بیامو نسخهای جدید از محصول شاسیبلند کوچک خود، X1 را معرفی کرده است. نسخهی پلاگین هیبریدی از X1 با کد xDrive25Le از سال ۲۰۱۶ در بازار موجود است؛ ولی فقط در بازارهای آلمان و چین عرضه میشود و در سایر نقاط جهان دردسترس نیست.

مقالههای مرتبط:
بیامو تصمیم گرفته عرضهی مدل هیبریدی X1 را گسترش دهد و آن را در بازار اروپا نیز عرضه کند. این مدل از اواخر سال ۲۰۱۹ و بهعنوان مدل ۲۰۲۰ وارد بازار خواهد شد. این مدل که با کد xDrive25e PHEV شناخته میشود، احتمالا از فناوری پلاگین هیبرید مشابه با بیامو 225xe اکتیوتورر برخوردار است.

بیامو X1 xDrive25e PHEV از باتری ۹.۷ کیلوواتساعتی بهرهمند است که میتواند شعاع حرکتی تمامالکتریکی بیش از ۵۰ کیلومتر را برای این خودرو بههمراه داشته باشد. مصرف سوخت ترکیبی این کراساور پلاگین هیبریدی نیز چیزی درحدود دو لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر پیشبینی شده و ازنظر آلایندگی، در هر کیلومتر، تنها ۴۳ گرم کربندیاکسید منتشر میکند. بیامو اطلاعات بیشتری از این خودرو منتشر نکرده و قرار است جزئیات فنی کامل با نزدیکشدن به زمان عرضه اعلام شوند. بااینحال، فقط گفته شده این مدل به سیستم چهارچرخ محرک نیز مجهز خواهد بود.

پایگاه خبری "اسپیس" منتخبی از اخبار فضایی برتر روزهای اخیر را منتشر کرد.
به گزارش ایسنا و به نقل از اسپیس، پایگاه اسپیس منتخبی از اخبار فضایی برتر روزهای اخیر را منتشر کرده است
کپسول اوریون
ناسا قصد دارد در تاریخ دو ژوئیه سال جاری کپسول فضایی "اوریون"(Orion) را آزمایش کند.
نمونه اولیه این کپسول فضایی به موتورهای سقوط اضطراری مجهز است و هماکنون در مرکز فضایی "جان اف کندی" در " کیپ کاناورال" قرار دارد.

ماه لهشده
این تصویر شگفتانگیز که ماه کمی لهشده به نظر میرسد، توسط "کریستینا کخ" فضانورد ناسا در ایستگاه فضایی بینالمللی به ثبت رسیده است. وی این تصویر را در تاریخ ۲۴ مه ۲۰۱۹ میلادی به اشتراک گذاشت. یک هفته پس از زمانی که به ثبت رسیده بود.

شهرهای اروپایی
"دیوید سنت ژاک"(David Saint-Jacques) فضانورد آژانس فضایی کانادا که هماکنون در ایستگاه فضایی بینالمللی به سر میبرد، تصویر شهرهایی از اروپا را از منظر این ایستگاه ثبت کرد.
در این تصویر یک شب بیابر از آسمان اسپانیا و جنوب فرانسه رصد شده است.

کهکشان مارپیچ
تصویر جدیدی که از تلسکوپ فضایی "هابل" به ثبت رسیده است، نتیجه برخورد دو کهکشان است.
این برخورد کهکشانی ۳۰ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد.
رصد هابل کهکشان مارپیچی "جیسی ۴۴۸۵"(NGC ۴۴۸۵) را نشان میدهد.

روز و شب از فضا
"کریستینا کخ" در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۱۹ میلادی تصویری از زمین گرفت که به هنگامی به ثبت رسیده بود که ایستگاه فضایی بینالمللی در نزدیکی مرز روز و شب بود.
انتظار میرود که این زن فضانورد نزدیک به یک سال را در فضا سپری کند.


عضو کمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه رؤیت هلال ماه دو بعد "علمی" و "مذهبی" دارد، گفت: از نظر علمی میتوان گفت که هلال ماه در آسمان بوده است ولی ما نتوانستیم آن را رؤیت کنیم.
به گزارش ایسنا، سیدمحسن قاضی میرسعید، عضو کمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری و رکورددار جهانی رؤیت هلال ماه، ماه را نزدیکترین کره به زمین دانست و گفت: اگر ماه وجود نداشته باشد و حتی اگر یک لحظه محو شود و زمین از نیروی گرانشی ماه محروم شود، از حالت تعادل خارج خواهد شد، جای قطبها تغییر میکند، آبهای موجود در سطح اقیانوسها وارد خشکی میشوند و به طور کامل بشر نابود خواهد شد و اکوسیستم زمین از بین میرود.
وی با تاکید بر اینکه جزر و مد اقیانوسها و دریاها برای محیط زیست زمین بسیار حائز اهمیت است، اظهار کرد: ما به ماه به دلیل زیباییهای آن نگاه میکنیم ولی وقتی در خصوص آن تفحص میکنیم، میبینیم که خداوند بارها و بارها در قرآن اسم از خورشید و ماه آورده است و در یک کلام باید گفته شود که نبودن ماه باعث نابودی زمین خواهد شد.
میرسعید، در خصوص برخی ادعاها که گفته شد ماه در روز نخست رمضان، هلال ماه "دو شبه" بوده است، با تاکید بر اینکه رؤیت هلال ماه دو بعد "علمی" و "مذهبی" دارد، توضیح داد: هلال ماه در غروب روز ۲۹ شعبان در ارتفاع کمی از افق قرار داشت و همچنان بخش درخشندگی ماه خیلی ضعیف بود و رؤیت این گونه هلالهای ماه معمولاً از سوی ۵۰ درصد از رصدگران اگر آلودگی نوری و یا افق غبار آلود و یا آسمان ابری باشد، به سختی صورت میگیرد.
عضو کمیته علمی ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه بر این اساس ۵۰ درصد رصدگران حرفهای موفق به رؤیت هلال نمیشوند، خاطرنشان کرد: شورای تقویم در سال جاری درست عمل کرده بود؛ چراکه به نظر میرسد هلال این ماه در پهنه ایران قابل رؤیت است.
وی تاکید کرد: در آن روز در خصوص شرایط جوی بحث شد؛ ولی در آن شب ما موفق به رصد هلال ماه نشدیم و از نظر علمی میتوان گفت که هلال ماه در آسمان بوده است، ولی ما نتوانستیم آن را رؤیت کنیم.
قاضی میرسعید در عین حال یادآور شد: از سوی دیگر باید برای حاکم شرع رؤیت هلال ماه اثبات شود و وقتی کسی سند معتبری برای رؤیت هلال ماه ارائه نکرد، قطعاً هلال ماه که ۲۹ روزه است، ولی دیده نمیشود، تبدیل به ماه ۳۰ روزه قمری میشود، لذا یک روز در تقویم جابهجا شده است.
وی در پاسخ به این سوال که آیا عید فطر در سال جاری یک روز به تأخیر میافتد، خاطرنشان کرد: هر اختلافی که در ابتدای ماه رخ میدهد در انتهای ماه اثرگذار نخواهد بود. به این معنا که اگر هلال ماه در آن شب رؤیت میشد، تقویم ۳۰ روزه است و باز هم اگر در غروب روز سیام (۱۴ خرداد) هلال ماه رؤیت شود، روز ۱۵ خرداد عید فطر خواهد بود و در حال حاضر همین شرایط حاکم است.
وی اضافه کرد: هلالهایی از ماه را میتوان مثال آورد که به هیچ عنوان نمیتوانستیم در روز قبل مشاهده کنیم، ولی در اولین رؤیت بعد از شروع رمضان حتی ارتفاع آن ۴ تا ۵ درجه بیشتر باشد و این اتفاق در سالهای قبل رخ داده است.
به گفته این رکوردار رؤیت هلال ماه، از نظر علمی این طور نیست که اگر هلال ماه در ارتفاع زیادی از افق باشد و یا دیر غروب کند، نشاندهنده این باشد که هلال ماه روز قبل قابل رؤیت بوده است.
عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری در پاسخ به این گفته که دو یا ۳ ماه متوالی قمری نمیتوانند ۲۹ و یا ۳۰ روزه باشند، گفت: محاسبات نشان میدهد که ۴ ماه متوالی قمری میتواند ۳۰ روزه هم باشد. به عنوان مثال ماههای شعبان، رمضان، شوال و ذیالقعده میتوانند در یک سال ۳۰ روزه باشند، همچنان که ۳ ماه متوالی ۳۰ روز قمری نیز امر عادی است.
وی در عین حال با بیان اینکه وجود ۴ ماه قمری متوالی ۳۰ روزه به ندرت رخ میدهد، یادآور شد: علاوه بر آن ۳ ماه متوالی قمری ۲۹ روزه هم وجود دارد. رؤیت هلال ماه بستگی به عواملی چون گردش ماه به دور زمین دارد.
وقتی میخواهیم در حوزهی زمان، دو سیگنال را در هم ضرب کنیم، همانند روش معمولی ضرب ریاضی اقدام میکنیم. ولی در حوزهی فرکانس، برای ضرب دو سیگنال باید ازطریق کانولوشن ۲ سیگنال این عمل را انجام دهیم. کانولوشن (convolution)، یک تکنیک بسیار قدرتمند و کارآمد برای محاسبه پاسخ حالت صفر (یعنی پاسخ به ورودی هنگام شرایط اولیه صفر) یک سیستم به هر ورودی دلخواه با استفاده از پاسخ ضربه است. کانولوشن، خاصیت خطی و جمع آثار (یا برهمنهی) دارد. علاوهبر این، این رویکرد از سیستم متن بازی بهنام flashlight، کتابخانه استاندارد ++C برای یادگیری ماشین و نیز ++Wav2letter بهعنوان سریعترین سرویس پیشرفته تشخیص گفتار سرتاسری یا end-to-end برخوردار است. سیستم تشخیص گفتار سرتاسری به این معنا است که ترجمهای غیرمنفعل و غیرخطی ارائه میشود که میتواند برای کاربران از جذابیت بالاتری نسبت به ترجمهی واژهبهواژه و بدون توجه به لحن گوینده برخوردار باشد. باتوجه به اینکه هیچگونه توقفی برای انجام فعالیتها و وظایف بعدی در سیستم مبتنیبر هوش مصنوعی وجود ندارد، به چنین سیستمی، سرتاسری یا end-to-end گفته میشود. استفاده از رویکردهای سرتاسری باعث افزایش سرعت ترجمه خواهد شد. علاوهبر این، باتوجه به اینکه توقفی در حین انجام مراحل ترجمه هم وجود ندارد، از بروز خطاهای متعدد حین ترجمه کاسته میشود.
رویکرد تشخیص گفتار کانولوشن چیست؟
این سیستم جدید تشخیص گفتار از نوعی شبکه عصبی بازگشتکننده (RNN) برای مدلسازی زبانی و آکوستیکی استفاده میکند. رویکرد جدید فیسبوک در سرویس تشخیص گفتار منحصرا روی شبکههای عصبی کانولوشن عمل میکند. در این رویکرد، سیستم تشخیص گفتار سرتاسری برای پیشبینی کاراکتر بعدی از شکل موج خام سیگنال صوتی آموزش داده میشود. رویکرد یادشده از یک مدل زبانی کانولوشن خارجی (external) برای رمزگشایی استفاده میکند. در این روش، شبکههای عصبی پیچشی (CNN) مدلسازی آکوستیکی و مدلسازی زبانی را ارتقا میدهند و بهلطف ابزارهایی که بهطور مشترک استفاده میشوند، قابلیت تولید مجدد را دارند. به استثنای این رویکرد مبتنی بر CNN، فیسبوک از ++Wav2letter و سیستم فلشلایت برای تکمیل رویکرد و ایجاد قابلیت ساخت و تولید مجدد استفاده کرده است.

چگونه کار میکند؟
معماری شبکههای عصبی پبچشی یک مدل معماری رقیب برای مدلهایی است که هماکنون در زمینههای مدلسازی زبان، ترجمهی ماشینی و سنتز گفتار یا تبدیل متن به گفتار مورد استفاده قرار میگیرند. اگرچه، سیستم تشخیص گفتار سرتاسری هنوز از معماری بازگشتکننده برای هر دو بخش متداول مدلسازی زبانی و آکوستیکی استفاده میکند.
مقالههای مرتبط:
پژوهشگران تیم گفتار هوش مصنوعی فیسبوک (FAIR) اولین سیستم تشخیص گفتار کانولوشن را براساس شبکههای عصبی پیچشی توسعه دادهاند. از شکل موج خام سیگنال صوتی تا تولید یک کلمه قابل فهم، تمام بخشهای یادگیرنده سیستم فقط با لایههای کانولوشنی تشکیل شدهاند. با ظهور این عملکرد از معماری CNN، میتوان گفت که معماری شبکه عصبی کانولوشن با معماری شبکه عصبی بازگشتکننده قابلرقابت است.
همچنین تیم گفتار FAIR با همکاری سازندگان Torch و DeepSpeech، موفق به طراحی فلش لایت شدند. فلش لایت یک کتابخانه مستقل ++C برای یادگیری ماشین است. کتابخانه استاندارد ++C یک مجموعه از کلاسها و واسطههای رایجی است که تاحد زیادی هسته اصلی زبان ++C را گسترش داده است. از ویژگیهای آن میتوان کامپایل همزمان با زبان برنامهنویسی مدرن ++C را بیان کرد. این رویکرد همزمان با هدف قرار دادن هر دو پردازنده (CPU) و پردازنده گرافیکی (GPU) سیستم را برای ارائه حداکثر کارایی آماده میکند. ++Wav2letter ابزار جدیدی است که بر مبنای فلش لایت ساخته شده و بهطور کامل با زبان برنامهنویسی ++C نوشته شده است. این ابزار جدید از چندین فرمت فایلهای صوتی مانند wav و flac پشتیبانی میکند.
چرا این دستاورد مهم است؟
سیستم تشخیص گفتار سرتاسری مقیاسپذیری در زبانهای مختلف را آسانتر میکند. همچنین، زمانیکه کیفیت صدا بسیار متغیر است، یادگیری بهطور مستقیم از دادههای خام صوتی یک گزینه نویدبخش در بخش تنظیمات است. عملکرد سیستمهایی با کارایی بالا مانند ++Wav2letter تکرار سریع را امکانپذیر میکند که عامل مهمی در موفقیت تحقیقات و مدل مبتنی بر تنظیم دقیق روی مجموعه دادهها و تکالیف جدید محسوب میشود.
در هر خانه، سه یا چهار بیمار وجود داشت که از سرماخوردگی، سردردهای شدید، تعریق، درد پشت رنج میبرد. عود سردردها برای بار چهارم یا پنجم دیگر برای برخی بیماران تحملشدنی نبود و به کما، هذیانگویی و درنهایت مرگ منجر میشد. سن اغلب بیمارها بین ۵ تا ۲۰ سال بود. آنها حتی به درمانگاهها و امکانات بهداشتی ساده هم دسترسی نداشتند و بهراحتی جان خود را از دست میدادند.
ماجرای فوق، بخشی از گزارش بیماری همهگیر مالاریای اتیوپی در سال ۱۹۵۸ بود که منجر به مرگ تقریبا ۱۵۰ هزار نفر تنها در یک فصل از سال شد. البته قدمت این بیماری به آخرین روزهای امپراطوری روم بازمیگردد که بنا به فرضیهای، علت سقوط این امپراطوری بوده است یا میتوان ریشههای آن را حتی در مصر باستان، هندوستان قرن نوزدهم و حتی در کل تاریخ جستوجو کرد.
مالاریا یکی از قدیمیترین بیماریهای مهلک است که از دیرباز بسیاری از اجداد انسان را آلوده کرده، بر تکامل او تأثیر گذاشته و حتی علت نیمی از کل مرگها در عصر سنگ بوده است. امروزه نزدیک به نیمی از جمعیت جهان در معرض خطر ابتلابه مالاریا قرار دارند. این بیماری سالانه ۴۰۰ هزار نفر را به کام مرگ میکشاند که اغلب آنها در آفریقا زندگی میکنند.

پشهبندها در حال حاضر بهترین روش برای پیشگیری از گسترش مالاریا هستند
آمار مرگومیر کودکان آفریقایی بر اثر مالاریا به دو مرگ در دقیقه میرسد؛ اما امروزه، دوباره امید به پایان این بیماری مهلک افزایش یافته: اولین واکسن مالاریا در برنامههای ایمنسازی مالاوی، غنا و کنیا معرفی شده است.
واکسن جدید توسط گلاکسو اسمیت کلین با حمایت مؤسسهی بیل و ملیندا گیتس و نهادهای دیگری مثل سازمان جهانی بهداشت (WHO) و Gavi، اتحادیهی جهانی واکسن، توسعه یافته است. اختراع این واکسن حاصل ۳۲ سال پژوهش بوده و بیش از ۷۰۰ میلیون دلار هزینه دربرداشته است.
مقالههای مرتبط:
براساس آزمایشها، تأثیر پیشگیری این واکسن در یک بازهی چهارساله، ۴۰ درصد است که از این نظر تأثیر آن با واکسن آنفولانزا برابری میکند؛ درحالیکه واکسن دیفتری ۹۷ درصد مؤثر است و امروزه این بیماری کاملا ریشهکن شده است.
واکسن جدید مالاریا، مهمترین و مؤثرترین روش مبارزه با اینبیماری مهلک در چند سال اخیر است که قابلیت پیشگیری از هزاران مرگومیر و کاهش هزینههای اقتصادی و اجتماعی ناشی از مراقبت یا درمان بیماری یادشده را دارد. مسئولان بهداشت آفریقا نسبت به ریشهکن شدن این بیماری امیدوار هستند. آنتونی سیا اسار، مدیر بخش سلامت و بهداشت غنا و یکی از مسئولان مرتبط با پیادهسازی این واکسن میگوید:
هرگز تصور نمیکردم تا وقتی زنده هستم، چنین واکسنی اختراع شود اما حالا شانس خوبی داریم. قبلا شاهد ریشهکن شدن این بیماری در برخی قارهها بودیم، برای آفریقا هم این اتفاق خواهد افتاد.
البته چنین دشمنی بهآسانی شکست نمیخورد زیرا بدن انسان برای هزاران سال، میزبان خوب و قابلاعتمادی برای آن بوده است. مالاریا توسط تکیاختهای به نام پلاسمودیوم به وجود میآید. پلاسمودیوم، جانداری تکسلولی انگلی است و از بافت انسان تغذیه میکند. از پنج نوع متداول مالاریا که انسان را آلوده میکنند، کشندهترین و مهلکترین آنها، پلاسمودیوم فالسیپاروم است.
نیش پشههای آنوفل، عامل اصلی شیوع مالاریا هستند. این حشرات خون آلوده را بین افراد جابهجا میکنند؛ بنابراین مالاریا در محیطهای مستعد رشد این حشرات مثل مناطق گرمسیری و آبهای راکد (لارو این پشه در آب زندگی میکند و بدون آن به بلوغ نمیرسد) بیشتر است. سپس حشرههای بالغ از خون انسان تغذیه میکنند.
روم باستان سیستم فاضلابی ضعیفی داشت. شیوع بیماری مالاریا منجر به سقطجنین و مرگ کودکان و بزرگسالان میشد و به عقیدهی برخی مورخان، این بیماری درنهایت امپراطوری روم را بهزانو درآورد. حتی مناطق سردتر مثل بریتانیا هم از این خطر در امان نبودهاند. مالاریا قرنها با نام تب مردابی در جنوب بریتانیا رواج داشت و منجر به مرگ هزاران نفر شد؛ که دلیل آن را هوای بد مردابها میدانستند. آخرین نمونههای بومی بیماری در این منطقه، دو فرد لندنی بودند که در ۱۹۵۳ در استاکول به بیماری یادشده مبتلا شدند.

