مهمترین بخش جزیره، 288 موآی نیم تنه دارد که بر روی سکوهای عظیمی بنام آهو ایستاده اند فاصله این سکوها از هم حدود نیم مایل است که یک نوار تقریبا سراسری به دور جزیره به وجود آورده اند.




دستگاه های الکترونیکی قابل حملPortable Electronic Device (PED)) امروز جزء لاینفکی از زندگی انسان شده اند، این وسایل که از آن ها به ابزارهای الکترونیک شخصی(Consumer Electronics) نیز تعبیر می شود در چند دهه اخیر تغییرات جدی و بنیادینی بر سبک زندگی افراد جوامع مختلف تحمیل کرده اند.
به هر وسیله الکترونیکی غیر ثابت و یا بی سیم که یک یا چند قابلیت از جمله ضبط کردن، ذخیره، دریافت، پردازش، مدیریت و انتقال داده، ویدئو، صوت و یا تصویر داشته باشد را دستگاه الکترونیکی قابل حمل گفته می شود. این تعریف لپتاپ ها، سیستم های ارتباطی متحرک (MOBILE COMMUNICATION SYSTEMS) و تکنولوژی های هوشمند(SMART TECHNOLOGIES) نظیر تلفن های موبایل، اسمارت فون ها (smartphones) و پیجر ها، سیستم های سرگرمی دستی(HANDHELD ENTERTAINMENT SYSTEMS) همچون بازی های رایانه ای و سی دی پلیر ها، دوربین-های دیجیتال، پخش کننده های رسانه(Media Players) همچون ام پی تری پلیر (Player MP3)، دستگاه های ضبط صوت و یا تصویر، ماشین حساب ها، کارت های حافظه، سی دی و دی وی دی ها، و تجهیزات GPS را شامل شده اما به آن ها محدود نمی شود، در سال های اخیر تبلت ها در کنار سایر ابزارهای نوین الکترونیکی به این تقسیم بندی اضافه شده اند.


ابزارهای الکترونیک شخصی دامنه ی گسترده تری را به نسبت دستگاه های قابل حمل شامل می شوند، این ابزارها شامل تمام تجهیزاتی هستند که به شکل روزانه و به منظور سرگرمی، ارتباطات و امور اداری مورد استفاده قرار می گیرند. در ابتدای قرن بیستم دستگاه پخش رادیو اصلی ترین محصول مصرف کننده(Consumer Product) یا همان ابزار الکترونیک شخصی بود. کامپیوترهای شخصی و تلویزیون ها نیز جزء ابزارهای مشتری قرار می گیرند.

نمایشگاه بین المللی ابزارهای الکترونیک شخصی(International CES (Consumer Electronics Show)) هر ساله علاقمندان بسیاری را برای بازدید از جدیدترین دستگاه های الکترونیکی به لاس وگاس می کشاند. این نمایشگاه با قدمتی نزدیک به نیم قرن تاریخچه شکل گیری، رشد و توسعه ابزارهای شخصی را نشان می دهد.


تا اواسط دهه 1990 میلادی ابزارهای الکترونیک شخصی به کامپیوتر ها محدود می شدند، اما با ورود سی دی ها و بازی های رایانه ای جهش این صنعت آغاز شد، پس از آن کمپانی ها و شرکت های کامپیوتری و الکترونیکی به سمت گسترش و توسعه ابزارهای شخصی و تصرف بازار آن حرکت کردند. در کنار ارائه ی نمونه های لوکس در تعداد بسیار محدود از دستگاه ها نظیر گوشی های موبایل الماس نشان، نزدیک به یک دهه شرکت ها برای رقابت در عرصه دستگاه های الکترونیکی قابل حمل بر روی تغییر شکل و اندازه ی آن ها تمرکز کردند، به عنوان مثال گوشی های موبایل به مرور زمان کوچک تر و سبک تر شدند، و یا تلویوزیون ها و مانیتورها باریک تر شدند.


گوشی های جواهر نشان هدست جواهر نشان

مانیتور سه بعدی خمیده که برای بازی طراحی شده است.

مانیتور شفاف
در سال های اخیر ورود فناوری های نوین در کنار توجه به علومی همچون هوش مصنوعی صنعت ابزارهای الکترونیک را وارد مرحله ی جدیدی کرده است. به عنوان مثال بیل گیتس در سال 2009 در نمایشگاه بین المللی ابزارهای الکترونیک شخصی یک دستگاه "هدایتگر همراه" را معرفی کرد، به این ترتیب که هنگامی دستگاه به سمت شخص و یا مکانی گرفته شود اطلاعاتی پیرامون فرد و یا مکان نشان می دهد، پیشتر این دستگاه را تنها در فیلم های علمی – تخیلی و در دست ماموران امنیتی می شد رؤیت کرد.


دستگاه درباره ی فرد اطلاعاتی را نمایش می دهد.



دستگاه درباره سالن نمایش اطلاعاتی را نشان داده و حتی می تواند بگوید چه صندلی هایی برای رزرو خالی است.
رشد و توسعه ابزارهای شخصی به قدری سریع بوده که انسان حتی فرصت دسته بندی و تعریف دقیق آن ها را نیز نداشته است، این تجهیزات از یک طرف دستگاه الکترونیکی قابل حمل(PED) هستند، و از طرف دیگر یک ابزار الکترونیکی مصرف کننده(CE)، برخی از آن ها نیز جزء دستیاران دیجیتال شخصی(PDA) دسته بندی می شوند.
به عنوان مثال یک دستگاه ام پی تری پلیر هم یک پخش کننده ی رسانه(Media Players) است و هم یک سیستم سرگرمی دستی(HANDHELD ENTERTAINMENT SYSTEMS). فارغ از دسته بندی های متنوعی که بسته به سخت افزار و نرم افزار به کاررفته، کارکردها و کاربرد ها و حوزه ی مورد استفاده برای این ابزارها مورد استفاده قرار می گیرد یک اصل کلی درباره ی همه آن ها وجود دارد، این محصولات مبتنی بر تکنولوژی های دیجیتال بوجود آمده و به شکل وسیعی با صنعت کامپیوتر درآمیخته شده اند، این در آمیختگی به مصرف کننده سازی کردن فناوری اطلاعات(consumerization of information technology) اشاره دارد.
مصرف کننده سازی (consumerization) واژه ی جدیدی است که از سال 2004 مورد استفاده قرار می گیرد، این واژه برای بیان روند حرکت فناوری اطلاعات به سمت بازار مصرف کننده در ابتدا و سپس گسترش پیدا کردن به سمت کسب و کار به کار می رود، به این معنا که محصولات ابتدا برای مشتریان ساخته می شوند و پس از آن نمونه های کاربردی آن ها برای تجارت، صنعت و ... ایجاد می شود.

در کنار مواردی که اشاره شد، اکثر ابزارها در طبقه بندی نسبتا جدیدی به نام گجت ها(Gadget – تلفظ درست واژه Gadget بگونه Gaje است، T خوانده نمیشود و G هم J خوانده میشود) قرار داده می شوند. واژه گجت از قرن 19 میلادی وارد فرهنگ لغات شده است اما در قرن بیست و یک کاربردی و متداول گشته است. یک گجت ابزار کوچک نوینی است که عملکردی به خصوص دارد، یک دستگاه یا ابداع مکانیکی، هر شی فردی هوشمند را گجت گویند. به عبارت دیگر به وسائل و تجهیزات کوچک و نوینی که در آن ها فناوری جدیدی به کار رفته باشد، گجت گویند. تبلت، تلفن هوشمند، مسواک برقی، چمن زن خودکار، پخش کننده ی ام پی تری و مانند اینها نمونه هایی از گجت ها هستند. گجت ها که در فارسی به آن ها ابزارک گفته می شود، دو نوع نرم افزاری و سخت افزاری دارند. گجت های نرم افزاری برنامه های کاربردی سبکی مستقلی هستند که بر روی پلت فرم های نرم افزاری مختلف قابلیت اجرا دارند. گجت ها نیازهای متفاوتی از انسان را پوشش می دهند.


به گجت های نرم افزاری ویجت(Widget) نیز گفته می شود. ویجت ها نمادهای گرافیکی برقرار کننده ی تعامل بین انسان و کامپیوتر هستند (نظیر نوار اسکرول، دکمه و ...)، به برنامه های کوچکی که عملکرد نمادهای گرافیکی را تعریف می کند نیز ویجت گفته می شود.


گجت های دسکتاپ
ویجت ها اطلاعات مختلفی را به کاربر نشان داده و پذیرای دستورات وی هستند. ویجت ها یکسری آیکون، فهرست اعمال، دکمه های فعال سازی، کادرهای انتخاب و فرم هایی دارند که کاربر از طریق آن ها نظراتش را اعمال می کند. ویجت ها دو نوع اینترنتی و یا دسکتاپ را شامل می شوند. ویجت اینترنتی کدهای سبکی هستند که برای نمایش تبلیغات، آب و هوا، خوراک خوان(RSS Reader) و مانند این ها به کار می روند. ویجت های دسکتاپ نیز اطلاعات گوناگونی از قبیل تقویم، ساعت و یا درجه حرارت سخت افزارهای سیستم را در اختیار کاربر قرار می دهند، همچنین امکان یادداشت نویسی، نمایش عکس و انجام بازی های سبک و سریع و امثالهم را برای او فراهم می کنند.

امروز بیشتر شرکت های الکترونیکی و کامپیوتری به سمت ساخت گجت هایی که نیازهای متنوع تری از انسان را پوشش دهد، روی آورده اند، در کنار این موارد بسیاری از کسب و کارها، سازمان ها، موسسات، صاحبان سایت ها و تمام کسانی که از طریق تکنولوژی ارتباطات می توانند با مشتریان خود تعامل داشته باشند ساخت گجت های نرم افزاری و ویجت ها را در دستور کار دارند، در نتیجه روز به روز بر تنوع گجت ها افزوده می شود.



گجت ها امکانات و قابلیت هایی را برای انسان فراهم می کنند که پیش از این تنها به شکل تخیل و رؤیا بودند، به عنوان مثال هم اکنون کمپانی های اپل و گوگل به شکل جداگانه بر روی کامپیوترهایی کار می کنند که بتوان آن ها را پوشید. از گجت های پوشیدنی به عنوان نسل جدید گجت ها نام برده می شود. عینک گوگل نام پروژه ای است که قرار است به زودی عملیاتی شود. با استفاده از این گجت که امکان اتصال به تلفن همراه و اینترنت را دارد می توان پیام ها را چک کرد، از آب و هوا اطلاع پیدا کرده و نقشه را بازبینی نمود. همچنین محققان کانادایی بر روی پروژه ای فعالیت می کنند که به گجت ها امکان می-دهد صاحب خود را از طریق ضربان قلب وی تشخصی دهند.



نمای دید کاربر از برنامههای عینک گوگل
تا اینجای کار همه چیز خوب است، فناوری هر روز زندگی انسان را راحت تر کرده و امکانات متنوعی را برای او فراهم می کند. اما همه چیز به اینجا محدود نمی شود. هنگامی که ابزارهای الکترونیکی شخصی، دستگاه های قابل حمل و در کل گجت ها وارد زندگی فرد شده و جایگاه مشخص و ثابتی برای خود پیدا کنند زندگی وی را دچار یک تغییر بنیادین خواهند کرد و این تغییر چیزی نیست جز "مجازی شدن"(virtualization).

تمام دستگاه های شخصی و برنامه های کاربردی باعث می شوند انسان زمان بیشتری را در جهان مجازی سپری کند و مشخص است که حضور در جهان مجازی برابر است با عدم حضور در جهان واقعی. ورود سخت افزارها و ابزارهای تکنولوژیک جدید که برای مجازی شدن بیشترِ زندگی انسان شکل گرفته اند و همه گیر شدن استفاده از آن ها تبعات و تغییرات متنوع و گوناگونی را بر زندگی انسان تحمیل کرده است. به عنوان مثال با استفاده از گجت ها ارتباطات انسان سهل تر، سریع تر و کم هزینه شده است اما به موازات آن دیجیتالی شده و احساس در آن جای ندارد. در کنار تمام موهبت هایی که فضای مجازی برای انسان داشته است وابستگی وی به آن ها باعث کمرنگ شدن ارتباطات واقعی و برهم خوردن تعادل و نظم خانواده ها و جوامع شده است.
انسان ها در کنار یکدیگر نیز ترجیح می دهند آنلاین باشند و این پدیده در میان نوجوانان و جوانان بیشتر است. این ابزارها ارتباط رو در رو و فیزیکی انسان ها را کاهش داده اند، افراد کمتر به دیدار دوستان و بستگان خود می روند و به جای آن به صورت آنلاین و یا ارسال کامنت و گذاشتن پیام با آن ها ارتباط برقرار می کنند، کمتر با اعضای خانواده خود صحبت می کنند و همچنین هنگامی که در کنار اعضای خانواده خود هستند کارها و فعالیت های خود را از طریق ابزارهای ارتباطی پیگیری می کنند، در نتیجه روابط و احساسات افراد به مرور زمان به سردی می گراید.


همچنین استفاده ی مفرط از ابزارهای الکترونیکی باعث تشدید اضطراب و ناراحتی های روحی انسان شهرنشین شده است، به طوریکه دانشمندان یکی از عوامل کاهش استرس حتی در کودکان را استفاده ی به اندازه و درست از وسائل الکترونیکی شخصی می دانند.

از دیگر پیامدهای منفی استفاده بیش از حد از گجت ها لو رفتن اطلاعات شخصی و برهم خوردن امنیت شخصی فرد است و چون اکثر گجت ها قابل حمل بوده و ساعات زیادی از روز مورد استفاده قرار می گیرند اطلاعات جاسوسی شده توسط آن ها کاربردی تر، عمیق تر و حساس تر خواهد بود چرا که لحظه لحظه ی زندگی فرد را پوشش می دهد. گجت های جاسوس(Spy Gadgets) دسته ی شناخته شده ای از گجت ها هستند که به لحاظ کوچک و بعضاً ریز بودن آن ها امکان شناسایی شان کمتر است.

شخصی سازی ابزارهای الکترونیکی فردگرائی(Individualism) را در افراد یک جامعه افزایش خواهد داد، جامعه ای که افرادش در طول روز از گجت های شخصی خود استفاده کرده و روزشان را با انواع و اقسام این ابزارها سپری می کنند انسجام و هم بستگی خود را از دست خواهد داد چرا که اعضای آن به تنهایی شان در میان انبوه گجت ها خو کرده و تفرد را برگذیده اند. بیشتر افراد تصور می کنند استفاده از ابزارها و فناوری های ارتباطی دامنه روابط اجتماعی آن ها را گسترش داده و ارتباطاتشان را بیشتر کرده است در حالیکه در واقعیت آن ها در پشت سیستم و یا گجت خود تنها هستند. ارتباط مجازی هیچ گاه جای ارتباط فیزیکی را نخواهد گرفت، ساده ترین مثال برای این موضوع نیاز انسان به بودن یک دست نوازشگر در هنگام ترس، ناامیدی و ناراحتی است، ارتباط مجازی حتی به شکل تصویری آن نمی تواند کارکرد یک دست نوازشگر گرم پرمحبت را داشته باشد.

در پایان می توان چنین در نظر گرفت، استفاده ی کنترل نشده از ابزارهای الکترونیکی شخصی انسان را به موجودی مجهز به دستگاه های پیشرفته تبدیل می کند که در عین پیچیدگی تکنولوژیکی در استفاده ساده اند و بی تکلف، اما این سادگی انسان غافل را غافل تر و پیرامون ابعاد زندگی ساده اندیش تر خواهد کرد.
انسان گجتی انسانی است که قدرت تعمل و تفکر خود را نیز از دست داده است چرا که گجت ها برای او محاسبه، جستجو، اندازه گیری، کنترل و بررسی می کنند. علاوه بر اینها وابستگی به گجت های شخصی انسان را از جامعه بی نیاز کرده و روند تقلیل او به یک آواتار مجازی را تسریع خواهد کرد، در این حالت انسان تنها تصور خواهد کرد زندگی شگفت انگیزی مبتنی بر تکنولوژی های پیچیده دارد، در حالیکه در واقعیت چنین نیست.


این روزها گوگل را در هر کاری که مرتبط با دنیای فناوری باشد پیدا می کنید. از ارایه اینترنت یک گیگابیتی گرفته تا اتومبیل های بدون راننده هوشمند، اما این بار گوگل به صورت آزمایشی وارد دنیای جدیدی شده که با کارهای قبلی اش متفاوت است و آن سرویس تحویل خریدهای اینترنتی است. گوگل قصد دارد با این کار بازار خرده فروشی را تغییر دهد و با سرویس جدیدش که Google Shopping Express نام دارد کار تحویل خریدهای اینترنتی را به عهده می گیرد. این بار گوگل را در لباس پستچی می بینید که تلاش می کند خریدهای آنلاین را یک روزه به دست مشتریان برساند. هدف از سرویس جدید گوگل این است که تجربه بهتری از خرید آنلاین به وجود بیاورد. آنها می خواهند خریدهای اینترنتی را در همان روز به دست مشتریان برسانند و هزینه های تحویل را کاهش دهند. گوگل می گوید تا اینجا با چندین فروشگاه بزرگ خرده فروشی به توافق رسیده تا این سرویس را به صورت آزمایشی برای آنها راه اندازی کند. البته همانطور که گفته شد، این سرویس فعلا در مرحله راه اندازی آزمایشی است و خدمات آن فقط به ساکنان منطقه محدودی از سانفرانسیسکو ارایه می شود. اما اگر Google Shopping Express تجربه موفقی از کار در بیاید، شاید چند سال دیگر آن را به صورت فراگیر هم ببینیم.

با وجود اینکه تعداد تلفن های فروش رفته مجهز به سیستم اندروید بسیار بیشتر از آیفون است، اما در بسیاری اوقات کاربران این سیستم عامل محبوب از تاخیر در ارائه اپلیکیشن های هیجان انگیز برای دستگاهشان دلخور شده اند. اکثر برنامه های مطرح ابتدا برای iOS عرضه شده و سپس برای اندروید به بازار می آیند. برای مثال نسخه اندرویدی اپلیکیشن هایی مانند اینستاگرام یا پینترست، حدود ۱ سال بعد از نسخه iOS آن ها، در اختیار کاربران قرار گرفت.
این اتفاق نشان می دهد که عرضه اپلیکیشن تنها به تعداد کاربران بستگی ندارد و عوامل دیگری نیز باید در تصمیم توسعه دهندگان، دخیل باشد. چندی پیش گروه Flurry، به عنوان محقق و تحلیلگر در زمینه اپلیکیشن تلفن های همراه، گزارشی را منتشر کرد که در آن به دلایل این موضوع پرداخت. بیایید تا نگاهی به این دلایل بیندازیم.
اگر یک برنامه نویس مستقل بخواهد، زندگی راحتی را از این حرفه برای خود رقم بزند، باید هر روز، ۵۰ نسخه از اپلیکیشن خود در هر ساعت، با قیمت ۱ دلار به فروش برساند. در این بین اما گسترش بی وقفه دستگاه ها و هزینه بالای ارائه نسخه های متفاوت، برای توسعه دهندگان هزینه بردار است و شرایط را دشوار می کند.
تعداد بالای دستگاه های اندرویدی، یکی از کابوس های برنامه نویسان به شمار می رود. طبق گفته Flurry ، اگر برنامه نویسی بخواهد ۹۰ درصد دستگاه ها را تحت پوشش اپلیکیشن خود قرار دهد، باید برای ۳۳۱ دستگاه متفاوت، کد نویسی کند.
به نظرتان پوشش ۹۰ درصدی خیلی بلند پروازانه می آید؟ باشد، اگر بخواهیم پوشش را به ۵۰ درصد دستگاه ها کاهش دهیم، توسعه دهنده همچنان مجبور است تا ۱۸ مدل مختلف از دستگاه ها را در برنامه نویسی خود لحاظ نماید. اما مدل دستگاه ها تنها دغدغه موجود نیستند، بلکه هر نسخه متفاوت سیستم عامل نیز برخی تغییرات در کد نویسی را می طلبد.
با توجه به موارد گفته شده، خیلی ساده می توان نتیجه گرفت که آیفون همواره گزینه محبوب تری برای توسعه دهندگان بوده است. تعداد مدل های آیفون به مراتب کمتر از دستگاه های اندرویدی است و نسخه های فعال iOS نیز در مقایسه با اندروید محدود تر هستند.
در واقع تعداد کاربران دستگاه های برخوردار از پلتفرم iOS که فعالانه از اپلیکیشن ها استفاده می کنند، 14 برابر تعداد کاربران فعال در دستگاه های برخوردار از سایر پلتفرم ها است. به عبارت دیگر با مقیاس میزان مصرف، هر کاربر آیفون به میزان ۱۴ کاربر اندروید ارزش دارد.
گروه Flurry حتی برای اطمینان از صحت این نتیجه، بازه مقایسه خود را تنگ تر کرد و تنها کاربران سامسونگ، که دارای محبوبترین تلفن های اندرویدی است، را با کسانی که از آیفون استفاده می کنند مقایسه کرد؛ اما باز هم در این مقایسه ارزش هر کاربر آی او اس از نظر استفاده از اپلیکیشن ها برابر با ۷ دارنده موبایل های سامسونگ تخمین زده شد.
بی شک تولید کنندگان برای رقابت با یکدیگر، سالانه مدل های جدید و متنوعی را روانه بازار می کنند. همانطور که طی دو سال گذشته خانواده ای جدید به نام فبلت ها معرفی شدند، به احتمال زیاد در ادامه نیز شاهد روندی مشابه خواهیم بود؛ این یعنی تنوع گجت ها و تعدد نسخه های سیستم عامل موجود در دست کاربران.
در نهایت گروه Flurry اینگونه نتیجه گیری می کند که دوران ساخت اپلیکیشن توسط توسعه دهندگان مستقل رو به پایان است و آینده این صنعت توسط شرکت های بزرگ طراحی و توسعه رقم خواهد خورد. شرکت هایی که با استفاده از نیروی انسانی متعدد خود می توانند، جوابگوی نیاز کاربران و تلفن های متعددشان باشند.
دو هفته تعطیلات عید، از شیرین ترین روزهای سال است. چه در کنار خانواده باشید، چه به سفر بروید، باز هم زمانی را برای سرگرم شدن با گجت خود خواهید داشت. در مدت تعطیلات نوروز، هر روز با دو بازی همراه شما خواهیم بود. در ادامه مطلب عیدانه بازیار را از دست ندهید.
Ms. Spolsion Man
Spolsion Man یکی از بازی های محبوب ایکس باکس به شمار می رفت که در پی موفقیت آن نسخه بعدی نیز با عنوان Ms. Spolsion Man عرضه شد. اکنون مایکروسافت این بازی محبوب را به دنیای موبایل آورده است. Spolsion Man کاراکتری بود که در اثر یک اشتباه محاسباتی در یک آزمایشگاه، از مواد منفجره به وجود آمده بود. در یک فرآیند اکشن-فکری شما باید به کاراکتر بازی کمک می کردید تا از دست مامورین آزمایشگاه فرار کند. آقای Spolsion سرانجام دستگیر شد، اما در جشنی که به همین مناسبت در آزمایشگاه برپا شد، یک بی احتیاطی کوچک، فاجعه دیگری را رقم زد؛ این بار خانم Spolsion خلق شد تا ماجرا های جدیدی را با خود به همراه آورد. نکته جالب در مورد این بازی، عدم ارائه آن برای ویندوز فون، از جانب مایکروسافت است.
قیمت : ۲.۹۹ دلار / دانلود از اپ استور برای آیفون و آیپد ( با حجم ۴۸۹ مگابایت )
Frontline Commando : D-Day
نبرد نرماندی یکی از خاطره انگیز ترین رخداد های جنگ جهانی دوم بود. اکنون شما این فرصت را دارید تا تاریخ را با گرافیک و کیفیت بالای Glu Games تجربه کنید. رهبری گروهی از سربازان را بر عهده گیرید و نقشی در آزاد سازی فرانسه ایفا کنید. بیش از ۱۴۵ ماموریت در این بازی برای شما در نظر گرفته شده است که در کنار اسلحه هایی که با دقت هرچه تمام تر طراحی شده اند، مجموعه ای بی نظیر را تشکیل داده اند.
قیمت : رایگان / دانلود از گوگل پلی برای اندروید ( با حجم ۲۸۹ مگابایت ) - دانلود از اپ استور برای آیفون و آیپد ( با حجم ۲۹۸ مگابایت )
این بازی به زودی بر روی کافه بازار نیز قرار خواهد گرفت.
اپلیکیشن های واقعیت افزوده همیشه از جذابیت زیادی برخوردار بوده اند و با ساخت گجت هایی مانند عینک گوگل، می توان پیش بینی کرد که آینده درخشانی در انتظار چنین اپلیکیشن هایی باشد. اما فعلا تا زمانی که گجت های کاربردی تر برای برنامه های واقعیت افزوده تولید شود، باید از موبایل ها و تبلت های خود برای بهره بردن از این تکنولوژی، استفاده کنیم. تا کنون اپلیکیشن های متعددی را در رابطه با واقعیت افزوده معرفی کرده ایم، هر کدام از آن ها نقاط ضعف و قوت خود را داشتند، اما اینبار گزینه ای را پیدا کردیم که با جرات می توان آن را یکی از کم نقص ترین برنامه های موجود دانست. بیایید با اپلیکیشن OBOTO بیشتر آشنا شویم. اوگی یک ربات فوق العاده دوست داشتنی است که گجت شما را به عنوان خانه خود برگزیده است. اپلیکیشن عملکرد بسیار ساده ای دارد، با اجرای برنامه، دوربین دستگاه به صورت خودکار فعال شده و محیط اطراف شما را به تصویر می کشد. اکنون باید مکانی را برای فرود اوگی تعیین کنید، حال می توانید دقایق لذت بخشی را کنار اوگی تجربه کنید. با لمس اوگی، وی شکلک های مختلفی برایتان در می آورد و حسابی دلبری می کند. شما همچنین نوار ابزاری نیز در پایین صفحه، جهت کنترل ربات در اختیار دارید، برای مثال می توانید به اوگی بگویید که آهنگ پخش کند. اوگی البته یک موود عصبانی نیز دارد که با انتخاب آن به یک ربات جنگی تبدیل می شود، و می تواند هر چیزی را تخریب کند. برای اینکار تنها کافیست در قسمت کنترل، گزینه موشک را انتخاب کنید و بر روی صفحه، هدف خود را مشخص نمایید، با اعلام دستور شلیک اوگی موشک را پرتاب می کند و هدف مورد نظر شما با افکتی فوق العاده، مانند آنچه در اپلیکیشن Action Movie FX شاهد بودیم، منفجر می شود.
علوم فضایی هر ساله در کشور ما رشد چشمگیری دارد و از پرتاب سفیر امید تا به حال چندین دستاورد بزرگ در صنعت هوایی داشته ایم. سال گذشته نیز از چند کاوشگر فضایی رونمایی شد و همچنین یکی از مهمترین اخبار سال گذشته را می توانیم پرتاب میمون فضا نورد به آسمان بدانیم. به غیر از ایران خبرهای مختلفی نیز از کشورهای دیگر وجود داشت که البته تنها به مهمترین و جتجالی ترین آن ها می پردازیم. امروز مهمترین دستاوردهای ایران و جهان را با هم بررسی می کنیم:
رویدادهای ایرانی
پرتاب میمون فضانورد و بازگشت زنده به زمین
پرتاب اولین میمون فضانورد ایرانی به فضای زیر مداری، سرآغاز گشایش دروازههای فضا به روی دانشمندان کشورمان محسوب میشود. جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور دارنده فناوری فضایی و پیشرو در بین کشورهای اسلامی، بهره برداری صلح آمیز از فضا را به عنوان یک برنامه استراتژیک در نظر گرفته است که ارسال انسان به فضای ماوراء جو گامی محکم و استوار برای نیل به این هدف بزرگ است.

ایده طراحی و ساخت کاوشگرهای بومی به دلیل قابلیتها و کاربردهایی که در دنیا برای این نوع از وسایل نقلیه فضایی مطرح است، از سال ۱۳۸۱ آغاز شد و در مدت زمان کوتاهی موفقیتهای قابل توجهی را به ارمغان آورده است. این کاوشگرها میتوانند به فرای جو و زیر مدار (ارتفاع ۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر) انتقال یابند و به ثبت و یا مخابره دادهها با هدف بررسی خواص اتمسفر و کیهان، آزمایش و صحتسنجی زیرسامانههای فضایی مانند وسایل کنترلی مورد نیاز در ماهوارهها و ماهوارهبرها، سامانههای بازگشت به جو و بازیابی، سامانههای جدایش و از همه مهیجتر، تحقیقات زیست پزشکی فضایی بپردازند. «آفتاب» نخستین میمون فضانورد ایرانی از ماه ها قبل از پرتاب به فضا، تحت مراقبتهای شدید دانشمندان فضایی ایران قرار داشت و مراحل مختلفی را جهت آماده سازی پشت سرگذاشته است. این میمون با کاوشگر پیشگام و به کمک سوخت جامد تا ارتفاع 120 کیلومتری از سطح زمین فاصله گرفت و سپس سالم به زمین برگشت.

در تمامی مراحل پرتاب کاوشگر پیشگام، تصاویر موجود زنده داخل کپسول زیستی، علائم حیاتی موجود زنده شامل ضربان قلب و دیگر دادههای حیاتی و محیطی از کاوشگر مخابره و در جعبه سیاه ثبت شد. این کاوشگر پس از اوجگیری تا ارتفاع ۱۲۰ کیلومتری در بازگشت به زمین بازیابی و موجود زنده در شرایط مناسب و در صحت و سلامت کامل از کپسول خارج و عملیات ریکاوری بر روی آن انجام شد.البته این پیروزی بزرگ ایران به به مذاق دشمنان خوش نیامد و به هر راهی سعی داشتند پیروزی ما را لکه دار کنند. مهمترین شایعاتی که برای آن به وجود آمد عوض شدن میمون بود که البته با ارائه اسناد معتبر از سوی ایران این شایعه آن ها نیز به جایی نرسید.
ماهواره های زهره و ناهید
16 بهمن ماه سا 91، رییس جمهور ضمن بازدید از نمایشگاه تازهترین دستاوردها و فناوریهای فضایی کشور، ساخت و اعزام ماهواره به فضا از مدل مهندسی مخابراتی ناهید و زهره رونمایی کرد. مدل مهندسی ماهواره مخابراتی ناهید در پژوهشکده سامانههای ماهوارهای پژوهشگاه فضایی وابسته به سازمان فضایی ایران با اهدافی از جمله طراحی، ساخت و آزمون مکانیزم بازشوندگی صفحات خورشیدی، طراحی، توسعه و آزمون بخش مخابراتی ارسال و دریافت اطلاعات در باند KU و توسعه و اجرای پروژههای مشترک چند رشتهایی در قالب تیمهای تخصصی به منظور توسعه سیستمهای پیشرفته فضایی ساخته شده است.

ناهید تنها ماهواره ای است که صفحات آن به صورت خورشیدی باز می شود این در حالی است که تاکنون صفحات ماهواره هایی که توسط دانشمندان ایرانی ساخته شده بر روی بدنه آن چسبیده بوده است اما ناهید قابلیت باز شدن صفحات را ممکن خواهد کرد. پیش بینی این است که ماهواره ناهید در ارتفاع 250 کیلومتری حضیض و 370 کیلومتری اوج قرار گیرد.همچنین از آنجا که به دلیل شرایط فعلی امکان استفاده از ماهوارهبرهای خارجی برای ایران مهیا نیست ساخت و طراحی نمونه ماهوارهبرهای مورد نیاز برای پرتاب ماهواره های داخلی در دستور کار قرار گرفته است. دراین راستا هم اکنون ساخت ماهوارهبر سیمرغ و پس از آن ماهوارهبر ققنوس را در برنامه داریم که این ماهوارهبرها محموله های سنگین تری را به فضا پرتاب خواهند کرد.
خبر پرتاب 6 ماهواره در سال 92
رئیس سازمان فضایی سال گذشته گفت :ماهواره ناهید که نخستین بار در کشور بدست محققان و متخصصان داخلی در پژوهشکده سامانه های ماهواره پژوهشگاه فضایی ایران طراحی و ساخته شده، اوابل سال 92 پرتاب خواهد شد.علاوه بر این، ماهواره های فجر، شریف ست، طلوع و ظفر در دستور پرتاب قرار دارند، ضمن آنکه ماهواره آت ست که مراحل نهایی را طی می کند آماده پرتاب می شود. این ماهواره مراحل نهایی تکمیل خود را طی می کند و پیش بینی می شود تا پایان سال آینده به فضا پرتاب شود.
رویداد های خارجی
پرتاب فضاپیمای اختصاصی

در اوایل اکتبر سال 2012 بود که فضاپیمای دراگون که هب عنوان اولین فضاپیمای خصوصی در دنیا شناخته می شود در سومین پروازش تواسنت در ایستگاه فضایی پهلو بگیرد و این اتفاق بزرگی در صنعت فضایی برای شرکت های خصوصی بود. این فضاپیما توسط شرکت اسپیس ایکس طراحی وساخته شد و باعث شد تا ناسا هم مجبور شود روی یک شرکت خصوصی حسابی دیگر باز کند. این شرکت البته پیش از این موشک های مختلف فالکن را طراحی و ساخته بود. این موفقیت باعث شد تا شرکت اسپیس ایکس به دنبال ساخت یک مریخنورد خصوصی نیز بیافتد.
بازنشستگی آخرین شاتل

آخرین جمعه تابستان زمانی بود که "اندور" اخرین شاتل ناسا سوار بر یک بوئینگ 747 برای آخرین بار از میان ابرهای گذشت و دوران بازنشستگی اش را آغاز کرد. این شاتل برای این دوران یک مکان خوب در میان موزه فضایی کالیفرنیا نیز برای خودش پیدا کرده است. این خبر همچنین به عنوان آخرین خبر شاتل ها به حساب نمی آید چرا که پروژه هایی مانند "اسکای لون" و "دریم چیسر" نیز سال گذشته به مرحله های نهایی خود رسیدند این فضاپیماها قرار است با موتورهای خاصی به نا سابر ساخته شوند.
قیافهاش یک جور خاص است. نه خیلی شیک و پیک و عصا قورت داده و نه خیلی ولنگ و واز و بیکلاس! الکی اسپرت نیست. از آنهایی نیست که در چهرهاش ادعا و خودخواهی موج میزند.
بیشتر به آدمهای موذی میخورد. از همانهایی که میدانی یک چیزی در چنته دارند که تو نداری. موجودی است این Cکلاس. وقتی سال 1993 با آن چراغهای مربعیاش روی کار آمد کسی فکرش را نمیکرد که بتواند تا این حد محبوب قلبها شود. نسل بعدیاش در 2000 ترکاند. با چراغهای دایرهای به هم چسبیده گیرایی خاصی داشت. قربانش شوم، مرسدس هم در قسمت مشخصات فنی چیزی کم نگذاشته بود.
با معرفی این خودرو بود که آمارهای مالی مرسدسبنز و در صدر داستان دایملر مدام ارقام مثبت و رو به پیشرفت را نشان میداد. تا اینکه در سال 2007 روند خوب تولید و فروش Cکلاس با رونمایی از مدل W204 تبدیل به روند عالی شد. یک بازگشت باشکوه به چراغهای مکعبی. داستان امروز داستان تقابل نسخههای تقویتشده فیسلیفت 2011 آن است. سوال این است که مرسدسبنز Cکلاس با تیونینگ AMG بهتر است یا Brabus؟
طراحی
قبل از خوردن یک غذا چه جوجه کباب باشد چه اشگنه، این قیافه آن است که اول به چشمتان میآید. سوال آسان است ولی جوابش سخت است. چهره کدام یک زیباتر است؟ ببینید رفقا؛ من یک چیزی میگویم به کسی برنخورد خدایی نکرده. تمام دنیای مرسدسبازی و مرسدسسواری به آن نماد نقرهفام روی کاپوتش است. حتی بزرگترین تیونرها با پرقدرتترین مدلها هم وقتی لوگوی ستارهای را از روی کاپوت و جلو پنجره حذف میکنند انگار تمام مفهوم خودرو را از آن گرفتهاند.
مثلاً همین برابوس بولت. شاید تهاجمیتر و خشنتر باشد ولی بنز نیست. خداییش دروغ میگویم؟ واقعاً معنی آن B بزرگ وسط جلوپنجره چیست؟ یعنی تیونرهایی مثل Wheelsandmore و یا Edo بلد نبودند این کار را کنند؟ فقط کسانی مثل Brabus، Carlsson و Vath هستند که چنین دست گلهایی به آب میدهند.
نخیر قربان! برابوس در این قسمت قبول نمیشود که هیچ یک تجدید هم میزند بر بدن. اما از حق نگذریم خوب توانسته مفهومی سیاه یکدست را در کل خودرو پیاده کند. مخصوصاً وقتی از نوع مات آن استفاده میکند که دیگر حرفی باقی نمیماند. در مقابل Black Series خود جنس است. اصلِ اصل. به همین خاطر است که مرسدس آن را در سایت رسمیاش گذاشته. نشان میدهد که احترام به سنت سرش میشود. خیلی ساده و منطقی از بال عقب و رینگهای عریض به عنوان تنها المانهای اسپرت استفاده کرده است. مثل خیلیهای دیگر. اما انگار نه انگار در دلش غوغایی از اسببخار برپاست.
در بحث طراحی داخلی اصلاً ورق برمیگردد. توقع داریم یک محصول خاص، کابین خاصی هم داشته باشد ولی اینطور نیست. مشکیپوش فقط از صندلیهای اسپرت و غربیلک جنس جیر بهره برده است و لا غیر. در مقابل بولت کاملاً میدانسته چطور هیجان را به رگ و پی راننده تزریق کند.
امکانات
میدانید فرق مشکیپوش و بولت در چیست؟ ایامجی یک سفینه ساخته و برابوس یک موشک. قاعدتاً سفینهها به لحاظ امکانات در سطح بالاتری هستند ولی این موشکها هستند که سرعت بالاتری دارند. نسخهای که AMG برای Black Series پیچیده خیلی خودروییتر و به عبارتی شهریتر و خلاصه که آدمحسابیتر است. اما Brabus و کلیه اراذل این خانواده به خصوص Bullit خیلی کاری به این مسایل ندارند.
آنها میگویند ما چیزی ساختهایم که بیرقیب است. شما هم غیر از این نمیخواهید. میخواهید؟ اینکه درون مشکیپوش انبوهی از دکمههای هوشمند تعبیه شده، حس خوبی القا میکند. مثل یک خلبان شکاری قبل از حرکت باید به عقربهها و نمایشگرها دقت کنید. اگر اهل این برنامهها باشید شدیداً سرگرمتان میکند. اما برابوس قصه دیگری دارد.
مثل یک DragSter (خودرو مخصوص درگ) طراحی شده است. مهمترین لوازمی که درون کابین دیده میشود دستهدنده، فرمان و پدال گاز است. آنها میگویند به جای اینکه کلی روی سیستمهای دست و پاگیر کامپیوتری وقت و هزینه بگذاریم، میرویم سراغ دو جفت رینگ و لاستیک درست درمان که راننده و خودرو را در هر شرایطی سر حال نگه دارد. همین است که وقتی شما با AMG به سرعت نهاییاش میرسید، Brabus دو بار تا 300 کیلومتر در ساعت رفته و برگشته است!
سیستم تعلیق
مشکیپوش شاید از اکسلهای 3 پیونده مستقل برای زیر فنربندی خود استفاده کرده باشد ولی در کل یک تخته سنگ به تمام معناست. شاید اگر مثل بامو از مکانیزم مفصلی به جای تورشن قدیمی استفاده میکرد، اوضاعش کمی بهتر میشد.
برابوس حربه دیگری برای سیستم تعلیق دارد. مهندسان این شرکت ترجیح میدهند از در حالت معمولی از روشهای سنتی فنرپیچ و کمک فنر روغنی استفاده کنند. در صورت لزوم زمانی که راننده بخواهد سریعاً مکانیزم پایداری الکترونیکی وارد مدار میشود. ولی باید در نظر داشته باشید که خودروهایی در این کلاس کاری به دلیل قدرت بالای مانور معمولاً سیستم تعلیق سفتی دارند.
قوای محرکه
یعنی الان منتظرید من بگویم برتری با کدام است؟ یعنی برابوس بولت انتخاب دیگری هم گذاشته است؟ گویا با اعصابی متلاطم روی مشخصات فنیاش کار کردهاند. چنان اختلافی دارد که البته حالا حالا مشکیپوش به گرد پایش نمیرسد. ببخشیدا ولی هیچ راهی برای ماستمالی کردن قدرت او نیست. من نمیدانم چه نیازی به همه گشتاور بود. الان زیردریاییها هم با این گشتاور تولید نمیشوند.
نتیجهگیری
قرار نیست که با هم دعوا کنیم. قرار است؟ پس ببینید چه میگویم. مرسدسبنز Cکلاس Black Series یک پروژه تیونینگ به معنی واقعی است. اصالت بنز را با تمام وجود به عرضه گذاشته است. سوارش که میشوید حس برتری بهتان دست میدهد. خوب راه میرود و خوب شتاب میگیرد. خوب میایستد و کاملاً پایدار است.
خلاصه که ایامجی هر چه بلد بوده است را به کار گرفته است. اما یک مشکلی دارد؛ خیلی منظم است. خیلی داخل چارچوب حرکت میکند. همهچیز برایش تعریف شده. ایمنی برایش اولویت شماره یک است. آنقدر که همهچیز را فدایش میکند. یک ساعت رانندگی با نسخه مشکیپوش C63 فرقی با یک ساعت رانندگی با مدل معمولی C200 ندارد. فقط فکر میکنید سوار خودرویی شدهاید که سریعتر میرود.
اما برابوس. کاملاً بیپروا و گستاخ. همه چراغها برایش سبز است. راه نمیرود، پرواز میکند. آسفالت را گاز میگیرد. خوراک کل کل شبانه. شما کم نیاورید او کم نمیآورد. مخصوص تو قوطی کردن رقبا. اما این همه داستان نیست. شما قرار نیست هر روز مسابقه دهید.
مسافرت شما هرچند جوانانه باشد، قرار نیست جزوی از مسابقات فرمول یک باشد. همین آرام نرفتنش معضلی است. مصرف بیرحمانه سوختش هم که بماند. از همه اینها که بگذریم یادتان نرود شما سوار یک مرسدسبنز نیستید.
مرسدس Cکلاس نسخه BRABUS
مرسدس Cکلاس نسخه AMG
يک پنت هاوس به متراژ 3300 متر و به قیمت 300 میلیون یورو در بالاترین طبقۀ برج "اودهاون" Odéon در موناکو عنوانِ گرانترین آپارتمان جهان را از آنِ خود کرده است.

پرنس آلبرت دوم، پادشاه موناکو برای مقابله با کمبود مسکن و بالارفتن قیمت خانهها قصد دارد ساخت و ساز مسکن را در موناکو گسترش دهد. پروژهها و برجهای زیادی در دست ساخت است که یکی از آنها که توجهات زیادی به خود جلب کرده، برج "اودهاون" است.

این برج 49 طبقه دارد و شامل آپارتمانهای مسکونی، دفاتر، استخر، حمام، سونا و سالن ورزشی است. عکس فوق ورودی ساختمان است.

پنت هاوس ساختمان 3300 متر مساحت دارد و 5 طبقه است. عکس فوق هال خصوصی آپارتمان است.

استخر پنت هاوس. ساخت این برج هنوز تمام نشده است.

سالن بدنسازی

سالن غذاخوری

ببرای ساخت این برج نزدیک به 500 میلیون یورو هزینه شده است.

