هواوی در سکوت خبری، بهصورت رسمی از گوشی پی اسمارت پلاس ۲۰۱۹ (Huawei P Smart+ 2019) پردهبرداری کرد. این محصول شباهتی بیچونوچرا به هواوی پی اسمارت ۲۰۱۹ دارد و از نمایشگر ۶.۲۱ اینچ با وضوح +1080p درکنار تراشهی کرین ۷۱۰ و باتری با ظرفیت ۳٬۴۰۰ میلیآمپرساعت استفاده میکند. تفاوت مهم بین پی اسمارت پلاس با پی اسمارت، به دوربین اصلی این دستگاه بر میگردد.
پی اسمارت پلاس ۲۰۱۹ در پنل پشتیاش به سه دوربین مجهز شده است: دوربین اصلی دارای حسگر ۲۴ مگاپیکسلی است، دوربین دوم از حسگر ۱۶ مگاپیکسلی با لنز فوق عریض استفاده میکند و نهایتا دوربین سوم از حسگر ۲ مگاپیکسلی برای تشخیص عمق بهمنظور ثبت افکت بوکه، بهره میبرد.

درضمن در بخش جلویی شاهد نمایشگر باکیفیتی هستیم که در بالای آن بریدگی بهفرم قطره دیده میشود؛ این بریدگی کوچک، میزبان یک دوربین ۸ مگاپیکسلی با پشتیبانی از قابلیتهای هوش مصنوعی است.
دوربین پشتی جدیدترین گوشی هواوی بهلطف بهرهمندی از هوش مصنوعی میتواند با حالت ویژهای بهنام حالت شب، تنظیمات عکسبرداری را برای محیطهای دارای نور کم، تنظیم کند. این دوربین افزونبر موارد یادشده، توانایی ضبط ویدیوهای حرکت آهسته با نرخ ۴۸۰ فریم در ثانیه را دارد که در نوع خود بسیار درخورتوجه است.

جدیدترین میانردهی هواوی برای پردازش وظایفی که به آن محول میشود، از تراشهی کرین ۷۱۰ استفاده میکند؛ این تراشه مبتنیبر لیتوگرافی ۱۲ نانومتری است و از چهار هستهی A73 درکنار چهار هستهی A53 بهره میگیرد. درضمن، پردازندهی گرافیکی Mali-G51 MP4 و البته حالت GPU Turbo 2.0 به اجرای روانتر بازیها روی این گوشی، کمک شایانی میکنند.
پی اسمارت پلاس جدید درکنار این تراشه، به سه گیگابایت رم درکنار ۶۴ گیگابایت حافظهی داخلیِ قابلارتقاء بهمیزان حداکثر ۵۱۲ گیگابایت ازطریق کارت میکرو SD، مجهز شده است.

گوشی هواوی P Smart پلاس ۲۰۱۹ در رنگهای مشکی و آبی روانهی بازار خواهد شد. فعلا جزئیاتی در مورد قیمتاین دستگاه و تاریخ عرضهی آن نمیدانیم. گفتنی است که هواوی، پی اسمارت ۲۰۱۹ را با قیمت پایهی ۲۵۰ یورو روانهی بازار کرده بود. ذکر این نکته نیز ضروری است که پی اسمارت پلاس ۲۰۱۹ قرار است در چین با نام انجوی ۹ اس (Enjoy 9s) عرضه شود.
براساس یک بررسی جدید، تلسکوپ بعدی ناسا قادر به کشف ۱۴۰۰ دنیای جدید است که برخی از آنها ممکن است با زمین قابلمقایسه باشند. تلسکوپ مدارپیما با نام مستعار WFIRST بهعنوان میراثی از مأموریتهای قبلی برای پاسخ به سؤالهای بنیادی در رابطه با ماهیت کیهان و جستجوی حیات فرازمینی ساخته خواهد شد.
WFIRST (تلسکوپ نقشهبرداری در میدان دید مادون قرمز) یکی از مأموریتهای پرچمدار آینده است که انتظار میرود بهدنبال تلسکوپ فضای جیمز وب (JWST) ساخته شود. ناسا برنامهی این پروژه را در فوریهی ۲۰۱۶ آغاز کرد. WFIRST در می ۲۰۱۸ در یک ارزیابی مهم انجمن مدیریت برنامههای ناسا نمرهی قبولی گرفت و وارد فاز طراحی اولیه شد.
بودجهی این تلسکوپ تاکنون ۳/۲ میلیارد دلار آمریکا برآورده شده است و تاریخ پرتاب آن، اواسط ۲۰۲۰ خواهد بود. بااینحال با درسهایی که از پروژهی جیمز وب میتوان گرفت، این احتمال وجود دارد که بودجهی چنین پروژههای بلندپروازانهای به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند و تخمینهای اولیه بسیار خوشبینانه باشند.

تصویر هنری از تلسکوپ مداری WFIRST
WFIRST با دو هدف اصلی طراحی شده است. تلسکوپی که با هدف درک ماهیت انرژی تاریک به مشاهدهی دقیق کیهان بپردازد (به اعتقاد بعضی ستارهشناسها، انرژی تاریک نیروی مبهمی است که در انبساط کیهان نقش دارد). هدف دیگر این رصدخانهی فضایی، یافتن سیارههای ناشناسی است که بسیاری از آنها در فاصلهای دورتر از ستارگان والد خود قرار گرفتهاند و با دنیاهایی که تاکنون کشف شدهاند، تفاوت دارند.
مقالههای مرتبط:
بهطورکلی این تلسکوپ با هدف اصلی شکار سیارههای فراخورشیدی به ادامهی مأموریت تلسکوپ فضایی کپلر خواهد پرداخت. کپلر پس از نه سال و نیم جستوجو در کیهان در اکتبر ۲۰۱۸ بهدلیل اتمام سوخت بهطور کامل از کار افتاد. متیو پنی، پژوهشگر پسادکترا در بخش ستارهشناسی دانشگاه ایالتی اوهایو و مؤلف اصلی این بررسی میگوید:
کپلر با نگاه کردن به سیارههای فراخورشیدی که نزدیک به مدار ستارهی خود میچرخند (در فاصلهای کمتر از زمین تا خورشید قرار دارند) مأموریت خود را آغاز کرد. WFIRST با کشف سیارههای دورتر از ستارهی والد خود، به این مأموریت ادامه خواهد داد.
این تلسکوپ با روشی به نام ریزهمگرایی گرانشی به جستجوی این دنیاهای دوردست خواهد پرداخت. در این روش، تلسکوپ به بررسی خمیدگی یا بزرگنمایی نور یک ستارهی دوردست میپردازد. این خمیدگی یا بزرگنمایی حاصل تأثیر گرانشی یک سیارهی فراخورشیدی در حال چرخش بین ستارهی مرکزی و تلکسوپ ناظر است.
روش ریزهمگرایی برای اولینبار در نظریهی نسبیت عام آلبرت اینشتین پیشبینی شد. ستارهشناسان با تحلیل نور منبع پسزمینه میتوانند جرم دنیای موردنظر و فاصلهی گردش به دور ستاره را تعیین کنند. بااینحال، رویدادهای ریزهمگرایی بسیار نادر هستند و برای هر سیارهی فراخورشیدی، گاهی هرچند میلیون سال رخ میدهند و تنها چند ساعت دوام میآورند.
WFIRST برای شکار رویدادهای متعدد ریزهمگرایی به مدت طولانی به ۱۰۰ میلیون ستاره در قلب راه شیری خیره خواهد شد. اگر سرمایه و زمان موردنیاز به پروژهی WFIRST تخصیص یابد این تلسکوپ قادر به پیمایش دو درجهی مربع از آسمان، با وضوح بسیار بالاتر از مأموریتهای مشابه خواهد بود. بهطوریکه سرعت آن در پیمایش کهکشان، ۱۰۰ برابر تلسکوپ فضایی هابل خواهد بود. پنی میگوید:
اگرچه وسعت دید WFIRST بخش کوچکی از آسمان را در برمیگیرد اما این نسبت باز هم از تلسکوپهای فضایی دیگر بیشتر است. ترکیب منحصربهفرد WFIRST (میدان دید وسیع و وضوح بالا)، آن را به یک گزینهی قدرتمند برای جستجوهای ریزهمگرایی سیارهای مناسب میسازد. تلسکوپهای فضایی مانند هابل و جیمز وب تلسکوپهایی تکمنظوره هستند.
پژوهشهای اخیر، دقیقترین تخمین از اکتشافات قابلانتظار WFIRST از سیارههای فراخورشیدی را ارائه میدهند. پژوهشگرها برای این تخمین از یک مجموعه شبیهسازی استفاده کردند که معیارهای متعددی مثل طیف کامل طرحهای پیشنهادی WFIRST را دربرمیگیرند.
براساس آرشیو سیارههای فراخورشیدی ناسا تاکنون کشف ۳۹۱۷ سیاره از این نوع تأیید شده است. براساس بررسیهای جدید، WFIRST قادر به شناسایی ۱۴۰۰ دنیای جدید خواهد بود که احتمالا ۱۰۰ عدد از این سیارهها شرایطی مشابه زمین دارند.
برای مثال با تحلیل سیارههایی که با روش ریزهمگرایی کشف شدهاند میتوان به نحوهی شکلگیری انواع سیارههای فراخورشیدی پی برد. ستارهشناسها با این اطلاعات میتوانند به مقایسهی منظومهی شمسی با منظومههای دیگر بپردازند. درنتیجه میتوانند به جستجوی حیات فرازمینی بپردازند و به این سؤال پاسخ دهند که آیا منظومهی شمسی تنها منظومهی مناسب برای حیات است یا خیر.
بخشی از مغز بهنام قشر بصری که مسئول پردازش اطلاعات بصری است، در طول مدت میلیونها سال و در جهانی که در آن خبری از خواندن و نوشتن نبوده، تکامل پیدا کرده است. بنابراین این امر که چگونه مهارتهای زبانی درحدود ۵ هزار سال پیش ظاهر شدهاند و مغزهای ما ناگهان توانایی خاص درک حروف را بهدست آورده، مدتها یک معما بوده است. برخی از پژوهشگران عقیده دارند که کلید درک این گذار تعیین این موضوع است که چگونه و چرا انسانها برای اولینبار شروع به ایجاد نشانههای تکراری کردند. تصویربرداری از قشر بصری مغز افرادی که در حال مطالعهی یک متن بودند، بینش مهمی درمورد اینکه مغز چگونه الگوهای ساده را درک میکند، فراهم کرده است.

مغز ما در جهانی بدون خواندن تکامل پیدا کرده است
درک هاجسون، در مقالهی جدیدی که در مجلهی Journal of Archaeological Science Reports متتشر شده است، استدلال کرده است که نخستین الگوهای ساخت بشر بهجای اینکه سمبولیک (نمادین) باشند، زیباشناسی بودهاند و توضیح میدهد که این مسئله ازلحاظ تکامل خواندن و نوشتن چه مفهومی دارد. باستانشناسان تعداد زیادی از الگوهای باستانی حکاکی شده توسط انسانهای اولیه و نیز نئاندرتالها و انسانهای راستقامت را کشف کردهاند. این نشانهها هزاران سال قبل از ظهور نخستین هنرهای نمایشی (کشیدن چیزهایی که نشاندهندهی چیزی هستند)، بوجود آمدهاند.

نشانههای اولیه: بالا، چپ به راست: پوستهی صدف ترینیل (دراندونزی)، دو مورد از حکاکیهای غار بلومبوس در آفریقا، میانی: آفریقای جنوبی روی پوستهی تخم شترمرغ، پایین: جبلالطارق توسط نئاندرتالها روی سطح سنگ
چنین آثاری در آفریقای جنوبی با حکاکیهایی که قدمت آنها حدود صد هزار سال است، کشف شدهاند. باستانشناسان پوستههای صدف حکاکی شده توسط انسانهای راست قامت را پیدا کردهاند که قدمت ۵۴۰ هزار ساله دارند. یکی از مشاهدات عجیب این نشانههای اولیه این است که در همهی آنها از نشانههای شبکهمانند، زوایا و خطوط تکراری استفاده شده است.
درک هاجسون در سال ۲۰۰۱ پیشنهاد کرد که نحوهی پردازش اطلاعات توسط قشر بصری اولیه در مغز موجب ایجاد توانایی حکاکی الگوهای ساده شده است. این منطقه از مغز دارای نورونهای کدکننده برای اشکالی مانند لبهها، خطوط و اتصالات T مانند است. بهعنوان اشکال خلاصهشده، این شکلها بهطور ترجیحی موجب فعال شدن قشر بصری مغز میشوند. درک اینکه چهطور چنین چیزی اتفاق میافتد، آسان است. خطوط، زوایا و تقاطعها فراوانترین علایم تعبیهشده در محیط طبیعی هستند. آنها اولین سرنخهای مهم برای طرح اشیاء هستند. توانایی مغز ما برای پردازش آنها با دیگر نخستیها مشترک است اما مغز انسان همچنین قادر است بهطور مؤثر با استفاده از اصول گشتالت به این نشانهها پاسخ دهد. اصول گشتالت، قوانینی هستند که ذهن را قادر میسازند بهطور خودکار الگوهای موجود در یک محرک را درک کند. وقتی این اشکال پایهای ایجاد میشوند، مناطق بصری رده بالاتر مغز این اشکال را پردازش کرده و مغز میتواند آنها را به شکل اشیاء واقعی تجسم کند.

ابزارهای متقارن آشولیان
درحدود ۷۰۰ هزار سال پیش، این حساسیت نسبتبه هندسه و درک الگو انسان را قادر ساخت که شروع به ساختن ابزارهایی کند که دارای تقارن خاصی بودند. این کار احتمالا بدون داشتن نوعی ادراک از هندسه امکانپذیر نبوده است.

آجری از خاک اخرا از غارهای رودخانهی کلاسیس در آفریقای جوبی که نشان میدهد خراشهای تصادفی ممکن است برای ایجاد اشکال متقاطع مورد استفاده قرار گرفته باشد
ساخت ابزار موجب حساسیت بیشتر و تمایل به سمت الگوهای موجود در محیط طبیعی شد به صورتی که که اجداد ما این الگوها را در موادی غیر از ابزارهای واقعی پیاده کردند. بهعنوان مثال، آنها بهطور تصادفی شروع به ایجاد نشانههایی روی سنگها، پوستهها و موادی مانند خاک اخرا کردند.
در یک نقطه از زمان، این الگوهای غیرعمدی بهصورت عمدی روی چنین موادی کپی شدند و به طرحها و سپس به نوشتار توسعه پیدا کردند. اما چطور چنین چیزی ممکن شد؟ پژوهشهای انجام شده در حوزهی علوم اعصاب نشان دادهاند که در فرایند نوشتن یک متن، قشر پیشحرکتی مغز که مهارتهای دستی را هدایت میکند، نقش دارد. بنابر این تئوری، خواندن و نوشتن زمانی تکامل یافتند که درک غیرفعال ما برای فهمیدن چیزها، با مهارتهای دستی ما تعامل برقرار کرد.

حکاکی غار بلومبوس در آفریقای جنوبی با قدمت حدود ۷۷ هزار سال
الگوهای انتزاعی و نوشتاری همچنین موجب فعال شدن نورونهای آینهای مغز میشوند. این سلولهای مغزی جالب هستند، زیرا آنها هم زمانیکه ما عمل میکنیم و هم زمانیکه ما عمل دیگران را میبینیم، برانگیخته میشوند و به ما کمک میکنند تا وقتی دیگران کاری انجام میدهند، بتوانیم آن را درک کنیم، انگار که خودمان آن را انجام دادهایم. این نورونها در تقلید عمل دیگران نقش دارند. اما این نورونها وقتی ما الگوها و متون نوشته شده را میبینیم، نیز فعال میشوند. این امر موجب ایجاد یک حس شناسایی درمورد یک الگو میشود (تصادفی یا طبیعی) بهشکلی که در ما انگیزهای ایجاد میکند که آن را کپی کنیم و این نشانهها شاید نخستین گامها درجهت خواندن و نوشتن بودهاند.
مقالههای مرتبط:
درنهایت این توسعهها مغز را قادر ساختند که قشر بصری را برای یک هدف کاملا جدید به کار گیرد. این فرایند ممکن است درنهایت موجب شده باشد که منطقهای مربوطبه درک بصری واژهها در مغز پدید آید و بهتدریج توانسته باشد با مناطق مرتبط با سخن گفتن ارتباط برقرار کند.
هاجسون به این موضوع نیز اشاره میکند که برخی از پژوهشگران عقیده دارند که نشانههای اولیه نمادین بودند (نه زیباشناسی) و نوشتن از کدگذاری اطلاعات در آنها تکامل پیدا کرده است. هرچند به نظر او چنین چیزی بعید است. نشانههای اولیه برای مدت زمان طولانی شبیه به هم بودهاند. اگر این نشانهها نمادین بوده باشند، ما میتوانیم انتظار داشته باشیم که تنوع زیادی در طول زمان و مکان داشته باشند درست مانند همان چیزی که در سیستمهای نوشتاری مدرن میبینیم اما چنین حالتی وجود ندارد.
بهعقیدهی هاجسون، همهی این شواهد اشاره به این احتمال دارند که نخستین نشانهها، نشانههای مرتبط با زیباشناسی بودند که از اولویتبندی قشر بصری برای اشکال اولیه حاصل شدهاند و این میتواند در دورهی انسانهای راست قامت یعنی از حدود ۱/۸ میلیون تا ۵۰۰ هزار سال پیش آغاز شده باشد.
مرکز Convention شهر لاس وگاس در بخشی از عملیات نوسازی خود قصد دارد از سیستم حملونقل زیرزمینی لوپ شرکت بورینگ بهره ببرد. نقشههای اولیه روی حمل شرکتکنندگان در سیستم گذرگاهی تمرکز خواهد داشت که تا رویداد CES سال ۲۰۲۱ راهاندازی خواهد شد. همچنین امکان ارتباطات گستردهتر از پیرامون این خط حملونقل هم وجود دارد که منجر به گسترش سیستم حملونقل شهر خواهد شد.

آن طور که مشخص است، مرکز Convention شهر لاس وگاس سالیانه مهمان بیش از ۱ میلیون نفر است. به اعتقاد کارشناسان این رقم تا رویداد CES سال ۲۰۲۱ رشد چشمگیری خواهد داشت. مسافت این خط تا سال ۲۰۲۱ به ۳.۲ کیلومتر افزایش پیدا میکند. این مسئله باعث خواهد شد که مرکز Convention center و سازمان LVCVA برای جذب مشتریان و سرمایهگذاران طرحهای مفهومی حملونقل و مصاحبه با کاندیداهای موردنظر اقدام کنند.

بهتازگی پیشنهادی جدید به شرکت بورینگ مبنی بر ایجاد و ساخت طرحی با نام «حمل مردم» داده شده که در آن، شرکتکنندگان بهوسیله خودروهای الکتریکی خودران بدون راننده با سرعت بالا جابهجا خواهند شد. بهگفته مدیرعامل سازمان LVCVA:
انتخاب شرکت Boring برای مرکز Convention لاس وگاس مبنی بر حملونقل مهمانان، راه را برای تکامل کلی سیستم حملونقل در نوادای جنوبی باز خواهد کرد. هدف ما بهوسیله نوآوری و نوسازی توسط شرکت بورینگ تکامل خواهد یافت و به ما اجازه میدهد که برای مهمانانمان تجربهای در کلاس جهانی را فراهم کنیم.

مقالههای مرتبط:
در این طرح، شرکتکنندگان بهوسیله راههای بهرهور و کم هزینهتر جابهجا خواهند شد. شرکت بورینگ تاکنون ایدههایی برای طراحی این سیستم ارائه داده که بین ۳۵ تا ۵۵ میلیون دلار هزینه خواهد داشت. این طرح در تاریخ ۱۲ مارس توسط هیئت مدیره سازمان LVCVA تصویب خواهد شد. با درنظرگرفتن نهایی شدن این طرح، در مرحلهی بعدی فاز نهایی شدن طراحی، ساخت و نقشههای اجرایی و قرارداد نهایی تا میانه امسال آغاز میشود.

شرکت بورینگ که زیرمجموعه تسلا حساب میشود، اخیرا اولین تست سیستم شاتل خود را با استفاده از یک دستگاه تسلا با چرخهای مخصوص در مسیر تونل ۱.۸۳ کیلومتری شهر لس آنجلس انجام داده است. با وجود اینکه این تونل تنها با هدف معرفی و توضیح این سیستم مورد استفاده قرار گرفته، این شرکت امید دارد که بعدها بتواند از سیستم زیرزمینی متروپلیس بهرهبرداری کند.

با درک بیشتر این سیستم، پی میبریم که این طرح تنها مختص شهر لس آنجلس نخواهد بود؛ بلکه شیکاگو هم در این فهرست وجود دارد و مرکز Convention لاس وگاس سیستم خود را تا مرکز شهر و فرودگاه هم توسعه خواهد داد. اسیو دیویس، مدیرعامل شرکت بورینگ میگوید:
ما هیجان زده هستیم تا با کمک سازمان LVCVA، سیستم حملونقلی با گنجایش بالا در سطح جهانی را فراهم کنیم. پس از تصویب طرح، این سیستم حملونقل در مدت زمان یک ساله در اختیار مهمانان مرکز Convention لاس وگاس خواهد بود که براساس بازه زمانی توسعه سازمان LVCVA هم خواهد بود.
زمانیکه امواج گرمایی مرگبار در شهر یا کشوری اتفاق میافتد، خبر آن به گوش ما میرسد؛ اما این امواج در اقیانوسها نیز رخ میدهند. پژوهش جدیدی نشان میدهد که تعداد وقوع امواج گرمایی اقیانوسها نسبت به قرن گذشته بیشتر شده و درحال واردکردن آسیب به حیات دریایی است.

تپههای مرجانی
نتایج پژوهش افزایش امواج گرمایی در ژورنال Nature Climate Change منتشر شده است که تأثیر امواج گرمایی بر تنوعزیستی در اقیانوس را نشان میدهد. پژوهشگران دریافتند که از تپههای مرجانی گرفته تا جنگلهای کتانجک و بسترهای علفی دریا، همگی تحتتأثیر امواج گرمایی قرار گرفتهاند و این امواج درحال نابودی چارچوب بسیاری از اکوسیستمهای اقیانوس هستند.

سفیدشدن تپه مرجانی در نزدیکی هاوایی
مقالههای مرتبط
گفته میشود امواج گرمایی دریا زمانی رخ میدهد که دمای دریا برای حداقل پنج روز متوالی بسیار گرمتر از حد طبیعی باشد. دانشمندان تخمین میزنند که اقیانوسها بیش از ۹۰ درصد از گرمایی را که بهخاطر گازهای گلخانهای فراوانی که از اواسط قرن بیستم در اتمسفر محبوس شده است، جذب میکنند. انسانها نیز با سوزاندن سوختهای فسیلی نظیر گاز طبیعی و زغال، مقادیر زیادی گاز گلخانهای وارد اتمسفر کردهاند.

جنگلهای کتانجک
پژوهشگران در پژوهشی که پیشتر انجام داده بودند، دریافتند امواج گرمایی اقیانوسها از سال ۱۹۲۵ تا ۲۰۱۶ بهطور متوسط ۳۴ درصد بیشتر و ۱۷ درصد طولانیتر شده، بهطورکلی تعداد روزهای وقوع امواج گرمایی اقیانوس در طول سال در سطح جهانی با ۵۴ درصد افزایش همراه بوده است.

کتانجکهایی که بهخاطر امواج گرمایی به ساحل سن دیگو آورده شدهاند
سالهای النینو (یکی از چرخههای مشهور آبوهوایی جهان که هر ۲ تا ۷ سال یکبار باعث ایجاد ناهنجاریهای بزرگی در آبوهوای سراسر دنیا میشود)، جزو بدترین سالها بودهاند و دمای گرمتر اقیانوسها یکی از ویژگیهای الگوی النینو بهحساب میآید. بااینحال امواج گرمایی دریایی منطقهای میتواند بدون النینو نیز رخ دهد. اریک سیجی الیور، استادیار اقیانوسشناسی دانشگاه دالهاوزی در هالیفاکس و از نویسندگان این پژوهش، میگوید:
شواهد حاکی از آن است که با افزایش تغییرات اقلیمی، وقوع پدیدهی النینو بیشتر شده است.
با افزایش امواج گرمایی اقیانوس، مشکلات مردمی که برای امرار معاش به ماهیگیری و پرورش ماهی وابستهاند هم افزایش مییابد. دکتر هوفمن که در این پژوهش مشارکت نداشته است، میگوید:
اگر به نقشهی جغرافیا نگاه کنید، میبینید که جمعیت زیادی در سواحل دنیا زندگی میکنند. درنتیجه با بروز تغییرات در آب اقیانوسها، نهتنها ماهیگیری تجاری، بلکه امکانات پرورش ماهی در سواحل نیز با چالشهایی مواجه میشوند. این امواج برای تولید آبزیان مناسب نیستند.

علف دریایی
پژوهشگران بسیاری از نقاط اقیانوسهای آرام، اطلس و هند را پیدا کردند که زندگی دریایی در آنها آسیبپذیر شده بود. این مناطق محل زندگی تنوعزیستی فراوانی بود و شامل گیاهان و حیواناتی میشد که در بخشهای گرمتر اقیانوس زندگی میکردند. آنها نیز تحتتأثیر سایر رفتارهای انسان نظیر ماهیگیری بیشازحد و آلودگی قرار گرفته بودند.

مرگ علفهای دریایی در خلیج فلوریدا
امواج گرمایی حتی به پرندههای دریایی هم آسیب زده است؛ زیرا منابع غذایی آنها بهخاطر امواج گرمایی از بین رفتهاند یا در واکنش به گرمای اقیانوس، بهجای دیگری نقلمکان کردهاند. هرچند شاید بزرگترین شگفتی پژوهشگران وقتی بود که با نابودی چشمگیر گونههای مهمی نظیر تپههای مرجانی، علفهای دریا و جنگلهای کتانجک مواجه شدند. اینگونهها با ایجاد مخفیگاه برای شکارچیان، متعادلکردن دمای اقیانوس و کاربردشان بهعنوان منبع غذایی، عامل بقای تنوعزیستی زندگی دریایی بهشمار میروند. با نابودی آنها، کل این اکوسیستم نیز از بین خواهند رفت. رابرت میلر، متخصص زیستشناسی در مؤسسهی علوم دریایی دانشگاه کالیفرنیا که نقشی در این پژوهش نداشته است، میگوید:
بااینکه تغییرات اقلیمی فرآیندی تدریجی دارد، اما نتیجهی آن همین رویدادهای گرمایشی شدید است که احتمالاً بیشتر خواهد شد و میتواند پیامدهای فاجعهبارتری را رقم بزند. درواقع اثرات تغییرات اقلیمی شاید بسیار زودتر از آنچه تصور میکنیم، اتفاق بیافتد و در برخی موارد، اکوسیستمها شاید نتوانند بعد از این رویدادها خود را احیا کنند.
شرکت AMD بهتازگی در خلال کنفرانسی اختصاصی برای سرمایهگذاران، از نقشهی راه بهروز شدهی خود رونمایی کرد. در این نقشهی راه تاریخ عرضهی پردازندههای رایزن آیندهی این تراشهساز آمریکایی شامل پردازندههای قدرتمند تردریپر (Threadripper) اعلام شده بود.

اگر همه چیز طبق برنامهریزیهای AMD پیش برود، نسل دوم پردازندههای موبایل Ryzen Pro در بهار امسال روانهی بازار خواهد شد. انتظار میرود در این پردازندهها هم بهمانند مدلهای غیر Pro، از ریزمعماری Zen پلاس استفاده شود و شاهد حضور پردازندههای گرافیکی مجتمع وگا در این تراشهها باشیم. تراشههای سری 3000 Ryzen Pro با فناوری ساخت 12LP (سطح عملکرد پیشتاز) شرکت GlobalFoundries تولید خواهد شد.
مقالات مرتبط:
با این وجود برای مشتاقان فناوری، گام بزرگتر شرکت AMD عرضهی نسل سوم یا سری ۳۰۰۰ پردازندههای مورد انتظار رایزن تردریپر است. AMD عرضهی این محصولات قدرتمند را موکول به زمانی در سال جاری و البته پس از آغاز عرضهی عمومی پردازندههای نسل سوم رایزن دسکتاپ کرده است. تراشههای نسل سوم رایزن (Ryzen) قرار است در اواسط سال ۲۰۱۹ وارد بازار سختافزار شود. متاسفانه شرکت AMD تاریخ دقیقتری را در این زمینه اعلام نکرده است.
در عین حال پردازندههای سری ۳۰۰۰ رایزن با نام رمز Matisse قرار است با ریز معماری Zen 2 و بر پایه فناوری ساخت ۷ نانومتری شرکت تایوانی TSMC تولید شده و به دست کاربران برسد. بهلطف اسناد افشا شده در ماه دسامبر سال گذشته توسط وب سایت AdoredTV که در آن تعداد هستهها و سرعت کلاک پردازندههای نسل بعدی AMD در مقایسه با پردازندههای سری ۲۰۰۰ رایزن ارائه شده بود، این پردازندهها از هماکنون نگاههای بسیاری را به خود دوخته است.

پردازندههای سرور EPYC شرکت AMD با نام رمز Rome نیز در سال جاری روانهی بازار مصرف خواهد شد؛ بااینحال AMD تاریخ عرضهی دقیق آنها را نیز مشخص نکرده است.
کاوشگر ژاپنی هایابوسا ۲ در تاریخ ۲۱ فوریه (دوم اسفند) در دستاوردی منحصربهفرد موفق شد نمونهای سنگ را از سطح سیارک یک کیلومتری موسوم به ریوگو برداشت کند. اکنون فیلمی از سوی آژانس کاوشهای هوافضای ژاپن منتشر شده است که بلند شدن گرد و خاک را همزمان با شلیک گلوله از سوی فضاپیما با سرعت ۳۰۰ متر بر ثانیه به سطح سیارک نشان میدهد.
هایابوسا ۲ پس از سفری سه سال و نیمه در ژوئن ۲۰۱۸ به ریوگو رسید و از آن زمان تاکنون در حال کاوش این سیارک بوده است. فضاپیما در جریان جمعآوری نمونه با ابزاری بهنام شیپور نمونهبردار که در سمت راست فیلم مشاهده میشود، به سیارک نزدیک شد؛ سپس یک جسم گلولهمانند ۵ گرمی را که از فلز تانتال ساخته شده است، به سطح سنگی سیارک شلیک کرد.
هدف از پرتاب گلوله بلند کردن ذرات گرد و خاک و وارد شدن آنها به درون شیپور بود. شکلی کلی فضاپیما را میتوان در سایهی افتاده روی سطح ریوگو همزمان با نزول کاوشگر هنگام انجام عملیات نمونهبرداری مشاهده کرد.
سیارک نزدیک زمین ریوگو، جرمی باستانی از نخستین روزهای پیدایش منظومهی شمسی است. مطالعهی اجرامی نظر این سیارک میتواند جزئیات ارزشمندی را دربارهی منشا و نحوهی تکامل سیارهی زمین در اختیار ما قرار دهد.
هایابوسا ۲ یک نشانگر هدف کوچک و بازتابنده را روی سطح ریوگو انداخت. این نشانگر همزمان با نزول فضاپیما به سمت سطح سخت سیارک، بهعنوان یک راهنما مورد استفاده قرار گرفت. ناظران مأموریت برای نمونهبرداری از ریوگو، مرکز یک دایره به قطر نزدیک به ۶ متر را واقع در فاصلهی تقریبا ۴ الی ۵ متری از نشانگر، هدف قرار داده بودند.
مرکز ماهر در آخرین اطلاعیهی خود اعلام کرده است که ۴۶۹ دستگاه رادیوی Ubiquiti مورد نفوذ قرار گرفته و تعدادی زیادی از آنها با نسخههای فریمور آسیبپذیر شدهاند. مرکز ماهر همچنین اعلام کرد که ۵۳ درصد این دستگاهها در تهران هستند و برای ایمنسازی به بهروزرسانی فوری نیاز دارند.
دستگاههای Ubiquiti از تجهیزات شبکه و رادیویی هستند که در بسترهای مخابراتی و زیرساخت شبکه استفاده میشوند. علت نفوذ، آسیبپذیری و ضعفهای متعددی است که در فریمور بهروز نشدهی این تجهیزات وجود دارد.
مرکز ماهر به دارندگان این دستگاهها توصیه کرده است که ضمن بهروزرسانی نسخهی فریمور دستگاه، اقدامات امنیتی دیگری مانند تغییر و تنظیم گذرواژهی پیچیده و اطمینان از ایمن بودن پیکربندی را نیز انجام دهند. این مرکز همچنین توصیه کرده است که به منظور افزایش ایمنی، دسترسی مدیریتی اینگونه تجهیزات روی اینترنت مسدود گردد.
احتمال داده میشود که آلودگی در دستگاههای هک شده حتی پس از بهروزرسانی نیز وجود داشته باشد بنابراین باید از پاکسازی کامل سیستم اطمینان حاصل شود.
هیسپانو سوییزا (Hispano Suiza) چندی پیش تصاویری از جدیدترین خودروهای برقی خود را منتشر کرده بود و اعلام کرده بود که این خودرو را در نمایشگاه خودروی ژنو ۲۰۱۹ رونمایی خواهد کرد. در کمال تعجب یکی از این تیزرها مشخصات فنی خودرویی که در نمایشگاه ژنو قرار دارد را نیز با خود به همراه داشت. این خودرو که تصاویر آن را نیز میبینید کارمن (Carmen) نام دارد.

هیسپانو سوییزا کارمن یک خودروی دو نفرهی الکتریکی است. برای هر یک از چرخهای این خودرو یک موتور برقی تعبیه شده است که مجموع قدرت آنها به ۱۰۰۵ اسببخار میرسد. نیروی مورد نیاز موتورها از یک باتری T شکل لیتیومی تأمین میشود. ظرفیت این باتری مشخص نیست اما گفته شده که میتواند شعاع حرکتی ۴۰۰ کیلومتر را فراهم کند.

کارمن میتواند در کمتر از ۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند و حداکثر سرعت آن نیز بهصورت الکترونیکی روی ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت محدود شده است. نکتهی دیگری که کارمن را از سایر ابرخودروهای امروزی متمایز میکند این است که اکثر سوپراسپرتهای برقی امروزی چهارچرخ محرک هستند ولی در کارمن نیروی موتورها تنها به چرخهای عقب منتقل میشود.

یکی از چالشهای پیش روی سازنده در این مدل پایداری قسمت عقب بود. چون در عین قدرت زیادی که به چرخهای عقبی منتقل میشود وزن خودرو نیز پایین است و همین میتواند کنترل خودرو را با چالشهایی مواجه کند. البته وزن ۱۶۹۰ کیلوگرمی کارمن خیلی هم پایین نیست اما اگر آن را با خودروهای برقی دیگری مثل تسلا مدل S و پورشه پانامراتوربو S E هیبرید که بیش از ۲.۵ تن وزن دارد مقایسه کنید، میبینید که خودروی سبکوزن است. وزن کمتر این خودرو در مقایسه با دیگر خودروهای برقی بازار به استفادهی گسترده از فیبر کربن در ساختار شاسی و بدنه برمیگردد، ضمن اینکه کارمن یک خودروی دو نفره است.

طراحی کارمن بسیار کلاسیک است و رگههایی از خودروهای دههی ۱۹۳۰ هیسپانو بهخصوص مدل H6C Dubonnet Xenia سال ۱۹۳۸ را میتوانید در آن مشاهده کنید. اگر نام این خودرو را نشنیده باشید حق دارید چون تنها یک دستگاه از آن تولید شده بود. اصلیترین مشخصههای طراحی بدنه، گلگیرهای بزرگ هستند که درکنار کاربرد آیرودینامیکی، موتورهای برقی را نیز درون خود جای دادهاند. ارتفاع خودرو بسیار پایین است و به کمک اسپویلرها و دیفیوزرها ضریب درگ ۰.۳۲۵ دست پیدا کنند. از این نظر کارمن از خودروهایی همچون کونیگزگ آگرا RS و فراری F12 بهتر است.

درون کابین نیز تمامی المانهای خودروهای لوکس همانند تودزوی چرم و آلکانترا، چوب طبیعی و آلومینیومی به چشم میخورند. یک نمایشگر ۱۰.۱ اینچی لمسی نیز روی کنسول وجود دارد تا قرن بیست و یکمی بودن خودرو را به سرنشینان یادآوری کنند. هیسپانو بنا دارد تا تنها ۱۹ دستگاه از مدل کارمن را تولید کند. تولید این خودروها در بارسلون اسپانیا انجام خواهد شد و هر یک از آنها با قیمت نزدیک به ۲ میلیون دلار از سال ۲۰۲۰ تحویل مشتریان خواهند شد.

جدیدترین خودروی مفهومی فیات با نام Centoventi در نمایشگاه خودروی ژنو ۲۰۱۹ رونمایی شد تا آخرین ایدهی مهندسان فیات از خودروهای برقی آینده را به همگان معرفی کند. تولید این خودرو یک مناسبت نیز دارد و آن ۱۲۰ سالگی گروه فیات است. فیات Centoventi یک خودروی برقی بوده است و کابین آن این قابلیت را دارد تا بسته به سلیقه و نیاز راننده شخصیسازی شود. قابلیت این خودرو شخصیسازی و تغییر بسیار بالاست بهطوریکه بهراحتی امکان اضافه و کم کردن امکانات آن وجود دارد.

طراحی کلی خودرو حالتی کاملا جمعوجور و کامپکت دارد بهطوریکه چرخها تا حد امکان به دو انتهای خودرو نزدیک هستند و این دست مهندسان را برای حداکثر استفاده از فضای کابین باز میگذارد. فیات Centoventi مشخصههایی چون بدنهی جعبهای شکل و رینگهای بزرگ را با خود به همراه دارد. همچنین طراحی ظاهری آن تا حدودی کلاسیک نیز است و رگههای از دیگر محصولات فیات مانند چراغهای مستطیلی را در آن میتوان یافت. البته در همین ظاهر بدنه نیز نورپردازی نشان فیات یادآوری میکند که با خودرویی مدرن طرف هستیم.

در زیر پوستهی این خودروی مفهومی از یک موتور برقی استفاده شده است و نشان میدهد که Centoventi جزو گزینههای اصلی حملونقل درون شهری در آینده خواهد بود. گرچه اطلاعات زیادی از مشخصات فنی این مدل منتظر نشده است اما فیات اعلام کرده که بهدلیل وجود طراحی ماژولار این خودرو امکان اضافه کردن باتری به آن برای افزایش شعاع حرکتی وجود دارد. به این ترتیب فیات Centoventi دارای شعاع حرکتی متغیری بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر دارد.

فیات همچنین اعلام کرده است که کابین Centoventi سطوح بالایی از شخصیسازی و قابلیت تغییر را به سرنشینان ارائه میدهد. بیشتر بخشهای این خودرو همانند سقف، سپرها، کاور رینگها و … در این مدل قابلیت جدا شدن بهسادگی را دارند. درون کابین نیز ۱۲۰ قسمت را میتوان جدا کرد که فهرست بلندبالایی از تجهیزات را در بر میگیرند. بهگفتهی فیات با چنین مشخصهای دیگر مالکان Centoventi نیاز ندارند تا منتظر مدل فیسلیفت یا مدلی جدید از خودروی خود باشند بلکه میتوانند آن را به مرور زمان ارتقا دهند و حتی ظاهر خودرو را نیز تغییر دهند.

فیات مفهومی Centoventi همچنین به چراغهای عقبی دیجیتال مجهز است. چراغهای عقب این مدل میتوانند پیامهای خاصی را برای رانندگان پشت سر نشان دهند. حتی در صندوق عقب نیز از نوع دیجیتال است. شاید فکر کنید در صندوق دیجیتال به چه دردی میخورد اما فیات اعلام کرده باتوجهبه توانایی این در صندوق در نشان دادن بیلبوردهای تبلیغاتی میتوان آن را به شرکتای مختلف کرایه داد و کسب درآمد کرد. فیات هنوز نگفته است که آیا مدل Centoventi را به تولید خواهند رساند یا نه اما Centoventi چه تولید شود چه نشود، بخش از آیندهی محصولات فیات را به ما نمایش داده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید