بیتردید AMD بزرگترین برندهی رقابت شرکتهای تولیدکنندهی سیستم خنککنندهی کارتهای گرافیک خانواده Navi است. شرکتهایی چون MSI ،ASUS ،ASRock ،XFX ،SAPPHIRE و بهويژه Powercolor نمونههایی از بهترین خنککنندههای سفارشیشده را تولید میکنند و خبر همکاری Powercolor و EK برگ برندهی دیگری در بازار رنگارنگ کارتهای گرافیک برای AMD خواهد بود. Powercolor تصاویری از کارت گرافیک Radeon RX 5700 XT با خنککننده مایع موسوم به Liquid Devil را منتشر کرده که احتمالا بهترین نمونه از کارت گرافیک خانوادهی Navi است.

با کمی ویرایش تصویر میتوان بهراحتی نماد تولیدکنندهی بلوک مایع حرفهای EK را روی قسمت پایین این کارت دید که همکاری دو شرکت را تأیید میکند. این بلوک به سیستمهای متداول آبی متصل خواهد شد که میزان کارایی را افزایش و دمای کارت را کاهش میدهد؛ اما نمیتوان انتظار داشت که این افزایش بازده ۱۰ تا ۱۵ درصد باشد؛ زیرا مایع استفادهشده در آن آب است.

مقالههای مرتبط:
این بلوک بهصورت اختصاصی برای Powercolor طراحی و علامتی مشابه اهریمن یخی دارد. همچنین احتمالا از سیستم رنگ RGB معمول با حالت پیشفرض قرمزرنگ بهره خواهد برد و انتظار میرود افزایش سرعت ۱ تا ۲ درصدی را نصیب خریداران کند. نمیتوان اطلاعات بیشتری از تصویر منتشرشده بهدست آورد و تاریخ انتشار این محصول نیز مشخص نشده است.
مایکروسافت در نظر دارد فهرست فرمت فایلهایی را گسترش دهد که در نسخهی تحتوب اوتلوک (قبلا با عنوان Outlook Web Access یا OWA شناخته شده بود) ممنوع است. این فهرست که پیشازاین ۱۰۴ فرمت فایل را دربر داشت، بهزودی با ۳۸ فرمت جدید گسترش مییابد. فرمتهای جدید شامل انواع فایلهایی است که بهطور مرتب برای ارسال بدافزار به صندوق ورودی اوتلوک استفاده میشوند.
مقالههای مرتبط:
پس از افزودهشدن به فهرست فرمتهای مسدودشده، کاربران نمیتوانند هیچیک از این فایلها را از صندوق ورودیشان دانلود کنند و فقط ادمینهای Outlook و Exchange با استفاده از پیکربندی ویژه، میتوانند فهرست خاصی از این فرمتها را در فهرست سفید قرار دهند.
تیم Exchange مایکروسافت دیروز در بیانیهای گفت:
انواع فایلهای تازه مسدودشده بهندرت استفاده میشوند؛ بنابراین، بیشتر سازمانها تحتتأثیر این تغییر قرار نخواهند گرفت.
۳۸ فرمت پروندهی جدید که بهزودی در نسخهی تحتوب اوتلوک ممنوع میشوند عبارتاند از:
- فایلهای جاوا:
".jar", ".jnlp"
- فایلهای پایتون:
".py", ".pyc", ".pyo", ".pyw", ".pyz", ".pyzw"
- فایلهای پاورشل:
".ps1", ".ps1xml", ".ps2", ".ps2xml", ".psc1", ".psc2", ".psd1", ".psdm1", ".psd1", ".psdm1"
- گواهیهای دیجیتال:
".cer", ".crt", ".der"
فایلهایی که برای سوءاستفاده از آسیبپذیریها در نرم افزارهای شخص ثالث استفاده میشوند:
".appcontent-ms", ".settingcontent-ms", ".cnt", ".hpj", ".website", ".webpnp", ".mcf", ".printerexport", ".pl", ".theme", ".vbp", ".xbap", ".xll", ".xnk", ".msu", ".diagcab", ".grp"
مایکروسافت اطلاعاتی دربارهی زمان اضافهشدن این ۳۸ فرمت فایل اعلام نکرده و گفته است این کار بهزودی انجام خواهد شد. «نسخهی تحتوب اوتلوک» سرویس گیرندهی ایمیل مبتنیبر وب است که مایکروسافت بهعنوان جایگزینی برای برنامهی قدیمی تحتویندوز اوتلوک ایجاد کرده است.
ناگفته نماند سرویس مذکور در آفیس 365 و Exchange Online و خدمات اشتراک مایکروسافت گنجانده شده است؛ اما همچنان با سرورهای ایمیل قبل میزبانی میشوند. ادمینهای سیستمهای آفیس 365 و Exchange Online یا Exchange Server میتوانند با دنبالکردن مراحل ذکرشده در این صفحه، هریک از ۱۴۲ فرمت فایل مسدودشده را در فهرست سفید قرار دهند.
بهنظر میرسد بهزودی باید منتظر پردازندههای جدید نسل دهمی Core i9 سری X اینتل باشیم. بهلطف یکی از مهندسان شرکت Dell، چهار پردازندهی جدید در پایگاه دادههای گیکبنچ ۴ مشاهده و نتایج بنچمارک آنها بهاشتراک گذاشته شد.
پیشتر اخباری دربارهی پردازندهی ۱۸ هستهای i9-10980XE و پردازندهی ۱۰ هستهای i9-10900X منتشر شده بود. اکنون نام دو پردازندهی دیگر، یعنی پردازندهی ۱۴ هستهای core i9-10940X و پردازندهی ۱۲ هستهای core i9-10920X نیز بهچشم میخورد. ظاهرا پردازندههای جدید میتوانند وارد رقابت با پردازندههای تردریپر مبتنیبر معماری Zen 2 شوند.

مقالههای مرتبط:
بنچمارک گیکبنچ ازطریق Dell 5820 بهانجام رسیده است؛ بههمیندلیل با توجه به امتیازها، نمیتوان دربارهی عملکرد دقیق پردازندهها اظهارنظر قطعی کرد. با وجود اینکه ممکن است نتایج آزمون عملکرد دقیق پردازندهها را بهنمایش نگذارد، حداقل میتوان اطلاعات مقایسهای خوبی دربارهی آنها داشت.
بهغیر از Core i9-10980XE که در مقایسه با پردازندهی نسل قبلی خود، تقریبا تفاوت فاحش عملکردی را نشان نمیدهد، سایر پردازندهها بهترتیب بهبود عملکرد ۱۰ و ۱۱ و ۱۰ درصدی را برای i9-10940X و i9-10920X و i9-10900X بهنمایش گذاشتند. نتایج آزمون تکهستهای چندان خوشایند نیست؛ اما در آزمون چندهستهای نتایج رضایتبخشی دیده میشود. امتیازهای آزمون تکهستهای بهترتیب برای این سه پردازنده بهبود ۴، ۲، ۳ و ۶ درصدی را نشان میدهد.

بهطور کلی، با توجه به فناوری تولید ۱۴ نانومتری پردازندهها، نتایج آزمون راضیکننده بهنظر میرسد. اگر AMD همچنان شرکتی بیرقیب بود، بیشک شاهد اعداد و رقمی بهبودیافتهتر برای پردازندههای اینتل در مقایسه با پردازندههای نسل نهم بودیم. ناگفته نماند تاریخ عرضهی پردازندهی Ryzen 9 3950X تا نوامبر (آذر) تعویق افتاد. این پردازندهی ۱۶ هستهای قرار است با تأخیر و قیمت ۷۴۹ دلار و عملکرد بهتر هستهها در مقایسه با نتایج سایر بنچمارکهای انجامشدهی Ryzen به بازار عرضه شود. این تصور اشتباه است که پردازندهها بتوانند بهصورت کاملا رقابتی برای اکثر بازارها ظاهر شوند. هرزمان پردازندههای جدید به بازار عرضه شوند، میتوان آزمایشهای کاملتری روی آنها انجام داد.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، ماه صفر دومین ماه سال هجری قمری است؛ در ماه محرم و ماه صفر رویدادهای تلخی رخ داده است. به خاطر همین مسلمانان و شیعیان این دو ماه را برای احترام به مقام و منزلت اهل بیت (ع) عزاداری میکنند. انجام اعمال مختلفی در ماه صفر سفارش شده است که در ادامه این گزارش میخوانید:
اول ماه صفر
اعمال مشترک اول هر ماه در ابتدای ماه صفر نیز مورد توجه است.
در زمان دیدن هلال ماه خواندن دعای هلال مرسوم است؛ بجا آوردن سه مرتبه: اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگویید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا
بهترین دعای زمان رویت هلال، دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است.
قرآن خواندن
خواندن هفت مرتبه سوره «حمد» سفارش شده است.
روزه گرفتن
به جا آوردن سه روز روزه در هر ماه دارای ثواب و فضیلت زیادی است. مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد میگوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.
نماز خواندن
شب اول ماه: خواندن دو رکعت نماز ؛ در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام را بخواند؛ سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسی و هر دردی ایمن گرداند.
روز اول ماه: خواندن دو رکعت نماز اول ماه در رکعت اول بعد از حمد سی مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سی مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز صدقهای در راه خدا بدهد. هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.
خواندن دعا، تلاوت قرآن، اقامه نماز و روزه داری از اعمال مستحبی ماه صفر است.
بجا آوردن پنجاه و یک رکعت نمازهاى واجب و نافله در شب و روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، در سجده پیشانی را بر خاک گذاشتن، بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» نیز سفارش شده است. شیخ در کتاب «تهذیب» و «مصباح» زیارت خاص این روز را از امام صادق (ع) نقل کرده است.
ختم سوره واقعه
ختم سوره واقعه دارای ثواب و فضیلت بسیار است؛ خواندن یک مرتبه سوره واقعه در روز اول صفر، روز دوم دو مرتبه، روز سوم سه مرتبه و به همین ترتیب به شماره روزها سوره واقعه خوانده شود تا روز چهادهم. این سوره را میتوان در طول روز و به مرور زمان خواند. در روایتی از امامان معصوم (ع) آمده است، چون اول ماه قمری با روز دوشنبه مصادف شد ختم سوره واقعه را به روشی که بیان شد، انجام دهید.
بر اساس روایاتی از رسول اکرم (ص)؛ هرکه سوره واقعه بخواند در هر شب به او پریشانی نمیرسد. امام جعفر صادق (ع) هم فرمودند هرکه سوره واقعه بخواند در هر شب پیش از آنکه بخوابد، ملاقات کند خداوند را در حالتی که روی آن، چون ماه باشد. هرکه مشتاق بهشت است سوره واقعه بخواند.
خواندن دعای مخصوص ماه صفر
اگر کسی می خواهد از بلاهای نازله در این ماه محفوظ بماند، هر روز ده مرتبه این دعا را بخواند.
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ
اى سخت نیرو و اى سختگیر اى با عزت اى عزیز اى با عزت
ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ
از بزرگیت تمام خلقت در پیشگاه تو خوار است پس شر خلقت را از من کفایت فرما اى احسان کننده اى نیکوکار اى نعمت بخش اى عطا ده
یَا لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ
اى که نیست معبود حقى جز تو منزهى تو بدرستى که من از ظالمانم پس اجابت کردیم برایش و نجاتش دادیم از غم و همچنین نجات دهیم مومنان را
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
و رحمت خداى بر محمد و آل پاک و پاکیزه اش
روز سوم ماه صفر
خواندن دو رکعت نماز؛ در رکعت اول سوره حمد و سوره فتح و در رکعت دوم سوره حمد و سوره توحید و پس از سلام نماز، صد بار صلوات فرستادن و صد بار آل ابی سفیان را لعن کردن و صد مرتبه استغفار کردن در روز سوم ماه صفر فضیلت بسیار دارد.
روز بیستم ماه صفر
به جا آوردن زیارت امام حسین (ع) و یاران ایشان، خواندن زیارت اربعین، خواندن دو رکعت نماز و نشستن به سمت حرم مطهر امام حسین (ع) و به جا آوردن ذکر دارای فضیلت زیادی است.
حدود ۶۶ میلیون سال پیش، سیارکی غولپیکر به زمین برخورد کرد و موجب انقراض دایناسورها، آمونیتها و بسیاری از گونههای دیگر شد. این سیارک در سطح میکروسکوپی نیز به همان اندازه ویرانگر بود و پلانکتونهای اقیانوسی را به سوی نابودی کشاند. این امر موجب فلجشدن پایهی زنجیرهی غذایی دریایی شد و عملکردهای مهم اقیانوسی مانند جذب و تحویل کربندیاکسید از اتمسفر به بستر اقیانوس را متوقف کرد.
با توجه به تهدید واقعی ناشی از وقوع انقراض جمعی ششم که در اثر تغییرات اقلیمی و تخریب زیستگاه میتواند رخ دهد و ناشی از فعالیتهای انسانی است، پژوهشگران میخواستند این موضوع را مورد بررسی قرار دهند که بازگشت مجدد اقیانوس به وضعیت طبیعی چقدر زمان میبرد. نتایج آنها نشان میدهد، اگر انسانها اساس زنجیرهی غذایی اقیانوس را بهسوی انقراض هدایت کنند، پیامدهای وحشتناک و طولانیمدتی در انتظار اکوسیستمهایی دریایی خواهد بود.

جمعیتی از فیتوپلانکتونها که در دریای بارنتز در شمالیترین قسمت اروپا گسترش یافته است
نانوپلانکتونها که با نام کوکولیتوفورها نیز شناخته میشوند، ۶۶ میلیون سال پیش تقریبا به کلی از بین رفتند؛ اما بار دیگر در بخش بالای اقیانوس که نور به آن میرسد، شکوفا شدند. اگرچه این موجودات زنده تقریبا صد بار کوچکتر از یک دانه ماسه هستند، ولی چنان فراوانند که از فضا به شکل اجتماعات در گردشی در سطح اقیانوس قابل مشاهدهاند.
هنگامی که این پلانکتونهای میکروسکوپی میمیرند، اسکلت خارجی آنها که کوکوسفر نام دارد و از کلسیت (ترکیب کلسیم و کربن) تشکیل شده است، باقی میماند. این اسکلتها همراه با سلولهای پلانکتون مرده، به آرامی به کف اقیانوس میافتند و یک لایهی رسوبی غنی از کربن و کلسیم را تشکیل میدهند. با فشردهشدن این رسوبات، گچ و سنگ آهک تشکیل شده و مناظری مانند صخرههای گجی سفید ایجاد میشود؛ کف دریایی کمعمق از دورانی فراموش شده که طی یک فعالیت تکتونیکی بالا آمده است.

صخرههای سفید گچی سواحل انگلیس میلیونها سال پلانکتون را در خود جای دادهاند
درون این رسوبات فشرده، فسیل پیوستهای وجود دارد که قدمت بخشهایی از آن ۲۲۰ میلیون سال است. این رکورد فسیلی که فراونترین نوع فسیل روی زمین است، به ما میگوید که چگونه اکوسیستمها دربرابر انقراض نانوپلانکتونها پاسخ دادهاند. تغییر در تنوع و فراوانی پلانکتونهایی که زمانی در بخش بالایی اقیانوس زندگی میکردند، نشاندهندهی تغییرات محیطی است که طی هزاران سال پس از برخورد سیارک با زمین اتفاق افتاده است. پژوهشگران یک هستهی پیوسته از رسوبات عمق دریا را از اقیانوس آرام استخراج کردند. آنها برای مطالعهی ۱۳ میلیون سال نخست پس از انقراض جمعی، نمونهای از فسیلها را با فواصل ۱۳ هزار ساله جمعآوری کردند. درمجموع، فراوانی، تنوع و اندازهی سلولی بیش از ۷۰۰ هزار نمونه فسیل اندازهگیری شد که احتمالا بزرگترین مجموعه دادهی فسیلی است که تاکنون از یک منطقهی واحد به دست آمده است.
مقالههای مرتبط:
دو میلیون سال برای ثبات، ۱۰ میلیون سال برای تنوع
دادههای فسیلی نشان میداد که احتمالا پلانکتونهای فتوسنتزکنندهی گیاهمانندی طی چندین هزار سال پس از انقراض، مجددا شکوفا شدند. اگرچه اولین جوامع بسیار بیثبات بوده و تنها از چندین گونه با اندازهی سلولی بسیار کوچک تشکیل شده بودند.
اسکلتهای کلسیتی پلانکتونهای بزرگتر در بستر دریا میافتد، اما اسکلتهای این موجودات ریزتر چندان به کف دریا نمیرسید و در همان بخش بالای اقیانوس بهوسیلهی پلانکتونهای گرسنه مورد مصرف قرار میگرفت. تشکیل جوامعی با اندازهی سلولی بزرگتر حدود دو میلیون سال طول کشید و سپس انتقال کربن به بستر اقیانوس، به سطوح قبل از انقراض بازگشت. تا این زمان، تعداد گونههای مختلف پلانکتون نیز افزایش یافته بود. این تنوع ژنتیکی به آنها اجازه داد تا در زیستگاههای اقیانوسی گسترش بیشتری پیدا کنند. آنها دربرابر تغییرات محیطی انعطافپذیری بیشتری به دست آوردند و اساس مطمئنی را در پایهی زنجیره غذایی اقیانوسها تشکیل دادند. این ثبات، از گسترش در فراوانی و تنوع پلانکتونهای بزرگتر، ماهیها، پستانداران و پرندگان وابسته به این منابع غذایی حمایت کرد. اگرچه طی دو میلیون سال پس از انقراض، این اکوسیستمها پایداری و انعطافپذیری سابق خود را به دست آوردند اما بازگشت گونهها به شمار قبلی خود، هشت میلیون سال دیگر طول کشید.

پوستههای کلسیتی میکروپلانکتونها از صفحات درهمفرورفتهی کوچکی تشکیل شده است. گونههایی که از برخورد سیارک جان سالم به در بردند، نسبتبه گونه های جدیدی که بهجای گونههای منقرضشده پدید آمدند، بسیار بزرگتر بودند
هشداری از گذشته
اکوسیستمهایی دریایی امروزی نیز به اندازهی گذشته به پلانکتونها وابستهاند. مطالعات نشان میدهد که جمعیت پلانکتونهای امروزی در حال کاهش بوده و این کاهش در مواردی حتی به ۴۰ درصد میرسد و ۷۰ درصد از گونهها در حال مهاجرت بهسوی قطبها هستند. ما هنوز کاملا نمیدانیم که چگونه گونههای پلانکتون ممکن است منقرض شوند اما رکوردهای فسیلی نشان میدهد که انقراض با تغییرات اقلیمی شکل میگیرد. اگر ما همچنان انتشار کربن و مداخله در اکوسیستمهای دریایی را ادامه دهیم، یک عامل مهم درگیر در جذب کربن و تامینکنندهی غذا را از دست میدهیم. میلیونها سال طول میکشد تا اکوسیستم به شکل طبیعی خود بازگردد.
ظاهرا باستانشناسی همواره با تصاویر غریب گره خورده است. با دیدن تصاویر و فیلمهایی از دنیای باستان به مصر یا چین و شاید یونان سفر کنیم. با تصاویری از اماکن و بناهای باستانی تا دفینهها و گنجینههایی از ابزار و دستساختههای اجدادمان به ذهن خطور میکند. همهی آنچه گفتیم، به خودی خود شگفتانگیز هستند، اما چنان مجذوبکنندهاند که بر واقعیتی مهم صحه میگذارند؛ اینکه همهی مکانها گذشتهای داشتهاند و هر گذشتهای اهمیتی وصفناپذیر داشته است. باستانشناسی میتواند یک سرگرمی یا شغلی جذاب و حتی پرماجرا باشد؛ اما اهمیت و جایگاهی بسیار مهمتر از آنچه بسیاری میپندارند دارد. اکتشافات باستانی نهتنها برای روشن کردن نادانستهها و سوالات ما از مردمان گذشته مهم هستند، بلکه اهمیتی جامعهشناختی و فرهنگی نیز دارند. باستانشناسی این پتانسیل را دارد که اطلاعات جدیدی را دربارهی گذشته بشریت به دست دهد، ما را با میراث اجتماعی و ملی کهن خود پیوند بزند و حتی بعدا به وسیلهای برای مقاصد اقتصادی بدل شود.
۲۵ اکتشاف باستانشناسی که در این مطلب با هم مرور میکنیم، از آن دست یافتههای باستانی هستند که سالها و حتی قرنهاست ذهن مردم و دانشمندان را به خود مشغول داشتهاند؛ همگی این خصوصیات را دارند و راه را برای خیالپردازی کاملا باز گذاشتهاند.
گویهای سنگی کاستاریکا

گویهای سنگی مرموزی در کاستاریکا وجود دارند که هنوز هم کسی در مورد هدف ساخت آنها اطلاع درستی ندارد. این گویهای عظیم که به دوران پیشاکُلُمبی بازمیگردند، هماکنون در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفتهاند. قدمت برخی از این گویهای سنگی غولآسا به سدهی ششم ق.م بازمیگردد. این دستساختههای عجیب که با دقتی بینظیر به شکل کُروی تراشیده شدند، به زبان محلی «لاس بولاس (Las Ballas)» بهمعنای «توپ» نامیده میشوند و بیشتر از گابرو، نوعی سنگ آذرین ساخته شدند. بهگفتهی باستانشناسانی که این گویهای مرموز را بررسی کردند، کسانی که این سنگها را به شکل کاملا کروی تراشیدند، احتمالا برای این کار از سنگهای کوچک دیگر استفاده کردند.
بسیاری از پژوهشگران نیز گمان میبرند، این گویهای سنگی زمانی برای مقاصد نجومی مورد استفاده قرار میگرفتند، در حالی که برخی دیگر از کارشناسان عقیده دارند که هدف از تراشیدن چنین سنگهای عظیمی تنها راهی برای پدیدآوردن مکانی منحصربهفرد برای ساکنان و محلش بوده است. اما حقیقت ماجرا بر کسی آشکار نیست. جان هوپس، انسانشناسی از دانشگاه کانزاس در این مورد اظهار داشت، مردمان چیبچان که زمانی در کاستاریکا و سایر نواحی آمریکای لاتین سکونت داشتند، پس از اینکه پای فاتحان اسپانیایی به اینجا رسید، از میان رفتند و اسرار گویهای سنگی نیز برای همیشه با آنها دفن شد.
دستگاه آنتیکیترا

کشف «دستگاه آنتیکیترا» یا «سازوکار آنتیکیترا»، هنوز هم باستانشناسان را انگشت به دهان گذاشته است. این اثر باستانی در سال ۱۹۰۲ توسط گروهی از کاوشگران در دریای آنتیکیترا، یونان و در یک کشتی غرقشده کشف شد. این دستگاه برنزی به شکل مُدور ساخته شده است و در آن دوایر و اشکال اسرارآمیزی به چشم میخورد. پژوهشگران قدمت ماشین آنتیکیترا را حداقل ۲ هزار سال میدانند. باستانشناسان در ابتدا تصور میکردند، این دستگاه مرموز نوعی «اِستارهیاب» بوده باشد؛ اما با ادامهی بررسیها متوجه شدند که احتمالا با نوع بسیار پیچیدهای از یک تقویم نجومی مواجه شدند. این دستگاه هنوز هم پیچیدهترین وسیلهای است که تاکنون از دوران خود کشف شده و دستگاه مشابه دیگر، حداقل متعلق به هزار سال بعد است.
آرامگاه کلئوپاترا

کلئوپاترای هفتم فیلوپاتور، ملقب به کلئوپاترا، از آخرین فرمانرویان دودمان سلطنتی بطلمیوسی بود که بین سالهای ۳۰۵ تا ۳۰ ق.م بر مصر حکمرانی میکردند. در مورد هوش، زیبایی و زندگی عشقی کلئوپاترا بسیار دانسته میشود (او فرزندانی از ژولیوس سزار و همینطور مارک آنتونی داشته)، اما یک واقعیت در مورد کلئوپاترا هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد و آن، محل دفن اوست. کلئوپاترا و مارک آنتونی هر دو پس از اینکه اوکتاویان، متحد سابق آنها در نبرد آکتیوم در سال ۳۱ ق.م شکستشان داد، دست به خودکشی زدند و هر دو در مکانی دفن شدند که پلوتارک، مورخ شهیر یونانی آن را «بنای باشکوه و زیبایی» وصف کرده که در نزدیکی معبد ایزدبانوی مصر باستان، ایزیس قرار داشته است. اما اینکه این آرامگاه باشکوه کجاست و چه بر سرش آمده، یکی از ابهامات باستانشناسی است که تصور نمیشود به این زودیها پاسخی برای آن پیدا شود. حتی بهگفتهی باستانشناس، در صورتی که کسی روزی آرامگاه این دلدادگان را کشف کند، از آنجایی که غارت تابوتها و آرامگاهها در دوران باستان امر غیرمعمولی نبوده، بازهم به احتمال بسیار آرامگاه خالی باشد.
آرامگاه چین شی هوانگ

بیش از چهار دهه قبل بود که کشاورزان محلی در استان شانکسی چین، تصادفا یکی از بزرگترین آثار باستانشناسی قرن بیستم را کشف کردند. این کشاورزان تصادفا ارتش سفالین «امپراتور چین شی هوانگ» (۲۵۹ تا ۲۱۰ ق.م) را پیدا کرده بودند که تماما در اندازه واقعی و با صورتها و لباسهای منحصربهفردی تراشیده شده بودند. تراشیدن مجسمهی لشکریان مورد عجیبی نبود، مورخان قبلا میدانستند که امپراتور چنین دستور ساخت چنین ارتشی را داده تا از او در زندگانی پس از مرگ محافظت کنند. اما معما محل دفن خود امپراتور است و اینکه در آرامگاه او چه گنجینهها و مصنوعات باستانی باقی گذاشته شده است.
در فاصلهی حدود ۱٫۵ کیلومتری شمال شرق محوطهی باستانی ارتش سفالین، آرامگاه هرمی شکلی کشف شد که بعدا مشخص شد، متعلق به چین شی هوانگ نیست. مطابق اسنادی که از آن دوران برجای ماندهاند، استراحتگاه نهایی امپراتور چین، باشکوهترین آرامگاهی بوده که تاکنون در چین ساخته شده است. این آرامگاه، کاخی زیرزمینی با تمام ملزومات و لشکریان پادشاه است که در آن شبکهای از دالانها و حتی سامانه زهکشی بسیار پیشرفتهای نیز داشته است. اینکه آیا باستانشناسان روزی به نوعی فناوری دست پیدا خواهند کرد تا بدون خطر این آرامگاه زیرزمینی (در این محوطهی باستانی سطح جیوه بسیار بالاست) را پیدا کنند و بتوانند به آنچه در این محوطهی باستانی نهفته دست پیدا کنند، بحث دیگری است. اما تا آن زمان راز آرامگاه نخستین پادشاه دودمان چین، همچنان بهصورت رازی سر به مهر باقی خواهد ماند.
تمدن گمشده آتلانتیس

در صورت صحت ادعاهای منتشرشده دربارهی «شهر گمشده آتلانتیس» این شهر افسانهای بارها در باهاما، جزایر یونان، کوبا و حتی ژاپن کشف شده است. افلاطون، فیلسوف شهیر یونانی در سال ۳۶۰ ق.م، اولین کسی بود که در نوشتههای خود اشاراتی به این شهر داشت. در شرحیات افلاطون، این جزیره افسانهای قبل از اینکه بیش از ۱۰ هزار سال قبل در رویدادی فاجعهآمیز (شاید فوران یک اَبرآتشفشان) غرق شود، از قویترین نیروهای دریای عصر خود برخوردار بود. باستانشناسان عقیده دارند، در صورت واقعیت داشتن افسانهی این جزیره و همچنین مکانی که مورخان از آن نام بردهاند، که احتمالا دریای اِژه در میان شبهجزیره یونان و آناتولی است، ویرانههای این شهر احتمالا تاکنون در میان بسیاری از اکتشافات باستانی که از این منطقه انجام گرفتهاند بودند. اما حتی بدون اثبات قطعی از وجود آتلانتیس، این شهر افسانهای نیز مانند چند معمای باستانشناسی دیگری که در این مطلب ذکر میکنیم، همچنان بهصورت یکی از محبوبترین افسانههای باستانشناسی باقی خواهد ماند.
استونهنج

بنای اسرارآمیز و ماقبل تاریخی استونهنج در انگلستان، یکی از مشهورترین جاذبههای گردشگری جهان به شمار میرود. این سنگاَفراشتهای ۴ هزار ساله که بهصورت مُدور استوار شدهاند، در عصر خود شاهکاری بیمانند بودند اما باستانشناسان به یقین هیچ اطلاع درستی از نحوهی ساخت و کاربرد استونهنج ندارند. هیچ یک از نظریههای مربوط به استونهنج از کاربرد آن از رصدخانه نجومی تا معبدی برای شفابخشی، بهطور صددرصد به اثبات نرسیدند و بحث بر سر این بنای تاریخی مرعوبکننده همچنان ادامه دارد و احتمالا برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت.
تلههای باستانی

دیوارهای کمارتفاع سنگی که در بیابانهای رژیم اشغالگر قدس، مصر و اردن کشف شدند، باستانشناسان را از زمان کشفشان توسط خلبانان در اوایل قرن بیستم مبهوت کردهاند. این دیوارها زنجیرهای به طول ۶۴ کیلومتر را تشکیل دادهاند که دانشمندان به دلیل شکل و شمایل آنها در تصاویر هوایی به آن لقب «بادبادکها» را دادهاند و قدمتشان به سال ۳۰۰ ق.م بازمیگردد، اما مدتها است که همینگونه به حال خود رها شدهاند. اکنون به لطف پژوهشی تازه، مشخص شده که شاید هدف از ساخت بادبادکها بهدامانداختن حیوانات بوده است. در واقع، آنطور به نظر میرسد که ساکنان این ناحیه از دیوارها برای کشاندن شکارهای خود به سوی گودالی کوچک استفاده میکردند. این روش کارآمد نشان میدهد، شکارچیان محلی بیشتر از آنچه قبلا تصور میشد از رفتار جانوران آگاه بودند.
خطوط نازکا

خطوط نازکا در کشور پرو از روی زمین هیچ منظرهی تماشایی ندارند؛ اما وقتی از هوا دیده شوند که در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ توسط هواپیماهای تجاری دیده شدند، همه را مبهوت کردند. باستانشناسان عقیده دارند، این خطوط مرموز که اشکال مختلفی از خطوط هندسی تا شمایل حیوانات، گیاهان و چهرههای خیالی را شامل میشوند، بیش از ۲ هزار سال قبل توسط مردمان ساکن منطقه نازکا و در دوران پیش از ظهور اینکاها ساخته شدند. این مردمان باستانی برای ساخت خطوط نازکا، سنگریزههای سرخ منطقه را جابهجا کردند تا خاک روشنتر زیر آن را بهصورت برجستهای که از فاصله دور نمایان باشد نشان دهند. اما اینکه چرا چنین شمایلی را ساختهاند که خودشان نیز نمیتوانستند ببینند، از غرایب دنیای باستانشناسی است.
همین موضوع باعث شده تا برخی نظریهپردازان تئوریهای توطئهی فرض ارتباط مردمان نازکا با موجودات فضایی و فضانوردان باستانی را مطرح کنند! اما باستانشناسان عقیدهی کاملا متفاوتی دارند و بر این باورند که این خطوط، روش آئینیمذهبی برای ارتباط با خدایان نازکا بوده است.
اهرام ثلاثه مصر

اطلاعاتی که باستانشناسان همین حالا در مورد اهرام ثلاثه مصر دارند، بسیار چشمگیر است؛ اما آنچه از این بناهای اسرارآمیز میدانیم، در مقابل آنچه هنوز کشف نشده، ذرهای بیش نیست! اهرام ثلاثه که بزرگترین آن را هرم بزرگ جیزه تشکیل میدهد، تقریبا ۵ هزار سال قبل برای تکریم فراعنه مصر و اهمیت زندگانی پس از مرگ در قاهره ساخته شدند. باستانشناسان هنوز در حال کشف دالانها و مدخلهای جدیدی در اهرام ثلاثه هستند و هنوز بهدنبال سرنخهایی از نحوهی ساخت، دلیل و هویت سازندگان این بناهای تاریخی مرموز هستند و حتی امروز هم ساخت چنین بناهای بزرگی بهسادگی امکانپذیر نیست.
کفن تورین

شاید هیچ کشف باستانشناسی بحثبرانگیزتر از کفن تورین نباشد که بسیاری معتقدند، کفن شخص عیسی مسیح است. این تکه پارچه کتان که در آن آثاری از زخم و همینطور چهرهی مبهم یک مرد دیده میشود، یکی از عجیبترین اکتشافات باستانی تمامی دورانهاست. کلیسای کاتولیک وجود این کفن مرموز را در سال ۱۳۵۳ بهطور رسمی تأیید کرد؛ اما افسانه کفن به سال ۳۰ یا ۳۳ م بازمیگردد. براساس گفتهها و برخی اسناد، این کفن از یهودیه (جنوب فلسطین کنونی) به رُها در ترکیه و بعدا به قسطنطنیه (استانبول کنونی) منتقل شد. هنگامی که صلیبیون قسطنطنیه را در سال ۱۲۰۴ محاصره کردند، این پارچه به آتن، یونان برده شد و تا سال ۱۲۲۵ در همانجا باقی ماند.
در دههی ۱۹۸۰ بود که دانشمندان به فکر بررسی قدمت واقعی این کفن مرموز افتادند؛ اما آنچه دانشمندان کشف کردند، با افسانههای پیرامون کفن تورین از زمین تا آسمان فرق داشت. دانشمندان با استفاده از روش تاریخگذاری رادیو کربن مشخص کردند، قدمت این پارچه که ادعا شده برای خاكسپاری مسیح مورد استفاده قرار گرفته، به سالهای ۱۲۶۰ تا ۱۳۹۰ م بازمیگردند. آنچه دانشمندان میگفتند، این بود که پارچه یا کفن مسیح، یکی از جعلیات قرون وسطایی بوده است. اما در مقابل، منتقدان ادعا کردند، دانشمندان احتمالا قسمتهایی از کفن که قرنها پس از مرگ مسیح دوخته شده را بررسی کردند و به همین دلیل قدمت کفن (در تاریخگذاریها) از آنچه باید جدیدتر نشان داده شده است.
گوبکلیتپه

فرض بر این است که انسانها ابتدا یکجانشینی را با کشاورزی شروع کردند، سپس ۸ هزار سال قبل به ساخت معابد مشغول شدند؛ اما اگر عکس این قضیه به اثبات برسد چه؟ کشف گوبکلیتپه، روستایی در ترکیه در سال ۱۹۴۴، همان کشف شگفتانگیزی است که بر این فرضیه خط بطلانی کشید و سوالات تازهای را در مورد تکامل تمدن مطرح کرد. این بنای تاریخی دارای چندین ستون سنگی عظیم است که روی آنها شمایلی از حیوانات و اشکال دیگر به چشم میخورد و قدمت آن به هزارهی دهم ق.م بازمیگردد. به این جهت، باستانشناسان، گوبکلیتپه را «قدیمیترین عبادتگاه جهان» میدانند.
اما نکتهی مهم این است که شواهد نشان میدهد، کسانی که این بنای باشکوه را ساختند، شكارچیانی نیمه عشایر بودند و اطلاعی از کشاوری نداشتند که حدود ۵۰۰ سال بعد ظهور پیدا کرد. حال این سؤال مطرح است که آیا ابتدا یکجانشینی آغاز شده یا کشاورزی؟ آیا این امکان وجود دارد که ساختن چنین بناهایی به یکجانشینی منتهی شده باشد یا عکس این فرض درست است و ابتدا کشاورزی و بعد یکجانشینی به وجود آمده است؟
طومار مسی

طوما مسی، یکی از آن اسرار دنیای باستانشناسی است که هر کسی آرزوی کشف آن را دارد. این طومار مسی که در سال ۱۹۵۲ در وادی قمران کشف شد، ممکن است یک نقشهی گنج باشد که محل اختفای گنجینهای عظیم از طلا و نقره را شرح داده است؛ اما باستانشناسان اطلاعی از محل این گنج و حتی صحت این ادعا ندارند. این طومار مسی در کنار طومارهای دریای مرده در کرانهی باختری سرزمینهای فلسطین اشغالی پیدا شد و قدمت آن نزدیک به ۲ هزار سال تخمین زده میشود، یعنی دورهای که وادی قمران زیر سلطهی امپراتوری روم بود؛ به همین جهت، برخی پژوهشگران معتقدند كه این طومار ممكن است محل دفن گنجینهای را شرح داده باشد که محلیها از رومیان پنهان نگه داشته بودند.
مرگ توتعنخآمون

معدود اکتشافات باستانشناسی به پای هیجانی که کشف آرامگاه توتعنخآمون به پا کرد میرسند. آرامگاه توتعنخآمون، مومیایی اسرارآمیز فرعونی جوان بود که در سال ۱۹۲۲ توسط هاوارد کارتر، مصرشناس بریتانیایی کشف شد و داستانهای «نفرین فراعنه» نیز از همان زمان شروع شد. اما راز مقبره توتعنخآمون از هر نفرین یا طلسم باستانی جالبتر است. باستانشناسان بر این باورند که فرعون جوان بر اثر عفونت یا جراحاتی که در یک تصادف ارابه دیده، بهصورت غیرمنتظرهای درگذشته است. مرگ نابههنگام توتعنخآمون ممکن است، وضعیت بغرنج مومیایی او را نیز توجیه کند.
در حقیقت، به نظر میرسد، جسد توتعنخآمون پس از مومیایی و مهروموم شدن تابوتش آتش گرفته باشد. کارشناسانی که این مومیایی را بررسی کردند، معتقدند که پارچه کتانی توتعنخآمون که آغشته به روغنهای قابل اشتعال بوده، ممکن است در واکنش با هوا، دمای درون تابوت را به بالای ۲۰۰ درجهی سانتیگراد رسانده و موجب کبابشدن جسد پادشاه جوان شده باشند. احتمالا یک مراسم تشییعجنازهی شتابزده و متعاقبا مومیاییکردن عجولانه باعث این آتشسوزی شده باشد. اما تدفین شتابزده این فرعون خودش سؤال دیگری را مطرح کرده؛ این احتمال وجود دارد که آرامگاه توتعنخآمون در اصل برای شخص دیگری ساخته شده باشد و شاید هم مومیاییهای کشفنشدهی دیگری در همین آرامگاه دفن شدهاند.
صندوق عهد

براساس آنچه در «سِفر خُروج»، دومین کتاب از تورات یهودیان و عهد عتیق مسیحیان شرح داده شده، صندوق عهد، صندوقچهی چوبی با روکش طلا بوده که در آن لوحههای سنگی ۱۰ فرمان مشهور حضرت موسی نگهداری میشده است. این صندوقچهی مقدس در اصل در معبد اول، مکان عبادت یهودیان در اورشلیم نگهداری میشد. اما معبد اول در سال ۵۸۷ م توسط لشکریان بابلیان با پادشاهی نبوکدنصر دوم نابود شد و از آن زمان به بعد، هیچ اطلاع درستی از سرنوشت صندوق عهد در دست نیست. با وجود تلاش بسیار در پیداکردن این صندوق مقدس، هنوز کسی موفق به کشف آن نشده است.
برخی اسناد باستانی ادعا میکنند، صندوق عهد پس از نابودی شهر به دست لشکریان نبوکدنصر به بابل برده شده است. برخی نیز عقیده دارند که صندوق عهد جایی در اورشلیم دفن شده یا اینکه همراهبا معبد نابود شده است؛ حتی برخی گزارشها از نگهداری این صندوق در صومعهای در اتیوپی خبر میدهند. اما ممکن است یک سند باستانی به زبان عبری کهن که بهتازگی ترجمه شده، پرده از راز این صندوق مقدس برداشته باشد. در جایی از این متن باستانی نوشته شده: «تا روزی که مسیح فرزند داوود نبی ظهور کند»، صندوق عهد پیدا نخواهد شد.
دستنوشتههای ووینیچ

یکی از پرخوانندهترین کتابهای قرن بیستم، متنی باستانی بود که کسی نمیتوانست آن را بخواند. این کتاب عجیب را که به زبانی ناشناخته نوشته شده بود، یک عتیقهفروش کتاب در سال ۱۹۱۲ کشف کرد. نسخهی خطی دستنوشتههای ووینیچ مشتمل بر ۲۵۰ صفحه با الفبایی نامفهوم بود که نقاشیهای متنوعی از برهنگی تا گیاهان دارویی و نشانههای زودیاک در آن ترسیم شده بود. دستنوشتههای ووینیچ که هماکنون در «کتابخانهی دستنوشتهها و کتابهای نایاب بینیک» در دانشگاه ییل نگهداری میشود، حدود ۶۰۰ سال قدمت دارد و بهگفتهی پژوهشگران، احتمالا در اروپای مرکزی به رشته تحریر در آمده است. در حالی که برخی پژوهشگران عقیده دارند که این کتاب یکی از آثار جعلی عصر رنسانس است، عدهای دیگر بر این باورند که این متن به زبانی ناشناخته نوشته شده و باید رمزگشایی و ترجمه شود. استیون باکس، استاد زبانشناسی از دانشگاه بدفورد شایر در انگلستان، در سال ۲۰۱۴ ادعا کرد که توانسته ۱۴خط از کتاب دستنوشتههای ووینیچ را رمزگشایی کند.
هابیتها

برخی اکتشافات علمی واقعا عجیبتر از داستانها هستند. مورد هابیتها یا انسانهای کوچکجثه ساکن جنوب شرق آسیا یکی از همین کشفیات است. اولین انسان هابیت در سال ۲۰۰۳ در جزیرهی دورافتادهای از اندونزی بهنام فلورس کشف شد. البته دانشمندان نسخهی واقعی شایر (از شخصیتهای سری ارباب حلقهها) را پیدا نکرده بودند، بلکه آنها استخوانهای انسانی کوچکجثه به نام «انسان فلورسی» یا «هومو فلورسینسیس» را کشف کرده بودند که به همین جهت به آن لقب «هابیت» را دادند. اولین عضو گونهی انسان فلورسی متعلق به زنی حدودا ۳۰ ساله بود که ۱٫۰۶ متر بلندای قامت داشت.
انسانشناسان در ابتدا تصور کردند آنچه یافتهاند، بقایای استخوانی یک انسان مبتلا به بیماری میکروسفالی است؛ عارضهای که موجب کوچکی سر و کوتاهی قد میشود. اما بعدها اکتشافات دیگری در همین جزیره انجام گرفت که نشان داد، هابیت یک انسان کوچک نبوده، بلکه گونهای مجزا از دیگر گونههای انسان بوده است. اما معمای اصلی اینجا است که هنوز هیچ انسانشناسی نمیتواند جایگاه درست انسان فلورسی را در درخت تکاملی انسان تعریف کند.
ناپدیدشدن تمدن سن شین دویی

همهی کشفیات مهم دنیای باستانشناسی به دست باستانشناسان حرفهای انجام نمیگیرد. آنچه یک مرد چینی در سال ۱۹۲۹ کشف کرد، در این دسته جای میگیرد. این مرد که در حال تعمیر فاضلاب منزلش در استان سیچوان چین بود، گنجینهای از آثار باستانی یشم و سنگ را کشف کرد. این گنج بعدها به دست مجموعهداران خصوصی افتاد؛ اما خوشبختانه، در سال ۱۹۸۶ بود که باستانشناسان در این همین منطقه دو گودال دیگر مملو از گنجینههای عصر برنز از جمله یشم، عاج فیل و مجسمههای برنزی را کشف کردند.
مقالههای مرتبط:
حال این سؤال مطرح میشود که چه کسی این مصنوعات شگفتانگیز را ساخته است؟ پژوهشگران اکنون بر این باورند كه ساخت این آثار باستانی کار مردمان تمدن سن شین دویی است؛ فرهنگی كه ۳ هزار تا ۲ هزار و هشتصد سال قبل ناپدید شدند. مردمان سن شین دویی روزگاری در نزدیکی سواحل رودخانه مین در شهری با قلعهها و دیوارهای مستحکم زندگی میکردند؛ اما به یکباره ناپدید شدند و قبل از اینکه به هر دلیلی غیب شوند، آثار باستانی گرانبهای خود را دفن کردند. همین مرموز بودن کوچ دستهجمعی مردمان سن شین دویی تا همین حالا موجب سردرگمی دانشمندان بوده است. یکی از پذیرفتهترین فرضیات در مورد علت محو تمدن سن شین دویی را دانشمندان در سال ۲۰۱۴ در خلال اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا در سانفرانسیسکو مطرح کردند و اعلام کردند، زمینلرزهای که ۳ هزار سال قبل در این ناحیه رخ داده، احتمالا موجب جلای وطن ساکنان این شهر و تمدن باستانی شده است.
کشتی نوح

بعضی آثار باستانی آنقدر خوب هستند که بسیاری میخواهند دوباره و دوباره کشفشان کنند؛ «کشتی حضرت نوح» یکی از آن کشفیات باستانشناسی است که بارها گزارش کشف آن منتشر شده است. قرنهاست که باستانشناسان آماتور از اقصا نقاط جهان ادعا میکنند، آنچه در کتاب مقدس از آن بهعنوان «کشتی نوح» یاد شده را کشف کردهاند. قبلا ادعا شده بود که شواهدی از این کشتی در كوه آرارات، ترکیه و اطراف آن پیدا شده است؛ یعنی درست جایی که در کتاب مقدس شرح داده شده که نوح و یارانش در آنجا به خشکی رسیدهاند. اما برخی پژوهشگران شک دارند که اثری از آثار کشتی غولپیکر نوح واقعا تاکنون باقی مانده باشد. کشتی نوح، مانند آتلانتیس، یکی از آن معماهای باستانشناسی است که سوای صحتداشتن یا نداشتن آن، بارها و بارها حل میشود!
تمدن گمشده مایا

چگونه تمدنی پویا که برای ۶ قرن بر منطقهای پهناور حکمرانی میکرد، به یکباره ناپدید شده است؟ این یکی از آن دست معماهایی است که باستانشناسان در مکزیک و آمریکای مرکزی، سالها است تلاش میکنند تا حلش کنند. «تمدن مایاها» به دلایل نامعلومی در حدود سال ۹۰۰ م در اوج شکوفایی به یکباره سقوط کرد. برخی پژوهشهای علمی حاکی از این است که خشکسالی و قحطی موجب سقوط این تمدن پیشرفته شده است. در پژوهشی که سال ۲۰۱۲ انجام گرفت، پژوهشگران این فرض را مطرح کردند که مایاها با جنگلزدایی بیش از حد که برای ساخت شهرها و مزارع انجام گرفته، به خشکسالیها کمک کردند و ناخواسته به قحطی دچار شدند که موجب نابودی تمدنشان شده است. برخی دیگر از پژوهشگران هم گمان میکنند، پسرفت خاک و کاستهشدن از جمعیت شکارها (مشخصا گوزنهای دمسفید) نیز در پایان بخشیدن به تمدن درخشان مایاها نقش داشته است. دیگر کارشناسان هم اعلام کردند، تغییر مسیرهای تجاری و همینطور، درگیریهای سیاسی داخلی باعث نابودی این امپراتوری بزرگ شده است.
خات شبیب

ممکن است فکر کنید برای ساخت یک دیوار سنگی به طول ۱۵۰ کیلومتر حتما دلیل خاصی وجود داشته است، اما به نظر میرسد خات شبیب از این قاعده مستثنا باشد. گزارشهایی از کشف این دیوار مرموز در اردن برای اولینبار در سال ۱۹۴۸ منتشر شد. باستانشناسان تا همین حالا بهدرستی نمیدانند این دیوار چه زمانی، چرا و توسط چه کسانی ساخته شده است. دیوار خات شبیب از شمال شرقی تا جنوب غربی کشور اردن ادامه دارد و شامل بخشهایی است که دو دیوار در مجاورت هم قرار میگیرند و همینطور بخشهایی که دیوارها از هم جدا میشوند. اگرچه این دیوار باستانی هماکنون در حال ویرانی است، اما در زمان خود احتمالا حدود ۱ متر ارتفاع و نیم متر پهنا داشته است. بعید نیست که دیوار خات شبیب برای جلوگیری از یورش دشمنان ساخته شده باشد. شاید هم برای حفاظت از مزارع در برابر حیوانات گرسنهای مانند بزهای کوهی ساخته شده باشد. در همین حال، باستانشناسان با توجه به کشف آثاری از کشاورزان باستان در غرب دیوار، عنوان کردهاند که این دیوار احتمالا زمانی برای تعیین سرحدات بین مزارع کشاورزان باستانی و مراتع عشایر احداث شده باشد.
حلقههای بزرگ

خات شبیب تنها بنای باستانی در اردن نیست که باستانشناسان را به تعجب وا داشته است. حلقههای سنگی بزرگی که در این کشور کشف شدند، حدود ۲ هزار سال قدمت دارند و دانشمندان هنوز علت ساخت حلقههای باستانی را نمیدانند. تاکنون ۱۱ حلقه از این دست حلقهها که به حلقههای بزرگ شهرت دارند مشاهده شدند. هر کدام از این حلقهها حدود ۴۰۰ متر قطر دارند و فقط چند ۱۰ سانتیمتر بلندی دارند. بهگفتهی باستانشناسان، هیچکدام از این حلقههای کوتاه ورودیهایی برای رفتوآمد انسان یا حیوانات ندارند؛ به همین جهت، بعید است که از این حلقهها بهعنوان آغل دامها استفاده شده باشد. اما هدف سازندگان این بناهای باستانی عجیب دقیقا چه بوده است؟ چرا چنین حلقههایی را ساختهاند؟ پژوهشگران هنوز پاسخ این سوالات را نمیدانند، اما در حال مقایسهی این حلقهها با سایر سازههای سنگی در خاورمیانه هستند تا هدف از ساخت این بناهای مرموز را کشف کنند.
سنگ کاکنو

بازهم یک سنگ مرموز دیگر! سال ۲۰۱۶ بود که باستانشناسان در گلاسکو، اسکاتلند تختهسنگی ۵ هزار ساله با تاریخچهای اسرارآمیز را در حفاریهای خود کشف کردند. این تختهسنگ که به «سنگ کاکنو» شهرت دارد، دارای ابعاد ۱۳ در ۸ متر است و اشکال مُدوری موسوم به علائم جام و انگشتر در آن به چشم میخورد که در سایر نقاط باستانی جهان نیز نمونههایی از آن مشاهده شده است. بهگفتهی کنی بروفی، باستانشناسی از دانشگاه گلاسگو، این تختهسنگ احتمالا نمونهای از یک اثر هنری ماقبل تاریخی است. در همین حال، پژوهشگرانی که در دههی ۱۹۳۰ این تختهسنگ را بررسی کردند، عقیده داشتند حکاکیهای روی این سنگ با پدیدههای نجومی مانند خورشیدگرفتگی ارتباط داشته است؛ اما بروفی چنین عقیدهای ندارد. او و همکارانش، هماکنون در حال بررسی این تختهسنگ باستانی هستند تا هدف از ساخت آن را مشخص کنند.
اَبر هنج

بعد از استونهنج، نوبت میرسد به یک بنای سنگی مرموز دیگر که به دلیل شباهتش به بنای مذکور به «اَبر هنج» مشهور است. این بنای سنگی حدود ۳٫۲ کیلومتر با استونهنج فاصله دارد. این یادواره باستانی که از مجموعهای از سنگاَفراشتها تشکیل شده، در سال ۲۰۱۵ کشف شد. باستانشناسان سنگاَفراشتهای اَبر هنج را در زیر دیوارههای دورینگتون (خاکریزی پوشیده از چمن) پیدا کردند. بهگفتهی پژوهشگران، اَبر هنج احتمالا بخشی از یک بنای بزرگ دوران پارینهسنگی بوده است. باستانشناسان هنوز اطلاع درستی در مورد هدف از ساخت این بنا ندارند؛ اما عقیده دارند که این سنگاَفراشتهای ۴ و نیم متری قبل از اینکه حدود ۴۵۰۰ سال قبل به این صورت بیافتند، کاملا افراشته بودند. این بنای سنگی عظیم در نزدیکی فرورفتگی طبیعی در مجاورت رودخانه ایوان قرار دارد و این احتمال وجود دارد که سنگاَفراشتها روزگاری میدانی مدور به شکل C را تشکیل داده باشند که در آن چشمهها و درهای به سوی رودخانه روان بوده است.
سنگچین زیرآبی

دانشمندان در سال ۲۰۰۳، سازهی سنگی عجیبی را در آبهای دریاچه طبریه در فلسطین اشغالی کشف کردند. این بنای سنگی غولآسا حدود ۶۰ هزار تن وزن (سنگینتر از بیشتر کشتیهای جنگی) و ۱۰ متر ارتفاع دارد. پژوهشگران هنوز نمیتوانند دلیل ساخت این سنگچین عجیب را آن هم در اعماق دریاچه مشخص کنند؛ اما عقیده بر این است که سنگچینها همچون دیگر نواحی جهان بهعنوان سنگبنای مردگان ساخته میشدند. در همین حال، سنگچینهای دیگری نیز در نزدیکی همین محل واقع شدهاند که هیچکدام زیر آب نیستند؛ به همین جهت، این احتمال وجود دارد كه بالاآمدن سطح آب باعث شده سنگچینی که روزگاری روی خشکی بوده، به زیر آب برود. یتژاک پاز، باستانشناسی از دانشگاه بن گوریون، عقیده دارد این بنای زیرآبی حدود ۴ هزار سال قدمت دارد و ممکن است بقایای یک برج باستانی باشد.
کوزه منفذدار

باستانشناسان ظروف منفذدار زیادی را کشف کردهاند، اما کشف یک «کوزه منفذدار»، قبلا سابقه نداشت. این کوزه در دوران پس از جنگ جهانی دوم و از یک گودال انفجاری در لندن کشف شد. قدمت این کوزهی منفذدار به دوران بریتانیای روم باز میگردد؛ بخشی از بریتانیا که از حدود سال ۴۳ تا ۴۱۰ م زیر سلطه رومیان بود. پژوهشگران گمان میکنند که این کوزه عجیب بهعنوان چراغ مورد استفاده قرار میگرفته است. برخی دیگر نیز آن را نوعی قفس دانستهاند که در آن حیواناتی مانند مار یا موش نگهداری میشد. این کوزهی منفذدار هماکنون در موزه باستانشناسی انتاریو در کانادا نگهداری میشود و پژوهشگران منتظرند بالاخره کسی پیدا شود و علت ساخت چنین اثر باستانی عجیبی را توضیح دهد!
جدیدترین فناوری مورد استفاده در صنعت تلویزیون، بهنام mini-LED شناخته میشود و برای اولینبار در تلویزیونهای شرکت TCL و در ماه اکتبر سال جاری میلادی به بازار راه پیدا خواهد کرد. فناوری جدید، ادعای کنتراست بهتر نسبت به تلویزیونهای کنونی مبتنی بر فناوری LCD دارد و قیمت محصولات نهایی آن هم از تلویزیونهای OLED کمتر خواهد بود. البته برای تأیید یا رد ادعاهای تبلیغاتی باید منتظر اولین محصولات و نظر کارشناسان باشیم؛ اما حتی اگر مینی LED در شکست دادن OLED موفق نشود، باز هم دستاورد بزرگی در صنعت تلویزیون خواهد بود.
مقالههای مرتبط:
اگرچه TCL بهعنوان اولین تولیدکنندهی تلویزیونهای Mini LED شناخته میشود، احتمالا آخرین نخواهد بود. برتریهای Mini LED علاوهبر جدیدبودن فناوری و مزیتهای بازاریابی، در ارزانتر بودن آن هم دیده میشود. فناوری مذکور را میتوان تکاملی و نه انقلابی دانست که بر پایهی فناوری کنونی تلویزیونهای LCD توسعه یافته است. در ادامهی این مطلب زومیت به چگونگی کارکرد فناوری مینی LED و دلایل اهمیت آن میپردازیم.
تفاوت Mini LED با MicroLED
پیش از شرح هر توضیحی باید بدانید که Mini LED با MicroLED تفاوت دارد. MicroLED را میتوان فناوری آینده دانست که قطعا تنها در دسترس افراد ثروتمند قرار خواهد گرفت، اما Mini LED با قیمت پایینتری در دسترس کاربران قرار میگیرد و از ماه اکتبر سال جاری، اولین محصولات آن با شروع قیمت از دو هزار دلار، به بازار عرضه میشوند.
نمایشگرهای MicroLED مانند محصول سونی بهنام Crystal LED یا محصول سامسونگ بهنام The Wall از میلیونها LED برای هر پیکسل استفاده میکنند. درواقع کاربر در زمان مشاهدهی تصویر، بهصورت مستقیم به لامپهای LED سازندهی تصویر نگاه میکند. هر یک از MicroLEDها ابعاد کوچکی دارد، اما ساختار ماژولار این فناوری، امکان تولید محصولات بسیار بزرگ را فراهم میکند.

تلویزیون MicroLED غولپیکر سامسونگ
Mini LED در تلویزیونهای با ابعاد معمولی دیده میشد؛ بهعنوان مثال محصول جدید TCL با ابعاد ۶۵ و ۷۵ اینچ به بازار عرضه خواهد شد. البته LEDهای مورد استفاده در این روش، بسیار بزرگتر از نمونههای حاضر در MicroLED هستند. لامپهای LED در روش Mini LED مانند دیگر روشهای مرسوم تولید نمایشگر تلویزیون، برای روشن کردن نور پسزمینه استفاه میشوند. سپس یک لایه کریستال مایع (LCD) از نور مذکور برای ساختن تصویر استفاده میکند. درمقابل، MicroLED اصلا ارتباطی با فناوری LCD ندارد. آن را میتوان فناوری کاملا جدید و متفاوتی دانست که البته برحسب اتفاق از LED استفاده میکند.
در جدول زیر، مقایسهی فناوریهای گوناگون تولید تلویزیون را مشاهده میکنید:
| LED استاندارد | QLED | OLED | Mini LED | MicroLED | |
|---|---|---|---|---|---|
| بازهی ابعادی | ۱۵ اینچ و بیشتر | ۳۲ اینچ و بیشتر | ۵۵ اینچ و بیشتر | ۶۵ اینچ و بیشتر | ۱۴۶ اینچ و بیشتر |
| قیمت متوسط محصول ۶۵ اینچی | ۸۰۰ دلار | ۱،۲۰۰ دلار | ۲،۵۰۰ دلار | ۲،۰۰۰ دلار | نامشخص |
| برخی از برندهای سازنده | همهی برندها | سامسونگ، TCL | الجی، سونی | TCL | سامسونگ |
| تولید بر مبنای فناوری LCD | بله | بله | خیر | بله | خیر |
نورپردازی بیشتر در ابعاد بزرگتر
برای درک بهتر فناوری Mini LED ابتدا باید ساختار پایهای LED را حداقل در ارتباط با تلویزیون درک کنید. در تمامی تلویزیونهای LCD امروزی (یعنی همهی نمونههای موجود بهجز انواع OLED) تعدادی دیودهای ساطع نور (LED) وجود دارد. این دستگاههای بسیار کوچک در زمان دریافت جریان الکتریسیته از خود نور میتابانند و تقریبا در همهجای جهان مدرن دیده میشوند. امروزه از نور چراغقوه در گوشی هوشمند تا نور خودروها از فناوری LED استفاده میکنند. ابعاد دیودها با هم تفاوت دارد. عموما آنها را در ابعاد یک میلیمتر میبینیم، اما در برخی نمونهها ابعادی کمتر از ۰/۲ میلیمتر دارند.
در برخی از تلویزیونها، LEDها در لبههای نمایشگر قرار دارند و نور را به سمت داخل میتابانند. در نمونههای دیگر، دیودها پشت صفحهی نمایش قرار گرفته و نور را بهصورت مستقیم به سمت کاربر ساطع میکنند. برای افزایش کیفیت و خصوصا دستیابی به مفاهیمی همچون HDR باید کمنورسازی محلی (Local Dimming) انجام شود. در چنین رویکردی تلویزیون نور را در بخشهای تاریکتر تصویر کاهش میدهد تا نرخ کنتراست بهتری بین بخشهای روشن و تیره ایجاد شود.
در حالت ایدهآل، میتوان هر پیکسل را بهاندازهی کافی کمنور کرد تا نرخ کنتراست بسیار عالی بهدست بیاید. فناوری OLED برای انجام این فرایند بسیار مناسب بهنظر میرسد. در فناوریهای مبتنی بر LCD، پیادهسازی راهکار مذکور دشوار خواهد بود. پنل کریستال مایع که تصویر را ایجاد میکند، تنها نور ایجادشده توسط بخش پسزمینه را مسدود خواهد کرد. درنتیجه همهی نورها مسدود نمیشوند و تصویر حالتی ماتتر نسبت به OLED پیدا میکند.

سمت چپ: تصویر معمولی درتلویزیون مبتنی بر LCD - سمت راست: تصویر مشاهده شده پس از برداشتن لایهی LCD
کمنورسازی محیط، چالش بالا را برای تلویزیونهای مبتنی بر LCD حل میکند. البته نسبت کمنور کردن بهصورت ۱:۱ نیست، چون در فناوریهای موجود برای هر یک از هشت میلیون پیکسل موجود که مثلا در یک تلویزیون 4K وجود دارد، یک LED اختصاص نیافته است. درواقع برای هر LED یا گروهی از LEDها (بهنام Zone)، هزاران یا حتی صدها هزار پیکسل وجود دارد. برای تعداد LEDهای قابل جانمایی در پنل پشتی یک تلویزیون، محدودیتهایی وجود دارد که مصرف انرژی، تولید گرما و هزینه را معقول کند. بهخاطر همین محدودیتها، راهکاری بهنام Mini LED ارائه میشود.
LED کوچک برای محصولات بزرگ
اگرچه هیج فرمول و مرز مشخصی برای نامگذاری LEDها وجود ندارد، نمونههای کوچکتر از ۰/۲ میلیمتر بهنام Mini LED شناخته میشوند. آنها عموما ابعادی حدود ۰/۱ میلیمتر دارند. در ابعاد ۰/۰۱ میلیمتر نیز از اصطلاح MicroLED برای دیودها استفاده میشود.
در تعریف کلی وقتی ابعاد یک LED کاهش پیدا کند، نور آن نیز کمتر میشود. درواقع مواد کمتری برای تولید نور وجود دارد، اما میتوان با افزایش جریان برق، نور را بیشتر کرد. البته جریان برق نیز محدودیتهایی را ایجاد میکند که آنها هم تابعی از مصرف انرژی، گرما، طول عمر و کارایی هستند.
با پیشرفت و توسعهی فناوری LED، بازدهی نیز افزایش مییابد. فناوری جدید، روشهای تولید جدید و فاکتورهای دیگر بدان معنی هستند که با انرژی کمتر، میتوان همان مقدار نور یا با همان مقدار انرژی، نور بیشتری ایجاد کرد. بهعلاوه فناوری جدید، امکان ساخت LED با ابعاد کوچکتر را هم فراهم میکند.
تلویزیون Mini LED ساخت شرکت TCL، بیش از ۲۵ هزار Mini LED را در پنل پشتی تلویزیون جانمایی کرده است. آنها تقریبا در هزار گروه دستهبندی شدهاند. هر دو عدد مذکور، بیشتر از مقداری هستند که در تلویزیونهای مرسوم امروزی میبینیم؛ بهعنوان مثال تلویزیون Vizio Quantum X با ابعاد ۷۵ اینچ، ۴۸۵ منطقهی نورپردازی دارد. البته هیچ تولیدکنندهای بهجز TCL هم جزئیات تعداد LEDهای موجود در تلویزیون خود را منتشر نمیکند. بههرحال میتوان با تقریب بالایی حدس زد که هیچیک از آنها از ۲۵ هزار LED استفاده نمیکنند.

اگر لایهی کریستال مایع را از تلویزیون خود حذف کنید، Mini LEDها شبیه به تصویری با رزولوشن بسیار پایین و سیاه و سفید از تصویر اصلی دیده میشوند. با کاهش دقیق نور در بخشهایی از تصویر میتوان کنتراست مجموع را افزایش داد. البته نتیجهی نهایی قطعا بهخوبی کاهش نور هر پیکسل (همچون فناوری MicroLED و OLED) نیست، اما درنهایت کیفیتی بهتر از نمونههای موجود خواهد داشت.
در اختیار داشتن مناطق بیشتر برای کم و زیاد کردن نور LED، فاکتور مهمی در بهبود کیفیت محسوب میشود. درواقع چنین توانایی بهمعنای بهبود دو جنبهی دیگر از تصویر خواهد بود. اولین فاکتور، کاهش تارشدن تصویر یا Blooming خواهد بود. Blooming عموما در تلویزیونهای LCD با کمنورسازی محلی دیده میشود و دلیل آن نیز بزرگ بودن اشعهی نور محلی است. درواقع نور در این حالت بخشهایی را روشن میکند که بهصورت عادی باید تاریک باشند.
برای درک بهتر حالت تاری نور، یک چراغ خیابانی را در یک منطقهی تاریک تصور کنید. تلویزیون مجهز به کمنورسازی محلی رزولوشن کافی را در نور پسزمینه ندارد تا تنها پیکسلهای پشت چراغ را روشن کند. درنتیجه بخشی از محیط پیرامون هم روشن میشود. بسیاری از تلویزیونهای LCD در حل چالش مذکور موفق بودهاند، اما هنوز به کیفیت برابر با روشن یا تاریک کردن انفرادی پیکسلها نرسیدهاند؛ البته با تلویزیونهای Mini LED هم شاهد پیشرفت آنچنانی نخواهیم بود. بهعنوان مثال با استفاده از این فناوری هم نمیتوان برای نشان دادن یک ستاره در شب، کیفیت بالایی را به دست آورد؛ اما درنهایت ماه با کیفیت بیشتر و هالهی کمتر دیده میشود.
با کاهش شانس تار شدن تصویر، قابلیت افزایش نور LEDها بیشتر میشود؛ درنتیجه نرخ کنتراست بیشتری در انواع تصاویر دیده میشود. درنهایت بخشهای روشن، روشنتر خواهند بود و بخشهای تاریک نیز به تاریکی مطلق نزدیکتر میشوند.
در تولید تصاویر تلویزیونی، عمیقتر شدن سیاهی بخشهای تاریک و روشنتر شدن بخشهای پرنور، بهعنوان المانهای طلایی کیفیت تصویر شناخته میشوند. به این موارد، قابلیت اضافهکردن رنگ با فناوری کوانتوم دات را هم اضافه کنید و کیفیتی خارقالعاده بهدست خواهید آورد. الجی اکنون تنها شرکتی محسوب میشود که فناوری OLED را بهخوبی در ابعاد تلویزیون عرضه میکند. دیگر تولیدکنندهها برای رقابت با شرکت کرهای، چارهای جز توسعهی فناوریهای جایگزین ندارند. LCD هنوز بهعنوان راهکار جایگزین مقرونبهصرفه شناخته میشود و عمر زیادی دارد. دراینمیان Mini LED جدیدترین فناوری مکمل برای LCD است که احتمالا به ادامهی حیات آن در دنیای نمایشگرها کمک میکند.
در رویداد خبری مربوط به فناوریهای مرتبط با حافظه و فضای ذخیرهسازی در شهر سئول کره جنوبی، اینتل با معرفی نقشهی راه این شرکت در بخش حافظه و فضای ذخیرهسازی، چند محصول و فناوری جدید رونمایی کرد تا نشان دهد همچنان متعهد به ارائهی نوآوری در این بازار است. این نوآوریها شامل نسل دوم حافظههای SSD در ردهی سازمانی و ماژولهای حافظهی مقاوم (Persistent) از خانوادهی Optane بود. در بخش 3D NAND Flash نیز شرکت توانسته برای نخستین بار به فناوری حافظههای ۱۴۴ لایهی QLC NAND Flash (سلول چهار سطحی یا چهار بیتی) دست پیدا کند که دارای چگالی ۱۰۲۴ گیگابایتی است. چنین دستاورد مهمی بهمعنای افزایش چگالی حافظه و کاهش قیمت در هردو بازار مراکز داده و مصرفکنندگان عادی است. درحال حاضر هدف تمام تولیدکنندگان حافظهی SSD این است که شرکتها را مجاب به جایگزینی هارددیسکهای مکانیکی قدیمی با SSDها کنند که سرعت بیشتر، مصرف انرژی کمتر و نویز کمتری دارند.

تصویر گرفته شده از حافظهی 3D XPoint در دو محور، توسط میکروسکوپ الکترونی
به نظر میرسد که محصولات optane هنوز هم از نسل نخست فناوری حافظهی 3D XPoint بهره میبرد و از آنجا که اینتل به شراکت خود با شرکت میکرون در تولید این حافظهها در یوتای آمریکا پایان داده، اخبار رسیده حاکی از تولید انبوه این محصولات در ریو دوژانیرو یا چین است. حافظههای Optane Persistent Memory اینتل با استفاده از فرمفکتور DIMM میتوانند مستقیما به کنترلر حافظهی پردازندهی سرور متصل بشوند. نسل اول این محصول با اسم رمز «آپاچی پَس» با کمی تأخیر در ورود همزمان با پردازندههای Caskade Lake-SP معرفی شدند که دارای ماژولهای حافظهی DCPM هستند. جایگزین آنها ماژولهای Barlow Pass خواهند بود که طبق برنامه در سال ۲۰۲۰ برای پردازندههای ۱۴ نانومتری کوپرلیک (Cooper Lake) و پردازندههای ۱۰ نانومتری آیسلیک (Ice Lake) درنظر گرفته شدهاند. نقشهی راه اینتل همچنین خبر از حداقل دو نسل دیگر از ماژولهای بدون نام DCPM برای اتصال به پردازندههای آتی Sapphire Rapids و جانشینان آن میدهد. براساس اظهارات قبلی این شرکت، پردازندههای سافایر رپیدز و نسل سوم ماژولهای Optane DCPM از رابط DDR5 بهره خواهند برد و در آیندهی نزدیکتر، ماژولهای فعلی Apache Pass Optane DCPM نیز بهزودی همراهبا پردازندههای Caskade Lake وارد بازار ردهبالای ورکاستیشن خواهند شد. همچنین در یک همکاری بلندمدت با مایکروسافت، قرار است زمینههای اولیه برای پشتیبانی از این حافظهها در نسخههای عادی ویندوز نیز فراهم بشود؛ هرچند هنوز وعدهی خاصی برای آوردن این حافظهها به پلتفرمهای دسکتاپی برای کاربران عادی داده نشده است.

در بخش NVMe SSD نیز اینتل خبر از ارائهی نسل دوم درایوهای سازمانی Optane SSD در سال ۲۰۲۰ میدهد. لذا درایو Optane SSD DC P4800X با اسم رمز ColdStream در سال ۲۰۲۰ با درایو Alder Stream جایگزین خواهد شد و اینتل وعدهی افزایش قابلتوجه در عملکرد آن را میدهد. هرچند آنها جزئیات دقیقی در این خصوص ارائه ندادند، اما در گرافی که به نمایش گذاشتهاند، ظاهرا با عملکردی دوبرابری در تعداد عملیات خواندن و نوشتن تصادفی روبهرو خواهیم بود. همچنین منطقی است که انتظار داشته باشیم پس از آلدر استریم، جایگزینهای Optane SSD ۹۰۰P و ۹۰۵P و نهایتا Optane SSD DC D4800X را نیز شاهد باشیم.

حافظهی فلش ۱۴۴ لایهی QLC NAND یا حتی PLC NAND
اینتل انتظار دارد در سال ۲۰۲۰ از حافظههای ۱۴۴ لایهی QLC NAND Flash در مراکز داده استفاده شود. آنها که در سال ۲۰۱۸ نخستین بار حافظههای چهاربیتی QLC را با ۶۴ لایهی 3D NAND Flash تولید و عرضه کردند، حالا در مدت دو سال مقدار لایهها را به بیش از دو برابر رساندهاند. نخستین حافظهی ۶۴ لایهی مخصوص مصرفکنندگان عادی نیز مربوط به سری SSD 660P بود که حالا در فصل چهارم سال ۲۰۱۹ با مدل جایگزین ۹۶ لایهی SSD 665p تولید انبوه خواهد شد.
اخیرا رقبایی همچون شرکت کرهای SK Hynix آغاز به تولید انبوه حافظههای فلش ۱۲۸ لایهی 4D TLC NAND کردهاند و خبر از تولید نمونهی ۱۷۶ لایهای در آینده میدهند. بنابراین میتوان گفت وقتی صحبت از افزایش عمودی لایهها میشود، دچار محدودیتهای فناوری نیستیم.

اینتل توانسته است با برخی نوآوریها و طراحیهای جدید، همچنان از فناوری قابل اطمینان سلولهای Floating Gate در حافظههای 3D NAND استفاده کند و حتی باور دارد که این فناوری را میتوان به حافظههای ۵ بیتی NAND Flash (پنج بیت در هر سلول) نیز ارتقاء داد.

مقالههای مرتبط:
با توجه به اینکه برخی شرکتها در حال کار روی حافظههای ۵ بیتی NAND Flash هستند، برای اینتل که هماکنون دارای فناوری حافظهی فلش چهاربیتی یا اصطلاحا QLC است، دستیابی به این فناوری (PLC NAND Flash ) نیز دور از دسترس نیست. اینتل که توانسته بود برای چندین سال از قابلیتهای فناوری Floating Gate 3D NAND استفاده کند، حال میتواند آن را با تمرکز بر چگالی بیشتر و قیمت کمتر برای مصرفکنندگان عادی و مراکز داده تداوم ببخشد.
شرکت انگلیسی آرک (Arc) بالاخره از موتورسیکلت الکتریکی جدید خود یعنی وکتور (Vector) رونمایی کرد. آرک وکتور اولینبار در سال ۲۰۱۸ و در نمایشگاه EICMA معرفی شد و حالا سازنده اطلاعات دقیق از مشخصات و جزيیات وکتور را منتشر کرده است.
زمانیکه آرک آزمایشهای مربوط به مدل وکتور را شروع کرد، به نظر میرسید این نیز یکی از مدلهای گران قیمتی باشد که فقط بهعنوان اسباببازیهای گران معرفی شدند و موفقیت چندانی نداشتند. ولی وکتور فراتر از انتظار ظاهر شده و قرار است مدل تولیدی آن در سال ۲۰۲۰ وارد بازار شود. موتورسیکلتهای الکتریکی قیمت بالایی دارند و وکتور نیز از این قاعده مستثنی نیست. سازنده اخیرا قیمت نهایی وکتور را در حدود ۱۱۴ هزار دلار اعلام کرده است.

کسانی که این ۱۱۴ هزار دلار را پرداخت کنند، موتورسیکلتی خاص را دریافت خواهند کرد که تنها ۳۹۹ دستگاه از آن ساخته خواهد شد. آرک مشتریان خود را به کارخانه نیز دعوت خواهد کرد تا در شخصیسازی موتورسیکلت خود با طراحان مشارکت کرده و مواردی مانند رنگ و مواد را انتخاب کنند. به همراه این موتورسیکلت، به مالکان لباس و کلاه هوشمند نیز داده خواهد شد.

با استفاده از این لباس و کلاه ایمنی اطلاعات مربوط به موتورسیکلت در سیستم HUD موجود در کلاه برای سوارکار به نمایش در میآید. لباس مخصوص نیز که ساخت Origin است، از فناوری لمسی پشتیبانی میکند و میتواند در مواقع خطر به سوارکار هشدارهای لازم را بدهد. هشدار دادن به سوارکار در این لباس بهصورت فشار یا لرزش انجام میشود. تواناییهای این لباس تنها محدود به ایمنی نیست بلکه لباس مخصوص آرک توانایی پخش موزیک را هم دارد.

موتورسیکلت آرک وکتور، خود نیز نوآوریهای زیادی به همراه دارد. از نظر طراحی، این مدل را باید یک موتورسیکلت کافهای آیندهنگرانه دانست. در زیر این طراحی جالب یک شاسی مونوکوک (یکپارچه) از جنس فیبرکربن به کار رفته است. باتری نیز درون شاسی قرار داده شده و این خود یکی دیگر از نوآوریهای موجود در وکتور است. این حرکت سبب شده تا فضاسازی خوبی برای باتری ایجاد شود و بتوان از باتری بزرگتری استفاده کرد.
قسمت جلویی این موتورسیکلت نیز کاملا جدید و متفاوت است و طرح آن به نام خود سازنده ثبت شده است. دوشاخهی فیبرکربنی وکتور طراحی کاملا خاصی دارد و روی آن ترمزهای برمبو و کمک فنرهای Ohlins TTX نصب شدهاند. از دیگر امکانات این موتورسیکلت باید به سیستم کنترل پایداری و سیستم کنترل کشش اشاره کرد. با وجود این مشخصات، وکتور موتورسیکلت خیلی سنگین وزنی نیست و تنها ۲۲۰ کیلوگرم وزن دارد.

موتور الکتریکی مورد استفاده در آرک وکتور ۳۹۹ ولتی است که میتواند ۱۳۸ اسببخار قدرت و ۵۹۱ نیوتنمتر گشتاور تولید کند. با این مشخصات، آرک وکتور میتواند در ۳/۱ ثانیه سرعت خود را از صفر به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند و حداکثر سرعت آن نیز ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت است. ظرفیت پیماپیش آرک وکتور در شهر ۶۲۲ کیلومتر و بهصورت ترکیبی ۴۳۴ کیلومتر اعلام شده است. با استفاده از فناوری شارژ سریع امکان شارژ کردن باتری این موتورسیکلت تنها در عرض ۴۰ دقیقه وجود دارد. سازنده، برای وکتور چند حالت رانندگی مختلف نیز تعبیه کرده است که با انتخاب هر کدام از آنها عملکرد موتورسیکلت تغییر میکند. تولید آرک وکتور از سال ۲۰۲۰ شروع خواهد شد.
فیسبوک سالها است که بهدنبال علمیکردن برنامههای بلندپروازانهاش دربارهی خواندن افکار و ذهن بشری است. حال فیسبوک برای نزدیکتر شدن به رویای خود اقدام به خرید شرکتی در زمینهی فناوری نوظهور محاسبات مغزی کرده است که در زمینهی کنترل تجهیزات با فرمان مغز فعالیت دارد. فیسبوک، استارتاپ کنترل-لبز (CTRL-Labs) را خریداری کرده است. تنها چهار سال از زمان تأسیس این شرکت نوپا میگذرد که با ترکیب فناوری یادگیری ماشین و علوم اعصاب این امکان را فراهم میکند تا رابطهای کامپیوتری بهسادگی توسط نیروی مغز کنترل شوند.

اندرو باذورث، مدیر اجرایی بخش واقعیت افزوده و واقعیت مجازی فیسبوک گفت:
این فناوری، با درک قصد و نیت کاربر میتواند به افراد این امکان را بدهد تا تنها با یک حرکت نامحسوس یا عمدی، تصاویر خود را با دوستانش به اشتراک بگذارد.
استارتاپ کنترل-لبز این پتانسیل را دارد تا بهعنوان رابط تبدیلکننده به دستگاههای واقعیت افزوده و واقعیت مجازی عمل کند. بهنظر میرسد این فناوری بهعنوان محصولی پیشزمینه برای آکیولس، هدست واقعیت مجازی مستقل فیسبوک باشد. همچنین، ممکن است در آینده از این روش برای تایپ و سوایپ کردن در گوشیها مورد استفاده قرار بگیرد.
شرکت کنترل-لبز با احتساب عملگرا بودن یکی از چندین شرکتی است که در تلاش برای اتصال مغز به یک ماشین عمل میکند. این بنیاد توسط توماس راردون تأسیس شد؛ کسی که پروژههای موفقی چون ایجاد اینترنت اکسپلورر و اولین مرورگر وب مایکروسافت را در کارنامه دارد. او پس از چنین دستاوردهایی دنیای فناوری را برای گرفتن مدرک دکترای علوم اعصاب ترک کرد. هماکنون وی در کنار پاتریک کایفوش که عصبشناس است، بنیانگذاران کنترل-لبز هستند.

مچبند CTRL-labs سیگنالهای ایجادشده توسط نورونهای بدن شما را رمزگشایی میکند
در این فناوری، بهجای سوراخکردن سر برای تایپ یا پرسهزدن در دنیای واقعیت افزوده که روشی بسیار دردناک است، کنترل-لبز با استفاده از باندی که روی مچ دست کاربر قرار میگیرد، سیگنالهای ارسالی از مغز به دست را شناسایی میکند. مچبندی که توسط این شرکت نوپا طراحی شده، قادر خواهد بود تا سیگنالهایی که توسط نورونها در نخاع فرد ایجاد شده و به ماهیچهها دستور حرکت میدهند را رمزگشایی کند. این سیگنالها پس از رمزگشایی، به سیگنالهای دیجیتالی تبدیل میشوند که برای دستگاههای الکترونیکی قابل فهم هستند.
این مچبند شبیه به ساعتمچی بزرگی است که سیگنالها را به گوشی یا کامپیوتر منتقل میکند و از نظر ظاهری زیبایی چندانی ندارد. بنابراین، مچبند مذکور میتواند تنها با فکر کردن به یک حرکت آن را تشخیص دهد و کاربر میتواند ماشین را با فکر خود به کنترل دربیاورد؛ برای نمونه تنها با فکر کردن به اینکه میخواهید دست خود را در جهت خاصی حرکت بدهید، کنترل این ماشین را دراختیار خواهید داشت و میتوانید فکر خود را عملی کنید. گفتنی است، در سال ۲۰۱۷ کارمندان این لابراتور با کشش و خمکردن انگشتان قادر به تایپ شدند و انجام بازی محبوب Asteroids نیز با کنترل مغز امکانپذیر شده بود.

انتظار میرود، کنترل-لبز پس از انتقال به فیسبوک بهعنوان واسط برای واقعیتهای جایگزین آکیولس استفاده شود. اگرچه این امکان نیز وجود دارد که پیوستن شرکت به فیسبوک، آغازگر اکتشافات عجیب و غریب علوم عصبی باشد. این شامل تلاش برای استفاده از مغز برای تایپ مستقیم و استفاده از فناوری برای خواندن ذهن افراد میشود. تلاش فیسبوک برای دستیابی به چنین فناوری در بخش تحقیقاتی ساختمان شماره ۸ فیسبوک آغاز شده بود. این بخش تحقیقاتی قبلا توسط رجینا دوگان، رئیس سابق آژانس پروژههای تحقیقاتی پیشرفته (ARPA) اداره میشد که ناگهان در سال ۲۰۱۷ فیسبوک را ترک کرد.
از دیدگاه استراتژیک، خرید چنین شرکتی با قیمت اعلامنشده، برای هر دو شرکت میتواند معنادار باشد. فیسبوک تا این لحظه، اشارهای به رقم قرارداد نکرده است. شرکت کنترل-لبز که تاکنون ۶۷ میلیون دلار بودجه سرمایهگذاری کرده، منابعی برای سرعتبخشیدن به توسعه خود نیز در اختیار داشته است. با اینکه این شرکت هنوز محصولی را منتشر نکرده، از توسعهدهندگان دعوت کرده است که برای تهیهی نسخهی اولیه محصول به فهرست انتظار بپیوندند.
بخش واقعیت افزوده و واقعیت مجازی فیسبوک در سال ۲۰۱۴ و با بهمالکیت درآوردن آکیولس شکل گرفت و سالهای سختی را پشت سر گذاشت، اما اخیرا با حضور باذورث، یکی از یاران وفادار و دیرینهی مدیرعامل فیسبوک مارک زاکربرگ به روزهای اوج خود بازگشته است. حوزهی اختیارات وی نظارت بر همهی سختافزارها ازجمله آکیولس کوئست جدید و نمایشگرهای هوشمند قابل حملی است که اخیرا راهاندازی شدهاند.
کسی چه میداند؛ شاید روزی چنین خیالپردازیهایی در لابراتور واقعیت افزودهی فیسبوک در سیاتل به واقعیت بپیوندد. مایکل آبراش، دانشمند ارشد لابراتور فیسبوک که قبلا در مایکروسافت و Valve فعالیت میکرد، در حال استخدام تیمی از دانشمندان است تا مرزهای واقعیت افزوده و مجازی را تغییر دهد و رویای زاکربرگ از واقعیت افزوده را بهعنوان پلتفرم اصلی بعدی به واقعیت تبدیل کند. بهراستی فیسبوک میتواند با یک فناوری که در اختیار کنترل-لبز است، امکان کنترل تصاویری که از عینک واقعیت افزوده میبینیم را فراهم کند؟
مقالههای مرتبط:
پیشتر فیسبوک بهعلت نظارت ضعیف و نگرانیهای امنیتی، از فهرست شاخص اخلاقی مهم S&P که مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها را پیگیری میکند، کنار گذاشته شده بود و همین امر باعث شد که هرگونه فعالیت فیسبوک مورد بررسی موشکافانه قرار بگیرد. علاوه بر این، رسیدگی به پروندهی اتهام فیسبوک مبنی بر خریداری واتساپ و اینستاگرام برای حذف رقبای احتمالی نیز همچنان باز است؛ چرا که بسیاری بر این باور هستند که خرید شرکتهای کوچک توسط غولهای فناوری با هدف بلعیدن رقبای احتمالی در آینده صورت میگیرد و سازمانی نظارتی در امریکا قصد بررسی این پرونده را دارد. با وجود این، بهنظر نمیرسد استارتاپ کنترل-لبز نیز دارای الگویی مشابه باشد و فیسبوک را بابت خریداریکردنش به دردسر بیندازد؛ اما به احتمال زیاد فورا تحت بررسیهای دولت قرار خواهد گرفت. شاید این فناوری تنها یک مچبند ساده بهنظر برسد اما نباید فراموش کرد که میتواند سیگنالهای مغزی را بهدرستی دریافت و تحلیل کند.
پیشتر، توماس راردون، بنیانگذار کنترل-لبز گفته بود:
میخواهم دستگاههای ما، چه از طریق خودمان و چه از طریق شرکا در مدت سه یا چهار سال در اختیار یک میلیون کاربر قرار بگیرند.
اگرچه، او پس از قبول همکاری با فیسبوک دیگر مدیرعامل شرکت خود نخواهد بود؛ اما فناوری شرکت خود را برای شرکتی که روی میلیاردها کاربرش حساب باز میکند، توسعه خواهد داد. حتی ممکن است اگر روزی راردون یا حتی همبنیانگذار دیگر شرکت قصد ترک سمت خود را داشته باشند، نامهی استعفایشان را تنها با فکر کردن به متن آن ابلاغ کنند.
.: Weblog Themes By Pichak :.