اتاق خواب آپارتمان 300 میلیون یورویی.

حمام.

برج خیرهکننده "اودهاون" 170 متر درازا و 50 هزار متر مساحت دارد.
تصاويري که در زير مشاهده ميكنيد، همگي جزئي از زندگي روزمره انسانها بوده و هميشه در اطراف ما وجود دارند. اما همين وسايل شخصي و روزمره ميتوانند به خدمت "سرويسهاي امنيتي" و "جاسوسي" در آيند، بهطوري که حتي گاهي اوقات تبديل به سلاح شده و کشندهتر از هرگونه "اسلحه مدرن" ديگري عمی می کنند.

*

*

*

*

*

*

*

"باشگاه خبرنگاران" در گذشته گزارشهاي گوناگوني در باب مسائل جاسوسي از قبيل "شبکههاي اجتماعي"،"موتورهاي جستجو"، "زنان جاسوس صهيونيستي" و حتي "حيوانات جاسوس موساد" تهيه کرده است. اما ابزارها و روشهاي ديگري نيز در دنياي جاسوسي وجود دارند که جزيي از زندگي روزمره انسان بوده و اينکه به عنوان ابزاري جاسوسي مورد استفاده قرار گيرند بسيار عجيب است. از طبيعت پيرامون گرفته تا "لوازم آرايشي" و پوشاک، همگي اين روزها مورد استفاده سرويسهاي اطلاعاتي و جاسوسي قرار ميگيرند.

*

*

چندي پيش بود كه، "نيروهاي امنيتي سوريه" اعلام کردند "شي جاسوسي" عجيبي را در مناطق ساحلي اين کشور پيدا کردهاند که متعلق به "سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي" است. بنا به گزارش تلويزيون رسمي سوريه "سانا"، اجسامي صخره مانند و جعبههاي پلاستيکي در مرز "بلنديهاي جولان" کار گذاشته شده بودند که براي عکاسي، ثبت و انتقال داده طراحي شده بودند.

روزنامه یدیعوت آحارانوت هم در این خصوص به نقل از ساندی تایمز مدعی شد که یک ابزار نظارتی جاسوسی مخفی شده میان صخرهها پس از آنکه سربازان ایرانی قصد جابهجایی آن را داشتند، منفجر شد.ه است
این گزارش به نقل از منابع جاسوسی غرب مدعی است: سربازان ایرانی یک وسیله نظارتی جاسوسی را کشف کردند که در ظاهر یک سنگ بوده است.
ساندی تایمز به نقل از منابع غربی که به نامشان اشارهای نکرد، نوشت که این سنگ قلابی وقتی منفجر شد که نیروهای امنیتی که ماه گذشته در حال گشتزنی در منطقه برای بررسی پایانههای ارتباطی و خطوط تلفن بودند سعی کردند آن را جابهجا کنند.
به نوشته این روزنامه انگلیسی، کارشناسان ایرانی صحنه انفجار را بررسی کردند و بقایای ابزاری را یافتند که قادر به رهگیری اطلاعات کامپیوترها در این تاسیسات هستهیی بود که در آن اورانیوم از طریق سانتریفیوژها غنیسازی میشود.
ساندی تایمز نوشت که بیم آن میرود یک منبع اطلاعاتی مهم غرب از دست رفته باشد.
در گزارش های ابتدایی تصور میشد که هدف از انفجار، قطع تامین برق تاسیسات فردو و صدمه زدن به سانتریفیوژها بوده است. با این حال بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی که یک روز پس از انفجار از فردو بازدید کردند، به هیچ صدمه یا اختلالی در فعالیتهای فردو در گزارش کاری خود اشارهای نکردند.
ساندی تایمز نوشت که رهگیری اطلاعات کامپیوترها و خطوط تلفن این تاسیسات تحلیلگران غربی را قادر میکرد خروجی سانتریفیوژها را ارزیابی کنند.

بنابر ادعاي اين پايگاه اينترنتي، اين سايت در اين خصوص مدعي شد يک گروه گشتي "سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران" در حال بررسي روابط تلفني و اطلاعاتي بودند که به يک "صخره کاذب" بر ميخورند، داخل اين صخره يک دوربين يا يک کامپيوتر يا هر دوي آنها وجود داشته است که وقتي ماموران آن را حرکت ميدهند منفجر ميشود.

به گزارش "سانديتايمز"، دانشمندان ايران هنگامي که باقيمانده اين تجهيزات را آزمايش کردهاند دريافتند که اين تجهيزات قابليت دريافت ارتباطات الکترونيکي مناطق مجاور را داشته است.

در همین خصوص باشگاه خبرنگاران در تحقيقاتي پرده از برخي ديگر از ابزارهاي مدرن جاسوسي برداشته است.
"اسباببازيهاي جاسوس"
به گزارش "بيبيسي"، هزاران آمريکايي در حال توليد ماموران دو جانبهاي به نام "فربي" "Furby" هستند. "اسباببازي فربي" که بعد از کريسمس سال 1988 معروف شد اکنون به دشمن "سازمان امنيت ملي آمريکا" تبديل شده است.

بنا به گزارش محرمانه اين سازمان، "تراشه مخفي" کوچکي درون فربي وجود دارد که اسباببازي را قادر ميسازد تا 200 کلمه صحبت کند. اين اسباببازي ميتواد صحبت افراد درون اتاق را ضبط و تکرار کند، به همين دليل مقامات سازمان امنيتي آمريکا هشدار دادهاند که نيروهاي امنيتي آمريکا، اسباببازيها را به خانه برده و از موضوعات محرمانه حرف ميزنند.

"سيا" از طريق تلويزيون جاسوسي ميکند
به گزارش بيبيسي؛ وقتي مردم فيلمي را از مرکز "Netflix "، روي تلويزيون دانلود ميکنند بايد مراقب نيروهاي امنيتي و جاسوسي باشند، زيرا ممکن است، از آن طرف تلويزيون تماشا ديده شوند.
"ديويد پترائوس"، "رييس سابق سيا" اذعان کرده است، با استفاده از نرمافزارهاي اينترنتي متصل به هم که توسط اپليشکنهاي مرکزي کنترل ميشوند ميتوان از طريق تلويزيون حريم خصوصي افراد را شکست.

به گزارش "ديليميل"، "سيا" ادعا ميکند که ميتواند از طريق اينترنت اين ابزارها را بخواند و شايد از طريق امواج راديويي بيرون خانهها، امواج را دريافت کند.
بنا بر اين گزارش، هر چيزي از "کنترل تلويزيون" گرفته تا "ساعتهاي راديويي" را ميتوان از طريق اپليکيشنها کنترل کرد. شرکت تراشهسازي ARM"" به تازگي تراشههاي ارزان قيمتي را وارد بازار کرده است که در همه چيز از جمله يخچال و ديگر لوازم خانگي مورد استفاده قرار ميگيرند.

به گفته "رييس سابق سيا"، ابزارهاي متصل به وب، هنر جاسوسي را متحول خواهند کرد، و به جاسوسها اجازه ميدهند تا به طور خودکار افراد را تحت نظر قرار دهند. کارشناسان عقيده دارند به زودي ابزارهاي الکترونيکي اينترنتبنيان به شما خواهند گفت که افراد هماکنون کجا بوده و در حال انجام چه کاري هستند.
"درختهاي جاسوس"
به گزارش Countermail، کشاورزان آمريکايي به کمک نيروي پليس اين کشور از ابزارهاي جاسوسي براي دستگيري دزدها و مراقبت از حيوانات خود استفاده ميکنند. کشاورزان دوربيينهاي مخفي ويژهاي را در تنه درختان و صخرههاي اطراف زمينهاي خود کار ميگذارند.

بنا بر اين گزارش، از آنجايي که به دنبال "بحران مالي آمريکا"، سرقت هم افزايش يافته است، دادگاههاي اين کشور اجازه استفاده از دوربينهاي مخفي به کشاورزان را صادر کردهاند.

"بالونهاي جاسوسي"
"ارتش آمريکا" با استفاده از بالون در افغانستان جاسوسي ميکند. اين "بالونهاي سفيد جاسوسي" در بسياري از پايگاههاي نظامي آمريکا در افغانستان وجود دارند. به گفته برخي از شهروندان افغاني، بالونهاي سفيد، دائما بالاي آسمان کابل و ديگر شهرهاي اين کشور ديده ميشوند. اين بالونها که به دوربينهاي ديد در شب نيز مجهز هستند، نقش مهمي را در عملياتهاي نظامي آمريکا در منطقه ايفا ميکند.

وجود اين بالونها شهروندان افغان را نگران کرده است، بهطوري که به گفته محمودالله، ساکن ولايت کونار؛ افغانيها که در شبهاي گرم تابستان به پشت بام پناه برده و ميخوابند همواره تحت نظر بوده و احساس امنيت ندارند.
آيا بالونهاي جاسوسی آمريکا در اختيار ايران هستند؟


بنا بر اين گزارش، در سال 2006 "بالون آمريکايي "JLens، از يک پايگاه انگليسي در "بصره" "عراق" خارج شده و به نظر ميرسد با جريان هوا اين بالون به سمت ايران حرکت کرده باشد. گفتني است که اين بالون ميتواند به مدت 30 روز در آسمان بماند.
در همان سال، "ابوحسن" از مقامات مسئول عراق مدعي شد: طی 4 سال گذشته و از ابتدای اشغال عراق، هواپیماهای نظامی آمریکا به حریم هوایی مرزهای ایران در استان خوزستان و استان بصره بارها تجاوز و یا در کنار آن به پرواز درآمده اند. وی افزود: این تجاوزها شامل پروازهای هلی کوپتر و بالنهای جاسوسی نیز میشود.
این مقام مسئول عراقی در ادامه ادعا کرد: در ماه گذشته نیروهای مسلح ایران دو فروند بالن جاسوسی ارتش آمریکا را در مناطق جنوبی استان خوزستان سرنگون کرده اند.
همچنين در سال 2007 برخي از رسانههاي داخلي ايران عنوان کردند، یک فروند بالن جاسوسی ارتش ایالات متحده آمریکا امروز بر فراز خرمشهر سرنگون و در 25 کیلومتری جاده امام صادق(ع) سقوط کرد.
بنا بر این گزارش، این بالن مجهز به دستگاه های ناوبری، جاسوسی و شنود بوده است که ماموران ایرانی بلافاصله پس از سقوط و دسترسی به محتویات این بالن، آن را تحویل متخصصان نظامی جمهوری اسلامی ایران در خوزستان دادند.

به گزارش پايگاه انگليسي Wired، آمريکا تا سال 2014 قرار است افغانستان را ترک کند، اما نيروهاي آمريکايي سالها در آن کشور جاسوسي خواهند کرد. سنسورهاي کوچکي که ارتش آمريکا طراحي کرده است، ميتوانند هرگونه حرکتي را کنترل کرده و به مراکز امنيتي در آمريکا مخابره کنند. برخي از اين ابزارها که مانند صخره هستند در زمين کار گذارده ميشوند.
در اوايل سال 2011، ارتش آمريکا حدود 1500 سنسور زيرخاکي را در مناطق جنگي آمريکا کار گذاشت.
سايت عربي انگليسي زبان ROHAMA، نيز مدعي شده است رژيم سرکوبگر آل خليفه بالونهايي از رژيم صهيونيستي خريداري کرده است که از فعاليتهاي مردمي در بحرين جاسوسي ميکنند. گفته ميشود اسراييل از اين بالونها در مرزهاي لبنان و مناطق اشغالي نيز استفاده ميکنند.

"خودکار" و "چراغقوه" کشنده
سيانان در گزارشي اختصاصي به برنامه ترور يکي از مقامات کره جنوبي توسط يک مامور مخفي کره شمالي پرداخت. طبق اين گزارش، جاسوس کره شمالي سعي داشته با استفاده از ابزارهايي مانند خودکار و چراغ قوه شخص مورد نظر به قتل برساند.

"رژ لب قاتل"
اين "رژ لب" در واقع يک اسلحه 4.5 ميليمتري است که گفته ميشود از مامور KGB( سازمان جاسوسي روسيه) در دهه 60 بدست آمده است. اين نوع سلاحهاي مخفي نمونهاي از اقدامات تروريستي هستند که هماکنون نيز هم مورد استفاده قرار ميگيرند.

"کت دوربيندار"
اين دوربين کوچک مدل F-21 توسط KGB در دهه هفتاد مورد استفاده قرار ميگرفت. اين دوربين حرفهاي بسيار کوچک داخل دگمه کت قرار گرفته دکمهاي دارد که شخص از جيب خود فشار داده و دوربين به کار ميافتد.

"کفش فرستنده"
در بين سالهاي 60 تا 70 ميلادي، ديپلماتهاي غربي از خريد کت و شلوار پرهيز ميکردند، و ترجيح ميدادند کفش و لباس خود را سفارشي تهيه کنند. در روماني، سرويس اطلاعاتي اين کشور با همکاري اداره پست زير پاشنه کفشهاي ديپلماتهايي که لباس سفارش ميدادند يک فرستنده نصب و از آنها جاسوسي ميکرد.

"پيکسلهاي جاسوسي"

بسياري از افراد اين روزها، طرحهاي پيکسلي روي لباسهاي خود نصب ميکنند، اما اين پيکسلها قابليتهاي ديگري نيز دارند. نيروهاي امنيتي و جاسوسي دوربينهاي بسيار کوچکي با کيفيت بسيار مناسب HD درون سوراخ پيکسلها قرار داده و فيلمبرداري ميکنند.


پيچ و مهره هم در دنياي جاسوسي مفيد هستند
اين پيچ و مهرهها که گفته ميشود توسط جاسوسان روسيهاي مورد استفاده قرار گرفته شدهاند، داراي سر واژگونشکلي براي بهبود امنيت و يک حقله O شکل ضد آب و ضد نفوذ هوا هستند که ميتوان اجسام ريز و کوچک با ارزش را داخل آنها قرار داد.

آيا با زيپ هم ميتوان جاسوسي کرد
اين ابزار براي ماموران ويژه و امنيتي در ماموريتهاي خاص مورد استفاده قرار ميگيرد، در اين نوع زيپها نوعي کليد کوچک وجود دارد که با آن ميتوان قفل دستبند را باز کرد. کليد به داخل زيپ وصل بوده و در هنگام نياز به راحتي در ميآيد.

تيراندازي توسط تلفن همراه
اين سلاح که ساخته اروپاي شرقي است سيستم سادهاي دارد که طبق آن گلولهها توسط چند فنر قدرتمند کوچک شليک ميشوند. در زير دکمههاي تلفن يک مکانيزم سيمپيچي وجود دارد که زمان شليک فنرها به سمت عقب کشيده شده و گلولهها از 4 خروجي شليک ميشوند.
.: Weblog Themes By Pichak :.






