اتان کوهن، نوجوانی که مشتاقانه در دوران دبیرستان به اینستاگرام پیوسته بود، سعی میکرد با خنده با این تجربه کنار بیاید. او روزی همکلاسیهایش را در حال خندیدن به یک حساب اینستاگرامی دید. شخصی (که هنوز هویتش مشخص نیست) عکسهای محرمانهای از او گرفته بود و تصاویر را در یک حساب کاربری به نام ethan_cohens_neck_vein پست کرده بود.
محتوای پستها به برجستگی رگهای گردن او اختصاص یافته بود. دریکی از پستها رگهای گردن او به دیوار بزرگ چین تشبیه شده بود. پست دیگری نشان میداد که میتوان با اندازهی گردن او دستگاه معادلات را ثابت کرد. او در مقابل دوستانش این پستها را شوخیهای احمقانه توصیف میکرد ولی در تنهایی خود دچار استرس شده بود. به نظر میرسد شخصی او را تعقیب کرده بود و تصاویر تمسخرآمیز را پست کرده بود.
کوهن که حالا هجدهساله است، میگوید: «گمنامی آن شخص برایم عجیب بود». او چند مرتبه اکانت را در اینستاگرام گزارش داد؛ اما هیچ اتفاقی نیفتاد، این در حالی است که براساس راهبردهای نظارتی اینستاگرام، تمسخر ظاهر فیزیکی افراد ممنوع است.
بهگفتهی اینستاگرام امروزه نظارت شکل متفاوتی به خود گرفته است. ابزار گزارشگیری و ناظرهای پیچیدهتری وجود دارند که بهسرعت چنین حسابهایی را غیرفعال میکنند؛ و در آیندهای نزدیک این شرکت هدف بلندپروازانهتری را در پیش دارد: جلوگیری از آزار و اذیت کاربرانی مانند کوهن با ابزار هوش مصنوعی و ریشهیابی رفتارهای غلطی مثل فحاشی، تحقیر و بیاحترامی.
امروزه شبکههای اجتماعی به دلیل مجموعهی وسیعی از مشکلات مورد سرزنش قرار میگیرند (و تحتفشار دولتها برای سیاستگذاری قرار دارند)؛ ازاینرو اینستاگرام جنگ با آزار و اذیتها را شروع کرده است. بهگفتهی سرپرست اینستاگرام آدام موسری: «امروزه در لحظهی حساسی قرار داریم که میخواهیم پیشتاز چنین نبردی باشیم»

آدام موسری، مدیر شبکهی اجتماعی اینستاگرام
با این گام منطقی، اینستاگرام به پلتفرمی مناسب جوانان تبدیل میشود. ازآنجاکه وابستگی نوجوانها به این برنامه زیاد است، آزار و اذیت روی اینستاگرام مانند اخبار جعلی برای فیسبوک و توییتهای مخرب برای توییتر محسوب میشود و به بیماری لاعلاجی تبدیل شده است که کاربرها مجبورند آن را تحمل کنند. براساس یک تخمین، تقریبا ۸۰ درصد از نوجوانان در اینستاگرام فعالیت دارند و تاکنون بیش از نیمی از آنها مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
گاهی شدت برخی آزارها بسیار زیاد است. کوهن به دلیل همین آزارها در دبیرستان مورد تمسخر قرار گرفت. کاربرها معمولا از تحقیر و تهدید به خشونت رنج میبرند. در سطح وسیعتر آزار و اذیت سایتهایی مانند اینستاگرام در دستهی رفتارهای خودویرانگر قرار میگیرد.
مقالههای مرتبط:
شری باومن، استاد مشاور دانشگاه آریزونا که سالهای زیادی را صرف بررسی علتها و آثار آزار و اذیت کرده، اینستاگرام را به فروشگاهی برای انواع آزار و اذیتها تشبیه میکند زیرا تقریبا تمام پیشنیازها برای فعالیتهای مخرب در آن مهیا است: مخاطب، هویت مجهول، تأکید بر ظواهر، کانالهایی شامل محتوای عمومی تا گروههای چت بدگویی.
مدیران اجرایی اینستاگرام همانقدر که در جهت جذب کاربرهای متعدد به این پلتفرم تلاش میکنند، از طرفی هم معتقدند هر قابلیت جدید این برنامه میتواند زمینهای برای سوءاستفاده فراهم کند. کارینا نیوتون، سرپرست سیاستگذاری عمومی اینستاگرام میگوید: «استعداد نوجوانها در چنین فعالیتهایی استثنایی است.»
موسری بهتازگی به اینستاگرام پیوسته است. پسازآنکه در سال گذشته، بنیانگذاران اینستاگرام کاملا ناگهانی از این شرکت جدا شدند (دلیل آن تنشهایی بین اینستاگرام و شرکت والد آن فیسبوک بود) این کارمند کهنهکار فیسبوک از مهارتهای مدیریت بحران و تجربیات خود در نظارت بر اخبار فیسبوک برای بحران اینستاگرام هم استفاده کرد. هدف موسری ۳۶ ساله، آغاز عصری جدید برای اینستاگرام است که در آن سلامت کاربران در اولویت قرار دارد.
رفع آزار و اذیت در اینستاگرام به یک دستور جلسه تبدیل شده است. موسری مهندسان و طراحانی را مأمور ریشهیابی آزارها کرده است. تیم او وظایفی مثل پژوهشهای گسترده، پیادهسازی قابلیتهای جدید و تغییر پروتکل این شرکت را بر عهده دارند؛ تمام این کارها با هدف جلوگیری از آزار و اذیت اجرا میشوند.

اما این مبارزه با موانع و احتمال آسیبهای متعددی همراه است. نظارت سختگیرانه بر آزار و اذیتها و قوانین محدودکننده میتواند منجر به فرار کاربرها از این پلتفرم شود و به آنها حس دخالت را القا کند؛ این در حالی است که اینستاگرام یکی از نقاط درخشان رشد برای فیسبوک است. از طرفی اگر اینستاگرام با وجود وعدههایش در مورد استانداردهای جدید، نظارت کافی را نداشته باشد، متهم به اولویتدهی منافع خود بر محافظت از کودکان میشود.
بنابراین اینستاگرام مسیر دشواری را در پیش دارد. ساخت هوش مصنوعی با هدف مبارزه با آزار و اذیت بهمعنی آموزش ماشین و مهارت آن در یک مسئلهی رو به تکامل با جزئیات پیچیده است. از طرفی اینستاگرام باید نسبت به مسائل آزادی بیان آگاه باشد زیرا ابزارها فعلا قدرت تشخیص جامعی ندارند. موسری میگوید:
من نگران عدم دقت نیستم، ما باید قدم را از حد خود فراتر بگذاریم؛ حتی اگر تصمیمهای ما برای افزایش امنیت بهمعنی استفادهی کمتر از اینستاگرام باشد.
از طرفی فیسبوک از هر ساعت حضور افراد در اینستاگرام سود میبرد؛ بنابراین اگر معیارهای امنیتی و محدودیتها باعث فرار کاربرها شوند، درآمد و سود بالقوه را هم همراهبا خود خواهند برد. وقتی از موسری پرسیده شد آیا جلوگیری از آزار و اذیت ازنظر مالی به سود شرکت است، پاسخ داد:
اگر اینستاگرام مانع از آزارها نشود، نهتنها در سطح اخلاقی کاربرها را از دست خواهد داد بلکه کسبوکارها هم از آن روی برمیگردانند. این کار میتواند بهمرورزمان به وجهه و برند ما آسیب بزند. میتواند روابط شراکتی ما را دشوارتر کند. درنتیجه فشار بر ما افزایش پیدا میکند. اگر مشکلات این پلتفرم حل نشوند، هزینهی بالایی را به آن تحمیل خواهد کرد.
اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ توسط دو جوان بیستوچندساله به نامهای کوین سیستروم و مایک کریگر ساله راهاندازی شد. آنها امیدوار بودند کاربران با دانلود این اپلیکیشن اشتراکگذاری تصویر، زندگی خود را زیباتر کنند. دو جوان به نتیجه هم رسیدند. در طول یک سال، بیش از ۵۰۰ هزار نفر هر هفته در این اپلیکیشن ثبتنام کردند؛ اما بهسرعت مشخص شد بسیاری از افراد هم با اهداف بد از این برنامه استفاده میکنند و روزانه زمان زیادی صرف حذف کامنتهای زشت و مسدود ساختن محتوای تمسخرآمیز میشود.
زمانیکه این دو بنیانگذار، اینستاگرام را ترک کردند، بیش از یک میلیارد کاربر در آن ثبتنام کرده بودند. بدیهی است که نظارت بر این تعداد کاربر بسیار دشوار است؛ بنابراین، اینستاگرام هم مانند پلتفرمهای دیگری برای کشف محتوای ممنوعه ازجمله پروپاگاندای تروریستی تا محتوای پورنوگرافی باید به ماشینها روی میآورد.
بنیانگذاران اینستاگرام با هدف تبدیل این پلتفرم به محیطی لطیفتر و مهربانتر، ابزار هوش مصنوعی DeepTextرا از فیسبوک قرض گرفتند. این اپلیکیشن برای درک و تفسیر زبان کاربرهای مختلف طراحی شده بود. مهندسان اینستاگرام اولینبار در سال ۲۰۱۶ و برای جستجوی اسپمها از این ابزار استفاده کردند.
سال بعد، این ابزار را برای یافتن و مسدود کردن کامنتهای توهینآمیز ازجمله کامنتهای نژادپرستانه آموزش دادند. تا اواسط سال ۲۰۱۸، از آن برای یافتن آزار و اذیت در کامنتها هم استفاده کردند. یک هفته بعد از این تصمیم، موسری به اینستاگرام پیوست و اعلام کرد نهتنها از هوش مصنوعی برای جستجوی آزار و اذیت کاربرها زیر پستها استفاده میکند، بلکه از آن برای تشخیص آزار و اذیت در تصاویر هم استفاده خواهد کرد؛ درنتیجه هوش مصنوعی به تحلیل پستها هم میپردازد. البته این کار در حرف آسانتر از عمل است.

آدام موسری در کنفرانس F8 توسعهدهندگان فیسبوک، سن خوزه، کالیفرنیا، ۳۰ آوریل ۲۰۱۹
مهندسان برای آموزش وظایف به ماشین، در ابتدا مجموعههای آموزشی را میسازند که به ماشین در درک قوانین کمک میکنند. در مورد اینستاگرام، در ابتدا ناظران انسانی به بررسی صدها یا هزاران محتوا میپردازند و محتوای آزاردهنده را تفکیک میکنند. سپس آنها را برچسبگذاری میکنند و نمونهها را به بخشی موسوم به دستهبند یا classifier میدهند.
این بخش مثل یک سگ پلیس فوق طبیعی اطلاعات را جذب میکند. البته، دستهبند صرفا با یادگیری این نمونهها نمیتواند تمام برخوردها را تشخیص دهد؛ اما میتواند با پرچمگذاری محتوا (و البته ارزیابی ناظران انسانی درمورد صحت تشخیص) نمونههای بیشتری را یاد بگیرد. از طرفی عملکرد آن به کمک مهندسان و تغییر عادتهای مطالعه بهمرور بهبود پیدا خواهد کرد.
امروزه، سه دستهبند مجزا برای نظارت بر محتوای اینستاگرام وجود دارد: تحلیل متن، تحلیل تصاویر و تحلیل ویدئوها. این دستهبندها در زمان واقعی فعالیت میکنند و بهصورت ساعتی محتوا را پرچمگذاری میکنند. بهگفتهی یوآف شاپیرا، مهندس ارشد اینستاگرام، این دستهبندها هنوز آمادگی کامل را ندارند. بهبیاندیگر، بسیاری از آزار و اذیتها را تشخیص نمیدهند یا نادرست تشخیص میدهند. مأموریت تیم او، تغییر این روند است.
این نوع تحلیل از آموزش ماشین برای یافتن محتوایی مثل برهنگی دشوارتر است. زیرا ماشین بهراحتی میتواند تشخیص دهد شخصی شلوار نپوشیده اما تشخیص طیف وسیعی از رفتارهای آزاردهنده کار دشواری است. نتایج پژوهشهای آزار و اذیت سایبر در میان مردم بین ۵ درصد (کمترین نرخ) تا ۷۲ درصد (بیشترین نرخ) متفاوت است؛ یکی از دلایل این ناهمگونی هم، نبود تعریفی دقیق برای آزار و اذیت سایبری است. بهگفتهی نیوتون، سرپرست سیاستگذاری عمومی اینستاگرام، جلوگیری از آزار و اذیتها از این جهت دشوار است که هر شخصی تعریف متفاوتی از آن دارد؛ و مهندسان برای ایجاد یک مجموعهی یکپارچهی یادگیری به درک شفافی از آن نیاز دارند.
شکلهای آزار و اذیت در اینستاگرام بهمرورزمان تغییر یافتهاند. بسیاری از آزارها در دستهی آزارهای منسوخ قرار میگیرند. براساس پژوهش اینستاگرام، کامنتهای مغرضانه، فحاشی و تهدید از متداولترین انواع آزار و اذیت هستند. کشف بسیاری از آنها کار سادهای است.
برای مثال، دستهبند متنی اینستاگرام بهخوبی برای یافتن رشته کلماتی انگلیسی حاوی «ugly» یا «slag» آموزش دیده است؛ اما فرهنگ اصطلاحات عامیانه بهمرورزمان بهویژه در میان نسل جوان تغییر میکند؛ و کشف رفتارهای خشونتآمیز مستلزم درک کامل جملات است نه صرفا کلماتی که در آنها قرار دارند. برای مثال تفاوت این دو جمله را در نظر بگیرید: «من درنهایت پیروز میشوم» و «اهمیتی ندارد تو چه بگویی، من درنهایت پیروز میشوم».
کاربران هم گاهی قربانی آزارهایی میشوند که فراتر از کلمات هستند. در اینستاگرام صفحاتی موسوم به hate page یا صفحهی نفرت وجود دارد؛ حسابهای بینامی که به جعل هویت یا تمسخر افراد میپردازند. برای مثال ممکن است کاربری با هدف تمسخر شخصی دیگر، تعداد زیادی از دوستان خود را در یک پست تگ کند. یا ممکن است افرادی از تصویر شخصی اسکرینشات بگیرند، آن را تغییر دهند و بازنشر کنند یا در یک گروه چت به تمسخر او بپردازند.
تماسهای تکراری، مثل قرار دادن چند ایموجی یکسان زیر تمام عکسها را میتوان نوعی از مزاحمت تفسیر کرد. بسیاری از تصاویر یا ویدئوهای شرمآور نوجوانها بدون رضایت خود آنها پخش میشود یا گاهی تصاویر آنها در صفحات رأیگیری دیده میشود (درست مانند رتبهبندیهای مارک زاکربرگ که در دوران دانشجویی خود و قبل از ساخت فیسبوک در سایتی به نام Facemash ساخته بود).

اینستاگرام به امید درک بهتر انواع آزار و اذیت و در جهت توسعهی هوش مصنوعی کارآمد در مقابل چشم تعداد زیادی ناظر به بررسی هزاران کاربر پرداخت (واکنش ناظران، به اینستاگرام در ارزیابی آزار و اذیتها کمک میکند. دادههای این بررسی برای اولینبار در سال جاری در اختیار عموم قرار میگیرند).
نیوتون، یکی از مدیران اینستاگرام است که تعریف آزار و اذیت را به ستوه آوردن و تحقیر کاربر میداند اما شاپیرا و تیمش آزارها را به هفت زیرگروه عمده تقسیم کردهاند: فحاشی، تحقیر، تهدید، حملات هویتی، بیاحترامی، تماس ناخواسته و افشاء حریم خصوصی. هدف بزرگ آنها ساخت شکلی از هوش مصنوعی است که برای درک هر مفهومی آماده باشد. بهگفتهی شاپیرا: «این فرایند از دیدگاه مهندسی بسیار پرهزینه است؛ اما عملکرد آن در حل مشکلات بهتر است».
ازآنجاکه آزار و اذیت وابسته به شواهد است (برای مثال ممکن است اشخاصی با هم شوخی کنند که یکدیگر را میشناسند)، مهندسان اینستاگرام بهدنبال روشهایی برای تفکیک رفتارهای خوب و بد هستند. برای مثال در صورتی میتوان کلمهی ho را در گروه کلمات آزاردهنده قرار داد که مردی در خطاب به زنی بگوید اما وقتی زنی در خطاب به دوستش این کلمه را به کار میبرد، آزاردهنده به شمار نمیرود.
بهطور مشابه، اگر شخصی یک مرتبه بگوید «عکس زیبایی است»، میتوان کامنت را در گروه تعریف دستهبندی کرد؛ اما اگر این جمله را برای تمام تصاویر مخاطب به کار برود، مشکوک به نظر میرسد. مهندسان در حال جمعآوری سیگنالهایی هستند که به آشکارسازی روابط کمک میکنند؛ برای مثال آیا دو حساب کاربری یکدیگر را زیاد تگ میکنند؟ آیا هرگز یکدیگر را بلاک کردهاند؟ نام کاربری مشابه نام کاربری است که قبلا از اینستاگرام اخراج شده است؟ آیا عبارتهای هماهنگی مثل «به @someoneshandle بروید و این تصویر را اسپم کنید» دیده میشود؟
مهارت دستهبندها در تصاویر و ویدئوها کمتر است. مهندسان و ناظران در تحلیل گزارشهای افراد هنوز به الگوهای جدیدی برمیخورند؛ از طرفی پستهای راهنما یا مشابه هم وجود دارند که به تشخیص کمک میکنند. برای مثال، صفحات نمایش دوقسمتی اغلب میتوانند نشانی از آزار و اذیت باشند؛ بهویژه اگر ماشین تشخیص دهد یک سمت تصویر انسان و سمت دیگر آن حیوان است.
گاهی هم استفاده از فیلترها میتواند منجر به گمراهی دستهبند شود. گرچه افراد معمولا تمایل به زیباسازی کارهای زشت خود ندارند. ناظرها در حال یادگیری و درک معیارهایی مثل حالت بدن هستند. برای مثال ممکن است تصویر نیمهبرهنهای بدون اجازهی شخص منتشر شود. چنین تصاویری پرچم قرمز میگیرند.
بهگفتهی شاپیرا، پژوهشگرها تقریبا هر هفته در گزارشهای خود با شکل جدیدی از آزار و اذیت روبهرو میشوند که تاکنون جستوجو نشدهاند؛ اما کارمندان اینستاگرام به کمک تیمها و منابع فیسبوک نهتنها میتوانند بر چالشها مهارت پیدا کنند (برای مثال ماشینی بسازند که کنایهها را درک کند) بلکه از هوش مصنوعی در جستجوی پدیدههای جدید «FOMO عمدی» (FOMO یا ترس از فقدان) و حتی حسابهایی که به آزار نوجوانها میپردازند، استفاده کنند.

اینستاگرام بهزودی قابلیت جدیدی به نام Restrict را تست میکند. با این قابلیت مانعی بین قربانی و آزاردهنده به وجود میآید.
آمار زیادی وجود دارد که اینستاگرام منتشر نخواهد کرد: برای مثال چه تعداد از کارکنان این شرکت (از مجموع ۱۲۰۰ نفر) یا کارکنان فیسبوک (از مجموع ۳۷٬۷۰۰ نفر) روی مشکل آزار و اذیت کار میکنند؛ خطای دستهبندهای یا حجم محتوای پرچمگذاریشده چقدر است. این روزها امید به هوش مصنوعی منطبق با واقعیت نیست اما میتوان به آن امیدوار ماند. بهگفتهی شاپیرا: «این فناوری طی یک یا دو سال آینده بهشدت بهبود خواهد یافت.»
موسری در شرایطی سخت به وارث یکی از قدرتمندترین ایستگاههای شبکهی اجتماعی تبدیل شد. در اواسط ماه مه، نشستی در دفتر اینستاگرام در سانفرانسیسکو در مورد آزار و اذیتهای اینستاگرامی برگزار شود. این اولین مصاحبهی موسری در ایالاتمتحده بود. این نشست درست پس از عرضهی برنامهای توسط کاخ سفید برگزار شد که در آن از مردم خواسته بود از تجربیات و حس خود نسبت به سانسور در شبکههای اجتماعی بگویند و ماجراهای خود را با رئیسجمهور در میان بگذارند. درست چند روز قبل از این نشست، پیشنهاد تجزیهی فیسبوک به یکی از بنیانگذاران فیسبوک ارائه شده بود.
یکی از پرسشهای TIME از موسری این بود: «با توجه به توافق جهانی که بر سر دقت بالای ناظران و هوش مصنوعی اینستاگرام وجود دارد، نگرانیهای آزادی بیان تا چه حد بر استراتژی مبارزه با آزار و اذیت تأثیر میگذارند؟» موسری با تأکید بر اهمیت آزادی بیان، معتقد است اینستاگرام باید درزمینهی آزار و اذیت وارد عمل شود. «سالها است شرکتهای اینترنتی از پذیرش مسئولیت در مورد محتوای پلتفرمهای خود سرباز میزنند اما با پژوهشهای دقیق، مسئولیتپذیری مدیران اجرایی هم افزایش پیدا کرده است.»
میدانهای مین تقریبا همهجا هستند، اما موسری به حقهها عادت دارد. او پس از پیوستن به فیسبوک در سال ۲۰۰۸، به کمک تیم بررسی News Feed (فید خبری) رفت؛ طومار بیپایانی از پستهای صفحات خانگی افراد که به یکی از نقاط تمرکز اصلی این شرکت تبدیل شد. محل اصلی دستکاریهای تبلیغات انتخاباتی سال ۲۰۱۶، فید خبریفیسبوک بود.
به همین دلیل موسری تیمی به نام «یکپارچهسازی» (Integrity) تشکیل داد و با هدف ریشهیابی بیماری پیچیدهای مثل اطلاعات نادرست، زمان خود را صرف نظارت بر توسعهی ابزارهای هوش مصنوعی کرد. در این راه، او به زاکربرگ نزدیک شد و در اوایل ۲۰۱۸ به سمت سرپرست محصول اینستاگرام منصوب شد.
موسری معتقد است به دلیل بهبود تعریف آزار و اذیت در اینستاگرام، این شرکت برای کاربرد هوش مصنوعی نیاز به تنظیم استانداردهای جدید و اقداماتی دارد که حتی پلتفرمهای دیگر هم بتوانند از آنها الگو بگیرند. در حال حاضر او بهدنبال روشهایی برای رسیدن به ارتش وسیعی از کاربران و مبارزه با این مشکل به کمک ماشین است. او میگوید:
مردم اغلب خود را در مقابل فناوری میبینند. از دیدگاه من، افراد و فناوری میتوانند در کنار هم قرار بگیرند.

اینستاگرام با توجه به این رویکرد قرار است دو قابلیت جدید را ارائه کند. یکی از قابلیتها، هشدار کامنت است. وقتی شخصی میخواهد کامنتی را زیر پستی بگذارد، اگر دستهبند آزار و اذیت اینستاگرام محتوای کامنت را «روی مرز» تشخیص دهد، با نمایش هشدار به کاربر اجازه میدهد در مورد کلمات خود تجدید نظر کند. بهگفتهی فرانچسکو فوگو که روی سلامت شبکههای اجتماعی کار میکند:
هدف این کار تلنگر به شخص است و بدون بلاک کردن هشدار میدهد که ممکن است محتوای او مجرمانه باشد (همچنین میتواند اینستاگرام را از تشخیص دشوار آزادی بیان و اهانت رها کند).
دومین قابلیت جدید اینستاگرام Restrict (مسدودسازی) است. براساس پژوهشهای اینستاگرام، نوجوانها از مسدودسازی شخصی که آزارشان میدهد، میترسند؛ زیرا نمیتوانند حرکت بعدی آن شخص را حدس بزنند. Restrict در این نمونهها قابلیتی مخفی است. بااینکه کاربر میتواند خیلی زود از بلاک شدن خود باخبر شود اما از محدود شدن باخبر نمیشود. درنتیجه قربانی میتواند قبل از هر شخص دیگری، کامنت شخص آزاردهنده را ببیند.
آنها میتوانند کامنتها را قبول کنند، حذف کنند یا برای همیشه کامنتها را در وضعیت معلق بگذارند؛ در حالت معلق، کامنتها برای دیگران نامرئی هستند و در گروه آزار و اذیت قرار میگیرند. چنین قدرتی بر پیغامهای دایرکت هم اعمال میشود. اگر شخص آزاردهنده سعی کند کاربری را در پستی عمومی تگ کند، اینستاگرام امکان تکمیل خودکار را به او نمیدهد. بهگفتهی فوگو، با این روند، آزار و اذیت برای شخص آزاردهنده دشوار خواهد شد.
بنابراین اینستاگرام قبل از ارائهی آزار و اذیتها، بهخوبی در برابر آن مسلح خواهد شد. بهگفتهی نیوتون اگر قابلیتها و امکانات جدید زمینهای برای سوءاستفادهی افراد فراهم کنند، حتی در صورت محبوبیت حذف خواهند شد. با این اقدامات، اینستاگرام بیش از هر شرکت دیگری به مبارزه با آزار و اذیت میپردازد، اما راهحلهای بالقوهای وجود دارند که هنوز در نظر نگرفته است.
در مصاحبهی مربوط به این مقاله، چندان به مسئلهی گمنامی کاربرها پرداخته نشد. معمولا بسیاری از نوجوانها حسابهایی را به بدگویی اختصاص میدهند. افراد بهراحتی میتوانند هویت دیگران را جعل کنند. این سهولت مشوق رفتارهای بد است. وقتی از موسری پرسیده شد آیا مانند فیسبوک در اینستاگرام هم از اسامی واقعی استفاده میشود، او این ایده را رد کرد؛ زیرا این ایده قطعا میتواند جامعهی کاربری اینستاگرام را کاهش دهد. موسری میگوید:
در صورت وجود پاسخگویی مناسب، مردم رفتار بهتری خواهند داشت بهویژه اگر طرف مقابل خود را بشناسند؛ اما گمنامی هم مزایای خود را دارد.
برای مثال او دو کودک دارد که سن آنها برای استفاده از اینستاگرام مناسب نیست (گرچه بسیاری از افراد از این قانون تخطی میکنند ولی ثبتنام افراد زیر ۱۳ سال در اینستاگرام مجاز نیست) بنابراین حسابهایی را برایشان ساخته است تا اعضای خانواده آن را دنبال کنند. یا برای مثال افراد میتوانند علایقی را دنبال کنند که به هر دلیلی در زندگی واقعی نمیتوانند دنبال کنند و نمیخواهند شناخته شوند. در اصل باید مشکلات و انگیزهها را شناسایی کنیم و در عین حال مزایا را از بین نبریم.
با افزایش تحقیقات شرکتهای فناوری، نگاه آنها به آزار و اذیتها جدیتر شده است. اینستاگرام برای بسیاری از نوجوانان، اولین تجربهی کار با شبکههای اجتماعی است؛ به همین دلیل آسیبپذیری آنها افزایش مییابد و تنهاتر و افسردهتر از نسلهای گذشتهی خود میشوند. به اعتقاد برخی پژوهشگرها، شبکههای اجتماعی تا اندازهای در آزار و اذیتها مقصر هستند و بر سلامت ذهن تأثیر منفی میگذارند. قطعا این مسئله آزاردهنده است؛ اما آزار و اذیت گاهی به خودآزاری، خودکشی، افکار مرتبط با خودکشی و همچنین خشمی گره خورده است که میتواند تا بزرگسالی هم دنبال این افراد باشد.

بااینکه آزارهایی مثل دادن القاب بد به افراد، از نمونههای متداول آزارهای سایبری هستند اما نمونههای جدیتری هم وجود دارند. کنیس کادی ۱۲ ساله از شرق روچستر، در سال ۲۰۱۵، درست یک هفته پس از حلقآویز کردن خود در اتاق خوابش به کما رفت و جان خود را از دست داد. براساس تحقیق از همکلاسیهای او مشخص شد دو دختر کلاس هشتمی برای او حسابی جعلی در اینستاگرام ساخته بودند و محتوای تمسخرآمیزی را دربارهی او منتشر کرده بودند.
بازرسها تصور میکردند کنیس قبل از مرگ سعی کرده است حساب اینستاگرام را پاک کند، گرچه هرگز نتوانستند آن را پیدا کنند. میکائیلا کادی، مادر کنیس، آزار و اذیتهای شبکههای اجتماعی را مقصر وضعیت روانی دختر خود میداند. او میگوید: «او بسیار آرام و خجالتی بود و به نظر ناراحت میرسید.»
قبل از گفتگوی موسری با TIME، مصاحبهی دیگری از او در میانهی ماجرای جنجالی دختری در بریتانیا منتشر شد که بهگفتهی پدرش، قبل از خودکشی محتواهای خشونتبار مرتبط با خودکشی و افسردگی را در اینستاگرام دیده بود. همزمان با این اتفاق، اینستاگرام در ماه فوریه تصاویر مرتبط با خودآزاری را ممنوع کرد.
بهگفتهی موسری، مدیران شبکههای اجتماعی پرطرفداری دیگری مثل جک دورسی از توییتر هم بهدنبال بررسی انگیزههای اصلی خشم در شبکههای اجتماعی هستند. افراد کارهای وحشتناکی را انجام میدهند. آنها سعی میکنند با تخریب یکدیگر و تنها برای گرفتن چند لایک بیشتر خود را ثابت کنند به همین دلیل برنامهی دیگر اینستاگرام، مخفیسازی کامل لایکها است که فعلا بهصورت آزمایشی اجرا شده است.
از سوی دیگر، اینستاگرام بهدنبال پیشنهاد راهکار به کاربران برای استراحت و دوری از این شبکهی اجتماعی است. یکی از روشهای اینستاگرام برای عملی کردن این ایده، حالت «Away Mode» است، در این حالت کاربر در مدتزمانی مشخص اعلان کاربران یا افرادی را که بین فهرست تماس او نیستند، نمیبیند و توسط آنها قابل جستوجو نیست.
همچنین اینستاگرام در حال کار روی برنامهای برای شناسایی استانداردهایی است که به دائمی شدن این شبکه کمک کنند. اغلب نوجوانها به دلیل فعالیتهای رشکبرانگیز تمایل به نمایش ظاهری جذاب از خود دارند. کورتنی بروسارد ۱۵ ساله از لافایت میگوید:
ممکن است شخصی از محتوای پستها اسکرینشات بگیرد و پشت سر شما غیبت کند. آزار و اذیتهای آنلاین در صورتی رخ میدهند که معیارها را رعایت نکنید.
فراخوان برای تجزیهی شرکتهای فناوری بزرگ در میان رسانهها و کمپینهای متعدد ازجمله جدایی اینستاگرام از فیسبوک بالا گرفته است. موسری در پاسخ به این جریانها میگوید:
بزرگترین عیب جدا شدن از شرکت والد، قطع دسترسی تیم او به هوش مصنوعی و متخصصهایی است که بتوانند به حل مشکلاتی مثل آزار و اذیت کمک کنند.
او معتقد است مقیاس بزرگ و انبوه اینستاگرام یک نوع دارایی هم به شمار میرود. بااینحال حتی اگر این پلتفرم ۱۰ هزار بار کوچکتر بود و ناظرها بر تمام پستها و پیغامها نظارت میکردند، شاید آزار و اذیتها بهراحتی قابلکنترل بودند اما بازهم مشکلات حریم خصوصی وجود داشت. هدف اینستاگرام در این راستا، درک بهتر آزارهای سایبری و یافتن روشهایی برای حل آنها است.
بهگفتهی موسری: «نمیتوان گفت ارتباط با افراد و حتی خود اینترنت، مزیت خالصی برای بشر است. اولا فناوری ذاتا خوب یا بد نیست؛ و شبکههای اجتماعی هم بهعنوان شکلی از فناوری اغلب یک نوع تقویتکننده به شمار میروند. این بستگی به افراد دارد که رفتار خوب را تقویت کنند یا رفتار بد.»
اینستاگرام آزار و اذیت را اختراع نکرده است. آزار و اذیت یکی از مشکلاتی است که ممکن است در تمام جوامع آنلاین رخ دهد. بسیاری از افراد از مراتب بالا تا پائین جامعه در حال عادیسازی سوءاستفادههای آنلاین هستند. بهگفتهی کارشناسان، استفادهی صحیح از اینترنت بهخوبی به کودکان آموزش داده نمیشود. به کودکان نحوهی استفاده از اینترنت را آموزش میدهند، آن هم درزمانی که نوجوان اعمال قدرت بر روابط را یاد گرفته است. از طرفی مبارزه با آزار و اذیت تنها توسط خود شرکتها امکانپذیر نیست بلکه والدین، مدارس و خود کودکان هم باید در این زمینه همکاری کنند.
میکائیلا کادی پس از مرگ کنی به تگزاس رفت و زندگی جدیدی را آغاز کرد. او اینستاگرام را مقصر این اتفاق نمیداند. دختر او درست مانند بسیاری از کودکان دیگری که مورد آزار و اذیت آنلاین قرار میگرفت، در جهان واقعی هم آزار داده میشد؛ اما او معتقد است تسلط شبکههای اجتماعی بر جامعه افزایش یافته و راهحل غلبه بر آن، فناوری بهتر نیست؛ بلکه فناوری کمتر است.
در این مرحله، شبکههای اجتماعی به یکی از نقاط محوری زندگی افراد تبدیل شدهاند؛ منطقی نیست به کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند، بگویند کامپیوتر خود را خاموش کنند یا حساب کاربری خود را حذف کنند. با این حال کادی میگوید باید موانع بیشتری بین دنیای آنلاین و دنیای آفلاین وجود داشته باشد؛ فضایی برای نفس کشیدن. او معتقد است در شبکههای اجتماعی راه فراری وجود ندارد.
اگر تجربهی کار کردن با کامپیوتر را بهمدت طولانی داشته باشید، شما هم شانس مواجه شدن با اتفاقات عجیبوغریب را داشتهاید. برای مثال نویسندهی سایت ExtremeTech توضیح میدهد که مدتها پیش، چاپگری با مارک اچپی داشت؛ شاید شوخی بهنظر برسد ولی دستگاه تنها زمانی شروع به چاپ میکرد که خاموش شده بود! تا هنگامیکه دکمهی خاموش آن را نمیزدید، بیحرکت میماند و گویی به تلاشهای شما برای واردکردن کارهای چاپی به قسمت صفبندی میخندید و پس از خاموشکردن، تنها یک برگ از تمامی صفحات را چاپ میکرد. اگر میخواستید چندین صفحه را چاپ کنید، باید به ازای هر صفحه یک بار دستگاه را خاموش و روشن میکردید. این رفتار تا بعد از نصب چندین سیستمعامل و عوضکردن چندین مادربرد ادامه داشت.

یکی از شایعاتی که مدتها پیش رواج داشت، در مورد ویندوز ۹۵ بود. ظاهرا سرعت نصب نرمافزار، هنگام حرکت دادن اشارهگر ماوس بیشتر میشد. با اینکه چنین شایعاتی مقداری خندهدار بهنظر میرسد، اما ایدهی تأثیر ماوس بر عملکرد سیستم، بنا به شهادت کسانیکه حداقل یکبار از ماوس با پورت USB 1.0 استفاده کرده بودند، آنقدرها هم جنبهی طنز نداشت. در روزهای اولیهی عرضهی پورت USB 1.0، امکان داشت کلیکهای ماوس باعث ایجاد وقفه در عملکرد پردازشگر شود و خود ماوس، زمانیکه پردازشگر در حال انجام محاسبات سنگین بود، هیچ عملکردی از خود نشان ندهد.
با توجه به پست یکی از کابران سایت Stack Exchange، این شایعه تا مقداری رنگوبوی حقیقت داشت؛ این کاربر توضیح میدهد:
«دلیل بهترشدن عملکرد پردازنده هنگام حرکتدادن اشارهگر ماوس، وجود نقص در ساخت رویدادها در ویندوز ۹۵ و رویدادمحور بودن خیلی از نرمافزارها بود.
برنامههای ویندوز ۹۵ اغلب از ورودی/خروجی ناهمگام استفاده میکنند؛ به این معنی که برای عملیاتی مانند کپیکردن درخواست پردازش میکنند و سپس به سیستمعامل اعلام میکنند که میتوانند موقتا تا پایانیافتن عملیات بسته بمانند. با بستهشدن، آنها به برنامههای دیگر اجازهی اجراشدن میدهند. از طرف دیگر با درخواستهای بیپایان برنامههای ویندوز برای پردازش، تا زمانیکه عملیات بهصورت کامل تمام نشده است، منابع پردازنده را هدر میدهند.
به دلایلی که هنوز کاملا مشخص نیست، ولی به احتمال زیاد به دلیل مشکلات پردازشی در دستگاههای ارزانقیمت با عملکرد پردازشی پایین، ویندوز ۹۵ تمایل به کنار گذاشتن پیامهای مربوط به عملیات ورودی/خروجی دارد و برنامههای بستهشدهی خود را برای اتمام کار، بهسرعت اجرا نمیکند. بااینحال اجرای این برنامهها را برای ورودیهای کاربر جهت ایجاد حس عملکرد معمولی، از سر میگیرد و زمانیکه برنامههای ویندوز اجرای خود را از سر میگیرند، پردازش عملیات ورودی/خروجی را نیز ادامه میدهند.
بنابراین چرخش ماوس باعث میشود برنامهها، پردازش پیامهای عملیات ورودی/خروجی را سریعتر کنند و عملیات نصب را با سرعت بیشتری انجام دهند. نتیجه واضح است؛ نصب نرمافزاری که یک ساعت زمان لازم داشت، با تکاندادن ماوس در کمتر از ۱۵ دقیقه انجام میشد.»

اینکه فردی چنین اثری را مشاهده کند، به احتمال زیاد به نحوهی نوشتهشدن نصبکننده (اینستالر) بستگی دارد ولی اصل موضوع، یعنی اینکه از همان ابتدا این شایعه واقعیت داشت، بهنوعی خندهدار است. حتی امروزه این دست مسائل کاملا ناشناخته نیست. در نسخهی کامپیوتری بازی Dead Space اصلی، سرعت بارگذاری مجدد بازی ذخیرهشده شما، بهطور مستقیم به نرخ فریم بازی وابسته است. اگر میخواهید بازیها را سریعتر بارگیری کنید، گزینهی V-Sync را که نرخ فریم بازی را برای ثبات بخشیدن، با نرخ ریفرشکردن مانیتور همگام میکند، فعال کنید (ممکن است به نرمافزار Nvidia Inspector نیاز داشته باشید). اگر بارگیری مجدد بازی ذخیرهشده با نرخ قفلشدهی ۳۰ فریمبرثانیه، ۴۵ ثانیه طول کشید و شما بازی را در ۲۴۰ فریم در ثانیه قفل کنید، بارگیری بازی ۵ تا ۶ ثانیه طول خواهد کشید. نظریهی غالب این است که بازی تنها مقدار معینی از عملیات ورودی/خروجی را در هر فریم انجام میدهد که فقط برای موتور آن طراحی شده است. بالا بردن نرخ فریم باعث بالا رفتن سرعت عملیات ورودی/خروجی خواهد شد.
این دقیقا همان مشکل موجود در ویندوز ۹۵ نیست، ولی ایدهی مشابهی دارد. شما چه فکر میکنید؟ آیا شما نیز از این داستانهای عجیبوغریب در مورد کامپیوتر خود دارید؟
شرکت خودروسازی تویوتا بهعنوان بزرگترین خودروساز جهان که اخیرا از برنامههای خود برای افزایش میزان محبوبیت خودروهای برقی رونمایی کرده است، انتظار دارد تا سال ۲۰۲۵ میلادی نیمی از محصولات خود را برقی تولید کند. این موضوع در حالی از سوی تویوتا اعلام شده است که پیشتر، سال ۲۰۳۰ بهعنوان هدف این خودروساز برای رسیدن به آمار مذکور اعلام شده بود.
شاید تویوتا همواره خودروساز سنتی و مخالف تغییر به نظر برسد؛ اما اینبار ظاهرا داستان طور دیگری رقم خورده و این شرکت در پشت صحنه تلاشهای خستگیناپذیری برای حضور در صف اول بازار رو به تغییر خودروی جهان صورت داده است. این تلاشها در شرایطی صورت میپذیرد که مدیران تویوتا تلاش میکنند تا با اتخاذ سیاستهای مناسب از جایگاه محصولات خود در آینده و در صورت تضعیف، جایگاه خودروهای برقی و تکنولوژی بهکاررفته در آنها محافظت کنند.

ژاپنیها برای حضور جدی در بازار و توسعهی فناوری خودروهای الکتریکی، باید سرمایهی چشمگیری را اختصاص دهند. براساس برنامهریزیهای صورتگرفته تویوتا ظرف ۴ سال آینده، ۲ میلیارد دلار برای توسعه و تولید خودروهای الکتریکی، بهویژه نوع هیبریدی در اندونزی سرمایهگذاری خواهد کرد. البته تویوتا هماکنون بهصورت رسمی در این خصوص اظهار نکرده است. در حقیقت، نخستین بار خبرگزاری رویترز به نقل از لوهوت پاندجیتان، وزیر امور دریایی اندونزی خبر سرمایهگذاری تویوتا را منتشر کرد؛ اما با انعقاد توافقنامهای میان آکیو تویودا، مدیرعامل تویوتا و پاندجیتان، وزیر امور دریایی اندونزی، خبر یادشده بهصورت ضمنی تأیید شد.
در همین رابطه و پس از درز خبر حضور تویوتا در اندونزی، این شرکت با انتشار بیانیهای رسمی اعلام کرد:
براساس برنامهریزیهای صورتگرفته در حد فاصل سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳ میلادی شرکت تویوتا حجم سرمایهگذاری خود در اندونزی را به میزان ۲ میلیارد دلار افزایش خواهد داد.
در ادامهی این بیانیه آمده است که تعهد دولت اندونزی به توسعه و گسترش استفاده از خودروهای برقی و انرژیهای جایگزین، این کشور را به کاندیدای اصلی تویوتا برای اجرایی کردن طرح توسعه و افزایش تولید خودروهای برقی خود تبدیل کرده است.

کارشناسان و فعالان صنعت خودرو بر این عقیدهاند که روابط تجاری گسترده تویوتا با اندونزی و همچنین سرعت زیاد گسترش بازار خودروی این کشور از جمله دلایل اصلی تصمیم مدیران ارشد تویوتا به افزایش میزان سرمایهگذاری خود در این کشور مهم جنوب شرق آسیا است. این در شرایطی است که اندونزی طی سالهای اخیر و به توجه به تواناییهای صنعتی و دسترسی کشور به مواد خام مورد نیاز ظرفیت تولیدات صنعتی خود را به میزان قابلتوجهی افزایش داده است و شرکتها و تولیدکنندگان بزرگ را به حضور و سرمایهگذاری در این کشور تشویق میکند.
در این راستا و به گزارش خبرگزاری رویترز، اندونزی بهعنوان بزرگترین اقتصاد جنوب شرق آسیا با دراختیار داشتن ذخایر قابلتوجهی از سنگ نیکل که یکی از اساسیترین مواد تشکیلدهنده باتریهای لیتیومیون مورد استفاده در خودروهای برقی به شمار میرود، بهدنبال جذب خودروسازان بینالمللی برای انتقال خطوط تولید خودروهای برقی خود به این کشور است.
مقامات اندونزی که در حال حاضر دومین تولیدکننده خودرو در منطقه جنوب شرق آسیا به شمار میرود، پیشبینی میکنند که این کشور میتواند در سالهای پیش رو و با توجه به افزایش روزافزون تقاضا برای خودروهای برقی و هیبریدی، به بزرگترین مرکز تولید این خودروها در جنوب شرقی آسیا بدل شود.

تویوتا پریوس هیبرید
به همین منظور دولت اندونزی در اوایل سال ۲۰۱۹ میلادی ضمن رونمایی از یک طرح مالی اعلام کرد که معافیتهای مالیاتی قابلتوجهی را برای شرکتهای تولید کننده باتری مورد استفاده در خودروهای برقی و شرکتهای خودروسازی در نظر گرفته است. همچنین امضای توافقنامه تعرفه ترجیحی با کشورهایی که از واردکنندگان عمده خودروهای برقی هستند، از جمله دیگر تلاشهای مقامات جاکارتا برای تبدیل شدن به مرکز منطقهای تولید و صادرات خودروهای برقی به شمار میرود.
سال گذشته، شرکت خودروسازی میتسوبیشی ژاپن اعلام کرد که بهدنبال همکاری با مقامات اندونزی به منظور یافتن منطقهای مناسب به منظور تولید خودروهای برقی است. هیوندای از این مرحله هم پیشتر رفت و اعلام کرد که در حال برنامهریزی برای شروع تولید خودروهای برقی خود در این کشور است و به همین خط تولید برخی محصولات خود را از چین خارج خواهد ساخت.
با وجود اخبار منتشرشده از تلاشهای دولت اندونزی برای جذب سرمایههای خارجی و تبدیل شدن این کشور به مرکز تولید خودروهای برقی، باید منتظر ماند و دید که دامنه سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری تویوتا تا کجا گسترش خواهد یافت؛ چرا که تاکنون اطلاعات و جزئیات چندانی از برنامه ژاپنیها منتشر نشده و در بیانیه رسمی تویوتا هم تنها به حجم سرمایهگذاری این شرکت در اندونزی اشاره شده است.
یکی از ویژگیهای بسیار کارآمد و تحسینشدهی اپلواچ، قابلیت تماس اضطراری آن است. حال با کمک این قابلیت، یکی از کاربران این گجت موفق شده است در موقعیتی خطرناکی، تماس اضطراری برقرار کند و جان خود را نجات دهد. بهگزارش WBMM، فیلیپ اِشو، این مرد شیکاگویی میگوید اپلواچ جان او را هنگام غرقشدن نجات داده است.
بهگفتهی فیلیپ اِشو، وی در حال جتاسکی سواری از بندرگاه خیابان سیویکم بهسمت مرکز همایش مککورمیک پلیس (McCormick Place) و عکاسی از آسمان شهر بوده است که موجی او را سرنگون و بههمراه گوشیاش بهداخل آب پرتاب میکند. بهگفتهی اِشو، در این لحظه گوشی وی گم شد و افرادی که در قایقهای مجاور بودهاند، نمیتوانستند او را ببینند و صدایش را بشنوند؛ چراکه با وجود داشتن جلیقهی نجات، موجها او را دائم به زیر سطح آب میکشاندند.
بااینحال، خوشبختانه اِشو اپلواچ خود را بههمراه داشت و از قابلیت تماس اضطراری آن استفاده کرد و با سرویسهای اورژانسی تماس گرفت. او میگوید درابتدا متوجه نشد تماس او برقرار شده است یا خیر؛ ولی اندکی بعد هلیکوپتر و پلیس شیکاگو و قایقهای آتشنشانی را دید که برای نجات او نزدیک میشوند.
با توجه به اینکه موجهای مرتفع دائما او را به زیر سطح آب میکشاندند و او هیچ راه دیگری برای کمکگرفتن نداشت، وی میگوید اگر نمیتوانست با کمک اپلواچ با مراکز فوریتهای پزشکی تماس بگیرد، نمیداند چه اتفاقی برایش میافتاد.
تاکنون بارها اخباری مبنیبر قابلیتهای نوار قلبی (ECG) اپلواچ و سایر قابلیتهای مربوط به سلامتی آن شنیدهایم و داستانهایی دربارهی این موضوع خواندهایم که چگونه وجود مشکلی خطرناک را به اطلاع افراد یاریرسان رسانده است. باوجوداین، این داستان نمونهای از اتصال همیشه پایدار و قابلیت تماس اضطراری اپلواچ است که به یکی از کاربران کمک کرده است در شرایطی که بدون اپلواچ ممکن نبود، با مراکز فوریتهای پزشکی تماس بگیرد.
مرورگر خود را برای نگاهکردن به صفحات دلخواهتان بازمیکنید، بیخبر از آنکه بدانید چه کسانی به شما نگاهمیکنند. پس از بررسیهای صورت گرفته در زیر پوستهی کروم، نتایج بسیار شگفتانگیزی بهدست آمده است. نتایج نشان میدهد چندهزار نفر کارهای شما را دنبال میکنند. سایتهای خرید و اخبار و دولتی، همهوهمه برای تبلیغاتهر کلیک شما را پیگیری میکنند.
این جاسوسی بهواسطهی بزرگترین وبسایت جهان، گوگل، ممکن شده است و مرورگر کروم بیشتر شبیه نرمافزاری نظارت است. با بررسی دادههای سیستمهای کامپیوتری مشخص میشود فناوری چقدر زیرپوشش سیاستهایحفظ حریم خصوصی قرار دارد که هیچکس آنها را نمیخواند.
بهنظر میرسد با داشتن بزرگترین شرکت تبلیغاتی جهان و محبوبترین مرورگر وب، در عمل مانند بردن بچهها بهفروشگاه بزرگ آبنبات، هوشمندانه و لذتبخش است. این اقدام باعث شد کندوکاوهای بیشتری رویکروم و فایرفاکس، درزمینهی حریم خصوصی انجام شود.
سوئیچکردن از کروم به فایرفاکس
سوئیچکردن از کروم به فایرفاکس راحتتر از آن چیزی است که فکر میکنید. آزمایشهای انجامشده دربارهی کروم و فایرفاکس نکات جالبی را مشخص میکند. در یک هفته استفاده از مرورگر دسکتاپ، ۱۱,۱۸۹ درخواست کوکی در کرومبرای ردیابی روی سیستم قرار گرفته بود؛ اما در فایرفاکس بهطور خودکار همهی آنها مسدود شده بود. این فایلها درواقع قلابهایی هستند که شرکتهای جمعآوری داده، از جمله خود گوگل میسازند تا بعد از قرارگیری روی مرورگر و دنبالکردن وبسایتهایی که از آنها بازدید میکنید، پروفایلی از شخصیت، علاقهمندی، خریدها و دریافتیهای شما روی سرورهای خودشان ایجاد کنند.
کروم حتی در وبسایتهایی که فکر میکنید Private خواهد بود، شما را دنبال میکند. حتی در بازدید از وبسایتهای دولتی Aetna و سایت دانشجویان فدرال هم ایناتفاق میافتد. هربار ورود به وبسایت بیمه و بانک به اینغول فناوری اطلاع داده میشود و این تنها نیمی از ماجراست!
به گوشهی سمت راست بالای مرورگر کروم خود نگاه کنید.یکتصویر یا یک نام درون دایره نمیبینید؟ اگر چنین است گوگل تمام فعالیت های شما را برای تبلیغات هدفمند دنبالمیکند.
ورود به سیستم را فراموش نکنید؟ بهتازگی کروم این کار را وقتی که از جیمیل استفاده میکنید، انجام میدهد و احتیاجی به ورود مجدد نیست. کروم حتی روی گوشی شما نیز جاسوسی میکند. هربار که از کروم استفاده میکنید، موقعیت مکانی شما برای گوگل ارسال میشود؛ حتی اگر موقعیت مکانی را نیز غیرفعال کرده باشید، فقط با دقتکمتری مختصات را ارسال میکند.
فایرفاکس کامل نیست و موتور پیشفرض جستوجویش هنوز روی گوگل است؛ اما دادههای شما را برای کسبوکار جمعآوری نمیکند. در بدترین حالت، وبگردی با فایرفاکس میتواند آزاردهنده باشد؛ اما کوکیها تمام فعالیتهایشما را از نگاهکردن به شلوار یا عینک یا هر چیز دیگری دنبال نمیکنند. اجازهدادن به هر کسی برای جمعآوریدادهها، فرصت سوءاستفاده برای هکرها، جاسوسها و افراد خرابکار را فراهم میکند.
بهگفتهی مدیران گوگل، کروم اولویتبندی انتخابهای حریم خصوصی و کنترلها را دارد و آنها مشغول کار رویکوکیهای جدید هستند. همچنین، آنها گفتهاند بهدنبال تعادل مناسب برای وبگردی سالم هستند.
مقالههای مرتبط:
مدیران فایرفاکس نیز اعلام کردند حریم خصوصی کاربران رابهعنوان گزینهای برای کنترل نمیبینند.موزیلا بهتازگی افزونهای بهنام Enhanced Tracking Protection ارائه کرده است که بهطور پیشفرض روی فایرفاکسهای جدید نصب است. این قابلیت کوکیهایی را مسدود میکند که حریم خصوصی را رعایت نمیکنند. با این کار، موزیلا عملا جنگ درزمینهی حریم خصوصی را با گوگل آغاز کرده است.

موزیلا در گام اول، باید مردم را برای استفاده از فایرفاکس قانع کند. درواقع، داستان دو مرورگر با منافع متفاوتشرکتهای ایجادکننده در میان است.
جنگ کوکیها
یک دهه پیش، کروم و فایرفاکس بهدنبال تصاحب جایگاه غول فناوری، یعنی مایکروسافت و اینترنت اکسپلورربودند. کروم در ابتدا با سرعت و امنیت خود توانست کاربران زیادی جذب کند و اکنون بیش از نیمی از بازار رادر سلطهی خود دارد. در سالهای اخیر، حریم خصوصی در فضای وب به یکی از نگرانیهای ما تبدیل شده است؛درحالیکه بهنظر میرسد در مبارزه با کوکیها، منافع گوگل با ما همراستا نیست.
کوکیها کارهای مفیدی همچون بهخاطرسپردن کارتهای خرید را هم انجام میدهند. البته، بیشتر کوکیها بهشرکتهای داده تعلق دارد که بعد از چسباندن آنها به مرورگر، رد پای شما را در فضای وب دنبال میکنند.
طبق تحقیقات روی کوکیهای Third Party، حضور آنها در۹۲ درصد وبسایتها اثبات شده است. وبسایتواشنگتنپست برای هر خبر بهطور متوسط ۴۰ کوکی ردیابقرار داده است. این وبسایت در بیانیهای اعلام کرد از این روش بهمنظور ارائهی تبلیغات بهتر استفاده میکند.
کوکیها در سایتهای بدون تبلیغ هم وجود دارند. بهعنوان مثال، میتوان به Aetna و FSA اشاره کرد که البتهآنها نیز در بیانیهای جداگانه گفتهاند بهمنظور کمک به کمپینهای تبلیغاتی از کوکی استفاده میکنند.

برای سرزنشکردن انگشت اتهام را میتوان بهسمت صنعت تبلیغات و انتشارات و تکنولوژی نشانه گرفت. حال این سؤال مطرح میشود: «مسئولیت مرورگر درقبال کدهایی که بهغیر از جاسوسی کاری برای انجام ندارند، چیست؟»
در سال ۲۰۱۵، موزیلا نسخهای از فایرفاکس را عرضه کرد که شامل تکنولوژی ضدردیابی بود و در حالت Privateفعال میشد. پس از سالها آزمایش، اکنون این قابلیت بهطور پیشفرض روی تمامی وبسایتها فعال است. اینقابلیت فقط به تبلیغات محدود نمیشود. فایرفاکس کوکیها را از هم تفکیک میکند و کوکیهای حیاتی را نگهمیدارد؛ ولی اجازهی ورود به کوکی های جاسوس را نمیدهد.
مرورگر سافاری اپل نیز که در آیفونها استفاده میشود، از سال ۲۰۱۷ از الگوریتمی بهنام رهیابی هوشمند Intelligent Tracking Protection برای پایش کوکیها استفاده میکند تا بعد از تشخیص غیرضروریها اجازهی ورود به آنهارا ندهد.
کروم بهطور پیشفرض بهروی تمامی کوکیها باز است. ماه گذشته، گوگل حالت جدیدی رونمایی کرد که بهطورپیشفرض کوکیهای شخص سوم را وادار میکند خودشان را معرفی کنند. این غول دنیای جستوجوی اینترنتیاعلام کرد بعد از انتشار، انتظار کنترل بهتری دارد؛ اما دربارهی زمان ارائه و جزئیات آن حرفی بهمیان نیاورده است.درواقع، کسی نمیتواند نفسش را برای همیشه حبس کند و گوگل از تبلیغات نفس میکشد و تاکنون بهقدری کوکیتولید کرده است که بعضی ها به طعنه میگویند: «گوگل؛ برند برتر تولید کوکی Mrs Fields را پشتسر گذاشتهاست» (کوکی در لغت بهمعنی کلوچه است).
خیلی سخت بتوان تصور کرد که گوگل دستگاه پولساز خود را کنار بگذارد. کوکیها در حفظ حریم خصوصی نقشبسزایی دارند؛ اما تمرکز گسترده روی آنها باعث مختلشدن بحث حریم خصوصی میشود؛ زیرا کوکیها، تنها یکی ازراهها برای رهیابی کاربران در سایتها هستند. بهگفتهی بن گلبریث (Ben Galbraith)، مدیر محصولات کروم، اینمشکل پیچیدهای است و قفلگذاریهای ساده فقط شیوههای رهیابی را مبهم و پیچیدهتر میکند. تکنیکهایرهیابی مختلفی وجود دارد که مسابقهی حریم خصوصی را سختتر و سختتر خواهد کرد. گفتن برخی چیزها پیچیده است و راهی برای مقابله با آن نیست.
تغییر مرورگر
انتخاب مرورگر دیگر فقط مربوط به سرعت و راحتی نیست؛بلکه به دادههای شخصی شما نیز مرتبط است. گوگل معمولاقبل از جمعآوری اطلاعات، تأیید شمارا میگیرد و تنظیمات جلوگیری از رهیابی و تبلیغات هوشمند را دراختیار کاربران قرار میدهد؛ اما این کنترلها بیشترشبیه پوستهای ظاهری است که موجب میشود اطلاعات شخصی بیشتری بهاشتراک بگذاریم.
در پاییز گذشته، کاربران جیمیل بهصورت خودکار حساب کاربری آنها روی کروم نیز سینک میشد. گوگل اعلام کردسابقهی مرور کروم کاربران هرگز با گوگل سینک نمیشود؛ مگر اینکه شخصی خودش آن را فعال کرده باشد.باوجوداین طبق بررسیها، سابقهی مرور صفحات وب برای گوگل فرستاده میشود، بدون اینکه اجازهای گرفته شود.میتوانید در جیمیل، ورود به سیستم بهصورت خودکار را با جستوجو در این اپلیکیشن و گزینهی Allow Chrome sign-in را غیرفعال کنید.

بعد از تغییر مود Sign-in، جان هاپکینز، دستیار پروفسور متیو گرین در علوم کامپیوتر گفت:
کاملا ناامید شدهام. چند تغییر کوچک کافی است تا حریم خصوصی دیگر خصوصی نباشد. راههایی ایمنبرای استفاده از کروم وجود دارد که بسیار پیچیدهتر از Incognito Mode است؛ اما تغییر مرورگر وسوئیچکردن به شرکتی که از تبلیغات درآمد کسب نمیکند، بسیار بهتر است. شاید فایرفاکس انتخاب بهتری باشد که در تلفن، تبلت، لپتاپ و مک میتوان از آن استفاده کرد. سافاری اپل نیز گزینهی مناسبی برای مک و آیفون و آیپد بهحساب میآید. مرورگر Brave نیز وجود دارد که تلاشهای زیادی برای مقابله با تبلیغات ورهیابها کرده است. برای سوئیچکردن به فایرفاکس به چیزی نیاز ندارید. این برنامه رایگان است وبهسادگی میتوانید آن را دانلود کنید.
در سال ۲۰۱۷، فایرفاکس نسخهای بهنام کوانتوم منتشر کرد که بهمراتب سریعتر شده بود و طبق نتایجآزمایشها، همانند کروم بود. هرچند با نتایج بنچمارکها مشخص شد در بعضی از اوقات کمی کُندتر از کروم است.فایرفاکس میگوید اگر از تبهای زیادی استفاده میکنید، بهتر است حافظه را مدیریت کنید.
سوئیچکردن، یعنی باید بوکمارکهای خود را به فایرفاکس منتقل کنید که ابزارهایی برای این کار موجود است. اگراز افزونهی مدیریت رمزگذر استفاده میکنید؛ پس نباید نگران رمزعبورهای خود باشید. بیشتر افزونهها برایفایرفاکس نیز دردسترس هستند.
بر سر راه موزیلا مشکلاتی وجود داشت که باید بر آنها غلبه میکرد. موزیلا در میان طرفداران حفظ حریم خصوصیبه احتیاط مشهور است. یک سال طول کشید تا اپل بتواند کوکیها را بهطور پیشفرض مسدود کند. بزرگترین منبعدرآمد گوگل زمانی است که افراد در مرورگر خود مشغول جستوجو هستند و روی آگهیها کلیک میکنند.
هفتهی گذشته، الجی دیسپلی اعلام کرد از ماه آینده، کارخانهی تولید نمایشگر این شرکت در گانژو چین، با سرمایهای درحدود ۴.۲ میلیارد دلار، تولید نمایشگرهای بزرگ OLED برای تلویزیونهای Ultra-HD را آغاز خواهد کرد.
کارخانهی جدید با ظرفیت تولید درحدود دوبرابر، به الجی کمک میکند هزینههای خود را کاهش دهد. خطتولید اولد 8.5G الجی برای نمایشگرهای با رزولوشن ۲۵۰۰ در ۲۲۰۰ پیکسل گانژو ظرفیت تولید ماهانه ۶۰ هزار زیرلایهی OLED را برای تلویزیونهای بزرگ دارد. با تصمیم جدید الجی دیسلی، ظرفیت تولید زیرلایهی OLED به بیش از دوبرابر حجم تولید قبلی، یعنی به رقمی درحدود ۱۳۰ هزار زیرلایهی OLED، افزایش خواهد یافت.

مقالههای مرتبط:
درنهایت، انتظار میرود خطتولید دیگری به کارخانهی گانژو اضافه شود و ظرفیت تولید را به ۹۰ هزار زیرلایهی OLED در هر ماه افزایش دهد. در اواسط سال ۲۰۱۷، الجی دیسپلی ابتدا تصمیم گرفت کارخانهی تولید نمایشگر OLED را در چین و کرهجنوبی راهاندازی کند. درحدود یک سال بعد، الجی دیسپلی توانست مجوزهای لازم را برای راهاندازی کارخانهی گانژو از دولت چین و کرهجنوبی دریافت کند و تیر سال گذشته، چین مجوز تأسیس کارخانه جدید تولید نمایشگر تلویزیون OLED الجی دیسپلی را تأیید کرد. ساخت کارخانه نیز نزدیک به یک سال زمان برد.
بهنظر میرسد تولید آزمایشی نمایشگر OLED در ماه جاری آغاز شود و ماه آینده تولید انبوه نمایشگرهای OLED الجی را شاهد خواهیم بود. الجی دیسپلی درحدود ۴.۲ میلیارد دلار برای راهاندازی کارخانهی جدید خود در گانژو سرمایهگذاری کرده است؛ اما انتظار میرود این سرمایهگذاری باعث کاهش هزینههای تولید نمایشگر شود. بهعلاوه، یارانههای دولت چین باعث میشود هزینههای استهلاک تا ۶۵ درصد کاهش پیدا کند. از یک سو، محصولات کارخانهی جدید الجی میتواند به جبران مشکلات ناشی از روابط دیپلماتیک دو کشور ژاپن و کرهجنوبی کمک کند و از سوی دیگر، با آغاز به کار کارخانهی جدید، الجی دیسپلی بهعنوان رقیبی جدیتر برای شرکتهایی همچون BOE در بازار چین ظاهر خواهد شد.
با افزایش حجم تولید و کاهش هزینههای مربوط به تولید، الجی میتواند نمایشگرها و تلویزیونهای OLED خود را با قیمت ارزانتری به بازار عرضه کند. باوجوداین، باید منتظر باشیم و ببینیم درنهایت، راهاندازی کارخانهی جدید چه تأثیری بر الجی خواهد گذاشت.
شرکت مخابراتی چینی هواوی طبق گزاش والاستریت ژورنال، قصد دارد صدها کارمند خود را اخراج کند؛ کارمندانی که در آمریکا مشغول به کار هستند. این شرکت در چند ماه گذشته، بهدنبال دستور دولت ترامپ مبنیبر تهدیدات امنیتی بالقوه و در میان جنگ تجاری چین و آمریکا، با مشکل فروش محصول در آمریکا مواجه شده بود.
درادامهی این گزارش آمده است هواوی قصد دارد کارمندان یکی از شرکتهای تابع تحقیقاتی بهنام فیوچروی تکنولوژی (Futurewei Technologies) را اخراج کند. گفتنی است این شرکت چند آزمایشگاه تحقیقاتی را در خود جای داده است. غول فناوری چینی به کارمندان با تابعیت چین که در این آزمایشگاهها مشغول به کار هستند، اجازه خواهد داد با بازگشت به این کشور، به فعالیت خود ادامه دهند. البته، به بعضی از کارمندان این مرکز تحقیقاتی بهتازگی اطلاع داده شده که قرار است در آینده، کنار گذاشته شوند و درکنار آن، برنامهریزی برای اخراج کارمندان بیشتر هم انتظار میرود.
در مه ۲۰۱۹ (خرداد ۱۳۹۸)، ترامپ با صدور دستور اجرایی به وزارت بازرگانی خود اجازه داد شرکتهای آمریکایی از معامله با طرفهایی خودداری کنند که برای امنیت ملی این کشور تهدید امنیتی بالقوه محسوب میشوند. درنتیجهی این دستور هواوی دیگر نتوانست بعضی قطعات سختافزاری موردنیاز برای محصولاتش را تهیه کند. بهنظر میرسد هواوی در ماه گذشته توانست ممنوعیت خرید محصولات موردنیاز خود را کاهش دهد؛ بااینحال، دولت ترامپ اعلام کرده است تا وقتی دو کشور مشکلات خود را حل نکنند، این تغییرات ممکن است موقتی باشد.

برکناری ناگهانی "بیل گرستنمایر" از پست خود به عنوان رئیس بخش پروازهای سرنشیندار سازمان فضایی آمریکا(ناسا) جامعه فضایی را به طرز شگفت انگیزی غافلگیر کرد. معاون وی، فضانورد سابق "کنت باورساکس" به عنوان جانشین کار وی را ادامه خواهد داد.
به گزارش ایسنا؛ کنت باورساکس متولد ۱۴ نوامبر ۱۹۵۶ افسر مهندس نیروی دریایی آمریکا و فضانورد سابق ناسا در پنج مأموریت شاتل فضایی شرکت داشت. وی همچنین فرمانده ششمین خدمه طولانی مدت ایستگاه فضایی بین المللی بود و در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۶ از ناسا بازنشسته شد. باورساکس در ۱۶ ژوئن ۲۰۰۹، به عنوان معاون امنیت فضانوردان و پشتیبانی پرواز در مأموریتهای اسپیسایکس منصوب گردید.
درست همزمان با برکناری گرستنمایر، بیل هیل، دستیار مدیر ناسا در توسعه سیستمهای اکتشافی نیز از سمتش اخراج شد. او مسئول توسعه موشک آینده ناسا موسوم به سامانه پرتاب فضایی(SLS- Space Launch System) و سفینه اوریون بود. این دو سامانه، کلیدهای اصلی برنامههای ناسا برای سفرهای مجدد به ماه هستند. تام ویتمایرجایگزین هیل شده است.
جیمز بریدشتین مدیر ناسا حدود ساعت ۸:۳۰ بعدازظهر دیروز ضمن اعلام این تغییرات ناگهانی گفت که تحولات ناسا را برای رسیدن به هدف دولت ترامپ در بازگشت فضانوردان به سطح ماه تا سال ۲۰۲۴ تحت برنامه آرتمیس انجام داده است.
گرستنمایر مشاور ویژه معاون ناسا جیم مورهارد شد. موقعیت جدید هیل، مشاور ویژه استیو یچریک معاون بخش مهندسی فضایی است.
انتقال کارکنان به موقعیت "مشاور ویژه" معمولاً برای افرادی که نمیتوانند بلافاصله اخراج شوند صورت میگیرد. این پستها چند مسئولیت تشریفاتی مختلف دارند و معمولاً افرادی که به عنوان مشاوران ویژه منصوب شوند، مدت کوتاهی پس از آن به کلی کنار گذاشته و ناسا را ترک میکنند.
برخی کارشناسان معتقدند که تغییرات به دلیل نارضایتی رهبری ناسا و احتمالاً کاخ سفید در مورد روند توسعه برنامه آرتمیس و عناصر اصلی آن یعنی موشک اس. ال. اس و ناو کیهانی اوریون است.
ناسا در مورد دلیل اخراج ناگهانی گرستنمایر را درست چند ساعت پس از سخنرانی او در یک جلسه کمیته علوم و فناوری فضا در مجلس نمایندگان (کنگره) اعلام نکرد.
گرستنمایر معتقد است ناسا باید به سوی بهره برداری تجاری ایستگاه فضایی در آینده باشد، نه اینکه باز هم بار مالی برای دولت بتراشد.
از سوی دیگر، مدتی است شایعاتی مبنی بر مخالفت کاخ سفید با برنامه ایستگاه مداری ماه شنیده میشود، اماگرستنمایر آن طرح را برای برنامه کاوش ماه لازم میداند.
گرچه کنگره آمریکا کاملاً از توسعه موشک اس. ال. اس حمایت میکند، اما ریخت و پاشها و هزینههای تکراری از یک سو و تأخیر در مسیر ساخت آن ممکن است باعث برکناری هیل شده باشد.

"اسپیسبوک" نام رباتی است که به سفارش آژانس فضایی اروپا و توسط محققان موسسه فناوری فدرال زوریخ و موسسه "ژاو" زوریخ برای جست و خیز در فضاهای کم گرانش طراحی شده است.
به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، تاکنون رباتهایی را دیدهایم که میتوانند راه بروند، بدوند و حتی معلق بزنند، اما در حال حاضر یک تیم دانشجویی بر روی یک نمونه اولیه ربات کار میکند که میتواند جست و خیز کند.
این ربات با نام "اسپیسبوک"(SpaceBok) به معنی "غزال فضایی" توسط دانشجویان مؤسسه فناوری فدرال زوریخ و مؤسسه "ژاو"(ZHAW) زوریخ طراحی و ساخته شده است و در مرکز فنی آژانس فضایی اروپا(ESA) در هلند مورد آزمایش قرار گرفته است و طوری ساخته شده که بتواند در محیطی با گرانش کمتر نسبت به زمین مانند ماه، به گونهای جست و خیزهای کنترل شده داشته باشد که هر چهار پایش از زمین جدا شوند.
هنگامی که مأموریت "آپولو ۱۱" بر روی ماه فرود آمد، یکی از وظایفی که به نیل آرمسترانگ و باز آلدرین محول شد، تمرین نحوه حرکت با پای پیاده در ماه بود که یک ششم زمین گرانش دارد. همانطور که هر دو فضانورد از قبل تحت گرانش شبیهسازی شده تمرین کرده بودند، هنگام حضور در ماه نیز جایگزینی برای حرکت کانگورو وار در سطح ماه نیافتند و اولین پیادهروی بشر روی ماه را که دو ساعت و نیم طول کشید به همین صورت حرکت کردند.
فضانوردان دریافتند که پیادهروی معمولی در فشار لباس فضانوردی و در گرانش ماه چندان کاربردی نیست، در حالی که میتوانستند به راحتی با یک پرش، ۱ متر از سطح ماه جدا شوند و پیش بروند. در نتیجه آنها متوجه شدند که میتوانند با جست و خیزهای منظم و کنترل شده مانند یک کانگورو، به خوبی روی ماه حرکت کنند.

به گفته تیم سوئیسی سازنده "اسپیسبوک" که نام آن را از غزال آفریقایی(Springbok) الهام گرفتهاند، این ربات میتواند تا ۲ متر به صورت عمودی بر روی ماه بالا بپرد که این بدان معنی است که میتواند با سرعت شگفت انگیزی حرکت کند.
با این حال، با توجه به اینکه این ربات در فواصل بین پرشها هیچ تکیهگاهی ندارد و هر چهار پایش از سطح جدا میشوند، ثبات و پایداری ربات و توانایی آن در حفظ تعادل در هنگام فرود یک چالش واقعی است.
"هنریک کولنباخ" سرپرست این پروژه میگوید: به جای پیادهروی معمولی که در آن حداقل سه پا همیشه با زمین تماس دارند، جست و خیز به ربات ما اجازه میدهد تا به راحتی در محیط کم گرانش حرکت کند. جست و خیز و پرش در محیطهایی با جاذبه پایین مانند ماه، مریخ یا سیارکها یک راه بسیار کارآمد برای حرکت در آنها است.
وی افزود: حیواناتی مانند غزال آفریقایی و کانگورو از این روش برای افزایش کارایی حرکت خود استفاده میکنند، اما تا همین اواخر، قدرت محاسباتی و الگوریتمهای مورد نیاز برای توسعه رباتهایی که بتوانند تعادل خود را بعد از هر بار پرش حفظ کنند وجود نداشت.

"اسپیسبوک" از پاهای خود به عنوان واحدهای ذخیره انرژی استفاده میکند و پس از هر بار پرش، انرژی حاصل از برخورد با سطح را جذب میکند و سپس این نیرو را برای پرش بعدی استفاده میکند.
این ربات علاوه بر این ویژگی، چیزی دارد که غزال آفریقایی ندارد. این ربات به سه چرخ واکنشی مجهز است که به آن اجازه میدهد در لحظه به دور خود بچرخد و تغییر مسیر دهد.
تیم سازنده تاکنون توانسته است "غزال فضایی" را تا ارتفاع ۱.۳ متر تحت گرانش شبیه سازی ماه بپراند. آنها همچنین امکانات آزمایشی را ایجاد کردهاند که تقریباً گرانش بسیار کم سیارکها را شبیهسازی میکند، جایی که ربات زمان بیشتری را در هوا معلق میماند.
محققان برای انجام این کار از فناوری یکپارچه رباتیک مداری آژانس فضایی اروپا موسوم به "ORBIT" در آزمایشگاه رباتیک و هدایت رباتیک این آژانس استفاده کردند.
کولنباخ میگوید: این آزمایش به اندازه کافی خوب پیش رفت و ما حتی از "اسپیسبوک" برای انجام یک بازی اکشن زنده استفاده کردیم.
آزمایشهای بعدی این ربات در محیطهایی انجام خواهد شد که شامل موانع، زمینهای پر از تپه و خاک واقع گرایانه باشد و سپس با آزمایشات در فضای باز دنبال میشود.
پیست ناردو رینگ (Nardò Ring) را در سال ۱۹۷۵ فیات ساخت و تا سال ۲۰۱۲، به این شرکت خودروسازی ایتالیایی تعلق داشت. در این سال، پورشه ناردو رینگ را تصاحب کرد و آن را «مرکز فنی ناردو» نامید. ناردو رینگ با طول ۱۲.۶ کیلومتر و عرض ۱۶ متر در شمالغرب شهر ناردو ایتالیا قرار دارد و پیستی برای آزمایش خودرو و موتورسیکلت است.

مرکز فنی ناردو بهگونهای طراحی شده است که خودروها به چرخش فرمان خود حتی در سرعت زیاد نیاز نداشته باشند. درواقع، با کمک قابلیت گریز از مرکز، بدون چرخش فرمان و چرخها و با حرکت در مسیر مستقیم، میتوان در این پیست حرکت کرد. چهار خط این پیست با عرض کلی ۱۶ متر را میتوان با سرعتهای مختلفی بدون کمک فرمان پیمود. خط یک با عرض ۹ متر و برای آزمایش کامیونها با سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت، خط ۲ با سرعت ۱۴۰ کیلومتربرساعت، خط ۳ با سرعت ۱۹۰ کیلومتربرساعت و خط ۴ با سرعت ۲۴۰ کیلومتربرساعت طراحی شده است. البته در شروع حرکت یا در سرعتهای دیگر، راننده باید فرمان را در دست داشته باشد.

در فضای داخل این پیست بزرگ، فعالیتهای کشاورزی جریان دارد. البته، چون پیست در تمام مدت هفته استفاده میشود، زیرگذری برای عبور کشاورزان مهیا شده است. پیست ناردو، تنها نمونهی مدوّر در جهان نیست؛ اما قطعا بزرگترینِ آنها محسوب میشود.
این پیست یکی از مراکز پورشه در بهبودبخشیدن به خودروهای خود است؛ اما خودروساز آلمانی تصمیم گرفت در پایان سال ۲۰۱۸، این پیست را برای نوسازی تعطیل کند. بااینحال، زمان آن فرارسیده است که مرکز فنی ناردو درهای خود را برای آزمایش خودروهای آینده پورشه بگشاید.

مقالههای مرتبط:
مالت ردمن، رئیس هیئتمدیرهی مرکز فنی ناردو و مدیرکل واحد مهندسی پورشه، در این زمینه میگوید:
با مدرنسازی، توسعهی راهبردی مرکز فنی ناردو بهطور دقیقی پیش میرود. ناردو محل تحقیقات علمی منحصربهفردی بهشمار میرود و هماکنون بیش از هر زمان دیگری، سنگبنای استراتژی توسعهی پورشه و بهطور کلی فعالیتهای آزمایشی خودرو در این صنعت است.
بازسازی پیست سرعت ناردو هفت ماه طول کشید تا سرمایهگذاری کلی ۳۵ میلیون یورو (حدود ۳۹.۵ میلیون دلار) فعلی انجام شود. کل پیست آزمایشی آسفالت و سیستم محافظ جدید نیز نصب شده است. پلتفرم دینامیک خودرو ۱۰۶ هزار مترمربعی نیز بهطور کامل برای بررسی و مطالعهی مدلهای جدید پورشه بازسازی شده است.
مرکز فنی ناردو رینگ بهغیر از تمرکز بر سرعت، محل تحقیقات علمی دربارهی آخرین پیشرفتهای خودرویی مانند شارژ سریع خودرو الکتریکی، آخرین سیستمهای کمک راننده، خدمات خودرو متصل و فناوری خودران خواهد بود.

آنتونیو گریتیس، مدیر مرکز فنی ناردو، در این باره گفت:
هدف این است که مشتریان ما بتوانند حملونقل آینده را آزمایش کنند.
.: Weblog Themes By Pichak :.