این سوال که منشا حیات بشر کجاست، سوالی است که شاید به ذهن بسیاری از افراد خطور کرده‌ باشد و جواب دادن به این سوال نیز روزبه‌روز با کشف حقایق و شواهد جدید، پیچیده‌تر می‌شود. تاریخ ثبت‌شده از بشر بیشتر جنبه‌ی استعاری و گاهی‌ اوقات هم جنبه‌ی لفظی و خرق‌ عادتی داشته است؛ اما چیزی که مشخص است این است که انسان‌های امروزی مانند سایر حیوانات از گوشت و خون هستند.

اما انسان‌های مدرن آنقدر خاص بودند که در آرایه‌شناسی لینه‌ای در نیمه‌ی دوم قرن بیستم تیره و خانواده خودشان یعنیهومینید را نسبت به بقیه متمایز کردند. این خاص‌بودن، هومینیدها را از پونگینه (خانواده کَپی‌های بزرگ آفریقایی شامل شامپانزه‌‌، بونوبو، و گوریل به‌علاوه اورانگوتان از جنوب‌شرقی آسیا) متمایز کرد.

ما اکنون می‌دانیم که انسان امروزی فقط یکی از کپی‌های بزرگ آفریقایی است. بنابراین این اتفاق چه‌ زمانی و چگونه مفهوم را با این شدت تغییر داد؟

مشاهدات اولیه

درقرن ۱۹ تنها شاهد و مدرکی که برای تشخیص رابطه و نزدیکی بین دو حیوان زنده وجود داشت، بررسی شباهت آنها با چشم غیرمسلح بود. در واقع دو حیوان زنده را از نظر استخوان‌ها، دندان‌ها، ماهیچه‌ها و اندام‌هایشان مقایسه می‌کردند.

اولین شخصی که یک مقایسه‌ی نظام‌مند درخصوص این تفاوت‌ها بین انسان‌های امروزی و کپی‌های بزرگ آفریقا انجام داد، زیست‌شناس انگلیسی، توماس هنری هاکسلی بود. هاکسلی در بخش مرکزی کتاب کوچک خود به نام شواهدی به‌عنوان جایگاه انسان در طبیعت که در سال ۱۸۶۳ منتشر کرد، اینگونه نتیجه‌گیری کرد که تفاوت انسان‌های امروزی با کپی‌های آفریقایی کمتر از تفاوت بین کپی‌های آفریقایی و اورانگوتان‌هاست.

این همان مدرکی بود که چارلز داروین (دانشمند انگلیسی علوم طبیعی) در کتاب تبار انسان در سال ۱۸۷۱ به آن اشاره کرد. از آنجایی‌که کپی‌های آفریقایی ازنظر ریخت‌شناسی به انسان‌های امروزی نزدیک‌ترند تا کپی‌های آسیایی، داروین فرض را براین گرفت که اجداد انسان‌های امروزی به احتمال زیاد در آفریقا بیشتر از جاهای دیگر بوده‌اند.

داروین

بررسی بیشتر

پیشرفت در بیوشیمی و ایمونولوژی در اوایل نیمه‌ی اول قرن بیستم پژوهش‌ها درمورد رابطه‌ی انسان‌های امروزی با کپی‌ها را از سطح ریخت‌شناسی ماکروسکپی و مقیاس بزرگ وارد ریخت‌شناسی مولکولی کرد.

امیل زوکرکندل، زیست‌شناس فرانسوی متولد اتریش و موریس گودمن، زیست‌شناس آمریکایی، روش‌های تحلیلی جدیدی را درمورد پروتئین‌ها به‌کار گرفتند و گزارش نتایج را در اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ ارائه دادند. زوکرکندل از آنزیم‌ها برای شکستن اجزای پروتئینی هموگلوبین و تبدیل آن به جزء پپتیدی استفاده کرد. او نشان داد که الگوهای پپتید انسان‌های امروزی،گوریل‌ها و شامپانزه‌ها غیرقابل تمییز است.

گودمن از روش دیگری به نام ایمونودیفیوژن برای مطالعه روی آلبومین استفاده کرد. او نشان داد که الگوهای به‌دست‌آمده از آلبومین انسان‌های امروزی و شامپانزه‌ها یکسان است. وی دلیل این امر را یکسان‌بودن مولکول‌های آلبومین از هرنظر قلمداد کرد.

گوریل کوهی

ارتباط بین کپی‌ها و انسان‌ها

پروتئین‌ها از رشته‌‌ی آمینواسیدها تشکیل شده‌اند و در بسیاری از موارد می‌توان بدون اینکه تفاوتی در عملکرد پروتئین به‌وجود آورد، آمینواسیدها را با آمینواسیدهای دیگر جایگزین کرد. ویسن ساریچ، انسان‌شناس آمریکایی و آلان ویلسون، زیست‌شناس نیوزیلندی در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ از این تفاوت‌های جزئی در ساختار پروتئین استفاده کردند و نتیجه گرفتند که رابطه بسیار نزدیکی میان کپی‌های آفریقایی و انسان‌های مدرن وجود دارد.

آنها همچنین اولین ساعت مولکولی برای تخمین همگرایی انسان و کپی‌های آفریقایی را ارائه دادند و تاریخ شکاف را چیزی حدود ۵ میلیون سال پیش می‌دانند. این تاریخ کمتر از نیمی از تخمین‌های معاصر براساس شواهد فسیلی بود. مری‌کلیر کینگ (نسل‌شناس انسان) و آلان ویلسون در سال ۱۹۷۵ نشان دادند که ۹۹ درصد از توالی آمینواسیدهای پروتئین‌های خونی شامپانزه و انسان مدرن یکسان است.

ظهور DNA

با کشف جیمز واتسون، فرانسیس کریک و کمک ناخواسته روزالین فرانکلین درمورد اساس ساختار DNA و کشف متعاقبکریک و سایرین درمورد ماهیت کد ژنتیکی، این امکان به‌وجود آمد که رابطه بین ارگانیزم‌ها درسطح ژنوم بررسی شود. پژوهش‌های فناورانه‌ی امروزی می‌تواند به پیدا کردن توالی تمامی ژنوم‌ها کمک کند. پژوهشگران در دهه‌ی گذشته پیش‌نویس خوبی از توالی‌های ژنوم‌های هسته‌ای  شامپانزه، اورانگوتان، گوریل و بونوبو را منتشر کرده‌اند.

DNA

 

داده‌های بهتر و بیشتری تا به‌ حال جمع شده است و در سال ۲۰۱۳ یک بررسی روی DNA کپی‌ها برپایه‌ی ژنوم‌های ۷۹ کپی بزرگ منتشر شد.

این توالی جدید ژنوم کپی‌ها نتایج به‌دست آمده از تحلیل‌های قبلی از DNA هسته‌ای و میتوکندری را تایید کرد: انسان‌های مدرن و شامپانزه‌ها روابط نزدیک‌تری بایکدیگر نسبت به گوریل‌ها دارند.

وقتی تفاوت‌های DNA میان انسان و کپی‌های بزرگ با استفاده از بهترین شواهد دیرینه‌شناسی برای کشف شکاف میان کپی‌ها و میمون‌های دنیای قدیم واسنجی شد، این فرضیه مطرح شد که اجداد مشترک انسان‌های امروزی، شامپانزه‌ها، و بونوبوها چیزی حدود ۸ میلیون سال پیش زندگی می‌کردند. 

ظهور هومینین‌ها

اکثر پژوهشگران انسان مدرن را به‌عنوان هومونین می‌شناسند. با این‌وجود، پاسخ به این سوال که ما از کجا نشئت می‌گیریم، هنوز از منظر علمی برای افراد خارج از موضوع سخت است. این مشکل تا حدودی به‌دلیل رشد روزافزون فسیل‌های مربوط به تکامل انسان است و یابندگان این فسیل‌ها با هر کشف جدیدی که می‌کنند، خواستار تغییر و بازنویسی کتاب‌ها می‌شوند.

ماهیت چندگانه‌ی دیرینه‌شناسی انسان برای رشته‌های مختلف علمی بدین معناست که شواهد جدیدی که به ما برای درک اجدادمان کمک می‌کند، همیشه در شکل فسیل‌های جدید به‌دست نمی‌آید. این شواهد جدید از طیفی از رشته‌هایی شامل باستان‌شناسی، آناتومی تطبیقی، علوم زمین، زیست‌شناسی تکاملی، ژنومیک و نخستی‌شناسی به‌دست می‌آید.

عامل مشکل‌ساز بعدی این است که فسیل‌های به‌دست‌آمده از انسان، تنها مشمول شواهد فسیلی اجداد مستقیم ما نمی‌شود. اکثر این فسیل‌ها مربوط به دودمان‌هایی است که مرتبط با درخت زندگی نیستند و درواقع متعلق‌ به خویشان نزدیک منقرض‌شده هستند. کار طبقه‌بندی خویشان نزدیک به اجداد ما، کاری‌ است که به‌تازگی درصدد آن برآمده‌ایم.

دودمانی وجود دارد که به هومو ساپینس (انسان هوشمند) امروزی منتهی می‌شود، ولی جدای از این، یک دسته از آزمایش‌های جانبی نیز وجود دارد که درک‌ آنها نیز به همین اندازه مهم است. این آزمایش‌ها برخی از جالب‌ترین فصول تکامل انسان را ارائه می‌دهند.

