ترس از جادوگران و ارواح افسانه‌های تخیلی هستند که تنها در زمین اتفاق نمی‌افتد بلکه گاهی اوقات حتی فضانوردان هم در فضا با برخی از این ترس‌ها و تصاویر غیر واقعی مواجه می‌شوند و برای مدتی احساس ناخوشایند دلهره و وحشت در آن‌ها ایجاد می‌شود در اینجا به معرفی برخی از اتفاقات ترسناکی که در پس ایجاد تصاویر وحشتناک که می‌تواند برای فضانوردان دلهره آفرین باشد می‌پردازیم.

تصویر جمجمه انسان مقابل چشمان فضانوردان

همه ما با تصاویر تخیلی، ارواح و جادوگران آشنا هستیم، اما باید بدانیم که این تصاویر تنها در اثر سایه‌ اشیا روی زمین تشکیل نمی‌شوند بلکه گاهی اوقات در اثر سایه رنگ‌ها، ستاره‌ها، سفینه‌ها و سیاره‌ها ممکن است تصاویر وحشتناک در فضا ایجاد شوند؛ ناسا یک سحابی که باقیمانده متراکم یک ستاره منفجر شده است را کشف کرده  این سحابی که در واقع یک تصویر از اشعه ایکس خوشه‌های کهکشانی  است به شکل یک جمجمه در آمده و گاهی اوقات فضانوردان با دیدن ناگهانی این تصاویر دچار ترس و دلهره می‌شوند.

محققان کشف کرده اند که این تصویر وحشتناک در اثر فرار از ابر گاز‌ها و گرد و غبار ستاره‌ای تشکیل شده است  این تصویر جمجمه‌ای شکل  ۱۲۰۰ سال نوری دورتر از زمین قرار دارد؛ برای اولین بار تصویر جمجمه وحشتناک در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۵ در رصدخانه پورتوریکو گرفته شدو  ناسا می‌گوید به احتمال زیاد این تصویر یک دنباله‌دار مرده است.

فضا

جادوگر قرمز رنگ در فضا به نمایش درآمد 

تصویری دیگری که رصدخانه‌ها آن را به ثبت رسانده اند به شکل یک جادوگر است؛ ناسا می‌گوید این سحابی حدود ۱۶۰۰ سال نوری از زمین دورتر است و به شکل تصویر جادوگر به رنگ قرمز نشان داده می‌شود؛ به گفته دانشمندان این شکل هم در اثر گازهای موجود در فضا ایجاد شده است.

فضا

چشم سائورون  دربرابر چشم فضانوردان

سحابی دیگری که فضانوردان با آن مواجه شده اند شکل یک چشم شیطانی است؛ فضانوردان این سحابی شیطلانی را به چشم سائورون که در افسانه ارباب حلقه‌ها وجود دارد تشبیه کرده‌اند.

فضا

نمایش چهره انسان در خاک خالی از سکنه مریخ

هنوز احتمال وجود حیات در مریخ به رسمیت شناخته نشده، اما ناسا موفق به تصویربرداری از چهره انسانی در سیاره سرخ مریخ شده است؛ این تصویر که در تاریخ ۲۵ جولای ۱۹۷۶ گرفته شده است  چهره انسان را  روی خاک مریخ به نشان گذاشته است.

فضا

چشمان شعله ور در فضا 

تصویری دیگری که  از رصدخانه‌ها ثبت شده است دو چشم شعله ور را نشان داده می‎دهد این تصویر هم باقیمانده انفجار ستاره و سیاره‌ای است که حدود ۱۷۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد و گاهی اوقات فضانوردان با دیدن این چشم احساس ترس می‌کنند.

فضا

انتهای پیام/



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:34 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

زمین در اوایل حیات خود، هدف بمباران اجرام فضایی متعددی مثل سیارک‌ها، شهاب‌سنگ‌ها و دنباله‌دارهای یخی قرار داشت. براساس فرضیه‌های موجود احتمالا دنباله‌دارهادلیل شکل‌گیری اقیانوس‌ها در سطح زمین هستند. پیدایش اقیانوس‌ها تأثیر زیادی بر محیط و اقلیم زمین گذاشت. از طرفی به‌دلیل فعالیت‌های آتشفشانی مستمر، گازهای مختلفی وارد جو شدند و ضخامت آن را افزایش دادند.

یکی اولین شکل‌های حیات یعنی باکتری‌های غیرهوازی در این دوران به وجود آمدند و به‌مرور با دفع اکسیژن، میزان اکسیژن موجود در جو هم افزایش یافت و به‌دنبال این تغییرات، حیات هوازی به وجود آمد. افزایش اکسیژن جو تا جایی ادامه یافت که لایه‌ی دیگری موسوم به اوزون در قسمت بالای جو به وجود آمد. این لایه از زمین دربرابر تشعشعات مضر خورشید محافظت می‌کند.

در نتیجه به‌لطف شرایط مساعد و آب‌وهوای مناسب اشکال پیچیده‌تری از حیات به وجود آمدند. زمین طی دوره‌های زمین‌شناسی مختلف شاهد چند دوره‌ی انقراض و یخبندان و همچنین تحولاتی در ساختار قاره‌ها بوده است. یکی از دلایل تشکیل قاره‌ها وجود زمین‌ساخت‌ها یا تکتونیک‌های صفحه‌ای است.

در ابتدا این صفحات به یکدیگر متصل بودند ولی طی میلیون‌ها سال حرکت و جابه‌جایی روی گوشته، قاره‌ها از یکدیگر جدا شدند. امروزه سه چهارم کره‌ی زمین از آب تشکیل شده است. که بخش زیادی از آن را اقیانوس‌ها و درصد کمی از آن به منابع آب شیرین اختصاص دارد.

اقیانوسها

سه‌چهارم سطح زمین را اقیانوس‌ها تشکیل می‌دهند

پوشش آبی (هیدروسفر)

هیدروسفر به پوشش آبی سطحی یا نزدیک به سطح زمین گفته می‌شود که شامل تمام آب‌های سطحی منجمد و مایع، آب‌های زیرزمینی موجود در خاک و سنگ‌ها و همچنین بخار آب جوی است. آب، فراوان‌ترین ماده در سطح زمین است. تقریبا ۱.۴ میلیارد متر مکعب آب، به شکل مایع و منجمد در زمین وجود دارد که اقیانوس‌ها، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها، آب‌های زیرزمینی و بسیاری از منابع دیگر را دربر می‌گیرد.

هسته‌ی مرکزی هیدروسفر، چرخه‌ی آب یا چرخه‌ی هیدرولوژیکی است. طی این چرخه منابع آب تا فاصله‌ی ۱۵ کیلومتری جو زمین هم بالا می‌روند و با بارش باران تا فاصله‌ی ۵ کیلومتری پوسته‌ی زمین هم نفوذ می‌کنند.

آب‌های اقیانوسی بیشترین بخش هیدروسفر را تشکیل می‌دهند. جرم کلی آب‌های اقیانوسی، ۵۰ درصد از جرم کل پوسته‌ی زمین است. آب‌های زیرزمینی بخش کوچکی از پوشش آبی را تشکیل می‌دهند (درمجموع ۳ الی ۱۵ درصد). میزان‌ آب‌های موجود در جو هم ناچیز و روی‌هم‌رفته برابر با ۱۳ هزار کیلومتر مکعب یا ۰.۰۰۱ درصد از کل آب‌های سطح زمین است؛ اما این آب، نقش مهمی در چرخه‌ی آبی زمین ایفا می‌کند.

در حال حاضر، پوشش یخی بیش از دو درصد از آب زمین را تشکیل می‌دهد درحالی‌که پوشش یخی عصر یخبندان پلیستوسین (۲.۶ میلیون تا ۱۱٬۷۰۰ سال پیش) به ۳ درصد می‌رسید. اگرچه ذخیره‌ی آب در رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و جو اندک است اما میزان چرخش آبی ازطریق سیستم بارندگی، رودخانه، اقیانوس نسبتا سریع است. میزان آب سالانه‌ی تخلیه‌شده به اقیانوس‌ها از زمین تقریبا برابر با کل جرم آب ذخیره‌شده در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها است.

رطوبت خاک هم تقریبا ۰.۰۰۵ آب سطح زمین را تشکیل می‌دهد. بااینکه درصد کمی از آب روی زمین در رطوبت خاک وجود دارد اما تأثیر آن چشمگیر است. بیوسفر (زیست‌کره قسمت سکونت‌پذیر زمین شامل جو، آب‌وخاک) نقش مهمی در بازگشت بخار آب به زمین ازطریق فرایند تعریق ایفا می‌کند.

آب‌های زمین از H2O خالص (هیدروژن دی‌اکسید) تشکیل نشده‌اند بلکه شامل مواد معلق و منبعی از مواد زنده و غیرزنده هستند و جابه‌جایی آب‌ها نقش مهمی در انتقال این مواد در سطح زمین ایفا می‌کنند.

جو

زمین تنها سیاره‌ی منظومه‌ی شمسی است که جو آن از شرایط حیات برخوردار است. پوششی از گازها که نه‌تنها شامل هوای قابل‌تنفس است بلکه از موجودات روی زمین دربرابر افزایش گرما و تشعشعات خورشیدی محافظت می‌کند.

ضخامت جو زمین به ۴۸۰ کیلومتر می‌رسد اما بیشترین بخش آن در فاصله‌ی ۱۶ کیلومتری زمین قرار دارد. فشار هوا با ارتفاع کاهش می‌یابد. در سطح دریا فشار هوا یک کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع است در فاصله‌ی سه کیلومتری، به ۰.۷ کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع می‌رسد. در این ارتفاع اکسیژن کمتری برای تنفس وجود دارد. به نقل از ناسا، جو زمین از این گازها تشکیل شده است:

  • نیتروژن، ۷۸ درصد
  • اکسیژن، ۲۱ درصد
  • آرگون، ۰.۹۳ درصد
  • کربن‌دی‌اکسید، ۰.۰۴ درصد
  • مقادیر اندکی از نئون، هیلوم، متان، کریپتون و هیدروژن و بخار آب

لایه‌های جوی

جو زمین به پنج لایه‌ی عمده تقسیم می‌شود: اگزوسفر، ترموسفر، مزوسفر، استراتوسفر و تروپوسفر. جو در هر لایه رقیق می‌شود تا اینکه گازها به‌طور کامل در فضا پراکنده می‌شوند. هیچ مرز مشخصی بین جو زمین و فضا وجود ندارد اما خط فرضی شروع فضا در ارتفاع ۱۰۰ کیلومتری آغاز می‌شود.

تروپوسفر به نزدیک‌ترین لایه به زمین گفته می‌شود که ضخامت آن بین ۷ تا ۲۰ کیلومتر است و نیمی از جو زمین در آن قرار دارد. هوا در نزدیکی زمین گرم و با افزایش ارتفاع سرد می‌شود. تقریبا کل بخار آب و گردوغبار موجود در جو و ابرها در این لایه قرار دارند.

اتمسفر

بخش نارنجی رنگ تروپوسفر را نشان می‌دهد، تروپوسفر در تروپوپاوس به پایان می‌رسد که به شکل مرز واضحی بین بخش آبی و نارنجی جو دیده می‌شود

استراتوسفر لایه‌ی دوم است؛ که دقیقا از بالای تروپوسفر آغاز می‌شود و تا فاصله‌ی ۵۰  کیلومتری از سطح ادامه پیدا می‌کند. فراوان‌ترین ماده در این لایه، اوزون است که از زمین دربرابر تشعشعات مضر خورشید محافظت می‌کند. هوای این بخش بسیار خشک است و جو آن هزار برابر رقیق‌تر از جو سطح دریا است. هواپیماهای جت و بالون‌های آب‌وهوایی در این فاصله پرواز می‌کنند.

مزوسفر از فاصله‌ی ۵۰ تا ۵۳ کیلومتر از سطح زمین آغاز می‌شود و تا ارتفاع ۸۵ کیلومتری به پایان می‌رسد. بخش بالای مزوسفر، مزاپاوس نامیده می‌شود که سردترین بخش جو زمین است و دمای آن حتی به منفی ۹۰ درجه‌ی سانتی‌گراد هم می‌رسد. بررسی این لایه دشوار است. جت‌ها و بالون‌ها نمی‌توانند به‌اندازه‌ی کافی بالا بروند و ماهواره‌ها و شاتل‌های فضایی در ارتفاع بالاتری قرار دارند؛ اما شهاب‌سنگ‌ها معمولا در این لایه می‌سوزند.

ترموسفر از فاصله‌ی ۹۰ کیلومتری تا بین ۵۰۰ و هزار کیلومتر از سطح زمین ادامه پیدا می‌کند. دما در این ارتفاع می‌تواند حتی به ۱۵۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد هم برسد. ترموسفر بخش مهمی از جو زمین است اما تراکم هوا در این بخش بسیار کم است و بیشترین بخش این لایه به‌عنوان فضای خارجی درنظر گرفته می‌شود. شاتل‌های فضایی در این نقطه پرواز می‌کنند و ایستگاه بین‌المللی فضایی هم در این نقطه قرار دارد.

در این لایه شفق‌های قطبی رخ می‌دهند. ذرات باردار فضایی با اتم‌ها و مولکول‌های ترموسفر برخورد می‌کنند و آن‌ها را به وضعیت بالاتر انرژی می‌رسانند. اتم‌ها با نشر فوتون‌ها به این انرژی واکنش می‌دهند و به‌این‌ترتیب شفق‌هایBorealis و Australis رنگی به وجود می‌آیند.

اگزوسفر، بالاترین لایه‌ی زمین و لایه‌ای بسیار باریک و رقیق است که در آن اتمسفر به فضای خارجی می‌رسد. این لایه ترکیبی از ذرات پراکنده‌ی هیدروژن و هلیوم است.

آب‌وهوا و اقلیم

زمین به‌دلیل اقلیم‌های گوناگون منطقه‌ای از جمله اقلیم سرد قطب‌ها تا هوای گرم حاره‌ای استوا، بستری مناسب برای رشد انواع موجودات زنده است. اقلیم یک منطقه براساس میانگین شرایط آب و هوایی در بازه‌ی زمانی حداقل ۳۰ ساله تعریف می‌شود. برای مثال اقلیم یک منطقه را می‌توان با ویژگی‌هایی مثل آفتابی، بادی، خشک یا مرطوب توصیف کرد. آب‌وهوا معمولا طی چند ساعت تغییر می‌کند اما بازه‌ی تغییر اقلیم طولانی‌تر است.

اقلیم سراسری زمین میانگینی از اقلیم‌های منطقه‌ای است. اقلیم سراسری در طول تاریخ سرد یا گرم شده است. امروزه زمین به‌سرعت در حال گرم شدن است. به عقیده‌ی دانشمندان، گازهای گلخانه‌ای به‌دلیل فعالیت‌های انسان افزایش یافته‌اند و گرما را در جو زمین به دام می‌اندازند.

اقلیم یک منطقه براساس میانگین شرایط آب و هوایی در بازه‌ی حداقل ۳۰ ساله تعریف می‌شود

دانشمندان برای درک بهتر پیدایش و ترکیب زمین، آن را با زهره و مریخ مقایسه می‌کنند. هر سه سیاره ماهیتی سنگی دارند و در بخش داخلی منظومه‌ی شمسی یعنی بین خورشید و کمربند سیارکی قرارگرفته‌اند.

زهره دارای یک جو کاملا کربنی با ردپاهایی از نیتروژن و سولفوریک اسید است. بااین‌حال، اثر گریز گلخانه‌ای آن بالا است. فضاپیماها به‌سختی می‌توانند از فشار و دمای بالای سطح این سیاره (۴۶۷ درجه‌ی سانتی‌گراد) جان سالم به در ببرند. ابرهای زهره ضخیم هستند و سطح آن مشخص نیست.

جو مریخ هم از کربن دی‌اکسید و ردپاهایی از نیتروژن، آرگون، اکسیژن، کربن مونواکسید و گازهای دیگر تشکیل شده است. جو این سیاره صد مرتبه رقیق‌تر از جو زمین است و به‌مرور زمان رقیق شده است.

دانشمندان برای درک بهتر سکونت‌پذیری زهره و مریخ، به مقایسه‌ی آن‌ها با زمین می‌پردازند. سیاره‌ی سکونت‌پذیر به سیاره‌ای اطلاق می‌شود که به‌اندازه‌ی کافی به ستاره‌ی میزبان خود نزدیک باشد تا آب به‌صورت مایع روی آن جریان پیدا کند. بااین‌حال سکونت‌پذیری تنها به فاصله‌ی سیاره از ستاره‌ی خود وابسته نیست بلکه به جو، تغییرپذیری و معیارهای دیگر هم وابسته است.

میدان مغناطیسی

میدان مغناطیسی زمین بر اثر جریان‌های هسته‌ی خارجی آن به وجود می‌آید. قطب‌های مغناطیسی همیشه در حال حرکت هستند به‌طوری‌که سرعت قطب مغناطیسی شمالی سالانه (از زمان ردیابی آن در ۱۸۳۰) ۴۰ کیلومتر افزایش پیدا می‌کند.

به نقل از ناسا قدرت میدان مغناطیسی سراسری از قرن نوزدهم، ده درصد کاهش یافته است. در مقایسه با تغییرات میدان مغناطیسی در چند میلیون سال پیش، این تغییرها اندک هستند. چند میلیون سال پیش، میدان مغناطیسی کاملا چرخیده بود به‌طوری‌که قطب‌های جنوب و شمال جابه‌جا شده بودند. میدان مغناطیسی می‌تواند بین بازه‌ی ۱۰۰ تا ۳۰۰۰ سال، کاملا بچرخد و جابه‌جا شود.

میدان مغناطیسی

میدان مغناطیسی زمین از آن دربرابر تشعشعات مرگبار خورشید محافظت می‌کند

به نقل از آندرو روبرتز، استاد دانشگاه ملی استرالیا، قدرت میدان مغناطیسی در گذشته به‌دلیل وارونگی مغناطیسی، به‌اندازه‌ی ۹۰ درصد کاهش یافته است. این اتفاق باعث شده آسیب‌پذیری زمین نسبت به طوفان‌ها و تشعشعات خورشیدی افزایش پیدا کند و به ماهواره‌ها و زیرساخت‌های الکتریکی و ارتباطی آسیب‌هایی وارد شود. رابرتز می‌گوید:

خوشبختانه راه زیادی تا کاهش چشمگیر میدان مغناطیسی باقی مانده است و باید فناوری را برای مبارزه با این تهدید توسعه داد.

وقتی ذرات باردار خورشید در دام میدان مغناطیسی زمین بیفتند، با مولکول‌های هوای بالای قطب‌های مغناطیسی برخورد می‌کنند و منجر به درخشش آن‌ها می‌شوند؛ به این پدیده شفق یا نورهای شمالی و جنوبی گفته می‌شود.

چرخش و مدار

با چرخیدن زمین به دور خورشید، سیاره به‌صورت هم‌زمان روی یک خط فرضی به نام محور می‌چرخد که از قطب شمال تا قطب جنوب کشیده شده است. ۲۳.۹۳۴ ساعت طول می‌کشد تا زمین به دور محور خود بچرخد و طی ۳۶۵.۲۶ روز مدار دور خورشید را کامل می‌کند.

محور زمین نسبت به صفحه‌ی مداری آن دچار انحراف است. صفحه‌ی مداری به سطح فرضی مدار اطراف خورشیدگفته می‌شود. این یعنی قطب‌های شمال و جنوب زمین نسبت به زمان‌های مختلف سال از خورشید دور یا به آن نزدیک هستند؛ بنابراین به‌دلیل تغییر نور و انرژی دریافتی در هر نیم‌کره، فصل‌ها به وجود می‌آیند.

مدار زمین، بی‌نقص نیست؛ بلکه مانند مدار سیاره‌های دیگر بیضی‌شکل است. زمین در منطقه‌ای موسوم به گلدی لاک قرار دارد که در آن دما برای جریان آب مایع روی سطح سیاره کافی است. براساس آمار ناسا:

  • میانگین فاصله‌ی زمین تا خورشید برابر با ۱۴۹.۵ میلیون کیلومتر است.
  • حضیض (نزدیک‌ترین فاصله به خورشید) ۱۴۷.۰۹ میلیون کیلومتر است.
  • اوج (دورترین فاصله از خورشید) ۱۵۲.۰۹ میلیون کیلومتر است.
  • طور روز خورشیدی برابر با ۲۳.۹ ساعت است.
  • طول سال خورشیدی (تکامل کامل مداری خورشید)، ۳۶۵.۲۶ روز است.
  • انحراف استوا نسبت به مدار یا انحراف محور: ۲۳.۴۳ درجه است.

منابع طبیعی و انسانی

باد، جزر و مد، گرمای زمین (که حاصل تجزیه‌ی اتم‌های رادیواکتیو در هسته‌ی زمین است) و خورشید از منابع طبیعی شگفت‌انگیز زمین هستند که انسان برای بهبود زندگی خود از آن‌ها کمک گرفته است، اما سوخت لازم برای برق و گرما از منابع دیگر به دست می‌آیند.

منابع طبیعی به‌طورکلی موارد زیر را در برمی‌گیرند:

  • هوا، آب‌ و خاک
  • منابع زیستی، گیاهان و جانوران
  • مواد خام (مثل مواد معدنی)
  • فضا و زمین
  • باد، انرژی زمین‌گرمایی، جزر و مدی یا کشندی و انرژی خورشیدی

منابع طبیعی اغلب به گروه‌های تجدید‌پذیر و غیرتجدیدپذیر تقسیم می‌شوند. منابع تجدید‌پذیر قابل بازیابی هستند و پس از مصرف تمام نمی‌شوند. برای مثال درختان (جنگل‌ها و چوب)، محصولات کشاورزی و احشام از منابع تجدیدپذیر جاندار و آب ‌و خاک از منابع تجدیدپذیر بی‌جان هستند. از دیگر منابع تجدیدپذیر غیرزنده می‌توان به انرژی جزر و مد، نیروی خورشید و باد اشاره کرد. امروزه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی متعددی در سراسر جهان برای استفاده از این انرژی پاک ساخته شده‌اند.

منابع غیرتجدیدپذیر پس از مصرف قابل‌ جایگزینی نیستند. سوخت‌های فسیلی، زغال‌سنگ و نفت خام ازاین‌دست منابع هستند. امروزه دخالت بی‌رویه و بیجای انسان در طبیعت ضررهای جبران‌ناپذیری را به برخی منابع طبیعی زنده و محیط‌زیست وارد کرده است. امروزه با افزایش جمعیت، مشکل مدیریت منابع هم افزایش یافته است. به‌طورکلی با افزایش مدرنیته و پیشرفت در جوامع، نیاز و تقاضای انرژی هم افزایش پیدا می‌کند.

استخراج نفت

منابع انسانی

جمعیت انسانی کل کره‌ی زمین در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۱ به هفت میلیارد نفر رسید. براساس پیش‌بینی‌ها، جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰ به ۹.۲ میلیارد خواهد رسید. بیشترین رشد جمعیت متعلق به کشورهای درحال‌توسعه است. تراکم جمعیت انسانی در سراسر جهان متفاوت است؛ اما بخش زیادی از جمعیت در آسیا زندگی می‌کنند. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۰ تقریبا ۶۰ درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری و سایر در مناطق روستایی مستقر شوند.

۹۰ درصد از جمعیت انسانی در نیم‌کره‌ی شمالی زمین زندگی می‌کنند. براساس تخمین‌ها یک‌هشتم سطح زمین برای زندگی انسان مناسب است. سه‌چهارم سطح زمین با اقیانوس‌ها پوشیده شده است و یک‌چهارم آن را خشکی‌ها تشکیل می‌دهد. از این مقدار ۱۴ درصد را بیابان‌ها، ۲۷ درصد را کوهستان‌های مرتفع و دیگر مناطق خشن و نامناسب زندگی تشکیل می‌دهند. شمالی‌ترین نقطه‌ی مناسب برای اقامت انسان الرت در جزیره‌ی نوناوتت کانادا است.

بلاهای طبیعی

بلاهای طبیعی به پدیده‌ی طبیعی گفته می‌شود که آثاری منفی بر انسان و محیط می‌گذارد. رویدادهای طبیعی را می‌توان به دو دسته‌ی عمده تقسیم کرد: ژئوفیزیکی (زمین‌شناختی) و بیولوژیکی. رویدادهای زمین‌شناختی شامل پدیده‌های هواشناسی و زمین‌شناختی از جمله زلزله، فوران آتشفشانی، آتش‌سوزی جنگل‌ها، طوفان‌های گردبادی، سیل، خشک‌سالی، بهمن و رانش زمین می‌شوند. بلاهای بیولوژیکی هم شامل مجموعه‌ای از بیماری‌ها، ویروس‌ها و حملات است.

بسیاری از فاجعه‌های زمین‌شناختی با یکدیگر در ارتباط هستند. برای مثال زلزله‌های زیردریایی می‌توانند منجر به ایجاد سونامی و طوفان‌ها می‌توانند منجر به ایجاد سیل و فرسایش شوند.

زلزله هائیتی

زلزله هائیتی

تغییرات اقلیمی و آثار آن

اقلیم زمین در طول تاریخ با تغییرات چشمگیری روبه‌رو شده است. طی ۶۵۰ هزار سال گذشته، هفت چرخه‌ی انجماد در زمین رخ داده است و تاریخ آخرین عصر یخ و آغاز دوران مدرن به ۷۰۰۰ سال پیش می‌رسد. اغلب تغییرات اقلیمی به‌دلیل تغییرات اندک در مدار زمین و تغییر انرژی خورشیدی دریافتی آن به وجود آمده‌اند.

اما دلیل اصلی روند گرمایشی زمین، فعالیت‌های صنعتی و انسانی (بیش از ۹۵ درصد) از اواسط قرن بیستم است که به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است.

قمرهای مصنوعی اطراف زمین و پیشرفت‌های فناوری به انسان کمک کرده‌اند چشم‌انداز وسیع‌تری از زمین را ببیند و اطلاعات مختلفی را در مورد شرایط آب و هوایی آن جمع‌آوری کند. براساس داده‌هایی که طی چند دهه جمع‌آوری شده‌اند، اقلیم زمین در حال تغییر است.

ماهیت به دام انداختن گرمای گازهای کربن‌دی‌اکسید و گازهای دیگر در اواسط قرن نوزدهم ثابت شد. توانایی این گازها برای تأثیر بر انتقال انرژی مادون‌قرمز به داخل جو، مبنای علمی بسیاری از ابزارهای علمی ناسا است. بدون شک، عامل اصلی گرمایش زمین، افزایش گازهای گلخانه‌ای است.

تغییرات اقلیمی

آثار آینده‌ی تغییرات اقلیمی شامل آتش‌سوزی‌های مداوم، دوره‌های طولانی‌تر خشک‌سالی در برخی مناطق و افزایش مدت و تراکم طوفان‌های حاره‌ای است

براساس شواهد به‌دست‌آمده از هسته‌های یخی گرینلند، قطب جنوب و یخچال‌های کوهستانی اقلیم زمین نسبت به تغییر گازهای گلخانه‌ای واکنش نشان می‌دهد. شواهد مربوط‌به این تغییرات را می‌توان در حلقه‌ی درختان، رسوب‌های کف اقیانوس‌ها، صخره‌های مرجانی و لایه‌های سنگ‌های رسوبی مشاهده کرد. براساس این شواهد، گرمایش با سرعتی ده برابر سرعت گرمایش میانگین پس از عصر یخ، در حال افزایش است.

از آثار تغییرات اقلیمی می‌توان به افزایش دمای جهانی، گرم شدن اقیانوس‌ها، کاهش صفحات یخی، کاهش پوشش برفی، افزایش سطح دریاها، کاهش یخ‌های قطب جنوب، رویدادهای آب‌وهوایی شدید و اسیدی شدن اقیانوس‌ها اشاره کرد.

به عقیده‌ی دانشمندان، دماهای جهانی در دهه‌های آینده به‌دلیل افزایش گازهای گلخانه‌ای، افزایش خواهند یافت.هیئت میان دولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) که گروهی بیش از ۱۳۰۰ دانشمند ایالات‌متحده و کشورهای دیگر را تشکیل می‌دهد، افزایش ۱.۵ تا ۵.۵ درجه‌ی سانتی‌گرادی دما در قرن آینده را پیش‌بینی می‌کنند. به نقل از IPCC، آثار تغییرات اقلیمی بر مناطق مستقل به‌مرورزمان و همراه‌با تطبیق سیستم‌های محیطی و اجتماعی مختلف، تغییر می‌کنند.

ذوب شدن یخچال‌های قطب شمال به‌دلیل گرمایش جهانی

ماه، تنها قمر زمین

ماه تنها قمر زمین است که به‌راحتی می‌توان با چشم غیرمسلح آن را در آسمان شب رویت کرد. ماه در طی فازهای مختلف و در یک دوره‌ی یک‌ماهه قابل رویت است. در طول تاریخ، بشر از تغییر فازهای ماه به‌عنوان راهنما استفاده کرده است. برای مثال ماه‌های تقویم برابر با شروع ماه کامل تا ماه کامل بعدی است.

فازهای ماه و مدار آن سؤال‌های بسیاری را به وجود آورده‌اند. برای مثال، ماه همیشه یک چهره‌ی خود را به زمین نمایش می‌دهد. دلیل این مسئله هم این است که ماه طی ۲۷.۳ روز، هم به دور محور خود و هم به دور مدار زمین می‌چرخد. ماه کامل، نصف ماه یا ماه نو بسته به انعکاس نور خورشید ظاهر می‌شوند. دیدن هرکدام از این حالت‌ها به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید وابسته است.

قطر ماه به ۲۴۷۵ کیلومتر می‌رسد که اندکی بزرگ‌تر از پلوتو است. اندازه‌ی ماه، یک‌چهارم (۲۷ درصد) زمین است و تأثیر گرانشی بالایی بر زمین دارد و منجر به جزر و مد می‌شود.

براساس مشاهدات مدارپیمای LRO مقادیر آب در نزدیکی قطب جنوب ماه بیشتر است

نظریه‌های متعددی در مورد شکل‌گیری ماه وجود دارد. براساس یک نظریه‌، پس از برخورد یک جرم بزرگ به زمین تازه‌متولدشده، بخشی از زمین جدا شد و در مدار قرار گرفت. براساس شباهت‌های موجود در ترکیب زمین و ماه، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که این برخورد ۹۵ میلیون سال پس از شکل‌گیری منظومه‌ی شمسی اتفاق افتاده است. بررسی‌های جدیدتر در سال ۲۰۱۵ این نظریه را تقویت می‌کنند.

اگرچه نظریه‌ی برخوردی بزرگ بسیار بحث‌برانگیز بوده است اما نظریه‌های دیگری هم برای شکل‌گیری ماه وجود دارد. برای مثال براساس یک نظریه، ماه جسمی خارجی بوده است که در مدار زمین گرفتار شده است یا زمین ماه را از زهره (سیاره‌ی همسایه) دزدیده است.

ماه هسته‌ی بسیار کوچکی دارد که قطر آن به ۶۸۰ کیلومتر می‌رسد. بیشترین بخش هسته‌ی ماه را آهن تشکیل می‌دهد اما مقادیر دیگری مثل سولفور و عناصر دیگر را هم می‌توان در آن پیدا کرد. ضخامت گوشته‌ی ماه به ۱۳۳۰ کیلومتر می‌رسد که از سنگ‌های آهنی و منیزیمی تشکیل شده است. در گذشته مواد مذاب موجود در گوشته‌ی ماه ازطریق فوران‌های آتشفشانی به بیرون آن هدایت شدند.

عمق پوسته‌ی ماه تقریبا به ۷۰ کیلومتر می‌رسد. بیرونی‌ترین بخش پوسته هم به‌دلیل برخوردهای زیاد تجزیه شده‌ است. ماه هم مانند چهار سیاره‌ی اول منظومه‌ی شمسی از سنگ تشکیل شده است. سطح ماه پر از حفره‌های برخوردی است که میلیون‌ها سال پیش شکل گرفته‌اند. به‌دلیل نبود آب‌وهوا در سطح ماه، این حفره‌ها دچار فرسایش نشده‌اند.

سطح ماه به‌طور میانگین از این مواد تشکیل شده است: ۴۳ درصد اکسیژن، ۲۰ درصد سیلیکون، ۱۹ درصد منیزیم، ۱۰ درصد آهن، ۳ درصد کلسیم، ۳ درصد آلومینیوم، ۰.۴۲ درصد کلر، ۰.۱۸ درصد تیتانیوم و ۰.۱۲ درصد منگنز.

سطح نورد یوتو

سطح‌نورد یوتو ۲ از چین نیمه پنهان ماه را در فاصله‌ی کمی پس از فرود، در ژانویه‌ی ۲۰۱۹ بررسی می‌کند

مدارپیماها، ردپاهایی از آب را روی سطح ماه پیدا کرده‌اند که ممکن است از زیر سطح ماه سرچشمه گرفته باشند. مشاهدات آینده مدارپیمای LRO نشان می‌دهد آب در شیب‌های منتهی به قطب جنوب ماه بیشتر است. براساس یک بررسی در سال ۲۰۱۷، آب ممکن است در فضای داخلی ماه هم وجود داشته باشد.

ماه دارای یک جو بسیار نازک است؛ بنابراین لایه‌ای از غبار یا حتی ردپا می‌تواند مدت‌ها روی سطح آن باقی بماند. بدون جو ضخیم، گرما روی سطح ماه باقی نمی‌ماند و اختلاف دما بالا می‌رود. دمای روز در سمت روشن ماه به ۱۳۴ درجه‌ی سانتی‌گراد و در سمت تاریک به منفی ۱۵۳ درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد. از ویژگی‌های دیگر ماه می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  • فاصله‌ی میانگین از زمین: ۳۸۴ هزار کیلومتر
  • حضیض (نزدیک‌ترین نقطه به زمین): ۳۶۳ هزار کیلومتر
  • اوج (دورترین نقطه از زمین): ۴۰۵ هزار کیلومتر
  • محیط مداری: بیش از ۲ میلیون کیلومتر
  • سرعت میانگین مداری: ۳۶۸۰ کیلومتر بر ساعت

مروری بر رصدها و کاوش‌های ماه

به عقیده‌ی مردم باستان، ماه گویی از آتش بوده است؛ اما فلاسفه‌ی یونان باستان، ماه را کره‌ای می‌دانستند که به دور زمین می‌چرخد و نور خورشید را منعکس می‌کند. یونانیان معتقد بودند بخش‌های تاریک ماه اقیانوس و بخش‌های روشن آن زمین و کوهستان هستند.

گالیله اولین شخصی بود که از تلسکوپ برای مشاهدات علمی ماه استفاده کرد و در سال ۱۶۰۹، سطح ماه را کوهستانی توصیف کرد که برخلاف باورهای مردم آن زمان (سطح صاف و صیقلی) بود.

در سال ۱۹۵۹، اتحاد جماهیر شوروی، اولین فضاپیمای خود را به سطح برخوردی ماه فرستاد و اولین تصاویر از آن سوی ماه را فرستاد. پس‌ازاین مأموریت اتحاد جماهیر شوروی و ایالات‌متحده هر دو، مأموریت‌های بدون سرنشین به سطح ماه را ادامه دادند. بسیاری از این کاوشگرها دچار نقص فنی شدند یا نسبتا موفق عمل کردند.

اپولو ۱۱

فرود تاریخی آپولو ۱۱ بر سطح ماه

بااین‌حال، کاوشگرهای اولیه به مرور اطلاعاتی را در مورد سطح ماه و تاریخچه‌ی زمین‌شناسی آن به‌دست آوردند. ایالات‌متحده یک مجموعه از مأموریت‌های پایونیر، رنجر و سورویر را به ماه اختصاص داد و به موازات آن اتحاد جماهیر شوروی کاوشگرهای لونا و زوند را به ماه فرستاد. لونا ۲ اولین کاوشگری بود که در سال ۱۹۵۹ به سطح ماه برخورد کرد. اولین فرود نرم و موفقیت‌آمیز توسط لونا ۹ در سال ۱۹۶۶ با موفقیت انجام شد.

ایالات‌متحده در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، فضانوردهایی را به ماه فرستاد. اولین مأموریت سرنشین‌دار به ماه در ۱۹۶۸ آغاز شد، یعنی زمانی‌که آپولو ۸ به دور ماه چرخید. در سال ۱۹۶۹، آپولو ۱۱ اولین فضانوردها را روی سطح ماه فرود آورد. این مأموریت به یکی از مشهورترین دستاوردهای ناسا تبدیل شد.

به‌دنبال این مأموریت طی پنج مأموریت دیگر، فضانوردهایی به ماه فرستاده شدند. فضانوردها درمجموع ۳۸۲ کیلوگرم سنگ و خاک از ماه به زمین آوردند. ماه تنها جرم فرازمینی است که انسان موفق به فرود روی آن شده است. دانشمندان با پیشرفت فناوری به بررسی سنگ‌ها ادامه می‌دهند و به اکتشافات جدیدی رسیدند. برای مثال در سال ۲۰۱۳، موفق به کشف آب در نمونه‌های بازگشتی از آپولو ۱۵، ۱۶ و ۱۷ شدند.

در دهه‌های بعد هم کاوشگرهای متعددی برای بررسی ماه ارسال شدند. مأموریت‌های اکتشافی سرنشین‌دار و بدون سرنشین به ماه در آینده هم ادامه خواهند یافت.

سیارک‌ها و قمرهای مصنوعی

زمین دارای حداقل پنج سیارک در مدار خود از جمله کروتین 3753 و ۲۰۰۲ AA29 است. سیارک کوچکی نزدیک به زمین به نام ۲۰۰۶ RH120 هر بیست سال یک بار به منظومه‌ی ماه، زمین نزدیک می‌شود و در طی این تماس‌ها می‌تواند مدت‌ کوتاهی در مدار زمین باقی بماند.

تقریبا ۱۸۸۶ ماهواره‌ی مصنوعی عملیاتی در مدار  زمین قرار دارند. ماهواره‌های ازکارافتاده از جمله ونگارد ۱ و همچنین نزدیک به ۱۶ هزار سنگریزه در مدار قرار دراند. بزرگ‌ترین قمر مصنوعی زمین، ایستگاه فضایی بین‌المللیاست.

فیلم تایم لپس زمین که از ISS گرفته شده است

ایستگاه فضایی بین‌المللی، قمر مصنوعی سکونت‌پذیر در مدار پائینی زمین است که در سال ۱۹۹۸ در مدار قرار گرفت. انتظار می‌رود این ایستگاه تا سال ۲۰۳۰ به فعالیت خود ادامه دهد. ISS بزرگ‌ترین قمر مصنوعی ساخت دست انسان است و می‌توان آن را با چشم غیرمسلح از زمین مشاهده کرد. ISS از ماژول‌های فشرده، شبکه‌های ساختاری، آرایه‌های خورشیدی، رادیاتورها و بازوهای رباتیک تشکیل شده است. اجزای ISS به‌صورت مشترک توسط موشک‌های پروتون و سایوز روسی و شاتل‌های فضایی پرتاب شدند.

ایستگاه فضایی بین‌المللی دارای جاذبه‌ی خرد (microgravity) و مجهز به یک آزمایشگاه فضایی است که فضانوردان در آن به آزمایش‌های زیست‌شناسی، فیزیک، اخترشناسی، هواشناسی و موارد دیگر می‌پردازند. این ایستگاه مناسب تست سیستم‌های فضایی و تجهیزات موردنیاز برای مأموریت‌های مریخ و ماه است. ISS در طول جغرافیایی بین ۳۳۰ و ۴۳۵ کیلومتر از زمین قرار گرفته است.

ایستگاه فضایی بین‌المللی رکورد طولانی‌ترین مدت اقامت انسان در فضا را شکسته است

برنامه‌ی ISS پروژه‌ی مشترکی بین پنج سازمانی فضایی است: ناسا (ایالات‌متحده)، روسکاسموس (روسیه)، جاکسا (ژاپن)، ESA (اروپا) و CSA (کانادا). مالکیت و استفاده از ایستگاه فضایی هم براساس توافق‌های میان دولتی تعیین می‌شود. این ایستگاه به دو بخش تقسیم شده است. بخش مداری روسیه (ROS) و بخش مداری ایالات‌متحده (USOS) که در میان بسیاری از ملت‌ها مشترک است. در ژانویه‌ی ۲۰۱۸، عملیات بخش آمریکایی تا سال ۲۰۲۵ تمدید شد. روسکاسموس هم مأموریت بخش روسی را تا سال ۲۰۲۴ تمدید کرد.

پس از ایستگاه‌های روسی سالیوت، آلماز، میر و اسکای لب از ایالات‌متحده، ISS نهمین ایستگاه فضایی سکونت‌پذیر محسوب می‌شود. سابقه‌ی سکونت در این ایستگاه از زمان رسیدن خدمه Expedition 1 به ۱۸ سال و ۱۹۴ روز می‌رسد که طولانی‌ترین حضور انسان در مدار زمین است. پس از پایان برنامه‌ی شاتل فضایی در سال ۲۰۱۱، موشک‌های سایوز تنها موشک حمل‌ونقل فضانوردان به ISS هستند.

آینده‌ی زمین

آینده‌ی زمین‌شناختی و زیست‌شناسی زمین را می‌توان براساس آثار احتمالی و طولانی‌مدت پیش‌بینی کرد. این احتمال‌ها شامل ویژگی‌های شیمیایی سطح زمین و روند سرمایشی ساختار داخلی، برهم‌کنش‌های گرانشی با دیگر اجرام منظومه‌ی شمسی و افزایش پیوسته‌ی درخشش خورشید است.

یکی از معیارهای مبهم، اثر فناوری از جمله مهندسی اقلیم است که تغییرات درخورتوجهی در سیاره‌ی زمین به وجود می‌آورد. یکی از عوامل اصلی انقراض فعلی هولوسین، فناوری است و آثار آن ممکن است تا چند میلیون سال باقی بماند. فناوری حتی می‌تواند منجر به انقراض انسان یا کاهش روند تکاملی شود.

آینده زمین

نمایی فرضی از زمین پس‌ازآنکه خورشید وارد فاز غول سرخ می‌شود، در ۷ میلیارد سال آینده

طی بازه‌های طولانی ده میلیون سال، رویدادهای نجومی تصادفی، بیوسفر (زیست‌کره‌) زمین را تهدید می‌کنند و می‌توانند به انقراض‌های انبوه منجر شوند. این رویدادها شامل برخورد دنباله‌دارها یا سیارک‌ها، احتمال انفجار یک ستاره‌ی عظیم در شعاع صدسال نوری از خورشید هستند.

احتمال پیش‌بینی رویدادهای زمین‌شناختی در مقیاس بزرگ بیشتر است. براساس نظریه‌ی میلانکویچ، زمین در دوره‌های مختلف زمین شناسی به پایان خود نزدیک می‌شود. این دوره‌ها براساس تغییراتی مثل گریز از مرکز، انحراف محوری و انحراف مداری زمین به وجود می‌آیند. برای مثال ممکن است انحراف محوری زمین طی ۱.۵ تا ۴.۵ میلیارد سال آینده دچار تغییرات چشمگیری شود و زاویه‌ی انحراف آن حتی به ۹۰ درجه هم برسد.

با افزایش سن خورشید، درخشش آن و در نتیجه تشعشعات برخوردی به زمین هم افزایش می‌یابند. به‌این‌ترتیب فرسایش مواد سیلیکاتی افزایش می‌یابد و سطح کربن دی‌اکسید موجود در جو کاهش پیدا می‌کند. تقریبا طی ۶۰۰ میلیون سال، سطح کربن دی‌اکسید به زیر سطح موردنیاز درختان می‌رسد. در طولانی‌مدت، پوشش گیاهی از بین می‌رود. انقراض گیاهان هم به‌معنی انقراض حیوانات است؛ زیرا گیاهان در زنجیره‌ی غذایی، منبع غذایی اصلی جانوران به‌شمار می‌روند.

تقریبا طی یک میلیارد سال، درخشش خورشید، ده درصد از درخشش فعلی بیشتر می‌شود. به این صورت اثر گلخانه‌ای مرطوب در جو زمین به وجود می‌آید و منجر به تبخیر اقیانوس‌ها می‌شود. به‌دنبال این اتفاق و طی ۲ الی ۳ میلیارد سال، مولد جریان مغناطیسی از کار می‌افتد و مگنتوسفر یا میدان مغناطیسی زمین هم به‌دنبال آن از بین می‌رود و بخش زیادی از جو خارجی از بین می‌رود. در فاصله‌ی چهار میلیارد سال، دمای سطح زمین منجر به اثر گریز گلخانه‌ای می‌شود. در این نقطه کل حیات روی زمین منقرض خواهد شد؛ و طی ۷.۵ میلیارد سال و پس از رسیدن خورشید به مرحله‌ی غول سرخ، زمین توسط خورشید بلعیده خواهد شد.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:33 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

در هفته‌های گذشته و در اکثر دپارتمان‌های نهادهای نظارتی ایالات متحده‌ی آمریکا، بحث‌های جدی برسر اعمال نظارت دقیق‌تر بر فعالیت‌های طلایه‌داران فناوری دنیا به‌منظور پیشگیری از شکل‌گرفتن اجماع پنهان و انحصارطلبانه‌ی این شرکت‌ها مطرح شده است. گروهی از سناتورها و مقام‌های دولتی که به وجود تراست متشکل از این شرکت‌های بزرگ حوزه فناوری مظنون بودند، مجدانه به‌دنبال وضع و اجرای قوانین آنتی‌تراست (AntiTrust) علیه آن‌ها و نظارت مستمر و موشکافانه هستند.

در‌این‌زمینه‌، تراست (Trust) به گروهی از اعضا اطلاق می‌شود که هریک ذی‌نفع یک یا چند مجموعه با موضوع فعالیت همگن با سایر اعضا هستند و عملا درکنار یکدیگر با هدف حفظ و توسعه‌‌ی منافع گروهشان در محیط فعالیت با سایر رقبا (خارج از گروه) به سیاست‌گذاری مشغول‌اند. تراست‌ها غالبا سهم قابل توجهی از بازار را در اختیار دارند و همواره در تلاش‌اند با ارزیابی و تحلیل بازار و موضع‌گیری صحیح در محیط رقابتی، با نوآوری و استفاده از ظرفیت‌های هریک از مجموعه‌های زیرپوشش خود، سهم بازار خود را حفظ و ارتقا دهند و حاشیه‌ی سود خودشان را تقویت کنند.  

درمقابل از منظر اکثر مکاتب در علم اقتصاد، انحصار داخلی موضوعی نامطلوب است که اثر منفی بر تجارت می‌گذارد و رکن مولدبودن اقتصاد آن کشور را خدشه‌دار می‌کند. به‌طورمثال، اگر انحصار تولید و ریسندگی الیاف دراختیار یک فرد یا گروه خاص باشد، دیگر فرصتی برای دانش‌آموختگان رشته‌های مهندسی نساجی وجود ندارد و کسب‌وکارهای کوچک یا نوپای این حوزه‌ی صنعت به شکست و ترک بازار محکوم هستند. انحصار داخلی اینچنینی در درازمدت موجب کاهش قدرت رقابت در عرصه‌ی بین‌المللی و از‌بین‌رفتن صادرات آن رسته‌ی خاص محصول می‌شود.

Antitrusp Sample

حال چنانچه یک تراست به‌دنبال تثبیت جایگاه خود و مجموعه‌های زیرپوشش ازطریق انقباض رقابت و انحصار به‌جای نوآوری و تولید بهینه باشد، عملا به جبهه‌ی مخربی برای اقتصاد و محدود‌کننده‌ی تجارت تبدیل خواهد شد. در ادوار مختلف، قوانینی به‌منظور پیشگیری و مقابله با شکل‌گیری و فعالیت چنین تراست‌هایی تدوین و وضع شده که به آن‌ها به‌اصطلاح قوانین آنتی‌تراست می‌گویند. بنابراین، زمانی‌که از قوانین آنتی‌تراست صحبت می‌شود، منظور تراستی است که با رویکرد انحصارطلبی، فعالیتش پیامدهای منفی برای اقتصاد و محیط کسب‌وکار دارد.

خاستگاه قوانین آنتی‌تراست

به‌دنبال طرح مسئله‌ی وضع قوانین آنتی‌تراست علیه شرکت‌های اپل، آمازون، گوگل و فیسبوک در محافل سناتورهای مجلس نمایندگان و گمانه‌زنی‌های متعدد درباره‌ی آن، کمیسیون تجارت فدرال (Federal Trade Commision) یاFTC و وزارت دادگستری آمریکا (Department of Justice) یا DOJ هریک بر لزوم تحقیق و تفحص هرچه‌دقیق‌تر از فعالیت‌ها و کارنامه‌ی مالی این شرکت‌ها تأکید و این موضوع را به‌صورت عمومی نیز اعلام کردند. هدف از این اقدامات نظارتی و بازرسی‌های جامع، پیشگیری از اثرهای نامطلوب تشکیل یک تراست بزرگ در بازار فناوری اطلاعات و سایه‌ی سرکوب آن برسر کسب‌وکارهای کوچک‌تر و نوظهور است که متعاقبا اقتصاد ایالات متحده‌ی آمریکا را نیز متأثر می‌‌کند.

DOJ FTC

با استناد به گزارش‌های خبری منتشرشده، مسئولیت بازرسی از اپل و گوگل را وزارت دادگستری (DOJ) برعهده گرفته و کمیسیون تجارت فدرال (FTC) هم با تشکیل تیم‌های تجسس، بازرسی از فعالیت‌های فیسبوک و آمازون را به‌دست گرفته است. همه‌ی این اقدامات به‌منظور کشف ردپای فعالیت‌ها و رابطه‌هایی است که از حلقه‌ی مدیریتی از ذی‌نفان این شرکت‌ها نشان داشته باشد. نکته‌ی جالب اینجا است که هیچ واکنشی هم این شرکت‌ها نشان نداده‌اند. از این رسیدگی‌ها به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین اقدامات نظارتی و تحقیقی تاریخ ایالات متحده‌ی آمریکا یاد می‌کنند که درزمینه‌ی اجرای قوانین آنتی‌تراست انجام می‌شود.

با علنی‌شدن این موضوع، بازار سهام وال‌استریت نیز شوکی جدی دریافت کرد و این چهار شرکت روی‌هم‌رفته چندمیلیارد دلار از ارزش کلی بازار خود را از دست دادند. دلیل عقب‌نشینی برخی سرمایه‌گذاران نیز حفظ سرمایه‌ی خود از ریسک ریزش ناشی از وضع سخت‌گیرانه‌ی این قوانین برای غول‌های فناوری بود. دراین‌میان، بیشترین نسبت ریزش در هفته‌ی گذشته برای گوگل و فیسبوک به‌ترتیب با ۷ و ۹ درصد ثبت شده است. 

همچنین، طبق برآورد پایگاه فوربس در پی این رخدادها، جمعا ۱۶ میلیارد دلار از ثروت مدیران این چهار شرکت بزرگ حوزه‌ی فناوری کاسته شده است. شرکت‌هایی که زمانی سیاست‌مداران برجسته‌ی کشورشان به‌دلیل حجم نوآوری در فناوری و تولید و اشتغال‌زایی از آن‌ها تمجید می‌کردند، اکنون انگشت اتهام مقام‌های دولتی و واحدهای نظارتی و حتی اتحادیه‌ی اروپا به‌سویشان دراز شده و در آستانه‌ی مواجهه با مقررات جدیدی هستند که بی‌شک از انعطاف فعالیتشان خواهد کاست.

در مقطع زمانی مشابه در سال قبل و در اظهارنظری مستقیم و بی‌پرده، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا، برخی از این شرکت‌ها را بالقوه‌ی تشکیل یک تراست بزرگ دانسته بود. در سه ماه گذشته، کار به‌جایی رسید که دیوید سیسلین، رئیس کمیته‌ی فرعی آنتی‌تراست در مجلس نمایندگان ایالات متحده‌ی آمریکا، دستور آغاز بازرسی‌ها از فیسبوک را باتوجه‌به حساسیت موضوع مالکیت این شرکت بر دو شبکه‌ی اینستاگرام و واتساپ صادر کرد؛ شبکه‌هایی که هریک بیش از یک‌میلیارد کاربر در سرتاسر جهان دارند. گوگل نیز به‌اتهام سوءاستفاده از جایگاه قاطعش در حوزه‌ی تبلیغات موتورهای جست‌وجو با برخورد سنگین اتحادیه‌ی اروپا مواجه و به پرداخت سه مرحله جریمه‌ی هنگفت ملزم شد که به‌نظر می‌رسد مقصود از این اقدام تنبیهی، القای تقید سازمان‌های نظارتی به اجرای سخت‌گیرانه‌ی قوانین آنتی‌تراست باشد. درمقابل، دادگاه عالی ایالات متحده‌ی آمریکا با صدور حکمی، تعقیب قضایی اپل را به‌دلیل تک‌قطبی‌شدن مرجع فروش نرم‌افزارهای آیفون و آیپد (App Store) به‌جریان انداخت.

در جبهه‌ی مقابل، هم‌اکنون هریک از این شرکت‌ها به‌دنبال تقویت تیم وکالت خود برای رد اتهامات واردشده درباره‌ی تشکیل تراست مشترک با سایر رقبا هستند. اینکه اکنون در بطن حسابرسی‌های درحال‌انجام چه می‌گذرد و چه موضوعاتی در صدر اهداف این بازرسی‌ها است، چندان مشخص نیست؛ اما در هر شرکت، دستاویزهایی برای این سلسله‌بازرسی‌ها از دیدگاه کارشناسان متصور است:

اپل

تاکنون، برخی فعالان بازار فناوری چندین شکایت علیه این شرکت مطرح کرده‌اند که محور مشترک آن‌ها، رویکرد انحصاری اپل در نحوه‌ی نصب و استقرار اپلیکیشن روی پلتفرم‌های iOS است. به‌طورمثال، پدیدآورندگان دو اپلیکیشنی که خدمات مدیریت و کنترل زمان کار با اپلیکیشن‌ها به کاربر ارائه می‌دادند، به‌دلیل حذف‌شدنشان از اپ‌استور از اپل شکایت کرده بودند. ادعای آن‌ها این بوده که اپل با مقصود اینکه قابلیت جدید Screen Time خود را تثبیت کند، دست به چنین اقدامی زده است.

Apple Jobs Cook

همچنین، در اتهام درخورتوجه دیگری که پدیدآورندگان سرویس Spotify مطرح کرده‌اند، این‌طور عنوان شده که اپل در جایگاه تولیدکننده‌ی سیستم‌عامل و میزبان اپلیکیشن‌هایی که سرویس استریم موسیقی ارائه می‌کنند، نباید خودش چنین سرویسی ارائه کند تا امکان رقابت در بازار حفظ شود؛ این‌گونه است که داور خودش در نقش یک بازیکن میدان قرار گرفته است.

باتوجه‌به اینکه یکی از ارکان اصلی در تدوین ضوابط و مقررات آنتی‌تراست، تقید به حفظ فضای رقابت سالم و نامحدود و تسری‌پذیر است، این مسئله نیز به‌عنوان توجیهی جدی برای این بازرسی‌ها مطرح است. البته، بدیهی است تیم حقوقی اپل در پاسخ به هریک از این اتهام‌ها، لوایح کامل و نافذی به دادگاه ارائه داده است؛ اما هیچ‌گاه ادله‌ی این شرکت مجلس نمایندگان را برای صرف‌نظر از رسیدگی به کیفیت اجرای قوانین آنتی‌تراست در چنین سطح گسترده‌ای متقاعد نخواهد کرد.

آمازون

اولین و مهم‌ترین مسئله‌ای که درباره‌ی نام این شرکت به ذهن ضابط قانون خطور می‌کند، اندازه‌ی شرکت و آهنگ تغییرات حجم شرکت در چند سال گذشته است. با‌این‌حال، به‌طوردقیق‌تر آنچه می‌تواند مصداق رقابت‌شکنی باشد، این است که آمازون خودش هم محلی برای فروش است و هم تولیدکننده‌ی کالا برای فروش. این وجه از فعالیت آمازون است که زیر ذره‌بین بازرسان قرار دارد. 

Amazon Bezos

آمازون اکنون بیشترین سهم خرده‌فروشی آنلاین را دراختیار دارد؛ سهمی معادل ۴۹ درصد. این در حالی است که رتبه‌ی بعدی که دراختیار ebay است، تنها کمی بیش از ۶ درصد است.

الیزابت ورن، سناتور دموکرات که این روزها شمشیر را برای غول‌های فناوری در پیگیری اجرای هرچه سخت‌گیرانه‌تر قانون آنتی‌تراست از رو بسته و مدام در نطق خود برا ین موضوع تأکید می‌کند، معتقد است آمازون با داده‌های ارزشمندی که درزمینه‌ی خرده‌فروشی هر رسته کالا و رفتار خرید مشتری دارد، می‌تواند تصمیم بگیرد چه زمانی عرصه‌ی فروش را برای رقبا تنگ کند تا خودش به سود حداکثری در کالاهای تولیدی‌اش برسد.

او می‌گوید:

با کوچک‌ترین دست‌کاری آمازون در بازار فروش آنلاین، شما اثرهای بزرگی در حاشیه سود کسب‌وکارهای کوچک مشاهده می‌کنید.

این شرکت فقط دربرابر کنکاش‌های FTC قرار ندارد؛ بلکه اتحادیه‌ی اروپا نیز در پرونده‌ی بازرسی‌ها سِمَت و نمایندهدارد.

 

فیسبوک

مالکیت این شرکت بر دو شبکه‌ی اینستاگرم و فیسبوک با بیش از یک‌میلیارد کاربر، بیشتر بهانه یا دستاویزی برای تفحص و جست‌وجو به‌نظر می‌رسد. آنچه به‌عنوان هدف اصلی از بازرسی‌های فیسبوک متصور است، همان موضوع بحث‌برانگیز مهندسی آرای انتخابات ازطریق شبکه‌های اجتماعی و مؤسسه‌ی کمبریج آنالیتیکا در سال ۱۳۹۵ است. این موضوع حتی می‌تواند توجیهی بر عطش بیشتر نمایندگان دموکرات دربرابر نمایندگان جمهوری‌خواه در این نظارت‌ها باشد. 

Facebook Zuckerburg

پیش‌از‌این نیز قوه‌ی قهریه‌ی آنتی‌تراست گریبان فیسبوک را گرفته بود و آن زمانی بود که قانون‌گذار آنتی‌تراست آلمانی این شرکت را از ملزم‌کردن کاربران به دادن مجوز جمع‌آوری داده‌های مرتبط برایشان از سایر منابع مثل واتساپ و اینستاگرام بازداشته بود. برخی از گمانه‌زنی‌ها و به‌نقل از یکی از مرتبطان پرونده در FTC، برای این موضوع جریمه‌ی پنج‌میلیارد دلاری درانتظار فیسبوک و مدیرانش است.

گوگل

گوگل حاکم مطلق و قدرتمند بازار موتورهای جست‌وجو است و تاکنون هیچ سرویس مشابه دیگری حتی محصولات رقبای بزرگ مظنون به نزدیکی جایگاه آن نرسیده است. براین‌اساس و به‌عنوان تولیدکننده‌ی سیستم‌عامل برای اکثریت کسانی که از iOS استفاده نمی‌کنند (در شرایطی که علاوه‌بر تولید سیستم‌عامل، اکنون گوشی‌های پیکسل تولید خود را نیز عرضه می‌کند)، این شرکت با دراختیارداشتن حجم عظیمی از داده‌های مرتبط با کاربران در سرتاسر جهان، به قطب اطلاعاتی بزرگی تبدیل شده و همین موضوع بهانه‌ی اصلی این پرونده برای طرح دعوی و تجسس است. 

Google Pichai

همان‌طورکه پیش‌تر گفته شد، گوگل تاکنون سه مرحله به پرداخت جرایم برآمده از پیگیری نقض قوانین آنتی‌تراست محکوم شده است. وزارت دادگستری ایالات متحده‌ی آمریکا پرونده‌ی این شرکت را نیز به‌موازات اپل رسیدگی می‌شود.

از دیدگاه شما کاربران زومیت، وضع و اجرای قوانین آنتی‌تراست زمینه را برای رشد عادلانه و تبدیل‌شدن کسب‌وکارهای کوچک یا نوپا در حوزه‌ی فناوری به شرکت‌های قدرتمند و تأثیرگذار فراهم می‌کند؟



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:31 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

درست همان‌طورکه ما انسان‌ها تشخیص می‌دهیم نماد 7 یا VII با کمیت هفت مرتبط است، به‌نظر می‌رسد زنبورها نیز می‌توانند چنین رابطه‌ای را تشخیص دهند. به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها فقط کمیت‌ها و جمع و تفریق را درک نمی‌کنند؛ بلکه می‌توانند زبان نمادین آن مفاهیم را نیز درک کنند. این توانایی برای موجودی با چنین مغز کوچکی کاملا شگفت‌انگیز است. آدریان دایر، دانشمند دانشگاه RMIT استرالیا می‌گوید:

وقتی اعداد را در کودکی یاد می‌گیریم، آن‌ها را کاملا می‌پذیریم؛ اما داشتن توانایی تشخیص اینکه مثلا عدد چهار واقعا نشان‌دهنده‌ی چیست، نیازمند سطح پیچیده‌ای از توانایی شناختی است. مطالعات نشان داده‌اند نخستی‌ها و پرنده‌ها نیز می‌توانند نمادها را با اعداد ارتباط دهند؛ اما این نخستین‌بار است که چنین قدرتی در حشره‌ها نشان داده شده است.

پژوهشگران از قبل حدس می‌زدند چنین چیزی امکان‌پذیر است. آن‌ها در آزمایش‌های دقیق کشف کرده بودند زنبورها برای انجام محاسبات بنیادین، نمادهای مربوط‌به جمع و تفریق را درک می‌کنند. همچنین، براساس نتایج مطالعات گذشته می‌دانیم زنبورها می‌توانند با استفاده از زبان ارتباطی پیچیده‌ای به‌نام رقص دم‌جنبانی با‌هم ارتباط برقرار کنند و موقعیت غذا را به همدیگر اطلاع دهند. باوجوداین، پژوهش جدید پا را فراتر می‌گذارد و نخستین‌بار نشان می‌دهد همچون انسان‌ها و شامپانزه‌ها و حتی کبوترها، بی‌مهرگان نیز می‌توانند زبان ریاضیات را درک کنند.

آزمایش زنبور

محیط آزمایشی طراحی‌شده در این مطالعه کاملا ساده و متشکل از سیستم اصلاح‌شده‌ای بود که قبلا برای بررسی توانایی تشخیص نمادهای عددی در کبوتر استفاده شده بود. در ابتدا، زنبورها به‌صورت انفرادی در مارپیچی Yمانند آموزش می‌دیدند تا بتوانند به‌درستی یک نماد را با یک عدد یا برعکس تطبیق دهند. سپس، این موضوع بررسی می‌شد که آیا آن‌ها می‌توانند از دانش گذشته‌ی خود برای تطابق‌دادن علامت به‌کاررفته برای نشان‌دادن یک عدد با اشکال دیگر نیز استفاده کنند یا خیر؛ مانند همان حالتی که عدد دو می‌تواند نشان‌دهنده‌ی دو موز یا دو درخت یا دو کلاه باشد.

گروه اول زنبورها آموزش دیده بودند یک نماد را با یک تعداد خاص از عناصر مرتبط کنند؛ درحالی‌که گروه دوم آموزش دیده بودند برعکس این را انجام دهند و یک تعداد خاص را با یک نماد مطابقت دهند. پس از مرحله‌ی آموزش، زنبورها وارد فضای تصمیم‌گیری می‌شدند که در آن فضا، باید یک علامت و بنابراین اتاق مربوط‌به نشانه‌ای را انتخاب می‌کردند که قبلا درباره‌اش آموزش دیده بودند؛ مثلا نماد N نشان‌دهنده‌ی دو مورد و نماد T برعکس نشان‌دهنده‌ی سه مورد بود. اگر آن‌ها انتخاب درستی می‌کردند، پاداش آن‌ها واردشدن به فضایی بود که در آن، شهدی شیرین وجود داشت و اگر در انتخاب خود اشتباه می‌کردند، وارد فضایی می‌شدند که ماده‌ای بدمزه درانتظارشان بود.

آزمایش زنبور

برای مثال، اگر زنبور قبلا نماد نشان‌دهنده‌ی عدد سه را دیده بود و می‌دانست این عدد با پاداش همراه است، باید اتاقی را انتخاب می‌کرد که نمادی با سه جزء مثلا سه ستاره داشت (حتی اگر قبلا عدد سه را با سه مربع یاد گرفته بود). پس از ۵۰ دور آزمایش، زنبورهای هر دو گروه ۸۰ تا ۹۰ درصد موفق بودند. پژوهشگران این کار را با اشکال و رنگ‌های مختلف تکرار کردند و دیدند زنبورها هنوز می‌توانند نمادها را با تعداد اشیای موجود در شکل مطابقت دهند؛ اما این دو گروه توانایی درک رابطه‌ی معکوس را نداشتند. اسکارلت هووارد، یکی از پژوهشگران مطالعه می‌گوید:

این موضوع نشان می‌دهد پردازش و درک عددی نمادها در مناطق مختلفی از مغز زنبورها اتفاق می‌افتد، همانند پردازش‌های جداگانه‌ای که در مغز انسان رخ می‌دهد. نتایج ما نشان می‌دهد توانایی زنبورهای عسل به‌اندازه‌ی توانایی برخی حیوانات برای یادگیری نمادها به‌عنوان اعداد و انجام وظایف پیچیده نیست.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد زنبورها می‌توانند کمّیّت را درک کنند، درست مانند اینکه آن‌ها می‌توانند بین یک کمّیّت و یک نماد ارتباط برقرار کنند؛ ولی نمی‌توانند معکوس این حالت را یاد بگیرند. این مطالعه علاوه‌بر اینکه به ما کمک می‌کند یادگیری و نحوه‌ی برقراری ارتباط بین مفاهیم مختلف به‌وسیله‌ی مغز را درک کنیم، می‌تواند در تعریف ارتباطات تکاملی ناشناخته‌ی بین انسان و زنبور سودمند باشد. دایر معتقد است:

انسان‌ها بیش از ۸۶ میلیارد نورون در مغز خود دارند و زنبورها کمتر از یک میلیون. ما بیش از ۶۰۰ میلیون سال است که در مسیر تکامل ازهم جدا شده‌ایم؛ اما اگر زنبورها می‌توانند چیزی به پیچیدگی زبان نمادین ساخت بشر را یاد بگیرند، این امر مسیرهای هیجان‌انگیز جدیدی درزمینه‌ی ارتباط بین گونه‌ها بازمی‌کند.

نتایج این پژوهش در مجله‌ی Proceedings of the Royal Society B منتشر شده است.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:30 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

آزمایش مشهور گربه در جعبه‌ی اروین شرودینگر، فیزیکدان اتریشی، در‌واقع برای فهم بهتر یکی از ویژگی‌ها‌ی مهم و اصلی مکانیک کوانتومی طراحی‌ شده‌ است. شرودینگر برای نشان‌ دادن رفتار پیش‌بینی‌ناپذیر ذرات در سطح کوانتومی از مثال گربه در جعبه استفاده کرد.

این پیش‌بینی‌ناپذیر بودن، کار با سیستم‌ها‌ی کوانتومی را بسیار مشکل می‌کند. اما اگر بتوانیم در سطح کوانتومی نیز پیش‌بینی انجام‌ دهیم چطور؟ تیمی از فیزیکدان‌ها به‌تازگی به این نتیجه رسیده‌اند که پیش‌بینی کردن در سطح کوانتومی نیز امکان‌پذیر است. آن‌ها ادعا‌ کرده‌اند که توانایی پیش‌بینی پدیده‌ای به‌نام پرش کوانتومی را دارند و حتی می‌توانند آن را پس از شروع، برعکس‌ کنند.

به‌گفته‌ی خودشان آن‌ها توانسته‌اند گربه‌ی شرودینگر را نجات‌ دهند.

اما ابتدا بهتر است آزمایش گربه‌ی شرودینگر را معرفی‌ کنیم. شرودینگر جعبه‌ای بسته را درنظر‌گرفت که محتویات آن از این قرار است: یک گربه، یک نوع ماده‌ی رادیو‌اکتیو، یک شمارنده‌ی گایگر (برای آشکار‌سازی واپاشی رادیو‌اکتیو) و یک بطری کوچک سم. اگر شمارنده‌ی گایگر واپاشی و پرتو‌دهی یک اتم را نشان‌ دهد، شیشه‌ی سم را می‌شکند و گربه می‌میرد.

راهی برای دیدن داخل جعبه وجود‌ ندارد؛ بنابر‌این نمی‌توانیم متوجه زنده یا مرده‌بودن گربه شویم. تا زمانی‌که در جعبه را باز‌نکرده‌ باشید، وضعیت گربه می‌تواند یکی از این دو حالت باشد. به‌محض اینکه در جعبه را باز می‌کنید، گربه دیگر در هر دو حالت وجود‌ ندارد و تنها یکی از حات‌ها را به‌صورت قطعی به‌خود می‌گیرد.

همه‌ی این ساز‌و‌کار فکری برای نشان‌دادن اصلی به‌نام ابر‌جایگزیدگی کوانتومی (Quantum superposition)است. در این اصل ذره‌ای که می‌تواند اتم، الکترون یا حتی فوتون یا هر ذره‌ی دیگر باشد، می‌تواند در یک لحظه چند حالت مختلف انرژی را به خود احتصاص‌دهد و این وضعیت تا زمانی‌که آن را مشاهده نکنیم به همین شکل باقی می‌ماند.

زمانی‌که عمل مشاهده را انجام‌ دهیم، تغییر انرژی لحظه‌ای و تصادفی این ذره به‌نام پرش کوانتومی شناخته می‌شود.

فیزیکدان‌ها به‌تازگی توانسته‌اند همین پرش کوانتومی را پیش‌بینی و حتی تا‌حدودی کنترل‌ کنند و نتیجه‌ی آن را به خواست خود تغییر‌ دهند. پژوهشگرانی که توسط یک تیم از دانشگاه یل هدایت‌ می‌شوند نیز همین کار را با استفاده از اتم‌ها‌ی مجازی به‌نام کیوبیت (واحد اصلی اطلاعات در یک کامپیوتر کوانتومی) انجام‌ دادند.

هر زمان که روی یک کیوبیت اندازه‌گیری انجام‌دهیم، یک پرش کوانتومی اتفاق می‌افتد.در یک پردازش طولانی، این پرش‌ها پیش‌بینی‌ناپذیر هستند و همین می‌تواند در محاسبات کوانتومی اختلال ایجاد‌ کند.

زلاتکو مینو از دانشگاه یل گفت:

سعی ما بر این بود که بدانیم آیا می‌توان درست قبل از اینکه پرش کوانتومی اتفاق بیفتد یک سیگنال هشدار دریافت‌ کنیم.

گربه ی شرودینگر

تیم پژوهشی، آزمایشی طراحی‌کردند که در آن با استفاده از سه ژنراتور میکروویو، به کیوبیتی که در یک محفظه‌ی سه‌بعدی بسته‌ی آلومینیومی قرار‌ دارد، به‌صورت غیر‌مستقیم پرتو تابیده می‌شود.

تابش میکروویو باعث جا‌به‌جا‌یی حالت انرژی کیوبیت می‌شود. در‌حالی‌که تابش میکروویو دیگر وضعیت محفظه را به‌تصویر می‌کشد. زمانی‌که کیوبیت در حالت پایه‌ی انرژی قرار‌دارد، فوتون‌ها‌ی میکروویو تولید می‌شوند. زمانی‌که فوتون‌ها به‌صورت لحظه‌ای از بین می‌روند (جذب می‌شوند) به این معنی است که کیوبیت در آستانه‌ی پرش کوانتومی به یک حالت بر‌انگیخته قرار‌ دارد.

پژوهش اخیر نشان‌داد که این پرش کوانتومی حتما با انجام گذار چندانی همراه نیست و بیش از آنکه به زدن یک کلید شباهت‌داشته‌باشد، شاید به کشیدن اهرم شباهت داشت.

پس از آشکار‌سازی پرش کوانتومی می‌توان با استفاده از یک پالس نوری تنظیم‌شده کیوبیت را به حالت قبلی خود یعنی به حالت پایه باز‌گرداند. اگر بخواهیم این موضوع را با گربه‌ی شرودینگر توضیح‌دهیم باید بگوییم که با این کار می‌توان گربه را از حالت مرده (بر‌انگیخته) به حالت زنده (حالت پایه) تبدیل‌ کرد.

بااین‌حال، همچنان یک فرایند پیش‌بینی‌ناپذیر بلندمدت وجود‌دارد: برای مثال دانشمندان هنوز دقیقا نمی‌توانند پیش‌بینی کنند که چه‌زمانی پرش کوانتومی اتفاق می‌افتد. پرش کوانتومی می‌تواند در پنج دقیقه یا پنج ساعت اتفاق بیفتد.  اما زمانی‌که یک پرش کوانتومی آغاز‌ شود، همیشه یک فرایند را از سر می‌گذراند. همه‌ی ۶/۸ میلیون پرش کوانتومی بررسی‌شده توسط این تیم پژوهشی، با یکدیگر سازگار‌ بودند.

مینو گفت:

پرش‌ها‌ی کوانتومی یک اتم تقریبا شبیه فوران یک آتش‌فشان است. آن‌ها در مدت زمان طولانی، پیش‌بینی‌ناپذیر هستند. با این وجود، با دیده‌بانی درست از شرایط می‌توان هشدار‌ها‌ی دیگری را قبل از وقوع فاجعه‌ی ناگهانی دریافت‌ کرد و واکنش سریع نشان‌ داد.

دیگر همکاران این پژوهش از قرار زیر هستند: رابرت اسکولکاپف، شانتانو ماندهادا، شیام شنکر و فیلیپ رینهلد، همگی از دانشگاه یل و ریچاردو گاتیرز جورجی از دانشگاه اوکلند و مازیار میر‌رحیمی از مؤسسه‌ی پژوهشی علوم کامپیوتر فرانسه.

این پژوهش که در مجله‌ی Nature منتشر‌شده، توسط دفتر پژوهشی ارتش آمریکا حمایت‌ شده است. پژوهش اخیر، جدیدترین اقدام دانشگاه یل در راستا‌ی کار پژوهش کوانتومی بوده‌ است. دانشمندان این دانشگاه سعی‌ دارند یکی از بهترین و کارآمدترین کامپیوتر‌ها‌ی کوانتومی را بسازند و در این راستا با مدار‌ها‌ی ابر‌رسانا نیز کار‌ کرده‌اند.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:29 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

از آن‌جایی که نرخ اختلالات متابولیکی در افراد دارای الگوی خواب نامنظم بیشتر است، شاید نظم عامل مهمی در زمینه‌ی بهداشت خواب باشد. نتایج پژوهشی جدید، نشان‌دهنده‌ی وجود یک ارتباط قوی بین الگوهای نامنظم خواب و افزایش خطر بروز اختلالات متابولیکی مانند فشار خون بالا، چاقی و دیابت است. این مطالعه نشان می‌دهد که یک رابطه‌ی سببی بین برنامه‌های نامناسب خواب و اختلال عملکرد متابولیکی وجود دارد. تیانی هوآنگنویسنده‌ی مقاله توضیح می‌دهد:

در بسیاری از مطالعات گذشته، ارتباط بین خواب ناکافی و خطر بالاتر ابتلا به چاقی، دیابت و دیگر اختلالات متابولیکی نشان داده شده است اما ما درمورد تاثیر خواب نامنظم که ازنظر طول دوره‌ی خواب و زمان‌بندی خواب به‌صورت روزانه دچار تغییر شود، دانش چندانی نداشتیم.

در این مطالعه که بیش از ۲ هزار نفر به‌مدت ۶ سال تحت نظر قرار گرفتند، مشخص شد شیوع اختلالات متابولیکی در افرادی که دارای بیشترین تغییرپذیری در زمان‌بندی و کل دوره‌ی خواب هستند، بیش از سایر افراد است. هوآنگ می‌گوید:

پژوهش ما نشان می‌دهد که حتی پس از درنظر گرفتن مقدار خواب و دیگر عوامل مرتبط با سبک زندگی، هر یک ساعت تفاوت شب به شب در زمان خوابیدن یا دوره‌ی خواب شب موجب تشدید اثرات متابولیکی نامطلوب می‌شود.

الگوی نامنظم خواب

البته باید دانست این مطالعه محدودیت‌هایی نیز دارد. نخست اینکه درمورد وضعیت خواب روی پرسشنامه‌ها و گزارش‌های خود افراد تمرکز شده است که ممکن است دارای جهت‌گیری بوده باشد. همچنین برای اندازه‌گیری میزان خواب و بیداری این افراد به‌مدت ۷ روز از اطلاعات مرتبط با اکتی‌گراف‌های بسته شده به مچ آن‌ها استفاده شد. این موضوع مشخص نیست که آیا این الگوی خواب اندازه‌گیری شده طی یک هفته برای کل این ۶ سال نیز ادامه داشته است یا اینکه الگوی خواب افراد تغییر کرده است.

موضوع دیگر این است که آیا الگوی خواب نامنظم نسبت‌به دوره‌های منظم ولی کوتاه خواب یا شب زنده‌داری و سبک خواب و بیداری شیفتی بدتر است یا نه. نتایج یک پژوهش گذشته نشان داده است که زمان‌های کوتاه‌تر خواب یا به‌طور ساده، بیدار ماندن تا دیروقت اثرات منفی بلندمدتی روی سلامتی دارد. هوآنگ و همکارش سوزان ردلاین پیشنهاد می‌کنند که داده‌های آن‌ها نشان می‌دهد که هرچه زمان به خواب رفتن و دوره‌ی خواب فرد متغیرتر باشند، خطر بروز تعدادی از مشکلات متابولیکی از چاقی گرفته تا فشار خون بالاتر است.

این پژوهشگران همچنین پیشنهاد می‌کنند که در بسیاری از افراد، تغییرپذیری الگوی خواب مقدمه‌ی آغاز مشکلات متابولیکی است. این احتمالا نشان‌دهنده‌ی یک ارتباط سببی بین بی‌نظمی‌های خواب و مشکلات سلامتی بعدی است. ردلاین می‌گوید:

نتایج ما نشان می‌‌دهد که حفظ الگوی خواب منظم دارای اثرات متابولیکی مثبتی است. این پیام ممکن است موجب غنی‌تر شدن استراتژی‌های پیشگیری فعلی برای بیماری‌های متابولیکی باشد که عمدتا روی ترویج خواب کافی و دیگر شیوه‌های زندگی سالم تمرکز دارند.

این پژوهش در مجله‌ی Diabetes Care منتشر شده است.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:28 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

گزارش‌های پیشین در مورد گوشی تاشدنی سامسونگ نشان می‌داد که زمان ورود این گوشی به بازار تا مرداد ماه امسال به تعویق خواهد افتاد؛ اما حالا یکی از مسئولان سامسونگ می‌گوید که احتمالا این گوشی در اواخر تیرماه وارد بازار خواهد شد.

مرکز نشر کره‌ای نیوز تومیتو (NewsTomato) از قول کیم دونگ جین، رئیس بخش فناوری اطلاعات و موبایل شرکت سامسونگ گفته است:

من در فرودگاه گیمپوی سئول خبرنگاری را دیدم و او از من پرسید که آیا در ماه ژوئیه از گوشی تاشدنی رونمایی خواهد شد؟ من به او گفتم قبلا به شما گفته بودم باید بیشتر از این صبر کنید اما حالا می‌توانم بگویم که به‌زودی یک کنفراس رسانه‌ای برگزار خواهیم کرد.

این خبر از طرف مکس واینباخ، لودهنده‌ی مشهور اخبار سامسونگ هم تأیید شده است. مکس در توییتی نوشته‌است.

من از یک منبع آگاه شنیدم که گلکسی تاشدنی در ماه ژوئیه معرفی خواهد شد. من این خبر را چند روز پیش شنیدم اما در حال حاضر در یک وب سایت دیگر هم دیدم که نوشته شده بود یکی از مسئولان سامسونگ گفته انتظار دارد این گوشی در ماه ژوئیه وارد بازار شود و قبل از آن یک کنفرانس رسانه‌ای برگزار خواهد کرد.

گلکسی فولد

سامسونگ قبلا اعلام کرده بود که اگر نتواند تا ۸ خرداد گوشی تاشدنی را وارد بازار کند، تمام پیش‌فروش‌های این گوشی را لغو خواهد کرد. بنابراین درحالی‌که گفته می‌شود این گوشی تا اواخر تیر ماه وارد بازار می‌شود، می‌توان تمام پیش‌فروش‌های این گوشی را لغو شده در نظر گرفت. هر چند بسیاری از فروشگاه‌ها همچون BestBuy، پیش از این لغو پیش‌فروش را انجام داده بودند.

 تاکنون بارها گفته شده‌است که سامسونگ در حال حل مشکلات گوشی تاشدنی خود است. ابتدا قرار بود گلکسی فولد در خرداد ماه وارد بازار شود اما به نظر می‌رسد رساندن گوشی به حالت پایدار و قابل فروش در بازار زمان بیشتری لازم داشته است. هر چند باز هم ممکن است سامسونگ این گوشی را ابتدا در بازارهای محلی به فروش برساند و سپس در بازار بین‌المللی عرضه کند. پیش از این یکی از مسئولان سامسونگ گفته بود که برنامه‌ی عرضه‌ی این گوشی در بازار هنوز مشخص نیست؛ اما اکنون می‌توان گفت که تا چند هفته‌ی دیگر شاهد ورود این گوشی به بازار خواهیم بود.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:27 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

نوربرگ‌رینگ؛ مشهورترین پیست جهان که ابتدا با هدف نمایش توانایی‌های مهندسی و راننده‌های آلمان ساخته شده بود، داستانی شنیدنی دارد. در آستانه‌ی واردن شدن به دهمین دهه از شکل گرفتن نوربرگرینگ هستیم و این پیست هر روز شهرت بیشتری پیدا می‌کند. راننده‌ها، کارشناس‌ها و متخصص‌های رسانه‌ها و سازمان‌های معتبر جهان، طولانی‌ترین پیست مسابقه‌ی جهان را با عبارت‌های تاثیرگذاری توصیف می‌کنند.

Nurburgring

  • اگر در نوربرگ‌رینگ سریع باشی، در هر پیستی موفق می‌شوی.
  • اگر با رانندگی در نوربرگ‌رینگ، ترس وجودت را نگرفت، پس به‌اندازه‌ی کافی سریع نبودی.

اما در بین تمام نقل قول‌های گذشته و امروز، دو نمونه اهمیت نوربرگ‌رینگ را بهتر از همه نشان می‌دهند.

نیکی لائودا: هرکسی که می‌گوید نوربرگ‌رینگ را دوست دارد، بخاطر این است که در این پیست با سرعت بالا و کافی رانندگی نکرده است.

جکی استوارت: جهنم سبز.

نیکی لائودا که به‌تازگی در سن ۷۰ سالگی از دنیا رفت، پس از تجربه‌ی رانندگی در نوربرگ‌رینگ و تصادفی که او را تا یک قدمی مرگ برد، به‌خوبی وحشی‌ بودن این پیست را درک کرد. جکی استوارت به‌عنوان یکی از پیش‌گامان افزایش ایمنی خودروهای فرمول یک، پس از پیروزی در گرن‌پری نوربرگ‌رینگ سال ۱۹۶۸، این پیست طولانی را به جهنمی سبز برای راننده‌ها توصیف کرد. نوربرگ‌رینگ یکی از زیباترین و خطرناک‌ترین پیست‌های جهان است که در طول ۹۰ سال گذشته، باوجود تغییرات اساسی در مسیر کلی، جانِ تعدادی از راننده‌های معروف جهان را هم گرفته است.

Nurburgring

نوربرگ‌رینگ را باید بهشت تمام علاقه‌مندان دنیای خودرودانست که در یک چشم به‌هم زدن، به جهنمی تمام‌عیار تبدیل می‌شود. درک کردن حس لذت‌بخش و ترسناک این پیست، تنها با تجربه‌ی مستقیم و رانندگی در آن به‌دست می‌آید. در این مقاله طولانی‌ترین پیست جهان را به‌طور کامل معرفی می‌کنیم، از تاریخچه‌ی طولانی نوربرگ‌رینگ می‌گوییم و برنامه‌های ویژه‌ی آلمانی‌ها را برای جهنمی که بیش از ۹۰ سال برپا شده است، بررسی می‌کنیم. چرا نوربرگ‌رینگ سخت‌ترین، خطرناک‌ترین و لذت‌بخش‌ترین پیست جهان است؟ چرا نوربرگ‌رینگ، کامل‌ترین میدان برای آزمایش فنی خودروهای مدرن است؟ چرا تمام خودروسازان برای تضمین بهتری عملکرد محصولاتشان به نوربرگ‌رینگ مراجعه می‌کنند؟ چرا نوربرگ‌رینگ عضوی مهم از فرهنگ دنیای خودرو و مکانی است که هرکسی باید حداقل یک‌بار از آن بازدید کند؟

برای رسیدن به پاسخ این سؤال‌ها و اضافه شدن به جمع طرفداران نوربرگ‌رینگ، با زومیت و ادامه‌ی این مقاله همراه شوید.

نوربرگ‌رینگ چیست؟

نوربرگ رینگ / Nurburgring

در اعماق غرب آلمان و رشته‌ی کوه‌ آیفل (Äifel) و درکنار شهر نِربورگ و قلعه‌ی سیاه ساخته شده از بازالت، مجموعه‌ پیست‌های مسابقه‌ای نوربرگ‌رینگ (Nürburgring) به‌معنی «مسیر یا پیست نربورگ» جاخوش کرده است. نوربرگ‌رینگ در حالت کلی به چهار بخش تقسیم می‌شود؛ مجموعه‌ی کامل گِزم‌اشترکه (Gesamtstrecke) با طول ۲۸/۲ کیلومتر و ۱۸۷ پیچ، بخش شمالی نوردشلایفه (Nordschleife) با طول ۲۲/۸ کیلومتر و ۱۶۰ پیچ، بخش جنوبی زودشلایفه (Südschleife) با طول ۷/۷ کیلومتر و ۲۷ پیچ و قسمت گرن‌پری فرمول یک. از سال ۲۰۰۳ تا امروز، مجموعه‌ی کامل نوربرگ‌رینگ در ۱۴ طرح مختلف برای مسابقات موتوراسپرت استفاده شده است اما مشهورترین، چالش برانگیزترین و مهم‌ترین قسمت این پیست بزرگ، بخش شمالی یا نوردشلایفه است.

نربرگرینگ

مجموعه‌ی کامل یا گِزم‌اشترکه تنها تا سال ۱۹۸۲ و بخش جنوبی یا زودشلایفه هم تا سال ۱۹۷۳ استفاده شدند؛ بخش شمالی هم تا سال ۱۹۸۲ دست‌نخورده بود اما از سال ۱۹۸۳ با حذف قسمت بتونی تخریب‌شده، حالا ۲۰/۸ کیلومتر طول و ۱۵۴ پیچ دارد. قسمت فرمول یک یا گرن‌پری اشترکه (GP-Strecke) از سال ۱۹۸۴ به نوربرگ‌رینگ اضافه شد. بخش فرمول یک جهنم سبز تا سال ۲۰۰۱ در مسافت ۴/۵ کیلومتر با ۱۲ پیچ خلاصه می‌شد، اما از سال ۲۰۰۲ تا امروز، این قسمت که رکورد سریع‌ترین زمانش در اختیار میکائیل شوماخر افسانه‌ای بوده، ۵/۱ کیلومتر طول و ۱۶ پیچ پیدا کرده است. مجموعه‌ی کامل نوربرگ‌رینگ که پس از اصلاحات از سال ۱۹۸۴ بازگشایی شده است، امروز ۲۵/۹ کیلومتر طول و ۱۷۰ پیچ دارد. تغییرات نوربرگ‌رینگ در طول دهه‌های گذشته تحت تأثیر موتوراسپرت و خودروسازی آلمان بوده است، اما در حال حاضر بخش‌های زیر فعال هستند.

  • مجموعه‌ی کامل اصلاح شده نوربرگ‌رینگ با طول ۲۵/۹ کیلومتر؛ بازگشایی از سال ۱۹۸۴
  • بخش شمالی، نوردشلایفه با طول ۲۰/۸ کیلومتر؛ بازگشایی از سال ۱۹۸۳
  • قسمت گرن‌پری فرمول یک با طول ۵/۱ کیلومتر؛ بازگشایی از سال ۲۰۰۱

سه طرح بالا در ترکیب‌های مختلف هم ادغام می‎شوند تا تعداد پیست‌های کوچک و بزرگ مجموعه‌ی نوربرگ‌رینگ به ۱۴ نمونه برسد. طولانی بودن مسیر کلی، اختلاف شیب بیش از ۳۰۰ متر و پیچ‌های زیادِ تند و سریع از ویژگی‌های منحصربه‌فرد جهنم سبز آلمان است؛ تنها برای آشنایی کامل با نوربرگ‌رینگ، هر راننده باید بیش از ۱۰۰ مرتبه مسیر طاقت‌فرسای این جهنم را طی کند که در مقایسه با دیگر پیست‌ها، تلاشی چند ده برابری خواهد بود. در نوربرگ‌رینگ، هیچ پیچی مشابه دیگری نیست و با هر بار چرخش فرمان، تجربه‌ای متفاوت روبه‌روی راننده قرار می‌گیرد؛ انواع پیچ‌های تند، سریع و نمونه‌هایی که راننده نمی‌تواند به‌دلیل اختلاف شیب شدید یا وجود درخت‌های جنگل، انتها و میانه‌اش را ببیند در جهنم سبز تراش خورده‌اند.

Nurburgring

درمقابل ویژگی‌های خاص این پیست، آب و هوای آلمان هم قرار می‌گیرد؛ به‌طور میانگین در طول سال بیش از ۲۲۰ روز در نوربرگ‌رینگ آب‌و‌هوا بارانی و نامساعد است. در پیستی که هیچ مسیری برای جلوگیری از تصادف وجود ندارد و انحراف خودرو به‌معنی پایان است، نوربرگ‌رینگ در باران، جهنمی سرد است. اما جالب است بدانید که در شرایط بارانی، نوربرگ‌رینگ داوطلبان بیشتری جذب می‌کند و چالش بیشتر، جذابیت بیشتری به‌دنبال دارد. همه‌ی این موارد را درنظر بگیرید تا اهمیت نوربرگ‌رینگ در شبیه‌سازی تمام‌عیار میدان کیفیت‌سنجی خودروها برای تولیدکنندگان درک کردنی باشد. در ادامه تاریخ کامل نوربرگ‌رینگ را از زمان شکل‌گیری تا امروز بررسی می‌‌کنیم.

نوربرگ‌رینگ؛ جسارت تاریخی آلمانی‌ها

Nurburgring

حدود ۱۰۰ سال پیش، خودروسازی آلمان اولین قدم‌های محکمش را برای شناخته شدن در سطح جهانی برداشت. پس از جنگ جهانی اول آلمان بازهم اهداف بزرگی را، این‌بار در میدانی متفاوت دنبال می‌کرد؛ اولین جرقه‌‌های شکل گرفتن طولانی‌ترین پیست دنیا، بازی‌های سیاسی و عزم جدی آلمانی‌ها برای نمایش توانایی‌ها، قدرت و غرور بود. سال ۱۹۰۷، فیات با رانندگی فلیچه ناتزارو پشت فرمان مدل Fiat 130 HP  به مقام اول گرن‌پری کایزِرپرایس آلمان (Kaiserpreis به‌معنی جایزه‌ی امپراتور) در جاده‌های کوهستانی تاونوس حاشیه‌ی فرانکفورت رسید و خودروهای اوپل، مرسدس، آیزِناخ و اَدلر شکست خوردند. ولیهلم دوم که آخرین امپراتور آلمان محسوب می‌شد، در مورد شکست سنگین خودروهای آلمانی در خانه از تولیدکنندگان توضیح خواست.

دکتر اوتو کرویتس

خودروسازان و کارشناس‌های آلمانی همگی یک پاسخ به امپراتور دادند؛ «در آلمان پیستی مناسب برای تولید و توسعه‌ی خودرو و ارزیابی توانایی فنی محصولات در شرایط مسابقه‌ای نیست». خودروهای آلمانی تا اواسط دهه‌ی ۱۹۲۰ تنها در جاده‌های عمومی آزمایش می‌شدند که پس از ساخته شدن پیست‌های مونزا و تارگا فلوریو در ایتالیا درکنار مسیر مستقیم AVUS در برلین، زمزمه‌های شکل‌گیری پیستی بزرگ که در جهان نمونه نداشته باشد، بر سر زبان‌ها افتاد. به دستور امپراتور مقدمات ساخت پیستی بزرگ و منحصربه‌فرد در اطراف شهر ادناو نزدیک رشته کوه آیفل آغاز شد؛ ایده‌ی اصلی نوربرگ‌رینگ مشابه تارگا فلوریو در ایتالیا بود اما پیست آلمانی‌ها بسیار بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و چالش برانگیزتر طراحی می‌شد. درست در زمانی‌که هماهنگی‌های لازم برای نقاشی آسفالت در کوه‌ها و جنگل‌های آیفل در حال انجام بود، گلوله‌ها و توپ‌های جنگ جهانی اول شلیک شد؛ فرایند ساخت پروژه‌ی بزرگ آلمان به تعویق افتاد تا تمام نیروها برای جنگ بسیج شوند.

نوربرگ‌رینگ در طول دو سال با تلاش بیش از ۲۵۰۰ نفر و هزینه‌ی ۱۵ میلیون مارک ساخته شد

پس از جنگ جهانی اول، آلمانی کشوری شرکت خورده بود که سرمایه‌ی اصلی‌اش مردم بودند؛ واحد پول آلمان ارزش پایینی داشت، درصد بیکاری بالا بود و تمام خانواده‌ها در وضعیت سختی زندگی می‌کردند. در این بین، آلمانی‌ها هدف ساخت پیستی بزرگ درآیفل را فراموش نکرده بودند. اوایل دهه‌ی ۱۹۲۰ و تنها چند سال پس از پایان جنگ جهانی اول، دکتر اوتو کرویتس مدیر باشگاه خودروهای آلمان (ADAC) که امروز با‌عنوان پدر نوربرگرینگ از او یاد می‌کنیم، با طرحی هوشمندانه برای کاهش بیکاری و از سر گرفتن پروژه‌ی ساخت پیست، با شهردار کُلن به توافق رسید.


ساخت و ساز نوربرگ‌رینگ

کرویتس به شهردار کلن وعده داد که با ساختن پیست نوربرگ‌رینگ، بسیاری از افراد منطقه مشغول به‌کار خواهند شد و پس از اتمام پروژه با از برگزاری مجدد مسابقات ADAC و رونق صنعت خودروسازی، درآمد بیشتری به مردم خواهد رسید. ساخت نوربرگ‌رینگ از ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۲۵ میلادی (۵ مهر سال ۱۳۰۴ خورشیدی) آغاز شد؛ هانس وایدنبروک که درکنار کرویتس نقش مهمی در احیای پروژه‌ی نوربرگ‌رینگ داشت، طرح کلی پیست را خلق کرد. وایدنبروک نوربرگ‌رینگ را پیستی اختصاصی درنظر داشت که تمام ویژگی‌های جاده‌های عمومی را درکنار انواع پیچ‌ها، شیب‌ها و پستی و بلندی‌ها داشته باشد. بنابراین بخشی از جاده‌های اصلی با ترکیب طرح جدید استفاده شدند؛ درواقع بخش جنوبی نوربرگ‌رینگ، امروز بیشتر شامل جاده‌های قدیمی و عمومی می‌شود. بیش از ۲۵۰۰ نفر در طول دو سال تلاش کردند تا نوربرگ‌رینگ سرانجام در سال ۱۹۲۷ پس از خرج کردن نزدیک به ۱۵ میلیون مارک آلمان (معادل ۳۵ میلیون یورو) بازگشایی شد.

Nurburgring

در سال ۱۹۲۷ نوربرگ‌رینگ شامل بخش جنوبی برای برگزاری مسابقات کوچک و بخش شمالی به‌عنوان برترین پیست جهان بود؛ بخش بسیار کوتاه ابتدایی پیست هم وجود داشت که چندان مورد استفاده نبود. به‌دلیل طرح مستقل بودن جنوبی و شمالی، امکان برگزاری دو مسابقه به‌صورت هم‌زمان یا یک مسابقه در مسیر کلی نوربرگ‌رینگ با طول ۲۸/۲ کیلومتر، ۸۴ پیچ راست و ۸۸ پیچ چپ وجود داشت. در اولین روزهای بازگشایی، نوربرگ‌رینگ یکی از خطرناک‌ترین پیست‌های تاریخ بود؛ حاشیه‌ی جاده یا شیب بود یا جنگل، درخت‌ها در پیچ‌ها جلوی دید راننده را می‌گرفتند و بخش‌های متفاوت پیست گاهی خشک و گاهی خیس بود. البته جالب است بدانید که اولین راننده‌ی پیروز در نوربرگ‌رینگ از شیب و شکاف حاشیه‌ی جاده برای پییچدن سریع استفاده می‌کرد وبه‌طور میانگین در هر دور تا دو ثانیه جلوتر از دیگر راننده‌ها قرار می‌گرفت؛ پس از اینکه راننده‌های بیشتری از این تکنیک استفاده کردند، شیار باریک کنار جاده پوشانده شد.

نوردشلایفه اولین بخش از نوربرگ‌رینگ بود که در سال ۱۹۲۶ تکمیل شد و سپس ساخت بخش‌های جنوبی و شیب‌دار به پایان رسید. نوربرگ‌رینگ در اولین سال بازگشایی مکانی بزرگ برای تیم‌ها، تونلی برای دسترسی به بخش پیت‌استاپ، ۲۰ هزار صندلی، هتل، رستوران، برج مراقبت و اتصلات تلفن در بخش نوردشلایفه دراختیار داشت. حدود ۶ میلیون مارک از هزینه‌ی سخت نوربرگ‌رینگ را دولت آلمان و باقی‌مانده را شهرداری کلن پرداخت کردند؛ برای نام‌گذاری پیست مسابقه‌ای دوستانه انجام شد که درپایان یکی از دولت‌مردان سابق آلمان، «نوربرگ‌رینگ» را پیشنهاد داد.

اولین مسابقه در نوربرگ‌رینگ

نوربرگ‌رینگ در اولین روز بازگشایی، ۱۸ ژوئن ۱۹۲۷ میلادی (۲۷ خرداد ۱۳۰۶ خورشیدی)، میزبان مسابقه‌ی موتورسیکلت‌ها بود؛ در این مسابقه تونی اولمن آلمانی با موتورسیکلت ۳۵۰ سی‌سی ولوست (Velocette) ساخت بریتانیا به مقام اول رسید. در روز دوم، خودروها به نوربرگ‌رینگ رسیدند و رودلف کارکسیولا آلمانی که یکی از پیچ‌های پیست هم به یادش نام‌گذاری شده است، با مرسدس بنز کمپرسور مدل اِس به پیروزی رسید. اولین گرن‌پری در ۱۷ ژوئیه ۱۹۲۷ میلادی (۲۵ تیر ۱۳۰۶ خورشیدی) برگزار شد که بازهم مرسدس بنز اِس این‌بار با هدایت راننده‌ی آلمانی اوتو مِرس، به مقام اول رسید. جشن بازگشایی نوربرگ‌رینگ خیلی زود به پایان رسید و از سال ۱۹۲۹، جدایی بخش شمالی و جنوبی پیست به‌طور رسمی آغاز شد؛ مسابقات بزرگ و گرن‌پری در نوردشلایفه و رقابت‌های موتورسیکلت در زودشلایفه. آخرین بار، لوئیس شیرون راننده‌ی مشهور سال‌های گذشته بود که در سال ۱۹۲۹ مسیر کامل و قدیمی نوربرگ‌رینگ را پشت فرمان بوگاتی 35C با زمان ۱۵ دقیقه و ۶ ثانیه و میانگین سرعت ۱۱۲ کیلومتربرساعت طی کرد. با آغاز دهه‌ی ۱۹۳۰ میلادی، نوربرگ‌رینگ به‌عنوان پیستی متفاوت و منحصربه‌فرد در جهان شناخته شد و درست در زمان اوج محبوبیت و سلطنت کامل خودروهای مرسدس بنز، جنگ جهانی دوم از راه رسید.

Nurburgring

 

داستان لقب Silver Arrows خودروهای مرسدس بنز از نوربرگ‌رینگ شروع شد

 

در طول دهه‌ی ‍۱۹۳۰ نوربرگ‌رینگ با هر مسابقه تغییرات مثبت پیدا می‌کرد؛ سیمان‌ریزی حاشیه جاده، نصب حفاظ در طول ۳۵ کیلومتر و بهبود آسفالت، اصلاحات این پیست قبل از جنگ جهانی دوم بود. موفقیت و محبوبیت بالای نوربرگ‌رینگ، مشوق اصلی مقامات آلمانی برای حمایت از ساخت‌وساز مجموعه‌ها و پیست‌های بیشتر مثل سولیتیودرینگ (Solitudering) در اشتوتگارت و هاکنهایم‌رینگ (Hockenheimring) بود. نوربرگ‌رینگ در تاریخ موفقیت‌های موتوراسپرت مرسدس بنز هم نقش بسیار مهمی دارد؛ در مسابقات سال ۱۹۳۴، وزن خودروهای مرسدس بنز حدود یک کیلوگرم بیشتر از محدودیت ۷۵۰ کیلوگرمی قوانین بود. مرسدس بنز راهی برای سازگاری با قانون محدودیت وزن پیدا کرد که امروز به یک سنت در تمام خودروهای مسابقه‌ای و جاده‌ای این برند تبدیل شده است.

اولین مسابقه با خودرو در نوربرگ‌رینگ

تمام بخش‌های رنگ‌آمیزی شده‌ی خودرو پاک شدند؛ وزن نهایی به کمتر از ۷۵۰ کیلوگرم رسید، خودروها همه بدون رنگ و با ظاهر آلومینیومی نقره‌ای نمایان شدند و مرسدس بنز هم مسابقه‌ را با پیروزی پشت سر گذاشت. داستان زیِبرفیل خودروهای مرسدس بنز ( لقب پیکان‌های نقره‌ای، Silver Arrows) از همین‌جا آغاز شد و تا امروز در مدل‌های فرمول یک و دیگر رشته‌های موتوراسپرت ادامه پیدا کرده است. البته در مورد این روایت و خودروهای نقره‌ای مرسدس بنز، هنوز هم نظریه‌های متفاوتی وجود دارد چرا که پیش از این هم در سال ۱۹۳۲، لقب پیکان‌های نقره‌ای مطرح شده بود. اما آغاز افسانه‌ی پیکان‌های نقره‌ای مرسدس بنز با نوربرگ‌رینگ همراه است.

جنگ جهانی دوم؛ نوربرگ‌رینگ در مرز نابودی

WW2 Nurburgring

با آغاز جنگ جهانی دوم، تمام فعالیت‌های پیست متوقف شد. هتل نوربرگ‌رینگ به سرپناهی امن برای مردمی که از شهرهای بمب‌زده فرار کرده بودند و سپس به بیمارستان و درمانگاهی کوچک برای درمان سربازهای جنگ، تبدیل شد. از بخش‌های دیگر پیست به‌عنوان چراگاه حیوانات اهلی و زمین‌های کشاورزی استفاده می‌شد؛ شرایط به‌قدری سخت بود که اتاق‌های پایین برج مخصوص مرسدس، به محلی برای نگه‌داری گله‌های گاو تبدیل شد. اما آسیب‌دیدگی اصلی نوربرگ‌رینگ در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم و با پیش‌روی تانک‌های متفقین به آلمان، به‌ویژه یگان زرهی یازدهم ایالات متحده آمریکا ایجاد شد. یگان زرهی یازدهم آمریکا در طول جنگ جهانی دوم چهار پیست مسابقه‌ی اروپایی را پشت سر گذاشتند که نوربرگ‌رینگ، در صدر این فهرست قرار دارد.

تانک‌های واحد آذرخش آمریکا در جاده‌های آلمان؛ جنگ جهانی دوم

اولین برنامه‌های شکل‌گیری این واحد ویژه در سال ۱۹۴۲ با نام مستعار «واحد آذرخش» شکل گرفت؛ سال ۱۹۴۴ یازدهمین یگان زرهی به انگلستان رسیدند تا در مأموریتی حساس، غرب فرانسه را از آخرین نیروهای آلمانی پاک‌سازی کنند. اما پیش از عزیمت، آلمان به بلژیک حمله کرد و نبرد آردنن آغاز شد. واحد آذرخش در واکنش به نبرد آردنن بیش از ۸۰۰ کیلومتر به خاک فرانسه و بلژیک وارد شدند و برای استراحت کوتاه، سوخت‌گیری و  تکمیل مهمات در پیست لمان و شهر رنس و پیست گرن‌پری دِلا مارن (Reims, de la Marne) توقف کردند. واحد آذرخش در این منطقه درگیر شدند و درنهایت مسیری برای رسیدن مهمات به سربازهای متفقین ایجاد کردند؛ سه هفته بعد، یگان زرهی یازدهم آمریکا به پیست اِسپا (Spa-Francorchamps) و محل برگزاری گرن‌پری بلژیک رسید.

در جنگ جهانی دوم، تانک‌های آمریکایی آسفالتِ بخش جنوبی نوربرگ‌رینگ را تخریب کردند

مأموریت بعدی واحد آذرخش، پیش‌روی به مرز آلمان و بلژیک و شکستن دیوار دفاعی بود؛ متفقین که در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب غربی نوربرگ‌رینگ بودند با دفاع شدید آلمان روبه‌رو شدند و عقب‌نشینی کردند. با رسیدن نیروهای کمکی متفقین و تجهیزاتی چون تانک و توپخانه درکنار واحد آذرخش، سرانجام پس از دوماه نبرد، خط دفاعی آلمان شکسته شد و بسیاری کشته و بیش از ۲۰۰ نفر اسیر شدند؛ واحد آذرخش حالا به روستای مولن‌باخ و مرز جنوبی نوربرگ‌رینگ رسیده بود. اطلاعات کافی از تعداد تانک‌هایی که پس از دو ماه نبرد از ۷۶ دستگاه کلی باقی‌مانده بودند، وجود ندارد؛ اما پس از رسیدن به مولن‌باخ، تانک‌های M4 شرِمن به بخش جنوبی و زودشلایفه‌ی نوربرگ‌رینگ وارد شدند. تعدادی دیگر از نیروها و خودروهای زرهی از سمت شرقی و غربی پیست حرکت کردند و سرانجام تمام یگان زرهی یازدم در بخش ابتدایی نوربرگ‌رینگ و هتل توقف کردند. نیروهای آمریکایی با رسیدن به هتل، ۲۰۰ تخت درمانی و تعدادی شهروند آلمانی پناه گرفته بودند را روبه‌روی خود دیدند.

مسیر حرکت واحد آذرخش در جنگ جهانی دوم

براساس گزارش‌ها و مشاهدات مردم، تانک‌های آمریکایی بخش جنوبی پیست را به‌شدت تخریب کردند؛ درواقع به‌دلیل طولانی بودن پیست، تانک‌ها تمام مسیر نوربرگ‌رینگ را طی نکردند و بخش شمالی و نوردشلایفه آسیب زیادی ندید. یگان زرهی یازدهم آمریکا حدود دو ماه در نوربرگ‌رینگ مستقر بود و در این مدت، هتل و ساختمان‌های بخش ابتدایی پیست تخریب شد. مأموریت بعدی واحد آذرخش پیوستن به نیروهای شوروی در اتریش و پایان اشغال آلمان بود. درمجموع نزدیک به ۱۵۰ روز، واحد آذرخش از فرانسه، بلژیک و آلمان عبور کردند و درنهایت به اتریش رسیدند. پس از خاموش شدن آتش جنگ جهانی دوم، نیروهای فرانسوی به منطقه‌ی آیفل و پیست نوربرگ‌رینگ رسیدند؛ اولین مأموریت فرانسوی‌ها که در سال ۱۹۴۶ آغاز شد، بازسازی بخش تخریب‌شده‌ی زودشلایفه برای برگزاری اولین مسابقه‌ی موتورسیکلت‌ها پس از جنگ بود. بیش از ۳۰۰ نفر مشغول بازسازی آسفالت زودشلایفه و پاک‌سازی جاده از شاخه‌های درخت شدند؛ احیای نوربرگ‌رینگ باشکوه تمام هدف‌گذاری شده بود.

بازگشت نوربرگ‌رینگ؛ احیای جهنم سبز پس از جنگ

Nurburgring

بازسازی زودشلایفه باسرعت انجام شد تا اولین مسابقه پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۷ انجام شود. بازگشایی بخش جنوبی نوربرگ‌رینگ در زمانی انجام می‌شد که تمام مردم آلمان برای بازسازی زندگی تلاش می‌کردند؛ به همین خاطر برای جذب کردن افراد بیشتر به پیست و برگزاری یک مسابقه‌ی تمام‌عیار، به تمام تماشاچیان مسابقه‌ی بازگشایی نوربرگ‌رینگ دوعدد سوسیس، سالاد سیب‌زمینی، نان و نیم لیتر نوشیدنی داده می‌شد. تلاش مسئولان پیست و برگزاری مسابقه کارساز بود و در ۱۷ اوت ۱۹۴۷ میلادی (۲۵ مرداد ۱۳۲۶ خورشیدی)، ۸۰ هزار نفر برای تماشای رقابت‌های جام قهرمانی موتورسواری آیفل به نوربرگ‌رینگ رفتند. یک سال بعد، بازسازی دیگر بخش‌های پیست شامل هتل و ساختمان‌های بخش ابتدای نوربرگ‌رینگ و نوردشلایفه آغاز شد.

اولین مسابقه‌ی فرمول یک در نوربرگ‌رینگ؛ سال ۱۹۵۱

از سال ۱۹۴۹، نوربرگ‌رینگ به‌صورت کامل آماده‌ی میزبانی از علاقه‌مندان، خودروها، موتورسیکلت‌ها و راننده‌های بی‌باک بود؛ نوربرگ‌رینگ پس از تحمل یورش تانک‌های آمریکایی، دوباره به شهرت جهانی بازگشت و برگزاری مسابقات متنوع در کلاس‌های مختلف خودروها از سر گرفته شد. مسابقات فرمول دو از سال ۱۹۵۰ و رقابت‌های فرمول یک از سال ۱۹۵۱ به نوربرگ‌رینگ رسید؛ در اولین گرن‌پری فرمول یک که ادامه‌دهنده‌ی مسابقات کلاسیک ۱۹۳۹ بود، البرتو اسکاری در حضور ۴۰۰ هزار تماشاچی به مقام اول رسید و خوان مانوئل فنجیو و خوزه فرویلان گنزالزدر جایگاههای دوم و سوم قرار گرفتند. با برگزاری مسابقات فرمول یک به‌عنوان بالاترین سطح از رقابت‌های اتومبیل‌رانی، نوربرگ‌رینگ هر روز شلوغ‌تر می‌شد.

سال ۱۹۵۴ برج دانلوپ با اولین تابلوی ثبت امتیاز الکترونیکی جهان در جهنم سبز نصب و بازسازی و بهبود آسفالت بخش‌های مختلف در سال‌های بعد انجام شد. در طول دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، چند راننده به‌دلیل عملکرد عالی در این پیست با عنوان رینگ‌مایستر به‌معنی «استاد نوربرگ‌رینگ» شناخته شدند؛ استرلینگ ماس، جیم کلارک، جکی استوارت، جکی ایکس، خوان مانوئل فنجیو، البرتو اسکاری و جان سرتیز از مشهورترین رینگ‌مایسترها بودند. سال ۱۹۶۸ جکی استوارت که با دست شکسته پست فرمان خودروی فرمول یک نشست، رانندگی در باران و مه شدید نوربرگ‎رینگ را تجربه کرد؛ استوارت با رانندگی فوق‌العاده و چهار دقیقه زودتر از گراهام هیل گرن‌پری را به‌پایان رساند و به نوربرگ‌رینگ لقب «جهنم سبز» را داد. جکی استوارت معتقد بود که وقتی با سرعت بیش از ۲۰۰ کیلومتربرساعت در نوبرگ‌رینگ رانندگی کنیم، به‌دلیل مسیر باریک و درخت‌های کنار جاده تونلی سبز روبه‌روی راننده شکل می‌گیرد که عبارتی بهتر از «جهنم سبز» این حالت را توصیف نمی‌کند.

تصادف یان اشلی در نوربرگ‌رینگ؛ سال ۱۹۷۵

دهه‌ی ۱۹۶۰ زمانی بود که پیشرفت، قدرت و سرعت خودروهای فرمول یک از پیست‌ها فراتر رفت و نوربرگ‌رینگ درکنار خطرناک‌ترین مسابقات جهان قرار گرفت؛ در حقیقت تا سال ۱۹۶۹ نوربرگ‌رینگ جانِ پنج راننده‌ی فرمول یک را گرفته بود و دومین پیست خطرناک مسابقات شناخته می‌شد. اولین تلاش برای ایمن‌تر کردن پیست، ساخت مسیر مارپیچ انتهایی پیست و درست قبل از خط شروع بود تا از تصادف‌های شدید با برج دانلوپ و تابلوی امتیازات جلوگیری شود؛ همچنین در سال ۱۹۶۹، پیت‌استاپ کاملاً اصلاح و با محافظ بزرگی از پیست جدا شد. سال ۱۹۷۰ راننده‌های فرمول یک با رهبری جکی استوارت از رانندگی در نوربرگ‌رینگ خودداری کردند؛ تقاضای راننده‌ها ایمن کردن پیست بود. برآورده کردن خواسته‌‌ی فوری راننده‌ها امکان‌پذیر نبود، بنابراین گرن‌پری آلمان در سال ۱۹۷۰ به پیست هاکنهایم منتقل شد.

تصادف نیکی لائودا؛ خداحافظی فرمول یک با نوربرگ‌رینگ

Niki Lauda

سال ۱۹۷۱، اولین اقدامات برای ایمن‌ کردن جهنم سبز آلمان آغاز شد. بازسازی آسفالت، حذف چند پیچ تند و خطرناک، ازبین‌بردن برآمدگی و دست اندازها برای جلوگیری از پرش خودروها، نصب حفاظ‌های بیشتر درکنار جاده و تغییرات مهم در برخی پیچ‌های تند باعث شد تا نوربرگ‌رینگ جدید دهه‌ی ۱۹۷۰ با اینکه هنوز هم خطرناک بود، اما با خرج کردن حدود ۲ میلیون مارک، برای راننده‌ها راضی‌کننده باشد. گرن‌پری ۱۹۷۱ فرمول یک دوباره به جهنم سبز بازگشت و جکی استوارت که پرچم‌دار ایمنی و یکی از تأثیرگذارترین افراد در تعطیلی یک ساله‌ی نوربرگ‌رینگ بود، به مقام اول رسید. مقامات آلمانی به‌دنبال رونق بیشتری این پیست بودند، بنابراین اصلاحات نوربرگ‌رینگ با تمرکز بر عریض کردن جاده در بخش‌های مختلف در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۳ ادامه یافت.

تصادف نیکی لائودا در نوربرگ‌رینگ؛ سال ۱۹۷۶

 

با وجود تمام تلاش‌ها برای ساختن بهشت از جهنم، اما نوربرگ‌رینگ به‌اندازه‌ی بزرگ است که دست اندرکاران فرمول یک نمی‌توانند برگزاری یک مسابقه‌ی ایمن در این پیست را تضمین کنند؛ در فرمول یک، مارشال‌ها و تیم‌های پزشکی کافی برای پوشش مسیر طولانی نوربرگ‌رینگ وجود ندارد. از طرفی رسانه‌های مختلف هم نمی‌توانند از تمام پیچ‌های جهنم سبز تصویربرداری داشته باشند. با شروع فصل ۱۹۷۶ فرمول یک، زمزمه‌های جدایی سریع‌ترین خودروهای موتوراسپرت با طولانی‌ترین پیست جهان به‌گوش می‌رسید که سرانجام با تصادف نیکی لائودا، نوربرگ‌رینگ روی واقعی‌اش را به همه نشان داد و تصمیم نهایی گرفته شد.

تصادف نیکی لائودا در سال ۱۹۷۶، پایان‌بخش پیوند فرمول یک و نوردشلایفه بود

 

در گرن‌پری فرمول یک ۱۹۷۶، لائودا که برای فراری رانندگی می‌گرد به‌دلیل شرایط بارانی نامناسب پیشنهاد لغو مسابقه در نوربرگ‌رینگ را داد؛ راننده‌های تیم‌های دیگر با لائودا مخالفت کردند. در دور دوم مسابقه، لائودا قبل از رسیدن به پیچ بِرگ‌وِرک (Bergwerk) تصادف کرد و درحالی‌که در آتش گرفتار بود، راننده‌های دیگر او را نجات دادند. پس از تصادف لائودا به‌دلیل مسیر طولانی پیست، هیچ‌کدام از مارشال‌های و تیم‌های ایمنی با‌سرعت لازم به محل نرسیدند؛ لائودا به‌قیمت سوختگی شدید سر و صورت از خشم نوربرگ‌رینگ جان سالم به‌در برد، اما سال ۱۹۷۶، آخرین باری بود که فرمول یک و نوردشلایفه کنار هم قرار گرفتند.

تصادف نیکی لائودا در نوربرگ‌رینگ؛ سال ۱۹۷۶

 

درمجموع، خطرناک و طولانی‌ بودن نوربرگ‌رینگ باعث شد تا فرمول یک از این پیست خداحافظی کند و مسابقات در هاکنهایم برگزار شود. چند سال بعد فرمول دو هم پس از تصادف شدید یکی از راننده‌ها، نوربرگ‌رینگ را کنار گذاشت و گرن‌پری موتورسیکلت‌ها هم سرانجام به هاکنهایم منتقل شد. پس از منزوی شدن نوربرگ‌رینگ، آلمانی‌ها با دو انتخاب روبه‌رو بودند؛ بازسازی کامل پیست یا ساخت مسیری کوتاه‌تر و ایمن‌تر. همان‌طور که مشخص است، بازسازی کامل نوربرگ‌رینگ باتوجه‌به مسیر طولانی و هزینه‌های سنگین، تقریباً غیرممکن بود؛ بنابراین برای میزبانی مناسب از مسابقات مختلف، ساخت پیستی جدید در ترکیب با بخش جنوبی نوربرگ‌رینگ که بدون استفاده باقی مانده بود، هدف‌گذاری شد.

پیست جدید فرمول یک باکمک طراحی کامپیوتری و کارشناس‌های مختلف، تنها بخش کوچکی از زودشلایفه را دراختیار گرفت؛ درواقع قسمت زیادی از زودشلایفه یا بخش جنوبی نوربرگ‌رینگ امروز به جاده‌های عمومی بین نربرگ و مولن‌باخ تبدیل شده و بخشی هم بدون استفاده رها شده است. ساخت و ساز پیست جدید فرمول یک اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ آغاز شد و در این مدت، برخی رشته‌های دیگر مثل رقابت‌های استقامتی ۱۰۰۰ کیلومتری در بخش شمالی نوربرگ‍‌رینگ برگزار شدند. سرانجام در سال ۱۹۸۴، پیست جدید نوربرگ‌رینگ برای مسابقات فرمول یک بازگشایی شد که با طول ۴/۵ گیلومتری و پهنای زیاد، اصلا با نوردشلایفه مقایسه کردنی نبود.

 


 


بازگشایی پیست جدید با مسابقه‌ای ویژه بین ۲۰ نفر از راننده‌های فرمول یک و فرمول دو پشت فرمان مرسدس بنز 190E همراه بود که ایرتون سنا، به مقام اول رسید. لائودا در این مسابقه در دور تعیین خط حضور نداشت و از خط آخر مسابقه را آغاز کرد اما سرانجام به مقام دوم رسید. پیست جدید گرن‌پری نوربرگ‌رینگ تنها در سال‌های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ میزبان خودروهای فرمول یک بود و تا سال ۱۹۹۵، به میدان جنگ متفاوتی تبدیل شد. در یک دهه‌ای که فرمول یک دوباره از نوربرگ‌رینگ جدا شد و به هاکنهایم رفت، جهنم سبز از رشته‌های مختلف استقامتی، ۲۴ ساعته و از همه مهم‌تر رقابت‌های تورینگ آلمان (DTM) پذیرایی کرد. در این دوره نوربرگ‌رینگ به پیستی برای همه، از راننده‌ها تا شرکت‌های خودروسازی و مردم عادی تبدیل شد.

عصر جدید نوربرگ‌رینگ؛ رقابت جذاب خودروسازان

Nurburgring

فرمول یک دوباره از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶ با قهرمانی میکائیل شوماخر به جهنم سبز بازگشت، اما نوربرگ‌رینگ بیشتر از گذشته بازدیدکننده داشت و چشم انتظار فرمول یک نبود. به‌دلیل هزینه‌های بالا، برگزاری مسابقات فرمول یک در نوربرگ‌رینگ حتی پس از تغییر پیست جدید به مسیر ۵/۲ کیلومتری مشکل بود؛ پس از جابه‌جایی مداوم بین نوربرگ‌رینگ و هاکنهایم‌رینگ، فرمول یک به‌تدریج با گرن‌پری آلمان فاصله گرفت. دهه‌‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ آغاز دوران حمله‌ی خودروسازان بزرگ دنیا برای آزمایش فنی محصولاتشان بود؛ زمانی‌که نوربرگ‌رینگ از خودروهای فرمول یک خالی شد، برندهای آلمانی که همیشه ارزش این پیست را درک می‌کردند، وارد عمل شدند. در این سال‌ها، خودروهای پرفرمنس قدرتمند که نمونه‌ی جاده‌ای از مدل مخصوص مسابقه بودند، متولد شدند. طراحی نوردشلایفه به‌گونه‌ای است که شرایط مسابقه و جاده‌های عمومی را هم‌زمان درکنار هم قرار می‌دهد، بنابراین بخش M بی‌ام‌و و AMG از مرسدس بنز، قدرمندترین خودروهایشان را در این پیست آزمایش کردند؛ سپس پورشه وآئودی هم به رقبای خانگی‌شان اضافه شدند.

Porsche 919 Evo

در پایان دهه‌ی ۱۹۸۰ به‌قدری فعالیت خودروسازان و آزمایش مدل‌های پرتوتایپ در نوربرگ‌رینگ زیاد بود که مسئولان پیست زمان‌های مشخصی تنها برای تست، درنظر گرفتند. نوربرگ‌رینگ درهر سال به‌مدت ۱۶ هفته در اختیار شرکت‌های خودروسازی قرار می‌گیرد؛ خودروسازان این زمان را در طول سال توزیع می‌کنند تا محصولات مختلف را در بهترین شرایط ممکن آزمایش کنند. با نزدیک شدن به دهه‌ی ۱۹۹۰، شهرت نوربرگ‌رینگ در سطح جهان گسترش پیدا کرد و خودروسازان آلمانی برندهای دیگر را هم درکنار خود دیدند. شرکت‌های خودروسازی بزرگ جهان از اروپا، ژاپن و آمریکا همه به نوربرگ‌رینگ رسیدند. حضور انواع خودروها در جهنم سبز، رقابتی جذاب بین تولیدکننده‌ها ایجاد کرد و به‌تدریج، رویارویی برای کسب عنوان سریع‌ترین دورِ نوربرگ‌رینگ (بخش شمالی یا نوردشلایفه) در کلاس‌های مختلف خودروهای جاده‌ای و مسابقه‌ای شکل گرفت. در جدول زیر، سریع‌ترین خودروهای تاریخ نوربرگرینگ نوردشلایفه آورده شده است.

مدل خودرورکورد (دقیقه)سال ثبت رکورد

پورشه 919 Hybrid Evo

۵:۱۹:۵۴۶ ۲۰۱۸

فولکس واگن I.D. R

۶:۰۵:۳۳۶ ۲۰۱۹

پورشه 956

۶:۱۱:۱۳ ۱۹۸۳

پورشه 956

۶:۱۶:۸۵ ۱۹۸۳

پورشه 956

۶:۲۵:۹۱ ۱۹۸۳

 

ترن هوایی و شهربازی نوربرگ‌رینگ؛ جهنم سبز برای همه

Ring°racer

اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، ساخت شهربازی، ترن هوایی و فروشگاه‌های برزگ در مجموعه‌ی نوربرگ‌رینگ با نام «پروژه‌ی ۲۰۰۹» مطرح شد. هدف اصلی، گسترش مخاطبان نوربرگ‌رینگ بود؛ میلیون‌ها یورو سرمایه دولتی و خصوصی‌ به پروژه‌ی ۲۰۰۹ تزریق شد تا مجموعه‌ای تفریحی درکنار رستوران، هتل، ساختمان تجاری و سریع‌ترین ترن هوایی جهان در جهنم سبز ساخته شود. علاوه‌بر این، جایگاه تماشاچی‌ها هم براساس استانداردهای روز بازسازی و بلوار بزرگی هم برای ورودی شهربازی ساخت و ساز شد. سال ۲۰۰۹ بخشی از مجموعه‌ی تفریحی نوربرگ‌رینگ بازگشایی شد؛ ترن هوایی با نام رینگ‌ریسر (Ring°Racer) در گرن‌پری سال ۲۰۰۹ میزبان چند مهمان ویژه من جمله میکائیل شوماخر بود، اما سرعت حرکتش با هدف اولیه، صفر تا ۲۲۰ کیلومتربرساعت در چند ثانیه، فاصله داشت. بیش از ۱۲ میلیون یورو برای ساخت ترن هوایی خرج شده بود، اما رینگ‌ریسر با مشکلات فنی همراه شد.


 


پس از بازگشایی نمادین، ترن هوایی دوبار آزمایش فنی شد که در هر دو مرتبه از لحاظ ایمنی نمره قبولی نگرفت و چندنفر هم زخمی شدند؛ سال ۲۰۱۳ دوباره رینگ‌ریسر به‌کار افتاد، اما پس از چند روز سرویس‌دهی، برای همیشه کنار گذاشته شد. بنابراین در زمانی‌که نوربرگ‌رینگ با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، پروژه‌ی ۲۰۰۹ در آستانه‌ی فروپاشی قرار گرفت. برای جلوگیری از شکست پروژه‌ی ۲۰۰۹، دو فردی که نقش بزرگی در ایده‌ی ساخت و سرمایه‌گذاری مجموعه‌ی تفریحی نوربرگ‌رینگ داشتند، کای ریکتِر و یورگ لیندنِر، این مرکز را اجاره کردند. ریکتر و لیندنر مجموعه‌ی تفریحی نوربرگ‌رینگ که در آلمان با نام نورو‌دیزنی (Nüro-Disney) معروف شده بود را با برنامه‌هایی غیرمرتبط با موتوراسپرت و دنیای خودرو زنده نگه داشتند. اما این تلاش‌ها نتیجه نداد؛ درواقع بازدیدکنندگان تنها برای موتوراسپرت و خودرو به نوربرگ‌رینگ مراجعه می‌کردند و علاقه‌ای به خرید لباس‌های گران‌قیمت و لوازم لوکس در جهنم سبز نداشتند. سرانجام در سال ۲۰۱۲ قرارداد ریکتر و لیندنر لغو شد و نوربرگ‌رینگ در اختیار دولت آلمان قرار گرفت.

بخش زیادی از سهام نوربرگ‌رینگ در اختیار یک شرکت روسی قرار دارد

 

در پایان سال ۲۰۱۲، شرکت مالک پیست موسوم به Nürburgring GmbH به‌دنبال جذب سرمایه از دولت آلمان بود، اما با مخالفت اتحادیه‌ی اروپا روبه‌رو شد؛ بنابراین ورشکستگی نوربرگ‌رینگ اعلام و جهنم سبز به‌فروش گذاشته شد. سال ۲۰۱۳ گرن‌پری فرمول یک به نوربرگ‌رینگ رسید اما هزینه‌ی لازم برای برگزاری مسابقه وجود نداشت؛ این مسابقه با هزینه‌‌های کمکی برنی اکلستون مدیرعامل سابق فرمول یک برگزار شد که البته هرگونه درآمد در گرن‌پری ۲۰۱۳ هم به اکلستون می‌رسید. سال ۲۰۱۴ با وجود اعتراضات و مخالفت‌های گسترده‌ی مردم آلمان با فروش نوربرگ‌رینگ، جهنم سبز به‌طور رسمی مزایده شد؛  شرکت آلمانی Capricorn که یکی از برجسته‌ترین برندها در نوربرگ‌رینگ بود و بیش از ۱۰۰ مکانیک و متخصص در پیست داشت، با مبلغ ۷۷ میلیون یورو پیروز مزایده شد.

Nurburgring

مالکیت کامل این شرکت پس از پرداخت ۷۷ میلیون یورو در دو مرحله تا سال ۲۰۱۵ کامل می‌شد. بااین‌حال پس از پیروزی در مزایده، مقامات Capricorn وعده دادند ۲۵ میلیون یورو در نوربرگ‌رینگ هزینه خواهند کرد و تمام مواردی که با روح موتوراسپرت در تضاد است، مثل مجموعه‌ی تفرریحی، فروشگاه‌های لوکس و ترن هوایی تخریب می‌شود. مالک جدید نوربرگ‌رینگ با اینکه بخشی از مجموعه‌ی تفریحی و ترن هوایی را دست نخورده باقی گذاشت، اما درصدد ساخت مرکز پیشرفته‌ی فنی خودروها بود. اما مدیران Capricorn نتوانستند مرحله‌ی دوم پرداخت هزینه را کامل کنند؛ شرکت داروسازی Pharmstandard با مدیریت تاجر روسی ویکتور خاریتونین بیشترِ سهم باقی‌مانده از نوربرگ‌رینگ را خریداری کرد تا دولت آلمان بزرگ‌ترین مالک این پیست تاریخی نباشد. پس از پایان دورانِ کش‌مکش بر سر مدیریت مجموعه‌ی نوربرگ‌رینگ، انتظار بر این بود که فرمول یک دوباره به پیست بازگردد اما هزینه‌های لازم تأمین نشد و اکلستون برای جلوگیری از کاهش بیشترِ محبوبیت مسابقات در این پیست، جهنم سبز را از تقویم رقابت‌ها خط زد. از سال ۲۰۱۳ تا امروز، مسابقات فرمول یک در نوربرگ‌رینگ برگزار نشده است.

نوربرگ‌رینگ در سال ۲۰۱۹

Nurburgring

جهنم سبز این روزها بیشتر از ۹۰ سال گذشته شلوغ است؛ در روزهایی که خودروسازان در حال آزمایش تمام‌عیار محصولاتشان نباشند، علاقه‌مندان دنیای خودرو از تیم‌ها و راننده‌های حرفه‌ای تا مردم عادی در این پیست زیبا حضور خواهند داشت. نوربرگ‌رینگ تنها پیست جهان که خودروهای فراری و پورشه درکنار موتورسیکلت‌های گازی و اتوبوس قرار می‌گیرند. هرکسی می‌تواند در جهنم سبز وارد شود؛ ون پستچی، استیشن خانوادگی همراه بار سفر روی سقف، ابرخودروهای کلاسیک و مدرن و هروسیله‌ی نقلیه‌ای که فکرش را بکنید. مدیریت جدید، نوربرگ‌رینگ را به هدف اصلی بازگردانده است اما این‌بار درکنار امکان برگزاری کنسرت‌های موسیقی باشکوه، هرکسی که به دنیای خودرو علاقه‌مند باشد، درهای جهنم سبز برایش باز است. مارشال‌های پیست هر روز در سپیده‌دم نوربرگ‌رینگ را به‌طور کامل بررسی می‌کنند؛ اگر مشکلی وجود نداشته باشد، روز کاریِ نوربرگ‌رینگ آغاز خواهد شد.

Nurburgring

در طول یک سال، برنامه‌ی نوربرگ‌رینگ شامل مسابقات ADAC، مسابقه‌ی ۲۴ ساعته، رقابت‌های GT، DTM، مسابقات ویژه‌ی خودروهای فراری، جام قهرمانی دریفت، VLN، اجاره‌ی خصوصی و تیمی درکنار روزهای آزمایش خودروهای پروتوتایپ یا زمان‌گیری می‌شود. علاوه‌بر مسابقات رسمی و بزرگ، جهنم سبز هر هفته و در روزهای مشخص میزبان تمام علاقه‌مندان دنیای خودرو در قالب برنامه‌های اجاره‌ی خودرو، اجاره‌ی راننده‌ی حرفه‌ای با خودرو موسوم به «تاکسی‌های نوربرگ‌رینگ»، آموزش و تمرین دریفت، آموزش رانندگی حرفه‌ای، رانندگی آف‌رود در مسیرهای جنگلی آیفل و رانندگی آزاد با خودروی شخصی است. هر شخصی می‌تواند با خرید بلیت‌های مشخص از وب‌سایت یا اپلیکیشن مخصوص جهنم سبز شامل برنامه‌های دوشنبه-سه‎شنبه به‌قیمت ۲۵ یورو، جمعه-شنبه به‌قیمت ۳۰ یورو و بلیت فصلی به‌قیمت ۲,۲۰۰ یورو در ساعت‌های آزاد از ورودی پیست که مشابه پرداخت عوارض بزرگراه است، عبور کند و از رانندگی در نوردشلایفه یا پیست فرمول یک نوربرگ‌رینگ لذت ببرد.

تصادف در نوربرگ‌رینگ و ایجاد اختلال در ترافیک عمومی پیست، جریمه‌های سنگینی دارد

 

راننده‌های حرفه‌ای هم باعضویت در شرکت‌های مختلف، مسئولیت رانندگی تاکسی‌های نوربرگ‌رینگ را برعهده می‌گیرند؛ شاید معروف‌ترین راننده‌ی تاکسی نوربرگ‌رینگ،سابین اشمیتس ملقب به «ملکه‌ی نوربرگ‌رینگ» باشد که با رکورد طی کردن ۱۲۵۰ دور جهنم سبز در یک سال و اخیراً اجرا در برنامه‌ی تاپ‌گیر، شهرت جهانی پیدا کرده است. مسیر نوردشلایفه به‌گونه‌ای طراحی شده است که هرکس (پلاک خودرو باید از کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا باشد) با پرداخت مبلغ موردنظر یک دور در جهنم سبز رانندگی کند و سپس دوباره به‌راحتی به جاده‌های عمومی بازگردد. مسئولان نوربرگ‌رینگ هر ثانیه از برج کنترل و بااستفاده از دوربین‌ها، وضعیت پیست را رصد می‌کنند و در صورت وقوع تصادف خودروهای امدادی اعزام خواهد شد. بااینکه ورود به نوربرگ‌رینگ برای همه آزاد است و محدودیت سرعتی هم وجود ندارد، اما تصادف و اخلال ایجاد کردن در ترافیک پرسرعت، جریمه‌های سنگینی در پی خواهد داشت.

Nurburgring

جریمه‌های تصادف در نوربرگ‌رینگ از ۱۵۰ یورو برای برخورد ساده با حفاظ کنار جاده شروع می‌شود تا بیش از ۵,۰۰۰ یورو برای تصادف سنگین، استفاده از خودروی ایمنی، کامیون حمل خودرو و بسته شدن پیست بالا می‌رود؛ تنها با هر ساعت بستن پیست، باید ۱,۳۵۰ یورو جریمه پرداخت کرد. نوربرگ‌رینگ ارزش‌های دیگری مثل سودآوری برای استودیوهای بازی‌سازی و یوتیوبرها و تولیدکننده‌های محتوای ویدیویی هم دارد اما یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این پیست، رقابت خودروسازان برای تولید خودرویی جاده‌ای با بهترین عملکرد در جهنم سبز است. در سال‌های اخیر بسیاری از شرکت‌های خودروسازی، نوربرگ‌رینگ را بنچمارک عملکرد فنی قرار داده‌اند و جنگ بر سر سریع‌ترین زمان در نوردشلایفه، هر روز شدت بیشتری می‌گیرد. نوربرگ‌رینگ یکی از بخش‌های اصلی بازاریابی خودروهای قدرتمند و سریع را تشکیل می‌دهد و آغاز همه‌جانبه‌ی این حالت را باید رکورد پورشه 918 اسپایدر در سال ۲۰۱۳ دانست. استاندارد جدید خودروهای سوپراسپرت، طی کردن یک دور نوردشلایفه در کمتر از ۷ دقیقه شناخته شد؛ پس از پورشه، مک‌لارن هم با مدل P1 به این موفقیت رسید و به‌تدریج شرکت‌های دیگر مثل لامبورگینی به میدان وارد شدند. در جدول زیر، سریع‌ترین خودروهای جاده‌ای در نوردشلایفه معرفی شده است.

مدل خودرورکورد (دقیقه)سال ثبت رکورد

پورشه 911 GT2 RS

۶:۴۰:۳۳ ۲۰۱۸

مک‌لارن P1 LM

به‌دلیل نداشتن پلاک، این رکورد ثبت نشد

۶:۴۳ ۲۰۱۸

لامبورگینی اونتادور SVJ

۶:۴۴:۹۷ ۲۰۱۸

پورشه 911 GT2 RS

۶:۴۷:۲۵ ۲۰۱۷

رادیکال SR8 LM

۶:۴۸:۲۸ ۲۰۰۹

لامبورگینی هوراکان پرفورمانته

۶:۵۲:۰۱ ۲۰۱۶

 

برای مشاهده‌ی تمام زمان‌های ثبت شده در نوردشلایفه با انواع خودروها در کلاس‌های مختلف، به این صفحهمراجعه کنید.

کلام آخر

Nurburgring

شاید زمانی‌که ایده‌ی اصلی نوربرگ‌رینگ مطرح شد، حمایت مردمی زیادی از ساخت و ساز این پیست وجود نداشت؛ شاید پس از جنگ جهانی اول، آلمان یکی از بزرگ‌ترین خطرهای اقتصادی را انتخاب کرد. اما در طول ۱۰۰ سال گذشته، خودروسازی آلمان و جهنم سبز به‌هم گره خورده‌اند و همان‌طور که امروز می‌بینیم، هم نوربرگ‌رینگ و هم برندهای آلمانی در بالاترین سطح ممکن فعالیت می‌کنند. نوربرگ‌رینگ را باید میراثی منحصربه‌فرد دانست که بسیاری از افراد و سازمان‌ها دنیای خودرو موفقیت‌هایشان را مدیون این پیست هستند. جهنم سبز جانِ چند صد راننده‌ی بااستعداد را گرفت، تا اهمیت این پیست را با هزینه‌ی بالایی به جهان نشان دهد. تاریخ و ارزش نوربرگ‌رینگ به‌قدری زیاد است که هیچ‌کس نمی‌تواند آینده‌ی این پیست را پیش‌بینی کند؛ اما همه می‌دانیم، هر اتفاقی که بی‌افتد، نوربرگ‌رینگ هیچ‌وقت فراموش نخواهد شد. در مورد نوربرگ‌رینگ ساعت‌ها می‌توان صحبت کرد و مقاله‌های بلند نوشت، اما عبارت زیر برای توصیف طولانی‌ترین پیست دنیا کافی است.

نوربرگ‌رینگ جهنمی سبز است که تجربه‌ی رانندگی در آن، در فهرست آرزوهای تمام علاقه‌مندان دنیای خودرو وجود دارد.


 

 
 

 



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:26 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پژوهشی جدید تحت هدایت ایمی ویجرز از دانشگاه هاروارد نشان داده است که می‌توان ماشین ویرایش ژن را مستقیما در محل زندگی سلول‌های بنیادی به آن‌ها تحویل داد و دیگر لازم نیست این کار در ظرف آزمایشگاهی انجام شود. یافته‌های این پژوهش که در مجله‌ی Cell Reports گزارش شده است، دارای تلویحات مهمی برای پژوهش‌های بیوتکنولوژی و توسعه‌ی درمان‌هایی برای بیماری‌های ژنتیکی است. ویگرز می‌گوید:

اگر شما بخواهید یک ژنوم را تغییر دهید تا یک جهش مسبب بیماری را تصحیح کنید، باید آن را در سلول‌های بنیادی مربوطه اصلاح کنید. اگر سلول‌های بنیادی را تغییر ندهید، هر سلولی که اصلاح کنید، ممکن است درنهایت با سلول‌های دارای جهش جایگزین شود. اگر سلول‌های بنیادی را اصلاح کنید، آن‌ها سلول‌های سالمی حاصل خواهند کرد که می‌تواند درنهایت جایگزین سلول‌های بیمار شود.

اما اصلاح سلول‌های بنیادی سخت‌تر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد. روال فعلی این کار این است که باید سلول‌های بنیادی استخراج شوند، زنده و سالم نگاه داشته شده، ازلحاظ ژنتیکی تغییر داده شوند و درنهایت مجددا وارد بدن بیمار شوند. این فرایند برای سلول‌ها تخریب‌کننده است و ممکن است پیوند این سلول‌ها به بیمار موفقیت‌آمیز نباشد. ویگرز می‌گوید:

هرکدام از سلول‌های بنیادی در محل خاص خود زندگی می‌کند؛ در مناطق به‌خوبی محافظت شده و دشوار ازنظر دسترسی مانند مغز استخوان. وقتی سلول‌های بنیادی را از بدن خارج می‌کنید، آن‌ها را از محیط بسیار پیچیده‌ای که از آن‌ها محافظت کرده و آن‌ها را تغذیه می‌کنند، جدا می‌کنید و این نوعی شوک برای آن‌ها خواهد بود. دور کردن سلول‌ها از این محیط موجب تغییر آن‌ها می‌شود. پیوند سلول‌ها نیز موجب تغییر آن‌ها می‌شود. چیزی که ما به‌دنبال آن بودیم، ایجاد تغییر ژنتیکی در این سلول‌ها بدون نیاز به این مراحل بود به‌طوری‌که تعاملات تنظیمی بین سلول‌ها حفظ شود.

انتقال به‌وسیله‌ی ویروس

گروه ویگرز از ویروس‌ وابسته به آدنو (AAV) که سلول‌های انسان (و موش) را عفونی می‌کند ولی موجب بروز بیماری نمی‌شود به‌عنوان وسیله‌ی انتقال استفاده کردند. پژوهشگران براساس کار قبلی خود روی موش‌های مبتلا به دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن، پکیج‌های AAV مختلفی را برای تحویل محموله‌ی ویرایش ژن به چندین نوع مختلف از سلول‌های پوست، خون، سلول‌های بنیادی عضله و سلول‌های پروژنیتور طراحی کردند. جیل گلدستین، پژوهشگر دیگر مقاله می‌گوید:

این یک همکاری حقیقی بین آزمایشگاه‌های مختلف بود که هرکدام در زمینه‌ی عضو خاصی تخصص داشتند. ما آزمایش‌ها، تجزیه‌و‌تحلیل‌ها و مقایسات مختلفی روی هر کدام از اعضای مورد آزمایش انجام دادیم. ما قادر نبودیم این کار را به‌تنهایی پیش ببریم. این کار نیاز به همکاری گسترده‌ای داشت و طی رویکرد سرگرم‌کننده‌ای انجام شد.

پژوهشگران برای آزمون اینکه آیا می‌توانند کمپلکس‌های AAV را به سیستم زنده تحویل دهند، از موش‌هایی استفاده کردند که مانند یک سیستم حمل‌و‌نقل گزارشگر عمل می‌کردند. آن‌ها دارای یک ژن گزارشگر بودند که به‌طور طبیعی غیرفعال بود ولی می‌توانست با ویرایش ژن فعال شود. زمانی‌که این ژن فعال می‌شد، به‌علت رنگ فلورسنت قرمز سلول به رنگ قرمز درمی‌آمد.

سلول

در ماهیچه‌ی اسکلتی، تا ۶۰ درصد از سلول‌های بنیادی به رنگ قرمز فلورسنت درآمدند. در سلول‌های پوستی تا ۲۷ درصد از سلول‌ها قرمز شدند. همچنین تا ۳۸ درصد از سلول‌های بنیادی مغز استخوان (که خون را می‌سازند) تغییر پیدا کردند. این ممکن است به‌نظر کم بیاید اما خون با چنان سرعتی در حال حرکت و تغییر است که در برخی از موارد حتی یک سلول بنیادی سالم نیز می‌تواند برای نجات از یک نقص کافی باشد. شریف تابع‌بردبار پژوهشگر مطالعه می‌گوید:

تاکنون ایده‌ی تحویل ژن‌های سالم به سلول‌های بنیادی با استفاده از AAV عملی نبوده است زیرا این سلول‌ها در سیستم‌های زنده با سرعت زیادی تقسیم می‌شوند و ژن‌های تحویل داده شده سریعا رقیق می‌شوند. مطالعه‌ی ما نشان می‌دهد که ما می‌توانیم به‌طور دائمی ژنوم سلول‌های بنیادی و بنابراین ژنوم سلول‌های حاصل از آن‌ها را در محیط آناتومیکی طبیعی‌شان تغییر دهیم. ظرفیت زیادی برای استفاده از این رویکرد و توسعه‌ی درمان‌های دائمی برای انواع مختلف بیماری‌های ژنتیکی وجود دارد. این‌ها شامل اشکال مختلف دیستروفی ماهیچه می‌شوند که در آن تخریب بافت عامل بسیار مهمی است.

یاچیه هسو پژوهشگر دیگر این مطالعه می‌گوید:

ما به پوست موش‌های مورد آزمایش نگاه کردیم و خوشحال شدیم که دیدیم بسیاری از سلول‌های پوست نیز به‌طور موفقیت‌آمیزی ویرایش شده بودند. این‌ها شامل سلول‌هایی بودند که به آدیپوسایت‌های پوستی تبدیل می‌شوند و نیز سلول‌هایی که به تنظیم دیگر سلول‌های بنیادی موجود در پوست کمک می‌کنند. ما همیشه نیاز به ابزاری داشته‌ایم که به ما اجازه دهد سلول‌های پوستی را در بدن موجود زنده با سرعت دستکاری کنیم، بنابراین برای ما این همچون خوابی است که به واقعیت تبدیل شده است.

تحویل مستقیم ژن‌درمانی به یک سیستم زنده، مانعی برای تلاش شرکت‌های بیوتکنولوژی درجهت توسعه‌ی درمان‌هایی برای بیماری‌هایی نظیر آتروفی عضلانی نخاعی بوده است. ویگرز می‌گوید:

این مطالعه دو پیامد مهم دارد. نخست اینکه این رویکرد نحوه‌ی مطالعه‌ی سلول‌های بنیادی در بدن را تغییر می‌دهد. رویکرد AAV بررسی سریع اهمیت ژن‌های مختلف سلول‌های بنیادی را در محیط طبیعی امکان‌پذیر می‌کند‌. به‌علت اینکه این سیستم تحویل کاملا قاطع است، می‌تواند همچنین برای هدف قرار دادن ژن‌هایی که بافت‌های مختلف را تخت‌تاثیر قرار می‌دهند، استفاده شود. دوم، این یک امر مهم در جهت توسعه‌ی ژن‌درمانی‌های مؤثر است. رویکردی که ما توسعه داده‌ایم بر تمام مشکلاتی که شما با خارج کردن سول‌های بنیادی از بدن با آن مواجه می‌شوید، غلبه می‌کند و به شما اجازه می‌دهد که به‌طور دائمی یک ژنوم را تصحیح کنید. از آن‌جایی که در حال حاضر در کلینیک‌ها از AVV برای اهداف ژن‌درمانی استفاده می‌شود، سرعت پیشرفت رویکرد حاضر زیاد خواهد بود.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:25 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

ویندوز ۱۰ سیستم‌عاملی عالی است؛ اما مشکلات و معایب خود را داد. حتی اگر به مایکروسافت و ویندوز ۱۰ علاقه‌مند باشید، بازهم می‌توانید نسخه‌های دیگر سیستم‌عامل از شرکت‌های مختلف را تهیه و امتحان کنید. اما چه راهی امن‌تر و ارزان‌تر از استفاده سیستم‌عامل دلخواه در ماشین مجازی؟ با این روش شما می‌توانید macOS را درون ویندوز ۱۰ اجرا کنید.

به چه فایل‌هایی برای نصب مکینتاش مجازی در ویندوز 10 نیاز داریم؟

قبل از پرداختن به نحوه کار باید ابزارهای ضروری را دانلود و نصب کنید.

این راهنمای آموزشی در مورد چگونگی ایجاد ماشین‌های مجازی macOS با استفاده از هر دو برنامه‌ی ویرچوال باکس (VirtualBox) و وی‌ام‌ویر پلیر (VMware player) است.

برای شروع برنامه‌ی VirtualBox و VMware Player را از لینک‌های گفته‌شده دانلود کنید.

شما همچنین به یک نسخه از macOS هم نیاز دارید. در این آموزش ما از نسخه‌ی موهاوی استفاده کرده‌ایم. توجه داشته باشید که این آموزش در حال حاضر فقط روی کامپیوترهایی که پردازنده‌ی اینتل دارند قابل‌اجرا است. پس این آموزش بر نصب macOS ها در یک ماشین مجازی روی سخت‌افزار اینتل تمرکز خواهد کرد.

دانلود فایل‌های ایمیج macOS

VirtualBox Intel HFS Mojave 10.14.3

Virtualbox Intel APFS Mojave 10.14.3

VMware Player Intel APFS Mojave 10.14.3

VMware Player Patch Tool

(فرق Intel HFS و Intel APFS در نوع فایل سیستم‌ها است. APFS جدیدترین فایل سیستم است که در سال۲۰۱۷ معرفی شد)

بعد از دانلود فایل‌های موردنظر روی آن‌ها راست کلیک کرده و آن‌ها را از حالت فشرده خارج کنید. برای مثال، می‌توانید با استفاده از برنامه‌ی رایگان سون زیپ (7Zip) فایل‌ها را از حالت فشرده خارج کنید، تا به فایل موردنظر با پسوند VMDK برسید. فایل اصلی که برای ساخت ماشین مجازی از آن استفاده می‌کنیم.

ماشین مجازی 2

چگونه با VirtualBox یک ماشین مجازی macOS بسازیم?

بعد از باز کردن VirtualBox گزینه NEW را انتخاب کنید. در قسمت نام macos را تایپ کنید تا VirtualBox به‌صورت خودکار دیگر مشخصات موردنظر را شناسایی کند. فقط توجه داشته باشید در قسمت version آخرین نسخه موجود از سیستم‌عامل اپل را انتخاب کنید.

ماشین مجازی 1

سپس، مقدار RAM ماشین مجازی macOS را تعیین کنید. حداقل میزان رم انتخابی چهار گیگابایت پیشنهاد می‌شود، اما تا جایی که امکان دارد می‌توانید مقدار رم را بیشتر تعیین کنید. به یاد داشته باشید، شما نمی‌توانید حافظه‌ی RAM بیشتری نسبت به سیستم اصلی خود به ماشین مجازی  اختصاص دهید، و حتما باید تقسیم RAM به‌نوعی باشد که سیستم اصلی که در حال اجرای ماشین مجازی است به مشکلی برنخورد.

و درنهایت باید از قسمت hard disk گزینه‌ی Use an existing virtual hard disk file را انتخاب کنید، و سپس  پوشه‌ای را که فایل VMDK را در مرحله‌ی قبل از حالت فشرده خارج کرده‌اید را در این قسمت وارد کنید.

تنظیمات ماشین مجازی برای اجرای macOS Mojave

قبل از شروع به‌کار ماشین مجازی شما باید چند تنظیم مختلف روی آن انجام دهید.

برای شروع تنظیمات، روی ماشین مجازی ساخته‌شده راست کلیک کنید و سپس گزینه Settings را انتخاب کنید.

 

ماشین مجازی 4

وارد قسمت System شده و سپس از بخش boot order گزینه‌ی Floppy را غیرفعال کنید. سپس برسی کنید که تنظیمات قسمت Chipset روی گزینه‌ی ICH9 باشد.

حالا وارد قسمت Processor شوید و مانند تصویر زیر دو هسته را به ماشین مجازی اختصاص دهید. اگر از پردازنده‌ی قدرتمندی مانند core i7 استفاده می‌کنید، می‌توانید تعداد هسته‌ی بیشتری به ماشین مجازی اختصاص دهید. در انتها فراموش نکنید که گزینه‌ی Enable PAE/NX فعال باشد.

ماشین مجازی 3

در بخش Display تنظیمات Video Memory را روی ۱۲۸ مگابایت قرار دهید، و درنهایت در قسمت Storageحتما گزینه‌ی Use Host I/O Cache را فعال کنید.

ماشین مجازی 5

دستورها خط فرمان برای اجرای macos روی ماشین مجازی

متأسفانه VirtualBox در پیکربندی فعلی نمی‌تواند فایل ایمیج macOS را اجرا کند. البته جایی برای نگرانی وجود ندارد؛ چراکه می‌توان با چند خط کد این مشکل را حل کرد. برای شروع اول VirtualBox را کاملا ببندید. سپس در بخش جستجوی ویندوز ۱۰ cmd را جست‌وجو کنید و به‌صورت Run as Administrator آن را اجرا کنید.

اولین کدی که باید بعد از بالا آمدن cmd وارد کنید به ترتیب زیر است.

cd "C:\Program Files\Oracle\VirtualBox\"

سپس دستورها‌ی زیر را به‌صورت خط به خط وارد کنید.

VBoxManage.exe modifyvm "macos" --cpuidset 00000001 000106e5 00100800 0098e3fd bfebfbff

VBoxManage setextradata "macos" "VBoxInternal/Devices/efi/0/Config/DmiSystemProduct" "iMac11,3"

VBoxManage setextradata "macos" "VBoxInternal/Devices/efi/0/Config/DmiSystemVersion" "1.0"

VBoxManage setextradata "macos" "VBoxInternal/Devices/efi/0/Config/DmiBoardProduct" "Iloveapple"

VBoxManage setextradata "macos" "VBoxInternal/Devices/smc/0/Config/DeviceKey" "ourhardworkbythesewordsguardedpleasedontsteal(c)AppleComputerInc"

VBoxManage setextradata "macos" "VBoxInternal/Devices/smc/0/Config/GetKeyFromRealSMC" 1


ماشین مجازی 6

و درنهایت بعد از دیدن نتیجه‌ای مانند تصویر بالا می‌توانید cmd را ببندید.

بوت کردن macOS Mojave در ماشین مجازی

حالا دوباره VirtualBox را اجرا کنید و ماشین مجازی که از قبل ساختید را start کنید.

بعد از start نوشته‌های طولانی در صفحه دیده می‌شوند و سپس به مدت یک یا دو دقیقه، صفحه‌ای خاکستری نمایان می‌شود. سپس صفحه‌ی خوش‌آمد گویی macOS را خواهید دید.

ماشین مجازی 7

حالا می‌توانید تنظیمات موردنظر خود را برای بالا آمدن سیستم‌عامل انجام دهید.

توضیح مهم: بعدازاینکه به صفحه‌ی خوش‌آمد گویی رسیدید، بهتر است از این صفحه یک snapshot بگیرید تا در صورت مشکل در اجرای سیستم‌عامل یا تنظیمات اشتباه دوباره به صفحه خاکستری برنگردید. و بعد از نصب و بالا آمدن سیستم‌عامل یک snapshot دیگر بگیرید که با استفاده از آن مستقیم به همان بخش بروید. برای گرفتن snapshot در ماشین مجازی، از مسیر زیر وارد شوید:

Machine > Take Snapshot

ماوس و صفحه‌کلید کار نمی‌کنند؟

اگر بعد از انجام مراحل بالا ماوس و صفحه‌کلید برای شما کار نکرد باید افزونه مخصوص ماشین مجازی را دانلود کنید.

پس از نصب افزونه، ماشین مجازی را بازکنید. از بخش Settings گزینه‌ی USB را انتخاب کرده و سپس گزینه‌ی USB 3.0 (xHCI) Controller را انتخاب کنید و دکمه ok را بزنید. حالا بدون مشکل از موس و صفحه‌کلید استفاده کنید.

ساخت ماشین مجای macOS Mojave در VMware Workstation Player

اگر VMware را به VirtualBox ترجیح می‌دهید، می‌توانید ماشین مجازی را با کمی تغییرات در VMware اجرا کنید. قبل از اینکه ماشین مجازی موردنظر را بسازیم اول باید فایل‌های مربوط‌به پچ کردن آن را اجرا کنیم.

برای شروع پچ کردن از فهرست دانلود که در اول متن قرارداد، از بخش VMware Player Intel APFS Mojave 10.14.3 فایل VMware Player Patch Tool را دانلود کنید. سپس به محل دانلود فایل رفته و فایل را از حالت فشرده خارج کنید. سپس فایل پچ را به پوشه‌ای که VMware در آن نصب‌شده منتقل کنید. نرم‌افزار VMware را کاملا ببندید و روی فایل پچ راست کلیک کرده و گزینه‌ی Run as Administrator را انتخاب کنید. سپس یک پنجره بازخواهد شد و عملیات پچ شروع می‌شود. وقتی پچ کامل شد VMware را بازکنید.

 توجه داشته باشید اگر با پیغام File not Found رو‌به‌رو شده‌اید به این دلیل است که پوشه‌ای که فایل پچ را در آن کپی کردید ربطی به پوشه اصلی VMware ندارد. (VMware به‌صورت پیشفرض در درایو C نصب می‌شود)

ساخت ماشین مجازی macOS Mojave در VMware

بعدازاینکه VMware را باز کردید، گزینه‌ی Create a New Virtual Machine را انتخاب کنید و سپس I will install the operating system later را انتخاب کنید. حالا از قسمت version گزینه‌ی Apple Mac OS X را انتخاب کنید. بعد از انتخاب این گزینه باید نسخه‌ی Version to macOS 10.14 برای شما نشان داده شود. اگر نسخه‌ای به‌غیراز نسخه‌ی بالا در ماشین مجازی دیدید به این معنی است که پچ به خوبی انجام‌نشده است.

ماشین مجازی 7

حالا باید نامی برای ماشین مجازی انتخاب کنید. پیشنهاد ما macOS است. پس از انتخاب نام، یک کپی از مسیر نصب ماشین مجازی را درجایی ذخیره کنید چون در مراحل بعد باید کمی ویرایش روی آن انجام دهیم.

در مرحله‌ی بعد از تعیین هارددیسک مجازی گزینه‌ی Store virtual disk as a single file را حتما فعال کنید. توجه داشته باشید بعد از تمام شدن تنظیمات این مرحله، ماشین مجازی را هنوز اجرا نکنید.

ویرایش تنظیمات macOS در ماشین مجازی

قبل از راه‌اندازی ماشین مجازی باید مشخصات سخت‌افزاری را تنظیم و همچنین مسیر فایل macOS VMDK را هم مشخص کنید.

در صفحه اصلی VMware روی اسم ماشین مجازی ساخته‌شده راست کلیک کرده و تنظیمات سخت‌افزاری را مانند تنظیماتی که در VirtualBox آموزش دادیم تنظیم کنید. بهتر است برای دست‌یافتن به نتیجه‌ی بهتر حداقل میزان رم روی چهار گیگابایت باشد. در بخش Processors تنظیمات هسته‌های پردازشی را روی دو تنظیم کنید. حالا وارد بخش (Hard Disk (SATA شوید و هاردی را که ماشین مجازی ساخته است پاک‌کنید. سپس از قسمت Add > Hard Disk > SATA (Recommended) > Use an existing disk فایل مجازی سیستم‌عامل macOS که با پسوند VMDK مشخص‌شده است را انتخاب کنید.

ماشین مجازی 8

ویرایش فایل VMX

قبل از اجرای مرحله‌ی آخر باید مسیری را که از قبل ذخیره کرده‌اید را بازکنید و تغییراتی روی آن انجام دهید.

مسیر پیش‌فرض به‌صورت زیر است (برای راحتی کار می‌توانید به مسیری که در مرحله قبل  ذخیره کردید مراجعه کنید)

 

C:\Users\YOURNAME\Documents\Virtual Machines\YOUR MAC OS X FOLDER

وقتی وارد پوشه‌ی موردنظر شدید باید فایل macOS.vmx را پیدا و آن را به‌وسیله‌ی نوت پد بازکنید. به انتهای فایل رفته و دستور زیر را در آخر صفحه تایپ و سپس فایل را ذخیره کنید.

 

smc.version = "0

نصب Install VMware Tools در ماشین مجازی

اگر یادتان باشد در فهرست دانلود فایل‌های موردنیاز فایلی به نام VMware patch tool وجود داشت که افزونه‌ای برای عملکرد صحیح ماوس و صفحه‌کلید و تنظیمات گرافیکی است. برای فعال کردن این افزونه مراحل زیر را دنبال کنید:

Player > Removable Devices >  CD/DVD (SATA) > Settings

حالا از قسمت Use ISO image file فایل VM Tool New.ISO را که قبلا دانلود کردید، انتخاب و سپس گزینه‌ی OK را بزنید.

حالا روی دسکتاب شما آیکونی به نام VMware Tools drive اضافه می‌شود. روی آن دوبار کلیک و سپس گزینه‌ی Install VMware Tools را انتخاب کنید. احتمالا در زمان نصب چند پیغام امنیتی هم دریافت خواهید کرد؛ که باید برای حذف این پیغام‌ها باید به مسیر زیر بروید:

Open Security Preferences > Allow

حالا تمام تغییرات را ذخیره و ماشین مجازی را اجرا کنید.

مشکلات احتمالی

احتمالا در نصب و راه‌اندازی مک او اس روی ماشین مجازی به مشکلاتی برخواهید خورد.

  • اگر ماشین مجازی اجرا نشد، شاید نیاز است تا دوباره تنظیمات و فایل‌های پچ را بازبینی کنید.
  • اگر با پیغام «Mac OS X is not supported with binary translation» رو‌به‌رو شده‌اید. باید از بخش تنظیمات BIOS/UEFI گزینه‌ی virtualization را فعال کنید.
  • اگر در زمان اجرا با اخطار «(VMware Player unrecoverable error: (vcpu-0» مواجه شدید باید برسی کنید که آیا ویرایش فایل macOS.vmx به خوبی صورت گرفته است یا خیر.

در انتها باید به این نکته‌ی مهم توجه کرد که استفاده از هر سیستم‌عاملی در ماشین‌مجازی تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند تجربه‌ی واقعی از کار با آن سیستم‌عامل در سخت‌افزار واقعی را به کاربر منتقل کند.



تاريخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 07:15 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...325326327328329...3357صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید