نظر اخیر وزارت امنیت داخلی ایالات متحده دربارهی استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین ساخت چین در این کشور، میتواند هجمهی زیادی از انتقادات را متوجه پهپادهای دیجیای (DJI) کند. این وزارتخانه بهتازگی دربارهی احتمال بروز مسائل مربوطبه امنیت اطلاعات در صورت استفاده از پهپادهای ساخت چین هشدار داده است. براساس گزارش منتشرشده در سایتهای CyberScoop و Politico، آنها نگران هستند که از پهپادهای تجاری چینی مورد استفاده در ایالات متحده در جهت سرقت اطلاعات و آلودهسازی شبکهها به نرمافزارهای مخرب استفاده شود.
توصیههای امنیتی وزارت امنیت ایالات متحده دربارهی این پهپادها شامل مجموعه پهپادهای DJI نیز میشود که مدلهایی از آن مانند DJI Spark و DJI Mavic Air در سطح وسیعی در ایالات متحده استفاده میشوند. سایتCNET، پهپاد DJI Mavic Air را بهعنوان «یک مینی پهپاد 4k تاشونده» معرفی کرده است که «فاصلهی زیادی تا تکامل ندارد».
مقالههای مرتبط:
این هشدار پس از آن اتفاق میافتد که تجهیزات شبکهای غول فناوری چین، هواوی، توسط دولت ایالات متحده در فهرست سیاه قرار گرفت. همچنین، با بالا گرفتن اختلافات چین و آمریکا و در نتیجهی صدور یک فرمان اجرایی توسط رئیس جمهور ایالات متحده در هفتهی گذشته، استفاده از محصولات این شرکت در این کشور بهطور کلی ممنوع اعلام شد. گوگل نیز با پیروی از این فرمان، تصمیم به توقف همکاری تجاری خود با هواوی گرفت و مانع از دریافت بهروزرسانیهایاندروید در گوشیهای همراه آن شد. در همین حال، رویترز گزارش داد که وزارت بازرگانی ایالات متحده تحریمهای هواوی را ۹۰ روز به تأخیر انداخته است تا این فرصت را داشته باشد که شبکههای موجود را حفظ و نرمافزارهای گوشیهای در دسترس فعلی را بهروزرسانی کنند.
گزارشها حاکی از آن است که آژانس امنیت زیرساختها و امنیت سایبری DHS نیز طی یک هشدار به دستاندرکاران این صنعت گفته است که باید در زمان خریدن این پهپادها، احتیاطهای لازم را رعایت کنند. در این اطلاعیه آمده است:
این امکان وجود دارد که پهپادها، اجزایی داشته باشند که بتوانند [امنیت] دادههای شما را به خطر بیندازند و اطلاعات را روی سرور دیگری که از خارج از شرکت شما قابل دسترسی است، به اشتراک بگذارند.
موضوع دیگری که نگرانش هستیم آن است که اگر این پهپادها دادههای رمزگذارینشده را انتقال بدهند یا اگر در بعدی وسیعتر، آنها ریسک شکلگیری رخنههای اطلاعاتی و امنیتی را در یک شبکه افزایش بدهند، آن سازمان در معرض سرقت اطلاعات خواهد بود.
شرکت DJI، یکی از پیشگامان صنعت پهپاد در جهان، میگوید ایمنی، محوریترین عنصر در فناوری آنها است:
امنیت محصولات ما بهصورت مستقل توسط دولت ایالات متحده و سردمداران کسبوکار آن کشور تأیید شده است. ما کنترل کامل امور مربوطبه چگونگی جمعآوری، ذخیرهسازی و انتقال اطلاعات را به مشتریان سپردهایم و برای آن دسته از دولتها و صاحبان زیرساختهای حیاتی که اطمینان بیشتری میخواهند، پهپادهایی تهیه کردهایم که اطلاعات را ازطریق اینترنت و به DJI انتقال نمیدهند. مشتریان میتوانند همهی توصیههای احتیاطی DHS را رعایت کنند.
DHS هنوز پاسخی به درخواستها مبنی بر طرح نظر خود دربارهی این موضوع نداده است.
سیستم فرمان برقی (EPAS) چند سال قبل معرفی شد و در ابتدا مورد توجه علاقهمندان به خودرو قرار نگرفت؛ اما از آن زمان تاکنون، فرمان برقی رشد قابلتوجهی داشته و با بهرهگیری از راهحلهای فنی جدید، بهرهوری بیشتری پیدا کرده است. سیستمهای فرمان جدید در ابتدا بهصورت هیدرولیکی و با فشار روغن کار میکرد. در این سیستم، با استفاده از یک پمپ روغن هماهنگشده با پیشرانهی خودرو، روغن بهصورت مداوم در سیستم بهحرکت در میآمد. هنگامی که راننده فرمان را تکان میداد، نهتنها فشار روی چرخدندههای جعبه فرمان وارد میشد، بلکه با بازشدن سوپاپ، پیستون شانهای فرمان هم وارد مدار میشود.

سیستم فرمانهای الکتروهیدرولیکی هم با فشار روغن کار میکنند؛ اما نیروی مورد نیاز برای بهکار انداختن پمپ، بهجای پیشرانه ازطریق یک موتور الکتریکی تأمین میشود تا میزان بهرهوری بیشتر شود. کلمه EPAS مخفف Electric power-assisted steering است که به کمکی بودن این سیستم هم اشاره دارد. بنابراین، اگر سیستم فرمان قدرتی از کار بیفتد، شانس کمی برای تصادف وجود دارد و فقط فرمان خودرو سفت میشود. در جعبه فرمانهای هیدرولیکی مدرنی که از چرخدندههای رک و پینیون (Rack and Pinion) بهره میبرند، در انتهای ستون فرمان یک سوپاپ دورانی وجود دارد پیستون را با چرخدندههای رک هماهنگ میکند.

سیستمهای کمکی EPAS با استفاده از یک موتور برقی کار میکنند؛ اما نحوهی فعالیت آنها متفاوت است. یکی از راهها، اتصال موتور برقی به بالا یا پایین ستون فرمان است؛ اما در آخرین فناوری این جعبه فرمانها، یک موتور برقی بهصورت عمودی با چرخدندهی رک قرار میگیرد و با استفاده از یک تسمه، مکانیزم مکانیکیای را بهوجود میآورد تا چرخدنده رک حرکت کند. تمامی این سیستمها از سنسورهای خاصی بهره میبرند تا میزان نیروی وارده از طرف راننده هنگام چرخاندن فرمان را شناسایی کنند و نرمافزار هم وظیفهی کنترل سیستم را برعهده خواهد داشت. آخرین مرحله اهمیت بالایی دارد و نمایانگر حس راننده در هنگام چرخاندن فرمان است.

مقالههای مرتبط:
الگوریتمهای موجود در نرمافزار خودرو رفتار راننده را شناسایی میکند و میزان نیروی وارده به فرمان را درک میکند. این رفتار شامل چرخاندن فرمان در یک پیچ با حداکثر چسبندگی ممکن هم میشود. این الگوریتمها با حالتهای مختلف رانندگی ازجمله اسپرت و راحتی هم هماهنگ هستند. هندسه پایهای سیستم تعلیق و سایز لاستیکها و طراحی در سیستم تعریفشده است و سیستم فرمان با شاسی خودرو هماهنگ میشود. سیستمهای EPAS بهدلیل اصطکاک داخلی، بهحالت مُردگی در قسمت میانی فرمان و بی روح بودن مشهور هستند.

علاوهبراین، بازی داشتن چرخدندهها و اینرسی دورانی داخل موتور، در هنگام در اختیار داشتن فرمان حس میشود. این روزها، سیستمهای EPAS رشد کردهاند و نقش مهمتری ایفا میکنند. سیستمهای فرمان برقی امروزه با سیستمهای کنترل پایداری هماهنگ شدهاند و به رانندگانی که در حالت خواب آلود هستند، بازخورد قابلتوجهی ارائه میدهند. علاوهبراین، سیستم فرمان برقی در پارک خودکار راهنمای خروج از خط هم کاربرد دارد. در سیستم EPAS همچنان ارتباط مکانیکی بین راننده و چرخها وجود دارد.
در چند هفتهی اخیر، اخبار شگفتانگیزی در مورد رؤیاپردازیهای ثروتمندترین مرد جهان درمورد آیندهی حضور انسان در فضا منتشر شد. در ۱۹ اردیبهشت (معادلبا ۹ می) بود که جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون طی مراسمی از چشماندازی نو در صنعت هوافضا سخن گفت (که ویدئوی آن را با زیرنویس فارسی میتوانید از اینجامشاهده کنید). مدت زیادی است که او علاقهی وافر خود را برای سرمایهگذاری در صنعت پروازهای فضایی اعلام کرده است و ازاینرو، بسیار قبلتر در سال ۲۰۰۰ شرکت اختصاصی خود را در این صنعت با نام بلو ارجین تأسیس کرد. بااینحال، بهنظر میرسد او در این مدت بسیار کمتر از مؤسس شرکت اسپیسایکس (SpaceX) یعنی ایلان ماسک، بهدنبال جلب توجه رسانههای عمومی بوده است.
ماه گذشته نیز در خلال یک مراسم معارفهی یکساعته، بزوس از طرح شرکت بلو ارجین برای ساخت یک سطحنشین قمری پرده برداشت. این سطحنشین که در سال ۲۰۲۴ آمادهی بهرهبرداری خواهد بود، قرار است به رؤیای دیرین بشر برای بازگشت دوباره به سطح ماه جامهی عمل بپوشاند. اما رؤیاهای بزوس به همینجا ختم نمیشود. برخلاف ماسک که از لزوم کلونیسازی در مریخ بهعنوان سیاستی اجتنابناپذیر برای تضمین آیندهی بشر سخن میگوید، بزوس گویا هیچ علاقهای به مریخ یا دیگر سیارات سکونتناپذیر منظومهی شمسی ندارد. درعوض، او بر این باور است که بشر باید خانهی فضایی خود را از نو طراحی کند.
البته این ایدهی تازهای نیست. بزوس تحصیلات خود را در دانشگاه پرینستون به پایان برده و یکی از استادان وی در این دوره، فیزیکدانی بهنام جرارد اونیل بوده است. اونیل در سال ۱۹۷۶ کتابی با نام «مرز بالا» منتشر کرده بود که با استقبال زیاد هنگام فروش مواجه شد. او در کتابش از اصول مهندسی طراحی یک سکونتگاه فضایی سخن گفته است. توصیفات اونیل درمورد این سکونتگاه دقیقا مشابه طرحی است که بزوس برای آیندهی سفرهای فضایی درنظر گرفته است.
اونیل در کتابش از سه شکل متفاوت سخن گفته: ساختار تک استوانهای، دو استوانهای و تیوپی. تمامی این ساختارها توخالی و دارای فضای داخلی قابلسکونت هستند و همگی برای ایجاد گرانش مصنوعی بهدور خود میچرخند. نور خورشید با استفاده از سیستمی متشکلاز آینهها و پنجرهها، روشنایی و انرژی مصرفی سازه را فراهم خواهد کرد. این سازهها همگی در ابعادی خارجازتصور طراحی شدهاند که بزرگترین آنها طولی برابر چندین کیلومتر خواهد داشت و فضای زندگی را برای میلیونها نفر فراهم خواهد کرد.
ما مجبوریم برای ساخت چنین ابرسازههایی از تخصص افرادی کاردان در سفرهای فضایی بهره ببریم و منابع موردنیاز خود را از کمربند سیارکی استخراج کنیم؛ روشی که از دیدگاه بزوس و ماسک میتواند تاثیر قابلتوجهی در کاهش هزینههای اولیه ما داشته باشد.

مقالههای مرتبط:
اما زندگی در چنین مکانهایی تاحدودی شکلی عجیبوغریب خواهد داشت. شما میتوانید بهوضوح انحنای زمین را در لبههای کناری سازه بهچشم ببینید. فضای روبهآسمان تاریک سازه نیز شکلی قوسگونه دارد. علیرغم ایجاد گرانش مصنوعی درنتیجهی چرخش دائمی سازه، حس این گرانش در آنجا چندان مشابه با زمین نخواهد بود و ممکن است اجسام متحرک در چنین سکونتگاههایی گاهی رفتارهایی عجیب از خود نشان دهند.
این وضعیت بهخصوص وقتی سکونتگاه کوچک باشد، بیشتر بهچشم خواهد آمد. بااینحال، بزوس میگوید زندگی در چنین مکانی مزایایی نیز خواهد داشت. آبوهوا و اقلیم میتواند بهطور کامل مهندسی شود (درست مانند وقتی که کدهای تقلب دستکاری آبوهوا را در یک بازی ویدئویی مانند GTA اجرا میکنید!). در آنجا، بهترین شرایط زمین میتواند عینا کپیسازی شود.
برترین مزیت چنین شرایطی، ایجاد فضای خالص بیشتر برای زندگی خواهد بود. یکی از توجیهات مطرحشده از سوی بزوس در دفاع از چنین طرح پرهزینهای، نگرانی درمورد عدم تطابق میان رشد روزافزون جمعیت زمین و حجم منابع دردسترس است. او برای مثال به موضوع نیاز به انرژی اشاره میکند و میگوید رشد تقاضا برای انرژی در جهان بهصورت سالیانه ۳ درصد برآورد شده است. او اینگونه استدلال میکند که با چنین رشد سرسامآوری درعرض چند سده، کل مساحت زمین با پنلهای خورشیدی پوشیده خواهد شد. این در حالی است که با درنظر گرفتن حجم منابع دردسترس در سایر نقاط منظومهی شمسی، میتوان جمعیت بشر را در فضای خارج به بیش از یک تریلیون نفر رساند.
در مجموع، اینگونه بهنظر میرسد که توجیهات مطرحشده ازسوی بزوس در دفاع از ایدههایش بهنوعی در راستای همان راهکارهای پیشنهادی او قرار میگیرد. پرواضح است که هر متغیر با رشد نمایی بالاخره روزی از منابع ثابت و محدود پیشی خواهد گرفت. اینگونه استدلالها در محدودیت منابع جهانی پیشازاین نیز در سال ۱۹۷۲ در گزارش «محدودیتهای رشد» منتشرشده ازسوی اندیشکدهی بینالمللی «باشگاه رم» مطرح شده بود. پس نمیتوان آن را موضوع چندان تازهای قلمداد کرد؛ چراکه از گذشتهای دور همواره با آن درگیر بودهایم.
اگر پیگیر اخبار فناوری طی چند روز گذشته بودهاید، احتمالا در جریان خبر قرارگرفتن هواوی در فهرست تحریمهای ایالات متحده و بهتبع آن قطع همکاری شرکتهای آمریکایی با شریک چینیشان قرار گرفتهاید. سؤالی که اکنون برای بسیاری از علاقهمندان به دنیای فناوری مطرح است و ذهن بسیاری از دوستداران این شرکت را بهخود مشغول کرده این است که اصلا نزاع آمریکا و هواوی ازکجا و برسر چه آغاز شد، چگونه به اینجا رسید و آیندهی غول فناوری-مخابراتی چین را چطور تحت تأثیر قرار خواهد داد؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها با زومیت همراه باشید.
تاریخچهی مختصر هواوی و نزاع آن با آمریکا
نام هواوی ممکن است برای عموم تنها با تلفنهای هوشمند عجین شده باشد؛ اما سابقهی این شرکت بزرگ چینی و زمینهی فعالیت فعلی آن، بسیار فراتر از ساخت گوشی تلفن است.
هواوی یک شرکت چندملیتی چینی است که در سال ۱۹۸۷ توسط رن ژنگفی، مهندس سابق ارتش آزادیبخش خلق چین راهاندازی شد. اگرچه تمرکز شرکت در ابتدای تأسیس بر تولید سویچهای تلفن بود، اما امروزه هواوی کسبوکار خود را به توسعهی شبکهها و تجهیزات ارتباطی، ساخت دستگاههای الکترونیکی مصرفی و ارائهی خدمات عملیاتی و مشاورهای به شرکتهای چینی و خارجی گسترش داده است. هواوی با پیشی گرفتن از شرکت سونی اریکسون در سال ۲۰۱۲، عنوان بزرگترین ارائهدهندهی سرویسهای ارتباطی در جهان را به خود اختصاص داد. امروزه شرکت چینی هواوی با دراختیار داشتن سهم ۲۹ درصدی از بازار تجهیزات زیرساخت ارتباطی و سهم ۳۱ درصدی از تجهیزات 3G، 2G و 4G در سطح جهان یکهتازی میکند.

سهم شرکتهای ارتباطی از بازار تجهیزات زیرساخت مخابراتی جهان

سهم شرکتهای ارتباطی از تجهیزات زیرساخت 3G، 2G و 4G جهان
سابقهی بدبینی دولت آمریکا به هواوی به بیش از یک دهه میرسد. در این مدت آمریکا همواره به همکاری این شرکت و دولت چین باهدف جاسوسی شک داشته و بارها این موضوع را علنا اعلام کرده است. اما تنش و نزاع بین آمریکا و هواوی به شکلی که امروزه شاهد آن هستیم سابقهای کمتر از دو سال دارد.
اردیبهشت ماه سال گذشته وال استریت ژورنال در گزارشی خبر از تحقیقات گستردهی وزارت دادگستری ایالات متحدهی آمریکا دربارهی نقش احتمالی هواوی در نقض تحریمهای ایران داد. اگرچه چینیها همان موقع نیز بهواسطهی تجربهی تلخ شرکت زدتیای با عواقب دورزدن تحریمهای آمریکا، از جمله منع فروش محصولات آمریکایی و جریمهی ۱/۴ میلیارد دلاری آشنا بودند؛ اما هواوی در آن زمان در واکنش به گزارش مذکور و اخبار مشابه مبنی بر احتمال تحریم شدن توسط آمریکا، اعلام کرد که نگران تحریمهای آمریکا بهدلیل همکاری با ایران نیست.
تنش بین هواوی و دولت آمریکا در آذر ۹۷ با انتشار گزارشیمبنی بر درخواست این کشور از متحدانش برای قطع رابطه با هواوی و درپی آن اعلام ممنوعیت خرید تجهیزات ساخت هواوی در ژاپن وارد مرحلهی جدیدی شد و با بازداشت منگ وانژو، مدیر مالی و دختر بنیانگذار شرکت، به اوج خود رسید. حتی پس از بازداشت شدن منگ وانژو در کانادا بهدلیل زیر پا گذاشتن تحریمهای ایالاتمتحده آمریکا علیه ایران، کسی فکر نمیکرد که روابط هواوی با آمریکا تا بهاین اندازه تیرهوتار شود. در آن زمان سخنگوی هواوی درمصاحبهای با تککرانچ اعلام کرد که شرکت متبوعش اطلاعات زیادی در مورد تخلفهای خانم منگ در دست ندارد، اما اطمینان میدهد که هواوی به تمام مقررات اعلامشده، ازجمله قانونهای تحریمی که توسط سازمان ملل متحد، ایالاتمتحده و اتحادیهی اروپا وضعشدهاند احترام میگذارد.

منگ مانژو، مدیر مالی و دختر بنیانگذار هواوی سال گذشته به درخواست آمریکا در کانادا بازداشت شد
فروردین ماه سال جاری در جریان جلسهی استماع دادگاهی فدرال در بروکلین، اعلام شد که آمریکا با استفاده از فرایندهای نظارتی و جاسوسی مخفیانه به اسنادی در رابطه با دورزدن تحریمها و فساد بانکی هواوی دست پیدا کرده و قرار است در دادگاه از آنها استفاده کند. اندکی بعد، سازمان سیا هم با انتشار گزارشی از ارتباط هواوی با دولت چین پرده برداشت؛ اتهامی که تا پیش از آن هواوی همواره آن را قویا تکذیب میکرد. ظاهرا نگرانی سیاستمداران واشنگتن از بهخطر افتادن امنیت زیرساخت شبکه و دسترسی حکومت چین به اطلاعات خصوصی کاربران بهاندازهای زیاد است که بهگزارش بلومبرگ افرادی از وزارتخانههای آمریکا در جریان کنگره جهانی موبایل بارسلون ۲۰۱۹ (MWC 2019) در مورد استفاده از تجهیزات مخابراتی هواوی به شرکتها اخطار داده بودند.
اتهام جاسوسی به هواوی تنها به دولت آمریکا محدود نمیشود؛ بلکه در چند سال گذشته منابع مستقل ثالث و شرکتهای فناوری چندملیتی متعددی نیز اتهامات مشابهی را متوجه شرکت چینی کردهاند. هواوی در تمامی این موارد از زیر بار قبول مسئولیت شانه خالی کردهاست و این اتهامها را بخشی از جنگ تجاری بین آمریکا و چین میداند. بهعنوان مثال بلومبرگ بهتازگی گزارش دادهاست که شرکت اروپایی ودافون که بزرگترین اپراتور موبایل در اروپا و دومین اپراتور موبایل در جهان محسوب میشود، خبر از پیدا شدن درِ پشتی (Backdoor، نوعی آسیبپذیری که با فعالیت در پسزمینه، شرایطی مهیا میکند تا هکرها با دورزدن مکانیزمهای امنیتی، در سطح بالایی به اطلاعات کاربر دسترسی پیدا کنند) در تجهیزات مخابراتی هواوی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ داده است. در این گزارش آمده است که هواوی با استفاده از این درِ پشتی بهراحتی توانسته است به تلفنهای ثابت ایتالیا دسترسی داشته باشد. اسنادی که بهدست بلومبرگ رسیده است به این موضوع اشاره میکند که هواوی در خلال این سالها حتی به روترهای خانگی هم دسترسی داشته است.
درسال ۲۰۱۳ سیسکو اعلام کرده بود که هواوی کدهای روترهای این شرکت را دزدیده است که بعد از مدتی هواوی این مورد را تأیید و اعلام کرد که کدهای یادشده را از محصولات خود حذف خواهد کرد. در جدیدترین مورد کشف آسیبپذیری در ابزارهای هواوی، چندی پیشپژوهشگران مایکروسافت فاش کردند آسیبپذیری در پشتی در برخی از مدلهای خاص لپتاپهای هواوی کشف کردهاند که اجازهی دسترسی به همهی دادههای لپتاپ را به مهاجمان میدهد.
انتشار پیدرپی گزارشها و اسنادی از این دست به تنش بین غول تکنولوژی-مخابراتی چین و دولت آمریکا دامن زد و درنهایت به قرارگرفتن هواوی در فهرست سیاه تحریمهای ایالات متحده و قطع همکاری شرکتهای بزرگ آمریکایی از جمله گوگل با این شرکت منجر شد.
چه بر سر کسبوکار هواوی خواهد آمد؟
پس از اینکه دونالد ترامپ فرمان ممنوعیت خرید تجهیزات شبکه از شرکتهای تهدیدکنندهی آمریکا را امضا کرد، هواوی رسما در فهرست سیاه تحریمهای ایالات متحده قرار گرفته است. تا این لحظه شرکتهای گوگل، کوالکام،اینتل، وسترن دیجیتال، اینفینئون، مایکرون و برودکام بهطور رسمی اعلام کردهاند با تبعیت از تحریمهای آمریکا، به رابطهی تجاری و شراکت خود با هواوی خاتمه خواهند داد. به احتمال زیاد این فهرست طی روزهای آینده بزرگتر خواهد شد و دیگر شرکتهای بزرگ آمریکایی نظیر مایکروسافت (که در ساخت لپتاپهای ویندوزی با هواوی همکاری دارد) نیز به آن میپیوندند.
علاوهبر شرکتها، بهاحتمال زیاد کشورهای متعددی از جمله متحدان آمریکا در روزهای آینده موضع مشابهی درقبال هواوی اتخاذ خواهند کرد؛ کما اینکه برخی متحدان آمریکا از مدتها قبل به همکاری خود با هواوی خاتمه دادهاند. بهعنوان مثال استرالیا از سال گذشته باتوجهبه نگرانیهای امنیتی، بهصورت موقت همکاری با هواوی و ZTE را متوقف کرده و نیوزیلند هم اعلام کرده است فعلا از فعالسازی شبکهی موبایل 5G با تجهیزات هواوی جلوگیری خواهد کرد. بزرگترین شرکت مخابراتی هلند چندی قبل اعلام کرد اجازه نخواهد داد هسته اصلی نسل پنجم شبکههای موبایل این کشور توسط هواوی اجرا شود، اما هواوی میتواند در تجهیزاتی که نگرانی امنیتی کمتری دارند، با این شرکت همکاری کنند. ژاپن نیز سال گذشته اعلام کرد بهعلت نگرانیهای امنیتی استفاده از تجهیزات 5G هواوی را ممنوع کرده است؛ هرچند که هنوز بخشی از شبکه 4G در ژاپن از تجهیزات هواوی استفاده میکند.

اگرچه انگلیس هنوز موضعی رسمی دراینباره اتخاذ نکرده است، اما چندی پیش روزنامهی انگلیسی تلگراف در مطلبی نوشته بود که بریتانیا به شرکت هواوی اجازهی راهاندازی شبکهی 5G را خواهد داد. مدت زیادی از این خبر نمیگذشت که گاوین ویلیامسون، وزیر دفاع انگلیس، بهدلیل درز اطلاعات محرمانه به هواوی از سمت خود برکنار شد و وزیر امور خارجه انگلیس در جریان کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای آمریکایی خود اعلام کرد که «ما نگرانی آمریکا را در این زمینه درک میکنیم و به همکاری امنیتی بین دو کشور ادامه خواهیم داد».
قطع همکاری گوگل و آیندهی تلفنهای هوشمند هواوی
از قراردادهای تجاری هواوی با کشورها برای تأمین تجهیزات زیرساخت شبکه و مخابرات که بگذریم، به بخش درآمدزا و سودده دیگری از شرکت، یعنی محصولات و دستگاههای مصرفی ازجمله تلفنهای هوشمند، تبلت، لپتاپ و... میرسیم.
با قطع همکاری گوگل، هواوی دیگر قادر به استفاده از خدمات و سرویسهای گوگل در سیستمعامل اندروید نخواهد بود؛ اما همچنان میتواند از «پروژهی اندروید متن باز» (AOSP) در تلفنهای هوشمند ساخت خود استفاده کند. همچنین گوگل در توییتی اعلام کرده است که دستگاههای فعلی هواوی مجهز به اندروید، تحت تأثیر قطع رابطهی دو شرکت قرار نخواهند گرفت و پشتیبانی از آنها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.
توییت گوگل در رابطه با ادامهی پشتیبانی از گوشیهای پیشین هواوی
اگرچه هواوی با استفاده از اندروید متن باز خواهد توانست به تولید گوشیهای هوشمند اندرویدی خود ادامه بدهد؛ اما کاربران این تلفنها دیگر نهتنها قادر به استفاده از خدماتی مانند فروشگاه اپلیکیشن گوگل، خدمات جیمیل، گوگل درایو، دستیار هوشمند صوتی گوگل و بسیاری دیگر از اپلیکیشنها و سرویسهای گوگل نخواهند بود، بلکه حتی دسترسی اپلیکیشنهای ثالث به این خدمات نیز قطع خواهد شد. درواقع خدمات گوگل و اندروید بهحدی در هم تنیده شدهاند که تصور این سیستمعامل بدون گوگل برای بسیاری از کاربران مشکل خواهد بود.
علاوهبر قطع دسترسی به خدمات گوگل، از آنجایی که گوگل دیگر وصلههای امنیتی خود را قبل از انتشار با شریک پیشین چینی خود بهاشتراک نخواهد گذاشت، هواوی برای مطلع شدن از حفرههای امنیتی اندروید و سازگار کردن نرمافزارهای خود با آنها باید منتظر انتشار عمومی وصلههای این آسیبپذیریها توسط پروژهی اندروید متن باز باشد. این بهمعنای آن است که گوشیهای ساخت هواوی از لحاظ دریافت بهروزرسانیهای امنیتی حداقل یک ماه از تمامی رقبای اندرویدی خود عقب خواهند بود.
نزدیک به دو ماه پیش وبسایت ورج گزارش داده بود که هواوی مدتی است سیستمعاملهای جایگزین اختصاصی خودش را توسعه داده و آماده است تا درصورت قطع دسترسی به ویندوز و اندروید، از آنها در محصولاتش استفاده کند؛ اما باتوجه به اینکه بیشتر نظرسنجیها و بررسیهای اخیر از تلفنهای هوشند جدید هواوی حکایت از آن دارند که یکی از بزرگترین نقاط ضعف دستگاههای این شرکت رابط کاربری EMUI آن است؛ بعید بهنظر میرسد کاربران به سیستم عاملی که هواوی خود از صفر آن را طراحی کرده باشد، اقبال چندانی نشان بدهند.

نکتهی جالب و دور از انتظار دیگر، تأثیر قطع احتمالی همکاری مایکروسافت بر گوشیهای اندرویدی ساخت هواوی خواهد بود. چند سال پیش وبسایت zdnet گزارش داده بود که بنا به اعلام دولت چین، حدود ۳۱۰ پتنت مایکروسافت در سیستمعامل اندروید استفاده میشود و شرکتهای تولیدکنندهی دستگاههای اندرویدی برای استفاده از این پتنتها بین ۵ تا ۱۵ دلار بهازای هر دستگاه به مایکروسافت پرداخت میکنند. برای مثال مالکیت معنوی فرمتهای فایلسیستم FAT و NTFS در انحصار مایکروسافت است و کسی نمیتواند بدون اجازهی این شرکت از فرمتهای یادشده در حافظههای جانبی و دستگاههای خود استفاده کند.
کسبوکار کامپیوترهای شخصی هواوی هم بیش از اینکه به مایکروسافت وابسته باشد، به پردازندههای آمریکایی اینتل و کوالکام بستگی دارد که هر دوی این شرکتها رابطهی خود با هواوی را قطع کردهاند.
اگرچه در نگاه اول به موضوع تحریم ممکن است حادترین مشکل هواوی استفاده از سیستمعاملهای آمریکاییویندوز و اندروید بهنظر برسد، اما اگر دقیقتر بنگریم، دردسرهای سختافزاری هواوی هم دست کمی از مشکلات نرمافزاری آن نخواهند داشت.
باید توجه داشت که صرفِ تولید یک محصول مانند پردازنده در خاک چین و توسط یک شرکت چینی، بهمعنای دراختیار داشتن کامل مالکیت مادی و معنوی آن محصول توسط چینیها نیست. زنجیرهی بسیار بزرگی از صنایع مختلف دست در دست هم میدهند تا شرکتی بتواند از قطعات الکترونیکی ساخت خود در محصولاتش استفاده کند. برای مثال اگرچه هواوی در گوشیهای هوشمند خود از پردازندههایHiSilicon که ساخت خودش است استفاده میکند، اما موضوع مهم این است که این چیپ از امتیاز (لایسنس)شرکت انگلیسی ARM برای معماری پردازنده و گرافیک استفاده میکند و اگر انگلیس تصمیم بگیرد به تحریمهای آمریکا علیه هواوی ملحق شود، آرم قادر به تمدید حق امتیاز معماری پردازنده برای هواوی نخواهد بود.
این موضوع برای بسیاری از دیگر قطعات مورد استفاده در دستگاههای ساخت هواوی نیز صدق میکند. برای مثال،محافظ صفحهنمایش گوریلا گلس که هواوی از آن در تلفنهای هوشمند و لپتاپهای میت بوک خود استفاده میکند، ساخت شرکت آمریکایی کورنینگ است و وظیفهی تولید حافظهی ذخیرهسازی استفادهشده در گوشی P30 Pro را شرکت آمریکایی مایکرون بر عهده دارد. ماژولهای 3G و LTE پرچمدار جدید هواوی ساخت شرکتهای آمریکایی اسکایورکس و کوروو است و حافظهی رم برخی از محصولات این شرکت را نیز مایکرون تولید میکند.
حتی اگر هواوی بتواند موفق به فروش محصولات اندرویدی خود در خاک چین شود، بازهم با این مشکل روبهرو خواهد بود که شرکتهای رقیب مانند شیائومی، وانپلاس، اوپو و... به فروشگاه گوگل پلی دسترسی خواهند داشت و بهروزرسانیهای اندروید را بسیار سریعتر دریافت خواهند کرد؛ درحالیکه هواوی باید از فروشگاهی غیررسمی استفاده کند و منتظر عرضهی کدهای AOSP (اندروید متن باز) باشد. این دو موضوع قطعا از جذابیت گوشیهای هواوی در مقایسه با تلفنهای هوشمند سایر برندها خواهد کاست.
قدم بعدی برای هواوی چیست؟
باید توجه داشت که وضع تحریم علیه هواوی شاید در کوتاهمدت اثر مخرب قابلتوجهی بر کسبوکار این شرکت (مخصوصا در بازار چین که بزرگترین بازار تلفن همراه در جهان است) نداشته باشد؛ چرا که به گزارش بلومبرگ هواوی برای مقابله با تحریمهای آمریکا چیپ های موردنیاز برای «حداقل ۳ ماه» را در چین انبار کرده است. از طرف دیگر ممکن است بسیاری از شرکتها باوجود تحریمهای آمریکا همچنان به همکاری خود با هواوی و خرید تجهیزات زیرساخت ارتباطی از این شرکت ادامه بدهند.
اما باتوجه به آنچه در این مقاله گفته شد، تحریمهای آمریکا در درازمدت میتواند تأثیر قابلتوجهی بر درآمد شرکت و حضور و فعالیت آن در سطح جهان داشته باشد؛ یا در خوشبینانهترین حالت ممکن، بهقول مقامهای هواوی «باعث کند شدن روند پیشرفت شرکت شود».

حتی اگر اتهامات آمریکا و شرکتهای غربی مبنی بر همکاری هواوی با دولت چین صحت داشته باشد، اقدام هواوی در پیشنهاد امضای قرارداد عدم جاسوسی به شرکتها و دولتهایی که نگرانی امنیتی دارند، نشان دادهاست که این شرکت به بقای کسبوکار بینالمللی خود و حضور در بازارهای جهانی اهمیت زیادی میدهد و در همین راستا برای جلب اعتماد مشتریان خود از هیچ اقدامی از جمله تعهد عملی فروگذار نمیکند.
ازطرف دیگر اگر ادعای چینیها مبنی بر اینکه تنها دلیل تحریم هواوی جنگ تجاری بین آمریکا و چین است، صحت داشته باشد، با پایان یافتن تنش بین دو کشور و رسیدن به توافقی تجاری، احتمالا شاهد کاهش فشارها روی هواوی خواهیم بود.
در سالهای اخیر، شاهد توجه بسیار زیاد رسانهها و کاربران به قوانین Antitrust بودهایم. این دسته از قوانین در کشورهای مختلف با نامهای گوناگون شناخته میشوند. برای مثال، در ایالات متحده به آنها قوانین رقابت یا ضدرقابت و در چین ضدانحصار گفته میشود. چنین قوانینی برای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی پلتفرمهای بزرگ در راستای فروشنده، نشردهنده یا مارکتپلیسهای اغواگر تدوین و حتی در عرصههای سیاسی نیز به یکی از بحثهای داغ تبدیل شده است. در سوی دیگر، استارتاپهای بسیاری در سالهای اخیر سعی کردهاند درمقابل قدرت بسیار زیاد چنین پلتفرمهایی مقابله کنند و از آزادی عمل آنها در استفاده از قدرت بیشازحد خود جلوگیری کنند.
Presearch یکی از همین استارتاپها است که در سال ۲۰۱۷ مبتنیبر پلتفرم بلاکچین تأسیس شد. این استارتاپ قصد دارد با استفاده از توکن ارزهای مجازی، اقدام به تمرکززدایی در بحث جستوجو در اینترنت کند؛ بخشی که سالهای بسیار زیادی در کنترل گوگل بوده و این شرکت نقش بسیاری در انتخاب محتوای نمایش داده شده برای کاربران و تجربهی آنها در فضای مجازی دارد. پیشینهی این استارتاپ به حدود یک دهه قبل برمیگردد؛ زمانیکه هدف اصلی آن، ایجاد فهرستی از کسبوکارهای محلی بود" اما دیری نپایید که فعالیتهای گوگل روی آنها سایه انداخت و تلاشهای آنها بهواسطهی سرویسهای جدید این غول بزرگ فناوری بینتیجه ماند.
هستهی اولیه استارتاپ در سال ۲۰۰۸ تحت دامنهی Shopcity.com شروع به فعالیت کرد. این استارتاپ واقع درسیلیکونولی، اقدام به نمایش کسبوکارهای محلی در نتایج جستوجوی گوگل میکرد و قصد داشت با این کار، شناخت کاربران از کسبوکارهای اطراف خود را افزایش دهد و دسترسی خریداران به آنها را آسانتر کند؛ اما Shopcity در سال ۲۰۱۱ اعتراض خود را به نحوهی رتبهبندی محتوا در جستوجوهای گوگل اعلام کرد.
طبق گفتههای این شرکت، گوگل محتوای مربوطبه آنها را در درجهی کمکیفیت قرار داده بود؛ بههمیندلیل، نتایج آنها در صفحات میانی یا انتهایی جستوجو نمایش داده میشد؛ صفحاتی که اغلب کاربران بازدید نمیکردند. گوگل نیز در اقدامی انتقامجویانه اعلام کرد کسبوکارهایی را که در این وبسایت قرار گرفتهاند، از دید جستوجوکنندگان خود پنهان میکند و Shopcity را به این طریق جریمه کرد. چنینی اتفاقی دامنگیر سایت Shopcorona.com نیز شد که بهعنوان راهنمای کسبوکارهای محلی شهر کورونا واقع در ایالت کالیفرنیا فعالیت میکرد. گوگل در اظهارنظر خود اعلام کرد نتایج مربوطبه این وبسایت در صفحات ۵ و ۶ یا ۷ به بعد نمایش داده میشوند که کمتر از ۱ درصد از کاربران از آنها بازدید میکنند.

Shopcity درنهایت مجبور شد به کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده شکایت کند؛ زیرا اعتقاد داشت گوگل به ناحق اقدام به بهبود نتایج جستوجو برای کسبوکارهای متصل یا دلخواهی خود میکند. بااینحال، علنیشدن شکایت این استارتاپ موجب شد رسانههای همسو با گوگل اقدام به تمرکز بیشتر روی ماجرا کنند و نقدهای واردشده بر الگوریتمهای مورداستفادهی این جستوجوگر در هیاهوی رسانهای محو شود.
نشریهی Gigaom در مقالهای در نوامبر۲۰۱۱، ادعا کرد چنین شکایتهایی از مایکروسافت نشئت میگیرد. نویسندهی مقاله اعتقاد داشت بیشتر شکایتهایی که علیه گوگل صورت میگیرد، وکلای نزدیک به مایکروسافت ارائه میدهند و مؤسسههای کوچک نمیتوانند هزینههای مربوطبه چنین دعاوی حقوقی و گرفتن وکیلهای سرشناس را پرداخت کنند؛ پس حتما شرکت بزرگ دیگری در پشتپرده وجود دارد که از چنین استارتاپهایی علیه گوگل حمایت میکند.
در مورد حقوقی مربوطبه Shopcity نیز، گری ریبَک وظیفهی دفاع از این استارتاپ مقابل گوگل را برعهده داشت. وی یکی از وکلای بسیار سرشناس درزمینهی قوانین ضدانحصار است که مسئول کمپین مایکروسافت علیه سرویس گوگلبوک نیز بوده است. این نشریه مایکروسافت را متهم میکند که از استارتاپهای کوچک بهعنوان سپری برای دعاوی حقوقی علیه گوگل استفاده کرده است. کالین پِیپ، همبنیانگذار Shopcity، در دفاع از استارتاپ خود و اظهارنظر دربارهی گفتههای نشریهی Gigaom اعلام کرد:
ما پلتفرم وسیع و جامعی برای تجارتهای محلی ایجاده کردهایم؛ بههمیندلیل، شرکتهایی مانند بوفالونیوز که تحت مالکیت هولدینگ Berkshire Hathaway است، اقدام به همکاری با ما و پرداخت هزینههای درخورتوجه برای کسب مجوز و فعالیت در سیستم ما کرده است. درحقیقت، گوگل بهتازگی از سیستم چنددامنهای ما الگوبرداری کرده و قصد دارد در جوامع محلی نیز حضور پیدا کند. این مسئله نشانگر این است که مسیر درستی در پیش گرفتیم؛ اما کپیبرداری گوگل از ما نمونهای ساده و ناقص نیست؛ بلکه این شرکت بهصورت جدی درحالپیگیری این مسئله است. گوگل اعلام کرده فضای محلی اهمیت بسیار زیادی برای آنها دارد و بدون شک آنها انگیزهی لازم برای جلوگیری از پیشرفت سایر شرکتها و استارتاپها دراینزمینه را دارند. حال اگر جلوگیری از رشد رقیب و خرید دامنههای آتی آنها و جلوگیری از گسترش آنها به سایر شهرها نباشد، چرا گوگل با منابع عظیم خود چنین کاری انجام ندهد؟
بااینحال کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده درنهایت اعلام کرد گوگل قوانین ضدانحصار را نقص نکرده و این شرکت را از مورد حقوقی مذکور تبرئه کرد. در سوی دیگر، مقامهای اروپایی دیدگاه بسیار متفاوتی به مسئله داشتند و نقدهای جدی به الگوریتمهای مورداستفادهی این شرکت اهل مانتینویو وارد کردند. پس از تحقیقات بسیار طولانی و پدیدارشدن موارد مشابه با شکایت Shopcity، اتحادیهی اروپا اعلام کرد گوگل محصولات رقبای خود را در نتایج جستوجو تنزل داده و منافع خود را در نتایج ترویج داده است. این امر باعث شد گوگل در سال ۲۰۱۷ مبلغ ۲.۷۳ میلیارد یورو جریمه شود.
جریمهی سال ۲۰۱۷ فقط ابتدای راه برای جریمههای سهگانهی گوگل بود و در سال بعد، این شرکت مجبور به پرداخت۵ میلیارد دلاری بهدلیل نقص قوانین ضدانحصار در سیستمعامل اندروید شد. در اوایل سال جاری میلادی نیز، گوگل باردیگر با جریمهی ۱.۷ میلیارد دلاری مواجه شد که مربوطبه رفتارهای رقابتی ناسالم این شرکت در سرویسهای تبلیغاتی موتور جستوجوی خود بود. مقامهای اروپایی اعتقاد دارند گوگل از سلطهی خود بر اینترنت برای برتریدادن به سرویسهای خریدش استفاده میکند.
چنین جریمههایی حتی اگر از رقم میلیارد دلار نیز تجاوز کنند، تأثیر چندانی بر اقتصاد غولهای بزرگ فناوری نخواهند داشت؛ اما نکتهی مهم این است که هریک از تصمیمهای اتحادیهی اروپا موجب میشود شرکت خاطی فعالیتهای اقتصادی خود در نواحی مختلف را اصلاح کند تا به رقابت ناسالم و نقص قوانین ضدانحصار پایان داده شود. حتی با پایانیافتن موارد حقوقی، کمیسیون اروپا همچنان به نظارت بر فعالیتهای گوگل ادامه میدهد تا مطمئن شود راهکارهای این شرکت برای جبران نقصهای موجود مناسب خواهد بود.
در همین زمان، شکایتهای بیشتر علیه گوگل ادامه مییابد و درنهایت، اتحادیهی اروپا همچنان به گوگل نزدیک باقی میماند تا مطمئن شود سلطهی گوگل بر حوزهی جستوجو در هیچیک از بازارهای فعلی آن یا بازارهای آینده، موجب نقص قوانین ضدانحصار نخواهد شد.
مقالههای مرتبط:
نشانههای بزرگتری نیز وجود دارد که موجب شده بررسی موشکافانه از شرکتهای بزرگ فناوری دربارهی نقص قوانین ضدانحصار افزایش پیدا کند. یکی از فعالیتهای این شرکتها در رقابت ناسالم، ازبینبردن پلتفرمهای نوپا یا ضعیفتر رقیب است که به یکی از مباحث داغ سیاسی در ایالات متحده تبدیل شده است.
با زیر ذرهبین رفتن گوگل، فشارهای واردشده روی رقیبهای آن و استارتاپهای نوظهور کاهش پیدا کرده است. برای مثال، گوگل بهتازگی و در سکوت خبری، موتور جستوجوی DuckDuckGo را به فهرست موتورهای جستوجوی پیشفرض مرورگر کروم اضافه کرده که تمرکز اصلی آن، روی حفظ حریم شخصی کاربران در هنگام جستوجو است.
این قابلیت هماکنون در ۶۰ کشور مختلف دردسترس است. موتور جستوجوی گفتهشده سابقهی فعالیت طولانی دارد و بهلطف حفاظت از حریم شخصی کاربران خود توانسته رشد ثابت و پایداری در سالهای اخیر تجربه کند. بدون شک اضافهشدن به فهرست موتورهای جستوجوی پیشفرض کروم بزرگترین موفقیت اخیر DuckDuckGoبوده است؛ زیرا توانسته تنها در طی یک شب و با یک بهروزرسانی مرورگر کروم، به ۶۰ بازار جدید معرفی شود.
مرور قوانین ضدانحصار و توجه بیشتر به آنها موجب میشود پلتفرمهایی که در گذشته متحمل ضرر شدهاند، دوباره قدرت احیاشدن را بهدست آورند. همچنین، این قوانین کمک شایانی به رقیبهای خردهپای گوگل میکند. استارتاپهایی مانند Presearch رکورد یک میلیون کاربر را ثبت کرده و تعداد کاربران فعال ماهانهی آن به رقم ۲۵۰ هزار نفر در نسخهی آزمایشی رسیده است. بااینحال، طیف مخاطب چنین استارتاپی محدود است و بیشتر گیکها و علاقهمندان به ارزهای مجازی را شامل میشود.
درهرصورت، همچنان شاهد سلطهی گوگل بر صنعت موتورهای جستوجو خواهیم بود؛ اما اتفاقهای اخیر مانند بادی است که موجب شده غولهای فناوری کمی به لرزش بیفتند. بدون شک نگرانیهای اجتماعی دربارهی پلتفرمهای بسیار وسیع و تأثیر آنها، یکی از عوامل مهم در معطوفشدن توجه عموم و دولتها به چنین مسئلهای بوده است. حتی تحلیلگران نیز به این مسئله جذب شدهاند و بسیاری از دیدگاه دانشگاهی به موضوع میپردازند. دغدغههای گفتهشده موجب شده بحث نظارت بر اینترنت دوباره بر سر زبانها بیفتد؛ اما آیا نظارت دولتها بر اینترنت باعث بهبود شرایط میشود یا به انحصار بیشازپیش شرکتهای بزرگ و کاهش حریم شخصی کاربران کمک میکند؟

پلتفرمهای بزرگ توانستهاند با ارائهی سرویسهای تجاری رایگان به کاربران، به شبکههای عظیم کاربرمحور تبدیل شوند؛ اما این ساختار به اصطلاح رایگان مانند مار چندسری است که چهرههای زشت آن در بسیاری از موارد در سالهای اخیر نمایان شده است. ارائهی اطلاعات نادرست در فیسبوک بر ضددموکراسی، استفاده از یوتیوب بهعنوان ابزاری برای ترویج سخنان نفرتانگیز و افراطی و استفادهی نازیها و حزبهای نئونازی از توییتر بهعنوان فضایی امن برای یافتن اعضا و تأثیر بر سایر افراد، از نمونههای تأثیرات مخرب سرویسهای رایگان پلتفرمهای بزرگ است.
افزونبراین، تبلیغات گستردهای که در همهجای اینترنت شاهد آنها هستیم، نمونهی دیگری از تأثیرات مخرب است و شرکتهای بزرگ معتقدند درقبال سرویسهای رایگان، حق نمایش تبلیغات برای کاربران خود را دارند. جریان عظیم دادههای جمعآوریشدهی کاربران و امکان بهرهبرداریهای تجاری یا سوءاستفاده از آنها نیز از سایر مشکلات پلتفرمهای بزرگ است. همچنین، همیشه شاهد اخباری مبنیبر درز دادههای کاربران به بیرون هستیم که نشان میدهد این شرکتها دقت لازم در نگهداری از دادههای جمعآوریشده را انجام نمیدهند.
مقررات حفظ حریم شخصی اروپا با بهروزکردن قوانین خود، کمک بسیاری در جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی از دادههای کاربران و نقص قوانین ازطریق نمایش تبلیغات اینترنتی کرده است. این قوانین با هدف مقابله با شرکتهای بینامونشانی تدوین شده که در سکوت کامل در پشتپردهی اینترنت درحالفعالیت هستند و با فروش داده، کسب درآمد میکنند که بیشتر این دادهها ازطریق جاسوسی از مرور وب کاربران بهدست آمده است.
تمامی مواردی که به آنها اشاره شد، به مصرفکنندگان و کاربران عادی مربوط میشود. کافی است صاحب کسبوکار کوچک یا استارتاپ باشید تا متوجه شوید رقابت با غولهای فناوری تا چه اندازه دشوار و ناعادلانه است. میتوان گفت این شرکتها به نحوی بهینهسازی شدهاند تا حتی کوچکترین رقیبهای خود را در نطفه خفه کنند و از شبکه و منابع وسیع خود برای انجام این کار بهره گیرند. جمعآوری اطلاعات در مقایس انبوه، تیمهای متخصص توسعهی محصولات، بررسی میزان استفاده و حتی تبدیل محصول یا سرویس به ترند، ازجمله مهارتهای چنین شرکتهایی است. در چنین شرایطی، استارتاپهای نوظهور درمقابل شرکتهای بزرگ، کاملا احساس ناتوانی میکنند و بسیاری از آنها در همان ابتدا در آتش این بیعدالتی از بین میروند.
کالین پیپ در ادامه میافزاید:
این وضعیت کاملا مشابه شرایطی بود که برای ما اتفاق افتاد؛ وقتی متوجه میشوید رقیبی مانند گوگل چقدر بزرگ است و در عمل امکان رقابت با آن وجود ندارد. در سال ۲۰۱۱ و در ارتباط با شکایت Shopcity به کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده، تنها در طی یک روز ۸۰ تا ۹۰ درصد از ترافیک دریافتی ما را گوگل ناپدید کرد. این درحالی بود که بسیاری از مشتریان و همکاران ما سابقهی فعالیت آنلاین چندینساله داشتند و با نهادهای قانونی و اتاق بازرگانی نیز همکاری میکردند.
یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدیم که تمامی این سایتها به صفحهی هشتم گوگل منتقل شدهاند. حتی اگر شما نام کسبوکار موردنظر را تایپ میکردید، بازهم نمیتوانستید آن را در صفحهی اول پیدا کنید. درواقع، گوگل بهراحتی توانست این استارتاپ و کسبوکارهای تحت حمایت آن را تنها در یک شب نابود کند. درنهایت، چارهای جز همکاری با کمیسیون تجارت فدرال نداشتیم؛ اما بازهم گوگل تبرئه شد. همهی ما از قدرت بیاندازهی گوگل آگاه هستیم و میدانیم فعالیتهای آن کاملا بهصورت انحصارطلبانه است. بسیار سخت است که کسی سعی کند چنین فعالیتی در وب داشته باشد، وقتی خود گوگل بهعنوان دربان وب شناخته میشود.
تمرکززدایی در جستوجو
بحث تشویق کاربران به ترک عادت جستوجو در گوگل و معرفی کاربران وب به فضایی غنیتر با تنوع بیشتر در جستوجو بهعنوان گزینهی جایگزین، موضوعی است که در چند سال اخیر، رونق بیشتری گرفته است. Presearch در قالب جستوجوگری محلی با گزینههای غنی سعی میکند در حوزههایی نقشآفرینی کند که گوگل اعتنای کمتری به آنها میکند؛ فضایی جمعی که مبتنیبر همکاری و تعامل کاربران است که با روی باز از جستوجوگرهای متنوع استقبال میکند.
در چنین سیستمی، سعی میشود تجربهی کاربران بسیار عمیقتر باشد و نتایج نمایشدادهشده فراتر از آنچه باشد که شرکتهای بزرگ مانند گوگل درصدد ترویج هستند تا کاربران بتوانند زوایای دیگری از وب را نیز مشاهده کنند. در نگاهی دیگر، هدف اصلی این استارتاپ جستوجوگری است که مبتنیبر فعالیت و تعامل کاربران خود باشد و از نمونههای رایجی تمایز پیدا کند که بهصورت یکپارچه نتایج را نمایش میدهند.
از دیدگاه کالین پیپ، هدف نهایی این سرویس، تمرکززدایی در امر جستوجو است بهنحوی که کاربران هنگام وبگردی بتوانند آنچه میخواهند بهراحتی پیدا کنند و رابطهای بردبرد میان کاربران و کسبوکارها و صاحبان صفحههای وب شکل بگیرد. همچنین، گزینههای جستوجو قابلشخصیسازی هستند تا کاربران خرسندی بیشتری داشته باشند. او از این سرویس بهعنوان سوئیس جستوجوگرها نام میبرد؛ بهطوری که تمرکز اصلی نه روی درآمدزایی، بلکه روی کاربران قرار میگیرد.
استارتاپ Presearch نامهای سرشناسی در فضای وب و ارزهای مجازی را شامل میشود که از جملهی آنها میتوان به آنتونی دی لوریو، همبنیانگذار ارز مجازی اتریوم و مؤسس شرکت Decentral و ریچ اسکرنتا، مؤسس و مدیر استارتاپ موتور جستوجوی Blekko و ادیسون کامرون، وکیل نامآشنای صنعتی اشاره کرد.
کالین پیپ در ادامهی صحبتهایش میافزاید:
وقتی بهعنوان تولیدکننده در وب فعالیت میکنید، متوجه میشوید گوگل کنترل بسیار عظیمی روی ترافیک کاربران دارد؛ اما هنوزهم هزاران منبع جستوجوی متفاوت وجود دارد که موازی با گوگل، اما در مقایس کوچکتر به فعالیت خود ادامه میدهند. پس ما در تلاش هستیم پلتفرمی برای این سرویسها ایجاد کنیم تا بتوانند فرصت و توان بیشتری برای رقابت با گوگل داشته باشند. ازجمله چنین جستوجوگرهایی میتوان به DuckDuckGo و Qwant اشاره کرد که ممکن است روزی تحت پلتفرم متحدی موفق شوند سلطهی گوگل را شکست دهند و از وابستگی کاربران به گوگل بکاهند. همچنین، این امر موجب میشود تولیدکنندگان محتوا یا کسبوکارها، ارتباط مستقیمتری با مخاطبهای خود داشته باشند؛ اما بدون شک پروژهی Presearch بسیار جاهطلبانه بهنظر میرسد.
گوگل یکی از بهترین شرکتهای دنیا است و حرف اول را در فضای اینترنت میزند. رسیدن به استانداردهای گوگل و رقابت با نتایج، تجربه و یکپارچگی آن امری بسیار دشوار است و ازنظر بسیاری غیرممکن بهنظر میرسد. بااینحال، معتقدیم ایجاد پلتفرم کاربرمحور موجب میشود میزان خلاقیت کاربران افزایش پیدا کند و نیازهای آنها نیز بهشکل مناسبی برآورده شود و تمامی این موارد در سایهی پلتفرم جستوجویی باز خواهد بود که در راستای اهداف بشر و نه شرکت گام برمیدارد.
این پلتفرم درحالحاضر حتی به گردپای گوگل نیز نرسیده است. همچنین اگر بخواهیم واقعبینانه به مسئله نگاهی بیندازیم، متوجه میشویم چنین استارتاپهایی نمیتوانند درمقابل حجم انبوهی از تبلیغات منفی علیه خود جان سالم بهدر ببرند و موانع بسیاری در سر راه آنها قرار میگیرد. ایجاد استارتاپی در فضایی که زیرسلطهی گوگل قرار دارد، موجب میشود تمام ویژگیهای رقیب متخاصم را برای گوگل داشته باشید و در چنین شرایطی، شانس موفقیت شما به میزان بسیار زیادی کاهش پیدا میکند.
هماکنون Presearch در حالت آزمایشی قرار دارد و بیشتر بهعنوان ابزار جستوجو شناخته میشود و هنوز به پلتفرم کامل تبدیل نشده است. همانند سایر جستوجوگرها، قسمتی برای واردکردن اطلاعات موردنظر برای جستوجو وجود دارد، با این تفاوت که کاربران میتوانند از میان ستونی از گزینهها، جستوجوگر دلخواه خود را انتخاب کنند و بهراحتی میان آنها جابهجا شوند. درست است که این استارتاپ قصد رقابت با گوگل را دارد؛ اما جالب اینجا است که موتور جستوجوی پیشفرض در آن، گوگل است. همچنین، DuckDuckGo در فهرست قرار دارد و برای جستوجو به زبان فرانسه نیز موتور Qwant موجود است. امکان جستوجوی در شبکههای اجتماعی نیز مانند فیسبوک و لینکدین نیز وجود دارد.
بهگفتهی پیپ، در نسخهی آزمایشی حدود ۸۰ سرویس جستوجوی مختلف دردسترس است. ایدهی سادهی کنونی این است که کاربران باتوجهبه نیاز خود، موتور یا سرویس جستوجوی مدنظر را انتخاب کنند. گفته میشود حدود ۲۵ درصد از کاربران فعالانه میان جستوجوگرهای مختلف جابهجا میشوند؛ درحالی که ۷۵ درصد دیگر بهصورت ثابت فقط از یک جستوجوگر استفاده میکنند.

مهمترین ویژگی سرویس Presearch، جایزهدادن به کاربران خود بهازای هر جستوجو است. این سرویس از ارز مجازی مختص خود بهنام PRE استفاده میکند. کاربران بهازای هر جستوجو، یکچهارم از توکن این ارز را دریافت میکنند که دارای محدودیت ۸ توکن در روز است. قیمت کنونی هر توکن PRE در بازار حدود ۰/۰۵ دلار است، پس فعالترین کاربر این سرویس میتواند روزانه ۴۰ سنت درآمد کسب کند. با درنظرگرفتن قیمت ۱۵ هزار تومانی دلار، هر کاربر میتواند بهطورمیانگین ۱۸۰ هزار تومان درآمد در ماه ازطریق جستوجو بهدست آورد. راههایی برای تبدیل PRE به سایر ارزهای مجازی ازطریق سیستم تبادل داخلی سرویس وجود دارد؛ اما مؤسسان این سرویس در نظر دارند سیستم بستهای در آینده برای ارز خود ایجاد کنند. گفته میشود آنها مشغول کار روی پورتالی هستند که کاربران میتوانند ارز مجازی خود را به تبلیغدهندگان بفروشند؛ اما همچنان امکان تبدیل PRE به ارزهای محبوب دیگر نیز مانند بیتکوین باقی خواهد ماند.
در سوی دیگر، امکان ایجاد پلتفرمی برای خرجکردن مستقیم توکنها وجود دارد؛ پلتفرمی که کاربران بتوانند در آن، مستقیم توکنهای خود را خرج و از این طریق، کالا یا سرویسهای آنلاین را تهیه کنند. پشتیبان اصلی این ارز مجازی تبلیغات نمایشدادهشده در سرویسهای گوناگون است؛ اما مشکلات بسیاری بر سر راه آن قرار دارد. برای مثال، بسیاری از کاربران ابتدایی سرویس، تمایلی به خرجکردن توکنهای خود ندارند و آنها را ذخیره میکنند تا شاید روزی با افزایش ارزش آن، سود کلانی به جیب بزنند. البته، پیشبینی چنین روندی بسیار دشوار است؛ زیرا عوامل زیادی مانند موفقیت خود سرویس Presearch نیز در افزایش ارزش توکنها دخیل است. همچنین، سرویس مذکور هماکنون در مرحلهی آزمایشی قرار دارد و درصورت عرضهی نسخهی نهایی، قطعا شاهد تغییراتی در ارزش توکنها خواهیم بود.
مقالههای مرتبط:
تبلیغکنندگان در سرویس نیز میتوانند از توکنهای PRE برای خرید تبلیغات هدفمند استفاده کنند که برمبنای کلمات کلیدی جستوجوشده طبقهبندی میشوند. سازندگان سرویس امیدوارند این روش نحوهی اخلاقی تبلیغات باشد که در آن فعالیتهای کاربر زیرنظر گرفته نمیشود و تنها کلمات جستوجوشده مبنای تبلیغات قرار میگیرند.
پیپ تأکید میکند هیچگونه ردگیری از فعالیتهای کاربران صورت نمیگیرد و چنین اطلاعاتی در پروفایل کاربران ذخیره نمیشود. بااینحال، اگر از موتورهای جستوجوی محبوبی مثل گوگل یا سرویسهای فیسبوک استفاده کنید، این مسئله دیگر صحت نخواهد داشت و فعالیتهای شما را چنین سرویسهایی ردگیری میکنند.
اگرچه Presearch ادعا دارد اطلاعات کاربران را جمعآوری نمیکند، این مسئله تنها در حد حرف و اثبات آن کمی دشوار است. بههمیندلیل، سازندگان سرویس تصمیم دارند در آیندهای نزدیک تمامی پلتفرم را بهصورت متنباز دراختیار عموم قرار دهند تا فعالیتهای آنها بهصورت شفاف بهوسیله خود کاربران زیرنظر گرفته شود. همچنین، کاربران میتوانند با سازندگان سرویس ازطریق گروههای تلگرام در ارتباط باشند؛ امری که بههیچوجه برای پدیدآورندگان گوگل امکانپذیر نیست. بدون شک این گروه از توسعهدهندگان درمقابل فناوریهای روز مقاومت نشان نمیدهند؛ بههمیندلیل، تصمیم گرفتهاند اپلیکیشنهای پیامرسان را بهعنوان راهحلی سادهتر و سریعتر درکنار مواردی مثل ایمیل دراختیار کاربران خود قرار دهند.
بد نیست کمی هم به گذشتهی Presearch اشاره کنیم. این سرویس در ابتدا بهعنوان ابزار جستوجوی داخلی در شرکتهای سازندگان آنها مورد استفاده قرار میگرفت تا زمان لازم برای دسترسی به اطلاعات را کاهش دهد. با ترویج ارزهای مجازی، آنها راهی برای متقاعدکردن کاربران برای کوچ از گوگل به پلتفرم خود یافتند. درادامه، این ایده بهصورت عمومی مطرح شد و با بازخورد مثبت کاربران مواجه و سپس، مرحلهی جمعآوری سرمایه شروع شد.
در سال ۲۰۱۷، سرمایه موردنیاز برای توسعهی پلتفرم جمعآوری شد. همچنین در مرحلهی جمعآوری سرمایه برای توکنها، هدف هفت میلیون دلاری در نظر گرفته شد؛ اما بهلطف تب داغ ارزهای مجازی در آن زمان، بیش از ۲۱ میلیون دلار سرمایه جذب شد. نسخهی اولیه سرویس در نوامبر۲۰۱۷ منتشر شد و توکنها نیز در انتهای همان ماه دردسترس کاربران قرار گرفت.
از آن زمان تاکنون، صدها تبلیغدهنده در نسخهی آزمایشی پلتفرم همکاری داشتند. نسخهی جدیدی از پلتفرم نیز در صف انتشار قرار دارد که از واحد تبلیغات متفاوتی بهره میگیرد و چندین اسپانسر جدید در آن قرار گرفته است. پیشنهادهای همکاری زیادی برای این پلتفرم مطرح شده است؛ اما سازندگان بیشتر تمایل دارند اسپانسرهای همسو با اهداف خود را در پروژه سهیم کنند. پس از یکونیم سال از عرضهی پلتفرم، سازندگان توانستهاند خواستهی اصلی کاربران، یعنی افزونهی مرورگر مجزا را منتشر کنند.
نظرسنجیها نشان میدهد بیشترین دلیل ریزش کاربران، دسترسی غیرآسان به سرویس بوده است که بهنظر میرسد با انتشار افزونه تاحدزیادی برطرف شود. افزونهی مذکور برای مرورگرهای کروم و فایرفاکس و Brave دردسترس است. البته کاربران نسخهی آزمایشی قبلی باید Presearch را بهعنوان صفحهی اصلی مرورگر خود تعریف کنند یا بهیاد داشته باشند که قبل از جستوجو، آدرس آن را در مرورگر خود وارد کنند.

تیم توسعهدهندهی نسخهی iOS اپلیکیشن Presearch را نیز در سال گذشته منتشر کرده که از امکان جستوجوی صوتی بهره میبرد. کاربران میتوانند با صحبتکردن سرویس خاصی را جستوجو کنند و از میان کتابخانهی موجود در برنامه، سرویسهای جستوجوی متنوعی به برنامه اضافه کنند. همچنین، میتوانند با بردن نام سرویس جستوجوی دلخواه، عبارت مدنظر خود را تنها در آن سرویس جستوجو کنند.
این اپلیکیشن میتواند یکی از مهمترین نمونههای ضدانحصار در جستوجو باشد؛ زیرا قابلیت نوینی ارائه میکند که هیچیک از شرکتهای بزرگ انحصارطلب تمایلی به عرضهی آن در سرویسهای جستوجوی صوتی خود ندارند. حتی در گذشته نیز یکی از مسئولان اتحادیهی اروپا گفته بود نمیداند چگونه میتوان قوانین ضدانحصار را در حوزهی جستوجوی صوتی بهاجرا درآورد و با انحصارطلبی دراینزمینه مبارزه کرد.
جامعهی جهانی درمقابل گوگل
کالین پیپ در قسمت دیگری از صحبتهایش میگوید:
ما روی جامعهی علاقهمند به ارزهای مجازی تمرکز کردهایم؛ اما درواقع، موقعیت بسیار بزرگتری برای کمک به تمامی تولیدکنندگان محتوا و تأمینکنندگان سرویسهای اینترنتی وجود دارد. ترافیک بسیار زیادی در وب وجود دارد که درحالحاضر بهصورت پیشفرض بهسوی گوگل روانه میشود، بدون اینکه قسمتی از سود حاصل از این ترافیک به تولیدکنندگان تعلق بگیرد. ما بهصورت جدی میخواهیم از چنین فرصتهایی استفاده کنیم تا مردم گوگل را با سرویسهای مشابه جایگزین کنند. برای مثال، اگر کسی آدرس اینترنتی را اشتباه تایپ میکند و به گوگل ارجاع داده میشود، میتواند به صفحه Presearch روانه شود و فراهمکنندگان اینترنت از این طریق کسب درآمد کنند.
تلاش برای ترویج ارزهای مجازی یکی دیگر از اهداف ما است؛ ازاینرو، کیفِپول پیشفرض برای هر کاربر در نظر گرفته شده که توکنهای آنها در آنجا ذخیره میشود و کاربران نیازی به ساخت کیفِپول جداگانه برای نگهداری توکنهای خود نخواهند داشت. بااینحال، اگر تمایل داشته باشند، میتوانند توکنهای خود را به سایر کیفِپولهای مجازی انتقال دهند.
همچنین محدودیت جغرافیایی خاصی برای سرویس ما وجود ندارد و هرجا که شبکهی اینترنت وجود داشته باشد، کاربران نیز میتوانند از سرویسهای ما استفاده کنند. کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی ازجمله مکزیک و برزیل و ونزوئلا میتوانند از اهداف اساسی این سرویس باشند. در چنین کشورهایی، زیرساختهای لازم برای توسعهی ارزهای مجازی وجود دارد و عطش بسیار زیادی در بازار نیز برای آنها مهیا است. این کشورها همچنان درحالتوسعه هستند و ارزهای دیجیتال میتوانند موقعیت بسیار مناسبی برای آنها تلقی شوند.
با اینکه گوگل بهعنوان موتور جستوجوی پیشفرض در Presearch قرار گرفته است، این استارتاپ موتور جستوجوی اختصاصی خود را نیز به کاربران پیشنهاد میدهد که از رابطهای برنامهنویسی کاربردی جانبی برای نمایش نتایج جستوجو بهره میبرد. آنها قصد دارند موتور جستوجوی پیشفرض را از گوگل به موتور اختصاصی خود تغییر دهند؛ اما درحالحاضر امکان انجام چنین کاری مقدور نیست. تیم توسعهدهنده قصد دارد بهترین نتیجهی جستوجو را دراختیار کاربران قرار دهد و نسخهی اختصاصی آنها درحالحاضر نمیتواند امکاناتی همانند گوگل را ارائه دهد؛ بههمیندلیل تا آیندهای نزدیک، گوگل همچنان بهعنوان موتور جستوجوی پیشفرض باقی خواهد ماند.
گفته میشود این موتور جستوجوی اختصاصی شباهت بسیار زیادی به DuckDuckGo دارد؛ اما چندین ویژگی منحصربهفرد در آن گنجانده شده است که از جملهی آنها میتوان به اسکرول بینهایت اشاره کرد تا دیگر نیازی به جابهجایی میان صفحههای متعدد نباشد. البته، مهمترین وجه تمایز این موتور جستوجو، جامعهی متنباز است که کاربران میتوانند بستههای گوناگون را در آن ادغام کنند. برای مثال، یکی از این بستهها مربوطبه بیتکوین میشود که اطلاعات مربوطبه این ارز دیجیتال را هنگام جستوجوی کلیدواژه در صدر نتایج نمایش میدهد. نمونهی دیگر تبدیل ارزش ارزهای مختلف به یک دیگر است که در نوار جستوجو قابل انجام است و الگوریتم مربوطبه آن توسط اعضای جامعهی کاربری Presearch توسعه داده شده است. درواقع هر شخصی که با HTML و جاوااسکریپت آشنایی دارد، میتواند در توسعهی این موتور جستوجو سهیم باشد.
درنهایت، Presearch میتواند به پلتفرمی تبدیل شود که ابزار جستوجوی قدرتگرفته از کاربران خود را ارائه میدهد که در آن، کاربران نهتنها اقدام به ساخت بستههای توسعهی جدید میکنند؛ بلکه امکانات تازهای برحسب کلیدواژههای جستوجوشده به سرویس اضافه میکنند. هدف دیگر این است که جامعهی کاربری بتواند مدیریت سرویس را در دست داشته باشد و روی فرایندها نظارت کند. مواردی مانند رایگیری برای افزودن بستههای توسعهی جدید یا اظهارنظر دربارهی بهروزرسانی قابلیتها و امکانات وجود خواهد داشت که موجب میشود این پلتفرم شباهت بسیاری به ویکیپدیا پیدا کند. باوجوداین، کاربران همچنان قادر خواهند بود جستوجوی خود را شخصیسازی کنند و از میان بستههای توسعهی دردسترس، گزینههای موردنیاز خود را انتخاب کنند.
باید گفت Presearch درحالحاضر فاصلهی بسیاری با رؤیای کاربرمحورشدن کامل دارد. بسیاری از بستههای توسعهی موجود برای موتور جستوجو را تیم توسعهی اصلی پلتفرم ساختهاند. همچنین، برای اولینبار نیست که چنین ایدهای مطرح میشود و در گذشته نیز بسیاری از استارتاپها سعی داشتند با تعامل کاربران و دخیلکردن سایر توسعهدهندگان در روندهای خود، محبوبیت کسب کنند؛ اما بسیاری از آنها در این راه شکست خوردند. درمقابل، جامعهی کاربری فعلی این پلتفرم بسیار محدود است و برای رقابت با گوگل و سرویسهای آن نیازمند تعداد بسیار بیشتری مشارکتکننده است؛ بههمیندلیل، ارز مجازی بهعنوان پاداش کاربران برای استفاده از این سرویس در نظر گرفته شده و منطق اصلی سازندگان این است که با پرداخت توکنها به کاربران میتوانند روزبهروز به تعداد آنها بیفزایند.
درحالحاضر، مقر اصلی آن در کشور کانادا قرار گرفته و آنها برنامههایی برای تأمین هزینهها و استفاده از منابع اصلی نیز دارند؛ بهطوری که حدود ۹۰ درصد از درآمد به توسعهدهندگان، مشارکتکنندگان، کارشناسان اطلاعات و سایر افراد دخیل در پروژه پرداخت میشود و ۱۰ درصد دیگر برای هزینههای نگهداری سرویس صرف خواهد شد. چنین ساختاری در بسیاری از سرویسهای مبتنیبر بلاکچین دیده میشود؛ اما موانع بسیار جدی وجود دارند که موجب بهتعویقافتادن برنامهریزیهای چنین پروژههایی میشوند که ازجملهی آنها میتوان به امور مالیاتی و قوانین قضایی و ریسکهای مرتبط با قوانین نظارتی اشاره کرد. ازاینرو، یکی از همبنیانگذاران ارز دیجیتال اتریوم که مؤسسهی حقوقی نیز دارد، از ابتدای پروژه با تیم توسعهدهنده همکاری کرده تا با راهنماییهایش، احتمال تخطی از قوانین را کاهش دهد.
درحالحاضر، کالین پیپ سهامدار اصلی این استارتاپ بهشمار میرود؛ اما در آیندهای نزدیک، شاهد انتقال مالکیت آن خواهیم بود. درنهایت، پروژه به سیستمی متنباز تبدیل میشود که کاربران میتوانند بر آن نظارت داشته باشند و فعالیتهای آن در شفافیت کامل صورت میگیرد. همچنین، بسیاری از فناوریهای جدید مبتنیبر بلاکچین در حال توسعه و آزمایش هستند و تیم سازندگان قصد دارند با کمی صبر و بهبلوغرسیدن چنین فناوریهایی، از آنها در موتور جستوجوی خود استفاده کنند.
بهتازگی فیلمی علمیتخیلی از سینمای چین بهنام زمین سرگردان (The Wandering Earth) درحالاکران است که در آن تلاش بشر برای زندهماندن در دوران افول خورشید و انبساط این ستارهی روبهمرگ بهتصویر کشیده میشود. فیلم برای فرار از حرارت سوزان خورشید، راهحلی عجیب و دورازذهن پیشنهاد کرده است: تغییر مدار سیارهی زمین. داستان این فیلم ممکن است روزی بهواقعیت بپیوندد.
در پنج میلیارد سال آینده، سوخت خورشید بهپایان خواهد رسید و این ستارهی روبهمرگ با انبساطی تدریجی، زمین را خواهد بلعید. شاید تهدیدی مشابه که درحالحاضر بیشتر محتمل بهنظر میرسد، همین بحران تغییرات اقلیمیباشد که ما را به اقدامی عاجل برای نجات سیاره مجبور کند. بااینحال، نکتهی جالب این است که جابجایی سیارهی زمین به یک مدار دورتر، حداقل از لحاظ نظری امکانپذیر است. با تمام اینها، چگونه چنین چیزی ممکن است و مشکلات مهندسی پیش روی ما چیست؟ برای شروع اجازه دهید فرض کنیم میخواهیم زمین را به مداری ۵۰ درصد دورتر از مدار فعلی آن منتقل کنیم؛ یعنی تقریبا همان فاصلهای که امروزه مریخ در آن قرار گرفته است.

فیلم زمین سرگردان، محصول تازهی سینمای چین، به سناریوی جابهجایی سیارهی زمین از مدار خود اشاره میکند.
در سالیان گذشته، توانسته بودیم تکنیکهایی ابداع کنیم که با آن میتوان سیارکها را بهمنظور جلوگیری از برخورد احتمالی با زمین از مسیر حرکت خود خارج کرد. برخی از این روشها برپایهی اقدام سریع و اغلب مخرب هستند؛ مانند انفجار هستهای در نزدیکی یا روی سطح سیارک. روش دیگر نیز برخورد جنبشی است؛ مانند فضاپیمایی که با سرعت زیاد به سیارک برخورد میکند.
بااینحال، واضح است که استفاده از چنین روشهایی روی زمین بهدلیل اثرهای تخریبی آن روی طبیعت، اجراشدنی نیست. تکنیکهای دیگری نیز وجود دارد که برمبنای اعمال فشار بسیار ملایم، اما مداوم در مدتی طولانی است که میتواند فضاپیمایی پهلوگرفته روی سطح سیارک یا شناور در نزدیکی آن تأمین کند (ازطریق گرانش یا روشهای دیگر). باوجوداین، این روش هم دربارهی زمین غیرعملی است؛ چون جرم آن درمقایسهبا بزرگترین سیارکهای موجود نیز بسیار زیاد است.
پیشرانههای الکتریکی
درواقع، قبلا هم زمین را از مدار خود جابهجا کردهایم. هربار که کاوشگر زمین را به مقصد سیارهای دیگر ترک میکند، ضربهی کوچکی در جهت مخالف پرتاب به زمین وارد میشود (چیزی شبیه به لگدزنی یک تفنگ هنگام شلیک)؛ اما متأسفانه چنین نیرویی برای حرکتدادن زمین بسیار اندک است.

تصویری از لحظهی پرتاب فالکون هِوی
امروزه، مؤثرترین وسیلهی پرتابِ دراختیار ما، پرتابگر فالکون هِوی ساخت شرکت اسپیسایکس (SpaceX) است؛ اما برای آنکه بتوانیم زمین را به مدار مریخ انتقال دهیم، به انجام ۳۰۰ میلیارد میلیارد پرتاب با ظرفیت کامل نیاز خواهد بود. بدتر از همه اینکه میزان مواد موردنیاز برای ساخت این موشکها معادل ۸۵درصد از جرم زمین است؛ این یعنی پس از اجرای چنین عملیاتی، تنها ۱۵ درصد از زمین باقی خواهد ماند.
پیشرانهی الکتریکی روشی بسیار کارآمدتر برای شتاببخشیدن به اجرام است؛ بهخصوص پیشرانههای یونی که با شلیک جریان ذرات باردار به جلو حرکت میکند. این امکان وجود دارد که از پیشرانهای الکتریکی برای حرکتدادن زمین بهسمت مدار موردنظر بهره برد. پیشرانهی الکتریکی موردنیاز باید در ارتفاع ۱۰۰۰ کیلومتری بالاتر از سطح دریا، خارج از اتمسفر زمین قرار گیرد و با کمک پرتوی قدرتمند بتواند نیروی فشاری لازم را به زمین وارد کند. با درنظرگرفتن باریکهی یونی قدرتمندی که با سرعت ۴۰ کیلومتربرثانیه در جهت صحیح شلیک شود، ما هنوزهم به شلیک جرمی معادل ۱۳ درصد جرم زمین بهصورت یون نیاز خواهیم داشت تا بتوان انرژی لازم را برای حرکتدادن ۸۷ درصد باقیمانده از زمین فراهم کرد.
بادبانهای نوری
نور هیچ جرمی ندارد؛ اما تکانه دارد؛ ازاینرو، ممکن است بتوانیم از پرتو متمرکز نوری مانند لیزر برای فراهمکردن این نیرو بهره بگیریم. دراینصورت، انرژی موردنیاز از خورشید تأمین خواهد شد و هیچ مقداری از جرم زمین از دست نخواهد رفت. حتی با استفاده از نیروگاه لیزری ۱۰۰ گیگاواتی بزرگی که قرار است پروژهی Breakthrough Starshotبا هدف هدایت فضاپیما به خارج از منظومهی شمسی راهاندازی کند، زمانی حدود سه میلیارد میلیارد سال طول خواهد کشید تا بتوان به جابهجایی مداری موردنیاز دست یافت.

تصویری مفهومی از بادبان نوری کوچک
علاوهبراین، با کمک یک بادبان نوری (خورشیدی) مستقر در همسایگی زمین نیز میتوان نور را مستقیما از خورشید به زمین منعکس کرد. پژوهشگران نشان دادهاند به دیسکی انعکاسی با ابعادی ۱۹ برابر بزرگتر از قطر زمین برای جابهجایی مداری زمین در دورهی زمانی یک میلیارد ساله نیاز خواهد بود.
بیلیارد میانسیارهای
روشی شناختهشده برای تبادل تکانهی میان دو جسم درحالگردش و درنتیجه تغییر سرعت آنها، استفاده از مجرای نزدیک یا بهعبارتی اثر کمکگرانشی است. کاوشگرهای بینسیارهای از این نوع مانور بسیار زیاد استفاده میکنند. بهعنوان مثال، فضاپیمای رزتا که در سفر ۱۰ سالهی خود توانسته بود از نزدیکی ستارهی دنبالهدار 67P عبور کند، پیشازاین رویداد، دوبار بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ از مجاورت زمین عبور کرد.
درنتیجهی چنین مانوری، میدان گرانشی زمین شتاب درخورتوجهی به رزتا داد که دسترسی به آن، صرفا با استفاده از پیشرانهها غیرممکن بود. البته در این مانور، نیرویی برابر و درجهت مخالف به زمین وارد شد؛ گرچه باتوجهبه جرم زمین، اثر این نیرو درخورتوجه نبود. بااینحال، چه میشود اگر بتوانیم از همین اثر کمکگرانشی درزمینهی اجرامی بسیار بزرگتر از کاوشگر بهره ببریم؟ مسیر حرکت سیارکها قطعا میتوانند تحتتأثیر جرم زمین قرار گیرد. با اینکه تأثیر متقابل این نیرو روی جابهجایی مدار زمین بسیار اندک است، این عمل میتواند چندینبار تکرار شود تا نهایتا به جابهجایی درخورتوجه در مدار زمین برسیم.
مقالههای مرتبط:
بعضی از مناطق منظومهی شمسی تراکم بالایی از اجسام کوچکی همانند سیارکها و ستارههای دنبالهدار دارند که برخی از آنها آنقدر کوچک هستند که میتوان آنها را با کمک فناوریهایی دسترسپذیر در آینده جابهجا کرد. درصورت طراحی دقیق مسیر، میتوان یکی از این سیارکهای کوچک را از مدار اصلی خود خارج و با عبوردادن آن از نزدیکی زمین، نیروی بسیار قویتری بر زمین وارد کرد. این ایده ممکن است هیجانانگیز بهنظر برسد؛ اما تخمین زده شده برای موفقشدن در آن، به یک میلیون شهابسنگ نیاز داریم که درحالحاضر هرکدام از آنها بیاندازه با یکدیگر فاصله دارند.

مسیر مانور کاوشگر رزتا
راهکار نهایی
در میان تمام راهکارهای مطرحشده، استفاده از کمکگرانش سیارکها احتمالا دردسترسترین گزینهی پیش رو است؛ ولی در آینده، ممکن است بهرهبرداری از روشهای بادبانهای نوری بهصرفهتر باشد. البته بهرهبرداری از این گزینه نیز مستلزم آن است که تا آن موقع بتوانیم به فناوری ساخت سازههای غولپیکر فضایی یا آرایههای لیزری بسیار قدرتمند دست پیدا کنیم. این فناوریها حتی در اکتشافات فضایی هم کارایی خواهند داشت.
فعلا چنین روشهایی ازلحاظ نظری امکانپذیر هستند و همچنین ممکن است روزی ازلحاظ فنی نیز انجامشان مقدور شود؛ اما شاید بهتر باشد که برای فرار از سرنوشت تلخ زمین در روزی که خورشید آن را میبلعد، خود بههمراه نسلمان به سیارهای دیگر مانند مریخ پناه ببریم. دستکم همین حالا نیز تاحدودی با شرایط این سیاره آشنایی داریم و چندینبار کاوشگرهای خود را روی آن فرود آوردهایم. حال که با دقت بیشتری مشکلات پیشرو در انتقال زمین به مدارهای دورتر را در نظر میگیریم، شاید کلونیسازی مریخ و سکونتپذیرکردن آن و نهایتا انتقال تدریجی جمعیت زمین به آنجا هم آنچنان که تصور میکنیم، غیرمنطقی نباشد.
پژوهشگران از دههها پیش از رابطهی نزدیک بین حافظه و خواب باخبر بودند. هماکنون، پژوهش جدیدی که در مجلهی NeuroImage منتشرشده است، یکی از مکانیزمهای مهم این ارتباط را بررسی میکند. این پژوهش ما را به فهم این پدیده، یعنی تبدیلشدن اطلاعات آموختهشده به خاطرات مطمئن درطول خواب، نزدیکتر میکند.
این پژوهش به رهبری تان دنگ وو، دانشیار در مرکز سلامت، رفتار حرکتی و فیزیولوژی کاربردی و بخش تصویربرداری مغزی و و سلامت روان دانشگاه کانکوردیا انجام شده است. در پژوهش حاضر، چگونگی ذخیرهسازی اطلاعات خبری مانند اخبار و چهرهی افراد، بررسی شد. این مسئله به امواج مغزی مربوط میشود؛ بهخصوص امواجی که به آنها اسپیندل خواب گفته میشود. این امواج، انفجاری از فعالیتهای الکتریکی هستند که در مرحلهی دوم خواب، یعنی قبل از خواب عمیق، بهوسیلهی نورونها تولید میشوند.
دنگ وو درکنار کریستوف گرووا، دانشیار در دانشکدهی فیزیک و پژوهشگران مرکز تحقیقات سیکلوترون دانشگاه لیج بلژیک، کار کرده است. آنها با استفاده از تصویربردارهای دارویی، توانستند این امواج مغزی را بررسی کنند.

دنگ وو گفت:
فرض بر این است که اسپیندلهای خواب نقش مهمی در انتقال اطلاعات از هیپوکامپوس (ساختمان عصبی خميدهاى كه در كف شاخ ميانی بطن طرفی مغز قراردارد) به کورتکس مغز دارند. در نتیجهی این انتقال اطلاعات، خاطرات مطمئنتر و قویتر میشوند.
تیم دنگ وو برای بهدستآوردن تصاویر موردنیازشان، از نوار مغزی (EEG) و تصویربرداری بهروش تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) استفاده کردند. آنها این تصویربرداریها را روی گروهی از دانشآموزان داوطلب در طول و بعد از کار آزمایشگاهی مبنی بر بهیادسپاری چهرهها، امتحان کردند. در این آزمایش، تعدادی تصویر چهره به دانشآموزان نشان داده شد و سپس خواسته شد تا ترتیب آنها را بازگو کنند. پژوهشگران در هنگام دیدن تصاویر، از مغز آنها تصویربرداری کردند. سپس دانشآموزان به خواب رفتند و هنگام خواب نیز از مغز آنها تصویربرداری شد. سپس دانشآموزان بیدار شدند و باید ترتیب تصاویر را بهیاد میآوردند و در این هنگام نیز بار دیگر از مغز آنها تصویربرداری شد.
فعال شدن دوباره ی اسپیندل های خواب
پس از تصویربرداری، دانشآموزان تا چند روز این کار را تکرار کردند اما دیگر از آنها تصویربرداری نشد. بعد از گذشت یک هفته که دانشآموزان تصاویر را بهخاطر سپرده بودند، یک بار دیگر هنگام خواب از مغز آنها تصویربرداری و از آنها خواسته شد تا تصاویر را بهیاد بیاورند.
دنگ وو توضیحداد:
هدف ما این بود که اسپیندلهای خواب را در شبی که دانشآموزان تازه چیزی را یاد گرفته بودند و در شبی که چیز جدیدی یاد نگرفته بودند، اما همچنان باید همان اطلاعات قبلی را بهیاد میآوردند، با هم مقایسهکنیم.
پژوهشگران دریافتند در شبی که دانشآموزان اطلاعات تازه یاد گرفته بودند، ناحیههایی از مغز که مربوطبه تجزیهو تحلیل اشکال و چهرهها است، دوباره فعال شد. آنها همچنین مشاهده کردند که نواحی مربوطبه حافظه بهخصوص هیپوکمپوس نیز در افرادی که بعد از خواب ترتیب چهرهها را بهتر بهیاد میآوردند، فعال شده بود.
دنگ وو گفت:
این فعالشدن دوبارهی نواحی مربوط و یادگیری و خاطرات در هنگام خواب، نظریهی ما را تأیید میکند. نظریهی موردنظر از این قرار است که هنگام خواب، با انتقال اطلاعات از نواحی بسیار مهم مغز برای تقویت ماندگاری اطلاعات، یعنی انتقال از هیپوکمپوس به کورتکس مغز، خاطرات قطعیتر و قویتر میشوند.
با فهم بهتر از مکانیزم تقویت حافظه و خاطرات، در آینده میتوان اطلاعات بهتری از نحوهی کارکرد حافظه بهدست آورد و بهاین وسیله به افرادی که مشکلات حافظه یا مشکلات خواب دارند، بهتر کمک کرد.
اپل نیز مانند گوگل به مشتریان توصیه کرده است تا ویژگی Hyper-Threading را در پردازنده اینتل دستگاههای خود غیرفعال کنند. این اقدام برای مقابله با آسیبپذیری MDS در پردازندههای اینتل اعلام شده است. بااینحال، اپل هشدار داد که محافظت دربرابر این آسیبپذیری با غیرفعال کردن هایپرتردینگ ممکن است تأثیر قابلتوجهی در عملکرد سیستم داشته باشد.
آسیبپذیریهای امنیتی MDS تقریبا در هر پردازنده مدرن اینتل وجود دارد. اینتل بهروزرسانیهایی برای محافظت از سیستمهای آسیبدیده منتشر کرده، اما این بهروزرسانیها ممکن است برای محافظت دربرابر این آسیبپذیریها کافی نباشند. به همین دلیل، اپل و گوگل به مشتریان توصیه کردند تا Hyper-Threading را غیرفعال کنند. اینتل اعلام کرد که لازم نیست همه مشتریان بخش Hyper-Threading را غیرفعال کنند، چرا که این مورد به نیازهای امنیتی هر فرد بستگی دارد.
بنابراین، مشتریان اپل با غیرفعال کردن Hyper-Threading باید چه میزان تاثیر از کاهش عملکرد انتظار داشته باشند؟
بهگفتهی اپل، در آزمایشی که در ماه مه ۲۰۱۹ با استفاده از تستهای بارکاری چندرشتهای (multithreaded) و بنچمارکانجام شده است، تا میزان ۴۰ درصد احتمال کاهش عملکرد وجود دارد. اگرچه، براساس سیستمهای تست اپل، این میزان تاثیر بین دستگاههای مختلف متفاوت خواهد بود.
هیچ کاربری نمیخواهد تا قبل از رفع این مشکل، سرعت مک بوک او به نصف کاهش پیدا کند. از آنجایی که دلایل مشخص و شناختهشدهای از معایب MDS وجود ندارد، این کاهش سرعت عملکرد میتواند برای متقاعد کردن بسیاری از مردم دربرابر محافظت از سیستمهای خود پذیرفتنی نباشد. باوجوداین، یکی از مدیران اینتل گفت:
هر کاربری خودش تصمیم میگیرد که کدامیک از دو گزینه امنیت یا تاثیر چشمگیر در عملکرد سیستم برای او مهمتر است.
نحوه غیرفعال کردن Hyper-Threading در MacOS
اپل، مراحل عملیات لازم برای مک بوک را به ترتیب زیر اعلام کرده است.
- مک بوک خود را روشن یا راهاندازی مجدد کنید و بلافاصله کلید Command (⌘) -R یا یکی دیگر از کلیدهای ترکیبی MacOS Recovery را در صفحه کلید خود فشار دهید و نگه دارید.
- از منوی Utilities در نوار منو، Terminal را انتخاب کنید.
- دو دستور زیر را همزمان در Terminal تایپ کنید.
nvram boot-args = "cwae = 2"nvram SMTDisable =٪ 01
- از منوی اپل گزینه Restart را انتخاب کنید.
همچنین، اپل اعلام کرد که اطلاعات بیشتر شامل راههای دوباره فعال کردن Hyper-Threading و بررسی اینکه آیا سیستم درحال حاضر از Hyper-Threading استفاده میکند یا خیر، ازطریق صفحه پشتیبانی اپل در دسترس است.
اینتل در وبسایت خود، اطلاعاتی درمورد معایب MDS، رفع و کاهش این آسیبپذیریها و تاثیر عملکرد سیستم به اشتراک گذاشته است. درنتیجه، بهتر است همهی شرکتها در قبال معایب سیستمهای خود پاسخگو باشند و در اولین فرصت، برای رفع مشکلات آن اقدام کنند.
آدام گوپنیک، نویسندهی باسابقهی نیویورکر در گردشی علمی در زمینهی پیری، به آزمایشگاههای مختلف سر زده است تا با فرایندها و رویکرد آنها در مورد پیری آشنا شود. در ادامه با او همراه میشویم.
به تعبیر ارنست همینگوی، پیری همچون ورشکستگی به دو شکل اتفاق میافتد: بهآرامی یا به یکباره. حالت آهسته همانی است که آشناتر است: چندین دهه با احساس اندکی از تغییرات درونی میگذرد و میانسالی میرسد، با تغییراتی آهسته مثل نامی ازیادرفته، دردی در ناحیهی کمر، ظهور چندین تار موی سفید و چروکهایی در اطراف چشم. راه سریع بهصورت مجموعهای از تغییرات اتفاق میافتد: بینایی ضعیف میشود، شنوایی کاهش پیدا میکند، دستها دچار لرزش میشوند، شکستیهای لگن اتفاق میافتد و پزشک زیر لب از علائم نگرانکننده سخن میگوید.
آزمایشگاه ایجلب (AgeLab) در مؤسسهی فناوری ماساچوست، لباسی بهنام اگنس (agnes) طراحی کرده است که وضعیت پیری را شبیهسازی میکند. جوزف کاگلین، بنیانگذار و مدیر آزمایشگاه ایجلب، آن را چنین توصیف میکند: لباس اگنس یا «پیرشدن ناگهانی»، شامل عینک زردرنگی است که حس زردشدن عدسیهای چشم را که با افزایش سن اتفاق میافتد، القا میکند، کلاه مهارکنندهای که میزان حرکت ستون فقرات را محدود میکند، بندهای اطراف زانو، مچها و آرنج، وضعیت خشکی حرکات را شبیهسازی میکنند، پوتینهای دارای لایههای فومی کاهش بازخورد حسی را شبیهسازی میکند و دستکشهای مخصوص نیز موجب کاهش قدرت حس لامسه و محدود کردن حرکت انگشتان میشود.

لباس پیری را بهآرامی بپوشید و سپس بایستید. شبیه حسی است که فضانوردان روسی هنگام پوشیدن لباس فضانوردی توصیف میکنند؛ در ابتدا فقط احساس وجود وزن اضافی، کمی کاهش در حواس و بار اضافی و گیر کردن اندامها را دارید. هرچند بهزودی متوجه میشوید که این لباس بسیار اعصابخردکن است. لباس، شما را خم میکند و انجام کوچکترین حرکات نیز بسیار دشوار میشود. کاگلین میگوید به بالای قفسه برسید و آن لیوان را بردارید. انجام این کار نسبتبه آنچه انتظار دارید، توجه بیشتری را میطلبد. حتی رسیدن به لیوان نیز دشوار است. همچنان که روی انجام این کار تمرکز میکنید، ازلحاظ عاطفی نیز دچار رنجش میشوید. در این وضعیت، نگاه سنگین و زمزمههای زیر لب را که گاهی در جایی مثل مترو درمورد افراد سالخورده وجود دارد، احساس میکنید. تمرکز بیش از حدی که برای انجام هر کاری به آن نیاز دارید، جریان زندگی را بههم میزند و بهناگاه درمییابید که خوشبختی چیزی جز جریان مداوم کنشها و واکنشهای ساده و انتخابهای همزمان با حداقل تلاشِ ممکن نیست.
این آزردگی پس از نیم ساعت پوشیدن لباس، به خشم تبدیل میشود: چرا مردم اینگونهاند؟ (هیچگاه نمیپرسیم: چرا خودم اینگونه هستم؟). درواقع، لباس ما را چندان از مشکلات جسمی زمان سالخوردگی که قابل مدیریت هستند، آگاه نمیکند بلکه آشفتگی روانی مرتبط با این وضعیت را برای ما آشکار میکند. اینجا است که عمل و انگیزهی شاه لیر (در نمایشنامهی مشهور ویلیام شکسپیر) بهناگاه کاملا آشکار میشود. او از کمحرفی کوچکترین دختر خود خشمگین میشود؛ زیرا برای باز کردن نقشهی پادشاهی خود باید تقلا کند.
آزمایشگاه ایجلب با هدف پرورش و ترویج فناوریها، محصولات و خدمات جدید برای افراد سالخورده تأسیس شده است. کاگلین میگوید هر ۸ ثانیه، یکی از کودکان نسل انفجار ۷۳ ساله میشود (افرادی که در دورهی انفجار جمعیت پس از جنگ جهانی دوم متولد شدهاند). کاگلین که حدود ۶۰ سالش است، تصویری از یک مرد قدیمی و مهندس کارآفرین است. او همچنان که در آزمایشگاه قدم میزند، محصولات خود را به یک شرکت معرفی میکند. گفتگوی او خلاصهوار، صریح و همراه جریان سادهای از آمارهها است. او میگوید:
جایی که علم دچار ابهام میشود، سیاست آغاز میشود. در برخی ایالتها یک رانندهی پیر ۵۰ ساله است و در برخی دیگر ۸۰ ساله، ما حتی نمیدانیم که چه کسی یک رانندهی پیر محسوب میشود. من دوست دارم این ابهام را برطرف کنم. طی دههی گذشته، ما بزرگترین هدیهی تاریخ بشریت را ایجاد کردیم: ۳۰ سال زندگی بیشتر و نمیدانیم که با آن چه کنیم! اکنون که داریم بیشتر زندگی میکنیم، باید ببینیم چگونه برای کارهایی که میخواهیم انجام دهیم، برنامهریزی کنیم.
فردی که لباس مذکور را پوشیده است، پس از بلند کردن لیوان درمییابد که حتی گذاشتن یک لیوان بهآرامی روی میز نزدیک نیز مشکل است. کاگلین همینطور که از اتاقی به اتاق دیگر میرود، از آنچه در آزمایشگاه ایجلب آموخته است، سخن میگوید. او میگوید:
اینجا یک مدل خوب برای بررسی وجود دارد. از صفر تا ۲۱ سالگی درحدود ۸ هزار روز است. از ۲۱ سالگی تا بحران میانسالی نیز ۸ هزار روز است. از ۴۵ سالگی تا ۶۵ سالگی نیز ۸ هزار روز است. امروزه، اگر شما به ۶۵ سالگی برسید، ۵۰ درصد این شانس را خواهید داشت که به ۸۵ سالگی نیز برسید: ۸ هزار روز دیگر! این دیگر سفر به دیزنی و منتظر ماندن برای دیدار نوهها و مردن بهخاطر ویروسی که روی یک کشتی به آن مبتلا شدید، نیست. ما داریم درمورد تفکر مجدد و تعریف مجدد یک سوم از زندگی بزرگسالی صحبت میکنیم. این بزرگترین دستاورد در تاریخ بشر است و تمام چیزی که میتوانیم بگوییم، این است که آیا این پیشرفت باعث ورشکست شدن مدیکر (برنامهی ملی بیمه اجتماعی در آمریکا برای افراد بالای ۶۵ سال) خواهد شد؟ چرا ما بهجای این طرز تفکر، برای این سالها برنامهی جدیدی برای زندگی این افراد توسعه نمیدهیم؟
لباس پیری یکی از ابزارها و لوازم بیشماری است که در آزمایشگاه ایجلب وجود دارد و در اختیار بازدیدکنندگان و افراد شرکتی قرار میگیرد. در اینجا یک شبیهساز رانندگی نیز وجود دارد که حرکات چشم راننده را دنبال میکند. کاگلین میگوید این فناوری از مردم میخواهد که عادتهای سالها رانندگی را بدون آموزش و طی ۱۰ دقیقه تغییر دهند.

در گوشهای از آزمایشگاه، پارو (Paro) نیز به چشم میخورد؛ یک ربات ژاپنی که به شکل فُک طراحی شده است و میتواند صدایی از خود دربیاورد و سرش را نیز تکان دهد. این ربات برای راحتی افراد سالخورده بهخصوص بیماران مبتلا به آلزایمر که هنگام غروب خورشید اوقات سختی دارند و دچار بیقراری و آشفتگی حاد میشوند، ساخته شده است. کاگلین میگوید:
پارو بهجای اینکه یک گربه یا سگ باشد، یک فک است؛ زیرا مردم تجربیات زیادی با سگها و گربهها دارند و حتی بیماران مبتلا به الزایمر نیز میتوانند این عدم تشابه را تشخیص دهند. ما پارو را همانطور که هست، قبول میکنیم.
علاوهبر اینها، رباتهای پرستار متحرکی برای مراقبت از افراد سالخورده طراحی شده و نیز صندلیهای عریضی که مخصوص سالخوردگان است. روی دیوار آزمایشگاه نیز تصاویری از ابرهای کلماتی که با پیری مرتبط هستند، دیده میشود که نشاندهندهی اختلاف قابلتوجه در اصطلاحاتی است که زنان پس از دوران شغلی خود تصور میکنند (آزادی، زمان و خانواده)، با آنچه مردان تجسم میکنند (بازنشستگی، استراحت و تفریح).
کار آزمایشگاه ایجلب با یک پارادوکس شکل گرفته است. این آزمایشگاه که بهمنظور مهندسی و ترویج محصولات و خدمات جدید برای افراد سالخورده بنا شده است، بهسرعت به این موضوع پی برده که مهندسی و ترویج محصولات و خدمات جدید برای گسترش بازار پیری میتواند حتی راهی برای خروج از بازار باشد. افراد سالخورده اجناسی را که برای آنها یادآور پیری است، خریداری نمیکنند. درواقع، قبول کمک برای خارج شدن از این لباس، معادل با قبول این موضوع است که ما در این لباس زندگی میکنیم و این موجب رنجش ما میشود.

شرکت هاینز در دههی ۱۹۹۵ سعی کرد یک خط تولید غذا برای افراد سالخورده راهاندازی کند. این غذاها اساسا همان غذاهای نوزادان ولی برای افراد پیر بود. این ایده نهتنها با شکست روبهرو شد، بلکه بهگفتهی کاگلین، کل برند را نیز مسموم کرد. احتمالا ناخوشایندترین این شکستها مربوطبه دستگاه PERS بود؛ دستگاههایی که بهشکل یک آویز گردن طراحی شده بود و وقتی فشرده میشد، خدمات اورژانس را احضار میکرد. این دستگاه ساده و مؤثر بود. کاگلین میگوید مشکل اینجا است که هیچکس آن را نمیخواهد. کل نفوذ این محصول در بازار مثبت ۶۵ (بازار محصولات افراد بالاتر از ۶۵ سال)، کمتر از ۴ درصد بوده است. کاگلین توضیح میدهد:
ما محصولات را فقط برای انجام کارها نمیخریم بلکه بهخاطر چیزی که درمورد ما میگویند نیز آنها را میخریم. این آویزهای گردن یا دستبندهای مخصوص این گروه سنی، پیری را یادآوری میکند.

آزمایشگاه ایجلب به این مفهوم ابدی رسیده است که برای ما، «هویت» بیش از «سودمندی» اهمیت دارد. پژوهشگران متوجه شدهاند که موثرترین راه برای آسایش افراد مسن، ایجاد تشابه بین محصولاتی که افراد سالخورده از آنها استفاده میکنند، با آن چیزی است که در میان جوانان مرسوم است. بهترین سمعکها، آنهایی که هستند که بیشترین شباهت را با هدفونها دارند و پذیرفتنیترین دستگاههای PERS، دستگاههایی هستند که به شکل یک گوشی آیفون طراحی شدهاند. چنین همگراییهای غیرمنتظره در گذشته نیز اتفاق افتاده است. کاگلین توضیح میدهد که دهکدههای بازنشستگی معمولا در اطراف زمینهای گلف متمرکز میشود؛ نه بهخاطر اینکه افراد سالخورده لزوما به گلف علاقمند هستند، بلکه بیشتر بهخاطر اینکه آنها استفاده از وسیلهی نقلیه کوچکی که خود و وسایل را جابهجا میکند (سبد گلف)، دوست دارند. سرویسهای TaskRabbit و Rent the Runway که فراهمآورندهی کمک فوری برای مشکلات خاص هستند، بهویژه برای جمعیت سالخورده ارزشمند هستند. کاگلین میگوید:
پارادایم غالب این است که افراد مسن فناوری جدید نمیخواهند، اما اجاق مایکروویو را میخرند. این وسیله نمیتوانست بهتر از این برای افردی که تنها زندگی میکنند، طراحی شود. این وسیله مثالی کامل از چیزی است که من آن را طراحی فوقالعاده میخوانم؛ برای افراد مسن ساخته نشده اما برای آنها عالی است. ما درحال انجام کار روی محصولاتی هستیم که برای نسل هزاره ساخته شدهاند اما برای افراد نسل انفجار مناسبتر هستند. غذاها تحویل داده میشوند؛ اینها خدمات شگفتانگیز کمک به زندگی است که میتواند به خانهی هر کسی بیاید؛ بهخصوص زنان سالخورده از کمبود ریزمغذیها نجات پیدا میکنند. بنابراین، درحالیکه نسل هزاره، این خدمات را برای راحتی خود میخواهند، نسل انفجار آنها را برای مراقبت از خود یا والدین خود میخواهند.
کاگلین مخالف تبعیض عظیم موجود در فناوری بهنفع جوانترها است. آنها در بیشتر موارد روی تولید محصولاتی برای قشر جوان جامعه تمرکز میکنند. او میگوید دلیلی برای این تبعیض وجود ندارد. او همچنین از تخصیص اشتباه منابع براساس افسانهها متنفر است: «ما اعتقاد داریم که زمان سالخوردگی در موسساتی (مثل خانه سالمندان) که به این منظور ساخته شدهاند، سپری میشود و براساس آن برنامهریزی میکنیم. اما واقعیت این است که کمتر از ۱۰ درصد از افراد به خانهی سالمندان میروند یا با کمک زندگی میکنند. صنعت مسکن درحال ساخت خانههای مناسبی برای سالخوردگان است اما ۸۷ درصد از افراد بازنشستهی مسن ترجیح میدهند در همان خانهای بمانند که در آن خاطرات خود را تجربه کردهاند.»

کاگلین درمورد پیری توضیح میدهد: «کارهای کوچک تبدیل به منبعی از اصطکاک میشوند. نه اینکه نتوانید از نردبانی بالا روید و لامپی را عوض کنید، بلکه در شرایطی قرار گرفتهاید که کسی هست سر شما فریاد بزند که با این کار خواهی افتاد و گردنت میشکند. این همان مسئلهی پیری است که باید آن را حل کنیم، ساختن خانهها و دهکدههایی برای افراد سالخورده نیاز ما نیست. این ضعف صنعت و مهندسی برای پرداختن به مشکل حقیقی پیری است که موجب عصبانیت کاگلین از تفکرات علمی درمورد گسترش زندگی میشود؛ ما قبلا زندگی را گسترش دادهایم. چیزی که ما به آن نیاز داریم، این نیست که مرگ را به تعویق بیندازیم، بلکه باید داستان جدیدی درمورد پیری بنویسیم.
پیری نقطهای ندارد، اما نبود یک نقطه است. در زمان پیری، کارآمدی فرایند تکثیر سلولی بهدلیل عدم دریافت پاداش تکاملی برای کارکردن بهصورت مؤثر، تضعیف میشود. اطلاعات مربوطبه رنگ مو یا انعطافپذیری پوست ما گم میشود و مجازاتی (ازنظر تکاملی) هم برای این شکست وجود ندارد، چرا که ما قبلا خود را تکثیر کردهایم. وقتی ما از سن تولیدمثل عبور کردیم، ژنها در هنگام نسخهبرداری درست عمل نمیکنند و به جهشها اجازهی تجمع میدهند زیرا انتخاب طبیعی دیگر اهمیتی ندارد. حتی ماشینی که میخریم، برای مدتی کار میکند، سپس خراب میشود و دیگر درست نمیشود، عوامل آسیبزنندهای مانند خوردگیها هیچگاه نمیخوابند. ما هم همینطور هستیم.
بااینحال، برخی درختان برای قرنها زنده هستند و بر حلقههای آنها اضافه میشود و بدون پیر شدن واقعی، همچنان رشد میکنند. برخی از گونهها نیز مانند انواعی از کوسهها ممکن است برای قرنها زندگی کنند. انسانها نیز در نمودار طول عمر موجودات زنده، نقاط پرتی محسوب میشوند ما نسبتبه دیگر موجودات هماندازهی خود، عمر بسیار طولانیتری داریم؛ و این حقیقت را که حیوانات کوچکتر نسبتبه بزرگترها طول عمر کمتری دارند، به چالش میکشیم. البته ما تنها موجودی نیستیم که چنین خصوصیتی دارد؛ یک مبارز مهم دیگر، موش صحرایی برهنه است که بدون اینکه بهنظر برسد پیر شده است، سالهای زیادی زندگی میکند.

این ۳۰ سال زندگی اضافهای که ما بهدست آوردهایم، باارزش است. میتوان گفت سؤال مهم این نیست که «چرا ما از بین میرویم»، بلکه این است که «چرا طبیعت به ما اجازه داده است بهمدت طولانیتری درکنار هم بمانیم؟»
شاید طول عمر بیشتر انسان، دلایل تکاملی داشته باشد. مرحلهی گذر از دوران اولیهی زندگی در انسان کند است و شاید حضور افراد سالخورده حتی اگر قادر نباشند جامعهی جدیدی ایجاد کنند، مزیتی برای گروه داشته باشد. در این رابطه، یکی از سؤالهایی که زیستشناسان تکاملی با آن مواجه هستند، این است که آیا طبیعت بهجای شایستگی فردی به شایستگی گروهی اهمیت میدهد؟»
از آزمایشگاه ایجلب بیرون میرویم. بهعقیده برخی افراد، محصولات این آزمایشگاه تنها چسب زخمی است برای مشکلی که باید بهطور اساسی حل شود. به آزمایشگاه ژنتیک هاروارد میرویم. در اینجا، زمزمههایی درمورد مخمر فناناپذیر، حکایاتی از موشهای تا ابد جوان و شایعاتی درمورد سگهای جوانشده وجود دارد و دانشمندانی که بهشدت اصرار بر این دارند که پیری یک بیماری است و باید همچون دیگر بیماریها درمان شود.
درحالیکه ۵۰ سال پیش، با اطمینان گفته میشد پیری هم جزء فرایند اجتنابناپذیر افول هرچیزی است، اکنون بسیاری از پژوهشگران بر این باورند این مسئله، اپیژنتیکی است: پیری بروز مشکلی در خواندن اطلاعات ژنتیکی سلولها است. دیوید سینکلر، ژنتیکدان هاروارد برای توضیح این موضوع، از یک تعبیر استفاده میکند: اطلاعات هر سلول، دیجیتال بوده و بهطول کامل ذخیره و بازخوانی میشود؛ ولی درمعرض انسداد ناشی از گرد و خاک و خراشهایی قرار میگیرد که روی سطح پلاستیکی یک سیدی میافتند. او میگوید: «اگر آنها را پاک کنید، جوانتر خواهید شد.»
این نخستینبار در تاریخ علم بشر نیست که نحوهی تفکر ما درمورد یک پدیدهی طبیعی تحت تاثیر ابزار ساخت بشر قرار میگیرد. مثلا وقتی که یک سویچبرد تلفن، موثرترین مکانیسم حامل دانش بود، مردم تصور میکردند مغز شبیه آن است؛ وقتی کپیهای دستگاه کپی از نسلی به نسل بعد کمرنگتر و ناخواناتر میشد، تصویر سلولهایی که تکثیر خود را متوقف میکنند، به این شکل در ذهن ما نقش بست. جورج چارچ، زیستشناس دانشگاه هاروارد میگوید:
از دیدگاه اپیژنتیک ما میتوانیم سلولها را وادار به خودترمیمی کنیم.

چارچ در زمینهی احیای گونههای منقرضشده بهخصوص ماموتهای پشمالو، پژوهشهایی انجام میدهد. یکی از جوکهای معروف او این است که بازدید از طبقهی پنجم آزمایشگاه ممنوع است؛ زیرا در آنجا ماموتها و نئاندرتالهایی زندگی میکنند. او همچنین یکی از اعضای گروهی است که در پی ساخت محصولاتی برای افراد سالخورده نیستند، بلکه میخواهند تعداد افرادی که به این محصولات نیاز پیدا میکنند را کم کنند. بهعقیدهی او، شاید سالخوردگی مشکلی نیست که نیاز باشد آن را مدیریت کنیم، بلکه اشتباهی است که باید آن را تصحیح کنیم. سینکلر حداقل در یک مورد توانسته است طول عمر مخمر را افزایش دهد و میگوید قصد دارد آزمایشهای انسانی نیز انجام دهد. او مُبلغ مزیتهای هورمسیس (hormesis) است؛ عمل القاء استرس متابولیکی بهوسیلهی تمرینهای شدید کوتاه یا روزهداری متناوب.
پژوهشهای ضدپیری عمدتا در دو جهت حرکت میکنند: ازطریق مولکولهای کوچکی که در قالب مکملهای غذایی روی میزان تولید پروتئینهای خاص تاثیر میگذارند و ازطریق مهندسی ژنتیک. در بیشتر پژوهشها، مهندسی ژنتیک شامل افزودن یا دستکاری ژنها در جوامع حیوانی و اغلب موش است. به این صورت، ژنوم موش آرایش جدیدی پیدا کرده و با استفاده از آن، یک سویهی تغییرژنتیکیدادهشده ایجاد میشود.

در مطالعات روی موشها، تغییرات ژنتیکی که موجب میشوند جوندگان مقدار بیشتری از پروتئین سیرتوئین۶ تولید کنند، منجر به افزایش طول عمر شده است (اگرچه برخی از دانشمندان تصور میکنند که این مداخله تنها به موشهای نر کمک کرده است تا بهاندازهی موشهای ماده عمر کنند). چارچ و نوآ دیویدسون، در حال انجام پژوهشی با هدف جوانکردن سگهای پیر هستند. آنها درحال انجام ژندرمانی روی سگهای نژاد بیگل هستند. همچنین تبلیغات گستردهای در زمینهی درمان بیماری دریچهی میترال در سگهای کاوالیر کینگ چارلز اسپانیل با استفاده از ژندرمانی کردهاند. این مورد، یک بیماری درمانناپذیر وابسته به سن است که تقریبا تمام این سگ ها را از ۱۰ سالگی درگیر میکند. گروه چارچ و دیویدسون با استفاده از یک ویروس تغییرژنتیکیدادهشده، قطعهای از DNAرا وارد سلولهای کبد سگ خواهند کرد و باعث خواهند شد آنها پروتئینی را تولید کنند که از پیشرفت این بیماری جلوگیری کند. اما این پژوهشگران اهداف بزرگتری نیز در سر دارند. آنها بهدنبال یافتن اهداف دیگری برای مداخلات مبتنیبر ژن هستند. همچنین قصد دارند با مطالعهی پایگاههای دادههای ژنهای مرتبط با سن، ژنهایی را که بیان آنها همگام با افزایش سن دچار تغییر میشود، شناسایی کنند. در بازپخش سیدی زندگی، اینها نُتهایی هستند که تضعیف یا تقویت شدهاند و دیویدسون و چارچ میخواهند آنها را به حجم مناسب برگردانند. البته این کار مشکلات زیادی به همراه دارد، بهخصوص اینکه مارکرهای زیستی بسیار کمی برای افزایش ماندگاری وجود شناخته شدهاند.
برای توصیف وضعیت مطالعهی نشانگرهای مرتبط با سن، یک پژوهشگر چنین توضیح میدهد:
ما میدانیم که وقتی سلولهای سرطانی در بدن از بین بروند، سرطان بهطور موفقیتآمیزی درمان شده است؛ اما چگونه میتوانیم با منتظر ماندن برای چند دهه و مشاهدهی زمان مرگ، دریابیم که آیا موجب عمر بیش از انتظار مردم شدهایم یا خیر. ما بهطور ایدهآل میخواهیم چیزی را پیدا کنیم که مثلا بشود آن را با یک آزمایش خون اندازهگیری کرد و ارتباط قابل اعتمادی با طول عمر فرد داشته باشد.
چارچ درزمینهی رویکرد مهندسی ژنتیک خوشبین است. او توضیح میدهد: «ما میدانیم این کار نتیجه میدهد. ما در حال حاضر توانستهایم سلولهای بنیادی جنینی را برنامهریزی مجدد کنیم؛ شما میتوانید یک سلول واقعا پیر را بردارید و آن را به یک سلول جوان تبدیل کنید. بیشتر پژوهشها روی موش انجام شده است و ما طول عمر موش را تا دوبرابر افزایش دادهایم. البته این نتیجه زیاد به چشم نمیآید؛ زیرا روی موش انجام شده است ولی اکنون داریم روی سگ نیز کار میکنیم. ما ۹ روش متفاوت برای جوانسازی مجدد سلول پیدا کردهایم. یکی از آنها، سلولهای پیر را حذف میکند؛ سلولهای پوسیدهای که تقسیمشان متوقف شده است و گرایش به ایجاد التهاب دارند و بهعنوان یک عامل مخرب برای همسایگان خود عمل میکنند. ما اکنون در مرحلهی انجام آزمایشهای بالینی روی سگها هستیم. اگر همهچیز خوب پیش برود، باید این کار را طی ۲ سال کامل کنیم و طی ۵ سال آینده مشغول ازمایشهای بالینی انسانی باشیم. من حدس میزنم آزمایشهای بالینی سگها بهخوبی پیش برود. براساس آزمایشهای انجامشده روی موشها، ما امیدواریم که اثرات، کلی و مستقل از گونهها باشند. ما در حال استفاده از همان روش ژندرمانی در موش، سگ و نیز انسان هستیم.»
مقالههای مرتبط:
البته چارچ از این موضوع نیز آگاهی دارد که درنهایت باید بتواند تأیید سازمان غذا و دارو را نیز بگیرد. او در اینباره توضیح میدهد:
ما بهجای ماندگاری، روی معکوسکردن فرایند تاکید میکنیم. علت هم تا حدودی این است که گرفتن مجوز سازمان غذا و دارو در ارتباط با معکوس کردن بیماریها نسبتبه طولانی کردن عمر آسانتر است. هدف ما افزایش ماندگاری نیست، ما فقط میخواهیم روند بیماریهای مرتبط با سن را معکوس کنیم.
دیویدسون نیز مشتاقانه این ایده را تأیید میکند:
ما میخواهیم مردم بهتر زندگی کنند، نه اینکه لزوما عمر طولانیتری داشته باشند؛ اگرچه بدیهی است که طولانیشدن عمر نیز بخشی از بهتر شدن است.
چارچ بهوضوح اشاره میکند که اینها موضوعهای نزدیکی هستند. او میگوید:
انسان تا چه زمانی میتواند رشد کند؟ اگر رویکرد ما واقعا مؤثر باشد، باید گفت هیچ محدودیتی وجود ندارد؛ اما هدف ما زندگی ابدی نیست. هدف، جوانی و سلامت است بهجای افزایش دورهی زوالی که با افزایش سن اتفاق میافتد. یکی از موضوعات جالب درمورد افرادی که بیش از صد سال زندگی پرباری دارند، این است که جوان زندگی میکنند و سپس بهسرعت از دنیا میروند. آنها اینجا هستند، خوب زندگی میکنند و سپس نیستند. این تصویر بدی نیست.
دانشمندان زیادی درمورد میزان موفقیت این رویکردها تردید دارند. شاید هنوز کسانی اشتیاق بیاندازهی اوایل قرن بیستم را در زمینهی پیوند غدد میمون به انسانها بهخاطر بیاورند؛ روشی که بهعنوان راهحل عملی مشکل پیر شدن مطرح شد. پشت این وعدههای خوشبینانه، حقیقتی غمانگیز پنهان است: اینکه حتی پژوهشهای پایهای نیز همیشه نمیتوانند یک مسئله بنیادین را حل کنند.

هرچند پیشرفتهای علمی زیادی در ژنتیک و آسیبشناسی زوال عقل حاصل شده، اما تاکنون هیچ درمان امیدوارکنندهای برای این بیماری معرفی نشده است. شمار افرادی که به سالخوردگی میرسند، کاهش نخواهد یافت بلکه حتی جمعیت بیشتری در معرض هجوم آلزایمر یا شکلهای دیگر زوال عقل قرار خواهند گرفت که در حال حاضر بیشتر در کشورهای ثروتمند با امید به زندگی بیشتر دیده میشود.
از جوانسازیهای مجدد دانشگاه هاروارد میگذریم و به آزمایشگاه پاتریک هوف در مدرسهی پزشکی آیکان در مانتساینای میرویم. در اینجا صحبت از نوآوری قریبالوقوع نیست بلکه با پژوهشهایی روبهرو میشویم که پیشرفت بسیار کندی دارند و هوف که متخصص پیری و آلزایمر است، پیچیدگیهای بسیاری را از این زمینه میبیند.
مقالههای مرتبط:
آزمایشگاه او یک در فضایی باز است که حجرههای کوچکی دارد و پژوهشگران در آنها، مغزهای جوان و پیر انواع مختلفی از جانوران را با دستگاههایی شبیه میکروسکوپ مورد مطالعه قرار میدهند. این دستگاهها چندین نوع هستند و یکی از آنها به پژوهشگران این امکان را میدهد که بتوانند ساختار عصبی را تا حد دندریتها بررسی کنند. هوف میگوید:
شغل من هنگام معرفی میکروسکوپهای دیجیتال آغاز شد. اکنون ما میتوانیم با دادههایی در حجم ترابایت کار کنیم و قادر هستیم اطلاعات مربوطبه کل شبکههای نورونی موجود در مغز یک جانور را جمعآوری کنیم. ما بافت را رنگآمیزی میکنیم، قطعه یا کل مغز را برمیداریم و برشهای بسیار نازکی از آنها تهیه میکنیم. ما همچنین میتوانیم با استفاده از آنتیبادیها جمعیت خاصی از نورونها را علامتگذاری کنیم. علاوهبر اینها، ما میتوانیم نورونها را با استفاده از یک رنگ فلورسنت رنگ کنیم.
آزمایشگاه هوف پر از مغز است. در یکی از اتاقها، قفسههایی وجود دارد که پر از جعبههایی است که هوف میگوید همهی آنها مغز هستند. او یکی از جعبهها را پایین میآورد و آن را باز میکند؛ در آن یک اسلاید وجود دارد، بههمراه چیزی که بهنظر میرسد یک پروفایل از مغز باشد. او میگوید: «این یک مغز انسان است که طی فرایند شیمیایی و با استفاده از تیمار الکلی اندازهی آن کاهش پیدا کرده است.» هوف توضیح میدهد که این مغزها بهطور نامحدود نگهداری میشوند و مثل کتاب به آزمایشگاههای دیگر قرض داده میشوند.

هوف که به مطالعهی مغز نهنگها و دلفینها نیز علاقه دارد، دوست دارد بازدیدکنندگان را به یک اتاق باز و سرد پر از مغز ببرد؛ نوعی از مجموعه کتابهای کمیاب از مغزها. در این اتاق مغزهای مختلفی وجود دارد: مغزهای انسان، میمون و دلفین. هوف میگوید: «در اینجا حتی مغز نهنگ عنبر نیز وجود دارد؛ یعنی بزرگترین مغز شناختهشده روی زمین.» او میگوید پیدا کردن مغز آببازسانان پیر دشوار است. آنهایی که به ساحل میآیند، جانوران بالغ جوان هستند و پیرها معمولا بهآرامی در دریا میمیرند.
مطالعهی آلزایمر، بهخاطر تخریب موذیانهی ذهن و شخصیتهای سالم، تبدیل به کار اصلی هوف شده است. او میگوید:
حتی در بزرگنمایی بسیار زیاد نیز تفاوت بین مغزهای انسانی پیر و جوان مشخص نیست. برای دیدن هرگونه کاهش در سازماندهی عصبی زمان پیری باید واقعا سطح بالایی از وضوح موجود باشد اما با نگاه کردن به یک مغز مبتلا به آلزایمر میتوان آتروفی را دید.
او توضیح میدهد سه دهه پیش، پژوهشهای مرتبط با آلزایمر، ارتباط دو پروتئین کلیدی را با این وضعیت نشان دادند: بتا آمیلوئید که پلاکهایی بین نورونها ایجاد میکند و پروتئین تائو که رشتههای درهم تنیدهای بین نورونها تشکیل میدهد. اهمیت نسبی این دو پروتئین مورد بحث بوده است. بسیاری از دانشمندان نتیجه گرفتند که آن پلاکها و فیبرها همانند رسوبات قهوه که صافی را میگیرد، مسیرهای ارتباطی مغز را مسدود میکنند. بهنظر میرسید پاک کردن این گرفتگیها به درمان بیماری کمک کند. اکنون ما میدانیم که اینها واقعا اثرات پاییندست هستند. چیزی که در بالادست اتفاق میافتد و موجب این رویدادها میشود، بسیار پیچیدهتر است.
مثل همیشه، مجرمان قدیمی نیز دراینمیان حضور دارند: چاقی، بیتحرکی، رژیم غذایی نامناسب و دیابت. بنابراین لاغر بمانید و ورزش کنید تا برای مدت زمان بیشتری احساس جوانی کنید. هوف میگوید:
این بیماری به اندازه کافی متنوع و نامتجانس است که روشهای درمان و پیشگیری بتوانند در چندین مسیر حرکت کنند. یکی از مسائل مهم، ترویج پیری سالم است؛ چه کاری میتوان انجام داد و از چه کارهایی باید اجتناب کرد. هر فرد سالخوردهای منحصربهفرد است و تجارب زندگی و عادات او نیز منحصربهفرد هستند. بنابراین، ما داریم به سمتی میرویم که به این جنبه توجه کنیم. همچنین ما باید درک بهتری از عوامل ایجادکننده داشته باشیم. دراینمیان به برخی از نشانگرهای جالب اشاره شده است. در سلول پروتئینهایی وجود دارد که موجب آغاز آبشاری از واکنشها میشود اما مورد هدف قرار دادن آنها بهطور اختصاصی و بدون تغییر عملکردهای دیگر، کاری بسیار دشوار است.
شاید این سوال برای شما هم پیش بیاید که بهترین روش برقراری امنیت در فضای اینترنت کدام است؟ پاسخ اصلی، این است که همهچیز بستگی به مدل تهدید دارد. باید توجه داشته باشید که اکثر کاربران، الزاما نیازی به امنیت بسیار بالای موردنیاز در سطح مراکز هستهای یا دولتی ندارند. اما پاسخ کوتاه به این سؤال، استفاده از روش احرازهویت دومرحلهای است.
مقالات مرتبط:
تقریبا همهی متخصصان حوزهی امنیت در پاسخ به سؤال بالا، استفاده از رمزهای عبور قوی و منحصربهفرد را توصیه میکنند. استفاده از روش احرازهویت دومرحلهای یک گام اضافه در فرایند ورود به حسابهای کاربری آنلاین است که با ارسال یک کد منحصربهفرد به دستگاه شما، بهترین امنیت را بین هکر و اطلاعات آنلاین شما بهوجود میآورد. اما این فقط متخصصان امنیت نیستند که استفاده از روش فوق را توصیه میکنند. دادههای گوگل نشان میدهد که حتی سادهترین فرمهای ورود دومرحلهای تا چه حد میتوانند کاربران را دربرابر نفوذ هکرها به حسابهای کاربری محافظت کنند.
این تحقیق که توسط گوگل و با همکاری دانشگاه نیویورک و دانشگاه کالیفرنیا انجام شده است، نشان داده که عملیاتهای مبتنیبر دستگاه مثل ارسال یک پیام متنی، میتواند امنیت کاربر را در اکثر حملات رایج حفظ کرده و از فاش شدن اطلاعات وی جلوگیری کند.
یافتههای گوگل نشان داده است که ارسال یک پیام متنی به شماره تلفن کاربر باعث شده تا ۱۰۰ درصد حملاتی که با استفاده از باتها انجام میشود و همچنین ۹۶ درصد از حملات فیشینگ که سعی در دزدی رمزعبور کاربر دارند، با شکست مواجه شوند. در این نوع حملات، هکر با استفاده از فهرستهایی که شامل رمزهای عبور مختلف هستند، به صفحهی ورود به حساب کاربری حمله میکند.

البته همهی گزینههای موجود برای ارائهی قابلیت احرازهویت دومرحلهای عملکرد یکسانی ندارند. در این روش، کدهای متنی ارسالشده به کاربر نمیتواند جلوی تمامی حملات برخی از هکرهای نیمه حرفهای را بگیرد؛ اما همچنان بهتر از عدم استفاده از روش احرازهویت دومرحلهای است. روش بهتر، ارسال کد ازطریق یک اپلیکیشن اعتبارسنجی روی گوشی همراه شما است؛ زیرا این روش امنیت بالاتری برای کاربر به ارمغان میآورد.
برای محافظت بیشتر از حسابهای کاربری حساس، تنها یک کلید امنیتی طراحیشده میتواند کاربر را دربرابر باتهای خودکار و حملات فیشینگ و همچنین هکرهایی که تعداد زیادی از افراد را بهطور دستهجمعی مورد حمله قرار میدهند، محافظت کند. گوگل اعلام کرده است که فقط در یکی از حملات دستهجمعی هکرها، اطلاعات حدود یک میلیون کاربر در معرض خطر قرار گرفتهاند.
برای کاربران عادی، اضافه کردن یک شمارهی موبایل به حساب کاربری و استفاده از سادهترین روشهای احرازهویت دومرحلهای نیز میتواند امنیت آنها را به میزان قابلتوجهی در فضای اینترنت افزایش دهد.
نظر شما در مورد استفاده از سیستم احرازهویت دومرحلهای چیست؟ آیا شما از این روش برای محافظت از حسابهای کاربری آنلاین خود استفاده میکنید؟ تجربهی خود را در این زمینه با زومیت و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
.: Weblog Themes By Pichak :.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید