۱۰ قابلیت ممتاز Xbox One
مایکروسافت هفته سختی را در گیرودار معرفی Xbox One و در طی اعتراضات فراوان و عدم موفقیت نسبی گذراند. در نهایت مایکروسافت سخت گیری های شدید خود مبنی برا قوانین DRM را کنار گذاشت و قانون چک آنلاین یک بار در هر ۲۴ ساعت را حذف کرد. و این موجی از خوشحالی را از سوی کاربران عصبانی و معترض به عدم بازی کردن به صورت کاملا آفلاین، ایجاد کرد. اقدام مایکروسافت باعث شد، قابلیت های ممتاز این کنسول که پیش از این در طی آن محدودیت ها (!) به چشم نمی آمدند، شناخته شده و از آن ها استقبال خوبی شود. خبر خوب این است که مایکروسافت حقیقتا Xbox One را عالی مهندسی کرده است. درست که که بیرون آن شبیه مکعب مستطیل است (!) ولی امکانات جالبی درون آن نهفته است که هر گیمر طرفدار میاکروسافت باید آن ها را بشناسد.

1. کینکت این بار واقعا فوق العاده است.
یکی از کلیدی ترین امکانات Xbox که باندل بودن آن به همراه Xbox One توفیق اجباری برای داشتن آن شده است! کینکت این بار به نسخه ۲٫۰ ارتقا پیدا کرده است و هوشمندتر از قبل، قرار از شما را سرگرم کند. Kinect 2.0 می تواند دستورات صوتی (البته به صورت محدود) را به خوبی اجرا کند. برای مثال با گفتن “Xbox On”، کنسول شما روشن می شود. شما حتی میتوانید آن را خاموش کنید! “اگر دوست ندارید موقع بازی از کینکت استفاده کنید، خوب آن را متوقف (pause) کنید!” این قسمتی از توضیحات مایکروسافت در رابطه با این قابلیت بود. آن چه که خودنمایی می کند دوربین ۱۰۸۰ پیکسل شگفت انگیز آن است که می تواند در هر ثانیه ۲ گیگابایت اطلاعات منتقل کند. این دوربین، دوربین قبلی را مطلقا شکست می دهد. علاوه بر قابلیت های فراوان آن نکته کلیدی این جاست که کینکت می تواند ورود افراد به اتاق را حس کرده و اسکلت آن ها را شناسایی کند و کنترل خود را در اختیار آن قرار دهد. دیگر نیازی نیست که از طریق دکمه Xbox Guide این کنترلر را همزمان (Sync) کنید. و این بسیار نسل بعدی محسوب می شود! نفر دومی هم وارد اتاق شده است؟ هیچ نگرانی وجود ندارد، کینکت او را به عنوان بازیکن دوم (Player 2) ثبت می کند.

2. قابلیت هوشمند اسپلیت اسکرین (SplitScree)
یکی از امکانات Xbox One که مایکروسافت فراموش کرد در رابطه با آن صحبت کند، همین است! Xbox One می تواند بر حسب موقعیت قرار گیری هر بازیکن بخش های مختلق تصویر یا همان اسپلیت اسکرین را مدیریت کند. قضیه از این قرار است که کنترلر Xbox One مجهز به حسگر اشعه مادون قرمز می باشد، کینکت نیز می تواند با استفاده از آن موقعیت بازیکن ها را شناسایی کند. درآینده هیچ گونه نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت و شما قادر خواهید بود بدون اعمال هیچ گونه تنظیماتی از بازی به صورت اسپلیت اسکرین لذت ببرید.

3. کینکت درون بسته است، پس همه آن را خواهند داشت!
یکی از توفیق های اجباری Xbox One همین است. ولی درون بسته PS4 به هیچ عنوان دوربین یا حسگری یافت نمی شود. شاید طرفداران حاضر در E3 اگر کمی واقعگرا بودند، بالاتر بودن قیمت Xbox One را بیهوده نمی پنداشتند. این به آن معنی است که تمامی دارندگان Xbox One در روی زمین Kinect 2.0 نیز خواهند داشت. ولی چند درصد از دارندگان PS4 پس از خرید کنسول میل به خرید سنسور ۶۰ دلاری سونی موسوم به PS EYE خواهند داشت؟ تاریخ نشان می دهد که فقط ۴٫۷ درصد از خریداران PS3 در طول این سال ها از کنترلر موو (Move) برخوردار شده اند! آیا توسعه دهندگان می خواهند بار دیگر رقم وحشتناک پایین ۴٫۷ درصدی را برای PS4 تجربه کنند؟ سونی احتمالا خریداران خود را تشویق خواهد کرد، ولی چه چیزی بهتر از آن است که شما موقع خرید کنسول همه ی قابلیت های آن را یکجا داشته باشید؟ برنی استولار (Bernie Stolar) رئیس سابق شعبه آمریکای سگا، مدت ها با مقامات این شرکت بحث کرد تا کنسول Dreamcast (در سال ۱۹۹۹) با یک مودم ۵۶K ارائه شود. این اتفاق افتاد و دریم کست اولین کنسول خانگی شد که مجهز به این قابلیت بود. بدون آن مطمئنا هیچ کسی به انجام یا توسعه بازی آنلاین در یک دهه گذشته نمی پرداخت. چنین اتفاقی شاید در این جا هم صدق کند و مایکروسافت یک قدم از رقیب خود جلوتر باشد.

4. کنترلر Xbox One تقریبا بی نقص است!
کنترلر و گیم پد Xbox One با ۴۰ حق اختراع در زمینه طراحی یکی از بهترین هایی است که تا کنون ساخته شده است. این کنترل سبک است، بازی های بزرگ ندارد!، دکمه های آن نزدیک به هم هستند و از طراح D-Pad بهتری برخوردار است. البته این قابلیت شاهکار محسوب نمی شود و مطمئنا کنترلر جدید سونی نیز نسبت به PS3 بسیار بهتر است. ولی با این حال کنترلر Xbox حتی پیش از رسیدن به رقم ۴۰ اخرتاع در طراحی، یکی از بهترین ها بود. به علاوه مایکروسافت تریگرهای سمت چپ و راست این کنترلر را مجهز به قابلیت بازخورد (Feedback) کرده است.

5. 15 بازی انحصاری در اولین سال عرضه
مایکروسافت معمولا به غیر از سری Halo و Gears of War، بازی های AAA و انحصاری First-Party زیادی عرضه نمی کند. با این حال این شرکت قول عرضه ۱۵ عنوان اختصاصی در سال اول عرضه Xbox One را داده است. بازی های وعده داده شده این شرکت که در نمایشگاه E3 نیز به نمایش در آمد عبارتند از:
۱٫ Ryse: Son of Rome ساخته شرکت کرایتک
۲٫ Quantum Break ساخته استودیو Remedy، سازنده عنوان زیبای Alan Wake
3. Project Spark ساخته تیم داکوتا
۴٫ Sunset Overdrive ساخته استودیو Insomniac Games سازنده عنوان Fuse
5. Below ساخته Capybara Games
6. LocoCycle ساخته Twisted Pixel Games
7. D4 ساخته Access Games
8. Crimson Dragon عنوان مشترک شرکت Grounding و Land Ho
9. Dead Rising 3 ساخته شعبع ونکوور کپکام
۱۰٫ Forza Motorsport 5 ساخته استودیو Turn 10
11. MineCraft: Xbox One Edition ساخته استودیو های موژانگ و ۴J
12. Kinect Sports Rivals ساخته استودیو Rare
13. Killer Instinct ساخته Double Helix Games
14. Titanfall ساخته Respawn Entertainment
15. Halo 5 ساخته ۳۴۳ Industries
البته در بین این عناوین Titanfall انحصاری Xbox محسوب نشده و برای PC نیز عرضه خواهد شد. عنوان شانزدهمی نیز وجود دارد که فرنچایزی جدید محسوب شده و توسط استودیو Black Tusk توسعه داده می شود.

6. DLC اختصاصی بازی Call of Duty: Ghosts
این فرنچایز پرفروشترین سرگرمی تاریخ می باشد و مطمئنا آخرین نسخه از این سری با نام Ghosts از این قاعده مستثنی نخواهد بود. عنوان استودیو Infinity Ward برای تمامی پلتفرم ها (به جز Wii U) عرضه خواهد شد ولی محتوای قابل دانلود آن ابتدا در دسترس کاربران Xbox One قرار خواهد گرفت. این به این معنی است که گیمرهای سونی باید یک ماه بیشتر تا رسیدن به مادها و نقشه های جدیدتر این عنوان صبر کنند.

7. چند وظیفگی (Multi-tasking) کنسول Xbox One قابل ستایش است.
قابلیت ویژه دیگری که فقط خریداران کنسول مایکروسافت از ماه نوامبر از آن برخوردار خواهند شد امکان سوئیچ کردن بین اپ (app) های مختلف و انجام دادن همزمان اعمال مختلف می باشد. مایکروسافت به یک سری فرمان صوتی کنترلینگ هم-زمان (Instant) مانند “Xbox, game” و “Xbox, watch TV” اشاره کرد که با گفتن آن این کنسول دقیقا این فرماین را انجام می دهد. این فرامین صوتی قابلیت های اضافی هستند، ولی قابلیت کلیدی که منظور ماست، رابط کاربری بسیار نرم و روان این کنسول می باشد که تجربه ای فراتر از تصور می باشد. کارهایی مانند فشار دادن دکمه Guide در کنسول Xbox 360 و فشردن دکمه Y به تبع آن برای بازگشت به داشبورد و استفاده از یک اپ دیگر، در گذشته جا خواهند ماند و دیگر اثری از چنین کارهای خسته کننده ای وجود نخواهد داشت.

8. قابلیت های مجتمع Twitch و SmartGlass
در شرایطی که سونی با ایجاد امکان ارتباط بین PS4 و PS Vita برای بهره مندی از یک صفحه نمایش جانبی بسیار به خود می بالد، مایکروسافت با قابلیت SmartGlass در را به روی ابزار های جانبی دیگر باز کرده است. این قابلیت اختصاصی Xbox One با ابزارهای Windows 8 و Windows RT (شامل لپ تاپ ها و تبلت ها) و Windows Phone 8 (شامل اسمارتفون ها) کاملا سازگار است و امکان برقراری ارتباط می دهد. خارج از قلمرو مایکروسافت، SmartGlass با ابزارهای iOS و اندروید نیز سازگار است و به عده بسیار بیشتری امکان استفاده از صفحه نمایش دوم را می دهد. در کنار آن، مایکروسافت از Twitch برای استریم کردن ویدئوها از طریق DVR گیم پلی استفاده می کند. دکمه اشتراک PS4 احتمالا چنین قابلیت های درون ساختی نخواهد داشت که به کاربران خود ارائه کند.

۹٫ شبکه ابری Xbox One
مایکروسافت از قابلیت وارد شدن به شبکه ابری (که امروزه بسیار باب شده است!) بسیار هیجان زده بود و در این باره اظهار کرد؛ آنلاین بودن ۲۴ ساعته یکی از امکاناتی است که گیمرها را به سوی Xbox One می کشد. این شبکه موسوم به Xbox One Cloud می باشد. هر چند قاون چک در هر ۲۴ ساعت توسط مایکروسافت حذف شد، ولی در صورت وجود خط اینترنت، Xbox ONe با تمام پتانسیل خود به صورت ۲۴ ساعته می تواند در شبکه ابری فعالیت کند. سیصدهزار سرور مایکروسافت که برای Xbox One در نظر گرفته شده است که به طور مثال به توسعه دهندگان امکان به اشتراک گذاری کدهای جدید تر هوش مصنوعی را می دهد.

10. اچیومنت های جدید + اچیومنت های قدیم
اچیومنت (Achievement) های متنوع کنسول Xbox 360 یکی از مهم ترین عوامل وفادار ماندن هشت ساله گیمرها به این کنسول بود. مایکروسافت این اچیومنت ها و شبکه Xbox LIVE را برای Xbox One هم در نظر گرفته است و صرف نظر کردن از این اچیومنت ها مطمئنا برای هر گیمری سخت خواهد بود. با قول مایکروسافت مبنی بر نگهداشتن آن جوایز کوچک و اضافه کردن اچیومنت های جدید دلایل ما برای خرید Xbox One بیشتر و بیشتر می شود!

حرف آخر
هر دو کنسول Xbox One و PS4 مجهز به آخرین فناوری ها و سخت افزار های روز بوده ولی با این حال در زشت ترین کیس (بدنه) ممکن طراحی شده اند. مهم نیست! هر دو کنسول مزایای خاص خود را دارند. این به این معنی است که رقابت در نسل جدید بسیار شدیدتر از ۸ سال گذشته خواهد بود. و در این رقابت توسعه دهندگان نوآور و گیمرهای واقعی، پیروز میدان خواهند بود.

امروزه با گسترش شبکه اینترنت، در کنار منافع مختلف آن، ما شاهد افزایش نگرانیهای والدین و کارشناسان و متخصصان در مورد آثار سوء مختلف این رسانه نوین هستیم. آنان معتقدند، با وجود میلیونها پایگاه مربوط به سکس مجازی، پورنوگرافی، سرقت، قتلهای زنجیرهای، بمب گذاری، تروریسم، جعل و فریبکاری، هک، جاسوسی و ردیابی اطلاعات خصوصی افراد، آیا حمایت حامیان آزادی شبکه از برنامههای فیلترینگ، نشانگر ابعاد این تهدید جهانی نیست؟ و یا همان طور که نویسنده میگوید، آیا امروز شبکه اینترنت به دروازه دیگری از جهنم تبدیل نشده است؟
سازمانهای مسیحی، حامیان سانسور، مروجان اصول اخلاقی و سایر حمایتکنندگان از «ارزشهای خانوادگی» سالهاست که در مورد قدرت مخرب شبکه اینترنت در تضعیف اصول و مبانی اخلاقی جوامع، هشدار میدهند. به ویژه به دلیل وجود سایتهای فراوان پرونوگرافی کودکان، قاتلان سریالی و آزارگران کودکان، این نگرانیها باید به اصلاحاتی بنیادین بیانجامد. در رسانههای محافظه کار، از اینترنت به عنوان دروازهای به سوی دنیایی هراسآور و اهریمنی یاد میگردد که امروزه بسیاری از زنان و مردان، نگرانی خود را در مقابل قدرت شگرف پورنوگرافیهای عرضه شده در فضای مجازی در تأثیر بر مخاطبان، اعلام نمودهاند.
بسیاری معتقدند که قابلیت بینام بودن، یکی از ویژگیهای این شبکه است که باعث به وجود آمدن هکرهای نوجوان میگردد. البته نباید از ویژگیهایی دیگری که شبکه اینترنت را به عنوان مأمن همه انسانهای شیطانی نظیر بمبگذاران انتحاری، جنایتکاران روانی، تروریستهای رادیکال و سایر مجرمان و تبهکاران درآورده، به سادگی چشم پوشی نمود. بدین ترتیب، همه آنانی که مسئول رسیدگی به این جنایتهای روزمره در جوامع مدرن هستند، باید در برابر شکلگیری این شرایط، پاسخگو باشند.
آنچه که به عنوان ظرفیت دموکراتیک اینترنت و عدم توجه به سن و نژاد و جنسیت و قومیت کاربران در این شبکه یاد میشود، باعث گردیده که ما حتی به همسایگان خود اعتماد نکنیم. به علاوه، در مقایسه با سایر رسانهها نظیر سینما و یا تلویزیون، ما با شبکهای بسیار شیطانیتر روبهرو شدهایم که بسیاری را جادو کرده است و حتی معتادان به اینترنت هم حاضر به پذیرش این اعتیاد روانی خود نیستند.
اقای پاتریک کارنس در کتاب خود با عنوان «در سایه شبکه» مینویسد: «اینترنت و سکس شبکهای، به دروازهای تبدیل شده که زمان، ادراکات و ارزشهای ما را نابود میکند. سکس شبکهای، مخاطبان خود را چنان تسخیر نموده که آنان قادر به کنترل فعالیتهایشان نخواهند بود. به علاوه، با فرو رفتن بیشتر شما در سکس شبکهای، دیگر راه نجاتی وجود نخواهد داشت... جذابیتهای سکس شبکهای باعث گردیده، حتی افرادی که هیچ علاقهای به استفاده از کامپیوتر نداشتهاند هم به جمع مشتریان آن بپیوندند.»
من معتقدم که این وضعیت با هشدارهای ارائه شده در مورد مخاطرات بیماری ایدز، مشابه است، گویی هر چه هشدارهای کارشناسان بیشتر میشود، تعداد افراد آسیب دیده نیز افزایش مییابد. امروزه کارشناسان از مستهجنانگاری شبکهای، به عنوان نگرانکنندهترین عامل مختل کننده سلامت روانی افراد در دنیای امروز یاد میکنند. حتی عدهای، اعتیاد شبکهای را با اعتیاد به کوکایین مقایسه مینمایند. هر چند توانایی ترک این ماده مخدر وجود دارد، اما برای خارج کردن تصاویر مستهجن از مغز انسانها، هیچ راهی وجود ندارد. سکس شبکهای به ترشح نامتوازن تستسترون، اکسیتوسین، دوپامین، سروتونین میانجامد که بر فعالیتهای عادی مغز، تأثیراتی ناگوار میگذارد. به علاوه، در هنگام خواب فرد هم، اختلالات روانی ناشی از سکس شبکهای وجود دارد.
امروزه مخاطبان مستهجنانگاری اینترنتی، در حالی از دیدن این تصاویر کام می گیرند که قربانیان اصلی چنین سوءاستفادههایی، زنان و کودکان و نوجوانان بیگناه هستند. البته معمولاً برای از بین بردن آثار سوء مشاهده چنین فیلمها و تصاویری، باید از مسکنهایی قویتر (فیلمهایی بیپرواتر و مستهجنتر) بهره برد.
اینک و در عصر اطلاعات، ما با یک تاریکخانه شیطانی روبهرو شدهایم که بسیاری از زد و خوردها و دشمنیهای واقعی را به این شبکه دیجیتال منتقل نموده است و روح انسانیت، قربانی اصلی چنین شرایطی میباشد. گویی قدرتهای شیطانی از اینترنت به عنوان مانیفست اعلام موجودیت خود بهره گرفتهاند و تعبیر بسیاری از کارشناسان از این شبکه به عنوان دروازه جهنم، کاملاً بر واقعیات جهانی امروز منطبق است.
اما چرا این حجم گسترده از هراس و سردرگمی بر فضای فکری کاربران اینترنت سایه افکنده است؟ و چرا مانیتورهایی که تنها از شیشه و فلز ساخته شدهاند، تا این حد خطرناکتر و مفسده برانگیزتر و قدرتمندتر از سایر رسانههای کنونی پورنوگرافی معمولی و موادمخدر میباشند؟
به هرحال، من هیچ گاه نظرات روان شناسانه فروید را نپذیرفتهام، اما شخصاً بین وضعیت قربانیان سکس مجازی و این تئوریها، ارتباط نزدیکی را مشاهده میکنم. برخلاف رسانههایی نظیر تلویزیون و سینما، که معمولاً افراد به صورت گروهی به تماشای آن مینشینند، کاربران شبکه معمولاً به صورت تنها، از سکس شبکهای استفاده میکنند. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر خدا و خانواده و ازدواج، از نگاه این افراد، به موضوعاتی کمارزش و غیرقابل اعتنا بدل می شود. از سوی دیگر، کودکانی که بدون نظارت والدین خود از شبکه اینترنت استفاده میکنند، ناخواسته قربانی نقشههای شیطانی و طراحان تولیدکنندگان پایگاههای مستهجنانگاری و سکس شبکهای میشوند. البته والدین آنها هم که کامپیوترها را نه برای خود که برای استفاده فرزندانشان خریداری میکنند، امروزه با انبوهی از تصاویر و فیلمهایی روبهرو شدهاند که به صورتی غیرمترقبه بر روی مانیتورها به نمایش درمیآید. لذا آنان با یک دوگانگی روبهرو شدهاند. گویی فرزندان ما همانند گوسفندانی که بیخبر از همه جا به طرف کشتارگاه میروند، در دام این شبکه گرفتار شده و گریزگاهی هم ندارند.
نکته دیگر حائز توجه این است که بسیاری از کلمات معمولی نظیر «دختر»، «سگ» و «پسر» که در شرایط کنونی، هیچ مفهوم جنسیای ندارد، در سایه سلطه سکس مجازی به کلماتی با مفاهیمی شرمآور و مستهجن تبدیل شدهاند. تجربه دختر کوچک من که به دنبال یافتن اطلاعات و تصاویر مورد علاقهاش در باره عروسک «باربی»، در شبکه اینترنت، با یک سایت کثیف و غیراخلاقی روبهرو شد، تنها بخشی از واقعیتهای آن روی سکه اینترنت است. اما آیا چنین اتفاقاتی را میتوان تصادفی ارزیابی کرد؟
از سوی دیگر، با انبوهی از برنامههای الکترونیکی و پیامهایی که برای فریب دادن شما ارسال میشود، چه برخوردی باید نمود؟ همه ما میآموزیم که فرد مخاطب ما، همان کسی نیست که خود را معرفی مینماید. هر چند عدم وجود پیشداوریهای جنسیتی و نژادی و قومیتی و سنی را باید یکی از مزیتهای بیرقیب شبکه اینترنت دانست.
امروزه کاربران زن و مرد استفادهکننده از سکس مجازی، دلایل مختلفی برای این کار خود دارند. و امکان انتخاب تصاویر مدلهای بینام و نشان پورنوگرافی و وجود امکانات مبادله تصاویر مورد علاقه با مخاطبان دیگر، به این بازار، جذابیتی دوچندان داده است.
منتقدان شبکه یادآوری میکنند، عرضه انواع نرمافزارهای کنترل ترافیک شبکه و فیلترینگ خانوادگی را باید آغازگر عصر نوینی دانست که در دنیای اطلاعات، جلوگیری از دسترسی همگانی به بسیاری از بخشهای شبکه اینترنت، با استقبال خانوادهها و کارشناسان روبهرو میشود.
اما حامیان آزادی دسترسی به اطلاعات، در برابر شعارهای تبلیغاتی شرکتهای محدود کننده دستیابی به انواع سایتهای مستهجن، کلاهبرداری، رمزشکنی و هک، چه جوابی دارند؟
تعدادی از این شعارها را مرور کنیم:
- با استفاده از برنامههای ما، به گشت و گذاری ایمن در شبکه بپردازید.
- با آن روی سکه اینترنت مقابله کنید.
- برای رفع نگرانیهای اخلاقی و امنیتی خود، از محصولات شرکت ما خریداری نمایید.
به دلیل حضور انبوهی از افراد شیاد و کلاهبردار و متقلب، وجود صدها میلیون کودک بیدفاع و خانوادههای خواهان کنترل فرزندانشان، به همراه موارد متعددی از تجاوزات جنسی، شکنجه و یا کشته شدگانی که از مفاهیم موجود در سکس شبکهای الهام گرفتهاند، ما شاهد نگرانیهای زیادی در مورد حفظ حریمهای خصوصی افراد هستیم.
من مایلم نکتهای دیگر را برای شما بازگو کنیم: امروزه بسیاری از شرکت های تجاری، با استفاده از برنامههای جاسوسی، کلیه فعالیتهای فرزندان شما را در اینترنت ردیابی و ثبت میکنند. هر چند ردیابی اقدامات مصرفکنندگان در شبکه، از سالها پیش وجود داشته و همه خریدهای ما با بررسی و تحلیل شرکتهای بازاریابی روبهرو میشود (و نام این سوءاستفادههای شیطانی، بازاریابی تمرکزی نام دارد)، ولی ارائه این وب گردیها در محاکم قضایی به عنوان دلایل قضایی، جای سؤال خواهد داشت.
در دنیایی که کارهای روزمره و حریم خصوصی ما در معرض جاسوسی است، همانطور که جاناتان فرانزن در مقاله خود با عنوان «اتاق خواب امپریالیستی» میگوید: ما دیگر نمیتوانیم در هیچ جایی، احساس آرامش و امنیت خصوصی کنیم ، اما آیا این مراقبتهای شبانهروزی با آنچه که در شهرهای کوچک اتفاق میافتد، مشابه است؟
جان ایویس متخصص حوزه کامپیوتر نیز در مقاله خود در پایگاه اینترنتی Bad Subjects مینویسد: «تغییرات اجتماعی به وجود آمده پس از رشد انفجاری شبکه اینترنت، کاملاً غیرمنتظره بوده است و اتفاقاتی را به وجود آورده که در آن، کاربران بیگناه، خود را قربانی خودخواهیهای دیگران میبینند. به علاوه، ثبات جوامع ما نیز در معرض تهدیدات جدی قرار گرفته است. بدین ترتیب، علاوه بر ویروسهای کامپیوتری آزاردهندهای که سلامت سختافزاری رایانههای ما را با تهدید روبهرو میکند و دستگاه شما را تا آستانه انفجار پیش میبرد، ما با تهدیداتی بسیار نگرانکنندهتر روبهرو شدهایم.»
به هرحال، آنچه را که ما از آن به عنوان تکنولوژی نام میبریم، هیچ مشابهتی با روابط انسانی ندارد و داشتن نگاهی متفاوت به آن، همانطور که ما در برابر رسانههای نوین دیگر هم عملکردی منفعل داریم، ضروری است. آیا خودخواهیهای راستگرایان مسیحی که از فضای دموکراتیک حاکم بر اینترنت برای خواستههای تنفربرانگیز اخلاقی و اجتماعی خویش بهره میبرند، ما را با یک دنیای شیطانی روبهرو ننموده است؟ و آیا ما با یک دروازه دیگر به سوی جهنم روبهرو نشدهایم؟
*نویسنده: Mikita Brottman: استاد هنرهای زیبای کالج هنر بالیتمور. خانم بروتمن در مورد آسیبشناسی فرهنگی و هنری عصر مدرن، مقالات و کتابهای زیادی نگاشته است. کتاب اخیر وی، «تئوریهای متعالی؛ فرهنگ مبتذل» (۲۰۰۵) نام دارد.

ممکن است در شرایطی باشید که واقعا دلتان یک تبلت می خواهد، ولی در عین حال می دانید که یک لپ تاپ برای کار یا درس هم نیاز دارید، اما متاسفانه یا خرید هر دو ممکن نیست، یا سختی حمل و نقل دو وسیله مزید بر علت است.
اگر به هر دلیلی، فقط می توانید یک دستگاه قابل حمل با صفحه بزرگ بخرید، انتخاب آسان است: لپ تاپ بخرید. این هم 5 دلیل برای این توصیه.
1. قدرت و عملکرد. تقریبا همیشه، لپ تاپ ها پردازنده های سریع تر و گرافیک بهتری نسبت به پسرعموهای لوحی شکل خود دارند. سرعت و قدرت آیپد و تبلت های اندرویدی نباید باعث فراموشی این نکته شود که iOS و اندروید سیستم عامل های ساده تری نسبت به پلتفرم های دسکتاپ هستند، و در اصل برای استفاده از برنامه های ساده تر و با تمرکز مصرف محتوا طراحی شده اند (برای آشنایی بیشتر با ماهیت تبلت ها، این مطلب را بخوانید ). امروزه با معرفی چیپ جدید اینتل یعنی هاسول علاوه بر سرعت و قدرت، پی سی ها کم مصرف تر هم شده اند، بنابراین دامنه (مکانی و زمانی) استفاده از آنها نیز گسترش یافته و تولیدکنندگان می توانند دستگاه های کوچکتر و سبک تری بسازند.
2. وارد کردن دستور و محتوا: بهترین های هر دو دنیا. این روزها مرز بین تبلت و لپ تاپ کمرنگ تر می شود چون رو بهترین های هر دو دنیا را در دنیای پی سی می بینیم. لپ تاپ های لمسی امروزی، هم صفحه کلید خوب برای تایپ دارند و هم در صورت نیاز می توان با دست روی نمایشگرشان کار کرد (البته بعضی ها هنوز ترک پد را بهتر از صفحه لمسی می دانند). به عنوان مثال لنوو یوگا لپ تاپی است که می توان نمایشگر آن را در حالت های مختلف استفاده کرد، چون واقعا بدن نرمی دارد و تا 360 درجه هم می چرخد. حتی اگر این مدل گران را هم نخرید، باز مدل های لمسی ارزان تر، یک کیبورد خوب را به شما هدیه می دهند که موقع تولید محتوا، قدرش را خواهید دانست. بنابراین برتری مطلق با لپ تاپ ها است. از این گذشته، وجود کیبورد لمسی و فیزیکی، یعنی حق انتخاب بیشتر که کاربران برای آن سینه چاک می کنند.
3. ظرفیت حافظه دستگاه. تا جایی که حافظه ما یاری می کند، آیپد 128 گیگابایتی تنها تبلتی است که این ظرفیت بالا را به کاربرش ارائه می کند، البته با قیمت 1000 دلار. البته سرفیس پرو هم هست، ولی حقیقتا دستگاهی دو رگه به شمار می رود، نه یک تبلت محض. تبلت های اندرویدی هم که به لطف شکاف حافظه جانبی، انتخاب هایی تا حداکثر 128 گیگابایت (64 داخلی + 64 جانبی) فراهم می کنند. اما اینها همه انتخاب های رده بالا بودند. یک لپ تاپ میان رده 500 دلاری با حافظه 500 گیگابایت، از این نظر واقعا جلوتر است حتی اگر بگویید حافظه فلش تبلت ها سریع تر است، ولی اینجا بحث ما ظرفیت است. ضمن اینکه در نظر داشته باشید که هارددیسک های نسل جدید با ضخامت 5 میلیمتر هم در راه هستند که امکان طراحی باریک و سبک را به سازندگان پی سی ها می دهند -تازه حافظه فلش هم در برخی لپ تاپ ها به کار می رود. نیازی به توضیح بیشتر نیست.
4. انعطاف پذیری و قیمت. برخلاف تبلت ها که مثل اجداد گِلی شان خشک و انعطاف ناپذیر ساخته می شوند، لپ تاپ ها پذیرای تغییرات سخت افزاری هستند. از اضافه کردن رم، انتخاب نوع پردازنده، میزان حافظه، گزینش بین صفحه لمسی یا ساده، و سایر موارد؛ خلاصه که فهرست طولانی است. ضمنا برای نصب نرم افزار روی لپتاپ هم محدودیت خاصی نخواهید داشت و لزومی به وابستگی به اپ استور اپل یا گوگل پلی نیست. وقتی یک مک بوک یا لپ تاپ ویندوزی بخرید، هر نرم افزاری را که بخواهید می توان روی آنها نصب کرد. البته، از نظر انعطاف پذیری، مک بوک ها و اولترابوک ها در جایگاه پایین تری نسبت به لپ تاپ های معمولی قرار می گیرند، زیرا معماری مبتنی بر حافظه فلش و استفاده از قطعات اختصاصی بر روی بورد داخلی، به خصوص رم، امکان تغییرات بعد از خرید را از شما سلب می کند.
5. دستگاهی همه کاره. در حالی که خیلی ها در صدد اثبات کاربردپذیری بالای تبلت ها هستند و آزمایش های عجیب و غریبی مثل چند ماه استفاده محض از تبلت را هم ترتیب می دهند (آخر چرا خود آزاری؟)، ولی لپ تاپ سیستم آزادی است که به شما امکان برخورداری از نرم افزارهای زیادی را می دهد، گنجینه ای که حاصل قدمت زیاد پی سی است. می توانید داده ها را بک آپ بگیرید، برنامه های زیادی دانلود کرده یا حتی آهنگ ها و فیلم ها را آزادانه مدیریت کنید. اما در آن سو، تبلت ها برای اضافه کردن هر کاربردی نیازمند یک اپلیکیشن با کاربردهای اختصاصی هستند و هنوز باید به آنها به دید دستگاه هایی مکمل نگاه کرد. شما یک لپ تاپ برای کار دارید، و تبلت تان را معمولا مبل، تخت، میز، اوپن آشپزخانه، و مکان های غیرکاری می شود یافت. یعنی جاهایی که برای لم دادن یا تغذیه، و همزمان مطالعه، چک کردن توییتر، فیسبوک، ایمیل، بازار سهام، نارنجی، وبگردی و ... مناسب هستند.
مشکل از تبلت ها نیست. در نظر داشته باشید که اولا قالب یک تبلت، بیشتر برای استفاده خودمانی طراحی شده و ثانیا تا بشر بیاید به این طرز استفاده عادت کند و تکنولوژی هم به جایی برسد که توأم با راحتیِ استفاده، تمام کارکردهای یک کامپیوتر را بتوان در بدنه نحیف یک تبلت جای داد، زمان باید سپری شود.
بسیار خوب، همه اینها را گفتیم، ولی در آخر یادتان نرود، فرض را بر این گذاشتیم که مجبور به خرید یک و فقط یک دستگاه هستید. البته که اگر امکان خرید دو دستگاه را دارید، بهتر است یک تبلت و یک لپ تاپ بخرید. مطمئنا موقع مطالعه یا وبگردی، تبلت راحتی بیشتری را برای شما به ارمغان خواهد آورد و البته موقع کار، این لپ تاپ شما است که صدای تان می کند و با قابلیت های فعلی تبلت ها، راهی جز جواب دادن به ندای آن ندارید.
وقتی این ایستگاه زیرزمینی در لیسبون را به صورت تمام رنگی ببینید، تنها یک راهروی بتونی غیرجذاب به چشمتان خواهد آمد. اما هنگامی که آن را به تصویری سیاه و سفید تبدیل کنید، بازتاب نور روی کف کاملا صیقلی آن یک شکل کمانی جذاب را خلق می کند، که کشیده شدن به گوشه های قاب یک عکس برجسته را رقم زده است.
برخی سوژه ها بلافاصله بعد از عکاسی تمایل خودشان را به درمان تک رنگی نمایان می سازند. این بنا بین سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ ساخته شده و هنگامی که رنگ ها را از آن بزدایید، تصویر اعتبار و ارزش بیشتری می یابد. و نتیجه نهایی بیشتر شبیه یک ربات از همان دهه خواهد بود.
از مونوکروم برای پنهان ساختن جزئیات ناخواسته بهره ببرید. این چشم انداز از شهر اینورنس اسکاتلند، تعدادی از ساختمان های قدیمی جذاب آن نشان می دهد. اما اگر آن را به صورت رنگی ثبت کنیم، جاده مدرن شهر بر حس غالب تصویر چیره خواهد گشت. اما عکسبرداری سیاه و سفید باعث می شود که خیابان چندان به چشم نیامده و همچنان کلیسا و خانه ها در مرکز توجه باشند.
این قفسه های پر از تلویزیون در میانه جنگلهای لیتوانی، در تصاویر سیاه و سفید بسیار گیرا و موثرتر هستند. به لطف جعبه های مشکی و پارچه های برزنتی سفید به همراه نمایشگرهای خاکستری، آنها تبدیل به یک سوژه عظیم سیاه و سفید شده اند. لذا با عکاسی سیاه و سفید، شما به راحتی رنگ های سبز مزاحم درختان اطراف را حذف می کنید.
پرتوهای خورشید همیشه طلایی نیستند. این ستون های نور (محصول شعله های گرگ و میش آفتاب) که از پنجره های سقف کلیسای سنت پیتر واتیکان به درون می آیند، در عکس های سیاه و سفید هم به خوبی تصاویر رنگی می درخشند. کنتراست و تباین میان نور و تاریکی بخش درونی سقف، به این تصویر تشخص ویژه ای بخشیده است.
تونالیته مونوکروم گاهی می تواند در پس زمینه عکس شما راوی داستانهای دور و درازی باشد. با عکاسی سیاه و سفید از این سایت مخروبه آزمایش های اتمی، به خوبی می توان احساس مرعوب کننده و خوف انگیز آن را منتقل کرد. کنتراست قوی در بخش زیرین ابرها لحن عکس را تشدید کرده و به آن حس یک هوای شوم و طوفانی را داده است.
محققان چینی طرح مفهومی از دستگاه تلفن با قابلیت تشخیص چهره ارائه کردهاند که امکان برقراری تماس بدون نیاز به شماره گیری را برای سالمندان فراهم میکند. طرح مفهومی Elderly e Phone برای سالمندان یا افراد دچار معلولیت طراحی شده و از طریق تشخیص چهره اقدام به شمارهگیری میکند.در ابتدا باید نام و شماره تلفن افراد به همراه تصویری از آنها در بانک داده های تلفن ذخیره سازی شود؛ سپس کاربر می تواند با استفاده از دفترچه تلفن تصویری و گرفتن تصویریاب گوشی بر روی عکس فرد مورد نظر، تنها با فشار دادن کلید ok اقدام به برقراری تماس کند.طرح تلفن با قابلیت تشخیص چهره توسط پروفسور «دای یونتینگ» با همکاری گروهی از دانشجویان دانشگاه East China Normal ارائه شده است.طرح مفهومی Elderly e Phone به مرحله دوم رقابت طراحی red dot award 2013 راه یافته است.
«نمایشگاه هوایی پاریس» پنجاهمین سال برگزاری خود راهم پشت سر گذاشت و میزبان دستاوردهای هوایی جدید بود. این نمایشگاه از سال 1909 هر دو سال یک بار (به استثنای دوران جنگهای جهانی اول و دوم) برگزار شده و در آن نمایندگان دولتها و تولیدکنندههای سراسر جهان گرد هم میآیند تا دستاوردها، موفقیتهای فناورانه و قدرت نظامیشان را به نمایش بگذارند.در نمایشگاه امسال، نابسامانی اقتصادی ادامهدار اروپا، بهای بالای سوخت جت در ایالات متحده و همچنین غیبت جتهای نظامی امریکایی فضایی شکننده را برای این نمایشگاه به ارمغان آورده بود.در این نمایشگاه هواپیماهای الکتریکی-هیبریدی، هواپیماهای الکتریکی، ساخت کربن-گرافن و پیشرفتهایی در زمینه تولید هواپیماهای بادوام، مستحکم و سبک و همچنین حضور هیبریدهای انسان-پهپاد موسوم به «ماشینهای به صورت اختیاری سرنشیندار» هم از جمله مشخصههای این نمایشگاه بود.در تصاویر پایین گزیدهای از شش هواپیمای نمایشگاه هوایی 2013 پاریش قابلمشاهده است.
دو مخترع آمریکایی دستگاهی را ابداع کردهاند که یک آیفون را به دوربینی با قابلیت ثبت و نمایش تصاویر و فیلمهای سهبعدی تبدیل میکند.
جو هایتزربرگ و اتان لوری از سیاتل دستگاه «Poppy» را برای ثبت و به اشتراک گذاری تجربیات افراد به شکل سه بعدی ساختهاند.
کاربران میتوانند تلفن همراه خود را در این دستگاه که از آیفون 4، 4S، 5 و آیپاد لمسی پشتیبانی کرده قرار دهند و سپس فیلمبرداری را آغاز کنند.
این فناوری از آینههایی برای ثبت دو تصویر با استفاده از یک دوربین آیفون استفاده میکند.
هنگامی که کاربر از درون منظرهیاب دستگاه نگاه میکند، لنزها دو جریان ویدیو را برای ساخت یک فیلم سه بعدی واضح ترکیب میکنند.
این عملکرد به دلیل موقعیت آینهها به اندازه فاصله چشمها از یکدیگر بوده تا تصویر آنچه را با چشم چپ و راست بطور جداگانه دیده میشود، ارائه کند.
دوربین درون Poppy تصاویر را از هم جدا کرده تا چشم راست آنچه را که توسط آینه راست ثبت شده و چشم چپ، تصویر چپ را مشاهده کند.
مغز دو تصویر را با هم ترکیب کرده و یک منظره سه بعدی ایجاد میکند.
این دستگاه همچنین با محتوای سهبعدی که بطور آنلاین در دسترس بوده نیز کار میکند، بدین معنی که افراد دارای آیفون عادی میتوانند با این دستگاه فیلمها و ویدیو کلیپهای سه بعدی را تماشا کنند.
این دستگاه قرار است با قیمت 30 پوند بفروش برسد.
Poppy بر باتری یا دستگاههای الکترونیک تکیه نداشته و تنها از فیزیک اپتیک استفاده میکند که رفتار و ویژگیهای نور را بررسی میکند.
محققان بر این باورند که اختراع آنها میتواند برای هرچیز از فیلمبرداری عروسی گرفته تا تصاویر معماری مورد استفاده قرار بگیرد.
این دستگاه تا کریسمس به بازار عرضه خواهد شد.
محققان دانشگاه لندن موفق به توسعه دقیق ترین شبیهساز رایانهای حرکت گلبولهای قرمز در بدن شدهاند که میتواند به پزشکان برای درمان بهتر مبتلایان به اختلال گردش خون کمک کند. گلبولهای قرمز خون که وظیفه حمل اکسیژن در سراسر بدن را برعهده دارند، کمتر از نیمی از حجم کل خون را تشکیل میدهند که این میزان در خون مردان 45 و در زنان 40 درصد است.درک نحوه حرکت و تعامل گلبولهای قرمز خون با یکدیگر و با سلولهای همجوار میتواند برای مبتلایان به دیابت یا بیمارانی که تحت عمل جراحی استنت و قلب مصنوعی قرار گرفته اند، مفید باشد.بزرگترین شبیه ساز رایانهای حرکت گلبولهای قرمز توسط تیم تحقیقاتی دانشگاه لندن توسعه یافته است.در این شبیهسازی رایانهای، سفر گلبولهای قرمز در درون رگهای بدن و نحوه تعامل آنها با یکدیگر و سلولهای دیگر به تصویر کشیده میشود.پروفسور «جان ویلیامز» از اساتید دینامیک سیالات مدرسه مهندسی و علوم مواد دانشگاه لندن تأکید میکند: تجسم حرکات گلبولهای قرمز بسیار کوچک درون رگها بسیار دشوار است، اما این شبیهسازی رایانهای جدید امکان مشاهده حرکات گلبولهای قرمز، نحوه تعامل با سلولهای دیگر، تغییر شکل و چسبندگی آنها را در نمای سه بعدی نشان میدهد.نتایج این دستاورد در مجله Biomechanics منتشر شده است.

مایکروسافت پیش سفارش کیت های توسعه کینکت برای ویندوز را شروع کرده. این یار چشم درشت کنسول بازی جدید مایکروسافت، سنسور جدید و دوربین قوی تری نسبت به نسل قبل دارد که می تواند جزئیات حرکات افراد را تشخیص دهد.
حالا توسعه دهندگان ویندوز می توانند آن را سفارش دهند تا توانایی های جدیدش را آزموده و از آنها بهترین بهره را برای تولید برنامه ها ببرند.
مایکروسافت هم چنین اعلام کرده که SDK جدید کینکت نسخه 1.8 نیز در سپتامبر در اختیار توسعه دهندگان قرار خواهد گرفت تا بتوانند مواردی نظیر حذف زنده قسمت پشت سر بازیکن، ویژگی فیوژن اسکن کینکت، و امکان ساخت اپلیکیشن های ویندوزی مبتنی بر HTML5 یا JavaScript برای کینکت را تست کنند.
کینکت علاوه بر ایکس باکس می تواند در خدمت کامپیوترهای ویندوزی هم قرار بگیرد. کینکت اول که گاهی پر اشتباه ظاهر می شد، باید دید نسل دوم آن چه می کند. شما یکی نمی خواهید؟
.: Weblog Themes By Pichak :.





















