شرکت وانپلاس در فروم خود اعلام کرد که گوشیهای دوسالهی وان پلاس ۳ و وان پلاس ۳ تی بهروزرسانی اندروید P را دریافت میکنند. ظاهرا دلیل و مبنای تصمیمگیری وانپلاس برای انتشار بهروزرسانی Android P، درخواست متعدد کاربران است.
وان پلاس در فروم خود ضمن اعلام اینکه قصد دارد بهروزرسانی اندروید پی را برای کاربران OnePlus 3 و OnePlus 3T منتشر کند، بهدلیل تصمیمگیری خود نیز اشاره کرد. با این حال، وانپلاس همچنین خاطر نشان کرد با توجه به اینکه شرکت در تلاش است بهروزرسانی Android P را برای گوشیهای وان پلاس ۳ و وان پلاس ۳ تی هرچهزودتر منتشر کند، لذا از انتشار بهروزرسانی اندروید ۸.۱ برای دستگاههایی که با اندروید ۸.۰ کار میکنند، صرفنظر خواهد کرد. از آنجایی که آپدیت نسخهی اندروید لایو است، زمان بهروزرسانی مشخص نیست.
OnePlus اعلام کرد قصد دارد آپدیت اندروید P را ابتدا از گوشی وان پلاس ۶ و بعد وان پلاس ۵ و سپس وان پلاس ۵ تی آغاز کند و در نهایت نوبت به گوشیهای وان پلاس ۳ و وان پلاس۳ تی خواهد رسید. باید منتظر اطلاعات بعدی در مورد آپدیت اندروید پی گوشیهای وان پلاس باشیم.
اتحادیهی اروپا جریمهای به مبلغ ۴.۳ میلیارد یورو (۵ میلیارد دلار) بر گوگل تحمیل کرده است. این مبلغ، بزرگترین جریمهای است که تاکنون توسط یک سازمان دولتی و بهدلیل اقدامات انحصارگرایانه تعیین شده است.
اما چرا گوگل باید متحمل پرداخت چنین جریمهی سنگینی شود؟ آیا اعمال چنین جریمهای قابل توجیه است؟ در این مطلب تلاش میکنیم به این سوالات پاسخ دهیم.

چرا گوگل توسط اتحایهی اروپا جریمه شده است؟
اتحادیهی اروپا سه مورد را بهعنوان دلائل اصلی این مسئله ارائه کرده است؛ تمامی این موارد به سیستم عاملاندروید مربوط میشوند:
- گوگل از سازندگان گوشیهای اندرویدی میخواهد تا اپلیکیشن جستجو و مرورگر کروم را بهصورت پیشفرض روی گوشیهای خود نصب کنند. در غیر اینصورت، محصولات این شرکتها نمیتوانند به فروشگاه اپلیکیشنهای گوگل دسترسی داشته باشند.
- گوگل مبالغی را به برخی از تولیدکنندگان عمدهی گوشیهای همراه و اپراتورهای مخابراتی پرداخت کرده تا اپلیکیشن جستجوی گوگل را بهعنوان نرمافزاری اختصاصی روی دستگاههای خود نصب کنند.
- گوگل به تولیدکنندگانی که اپلیکیشنهای از پیش نصبشدهی این شرکت را روی محصولات خود نصب میکنند، اجازه نمیدهد گوشیهایشان را با سیستمهای عامل جایگزین اندروید (یا سیستمهای عامل توسعهدادهشده برپایهی اندروید) عرضه کنند.
از نگاه اتحادیهی اروپا چنین اقداماتی انحصارگرایانه هستند و موجب شدیدتر شدن انحصار این شرکت در حوزهی موتورهای جستجو خواهند شد. در زمینهی سیستمعامل اندروید، گوگل همیشه تلاش کرده تا کاربران رایانههای شخصی را بهسوی ابزارهای همراه سوق دهد؛ البته بدون اینکه این افراد در کار خود با مشکلی مواجه شود.
پیشینهی مسئله
مقالههای مرتبط:
حدودا یک سال پیش نیز شرکت آمریکایی گوگل بهخاطر برخی دیگر از اقدامات انحصارگرایانه متحمل جریمهای ۲.۴ میلیارد یورویی (۲.۸ میلیارد دلاری) از سوی اتحادیهی اروپا شده بود. در این پرونده، پررنگتر جلوه دادن یافتههای مربوط به سرویس خرید گوگل در مقایسه با دیگر سایتهای مقایسهی قیمت، دلیل محکوم شدن اهالی مانتنویو بود.
یافتههای مربوط به سرویس خرید گوگل در نتایج جستجو بالاتر از یافتههای دیگر وبسایتهای مقایسهی قیمت قرار میگرفتند؛ اما دلیل این مسئله برتری سرویس خرید گوگل بر رقبای آن نبود، بلکه یکپارچهسازی سرویس خرید با موتور جستجوی گوگل باعث میشد چنین اتفاقی روی دهد.
برای درک بهتر پروندهی اخیر گوگل، بهتر است ابتدا نگاهی داشته باشیم به رابطهی میان گوگل و دیگر شرکتهای حاضر در اکوسیستم اندروید.

ماهیت متنباز اندروید
اندروید تا حد زیادی یک پروژهی متنباز تلقی میشود. شرکتهایی مانند سامسونگ، HTC، الجی و آمازونمیتوانند به هر شکلی که میخواهند از اندروید در محصولات خود استفاده کنند.
بسیاری از شرکتها برای کاهش هزینههایشان به استفاده از اندروید روی آوردهاند. آنها بهجای صرف هزینه جهت انجام تحقیقات و استخدام نیروی متخصص بهمنظور توسعهی سیستمعامل، از اندروید کمک میگیرند تا محصولی کامل را به بازار عرضه کنند. اشخاص عادی نیز میتوانند به هر شکلی که درنظر دارند از اندروید استفاده کنند.
رابطهی میان گوگل، تولیدکنندگان و اپراتورهای مخابراتی
برای استفاده از اندروید لازم نیست مجوز خاصی از گوگل دریافت کنید یا هزینهای به این شرکت پرداخت نمایید. اما اگر میخواهید در محصول خود از فروشگاه اپلیکیشنهای گوگل و باقی اپلیکیشهای این شرکت استفاده کنید، باید از قوانین و شرایطی که توسط گوگل وضع شدهاند تبعیت کنید. جریمهی گوگل توسط اتحادیهی اروپا نیز به همین قوانین و شرایط مربوط میشود.
اگر شرکتی بخواهد محصولی را با سیستم عامل اندروید و فروشگاه اپلیکیشنهای گوگل به فروش برساند؛ باید در محصول خود از سرویس جستجوی گوگل استفاده کند. هرچند نصب مرورگر کروم اجباری نیست، اما ساکنان مانتنویو برخی مشوقهای مالی را برای تولیدکنندگان و اپراتورهای مخابراتی ارائه میکنند تا در محصولات خود از این مرورگر بهصورت پیشفرض استفاده کنند. در عین حال، گوگل در مورد رابط کاربری ارائهشده توسط تولیدکنندگان مختلف (برای مثال، رابط کاربری اختصاصی شرکتهایی همچون سامسونگ، HTC و الجی) دخالت چندانی نمیکند.
اهمیت فروشگاه اپلیکیشنها
بسیاری از کاربران براساس اپلیکیشهایی که در دسترسشان خواهد بود، یک گوشی هوشمند را انتخاب میکنند. این همان مسئلهای است که منجر به شکست گوشیهای ویندوزی شد. از سوی دیگر، بسیاری از کاربران نیز بهخاطر وابستگی به اپلیکیشنهایی همچون iMessage و فیستایم به پلتفرم اپل وفادار ماندهاند. یکپارچه بودن با مجموعه اپلیکیشنهای گوگل نیز از جمله دلائلی است که کاربران، ابزارهای اندرویدی را انتخاب میکنند.

مسئلهی عرضهوتقاضا در فروشگاههای اپلیکیشن مسئلهای دو طرفه است. از طرفی، کاربران به فروشگاههایی که اپلیکیشنهای محدودی ارائه میکنند روی خوش نشان نمیدهند؛ از سوی دیگر، توسعهدهندگان نیز علاقهای ندارند تا ساختههای خود را در فروشگاههایی عرضه کنند که کاربران کمی از آنها استفاده میکنند.
گوگل برخلاف اپل، با استفاده از دستگاههای خودش زمینهی موفقیت فروشگاه اپلیکیشنهایش را فراهم نکرده است. در عوض، دیگر شرکتها بنابر سلیقهی مشتریان انواع دستگاههای اندرویدی را تولید میکنند. اغلب کاربران نیز از محصولات شرکتهایی مانند سامسونگ و هواوی استقبال میکنند؛ این در حالی است که گوشیهای خانوادهی نکسوس گوگل تنها مورد استقبال گروه خاصی از کاربران قرار گرفتهاند. با این حال، به لطف عرضهی دستگاههای خانوادهی پیکسل، گوشیهای اختصاصی گوگل هم اخیراً به جایگاه بهتری در میان عموم کاربران دست پیدا کردهاند.
اگر این تولیدکنندگان وجود نداشتند، فروشگاه اپلیکیشنهای گوگل نمیتوانست به مجموعهی بزرگی از کاربران دست پیدا کند و در نتیجه نمیتوانست به مکانی جذاب برای توسعهدهندگان تبدیل شود. حال که فروشگاه اپلیکیشنهای گوگل به عنصری کلیدی در پلتفرم اندروید تبدیل شده است، اهالی مانتنویو از این فروشگاه بهعنوان یک اهرم قدرت در مقابل تولیدکنندگان ابزارهای اندرویدی استفاده میکنند.
اتحادهای نهچندان دلچسب
وقتی تولیدکنندهای اقدام به تولید یک دستگاه ویندوزی میکند، تعهد میدهد تا محصولی ویندوزی ارائه کند. در مقابل، تولیدکنندگان دستگاههای مجهز به اندروید تعهد نمیدهند محصولی بر پایهی استانداردهای گوگل ارائه کنند؛ اما آنها در هر صورت راهی جز استفاده از سیستمعامل اندروید و فروشگاه اپلیکیشنهای گوگل ندارند.
در صورتی که گوگل بخواهد همانند کرومبوکها، تجربهای هماهنگتر برای کاربران اندروید فراهم کند، راهی ندارد جز این که تولیدکنندگان را مجبور کند تا رویههای جاریشان را تغییر دهند. در عین حال، شرکتهایی که برای هماهنگسازی تجربهی کاربری در اندروید با گوگل همکاری میکنند، با یکدیگر رقیب هستند و این مسئله کارها را پیچیدهتر میکند. اما کار وقتی بیشتر پیچیده میشود که بدانیم گوگل تنها بهدنبال سلطه بر دنیای موبایل نیست؛ اهالی مانتن ویو میخواهند در زمینهی جستجو، مرورگر وب، سرویس پست الکترونیک و دیگر سرویسها نیز حاکمیت را در دست داشته باشند.

درسهایی از گذشته
هرچند پروندهی انحصارگرایی گوگل کاملا مشابه پروندهی انحصارگرایی مایکروسافت نیست؛ اما کلیّت ماجرا کمابیش یکسان است. مایکروسافت نیز در گذشته بهدلیل اقدامات ضدرقابتی و انحصارگرایانه مجازات شده است؛ در ادامه بهطور خلاصه با دو مورد از درگیریهای قانونی اهالی ردموند آشنا میشویم.
درگیریهای حقوقی مایکروسافت
کمیسیون اروپا در سال ۲۰۰۴، مایکروسافت را به پرداخت جریمهی ۴۹۷ میلیون یورویی (۷۸۴ میلیون دلاری) محکوم کرد. این محکومیت به این دلیل بود که ردموندیها از برتری ویندوز در بازار سیستمهای عامل استفاده کرده بودند تا Windows Media Player را به رایجترین اپلیکیشن در میان اپلیکیشنهای مشابه تبدیل کنند؛ در نتیجه، مایکروسافت مجبور به عرضهی ویرایشی اختصاصی از ویندوز XP شد که ویرایش N نام داشت. این ویرایش از ویندوز فاقد نرمافزارهای Media Player و Movie Maker بود. یک سال بعد، کمیسیون تجارت عادلانهی کره نیز احکام مشابهی علیه مایکروسافت صادر کرد که منجر به عرضهی دو ویرایش اختصاصی از ویندوز با نامهای K و KN شد.
در سال ۲۰۰۹، اتحادیهی اروپا ادعا کرد که عرضهی مرورگرInternet Explorer بههمراه ویندوز برخلاف قوانین مبارزه با انحصارگرایی است. این ادعا در واکنش به شکایت سال ۲۰۰۷ شرکت Opera مطرح شده بود که مرورگری برای رقابت با Internet Explorer عرضه میکرد. ساکنان ردموند در واکنش به این مسئله، بهجای فراهم آوردن امکان دانلود مرورگرهای مختلف، ویرایشی از ویندوز ۷ را عرضه کردند که ویرایش E نام داشت و فاقد هرگونه مرورگر وب بود.
در هر دو مورد، تولیدکنندگان این آزادی را بهدست آوردند تا دستگاههایشان را با مرورگر وب و برنامههای پخش چندرسانهای موردعلاقهی خودشان عرضه کنند. با این وجود، اکثر آنها ترجیح میدادند از محصولات مایکروسافت استفاده کنند. از سوی دیگر، افرادی که ویندوز را بهصورت جداگانه خریداری میکردند نیز با محصولی مواجه میشدند که قیمتی برابر با نمونههای قبلی داشت؛ اما بخشی از کارایی خود را از دست داده بود.
درگیریهای حقوقی اپل
گوگل و مایکروسافت تنها شرکتهایی نیستند که بهخاطر اقداماتشان مجبور به پرداخت جریمه شدهاند. در سال ۲۰۱۲، دولت آمریکا شرکت اپل و چندین ناشر بزرگ را بهدلیل همدستی در افزایش قیمت و جلوگیری از کاهش قیمت برخی کتابهای الکترونیکی به دادگاه فراخواند. هرچند ناشران توانستند بهگونهای این دعوی حقوقی را خاتمه دهند؛ اما کوپرتینونشینها در نهایت مجبور به پرداخت جریمهای ۴۵۰ میلیون دلاری شدند.
اما چرا اپل در چنین شرایطی قرار گرفته بود؟ وقتی اپل در سال ۲۰۱۰ دست به عرضهی آیپد زد، یکی از بزرگترین نقاط قوت این محصول، کاربرد آن بهعنوان ابزار خواندن کتابهای الکترونیکی بود. اپل از نفوذ خود بهعنوان یکی از بزرگان دنیای فناوری استفاده میکرد تا به سلطه در بازار کتابهای دیجیتال برسد و آیندهی این بازار را با دستان خود شکل دهد.

سوالهایی که باید از خود بپرسیم
هنگامی که با چنین مواردی مواجه میشویم، باید برخی سوالات را از خود بپرسیم:
۱. آیا شرکتها باید در مسیر فعالیت خود باقی بمانند؟
برخی شرکتها در یک حوزه رشد میکنند و از این مسئله برای رقابت در حوزهای دیگر استفاده میکنند. این مورد چیزی است که چندان به مذاق دولتها خوش نمیآید.
۲. آیا آینده در حال تغییر است؟
دو دهه پیش، مرورگرهای اینترنت و برنامههای پخش محتوای چندرسانهای بهصورت فیزیکی عرضه میشدند. این نرمافزارها ویژگیهایی را به سیستمهای عامل اضافه میکردند که بخشی از آن سیستمهای عامل نبودند. خرید نرمافزار بهشکل فیزیکی کاملا طبیعی بود و شرکتها از همین طریق کسب درآمد میکردند. اما امروزه اغلب نرمافزارها بههمراه رایانههای رومیزی یا ابزارهای همراه عرضه میشوند. در غیر اینصورت، این محصولات از نگاه کاربران ناقص و ناکامل خواهند بود.
۳. آیا تعیین مرزها مشکل شده است؟
امروزه شرکتی که یک سیستمعامل را با مجموعهای از نرمافزارها و سرویسها ارائه میکند، در حقیقت وارد فضای رقابتی در چندین صنعت مختلف شده است. آیا انجام چنین کاری، صرفا برآورده کردن خواستههای مشتری است؟ یا فراتر رفتن از مرزهای قابلقبول برای شرکتها؟

۴. آیا متمرکزسازی و انحصارگرایی دو روی یک سکه هستند؟
فروشگاههای اپلیکیشن اپل (App Store) و گوگل (Google Play Store) دو مرجع اصلی دریافت اپلیکیشنهای موبایل هستند. این بدین معنی است که اهالی کوپرتینو و مانتنویو در عمل، کنترل نرمافزارهای استفادهشده در گوشیهای همراه همهی ما را در اختیار دارند. آیا چنین وضعیتی قابلپذیرش است؟ یا اینکه قوانین باید کمک کنند تا فروشگاههای اپلیکیشن غیرمتمرکز پا به عرصهی حیات بگذارند؟
۵. مرزها تا چه حد مهم هستند؟
آمازون، اپل، فیسبوک، گوگل، مایکروسافت، توئیتر و دیگر شرکتهای مشابه آنها، غولهای عرصهی فناوری در ایالات متحده هستند که اقدامات آنها جهان را تحت تاثیر قرار میدهد. اما نباید از تلاشهای سازمانهای دولتی برای محدودسازی قدرت چنین شرکتهایی شگفتزده شد. سیاستهای جهانی بر نحوهی تعامل مردم با شرکتهای بزرگِ خارجی، همچون هواوی از چین، سامسونگ از کره و سونی از ژاپن تاثیر میگذارند.
به موضوع گوگل و جریمهی ۵ میلیارد دلاریاش بازگردیم. ساکنان مانتنویو باید در آینده راه و رسم تعاملشان با تولیدکنندگان محصولات اندرویدی را مورد بازبینی قرار دهند و در راهبردهای تجاری خود تجدیدنظر کنند. آیا بهدست آوردن سهمی از فروش اپلیکیشنها در فروشگاه Google Play برای گوگل کفایت نمیکند؟
گسترش روزافزون فعالیتهای آمازون در تجارت الکترونیک و فروش آنلاین محصولات، آنها را به بازیگر اصلی این صنعت در آمریکا تبدیل کرده است. پیشبینیها رقم ۲۵۸.۲ میلیارد دلار را برای فروش این شرکت در سال جاری میلادی عنوان میکنند که رشدی ۳۰ درصدی نسبت به سال گذشته خواهد بود. این شرکت سال ۲۰۱۷ را با سهم بازار ۴۴ درصدی به پایان رساند.
آژانس تحلیلی بازار دیجیتال eMarketer، آماری از فروش آنلاین شرکتها منتشر کرده است و پیشبینی میکند آمازون تا پایان سال جاری سهمی ۵۰ درصدی از بازار تجارت الکترونیک در آمریکا داشته باشد. این حجم از فروش، برابر با ۵ درصد از کل خردهفروشی انجامگرفته در آمریکا است.

نکتهی جالب در مورد این تحلیل، رتبهی دوم Ebay در لیست است. والمارت بهعنوان رقیب سنتی آمازون کمتر از ۴ درصد از این بازار را در اختیار دارد و هزینههای میلیاردی آنها برای رسیدن به غول تجارت الکترونیک تقریبا بیفایده بوده است. تحلیلگران حتی معتقدند خرید فلیپکارت توسط والمارت نیز کمکی به آنها نکرده است و این شرکت آمریکایی در همان بازار هند نیز حداکثر تا پنج سال آینده شکست خواهد خورد.
در ادامهی آمار منتشرشده، دستهبندی محصولات فروختهشده در آمازون را مشاهده میکنیم که کامپیوتر و تجهیزات الکترونیک را با ۲۵.۵ درصد در صدر جدول قرار داده است.
آمازون علاوهبر فروش بالا در تجارت الکترونیک، با طراحی فرآیندها و حصولات دیگر، سفارش و حملونقل کالاها را نیز برای مشتریان راحت کرده است. آنها از فروشگاه تا بخشهای انبارداری، اسپیکرهای هوشمند، رباتهای خانگی، عینک هوشمند الکسا و بسیاری محصولات دیگر استفاده میکنند تا نه تنها به بازیگر بزرگ تجارت الکترونیک تبدیل شوند بلکه رضایت مشتری و حتی سرگرمی او را نیز به بهترین نحو تامین کنند.
نکتهی قابلتوجه در مورد رشد عالی آمازون در خلال سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰، آماده شدن آنها برای سلطه بر بازار تبلیغات در بازهی زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ است. اهرم قدرتمند آنها در این بخش نیز فروش با استفاده از دستیار صوتی الکسا و قابلیتهای متنوع متصل به آن است. دستگاههای زیادی از این دستیار هوشمند استفاده میکنند که باز هم موجب گسترش بازار آمازون خواهند بود.
در این میان سرویس پرایم نیز نقش مهمی در پیشرفت آمازون داشته است. این سرویس تا ماه آوریل سال جاری ۱۰۰ میلیون کاربر داشته که تا سال ۲۰۲۰ پیشبینی عبور از تعداد کاربران نتفلیکس برای آن عنوان شده است. تنها در سال ۲۰۱۷، درآمد شرکت از این بخش به بیش از ۵۰ درصد رسیده است.

مقالههای مرتبط:
بههرحال سیاستهای اجرایی و کسب درآمد از سرویسهای تحت وب AWS و همچنین بخش پرایم باعث شده است تا آمازون حضوری جدیتر در اکوسیستم تجارت الکترونیک داشته باشد و حتی برندهای دیگر را نیز به کپیبرداری از سبک درآمدی خود ترغیب کند.
آمازون در حال حاضر پیشگام دو بازار بزرگ یعنی خدمات ابری و تجارت الکترونیک است. این شرکت حتی پتانسیل سلطه بر بازارهایی همچون خواروبار، سرگرمی و تبلیغات را نیز دارد که دور از ذهن نیستند. واقعیت اینکه آمازون هنوز فضای زیادی برای رشد دارد و تعداد کمی از رقبای آنها منابع مالی عظیم همچون نتفلکیس، فلیپکارت، آیبیام و اوراکل دارند. سهام این شرکت نیز با پیشرفتهای صورتگرفته به سهامی قابلاطمینان برای اعضای وال استریت تبدیل شده است و بهعنوان نوآوری بعدی رویای آمریکایی شناخته میشود.

ناسا تصویری از کهکشان " NGC ۶۷۴۴" منتشر کرد که توسط تلسکوپ "هابل" به ثبت رسیده است. این کهکشان هنوز هم فعال است.
به نقل از ناسا، ناسا تصویری از یک کهکشان مارپیچی منتشر کرد که توسط تلسکوپ فضایی "هابل" به ثبت رسیده است. این کهکشان که موسوم به " NGC ۶۷۴۴" است، ۳۰ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد.
این کهکشان، به راه شیری بسیار شباهت دارد. به عنوان مثال در مرکز آن، مملو از ستارههای زرد رنگ است.
با فاصله گرفتن از مرکزکهکشان، غبارهای کهکشان در سایه صورتی و آبی رنگ مشاهده میشود.
این غبارهای آبی رنگ مملو از خوشههای ستارههای جوان است.

غبارهای صورتی رنگ نیز محل تشکیل ستارههای فعال است. این نشان میدهد که این کهکشان هنوز هم بسیار پویا است.
در سال ۲۰۰۵ میلادی، یک "ابرنواختر"(supernova) به نام "۲۰۰۵at"، در کهکشان " NGC ۶۷۴۴" کشف شد که فرضیاتی مبنی بر "زنده بودن" این کهکشان را بر سر زبانها آورد.
گفتنی است، کهکشان " NGC ۶۷۴۴" درسال ۱۸۲۶ میلادی، توسط یک ستاره شناس انگلیسی به نام "جیمز دانلوپ"(James Dunlop) کشف شد.

هنوز تا زمان رونمایی گوگل پیکسل ۳ ایکس ال زمان زیادی باقی مانده است. تصاویر فاششدهی جدید، علاوهبر نشان دادن بریدگی نمایشگر و طراحی کاملا سفید قاب پشتی، بدنهی شیشهای گوشی را به نمایش گذاشتهاند؛ احتمال دارد گوگل Pixel 3 XL از فناوری شارژ بیسیم بهره ببرد.

در مورد بریدگی نمایشگر، پیشتر هم گفته شده بود که گوگل پیکسل ۳ ایکس ال با بریدگی نمایشگر معرفی میشود. تصاویر جدید پیکسل 3 XL در انجمن XDA و توسط یکی از اعضا با نام دکتر گورو بهاشتراک گذاشته شده است. ظاهرا تصاویر فعلی مربوط به گوشی سفیدرنگ با تصاویر مربوط به نسخهی مشکی گوشی که پیش از این فاش شده بود، شباهت دارد. در خبرهای دیگری مربوط به ماه ژوئن (خردادماه) تصاویر بیشتری از گوگل پیکسل ۳ ایکس ال منتشر شده بود که با تصاویر فعلی شباهت زیادی دارند. البته چند روز قبل نیز، تصاویر جدید پیکسل ۳ و پیکسل ۳ ایکس ال، جزئیات طراحی آنها را نشان داد. با این وجود، رندرهای جدید گوگل پیکسل ۳ ایکس ال، مجددا لوگوی گوگل با حرف بزرگ «G» را در قاب پشتی به نمایش میگذارد. علاوهبر این، بریدگی بالای نمایشگر، اسپیکرهای استریو، دوربین تکی قاب پشتی و ماژول دوربین دوگانه در قاب جلویی، مشابه تصاویر فاششدهی قبلی پیکسل ۳ ایکس ال هستند. پیشتر نیز گفته شده بود که گوگل پیکسل ۳ ایکس ال از دوربین دوگانه برخوردار نیست. سال گذشته، گوگل آخرین نسخهی گوگل پیکسل را با طراحی دو رنگ سیاه و سفید به بازار عرضه کرد. ظاهرا امسال تصمیم گرفته است همانند گوگل پیکسل ایکس ال اصلی، گوشی را با طراحی تک رنگ و یکدست سفید به بازار عرضه کند.

براساس اطلاعات منتشرشده از سوی دکتر گورو، اندازهی گوشی با گوشی پیکسل ۲ ایکسال که سال گذشته معرفی شد، برابر است. این بدان معنی است که گوگل بدون آنکه ابعاد فیزیکی گوشی را بزرگتر کند، توانسته است با طراحی بریدگی نمایشگر، سطح نمایشگر بزرگتری را در اختیار کاربران قرار دهد. دکتر گورو در پست دیگری تایید کرده است که نمونهی اولیه Pixel 3 XL بدنهی شیشهای دارد و طراحی مات شیشهای بخش مهمی از طراحی گوگل پیکسل ۳ ایکس ال است. با این تفاسیر، احتمال دارد گوشی جدید گوگل از فناوری شارژ بیسیم بهره ببرد.
شباهتهایی بین تصاویر فاششدهی فعلی و تصاویری که در ماه ژوئن بهاشتراک گذاشته شد، دیده میشود ولی در نهایت باید تا ماه اکتبر (مهرماه) و زمان رونمایی رسمی گوشی منتظر ماند.
پیشنویس طرح پیشنهادی توسط قانونگذاران فدرال برای لغو مقررات استفاده از خودرو در ایالات متحده آمریکا، تا سال ۲۰۲۹ به طور سالیانه حدود نیم تریلیون دلار "هزینههای اجتماعی" را کاهش میدهد؛ این در حالی است که برآورد میشود عملیاتی شدن طرح پیشنهادی باعث افزایش ۵۰۰ هزار بشکهای نفت خام در روز شود.
در پیشنویس طرح اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراهها و آژانس حفاظت از محیط زیست، پیشنهادی مشترک برای توقف مقررات استفاده از خودرو پس از سال ۲۰۲۰ مشخص شده است. پیش از این، چنین طرحی توسط نشریه نیویورک تایمز منتشر شده بود. منابع نزدیک به کاخ سفید از اعمال تغییرات در این طرح طی هفتههای آینده خبر میدهند، اما هنوز به صورت احتمال مطرح میشود.
در حال حاضر این دو آژانس خود را برای توقف و اعمال تغییرات چشمگیر در قوانین سختگیرانه استفاده از خودرو که طی دولت اوباما تصویب شدهاند، آماده میکنند. به گزارش بلومبرگ، این طرح همچنین اختیار ایالت کالیفرنیا برای اجرایی کردن قوانین انتشار دیاکسیدکربن از خودروها و کامیونهای سبک تجاری و اجبار فروش خودروی الکتریکیدر این ایالت را لغو خواهد کرد.

اطلاعات موجود کنونی، تفاوت فاحشی با اطلاعات این دو آژانس در سالهای ۲۰۱۲، ۲۰۱۶ و اوایل ۲۰۱۷ دارند. در استانداردهای تصویب شده توسط دولت اوباما، قرار بود میزان مصرف سوخت خودروهای جدید و کامیونهای سبک بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۶ به ۵ لیتر بر ۱۰۰ کیلومتر برسد؛ با این حال در صورت لغو قوانین مصوب قبلی، میزان مجاز مصرف سوخت خودروها به ۶ لیتر بر ۱۰۰ کیلومتر خواهد رسید.
دولت ایالات متحده آمریکا در مقدمه پیشنویس این طرح میگوید:
تغییرات طرح جدید، هزینههای اجتماعی را به نیم تریلیون دلار و تلفات بزرگراهها را سالانه تا هزار نفر کاهش میدهد.
هزینههای اجتماعی در این طرح شامل عناصری مانند برآورد افزایش یا کاهش آلودگی هوا، حوادث ترافیکی، ترافیک جادهای و تهدیدات امنیتی سروصدا و انرژی میشود. NHTSA و EPA پیشنهاد مشترک خود را برای بررسی توسط مقامات رسمی کاخ سفید در اواسط خرداد ماه امسال ارائه دادند. به گفته یک وبسایت دولتی که این بررسیها را دنبال میکند، فرایند همچنان ادامه دارد.

طرح پیشنهادی ۷۰۰ صفحهای جدید، به طور منطقی اثرات احتمالی برای خودروسازان، خریداران و اقشار مختلف جامعه را بررسی میکند. برآوردهای این طرح نشان میدهد که لغو مصوبات دولت اوباما در زمینه اجرای استانداردهای مصرف سوخت و آلایندگی توسط خودروسازان، میتواند منجر به صرفهجویی بیشتری در هزینهها شود. در حالی که پایبندی به مقررات دولت قبلی ایالات متحده، میتواند اثر منفی بر این صرفهجوییها بگذارد. برآوردهای جدید در پیشنویس طرح پیشنهادی نشان میدهد که لغو مقررات قبلی، میتواند باعث سود خالص ۹۸ میلیارد دلاری شود.
دو گروه تجاری خودروسازی بزرگ در ایالات متحده آمریکا از ارائه هر گونه نظری در مورد این طرح خودداری کردند. با این حال اتحادیه خودروسازان آمریکا دو ماه پیش اعلام کرد که سازندگان خودرو از پیشرفتهای مداوم و سالانه در زمینه مصرف سوخت، حمایت میکنند؛ اما این اتحادیه تصریح کرد که استانداردهای آینده در زمینه مصرف سوخت و آلایندگی خودروها، باید به واقعیتهای بازار توجه داشته باشند. چنین نظری میتواند به صورت تلویحی، حاکی از رضایت خودروسازان از تصویب قوانین جدید باشد.
با این حال، طرح پیشنهادی مخالفانی نیز دارد. دن اسپرلینگ، عضو هیئت مدیره منابع طبیعی کالیفرنیا، ادعاهای دولت در مورد صرفهجویی در هزینه را مورد انتقاد قرار داد. اسپرلینگ گفت:
بررسی تحلیلهای دولت که بر اساس استانداردهای اوباما در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ انجام شد، نشان میدهد که صرفهجویی در مصرف بنزین برای مصرفکنندگان، بسیار بیشتر از هزینه اضافی برای تولید فناوری کاهنده مصرف سوخت توسط خودروسازان است. دشوار است تصور کنید که دولت ایالات متحده و مسئولین ایالت کالیفرنیا بتوانند در این مورد بحث و مذاکرده کنند؛ یا این که مذاکرات آنها نتیجهای داشته باشد.
لوک توناچل عضو شورای دفاع از منابع طبیعی ایالات متحده نیز از لغو استانداردهای مصرف سوخت و آلایندگی انتقاد کرد. توناچل گفت:
امنتر شدن جادهها به دلیل لغو استانداردهای قبلی دولت اوباما، دروغ است؛ ما امروزه خودروهای پاکتر و ایمنتری داریم و در حال حاضر میتوانیم آنها را تحت استانداردهای فعلی قرار دهیم. این طرح تنها پروندههای شهروندان علیه تامینکنندگان سوخت را افزایش میدهد. به نظر من، تصویب چنین طرحی باعث افزایش آلودگی هوا میشود و سلامت ما را تهدید میکند. این طرح فقط به نفع صنعت نفت و شرکتهای بزرگ نفتی است.
محققان استرالیایی موفق به توسعهی الگوریتم یادگیری ماشین شدند که با اسکن چشمها میتواند تیپ شخصیتی را پیشبینی کند.
سیستم طراحیشدهی مبتنی بر هوش مصنوعی، میتواند ارتباط بین حرکات چشمها و تیپ شخصیتی افراد را تشخیص دهد و از بین پنج تیپ شخصیتی تعریفشده توسط روانشناسان، چهار تیپ شخصیتی را بهدرستی پیشبینی کند. شاید آن ضربالمثل قدیمی که میگفت «رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون»، با سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی معنای جدیدی پیدا کرده است. البته فراموش نکنیم که مارکوس تولیوس سیسرو هم پیش از این گفته بود:
چشمها، دروازهی روح آدمی هستند.
روانشناسان برای طبقهبندی انسانها، پنج تیپ شخصیتی مختلف را تحت عنوان «پنج ویژگی شخصیتی بزرگ» یا «big five personality traits» معرفی کردهاند؛ و معتقدند هر فرد بهصورت غالب، یکی از این تیپهای شخصیتی را بیشتر از بقیه در رفتار و اعمال خود نشان میدهد. الگوریتمهای یادگیری ماشین با استفاده از اسکن چشمها و ارتباط حرکات چشم با شخصیت فرد، میتواند چهار ویژگی از پنج ویژگی تیپهای شخصیتی سوژهی انسانی را پیشبینی کنند.

محققان دانشگاهی در استرالیا و دانشگاه اشتوتگارت در تحقیقی مشترک، سیستمی مبتنی بر هوش مصنوعی طراحی کردند که با اسکن حرکات چشم ۴۲ شرکتکنندهی انسان و با استفاده از یک ردیاب ویدئویی چشم طراحیشده توسط شرکت SensorMotoric Instruments موفق شدند، پروژهی پیشبینی تیپ شخصیتی با کمک اسکن چشمها را پیش ببرند. محققان نتایج حاصل از پیشبینی سیستم مبتنی بر هوش مصنوعی را با نتایج پرسشنامههای معمولی برای تشخیص تیپ شخصیتی مقایسه کردند. از بین پنج تیپ شخصیتی، عصبانی، برونگرا، سازگار و موافق،وظیفهشناس و باز و پذیرا، سیستم مبتنی بر هوش مصنوعی توانسته بود چهار ویژگی را بهدرستی پیشبینی کند. این چهار ویژگی عبارتند از: عصبانی، برونگرا، سازگار و موافق، وظیفهشناس. این اولین بار است که با کمک اسکن حرکات چشم، امکان تشخیص تیپ شخصیتی امکانپذیر میشود. البته هدف محققان در این پروژه، در اصل بهبود رابطهی بین انسان و ماشین بوده است تا در آینده گامهای بلندی در راستای چنین تحقیقاتی برداشته شود.
توبیاس لئوسچر، یکی از محققان دانشگاه جنوب استرالیا معتقد است:
مردم همیشه بهدنبال خدمات و سرویسهایی برای ارتقاء رشد شخصیت هستند. با این وجود، بیشتر زمان خود را با رایانهها و رباتهایی میگذرانند که از نظر هوش اجتماعی، فاقد هوشیاری و آگاهی انسانی هستند؛ بنابراین، سیستمهای بیجان نمیتوانند در حوزههای غیرکلامی پاسخگو باشند. چنین تحقیقاتی، فرصتی برای توسعهی رباتها و رایانهها فراهم میکند تا بتوانند در حوزههای غیرکلامی، هوش اجتماعی خود را بالاتر ببرند و بتوانند بیشتر و بهتر به سیگنالهای انسانی پاسخ بدهند.
شاید روزی برسد که رباتها بتوانند در مورد شخیصتهای پیچیده هم قضاوت کنند و اگر لازم دیدند با قضاوت خود، به زندگی فردی که از نظر آنها شخیصت خطرناکی دارد، پایان بدهند.
بر مبنای یک بررسی ابتدایی، موج گرمای کنونی که اروپای شمالی را دربرگرفته، بهاحتمال بسیار زیاد توسط تغییرات اقلیمی ایجاد شده است.
در یک ماه گذشته در بیشتر نقاط اروپا دما افزایش یافته، بهطور منظم فراتر از ۳۰ درجهی سانتیگراد رفته و رکوردهای زیادی را شکسته است. شرایط بهقدری وخیم شده است که شاهد بروز آتشسوزیهایی در سوئد و بریتانیا هستیم.
موجهای گرمایی یکی از پیامدهای احتمالی تغییرات اقلیمی هستند. همزمان که میانگین دمای جهانی در پی افزایش مقادیر گازهای گلخانهای، در حال افزایش است، شاهد درجه حرارتهای بالاتری خواهیم بود.
اما موجهای گرمایی به هر حال رخ میدهند. برای دانستن این مطلب که تا چه حد تغییرات اقلیمی عامل محتمل موج گرمایی اخیر است، گروهی در مجموعهی ارجاعات آبوهوای جهانی (WWA) به رهبری فردریک اوتو از دانشگاه آکسفورد بریتانیا دست به انجام یک مطالعهی واکنش سریع زدند.
گرمای شدید
این گروه دو مدل آبوهوایی همراه و بدون انتشار گازهای گلخانهای را بررسی کردند و احتمال بروز موج گرمایی مانند موج گرمایی اخیر در هر دو مدل را مطالعه کردند.
این گروه گزارش کرد:
ما تخمین زدیم که امروزه احتمال بروز چنین موج گرمایی یا بدتر از آن بهطور کلی دو برابر بیشتر از زمانی است که اقدامات بشری منجر به تغییرات اقلیمی نشده بود.
شدت اثرات تغییرات اقلیمی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
گروه اذعان داشتند:
در ایرلند و دانمارک مدلهای آبوهوایی افزایش احتمال بسیار مشابهی نسبت به مشاهدات را نشان میدهند؛ این عامل افزایشدهندهی احتمال بروز حوادث طبیعی در پی تغییرات اقلیمی بوده و در دوبلین تقریبا افزایشی دو برابری و در دانمارک افزایشی چهار برابری دارد.
گروه نتوانست عددی برای افزایش احتمال بروز موج گرمایی در اسکاندیناوی مشخص کند؛ چرا که به هر حال دما در طول تابستان در مناطق دور دست شمالی بسیار متغیر است. آنها نتیجهی پژوهش خود را چنین بیان کردند:
تغییرات اقلیمی با منشا انسانی احتمال بروز موج گرمایی را همانند آنچه در سال ۲۰۱۸ در اسکاندیناوی دیده شد، افزایش داده است؛ اما نمیتوانیم مقدار کمی آن را مشخص کنیم.
مایکل مان از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا میگوید:
ما باید با شک بیشتری به مطالعاتی از این دست بنگریم؛ چرا که این مطالعات تحت بررسی دقیق قرار نگرفتهاند. اما این یافتهها با مطالعات گستردهتری که اثر عمیق تغییرات اقلیمی بر چنین حوادثی را نشان دادهاند، سازگاری دارد.
یک تعریف نرمال جدید!
گرت ردموند کینگ، متخصص تغییرات اقلیمی در موسسه ارجاعات آبوهوای جهانی میگوید:
این بررسی؛ آنچه را که پیشتر میدانستیم تایید میکند... تایید میکند که ما از رویداد شدید آبوهوایی ناشی از تغییرات اقلیمی رنج میبریم. دانشگاهیان پیشرو در جهان همانند یک فیلم فاجعهبار در حال هشدار دادن به ما هستند و این روند بدتر خواهد شد و ما میدانیم که این مسئله روی طبیعت ما، آتشسوزی، مردم و ذخایر غذایی اثر خواهد گذاشت. ما نیاز داریم تا بهسرعت و با همتی بلند، پیش از آن که به نقطهای غیرقابل بازگشت برسیم که اکنون بسیار به آن نزدیک هستیم، از انتشار گازهای گلخانهای بکاهیم و برای ضربه زدن به تغییرات اقلیمی، اقتصادی پاکتر و سبزتر بسازیم.
این گروه پژوهشی تخمین میزند که بهزودی موجهای گرمایی مشابهی بازخواهند گشت. به ویژه در حال حاضر و در شرایط آبوهوایی کنونی، هر چهار تا هفت سال، موجهای گرمایی که با موج کنونی قابل مقایسه هستند، دوبلین و هلند را درمینوردند؛ هر چند که همین حالا نیز نزدیک است که رکوردهای قبلی را بشکنند!

مان میگوید:
در حقیقت من گمان میکنم اینگونه بررسیها، بیش از حد محافظهکارانه هستند.
مان میگوید آبوهوای سخت تابستان امسال در نیمکره شمالی به آشفتگی نیمه ایستای جریان هوای جتی مربوط میشود. او میافزاید:
چنین الگوهایی در بسیاری از رویدادهای آبوهوایی بسیار شدید و پایدار سالهای اخیر مانند موج گرمای اروپایی سال ۲۰۰۳، آتشسوزیهای مسکو در سال ۲۰۱۰، خشکسالی تگزاس و اوکلاهاما در سال ۲۰۱۱ و آتشسوزیهای سال ۲۰۱۶ در آلبرتا نشان داده شده است.
در پژوهشی که سال گذشته توسط مان و همکاران او در ژورنال Scientific Reports منتشر شد، آنها نشان دادند که چنین الگوهایی بهعنوان تغییرات اقلیمی منتج از اقدامات انسان؛ در حال فراگیر شدن هستند. مان معتقد است:
گرمای تشدیدشده در قطب یک عامل مرتبط عمده است. رویدادهایی نظیر آتشسوزیهای اطراف حلقه قطبی حقیقتا در تاریخ تمدن پیشینهای نداشته است و در نتیجه، پیشبینی آنها بسیار سخت است. این به ما یادآوری میکند غافلگیریهای زیادی در شرایط گلخانهای در کمین ما هستند و این موارد احتمالا خوشایند نخواهند بود.
احتمالال بهزودی بخشی شامل پیشبینی خطرات آبوهوایی مربوط با تغییرات اقلیمی احتمالی به پیشبینیهای آبوهوایی اضافه خواهد شد. ورای این مسئله، بهگفتهی مان:
ما باید اقدام کنیم و منظور از اقدام؛ اقدامات شخصی و مهمتر از آن سیاستهای دولتی بهمنظور ایجاد انگیزه و تغییر مسیر سریع از منبع مشکلساز، یعنی سوختهای فسیلی، به سمت انرژیهای تجدیدپذیر است. این عمل یک بُرد برای آبوهوا، انرژی، اقتصاد و سیاره ماست.
پیشبینی شرایط چند سال بعد، بهخصوص در صنعت خودروسازی کار آسانی نیست. تقاضای بازار بهصورت مدارم در حال تغییر است و طبیعتاً خودروسازان هم هرچه سریعتر خود را با شرایط جدید سازگار میکنند. بهمحض عرضهی یک مدل خودرو، مهندسان، مدیران برنامهریزی و طراحان باید بهدنبال پروژهی جدید شرکت باشند. وبسایتموتور1 فهرستی از خودروهایی که سال ۲۰۲۱ عرضه خواهند شد، ارائه کرده است که در ادامهی مطلب به بررسی آن میپردازیم. احتمالاً تمام مدلهای پیشبینی شده در این فهرست، سال ۲۰۲۱ به بازار جهانی نخواهند رسید؛ اما بر اساس شایعهها، تاریخچهی هر برند و مصاحبههای مدیران ارشد شرکتها میتوان بهتولید تعدادی از خودروهای این فهرست در سال ۲۰۲۱، اطمینان داشت. لازم بهذکر است که تصاویر قرار داده شده برای هر خودرو، یا مدل مفهومی و یا رندر غیررسمی و رسمی است.
بیامو M2 نسخهی CSL

در حال حاضر هیچ سخنی از تولید نسخهی نهایی M2؛ مدل GTS در میان نیست اما بر اساس شایعههای موجود، نسخهی CSL در سال ۲۰۲۱ رونمایی خواهد شد. مقامات بیامو در حال حاضر نسخهی کامپتیشن M2 را که از پیشرانهی تقویتشدهی ۶ سیلندر خطی ۳ لیتری توئین توربوشارژ S55 استفاده میکند، رونمایی کردهاند. نسخههای CSL و احتمالاً GTS باید از M2 کامپتیشن هم عملکرد بهتری داشته باشند.
هیوندای جنسیس اسنشیا

هر برند خودروساز لوکس باید یک مدل رؤیایی برای آینده داشته باشد که برای جنسیس تازهوارد، مدل مفهومی اسنشیا (Essentia) گزینهی مناسبی بهنظر میرسد. جنسیس اسنشیا که در نمایشگاه خودروی نیویورک ۲۰۱۸ رونمایی شد، بر اساس پلتفرم یک خودروی برقی ساخته شده است. هنوز تصمیم قطعی برای ساخت این مدل گرفته نشده است، اما مدیرعامل جنسیس موتورز، منفرد فیتزجرالد تلاش دارد تا خودرویی بر اساس اسنشیا به خط تولید این برند کرهای برسد. شاید تا سال ۲۰۲۱ مدل تولیدی جنسیس اسنشیا یا مدلی بر اساس این مفهومی رونمایی شود.
کادیلاک اسکالا

مدتها است که شایعه تولید پرچمدار کادیلاک اسکالا (Escala) وجود دارد و احتمال تولید مدل نهایی بر اساس اسکالای مفهومی سال ۲۰۱۶ بسیار بالا است. پلتفرم اسکالا و CT6 مشترک است و این سدان بهعنوان پرچمدار آمریکاییها فروخته خواهد شد. در حال حاضر اطلاعات بیشتری از کادیلاک اسکالا منتشر نشده ولی هنوز تا سال ۲۰۲۱ زمان باقی مانده است.
اولین مدل برقی اینفینیتی

اینفینیتی در بازار خودروهای الکتریکی جایگاه مناسبی ندارد اما با عرضهی اولین مدل در این کلاس، وضعیت این برند لوکس ژاپنی بهتر خواهد شد. بر اساس اطلاعات موجود، اولین خودروی برقی اینفینیتی بر اساس مدل مفهومی کیو اینسپریشن (Q Inspiration) طراحی میشود. بر اساس شایعهها، این مدل در سال ۲۰۲۱ به بازار جهانی خواهد رسید.
شاسیبلند تمام برقی استون مارتین لاگوندا

استون مارتین، برند لوکس و اصیل بریتانیایی است که برند لوکسی دیگر، با نام لاگوندا (Lagonda) را هم بهعنوان زیرمجموعه پذیرفته است. اطلاعات زیادی از شاسیبلند برقی لاگوندا منتشر نشده است ولی طراحی آن بر اساس مدل مفهومی ویژن کانسپت (Vision Concept) که در نمایشگاه خودروی ژنو ۲۰۱۷ رونمایی شد، انجام میشود.
سدان لامبورگینی

از سال ۲۰۰۸، در نمایشگاه خودروی پاریس که لامبورگینی از سدان مفهومی استوک (Estoque) پرده برداشت، تمام علاقهمندان دنیای خودرو در انتظار اولین سدان گاو خشمگین ایتالیا هستند.
مقالهی مرتبط:
پس از رونمایی از دومین شاسیبلند این برند، احتمالاً انتظار برای سدان لامبورگینی هم منطقیتر از گذشته باشد. کارشناسان پیشبینی میکنند که سدان لامبورگینی همانند اوروس (Urus)، از پلتفرم MSB استفاده خواهد کرد. ایت پلتفرم پیش از این در مدلهای پورشه پانامرا و بنتلیکانتیننتال GT هم مشاهده شده است. پیشرانهی سدان لامبورگینی هم ۸ سیلندر V شکل ۴ لیتری توئین توربوشارژ پیشبینی شده است. البته باید توجه کرد که بازگشت لامبورگینی به کلاس خودروهای شاسیبلند و کراساور بر اساس تقاضای بالای این نوع خودروها بوده است و شاید ساخت سدان برطبق این استدلال، چندان منطقی نباشد.
نسل جدید نیسان 370Z نیسمو

نیسان 370Z از سال ۲۰۰۹ به بازار جهانی عرضه شده و در طول چند سال، تغییرات اندکی کرده است. بر اساس اطلاعات موجود، نسل جدید سری اسپرت Z نیسان سال آینده با پیشرانهی توربوشارژ مرسدسبنز و نیسان عرضه خواهد شد و سپس نسخهی قدرتمند نیسمو (Nismo) در سال ۲۰۲۱ به بازار خواهد رسید. قدرت نیسان Z جدید تا ۴۷۵ اسب بخار پیشبینی شده است.
نسل جدید مرسدسبنز SL

مقامات مرسدسبنز پیش از این بهصورت رسمی تأیید کردهاند که نسل جدید SL در سال ۲۰۲۱ عرضه میشود، اما مشخصات کامل آن مشخص نیست. بر اساس شایعههای موجود، SL جدید فقط با سقف نرم یا سافتتاپ (Softtop) همراه است و خبری از پیشرانهی V12 هم نیست. پیشرانهی جدید، ۶ سیلندر خطی با قدرت ۴۳۵ تا بیش از ۸۰۰ اسب بخار و گشتاور بیش از ۱۰۰۰ نیوتنمتر در مدل مجهز به موتور برقی خواهد بود.
پورشه تایکان کراس توریزمو

با رونمایی مدل برقی و جدید تایکان (Taycan) و تأیید عرضه در سال آینده، مقامات پورشه بهدنبال استفاده از قوای فنی الکتریکی در کراساور آیندهی خود نیز هستند. پورشه کراس توریزمو با طراحی متفاوت و نشانگر تواناییهای آفرود، تبلغ میشود که البته چندان یک خودروی مناسب آفرود نیست. این مدل از دو موتور برقی با قدرت ۶۰۰ اسب بخار و سیستم تمام چرخ محرک (AWD) استفاده میکند و اواخر سال ۲۰۲۱ عرضه خواهد شد.
نسل جدید تویوتا GT86

اگر گزارشهای موجود واقعیت داشته باشند، نسل جدید مدل اسپرت و خوشقیمت تویوتا 86 از پلتفرم و پیشرانهی جدید استفاده خواهد کرد. طراحی تهاجمیتر و ارتفاع کمتر نیز در نسل جدید 86 پیشبینی میشود؛ احتمالاً پیشرانهی توربوشارژ ۲.۴ لیتری مانند سوبارو اسنت با قدرت ۲۶۰ اسب بخار و گشتاور ۳۷۶ نیوتنمتر، نیروبخش 86 جدید باشد.
آئودی Q1

بهزودی آئودی کوچکترین کراساور خود را با کد Q1 رونمایی میکند. Q1 احتمالاً از پلتفرم مدل A1 اسپرتبک؛ MQB استفاده خواهد کرد.
جگوار J-Pace

جگوار بهدنبال تولید کراساور بزرگتر برای رقابت با پورشه کاین است. البته این پروژه هنوز بهطور کامل تأیید نشده است و حتی شاید نام J-Pace هم تغییر کند. با اینحال بریتانیاییها قطعاً یک کراساور بزرگتر عرضه خواهند کرد.
بیامو iNEXT

iNEXT پرچمدار تمام برقی بیامو در آینده خواهد بود که سال ۲۰۲۱ بهبازار میرسد. بر اساس گزارشهای موجود پرچمدار برقی باواریاییها در نسخههای مختلف با قدرت ۱۳۴ تا ۸۰۰ اسب بخار تولید خواهد شد.
نسل جدید جگوار XK

تولید کوپهی اسپرت و خاص جگوار XK در سال ۲۰۱۴ متوقف شد، اما بهنظر میرسد نسل جدید این مدل با ظرفیت ۲+۲ سرنشین بر اساس پلتفرم F تایپ جدید تولید خواهد شد. بر اساس گزارشهای موجود، جگوار XK جدید زودتر از سال ۲۰۲۱ رونمایی نخواهد شد: XK و F تایپ جدید هر دو از پیشرانهی ۴ و ۶ سیلندر اینجینیوم (Ingenium) استفاده خواهند کرد. احتمالاً نسخهی SVR با پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل سوپرشارژ همراه باشد.
نسل جدید لندرور رنجرور

رنجرور یکی از بهترین شاسیبلندهای بازار جهانی است. بر اساس گزارشهای موجود، نسل جدید این مدل که در سال ۲۰۲۱ عرضه میشود، در مقایسه با نسل فعلی وزن بسیار کمتری خواهد داشت. تقریباً وجود پلتفرم MLA و پیشرانههای بنزینی و دیزلی در نسل جدید شاسیبلند توانا و لوکس بریتانیاییها قطعی هستند.
نسل جدید میتسوبیشی اوتلندر

ثمرههای اتحاد رنو، نیسان و میتسوبیشی روزبهروز بیشتر مشخص میشود. اوتلندر جدید با پلتفرم کراساور کامپکت نیسان روگ، در ابعاد بزرگتر و نسخهی پلاگین هیبرید متولد خواهد شد. اوتلندر جدید پیوند کراساورهای دیگر میتسوبیشی شامل اکلیپس کراس و اوتلندر اسپرت خواهد بود.
نسل جدید ولوو XC90

سال گذشته بود که مقامات ولوو تولید نسل جدید مدل XC90 را در خط تولید کارولینای جنوبی آمریکا تأیید کردند. هنوز جزئیات دقیق از نسل سوم XC90 منتشر نشده است اما این مدل از فناوری خودران سطح ۴ استفاده میکند. البته این ویژگی بهصورت یک آپشن گرانقیمت همراه نسل جدید XC90 خواهد بود تا محصول خوشساخت ولوو در برخی جادهها، بدون نیاز به راننده حرکت کند.
علی پروتوی (Ali Partovi) و هادی پرتوی (Hadi Partovi) دو برادر ایرانی آمریکایی مقیم ایالات متحده هستند که نامشان با بسیاری از استارتاپهای بزرگ سیلیکون ولی همچون دراپ باکس، فیسبوک و code.org گره خورده است. این دو برادر امروز نامهایی آشنا برای اهالی سیلیکون ولی هستند که حضورشان در هر شرکتی، نشاندهندهی برنامهای جدی برای رسیدن به موفقیت است.
علی پرتوی عضو تیم موسس شرکت تبلیغاتی LinkExchange بود که در سال ۱۹۹۸ به قیمت ۲۶۵ میلیون دلار توسط مایکروسافت خریداری شد. هادی پرتوی در تاسیس استارتاپ تشخیص صدای TellMe Networks نقش داشت که آن هم در سال ۲۰۰۷ به قیمت ۸۰۰ میلیون دلار به مایکروسافت فروخته شد. هادی در پروژههای اینترنت اکسپلورر و msn مایکروسافت نیز نقش مدیریتی داشته و مدتی بهعنوان معاون ارشد مایاسپیس در این شرکت مشغول به کار بوده است.
همانطور که گفته شد این دو برادر در تاسیس استارتاپهای بزرگ دیگری همچون دراپباکس، فیسبوک و ایربیانبی نیز نقش داشتهاند. آنها دو شرکت را نیز با همکاری یکدیگر تاسیس کردهاند. اولی iLike نام داشت که یک شبکهی اجتماعی موسیقی بود. این استارتاپ در سال ۲۰۰۹ به رقم حدودی ۲۰ میلیون دلار به مایاسپیس فروخته شد. آخرین همکاری بزرگ این دو برادر، شرکت Code.org است که با هدف گسترش علوم کامپیوتر برای دانشآموزان تاسیس شده است.
تولد و تحصیل
برادران پرتوی در سال ۱۹۷۲ (۱۳۵۰ شمسی) در تهران به دنیا آمدند. آنها نوههای تاجر مشهور ایرانی مجید خسروشاهی بوده و با مدیرعامل کنونی اوبر یعنی دارا خسروشاهی، نسبت خویشاوندی دارند. پدر این دو برادر، موسس دانشکدهی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف یعنی فیروز پرتوی است. او پس از محمدعلی مجتهدی دومین استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف بوده است. فیروز پرتوی علاوه بر دانشگاه شریف در دانشگاههای امیرکبیر، MIT و هاروارد نیز به تدریس پرداخته است. مادر دوقلوهای پرتوی نیز دانشآموختهی علوم کامپیوتر از دانشگاه بوستون بوده است.

برادران پرتوی در سنین کودکی
آشنایی برادران پرتوی با کامپیوتر و برنامهنویسی از یک دستگاه کومودور ۶۴ بوده است. آنها با سعی و خطا و آموزش به یکدیگر با دنیای کامپیوتر آشنا شده و به آن علاقهمند شدهاند. خانوادهی پرتوی در سال ۱۹۸۴ ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد. این خانواده ابتدا به اروپا رفت تا کشور مناسبی برای درخواست اقامت آمریکا پیدا کند. در نهایت ایتالیا بهعنوان آخرین مقصد و امید آنها، با سفارت آمریکا وارد مذاکره شده و اقامت آنها را تایید میکند.
والدین این دو برادر در سالهای ابتدایی در شهرهای مختلف آمریکا به کار مشغول شدند تا آیندهی فرزندان خود را بهعنوان مهاجران کشور آمریکا، تامین کنند. آنها در دو شهر مختلف با سه شغل به ادارهی خانواده میپرداختند. هادی و علی پس از تحصیلات اولیه و تلاش بسیار در مقطع دبیرستان به دانشگاه هاروارد رفتند و در سال ۱۹۹۴ با مدرک کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر از این دانشگاه فارغالتحصیل شدند.
فعالیت کاری
هادی پرتوی پس از فارغالتحصیلی در مایکروسافت استخدام شد و به عضویت تیم توسعهی اینترنت اکسپلورر درآمد. او پس از مدتی مدیر گروه توسعهی این مرورگر شد. هادی در سال ۱۹۹۷ روی پروژهی نرمافزارهای نصب شده در پلتفرم وب مشغول به کار شد. او با همکاری تام ثای در مایکروسافت اولین سیستم دانلود و آپدیت اتوماتیک نرمافزاری تحت وب را با استفاده از XML توسعه داد. اولین نتیجهی این پروژه در دسامبر همان سال بهعنوان قابلیتی جدید در IE 4.01 معرفی شد. پس از آن هادی در توسعهی نسخهی پنجم مرورگر مایکروسافت نیز مشغول به کار شد.

هادی در کنار کار در مایکروسافت پروژهی تلمی نتورکس را با همکاری مارک مککو در سال ۱۹۹۹ اجرا کرد. محصول این پروژه، نرمافزاری بود که به تلفنها امکان دسترسی به اینترنت از طریق پیامهای صوتی را میداد. در نتیجه گسترهی محتوای در دسترس کاربران در وب افزایش پیدا میکرد. پرتوی در این پروژه از دانشجوها و فارغالتحصیلان تازهکار دانشگاهها استفاده میکرد. شرکت تلمی سرانجام در سال ۲۰۰۷ به مایکروسافت فروخته شد.
هادی پرتوی علاوه بر موارد گفته شده در سالهای ابتدایی قرن ۲۱ در بخش موسیقی و سرگرمی اماسان نیز مشغول به کار بود. او در سال ۲۰۰۴ به سمت مدیریت بخش موسیقی این شبکه رسید و ماموریت اصلی خود را شکست دادن آیتونز اپل در اروپا تعیین کرد. او در کنار این پروژه، در وبسایت Start.com نیز نقش انکوباتور داشت که بعدها به Live.com تغییر نام داد. هادی در نهایت به سمت مدیریت کل پرتال MSN رسید و در سال ۲۰۰۵ از این کار استعفا داد.
در این میان علی نیز فعالیت جداگانهی خود را پیگیری میکرد. داستان شروع فعالیت کاری او به شغل مشاورهای در اوراکل و سپس وبسایت تبلیغاتی LinkExchange باز میگردد. تونی، یکی از دوستان هادی در دانشگاه از او در خواست میکند که برای این پروژه با هم همکاری کنند؛ اما هادی که در آن سالهای یعنی سالهای پایانی قرن بیستم به طور جدی مشغول به کار بوده، برادرش علی را معرفی میکند و به این ترتیب، لینکاکسچینج بهعنوان اولین تجربهی جدی علی پرتوی شروع میشود.

علی پرتوی
نکتهی جالب در مورد فعالیت این دو برادر این که آنها همیشه در جهت کمک به یکدیگر شغلها را انتخاب کردهاند. علی در مصاحبهای گفته که هدف نهایی آنها کمک به والدین و تامین هزینههای خانواده بوده است. زمانی که استارتاپ او در سال ۱۹۹۸ توسط مایکروسافت خریداری میشود، او در مایکروسافت مانده و هادی هیجان استارتاپی را تجربه میکند.
هادی پس از جدایی از مایکروسافت نامهای به استیو بالمر مینویسد و پس از تشکر از دوران همکاری، به او یادآوری میکند که مراقب استارتاپ تازه ظهور دنیای جستجو یعنی گوگل باشد. در واقع برادران پرتوی از سالها قبل متوجه پتانسیل کلمات کلیدی در صنعت تبلیغات شده و آن را به شرکتهای متعدد از جمله مایکروسافت گوشزد کردند؛ اما غول نرمافزاری در آن سالها آمادگی سرمایهگذاری در این بخش را نداشت.
هر دو استارتاپ اولیهی این دو برادر به مایکروسافت فروخته شدهاند. هادی در مورد این اتفاق در مصاحبهای میگوید:
وقتی متوجه شدم نتاسکیپ قصد خرید لینکاکسچینج را دارد، با مدیرعامل وقت مایکروسافت یعنی استیو بالمر جلسهای ترتیب دادم. به او گفتم که تاکنون صحبتی در مورد استارتاپ برادرم با او نداشتهام اما بهتر است بداند که رقیب دیرینهی ما یعنی نتاسکیپ قصد خرید آن را دارد.
چند سال پس از خرید لینکاکسچینج، استارتاپ من یعنی تلمی نیز توسط مایکروسافت خریداری شد. جایی شنیدم که یکی از اعضای هیئت مدیرهی مایکروسافت به بالمر گفته است: «وقتی با هادی جلسه داری، کیف پولت را به جلسه نبر!»

هادی پرتوی
برادران پرتوی معتقدند یادگیری علوم کامپیوتر در سالهای نوجوانی آنها را در زمان مناسب در مکان مناسب قرار داده است. زمانی که آنها بهعنوان متخصصات علوم کامپیوتر قدم به بازار کار آمریکا گذاشتند، زمان شکوفایی اینترنت و گسترش روزافزون شرکتهای فناوری بوده است.
iLike، فیسبوک و اوبر
علی و هادی پرتوی در سال ۲۰۰۷ یک سرویس شبکهی اجتماعی موسیقی با نام iLike تاسیس کردند. این پروژه از دل وبسایت Garageband.com بیرون آمد. این سرویس به کاربران امکان میداد تا موسیقیهای مورد علاقهی خود را راحتتر پیدا کرده و آن را با دوستانشان به اشتراک بگذارند. علاوه بر آن قابلیت دانلود فایلهای رایگانMP3 و اعلان کنسرتهای مورد علاقه نیز در این سرویس وجود داشت. هنرمندان نیز با استفاده از آیلایک میتوانستند مستقیما با طرفداران خود ارتباط برقرار کنند.
وبسایت آیلایک در ۱۳ ساعت اول راهاندازی به آمار ۱۰ هزار کاربر رسید و تا انتهای هفتهی اول یک میلیون نفر را به خود جذب کرد. در ادامهی مسیر تعداد اعضا به ۵۵ میلیون نفر و بازدید ماهانهی آن به ۱.۵ میلیارد رسید. این سرویس سریعا اپلیکیشن فیسبوک خود را نیز معرفی کرد و در مدت کوتاهی به پرطرفدارترین سرویس این شبکهی اجتماعی تبدیل شد. برادران پروتوی سرانجام این وبسایت را در سال ۲۰۰۹ به قیمت ۲۰ میلیون دلار به مایاسپیس فروختند.
اگرچه فروش استارتاپ بهمعنای شکست نیست اما پرتویها معتقدند فروش آیلایک به مای اسپیس که در آن زمان در حال محو شدن از صحنهی روزگار بود، شکستی بزرگ برای آنها محسوب میشود. آنها دلیل اصلی شکست آیلایک و مجبور شدن به فروشش را تغییر سیستم اپلیکیشنهای فیسبوک میدانند که جامعهی ۱۶ میلیونی طرفداران آنها را از دسترس خارج کرده است.

فیسبوک و اوبر دو استارتاپ بزرگ دیگر هستند که پرتویها را در میان سرمایهگذاران و مشاوران خود دیدهاند. آشنایی هادی پرتوی با فیسبوک و زاکربرگ بهکمک یکی از سرمایهگذاران آیلایک بوده که با شان پارکر رابطهای دوستانه داشته است. هادی پس از ملاقات با تیم کوچک فیسبوک در سال ۲۰۰۵، متوجه پتانسیل بالای زاکربرگ میشود و با خود میگوید او نزدیکترین فرد برای تبدیل شدن به بیل گیتس بعدی است. در آن زمان اطرافیان هادی به او میگفتند که سرمایهگذاری در فیسبوک مانند عضویت در یک انجمن برادری دانشگاهی است اما او با ایمان به زاکربرگ وارد این شرکت شد.
پرتویها بهعنوان سرمایهگذاران نهایی وارد اوبر شدند.هر سرمایهگذاری شانس ورود به یک استارتاپ آن هم در مراحل پایانی را نخواهد داشت اما این دو برادر به خاطر شبکهی کاری بزرگ و پرنفوذ و همچنین اعتبار باارزش در زمینهی جذی نیرو و تشکیل تیم، به اوبر پیوستند. آنها به مشکلات کنونی این شرکت اذعان میکنند اما معتقدند دارا خسروشاهی بهعنوان مدیرعامل تواناییهای زیادی در برطرف کردن مشکلات فرهنگ سازمانی دارد. بعلاوه او شخصیتی دارد که دیگران را به کمک کردن برای رسیدن به موفقیت تشویق میکند.
ورود به دنیای سرمایهگذاری
برادران پرتوی امروز بیش از هر چیز بهعنوان سرمایهگذاران فرشته در سیلیکون ولی شناخته میشوند. آنها در سالهای ابتدایی دههی ۲۰۰۰ در استارتاپهای متعددی سرمایهگذاری کردند. یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای آنها در سرویس دراپباکس است که علاوه بر سرمایه، مشاورههای فنی و مدیریتی به موسسان این استارتاپ از جمله آرش فردوسی را نیز شامل میشد.

علاوه بر دراپباکس، استارتاپهای دیگری همچون BlueKai, Flixster, IronPort, Practice Fusion, Facebook, Zappos و Airbnb نیز در مراحل اولیهی سرمایهگذاری میزبان این دو برادری ایرانی-آمریکایی بودند. سرمایهگذاری در پروژههای عامالمنفعه و حامی محیط زیست نیز از همان سالهای ابتدایی در برنامهی پرتویها بوده و استارتاپ BrightFarms میزبان این دو سرمایهگذار بود.
علی و هادی پرتوی در کنار سرمایهگذاری در استارتاپها، در تعدادی از آنها بهعنوان مدیران اصلی نیز مشغول به کار بودهاند. هادی در سال ۲۰۱۰ عضو هیئت مدیرهی TASER International شد و در همان سال در هیئت مشوران Opower نیز فعالیت میکرد. فعالیتهای این دو برادر در آن سالها به قدری گسترده و تاثیرگذار بود که یکی از رسانههای معتبر آمریکایی آنها را بهعنوان برترین سرمایهگذاران فرشته در سیلیکون ولی معرفی کرد.
Code.org
مقالههای مرتبط:
آخرین و مشهورترین پروژهی برادران پرتوی، وبسایت آموزشی Code است. این دو برادر همیشه تلاش میکردند تا آموزش علوم کامپیوتر و اینترنت در مدارس آمریکا، مانند علوم دیگر نهادینه شود. آنها در سال ۲۰۱۳ این سرویس را راهاندازی کردند تا خدمات آموزش کامپیوتر را بههمهی مدارس آمریکا و حتی دیگر نقاط جهان انتقال دهند. در دو سال اول تاسیس، نزدیک به صد میلیون نفر از جمله رئیس جمهور وقت آمریکا یعنی باراک اوباما در برنامهی Hour of Code این وبسایت شرکت کردند.

سرویسهای آمزوشی Code بهسرعت فراگیر شده و حجم بالایی از مدارس آمریکایی به آن ملحق شدند. بهعبارتی برادران پرتوی با این استارتاپ توانستند فرهنگ آموزش علوم کامپیوتر را در مدارس آمریکایی تغییر دهند. آنها برای آموزش دانشآموزان از متخصصین کامپیوتری استفاده نمیکنند چرا که قطعا این افراد در شرکتهای دیگر حقوق بالاتری خواهند داشت و تمایلی به معلم شدن ندارند. در عوض این سرویس معلمهای علاقهمند را با برنامهنویسی و آموزش علوم کامپیوتر آشنا کرده و آنها نیز مدارس و دانشآموزان را تشویق میکنند.
برادران پرتوی در مورد غیرانتفاعی بودن این سرویس معتقدند شرکتهایی که با اهداف مالی وارد این صنعت بشوند، از کمک به مدارس عمومی و افراد طبقهی متوسط عاجز خواهند بود. بعلاوه همین ویژگی باعث شده تا افراد زیادی برای موفقیت وارد Code شوند و از لحاظ مالی و موارد دیگر آنها را حمایت کنند. در حال حاضر شرکتهای بزرگی مانند آمازون، فیسبوک و مایکروسافت از حامیان این سرویس هستند.
وضعیت کنونی برادران پرتوی
علی پرتوی و هادی پرتوی فعالیتهای سرمایهگذاری خود را روی استارتاپهایی با اهداف جهانی و در جهت بهبود زندگی جهانی ادامه میدهند. آنها معتقدند ترکیب کسب درآمد و کمک به زندگی در سطح جهانی، معجونی از موفقیت خواهد بود و ارزش ریسک کردن دارد. بعلاوه این دو برادر در سرمایهگذاری اشخاص را مهمتر از ایدهها میدانند و حتی روی افراد خوب با ایدههای بد نیز سرمایهگذاری میکنند.
در حال حاضر شرکتهای زیر بهعنوان سازمانهایی با اهداف جهانی در پورتفولیوی برادران پرتوی حضور دارند:
- Arivale
- Bigfoot Biomedical
- Bridge International Academies
- Bright Farms
- Causes
- Clara Foods
- Codecademy
- Edusoft
- FarmlandLP
- Farmigo
- iBeat
- indiegogo
- OPOWER
- PaperKarma
- Virgin Pure
- Teach For America
- Vittana
- New Schools Venture Fund
- Food Corps
- Keep A Child Alive
- I Am Scholarship
نکتهی جالب در مورد روند سرمایهگذاری پرتویها روی تیمها، آزمونهای فنی این دو برادر است. آنها پیش از سرمایهگذاری در تیمها از آنها آزمونهایی فنی در حد آزمونهای استخدامی گوگل و فیسبوک انجام میدهند. حتی موسسان دراپ باکس این آزمونها را برای جذب سرمایه از پرتویها گذارندهاند. دوقلوهای سیلیکون ولی معتقدند افرادی که تصمیم به جذب میلیونها دلار سرمایهدارند حداقل باید توانایی استخدام شدن در این شرکتهای فناوری را داشته باشند.

هادی پرتوی در دفتر Code.org
در حال حاضر هادی پرتوی مدیرعامل وبسایت کد است و ماموریت آمادهسازی اساتید برای تدریس علوم کامپیوتر را بر عهده دارد. علی پرتوی علاوه بر فعالیتهای مشاورهای وسرمایهگذاری، انکوباتور NEO را تاسیس کرده که با هدف شناسایی و پروش استعدادهای فنی در سیلیکون ولی فعالیت میکند. این انکوباتور از متخصصان سابق بزرگترین شرکتهای فناوری همچون فیسبوک و گوگل تشکیل شده و کشف استعداد را از سالهای ابتدایی دانشگاه شروع میکند.
مقالههای مرتبط:
برادران پرتوی در مصاحبهای با بلومبرگ از سیاستهای مهاجرتی دونالد ترامپ نیز انتقاد کردهاند. آنها معتقدند مهاجران متخصص زیادی در آمریکا باعث پیشرفتهای امروزی این کشور شدهاند. خود این برادران و بسیاری متخصصان ایرانی دیگر همچون دارا خسروشاهی، آرش فردوسی، پیر امیدیار و بسیاری دیگر، نمونههایی از مهاجران هستند که بهنوعی معمار سیلیکون ولی بودهاند.
همانطور که خواندیم نام برادران پرتوی در کنار استارتاپهای بزرگی در آمریکا نقش بسته است. این دو برادر دلیل اصلی این موفقیتها را ارتباطات سازنده با موسسان استارتاپها میدانند. آنها از هر استعدادی در استارتاپها استقبال کرده و حتی پس از فروش شرکت نیز پیگیر فعالیتهای آنها هستند. بهعنوان مثال آشنایی آنها با تیم دونفرهی موسسان دراپباکس، از طریق یک برنامهنویس که برای عضویت در استارتاپی دیگر دعوت شده بوده شکل گرفته است. در نهایت هر دوی این کارآفرینان ایرانی-آمریکایی، شبکهی کاری فعال را عامل موفقیت خود میدانند.
هادی پرتوی و علی پرتوی در پایان یکی از مصاحبههای خود بهعنوان توصیهای به جوانان علاقهمند به حضور در دنیای فناوری، دو نصیحت متفاوت دارند. علی توصیه میکند که جوانان به خودشان اعتقاد داشته و روی شخصیت خودشان سرمایهگذاری کنند. هادی که اهداف گسترش علوم کامپیوتر تمام فکر و ذکرش را مشغول کرده توصیه میکند صرفنظر از هر نوع فعالیت در این بازار، باید کدنویسی و علوم کامپیوتر را بیاموزیم. او معتقد است این آموزهها آسانتر از آن چیزی است که مردم فکر میکنند و قطعا در آینده به کمکشان خواهد آمد.
.: Weblog Themes By Pichak :.