منشا سرده هومو

درک منشا سرده‌ی خودمان، هومو، بدین معناست که ما چه فسیل‌هایی را به‌عنوان اولین انسان‌‌های اولیه می‌شناسیم. چیزی حدودی ۴ میلیون سال پیش شاهد به‌وجود آمدن اولین سرده به نام استرالوپیتهکوس بودیم. فسیل‌های این سرده، موجودی را نشان می‌دهند که به‌ احتمال زیاد، از اجداد سرده هومو بوده‌ است.

 طبق شواهد فسیلی ما حدود ۲.۵ میلیون سال پیش اولین گونه‌هایی که بسیاری معتقدند متعلق به سرده‌ی ماست، در آفریقا وجود داشته‌اند.  یکی از این گونه‌ها، هومو هابیلیس است که تقریبا می‌توان به‌طور قطع گفت که ابزار سنگی می‌ساخته است و مغزی نسبتا بزرگ‌تر نسبت به استرالوپیتهکوس داشته است. این گونه همچنین به‌صورت ایستاده و روی دوپا حرکت می‌کرده است.

هومو ارکتوس

بعضی از افراد گونه‌ی دومی را مطرح می‌کنند: هومو رودولفی که دانش ما درمورد آن کم است. این اجداد محتمل انسانی ما درکنار خویشان نزدیک خود (که تقریبا می‌توان گفت اجداد ما نیستند) زندگی می‌کردند. این‌گونه‌ها که پارانتروپوس(پرامردم) یا جنوب‌ کپی آسا نامیده می‌شوند، مغزهای کوچک، استخوان‌های فک بزرگ، چهره‌های بزرگ تخت و دندان‌های جویدنی بزرگی داشتند. آنها حداقل یک میلیون سال به حیات خود ادامه دادند و با توجه به هرچیزی که به‌عنوان غذا می‌خوردند (که هنوز هم غذای آنها مشخص نیست) موفق شده بودند که به‌اندازه‌ی حیات متوسط یک پستاندار عمر کنند.

اما برخی از پژوهشگران فکر می‌کنند که هومو هابیلیس و هومو رودولفی تفاوت زیادی با جنوب‌کپی که قبل از آنها وجود داشته، ندارند تا بخواهیم آنها در سرده‌ی هومو طبقه‌بندی کنیم. این پژوهشگران ادعا می‌کنند که اندازه و شکل بدن آنها و اندازه‌ی دندان‌ها و فک‌ آنها تنها کمی با جنوب‌کپی تفاوت داشته است. این بدین معناست که نوع حرکت و رژیم غذایی آنها زیاد به سمت گونه‌های پیش‌مدرن هومو مثل هومو ارکتوس تغییر نکرده است و نمی‌توان آنها را جزو هومو به‌حساب آورد.

ساخت ابزار کافی نیست

همچنین شواهد نشان می‌دهند که جنوب‌کپی‌ها ممکن است قبل از هومو هابیلیس‌ها ابزار ساخته باشند، پس نمی‌توان ساخت ابزار را تنها مختص سرده هومو دانست. طبق توافقات روز افزون پژوهشگران، این حقیقت که از ۵۰ سال پیش تاکنون هوموهابیلیس جزو سرده‌ی هومو بوده است، باید تغییر کند و مورد بازبینی قرار گیرد. 

گونه‌هایی که پس از مدت کوتاهی از آفریقا نشئت گرفتند، مثل هومو ارگستر (انسان کارورز) بیشتر برای سرده‌ی هومو مناسب هستند. این گونه‌ها شاید دو میلیون سال پیش آفریقا را ترک کرده باشند و به سمت شرق یعنی چین و اندونزی مهاجرت کرده باشند و در آنجا به انسان راست‌قامت تکامل یافته باشند.

تعدادی از مهاجرت‌های بیشتری از آفریقا نیز احتمالا بعد از مهاجرت ارگستر‌ها صورت گرفته است که یکی از این مهاجران، گونه‌ی هومو هایدلبرگی‌ها هستند که طبق نظر اکثر دیرینه‌شناسان جد نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن (هومو ساپینس) محسوب می‌شوند. تا آنجایی که ما می‌دانیم، نئاندرتال‌ها در خارج از آفریقا تکامل یافته‌اند (شاید در واکنشی به عصرهای یخبندان اروپا). طبق آخرین بررسی‌های منطقه باستانی جبل‌ایرهود در مراکش، اجداد ما حدود ۳۰۰ هزار سال پیش در آفریقا باقی ماندند و درآنجا تا زمان تکامل به انسان‌های مدرن باقی ماندند.

منشا ما کجاست؟

وقتی منشا گونه‌ی خودمان یعنی هومو ساپینس را بررسی می‌کنیم مزایایی شامل حال ما می‌شود: ما می‌توانیم از روش‌های توالی نسل بعدی برای ترمیم و بازسازی DNA باستانی استفاده کنیم. دانشمندان ژنتیک با بازسازی ژنوم‌های باستانی گونه‌های هومینین منقرض‌شده‌ی مختلف، بینش‌های جدیدی به‌وجود آورند که از طریق مقایسه آناتومی فسیل‌ها به تنهایی ممکن نبود. شواهد فسیلی کنونی از دندان نشان می‌دهد که هومو ساپینس‌ها حدود ۱۲۰ هزار سال پیش در چین و ۶۷ هزار سال پیش در جنوب‌شرقی آسیا بوده‌اند.

این کشف ازطریق DNA انسان مدرن و DNA بازسازی‌شده از فسیل نئاندرتال‌ها نشان می‌دهد که زادوولد بین نژادی بین نئاندرتال‌ها و انسان‌های امروزی در آسیای مرکزی در حدود ۱۰۰ هزار سال پیش اتفاق افتاده است. انسان‌های مدرن ده‌ها هزار سال است که با گونه‌های دیگر هومینین زندگی نمی‌کنند. اما طبق شواهد فسیل و DNA، قبل از این زمان، شاید در ۳۰۰ هزار سال پیش یا بیشتر، گونه‌هایی از هومونین‌ها وجود داشتند که اخیرا هم وجود یکی از هومینین‌های قدیمی به نام هومو نالدی گزارش شده است.

هومو نئاندرتال‌ها اولین و مهم‌ترین گونه‌ای بودند که با انسان‌های مدرن در خاور نزدیک همپوشانی داشتند. این‌ گونه به‌احتمال زیاد به دلیل رقابت مستقیم با گونه قوی‌تر از خود یعنی هومو ساپینس‌ها (ازنظر فناوری) منقرض شدند. شواهد مبتنی بر DNA نشان می‌دهد که بین گونه‌های ما و انسان‌های پیش‌مدرن شامل نئاندرتال‌ها و سایر هومینین‌های رازآلود (که به آنها دنسیووا می‌گویند) زادوولد بین گونه‌ای وجود داشته است.

ما هنوز نمی‌دانیم که گونه هومو ارکتوس (انسان راست‌قامت) چه‌زمانی و چگونه منقرض شده است. با آزمایش جانبی تکامل هومینین گونه‌ای دیگری در جزیره فلورس به نام هومو فلورسی کشف شد. این گونه به‌احتمال زیاد حدود ۶۰ هزار سال پیش منقرض شده است. درواقع این هومینین چیزی فراتر از تنها یک آزمایش جانبی را نشان می‌دهد و انسان‌شناس‌ها معتقدند که هابیت مهاجرت گونه‌ای قبل از ارگسترها را به خارج از آفریقا را نشان می‌دهد.

در ادامه چه چیزی در انتظار ماست؟

اگرچه تابه‌حال هزاران فسیل هومینین کشف و بررسی شده است، ولی کارهای زیادی هنوز باید صورت بگیرد. آیا هومینینی موفق شده است که قبل از هومو ارگستر به خارج از آفریقا مهاجرت کند؟ آیا اکثر روند تکاملی انسان در آفریقا رخ داده است؟ آیا برخی از تحولات مهم در خارج از آفریقا رخ داده است؟ هومو ارکتوس چه‌زمانی منقرض شد؟ آیا ممکن است تبادل ژنتیکی بین ارکتوس، ساپینس و شاید سایر گونه‌های هومینین رخ داده باشد؟

مثل سایر نمونه‌های علمی، وقتی داده‌های اضافی دوباره بازسازی می‌شوند، سوالات به‌وجود آمده بیشتر از پاسخ‌ها می‌شوند. اما موضوع مشخص این است که طبق شواهد جدید، ما تنها گونه‌ای نیستیم که تکامل پیدا کرده‌ایم، بلکه خویشاوندان نزدیک منقرض‌شده‌ی ما نیز تکاملاتی داشته‌اند.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:37 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(1)

 

حفاظت گرمایی

محققان در حال بررسی موضوع ساخت سپر محافظتی- حرارتی زمین در برابر خورشید برای مقابله با پدیده گرمایش فزاینده دمای کره زمین هستند.

 به نقل از دیلی‌میل، برای ساخت سپر محافظتی در برابر خورشید  لازم است که مواد شیمیایی مخصوص به لایه‌های بالای جو منتقل شوند. این مواد پس از پخش شدن در اتمسفر از ورود گرمای اضافی به زمین جلوگیری می‌کنند.

در این مطالعه آمده است که ساخت سپر شیمیایی مقابله با گرمای اضافی خورشید با موانع متعددی همراه است که مهمترین آنها نحوه اجرا و عواقب احتمالی این پروژه جنجالی است.

در گزارش بررسی کارشناسان سازمان ملل در مورد این پروژه آمده است اگرچه این پروژه یک روش بنیادی برای کنترل سریع افزایش دمای زمین است، اما وجود برخی از مشکلات فنی و زیست‌محیطی، این پیشنهاد را زمین‌گیر کرده است.

برخی از کارشناسان فعال محیط‌زیست معتقدند که با توجه به مشاهده تاثیر فوران‌ آتشفشان‌ها و گسترش خاکستر در کاهش دما در مناطق مختلف جهان، این پروژه از نظر تئوری قابل اجرا است.

مطالعات جدی برای ارائه روش‌های اجرایی کاهش دمای زمین و پیشنهاد ساخت سپر گرمایی زمین حاصل توافق مشترک 200 کشور جهان در امضای معاهده پاریس در سال 2015 است.

پیشنهاد ساخت سپر گرمایی زمین با اسپری کردن مواد شیمیایی از جمله گاز سولفور توسط گروهی از دانشمندان به سازمان ملل ارائه شده است. هزینه اجرای اولیه این پروژه بین یک تا 10 میلیارد دلار در سال پیش‌بینی شده است.

با وجود جذابیت این پروژه در نگاه اول، بسیاری از کارشناسان معتقدند که اجرای آن ممکن است شرایط آب‌وهوایی زمین را دگرگون کند، چرا که هیچکس نمی‌داند که زمین در برابر دخالت انسان چه واکنشی نشان خواهد داد.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:35 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

سنجش ضربان قلب

دانشمندان دانشگاه ایالت "یوتا" یک روش بدون تماس برای اندازه‌گیری ضربان قلب فرد با استفاده از دوربین فیلمبرداری ابداع کرده‌اند.

 به نقل از گیزمگ، آیا گوشی‌های ضربان‌سنج پزشکی در حال منسوخ شدن هستند؟ ابداع جدید محققان دانشگاه ایالت یوتا این احتمال را تقویت می‌کند.

محققان این دانشگاه یک شیوه بدون تماس برای اندازه‌گیری ضربان قلب فرد از راه دور و با استفاده از یک دوربین فیلمبرداری و نرم‌افزار سفارشی ساخته‌اند.

این سیستم مبتنی بر این واقعیت است که پوست ما هنگام تپش قلب با تغییر ظاهری رنگ همراه می‌شود، به شیوه‌ای که نمی‌تواند توسط چشم انسان دیده شود، اما می‌تواند توسط یک دوربین شناسایی شود.

دکتر "جیک گانتر" کسی است که با دانشجوی سابقش، "نیت روبن" همکاری کرد و این فناوری را ابداع کردند.

وی می‌گوید: هموگلوبین در خون دارای یک پیک جذبی برای نور سبز است، بنابراین وقتی قلب خون را به شریان‌های نزدیک پوست پمپاژ می‌کند، نور سبز بیشتری جذب می‌شود و میزان کمتری منعکس می‌شود. این بدین معناست که ما مقادیر کمتری رنگ سبز در تصاویر دوربین می‌بینیم.

این نرم‌افزار نه تنها داده‌های رنگی را پردازش می‌کند، بلکه همچنین به طور متوسط بر روی مناطقی از بدن که در آن پوست قابل مشاهده است مانند چهره، گردن یا بازوها محاسبه انجام می‌دهد.

امید است که این اختراع بتواند در برنامه‌های کاربردی نظیر سیستم‌های نظارت کودک، تجهیزات ورزشی و حتی تجهیزات بیمارستانی استفاده شود.

این فناوری در حال توسعه برای تجاری‌سازی از طریق شرکت استارتاپ "فوتوریتم"(Photorithm) است.

این سیستم رقبایی نیز دارد. موسسه پلی‌تکنیک فدرال لوزان(EPFL) نیز اخیرا سیستم‌های مشابهی را توسعه داده‌اند.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:34 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

ناو پروگرس

متخصصان شرکت روسکاسموس در پایگاه پرتاب‌های فضایی بایکونور،دومین مرحله آماده‌سازی موشک "سایوز 2-1 آ" برای پرتاب ناو باربری بدون سرنشین "پروگرس ام.اس-8" را به پایان رساندند.

 آماده سازی ناو باربری بدون سرنشین "پروگرس  ام.اس-8" برای اتصال به ایستگاه فضایی بین‌المللی تحت نظارت دقیق کارشناسان این شرکت صورت می‌گیرد و امروز اعضای مدیریت فنی در بایکونور مراحل پیکره بندی(مونتاژ) انجام شده را تایید کردند.

این پرتاب که با هدف پرواز تحویل سوخت، تجهیزات، غذا، آب و سایر نیازهای سرنشینان ایستگاه فضایی بین‌المللی برنامه‌ریزی شده است روز 11 فوریه 2018 صورت خواهد گرفت.

این ناو چهارصد و سی هشتمین فروند از سفینه‌های باربری پروگرس بشمار می‌رود که از سال 1978 کار تدارکات و رساندن تجهیزات به ایستگاه‌های فضایی را بر عهده دارد. پروگرس ام.اس-8 از آغاز به کار ایستگاه فضایی بین‌المللی شصت و نهمین ناو باربری از این نوع بشمار می‌رود که با هدف تامین نیازمندی‌های ساکنان این مجتمع عظیم مداری به فضا پرتاب می‌شود.

این سفینه که 2450 کیلوگرم محموله و تجهیزات شامل حدود 1270 کیلوگرم غذا، 700 کیلوگرم سوخت، 50 کیلوگرم اکسیژن و هوا و 420 کیلوگرم آب را با خود حمل می‌کند به واحد "زوزدا"  که یکی از بخش‌های ایستگاه فضایی بین المللی است متصل خواهد شد.

خبرگزاری تاس به نقل از سخنگوی مرکز هدایت پرواز واقع در حومه مسکو اعلام کرد که در ساعت 18:25 به وقت مسکو، تصحیح مدار ایستگاه فضایی بین‌المللی با استفاده از موشک‌های حرکتی و اصلاح مدار واحد زوزدا انجام شد که 23 ثانیه طول کشید. براساس گفته تاس، ارتفاع مدار ایستگاه با این مانور، حدود ​​600 متر افزایش یافت و به ارتفاع تقریبی 404.8 کیلومتری نسبت به زمین رسید تا شرایط لازم برای اتصال پروگرس فراهم گردد. اصلاح قبلی برای اطمینان از انجام درست ماموریت پروگرس در 17 ژانویه صورت گرفت که مدار ایستگاه را به طور تقریبا ​​400 متر افزایش داد.

بنا به گفته ولادیمیر سالاویف رییس مأموریت‌های بخش روسی ایستگاه فضایی بین‌المللی، ناو باربری بدون سرنشین پروگرس ام.اس-8 پس از پرتاب، طی پروازی دو مرحله‌ای که شش ساعت طول می‌کشد خود را به ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهد رساند.

ناوهای باربری بدون سرنشین پروگرس که بر پایه سفینه سایوز ساخته شده‌اند، فاقد سپر حرارتی هستند و به همین دلیل پس از پایان ماموریت و تخلیه کامل، از ایستگاه جدا شده و در اثر برخورد به لایه‌های جو زمین به کلی نابود می شوند.

در حال حاضر دو گروه سه نفره فضانوردان شامل الکساندر میسورکین و آنتوان اشکالپروف (از روسیه) ، مارک واندهی، اسکات تینگل و جوزف آکابا (از آمریکا) و نوریشیگه کانای (از ژاپن) در این ایستگاه به سر می‌برند.

میسورکین، واندهی و آکابا فضانوردان ناو کیهانی سایوز ام.اس-6 هستند که 12 سپتامبر 2017 به فضا پرتاب شدند و تا 28 فوریه 2018 آنجا خواهند بود. اشکالپروف، اسکات تینگل و نوریشیگه کانای در 17 دسامبر 2017 با ناو کیهانی سایوز ام.اس-7 راهی مدار شدند و به آنها پیوستند. گروه اخیر تا 3 ژوئن سال جاری میلادی در فضا فعالیت خواهند داشت.

 



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:32 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

ماه گرفتگی آبی

به گزارش ایسنا، ناسا پدیده نادر "ابرماه سرخ آبی"(Super Blue Blood Moon) یا همان "ماه گرفتی آبی" را امروز به طور زنده پوشش داد.

 ناسا پدیده"ماه گرفتی آبی" را از مناطق آریزونا و کالیفرنیا امروز در وبسایت خود به طور زنده پوشش داد.

پدیده "اَبَر ماه" وقتی رخ می‌دهد که ماه در حالت بدر به نزدیک‌ترین فاصلهٔ خود از زمین می‌رسد و 14 درصد درخشان‌تر و بزرگتر از همیشه دیده می‌شود.

این سه پدیده این بار در یک زمان به وقوع پیوستند و این امر ماه گرفتگی امروز را مهم‌تر ساخت.مناطق هاوایی، آلاسکا و ساحل‌غربی امروز شاهد این ماه گرفتگی کامل بودند.

این پدیده از ساعت 5:30 صبح به وقت EST( دو ظهر به وقت تهران) شروع شد و چهار ساعت به طول می‌انجامد و ماه در حدود 1 ساعت و 16 دقیقه به طور کامل تحت الشعاع سایه زمین قرار می‌گیرد.

ماه گرفتگی کامل بعدی در ماه ژانویه سال 2019 از آمریکای شمالی قابل مشاهده خواهد بود.

 
 

 



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:31 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

لنز تیلت شیفت، لنزی است که به عکاسان اجازه می‌دهد پرسپکتیو عکس را اصلاح کنند. ساختار فیزیکی این لنز‌ به‌گونه‌ای است که به آن‌ اجازه می‌دهد خم شود و بچرخد. لنز‌ تیلت شیفت اغلب توسط عکاسان معماری مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ چون این‌ لنز، پرسپکتیو اشتباه خطوط همگرای عمودی را اصلاح می‌کند. اما از آن‌جایی که این لنز‌ها، فاصله‌ی کانونی بیشتری از لنز‌های مورد نیاز عکاسان معماری دارند، مخاطب هدف آن‌ها نیز متفاوت است. مطابق آماری که در پایان سال ۲۰۱۷ اعلام شد، این لنز‌ها اغلب برای عکاسی از غذا، محصولات و عکاسی پرتره استفاده می‌شوند.

ایمی دیویس، عکاس و نویسنده، بر این باور است که با وجود استفاده از دوربین‌های عکاسی و لنز‌های مختلف در طول ۱۰ سال کار در صنعت عکاسی، تجربه‌ی او از کار با لنز‌های تیلت شیفت، بسیار محدود بوده است. او به‌طور مختصر از لنز تیلت شیفت Nikon 45mm PC-E Micro-Nikkor f/2.8D ED استفاده کرده بودِ اما پس از کار با سه لنز‌ تیلت شیفت جدید کانن یعنی لنز EF 50mm f/2.8L Macro، لنز EF 90mm f/2.8L Macro و لنز EF 135mm f/4L Macro، این فرصت‌ را پیدا کرد تا با پیچیدگی‌ لنز‌های تیلت شیفت بیشتر آشنا شود.

ایمی پس از کار کردن با این‌ لنز‌ها، تعدادی عکس ثبت کرد که برای وی بسیار خشنودکننده بود. او ادعایی مبنی بر تخصص عکاسی تیلت شیفت ندارد؛ اما تصمیم دارد تجارب حاصل از کار با این‌ لنز‌ها را با مخاطبان این مقاله به‌ اشتراک بگذارد.

نمونه تصویر گرفته‌شده با لنز تیلت شیفت کانن

۱. داشتن صبر کلید اساسی است

اگر اکثر اوقات با لنز‌هایی که قابلیت فوکوس اتوماتیک دارند، عکاسی کرده‌اید، برگشت ناگهانی به لنز‌های دارای فوکوس دستی کمی سخت است. علاوه بر فوکوس دستی، این لنز‌ها ترکیب‌هایی متفاوت بسیاری از حالت‌های مختلف Shift، Tilt و Rotate دارند که بر عکس نهایی تأثیر می‌گذارد. برای شناخت یک لنز تیلت شیفت باید زمان زیادی صرف کرد. بنابراین با تلاش و کوشش فراوان، نتایج مفیدی کسب می‌کنید؛ اگرچه پیمودن این مسیر یادگیری کمی دشوار است.

۲. این لنزها از سرعت کار شما می‌کاهند

با در نظر گرفتن عمل فوکوس دستی و تمام حرکت‌های کج‌ کردن (Tilting) و تغییر دادن (Shifting)، روشن است که این لنز‌ها برای عکاسی سریع و فوری نیستند. در واقع این لنز‌ها باعث می‌شوند که شما به عکاسی خود سنجیده‌تر فکر کنید. این موضوع بدی نیست و صرف زمان بیشتر برای کادربندی تصویر، آنچه از فوکوس می‌خواهید و چگونگی دست‌یابی به آن، می‌تواند سبب خلق نتایج جالب‌تری شود.

۳.استفاده از این لنز‌ها برای مردم جالب خواهد بود

اگر بیرون از خانه مشغول عکاسی با لنز‌ تیلت شیفت هستید، باید برای نگاه‌های عجیب و غریب و زل زدن‌ مردم آمادگی داشته باشید؛ البته عکاسانی که با این‌ لنز‌ها شناخت دارند، احتمالا به‌سمتتان می‌آیند و یک مکالمه‌ی طولانی را شروع می‌کنند.

۴. به سه‌پایه احتیاج دارید

نویسنده مقاله به استفاده از سه‌پایه علاقه‌ای ندارد. او معتقد است آن‌ها سنگین هستند و انعطاف‌پذیری در حرکت را از عکاس می‌گیرند. اما در هنگام استفاده از لنز‌های تیلت شیفت باید قبول کرد که سه‌پایه یکی از تجهیزات ضروری است (سه‌پایه در نکته‌ی ۲ نیز کمک بسیاری به شما می‌کند). اگر قصد استفاده از سه‌پایه ندارید (برای مثال در عکاسی پرتره)، برای احتیاط بیشتر، چند عکس اضافه بگیرید.

نمونه تصویر گرفته‌شده با لنز تیلت شیفت کانن

۵. این لنز‌ها برای عکاسی پرتره فوق‌العاده هستند

اکثر مردم فکر می‌کنند که این لنزها برای عکاسی معماری یا عکاسی منظره هستند؛ اما در واقع این لنزها برای عکاسی پرتره نیز فوق‌العاده‌اند. به اعتقاد یکی از کاربران، بهترین عکس‌هایی که با این سه لنز تیلت شیفت کانن با فاصله‌های کانونی مختلف گرفته است، در بخش عکاسی پرتره هستند. عکاسی پرتره با این لنز‌ها آسان نیست و نتایج آن گاهی‌ اوقات غیر قابل انتظار هستند؛ اما وی بر این باور است که پرتره‌هایی که با این لنز‌ها ثبت کرده بسیار متفاوت هستند.

۶. سوژه‌ی پرتره متوجه نمی‌شوند که در حال عکاسی از او هستید

عکس پرتره‌ای که در بالا مشاهده کردید، توسط نویسنده مقاله ثبت شده است. او می‌گوید سوژه‌ فکر می‌کند که عکاس در حال عکاسی از سوژه‌‌ای دیگر در سمت مخالف است؛ همین موضوع باعث شد که او نحوه‌ی ایستادن، نگاه و پزش را تغییر دهد.

۷. این لنز‌ها سطح شما را در عکاسی از غذا بالا می‌برند

این لنز‌ها برای عکاسی از غذا و محصولات مناسب هستند. نویسنده‌ی مقاله، خود هنگام عکاسی غذا با استفاده از لنزهای تیلت شیفت، به ارزش آن‌ها پی برد. او مقالات زیادی راجع‌ به ایده‌آل بودن لنز‌های تیلت شیفت برای این ژانر عکاسی خوانده بود؛ اما همیشه از عکس‌های گرفته‌شده با لنز‌های ماکروی استاندارد خود راضی بود. با لنز تیلت شیفت، می توان «سطح فوکوس (Plane of Focus)» را تغییر داد؛ برای مثال از این تکنیک می‌توان برای در فوکوس قرار دادن دو دسر استفاده کرد درحالی‌که اطراف آن‌ها را از فوکوس خارج می‌کنید. نویسنده‌ی مقاله معتقد است که اگر وی یک عکاس حرفه‌ای غذا بود، به احتمال زیاد هر سه لنز تیلت شیفت کانن را به کیت عکاسی خود اضافه می‌کرد.

۸. نمای زنده بهترین دوست جدید شما است

نویسنده‌ی مقاله می‌گوید وقتی از یک دوربین DSLR استفاده می‌کند، به‌ندرت از نمای زنده (Live view) استفاده می‌کند. در واقع عکاسی با نمای زنده در مقایسه با منظره‌یاب، بسیار کند‌تر است؛ علاوه‌ بر این وی ترجیح می‌دهد در منظره‌یاب کادر‌بندی را انجام دهد. اما وقتی از فوکوس دستی برای عکاسی استفاده می‌کنید و می‌خواهید ببینید که هر کدام از عمل‌های Shift ،Tilt و Rotate چگونه بر عکس نهایی شما تأثیر می‌گذارند، باید از نمای زنده استفاده کنید. زمانی که از لنز‌های تیلت شیفت برای عکاسی از غذا استفاده می‌کنید، زوم 5X یا 10X برای برای به‌ دست آوردن فوکوس بسیار شارپ و دقیق، ضروری است.

نمونه تصویر گرفته‌شده با لنز تیلت شیفت کانن

۹. غیر قابل پیش‌بینی بودن (یا بی‌تجربگی) باعث معجزه می‌شود

همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، برای این‌که بهترین عکس‌ها را ثبت کنید، زمان زیادی نیاز است تا به‌طور کامل با نحوه‌ی استفاده از این لنز‌ها آشنا شوید. ولی با این وجود، وقتی‌که در حال یادگیری هستید، ممکن است به‌طور تصادفی عکس‌های شگفت‌انگیزی ثبت کنید؛ فقط سعی کنید که ترکیب عمل‌ها (Shift ،Tilt و Rotate) را به‌ خاطر بسپارید تا دوباره بتوانید چنین تصویری خلق کنید.

۱۰. این‌ لنزها حکمی بیش از صحنه‌های مینیاتوری برای مناظر دارند

اگر چه فاصله‌ی کانونی این لنزها به‌طور میانگین بیشتر‌ از مقداری است که یک عکاس منظره به‌ دنبال استفاده از آن است؛ اما از آن‌ها می‌توان برای ثبت تصاویر عجیب بهره برد (به‌خصوص لنز ۵۰ میلی‌متری با دیافراگم f/2.8). حقیقت این است قابلیت این لنزها بیش از ثبت یک صحنه‌ی مینیاتوری کلیشه‌ای است؛ وقتی به‌طور کامل با نحوه‌ی استفاده از آن‌ها آشنا می‌شوید، متوجه خواهید شد که این لنز‌ها قابلیت‌های متفاوتی در اختیارتان قرار می‌دهند. حداکثر کردن عمق میدان و شارپ نگه داشن سوژه از جلو تا عقب درحالی‌که از عدد دیافراگم پایین‌تر استفاده می‌کنید، مواردی هستند که می‌توانند منجر به ثبت یک عکس منظره‌ی عالی شوند.

۱۱. این لنز فقط مخصوص عکاسان معماری نیست

شما به‌طور معمول در یک جمله، کلمه‌ی «لنز تیلت شیفت» را  کنار کلمه‌ی «عکاسان معماری» می‌بینید؛ اما توصیه می‌شود عکاسانی که در ژانرهای مختلفی فعالیت می‌کنند نیز نگاهی به این‌ لنزها بیاندازند. لنزهای تیلت شیفت برای عکاسان طبیعت، پرتره، مجالس عروسی، محصولات و ... عالی هستند.

۱۲. می‌توان از لنز‌ تیلت شیفت به‌عنوان لنز معمولی استفاده کرد

حمل کردن لنزهای مختلف در کوله پشتی برای عکاسان خسته‌کننده و زجرآور است؛ ولی می‌توان از هرکدام از این لنز‌ها به‌عنوان لنز پرایم استاندارد نیز استفاده کرد (البته فوکوس آن‌ها دستی است). این موضوع باعث می‌شود که فضای بیشتری در کوله پشتی داشته باشید؛ برای مثال زمانی‌که فقط برای یک لنز ۱۳۵ میلی‌متری یا حتی یک لنز رده‌ بالای ۵۰ میلی‌متری فضا دارید.

نمونه تصویر گرفته‌شده با لنز تیلت شیفت کانن

۱۳. این لنز‌ها گران هستند؛ اما کالای بنجل نیستند

بسیاری از مردم وقتی‌که برچسب قیمتی ۲۵۰۰ یورویی این لنز‌ها را می‌بینند، فکر می‌کنند که قیمت‌ آن‌ها بسیار گران است. هیچ‌کس منکر گران بودن این لنزها نیست؛ اما وقتی نه‌تنها کیفیت اپتیکی این لنزها، بلکه تطبیق‌پذیری حیرت‌آور آن‌ها را در نظر می گیرید، آن وقت متوجه می‌شوید که لنز‌های تیلت شیفت در مقایسه با قیمت خود، ارزش دارند. به‌هر حال، نویسنده‌ی مقاله معتقد است که برای اضافه کردن این سه لنز به کیت عکاسی خود، حاضر نیست ۷۵۰۰ یورو بپردازد.

۱۴. این لنز‌ها معتادکننده‌اند

وقتی‌که شروع به استفاده از این لنز‌ها کنید، به احتمال زیاد تمایل پیدا می‌کنید تا برای عکاسی از همه‌ی سوژه‌ها، از لنز‌ تیلت شیفت استفاده کنید. ایمی از این لنز‌ها برای عکاسی غذا، پرتره، منظره، عکاسی روزمره، سگ‌ها و تقرببا هر چیز دیگری استفاده کرده و معتقد است که تصاویر ثبت‌شده از تمامی آن‌ها عالی هستند. بعد از مدتی، از خود می‌پرسید که آیا من واقعا به لنز‌های معمولی دیگری احتیاج دارم یا نه.

۱۵. این‌ لنز‌ها برای اجاره کردن عالی هستند

همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، این لنز‌ها ارزان نیستند. نویسنده مقاله معتقد است که وی و بسیاری از عکاسان دیگر بودجه‌ی لازم برای سرمایه‌گذاری روی این سه لنز را ندارند. بنابراین خدمات اجاره برای این لنزها مناسب است؛ می‌توانید یکی از این لنز‌ها (یا هر سه لنز) را برای چندین روز اجاره کنید، سپس آن‌ را بازگردانید. این کار همچنین باعث می‌شود از این لنزها بیش‌ از اندازه برای هر عکس استفاده نکنید.

۱۶. من یک لنز تیلت شیفت می‌خواهم

نویسنده مقاله می‌گوید پس از چند هفته کار با این لنز‌ها، او در واقع به یکی از این لنزها احتیاج دارد. وی پیش از این، لنز‌های تیلت شیفت را در نظر نمی‌گرفت و معتقد بود که این لنز‌ها، محصولات طاقچه‌ای هستند و او توانایی خرید آن‌ها ندارد یا استفاده‌ی زیادی از آن‌ها نمی‌کند. اومی‌گوید با وجود این‌که بودجه‌ی لازم برای خرید این لنز‌ها را ندارد، ولی متوجه شده است که می‌تواند از لنز‌های تیلت شیفت برای ثبت عکس‌های مختلفی استفاده کند. عکاسی از غذا و عکاسی پرتره دو ژانر مورد‌علاقه‌ی وی هستند و بر این باور است که از این لنز‌ها، به‌خصوص نمونه‌های ۵۰ میلی‌متری و ۹۰ میلی متری، می‌تواند بسیار استفاده کند.

آیا شما تجربه‌ی کار با لنز‌ تیلت شیفت داشته‌اید؟



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:29 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

فهرست نهایی ۱۰ خودروی برتر سال ۲۰۱۸ اعلام شد. در فینالیست‌های امسال خودروهای الیتالیایی، ژاپنی، کره‌ای، بریتانیایی و آمریکایی به چشم می‌خورد. رای‌گیری داورهای این رویداد جذاب تا قبل از بازگشایی نمایشگاه خودروی ژنو ۲۰۱۸ به اتمام می‌رسد و ۳ خودروی نهایی در این نمایشگاه مهم معرفی می‌شوند. خودروی برتر سال ۲۰۱۸ در اردیبهشت ماه سال آینده و در جریان نمایشگاه خودروی بین‌المللی نیویورک معرفی می‌شود.

 

کیا استینگر / Kia Stinger GT

از بین ۱۰ فینالیست سال گذشته، ۶ مدل از گروه خودروسازی آلمانی فولکس واگن (خودروهای آئودی و فولکس واگن) بودند، در حالی‌که در رقابت ۱۰ خودروی فینال امسال، فولکس واگن فقط ۲ نماینده دارد. شرکت‌های آلفارومئو، بی‌ام‌و، کیا،لندرور، مزدا، نیسان، تویوتا و فولکس واگن در لیست ۱۰تایی فینالیست‌های ۲۰۱۸ حضور دارند. بیش از نیمی از این فهرست ۱۰ تایی را شاسی‌بلندها تشکیل می‌دهند؛ ۳ سدان و فقط یک هاچ‌بک در جایگاه‌های بعدی قرار دارند:

  • آلفارومئو جولیا
  • بی‌ام‌و X3
  • کیا استینگر
  • لندرور دیسکاوری
  • مزدا CX-5
  • نیسان لیف
  • رنج‌رور ولار
  • تویوتا کمری
  • فولکس واگن تی-راک
  • ولوو XC60

هوندا آکورد 2018

از مهم‌ترین خودروهایی که نتوانستند به فهرست ۱۰ مدل نهایی راه‌یابد می‌توان به هوندا آکورد، آلفارومئو استلویو، فوردفیستا، کیا پیکانتو، هیوندای کنا، جنسیس G70، پژو 3008 و فولکس واگن پولو اشاره کرد.

برنده‌ی سال گذشته: جگوار F-PACE

علاوه بر عنوان «بهترین خودروی سال» برترین مدل‌های کلاس‌های لوکس، پرفورمنس، شهری، پاک و بهترین طراحی سال نیز انتخاب خواهد شد. برخی از مدل‌ها در چندین کلاس قرار گرفته‌‌اند؛ در ادامه فینالیست‌های‌ کلاس‌های مختلف آورده شده است.

بهترین خودروی لوکس ۲۰۱۸

آئودی / Audi A8

در کلاس بهترین خودروهای لوکس امسال، ۵ خودرو به مرحله‌ی نهایی رسیده‌اند. آلمان در این کلاس ۴ نماینده‌ی شایسته دارد که در برابر تنها نماینده‌ی ژاپن قرار گرفته‌اند:

  • آئودی A8
  • بی‌ام‌و سری 6 گرن توریسمو
  • لکسوس LS
  • پورشه کاین
  • پورشه پانامرا

برنده‌ی سال گذشته: مرسدس‌بنز E کلاس

بهترین خودروی فنی ۲۰۱۸

Alfa Romeo Giulia / آلفارومئو جولیا

در بخش پرفورمنس نیز ۵ خودرو به مرحله‌ی فینال ره یافته‌اند. در این کلاس ۲ نماینده‌ی آلمانی و ۲ نماینده‌ی ژاپنی، با تنها نماینده‌ی ایتالیا به رقابت می‌پردازند. سدان زیبای آلفارومئو جولیا (در لیست نهایی ۱۰ خودروی برتر سال هم قرار دارد) با نسخه‌ی پرقدرت کوادری‌فوگلیو در این کلاس قرار دارد:

  • آلفارومئو جولیا کوادری‌فوگلیو
  • آئودی RS3
  • بی‌ام‌و M5
  • هوندا سیویک تایپ R
  • لکسوس LC 500
  • غایبین بزرگ این فهرست شامل آئودی RS5 5  کوپه، فراری پورتوفینو و آلپاین 110 جدید است.

برنده‌ی سال گذشته: پورشه باکستر کیمن

بهتری خودروی شهری ۲۰۱۸

Ford Fiesta / فورد فیستا

در کلاس بهترین خودروهای شهری، مضنونین همیشگی فولکس واگن و هیوندای در کنار اولین نماینده‌ی آمریکا در این کلاس، دیده می‌شوند. نسل جدید فورد فیستا از معدود خودروهای آمریکایی رویداد بهترین‌های سال ۲۰۱۸ است:

  • فورد فیستا
  • هیوندای کنا
  • نیسان مایکرا
  • سوزوکی سوئیفت
  • فولکس واگن پولو

برنده‌ی سال گذشته: بی‌ام‌و i3

بهترین خودروی پاک ۲۰۱۸

نیسان لیف / Nissan Leaf

آخرین کلاس این رده‌بندی، به بهترین خودروی پاک سال اختصاص داده شده است. نیسان لیف علاوه بر اینکه تنها مدل تمام برقی این فهرست است، همانند آلفارومئو جولیا، با قرار گرفتن در کلاس برترین خودروهای پاک، در ۲ کلاس نامزد شده است.

  • بی‌ام‌و 530e iPerformance
  • شورولت کروز دیزل
  • کرایسلر پسیفیا پلاگین هیبرید
  • نیسان لیفت

برنده‌ی سال گذشته: تویوتا پریسو پرایم

 

لامبورگینی اوروس / Lamborghini Urus

فهرست نهایی بهترین طراحی خودرو هنوز اعلام نشده است و در حال حاضر و مدل بی‌ام‌و i8 و لامبورگینی اوروس در این کلاس دیده می‌شوند. البته خودروهایی که در کلاس‌های دیگر بهترین خودروی سال انتخاب شده‌اند، امکان ورود به این کلاس را هم دارند. مقام بهترین طراحی سال گذشته به جگوار F-PACE اختصاص یافت.

مراسم بهترین خودروی سال

رویداد بهترین خودروی سال (The World Car Awards) یا به اختصار WCA از سال ۲۰۰۴ آغاز به‌کار کرده است. هرسال جمعی از افراد فعال رسانه‌های معتبر خودروی جهان گردهم می‌آیند و بهترین خودروهای جهان در کلاس‌های مختلف انتخاب می‌شود. امسال نیز ۸۲ ژورنالیست و کارشناس خودرو از سراسر جهان بر سر انتخاب بهترین خودروی سال به توافق خواهند رسید.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:23 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

شرکت‌هایی نظیر نتفلیکس، فیسبوک و تسلا از طریق محصولات فوق‌العاده‌ای که به مصرف کنندگان معرفی کرده‌اند، به موفقیت‌‌های ابتدائی خود دست پیدا کردند؛ رهبران این شرکت‌های عظیم فناوری در این میان متوجه شدند که دستیابی به موفقیت درازمدت نیاز به تقویت فرهنگ قوی ابتکار و نوآوری در شرکت‌هایشان دارد. رهبران صنایعی که به‌سرعت در حال رشد و ترقی هستند باید فرهنگی برای یادگیری توسعه دهند که کارمندان را برای کار و تعهد به چالش بهبود وضع موجود ملزم کند. استراتژی‌های مورد استفاده توسط رهبران شرکت‌های بزرگ همچون ایلان ماسک، مارک زاکربرگ و رید هستینگ، ابتکاری و منحصر به‌فرد هستند؛ این رهبران همچنین می‌توانند استراتژی‌های دیگری را نیز از رهبران هر صنعت دیگری برای پرورش حس خلاقیت و کنجکاوی کارمندان استفاده کنند.

 

موفقیت این رهبران آرمان‌گرا در ایجاد فرهنگ‌های یادگیری به پنج استراتژی اساسی‌تر تقسیم می‌شود.

۱. رهبری کردن با شور و اشتیاق

مارک زاکربرگ

Mark Zuckerberg دربار‌ه‌ی آرمان بزرگ فیسبوک، بسیار پرشور است. او اشتیاق خود را به کار هر روزه و بی‌نظیر خود به‌سمت حصول آن آرمان متمرکز می‌کند. زاکربرگ از طریق ارسال پست‌های فیسبوکی خود در صفحه‌ی شخصی‌اش به‌طور مداوم به کارمندان خود نشان می‌دهد که چگونه هیجان خود از کار در فیسبوک را به دنیا نشان دهند. این نوع تعهد، حسی بیش از اعتماد به سهام‌داران القا می‌کند: کارکنانی که شاهد اشتیاق مدیران خود برای دستاوردهای شرکتشان هستند، تمایل بیشتری برای سخت‌کوشی در تحقق آرمان‌های شرکت دارند.

۲. رهبری کردن با سرمشق بودن

الون ماسک

ایلان ماسک در اوایل سال جاری متوجه یک سری مسائل امنیتی شد که کارمندان یکی از کارخانه‌های تسلا را تحت تاثیر خود قرار داده بود. Musk به‌جای اتخاذ یک سیاست جدید در شرکت یا ارسال ایمیل ابراز همدردی، از کارکنان خواست تا به روند فعلی ادامه دهند و هرگونه مسئله‌ی امنیتی را مستقیما برای او ایمیل کنند. مهم‌تر از همه او قول داد که شخصا از هر کارخانه‌ی متحمل این حوادث، دیدن کند و مدتی را در محیط کارخانه سپری کند، خودش به‌طور رو در رو روند کار را نظاره کند و مشخص کند که چه نوع تغییراتی برای بهبود پروتکل مورد نیاز است. تصمیم ماسک برای اعمال رهبری خود از ابتدای پیدا شدن مشکل، به کارمندان نشان داد که او در قبال امنیت کارکنان احساس تعهد می‌کند و شخصا در بهبود روند تولید تسلا سهیم است.

۳. ایجاد فرهنگ سوال پرسیدن

ایلان ماسک

رهبرانی که فرهنگ سوال پرسیدن کارمندان را به‌وجود می‌آورند، شرکت خود را چابک و آماده‌ی رشد می‌کنند. میل ماسک به سوال پرسیدن پیاپی و به چالش کشیدن موقعیت موجود شرکت بود که تسلا را از یک کارخانه تولید اتومبیل معمولی تبدیل به یکی از خلاقانه‌ترین کسب و کارهای دنیا کرد. اگر ماسک روال همیشگی کارها یعنی شیوه‌ای که کسب و کارها دنبال می‌کنند را پیش می‌گرفت، Space X هیچ‌گاه شکل نمی‌گرفت.

راه‌اندازی یک شرکت نیاز به تفکر بلندی دارد اما حفظ این ذهنیت با رشد شرکت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: ترویج فرهنگ ابتکار و آزمایش‌گری، شرکت شما را برای چند دهه جزو شرکت‌های رقابتی قرار می‌دهد.

۴. پذیرش تغییر

رهبران برای ایجاد و اجرای ایده‌های ابتکاری در شرکت‌های خود نباید تنها به تغییر دادن خود بسنده کنند؛ کارمندان آن‌ها نیز نیازمند تغییر هستند. مدیر عامل شرکت‌هایی مانند Netflix درک می‌کنند که یک سری ایده‌ها برای محصولات و فرآیندها عالی هستند اما این ایده‌ها بدون این‌که بدانند راه به کجا می‌برند، نتیجه‌ای نخواهند داشت. Reed Hastings به همین طریق توانست شرکت خود را مجاب کند که DVDهای پستی مشتریان را حضوری به دست آن‌ها برسانند و تمام محتوای ویدئویی را به این شیوه توزیع کنند؛ این شیوه تا قبل از این‌که نتفلیکس از آن بهره برد، کاملا ناشناخته بود. هستینگ به‌جای این‌که این ایده جسورانه را کنار بگذارد، روی آن کار کرد و به این طریق توانست در میان سرویس‌های توزیع ویدئو پیشرفت کند.

۵. توانمندسازی کارکنان برای یادگیری

گوگل

خیلی خوب است که مدیران، کارکنان خود را به جدی گرفتن یادگیری تشویق کنند اما بهترین رهبران راه دیگری را در پیش می‌گیرند؛ آن‌ها منابعی را که کارکنان برای یادگیری نیاز دارند، در اختیارشان قرار می‌دهند. برای مثال، شرکت گوگل به کارکنان خود اجازه می‌دهد تا ۲۰ درصد از زمان کاری خود را در هفته به یادگیری مهارت‌های جدید و توسعه استعدادهایشان بگذرانند. اختصاص این زمان و فضا برای یادگیری به کارکنان، همیشه بازده مثبتی را برای شرکت‌ها به ارمغان می‌آورد.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:21 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

همانند آنچه در صنعت سینما، تلویزیون و تئاتر وجود دارد، نورپردازی بخشی ضروری در تولید بازی‌های ویدیویی است و بدون توجه به این مسئله امکان دستیابی به اتمسفرهای دلخواه امکان‌پذیر نخواهد بود. از محیط‌های تاریک و وحشتناک بازی Resident Evil گرفته تا علف‌زارهای وسیع و سرسبز بازی Witcher، عنصر نورپردازی بخش جدایی‌ناپذیر این جلوه‌های بصری شگفت‌انگیز است.

 

 

شاید در بازی‌های کوچک این مسئله جدی گرفته نشود ولی مدت زمان زیادی است که در صنعت بازی‌های ویدیویی شغلی با عنوان Lighting Artist وجود دارد. با این که معمولا برای همه ما مفهوم نورپردازی در بستر بازی‌های سه‌بعدی همراه شده است اما این مسئله دلیلی بر نبود چنین چیزی در بازی‌های دو‌بعدی نیست. البته بر خلاف بازی‌های سه‌بعدی معمولا می‌توان با استفاده از تکنیک‌هایی مسئله‌ی نورپردازی در بازی‌های دوبعدی را شبیه‌سازی (نه پیاده‌سازی) کرد و از هزینه‌های سنگین نورپردازی واقعی دوری جست. نمونه‌ی بارز چنین مسئله‌ای را می‌توانیم بازی Limbo بنامیم که بدون استفاده از نورپردازی توانسته یک اتسمفر زیبا و نفس‌گیر را شبیه‌سازی کند.limbo

نمونه‌ی دیگر این مسئله را می‌توانیم بازی زیبای Ori And The Blind Forest بنامیم که در آن‌ هم از تکنیک‌ لایه‌های پارالاکس (Parallax Layers) به فراوان استفاده شده است. البته این مسئله تمام ماجرا نیست و بخشی از مسئله را هم افکت‌های پس‌پردازشی تشکیل می‌دهد. تکنیک لایه‌های پارالاکس به خصوص در بازی‌های دو‌بعدی بسیار کاربردی است و برای همین در مقاله‌های آتی به صورت دقیق‌تر این مسئله را بررسی خواهیم کرد.

 

وظایف و مهارت‌های یک نورپرداز

اما برای شروع بررسی مسئله‌ی نورپردازی بهتر است با یکدیگر نگاهی به وظایف یک نورپرداز بیاندازیم. در یک نگاه ساده وظیفه‌ی هنرمند نورپرداز ساخت و مدیریت نورها و سایه‌های مورد نیاز محیط‌های یک بازی است. تعجب نکنید، هر جا صحبت از روشنایی باشد، قطعا سایه‌ها نیز به آن جا قدم خواهند گذاشت با این تفاوت که در دنیای بازی‌سازی شما روی سایه‌ها هم کنترل زیادی دارید و می‌توانید ویژگی‌های سایه‌های اجسام را هم دستکاری کنید. نگرانی اصلی یک نورپرداز شبیه‌سازی دقیق حال و هوایی است که طراحان هنری (شخصیت‌ها، محیط‌ها و ...) و طراحان داستان به دنبال آن هستند. داستان بازی از این جهت برای نورپرداز اهمیت دارد که در ساده‌ترین شکل ممکن می‌تواند بر اساس آن ساعت‌های روزانه و البته جایگاه منابع نوری درجه اول همانند خورشید را بفهمد. همچنین یک نورپرداز باید آشنایی کاملی با شرایط محیطی مختلف و تاثیر آن بر منابع نوری داشته باشد. دقت کنید که در دنیای بازی‌سازی معمولا این گونه نیست که ما یک مه غلیظ درست کنیم و به راحتی نور یک لامپ مثلا رشته‌ای را در میان آن بتابانیم و انتظار داشته باشیم دقیقا همانند واقعیت بقیه چیزها به صورت خودکار انجام شود. در بیشتر موارد اصلا هیچ کنشی بین مثلا آن مه شبیه‌سازی شده و نوری که می‌تابد وجود ندارد و این نورپردازان هستند که از همان ابتدا کیفیت نور را همانند نور موجود در یک فضای مه آلود آماده می‌کنند.

در کنار تمامی این موارد و با توجه به هزینه‌بر بودن مسئله‌ی نورپردازی، یک نورپرداز باید آشنایی کاملی با مباحث رندرینگ، مدل‌سازی و تکنیک‌هایی از قبیل Lightmaping  در آن‌ها داشته باشد تا بتواند احتیاج‌های سخت‌افزاری این بخش را به حداقل برساند.lightmap

 

منابع روشنایی

برای شروع بهتر است کمی در مورد منابع روشنایی و چند خصوصیت بارز آن‌ها صحبت کنیم. طبق قانون مربع معکوس، شما هر چقدر از یک منبع نوری فاصله می‌گیرید، شدت نوری که به شما می‌رسد با نسبت مربع فاصله کاهش می‌یابد و برای همین اگر می‌خواهید در فاصله‌ای دو برابر فاصله‌ی فعلی همان شدت نور قبلی را داشته باشید باید شدت منبع نوری خود را چهار برابر کنید.

وقتی صحبت از میزان شدت منبع نوری می‌شود نباید این مسئله را با اندازه‌‌‌ی منبع نوری اشتباه بگیرید. هر منبع نوری همانند لامپ‌های رشته‌ای، مهتابی و حتی صفحه‌ی نمایشگر‌ها دارای اندازه‌ی مشخصی است. اما چرا این اندازه برای ما اهمیت دارد؟ به عنوان مثال به دو عکس زیر نگاه کنید.light size

در تصویر سمت چپ اندازه‌ی منبع روشنایی یک چهارم منبع روشنایی در تصویر سمت راست است. همان گونه که مشاهده می‌کنید با این که عناصر موجود در تصویر ثابت هستند، ام در تصویر سمت چپ جزییات تصویر به مراتب نمای بیشتری به نسبت تصویر سمت راست دارند. به طور ساده در مواردی که شما به نشان دادن جزییات بیشتر احتیاج دارید، باید سعی کنید تا حد ممکن از منابع نوری با اندازه‌های کوچک‌تر استفاده کنید. در نقطه‌ی مقابل برای دستیابی به سطوح نرم‌تر بهتر است اندازه‌ی منبع نوری خود را افزایش دهید. معمولا اگر به پشت صحنه‌ی ضبط برنامه‌های ویدیویی همانند بسیاری از برنامه‌های صدا و سیما و حتی برنامه‌هایی همانند ویدیو‌های زومجی دقت کرده باشید، دیده‌اید که معمولا منابع نوری آن‌ها وسیع‌تر و بزرگ‌تر از منابع معمولی درون خانه‌ها است. دلیل این مسئله تنها ایجاد نمای بصری بهتر از چهر‌ها و ظاهر‌های افراد جلوی دوربین است. یک نورپردازی صحیح می‌تواند با حذف چین و چروک‌های صورت سن و قیافه افراد را چندین سال جوان‌تر نشان بدهد.

همچنین همه‌ی ما به خوبی می‌دانیم که برای مشاهده‌ی یک جسم باید در ابتدا نور به آن تابیده و سپس نور بازتابیده شده آن به چشم ما برسد. اما بدون شک در بسیاری از زمان‌ها حجم بالایی از پرتوهای تابیده شده یه یک جسم به چشم ما نمی‌رسد. این پرتوها در محیط انعکاس پیدا می‌کنند و با این که به مرور انرژی خود را از دست می‌دهند اما هر پرتو به سهم خودش هم که شده مقداری از فضای اطراف را روشن می‌کند. همانند نور چراغ‌قوه‌ای که اگرچه یک دایره مشخص را روی دیوار روشن می‌کند، اما به خاطر بازتابش پرتوهای آن به صورت حداقلی هم که شده تاثیری هم روی روشنایی محیط اطراف دارد. به این عمل انعکاس نور در بین سطوح و انتقال روشنایی در جهات مختلف را Global Illumination یا به اختصار GI گویند. مثلا به عکس زیر دقت کنید. در این حالت فرض شده که صرفا پرتوهای اولیه‌ای که پس از یک بار بازتابش به طور مستقیم به چشم ما می‌رسند محاسبه شوند.global illumination

همان گونه که مشاهده می‌کنید، با قرار داشتن منبع نوری در سمت چپ عملا سایه کاملی فضای داخلی دیوارها را پوشانده و عملا نمی‌توان فضای داخلی آن‌ها را مشاهده کرد. همچنین سایه‌ی گوی شیشه‌ای ما هم کاملا سیاه و تخت روی زمین تولید شده است. اما به نظر شما پس از محاسبه‌ی عمل GI چه تغییری در نمای منظره ما ایجاد خواهد شد؟GI

با این که در این عکس عملا GI به محاسبه‌ی یک پرش محدود شده ولی تاثیر آن به وضوح قابل مشاهده است. البته همیشه این گونه نیست که هر چقدر مقدار پرش محاسبه شده را بالا ببریم نتیجه‌ی بهتری کسب خواهیم کرد. گاهی باید به خاطر مسائل بهینه‌سازی به مقدار مشخصی اکتفا کرد. مثلا اگر به عکس‌های زیر دقت کنید می‌توانید نکته‌ای را که بیان کردیم بهتر درک کنید.GI

 

منابع نوری

حال که مقداری در مورد ویژگی‌های منابع‌ نوری صحبت کردیم نوبت آن رسیده با انواع منابع نوری به خصوص در دنیای هنرهای دیجیتالی آشنا شویم.

نور نقطه‌ای (Point light)

ساده‌ترین و متداول‌ترین منبع نوری و ویژگی آن پرتودهی در تمامی جهات فضای سه‌بعدی است. نمونه‌ی بارز چنین چیزی در دنیای واقعی را می‌توانیم لامپ‌های رشته‌ای یا حتی خورشید در نظر بگیریم.

point light

این منبع نوری می‌تواند برای شبیه‌سازی لامپ‌های سقفی خانه‌ و هر چیزی که شبیه آن‌ است مورد استفاده قرار بگیرد. البته صرفا نباید نگاه شما به منابع نوری به لامپ‌ها محدود شود. گاهی برای شبیه‌سازی نورافشانی‌های یک انفجار یا جرقه‌های آتش، استفاده از تعدادی منبع نور نقطه‌ای می‌تواند گزینه‌ی خوبی باشد.

 

نور موضعی (Spot light)

بسیار به منبع نور نقطه‌ای شباهت دارد با این تفاوت که برخلاف آن به تابش در زاویه‌ی مشخصی محدود شده است.

spot light

این محدودیت نور موضعی باعث شده است که این منبع نوری برای شبیه‌سازی روشنایی چراغ‌های برق، چرغ قوه و هر چیزی که به نوعی زاویه تابش آن محدود شده است مناسب باشد. ویژگی‌های منحصر به فرد این منبع نوری این است که منطقه‌ی تابش آن دارای دو شعاع مختلف بیرونی و درونی است. شعاع بیرونی را می‌توان با بیشتر کردن زاویه‌ی تابش نور گسترش داد. اما شعاع درونی معمولا تحت پارامتری به نام Blend در نرم‌افزارها و موتورهای بازی‌سازی و زیر بخش خصوصیات منبع نور وجود دارد. به دلیل این که معمولا منابع نوری در دنیای واقعی همانند لامپ‌های رشته‌ای واقعا نقطه‌ای نیستند، بنابر این به ندرت پیش می‌آید که ما شرایطی همانند حالت زیر را داشته باشیم.

spot light

در حالت بالا مرز‌ بین سایه و روشنایی دقیقا مشخص است. اما در واقعیت تقریبا همانند آن چیزی است که در عکس چراغ‌قوه نشان داده شده است. برای همین خصوصیتی به نام Blend برای منبع نور موضعی تعریف شده تا بتوان چنین چیزی را در دنیای دیجیتال هم پیاده‌سازی کرد.

spot light

 

نور جهت‌دار (Directional light)

در همان ابتدایی که چه چنین منبعی به بازی شما اضافه شود، تمامی جهان بازی شما به یکباره روشن می‌شود. دلیل این مسئله این است که خصوصیات این منبع نوری همانند خصوصیات منبع نوری زمین یعنی خورشید است. برای همین این که شما این منبع نوری را در کجای محیط بازی خود قرار دهید اهمیتی ندارد چرا که به محض قرارگیری آن در دنیای بازی، پرتوهای این منبع تمامی محیط بازی شما را تحت پوشش قرار خواهد داد.

directional light

در این منبع نوری به غیر از تغییر شدت نور، تنها خصوصیت قابل تغییر، زاویه تابش است که تاثیر آن همانند این است که شما بخواهید زاویه تابش خورشید را در آسمان تغییر دهید. زاویه‌های ۰ و ۱۸۰ دقیقا زاویه خورشید در طلوع و غروب خورشید را برای منبع نوری شما تداعی خواهد کرد.

 

نور ناحیه‌ای (Area light)

تنها تفاوت این منبع نوری با منابع نوری نقطه‌ای و موضعی در این است که در آن دیگر منبع تابش پرتوهای نور، یک نقطه نیست و ما با یک صفحه‌ منتشر کننده پرتوهای نور طرف هستیم.

area light

در دنیای بازی‌سازی به خصوص در مواقعی که می‌خواهیم به صورت کم هزینه، نور خورشید یا هر چیزی شبیه به آن را شبیه‌سازی کنیم می‌توانیم از این منبع نوری استفاده کنیم. به عنوان مثال، می‌توانید یک عدد از این منابع نوری را در پشت پنجره‌ای قرار داده و طوری جلوه کنید که گویی در فضای بیرون خورشید در حال تابیدن است.

emission materials

 

 متریال‌های تابنده (Emissive Materials)

شاید صحبت در مورد متریال‌ها کمی زود باشد ولی فعلا در همین حد بدانید که ما می‌توانیم مدل‌های سه‌بعدی خودمان را با متریال‌هایی بپوشانیم که از خودشان نور منتشر می‌کنند.

emission materials

البته در این حالت ما صرفا می‌توانیم شدت و رنگ نور تولید را تغییر دهیم و به نسبت منابع دیگر دست ما برای تغییر ویژگی‌های منبع نور باز نیست. روش ساخت چنین متریال‌هایی در جای خودش توضیح داده خواهد شد.

 

نور محیطی (Ambient light)

گاهی ما صرفا به این احتیاج داریم که میزان روشنایی محیطی را در همه‌ی نقاط به طور یکسان افزایش دهیم. نور محیطی همین گونه است و با توجه به این که ساختار آن همانند حجمی از نور است، هیچ سایه‌ی جدیدی به سایه‌های قبلی شما هم اضافه نخواهد کرد.

AO

 

 



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:20 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

ظاهرا بانک مرکزی تصمیم گرفته است که سرویس USSD را که امکان پرداخت و دریافت شارژ اعتباری را برای کاربران فراهم می‌کند، به یک‌باره قطع کند. بر این اساس رمضانعلی سبحانی‌فر با اشاره به ابلاغیه بانک مرکزی مبنی بر قطع کدهای دستوری تلفن همراه (ستاره مربع) از ۱۵ بهمن ماه ۹۶ اعلام کرد:

به این تصمیم معترض هستیم و نباید در یک سکوت خبری و بدون کار کارشناسی این سرویس از دسترس مردم خارج شود.

به گفته‌ی وی، بسیاری از کاربران تلفن همراه از طریق این کدهای دستوری سرویس‌هایی مانند پرداخت و شارژ اعتباری دریافت می‌کنند و تعداد بی‌شماری از مشترکان موبایل در مناطق محروم و روستایی و نیز مشترکان بی‌بضاعت و آنهایی که گوشی هوشمند ندارند از این سرویس بهره می‌برند، بنابراین نباید بدون روش جایگزین، آن را قطع کرد.

رئیس کمیته ارتباطات مجلس شورای اسلامی تاکید کرد که در صورت بروز این اتفاق، دولت و بانک مرکزی باید پاسخگوی مجلس باشند، چرا که مشترکان موبایل نمی‌توانند از طریق اپلیکیشن نسبت به پرداخت و دریافت سرویس‌ها اقدام کنند. بانک مرکزی باید از ۶ ماه قبل با اعلام به اپراتورها، راهکاری برای جایگزینی این سرویس می‌اندیشید.

وی گفت:

به نظر می‌رسد در اجرای این طرح سوء مدیریت و دست‌های پنهانی وجود دارد که قصد دارند از این رانت استفاده کرده و اپلیکیشن یا شیوه جدیدی را تعریف کنند و مردم مجبور شوند به سمت استفاده از شیوه جدید بروند.

سبحانی فر با بیان اینکه در صورت قطع سرویس USSD مردم مجبورند برای خرید کارت شارژ کاغذی به دفاتر پیشخوان مراجعه کنند یا گوشی هوشمند داشته باشند که از طریق اپلیکیشن، شارژ اعتباری دریافت کنند، افزود:

در اجرای این طرح، حجم عظیمی از سوء استفاده اتفاق می‌افتد که ما با آن مخالفیم.

عضو کمیسیون صنایع مجلس شورای اسلامی در مورد عدم امنیت استفاده از سرویس کدهای دستوری به عنوان یکی از دلایل قطع این سرویس، گفت:

این سوال مطرح می شود که چطور این سرویس در عرض یک شب، ناامن شد و چرا بانک مرکزی از ۶ ماه قبل اعلام نکرد که سرویس USSD ضعف امنیتی دارد و از امنیت کافی برخوردار نیست؟

وی با تاکید براینکه باید در یک پروسه زمانی و با انجام کار کارشناسی برای این سرویس تصمیم‌گیری شود، افزود:

پرداخت از طریق کدهای دستوری روزانه حدود ۷۰ میلیون تراکنش را رقم می‌زند و حدود ۴۰ میلیون نفر از طریق این سرویس، تراکنش زیر ۴۰ هزار تومان دارند. نباید با تصمیم یک شبه مردم را غافلگیر کرد.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن 1396 | 15:17 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران