگوید که اکنون میلیونها اپلیکیشن برای آیپد وجود دارد و قطعا مسیر از آیپد به مک با هدف توانمندسازی توسعهدهندهها، منطقیتر خواهد بود.
بنجامین در بخش دیگری از مصاحبه، انتقال اپلیکیشن آیپد به مک را منطقیتر از انتقال اپلیکیشن آیفون میداند. او دراینباره میگوید:
در بخش طراحی، تفاوت اپلیکیشنهای آیفون و آیپد در ابعاد مشخص میشود. اپلیکیشن آیپد با ایدهی اولیهی نمایشگر بزرگتر طراحی میشود و قطعا برای انتقال به مک بهتر خواهد بود. وقتی اپلیکیشن را از آیپد به مک میآوریم، با محصولی سروکار داریم که از لحاظ ابعادی به پلتفرم هدف نزدیکتر است و شروع توسعه با آن، آسانتر خواهد بود.
اوزر میگوید انتقال از آیپد به مک با هدف پیشگیری از نگرانی کاربران بابت انتقال اپلیکیشنهای نامناسب موبایلی به مک هم بوده است. او میگوید چنین تصمیمی به توسعهدهندهها نشان میدهد که احتمالا اپلیکیشنهای کنونی آیفون برای انتقال به مک مناسب نیستند و باید مسیری دیگر را برای توسعهی اپلیکیشن چند پلتفرمی انتخاب کنند.

نحوهی کار کاتالیست
بسیاری از فریمورکهایی که توسعهدهندهها برای ساخت اپلیکیشنهای مک و آیپد استفاده میکنند، مشابه هستند. اپل در پروژهی کنونی تفاوتهای موجود در پلتفرمها را تا حد امکان کاهش داد. دراینمیان بیشترین فاصله و تفاوت در فریمورکهای طراحی رابط کاربری دیده میشد.
توسعهدهندهها برای طراحی رابط کاربری و عملکردهای اپلیکیشنهای آیپد از فریمورک UIKit استفاده میکنند. مک برای چنین طراحیهایی یک فریمورک بهنام AppKit دارد که البته کاراییهای مشابهی عرضه میکند. پیشازاین اپلیکیشنهای مک توانایی اجرای اپلیکیشنهای توسعهداده شده با UIKit را نداشتند. بهعلاوه دستگاههای iOS نیز با اپلیکیشنهای AppKit هماهنگ نبودند. حتی اگر یک توسعهدهنده میتوانست از برخی قطعات اپلیکیشن آیپد در ساخت نسخههای مک استفاده کند، چنین رویکردی زمان زیادی میطلبید.
همانطور که گفته شد در حالت جدید توسعهدهندهها در زمان کار با پروژهی آیپد در Xcode میتوانند یک گزینه را انتخاب کنند تا دستگاه مک هم بهعنوان سیستم هدف اپلیکیشن مشخص شود. اپل در اسناد مرتبط با پروژه میگوید که پس از انتخاب گزینهی موجود، Xcode تغییرات زیر را در پروژه اعمال میکند:
۱- بخش شناسهی بسته به نسخهی مک اپلیکیشن اضافه میشود.
۲- App Sandbox Entitlement به پروژه اضافه میشود. Xcode این بخش را تنها به نسخهی مک اضافه میکند و نسخهی iOS دست نخورده باقی میماند.
۳- گزینهی My Mac در بخش اجرا و مشاهدهی اپلیکیشن اضافه میشود که توسعهدهنده میتواند در زمان بازبینی آن را در شبیهسازی مک بررسی کند.
۴- فریمورکها، افزودنیها و دیگر محتوای داخل اپلیکیشن که با مک سازگار نیستند، حذف میشوند.

پس از مراحل اولیه، توسعهدهنده بدون هیچ خطای خاصی میتواند نسخهای پایهای از اپلیکیشن خود را برای مک آماده کند. طبق ادعای سند اپل، قابلیتهای زیر نیز بهعنوان بخشهای اصلی نسخهی مک اپلیکیشن، افزوده میشوند:
- منوی پیشفرض برای اپلیکیشن
- پشتیبانی از ورودیهای ترکپد، ماوس و کیبورد
- پشتیبانی از تغییر ابعاد پنجرهها و فعالیت در حالت تمامصفحه
- نوار اسکرول به سبک مک
- پشتیبانی از کپی و الصاق
- پشتیبانی از درگ اند دراپ
- پشتیبانی از کنترلهای سیستمی Touch Bar
توسعهدهنده پس از مراحل بالا میتوان آیتمهای نوار منو را اضافه کند. بهعلاوه تغییرات طراحی در کنترلر اصلی اپلیکیشن و شفافیت و مات بودن آن نیز امکانپذیر خواهد بود. نمایش و تغییر منوی تنظیمات، طراحیها در زمان عبور نشانگر ماوس از منوها و موارد دیگر هم در این مراحل انجام میشود.

برخی از فریمورکها تنها در یک پلتفرم وجود دارند و سیستمعامل دیگر آنها را پشتیبانی نمیکند. بهعنوان مثال ARKit در مک پشتیبانی نمیشود. درنتیجه توسعهدهندهای که برای ارائهی تجربههای واقعیت افزوده در اپلیکیشن خود از این فریمورک استفاده میکند در انتقال محصول به مک باید محدودیتها را در نظر داشته باشد. البته در برخی موارد کدها و قابلیتهایی که در پلتفرم مقصد پشتیبانی نمیشوند بهصورت خودکار حذف خواهند شد.
توسعهدهندهها میتوانند از دستورها منطقی و شرطی در کدهای خود استفاده کنند تا عملکرد اپلیکیشن بسته به دستگاه مورد استفاده تغییر کند. طبق پیشنهاد اپل چنین رویکردی تنها در شرایطی باید به کار گرفته شود که قابلیتهایی در یک پلتفرم مورد نیاز باشد، اما در دیگری پشتیبانی نشود.
اوزر در توضیح استفاده از عملگرهای شرطی در کدها میگوید:
ما از توسعهدهندهها تقاضا میکنیم تا حداقل استفاده را از عملگرهای شرطی داشته باشند. استفاده از این عملگرها بهمعنای استفاده از دو نوع کد در اپلیکیشن خواهد بود و چالشهای خاص خود را دارد. بههرحال از نظر ما تنها قابلیتها و APIهایی که بسیار منحصر به مک هستند باید با عملگرهای شرطی استفاده شوند.
اپل ادعا میکند که بسیاری از توسعهدهندهها در اولین تجربه با کاتالیست در مدت ۲۴ ساعت به اپلیکیشنی مناسب و قابل اجرا در مک رسیدهاند. البته برخی از آنها نیز بسته به اپلیکیشن و سرویس مورد نظر چالشهایی را تجربه کردهاند.

تجربهی توسعهدهندهها
اپل از تعداد توسعهدهنده دعوت کرد تا با استفاده از کاتالیست، اپلیکیشنهای خود را آماده کنند. اپلیکیشنهای آنها در WWDC نمایش داده شد که چشماندازی کامل را از نتیجهی پروژهی کاتالیست نشان میداد. آرستکنیکا با توسعهدهندههای سه اپلیکیشن که محصولاتشان را در WWDC نمایش دادند بهصورت مجزا مصاحبه کرده است. آنها اپلیکیشنهای Asphalt 9 و TripIt و Twitter را از آیپد به مک منتقل کردند.
توییتر
توییتر از سال ۲۰۱۶ پشتیبانی از اپلیکیشن مک خود را پایان داد. البته اپلیکیشنهای متفرقهای برای استفاده از توییتر در سیستمعامل مک وجود دارند، اما شرکت اصلی تصمیم گرفت تا وب را بهعنوان پلتفرم اصلی کاربران مک خود در نظر بگیرد.
اپل در جریان معرفی کاتالیست در WWDC 2019 اعلام کرد که اپلیکیشن توییتر به مک باز خواهد گشت. توسعهدهندههای توییتر هم از سوی اپل دعوت شدند تا با استفاده از کاتالیست، نسخهی کامل و کاربردی آیپد توییتر را به مک منتقل کنند.

اوبراین در مصاحبه پیرامون اپلیکیشن توییتر در مک گفت:
ما متوجه شدیم که توانایی ارائهی پشتیبانی برای همهی کلاینتهای توییتر را نداریم و درنتیجه برخی از آنها همچون توییتر مک با چالشهایی روبهرو میشوند. پروژهی کاتالیست به ما امکان میدهد تا از کدهای اصلی و موجود خود برای توسعهی اپلیکیشنهای دیگر استفاده کنیم. درنتیجه نیازی به نگهداری و پشتیبانی از کدهای مجزا و تیم مجزا برای توییتر در مک نخواهیم داشت. نکتهی جالبتوجه کاتالیست برای ما، امکان استفاده از بخش عظیمی از کدهای موجود در iOS بود.
با وجود آسان بودن فرایند انتقال برای تیم توسعهی توییتر و هیجانزدگی آنها از امکانات جدید، فرایند انتقال بهسادگی انتخاب یک گزینه در Xcode نبوده است. اوبراین دربارهی فرایند میگوید:
پشتیبانی از چند پنجره قابلیت آسانی نیست و کار کردن با AppKit هم بسیار متفاوت از ویندوز خواهد بود. در حالت چند پنجرهای، هر پنجره بهصورت همزمان با دیگری فعالیت میکند و رویکرد اختصاصی خود را دارد. بهعلاوه پنجرهها باید با حالتهای تغییر ابعاد هم هماهنگ باشند که در توسعهی اپلیکیشن آیپد به آن پرداخته نمیشود.
در زمان توسعهی اپلیکیشن آیپد هیج رخدادی برای زمان کوچک شدن اپلیکیشن یا رفتن آن به پسزمینه تعریف نمیشود. درنتیجه در توسعه برای مک باید موارد متعددی همچون استفاده از دیتابیس در پسزمینه و متوقف کردن فعالیتها و موارد مشابه در نظر گرفته شود.
چالش دیگر در استفاده از OpenGL خود را نشان داد. ما از سالها پیش زیرساختهای متعددی را براساس OpenGL توسعه دادیم: جلوههای بلور، فیلتر عکس، رخدادهای لمسی گرافیکی و موارد دیگر. از آنجایی که OpenGL در رویداد قبلی منسوخ اعلام شد، ما هم کل سال گذشته را به حذف قابلیتهای آن از سرویسهای خود اختصاص دادیم.

حذف OpenGL چالشهای متعددی را برای توسعهدهندههای اپل ایجاد کرد. البته چالشهای مذکور نسبت به مشکلاتی که در جابهجایی اپلیکیشنها از آیپد به مک وجود داشت، ناچیز محسوب میشدند. بههرحال اوبراین صرفنظر از همهی چالشها اعتقاد دارد پروژهی کاتالیست، پشتیبانی از اپلیکیشن توییتر در مک را به سطحی برابر با اپلیکیشنهای آیفون، آیپد و آیپاد نزدیک میکند.
Asphalt 9: Legends
در نگاه اول تصور میکنیم که انتقال یک بازی با سطح بالای گرافیکی همچون آسفالت چالشهای متعددی بههمراه خواهد داشت. البته الکس اربانو و مانو رویز از مهندسان نرمافزار گیملافت بارسلون چنین نظری ندارند. رویز میگوید:
فرایند انتقال واقعا آسان بود. پروژهی موجود iOS را باز، گزینهی مورد نظر را انتخاب کرده و کامپایل جدیدی استخراج کردیم. البته اپلیکیشن حاصل در مرحلهی اول بدون مشکل اجرا نشد، چون برخی از کتابخانههای ما (همچون کنترل حرکتی) در دستگاههای غیرموبایلی پشتیبانی نمیشدند. بهعلاوه برخی کتابخانههای متفرقه هم برای macOS و پلتفرمهای x86 و ۶۴ بیت طراحی نشدهاند. با توجه به این موارد، برخی از کدهای پایهای را اصلاح کردیم و پس از ۲۴ ساعت نسخهی کامل آسفالت کامپایل شد.

اربانو در بخش گرافیکی آسفالت فعالیت میکند و دربارهی تجربهی استفاده از کاتالیست میگوید:
روش کاملا سادهای بود. باید بخشهایی از دقت گرافیکی سایهها را تغییر میدادیم تا آنها را با رزولوشن بالاتر مک هماهنگ کنیم و همچنین عملکرد بازی را هم بهبود دهیم. برخی بخشهای پردازشی همچون Metal Buffer را هم تغییر دادیم که مرحلهای الزامی بود. تغییرات ایجادشده به ما امکان داد تا جلوههای منحصربهفرد استفاده کنیم که در پلتفرمهای دیگر در دسترس نیستند. بههرحال همهی فرایندها با حفظ نرخ فریم 60fps در رزولوشن مقصد انجام شد.
نکتهی مهم در انتقال بازی از پلتفرمی به پلتفرم دیگر، جزئیات گرافیکی بیشمار آنها است. بهعلاوه بهینهسازی عملکرد اپلیکیشن برای رویکرد صحیح در پلتفرم جدید هم اهمیت بالایی دارد. اربانو دربارهی بهینهسازیهای عملکردی میگوید:
پردازندههای گرافیکی دسکتاپ و موبایل تفاوتهای عمدهای با هم دارند. البته هرگونه بهینهسازی در گرافیک موبایل میتواند در پلتفرم جدید هم بسیار کارآمد باشد. بهینهسازیهایی که شامل مواردی همچون پیشگیری از وضعیت Overdraw، محدود کردن حداکثری اشیاء ترکیبشونده، بهینهسازی هندسه با تمرکز روی مقدار Draw calls و موارد مشابه میشوند.
با استفاده از قدرت بیشتر مک میتوان تفاوت رزولوشن را در دستگاهها برطرف کرد و جلوههای اضافهای به تصویر نهایی افزود. در پروژهی آسفالت ۹ ما جلوههایی همچون سایههای عمیقتر برای خودرو، نمونهسازی دقیقتر و جلوه طبیعیتر بلور را بههمراه SSR اضافه کردیم.
درنهایت پورت کردن آسفالت ۹ به مک با سرعت بالایی انجام شد چون بازی ما هماکنون برای هماهنگی حداکثری با رزولوشنها، نسبتهای ابعادی، APIها و ظرفیتهای گوناگون دستگاهها طراحی شده است. این قابلیتها از مزایای توسعهی فناوری بهصورت داخل سازمانی هستند که انعطاف لازم را برای هماهنگی با پلتفرمهای جدید به شما میدهد.

