در دههی ۱۹۹۰، دولت آرژانتین اعلام کرد که ارز این کشور یعنی پزو با دلار آمریکا ارتباط یکبهیک برقرار میکند. بهبیاندیگر هر واحد پول آرژانتین با یک دلار آمریکا برابر میشد و شهروندان میتوانستند با مراجعه به بانک و اهدای پزو، به همان میزان دلار آمریکا دریافت کنند یا بالعکس. قانون پیوستگی پزو و دلار در سال ۲۰۰۱ لغو شد و در نتیجهی آن، نرخ تبدیل ارزهای مذکور افزایش شدیدی یافت.
افزایش شدید نرخ تبدیل ارز به این معنی بود که ارزش پول و دارایی شهروندان در بانکها در حدود یک سال سقوطی ۷۵ درصدی را تجربه کرد. آنها هیچ پولی از پسانداز خود خرج نکرده بودند، اما قدرت خرید چندین برابر کاهش یافته بود. چنین روندی در سال ۲۰۰۱ در آرژانتین به اوج خود رسید. در کمتر از یک سال، نرخ تبدیل از ۱:۱ به ۴:۱ رسید. بهبیاندیگر اگر ۱۰ هزار دلار پزو در حساب بانکی یک نفر بود، یک سال بعد تنها ۲۵۰۰ دلار پول در حساب باقی میماند.
با افزایش نرخ تبدیل پزو به دلار، شهروندان زیادی در آرژانتین به بانکها هجوم بردند تا دلارهای خود را خارج کنند. بدین ترتیب دلارهای خزانه نیز به پیان رسید. افراد زیادی بودند که در همان زمان حضور در صفهای بانک، سرمایه و پسانداز خود را از دست میدادند. درواقع ارزش دارایی آنها بهمرور کاهش مییافت و هیچ راهکاری هم برای عبور از آن نداشتند. چنین روندی تنها در آرژانتین رخ نداد و تاکنون کشورهای متعددی سقوط شدید در ارزش پول ملی را تجربه کردهاند.
تولد پول کاغذی
جک وترفورد در کتاب تاریخ پول، زمان تولد پول فیات را قرن ۱۷ عنوان میکند. تا زمانیکه پول کاغذی توسط داراییهایی همچون طلا و نقره پشتیبانی میشد، همهچیز روالی مناسب داشت. در آن زمان در اختیار داشتن و حمل کردن پول کاملا برابر با داشتن فلزات گرانبها بود و تنها روشی آسانتر محسوب میشد.

در ادامهی تاریخچهی پول، بانکها و دولتها بیش از فلزات موجود در خزانهی خود پول چاپ کردند. چنین روندی را نمیشود راهکاری صحیح از سوی بانکها و دولتها دانست. بههرحال با افزایش چاپ اسکناس و کاهش ارزش آنها دربرابر فلزات گرانبها، روند چاپ افزایش یافت و بهمرور شاهد تولد پولهای بیشتر با ارزش کمتر بودیم.
مجموعه مقالات بیتکوین
تحلیلی بر دورانهای مالی قرن بیستم نشان میدهد که در این قرن ۵۶ ابرتورم رخ داد. مطالعاتی دیگر ادعا کرد که عمر میانگین ارزهای فیات ۲۷ سال است. از میان ارزهای سنتی، ۲۰ عدد بهخاطر ابرتورم سقوط کردند (۳۷ ارز در قرن بیستم ابرتورم تجربه کردند)، ۲۱ درصد بهخاطر جنگ از بین رفتند، ۱۲ درصد بهخاطر اعلام استقلال نابود شدند، ۲۴ درصد به ارزهای دیگر تغییر کردند و تنها ۲۳ درصد هنوز به کار خود ادامه میدهند.
تقریبا تمامی ارزهایی که هنوز به کار خود ادامه میدهند، مقدار زیادی از ارزش اصلی خود را نسبت به فلزات گرانبها مانند طلا و نقره از دست دادهاند. واحد پول استرلینگ از زیرمجموعههای پوند بریتانیا، قدیمیترین ارز فیاتی بوده که از سال ۱۹۶۴ تاکنون به حیات خود ادامه داده است. استرلینگ را با عمری ۳۲۵ ساله میتوان نمونهای از ارزهای فیات موفق دانست. البته پوند که از دل همین ارز و با ارزش ۱۲ اونس طلا بهوجود آمد، امروز ارزشی کمتر از یک درصد زمان تولد دارد. دلار آمریکا در سال ۱۹۷۱ از استاندارد طلا خارج شد و آن زمان یک سیوپنجم اونس طلا ارزش داشت. تا سال ۲۰۱۱، ۹۷ درصد از ارزش آن نیز از بین رفت.
مورخ مشهور نیال فرگوسن در کتابش بهنام «صعود پول» یکی از دلایل چاپ بیش از حد پول را تأمین سرمایهی جنگها از سوی دولتها میداند. وقتی یک دولت چنین روندی را انجام داد، دیگران نیز چاپ کردن پول را شروع کردند. درواقع اگر از ابتدا چاپ پول انجام نمیشد، بسیاری از مشکلات پیش نمیآمد. اما به محض شروع این روند توسط یک دولت، دیگران هم برای عقب نماندن از رقابت و شکست نخوردن در جنگها، اسکناس چاپ کردند.

یکی از دلایل شکست آلمان در جنگ جهانی اول و تجربهی تورم بیشتر نسبت به متفقین، به بازار آنها مربوط میشد. بازارهای اتحاد آلمان و اتریش، توسعه یافتگی کمتری نسبت به بازارهای آمریکا و انگلیس و فرانسه داشتند. به بیان دیگر کشورهای رقیب آلمانیها، دسترسی بیشتری به سرمایه پیدا کرده بودند. درنتیجه آلمان که نمیتوانست با اهدای اوراق قرضه سرمایهی خود را تأمین کند، محبور به چاپ بیشتر و سریعتر نسبت به رقبا شد تا هزینههای جنگ را تأمین کند.
در سناریویی دیگر در نظامهای دموکراتیک، دولتها از ترس خشم و ناراحتی رأیدهندهها، افزایش مالیات یا اعتدالدهی به بودجه را به برنامههای خود اضافه نمیکنند. برای چنین سیاستمدارانی، تورم و کاهش ارزش پول قابل قبولتر خواهد بود، چرا که بهعنوان یک مالیات مخفی عمل میکند.
ظهور نتایج تصمیمگیریهای غلط در سطوح جهانی، به دههها زمان نیاز دارد، اما صحبتها و قولها و دورانمدیریت سیاستمداران چند سال بیشتر طول نمیکشد. آنها تلاش میکنند تا سرمایهی لازم برای پروژههای دوستان و آشنایان خود را فراهم کنند که به رأی بیشتر در انتخابات منجر خواهد شد.
تصمیمگیریهای شخصی اقتصادی دشواریهای زیادی دارند. افراد برای رسیدن به اهداف مالی و اقتصادی خود باید فاکتورهای بیشماری را بررسی کنند. آنها در اکثر اوقات برای عبور به سطحی بالاتر در دنیای اقتصادی نیاز به کار و تلاش بیشتر خواهند داشت. چاپ کردن پول برای سیاستمداران، حکم افزایش سطح مالی با روشی آسانتر دارد. آنها بدون مشکلی خاص، سرمایهی لازم را برای خود و دوستانشان فراهم میکنند. دراینمیان افراد دیگر باید بیشتر کار کنند تا پول اضافی تزریق شده، در کشور جریان پیدا کند.

بیت کوین دربرابر ارز فیات
یکی از دلایل اصلی در کاهش ارزش پول ملی، تفاوت در اهداف و برنامههای دولتها و مردم است. درواقع سیاستهای پولی دولتها با افرادی که پول مورد نظر را در اختیار دارند همخوانی ندارد. هر بار که سیستمی به یک فرد اجازه دهد تا تغییری اساسی در روندهای قبلی ایجاد کند، مردم چارهای جز اعتماد به آن فرد ندارند و باید صداقت و شایستگی بودن او را بپذیرند. دراینمیان مردم و خصوصا سیاستمدارها سابقهی خوبی در صداقت و شایستگی ندارند.
ساتوشی ناکوموتو در ژانویهی سال ۲۰۰۹ و همزمان با شروع به کار شبکهی بیت کوین، به تیتری از یک مقاله در روزنامهی لندن تایمز اشاره کرد. در این مقاله از کمک مرحلهی دوم نخستوزیر انگلستان به بانکها صحبت شده بود.
ما نمیدانیم که ساتوشی در آن سالها چه جیزی در ذهن داشت، اما به احتمال زیاد، منظور او تصمیمی بود که در واکنش به بحران مالی سل ۲۰۰۸ گرفته شد. تصمیمی که از سوی گروهی کوچک از سیاستمداران در رأس تصمیمات مالی جهانی گرفته شد. اگرچه افراد زیادی در سرتاسر جهان تحت تأثیر تصمیمها قرار گرفتند، اما درصد کمی از آنها در تصمیمگیریها دخالت داشتند.
ساتوشی بهجای تصمیمهای تأثیرگذار در نظامهای مالی همچون کمک به بانکها، راهکاری جایگزین ارائه داد. راهکارهای سنتی به تصمیم یک فرد یا گروه بسیار کوچک وابسته هستند. مردم نیز باید به فرد یا گروه مورد نظر در تصمیمهای مالی اعتماد کرده و از آنها پیروی کنند. درمقابل بیتکوین بهعنوان سیستم مالی قدرتمندتر معرفی شد که ساختار توزیع قدرت غیرمتمرکز داشت. ساختار توزیع قدرت در بیتکوین بهگونهای معرفی شد که هیچ فرد یاگروهی توانایی عملکرد اشتباه در آن را نداشته باشد.

اگر بیتکوین را به چشم یک پول نگاه کنیم، متوجه شباهتهای بیشمار آن با طلا میشویم. ما دقیقا میدانیم که چه مقدار بیتکوین درنهایت تولید میشوند (۲۱ میلیون سکه). بهعلاوه نرخ تولید سکهها را نیز میدانیم. همانطور که استخراج طلا بهخاطر شرایط جغرافیایی و طبیعی محدودیت دارد، تغییر چنین خصوصیاتی در ساختار بیتکوین هم از دست یک نفر یا گروه خارج خواهد بود. درنهایت نرخ جریانی ثابتی برای بیتکوین ایجاد میشود و سیاستمداران یا افراد دیگر نمیتوانند دخالتی در آن داشته باشند.
بیتکوین خصوصیاتی هم دارد که طلا از آنها محروم است. این رمزارز بهراحتی تقسیم و جابهجا میشود. بهعنوان مثال فردی میتواند یکصدم بیتکوین را با سرعت مناسب از سنگاپور به کانادا جابهجا کند، درحالیکه چنین رویکردی برای طلا دشواریهای بسیاری خواهد داشت.
سانسور و مخفیسازی تراکنشهای بیتکوین تقریبا غیرممکن بهنظر میرسد. درواقع جابهجایی این پول تنها به اتصال اینترنت و پرداخت هزینهی نرخ کارمزد شبکه احتیاج خواهد داشت. بهبیاندیگر هیچ فرد یا دولت یا سازمانی نمیتواند مانع از ارسال و دریافت بیتکوین شود.
توصیفهای بالا بههیچوجه پوششی بر نوسان شدید بیتکوین نخواهند بود. قطعا تاکنون اخباری از نوسانهای شدید قیمت بیتکوین شنیدهاید و به آن باور دارید. در همین بازار پر نوسان، سرمایهگذاران بسیاری فعالیت میکنند که عدم اعتماد به بانکها میتواند دلیلی مناسب برای این فعالیت باشد.
وقتی بانکها نمیتوانند تعهدات خود را به مشتریان پرداخت کنند، مردم نیز بهمرور به راهکارهای جایگزین برای سرمایهگذاری میگردند. در چنین وضعیتی بیت کوین را میتوان به طلایی دیجیتال تشبیه کرد که البته قابلیت تقسیم و جابهجایی سریع را نیز دارد.
جاینت (Giant) شرکت تایوانی تولیدکنندهی دوچرخه است که بهعنوان بزرگترین سازنده در جهان شناخته میشود. مرکز مدیریت این شرکت در تایچونگ تایوان و مراکز تولیدی در تایوان، هلند و چین قرار دارند. جاینت از سال ۱۹۷۲ شروع به کار کرد و بهمرور به برندی مشهور در میان دورچرخهسواران تبدیل شد. قراردادهای اولیهی آنها با تولید محصول برای شرکتهای بزرگ دیگر اجرا میشد، اما بهمرور جاینت خود را بهعنوان برندی مستقل در جهان ثابت کرد.
شرکت شوین یکی از مشهورترین برندهای دوچرخهسازی آمریکایی بود که بسیاری از متولدان دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دوچرخهسواری را با محصولات آنها تجربه کردند. جاینت ابتدا محصولات این برند آمریکایی را تولید میکرد، اما بهمرور در دههی ۱۹۸۰ خود را به جهانیان ثابت کرد. دوچرخهسوارهای امروزی بیش از برندهای سنتی همچون شوین، جاینت و دیگر بازیگران همچون اسپشیالایزد، ترک و کنوندل را میشناسند.

نمایی از کارخانهی جاینت در تایوان
تاریخچهی تأسیس
جاینت در سال ۱۹۷۲ توسط کارآفرین تایوانی کینگ لیو تأسیس شد. در آن زمان صنعت دوچرخه در اختیار برندهای بزرگ آمرکایی همچون شوین (Schwinn) و هافی (Huffy) بود. شوین که در شیکاگو ایلینوی فعالیت میکرد، نقش مهمی در آیندهی جاینت داشت. شوین در دههی ۱۹۷۰ با دوچرخههای ۱۰ دندهی خود به شهرتی جهانی رسیده بود. منتهی کاهش فروش و افزایش قیمتها باعث شد تا برند آمریکایی به فکر برونسپاری محصولات خود باشد.
شوین برای تولید محصولات خود به دو شرکت آسیایی رجوع کرد. جاینت در تایوان و چاینا بایسیکل در چین، طرفین قرارداد شوین بودند. این شرکتها بهعنوان تولیدکنندهی تجهیزات اصلی یا OEM با شوین همکاری میکردند که در ادامه منجر به همکاریهای بیشتر و حرفهایتر شد.

کینگ لیو (راست) درکنار مدیرعامل جاینت، تونی لو در زمان تأسیس کارخانه
دههی ۱۹۸۰ با تغییرات اساسی در صنعت دوچرخه و خصوصا برند مشهور آمریکایی شوین همراه بود. با وجود اینکه شوین دههها در بازار غرب پیشرفتهای جدی را تجربه کرده بود، حادثهای در کارخانهی شیکاگو باعث شد تا موقعیت آنها به خطر بیافتد. مدیران شوین بهجای حل چالش پیشآمده، تمامی تولیدات خود را به جاینت در تایوان سپردند. چنین رویکردی هزینههای شوین را کاهش و فرصت بازگشت به بازار را به آنها میداد. ازطرفی جاینت فرصت پیدا کرد تا بهرهوری و تخصص فنی خود را در صنعت دوچرخه بهبود دهد.
همکاری نزدیک جاینت با شوین باعث شد که آنها سهچهارم از تولیدات سالانهی آمریکاییها را بر عهده بگیرند. بهعلاوه تیم طراحی جاینت فرصت پیدا کرد تا دانش کاربردی برای طراحی دوچرخههای اختصاصی را از دل طراحیهای شوین استخراج کند. درنهایت آنها در سال ۱۹۸۱ اولین محصولات را با برند خود به بازار عرضه کردند. البته سالها طول کشید تا این برند به نامی شناختهشده در جهان تبدیل شود.

کارخانهی جاینت
در سالهای بعد چالشهای متعددی بر سر راه ارتباط شوین و جاینت پیش آمد. بهعلاوه برند آمریکایی نمیتوانست پاسخ مناسبی به تغییرات بازار بدهد. دوچرخههای ۱۰ دنده فرصت مناسبی را در بازار ایجاد کرده بودند و زمینه را برای تحقیقات پیرامون محصولات پیشرفتهتر آماده کردند. محصولاتی همچون دوچرخههای حرفهای کوهستان و دوچرخههای فوق سبک فیبر کربنی که عاشقان این ورزش را مجذوب خود میکردند. جاینت در آن سالها فناوری لازم و همچنین نیروی انسانی ارزان را برای تولید محصولات انقلابی در اختیار داشت و درنتیجه، فرصتی عالی برای برداشتن قدمهای بزرگتر فراهم شد.
وقتی بنیانگذار و مدیر جاینت، کینگ لیو اعلام کرد که جاینت قصد تولید دوچرخه با برند اختصاصی دارد، همکار آمریکایی خشمگین شد. البته شوین هیچ چارهای برای مقابله با جاینت یا جلوگیری از پیشرفت آنها نداشت و تنها تولید محصولات خود را به شرکت چینی در شنژن سپرد. درواقع نوعی قطع همکاری بین شوین و جاینت پیش آمد که در سالهای بعد منجر به رشد جاینت و سقوط شوین شد.

هویت جدید
جاینت در پی تصمیم شوین بخش عمدهای از کسبوکار تولیدی آنها را از دست داده بود، اما هنوز همکاریهای جزئی با آمریکاییها داشت. درنهایت در سال ۱۹۸۶ دوچرخههای اختصاصی جاینت برای عرضه در بازارهای اروپا به نمایندگان این قاره تحویل داده شدند. اولین دفتر نمایندگی جاینت نیز در پی این تصمیم در هلند تأسیس شد.
مشتریان جاینت در اروپا به دو دسته تقسیم میشدند. دستهای ورزشکاران حرفهای بودند که محصولاتی با فناوریهای بهروز و قابلیتهای کامل نیاز داشتند. دستهی دیگر کاربران عادی بودند که دوچرخهسواری را بهعنوان تفریح انجام میدادند. محصولات مورد انتظار آنها، دوچرخههایی با کیفیت قابل قبول و قیمت پایین بود. شرکت تایوانی نیازهای هر دو گروه را بهخوبی میشناخت و برطرف میکرد. درنتیجه آنها بهسرعت به یکی از بزرگترین صادرکنندگان به اروپا تبدیل شدند.

Cadex 980c اولین دوچرخهی فییر کربنی تولید انبوه جاینت
آنتونی لو، مدیر بعدی جاینت بود که درکنار کینگ لیو سیاستهای توسعهی برند را اجرا میکرد. آنها پس از اروپا، آمریکا را بهعنوان مقصد توسعهی برند انتخاب کردند و بهنوعی به رقابت با شریک قدیمی پرداختند. محصولات جاینت، بازار مشترکی با شوین و دیگر دوچرخهسازهای آمریکایی داشت، اما آنها با عرضهی محصولات با کیفیت و ارزانتر، بهسرعت سهم مناسبی از بازار را تصاحب کردند.
ورود جاینت به آمریکا، شروعی بر دورانی پر از صبر و تلاش مضاعف بود. آنها تا سالها در بازار آمریکا با ضرردهی فعالیت میکردند و حتی خسارتهای مالی تا سال ۲۰۱۰ هم ادامه داشت. درواقع ۲۳ سال طول کشید تا تایوانیها از بازار بزرگ آمریکا سود کسب کنند.

برج معروف جاینت در کارخانهی تایوان
پس از گذشت یک سال از فروش دوچرخههای برند جاینت در آمریکا، تعداد نمایندههای فروش در این کشور از ۵۰۰ به ۱۵۰۰ رسید. در ادامه یک دفتر نمایندگی در نیوبری پارک کالیفرنیا تأسیس شد و ساحل غربی کشور، هدف برنامههای توسعه و بازاریابی تایوانیها قرار گرفت. کالیفرنیا جمعیتی علاقهمند به ورزش و سلامتی، هوای عالی و کیلومترها ساحل زیبا برای دوچرخهسواری داشت و موتور محرک قدرتمندی برای جاینت شد.
دههی ۱۹۹۰ با استقبال یک بازار بزرگتر از محصولات جاینت همراه بود. چینیها کیفیت محصولات برند تایوانی را تأیید میکردند و آنها را برابر با محصولات غربی میدانستند. پیش از این، محصولات تایوانی عموما به کیفیت پایین مشهور بودند و صنعت این کشور به انقلابی عظیم نیاز داشت. جاینت مثالی عالی از تحول در صنعت تایوان بود که از تولیدکنندگی برای یک برند آمریکایی، به برندی مستقل و رقیبی جدی برای آمریکاییها در طراحی، کیفیت و هزینه تبدیل شده بود.

جاینت در سال ۱۹۹۱ برنامهای بهنام Ready to Ride در آمریکا اجرا کرد که دوچرخهها را بهصورت مونتاژ کامل در اختیار مشتریان قرار میداد. این روند باعث شد تا برند تایوانی به نامی شناختهشده در بازار دوچرخهی آمریکا تبدیل شود. با اجرای برنامهی مذکور، فروشندهها دیگر نیاز به صرف زمان زیاد و مونتاژ دوچرخهها نداشتند. مشتریها نیز با انتخابهای جدیدتر و متنوعتر از انواع محصولات کوهستان و جاده روبهرو شدند.
معرفی خانوادهی محصولات Cadex، موقیتهای جاینت در بازار جهانی را افزایش داد. این محصولات مخصوص دوچرخهسواری حرفهای و مسابقهای بودند و بدنهی سبک فیبر کربنی، مزیت اصلی آنها محسوب میشد.

موفقیتهای پیدرپی جاینت در بازارهای آمریکا و اروپا، با سقوط آهستهی شوین همزمان بود. درنهایت شوین اعلام ورشکستگی کرد و کینگ لیو در مصاحبهای با فوربز پیرامون این خبر گفت:
ما بدون شوین نمیتوانستیم به جایگاه امروزی برسیم. ما مفاهیم ابتدایی بسیاری از جمله کیفیت، ارزش به مشتری و خدمات را از آنها آموختیم.
جاینت که بهخوبی توانسته بود درسهای آموخته شده از شوین را به کار بگیرد، بعدها هدف انتقادهای متعددی قرار گرفت. بسیاری از افراد، برند تایوانی را درکنار شرکت چینی، مسبب سقوط شوین و دیگر برندهای آمریکایی میدانستند. بههرحال جاینت با قدرت به فعالیت ادامه میداد و در سال ۱۹۹۲ با فروش ۲۳۰ میلیون دلار، رکوردی قابلتوجه ثبت کرد. در آن سال ۱/۳۵ میلیون دستگاه دوچرخه فروخته شد که بیش از دوسوم آنها، برند اختصاصی جاینت داشتند.

جاینت در مسیر پیشرفت، مرکز تحقیق و توسعهی خود را راهاندازی کرد که بعدها به Techno Center تغییر نام داد. دستاوردهای همین مرکز باعث شد تا برند تایوانی بهعنوان یکی از اولین تولیدکنندههای بدنهی دوچرخه از جنس کامپوزیت کربنی شناخته شود. آنها نام FormulaOne را برای محصول خود انتخاب کردند که بهسرعت به یکی از پرفروشترین بدنههای شرکت تبدیل شد.
مهندسان جاینت، سه مشخصه را بهعنوان عناصر اصلی در مناسب بودن بدنهی دوچرخه در نظر داشتند. سفتی، وزن کم و راحتی دوچرخهسواری، عناصری بودند که در طراحی و ساخت بدنهها مدنظر قرار میگرفتند. برای دستیابی به بهترین نتیجهها، باید تعادلی میان این سه المان برقرار میشد. بهبیاندیگر افزایش یکی از المانها منجر به کاهش دیگری میشد و درنهایت محصول قابلقبولی عرضه نمیشد.

دوچرخهی تاشوی جاینت
توسعهی بینالمللی
در سال ۱۹۹۳ و پس از نهایی شدن ورشکستگی شوین، درخواستها برای خرید این شرکت افزایش یافت. جاینت برخلاف انتظارها به صف خریداران نپیوست و روی توسعهی کسبوکار خود متمرکز شد. آنها مرکز تولیدی جدیدی را در منطقهی کانشان استان جیانگسو در چین تأسیس کردند تا به بازار گستردهی آن کشور خدمترسانی کنند. چینیها حاضر بودند تا هزینهی خوبی برای دوچرخههای کوهستانی حرفهای جاینت بپردازند و درنتیجه شرکت تایوانی فرصت درآمدزایی بالایی با جمعیت میلیاردی کشور مقصد داشت.
جاینت در سال ۱۹۹۵ سیاست توسعهی همهجانبه در آمریکای شمالی را در پیش گرفت. آنها در پی مذاکره و همکاری با خردهفروشهای بزرگ منطقه یعنی والمارت، کیمارت و سیرز بودند. ازطرفی خردهفروشهای آمریکایی تنها محصولات داخلی را میفروختند که به نفع برندهایی همچون هافی، مورای و رودمستر تمام میشد. چین هم در همان سالها تلاش میکرد تا به بازار آمریکا وارد شود. وزارت بازرگانی آمریکا چینیها را به کاهش غیرمنطقی قیمتها با هدف کسب سریع سهم بازار کشور، متهم کرد.

دوچرخهی برقی جاینت
پس از ناامیدی از خردهفروشهای بزرگ آمریکا، تایوانیها به برندهای دیگر همچون تویزآرآس و تارگت روی آوردند. این برندها فروش محصولات وارداتی را نیز درکنار محصولات داخلی انجام میدادند. درنهایت بهکمک خردهفروشیهای بزرگ و فروشگاههای تخصصی دوچرخه در آمریکا، دوچرخههای وارداتی ۳۵ درصد از بازار آمریکا را در اختیار گرفتند.
با افزایش شهرت جاینت در سطح جهانی، علاقه به سرمایهگذاری در این شرکت نیز افزایش یافت. گلدمن ساکس بهعنوان یکی از اولین سرمایهگذاران وارد میدان شد و با پرداخت ۱۲/۵ میلیون دلار، ۹ درصد از سهام جاینت را خریداری کرد. ورود سرمایهی جدید باعث شد تا بخش تحقیق و توسعه با قدرت بیشتری به کار خود ادامه دهد. بهعلاوه، اعتبار مورد نیاز برای پیشرفت برند نیز با اضافه شدن نام گلدمن ساکس، بهدست آمد.

مدل ۲۰۱۹ دوچرخهی جادهای جاینت TCR
فناوری و هوش بالای سازمانی، نقطهی تمایز جاینت از دیگر فعالان آسیایی بود. در سال ۱۹۹۵ طراحی جدید بهنام Compact Road Design معرفی شد که با تغییر طراحی، طول لولههای بدنه را کاهش میداد. این کاهش نهتنها منجر به بهبود وزن دوچرخه میشد، بلکه خمیدگی کمتر و آیرودینامیک بهتر را نیز برای آن بههمراه داشت. طراحی جاینت بهمرور در تمام صنعت دوچرخهسازی نفوذ کرد و تقریبا همهی تولیدکنندهها از آن برای کاهش وزن و بهبود عملکرد محصولات خود استفاده کردند.
جاینت برای اولینبار در سال ۱۹۹۵، تیم اختصاصی دوچرخهسواری خود را در مسابقات جام جهانی دوچرخهسواری کوهستان شرکت داد. در میان اعضای تیم جاینت نامهای مشهوری همچون جان توماک و رون هایدال قرار داشتند که بهتریتب قهرمانان آمریکایی و نروژی دوچرخهسواری در سطح جهانی بودند.

دوچرخهسوار عضو تیم دوچرخهسواری کوهستان جاینت
در نیمهی دوم دههی ۱۹۹۰، تقاضا برای دوچرخههای جادهای و BMX افزایش یافت و درنتیجه دوچرخههای کوهستانی و حرفهای کمتری به فروش رفتند. بسیاری از تولیدکنندههای آمریکایی نیز با احساس خطر تولیدکنندههای چینی، تایوانی و کرهای، کارخانههای خود را تعطیل کرده و مراکزی در آسیا و مکزیک تأسیس کردند.
جاینت در بازار شدیدا رقابتی پایان قرن بیستم تمام تلاش خود را به کار گرفت تا در صدر اخبار باقی بماند. آنها میلیونها دلار در بخش تحقیق و توسعه هزینه کردند. بهعلاوه، همکاری با شرکتهای بزرگی همچون خودروساز فرانسوی رنو و شرکت آمریکایی Eddie Bauer هم برای تولید محصولات مشترک در دستور کار تایوانیها قرار گرفت. بهعلاوه مرکز تولیدی جدیدی در هلند تأسیس شد تا نیازهای بازار روبهرشد اروپا بهتر تأمین شود.

دوچرخهی جادهای جاینت Propel
تنها رقیب آمریکایی جاینت در بحث نوآوری و فناوری، شرکت Trek بود که در واترلو ویسکانسین فعالیت میکرد. ترک از دههی ۱۹۷۰ در صنعت دوچرخهسازی بود و بهصورت اختصاصی در تولید محصولات شخصیسازی شده و مخصوص فعالیت میکرد. رقیب دیگر اسپشیالایزد بود که حتی نام خود را نیز با هدف فعالیت در بازار دوچرخههای ویژه انتخاب کرد. این شرکت در کالیفرنیا و نزدیکی زیرمجموعهی جاینت فعالیت میکرد. شرکت آمریکایی دیگر که بهمرور محبوبیت خود را افزایش میداد، کنوندل نام داشت که در جورجتاون کنتیکت فعال بود. محصولات کنوندل به طراحی و ساخت خاص و کیفیت بالا مشهور بودند.
سالهای اخیر و وضعیت کنونی برند جاینت
با ورود به قرن ۲۱، جاینت فرمانروایی خود را در بازار دوچرخه تثبیت کرده بود. جاینت به نامی شناختهشده در سرتاسر جهان تبدیل شده بود و فروش محصولات آنها در همهی کشورها، روندی عادی بهنظر میرسید. در آن سالها برندهای قدیمی همچون شوین و هافی در بازار محصولات معمولی فعال بودند، اما برندهای جدید همچون جاینت، محصولاتی با کاربری ویژه تولید میکردند که عاشقان دوچرخهسواری حاضر به هزینه کردن چند هزار دلار بیشتر برای آنها بودند.

در سال ۲۰۰۰ نزدیک به چهار میلیون دوچرخه توسط جاینت تولید شد. درآمد سال ۲۰۰۱ به ۴۳۰ میلیون دلار رسید و شرکت با اجرای برنامههای اسپانسرینگ تیمهای ورزشی، شهرت خود را بیشازپیش افزایش میداد. بهعنوان نمونهای از همکاریها میتوان قهرمان دوچرخهسواری کوهستان، مایلز راکول را نام برد که برای فصل ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ با برند جاینت در مسابقات شرکت کرد. بهعلاوه چند تیم نیز در سال ۲۰۰۲ از دوچرخههای جاینت در مسابقات توردو فرانس استفاده کردند. جاینت در آن زمان اولین شرکت آسیایی بود که محصولات کربنی خود را در مسابقهای پر از طراحان اروپایی عرضه میکرد.
جاینت در سالهای ابتدایی قرن ۲۱ سالانه چهار تا ۶ میلیون دوچرخه تولید میکرد. آنها در چین و تایوان بهعنوان برترین برند دوچرخه شناخته میشدند. در آمریکای شمالی، جاینت پس از ترک قرار داشت که همکاری با قهرمان هفت سالهی توردوفرانس یعنی لانس آرمسترانگ، اعتبار خوبی برایشان ایجاد کرده بود. برند تایوانی در اروپا هم بهعنوان سومین برند شناخته میشد. پاناسونیک، شریک استراتژیک جاینت در ژاپن بود و محصولات این شرکت را با برند خود به فروش میرساند. همین همکاری، پاناسونیک را به برند برتر دوچرخه در ژاپن تبدیل کرد.

کینگ لیو در تور دوچرخهسواری در ۸۰ سالگی
جاینت با هدف تأمین موفقیتهای آتی و حفظ کیفیت تولیدات تایوانی، همکاریهایی را با شرکتهای دیگر انجام داد. از میان آنها میتوان به مریدا اشاره کرد که بهمرور به رقیبی برای خود جاینت تبدیل میشد. این همکاری بهنام A-Team Alliance در سال ۲۰۰۳ شروع شد تا بسیاری از درگیریهای قیمتگذاری بین تولیدکنندههای تایوانی پایان یابد و از آن مهمتر، رقابتی بهتر با تولیدکنندههای آمریکایی و چینی ترتیب دهند. مدیریت رویکرد اتحادی جدید بر عهدهی خودروساز بزرگ ژاپنی، تویوتا بود. اتفاق مهم دیگر جاینت در آن سالها، تأسیس مرکز تولیدی در چین با هدف آمادهسازی برای المپیک ۲۰۰۸ پکن بود.
در ادامهی روند توسعه، فعالیتهای جاینت به ۶ بخش اصلی تقسیم شدند که هرکدام روی محصولات خاصی از بازار دوچرخه متمرکز میشدند. دوچرخههای کوهستان برای مسیرهای دشوار، دوچرخههای جادهای با وزن پایین و متمرکز بر سرعت، دوچرخههای روزمره برای کاربران با اهداف سلامتی و تفریحی، دوچرخههای مخصوص زنان با طراحی مخصوص در بدنه، دوچرخههای BMX با ابعاد کوچکتر و بدنهی مقاوم برای حرکتهای نمایشی، و دوچرخههای کودکان با ابعاد کوچک، دستهبندی ۶ گانهی محصولات جاینت بودند.

کینگ لیو
درآمد جاینت در سال ۲۰۰۵ به ۸۱۳ میلیون دلار رسید و برنامههای تبلیغاتی و تلاش برای بهبود هویت برند، با جدیت پیگری شدند. یکی از برنامههای مهم، عقد قرارداد اسپانسرینگ با تیم دوچرخهسواری T-Mobile بود که تعدادی از برترین دوچرخهسوارهای جهان در آن حضور دارند. جاینت بهمدت چهار سال پشتیبانی از این تیم را بر عهده گرفت.
کینگ لیو بنیانگذار جاینت، در طول سالها فعالیت در صنعت دوچرخهسواری، تجربهی زیادی در سواری با محصولات خود نداشت. او بیشتر به فعالیتهای مدریتی شرکت میرسید و هیچگاه دوچرخهسواری را بهعنوان ورزشی حرفهای ندید. البته در سال ۲۰۰۷ برنامهای با هدف پیامرسانی پیرامون زندگی سالم و دوستدار محیط زیست با دوچرخهسواری شروع کرد. در این برنامه، کینگ لیو ۸۰ ساله توری ۱۵ روزه با دوچرخهسواری در سرتاسر تایوان اجرا کرد. برنامههای مشابه نیز در سالهای بعد در چین و هلند برگزار شدند.

دوچرخهی جادهای جاینت Defy
صنعت دوچرخههای حرفهای هنوز هم زمین فعالیت اصلی جاینت محسوب میشود. آنها انواع محصولات را برای سلیقههای متنوع تولید میکنند و بههمین دلیل، با ظهور دوچرخههای الکتریکی هم با محصولی بهنام Revive قدرت خود را در این بازار نشان دادند. نوآوری بزرگ دیگر در سالهای پایانی دههی ۲۰۰۰، ترکیب مواد جدید و بهبود ساختارهای کامپوزیتی بدنه بود که در بدنهای با برند Alliance به جهان معرفی شد.
بدنهی Alliance یکی از نوآوریهای عالی جاینت در طراحی و ساخت بدنهی دوچرخه محسوب میشود. آنها بهترین بدنههای کامپیوزیتی مدل formulaOne خود با سبکترین وزن و بیشترین نرخ جذب شوک انتخاب کرده و با سختی آلومینیم در قطعات پایینی ترکیب کردند. فناوری جدید این بدنه، مزایای سبکی و سفتی را در بهترین حالت به کاربر عرضه میکند. درنتیجهی همین پیشرفتها، حتی شرکت ایتالیایی Colnago که به لامبورگینی دوچرخهسازها شهرت دارد، برای بدنهی برخی از محصولات خود با جاینت همکاری میکند.

سیستم تعلیق Maestro
سیستم تعلیق Maestro نوآوری بعدی جاینت بود که در سال ۲۰۰۶ معرفی شد. انتقال قدرت بهتر و تعلیق در سمت عقب دوچرخه، از اهداف طراحی و پیادهسازی سیستم ماسترو بود. علاوهبر این سیستم تعلیق، طراحی بدنه TCR نیز در آن سالها شهرت یافت که هنوز توسط تیمهای بزرگ دوچرخهسواری سفارش داده میشود. از تیمهای مشهوری که دوچرخههای کامپوزیتی جاینت را سفارش دادند میتوان به Rabobank، Giant-Shimano، Giant-Alpecin و Sunweb اشاره کرد.
درحالحاضر جاینت دوچرخههای خود را بسته به نوع کاربران دستهبندی میکند. دورچرخههای این برند تایوانی در دستههایی بهنامهای On-Road، X-Road، Off-Road، E-Bikes و Youth تولید میشوند که در هرکدام از آنها محصولاتی با کاربردهای متنوع از مسابقه تا جاده و استقامت و موارد دیگر عرضه میشود. در میان جدیدترین محصولات این شرکت نیز علاوهبر دوچرخههای حرفهای سنتی میتوان انواع تاشو، برقی و هیبریدی را مشاهده کرد که +Road-E از مشهورترین انواع هیبریدی آنها محسوب میشود.
فعالیتهای عمومی
جاینت در سالهای اخیر همکاریهای متعددی را نیز با همکاری سازمانهای غیرانتفاعی و دولتها انجام داده است که علاوهبر انجام مسئولیت اجتماعی، منجر به افزایش شهرت آنها نیز میشود. از میان برنامهها در داخل کشور تایوان میتوان به Youbike در تایپه اشاره کرد. جاینت با همکاری شهردادری این شهر، برنامه را در سال ۲۰۱۲ شروع کرد و دوچرخههایی را برای استفادهی عمومی در اختیار مراکز مربوطه قرار داد. برنامهی یوبایک امروز شهرت بالایی در میان شهروندان تایپه دارد که بهمرور توانست فرهنگ موتورسیکلتهای پر سروصداری تایپه را به حملونقل عمومی با دوچرخه تغییر دهد.

دوچرخههای طرح یوبایک جاینت
برنامهی یوبایک جاینت در تایپه، منجر به افزایش خطوط مخصوص دوچرخهسواری در این شهر شد. بهعلاوه ۲۳۰ ایستگاه اجاره و ۷،۷۰۰ دوچرخهی در دسترس شهروندان، دوچرخهسواری را به جایگزینی منطقی حتی برای وسایل حملونقل عمومی تبدیل کرده است. برنامهی یوبایک تا امروز رکورد ۸۹ میلیون کرایهی دوچرخه دارد.
از دیگر برنامههای عمومی جاینت در کشورهای سرتاسر جهان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- Bahati Foundation: بنیادی غیرانتفاعی که با همکاری جاینت در کشورهای فقیر دورههای آموزشی و انگیزشی برگزار میکند. هدف برنامهها، تقویت اعتمادبهنفس و مهارتهای جوانان در این کشورها برای پیشرفت در تحصیلات، درک فناوری و مهندسی و همچنین دوچرخهسواری است.
- Project Bike Tech: آموزش ازطریق المانهای فنی دوچرخه که دانشآموزان را علاوهبر آشنایی با علم دوچرخهسازی، در تحصیلات پایهای نیز تقویت میکند. بهعلاوه دانشآموزان برگزیدهی این دورهها برای تصاحب شغلهایی مرتبط با صنعت دوچرخه انتخاب شده و آموزش داده میشوند.
- Sprockids: آموزش دوچرخهسواری آفرود به کودکان و نوجوانان که با هدف پوشش سهم عمدهای از جامعه در بیش از ۲۰ کشور جهان برگزار میشود. هدف اصلی برنامه، درگیر کردن هرچه بیشتر کودکان و خانوادههای آنها با دوچرخهسواری است.
- People for Bikes: فرصتی برای افرادی که به دوچرخهسواری اهمیت میدهند و قصد دارند صدای خود را با هدف افزایش آگاهی به همهی جوامع برسانند. این گروه با دولتها و سازمانها مذاکرات متعددی را انجام میدهد تا فرهنگ دوچرخهسواری و شرایط انجام آن، هرچه بیشتر و بهتر توسعه یابد.

قهرمانی در تور دو فرانس با حمایت جاینت
جاینت را میتوان نمونهای از کسبوکارها موفق تایوانی دانست که با پیشرفت در سطرح بینالمللی، سهم بالایی را در تغییر نگرش جهانیان نسبت به تولیدات این کشور برداشت. آنها امروز بهعنوان برندی باکیفیت در سرتاسر جهان شناخته میشوند که با تولید سالانه میلیونها دوچرخه و درآمد نزدیک به دو میلیارد دلار، سهم عمدهای از بازار را در اختیار دارند.
اینتل پردازندههای خود بهنام آیس لیک Gen 11 را در دو نسخه با توانهای عملیاتی ۱۵ و ۲۵ وات ارائه میکند تا سازندگان لپتاپ بسته به راهحلهای دمایی و میزان باتری محصولات خود، نمونهی ایدهآل را بهکار ببرند. روزنامهنگاران در جریان کامپیوتکس فرصت داشتند تا کارایی این دو نوع پردازنده را با هم مقایسه کنند. برای مقایسهی پردازش و کیفیت گرافیک این پردازندهها نیز از بازی CS: GO استفاده شد.
بررسیهای اولیه بین مدلهای متفاوت پردازندهی آیس لیک نشان از برتری مدل ۲۵ واتی دارد. خروجیهای گرافیکی نشان میدهد که این مدل ۴۳ درصد بهبود FPS را به کاربر ارائه میکند.
مدل ۱۵ واتی از پردازندههای آیس لیک احتمالا در اولترابوکهای باریک استفاده خواهد شد؛ درحالیکه نسخهی ۲۵ واتی در لپتاپهایی بزرگتر و حرفهایتر کاربرد خواهد داشت. اگر تصاویر آزمایشی از بازی CS: GO را معیاری برای مقایسهی مدلهای متنوع پردازندهی اینتل در نظر بگیریم، میتوان ادعا کرد که نسخهی ۲۵ واتی ۴۰ درصد کارایی بهتر دارد.
آزمایش پردازندههای اینتل در رزولوشن 1080p انجام شد. هر دو مدل پردازنده بازی را بهراحتی و با گرافیکی روان اجرا کردند. در تصویر زیر میتوانید نمونهای از تصاویر آزمایش پردازندهها را مشاهده کنید.

همانطور که در تصویر دیده میشود، پردازندهی گرافیکی آیس لیک در حالت ۱۵ واتی FPS در حدود ۶۷ تا ۶۹ را به کاربر ارائه میکند. با تغییر وضعیت به حالت ۲۵ واتی، کیفیت به ۹۷ تا ۱۰۰ افزایش مییابد. البته در آزمایشهای مذکور برای تصویربرداری بهتر بازیکن در حالت ثابت بود و تغییری در شرایط گرافیکی انجام نمیشد. بههرحال کیفیت تصاویر نشان میدهد که شاهد بهبودی قابلتوجه در پردازندههای گرافیکی داخلی در لپتاپها خواهیم بود.
پردازندهی گرافیکی آیس لیک از هماهنگی تطبیقی بهره میبرد. درنتیجه نرخ بازسازی پایینتر با این پردازندهها، تصویری بهتر را به کاربر ارائه میکند. بهعلاوه قدرت بالاتر پردازندههای اینتل به آنها امکان اجرای بازیهای حرفهایتری را میدهد که پردازندههای گرافیکی داخلی دیگر، توانایی اجرای آنها را نخواهند داشت. اینتل عرضهی پردازندههای ۱۰ نانومتری آیس لیک را شروع کرده است و بهزودی شاهد عرضهی آنها در لپتاپهای متنوع خواهیم بود.
گرافیک آیس لیک نسل ۱۱ براساس پردازشهای ۱۰ نانومتری فعالیت میکند و همچنین با هدف استفاده از استراتژی 2x توسط اینتل طراحی شده است. استراتژی مذکور بهمعنای بهرهبرداری دوبرابری از پردازندهها در طراحی مشابه گذشته خواهد بود. همهی برنامهها با این هدف طراحی شدهاند که اینتل سهم حداکثری از بازار پردازندههای گرافیکی داخلی داشته باشد.
اینتل سال گذشته در نمایشگاه کامپیوتکس از طرح اولیهی کامپیوتر شخصی Tiger Rapids با نمایشگر دوگانه رونمایی کرد. در نمایشگاه امسال لپتاپهای مجهز به صفحهنمایش دوگانه به محصولاتی عادی تبدیل شدند و تقریبا همهی شرکتها نمونهایی از آنها را به نمایش گذاشتند. اینتل نیز مانند بازیگران دیگر تمرکز خود را روی این نوع از لپتاپ گذاشت و با چند محصول جدید، کاربران را مشتاق آینده کرد.
یکی از نمونههای اولیهی کامپیوتر شخصی اینتل بهنام Ambient PC معرفی شد که نمایشگری در لبهی دستگاه به کاربر ارائه میکند. این نمایشگر امکان تعامل با لپتاپ بدون باز کردن در آن را فراهم میکند. بهعلاوه اینتل از بازار لپتاپهای با نمایشگر دوگانه هم کوتاه نیامد و Honeycomb Glacier را معرفی کرد که نمایشگری مورب به لپتاپ اضافه میکند. نمونهی اولیهی دیگری نیز با دو نمایشگر بهنام Twin Rivers معرفی شد که با پوششی خاص، پاسخی به لپتاپهای چوبی و چرمی HP بود.
توزیعکنندههای کامپیوترهای شخصی استقبال خوبی از طرحهای اولیهی اینتل داشتهاند. آنها با استفاده از همین طراحیها و نوآوریهای جدید، ایدهی مرگ کامپیوترهای شخصی را نقض و ابزارهایی جدید برای کاربران علاقهمند به بازار ارائه میکنند.

Ambient PC
طرح مفهومی امبیت اینتل لپتاپی شبیه به گلکسی نوت اج را نشان میدهد. با چنین تعریفی میتوانید درکی اولیه از تعریف طرح مفهومی جدید اینتل داشته باشید. نمایشگری خمیده و کوچک در لبهی دستگاه قرار دارد که تنها چند آیکن در آن جانمایی میشوند.
نمایشگر شیشهای که در لبهی لپتاپ امبینت قرار میگیرد قابلیت لمسی دارد. با لمس هر آیکن، اپلیکیشن مرتبط کوچکی اجرا میشود که قابلیت تعامل را به کاربر میدهد. بهعنوان مثال با لمس آیکن تقویم، اپلیکیشن تقویم بهصورت نواری اجرا میشود که رخدادها و قرار ملاقاتها را به کاربر نمایش میدهد. حتی اپلیکیشن اسپاتیفای هم در طرح اولیهی امبینت دیده میشود که بهمحض لمس، موسیقی را ازطریق اسپیکرهای لپتاپ پخش میکند. البته اسپیکرها در حالت بسته کیفیت بالایی ارائه نمیکنند.

امکانات امبینت تنها به نمایشگر لبهای ختم نمیشود. اینتل مجموعهای از میکروفنهای حرفهای را هم در لپتاپ جدید خود تعبیه کرد که با آمازون الکسا ارتباط برقرار میکند.
نوآوری دیگر اینتل در طرح اولیهی امبینت، در بخش دوربین دیده میشود. غول پردازنده در لپتاپ مورد نظر خود یک دوربین ۳۶۰ درجه قرار داده است. وقتی در لپتاپ بسته باشد، گویی با یک دوربین عادی پشتی در آن روبهرو هستیم. درحالیکه طبق ادعای سخنگوی اینتل این دوربین حالت ۳۶۰ درجه دارد و بهمحض نزدیک شدن کاربر اصلی، چهرهی او را برای صدور مجوز کار کردن با اپلیکیشنهای نمایشگر لبهای اسکن میکند. در دورانی که شرکتهای دیگر بهدنبال دکمههایی برای غیرفعالسازی سنسورهای دوربین و غیره با هدف افزایش حریم خصوصی هستند، پیادهسازی یک دوربین ۳۶۰ درجه در پشت لپتاپ انتخاب جالب توجهی به نظر میرسد.

امکانات لپتاپ امبینت پیسی اینتل شاید منجر به بحثهایی در دنیای تولیدکنندههای کامپیوتر شخصی شود. بهعنوان مثال آنها از خود میپرسند آیا استفاده از تقویم و اسپاتیفای با گوشی هوشمند عاقلانهتر و کاربردیتر از نمایشگر لبهای اینتل نخواهد بود؟ شاید هم دلیل اینتل برای پیادهسازی چنین طرحی تنها سبک جدیدی از نمایش اعلانها به کاربر باشد که بههرحال با مصرف انرژی کمتری محقق خواهد شد.
Twin Rivers
طرفداران کامپیوترهای شخصی علاقهمندیهای متنوعی دارند. برخی از آنها بهدنبال بالاترین کاربرد و قدرت هستند که در طراحیهای زمخت و شاید برخی اوقات رنگبندیهای جذاب RGB دیده میشوند. برخی از علاقهمندان نیز بهدنبال سادگی هرچه بیشتر و طراحیهای با جزئیات کمتر هستند. بهعلاوه در کامپیوتکس هم شاهد نمونههایی از جنس چوب یا چرم از HP بودیم که کاربران علاقهمند به طراحیهای کلاسیک را راضی میکند.

طرح اولیهی اینتل از لپتاپهای توین ریورز پوششی شبیه به جنسی آلکانتارا دارد که مایکروسافت یک بار در لپتاپهای سرفیس استفاده کرد. لپتاپ توین ریورز دو نمایشگر لمسی دارد که به سمت یکدیگر بسته میشوند. طرح جدید اینتل را میتوان نوعی دستگاه با هدف تماشا و مصرف محتوا دانست. درواقع از آنجا که صفحهکلید در نمایشگر لمسی به کاربر عرضه میشود، شاید کاربرد چندان آسانی در وارد کردن متن و محتوا به او ندهد.
اینتل برای نمایش طرح مفهومی خود از محتوای جذابی در توین ریورز استفاده کرد. آنها یک کتاب کمیک را در نمایشگر دوگانه قرار دادند که برای ورق زدن آن نیز انیمیشن ورق زدن طبیعی طراحی شده بود.
لپتاپ توین ریورز اینتل بهجای پردازندهی کممصرف سری Y از پردازندهی سری U استفاده میکند. در این لپتاپ، فن تعبیه نشده و پس از بسته شدن، شاهد طراحی زیبا و چشمنوازی هستیم.
Honeycomb Glacier
لپتاپ بعدی اینتل طراحی خلاقانهای دارد که در کمتر کامپیوتر شخصی دیدهایم. البته این طرح مفهومی قبلا در لپتاپی واقعی از ایسوس بهنام ذنبوک دو پرو در کامپیوتکس دیده شد. ایسوس در آن لپتاپ یک نمایشگر ۱۴ اینچی و یک نمایشگر ۱۵/۶ اینچی را در لپتاپی به وزن ۲/۵ کیلوگرم جانمایی کرده است که نمایشگر کوچکتر در بالای صفحهکلید قرار میگرفت. شاید چنین ترکیبی برای کاربران قدیمی کامپیوترهای شخصی کمی عجیب به نظر برسد.

طرح مفهومی هانیکام اینتل،قابلیت بالا آوردن نمایشگر دوم را به کاربر میدهد. در طراحی اینتل از دو سری لولا استفاده شد که اولی برای بالا آوردن نمایشگر کوچکتر و دیگری برای تنظیم نمایشگر بزرگ استفاده میشود. با استفاده از دو سری لولا، تنظیم ارتفاع نمایشگر لپتاپ برای تراز شدن با چشم کاربر، آسانتر صورت میگیرد.
اولین نمایش عمومی طرح مفهومی هانیکام در ماه مارس برای روزنامهنگاران صورت گرفت. البته در آن زمان طرح اولیه که محرمانه قلمداد میشد، آنچنان کاربردی نبود. نمونهای که در کامپیوتکس معرفی شد تجربهای کاملا زنده را در اختیار کارشناسان و کاربران قرار داد. نمایشگر دوم این لپتاپ، پنلی با ابعاد ۱۲/۳ اینچ است که رزولوشن ۷۲۰*۱۹۲۰ را به کاربر ارائه میکند و نمایشگر اصلی، ابعاد ۱۵/۶ اینچی و کیفیت نمایش 1080p دارد.
اینتل احتمالا در لپتاپ هانیکام از نسل دهم پردازندههای آیسلیک استفاده خواهد کرد. دربارهی نمایشگر دوم این لپتاپ بهتر است بدانید که بالا آمدن آن منجر به تخلیهی بهتر گرما از کامپیوتر نیز میشود. برای پردازندهی گرافیکی نیز احتمالا تراشهی مخصوص اینتل از خانوادهی Xe در لپتاپ هانیکام استفاده خواهد شد.
روز گذشته، یک گروه اینترنتی به سایت سازمان تأمین اجتماعی نفوذ کرد و اطلاعاتی مبنی بر خطر ورشکستگی سازمان تأمین اجتماعی را روی وبسایت این سازمان منتشر کرد. این ماجرا واکنشهای گستردهای را در شبکههای اجتماعی به همراه داشت و عدهی زیادی از مردم نسبت به سرقت اطلاعات خود ابراز نگرانی کرده بودند؛ اما سرپرست سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد جای هیچ نگرانی نیست و هکرها تنها به سایت خبری این سازمان دسترسی پیدا کردهاند.
محمد حسن زدا، سرپرست سازمان تأمین اجتماعی با انتشار پستی در اینستاگرام خود در مورد حملهی اینترنتی روز گذشته به وبسایت سازمان تأمین اجتماعی توضیحاتی را ارائه داد. وی ضمن تشکر از کارشناسان حوزهی راهبری سیستمهای سازمان تأمین اجتماعی و شرکت خدمات ماشینی تأمین اعلام کرد اطلاعات مربوطبه تمامی سامانهها، سوابق بیمهشدگان، مستمریبگیران و کارفرمایان ایمن است و جای هیچ نگرانی نیست.
بهگفتهی وی کارشناسان فنی در کمترین زمان ممکن از این حمله آگاه شدند و بعد از بررسی کامل ابعاد فنی، اقدامات لازم را انجام دادند. وی گفت:
این گروه برای دقایق بسیار کوتاهی توانست به سایت خبری سازمان؛ تأکید میکنم سایت خبری، نفوذ کرده و اطلاعات مبهم و دستکاریشدهی خود را منتشر کند که بلافاصله با واکنش کارشناسان سازمان مواجه شد. خوشبختانه بررسیهای دقیق تیمهای فنی حکایت از صحت و سلامت تمامی سامانهها، اطلاعات و سوابق بیمهشدگان، مستمریبگیران و کارفرمایان عزیز دارد و جای هیچ نگرانی نیست.
کادیلاک جزو خودروسازانی است که هنوز به تولید خودروهای سدان علاقهمند است و برای سدانهای خود برنامهی بلند مدت دارد. این خودروساز آمریکایی برای سال ۲۰۲۰ اقدام به معرفی دو مدل سدان جدید کرده است که CT4-V و CT5-V نام دارند. ابتدا به مدل CT4 میپردازیم که جایگزین مدل ATS شده است. کادیلاک ATS عمر کوتاهی داشت و برای رقابت با بیامو سری ۳، مرسدس بنز کلاس سی و آئودی A4 طراحی شده بود اما با وجود تواناییهایش نتوانست آنطور که باید در بازار عمل کند و به همین خاطر کادیلاک آن را با CT4 جایگزین کرد. حالا مدل CT4-V بهعنوان نسخهای قوی و اسپرت از CT4 معرفی شده است.

همانند هر سدان اسپرتی جذابترین مشخصهی این خودرو نیز در زیر کاپوت آن قرار دارد. کادیلاک از یک پیشرانهی V6 توربوشارژردار در زیر کاپوت این مدل استفاده کرده است که میتواند ۳۲۰ اسببخار قدرت و ۵۰۰ نیوتونمتر گشتاور تولید کند. گرچه در مقایسه با مدل ATS-V که ۴۶۴ اسببخار قدرت داشت این مدل قدرت کمتری دارد اما کادیلاک گفته است که در این مدل تمرکز اصلی روی توانایی خودرو در پیمودن پیچها است و به همین دلیل نیز تقسیم وزن CT4 نیز بهصورت ۵۰/۵۰ انجام شده است.

قدرت پیشرانه در این مدل با استفاده از یک جعبهدندهی ۱۰ سرعتهی خودکار به چرخهای عقب یا هر چهارچرخ خودرو انتقال پیدا میکند. این جعبهدنده تنها جعبهدندهای است که در این خودرو نصب میشود و خبری از جعبهدندهی دستی نیست. در مدل دیفرانسیل عقب کادیلاک برای چسبندگی بهتر خودرو به سطح جاده از سیستم Magnetic Ride Control 4.0 به همراه دیفرانسیل لغزش محدود الکترونیکی استفاده کرده است. در مدل چهارچرخ محرک نیز کمک فنرهای از نوع فعال MVS ساخت ZF هستند. به جز مجموعهی پیشرانه و جعبهدنده، کادیلاک برای مهار کردن سدان اسپرت خود به ترمزهای برمبو که دیسکهای آن در جلو ۱۲.۶ اینچ قطر دارند متکی است. در CT4-V میتوانید با استفاده از حالت سیستم تغییر حالتهای مختلف رانندگی بسته به نیاز خود خودرو را تنظیم کنید و در حالت V-Mode نیز امکان شخصی سازی تک تک تنظیمات وجود دارد.

مقالههای مرتبط:
از نظر ظاهری طراحی این خودرو بسیار به مدل بزرگتر CT5 شباهت دارد. کادیلاک متاسفانه هنوز اطلاعاتی از امکانات این خودرو منتشر نکرده است و برای دستیابی به فهرست امکانات این مدل باید تا زمان رونمایی رسمی از CT4 صبر کنیم اما آنچه تاکنون مشخص است این است که مدلهای V از کروز کنترل هوشمند جدید کادیلاک به نام سوپر کروز بهرهمند خواهند بود.

اینکه کادیلاک قبل از رونمایی رسمی از یک خودرو نسخهی قویتر آن را معرفی کند اقدام نامعمولی است و به ندرت اتفاق میافتد؛ اما این مسئله را باید مربوطبه مدل CT5 نیز دانست چون همزمان با CT4-V کادیلاک مدل اسپرت CT5 را هم با نام CT5-V رونمایی کرده است.
کادیلاک CT5-V در حقیقت ادامه دهندهی راه مدل CTS-V است که ۶۴۰ اسببخار قدرت داشت. اما مدل جدید قدرت بسیار پایینتری دارد چون بهجای آن پیشرانهی V8 قدیمی در این مدل از یک پیشرانهی V6 تویین توربو با حجم ۳ لیتر استفاده شده است که ۳۰۰ اسببخار قدرت و ۵۴۲ نیوتونمتر گشتاور تولید میکند. این مدل نیز مانند CT4-V برای انتقال نیرو به یک جعبهدندهی ۱۰ سرعتهی خودکار متکی است. کادیلاک CT5-V را نیز میتوان در نسخهی دیفرانسیل عقب یا دو دیفرانسیل خریداری کرد.

کادیلاک از تواناییهای حرکتی این مدل مانند شتاب صفر تا صد کیلومتر و حداکثر سرعت چیزی اعلام نکرده است ولی باتوجهبه وجود سیستم Magnetic Ride Control 4.0 و سیستم کنترل کشش پیشرفته در این خودرو باید انتظار اعداد و ارقام خوبی را داشت. در این مدل نیز حالت رانندگی V-Mode امکان شخصی سازی گستردهای را به راننده میدهد. ترمزهای CT5-V هم از نوع برمبو هستند و دیسک جلوی آن ۱۳.۶ اینچ قطر دارد. به جز سیستم کروز کنترل هوشمند جدید کادیلاک یکی از آپشنهای جالب این خودرو پوشش محافظ مونوکرومیک برای رنگ بدنه است.

مقالههای مرتبط:
بهگفتهی براندون ویوان مدیر اجرایی کادیلاک، مدلهای جدید V خودروهایی هستند که در عین لوکس بودن تواناییهای حرکتی بالایی را به رانندگان خود ارائه میکنند. کادیلاک CT5-V و CT4-V هر دو از اوایل سال آینده بهعنوان مدلهای ۲۰۲۰ وارد بازار خواهند شد.

اوایل اسفندماه گفته شد که اینتل قصد دارد طی برنامهای بهنام اودیسه، گیمرها را در جریان آخرین تحولات پردازندههای گرافیکی جدید خود قرار دهد. درجریان نمایشگاه کامپیوتکس ۲۰۱۹، اینتل رویداد آزمایشی اودیسه را برگزار کرد و طرحهای مفهومی کارتهای گرافیکی را مربوطبه سال ۲۰۳۵ بهاشتراک گذاشت تا تصویری از کارتهای گرافیکی که درسالهای بعد معرفی میشوند ارائه دهد.
این رویداد، بخشی از برنامهی گسترده اینتل موسوم به «Join Odyssey» است. همانطور که گفته شد برنامهی اودیسه با هدف بروز کردن اطلاعات علاقهمندان به گیمینگ راهبرد میشود و اینتل قصد دارد ازطریق این برنامه، آخرین اخبار را ازطریق Intel Gaming Access در اختیار علاقهمندان قرار دهد.
رویداد اودیسه اینتل، بهصورت آزمایشی و با هدف اشتراکگذاری اطلاعات اینتل با گیمرها، همچنین دریافت بازخوردهای آنها برگزار شد. گرگوری برینت، مدیر بخش سرویس مشتریان اینتل بههمراه لیزا پیرس مدیر تیم گرافیک و نرمافزار شرکت، نرمافزار ارتقایافتهی Graphics Command Center اینتل را معرفی کرد که از امروز درمایکروسافت استور در دسترس کاربران قرار دارد. نرمافزار جدید اینتل با رابط کاربری بهبودیافته و قابلیتهای بهبود یافتهای از جمله بهبود عملکرد فقط با یک کلیک معرفی شده است.
همچنین اینتل طرحهای مفهومی کارتهای گرافیکی سری Xe را بهنمایش گذاشت که تصویری از شکل ظاهری کارتهای گرافیک در سال ۲۰۳۵ ارائه میدهند. تصاویر تنها طراحی مفهومی کارتهای گرافیکی را در سالهای آتی بهنمایش میگذارند و ما را با خود به آینده میبرند.
طرحهای مفهومی Andromeda


طرحهای مفهومی Gemini
طرحهای مفهومی Oblivion


طرحهای مفهومی Prometheus



طرحهای مفهومی Sirius

طراحان هواپیمای معلق چندروتوره که بهعنوان اولین خودروی پرنده مجهز به فناوری پیل سوختی هیدروژنی شناخته میشود، روز چهارشنبه از مدل مقیاس کامل آن رونمایی کردند. بااینحال مدل مقیاس خودروی پرنده هیدروژن تنها طی مراسمی در کالیفرنیای جنوبی برای بازدیدکنندگان به نمایش گذاشته و اطلاعاتی درباره آن ارائه شد. مدل آزمایشی این هواپیمای آیندهمحور که مخترعانش آن را «Skai» نامگذاری کردهاند، در نمایشگاهی برای سرمایهگذاران، رسانههای خبری و سایر مهمانان دعوتشده در خارج استودیوی طراحی گروه بیامو در نیوبری پارک حومه لسآنجلس به نمایش گذاشته شد.

مهندسی و کارهای مهندسی این خودروی پرنده شبیه هواپیمای بدون سرنشین توسط شرکت آلاکائی تکنالوجیز (Alaka'i Technologies)، انجام گرفته است. آلاکائی شرکتی خصوصی واقع در ماساچوست به شمار میرود که نام خود را از جنگلی گرمسیری در هاوایی بهعنوان یکی از مرطوبترین نقاط روی زمین میگیرد. بیامو نیز در طراحی این هواپیما به آلاکائی کمک کرد.
آلاکائی، خودروی پرنده Skai را بهعنوان شیوهای جدید، امیدبخش و بدون انتشار آلایندگی برای حملونقل هوایی شخصی در جنوب کالیفرنیا معرفی کرده است؛ جنوب کالیفرنیا منطقهای است که به مدت طولانی در معرض مهدود قرار گرفته و به ترافیک سنگین در خیابانهای اصلی شهرت دارد.

درحالیکه چند خودروساز تلاش میکنند تا فناوری پیل سوختی هیدروژنی را وارد دنیای خودرو کنند، آلاکائی اختراع خود را بهعنوان اولین راهحل حملونقل هوایی پیل سوختی هیدروژنی جهان توصیف میکند. مدل نمایشی معرفیشده در روز چهارشنبه به انداره مینیون است و شبیه شاسیبلند ظریف و پنجسرنشین همراهبا پایه فرود به نظر میرسد. مجموعهای از ۶ روتور افقی متصلشده در انتهای بازوهای خارج از سقف هواپیما، آن را به حرکت در میآورند.

استیو هانوی، مدیرعامل آلاکائی به خبرگزاری رویترز گفت:
مدل نمایشی در حقیقت کپی از نمونه مقیاس کامل عملیاتی شرکت است که انتظار میرود بهزودی در آزمایشگاه ماساچوست، پرواز آزمایشی خود را انجام دهد. ما قصد داریم در آینده نزدیک از زمین بلند شویم. مونتاژ این خودروی پرنده چند هفته پیش به پایان رسید و گواهینامه اولیه توسط اداره حملونقل هوایی فدرال (FAA) در حال بررسی است. سادگی نسبی هواپیما و عملکرد آن در مقایسه با هلیکوپترهای معمولی، باید روند تأیید FAA را تسهیل کند زیرا توسعه آن از مرحله آزمایشی تا تولید تجاری تکامل مییابد.

مقالههای مرتبط:
هانوی اعلام کرد که انتظار دارد تا پایان سال آینده گواهینامه FAA برای نمونه اویه تولیدی این خودروی پرنده را به دست آورد و اولین هواپیمای خود را در اوایل سال ۲۰۲۱ برای فروش به بازار عرضه کند. هانوی گفت:
در درازمدت، این شرکت پیشبینی میکند که سالانه بیش از ۱۰ هزار خودروی پرنده با قیمتی نزدیک به یک خودروی لوکس تولید شود. خودروهای پرنده آلاکائی در سه پیکربندی اصلی برای پروازهای تاکسی یا مسافری شخصی، برای حملونقل اورژانسی پزشکی و تحویل کالا ساخته خواهند شد.
ماشین پرنده آلاکائی از ۶ باتری پیل سوختی هیدروژنی (هر کدام برای یک روتور) بهره میبرد که باعث ارائه شعاع حرکتی ۴۸۰ کیلومتر میشود. البته Skai با وجود چنین شعاع حرکتی خوبی، عمدتاً برای پروازهای کوتاه شهری یا مسیر بین شهرهای نزدیک طراحی شده است.

برای ایمنی از سیستم اتوپایلوت اضافی استفاده میشود؛ سیستم اتوپایلوت دارای طراحی سیستم محرکه است که میتواند حداقل با از دست دادن یکی از موتورها پرواز کند، درحالیکه چتر نجات نیز به بدنه هواپیما متصل شده است. اگرچه طبق قوانین FAA، این خودروی پرنده نیاز به خلبان دارند، توسعهدهندگان انتظار دارند که Skai درنهایت با سیستمهای هدایت پیشبرنامهریزیشده خود بهطور خودران پرواز کنند.
سامانهی اطلاعرسانی همتا (رجیستری)، با انتشار بیانیهای در کانال تلگرام خود از امکان استعلام قیمت گوشیموبایل ازطریق سامانهی ۱۲۴ خبر داد. طبق این اطلاعیه خریداران تلفن همراه میتوانند قبل یا هنگام خرید گوشی مورد نظر، به پایگاه اطلاعرسانی قیمت کالا و خدمات سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان مراجعه کنند و با جستجوی برند و مدل تلفن همراه مورد نظر، از آخرین قیمتهای اظهار شده توسط شرکتهای واردکننده مطلع شوند.
خریداران با مراجعه به آدرس اینترنتی http://124.ir/pages/price.aspx وارد پایگاه اطلاعرسانی قیمت کالا و خدمات میشوند و میتوانند کالای مورد نظر خود را جستوجو کنند. بعد از وارد کردن نام کالای مورد نظر، فهرستی از شرکتهای واردکنندهی کالا، قیمت مصرفکننده و تاریخ اعلام قیمت به آنها نشان داده میشود.
همچنین در این اطلاعیه اعلام شده که خریداران تلفن همراه، درصورت مشاهدهی گرانفروشی میتوانند این موضوع را ازطریق تماس با ستاد خبری سازمان حمایت به شماره تلفن ۱۲۴ یا مراجعه به سایت اینترنتی این سازمان به آدرس http://cppo.mimt.gov.ir مطرح کرده و شکایت خود را پیگیری کنند.
ماه گذشته سرویس امنیتی گوگل پلی (پلی پروتکت)، دو نسخهی ایرانی تلگرام یعنی تلگرام طلایی (طلاگرام) و هاتگرام را بهدلیل آلودگی به نرمافزارهای جاسوسی از روی گوشیهای اندرویدی پاک کرد؛ به نظر میرسد این بار نوبت به نسخهی غیررسمی دیگری از پیامرسان تلگرام یعنی موبوگرام رسیده است.
سرویس امنیتی گوگل پلی (پلی پروتکت)، با ارسال نوتیفیکیشن به کاربران گوشیهای اندرویدی، نسبت به ناامن بودن موبوگرام هشدار داد و از آنها خواست این اپلیکیشن را از روی گوشیهای خود پاک کنند. گوگل همچنین این اپلیکیشن را از روی پلی استور خود نیز حذف کرده است.

موبوگرام در معرفی اپلیکیشن خود توضیح داده است که یکی از نسخههای غیررسمی تلگرام بوده که درکنار ویژگیهای اصلی تلگرام یعنی امنیت و سرعت، امکانات اضافهتری را به کاربران ارائه میدهد؛ اما سرویس امنیتی گوگل پلی نسبت به مخرب بودن این اپلیکیشن هشدار داده است و از کاربران خواست آن را از روی گوشیهای خود پاک کنند.
.: Weblog Themes By Pichak :.

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید