
موشک های ضدکشتی تنها تهدید برای کشتی ها نیستند، اما می توان آن ها را بزرگترین تهدید برای کشتی ها دانست. امروزه شرایط به گونه ای است که کشتی ها در بعضی ماموریت ها می بایست در فاصله کمی از ساحل دشمن قرار گیرند که این وضعیت، کشتی و خدمه آن را مورد تهدید مین ها، هلیکوپترها، توپخانه های پاگیر شده در خشکی و گونه های گوناگونی از موشک های ضدکشتی کوچک و بزرگ قرار می دهد. این تهدیدهای رو به رشد باعث به وجود آمدن نیاز به سیستم های پدافند نزدیک مدرن تر و پیشرفته تر شده تا امکان حفاظت از کشتی ها فراهم شود.
غرق شدن ناوشکن اسراییلی ایلات در بندرگاه در سال 1967 با موشک پی 15 شلیک شده از ناوچه های کوچک مصری این مسئله را برای غرب مشخص کرد که از این به بعد موشک های شلیک شده از قایق های موشک انداز کوچک می توانند یک خطر جدی برای شناورهای بزرگ باشند. در همان زمان برنامه جدید شوروی برای ساخت موشک زیردریایی پرتاب ضدکشتی پی 70 فاش شده بود که باعث نگرانی زیادی بود. از این رو در سال 1968 برنامه برای ساخت یک توپ خانه دریایی با توان مقابله با حملات موشکی شوروی آغاز شد. توپ گاتیلینگ ام 61 بهترین گزینه بود زیرا نواخت بالایی داشت اگرچه توپ 35 م.م اورلیکنی و 40 م.م بوفورز نیز مدنظر بود.
ساخت سامانه آتش به هیوز داده شد و در سال 1977 بعد از آزمایشات مختلف اجازه ورود به خدمت گرفت. طی آزمایشات این سلاح توانست با موفقیت حتی بمب هدایت اپتیکی والی را نابود کند. تا سال 1978 تست هایی برای اطمینان پذیر روی این سلاح انجام شد و در سال 1980 برای اولین بار بر روی ناو هواپیما بر کرال سی از کلاس میدوی نصب شد و به تدریج تبدیل به سامانه ثابت دفاع نزدیک تمامی کشتی های ارتش آمریکا شد و اولین مشتری خارجی این سامانه در سال 1981 نیروی دریایی عربستان بود که آن را روی ناوچه کلاس بدر نصب کرد.

سیستم پدافند نزدیک(MK- 15 Phalanx CWIS)یکی از آخرین سدهای کشتی های نظامی در برابر موشک های ضدکشتی هستند که با استفاده از یک توپ گاتیلینگ با نواخت تیر بسیار بالا و در نتیجه حجم بالای آتش در مدت زمانی کوتاه، ایجاد یک دیواره آتش در برابر مسیر حرکت موشک ساخته و آن را نابود می کند. البته این سیستم زمانی وارد میدان می شود که موشک مهاجم از تمامی لایه های دفاعی نرم و سخت عبور کرده و در فاصله کمی از شناور قرار گرفته باشد.
این سیستم به طور خودکار موشک را تشخیص داده و از شناور دفاع می کند. در حال حاضر بیشتر کشتی های آمریکایی و چند کشور دیگر همچون کانادا، انگلیس و ژاپن مجهز به Phalanx هستند. این سیستم در میان دیگر سیستم های مشابه توانسته است بیشترین مشتری را در جهان به خود جذب کند. Phalanx همچنین به عنوان توپ دوم یا حتی اصلی مورد استفاده قرار می گیرد و با استفاده از آن می توان موشک های کروز، هواپیما، هلیکوپتر، بهپاد، شناورهای دیگر، مین های دریایی و در فاصله نزدیک حتی ساحل را نیز با آن مورد هدف قرار داد.
در سال 1992 امتیاز این سیستم توسط کمپانی Hughes خریداری شد که پس از خریداری شدن کمپانی Hughes توسط کمپانی Raytheon، امتیاز ساخت این سیستم به کمپانی Raytheon رسید. اولین نمونه ساخته شده این سیستم در سال 1972 بر روی ناوشکن USSKing (DDG- 41)با موفقیت آزمایش شد. در سال 1977 نیز این سیستم بر روی ناوشکن USS Bigelow (DD- 9422) مرحله های پایانی آزمایش هایش را پشت سر گذاشت و از نظر تعمیر و نگهداری بسیار کارآمد و قابل اطمینان ارزیابی شد. تولید Phalanxx از سال 1978 با سفارش خرید 23 دستگاه برای نیروی دریایی امریکا و 14 دستگاه برای فروش نظامی خارجی شروع شد.

گونه اولیه Phalanx به بلاک صفر معروف است که قابلیت دفاعی در برابر موشک های ضدکشتی امروزی ارتفاع پست، فروصوت و بدون مانور را فراهم می کرد و زمان واکنش آن از لحظه کشف تا درگیری با موشک زیر 2 ثانیه بود. در بلاک 1A سامانه مجهز به یک کامپیوتر پرقدرت تر و پیشرفته گشت که Phalanx را توانا به درگیر شدن با موشک های مانوردهنده کرد و سرعت واکنش نیز بیشتر شد. بلاک 1B براساس بلاک 1A ساخته شد، اما استفاده از لوله های جدید در توپ گاتیلینگ سبب افزایش عمر توپ و افزایش برد Phalanx گشت.
هر دو بلاک 1A و 1B زاویه پوشش بیشتر و جایگاه بزرگتر نگهداری گلوله که از 989 گلوله در مدل اولیه به 1550 گلوله افزایش یافت هستند و نواخت تیر هر دو به 4500 گلوله در دقیقه افزایش یافت. علاوه بر این، Phalanx می تواند در کنار یک سیستم پدافند نزدیک دیگر همچون RIM- 116 RAM قرار گرفته و قدرت کنترل آتش و کارایی سنسورهای کشتی را افزایش دهد.
در آپریل 2006 کمپانی Raytheon سفارش 16 بسته بروزرسانی بلاک 1B به ارزش 52 میلیون دلار را از سوی نیروی دریایی سلطنتی انگلیس دریافت کرد. امروزه بیش از 900 سیستم Phalanx ساخته شده که در بیش از 22 کشور جهان بکارگرفته می شوند. تکیه گاه اصلی Phalanx براساس سیستم خود پدافندی استوار است که از اواخر دهه 1970 بر روی تمامی کشتی های آمریکا نصب شده است. Phalanx به سادگی بر روی هر شناوری نصب می شود. هر دستگاه در جایگاه خود با مونتاژ سیستم کنترل آتش و یک زیرسیستم (Sub system) که همان توپ گاتیلینگ است نصب می شود. زیرسیستم کنترل آشت Phalanx تشکیل شده از رادار جستجو جهت پویش، ردیابی و کشف هدف های دشمن و رادار رهگیر جهت نشانه روی Phalanx به هنگام رهگیری یک هدف می باشد.
سیستم کنترل آتش ویژه Phalanx، هم هدف های وارد شونده را رهگیری می نماید و هم بادادن دستور و زمان آتش رگبار خوکار، گلوله هایش را به سمت هدف روانه می کند. Phalanx توانایی تصحیح و تنظیم نشانه روی هدف های متحرک همچون موشک های ضدکشتی هوا به سطح را تا برخورد گلوله به هدف دارد.
ام 61 تویپی است 6 لول 20 م م که نیروی حرکت نورار و لوله و سوزن را نیروی هیدرولیک و برق تامین می کند. دارای شش لول است و می توان تا 100 دور در ثانیه لوله ها را به چرخش درآورد و عمر توپ 10000 گلوله است. سیستم تغذیه خطی است و در صورت معیوب بودن گلوله فشنگ معیوب به صورت خودکار از درون جان لوله بیرون کشیده می شود. دو نسخه از این سلاح توسعه یافت نسخه ام 61 ای 1 که بر روی اکثر جنگنده های امریکا نصب شد و نسخه ای 2 که برای اف 22 ساخته شد و سبکتر بود.

Phalanx مجهز به توپ گاتیلینگ 6 لول 20 میلیمتری M61 Vulcan است که نواخت تیرش 4500 گلوله در دقیقه در گونه های جدیدتر می باشد. سرعت گلوله به هنگام شلیک 1100 متر بر ثانیه و برد موثر آن 3.600 متر است، ولی بردی که نابودی موشک مهاجم در آن 100 درصد می باشد کاملا محرمانه می باشد. گلوله مورد استفاده در Phalanx، گلوله های نفوذکننده در زره APDS است که دارای مرمی از جنس فلزهای سنگین همچون اورانیوم یا تنگستن است.
سنسورهای تمام فعال و رانار رهگیر، رادار جستجوگر باند Ku مدل MTI، رادار رهگیر باند Ku پالس داپلر از نوع پالس مونو دیجیتالی این سیستم از تکنولوژی حلقه بسته بهره می برند، به گونه ای که همه فرایندهای کاوش، کشف، ردیابی ارزیابی، رهگیری، درگیری، نابودی هدف، ارزیابی آسیب و فرمان آتش بس توسط آن امکان پذیر است. Phalanx همچنین دارای یک سنسورهای رادار مراقبتی از نوع سیستم فروسرخ جلونگر (FLIR) اتوماتیک با هدایت کننده رهگیری است.
همانگونه که گفته شد، Phalanxهای جدیدتر شده دارای مدل های گوناگون می باشند:
Phalanx مدل بلاک 1
Phalanx مدل بلاک 1A
Phalanx مدل بلاک 1B
Phalanx بلاک 1B از یک تصویرگر حرارتی فروسرخ اتوماتیک جهت هدفیابی و رهگیری ویدیویی (AAVT) برخوردار است. سیستم تعادل Phalanx را در زاویه های مختلف رهگیری به صورت الکترو اپتیکی و سطحی امکان پذیر می سازد. Phalanx در مدل های اولیه 5700 کیلوگرم و در مدل های جدیدتر 6200 کیلوگرم وزن و 4.7 متر بلندی دارد.


با توجه به توانایی های قابل توجه Phalanx وRIM- 116 RAM، کمپانی Raytheon اقدام به تولید سیستم دفاعی موشکی به نام SeaRAM نموده که افزایش قدرت دفاعی کشتی را در اثر بهبود برد دفاعی و توان درگیری با گونه های متفاوت هدف ها فراهم می آورد. SeaRAM لایه دفاعی کشتی را گسترده کرده و سبب شده که کشتی بتواند با تهدید های گوناگون مدرن فراصوت و پیشرفته درگیر شود. در SeaRAM درواقع یک پرتابگر 11 لوله ای موشک جایگزین توپ 20 میلیمتری Phalanx شده است که توسط موشک های هدایت شونده سیستم RAM بلاک 1 مسلح شده اند.
ترکیب دقت، برد و قدرت مانور بالای RAM با کیفیت بالای کاوش و رهگیری Phalanx بلاک 1، SeaRAM را به سامانه ای کارا تبدیل کرده که سیستم کنترل آتش و بخش سنسورهای داخلی آن بر این کارایی می افزایند. با توجه به اینکه SeaRAM برپایه Phalanx بلاک 1B ساخته شده، سیستم فروسرخ جلونگر (FLIR) جدید، رادار کشف و رهگیری باند Ku و سامانه الکترونیکی ESM از جمله دیگر تجهیزات آن هستند.
براساس Phalanx بلاک 1B، مدل قابل استفاده در خشکی آن نیز با نام Centurion C-RAM برای نابودی خمپاره، موشک و راکت ساخته شده است و بر روی یک خودروی حامل قرار دارد. در زیر به این سامانه نیز می پردازیم:
مبحث مقابله با پرتابه های راکتی و توپخانه ای و خمپاره ای با ورود آمریکا به عراق و افغانستان و از طرف دیگر قدرت گرفتن نیروهای جهادی همچون حماس در مقابل اسراییل در غزه رنگ و بوی جدی به خود گرفت و نیروهای نظامی امریکا و همپیمانان امریکا در عراق و افغانستان به فکر چاره ای برای مقابله با پرتابه های کوتاه برد شدند که پایگاه های نیروهای متحد را در این دو کشور مورد تهدید قرار می داد.
این موضوع باعث طراحی و تولید سیستم های پدافندی با رویکرد و اولویت مقابله با پرتابه های کوتاه برد شد که به C-RAM گسترش یافتند. می تواند به سامانه آیرون دام در اسراییل و سیستم آلمانی مانتیس که در افغانستان توسط آلمانی ها مستقر شد نام برد و یا سیستم دارکوی ایتالیایی را اشاره کرد اما هدف از این مقاله اشاره به سامانه سنتوریون "Centurion” می باشد.
با ورود آمریکا به عراق نیاز به حفاظت از پایگاه ها و تاسیسات مهم آمریکا در مقابل راکت ها و خمپاره ها احساس شد که در سال 2004 با درخواست سریع ارتش آمریکا شرکت ریتون با استفاده از سامانه CIWS فالانکس مستقر در ناوها سامانه زمین پایه ای را گسترش داد و در همان سال مورد ارزیابی قرار داد و با نام سنتوریون در سال 2005 در عراق وارد خدمت شد.
اما هر سیستم از یک سامانه فالانکس دریایی مدل 1B به همراه سنسورهای متعددی سامانه سنتوریون رو پیچیده تر از برادر دریایی خود می کند تا چتر حفاظت مطمئن تری را فراهم کند. سامانه مستقر در منطقه سبر بغداد (این مکان وسیع محل بزرگترین پایگاه و سفارت آمریکا در عراق است) توانست با دفع 70 تا 80 درصدی راکت ها و خمپاره ها در اولین سال استقرار موفقیت بزرگی را کسب کند و تاکنون توانسته صدها پرتابه شلیک شده به سمت منطقه سبز بغداد را رهگیری کند و سامانه سنتورین در مقابل برادر دریایی خود در معرض طیف گسترده تری از تهدیدات قرار دارد.

از نظر فنی این سامانه تشکیل شده از توپ 20 میلیمتریM61A1که پرتابه های خودتکران ام 246 و ام 940 را در برد انتخابی و با نرخ 3000 تا 45000 تیر در دقیقه شلیک می کند. یکی از تفاوت های مدل زمینی و دریایی استفاده از مرمی های متفاوت است که نمون دریایی پرتابه با هسته تنگستنی شلیک می کند ولی نمونه زمین پایه پرتابه های آتش زا و ترکش شونده سیستم از یک رادار کشف Ku استفاده می کند (این باند برای کشف اهداف در فواصل نزدیک مناسب و پرکاربرد است) که همراه با فناوری حلقه بسته کشف این امکان را به سیستم می دهد تا به صورت اتوماتیک اهداف را کشف و نابود کند.
این سامانه را می توان با طیف وسیعی از سنسورهای موجود همچون اپتیک و لیزر هماهنگ کرد تا چتر حفاظت مطمئن تری فراهم شود. سامانه از جلونگر فروسرخ استفاده شده در مدل بلاک 1B بهره می برد این سیستم به تنهایی و بدون کمک رادار نیز توان کشف و درگیری و انهدام را نیز دارد. رادار باند Ku وظیفه شناسایی تهدیدات و سپس پیگیری هدف تا زمان ورود به محدوده خطر و درگیری را برعهده دارد.
سیستم برای دقت بیشتر هر دو روش هدف یابی راداری و گرمایی را به طور همزمان استفاده می کند. طیف سامانه های اکتساب راداری هدف شامل رادار کوتاه برد کشف آتش AN/TPQ- 36 که توسط نورث روپ تولید شده به همراه رادار کوچک دسته بندی پرتابه های خمپاره ای بر روی یک پایه در بالا و در زیر رادو گنبدی شکل قرار گرفته اند سیستم و نرم افزار کنترل آتش سامانه توسط شرکت نورث روپ فراهم شده که نرم افزار با مشخصه FAAD C2 شناخته می شود که هماهنگی بین سنسورها و سلاح اصلی را به وجود می آورد.
نمونه زمینی سامانه فالانکس براساس سیستم چرخ دار توسعه یافته تا هم امکان متحرک بودن فراهم شود و هم ثابت بودن که بر این اساس هم بر روی تریلر قرار می گیرد که به وسیله یک کشنده حمل می شود و هم توان قرارگیری در پشت کامیون های نظامی خانواده اشکوش را دارد. در سال 2008 طی همکاری بین ریتون و اشکوش نمونه ای سوار بر کامیون Hemt A3 با موتور هیبرید الکتریکی تولید شد. سیستم علاوه بر توان درگیری با اهداف هوایی می تواند در درگیری های با یگان های زمینی دشمن نیز به کار گرفته شود.
از سالها پیش دانشمندان بهطور قطع پی بردهاند که در نواحی قطبی مریخ، دیاکسید کربن یخزده (یخ خشک) بیشتر سطح مریخ را در فصل زمستان میپوشاند. در فصل بهار مریخی، با تصعید این ماده، ترکهایی در سطح یخ ایجاد و در ادامه دیاکسید کربن با سرعت زیاد به سمت بیرون پرتاب میشود. این موضوع سبب ایجاد فن سیاه ( Dark fan) و پدیدهای موسوم به عنکبوت (Spider) میشود. باید اشاره کنیم که هر دوی این پدیدهها منحصر به قطب جنوب مریخ هستند.
در یک دههی گذشته که دانشمندان به رصد این پدیده مشغول بودهاند، هیچ نوع نشانهای از ایجاد تغییرات سالانه در عنکبوتها و بهخصوص رشد آنها در اثر گرمایش مریخ مشاهده نشده بود. اما یک گروه تحقیقاتی از دانشگاه کلرادو با استفاده از دادههای مدارگرد شناسایی مریخ (MRO) و تصاویر ثبتشده از آن، برای اولین بار توانستهاند رشد عنکبوتها نسبت به بهار پیشین را شناسایی کنند.
عنکبوتها از این نظر به این شکل نامگذاری شدهاند که ظاهر آنها شبیه به عنکبوت است، یعنی بهصورت یک گودی در مرکز دیده میشوند که چند مسیر کانالمانند از آنها بهسوی بیرون گسترده شده است. از طرف دیگر، فنهای سیاه مناطق کمبازتابی هستند که نسبت به اطراف خود تیرهتر به نظر میرسند. دانشمندان مدتها است که بهطور مستمر به رصد این پدیدهها پرداختهاند و نظریههای مختلفی در مورد سرچشمهی آنها ارائه کردهاند.

