به مناسبت فرارسیدن روز هجدهم ذیالحجه که مصادف با بزرگترین عید مسلمانان یعنی عید غدیر خم است، شیعیان در سراسر جهان این عید فرخنده را جشن گرفته و مراسم متعددی را برای گرامیداشت آن برگزار میکنند. بنابر روایات در این روز پیامبر اکرم (س) به دستور خداوند امام علی(ع) را به مقام خلافت و امامت منصوب کردند. واقعه غدیر در سفر حجةالوداع سال دهم هجری و در سرزمین غدیرخم روی داد.
امام صادق (ع) درباره عید غدیرخم میفرمایند: روز غدیرخم عید بزرگ خداست، خدا پیامبرى مبعوث نکرده، مگر ینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پایمان و در زمین، روز پایمان محکم و حضور همگانى است.
به همین مناسبت مجموعه ای از پیامکهای این روز را برایتان گردآوری کرده ایم که در ادامه می توانید دریافت کنید.



خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست
عيد غدير مبارک

روز عيد غدير خم از شريف ترين اعياد امت من است
پيامبر اکرم(ص)

نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم مبارک باد

خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو کرد
عيد بر شما مبارک



علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه کس گناه ما بود ولي
آن را به محبت علي بخشيدند
عيدتان مبارک

تمام لذت عمرم در اين است / که مولايم اميرالمومنين است
عيد شما مبارک

نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد
ناشر حکم ولايت به ولي مي نازد
گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي
عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد



هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)

قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد
ايمان به جز از حب علي پايه ندارد
گفتم بروم سايه لطفش بنشينم
گفتا که علي نور بود سايه ندارد
عيد غدير مبارک

شبي در محفلي ذکر علي بود
شنيدم عارفي فرزانه فرمود
اگر آتش به زير پوست داري
نسوزي گر علي را دوست داري

عید آمده هر کس پی کار خویش است
می نازد اگر غنی و گر درویش است
من بی تو به حال خود نظرها کردم
دیدم که دمی بعد قدیر در پیش است

پیام نور به لبهاى پیک وحى خداست
بخوان سرود ولایت ,که عید اهل ولاست
بیا شراب طهور از خم غدیر بزن ,
خدا گواست که ساقى این شراب خداست!
عید غدیر مبارک



تاراج دل به تیغ دو ابروی دلبر است
مستی قلبم عاشقم از جام کوثر است
بر سر در عرش خدا حک شده چنین
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است.

قرآن به جز وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه نداره
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد.

شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری.

پیامبر ص :
خداوند فرمود اگر همه مردم بر ولایت علی ابن ابیطالب جمع می شدند ، آتش را خلق نمی کردم
(بحار الانوار)



اوصاف علی به هر زبان باید گفت.
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت.
ولیعهدی مسعود علی تبریک به صاحب الزمان باید گفت..

از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم

حل شود صد مشکلم با گفتن یک یاعلی
قلب من خورده گره از روز اول باعلی
محرم میقات را گفتم چه گویی زیر لب
عاشقانه یک تبسم کردو گفتا علی

روزی که خدا گل خلایق سرشت
بالای در بهشت اینگونه نوشت
بی مهر علی ورود اکیدا ممنوع
با حب علی بیا که بازست بهشت



اگر خلق عالم علی را می شناختند
دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند
جهنم آفریده نمیشد
عید غدیر خم مبارک
این حدیث دل بود تصنیف نیست
شیعه در محشر بلاتکلیف نیست
شیعه راهش در مسیر اولیاست
شیعه مولایش علی مرتضاست
عید غدیرمبارک
سهل کنید سخت را خانه برید بخت را عید غدیر مى رسد
ضرب زنید طبل را پیشه کنید
عدل را عید غدیر مى رسد باده دهید
جام را قند زنید کوزه را عید غدیر مى رسد
آب دهید تشنه را دور کنید غصه را عید غدیر مى رسد
غدیر یعنی کسانی که عقب مانده اند برسند و کسانی که جلو رفته اند برگردند.
غدیر یعنی باولایت حرکت کردن.

گلچین مولودی عید غدیر با نوای سید مهدی بنی فاطمه

گلچین مولودی عید غدیر با نوای محمدرضا طاهری و حسین طاهری

گلچین مولودی عید غدیر با نوای حنیف طاهری
من همان زائری که می دانی (سرود)

گلچین مولودی عید غدیر با نوای محمود کریمی
علی اول و علی آخر هو النور (سرود)
به سر ها بگویید سرور علی است (مدح)
حیدر شدی تا پشت در هی در بکوبم (سرود)

گلچین مولودی عید غدیر با نوای محمد حسین پویانفر
منم عبد قنبر تویی شاه و سرور (سرود)

گلچین مولودی عید غدیر با نوای وحید یوسفی
به گزارش روابط عمومی شاتل موبایل، در این طرح مشترکین قبلی و جدید شاتل موبایل که تا پیش از این تاریخ، سیمکارت خود را فعال و نخستین تماس را برقرار کرده باشند، در یازدهم شهریورماه سال جاری، ۷ گیگابایت اینترنت همراه، هزار دقیقه مکالمه و هزار عدد پیامک شاتل موبایلی هدیه می گیرند و به این ترتیب استفاده از خدمات اینترنت پرسرعت 3G و 4G، مکالمه و پیامک روی سیم کارتهای این اپراتور سراسری تلفن همراه در یازدهم شهریور ماه برای تمامی مشترکین رایگان خواهد بود.
گفتنی است، شاتل موبایل همچنین در طرح ویژه عید فطر نیز، ۱۴ گیگابایت اینترنت همراه 3G و 4G در طی تعطیلات دو روزه این عید سعید به مشترکین خود هدیه داده بود.
متقاضیان برای کسب اطلاعات بیشتر درباره هدایا، طرحها و بستههای جدید شاتل موبایل، انتخاب شماره و خرید سیمکارت شاتل با پیش شماره ۰۹۹۸ و کد یک، میتوانند به وبسایت این اپراتور به نشانی www.shatelmobile.ir مراجعه یا با شماره ۰۹۹۸۱۰۰۰۰۰۰ تماس بگیرند.
افراد مختلف، دیدگاههای متفاوتی نسبت به مجیک لیپ دارند. این شرکت از دید بعضیها، استارتاپی انقلابی در زمینهی فناوری واقعیت افزوده است و میتواند آنچه را که ما بهعنوان سرگرمی میشناسیم، با تغییراتی اساسی روبهرو کند و از دید برخی دیگر، شرکتی با رویاهای واهی است که پا در مسیری اشتباه گذاشته و آیندهی روشنی ندارد.
مدتی پیش نخستین تصاویر و اطلاعات از هدست واقعیت افزودهی موردانتظار این شرکت در اینترنت پخش شد و نشان داد محصولی که مجیک لیپ اینهمه آن را هایپ کرده و در موردش صحبت میکند، دقیقا چه مشخصاتی دارد. حال که میدانیم سختافزار ۲۲۹۵ دلاری این شرکت توانایی انجام چهکارهایی را دارد، بهتر است قدمی به عقب برداریم و با نگاهی به ادعاهای پیشین مجیک لیپ، ببینیم که این شرکت با عرضهی هدستش دقیقا چه هدفی را دنبال میکند.
بد نیست ابتدا نگاهی نزدیک به هدست مجیک لیپ وان بیاندازیم:

مجیک لیپ وان که در نگاه اول شبیه عینکهای موجود در فیلمهای علمیتخیلی دههی ۸۰ میلادی بهنظر میرسد، بسیار سبکوزنتر از آن است که فکرش را بکنید. سازندهی این هدست، برای اطمینان از جای گرفتن آن روی سر افراد، پدهای بینی با اندازههای مختلف را به همراه آن عرضه میکند. اگر قصد خرید این هدست را دارید بد نیست بدانید که پس از تهیه، کارمندی از استارتاپ Enjoy، آن را به در خانهتان خواهد آورد و بهمنظور نصب درست، شما را یاری خواهد کرد. برای بستن هدست مجیک لیپ وان به سر، باید اول از همه بند پشتی آن را به عقب بکشید؛ آن را روی سر خود قرار دهید و نهایتا بند اصلی آن را سفت کنید.
Magic Leap One بهوسیلهی سیمی نهچندان بلند، به یک مینیکامپیوتر شبیه به سیدی پلیرهای قدیمی سونی(دیسکمن) به نام لایتپک متصل میشود؛ دستگاهی که منبع تمام قدرت محاسباتی این هدست بهشمار میآید. لایتپک چندان سنگین نیست و میتوانید بهراحتی آن را به جیب شلوار متصل کنید؛ بزرگترین مشکلی این است که بههنگام کار با مجیک لیپ وان، مجبورید با این سیم دستوپنجه نرم کنید. خوشبختانه سیم این هدست برخلاف هدستهای واقعیت مجازی بازار که به پیسی متصل میشوند، زیاد بلند نیست و مانند آنها حواستان را پرت نمیکند. کنترلرهای حرکتی همراه مجیک لیپ وان، در برخورد اول همچون مدل بزرگتر تاچپد هدست Gear VRبهنظر میرسند. این کنترلرها بهخوبی در دست جای میگیرند و تمامی بخشهای آنها بهراحتی قابلدسترسی هستند. Tonandi یکی از تجربههایی است که مجیک لیپ وان بهصورت واقعیت افزوده به شما ارائه میدهد و بهطور کامل به ژستهای حرکتی دست متکی است.
مقالههای مرتبط:
پس از بهسرکردن مجیک لیپ وان و ورود به دنیای Tonandi، در فضای جذابی قرار میگیرید که در آن، کف زمین و دیوار اتاق بهوسیلهی گیاهانی خوشرنگ رنگآمیزی میشوند و در همهجا، حیواناتی شناور بهچشم میخورند که در اطراف شما به شناکردن مشغول هستند. گرچه افراد عینکی نمیتوانند بههنگام استفاده از این هدست عینکشان را بزنند؛ اما خبر خوب این است که حتی برای این افراد نیز، جزئیات دنیایی که مجیک لیپ وان بهنمایش میگذارد بسیار واضح است. محیط واقعیت افزودهای که این هدست ارائه میدهد، بسیار شارپتر از آن محیطی است که قبلا در هدستHoloLenz یا هدست شرکت Meta دیده بودیم. گرچه میدان دید مجیک لیپ وان میتوانست بهتر باشد؛ اما با تجربهی آن متوجه خواهید شد که همین میدان دید بهطرزی قابلتوجه، ارتفاع و وسعت بیشتری را نسبت به هولولنز بهنمایش میگذارد. این موضوع باعث میشود که تجربهی Tonandi چشمگیرتر از موازدی باشد که هدستهای مایکروسافت ارائه میدهند.
داشتن سختافزار قدرتمند نمیتواند بهتنهایی، موفقیت مجیک لیپ وان را تضمین کند. برای موفقیت هر پلتفرم جدیدی که به بازار عرضه میشود، داشتن نرمافزار قدرتمند در کنار گستردهبودن تجربیاتی که آن پلتفرم در اختیارتان میگذارد، تعیینکنندهی موفقیت یا شکست است. این همان موضوعی است که ریو کارائف، مدیر ارشد بخش محتوا در شرکت مجیک لیپ، چندین سال از عمرش را پای آن گذاشته و سعی کرده تجربهی نرمافزاری کمنقصی را در مجیک لیپ وان به کاربر ارائه دهد. وی پس از سالها کار در شرکت Vevo بهعنوان مدیر اجرایی، در سال ۲۰۱۵ به مجیک لیپ پیوست تا کمکیار بخش مدیای این شرکت باشد. کارائف هنوز در اول مسیر است و میتواند طی سالهای آینده، نبوغش را بیش از پیش شکوفا کند.
کارائف در گفتگو با وبسایت مطرح Engadget، از دلایل پیوستن بهشرکت مجیک لیپ میگوید:
دلیل اصلی پیوستنم به مجیک لیپ این بود که در آن زمان میتوانستم طلوع عصر جدیدی را در زمینهی قدرت پردازشی و محاسباتی سختافزارها ببینم؛ این موضوع، اتفاقی نیست که همیشه رخ دهد. شرکتهای زیادی در جایجای دنیا در حال تلاشاند، اما این باعث نمیشود که هر یکی، دو سال شاهد تحولاتی عظیم در این زمینه باشیم.
آن زمان بود که فهمیدم میتوانم بخشی از اتفاقی تازه باشم و تجربیاتم را بهکمک داستانپردازان، خالقان، توسعهدهندگان و تولیدکنندگان محتوا به این مدیوم جدید بیاورم. از نظر من، مجیک لیپ شرکتی است که در آن میتوانم با بهرهگیری از فناوریهای نوین، خود را شکوفا کنم.

هدف اصلی مجیک لیپ این است که ما را از خیرهشدن به نمایشگرها باز دارد و بهجای آن، راهی را برای برقراری مجدد ارتباط با دنیای فیزیکی، پیش روی بگذارد (کاری که گوگل نیز قصد داشت با عینکش آن را عملی کند؛ اما نهایتا موفق نشد). کارائف بهطرزی هنرمندانه اهدافی را که مجیک لیپ با محصولاتش در سر میپروراند، بیان میکند: «میخواهیم کاری کنیم که کاربران با بهرهگیری از این فناوریها، به خودشان افتخار کنند. با بهرهگیری از محصولاتمان میتوانید به موارد جدیدی دسترسی پیدا کنید؛ مواردی که باعث میشوند بیشاز پیش، خودتان باشید!»
اگر مجیک لیپ یک حرکت اعتراضی بود، کارائف حکم سر دستهی این جنبش را داشت؛ سردستهای که بیش از همه به موفقیت معتقد و حاضر است برای دستیابی بهآن، هرکاری انجام دهد. وی با تمام وجود اعتقاد دارد که مجیک لیپ میتواند دنیای امروزی را از جهات زیادی دستخوش تغییر کند. کارائف برای نخستین بار در سال ۲۰۱۵، ارتباطی نزدیک با فناوری برقرار کرد و توانست بهخوبی آن را درک کند؛ وی فهمید میتواند با استفاده از فناوری، تغییرات عظیمی ایجاد کند؛ وقتی که یک ربات پرنده بهآرامی روی دست او نشست، با چشمانش حرکات چشمان او را دنبال کرد و از جایش بلند شد و دوباره پرواز کرد.
این لحظه، لحظهای بسیار مهم برای کارائف بود؛ لحظهای بود که او فهمید دلش نمیخواهد به موجودی مجازی صدمه بزند و در عوض میخواهد تا جایی که میتواند، نزدیکش باشد. آن زمان بود که کارائف فهمید، نمونهی چنین ارتباطی بین دنیای واقعی با دنیای مجازی تاکنون در هیچجا دیده نشده است؛ ارتباطی که میتواند پایهگذار نحوهی تعامل ما با کامپیوترها در دنیای آینده باشد.
کارائف معتقد است که برای استفادهی کامل از پتانسیلهای واقعیت افزوده، نباید صرفا به سختافزار اکتفا کرد و لازم است نرمافزاری قدرتمندی در کنار محتوای جذاب تولید کرد. وی صحبتهایش را با اشارهی مستقیم به اعمال نهایت دقت در طراحی و ساخت هدست مجیک لیپ وان، اینگونه ادامه میدهد:
ما میخواستیم که هدفمان در تکتک اجزای محصولی که میسازیم، نمایان باشد. از ابزارهای نوری بهکاررفته در آن گرفته تا سختافزار، از حسگرها گرفته تا سیستمعامل، از ابزارهای مخصوص توسعهدهندگان گرفته تا محیطهای مجازی، همه و همه بهدقت طراحی شدهاند.

اگر مطالب و اخبار مربوط به هدستهای واقعیت مجازی را دنبال کرده باشید، دیدگاهی که کارائف در مورد تولید محتواهای جذاب مطرح کرد، برایتان آشنا بهنظر میرسد. آکیولس و اچتیسی وایو بهخوبی میدانستند که برای موفقیت محصولشان لازم است ضمن ساخت سختافزار و نرمافزار قوی، محتوای خلاقانهای را برای محصولشان تولید کنند؛ اما حقیقتا هیچگاه نتوانستند بهخوبی به این اصل مهم عمل کنند. دو سال از عرضهی هدستهای واقعیت مجازی آکیولس ریفت و اچتیسی وایو گذشته و ما هنوز منتظر آن محتوای خاص هستیم؛ محتوایی که بتواند نظر عموم مردم را بهخود جلب کند. از طرفی بد نیست اشارهای هم به هدست پلیاستیشن VR شرکت سونی داشته باشیم؛ هدستی که از لحاظ پیشرفتهبودن به رقبایش نمیرسد و برخلاف بقیه، بهجای استفاده از سختافزار یک پیسی ردهبالا، به کنسول پلیاستیشن ۴ متکی است. اما سونی توانسته با عرضهی مداوم بازیهای جدید و جذاب، بهخوبی از این هدست پشتیبانی کند.
شرکت مجیک لیپ برای خلق تجربههای واقعیت مجازی، استودیوی مخصوصی را تاسیس کرد؛ اعضای این استودیو ارتباط نزدیکی با طراحان سختافزار و نرمافزار شرکت مجیک لیپ دارند و بههمین دلیل توانستهاند تجربیات مختلفی را از جمله همان Tonandi خلق کنند. مورد دیگری که خلق شده، Create نام دارد و جایی است که در آن میتوانید شخصیتهای موردعلاقهتان را بهصورت واقعیت افزوده بسازید. در حقیقت Create میتواند بهخوبی پتانسیلهای بالای هدست مجیک لیپ وان را نشان دهد.
مقالهی مرتبط:
وقتی در دنیای Tonandi به چمنها دست میزنید یا دستتان را از میان دستهی پرندگان عبور میدهید، صداهای مخصوصی پخش میشوند و شرایط واقعی را برای شما تداعی میکنند. Tonandi را نمیتوان واقعا «بازی» نامید. این اثر، بیشتر شبیه آن است که قدم در ذهن تیم سازندهی آن بگذارید؛ Tonandi تجربهای است که نمیتوانید همانند آن را در یک اپلیکیشن واقعیت افزوده یا حتی در واقعیت مجازی پیدا کنید. چیزی که باعث میشود Tonandi تا این حد جذاب و بدون دردسر باشد، تماشای مخلوقات مجازی در یک دنیای حقیقی است.
اکثر افرادی که تجربهی کار با مجیک لیپ وان را داشتهاند، میگویند که وقت بیشتری را با این هدست گذراندهاند تا هدستهای واقعیت مجازی. دلیل این موضوع هم تا حدی مشخص است؛ هدستهای واقعیت مجازی چون رویدادها را در دنیایی کاملا مجازی بهتصویر میکشند، برای کاربر گیجکننده هستند.

مجیک لیپ برنامهریزی کرده است تا طی روزهای نهم و دهم اکتبر ۲۰۱۸، کنفرانس مخصوصش را برای توسعهدهندگان برگزار کند. این مجمع میتواند نخستین تلاش رسمی این شرکت برای گردآوردن جامعهی هدفش باشد. این شرکت قصد دارد به همکاری با دیگران بپردازد و زمینههای کاریاش را گسترش دهد؛ به همین دلیل است که مجیک لیپ میخواهد با شرکتهای Unity و Epic (خالق بازی فورتنایت) همکاری کند. کنفرانس مجیک لیپ همچون دیگر کنفرانسهای مهم، دارای یک نطق اصلی (Keynote) خواهد بود که بهصورت زنده برای عموم مردم پخش خواهد شد؛ این کنفرانس همچنین میزبان برخی جلسات فنی در زمینهی واقعیت افزوده خواهد بود. امکان ثبتنام در این رویداد بهزودی امکانپذیر خواهد شد.
کارائف گفتههای خود را اینگونه بهپایان میرساند:
هدست مجیک لیپ وان از آن دسته محصولاتی نیست که تمامی افراد زندهی روی این سیاره، از ماهیت آن مطلع باشند یا بدانند که اصلا به چه دلیل به آن نیاز دارند. به همین دلیل، خیلی سخت است که آن را در قفسهی فروشگاهها گذاشت و منتظر ماند تا مردم آن را بخرند. موضوع مهم، این است که ما میخواهیم مردم حتما این گجت را امتحان کنند.
زمانی، ایالات متحده آمریکا در رأس هر تکنولوژی نوینی قرار داشت؛ اما این دوران بسیار دور شده است. یکی از فناوریهای نوینی که این روزها بحثهای فراوانی حول محور آن وجود دارد، بلاکچین و کاربردهای بسیارِ آن است. چین و آمریکا دو بازیگر اصلی در این حوزه هستند و هر دو تلاش میکنند گامهایی پیشگامانه در این حوزه بردارند.
حال برطبق گزارش جدیدی از سوی PwC، برنامهریزیهای چین بهگونهای انجام شده تا فاصلهی به این کشور با آمریکا در حوزهی یادشده کمتر شود و نهایتاً به پیشتازی چین منجر گردد.
در یک نظرسنجی که از ۶۰۰ مدیرِ اجرایی در ۱۴ کشور مختلف انجام شده، ۲۹ درصد آنها ایالات متحده را پیشتازِ توسعهی فناوریهای غیرمتمرکز عنوان کردهاند؛ این در حالی است که رقم مربوطه برای چین به ۱۸ درصد میرسد.
باید در نظر بگیرید که در این گزارش، درک مدیران از آینده نیز واردِ آمار شده است.
طبق پیشبینیها، انتظار میرود که در بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ شرایط دگرگون شود؛ از این رو، پاسخدهندگان نظرسنجی اعتقاد دارند که ارقام فوق با تغییر همراه شوند. طبق این پژوهش، ۳۰ درصد از افراد شرکتکننده باور داشتهاند که چین در توسعهی فناوریهای مبتنی بر بلاکچین پیشتازی را بهدست خواهد گرفت. در سویی دیگر، تنها ۱۸ درصد از افراد چنین دیدی را نسبت به آمریکا در ۵ سال آینده دارند.

با این وجود، ارقام برای شرکتهایی که محصولی مبتنیبر بلاکچین در بازار عرضه کردهاند، چندان دلگرمکننده نیست. طبق این آمار، ۶۰ درصد از شرکتهایی که در حوزهی ارزهای مجازی فعالیت میکنند، هرگز محصول مبتنی بر این فناوری به بازار عرضه نکردهاند.

با نگاهی به آمار فوق میتوان دریافت که تنها چیزی نزدیک به یک چهارم از شرکتهای فعال در این حوزه، محصولی مبتنی بر بلاکچین توسعه دادهاند.
AMD چندی پیش اعلام کرد که تراشههای ۷ نانومتری خود را بهکمک TSMC تولید خواهد کرد؛ خبری که در ابتدا قدری غیرمنتظره بهنظر میرسید؛ اما اکنون با انتشار خبر جدیدی از سوی گلوبال فاندریز، ابهامات در این باره برطرف شده است. گلوبال فاندریز، تامینکنندهی اصلی تراشههای نسل فعلی رایزن و رادئونِ AMD، روز سهشنبه بهطرز غیر منتظرهای اعلام کرد که تمام فعالیتهای خود برای توسعهی پردازندههای نسل بعدی ۷ نانومتری را متوقف خواهد کرد. این شرکت همچنین هیچ برنامهای برای توسعهی فناوریهای ۵ و ۳ نانومتری نیز ندارد.
گلوبال فاندریز که در ابتدا بهعنوان یکی از کسبوکارهای AMD فعالیت میکرد و در سال ۲۰۰۹ از این شرکت جدا شد، دربارهی علت تصمیم جدید خود میگوید که در رقابت با رقبای اصلیاش یعنی سامسونگ و TSMC قادر به صرف میلیاردها دلار برای توسعهی خطوط جدید تولید نیست. در عوض این شرکت درنظر دارد که تمرکز خود را به تولید پردازندههای نسل فعلی ۱۲ و ۱۴ نانومتری معطوف کند و تولید محصولات مرتبط با این فناوری را گسترش دهد.
در همین حال، AMD تایید کرده است که محصولات ۷ نانومتری بعدی خود از جمله CPU-های Zen 2 و پردازندههای گرافیکی Navi را با همکاری TSMC تولید خواهد کرد. این محصولات حیاتی به AMD کمک خواهند کرد تا در میدان رقابت با اینتل باقی بماند و احتمالا بتواند تراشههای ۱۰ نانومتری این شرکت را نیز پشتسر بگذارد.

AMD در گفتگو با وبسایت مارکتواچ اعلام کرد که کنار کشیدن GlobalFoundries از تولید تراشههای ۷ نانومتری، میتواند ظرفیت تولید این شرکت را تحت تاثیر قرار دهد؛ اما در ادامه افزود که همکاری با یک تولیدکنندهی واحد، توسعهی محصولات ۷ نانومتری را آسان خواهد کرد. با این حال، این شرکت به همکاری خود با گلوبال فاندریز در تولید تراشههای نسل فعلی رایزن و رادئون ادامه خواهد داد. لیزا سو، مدیرعامل AMD میگوید:
تاسیسات ۱۲ و ۱۴ نانومتری گلوبال فاندریز، بخش بزرگی از حجم تولید ما را حفظ خواهد کرد.
سال گذشته، گلوبال فاندریز اعلام کرد که تراشههای ۷ نانومتری این شرکت در سال ۲۰۱۸ از راه خواهند رسید و تراشههای ساختهشده با استفاده از لیتوگرافی بهوسیلهی اشعهی ماوراء بنفش (EUV) تا سال ۲۰۱۹ عرضه خواهند شد. با این حال، حرکت به سمت لیتوگرافی ۷ نانومتری، یک جهش بزرگ از فرآیند ساخت فعلی ۱۲ و ۱۴ نانومتری محسوب میشود و بنا به گزارشها، برای یک خط تولید واحد، بیش از ۱۰ میلیارد دلار هزینه دربرخواهد داشت. شرکت اماراتی مبادله که سرمایهگذار گلوبال فاندریز است، ظاهرا تمایلی ندارد که چنین مبلغ هنگفتی را برای شرکتی که هرگز سودی از آن بهدست نیاورده است، تامین کند.

گزارشها نشان میدهد دانشگاه "هاروارد" رتبه اول تولید کننده پولسازترین استارتاپهای آمریکا را به خود اختصاص داده است.
به نقل از وبسایت دانشگاه هاروارد، دانشگاه "هاروارد"( Harvard) و "استنفورد"( Stanford') همواره با یکدیگر رقابت میکنند.
این دو دانشگاه برترین دانشگاههای آمریکا هستند.
"هاروارد" و "استنفورد" بر سر ایجاد موفقترین استارتاپها با یکدیگر رقابت میکنند.
در تازهترین گزارشهای منتشر شده، استارتاپهایی که توسط محققان دانشگاه هاروارد ایجاد شده است، بالغ بر ۱۳.۲ میلیارد دلار پول تولید کردهاند.
همچنین، استارتاپهایی که توسط محققان استنفورد ایجاد شده است، ارزشی بالغ بر ۱۰.۴ میلیارد داشته است.
دانشگاههای دیگر که در زمره ایجاد کنندگان استارتاپهای پولساز بودهاند، دانشگاههای "کالیفرنیا"( University of California) و دانشگاه "برکلی"( Berkeley) هستند.
این درحالی است که پولی که توسط دانشجویان این دانشگاه تولید شده است، از این آمار جدا است.
فارغالتحصیلان دانشگاه "هاروارد" با انجام ۱۷۰ پروژه در سال گذشته در این رتبهبندی رتبه اول را کسب کردهاند.
بخش فناوری آینده جگوار لندرور (Jaguar Land Rover) در تحقیقات جدیدی که برای بررسی رفتار انسانها در مواجه با وسایل نقلیه بدون راننده انجام میدهد، چشمهایی روی خودروی خودران نصب کرده است. این چشمها حسگر نیستند، اما نمایش بصری در مورد آگاهی خودرو از وجود موانع و عابر پیاده ارائه میکنند. از طریق این سیگنالها، خودروی خودران به عابران پیاده نشان میدهد که زمان ایمن برای حرکت آنها فرا رسیده است و آنها میتوانند از خیابان عبور کنند.

هدف از انجام چنین مطالعهای، این است که بفهمند آیا مردم به اندازه کافی به علائم و سیگنالهای مخابره شده از خودروی خودران اعتماد خواهند کرد یا خیر؟ در حال حاضر ترس از عدم حس کردن عابر پیاده در جلوی خودروی بدون راننده توسط حسگرها، مهمترین دلیل مخالفت با چنین فناوری به شمار میرود؛ این مطالعه قصد دارد رفتار افراد را در چنین شرایطی بررسی و تحلیل کند. روانشناسان شناختی، رفتار افراد را در کنار جاده قبل و بعد از دیدن چشم خودروی خودران بررسی خواهند کرد. این بررسی بخشی از پروژه اتودرایو (Autodrive) انگلستان است که با همکاری چند تولیدکننده اصلی انجام میشود.

پیت بنت، مدیر تحقیقات تحرک آینده جگوار لندرور گفت:
مطالعات انجام شده توسط کارشناسان جگوار لندرور نشان میدهد که حدود ۶۳ درصد از عابران پیاده و دوچرخهسواران در برخورد با خودروی خودران احساس ناامنی میکنند. این همان روح دوم در وجود هر انسان است که باعث میشود تا قبل از نزدیک شدن هر خودرویی به راننده آن نگاه کند. فهمیدن این که چنین رفتاری در آینده چطور با فناوری خودران برخورد میکند، برای ما مهم است. ما میخواهیم فایده و مزیت ارائه اطلاعات در مورد هدف خودروی خودران و تشخیص عابر پیاده، به منظور جلب اعتماد مردم را بدانیم.

با تکرار رفتار انسان و عناصر زبان بدن که عابران پیاده میتوانند به داخل خودروهای خودران انتقال دهند، جگوار لندرور امیدوار است که این پروژه بتواند اعتماد عمومی به فناوری خودروی خودران و وسایل نقلیه مستقل را بهبود بخشد؛ زیرا اعتماد به عنوان یکی از موانع اصلی این فناوری برای تجاریسازی مطرح میشود.

طرحهای زیادی برای ارتباط خودروی خودران با عابران پیاده تاکنون ارائه شده است؛ از جمله این طرحها میتوان به پنلهای متنی یا علائم چهره در جلوی خودرو اشاره کرد که هدف و مقصود آن را به اطلاع عابران پیاده اطلاع میدهند. همچنین مدتها قبل شرکتی نمایشگر ایموجی (emoji) برای بیان هدف و قصد خودروی خودران ارائه کرده بود.
خودروی مفهومی خودران سدریک (Sedric) فولکسواگن نیز دارای چشمانی شبیه شخصیتهای کارتونی است؛ هر چند این چشمها دوبعدی هستند و قادر به ایجاد تماس مستقیم با عابران پیاده نیستند، اما میتوانند نقش مهمی در تعامل دو طرف (خودروی خودران و عابر پیاده) بازی کنند.
اندرو کارنگی (Andrew Carnegie) صنعتگر، تاجر، کارآفرین و خیّر مشهور اسکاتلندی آمریکایی است که در دورانی بهعنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته میشد. بهعلاوه، مقایسهی ثروت او با نرخ کنونی ارزش پول، او را ثروتمندترین فرد تاریخ ایالات متحدهی آمریکا میکند. کارنگی در پایان قرن ۱۹ میلادی، کمکهای شایانی به توسعهی صنعت فولاد در آمریکا کرد.
اندرو کارنگی سالهای پایانی عمر خود را به فعالیتهای خیرخواهانه اختصاص داد. او در مجموع در ۱۸ سال پایانی عمر رقمی حدود ۳۵۰ میلیون دلار به خیریهها، انجمنهای مردمنهاد و دانشگاهها کمک کرد که حدود ۹۰ درصد ثروتش در آن سالها را شامل میشد. این فعالیتها و نظریههای کارنگی در مورد کمک ثروتمندان به پیشرفت جامعه، او را در میان نظریهپردازان قوی فعالیتهای بشردوستانه قرار داده است. کارنگی مقالهای تحت عنوان The Gospel of Wealth دارد که به انجیل ثروت مشهور است. او در این مقاله، از ثروتمندان خواسته تا از ثروت خود برای بهبود جوامع استفاده کنند.
تولد و تحصیل
اندرو کارنگی در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۳۵ در دانفرملاین در اسکاتلند متولد شد. مادرش مارگارت مریسون کارنگی و پدرش ویلیام کارنگی نام داشت. محل تولد او کلبهای بود که بهعنوان محل کار خانواده بهعنوان بافندگی نیز استفاده میشد. خانهی آنها تنها یک اتاق اصلی داشت که با یک خانوادهی بافندهی دیگر بهصورت شریکی در آن زندگی میکردند. این اتاق تکی به عنوان اتاق نشیمن، پذیرایی و خواب، بین این دو خانواده تقسیم شده بود.
یک سال پس از تولد اندرو، پدرش در بافندگی پیشرفت خوبی داشت و خانوادهی آنها به خیابان ادگار نقل مکان کرد. اندرو تحصیلات ابتداییاش را در مدرسهی رایگان دانفرملاین گذراند. این مدرسه توسط خیّر مشهور آن سالهای یعنی آدام رولاند ساخته شده بود.
عموی اندرو یعنی جورج لادر یکی از رهبران سیاسی قدرتمند اسکاتلند بود. او در سنین کودکی، اندرو را با کتابهای رابرت برنز و قهرمانان اسکاتلندی همچون رابرت د بروس، ویلیام والاس و راب روی آشنا کرد. پسر لادر نیز نامی مشابه پدرش داشت و دوست صمیمی اندرو بود. این دو، با یکدیگر بزرگ شدند و در سالهای بعد بهعنوان شرکای تجاری با هم همکاری کردند.

محل تولد کارنگی در دانفرملاین
زمانی که اندرو ۱۳ ساله بود، پدرش با مشکلات اقتصادی متعدد روبرو شد و کشور اسکاتلند نیز نوعی قحطی را پشت سر میگذاشت. مادر اندرو در آن سالها به کمک خانواده آمده و به کمک برادرش با فروش محصولات مختلف، درآمدی نسبی کسب میکرد. سرانجام پس از شکستهای متعدد در کار، خانوادهی کارنگی تصمیم گرفتند که به آمریکا مهاجرت کنند. آنها در سال ۱۸۴۸ به آلگینی پنسیلوانیا رفتند تا زندگی جدیدی را شروع کنند. این دومین سفر اندرو به خارج از اسکاتلند بود. اولی چند سال قبل، به مقصد ادینبورگ و برای دیدن ملکه ویکتوریا بود.
شهر آلگینی در دههی ۱۸۴۰ با رشد جمعیت شدید روبرو شد. در این مدت، جمعیت این شهر از ۱۰ هزار نفر به بیش از ۲۰ هزار نفر رسید. تولیدات صنعتی این شهر، خصوصا لباسهای پشمی و کتانی، کیفیت و محبوبیت بالایی داشتند و عبارت Made in Allegheny در آن سالها به شهرت بالایی رسیده بود. البته پدر اندرو باز هم در کسبوکار موفق نبود چرا که فروشندگان علاقهای به محصولات او نداشته و خودش نیز توانایی فروش مستقیم کالاها را نداشت. سرانجام پدر و پسر همزمان شغلی در یک کارخانهی تولید کتان که صاحبی اسکاتلندی داشت، پیدا کردند.
اندرو اولین فعالیت کاری خود را در سال ۱۸۴۸ و بهعنوان مسئول تعویض ماسوره در دستگاههای شرکت Anchor Cotton Mills شروع کرد. او ۱۲ ساعت در روز و ۶ روز در هفته کار میکرد و اولین حقوقش، ۱.۲ دلار در هفته بود. با احتساب روند تورم، این حقوق برابر با ۳۷ دلار در سال ۲۰۱۷ بوده است. پس از مدتی، پدر اندرو کارخانه را ترک کرده و بار دیگر در کارگاه نساجی خود مشغول شد که البته توانایی تامین هزینههای خانواده را نداشت. از طرفی، جان هیکه یک تولیدکنندهی اسکاتلندی ماسوره بود به پشتکار اندرو علاقهمند شده و پیشنهاد کار با حقوق ۲ دلار در هفته را به او داد (۵۷ دلار در سال ۲۰۱۷).
کارنگی در اتوبیوگرافی خود در مورد این دوران مینویسد:

کارنگی در ۱۶ سالگی در کنار برادرش تام
پس از مدتی، آقای جان هی به من پیشنهاد داد که در کارخانهی تولید ماسوره کار کنم. من بهعنوان حقوق ۲ دلار در هفته دریافت میکردم. کار در کارخانه دشواریهای زیادی داشت و برای سن من مناسب نبود. من وظیفهی کار کردن با یک موتور بخار و روشن کردن دیگها را در انبار کارخانهی تولید ماسوره داشتم. به یاد میآورم که شبها در فکر تنظیم کردن موتور بخار بودم و از هماهنگ نبودن آن برای کارگران، میترسیدم.
فعالیت کاری جدی و ورود به صنعت ریلی
اندرو کارنگی در سال ۱۸۴۹ در شرکت تلگراف اوهایو استخدام شد و با شغل پیامرسانی تلگراف، حقوق هقتگی ۲.۵ دلار را از دفتر پیتزبورگ این شرکت دریافت میکرد. اندرو بهخوبی به توصیههای عمویش دقت میکرد و تلاش زیادی در کار از خود نشان میداد. او آدرس مکانها و سازمانهای مهم را بهخوبی به خاطر میسپرد و در طی آن دوران، ارتباطات مفیدی را نیز با اشخاص مهم شکل داد.

نقشهی خطوط راهآهن تحت مدیریت شرکت پنسیلوانیا در سال ۱۸۵۵
او همچنین صداهای مختلف و معانی پیامهای تلگرافی را بهخوبی شناسایی میکرد. توانایی اندرو در این زمینه به حدی رسید که بدون کمک سوزن راهنما، پیامها را ترجمه میکرد. پس از یک سال، او به سِمت اپراتوری تلگراف رسید. یکی از تاثیرگذارترین افراد در این دورهی زمانی از زندگی اندرو کارنگی، کلنل جیمز اندرسون بود که روزهای شنبه، کتابخانهی خود متشکل از ۴۰۰ عنوان کتاب را برای کودکان کار، باز میکرد. اندرو همیشه به اندرسون ادای احترام کرده است و او را عاملی بسیار مهم در موفقیتهای خود میدانست. بههرحال تلاش و پشتکار اندروی جوان در مطالعه و یادگیری، پلههای اولیهی موفقیت اقتصادی و فرهنگی او را بنا کرد.
توماس ای. اسکات در سال ۱۸۵۳ اندرو کارنگی را بهعنوان منشی و اپراتور تلگراف در شرکت Pennsylvania Railroad Company استخدام کرد. حقوق هفتگی اندرو در این شرکت، ۴ دلار در هفته بود. کارنگی این شغل را بهخاطر پتانسیل رشد آن و شانس موفقیت بیشتر در صنعت حمل و نقل ریلی قبول کرد. زمانی که اندرو ۲۴ ساله بود، اسکات پیشنهاد سرپرستی واحد مدیریت غرب شرکت پنسیلوانیا را به او ارائه کرد و از تاریخ یکم دسامبر سال ۱۸۵۹، کارنگی بهصورت رسمی مدیریت این بخش را بر عهده گرفت.
استخدام و فعالیت در شرکت پنسلیوانیا با حقوق سالانه ۱۵۰۰ دلار، مراحل موفقیت بعدی کارنگی را شکل داد. در آن سالها حملونقل ریلی صنعت اول آمریکا و این شرکت نیز یکی از برترین فعالان این صنعت بود. کارنگی در زمان فعالیت بهعنوان سرپرست واحد مدیریت غرب این شرکت فعالیت میکرد، اصول مدیریت و کنترل هزینه را آموخت. او برادر ۱۶ سالهاش تام را بهعنوان منشی شخصی و اپراتور تلگراف، و دخترعمویش ماریا هوگان را نیز بهعنوان اولین اپراتور زن تلگراف در آمریکا استخدام کرد.

اندرو کارنگی در میانسالی
اسکات یکی از موثرترین افراد در سرمایهگذاریهای اولیه و تصمیمگیریهای اقتصادی کارنگی بود. او تعدادی سهام از شرکتهای زیرمجموعهی پنسیلوانیا را به قیمت ۵۰۰ دلار به اندرو پیشنهاد داد. خرید این سهام و دریافت سود آن و همچنین سهام پاداش، اولین درآمدهای کارنگی از سرمایهگذاری بود. در این مراحل، مدیر شرکت پنسیلوانیا یعنی جان ادگار تامسون نیز به کارنگی کمک میکرد. در نهایت سرمایهگذاریهای ثروتمندترین فرد تاریخ آمریکا در صنایع ریلی و صنایع وابسته مانند آهن و پلسازی، ثروت مناسبی را برای او به ارمغان آورد.
جنگ داخلی آمریکا
کارنگی تعدادی سهام از شرکت تولیدکنندهی واگنهای تختخوابدار با نام Woodruff را در اختیار داشت. او پیش از شروع جنگ داخلی آمریکا زمینهی ادغام این شرکت با بازیگر فعال دیگر این صنعت یعنی جورج پولمن را فراهم کرد. این شرکت واگنهایی مجهز به تختخواب را در آمریکا تولید میکرد. این واگنها مسافرتهای طولانی و بیش از ۸۰۰ کیلومتر را برای مسافران لذتبخش میکرد. این ادغام، سود هر دو شرکت دخیل و سهامداران آنها از جمله کارنگی را افزایش داد.
کارنگی جوان علاوه بر فعالیت گفته شده، هنوز به کار برای اسکات ادامه میداد و در این مدت، بهبودهای خوبی در سیستمهای عملیاتی شرکت پنسیلوانیا اجرا کرد. اسکات که پس از شروع جنگ به سمت معاون جنگی و مسئول حملونقل نظامی رسیده بود، در سال ۱۸۶۱، کارنگی را مسئول مدیریت و سرپرستی ریلهای حملونقل نظامی و همچنین خطوط تلگراف شرکت در شرق آمریکا کرد. کارنگی در این زمان، پروژهی بازگشایی خطوط ریلی واشنگتن دی.سی را که توسط شورشیان قطع شده بود، با موفقیت به پایان رساند.

اندرو کارنگی در کنار جیمز برایس
علاوه بر خطوط ریلی، اتصال خطوط تلگرافی نیز با مدیریت عالی کارنگی ادامه پیدا کرد و او کمک شایانی به نیروهای متحد در جنگ داخی آمریکا کرد. کارنگی در یک مصاحبه به شوخی خود را اولین مصدوم جنگ معرفی کرده بود؛ چرا که در سانحهای در زمان باز کردن گره یک خط تلگراف، صورتش را زخمی کرده بود.
ورود به صنعت پلسازی
اندرو کارنگی در سال ۱۸۶۴ سرمایهگذاری ۴۰ هزار دلاری در شرکت Oil Creek در ونانگو کانتی پنسیلوانیا انجام داد. پس از یک سال، این شرکت و چاههای نفت آن سودی حدود یک میلون دلار داشتند. در همان سالها، تقاضا برای محصولات آهنی مانند زره کشتیهای جنگی، توپهای جنگی و صدها محصول صنعتی دیگر به اوج خود رسیده بود. تمام این اتفاقات، منطقهی پیتزبورگ را به مرکز تولیدات صنعتی در زمان جنگ داخی آمریکا تبدیل کرده بود.
کارنگی پیش از جنگ نیز روی آهن و محصولات آن سرمایهگذاری کرده بود. پس از پایان جنگ، او شرکت پنسیلوانیا را ترک کرد تا شرکتهای مستقل خود را در زمینهی ساخت پل و تولیدات آهنی تاسیس کند. این شرکتها Keystone Bridge Works و Union Ironworks نام داشتند. او تعدادی از سهام شرکتها را به راهنماهای اصلی خود یعنی اسکات و تامسون اهدا کرد. لازم به ذکر است شرکت این دو نفر، مشتری اصلی محصولات کارنگی بود.

بخشی از یک نامهی اطلاعرسانی داخلی شرکت هوماستد
کارنگی علاوه بر توانایی بالا در تجارت و کسبوکار، دانش ادبی و همچنین جذابیت اجتماعی بالایی داشت. او به رویدادهای مختلف اجتماعی دعوت میشد و البته از این دیدارها برای بهبود اوضاع کسبوکار خود نیز استفاده میکرد. او اعتقاد داشت که باید از فرصتهایش، بیش از کسب درآمد برای کمک به دیگران استفاده کند. کارنگی در یکی از مقالههایش به این نکته اشاره کرده که پس از رسیدن به یک مقدار مناسب از ثروت، دیگر باید تنها برای مردم کار کند و تمام تلاش خود را برای بهبود زندگی آنها به کار بگیرد.
امپراطوری فولادی
کارنگی در دورهای از زندگی خود مدیر بزرگترین مجموعههای تولید آهن و فولاد در آمریکا بود. او در این مسیر نوآوریهای متعددی را نیز به این صنعت ارائه کرد. یکی از مهمترین اختراعات کارنگی در صنعت فولاد، استفاده از فرآیند بسمر در تولید فولاد بوده است. در این فرآیند، کربن موجود در آهن چدن، در فرآیندی سریع سوزانده میشود. توسعهی این فرآیند باعث کاهش شدید قیمت فولاد شد. فولاد بسمر بهسرعت خود را به بازار تحمیل کرده و به مقدار زیاد در صنعت ریلی استفاده شد. البته این نوع از فولاد برای استفاده در پلها و ساختمانها مناسب نبود.
اقدام مهم بعدی کارنگی در صنعت فولاد، ادغام عرضهکنندگان مواد خام صنعتی با شرکت تولیدی خودش بود. شرکت فولاد کارنگی در پایان دههی ۱۸۸۰ بزرگترین تولیدکنندهی آهن چدن، فولاد ریلی و کُک در جهان بود. آنها توانایی تولید ۲ هزار تن آهن چدن در روز را داشتند. کارنگی در ادامهی فرآیندهای ادغام، در سال ۱۸۸۳ شرکت رقیب یعنی Homsteadرا خریداری کرده و در سال ۱۸۹۲ تمامی این شرکتها را تحت نام Carnegie Steel Company متحد کرد.

طرح اولیهی روش بسمر در تولید فولاد
در سال ۱۸۸۹ تولیدات فولاد در آمریکا به قدری افزایش یافت که بریتانیا را پشت سر گذاشت. کارنگی تاثیر مستقیمی روی این رشد داشت چرا که تعدادی از بزرگترین شرکتهای این صنعت تحت مدیریت او بودند. حتی شرکت فولادسازی رئیس قبلی او یعنی تامسون نیز در آن سالها به امپراطوری کارنگی ملحق شده بود.
کارنگی در سال ۱۹۰۱ و در سن ۶۱ سالگی تصمیم به بازنشستگی گرفت. او در سالهای پایانی، شرکتهای خود را به شرکتهای سهامی تبدیل کرد. جان پیرپونت مورگان که امروزه بیشتر با نام جی. پی مورگان شناخته میشود، یکی از بزرگترین فعالان بانکی آن سالهای آمریکا بود. او بازدهی بالای عملکرد کارنگی در مدیریت صنعت فولاد را مشاهده کرده بود و تصمیم گرفت با ترکیب شرکتهای فعال در زمینهی فولاد، بهرهوری آنها را دوچندان کند.
طرح مورگان برای ادغام شرکتهای فولادی موجب کاهش هزینهها، کاهش قیمت برای مصرفکننده، افزایش حجم تولید و افزایش حقوق کارگران میشد. او مذاکرات خرید و ادغام شرکتهای فعال را در دوم مارس سال ۱۹۰۱ به پایان رساند و شرکت بزرگ United States Steel Corporation را تاسیس کرد. این شرکت، اولین سازمان با ارزش بازار بیش از یک میلیارد دلار در جهان بود.

امارت شخصی کارنگی در نیویورک
فرآیند تاسیس شرکت فولاد آمریکا، بزرگترین فرآیند خرید و ادغام در تاریخ این کشور بود. سرانجام کارنگی نیز با واگذاری شرکتهای خود از ادامهی فعالیت صنعتی کنارهگیری کرد. شرکتهای او با مبلغی حدود ۱۲ برابر درآمد سالانه و به قیمت ۴۸۰ میلیون دلار (حدود ۱۴.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷) خریداری شدند. نکتهی جالب این است که پولها و اوراقی که بهعنوان هزینهی خرید به کارنگی اهدا شدند بهقدری در آن سالها با ارزش بودند که در شرکت کارگزاری مورد نظر، محفظهای مخصوص آنها طراحی و ساخته شد.
تحقیقات و فعالیتهای خیرخواهانه
کارنگی در کنار فعالیتهای مدیریتی و حضور در صنعت، به علاقهمندیهای شخصیاش در زمینهی ادبیات نیز میپرداخت. او با بزرگانی همچون متیو آرنولد شاعر انگلیسی، هربرت اسپنسر فیلسوف انگلیسی و مارک تواین طنر نویس آمریکایی دوست بود. بهعلاوه، کارنگی با چند تن از روسای جمهور آمریکا، مقامات دولتی و نویسندههای مشهور این کشور نیز نشست و برخاست داشت.
یکی از اولین فعالیتهای بشردوستانهی کارنگی در شهر محل تولدش یعنی دانفرملاین بود که در سال ۱۸۷۹ استخری عمومی در آنجا تاسیس کرد. در سال بعد او ۸ هزار پوند برای تاسیس کتابخانهی کارنگی در این شهر کمک کرد. کارنگی در سال ۱۸۸۴ هزینهای بالغ بر ۵۰ هزار دلار را برای ساخت کتابخانهی بافتشناسی در بیمارستان آموزشی Bellevueبرای مرکز پزشکی دانشگاه نیویورک پرداخت کرد. این کتابخانه امروز با نام کتابخانهی کارنگی شناخته میشود.

مرکز درمانی Bellevue در نیویروک که کتابخانهی آن به همت کارنگی ساخته شد
کارنگی در سال ۱۸۸۱ خانوادهاش را بههمراه مادر ۷۰ سالهی خود در سفری سیاحتی به بریتانیا برد. آنها توری تفریحی را با کالسکه در این منطقه گذراندند و در مسیر بازدید از اسکاتلند با استقبال فراوان مردم روبرو شدند. نکتهی مهم در مورد ارتباط کارنگی با مردم و فرهنگ بریتانیایی این است که او تعلق خاطر و مسئولیت زیادی نسبت به آنها احساس میکرد. او تلاش کرد تا تعدادی از روزنامههای این منطقه را خریده و نسبت به قدرت گرفتن جمهوری و از بین رفتن تدریجی سلطنت در بریتانیا اقداماتی انجام دهد. جذابیت و ثروت کارنگی باعث شده بود تا او دوستان بانفوذی همچون نخست وزیر وقت انگلیس یعنی ویلیام اوارت گلدستون داشته باشد.
کارنگی در کنار فعالیتهای خود تمرکز زیادی روی مقالههای انتقادی و تلاش برای تاثیرگذاری بر فرهنگ عامه داشت. او روزنامههای مشهوری همچون The Nineteenth Century و North American Review را تحت مالکیت خود داشت. از مقالههای انتقادی که در سالهای پایانی دههی ۱۸۸۰ توسط او نگاشته شد میتوان به An American Four-in-hand in Britain و Triumphant Democracy اشاره کرد. مقالهی دوم بهصورت کتابی چاپ شد که کارنگی در آن سیستم جمهوری در آمریکا را برتر از سیستم سلطنتی در انگلستان معرفی کرده بود. بههرحال این کتاب با انتقادات جدی در بریتانیا روبرو شد اما حدود ۴۰ هزار نسخه از آن در آمریکا بهفروش رفت.

قصر صلح در هلند که با سرمایهی کارنگی ساخته شد
یکی از مهمترین و ماندگارترین مقالههای کارنگی در سال ۱۸۸۹ و در مجلهی نورث امریکن منتشر شد. او ابتدا عنوان ثروت را برای این مقاله انتخاب کرده بود که به پشنهاد گلدستون آن را به انجیل ثروت تغییر داد. کارنگی در این مقاله زندگی ثروتمندِ مفید برای جامعه را به دو بخش تقسیم کرده است. او معتقد بود افراد باید در بخش اول به جمعآوری و افزایش ثروت بپردازند و نیمهی دوم را به اهدای این ثروت در جهت پیشرفت جامعه اختصاص دهند. به بیان دیگر کارنگی، هدف والای زندگی افراد ثروتمند را فعالیتهای خیرخواهانه میدانست.
ثروتمند ضد امپریالیسم
کارنگی هیچگاه بهصورت مستقیم به امپریالیسم اشاره نکرده بود؛ اما فعالیتهای او نشان میدهد که بهصورت کامل با مستعمره کردن سرزمینها مخالف است. او به شدت مخالف اشغال فیلیپین بود و بههمین دلیل در سال ۱۸۹۸ تلاشهای زیادی برای استقلال این کشور انجام داد.
در سالهای پایانی جنگ آمریکا و اسپانیا، آمریکاییها سرزمین فیلیپین را به قیمت ۲۰ میلیون دلار از اسپانیا خریدند. کارنگی در این میان برای مبارزه با امپریالیسم آمریکایی، پیشنهاد ۲۰ میلیون دلار را به مردم فیلیپین داد تا آنها را از سلطهی آمریکا رها کند. اگرچه تلاشهای او به موفقیت ختم نشد اما همین اقدام، عزم جدی او برای مبارزه با استعمارگری را نشان میداد. او عضو انجمن ضد امپریالیسم آمریکا بود که روسای جمهور پیشین آمریکا همچون گروو کلیولند و بنجامین هریسون در آن عضو بودند.

یکی از ۳ هزار کتابخانهی ساخته شده با سرمایهی کارنگی - ماکومب، ایلینویز
فعالیتهای بشردوستانهی کارنگی در سالهای پس از فروش امپراطوری فولادیاش به اوج خود رسید. پس از سال ۱۹۰۱، افکار عمومی نگاهشان به کارنگی را از تاجری زیرک و توانا در کسب ثروت، به فردی خیرخواه و کوشا در بهبود زندگی مردم، تغییر داده بود. کارنگی در آن سالها هم در اسکاتلند و در قصر اسکیبو و هم در آمریکا و در قصد خود در خیابان پنجم نیویورک اسکان داشت. خانهی نیویورک کارنگی اکنون موزهای متعلق به موسسهی اسمیثسونیناست.
کارنگی بخش زیادی از ثروت خود را به دیگران کمک میکرد. او تمام نامهها و قدردانیهایی که از این افراد دریافت میکرد را در کشویی مخصوص در خانهی خود با نام Gratitude and Sweet Words نگهداری میکرد. از فعالیتهای عمومی این کارآفرین ثروتمند میتوان به تلاش برای گسترش و همهگیر کردن زبان انگلیسی تحت عنوان شرکت Simplified Spelling Board اشاره کرد که اقداماتی جدی جهت بهبود آموزش زبان انگلیسی انجام داد.

امارت شخصی کارنگی در اسکاتلند
کارنگی در کنار فعالیتهای بیشمار خیرخواهانه، تمرکزی جدی روی ساخت و توسعهی کتابخانههای عمومی داشت. او کتابخانههای زیادی را در کشورهای آمریکا، انگلستان، کانادا و بسیاری کشورهای انگلیسیزبان دیگر تاسیس کرد. کارنگی در مجموع به ساخت و توسعهی ۳ هزار کتابخانهی عمومی در ۴۷ ایالت آمریکا و کشورهایی همچون کانادا، بریتانیا، ایرلند، استرالیا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی و فیجی کمک مالی کرد. بههرحال فعالیتهای این تاجر در ساخت کتابخانه و مراکز آموزشی به حدی تاثیرگذار بود که نحوهی معماری و ساخت این مراکز را نیز بهبود بخشید.
ثروتمندترین فرد تاریخ آمریکا در تاسیس دانشگاه بیرمنگامنیز نقش داشت و در سال ۱۸۹۹ مبلغ ۵۰ هزار پوند به ساخت این دانشگاه کمک کرد. او در سال ۱۹۰۰ مبلغ ۲ میلیون دلار برای ساخت دانشگاه کارنگی ملون هزینه کرد. همین قدار هزینه نیز در سال ۱۹۰۲ برای ساخت موسسهی آموزشی کارنگی در واشنگتون دی. سی پرداخت شد.

دانشگاه کارنگی ملون
فعالیتهای خیرخواهانهی کارنگی در مباحث آموزشی و علمی باز هم ادامه داشت و او در سال ۱۹۱۱ کمکهای شایانی به ساخت تلسکوپ ۲.۵ متری هوکر کرد. او در این زمینه، مبلغی حدود ۱۰ میلیون دلار را برای ساخت این تلسکوپ به موسسهی تحقیقاتی کارنگی پرداخت کرد. او به دانشگاهها و موسسات آموزشی و همچنین دانشآموزان نیازمند وطن خود یعنی اسکاتلند نیز کمک میکرد و برنامهای تحت عنوان Carnegie Trust for the Universities of Scotland را با پشتوانهی مالی ۱۰ میلیون دلار اجرا کرد. علاوه بر کمکهای آموزشی، کارنگی پارکی عمومی با نام پیتنکریف را نیز در محل تولدش تاسیس کرد.
اندرو کارنگی برای کمک به کارمندان قبلی خود در شرکت هوماستد، صندوق بازنشستگی تاسیس کرد و در سال ۱۹۰۵ آن را به حمایت از اساتید بازنشستهی دانشگاههای آمریکا گسترش داد. او به موسیقی هم علاقهی زیادی داشت و بههمین دلیل در ساخت ۷ هزار ارگ کلیسایی کمک مالی کرد. او در ادامه تالار کارنگی را تاسیس کرد که یکی از بزرگترین تالارهای موسیقی آمریکا است. بنیاد Carnegie Hero Fund و کمک به ساخت Peace Palace در هلند نیز از دیگر اقدامات قابل توجه او در حمایت از فعالیتهای بشردوستانه بوده است.

تالار کارنگی در سالهای ابتدایی تاسیس
چالشها و انتقادات
اندرو کارنگی با وجود تمام فعالیتهای خیرخواهانه که در دوران زندگی خود انجام داده، در چند اتفاق ناگوار تاریخی نیز حضور داشته است. یکی از این اتفاقات هولناک، سیل منطقهی جانزتاون در ایالت پنسیلوانیا بود که در سال ۱۸۸۹ اتفاق افتاد. کارنگی یکی از اعضای باشگاه ماهیگیری و شکار South Fork بود که بهعنوان یکی از عوامل مقصر این سیل شناخته میشوند. در نتیجهی این سیل مرگبار، ۲۲۰۹ نفر جان خود را از دست دادند و شهر تقریبا ویران شد.
دلایل وقوع این سیل در تغییراتی که برای فعالیت اعضای باشگاه ماهیگیری در سد آن منطقه ایجاد شده بود، خلاصه میشود. ناظران بر این عقیدهاند که این تغییرات، ساختار سد را سست کرده و بارشهای چند روزهی پیش از وقوع سیل، به راحتی آن را از بین بردهاند. البته اعضای این باشگاه همگی به بازسازی شهر کمک کردند اما انتقادات از عملکرد آنها در ایجاد تغییرات ساختاری هنوز پابرجا است. کارنگی نیز یکی فعالان در بازسازی جانزتاون بود و کتابخانهای را نیز در این شهر تاسیس کرد.

شهر جانزتاون پس از سیل مرگبار
اتفاق چالشی بعدی در زندگی کارنگی، شورش کارگران کارخانهی هوماستد بود. این شورش یکی از خونبارترین اعتراضات کارگری در تاریخ آمریکا بود که در سال ۱۸۹۲ رخ داده و ۱۴۳ روز به طول انجامید. این شورش در کارخانهی فولاد کارنگی در هوماستد پنسیلوانیا رخ داد. حاضران در این شورش، اتحادیهی کارگری کارگران صنعت فولاد تحت عنوان National Amalgamated Association of Iron and Steel Workers بودند.
منشا اعتراضات کارگران، عدم افزایش حقوق آنها پس از افزایش سوددهی کارخانه بود. کارنگی پیش از این که اعتراضات به اوج خود برسد به اسکاتلند سفر کرده و مدیریت بحران را به شریک و همکارش هنری کلی فریک داده بود. فریک در بین کارگران به اقدامات ناعادلانه و ضد اتحادیههای کارگری معروف بود. در نهایت، نیروهای امنیتی به اعتصاب و اعتراضات پایان دادند و در این درگیریها، ۱۰ نفر کشته شدند. اگرچه کارنگی در مدیریت بحران این شورش نقشی نداشته و شرکتش نیز پس از آن به خوبی به فعالیت ادامه داد، اما اعتبار او نزد اتحادیههای کارگری خدشهدار شد.
زندگی شخصی و مرگ
کارنگی تصمیم داشت تا در زمان حیات مادرش ازدواج نکند. پس از این که مادر او در سال ۱۸۸۶ از دنیا رفت، کارنگی ۵۱ ساله با لوئیز ویتفیلد که ۲۱ سال از خودش جوانتر بود ازدواج کرد. آنها در سال ۱۸۹۷ صاحب تنها فرزند خود یعنی مارگارت شدند. اندرو تا سالهای پایانی عمر در امارت خود در نیویورک زندگی میکرد و پس از آن نیز همسرش تا زمان مرگش در سال ۱۹۴۶ در همین امارت ساکن بود.


پارک ملی پیتنکریف در اسکاتلند
اندرو کارنگی در ۱۱ آگوست سال ۱۹۱۹ در لنوکس ماساچوست بر اثر ذاتالریه از دنیا رفت. او تا زمان مرگش رقمی برابر با ۳۵۰،۶۹۵،۶۵۳ دلار (برابر با ۷۶.۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵) به فعالیتهای بشردوستانه کمک کرده بود. پس از مرگ او نیز ۳۰ میلیون دلار دیگر از داراییهایش به خیریهها بخشیده شد. پیکر او در گورستان اسلیپی هالو در نیویورک به خاک سپرده شد.
جوایز و افتخارات
کارنگی در سال ۱۹۱۱ بنیادی با نام Carnegie Corporation تاسیس کرد تا از اقدامات در جهت گسترش و پیشرفت علوم در سرتاسر جهان حمایت کند.
علاوه بر مواردی که در بخشهای قبلی مقاله به آنها اشاره شد، افتخارات و یادبودهای دیگری نیز به نام این تاجر بشردوست ثبت شده است. اندرو کارنگی در سال ۱۹۰۱ دکترای افتخاری حقوق را از دانشگاه گلاسکو دریافت کرد. او همچنین نشان افتخاری Freedom of Glascow را نیز در همان سال دریافت کرد. یک نمونه دایناسور دیپلودوکوس یا دوتریکی به نام این کارآفرین نام گذاری شده و دلیل آن نیز کمکهای او در جریان اکتشاف فسیلهای این دایناسور بوده است. فسیل اصلی این دایناسور در حل حاضر در موزهی تاریخ طبیعی کارنگی نگهداری میشود.

دبیرستان کارنگی در هیوستون تگزاس
دو شهر در ایالتهای پنسیلوانیا و اوکلاهاما آمریکا به نام کارنگی شناخته میشوند. حتی نام علمی یک گونه از کاکتوس ساگوارو نیز به نام این کارآفرین ثبت شده است. یک مدال با عنوان مدال کارنگی نیز در انگلستان به بهترین مقالههای ادبی نوشته شده توسط کودکان، اهدا میشود. خیابانی در شهر بلگراد صربستان و همچنین یک دبیرستان در شهر هیوستون نیز به نام کارنگی نامگذاری شدهاند.
AMD اعلام کرده است که از این پس بهجای همکاری با گلوبال فاندریز، شریک قدیمی خود که در حال تغییر راهبردش است، پردازندههای ۷ نانومتری خود را با همکاری شرکت صنایع نیمههادی تایوان (TSMC) تولید خواهد کرد. محصولات ۷ نانومتری AMD شامل هستهی پردازندهی مرکزی Zen 2 و معماری پردازندهی گرافیکی Navi میشود. این محصولات در راهبرد این شرکت برای نزدیک شدن به اینتل و انویدیا در بخش مراکز داده، حیاتی محسوب میشوند.
AMD در ادامه افزوده که در حال حاضر برای تولید محصولات ۷ نانومتری از جمله نخستین پردازندهی گرافیکی (GPU) ۷ نانومتری خود و عرضهی آن در سال جاری و نخستین پردازندهی مرکزی (CPU) سرور ۷ نانومتری برای عرضه در سال ۲۰۱۹، مشغول همکاری با TSMC است. در مجموع، AMD تلاشهای خود برای ساخت محصولات ۷ نانومتری را معطوف به همکاری با TSMC خواهد کرد و از گلوبال فاندریز برای تولید فناوریهای ۱۴ و ۱۲ نانومتری بهره خواهد گرفت. گلوبال فاندریز هماکنون نسل فعلی پردازندههای EPYC، رایزن و رادئونِ AMD را تولید میکند. تمام این محصولات بازخوردهای خوبی را در بازار بهدست آوردهاند.
گلوبال فاندریز بهتازگی اعلام کرد که برنامهی خود برای تولید محصولات ۷ نانومتری را برای مدتی نامعین متوقف و تمرکزش را به مناسبسازی بیشتر پلتفرم ۱۴ و ۱۲ نانومتریاش برای بازارهای با رشد بالا معطوف خواهد کرد. علاوه بر این، AMD اعلام کرده که با توجه به همکاری خود با TSMC برای ساخت محصولات ۷ نانومتری، بر سر توافقی جدید برای تامین قرص سیلیکونی، در حال مذاکره با گلوبال فاندریز است.
AMD در خبری جداگانه، نام سعید مشکلانی، مدیر کل سابق امور مشتریان خود را عنوان نائب رئیس ارشد و مدیر کل جدید گروه محاسبات مشتری اعلام کرده است. جیم اندرسون که عهدهدار سابق این مقام بود، AMD را به مقصد Lattice Semiconductor ترک میکند و مدیرعاملی این شرکت را برعهده میگیرد. مشکلانی که بهعنوان یکی مدیران ایرانی شاغل در سیلیکن ولی شناخته میشود، تا سال ۲۰۱۲ رهبری واحد کسبوکار نیمهسفارشی AMD را بر دوش داشت و پس از آن هدایت بخش مهندسی پلتفرم و محصولات این شرکت را برعهده گرفت.
.: Weblog Themes By Pichak :.