درحالی‌که در ایالات‌متحده، برنامه‌ریزی‌های سازمانی تاثیر بسزایی بر سرنوشت پروژه‌های فضایی داشته و دارند؛ در اتحاد جماهیر شوروی، برخی از شخصیت‌ها نقشی کلیدی و تاحدی فراسازمانی را در زمینه‌ی برنامه‌ریزی‌های فضایی بازی می‌کردند. بی‌شک، در میان نقش‌آفرینان صنعت فضایی شوروی، می‌توان از سرگئی پاولوویچ کارالیوف به‌عنوان بانفوذترین چهره یاد کرد.

به‌لطف موفقیت پروژه‌های اسپوتنیک (ارسال اولین ماهواره به فضا) و وستوک (ارسال اولین انسان به فضا) در اواخر دهه‌ی ۵۰ و ابتدای دهه‌ی ۶۰ میلادی، کارالیوف، که از او با نام «طراح ارشد» یاد می‌شود؛ ‌بیشترین اعتبار را در میان طراحان برنامه‌ی فضایی شوروی کسب کرده بود. درحالی‌که کارالیوف بیشتر به‌واسطه‌ی مهارت‌های مدیریتی و طراحی راکت‌ها شناخته شده می‌شد؛ از والنتین گلوشکو نیز به‌عنوان بانفوذترین طراح پیش‌ران‌های فضایی در شوروی یاد می‌شود.

کارالیوف و گلوشکو / Korolev and Glushko

سرگئی پاولوویچ کارالیوف (سمت راست) و والنتین گلوشکو (سمت چپ)

زمانی‌که روس‌ها تصمیم گرفتند تا راکتی برای رسیدن به ماه طراحی کنند؛ شکی وجود نداشت که وظیفه‌ی طراحی راکت بر عهده‌ی کارالیوف خواهد بود و پیش‌ران‌های راکت هم توسط گلوشکو طراحی خواهند شد. اما در همان ابتدای برنامه‌ریزی‌ها، شکافی عمیق میان کارالیوف و گلوشکو ایجاد شد. گلوشکو در نظر داشت تا پیش‌رانی طراحی کند که از دی‌متیل‌هیدرازین نامتقارن (UDMH) و دی‌نیتروژن تتراکسید برای تولید نیرو استفاده می‌کرد؛ اما کارالیوف این ترکیب را خطرناک می‌دانست و خواستار استفاده از RP1 (نفت سفیدِ به‌شدت تصفیه‌شده) و اکسیژن مایع بود.

مقاله‌ی مرتبط:

پس از مدتی، اختلافات فنی میان کارالیوف و گلوشکو جنبه‌ی شخصی به‌خود گرفت. در دوران حکومت استالین، کارالیوف مدتی را در زندان و اردوگاه‌های کار اجباری گذرانده بود. به‌عقیده‌ی او، گلوشکو یکی از افرادی بود که با اعترافات خود زمینه‌ی زندانی شدن وی را فراهم کرده بودند. درنهایت، حتی رایزنی‌های انجام شده از سوی مقامات دولتی نیز کمکی به رفع اختلافات میان این دو شخص نکرد و کارالیوف مجبور شد تا برای طراحی پیش‌ران‌های راکت جدیدش، که N1 نام داشت، دست به دامن شخصی به‌نام نیکولای کوزنتسوف شود. کوزنتسوف تجربه‌ی فراوانی در زمینه‌ی طراحی پیش‌ران‌های جت داشت؛ اما تجربه‌ی وی در طراحی پیش‌ران‌های فضایی آن‌چنان زیاد نبود. با وجود تجربه‌ی محدودT کوزنتسوف پیش‌ران‌هایی طراحی کرد که بسیار جلوتر از زمان خود بودند؛ اما پیچیدگی‌های طراحی جدید کوزنتسوف، مشکلات زیادی را برای راکت N1 ایجاد کردند.

راکت ان وان / N1 Rocket

راکت N1

هشت سال پس از مرگ کارالیوف، در سال ۱۹۷۴، پروژه‌ی N1 پس از چندین پرتاب ناموفق به پایان رسید؛ اما پایان پروژه‌ی N1 و شکست روس‌ها در رسیدن به ماه، به این معنا نبود که آن‌ها دست از تلاش برای ساخت راکت‌های فوق سنگین کشیده بودند. پس از شکست سنگین پروژه‌ی N1 و نافرجامی روس‌ها در رساندن انسان به سطح ماه، گلوشکو توانست در پروژه‌ی طراحی و ساخت راکت فوق‌سنگین دیگری نقشی کلیدی داشته باشد؛ راکتی موسوم بهانرگیا (Energia؛ به‌روسی: Энергия)، که از دیدگاه فنی، یکی از موفق‌ترین پروژه‌های فضایی اتحاد جماهیر شوروی بود.

انرگیا-بوران / Energia-Buran

 

فضاپیمای چندبارمصرف بوران و راکت انرگیا

اهمیت انرگیا تنها به توانایی‌های فنی قابل‌توجه آن مربوط نمی‌شود؛ انرگیا، وظیفه‌ی حمل اولین مدارگرد چندبارمصرف اتحاد شوروی را هم برعهده داشت. این مدارگرد بوران (Buran؛ به‌روسی: Буран) نام داشت و از آن به‌عنوان پاسخ روس‌ها به شاتل فضایی یاد می‌شود. در حقیقت، توسعه‌ی راکت انرگیا و مداگرد بوران، در قالب برنامه‌ی «سیستم فضایی چندبارمصرف» صورت گرفت. برنامه‌ای که همانند برنامه‌ی طراحی و ساخت شاتل، با هدف کاهش هزینه‌ی سفرهای فضایی شروع شده بود.

البته برخلاف شاتل که به‌طور یک‌پارچه طراحی شده بود؛ طراحی راکت انرگیا به‌گونه‌ای بود که می‌توانست محموله‌هایی به‌غیر از مدارگرد بوران را با خود حمل کند. در جریان پروژه‌ی سیستم فضایی چندبارمصرف، درکنار راکتِ حامل و مدارگرد، محموله‌ای آزمایشی و یک‌بارمصرف نیز توسعه داده شد که «پولیوس» نام داشت. ساخت دو هواپیمای ترابری اطلس و آنتونوف-۲۲۵ نیز از جمله دستاوردهای پروژه‌ی سیستم فضایی چندبارمصرف بود.

سیستم فضایی چندبار مصرف / Reusable Space System

اجزای تشکیل‌دهنده‌ی پروژه‌ی سیستم فضایی چندبارمصرف

راکت انرگیا

در ماه مه ۱۹۷۴، پروژه‌ی موشک فوق‌سنگین N1 متوقف شد. هدف از طراحی و ساخت N1، رساندن انسان به سطح ماه بود؛ اما پس از شکست‌های پیاپی و صرف وقت و هزینه‌ی زیاد، روس‌ها از ادامه‌ی پروژه منصرف شدند. پس از شکست N1، دفتر طراحی سرگئی کارالیوف با دفتر طراحی والنتین گلوشکو ادغام شدند تا گلوشکو و همکارانش، طراحی راکت جدیدی را شروع کنند که قرار بود وولکان (Vulcan) نامیده شود. همانند N1، هدف از ساخت وولکان نیز رساندن کیهان‌نوردان روس به سطح ماه بود.

اما در فوریه‌ی ۱۹۷۶، برنامه‌ریزان فضایی شوروی با درخواست جدیدی به سراغ گلوشکو آمدند. آن‌ها خواستار طراحی راکتی بودند که توانایی حمل مدارگردی مشابه شاتل فضایی آمریکایی‌ها را داشته باشد. هرچند روس‌ها در ابتدا در رابطه با طرح شاتل‌ خوش‌بین نبودند؛ اما به‌تدریج نگرانی آن‌ها پیرامون جنبه‌های نظامی برنامه‌ی شاتل افزایش یافت و همین نگرانی‌ها آن‌ها را متقاعد کرد تا فضاپیمایی شبیه به شاتل طراحی کنند.

گلوشکو که ریاست دفتر طراحی انرگیا را در اختیار داشت، طرحی با نام انرگیا-بوران را ارائه داد. براساس این طرح، یک راکت فوق‌سنگین با توانایی حمل مدارگردی مشابه شاتل ایجاد می‌شد؛ اما این راکت می‌توانست محموله‌های دیگر را هم به فضا ارسال کند. درحالی‌که وظیفه‌ی طراحی راکت برعهده‌ی دفتر طراحی انرگیا بود؛ دفتر طراحی مولنیا نیز مسئولیت ساخت مدارگرد بوران را برعهده گرفت.

ساختار انرگیا

راکت پرتاب‌گر انرگیا، در اصل قرار بود یک خانواده‌ی گسترده از راکت‌ها را تشکیل دهد. این راکت از یک هسته‌ی مرکزی استفاده می‌کند که می‌تواند به حداکثر ۸ بوستر (تقویت‌کننده) مجهز شود؛ البته در دو پرتاب انجام‌شده توسط این راکت، تنها از ۴ بوستر استفاده شد. برای تأمین نیروی لازم جهت پرتاب انرگیا هم از ترکیب اکسیژن و هیدروژناستفاده می‌شد؛ ترکیبی که در مقایسه با سوخت استفاده شده در راکت‌هایی مانند پروتون، ضرر بسیار کمی به طبیعت وارد کرده و نیروی بیشتری هم تولید می‌کند. از دیدگاه تئوری، با اتصال ۸ بوستر به بخش مرکزی انرگیا، امکان رساندن محموله‌ای ۲۰۰ تنی به مدار نزدیک زمین (LEO) وجود داشت.

راکت انرگیا / Energia Rocket

هسته‌ی مرکزی و چهار بوستر جانبی انرگیا

انرگیا که قوی‌ترین راکت طراحی شده در اتحاد شوروی است، دارای دو مرحله است. مرحله‌ی اول (بلاک A) که حول بخش مرکزی نصب می‌شود، شامل ۴ (تا ۸) بوستر سوخت مایع است. هرکدام از این بوسترها به پیش‌رانی موسوم به RD-170 مجهز هستند که دارای ۴ نازل خروجی است و از ترکیب سوختی موسوم به RG-1 (که شبیه به RP-1است) و اکسیژن مایع نیرو می‌گیرد. این پیش‌ران، قوی‌ترین پیش‌ران با سوخت مایع و محفظه‌های احتراق چندگانه است و در حال حاضر نمونه‌های مشتق شده از آن در راکت‌های آنگارا، اطلس ۵ و انتاریز مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای مرحله‌ی دوم انرگیا (بلاک Ts) از چهار پیش‌ران RD-0120 استفاده شده است، که در بخش مرکزی قرار گرفته‌اند و از ترکیب اکسیژن و هیدروژن مایع استفاده می‌کند.

انرگیا قوی‌ترین راکت ساخته‌شده در شوروی است

تمام پیش‌ران‌های استفاده شده در راکت انرگیا از حلقه‌ی احتراق بسته استفاده می‌کنند؛ بدین شکل که گازهای خارج شده از توربین نیز مجددا به محفظه‌ی احتراق تزریق می‌شوند. چنین طرحی موجب افزایش بازده پیش‌ران‌ها می‌شود. برای افزایش ضریب اطمینان، پیش‌ران‌ها به‌صورت دو‌به‌دو و با فاصله‌ی زمانی اندکی از یکدیگر فعال می‌شوند. وظیفه‌ی کنترل نازل‌های پیش‌ران نیز برعهده‌ی یک سیستم کنترل هیدرولیک خودکار است که ضریب خطای آن حداکثر به ۱ درصد محدود می‌شود.

در جدول زیر می‌توانید مشخصات فنی مرحله‌ی اول (با چهار بوستر) و مرحله‌ی دوم راکت را مشاهده کنید.

 نام پیش‌رانتعداد پیشرانتراست (سطح دریا)تراست (خلاء)تکانه‌ی ویژه (سطح دریا)تکانه‌ی ویژه (خلاء)
مرحله‌ی اول
RD-170 ۴ ۲۹۰۰۰ کیلونیوتون ۳۲۰۰۰ کیلونیوتون ۳۰۹ ثانیه ۳۳۸ ثانیه
مرحله‌ی دوم
RD-0120 ۴ ۵۸۰۰ کیلونیوتون ۷۵۰۰ کیلونیوتون ۳۵۹ ثانیه ۴۵۴ ثانیه

 فرایند پرتاب راکت انرگیا

آماده‌سازی راکت انرگیا و نصب محموله روی آن، طبق سنت همیشگی روس‌ها به‌صورت افقی انجام می‌شود. پس از رسیدن انرگیا و محموله به سکوی پرتاب، راکت به حالت عمودی در می‌آید تا باقی فرایند آماده‌سازی در همان حال به انجام برسد. به‌منظور افزایش ضریب اطمینان راکت، اکثر قطعات انرگیا دارای قطعه‌ی پشتیبان هستند. دراین‌میان می‌توان به کابل‌های متصل به بخش‌های متحرک، پمپ‌ها، منبع نیرو و جداکننده‌های انفجاری اشاره کرد. سیستم کامپیوتر داخلی نیز می‌تواند برخی تصمیمات را به‌صورت خودکار اتخاذ کند؛ تصمیماتی که می‌توانند احتمال از دست رفتن محموله را کاهش دهند. در نرم‌افزار کنترلی انرگیا، ۵۰۰ موقعیت اضطراری و رویه‌های مقابله با آن پیش‌بینی شده‌اند.

راکت انرگیا / Energia Rocket

راکت انرگیا روی سکوی پرتاب

۱۴۶ ثانیه پس از شروع به‌کار راکت، درحالی‌که انرگیا محموله‌ی خود را به ارتفاع ۵۲ کیلومتری رسانده و با سرعت ۱.۸ کیلومتر بر ثانیه در حرکت است، بوسترهای مرحله‌ی اول به‌صورت دوبه‌دو (با فاصله‌ی زمانی ۱۵ تا ۲۵ ثانیه) از بخش مرکزی جدا می‌شوند. ۸ دقیقه بعد، بوسترها در محلی در ۴۲۶ کیلومتری نقطه‌ی پرتاب به زمین می‌رسند. سازندگان راکت، امکان تجهیز هر بوستر به چترها و راکت‌های کاهش‌دهنده‌ی سرعت را هم پیش‌بینی کرده بودند تا بتوان پس از هر پرتاب آن‌ها را بازیابی کرد. جالب اینجا است که حتی پروژه‌ای برای نصب بال‌های جمع شونده روی بوسترها هم کلید خورده بود؛ هرچند که این پروژه هیچ‌گاه به سرانجام نرسید. در دو پرتاب اولیه‌ی انرگیا، خبری از ابزارهای کاهش‌دهنده‌ی سرعت در بوسترهای جانبی نبود؛ چرا که به‌جای آن‌ها، ابزارهایی برای جمع‌آوری و ارسال داده‌های مربوط‌به عملکرد راکت روی بوسترها نصب شده بودند. براساس برنامه‌ریزی‌ها، در صورت بازیابی هر بوستر، امکان استفاده از آن‌ها در ۹ پرتاب دیگر وجود داشت.

مرحله‌ی دوم نیز ۴۷۶ ثانیه پس از شروع فعالیت راکت، در ارتفاع ۱۵۰ کیلومتری از محموله‌ی اصلی جدا می‌شود و دراقیانوس آرام سقوط می‌کند. بازگشت مرحله‌ی دوم به اقیانوس آرام باعث می‌شود تا از آلودگی بیشتر مدارهای نزدیک به زمین جلوگیری شود. در صورتی که راکت انرگیا در حال حمل مدارگرد بوران باشد؛ پس از جدا شدن از راکت، وظیفه‌ی رساندن بوران به مدار موردنظر، برعهده‌ی پیش‌ران‌های کوچک نصب شده روی مدارگرد خواهد بود.

پیش از پرداختن به محموله‌ی آزمایشی پولیوس، می‌توانید به کمک جدول زیر، برخی از مولفه‌های انرگیا را با دیگر راکت‌های سنگین مقایسه کنید.

 انرگیاساترن ۵N1فالکون هوی
وزن (تن)
۲۴۰۰ ۲۹۷۰ ۲۷۵۰ ۱۴۲۱
تعداد مراحل
۲ ۲ یا ۳ ۵ +۲
وزن محموله به مدار نزدیک زمین (تن) ۱۰۰ ۱۴۰ ۹۵ ۶۳.۸
اولین پرواز ۱۹۸۷ ۱۹۶۷ ۱۹۶۹ ۲۰۱۸

پولیوس

راکت فوق‌سنگین انرگیا، درنهایت روز پانزدهم ماه مه سال ۱۹۸۷ از سکوی پرتاب خود در پایگاه فضایی بایکانور جدا شد تا رهسپار فضا شود. به این دلیل که در این تاریخ مدارگرد بوران هنوز آماده‌ی پرواز نبود، وظیفه‌ی حمل محموله‌ای غیرقابل بازگشت، موسوم به پولیوس (Polyus؛ به‌روسی: Полюс) برعهده‌ی انرگیا قرار گرفت. نام اصلی این محموله Skif-DM بود؛ اما به دلائلی، در رسانه‌های عمومی از نام پولیوس استفاده می‌شد. پولیوس قرار بود حامل نوعی سلاح لیزری باشد که به‌عنوان پاسخ روس‌ها به پروژه‌ی جنگ ستارگان شناخته می‌شد؛ اما در زمان پرتاب اعلام شد که پولیوس حامل مجموعه‌ای از ابزارها برای انجام چند آزمایش علمی در لایه‌های فوقانی اتمسفر بوده است. با وجود چنین ادعاهایی، نمی‌توان به‌طور قطع اطمینان داشت که محموله‌ی پولیوس صرفا ابزاری غیرنظامی بود یا خیر.

پولیوس / Ployus

پولیوس

 براساس اطلاعات موجود، پولیوس چیزی شبیه به یک ایستگاه فضایی کوچک و خودکار بود که مجموعه‌ای از ابزارهای علمی را در خود جای داده بود. تولید امواج گرانشی مصنوعی در لایه‌های فوقانی اتمسفر، انجام آزمایشاتی مربوط‌به یونوسفر و تولید سیگنال‌های یونیزه با امواج بلند از جمله‌ی این آزمایش‌ها بودند. طول پولیوس حدودا ۳۷ متر بود و قطر آن به ۴.۱ متر می‌رسید. این محموله‌ی ۸۰ تنی از دو بخش تشکیل می‌شد؛ بخش کاربردی که وظیفه‌ی انجام مانورهای مداری، تأمین نیرو، ارسال اطلاعات به زمین، تنظیم دما و... را برعهده داشت و بخشی موسوم به AIM که ابزارهای آزمایشی را در خود جای داده بود. بخش کاربردی شباهت بسیار زیادی به ایستگاه فضایی سالیوت داشت و بسیاری از قطعات آن هم قطعات اضافه‌ی برخی فضاپیماهای قدیمی‌تر بودند که با تعدادی از قطعات ساخته شده برای ایستگاه فضایی میر-۲ ترکیب شده بودند. پولیوس دارای چهار پیش‌ران اصلی، ۲۰ رانشگر کمکی و ۱۶ رانشگر با دقت بالا بود تا بتواند به مدار مناسب دست پیدا کرده و موقعیت خود را در مدار تغییر دهد.  نیروی لازم برای ابزارهای آزمایشی پولیوس هم با استفاده از پنل‌های خورشیدی تأمین می‌شد.

اولین و تنها پرتاب پولیوس

پرتاب پولیوس، که اولین پرتاب راکت انرگیا نیز بود، برای سپتامبر ۱۹۸۶ برنامه‌ریزی شده بود؛ اما به‌دلیل مشکلات و تاخیرهای متعدد، برنامه‌ی پرتاب به ماه مه ۱۹۸۷ موکول شد. پرتاب انرگیا-پولیوس آن‌چنان رویداد مهمی بود که رهبر وقت شوروی، میخائیل گورباچف به پایگاه فضایی بایکانور سفر کرد تا شاهد پرتاب انرگیا-پولیوس باشد. بااین‌حال، دست‌اندرکاران پروژه که احتمال می‌دادند این پرتاب ناموفق باشد، با استفاده از بهانه‌های مختلف پرتاب را به تعویق انداختند. آن‌ها می‌دانستند که گورباچف قرار است روز سیزدهم ماه مه عازم نیویورک شود و نمی‌تواند مدت زیادی را در بایکانور سپری کند.

انرگیا-پولیوس / Energia-Polyus

پولیوس و راکت انرگیا

از سوی دیگر، گورباچف هم صرفا برای بازدید از انرگیا-پولیوس به بایکانور نیامده بود؛ هدف اصلی وی، کسب اطمینان از این مسئله بود که پولیوس حامل هیچ‌گونه سلاح فضایی بالقوه‌ای نیست. پس از عزیمت گورباچف از بایکانور، روز ۱۵ مه به‌عنوان تاریخ پرتاب انرگیا-پولیوس تعیین شد. تکنیسین‌ها آماده‌بودند تا در ساعت ۳ عصر به وقت محلی (۴ عصر به وقت مسکو) فرمان پرتاب را صادر کنند؛ اما برخی مشکلات فنی کار را به تعویق انداخت. درنهایت، در ساعت ۸:۳۰ شب، فرمان پرتاب صادر شد؛ هرچند که همین پرتاب شروعی بود برای مجموعه‌ای از مشکلات جدید.

در اولین ثانیه‌های پرتاب، راکت انرگیا به‌طور خطرناکی به‌سمت چپ حرکت کرد. این حرکتِ ناخواسته به سمت چپ، حاصل اشکال در الگوریتم‌های کنترل پرواز بود؛ اما چند ثانیه بعد، سیستم کنترل خودکار پرواز توانست این تغییر زاویه را اصلاح کند. لازم به ذکر است که مشکل مربوط‌به الگوریتم کنترل پرواز در پرتاب دوم انرگیا برطرف شد.

لحظه‌ی پرتاب انرگیا-پولیوس

براساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده، ۴۶۰ ثانیه پس از پرتاب، در ارتفاع ۱۱۰ کیلومتری، پولیوس از انرگیا جدا می‌شد. اما پس از همین جدا شدن، زنجیره‌ای از مشکلات موجب شدند تا پولیوس نتواند در مدار موردنظر قرار گیرد و درنهایت با پروازی بالستیک به سمت زمین بازگردد؛ پروازی که به قعر اقیانوس آرام ختم شد. زمانی‌که پولیوس از انرگیا جدا شد، از ۱۶ رانش‌گرِ دقیق که وظیفه‌ی پایدارسازی موقعیت فضاپیما را برعهده داشتند، تنها یک رانش‌گر فعال ‌شد؛ با این وجود، فرایند اصلاح موقعیت پولیوس ادامه پیدا کرد. این فرایند قرار بود باعث چرخش ۱۸۰ درجه‌ای پولیوس در مدار شود؛ اما پس از انجام چرخش ۱۸۰ درجه‌ای، رانش‌گرهای کنترل‌کننده به فرمان توقف پاسخ نمی‌دادند. درکنار این مشکلات، پس از فعال‌سازی پیش‌ران‌های اصلی نیز مشخص شد که این پیش‌ران‌ها از سرعت کافی برای قرار دادن پولیوس در مدار برخوردار نیستند. مجموع این مشکلات به‌معنای ناکامی در قرارگیری پولیوس در مدار بود.

دستاوردهای پرتاب انرگیا-پولیوس

هرچند در جریان پرتاب انرگیا-پولیوس، فضاپیمای پولیوس نتوانست در مدار مناسب قرار گیرد؛ اما همین پرتاب به‌منزله‌ی یک پیروزی تمام‌عیار برای راکت انرگیا بود. چرا که این راکت مأموریت خود را با موفقیت کامل به انجام رسانده بود. این موفقیت اعتماد به‌نفس دست‌اندرکاران برنامه‌ی فضایی شوروی را افزایش داد تا با جدیت بیشتری برنامه‌ی پرتاب مدارگرد بوران توسط راکت انرگیا را دنبال کنند.

گورباچف نگران جنبه‌های نظامی محموله‌ی پولیوس بود

داده‌های جمع‌آوری شده در جریان مأموریت انرگیا-پولیوس، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار کارشناسان قرار داد تا از رخ دادن مشکلات احتمالی در جریان پرتاب بوران جلوگیری کنند. شکی نیست که مأموریت پرتاب بوران، به‌مراتب مهم‌تر از مأموریت پرتاب پولیوس بود. اثبات توانایی انرگیا در حمل محموله‌هایی که به‌صورت نامتقارن روی راکت نصب شده‌اند نیز از دیگر دستاوردهای مأموریت انرگیا-پولیوس بود. به کمک این مأموریت، طراحان انرگیا با مشکلات و کاستی‌های موجود در رویه‌ی پرتاب راکت هم بیشتر آشنا شدند و می‌توانستند این مشکلات را تا زمان پرتاب بوران برطرف کنند.

بوران و پیشینه‌ی فضاپیماهای چندبارمصرف در شوروی

حتی پیش از ورود اولین انسان به‌فضا، علاقه‌مندان به کیهان‌نوردی در اندیشه‌ی ایجاد فضاپیماهایی چندبارمصرف بودند. در دهه‌ی ۳۰ میلادی، سرگئی کارالیوف و همکارانش در حال کار روی نوعی گلایدر بودند که به موتورهایی شبیه به موتورهای استفاده شده در راکت‌های فضایی مجهز بود. در دهه‌ی ۵۰ نیز دانشمندان شوروی برنامه‌های تحقیقاتی مختلفی در زمینه‌ی فضاپیماهای چندبارمصرف را دنبال می‌کردند؛ اما ایده‌های همین دانشمندان نیز تا حد زیادی از ایده‌ی دو دانشمند آلمانی به‌نام‌های یوجین سنگِر و آیرین بردت نشئات گرفته بود. سنگر و بردت ایده‌ی ساخت بمب‌افکنی را ارائه داده بودند که بخشی از مسیر خود را در فضا طی می‌کرد و می‌توانست اهدافی در خاک ایالات‌متحده را هدف قرار دهد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایده‌ها و نتایج تحقیقات دانشمندان آلمانی به دست محققین روس و آمریکایی افتاد. در اتحاد شوروی، ولادیمیر چلومی، که ریاست دفتر طراحی شماره‌ی ۵۲ در وزارت صنایع هوایی را برعهده داشت، از ایده‌های سنگر و بردت برای توسعه‌ی موشک‌های کروز و ارائه‌ی طرح مدارگرد فضایی بال‌دار استفاده کرد.

اولین تلاش‌ها

دو طرح «بوریا» (به‌معنای طوفان) و «زویِزدا» (به‌معنای ستاره) از جمله طرح‌هایی بودند که در اواسطه دهه‌ی ۵۰ و براساس ایده‌ی اولیه‌ی دانشمندان آلمانی ایجاد شده بودند. در طرح بوریا، که تا مرحله‌ی پرتاب‌های آزمایشی نیز پیش رفت، دانشمندان به‌دنبال ساخت موشک‌های کروز قاره‌پیمایی بودند که بخشی از مسیر خود را در فضا طی می‌کردند و می‌توانستند نقاط دوردست را با سلاح‌های اتمی هدف قرار دهند. پروژه‌ی زویِزدا نیز طرحی برای ساخت پرنده‌ای سرنشین‌دار بود؛ این پرنده ترکیبی از هواپیما و فضاپیما بود و از آن به‌عنوان «هوافضاپیما» (Aerospace Plane) یاد می‌شد.

موشک کروز قاره‌پیمای بوریا / Burya ICCM

 

موشک کروز قاره‌پیمای بوریا

از اواسط دهه‌ی  ۶۰، دفتر طراحی میکویان، که بیشتر به‌خاطر ساخت هواپیماهای جنگنده‌ی خانواده‌ی «میگ» شناخته می‌شود، در حال کار روی طرحی موسوم به «اسپایرال» بود. براساس طرح اسپایرال، یک مدارگرد چندبارمصرف بال‌دار، روی قسمت فوقانی یک «هواپیمای مادر» نصب می‌شد. پس از رسیدن به ارتفاع مناسب، مدارگرد از هواپیمای مادر جدا می‌شد و با فعال شدن موتور راکتی مسیر خود را به سمت فضا ادامه می‌داد. مشکل اصلی طرح اسپایرال این بود که هواپیمای مادر بایستی به سرعت ۶ ماخ دست پیدا می‌کرد؛ حتی با فناوری‌های امروزی نیز دستیابیِ چنین پرنده‌ای به سرعت ۶ ماخ، مسئله‌ای دور از تصور است.

فضاپیمای اسپرایرال / Spiral Spacecraft

فضاپیمای اسپایرال و هواپیمای مادر

بوران

پروژه‌ی ساخت مدارگرد چندبارمصرفی موسوم به «بوران» در اوائل دهه‌ی هفتاد کلید خود. هدف روس‌ها از توسعه‌ی بوران، مقابله با طرح شاتل فضایی آمریکایی‌ها بود. از نگاه رهبران شوروی، شاتل یک ابزار نظامی خطرناک بود و لازم بود تا ابزاری شبیه به آن در شوروی نیز توسعه یابد. پروژه‌ی ساخت بوران ۱۸ سال به‌طول انجامید و در این مدت بیش از ۱ میلیون نفر در قالب ۱۲۸۶ شرکت و ۸۶ سازمان دولتی، در این پروژه به فعالیت پرداختند. پروژه‌ای عظیم، که به‌ویژه در واپسین سال‌های توسعه، فشار زیادی را بر اقتصاد رو به زوال اتحاد شوروی وارد کرد.

بوران و فاکسبت / Buran and Foxbat

مدارگرد بوران و جنگنده‌ی میگ-۲۵ فاکسبت

از نظر طراحی، بوران شباهت بسیار زیادی به شاتل فضایی آمریکایی‌ها دارد. شباهتی که موجب گمانه‌زنی‌های فراوان در رابطه با طراحی بوران شده است. به‌ادعای روس‌ها، شباهت بوران به شاتل، به این دلیل است که هردو مدارگرد برای پاسخ دادن به نیازهای مشابهی طراحی شده‌اند. از سوی دیگر، منابع غربی، جاسوسی صنعتی روس‌ها را به‌عنوان یکی از دلایل شباهت بوران به شاتل قلمداد می‌کنند. به‌ادعای این منابع، مأموران سازمان اطلاعاتی شوروی، با هدف قرار دادن مراکز علمی و شرکت‌های درگیر در توسعه‌ی شاتل، اطلاعات ارزشمندی را در رابطه با این مدارگرد به دست آوردند و از این اطلاعات در ساخت بوران بهره بردند. ساخت بوران در سال ۱۹۸۰ شروع شد و در سال ۱۹۸۴ اولین نمونه از این مدارگرد آماده شد. البته از یک سال قبل، انجام برخی آزمایش‌های پروازی با کمک نمونه‌ای یک-هشتمی از بوران، که BOR-5 نام داشت، شروع شده بود.

BOR-5 Buran Analogue

پیش‌نمونه‌ی یک-هشتمی بوران (BOR-5)

با پیشرفت پروژه، پنج نمونه‌ی دیگر با اندازه‌ی اصلی بوران تولید شدند و از آن‌ها برای مقاصد مختلف استفاده شد. یکی از این پنج نمونه، با نام OK-GLI شناخته می‌شد و از لحاظ آیرودینامیکی کاملا مشابه نمونه‌ی نهایی بوران بود. این پرنده به موتورهای جت مجهز بود و می‌توانست همانند هواپیماهای عادی عملیات نشست‌وبرخواست روی باند را انجام دهد. از این پرنده نه‌تنها در آزمایش‌های آیرودینامیکی، بلکه برای آماده‌سازی کیهان‌نوردانی که قرار بود بوران را کنترل کنند هم استفاده شد.

توسعه‌ی بوران شامل ایجاد نرم‌افزارهای پروازی و کنترلی جدید نیز می‌شد. از آنجا که طرح بوران، طرحی بی‌سابقه در اتحاد شوروی بود، لازم بود تا نرم‌افزار پروازی کاملا جدیدی برای آن توسعه داده شود. نرم‌افزارهای جدیدی هم برای استفاده در مجموعه‌های آزمایشی، که وظیفه‌ی آماده‌سازی بوران برای پرواز را برعهده داشتند، ایجاد شدند. براساس تخمین‌های توسعه‌دهندگانِ بوران، توسعه‌ی نرم‌افزارهای لازم برای این پروژه با زبان اسمبلی سال‌ها به‌طول می‌انجامید و به مشارکت هزاران برنامه‌نویس نیاز داشت. باتوجه‌به این مسئله، طراحان بوران دست به دامنمؤسسه‌ی ریاضیات کاربردی کلدیش شدند. این مؤسسه دست به توسعه‌ی زبان برنامه‌نویسی مسئله محور و سطح بالایی موسوم به PROL2 زد؛ از این زبان برای توسعه‌ی نرم‌افزارهای کنترلی بوران استفاده شد.

متخصصان فعال در مؤسسه‌ی کلدیش، زبان برنامه‌نویسی دیگری موسوم به DIPOL را هم برای توسعه‌ی نرم‌افزارهای آزمایشی و کنترلی ایجاد کردند. یک محیط توسعه و اشکال‌زدایی، موسوم به SAPO PROLOGUE و سیستم‌عاملی موسوم به Prolog Manager نیز از جمله نرم‌افزارهای استفاده شده برای توسعه‌ی سریع‌تر پروژه‌ی بوران بودند. جالب این است که کار روی این زبان‌های برنامه‌نویسی پس از پایان پروژه‌ی بوران هم ادامه پیدا کرد و منجر به توسعه‌ی زبان برنامه‌نویسی و الگوسازی DRAKON شد که امروزه نیز مورد استفاده‌ی سازمان فضاییروسیه قرار می‌گیرد.

انرگیا-بوران / Energia-Buran

یکی دیگر از بخش‌های پروژه‌ی بوران، آموزش کیهان‌نوردان برای انجام مأموریت به کمک بوران بود. هفت کیهان‌نورد انتخاب شده برای پروژه‌ی بوران، به‌کمک نمونه‌ی پروازی مدارگرد، یعنی OK-GLI، آموزش‌های لازم را دریافت می‌کردند. در مجموع، ۲۴ پرواز آموزشی با نمونه‌ی OK-GLI انجام شد و از این تعداد، در ۱۷ پرواز بوران در حالت فرود خودکار قرار داشت. لازم به ذکر است که به‌دلیل اهمیت بالای برنامه‌ی بوران، داشتن تجربه‌ی سفر فضایی و فعالیت به‌عنوان خلبان آزمایشی، از جمله پیش‌نیازهای حضور در جمع گروه پروازی بوران بود.

علاوه‌بر آموزش کیهان‌نوردان، تغییرات زیادی نیز در پایگاه فضایی بایکانور ایجاد شد تا بتواند میزبان انرگیا-بوران باشد. سکوی پرتابی که به پروژه‌ی نافرجام N1 اختصاص داشت، مورد تغییرات فراوان قرار گرفت تا پذیرای راکت انرگیا باشد. یک باند فرود و برخی تجهیزات فرودگاهی هم به پایگاه فضایی اضافه شدند تا امکان فرود بوران پس از مأموریت‌ها و همچنین امکان نشست و برخاست دو هواپیمای ترابری اطلس و آنتونوف-۲۲۵ وجود داشته باشد.

سکوی ویژه‌ای که در نزدیکی باند پروازی جدید قرار داشت هم امکان جداسازی و نصب بوران و دیگر تجهیزات روی هواپیماهای باری آنتونوف-۲۲۵ و اطلس را فراهم می‌کرد. ساختمان‌های اداری، مرکز کنترل عملیات و سالن‌های آماده‌سازی راکت و مدارگرد هم از دیگر موارد اضافه شده به پایگاه فضایی بایکانور بودند. در حال حاضر، از سالن‌های آماده‌سازی راکت انرگیا و مدارگرد بوران، برای آماده‌سازی فضاپیماهای سایوز و پروگرس استفاده می‌شود.

Buran MDD

سکوی اتصال و جداسازی

ابعاد و اجزای تشکیل‌دهنده‌ی بوران

بوران پرنده‌ای است به طول ۳۵.۴ و ارتفاع ۱۶.۵ متر (با احتساب سکان عمودی)؛ فاصله‌ی دوسر بال‌های آن نیز به ۲۴ متر می‌رسد. عرض بدنه‌ی بوران ۵.۶ و ارتفاع آن ۶.۲ متر است. قطر محفظه‌ی بار بوران ۴.۶ متر و طول آن ۱۸ متر است. وزن بوران در زمان رهسپار شدن به سمت فضا، به ۱۰۵ تن می‌رسد. این مدارگرد می‌تواند محموله‌های ۳۰ تنی را به فضا برساند و محموله‌هایی با حداکثر وزن ۱۵ تن را هم به زمین برگرداند. وزن سوخت حمل شده توسط بوران نیز به ۱۴ تن می‌رسد.

شکل ظاهری بوران بیشتر شبیه به یک هواپیما با بال‌های دلتاشکل است. در این بال‌ها، از سطوح کنترلی موسوم به Elevon استفاده شده که نقش شهپر و بالابر را بازی می‌کنند. سکان عمودی بوران نیز از دو قست تشکیل شده و نقش ترمز هوایی را هم بازی می‌کند. برای فرودِ بوران، سه چرخ فرود در نظر گرفته شده‌اند. یک چتر سرعت‌گیر نیز در محفظه‌ای در قسمت عقب بوران قرار دارد تا به کاهش سرعت مدارگرد در زمان حرکت روی باند کمک کند. این چترها که طول لازم برای فرود را به میزان ۵۰۰ متر کاهش می‌دهند، به‌صورت خودکار و پس از برخورد تمام چرخ‌ها با باند فعال می‌شوند و زمانی‌که سرعت مدارگرد به ۵۰ کیلومتر بر ساعت رسید، به‌طور خودکار از بدنه جدا می‌شوند.

کابین جلوی بوران بخشی کاملا ایزوله شده است که با فضای ۷۳ مترمکعب، می‌تواند ۲-۴ نفر خدمه‌ی پروازی و ۶ سرنشین دیگر (در مجموع ۱۰ نفر) را در خود جای دهد. علاوه‌بر ابزارهای کنترلی و صندلی‌های سرنشینان، ادوات الکترونیکی، نظیر رایانه‌های پروازی نیز درون همین محفظه‌ی ایزوله قرار دارند.

کابین بوران / Buran Cabin

کابین بازسازی‌شده‌ی یکی از پیش‌نمونه‌های بوران

قسمت میانی مدارگرد بوران، فضایی خالی برای حمل بار است؛ این محفظه دارای درهای دوتایی است و می‌تواند محموله‌های متفاوتی را در خود جای دهد. یک بازوی هیدرولیکی ۱۵ متری، که به‌کمک دوربین و از درون کابین کنترل می‌شود نیز در این محفظه جا گرفته است؛ وظیفه‌ی این بازو، خارج کردن محموله‌ها از محفظه‌ی بار و قرار دادن آن‌ها در موقعیت مناسب است. البته در صورت نیاز، امکان برنامه‌ریزی عملکرد بازوی مکانیکی نیز وجود دارد؛ در این حالت، فعالیت بازو تحت کنترل رایانه‌های بوران خواهد بود و کیهان نوردان در آن دخالتی نخواهند داشت. علاوه‌بر این، اپراتورهای حاضر در مرکز فرماندهی زمینی نیز می‌توانند از زمین به کنترل این بازوی مکانیکی بپردازند. رادیاتورهای مربوط‌به سیستم کنترل دما هم درون درهای محفظه‌ی بار قرار گرفته‌اند. در قسمت زیر محفظه‌ی بار هم واحد تولید انرژی الکتریکی و سیستم تهویه‌ی مطبوع قرار گرفته است. موتورهای اصلی، سیستم هیدرولیک و واحد نیروی ثانویه نیز در قسمت عقب مدارگرد جای دارند.

باز شدن محفظه‌ی بار بوران

برای ساخت بوران از مواد مختلفی، از جمله فولاد و آلیاژهای آلومینیوم استفاده شده است. بخش‌هایی از مدارگرد درمسیر بازگشت، حین عبور از لایه‌های متراکم جو زمین، حرارت زیادی را تجربه می‌کنند. برای حفاظت از ابزارهای داخلی و سرنشینان بوران در مقابل حرارت شدید، این سطوح با کاشی‌هایی از جنس فیبر کوارتز پوشانده شده‌اند و می‌توانند حداکثر دمای ۱۳۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد را تحمل کنند. قسمت‌هایی مانند دماغه‌ی مدارگرد و لبه‌ی بال‌ها حرارت بیشتری را تجربه می‌کنند و در این بخش‌ها از کاشی‌های کربنی استفاده شده است. در مجموع، در ساخت بوران از ۳۸۶۰۰ کاشی مقاوم دربرابر حرارت استفاده شده است. انحنای خاص دماغه و بال‌های بوران نیز به‌گونه‌ای است که کمترین فشار حرارتی ممکن بر این پرنده وارد می‌شود. باتوجه‌به این تمهیدات، در زمان فرود بوران، دمای بدنه‌ی مدارگرد تنها ۱۶۰ درجه‌ی سانتی‌گراد است. سازه‌ی بوران در مجموع می‌تواند در ۱۰۰ مأموریت مورد استفاده قرار بگیرد.

قرار بود از هر مدارگرد بوران در ۱۰۰ مأموریت فضایی استفاده شود

پیش‌ران‌ها و رانش‌گرهای بوران تنها برای انجام مانورهای مداری طراحی شده‌اند. اصلاح مدار، جابه‌جایی‌های دقیق، تغییر جهت، پایدارسازی و شروع فرایند بازگشت به زمین از جمله وظائف پیش‌ران‌ها و رانش‌گرهای بوران هستند. دو پیشران اصلی بوران از ترکیب اکسیژن مایع و نفت سفید استفاده می‌کنند. ۴۶ رانش‌گر گازی کوچک نیز بخش دیگری از واحد هدایت بوران هستند. این ۴۶ رانش‌گر در قسمت دماغه و همچنین در دو سوی قسمت انتهایی مدارگرد جای دارند. در طرح اولیه‌ی بوران، امکان نصب چهار موتور جت از نوع AL-31 نیز پیش‌بینی شده بود؛ چنین موتورهایی به بوران اجازه می‌دادند تا مانند یک هواپیمای عادی، در هر فرودگاهی به زمین بنشیند. البته این موتورهای جت وزن اضافه‌ای را به بوران تحمیل می‌کردند و سوخت مورد استفاده برای آن‌ها نیز باعث سنگین‌تر شدن بوران می‌شد؛ با این حساب، در اولین و تنها پرتاب بوران، خبری از این موتورها نبود.

 

بوران / Buran

پیش‌ران اصلی و رانشگرهای بوران

 

علاوه‌بر موارد فوق، مجموعه‌ی تله‌متری، ابزارهای ارتباط صوتی و تصویری، سامانه‌ی پشتیبان حیات، سیستم تهویه‌ی مطبوع، ابزارهای ناوربری و سیستم تأمین نیرو، از دیگر اجزای تشکیل‌دهنده‌ی بوران هستند. تمامی این ابزارها، توسط رایانه‌های بوران کنترل می‌شوند و این امکان را برای سرنشینان بوران فراهم می‌کنند تا به مدت ۳۰ روز در فضا حضور داشته باشند.

برای حصول اطمینان از فعالیت صحیح تمام اجزای تشکیل‌دهنده، رایانه‌های بوران در هر ۳۲.۸ میلی‌ثانیه، تمام داده‌های دریافتی از اجزاء مختلف را پردازش کرده و خروجی لازم را ایجاد می‌کنند. رایانه‌های بوران براساس فلسفه‌ی کاهش بارِ کاری کیهان‌نوردان ساخته شده‌اند و بیشتر کارها را به‌صورت خودکار انجام می‌دهند. سیستم رایانه‌ای استفاده شده در این مدارگرد از ۴ رایانه تشکیل شده که تمام عملیات‌ها را به‌صورت مشابه و به‌طور هم‌زمان انجام می‌دهند. نتایج مربوط‌به هرپردازش نیز بین هر چهار رایانه مقایسه می‌شوند تا در صورت ایجاد خطا در یکی از رایانه‌ها، امکان شناسایی فوری وجود داشته باشد. در صورت خرابی یکی از رایانه‌ها، سه رایانه به کار خود ادامه می‌دهند؛ اما اگر تعداد رایانه‌های فعال به ۲ رایانه برسد و در نتایج پردازشی این دو رایانه تفاوتی وجود داشته باشد، یکی از آن‌ها به‌طور اتفاقی خاموش می‌شود و تنها از دستورالعمل‌های یک رایانه استفاده می‌شود. با این کار، در بدترین حالت نیز شانس خطا به ۵۰ درصد محدود می‌شود.

نگاه نزدیک به یکی از پیش‌نمونه‌های بوران

 پرتاب بوران و بازگشت به زمین

پرتاب بوران توسط راکت دومرحله‌ای انرگیا به انجام می‌رسد. در زمان شروع پرتاب، تمام موتورهای انرگیا فعال می‌شوند تا تراست (نیروی پیش‌رانش) ۳۴۸۴۰ کیلونیوتونی ایجاد شود؛ در لحظه‌ی پرتاب، وزن کل مجموعه‌ی انرگیا-بوران به حدود ۲۴۰۰ تن می‌رسد. بسته به وزن محموله‌ی حمل شده توسط بوران، می‌توان به مدارهای مختلفی دست پیدا کرد. برای مثال، در صورت حمل محموله‌ای ۳۰ تنی، درکنار ۸ تن سوخت، حداکثر می‌توان به مداری در ۲۵۰ کیلومتری زمین رسید. در صورت حمل محموله‌ای ۲۷ تنی به‌همراه ۱۴ تن سوخت، می‌توان به مداری در ۴۵۰ کیلومتری زمین نیز دست پیدا کرد.

در صورت وجود نقص در عملکرد مرحله‌ی اول یا دوم راکت انرگیا، رایانه‌های بوران، براساس میزان ارتفاع، دستور جدا شدن مدارگرد از راکت را صادر می‌کنند. در چنین مواقعی، به‌شرط دستیابی به ارتفاع مناسب پیش از وقوع نقص فنی، امکان فرود بوران روی زمین وجود خواهد داشت.

بوران / Buran

برای بازگشت، بوران به کمک رانش‌گرهای خود، چرخشی ۱۸۰ درجه حول محور عرضی خود انجام می‌دهد تا در وضعیت معکوس قرار گیرد. پس از قرار گرفتن در وضعیت معکوس، با استفاده از موتورهای اصلی، سرعت چرخش مدارگرد به‌دور زمین کاهش پیدا می‌کند. پس از کاهش سرعت، بوران چرخش ۱۸۰ درجه‌ی دیگری حول محور عرضی انجام می‌دهد تا به وضعیت قبلی بازگردد. پس از این چرخش ۱۸۰ درجه، بوران با زاویه‌ی حمله‌ی بالا وارد مسیر بازگشت می‌شود؛ در طی مسیر نیز رایانه‌ی بوران دستورهای لازم را برای کنترل موقعیت مدارگرد به رانش‌گرها ارسال می‌کند.

پس از رسیدن به ارتفاع ۲۰ کیلومتری از سطح زمین، کنترل مدارگرد تنها به‌وسیله‌ی سطوح کنترلی روی بال و سکان عمودی انجام می‌شود. جهت‌دهی بوران برای فرود در پایگاه فضایی بایکانور، در زمانی شروع می‌شود که این مدارگرد در فاصله‌ی ۲۰۰۰ کیلومتری از پایگاه قرار دارد. شروع فرایند جهت‌دهی از چنین فاصله‌ی دوری به مدارگرد اجازه می‌دهد تا در زمان رسیدن به باند فرود، به ارتفاع لازم رسیده و سرعت خود را در محدوده‌ی ۳۰۰ تا ۳۶۰ کیلومتر بر ساعت قرار دهد. طول باند لازم برای فرود بوران، بسته به سرعت فرود و شرایط جوی بین ۱۱۰۰ تا ۱۹۰۰ متر است. سیستم‌های هدایت رادیویی که تا شعاع ۵۰۰ کیلومتری پایگاه را پوشش می‌دهند، به بوران اجازه می‌دهند تا فرودی کاملا خودکار داشته باشد.

فرایند پرتاب و بازگشت بوران

اولین و تنها مأموریت بوران

اولین پرواز بوران برای ۲۹ اکتبر ۱۹۸۸ پیش‌بینی شده بود. در این روز همه‌ی آمادگی‌های پیش از پرواز طبق روال عادی پیش رفتند و شرایط جوی نیز کاملا مساعد بود؛ اما تنها ۵۱ ثانیه پیش از پرواز، سیستم عیب‌یابی خودکار به‌دلیل یک خطا، فرایند پرتاب را متوقف کرد. دلیل توقف پرتاب، جدا شدن زودهنگام دکل فوقانیِ سکوی پرتاب از بدنه‌ی راکت بود. پس از رفع مشکلات، روز ۱۵ نوامبر ۱۹۸۸ به‌عنوان تاریخ پرتاب در نظر گرفته شد. هرچند در این روز اوضاع جوی تاحدی نگران‌کننده بود، اما دستور نهایی برای پرتاب راکت صادر شد و مدارگرد بوران در ساعت ۶ و ۲ دقیقه‌ی صبح به وقت مسکو رهسپار آسمان شد.

لحظه‌ی پرتاب انرگیا-بوران

راکت انرگیا در مدت ۱۴۶ ثانیه پس از پرتاب، محموله‌ی خود را به ارتفاع ۵۲ کیلومتری رسانده بود و در این مرحله بوسترهای جانبی از بخش مرکزی راکت جدا شدند. پس از آن، ۴۷۶ ثانیه پس از پرتاب، بوران و انرگیا به ارتفاع ۱۵۰ کیلومتری از زمین رسیده بودند؛ در این زمان، عملیات جداسازی راکت از مدارگرد با موفقیت به انجام رسید. بوران باقی مسیر را با استفاده از موتورهای خود طی کرد تا توانست به ارتفاع ۲۵۰ کیلومتری برسد. پس از قرار گرفتن در مدار، بوران دو گردش به‌دور زمین انجام داد و هر گردش به‌طور میانگین ۸۹.۵ دقیقه به‌طول انجامید. در طول گردش حول زمین، مدارگرد بوران در ارتفاع ۲۵۰.۷ تا ۲۶۰.۲ کیلومتری زمین قرار داشت و زاویه‌ی آن نیز ۵۱.۶ درجه بود.

تمامی برنامه‌ی پرتاب و گردش مداری بوران به‌خوبی پیش رفت و ۲۰۸ دقیقه پس از پرتاب، چرخ‌های بوران باند فرود را لمس کردند. با اتمام برنامه‌ی پرواز و بازگشت بوران به پایگاه، تلویزیون و دیگر رسانه‌های خبری شوروی، دست به انتشار خبر مأموریت موفقیت‌آمیز این فضاپیمای جدید زدند؛ ماموریتی که اولین و آخرین پرواز بوران بود.

انرگیا-بوران در مقایسه با شاتل فضایی ناسا

 هرچند شباهت‌ها و اشتراکات زیادی میان انرگیا-بوران و شاتل فضایی ناسا وجود دارد؛ اما تفاوت‌های متعددی نیز میان این دو مجموعه دیده می‌شود. اول از همه، موتورهای نصب شده روی بوران تنها برای انجام مانورهای مداری مورد استفاده قرار می‌گیرند و وظیفه‌ی تأمین نیروی لازم برای رساندن مدارگرد به فضا، برعهده‌ی راکت انرگیا است. در مقابل، از موتورهای نصب شده روی مدارگرد شاتل در مرحله‌ی پرتاب استفاده می‌شود.

بوران و شاتل فضایی / Buran and STS

در رابطه با سیستم‌های کنترلی نیز، تمامی سیستم‌های ناوبری و هدایتی روی مدارگرد شاتل نصب شده‌اند؛ اما در بوران، بخشی از سیستم‌های هدایتی که برای رساندن مداگرد به فضا لازم است، در راکت انرگیا قرار دارد. جالب‌تر اینکه هسته‌ی مرکزی و هرکدام از بوسترهای راکت انرگیا دارای سیستم‌هدایتی اختصاصی خود هستند و هماهنگ با هم فعالیت می‌کنند.

نکته‌ی دیگر این است که راکت انرگیا، مجموعه‌ای مستقل بوده و علاوه‌بر مدارگرد بوران، می‌توانست محموله‌های دیگر را هم به فضا ارسال کند. در حقیقت، انرگیا یک راکت با پیکربندی‌های مختلف بود که می‌توانست بسته به وزن محموله، بدون بوستر، با دو بوستر یا با هر چهار بوستر به فضا پرتاب شود؛ البته طبق برنامه‌های طراحان، حتی امکان تجهیز انرگیا به هشت بوستر هم وجود داشت. در نقطه‌ی مقابل، تمامی اجزای شاتل فضایی ناسا، از جمله مدارگرد، بوسترهای سوخت جامد، مخزن سوخت و... یک مجموعه‌ی واحد بودند که تنها برای ماموریتی واحد مورد استفاده قرار می‌گرفتند. همچنین، بوسترهای شاتل از سوخت جامد استفاده می‌کردند؛ این درحالی است که بوسترهای انرگیا از سوخت مایع بهره می‌بردند.

سیستم مانوردهی مداری بوران از ترکیب اکسیژن گازی، اکسیژن مایع و نفت سفید استفاده کرده و حداکثر تکانه‌ی ویژه‌ی ۳۶۲ ثانیه را فراهم می‌کرد. ترکیب سوخت استفاده شده در این سیستم، در مقایسه با ترکیب مونومتیل‌هیدرازین و دی‌نیتروژن تتراکسید، که برای مانورهای مداری شاتل مورد استفاده قرار می‌گرفت، کارایی بالاتری داشت و اثرات سمی آن هم کمتر بود.

بوران و شاتل فضایی / Buran and STS

یکی از ویژگی‌های قابل‌توجه بوران، سیستم پرواز تمام خودکار بود که امکان انجام مأموریت‌های بدون سرنشین را فراهم می‌کرد؛ این سیستم بعدها به شاتل هم اضافه شد. ظرفیت حمل بار بوران نیز ۳۰ تن است و این رقم در رابطه با شاتل به ۲۷.۸ تن محدود می‌شود. استفاده از چترهای سرعت‌گیر نیز از ویژگی‌های بوران بود که بعدها به شاتل اضافه شد. صندلی‌های پرّان هم از ویژگی‌های اختصاصی بوران بودند که در شاتل وجود نداشت. درنهایت، می‌توان به این مورد اشاره کرد که، طبق سنت همیشگی روس‌ها، انرگیا-بوران به‌صورت افقی به سکوی پرتاب منتقل می‌شد و سپس در وضعیت عمودی قرار می‌گرفت. اما سیستم جابه‌جاسازی شاتل امکان حمل این فضاپیما به‌صورت عمودی را فراهم می‌کرد.

بوران با چه هدفی ساخته شد؟

از پروژه‌ی انرگیا-بوران با عنوان بزرگ‌ترین پروژه‌ی فضایی اتحاد شوروی یاد می‌شد؛ اما از ابتدای توسعه‌ی مدارگرد بوران و راکت انرگیا، نوعی سردرگمی پیرامون مأموریت‌های آتی این فضاپیما وجود داشت. یکی از مأموریت‌های مشخص شده برای بوران، ارسال محموله‌های نظامی به فضا بود. پشتیبانی از ایستگاه فضایی میر و کمک به ساخت ایستگاه فضایی میر-۲ هم از دیگر مأموریت‌های بوران بودند. علاوه‌بر این، امکان تعمیر و نگه‌داری ابزارهای ارسال شده به فضا با کمک بوران وجود داشت؛ همچنین، کیهان‌نوردان می‌توانستند این ابزارها را از فضا به زمین بازگردانند. از سوی دیگر، بوران برای مقابله با شاتل فضایی ناسا و کاربردهای بالقوه‌ی نظامی شاتل ساخته شده بود؛ از همین رو، برخی از کارشناسان روس، از ابتدا بوران را نوعی ابزار نظامی قلمداد می‌کردند. بااین‌حال، بخش زیادی از ابعاد نظامی برنامه‌ی بوران همچنان نامشخص مانده‌اند و اطلاعات مربوطه در اختیار عموم قرار ندارند.

مدارگرد بوران / Buran Orbiter

مشکل بزرگ‌تر این بود که وقتی بوران آماده‌ی استفاده بود، روس‌ها نمی‌داستند که قرار است برای چه ماموریتی از آن استفاده کنند. آن‌ها سال‌ها وقت و هزینه را صرف ساخت فضاپیمایی کرده بودند که به‌نظر می‌رسید قرار است بدون استفاده بماند. کیهان‌نورد روس، اولِگ کوتوف در این رابطه می‌گوید:

ما هیچ مأموریت غیرنظامی را برای بوران در نظر نگرفته بودیم. مأموریت‌های نظامیِ در نظر گرفته شده نیز در زمان آماده شدن بوران، دیگر مورد نیاز نبودند. این مدارگرد برای انتقال تسلیحات، شاید حتی سلاح‌های هسته‌ای، به فضا ساخته شده بود. [البته] شاتل ناسا نیز کاربردهای نظامی خود را داشت.

اطلس و رویا؛ اسب‌های باربر پروژه‌ی انرگیا-بوران

اجزای تشکیل‌دهنده‌ی راکت انرگیا، فضاپیمای پولیوس و مدارگرد بوران در کارخانه‌های متعددی در سراسر اتحاد شوروی تولید می‌شدند؛ همین مسئله، انتقال تمام قطعات به پایگاه فضایی بایکانور و سالن‌های آماده‌سازی را مشکل می‌کرد. البته مسافت تنها چالش پیش روی سازندگان نبود؛ قطعات تشکیل‌دهنده‌ی انرگیا، پولیوس و بوران بسیار سنگین و بزرگ بودند و انتقال آن‌ها ازطریق جاده‌های عادی یا به‌صورت ریلی کار آسانی نبود. لرزش دائمی ایجاد شده حین حمل‌ونقل زمینی نیز مسئله‌ی دیگری است که باعث می‌شد تا سازندگان نتوانند از قطار یا کشنده‌های زمینی برای حمل قطعات استفاده کنند. درنهایت، نباید فراموش کرد که روس‌ها، مثل همیشه، در تلاش بودند تا دستاورد جدید فضایی خود را حتی‌الامکان مخفی نگه‌دارند و حمل‌ونقل زمینی، با این خواست در تضاد بود.

آنتونوف-۲۲۵ و بوران / An-225 and Buran

هواپیمای ترابری آنتونوف-۲۲۵ و مدارگرد بوران

در نتیجه‌ی محدودیت‌های ذکر شده، از دفتر طراحی آنتونوف، در جمهوری اوکراین، خواسته شد تا هواپیمای باری غول‌پیکری را برپایه‌ی طرح آنتونوف-۱۲۴ تولید کند. واگذاری وظیفه‌ی طراحی این هواپیما به دفتر طراحی آنتونوف به دو دلیل انجام شد: اول از همه، اوکراینی‌ها از تجربه‌ی زیادی در ساخت هواپیماهای ترابری غول‌پیکر برخوردار بودند و هواپیماهای موفقی همچون آنتونوف-۲۲ را در کارنامه‌ی خود داشتند. علاوه‌بر این، در زمان اتخاذ این تصمیم، اوکراینی‌ها مراحل پایانی کار روی آنتونوف-۱۲۴ را طی می‌کردند و می‌توانستند از طرح همین پرنده به‌عنوان پایه‌ای برای ساخت هواپیمای ترابری جدید استفاده کنند. بااین‌حال، فرایند طراحی هواپیمای باربری اختصاصی برای پروژه‌ی انرگیا-بوران بیش از حد به‌طول انجامید و مقامات شوروی مجبور شدند به‌دنبال راهکاری موقت باشند.

اطلس (VM-T Atlant)

درحالی که سازندگان انرگیا-بوران در تلاش بودند تا گزینه‌ای موقت برای جابه‌جایی قطعات انرگیا-بوران پیدا کنند، دفتر طراحی میاسیشِف همچون فرشته‌ی نجات، به کمک برنامه‌ی فضایی شوروی آمد. آن‌ها طرحی را برای تبدیل بمب‌افکن استراتژیک 3M ارائه دادند. هرچند طرح‌های مشابهی برای استفاده از هواپیمای ترابری الیویشین IL-76 و هلیکوپترهای سنگین میل Mi-26 نیز ارائه شده بودند؛ اما طرح میاسیشف از همه مناسب‌تر به‌نظر می‌رسید.

براساس طرح میاسیشف، صرفا نمونه‌هایی از بمب‌افکن 3M که به لوله‌ی سوخت‌گیری هوایی مجهز بودند به هواپیمای ترابری تبدیل می‌شدند؛ این کار به طراحان اطمینان می‌داد که پرنده‌ی تغییر یافته می‌تواند مسافت‌های طولانی را بدون مشکل طی کند. همچنین، سکان‌عمودی هواپیما، که طرحی سنتی داشت، به سکان عمودی دوگانه تبدیل شد. از آنجا که مدارگرد بوران و قطعات راکت انرگیا به‌صورت خارجی و بالای بدنه‌ی 3M حمل می‌شدند، جریان هوا در قسمت فوقانی بدنه دچار آشفتگی فراوانی می‌شد؛ در چنین حالتی، سکان‌عمودی دوگانه امکان کنترل قابل‌قبولی را در اختیار خلبانان قرار می‌داد.

هواپیمای ترابری اطلس / VM-T Atlant

هواپیمای ترابری اطلس

البته مشارکت در برنامه‌ی فضایی شوروی دردسرهایی را هم برای میاسیشف ایجاد کرد. محدود بودن تعداد طراحان و مهندسان فعال در این شرکت باعث شد تا تعدادی از فارغ‌التحصیلان پژوهشکده‌ی هوانوردی مسکو و پژوهشکده‌ی هوانوردی کلدیش به استخدام میاسیشف در بیایند. این دفتر طراحی مجبور شد تا تاسیسات طراحی و آزمایش خود را گسترش دهد و جابه‌جایی‌های عمده‌ای نیز در نیروی کار خود ایجاد کند.

حاصل تلاش‌های میاسیشف، ساخت پرنده‌ای بود که علاوه‌بر طراحی جدید سکان‌عمودی، در بخش بال نیز دست‌خوش برخی تغییرات شده بود. طول پرنده‌ی جدید ۷ متر از بمب‌افکن 3M بیشتر بود و محفظه‌ی حمل بار هم به‌گونه‌ای اصلاح شده بود که لرزش‌های حین پرواز را جذب می‌کرد. مستحکم‌سازی بال‌ها و ارابه‌های فرودِ نصب شده در نوک بال، توسعه‌ی سیستم کنترل پرواز جدید با ویژگی کنترل پایداری خودکار و تعویض سیستم هیدرولیک نیز از دیگر تغییرات انجام شده بودند. به‌علاوه، سیستم انتقال سوخت هواپیما به‌گونه‌ای تغییر یافت که می‌توانست با جابه‌جایی سوخت بین مخازن مختلف، برقراری دائمی تعادل را تضمین کند. درنهایت، باید به نصب موتورهای جدید و پایه‌های حمل بار روی قسمت فوقانی هواپیما نیز اشاره کرد، که امکان حمل محموله‌های سنگین، به‌صورت متصل شده به بدنه‌ی هواپیما را فراهم می‌کردند.

این پرنده‌ی کمابیش جدید VM-T Atlant نام گرفت؛ در این نام، دو حرف V و M، حروف اول نام مدیر دفتر طراحی میاسیشف، ولادیمیر میاسیشف بودند. کلمه‌ی Atlant در زبان روسی (به‌روسی: Атлант)، به‌معنای «اطلس»‌ است. طبق افسانه‌های یونان باستان، وظیفه‌ی بر دوش کشیدن افلاک، برعهده‌ی اطلس گذاشته شده است؛ باتوجه‌به این مسئله، انتخاب این نام نشانگر توانایی قابل‌توجه این هوپیما در حمل محموله‌های بزرگ و سنگین بود. وقتی که برای اولین‌بار نمونه‌ای از بوران به پایگاه فضایی بایکانور منتقل شد، اطلس وظیفه‌ی حمل آن را برعهده داشت؛ اما به‌واسطه‌ی محدودیت‌های فنی، قسمت دم بوران، به‌طور جداگانه به پایگاه ارسال شد.

اطلس و بوران / VM-T Atlant and Buran

اطلس در حال حمل مدارگرد بوران

البته این پرواز خالی از مشکل نیز نبود، درفاصله‌ی ۳۰۰ کیلومتری باند فرود، خلبانان متوجه نشت سوخت شدند و مجبور شدند تا یکی از موتورهای هواپیما را خاموش کنند. در زمان تقرب به باند فرود نیز سیستم برق هواپیما دچار اشکال شد و خلبانان تنها به انرژی ذخیره شده در باتری‌ها دسترسی داشتند. خوشبختانه، پیش از وقوع این مشکل، فلپ‌ها و ارابه‌ی فرود هواپیما باز شده بودند و با وجود سرعت بالای پرنده در زمان فرود، اطلس محموله‌ی خود را با موفقیت به بایکانور رساند. در مجموع، اطلس ۱۵۰ مأموریت ترابری را برای انتقال اجزای مدارگرد بوران، فضاپیمای پولیوس و راکت‌های انرگیا به انجام رساند و بدون وجود این پرنده، پروژه‌ی انرگیا-بوران با مشکل بزرگی روبه‌رو می‌شد.

آنتونوف-۲۲۵ (رؤیا)

درحالی‌که اطلس در حال انجام وظیفه بود، دفتر طراحی آنتونوف نیز توسعه‌ی پرنده‌ی ترابری اختصاصی پروژه‌ی انرگیا-بوران، یعنی آنتونوف-۲۲۵ را به پایان رساند. پایانی که بسیار دیر بود، چرا که بوران اولین و آخرین پرواز خود به سمت فضا را به انجام رسانده بود. بااین‌حال، نمی‌توان انکار کرد که طراحی و ساخت آنتونوف-۲۲۵، یکی از دستاوردهای بزرگ دنیای مهندسی و صنعت هوانوردی است. این پرنده‌ی غول‌آسا که اوکراینی‌ها از آن با نام «مریا»، به‌معنی «رؤیا» (به‌روسی: Мрія) یاد می‌کنند، با حداکثر وزن برخاست ۶۴۰ تن، عنوان سنگین‌ترین هواپیمای جهان را یدک می‌کشد.

آنتونوف-۲۲۵ سنگین‌ترین هواپیمای جهان است

آنتونوف-۲۲۵ نمونه‌ای بزرگ شده از هواپیمای ترابری آنتونوف-۱۲۴ است که از سکان عمودی دوگانه، شبیه به اطلس، استفاده می‌کند. تعداد موتورهای آنتونوف-۲۲۵ هم به شش دستگاه می‌رسد؛ یعنی دو دستگاه بیشتر از آنتونوف-۱۲۴. طول این پرنده ۸۴ متر و ارتفاع آن ۱۸.۱ متر است. فاصله‌ی دوسر بال‌های آن نیز به ۸۸.۴ متر می‌رسد. این هواپیما که وزنی معادل ۲۸۵ تن دارد، می‌تواند تا ۳۰۰ تن سوخت را با خود حمل کند و حداکثر ظرفیت حمل بار آن نیز بیش از ۲۰۰ تن است.

آنتونوف -۲۲۵ و مدارگرد بوران / An-225 and Buran Orbiter

آنتونوف-۲۲۵ و مدارگرد بوران

با وجود توانایی‌های فنی رؤیا، این پرنده‌ی غول‌پیکر بسیار دیر به صحنه وارد شد و نتوانست نقش چندانی در پروژه‌ی انرگیا-بوران بازی کند. شاید قابل‌توجه‌ترین نقش این پرنده، حمل مدارگرد بوران به نمایشگاه‌های هوایی خارجی باشد. فروپاشی اتحاد شوروی نیز موجب شد تا آینده‌ی این پرنده چندان پرفروغ نباشد. اگرچه روس‌ها در نظر داشتند دو فرورند آنتونوف-۲۲۵ تولید کنند؛ اما تنها نمونه‌ی تولید شده نیز آن‌چنان هواپیمای پرکاری نیست. در سال ۲۰۱۶، توافقی میان اوکراین و چین به امضا رسید تا دومین نمونه از آنتونوف-۲۲۵ به تولید رسیده و از آن به‌عنوان پلتفرمی برای پرتاب‌های فضایی استفاده شود؛ بااین‌حال، تنش‌های سیاسی میان روسیه و اوکراین باعث شده تا این طرح بلاتکلیف بماند. دلیل این مسئله، نیاز به تأمین بخشی از قطعات این پرنده از روسیه است.

سرنوشت انرگیا-بوران

انرگیا-بوران، بزرگ‌ترین پروژه‌ی فضایی اتحاد شوروی بود؛ پروژه‌ای که صدها سازمان و شرکت دولتی شوروی را درگیر کرده بود. توسعه‌ی انرگیا-بوران بیش از یک دهه به‌طول انجامید؛ در این مدت تحقیقات متعددی در زمینه‌ی عایق‌های صوتی، ترمودینامیک، دینامیک پرواز، مهندسی مواد، ساخت ابزارهای کنترل پرواز و... به انجام رسید. دانشمندان روس چندین پرتاب آزمایشی دیگر را هم برای پروژه‌ی انرگیا-بوران در نظر گرفته بودند و قرار بود این پرتاب‌ها در بازه‌ی سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به انجام برسند. اولین پرتاب سرنشین‌دار بوران نیز برای سال ۱۹۹۴ برنامه‌ریزی شده بود. بااین‌حال، با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تمام این برنامه‌ها به فراموشی سپرده شدند.

در حقیقت، پس از اولین پرتاب بوران در سال ۱۹۸۸، روس‌ها دیگر بودجه‌ی کافی برای ادامه‌ی این برنامه در اختیار نداشتند. بدتر از این، وزارت دفاع شوروی نیز برنامه‌ی دقیقی برای استفاده از بوران نداشت. دیگر نکته‌ی حائز اهمیت این است که بوران، آن فضاپیمای چندبار مصرف و کم‌هزینه‌ای که روس‌ها در انتظارش بودند نبود. حمل محموله‌ای ۲۰ تنی به‌وسیله‌ی انرگیا-بوران، هزینه‌ای ۲۷۰ میلیون روبلی را به دولت شوروی تحمیل می‌کرد، درحالی‌که هزینه‌ی ارسال همین محموله با راکت پروتون تنها ۵.۵ میلیون روبل بود.

محدودیت‌های مالی؛ اصلی‌ترین دلیل مرگ انرگیا-بوران

بوران یکی از دستاوردهای بزرگ دنیای مهندسی بود؛ اما به‌عنوان یک فضاپیما، هیچ کس حاضر نبود تا از آن استقبال کند. روسیه‌ی تازه مستقل شده هم که هنوز بار اقتصاد ناتوان شوروی را به دوش می‌کشید و با مشکلات متعدد روبه‌رو بود، نمی‌توانست بهای سنگین استفاده از انرگیا-بوران را بپردازد. در چنین شرایطی، آخرین فرزند برنامه‌ی فضایی شوروی محکوم به مرگ بود؛ پروژه‌ی انرگیا-بوران، در روز ۳۰ ژوئیه‌ی ۱۹۹۳، به دستور رئیس‌جمهور وقت روسیه، بوریس یلتسین، لغو شد.

البته در سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰، بوران، به‌همراه هواپیمای غول‌پیکر آنتونوف-۲۲۵، به‌ترتیب در نمایشگاه‌های هوایی پاریس و فارنبورو به نمایش گذاشته شد؛ اما این به‌معنای ادامه‌ی یافتن برنامه‌ی بوران نبود. تنها نمونه‌ی پروازی بوران هم چندان خوش‌شانس نبود و به‌جای موزه‌های فضایی، به آشیانه‌ای در پایگاه فضایی بایکانور منتقل شد؛ اما در روز ۱۲ ماه مه ۲۰۰۲، درحالی‌که کارگران در حال مرمت سقف این آشیانه بودند، سقف فروریخت و تنها نمونه‌ی پروازی بوران هم نابود شد. البته درکنار این فضاپیما، هشت کارگر نیز جان خود را از دست دادند.

بوران / Buran

بقایای مدارگرد بوران پس از فروپاشی سقف آشیانه

با وجود اوضاع بد مالی و ناامیدی از ادامه‌ی برنامه‌ی انرگیا-بوران، کارشناسان روس دست به ارائه‌ی طرح‌هایی مانند Energia-M و فضاپیمای ماکس زدند تا شاید بتوانند از دستاوردهای علمی و فنی پروژه‌ی انرگیا-بوران، در قالب راکت و فضاپیمایی کوچک‌تر استفاده کنند. اما اوضاع بد مالی بدین معنی بود که تمام این تلاش‌ها محکوم به شکست بودند.

در سال ۲۰۰۳، پس از حادثه‌ی شاتل کلمبیا و همچنین در سال ۲۰۱۱، پس از بازنشستگی شاتل‌های فضایی ناسا، زمزمه‌هایی مبنی بر زنده شدن پروژه‌ی انرگیا-بوران، به‌عنوان جایگزینی برای شاتل به‌گوش می‌رسید؛ اما حقیقت این بود که بوران و شاتل شباهت بسیار زیادی به هم داشتند. آن‌ها فضاپیماهایی پیچیده بودند، که برخلاف تصورات اولیه، هزینه‌های زیادی را بر کاربران خود تحمیل می‌کردند. با این اوصاف، حتی در سطح بین‌المللی نیز هیچ‌کس علاقه‌ای نداشت تا شاتل را با فضاپیمایی مشابه جایگزین کند.

بوران در پارک گورکی / Buran at Gorky Park

یکی از پیش‌نمونه‌های بوران در پارک گورکی مسکو

در سال ۲۰۱۳، دمیتری روگوزین، معاون نخست‌وزیر وقت روسیه، که اکنون سکان هدایت سازمان فضایی روسیه را در اختیار دارد، از بوران با عنوان پرنده‌ای برای قرن بیستم یاد کرد و اظهار داشت:

چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید استفاده از آن (بوران) را از سر بگیریم.

بااین‌حال، با نگاهی به وضعیت و برنامه‌های کنونی سازمان فضایی روسیه، می‌توان به‌خوبی دریافت که آینده‌ی فضاپیماهای چندبارمصرف، در دستان شرکت‌هایی همچون اسپیس‌ایکس است. این شرکت‌ها، در تلاش هستند تا با آموختن از گذشته، فضاپیماهایی به‌واقع چندبار مصرف تولید کنند که بتوانند در کمترین مدت و با کمترین هزینه برای پرواز دوباره آماده شوند.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 09:05 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پیش‌ازاین، سامسونگ و هواوی و کوالکام تراشه‌هایی با پشتیبانی از شبکه‌های پرسرعت 5G معرفی کرده‌اند و حالامدیاتک هم وارد این بازار شده و قصد دارد اولین تراشه‌ی 5G خود را معرفی کند. این شرکت تایوانی تولیدکننده‌ی محصولات نیمه‌هادی اعلام کرده اکنون زمان آن فرارسیده که هوشمندی با سرعت همراه شود؛ ازاین‌رو، محصول 5G مجهز به هوش مصنوعی این شرکت در ماه مِه از راه خواهد رسید. بدین‌ترتیب، نهایتا ۱۰ روز دیگر تا معرفی پلتفرم جدید شرکت مدیاتک باقی مانده است.

تراشه‌ی Helio M70 درابتدا به‌عنوان پلتفرم 5G این شرکت معرفی شد؛ اما تاکنون به‌طوررسمی وارد بازار نشده و درواقع هنوز هیچ‌یک از تولیدکنندگان گوشی‌های هوشمند از تراشه‌ی مذکور در محصولات خود استفاده نکرده‌اند. البته، هنوز نمی‌دانیم مودم 5G به‌طورپیش‌فرض روی تراشه‌ی جدید مدیاتک ارائه می‌شود یا رسما به‌همراه M70 معرفی خواهد شد. درهرحال، با درنظرگرفتن برنامه‌ی زمانی اعلام‌شده برای معرفی این پلتفرم، احتمالا محصولات مجهز به تراشه‌ی جدید مدیاتک تا اواخر سال ۲۰۱۹ روانه‌ی بازار نخواهد شد.

اولویت اصلی مدیاتک فناوری 5G و هوش مصنوعی است و تراشه‌ی ۱۲ نانومتری Helio P90 نیز به‌همراه واحد پردازشی مجزایی برای هوش مصنوعی روانه‌ی بازار شده است. این واحد پردازشی می‌تواند محاسبات مربوط‌به هوش مصنوعی را با سرعتی در مقیاس گیگابیت‌برثانیه انجام دهد. بنابر ادعای مدیاتک، تراشه‌ی مذکور می‌تواند بدن انسان و برخی از ژست‌های حرکتی را ردیابی کند.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 09:03 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

در پروژه‌های اسکرام، «برآورد» را کل تیم و در جلسه‌ی برنامه‌ریزی اسپرینت انجام می‌دهند. هدف برآورد این است که داستان‌های کاربر را براساس اولویت و بسته به توانایی تیم، برای طول تایم‌باکس اسپرینت انتخاب کنیم. مالک محصول باید به اعضای تیم اطمینان دهد داستان‌های اولویت‌بندی‌شده واضح و روشن هستند و به بک‌لاگ محصول انتقال‌یافته‌اند و می‌توانند برآورد شوند.

چرا به برآورد چابک نیاز داریم؟

برآورد چابک نقش محوری و مؤثری در برنامه‌ریزی و مدیریت توسعه‌ی محصول ایفا می‌کند. به‌علاوه، ما پاسخ پرسش‌های زیر را نیز به کمک برآورد چابک پیدا می‌کنیم:

  • در هر اسپرینت، چند قابلیت (Feature) تکمیل خواهد شد؟
  • چه زمانی کار به‌پایان می‌رسد؟
  • هزینه‌ی تکمیل Featureها چقدر است؟

در چهارچوب اسکرام، وقتی می‌خواهیم به پرسش‌هایی ازاین‌دست پاسخ دهیم، باید اندازه‌ی آنچه در حال ساختش هستیم، برآورد و میزان سرعت تیم را اندازه‌گیری کنیم. برمبنای این اطلاعات می‌توانیم مدت‌ توسعه‌ی محصول و هزینه‌های متناظر را با تقسیم اندازه‌ی مجموعه‌ی Featureها بر سرعت تیم به‌دست آوریم. بیایید برآورد چابک را دقیق‌تر بررسی کنیم.

برآورد یا تخمین چیست؟

در حوزه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزار، برآورد به‌معنی ارزیابی کمّی (مقداری) میزان تلاش لازم برای انجام هر وظیفه (Task) خاص است. در جلسه‌ی برنامه‌ریزی اسپرینت، همه‌ی اعضای تیم اسکرام دورهم جمع می‌شوند و برخی آیتم‌های محصول یا PBIها را باتوجه‌به اولویت و اندازه‌ی برآوردشده‌ی آن‌ها بیرون می‌کشند. بنابراین، اندازه‌ی PBI معادل است با میزان تلاش لازم برای تکمیل هر PBI در طول اسپرینت که برحسب استوری‌پوینت‌های کاربر سنجیده می‌شود.

Agile estimation

چه افرادی باید در برآورد چابک شرکت کنند؟

زمانی‌که ازطریق یکی از تکنیک‌های برآورد که درادامه‌ی مطلب شرح داده می‌شوند، اندازه‌ی بک‌لاگ محصول را تخمین می‌زنیم، افراد مناسب را باید گردهم آورده باشیم. این افراد عبارت‌اند از:

  • تیم اسکرام (توسعه‌دهندگان و آزمون‌کنندگان و سایر اعضا)
  • مالک محصول (فقط درصورتی‌که از طرف تیم دعوت‌ شده باشد)
  • اسکرام‌مستر

بازی‌های برآورد چابک

بازی برآورد چابک، تکنیک فوق‌العاده‌ای است؛ زیرا عملکرد تیم اسکرام را بهبود می‌بخشد. می‌توانید تصور کنید در حال بازی، کار ارزشمندی نیز انجام می‌دهید. تیم با استفاده از این تکنیک می‌تواند بین ۲۰ تا ۶۰ داستان کاربر را در طول یک ساعت برآورد کند. هدف بازی برآورد چابک، برقراری تعادل بین «زمان صرف‌شده برای برآورد» و «ارزش کسب‌شده از برآورد» است.

Agile Estimation

تکنیک‌های برآورد چابک

روش‌هایی که برای برآورد بک‌لاگ محصول استفاده می‌شوند، بسیار وسیع و متنوع‌ هستند. تیم‌ها رویکرد خودشان را اتخاذ می‌کنند و براساس آنچه به آن‌ها بهتر جواب می‌دهد، رویکرد را تعدیل می‌کنند. در اینجا، برخی از رایج‌ترین تکنیک‌های تخمین را به شما معرفی می‌کنیم.

برآورد نسبی

در روش‌های سنّتی توسعه‌ی نرم‌افزار، نتیجه‌ی برآورد در قالب یک عدد (مثل ساعت یا روز) ارائه می‌شد؛ اما در چهارچوب اسکرام، با استفاده از ساختار شکست کار (WBS) پروژه را به وظایف کوچک‌تر تقسیم می‌کنیم و هرکدام از آن‌ها را برحسب استوری‌پوینت برآورد می‌کنیم. این برآوردها به مهارت‌های منابع ما بستگی دارد.

ارزیابی وظایف فنی کار آسانی نیست؛ به‌همین‌دلیل، نمی‌توان آن را به‌صورت مطلق در قالب اعداد بیان کرد. به‌عنوان‌ مثال، گاهی تیم برای حل مشکل به ۶ ساعت زمان نیاز دارد؛ درحالی‌که اصلاح کد واقعی فقط ۱۰ دقیقه زمان می‌برد. روش برآورد نسبی، بیشترین کارایی خود را در تخمین وظایف پیچیده نشان می‌دهد. به‌عنوان‌ مثال، به ظروف فلزی تصویر زیر توجه کنید:

Relative Estimation

فرض کنید از شما دو سؤال می‌کنند؛ ۱. ظرف اول چقدر بزرگ است؟ ۲. ظرف دوم چقدر بزرگ است؟ شاید برای شما پاسخ‌دادن به این دو پرسش کمی سخت و گیج‌کننده باشد. در مرحله‌ی بعد، به سؤال دیگری جواب دهید: ظرف دوم در‌مقایسه‌با ظرف اول چقدر بزرگ‌تر است؟ (ارزیابی نسبی) این بار شما راحت‌تر پاسخ می‌دهید. همان‌طورکه می‌بینید، برای برآورد وظایف پیچیده، با استفاده از تکنیک تخمین نسبی نتایج بهتری به‌دست می‌آورید. به این چند مثال ساده توجه کنید تا درک بهتری از برآورد نسبی کسب کنید:

اندازه/ وسعت استرالیا حدود دوبرابر اندازه/ وسعت هند است.

اندازه/ وسعت کانادا سه‌برابر اندازه/ وسعت هند است.

کانادا و ایالات‌متحده آمریکا هم‌اندازه یا هم‌وسعت هستند.

برآورد نسبی واحد ندارد و نسبت‌ها فقط با عدد بیان می‌شوند؛ درحالی‌که در اسکرام، این عددها استوری‌پوینت اسکرام (Scrum Story Points) نام‌ گرفته‌اند.

مزایای برآورد نسبی

  • به زمان کمتری نیاز است و اصلاحات راحت هستند.
  • به‌راحتی توضیح‌دادنی است و انتظارات توجیه‌کردنی هستند.
  • مردم برآورد نسبی را بهتر از برآورد مطلق محاسبه می‌کنند.
  • برخلاف برآورد مطلق که عمدتا «زمان‌محور» است، برآورد نسب، بیشتر «تیم‌محور» پیش می‌رود.

اشتباهات متداول در استفاده از برآورد نسبی

وقتی سعی می‌کنید برآورد نسبی را در کار (داستان‌های کاربر) خود امتحان کنید، ممکن است با برخی پیچیدگی‌ها و اشتباهات رایج برآورد زمان مواجه شوید. به‌عنوان‌ مثال:

  • درحالی‌که هنوز نمی‌دانید چه کسی عهده‌دار کار می‌شود، می‌گویید: «آخرین داستان کاربر سه ساعت طول کشید و به‌نظر می‌رسد داستان فعلی هم به سه ساعت زمان نیاز داشته باشد». در این حالت افراد مختلف (در تنظیمات تیم) به زمان‌های متفاوتی نیاز دارند و شما از معیار خوبی برای ارزیابی استفاده نکرده‌اید.
  • «آخرین داستان با برخی مسائل دشوار همراه بود و به‌نظر می‌رسد داستان فعلی از آن‌هم سخت‌تر باشد». تعریف سختی یا پیچیدگی، برای افراد مختلف یکسان نیست و نمی‌تواند به‌عنوان معیار مناسبی برای برآورد دیده شود.

Planning Poker

برنامه‌ریزی پوکر

برنامه‌ریزی پوکر (Planning Poker) یکی از رایج‌ترین روش‌های برآورد و برنامه‌ریزی چابک است که برمبنای «نظر جمعی» پیش می‌رود و به‌منظور تخمین بک‌لاگ محصول به‌کار برده می‌شود. برنامه‌ریزی پوکر با واحدهایی نظیر استوری‌پوینت‌ها یا روزهای ایده‌آل یا واحدهای مشابه انجام می‌شود. در این روش، مشتری یا مالک محصول داستان‌های کاربر یا قابلیت‌های محصول (Feature) را برای تیم برآوردکننده شرح می‌دهد.

نکته: برنامه‌ی پوکر روش ارزیابی نسبی برای اندازه‌گیری PBIها است.

در سال ۲۰۰۲، جیمز گرنینگ اولین‌بار برنامه‌ریزی پوکر را به‌کار برد و پس از وی، در سال ۲۰۰۶ مایکل کوهن. در این فعالیت، کارشناسان درباره‌ی آیتم‌های بک‌لاگ محصول بحث می‌کنند تا مفروض‌ها را مشخص و با درک مشترکی PBIها را برآورد کنند. برنامه‌ریزی پوکر آیتم‌های برخوردار از اندازه‌ی مشابه را گروه‌بندی و بدین‌ترتیب، تخمینی نسبی ارائه می‌کند.

مقیاس برآورد چیست؟

فعالیت برنامه‌ریزی پوکر به‌کمک دنباله‌ای از اعداد اجرا می‌شود که «مقیاس برآورد» نام دارد. ازآنجاکه هدف کاملا دقیق نیست، تیم عموما از همه‌ی اعداد مقیاس استفاده نمی‌کند. درعوض، اعداد کوچکی که تکرار بیشتری دارند و اعداد بزرگی که در انتهای دیگر دنباله متمایزتر هستند، بیشتر استفاده می‌شوند.

Planning Poker

یکی از مقیاس‌هایی که مایکل کوهن پیشنهاد داده، دنباله‌ی فیبوناچی است: ۱، ۲، ۳، ۵، ۸، ۱۳، ۲۰، ۴۰ و ۱۰۰. این دنباله بیش از هر مقیاس دیگری در سازمان‌ها پذیرفته‌شده؛ اما برخی از تیم‌ها نیز از دنباله‌ی ضریب دو استفاده می‌کنند: ۱، ۲، ۴، ۸، ۱۶، ۳۲ و... . تیم PBIهای دارای اندازه‌ی مشابهی را در یک گروه قرار و در زمان برآورد، اعداد متناسب دنباله را به هر گروه نسبت می‌دهد. برای درک بهتر این مفهوم، به این مثال واضح توجه کنید: کارمندان اداره‌ی پست نامه‌های متعلق به یک منطقه‌ی مشابه را در یک گروه قرار می‌دهند تا فرایند تحویل نامه‌ها را ساده‌تر کنند. به‌طورمشابه، اعضای تیم (برآوردکنندگان) سؤالاتی درباره‌ی PBIها از مالک محصول می‌پرسند و با او بحث می‌کنند. وقتی همه‌ی Feature به‌طورکامل بحث شدند، برآوردکننده یک کارت را برمی‌دارد تا تخمین اعضای تیم را برمبنای آن شرح دهد. در این زمان، همه‌ی کارت‌های دیگر به اعضای تیم نشان داده می‌شود. اگر برآوردکنندگان استوری‌پوینت‌های مشابهی انتخاب کنند، برآورد آیتم در همین نقطه به‌پایان می‌رسد؛ درغیراین‌صورت، اعضای تیم باید باهم گفت‌وگو کنند تا روی نتیجه‌ی مشترکی به‌توافق برسند.

برآوردکنندگانی که بالاترین و پایین‌ترین استوری‌پوینت‌ها را تخمین زده‌اند، باید دلایل خود را به‌اشتراک بگذارند. پس از اتمام مباحثات، هریک از اعضای تیم دوباره یک کارت برآورد را انتخاب می‌کند و همه‌ی کارت‌ها به‌طور هم‌زمان باز یا نشان داده می‌شوند. این فرایند تا جایی ادامه پیدا می‌کند که تیم به‌ اتفاق‌نظر (اجماع) برسد؛ درغیر‌این‌صورت برآوردکنندگان می‌پذیرند که تخمین و برنامه‌ریزی هر آیتم مستلزم اطلاعات بیشتری است و باید تا زمان کسب اطلاعات لازم به‌تعویق بیفتد.

چه زمانی فعالیت برنامه‌ریزی پوکر را اجرا می‌کنیم؟

بیشتر تیم‌ها درست بعد از آنکه آیتم‌های مرتب‌شده‌ی بک‌لاگ محصول معرفی شدند، فعالیت برنامه‌ریزی پوکر را آغاز می‌کنند. برنامه‌ریزی پوکر غالبا در جلسه‌ی برنامه‌ریزی اسپرینت و یک‌بار در طول هر دوره‌ی تکرار انجام می‌شود. برآوردهایی که در این جلسه حاصل می‌شوند، برای اندازه‌گیری پروژه مفید هستند. یکی از دلایل استقبال تیم‌های چابک از برنامه‌ریزی پوکر، این است که فعالیت مذکور از تأثیرگذاری سایر شرکت‌کنندگان بر نظر اعضای تیم مانع می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، وقتی یک نفر صحبت می‌کند، سایر اعضا حرف‌های او را به‌عنوان پیشنهاد یا توصیه در نظر می‌گیرند. همچنین، افراد می‌توانند آزادانه ایده‌ی خود را ابراز کنند و اعداد مدنظرشان را به‌صورت هم‌زمان نشان دهند. اسکرام‌مستر، مالک محصول و تیم توسعه، در این فعالیت شرکت می‌کنند اما برآورد داستان‌های کاربر، فقط به عهده‌ی تیم توسعه است.

برنامه‌ریزی پوکر چگونه انجام می‌شود؟

  • مالک محصول آیتم‌های بک‌لاگ محصول را شرح می‌دهد و ابهامات را برطرف می‌کند.
  • اسکرام‌مستر به تیم توسعه کمک می‌کند فعالیت را به بهترین شیوه پیش ببرد. درواقع، اسکرام‌مستر نقش مربی تیم را ایفا می‌کند. به‌علاوه، او براساس زبان بدن یا سکوت اعضای تیم افراد مخالف را شناسایی و به آن‌ها کمک می‌کند تعامل بهتری داشته باشند.
  • تیم توسعه با همکاری اعضا برآوردها را ارائه می‌دهد. هریک از اعضای تیم توسعه مجموعه‌ای از کارت‌های برنامه‌ریزی پوکر را مطابق با تصویر زیر دراختیار دارد.

Planning Poker

تفسیر رایج اعداد روی کارت‌ها را در جدول زیر مشاهده می‌کنید:

کارتتفسیر
صفر آیتم یا به‌اندازه‌ای کوچک است که نمی‌توان هیچ اندازه‌ای برای آن در نظر گرفت یا پیشاپیش انجام‌ شده است.
۱/۲ برای برآورد آیتم‌های جزئی استفاده می‌شود.
۱-۲-۳ برای برآورد آیتم‌های کوچک به‌کار برده می‌شوند.
۵-۸-۱۳ برای برآورد آیتم‌های متوسط استفاده می‌شوند. بسیاری از تیم‌ها، عدد ۱۳ را بزرگ‌ترین برآوردی می‌دانند که در طول اسپرینت اجرا‌شدنی است. در چنین حالتی ممکن است تیم آیتم ۱۳ را به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم کند.
۲۰-۴۰ برای برآورد آیتم‌های بزرگ‌تر مانند فیچرها یا استوری‌های سطح پایه استفاده می‌شود.
۱۰۰ نشان‌دهنده‌ی فیچرهای بسیار بزرگ یا اِپیک‌ها است.
∞ آیتم به‌اندازه‌ای بزرگ است که برای برآورد آن از هیچ عددی نمی‌توان استفاده کرد.
؟

حالت اول: نشان‌دهنده‌ی این است که تیم آیتم را درک نکرده و باید درباره‌اش سؤالاتی از مالک محصول کند.

حالت دوم: بعضی از تیم‌ها از علامت سؤال استفاده می‌کنند تا خودشان را درزمینه‌ی برآورد صحیح بیازمایند.

π نشان‌دهنده‌ی این است که فرد برآوردکننده خسته یا گرسنه است. برخی از سازمان‌ها به‌جای π از کارتی با علامت «یک فنجان قهوه» استفاده می‌کنند.

نکته ۱: در برنامه‌ریزی پوکر، «برآوردنکردن» پذیرفتنی است؛ ولی «شرکت‌نکردن» نه. اگر یکی از اعضای تیم از ارائه‌ی برآورد هر آیتم اجتناب کند، به این معنا نیست که باید از همکاری و مشارکت با هم‌تیمی‌ها و کمک برای رسیدن به نتیجه‌ی جمعی نیز سر باز بزند.

نکته۲: کارت π فرصتی به اعضای تیم می‌دهد تا مدتی با یکدیگر تعامل آزاد داشته باشند یا به‌تنهایی استراحت کنند. زمانی‌که این کارت نشان داده می‌شود، اعضای تیم واقعا به تنفسی کوتاه نیاز دارند تا دوباره بتوانند درباره‌ی برآورد تلاش‌ها باهم گفت‌وگو کنند.

قوانین برنامه‌ریزی پوکر

قوانین بازی برنامه‌ریزی پوکر، به‌شرح زیر است:

  • مالک محصول یک PBI که باید برآورد شود، انتخاب می‌کند و برای اعضای تیم می‌خواند.
  • مالک محصول به پرسش‌ها پاسخ می‌دهد.
  • هر عضو تیم به‌طورمخفیانه یکی از کارت‌ها را برمی‌دارد تا برآورد خود را ازطریق آن اعلام کند.
  • زمانی‌که تمامی اعضا برآورد خود را انجام دادند، همه‌ی کارت‌ها درمعرض دید همه قرار می‌گیرد.
  • اگر همه برآورد یکسانی کرده باشند؛ پس به اتفاق‌نظر رسیده‌اند و آن عدد به‌عنوان برآورد PBI انتخاب می‌شود.
  • اگر برآوردها یکسان نبودند، برآوردکنندگان با یکدیگر بحث می‌کنند تا به توجیه مشترکی برسند یا افرادی که برآوردهای بالاتر و پایین‌تری درمقایسه‌با دیگران دارند، دلیل خود را برای دیگران توضیح می‌دهند.
  • پس از خاتمه‌ی بحث، فرایند به مرحله‌ی چهار بازمی‌گردد و این چرخه تا جایی ادامه می‌یابد که اتفاق‌نظر عمومی حاصل شود.

برنامه‌ریزی پوکر مزایای خاصی برای دنیای چابک به‌همراه دارد؟

  • برنامه‌ریزی پوکر نقش مهمی در مشارکت اعضا بازی می‌کند. این فعالان اعضای تیم را دورهم جمع می‌کند تا به‌اتفاق تخمین درستی ارائه دهند؛ درحالی‌که هریک از اعضا به‌تنهایی ممکن است برآورد صحیحی نکنند.
  • این فعالیت باعث می‌شود کارمندان درباره‌ی آیتم‌های بک‌لاگ محصول بیشتر فکر کنند و به ایده‌های جمعی ارزشمندی دست یابند. برنامه‌ریزی پوکر مباحثه درباره‌ی PBIها را تسهیل می‌کند.
  • ازآنجاکه فعالیت برنامه‌ریزی پوکر مبتنی‌بر بحث و گفت‌وگو است، اعضای تیم داستان‌های کاربر را بهتر درک می‌کنند. به‌علاوه زمانی‌که آن‌ها ایده‌های خود را به‌اشتراک می‌گذارند، هرگونه سؤالشان نیز برطرف می‌شود. درنهایت، اعضای تیم برآورد صحیح اندازه‌ی آیتم‌ها را دریافت می‌کنند که این امر بازدهی سرمایه‌گذاری کارمندان را افزایش می‌دهد.

برنامه‌ریزی پوکر فعالیتی تعاملی و رویکردی کارآمد برای برآورد داستان‌های کاربر است. همه‌ی اعضا در مباحثات شرکت می‌کنند و رسیدن به توافق جمعی، برای آن‌ها آزاردهنده نیست. درضمن، اعضای تیم دیدگاه روشنی درزمینه‌ی داستان کاربر به‌دست می‌آورند.

روش اندازه‌های تی‌شرت (T-Shirt Sizes)

T-Shirt Sizes

اندازه‌های تی‌شرت تکنیک یکپارچه‌ای برای برآورد فهرست (بک‌لاگ) بزرگی از آیتم‌های نسبتا بزرگ است. در این تکنیک، آیتم‌های هم‌اندازه باید به‌درستی در یک گروه قرار بگیرند. برچسب گروه‌ها یا مخازن مشابه با چیزی است که برای اندازه‌ی تی‌شرت به‌کار می‌رود؛ یعنی خیلی کوچک (Extra Small یا XS)، کوچک (Smsll یا S)، متوسط (Medium یا M)، بزرگ (Large یا L) و بسیار بزرگ (Extra-Large یا XL).

مزیت اصلی تکنیک اندازه‌های تی‌شرت، این است که آغازکردن برآوردها بسیار ساده می‌شود. همچنین، این تکنیک راهی عالی برای آشناشدن با مفهوم برآورد نسبی است؛ به‌همین‌دلیل، هم برای تیم‌های تازه‌کار روش مناسبی محسوب می‌شود.

سیستم باکت

اجرای سیستم باکت (Bucket System) بسیار سریع‌تر از برنامه‌ریزی پوکر پیش می‌رود. زمانی‌که گروه بزرگی از شرکت‌کنندگان باید تعداد زیادی از آیتم‌ها را برآورد کنند، سیستم باکت کارایی خود را نشان می‌دهد؛ زیرا به‌راحتی می‌توان آیتم‌ها را از دسته‌ای به دسته‌ی دیگر منتقل کرد. ارزش باکت‌ها طبق یک دنباله تعیین می‌شود: ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۸، ۱۳، ۲۰، ۳۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰.

طبق این دنباله، برآوردکنندگان به هریک از آیتم‌ها ارزش مناسبی اختصاص می‌دهند. هریک از دسته‌بندی‌ها، یک باکت نام دارد. باکت‌ها درواقع کاغذهایی هستند که روی میز یا بورد چابک نصب می‌شوند و روی هرکدام از آن‌ها ارزش خاصی نوشته‌ شده است. داستان‌هایی که روی کاغذ یادداشت‌های چسبدار نوشته‌‌ شده، زیر باکت‌ها ردیف می‌شوند. البته، برخی از تیم‌های اسکرام وقتی بحث‌های محدودی درباره‌ی آیتم‌های در‌حال‌پردازش دارند، از سبدهای واقعی به‌جای باکت‌های کاغذی استفاده می‌کنند.  

 The Bucket System

نکات

  • اگر گروه متوجه شود آیتمی به‌جای باکت هشت به باکت یک تعلق دارد، می‌تواند دنباله را تغییر دهد.
  • در سیستم باکت، رویکرد «تقسیم و کنترل» دنبال می‌شود؛ یعنی همه‌ی آیتم‌ها بین همه‌ی شرکت‌کنندگان تقسیم می‌شود. هر شرکت‌کننده می‌تواند بدون تأیید سایرین آیتم‌های در دستش را در پاکت‌های مناسب قرار دهد.
  • آیتم‌ها باید در جای مناسب قرار بگیرند و هیچ آیتمی نباید بین دو گروه یا دو باکت نصب شود.
  • اگر یکی از شرکت‌کنندگان داستان کاربر را درک نکنند یا اگر برخی از شرکت‌کنندگان کار خود را زودتر تمام کنند، داستان‌های کاربر بین آن‌ها ردوبدل می‌شود.
  • در پایان کار، صحت گروه‌بندی‌ها را همه‌ی شرکت‌کنندگان بررسی می‌کنند. اگر هریک از اعضا متوجه شود که آیتمی در باکت نادرستی قرار دارد، آن را به اطلاع سایر شرکت‌کنندگان می‌رساند. گروه درباره‌ی این اختلاف بحث می‌کند تا به اتفاق‌نظر نهایی برسد.
  • تسهیل‌کننده‌ی جلسه باید بررسی کند که هیچ‌کس آیتمی را جابه‌جا نمی‌کند؛ مگر اینکه گروه در‌حال‌تصحیح نهایی باشد.

سیستم باکت برای مرتب‌سازی اولویت از آیتم‌های بک‌لاگ محصول نیز استفاده می‌کند.

رأی‌گیری نقطه‌ای

Dot Voting

زمانی‌که با مجموعه‌ی کوچکی از آیتم‌ها کار می‌کنید و به هیچ تکنیک پیچیده‌ای نیاز ندارید، می‌توانید رأی‌گیری نقطه‌ای (Dot Voting) را انتخاب کنید. این روش مشابه با تکنیک «تصمیم‌گیری براساس رأی‌گیری» است. هرشخص تعداد محدودی استیکر (نقاط) دریافت می‌کند و می‌تواند ازطریق آن‌ها، به آیتم‌ها رأی دهد. هرچه تعداد نقطه‌ها بیشتر باشد؛ یعنی اندازه‌ی آیتم بزرگ‌تر برآورد شده است. این روش بسیار سریع و ساده پیش می‌رود و معمولا برای ۸ تا ۱۰ داستان کارایی مناسبی دارد.

جمع‌بندی

فرایند برآورد در پروژه‌های اسکرام، نقش مهمی در جهت‌یابی صحیح و برنامه‌ریزی و مدیریت مناسب ایفا می‌کند. تکنیک‌هایی که در این مطلب شرح داده شدند، رایج‌ترین روش‌های برآورد نسبی اندازه‌ی آیتم‌های بک‌لاگ محصول برحسب استوری‌پوینت یا روزهای ایده‌آل هستند. هدف از برآورد و مرتب‌سازی و اولویت‌بندی آیتم‌هایی است که انجام آن‌ها را در طول اسپرینت می‌پذیریم.  



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 09:02 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

جای تردیدی وجود ندارد که پلاستیک‌هایی زیادی در اقیانوس‌های سیاره‌ی ما وجود دارند و دلیل همه‌ی آن‌ها نیز خود ما هستیم. بااین‌حال، منبع پشتیبان غیرمنتظره‌ای ممکن است به ما در حل این مشکل زیست‌محیطی وحشتناک کمک کند: میکروب‌های دریایی که پلاستیک‌ها و مواد زائد را می‌شکنند. در پژوهشی جدید، گروهی از دانشمندان بین‌المللی این موضوع را بررسی کردند که چگونه جوامع میکروبی با تکیه بر پلاستیک‌های آلوده‌کننده‌یاقیانوس زیاد می‌شوند و در تخریب آن‌ها مشارکت می‌کنند. این مکانیسم بیولوژیکی طبیعی است که شاید اگر بهتر آن را درک کنیم، بتوانیم از آن بهره‌برداری کنیم.

هنگامی‌که پلاستیک وارد اقیانوس می‌شود، به‌وسیله‌ی عوامل غیربیولوژیکی متعددی نظیر اشعه‌ی فرابنفش و نوسان‌های دمایی و نیروهای سایشی موجود در آب اقیانوس فرسوده و هوازده می‌شود. این فرایندهای محیطی موجب می‌شوند این مواد به ذرات ریزی تا حد میکروپلاستیک و نانوپلاستیک تبدیل شوند؛ اما این عوامل به‌تنهایی عمل نمی‌کنند. پژوهشگران در مقاله‌ی خود توضیح می‌دهند:

تخریب غیرزیستی موجب پیش‌راندن و تحریک تخریب زیستی می‌شود؛ زیرا گروه‌های کربونیل روی سطح پلاستیک ایجاد می‌شوند. بنابراین، طیف وسیعی از ارگانیسم‌ها می‌توانند روی سطح هوازده بنشینند و از آن به‌عنوان بستر و نیز منبع کربن استفاده کنند.

پژوهشگران برای مطالعه‌ی میزان کارآمدی این فرایند میکروبی ازلحاظ تجزیه‌ی پلاستیک‌ها، نمونه‌هایی از پلی‌اتیلن (PE) و پلی‌استایرنی (PS) را جمع‌آوری کردند که به‌طورطبیعی در سواحل یونان هوازده شده بود. این پلاستیک‌ها شسته و به قطعات کوچک‌تر تقسیم شدند و در محلولی نمکی شبیه آب اقیانوس غوطه‌ور شدند و سپس، درمعرض دو نوع مختلف از جوامع میکروبی قرار گرفتند: ارگانیسم‌های طبیعی بومی دریا (متشکل از چندین گونه‌ی مختلف) و سویه‌های تقویت‌شده‌ای که لایه‌های زیستی محکم‌تری روی سطح پلاستیک تشکیل می‌دادند. پس از پنج ماه مواجهه با این میکروب‌ها، قطعات پلاستیکی وزن شدند و نتایج نشان می‌داد ارگانیسم‌های بومی در کاهش وزن پلاستیک‌های PS هوازده تا ۱۱ درصد و کاهش وزن پلاستیک‌های PE تا ۷ درصد موفق شده‌اند.

آلودگی پلاستیکی

سویه‌ی مهندسی‌شده تا این اندازه پلاستیک مصرف نکرد؛ ولی پژوهشگران به این موضوع اشاره می‌کنند که به‌نظر می‌رسد این میکروب‌ها در چسبیدن به قطعات پلاستیکی هوازده و توسعه‌ی لایه‌ی زیستی کارآمدتر هستند. موفق‌ترین نتایج به آزمایشی مربوط‌ بود که در آن از میکروب‌های خوگرفته (ارگانیسم‌هایی که در شبیه‌سازی‌های قبلی درمعرض پلاستیک ها قرار گرفته بودند)، استفاده شده بود. به‌عبارت‌دیگر، به‌نظر می‌رسد این مواد ممکن است طعمی برای پلاستیک‌ها ایجاد کنند و موجب خورده‌شدن بهتر آن‌ها در طول زمان شوند.

مواجهه‌ی میکروبی تغییرات شیمیایی در مواد سطحی پلاستیک را باعث می‌شود و گروه‌های کربونیل و پیوندهای مضاعف ایجاد می‌کند و تعامل میکروب‌ها در سطح ملکولی موجب آغاز فرایندهایی نظیر گسست زنجیرهای پلیمری می‌شود.

البته، این نخستین‌باری نیست که دانشمندان به‌دنبال استفاده از قدرت میکروب‌ها برای برخورد با مشکلات پلاستیکی هستند. سال‌ها است که پژوهشگران برای امکان مصرف پلاستیک‌ها به‌وسیله‌ی این ارگانیسم‌ها تلاش می‌کنند. هر پیشرفتی در‌این‌زمینه هرچند کوچک، شاید بتواند روزی در حل مشکل آلودگی پلاستیکی کمک کند. شاید راه‌حل اصلی مهار مشکل پلاستیک در نقطه‌ی آغاز آن باشد؛ ولی تا زمانی‌که چنین چیزی اتفاقی بیفتد و راهی برای توقف تولید این حجم پلاستیک ویرانگر پیدا شود، همین تلاش‌های کوچک نیز شاید بتواند تاحدودی اثربخش باشد. پژوهشگران در مقاله‌ی خود می‌نویسند:

حذف شکاف بین کاربرد فرضی و واقعی از شبکه‌های میکروبی برای تخریب پلاستیک می‌تواند در توسعه‌ی اقدامات کاهشی و سیاست‌های پایدار مشارکت کند.

نتایج این پژوهش در مجله‌ی Journal of Hazardous Materials منتشر شده است.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 09:01 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بازار کسب‌و‌کار اسپیکرهای هوشمند در چین به‌سرعت در‌حال‌رشد است و آمارها رشد سالیانه‌ی ۵۰۰ درصدی بازار اسپیکرهای هوشمند برندهای چینی را در فصل اول سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهد. در بازه‌ی زمانی چهار ماه اول سال جاری میلادی، درحدود ۱۰.۶ میلیون دستگاه اسپیکر هوشمند به بازار عرضه شده است. آمارها نشان می‌دهد برندهای چینی‌ ۵۱ درصد سهم بازار جهانی اسپیکرهای هوشمند را ازآنِ خود کرده‌اند. برندهای ایالات متحده نیز در مدت زمان مشابه، با عرضه‌ی پنج میلیون دستگاه اسپیکر هوشمند، ۲۴ درصد از سهم بازار را کسب کردند. 

کانالیس

باتوجه‌به قرارداد انحصاری بایدو با کانال تلویزیونی مرکزی چین (CCTV)، بایدو توانست در بین برندهای چینی در برترین جایگاه قرار گیرد. البته، تعطیلات سال نو چینی‌ها نیز دراین‌میان نقش مؤثری ایفا کرد. شایان ذکر است علی‌‌بابا و شیائومی و تنسنت نیز در همین بازه‌ی زمانی رشد دورقمی را نشان دادند.

نیکول پنک، از کانالیس اعلام کرد: 

پیشرفت رعدآسای چین عمدتا مرهون شرکت‌هایی است که برای حضور مؤثر در بازار سرما‌یه‌گذاری عمده‌ای کرده‌اند تا بتوانند سهم بیشتری از بازار را ازآنِ خود کنند. ارائه‌دهندگان سرویس‌ها و خدمات اینترنتی همچون بایدو و علی‌بابا و تنست این استراتژی را مدنظر قرار داده‌اند.

تقارن فصل تعطیلات چینی‌ها با فصل چهارم ۲۰۱۸ باعث شد شیائومی و علی‌بابا نیز بتوانند در این بازه‌ی زمانی رشد درخورتوجهی ‌ثبت کنند. به‌‌طورکلی، برندهای چینی به‌دنبال توسعه‌ی بیشتر هستند و تنها به درآمدهای مقطعی توجه نمی‌کنند. همین دیدگاه باعث می‌شود این برندها بتوانند فروش بهتری در بازارهای جهانی تجربه کنند. درمقابل، آمازون و گوگل نیز بر بهبود اکوسیستم‌های خود تمرکز و به ارتقای سخت‌افزاری محصولات خود ازجمله زاویه‌ی نمایشگر و دوربین توجه کرده‌اند.  



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 09:00 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

باگی در قابلیت سیستم ری‌استور ویندوز ۱۰ وجود دارد که باعث می‌شود رایانه‌‌ی کاربر حتی موقع بوت‌شدن با مشکل مواجه شود. البته، خوشبختانه روش‌هایی وجود دارد که با استفاده از آن‌‌ها می‌توانید این مشکل را برطرف کنید. توصیه‌ی مهم در‌این‌زمینه‌، این است که در وهله‌ی اول از مواجهه با مشکل یادشده جلوگیری کنید. اما این مشکل دقیقا چیست؟

براساس اعلام بلیپینگ کامپیوتر، باگ یادشده تمامی رایانه‌های مجهز به سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد که قابلیت محافظ سیستم (System Protection) در آن‌ها فعال و نقطه‌ی مجازی برای قابلیت بازگردانی سیستم (System Restore) در آن‌ها ایجاد شده باشد. البته، این شرایط برای زمانی است که کاربر به‌روزرسانی را نصب نکرده باشد.

درباره‌ی رایانه‌هایی که شرایطی دقیقا مشابه با شرایط ذکرشده داشته باشند، هنگام ری‌بوت‌شدن و پایان‌دادن به نصب به‌روزرسانی‌ها، اگر کاربر از نقطه‌ی مجاز برای بازیابی سیستم استفاده کند، احتمال دارد به‌دلیل مشکل موجود در به‌روزرسانی‌ها، سیستم نهایتا در بخش بوت قفل و با خطا مواجه شود.

مایکروسافت توضیحاتی درباره‌ی این مشکل ارائه داده است:

در طول فرایند استفاده از قابلیت بازگردانی سیستم، ویندوز به‌طورموقت بازگردانی فایل‌های در‌حال‌استفاده را مرحله‌بندی می‌کند. پس‌ازآن‌، اطلاعات به‌دست‌آمده در رجیستری ویندوز ذخیره می‌شود و وقتی رایانه عملیات ری‌استارت را انجام می‌دهد، مراحل عملیات کامل خواهند شد.

ویندوز در این شرایط پس از ری‌استارت‌شدن دستگاه، فایل‌های کاتالوگ را بازگردانیو فایل‌های درایور sys. نیازمند به بازگردانی را مرحله‌بندی می‌کند. درهرحال پس از ری‌استارت‌شدن رایانه، سیستم‌عامل ویندوز پیش از بازگردانی جدیدترین نسخه‌ی درایورها، ابتدا نسخه‌های موجود آن‌ها را بارگذاری می‌کند. در این شرایط، به‌دلیل اینکه نسخه‌ی درایورها با یکدیگر هم‌خوانی ندارند، فرایند ری‌استارت‌شدن رایانه با مشکل مواجه و متوقف می‌شود.

درواقع، آنچه مشاهده خواهید کرد، خطایی به شماره‌ی 0xc000021a خواهد بود و سیستم نیز در این وضعیت امکان بازگشت به محیط دسکتاپ را ندارد.

روش بازیابی

چگونه می‌توانید وضعیت را به حالت عادی برگردانید؟ پس از متوقف‌شدن سیستم هنگام بوت، مجددا سیستم را ری‌بوت کنید و در این مرحله، باید به محیط ریکاوری ویندوز وارد شوید. البته، مایکروسافت به این نکته اشاره کرده که که شاید برای ورود به بخش ریکاوری ویندوز به دوبار ری‌استارت‌کردن رایانه نیاز داشته باشید. بعد از ورود به محیط ریکاوری، مراحل زیر را به‌ترتیب دنبال کنید:

  • گزینه‌ی Troubleshoot و پس‌ازآن Advanced options و در مرحله‌ی بعد، More recovery options و در آخر Startup settings و گزینه‌ی Restart now را برگزینید.
  • در فهرست مربوط‌به تنظیمات استارت‌اپ، Disable driver signature enforcement را انتخاب کنید. (نکته: برای انتخاب این گزینه شاید به استفاده از کلید F7 در صفحه‌کلید نیاز داشته باشید)
  • اجازه دهید فرایند استارت‌اپ ادامه پیدا کند. پس از ری‌استارت‌شدن ویندوز، فرایند بازگردانی سیستم ادامه می‌یابد و تا مرحله‌ی پایانی پیش می‌رود. کار تمام است و حالا می‌توانید مجددا به محیط دسکتاپ ویندوز وارد شوید و از رایانه‌ی خود استفاده کنید.

افزون‌براین، مایکروسافت توصیه کرده با استفاده از بخش ریکاوری ویندوز نیز می‌توانید عملیات بازگردانی سیستم را انجام دهید. در این حالت، باید ابتدا کلید استارت را در محیط ویندوز بزنید و سپس، به بخش Settings بروید. در این بخش، Update & Security را انتخاب کنید و پس از آن وارد Recovery شوید و در زیر گزینه‌های Advanced options، روی Restart now کلیک کنید.

انجام مراحل بالا، شما را به محیط ریکاوری منتقل خواهد کرد و از آنجا می‌توانید با انتخاب Troubleshoot و سپس Advanced options و System Restore کار را تکمیل کنید. در گام پایانی، باید نقطه‌ی مجاز ریکاوری نشان داده‌شده روی صفحه‌نمایش را انتخاب کنید و سپس، مراحل کار را طبق دستورالعمل ادامه دهید.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 08:59 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

مدارهای مجتمع فوتونی (تراشه‌های نوری) مزایای متعددی برای شرکت‌های الکترونیکی خواهند داشت. تراشه‌های نوری ضمن کاهش مصرف انرژی، به افزایش سرعت پردازش منجر می‌شوند؛ به‌همین‌دلیل محققان معتقدند تراشه‌های نوری می‌توانند برای فرایندهای مبتنی‌بر هوش مصنوعی مناسب باشند.

ییچن شن، از محققان MIT، برای تجاری‌سازی تراشه‌های نوری تلاش می‌کند. استارتاپ بوستونی Lightelligenceموفق شده سرمایه‌ی ۱۰.۷ میلیون دلاری جذب کند و اخیرا نمونه‌ی اولیه‌ی این تراشه‌های نوری را با بهبود ۱۰ هزار برابری در زمان تأخیر و نیز مصرف انرژی کمتر درمقایسه‌با سخت‌افزار سنّتی توسعه دهد. 

اینتل

اینتل، یکی دیگر از شرکت‌های تولیدکنند‌ه‌ی تراشه، پیشرفت‌های درخورتوجهی درزمینه‌ی توسعه‌ی تراشه‌های فوتونی سیلیکونی کرده که باعث سرعت‌بخشیدن به فرایندهای سیستم‌های مبتنی‌بر هوش مصنوعی می‌شود. محققان این شرکت در سانتاکلارا، اخیرا در مقاله‌ای اطلاعات مربوط‌به فناوری توسعه‌یافته‌ی خود را منتشر کرده‌اند که می‌تواند گامی روبه‌جلو برای واقعیت‌بخشیدن به شبکه‌های عصبی نوری باشد.

اطلاعات منتشرشده در پست وبلاگ نشان می‌دهد پیش‌تر از نوعی مدار فوتونی با تداخل سنج ماخ-زندر (MZI) استفاده می‌شد که این تداخل‌سنج می‌تواند برای تعیین نسبت اختلاف فاز بین دو موج‌بر هم‌راستا مربوط‌به منبع نوری همدوس کاربرد داشته باشد. در این روش، از ضرب‌کردن فازهای دو پرتوی نور به‌صورت ماتریس دو در دو استفاده می‌شود (در ریاضیات، ماتریس آرایه‌ی مستطیلی‌شکل از اعداد یا نمادها یا عبارات مرتب در ردیف‌ها و ستون‌ها تعریف می‌شود). زمانی‌که ماتریس‌های کوچک در حالت آرایه‌ی مثلثی‌شکل قرار گیرند، ماتریس‌های بزرگ‌تری ایجاد می‌کنند که هسته‌ی اصلی محاسبات مربوط‌به یادگیری عمیق محسوب می‌شوند.

مهندسان اینتل از دو معماری GridNet و FFTNet برای توسعه‌ی سیستم مبتنی‌بر هوش مصنوعی ازطریق MZI‌ها استفاده کردند. معماری GridNet با این پیش‌فرض کار می‌کند که MZI‌ها در یک شبکه هستند؛ در‌حالی‌که FFTNet الگوی شبیه پروانه دارد. محققان پس از آموزش هر دو معماری برمبنای بنچمارک یادگیری عمیق، دریافتند GridNet با ۹۸ درصد درمقایسه‌با FFTNet با ۹۵ درصد، دقت بیشتری نشان می‌دهد. باوجوداین، نتایج بررسی نشان می‌داد FFTNet به‌صورت درخورتوجهی از GridNet عملکرد پایدارتری دارد. دراصل، کارایی GridNet با درنظرگرفتن نویز مصنوعی به کمتر از ۵۰ درصد افت می‌کرد؛ درحالی‌که کارایی FFTNet در همان شرایط ثابت باقی می‌ماند.  

دانشمندان معتقدند چنین تحقیقاتی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه‌ی فناوری‌هایی مبتنی‌بر هوش مصنوعی شود. تراشه‌های نوری می‌توانند هم مدت آموزش به سیستم‌های مبتنی‌بر هوش مصنوعی را کاهش دهند و هم حجم کار آموزش سیستم‌ها را کاهش دهند. کازیمیر ویرزینسکی، مدیر ارشد گروه هوش مصنوعی اینتل، معتقد است: 

هر فرایند توسعه و تولید می‌تواند نقایصی داشته باشد و فناوری جدید نیز عاری از نقص نیست؛ اما باید در نظر داشته باشیم تغییرات کوچک در داخل تراشه‌ها می‌تواند بر دقت محاسبات تأثیر بسزایی بگذارد. اگر قرار باشد شبکه‌های عصبی نوری به قطعه‌ای حیاتی در اکوسیستم سخت‌افزاری مبتنی‌بر هوش مصنوعی تبدیل شوند، در مدارهای بزرگ‌تر و فناوری‌های صنعتی تولید باید به‌کار گرفته شوند. نتایج نشان می‌دهد انتخاب معماری مناسب در پیشبرد این اهداف نقش مهمی ایفا می‌کند و باعث می‌شود فرایند تولید با تغییرات چشمگیری رو‌به‌رو شود. 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 08:58 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

دوربین همیشه یکی از مهم‌ترین بخش‌های موجود در موبایل‌ها بوده و ازجمله مهم‌ترین قابلیت‌هایی که افراد هنگام خرید گوشی‌ هوشمند جدید به‌ آن توجه می‌کند، پشتیبانی از سیستم لرزش‌گیر است. احتمالا افراد زیادی به شما گفته‌اند سیستم لرزش‌گیر اپتیکال عملکرد بهتری دارد؛ اما اگر با دوربین گوشی‌های هوشمند خود زیاد فیلم می‌گیرید، این گفته صحت نخواهد داشت. درحقیقت، باید توجه کنید که سیستم لرزش‌گیر دیجیتال هنگام ثبت ویدئو عملکرد بهتری درمقایسه‌با لرزش‌گیر اپتیکال دارد.

اگرچه قابلیت لرزش‌گیر اپتیکال در ثبت تصاویر حرف اول را می‌زند، نمی‌توان این گفته را در شرایط فیلم‌برداری نیز تأیید کرد. البته، افرادی که بیشتر فیلم‌برداری می‌کنند، از مزایای لرزش‌گیر اپتیکال بهره می‌برند؛ اما باید گفت لرزش‌گیر دیجیتال با جابه‌جاکردن تصاویر در یک توالی، عملکردی بهتر برای این دسته از کاربران به‌ارمغان خواهد آورد. هر دو روش لرزش‌گیر به کاهش اثر‌های لرزش دست هنگام عکاسی و فیلم‌برداری کمک می‌کنند؛ ولی به‌دلیل شیوه‌ی عملکرد متفاوت این دو سیستم، لرزش‌گیر دیجیتال برای ویدئوها انتخاب بهتری است.

لرزش‌گیر اپتیکال چگونه کار می‌کند؟

لرزش‌گیر اپتیکال در گوشی‌ها با معلق‌کردن لنز روی ماژول دوربین با استفاده از فنر و آهن‌رباهای الکترومغناطیسی کار می‌کند. گوشی مجهز به این قابلیت فرکانس و جهت هر لرزش را تشخیص می‌دهد و سپس لرزش را با استفاده از آهن‌رباهای الکترومغناطیسی هماهنگ و زاویه‌ی لنز را تنظیم می‌کند. لنز در جهت خلاف لرزش‌ها حرکت می‌کند و درنتیجه، باعث می‌شود تصویر همواره در مرکز لنز قرار بگیرد. تمام این مراحل پیش از رسیدن عکس به حسگر تصویر انجام می‌شوند و این، یعنی تصویر نهایی بدون لرزش ثبت می‌شود. تثبیتگر اپتیکال برای شناسایی لرزش از حسگرهای ژیروسکوپ گوشی استفاده می‌کند. حسگرهای ژیروسکوپ میزان حرکت‌ها را اندازه‌گیری و این اطلاعات را به میکروسنتر ارسال می‌کند تا لرزش‌ها از تصویر نهایی حذف شود.

 ois

به‌طورخلاصه لرزش‌گیر اپتیکال حسگر تصویر را به‌ روش مکانیکی جابه‌جا می‌کند تا لرزش‌های شناسایی‌شده در گوشی خنثی شوند. به‌هرحال، این حرکت‌های فیزیکی زمان‌بر هستند و این مورد مولفه‌‌ی مهمی هنگام ثبت ویدئوهایی با نرخ فریم زیاد محسوب می‌شود. عامل دیگر که باعث می‌شود لرزش‌گیر اپتیکال در فیلم‌برداری عملکرد ضعیف‌تری درمقایسه‌با لرزش‌گیر دیجیتال داشته باشد، این است که حرکت لنز هنگام ثبت فیلم باعث می‌شود در ویدئو نهایی جلوه‌ی ژله‌ای به‌خود بگیرد.

لرزش‌گیر الکترونیکی چگونه کار می‌کند؟

لرزش‌گیر الکترونیکی عملکرد متفاوتی دارد. در ابن سیستم، میزان حرکت و لرزش دوربین با استفاده از حسگر‌ها تشخیص داده می‌شود؛ اما تنطیمات خنثی‌کردن اثر این لرزش‌ها پس از رسیدن عکس به حسگر تصویری انجام می‌شوند. این فرایند با بزرگ‌نمایی تصویر انجام می‌شود. درواقع، بزرگ‌نمایی تا وقتی تصویر بزرگ‌تر از حسگر تصویر شود، ادامه می‌یابد و عکس برای شناسایی جابه‌جایی‌ها بررسی می‌شود. این فرایند سپس با حرکت‌دادن عکس در جهت مخالف ادامه پیدا می‌کند‌. البته، این روش باعث می‌شود کیفیت ویدئو نهایی تولیدشده و وضوحش در نتیجه‌ی بزرگ‌نمایی تصویر کاهش یابد.

eis

روش دیگر استفاده از حسگر تصویر بزرگ‌تر است که در این شرایط، تصویر نهایی فقط از ۹۰ درصد ناحیه‌ی دید دوربین بهره می‌برد و ۱۰ درصد دیگر از فضای تصویر به‌منظور متمرکزکردن عکس بدون ایجاد برش در آن استفاده می‌شود.

چرا لرزش‌گیر الکترونیکی بهتر است؟

ازآنجاکه در روش تثبیت الکترونیکی تصویر لنز هیچ حرکتی ندارد، سرعت فرایند ثبت هر فریم در ویدئو شما به‌دلیل استفاده‌نکردن از اجزای مکانیکی کاهش نمی‌یابد. لرزش‌گیر الکترونیکی فقط به تنظیم تصویر نیاز دارد؛ به‌همین‌دلیل، ویدئوهایی که با استفاده از این روش ثبت می‌شوند، ثبات بالاتر و لرزش بسیار کمتری دارند. علاوه‌براین، سیستم‌های لرزش‌گیر دیجیتال این قابلیت را دارند که حرکت فریم بعدی را پیش‌بینی کنند و همین ویژگی باعث می‌شود ویدئو نهایی تفاوت بسیار زیادی ازلحاظ کیفیت داشته باشد.

هنگام حرکت، دوربین جهت حرکت شما را شناسایی می‌کند و اگر  تشخیص دهد در یک جهت حرکت می‌کنید (مثل زمانی‌که دوربین را در یک جهت اطراف سوژه حرکت می‌دهید)، می‌تواند نوع حرکت فریم‌های بعدی را پیش‌بینی و تصویر نهایی را تنظیم کند. استفاده از این ویژگی باعث می‌شود حرکت دوربین بسیار نرم‌تر و درنتیجه ویدئو نهایی لرزش بسیار کمتری داشته باشد.

ois

بنابر اعلام گوگل، وقتی تیم پیکسل قصد داشت یکی از روش‌های لرزش‌گیر اپتیکال یا لرزش‌گیر الکترونیکی را برای اولین گوشی هوشمند سری پیکسل انتخاب کنند، آن‌ها استفاده از لرزش‌گیر الکترونیکی را ترجیح دادند؛ زیرا ویدئوهای ثبت‌شده با استفاده از این روش کیفیت خیره‌کننده‌ای دارند. ایساک رینولدز، مدیر محصول دوربین گوگل می‌گوید:

لرزش‌گیر‌های دیجیتال و اپتیکال اهداف بسیار متفاوتی دنبال می‌کنند؛ بنابراین، نمی‌توانید آن‌ها را باهم مقایسه کنید تا بهتر یا بدتر بودن یکی مشخص شود. لرزش‌گیر اپتیکال تصویربرداری در نور کم را با روش‌های مکانیکی بهبود می‌بخشد و لرزش دست را در هر فریم خنثی می‌کند و لرزش‌گیر الکترونیکی کیفیت ویدئوهای لرزش‌دار را با نگه‌داشتن مداوم فریم‌بندی بین فریم‌های آن ویدئو بهبود می‌دهد. لرزش‌گیر اپتیکال اساسا برای عکاسی است و لرزش‌گیر الکترونیکی فقط برای ثبت فیلم کاربرد دارد.

اگرچه گوگل لرزش‌گیر اپتیکال را به گوشی هوشمند پیکسل ۲ اضافه کرد، این شرکت با استفاده از لرزش‌گیر الکترونیکی در اولین نسل گوشی پیکسل و استفاده از الگوریتم‌های مخصوص خود، توانست دوربینی ارائه دهد که عملیات تثبیت تصویر را با کیفیت درخورتوجه انجام می‌دهد.

مزیت دیگر لرزش‌گیر الکترونیکی این است که می‌توان عملکرد آن را با به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری به‌مرور بهبود بخشید. بدین‌ترتیب، الگوریتم‌ها تشخیص می‌دهند برای هر حرکت خاص، سیستم چه اصلاحاتی انجام دهد. از‌آنجا‌که شرکت‌های تولیدکننده‌ی گوشی‌های هوشمند داده‌های بیشتری جمع‌آوری می‌کنند، امکان بهبود قابلیت‌ها در‌این‌زمینه برای آن‌ها فراهم است.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 08:57 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

در سالیان گذشته، نسخه‌های تقویت‌شده‌ی متفاوتی از شاسی‌بلند محبوب G-Class مرسدس بنز معرفی شده است. حتی خود شرکت مرسدس بنز هم نمونه‌های تقویت‌شده‌ای همچون G63 6x6 و G500 4x4 را معرفی کرده است. تیونرها تاکنون روش‌های مختلفی برای تیونینگ شاسی‌بلند نمادین G-Class را امتحان کرده‌اند؛ اما تیونرمنصوری همیشه سردمدار ساخت نمونه‌های پرقدرت و خاص از مرسدس بنز G-Class بوده است.

مرسدس بنز G-Class منصوری

آخرین پروژه‌ی تیم منصوری، مرسدس بنز G63 است که با کمک و همکاری فیلیپ پلین، طراح مشهور آلمانی، به هیولایی رام‌نشدنی تبدیل‌ شده است. این خودرو که استار تروپر (Star Trooper) نام دارد، اولین‌بار در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۹ معرفی شد. بدنه‌ی خودرو با پوشش مخصوصی با نام ۵۰ سایه‌ی خاکستری مزین شده است.

مرسدس بنز G-Class منصوری

 

کیت بدنه‌ی پهن، قطعات فیبرکربنی، رکاب جدید، رینگ‌های ۲۴ اینچی، چراغ‌های LED جدید و جلوپنجره‌ی خاص، از مهم‌ترین تغییرات بدنه هستند. مرسدس بنز G-Class در حالت استاندارد از پیشرانه‌ی چهارلیتری تویین‌توربو هشت سیلندر ۵۸۵ اسب‌بخاری بهره می‌برد. بااین‌حال، تیم منصوری با درنظرگرفتن توربوهای بزرگ‌تر و سیستم اگزوز جدید و ECU برنامه‌ریزی‌شده، قدرت پیشرانه‌ی خودرو را تا ۸۵۰ اسب‌بخار ارتقا داده است.

مرسدس بنز G-Class منصوری

گفتنی است منصوری با تغییراتش گشتاور این غول بی‌شاخ‌ودم را به ۱,۰۰۰ نیوتن‌متر رسانده است. باتوجه‌به تغییرات فنی جدید، مرسدس بنز G-Class اکنون در ۳.۵ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسد و بیشینه‌‌ی سرعت هم به‌صورت الکترونیکی در ۲۵۰ کیلومتربرساعت محدود‌ شده است. در داخل کابین خودرو، تقریبا هیچ قسمتی بدون تغییر باقی نمانده است.

مرسدس بنز G-Class منصوری

تودوزی ۶ ضلعی طراحی‌شده‌ی فیلیپ پلین در تمامی بخش‌های کابین دیده می‌شود. در سقف خودرو هم از پوشش ستاره‌ای استفاده‌شده که همانند خودروهای رولزرویس، در شب نمای جذابی به‌وجود می‌آورند. علاوه‌براین، در سقف خودرو دکمه‌هایی تعبیه‌شده که کنترل روشنایی را دراختیار دارند.

مرسدس بنز G-Class منصوری

فرمان خودرو اکنون از جنس فیبرکربن ساخته‌شده و قطعات متعدد فیبرکربنی در سراسر کابین دیده می‌شوند. پوشش چرم تیره‌رنگ صندلی‌ها هم با تودوزی قرمز مزین شده است. در قسمت میانی کنسول، دکمه‌هایی به‌کاررفته که کنترل حالت‌های مختلف سیستم اگزوز را در دست دارند و در سه حالت مختلف تنظیم می‌‌شوند. تیونر منصوری فقط ۲۰ دستگاه از مرسدس بنز G-Class استار تروپر را تولید می‌کند که هرکدامشان بیش از ۶۱۳ هزار دلار قیمت دارند.

 
 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 08:56 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

امروزه، عده‌ی بسیار زیادی از نرم‌افزارهای مربوط‌به گوگل استفاده می‌کنند. یکی از بخش‌های بزرگ گوگل که خدمات مربوط‌به شرکت‌ها در آن ارائه می‌شود، جی‌سوییت (G Suite) است. امروز گوگل اعلام کرد اخیرا ایرادی را در ساختار جی سوییت پیدا کرده که باعث شده رمزعبور کاربران این سرویس در فایل متنی ساده‌ای ذخیره شود. این ایراد از سال ۲۰۰۵ در این سیستم وجود داشته؛ اما گوگل می‌گوید هیچ مدرکی دال بر سوءاستفاده از رمزعبور کاربران پیدا نکرده‌ است. از یک سو، آن‌ها در‌حال‌تغییر رمزعبورهایی هستند که احتمال می‌دهند به‌دلیل این ایراد تحت‌تأثیر قرار گرفته باشند و از سوی دیگر، مشکل را به مسئولان جی‌سوییت در شرکت‌ها اعلام کرده‌اند.

جی سوییت درواقع نسخه‌ای از جیمیل و دیگر اپلیکیشن‌های گوگل است که برای شرکت‌ها طراحی شده و ایرادی هم که اخیرا در آن پیدا شده، مربوط‌به طراحی خاصی است که برای شرکت‌ها در این اپلیکیشن‌ها اعمال شده است. در ابتدای فعالیت جی‌سوییت، این امکان وجود داشت که مسئولان اپلیکیشن‌های جی‌سوییت در شرکت‌ها بتوانند برای کاربران آن‌ها در مجموعه‌ی خود رمزهای ازپیش تعیین‌شده انتخاب کنند (حتی قبل از اینکه کاربری اولین‌بار به حساب کاربری وارد شده باشد). اگر این کار انجام می‌شد، رمزعبور حساب کاربری افراد به‌جای اینکه پس از تحویل به کاربر در حساب کاربری مسئول نابود شود، در فایل متنی ساده‌ای ذخیره می‌شده‌ است. پس از مدتی، گوگل این امکان را غیرفعال کرده است.

این غول دنیای جست‌وجو در اعلامیه‌‌ای بسیار تلاش کرده تا نشان دهد نابودی رمزعبورها ازطریق رمزنگاری چگونه انجام می‌شود و به کاربران اطمینان‌خاطر دهد که مشکل مربوط‌به جی‌سوییت کاملا حل‌شدنی است. افزون‌براین، با اینکه رمزعبورها در فایل متنی ساده‌ای ذخیره شده‌اند، خوشبختانه این فایل در سرورهای گوگل ذخیره شده و ازطریق اینترنت دردسترس نیست. گوگل امیدوار است کاربران جی‌سوییت این مشکل را در ردیف رمزعبورهای ذخیره‌شده در فایل متنی ساده‌ی شرکت‌های دیگر قرار ندهند که باعث افشای رمزعبورها می‌شود.

بد نیست بدانیم مشکل مذکور در برخی از مشهورترین و پرکاربرترین وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها وجود داشته است.  در مارس، توییتر به ۳۳۰ میلیون کاربر خود توصیه کرد به‌دلیل وجود حفره‌ای امنیتی، رمزعبورهای خود را تغییر دهند. فیسبوک رمزعبور صدها میلیون کاربر خود را در فایل متنی ساده‌ای ذخیره کرد؛ درحالی‌که ۲۰ هزار کارمند این شرکت به این فایل دسترسی داشتند. پس‌ازآن، اینستاگرام اعلام کرد حفره‌ی امنیتی فیسبوک باعث شده حساب کاربری میلیون‌ها کاربر اینستاگرام تحت‌تأثیر قرار گیرد.

گوگل دقیقا مشخص نکرده چه تعداد کاربر جی سوییت تحت‌تأثیر این مشکل قرار گرفته‌اند و فقط اعلام کرده‌ رمزعبور بخشی از کاربران جی‌سوییت در شرکت‌ها ذخیره شده است. باوجوداین، احتمالا تمام کاربران جی‌سوییت از سال ۲۰۰۵ تاکنون، این مشکل را دارند. علاوه‌براین، با اینکه گوگل اعلام کرده مدرکی نیافته که از این رمزعبورهای ذخیره‌شده سوء‌استفاده شده باشد، مشخص نکرده چه کسانی به این فایل دسترسی داشته‌اند.

گوگل دراین‌باره گفته است:

مسئولیت امنیت شرکت‌های مشتری‌مان را به‌عهده می‌گیریم و خوشحالیم در ایجاد امنیت برای حساب‌های کاربری آن‌ها، در دنیا پیشتاز هستیم. بااین‌حال، در‌این‌باره نتوانسته‌ایم استانداردهای خودمان و مشتریانمان را برآورده کنیم. برای بروز این مشکل از کاربرانمان عذرخواهی می‌کنیم و تلاش خواهیم کرد در آینده عملکرد بهتری داشته باشیم.



تاريخ : پنج‌شنبه 02 خرداد 1398 | 08:54 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...347348349350351...3357صفحه بعد

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید