تایتان، قمری نسبتا بزرگ و هماندازهی سیارهی عطارد است و تنها مکان در سامانهی خورشیدی محسوب میشود که همانند زمین، اتمسفری نازک دارد و سطح دریاچههای آن، پر از مایعات است. اما علاوهبر آبی که در زیر سطح تایتان قرار گرفته است، روی سطح این قمر نیز دریاچههایی وجود دارند که حاصل بارانهای هیدروکربنی مملو از اتان و متان هستند. اینها همان مولکولهای آلی هستند که میتوانند پایههای حیات را شکل دهند. تا به این لحظه، ۵۳ قمر سیارهی زحل نامگذاری شدهاند و تایتان، بزرگترین آنها است و شباهت زیادی به گذشتهی زمین دارد.
ماموریت جدید ناسا، پرواز اژدها (Dragon fly) یا سنجاقک نام دارد که از بین ۱۲ پیشنهاد افقهای نو (New Horizons)، انتخاب شده است. پروژهی سنجاقک، درسال ۲۰۲۰ اجرایی خواهد شد. اخیرا آژانس فضایی ایالات متحده، دو فینالیست رقابتبرنامهی مرزهای نو (New Frontiers) را اعلام کرد. برنامهی مرزهای نو شامل مجموعهای از ماموریتهای فضایی است که توسط ناسا با هدف کاوشگری چندین سیارهی منظومهی شمسی مثل مشتری، زهره و سیارهی کوتولهی پلوتو برنامهریزی شده است. ناسا دانشمندان داخلی و نیز بینالمللی را به ارائهی پیشنهادهایشان در این زمینه تشویق میکند.
پروژهی پرواز اژدها و سزار (Caesar)، دو پروژهای است که ناسا قصد سرمایهگذاری روی آنها دارد. پروژهی اول کاوش در قمر سیارهی زحل و پروژهی دوم نمونهبرداری از ستارهی دنبالهدار چوریوموف-گراسیمنکو، خواهد بود. طرح سزار میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره نحوهی شکلگیری دنبالهدار 67P و شرایط منظومهی شمسی در نخستین مراحل تشکیل آن در اختیار دانشمندان قرار دهد. در حقیقت حتی این فرضیه نیز محتمل است که برخورد دنبالهداری مشابه این نمونه، حیات را در سیارهی زمین به وجود آورده باشد. یخهای موجود در دنبالهدارها، حاوی اطلاعات خاص و ارزشمندی هستند که مشابه آنها در هیچ کجای منظومهی شمسی یافت نمیشود.

این فضاپیما باید در فضای اطراف تایتان پرواز و از لایههای مختلف اتمسفر اطراف این قمر، نمونهبرداری کند. به باور دانشمندان، اتمسفر غلیظ تایتان در کنار وجود دریاچهها و رودهای تشکیل شده از متان مایع، این محل را به یکی از مهمترین مناطق دارای شرایط سکونت و حیات در منظومهی شمسی تبدیل کرده است. تایتان، تمامی عناصر پایهای را که برای شکلگیری حیات ضروری هستند، در خود جای داده است؛ از جملهی آنها میتوان به کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر، گوگرد و ذخایر هیدروکربن اشاره کرد که در برخی موارد، مقدار آنها از مقدار موجود در زمین نیز بیشتر است. در زیر سطح تایتان، ترکیباتی از آب و آمونیاک وجود دارد.
هدف اصلی از پروژهی پرواز اژدها در زمینهی مواد شیمیایی، کشف حیات و بررسی قابلیت اسکان در تایتان است. برای این هدف پهباد سنجاقکی شکل، به طیفسنج اشعهی گاما، حسگرهای اتمسفری و ژئوفیزیکی، دوربینهای دیجیتال و طیفسنج جرمی، مجهز خواهند شد تا دادههای بهدست آمده را مورد بررسی قرار دهند. پروژهی سنجاقک، شامل طرحی برای ساخت یک فضاپیمای مشابه پهپاد است که میتواند روی سطح تایتان، فرود آید و هدف اصلی آن نمونهبرداری از این دنیای ناشناخته و جستجو برای مواد شیمیایی پیشفرض حیات، در این محل است. این مولکولها میتوانند تکامل یابند و به موجودات زنده تبدیل شوند.

این اقیانوس زیرسطحی در حقیقت یک لایهی مایع است که حاوی ترکیباتی از آب یا آمونیاک است و در ژرفای بین ۱۰۰ تا ۲۰۰کیلومتری از سطح تایتان قرار گرفته است. ساختار درونی تایتان از یک لایهی یخی شکل گرفته که از هستهی سنگی آن توسط یک لایهی مایع جدا شده است. این ویژگی باعث میشود که سطح جامد تایتان از بادهای فصلی حاضر در اتمسفر آسیب نبیند. پهباد ناسا، ماموریت خود را با چرخیدن به دور سطح تایتان شروع خواهد کرد. هنگامی که یک محل فرود اولیه در تایتان انتخاب شود، پهباد ناسا با کمک یک چتر به آنجا فرود خواهد آمد. پهباد سنجاقکی شکل ناسا، در حالیکه باتریهای خود را با مولد ترموالکتریک رادیوایزوتوپی خود شارژ میکند، زمان زیادی را روی سطح این سیاره خواهد گذراند. این پهباد پس از شارژ باتری، میتواند ساعتها پرواز کند و دهها کیلومتر در هر پرواز بپیماید.
فضای چگالی تایتان و گرانش کم آن نسبت به زمین، اجازه میدهد چنین ماموریتی امکانپذیر باشد. در طی این پروازها، محلهای احتمالی فرود برای کارهای علمی بیشتر، شناسایی خواهند شد. امسال، ستارهشناسان مولکولی را در جو تایتان کشف کردند که نقش مهمی را در تشکیل سلولها ایفا میکند که گفته میشود شاید حیات به شکل ابتدایی در دمای منفی ۲۹۰ درجهای این قمر، وجود داشته باشد. البته این دومین باری خواهد بود که ناسا کاوشگری به سطح تایتان میفرستد. در سال ۲۰۰۴، فضاپیمای کاسینی قبل از آنکه موفق شود دقیقترین عکسهای موجود از سطح سیارهی زحل را به ثبت برساند، کاوشگر هویگنس را برای فرود روی بزرگترین قمر زحل یعنی تایتان، پرتاب کرد.

فضاپیمای پژوهشی کاسینی، به منظور بررسی بیشتر تایتان به فضا فرستاده شد و در سال ۲۰۰۴ این فضاپیما به نزدیکی تایتان رسید و علاوهبر تهیه عکسهایی از نزدیکی تایتان، کاوشگر هویگنس امکان آزمایشهایی را نیز از سطح تایتان فراهم کرد که نتایج این آزمایشها توسط کاسینی به زمین مخابره شد. سفر کاسینی و هویگنس، به زحل ۷ سال به طول انجامید. بهلطف دادههای کاسینی و هویگنس، آنچه امروز از زحل میدانیم بسیار بیشتر از گذشته است. قبل از این، بودجههایی به سه پروژهی دیگر اختصاص داده شده است که شامل ارسال کاوشگری برای تهیهی اطلاعات از سیارهی کوتولهی پلوتون، تهیهی نمونه از سیارک بنو (Bennu) و کاوش پنجمین سیارهی منظومهی شمسی توسط فضاپیمای جونو، میشوند.
ناسا اعلام كرده است كه برنامهای برای فرستادن یک فضاپيما به خارج از منظومهی شمسی در سال ۲۰۶۹ دارد. در این ماموریت، یک فضاپیما به منظومهی آلفا قنطورس (Alpha Centauri)فرستاده میشود؛ منظومهی معروفی که سیارهی شبیه زمین، پروکسیما بی (Proxima b)، را در خود جای داده است. هنوز این طرح در مراحل اولیه و برنامهریزی است و حتی نام آن هم مشخص نشده است. قدم بعدی ناسا برای اکتشاف در تایتان، ارسال یک پهباد به این قمر است. این پهباد ۴ ملخه"Quadrotor" نام دارد که به انواع حسگرها، دوربین و ابزارهای اکتشافی ناسا مجهز شده است و تنها ۱۰ کیلوگرم وزن دارد. این پهباد بهوسیلهی یک بالون هستهای به تایتان میرود و پس از رها شدن اکتشاف خود را آغاز خواهد کرد. ناسا امیدوار است توسط این پهباد، تصاویر و نمونههایی را از قمر تایتان دریافت کند و اطلاعات بیشتری از آن به دست آورد.
مردم آلمان در جریان تعطیلات کریسمس بهخاطر مصرف برق از دولت این کشور پول دریافت میکنند. هزینهی الکتریسیته برای بسیاری از مصرفکنندگان منفی شده است؛ چرا که به گزارش نیویورکتایمز، تولید انرژی پاک و تجدیدپذیر در این کشور از میزان تقاضا پیشی گرفته است.
این اتفاق چگونه رخ میدهد
باید خاطرنشان کنیم که این پدیده بیش از آنچه ممکن است تصور کنید، در کشور آلمان مرسوم است. آلمان طی چند دههی اخیر، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در زمینهی انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه انرژیهای بادی و خورشیدی، سرمایهگذاری کرده است. هنگامی که در برهههایی از زمان، نظیر تعطیلات آخر هفته که بسیاری از کارخانههای بزرگ تعطیل هستند یا آبوهوای کشور بیش از حد معمول آفتابی است، سطح تقاضا برای الکتریسیته پایینتر از حد معمول خواهد بود و بدین ترتیب، واحدهای تولید انرژی این کشور، انرژی الکتریکی را بیشتر از مقدار مورد نیاز مصرفکنندگان وارد شبکه خواهد کرد.
این نابرابری بهدلیل ناپایدار بودن تولید انرژی بادی و خورشیدی رخ میدهد. هنگامی که هوا طوفانی یا خورشیدی باشد، تولید الکتریسیته در نیروگاهها بهشدت افزایش پیدا میکند؛ اما ذخیرهسازی این مقدار انرژی اضافه بسیار دشوار است. فناوری باتری بهاندازهای پیشرفته نیست که میزان تقاضا در شبکه را بهطور کامل تعدیل کند.
بنابراین هنگامی که هوا گرم باشد، نظیر آنچه طی تعطیلات آخر هفته در بخشهایی از آلمان رخ داد یا بسیاری از شرکتها تعطیل باشند، نیروگاهها با وجود پایینبودن تقاضا، انرژی بسیار بیشتری را تولید میکنند و از این رو، قیمتها به زیر صفر سقوط میکنند. البته باید خاطرنشان کنیم که آلمانیها این هزینهی منفی را بهصورت مستقیم به حساب مصرفکنندگان واریز نمیکنند، بلکه سقوط قیمت الکتریسیته به زیر صفر، در طول سال به کاهش هزینهی برق مصرفکنندگان منجر میشود.
به گزارش نیویورکتایمز، برخی از واحدهای تولید و شرکتها با هزینهی ۶۰ دلار بهازای هر مگاواتساعت، نسبت به مصرف برق تشویق میشوند. در سال جاری بهدلیل گرمی بیش از حد هوا در ماه اکتبر، هزینهی برق در مجموع بهمدت ۳۱ ساعت در آلمان منفی بوده است.
چالشی کلیدی برای گذار به منابع تجدیدپذیر
شبکههای مرسوم انرژی که عمدتا برای تولید برق از سوختهای فسیلی بهره میبرند، بهگونهای طراحی شدهاند که در آنها میزان خروجی با میزان تقاضا برابری کند؛ اما فناوری انرژیهای تجدیدپذیر کماکان بهگونهای توسعه نیافته است که میزان تولید آن، مطابق با میزان تقاضا باشد؛ چرا که میزان تولید در آن، تابعی از وضعیت آبوهوا است. توبیاس کورث، مدیر اجرایی شرکت Energy Brainpool در این زمینه میگوید:
[عدم تطابق تولید و تقاضا] یکی از کلیدیترین چالشها در زمینهی گذار به انرژیهای تجدیدپذیر محسوب میشود.
از آنجایی که فناوری ذخیرهسازی انرژی کماکان بهلحاظ بهینهبودن با منابع انرژی تجدیدپذیر برابری نمیکند؛ بنابراین این وضعیت «قیمت منفی» در آینده نیز رخ خواهد داد. از این رو در شرایطی که هزینهی انرژی منفی میشود، دولتها باید مردم را نسبت به مصرف بیشتر انرژی ترغیب کنند.
در هر صورت باید هرچه سریعتر راهکاری برای این وضعیت بیقاعده و غیرعادی اتخاذ شود؛ چرا که انرژیهای تجدیدپذیر با توجه به کاهش هزینهی فناوریهای مربوط به آن و کمکهای مالی دولتها، رشد فزایندهای دارند. براساس پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی تا سال ۲۰۴۰، حدود ۴۰ درصد از تولید انرژی جهانی از طریق منابع تجدیدپذیر صورت خواهد گرفت. گفته میشود که طی پنج سال آینده، سهم انرژی الکتریسیتهی حاصل از منابع تجدیدپذیر، با سرعت بسیار بیشتری نسبت به منابع دیگر رشد کند.
طبق گزارش گاردین، در سال ۲۰۱۷ انرژی حاصل از منابع تجدیدپذیر در بریتانیا بیش از سهبرابر انرژی الکتریسیتهی حاصل از ذغالسنگ بوده است. در ماه ژوئن، در طول یک شب طوفانی، هزینهی برق برای چند ساعت در بریتانیا نیز منفی شد و این وضعیت به احتمال زیاد باز هم رخ خواهد داد.
به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و به نقل از منابع آگاه، سطوح عالی امنیتی کشور تصمیم گرفتهاند تا دسترسی به دو سرویس اینستاگرام و تلگرام در حال حاضر محدود شوند، از این رو تا این لحظه دسترسی به این دو سرویس از طریق اینترنت ارائه شده توسط دو اپراتور مخابراتی همراه اول و ایرانسل با اختلال روبهرو است.
شب گذشته و در جریان رد و بدل شدن توییتهایی بین پاول دوروف و محمد جواد آذری جهرمی، شماری از کانالهای تلگرامی به دلیل اشاعهی خشونت توسط تلگرام از دسترس خارج شدند، حال آنکه از دقایقی پیش سرویس تلگرام و اینستاگرام نیز برای دو اپراتور مخابراتی همراه اول و ایرانسل در دسترس نیست.
طی سالهای اخیر پیشرفتهای فنی شگفتانگیزی در زمینه ساخت خودروهای عضلانی مدرن ایجاد شده، که باعث سریعتر و قدرتمندتر شدن این خودروها شده است. در زمانهای قدیم خودروهای عضلانی بدون تغییرات زیادی در قدرت و آپشن ساخته میشدند که انتخاب را واقعا محدود میکرد. اما در زمان کنونی خریدار قادر است رنگ، نوع پیشرانه، سیستم انتقال قدرت و شیوه رنگآمیزی و بسیار آپشنهای دیگر را در این خودروها انتخاب کند. حتی جعبه کمکهای اولیه و برخی قطعات کربنی ناشناخته در خودروهای عضلانی مدرن وجود دارد که گاهی اوقات خریدار واقعا چندان اطلاعی از آنها ندارد. اما اجازه دهید به گذشته برگردیم و از خودروهای عضلانی قدیمی ساخته شده از فولاد خام و مجهز به پیشرانههای قدرتمند خورجینی هشت سیلندر یادی کنیم. خودروهایی که الان دیگر پیدا نمیشوند یا در موزهها و مجموعههای شخصی یافت میشوند.
دوج دیتونا 426 CID HEMI هشت سیلندر خورجینی مدل ۱۹۶۹

نام این خودروی عضلانی از ساحل دایتونا در فلوریدا گرفته شده، که مرکز اولیه مسابقات اتومبیلرانی بود و هنوز هم میزبانی یکی از رویدادهای برتر نسکار یعنی دایتونا ۵۰۰ را بر عهده دارد. این اولین استفاده از نام دایتونا در چنین خودروهایی بود و ابهت خودرو هم گویای چنین نامی است.
پلیموث همی کودا مدل ۱۹۷۰

از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۱، دوج مدل همی (Hemi) بزرگ خود را به پلتفرم کوچک E-Body تبدیل کرد و خودروی عضلانی همی کودا مدل ۱۹۷۰ به طور گستردهای به عنوان یکی از محبوبترین خودروهای این کلاس پذیرفته شد. فقط ۶۵۲ دستگاه از این مدل ساخته شد، که ۱۴ عدد از آن نمونه نادر خودروی روباز همی بودند.
شلبی موستانگ GT500-KR مدل ۱۹۶۸

فورد با معرفی پیشرانه کاملا جدید کبرا جت 428 (Cobra Jet)، کبرا را به نام خودروی عضلانی خود اضافه کرد و سپس برای انتخاب مدل بالاتر از آن در خط تولید، عبارت KR مخفف پادشاه جاده را به نام این شلبی موستانگ افزود؛ عبارتی که شاید با ظاهر خشمگین و پیشرانه قدرتمند، شایسته نام چنین خودرویی باشد.
شورولت کامارو Z-28 RS مدل ۱۹۶۹

کامارو به عنوان یکی از خودروهای عضلانی محرک عقب مجهز به پیشرانه جلو، شبیه پیکربندی استفاده شده در موستانگ و شورولت II نووا (Nova) شناخته شده بود. علاوه بر این، کامارو با محدوده مختلفی از قدرت پیشرانه طراحی شده بود و همین تفاوت آن با برخی رقبای قدرتمندش است.
هولدن تورانا A9X

شاید حضور هولدن تورانا در این لیست کمی عجیب باشد؛ اما خودروی عضلانی هولدن تورانا (HOLDEN TORANA A9X) وقتی که هولدن تصمیم به شرکت در مسابقات اتومبیلرانی استرالیا گرفت، از پیشرانه خورجینی هشت سیلندر با قدرت ۲۱۶ اسب بخار استفاده کرد و درهای عقب آن را برداشت. این کار بیشتر شبیه یک شوخی بود اما با وجود عدم موفقیت هولدن تورانا در رقابت اتومبیلرانی استرالیا توانست رکورد زمانی خودروهای تورینگ را به ثبت برساند.
دوج دارت 426 HEMI GTS هاردتاپ مدل ۱۹۶۸

لیست برترین خودروهای عضلانی بدون دوج دارت (Dodge Dart) واقع معنا ندارد. این خودرو در اصل به عنوان یک خودروی رقابت دویست متر ساخته شد. در بیانیه مطبوعاتی اعلام شد که دوج میخواست این خودرو را به عنوان مدل کارخانه و برای شرکت در مسابقهی ۶۸ دارت در کلاس B SS بسازد. این خودروی پیشرانه جلو و محرک عقب بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۶ ساخته شد و به تازگی در سال ۲۰۱۳ نسخه جدیدی از آن به بازار راه پیدا کرد.
ناسا برای رسیدن به هدف خود در مورد یافتن زندگی فرازمینی، دستگاه طیفسنجی جدیدی ساخته است. این دستگاه قابلیت شناسایی ترکیبات و عناصر شرکت کننده در فرایندهای زیستی را دارد. توانایی این دستگاه، بسیار حساستر و سریعتر از ابزارهای قبلی مشابه است. با اینکه تا کنون نشانهای از حیات فرازمینی پیدا نشده است، جستوجو برای نشانههای حیات در گذشته و حال روی سیارات دیگر، همچنان یکی از مهمترین پروژههای ناسا در زمینهی بررسی دیگر سیارهها است.
محققان مرکز تحقیقاتی ناسا به همراه دانشگاه هاوایی این دستگاه را که بر مبنای روش طیفسنجی میکرو رامان کار میکند را طراحی کردهاند. در این روش، از برهمکنش نور لیزر و مادهی نمونه برای شناسایی ترکیبات شیمیایی مادهی نمونه در مقیاس میکروسکوپی استفاده میکنند. این دستگاه میتواند ترکیباتی مانند آمینواسیدها در موجودات زنده و همچنین عناصر زمینی تشکیل شده در فرایندهای زیستی را شناسایی کند. این عناصر میتوانند گویای وجود حیات بر دیگر سیارات باشند.
به گفتهی نورال عابدین، از مرکز تحقیقات ناسا و رهبر پروژهی تحقیقاتی: دستگاه ما، پیشرفتهترین ابزار طیفسنجی رامان است که تا کنون ساخته شده است. این دستگاه بسیاری از محدودیتهای طیفسنجی رامان که در گذشته وجود داشته است را کنار گذاشته و برای پروژههای آیندهی ناسا که از کاوشگرهای سیار یا ثابت برای بررسی سطح سیارهها استفاده میکنند، بسیار ایدهآل است.
محققان این پروژه در مجلهی Applied Optics گزارش کردند که این سیستم جدید که به آن ابزار بسیار کوچک میکرو رامان (SUCR) گفته میشود، اولین ابزاری است که توانایی انجام طیفسنجی میکرورامان در فاصلهی ۱۰ سانتیمتری خود را با توانایی تفکیک ۱۷.۳ میکرون را دارد. این طیفسنج جدید مشخصا از دیگر طیفسنجها سریعتر بوده و بسیار متراکم و کوچک است. این مشخهها برای کاربردهای فضایی و حتی بررسی مواد غذایی، بسیار مهم هستند.
به گفتهی عابدین: از طیفسنجی میکرو رامان در شناسایی سرطان پوست بدون نیاز به برداشتن بافت پوست و همچنین بررسی مواد غذایی از جمله اندازهگیری میزان کافئین در نوشیدنیها استفاده میشود. دستگاه ما میتواند برای چنین منظورهایی استفاده شود و برای بررسی نمونه، نیازی به فرستادن داده به آزمایشگاه نیست.

طراحی شده برای فضا
زمانی که SUCR برای کاربردهای فضایی طراحی شود، اندازه و وزن آن مهم میشود. عابدین گفت: باید از کوچک و سبک بودن این ابزار اطمینان حاصل میکردیم تا برای سوار شدن روی یک فضاپیمای کوچک که سفر آن به ماه ۹ ماه طول کشیده و سفر آن به اروپا(Europa)، ۶ سال طول میکشد، مناسب باشد. این ابزار میتواند روی کاوشگرهای سیار یا ثابت نیز سوار شده و از تابشهای شدید کیهانی در دیگر سیارات در امان بماند.
این ابزار جدید، قابلیتهای بسیار بیشتری نسبت به ابزارهای پیشین دارد. لازمهی کار ابزارهای قبلی، انجام فرایندهای زیستی در تاریکی بوده است و مستعد تاثیرپذیری از تابشهای فلورسانس بودهاند.
عابدین گفت: محدودیت سیستمهای پیشین از تعداد نمونهگیریها کم میکرد و محدودیت زیادی در جمعآوری دادهها در پروژههای مریخ ایجاد میکرد. برای مثال اپتیک این سیستم را با دقت بسیار زیادی طراحی کردهایم تا بتواند بسیار سریعتر از گذشته پردازش داده انجام دهد به طوریکه از تابش زمینه نیز تاثیرپذیر نباشد.
سیستم SUCR به صورت مستقیم از سیستم طیفسنجی رامان طراحی شده در دانشگاه هاوایی استفاده میکند. این سیستم قبلا برای شناسایی نمونههای شیمیایی در فاصلهی ۱۰۰ متری از دستگاه طراحی شده بود. سیستم کوچک طراحی شده در دانشگاه هاوایی، تمامی سیگنالهای دریافتی را توسط رشتههای جفت شده مستقیما به طیفسنج منتقل میکند. این روش باعث از دست رفتن کمتر سیگنالها میشود.
محققان برای ساخت SUCR، قسمت اپتیکی سیستم قبلی طراحی شده در دانشگاه هاوایی را به منظور جمعآوری دادههای بیشترتصحیح کرده و اندازهی سیستم را نیز کوچکتر کردند. این دستگاه، ۱۶.۵ سانتیمتر طول، ۱۱.۴ سانتیمتر عرض و ۱۲.۷ سانتیمتر ارتفاع دارد.
عبور نور لیزر از لنز استوانهای با فاصلهی کانونی ۱۰۰ میلیمتر، به محققان امکان دستیابی به توان تفکیک ۱۷.۳ میکرون و بررسی دادهها در فاصلهی ۱۰ سانتیمتری دستگاه را داده است. محققان همچنین به توان تفکیک ۱۰ میکرون برای بررسی نمونه در فاصلهی ۶ سانتیمتری با استفاده از لنز استوانهای با فاصلهی کانونی ۶۰ میلیمتر دستیافتهاند.
پردازش سریع در روشنایی اتاق
محققان دستگاه SUCR را در روشنایی اتاق آزمایش کردند. آنها نمونههایی از ترکیبات شیمیایی و عناصر حیاتی که امکان وجود آنها در سیارات دیگر وجود دارد را در ۱۰ سانتیمتری دستگاه در محیطی به ابعاد ۱۷.۳ میکرون و ۵ میلیمتر را طیفسنجی کردند. نمونههایی از این مواد، سولفور، نفتالین، نمونههای ترکیبی، مرمر، آب وآمینواسیدها هستند.
عابدین گفت: سرعت سیستم ما در حدی است که امیدواریم بتوانیم مساحتی به ابعاد ۵ میلیمتر در ۵ میلیمتر را در زمان یک دقیقه طیفسنجی کنیم. این کار با استفاده از ابزارهای قدیمی طیفسنجی، چند روز طول میکشد.
در مرحلهی بعدی، محققان SUCR را در محیطهای دیگری مانند ماه و دیگر سیارهها به کار خواهند گرفت.
در بخش اول، ماهیت مفهوم تکینگی را بررسی کردیم و نظرات موافقان این ایده و در راس آنها، ری کرزویل را مطرح کردیم. در بخش دوم، به پیشرفتهای علمی مربوط به تکینگی اشاره میکنیم و به بررسی نظرات مخالفان آن میپردازیم.
آیا تکینگی نزدیک است؟
هنگامی که کرزویل کتاب تکینگی نزدیک است را در سال ۲۰۰۶ منتشر کرد، بسیاری پیشبینیهای غیرمعمول او را مورد تمسخر قرار دادند. کرزویل، یک سال پیش از آنکه اپل اقدام به عرضهی نخستین آیفون کند، دنیایی را تصور کرد که در آن انسانها با کامپیوترها یکی میشوند و به تواناییهای دست پیدا میکنند که معمولا در فیلمهای علمی تخیلی مشاهده میشود. بعدا او پیشبینی کرد که با پیشرفت کامپیوترها، امکان ترکیب آنها با دیگر فناوریها نظیر ژنومیک (ژنشناسی)، نانو فناوری و رباتیک فراهم میشود.
امروزه، تصورات و پیشبینیهای کرزویل دیگر ایدههای غیرمعمولی به حساب نمیآیند. سال گذشته، دیپمایند گوگل با شبکهی عصبی مصنوعی خود موفق به شکست قهرمان افسانهای بازی گو شد. اکنون، نسخهی بهروز شدهی این هوش مصنوعی با قدرت بیشتری بازگشته است و فراتر از تواناییهای نسخهی اولیه میتواند بدون نیاز به کمک و اطلاعات انسان، نحوهی بازی کردن گو را یاد بگیرد. ابرکامپیوتر واتسون آیبیام نیز در حال گسترش کاربرد خود در حوزههای پزشکی، برنامهریزی مالی و حتی آشپزی است. همچنین، انتظار میرود خودروهای خودران تا سال ۲۰۲۰ به صورت گسترده در جادهها مورد استفاده قرار بگیرند. بنابراین، براساس پیشبینی کرزویل، به نظر میرسد فناوری با سرعت بسیار بیشتری در حال پیشرفت است.
ما در حال پشت سر گذاشتن قانون مور هستیم
در طول ۵۰ سال گذشته، قانون مور صنعت فناوری را به پیش رانده است. کامپیوترهایی که در گذشته به اندازهی یک یخچال بودند، امروزه به دستگاههای کوچک و قابل حملی تبدیل شدهاند که قدرتشان چندین برابر از ابرکامپیوترهای اولیه بیشتر است. در حال حاضر، قانون مور به پایان راه خود نزدیک شده و روند کوچک شدن ترانزیستورها با کاهش سرعت مواجه شده است. امروزه، هرچند پردازندههای ۱۴ و ۱۰ نانومتری در اختیار ما است؛ اما همانطور که میدانیم، رسیدن به سطح کوچکتر از یک اتم امکانپذیر نیست و فرآیند کاهش ابعاد ترانزیستورها سرانجام در نقطهای متوقف خواهد شد. برطبق برآوردها، قانون مور حوالی سال ۲۰۲۰ به پایان راه خود خواهد رسید.
با این وجود، کرزویل اشاره میکند که ریزپردازندهها در واقع پنجمین پارادایم پردازش اطلاعات به حساب میآیند که جانشین فناوریهای پیشین نظیر رلههای الکترومکانیکی، لامپهای خلاء و ترانزیستورها شدهاند. وی همچنین استدلال میکند که تعداد ترانزیستورهای روی یک تراشه روشی قراردادی برای اندازهگیری عملکرد تراشهها است و پیشنهاد میکند که تعداد محاسبات در هر ۱۰۰۰ دلار به جای آن به کار گرفته شود.
امروزه، هرچند روند قرار دادن ترانزیستورهای بیشتر روی قطعات سیلیکونی به واقع رو به کاهش است؛ اما ما برای افزایش سرعت پردازش، در حال یافتن روشهای گوناگون نظیر رایانش کوانتومی، تراشههای نورومورفیک و مدارات مجتمع سهبعدی هستیم. در نتیجه، میتوانیم انتظار داشته باشیم که افزایش سرعت پیشرفت فناوری، حداقل تا چند دههی آینده همچنان ادامه داشته باشد.
رباتها در حال انجام مشاغل انسانی هستند

آنیمیت، نخستین ربات صنعتی بود که در سال ۱۹۶۲ در خط مونتاژ جنرال موتورز به کار گرفته شد و وظیفهی آن جوش دادن بدنهی خودروها بود. از آن زمان، خودکارسازی (اتوماسیون) به آرامی در حال باز کردن جای پا در زندگیهای روزمرهی ما بوده است. از خودپردازها در دههی ۷۰ میلادی تا جاروبرقی خودکار رومبا در سال ۲۰۰۲، ماشینها به نحو فزایندهای در حال بر عهده گرفتن مشاغل انسانی هستند.
امروز، ما در حال نزدیک شدن به یک نقطهی اوج در این باره هستیم. در حال حاضر، شرکت ریتینک رباتیکز رباتهایی نظیر باکستر و ساویر ساخته است که میتوانند به نحو ایمنی در کنار انسان مشغول به کار شوند و وظایف تازه را در چند دقیقه آموزش ببینند. رباتهای نظامی در حال تبدیل شدن به یک سلاح متعارف در زمینهای نبرد هستند و ارتباطاتی عاطفی بین آنها و سربازان در حال شکلگیری است؛ تا آنجا که مراسم یادبود نیز برای برادران ماشینی از دست رفته برگزار میشود.
علاوه بر این، مبادا تصور کنید که خودکارسازی تنها مختص مشاغل مکانیکی و از پیش تعریفشده است. در حال حاضر، رباتها حوزهی خلاقیت را نیز به تصرف خود درآوردهاند. سال گذشته، رمان کوتاهی نوشتهی یک برنامهی هوش مصنوعی ژاپنی موفق شد در جایزهی ادبی هوشی شینیچی در ژاپن پذیرفته شود.
با این حال، آینده بیش از پیش با خودکارسازی مواجه خواهد شد. در حال حاضر، وزارت دفاع ایالات متحده، تراشههایی را در مغز سربازان جاگذاری و ایدهی سایبورگها را بیش از همیشه به دنیای واقعی نزدیک کرده است. در نهایت، با ادامهی رشد نمایی فناوری، کامپیوترها هزار برابر قدرتمندتر از ۲۰ سال گذشته خواهند شد و رباتها نیز وظایف بیشتری بر عهده خواهند گرفت.
ما در حال اصلاح ژنها هستیم
در سال ۲۰۰۳، دانشمندان نقشهی کامل ژنوم انسان را طراحی کردند. در آن زمان، برای نخستین بار میتوانستیم ماهیت هر ژن را تشخیص دهیم و عملکرد آن را ردیابی کنیم. تنها ۲ سال بعد، در سال ۲۰۰۵، دولت ایالات متحده شروع به گردآوری اطلس ژنوم سرطان کرد. این پروژه به پزشکان امکان میدهد تا سرطانها را به جای اندامی که از آن سرچشمه میگیرند، براساس آرایش ژنتیکی آنها هدف قرار دهند.
اکنون، دانشمندان ابزار جدیدی به نام کریسپر در اختیار دارند که به آنها امکان میدهد به آسانی و با هزینهای اندک به اصلاح ژنها بپردازند. این ابزار در حال حاضر مسیرهایی تازهای را به سمت غیرفعالسازی ویروسها، تنظیم فعالیت سلول و ساخت محصولات مقاوم در برابر بیماری گشوده است.
این فناوری همچنین جنجالهای فراوانی را با خود به همراه داشته است. هنگامی که ما اصلاح کدهای زندگی را آغاز کنیم، به چه سرانجامی خواهیم رسید؟ آیا به زودی انسانهایی هوشمند با قابلیتهای فیزیکی بیهمتا و رنگ چشمان از پیش تعیین شده خلق خواهیم کرد؟ آیا باید با اصلاح ژنوم پشههای آفریقایی، از انتقال ویروس مالاریا توسط آنها جلوگیری کنیم؟ این گونه پرسشهای اخلاقی غالبا منحصر به داستانهای علمی تخیلی بودند؛ اما با پیشروی به سوی تکینگی، در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند.

در هر صورت، ایدهی دستیابی به تکینگی فناوری، هم هیجانانگیز و هم ترسناک است. هرچند جنبههای گوناگون فناوری که هزاران بار قدرتمندتر از امروز هستند، غیرممکنهای جدیدی را ممکن خواهند کرد؛ اما به صورت ذاتی خطراتی را نیز به دنبال خواهند داشت.
مخالفان تکینگی چه میگویند؟
تمام پیشرفتهای صورت گرفته در حوزهی هوش مصنوعی، نظیر شکست انسان در بازی گو، پیشرفتهای عظیم در ترجمهی ماشینی، خودروهای خودران یا موارد مشابه، نمونههایی از هوش مصنوعی ضعیف به شمار میروند و توجه تمام آنها معطوف یک وظیفهی واحد، معین و محدود است. این پیشرفتها بسیاری را به این نتیجه رسانده که ما به نحو اجتنابناپذیری در مسیر رسیدن به ساخت یک ابرهوش مافوق انسانی و غیرقابل کنترل و در نهایت ظهور تکینگی قرار گرفتهایم. با این حال کاترین بیلی، پژوهشگر داده با این باور مخالف است. به عقیدهی وی احتمالا مسیرهایی برای رسیدن به چنین ابرهوشی وجود دارد؛ اما هوش مصنوعی ضعیف، چه از یادگیری ماشین استفاده کند یا هر تکنیک دیگر، مسیر رسیدن به این هوش نیست. همچنین، هوش به تنهایی هدف محسوب نمیشود؛ بلکه وسیلهای برای رسیدن به هدف است. ما از سیستمهای ضعیف هوش مصنوعی به عنوان ابزارهایی برای زندگی بهتر استفاده میکنیم؛ در نتیجه آنها هرگز قرار نیست دنیا را تحت سلطهی خود قرار دهند. برای دستیابی به چنین چیزی، نیازمند خلق موجودی هستیم که با استفاده از این ابزار (هوش) بتواند بر دنیا مسلط شود.
علاوه بر این، برخی مدعی هستند که هیچ کامپیوتر یا ماشینی هرگز قادر به دستیابی به سطح هوش انسان نخواهد بود. استیون پینکر، زبانشناس و روانشناس شناختی کانادایی – آمریکایی میگوید:
هیچ دلیل محکمی برای باور به در پیش بودن تکینگی وجود ندارد. اینکه شما بتوانید آینده را در تخیل خود مجسم کنید، دلیل نمیشود که تصورات شما محتمل یا اصلا امکانپذیر باشد. به ایدهی شهرهای مسقف، مسافرت با جت پک، شهرهای زیر آب، آسمانخراشهای چند هزار متری و خودروهای هستهای نگاه کنید؛ تمام آنها فانتزیهای آیندهنگرانهای از دوران کودکی من بودند که هیچ کدامشان هرگز محقق نشدند. قدرت پردازش مطلق کلید جادویی حل تمام مشکلات به حساب نمیآید.
مارتین فورد، نویسندهی آمریکایی در کتاب خودکارسازی، شتاب، فناوری و اقتصاد آینده، از یک پارادوکس فناوری صحبت میکند و بیان میدارد پیش از آنکه تکینگی به وقوع بپیوندد، اغلب مشاغل روزمره در اقتصاد خودکارسازی خواهند شد. این امر موجب بیکاری گسترده و کاهش تقاضای مصرفکننده و به نوبهی خود نابودی انگیزهی سرمایهگذاری در فناوریهایی خواهد شد که دستیابی به آنها لازمهی وقوع تکینگی است.
علاوه بر این، پل آلن، همبنیانگذار مایکروسافت معتقد است که برای رسیدن به تکینگی هنوز راه بسیار درازی در پیش است. وی با انتقاد از کرزویل بیان میدارد که پیشبینی وی دربارهی امکان وقوع تکینگی در سال ۲۰۴۵ بسیار پیش از موعد است. وی در این باره مینویسد:
میدانیم که تاریخ علم و فناوری مملو از افرادی است که با اطمینان کامل وقوع برخی از حوادث را به طور کامل رد میکردهاند و تنها با گذشت زمان، اشتباه آنها آشکار شده است. اذعان داریم که وقوع تکینگی محتمل است؛ اما بسیار بعید میدانیم که این مسئله بر پایهی پیشبینی افرادی همچون کرزویل به واقعیت تبدیل شود. مغز انسان بالغ، یک جسم محدود محسوب میشود و شناخت نحوهی کارکردهای اصلی آن در نهایت از طریق افزایش فعالیتهای پژوهشی امکانپذیر است. اما اگر بپذیریم که تکینگی در سال ۲۰۴۵ اتفاق میافتد، تحقق آن ناشی از قانون بازده شتاب و یک نرخ پیشرفت نمایی معین نخواهد بود؛ بلکه وقوع چنین مسئلهای نیازمند پیشرفتهایی غیرمنتظره و اساسا غیر قابل پیشبینی در تمام زمینهها خواهد بود.
استدلال کرزویل بر پایهی قانون بازده شتاب و موارد مشابه آن قرار دارد؛ اما قوانین این چنینی از جمله قوانین فیزیکی به شمار نمیروند. آنها ادعاهایی دربارهی چگونگی پیشبینی نرخ پیشرفتهای آتی علمی و فناوری و براساس نرخ پیشرفتهای پیشین هستند؛ در نتیجه، این به اصطلاح قوانین، همانند دیگر تلاشهای صورت گرفته برای پیشبینی آینده از گذشته، برای همیشه کاربردی نیستند. علاوه بر این، چنین برآوردهای برونی و تعمیمدهی به کل، بیش از همه بر پایهی این فرض شکل میگیرند که تواناییهای رایانشی و قدرت کامپیوترها روز به روز در حال افزایش است. برای آنکه تکینگی در سال ۲۰۴۵ به واقعیت تبدیل شود، پیشرفتهای مورد نیاز نهتنها باید در فناوریهای سختافزاری کامپیوترها (نظیر قدرت پردازش، سرعت حافظه و ...) به وقوع بپیوندد؛ بلکه ما نیازمند ساخت نرمافزار مناسب نیز خواهیم بود تا آن را روی چنین کامپیوترهای قدرتمندی اجرا کنیم. برای دستیابی به تکینگی، اجرای سریعتر نرمافزارهای امروزی بهتنهایی کفایت نمیکند. علاوه بر سرعت، ما نیاز داریم تا برنامههای نرمافزاری هوشمندتر و توانمندتر بسازیم. ساخت چنین نرمافزار پیشرفتهای، نیازمند یک درک علمی پیشین از ساختار عملکردهای روانشناختی انسان است. در حال حاضر، ادراک ما از چنین مسئلهای، هنوز در مراحل ابتدایی خود بهسر میبرد.

این موضوع حقیقت دارد که با اختیار داشتن یک چارچوب علمی محکم و انگیزههای اقتصادی مناسب، میتوانیم فناوری سختافزار کامپیوترها را با سرعت شگفتانگیزی توسعه دهیم. این درست است که که براساس قانون مور، هر ساله تراشههای قدرتمندتری نسبت به گذشته ساخته میشود و استدلال افرادی همچون کرزویل و وینج نیز دقیقا بر همین اساس شکل گرفته است. با این حال، ساخت نرمافزار برای یک هوش کامپیوتری در سطح لازم برای تکینگی، نیازمند پیشرفتهای علمی اساسی و فراتر از سطح امروزی است؛ اما این چنین پیشرفتی بسیار متفاوتتر از تکامل تواناییهای سختافزاری کامپیوترها بر پایهی قانون مور خواهد بود.
ساخت نرمافزار پیچیدهای که وقوع تکنیگی را میسر کند، پیش از همه نیازمند این است که ما درک علمی کاملی از نحوهی عملکرد مغز انسان در اختیار داشته باشیم تا از آن به عنوان یک راهنمای طراحی و ساختاری بهره بگیریم و بتوانیم یک مغز جدید خلق کنیم. این بدین مفهوم است که ما نهتنها نیازمند شناخت ساختار فیزیکی مغز هستیم؛ بلکه میبایست به درک بینقصی از نحوهی واکنشها و تغییرات مغز و چگونگی تعاملات میلیاردها یاختهی عصبی که منجر به شکلگیری خودآگاهی و قوهی تفکر انسان میشوند، دست پیدا کنیم. دستیابی به چنین درک جامع و فراگیری از مغز غیرممکن نیست؛ اما اگر تکنیگی قرار است بر طبق زمانبندی کرزویل اتفاق بیافتد؛ ما بدون شک نیازمند یک شتاب عظیم در پیشرفتهای علمی مربوط به شناخت جنبههای گوناگون مغز انسان هستیم.
اما تاریخ به ما نشان داده است که فرآیند کشفیات اصیل علمی، مخصوصا در حوزههای پیچیدهای نظیر علوم اعصاب، همجوشی هستهای یا تحقیقات سرطانی با این سرعت اتفاق نمیافتد. تا به امروز، پیشرفتهای علمی صورت گرفته در شناخت مغز انسان، به ندرت منظم و یکنواخت بوده است؛ در نتیجه، وقوع چنین شتابی بسیار بعید به نظر میرسد. پیشرفتهای چشمگیر و غیرمنتظرهی علمی اغلب بیقاعده و غیرقابل پیشبینی هستند و امکان وقوع آنها را نمیتوان از پیش تعیین کرد.
علاوه بر این، آلن در مقابل قانون بازده شتاب، مفهوم «ترمز پیچیدگی» را مطرح میکند. به باور وی، هرچه پیشرفتهای علمی منجر به درک بیشتر هوش شود، امکان وقوع پیشرفت بیشتر دشوارتر میشود. یک مطالعه دربارهی تعداد ثبت اختراعها نشان میدهد که خلاقیت انسان از قانون بازده شتاب پیروی نمیکند؛ بلکه در واقع همانطور که جوزف تینتر، تاریخدان و انسانشناس آمریکایی در کتاب فروپاشی جوامع پیچیده اشاره میکند، در دورهی زمانی بین ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۰ تعداد ثبت اختراعها در یک نمودار بازده نزولی، به نقطهی اوج رسیده و از آن زمان به صورت پیوسته در حال کاهش است.
جمعبندی
امروز، هیچ شکی وجود ندارد که فناوری بسیار سریعتر از همیشه در حال پیشرفت است. هرچند ما اذعان داریم که قدرت گوشیهای موبایل ما با چند سال گذشته قابل مقایسه نیست؛ اما در عین حال میدانیم که سرعت رشد برخی از دیگر فناوریها نظیر حافظههای ذخیرهسازی یا باتریها در مقایسه با آنها بسیار پایینتر بوده است. به پیشرفتهای بسیاری دست یافتهایم؛ اما در همان حال مسیرهای ناشناختههای بسیاری نیز پیش روی خود گشودهایم.
نگهداری و بازیابی آثار هنری کاری بسیار دشوار است. تلاش برای حفظ تعادل بین اثر اصلی و ترمیم آسیبهای واردشده به آن مشکل است و اغلب اوقات اعضای جامعهی هنری روی روشهای مختلف ترمیم آثار هنری با یکدیگر توافق ندارند. این موضوع بارها و بارها دربارهی آثار هنری نظیر شام آخر لئوناردو داوینچی و سیستین چپل مایکل آنجلو دیده شده است. اما گاهی اوقات بهلطف فناوریهای جدید محافظان آثار هنری میتوانند میزان آسیب وارد شده به اثر را با ایجاد کمترین صدمه به اصل اثر هنری تحلیل و ترمیم کنند. در حال حاضر نمونهای از این شیوه درحال رخ دادن است؛ برای مثال قرار است بهزودی تعدادی از کارشناسان از فناوری تصویربرداری سهبعدی بهمنظور ارزیابی نوع خاصی از آسیب که در تعدادی از آثار نقاشی جورجیا اوکیف پیدا شده است، استفاده کنند.
به گزارش آسوشیتد پرس، کارشناسان حفاظت از هنر در سانتافه و شیکاگو از فناوری تصویربرداری سهبعدی برای تشخیص، ردیابی و تجزیهوتحلیل نوع خاصی از واکنش مواد شیمیایی که در بسیاری از نقاشیهای اوکیف پیدا شده است و سبب رشد و شکلگیری هزاران لکه روی آثار هنری او میشود استفاده خواهند کرد. بومهای مورد استفاده توسط اوکیف و بسیاری دیگر از هنرمندان قرن بیستم از روغنها یا چربیهایی ساخته شده بودند که خشک نمیشدند و زمانی که با موادرنگی یا عوامل خشککننده ترکیب میشدند حبابهایی ایجاد میکردند که سبب لکه میشد. دیل کرانکریت یکی از متخصصان هنر در موزهی جورجیا اوکیف به آسوشیتد پرس میگوید:
آنها [لکهها] فقط کمی از موی انسان ضخیمتر هستند و میتوان آنها را با چشم غیرمسلح دید. زمانیکه تعداد زیادی از این لکههای کوچک ظاهر میشوند میتوانند نقاشی را تیرهتر کنند. همچنین اگر سریع به این معضل رسیدگی نشود، آنها به رشد خود از لحاظ اندازه و تعداد ادامه میدهند و در نهایت سبب تخریب اثر میشوند.
در طول یک پروژه دو ساله که توسط National Endowment (وقف ملی) سرمایهگذاری میشود، محققان هنگام یافتن سرنخهایی دربارهی ترکیب شیمیایی نقاشیها، آنها را با استفاده از فرکانسهای نوری مختلف ثبت خواهند کرد. در گذشته این کار با برداشتن قسمتی از اثر هنری انجام میشد، اما درحالحاضر با استفاده از فناوری تصویربرداری سهبعدی میتوان از ایجاد آسیب فوق در نقاشی اجتناب کرد. محققان همچنین فناوری تصویربرداری را به گونهای که بتواند رشد برآمدگیها را ارزیابی کند توسعه خواهند داد. هدف پروژه این است که مشخص کند دلیل ایجاد این حبابها چیست و با چه سرعتی پیشرفت میکنند. در نهایت، محققان قصد دارند یک سیستم مبتنی بر وب ایجاد کنند تا هنرمندان تصاویر نقاشیهای خود را در آنجا آپلود کنند و اطلاعاتی را در زمینهی خطرات ساختارهای حبابیشکل کسب کنند و از این طریق از آسیبهای احتمالی وارد بر نقاشیها بکاهند. این پروژه توسط موزه جورجیا اوکیف، دانشگاه «نورث وسترن» و «آموزشگاه هنر شیکاگو» در حال انجام است.
هیچ چیز بدتر از فراموش کردن نام افرادی که به تازگی ملاقات کردهاید و میخواهید همکاری خود را با آنها ادامه دهید نمیتواند ذهنیت دیگران از شما را تحت تأثیر قرار دهد. تصور کنید یک جلسهی مهم کاری با افراد حرفهای برای ادامه دادن همکاریها داشتهاید و هنگام خداحافظی نمیتوانید نام آنها را به خاطر آورید. فراموش کردن نام افراد یا صدا کردن آنها با نام اشتباه نشان دهندهی عدم تمرکز یا اهمیت ندادن به یک موضوع بوده و به هیچ عنوان رفتار حرفهای نیست.
جیم کویک (Jim Kwik) بنیانگذار شرکتی با همین نام است و به مردم کمک میکند عملکرد حافظهی خود را بهبود دهند. او در پنج سالگی دچار آسیب تروماتیک مغزی شده و بعد از این حادثه در به خاطر آوردن نام همکلاسیهایش با مشکل مواجه شد. برای کویک سالها زمان برد تا بتواند عملکرد آهستهی مغز خود را بهبود دهد. درست در زمانی که نزدیک بود به دلیل همین مشکل از دانشگاه اخراج شود، خواندن جملهای از آلبرت اینشتین (Albert Einstein) که در پشت یک لیوان نوشته شده بود زندگی او را برای همیشه تغییر داد. پشت لیوان نوشته شده بود: «مشکلات قابل توجهی که داریم با همان طرز تفکری که هنگام به وجود آوردنشان داشتهایم، حل نخواهند شد.» او بعد از خواندن این جمله متوجه شد که باید عملکرد آهستهی مغزش را تسریع کند. همچنین این جرقه را در ذهنش روشن کرد که میتواند به دیگران نیز در انجام چنین کاری کمک کند تا بتوانند در دنیایی که اطلاعات با سرعت نور تغییر میکنند عملکرد بهتری داشته باشند.

پادکستها، ایمیلها و وبسایتها هر روز اطلاعات زیادی به ما میدهند که باید به درستی طبقهبندی شده و مورد استفاده قرار بگیرند. همهی ما زمانی که نامی را فراموش میکنیم یا علاقهی خود را به خواندن کتابی از دست میدهیم مغز خود را مقصر میدانیم و آن را به کمبود توجه یا ضعیف بودن حافظه ربط میدهیم. اما طبق گفتهی کویک مشکل این است که به ما آموزش داده نشده تا از ابر کامپیوتری که میان گوشهایمان قرار گرفته یعنی همان مغزمان بیشترین استفاده را ببریم. به ما در مدارس به دروغ آموزش داده شده است که هوش، قدرت یادگیری و حافظهی هر فردی مانند سایز کفش ثابت است و تغییر نمیکند. درصورتیکه تحقیقات به تازگی ثابت کردهاند که تواناییهای مغز ما بیشتر از چیزی که فکر می کنیم بوده و ما تواناییهای ذهنی خود را دست کم میگیریم. هر شخص برای پیشرفت کردن باید تواناییهای خود را بهبود دهد.
تمرینانی که کویک ارائه میدهد میتوانند عملکرد مغز را سریعتر، متمرکزتر و پرانرژیتر کند تا فرد بتواند سریعتر موضوعات را یاد بگیرد و به یاد بیاورد. از همه جالبتر اینکه مهم نیست فرد چه سنی دارد، در چه سطح شغلی فعالیت میکند یا چه تحصیلاتی دارد. در ذهن هر شخصی یک فرد نابغه وجود دارد که باید با تمرینهای صحیح پرورش داده شود.

سریع خواندن میتواند میزان درک را افزایش دهد
سریع خواندن، راز افزایش درک مطالعه است. این واقعیت شاید کمی غیرمنتظره به نظر برسد اما خواندن یک مثال فهم این موضوع را راحتتر میکند. زمانی که در حالی رانندگی با سرعت آهسته هستید، به اصل رانندگی توجه نخواهید کرد. ممکن است در این میان با شخصی که کنارتان نشسته صحبت کنید، قهوه بنوشید یا با تلفن صحبت کنید. حال مسابقات رانندگی را در نظر بگیرید، رانندههایی که در مسابقات رانندگی شرکت میکنند تمام توجه و حواس خود را روی رانندگی و جاده میگذارند. این موضوع در مورد کتاب خواندن نیز صادق است. هرقدر سریعتر کتاب بخوانید، متمرکزتر باقی خواهید ماند.
مغز انسان ابر کامپیوتری است که در آن واحد میتواند روی بیشتر از یک موضوع کار کند. بنابراین زمانی که تنها به انجام یک کار مشغول شود، روی موضوعات سرگرمکننده متمرکز میشود یا خوابش میبرد. تکرار کردن کلمات در مغز و با صدای بلند، یکی دیگر از کارهایی است که باعث پایین آمدن سرعت خواندن میشود. این یعنی سرعت خواندن شما به اندازهی سرعت صحبت کردن محدود میشود. فراموش نکنید که سرعت خواندن تنها به سرعت فکر کردن هر شخص وابسته است. زمانی که از تکرار کردن کلمات با صدای بلند در مغز جلوگیری شود، سرعت خواندن بالاتر رفته و میزان درک نیز افزایش پیدا خواهد کرد. کویک میگوید: «برای آنکه موضوعات بیشتری را به یاد بیاورید باید سریعتر بخوانید. سرعت برابر با تمرکز است. تمرکز برابر با درک است و درک صحیح نهایتا منجر به حفظ کردن میشود.»

تمرین سه مرحلهای برای به خاطر آوردن اسامی
کویک برای به یاد آوردن اسامی از تکنیک M-O-M استفاده میکند. M اول از ابتدای کلمهی Motivation به معنای انگیزه گرفته شده است. تصور کنید در یک کنفرانس شرکت کردهاید و با وجود گرفتن کارت ویزیت اشخاص باز هم انگیزهای برای به یاد آوردن نام آنها ندارید. در همین حال اگر شخصی یک میلیون دلار در ازای گفتن نام اشخاص به شما پیشنهاد دهد، مغزتان مانند یک کامپیوتر به کار خواهد افتاد. این موضوع هیچ ارتباطی با تواناییهای بالقوهی ما ندارد بلکه به انگیزهها مربوط میشود. اگر میخواهید چیزی را به خاطر بسپارید اول از همه انگیزهی این کار را پیدا کنید. O از ابتدای کلمهی observation به معنای مشاهدات گرفته شده است. باز هم به خاطر داشته باشید که بعد از فراموش کردن نام یک شخص نباید حافظهتان را مقصر بدانید. بهترین راه برای تمرکز کردن، گوش کردن است. M آخر از ابتدای کلمهی Mechanics به معنای مکانیک گرفته است و دو مرحلهی قبل را در کنار هم قرار میدهد. انگیزه و مشاهده اول قرار گرفتهاند زیرا نیمی از موفقیت شما به روانشناسی بستگی دارد.
دفعهی بعد که در یک کنفرانس شرکت کردید از همین تکنیک برای به یاد آوردن اسامی افراد حاضر استفاده کنید. شاید جایزهی یک میلیون دلاری در انتظارتان نباشد اما مطمئن باشید که با انجام این کار روی سایر حاضرین تأثیر مثبتی خواهید گذاشت.
مشاهدات سه ماههی موسسهی علوم طبیعی کارل جانسکی، به وسیلهی آرایهای بزرگ از آنتنهای VLA، اطلاعاتی در مورد برخورد ستارههای نوترونی به دانشمندان داده است. اطلاعات بهدست آمده این شانس را به منجمان داده است که در مورد شرایط پس از برخورد شدید دو ستارهی نوترونی در کهکشانی با فاصلهی ۱۳۰ میلیون سال نوری از زمین توضیح بدهند. این دستاورد نشان میدهد که منجمان در آینده میتوانند تعداد یشتری از این برخوردها را بررسی کنند.
در ۱۷ آگوست ۲۰۱۷، دو آزمایشگاه امواج گرانشی لایگو و ویرگو، برای یافتن امواج گرانشی منتشر شده در فضا_ زمان حاصل از ادغام دو ستارهی نوترونی فوق چگال با یکدیگر متحد شدند. این آشکارسازی، اولین آشکارسازی تایید شده از این برخوردها و پنجمین آشکارسازی مستقیم از امواج گرانشی پیشبینی شده توسط آلبرت انشتین است.
به دنبال امواج گرانشی، تابشهای گاما و پرتوهای X و نور مرئی حاصل از این پدیده منتشر میشوند. آرایهی VLA اولین امواج رادیویی حاصل از پدیدهی ۲ سپتامبر را آشکارسازی کرده است. این پدیده، برای اولین بار توسط امواج گرانشی و امواج الکترومغناطیسی به صورت همزمان آشکارسازی شد.
بررسی زمان و شدت امواج الکترومغناطیسی دریافتی با طولموجهای مختلف، اطلاعات لازم در مورد ماهیت پدیدهی برخورد ستارههای نوترونی را در اختیار دانشمندان قرار میدهد. قبل از حادثهی ماه آگوست، نظریهپردازان، نظریههای مختلفی در مورد این پدیده داده بودند. پدیدهی برخوردی آگوست به دانشمندان شانس مقایسهی نظریهها با دادههای رصدی را داد.
منجمان با استفادهی همزمان از آرایهی رادیوتلسکوپهای VLA، آرایهی تلسکوپهای اپتیکی استرالیا و رادیوتلسکوپ بزرگ هند، از ماه سپتامبر به بعد این پدیدهی برخوردی را مورد مشاهده قرار دادهاند. رادیوتلسکوپها نشان دادند که امواج رادیویی گسیل شده به صورت پیوسته در حال شدیدتر شدن است. همین مشاهده در مورد امواج الکترومغناطیس گسیل شده نیز تایید شد.
به گفتهی کونال مولی، همکار پسا دکترا از کلتک در موسسهی نجوم رادیویی ملی (NRAO): قوی شدن تدریجی سیگنالهای رادیویی، به این معنی است که مادهی زیادی درنتیجهی این فرایند در فضا پخش شده است که این مواد با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند.

مشاهدات انجام شده به منجمان کمک میکند تا بتوانند سلسله حوادث ایجاد شده از این برخورد ستارههای نوترونی را بررسی کنند.
در ابتدای برخورد دو ستارهی نوترونی فوق چگال، انفجار بزرگی به نام کیلونوا اتفاق افتاد که یک پوستهی کروی منبسط شونده از باقیماندههای این انفجار تشکیل داد. ستارههای نوترونی به تهمانده تبدیل شدند که این تهمانده میتواند سیاهچالهای باشد که گرانش قدرتمند آن، مواد نزدیک را به درون خود میکشد. مواد اطراف سیاهچاله، دیسک چرخانی را تشکیل میدهند که دو جت درخشان از دو قطب آن بیرون زده است.
به گفتهی دانشمندان: همانگونه که قبلا نیز بسیار دیده شده است، اگر جهت یکی از این جتها به سمت زمین باشد، ما میتوانیم امواج گاما را در مدت زمان کوتاهی آشکارسازی کنیم. با این حال، پدیدهی مورد نظر، جزء این دسته از پدیدهها قرار نگرفت.
مشاهدات اخیر از حادثهی آگوست، نشان میدهند که یکی از جتهای تابش، با فاصلهی کمی از کنار زمین عبور میکند. مدلها این حقیقت را توضیح میدهند که تابشهای پرتو X و رادیویی مدت زمان بسیار کوتاهی پس از برخورد، قابل آشکارسازی هستند.
به گفتهی الساندرا کرسی، از دانشگاه تگزاس: مدل سادهی موجود، هیچ ساختاری از جتها به ما نشان نمیدهد و نشان میدهد که تابشهای رادیویی و اشعهی X حاصل باید در طول زمان، ضعیفتر شوند در صورتی که مشاهده میکنیم تابش رادیویی در طول زمان، قویتر میشود. از این طریق متوجه شدیم که برای توضیح ان پدیده به مدل دیگری نیاز داریم.
منجمان به مدل دیگری که در ماه اکتبر توسط منسی کاسیوال و همکارانش از دانشگاه کلتک منتشر شده و سپس توسطاور گاتیب و همکارانش از دانشگاه تلاویو تصحیح شده است، توجه نشان دادند. در این مدل، جتها از پوستهی کروی باقیماندههای انفجار، خارج نمیشوند. در مقابل، مواد حاصل از انفجار را جمع کرده و به صورت یک پیلهی بزرگ، که انرژی جتها را جذب کرده است، با خود به بیرون میبرد.
منجمان طبق اطلاعاتی که از رادیوتلسوپها جمعآوری کردهاند، به این مدل علاقه نشان دادند. پس از مشاهدات اولیه از محل برخورد، پس از گردش یک سالهی زمین به دور خورشید معلوم شد که محل برخورد به قدری به خورشید نزدیک است که تابش مرئی و پرتو X آن را به راحتی نمیتوان مشاهده کرد. رادیوتلسکوپها، هفتهها تنها ابزاری بودند که میتوانستند در مورد این پدیده اطلاعات جمع آوری کنند.

کرسی گفت: اگر تابشهای X و رادیویی هر دو از پیلهی منبسط شونده حاصل میشوند، زمانی که تلسکوپهای پرتو X ناسا به نام چاندرا، دوباره توانایی آشکارسازی را پیدا کردند، از مقایسهی دادههای رادیوتلسکوپها و دادههای پرتوهای X، این همزمانی تایید شد. هر دو این تابشها نیز در طول زمان قویتر میشوند.
مولی و همکارانش در مورد مشاهدات رادیویی و همچنین مدل مورد علاقهی خود مقالهای منتشر کردند.
به گفتهی گرگ هالینان از کلتک: دادههای چاندرا در ۷ اکتبر منتشر شد و تابشهای پرتو X همان چیزی که میخواستیم رابه ما نشان داد.
مولی گفت: توافق بین دادههای رادیویی و پرتو X درستی پیشبینیهای ما را روشن کرد.
هالینان گفت: تایید درستی پیشبینی هایمان بسیار خوشحال کننده بود. برای تایید مدل پیلهی منبسط شونده، به مشاهدات بیشتری از امواج گرانشی و امواج الکترومغناطیسی حاصل از این برخوردها نیاز داریم.
مولی، هالینان، کرسی و همکارانشان نتایج مشاهدات خود را در مجلهی Nature منتشر کردند.
لحظاتی پیش نسخه 4.7 تلگرام برای اندروید و آیاواس منتشر شد و امکانات جدیدی را به این برنامه اضافه کرد. در ادامه شما را با این ویژگی ها آشنا خواهیم کرد.
استفاده همزمان از چند اکانت (اندروید)
اگر شما هم از افرادی هستید که بیش از یک اکانت دارید، از حالا میتوانید بدون نیاز به نصب تلگرامهای غیررسمی، تا ۳ شماره را در اپلیکیشن رسمی تلگرام وارد و مدیریت کنید. کافیست منوی کناری برنامه را به داخل کشیده و روی شماره مورد نظر لمس کنید تا به شکل فوقالعاده سریع و روانی، بین اکانتها جابجا شوید. این ویژگی فعلا برای نسخه اندروید فعال شده است و اضافه شدن آن در iOS هنوز مشخص نیست
امکان تغییر پوسته روز و شب (آی او اس)
امکان تغییر پوسته و استفاده از تم روز یا شب از چند نسخه پیش به تلگرام اندروید اضافه شده بود. کاربران iOS نیز از حالا میتوانند این ویژگی را در اختیار داشته باشند و از تمهای مختلف برای اکانت خود استفاده کنند
پاسخ سریع با کشیدن پیام به سمت چپ
سومین موردی که به این نسخه از تلگرام اضافه شده است امکان پاسخ سریع به پیامها است. همانطور که در ویدیوی بالا قابل مشاهده است از حالا میتوانید تنها با کشیدن یک پیام به سمت چپ، یک پیام را Reply کنید
انتخابی شدن عملیات همگام سازی مخاطبین
وقتی وارد تلگرام میشوید این برنامه به صورت خودکار شمارههای شما را اسکن میکند و هر مورد که در تلگرام عضو باشد را به کانتکتهای شما اضافه میکند. این موضوع برای عدهای ناخوشایند بود که خوشبختانه از این نسخه، این قابلیت در زمان وارد کردن شماره از شما پرسیده میشود و شما میتوانید بدون نیاز به انجام اینکار، وارد اکانت تلگرامی خود شوید
دانلود بهروزرسانی
اندروید (پلیاستور) | آیاواس (اپاستور)
.: Weblog Themes By Pichak :.