سامسونگ اخیرا پتنت صفحهنمایشی طولانی را ثبت کرده که به دور گوشی خم میشود و تا پنل پشتی آن ادامه مییابد.
اگر پروژه گوشیهای هوشمند تاشدنی سامسونگ موفق نباشد، کرهایها ایدههای بسیار دیگری میتوانند اجرا کنند. براساس گزارش وبسایت Let's Go Digital، سامسونگ اخیرا مجوز ثبت پتنت نمایشگری طولانی را دریافت کرده که علاوهبر پوشاندن پنل جلویی گوشی، در بالای صفحه گوشی خم میشود و تا قسمتی از پشت آن را پوشش میدهد. این ایده میتواند برای موارد جالبی بهکار برده شود. برای مثال، این نمایشگر به سوژه عکس اجازه میدهد خود را از صفحهنمایش پشت گوشی تماشا کند. همچنین، میتوان از صفحهی پشت گوشی برای ترجمهی همزمان استفاده کرد. کاربر با حرکت دست یا قلم استایلوس بهدور صفحهنمایش، میتواند مشخص کند از کدام قسمت این صفحهنمایش طولانی (جلو یا عقب گوشی) قصد دارد استفاده کند. بهلطف صفحهنمایش عقب در پنل پشتی گوشی، میتوانید بهجای استفاده از دوربین ساده جلو برای گرفتن عکس سلفی، از دوربین عقب استفاده کنید که معمولا باکیفیتتر است. بااینحال، قسمت بسیار جالبتر این ایده، امکان ترجمهی همزمان است؛ بهطوریکه دو شخص در دو سوی گوشی قرار میگیرند و بدون نیاز به چرخاندن صفحهی گوشی، یکی از آنها صحبت میکند و دیگری از طرف دیگر گوشی ترجمه صحبت او را مشاهده میکند و برعکس.

مقالههای مرتبط:
ازآنجاکه این صفحهنمایش به دور گوشی خم میشود، امکان مشاهدهی اعلانها و پیامها در قسمت بالای گوشی وجود دارد؛ بدون اینکه نیاز باشد گوشی را از جیب بیرون آورید. اگرهم قصد داشتید به پیامی پاسخ دهید، میتوانید بهراحتی گوشی را از جیب خود بیرون بیاورید و پیام مدنظر را از بالای گوشی به صفحهنمایش جلویی آن بکشید.
سامسونگ تقریبا کمی دیر به این ایده دست یافته است؛ زیرا ویوو نکس دوال دیسپلی (Vivo NEX Dual Display) نیز که اخیرا معرفی شد، از صفحهنمایشی در پنل پشتی خود بهره میبرد. البته، دو صفحهنمایش گوشی ویوو از هم جدا هستند و مانند ایدهی سامسونگ از صفحهنمایشی طولانی برای پنل جلو و پشت استفاده نمیکند. ویوو همچنین مدتها است که قابلیت راهنمایی ژست عکاسی را معرفی کرده که به سوژه تصویر پیشنهادهای ژستگرفتن برای عکس را میدهد.
بههرحال، نرمافزار ترجمه برای گوشی سامسونگ با چنین نمایشگری که در قسمت بالای آن خم میشود، ایده بسیار جالبی بهنظر میرسد. این امکان وجود دارد که شاهد این فناوری باشیم؛ اما چندان هم مطمئن نباشید؛ چراکه اغلب پتنتها معمولا اشکالاتی خواهند داشت.
میکروب عاملی برای انتقال ایدز
بیشتر بخوانید: بیماری ایدز و مراحل ابتلا به ویروس HIV چیست؟
از ایدز چه میدانید؟
وی ادامه داد: بر اساس گزارشهایی که به اداره ایدز داده میشود ۲۴ هزار و ۸۶۰ مبتلا به ایدز زنده هستند و از این تعداد ۱۴ هزار و ۴۵۹ نفر به مرکز تحقیقات ایدز مراجعه میکنند و بیش از ۱۲ هزار نفر تحت درمان هستند.
بیات جوزانی بیان کرد: متاسفانه از وضعیت ۱۰ هزار و ۴۰۰ مبتلا هیچ اطلاعی نداریم، این تعداد به ویروس ایدز مبتلا هستند و به مرکز مشاوره مراجعه نکردهاند اما این افراد تا زمانی که دارو دریافت نکنند نمیتوانند از کیفیت زندگی بالا و عمر طولانی برخوردار باشند.
۱۶ درصد مبتلایان به ایدز در ایران زنان هستند
مدیر مرکز تحقیقان ایدز کشور افزود: از تعداد شناسایی شده افراد مبتلا به ایدز ۸۴ درصد مرد و ۱۶ درصد را زنان تشکیل میدهند؛ الگو و راه انتقال برای اطلاع زنان و مردان در سالهای اخیر تغییر نکرده، ولی میزان آگاهی خانمها افزایش پیدا کرده است و این به دلیل شناسایی بهتر و اطلاع رسانی بیشتر بوده است.

وی تشریح کرد: ۷۵ درصد کسانی که مبتلا به ویروس ایدز شدهاند در گروه سنی ۲۰ تا ۴۵ سال هستند و در نتیجه لازم است برای جوانان کشور برنامههای خاصی وجود داشته باشد.
بیات جوزانی درباره علت ابتلا به ویروس HIV گفت: در بین همه موارد که از سال ۶۵ تا کنون شناسایی شدهاند ۱/۶ درصد به علت تزریق با وسایل و انتقال از مادر به کودک، ۶۷ درصد از طریق مصرف مواد و استفاده از وسایل مشترک، ۱۸.۷ درصد از طریق رابطه جنسی مبتلا شدهاند و ۱۱.۵ درصد افراد راه انتقال نامشخص دارند که اکنون بیشترین راه انتقال از طریق مصرف مواد و تزریق است.
مدیر مرکز تحقیقات ایدز کشور ادامه داد: جهش افزایشی در رابطه جنسی داشتهایم و لازم است برای آن برنامه ریزی کنیم؛ در جلوگیری انتقال ویروس از مادر به جنین بسیار موفق بودهایم.

بیشتر بخوانید: بیماری ایدز / آیا روشی برای درمان ایدز وجود دارد؟
چرا آزمایش ایدز جزو آزمایشهای اجباری قبل از ازدواج نیست؟
وی درباره اینکه چرا آزمایش ایدز جزو آزمایشهای اجباری قبل از ازدواج نیست گفت: آزمایش ایدز یک آزمایش پیشنهاد شده و اختیاری است و به همین دلیل بسیاری از افراد پس از آزمایش به مرکز تحقیقات مراجعه میکنند، این آزمایش بر پایه اعتماد و مبتنی بر نیاز افراد است و هنوز کشور در مرحلهای نیست که این آزمایش را در غربالگری بگذاریم.
بیات جوزانی تشریح کرد: این ویروس یک دوره خاصی دارد و ممکن است در آزمایش قبل از ازدواج نتیجه منفی باشد، اما مفهوم این نیست که این ویروس در آن لحظه وجود نداشته است شاید ویروس وجود دارد اما در آزمایش تشخیص داده نشده یعنی بیماری در مرحله خاموش بوده در نتیجه لازم است این مسائل با مشاوره و اطلاع رسانی بهتر و بیشتر افراد متمایل باشد.
ایدز ویروسی حاد که مرگ را به همراه دارد
محمد حسین فیض حداد دکترای انگل شناسی درباره بیماری ایدز گفت: ایدز به ویروس اکتسابی کمبود ایمنی معروف است و در دستگاه ایمنی توسط ویروس نقص ایمنی HIV ایجاد میشود.

وی با اشاره به اینکه بیماری ایدز سه مرحله اصلی دارد، گفت: مرحله اول که عفونت حاد است، شخص مبتلا دارای علائمی مثل آنفولانزا یا سرماخوردگی دارد بنابراین به دلیل اینکه این بیماریها اهمیتی ندارند، افراد مبتلا آن را پیگیری نمیکنند و دوره بیماری طولانی میشود، در نهایت بیماران وارد دوره نهفتگی خواهند شد به همین دلیل هر چه زمان بگذرد این ویروس تداخل بیشتری با دستگاه ایمنی بدن پیدا میکند و باعث میشود افراد به عفونتهای دیگری از جمله بیماری عفونی، سرطان فرصت طلب و تومور مبتلا شوند.
این دکتر انگل شناسی درباره راه انتقال HIV گفت: یکی از راههای انتقال این بیماری از طریق آمیزش جنسی یا مقاربت است که ممکن است به صورت اورال یا رکیتال باشد، راهخ دیگر انتقال ویروس از طریقخون آلوده و سر سوزن آلوده است، راه سوم از طریق مادر به فرزند است که مادر میتواند از طریق بارداری، زایمان یا شیردهی این ویروس را به نوزادش منتقل کند.

بیشتر بخوانید: ایدز؛ پرچالشترین بیماری سال/ ویروسی که بی سر و صدا شیره جانتان را میمکد
ایدز از راه اشک منتقل نمیشود
وی تشریح کرد: در گذشته افراد معتقد بودند که بزاق یا اشک یا ادرار میتواند باعث انتقال ویروس ایدز شود که محققان این نظریه را منتفی کردند.
فیض حداد افزود: برای پیشگیری از عفونت HIV باید آمیزش جنسی امن باشد، همچنین باید برای آموزش دهی به معتادان و عدم تزریق سرنگ مشترک کلاسهایی برپا کرد.
هیچ گونه درمان یا واکسنی برای ویروس ایدز کشف نشده است
این دکتر انگل شناسی با اشاره به اینکه هیچ گونه درمان یا واکسنی برای ویروس ایدز کشف نشده است، گفت: با توجه به تلاش اخیر محققان، درمان ضد ویروسی میتواند باعث کاهش دوره بیماری و امید به زندگی بیشتردر مبتلایان به ایدز شود با این وجود درمان ضد ویروسی خطر مرگ و عوارض را کاهش میدهد.

وی ادامه داد: اگر درمان ضد ویروسی به موقع و با دوز مناسب باشد میتواند امید به زندگی را به مقدار قابل توجهی افزایش دهد.
فیض حداد تشریح کرد: تا سال ۲۰۱۰ حدود ۳۰ میلیون نفر به علت ابتلا به ایدز جان خود را از دست دادهاند و تا انتهای سال ۲۰۱۰، ۳۴ میلیون نفر به ایدز مبتلا شدهاند همین آمار باعث شده که ایدز به عنوان بیماری همه گیر جهانی شناخته شود که در حال حاضر رو به گسترش است.
این دکتر انگل شناسی بیان کرد: این بیماری تاثیر زیادی در جوامع دارد و به عنوان بیماری کشنده و تبعیض آمیز شناخته شده است؛ برای تشخیص بیماری تستهای متعددی وجود دارد، ارزانترین آن تست FASTTEST است که در حدود ۲۰ دقیقه مشخص میکند فرد مبتلا به ایدز است یا خیر.
تسلا ادعا میکند مدل ۲۰۲۰ رودستر را با شعاع حرکتی بسیار زیادی روانهی بازار خواهد کرد که از هر خودرو الکتریکی دیگری بیشتر خواهد بود.
نسل جدید تسلا رودستر که بهزودی وارد بازار خواهد شد، در بین خودروهای الکتریکی با بیشترین شعاع حرکتی قرار دارد و با هربار شارژ میتواند تا هزار کیلومتر مسافت را طی کند.
تسلا اخیرا بهروزرسانیهایی برای دو مدل X و S در نظر گرفته است. همین موضوع باعث شده شایعات درباره شعاع حرکتی مدل رودستر نیز بیشتر شود. ایلان ماسک قبلا گفته بود هیچ خودرو الکتریکی دیگری نمیتواند با تسلا رودستر درزمینهی شعاع حرکتی رقابت کند. در زمان رونمایی تسلا رودستر، این خودروساز وعدهی شعاع حرکتی هزار کیلومتری داده بود. باوجوداین، ایلان ماسک اخیرا در توییتی وعدهی عددی بیشتر از هزار کیلومتر داده است.
شعاع حرکتی بیش از هزار کیلومتر بسیار جذاب و حیرتانگیز است. با اینکه بسیاری از افراد در عملیبودن این وعده شک دارند، تسلا تاکنون توانسته به تمامی وعدههایش دربارهی شعاع حرکتی خودروهایش دست پیدا کند. حتی شعاع حرکتی هزار کیلومتری اولیهی این خودرو نیز خیلی عالی است و هیچ خودرو الکتریکی موجود در بازاری نمیتواند با تسلا رودستر رقابت کند. حال اگر ایلان ماسک به وعدهی خود عمل کند، نهتنها در دنیای خودروهای برقی، بلکه در کل بازار خودرو پدیدهی جدیدی شاهد خواهیم بود.
براساس اظهارات رسمی مدیران تسلا، نسل جدید رودستر میتواند در ۱.۹ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد. رودستر در ۴.۲ ثانیه به سرعت ۱۶۰ کیلومتربرساعت خواهد رسید و مسافت ۴۰۰ متر را در ۸.۸ ثانیه میپیماید.
سهمیهبندی بنزین جدی به نظر میرسد و استفاده از کارت سوخت، بهزودی اجباری میشود. در این مطلب به راهنمای گام به گام استفاده از سایت خدمات دولت و ثبتنام کارت سوخت بانکی پرداختیم.
براساس اخبار دریافتی از نهادهای رسمی و مسئولان دولتی، استفاده از کارت سوخت برای خرید بنزین و گازوئیل، در آیندهی نزدیک، اجباری خواهد شد. این موضوع، دغدغهی جدیدی برای مالکان خودروهای سواری است و آنها را مجاب به دریافت کارت سوخت میکند. از سویی دیگر، بنا به اظهارات محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، امکان استفاده از کارت عابر بانک بهعنوان جایگزین کارت سوخت فراهم شده است. در ادامهی مطلب، به چگونگی کار با سایت خدمات دولت و استفاده از امکانات آن میپردازیم.
مراجعه به بانک
همزمان با داغ شدن فضای جامعه برای ثبتنام کارتهای سوخت، شعب بانکی نیز دست به کار شده و با صدور اطلاعیه ای به مشتریان خود خبر دادند که میتوانند کارت سوخت را به کارت بانکی خود وصل کنند.
مردم برای فعال کردن کارت سوخت خود از روشهای مختلف که از سوی دولت اعلام شده میتوانند اقدامات لازم را انجام دهند ولی بااینحال شعب بانک ها این امکان را فراهم کردهاند که مشتریان شعبه، با ارائه کارت خودرو و کارت بانکی، فرایند ثبت نامه در شعبه انجام شود و کارت سوخت مالکان خودرو به کارت بانکی که ثبتنام را انجام داده، وصل شود. گفتنی است، براساس این طرح که طبیعتاً منافعی برای بانک ها دارد باعث شده تا رقابت در این زمینه نیز بین بانکهای مختلف شدت بگیرد و جوایز مختلفی هم برای ترغیب مشتریان در نظر گرفته شده است.

بانکها علاوهبر درنظرگرفتن جوایز ویژه برای تبدیل کارت بانکی به کارت سوخت به منظور سهولت ثبتنام و تبدیل کارت بانکی مشتریان به کارت سوخت در برخی شعب منتخب تمعیداتی را به منظور ثبتنام کارت سوخت در نظر گرفتهاند که بر این اساس افرادی که قادر به ثبتنام نیستند و اطلاعاتی ندارند میتوانند برای ثبتنام به شعبه بانک عامل خود با همراه داشتن کارت خودرو یا موتورسیکلت مراجعه کنند.
طرح کارت سوخت بانکی ( استفاده از کارت بانکی بهعنوان کارت سوخت) یکی از طرحهای مهم ملی به شمار میرود که با استفاده از ظرفیتهای زیرساخت دولت الکترونیک و تعامل دستگاهها از جمله بانک مرکزی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به منظور جلوگیری از هزینه بسیار زیاد چاپ کارت و کاهش اتلاف وقت شهروندان در راستای ثبتنام عملیاتی شده و بنابر اعلام وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات این طرح مهم ملی توانسته تا به امروز از صرف هزینه ۱۳ هزار میلیارد تومانی برای چاپ و صدور کارت سوخت جلوگیری کند و ضمن صرفهجویی باعث ایجاد شفافیت شود.
این طرح با همکاری متخصصان بانک مرکزی، شرکت خدمات انفورماتیک و بانکهای کشور طراحی و عملیاتی شد تا کارتهای بانکی به نظام مدیریت مصرف سوخت کشور با استفاده از زیرساختهای داده و ابزارهای تسویه و پرداخت نظام بانکی متصل شود.
به گزارش تسنیم، اخبار غیررسمی حکایت از عزم جدی دولت برای سهمیه بندی بنزین و اجرای آن از خردادماه دارد و برهمین اساس تکاپوی مردم برای ثبتنام کارت سوخت از چند ماه قبل شدت گرفته است.
دفاتر پلیس ۱۰+
برهمین اساس، دیروز شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران در اطلاعیهای اعلام کرد که مالکان خودرو یا موتورسیکلتهایی که فاقد کارت سوخت هستند میتوانند در فرصت محدودی که ایجاد شده ازطریق دفاتر پلیس ۱۰+ برای ثبتنام کارت سوخت با هزینه ۳۳ هزار تومان یا ازطریق سایت دولت همراه و تبدیل کارت بانکی به کارت سوخت بهصورت رایگان اقدام کنند.
شرکت ملی پخش همچنین اعلام کرده که مالکان خودرو و موتورسیکلت که به هر دلیلی کارت سوخت ندارند، میتوانند با مراجعه به سایت www.mob.gov.ir، اپلیکیشن دولت همراه یا کد دستوری #۴* به منظور دریافت کارت سوخت تقاضای خود را ثبت کنند؛ در این فرایند یکی از کارتهای بانکی شخص صاحب خودرو بهعنوان کارت سوخت انتخاب میشود و از این کارت برای سوخت گیری استفاده میشود.
راهنمای دریافت کارت سوخت جدید یا المثنی ازطریق سایت دولت
سایت خدمات دولت الکترنیک با نام کامل درگاه ملی خدمات دولت همراه به آدرس https://mob.gov.ir فعالیت میکند. خدمات مختلفی ازطریق این سایت ارائه میشود که البته یکی از آنها مربوطبه کارت سوخت است.
در صفحهی اول، کاربر بهآسانی میتواند باتوجهبه نوع سیستمعامل گوشی هوشمند (اندروید یا iOS)، اپلیکشین دولت همراه را دریافت کند. طریق لینک موجود در همین صفحه و متصل شدن به کافهبازار، موفق شدیم نسخهی اندروید از اپلیکیشن دولت همراه را در زمانی نسبتا کوتاه نصب کنیم. البته، برای درخواست کارت سوخت جدید یا تبدیل کارت بانکی به آن، میتوان بینیاز از نصب اپلیکیشن و با تکیه بر امکانات داخل سایت دولت همراه، اقدام کرد.

طبق تصویر بالا، کافی است بعد از ورود به سایت، روی ثبتنام کارت سوخت کلیک کنید. در صفحهی دوم، برای شما توضیح داده میشود که اعداد مربوطبه کد VIN و شماره سریال را که روی کارت مالکیت خودرو (کارت ماشین) وجود دارد، مد نظر داشته باشید. افرادی که مالک بیش از یک خودرو هستند، با یک شماره همراه میتوانند برای تمامی خودروها یا موتورسیکلتهای خود، درخواست کارت سوخت یا اتصال به کارت بانکی دهند.

در مرحلهی دوم، کافی است روی عبارت «قوانین و مقررات را خوانده و تأیید می کنم» در پاین صفحه کلیک کنید تا تیک (✔) مربوطبه آن، زده شود. سپس روی تأیید کلیک کنید تا وارد صفحهی بعد شوید.

حالا،؛ میتوانید اقدام به ثبت شماره و کد امنیتی داخل تصویر کنید. در محلهی بعد، کد فعالسازی برای شما پیامکخواهد شد که طبیعتا، باید در قسمت مربوطه وارد شود.

در مرحلهی پنجم، کد ملی و تاریخ تولد وارد میشود که حتما باید مربوطبه مالک قانونی سیمکارت باشد. در غیر اینصورت، به صفحهی بعدی دسترسی نخواهید داشت. در مرحلهی ششم، نوع وسیلهی نقلیه (خودرو یا موتورسیکلت) باید انتخاب شود؛ سپس شماره سریال و کدشناسایی (VIN) مطابق اطلاعات موجود در کارت ماشین، لازم خواهد بود.
مرحلهی هفتم و پایانی، کنترل ظاهری و ثبت نهایی اطلاعات موجود در سایت است. بعد از این مرحله، نیاز به اقدام دیگری از سوی کاربر نیست و صرفا میتوان با مراجعه به قسمت پیگیری دریافت کارت سوخت در صفحهی اصلی سایت، متوجه پاسخ مثبت یا منفی سامانه به درخواست شد. این مرحله، معمولا بیش از ۲۴ ساعت، طول میکشد.
استفاده از کارت عابر بانک بهجای کارت سوخت

روند فعالسازی کارت بانکی بهعنوان جایگزین کارت سوخت هم، مشابه عملیاتی است که در بالا توضیح داده شد. در این حالت، کاربر باید ازطریق صفحهی اصلی سایت، به قسمت ثبتنام کارت سوخت بانکی مراجعه و از مرحلهی اول تا ششم، مطابق آنچه پیشتر گفته شد؛ اقدام کند.

پس از اتمام مرحلهی ششم، کارتهای بانکی متعلق به مالک شماره تلفن همراه، در دسترس کاربر خواهد بود و لازم است یکی از آنها انتخاب شود. در این مرحله، باتوجهبه اهمیت کارت بانکی مذکور برای استفاده در پمپ بنزین یا دیگر جایگاههای سوختگیری، توصیه میشود از حساب بانکی فعال و کارتی که در دسترس شما قرار دارد، برای ثبت در سایت استفاده کنید.

تمام مراحلی که در این مطلب توضیح داده شد، بهراحتی ازطریق اپلیکیشن نصبشده روی گوشی هوشمند، قابل انجام هستند؛ البته بهنظر میرسد که استفاده از اپلیکیشن در مقایسه با سایت، راحتتر است؛ خصوصا در مرحلهی پیگیری کارت سوخت، بینیاز از ثبت مجدد شماره تلفن همراه و کد امنیتی، میتوان از اپلیکیشن مربوطه استفاده کرد.
تماس با شماره #۴*
ناسا و برخی سازمانهای فضایی دنیا این هفته در کنفرانس دفاع سیارهای با هدف شبیهسازی برخورد سیارکی فرضی به زمین، مانوری تمرینی برگزار خواهند کرد.
اگر بدانید در سال ۲۰۲۷، سیارکی بهنام 2019 PDC به زمین برخورد خواهد کرد، چه کاری انجام خواهید داد؟ ناسابههمراه برخی سازمانهای دیگر قصد دارد با انجام مانوری در هفتهی جاری، بهصورت عملی چنین سناریویی را شبیهسازی کند.
پروژهی مانور شبیهسازی برخورد سیارکی بهعنوان مانوری تمرینی در جریان کنفرانس دفاع سیارهای ۲۰۱۹ در کالج پارک ایالت مریلند در آمریکا برگزار خواهد شد. کارشناسان سیارکی ناسا سناریویی تخیلی پیشنهاد دادهاند که برمبنای آن، دانشمندان سیارکی تهدیدزا را شناسایی کنند که بتواند زمین را در سال ۲۰۲۷ درمعرض خطر برخورد با خود قرار دهد.
دربارهی سیارک 2019 PDC هم خبر امیدوارکننده و هم ناامیدکننده وجود دارد. خبر امیدوارکننده این است که 2019 PDC اصلا وجود خارجی ندارد و پیشبینی برخورد آن به زمین، صرفا آخرالزمانی تخیلی و ساختگی است. خبر ناامیدکننده این است که 2019 PDC یا هر جرم نزدیک زمینی مانند آن بهراحتی میتواند واقعی باشد. بههمیندلیل، این هفته ناسا و سازمان مدیریت بحران فدرال ایالات متحده و همکاران بینالمللی ازجمله سازمان فضایی اروپا (ESA) درصدد انجام مانور یادشده هستند و دراینزمینه قصد دارند وضعیت اضطراری ناشی از برخورد فرضی سیارکی به زمین را در زمان واقعی شبیهسازی کنند.
ناسا از سالها پیش بهدلایلی منطقی درحالاجرای مانورهای شبیهسازیها بوده است. درواقع، زمین با وجود آرامش نسبی و بلندمدتی که در طول میلیونها سال تجربه کرده است، در میانهی موج بزرگ سیارکی قرار دارد. وقتی این سنگهای فضایی غافلگیرکننده در محدودهی دید ما ظاهر شوند، اغلب تنها چند ساعت پیش از آنکه با سرعت از کنارمان عبور کنند، به وجودشان پی میبریم. احتمال برخورد فاجعهآمیز این اجرام آسمانی با زمین بهشدت کم است؛ اما در مواجهه با هجوم سیارکها به سیارهمان اصلا از آمادگی برخوردار نیستیم. ازاینرو، ناسا بهطور پیوسته روی برنامههایی برای کمک به بهبود تشخیص اجرام نزدیک زمین و کاهش احتمال برخورد آنها کار میکند.
رودیگر جن، رئیس دفاع سیارهای در سازمان فضایی اروپا گفت:
نخستین گام در حفاظت از زمین، شناخت اجرام اطرافمان است. تنها در آن صورت با هشدار کافی میتوانیم درمجموع گامهای موردنیاز برای جلوگیری از اصابت سیارک را برداریم یا خسارات واردهی آن به زمین را بهحداقل برسانیم.

در سناریوی 2019 PDC که بهعنوان بخشی از کنفرانس دفاع سیارهای ۲۰۱۹ در واشنگتن دیسی از دوشنبه تا جمعه اجرا میشود، جرم فرضی مدنظر در ۲۶مارس۲۰۱۹ انتخاب شده است. برخلاف ۱۵۰ یا بیشتر جرم نزدیک زمینی که دانشمندان هر ماه کشف میکنند، محاسبات اولیه نشان میدهند 2019 PDC با حداکثر اندازهی تقریبی ۳۰۰ متر، در مسیر برخورد با زمین قرار دارد؛ بنابراینُ بهطور بالقوه سیارکی خطرناک محسوب میشود.
تجزیهوتحلیلهای بیشتر نشان داد 2019 PDC به احتمال بسیار زیاد در ۲۹آوریل۲۰۲۷ (۸ سال دیگر از امروز) به زمین برخورد خواهد کرد. همچنین، براساس برآوردها «مسیر خطر» احتمالی این جرم نیز پیشبینی شده است. این مسیر خط قرمز خطری است که دورتادور زمین کشیده شده و نقاط احتمالی برخورد سیارک را نشان میدهد.
خط قرمز خطر علاوهبر عبور از خشکی بزرگ آفریقا، بهطور دقیق از میانهی ایالات متحده نیز گذر میکند. بنابر آخرین اطلاعات دردسترس، احتمال برخورد 2019 PDC به زمین نزدیک به ۱ درصد است.
شبیهسازی که از روز دوشنبه آغاز شده، تا پایان هفته اجرا خواهد شد و سازمانهای شرکتکننده در آن ازجمله ناسا و سازمان مدیریت بحران فدرال و سازمان فضایی اروپا همگی اطلاعات لازم و بهروزرسانیهای مربوطبه مسیر سیارک را همزمان روزانه دریافت خواهند کرد. این سازمانهای فضایی با ترکیب نیروها به مقابله با خطری غیرواقعی، اما تصورشدنی میروند.
بهعنوان بخشی از تمرین، شرکتکنندگان موضوعاتی همچون فرصتهای انحراف سیارک و مسائل مربوطبه بودجه را به بحث و تبادل نظر خواهند گذاشت و چگونگی مدیریت واکنش عموم به حادثهای را بررسی خواهند کرد و همچنین برنامههای امداد و پشتیبانی پیش و پس از فاجعه را طراحی خواهند کرد.
برای مشاهدهی کنفرانس دفاع سیارهای و مانور شبیهسازی برخورد سیارکی میتوانید به وبسایت ناسا مراجعه کنید.
در رقابت برای ساخت اتومبیلهای کاملا خودران، ایلان ماسک در یک طرف است و فورد، اوبر، وایمو و جیام کروز در طرف دیگر قرار دارند. اما مدیرعامل تسلا راه خود را میپیماید.
سخنان ایلان ماسک برای رقبا و تکنولوژی آنها در رویداد «Autonomy Day» تسلا برای سرمایهگذاران که در روز دوشنبه برگزار شد، تحقیرآمیز بود.
پروژهی حسگر LIDAR (حسگر پرتو نور) که همه آن را بهعنوان عنصری جداییناپذیر در اتومبیلهای خودرانمیبینند در نظر ماسک «مأموریتی احمقانه» است. ماسک در ادامه صحبتهایش در مخالفت با ساخت حسگرهای لیدار گفت: «هر کسی که روی لیدار حساب باز کند، محکوم به فنا است؛ محکوم به فنا. حسگرهای گرانقیمتی که غیرضروری هستند، مثل داشتن یک دسته کامل از افزونههای گرانقیمت است... خواهید دید.»
بنیانگذار تسلا در ادامه با بیان اینکه برنامههای شبیهسازی که مهندسان اتوموبیلهای خودران مجازی در میلیونها سناریوی حدی (edge case scenario) استفاده میکنند تا به میلیاردها مایل رانندگی دست یابند، خوب است اما کافی نیستند. او اضافه کرد: «ما کاملا شبیهسازی خوبی انجام میدهیم، اما این شبیهسازی نمیتواند اتفاقات عجیب و غریبی که در جهان واقعی رخ میدهند را لحاظ کند.»
براساس اظهارات ماسک، نقشههای GPS با دقت بالا برای اتومبیلهای خودران «ایده بسیار بدی هستند». چرا که بهعلت وابستگی زیاد و عدم توانایی بهروزشدن، «باعث ناپایداری بیش از حد سیستم» میشوند.
این مخترع متولد آفریقای جنوبی در مورد وسایل نقلیه خودران سطح ۵ تسلا که قادر به رانندگی در هر جا و تحت هر شرایطی بوده و تا سال ۲۰۲۰ آماده خواهند شد نیز گفت: «بدون محدویتهای جغرافیایی و نه فقط یک مشت وسیله نقلیه؛ ما یک سال بعد از این لحظه، یک میلیون اتوموبیل کاملا خودران، با نرمافزارها و همهچیز خواهیم داشت.»
برای کسانی که بیش از یک دهه شاهد پیشبینیهای ماسک بودهاند، رویداد روز دوشنبه تعجببرانگیز نبود. بهعلاوه او همان شخصی است که تلاش کرد کارخانهاش را به یک «alien dreadnought» از رباتهای سازنده اتومبیل تبدیل کند. اما میزان علاقه او به تلنگر زدن به ارکان اصلی صنعت اتومبیلهای خودران شگفتانگیز بود و بسیاری در این صنعت سعی میکنند بفهمند که او چگونه به وعدهایش عمل خواهد کرد.
ماسک بارها استدلال کرده که مزیت فناوری خودران تسلا ناشی از ناوگان وسایل نقلیهای (حدود ۴۲۵ هزار) بوده که این شرکت اکنون راهی جادهها کرده است. آن خودروها موقعیتها را ثبت میکنند و دادههای خام جهت بهبودشبکه عصبی مورد نیاز برای اتومبیلهای خودران فراهم میکنند. روش بهکار گرفتهشده توسط شرکت برای وسایل نقلیهی خودران، جهت شناسایی و درک جهان، در وهلهی اول متکی به بینایی رایانهای یا استفاده از دوربینها، (درست مانند انسان) است.
دیگر شرکتها مانند فورد (Ford)، اوبر (Uber)، وایمو (Waymo) و جیام کروز (GM Cruise) که تلاش میکنند تا اتومبیلهای خودران را وارد جادهها کنند، عمدتا به مجموعهای از حسگرها شامل لیدار، دوربینها و رادار (radar) متکی هستند. این شرکتها ادعا میکنند لیدار کارهایی انجام میدهد که دوربین و رادار قادر به انجام آن نیستند، بهعلاوه، قابلیت همپوشانی با کارهایی را که دیگر حسگرها انجام میدهند، دارد. این قابلیتها که بهعنوان «افزونگی» (redundancy) شناخته میشوند، برای وسایل نقلیه کاملا خودران بسیار حیاتی هستند و هنگام بروز نقص فنی یک نسخه پشتیبان مهم فراهم میکنند.

حسگرهای لیدار روی خودروهای خودران وایمو
سم ابوالسمید (Sam Abuelsamid)، کارشناس حسگر در Navigant (یک شرکت مشاور فناوری)، استدلال ماسک درباره بیفایده بودن استفاده همزمان لیدار و دوربینها بهخاطر تکرار طیف نور مرئی، غلط میداند. این کارشناس یادآوری میکند که چشم انسان طول موج بین ۳۸۰ تا ۷۴۰ نانومتر را تشخیص میدهد؛ در حالیکه لیدار قادر به پوشش دامنه ۹۰۵ تا ۱۵۵۰ نانومتر است و نسل جدید لیدارها، مثل حسگر FM پرتو پیوسته بلکمور (Blackmore) میتواند در حین محاسبهی سرعت، از تأخیر محاسباتی نیز بکاهد. ابوالسمید در ادامه نظراتش بیان میکند که حسگرهای لایهبندیشده با قابلیتهای مختلف، بهجای تکیهی تنها بر دستگاههای مبتنی بر بینایی، «یک راهحل مطمئن و امن هستند».
مدیرعامل تسلا در رویداد روز دوشنبه، از به کار بردن لیدار در اتوموبیلهای خودران صریحا انتقاد کرد و آن را «ناتوان» خطاب کرد. ماسک در ادامه سخنانش گفت: «استفاده از لیدار در اتومبیلها، به شکل عجیبی احمقانه است. لیدار گران و غیرضروری است و همانطور که آندری (آندری کارپثی، مدیر Tesla AI) میگفت، «وقتی شما مسئله بینایی را حل کنید، دیگر کارایی نخواهد داشت.» بنابراین یک سختافزار گرانقیمت خواهید داشت که در اتومبیل به کاری نمیآید.»
لیدار میتواند بسیار گران بوده و برای اکثر شرکتها هزینهبر باشد. این هزینههای اضافی، فروش خودروهای خودران به مشتریان را بسیار دشوار میکند. اما شرکتهایی که امروزه از لیدار استفاده میکنند، روی کاهش هزینههای خود کار میکنند. وایمو در سال ۲۰۱۱ شروع به تولید حسگرهای لیدار اختصاصی خود کرد. همان زمان، شرکت وایمو ادعا کرد با تولید حسگرهای اختصاصی خود میتواند قیمت هر واحد حسگر لیدار آماده را از ۷۵/۰۰۰ دلار به ۷۵۰۰ دلار کاهش دهد. در ماه مارس این شرکت اعلام کرد لیدارهای کوچکتر خود را به دیگر شرکتها نیز خواهد فروخت.
سرمایهگذارانی که در رویداد روز فناوری خودران تسلا حضور داشتند، تحت تاثیر سخنرانی شدیدالحن ضدلیدار ماسک قرار نگرفتند. جفری آزبورن (Jeffrey Osborne) از مؤسسهی Cowen روز سهشنبه در یادداشتی نوشت: «ما همچنان بر این باور هستیم که لیدار مکمل خوبی برای دوربینها، رادارها و حسگرهای ماوراء صوت است و برندگان نهایی سطح ۵، همه این حسگرها را با استفاده از حسگر فیوژن (ترکیب حسگرها) ترکیب میکنند.» او با اشاره به سخنان ماسک افزود: «اینکه تسلا بهخاطر هزینههای کنونی این فناوری، آن را مأموریتی احمقانه دانسته و آن را پس میزند، بیشتر شبیه صرفهجویی در چیزهای کوچک ولی ولخرجی در چیزهای بزرگ است، بهویژه که قیمت لیدار در حال کاهش است.»
ماسک برنامههای شبیهسازی را به اندازه لیدار نفی نکرد اما بیان کرد که حتی پیشرفتهترین شبیهسازها قادر به شبیهسازی «اتفاقات غیرمعمول» جهان واقعی نخواهند بود.
اگر شبیهسازها قادر به شبیهسازی کامل جهان باشند، فکر میکنم در این صورت ثابت میشود که ما در یک محیط شبیهسازی زندگی میکنیم.
او در کنفرانس Code Conference در سال ۲۰۱۶ گفته بود: «امیدوارم جهان شبیهسازی نباشد.»
به نظر میرسد نظرات او، وایمو را هدف قرار داده است؛ شرکتی که بیشتر بهعنوان رهبر مسابقه ساخت خودروهای کاملا خودران شناخته میشود. وایمو در زمینه شبیهسازی بسیار توسعه یافته است. مسئولان وایمو معمولا درمورد دستگاه Carcraft خود و چگونگی رانندگی ۷ میلیارد مایلی آن در شبیهسازی، در مقایسه با ۱۰ میلیون مایلی که از اکتبر گذشته در جادهها رانندگی کرده است، صحبت میکنند. ماسک ادعا میکند شبیهسازها برای شبیهسازی رانندگی واقعی کافی نیستند، بدین معنی که وایمو هرگز قادر نخواهد بود به مقدار مایلی که وسایل نقلیه تسلا رانندگی کردهاند، دست یابد.
در واکنش به این اظهارات ماسک، سخنگوی وایمو به بیانیهای که این شرکت درباره اهمیت شبیهسازی منتشر کرده است، اشاره کرد: «یکی از مزایای اصلی شبیهسازی این است که شما میتوانید روی جالبترین واکنشها تمرکز کنید. برای مثال بهجای پیمودن مایلهای یکنواخت در بزرگراه، میتوان روی چراغهای راهنما، رانندگان خلاف جهت یا عابرین پیاده بیتوجه و دوچرخهسواران تمرکز کرد.»

ماسک همچنین تمرین استفاده از نقشههای با دقت بالا برای کمک به راهنمایی اتومبیلهای خودران در یک محیط را مورد انتقاد قرار داد. نقشههای وایمو بدون قرار دادن هیچ وسیله نقلیهای در شهر یا ناحیه، در ابتدا یک تصویر کلی از جزئیات منطقه ساخته و «ویژگیهای جالب» مانند راههای فرعی، شیرهای آتشنشانی و تقاطعها را میسازند. سپس حسگرهای وایمو با علم به «ویژگیهای ثابت جاده»، میتوانند بر حرکت اشیاء مانند وسایل نقلیه دیگر و عابرین پیاده تمرکز کنند.
براساس اظهارات عبدالسمید، فایدهی نقشههای با دقت بالا، تمرکز دقیق اتومبیل در محیط با استفاده از این نقشهها، با درنظرگرفتن فاصله از اشیاء مشخص است. نقشههای HD همچنین شامل اطلاعات مربوطبه قوانین راهنمایی و رانندگی مانند محدودیت سرعت یا مسیرهایی هستند که راننده میتواند در آنها بپیچد. این مسئله مساحت ناحیهای را که باید توسط سیستم ادراکی خودرو اسکن شود، محدود کرده و به حسگرها اجازه میدهد تا روی آنچه مهمتر است، تمرکز کنند؛ یعنی عابرین پیاده و دیگر اتومبیلهای در جاده.
بزرگترین شوک رویداد دوشنبه وقتی بود که ماسک صریحا اعلام کرد تسلا، یک میلیون اتومبیل خودران تا پایان سال ۲۰۲۰ در جادهها خواهد داشت. این طرح برای ایجاد شبکه ride-hailing (خدمات اشتراک سواری) تجاری تسلا است. وقتی از ماسک پرسیده شد که آیا این خودروها در سطح ۵ و بدون ژئوفنس (geofence) عرضه خواهند شد، به این معنی که آنها میتوانند هرجا و تحت هر شرایطی بدون راننده سفر کنند، جواب او «بله» بود.
مقالههای مرتبط:
برخی تحلیلگران با این تصور که ایده روبوتاکسی هنوز توسعه نیافته یا به قول آزبورن «ناقص» است، از کنار آن عبور کردند. برخی کارشناسان نیز در مورد امکان وجود یک اتومبیل خودران سطح ۵ تردید کردند. چرا که بخش وسیعی از مهندسان صنعت autonomous vehicles) AV یا وسایل نقلیه خودران) سعی در تکمیل سطح ۴ اتومبیلهای خودران دارند؛ سطحی که در آن اتومبیل به هیچگونه دخالت انسانی نیاز ندارد و فقط در محیط جغرافیایی خاص یا تحت شرایط خاص (مانند خوب بودن آبوهوا) میتواند کار کند.
برایان ریمر (Bryan Reimer)، محقق برجسته مرکز حملونقل و لجستیکMIT میگوید: «برای آیندهای قابلپیشبینی (اگر نگوییم برای همیشه) اتومبیلها و سایر وسایل نقلیه به عملکرد تحت شروط مهندسی خاصی نیاز دارند». او یادآوری میکند آنچه صنعت اکنون روی آن کار میکند، توسعهی دامنه جغرافیایی برای وسایل نقلیه سطح ۴ است؛ نه مسئلهی سطح بدون محدودیت یا سطح ۵.
ریمر اضافه میکند هر تیم مهندسی که تحت نظر یک «مقام قانونی متخصص و معقول» فعالیت میکند، سیستمهایی را که در موقعیتهای خطرناک مانند کولاک یا طوفان رانندگی کنند، توسعه نخواهند داد. ماسک اظهار میکند که اتومبیلهایش تحت هر شرایطی و بدون توجه به هر خطری، قادر به عملکرد خواهند بود.

فراموش نکنید که سایر صنعت اتومبیلهای خودران با او مخالف هستند. جان کرافچیک (John Krafcik)، مدیرعامل وایمو، سال گذشته در یک کنفرانس فناوری گفت: «اتومبیل خودران همواره محدودیتهایی خواهد داشت»، این موضوع یک اعتراف آگاهانه از طرف رئیس شرکت راهبر صنعت خودروهای بدون سرنشین بود. افراد دیگر نیز برای تعدیل انتظارات عوام، چنین نظراتی ارائه کردهاند. برای مثال جیم هکت (Jim Hackett)، مدیرعامل فورد ماه گذشته اعلام کرده بود : «ما ورود وسایل نقلیه خودران به بازار را دست بالا گرفتهایم.»
به نظر میرسد تمام فعالان این صنعت بهجز ایلان ماسک تلاش میکنند تا نقدینگی و قوایی را که در چند سال اخیر در این فضا انباشته شده است، جبران کنند.
مدیرعامل شرکت Luminar که سازنده لیدار است، میگوید: «تسلا قطعا آپشنهای کمکی بیشتری را در سالهای پیشرو رونمایی خواهد کرد اما اتومبیل خودران واقعی، بازی کاملا متفاوتی است و روشهای کاملا متفاوتی را میطلبد.» او میافزاید: «دیگر نیازی به کمکراننده، دست روی فرمان گذاشتن یا توجه به اشیائی که بهطور پیوسته در مسیر سبز میشوند، نیست. بدون شک این وضعیت دو، سه یا شاید ۱۰ برابر در طول عمر یک وسیله نقلیه بهتر شود؛ اما برای یک اتومبیل خودران، دستیابی به ایمنی بیشتری از متوسط رانندگان (انسان)، بهمعنای واقعی کلمه، پیشرفت تقریبا کاملی را میطلبد.»
میتوان استدلال کرد که وایمو و دیگر شرکتهای AV باید باید با متکبرینی مثل ماسک به منظور تولید بهترین وسیله برای ما مشتریان مبارزه کنند. اگر وایمو تنها بازیگر این صنعت در دنیا باشد، احتمالا همه ما مجبور خواهیم بود پول بیشتری برای سواری بپردازیم و مجبور به استفادهی بسیاری از برنامههای گوگل، تبلیغات اجباری و نیز اشتراک اطلاعاتمان خواهیم بود. با وجود تسلا (و فورد و جیام) درکنار وایمو، گوگل مجبور خواهد بود سریعتر پیشرفت کرده و بهتر عمل کند.
جنبه دیگر قضیه این است که ماسک با کنار زدن قوانین مربوطبه آنچه در اتومبیلهای خودران ایمن است و آنچه ایمن نیست، مردم را در معرض خطر قرار میدهد. براساس یک نظرسنجی ۷۱ درصد رانندگان در سراسر جهان فکر میکنند میتوانند یک خودروی بدون نیاز به راننده داشته باشند. البته که نمیتوانند؛ اما فکر میکنند میتوانند زیرا برخی خودروسازان طوری وسایل نقلیه خود را طراحی کرده و برایش بازاریابی میکنند که این تصور در رانندگان ایجاد میشود که میتوانند دست از کنترل خودرو بردارند. تسلا به خاطر فروش خودرو با آپشن «کاملا خودران» که موجب سوءتفاهم دربارهی قابلیتهای وسیله نقلیه میشود، مورد انتقاد قرار گرفته است.
ایلان ماسک میخواهد این رقابت را با استفادهی مداوم از عباراتی مانند «وسایل نقلیه تمام خودران تسلا» برنده شود، اما این کار او باعث سردرگمی مشتری میشود. یک خودرو با راننده سردرگم میتواند بدتر از خودروی بدون راننده باشد.
بلاکچین میتواند زمینه را برای قیمتگذاری و رقابت عادلانهی منابع انرژی پاک در شبکههای هوشمند و اعطای حق انتخاب به مصرفکنندگان فراهم کند.
بلاکچین (Blockchain) اغلب بهعنوان انقلاب بعدی فناوری شناخته میشود که گویا قرار است همهچیز را از معاملات آنلاین گرفته تا دولت الکترونیک تحتتاثیر قرار دهد. اما شاید پرسش بسیاری از فعالان صنایع انرژی پاک و فعالان زیستمحیطی این باشد که دستاورد این فناوری برای انرژیهای تجدیدپذیر چه خواهد بود.
بلاکچین در اصل یک دفتر ثبت آنلاین است که اطلاعات را بهشکلی ایمن ذخیره میکند و آن را بهشکل یک منبع اطلاعاتی خللناپذیر در دسترس همگان قرار میدهد. این فناوری تنها توسط یک نهاد بهخصوص کنترل نمیشود، بلکه در میان تعداد زیادی از رایانهها توزیع شده است و از فرمتی خاص و مطمئن برای ثبت دادهها استفاده میکند؛ بهگونهای که اطلاعات را نتوان توسط افراد دیگر تغییر داد یا مخدوش کرد. استفاده از روشهایی نظیر تمرکززدایی از دادهها و حفاظت از آنها دربرابر دستکاری، ایجاد شفافیت و تبادل اطلاعات را در بلاکچین تسهیل کرده است. بدین ترتیب، این روش خاص از ثبت داده، ظرفیت زیادی برای شکلدادن به موج جدید فناوری و قابلیت تعامل با آن را فراهم کرده است.

بانکداران خورشیدی از تکنولوژی بلاکچین برای توسعهی شبکههای دیجیتالی برق استفاده میکنند. سیستم انرژی غیرمتمرکز براساس ماژولهای خورشیدی جدید میتواند حتی در مکانهایی با زیرساختهای ضعیف نیز بهشیوهای بسیار کارآمد انرژی تولید کند. این امر کشورهای کمترتوسعهیافته و اقتصادهای نوظهور را قادر میسازد تا از هزینههای بالای راهاندازی شبکههای برق متمرکز و سنتی اجتناب کنند.
بلاکچین همچنین توانسته بستری برای عرضه و رواج ارز دیجیتال ایجاد کند که طی سالهای اخیر، توانسته از استقبال زیادی در مقایسه با پولهای رایج برخوردار شود. با اینکه این دو فناوری تقریبا بهصورت همزمان پابه عرصه گذاشتند، اما بلاکچین چیزی بهمراتب فراتر از یک بستر ساده برای عرضهی رمزارزها محسوب میشود. در سالهای اخیر، فرایند استخراج رمزارزها با مصرف زیاد انرژی شبکه، موجب تشدید روند صعودی انتشار کربن شده است. بااینحال، فناوری بلاکچین عرصهای نوظهور است که میتواند ابداعاتی تازه در صنعت انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد کند. امروزه بسیاری از شرکتهای نوپا و نیز شرکتهای بزرگ در تلاش هستند تا بتوانند از ظرفیت بالای بلاکچین برای تسریع روند گذار بهسوی انرژیهای پاک بهره ببرند.
شبکههای هوشمند مبتنیبر مصرفکننده
بسیاری از شرکتهای نوپا سعی دارند با ترویج شیوههای اشتراکگذاری آنی دادهها، از بلاکچین بهعنوان ابزاری برای توسعهی شبکههای انرژی در دسترس و پایدار استفاده کنند. ایدهای که در پس ایجاد شبکههای انرژی مبتنیبر بلاکچین قرار دارد، نسبتا ساده است: «چنانچه مصرفکنندگان کنترل کامل نحوهی تأمین انرژی مصرفی خود و نیز اطلاعات کامل مبتنیبر نحوهی تولید آن را در اختیار داشته باشند، امکان رقابت مؤثر و ترویج انرژی پایدار فراهم خواهد شد.»
مصرفکنندگان با استفاده از یک شبکهی هوشمند که به بلاکچین وابسته است، قادر به مقایسهی بهتر تأمینکنندگان انرژی خود و نیز امکان خرید مستقیم از آنها خواهند بود. در استونی، یک شبکهی هوشمند مبتنیبر بلاکچین که WePower نامیده میشود، بهطور آزمایشی راهاندازی شده که درواقع نوعی بازار انرژی مبتنی بر انتخاب مشتری بوده که براساس دادههای ارائهشده از مجموعهای از تولیدکنندگان انرژی فعالیت میکند. مصرفکنندگان با کمک به نحوهی مدیریت این برنامه میتوانند از آزادی عمل بیشتری در انتخاب منبع تأمین انرژی خود (بنابر مقتضیات دقیق تولید لحظهای و قیمت آن) برخوردار شوند.

در فرایند گذار انرژی، توربینهای بادی میتوانند جایگزین نیروگاههای زغال سنگی قدیمی شوند
شبکهی برق کاملا دیجیتال استونی این امکان را فراهم کرده است که بتوان درکنار آزمایش پروژهی بلاکچین خود، فرصتی برای ترویج منابع تجدیدپذیر فراهم کند. نیک مارتینیاک، مدیرعامل WePower میگوید:
بلاکچین اعتماد لازم را برای به اشتراکگذاری دادهها فراهم میکند و باعث ایجاد سیالیت و همچنین مسئولیتپذیری بین خریداران و تولید کنندگان انرژی میشود.
چنانچه شبکهی بلاکچین در جهان فراگیر شود، میتواند یک بازار کاملا جدید را برای انرژی پاک راهاندازی کند. آنگونه که مارتینیاک میگوید، حتی اگر هزینهی انرژی تجدیدپذیر بهطور قابلتوجهی هم کاهش یابد، هنوز هم شرکتهای کوچک و متوسط بدون این فناوری، مسیر همواری را برای آغاز خرید انرژی پاک پیش رو نخواهند داشت.
فرصتی برای انرژی پاک
یک شبکهی انرژی هوشمند که به مصرفکنندگان حق انتخابهای شفافتری بدهد، میتواند بازار را بهسمت یکپارچگی بیشتر با منابع انرژی پاک سوق دهد. منابع انرژی ارزانتری نظیر انرژیهای تجدیدپذیر، انتخاب مورد علاقهی بازار است و این امر میتواند به معرفی انرژی پاک بهعنوان یک گزینهی اصلی کمک شایانی کند.
مقالههای مرتبط:
یک مثال نمونه در کشور هند میتواند تاحدی نحوهی کارکرد شبکههای برق مبتنیبر بلاکچین را توضیح دهد: «به محض بروز خاموشی در شبکهی اصلی برق، یک نیروگاه زیستتودهی محلی در مناطق روستایی که تحت مالکیت یک مزرعهدار است، میتواند در نقش یک منبع پشتیبان، شروع به تزریق انرژی به شبکه کند و قیمت پیشنهادی برای خرید این انرژی میتواند باتوجه به وضعیت سایر منابع موجود در شبکه، میزانی شناور تعریف شود. اگر این خاموشی در طول روز رخ دهد، بسیاری از نیروگاههای خورشیدی (فتوولتائیک) نیز قادر به پوشش نیاز مصرفکنندهها خواهند بود, بااینحال، در طول شب، اپراتورهای نیروگاههای زیستتوده فرصت بهتری برای فروش برق خود با قیمتی بالاتر خواهند داشت.» تمامی این پویایی بازار عرضه و تقاضا میتواند بهطور خودکار تحت پوشش یک قرارداد هوشمند بلاکچین قرار گیرد.

پنلهای خورشیدی (فتوولتائیک) شناور روی آب در پروژه سد برقآبی کشور پرتغال
تمرکززدایی از سیستمهای انرژی، به فراند دموکراتیزهکردن اطلاعات کمک خواهد کرد و این امکان را در اختیار افراد قرار میدهد که بتوانند تصمیمگیری بهتری داشته باشند. شبکههای هوشمند مبتنیبر بلاکچین بهعنوان یک ابزار قدرتمند میتوانند به کاهش نابرابری و تأمین انرژی ارزانتر و پاکتر در تمامی مناطق (چه شبکههای برق توسعهیافته و چه مناطق محروم از انرژی) کمک کند. بنابراین بلاکچین میتواند یکی از راهحلهای بسیار مهم برای کاهش انتشار کربن در درازمدت و کمک به توسعهی پایدار در سراسر جهان باشد.
بااینحال، برای تضمین موفقیت این راهکار، شبکههای هوشمند به همکاری تمامی افراد برای بهاشتراکگذاری اطلاعات خود نیاز خواهند داشت؛ حرکتی که بسیاری از شرکتها و حتی شهروندان خصوصی تاکنون از انجام آن امتناع کردهاند. بلاکچین برای تبدیل شدن به یک ابزار کارای جهانی نیاز به ایجاد یک درک مشترک میان تمامی افراد دارد. اما تا آن زمان، کسبوکارهای نوپا به سردمداری خود در این تکنولوژی و کمک به جوامع کوچک و کشورهای در حال توسعه برای بهرهگیری از مزایای انقلاب انرژیهای پاک ادامه خواهند داد.
سرگی کرولف، دانشمند پشت پردهی شوروی در زمان جنگ سرد بود که طراحی و توسعه اولین موشکهای فضایی آنها را بر عهده داشت.
سرگی پاولویچ کرولف (Sergei Pavlovish Korolev) مهندس ارشد فضایی در شوروی بود که در زمان نبرد فضایی این کشور با آمریکا، طراحی پیشرفتهترین موشکهای کشور را بر عهده داشت. شاید نام او کمتر از دانشمندان دیگر در تاریخ نبرد فضایی شوروی شنیده شده باشد، اما کرولف (به اورکراینی کارولیف هم خوانده میشود) دانشمندی بود که در پشت پرده طراحیهای اصلی موشکها را انجام میداد.
بسیاری از مورخان و دانشمندان فضایی، کرولف را پدر نجوم کاربردی میدانند. او در توسعهی راکتهای R-7، اسپوتنیک و پرتاب موشک لایکا به فضا نقش داشت و معمار موشکی بود که اولین انسان را به فضا فرستاد. کرولف دانشآموختهی طراحی هواپیما بود، اما مهارتهای اصلی او در یکپارچهسازی طراحی، سازماندهی تیم و برنامهریزیهای استراتژیک دیده شد.
کرولف پیش از آنکه به مهرهی اصلی شوروی در نبرد فضایی جنگ سرد تبدیل شود، یکبار به جرم فعالیت علیه شوروی دستگیر شده بود و ۶ سال را نیز در زندان سپری کرد. او حتی چند ماه در اردوگاه کار اجباری محبوس بود. او پس از رهایی ابتدا به برنامهی موشکهای بالستیک شوروی پیوست و به مرور راه خود را به برنامههای ملی فضایی کشور باز کرد. بههرحال کرولف بهخاطر مسائل امنیتی سالهای جنگ سرد چهرهای مخفی باقی ماند و حتی همکارانش نیز نام خانوادگی او را نمیدانستند. تنها پس از مرگ این دانشمند بود که مجامع جهانی متوجه تأثیر او بر پیشرفتهای فضایی شوروی شدند.

امضای سرگی کرولف
تولد و تحصیل
سرگی کرولف در ۱۲ ژانویهی سال ۱۹۰۷ در شهر ژیتومیر اوکراین (که آن زمان جزئی از امپراطوری فرانسه بود) به دنیا آمد. پدرش پاول یاکولویچ کرولف و مادرش ماریا نیکولاونا کرولوا نام داشت. مادر او از خانوادهی ثروتمندی در اوکراین بود و پس از چند سال بهخاطر مشکلات مالی از همسرش جدا شد. سرگی هیچگاه پدرش را ندید و پاول نیز در سال ۱۹۲۹ از دنیا رفت.
مادر سرگی پس از جدا شدن از همسرش به شهر نیژین رفت و سرگی نیز نزد پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شد. ماریا بهخاطر تحصیل عموما از فرزندش دور بود. سرگی در دوران کودکی خصوصیتهایی همچون لجبازی، پافشاری بر عقاید و بحث و استدلالهای منطقی را از خود نشان میداد. او در کودکی بیشتر تنها بود و دوستان کمی داشت. سرگی از سنین قبل از مدرسه، خواندن را آموخت و مهارتهای بالایش در ریاضیات، تحسین آموزگاران و حسادت همکلاسیها را بههمراه داشت. او در مصاحبهای گفته بود که تنهایی و همچنین زورگویی همکلاسیها بهخاطر جثهی کوچکش، او را به درس خواندن علاقهمند میکرده است.
مادر سرگی در سال ۱۹۱۶ با گریگوری میخایلویچ بالانین ازدواج کرد. گریگوری مهندس برق تحصیلکردهی آلمان بود، اما چون مدارک آلمان در شوروی مورد پذیرش نبودند، مجددا در دانشگاه پلیتکنیک کیف به تحصیل مشغول شد. او پس از پیدا کردن شغلی در شرکت راهآهن، خانواده را به شهر اودسا برد. در سالهای منتهی به ۱۹۲۰، امپراطوری روسیه درگیر انقلاب بود و کودکی سرگی با دشواری تعطیل بودن مدارس گذشت. البته او تحصیلش را در خانه ادامه داد. ناپدری سرگی نیز تأثیر زیادی بر او داشت و در دوران سخت بیماریهای کودکی هم از پسر ماریا حمایت میکرد.

کرولف در کودکی
تحصیلات کرولف در اودسا در شاخهی فنیوحرفهای و با تمرکز بر نجاری ادامه پیدا کرد. او در زمان تحصیل از نمایشگاهی با موضوع صنایع هوایی بازدید کرده بود و اولین گلایدرش را در ۱۷ سالگی ساخت. سرگی همزمان با تحصیل برای امتحانات دیپلم، مطالعه پیرامون هواپیماها را نیز ادامه داد و عضو باشگاه محلی گلایدر شهر هم شد. هواپیماهای دوکارهی دریایی ارتش شوروی در آن زمان برای تعمیر به اودسا فرستاده میشدند و سرگی با تماشای آنها بیشازپیش به صنعت هوایی علاقهمند شد.
سرگی در سال ۱۹۲۳ عضو انجمن هوانوردی اوکراین و کریمه (OAVUK) شد و اولین دروس هوانوردی را پشت سر گذاشت. او عضو اسکادران هواپیماهای چندکارهی اودسا بود و چندباری فرصت پرواز بهعنوان مسافر را با آنها پیدا کرد. سرگی در سال ۱۹۲۴ بهتنهایی طراحی پروژهای را برای OVAUK بر عهده گرفت که منجر به ساخت گلایدری بهنام K-5 شد.
ژیمناستیک یکی دیگر از علاقهمندیهای کرولف بود که زمان زیادی را از هوانورد جوان اشغال میکرد. همین علاقهمندیها منجر به تداخل در تحصیلات او شد. او قصد داشت برای ادامهی تحصیل به آکادمی ژیکوسکی مسکو برود که نمرات علمیاش برای ورود به این دانشگاه مناسب نبود. درنهایت سرگی در سال ۱۹۲۴ به مؤسسهی پلیتکنیک کیف و شاخهی هوانوردی رفت.
سرگی کرولف در زمان تحصیل در کیف با کارهای متعدد مهندسی درآمد قابلقبولی را هم برای خرج تحصیلات کسب میکرد. او در سال ۱۹۲۵ در یک دورهی طراحی و ساخت گلایدر پذیرفته شد و در جریان پروازهای آزمایشی با گلایدرهای ساختهشده، دستاوردی بهجز ۲ دندهی شکسته نداشت. بههرحال تحصیلات در کیف ادامه پیدا کرد تا اینکه سرگی در سال ۱۹۲۶ در دانشگاه دولتی بامان مسکو پذیرفته شد.

تحصیلات کرولف در حوزهی هوانوردی در سال ۱۹۲۹ در مسکو ادامه یافت. او بیش از همه از شانس پرواز با گلایدرها و هواپیماهای موتوردار در دوران تحصیل لذت میبرد و باز هم طراحی گلایدر را بهعنوان علاقهمندی اصلی دنبال میکرد. حزب کمونیست در آن سالها تحصیلات دانشجوها را تسریع میکرد تا هرچه زودتر از مهارت آنها برای پیشرفت خود استفاده کند. کرولف هم تحت تعلیم آندری توپولف مشهور با طراحی و ساخت یک هواپیما توانست مدرک خود را در سال ۱۹۲۹ دریافت کند.
شروع فعالیت کاری
اوین فعالیتهای کاری کرولف پس از فارغالتحصیلی در مرکز OPO-4 تحت مدیریت پاول ایم ریچارد، مهاجر فرانسوی شکل گرفت. او در میان گروه مهندسان هوانوردی مرکز استعداد آنچنان بالایی محسوب نمیشد، اما بههرحال طراحی گلایدر و هواپیما را همیشه بهصورت انفرادی پی میگرفت. کرولف در مرکز تحقیقاتی تلاش میکرد تا گلایدری با قابلیت انجام حرکات آکروباتیک هوایی طراحی کند.
هواپیماهی بمبافکن توپولف TB-3 را میتوان اولین پروژهی مهمی نامید که سرگی در آن درگیر شد. او در زمان کار روی پروژه به سیستمهای سوخت مایع برای موتور موشکها علاقهمند شد و تحقیقاتش را در این حوزه ادامه داد. سرگی در سال ۱۹۳۰ مدرک خلبانی خود را دریافت کرد و درکنار خلبانی، به کشف محدودیتها و پیچیدگیهای عملکردی هواپیما نیز مشغول شد. بسیاری اعتقاد دارند همین فعالیتها موجب شکلگیری علاقهی کرولف به صنعت فضایی شد.
در سال ۱۹۳۱ یکی از مهمترین فعالیتهای دوران جوانی کرولف شکل گرفت. او با همکاری علاقهمند دیگری به سفرهای فضایی بهنام فریدریش زاندر، گروهی بهنام Group for the Study of Reactive Motion یا GIRD تشکیل داد که بهعنوان اولین مرکز تحقیقات موشکی دولتی شروع به کار کرد. او در سال ۱۹۳۲ بهعنوان مدیر مرکز انتخاب شد و اهداف نظامی شوروی نیز سرمایهگذاری بیشتر در مرکز تحقیقات را بههمراه داشت.

پس از پرواز آزمایشی با گلایدر
گروه GIRD در زمان فعالیت ۳ نوع سیستم محرکهی موشک طراحی کرد که یکی از دیگری موفقتر بودند. اوین پرواز راکت مجهز به سوخت مایع آنها در سال ۱۹۳۳ و بهنام GIRD-X انجام شد.
تمایل شوروی برای بهرهبرداریهای نظامی از تحقیقات GIRD باعث شد تا آنها در سال ۱۹۳۳ با آزمایشگاه تحقیقات گاز لنینگراد بهنام GDL ادغام شوند تا مؤسسهی تحقیقات پیشرانهی جت RNII شکل بگیرد. در آن مؤسسه که تحت مدیریت مهندس نظامی، ایوان کلیمنوف فعالیت میکرد، عاشقان دیگر فضا همچون والنتین گلوشکو هم مشغول به کار بودند.
سرگی کرولف بهعنوان معاون ارشد سازمان RNII مشغول به کار شد. او مسئولیت نظارت بر تحقیقات ساخت موشکهای کروز را بر عهده داشت و همچنین گلایدر خلبانی مجهز به راکت نیز جزو پروژههای او بود. فعالیت در این حوزه و تحقیقات پیرامون آن باعث شد تا کرولف در سال ۱۹۳۵ کتابی بهنام Rocket Flight in Stratosphere چاپ کند.
تیم تحت مدیریت کرولف پس از یک سال فعالیت به موفقیتهای قابلتوجهی در حوزهی هدایت موشک دست پیدا کردند. آنها روی حوزههای کنترل و پایداری موشک متمرکز بودند و یک ژیروسکوپ خودکار برای پرواز موشک در مسیر پرتابهای مشخص، طراحی کردند. کرولف در سالهای مدیریت در RNII شخصیت منضبط و مدیر خود را نشان داد که پروژهها را با دقت بالایی هدایت میکرد. او تمامی جزئیات پروژهها را پیگیری میکرد و توجه بالایی هم به جزئیات کارها داشت.

اواین اعضای گروه GRID
زندان و تبعید
شوروی در دهههای ابتدایی قرن بیستم سازمانی بهنام کمیساریای خلق در امور داخلی NKVD داشت که امور امنیتی و اطلاعاتی را انجام میداد. این سازمان در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۳۸ کرولف را به جرم ایجاد تداخل در فرایند تحقیقات موشکی دستگیر کرد. مدیران سازمان یعنی ایوان ملیمنوف و گئورگی لنگمارک نیز در ماه ژانویهی همان سال اعدام شدند و همکار سرگی، والنتین گلوشکو هم یک ماه بعد بازداشت شد.
دستگیری کرولف در جریان سرکوب بزرگ بود که در شوروی اتفاق افتاد. او در زندان لوبیانکا تحت شکنجه برای اعتراف اجباری بود و حتی به مرگ هم محکوم شد. بههرحال سالهای سرکوب بزرگ باعث شد تا تحقیقات موشکی شوروی با تأخیر روبهرو شود و آلمانیها در این حوزه گوی سبقت را بربایند.

عکس دستگیری کرولف ۱۹۳۸
سرگی در سالهای زندان تلاش زیادی میکرد تا اتهامات را از خود دور کند. او به مقامات متعدد و حتی خود استالین نامه مینوشت و بهنوعی درخواست بررسی مجدد پروندهاش را میداد. رئیس جدید NKVD تصمیم گرفت تا محاکمهای مجدد با اتهامات کمتر به جریان بیندازد، اما کرولف به معدن طلا در کولیما تبعید شده و پیش از رسیدن خبر محاکمهی مجدد، چند ماهی را در آن معدن در شرایط بسیار سخت کار کرده بود.
شرایط دشوار معدن موجب مرگ بسیاری از زندانیان میشد و کرولف نیز بهخاطر کمبود غذا و ویتامین بسیاری از دندانهای خود را از دست داد. درنهایت خبر محاکمهی مجدد به سرگی رسید و او در سال ۱۹۳۹ به مسکو بازگشت. محاکمهی مجدد، کرولف را به ۸ سال کار اجباری در ندامتگاه شاراشکا محکوم کرد. در آن مرکز، زندانیان تحصیلکرده محکوم به کار اجباری در پروژههای حزب کمونیست بودند.
در جریان جنگ جهانی دوم، مدیریت و طراحی بمبافکنهای توپولف Tu-2 و پتلیاکوف Pe-2 در ندامتگاه شاراشکا انجام شد که سرگی هم عضوی از تیم طراحی بود. کرولف در جریان جنگ بارها در مراکز متعدد جابهجا شد و پروژههایی را برای سیستمهای محرکه و پروازی هواپیماهای شوروی انجام داد. او تا سال ۱۹۴۴ از خانوادهی خود دور بود و در آن سال بههمراه توپولف، گلوشکو و دیگران بالاخره از اتهامات مبرا شناخته شد. البته اتهامات او بهصورت رسمی در سال ۱۹۵۷ برداشته شدند.

پس از ۲ سال در زندان سیاسی ۱۹۴۰
کرولف صحبت زیادی دربارهی سالهای محکومیت و تبعید نمیکرد. او همیشه از محاکمهی مجدد میترسید و در ادامهی عمر رفتاری محتاطانه داشت. سرگی پس از مدتی متوجه شد که گلوشکو یکی از افرادی بوده که او را متهم کرده است. شاید همین خبر یا شایعه باعث شد که آنها در سالهای بعد از هم دور باشند. مرکز طراحی پس از مدتی از مدیریت NKVD خارج شد بو به کمیسیون صنعت هوانوردی دولت رسید. کرولف یک سال دیگر بهعنوان طراح در مرکز فعالیت کرد و مطالعه روی انواع طراحی موشک را در دستور کار خود قرار داد.
طراحی موشک بالستیک
کرولف در سال ۱۹۴۵ با درجهی سرهنگی به ارتش سرخ پیوست. او در همان ابتدا بهخاطر فعالیتهایش در توسعهی موتورهای موشکی هواپیماهای نظامی مدال افتخار دریافت کرد. او در سال ۱۹۴۵ بههمراه چند مهندس دیگر به آلمان رفت تا روی پروژهی راکت V-2 آلمانیها تحقیق کند. تمرکز شوروی روی بازیابی اسناد موشک بود که با مطالعهی اسناد و تصاحب مراکز تولیدی آلمانیها انجام میشد. تحقیق و مطالعه روی موشک V-2 تا سال ۱۹۴۶ در آلمان شرقی ادامه پیدا کرد و در برنامهی بعدی، هزاران دانشمند آلمانی به روسیه رفتند تا در مأموریت اوزاویاخیم مشغول شوند.
مقالههای مرتبط:
بسیاری از دانشمندان آلمانی دستگیرشده جزو گروههای تولید انبوه راکت V-2 بودند و ارتباط مستقیمی با معمار موشکی آلمانها یعنی ورنر فون براون نداشتند. فون براون و بسیاری از مهندسان ارشد آلمانی نیز پس از جنگ به آمریکا رفته بودند تا در برنامهی موشکی آنها، Operation Paperclip همکاری کنند.
استالین در سال ۱۹۴۶ فرمانی صادر کرد که در نتیجهی آن تحقیقات موشکی به اولویتی ملی در شوروی تبدیل شد. سازمانی بهنام NII-88 نیز در حومهی مسکو به همین پروژهها اختصاصی یافت. کرولف و تیمش در زیرمجموعهای از این سازمان در ۲۰۰ کیلومتری مسکو مدیریت بیش از ۱۷۰ مهندس آلمانی را بر عهده داشتند.

توپولف Tu-2
دمیتری اوستینوف طبق دستور مستقیم استالین بهعنوان مدیر توسعهی موشکهای بالستیک انتخاب شده بود و او هم کرولف را طراح ارشد موشکها در مرکز تحقیقاتی OKB-1 کرد. کرولف در مدیریت مرکز جدید نیز تواناییهای بسیار خود در هدایت تیمها و پروژهها را نشان داد.
نقشههای اولیه از بازسازی موشک V-2 آماده شدند و در سال ۱۹۴۷، آزمایشهای اولیهی موشک بالستیک شوروی بهنام R-1 شروع شد. ۱۱ موشک پرتاب شدند که ۵ عدد به هدف خوردند و بازدهی نزدیک به پروژهی آلمانیها بهدست آمد. کرولف طراحی موشک را بهبود داد و R-2 را با بردی دوبرابر V-2 طراحی کرد. موشک بعدی R-3 نام داشت و برد ۳ هزار کیلومتری آن به این معنی بود که شوروی میتوانست انگلستان را هدف قرار دهد.
شوروی تا چند سال از طراحی مهندسان آلمانی در موشک V-2 برای توسعهی موشکهای خود استفاده میکرد. منتهی مهندسان آلمانی اطلاع زیادی از جزئیات پروژه نداشتند و پس از مدتی سرخوردگی، همکاری کمتری در کارهای فنی از خود نشان میدادند. وزارت دفاع شوروی در سال ۱۹۵۰ تصمیم گرفت تا آلمانیها را از پروژههای تحقیقاتی خارج کند. درنهایت مهندسان آلمانی بههمراه خانوادهها در سال ۱۹۵۳ به میهن بازگشتند.

انواع نمونههای موشک R-7 شاهکار مهندسی کرولف
کرولف در سال ۱۹۵۲ و پس از لغو پروژهی R-3 به حزب کمونیست پیوست تا بتواند سرمایهی مورد نیاز برای پروژههای بلندپروازانهی بعدی خود را جذب کند. او موشکی بهنام R-5 در نظر داشت که برای برد ۱۲ هزار کیلومتری طراحی میشد. اولین پرواز موفقیتآمیز این موشک در سال ۱۹۵۳ انجام شد و پس از در سال ۱۹۵۷ آن اولین موشک بالستیک قارهپیمای جهان بهنام R-7 Semyorka توسط کرولف و تیمش به پرواز درآمد.
موفقیت کرولف در ساخت موشک قارهپیما، شوروی را به اولین پیروزی در نبرد موشکی با آمریکا رساند. بههمین دلیل از او در سطح ملی قدردانی شد، اما نامش مخفی ماند. در همان سال بود که اتهامات کرولف بهطور کامل برداشته شد و دولت، سالهای محکومیت او را کاملا ناعادلانه خواند.
برنامه فضایی شوروی
کرولف بهخوبی از ظرفیتهای بالای موشکهای قارهپیما برای سفرهای فضایی آگاه بود. او پیشنهاد پرتاب ماهواره با استفاده از R-7 را به دفتر مرکزی حزب کمونیست برد که با مخالفت آنها روبهرو شد. شوروی تا زمانیکه آمریکاییها خبر از تمایل خود برای ارسال ماهواره نداده بودند، تمایلی به نبرد فضایی و ماهوارهها نداشت. کرولف از همین اخبار و سرمایهگذاریهای میلیوندلاری آمریکاییها استفاده کرد تا حزب را به تأیید پروژه و تأمین هزینه برای پرتاب ماهواره مجاب کند.

اسپوتنیک ۱
پس از تأیید پروژه، ماهوارهی اسپوتنیک ۱ در مدت یک ماه ساخته شد. اولین ماهوارهی شوروی تنها یک گوی گرد فلزی بود که ابعادی نزدیک به توپ والیبال داشت. باتریهایی در درون اسپوتنیک قرار داشتند که ارسالکنندهی سیگنال آن را تقویت میکردند. آنتنهای خارجی ۴ کاناله نیز برای ارسال سیگنال در اسپوتنیک قرار داشتند. درنهایت در ۴ اکتبر سال ۱۹۵۷ اسپوتنیک بهعنوان اولین ساختهی دست بشر به فضا فرستاده شد و در مدار زمین قرار گرفت؛ موفقیتی که توجه شدید مجامع بینالمللی را بههمراه داشت.
کرولف پس از موفقیت پرتاب ماهواره، ایدهی پرتاب موجود زنده با ماهوارهای بزرگتر را مطرح کرد که توجه آکادمی علوم شوروی را بههمراه داشت. پروژهی بعدی اسپوتنیک ۲ نام داشت که با ابعادی ۶ برابر ماهوارهی قبلی ساخته شد. سگی بهنام لایکا درون فضاپیما قرار گرفت . فضاپیمایی که در مدت ۴ هفته از صفر طراحی شده و هیچ آزمایش کنترل کیفیتی را پشت سر نگذاشته بود. بهعلاوه مکانیزمی هم برای بازگشت سگ به زمین در نظر گرفته نشد و لایکا پس از چند ساعت در فضا از شدت گرما از بین رفت.
تلاش بعدی کرولف و تیمش برای ارسال فضاپیما در ۲۷ آوریل ۱۹۵۸ انجام شد که اسپوتنیک ۳ پس از پرتاب و بهخاطر مشکلات موتور، منفجر شده و قطعات آن به زمین فرود آمدند. در ۱۵ می سال ۱۹۵۸ بالاخره اسپوتنیک ۳ هم با موفقیت به فضا رفت. دستگاه ضبطی که همراهبا این فضاپیما به فضا رفته بود، از کار افتاد و شوروی نتوانست زودتر از آمریکا تصاویری را از کمبرند وان آلن زمین ثبت کند. بههرحال موفقیت پرتابهای کرولف و تیمش باعث شد که آمریکاییها متوجه پیشرفت سریع شوروی در صنعت موشکهای بالستیک شوند.

تمبر یادبود کرولف
سفر به ماه
کرولف حتی پیش از پرتاب اولین اسپوتنیک نیز رویای ماه را در سر داشت. او پیشنهاد پرتاب بستهای به ماه را پس از موفقیتهای موشک R-7 ارائه کرده بود، اما تأیید پیشنهاد تا سال ۱۹۵۸ به طول انجامید. کرولف ار نام Machta برای پروژهی جدید خود استفاده میکرد و دولت شوروی نام Lunas را به کاوشگرهای اولیهی خود داده بود.
اولین پرواز کاوشگرهای Lunas در سال ۱۹۵۸ و بهخاطر فشارهای شدید سیاسی با عجله انجام شد. شوروی میخواست هرچه سریعتر افتخار ارسال محموله به ماه را هم بهنام خود ثبت کند و بههمین دلیل بودجهی لازم برای تست و بررسی سختافزار کاوشگرها و موشکهای حامل انجام نشد. درنهایت همهی آزمایشهای اولیهی پروژه با شکست مواجه شدند. کرولف از فشارهای سیاسی عصبی شده بود و در جایی گفته بود شکست در این پروژهها طبیعی است و تنها موشکهای آمریکایی در مسیر تحقیقات منفجر نمیشوند.

کاوشگر Luna 1
در سال ۱۹۵۹ مأموریت Luna 1 برای ارسال مجدد کاوشگر به ماه انجام شد که با اختلافی ۶ هزار کیلومتری نتوانست روی سطح کره بنشیند؛ هرچند همین کاوشگر هم اولین ساختهی دست بشر شد که به نزدیکترین فاصله تا ماه رسید و حتی وارد مدار خورشید شد. پرتاب بعدی یعنی Luna 2 با موفقیت انجام شد و روی سطح ماه نشست. بار دیگر شوروی توانسته بود آمریکا را در اولین بودن شکست دهد. موفقیت اساسی شوروی در نبرد فضایی با Luna 3 رقم خورد. آنها توانستند کاوشگر را روی سطح ماه فرود بیاورند و اولین تصاویر را از سطح تاریک ماه به زمین بفرستند.
کرولف پس از کسب موفقیت در پرتاب ماهواره و کاوشگر به ماه، پروژهی پرتاب به مریخ و زهره را در سر داشت. او فضاپیماهایی هم برای این مقاصد آماده کرده بود. آمریکا نیز در آن سالها مشغول برنامهای برای سفر به آن سیارهها بود. تلاشها اول و دوم کرولف شکست خوردند. شوروی ۵ کاوشگر نیز برای رسیدن به سیارهی زهره پرتاب کرد که همگی تحت نظارت کرولف شکست خوردند.
در نوامبر سال ۱۹۶۲، شوروی توانست فضاپیمای Mars 1 را به نزدیکی سیارهی مریخ برساند. هرچند ارتباط با فضاپیمای مذکور قطع شد، اما بههرحال آنها اولین ساختهی دست بشر را در نزدیکی مریخ به پرواز درآورده بودند. پروژهی موفق بعدی Venera 3 بود که به سیارهی زهره رفت.

اسپوتنیک 3
سفر فضایی انسان
کرولف از سال ۱۹۴۸ برنامهی سفر انسان به فضا را طراحی کرده بود. درنهایت در سال ۱۹۵۸ برنامهی او اجرای شد و مطالعات روی فضاپیمای سرنشیندار Vostok صورت جدی به خود گرفت. ووستوک بهگونهای طراحی شده بود که تنها یک مسافر داشته باشد و مخزن آن نیز برخلاف طراحی ۱۰۰ درصد اکسیژنی آمریکاییها، دارای ۸۰ درصد نیتروژن و تنها ۲۰ درصد اکسیژن بود.
در سال ۱۹۶۰ چند پرتاب آزمایشی روی فضاپیمای کرولف انجام شد. یکی از آنها ۶۴ بار به دور زمین گشت، اما در بازگشت موفق نبود. نمونهی دیگر هم ۲ سگ بههمراه داشت که منفجر شد. درنهایت در ۱۹ اوت همان سال شوروی موفق به ارسال و بازگشت موجود زنده به فضا شد. سگهایی بهنام بلکا و استرلکا اولین موجودات زنده بودند که سفر فضایی داشتند. پس از پرتاب اول، شوروی چند پروژهی دیگر برای ارسال سگ به فضا انجام داد که البته همهی آنها هم موفق نبودند.

درکنار یوری گاگارین
کرولف پس از موفقیتهای اولیه، تأیید ارسال انسان به فضا را از دولت شوروی دریافت کرد. او نسخهای بهینهسازیشده از R-7 طراحی کرد تا در ۱۲ آوریل ۱۹۶۱، یوری گاگارین را بهعنوان اولین فضانورد از اتمسفر زمین خارج کند. شوروی توانسته بود قبل از آمریکاییها و فضانورد آنها یعنی آلان شپرد، فردی را به فضا بفرستد. کرولف هدایت کپسول گاگارین را بر عهده داشت و در جریان سفر فضایی با او صحبت نیز میکرد.
گاگارین به سلامت به زمین بازگشت و بار دیگر کرولف توانسته بود شوروی را در نبرد فضایی به پیروزی برساند. پس از گاگارین هم پرتابهای موفقیتآمیز دیگری از سوی شوروی انجام شد که مهمترین آنها Vostok 6 بود که والنتینا ترشکوا را بهعنوان اولین زن به فضا فرستاد.

ترشکوا، اولین زن فضانورد جهان
پس از چند موفقیت قابلتوجه از سوی شوروی در نبرد فضایی، انتقادهای دولت از هزینهی بالای تحقیقات شروع شد. آنها به کرولف میگفتند که پروژههای انجامشده آوردهی زیادی برای امنیت ملی کشور نداشته است. کرولف پیشنهاد داد که ماهوارههایی ارتباطی برای تصویربرداری از زمین طراحی شوند تا بهرهوری سفرهای فضایی بیشتر شود. بهعلاوه او در پروژهی فضاپیمای سویوز هم درگیر شد تا برنامهی فضایی شوروی را به سمت موفقیتهای جدید هدایت کند.

عملیات سفر یوری گاگارین
پروژهی Voshkod برنامهی رقابتی بعدی شوروی در نبر فضایی بود. خروشچف به کرولف دستور داده بود تا فضاپیمایی با قابلیت حمل نفرات بیشتر برای سفر به ماه طراحی کند، چون آمریکاییها با پروژهی جمینی توانسته بودند ۲ نفر را به فضا بفرستند. طراحی فضاپیمای جدید محدودیتهای فنی زیادی داشت و کرولف هم تحت فشار شدید دولت بود.
رقابت فضایی در دههی ۱۹۶۰ به اوج رسیده بود و شوروی پس از موفقیت در پروژهی اول وشکود، بهدنبال ارسال فضاپیما برای راهپیمایی فضایی بود. آنها Voshkod 2 را در ۱۹۶۵ به فضا فرستادند و اولین راهپیمایی فضایی هم بهنام شوروی و الکسی لئونوف ثبت شد. البته پروژهی مذکور نزدیک به شکست انجام شد و برنامههای بعدی بهنوعی متوقف شدند.

در حال تماس با گاگارین در فضا
بههرحال پس از کنار رفتن خروشچف از قدرت که کرولف را از برنامهی فضایی تاحدودی کنار گذاشته بشد، بار دیگر تمرکز دولتیها به سمت این دانشمند موشکی معطوف شد. او مدیریت پروژهی راکت N1 را بر عهده گرفت که با هدف ارسال فضاپیمای سویوز در جریان بود. هدف پروژه، فرود نرم روی ماه بود تا پس از آن پروژههای رباتیک با هدف مریخ و زهره هم انجام شوند. بههرحال مرگ ناگهانی کرولف در ژانویهی سال ۱۹۶۶، مدیریت او در این پروژهها را ناتمام گذاشت.
زندگی شخصی و مرگ
سرگی کرولف در ۶ اوت سال ۱۹۳۱ با زنیا وینسنتینی ازدواج کرد. ازدواج آنها در سال ۱۹۴۸ و در پی درگیریهای شدید کرولف با مشکل روبهرو شد و به جدایی انجامید. کرولف پس از جدایی از زینا در سال ۱۹۴۹ با نینا ایوانوا کتنکوا ازدواج کرد.
کرولف همیشه مدیری سختکوش بود و درکنار مدیریت، به آموزش گروه نیز اهتمام میورزید. او جزئیات زیادی از تحقیقاتش پیرامون موشکها و فضاپیماها را در اختیار اعضای جوانتر گروه میگذاشت و اعتقاد داشت جوانان برای ادامهی مسیر تحقیقات فضایی، ظرفیتهای قابلتوجهی دارند.

تمبر یادبود کرولف
سرگی کرولف در ۳ دسامبر ۱۹۶۰ اولین سکتهی قلبی را تجربه کرد. در دوران نقاهت مشخص شد که کرولف به نارسایی کلیوی نیز مبتلا بوده است. بیماری که بهخاطر شرایط نامناسب زندگی در کمپهای کار اجباری شوروی به او تحمیل شد. پزشکها به سرگی هشدار دادند که در صورت عدم کاهش فشار کاری، بهزودی از دنیا خواهد رفت. ازطرفی دانشمند موشکی میدانست که رهبر شوروی تنها بهخاطر پروپاگاندای رسانهای حاضر به تأمین هزینهی پروژههای فضایی شده است و در صورت باخت به آمریکا، همهی آنها را لغو خواهد کرد. بههمین دلیل او فشار بیشتری به کارش اضافه کرد.
تا سال ۱۹۶۲ شرایط سلامتی کرولف وخیمتر شد و بیماریهای متعددی به دانشمند موشکی شوروی فشار وارد میکرد. او ابتدا به خونریزی کلیه و سپس آریتمی قلبی مبتلا شد. بیماری کیسهی صفرا، فشار کاری بالا و خستگی مفرط و درنهایت کاهش شنوایی بهخاطر قرار گرفتن طولانی در معرض صدای موشکها، همگی زندگی را روزبهروز برای کرلف دشوارتر میکردند.
دلیل مرگ کرلف بهخاطر بیماریهای متعدد بهصورت شفاف مشخص نشد. او در ۵ ژانویهی سال ۱۹۶۶ برای یک جراحی عمومی به بیمارستان رفته و تنها ۹ روز بعد، از دنیا رفت. سیاستی که زمانی استالین شروع کرده بود و فرمانرواهای بعدی شوروی ادامه دادند، هویت واقعی کرولف تا زمان مرگش مخفی باقی ماند. دلیل اصلی، حفاظت از او دربرابر جاسوسی آمریکاییها بود. خاکستر جسد کرولف با تشریفات دولتی در دیوار کرملین دفن شد.

محل دفن خاکستر کرولف
کرولف در دوران زندگی و پس از مرگ جوایز متعددی را خصوصا در شوروی و روسیه دریافت کرد. او ۲ بار موفق به دریافت نشان قهرمان اجتماعی شوروی شد. در سال ۱۹۷۱، جایزهی لنین به کرولف اهدا شد. بهعلاوه نشان لنین هم ۳ بار به کرولف تعلق گرفت. همچنین نشانهای افتخار For Labour Valour روسیه و مدال افتخار ملی نیز به این دانشمند بزرگ داده شد.
سرگی کرولف در سال ۱۹۵۸ به عضویت آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی درآمد و در سالهای ۱۹۶۹ و ۱۹۸۶، تمبرهای پستی در شوروی به افتخار او چاپ شدند. در سال ۱۹۹۰، کرولف به تالا افتخارات بینالمللی هوافضا در موزهی سندیگو راه یافت.
علاوهبر جوایز، یادبودهای متعددی هم بهنام کرولف ثبت شدند. از میان آنها میتوان به خیابان و موزهی علوم در مسکو اشاره کرد. بهعلاوه، در سال ۱۹۷۶ نام او در فهرست تالار افتخارات بینالمللی ثبت شد. یکی از چالههای ماه در طرف تاریک آن نیز به نام این دانشمند ثبت شد که اولین فضاپیمای ساخت بشر را به آن نیمکره از ماه فرستاد.
در باشگاه ابرخودروهای مدرن با قدرت بیش از ۱۰۰۰ اسببخار، مدلهای برقی بالاتر از نمونههای بنزینی قرار گرفتهاند. برای آشنایی با سربازهای جنگ قدرت خودروسازی، همراه زومیت باشید.
اواسط دههی ۲۰۰۰، زمانیکه بوگاتی با ابرخودروی ویرون دوباره به میدان زورآزمایی بازگشت، تصور اینکه تعداد خودروهای ویژه با قدرت بیش از ۱۰۰۰ اسببخار به انگشتهای یک دست برسد، چندان آسان نبود. در آن سالها، خودروهای ۱۰۰۰ اسب بخاری بسیار کم تعداد و فوقالعاده گرانقیمت بودند؛ با اینکه نمونههای دههی ۲۰۱۰ هنوز هم ویژگیِ قیمت بالا را حفظ کردند، اما به کمیابی مدلهای گذشته نیستند.
باید واقعبین باشیم؛ هیچوقت نمیتوان از تمام قدرت هایپرکارهای ۱۰۰۰ اسب بخاری در جادههای عمومی لذت برد. اگر توانایی خرید چنین خودروهایی وجود داشته باشد، یا باید به پیست مسابقه رفت که در اینصورت ویژگی خودنمایی کاملاً حذف میشود؛ یا اتوبانهای بدون محدودیت سرعت در آلمان را هدف گرفت. با تمام این تفاسیر، باشگاه خودروهای ۱۰۰۰ اسب بخاری هر روز عضو بیشتری میپذیرد، بهطوریکه امروز تعداد این خودروها نزدیک به ۲۰ مدل مختلف است.

مقالهی مرتبط:
تولید خودرو با پیشرانهی بنزینی ۱۰۰۰ اسب بخاری و طراحی جذاب کار آسانی نیست؛ اما شرط ورود به باشگاه ابرخودروها در چند سال اخیر تغییر کرده است. با پیشرفت و توسعه در فناوری موتورهای برقی و پکهای باتری، بهزودی نسل جدید خودروهای قدرتمند از راه میرسند. ابرخودروهای جدید باشگاه ۱۰۰۰ اسب بخاری برخلاف برادرهای بزرگشان، بیسروصدا هستند؛ بهلطف موتور برقی، طراحی کلی بدنه هم کمی تغییر کرده است. البته بین مدلهای تمام بنزینی و برقی، نسخههای هیبرید وجود دارند که هر دو جبههی طرفداران دنیای خودرو را راضی نگه دارند. این مقدمهی کوتاه را آوردیم تا در ادامه، جدیدترین فهرست خودروهای جذاب با قدرت حداقل ۱۰۰۰ اسببخار را معرفی کنیم. خودروهای این فهرست براساس قدرت پیشرانه طبقهبندی شدهاند.
لوسید Air

قدرت: ۱۰۰۰ اسببخار
قیمت مدل پایه: مشخص نیست
محصول سال ۲۰۱۹
شاید سدان زیبای لوسید موتورز (Lucid Motors) یکی از ضعیفترین مدلهای باشگاهِ خودروهای ۱۰۰۰ اسببخاری باشد، اما بهلطف داشتن باتری لیتیوم-یون و دو موتوربرقی، هنگام حرکت آلایندگی تولید نمیکند. لوسید ایر در چند نسخهی مختلف مثل نمونهی ۴۰۰ اسب بخاری عرضه خواهد شد اما گرانترین مدل از دو موتور برقی هرکدام در هر محور جلو و عقب با قدرتهای ۴۰۰ و ۶۰۰ اسببخار استفاده میکند؛ ۱۰۰۰ اسببخار قدرت برقی کافی است که تا خودروی مورد انتظار لوسید موتورز با نهایت سرعت ۳۵۰ کیلومتربرساعت، در زمان ۲.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد. لوسید موتورز برای رقابت با تسلا، یک میلیارد دلار از صندوق سرمایهگذاری عربستان دریافت کرده است و تا پایان سال ۲۰۱۹، اولین محصولات خود را عرضه میکند. مدل ۴۰۰ اسب بخاری لوسید ایر با قیمت پایهی ۵۲,۵۰۰ دلار فروخته خواهد شد؛ درواقع با این مبلغ، یک سدان خانوادگی مجهز با قوای فنی برقی و ظرفیت پیمایش حدود ۶۴۵ کیلومتر در اختیار مشتری قرار میگیرد. باوجود فناوری شارژ سریع، لوسید ایر تنها در ۳۰ دقیقه دوباره آمادهی حرکت خواهد بود. لوسید ایر یکی از متفاوتترین اعضای باشگاه خودروهای ۱۰۰۰ اسب بخاری است.
شورولت کوروت تیونینگ SVE

قدرت: ۱۰۰۰ اسببخار
قیمت: یک دستگاه شورولت کوروت + ۶۹ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۸
شرکت Specialty Vehicle Engineering یا SVE متخصص تیونینگ و آمادهسازی خودروهای درگ است. کارشناسهای SVE سال گذشته مدل Stage II Yenko/SC را رونمایی کردند که دراصل شورولت کوروت با پیشرانهی ۶.۸ لیتری و سوپرشارژر و ۱۰۰۰ اسببخار قدرت است. محصول قدرتمند SVE از جعبهدندهی دستی ۷ سرعته، ترمزهای جدید و سیستم تعلیق سفارشی استفاده میکند؛ برای خرید پکیج این شرکت باید ۶۸,۹۹۵ دلار پرداخت کرد که احتمالاً ارزانترین خودروی ۱۰۰۰ اسببخاری این روزها باشد. SVE نمونهی ۸۳۵ اسببخاری کوروت را هم عرضه میکند و البته امکان نصب پکیج این شرکت روی شورولت کامارو هم وجود دارد. Stage II Yenko/SC در مقایسه با دیگر خودروهای این فهرست تنها یک محصول سفارشیِ تیونر محسوب میشود؛ بنابراین با مدلهای گرانقیمت، لوکس، باکیفیت و جذابتر خودروسازان مقایسه نخواهد شد. درواقع عمر محصول SVE پایین خواهد بود و نمیتواند با ابرخودرویی چون بوگاتی ویرون یا شیرون رقابت کند.
کادیلاک CTS-V تیونینگ هنسی

قدرت: ۱۰۰۰ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۱۵۹ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۸
پکیج تیونینگ هنسی با نام HPE1000 برای کادیلاک CTS-V که بهزودی از خط تولید خارج میشود، مشابه مدل قبلی فهرست است. هنسی درکنار تولید ابرخودروهای جدیدش، هنوز به ارتقاء و تیونینگ مدلهای مختلف آمریکایی میپردازد. CTS-V HPE1000 قدرت ۱۰۰۰ اسببخار (دور موتور ۶۴۰۰) و گشتاور ۱۳۱۰ نیوتنمتر را مدیون مونتاژ مخصوص پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۶.۲ لیتری بهوسیلهی مهندسهای هنسی، یک سوپرشارژر بزرگ، میلسوپاپ سفارشی، پورت اختصاصی سرسیلندرها، تقویت سوپاپهای ورودی و خروجی، اینترکولر سفارشی، هدرز فولادی جدید، مبدل کاتالیست جدید و تنظیم اختصاصی ECU است. هنسی برای پکیج ویژهی CTS-V که توانایی رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت در کمتر از ۳ ثانیه دارد، ضمانت کارکرد بیش از ۳۸,۰۰۰ کیلومتر در طول دو سال درنظر گرفته است. کادیلاک CTS-V هنسی که بهراحتی به نهایت سرعت بیش از ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت میرسد، هنوز هم از جعبهدندهی خودکار کارخانهای با کمی تغییر جزئی و سیستم انتقال قدرت محور عقب استفاده میکند. بازار مشتریهای اختصاصی این سدان ۱۰۰۰ اسب بخاری با زمان ۱۰.۱ ثانیه و نهایت سرعت ۲۱۷ کیلومتربرساعت در درگ ۴۰۰ متری محدود است؛ بهخصوص وقتی قیمت ۱۵۹,۰۰۰ دلار پیش از اضافه شدن آپشنهای متنوع را درنظر بگیریم.
زنوو TS1 GT

قدرت: ۱۱۰۴ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۱ میلیون و ۵۶۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۷
خودروساز دانمارکی زنوو (Zenvo) در سطح جهانی چندان شناخته شده نیست. اولین محصول این شرکت سال ۲۰۰۸ با نام ST1 رونمایی شد و بهعنوان اولین مقصد، در اختیار جرمی کلارکسون، مجری محبوب برنامههای تاپگیر (Top Gear) و گرندتور (The Grand Tour) قرار گرفت. زنوو ST1 هم در پیست تاپگیر (سال ۲۰۰۹) و هم در گرنپری کلاسیک کپنهاگ (سال ۲۰۱۵) آتش گرفت تا شروعی خوبی برای خودروساز تازهوارد دانمارکی رقم نزند. در طول ۱۰ سال گذشته، زنوو پنج ابرخودروی مختلف عرضه کرده که تولید هر مدل کمتر از ۲۰ دستگاه بوده است. مدل TS1 GT نسخهی جدید ST1 است که از پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۵.۸ لیتری با دو سوپرشارژر و نهایت قدرت ۱۱۰۴ اسببخار (دور موتور ۷۱۰۰) استفاده میکند. بهلطف پیشرانهی V8 و گشتاور ۱۱۴۰ نیوتنمتر، ابرخودروی دانمارکی در زمانی حدود ۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد و به بیشینهی سرعت ۳۷۵ کیلومتربرساعت محدود میشود. زنوو TS1 GT عملکرد فنی چشمگیری دارد اما با قیمت پایه بیش از ۱.۵ میلیون دلار، نمیتواند مشتری جذب کند. بسیار بعید است که باوجود خودروهای محبوب از برندهای ایتالیایی و بریتانیایی، ابرخودروی دانمارکی که پیشینهی چند سالهی پرافتخاری هم ندارد، طرفداران بیشمار داشته باشد. البته مدیران ارشد زنوو کاملاً این موضوع را درک میکنند و ظرفیت تولید TS1 GT را تنها به ۱۵ دستگاه و حداکثر فروش ۵ دستگاه در هر سال، محدود کردهاند. این موضوع را هم نباید فراموش کنیم که زنوو توانایی تولید ابرخودرو در ظرفیت بالا ندارد.
استون مارتین والکری

قدرت: ۱۱۶۰ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۳ میلیون و ۲۵۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۹
استون مارتین پیش از اینکه مشخصات کامل فنی ابرخودروی والکری (Valkyrie) را اعلام کند، تمام ۱۵۰ دستگاه ظرفیت تولید را پیشفروش کرد. درواقع این شرکت بریتانیایی تنها اشاره کرد که ابرخودروی آینده با همکاری تیمفرمول یک ردبول ریسینگ ساخته میشود، فناوری هیبرید درکنار پیشرانهی ۱۲ سیلندر V شکل دارد، نهایت قدرت بیش از ۱۰۰۰ اسببخار خواهد بود و پرچمدار جدید استون مارتین است. استون مارتین والکری بیشتر دریچهای بین نسل قدیمی و جدید هایپرکارها نزدیک است؛ پیشرانهی V12 تنفس طبیعی ۶.۵ لیتری حدود ۱۰۰۰ اسببخار قدرت را درکنار ۱۶۰ اسببخار موتور برقی قرار داده است. خودروساز اصیل انگلیسی برای تولید والکری از بهترین متخصصها کمک گرفته است؛ مدیر ارشد فنی تیم فرمول یک ردبول در طراحی، مکانیکها و مهندسهای کازورث (Cosworth) در توسعهی پیشرانهی V12 و کارشناسهای شرکت ریمک (Rimac) در تولید موتور برقی.
حاصل کار بهزودی تا پایان سال ۲۰۱۹ رونمایی میشود اما استون مارتین وعده داده است که باتوجهبه وزن ۱۰۳۰ کیلوگرم و نسبت قدرت به وزن ۱ اسببخار به ازای هر کیلوگرم، والکری پیست سیلورستون را مانند یک خودروی فرمول یک نسل فعلی، طی میکند. نسخهی مخصوص پیست والکری هم با طراحی آیرودینامیک مثل خودروهای LMP1 و کد AMR Pro در ۲۵ دستگاه عرضه خواهد شد؛ البته درست مانند نمونهی جادهای و شهری، AMR Pro هم بهطور کامل پیشفروش شده است. مثل مدیران ارشد فورد برای مدل GT و مرسدس بنز برای AMG One،اندی پالمر، مدیرعامل استون مارتین هم برای مدلهای ویژه مثل والکری قانون محدودیت خرید و فروش تنظیم کرده است. اگر خریدار مدل والکری پس از تحویل خودرو برای دستیابی به سود بیشتر ابرخودروی استون مارتین را بفروشد، در فهرست سیاه شرکت قرار خواهد گرفت؛ پس از این، این فرد برای همیشه از خرید یک خودروی ویژه و مخصوص استون مارتین محروم میشود.
بوگاتی ویرون سوپراسپرت

قدرت: ۱۱۸۴ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۳ میلیون دلار
محصول سال ۲۰۱۰
بوگاتی بیش از یک دهه است که به میدان جنگ «سریعترین خودروی جهان» وارد شده اما مدل ویرون، تقریباً بنیانگذار باشگاه ۱۰۰۰ اسببخاریهای مدرن هم محسوب میشود. اولین مدل بوگاتی ویرون سال ۲۰۰۵ رونمایی شد؛ پیشرانهی ۱۶ سیلندر W شکل ۸ لیتری فولکس واگن بههمراه چهار توربوشارژر، ۹۸۷ اسببخار یا ۱۰۰۱ قدرت در واحد PS و ۱۲۵۰ نیوتنمتر گشتاور در اختیار ویرون گذاشته بود. اولین ویرون، رکورد نهایت سرعت ۴۰۸ کیلومتربرساعت را در میانگین مسیر رفتوبرگشتی ثبت کرد. نسخهی دوم ویرون، مدل روباز با سقف تارگا و کد گرنداسپرت (Grand Sport) بود که سال ۲۰۰۹ عرضه شد؛ در حالتی که سقف برداشته شده باشد، نهایت سرعت ویورن گرنداسپرت به ۳۶۹ کیلومتربرساعت محدود میشد. اما در سال ۲۰۱۰ بود که مقامات بوگاتی با رونمایی مدل سوپراسپرت (Super Sport)، رکوردگیری رسمی ویرون را آغاز کردند. نسخهی سوپراسپرت با محدودیت تولید ۲۵ دستگاه، از همان پیشرانهی W16 مدل استاندارد استفاده میکرد اما قدرت نهایی به ۱۱۸۴ اسببخار یا ۱۲۰۰ در واحد PS و گشتاور هم به ۱۵۰۰ نیوتنمتر افزایش پیدا کرده بود.
با چند تغییر آیرودینامیک، ویرون سوپراسپرت آمادهی رکوردگیری، گینس بود؛ اولین فردی که برای رکوردگیری ویرون سوپراسپرت دستش را بلند کرد، آخرین کسی بود که انتظارش را داشتیم. جیمز مِی، مجری سابق برنامهی تاپگیر و مجری فعلی گرندتور با لقب «کاپیتان کُند»، رکورد سرعت ۴۱۷.۶۱ کیلومتر بر ساعت را با ویرون سوپراسپرت ثبت کرد. البته نشستن مِی پشت فرمان جهت گرم کردن ویرون بود؛ پس از او، رانندهی رسمی تست بوگاتی شانسش را امتحان کرد. طولی نکشید که کارشناسهای گینس، میانگین نهایت سرعت ۴۳۱.۰۷۲ کیلومتربرساعت در مسیر رفت و برگشتی را برای بوگاتی ویرون سوپراسپرت مدل ۲۰۱۰ ثبت کردند. پس از تاجگذاری ابرخودروی آلمانی-فرانسوی و شکست رقیب آمریکایی SS Ultimate Aero در آزمون نهایت سرعت، بوگاتی ۵ دستگاه ویژه از ویرون سوپراسپرت موسوم به World Record Edition با رنگ نارنجی و سیاه تولید کرد که محدودکنندهی الکترونیکی سرعت نداشتند. آخرین نسخهی ویرون با نام Vitesse، مدل کروکِ سوپراسپرت با سقف تارگا بود که از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ با قدرت مشابه مدل کوپه تولید شد؛ این مدل با نهایت سرعت ۴۰۸.۸۴ کیلومتربرساعت، دومین خودروی سریع بدون سقف تاریخ پس از هنسی ونوم جی تی اسپایدر (Venom GT Spyder) است.
مرسدس AMG One

قدرت: ۱۲۳۱ اسببخار
قیمت: ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۲۰
مرسدس AMG One دقیقا از پیشرانهی ۶ سیلندر Vشکل ۱.۶ لیتری توربوشارژ خودروِ فرمول یک لوئیس همیلتون در فصل ۲۰۱۵ استفاده میکند. این پیشرانه با نهایت ۱۱،۰۰۰ دوربردقیقه و ۱،۲۰۰ دوربردقیقه در حالت توقف کامل خودرو، محور عقب AMG One را بهحرکت درمیآورد. البته، این پیشرانه در خودرو فرمول یک تا ۱۴،۰۰۰ دوربردقیقه حرکت میکند و در حالت توقف خودرو، عملکردش به ۴،۰۰۰ دوربردقیقه میرسد. تیم مهندسی AMG اشاره میکند که بهلطف وجود موتور برقی در سیستم هیبرید بهمنظور چرخاندن سریع توربوشارژر، حساسیت و پاسخگویی پدال گاز AMG One از خودرو مجهز به پیشرانهی V8 تنفس طبیعی بیشتر است. دقیقا مشابه خودروهای فرمول یک، سیستم هیبرید AMG One بهدنبال جلوگیری از هدررفتن هرگونه انرژی و سپس، استفاده از آن در شرایط موردنیاز است. درکنار پیشرانهی ۱.۶ لیتری، ۳ موتور برقی با نهایت ۵۰،۰۰۰ دوربردقیقه قرار دارند که هریک میتوانند ۱۶۰ اسببخار قدرت تولید کنند. یکی از موتورها روی میللنگ و دو موتور دیگر روی یک چرخ محور جلو نصب شدهاند تا توزیع گشتاور هر چرخ وجود داشته باشد. مرسدس AMG One در زمانی بین ۲ تا ۲.۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت و کمتر از ۶ ثانیه به سرعت ۲۰۰ کیلومتربرساعت میرسد. همچنین، نهایت سرعت این اَبَرخودرو به ۳۵۰ کیلومتربرساعت محدود میشود. عملکرد AMG One از سرعت صفر تا ۲۰۰ کیلومتربرساعت خیرهکننده است. درحقیقت، محصول جذاب مرسدس ۱.۲ ثانیه از پورشه 918 اسپایدر و ۰.۵ ثانیه هم از بوگاتی شیرون، عملکرد بهتری دارد.
هنسی ونوم جی تی

قدرت: ۱۲۴۴ اسببخار
قیمت: ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۳
تیونر آمریکایی هنسی (Hennessey) سالها است که محصولات سفارشی از برندهای فورد، جیپ، شورولت، فراری، پورشه و مکلارن عرضه میکند. پس از تجربهی موفق تولید نمونهی قدرتمند دوج وایپر با کد ونوم 650R، هنسی لوتوس اگزیج و الیز را برای پروژهی بعدی انتخاب کرد. ونوم جی تی (Venom GT) از شاسی لوتوس استفاده میکند، اما در بخش قوای فنی، تفاوت زیادی وجود دارد. تیم مهندسی هنسی پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۷ لیتری جنرال موتورز کد LSX را درکنار دو توربوشارژر قرار داد تا بیش از ۱۲۰۰ اسببخار قدرت و ۱۵۶۶ نیوتنمتر گشتاور به لوتوس آمریکاییشده تقدیم شود. البته میتوان نهایت قدرت ونوم جی تی را در سه سطح ۸۰۰ و ۱۰۰۰ و ۱۲۴۴ اسببخار تنظیم کرد. هنسی ونوم جی تی جزو خودروهای تولیدی رسمی محسوب نمیشود؛ درواقع در کارت مشخصات این مدل، نام لوتوس اگزیج ثبت شده است، بنابراین بسیاری از افراد، محصول قدرتمند هنسی را عضو شایستهای برای باشگاه ۱۰۰۰ اسببخاریها نمیشناسند. علاوهبر این، با وجود ثبت رکورد نهایت سرعت ۴۳۵.۳۱ کیلومتربرساعت، هنسی ونوم جی تی در گینس جایگاهی ندارد؛ از این مدل تنها ۷ دستگاه کوپه و ۶ دستگاه اسپایدر عرضه شده است. ونوم جی تی تنها در بخش سرعتگیری صفر تا ۳۰۰ کیلومتربرساعت، با زمان ۱۳.۶۳ ثانیه در گینس شناخته شده است. هنسی برای جایگزین ونوم جی تی برنامهی دیگری دارد؛ این مدل که با نام ونوم F5 معرفی شده است، کاملاً از پایه و بدون استفاده از شاسی خودروی دیگر، مستقل ساخته خواهد شد.
SS Ultimate Aero XT

قدرت: ۱۳۰۰ اسببخار
قیمت: ۷۴۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۳
شرکت شلبی سوپرکارز که سپس به SSC تغییر نام داد، خالق سریعترین خودروی جهان در دههی ۲۰۰۰ است. اولین برنامههای تولید ابرخودروی SSC Aero سال ۲۰۰۴ آغاز و پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۶.۲ لیتری شورولت کوروت C5R مجهز به سوپرشارژر با قدرت ۷۸۲ اسببخار، انتخاب شد. مهندسهای SSC با تقویت و ارتقاء قطعات مختلف و افزایش ۱۰۰ سیسی حجم پیشرانه، قدرت را به ۹۰۸ اسببخار در سال ۲۰۰۵ رساندند. سال ۲۰۰۶ قدرت به ۱۰۴۶ و سال ۲۰۰۷ به ۱۱۸۳ اسببخار رسید تا رکورد سریعترین خودروی دهه ۲۰۰۰ جهان در گینس بهنام SSC Ultimate Aero TT با سرعت ۴۱۲.۲۱ کیلومتربرساعت ثبت شود. اواسط سال ۲۰۰۸ بود که SSC از مدل Aero TT با پیشرانهی V8 و دو توربوشارژر رونمایی کرد؛ یک سال بعد قدرت نهایی به ۱۲۸۷ اسببخار رسید. بهعنوان آخرین محصول سری آئرو، سال ۲۰۱۳ مدل Ultimate Aero XT با قدرت ۱۳۰۰ اسببخار و ظرفیت تولید پنج دستگاه معرفی شد. این مدل از پیشرانهی ۶.۹ لیتری V8 و دو توربوشارژر استفاده میکرد که حتی در سرعت ۳۰۵ کیلومتربرساعت و چرخها هرزگردی داشتند. هیچکدام از سری خودروهای SSC Aero به تجهیزات کمکرانندهی مدرن، مثل ترمزضدقفل (ABS) یا کنترل کشش مجهز نبودند.
نیو EP9

قدرت: ۱۳۶۰ اسببخار
قیمت: ۱ میلیون و ۴۸۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۶
برند چینی نیو (NIO) سال ۲۰۱۴ با سرمایهگذاری چند شرکت از آمریکا، چین، سنگاپور و بریتانیا شکل گرفت. با هدف تولید خودروهای برقی و توسعهی فناوری خودران، نیو علاوهبر شرکت در مسابقات فرمول E، ابرخودروی EP9 را هم تولید کرد. در نیو EP9 که تنها برای رانندگی در پیست تولید شده است، هر چرخ از موتوربرقی و جعبهدندهی مستقل استفاده میکند؛ در هر چرخ بیش از ۳۳۵ اسببخار قدرت تولید میشود تا درمجموع، ۱۳۶۰ در واحد PS و ۱۳۴۱ اسببخار یا دقیقا ۱ مگاوات توان دراختیار راننده باشد. سیستم انتقال قدرت EP9 درکنار توزیع گشتاور پیشرفته، هم در حالت تمام چرخ محرک و هم هرچرخ محرک مستقل تنظیم میشود. طراحی آیرودینامیک و بالههای هوشمندِ فعال، تولید داونفروس تا ۲.۶ تُن در سرعت ۲۴۰ کیلومتربرساعت را تضمین میکنند که نزدیک به عملکرد خودروهای فرمول یک است. نیو EP9 باتوجه به قوای فنی قدرتمند، مأموریت اصلیاش را با موفقیت بهپایان رساند؛ ثبت رکوردهای جدید و زمانهای سریع در مشهورترین پیستهای جهان، مثل نوربرگرینگ آلمان و پاول ریکارد فرانسه و COTA آمریکا و توسعهی خودروی فرمول E از جمله خروجیهای این ابرخودرو برای شرکت نیو بوده است. تا امروز ۶ دستگاه از نیو EP9 تولید و با قیمت ۱.۲ میلیون دلار به سرمایهگذاران شرکت فروخته شده است. مدیران ارشد نیو قول دادهاند که ۱۰ دستگاه دیگر از EP9 با قیمت پایه نزدیک به ۱.۵ میلیون دلار برای فروش جهانی تولید شود.
بوگاتی شیرون

قدرت: ۱۴۷۹ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۷
شیرون یک هایپرکار موتورمیانی دو سرنشینه است که توسط خودروساز فرانسوی بوگاتی بهعنوان جایگزین مدل ویرون در نمایشگاه خودروی ژنو ۲۰۱۶ رونمایی شد. این ابرخودروی متفاوت بهیاد لوئیس شیرون، رانندهی مسابقهی مشهور اهل موناکو نامگذاری شده است. نهایت قدرت شیرون ۱۴۷۹ اسببخار معادل ۱۵۰۰ فردشتاکه یا PS در دورموتور ۶۷۰۰ از پیشرانهی ۱۶ سیلندر W شکل ۸ لیتری فولکس واگن با چهار توربوشارژر بزرگتر از مدل ویرون تولید میشود. سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت حدود ۲.۵ ثانیه و نهایت سرعت محدودشده به ۴۲۰ کیلومتربرساعت از ویژگیها برجستهی شیرون است؛ اما این مدل با تمام خودروهای این فهرست تفاوت دارد. نکتهی مهم در مهندسی بوگاتی شیرون این است که تمام قدرت و گشتاور خارقالعاده، درنهایت راحتی در اختیار راننده قرار میگیرد. برخلاف بیشتر سوپر اسپرتهای و هایپرکارهای برندهای دیگر که بسیار تهاجمی هستند و رانندگی با آنها در هر سرعتی نیازمند تمرکز بالا است، شیرون در کمال آرامش با راننده ارتباط برقرار میکند. بوگاتی شیرون در نامناسبترین جادهها هم تجهیزات لازم برای ایجاد سواری راحت را دارد و درعین فروتنی، خودنمایی هم میکند. بسیاری از طرفداران و کارشناسان دنیای خودرو، ویرون و شیرون را بهدلیل این رویکرد نقد میکنند. درواقع آنها معتقد هستند که یک ابرخودرو باید پر سروصدا، تهاجمی، هیجانانگیز و رانندگی با آن همانند کشتی گرفتن باشد. بوگاتی شیرون علاوهبر پایان دادن به دوران هایپرکارهای دههی ۲۰۰۰، بنیانگذار عصر جدید مگاخودروها خواهد بود. تک تک قطعات موجود در این خودرو، از چراغهای جذاب با طراحی تهاجمی LED جلو تا سیستم پیچیدهی خنککننده، ترمزهای بزرگ و بالهی غول پیکر عقب همه مسئولیتی مهم برعهده دارند. مأموریت شیرون رسیدن به سرعت بالای ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت بدون هیایو و شلوغ کاری است.
کونیگزگ رگرا

قدرت: ۱۵۰۰ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۲ میلیون دلار
محصول سال ۲۰۱۶
شرکت سوئدی کونیگزگ یکی از موفقترین تولیدکنندههای برزگ ابرخودروهای قدرتمند است. از زمانیکه تیم مهندسی این برند پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۵ لیتری توربوشارژ اختصاصی کونیگزگ را تولید کرد، محصولات متنوع با نظارت کریستین فُن کونیگزگ به خط تولید رسیدند. مدل رگرا (با تلفظ صحیح سوئدی رگیرا بهمعنی سلطنت) اولین محصول کونیگزگ با فناوری هیبرید و سیستم انتقال قدرت KDD است که برخلاف مدل جدید یکسو (Jesko)، یک گرندتورر پرقدرت برای جادههای شهری است. مجموعه قوای فنی رگرا ۱۵۰۰ اسببخار قدرت و ۲۰۰۰ نیوتنمتر گشتاور تولید میکند؛ ۱۱۰۰ اسببخار بهصورت مستقیم از پیشرانهی بنزینی میرسد و ۷۰۰ اسببخار هم سهم سه موتور برقی برند بریتانیایی یاسا (YASA) است. انرژی مورد نیاز موتورهای برقی ازطریق پک باتری ۴.۵ کیلوولت ساعتی ۸۰۰ ولتی ساخت شرکت ریمک با وزن ۷۵ کیلوگرم تأمین میشود. یکی از مهمترین ویژگیهای رگرا، سیستم KDD است؛ فناوری KDD علاوهبر کاهش وزن به ۱۵۹۰ کیلوگرم که بسیار کمتر از ۱۹۹۵ کیلوگرم بوگاتی شیرون است، نیاز به جعبهدنده را رفع میکند تا انتقال قدرت تنها در یک دنده مثل خودروهای تمام برقی انجام شود. کونیگزگ رگرا با نهایت سرعت محدود شده به ۴۱۰ کیلومتربرساعت، در زمان ۲.۸ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد؛ تنها ۱۰.۹ ثانیه نیاز است تا این ابرخودروی سوئدی به سرعت ۳۰۰ کیلومتربرساعت برسد. ظرفیت تولید کونیگزگ رگرا به ۸۰ دستگاه که کاملاً پیشفروش شده، محدود است؛ تا پایان سال ۲۰۱۸، کونیگزگ ۲۰ دستگاه رگرا تحویل مشتریها داد.
واینِک کوبرا

قدرت: ۱۶۰۰ اسببخار
قیمت: ۵۴۵ هزار یورو
محصول سال ۲۰۱۶
نمونههای کپی و تیونینگ مختلفی از شلبی کوبرا (Cobra) در طول سالهای گذشته تولید شده اما مدل ۱۶۰۰ اسببخاری (۷۰۰۰ دوربردقیقه) شرکت آلمانی واینک (Weineck Engineering) بسیار متفاوت است. تنها شباهت محصول واینک با نمونهی اصلی کلاسیک شلبی کوبرا محصول دههی ۱۹۶۰، نداشتن سقف و دو صندلی و اگر دریچهی هوای بزرگ را درنظر نگیریم، شکل کلی بدنه است؛ زیر کاپوت، پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل با حجم باورنکردنی ۱۶ لیتر قرار دارد. اولین مدلهای تولیدی واینک در سال ۲۰۰۶ به پیشرانهی ۱۳ لیتری و قدرت ۱۲۰۰ اسببخار مجهز بودند، اما پس از ۱۰ سال تلاش و مهندسی دقیق، مدل جدید با افزایش حجم پیشرانه تا ۱۶۰۰ اسببخار قدرت دریافت کرد. این نکته را باید درنظر گرفت که واینک به تنفس طبیعی قوای فنی وفادار است و در کوبرای آلمانی، خبری از توربوشارژر و سوپرشارژر نیست. پیشرانهی بزرگ واینک کوبرا تا ۹۵۰۰ دوربرقیقه کار میکند تا سرعتگیری از حالت سکون تا ۳۰۰ کیلومتربرساعت، کمتر از ۱۰ ثانیه انجام شود. کوبرای آلمانیها را باید یک خودروی درگ قدرتمند با مجوز تردد جادهای توصیف کرد. این مدل خواستنی و ترسناک با قیمت پایه ۵۴۵,۰۰۰ یورو (حدود ۶۱۳,۰۰۰ دلار)، عرضه میشود.
هنسی ونوم F5

قدرت: ۱۶۰۰ اسببخار
قیمت مدل پایه: ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۱۹
محصول جدید هنسی قرار است سرعت ۴۲۰ تا ۵۱۲ کیلومتربرساعت تورنادو در مقیاس F5 فوجیتا را به خودروسازی وارد کند. Venom F5 اولین خودروی هنسی خواهد بود که بدون تکیه بر شاسی مدلهای دیگر ساخته میشود؛ تیم مهندسی این برند آمریکایی شاسی، بدنه، پیشرانه، سیستم اگزوز و بسیاری از قطعات دیگر را طراحی میکند و در بخشهای مختلف از محصولات برندهای دیگر استفاده میشود. ونوم F5 اولینبار در نمایشگاه سِما ۲۰۱۷ با وعدهی عصر جدید ابرخودروهای آمریکایی، رونمایی شد؛ پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۷.۶ لیتری با دو توربوشارژر بزرگ، ۱۶۰۰ اسببخار قدرت و ۱۷۶۳ نیوتنمتر گشتاور در اختیار طوفان وحشی هنسی قرار میدهد. مدیران ارشد هنسی وعدههای بزرگی از عملکرد ونوم F5 دادهاند؛ سرعتگیری تا سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت کمتر از ۳ ثانیه، تا ۳۰۰ کیلومتربرساعت زیر ۱۰ ثانیه و تا ۴۰۰ کیلومتربرساعت حدود ۲۰ ثانیه. علاوهبر این، نهایت سرعت ابرخودروی جدید هنسی که تا پایان سال ۲۰۱۹ رونمایی میشود، ۴۸۴ کیلومتربرساعت اعلام شده است. هنسی ونوم F5 تنها در ۲۴ دستگاه تولید میشود.
پینینفارینا باتیستا

قدرت: ۱۹۰۰ اسببخار
قیمت مدل پایه: مشخص نیست
محصول سال ۲۰۲۰
دفتر اصلی خودروسازی پینینفارینا (Automobili Pininfarina) سال ۲۰۱۸ در آلمان افتتاح شد؛ این برند نوپا، زیرمجموعهی گروه هندی ماهیندرا (Mahindra) است که با استودیوی طراحی پینینفارینا ایتالیا هم بهصورت مستقیم ارتباط دارد. اولین محصول پینینفارینا، ابرخودروی تمام برقی باتیستا (Batista) است که مدتی پیش درنمایشگاه خودرو ژنو ۲۰۱۹ رونمایی شد. باتیستا به پک باتری ۱۲۰ کیلوولت ساعت ساخت ریمک و چهار موتور برقی مستقل در هر چرخ با مجموع قدرت ۱۹۰۰ اسببخار و گشتاور ۲۳۰۰ نیوتنمتر مجهز است. ریمک شریک رسمی پینینفارینا است و بههمین خاطر، تقریبا نیمی از قطعات برقی باتیستا با مدل C Two مشترک خواهد بود. خودروسازی پینینفارینا بیش از ۲۰ میلیون یورو در استودیوی طراحی پینینفارینا ایتالیا سرمایهگذاری کرده است؛ باتیستا اولین محصول این سرمایهگذاری و بهعنوان قدرتمندترین خودروی جادهای تاریخ ایتالیا، در کمتر از ۲ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد. براساس گفتههای مدیران ارشد پینینفارینا، ابرخودروی باتیستا بیش از ۳۵۰ کیلومتربرساعت سرعت میگیرد؛ فروش پینینفارینا باتیستا با ظرفیت تولید ۱۵۰ دستگاه، از سال ۲۰۲۰ آغاز خواهد شد. ۴۰ درصد از ظرفیت تولید این ابرخودرو پیش از رونمایی رسمی در ژنو، رزرو شده بود.
ریمک C Two

قدرت: ۱۹۱۴
قیمت مدل پایه: ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار
محصول سال ۲۰۲۰
سردستهی باشگاه ابرخودروهای ۱۰۰۰ اسب بخاری جذاب، مدل تمام برقی ریمک C Two است. برند ریمک واقع در کرواسی پیش از این ۸ دستگاه از مدل C One را با قیمت ۱ میلیون دلار عرضه کرده بود؛ اولین محصول ریمک ۱۲۲۴ اسببخار قدرت داشت و در ۲.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسید. مهندسهای ریمک برای دومین ابرخودروی شرکت، بیش از ۱۹۰۰ اسببخار قدرت درنظر گرفتهاند. C Two تنها ابرخودروی جهان خواهد بود که با آلایندگی صفر، در زمان ۱.۸۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد. نهایت سرعت این مدل که فروشش با ظرفیت تولید ۱۵۰ دستگاه از سال ۲۰۲۰ آغاز میشود، ۴۱۵ کیلومتربرساعت اعلام شده است. از ویژگیهای جالب ریمک C Two ظرفیت پیمایش و تجهیز به فناوری خودران سطح ۴ است؛ براساس استانداردهای جدید مصرف سوخت WLTP اروپا، این خودروی برقی قدرتمند با هر بار شارژ (۸۰ درصد شارژ، کمتر از ۳۰ دقیقه) حدود ۵۵۰ کیلومتر مسافت را طی خواهد کرد.
به نظر شما در زمینه سرعت شارژ شدن دستگاه، هواوی پی 30 پرو در مقابل سامسونگ گلکسی اس 10 پلاس چه خواهد کرد؟
با در نظر داشتن شارژدهی مناسب و سرعت شارژ شدن مجدد دستگاه، که یکی از پیشنیازهای مهم در خرید پرچمدارهای کنونی بهحساب میآید، به سراغ مقایسه هواوی پی 30 پرو با سامسونگ گلکسی اس ۱۰ پلاسمیرویم. پرچمدار تازهنفس سامسونگ با باتری حجیم ۴,۱۰۰ میلیآمپرساعتی عرضه شده و مدعی است با چنین ظرفیتی، گلکسی اس ۱۰ پلاس کاربر را تمام روز همراهی خواهد کرد. در سوی دیگر گوشی هوشمندی با پردازندهی بهینهی ۷ نانومتری و نمایشگر +FHD و صدالبته باتری با ظرفیت ۴,۲۰۰ میلیآمپرساعتی، احتمالا شارژدهی بسیار مناسبی نیز خواهد داشت؛ بهویژه اگر این دستگاه یکی دیگر از پرچمداران هواوی باشد.
گلکسی اس ۱۰ پلاس با فناوری Fast Wireless Charging 2.0 و شارژر ۱۵ واتی دراختیار کاربر قرار میگیرد. شارژر پی ۳۰ پرو موسوم به SuperCharge نیز فوقالعاده سریع است. این شارژر در بیشترین حالت با نرخ بسیار عالی ۴۰ واتی دستگاه را شارژ میکند. در این مقایسه هر دو دستگاه در حالت صفر درصد باتری قرار دارند. با اتصال برق و رسیدن به ۲ درصد باتری، دستگاه روشن میشود. برای اینکه عوامل جانبی تاثیر منفی در شارژ نداشته باشد، پس از روشن شدن دستگاه تمامی راههای ارتباطی هر دو دستگاه اعم از وایفای، لوکیشن و بلوتوث را خاموش کردیم. در ادامه همراه باشید تا ببینیم هر کدام از دستگاهها با چه سرعتی شارژ میشود و برنده این رقابت کدام دستگاه است؟
.: Weblog Themes By Pichak :.
