چهارمین نسل از مرسدس بنز GLE از زمان معرفی خود در آمریکا توجه بسیاری را به‌خود جلب کرده است. این خودرو همه‌ی آنچه از خودرو شاسی‌بلند بزرگ انتظار می‌رود، یعنی تودوزی چرمی، اتاق جادار، قوای فنی قدرتمند، ابعاد بزرگ و سواری راحت را به‌همراه دارد. مدل جدید این خودرو در بخش سواری به‌دلیل استفاده از سیستم تعلیق جدید مرسدس بنز با نام E-Active کیفیت سواری در حد کلاس S را ارائه می‌دهد.

مدل بازار آمریکا از پیشرانه‌ی EQ-boost بنزینی ۶ سیلندر خطی به حجم سه لیتر بهره می‌برد؛ ولی مدل چهار سیلندر دیزلی هم در اروپا عرضه می‌شود. در مدل دیزلی از سیستم تعلیق جدید بادی خبری نیست.

Mercedes Benz GLE 2019

به‌هر‌حال، پیشرانه‌ی دولیتری این خودرو چندان هم دست‌وپا بسته نیست و با قدرت ۲۴۲ اسب‌بخاری و گشتاور ۵۰۰ نیوتن‌متری خود به‌خوبی از پس وظایف محوله برمی‌آید. همچنین، برای انتقال نیرو به هر چهارچرخ نیز از جعبه‌دنده‌ی ۹ سرعته‌ی خودکار استفاده شده است.

Mercedes Benz GLE 2019

با وجود حجم موتور کم، پیشرانه‌ی دیزلی این خودرو به‌خوبی بدنه‌ی ۲.۲ تنی این خودرو را حرکت می‌دهد و در ۷.۲ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسد. از این نظر، GLE 300d می‌تواند با خیلی از هاچ‌بک‌های قدرتمند بازار رقابت کند. مشکل موجود در رانندگی با GLE این است که توانایی‌های حرکتی آن درحدانتظار مرسدس بنز چشمگیر نیست. برای مثال، با فشردن پدال گاز صدای پیشرانه خیلی جذاب نیست و حس خوبی منتقل نمی‌کند. این مشکل احتمالا در مدل GLE 350d کمتر است که دو سیلندر بیشتر دارد.

Mercedes Benz GLE 2019

نکته‌ی دیگر مربوط‌به جعبه‌دنده‌ی ۹ سرعته‌ی خودکار این خودرو است. این جعبه‌دنده عملکردی نرم و توأم با آرامش دارد؛ اما مشکلش این است که گه‌گاه برای سبک‌کردن دنده‌ها دیر اقدام می‌کند و این موضوع باعث افزایش دور موتور شود. این در حالی‌ است که خودرو در حالت اسپرت قرار ندارد و همین نکته باتوجه‌به صدای نه‌چندان جذاب پیشرانه‌ی دیزلی، می‌تواند تاحدودی آزاردهنده باشد. 

Mercedes Benz GLE 2019

همان‌طورکه در ابتدا اشاره کردیم، مدل بررسی‌شده فاقد سیستم تعلیق E-Active بود؛ ولی درعوض، ازAirMatic استفاده کرده است. در این مدل، به‌نظر می‌رسد تعادل رضایت‌بخشی بین فرمان‌پذیری و نرمی سواری وجود ندارد و با E-Active مقایسه‌کردنی نیست.

Mercedes Benz GLE 2019

با وجود این کم‌وکاستی‌ها، همچنان نرمی و راحتی سواری GLE تحسین‌کردنی است و به‌خوبی می‌تواند دست‌اندازها و چاله‌های مسیر را در در خود جذب و از انتقال ضربات به کابین جلوگیری کند. در‌این‌بین، رینگ‌های ۲۰ اینچی با لاستیک‌های ۲۷۵ میلی‌متری نیز به کمک سیستم تعلیق آمده‌اند تا سواری بهتری فراهم کنند. باوجوداین، همین نرمی هنگام رانندگی تهاجمی به نکته‌ای منفی تبدیل می‌شود و در پیچ‌های تند، چرخش زیادی در بدنه احساس می‌شود. برای کاهش یا رفع این نکته‌ی منفی بهتر است حالت رانندگی خودرو را در وضعیت اسپرت قرار داد. در حالت اسپرت، رانندگی کمی بهتر می‌شود و فرمان نیز اطلاعات بیشتری دراختیارتان قرار می‌دهد؛ اما همچنان ایده‌آل نیست. سیستم چهارچرخ محرک مرسدس بنز با نام 4Matic به‌خوبی از پسِ وظایف خود برمی‌آید و بهترین تقسیم گشتاور را بین چرخ‌ها انجام می‌دهد تا خودرو چسبندگی بهتری داشته باشد. درمقابل، وجود این سیستم در پیچ‌ها اندکی کم‌فرمانی با خود به‌همراه دارد؛ اما در حدی نیست که آزاردهنده باشد و به‌نوعی مهارکردنی و پیش‌بینی‌پذیر است.

Mercedes Benz GLE 2019

یکی از اصلی‌ترین قوت‌های GLE جدید کابین آن است. فضای داخلی این خودرو عالی است و مواد به‌کاررفته در آن نیز کیفیت درخورتوجهی دارند. خروجی‌های چهارگانه‌ی سیستم تهویه در کنسول مرکزی طراحی هوشمدانه‌ای دارند و سیستم اطلاعات و‌ سرگرمی MBUX نیز با دو نمایشگر ۱۲.۳ اینچی، بسیار کارآمد و هوشمندانه است.

Mercedes Benz GLE 2019

یکی از مشکلات GLE قیمتش است؛ چون برای مثال، بی‌ام‌و X5 xDrive30d تنها ۲ هزار و ۲۸۳ دلار از آن گران‌تر است؛ درحالی‌که درعوض، پیشرانه‌ی ۶ سیلندر قوی‌تری دارد. افزون‌براین، سیستم تعلیق بادی این مدل که از نوع E-Active نیست، چندان چنگی به دل نمی‌زند و نمی‌تواند طرفداران رانندگی را کاملا راضی کند. به‌همین‌دلایل، عاشقان فرمان‌پذیری بهتر ترجیح می‌دهند به‌سراغ بی‌ام‌و X5 بروند که دینامیک رانندگی راضی‌کننده‌ای ارائه می‌دهد.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 12:14 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

با هر به‌روزرسانی بزرگ ویندوز ۱۰ که معمولا در بازه‌ی زمانی ۶ ماهه تا یک‌ساله عرضه می‌شود، مایکروسافت ویژگی‌های جدید و جذابی معرفی می‌کند. درکنار این ویژگی‌ها و امکانات جدید، ردموندی‌ها به‌دلایل مختلفی بعضی از ویژگی‌های قدیمی و بدون استفاده را حذف می‌کنند یا دیگر توسعه نمی‌دهند که نسخه‌ی جدید ویندوز ۱۰ هم از این قاعده مستثنی نیست. مایکروسافت فهرستی از ویژگی‌هایی منتشر کرده که قرار است حذف شوند یا دیگر توسعه نیابند.

 

ویژگی‌هایی که حذف شده‌اند یا به‌زودی حذف می‌شوند

پشتیبانی از XDDM اولین ویژگی است که مایکروسافتتصمیم گرفته آن را از نسخه‌ی آینده‌ی ویندوز 10 حذف کند. مایکروسافت دراین‌باره می‌گوید:

فروشندگان مستقل نرم‌افزار یا ISV (اصطلاحی در صنعت فناوری) که از نسخه‌ی قدیمی (XDDM-based remote display driver) استفاده می‌کنند، باید خود را برای مهاجرت به نسخه‌ی جدید، یعنی Windows Display Driver Model، آماده کنند.

همگام‌سازی پیام‌ها بین گوشی‌ها‌ی دارای سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ موبایل و PC، دومین ویژگی‌ای است که مایکروسافت تصمیم گرفته حذفش کند. بدون شک کاربران از حذف این ویژگی شوکه نخواهند شد؛ زیرا مایکروسافت دیگر ویندوزموبایل را توسعه نمی‌دهد و پرونده‌ی آن برای همیشه بسته شده است. هرچند این غول بزرگ نرم‌افزاری پشتیبانی از ویندوز ۱۰ موبایل را تا سپتامبر امسال ادامه می‌دهد.

اپلیکشین مسیج ویندوز10

اپلیکیشن Desktop Messaging App

ویژگی‌هایی که دیگر توسعه نمی‌یابند

Windows To Go

این، از ویژگی‌های جذابی بود که مایکروسافت هم‌زمان با عرضه‌ی ویندوز ۸ آن را رونمایی کرد و به کاربران اجازه می‌داد ویندوز را فقط با استفاده از حافظه‌ی فلش بوت کنند. حالا بعد از گذشت نزدیک به هفت سال از زمان عرضه‌ی این ویژگی، مایکروسافت رسما اعلام کرده دیگر برنامه‌ای برای توسعه‌ی این ویژگی ندارد.

WTG

نحوه‌ی عملکرد WTG

پایان پشتیبانی از WEP و TKIP

مایکروسافت در نسخه‌ی جدید ویندوز زمانی‌که کاربر به شبکه‌ی بی‌سیمی با پروتکل‌های WEP و TKIP متصل شود، با نشان‌دادن اخطاری به کاربر هشدار می‌دهد امنیت این اتصال بسیار پایین است. مایکروسافت تصمیم گرفته در نسخه‌ی بعدی ویندوز ۱۰ برای همیشه به پشتیبانی از دو پروتکل WEP و TKIP پایان دهد.

تنظیمات نواروظیفه‌ی ویندوز (Taskbar Settings)

در نسخه‌ی فعلی ویندوز ۱۰، اگر نواروظیفه را سفارشی‌سازی کنید (تغییر اندازه یا مخفی‌کردن یا جابه‌جایی) تغییرات به‌صورت خودکار روی دیگر دستگاه‌های شما سینک خواهد شد؛ اما مایکروسافت تصمیم گرفته این ویژگی را در نسخه‌ی آینده ویندوز حذف کند و دیگر از همگام‌سازی نواروظیفه در ویندوز ۱۰ خبری نخواهد بود.

اپلیکشن Print 3D

مایکروسافت اعلام کرده دیگر اپ Print 3D را توسعه نمی‌هد و کاربران برای استفاده از امکاناتی مانند چاپ سه‌بعدی باید با مراجعه به فروشگاه نرم‌افزاری ویندوز ۱۰، اپلیکیشن 3D Builder را نصب کنند.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 12:10 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

ایرباس مجموعه‌ای از تصاویر جدید نمونه‌ی اولیه‌ی آلفا 2 (Alpha Two) خود را به‌نمایش گذاشت. آلفا 2 نشان‌دهنده‌ی تاکسی پرنده‌ی خودران ایرباس است که پیش‌‌از‌این برنامه‌ریزی شده بود و به‌عنوان بخشی از پروژه Vahana این شرکت ساخته شده است. تصاویر نشان می‌دهند نمونه‌ی اولیه شبیه هواپیما یا هلیکوپتر معمولی به‌نظر نمی‌رسد و شخصیتی مختص خود دارد. حداقل هشت پروانه تاکسی پرنده‌ی آلفا 2 را به پرواز درمی‌آورد و ایرباس ادعا می‌کند ۵۰ پرواز آزمایشی تمام‌عیار را با آلفا 1 تکمیل کرده است. آلفا 1 نسخه‌ی پیشین این خودرو پرنده خودران به‌شمار می‌رود.

Airbus autonomous Flying Taxi / تاکسی پرنده خودران ایرباس

باتوجه‌به اینکه آلفا 2 به‌صورت خودران طراحی شده، از سخت‌افزار و نرم‌افزار پیشرفته‌ای بهره می‌برد که به آن امکان می‌دهد موانع را در هوا احساس و از برخورد با آن‌ها اجتناب کند. ایرباس این سیستم را به‌صورت بومی ازطریق فناوری وی‌فایندر (Wayfinder) و پروژه‌های پیشرفته‌ی A³ خود توسعه داده است. برخلاف نسل پیشین خود، آلفا 2 از فضای داخلی کامل بهره می‌برد و درحالی‌که طراحی آن هنوز در مرحله‌ی مفهومی باقی مانده، می‌توانیم ببینیم مکانی برای قرارگرفتن تنها سرنشین با سایبان شیشه‌ای و صفحه‌نمایش مرکزی کوچک وجود دارد. 

Airbus autonomous Flying Taxi / تاکسی پرنده خودران ایرباس

ایرباس پروژه‌ی Vahana خود را در سال ۲۰۱۶ با هدف توسعه‌ی نمونه‌ی اولیه‌ی هواپیمای عمودپرواز برقی آغاز کرد. این پروژه از آن زمان تاکنون، به‌طور‌مداوم در‌حال‌رشد بوده و اوایل ماه جاری میلادی، نمونه‌ی اولیه‌ی آلفا 2 در طول پرواز آزمایشی به سرعت ۱۷۰ کیلومتربرساعت رسید. غول هواپیماسازی جهان اعتقاد دارد وسایل نقلیه‌ی شخصی ممکن است پاسخی به مشکلات حمل‌ونقل در شهرهای سراسر جهان باشد و می‌خواهد سال آینده محصول نهایی خود را معرفی کند.

Aurora self-driving car / خودرو خودران آرورا

در‌همین‌حال، آرورا اینوویشن (Aurora Innovation) به‌تازگی اعلام کرده قصد دارد شرکتی درزمینه‌ی فناوریلیدار بخرد که می‌تواند تأثیر مهمی بر صنعت روبه‌رشد خودرو خودران بگذارد. آرورا که مقرش در کالیفرنیا قرار دارد، اعلام کرده شرکت لیدار بلک‌مور (Blackmore) واقع در مونتانا را می‌خرد. شرکت سازنده‌ی سیستم‌های خودران گفت این خرید بر کار برجسته‌ی بلک‌مور درزمینه‌ی فناوری لیدار تأکید می‌کند؛ به‌ویژه با موج پیوسته با فرکانس تعدیل‌شده (FMCW) که سیستم نسل بعدی لیدار است.

Aurora self-driving car / خودرو خودران آرورا

لیدار مجموعه‌ای از انواع حسگرها است که قابلیت‌های کمکی موردنیاز راننده برای فناوری خودران را فعال می‌کند. لیدار از پالس‌های نور لیزر برای تولید تصاویر دقیق از جهان اطراف خودرو بهره می‌برد. پس‌از‌آن، خودرو این تصاویر را تجزیه‌وتحلیل می‌کند تا جهان اطراف خود را ببیند. اگرچه تقریبا تمام شرکت‌های فعال در حوزه‌ی سخت‌افزار و نرم‌افزار خودرو خودران تصدیق کرده‌اند که لیدار راه پیش روی این صنعت است، تسلا و ایلان ماسک همچنان فناوری لیدار را رد می‌کنند. درعوض، ماسک و شرکتش اعتقاد دارند دوربین‌ها و رادارها و سایر حسگرها به‌اندازه‌ی کافی برای تولید خودروهای آینده مناسب هستند.

ایلان ماسک

FMCW می‌تواند تا فاصله‌های طولانی‌تری برود و بینایی خودرو را دورتر ببرد و کمتر مستعد انواع مختلف تداخل است. هنگامی‌که آن روز سرانجام برسد و جاده‌ها با خودروهای خودران پر شوند و همه تلاش کنند به هدف مشابهی دست یابند، FMCW به خودرو اجازه می‌دهد با وضوح بهتری ببیند. آرورا اینوویشن این فناوری را دارای توانایی سازگاری با تمام شرایط آب‌وهوایی می‌داند. نکته‌ی مهم این است که خودروهای خودران نوپا نمی‌توانند در شرایط مِه و باران شدید یا برف قرار بگیرند؛ رویدادهایی که خارج از محوطه‌ی آزمایش خودروهای خودران در ساحل غربی ایالات متحده شایع هستند و به‌وفور اتفاق می‌افتند. 

Aurora self-driving car / خودرو خودران آرورا

آرورا اینوویشن تاحدودی در میان سرمایه‌گذاران محبوب شده است؛ به‌گونه‌ای که ۵۳۰ میلیون دلار در سرمایه‌گذاری ثانویه از برخی شرکت‌های برجسته مانند آمازون دریافت کرد. همچنین، آرورا با خودروسازان هیوندای و بایتون چینو گروه فولکس‌واگن مشارکت می‌کند. شایعه شده که فولکس‌واگن پیشنهاد خرید آرورا را ارائه داد؛ اما این شرکت فورا پیشنهاد خودروساز آلمانی را رد کرد. شایان ذکر است بلک‌مور نیز از پشتیبانی برخی خودروسازان مانند تویوتا وبی‌ام‌و و دیگر شرکت‌های بزرگ بهره می‌برد.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 12:09 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

انسان شاید نتواند به‌راحتی در فضا آروغ بزند؛ اما اکنون می‌توانیم ژنوم را در فضا ویرایش کنیم. فضانوردان رویایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) نخستین‌بار از روش CRISPR-Cas9 برای ویرایش DNA مخمر آب‌جو استفاده کردند. هدف از این کار ایجاد مخمر فضایی نبود؛ بلکه درواقع، فضانوردان مشغول مطالعه‌ی نحوه‌ی عمل مکانیسم‌های ترمیم DNA در فضا بودند. آن‌ها برای شبیه‌سازی آسیب حاصل از تابش اشعه، کد ژنتیکی قارچ را در مکان‌هایی از ژنوم برش دادند. امیلی گلیوسن، از شرکت miniPCR Bio، طراح آزمایشگاه DNA روی ایستگاه فضایی است. وی دراین‌باره می‌گوید:

آسیب درواقع روی ایستگاه فضایی اتفاق می‌افتد و تجزیه‌و‌تحلیل نیز در ایستگاه انجام می‌شود. ما می‌خواستیم بدانیم آیا روش‌های ترمیم DNA درمقایسه‌با این روش‌ها روی زمین متفاوت هستند یا نه.

فضا محیطی کاملا خطرناک است و تابش‌ها یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های موجود در این محیط به‌شمار می‌روند. اگرچه ارتفاع متوسط این ایستگاه از سطح زمین ۴۰۸ کیلومتر است، هنوزهم با میدان مغناطیسی زمین محافظت می‌شود. با ۶ ماه ماندن در این مکان، فضانوردان درمعرض حدود ۳۰ برابر تابش بیشتر از آن چیزی قرار می‌گیرند که انسان در یک سال روی زمین با آن مواجه است.

این موضوع به‌خوبی تأیید شده که تابش‌های موجود در ایستگاه فضایی فضانوردان را درمعرض خطر بیماری‌های ناشی از اشعه قرار می‌دهد و موجب افزایش خطر سرطان و بیماری‌های دژنراتیو و مشکلات سیستم عصبی مرکزی می‌شود. برای مأموریت به مریخ که بسیار بیشتر از ۶ ماه بیرون از حباب محافظ زمین سپری می‌شود، خطر تشعشعات افزایش پیدا می‌کند. بنابراین، درک این موضوع بسیار مهم است که چگونه DNA در این فضا آسیب‌های ناشی از اشعه را ترمیم می‌کند.

DNA

آزمایشی که در ایستکاه فضایی انجام شد، بدین‌صورت بود که پژوهشگران از قدرت CRISPR-Cas9 استفاده کردند؛ یعنی تکنولوژی ویرایش ژن که به دانشمندان اجازه می‌دهد برش‌های دقیقی در DNA ایجاد کنند. ایده‌ی این آزمایش را چند تن از دانشجویان مطرح کردند و هدف از آن، ایجاد شکستگی‌هایی در هر دو رشته‌ی DNA مخمرSaccharomyces Cerevisiae برای تقلید آسیب‌های ناشی از تابش اشعه به موجود زنده بود. فضانوردان مستقر روی ایستگاه فضایی این آزمایش را انجام دادند و به‌طورموفقیت‌آمیزی ژنوم را ویرایش کردند. درادامه، اجازه داده شد مخمر آسیب‌های وارده به DNA خود را ترمیم کند.

مقایسه‌ی ساختار مولکولی DNA مخمر قبل و پس از چرخه‌ی آسیب‌ترمیم به دانشمندان اجازه می‌دهد هرگونه تغییر در ساختار مولکولی را مشاهده کنند و نشان دهند آیا ترمیم DNA با خطاهای ژنتیکی همراه بوده یا خیر. برای انجام این مقایسه‌ها، توالی‌های DNA ترمیم‌شده با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره‌ای پلیمزار (PCR) در دستگاه چرخه‌ی حرارتی miniPCR تکثیر شد.

نتایج این آزمایش هنوز به‌صورت مقاله منتشر نشده است؛ اما این کار به فهرست هیجان‌انگیز ابزارهای ژنتیکی شامل توالی‌یابی ژن (سال ۲۰۱۶) و PCR (سال ۲۰۱۶) و توالی‌یابی RNA (سال ۲۰۱۸) اضافه شد که می‌توانند در فضا استفاده شوند. گلیسون گفت:

یکی از موضوعاتی که پژوهش ما نشان می‌دهد، این است که می‌توانیم این کارها را در فضا انجام دهیم. درنهایت، می‌توانیم از این دانش برای کمک به محافظت از فضانوردان دربرابر آسیب DNA ناشی از تابش‌های کیهانی در سفرهای طولانی و کسب توانایی ویرایش ژن در فضا استفاده کنیم.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 09:16 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

به‌نظر می‌رسد در سال ۲۰۱۹ نیز شاهد معرفی محصولاتی هستیم که از نمایشگرهای دوگانه بهره می‌برند. درحالی‌که شرکت‌هایی مثل اچ‌پی به‌تازگی وارد این حوزه شده‌اند، اما ایسوس از همین حالا نسل دوم دستگاه‌های مجهز به صفحه‌نمایش دوگانه‌ی خود را معرفی کرده است. لپ‌تاپ پرچم‌دار جدیدِ این شرکت موسوم به ذن‌بوک پرو Dou یک نمایشگر ۱۵ اینچی اولد با وضوح 4K دارد و درکنار آن به یک نمایشگر لمسی از نوع IPS مجهز شده است. نمایشگر دوم این محصول درست در بالای صفحه‌کلید قرار دارد و ایسوس آن را اسکرین‌پد پلاس نامیده است.

این لپ‌تاپ از نظر فنی درواقع سه نمایشگر دارد زیرا ایسوس یک پد لمسی برای بخش شماره‌های صفحه‌کلید در این دستگاه تعبیه کرده است.

ایسوس همچنین اسکرین‌پد‌های کوچک‌تر را در مدل استاندارد دو مدل ذن‌بوک و ویوبوک ارتقاء داده و حالا در این دو محصول از اسکرین‌پد ۲ استفاده کرده است. اگر با دو لپ‌تاپ یادشده آشنایی ندارید، باید اشاره کنیم که ایسوس سال گذشته برای اولین‌بار اسکرین‌پد را در لپ‌تاپ ذن‌بوک پرو ۱۵ معرفی کرد. برای درک این محصول تصور کنید یک لپ‌تاپ از ترک‌پدی بهره می‌برد که می‌توان از آن به‌عنوان نمایشگر گوشی نیز استفاده کرد؛ بدین ترتیب ایده‌ی کلی ایسوس در این زمینه در ذهن شما تداعی خواهد شد.

ذن بوک پرو

اسکرین‌پد ۲ در مدل‌های جدید ویوو بوک اس و ذن‌بوک مورد استفاده قرار گرفته است و نسبت به نسل قبلی ابعاد بزرگ‌تری دارد. اسکرین‌پد ۲ حالا حدود نیم اینچ بزرگ‌تر شده ولی در عین‌حال مصرف انرژی آن نسبت به قبل کم‌تر است. درواقع استفاده از نسل جدید اسکرین‌پد باعث خواهد شد تا در مواقعی که لپ‌تاپ به برق متصل نیست، نگرانی زیادی بابت مصرف انرژی نداشته باشید.

اسکرین‌پد پلاس لپ‌تاپ ذن‌بوک پرو Dou ایسوس کیفیت بالاتری دارد. رزولوشن عرضی این نمایشگر با رزولوشن عرضی نمایشگر اصلی 4K برابر است اما ارتفاع آن نصف ارتفاع صفحه‌نمایش اصلی لپ‌تاپ است. بدین ترتیب نمایشگر دوم ذن‌بوک پرو جدید کمی عریض به‌نظر می‌رسد. ایسوس ابعاد نمایشگر دوم این محصول را ۱۴ اینچ اعلام کرده و این درحالی است که با نگاه کردن به اسکرین‌پد پلاس، ابعاد این نمایشگر کم‌تر از ۱۴ اینچ به‌نظر می‌رسد.

عملکرد نمایشگر دوم لپ‌تاپ مذکور دقیقا همان‌طور است که انتظار دارید. امکان قرار دادن پنجره‌ها به حالت کاشی‌وار در این نمایشگر وجود دارد. همچنین می‌توان یک پنجره را به‌صورت عمودی و کامل در آن باز کرد. هر دو نمایشگر ذن‌بوک‌ پرو Dou از دستورهای لمسی پشتیبانی می‌کنند، بنابراین شما می‌توانید با استفاده از انگشتان خود یا با استفاده از نشانگر ماوس، پنجره‌ها را از یک نمایشگر به نمایشگر دیگر جابه‌جا کنید. ایسوس یک سری از اپلیکیشن‌های مخصوص خود را به‌صورت پیش‌فرض در این لپ‌تاپ نصب کرده و کاربران می‌توانند در صورت تمایل اپلیکیشن‌های شخص‌ثالث مثل نت‌فلیکس، اسپاتیفای، فیسبوک و غیره را به دستگاه اضافه کنند.

نکته‌ی جالب این است که شما می‌توانید سه پنجره‌ به‌طور هم‌زمان در نمایشگر دوم باز کنید. علاوه‌براین می‌توانید پنجره‌ای که در صفحه‌نمایش اصلی است را به نمایشگر دوم گسترش دهید. به‌عنوان مثال هم‌اکنون می‌توانید فید خبری فیسبوک را به نمایشگر دوم گسترش دهید و بدین ترتیب این بخش از نمایشگر اصلی به نمایشگر دوم اسکرول خواهد شد. ایسوس، لپ‌تاپ جدید خود را دستگاهی برای افراد خلاق می‌داند و به‌همین دلیل انتظار می‌رود ذن‌بوک پرو Dou از نرم‌افزارهای شرکت ادوبی برای بهره بردن از دو نمایشگر هم‌زمان این محصول پشتیبانی کند.

ایسوس برای جای دادن دو نمایشگر در این لپ‌تاپ جدید، ترک پد را به سمت راست صفحه‌کلید انتقال داده که یادآور لپ‌تاپ‌های گیمینگ Rog Zephyrus است.

ذن‌بوک پرو ایسوس

ذن‌بوک پرو Dou از مکانیزم لولایی جدید ایسوس بهره می‌برد و همین امر موجب شده تا نمایشگر دوم این دستگاه در زاویه‌ی بهتری نسبت به کاربر قرار بگیرد که نسبت به حالت افقی، کارکردن با آن آسان‌تر است. از دیگر مشخصات این لپ‌تاپ می‌توان به پزدازنده‌ی نسل نهم i9 اینتل و کارت گرافیک جی‌فورس RTX 2060 اشاره کرد و این بدان معنا است که احتمالا برای خنک شدن نیاز به مسیر تهویه هوای اضافه خواهد داشت. امکان سوئیچ کردن بین حالت‌های مختلف مصرف انرژی نیز با استفاده از یک کلید در ذن‌بوک پرو Dou فراهم شده است.

ایسوس همچنین یک مدل ارزان‌تر از این لپ‌تاپ را هم با نام ذن‌بوک Dou معرفی کرده است. این محصول به یک نمایشگر ۱۴ اینچی اصلی و نمایشگر ثانویه‌ی ۱۲.۶ اینچی مجهز شده است. هر دو صفحه‌نمایش این مدل وضوح تصویر ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل (Full HD) را ارائه می‌دهند. این در حالی است که نمایشگر اصلی مدل پرو این لپ‌تاپ ۱۵.۶ اینچی با رزولوشن 4K و نمایشگر دوم آن ۱۴ اینچی است. ایسوس همچنین در مدل ارزان‌تر لپ‌تاپ مذ‌کور به‌جای کارت گرافیکی RTX 2060 از کارت گرافیک ضعیف‌تر جی‌فورس MX250 بهره برده است. همچنین پردازنده‌ی این مدل از نوع Core i7 اینتل خواهد بود.

ذن‌بوک پرو Dou یک لپ‌تاپ زیبا است، اما استفاده از دو نمایشگردر این محصول باعث شده تا وزن آن به حدود ۲.۵ کیلوگرم برسد. وب‌سایت سی‌نت که در نمایشگاه کامپیوتکس فرصتی برای بررسی این لپ‌تاپ داشته، اعلام کرد که عملکرد نمایشگر دوم بسیار خوب و کیفیت آن نیز بالا است. سی‌نت این محصول را تلاشی برای عبور از سبک طراحی فعلی لپ‌تاپ‌ها می‌داند. البته ایسوس برای دستیابی به این طراحی مجبور شده تا بخش‌هایی مثل محل قرار دادن کف دست‌ها را از لپ‌تاپ جدید خود حذف کند و علاوه‌براین صفحه‌کلید دستگاه کمی کوچک‌تر شده و ترک‌پد نیز به سمت راست کیبورد انتقال یافته است.

مطمئنا استفاده از صفحه‌کلید جمع‌وجور این لپ‌تاپ پس از مدتی برای کاربر عادی خواهد شد، اما شاید عادت کردن به محل جدید ترک‌پد برای افراد کمی سخت‌تر باشد. البته فقط پس از بررسی کامل محصول می‌توان با اطمینان در مورد کار با آن سخن گفت. ایسوس اعلام کرده که ذن‌بوک پرو Dou از سه‌ماهه‌ی سوم سال میلادی جاری روانه‌ی بازار خواهد شد.

در ادامه می‌توانید تصاویر بیشتری از ذن‌بوک پرو Dou مشاهده کنید.

نظر شما در مورد این لپ‌تاپ چیست؟

 

 

Computex

  

برای مشاهده کلیه اخبار و مقالات و تماشای ویدیوهای مرتبط با نمایشگاه به صفحه اختصاصی Computex 2019 مراجعه کنید.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 08:30 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

ایده‌ی پرورش جنین بدون نیاز به رحم انسانی تا همین اواخر شاید مثل کابوس‌های علمی تخیلی به‌نظر می‌رسید.«اکتوجنسیس» (Ectogenesis)، اصطلاحی است که از دهه‌ی ۱۹۲۰ برای بارداری خارج از رحم به‌کار‌ می‌رود و به موضوعی مهم در پزشکی، روانشناسی و اخلاق تبدیل شده؛ هرچند حداقل تاکنون نمونه‌ی انسانی مشابه گوسفند دالی متولد نشده است.

 

بااین‌حال، همانند شبیه‌سازی‌های پیش از آن، ایده‌ی مذکور نیز امکان‌پذیر است، همان‌طور که با تولد بره‌ در کیسه‌‌ موافقت شد و دست‌کم تاحدودی بدون رحم زنده اتفاق افتاد. در این آزمایش مهم، جنین بره‌ای را که در هفته‌ی بیست‌وسوم تا بیست‌وهفتم رشد بود، به‌مدت چهار هفته در کیسه‌ای زیستی نگه‌داری می‌کردند که به کیسه‌ی پلاستیکی معمولی شباهت داشت و دارای منبع خونی بسیار مغذی و مایع آمونیاک بود. این روش به‌عنوان گامی روبه جلو در فناوری «تولد در کیسه» محسوب می‌شد. دو کاربرد متفاوت برای این نوع ابزارها درنظر گرفته شده است:

  • فناوری رحم مصنوعی از همان ابتدا جایگزین رحم واقعی می‌شود و به‌گونه‌ای کار می‌کند که جنین تا لحظه‌ی تولد در آن رشد می‌کند؛ به‌این‌ترتیب، برای پرورش جنین به بدن انسان نیازی نیست.
  • از این ابزار می‌توان به‌عنوان مراقبت‌ ویژه‌ی نوزادان نارس (مشابه آزمایش بره) استفاده کرد که جایگزین بسیار بهتری برای دستگاه پرورش اطفال زودرس به‌حساب می‌آید. روش مذکور پس از تولد نوزاد به‌کار می‌رود و نرخ بقا در زایمان زودرس را افزایش می‌دهد.

رحم مصنوعی

طبق قانون بریتانیا و ۱۱ کشور دیگر، رشد رویان در بیرون از بدن برای بیشتر از ۱۴ روز ممنوع است؛ چراکه گفته می‌شود در همین بازه‌ی زمانی احتمالاً شیار آغازین شکل می‌گیرد که راهنمای محل پرورش ستون فقرات است. پروفسور علی بریوانلو از دانشگاه راکفلر می‌گوید:

درست در همین دوران است که سر از پایین‌تنه‌ی بدن جدا می‌شود.

آزمایش‌هایی در این زمینه از دهه‌ی ۱۹۸۰ روی موش و بز درحال انجام است. باتوجه به افزایش استفاده از رحم اجاره‌ای و به‌خصوص که کیم کارداشیان نیز از این روش جایگزین برای فرزند سوم و چهارم خود استفاده کرد، چه تفاوتی بین بستن قرارداد با فردی دیگر برای حمل نوزاد و بستن قرارداد با یک دستگاه وجود دارد؟ اگر حضورنداشتن والدین در این فرایند واقعاً به‌نفع نوزاد باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ دکتر آنا اسماجور، استادیار فلسفه‌ی عملی در دانشگاه اسلو، می‌گوید:

برای کنترل وضعیت زنان باردار با محدودیت‌هایی مواجه هستیم؛ درحالی‌که با رشد جنین در رحم مصنوعی می‌توان بدون محدودکردن استقلال مادر،‌ به‌راحتی به جنین دسترسی داشت و وضعیت او را بررسی کرد. به‌عبارتی، می‌توان گفت که رحم مصنوعی برای خود جنین نیز مفید خواهد بود.

نگرانی‌های اخلاقی آشکاری درباره‌ی رشد جنین در دستگاه، به‌جای بدن انسان، وجود دارد. در لقاح خارج از بدن (IVF) و رحم اجاره‌ای که بحث‌وجدل‌های خودشان را داشته‌اند، همچنان به بدن انسان نیاز است. ایده‌ی مراقبت‌های ویژه‌ی نوزادان نارس بسیار کم‌دردسرتر از فناوری رحم مصنوعی به‌نظر می‌رسد، چراکه انسان همچنان به‌صورت مستقیم در بارداری مشارکت دارد؛ هرچند باز هم بحث‌های زیادی درباره‌ی سقط جنین در این روش به‌راه‌افتاده است.

رحم مصنوعی

درحال‌حاضر نوزادانی که قبل از هفته‌ی بیست‌وهشتم متولد می‌شوند، با اختلالات شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ همین موضوع حاوی اطلاعات زیادی درباره‌ی زمان قانونی فعلی سقط جنین است. افرادی هستند که برای پایان‌دادن به بحث سقط جنین، امیدوارند از حاملگی‌های خارج از رحم استفاده کنند تا به‌این‌ترتیب در موارد درخواست سقط، امکان انتقال جنین به رحم مصنوعی را فراهم یا حتی آن را لازم‌الاجرا کنند. ازآنجاکه اکتوجنسیس کامل به‌معنای زنده‌بودن نوزاد از لحظه‌ی لقاح است،‌ پس امکان تغییر قوانین سقط جنین در سراسر دنیا وجود دارد. درضمن، خبر تکان‌دهنده‌تر این است که برداشتن رحم از کل فرایند رشد جنین می‌تواند نحوه‌ی تکامل انسان را دستخوش تغییراتی کند. دکتر اسماجر می‌گوید:

ما می‌دانیم که محدودیت‌های رحم و لگن انسان مانند ترمزی برای اندازه‌ی مغز و جمجمه عمل می‌کنند. اگر از قیدوبند نیاز به تولد عادی آزاد شویم، شاید بتوانیم دریچه‌ای به یک مسیر تکاملی جدید باز کنیم؛ هرچند فاصله‌ی زیادی تا تحقق آن داریم.

ازآنجاکه تاکنون تولد هیچ نوزادی از هرگونه‌ی جانوری، بدون رحم زنده امکان‌پذیر نبوده است، چشم‌انداز این نوع فناوری چطور خواهد بود؟ پزشکان بیمارستان کودکان فیلادلفیا برای شروع آزمایش‌های رشد جنین انسان در رحم‌های مصنوعی طی دو سال آینده، با سازمان غذا و داروی ایالات متحده درحال مذاکره هستند. چنانچه آزمایش‌های بالینی موفقیت‌آمیز باشد، نتایج آن می‌تواند تغییر شگرفی در دیدگاه ما نسبت به بارداری، زایمان و شاید حتی تکامل انسان به‌وجود آورد. الیزابت کول روانیس می‌گوید:

به‌نظر می‌رسد که فقط چند سال با آزمایش رحم مصنوعی روی نمونه‌های انسانی فاصله داریم.

رحم مصنوعی

باتوجه به قانون ۱۴ روزه، دانشمندان تاکنون فقط توانسته‌اند رویان‌ها را به‌مدت ۱۳ روز روی پتری دیش نگه‌داری کنند. کارلو بولتی از پزشکان دانشگاه ییل آمریکا معتقد است درصورت موفقیت‌آمیزبودن آزمایش‌های بالینی، رحم‌های مصنوعی طی ۱۰ سال آینده کاملاً آماده‌ی استفاده خواهند بود. تاجایی‌که به پژوهش‌های بالینی مربوط است، ۱۰ سال، زمانی طولانی محسوب می‌شود. دانشجویان Artex Product Design Arnhem نیز مشغول طراحی این رحم مصنوعی هستند. به‌جای اینکه مادر لگدزدن نوزاد را احساس کند یا مجبور به حمل طولانی‌مدت جنین باشد، می‌تواند رشد جنین را در بیرون از بدن خود مشاهده کند. آیا این بدان معنا است که رابطه‌ی مادر و نوزاد برای همیشه ازهم‌گسیخته می‌شود؟ دکتر اسماجر می‌گوید:

دلایل زیادی مبنی بر لزوم بارداری و زایمان برای ایجاد پیوند بین مادر و فرزند مطرح شده است. بااینکه شاید نزدیکی فیزیکی بتواند به برقراری این رابطه کمک کند، اما قطعاً لازمه‌ی ایجاد پیوند مادر و فرزند محسوب نمی‌شود. اگر این‌طور بود، پدرها هیچ حقی برای احساس ارتباط نزدیک با فرزند خود نداشتند. علاوه‌براین، امروزه بیشتر مشخص شده است که زایمان‌های دردناک می‌تواند واقعاً این رابطه‌ی مادرانه را مخدوش کند. آیا حذف بارداری می‌تواند به ایجاد رابطه‌ای خاص بین مادر و نوزاد بینجامد؟ با پیشرفت فناوری، والدین اولین لحظه‌های خاص رابطه با فرزند را زمان مشاهده‌ی اولین اسکن‌های جنین می‌دانند. پس به‌نظر می‌رسد که ارتباط بصری بسیار مهم‌تر از ارتباط فیزیکی به‌حساب می‌آید و اکتوجنسیس می‌تواند این نوع رابطه‌ی بصری را تسهیل کند.

درصورتی‌که رحم‌های مصنوعی، ایمن و مؤثر باشند، می‌توانند از بسیاری از پیچیدگی‌های پزشکی در دوران بارداری و زایمان جلوگیری کنند، بدون‌اینکه اختلالی در توانایی برقراری ارتباط بین مادر و کودک به‌وجود آورند. هرساله حدود ۳۰۰ هزار زن دراثر بارداری یا مشکلات پس از زایمان جان خود را از دست می‌دهند. در بریتانیا مرگ‌ومیر زنان در دوران بارداری یا مدت کوتاهی پس از زایمان، ۸٫۸ از هر ۱۰۰ هزار زن است. دکتر اسماجر می‌گوید:

زنان در آینده، بارداری و به‌خصوص زایمان طبیعی را خطرناک و پردردسر قلمداد خواهند کرد. شکل‌گیری جنین در داخل بدن فردی دیگر نیز خطرات خود را دارد. نه‌تنها سلامتی جنین تحت‌الشعاع امنیت فیزیکی مادر در جامعه است، بلکه جنین در معرض عفونت‌ها، سوء‌تغذیه و سایر تهدیدها قرار دارد.

آیا اکتوجنسیس، معنای پدرومادربودن را برای همیشه تغییر می‌دهد؟ آیا این نوع بارداری، توازنی بین مرد و زن به‌وجود می‌آورد یا مرد را به‌طور کامل از فرایند بارداری حذف می‌کند؟ دکتر اسماجر توضیح می‌دهد:

ما تاحدودی می‌دانیم که با روی‌کارآمدن فناوری‌های جدید تولیدمثل،‌ مفهوم پدرومادربودن درحال ازبین‌رفتن است و اکتوجنسیس نیز به‌طورقطع این مفهوم را به چالش خواهد کشید. شاید اصلاً واقعیتی به‌نام پدرومادربودن وجود نداشته است و انسان‌ها ویژگی‌های مختلف والدینی را براساس ارزش‌های ذهنی‌ خود می‌سنجیده‌اند، پس احتمالاً این همان چیزی است که باید بپذیریم.

Artificial Womb / رحم مصنوعی

در آینده که گامت‌های مصنوعی (تخمک و اسپرمی که در آزمایشگاه تولید شده است) نیز به این فرایند اضافه می‌شوند، بحث‌ها و جنجال‌های بیشتری به‌وجود خواهد آمد. ازآنجاکه در این روش تخمک و اسپرم از انسان به‌دست نمی‌آید و جنین هیچ نیازی به رشد در بدن انسان ندارد، مباحث اخلاقی بی‌شماری درباره‌ی نقطه‌ی آغاز و پایان بشریت به‌راه می‌افتد. امل الجرانی از دانشگاه منچستر می‌گوید:

علاوه‌بر بحث‌های فلسفی، نگرانی زیادی درباره‌ی حاملگی خارج از بدن وجود دارد، به‌عنوان مثال اگر زوجی، فرزندآوری ازطریق اکتوجنسیس را انتخاب کنند و بعد نظرشان را تغییر داده و بخواهند به زندگی جنین پایان دهند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا این به‌معنای سقط جنین است؟ درصورتی‌که بعد از تولد نوزاد، پدرومادری بخواهند فرزند خود را نگه‌دارند و پدر و مادر دیگری از این کار امتناع کنند،‌ چه می‌شود؟ چه کسی این تصمیم نهایی را می‌گیرد؟ در اینجا است که احتمالاً دولت باید درباره‌ی جایگاه قانونی رویان انسان تجدیدنظر کند، هرچند که تدوین چارچوب قانونی کارآمد و سازگار، کار دشواری خواهد بود. مسلماً دولت و پدر و مادر در موقعیت یکسانی نسبت به این قضیه قرار دارند،‌ اما نظر چه کسی پیروز خواهد شد؟



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 08:29 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بهار سال گذشته، پژوهشی جنجالی در اینترنت منتشر شد که در آن به‌احتمال مرگ زودهنگام افراد شب‌بیدار اشاره شده بود. البته این خبر، نتیجه‌گیری پژوهشگران نبود؛ اما در دنیای انفجار اطلاعات به‌سرعت منتشر شد. این پژوهش که در مجله‌ی Chronobiology International منتشر شده بود، در یک بازه‌ی زمانی ۶سال‌ونیمه به بررسی کرونوتایپ‌های (عادت‌ زمانی خواب) بیش از ۴۳۰ هزار نفر پرداخته بود. پژوهشگران با رتبه‌بندی داده‌های سرویس ملی سلامت انگلستان (NHS) و NHSCR در اسکاتلند به بررسی آثار منفی شب‌بیداری بر سلامتپرداختند.

 پژوهشگران پس از مرتب‌سازی تقریبا نیم میلیون نفر در چهار گروه چکاوک‌های محض (چکاوک‌ها از پرندگانی هستند که معمولا با طلوع خورشید از خواب بیدار می‌شوند)، جغدهای محض (با طلوع آفتاب می‌خوابند)، چکاوک‌های متوسط و جغدهای متوسط، یافته‌های مختلف را گزارش کردند.

در طول دوره‌ی بررسی، بیش از ۱۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند (دلیل مرگ اغلب آن‌ها طبیعی بوده است). هدف این بررسی لزوما ارتباط کم‌خوابی با مرگ نبود؛ بلکه هدف اصلی، بروز اختلال‌های هم‌زمان یا چندابتلایی بر اثر کم‌خوابی بود. چندابتلایی به چند اختلال هم‌زمان عصبی و روان‌شناختی، دیابت و بیماری‌های دیگر گفته می‌شود.

براساس این بررسی، تغییر در برنامه‌های خواب می‌تواند آمار اختلال‌های هم‌زمان و درنتیجه خطر مرگ زودرس را افزایش دهد؛ اما بااینکه مرگ زودرس شب‌بیدارها به تیتر داغی تبدیل شده، حقیقت چیز دیگری است.

شب زنده داری

بررسی ماجرا

بدیهی است که عدم پیروی از عادت‌های خواب منظم و مرسوم، بر سلامت انسان تأثیر می‌گذارد. تقریبا تمام بررسی‌های مربوط‌به عادت‌های خواب به پیامدهای دردسرساز کم‌خوابی اشاره کرده‌اند.

اما کریستین نوتسون، مؤلف ارشد کرونوبیولوژی (شاخه‌ای از علم زیست‌شناسی مرتبط با ریتم‌های بیولوژیک موجودات زنده) در مورد نتیجه‌گیری‌های ساده و سطحی هشدار می‌دهد. به‌گفته‌ی دکتر نوتسون (استادیار دانشگاه نورت‌وسترن و پژوهشگر زمینه‌های پزشکی خواب و عصب‌شناسی) شب‌بیدارهایی که مجبورند صبح زود بیدار شوند و به‌این‌ترتیب بدهی خواب خود را افزایش می‌دهند، دچار مشکل خواهند شد.

به عقیده‌ی دکتر نوتسون، مجموعه‌ای از معیارهای دیگر مثل نوع تغذیه و ورزش می‌توانند مشکلات سلامتی انسان را افزایش دهند. برای مثال، ازآنجاکه باشگاه‌های ورزشی معمولا ۲۴ ساعته فعال هستند، ورزشکار‌ها می‌توانند تا اواخر شب در کلاس‌ها شرکت کنند. از طرفی گزینه‌های غذایی برای شب‌بیدارها اغلب محدود به فست‌فود و غذاهای ناسالم است. در نتیجه باید معیارهای مرتبط با شب‌بیداری را هم درنظر گرفت.

براساس پژوهش‌ها، افراد شب‌بیداری که هر شب به‌خوبی می‌خوابند، غذای سالم می‌خورند، ورزش می‌کنند، روابط اجتماعی خوبی دارند و هرروز از نور خورشید بهره‌مند می‌شوند، در معرض خطر یا مرگ زودرس قرار ندارند و صرفا شب‌بیداری را نمی‌توان تنها معیار مرگ زودرس درنظر گرفت.

عادت‌های خواب همراه‌با زمان و فناوری تغییر می‌کنند

بنجامین فرانکلین در کتاب ریچارد آلماناک فقیر (نسخه‌ی۱۷۳۵) می‌نویسد: «زود خوابیدن و زود بیدار شدن، هوش، سلامت و ثروت مرد را بالا می‌برد.»

اغلب مردم آن دوران با این جمله موافق بودند. آن‌ها یک قرن با اختراع برق فاصله داشتند و مشاغل آن دوران به کشاورزی، دامداری و ساخت‌وساز محدود می‌شد که همه در فضاهای خارجی انجام می‌شدند.

جغدها یا شب‌بیدارهای آن زمان افرادی تنبل و بدون انگیزه تلقی می‌شدند، گروهی از این افراد به خوش‌گذرانی می‌پرداختند و دسته‌ی دیگری از شب‌بیداران را هم زندانیان تشکیل می‌دادند که معمولا تا ظهر می‌خوابیدند. استفن اینز در کتاب خود با عنوان تولید ثروت عمومی: فرهنگ اقتصادی انگلستان پروتستان به نگرش منفی جامعه نسبت به افراد شب‌بیدار و نادیده‌گرفته‌شدن آن‌ها در جامعه اشاره می‌کند. 

اختراع برق و تلویزیون مفهوم شب‌بیداری را تغییر داد

دو قرن گذشت و چیزی تغییر نکرد. براساس نظرسنجی مؤسسه‌ی گالوپ در سال ۱۹۴۲، تنها سه درصد از آمریکایی‌ها کمتر از پنج ساعت در شب می‌خوابند و میانگین خواب در آن زمان به ۷.۹ ساعت در شبانه‌روز می‌رسید. شب‌بیدارها معمولا از ناهنجاری‌های آماری به شمار می‌رفتند و درک درستی درمورد آن‌ها وجود نداشت. مثال فرانکلین تا مدت‌ها مثالی همه‌گیر بود و حتی اختراع برق هم نتوانست این تفکر را از ذهن آمریکایی‌ها خارج کند؛ اما همه‌چیز در حال تغییر بود.

تا سال ۱۹۵۴، بیش از نیمی از خانوارهای آمریکایی حداقل یک دستگاه تلویزیون داشتند. تا اوایل دهه‌ی ۹۰، تعداد کامپیوترهای شخصی افزایش یافت؛ و چند سال بعد، بیش از نیمی از کشور به اینترنت دسترسی پیدا کردند.

در سال ۲۰۱۳، گالوپ به بازنگری در آمار خود پرداخت. این بار تعداد افرادی که کمتر از پنج ساعت در شبانه‌روز می‌خوابیدند، به ۱۴ درصد رسیده بود. براساس این آمار، میانگین تعداد ساعت‌های خواب آمریکایی‌ها در شبانه‌روز به ۶.۸ ساعت رسیده بود.

کم خوابی

شب‌بیداری تحت شرایطی خاص، ضرری ندارد

امروزه افراد سحرخیز از مزیت برنامه‌ریزی منظم اجتماعی برخوردار هستند. در مقابل، افراد شب‌بیدار تنها به قانون بدن خود وفادار مانده‌اند ولی مزایای دیگری هم دارند. براساس پژوهش‌ها، افراد شب‌بیدار معمولا باهوش‌تر و خلاق‌تر از افراد سحرخیز هستند.

پژوهشگران در سال ۲۰۰۹ به بررسی افراد سحرخیز و شب‌بیدار در یک محیط آزمایشگاهی پرداختند. آن‌ها از شرکت‌کنندگان خواستند زمان خواب و بیداری خود را انتخاب کنند و یک بار بلافاصله پس از بیدار شدن و بار دیگر ۱۰ ساعت بعد، از آن‌ها تست گرفتند.

شب بیداری در صورت داشتن خواب کافی و تغذیه‌ی سالم برای سلامت مضر نیست

در تست اول، هر دو گروه عملکرد تقریبا یکسانی داشتند؛ اما در تست دوم، شب‌بیدارها به شکل قابل‌توجهی بهتر از افراد سحرخیز عمل کردند و این یعنی عملکرد ذهنی آن‌ها در طول روز بهتر بوده است.

براساس یک بررسی دیگر روی بیش از ۲۰ هزار نوجوان مشخص شد گروه شب‌بیدار به‌طور میانگین باهوش‌تر و خلاق‌تر از گروهی هستند که شب‌ها زودتر به تختخواب می‌روند. این یافته‌ها روی یک مجموعه از متغیرهای آماری ازجمله نژاد، تحصیلات و مذهب انجام شد؛ با این تفاوت که این بررسی بیشتر به خودگزارش‌ها وابسته بود تا نظارت هدفمند.

تقصیر شما نیست، تقصیر جامعه است

به عقیده‌ی کاترین شاگی، استادیار پزشکی دانشگاه براون، شب‌بیدارهایی که برخلاف تمایل‌های طبیعی بدن خود رفتار می‌کنند، مشکلات سلامتی بیشتری خواهند داشت. او می‌گوید:

ساعت بدن شب‌بیدارها مانع از خواب زودهنگام آن‌ها می‌شود؛ از طرفی تعداد زیادی از افراد شب‌بیدار مجبور هستند صبح زود بیدار شوند و به‌این‌ترتیب دچار کم‌خوابی می‌شوند. اگر شب‌بیدارها بتوانند مطابق میل طبیعی خود رفتار کنند، کمتر دچار مشکل خواهند شد.

دنیل گارتنبرگ، مربی خواب که زمانی در TED Talk در مورد مزایای خواب عمیق سخنرانی کردد، با این نظریه موافق است و می‌گوید:

مشکل اصلی، زمان خواب نیست؛ بلکه ناهماهنگی طبیعی در برنامه‌خواب افرادی است که معمولا از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر کار می‌کنند.

ساعت‌های منظم کاری برای شب‌بیدارها مشکل‌ساز است. بدن آن‌ها برای خواب در ساعت‌های متداول آماده نیست، اما جامعه همیشه اصرار دارد سحرخیزی بهتر است. به عقیده‌ی گارتنبرگ، فشارهای اجتماعی، آمار کم‌خوابی را افزایش می‌دهد.

مصرف قهوه

در یک بررسی روی دانش‌آموزان مدرسه‌ای در سیاتل، از گروهی از دانش‌آموزان خواسته شد هر روز یک ساعت دیرتر سر کلاس حاضر شوند تا به‌این‌ترتیب تأثیر کم‌خوابی بر مشکلات آن‌ها مشخص شود. زمان خواب این گروه، به‌طور میانگین روزانه ۳۴ دقیقه افزایش یافت.

شاید نیم‌ساعت خواب اضافه به نظر ناچیز برسد، اما تأثیر چشم‌‌گیری در عملکرد دانش‌آموزان داشت و نمره‌ی نهایی این گروه ۴.۵ درصد افزایش یافت. در مقابل، نمرات گروه مبتلا به کم‌خوابی، کمتر بود و حتی در میان آن‌ها نمره‌ی مردود هم دیده می‌شد. نتایج این پژوهش توسط مراکز کنترل و پیش‌گیری بیماری در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. براساس این پژوهش، تنها یک‌چهارم از دانش‌آموزان دبیرستان هشت ساعت در روز می‌خوابند و دانش‌آموزان دیگر هم هر شب تنها به مدت چند ساعت چشمان خود را روی هم می‌گذارند.

البته این مشکل فقط مختص به دانش‌آموزان نیست. براساس یک بررسی در سال ۲۰۱۳ روی بیش از ۲۰۰۰ فرد بزرگ‌سال، قدرت انتخاب ساعت کاری منجر به افزایش بازدهی کارمندان می‌شود. این پژوهش توسط بخش پژوهشی سازمان طراحی و معماری گنسلر انجام شد و نتیجه‌ی آن افزایش رضایت شغلی، بهره‌وری و دیدگاه مثبت کارکنان نسبت به انتخاب ساعت کاری روزانه بود.

می‌توان از یک شب‌بیدار، فردی سحرخیز ساخت؟

به عقیده‌ی دکتر شارکی، تنها راه جبران خواب افراد شب‌بیدار این است که زودتر به تختخواب بروند. به اعتقاد او، تغییر عادت خواب برای برخی افراد دشوار است؛ زیرا آن‌ها مجبور می‌شوند نیازهای اجتماعی خود را تغییر دهند و حس خوبی به این کار ندارند. بااینکه ترفندهای زیادی برای تبدیل افراد شب‌بیدار به افراد سحرخیز وجود دارد (مثل اجتناب از صفحات نمایش در طول شب، محدود کردن جذب کافئین، خواب در فضای خنک یا عدم جذب کالری پس از ساعتی مشخص) تعداد کمی از آن‌ها در طولانی‌مدت می‌توانند عادت خواب خود را تغییر دهند.

ازنظر بیولوژیکی، این کار به‌معنی دعوا با خود است. به عقیده‌ی کارشناسان، راه‌حل ایده‌آل برای این مشکل، یافتن راهی برای پذیرفتن ریتم طبیعی بدن است؛ حتی اگر به‌معنی یافتن شغلی انعطاف‌پذیر یا ثبت‌نام در کلاس‌های شبانه به‌جای کلاس‌های روزانه باشد.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 08:27 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

این روزها با عرضه‌ی کارت‌های گرافیک قدرتمندی از سوی دو رقیب دیرین یعنی انویدیا و AMD، جدال بر سر فناوری‌های گرافیکی از همیشه داغ‌تر شده است. یکی از آوردگاه‌های این رقابت نفسگیر، موضوع حافظه‌های گرافیکی است. رقابتی که در آن، میزان حافظه‌ی گرافیکی همراه‌با پردازنده‌ی گرافیکی تنها پارامتر دارای اهمیت نیست؛ بلکه پارامتری به نام پهنای باند حافظه نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و این دو رقیب تراشه‌ساز تمام تلاش خود را می‌کنند تا اعداد و ارقام مربوط‌به این پارامتر را ارتقاء دهند.

انویدیا درکنار معرفی و عرضه‌ی معماری گرافیکی جدید خود با نام تورینگ و ارائه‌ی قابلیت‌هایی مانند رهگیری پرتو (Ray Tracing) و آنتی‌آلیاسینگ مبتنی بر هوش مصنوعی (DLSS)، حافظه‌های گرافیکی نوظهور GDDR6 را وارد کارت‌های گرافیک خود کرده است تا از حداکثر سرعت دسترسی به داده‌ها و پهنای باند ارائه‌شده در حافظه های GDDR تا به امروز نهایت بهره‌برداری را کرده باشد. این شرکت در کارت پرچم‌دار خود Geforce RTX 2080 با به‌کارگیری ۸ گیگابایت از این نوع حافظه‌ی سریع گرافیکی، حداکثر پهنای باند را به ۴۴۸ گیگابایت بر ثانیه رسانده است.

تاریخچه‌ی کارت‌های گرافیک AMD/ATI

در سوی دیگر این آوردگاه AMD قرار دارد که با به‌کارگیری ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی بسیار سریع و پهن‌باند HBM2 در کارت گرافیک پرچم‌دار خود Radeon VII، رقابت تنگاتنگی را با شرکت انویدیا در پیش گرفته و این بار پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی را به بیش از یک ترابایت بر ثانیه افزایش داده است.

در ادامه‌ی این مقاله، ابتدا نگاهی خواهیم داشت به مفهوم پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی و اصطلاحات فنی مربوطه و سپس به‌سراغ بررسی موشکافانه‌ی دو نوع حافظه‌ی گرافیکی GDDR6 و HBM می‌رویم و ویژگی‌های آن‌ها را با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد.

پهنای باند حافظه چیست؟

سرعت تبادل داده‌ها میان حافظه و پردازنده‌ی گرافیکی یا به‌عبارت دیگر سرعت خواندن داده از حافظه‌ی گرافیکی یا نوشتن روی آن توسط پردازنده‌ی گرافیکی، پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی خوانده می‌شود. پس پهنای باند حافظه حاکی از سرعت ذخیره‌ی اطلاعات روی حافظه یا بازخوانی اطلاعات از حافظه توسط تراشه‌ی گرافیکی اصلی یا همانGPU است. پارامتر پهنای باند حافظه با واحد بایت بر ثانیه (Byte/s) یا واحدهای بزرگ‌تر از آن (در این مقاله با واحد GB/s) بیان می‌شود. معمولاً پهنای باند حافظه که برای یک تراشه‌ی حافظه‌ی خاص اطلاع‌رسانی و تبلیغ می‌شود، حداکثر پهنای باند نظری آن تراشه است و پهنای باند واقعی اندازه‌گیری‌شده زیر بار پردازش گرافیکی نظیر بازی‌ها کمتر از این عدد است. 

پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی تابعی از پارامترهای مختلف به شرح زیر است:

  • n = تعداد تراشه‌های حافظه‌ی گرافیکی (تعداد کانال)
  • b = پهنای باس هر تراشه (در حافظه‌های GDDR6 پهنای باس به ازای هر تراشه یا تعداد کانکشن‌های تبادل داده بین تراشه و پردازنده، به‌صورت استاندارد ۳۲ بیت است و در حافظه‌ی HBM هر تراشه‌ی حافظه دو کانال با پهنای باند ۱۲۸ بیت (در مجموع ۲۵۶ بیت) دارد
  • s = سرعت حافظه (نرخ انتقال داده‌ی داخلی تراشه‌ی حافظه که عموما بر حسب گیگابیت بر ثانیه و گاهی اوقات برحسب گیگاترنسفر بر ثانیه (GT/s) بیان می‌شود، این سرعت درواقع پهنای باند به ازای هر پین فعال تراشه است)

 پهنای باند با دراختیار داشتن مقادیر فوق ازطریق رابطه‌ی زیر محاسبه می‌شود:

n*b*s)/8)

رقابت اصلی در زمینه‌ حافظه‌های گرافیکی نه بر سر حجم، بلکه بر سر مجموع پهنای باند تراشه‌های حافظه است

در رابطه‌ی فوق، برای رسیدن به واحد استاندارد پهنای باند حافظه (گیگابایت بر ثانیه) حاصل‌ضرب سه پارامتر n و b و s تقسیم بر عدد ۸ شده است. همان‌طور که از این رابطه پیدا است، پهنای باند حافظه در یک کارت گرافیکِ به‌خصوص، از تعداد تراشه‌های گرافیکی موجود، سرعت هر تراشه‌ی حافظه (که بستگی به نوع آن حافظه اعم از GDDR5، GDDR5X، GDDR6 و ... دارد) و پهنای باس هر تراشه تأثیر می‌پذیرد. 

برای مثال، شکل زیر تصویر برد اصلی Geforce RTX 2080، کارت گرافیک پرچم‌دار انویدیا با معماری تورینگ را نشان می‌دهد. همان‌طور که دیده می‌شود، ۸ تراشه‌ی حافظه از نوع GDDR6 (هریک با چگالی 1GB)، پردازنده‌ی گرافیکی TU104 را احاطه کرده‌اند که پهنای باس هر تراشه ۳۲ بیت و سرعت انتقال داده‌ی هر یک 14Gbps است.

 

rtx 2080

برد اصلی کارت گرافیک Geforce RTX 2080 پرچم‌دار فعلی انویدیا

بنابر رابطه‌ی فوق، پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی در این کارت برابر است با ۴۴۸Gbps یا به‌عبارتی:

 گیگابایت بر ثانیه ۴۴۸=۸/(۳۲×۱۴×۸)

حال برای مقایسه می‌‌خواهیم پهنای باند حافظه‌ی کارت گرافیک GTX 1080 را محاسبه کنیم. در تصویر زیر برد اصلی این کارت که پرچم‌دار معماری پاسکال است را مشاهده می‌کنید. دیده می‌شود که ۸ تراشه‌ی گرافیکی از نوع GDDR5X با پهنای باس ۳۲ بیتی (هر تراشه ازطریق ۳۲ مسیر داده با پردازنده در ارتباط است) و سرعت 10Gbps پردازنده‌ی گرافیکی GP104 را در این برد احاطه کرده است.

 

gtx 1080

برد اصلی کارت گرافیک Geforce GTX 1080 پرچم‌دار معماری پاسکال

بنابراین مجموع پهنای باند بنا به رابطه‌ی فوق عبارت است از:

 گیگابایت بر ثانیه ۳۲۰=۸/(۱۰×۳۲×۸)

همان‌طور که مشخص است، پهنای باند حافظه در کارت گرافیک پرچم‌دار با معماری پاسکال بسیار کمتر از کارت پرچم‌دار تورینگ است.

حافظه‌های GDDR

در حافظه‌های GDDR تراشه‌های حافظه و پردازنده‌ی گرافیکی هر دو به یک PCB (برد مدار چاپی یا Substrate) متصل شده است و مسیرهای ارتباطی نازکی با تعداد مشخص (کانکشن‌ها) از هر تراشه به GPU رفته و باعث ایجاد ارتباط میان پردازنده و حافظه‌ی گرافیکی می‌شود. عموما ۳۲ مسیر ارتباطی میان هر تراشه‌ی GDDR و پردازنده‌ی گرافیکی تعبیه شده است که از آن به پهنای باس ۳۲ بیتی تعبیر می‌شود.

gddr

قبل از آنکه به بررسی دقیق حافظه‌ی GDDR6 و ویژگی‌های آن بپردازیم، خوب است نگاهی کوتاه به مهم‌ترین نسل‌های حافظه‌ی GDDR که تا به امروز در کارت‌های گرافیک مختلف به کار رفته، داشته باشیم. معروف‌ترین انواع حافظه‌های GDDR عبارت‌اند از: 

GDDR5

حافظه‌های GDDR5 پرکاربردترین حافظه‌های پرسرعتی است که در نسل کنونی کارت‌های گرافیک دیده می‌شود. GDDR5 حافظه‌ی گرافیکی با پهنای باند وسیع‌تر و توان مصرفی کمتر نسبت به پیشینیان خود است. سرعت انتقال داده (سرعت حافظه) در این حافظه‌ها به 8Gbps می‌رسد. از این نوع حافظه در کارت‌های گرافیک مشهوری نظیر GTX 1060، GTX 1070 و Radeon RX 480 استفاده شده است.هاینکیس، ELPIDA، مایکرون و سامسونگ از مهم‌ترین سازندگان تراشه‌های GDDR5 هستند. چگالی حافظه در هر تراشه‌ی GDDR5 معمولا ۴ یا ۸ گیگابایت و محدوده‌ی ولتاژ کاری این تراشه‌ها از ۱/۳۵ تا ۱/۵ ولت متغیر است.

gddr5

GDDR5X

GDDR5X درواقع نسخه‌ی بهبود یافته‌ی حافظه‌های GDDR5 است. ‏GDDR5X نسبت به برادر بزرگ‌تر خود دو برابر سرعت بیشتری دارد و می‌تواند به نرخ انتقال داده‌ای از ۱۰ تا حداکثر 14Gbps در سطح هر پین تراشه دست‌پیداکند. انویدیا سرعت تراشه‌های GDDR5X را در کارت‌های گرافیک خود روی عدد 11/4Gbps تنظیم کرده است. در حال حاضر تراشه‌های GDDR5X تنها توسط شرکت میکرون تولید می‌شود.

GDDR5X با ولتاژ کاری ۱/۳۵ ولت، توان مصرفی کمتری نسبت به GDDR5 داشته و در ظرفیت‌های ۴، ۶، ۸، و ۱۶ گیگابیتی به ازای هر تراشه در دسترس است. باید توجه کرد که روی یک PCB امکان جایگزین کردن حافظه‌های GDDR5 با GDDR5X وجود ندارد؛ چرا که این دو نوع حافظه از تعداد پین‌های متفاوتی استفاده می‌کنند. درحالی‌که تراشه‌ی GDDR5 از ۱۷۰ پین برای اتصال به زیرلایه استفاده می‌کند، تعداد پین‌ها در GDDR5X برای هر تراشه ۱۹۰ پین است. کارت گرافیک پرچم‌دار و قدرتمند GTX 1080 انویدیا پذیرای ۸ گیگابایت از این حافظه‌های سریع است. کارت‌های گرافیک دیگری نظیر Nvidia TITAN X و شتاب‌دهنده‌های گرافیکیورک‌استیشن نظیر Nvidia Quadro P5000 از این حافظه‌ی گرافیکی بهره‌مند است.

gddr5

مروری بر حافظه‌ی گرافیکی GDDR6

پهنای باند حافظه همیشه چالشی برای کارت‌های گرافیک بوده است؛ چالشی که با گذر زمان، سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. به‌لطف قانون مور نسل به نسل بر تعداد ترانزیستورهای پردازنده‌های گرافیکی (و البته تعداد هسته‌های مختلف در آن) افزوده می‌شود. این درحالی است که حافظه‌های DRAM که پهنای باند آن تابع این قانون نیست، روند پیشرفت بسیار کندتری را تجربه می‌کند.

برآیند خالص چنین روالی این است که رقم پهنای باند حافظه‌ی در دسترس به ازای توان محاسباتی پردازنده‌ی گرافیکی (برحسب فلاپس)، به ازای حجم و کیفیت بافت‌های گرافیکی و به ازای آمیزه‌ی پیکسل‌ها به‌تدریج افت می‌کند. در چنین شرایطی برای حفظ سطح عملکرد پردازنده‌ی گرافیکی و ممانعت از ایجاد گلویی (Bottleneck)، سازندگان تراشه‌های گرافیکی و انواع حافظه هر دو باید به فکر راهی برای افزایش پهنای باند حافظه در مسیر آینده باشند و در عین حال از میزان پهنای باند مورد استفاده‌ی اپلیکیشن‌های گرافیکی با روش‌هایی نظیر فشرده‌سازی داده‌ها در حافظه بکاهند. با اینکه هیچ‌کدام از این دو راه‌حل به‌آسانی به نتیجه نمی‌رسد، انویدیا‌، غول تراشه‌های گرافیکی توانسته است در یک دهه‌ی گذشته در هر دو زمینه موفق عمل کند. در جدول زیر افزایش نسل به نسل پهنای باند حافظه در کارت‌های گرافیکی این شرکت و میزان پهنای باند به ازای هر فلاپ توان محاسباتی پردازنده‌ی گرافیکی (برحسب بیت) ارائه شده است.

پردازنده‌ گرافیکیتوان محاسباتی (ترافلاپس)نوع حافظه‌ی گرافیکیپهنای باند به ازای هر واحد فلاپ (بیت)پهنای باند کلی حافظه گرافیکی
RTX 2080 10.06 GDDR6 0.36 448GB/sec
GTX 1080 8.87 GDDR5X 0.29 320GB/sec
GTX 980 4.98 GDDR5 0.36 224GB/sec
GTX 680 3.25 GDDR5 0.47 192GB/sec
GTX 580 1.58 GDDR5 0.97 192GB/sec

انویدیا با ارائه‌ی معماری تورینگ و تمرکز بسیار بر رهگیری پرتو و پردازش شبکه‌ی عصبی، جهشی سریع در پهنای باند حافظه رقم زده است. اگر پهنای باند را صرفا برحسب سطح عملکرد هسته‌های CUDA مورد بررسی قرار دهیم، مقدار این پارامتر به ازای هر فلاپ در معماری تورینگ در مقایسه با پاسکال واقعا افزایش یافته است؛ چرا که توان عملیاتی هسته‌های کودا در پردازنده‌ی گرافیکی RTX 2080 نسبت به GTX 1080 افزایش چشمگیری نداشته است. اما پردازنده‌ی گرافیکی RTX 2080 هسته‌های انحصاری و متعددی برای اجرای رهگیری پرتو و آنتی آلیاسینگ مبتنی بر هوش مصنوعی (DLSS) دارد که هر یک به روش خود پهنای باند حافظه‌ی بالایی را اشغال می‌کند. در مجموع، مشاهده می‌شود که در بحث محاسبات اعشاری FP32 میزان پهنای باند در دسترس برای هر هسته قدری افزایش یافته است. اما اگر از جنبه‌ی ساختار کلی پردازنده‌ی گرافیکی به موضوع نگاه کنیم، میزان نزاع انواع هسته‌های گرافیکی نیز برای داشتن پهنای باند بیشتر، فراتر از گذشته است.

نسل‌های مختلف پردازنده‌های گرافیکی شامل پردازنده‌های ۱۴ یا ۱۶ نانومتری از دیرباز تا به‌امروز با گستره‌ای از حافظه‌های گرافیکی متنوع کار کرده‌اند. حافظه‌ی گرافیکی GDDR5 در حدود یک دهه در کارت‌های گرافیک به‌کار رفته و زمان جایگزین‌ کردن آن با حافظه‌هایی سریع‌تر فرا رسیده است.مؤسسه‌ی استاندارد JEDEC که تدوین استانداردهای مشترک حافظه را بر عهده دارد، جایگزین کردن حافظه‌های GDDR5 را از دو مسیر پیگیری کرده است. مسیر اول توسعه و بهبود فناوری GDDR5 بوده که با نام استاندارد GDDR5X شناخته می‌شود و راهکار بعدی فناوری دیگری با عنوان حافظه‌های HBM یا حافظه با پهنای باند بالا است که در بخش دیگری از این مقاله در مورد آن به‌تفصیل توضیح خواهیم داد.

انویدیا به‌دلیل هزینه‌بر بودن و دشواری‌های تولید در روش دوم، از حافظه‌های HBM تنها در مدل‌های محدودی از کارت‌های گرافیک سرور خود، از جمله Quadro GP100 و Quadro GV100 استفاده کرده است. در سایر موارد، این شرکت حافظه‌های گرافیکی GDDR5X را ترجیح داده و جایگزین نسل قبلی کرده است. از سوی دیگر، حافظه‌های GDDR5X هرگز مقبولیت عام برادر بزرگ‌تر خود GDDR5 را پیدا نکردند. این نوع حافظه‌ تنها توسط شرکت میکرون تولید و تنها توسط انویدیا در برخی مدل‌های رده‌بالا نظیر کارت پرچم‌دار سری پاسکال، GTX 1080 مورد استفاده قرار گرفت.

اینجا بود که نسل بعدی فناوری GDDR پا به میدان گذاشت. GDDR6 آخرین و بزرگ‌ترین فناوری حافظه‌های GDDR است. این حافظه برخلاف GDDR5X مقبولیت ویژه‌ای یافته و توسط سه تولیدکننده‌ی بزرگ حافظه یعنی سامسونگ، هاینکس و میکرون تولید می‌شود. دراین‌میان شرکت انویدیا به‌عنوان تنها شرکتی که تاکنون‌ از حافظه‌های GDDR6 در کارت‌های گرافیک خود استفاده کرده است. انویدیا ماژول‌های ۱۶ گیگابیتی ساخت سامسونگ را در کارت‌های کوادروی خود تعبیه کرده و از ماژول های ۸ گیگابیتی میکرون در کارت‌های جدید GeForce RTX با معماریِ به‌روز تورینگ استفاده می‌کند. انویدیا همچنین در ساخت کارت گرافیک GTX 1660 Ti که کارتی با معماری تورینگ اما فاقد ویژگی‌های اختصاصی سری RTX همانند رهگیری پرتو است نیز از حافظه‌های GDDR6 استفاده می‌کند. پیش از این در زومیت به بررسی جامع مشخصات کارت گرافیک GTX 1660 Tiپرداخته‌ایم. زمزمه‌هایی در مورد به‌کارگیری حافظه‌های GDDR6 در کارت‌های گرافیک AMD Navi که در آینده‌ی نزدیک عرضه خواهد شد نیز به گوش می‌رسد. سرعت حافظه‌های GDDR6 بالغ بر ۱۴ گیگابیت بر ثانیه بوده و قرار است نسل آینده‌ی این تراشه‌ها به سرعت 16Gbps یا بالاتر از آن دست یابد.

gddr6

پهنای باند و سرعت حافظه‌ی GDDR6 در مقایسه با GDDR5 افزایش زیادی یافته، اما در مقایسه با استاندارد بهبودیافته‌ی GDDR5X چندان قابل‌توجه نیست

فناوری حافظه‌ی GDDR6 در مقایسه با GDDR5X به نسبت گذشته گام چندان بزرگی به شمار نمی‌رود. بسیاری از فناوری‌های به‌کاررفته در ساخت حافظه‌های GDDR6 در استاندارد پیشین GDDR5X نیز گنجانده شده بودند. در سری کارت‌های گرافیک xx70 انویدیا (مانند GTX 1070)، جایگزینی تراشه‌های GDDR6 به‌جای حافظه‌های GDDR5 باعث جهش بزرگی در میزان پهنای باند تنها با یک نسل اختلاف می‌شود. اما برای کارت‌های گرافیک xx80، مسئله کمی متفاوت است. در این سری محصولات انویدیا اگرچه جایگزین کردن حافظه‌های GDDR5X با حافظه‌های سریع‌تر GDDR6 تا حدی باعث افزایش پهنای باند می‌شود، اما درهرصورت این افزایش یک جهش بزرگ به حساب نمی‌آید.

افزایش پهنای باند تراشه‌های حافظه‌ی GDDR6 نسبت به GDDR5 ناشی از ایجاد دو تغییر بنیادین در نسل جدید این حافظه‌ها است.

۱- حافظه‌های GDDR5 میراث‌دار ویژگی‌های حافظه‌ی DDR یا Double Data Rate است. در این حافظه دو واحد داده در هر سیکل کلاک جابه‌جا و از تراشه‌ی حافظه به کنترلر واقع در پردازنده‌ی گرافیکی یا بالعکس منتقل می‌شود. درحالی‌که باس حافظه‌ی‌ GDDR5 امکان انتقال ۲ واحد داده را در هر کلاک نوشتن (WCK) می‌دهد، در حافظه‌های GDDR6 و همچنین GDDR5X این میزان به ۴ واحد داده در هر سیکل کلاک (Quad Data Rate) افزایش می‌یابد. چنانچه همه‌ی پارامترهای دیگر میان دو نسل حافظه ثابت نگه داشته شود، حافظه‌ی GDDR6 در هر سیکل کلاک دو برابر داده را نسبت به برادر بزرگ‌ترش جابه‌جا می‌کند. انجام چنین کاری در عمل اصلا ساده نیست و برای افزایش باس حافظه، الزامات یکپارچگی سیگنال سخت‌تری باید لحاظ شود. برای افزایش میزان نقل و انتقال داده در هر سیکل سیگنال حافظه، در عمل کارهای زیادی روی کنترلر حافظه، خود تراشه‌های حافظه و PCB باید انجام داد.

turing

در گراف آنالیز سیگنال ارائه‌شده توسط انویدیا برای حافظه‌های GDDR6 (شکل فوق)، سیگنالی تمیز و پکپارچه دیده می‌شود که در آن فاصله‌ی جابجایی میان دو واحد داده بر حسب زمان 70ps است. ‏انویدیا می‌گوید آن‌ها توانسته‌اند کراستاک سیگنال را  تا ۴۰ درصد کاهش دهند که این خود باعث افزایش یکپارچگی سیگنال و در نتیجه سیگنال‌دهی سریع‌تر حافظه‌های GDDR6 است.

۲- تغییر اساسی دوم در حافظه‌های جدید GDDR6 روش فراخوانی اطلاعات از سلول‌های DRAM است. برای نسل‌های متمادی اطلاعات به‌صورت رشته‌های سری بزرگ و بزرگ‌تر از درون این سلول‌ها خوانده و واکشی (Prefetch) می‌شد. در شکل زیر روش واکشی داده از آرایه‌ی حافظه در نسل‌های مختلف حافظه GDDR دیده می‌شود.

gddr prefetching

در حافظه‌ی GDDR5 تعداد داده‌های واکشی‌شده در هر سیکل ۸ واحد‌ ۳۲ بیتی و در حافظه‌ی ‏GDDR5X این میزان به ۱۶ واحد ۳۲ بیتی می‌رسد. اگرچه افزایش حجم داده‌های واکشی‌شده در هر سیکل به ۲۵۶ و ۵۱۲ بیت در این دو نوع حافظه روند رو به افزایشی را نشان می‌دهد، اما با تسریع پردازنده‌های گرافیکی این میزان داده برای عملیات‌های کوچک حافظه از میزان بهینه دور و دورتر می‌شود. در حافظه‌های GDDR6 میزان داده‌ی واکشی‌شده در هر سیکل برابر با استاندارد GDDR5X است؛ اما روش واکشی داده متفاوت است.

در حافظه‌های GDDR5 و GDDR5X از یک کانال واحد ۳۲ بیتی برای واکشی داده از هر تراشه استفاده می‌شود، اما حافظه‌ی GDDR6 از دو کانال موازی ۱۶ بیتی برای این کار استفاده می‌کند. این بدان معنا است که در هر سیکل کلاکِ تراشه‌ی حافظه، ۶۴ بایت داده (۵۱۲ بیت) ازطریق دو کانال ۳۲ بایتی فراخوان می‌شود. پس حجم داده‌های واکشی‌شده در هر سیکل کلاک حافظه‌ی GDDR6 دو برابر حجم متناظر در حافظه‌ی GDDR5 است که البته این‌بار به‌صورت یک رشته‌ی پیوسته‌ی داده‌ها منتقل نمی‌شود. در نتیجه هر تراشه‌ی حافظه GDDR6 می‌تواند شبیه به دو تراشه‌ی مجزا عمل کند و سرعت دسترسی به داده‌ها را افزایش دهد و از میزان تأخیر بکاهد.

در کارت‌های گرافیک امروزی پردازنده‌ی گرافیکی میزان قابل‌توجهی داده را به‌صورت موازی و پی‌درپی با RAM سیستم تبادل می‌کند و تغییرات معماری یادشده در حافظه‌های گرافیکی تأثیر چندانی بر میزان عملکرد کلی ندارد. با این وجود تجزیه‌ی مسیرهای دسترسی به داده به کانال‌های کوچک‌تر در استاندارد GDDR6 کارایی دسترسی تصادفی را در مقایسه با GDDR5X‌ و حجم داده‌ی در دسترس ۶۴ بایتی آن بهبود می‌بخشد.

اما تغییرات تراشه‌های حافظه GDDR6 به آنچه گفته شد، خلاصه نمی‌شود. در این حافظه‌ها توان مصرفی نسبت به نسل‌های قبل کاهش یافته یا بهتر است بگوییم که از ادامه‌ی رشد توان مصرفی در حافظه‌های گرافیکی نسل جدید ممانعت می‌شود. ولتاژ کاری استاندارد حافظه‌ی GDDR6 معادل ۱.۳۵ ولت است که برابر با استاندارد GDDR5X و کمتر از مقدار ۱.۵ ولت در استاندارد ‏GDDR5 است.‏ انویدیا می‌گوید بازدهی توانی را نسبت به حافظه‌ی GDDR5X و معماری پاسکال تا ۲۰ درصد بهبود داده و بی شک این میزان بهبود نسبت به استاندارد حافظه‌ی GDDR5 در معماری پاسکال بیشتر نیز هست.

در جدول زیر، مشخصات حافظه‌ی گرافیکی از نسل‌های مختلف در برخی از کارت‌های گرافیک انویدیا ارائه شده است.

مشخصاتGeForce RTX 2080 Ti

(GDDR6)

GeForce RTX 2080

(GDDR6)

Geforce RTX 2070

(GDDR6)

GeForce GTX 1080

(GDDR5X)

Geforce GTX 1070

(GDDR5)

میزان حافظه‌ی گرافیکی (GB) 11 8 8 8 8
پهنای باند به ازای هر پین (Gb/s) 14 14 14 11 8
ظرفیت تراشه‌ی حافظه (GB) 1 1 1 1 1
تعداد تراشه‌ها در کارت 11 8 8 8 8
پهنای باس حافظه (bit) 352 256 256 256 256
مجموع پهنای باند (GB/s) 616 448 448 352 256.3
ولتاژ کاری تراشه (V) 1.35 1.35 1.35 1.35 1.5

مروری بر حافظه‌ی HBM

‏HBM یا حافظه با پهنای باند بالا (High Bandwith Memory) حافظه‌ی غیرصفحه‌ای با ساختاری سه‌بعدی به شکل مکعب یا مکعب مستطیل است. برای ساخت این حافظه‌ها چند تراشه‌ی حافظه یکی پس از دیگری با روش‌های لحیم‌کاری خاص روی هم انباشته شده و تشکیل یک توده‌ی مکعبی را می‌دهند. این نوع طراحی باعث اشغال فضای کمتر روی PCB شده و حتی می‌توان آن را در مجاورت کامل پردازنده‌ی گرافیکی قرار داد. بسته به نوع طراحی، یک یا چند توده‌ی حافظه (Stack)، پردازنده‌ی گرافیکی را احاطه می‌کند. هر توده‌ی حافظه‌ی HBM مستقل از توده‌ی دیگر است، اما همه توده‌ها در ارتباط با یکدیگر کار می‌کنند. حافظه‌های HBM به‌دلیل فرم فاکتور کوچک‌تر با اسامی دیگری نظیر حافظه‌ی فشرده و حافظه‌ی توده‌ای نیز شناخته می‌شود.

hbm memory

روش ایجاد ارتباط میان حافظه‌های HBM و پردازنده کاملاً متفاوت با حافظه‌های GDDR است. در اینجا از لایه‌‌ی اضافی دیگری با نام اینترپوزر (Interposer) برای افزایش تعداد اتصالات میان پردازنده و حافظه‌ی گرافیکی استفاده می‌شود. یک توده‌ی حافظه HBM متشکل از چهار تراشه‌ی DRAM متصل به هم (یا تعداد ۸ تراشه‌ی حافظه در HBM2) است که روی یک تراشه‌ی منطقی (Logic Die) و کل این پکیج روی اینترپوزر (Interposer) قرار گرفته است. پردازنده‌ی گرافیکی نیز روی همین لایه تعبیه شده و با توده‌های حافظه ازطریق اتصالات ظریف پرتعدادی که از درون اینترپوزر می‌گذرد، در ارتباط است.

hbm memory

 

اینترپوزر یک Die سیلیکون است که با استفاده از فرآیندهای ساخت قدیمی‌تر و بزرگ‌تر تولید می‌شود. این لایه کاملاً پسیو است و ترانزیستور فعالی در خود ندارد و از آن به‌عنوان لایه‌ای که در بردارنده‌ی تمامی مسیرهای ارتباطی یا کانکشن‌ها میان پردازنده‌ی گرافیکی و توده‌های حافظه است، استفاده می‌شود. این لایه هماهنگی و یکپارچگی نزدیک‌تری میان تراشه‌های DRAM و GPU ایجاد می‌کند. یک تراشه‌ی پکیج ارگانیک (Package Substrate) در زیر لایه‌ی اینترپوزر قرار گرفته که درواقع همان PCB بوده و وظیفه‌ی آن تبادل داده با رابط PCI Express، خروجی تصویر و اینترفیس‌های دیگر با فرکانس پایین است. تمامی ارتباطات پرسرعت مابین پردازنده‌ی گرافیکی و تراشه‌های حافظه در لایه‌ی اینترپوزر صورت می‌پذیرد. باتوجه‌به اینکه اینترپوزر یک تراشه‌ی سیلیکون است، در مقایسه با لایه‌ی Package Substrate بسیار چگال‌تر بوده و دربرگیرنده‌ی اتصالات و کانکشن‌های بسیار بیشتر در یک ناحیه‌ی مفروض است. تعداد بسیار بیشتر این کانکشن‌ها به‌معنای پهنای باند بیشتر در مقایسه با حافظه‌های GDDR است.

خلاقیت اصلی در ساخت حافظه‌ی HBM، پیکربندی چند سطحی تراشه‌های حافظه است

با وجود ظرفیت سنگین ارتباطی لایه‌ی اینترپوزر، خلاقیت اصلی در پیکربندی HBM تعبیه‌ی توده‌های حافظه است. هر توده‌ی حافظه HBM حداقل شامل پنج تراشه است؛ ۴ تراشه‌ی DRAM و یک Die منطقی واحد که کنترل این چهار تراشه را بر عهده دارد. این ۵ تراشه ازطریق اتصالات عمودی ویژه‌ای با نام Through-Silicon Vias یا TSVبه یکدیگر متصل شده است. این مسیرهای ارتباطی با تعبیه‌ی سوراخ‌هایی در ضخامت تراشه‌های ذخیره‌سازی ایجاد می‌شود. تراشه‌های ذخیره‌سازی با ضخامتی در حدود ۱۰۰ میکرون به طرز شگفت‌انگیزی باریک است و اگر یکی از آن‌ها را در دست بگیریم، مثل یک برگ کاغذ انعطاف‌پذیر است. گرده‌های فلزی لحیم ما بین لایه‌های توده‌ی HBM میکروبامپ (Microbump) نام داشته و ستون‌هایی عمودی را که درواقع مسیر ارتباطی نسبتاً کوتاهی از Die منطقی به هر یک از تراشه‌های DRAM است، شکل می‌دهد.

 

hbm

هر یک از تراشه‌های DRAM در برگیرنده‌ی نوع جدیدی از حافظه است که برای بهره‌گیری از مزایای جانمایی فیزیکی متمایز استاندارد HBM به کار می‌رود. شرکت سامسونگ و هاینکس در حال حاضر به تولید این تراشه‌ها می‌پردازند. از این نوع حافظه در ساخت برد کارت گرافیک Radeon Fury X ساخت AMD استفاده شده که نحوه‌ی جانمایی حافظه‌ در اطراف پردازنده‌ی گرافیکی در شکل زیر مشخص است. این کارت دربرگیرنده‌ی ۴ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی HBM با مجموع پهنای باند 512GB/s است.

amd fury x

ولتاژ کاری استاندارد حافظه‌ی HBM در مقایسه با GDDR5 نسبتاً کمتر (۱.۳ ولت در مقابل ۱.۵ ولت) است و با فرکانس کلاک کمتری (۵۰۰ مگاهرتز در مقابل ۱۷۵۰ مگاهرتز) کار می‌کند. سرعت استاندارد انتقال داده‌ی تراشه‌ی HBM (یا همان‌طور که پیش از این گفته شد، پهنای باند به ازای هر پین) ۱ گیگابیت بر ثانیه است که در مقایسه با سرعت حافظه‌ی GDDR5 معادل ۷ گیگابیت بر ثانیه به میزان چشمگیری پایین‌تر است؛ اما باتوجه‌به وجود اتصالات بسیار بیشتری میان پردازنده و تراشه‌های حافظه به واسطه‌ی وجود لایه‌ی اینترپوزر، پهنای باند حافظه‌ی HBM به مراتب بیشتر است. البته سرعت تراشه‌های HBM در نسل دوم (HBM2) باز هم افزایش یافته که در ادامه‌ی این مقاله پیرامون آن صحبت خواهیم کرد. در شکل زیر مقایسه‌ی بهتری میان پارامترهای استاندارد دو نوع حافظه‌ی HBM و GDDR5 ارائه شده است.

 

hbm

هر تراشه‌ی DRAM در پیکربندی HBM ازطریق دو کانال با پهنای باس ۱۲۸ بیت با منابع بیرونی ارتباط برقرار می‌کند. بنابراین هر توده‌ی متشکل از چهار تراشه‌ی DRAM در مجموع پهنای باسی برابر با ۱۰۲۴ بیت دارد که در مقابل پهنای باس ۳۲ بیتی هر تراشه‌ی GDDR5 بارها بیشتر است. در چنین شرایطی اگر سرعت استاندارد هر تراشه‌ی HBM معادل 1Gb/s باشد، پهنای باند هر توده‌ی حافظه 128GB/s خواهد بود (دقت شود که میزان پهنای باند هر توده مستقل از حجم حافظه‌ی به کار رفته در آن است). طبق رابطه‌ی بیان شده در ابتدای این مقاله پهنای باند به شکل زیر محاسبه می‌شود:

128bit*2 channels*1 Gbps*4)/8=128 GB/s)

در نسل دوم حافظه‌های HBM یا HBM2 سرعت استاندارد هر تراشه‌ی DRAM به 2Gb/s می‌رسد. در این حالت پهنای باند هر توده ازطریق رابطه‌ی زیر به دست می‌آید:

128bit*2 channels*2 Gbps*4)/8=256 GB/s)

لذا پهنای باند هر توده حافظه‌ی HBM2 رقمی معادل ۲۵۶ گیگابایت بر ثانیه است.‌‌ اگر پیکربندی حافظه‌ای مشابه کارت گرافیک Radeon VII در دست باشد که در آن ۴ توده حافظه‌ی HBM2 پردازنده‌ی گرافیکی را روی اینترپوزر احاطه کرده است، در این شرایط حداکثر پهنای باند بالغ بر یک ترابایت بر ثانیه است که رقمی به‌راستی شگفت‌انگیز است. این رقم در مقایسه با پهنای باند حافظه‌ی گرافیکی GDDR6 در کارت گرافیک پرچم‌دار GeForce RTX 2080 انویدیا برابر با ۳۵۱ گیگابایت بر ثانیه، به میزان چشمگیری بیشتر است. البته بایستی توجه داشت که میزان زیادی از این پهنای باند ممکن است در بیشتر اپلیکیشن ها و محیط‌های گرافیکی بلا استفاده بماند که در ادامه‌ی این مقاله در مورد آن بیشتر صحبت خواهیم کرد. گفتنی است تراشه‌های حافظه HBM مورد استفاده در این کارت گرافیک AMD ساخت شرکت هاینکس بوده و تراشه‌ی اینترپوزر را شرکت UMC تولید کرده است. AMD حافظه‌های HBM2 را در ساخت کارت‌های گرافیک Radeon RX Vega 64 و Radeon VII به کار برده است. در شکل زیر، خصوصیات پردازنده‌ی گرافیکی این دو کارت با یکدیگر مقایسه شده است.

radeon vii

مقایسه HBM و HBM2

مهم‌ترین تفاوت نسل اول و دوم حافظه‌های HBM در سرعت انتقال داده‌ی تراشه‌ی DRAM و تعداد تراشه‌های قابل انباشت در هر توده است. در استاندارد HBM2 امکان انباشت ۸ تراشه‌ی DRAM در هر توده وجود دارد و چگالی حافظه در هر توده حداکثر ۸ گیگابایت است. این در حالی است که در نسل اول این استاندارد هر توده‌ی حافظه‌ی HBM شامل ۴ تراشه‌ی DRAM با حداکثر چگالی ۱ گیگابایت به ازای هر توده است. همان‌طور که گفته شد سرعت استاندارد تراشه‌ در حافظه‌ی HBM معادل 1Gb/s و پهنای باند به ازای هر توده 128GB/s است. سرعت هر تراشه‌ی DRAM در استاندارد نسل دوم HBM2 رقمی معادل 2Gb/s است و پهنای باند قابل دستیابی در توده‌‌ی ۸ سطحی ذخیره‌سازی (8Hi) بالغ بر 307GB/s است. هم‌اینک از این حافظه‌ها درکارت‌های گرافیک ورک‌استیشن با ظرفیت ۳۲ گیگابایت و پهنای باند سرسام آوری بالغ بر ۱.۲ ترابایت بر ثانیه استفاده می‌شود. 

نسل دوم حافظه‌های HBM2 ساخت سامسونگ با نام Aquavolt به‌صورت توده‌های ۸ سطحی و با سرعت 2.4Gb/s در ولتاژ ۱.۲ ولت تولید می‌شود. برای مقایسه بهتر است بدانیم حداکثر سرعت قابل دستیابی در حافظه‌های نسل اول HBM در ولتاژ کاری ۱.۲ ولت، ۱.۶ گیگابیت بر ثانیه  و در ولتاژ ۱.۳۵ ولت، حداکثر ۲ گیگابیت بر ثانیه است؛ بنابراین حافظه‌های HBM2 سرعت بسیار بالاتری را ارائه می‌دهد. سامسونگ با بهینه‌سازی اتصالات TSV و پایش حرارتی بهتر تراشه‌های HBM2 سطح عملکرد آن‌ها را نسبت به سطوح استاندارد ارتقاء چشمگیری داده است. براین‌اساس، این شرکت موفق به ساخت توده‌های ۸ سطحی با تراشه‌های DRAM با ظرفیت شده است که با بیش از پنج هزار TSV به ازای هر تراشه، به‌صورت عمودی با یکدیگر در ارتباط هستند. این شرکت بامپ‌های بیشتری در فضای میان تراشه‌ها برای دفع بهتر حرارت مازاد ایجاد کرده و لایه‌ی محافظی به همین روش در زیر توده‌ی تراشه‌ها ایجاد کرده است.

hbm2

سامسونگ در کنفرانس اخیر فناوری پردازنده‌های گرافیکی انویدیا (GTC)، حافظه‌های پهن‌باند HBM جدید خود با نام فلش‌بولت (Flashbolt) را نیز رونمایی کرد. حافظه‌ی فلش‌بولت اولین محصول صنعتی است که منطبق بر مشخصه‌های استاندارد بهبودیافته‌ی HBM2E است. HBM2E استانداردی است که در آن پهنای باند به‌ازای هر پین تا ۳۳ درصد افزایش می‌یابد و از ۲.۴ به ۳.۲ گیگابیت‌برثانیه می‌رسد. در این استاندارد، ظرفیت هر تراشه‌ی DRAM حداکثر ۱۶ گیگابیت (۲ گیگابایت) است که این میزان، دوبرابر استاندارد قبلی HBM2 است. بدین‌ترتیب هر توده‌ی حافظه‌ی فلش‌بولت با پهنای باس ۱۰۲۴ بیتی و پهنای باندی تا ۴۱۰ گیگابایت‌برثانیه به ازای هر توده و ۱۶ گیگابایت حافظه در پیکربندی ۸ سطحی (8Hi) ارائه خواهد شد.

گفتنی است نسل سوم حافظه‌های HBM یا HBM3 نیز در آینده‌‌ی نزدیک عرضه خواهد شد که میزان حافظه‌ را در کارت‌های گرافیک به ۶۴ گیگابایت رسانده و پهنای باند در آن به ازای هر توده به رقم حیرت‌آور ۵۱۲ گیگابایت بر ثانیه خواهد رسید. قرار است این حافظه‌ها در سال ۲۰۲۰ توسط شرکت‌های بزرگی مانند سامسونگ به تولید انبوه رسیده است و در کارت‌های گرافیک رده‌بالا مورد استفاده قرار گیرد.

مزایای حافظه‌های HBM

شاید اصلی‌ترین مزیت حافظه‌های HBM در مقایسه با GDDR5 حداکثر نرخ انتقال داده‌ی بالاتر حافظه‌های HBM در توان مصرفی معین است. حافظه‌ی GDDR5 به ازای هر وات توان مصرفی قادر است 10.66GB/s را انتقال دهد، این رقم در حافظه‌ی HBM به ازای هر وات توان مصرفی بیش از 35GB/s است.

حافظه‌ی HBM بیت‌های بسیار بیشتری را نسبت به GDDR5 در فضای کوچک‌تری فشرده می‌کند. یک گیگابایت حافظه‌ی HBM تنها ۳۵ میلی‌متر مربع فضا اشغال می‌کند. در مقابل هر تراشه‌ی GDDR5 مساحتی معادل ۶۷۲ میلی‌متر مربع دارد. براین‌اساس، نسل‌های مختلف حافظه‌ی HBM راه‌کاری به‌مراتب فشرده‌تر را برای استفاده در فضاهای محدودتر نظیر بردهای گرافیکی فراهم می‌کند. به‌نظر می‌رسد حافظه‌های HBM باتوجه‌به مزایای متعددی که دارد، به‌تدریج راه خود را در سایر راهکارهای سخت‌افزاری نیز باز کند.

hbm

تأخیر دسترسی به داده‌ها در حافظه‌های HBM نیز کمتر از دیگر حافظه‌های گرافیکی است. به‌دلیل آنکه مسیر حرکت داده‌ها به‌طور عمودی از میان توده می‌گذرد، میزان جابه‌جایی افقی روی هر تراشه‌ی DRAM بسیار کوچک است. با وجود کانال‌ها و بانک‌های بیشتر، حافظه‌های HBM رفتار دسترسی تصادفی کاذب بسیار بهتری نیز دارند. همچنین زیرسیستم‌های کلاکینگ در این حافظه‌های پهن‌باند ساده‌تر بود و تأخیرهای کمتری را تحمیل می‌کند.

مزیت دیگر حافظه‌ی HBM این است که فضای Die کمتری را درکنار پردازنده‌ی گرافیکی میزبان در مقایسه با GDDR اشغال می‌کند. رابط‌های فیزیکی (PHY) روی تراشه ساده‌تر هستند و باعث حفظ فضای بیشتری می‌شود. اتصالات خارجی این تراشه‌ها در اینترپوزر با گام‌های بسیار ظریف‌تری نسبت به یک Substrate سنتی ارگانیک چیده شده؛ چرا که اینترپوزر یک تراشه‌ی فشرده‌ی بسیار چگال است. با هرچه ظریف‌تر شدن رشته‌های اتصال در یک فضای فشرده‌ی این‌چنینی، تعداد بسیار بیشتری از این اتصالات قابل طراحی و تعبیه است.

hbm

GDDR6 یا HBM2؟

در مقایسه‌ی دو نوع حافظه‌ی GDDR6 و HBM2 بیش از آنکه به‌دنبال برتری یکی در سطح عملکرد خالص نسبت به دیگری باشیم، بایستی به‌دنبال دادوستدهای هر طراحی که تیم مهندسی در پی اجرای آن بوده است، باشیم. همان‌طور که گفته شد، پهنای باند حافظه‌ی HBM در مقایسه با استاندارد GDDR5 یک مزیت غیرقابل‌انکار به شمار می‌رود. از آنجایی که در آخرین نسل حافظه‌های GDDR یا GDDR6 پهنای باند حافظه برای گیمینگ و محیط‌های گرافیکی در سطح مطلوبی است، مقایسه‌ی آخرین استانداردهای GDDR و HBM از نظر میزان پهنای باند در درجه‌ی کمتری از اهمیت قرار دارد. باوجوداین، حافظه‌ی HBM2 از وجوهی نسبت به GDDR6 برتری و رجحان دارد.

اگرچه سرعت جابجایی داده به ازای هر پین در حافظه‌های GDDR6 با رقمی معادل ۱۴ گیگابیت بر ثانیه نسبت به حافظه‌ی HBM2 با سرعتی معادل ۲ گیگابیت بر ثانیه بسیار بیشتر است، اما بایستی در نظر داشت که تعداد پین‌های حافظه‌ی GDDR6 بسیار کمتر از رقیب پهن‌باند خود است. به این مورد بایستی مصرف توان کمتر حافظه‌‌های HBM2 را نیز اضافه کرد.

hbm2

باوجود مزایایی که استفاده از حافظه‌ی HBM2 در کارت‌های گرافیک به همراه دارد، تمایل زیادی به استفاده از این نوع حافظه‌ها در میان قطعه‌سازان اصلی دیده نمی‌شود. پیچیدگی‌های فرایند طراحی و هزینه‌ی بالاتر این حافظه‌ها مانعِ استفاده از آن‌ها در کارت‌های پایین‌رده می‌شود. حافظه‌های HBM2 بیشتر در جایی کاربرد دارند که نیاز به پهنای باند بسیار بالا است و درعین‌حال، توان مصرفی و هزینه‌های مرتبط با آن با محدودیت‌هایی رو‌به‌رو باشد. پردازنده‌های گرافیکی مرکز داده که بر محاسبات هوش مصنوعی متمرکز است یا تراشه‌های محاسباتی بسیار چگال که در کلاسترهای HPC کار می‌کند، نمونه‌هایی از این کاربردها است.

استفاده از حافظه‌های HBM2 بار کاری RAM سیستم را در محاسبات گرافیکی کاهش می‌دهد و بدین ترتیب مقدار زیادی از ظرفیت سیستم بلااستفاده می‌ماند. به نظر می‌رسد که حافظه‌های HBM2 با وجود‌ حافظه‌های پهن باند و ارزان GDDR6 چندان در سخت‌افزارهای مصرفی مورد استقبال قرار نگیرد.

شواهدی وجود دارد که AMD قصد دارد در کارت‌های گرافیک ۷ نانومتری Navi از حافظه‌ی گرافیکی GDDR6 استفاده کند. بنابراین با وجود اینکه AMD در ساخت کارت گرافیک ۷ نانومتری پیشین خود یعنی Radeon VII از ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی HBM2 استفاده کرد، ممکن است در تولید کارت‌های گیمینگ رده‌بالای آینده‌ی خود، استفاده از این نوع حافظه را متوقف کند.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 08:26 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

ایسوس علاقه‌ی خود به نمایشگر ثانویه را پیش از این در اسکرین‌پد‌های سری ذن‌بوک پرو نشان داده است؛ حال این شرکت از نمایشگرهای ثانویه‌ی نسبتا بزرگی در بالای صفحه‌ی کلید لپ‌تاپ‌های ZenBook Pro Duo وZenBook Duo استفاده کرده است. هر دو لپ‌تاپ جدید ایسوس از سه‌ماهه‌ی سوم سال جاری میلادی برای خرید در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهند گرفت اما هنوز قیمتی برای آن‌ها توسط تایوانی‌ها اعلام نشده است.

ZenBook Pro Duo asus / ذن بوک پرو دو ایسوس

ایسوس نمایشگر ثانویه‌ی این لپ‌تاپ‌‌های جدید را «ZenScreen Plus» می‌نامد؛ این نام‌گذاری به‌نوعی یادآور نمایشگرهای کوچک ادغام‌شده با ترک‌پد موسوم به ZenScreen است. در مدل پرو Duo نمایشگر ثانویه‌ی قطری ۱۴ اینچی و در مدل معمولی نیز قطری معادل ۱۲.۶ اینچ دارد. این نمایشگرهای لمسی اپ‌دروار خاص خود را دارند و می‌توان چینش پنجره‌های خاص را برای افزایش بهره‌وری در آن‌ها ذخیر کرد. در نمایشی که ایسوس از این محصول داشت، یک وب‌سایت سفر در نمایشگر اصلی نشان داده شد که نقشه و تقویم مربوط‌به آن در نمایشگر ثانویه قابل رویت بود.

ZenBook Pro Duo asus / ذن بوک پرو دو ایسوس

یکی دیگر از کاربردهای این نمایشگر ثانویه، ویرایش ویدئو است؛ کاربر در این نمایشگر قادر به مشاهده‌ی پیش‌نمایش کار خود است یا می‌توان موارد مورد نیاز برای انجام یک پروژه را در صفحه‌ی ثانویه و کل آن را در نمایشگر اصلی مشاهده کرد. گیمرها نیز می‌توانند از این نمایشگر برای مشاهده‌ی ویدئو یا چت‌ها استفاده کنند یا برای مثال می‌توان در حال انجام کار اصلی خود در نمایشگر اصلی، به مرور توییتر در نمایشگر پایینی پرداخت. نمایشگر اصلی این لپ‌تاپ‌ها پوشش براق دارد اما ایسوس پوششی مات برای نمایشگر ثانویه درنظر گرفته که تاثیر منفی در زاویه‌ی دید آن داشته است.

ZenBook Pro Duo asus / ذن بوک پرو دو ایسوس

کاربران همچنین قادر به گسترش نمایشگر اصلی به نمایشگر ثانویه نیز خواهند بود. نمایشگر ۱۵.۶ اینچی و اصلی در مدل پرو Duo از نوع اولد با رزولوشن 4K است؛ ایسوس برای نمایشگر ثانویه از پنل IPS با رزولوشن 4K استفاده کرده است. نمایشگر نسخه‌ی عادی نیز ۱۴ اینچ قطر دارد و همانند نمایشگر ۱۲.۶ اینچی آن رزولوشن FHD را به کاربران ارائه می‌دهد. نمایشگر نسخه‌ی پرو به ادعای ایسوس ۱۰۰ درصد فضای رنگی sRGB را پوشش می‌دهد و استاندارد HDR را برای نمایش محتوایی با گسترده‌ی دینامیکی بالا کسب کرده است.

پارامتر / مدلذن‌بوک پرو Duoذن‌بوک Duo
نمایشگر اصلی ۱۵.۶ اینچ اولد
UHD، لمسی
۱۴ اینچ، IPS
FHD، لمسی
نمایشگر ثانویه ۱۴ اینچ IPS
UHD، لمسی
۱۲.۶ اینچ IPS
FHD، لمسی
پردازنده‌ی مرکزی اینتل Core i9-9980HK
اینتل Core i7-9750H
اینتل Core i7-9750H
پردازنده‌ی گرافیکی انویدیا GeForce RTX 2060 
۶ گیگابایت
انویدیا GeForce MX250
۲ گیگابایت
حافظه‌ی رم تا ۳۲ گیگابایت
۲۶۶۶ مگاهرتز
تا ۱۶ گیگابایت
۲۱۳۳ مگاهرتز
حافظه‌ی ذخیره‌سازی ۱ ترابایت ترابایت (x4)
۵۱۲ و ۲۵۶ گیگابایت (x2)
۱ ترابایت ترابایت (x4)
۵۱۲ و ۲۵۶ گیگابایت (x2)
باتری ۷۱ وات‌ساعت ۷۰ وات‌ساعت
پورت‌ها یک تاندربولت ۳
دو USB نوع A
درگاه HDMI
یک USB نوع C
دو USB نوع A
درگاه HDMI
ابعاد ۳۵۹ در ۲۴۶ در ۲۴ ۳۲۳ در ۲۲۳ در ۱۹
وزن ۲.۵ کیلوگرم ۱.۸ کیلوگرم

 

در بحث سخت‌افزاری نیز مدل Pro Due را با پردازنده‌ی نسل نهمی Core i9 اینتل نیز می‌توان سفارش داد؛ پردازش‌های گرافیکی در این لپ‌تاپ قدرتمند نیز به GeForce RTX 2060 سپرده شده است. حداکثر میزان رم و حافظه‌ی ذخیره‌سازی قابل سفارش نیز به ترتیب ۳۲ گیگابایت ۲۶۶۶ مگاهرتز و یک ترابایت SSD خواهد بود. مدل معمولی یا همان Zenbook Duo را نیز می‌توان با پردازنده‌ی Core i7 و تراشه‌ی گرافیکی MX250 سفارش داد.

ZenBook Pro Duo asus / ذن بوک پرو دو ایسوس

ایسوس ترک‌پد را در سمت راست کیبورد قرار داده است؛ ازاین‌رو می‌توان به‌راحتی از آن به‌عنوان کلید‌‌های عدد نیز استفاده کرد. نسخه‌ی پرو به همراه نشیمنگاه مچ دست عرضه خواهد شد و قلم استایلوس برای استفاده از هر دو نمایشگر در داخل جعبه وجود خواهد داشت؛ هیچ یک از موارد فوق در نسخه‌ی معمولی در دسترس نیستند. ترکیبی از پورت‌های تاندربولت ۳، USB نوع A و HDMI درکنار هر دو لپ‌تاپ به چشم می‌خورد.

 

Computex

  

برای مشاهده کلیه اخبار و مقالات و تماشای ویدیوهای مرتبط با نمایشگاه به صفحه اختصاصی Computex 2019 مراجعه کنید.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 08:25 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

سوزان دایان وویچیتسکی (Susan Diane Wijcicki)، مدیر آمریکایی‌لهستانی دنیای فناوری، از اولین کارمندان و به‌نوعی عضو تیم بنیان‌گذاران گوگل بود. او پس از موقعیت‌های مدیریتی متعدد در گوگل، از سال ۲۰۱۴ به‌عنوان مدیرعامل یوتیوب مشغول به کار شد.

وویچیتسکی از روزهای اولیه‌ی تأسیس گوگل با تیم بنیان‌گذار همکاری می‌کرد و از سال ۱۹۹۹ که بازاریابی به‌عنوان بخش مجزا در شرکت معرفی شد، مدیریت آن را بر عهده گرفت. سوزان سپس مدیر بخش ویدئوهای گوگل شد و با ظهور یوتیوب و مطالعه‌ی روند موفقیت آن‌ها، در سال ۲۰۰۶ پیشنهاد خرید این رقیب بااستعداد را به مدیران غول موتور جست‌وجو داد.

حضور و تأثیرگذاری عمیق وویچیتسکی در صنعت رسانه و سال‌ها مدیریت در شرکت بزرگی همچون گوگل، او را به یکی از مهم‌ترین زنان جهان تبدیل کرده است. زنان کمی در میان مدیران دنیای فناوری پیدا می‌شوند، اما سوزان توانست با روندی روبه‌رشد، موقعیت خود را در بالاترین رده‌های مدیریتی حفظ کند. رسانه‌ی فوربز در سال ۲۰۱۷ او را در رتبه‌ی ۶ تأثیرگذارترین زنان جهان قرار داد. فورچن نیز رتبه‌بندی مشابهی در سال ۲۰۱۸ داشت که وویچیتسکی را در رتبه‌ی دهم قرار داد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

 

تولد و تحصیل

وویچیتسکی در پنجم ژوئیه سال ۱۹۶۸ در کالیفرنیا و زمانی به‌دنیا آمد که خبری از سیلیکون‌ولی و غول‌های دنیای فناوری نبود. مادرش، استر وویچیتسکی، استاد زبان و روزنامه‌نگار بود. پدر سوزان، استنلی وویچیتسکی، به‌عنوان استاد فیزیک در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا فعالیت می‌کرد. خانواده‌ی وویچیتسکی به‌جز سوزان، دو فرزند موفق دیگر هم دارند. جانت، دکترای انسان‌شناسی دارد و دختر دیگر آن‌ها یعنی آن، از مدیران مشهور آمریکایی محسوب می‌شود. آن وویچیتسکی اکنون شرکتی در حوزه‌ی مهندسی ژنتیک در کالیفرنیا به‌نام 23andMe دارد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

خانواده‌ی وویچیتسکی

سوزان در دوران تحصیل، مهارت‌های نوشتن حرفه‌ای را آموخت. او در دبیرستان گان در پالو آلتو تحصیل کرد و با نویسندگی در روزنامه‌ی مدرسه، مهارت‌های خود را پایه‌ریزی کرد. روند تحصیلی ابتدایی سوزان با آنچه امروز انجام می‌دهد، مطابقت دقیقی ندارد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان به دانشگاه هاروارد رفت و مدرک خود را در رشته‌ی تاریخ و ادبیات در سال ۱۹۹۰ دریافت کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی در رشته‌ی تاریخ و ادبیات، نوبت به تغییر مسیر در زندگی سوزان رسیده بود. او دو مدرک کارشناسی ارشد، یکی در رشته‌ی اقتصاد از دانشگاه کالیفرنیا و دیگری در رشته‌ی مدیریت کسب‌وکار از دانشکده‌ی مدریت اندرسون دانشگاه یوسی‌ال‌ای دریافت کرد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

سوزان (وسط) درکنار خواهران کوچک‌تر

شروع فعالیت کاری

تحصیلات تکمیلی در رشته‌ی مدیریت باعث شد تا سوزان اولین شغل خود را به‌عنوان مشاور مدیر پیدا کند. او فعالیت خود را در شرکت R.B. Webber & Company و سپس Bain & Company به‌عنوان مشاور مدیر شروع کرد. ورود جدی سوزان به دنیای فناوری از شرکت اینتل شروع شد. او به‌عنوان نیروی بخش بازاریابی در این شرکت استخدام شد تا اولین قدم‌ها را به سمت شرکت‌های فرمانروای دنیای آینده بردارد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

سوزان در نوجوانی

نقش سوزان در تأسیس گوگل داستانی جالب توجه دارد. در سال ۱۹۹۸ و پس از تأسیس گوگل، لری پیج و سرگی برین، مذاکره‌ای با وویچیتسکی داشتند تا از گاراژ خانه‌ی او به‌عنوان دفتر کار استفاده کنند. خانه‌ی وویچیتسکی در منلوپارک قرار داشت و آن سال‌ها دوران پا گرفتن استارتاپ‌های متعدد در این منطقه بود. سوزان و همسرش، خانه‌ی ۱۸۰ متری خود را به قیمت ۶۰۰ هزار دلار خریداری کرده بودند و برای مدیرت هزینه‌های قسط خرید خانه، مجبور به اجاره دادن گاراژش شدند. شاید قرارداد اجاره‌ی گاراژ خانه‌ی او را بتوان نقطه‌ی عطفی در کل تاریخ دنیای فناوری دانست.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

گاراژ محل تولد گوگل

همکاری اولیه با برین و پیج باعث شد تا وویچیتسکی به عضویت در تیم پویای گوگل علاقه‌مند شود. او درنهایت عضوی از گوگل شد و در سال ۱۹۹۹ مدیریت اولین تیم بازاریابی شرکت را بر عهده گرفت. وظیفه‌ی اصلی او، پیدا کردن راه‌هایی برای درآمدزایی گوگل از موتور جست‌وجوی مشهورش بود. شاید فرمانروایی گوگل در بازار موتورهای جست‌وجو را بتوان به وویچیتسکی نسبت داد. او وظیفه‌ی اولین تبلیغات و بازاریابی‌ها را برای شرکتی بر عهده داشت که تقریبا بدون سرمایه فعالیت می‌کرد.

وویچیتسکی برای افزایش مشتریان موتور جست‌وجوی گوگل، از ابتدایی‌ترین روش‌های موجود در سال‌های منتهی به قرن ۲۱ استفاده می‌کرد. او با مذاکره‌ی مستقیم با دانشگاه‌ها و مدارس و وبسایت‌های دیگر، آن‌ها را مجاب می‌کرد که از نوار جست‌وجوی شرکت در وب‌سایت خود استفاده کنند. از فعالیت‌های مهم دیگر سوزان می‌توان به سیستم تغییر لوگوی گوگل (Google Doodles) برای مناسبت‌های گوناگون اشاره کرد که تا امروز هم به‌عنوان ابزاری برای زنده‌تر نشان دادن موتور جست‌وجو استفاده می‌شد.

اولین موفقیت کاری وویچیتسکی در سال ۲۰۰۰ و با معرفی AdWords شکل گرفت که از آن زمان به منبع درآمد اصلی گوگل تبدیل شده است. پیشرفت سوزان در تیم مدیریت گوگل سریع و قابل‌توجه بود. او پس از مدتی فعالیت در تیم بازاریابی، به‌عنوان معاون ارشد تبلیغات و تجارت الکترونیک شرکت انتخاب شد. بسیاری از موفقیت‌های آتی او در خرید و ادغام استارتاپ‌های متعدد حوزه‌ی تبلیغات در گوگل به دست آمد. به‌عنوان نمونه‌ای از خرید و ادغام‌های موفق می‌توان به AdSense و Applied Semantics در سال ۲۰۰۳ اشاره کرد که گوگل را به واسطه‌ای در دنیای تبلیغات دیجیتال تبدیل کرد. 

سرویس ادسنس یکی از موفق‌ترین بخش‌های گوگل در دنیای تبلیغات شد. آن‌ها با وب‌سایت‌های متعدد قرارداد امضا می‌کردند تا تبلیغات مرتبط سرویس‌های دیگر را در صفحات وب‌سایت نمایش دهند. درنهایت شبکه‌ی تبلیغاتی ایجادشده، به ازای کلیک یا نمایش تبلیغات، به وب‌سایت مقصد هزینه پرداخت می‌کرد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

جلسه‌های بازاریابی و فروش گوگل

درگیری وویچیتسکی با دنیای ویدئو در زمان تأسیس سرویس ویدئوی گوگل در سال ۲۰۰۵ شروع شد. او پس از یک سال مدیریت این بخش، متوجه حضور رقیبی قدرتمند و بااستعداد در حوزه‌ی ویدئو به‌نام یوتیوب شد.

وویچیتسکی علاوه‌بر مدیریت بخش‌های بازایابی و ویدئوی گوگل، مدتی را نیز در تیم‌های توسعه‌ی قابلیت‌های Google Images و Google Books گذارند. او که کارمند شماره‌ی ۱۶ گوگل بود، در فرایندهای توسعه‌ی اپلیکیشن‌های متعدد گوگل حضور داشت امروز و به‌نوعی میراث‌دار غول موتور جست‌وجو محسوب می‌شود.

مدیرعامل یوتیوب

فرایند خرید یوتیوب را می‌توان مهم‌ترین موفقیت وویچیتسکی در سال‌های حضور در گوگل دانست. او با درک ظرفیت‌های بالای رقیب، پیشنهاد خرید را به مدیران گوگل داد که درنهایت یوتیوب را به یکی از بازوهای قدرتمند موتور جست‌وجو تبدیل کرد. یوتیوب پس از معرفی سرویس ویدئوی گوگل در سال ۲۰۰۵ و توسط سه کارمند سابق پی‌پال یعنی چاد هارلی، جاور کریم و استیون چن تأسیس شده بود. آن‌ها قصد رقابت با گوگل را داشتند که عول موتور جست‌وجو با رقم ۱/۶۵ میلیارد دلار، شرکت آن‌ها را در سال ۲۰۰۶ تصاحب کرد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

سوزان در تیم کوچک گوگل

فعالیت‌های وویچیتسکی در حوزه‌ی تبلیغات گوگل، پس از خرید یوتیوب هم ادامه داشتند و او تا پیش از رسیدن به موقعیت مدیر عاملی این سرویس، در همان بخش‌های تبلیغات و بازاریابی گوگل فعال بود. در سال ۲۰۰۸، گوگل سرویسی به‌نام DoubleClick خریداری کرد که تا آن زمان با رقم ۳/۱ میلیارد دلار گران‌ترین خرید شرکت محسوب می‌شد. دابل‌کلیک سرویسی بود که با نصب کوکی‌ها در کامپیوتر کاربران، رفتار آن‌ها را برای نمایش تبلیغات بهتر ردگیری می‌کرد. از خریدهای مهم دیگر حوزه‌ی تبلیغات در زمان مدیریت وویچیتسکی می‌توان AdMob را در سال ۲۰۰۹ مثال زد که حضور گوگل را در دنیای تبلیغات موبایلی تضمین کرد.

سوزان وظیفه‌ی بازاریابی را بدون سرمایه‌ی قابل‌توجه برای گوگل انجام می‌داد

سوزان وویچیتسکی در سال ۲۰۱۴ به‌عنوان مدیرعامل یوتیوب و جایگزین سالار کمانگر انتخاب شد و از آن زمان تلاشی جدی برای افزایش تعداد کارمندان زن در شرکت داشت. از زمان مدیریت او، نسبت کارمندان زن در شرکت از ۲۴ به ۳۰ درصد رسید. او نظارت و مدیریت بر اپلیکیشن‌های متعددی را در یوتیوب بر عهده گرفت تا سرویس ویدئویی مشهور گوگل را برای انواع کاربران از علاقه‌مندان به موسیقی تا بازی و فعالیت‌های دیگر محبوب کند.

در دوران رهبری وویچیتسکی، روش‌های درآمدزایی گوناگونی برای تولیدکننده‌های محتوا در یوتیوب پیاده‌سازی شد. از میان این روش‌ها می‌توان به حق عضویت کانال‌ها، همکاری در فروش و قابلیت سوپر چت اشاره کرد.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

اوین روزهای فعالیت در گوگل

یکی از سرویس‌هایی که تحت مدیریت وویچیتسکی معرفی شد، Youtube Red نام داشت. یوتیوب رد سرویسی ثبت‌نامی و پولی برای بهره‌مندی از قابلیت‌های متعدد یوتیوب همچون تلویزیون و موارد دیگر بود که بعدا به یوتیوب پرمیوم تغییر نام داد. سرویس تلویزیون Youtube TV نیز تحت مدیریت وویچیتسکی پیاده‌سازی شد.

از فعالیت‌های مهم دیگر وویچیتسکی در زمان مدیریت یوتیوب می‌توان به افزایش قوانین پیرامون ویدئوها اشاره کرد. یک روزنامه‌ی بریتانیایی زمانی ادعا کرده بود که ویدئوهای حمایت از سازمان‌های تروریستی به‌راحتی در یوتیوب پخش می‌شوند. وویچیتسکی و دیگر مدیران در پی انتقادات منتشرشده تصمیم گرفتند تا سیاست‌هایی سخت‌گیرانه‌تر برای کنترل و فیلتر ویدئوها لحاظ کنند.

وویچیتسکی اهمیت زیادی به محتوای آموزشی می‌دهد و در سال‌های اخیر به‌نوعی این محتوا را به اولویت اصلی شرکت تبدیل کرده است. او در ژوئیه سال ۲۰۱۸، سرویس Youtube Learning را معرفی کرد که روی تبلیغات و پشتیبانی از محتوای آموزشی تولیدکننده‌های مستقل، سرمایه‌گذاری می‌کند.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

والدین وویچیتسکی

واقعیت مجازی از حوزه‌های دیگر پراهمیت نزد وویچیتسکی است. او با درک ظرفیت‌های موجود محتوا در این حوزه، تمام تلاش خود را می‌کند تا از رقابت با بزرگانی همچون فیسبوک عقب نماند. از سیاست‌های یوتیوب در زمان مدیریت وویچیتسکی در حوزه‌ی واقعیت مجازی می‌توان به همکاری با تولیدکننده‌های محتوا و قدرت‌دهی به آن‌ها برای تولید بهتر محتوای واقعیت مجازی اشاره کرد.

واقعیت مجازی و آموزش، حوزه‌های تمرکز کنونی یوتیوب و وویچیتسکی هستند

یوتیوب تحت مدیریت وویچیتسکی به سرویسی با ۱/۸ میلیارد دلار کاربر ماهانه تبدیل شد که فاصله‌ی زیادی با فرمانروای بازار یعنی فیسبوک ندارد. به‌علاوه برخی آمارها یوتیوب را محبوب‌ترین شبکه‌ی اجتماعی در میان نوجوانان می‌دانند و می‌توان ادعا کرد آن‌ها در برخی جبهه‌ها فیسبوک را شکست داده‌اند. 

زندگی شخصی فعالیت‌های متفرقه

وویچیتسکی درکنار فعالیت‌های مدیریتی در شرکت‌های فناوری، مسئولیت‌های اجتماعی متعددی را نیز می‌پذیرد. او از فعالان جدی اجرای آموزش‌های برنامه‌نویسی در مدارس آمریکا است. به‌‌علاوه حوزه‌هایی همچون مقابله با تبعیض‌های جنسیتی در شرکت‌های دنیای فناوری، حمایت از حقوق والدین در شرکت‌ها و همچنین حمایت از پناهنده‌ها هم موضوع فعالیت وویچیتسکی هستند.

سوزان وویچیتسکی / Susan Wojcicki

سوزان وویچیتسکی در ۲۳ اوت سال ۱۹۹۸ با دنیس تراپر ازدواج کرد. او پنج فرزند دارد و از حامیان جدید سیاست‌های حمایت از والدین شاغل محسوب می‌شود. او ارتباطی خانوادگی با برین هم داشت. بنیان‌گذار گوگل در سال ۲۰۰۷ با آن وویچیتسکی، خواهر سوزان ازدواج کرد و البته در سال ۲۰۱۵ از او جدا شد.

در سال ۲۰۱۵، مجله‌ی تایم سوزان را در میان ۱۰۰ فرد تأثیرگذار تاریخ قرار داد. در سال ۲۰۱۷ مجله‌ی فوربز و در سال ۲۰۱۸ نیز فورچن، سوزان وویچیتکسی را از مهم‌ترین مدیران زن حال حاضر جهان شناختند.

وویچیتسکی نمونه‌ی موفقی از تلاش برای تعادل در زندگی شخصی و کاری است. او با داشتن پنج فرزند، مدیریت یکی از بزرگ‌ترین سرویس‌های کنونی اینترنت را بر عهده دارد و می‌گوید فعالیت‌های شخصی و کاری‌اش، به‌نوعی مکمل یکدیگر هستند:

مجموع وظایف شخصی و کاری این امکان را به من می‌دهد که درنهایت مادر بهتری باشم. من تصور می‌کنم که علاوه‌بر موفقیت در خانه، فعالیت‌های مشترک چشم‌اندازهای مناسبی در زمینه‌ی کاری نیز برایم به‌همراه دارد.

سوزان وجکیکی

امروز با تلاش‌های وویچیتسکی و دیگر مدیران زن، گوگل به محلی مناسب برای کارمندان صاحب فرزند تبدیل شده است. مادران باردار در این شرکت جای پارک مخصوص دارند و در زمان زایمان، ۱۸ هفته مرخصی دریافت می‌کنند. زمانی‌که وویچیتسکی به گوگل آمد، باردار بود، اما در آن سال‌ها هیچ سیاست مشخصی برای حمایت از مادران باردار در شرکت وجود نداشت. او امروز با حمایت از سیاست‌های مرتبط با والدین کارمند، نقش مهمی در تدوین استانداردهای این حوزه دارد.

سوزان از طرفداران جدی برابری استخدام زنان و حقوق کارمندان صاحب فرزند است

وویچیتسکی در سال‌های فعالیت و حمایت از اشتغال زنان در دنیای فناوری، مقاله‌های متعددی را در رسانه‌های معروف جهان چاپ کرد. او قصد دارد با استفاده از برند شخصی خود، اهمیت اشتغال زنان و خصوصا مادران را در دنیای فناوری نشان دهد. اولین مقاله‌ی مشهور او در سال ۲۰۱۵ در وال استریت ژورنال چاپ شد و آمریکایی‌ها را تشویق کرد که به کشوری پیش‌گام در حمایت از اشتغال والدین تبدیل شوند.

در سال ۲۰۱۷ مقاله‌ی انتقادی تندی از وویچیتسکی در ونیتی فیر چاپ شد که سیلیکون‌ولی را به باشگاهی پسرانه تشبیه می‌کرد. مقاله‌ی بعدی یادداشتی در فورچن بود که وویچیتسکی در آن توضیح می‌دهد هیچ دلیل منطقی و بیولوژیکی برای استخدام کمتر زنان در دنیای فناوری وجود ندارد.

سوزان در سال ۲۰۱۳ مقاله‌ای به‌صورت نامه‌ای به تمام دختران جهان نوشت و در آن از آن‌ها درخواست کرد تا حضور خود را در دنیای فناوری افزایش دهند. او در نامه‌ی مشهور خود با اشاره به ظرفیت‌های بالای دنیای فناوری و آینده‌ی روشنی که انتظار آن را می‌کشد، از همه‌ی دختران درخواست می‌کند تا استعدادهای خود را در حوزه‌های مرتبط با فناوری پرورش دهند. سوزان وضعیت کنونی اشتغال زنان را نه در کشورهای پیشرفته و نه در کشورهای درحال توسعه مناسب نمی‌داند و از همه تقاضا می‌کند تا با افزایش حضور، مردان را مجبور به استخدام بیشتر زنان کنند تا به‌مرور جایگاه‌های مدیریتی نیز میزبان زنان بیشتری باشند.



تاريخ : سه‌شنبه 07 خرداد 1398 | 08:24 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...339340341342343...3357صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید