
پژوهشگران آمریکایی و انگلیسی، سیستم جدیدی مبتنی بر الگوریتم یادگیری ماشینی ابداع کردهاند که به افراد ناتوان در تعامل با سیستمهای رایانهای کمک میکند.
به گزارش ایسنا و به نقل از تکاکسپلور، شاید ادغام گروه جدیدی از الکترودهای نانومقیاس یا تجهیزات الکترونیکی و یک الگوریتم یادگیری ماشینی بتواند به افراد ناتوان کمک کند تا کنترل ویلچر الکتریکی خود را به دست بگیرند، با رایانه در تعامل باشند و یا از یک وسیله نقلیه رباتیک بدون نیاز به سیم استفاده کنند.
پژوهشگران "موسسه فناوری جورجیا"(GT) و "دانشگاه ایالتی ویچیتا"(WSU) در آمریکا و "دانشگاه کنت"(UKC) انگلستان، با استفاده از سیستم "واسط مغز و رایانه"(BMI)، گامی در این زمینه برداشتهاند. شاید این سیستم پوشیدنی بتواند در ثبت نوار مغزی بهبود ایجاد کند. پژوهشگران این سیستم را روی شش بیمار آزمایش کردند اما این سیستم هنوز روی بیماران ناتوان آزمایش نشده است.
"وون هونگ یئو"(Woon-Hong Yeo)، استادیار موسسه فناوری جورجیا گفت: پژوهش ما، راهبردهای بنیادینی در طراحی یک سیستم قابل حمل و کارآمد برای ثبت نوار مغزی ارائه میدهد که در ابزار گوناگون و سیستمهای خانگی هوشمند کاربرد داشته باشد. این سیستم، نوآوری قابلتوجهی در ابداع سیستمهای ثبت نوار مغزی با وضوح بالا به شمار میرود.
واسط مغز و رایانه، یک فناوری مهم در زمینه توانبخشی است که به افراد مبتلا به "اسکلروز جانبی آمیوتروفیک"(ALS)، سکته مزمن یا دیگر ناتوانیهای شدید حرکتی، در کنترل اعضا و سیستمهای مصنوعی کمک میکند. در حال حاضر، گردآوری سیگنالهای مغز افراد، با استفاده از کلاهکهایی صورت میگیرد که به تعدادی الکترود، رابط و سیم مجهز است تا با کمک آنها به تجهیزات رایانهای متصل شود و سیگنالها را ارزیابی کند.

یئو و همکارانش، از حسگرهای جدیدی استفاده کردند که انعطافپذیر و بیسیم هستند و همچنین تجهیزات الکترونیکی را به کار بردند که به سادگی در رابطه با پوست استفاده میشوند. این سیستم، سه عنصر را در بر دارد؛ الکترودهای انعطافپذیری که به کمک موها مستقیما با جمجمه در تماس قرار میگیرند، یک الکترود نانومقیاس و یک مدار نرم و انعطافپذیر که قابلیت اتصال به بلوتوث را دارد. در این سیستم، دادههای نوار مغزی، در یک مدار انعطافپذیر پردازش میشوند و سپس به صورت بیسیم و با کمک بلوتوث به یک تبلت انتقال مییابند.
پژوهشگران برای برطرف کردن چالشهای پیش رو، از الگوریتمهای مبتنی بر یادگیری عمیق استفاده کردند.
یئو افزود: سیستمهای ثبت نوار مغزی، بیشتر جمجمه را برای دریافت سیگنالها پوشش میدهند اما شاید برخی از کاربران نسبت به پوشیدن آن حساس باشند. ابزار پوشیدنی ما نرم است و طوری طراحی شده که برای استفاده بلند مدت، راحت باشد.
پژوهشگران قصد دارند در مراحل آینده پژوهش، الکترودها را بهبود ببخشند تا سیستم برای استفاده افراد ناتوان، کارآمدتر باشد.
این پژوهش، در مجله "Nature Machine Intelligence" به چاپ رسید.

قرار است یک فضاپیمای ژاپنی با محمولهای سنگین راهی ایستگاه فضایی بینالمللی شود.
به گزارش ایسنا و به نقل از ناسا، آژانس پژوهشهای هوافضای ژاپن(جاکسا) یک فضاپیمای حامل بیش از چهار تن محموله از جمله قطعات یدکی و تجهیزات آزمایشگاهی را بارگذاری کرده تا روز سهشنبه تاریخ ۲۴ سپتامبر سال جاری از مرکز فضایی تانیگاشیما(Tanegashima) به فضا پرتاب کند.
زمان پرتاب این فضاپیما هم ۱۲:۰۵ p.m به وقت EDT(۱۹:۳۵ عصر سهشنبه) برنامهریزی شده است.
قرار است ناسا این پرتاب فضاپیما را پوشش زنده دهد.
در ابتدا قرار بود فضاپیمای حامل این محمولهها در تاریخ ۱۰ سپتامبر روانه فضا شود ولی به دلیل آتشسوزی در جایگاه پرتاب، این ماموریت به تعویق افتاد.
موشک حامل فضاپیما هم(HTV-۸) انتخاب شده است.
اگر در تاریخ ۲۴ سپتامبر این پرتاب با موفقیت انجام شود، فضاپیما شنبه ۲۸ سپتامبر به ایستگاه فضایی بینالمللی خواهد رسید و محمولههای خود را به دست فضانوردان ایستگاه فضایی بینالمللی خواهد رساند.
زمانی که این فضاپیمای ژاپنی به ایستگاه فضایی برسد، دو تن از فضانوردان مستقر در این ایستگاه به نامهای "کریستینا کخ"(Christina Koch) و "اندرو مورگان"(Andrew Morgan) بازوی رباتیک "کانادارم ۲"(Canadarm۲) را باز خواهند کرد تا بتوانند فضاپیما را به ایستگاه فضایی بینالمللی متصل کنند.
البته فضانوردان دیگر ایستگاه فضایی هم وظایف دیگری را انجام خواهند داد.
فضاپیمای مذکور "کونوتوری"(Kounotori) نام گرفته که به زبان ژاپنی به معنای "لکلک سفید" است.
قرار است کونوتوری شش باتری لیتیومی جدید را به ایستگاه فضایی بینالمللی تحویل دهد تا در ماموریتهای این ایستگاه مورد استفاده قرار گیرند.

امروز ۲۳ سپتامبر آغاز فصل پاییز در نیمکره شمالی و همچنین بهار در نیمکره جنوبی زمین است که گوگل به همین مناسبت لوگوی خود را تغییر داد.
به گزارش ایسنا، گوگل به مناسبتهای گوناگون لوگوی خود را تغییر میدهد. امروز ۲۳ سپتامبر، اول مهر و آغاز فصل پاییز در نیمکره شمالی است که به همین مناسبت گوگل لوگوی خود را به شکل تصویر انیمیشنی کره زمین تغییر داد که در آن یک برگ پاییزی دیده میشود.

همزمان گوگل آغاز فصل بهار را هم تبریک گفت. زیرا امروز نخستین روز فصل بهار در نیمکره جنوبی کره زمین است که گوگل در تصویری دیگر، عکسی از کره زمین را در لوگوی خود قرار داد که از زمین گل رشد کرده است.

همچنین گوگل نقشهای از کره زمین منتشر کرد و مناطقی را که در آنها پاییز و یا بهار است، مشخص کرد.

پژوهشگران دانشگاه تبریز با همکاری دانشگاه کلن آلمان با استفاده از نانوذرات به ساخت نوع جدیدی از نمایشگرهای شفاف دست یافتند که نسبت به نمایشگرهای موجود در بازار وضوح بالاتری دارد، ضمن آنکه به گفته این محققان این نمایشگر میتواند جای نمایشگرهای کنونی را که برق بیشتری مصرف میکنند، بگیرد.
به گزارش ایسنا، دکتر محبوبه دولتیاری با همکاری گروه دکتر علی رستمی عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز و دانشگاه کلن آلمان موفق به ارائه نوع جدیدی از نمایشگر شفاف با تصاویر با وضوح بالا بر اساس نانوذرات هسته پوسته Si-SiO2 شدند. این نمایشگر ویژگیهای بسیار جذابی مانند سهولت ساخت، زاویه دید گسترده، مقیاسپذیری در اندازههای بزرگتر و مصرف برق کمتر را دارد.
دولتیاری در این باره گفت: در این نمایشگر از شبهآرایه نانو ذرات برای به دستآوردن مشخصات پراکندگی بسیار بالا استفاده شده است. برای این منظور، نانوذرات Si-SiO2 سنتز شدند و با کنترل اندازه ذرات، طول موج انتشار و پراکندگی کنترل شد و به منظور ساخت نمایشگر شفاف به رنگ آبی، نانو ذرات فرآوری شده Si-SiO2 در پلیمر بهطور یکنواخت پخش و سپس روی یک سطح شیشه شفاف پوشش داده شدند.
وی با بیان اینکه پس از خشکشدن فیلم، ویژگیهای نمایشگر شفاف ساختهشده مورد بررسی قرار گرفت و یک پروژکتور ویدئویی برای تست عملی نمایشگر استفاده شد، افزود: نکته مهم این است که متون و تصاویر را میتوان به خوبی در دو طرف نمایشگر ساختهشده ارائه داد و فیلم نازک کامپوزیت نیز میتواند از شیشه جدا شده و به عنوان نمایشگر انعطافپذیر استفاده شود.
دولتیاری با تاکید بر اینکه این دستاورد پتانسیل بالایی برای تجاریشدن دارد و با هدف قابل استفادهبودن در ایران طراحی شده است، خاطر نشان کرد: در انجام این پروژه با دانشگاه کلن آلمان همکاری داشتیم و در حال حاضر بر روی بخش پژوهشی پروژه متمرکز هستیم. برای مثال نمایشگر رنگ آبی ساخته شده و مطالعات مربوط بر روی رنگهای دیگر از جمله سبز و قرمز نیز در حال انجام است. پس از پایان فاز پژوهشی، این فناوری تجاریسازی خواهد شد.
پژوهشگر دانشکده فناوریهای نوین دانشگاه تبریز در رابطه با ویژگیهای نوآورانه این پروژه، توضیح داد: به دلیل استفاده از نانوذرات در این نمایشگر، شفافیت رنگ و در نتیجه کیفیت تصویر بسیار بالاست. کار مشابهی در دانشگاه MIT با نانوذرات نقره انجام شده بود، اما استفاده از نانوذره Si/SiO2 کیفیت تصویر را بسیار بالاتر برد.
وی با اشاره به مزایای این طرح گفت: برای نمایشگر شفاف لزومی ندارد از فلزات گرانبها استفاده شود، بلکه استفاده از نانوذرات سنتز شده و ساخت نمایشگر با روش محلول، هزینه ساخت را بسیار کم و قابلیت ساخت در ابعاد بزرگ را امکانپذیر کرده است. همچنین مشکل اصلی صفحه نمایش، یک زاویه دید باریک است که بر مکان بیننده تأثیر میگذارد و نمایشگرهای شفاف با پراکندگی نور پروژکتور، مشکل زاویه دید را حل کردهاند. همچنین نمایشگر شفاف با قابلیت نشاندادن تصاویر با رزولوشن بالا میتواند جای نمایشگرهای کنونی که مصرف برق بالایی دارند را بگیرد.
به گفته این محقق، این نمایشگر در صنعت خودرو، صنایع هواپیمایی، تبلیغات شهری، فروشگاههای کتاب، ایستگاههای مترو و اتوبوس و ویترین مغازهها جهت معرفی محصولات درحالی که خود محصول هم دیده شود، میتواند استفاده شود.
این پژوهش از سوی دکتر محبوبه دولتیاری محقق دانشکده فناوریهای نوین دانشگاه تبریز و گروه پژوهشی دکتر علی رستمی عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز و با همکاری دانشگاه کلن آلمان اجرایی شده و در قالب مقالهای با عنوان Transparent Display using a quasi-array of Si-SiO۲ Core-Shell Nanoparticles در مجله Scientific Reports از مجموعه Nature با ضریب تأثیر ۴.۰۱۱ سال ۲۰۱۹ به چاپ رسیده است.

پژوهشگران "دانشگاه نیوکاسل" انگلستان در مطالعه اخیرشان ادعا کردهاند که میتوانند نوع زوال عقل یک فرد را از روی راه رفتن وی دریابند.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، پژوهشگران انگلیسی در مطالعه اخیر خود اظهار کردهاند میتوانند نوع زوال عقل افراد را تنها از روی راه رفتن آنها متوجه شوند.
زوال عقل یا دمانس(dementia) اختلال مزمن و گاهی حاد فرایندهای روانی به علت بیماری عضوی مغز است که با تغییر شخصیت و نئاندرتال شدن و موقعیتناشناسی و اختلال در حافظه و داوری و اندیشه همراه است. شایعترین نوع دمانس، زوال عقل سالخوردگی یا بیماری آلزایمر است.
محققان دانشگاه نیوکاسل دریافتند که نوع راه رفتن افراد مبتلا به "زوال عقل با اجسام لویی"(Lewy body dementia) با افراد مبتلا به آلزایمر تفاوتهایی دارد.
زوال عقل با اجسام لویی نوعی از زوال عقل است که ارتباط نزدیکی با بیماری پارکینسون دارد. ویژگی بافتی این بیماری، وجود اجسام لویی است. اجسام لویی دستههایی از پروتئینهای "آلفاسینوکلئین" و "یوبیکویتین" در نورونها هستند که در بافتشناسی مغز پس از مرگ، قابل شناسایی هستند. حدود ۱۰۰ هزار نفر در انگلستان به این بیماری مبتلا هستند اما تعداد افراد مبتلا به بیماری آلزایمر که شایعترین نوع دمانس است حدود ۵۰۰ هزار نفر است.
این مطالعه که توسط پژوهشگران دانشگاه نیوکاسل انگلستان انجام شد نشان میدهد نوع راه رفتن افراد مبتلا به "زوال عقل با اجسام لویی" با افراد مبتلا به آلزایمر متفاوت است و به گفته پژوهشگران نوع و زمان هر گام در آنها متفاوت است و راه رفتن آنها نامتقارن است و این موضوع خطر زمین خوردن آنها را افزایش میدهد.
این تحقیق بدان معنی است که پزشکان برای اولین بار میتوانند با تجزیه و تحلیل نحوه راه رفتن افراد مبتلا به زوال عقل، نوع زوال عقل آنها را تشخیص دهند.
طی این مطالعه محققان نوع راه رفتن ۱۱۰ فرد را بررسی کردند که در این میان ۲۹ فرد مسن بدون علائم زوال عقل، ۳۶ نفر مبتلا به آلزایمر و ۴۵ نفر مبتلا به زوال عقل با اجسام لویی بودند.
آنها دریافتند که مبتلایان به زوال با اجسام لویی از الگوی پیاده روی منحصر به فرد برخوردارند و با تجزیه و تحلیل راه رفتن افراد میتوان تا حدود ۶۰ درصد نوع زوال عقل آنها را به طور دقیق تشخیص داد.
دکتر "ریونا مک آردل"(Ríona McArdle)، پژوهشگر ارشد این مطالعه گت: نوع راه رفتن افراد میتواند نشانگر تغییرات فکری و حافظه آنها باشد که این موضوع نیز نمایانگر مشکلات مغزی مانند زوال عقل است.
تشخیص صحیح اینکه هر فرد به چه نوع زوال عقلی مبتلا است به پزشکان امکان میدهد که در اسرع وقت مناسبترین درمان را برای بیماران انجام دهند.
نتایج حاصل از این مطالعه بسیار هیجان انگیز است زیرا نشان میدهد که راه رفتن میتواند یک ابزار تشخیصی مفید برای تشخیص زوال عقل باشد.
یافته های این مطالعه در مجله "Alzheimer's & Dementia" منتشر شد.

پژوهشگران چینی در بررسی جدیدی دریافتند که نوعی باکتری میتواند افراد غیرالکلی را به بیماری کبد چرب مبتلا کند.
به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمودو، پژوهشگران باور دارند که یک باکتری خاص میتواند به تولید الکل در روده انسان منجر شود و به کبد آسیب برساند. به گفته پژوهشگران، این باکتری حتی میتواند کبد افرادی که الکل مصرف نمیکنند را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
"جینگ یوآن"(Jing Yuan)، نویسنده ارشد این پژوهش گفت: ما به صورت کاملا اتفاقی به این کشف رسیدیم.
یوآن و همکارانش، فردی که به نوع شدیدی از بیماری کبد چرب مبتلا بود، مورد بررسی قرار دادند. این بیماری هنگامی پیش میآید که چربی بیش از اندازه در کبد انباشته میشود. مصرف بالای الکل، متداولترین دلیل بروز این بیماری است اما برخی از افراد نیز به "بیماری کبد چرب غیر الکلی"(NAFLD) مبتلا میشوند. این بیماری، نوعی از بیماریهای مربوط به کبد چرب است که در نتیجه تجمع چربی ایجاد میشود و به مصرف بیش از حد الکل ارتباطی ندارد. بیماری فردی که مورد بررسی گروه یوآن بود، به قدری گسترش یافته بود که التهاب شدید کبد در او دیده میشد. این شکل از بیماری میتواند به آسیب دائمی کبد و سرطان کبد منجر شود.
یوآن و گروهش در بررسیهای بیشتر دریافتند که الکل خون بیمار مورد نظر آنها، به صورت غیرمعمول بالاست و حتی میتواند کشنده باشد. تصور آنها این بود که بیمار دائما الکل مصرف میکند اما بیمار در صحبت با پزشکان گفت که هرگز به صورت دائم الکل مصرف نکرده است.
افرادی که به چنین مشکلی دچار میشوند، به نوعی سندروم موسوم به "Auto-brewery" مبتلا هستند. در این نوع اختلال، مقدار زیادی الکل از طریق تجزیه یا تخمیر مواد غذایی نشاستهای تولید میشود. مقدار الکل تولید شده به حدی است که میتواند به مسمومیت بیمار بیانجامد.

یوآن افزود: ما در کمال تعجب دریافتیم که مشکل این بیمار، بیش از آن که ناشی از قارچ باشد، در اثر وجود یک باکتری پیش میآید؛ در نتیجه درمانهای ضد قارچ، تاثیری بر این سندروم ندارند.
پژوهشگران برای بررسی این مورد، آزمایشهایی را روی موشها انجام دادند. آنها نمونههایی از باکتری مورد نظر را مستقیما به معده موشها منتقل کردند تا بیماری کبد چرب غیر الکلی در آنها ایجاد شود. پژوهشگران در پایان آزمایش دریافتند که انتقال این باکتری، به شکلگیری نوعی کشنده از میکروبتا منجر میشود.
پژوهشگران تاکید کردند که برای تایید نتایج این آزمایش و استفاده از آنتیبیوتیکها برای از بین بردن آنها، به بررسیهای بیشتری نیاز دارند.
این پژوهش، در مجله "Cell Metabolism" به چاپ رسید.
امکان خرید رنج جدید شمارههای رُند و خوشآهنگ شاتلموبایل با پیششمارهی جدید ٠٩٩٨١۴، در سه دستهبندی شمارههای یکستاره و دوستاره و سهستاره فراهم شد. این شمارهها با قابلیت انتخاب شمارهی رُند از میان هزاران گزینهی موجود همراهبا بستههای یکماهه و ازطریق مراجعه به وبسایت shop.shatelmobile.ir، فروش تلفنی ازطریق تماس با ٠٩٩٨١٠٠٠٠٠٠، ارسال حرف R ازطریق پیامک به شمارهی ٠٩٩٨١٠٠٠٠٠٠ و همچنین فروش حضوری در بیش از ۱،۳۰۰ نمایندگی شاتلموبایل در سراسر کشور ارائه میشوند.
شاتلموبایل پیشازاین شمارههای رُند یک تا سهستاره خود را در رنجهای ٠٩٩٨١٠ و ٠٩٩٨١١ و ٠٩٩٨١٢ به بازار عرضه کرده بود و حالا با عرضهی رنج ٠٩٩٨١۴ شمارههای رُند جدیدتری به این سبد افزوده است.
بنابر اعلام این اپراتور تلفنهمراه، شمارههای رُند یکستاره و دوستاره و سهستاره بهترتیب با قیمت ۶۰ و ١۰۰ و ۱۵۰ هزار تومان همراهبا بستهی آغازین شامل اینترنت همراه یکماهه و مکالمه و پیامک برونشبکه و درونشبکه نامحدود یکماهه و اشتراک سرویس فیلم و سریال نماوا در شرایطی برابر و بدون نیاز به مزایده به متقاضیان عرضه میشوند.
متقاضیان برای کسب اطلاعات بیشتر و انتخاب و خرید شمارههای رُند شاتلموبایل با پوشش سراسری 3G و 4G و پیششمارهی ۰۹۹۸ و کد یک، میتوانند با مرکز تماس شبانهروزی این اپراتور به شمارهی ۰۹۹۸۱۰۰۰۰۰۰ تماس بگیرند یا به وبسایت رسمی یا نمایندگیهای آن در سراسر کشور مراجعه کنند.
فهرست نشانی نمایندگان فروش و خدمات پس از فروش سیمکارتهای شاتلموبایل ازطریق وبسایت www.shatelmobile.ir یا تماس با مرکز تماس شبانهروزی این اپراتور به شمارهی ٠٩٩٨١٠٠٠٠٠٠ قابل دریافت است.
دانشمندان اطلاعات اندکی از دنیسوواها یا انسانتبار دنیسووا دارند. دنیسوواها گروه اسرارآمیزی از انسانتباران بودند که در آخرین عصر یخبندان همراهبا انسانهای مدرن اولیه و نئاندرتالها زندگی میکردند. حال پژوهشی تازه نشان داده انگشت کوچک این انسانتبارها شباهت غیرمنتظرهای به انگشت ما انسانهای مدرن داشته است. این کشف از این نظر شگفتانگیز است که قبلا خویشاوندی نزدیکی بین دنیسوواها و نئاندرتالها متصور میشد و باور بر این بود که انگشتان دست هر دو این انسانتباران با ما انسانهای مدرن متفاوت بوده است.
تابهامروز، تنها پنج فسیل از انسانتبار دنیسووا کشف شده است: سه دندان آسیاب و یک فک پایین و یک انگشت کوچک دست. این شواهد اندک کار را برای دانشمندان دشوار کرده است؛ اما استخوانِ انگشت ۵۰ هزار سالهای که ۱۱ سال قبل در غار دنیسووا در سیبری کشف شد، اطلاعات ژنتیکی بسیار مهمی دراختیار پژوهشگران قرار داده است. باوجوداین، حتی پنج فسیل مذکور و ترکیب آن با اطلاعات ژنتیکی، بازهم اطلاعات اندکی دربارهی این گونهی منقرضشده از انسانهای باستانی دراختیار پژوهشگران قرار میدهد.
پژوهشی که بهتازگی منتشر شده، اولین تجزیهوتحلیل جسمی جامعی است که روی انگشت دنیسووا انجام میگیرد. این پژوهش که به سرپرستی اِوا ماریا گایگل، از دانشگاه دیدرو پاریس انجام شد، نشان داد این انگشت بهلحاظ شکل بیش از نئاندرتالها، به انسانهای مدرن نزدیک است. بااینحال، یافتههای جدید بدینمعنا نیست که انسانهای مدرن شبیه به دنیسوواها هستند. درحقیقت، نتایج پژوهش تازه نشان میدهد نئاندرتالها انگشتان بسیار پهن خود را طی مسیر تکاملی دیگر بهدست آوردهاند. برای درک موضوع کمی به عقب برگردیم. حدود ۸۰۰ هزار سال قبل، انسانهای مدرن و نئاندرتالها با جد مشترک ناشناخته منشعب شدند. حدود ۴۰۰ هزار سال قبل هم، شکافی میان نئاندرتالهای اروپایی رخ داد که دنیسوواها حاصل آن بودند. پس از این شکاف، دنیسوواها به مدت صدها هزار سال در آسیا زندگی کردند. شواهد ژنتیکی نشان میدهد انسانهای مدرن با دنیسوواها و همینطور با نئاندرتالها و خود نئاندرتالها هم با دنیسوواها آمیزش کردهاند. حتی امروزه، برخی از مردمان شرق آسیا و ملانزی همچنان علائم ژنی از دنیسوواها را در DNA خود دارند.
انگشت کوچک متعلق به نئاندرتال (سمت چپ)، انسان مدرن (وسط) و دنیسووا (راست)
حال پژوهش جدید تجزیهوتحلیل عمیقتری از این فسیل پیش روی پژوهشگران قرار داد؛ اما خود این قطعه انگشت نیز مانند گونهی اسرارآمیز دنیسووا، زندگی مرموزی داشته است. پس از کشف این انگشت در سال ۲۰۱۰، استخوان نصف و برای آزمایش به دو آزمایشگاه مختلف ارسال شد. متأسفانه عکسهایی که قبل از جداکردن انگشت بهوسیله اعضای تیم علمی روسی گرفته شده بودند، بهطرز عجیبی گم شدند؛ اما این پایان کار نبود و وضع برای پژوهشگران بدتر نیز شد. پس از جداکردن انگشت، بند اولیه (تهانگشتی) برای تجزیهوتحلیل ژنتیکی به بخش انسانشناسی تکاملی مؤسسهی ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان فرستاده شد. بند انتهایی (سرانگشتی) هم در سال ۲۰۰۹ به دانشگاه برکلی کالیفرنیا و یک سال بعد، به مؤسسهی ژاک مونو فرانسه فرستاده شد. در این مرکز پژوهشی، سنجشهای دقیق و تصویربرداریها و تجزیهوتحلیلهای ژنتیکی روی قطعه انگشت انجام گرفت. در سال ۲۰۱۱ نیز، قطعه انگشت دنیسووا به دانشگاه برکلی پس فرستاده شد؛ اما در کمال شگفتی در آنجا گم شد.
مقالههای مرتبط:
بِنِس ویولا، یکی از نویسندگان پژوهش جدید و استادیار بخش انسانشناسی دانشگاه تورنتو کانادا، در گفتوگو با گیزمودو اظهار کرد هنوز کسی دربارهی محل این قطعه انگشت بسیار ارزشمند اطلاعی ندارد. با اینکه باور این موضوع دشوار است، متأسفانه یکی از مهمترین فسیلهای کشفشده در دهههای اخیر گم شده است. خوشبختانه اطلاعات ژنتیکی استخراجشده از هر دو قطعه انگشت به سرنوشت عکسها دچار نشدند و امکان بازسازی مجازی را برای پژوهشگران فراهم کردند. تجزیهوتحلیلها نشان داد انگشت کوچک متعلق به دختری دنیسووا بوده که هنگام مرگ ۱۳.۵ سال داشته است. پژوهش جدید نشان میدهد انگشت او بهطرز حیرتانگیزی شبیه انسانهای مدرن بوده است.
ویولا در ایمیلی به گیزمودو گفت:
کاملا متعجب شدم. همواره بر این عقیده بودم که بند سرانگشتی این انسانتبار شبیه به نئاندرتالها باشد.
نئاندرتالها در مقایسه با ما، انگشتان کلفتتر با استخوانی نسبتا پهن و گِرد زیر ناخنهای خود داشتند؛ درحالیکه در انسانهای مدرن این بخش دراز و باریک و بیضوی است. اینکه انگشت دنیسووا بیش از نئاندرتالها به انسانهای مدرن شبیه بود، تیم پژوهشی را شگفتزده کرد؛ چراکه نشان میدهد انسانهای مدرن و دنیسوواها انگشتان خود را از جد مشترکی گرفتند و به همان شکل حفظ کردند. گفتنی است نئاندرتالها انگشتان خود را از همان جد مشترک گرفتند؛ اما با گذشت زمان و احتمالا بنا به شرایط محیطی، مسیر تکامی متفاوتی طی کردند که به تغییر ویژگیهای انگشتانشان منجر شد. پژوهش جدید بدینمعنا خواهد بود که اکنون دانشمندان درک درستتری از زمان ظهور شکل متمایز انگشتان دست نئاندرتالها دارند؛ یعنی درست زمانیکه دو گونهی نئاندرتال و دنیسووا از هم جدا شدند. از همه مهمتر این یافته بدان معنی نیست که دنیسوواها بیش از نئاندرتالها به ما نزدیک هستند.
ژانژاک هوبلین، مدیر بخش انسانشناسی تکاملی مؤسسه ماکس پلانک، به گیزمودو گفت:
نکتهی مهمی که باید بدان توجه کنیم، این است که همهی آنچه در انسانهای زنده میبینیم، مدرن یا تکاملیافته نیستند. بهصورت کاملا مستقل، نئاندرتالها توانستند بهشکلی عجیب راه تکامل خاص خود را طی کنند و صاحب انگشتان پهنی شوند.
متأسفانه پژوهش جدید هنوز نمیتواند اطلاعات زیادی دربارهی شکل ظاهری انسانتبارهای دنیسووا دراختیار دانشمندان قرار دهد. ویولا بازسازی کل بدن دنیسوواها صرفا از روی چند دندان و یک استخوان فک و یک انگشت کوچک را «گمانهزنی خطرناکی» وصف کرد. او در این باره گفت:
میتوانیم از دندانهای دنیسوواها بهخوبی متوجه شویم این انسانتباران دندانهای بسیار بزرگتر و مستحکمتری از انسانهای مدرن و همینطور نئاندرتالها داشتند.
بعدازظهر یکی از روزهای آوریل ۱۹۲۹، روزنامهنگاری از یکی از روزنامههای مسکو با یک مشکل غیرعادی به دفتر الکساندر لوریا آمد: او هرگز چیزی را فراموش نمیکرد. دکتر لوریا، متخصص اعصاب و روان، این مرد را که بعدا با نام «شخص S» معروف شد، مورد آزمایش قرار داد. وی خطوطی طولانی از اعداد و واژهها، اشعار خارجی و فرمولهای علمی را به این فرد ارائه کرد و او میتوانست بدون اشتباه همهی آنها را تکرار کند. چند دهه بعد، S هنوز فهرست کامل اعدادی را که دکتر لوریا به او نشان داده بود، به یاد میآورد.
توانایی غیرمعمول این فرد در به خاطر آوردن همهی چیزها، مانعی در زندگی روزمرهی او محسوب میشد. او در درک مفاهیم انتزاعی و زبان تمثیلی مشکل داشت و در تشخیص چهرهها نیز وحشتناک بود زیرا آنها را در لحظهای دقیق از زمان و با حالات و ویژگیهای خاص بهخاطر سپرده بود. دانشمندان سرانجام متوجه شدند که توانایی فراموش کردن بههمان اندازهی توانایی بهخاطر سپردن، حیاتی است. رونالد دیویس، متخصص مغز و اعصاب از مؤسسهی پژوهشی اسکریپس در فلوریدا میگوید:
ما هر روز در اطلاعات زیادی غرق میشویم و بسیاری از این اطلاعات در مغز تبدیل به خاطره میشود. ما نمیتوانیم بهراحتی با همهی اینها کنار بیاییم.
پژوهشگرانی مانند دکتر دیویس استدلال میکنند که فراموشی مکانیسم فعالی است که مغز برای پاک کردن اطلاعات غیرضروری از آن استفاده میکند تا ما بتوانیم اطلاعات جدید را حفظ کنیم. برخی دیگر گام را فراتر نهاده و پیشنهاد میکنند که فراموشی ازنظر انعطافپذیری مورد نیاز برای تفکر خلاقانه و تخیل ضروری است.

آکیهیرو یاماناکا، استاد علوم اعصاب دانشگاه ناگویا در ژاپن، سلولهای مغزی را در موش پیدا کرد که بهطور فعال نورونهایی را که به تحکیم خاطرات کمک میکنند، مختل میکنند
مقالهی جدیدی که بهتازگی در مجلهی Science منتشر شده است، به گروهی از نورونها اشاره میکند که شاید مسئول کمک کردن به فراموشی باشند. آکیهیرو یاماناکا و گروهش درحالیکه تنظیم خواب را در موش مورد مطالعه قرار میدادند، به نورونهای هورمون متمرکزکننده ملانین یا MCH توجه کردند. برخلاف بیشتر نورونهای مغز که هنگام بیداری حیوانات فعال هستند، نورونهای MCH موجود در هیپوتالاموس زمانی آغاز به فعالیت میکنند که حیوان در خواب REM قرار دارد. این مرحله از خواب با حرکت سریع چشم، افزایش نبض، امواج منحصربهفرد مغزی و در انسانها با رویاهای زنده همراه است. هنگامی که پژوهشگران سیگنالهای حاصل از نورونهای MCH را در موش ردیابی کردند، متوجه شدند که این سلولها، نورونهایی را که در هیپوتالاموس قرار دارند، سرکوب میکنند. هیپوتالاموس قسمتی از مغز است که در تثبیت خاطرات نقش دارد.
پژوهشگران برای ارزیابی اثر نورونهای MCH روی حافظه، از ابزارهای ژنتیکی استفاده کردند تا قبل از انجام آزمایش حافظه نورونهای MCH را در موشها روشن یا خاموش کنند. پژوهشگران در آغاز یک موز پلاستیکی کوچک و یک اسباببازی چوبی را به موشها دادند. پس از اینکه هر حیوان هر دو شیء را مورد اکتشاف قرار میداد، پژوهشگران بهطور مصنوعی نورونهای MCH آنها را فعال یا مهار میکردند. آنها سپس موشها را به قفس آزمایش برمیگرداندند که در آن یکی از اسباببازیها با شیء جدیدی جایگزین شده بود. در نهایت شگفتی دانشمندان، روشن کردن سلولهای MCH در جریان دورهی بهخاطرسپردن، موجب بدترشدن حافظه شد؛ موش به یاد نمیآورد که کدام اسباببازی را قبلا دیده و بو کرده است. آنها به همان تعداد باری که سراغ اسباببازی جدید میرفتند، به اسباببازی پلاستیکی یا چوبی قدیمی نیز نزدیک میشدند. اما احتمال بازی با شیء جدید در موشهایی که نورونهای MCH آنها بهطور مصنوعی سرکوب شده بود، بیشتر بود. این امر نشان میداد، آنها خاطرات قویتری را در مورد اشیاء اولیه ایجاد کردهاند و نیازی به کشف مجدد آنها ندارند. تغییر در رفتار چنان آشکار بود که پژوهشگران فقط با مشاهدهی موشها میتوانستند بگویند که در کدامیک از آنها نورونهای MCH سرکوبشده است. البته این اثرات تنها زمانی مشهود بود که نورونهای MCH در جریان مرحلهی خواب REM مهار میشدند. مهار این سلولها هنگام بیداری موشها یا طی مرحلهی دیگری از چرخهی خواب، موجب بهبود عملکرد آنها در آزمایش حافظه نمیشد. یاماناکا میگوید:
این نتایج نشان میدهد که نورونهای MCH به مغز کمک میکنند تا فعالانه اطلاعات جدیدی را که مهم نیست، فراموش کند.

از آنجایی نورونهای مذکور در جریان خواب REM بیشترین فعالیت را دارند، شاید بتوان توضیح داد که چرا انسانها معمولا هنگام بیدار شدن خوابهای خود را بهخاطر نمیآورند. یاماناکا میگوید: «شاید نورونها منابع حافظه را برای روز بعد پاک میکنند.» اما احتمالا همانطور که فرایند بهخاطر آوردن مکانیسمهای تنظیمکنندهی زیادی دارد، در فرایند فراموشی اطلاعات نیز مکانیسمهای زیادی درگیرند. دکتر دیویس میگوید:
مقالههای مرتبط:
همانطور که ما و سایر حیوانات در طول روز یاد میگیریم، مکانیسمهای فراموشی مختلفی ممکن است همیشه در حال ازبینبردن این خاطرات باشند.
تغییر در الگوی برانگیختگی نورونها، تضعیف سیناپسها و تولید نورونهای جدید در مغز تاحدی در تضعیف حافظه نقش دارند. مطالعاتی که دکتر دیویس روی مگس سرکه انجام داده است، نشان میدهد که نوروترانسمیتر دوپامین هم در فراموشی و هم در تشکیل خاطرات نقش دارد. تئوری او این است که پس از ایجاد یک خاطره در مغز، آزاد شدن آهسته و مداوم دوپامین اضافی باعث آغاز آبشاری از واکنشهای بیوشیمیایی در نورونها میشود که خاطره را ذخیره میکنند و البته درنهایت خاطره را از بین میبرد مگر اینکه یک مکانیسم مغزی دیگر آن را مهم تلقی کرده و مداخله کند. دکتر دیویس میگوید:
اگر خاطره واقعا برای موجود زنده یا برای ما بهعنوان انسان مهم باشد، این توجه یا علاقهی عاطفی وارد عمل میشود و مانند یک قاضی عمل میکند و به مغز میگوید که «این یکی را نگه دار.»
دکتر دیویس میگوید، منطقی است که مناطق و مکانیسمهای مغزی که در ایجاد خاطره نقش دارند، با حذف خاطره نیز مرتبط باشند. اگر شما خانهی خود را تغییر دهید (مثلا با نقاشی یک اتاق) و ماهها یا سالها بعد دوباره تصمیم بگیرید که رنگ جدیدی بزنید، ابتدا باید به عقب برگشته و رنگ قبلی را از بین ببرید. دکتر یاماناکا میگوید:
ما هنوز فاصلهی زیادی با روزی داریم که بتوانیم خاطرهی آسیب روحی را پاک کرده یا یادآوری را آسانتر کنیم. در حال حاضر، چنین اتفاقاتی تنها در قلمرو فیلمهایی مانند درخشش ابدی یک ذهن پاک رخ میدهد.
از زمان معرفی گیمبار برای ویندوز ۱۰، بسیاری از گیمرهایی که رایانههای شخصی را برای بازیکردن انتخاب کرده بودند، درخواستهای زیادی در رابطه با اضافهشدن قابلیتهایی نظیر شمارندهی نرخ فریم و نمایشدهندهی دستاوردهای ایکسباکس داشتند.
پیشتر اشاراتی به اضافهشدن قابلیتهای موردبحث شده بود؛ اما تاکنون شاهد این ویژگیها نبودیم. اکنون بهنظر میرسد بهلطف بهروزرسانی اخیر که برای تعداد اندکی از کاربران منتشر شده، بالأخره پای ویژگیهای یادشده به گیمبار باز شده است. مایک یِبارا از تیم ایکسباکس بهتازگی در صفحهی توییتر خود این خبر را تأیید کرده و از اضافهشدن شمارندهی نرخ فریم و نمایشدهندهی دستاوردهای ایکسباکس به گیمبار صحبت کرده است.

اگر جزو کاربران ویندوز ۱۰ هستید و به استفادهاز گیمبار علاقه دارید، میتوانید همین حالا ازطریق فروشگاه نرمافزاری ویندوز مایکروسافت استور اقدام به بهروزرسانی گیمبار کنید.
بیشک ویژگیهای جدید برای گیمرهایی که دغدغهی نوسان نرخ فریم یا دستیابی به دستاوردهای بازیها را دارند، تغییرات مثبتی را با خود بهارمغان میآورد؛ بااینحال، باتوجهبه انتشار محدود نسخهی جدید گیمبار، این احتمال وجود دارد که قابلیتهای جدید فعلاً برای همهی افراد در دسترس نباشد. آخرین اخبار نیز حاکی از آن است که برخی از کاربران نتوانستهاند به این بهروزرسانی دسترسی داشته باشند؛ موضوعی که هنوز واکنش رسمی مایکروسافت را بههمراه نداشته است.
.: Weblog Themes By Pichak :.