رویز در پایان مصاحبه یکی از چالشهای اصلی را مرتبط با رابط کاربری میداند. او میگوید هماهنگ کردن رابط کاربری برای عملکرد بهینه در نمایشگرهای بزرگ چالشی اساسی محسوب میشود. درواقع هر قابلیتی که در موبایل بهخوبی کار میکند، لزوما در دسکتاپ عملکرد مناسب نخواهد داشت.
TripIt
توسعهدهندههای اپلیکیشن تریپایت توضیح کامل و جامعی از فرایند پورت کردن سرویس به مک ارائه دادند. ریک شیمانو توسعهدهندهی این استارتاپ ایمیل کاملی به آرستکنیکا ارسال کرد که توضیحات کاملش را دربارهی روند استفاده از کاتالیست میخوانیم:
در مرحلهی اول اپلیکیشن کنونی آیپد خود را برای کار در Xcode آماده کردیم که نیاز به کارهایی همچون شناسایی و حذف قابلیتهای مبتنی بر منابع ناموجود داشت. بخشهایی همچون فریمورکهای مبتنی بر تماس تلفنی و SDKهای متنوع iOS که از مک پشتیبانی نمیکنند، حذف شدند.
سپس گزینهی مورد نظر برای آمادهسازی اپلیکیشن برای مک انتخاب شد. انتخاب گزینه، حذف بخشهای اضافی و استخراج اپلیکیشن مخصوص مک با سرعت بالا و خطاهای پایین انجام شد و بسیار سریعتر از ساخت یک پروژهی مک از ابتدا و وارد کردن منابع مورد نیاز به آن بود.
در مرحلهی بعدی برخی از فریمورکها و APIهایی که از مدتها پیش توسط اپل پشتیبانی نمیشدند را حذف یا جایگزین کردیم. از میان آنها میتوان به MessageUI و UIWebView اشاره کرد که در کاتالیست پشتیبانی نمیشوند. سپس وابستگی اپلیکیشن به فریمورکهای مبتنی بر موبایل هم حذف شد.
اپلیکیشن ما به برخی فریمورکهای متفرقه هم وابسته بود که باید حذف میشدند. از میان آنها میتوان به Crashlytics، ورود با اکانت فیسبوک و گوگل مپس اشاره کرد. امیدوارم پشتیبانی از این سرویسها با عرضهی iOS 13 حل شود. رابط کاربری بخش مدیریت پروژهی Xclode بهخوبی بهروزرسانی شده است و حذف و اضافه کردن فریمورکها، فایلهای منبع و دیگر منابع آنچنان دشوار نیست. درنهایت با استفاده از UIKitForMac کدهای اولیهی برنامه را در سویفت و Objective-C بررسی کردیم.
مرحلهی دوم، اجرای همهی فرایندهای کاربر و هماهنگی دادهها بود تا هرگونه قابلیت ناموجود یا پشتیبانی نشده، حذف شود. بهعنوان مثال سرویس موبایل ما از ورود با حساب کاربری گوگل پشتیبانی میکند، اما بهخاطر عدم پشتیبانی در مک، دکمههای مذکور را غیرفعال کردیم. بهعلاوه ما قابلیتهایی داریم که به فریمورکهای متفرقه برای ارائهی نقشه وابسته هستند. درنتیجه المانهای رابط کاربری را که اجرا کنندهی آن قابلیتها هستند حذف کردیم. حتی کدهای دریافت داده از این بخش نیز پاک شدند.
خوشبختانه بخشهای مهمی از عملکرد سیستم همچون شبکه، قابلیت امنیتی Keychain و کدهای ماندگاری Core Data بدون تغییر کد عملکرد خود را حفظ کردند. درنتیجه نیازی به بازنویسی کدها در بسیاری از بخشها پیدا نشد و زمان زیادی در توسعهی اپلیکیشن مک صرفهجویی کردیم.
مرحلهی نهایی به بهینهسازی رابط کاربری برای مک و قابلیتهایی همچون پنجرههای چندگانه و پشتیبانی از ورودی ماوس و کلیک بود. معماری اطلاعاتی اپلیکیشن که در حالت موبایل بهصورت تب عمل میکرد در حالت مک به بخش سایدبار منتقل شد. بهعلاوه یک نوارابزار جامع برای جابهجاییهای داخل برنامه در بالای آن اضافه شد.
طراحیهای جدیدی برای حالتهای تقسیم پنجره به اپلیکیشن اضافه شد تا استفاده از کل نمایشگر بهصورت بهینه انجام شود. سپس طراحیهای عبور نشانگر از روی المانهای منو طراحی شدند که قابل کلیک بودن آنها را به کاربر نشان میدهند. بهعلاوه بخشهایی برای میانبرهای صفحهکلید هم به اپلیکیشن اضافه شد که البته اکنون بهصورتی دیگر برای کاربران آیپد با صفحهکلید اکسترنال در دسترس هستند. در همین مرحله گزینههایی برای مرور آسانتر صفحات توسط کاربران با محدودیتهای حرکتی هم اضافه شد.
در مراحل پایانی منوی ناوبری اصلی بهینهسازی شد تا همهی عملکردهای مورد نیاز کاربر در آن تأمین شود. بهعلاوه ترکیب قابلیتهای درگ اند دراپ آیپد با قبلیتهای چند پنجرهای مک هم انجام شد تا ارتباط بین بخشهای گوناگون اپلیکیشن به آسانی صورت بگیرد.

شیمانو هم مانند دیگر توسعهدهندهها در ایجاد اپلیکیشن مک چالشهایی داشت. چالشهای او بیشتر مرتبط با قابلیتهای منسوخ شده و نسخههای قدیمی APIها بود که از پشتیبانی اپل خارج شدهاند. او میگوید که موارد منسوخ شده باید با APIهای کنونی بازنویسی شوند. بهعلاوه از نظر شیمانو اپلیکیشنهای آیپد که با قابلیتهای چندپنجره هماهنگ نیستند باید تاحدودی بازنویسی شوند تا با سیستم Auto Layout هماهنگی بیشتری داشته باشند. سیستم مذکور رندر اپلیکیشن را در پنجرههای دسکتاپ بهبود میدهد. پنجرههایی که برخلاف اجرای اپلیکیشن در آیپد، حتی در یک بار استفادهی یک کاربر هم ابعاد و نسبتهای رزولوشن متفاوتی را تجربه میکنند.
اطمینان از کیفیت بالای اپلیکیشنهای مک
تا اینجا دیدیم که اپل و توسعهدهندههای مرتبط از سهولت انتقال اپلیکیشنهای آیپد به مک صحبت میکنند. اکنون این نگرانی ایجاد میشود که کیفیت اپلیکیشنهای مک کاهش پیدا کند. اولین اپلیکیشنهای اپل که توسط کاتالیست به مک منتقل شدند، در نسخهی موهاوه ۱۰/۱۴ عرضه شدند که بهروزرسانی بزرگ سال گذشته برای مک محسوب میشد. کوپرتینوییها اپلیکیشنهایی همچون Voice Memos، News، Home و Stocks را با استفاده از همین پروژه به مک افزودند. اگرچه انتقالها بهخوبی انجام شد، اما برخی کاربران حرفهای آنها را پورتهای سادهای از موبایل به دسکتاپ دانستند.

کاربران حرفهای مک نگران هستند که آسان کردن انتقال اپلیکیشنهای آیپد به مک، انگیزههای توسعهدهندهها را برای ساخت اپلیکیشنهای حرفهای مک کاهش خواهد داد. برخی از نگرانی به این خاطر ایجاد میشود که اپلیکیشنهای موبایلی عموما برای انجام وظایف محدود استفاده میشوند و مجموعهی قابلیتهای عظیمی که در اپلیکیشنهای دسکتاپ وجود دارد، در آنها دیده نمیشود. بهعلاوه ترکیب UIKit و Catalyst قابلیتهای بیشمار و فریمورکهای متنوع قبلی را در اختیار توسعهدهندهها قرار نمیدهند. درواقع اگر توسعهدهنده از ابتدا با استفاده از Appkit یک اپلیکیشن مک بسازد، قطعا قابلیتهای بیشتری در اختیار خواهد داشت.
مدیران و کارمندان اپل نگرانی بالا را آنچنان تأیید نمیکنند. بهعنوان مثال اوزر میگوید که UIKit تاحدودی به کاربران دسترسی به AppKit را ارائه میکند. او میگوید توسعهدهندهها حتی در زمان استفاده از UIKit در پورت کردن اپلیکیشنها حتی بهصورت غیرمستقیم بههرحال از AppKit استفاده میکنند و برخی از قابلیتهای آن در دسترس خواهد بود.
اپل درنهایت تأیید میکند که Appkit برای توسعهی اپلیکیشنهای حرفهای همچون آنهایی که توسط کاربران قدرتمند استفاده میشود، بهترین ابزار خواهد بود. پرودن اعتقاد دارد کاتالیست گزینههایی را برای کاربران عرضه میکند، اما انتخاب مناسب بودن یا نبودن قابلیتها به اپلیکیشن مورد نظر و تیم توسعهدهنده وابسته خواهد بود. او دربارهی انتخاب کاتالیست توسط توسعهدهندهها میگوید:
توسعهدهندهها مخاطبان، کاربرها و نیازهای آنها را میشناسند. قابلیت جدید تنها انتخاب ورود به دنیای مک را دربرابر برخی توسعهدهندهها قرار میدهد که قبلا آن را در نظر نداشتند. من تصور میکنم که پروژه بیشتر برای چنین کاربردهایی مفید خواهد بود، نه آنهایی که اپلیکیشنهای خلاقانهی پیچیده با وظایف پردازشی سنگین دارند.

اپلیکیشنهای متمرکز دربرابر جامع
بنجامین براساس نظر پرودن اعتقاد دارد که انواع مختلفی از اپلیکیشن برای کاربرد پروژهی جدید وجود دارند. نظرات او بازتاب قابلتوجهی از برنامهی اپل در پروژهی کاتالیست نشان میدهند:
من تصور میکنم که اپلیکیشنهای مک همیشه بزرگ و پیچیده بودهاند و با ظرفیتهای بسیار زیاد، جامعیت بالایی داشتهاند. درمقابل، اپلیکیشنهای iOS بهصورت طبیعی متمرکزتر هستند و طراحی بیشتری هم در آنها لحاظ میشود. آنچه که اپلیکیشنها انجام میدهند و نحوهی انجام وظایف تاکنون بهخوبی در نظر گرفته شده است. درنتیجه نحوهی تعامل و دیدگاه مردم نیز نسبت به اپلیکیشنها تغییر میکند.
امروز مردم به ارزش کاربردهای متمرکز اپلیکیشنهای موبایلی پی بردهاند. آنها پوست دارند که تجربههای ساده و در دسترس اپلیکیشنهای موبایلی را در فضای دسکتاپ هم تجربه کنند. اگرچه وب میتواند چنین تجربهای را در اختیار کاربران قرار دهد، اما اپلیکیشن اختصاصی، رویکرد بهینهتری خواهد بود. امروز شما به تجربههای مدرن در آیفون و آیپد عادت کردهاید. چرا چنین تجربههایی نباید به فضای مک منتقل شوند؟

با وجود توضیحات بالا، پروژهی کاتالیست تنها برای انتقال اپلیکیشنهای متمرکز به فضای دسکتاپ طراحی نشده است. درواقع اپل قصد دارد پلی برای ورود اپلیکیشنای پیچیده به آیپد هم ایجاد کند. سال گذشته که آیپد پرو معرفی شد، بسیاری از کارشناسان عملکرد و قابلیتهای آن را بسیار حرفهای و بیشتر از بسیاری لپتاپهای موجود (حتی در برخی وظایف بهتر از مکبوک پرو خود اپل) دانستند. درنتیجه قدرت اجرای وظایف پیچیده در سختافزارکوپرتینوییها عرضه شده بود، اما در همان سال همه از نبود اپلیکیشنهای پیچیده و سنگینتر گلایه داشتند. درواقع اکنون بسیاری از اپلیکیشنهای دستهی خلاقانهی آیپد، نسخههای ضعیفشده از نمونههای دسکتاپ هستند.
پرودن اعتقاد دارد احتمالا دنیاهای تبلت و دسکتاپ بهمرور به هم نزدیکتر خواهند شد. شاید امروز استفاده از آیپد برای بسیاری از کاربران بهمعنای از دست دادن برخی قابلیتهای نرمافزاری باشد، اما قطعا با پیشرفت فناوریهایی همچون کاتالیست یا عرضهی اپلیکیشنهایی همچون نسخهی کامل فتوشاپ برای آیپد پرو، فاصلهی دنیاها کمتر میشود.
اپل در رویداد WWDC اعلام کرد که سیستمعامل مجزای iPadOS را از دل iOS برای آیپد عرضه خواهد کرد. چنین رویکردی در همان زمان معرفی آیپد پرو هم از سوی بسیاری کارشناسان پیشنهاد شده بود. بههرحال در سیستمعامل اختصاصی قابلیتهای حرفهای همچون چند وظیفگی و موارد دیگر به اپلیکیشنها و سیستمعامل اضافه میشود. درنهایت شاید کاربران حرفهای تشویق شوند که از تبلتهای اپل برای کارهای روزمرهی خود استفاده کنند. کوپرتینوییها هم امیدوار هستند که توسعهدهندههای متفرقه از ظرفیتهای آیپد پرو جدید و انعطافپذیریهای سیستمعامل اختصاصی بهره ببرند.

نظر عموم مردم
اپل مانند همیشه مجموعهای از دستورها و راهنماها را برای توسعهدهندهها ارائه میکند تا در زمان ساخت اپلیکیشن برای پلتفرمها در نظر داشته باشند. پرودن توضیح میدهد که بهعنوان مثال برخی راهنماهای مرتبط با رابط کاربری وجود دارد که باید رعایت شود. راهنماهای مورد نظر کوپرتینوییها شامل مواردی همچون شفافیت پنجرهها، پشتیبانی از تاچ بار و نوار وظیفهی بزرگ، رویکردهای مناسب برای حالت چند پنجرهای و موارد مشابه میشود.
اگر توسعهدهندهها بدون درنظرگرفتن راهنمای اپل اپلیکیشن خود را عرضه کنند، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ بهعلاوه اگر کاربران به اپلیکیشنی کاملا اختصاصی برای مک نیاز داشته باشند و توسعهدهنده یک پورت از اپلیکیشن آیپد عرضه کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پرودن در پاسخ به چنین چالشهایی، راهکارهای نظرات کاربران و رتبهبندیهای آنها را مطرح میکند. رتبهبندیهای که قطعا مسیر درست را به توسعهدهنده نشان میدهند.

بنجامین در تکمیل توضیحات پرودن میگوید:
توسعهدهندهها درحالحاضر با شرایط و تأثیر نظرات عمومی آشنا هستند. آنها در پلتفرم iOS اهمیت نظرات و رتبهبندی کاربران را درک کردهاند. در آن اکوسیستم گزینههای بسیاری برای کاربران وجود دارد و توسعهدهنده نیز با کمکاری قطعا به موفقیت نمیرسد.
اگر توسعهدهندهها در پورت کردن اپلیکیشنها دقت کافی نداشته باشند و کاربر از محصول نهایی راضی نباشد، نتایج در رتبهبندی دیده میشوند. نظرات آنها در بخش بازخوردها و بررسیها دیده میشود و فرایند، اینگونه عمل خواهد کرد. درنهایت اگر توسعهدهنده نتواند نظر کاربران را جلب کند، فرصت را برای رقیب حرفهایتر مهیا خواهد کرد.
پرودن اعتقاد دارد وقتی با استفاده از کاتالیست بتوان نسخهای پایهای و اولیه از اپلیکیشن مک ارائه کرد، توسعهدهنده به افزایش کیفیت علاقهمند میشود و روند تنبلی را در ارائهی سرویس پیش نخواهد گرفت. به اعتقاد او وقتی نسخهی ساده و قابل اجرا در مک آماده شود، توسعهدهنده با خود میگوید که مرحلهی سادهای پیش رفت و اکنون باید جزئیات بیشتر را برای نهایی کردن سرویس مورد نظر، به اپلیکیشن اضافه کرد.

چرا از وب استفاده نکنیم؟
درحالیکه اپل و مایکروسافت همهی تلاش خود را برای جذب توسعهدهندهها به ساخت اپلیکیشنهای اختصاصی دسکتاپ انجام میدهند، گوگل رویکردی متفاوت با انگیزههای مالی متفاوت در نظر دارد. گوگل در اکوسیستم کرومبوک خود تلاش میکند تا تجربهای مبتنی بر اپلیکیشنهای وب به کاربر ارائه دهد. درمقابل اپل همیشه به رویکرد اپلیکیشنهای اختصاصی پایبند بوده است. اکنون چرا توسعهدهندههای اپل باید بهجای توسعهی نسخههای وب اپلیکیشن خود (و دسترسی از کروم یا سافاری)، راضی به پورت کردن نرمافزارها از آیپد به مک شوند؟
بنجامین در پاسخ به ابهام بالا همهچیز را وابسته به کارایی و قدرت اپلیکیشن میداند. او میگوید قطعا اپلیکیشنهای اختصاصی کارایی بیشتری نسبت به تجربهی وب به کاربران ارائه میکنند. بهعلاوه از نظر او تجربهی کاربران نیز در زمان جابهجایی بین دستگاهها مشابه خواهد بود.
نظر توسعهدهندهها دربارهی وب
شیمانو از تیم تریپایت دربارهی تجربهی استفاده از وب نظری مشابه با مدیران اپل دارد. او اعتقاد دارد واکنشهای اپلیکیشنی که بهصورت بومی (Native) در سیستمعامل اجرا شود، بسیار سریعتر و بهتر از نسخهب وب خواهد بود. شیمانو دربارهی تجربهی کاربران هم نظر مشابهی میدهد:
ساخت و توسعهی اپلیکیشنهای اختصاصی مک با استفاده از اپلیکیشنهای آیپد این امکان را ایجاد میکند که قابلیتهای مشابهی در پلتفرمهای گوناکون عرضه شود. درنتیجه هویت برند بهخوبی حفظ میشود چون کدهای اصلی و رابط کاربری برای هماهنگی هرچه بیشتر نوشته شدهاند.
اپلیکیشن اختصاصی مک امکان مرور و نظردهی آفلاین روی اطلاعات سفر و بسیاری قابلیتهای آفلاین دیگر را به کاربران میدهد.

درنهایت هنوز نمیتوان نظری قطعی دربارهی تصمیمگیری توسعهدهندهها مبنی بر توسعهی نسخههای اختصاصی مک داشت. برخی از آنها شاید تجربهی وب را برای کاربر کافی بدانند و بیش از آن پیش نروند. درمقابل اپل تلاش میکند تا همهی توسعهدهندههایی که اپلیکیشن آیپد دارند را به توسعهی نسخهی Native مک با استفاده از کاتالیست تشویق کند.
نظر توسعهدهندهها دربارهی Appkit
در بخش دیگری از مصاحبه، توسعهدهندهها به این سؤال پاسخ دادند که تحت چه شرایطی از کاتالیست استفاده نمیکنند و اپلیکیشن خود را از پایه با AppKit توسعه خواهند داد؟ الکس اربانو میگوید تنها در صورتی چنین روندی را پیاده خواهند کرد که به ویژگیهایی منحصربهفرد در سختافزار مک احتیاج داشته باشند. او در غیر این صورت کاتالیست را انتخابی عالی برای انتقال بازیها به پلتفرم جدید میداند که با کمترین زحمت هم انجام میشود.
ریک شیمانو بهطور کلی استفاده از AppKit را در نظر نمیگیرد. از آنجایی که تمام بخشهای مورد نظر کسبوکار آنها به خوبی با کاتالیست از آیپد به مک منتقل شد، انتخاب اول همان کاتالایست بود. قابلیتهای پروژهی جدید اپل به تریپایت امکان داد تا روی تجربهی کاربری مختص مک متمرکز شود. او درنهایت میگوید: «اگر بهدنبال ابزار جایگزین دیگری بودیم، ابزاری را جستوجو میکردیم که قابلیت توسعهی همزمان اپلیکیشن مک و ویندوز یا کرومبوک را بهصورت همزمان ارائه دهد.

MacOS یا iOS
در پروژهی کاتالیست، iOS و iPadOS در قلب کار قرار دارند و بهنوعی روی توسعهدهندهها آنها تمرکز شده است. اکنون این سؤال ایجاد میشود که آیا اپل قصد دارد سیستمعاملهای موبایل را بهعنوان اولویت خود قرار دهد و توسعهدهندهها را به تمرکز روی آنها تشویق کند؟ آیا پلتفرمهای دیگر بهمرور تبدیل به زیرمجموعهای از موبایل میشوند؟
پرودن در پاسخ به سؤالهای بالا تأکید میکند که سیستمعاملهای گوناگون، کاربردهای متفاوت دارند و درنهایت نمیتوان هیچکدام را برای توسعهدهندهها حیاتیتر از دیگری دانست:
ما همهی فرزندان خود را به یک اندازه دوست داریم. از دیدگاه توسعهدهنده، کاربردهای متفاوتی برای سیستمعاملها وجود دارد و انتخاب آنها به شرکت نیز وابسته خواهد بود. بهعنوان مثال یک گروه اکوسیستم اپل واچ را بهعنوان نقطهی تمرکز انتخاب میکند. بههرحال ما تلاش میکنیم تا کاربردهای مورد نظر همهی آنها را برآورده کنیم. بههرحال بسته به شرکت محل فعلیت، باید یکی از سیستمعاملها را بیشتر مد نظر قرار دهند.
از لحاظ حجم بازار، قطعا اپلیکیشنهای آیفون بیشتری در بازار وجود دارند. البته این واقعیت باعث نمیشود که ما تمرکز، پشتبیانی و اولویتهای خود را لزوما روی یکی از اکوسیستمها قرار دهیم.
اپل پروژهی دیگری بهنام SwiftUI هم دارد. کاتالیست با هدف انتقال اپلیکیشنهای موجود توسعهدهندهها از آیپد به مک استفاده میشود. درحالیکه اپل میخواهد سویفتیوآی را بهعنوان ابزاری برای توسعهی اپلیکیشنها بهصورت چندپلتفرمی و از پایه در نظر بگیرد. با پیشرفت این پروژه، دیگر توسعه برای یک سیستمعامل بر دیگری مقدم نخواهد بود و همهی مراحل بهصورت همزمان اجرا میشوند.

مسیر توسعهی SwiftUI
کاتالیست تنها رونمایی بزرگ اپل در WWDC نبود. همانطور که گفته شد سویفتیوآی هم بخش اعظمی از اخبار را به خود اختصاص داد و بهعنوان «ابزاری برای طراحی و آمادهسازی رابط کاربری اپلیکیشن برای همهی پلتفرمها» معرفی شد. ابزار جدید از Xcode و زبان برنامهنویسی سویفت استفاده میکند.
در سند پشتیبانی اپل برای سویفتیوآی میخوانیم:
SwiftUI صفحهها، کنترلها و زیرساختهای الگویی را برای طراحی رابط کاربری اپلیکیشن فراهم میکند. فریمورک جدید ابزارهای کنترل رخداد را ارائه میکند و مواردی همچون لمس، ژستهای حرکتی و دیگر ابزارهای ورودی را به اپلیکیشن میدهد. بهعلاوه ابزارهایی برای کنترل جریان داده از مدلهای اپلیکیشن به پنجرهها و کنترلهایی که کاربر میبیند، ارائه میشود.

توسعهدهندههای حرفهای در توییتر پیشبینی میکنند که سویفتیوآی مقصد نهایی اپل خواهد بود و کاتالیست بهعنوان مرحلهی نهایی پیش از پیادهسازی آن در نظر گرفته میشود. پرودن دربارهی این احتمالات از سوی توسعهدهندهها میگوید:
من مقایسهی سویفت از سوی توسعهدهندهها را از ابتدا زیر نظر داشتم. شما الزاما نباید با شروع پروژه در سویفت همهچیز را در اختیار داشته باشید. درنتیجه توسعهدهندهها هم بهمرور از آن کوچ میکردند. ما با توسعهدهندههای متعددی کار کردیم که توسعههای جدید خود را در سویفت انجام میدادند، اما ۶۰ درصد از کد نهایی را از کدهای قبلی خود برداشت کرده بودند. بههرحال اگر همانها قصد توسعهی پروژهی کاملا جدیدی داشتند، کاملا از سویفت استفاده میکردند. من حس میکنم که برای سویفتیوآی چنین اتفاقی رخ خواهد داد و همهی توسعههای جدید با استفاده از جدیدترین ابزار انجام میشود.

بنجامین هم نظری شبیه به پرودن دارد و میگوید که سویفتیوآی و کاتالیست درکنار یکدیگر فعالیت خواهند کرد. او میگوید که ابزارهای جدید اپل باید درکنار یکدیگر استفاده شوند و لزوما هیچکدام دیگری را نقض نمیکند. از نظر بنجامین هر توسعهدهندهای بسته به پروژه و هدف خود در مرحلهی منحصربهفردی در استفاده از ابزارها قرار میگیرد.
سند اپل پیرامون ابزارهای جدید دربارهی هماهنگی سویفتیوآی و ابزارهای دیگر اپل میگوید که میتوان پنجرههای سویفتیوآی را با اشیاء موجود در فریمورکهای UIKit، AppKit، WatchKit هماهنگ کرد تا از کاربردهای اختصاصی منحصر به پلتفرم هرکدام بهرهبرداری داشت.
بررسی و شناسایی نرخ پیادهسازی سویفت در پروژهها آسان نیست، اما الگوهای موجود تاحدودی صحبتهای پرودن را تأیید میکنند. اندرو مدسن مهندس نرمافزار و توسعهدهندهی مک و iOS اخیرا بررسی عمیقی روی پروژهها انجام داد و نرخ استفاده از سویفت را بررسی کرد. او در توضیح بررسی اپلیکیشنهای اپ استور مینویسد:
من در تاریخ ۱۵ ژانویهی ۲۰۱۹، همهی ۱۱۰ اپلیکیشن برتر رایگان اپ استور را دانلود کردم. سپس اپلیکیشنها را کدگشایی و از ابزاری برای تحلیل محتوای آنها استفاده کردم. هدف نهایی، شناسایی مقدار استفاده از سویفت در کدهای اپلیکیشن بود.
برای آن که اپلیکیشنی را متشکل از کدهای سویفت بدانیم، باید در پوشهی فریمورکها یآن فایلی بهنام libswiftCore.dylib وجود داشته باشد. بهعلاوه در اجراکنندهی اصلی آن باید یه کلاس سویفت سازگار با Objective-C دیده شود. برخی اپلیکیشنها لزوما از سویفت در اجرا کنندهی اصلی استفاده نمیکنند، اما از فریمورکهای متصل به هم بهره میبرند که سویفت در آنها نقش دارد.

مدسن متوجه شد که ۴۲ درصد از اپلیکیشنهای مورد بررسی از سویفت استفاده کردهاند. البته پس از حذف بازیها از فهرست، نرخ به ۵۷ درصد رسید. درواقع هیچیک از بازیهای فهرست از سویفت استفاده نکرده بود و ابزارهای چندپلتفرمی همچون Unity برای توسعهی آنها بهکار گرفته شد. بهعلاوه همانطور که پرودن توضیح داد، بسیاری از کاربران سویفت آن را بهصورت پیوسته با کد Objective-C بهکار گرفتند.
مدسن در پایان بررسی خود نتیجه گرفت:
سویفت در سه سال گذشته از درصد کمی از اپلیکیشنهای برتر به تقریبا نیمی از آنها رسیده و درنتیجه میتوان ادعا کرد که اپل در معرفی و توسعهی زبان جدید موفق عمل کرده است.
نتیجهگیری بالا را میتوان به پیشبینی پرودن برای سویفتیوآی تعمیم داد. پیشبینی که توسعهی ابزار جدید، ارتباط آن با کاتالیست و دیگر فریمورکهای توسعهی اپلیکیشن را مناسب بیان میکند.

شیمانو بهعنوان نمایندهای از گروه توسعهدهندهها میگوید که تریپایت انگیزههای مناسبی برای بهکارگیری سویفتیوآی دارد. بهعنوان مثال با ابزار جدید میتوان از کدهای مشترک برای اپلیکیشن WatchOS هم استفاده کرد که یکسان بودن قابلیتها را تضمین میکند. بهعلاوه حجم کدهای مورد نیاز برای نمایش دادههای متنوع هم کاهش مییابد. بهعلاوه تیم آنها تلاش میکند تا طراحیهای کاربردیتری در بخش دسکتاپ انجام دهد که به آیفون و آیپد هم منتقل شوند. شیمانو میگوید با استفاده از سویفتیوآی از ابتدا میتوان طراحیها را با یک پایهی کد یکسان انجام داد و بهینهسازیها بهصورت سریعتر و به کمک کاتالیست به آیفون و آیپد منتقل خواهند شد.
اوبراین توسعهدهندهی توییتر دربارهی استفاده از سویفتیوآی میگوید:
ما اکنون تلاش میکنیم تا مجموعه کدهای عظیم خود را که شامل طراحیهای متعدد UIKit هستند، به مک منتقل کنیم. پروژهی کاتالیست در مرحلهی کنونی مزایای زیادی برای ما دارد.
تیم توییتر دربارهی امکانات و قابلیتهایی که SwiftUI ارائه میکند بسیار هیجانزده است و شرکت ما قطعا نظر مثبتی دربارهی استفاده از آن در توسعهی قابلیتهای آتی دارد.
سه راه برای ساختن اپلیکیشن مک
درنهایت نتیجه میگیریم که اکنون توسعهدهندهها برای ساختن اپلیکیشنهای مک با استفاده از ابزارها و فریمورکهای اختصاصی اپل، سه راه دارند:
- ابتدا اپلیکیشن iOS/iPadOS با اسنتفاده از UIKit ساخته شود. سپس با استفاده از کاتالیست آن را به اپلیکیشن مک تبدیل میکنند. طبق پیشنهاد اپل، این روش برای اپلیکیشنهای متمرکز بر وظایف خاص پیشنهاد میشود که در فضای موبایل شناختهشده بودهاند و در دسکتاپ حضور نداشتند.
- توسعهی اپلیکیشن از ابتدا توسط AppKit و فریمورکها و APIهای اختصاصی انجام شود که منجر به استفاده از کل ظرفیت پلتفرم خواهد شد. اپل میگوید این روش برای توسعهی اپلیکیشنهای سنتی با ظرفیتها و کاراییهای بسیار بالا مناسب خواهد بود.
- ساخت اپلیکیشن از ابتدا با هدف توسعه برای چند پلتفرم که با SwiftUI انجام میشود. اپل انتظار دارد تا توسعهدهندهها برای ساخت اپلیکیشنهای چندپلتفرمی از این روش استفاده کنند.

مجددا یادآور میشویم که برخی کاربران تصور میکنند اپل iOS را بهعنوان ستارهی اکوسیستم خود در نظر گرفته است. از نظر آنها مک بهمرور به عضوی علیالبدل در اکوسیستم تبدیل خواهد شد. البته برای موفقیت همهی سیستمعاملها اعم از iOS، iPadOS، watchOS و tvOS، مک هم باید موفقیتهایی را تجربه کند. کاتالیست را میتوان تلاشی برای پیشرفت مک در عین حفظ هماهنگی آن با پلتفرمهای موبایل دانست. البته هنوز برای پیشبینی موفقیت و ادامهی راه پروژه زود است. درواقع فاکتورهای زیادی باید محقق شوند تا انتظارات همه اعم از اپل، توسعهدهندهها و کاربران فراهم شود.
وقتی نگاهی به برنامههای بازاریابی اپل میاندازیم، مخاطبان هدف را شناسایی میکنیم. امروز اکثر انواع کامپیوترهای مک مخاطبانی در دستهی افراد حرفهای و خلاق را در نظر میگیرند. از نویسندهها تا طراحان گرافیک و ویرایشگرهای ویدئو تا توسعهدهندهها و انیماتورهای سهبعدی را میتوان در دستهی مخاطبان مک قرار داد. درواقع کوپرتینوییها حوزهی تمرکز خود را از دستهی عظیم و جامع مخاطبان، تغییر دادهاند. درنهایت شاید بتوان مک را بهعنوان اکوسیستم افراد خلاق و iOS را سیستمعامل مصرفکنندههای عادی دانست. درنتیحه iOS جامعیت بیشتری خواهد داشت. دراینمیان اگر مک نتواند در دستهی مشخص و متمرکزی از مخاطبان به موفقیت برسد، موفقیت اکوسیستمهای موبایل هم تضمینشده نخواهد بود. درنهایت میتوان ادعا کرد که مک و iOS هردو در اولویتهای اپل قرار دارند.
درنهایت همهی کاربران تمایل دارند تا برخی از اپلیکیشنهای محبوب iOS را با امکاناتی بیشتر و متمرکز بر قابلیتهای مک، در اکوسیستم دسکتاپ داشته باشند. چنین رخدادی نهتنها به توسعهدهندهها بستگی دارد، بلکه اپل هم با دریافت بازخوردهای آنها و تغییرات جدید در کاتالیست میتواند هرچه سریعتر به چنین دستاوردی برسد. بهعلاوه توسعهی بهینهی SwiftUI نیز در رسیدن به چنین چشماندازی نقش خواهد داشت.
تیم کوک مدیرعامل اپل قبلا به توسعهدهندهها و کاربران اطمینان داده بود که اپل به مک و iPadOS/iOS بهعنوان دو پلتفرم مجزا متعهد خواهد ماند. چنین رویکردی هنوز هم از سوی شرکت تحت مدیریت او انجام میشود، اما بههرحال اپل، کاربران و جامعهی توسعهدهندههایش بهمرور به دنیای ناشناخته وارد میشوند. دنیایی که پلتفرمهای مذکور بهمرور در آن به هم نزدیکتر خواهند شد. گفتوگو میان اپل، توسعهدهندهها و کاربران میتواند فواید این نزدیک شدن را افزایش دهد.
از همان زمانیکه دنیا برای رهایی از تراژدی اپیدمی ایدز دست به کار شد، پژوهشگران در حذف کامل بقایای ویروسنقص سیستم ایمنی از بدن یک انسان مبتلا ناکام بودهاند. اما اکنون، یک رویکرد دوجانبه که تکنیک ویرایش ژن را با داروهای هدفمند ترکیب میکند، میتواند همان حقهای باشد که ما برای حل این مشکل به آن نیاز داریم. در آخرین مطالعهی انجام شده در این زمینه روی موش، این روش درمان در ۵ مورد از ۱۳ موش ترانسژنیک موفقیتآمیز بود و موجب هیجان دانشمندان شد.
ویروس HIV استاد واقعی تغییر قیافه است؛ ظاهر خود را هنگام تکثیر درون بدن انسان تغییر میدهد. حتی اگر همهی تلاشهای دیگر ویروس با شکست روبهرو شود، این ویروس میتواند الگوی ژنتیکی خود را درون DNA میزبان پنهان کند و آماده است تا هنگامیکه واکنشهای بدن او فروکش میکند، آشکار شود. بهخاطر این استعداد در پنهان ماندن، بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، برخورد با استفاده از یک زرادخانهی دارویی است که برای زیرزمین نگه داشتن پاتوژن مرگبار طراحی شده و مانع از نمایان شدن آن و حمله به سیستم ایمنی میشود. ترک داروهای ضدرتروویروسی حتی برای چند هفته موجب افزایش خطر بازگشت ذرات ویروسی عفونی میشود.
پژوهشگرانی از دانشگاه مرکز پزشکی نبراسکا و دانشگاه تمپل در آمریکا نشان دادهاند که فناوری ویرایش ژن کریسپر(بهکمک آنزیم CAS9) ازلحاظ تئوریکی قادر به یافتن ژنهای پنهانشدهی ویروس و تخریب آنها در موشهای مهندسیشده دارای بیوشیمی انسانی است. البته کریسپر نمیتوانست این کار را بهتنهایی انجام دهد. پژوهشگران مجبور بودند که آن را با درمان ضدرتروویروسی ترکیب کنند تا در زمان مورد نیاز برای شکار ژنهای ویروس و تخریب آنها، یک جراحی ژنتیکی انجام دهد.
اگر ما بتوانیم همین روش را روی انسانها به کار ببریم، این بدان معنا است که بهطور بالقوه میتوانیم مصرف روزانهی داروهای رتروویروسی و انواعی از عواض جانبی همراهبا این داروها را کنار بگذاریم. با توجه به اینکه حدود ۴۰ میلیون نفر در سرتاسر جهان در حال حاضر همراهبا این ویروس زندگی میکنند، چنین درمانی میتواند پیشرفتی هیجانانگیز محسوب شود.

متاسفانه ویرایش ژن کریسپر هنوز در مراحل اولیهی استفاده بهعنوان یک فناوری پزشکی بهسر میبرد و ما هنوز درک کافی از این موضوع نداریم که این روش در داخل بدن چقدر میتواند آسیبزننده باشد. اما درمقایسهبا روشهای پیشین بهمنظور هدفگیری توالیهای ژنتیکی برای حذف یا برش، کریسپر میتواند بهآسانی درجهت سطح بیسابقهای از دقت برنامهریزی شود. این امر موجب میشود که این تکنیک، ابزاری جذاب برای هر پژوهشگر مشتاق انجام میکروجراحی در سطح مولکولی باشد. بدین منظور، صرفا توالی موردنظر که قصد برش آن را دارید، آماده و سپس این ابزار را روی آن اعمال کنید.
در حال حاضر طرحهایی درمورد استفاده از این روش برای حذف دیگر ویروسهای پنهان مانند هرپس وجود دارد. نخستین گامهای تجربی درجهت ویرایش ژنهای پشتصحنهی بیماریهای مادرزادی مانند بیماریهای قلبی توارثپذیر انجام شده است.
مقالههای مرتبط:
البته این فناوری مسائل بحثبرانگیزی را نیز با خود بههمراه دارد. حتی اگر از سوالات مرتبطبا اخلاقیات استفاده از آن برای تغییر ژنهای خود بگذریم، نگرانیهایی در این مورد وجود داشته است؛ از جمله اینکه ابزار کریسپر به اندازهای که امیدواریم، برش تمیزی نبوده و ممکن است موجب بروز تغییراتی شود که خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهد. بر این اساس، هر نوع درمان مبتنی بر این فناوریِ مشکلساز، تبدیل به یک مسئله ارزیابی خطر دربرابر احتمال موفقیت میشود.
بهطور معمول برای بازگشت مجدد ویروس HIV در موشهای ترانسژنیک درماننشده تنها به چند روز زمان نیاز است. اما ۸ هفته پس از گذشته یک دورهی بدون درمان، هیچ نشانهای از ژنهای ویروسی در ۵ مورد از ۱۳ نمونهی عفونیشده دیده نشد. این امر نشاندهندهی این موضوع است که شاید برخی از افراد خوششانس دیگر نیازی به مصرف داروها نداشته باشند.
البته حتی موشهایی که بهمنظور شبیهسازی شرایط بدنی ما مهندسی شدهاند، جایگزین انسانهای واقعی نیستند. آزمایشهای درحال انجام روی نخستیها میتواند ما را به استفاده از این روش درمانی در انسانها امیدوارتر کند. حال، سؤال این است که آیا چنین روشی بهزودی روی انسانها آزمایش خواهد شد؟ سازمان غذا و دارو در گذشته درمورد صدور چنین مجوزی تردید داشته است. سال گذشته این سازمان درخواست یک شرکت بیوفناوری را درمورد ادامهی پژوهش روی یک درمان مبتنیبر کریسپر برای بیماری کمخونی داسی شکل رد کرد.
در ماه دسامبر یک شرکت دیگر چراغ سبزی را برای استفاده از این رویکرد در آزمایشی برای درمان نوعی نابینایی کودکی دریافت کرد. بدون درک عمیق جزئیات هر سلول بهصورت انفرادی، آشکار است که پژوهشگران در ارتباط با این رویکرد با قدری احتیاط عمل میکنند. اما پژوهشهای HIV سابقهای طولانی از انتظار داشته است. چند دهه پیش، یک آزمایش مثبت HIV، عبارتی مرگبار بود و بهطور غمانگیزی در سرتاسر جهان و در مناطقی که به دارو دسترسی ندارند، این وضعیت همچنان وجود دارد. گام نهایی درجهت رسیدن به یک درمان، موضوعی است که ارزش جشن گرفتن دارد؛ اما در حال حاضر، فقط زمان به ما خواهد گفت که آیا این روش همان چیزی است که به آن امیدوار بودیم یا نه.
نتایج این پژوهش در مجلهی Nature Communications منتشر شده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.