در سال ۲۰۰۷، هیو کیفر از انستیتو علوم فضایی کلرادو این نظریه را مطرح کرد که پدیدههای فن سیاه و عنکبوت بهنوعی به هم مرتبط هستند و در اثر گرمایش بهاری ایجاد میشوند. بهطور خلاصه، در فصل بهار مریخی، نور خورشید بیشتری به نواحی قطبی این سیاره میرسد و با نفوذ به صفحات یخ باعث گرمایش سطح زیر آن میشود. همین موضوع باعث گرم شدن مواد زیر سطح یخ و افزایش تدریجی فشار میشود؛ تا جایی که یخ ترک برمیدارد و محتوای زیر سطح یخ به آسمان پرتاب میشود. از این چشمهها، غبار معدنی و شن به بیرون پرتاب و توسط باد جابهجا میشوند، از طرف دیگر ترکهای یخ نیز گسترش پیدا میکنند و به اندازهای بزرگ میشوند که حتی از مدار مریخ نیز میتوان آنها را تشخیص داد. با این که این نظریه با اقبال زیادی مواجه شد، اما تاکنون نتوانسته بودیم پیشرفت این فرآیند را مشاهده کنیم.
اکنون تیم تحقیقاتی با استفاده از دوربین پیشرفتهی HiRISE که روی مدارگرد MRO نصب شده است، توانستهاند شیارهای کوچک در ناحیهی جنوبی مریخ کشف کنند؛ شیارهایی که در مدت سه سال به رشد خود ادامه دادهاند. علاوه بر اینکه این شیارها به تار عنکبوت شبیه هستند، در نزدیکی موقعیت فنهای سیاه نیز قرار دارند. با توجه به همین موضوع، دانشمندان دریافتند که در حال مشاهدهی فرآیند ایجاد عنکبوت هستند.
دکتر گنا پورتیانکینا، از لابراتوار فیزیک اتمسفری و فضای دانشگاه کلرادو و نویسندهی اصلی مقالهی مربوط به این تحقیق ، در این مورد اینگونه توضیح میدهد:
ما پیشتر نیز شاهد ایجاد تغییراتی در سطح مریخ بودهایم، تغییراتی که ناشی از فوران دیاکسید کربن بودهاند. با این حال، آن تغییرات فصلی بودند، مانند فنهای سیاه که در سطوح کمبازتاب ایجاد میشوند، یا شیارهایی که عمر کوتاهی داشتند. این بار، ما شیارهایی مشاهده میکنیم که نهتنها از بین نرفتهاند بلکه همانند شاخههای درخت به رشد خود ادامه میدهند، درست همانگونه که عنکبوتهای بزرگ به وجود میآیند.
شیارهای که مشابه تار عنکبوت هستند قبلا در قطب شمال مریخ، در فصل بهار مریخی نیز دیده شدهاند. دانشمندان با استفاده از HiRISE دریافتند که این شیارهای کوچک روی تپههای شنی به وجود آمدهاند، جایی که فورانها باعث انتشار فنهای سیاه شده بود. با این حال، وجه مشترک این پدیدههای شمالی این است که عمر زیادی ندارند و بهصورت سالانه ایجاد میشود و زمانی که بادهای تابستانی روی آنها شن میپاشد، ناپدید میشوند.

اما برعکس شیارهای شمالی، آن چیزی که دکتر پورتیانکینا و تیم او کشف کردهاند؛ به مدت سه سال بهطور مستمر وجود داشته و هیچگاه ناپدید نشده است. این پدیده با توسعهی شاخههای جدید همانند یک عنکبوت مریخی به نظر میرسد. بر اساس همین موضوع، محققان به این نتیجه رسیدند که شیارهای شمالی نیز به دلیل مشابهی به وجود میآیند: تصاعد دیاکسید کربن که منجر به فوران گاز میشود.
محققان همچنین دریافتند که به دلیل حرکت زیاد شنها در قطب شمال، شیارهای شمالی توسعه نمییابند و از بین میروند. درواقع فاکتور تعیینکننده، میزان وجود مواد شنی فرسایشگر در قطب شمال و جنوب است، این مواد میتوانند باعث شروع پروسهی فرسایشی شوند که در نهایت به تشکیل شیارهای عنکبوت مانند ختم میشود. اما همین پدیده میتواند به از بین رفتن آنها نیز منجر شود. پورتیانکینا میگوید:
در بسیاری از مناطق قطب جنوب مریخ، که میزبان فنهای سیاه هستند، هیچ نشانی از پاشش شن دیده نمیشود. در این مناطق فنهای سیاه ممکن است ترکیبی از سنگ و شن باشند، یا حتی شن خالص. این امر از آن جهت طبیعی به نظر میرسد که میزان زیادی شن در همه جای مریخ وجود دارد. مناطقی که شن دارند، تحت فرسایش بیشتری قرار میگیرند؛ چون در جریان گاز آزادشده، میزان زیادی دانههای شن وجود دارد. درواقع، اساسا این یک پدیدهی شنشویی است. این موضوع به این معنی است که به وجود آمدن عنکبوتها در چنین مناطقی راحتتر است.
به عبارت دیگر، جایی که زیر صفحهی یخی، شن وجود دارد، زمین زیر آن بهاحتمال زیاد سنگی است. بنابراین شرط به وجود آمدن شیار تار عنکبوتی این است که زمین زیر یخ باید بهاندازهی کافی نرم باشد تا تحت فرسایش قرار گیرد؛ ولی نه آنچنان نرم که دوباره با تغییرات فصلی پر از شن شود. بهطور خلاصه، ایجاد و گسترش تار عنکبوت به تفاوت ترکیب سطح مریخ در قطب شمال و قطب جنوب برمیگردد.

همچنین، با استفاده از دادههای جمعآوریشده از سالها رصد این پدیدهها، دکتر پورتیانکینا و همکاران او توانستهاند نرخ فرسایش مناطق جنوبی مریخ را اندازه بگیرند. آنها تخمین میزنند که زمان مورد نیاز برای تبدیل شیارهای کوچک تار عنکبوتی به یک عنکبوت کامل مریخی برابر ۱۰۰۰ سال مریخی یا ۱۹۰۰ سال زمینی است.
این مطالعه از آن جهت مهم است که به درک بیشتر ما از توپوگرافی مریخ و به تبع آن، درک فرآیندهای رخداده حین تشکیل قطبهای مریخ کمک میکند. با توجه به اینکه ما روز به روز به آغاز مأموریتهای سرنشیندار به مریخ و حتی اسکان در آن نزدیک میشویم، پی بردن به ویژگیهای ساختاری مریخ اهمیت روزافزونی پیدا میکند.




Zova

Complete Anatomy

Streaks

Venmon

Venmon کیف پول است! یک کیف پول دیجیتالی با قابلیت های جالب که آن را به یکی از بهترین اپلیکیشن های سال 2016 تبدیل کرده است. در این کیف پول دیجیتالی، شما می توانید خرج های تان را تنظیم کنید و خالی شدن جیب تان را به تعویق بیندازید. حساب و کتاب خرج ها، درآمدها، سودها و ضررها از دیگر قابلیت های این اپلیکیشن است که البته علاوه بر ios برای اندروید هم عرضه شده.
Frame.io

Ulusess Mobile

Auxy

Hopper

Hopper یک ابزار مناسب برای انتخاب بهترین و ارزان ترین بلیت هاست. آنهایی که اهل سفر، آن هم با هواپیما هستند، می توانند حساب ویژه ای روی این اپلیکیشن باز کنند. در این برنامه گزینه های زیادی روی میز است تا کاربر بتواند با جستجو در بین پروازهای مختلف سرتاسر جهان، ارزان ترین و بدون دردسرترین های شان را انتخاب کند. Hopper به صورت رایگان در دسترس است و علاوه بر ios برای اندروید هم عرضه شده است.
Duolingo

Dashlane

از زمانی که کراس اوورها به عنوان گزینه مورد انتخاب مشتریان مطرح شدند، خریداران ماشین های لوکس به خریداری کراس اوور های لوکس و کوچک با آپشن های زیاد و قیمت مناسب تمایل بیشتری نشان دادند.


شاید تصور کنید که آئودی برای رقابت با دیگر خودروسازان شانسی برای عرضه کراس اوورهای کوچک و ویژه خود در بازار امریکا نداشته باشد اما این طور نیست. کراس اوور شاسی بلند A3، در این رقابت شرکت کرده است؛ اگرچه Q3 از جدید ترین پلتفرم گروه خودروسازی فولکس واگن موسوم به MQB در این مدل استفاده نکرده است ولی به جای آن از معماری PQ35 که مغرف نسل پنجم خودروهای فولکس واگن هستند بهره برده است.
لکسوس NX200t از لحاظ طولی، تقریبا 10 اینچ بلند از از آئودی و از لحاظ وزنی نیز 500 پوند سنگین تر از مرسدس بود. از آنجایی که NX، تنها مدلی از کراس اورهای لکسوس است که از بدنه دو جداره استفاده میکند، این برند در حال گرفتن فیدبک از بازار در رابطه با این تغییر نیز است. کراس اوور دیگر لکسوس یعنی RX که از NX نیز بزرگتر است، حدود 20 سال به عنوان یک ماشین لوکس و زیبا در بازار مطرح است. ماشین تستی NX ی که از طرف لکسوس در اختیار ما قرار گرفت از تمامی اپشن های ماشین های اسپورت بهره می برد که نشستن در صندلی جلوی این ماشین را لذت بخش تر از دیگر ماشین ها می کرد.در این ماشین همچنین پکیج تایرهای مخصوصا فصل تابستان نیز قرار داده شده بود که برای تست ما چندان کاربردی نداشت. از دیگر امکانات این ماشین می توان به سیستم کنترل تطبیقی سفر،صندلی های چرمی،شارژر بی سیم،و یک سان روف کارت پستالی زیبا اشاره کرد که قیمت این ماشین را به 46500 دلار افزایش می داد که این موضوع این ماشین را گران ترین ماشین حاضر در تست می کرد.
مرسدس بنز GLA250 ارزان ترین ماشین در تست حاضر به شمار می رود چرا که قیمت آن 41975 دلار است. از آپشنهایی که در این ماشین به کار رفته می توان به پایش نقطه کور،تایرهای 19 اینچی،دوربین عقب،سان روف پانورامایی، ترمز ضربدری اشاره کرد. برای ساخت GLA، طراحان مرسدس خط سقف این ماشین را به مانند کلاس A طراحی کرده اند و علت این کار را کمک به سیستم تعلیق ماشین عنوان نمودند.

در پایان به اینفینیتی QX30 می رسیم که جدیدترین طراحی را در بین ماشین های قبلی دارا می باشد. با اینکه طراحی این ماشین برای سال 2017 است اما به نظر می آید خیلی هم طراحی ویژه ای محسوب نمی شود. بد نیست به قسمت اتصال A-pillar به کاپوت و گلگیر ماشین نگاهی بیاندازید و سپس آن را با مرسدس مقایسه کنید؛ به سادگی در می یابید که این دو ماشین در این قسمتها بسیار شبیه هم هستند.QX30 محصول مشترک دایملر AG و رنو نیسان محسوب می شود و جای تعجبی ندارد که در ساخت آن از همان پلتفرمی استفاده شود که در مرسدس به کار رفته است.
در مقایسه ای که در ادامه خواهیم داشت، سعی کرده ایم چند رقیب اصلی در این کلاس را با هم بسنجیم. البته ماشین MKC لینکلن نیز با موتور 2.3 لیتری که داشت می توانست در این مقایسه قرار گیرد اما قیمت 50 هزار دلاری آن مانع از هم کلاس بودن آن با این ماشینها شد.
آئودی Q3 کواترو 2016
جایگاه پنجم
در روزگاری که اکثر خودروها به سمت استفاده از سوخت با کمترین میزان آلایندگی حرکت می کنند؛ این ماشین حرفی برای گفتن ندارد. این به خاطر ان است که اگرچه فروش Q3 در آمریکا از سال 2015 شروع شد اما طراحی آن متعلق به سه سال قبل از آن است که هنوز بحث استفاده از سوخت پاک در خودروها به این شدت داغ نشده بود.طراحی داخلی این ماشین به شکل خال خالی است و رانندگی با آن با امکانات عجیبی که در آن قرار داده شده است کمی سخت است؛ بدون اغراق باید گفت که تا به حال رانندگی با هیچ ماشین لوکسی را به این سختی ندیده بودم.

نکته منفی که در این ماشین به چشم می خورد این است که در پیچ ها به شدت آسیب پذیر است و سیستم تعلیق ضعیفی دارد. این ماشین عموما در جاده های پر پیچ و خم که پیچش های تندی دارند با کمی سرعت، چپ می کند.از دیگر نکات منفی این ماشین می توان به این نکته اشاره کرد که اگر شدت باد کمی زیاد باشد به سادگی قادر است بر روی هدایت ماشین اثر بگذارد. اما نکته مثبتی که می توان به آن اشاره کرد این است که پدال ترمز در Q3 بسیار نرم است و در سرعت های بسیار پایین در شهرهای شلوغ نیز می توانید بر روی ان حساب کنید.

وقتی سوار Q3 می شوید انگار سوار یک اتوبوس شده اید. ارتفاع صندلی ها در Q3 بالا است و جای قرار گیری فرمان نیز شما را در وضعیتی قرار می دهد که به جاده مسلط هستید. بسیاری از رانندگان از این شکایت دارند که وقتی فرما نرا به سمت پایین می چرخانند با مشکل مواجه می شوند و اینکار برای آنها راحت نیست. با این اوصاف در مورد این ماشین، حداقل می توان گفت این ماشین یک اتوبوس کوچک با صندلی های پشت راحت است.

Q3 یک ناهمگونی در خط تولید ماشین های آئودی محسوب می شود. چرا که این ماشین برای رانندگی اصلا راحت نیست و رانندگی با آن سختی های خاصی دارد در صورتی که مدل های دیگر آئودی اصلا اینگونه نیستند. طراحی و تقسیم بندی قسمت های مختلف آن ضعیف و طراحی داخلی آن نیز تا حدی قدیمی به نظر می رسد.
اینفینیتی QX30 AWD مدل 2017
جایگاه چهارم
این ماشین به شدت مشتری پسند ساخته شده است. این ماشین در واقع تلفیقی از دو ماشین است و تعداد کمی از خریداران آن این نکته را می دانند که در واقع سوار بر یک GLA هستند.

با تشکر از طراحی موزونی که اینفینیتی در این مدل خود به کار برده استمرغوبیت فلز به کار رفته در بدنه و خطوط موزون و همگون روی بدنه ها شخصیت خاصی به این ماشین داده است به طوری که می توان گفت QX30 شبیه هیچ ماشینی در دنیا نیست و بی همتا است.


وجه تمایز بین QX30 و مرسدس GLA در عمق رنگ بدنه آن است.اینفینیتی ادعا می کند بهترین سیستم تنظیم خروج هوا، تعلیق، فرمان و انتقال را دارد. اما با رانندگان چیره دستی که هر دوی این ماشین ها را سوار شده اند که صحبت کردیم، مدعی بودند که اینفینیتی هنوز راه درازی دررسیدن به نمونه آلمانی خود یعنی مرسدس GLA دارد. نکته منفی که در مورد اینفینیتی وجود دارد این است که QX30، در حین حرکت در مسیرهای سنگ فرش شده لیز می خورد و به گوشه ها متمایل می شود و این موضوع رانندگی با آن را در این مسیرها سخت می کند.
سیستم انتقال این ماشین که دو حالت اکونومیک و اسپورت را در خود می بیند، به شدت نیاز به حالتی به نام نرمال دارد که بتواند حالت دنده ها را در بین حالت اسپورت و اکونومیک قرار دهد.در حال حاضر چنین حالتی وجود ندارد و بر روی سوییچ تغییر حالت ماشین فقط حرف E,S,M نوشته شده که M مخفف manual یا دستی به حساب می آید و E و S نیز بیانگر حالت اکونومیک و اسپورت هستند.به طور متوسط این ماشین به ازای هر گالن سوخت 25 مایل مسافت را طی می کند که 1 واحد کمتر از مرسدس به حساب می آید که شاید این به خاطر آن بوده است که ما در دور تستی خیلی بین حالت های اسپورت و اکونومیک سوییچ کردیم.

اما برونسپاری پروژه Qx30 به مرسدس بنز، شمشیر دولبی برای اینفینیتی محسوب می شود که ممکن است با شکست یا موفقیت آن همراه شود. همانطور که دربالا اشاره کردیم بسیاری از نقص های QX ریشه در GLA دارد و از نظر طراحی داخلی هم این ماشین به صورت غیر قابل تحملی فضای داخلی کوچکی دارد که همین امر باعث شد از جایگاه سوم به جایگاه چهارم سقوط کند.

جایگاه سوم: هاچبک های مغرور
آلمان ها با کوپه های چهار دار و کوپه های SUV، سلطان زیبایی در این کلاس محسوب می شوند. اما بر خلاف پیش بینی ها، آنها بازار بزرگ کراس اوورهای کوچک را به سادگی از دست دادند. GLA یکی از این نمونه ها است.این مدل از مرسدس یک کراس اوور واگن مانند کوچک است که سقف آن نیز 5 اینچ کوتاه تر از نمونه لکسوس است.برای افراد با اندازه متوسط این ماشین یک ماشین دو نفره محسوب میشود و از این ماشین 42000 دلاری می توان برای مسافرت های دو نفره استفاده کرد.

علاوه بر اینکه این ماشین از امکانات اولیه رفاهی در مدل های مشابه خود بی بهره است،کمبود جا برای بار، عدم داشتن صندلی عقب قابل نشستن و صندلی های قدیمی و دکمه های proximity نیز از نقاط ضعف این ماشین به شمار می رود. اما از بسیاری جهات از لحاظ زیبایی و طراحی این ماشین زیباتر از مزدا 3 است چرا که مواد به کار رفته در ساخت بدنه این ماشین اصلا قابل مقایسه با مدل های دیگر نیست.


در مقایسه با QX30 می توان گفت که GLA250 سواری روان تری به راننده می دهد اما به سختی می توان گفت همه امکانات آن تکمیل است چرا که یک ماشین لوکس باید هم زیبا باشد و هم امکانات و آپشن های بالایی در اختیار راننده قرار دهد که GLA250 هیچ کدام از این موارد را در حد عالی ندارد.

لکسوس NX200t F AWD اسپورت مدل 2016
جایگاه دوم
تنها ماشین اسپورت حاضر در این لیست که اسم اسپورت را در نام خود یدک می کشید لکسوس بود. لکسوس NX200t تقریبا در عملکرد در پیچ ها یک دهم BMW X1 است. این ماشین برای توقف از سرعت 70 مایل بر ساعت حدود 183 فوت مسیر را طی میکند تا توقف کامل انجام دهد در حالی که 20 فوت بیشتر از QX30 محسوب می شود. بر خلاف اینکه قدرت موتورش 235 اسب بخار است اما این مدل از لکسوس دومین خودروی کند این گروه محسوب می شود. در کل این ماشین هیچ وجه مشترکی با لکسوس مدل IS350 اسپورت F ندارد.

F اسپورت لکسوس هرگز در رقابت سرعتی در پیست با دیگر ماشین های این گروه در رده اول قرار نگرفت چرا که لکسوس تمرکز خود را در ساخت این ماشین بیشتر بر روی زیبایی و لوکس بودن آن قرار داده و نه عملکرد سرعتی آن. صندلی های این ماشین اسپورت به خوبی تقویت شده اند و افراد بلند قد نیز در این ماشین احساس راحتی خواهند کرد. با این حال صندلی عقب BMW کمی بزرگتر است اما صندلی های NX ظاهری آراسته تر و زیبا تر دارند که فضای مناسبی برای سواری دو فرد بالغ فراهم می کند.

کابین NX بسیار بی سرو صدا است و در هر جاده ای که شما برانید کمترین سر و صدایی از کابین به گوش نمی رسد. چهار سیلندر تقویت شده لکسوس بسیار روان تر از هر ماشین دیگری در این گروه بود و سیستم انتقال 6 دنده ای آن تعویض دنده را برای هر راننده ای چه به بالا و چه به پایین اسان کرده است.


BMW X1 xDriver28i مدل 2016
رتبه اول
X1 تمام کراس اوورهای لوکس سایز کوچک را پشت سر می کذارد چرا که پکیجی که در ساخت آن استفاده شده است برای هر راننده ای راحت،موثر و کاربردی است. ما دلیل خوبی برای این داریم که چرا X1 رده اول را به خود اختصاص داد و با فاصله 27 امتیازی نسبت به رقبا در جایگاه اول قرار گرفت. BMW تنها خودروسازی بود که توانست نسل دوم ماشین ها را در این رده به بازار عرضه کند. آخرین مدل از z1 درسهایی دارد که مرسدس و اینفینیتی تازه در ابتدای یادگیری آنها هستند.

X1 اصلی فقط از محور عقب برای حرکت خودرو استفاده میکند(دیفرانسیل عقب) و شش دنده است و از لحاظ ظاهری شباهت کمی به واگن ها دارد و صندلی عقب آن هم بسیار تنگ و کم جا است.BMW در اقدامی انقلابی تصمیم گرفت نسل دوم این ماشین ها را با دیفرانسیل جلو روانه بازار کند که این کار،خریداران زیادی را جذب این ماشین کرد. در این مدل جدید، فضای صندلی عقب نیز بسیار راحت و مناسب است. جای نشستن شما در این ماشین مثل اینفینیتی و مرسدس ارتفاع پایینی دارد و ارتفاع سر با سقف ماشین نیز بیشتر از ماشین های دیگر این گروه است و همین امر به ایجاد فضای بیشتر در آن کمک کرده است.

نظر برخی منتقدان در مورد این ماشین درست است چرا که برخی از قابلیتهای شاسی های E91 سری 3 را در خود نمی بیند.کمپانی های کمی دیفرانسیل جلو را به صورت داینامیک در خودرو تعبیه می کنند که میتوان از کلابمن در مینی به عناون یکی از این موارد نادر اشاره کرد که چنین کاری را انجام داده است. جالب ترین موردی که در این ماشین ما را تحت تاثیر قرار داد، احساس آسودگی خیال در بزرگراه ها با سرعت زیاد و پیچ های تند بود که ماشین کوچکترین تکانی نمی خورد. سیستم انتقال آیسین با اپلیکیشنی برای تعویض 8 دنده، راننده را قادر می سازد در هر لحظه هر کدام از دنده را انتخاب کند.



این که از رابطه عاطفی تان در شبکه های اجتماعی بنویسید و صحبت کنید، آسان یا شاید هم برایتان جذاب باشد اما برخی از چیزها را نباید با دیگران، حتی اگر صمیمی ترین دوستانتان باشند، به اشتراک بگذارید.





مگامیزرها کهکشانهایی هستند که مانند یک لیزر بزرگ عمل کرده و به جای نور مرئی، تابش ریزموج منتشر میکنند. تلسکوپ فضایی هابل به تازگی توانسته تصویری از یکی از این جسمهای به شدت درخشان ثبت کند.
به نقل از ناسا، این مگامیزر که IRAS ۱۶۳۹۹-۰۹۳۷ نام دارد، در فاصله ۳۷۰۰ میلیون سال نوری از زمین قرار گرفته است.
این اجسام به شدت درخشان بوده و نور آنها ۱۰۰ میلیون برابر بیشتر از میزرهای عادی(Maser) است. کهکشانها زمانی به میزر و مگامیزر تبدیل میشوند که انتشارات طیفی آنها به کیفیت یک لیزر ریزموج میشود؛ یعنی برانگیخته یا تقویت شده و همچنین تکرنگ میشود.
فرآیند تقویت در اثر دریافت میزان زیادی از گاز کیهانی در شرایط فیزیکی مناسب برای جذب و انتشار مجدد تابش ریزموج رخ میدهد.
هابل با استفاده از دوربین پیشرفته خود برای پیمایش و همچنین دوربین نزدیک به مادونقرمز و طیفسنج چند جسمیاش برای ثبت تصویر از این مگامیزر در دو طول موج استفاده کرده است. این دو رصد برای ایجاد این تصویر استفاده شده است.
تصویر جدید به ارائه جزئیات استثنایی و نمایش هسته دوتایی کهکشان پرداخته که در حال ادغام هستند. اطراف این هستهها، گردابی از گاز و غبار قرار دارد که انرژی شدید دو هسته را پنهان کرده است.

سال 2016 سال فراز و نشیب در زمینه فناوری بوده به طوریکه بسیاری از این فناوریها از آزمونهای مغزی که از زوال عقل جلوگیری میکنند تا گیاهان درخشنده، همگی با شکست مواجه شدند.
به نقل از یونیورسیتی هرالد، موسسه فناوری ماساچوست به نقد و بررسی رسواییهای دنیای فناوری در سال 2016 پرداخته که در اینجا برخی از بزرگترین موارد را مرور خواهیم کرد:
آزمونهای پرورش مغز شرکت Lumosity
این شرکت یکی از برجستهترین شرکتهایی است که در زمینه آزمونها و تستهای شخصیت شناسی و آموزش مغز با کیفیت بالا تبحر دارد.
این تبحر به قدری چشمگیر بود که هیچ کس واقعا فکر نمیکرد که این آزمونها پایه و اساس علمی نداشته باشند.
تا اینکه گروهی از روانشناسان آموزش مغز، این آزمونها را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفتند که ادعای این کمپانی مبنی بر دقت و صحت این آزمونها واقعیت ندارد.
کمیسیون تجارت فدرال پس از آن این شرکت را به دلیل تبلیغات دروغین دو میلیون دلار جریمه کرد.
تی، ربات شورشگر!
در ماه مارس سال 2016، مایکروسافت با افتخار یک ربات نوجوان به نام "تی" را معرفی کرد که دارای یک الگوریتم برای یادگیری گفتگو در دنیای واقعی بود و قادر بود تا مانند یک انسان به گفتگو بپردازد.
اما 24 ساعت پس از راه اندازی ، تی به یک ربات عصیانگر تبدیل شد و شروع به بیان پیامهای مملو از نفرت به حضار کرد.
گرانقیمت ترین داروی ژن درمانی
یک استارتاپ ژن درمانی به نام UniQure ادعا کرد که برای اولین بار توانسته تا یک داروی ژن درمانی برای درمان یکی از نادرترین بیماریهای شناخته شده انسانی را پیدا کند.
این بیماری کمبود لیپوپروتئین لیپاز lipoprotein lipase deficiency نام دارد. این مشکل یک بیماری نادر ژنتیکی است که طی آن پانکراس به علت عدم تولید آنزیم مسئول شکستن چربی، متورم میشود.
این دارو پس از اعلام قیمت یک میلیون دلاری توسط کمپانی سازنده، با شکست مواجه شد.
دانشمندان دریافتند که این دارو تنها بر روی یک بیمار اثربخشی داشته است.
گوشی خودتخریب شونده!
در سال 2016 گوشی سامسونگ گلکسی نوت 7 به علت آتش گرفتن مکرر به عنوان یک گوشی بسیار خطرناک معرفی شد تا جاییکه افرادی که دارای این گوشی بودند اجازه سوار شدن به هواپیما را نداشتند مگر اینکه گوشی خود را به همراه خود نیاورند.
گیاهانی با ظاهر درخشان
در سال 2016 کمپین کیک استارتر Kickstarter شروع به تبلیغ یک گیاه خانگی مهندسی شده کرد که بنا بر ادعای آنها در تاریکی میدرخشید.
این کمپین خیلی زود توجه همگان را به خود جلب کرده و به یکی از موفقترین کمپینهایی تبدیل شد که با کمکهای مردمی بسیار مواجه شده بود.
این پروژه توانست تقریبا نیم میلیون دلار از 5000 حامی دریافت کند.
اما با وجود گذشت مدت زمان زیادی از دریافت این بودجه، مهندسان زیستی هنوز هیچ گیاهی درخشندهای را روانه بازار نکردهاند!

شرکت وریلی گوگل که پیشتر با همکاری شرکت داروسازی فرانسوی"نیکون"(nikon) به دنبال شناسایی درمانی برای بیماری دیابت بود، اکنون همکاری جدیدی را با شرکت اپتیک نیکون به منظور فرآیند غربالگری برای یک بیماری چشمی مرتبط با دیابت را شروع کرده است.
به نقل از انگجت، این دو شرکت قصد دارند فناوریهای تصویربرداری شبکیه مجهز به یادگیری ماشین طراحی کنند که بتوانند به تشخیص زودهنگام بیماریهای رتینوپاتی دیابتی و ادم ماکولای دیابتی که دو علت اصلی نابینایی در بزرگسالان هستند، کمک کنند.
در این حالت پزشکان میتوانند زودتر دست به کار شده و از نابینا شدن بیمارشان در اسرع وقت جلوگیری کنند.
جزئیات این همکاری در حال حاضر مشخص نیست اما "نیکون" ظاهرا از تخصص خود در مهندسی نور و ساخت دقیق به همراه فناوری اختصاصی میدان فوقگسترده و حضور تجاری در میان متخصصان چشمپزشکی استفاده خواهد کرد.
شرکت وریلی که پیش از تغییر به شرکت به عنوان بخش علوم زندگی گوگل شناخته میشد، مسئول بخش فناوری یادگیری ماشین این پروژه خواهد بود.
وریلی از زمان تبدیل شدن به یک شرکت جداگانه در سال پیش بطور مستمر در حال فعالیت است. این شرکت علاوه بر پروژههای مرتبط با دیابت، همچنین بخش جراحی رباتیک را به راه انداخته و یک ساعت سنجش سلامت مجهز به حسگر را نیز طراحی کرده است. از دیگر دستاوردهای این شرکت، ساخت یک میکروسکوپ پوشیدنی است که میتواند درون پوست انسان را ببیند و به پزشکان در تشخیص سرطان و نظارت بر انتقال دارو در بدن کمک کند.
.: Weblog Themes By Pichak :.