دراین مقاله قصد نداریم کسی را بترسانیم؛ اما واقعیت این است که جهان در حال تمام شدن است! واقعیتی که وجود دارد و در عین حال یکی از مهیبترین اتفاقاتی است که تاکنون با آن مواجه شدهایم این است که دنیا بدون اعلام قبلی به پایان خواهد رسید. اگر فرض کنیم شما یک موجود کیهانی هستید که میتوانید برای روبرو شدن با این اتفاق کاری کنید، در ابتدا باید بدانید که اصولا چه احتمالات و حالتهایی برای رخ دادن این اتفاق وجود دارند.
میتوانیم کل جهان را به صورت فشرده شده در یک نقطه تصور کنیم یا اینکه احتمال دهیم جهان به اجزای تشکیل دهندهاش تجزیه میشود یا اینکه ماشینها باعث نابودی جهان خواهند شد. با اندکی آشنایی با قوانین فیزیک و اندکی قوهی تخیل در این بخش چند مورد از گزینههای موجود برای پایان دنیا، زمان، ماده و هستی را بررسی میکنیم.
۹. نظریهی مهرمب یا فشردگی بزرگ

احتمالا نظریهی مهرمب (The big crunch) یکی از فراگیرترین نظریهها در مورد احتمال پایان جهان هستی است. در مقیاس کیهانی و به زبان ساده اگر بخواهیم این نظریه را توضیح دهیم باید بگوییم هر چیزی که به سمت بالا پرتاب میشود ناگزیر روزی پایین خواهد افتاد. بر اساس این تئوری جهانی که امروزه در حال انبساط است، زمانی هم شروع به انقباض خواهد کرد و فرض ما این است که چگالی کل جهان و گرانش حاصل از آن روزی به اندازهی خواهد شد که زمینه برای کند شدن روند انبساط و شروع روند تدریجی انقباض فراهم شود.
اگر در عمل این اتفاق رخ دهد، همهی اجرامی که با سرعتهای غیر قابل تصور در حال دور شدن از هم هستند باید کندتر شده و دوباره به سمت هم شروع به حرکت کرده و در نهایت با سرعت بسیار بالا به هم برخورد کنند. از نظر منطقی همهی کاینات دوباره در همان نقطهای جمع میشوند که انفجار بزرگ در آن نقطه انجام شده بود که این نقطه در واقع یک نقطهی بینهایت ریز و در عین حال چگال بوده است. خیلی شگفتانگیز به نظر میرسد!
در مورد این نظریه دو ایراد وجود دارد که مورد اصلی این است که این نظریه جهان را به صورت محدود و بسته در نظر میگیرد و دغدغههای اخیر ما در مورد ذات کوانتومی جهان (به ویژه گرانش کوانتومی) را بی پاسخ میگذارد. البته با وجود این ایرادها باز هم احتمال رخ دادن این تئوری وجود دارد؛ ولی در حالت کلی و در قیاس با سایر گزینهها کمی غیر محتمل است.
۸. نظریهی مهگسست یا گسست بزرگ

روی دیگر سکهی فشردگی بزرگ میتواند یک گسست بزرگ باشد؛ البته طبق معمول در فیزیک، سکه بیش از دو رو دارد! در واقع سکهی مورد نظر ما یک سکهی کوانتومی چند رویه است که در ادامه بیشتر توضیح میدهیم.
یکی از مهمترین کشفهایی که باعث شد نظریهی فشردگی بزرگ از درجهی اعتبار تا حدودی ساقط شود این بود که روند انبساط کیهان در حال تندتر شدن است. فیزیکدانان با بررسی یک سوپرنوا به طور اتفاقی به این موضوع پی بردند و بررسی بیشتر این پدیده در نهایت به ایجاد مفهومی با عنوان انرژی تاریک منجر شد. بر اساس این تئوری نوعی انرژی یا نیروی مخفی هم در جهان وجود دارد که تاثیرات گرانش را خنثی میکند. گفته میشود سرچشمهی این انرژی تاریک باید مادهی تاریک باشد که هنوز در مورد این مادهی احتمالی ایدهای نداریم.
در واقع ما نمیدانیم انرژی تاریک دقیقا چیست؛ شاید در حال حاضر استفاده از جملهی «ایدهای نداریم» کمی تکراری و ناخوشایند به نظر آید، ولی چارهای نداریم. البته به این معنا نیست که در آینده هم ایدهای در این مورد نخواهیم داشت.
اگر واقعا سرعت انبساط جهان در حال افزایش باشد، این انرژی تاریک سرانجام روزی باعث گسسته شدن جهان از هم خواهد شد. در مرحلهی نخست سازههای بزرگ مانند کهکشانها از هم گسسته میشوند و پس از آن همهی اجزای کهکشانها اعم از ستارهها، سیارهها و همهی موجودات روی آنها شروع به جدا شدن خواهند کرد. در نهایت همهی موجوادت هم متلاشی شده و به اتمهای سازندهی خود تفکیک خواهند شد و خود این اتمها هم در ادامه به انرژی تبدیل میشوند و نهایت یک فضای نامتناهی از پوچی باقی میماند. همانند نظریهی فشردگی بزرگ، در مورد این نظریه هم اشکالاتی وجود دارد. پس احتمالا دیگری را هم که شاید محتملتر باشند را بررسی میکنیم.
۷. گری گو

تا اینجا فرض کردیم که انسان یک موجود کیهانی قادر مطلق است. برای اینکه احتمال دهیم روزی انسان باعث نابودی دنیا خواهد شد قادر مطلق بودن انسان کمی عاقلانه به نظر میرسد. در این بخش کمی وارد جزییات انسانی قضیه میشویم. گری گو (Grey Goo) نامی است که به یکی از فرضیههای پایان دنیا نسبت داده شده و این فرضیه با فناوری نانو و ذرات خود جایگزینگر مرتبط است.
به هر حال، طبق نظریهی گری گو این امکان وجود دارد که نانوباتهای ساخته شده روزی بتوانند از منابع اطرافشان برای خود تکثیری استفاده کنند. تصور کنید که فقط یکی از این نانوباتها در یک لولهی آزمایش مواد شیمیایی نگه داشته شده باشد و بتواند یک کپی از خودش تولید کند. فرض میکنیم این تکثیر حدود یک دقیقه طول بکشد. بعد از یک دقیقه دو نانوبات خواهیم داشت که منابع اطراف را برای تکثیر بیشتر خود استفاده میکنند به گونهای که همهی مواد را به ذرات سازندهشان تجزیه کرده و سپس به ذرات مشابه خودشان تبدیل میکنند دو نانوبات به چهارتا، چهار به هشت و به این ترتیب تکثیر ادامه پیدا خواهد کرد.
بعد از یک ساعت تعداد این ذرات به ۱۰۱۸×۱.۱۵ میرسد. با رسیدن به این تعداد احتمالا لولهی آزمایش به طور کامل تجزیه شده است؛ اما جای نگرانی نیست! آنها در ادامه آزمایشگاه، دانشمندان، شهر و همهی مواد آن را تجزیه خواهند کرد و در ادامه کل سیاره را هدف قرار میدهند. پس از یک روز تعداد آنها به ۱۰۴۳۳×۳ میرسد که این رقم بسیار بزرگتر از تعداد کل اتمهای کاینات است.
البته چون فضا خلا است آنها نمیتوانند به تکثیر خود با سرعت اولیه ادامه دهند و احتمالا در ادامه جرم زیادشان منجر به تشکیل یک سیاهچاله میشود. در واقع، حتی اگر نانوباتها فقط یک نانوگرم باشند و با سرعت نور در فضا حرکت کنند، بازهم جرم مجموع آنها منجر به تشکیل سیاهچاله میشود که زمان لازم برای تشکیل سیاهچاله در این شرایط ۱۶۱ دقیقه خواهد بود. در حالت فرضی اگر قبل از اینکه نانوباتها شروع به تکثیر کنند با موشکهای کوچکی که سرعت بالاتر از نور داشته باشند تجهیز شوند، در این صورت دنیا محکوم به نابودی خواهد بود.
۶. پایان زمان

این مورد کمی فریبنده و زیرکانه به نظر میرسد. ابتدا سه فرض (این فرضها بسیار قوی هستند؛ اما به هر حال در حد فرضیهاند) را در نظر میگیریم: جهانهای موازی به صورت نامتناهی در حال بزرگتر شدن هستند، فضازمان بیکران است و احتمال وقوع پدیدهها بر اساس فراوانی نسبی آنها صورت میگیرد. اگر این سه فرض درست باشند نتیجه گرفته میشود که زمان در حال تمام شدن است.
اساسا مشکل ما با فضای بیکران، زمان و انبساط این است که اگر احتمال وقوع هر چیزی بالای صفر باشد نه تنها حتما رخ میدهد، بلکه به تعداد بی نهایت بار امکان رخ دادن دارد. این موضوع محاسبات ما را در مورد حقیقت جهان هستی به کلی تحت تاثیر قرار میدهد و بیان میکند که احتمال رخ دادن همهی اتفاقها به یک اندازه وجود دارد. برای اینکه محاسباتمان قابل درک باشد، باید تعدادی عوامل محدود کنندهی هندسی بر آنها اعمال کنیم تا این مقدار ملال آور از نامتناهی بودن را کمی تعدیل کنیم. پس باید نتیجه بگیریم که زمان محدود است یعنی زمان در یک نقطه به پایان خواهد رسید.
تنها راه پیشبینی زمان روی دادن این پدیده استفاده از احتمال است. با یک احتمال ۵۰ درصدی میتوان گفت که ۳.۷ میلیارد سال بعد این اتفاق میافتد و اگر کمی دقیقتر شویم میگوییم ۱.۳ میلیارد سال بعد ستارهی خورشید خواهد مرد. بهتر است کتابهایی را که نگه داشتهاید بخوانید؛ چون خیلی زودتر از آن که فکرش را کنید دیر میشود.
۵. مرگ گرما

در این بخش مقداری در مورد ترمودینامیک بحث میکنیم. در سناریوی مرگ گرما، یک سیستم بسته از قوانین ترمودینامیک پیروی میکند. از دیدگاه مادهای، هر چیزی در نهایت در نهایت از کار میایستد و از دیدگاه کیهانی یعنی این که همهی انرژی جهان روزی تمام میشود؛ به طوری که پس از رسیدن به آن نقطه دیگر قادر به انجام هیچ کاری نخواهند بود.
البته در این مورد دمای خاصی مد نظر نیست؛ اما اگر به زبان ساده بخواهیم شرح دهیم میتوان گفت که همهی انرژی جهان به قدری توزیع میشود که در نهایت جریان انرژی از یک نقطه به نقطهی دیگر متوقف شود. این حالت کمی شبیه زمانی است که یک بطری آب گرم را روی یک تشک بیندازیم؛ گرما تا جایی جریان مییابد که هر دو همدما شوند. عین همین اتفاق برای جهان اتفاق میافتد؛ همه چیز متوقف میشود و جهان تبدیل به یک سوپ ولرم کیهانی خواهد شد!
البته این قضیه ارتباط زیادی با تئوریهای پایان دنیا ندارد و در واقع اصلا تئوری پایان دنیا نیست. اما معمولا در نظریههای پایان دنیا این بحث هم مطرح میشود و به همین خاطر آن را در اینجا آوردهایم.
۴. برخورد بزرگ

جهان بسیار بزرگ است اما بیرون از این جهان چیست؟ بر اساس بعضی تئوریهای فیزیک نظری بیرون جهان چیزی نیست جز جهانهای دیگر و به این ترتیب گفته میشود بینهایت جهان وجود دارد.
جهانهای موازی وجود دارند، اما اگر روزی این جهان ها نخواهند موازی باشند چه اتفاقی میافتد؟! اگر این جهانها با هم برخورد کنند چه خواهد شد؟ بر اساس فرض حقیقتهای بینهایت که در بخشهای قبل گفتیم اگر فرض کنیم که در آن جهانها و حقیقتها و احتمالات نامتناهی وجود دارند، احتمال این وجود دارد که بین این جهانها برخورد و تصادف صورت گیرد. برخی از دانشمندان اعتقاد دارند که این اتفاق شاید در حال حاضر و یا پیش از این هم رخ داده باشد.
در هر یک این جهانها احتمالا قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی حاکم باشد و هریک از آنها ممکن است جهان ما را به کل از بین ببرند و یا اینکه ممکن است جهان ما آن جهان ها را تحت تاثیر قرار دهد. بر اساس نظر آنتونی آگیر (Anthony Aguirre) این اتفاق میتواند خیلی سریع رخ دهد. با سرعتی نزدیک به سرعت نور که حتی ما قادر به دیدن آن نباشیم. اگر این اتفاق را کمی کندتر کنیم شبیه به یک آینهی عظیم به نظر خواهد رسید که از آسمان دارد به ما نزدیک میشود و چون دیوارهی جهان همهی نور ها را منعکس خواهد کرد و مانند یک آینهی بزرگ به نظر خواهد رسید. بعد از این لحظه احتمالا هیچکس چیزی نبیند چون همگی خواهند مرد.
۳. مکش بزرگ

حتما در مورد ذرهی بوزون هیگز (Higgs Boson) شنیدهاید. بوزون هیگز در واقع ذرهای بنیادی است که با استفاده از میدانی موسوم با میدان هیگز (فیزیکدانها در نامگذاریهای جدید خیلی خلاق نیستند!) با بقیهی اجزای جهان برهمکنش دارد. مشخص شده است که این میدان انرژی مقدار ثابتی ندارد و به دو نوع مختلف دسته بندی میشود: نرمال و فوق غلیظ.
در این حال حاضر، چگالی این میدان برای حفظ ماده در جهان مقدار مناسبی است و در واقع ماندن روی این مقدار همانند لبهی چاقو است. این ذره با استفاده از برآمدگیها و فرورفتگیهای این میدان انرژی روی لبه آن چاقو نگه داشته میشود و میتوان گفت برای اینکه به حالت فوق غلیظ تبدیل شود نیاز دارد به یک مرز انرژی غلبه کند.
البته احتمال غلبه بر مرز انرژی اتفاق بسیار کم است با این حال پدیدهای موسوم به تونلزنی کوانتومی وجود دارد که بر اساس آن این ذره میتواند مرز انرژی گفته شده را شکسته و از انتهای دیگر آن بیرون بزند و در نتیجهی این اتفاق یک میدان هیگز بسیار چگال در کل جهان هستی با سرعت نور منتشر شود.
حالا سوال این است که اگر این اتفاق برای میدان هیگز بیفتد در ادامه چه میشود؟ پاسخ این است که همهی مواد موجود در جهان هستی از بین میروند، هر چیزی با سرعت بسیار بالا از بین رفته و بدون هیچ شانس فراری همهی کاینات در این فرآیند آبکشی کیهانی حل شده و از بین خواهد رفت.
البته این اتفاق به طور طبیعی تا ۱۰۱۰۰×۱۰ سال آینده نخواهد افتاد. بنابراین میتوان گفت در حال حاضر امکان رخ دادن این پدیده وجود ندارد مگر اینکه ماشین تونلزنی کوانتومی ساخته شود. در حالت فرضی اختراع این ماشین جنبههای مثبتی هم مانند تلهپورت میتواند داشته باشد.
۲. هولوگرام کیهانی

فرض کنید یکباره به شما گفته شود هیچ چیز این جهان جنبهی حقیقی ندارد. در واقع فیزیکدانهای زیادی هستند که حدس میزنند شاید کل این جهان درون یک برنامهی شبیهسازی کامپیوتری باشد. همچنین شواهد مستدلی هم وجود دارد که از آنها نتیجه گرفته میشود که ما درون یک هولوگرام کیهانی زندگی میکنیم. اما اگر واقعا یک کامپیوتر کوانتومی در کار باشد چه میشود؟
البته این دیدگاهی نیست که بعد از دیدن فیلم ماتریکس به ذهن دانشمندان رسیده باشد؛ در واقع افلاطون در حدود ۳۸۰ سال قبل از میلاد مسیح نظری مشابه این دیدگاه ارائه کرده بود و امروزه برخی دانشمندان به این فکر افتادهاند در مورد این دیدگاه بیشتر تحقیق کنند.
در سال ۲۰۱۲ مقالهای در مورد نظریهی شبیهسازی منتشر شد. طبق این مقاله اگر شبیهسازی انجام شده بر اساس شبکهبندی سهبعدی صورت گرفته باشد، در این صورت در بعضی لحظات برخی ناهمسانیها در آن باید رخ دهد. اگر کل این جهان شبیهسازی شده باشد آنگاه ناهمگونی پرتوهای کیهانی پرانرژی ممکن است باعث وقوع این ناهمسانیها شود یعنی یک عیب فنی در شبکه دیده شود.
دکتر جیمز گیتس (James Gates) فیزیکدان حوزهی نظریهی ریسمان معتقد است که نظریهی ریسمان در عمل دارای کدهای خود تصحیحگرانه بوده که از این نظر تا حدودی مانند یک نرمافزار کامپیوتری است. او در این مورد صرفا یک جملهی خبری مطرح نمیکند بلکه معتقد است که این تشابه خیلی هم زیاد است. با فرض صحت این نظریه اگر کسی بخواهد این جهان را نابود کند نه نیازی به ساختن یک بمب عظیم دارد و نه ساختن نانوباتها؛ بلکه تنها کاری که باید بکند این است که دوشاخه را از پریز برق بکشد!
۱. شما نمیتوانید!

براساس نظریهی دنیاهای چندگانه، به تعداد بینهایت حقیقت وجود دارد که از هر یک از رویدادهای گذشته و آیندهی جهان هستی ریشه گرفته است. درنهایت شاید بتوان گفت علیرغم همهی تلاشها برای نابودی جهان مانند تونلزنی کوانتومی، گری گو و متلاشی کردن کیهان، همهی این راهها شکست خواهند خورد. چون هرگاه شما بخواهید جهان را نابود کنید یا اینکه جهان خود به مرز نابودی رسیده باشد، جهان نابود شده خود به دو حقیقت مجزا تقسیم خواهد شد که یکی از این دو حقیقت در واقع همان چیزی خواهد بود که شما در نابودیاش ناکام مانده بودید. اگر در دنیایی که نابود شده است زندگی شما به پایان برسد، در دنیای دیگری که نابود نشده است کماکان وجود خواهید داشت.
اگر فرض کنیم که خارج از دنیایی که در مورد نابودیاش بحث میکنیم دنیای دیگری هم باشد آنگاه در صورت نابودی این دنیا به هر روشی اعم از نظریهی گری گو، کشیدن دوشاخه از برق یا تونلزنی کوانتومی با موفقیت انجام شود باز هم در خارج دنیا اتفاقی نمیافتد و همه چیز طبق روال معمول به بقا ادامه خواهد داد؛ گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است. این مثال در واقع نشاندهندهی شکست همهی تلاشها برای نابودی جهان است.
حتی میتوان تصور کرد که شاید این اتفاق برای جهانهای دیگر افتاده است و ما از آن خبر نداریم و جهان ما بدون هیچ تاثیری از نابودی جهانهای دیگر به بقای خود ادامه میدهد و ما از تعداد بی نهایت فاجعهی کیهانی در طول زمانهای متمادی جان سالم به در بردهایم.
شرکت ویکتوری به تازگی از مدل جدید ایگنیشن کانسپت رونمایی کرده است که بر اساس پروژه 156 که اوایل سال جاری میلادی معرفی شده بود، شکل گرفته است. مدل مفهومی جدید ویکتوری به واقع محصولی جذاب از کار درآمده و یک گام دیگر به واقعیت نزدیک شده است.

به گزارش "گروه علم و فناوری" عصرایران، ویکتوری ایگنیشن کانسپت به پیشرانه وی-تویین 60 درجه به ظرفیت 1200 سیسی مجهز شده و ترمزهای برمبو و دو شاخ وارونه در آن جلب توجه می کنند. رینگ های 17 اینچی قرمز رنگ این موتورسیکلت با تایرهای متزلر قاب گرفته شده اند. بدنه ایگنیشن کانسپت به رنگ های نقره ای و سیاه رنگ آمیزی شده و نوارهای قرمز و بژ با لوگو ویکتوری همخوانی دارند.

یکی از جذابترین بخش های ویکتوری ایگنیشن کانسپت که توجهات را به سوی خود جلب می کند لوله اگزوز برنزی آن است که زیبایی فوق العاده ای به این موتورسیکلت بخشیده است. محصول جدید ویکتوری نسبت به بیشتر مدل های پیشین این شرکت از طراحی عضلانیتری سود می برد. عرضه این موتورسیکلت در سال 2016 برنامه ریزی شده و هنوز اطلاعاتی درباره قیمت آن منتشر نشده است.




برای خواندن مطالب بیشتر در زمینه علم و فناوری به اینجا مراجعه کنید.
فسیل یک دایناسور شاخدار که 100 میلیون سال قبل در آمریکای شمالی میزیسته، توسط باستانشناسان کشف شد.
کشف فسیل دایناسوری شاخدار به اندازه سگهای امروزی در آمریکای شمالی، اطلاعات مفیدی درباره سیر تکامل این گونه جانوری در این منطقه در اختیار دانشمندان گذاشته است.
جالب است که گونه یافتشده شباهت زیادی به دایناسورهایی که فسیل آنها در آسیا پیدا شده، دارد. این نوع دایناسور که «لارامیدیا» نام دارد، بین 66 تا 100 میلیون سال پیش میزیسته است. این فسیل هماکنون در موزه «پیبادی» دانشگاه «ییل» نگهداری میشود.
با این حال دانشمندان هنوز موفق نشدهاند گونه دقیق این نوع دایناسور را تشخیص دهند، چرا که خمیدگی عجیبی در آرواره این حیوان به چشم میخورد که باعث شده دندانهایش به سمت بالا و پایین مثل نوک پرندگان، خم شده باشد.
به گزارش ایندیپندنت، فک این جانور نشان میدهد این گونه با انواعی از دایناسور که در بخش غربی آمریکای شمالی زندگی میکردهاند، متفاوت است؛ چون نوع خوراک آنها با هم فرق داشته است.
گروهی از محققان موسسه فناوری زوریخ موفق به ساخت سبکترین قطعه طلا با وزن 20 قیراط شدند.
آلیاژ جدید طلا بسیار سبک است به طوریکه در آزمایشهای انجام شده مشخص شد که حتی در نوشیدنی قهوه و خامه فرو نمیرود.
پروفسور رافائل مزنگا، متخصص شیمی مواد از موسسه فناوری زوریخ اظهار کرد: آلیاژ جدید ساخته شده از طلا از ساختار اتمی سهبعدی و شبیه به فوم ساخته شده است.
وی در ادامه افزود: طلای ساخته شده توسط محققان زوریخ، سبکترین جواهر در نوع خود است، چرا که هزاران بار از طلای معمولی سبکتر و تقریبا هم وزن هوا است.
مزنگا در مورد شباهت طلای سبک با طلای معمولی گفت: تفاوت طلای سبک ساخته شده در آزمایشگاه به هیچ عنوان با چشم غیر مسلح قابل تشخیص نیست و از نظر رنگ و درخشندگی مانند طلای معمولی است.
وی در مورد جزئیات ساختاری طلای سبک وزن افزود: طلای سبک بر خلاف طلای معمولی کاملا نرم است و میتوان آن را با نیروی دست فشرده کرد، چرا که ساختار آن شامل 98 درصد هوا و از دو درصد ماده جامد آن، حدود چهارپنجم عنصر طلا و یک پنجم فیبریلهای موجود در شیر خوراکی است.
محققان امیدوارند با ترکیب ریزرباتها و سلولهای مصنوعی موفق شوند اندامها و بافتهای موجودات زنده را احیاء کنند. آنها همچنین در حال توسعه یک قلب سایبری هستند که میتواند برای بهبود آزمایش ادوات پزشکی استفاده شود.
دانشگاه پنسیلوانیا در حال حاضر در دو پروژه بنیاد ملی علوم که برای ارتقای سیستمهای مجازی فیزیکی با کاربردهای پزشکی طراحی شدهاند، شرکت دارد. سیستمهای مجازی فیزیکی از تجمیع یکپارچه اجزای فیزیکی و محاسباتی ساخته شدهاند و به آن وابسته هستند.
یکی از این پروژهها، تیمهای ریز ربات را با سلولهای مصنوعی ترکیب میکند تا کارهایی را انجام دهند که ممکن است روزی منجر به احیای اندامها و بافتها شوند. پروژه دیگر، یک قلب مجازی را توسعه خواهد داد که مدل مجازی قلب خاص بیمار است که میتواند برای ارتقا و شتابدهی آزمایش ادوات پزشکی استفاده شود.
بنیاد ملی علوم با دو کمک 5 ساله به ارزش مجموع 8.75 میلیون دلار از این پروژهها پشتیبانی خواهد کرد. جیم کروس، رییس اداره مهندسی و علوم اطلاعات و رایانه بنیاد ملی علوم در رابطه با این پروژهها اینگونه توضیح میدهد:« بنیاد ملی علوم در پشتیبانی تحقیقات در سیستمهای مجازی فیزیکی یک رهبر بوده است که پایهای فراهم کرده تا بتوان از هوشمندی در سلامت، حمل و نقل، انرژی و سیستمهای زیرساخت استفاده کرد. ما منتظر نتایج این دو حمایت مالی هستیم که یک چشمانداز سریع و جدید برای سلامت هوشمند فراهم میکند.»
دانشگاه پنسیلوانیا رهبر بینالمللی در تحقیقات سیستمهای مجازی فیزیکی و جاسازیشده است. در پنج سال اخیر، تحقیقات پن در مهندسی سیستمهای مجتمع و محاسبات جاسازیشده حمایتهای مالی به ارزش بیش از 30 میلیون دلار از بنیاد ملی علوم و دیگر منابع دریافت کرده است.
پروژه ریزربات پن توسط ویجای کومار هدایت خواهد شد که با کمک دانشمندان رایانه، متخصصان ربات و زیستشناسان دانشگاه بوستون( Boston) و مؤسسه فناوری ماساچوست( MIT) سیستمی را توسعه خواهند داد که قابلیتهای رباتهای نانومقیاس را با موجودات مصنوعی که به صورت ویژهای طراحی شدهاند، ترکیب خواهند کرد. آنها باور دارند که این سیستم قادر خواهد بود کارهایی که در گذشته غیرممکن به نظر میرسیدند، از تجمیع میکروسکوپی تا احساس سلولی در داخل بدن را انجام دهد.
رویکرد گروه در مورد پروژه دوم، مدلهای محاسباتی مکانیک حرکت قلب مخصوص بیمار را با روشهای ریاضی پیشرفته ترکیب میکند تا چگونگی ارتباط متقابل این مدلها با ادوات پزشکی را تحلیل کنند. روشهای تحلیلی میتواند برای تشخیص اشکالات بالقوه رفتار ادوات در مرحله طراحی و قبل از شروع آزمایش آنها روی حیوان یا انسان استفاده شود.
در تلاش برای بازیابی قابلیت ناسا در ارسال محموله به ایستگاه فضایی بینالمللی، نخستین پرواز فضاپیمای ارتقایافته شرکت اوربیتال ساینس با بیش از 3.5 تن تجهیزات و آزمایش به آزمایشگاه مدارگرد پرتاب خواهد شد.
فضاپیمای شش متری استوانهای سیگنوس اکنون بارگیری شده و بزودی در داخل یک محفظه صیقلکاری شده قرار خواهد گرفت تا در روز سوم دسامبر (12 آذر) از مرکز پرواز فضایی کندی در فلوریدا به فضا پرتاب شود.
رندی گوردون، مدیر پروژه پشتیبانی پرتاب ناسا در بیانیهای اظهار کرد: این رویداد بسیار هیجانانگیز است زیرا سیگنوس، ماموریتهای منظم از خاک آمریکا به ایستگاه فضایی را احیا خواهد کرد.
این پرتاب علاوه بر اینکه نخستین پرواز نسخه ارتقا یافته سیگنوس است، نخستین کاربری موشک اطلس پنج شرکت اتحادیه پرتاب متحد (ULA) برای حمل یک فضاپیما به ایستگاه فضایی بینالمللی نیز محسوب میشود. این موشک پیش از این، ماهوارهها را به مدار منتقل کرده بود.
فضاپیمای ارتقایافته سیگنوس میتواند حدود 25 درصد بیشتر از پیشینیان خود محموله جابجا کند.
برای ناسا، افزایش ظرفیت میتواند به معنی انتقال محموله بیشتر از تدارکات روزمره مانند غذا و پوشاک گرفته تا تجربیات جدید به ایستگاه در یک پرواز باشد.
این امر به فضانوردان کمک خواهد کرد تا از آزمایشگاه فضایی به نفع بشریت بهره ببرند.
محمولههای علمی شامل یک تاسیسات جدید علم حیات است که از تحقیقات در زمینه کشت سلول، باکتری و دیگر موجودات ریز پشتیبانی میکند.
این محموله شامل یک اعزامگر ریزماهواره و نخستین میکروماهوارهای که از ایستگاه فضایی پرتاب خواهد شد به همراه تجربیاتی است که رفتار گازها و مایعات، ویژگیهای فیزیکی حرارتی فولاد مذاب را بررسی کرده و منسوجات مقاوم در برابر آتش را ارزیابی خواهند کرد.
سکنه ایستگاه فضایی پیش از آزادسازی سیگنوس از مدارگرد، آن را از تجهیزات و موارد غیرضروری پر خواهند کرد تا در جو بسوزد.
نتایج یک تحقیق جدید نشان میدهد مشکلات بینایی گاهی تنها علامتی هستند که نشان میدهند سیستم قلبی عروقی یک فرد وضعیت خوبی ندارد.
این نتایج از بررسی یک مورد خاص در یونان حاصل شده است و به نظر میرسد از این پس کاربرد زیادی در علم تشخیص بیماریهای قلبی عروقی داشته باشد. در این مورد، مردی 77 ساله سه بار دچار تاری دید در چشم راستش شد در حالی که بعد از هر بار تاری دید، بیناییاش به حالت عادی برمیگشت. مرد با نگرانی از این مشکل به درمانگاه چشم پزشکی در بیمارستانی محلی رفت.
معاینه چشم مشخص کرد که بینایی مرد مشکلی ندارد و فشار داخل چشم نیز طبیعی است، اما زمانی که پزشک به چشم مرد و به خصوص مردمک چشمش از نزدیک نگاه کرد مشخص شد که یک لخته خون جریان خون او را در شاخهای از عروق شبکیه مسدود کرده است.
دکترلیاس جوگالاس، استادیار چشم پزشکی در دانشگاه ملی کاپودیسترین در این باره میگوید که این لختههای خونی از کلسترول و پلاکتهای خونی ساخته میشوند و در مورد این بیمار، لخته خون از شریان اصلی که خون را به سر و گردن میرساند آمده است. این لخته خون بسیار کوچک به شدت سلامتی را تهدید میکند و افراد با چنین لختهای در شریان مرکزی شبکیه چشم در معرض خطر سکته مغزی جدی هستند.
بررسی چشمها راه سادهای برای پزشکان است تا به کمک آن به معاینه سیستم قلبی عروقی و شبکه رگهای خونی بدن که شامل سرخرگها و سیاهرگهاست، بپردازند. به ندرت پیش میآید مشکلات عروقی که در قسمتهای دیگر بدن وجود دارد، در رگهای خونی چشم دیده نشود بنابراین هر گونه تاری دید موقتی نباید نادیده گرفته شود.
چشمها میتوانند سلامتی کل بدن فرد را به راحتی نشان دهند و به این ترتیب ملاقات با یک چشم پزشک اولین قدم در تشخیص بیماریهای جدی است.
یک تیم تحقیقاتی به رهبری دانشگاه نیو ساوث ولز در استرالیا، به بررسی مکانیزمی پرداختهاند که توسط آن اتصالات مغز در مراحل اولیه بیماری آلزایمر از بین میروند.
بیماری آلزایمر یک مشکل فراگیر است که حدود 5.3 میلیون نفر فقط در آمریکا به آن مبتلا هستند. تلاشهای زیادی در جهت یافتن درمانهای موثر صورت گرفته که نتایج مثبتی را در بر داشتهاند.
محققان دیگر در حال توسعه داروهای جدید هستند که با جنبههای پیری مرتبط با آلزایمر مقابله میکند و حتی از امواج فراصوت برای مبارزه با شکلگیری پلاک در مغز بوده است. درک کامل از فرآیندهای این بیماری به یافتن درمانی موثر برای آن کمک میکند.
این پژوهش که به رهبری دانشگاه نیو ساوث ولز در استرالیا انجام شد، بیماری را از این زاویه مورد بررسی قرار داده تا درک بهتری از شرایطی که سبب تجزیه سلولهای سیناپس مغزی به دست آورد. این اتصالات برای تمام عملکردهای مغز به ویژه شکلگیری حافظه ضروری است. گفته میشود که این اتصالات توسط آلزایمر تجزیه میشوند اما اینکه دقیقا چگونه این اتفاق رخ میدهد، هنوز هم یک معما است.
این گروه به بررسی یک پروتئین به نام مولکول 2 اتصال سلول عصبی (NCAM2) پرداختند. محققان با مطالعه بافت هیپوکامپ مغز افراد فوت شده دریافتند که بیماری آلزایمر تاثیر زیادی بر این ناحیه می گذارد و سطوح NCAM2 در سیناپس، در افراد مبتلا به آلزایمر کمتر از افراد سالم است، که این امر نشان میدهد پروتئین نقش مهمی در تخریب بازی میکند.
محققان با انجام آزمایشاتی بر روی موشها دریافتند که NCAM2 در واقع توسط یک پروتئین متفاوت به نام بتا آمیلوئید تجزیه میشود که جزء اصلی تشکیل پلاکها در مغز و در زمان پیشرفت بیماری است.
به طور کلی، این پژوهش علت از بین رفتن سیناپس در اثر بتا آمیلوئید را بررسی میکند. آنها امیدوارند که با درک بهتری از این فرآیند به توسعه درمانهای پیشگیرانه در آینده کمک کنند.
یافتههای این پژوهش در مجله Nature Communications منتشر شده است.
دانشمندان دانشگاه سانتا باربارا در آمریکا قابلیت چسبندگی خارقالعاده صدفها در زیر آب را که قبلا از آن برای توسعه یک چسب جراحی الهام گرفته شده بود، در یک ماده مصنوعی همه کاره و قدرتمند تکرار کردند.
این ماده فوق نازک تا 10 برابر موثرتر از چسبهای ضد آب و زیر آبی قبلی است و وزن مولکولی کم و خواص عملکردی آن میتواند در افزایش عملکرد بخش عمدهای از چسبهای موجود برنامههای کاربردی متنوع مانند دندانپزشکی، ساخت نانو ساختارها و تعمیرات زیر آبی مورد استفاده قرار گیرد.
صدفها با استفاده از پروتئینی که در قالب الیاف ریز ابریشمی و قوی از پای خود ترشح میکنند، میتوانند در برابر باد و امواج مخرب مقاومت کرده و به سنگها و سطوح دیگر بچسبند. محققان از طریق پژوهشهایی که در دهههای گذشته درباره مکانیک این فرآیند اتصال انجام داده بودند، دریافتند که گروههای مولکولی کلیدی خاصی در پروتئینهای چسبندگی وجود دارد.
برخی از پروتئینها به طور خاص سرشار از اسید آمینه لوودوپا هستند که به ارائه چسبندگی در زیر آب و قابلیتهای خود درمانی معروف است. این خواص متکی بر یک ترکیب پیوند هیدروژنی به نام کاتکول هستند که از چسبیدن الیاف به آب جلوگیری میکند.
محققان به طراحی یک مولکول پرداختند که از این پروتئینها برای تشیکل لایههای چسب فوق نازک تقلید میکند و قادر به ترکیب دو سطح زیر آب است.
این چسب همچنین دارای توانایی بالقوه در زمینه تجهیزات الکترونیکی است و به دلیل داشتن لایههای فوق نازک میتواند در ساخت مدارهای الکترونیکی و اجزای باتری مورد استفاده قرار گیرد.
علاوه بر این، این چسب که از محیط زیست الهام می گیرد، نیازی به استفاده از مواد شیمیایی سمی، حلالهای آلی فرار یا استفاده از انرژی خارجی مانند گرما یا نور نداشته و پایدار و سازگار با محیط زیست است.
صدفها تنها موجودات دریایی نیستند که دانشمندان از آنها در تحقیقات چسبهای ضد آب استفاده کردهاند. سال گذشته، محققان در دانشگاه نیوکاسل به کشف اسرار گیاه بارناکل یا کشتیچسبها پرداختند در حالی که در اوایل سال جاری گروهی از دانشگاه صنعتی نانیانگ چین به توسعه نوعی چسب پرداختند که به سطوح خیس میچسبد و یک بار الکتریکی در آن اعمال میشود.
تحقیقات اخیر درباره چسب زیرآبی در مجله Nature Communications منتشر شده است.
استادیار جوان گروه زیست شناسی دانشگاه شهرکرد موفق به کشف چهار گونه جدید از جورپایان در سواحل خلیج فارس و دریای عمان شد.
منطقه چهارمحال و بختیاری، این چهار گونه جدید که طی تحقیقات دکتر ولیالله خلجی پیربلوطی بر روی سختپوستان خلیج فارس و دریای عمان کشف شده اند با نامهای Atarbolana makranensis، Cymodoce waegelei، Heterodina qeshmensis و Cymodoce delvarii ثبت شده اند.
خلجی بهرهگیری از روشهای جدید ریختشناختی مانند میکروسکوپ الکترونی(SEM) و همچنین روشهای مطالعه مولکولی و آنالیزهای تبارشناسی (فیلوژنی) را از ویژگیهای مطالعات این اکتشافها عنوان کرد.
جورپایان به عنوان یک گروه از سختپوستان نقش بسیار مهمی در چرخه غذایی جانوران در محیطهای دریایی دارند و بدون حضور این جانداران، زیست بومهای دریایی در معرض خطر قرار میگیرد. همچنین از آنجا که شناسایی گونههای جانوری اکوسیستمها اساس مطالعات بعدی محققان است، بدون شناسایی فون جانوری یک منطقه نمیتوان برای حفاظت از این جانوران برنامهریزی کرد که این اکتشافات کمک بسزایی به حفظ تنوع زیستی، چرخه غذایی و اکوسیستم دریایی خواهد کرد.
ولی الله خلجی پیربلوطی تا کنون توانسته 15 گونه جدید جانوری را کشف و شناسایی و در مجلات معتبر جانور شناسی دنیا منتشر و در موزه های تاریخ طبیعی جهانی به ثبت برساند.
پژوهشگر برتر استان چهار محال و بختیاری در سالهای 86 و 93 در حال حاضر در مطالعات فون جورپایان غرب اقیانوس هند، سواحل مکران، سواحل امارات، عمان و کویت همکاری دارد.
.: Weblog Themes By Pichak :.