سلول سرخ خونی آلوده به مالاریا
در اواخر دههی ۱۸۹۰، یکی از پزشکان نظامی که در هندوستان زندگی میکرد، با تشریح پشهی مالاریا نشان داد عامل اصلی انتقال این بیماری انگلی، حشرات هستند. کشورهای اروپایی با تغییر محیط ازجمله بهبود فاضلابها، پاکسازی نواحی فقیرنشین و دیگر مناطق حشرهخیز و با حشرهکش و آبهای ضد روغن به مبارزه با این بیماری پرداختند. کشورهای ثروتمندتر توانستند بیماری را حتی در نواحی مرطوب و حشرهخیزی مثل سنگاپور ریشهکن کنند.
اما شیوع این بیماری در منطقهی جنوب صحرای آفریقا بیشتر بود و تقریبا نیمی از کودکان زیر چهار یا پنج سال را به کام مرگ کشاند. تصور میشود مالاریا برای اولینبار با ظهور کشاورزی در آفریقا (بر اثر پاکسازی زمین) یعنی حدود ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال پیش ظهور پیدا کرد. قدمت مالاریا در متون سومری و مصری به ۴۰۰۰ سال قبل بازمیگردد. از آن زمان رابطهی جدی انسان و مالاریا آغاز شد.
در مقابل، بدن انسان هم بهآسانی تسلیم این حمله نمیشود. در طی نسلها، جمعیتهای تحت تأثیر این بیماری، استراتژیهای متعددی را برای گمراه کردن پلاسمودیوم اختراع کردهاند. برای مثال میتوان به تغییر شکل هموگلوبین حامل اکسیژن خون اشاره کرد. البته این کار با هزینههای قابلتوجهی همراه بوده است. برای مثال کمخونی داسیشکل و تالاسمی هر دو منجر به ضعف و کاهش طول عمر میشوند، اما درعینحال از بیمار دربرابر ویروسمهلک مالاریا مقاومت میکنند.
جدای از استراتژیهای ژنتیکی چندنسلی، پلاسمودیوم بسیار پیچیدهتر از باکتریها و ویروسهای بدن انسان است و به همین دلیل شکست آن دشوار است. این ویروس از قابلیت تطبیقپذیری بالایی برخوردار است؛ بنابراین بلافاصله از آنکه سیستم ایمنی از وجود ویروس آگاه شد و به پوشش مولکولی خود (آنتیژنها) حمله کرد، این انگل برای فریب سیستم ایمنی یک آرایش متفاوت به خود میگیرد.
مؤثرترین پدافند دفاعی پلاسمودیوم، چرخهی حیات پیچیدهی آن است. پلاسمودیوم پس از ورود به بدن انسان، در طول چرخهی عمر خود مرتب تغییر شکل میدهد. هرکدام از شکلهای این انگل، آنتیژنهای متفاوتی را به سیستم ایمنی فریبخورده ارائه میکنند.
تنها یکبار نیش حشرهی آلوده منجر به تولید تقریبا ۱۰۰ اسپوروزوئیت (هاگ انگلی) در خون قربانی میشود و تنها ۳۰ دقیقه طول میکشد تا به کبد برسد و در سلولهای آن مخفی شود. طی ۷ الی ۱۰ روز، انگلهای مالاریا چند برابر میشوند و به شکل مروزوئیت درمیآیند. سپس مروزوئیتها از سلولهای کبد بهسرعت خارج میشوند و برای فرار از سیستم ایمنی بدن وارد پوششهای حفاظتی میشوند. پوششهای حفاظتی در جریان خون متلاشی میشوند و مروزوئیتها به سلولهای سرخ خونی حمله میکنند. مروزوئیتها در این مرحله با سرعت بالایی تکثیر میشوند و گلبولهای خونی را نابود میکنند. در این مرحله است که فرد بیمار، تبهای دورهای را تجربه میکند. در مرحلهی بعد مروزوئیتها به انگلهای جنسی یا گامتهای نر و ماده تبدیل میشوند. سپس حشرهای دیگر از خون فرد مبتلا تغذیه میکند و این گامتها در شکم حشره به اوکینت تبدیل میشوند که در دیوارهی شکم پنهان میشوند و به اوسیت تبدیل میشوند. هاگهای انگلی یا اسپوروزوئیتهای جدیدی داخل اوسیتها تشکیل میشوند و بهاینترتیب حشرهی ناقل میتواند انگلها را به قربانی جدید منتقل کند.
اسپوروزوئیتها مدت کوتاهی در خون میمانند و تنها تعداد کمی از آنها کافی است تا سیستم ایمنی بدن حمله را آغاز کند؛ بهمرورزمان مروزوئیتها توزیع میشوند؛ سرعت تبدیل انگلهای مالاریا بهقدری بالا است که سیستم ایمنی بهسختی میتواند آنها را کنترل کند. بنابراین زمانیکه بدن در حال مدیریت و واکنش به یک نوع آنتیژن روی مروزوئیتها است، این انگلها تغییر شکل میدهند و تمام تلاشهای سیستم ایمنی به هدر میرود.
پس سیستم ایمنی باید برای مبارزه با هرکدام از شکلهای این ویروس و آنتیژنهای جدید آن آماده باشد. به همین دلیل، میتوان آلودگی مالاریا را تا چند ماه یا چند سال به تأخیر انداخت. ایمنی در شرایطی به دست میآید که طیف وسیعی از گونههای انگلی آزمایش شوند.
افرادی که در معرض خطر مالاریای همهگیر بومی قرار دارند، راه طولانی و خطرناکی برای رسیدن به ایمنی در پیش دارند. آسیبپذیرترین قشر نسبت به مالاریا، جوانها هستند. ظرفیت کودکان برای رسیدن به ایمنی مؤثر ضدمالاریا پائین است. از طرفی، افرادی که هم قبلا عامل بیماریزا را تجربه نکرده باشند، در معرض خطر جدی قرار دارند.
محافظت در مقابل مهاجمین
مالاریا یکی از موانع توسعهی استعمار آفریقا در طول تاریخ است. این بیماری، نرخ مرگومیر اروپاییهای مهاجر به آفریقا را بهشدت افزایش داده بود تا جایی که ساحل سیرالئون، گورستان سفیدپوستان لقب گرفت. نرخ مرگومیر مالاریا در سواحل غربی آفریقا سالانه به بیش از ۵۰ درصد رسیده بود؛ اما با وجود هزینهی بالای ایمنسازی، بدن تنها پس از گذشت چند ماه بدون عفونت، کاملا دربرابر انگل مالاریا آسیبپذیر میشود. درنتیجه مکانهایی که کمتر شاهد شیوع و همهگیر شدن بیماری هستند، بیشتر در معرض خطر مرگومیر قرار دارند. به همین دلیل تمام اهالی غنا از مزایای آلودگی ویروسی منظم آگاه هستند. آلودگی منظم مقاومت بیمار را نسبت به درمانهای دارویی بالا میبرد (آلودگی منظم مالاریایی باعث میشود سیستم ایمنی روند بیماری را محدود کند، به همین دلیل افراد نیمه ایمن با آلودگی بازگشتی کمتر در معرض خطر مالاریای شدید قرار دارند).
کشور پرو سرچشمهی اولین درمان مؤثر بیماری مالاریا است. مالاریا با انتقال بردههای آفریقایی غربی به قارهی آمریکا راه یافت و افراد بومی با پوست درخت گنه تب خود را درمان میکردند. در اواسط قرن نوزدهم، مصرف جوهر گنه گنه (کویینن، مادهای ضدمالاریا در درخت گنه)، بهسرعت بین اروپاییهای ساکن آفریقای غربی رواج یافت و نرخ مرگومیر تا بیش از ۷۵ درصد کاهش یافت.
در قرن بیستم، اختراع داروی جدید کلروکین همراهبا حشرهکشهایی مثل DDT انقلاب بزرگی در درمان و پیشگیری از مالاریا ایجاد کرد. فضاهای داخلی و خارجی سمپاشی میشدند و مرگومیر بر اثر مالاریا بهسرعت کاهش یافت. با افزایش رفاه در اروپا و آمریکای شمالی، تعداد کمی از افراد در معرض خطر آلودگی قرار گرفتند و کل کشورهای آمریکایی و اروپایی از این بیماری نجات پیدا کردند؛ اما در دههی ۱۹۵۰، دنیا هنوز با رویای ریشهکن شدن مالاریا فاصله داشت.
حال با گذشت دهها سال، دانشمندان متوجه افزایش مقاومت انگلهای مالاریا نسبت به کلروکین، DDT و داروهای دیگر نشدند. بهتدریج مخالفت با DDT بهدلیل آثار منفی آن بر محیط و سلامت انسان و خطر گزیدگی حشرات در نواحی گرمسیر افزایش یافت.
بااینحال، دستاورد این تحول، کاهش بیسابقهی مرگومیر و بیماری بر اثر مالاریا در مناطق گستردهی گرمسیری و زیرگرمسیری بود. داروهای جدید مثل آرتمیسین در سال ۱۹۷۲ کشف شدند و همراهبا دیگر داروهای ضدمالاریا، شدت این بیماری را کاهش دادند. در آن زمان تصور میشد مالاریا شکستناپذیر باشد بنابراین دانشمندان بیشتر بهدنبال مدیریت بیماری بودند تا ریشهکن کردن کامل آن.

غنا دومین کشور است که بهطور آزمایشی از واکسن جدید مالاریا استفاده کرده است
حتی اگر مالاریا خطر جانی نداشته باشد، اما بازگشت ویروس آن منجر به کمخونی، ضعف، گرفتگی عضلات، بیماری اندامهای حیاتی، بزرگ شدن طحال، ناباروری، سقط جنین، اختلال شناختی، هذیانگویی و آسیبپذیری نسبت به بیماریهای دیگر میشود. مالاریا طول عمر و کیفیت زندگی را کاهش میدهد و عوارض اجتماعی و اقتصادی زیادی بهدنبال دارد.
مراقبت از بیمار و عدم توانایی کار، خانوادهها را بیشتر در دام فقر گرفتار میکند. طبق محاسبات اقتصاددانها، علت رشد جمعیت منفی آفریقا (سالانه یک درصد)، مالاریا است. مالاریا بیماری فقر است اما عامل فقر هم بهشمار میرود.
با درنظرگرفتن معیارهای مختلف مثل آبوهوای گرمسیری، تاریخچهی استعماری و انزوای جغرافیایی، درآمد کشورهایی که در سال ۱۹۵۵ از مالاریا رنج میبردند، تنها ۳۳ درصد از درآمد کشورهای بدون مالاریا در هر نقطه از جهان است.
بااینکه این بیماری سالها است بر مردم غلبه کرده، اما آنها امید خود را از دست نمیدهند. دولتها و سازمانهای بشردوستانه در این جهت بسیار تلاش کردهاند. سال گذشته بیل گیتس که مبارزه با مالاریا را یکی از اهداف مهم خود میداند، اعلام کرد تقریبا ۴ میلیارد دلار از مؤسسهی خود و دیگر خیرخواهان را به این مبارزه اختصاص داده است.
بخش زیادی از این سرمایه به استراتژیهای پیشگیری از نیش حشرات ازجمله فراهم کردن پشهبندهای استریل و حذف مناطق مستعد و حشرهخیز ازجمله آبهای چرب راکد اختصاص داده میشود؛ اما درکنار این تلاشها، امید به تولید واکسن هم افزایش یافته است. تلاشهای گستردهای برای تولید واکسن صورت گرفت اما بسیاری از آنها بهدلیل ماهیت فریبندهی انگل پلاسمودیوم در مرحلهی آزمایش شکست خوردند.
اولین واکسن اثباتشدهی مالاریا RTS-S، مقاومت سیستم ایمنی را افزایش میدهد. این واکسن گام مهمی در مبارزه با این بیماری است که امید به ریشهکن شدن آن را افزایش میدهد. این واکسن بدن را در معرض یکی از متداولترین آنتیژنهای موجود روی اسپوروزوئیت قرار میدهد. اسپوروزوئیتها قبل از راه یافتن به کبد، مدت کوتاهی در خون میمانند.
بااینحال، دانشمندان امیدوار هستند با حملهی سیستم ایمنی به این مرحله، مروزوئیتهای کشندهی خون از بین بروند. در طی سالهای تولید و آزمایش این واکسن، واکسنی برای مبارزه با هپاتیت B اختراع شد که واکنش ایمنی بسیار خوبی دارد. پژوهشگرهای مالاریا هم تصمیم گرفتند این واکسن را به آنتیژن اسپوروزوئیت اضافه کنند و سیستم ایمنی را تقویت کنند. این واکسن ۸۷ درصد در حذف اسپوروزوئیتها مؤثر واقع شده است.
اما مشکل اینجا است که اگر یک اسپوروزوئیت از کبد فرار کند و به شکل مزوروئیت وارد فاز خونی شود، میتواند بهسرعت منجر به شیوع و تولید مالاریا شود. به همین دلیل، پس از یک سال در آزمایشهای پزشکی مشخص شد تأثیر این واکسن در پیشگیری از مالاریا تنها ۵۰ درصد است که پس از چهار سال به ۴۰ درصد رسید.

ساخت این واکسن فرآیندی بسیار پرهزینه داشت و به اعتقاد بسیاری از منتقدان هزینهی ساخت این واکسن را میتوانستند صرف دسترسی بهتر به درمان دارویی و پشهبندها کنند. باوجوداین، واکسن جدید قابلیت پیشگیری از هزاران مرگومیر را دارد.
WHO نسبت به این پروژه خوشبین است. ماتیشیدو موئتی، رئیس منطقهی آفریقا در WHO میگوید:
نوآوری باعث میشود از انگل مالاریا سبقت بگیریم. بااینحال پیشگیری و توزیع واکسن کاملا محتاطانه انجام شد، برای مثال بهار امسال پروژهی واکسیناسیون بهصورت مرحلهای و تنها در بعضی مناطق غنا، مالاوی و کنیا اجرا شد. چهار دوز ایمنساز هم به برنامهی واکسیناسیون روتین اطفال در این کشورها اضافه شده است که از سیستم بهداشتی درمانی نسبتا خوبی برخوردار هستند.
از سوی دیگر، در برنامههای آموزشی مختلف مردم از اهمیت واکسیناسیون آگاه میشوند. درصورتیکه این روشها مؤثر واقع شوند، واکسن مالاریا در طی دو سال جهانی خواهد شد. لود اسکورمن، رئیس اقدامات پزشکی جهانی در GSK ده سال گذشته را صرف توسعهی این واکسن کرده است. او میگوید:
آغاز برنامهی واکسیناسیون، لحظهی بسیار ویژهای برای ما است. بسیار هیجانانگیز است که ببینیم کارمان به ثمر نشسته است. این روش باید بتواند مالاریا را ریشهکن کند.
اما او نسبت به دخالتهایی هشدار میدهد که منجر به کاهش شیوع بیماری در بعضی مناطق میشوند؛ زیرا ممکن است بیماری باقدرت بیشتری به آن منطقه بازگردد.
اختراع این واکسن تنها آغاز راه مبارزه با مالاریا است. واکسنهای دیگری هم درحالتوسعه هستند. برای مثال میتوان به واکسنی اشاره کرد که از اسپوروزئیتهای کامل استفاده میکند و باید به داخل رگ تزریق شود. این واکسن تأثیر ۱۰۰ درصد خود را در نمونههای آزمایشگاهی ثابت کرده است و سال آینده در جزیرهی بیوکو (از غنای استوایی) تست خواهد شد.
گروهی دیگر از پژوهشگرها بهدنبال تغییر ژنتیکی حشراتی هستند که در گسترش پلاسمودیوم نقش دارند. در این روش حشرات ضدعفونی میشوند تا دیگر قادر به حمل انگل نباشند. سال گذشته ده هزار پشهی GM در بورکینافاسو توزیع شدند که حامل جهش ژنتیکی برای ضدعفونی کردن گونهها ماده بودند.
کلینیکهای واکسیناسیون در غنا، برای برنامهی ایمنسازی منظم مالاریا درکنار بیماریهای دیگری مثل فلجاطفال و دیفتری آماده میشوند. هوای گرمسیری با رطوبت شدید و ازدحام پشهها همراه است. آسار در پاسخ به این سؤال که آیا تاکنون به مالاریا مبتلا شده است، پاسخ داد:
بسیاری از افراد بیش از یک ماه را اینجا گذراندهاند ولی آلوده نشدهاند؛ اما حالا ما واکسیناسیون داریم و میتوانیم شاهد پایان مالاریا باشیم.
برای استفاده از یک اتوبوس شهری باید ابتدا دانست که اتوبوس به کجا میرود و کجا توقف خواهد کرد. اما در بیروت و در ۶۰ درصد از دیگر نقاط شهری جهان، هیچ نقشه مورداعتمادی از مسیرهای حملونقلی وجود ندارد. سیستم اتوبوسرانی بیروت، از مجموعهای از رانندهها و اپراتورهای خصوصی تشکیل شده است که هر روز تغییر میکنند. هیچ ایستگاه مشخصی برای توقف اتوبوسها و مسیرها در این شهر در نظر گرفته نشده است.
سال ۲۰۱۷، دانشجویان دانشگاه آمریکایی بیروت (American University of Beirut) اقدام به راهاندازیاستارتاپ «یالله باس» (Yalla Bus) کردند. «یالله» در زبان عربی بهمعنی عجله کن و «باس» در زبان انگلیسی بهمعنای اتوبوس است. هزینهی اولیهی این ایده ازطریق کمکهای حامیان مالی آن تأمین شد و هدف آن، کمک کردن به دانشجویانی مانند خودشان بود تا در سیستم حملونقلی مبهم و گیجکنندهی این شهر، از اتوبوس جا نمانند.
این دانشجویان در ابتدا میخواستند اپلیکیشنی بسازند که برنامهی اتوبوسها را در زمان واقعی به گوشی کاربران ارسال کند؛ اما متوجه شدند آنچه نیاز دارند، خیلی سادهتر از این حرفها است: یک نقشه. یارا ناصر، دانشجوی سابق دانشگاه AUB میگوید:
میخواستیم به محیط زیست و کاهش ترافیک کمک کنیم و کاری کنیم که مردم بتوانند به روش ارزانتری نسبت به تاکسی یا اتومبیلهای شخصی رفتوآمد کنند. چون خیلی از مردم نمیتوانند از عهدهی پرداختن این هزینهها برآیند.
این گروه برای پیادهسازی نقشهی خود، دست به انجام چند کار زدند: ابتدا، سوار اتوبوس شدند و مسیرها را بهصورت دستی ترسیم کردند. سپس، با رانندگان دربارهی مسیرهایشان صحبت کردند؛ به ملاقات صاحبان ناوگان اتوبوسهای فعال در شهر رفتند و موافقت آنها را برای نصب یک مسیریاب جی پی اس (GPS) روی وسایل نقلیه جلب کردند. بالاخره پس از دو سال کار مداوم، آنها ماه گذشته موفق شدند که نقشهی مسیرهای اتوبوسها را بهصورت آنلاین راهاندازی کنند. تعداد ۳۰۰۰ نسخهی چاپی از این نقشه نیز در دانشگاههای شهر توزیع شد.

بیروت
دانشجویان AUB تنها کسانی نیستند که اقدام به تهیهی نقشهای غیررسمی از سیستم اتوبوسرانی کردند. گروه فناوری شهری دانشگاه MIT میگویند بیش از نیمی از شهرهای بزرگ دنیا فاقد نقشههای حملونقلی هستند. در پنج سال گذشته، علاقمندان داوطلب در شهرهایی مانند قاهره، عمّان، نایروبی و آدیسآبابا هم اقدام به رسم مسیرهای حملونقلی در شهرهای خود کردند تا با تبدیل واقعیتها به دادههای کامپیوتری، آنها را برای تجزیه و تحلیل و استفادههای بیشتر آماده کنند. حتی گروه داوطلب دیگری نیز تحت عنوان BusMap در لبنان روی همین پروژه کار میکرد. خیلی از این گروهها امیدوارند که روزی این اطلاعات توجه مقامات محلی و ملی را به خود جلب کند و از آنها برای بهبود سیستمهای حملونقل عمومی استفاده بشود.
ترسیم اینگونه نقشهها کمکی به منظمشدن سیستمهای حملونقلی نمیکند. بلکه به عقیدهی کارتوگرافها، نتیجهای کاملا برعکس دارد. سارا ویلیامز، استاد فناوری و برنامهریزی شهری در دانشگاه MIT، در سال ۲۰۱۲ به همراه عدهای از محلیها و برخی از دانشگاههای نایروبی شروع به ترسیم نقشهی «ماتاتو» (matatu) کردند که سیستم مینیبوسرانی خصوصی مشهور پایتخت کنیا است. او اکنون در تلاش است تا یک ابزار دیجیتالی بسازد تا سازمانهای مردمنهاد دیگری که در نقاط دیگر جهان مشغول انجام پروژههای مشابهی هستند، از آن استفاده کنند. ویلیامز میگوید:
برخی اوقات تصور میشود که این سیستمهای اتوبوسرانی، سیستمهایی غیررسمی و بینظم هستند؛ اما این نقشهها ثابت میکنند که نظمی نهفته در آنها وجود دارد. در حقیقت، یک سیستم واحد وجود دارد و میتوان از آن برای برنامهریزی برای ایدههای جدید حملونقلی استفاده کرد.

نقشهای که گروه یالله باس از اتوبوسرانی بیروت منتشر کرد
مقالههای مرتبط:
این نقشهها و اطلاعات باعث شده است که برخی از این سیستمهای غیررسمی اتوبوسرانی به منابع دولتی و حتی خصوصی دسترسی پیدا کنند؛ درست مانند آنچه که در نایروبی اتفاق افتاد. از سال ۲۰۱۴، ادارهی ملی بزرگراههای کنیا با همکاری سازمانهای مردمنهادی مانند مؤسسهی سیاست حملونقل و توسعه (Institute for Transportation and Development Policy) و مؤسسهی UN-Habitat، با استفاده از اطلاعات پروژهی نقشهبرداری ماتاتو، اقدام به ایجاد طرحها و توصیههایی برای راهاندازی یک سیستم ترانزیت سریع اتوبوسرانی در پایتخت این کشور کرد. آنها، همچنین، میخواستند اطمینان حاصل کنند که اطلاعات آنها از فرمت مناسبی برای گنجاندهشدن در ابزارهای دیجیتالی مانند Google Maps برخوردار هستند. در حال حاضر، کسانی که در نایروبی از اتوبوس برای حملونقل درون شهری استفاده میکنند، میتوانند مثل ساکنان شهرهایی مانند نیویورک و برلین یا توکیو که از سیستمهای ترانزیتی رسمی و منظمی برخوردار هستند، از این اپلیکیشنها برای ردیابی اتوبوسها استفاده کنند.
کار مشابهی نیز در امان انجام شد و چند گروه پیشرو در سال ۲۰۱۴ گرد هم آمدند تا یک طرح ابتکاری به نام «معاً نصل» (Maan Nasel) را به سرانجام برسانند. هدف این طرح، تشویق مردم به سوی استفاده از خطوط اتوبوسها، مینیبوسها، تاکسیها و متروی شهری بود. همچنین، آنها میخواستند کاری کنند که ردیابی سیستم حملونقلی برای جمعیت ۱۴ درصدی از مردمی که از آن بهره میبردند، آسانتر شود.
حازم زریقات (Hazem Zureiqat)، یکی از اعضای داوطلب در طرح معاً نصل میگوید:
به این نتیجه رسیدیم که حتی کاربران همیشگی اتوبوسها هم تنها برای رفتوآمدهای معمول خود مانند رفتن به سر کار، از حملونقل عمومی استفاده میکنند. اما اگر بخواهند بهجای متفاوتی بروند، اصلا نمیدانند باید سوار کدام خط بشوند، بنابراین تاکسی را انتخاب میکنند.
این گروه میدانستند که مقامات این کشور محدودیتهایی دربارهی اطلاعات مربوطبه سرویسهای شهری اعمال میکنند و آنها نمیتوانند اطلاعات یادشده را به دست بیاورند. پس داوطلبان معاً نصل، گوشیهای هوشمند خود را برداشتند، سوار اتوبوسها شدند و از با استفاده از اپلیکیشنهای مسیریاب، نقشهی دقیق مسیرهایی که میپیمودند را ترسیم کردند. سیستم حملونقلی امان هم هیچ ایستگاه اتوبوسی ندارد؛ بنابراین، اعضای گروه بعد از بارگذاری دادههای خود باید چند نقطه را مشخص کنند که مسافران در آنجا منتظر اتوبوس بایستند. همچنین، آنها یک سیستم شمارهگذاری برای مسیرهای حملونقلی ایجاد کردند تا مسافران بتوانند اتوبوسها را از هم تشخیص بدهند.

نقشهی خطوط اتوبوسرانی شهر امان در سال ۲۰۱۶. این نقشه توسط گروه معاً نصل تهیه شده است
در سال ۲۰۱۶، معاً نصل اولین نقشهی خود از سیستم حملونقل شهری را راهاندازی کردند. این نقشه، طرحی متشکل از خطوط رنگی بود که بخشهایی فراتر از پایتخت را نشان میداد و جاهای دیگری از کشور را هم در بر میگرفت. این تصویرسازی خیلی از ساکنان شهر را شگفتزده کرد.
زریقات میگوید:
نقشه را به خیلیها نشان دادم و آنها به آن خیره شدند و گفتند: «عالی است. همین نقشه قرار است اجرا بشود؟» آنها فکر میکردند که این نقشه، سیستمی مربوطبه آینده است. اما، در حقیقت، آن نقشه همین امروز وجود دارد.
این گروه در حال حاضر مشغول همکاری با دولت اردن است تا پروژهی نقشهبرداری از مسیرهای غیررسمی اتوبوسها را به سرانجام برساند. گام بعدی همین تابستان آغاز میشود: ردیابهایی روی اتوبوسها جایگذاری خواهد شد تا اطلاعات لازم برای مسیریابی را در زمان واقعی جمعآوری کنند. آنها میخواهند یک اپلیکیشن طراحی کنند.
ناصر میگوید مقامات بیروت از جمعآوری و نگهداری دادهها توسط سازمانهای نقشهبرداری داوطلب استقبال میکنند. اما سیستم اتوبوسرانی هم مشکلات خودش را دارد. اتوبوسها آهسته و غیرقابلپیشبینی حرکت میکنند و بهخوبی از آنها نگهداری نمیشود. خیلی از دانشجویان هنوز هم ترجیح میدهند از تاکسیهای اینترنتی مثل اوبر استفاده کنند یا اینکه با ماشین شخصی خود به دانشگاه بیایند. یالله باس هم تا آخر امسال اپلیکیشن خود را راهاندازی خواهد کرد تا دانشجویان بتوانند با استفاده از موبایلهای خود، روش دیگری برای رفتوآمد در شهر تجربه کنند.
ناسا بهعنوان بخشی از برنامهی کلی بازگشت انسان به ماه، بهتازگی از انتخاب سه شرکت تجاری برای ارسال اولین نوبت از مأموریتهای سطحنشینهای رباتیک به ماه خبر داده است. این سه شرکت آمریکایی که عبارتاند از اوربیت بیاند (Orbit Beyond)، استروبیوتیک (Astrobiotic) و اینتوتیو ماشینز (Intuitive Machines)، وظیفهی ساخت و توسعهی فضاپیماهای کوچکی را برعهده دارند که بتوانند تجهیزات ناسا را بهصورت ایمن به سطح ماه برسانند و با دقت بالایی به بررسی سطح این قمر بپردازند. انتظار میرود این سطحنشینها در سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ پرتاب شوند.
سه شرکت انتخابشده در برنامهی CLPS (خدمات تجاری حمل تجهیزات به ماه) همکاری میکنند. CLPS اولین مرحله از برنامهی آرتمیس ناسا برای ارسال فضانوردهای دیگر بهخصوص اولین فضانورد زن به ماه است؛ اما تمرکز آن بیش از پروازهای سرنشیندار بر تجهیزات و علوم رباتیک معطوف است. هدف این برنامه، ارسال تجهیزات و انجام آزمایشهای علمی در سطح ماه با استفاده از سطحنشینهایی است که توسط سازمانهای خصوصی ساخته و توسعهدادهشدهاند. بهگفتهی جیم برایدنستاین، مدیر ناسا:
این شرکتها مثالهای برجستهای از دانش و نوآوری آمریکایی هستند. بهلطف این سطحنشینها و تجهیزاتی که همراه دارند، میتوان در آیندهای نزدیک به بررسی علمی سطح ماه پرداخت و شرایط را برای بازگشت انسان به ماه تا سال ۲۰۲۴ مهیا کرد.

سطحنشین Orbit Beyong (چپ)، سطحنشین Intuitive Machines (وسط) و سطحنشین Astrobiotic (راست)
اگرچه مأموریت CLPS بدون سرنشین است اما این مأموریت با بررسی جزئیات بیشتر سطح ماه، شرایط را برای پروژهی آرتمیس و فرود انسان بر سطح ماه آماده خواهد کرد. یکی از سؤالهای جذاب پژوهشی برای دانشمندان و مهندسان، پی بردن به میزان یخآب موجود در سطح ماه است.
مقالههای مرتبط:
قبلا یکی از فضاپیماهای ناسا موفق به کشف آب در سطح ماه شده بود اما دانشمندان هنوز از مقدار آب موجود بیاطلاع هستند. درصورتیکه آب موجود در سطح ماه زیاد باشد، کاوشگرهای آینده حتی میتوانند از این آب بنوشند، برای آبیاری از آن استفاده کنند یا با تجزیهی یخ، سوخت فضاپیمای خود را تأمین کنند.
ناسا در مأموریتهای اولیهی CLPS، تأثیر فرود سطحنشینها بر محیط ماه و چگونگی به هوا برخاستن گردوخاک از سطح قمری را بررسی خواهد کرد. این مأموریت بهدلیل اهمیت بالا و دنبال کردن اهداف مختلف، توسط بخش مأموریتهای علمی ناسا (SMD) اجرا میشود. یکی از اهداف این پروژه، بررسی محیط پرتشعشع ماه و میدان مغناطیسی این قمر است. علاوهبر این، سطحنشینهای CLPS باهدف بررسی ترکیب سنگهای ماه به نمونهبرداری از آنها خواهند پرداخت.
ناسا در ماه نوامبر، ۹ شرکت را برای مشارکت در برنامهی CLPS انتخاب کرد که از میان آنها سه شرکت برای انجام مأموریتهای رباتیک ماه انتخاب شدند. طبق برآوردهای ناسا در آن زمان، مبلغ قرارداد کل این مأموریتها برابر با ۲.۶ میلیارد دلار در یک بازهی دهساله بود. سه شرکت انتخابی، اولین پیشتازان این مأموریت هستند و ۶ شرکت دیگر، مأموریتهای آیندهی ناسا را بر عهده خواهند گرفت.
ناسا بهشدت به شرکای CLPS خود امیدوار است. استیون کلارک، نایبرئیس بخش اکتشافی ناسا با تأکید بر طرحهای فنی معتبر، برنامهها و هزینهها، به موفقیت آیندهی این سه شرکت امیدوار است. این دیدگاه از دیدگاه قبلی ناسا خوشبینانهتر است. برایدنستاین در نوامبر سال گذشته گفته بود ضمانت قطعی برای موفقیت این پروژهها وجود ندارد.
اوربیت بیاند بهعنوان پیشگام این مأموریت اولین سطحنشین را به فضا خواهد فرستاد. این شرکت با قراردادی ۹۷ میلیون دلاری با ناسا قصد دارد سطحنشین خود، با نام موقتی Z01 را با راکت فالکون ۹ ساخت اسپیس ایکس در سپتامبر ۲۰۲۰ به فضا پرتاب کند. این سطحنشین با ظرفیت ۴ محموله در صفحهی آتشفشانی دریای رگبارها (Mare Imbrium) فرود خواهد آمد (البته پیش از پرتاب نام قطعی فضاپیما تعیین خواهد شد).

راکت فالکون ۹ اسپیس ایکس
شرکتهای دیگر یعنی، استروبیوتیک و اینتوتیو ماشینز هم به ترتیب در ژوئن و ژوئیهی ۲۰۲۱ سطحنشینهای خود را پرتاب خواهند کرد. ناسا بودجهی ۷۷ میلیون دلاری را به اینتوتیو ماشینز اختصاص داده است. این شرکت سطحنشین خود را با حداکثر پنج محموله به یکی از نقاط تاریک ماه به نام اقیانوس طوفانها (Oceanous Procellarum) ارسال خواهد کرد. نام این سطحنشین Nova-C است که با راکت فالکون ۹ اسپیسایکس پرتاب خواهد شد.
استروبیوتیک، سومین شرکت با بودجهی ۷۹.۵ میلیون دلاری ناسا، سطحنشین خود به نام پرگرین (بهمعنی بیگانه) با ظرفیت ۱۴ محموله را به دهانهی بزرگ دریاچهی مرگ (Lacus Mortis) ارسال خواهد کرد. اگرچه طبق گزارشهای قبلی استروبیوتیک قرار بود با ائتلاف پرتاب و راهاندازی ایالاتمتحده برای ارسال پرگرین روی راکت اتلس ۵ همکاری کند، اما این شرکت اخیرا اعلام کرده در حال بررسی گزینههای موجود برای مأموریت آیندهی خود است.
هیچکدام از سطحنشینها روی قطب جنوب ماه فرود نخواهند آمد. برنامهی آیندهی ناسا فرود انسان روی این منطقه است. بااینحال، ناسا معتقد است اولین مأموریتهای سطحنشین به مأموریت آرتمیس کمک خواهند کرد. بهگفتهی کریس کولبرت، مدیر برنامهی CLPS در مرکز فضایی جانسون ناسا، در این مأموریت، اطلاعات زیادی برای مأموریتهای آیندهی ماه به دست خواهد آمد و شرایط نزول و فرود تقریبا در تمام نقاط ماه یکسان هستند.
در مأموریتهای آیندهی CLPS نقاط بیشتری از ماه بررسی میشوند؛ اما فعلا ابعاد پروژهها کوچکتر است. جان تورنتون، مدیرعامل استروبیوتیک در جریان کنفرانس خبری گفت:
ما در ۴۶ سال گذشته، بهعنوان یک کشور روی سطح ماه فرود نیامدهایم؛ درنتیجه باید بازگردیم و این کار را باید با گامهای کوچک آغاز و بهتدریج آن را بزرگتر کنیم.
هر سه شرکت مسئولیت کامل مأموریتهای خود را بر عهده دارند. بااینکه ناسا تجهیزات را در اختیار آنها قرار میدهد اما وظیفهی ساخت سطحنشینها، اتصال تجهیزات، پرتاب راکتی، عملیات در فضا و انتقال سختافزار به سطح ماه بر عهدهی این شرکتها خواهد بود. این مأموریت مشابه برنامهی خدمهی تجاری ناسا است که کنترل شرکتهای خصوصی بر مأموریتها و فضاپیماها را افزایش میدهد. مدیر بخش مأموریتهای علمی میگوید:
این مأموریت روش جدیدی برای پژوهش در سطح ماه است و میتوان آن را به نقاط دیگر هم توسعه داد. ما با این مأموریت درهای جدیدی را به روی پژوهشهای علمی باز کردیم.
سامسونگ پس از چند سال توانست اکوسیستم هماهنگی را تشکیل دهد. اکوسیستم سامسونگ تحت عنوان SmartThing باعث شده است رنج قابلتوجهی از دستگاههای سامسونگ با یکدیگر ارتباط بهتری پیدا کنند تا درنهایت این کاربر نهایی باشد که بتواند بهترین استفاده را از آن ببرد. در ابتدا گجتهای سامسونگ با برند Gear عرضه شدند اما در حال حاضر برای هرچه بهتر نشاندادن اکوسیستم سامسونگ با برند Galaxy عرضه شدهاند. از Galaxy Buds که بهعنوان نسل جدید Gear IconX شناخته میشود تا Galaxy Watch که نسل جدید ساعتهای سامسونگ پس از Gear S3 است، همگی هماهنگی بسیار خوبی را میان این گجتها نشان میدهد.
در ادامه به سراغ بررسی ویدیویی از گلکسی بادز و گلکسی واچ میرویم:
تماشا در آپارات | تماشا در یوتیوب | تماشا در IGTV (بهزودی)
چند هفته بیشتر از رونمایی مرسدس بنز GLS جدید در نیویورک نمیگذرد. مرسدس بنز این خودرو را بهعنوان لوکسترین خودروی شاسیبلند خود رونمایی کرده است. در برنامهای که اخیرا در جادههای خاکی در حدود ۱۶۰ کیلومتری غرب لاسوگاس برگزار شد، مرسدس بنز تواناییهای خارج جادهای این شاسیبلند لوکس را به نمایش گذاشت. در این برنامه، دکتر آندرس زیگان، مدیر بخش توسعه و مهندسی خودروهای شاسیبلند مرسدس بنز و استفانی اشمیتزر، مدیر پروژه نیز حضور داشتند.

اصلیترین هدف مرسدس بنز از برگزاری چنین برنامهای، نشان دادن تواناییهای GLS در خارج از جاده بود. همچنین مرسدس بنز قصد داشت تا عملکرد سیستم تعلیق بادی جدید خود با نام E-Active Body Control و سیستم چهارچرخ محرک را نیز به رخ بکشد. سیستم E-Active Body Control یک فناوری کاملا جدید محسوب میشود و اولینبار در مرسدس بنز GLE مدل ۲۰۱۹ رونمایی شده است. زیگان و اشمیتز طی این برنامه عنوان کردند که هدف اصلی تیم آنها، تولید خودرویی بود که هم راحتی مرسدس بنز اس کلاس و هم قابلیت آفرود بالایی داشته باشد. سیستم چهارچرخ محرک و سیستم تعلیق جدید در این خودرو باعث میشوند که GLS تقریبا در هر شرایطی، عملکردی عالی داشته باشد. مرسدس بنز میداند بسیاری از خریداران این مدل مانند خریداران جی کلاس و رنجرور خیلی با خودروی خود به آفرود در بیابان نمیروند اما تلاش میکند به مشتریان ثابت کند که این خودرو توانایی انجام کارهای ذکرشده را دارد.

همانند نسل قبلی GLS، این مدل نیز در کارخانهی مرسدس بنز در آلاباما ساخته میشود، یعنی همان کارخانهای که GLE جدید و مرسدس بنز سی کلاس کد W نیز در آنجا مونتاژ میشوند. مرسدس بنز GLS از اواخر سال جاری میلادی در دو تیپ با نامهای GLS 450 و GLS580 به بازار خواهد آمد. پس از مدتی هم نسخهی AMG این خودرو معرفی خواهد شد اما فعلا اطلاعاتی از آن در دسترس نیست. مدل GLS450 در بخش فنی خود از یک پیشرانهی ۶ سیلندر خطی توربوشارژر استفاده میکند که توانایی تولید ۳۶۲ اسببخار قدرت و ۵۰۰ نیوتونمتر گشتاور را دارد. مدل GLS580 از یک پیشرانهی V8 تویین توربو با حجم موتور ۴ لیتر استفاده میکند که ۴۸۳ اسببخار قدرت و ۷۰۰ نیوتونمتر گشتاور تولید میکند. هر دو مدل GLS به سیستم هیبریدی ۴۸ ولتی از نوع EQ Boost مجهز هستند. این اولین باری است که مرسدس بنز سیستم EQ Boost را روی یک خودروی ۸ سیلندر عرضه میکند. با استفاده از این سیستم هیبریدی، مصرف سوخت خودرو کاهش پیدا میکند. مصرف سوخت مدل جدید در مقایسه با مدل قبلی که به پیشرانهی ۴.۷ لیتری V8 مجهز بود، کمتر است. همهی مدلهای GLS نیز بهصورت استاندارد به سیستم چهارچرخ محرک و جعبهدندهی ۹ سرعتهی خودکار مجهز هستند.

سیستم چهارچرخ محرک در نسل قبلی GLS بهصورت ثابت ۵۰ درصد نیروی پیشرانه را به محور جلو و ۵۰ درصد آن را نیز به محور عقب ارسال میکرد اما در مدل جدید، صددرصد نیرو به چرخهای عقب ارسال میشود و در صورت نیاز سیستم میتواند ۵۰ درصد نیرو را به محور جلو نیز انتقال دهد. گرچه GLS به سیستم توزیع گشتاور مجهز نیست ولی این توانایی را دارد که نیروی پیشرانه را بین چرخهای چپ و راست تقسیم کند. از نظر تئوری، GLS جدید باید چسبندگی بسیار بالایی داشته باشد و در عمل نیز این خودرو تواناییهای خود را بهخوبی نشان داده است.

مرسدس بنز، پکیج آفرود را نیز برای GLS بهصورت آپشن عرضه میکند. جالب است که این پکیج برای مدل کوچکتر GLE وجود ندارد. این پکیج شامل دندهی کمکی، سیستم کنترل سرعت در سراشیبی، تنظیمات جدید برای ترمز ABS و دو حالت رانندگی اضافی با نامهای آفرود و آفرود پلاس است. در مدلهای دارای این پکیج در زیر خودرو نیز یک سینی فلزی وجود دارد تا از زیر خودرو در آفرود محافظت شود. در صورتی که با مرسدس GLS جدید در جایی گیر کنید، میتوانید از حالت Free Driving Assist استفاده کنید. در این حالت، خودرو از تواناییهای خارقالعادهی سیستم تعلیق خود کمک میگیرد تا خود را از مهلکه نجات دهد. در طول این تست فشار، باد تمامی خودروها به psi 17 کاهش پیدا کرده بود.

مقالههای مرتبط:
سیستم تعلیق GLS واقعا ویژه است. این سیستم تعلیق برق مورد نیاز خود را از همان سیستم ۴۸ ولتی EQ Boost تأمین میکند. این سیستم از دوربینهایی برای اسکن کردن سطح مسیر استفاده میکند و تا حدود چند صد متری جلوی خودرو را اسکن میکند. سپس با رسیدن به پستی بلندیها از خود واکنش نشان داده و بدنه را تقریبا بدون حرکت حفظ میکند.

از دیگر آپشنهای مرسدس بنز GLS باید به امکان سفارش نسخهی دارای فاصلهی محوری بیشتر و نسخهی VIP شش نفره اشاره کرد. در نسخهی ۶ نفره در ردیف دوم صندلیها، بهجای ۳ صندلی ۲ صندلی لوکس از نوع اصطلاحا خلبانی نصب شده است. سیستم اطلاعات و سرگرمی MBUX، گرمکن صندلیها، درگاه USB برای ردیف سوم و سیستم تهویه مطبوع خودکار پنجگانه نیز از دیگر آپشنهای GLS هستند. همچنین مرسدس بنز آخرین فناوریهای کمکی رانندگی خود را نیز در این خودرو عرضه میکند.

هنوز در مورد GLS جدید نمیتوان نظر قطعی داد اما باید دید آیا این خودرو واقعا آنطور که مرسدس بنز ادعا میکند، اس کلاس شاسیبلندها است یا نه.
فناوری میتواند بهطور ایمن، جمعیت پشههای مالاریا ازجمله سویههای مقاوم دربرابر حشرهکشها را کاهش دهد. بهگفتهی سازمان جهانی بهداشت، مالاریا صدها میلیون نفر را در سرتاسر جهان درگیر کرده است و سالیانه بیش از ۴۰۰ هزار نفر را به کام مرگ میفرستد. دههها استفاده از حشرهکشها برای کنترل پشههایی که انگل مالاریا را منتقل میکنند، با شکست مواجه شده و منجر به ایجاد مقاومت نسبتبه حشرهکشها در بسیاری از سویههای پشه شده است.
در راستای حل این مشکل و ریشهکن کردن حشرات یادشده، دانشمندان دست به تغییر ژنتیکی پشهها و دیگر موجودات مرتبط زدند. تاکنون هیچکدام از این رویکردهای ترانسژنیک نتوانسته است از آزمونهای آزمایشگاهی فراتر برود. در پژوهشی که اخیرا در مجلهی Science منتشر شده است، گروهی از پژوهشگران از دانشگاه مریلند و بورکینافاسو نخستین آزمایش خارج آزمایشگاهی از یک رویکرد ترانسژنیک را برای مبارزه با مالاریا توضیح دادهاند. طبق نتایج مطالعه، یک قارچ مهندسیشده بهمنظور تحویل یک سم به پشهها، بهطور ایمن جمعیت پشهها را تا بیش از ۹۹ درصد در یک دهکدهی آزمایشی شبیهسازیشده و حفاظتشده در بورکینافاسو در غرب آفریقا کاهش داد.برین لاوت، پژوهشگر مطالعه میگوید:
تاکنون هیچ روش کنترل ترانسژنیک مالاریا تا این اندازه وارد آزمایشهای میدانی حقیقی نشده بود. این مقاله گام مهمی در راستای استفاده از روشهای ترانسژنیک برای کنترل این حشرات محسوب میشود.
ریموند لجر، پژوهشگر دیگر مطالعه میگوید:
ما نشان دادیم که قارچ ترانسژنیک بسیار کارآمدتر از نوع وحشی آن است.

قارچ مورد بحث یک پاتوژن طبیعی است که حشرات را در حیاتوحش عفونی میکند و بهتدریج میکشد. این ارگانیسم سالهای متمادی برای کنترل آفات مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. دانشمندان از سویهای از قارچ (Metarhizium pingshaense) استفاده کردند که خاص پشهها است و آن را درجهت تولید سمی که پشهها را قبل از رسیدن به مرحلهی جفتگیری میکشد، مهندسی کردند. قارچ ترانسژنیک موجب شد که جمعیتهای پشه در مکان آزمایشی طی دو نسل ریزش کند و به حد ناپایدار برسد. لجر میگوید:
شما میتوانید درمورد قارچها، مانند سوزنهای زیر پوستی فکر کنید که یک سم قوی مخصوص حشره را وارد بدن پشه میکنند.
این سم، حشرهکشی است که هیبرید نامیده میشود. این ماده از زهر عنکبوت تارقیفی کوهستان آبی در استرالیا گرفته شده و استفادهی مستقیم از آن روی محصولات کشاورزی بهمنظور کنترل آفات از سوی سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا تأیید شده است. لاوت میگوید:
استفاده از قارچ ترانسژنیک روی ورقهای که ما آن را روی دیواری در منطقهی تحت مطالعه آویزان کرده بودیم، موجب شد که جمعیت پشهها طی ۴۵ روز کاهش پیدا کند. این روش در کشتن پشههای مقاوم به حشرهکش نیز همچون نابود کردن حشرات غیرمقاوم مؤثر بود.
لاوت میگوید که آزمایشهای آزمایشگاهی نشان میدهند قارچ، تمامی انواع پشههای ناقل مالاریا را عفونی خواهد کرد. فراوانی گونههایی که مالاریا را منتقل میکنند، مانع از موفقیت تلاش درجهت کنترل این بیماری میشود زیرا تمام گونهها به یک روش درمانی مشابه، پاسخ نمیدهند.

پژوهشگران برای اصلاح این قارچ بهگونهای که بتواند سم هیبرید را تولید کرده و آن را وارد بدن پشه کند، از روش استاندارد استفاده از یک باکتری برای انتقال هدفمند DNA به قارچ استفاده کردند. قطعهی DNA که دانشمندان آن را طراحی و وارد قارچ کردند، الگویی برای تولید هیبرید همراهبا یک کلید کنترل برای تعیین زمان تولید سم بهوسیلهی قارچ بود. کلید کنترل یک نسخه از کد ژنتیکی خود قارچ است و عملکرد طبیعیاش این است که به قارچ بگوید چه زمانی یک پوستهی دفاعی در اطراف خود بسازد، بهصورتی که بتواند از سیستم ایمنی حشره پنهان شود. ساختن این پوسته برای قارچ هزینهبر است، بنابراین تنها زمانی این کار را انجام میدهد که محیط مناسب یعنی درون گردش خون یک حشره را تشخیص میدهد.
دانشمندان با ترکیب کد ژنتیکی آن کلید با کد ژنتیکی ساخت هیبرید توانستند اطمینان حاصل کنند که قارچهای اصلاحشدهی آنها فقط درون بدن پشه آن سم را تولید میکنند. آنها قارچهای اصلاحشدهی خود را روی دیگر حشرات در مریلند و بورکینا فاسو آزمایش کردند و متوجه شدند که این قارچ برای گونههای مفیدی مانند زنبورهای عسل مضر نیست. لجر گفت:
این قارچها بسیار انتخابی هستند. آنها از روی سیگنالهای شیمیایی و ویژگیهای بدن یک حشره، موقعیت خود را درک میکنند. سویهای که ما با آنها کار میکنیم، پشهها را دوست دارند. هنگامی که این قارچ متوجه میشود روی یک پشه قرار گرفته است، به کوتیکول حشره نفوذ میکند و وارد بدن حشره میشود. این امر مشکلی برای دیگر حشرات بهوجود نمیآورد، بنابراین برای گونههای سودمندی مانند زنبورهای عسل کاملا بیخطر است.
پس از نشان دادن بیخطر بودن قارچهای مهندسیژنتیکشده در آزمایشگاه، لاوت و لجر برای اجرای آزمایشی روی این قارچ در یک محیط شبیهسازیشدهی طبیعی و کنترلشده با دیگر دانشمندان و مقاومات دولتی همکاری کردند. آنها در یک منطقهی روستایی که ازنظر شیوع مالاریا یک منطقهی بومی محسوب میشد، یک فضای ۶۵۵۰ فوت مربعی (۶۰۸ متر مربع) ایجاد کردند که در آن اتاقکهای بازرسی و آزمایشی، گیاه و منابع غذایی برای پشهها موجود بود و از چندین محفظهی سرپوشیده (MosquitoSphere) تشکیل شده بود.
در یک مجموعه از آزمایشها، پژوهشگران یک ورقهی پنبهای سیاه را که با روغن کنجد پوشانده شده بود، روی دیوار اتاقکهای ساختهشده آویزان کردند. یک ورقه با روغن مخلوط با قارچ ترانسژنیک پوشانده شده بود. یکی نیز حاوی روغن و نوع وحشی قارچ بود و دیگری فقط روغن کنجد داشت. آنها هزار پشهی نر و ۵۰۰ مادهی بالغ را در هرکدام از فضاها رها کردند و به مدت ۴۵ روز بهصورت روزانه تعداد پشههای موجود در هر فضا را شمارش کردند.

در فضایی که حاوی صفحات دارای قارچ ترانسژنیک بود، جمعیت پشهها طی ۴۵ روز به ۱۳ پشهی بالغ کاهش پیدا کرده بود. این تعداد برای ایجاد یک جمعیت پشه کافی نیست. در مقایسه، در فضای تیمارشده با نوع وحشی قارچ ۴۵۵ پشه و در فضای تیمارشده با روغن کنجد ساده ۱۳۹۶ پشه وجود داشت. آنها این آزمایشها را چندین بار تکرار کردند و همین نتایج را گرفتند.
در آزمایشهای مشابه در آزمایشگاه، پژوهشگران دریافتند که پشههای مادهی عفونیشده با قارچ ترانسژنیک تنها ۲۶ تخم گذاشتهاند که از آنها تنها ۳ مورد به سن بلوغ رسیدند؛ درحالیکه مادههای عفونینشده ۱۳۹ تخم گذاشتند که حاصل آن ۷۴ پشه بالغ بود.
بهگفتهی پژوهشگران، بسیار مهم است که فناوریهای ضد مالاریای جدید مانند موردی که در این مطالعه آزمایش شد، ازنظر کاربرد در جوامع محلی آسان باشد. ورقههای پنبهای سیاه و روغن کنجد نسبتا ارزانقیمت هستند و دسترسی به آنها آسان است و از آنجایی که قارچ میتواند همراهبا آفتکشهایی بهکار رود که بهطور معمول استفاده میشوند، نیاز به انجام کار اضافهای نخواهد بود.
پژوهشگران امیدوارند که بتوانند در ادامه قارچ ترانسژنیک خود را در جوامع یا روستاهای محلی آزمایش کنند. قبل از آزمایش و توسعهی یک روش جدید در محیط بازی مانند یک روستا باید مجوزهای زیادی کسب شود اما پژوهشگران امیدوارند که مطالعهی آنها بتواند به انجام چنین آزمایشهایی کمک کند.
.: Weblog Themes By Pichak :.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید