مارک زاکربرگ اخیرا مقاله‌ای با عنوان «دیدگاهی با محوریت حریم خصوصی برای شبکه‌های اجتماعی» منتشر کرده است. به‌گفته‌ی وی، پلتفرمِ تحت رهبری وی بر تعاملات ساده و خصوصی تمرکز خواهد کرد. یکی دیگر از موضوعاتی که کانون تمرکز این پلتفرم خواهد بود، ترکیب کارکردهای فیسبوک، پیام‌رسان فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ است.

او همچنین می‌خواهد علاوه‌بر تماس‌های صوتی‌و‌تصویری، گروه‌ها، استوری‌ها، کسب‌وکارها، پرداخت‌ها و خدمات تجاری، راه‌های دیگری هم برای تعاملِ کاربران با یکدیگر ایجاد کند. همچنین، زاکربرگ در نظری ذیل مقاله‌ای دیگری اذعان کرده این پلتفرم باید تلاش کند درس‌هایی از WeChat بیاموزد. در این نظر، وی چنین گفته است:

ای‌کاش پنج سال پیش به توصیه‌های شما گوش داده‌ بودم.

برداشت بسیاری از افراد این است که فیسبوک می‌خواهد به‌نوعی از WeChat الگوبرداری کند و هدف نهایی این شبکه‌ی اجتماعی این است که مانند WeChat، به اَبَراپلیکیشن تبدیل شود. این تصمیم ممکن است تصمیمی صحیح باشد؛ اما این هدف دست‌یافتنی است؟

رسانه‌های اجتماعی / Social Media

اختراعات زیادی وجود دارند که فرهنگ و جامعه را متحول کرده‌اند: تلفن، تلویزیون، اینترنت، رایانه‌های شخصی، گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها. اکنون WeChat راه را برای مرحله‌ی جدیدی بازکرده است؛ مرحله‌ای به‌نام «اکوسیستم دیجیتال». این همان چیزی است که فیسبوک قصد دارد از آن الگوبرداری کند.

فیسبوک می‌خواهد راه‌های جدیدی برای تعامل کاربران با یکدیگر ایجاد کند

برای درک بهتر اندیشه‌های زاکربرگ باید تلاش کنیم آرزوهای مدیرعامل فیسبوک را درک کنیم و نگاهی هم به پیشینه‌ی WeChat بیندازیم. در چین، از WeChat با نام Weixin یاد می‌شود و تعداد کاربران آن در جهان، مجموعا به بیشتر از ۱ میلیارد نفر می‌رسد. در چین نیز، این پلتفرم سلطه‌ی کاملی بر حوزه‌ی رسانه‌های اجتماعی دارد.

نسخه‌ی چینی این اپلیکیشن کارکردهای مختلفی دارد که در نسخه‌ی بین‌المللی، از آن‌ها خبری نیست. سفارش غذا، ارسال و دریافت پول، خرید، پرداخت قبوض و رزرو پرواز، از جمله کارکردهای این اپلیکیشن هستند. کارکردهای WeChat در چین به‌حدی فراگیر شده‌اند که حتی در برخی از استان‌های این کشور، مردم می‌توانند تقاضای طلاق خود را ازطریق این اپلیکیشن ارسال کنند.

WeChat امکانات متعددی دراختیار کاربران قرار می‌دهد؛ اما می‌توان اعم آن‌ها را در یکی از دسته‌های زیر جای داد:

۱. شبکه‌های اجتماعی

ارسال پیام‌های خصوصی و گروه‌ها ازجمله ویژگی‌های WeChat هستند. ویژگی Moments نیز چیزی شبیه به دیوار فیسبوک است. امکان دیگری موسوم به People Nearby هم به کاربران کمک می‌کند تا با افراد جدید آشنا شوند.

۲. اخبار، آب‌وهوا، شایعات دنیای هنر، بازاریابی، تبلیغات و وبلاگ‌ها

کاربران WeChat می‌توانند از اخبار مطلع شوند، وبلاگ‌ها را مطالعه و برندها و شخصیت‌های محبوب خود را دنبال کنند. حساب‌های عمومی نیز در این پلتفرم وجود دارند که امکان تعامل میان برندها و مشتریانشان را ایجاد می‌کنند.

سیستم پرداخت وی چت / WeChat Pay

۳. تجارت الکترونیک و خدمات پرداخت آنلاین و ابزارهای برنامه‌ریزی

امکان خرید ازطریق فروشگاه‌های آنلاین و حضوری WeChat برای کاربران فراهم شده است. سفارش غذا، خرید بلیط‌های سینما، انتقال پول و پرداخت قبوض هم از امکانات این پلتفرم هستند. جالب است بدانید امکان پرداخت پول به هنرمندان خیابانی و خرید از فروشندگان دوره‌گرد و کمک به تکدی‌گران هم ازطریق WeChat وجود دارد.

تنسنت (Tencent) شرکتی که مالکیت WeChat را دراختیار دارد، اکنون با JD.com، یکی از پلتفرم‌های تجارت الکترونیک بزرگ چین، همکاری کرده است. فعالیت‌های JD.com فروش آنلاین و حضوری، تدارکاتِ فروش، کار روی کلان‌داده‌ها و بسیاری دیگر از موارد را شامل می‌شود.

تنسنت سرویسی به‌نام «سرویس سلامتی هوشمند WeChat» را هم ارائه می‌کند که امکان هماهنگی ملاقات با پزشک و پرداخت هزینه‌های پزشکی را ازطریق حساب WeChat دراختیار کاربران قرار می‌دهد. تا سال ۲۰۱۷، ۳۸,۰۰۰ مرکز درمانی در چین حساب WeChat داشته‌اند و بسیاری از آن‌ها خدمات مشاوره‌ی آنلاین را دراختیار کاربران قرار می‌دادند. یک‌سوم از آن‌ها هم به کاربران اجازه می‌دادند تا هزینه‌ها را به‌وسیله‌ی WeChat پرداخت کنند.

اپلیکیشن‌های کوچک وی چت / WeChat Mini Apps

۴. اپلیکیشن‌های کوچک

اپلیکیشن‌های کوچک یکی دیگر از امکانات WeChat است که از سال ۲۰۱۷، به این پلتفرم اضافه شده است. این اپلیکیشن‌ها برنامه‌های کوچکی هستند که درون WeChat اجرا می‌شوند و کارکردها و خدمات پیشرفته‌ای مانند بازی، فروشگاه‌های آنلاین، دسترسی به دوچرخه‌های اشتراکی، اخذ پذیرش برای شرکت در جلسات حضوری، مدیریت روابط مشتری و تخفیف‌های مختلف را ارائه می‌دهند.

برای مثال، در فروشگاه والمارت لازم نیست وقت خود را در صف پرداخت تلف کنید. کافی است یکی از اپلیکیشن‌های کوچک در WeChat را اجرا کنید. این اپلیکیشن امکان اسکن بارکد محصولات و پرداخت هزینه‌ی خرید را به کاربر می‌دهد. آلان ژانگ، خالق WeChat، در کنفرانس سالانه‌ی این پلتفرم در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد قدم بعدی آن‌ها، واردشدن به عرصه‌ی سرویس‌های غیراینترنتی است.

خدماتی که در WeChat به‌صورت یکجا ارائه می‌شوند، در غرب در قالب اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های مختلفی مانند فیسبوک، واتساپ، پیام‌رسان فیسبوک، آمازون، اوبر، ونمو، اپل‌پِی، Deliveroo ،Epocrates ،KRY ،HealthVaultو بسیاری دیگر از اپلیکیشن‌ها دراختیار کاربران قرار می‌گیرند.

شراکت‌های راهبردی تنسنت با دیگر شرکت‌ها هم باعث شده هیچ رقیبی نتواند مقابل امپراتوری WeChat قد علم کند. درمقابل، فیسبوک، واتساپ و اینستاگرام به کارکردهایی همچون ارسال پیام و انتشار محتوا و بازاریابی محدود هستند.

فیسبوک چگونه می‌تواند به WeChat تبدیل شود؟

باتوجه‌به آنچه اخیرا فیسبوک اعلام کرده، این مجموعه درصدد ایجاد دو تغییر اساسی است:

۱. به‌عنوان رسانه‌ای اجتماعی فیسبوک می‌خواهد روی ارسال و دریافت پیام بیشتر سرمایه‌گذاری کند. دراین‌زمینه، پیام‌رسان فیسبوک و اینستاگرام و واتساپ با یکدیگر ادغام می‌شوند تا ارتباط میان کاربرانِ این سه اپلیکیشن با سهولت بیشتری برقرار شود.

زیرمجموعه‌های فیسبوک / Facebook Subsidiaries

۲. درزمینه‌ی تجارت الکترونیک و خدمات پرداخت، درحال‌حاضر، وقتی کاربران محصولی در فیسبوک مشاهده می‌کنند، برای انجام خرید به آمازون یا eBay منتقل می‌شوند و پردازش تراکنش‌ها نیز برعهده‌ی دیگر شرکت‌ها است. بااین‌حال درصورت وجود سیستم خرید و پرداخت درون‌برنامه‌ای، فیسبوک می‌تواند خریدهای این کاربران را در چهارچوب پلتفرم خود نگه دارد. شاید یکی از دلایل ایجاد بخش بازار (Marketplace) در فیسبوک همین مسئله است.

هدف فیسبوک تبدیل‌ به اَبَراپلیکیشنی مانند WeChat است

این الگوی تجاری جدید اجازه می‌دهد هرکسی بتواند محصول خود را در این شبکه‌ی اجتماعی بفروشد. شراکت با یکی از پلتفرم‌های تجارت الکترونیک نیز ازجمله گزینه‌های پیش روی زاکربرگ و همکارانش است. با استفاده از این راهکارها، کاربران می‌توانند خریدهای خود را در محیط فیسبوک انجام دهند. همچنین، این الگوی تجاری می‌تواند به توسعه‌ی سیستم پرداخت فیسبوک نیز منتهی شود؛ یعنی سیستمی برای رقابت با پی‌پال، اپل‌پِی، سامسونگ‌پِی، مسترکارت و ویزا.

بازار فیسبوک / Facebook Marketplace

بیش از ۵۰ درصد درآمد تنست در سه‌ماهه‌ی سوم سال مالی ۲۰۱۸ از کمیسیونِ تراکنش‌های مالی به‌دست آمده است. اگر می‌خواهید از اعداد و ارقام آگاه شوید، بد نیست بدانید درآمد تنسنت در این بازه‌ی زمانی، ۸۰ میلیارد یوآن (حدود ۱۱ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار) بوده و از این مبلغ، ۴۴ میلیارد یوآن (حدود ۶ میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار) از کمیسیون‌های دریافتی به‌دست آمده است. درمقابل، تا ۹۸ درصد از درآمد فیسبوک از فروش تبلیغات حاصل می‌شود. اگر قرار است در آینده نیز این پلتفرم اجتماعی از درآمد پایداری برخوردار باشد،‌ باید از بخشِ بازار (Marketplace) و ویژگی پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای استفاده کند.

مشکلات تبدیل‌شدن به WeChat

باتوجه‌به تفاوت‌های میان واتساپ و اینستاگرام و فیسبوک، احتمال موفقیت پروژه‌ی ادغامِ آن‌ها اندک است و انجام این کار چندان آسان نیست. علاوه‌براین، شرکت‌های فعال درزمینه‌ی تجارت الکترونیک و پرداخت‌های آنلاین چندین گام جلوتر از فیسبوک هستند و احتمالا پیشنهاد شراکت با فیسبوک را نخواهند پذیرفت. همچنین، قوانین رقابت می‌توانند سد راه سلطه‌ی شرکت‌ها شوند.

اگرچه WeChat به‌عنوان الگویی بی‌نقص از شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، الگوبرداری از آن آسان نیست. کشور چین نیز محیطی خاص دارد که امکان رشد پلتفرم‌هایی مانند WeChat و دیگر پلتفرم‌ها را فراهم می‌کند. در چنین محیط‌هایی، شرکت‌ها در زمان و مکان و با افراد مناسب کار خود را انجام می‌‌دهند.

نمودار رشد کاربران وی چت / WeChat MAU

میزان رشد کاربران WeChat در بازه‌ی سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶

WeChat در سال ۲۰‍۱۱ شروع به‌کار کرد؛ درحالی‌که چین بزرگ‌ترین بازار الکترونیک جهان بود و نسلی از کاربرانِ آشنا با اینترنت و ابزارهای دیجیتال حاضر بودند تا چنین پلتفرم‌هایی را امتحان کنند. چینی‌ها همواره اعلام کرده‌اند می‌خواهند رهبر دنیای دیجیتال باشند؛ درنتیجه، از پلتفرم‌هایی مانند WeChat به‌طور کامل پشتیبانی می‌کنند. امکان دسترسی به شبکه‌های اجتماعی خارجی، مانند فیسبوک و واتساپ و لاین هم برای کاربران چینی وجود ندارد. این مسئله باعث می‌شود WeChat با رقبای خارجی روبه‌رو نباشد و بتواند بدون وجود هیچ مانعی رشد کند. با فراگیرشدن فناوری 5G، احتمالا WeChat به گسترش سلطه‌ی خود ادامه می‌دهد و با اضافه‌کردن ویژگی‌های جدید، جایگاه خود را محکم‌تر می‌کند.

درمقایسه‌با تنسنت، فیسبوک در مراحل اولیه‌ای از توسعه قرار دارد. همچنین، فیسبوک با قوانین متفاوتی در نقاط مختلف جهان روبه‌رو است؛ به‌ویژه درزمینه‌ی پرداخت‌های دیجیتال و قوانین حریم شخصی. اگر زاکربرگ می‌خواهد به‌سمت تبدیل‌شدن به WeChat حرکت کند، باید ویژگی «بازار» را در کشورهای بیشتری بیازماید. با این کار، فیسبوک می‌تواند این ویژگی را با نیازهای گروه‌های مختلف تطبیق دهد.

ترکیب‌کردن واتساپ و اینستاگرام و پیام‌رسان فیسبوک کار آسانی نیست

اکنون، به‌جای تصاحب شرکت‌های رقیب، غول دنیای رسانه‌های اجتماعی باید در فکر ایجاد اکوسیستم باشد. هر محصول جدیدی که توسعه می‌یابد و هر شرکتی که به مالکیت فیسبوک درمی‌آید، باید هدفی واحد را دنبال کند. این هدف چیزی نیست جز اضافه‌کردن ویژگی‌های جدید به اکوسیستم این پلتفرم اجتماعی؛ درغیر این‌صورت، توسعه‌ی محصولات جدید و تصاحب دیگر شرکت‌ها، چیزی جز تلف‌کردن پول نخواهد بود.

اپلیکیشن‌های کوچک یکی از ویژگی‌های مهم WeChat هستند؛ اما در فیسبوک، هیچ معادلی برای آن‌ها وجود ندارد. بنابراین، اگر قرار است آرزوهای زاکربرگ به واقعیت تبدیل شوند، چیزی شبیه به اپلیکیشن‌های کوچک برای فیسبوک هم باید توسعه داده شوند. درغیر این‌صورت، در دوران استاندارد ارتباطی نسل پنجم، این شرکت از قافله عقب خواهد ماند.

فیسبوک نیازمند تغییر است؛ تکت راه پیش روی این پتلفرم اجتماعی، راهی پرپیچ‌وخم است. اگر قرار است این پلتفرم در آینده نیز جایگاه خود را حفظ کند، راهی جز تن‌دادن به این جاده‌ی پرپیچ‌وخم وجود نخواهد داشت.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:21 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

گرگ‌ها طی بیش از یک قرن گذشته، در بسیاری از کشورهای اروپایی شکار شدند؛ اما به‌تدریج دوباره به سرزمین‌های اصلی خود در این قاره بازگشتند. مشاهده‌ی اتفاقی گرگ‌ها در هلند از سال ۲۰۱۵ شروع شد. بااین‌حال در آن زمان، تصور می‌شد این حیوانات موقتا از آلمان به آنجا آمده‌اند و دوباره به محل سکونت دائمی خود بازمی‌گردند.

بوم‌‌شناسانی از گروه‌های حامی «فری‌نیچر» (FreeNature) و «ولون» (Wolven) در هلند، دو گرگ ماده را در ناحیه‌ی ویلووه دنبال و ردپا و فضولاتشان را جمع‌آوری کردند تا برای تشخیص DNA حیوان از آن بهره ببرند.

میرت کروتِ بوم‌شناس می‌گوید DNA مانند اپلیکیشن دوست‌یابی عمل می‌کند و می‌تواند نشان دهد گرگ مدنظر نر است یا ماده و تنها است یا دنبال جفت می‌گردد و همین‌طور اطلاعاتی درباره‌ی گله به ما می‌دهد.

تام هیپ

تام هیپ ظرفی حاوی فضولات گرگ در دست گرفته. طی سال‌های اخیر، چندین گرگ در هلند مشاهده شده‌اند

بوم‌شناسان به رادیو ۴ بی‌سی‌سی گفته‌اند یکی از گرگ‌های ماده از ۶ ماه پیش تاکنون، در منطقه ساکن شده است و اکنون می‌توان آن را ساکن دائمی آنجا به‌حساب آورد. آن‌ها یک قلاده گرگ نر را هم در منطقه دیده‌اند، بنابراین، اولین گله‌ی گرگ هلندی برای ماه‌های بعدی در راه است. بوم‌شناسان هنوز مشغول جمع‌آوری اطلاعات درباره‌ی ماده‌گرگ دوم هستند.  

بازگشتی بحث‌برانگیز

بااین‌حال، بازگشت گرگ‌ها همواره بحث‌برانگیز بوده است. در فرانسه، جمعیت گرگ‌ها پس از بازگشت سال ۱۹۹۲ از ایتالیا، به سرعت روبه‌رشد بوده است. دام‌داران و گله‌داران محلی گفته‌اند حملات گرگ‌ها در منطقه به‌شدت رو‌به‌افزایش بوده و تاکنون ۱۲,۰۰۰ حادثه گزارش شده است. کشاورزان درصورت انجام اقدامات حفاظتی مانند حصارهای الکتریکی یا سگ‌های نگهبان، می‌توانند غرامت دریافت کنند؛ اما بسیاری از دام‌داران هنوز از خسارت‌های ه گرگ‌ها به دام‌هایش گلایه می‌کنند.

در منطقه آلپ دو اوت پرووانس

در منطقه‌ی آلپ دو اوت پرووانس در جنوب‌شرقی فرانسه، ۲۲ گله گرگ ساکن هستند

دولت فرانسه سال ۲۰۱۸، طرحی راه‌اندازی و اعلام کرد که می‌خواهد جمعیت گرگ‌های منطقه را تا سال ۲۰۲۳ به ۵۰۰ قلاده برساند. بااین‌حال، پیش‌بینی می‌شود جمعیت گرگ‌ها تا زمستان ۲۰۱۹، به این تعداد برسد یا حتی از آن نیز بیشتر شود. شایان ذکر است در راستای مقررات «کنوانسیون برن»، از گرگ‌ها محافظت می‌شود و فقط در مواقع خاصی امکان کُشتن آن‌ها وجود دارد.

توماس هیپ، خبرنگار و گوینده‌ی برنامه‌ی رادیویی «بهای زمین» (Costing the Earth)، به منطقه‌ی آلپ دو اوت پرووانس در جنوب‌شرقی فرانسه سفر کرد تا برخی از این تأثیرات را مشاهده کند. شایان ذکر است برنامه‌ی رادیویی بهای زمین از رادیو ۴ بی‌بی‌سی پخش می‌شود. در این منطقه، ۲۲ گله گرگ ساکن هستند که از هر منطقه‌ دیگری بیشتر است؛ به‌گونه‌ای که تنها در سال گذشته، ۷۰۰ حادثه‌ی حمله‌‌ی گرگ‌ها گزارش شد.

مسئولان مردم هلند را برای ورود گرگ‌ها آماده می‌کنند

سایمون مِریلی، یکی از دام‌داران محلی می‌گوید خورده‌شدن یکی از گوسفندهایش را شاهد بوده است. او به هیپ گفت واقعا شگفت‌زده شده است؛ چون وقتی برای ترساندن حیوانات چندبار با تفنگ شکارچی شلیک کرده، گرگ‌ها فقط نگاهش کردند و از جای خود تکان نخوردند. مریلی می‌گوید از اینکه گرگ‌ها در فرانسه بمانند راضی است و شکایتی ندارد؛ اما عقیده دارد دام‌داران درصورت حمله به دام‌هایش باید مجاز باشند گرگ‌ها را بکشند.

دامداران و گله‌داران

مِریلی معتقد است دام‌داران و گله‌داران درصورت حمله به دام‌ها باید مجاز به کُشتن گرگ‌ها باشند

آندره مورلی و اینگرید بریکلو در منطقه‌‌ی مذکور به کشاورزی نیز مشغول‌اند. آن‌ها شاهد بودند سه قلاده گرگ پنج رأس از گوسفندانشان را کُشتند و ششمی را نیز همراه خود بردند. آن‌ها اکنون ۱۲ کیلومتر حصار الکتریکی نصب و یک چوپان نیز استخدام کردند. مورلی می‌گوید باید بیاموزیم باهم زندگی کنیم.

در هلند، گروه ولون از سال ۲۰۰۸ مشغول‌به‌کار بوده تا مردم هلند را برای ورود گرگ‌ها به این کشور آماده کند. رولاند فرمالینِ بوم‌شناس از این گروه می‌گوید که گرگ‌های ساکن منطقه به‌احتمال زیاد گرازهای وحشی و گوزن‌ها را خواهند خورد. افزون‌براین، گوسفند برای گرگ‌ها مانند غذایی کم‌ارزش است و معمولا فقط گرگ‌های ولگرد یا گرگ‌های کم‌تجربه در شکار گوسفند می‌خورند. او معتقد است هلند جای کافی برای سکونت ۲۲ گله گرگ دارد. گفتنی است هر گله از ۵ تا ۸ قلاده گرگ تشکیل می‌شود. مسئولان زیست‌محیطی هلند امیدوارند بتوانند از تجارب دیگر کشورهای منطقه درس بگیرد و جمعیت گرگ‌ها را در سال‌های آینده متعادل نگه دارند.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:20 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

استراتژی رشته‌ی پرمباحثه‌ای است که برخی باورهای نادرست قدیمی روی آن سایه انداخته‌اند. همان‌طورکه درمطلب اخیر عنوان کردیم، سال‌ها است ۱۰ ایده‌ی اشتباه که آن‌ها را به‌نوعی «افسانه‌های استراتژی» می‌نامیم، از پیشرفت واقعی این حوضه جلوگیری کرده‌اند. در این مجموعه مقالات، قصد داریم هریک از این افسانه‌ها را جداگانه بررسی و تحلیل کنیم. به‌همین‌دلیل، با افسانه‌ی شماره‌ی یک شروع می‌کنیم: «استراتژی درباره‌ی جنگ است».

Strategy Myth

افسانه

بسیاری از کتاب‌های استراتژی با مقدمه‌ای شروع می‌شوند که در آن ریشه‌های این واژه را بیان می‌کنند. همان‌طورکه کتاب‌ها می‌گویند، کلمه‌ی استراتژی مشتق‌شده و ترکیبی از کلمات کلیدی Strategos (به‌معنای ژنرال)، Strategia (مقام و مسئولیت ژنرال)، Stratos (ارتش) و Agein (رهبری‌کردن) است. براین‌اساس، استراتژی دراصل «هنر ژنرال» تعریف می‌شود.

سپس در این کتاب‌ها، نکاتی درباره‌ی تاریخچه‌ی حوزه‌ی استراتژی می‌خوانید؛ مثلا آثار ژنرال‌های پرنفوذ و تأثیرگذار، مانند کتاب «هنر رزم» از سان تزو یا کتاب «در جنگ» از کارل فون‌کلاوزویتس. براین‌مبنا، جنگ و استراتژی به‌موازات هم پیش می‌روند و استدلال می‌شود استراتژی در درجه‌ی اول، درباره‌ی پیش‌دستی‌کردن و ضربه‌زدن به دشمن یا رقیب است.

Strategy Myth

چرا این باور اشتباه است؟

استراتژی قطعا نقش خاصی در جنگ ایفا می‌کند و حکمت و خِرَد زیادی در کارها یا آثار نظامی وجود دارد که در سازمان‌های امروز کاربرد دارد. بااین‌حال، به پنج دلیل دلالت ضمنی جنگاوری بر واژه‌ی استراتژی صحیح نیست:

۱. واژه‌ها بیش از یک معنی دارند: گرچه کلمه‌ی استراتژی به‌همان شیوه‌ی به‌کاررفته در کسب‌وکار در مناسبات جنگی نیز به‌کار می‌رود، معنای یکسانی نمی‌رساند. به‌عنوان مثال، کلمه‌ی Awful به‌معنی ترسناک یا افتضاح یا ناخوشایند را در نظر بگیرید. مدت‌ها پیش، این واژه از اصطلاح Full of Awe مشتق شده بود و به‌معنای «پرازشگفتی» به‌کار می‌رفت که دقیقا متضاد با معنایی است که امروزه به‌کار می‌بریم. به‌علاوه، معنای واژه‌ها در حوضه‌های مختلف نیز فرق می‌کند؛ مثلا کلمه‌ی موش در حومه‌ی شهر، به چیزی دلالت می‌کند و در دفتر شرکت، به چیز دیگری. این مسائل درباره‌ی واژه‌ی استراتژی نیز صادق هستند. حالا توضیح می‌دهیم که اصطلاحات «استراتژی کسب‌وکار» و «استراتژی جنگی» هر دو از واژه‌ی استراتژی استفاده می‌کنند؛ ولی به مفهومی یکسان اشاره نمی‌کنند.

۲. بین این دو اصطلاح ارتباط تاریخی وجود ندارد: به‌عبارتِ‌دیگر، «استراتژی کسب‌وکار» با خط تاریخی به «استراتژی جنگی» متصل نمی‌شود. استراتژی کسب‌وکار تاریخچه‌ی خاص و حدودا ۱۵۰ ساله‌ای دارد که دانشکده‌های کسب‌وکار هاروارد و وارتون، شرکت‌های مشاوره‌ای مک‌کینزی و BCG، مدیران عامل شرکت‌های بزرگی مانند دوپون و جنرال موتورز و بنیادهایی مانند کارنگی و فورد و راکفلر آن را شکل‌ داده‌اند. نکته‌ی جالب این است که تا قبل از دهه‌ی ۱۹۶۰، واژه‌ی استراتژی اصلا در دنیای کسب‌وکار استفاده نمی‌شد و تا پیش از دهه‌ی ۱۹۷۰ نیز هنوز رایج نبود.دانشگاه هاروارد دوره‌های خود را به‌نام «سیاست تجاری / کسب‌وکار» برگزار می‌کرد و اولین ژورنال دانشگاهی این حوضه نیز «برنامه‌ریزی بلندمدت» نام داشت که هنوز هم به همین اسم منتشر می‌شود. مدت‌ها بعد، اصطلاح استراتژی به عرصه‌های دانشگاهی وارد شد و این رشته تا سال ۱۹۷۹، هنوز به‌نام «استراتژی» نام‌گذاری نشده بود.

Strategy Myth : Strategy Is About War

۳. کسب‌وکار به‌ندرت پیرامون جنگ توسعه می‌یابد: باوجوداینکه غالبا می‌شنویم در دنیای کسب‌وکار باید در جنگ رقابت زنده ماند، رقابت فقط بخشی از ماجرا است. بله، نبرد بین کوکاکولا و پپسی یا رایان‌ایر و ایزی‌جت یا اپل وسامسونگ ممکن است به جنگ شباهت داشته باشد. به‌یادآوردن و تجزیه‌وتحلیل این رقابت‌ها همیشه هیجان‌انگیز است؛ ولی برای اکثر سازمان‌های سراسر جهان کسب‌وکار به‌معنای «جنگ» یا «نابودکردن رقبا» نیست. سازمان‌های امروزی با هدف بقا و ایجاد ارزش‌افزوده‌ی متمایز برای مشتریان در محیط پرمسئله فعالیت می‌کنند.

۴. سازمان‌ها به رقیبان خود وابسته هستند: در جنگ، هدف نهایی استراتژی نابودکردن قدرت مبارزه‌ی دشمن است. فون‌کلاوزویتس در کتاب خود استدلال می‌کند «جنگ عملی خشونت‌آمیز درحداعلی است»؛ اما برخلاف جنگ برای اینکه سازمان موفقی داشته باشید، عموما نباید دیگران را شکست دهید. اغلب اوقات حتی به رقیبان قوی نیاز دارید؛ زیرا سازمان شما به‌دلایل مختلف سازمان‌های رقیب وابسته است. به‌عنوان‌ مثال، برای اینکه به جایگاهی بالاتر از آن‌ها در بازار برسید، مشتریان را جذب کنید و منابع را باهم شریک شوید یا پیش از هر چیز در وهله‌ی اول، بازاری را خلق و حفظ کنید. به‌همین‌دلیل، مراکز خرید وجود دارند یا مناطقی نظیر سیلیکون‌ولی به‌شهرت می‌رسند یا نمایندگان سازمان‌های رقیب در انجمن‌های صنعتی گردهم می‌آیند.

Strategy Myth : Strategy Is About War

۵. استراتژی نظامی عمدتا درباره‌ی جنگ نیست: البته، استراتژی نظامی جنگ را نیز شامل می‌شود؛ ولی جنگ را اولویت اول و برتر نمی‌داند. هدف اصلی استراتژی نظامی اجتناب از جنگ و ایجاد و حفظ صلح است. دوباره به یکی از نقل‌قول‌های فون‌کلاوزویتس رجوع می‌کنیم: «سیاست با ابزارهای متفاوت». استراتژی با سیاست آغاز می‌شود و تنها در موارد استثنائی به جنگ منجر می‌شود. بنابراین، حتی اگر استراتژی نظامی را به‌عنوان نقطه‌ی آغازین استراتژی کسب‌وکار در نظر بگیریم، به‌طورضمنی خوب‌بودن جنگ را نمی‌پذیریم و حتی آن را استعاره‌ی مفیدی قلمداد نمی‌کنیم.

حرف پایانی

پس اگر استراتژی پیرامون جنگ شکل نمی‌گیرد، محور اصلی آن چیست؟ البته، پاسخ‌های متعدد و محتملی برای این پرسش وجود دارد و باید به یکی از صدها تعریف استراتژی نگاه کنیم تا ببینیم هیچ اتفاق آرایی دراین‌زمینه دیده نمی‌شود. اگر از نزدیک در موضوعات جنگ و تاریخچه‌ی استراتژی دقیق شویم، چه می‌بینیم؟ لارنس فریدمن در کتاب جامع و مشروح «تاریخ استراتژی»، تعریف دقیقی از استراتژی ارائه می‌دهد: «هنر خلق قدرت». در اینجا، قدرت نه به‌معنی اقتدار بر دیگران، بلکه به‌معنی توان بالقوه یا نیروی انجام کارها است؛ یعنی ما بتوانیم خودمان زندگی خودمان را اداره کنیم و دیگران این کار را به‌جای ما انجام ندهند. به‌نظر می‌رسد محور اصلی استراتژی همین تعریف است.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:19 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

به‌دلیل خراب‌کاری‌های احمقانه‌ی رقبا در بازاریابی یکدیگر و رقابت بی‌معنی بین شرکت‌های فناوری بر سر اولین‌بودن درزمینه‌ی 5G، راه‌اندازی نسل پنجم شبکه‌ی ارتباطات بی‌سیم در آمریکا و فراگیرسازی آن در این کشور به‌صورت برنامه‌هایی پراکنده در دست انجام است. باوجوداین، سرعت پیشرفت نسل جدید ارتباطات در بخش دیگری از دنیا هم‌گام با وعده‌های داده‌شده پیش می‌رود و منطقه‌ی اقیانوس اطلس در‌حال قرار‌گرفتن زیرپوشش این فناوری است؛ به‌طوری‌که حتی گله‌های گاو در انگلستان هم از این مزیت بهره‌مند شده‌اند.

به‌گزارش رویترز، سیسکو (Cisco) مشغول آزمایش زیرساخت‌های لازم برای عرضه‌ی جهانی 5G است که در صنایعی کاربرد دارد که به‌طور سنّتی آن‌ها را صنعتی نمی‌دانند؛ ولی درعین‌حال، به سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای پیشرفته‌ای وابسته هستند که روزبه‌روز به پیچیدگی آن‌ها اضافه می‌شود. کشاورزی نیز ازجمله‌ی این صنایع است.

کشاورزان با استفاده از قلاده‌های 5G می‌توانند هر زمانی بدون لمس فیزیکی حیوانات را معاینه کنند

درهمین‌زمینه، سیسکو این فناوری را در سه محیط روستایی امتحان و ارزیابی و امکان دسترسی کشاورزان این مناطق را به تجهیزات نظارتی متصل به 5G فراهم کرده است. قلاده‌های گردن و نیز برچسب‌های هوشمندی که روی گوش نصب می‌شوند، داده‌های بیومتریک را به ناظران منتقل می‌کنند تا آن‌ها بتوانند گله را از مسافت دور رصد کنند.

یکی از سه سایتی که در این طرح آزمایشی شرکت کرده‌اند، مرکز نوآوری‌های دقیق مهندسی کشاورزی یا مرکز Agri-EPI در شهر شپتون مالت، شهری کوچک در جنوب‌غربی انگلستان است که با بودجه‌ی دولتی اداره می‌شود. حدود یک‌سوم از ۱۸۰ رأس گاو این مزرعه به قلاده‌ها و برچسب‌های 5G مجهز هستند.

این موضوع زمانی اهمیت می‌یابد که از گستردگی این مزارع مطلع باشید. مزارع مذکور محیطی بسیار بزرگ و گسترده‌ای دارند و گاوها بیشتر وقت‌ها، درحال رفت‌و‌آمد بین چراگاه‌ها و مزرعه‌ها هستند تا کشاورزان بتوانند آن‌ها را راحت‌تر بدوشند یا معاینه کنند. سیسکو می‌گوید کشاورزان با استفاده از قلاده‌های 5G می‌توانند حیوانات را در هر وقت و بدون هیچ لمس فیزیکی معاینه کنند.

علاوه‌براین، قلاده‌های هوشمند 5G با برقراری ارتباط بی‌سیم با سیستم شیردوشی رباتیک به خودکارسازی فرایند شیردوشی گاوها کمک می‌کنند. در این روند، گاوها به میل و رغبت خود به ایستگاه نزدیک می‌شوند و پس از تشخیص هویت، از میان گیت‌های بازرسی عبور می‌کنند و درکنار ربات متوقف می‌شوند. همه‌ی این کارها بدون دخالت انسان انجام می‌شود.

آینده‌ای که در ارتباطات بی‌سیم انتظار آن را می‌کشیم، آينده‌ای شگفت‌انگیز و پر از رویدادهای باورنکردنی خواهد بود و کشاورزان پیش از دیگران به این آینده گام نهاده است؛ چراکه اگر آن‌ها و محصولات آن‌ها نباشند، انسان‌ها همگی از گرسنگی خواهند مرد.

نیک کرایسوس، یکی از مدیران سیسکو، در یکی از عجیب‌و‌غریب‌ترین اظهارنظرهای شنیده‌شده از مدیران سیسکو به رویترز گفت:

می‌توانیم تک‌تک گاوها را به این شبکه و همه‌ی حیوانات این مزرعه را به نسل پنجم شبکه‌ی ارتباطات بی‌سیم متصل کنیم. فناوری 5G به رهاسازی قدرتی کمک می‌کند که در این مزرعه یا هر جای دیگری در انگلستان و این جهان نهفته است. این همان کاری است که این فناوری می‌تواند برای کشاورزی انجام دهد.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:18 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بدن انسان برای فعالیت در وضعیت ریزگرانش (محیط‌‌هایی با میزان گرانش ضعیف‌‌تر) یا تحمل تشعشعات فضایی تکامل پیدا نکرده است. ازاین‌رو، وقتی اسکات کِلی، فضانورد ناسا، حدود یک سال از عمرش را در مأموریت سال ۲۰۱۵ در ایستگاه فضایی بین‌المللی سپری کرد، بدن او فشارهای فراوانی تحمل کرد. در‌مقایسه‌‌با وضعیت برادر دوقلویش، مایعات موجود در سر و بخش فوقانی بدن اسکات متورم و کدهای زنتیکی خاصی در او فعال شدند و سیستم دفاعی او دچار فعالیت بیش‌‌ازاندازه‌‌ای شد. مارک کِلی نیز در فعالیت‌‌های فضایی شرکت کرد؛ اما در این مأموریت بلندمدت، وی روی زمین سکونت داشت. این درحالی بود که برادرش، اسکات، در این مدت دچار کاهش وزن، ناپایداری در ژنوم، تورم در رگ‌های خونی، تغییرشکل چشم، تغییر سوخت‌وساز و التهاب در میکروبیوم بدن خود شد. وی حتی تغییری عجیب در افزایش طول تلومر کروموزم‌‌های خود نیز تجربه کرد که البته پس از بازگشت به زمین، دوباره به وضعیت عادی بازگشت.

در پژوهش روی بدن این دوقلوهای همسان، ۱۲ دانشگاه و ۸۴ پژوهشگر مشارکت کردند تا تغییرات دقیق بدن این دو را دنبال کنند. با اینکه این تحقیقات ازلحاظ مقیاس بسیار محدود بوده است، امید می‌‌رود نتایج حاصل از آن برای تحقیقات آتی دانشمندان روی مأموریت طولانی‌‌تر به‌‌ مقصد ماه و مریخ مؤثر واقع شود.

NASA twin astronauts

اسکات کلی در‌حال‌آزمایش تست تشخیصی روی یکی از باتری‌‌های موجود در ایستگاه بین‌‌المللی فضایی

از سال ۱۹۹۶، همواره علاقه‌‌ی فراوانی برای مطالعه‌‌ی اثرهای سفرهای فضایی روی دوقلوهای فضانورد وجود داشت و این مأموریت یک‌ساله‌‌ی اسکات به‌‌همراه میخائیل کورنیکو، فضانورد روسی، موقعیت ایده‌‌آلی برای انجام چنین مطالعه‌‌ای محسوب می‌‌شد.

این مباحث به شکل‌‌گیری مطالعه‌‌ای گسترده روی دوقلوها منجر شد که نتایج کامل آن اولین‌بار و به‌‌دنبال انتشار نتایج اولیه در سال‌‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸، هم‌‌اکنون دراختیار عموم قرار گرفته است. این مجموعه‌ی جدید از اطلاعات با استفاده از آزمایش‌هایی فشرده و دقیق روی مدار و در سطح زمین (حتی تا چندین ماه پس از فرود اسکات) شکل گرفته است. به‌‌گفته‌‌ی پژوهشگران، این مطالعه یکی از مطالعات عمیق‌‌ بیوشیمیایی درزمینه‌ی بدن فضانوردان بوده است.

تغییرات ژنتیکی

یکی از تغییرات جالب‌‌ مدنظر پژوهشگران، تغییرات ژنتیکی دیده‌‌شده در بدن این فضانورد است. برای روشن‌شدن موضوع باید گفت این تغییرات در خود DNA نبوده؛ بلکه تنها به‌صورت فعال‌‌سازی ژن‌هایی نمایان شده که در واکنش به وضعیت محیطی، پروتئین‌‌هایی خاص تولید می‌‌کرده‌‌اند. شایان ذکر است پژوهشگران ژنوم اسکات را با ژنوم مارک مقایسه نکرده‌‌اند؛ بلکه فقط تغییرات ژنوم اسکات را در سفر فضایی‌‌اش با تغییرات ژنوم برادرش در مدت حضور روی زمین مقایسه کرده‌اند. کریستوفر میسون، متخصص ژنتیک در مرکز پزشکی ویل کورنل در نیویورک می‌‌گوید:

به‌‌محض اینکه [اسکات] وارد فضا شد، برخی تغییرات در مقیاسی بزرگ در بیش از ۱,۰۰۰ ژن وی آغاز شد که درواقع، فعالانه در‌حال‌تغییر بودند. بنابراین، به‌‌وضوح بدن و سلول‌های آن در‌حال‌تطبیق خود با وضعیت موجود بودند.

او اضافه کرد:

نوعی غنی‌‌سازی در انواعی از ژن‌ها را شاهد بودیم که ضمن فعال‌‌سازی واکنش DNA دربرابر آسیب‌‌ها، تعمیر DNA و نیز تنظیم طول تلومر آن را نیز فعال کردند. همچنین، به‌‌طور چشمگیری بیشتر مجموعه‌ژن‌‌های فعال‌‌شده در تنظیم سیستم ایمنی بدن شرکت داشتند که این امر نشان می‌داد سیستم ایمنی تقریبا در حالت آماده‌باش کامل بوده تا بتواند شرایط محیط جدید را درک کند.

میسون حتی افزود در نیمه‌‌ی دوم مأموریت اسکات، تعداد ژن‌های بیشتری در او تغییر سطح فعالیت خود تا ۶ برابر میزان ثبت‌‌شده در نیمه‌‌ی اول مأموریت را شروع کرده‌‌اند.

NASA twin astronauts

با نگاه دقیق‌‌تر به تغییرات ساختار فیزیکی DNA این دو فرد، پژوهشگران دریافتند هر دو نفر سطح مشابهی از تغییرات را در ساختار فیزیکی DNA خود شاهد بوده‌اند. عجیب آنکه پژوهشگران حتی اظهار کرده‌اند درحقیقت، مارک سطوح بالاتری از این تغییرات را ثبت کرده که ممکن است علت آن در عوامل دخیل در سبک زندگی آشفته‌‌تر ما روی زمین (نظیر مسافرت، تغییر محیط و تغییرات غذا و نوشیدنی) نهفته باشد.

اندرو فینبرگ، مدیر مرکز مطالعات اپی‌‌ژنتیک در دانشگاه جان‌هاپکینز و از نویسندگان این مطالعه می‌‌گوید:

بااین‌‌حال، شدت تغییرات رخ‌‌داده در برخی ژن‌‌های منحصربه‌‌فرد در اسکات، با تحولاتی که خودش در‌حال‌تجربه‌‌ی آن‌‌ها بوده، بسیار سازگار بوده است؛ تحولاتی که با تغییرات در طول تلمور، التهاب، پاسخ ایمنی و فعالیت استخوان‌ها در ارتباط بودند.

یکی از نکات عجیبی که پژوهشگران موفق شدند آن را ثبت کنند، افزایش طول در کلاهک‌‌های حفاظتی کروموزوم‌‌ها یا همان تلمورها بودند که البته پس از بازگشت فضانورد به زمین، دوباره به طول عادی خود بازگشتند و حتی اندکی کوتاه‌‌تر هم شدند. سوزان بیلی، پژوهشگر دانشگاه ایالتی کلرادو و از نویسندگان همکار در این مطالعه، دراین‌باره می‌‌گوید:

تلمورها درواقع دنباله‌‌های کروموزوم هستند که در حین افزایش سن، کوتاه‌‌تر می‌‌شوند. آن‌ها می‌توانند به‌‌عنوان معیاری برای تسریع فرایند پیری یا برخی از خطرهای متوجه سلامتی نظیر بیماری‌های قلبی عروقی یا سرطان در نظر گرفته شوند. بنابراین، بر این تصور بودیم که انواع تنش‌های منحصر‌‌به‌‌فرد و نیز قرارگیری درمعرض ریزگرانش و تشعشعات شدید فضایی می‌‌تواند فرایند کاهش طول تلمورها را در فرد تسریع کند.

بیلی می‌‌گوید برای اینکه علت افزایش غیرمعمول طول تلمورها در حین مأموریت و نیز کاهش غیرمنتظره‌‌ی طول آن‌‌ها طی دو روز پس از بازگشت به زمین را دریابد، به مطالعه‌‌ی نتایج پژوهش‌‌های دیگران، ازجمله تحقیقات روی «بیان ژنی» و دیگر تغییرات فیزیولوژیکی روی آورده است. بااین‌حال، او هشدار می‌‌دهد:

گمان نمی‌کنم کشیدگی طول این تلمورها واقعا ارتباطی با آغاز فرایند جوان‌‌سازی داشته باشد و مردم نباید انتظار داشته باشند به‌‌‌دلیل زندگی در فضا می‌‌توانند بیشتری عمر کنند.

درواقع، باید گفت کاهش میانگین طول این تلمورها پس از مأموریت، می‌‌تواند نشانه‌‌ای از خطر ابتلا به بیماری‌‌های مرتبط‌ با پیری در فضانوردان باشد.

همچنین، پژوهشگران می‌‌گویند برخی از آسیب‌‌های مرتبط با DNA نظیر بازآرایش کروموزومی و پاسخ ترمیم DNA می‌‌تواند ناشی از حجم تشعشات دریافتی بدن اسکات در ایستگاه فضایی بین‌‌المللی باشد. این تشعشعات در سفرهای دورتر به مقصد ماه و مریخ می‌‌تواند به ۸ برابر سطح مشاهده‌‌شده در ایستگاه بین‌‌المللی نیز برسد.

NASA twin astronauts

اسکات و مارک کِلی در رویداد خبری در سال ۲۰۱۵. این تصویر پیش از آغاز مأموریت تقریبا یک‌‌ساله‌‌ی اسکات در ایستگاه فضایی بین‌المللی ثبت شد

بازگشت به قبل

پژوهشگران دریافتند بسیاری از تأثیراتی که اسکات در مأموریت فضایی‌اش تجربه کرده‌ بود (شامل ۹۱.۳ درصد از تغییرات دیده‌‌شده در سطح فعالیت ژن‌ها)، بعد از ۶ ماه پس از بازگشت به زمین، به حالت عادی برگشته‌‌اند.

نسبت جمعیتی در میکروبیوم موجود در روده‌‌های اسکات در مأموریت دستخوش تغییر شد؛ ولی پس از بازگشت، به سطح عادی خود بازگشت. همچنین، تنوع زیستی این میکروبیوم در طول سفر دست‌‌نخورده باقی ماند. به‌‌گفته‌‌ی خودِ اسکات، وی پس از ۸ ماه اقامت در زمین، توانسته دوباره به شرایط کاملا عادی سابقش بازگردد. وی می‌گوید:

به‌‌‌‌شخصه احساس می‌‌کنم مدت حضورم در فضا ارتباط کاملا نزدیکی با مدت درگیری با عوارض این مأموریت در سطح زمین داشته است. مدت مأموریت‌‌های من از ۷ روز به ۱۵۹ و سپس، به ۳۴۰ روز رسید. شگفت‌‌انگیز آنکه با دوبرابرشدن مدت مأموریت من در فضا، میزان ناخوشی من پس از این مأموریت نیز به دوبرابر دفعه‌ی قبل رسید.

اسکات می‌‌گوید باوجوداین، بزرگ‌ترین مشکل او پس از پرواز ممکن است مشکلات روان‌شناختی باشد. او توضیح می‌‌دهد:

شما این وضعیت را زمانی تجربه کنید که برای مدتی طولانی در محیط بسیار کنترل‌شده مجبور به زندگی باشید و سپس، ناگهان دیگر چنین شرایطی وجود نداشته باشد. برای من بازگشتن به روال عادی زندگی نه صرفا شرایط فیزیکی چیزی حدود ۸ ماه زمان برد.

آینده‌‌ی پیش‌‌ رو

البته، مسافران احتمالی آینده نیز مجبور خواهند بود با تأثیرات به‌‌مراتب طولانی‌تر و ماندگارتری مقابله کنند. این تغییرات می‌‌تواند از عوارض آسیب‌‌های احتمالی به DNA به‌‌‌دلیل وجود تشعشعات، تغییرات در حجم مایعات بدن به‌‌‌دلیل ریزگرانش و نیز افزایش ضخامت عروق خونی مغز و بیماری‌‌های قلبی باشد. همین تغییرات در حجم مایعات به برخی تغییرات در شکل چشم و مشکلاتی دیگر منجر شد که به سلامت بینایی اسکات آسیب زد. پژوهشگران همچنان به‌‌دنبال ژن‌‌هایی هستند که مانند فعال‌‌سازی ترمیم‌‌های DNA حین مأموریت‌‌های فضایی دچار تغییراتی در فعال‌‌سازی می‌‌شوند.

بسیاری از تغییرات رخ‌داده در بدن فضانوردان با بازگشت به زمین به حالت قبل بازمی‌گردد

همچنین براساس این گزارش، اسکات تا ۶ ماه پس از بازگشت به زمین، دچار نوعی افت در سرعت شناختی و دقت شده بود و همچنان نیز با خطرهایی نظیر خطر بیماری‌‌های قلبی و سرطان به‌‌علت تغییر درطول تلمورها مواجه است.

پژوهشگران امیدوارند با پیشرفت‌های اخیر در فناوری‌‌هایی نظیر رصد توالی DNA فضانوردان و روش‌‌های تازه در آنالیز اپی‌‌ژنتیک، بتوانند مطالعات بیشتری روی مسافران فضایی طی مأموریت‌‌های بلند‌‌مدت‌‌تر انجام دهند.

بیل پالوسکی، مدیربرنامه‌‌ی تحقیقات انسانی ناسا، در بیانیه‌‌ای اظهار امیدواری کرده که بتواند این برنامه‌‌های مطالعاتی را برای سال‌‌ها در ایستگاه فضایی بین‌‌المللی در خلال برنامه‌‌های مأموریتی یک‌‌ساله‌‌ی دیگری همچنان ادامه دهد که در دست اقدام است. از دیدگاه اسکات، نتایج این مطالعه امیدوارکننده هستند و درمجموع، می‌‌توان گفت عملا مانع بیوشیمیایی مهمی بر سر راه مأموریت بشر به مریخ به‌‌چشم نمی‌‌خورد.

اسکات می‌‌گوید براساس تجربه‌‌ی شخصی خود تصور می‌‌کند مقیاس‌ زمانی موردنیاز برای سفر به مریخ برای فضانوردان چندان مشکل‌‌ساز نخواهد بود؛ اما برای پروازهای طولانی‌‌تر، به‌‌کارگیری برخی فناوری‌‌های جدید ممکن است ضروری به‌‌نظر برسد. او می‌‌افزاید:

فکر می‌کنم وقتی قرار باشد سفرهای فضایی چندین‌ساله را در فضا در نظر بگیریم، احتمالا باید گزینه‌‌هایی نظیر ایجاد گرانش مصنوعی را به‌‌منظور مقابله‌‌ با آثار منفی زندگی در این موقعیت مدنظر قرار دهیم. درغیر این‌صورت، با شرایطی مواجه خواهیم شد که در آن، افراد به‌‌درستی نخواهند توانست مأموریت‌‌های خود را در اقمار مشتری و زحل به‌‌پایان ببرند یا اینکه می‌بینیم بعد از گذراندن ۱۰ سال در فضا، افراد درحالی به زمین بازمی‌‌گردند که کاملا از کار افتاده‌‌اند. بااین‌حال به‌گمان من، هنوز برای نگرانی درباره‌ی چنین مسائلی بسیار زود است.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:17 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اوضاع یخچال‌های طبیعی زمین مساعد نیست. معمولا وقتی به تغییرات اقلیمی و ذوب‌شدن یخ‌ها می‌رسیم، اغلب درباره‌ی مناطق قطبی فکر می‌کنیم؛ اما آن‌ها تنها ساختارهای یخی مهم نیستند و تنها یخ‌هایی هم نیستند که دراثر تغییرات اقلیمی آب می‌شوند. نتایج پژوهشی که به‌تازگی منتشر شده، نشان می‌دهد که از سال ۱۹۶۱ تاکنون، یخچال‌های طبیعی زمین چیزی درحدود ۹,۰۰۰ گیگاتن از یخ‌های خود را از دست داده‌اند. این مقدار معادل بیش از ۹ تریلیون تن است و پیامد آن ۲۷ میلی‌متر افزایش در سطح دریا بوده است.

گروهی از پژوهشگران بین‌المللی با هدایت دانشمندانی از دانشگاه زوریخ، مطالعه‌ی یادشده را انجام داده‌اند. آن‌ها از اندازه‌گیری‌های یخچالی زمینی و ماهواره‌ای ۵۰ سال اخیر استفاده کرده‌اند. ۱۹ منطقه‌ی یخچالی، ازجمله آلاسکا و گرینلند و آند، در این مطالعه بررسی شدند.

میزان ذوب یخچال های طبیعی جهانبخش اصلی این پژوهش بخش مبتکر تغییرات اقلیمی (CCI) آژانس فضایی اروپا (ESA) است. این برنامه داده‌های مهم تغییرات اقلیمی را جمع‌آوری و سازمان‌دهی و آرشیو می‌کند و آن را دراختیار پژوهشگران قرار می‌دهد. CCI برنامه‌ای برای نظارت بر یخچال‌های طبیعی دارد و اطلاعات مربوط‌به تغییر در توده‌های یخ را از هزاران یخچال سرتاسر جهان دراختیار پژوهشگران قرار می‌دهد. فرانک پائول از گروه جغرافیای دانشگاه زوریخ گفت:

برای انجام محاسبات دقیق در مناطق مدنظر به اطلاعات مرتبط با یخچال‌های طبیعی نیاز است. تاکنون، این اطلاعات عمدتا از ماهواره‌های لندست آمریکا به‌دست می‌آمد و داده‌های آن‌ها طی توافق‌نامه‌ای به‌دست کاربران اروپایی می‌رسید. در آینده، مأموریت Copernicus Sentinel-2 به‌طور خاص، در نظارت دقیق تغییرات یخچال‌ها مشارکت خواهد کرد.

پژوهشگران از این اطلاعات برای ایجاد مدل‌های دیجیتالی ارتفاع (DEMs) استفاده می‌کنند؛ کاری که حاصل آن توپوگرافی دقیق منطقه بود. تمام این داده‌ها با اطلاعات مربوط‌به پایگاه جامع یخچال ترکیب شد که به‌وسیله‌ی سرویس نظارت بر یخچال‌های طبیعی جهان فراهم می‌شود. از این داده‌ها، برای بازسازی تغییرات در ضخامت یخ بیش از ۱۹,۰۰۰ یخچال در سرتاسر جهان استفاده شد و نتیجه‌ی آن رسیدن به عدد ۹ تریلیون تن بود.

یخچالی در گرینلند

یخچال نوردنسکیولد در گرینلند

مایکل زمپ از گروه جغرافیای دانشگاه زوریخ گفت:

اکنون می‌توانیم اطلاعات واضحی درباره‌ی این موضوع فراهم کنیم که در هر منطقه چه مقدار از یخچال‌ها از بین رفته است؛ اما این امر نیز مهم است که اشاره کنیم سرعت کاهش در ۳۰ سال گذشته رشد چشمگیری کرده است. در‌حال‌حاضر و درمجموع، ۳۳۵ میلیارد تن یخ را در سال از دست می‌دهیم که حاصل آن یک میلی‌متر افزایش در سطح دریا است. به‌عبارتِ‌دیگر، هرسال حدود سه‌برابر حجم تمام یخی را از دست می‌دهیم که در کوه‌های آلپ اروپا وجود دارد و این امر در ۳۰ درصد از میزان فعلی افزایش در سطح دریا نقش ایفا می‌کند.

یخچال‌های طبیعی به‌همراه کلاهک‌های یخ، بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در جهان هستند؛ اما این یخچال‌ها هستند که آب خود را برای جوامع بشری آزاد می‌کنند. کاهش یخچال‌ها به‌معنای آب کمتر برای انسان‌ها و آبیاری و تولید انرژی برق‌آبی است و البته، بر حیات‌وحش نیز تأثیر می‌گذارد. همه‌ی این‌ها بدان معنا است که باید برای آینده به‌خوبی برنامه‌ریزی‌ کنیم. این همان چیزی است که قرار است این داده‌ها به آن کمک کنند. تنها با استفاده از داده‌های دقیق و بلندمدت است که می‌توانیم برای تغییرات اقلیمی برنامه‌ریزی کنیم. ما باید به‌خوبی از اطلاعات حاصل از مأموریت‌های مختلف استفاده کنیم. داده‌های آن‌ها به ما این امکان را می‌دهد که دیدگاه اقلیمی محکمی ایجاد کنیم و بتوانیم نوسانات منطقه‌ای و سالیانه‌ی یخچال‌های طبیعی و دیگر بخش‌های یخ‌کره، مانند پوشش برفی و یخ دریا و صفحات یخی را نشان دهیم. باتوجه‌به پیامدهای اجتماعی‌اقتصادی مهم حاصل از تغییر در پوشش یخچال‌ها، سرنوشت یخچال‌ها در اقلیم آینده موضوعی است که ESA به‌جدیت آن را دنبال می‌کند.

یخچال اوپسالادر آرژانتین

یخچال اوپسالا در آرژانتین طی ۱۵ سال بیش از ۳ کیلومتر عقب‌نشینی کرده است

یادداشتی شخصی

عجیب است که در دنیای امروز، هنوز برخی افراد به موضوع تغییرات اقلیمی مشکوک هستند. شواهد بی‌شماری وجود دارد که این موضوع را تأیید می‌کند. گاهی نیز شواهد علمی نیستند؛ بلکه شخصی هستند. ایوان گاه، نویسنده‌ی وب‌سایت یونیورس تودِی (Universe Today)، درباره‌ی تجربه‌ی شخصی‌اش این‌چنین می‌گوید:

در شهری در کانادا که ۵۲ سال در آن زندگی کرده‌ام، یخچالی طبیعی وجود دارد. این یخچال در ارتفاع کوه‌ها قرار گرفته و هر کسی به آن نگاه کند، می‌تواند آن را ببیند. این یخچال حتی مقصدی برای کوهنوردان است.

سابقه‌ی کامل عکاسی از روند عقب‌نشینی این یخچال در دهه‌های اخیر وجود دارد. شرط می‌بندم هرکسی که اینجا زندگی می‌کند یا تا به‌حال اینجا را دیده است، تصاویری از آن گرفته است. این، چشم‌اندازی خیره‌کننده است؛ اما همان‌طورکه تابستان‌های گرم‌تر و خشک‌تر را تجربه می‌کنیم و نیز دود حاصل از آتش‌سوزی جنگل‌های دور هفته‌ها در این منطقه تجمع می‌یابد، می‌توانیم عقب‌نشینی یخچال را ببینیم. تعجب می‌کنم چه موقع می‌خواهیم به‌عنوان یک جامعه موضوع تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم.

این فقط منظره‌ی زیبای طبیعی نیست. یخچال بخشی از حوضه‌ی آبخیز ما است که برای کل تابستان آبی را آزاد می‌کند که حیات جامعه‌ی ما بدان وابسته است. همچنین، این یخچال سیستم‌های انرژی برق‌آبی ما را تغذیه می‌کند و موجب بقای جمعیت‌های ماهی سالمون در رودخانه‌های محلی می‌شود. یخچال‌ها در تمام مناطق جهان، به‌ویژه در برخی از پرجمعیت‌ترین مناطق جهان، این نقش‌ها را ایفا می‌کنند. جوامع ما بدون آن‌ها چه خواهد کرد؟



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:16 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

دهم آوریل، نخستین تصویر از افق رویداد سیاه‌چاله‌ای غول‌آسا در مرکز کهکشان M87 رونمایی شد. M87 کهکشان عظیم و بیضی‌شکل است که در فاصله‌ی ۵۵ میلیون سال نوری از زمین قرار گرفته است. افق رویدادسیاه‌چاله نقطه‌ی مشهور بدون بازگشتی است که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. این عکس گواه محکمی بر نظریه‌ی نسبیت عام اینشتین است که گرانش را نتیجه‌ی خمیدگی فضا زمان می‌دانست. عکس‌های آینده می‌توانند به درک عملکرد سیاه‌چاله‌ها کمک کنند و نقش سیاه‌چاله‌های غول‌آسا، ازجمله سیاه‌چاله‌ی کهکشان M87 را در تکامل کهکشان میزبان خود نشان دهند.

باوجوداین، این به‌معنی پایان پروژه نیست. به‌گفته‌ی شفرد دلمن، رئیس EHT از مرکز اخترفیزیک هاروارداسمیتسونین، می‌توان وضوح تصاویر موجود را با الگوریتم‌های موجود افزایش داد. از طرفی در طی کمپین رصد یک‌هفته‌ای آوریل‌۲۰۱۷، نتایج جدیدی به‌دست آمد. پژوهشگران در این برنامه سیاه‌چاله‌ی غول‌آسای قلبکهکشان راه‌شیری را بررسی کردند. این سیاه‌چاله که با نام ساگیتاریوس A* شناخته می‌شود، جرمی ۴.۳ میلیارد برابری در‌مقایسه‌با خورشید دارد و در فاصله‌ی ۲۶,۰۰۰ سال نوری از زمین قرار گرفته است.

ساگیتاریوس A* درمقایسه‌با سیاه‌چاله‌ی M87 تغییرات بیشتری کرده؛ بنابراین، عکس گرفتن از آن دشوارتر است؛ اما تیم پژوهشی به عکاسی از افق رویداد ساگیتاریوس A* هم امیدوار است.

سیاهچاله M87

تلسکوپ ایونت هرایزن آرایه‌ای متشکل از هشت تلسکوپ رادیویی زمینی موفق شده از سیاه‌چاله‌ای غول‌آسا در مرکز کهکشان M87 عکاسی کند؛ اما هنوز کار پژوهشگران این پروژه به‌پایان نرسیده است

از طرف دیگر، پروژه‌ی EHT سال گذشته به مدت یک هفته دو سیاه‌چاله‌ی غول‌آسای دیگر را رصد کرد. EHT با یکپارچه‌سازی تلسکوپ‌های رادیویی در سراسر جهان، به تلسکوپی به وسعت زمین تبدیل شد. گفتنی است برای عکاسی از دو سیاه‌چاله در مقیاس کیهانی به چنین تلسکوپی نیاز است.

در برنامه‌ی پژوهشی سال ۲۰۱۷، ۸ بشقاب رادیویی در ۶ موقعیت جغرافیایی مختلف تلسکوپ عظیم EHT را تشکیل دادند. در ادامه‌ی پروژه، بشقاب رادیویی دیگری هم در گرینلند اضافه شد. اضافه‌شدن این بشقاب به‌شکل چشمگیری وسعت پوشش M87 را افزایش داد.

تیم پژوهشی از بشقاب رادیویی دیگری هم در آریزونای جنوبی استفاده کرد. به‌گفته‌ی دلمن، اضافه‌کردن این بشقاب ماهواره‌ای هم دقت و درستی عکس‌برداری را افزایش داد. تابه‌امروز، EHT، تنها در یک فرکانس (نور با طول‌موج ۱.۳ میلی‌متر) سیاه‌چاله‌ها را رصد کرده است؛ اما به‌زودی، این پروژه در فرکانس ۰.۸۷ میلی‌متر نیز سیاه‌چاله‌ها را رصد خواهد کرد. دلمن می‌گوید:

این پیشرفت مثل جهشی کوچک است؛ اما وضوح زاویه‌ای را به‌اندازه‌ی ۳۰ درصد بالا می‌برد. بنابراین، می‌توان در فرکانس‌های بالاتری به تصویرهایی با وضوح بهتر رسید.

در آینده‌ای نزدیک، امکان ثبت تصاویر بیشتر وجود خواهد داشت و در بازه‌ی طولانی‌تری بشقاب‌های رادیویی در فضا مستقر خواهند شد. دلمن در ادامه می‌گوید:

غلبه بر جهان کافی نیست و ما به‌دنبال تسخیر فضا هستیم. اگر بتوانیم تلسکوپی رادیویی در مدار زمین مستقر کنیم، عملکرد آن حتی سریع‌تر از آینه‌های مجازی خواهد بود.

EHT در فضا فراتر از انتظار عمل خواهد کرد و به‌گفته‌ی دلمن، حتی می‌توان به‌جای عکس، فیلم‌برداری کرد. هدف آن‌ها در یک دهه‌ی آینده فیلم‌برداری مستقیم از چرخش اجرام اطراف سیاه‌چاله است.

به‌عقیده‌ی دیمیتریوس سالتیس، پژوهشگر پروژه‌ی EHT از دانشگاه آریزونا، بزرگ‌ترین مانع توسعه‌ی زمینی «انتقال داده‌ها» است. هر بشقاب رادیویی EHT در هر پروژه‌ی رصد، داده‌های زیادی جمع‌آوری می‌کند و برای پردازش این داده‌ها باید هارددرایوها را به‌صورت فیزیکی از مقر تلسکوپ به تأسیسات پردازش مرکزی منتقل کرد؛ اما تیم بررسی چگونه می‌تواند داده‌ها را از فضا دریافت کند.

با استقرار بشقاب رادیویی در فضا می‌توان به‌صورت زنده از سیاه‌چاله فیلم‌برداری کرد

البته EHT، تنها پروژه‌ای نیست که درباره‌ی سیاه‌چاله‌ها مطالعه می‌کند. برای مثال، هدف فضاپیمای NusTAR ناسا (آرایه‌ی تلسکوپی طیف‌سنج هسته‌ای) شکار سیاه‌چاله‌های غول‌آسا در کل جهان و شناخت ویژگی‌های آن‌ها است.

LIGO (رصدخانه‌ی تداخل‌سنج لیزری امواج گرانشی) زمانی موفق شد نوسان‌های فضا را کشف کند که پیونددهندگانی مثل سیاه‌چاله‌های نسبتا کوچک به‌وجود می‌آیند. جرم این سیاه‌چاله‌ها، تنها چندهزار برابر جرم خورشید است. پروژه‌های آینده، ازجمله مأموریت آنتن فضایی تداخل‌سنجی لیزری سازمان فضایی اروپا که قرار است در اواسط دهه‌ی ۲۰۳۰ به فضا پرتاب شود، امواج گرانشی را بررسی خواهد کرد که پیونددهنگان سیاه‌چاله‌های غول‌آسا به‌وجود می‌آورند. آول لوئب، یکی از اعضای هیئت نجوم هاروارد، دراین‌باره می‌گوید:

روش‌های متعددی برای پژوهش‌های تکمیلی درباره‌ی سیاه‌چاله‌های غول‌آسا وجود دارد و هنوز رازهای زیادی کشف نشده که باید به آن‌ها پی ببریم.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:15 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

چه خواهد شد اگر مغز بتواند بیماری خود را تشخیص دهد؟ پژوهشگران درحال تلاش برای تولید ماده‌ای بوده‌اند که همانند مغز فکر کند و نسبت‌به نشانه‌های اولیه‌ی بیماری‌های عصبی نظیر پارکینسون حساسیت بیشتری داشته باشد. البته موضوع «فکر کردن» مسیری طولانی خواهد بود؛ اما پژوهشگران دانشگاه پوردو و آزمایشگاه ملی آرگون ماده‌ی جدیدی را مهندسی کرده‌اند که حداقل قادر به «شنیدن» است.

زبان میانجی این مکالمه، جریان‌های یونی هستند که به مغز کمک می‌کنند واکنش خاصی بروز دهد که برای عملکردی اساسی نظیر ارسال سیگنال برای تنفس لازم است. تشخیص یون‌ها به‌معنای تشخیص غلظت ملکولی است که شاخصی از سلامتی مغز نیز به‌شمار می‌رود.

 

در پژوهشی که در مجله‌ی Nature Communicationsمنتشر شده است، پژوهشگران قابلیت ماده‌ای کوانتومی را برای دریافت خودکار هیدروژن هنگام قرارگیری زیر برشی از مغز یک مدل حیوانی نشان دادند.

کوانتوم به این معنا است که آن ماده دارای خصوصیات الکترونیکی بوده و نمی‌تواند به‌وسیله‌ی فیزیک کلاسیک توضیح داده شود. این ویژگی‌ها همچنین موجب برتری خاص این مواد بر دیگر مواد مورد استفاده در الکترونیک نظیر سیلیکون می‌شود. در این مورد، خصوصیت منحصر‌به‌فرد ماده‌ی کوانتومی، الکترون‌های هم‌بسته‌ای هستند که موجب می‌شوند این ماده بی‌نهایت حساس و قابل‌تنظیم شود. هدف پژوهشگران این است که شکاف بین نحوه‌ی تفکر الکترونیک (که ازطریق الکترون‌ها انجام می‌شود) و نحوه‌ی تفکر مغز (که ازطریق یون‌ها انجام می‌شود)، برداشته شود. های‌تیان ژانگ، نویسنده‌ی اصلی این مقاله می‌گوید:

این ماده به ما کمک کرد تا پل بالقوه‌ای برای این کار پیدا کنیم.

پژوهشگران می‌گویند این مواد در بلندمدت ممکن است حتی توانایی دانلود را نیز به مغز افراد هدیه دهند. شریرام راماناتان، استاد مهندسی مواد که آزمایشگاه او متخصص توسعه‌ی فناوری‌های الهام‌گرفته از مغز است، می‌گوید:

تصور کنید که یک دستگاه الکترونیکی را در مغز قرار دهید، به‌صورتی که وقتی عملکرد طبیعی مغز رو به زوال برود، فرد باز هم بتواند خاطرات خود را از آن دستگاه بازیابی کند. ما می‌توانیم با اطمینان بگوییم که این ماده مسیری رو به‌سوی ساخت یک دستگاه محاسباتی است که خاطرات را ذخیره و منتقل خواهد داد.

مغز

پژوهشگران ماده‌ی کوانتومی روی دو مولکول زیستی آزمایش کردند: گلوکز، ماده‌ی قندی ضروری برای تولید انرژی و دوپامین، پیام‌رسان شیمیایی که موجب تنظیم حرکت، واکنش‌های عاطفی و حافظه می‌شود. از آنجایی که معمولا سطوح دوپامین در مغز پایین است و در مغز افراد مبتلا به پارکینسون کم‌تر نیز می‌شود، با روش‌های کنونی تشخیص این ماده‌ی شیمیایی در مغز بسیار دشوار است. اما تشخیص زودهنگام سطوح دوپامین به‌معنای درمان سریع‌تر بیماری است. الکساندر چوبیکن، استاد علوم زیستی در مؤسسه‌ی پوردو می‌گوید:

میزان حساسیت به دوپامین در این ماده‌ی کوانتومی نسبت‌به روش‌هایی که ما در حال حاضر در مدل‌های حیوانی استفاده می‌کنیم، تقریبا ۹ برابر بیشتر است.

حساسیت بالای این ماده‌ی کوانتومی ناشی از تعامل قوی بین الکترون‌های همبسته‌ی آن است. چیزی که پژوهشگران در ابتدای کار متوجه آن شدند، این بود که وقتی این ماده در تماس با ملکول‌های گلوکز قرار می‌گیرد، اکسیدها به‌طور خود‌به‌خود هیدروژن را با کمک یک آنزیم از گلوکز می‌گیرند. همین اتفاق درمورد دوپامین آزادشده از برش مغز موش نیز رخ داد. گرایش بالا نسبت‌به هیدروژن به این ماده اجازه می‌دهد اتم‌ها را بدون نیاز به هیچ منبع نیرویی و به‌خودی‌خود بیرون بکشد. راماناتان گفت:

این حقیقت که این ماده برای بیرون کشیدن هیدروژن نیاز به منبع انرژی ندارد، به این معنا است که می‌تواند الکترونیکی با انرژی کم و حساسیت بالا ایجاد کند. این ماده همچنین می‌تواند برای اکتشاف محیط‌های ناشناخته نیز استفاده شود.

پژوهشگران همچنین می‌گویند این ماده علاوه‌بر گلوکز و دوپامین می‌تواند اتم‌های طیفی از ملکول‌ها را حس کند. مرحله‌ی بعد این پژوهش، ایجاد روشی است که این ماده بتواند ازطریق آن با مغز تعامل برقرار کند.



تاريخ : یکشنبه 25 فروردین 1398 | 09:13 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اگر می‌خواهید رهبری بزرگ باشید، قطعاً باید ذهنیت دیجیتالی خود را توسعه دهید. این تنها راهی است که می‌توانید ازطریق آن به کسب‌وکار خود در حداکثر بهره‌برداری از فناوری‌های داده و اطلاعات در دستیابی به رشد و سودآوری کمک کنید. می‌پرسید چرا؟

این روزها فناوری‌های دیجیتال و رسانه در همه‌جا موجود است. ما از آن‌ها برای انجام وظایف، برقراری ارتباط، همکاری، حل مشکلات، اشتراک‌گذاری محتوا و ایجاد دانش استفاده می‌کنیم. این فناوری، ستون فقرات اجرای فعالیت‌ها به‌صورت اثربخش، کارآمد و انعطاف‌پذیر است.

هر شرکت نیازمند رهبرانی است که ظرفیت اینترنت اشیاء، رسانه‌های اجتماعی، کلان داده‌ها، هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل داده را درک می‌کنند. علاوه‌براین، یک رهبر مقتدر باید تمایل به ترکیب این فناوری‌های دیجیتال با هم را داشته باشد تا بتواند نتایج مطلوب را کسب کرده و ارزش پنهان آن‌ها را در درون شرکت‌هایشان آشکار کنند.

ضعف در مدیریت این فناوری موجب از دست‌رفتن فرصت‌ها و ریسک از دست‌دادن بازار می‌شود. برای این منظور ابزارهای ارزیابی ذهنیت دیجیتالی ایجاد شده که باید بخشی از هر برنامه استخدام یا ارتقاء مدیران باشد.

یک ذهنیت دیجیتال مناسب لزوماً تضمین‌کننده‌ی موفقیت نیست؛ بااین‌حال، موقعیت شما را به‌عنوان یک همیار عالی تثبیت می‌کند. به‌طور مشابه، هرگونه نقصی که ازطریق ارزیابی شناسایی شود، به فرد (و سازمان) در ایجاد یک برنامه‌ی توسعه کمک می‌کند تا نقاط ضعف را برطرف سازد.

به‌طورخاص، شما به‌دنبال این پنج ویژگی در رهبران خود هستید. ویژگی‌های زیر نشان می‌دهند که آیا فرد از ذهنیت دیجیتال «مناسب» برای ایجاد یک تفاوت در کسب‌وکار شما برخوردار است یا خیر.

دیجیتال

۱. کنجکاوی

چارچوب ذهنی دیجیتال نیازمند تفکری باز است. رهبران امروز نیاز به اشتیاق درک همه‌ی توانمندی‌های فراهم‌شده توسط فناوری دارند و باید بتوانند با هنر به‌کارگیری امکانات فناوری، انرژی خود را افزایش دهند. جیمز کر، نویسنده مقاله نقل می‌کند:

وقتی اولین‌بار به نیروی کار وارد شدم، یک مربی با ذهن کنجکاو داشتم که همیشه از ایده‌های جدید استقبال می‌کرد، در مورد فردی که آن ایده را ارائه می‌کرد، زود قضاوت نمی‌کرد. او همیشه از من می‌پرسید: «چگونه می‌توان از تکنولوژی برای بهترکردن این کار استفاده کرد؟

۲. پذیرش ابهامات

فناوری دیجیتال همواره در حال تکامل است. درنتیجه، عدم‌اطمینان و ابهام زیادی در این حوزه وجود دارد. رهبران امروز باید به‌راحتی در ناحیه‌ی خاکستری عمل کنند و به‌طور مداوم در روش‌های جدید استفاده از فناوری برای ارتقاء مشارکت کارکنان، رضایت مشتریان و به‌دست‌آوردن مزیت رقابتی پیش‌گام باشند.

استیو جابز در مناطق خاکستری بسیار راحت و خوب عمل می‌کرد. او برای خلق یک تلفن به‌ظاهر غیرمعمول که بتواند موسیقی پخش کند، عکس بگیرد و به اینترنت دسترسی پیدا کند، دیگر باید چه تلاشی می‌کرد؟

leader

۳. مهارت تکنولوژیک

نیازی نیست که رهبران در استفاده از فناوری پیش‌گام باشند، هرچند که داشتن خصیصه‌ی پیش‌گام‌بودن عالی خواهد بود؛ بااین‌حال، رهبران باید استفاده از تکنولوژی جدید را تمرین کرده و هیچ ترسی از به‌کارگیری تکنولوژی‌های ناآشنا نداشته باشند. این خصیصه بخش مهمی از رهبری در عصر دیجیتال است.

۴. مطلع از فناوری‌های دیجیتال

انتظار می‌رود که رهبران امروز به معماران در راه‌حل‌های جدید دیجیتالی برای کسب‌وکار خود کمک کنند؛ بنابراین آن‌ها باید از آنچه در دسترس است، آنچه فناوری ارائه می‌دهد و چگونگی استفاده از آن برای تحول کسب‌وکار آگاه باشند. این تنها راه برای رهبران است تا به‌طور فعال فناوری را در جریان کار روزانه‌ی خود ادغام کنند.

شما درحال حاضر با مشتریانی کار می‌کنید که ممکن است از لحاظ اطلاعات دیجیتالی مطلع‌ترین افرادی باشند که تابه‌حال ملاقات کرده‌اید. آن‌ها آخرین ابزارها و اپلیکیشن‌ها را در مشت خود دارند و می‌دانند چگونه از آن‌ها به بهترین نحو استفاده کنند. این خصیصه آن‌ها را به رهبرانی فوق‌‎العاده برای عصر دیجیتال تبدیل می‌کند.

به‌همین ترتیب، درک ارزش داده‌ها و نحوه‌ی ایجاد آن، کلید آزادکردن ظرفیت‌های کسب‌وکار است. ازطریق ترکیب تکنولوژی‌های دیجیتالی و بینش‌های اطلاعاتی جدید است که راه‌حل‌های بنیادی برای شرکت‌ها ایجاد می‌شود. امروز نیاز به شناخت دانش عملی برای انجام کار مورد نیاز در فردا است.

Incompetent Leader

۵. آینده‌نگری

یک رهبر با ذهنیت دیجیتال برتر دارای یک تمرکز خدشه‌ناپذیر بر آینده است. آن‌ها کسب رضایت مشتریان را در اولویت قرار داده و همیشه در حال فکرکردن به راه‌های بهتر برآورده‌کردن انتظارات آن‌ها ازطریق استفاده‌ی مناسب از تکنولوژی هستند.

جف بزوس آشکارا متمرکز بر آینده است. او همیشه روبه‌جلو عمل کرده و در حال شناسایی روش‌های جدید و جالب استفاده از تکنولوژی برای کسب رضایت کامل مشتری است. چشم‌انداز استارتاپ بلواوریجین، زندگی و کار کردن میلیون‌ها نفر از مردم در فضا است. این یعنی آینده‌نگری!

تمام این پنج ویژگی نشان‌دهنده‌ی پایه‌های ذهنیت «درست» دیجیتال برای اثربخش بودن در دنیای کسب‌وکار رقابتی امروز است. شما نیاز به شناسایی و توسعه رهبران نوآور، کارآفرین و منتقد دارید که تمایل دارند تا آینده را از طرف کسب‌وکار خود به جلو ببرند. آن‌ها با ترکیب و مهار فناوری‌های دیجیتال به روش‌های جدید و هیجان‌انگیز آینده را تعریف خواهند کرد.



تاريخ : شنبه 24 فروردین 1398 | 13:19 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

فریدا بلکمن، پروفسور فیزیک ریجی بروسل در بلژیک، برای زمان‌ها‌یی که Starcraft بازی می‌کند، یک صندلی به‌خصوص دارد. او می‌گوید:

این یک صندلی به‌خصوص است. من دوست‌ دارم که همه چیز خوب به‌نظر‌ برسد.

بلکمن در آزمایش CMS در شتاب‌دهنده‌ی بزرگ هادرونی کار می‌کند. او بازی‌کردن را در اوایل دهه‌ی هشتاد شروع‌کرد و تا‌به‌حال آن را متوقف نکرده‌ است. بلکمن عاشق کشف جهان‌ها‌ی تازه، حل معما‌ها و کار تیمی تا رسیدن به یک نتیجه است. همین علاقه‌ها باعث‌ شد او به‌سمت فیزیک کشیده شود.

فیزیک ذرات

بلکمن گفت:

احساسی که هنگام مطالعه و شبیه‌سازی فیزیک دارید، بسیار به احساسی که هنگام بازی‌کردن دارید شبیه است.

اما علاوه‌بر احساسات مشابهی که فیزیکدان‌ها و بازی‌کننده‌ها درک می‌کنند، بازی و فیزیک، شباهت‌ها‌ی بیش‌تری با یکدیگر دارند. بلکمن گفت:

باید تنظیمات ذهنی خاصی داشته‌باشید. اگر راه‌ها‌ی دسترسی به یک مسئله را از زوایا‌ی مختلف بررسی نکنید، به این زودی به حل آن نیز نخواهید‌ رسید.

در این جا سه راه برای پیروز‌شدن در  مسائل زیر اتمی و همین‌طور زندگی در سرزمین‌ها‌ی مجازی ارائه‌شده‌ است:

۱- پدیده های تصادفی را درک کنید

اگر به‌کار‌بردن چوب جادو هر‌بار نتیجه‌ی یکسانی داشت، کشتن اژدها کار ساده‌ای بود. و اگر بازیکن‌ها می‌توانستند قبل از گشودن گنجینه‌ها‌یی که به‌دست آورده‌اند، پیش‌بینی‌کنند که در آن‌ها چه چیزی پنهان است، دیگر عناصر شانس و غافلگیر‌ی را از دست می‌دهند. دقیقا به‌همین دلیل است که شرکت‌ها‌ی بازی‌سازی معمولا سطحی از اتفاقات تصادفی را در بازی‌ها قرار می‌دهند.

این اتفاقات تصادفی در فیزیک ذرات نیز زیاد است. زمانی‌که دو پروتون در برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) با یکدیگر برخورد می‌کنند، میلیارد‌ها احتمال برای نتیجه‌ی این برخورد وجود‌دارد. انرژی حاصل از برخورد دو ذره می‌تواند مستقیما به ذرات دیگر تبدیل‌شود. قبل از اینکه برخورد انجام‌شود، دانشمندان نمی‌دانند که تعداد کمی ذره تولید خواهد‌شد که همه‌ی آن‌ها را می‌شناسند و در مورد آن‌ها اطلاعات‌دارند، یا نتیجه‌ی بسیار گران‌بهایی خواهند‌ گرفت. نتیجه‌ای مانند تولید بوزون هیگز یا حتی ذره‌ای کاملا جدید.

بلکمن گفت:

در هر‌دو زمینه‌ی فیزیک و بازی، احتمالات تصادفی وجود‌ دارند و اتفاق استثنا‌یی می‌تواند بیفتد. همیشه این احتمال وجود دارد که عملکرد شما نتیجه‌ای بهتر از میانگین داشته باشد.

در‌حالی‌که فیزیکدان‌ها دقیقا نمی‌دانند چه‌ چیزی قرار است از یک برخورد حاصل‌ شود؛ اما می‌توانند با تسلط پیدا‌کردن بر این فرایند، احتمال‌ها‌ی ممکن را به‌دست‌ آوردند.

دانشمندان از آزمایش‌ها‌ی خود، نسخه‌ها‌ی کاملا مجازی به‌نام شبیه‌سازی مونت‌کارلو ساخته‌اند که با استفاده از آن‌ها می‌توانند قوانین فیزیک را دور‌ بزنند. آن‌ها با استفاده از احتمالات ممکن طبق پارامتر‌ها‌ی متغیر در دسترس می‌توانند تا‌حدودی از تعداد جواب‌ها‌ی ممکن برای یک آزمایش کم‌ کنند. فیزیکدانان می‌توانند با پذیرفتن این احتمالات و پدیده‌ها‌ی تصادفی شانس دستیابی به یک کشف جدید را افزایش‌ دهند.

۲- قوانین جهان را وضع‌کنید

بازی‌ها ممکن است همیشه از قوانین فیزیک کلاسیک پیروی‌ نکنند. البته در جهان زیر‌اتمی نیز وضعیت به‌همین شکل است. چرا که جهان زیر‌اتمی از قوانین فیزیک کلاسیک پیروی نمی‌کند و قوانین جدا‌گانه‌ای به‌نام مکانیک کوانتومی برای خود دارد.

بلکمن گفت:

مکانیک کوانتومی، بسیار از تجربه‌ها‌ی زندگی روزمره‌ی ما دور است و با آن تفاوت‌ دارد. اما زمانی‌که وارد این جهان کوانتومی شوید، مشاهده می‌کنید که قوانین بسیار سازگار و محکمی هستند. فقط باید به جهان خرد‌مقیاس عادت‌کنید که این جهان سناریو‌ی خودش را دارد.

برای اینکه فیزیکدان خوبی شوید، باید از درک کلاسیکی جهان خارج و به جهان تازه‌ای وارد‌ شوید که در آن فضا ـ زمان کشسان است و ذرات شبیه موج رفتار می‌کنند. با اینکه این قوانین عجیب هستند؛ اما در‌عین‌حال از سازگاری خوبی برخوردار هستند؛ به‌این معنی که دانشمندان از این قوانین برای انجام محاسبات دقیق و پیش‌بینی وقایع استفاده می‌کنند.

بازی‌ها‌ی خوب حتی اگر هم از واقعیت دور باشند، باز‌هم به یک جهان یکپارچه نیاز‌ دارند. بلکمن گفت:

این همان ویژگی بازی‌ها است که من واقعا آن را دوست‌ دارم. در یک بازی اگر جهانی که طراحی‌ شده، سازگار و استوار باشد، دیگر مهم نیست که تا چه اندازه این جهان از واقعیت دور است.

۳- به جزئیات اهمیت دهید

یک تغییر جزئی در بازی می‌تواند همه‌چیز را تغییر‌ دهد. برای مثال زمانی‌که گروه ورزشی EA شکل گوی هاکی مجازی خود را از کره به استوانه تغییر‌ داد، همه‌چیز حتی نحوه‌ی حرکت آن روی یخ به‌صورت نمایشی تغییر‌ کرد و این موضوع، نحوه‌ی واکنش بازیکن‌ها هنگام بازی را نیز تغییر‌ داد. (بر‌حسب اتفاق، این تغییر کوچک به‌دست یکی از فیزیکدان‌ها‌ی قبلی ATLAS که دوست خوب بلکمن نیز بوده، اعمال شده است.)

جزئیات بسیار دقیق و ریز می‌توانند تفاوت بسیار زیادی در تحلیل‌ها‌ی فیزیکی ایجاد‌کنند. بلکمن گفت:

همه‌چیز می‌تواند به رفتار همیشگی خود ادامه‌دهد اما زمانی‌که تغییری جزئی همچون افزودن ذره‌ای تازه ایجاد کنید. همه‌چیز به‌صورت بالقوه می‌تواند تغییر کند. یک تصحیح کوچک، یک جریان بزرگ پایین‌رونده ایجاد می‌کند.

بلکمن همچنان در تلاش است تا راهی برای بهبود تحلیل‌هایش و افزایش دقت پردازش‌ها پیدا‌کند؛ چرا که او می‌داند زمانی‌که فیزیک جدیدی پیدا‌ شود، از دل جزئیات بیرون خواهد .



تاريخ : شنبه 24 فروردین 1398 | 12:53 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...425426427428429...3357صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید