بزرگراهی که از گورگان (قطب تجاری و فناوری ایالت هاریانا) میآید، از میان مسیرهایی میگذرد که زمانی مزارع سبز حاصلخیز بود ولی اکنون زمین خشکی است که در جای جای آن ساختمانهای نیمهتمام و ماشینآلات ساختوساز دیده میشود.
در سالهای اخیر، رونق بخش املاک در اثر رشد سریع اقتصادی هند، هزاران هکتار از زمینهای قابل کشت در این منطقه را به برجهایی از شیشه و فولاد تبدیل کرده است. دانشمندان چنین زمینهایی را بهعنوان «زمین تخریبشده» (Degraded land) توصیف میکنند. سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (FAO) تخریب زمین را بهصورت «کاهش موقت یا دائمی ظرفیت تولید زمین» تعریف میکند. بهعبارت دیگر، رشد محصول در چنین زمینهایی بهطور فزاینده دشوار میشود و اگر این فرایند متوقف نشود، میتواند منجر به بیابانزایی شود.
طبق برآورد سازمان ملل، بیش از ۳/۲ میلیارد نفر در سرتاسر جهان در معرض خطرات ناشی از تخریب زمین هستند که بخش اعظم این مردم در فقیرترین مناطق جهان زندگی میکنند. براساس نتایج یک مطالعه که با حمایت دولت هند انجام شده است، تخریب زمین در سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ موجب کاهش ۲/۵ درصدی درآمد اقتصادی این کشور شد. این مشکلی است که هند قادر به تحمل آن نیست. اقتصاد این کشور در حال کند شدن است، بیکاری به اوج خود رسیده و بیش از ۴۰ درصد از نیروی کار در بخش کشاورزی مشغول به کار هستند. دولت قول داده است که با تخریب زمین مقابله کند اما منتقدان میگویند راهحلهای پیشنهادی چندان مؤثر نیستند.

تخریب زمینهای زراعی پدیدهای است که پاپو، کارگری که گاوهای خود را برای چرا روی بقایای گیاهی به حومهی شهر گورگان میآورد، با آن بهخوبی آشنا است. او چند سال پیش، پس از اینکه تولید مزرعهی او بهعلت افزایش سطح شوری آب کاهش پیدا کرد، مجبور شد از راجستان به این منطقه مهاجرت کند. او که ۵۰ سال دارد، در گفتوگو با شبکهی خبری الجزیره گفت:
همه چیز خوب بود و تولید محصول ما برای حفظ خانواده کافی بود تا اینکه این اتفاق افتاد.
وی میگوید که بیشتر کشاورزان روستای او از کشاورزی دست کشیده، به گورگان مهاجرت کردهاند و به مشاغلی مانند نگهبانی و کارگری روی آوردهاند. پاپو میگوید:
زمین ما (در راجستان) دیگر فایدهای ندارد. اگر به شهر نمیآمدیم، هرگز نمیتوانستیم خانوادههای خود را حفظ کنیم.

اما چشمانداز زمینهای اطراف گورگان نیز چندان جالب نیست. براساس اطلاعات دولتی، در کشور هند، حدود ۳۰ درصد یا ۹۷ میلیون هکتار زمین، تخریب شده است. این اندازه زمین، معادل منطقهای به وسعت اروپای شمالی است. یکی از علتهای اصلی تخریب زمین، فعالیتهای انسانی است. سازمان جهانی بهداشت فشار حاصل از کشاورزی و دامداری (کشت بیش از اندازه، چرای بیش از حد، تبدیل جنگلها)، شهرنشینی و جنگلزدایی را بهعنوان علل اصلی این موضوع برشمرده است.
بهدنبال قحطی اواخر دههی ۱۹۴۰، کودها و آفتکشها به هند کمک کرد تا بخش کشاورزی خود را احیا کند؛ توسعهای که با عنوان «انقلاب سبز» شناخته میشود. البته همین مواد شیمیایی تأثیرات مخربی بر خاک داشت. سودامینی داس، اقتصاددان مؤسسهی رشد اقتصادی در دهلی نو میگوید:
ما به وضعیتی رسیدهایم که آن چنان از کودهای شیمیایی استفاده شده که کیفیت زمین بهشدت کاهش پیدا کرده است.
اما سازمان جهانی بهداشت میگوید، رویدادهای شدید آبوهوایی مانند خشکسالیها و طغیانهای ساحلی که موجب شوری زمین میشود نیز در کاهش بهرهوری زمین نقش داشته است.
امسال، هند دومین فصل خشک پیش از موسم بارندگی ۶۰ سال اخیر خود را تجربه کرد که منجر به وقوع خشکسالیهایی در ایالتهای شمال غربی و جنوبی شد. اینجا، جایی است که علل و تأثیرات یکدیگر را به حرکت در میآورند و موجب میشوند تخریب زمین به مشکلی غیر قابل کنترل در سرتاسر جهان تبدیل شود. ابراهیم تیاو، دبیر اجرایی کنوانسیون بینالمللی مقابله با بیابانزایی (UNCCD) که چهاردهمین کنفرانس احزاب خود را در دهلی نو بر گزار کرد، میگوید:
اثرات اجتماعیاقتصادی حاصل از تغییرات اقلیمی موجب تشدید روند تخریب زمین میشود.
کاهش قابلیت تولید زمین نیز در تغییرات اقلیمی نقش دارد زیرا کاهش پوشش گیاهی بهمعنای این است که کربندیاکسید کمتری از اتمسفر خارج میشود. مجمع بینالمللی تغییرات اقلیمی (IPCC) در گزارشی که ماه گذشته منتشر شد، گفت:
تخریب زمین ازطریق انتشار گازهای گلخانهای و کاهش میزان جذب کربندیاکسید روی تغییرات اقلیمی نقش دارد.
تخریب زمین آثار مستقیمی روی زندگی مردم دارد. فائو میگوید که تخریب زمین منجر به کاهش درآمد و کاهش منابع غذایی میشود و برای رسیدن به سطح پایداری از تولید باید زحمت بیشتری کشید و پول و زمان بیشتری صرف کرد. کاهش میزان خروجی مزرعه در اثر بهرهوری کم موجب افزایش قیمت غذا میشود و وضعیت معیشت مردمی را که در حال حاضر در حاشیهها قرار دارند، دشوارتر میکند. سرانجام، بسیاری از مردم ساکن در مناطق روستایی مجبور میشوند که در جستجوی شغل، خانههای خود را ترک کنند و این امر موجب فشار آمدن به منابع شهری میشود.

در موارد دیگر، برخی از کشاورزان تصمیم میگیرند به زندگی خود خاتمه دهند. در دو دههی اخیر، در کشور هند بیش از ۳۲۱ هزار کشاورز دست به خودکشی زدند. احتمالا بدهی و کاهش قیمت محصولات کشاورزی نیز به فشار روانی حاصل از تولید پایین مزرعه افزوده بود.
اثرات ناشی از تخریب زمین روی کل اقتصاد نیز میتواند قابلتوجه باشد. رشد اقتصاد هند در سالهای اخیر بسیار کند بوده است و کارشناسان دربارهی کاهش سطح درآمد و افزایش نرخ بیکاری هشدار میدهند. این واقعیت که حدود نیمی از نیروی کار هند در بخش کشاورزی مشغول به کار است، موجب میشود که این کشور دربرابر اثرات ناشی از تغییرات اقلیمی و تخریب زمین آسیبپذیری بیشتری داشته باشد. تیاو میگوید:
با اعمال هر فشاری روی زمین، امواج شوک حاصل از آن روی زندگی میلیونها نفر تأثیر میگذارد. در اینجا شما شاهد یک ارتباط اشکار هستید. برای مثال، خشکسالیها منجر به رکود اقتصادی طولانیمدت میشود و این رکود اقتصادی، ناگهانی است. طبقهی متوسط رو به رشد هند به منابع بیشتری نیاز خواهد داشت و این موجب میشود تقاضا برای انرژی، آب و گیاه افزایش پیدا کند. کشور هند باید احیای زمین را آغاز کند وگرنه این امر در بلندمدت تأثیر نامطلوبی بر اقتصاد آن خواهد گذاشت.
دولت و مردم برای بازگردان سلامتی به زمینهای خود باید چه کاری انجام دهند؟
نارندرا مودی، نخستوزیر کشور هند میگوید که دولت وی علاوهبر ۲۱ میلیون هکتار زمینی که قبلا متعهد شده است، ۵ میلیون هکتار زمین تخریبشدهی دیگر را تا سال ۲۰۳۰ احیا خواهد کرد اما سازمان ملل میگوید این کافی نخواهد بود. کشور هند باید حداقل ۳۰ میلیون هکتار را طی ۱۰ سال آینده احیا کند تا بتواند روند تخریب زمین را تا سال ۲۰۳۰ معکوس کند.
مقالههای مرتبط:
در نشست COP14 در دهلی نو، سازمان ملل خاطرنشان کرد، بودجهای که از سوی دولتها برای بازیابی زمینها درنظر گرفته شده است، کافی نیست و خواستار سرمایهگذاری بیشتر بخش خصوصی شد. احتمالا، یک چالش بسیار بزرگتر گرفتن توافق دولتها درزمینهی اقدام مشترک است. تحلیلگران میگویند تصمیم سال ۲۰۱۷ دولت ترامپ مبنی بر انصراف از توافقنامه پاریس به تقسیم افکار درمورد تغییرات اقلیمی و اثرات حاصل از آن کمک کرده است. اینها صداهای قدرتمندی هستند که چندجانبهگرایی را رواج میدهند اما بهگفتهی تیاو، سیاره در حال سوختن است و منابع غذایی ما به خطر افتاده است. او میگوید:
شما از خود میپرسید که ما به کجا میرویم. ما نمیتوانیم بهرهکشی از سیاره را برای سایر دوران هیچ رئیسجمهور یا حزب سیاسی ادامه دهیم.
سونیتا ناراین، مدیر مرکز علوم و محیط زیست (CSE) دهلی نو میگوید، جامعهی جهانی بهجای درخواست برای سرمایهگذاری بیشتر بخش خصوصی برای احیای زمین باید در راستای اعطای حق زمین بیشتر به جوامع قبیلهای که مالک این سرزمینها هستند، تلاش کند و از سازمان ملل خواست که در فضای گستردهتری کار کند و کسانی را که بهشدت تحتتأثیر تغییرات اقلیمی قرار گرفتهاند، درنظر بگیرد. او میگوید:
من فکر میکنم تا زمانیکه مسئله مهم پول و امور مالی باشد، جهان بینهایت خودخواه است. اگر جهان نتواند قربانیان تغییرات اقلیمی را بپذیرد، من فکر میکنم ما با یک رهبری جهانی مرده مواجهیم.

اما انتخابهای ما بهعنوان مصرفکننده، تأثیر بزرگی روی افرادی که از تخریب زمین آسیب میبینند، دارد. IPCC در گزارش ماه گذشتهی خود، با عنوان «تغییرات اقلیمی و زمین»، گفت که مدیریت بهتر زمین و مصرف رژیمهای غذایی سالمتر میتواند به حل مشکل تغییرات اقلیمی و اثرات آن کمک کند. جوانا هوس، یکی از نویسندگان گزارش مذکور میگوید:
ما باید ببنیم که چگونه میتوانیم انتشارت حاصل از زمین را کاهش داده و چگونه میتوانیم از آن برای برداشت کربن استفاده کنیم.
این گزارش بر اهمیت کاهش ضایعات مواد غذایی، مصرف گوشت کمتر و مصرف غذاهای گیاهی بیشتر تأکید میکند. گلن هوروویتز، مدیرعامل کمپین جهانی Mighty Earth میگوید:
پشت صحنهی این گزارش، این واقعیت نهفته است که تعداد نسبتا کمی از شرکتهای عظیم گوشتی، کشاورزی تجاری و سوختهای زیستی مسئول بخش اعظم جنگلزدایی و دیگر آلودگیهای اقلیمی در بخش کشاورزی هستند.
دوران فرمول E برای مرسدس بنز در آستانهی شروع قرار دارد. خودروی جدید مرسدس بنز EQ Silver Arrow 01 اکنون برای اولین فصل حضور خود در سری مسابقات خودروهای الکتریکی آماده است. استافل وندورن بلژیکی و نیک دی فریس هلندی، هدایت خودروهای مسابقهای فرمول E آلمانی را بر عهده دارند؛ ایان جیمز نیز مدیریت این تیم را بر عهده خواهد داشت.

مقالههای مرتبط:
خودروی الکتریکی مرسدس بنز، ۵،۱۶۰ میلیمتر طول، ۱،۰۵۵ میلیمتر ارتفاع دارد و دارای فاصلهی محوری ۳،۱۰۰ میلیمتر است. راننده حداکثر ۷۵ میلیمتر بالاتر از سطح زمین قرار میگیرد. فاصلهی بین چرخهای جلو ۱،۵۵۳ میلیمتر و فاصلهی بین چرخهای عقب ۱،۵۰۵ میلیمتر است؛ در حالی که بیشینه عرض خودرو به ۱،۷۷۰ میلیمتر میرسد.
باتری خودروی الکتریکی با ظرفیت ۵۴ کیلووات ساعت، طی زمان ۴۵ دقیقه شارژ خواهد شد و وزن آن ۳۸۵ کیلوگرم برآورد میشود؛ در حالی که وزن کلی خودرو فقط ۹۰۰ کیلوگرم است.

موتور برقی خودروی فرمول E مرسدس بنز حداکثر قدرت ۲۷۲ اسببخار (۲۰۰ کیلووات) را تولید میکند و در حالت Attack Mode به حداکثر مقدار ۳۱۹ اسببخار (۲۳۵ کیلووات) میرسد. خودروی برقی یادشده در زمانی حدود ۲/۸ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد و قرار است در ۱۴ مسابقهی فصل جدید فرمول E در ۱۲ شهر از چهار قارهی جهان، تواناییهای خود را نشان دهد.
آسمان آمریکای شمالی درحال خالیشدن است. از سال ۱۹۷۰، تعداد پرندگان در آمریکا و کانادا ۲۹ درصد کاهش پیدا کرده است و در حال حاضر نسبتبه ۵۰ سال پیش، ۲/۹ میلیارد پرندهی کمتری وجود دارد. نتایج این تجزیهوتحلیل که در مجلهی Science منتشر شده، جامعترین تلاشی است که تاکنون در رابطه با وضعیت جمعیت پرندگان انجام شده است. این نتایج، پژوهشگران و سازمانهای حفاظتی را شوکه کرده است. دیوید یارنولد، رئیس و مدیر اجرایی انجمن ملی اودوبان این یافتهها را یک «بحران تمام عیار» خواند.

بهگفتهی کنت روزنبرگ، دانشمند زیستشناس، این فقط گونههای بهشدت تهدیدشدهی پرندگان نیستند که میترسیم وارد فهرست گونههای در معرض خطر شوند. تهدید در تمام گونهها دیده میشود
کارشناسان از مدتها قبل میدانستند که برخی از گونههای پرندگان در معرض خطر انقراض قرار گرفتهاند. اما مطالعهی جدید براساس یک بررسی جامع روی بیش از ۵۰۰ گونه، نشاندهندهی کاهش شدیدی است که حتی درمیان پرندگان فراوانی مانند سینهسرخها و گنجشکها نیز دیده میشود. احتمالا علل بسیاری برای این رویداد وجود دارد که مهمترین آنها از بین رفتن زیستگاه و استفادهی وسیع از آفتکشها است. راشل کارسون در سال ۱۹۶۲ در کتاب معروف بهار خاموش درمورد مضرات ناشی از مصرف آفتکشها نوشت و عنوان کتاب خود را از سکوت غیرطبیعی جهانی که پرندگان خود را از دست داده است، برگرفت:
هنگام صبحگاه که زمانی لبریز از نغمههای سحری سینهسرخها، کبوترها، جیجاقها، گربهخوانها، الیکاییها و دیگر پرندگان بود، دیگر صدایی شنیده نمیشود.
کوین گاستون، زیستشناس دانشگاه اکستر میگوید، یافتههای جدید نشان میدهد که اتفاق بزرگتری در راه است: «این اتفاق به معنای ازبینرفتن طبیعت است».
گونههای رایج پرندگان برای اکوسیستمها، کنترل آفات، گردهافشانی گلها، انتشار بذرها و احیای جنگل عناصری حیاتی هستند. وقتی این پرندگان ناپدید شوند، زیستگاههای قبلی آنها دیگر به شکل گذشته نخواهد بود. هیلاری یانگ، زیستشناس دانشگاه کالیفرنیا که در پژوهش جدید مشارکتی نداشته است، میگوید:
کاهش در جمعیت گنجشکهای معمولی یا دیگر پرندگان کوچک قهوهای ممکن است بهاندازهی تلفات تاریخی عقاب سر سفید یا درنای شنزار موجب جلب توجه نشود اما از بین رفتن این گونهها تاثیر بیشتری خواهد داشت.
گروهی از پژوهشگران از دانشگاهها، سازمانهای دولتی و سازمانهای غیرانتفاعی مختلف در مطالعهی جدید مشارکت داشتند. در این مطالعه، روشهای قدیمی و جدید شمارش پرندگان با هم ترکیب شد.
دهها سال است که پرندهشناسان حرفهای به کمک گروهی از افراد علاقمند غیرحرفهای که مشاهدات خود را وارد پایگاه دادهها میکنند (پرندهنگری) و هرسال به انجام بررسیهای مرتبط با جمعیت پرندگان کمک میکنند، وضعیت پرندگان را مورد بررسی قرار داده و آنها را سرشماری میکنند. پژوهشگران در مطالعهی جدید، برای برآورد جمعیت ۵۲۹ گونه از پرندگان، اطلاعات مربوط به سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ را مورد بررسی قرار دادند.

سازونشین (جانکو) چشم سیاه

الیکایی کاکتوسی
این برآوردها شامل ۷۶ درصد از کل گونههای پرندگان در آمریکا و کانادا میشود اما تقریبا نشاندهندهی کل جمعیت پرندگان است (گونههایی که برای آنها دادههای کافی وجود نداشت، کم بودند). پژوهشگران از رکوردهای تماشای پرندگان (که در پایگاه داده ثبت شده بود) برای برآورد جمعیت هر کدام از این گونهها استفاده کردند. سال ۱۹۷۰، اولین سالی است که دادههای محکمی برای آن وجود دارد. اسکات لوس، زیستشناس دانشگاه ایالتی اوکلاهما که یکی از پژوهشگران این مطالعه بوده است، میگوید:
رویکرد ترکیب تخمین فراوانی جمعیتها در تمام گونهها و جستجو به دنبال یک روند کلی واقعا بیسابقه است.
پژوهشگران دریافتند درحالیکه برخی از گونهها رشد کرده بودند، اکثر آنها دچار کاهش شده بودند و در بیشتر موارد این کاهش قابلتوجه بود. روزنبرگ میگوید:
مقالههای مرتبط:
ما از این نتایج حیرتزده شدیم. این واقعا گیجکننده است. تنها این پرندگان بهشدت تهدیدشده نیستند که ما میترسیم وارد فهرست گونههای در معرض خطر شوند. این وضعیت در تمام گونهها دیده میشود.
رادارهای هواشناسی، روش دیگری برای ردیابی جمعیت پرندگان محسوب میشوند. روزنبرگ و همکارانش پرندگان ثبتشده روی رادارهای واقع در ۱۴۳ ایستگاه هواشناسی کشور آمریکا را مورد شمارش قرار دادند. آنها از اسکنهای فصل بهار یعنی زمانی که پرندگان به تعداد زیادی در حال مهاجرت بودند، استفاده کردند. پژوهشگران طی این دوره یک کاهش ۱۴ درصدی را مشاهده کردند که با کاهش ثبتشده در رکوردهای تماشای پرندگان مطابقت داشت. نیکول میشل، اکولوژیست ارشد انجمن اودوبان که در این پژوهش مشارکتی نداشته است، میگوید:
وقتی ما دو مجموعه داده داشته باشیم که نتیجهی یکسانی را نشان میدهند، یعنی موفق شدهایم.
در میان گروههایی که بدترین وضعیت را داشتند، سسکها قرار داشتند که جمعیت آنها ۶۱۷ میلیون قطعه کاهش یافته بود. همچنین نسبتبه قبل، ۴۴۰ میلیون توکای سیاه کمتری وجود دارد.

بررسی ۵۲۹ گونه پرنده در آمریکا و کانادا نشان میدهد که جمعیت پرندگان از سال ۱۹۷۰ به بعد، ۲۹ درصد کاهش پیدا کرده است. این کاهش معادل سه میلیارد قطعه پرنده است
روزنبرگ میگوید که او از اندازهی کاهش جمعیت پرندگان تعجب کرده است. حتی استارلینگها (گونهای که وقتی از سال ۱۸۹۰ وارد آمریکا شدند با سرعت بسیار زیادی تکثیر پیدا کردند) دچار ۴۹ درصد کاهش شدهاند. گاستون میگوید که اروپا نیز درحال تجربهی روند مشابهی است و این کاهش در جمیعت گونههای رایج نیز به چشم میخورد. او میگوید: «بهطورکلی، این ارقام قابل مقایسهاند.»
پژوهشگران میگویند این مطالعه با هدف تعیین علت ناپدیدشدن پرندگان طراحی نشده است اما نتایج حاضر و نیز پژوهشهای گذشته به برخی از مقصرین اشاره میکنند. گونههای چمنزار بیشترین کاهش را تجربه کردهاند و ۷۱۷ میلیون پرنده تاکنون از بین رفته است. علت این کاهش، احتمالا کشاورزی مدرن و توسعه بوده است. روزنبرگ میگوید:
با شخم زدن هر زمین و خشکاندن هر زمین مرطوبی، پرندگان آن منطقه از بین میروند.
علاوهبر تخریب زیستگاه، آفتکشها نیز نقش دارند. برای مثال، نتایج مطالعهای که هفتهی گذشته منتشر شد، نشان میداد که آفتکشهایی به نام نئونیکوتینوئیدها موجب میشوند پرندگان به وزن مورد نیاز برای مهاجرت نرسند و سفرشان به تاخیر افتد.

پری شاهرخ شمالی

توکای جنگلی

غازهای برفی در ساکرامنتو ولی
پژوهشگران نشانههای مثبتی نیز پیدا کردهاند. بهعنوان مثال، عقابهای سر سفید درحال شکوفایی هستند و جمعیت شاهینها تا ۳۳ درصد رشد کرده است. وضعیت پرندگان آبزی نیز رو به شکوفایی است. در بیشتر موارد، علت این استنثناها مشخص است. بسیاری از گونههای پرندگان درحال افزایش، در قرن گذشته بهعلت آفتکشها، شکار و دیگر فشارها درحال از بین رفتن بودند. اقدامات حفاظتی به آنها کمک کرد تا جمعیت خود را افزایش دهند. روزنبرگ میگوید:
در این موارد، ما میدانستیم که علل چیست و دربرابر آن اقدام کردیم. اینها نمونههایی از موفقیت هستند.
اما توضیح علت شکوفایی برخی از جمعیتها دشوارتر است. پرندگان کوچک سسکمانندی که ویرئو (سرودخوان) نامیده میشوند، درحال شکوفایی هستند. جمعیت این پرندگان درمقایسهبا سال ۱۹۷۰، حدود ۸۹ میلیون افزایش پیدا کرده است (۵۳ درصد). در همین حین، سسکها که در همان زیستگاههای ویرئوها زندگی میکنند، دچار کاهش ۳۷ درصد شدهاند. روزنبرگ میگوید:
من درمورد علت شکوفایی ویرئوها ایدهای ندارم. من دوست دارم مطالعهای درمورد آنها انجام دهم و راز آنها را کشف کنم.
یانگ میگوید:
مقیاس گستردهی کاهش جمعیت پرندگان به این معنا است که متوقف کردن آن نیاز به تلاش زیادی دارد. باید از زیستگاهها محافظت کرد؛ باید استفاده از مواد شیمیایی محدود شود و طراحی ساختمانها نیز تغییر کند. ما داریم بیش از حد از زمین استفاده میکنیم و این امر همهچیز را تحتتاثیر قرار میدهد.
انجمن اودوبان خواستار حمایت از زیستگاههای غنی از پرندگان مانند دریاچههای بزرگ (پنج دریاچهای که در مرز بین آمریکا و کانادا قرار دارد) و حوزهی رود کلرادو شده و نیز بر حمایت از پیمان پرندگان مهاجر که دولت ترامپ در تلاش برای عقبنشینی از آن است، تاکید میکند.
تک تک افراد جامعه نیز میتوانند در این امر مشارکت کنند. نگهداری گربهها در فضای داخل بهطوری که نتوانند پرندگان کوچک را شکار کنند، یکی از این اقدامات است. هر ساله تعداد زیادی از پرندگان در اثر پرواز بهسوی پنجرهها و برخورد با آن جان خود را از دست میدهند، روشهایی وجود دارد که میتوان شیشهها را برای آنها قابل مشاهده کرد.
بورلی گیلنهال ۶۲ ساله، نویسندهی کتابهای آشپزی، همراه با همسرش آندرس، ۲۵۶ گونه را در پارکهای شرق آمریکا شناسایی کردهاند. اما وقتی او در سالهای اخیر به ملاقات مادرش در کارولینای شمالی رفت، بهنظر میرسید که تعداد پرندگان دیگر مانند سالهای کودکی او نیست. هنگامی که او حین سفرهایش با دیگر مردم آمریکا صحبت میکرد، بسیاری دیگر نیز همین نظر را داشتند. او میگوید:
در اغلب اوقات، مردم به شما میگویند که این وضعیت مانند قبل نیست.
کاهش شدید جمعیت پرندگان موجب وحشت او شد. او میگوید: «اگر کاردینالها، جیجاقهای کبود و گنجشکها وضعیت خوبی ندارند، این واقعا ترسناک است.»
جغد سوراخنشین
مقامهای دولتی یکی از مراکز اصلی فناوری در چین، نمایندههایی را به ۱۰۰ شرکت داخلی منطقه ارسال میکنند تا از نزدیک در فعالیتهای آنها دخیل شوند. از میان شرکتهای مهم میتوان به گروه هولدینگ علیبابا اشاره کرد. برخی کارشناسان این اقدام چینیها را تلاش برای سلطهی هرچه بیشتر دولت بر بخش خصوصی میدانند.
مقالههای مرتبط:
هانگژو در استان شرقی ژیجیانگ از مراکز مهم فناوری در چین محسوب میشود. اخیرا در وبسایت شهرداری این منطقه خبری مبنی بر کمک نیروهای دولتی به ارتباطات و پیشرفت پروژههای بخش خصوصی منتشر شد. در منطقهی مذکور، شرکتهای بزرگ دیگری هم علاوه بر علیبابا حضور دارند که از میان آنها میتوان به گروه خودروسازی جیلی اشاره کرد. مقامهای دولتی با عنوان کمک به پیشرفت پروژههای درحال اجرا، به این شرکت هم وارد خواهند شد.
علیبابا در بیانیهای پیرامون اخبار جدید و احتمال ورود نیروهای دولتی به شرکت نوشت:
ما میدانیم که برنامهی جدید از سوی مقامهای شهر هانگژو با هدف بهبود کسبوکار در شرکتهای ساکن در منطقه انجام میشود. نمایندههای دولتی در این برنامه بهعنوان پلی بین بخش خصوصی و دولتی عمل خواهند کرد. آنها دخالتی در فرایندهای عملیاتی اصلی شرکت نخواهند داشت.
همانطور که گفته شد، مقامهای شهر هانگژو در برنامهی جدید سعی دارند تا فرایندهای همکاری بین دولت و شرکتهای بزرگ فناوری و تولیدی را تسهیل کنند. با دیدگاهی دیگر میتوان برنامهی آنها را یک قدم به سمت نفوذ و دخالت بیشتر دولت در بخش خصوصی دانست. برخی کارشناسان اعتقاد دارند، ورود نیروهای دولتی بهمعنای نظارت بر بخش خصوصی خواهد بود. شایان ذکر است، بخش خصوصی اکنون سهم بالایی از درآمد چین را بهعنوان اقتصاد دوم جهان تأمین میکند. هماکنون نمایندههای سیستم امنیت عمومی دولت چین، در بزرگترین شرکتهای اینترنتی این کشور حضور دارند. وظیفهی نمایندهها در شرکتهای فناوری، جلوگیری از جرم و مبارزه با شایعههای بیاساس بیان میشود.

از میان کارشناسان منتقد به رفتار دولت چین در قبال شرکتها، میتوان به پائول گیلیس، استاد دانشگاه پکینگ در گوانگژو اشاره کرد. او در اظهارنظری میگوید:
نیروهای دولتی در شرکتها، احتمالا پیادهسازی کامل برنامههای حزب کمونیست را بررسی میکنند. اگرچه چین ساختارهای سرمایهداری را به رسمیت میشناسد، اما بهنظر نمیرسد برنامهای برای کاهش سطح نفوذ دولت در ساختارهای خصوصی اجرا شود. برخی از مدیران بخش خصوصی گهگاه از نفوذ و تأثبیر دولت غافل میشوند و بههمین دلیل برنامههایی برای یادآوری آنها اجرا میشود.
ژیجیانگ عموما بهعنوان زادگاه بخش خصوصی مدرن چین شناخته میشود. بسیاری از میلیاردرهای خودساختهی چین همچون بنیانگذار علیبابا، جک ما و بنیانگذار جیلی، لی شوفو در این منطقه رشد کردهاند. حزب کمونیست حاکم بر چین نیز از سال ۲۰۰۱ رویکرد مثبتتری نسبت به ساختار سرمایهداری در منطقهی مذکور و دیگر نقاط چین نشان داد. آنها اصطلاحی بهنام Red Capitalists را برای گروه جدید سرمایهداری انتخاب کردند و آنها را از سال ۲۰۰۲ به قوهی مقننهی کشور راه دادند.
با وجود همکاریهایی انجامشده در دو دههی گذشته، ارتباط میان پکن و افراد مشهور دنیای کسبوکار در چین هنوز حساسیتهای بالایی دارد. دولت چین در رخدادهای متعدد تلاشهایی برای ورود به شرکتهای غیردولتی نشان داده است. آنها در کنار برنامههای گوناگون، از شرکتهای بزرگ خواستهاند تا بخشهایی مخصوص حزب کمونیست در ساختار خود داشته باشند. بههرحال رویکرد مشابهی اکنون برای شرکتهای حاضر در ژیجیانگ اجرا خواهد شد که نگرانی از نفوذ دولت در شرکتهای خصوصی را افزایش میدهد.
ویلیام ردینگتون هیولت (William Redington Hewlett) معروف به بیل هیولت، مهندس و کارآفرین آمریکایی بود که بههمراه دوست و شریک صمیمیاش، یکی از غولهای صنعت کامپیوتر را در قرن بیستم تأسیس کرد. او از تأثیرگذارترین افراد دنیای فناوری محسوب میشود که شرکتی بزرگ بهنام هیولت-پکارد یا اچپی را به دنیای فناوری آورد. شرکتی که هیولت بههمراه دوستش تأسیس کرد، در میانهی قرن بیستم نمونهای از ساختار استارتاپی بود که از نظر بسیاری از مورخان دنیای فناوری، پیشگام شکلگیری سیلیکونولی هم محسوب میشود.
مقالههای مرتبط:
ویلیام هیولت در سال ۱۹۳۸ بههمراه دیوید پکارد با سرمایهگذاری ۵۳۸ دلاری، اولین ساختمان اختصاصی شرکت خود را در پالو آلتو کالیفرنیا تهیه کردند. شرکت آنها بعدا به غول میلیارد دلاری HP تبدیل شد. اچپی امروزه بهعنوان پیشگامی در تولید سیستمهای فناوری اطلاعات و محصولات مورد استفاده در صنایع پزشکی،علمی، آموزشی، کسبوکار و مهندسی شناخته میشود. شرکتی که هیولت و پکارد تأسیس کردند، در آستانهی قرن ۲۱ بهعنوان سیزدهمین شرکت بزرگ آمریکا شناخته میشد و با ۸۸ هزار کارمند، در ۱۲۰ کشور جهان فعال بود.
بنیانگذارهای اچپی مهرههایی حیاتی در تشکیل سیلیکونولی و تولد و بلوغ فرهنگ استارتاپی بودند. سیستم مدیریت در شرکت آنها که بهنوعی نشاندهندهی فرهنگ سازمانی غیرمتمرکز بود، بهمرور به سیستم غالب در پالو آلتو تبدیل و به تمام جهان هم صادر شد.
تولد و تحصیل
ویلیام ردینگتون هیولت در ۲۰ مه سال ۱۹۱۳ در آن آربر میشیگان متولد شد. پدرش آلبیون والتر هیولت، پزشک و استاد دانشگاه پزشکی میشیگان بود. خانوادهی هیولت در سال ۱۹۱۶ به سان فرانسیسکو مهاجرت کردند و آلبیون شغلی در دانشگاه پزشکی استنفورد پیدا کرد که در آن زمان در سان فرانسیسکو قرار داشت. مهاجرت به منطقهی خلیج سانفرانسیسکو (Bay Area) از همان سالها هیولت را با دنیایی فرهنگی، علمی و ادبی آشنا کرد. خلیج مذکور از شرق به به دانشگاه کالیفرنیا برکلی و از غرب به داشگاه استنفورد میرسید. مجاورت با این دو دانشگاه بزرگ، شهر سانفرانسیسکو را با ظرفیتهای رشد بالایی روبهرو میکرد.

ویلیام هیولت و دیوید پکارد
زمانیکه بیل ۱۲ ساله بود، پدرش را از دست داد. مادرش، لویس ردینگتون، او را بههمراه خواهد و مادربزرگش به اروپا برد، اما ویلیام پس از یک سال به سانفرانسیسکو بازگشت. او برای ادامهی تحصیل در مقطع دبیرستان به مدرسهی لاول (Lowell) در سانفرانسیسکو رفت. تحصیل بیل در دبیرستان با دستاوردهای علمی و تحصیلی زیادی همراه نبود. او دانشآموزی عادی محسوب میشد که از مشکل نارساخوانی هم رنج میبرد. منتهی مشکل او در آن سالها آنچنان شناختهشده نبود و خانواده تلاشی برای رفع آن انجام نداد.
ویلیام در دوران تحصیل، نشانههای مناسبی از کنجکاوی را در خود نشان میداد. او همیشه بهدنبال کشف چگونگی رخدادها و ماهیت فناوریها بود. همین رویکرد مدیر دبیرستان را متوجه استعدادهای او کرد که منجر به ارائهی پیشنهاد به دانشگاه استنفورد شد. پیشنهاد مدیر به دبیرستان، بورسیهی تحصیلی را برای بیل بههمراه داشت و او در سال ۱۹۳۰ به دانشگاه استنفورد، محل تحصیل بسیاری از بزرگان دنیای فناوری رفت. البته خود ویلیام تصور میکرد که تنها بهخاطر موقعیتهای پدرش در استنفورد پذیرفته شده است. بههرحال صرفنظر از دلیل و مسیر ورود ویلیام به استنفورد، او به دنیای با ظرفیتهای بالای پیشرفت وارد شده بود.
مشکل نارساخوانی ویلیام در دوران دانشگاه هم او را آزار میداد و حتی تاحدودی اعتماد به نفسش را کاهش داده بود. با وجود این او روشی برای بهخاطر سپردن مسائل و نکتههای درسی داشت که بهمرور منجر به شکل گیری مهارتهای بالا در ریاضی و علوم دیگر شد. فردریک ترمن، یکی از مشهورترین اساتید استنفورد، استاد هیولت بود. او از این شانس نهایت استفاده را برد و همین استاد بعدا در توسعهی سیلیکونولی نقشی اساسی داشت.
آشنایی ویلیام با دیوید پکارد در سالهای ابتدایی تحصیل در استنفورد شکل گرفت. ترمن در تمامی دوران تحصیل آکادمیک مانند یک مشاور و مربی در کنار آن دو نفر بود. او برای اولینبار به ویلیام و دیوید پیشنهاد داد تا شرکتی الکترونیکی تأسیس کنند. البته ترمن گفته بود که آن دو پیش از شروع کسبوکار اختصاصی، بهتر است مدتی را به کسب تجربه در موقعیتهای دیگر بپردازند.

در کنار آرنولد باکمن
دیوید پکارد با توجه به توصیههای ترمن پس از فارغالتحصیلی در دورهی کارشناسی برای شروع فعالیت کاری به جنرال الکتریک رفت. ویلیام برای دورهی کارشناسی ارشد، MIT را انتخاب کرد. او تا سال ۱۹۳۶ در رشتهی مهندسی برق آن دانشگاه مشغول به تحصیل ماند و سپس برای ادامهی دورههای تحقیقاتی به استنفورد بازگشت. ویلیام در سال ۱۹۳۹ مدرک مهندسی برق خود را از دانشگاه استنفورد دریافت کرد. از پروژههای مهم ویلیام در سالهای پایانی استنفورد میتوان به ساخت الکتروانسفالوگراف (دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز) اشاره کرد که قرارداد آن را هم بهکمک ترمن بهدست آورد.
دیوید پکارد در سال ۱۹۳۸ جنرال الکتریک را رها کرد تا به دوست قدیمیاش ویلیام بپیوندد. ترمن ابتدا دورهی تحقیقاتی را به پکارد ارائه کرد و به آن دو نفر پیشنهاد داد تا شرکت خود را در سال ۱۹۳۹ تأسیس کنند. شرکتی که بهنام Hewlett-Packard تأسیس شد. اولین ساختمان شرکت، گاراژ خانهی پکارد در پالو آلتو بود که بهنوعی پیشگام فرهنگ گاراژنشینی استارتاپها در پالو آلتو شد. سال ۱۹۳۹ با اتفاق دیگری هم برای هیولت همراه بود. او در همان سال با فلورا لمسون ازدواج کرد.
تولد سیلیکونولی
هیولت و پکارد برای انتخاب نام اول در نامگذاری شرکت از سکه استفاده کردند. ویلیام برنده شد و بههمین دلیل شرکت آنها هیولت-پکارد نامگذاری شد. علاوه بر گاراژ خانهی پکارد، درروزهای ابتدایی آشپزخانهی همسر او هم محل آزمایش و اختراع این دو مهندس استنفورد بود. آنها در روزها و ماههای ابتدایی فعالیت بهدنبال اختراع تجهیزات جدید بودند تا بههرحال اولین محصول رسمی شرکت خود را تولید کنند.

گاراژ افسانهای هیولت-پکارد
از اختراعات اولیهی هیولت و پکارد میتوان به سیفون خودکار، دستگاه شوک برای کاهش وزن، دستگاه تنظیم نوت سازدهنی و حسگر تشخیص خطا برای سالنهای بولینگ اشاره کرد. تقریبا هیچیک از اختراعهای آنها موفق نبود. اولین محصول قابل ارائهی هیولت و پکارد، یک اوسیلاتور مقاومتی خازنی بود که از روی تز دانشگاهی هیولت طراحی شد. دستگاه آنها سیگنال ثابت و متغیر را در فرکانسهای پایین ایجاد میکرد که برای اندازهگیری در کاربردهای صوتی، پزشکی، کشف نفت، لرزهنگاری، مطالعهی اقیانوسها و بسیاری کاربردهای دیگر مبتنی فرکانسهای پایین استفاده میشد. این محصول در آزمایشگاه هیولت در استنفورد ساخته شد.
اولین قرارداد سودآور هیولت و پکارد در فروش اوسیلاتورها به والت دیزنی شکل گرفت. غول صنعت سرگرمی تصمیم گرفته بود تا از اختراع مهندسان جوان در صنعت سینما استفاده کند. هشت عدد از اوسیلاتورهای هیولت-پکارد برای اولینبار در فیام Fantasia والت دیزنی استفاده شدند که هر کدام ۷۱/۵ دلار قیمت داشتند.
ویلیام و دیوید در اولین سال فعالیت شرکت، سود ۱،۵۰۰ دلاری بهدست آوردند. آنها با استفاده از همین درآمد اولیه، اولین ساختمان شرکت را در سال ۱۹۴۱ ساختند. آنها در سالهای ابتدایی همهی وظایف کاری از نظافت، حسابداری و انبارداری را خودشان انجام میدادند. هدف اولیهی زوج نوآور پالو آلتو، ساخت تجهیزات الکترونیکی اندازهگیری بود. آنها در هدف اصلی خود موفق بودند و در سال ۱۹۴۱ به رکورد فروش ۱۰۰ هزار دلار دست پیدا کردند.

با شروع جنگ جهانی دوم، هیولت به میدانهای نبرد فراخوانده شد. او در دوران جنگ هم در حوزههای مرتبط با ارتباطات و فناوری دخیل شد و تا سال ۱۹۴۵، در شرکت حاضر نبود. هیولت-پکارد در سال ۱۹۴۷ با رسیدن به فروش ۱/۵ میلیارد دلار و جذب ۱۱۰ کارمند، بهصورت رسمی بهعنوان یک شرکت مشغول به کار شد. هیولت در شرکت جدید بهعنوان معاون ارشد فعالیت میکرد.
قراردادهای نظامی در خلال جنگ جهانی دوم، درآمد بالایی را برای هیولت-پکارد بههمراه داشت. با پایان جنگ جهانی دوم، این درآمدها هم به پایان رسیدند و منجر به عقبنشینی عملیاتی شرکت شدند. کاهش قراردادها منجر به کاهش ابعاد شرکت شد و برخی از کارمندان، هیولت-پکارد را ترک کردند. ویلیام و دیوید با رخدادهای پیشآمده پس از جنگ بسیار سرخورده شدند. آنها از کاهش ابعاد عملیاتی شرکت تحت مدیریتشان راضی نبودند. درنتیجه زوج موفق استنفورد تصمیم گرفتند تا وابستگی کامل به قراردادهای دولتی را پایان دهند.
پس از کاهش وابستگی به قراردادهای دولتی، زمان برای ورود به بازارهای عمومیتر فرا رسیده بود. ویلیام و دیوید تصمیم گرفتند تا انواع محصولات موجود در صنعت الکترونیک را به بازار عرضه کنند و تا سال ۱۹۵۹ تنوع محصولات را به ۳۸۰ عدد رساندند.

نقش تأثیرگذار در اقتصاد و فناوری
همانطور که گفته شد، ویلیام ابتدا معاون ارشد هیولت-پکارد بود. او در سال ۱۹۵۷ بهعنوان معاون اجرایی و در سال ۱۹۶۴ بهعنوان مدیر کل مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۷۷ از مقام مدیریت کل و در سال ۱۹۷۸ از مقام مدیریت عامل استعفا داد تا نیروهای جدید را در ساختار مدیریت شرکتش جایگزین کند. البته ویلیام باز هم فعالیتهایی جدی در هیولت-پکارد داشت و تا سال ۱۹۸۳ بهعنوان عضوی از کمیتهی اجرایی مشغول به کار بود.
ویلیام هیولت در سال ۱۹۸۷ بهصورت رسمی از هیولت-پکارد استعفا داد. البته او و پکارد بار دیگر در دههی ۱۹۹۰ به شرکتشان بازگشتند تا در اصلاح ساختارهای بوروکراتیک ایجادشده در آن سالها، به مدیران کمک کنند. شرکت اچپی در دههی پایانی قرن بیستم با چالش مدیریت بیشازحد متمرکز روبهرو بود و ارزش سهام نیز روزبهروز کاهش مییافت. هیولت و پکار در اولین اقدام تلاش کردند تا گروههای مدیریتی متعدد در شرکت را کاهش دهند. گروهها و کمیتههای بسیار در هیولت-پکارد، مانع از فعالیت مستقل مدیران و ایجاد نوآوری در شرکت شده بود.
ویلیام هیولت علاقهی شدیدی به ساخت تجهیزات الکترونیکی با ابعاد کوچک داشت. نوآوریهای او باعث ساخت اولین ماشینحساب مهندسی جهان در سال ۱۹۷۲ شد که بهعنوان اولین محصول مخصوص مصرفکننده در شرکت اچپی نیز بهفروش رفت. درواقع پیش از ماشینحساب مهندسی، اکثر محصولات آنها به سازمانهای علمی و دانشگاهی فروخته میشود.
روحیهی نوآور بنیانگذارهای اچپی، شرکت آنها را در گذرگاههای متعدد توسعهی دنیای سیلیکون در نقش اساسی قرار میداد. آنها اولین شرکتی بودند که از نیمههادی در محصولات خود استفاده کردند. موفقیتهای اچپی بهمرور منجر به تولد شرکتهای متعدد الکترونیکی در سیلیکونولی شد. بسیاری از بنیانگذاران آن شرکتها، کارمندان اچپی بودند که توسط هیولت یا پکارد انتخاب و تربیت شدند.

شرکتی که هیولت بههمراه دوست قدیمیاش تأسیس کرد، تأثیر بزرگی بر دنیای فناوری داشت. شاید مهمترین تأثیر آنها را بتوان در ساختار مدیریتی پیدا کرد؛ ساختاری سازمانی که بسیار متعهد به افراد بود. فرهنگ سازمانی آنها، پایبند به ارتباط مداوم با نیروی انسانی شکل گرفت و همهی افراد حاضر، حق و اختیار ورود به تصمیمگیریهای سازمانی را داشتند. مدیران در هیولت-پکارد متعهد به ارتباط نزدیک با کارمندان بودند و کمک مورد نیاز آنها را در سریعترین زمان فراهم میکردند.
ویلیام هیولت توسعهی ساختارهای مدیریتی و پیشرفت مدیران میانی شرکت را جزو موفقیتهای اصلیاش در دوران کاری میدانست. او بههمراه شریک همیشگیاش ساختارهای مدرنی را به محیط کار شرکتهای الکترونیکی اضافه کرد. از دستاوردهای نوآورانه و تأثیرگذار آنها میتوان به بیمهی سلامت، پرداخت سود به کارمندان، ساعتهای کاری منعطف، اعطای سهام به کارمندان و از همه مهمتر مفهوم کار تیمی اشاره کرد. روال مدیریتی اچپی درنهایت آنچنان ساختارشکن و پیشرفته بهنظر رسید که لقب HP Way برای آن انتخاب شد و در آن زمان شرکت را به مقصدی رویایی برای علاقهمندان به صنعت فناوری تبدیل کرده بود.
زندگی شخصی و فعالیتهای متفرقه
ویلیام هیولت در دوران کودکی و نوجوانی تعطیلات زیادی را در سیرا نوادا میگذراند و همانجا هم با فلورا آشنا شد. ویلیام جوان عاشق طبیعتگردی و کوهنوردی بود و از فعالان جدی حامی محیط زیست محسوب میشد. او در سال ۱۹۷۱ زمینی را در لیک تاهو خریداری کرد و با فروش آن به سازمان جنگلداری آمریکا، از ساختوسازهای مضر برای محیط زیست جلوگیری کرد. همبنیانگذار اچپی علاوه بر فعالیتهای مدیریتی در شرکتش، بهعنوان یک گیاهشناس آماتور، عکاس طبیعت، نویسنده و ماهیگیری هم شناخته میشد. بهعلاوه او بههمراه دیوید مراکز دامپروری متعددی هم در کالیفرنیا و آیداهو داشتند.

ویلیام در سالهای فعالیت در دنیای الکترونیک، بهخاطر دستاوردهای تأثیرگذار علمی و اجتماعی، از دانشگاههای متعدد سرتاسر جهان مدارک افتخاری دریافت کرد. از میان آنها میتوان به دانشگاههای ییل، براون، نوتردام، دارتموس و دانشگاه کالیفرنیا برکلی اشاره کرد. دانشگاه جان هاپکینز هم دکترای افتخاری علوم انسانی را به هیولت اهدا کرد. مهمترین افتخار علمی هیولت در سال ۱۹۸۵ به او اهدا شد. او در این سال از رئیسجمهور وقت آمریکا، رونالد ریگان، مدال ملی علوم را دریافت کرد که بهعنوان باارزشترین مدال علمی کشور شناخته میشود. از جوایز و افتخارهای دیگر هیولت میتوان موارد زیر را نام برد:
- جایزهی Corporate Leadership از MIT در سال ۱۹۷۰
- مدال بنیانگذاران IEEE در سال ۱۹۷۳
- مدال Vermilye در سال ۱۹۷۵
- مدال ملی علوم در سال ۱۹۸۳
- جایزهی Henry Heald در سال ۱۹۸۴
- جایزهی World Affairs Council در سال ۱۹۸۷
- جایزهی Degree of Uncommon Man از استنفورد در سال ۱۹۸۷
- عضویت در تالار افتخارات ملی کسبوکار در سال ۱۹۸۸
- عضویت در تالار افتخارات مهندسی سیلیکونولی در سال ۱۹۹۱
- جایزهی بنیانگذاران آکادمی ملی مهندسی در سال ۱۹۹۳
- جایزهی Lemelson-MIT در سال ۱۹۹۵
- سومین جایزهی سالانهی Heinz بهصورت مشترک با دیوید پکارد در سال ۱۹۹۷
- عضویت دائم در Eta Kappa Nu Association در سال ۱۹۹۹
- عضویت در تالا افتخارات کارآفرینها در سال ۲۰۱۱
ویلیام هیولت علاوه بر فعالیتهای جدی در شرکت تحت مدیریتش، نقشی اساسی در جامعهی الکترونیک آمریکا داشت و فعالیتهای همهجانبهای انجام میداد. او از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۷ عضو هیئتمدیرهی انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) بود و در سال ۱۹۵۴ هم بهعنوان مدیر کل مشغول به کار شد. ویلیان همبنیانگذار انجمن الکترونیک آمریکا، عضو آکادمی ملی مهندسی و عضو افتخاری دائمالعمر انجمن اتوماسیون آمریکا هم بود.
علاوه بر سازمانهای صنعتی، دانشگاههای متعدد هم میزبان افتخاری ویلیام هیولت بودند. او از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۸ عضو هیئت معتمدان کالج میلز در کالیفرنیا بود. بهعلاوه دانشگاه محل تحصیلش یعنی استنفورد هم از از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ او را در فهرست معتمدان قرار میداد. آکادمی علوم کالیفرنیا و مؤسسهی کارنگی واشنگتن، از مراکز دانشگاهی دیگر بودند که ویلیام بهعنوان عضو هیئت معتمدان در آن فعال بود.

رابطهی طولانیمدت و دوستی هیولت و پکارد هم در شرکت تحت مدیریت و هم دامداری، نشان از هماهنگی بالای آنها در ساختارهای مدیریتی داشت؛ نشانهای که الهامبخش بسیاری از افراد فعال در سیلیکونولی هم شد. بهعلاوه ویلیام فعالیتهای خیرخواهانه و غیرانتفاعی متعددی داشت که تأثیر آنها تا سالها پس از مرگش ادامه داشت.
ویلیام هیولت در سال ۲۰۰۱ از دنیا رفت. او در زمان مرگ و در ۸۷ سالگی ثروتی برابر با ۹ میلیارد داشت. بسیاری از اطرافیان، او را فردی خجالتی میدانستند. ویلیام بههمراه دیوید سهم زیادی از ثروت خود را به فعالیتهای خیرخواهانه اختصاص میدادند. هردوی آنها ۳۰۰ میلیون دلار به دانشگاه محل تحصیل خود کمک کردند. بهعلاوه ۲۵ میلیون دلار دیگر هم برای راهاندازی بورسیهی فردریک ترمن کمک کردند تا ادای احترامی به استاد و مربی دوران جوانی خود داشته باشند.
مؤسسهی Public Policy کالیفرنیا از مراکزی بود که با کمک مالی ۷۰ میلیون داری هیولت و پکارد شروع به کار کرد. این اندیشکده در حوزههای مدیریت چالشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایالت کالیفرنیا فعالیت میکند. هیولت در سال ۱۹۶۶ بنیاد خیریهی اختصاصی خود را بهنام William and Flora Hewlett Foundation تأسیس کرد که سالانه ۱۲۰ میلیون دلار به برنامههای آموزشی، زیستمحیطی و فرهنگی کمک میکند. بخش اعظمی از ثروت هیولت هم پس از مرگش به این مؤسسه اهدا شد.
دربارهی زندگی شخصی ویلیام هیولت در بخشهای قبلی توضیحاتی گفته شد. او در سال ۱۹۳۹ با فلورا لمسون ازدواج کرد که ثمرهی آن، پنج فرزند به نامهای النور، والتر، جیمز، ویلیام و ماری بود. فلورا در سال ۱۹۷۷ از دنیا رفت و ویلیام با رزماری کاپمیر بردفورد ازدواج کرد. او در ۱۲ ژانویهی ۲۰۰۱ بر اثر حملهی قلبی از دنیا رفت و در گورستان لوس گاتوس سنخوزهی کالیفرنیا دفن شد.
دیپفیک (Deepfake) نوعی تکنیک جدید متکی به هوش مصنوعی (AI) است که با استفاده از آن میتوان ویدئوهایی تولید کرد که حقیقی نیستند، اما بهسختی میتوان آنها را از ویدئوهای واقعی تمییز داد. جمعهی گذشته، هائو لی، دانشیار رشتهی علوم کامپیوتر در دانشگاه جنوب کالیفرنیا و از فعالان حوزهی دیپفیک، در گفتوگو با وبسایت CNBC مدعی شد که تولید ویدئوهای دیپفیکی که «کاملا واقعی» بهنظر برسند، طی ۶ تا ۱۲ ماه آینده برای عموم مردم امکانپذیر خواهد بود.
هائو لی در این رابطه میگوید: «در حال حاضر، در اکثر اوقات میتوان با چشم غیرمسلح بهراحتی تفاوت بین ویدئوهای واقعی را با ویدئوهای ساختهشده از طریق دیپفیک تشخیص داد. اما حتی الان هم ویدئوهای دیپفیکی وجود دارند که کاملا متقاعدکننده هستند.»

مقالهی مرتبط:
او صحبتهایش را اینگونه ادامه داد: «ویدئوهای ساختهشده با دیپفیک قرار است بهزودی به نقطهای برسند که دیگر به هیچ وجه نتوان تفاوتی بین آنها و ویدئوهای واقعی قائل شد. بنابراین مجبوریم از راههای دیگری برای شناسایی آنها استفاده کنیم.»
هائو لی مدتی پیش یک ویدئوی دیپفیک را از ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، تهیه کرد تا آن را در یکی از کنفرانسهای فناوریمحور دانشگاه MIT بهنمایش بگذارد. لی گفت، ویدئوی موردبحث به این منظور ساخته شده بود که میزان پیشرفت فناوری دیپفیک را تا امروز بهخوبی نشان دهد؛ ظاهرا سرعت پیشرفت دیپفیک بیشتر از چیزی بوده که وی انتظارش را داشته است. هائو لی مدتی پیش در گفتوگو با رسانهی MIT Technology Review گفته بود: «ویدئوهای دیپفیک بینقصی که تقریبا قابلشناسایی نباشند، تا چند سال دیگر در دسترس قرار میگیرند.»
این تناقض در صحبتهای او در ابتدا عجیب بهنظر میرسید، تا اینکه رسانهی CNBC پیگیر این موضوع شد. خبرنگار رسانهی CNBC چند روز پس از مصاحبه با هائو لی، از طریق یک ایمیل از او درخواست کرد تا درمورد زمان حدودی انتشار ویدئوهای دیپفیک کاملا واقعی، شفافسازی کند. ظاهرا لی در جواب گفته است که تحولات اخیر بهخصوص انتشار اپلیکیشن چینی Zao که بهطرز عجیبی در بین مردم محبوب شده، باعث شده است تا دوباره درمورد زمان انتشار ویدئوهای دیپفیک کاملا واقعی بازبینی کند و زمانبندی آن را تغییر دهد.

او در ادامهی ایمیلی که در جواب خبرنگار CNBC فرستاده بود، نوشت: «از برخی جهات، هماکنون میدانیم که این کار (ساختن ویدئوهای دیپفیک واقعی) را چگونه انجام دهیم. تنها چیزی که باقی مانده، تمرین کردن با دادههای بیشتر و سپس پیادهسازی آنها در فناوری دیپفیک است.»
پیشرفتهای چند وقت اخیر در حوزهی هوش مصنوعی باعث شدهاند تا ویدئوهای ساختهشده از طریق دیپفیک، واقعگرایانهتر از همیشه بهنظر برسند. اکنون به مرحلهای رسیدهایم که تشخیص ویدئوهای واقعی از ویدئوهای جعلی به کار سختی مبدل شده است. این موضوع، زنگ خطری جدی برای پخش گستردهی اطلاعات جعلی در فضای وب است.
کمتر از دو ماه پیش گزارشهایی انتشار یافت که نشان میدادند، نسل بعدی بیامو سری ۷ در نسخهی کاملا الکتریکی نیز به بازار خواهد آمد. حالا گزارش دیگری منتشر شده که جزئیات بیشتری از این مدل در اختیار قرار میدهد، گرچه باید توجه داشت که این اطلاعات هنوز بهطور رسمی توسط بیامو تأیید نشدهاند. براساس جدیدترین گزارش منتشرشده، بیامو سری ۷ الکتریکی در دو نسخهی با نامهای i7 و i7s تولید خواهد شد. نسخهی نخست این سدان بدون آلایندگی یعنی i7 از باتری ۱۰۰ کیلووات ساعتی استفاده میکند و میتواند با هر بار شارژ تا ۶۰۰ کیلومتر را طی کند. قدرت این نسخه ۵۵۰ اسببخار است که احتمالا از دو موتوربرقی به دست میآید.

مقالههای مرتبط:
نسخهی قویتر یعنی i7s که از آن بهعنوان قویترین سری ۷ تولیدشده در تاریخ نیز یاد میشود، ۶۷۰ اسببخار قدرت دارد. باتری این مدل ۱۲۰ کیلووات ساعت ظرفیت دارد ولی شعاع حرکتی آن طبق استاندارد WLTP اروپا فرقی نکرده و همان ۶۰۰ کیلومتر است. انتظار میرود که i7s با توجه به قدرت بسیار بالای خود دارای سرعتگیری صفر تا صد کیلومتربرساعت بهتری در مقایسه با زمان ۳/۹۱ ثانیهای مدل M760Li باشد.

خطوط تولید نسل آیندهی سری ۷ تنها به تولید خودروی برقی اختصاص نخواهد داشت بلکه بیامو همچنان نسخههای دارای پیشرانهی احتراق داخلی و نسخهی هیبریدی را در کنار مدل الکتریکی تولید خواهد کرد. ظاهرا مدل پایهی هیبریدی سری ۷ دارای پیشرانهای به قدرت ۵۶۰ اسببخار و گشتاور ۸۰۰ نیوتنمتر خواهد بود. بیامو همچنین یک نسخهی پلاگین هیبریدی را از سری ۷ تولید خواهد کرد.
بهنظر میرسد هواوی با معرفی سریعترین خوشهی آموزش هوش مصنوعی جهان و برنامهریزی برای سرمایهگذاری ۱/۵ میلیارد دلاری برای استخدام توسعهدهندگان نرمافزار، قصد ورودی قدرتمند به بازار رایانش ابری را دارد.
حجم سرمایهگذاری جدید غول فناوری چینی همرده با رقبایی چون علیبابا، تنسنت، آمازون، گوگل، مایکروسافت و دیگر شرکتهای آمریکایی حوزهی ابری قرار میگیرد. هواوی بزرگترین تأمینکنندهی تجهیزات مخابراتی دنیا و دومین تولیدکنندهی بزرگ گوشیهای هوشمند در جهان محسوب میشود؛ اما باوجود فعالیت دوساله در حوزهی رایانش ابری، هنوز راه درازی در پیش دارد.
کِن هو، یکی از مدیران ارشد هواوی از برنامهریزی غول فناوری چینی برای سرمایهگذاری ۱/۵ میلیارد دلاری طی ۵ سال آینده خبر داد. طبق گفتهی وی، آنها قصد دارند تعداد توسعهدهندگان خود را از ۱/۴ میلیون نفر به ۵ میلیون افزایش دهند که چنین جهشی قطعا پشتوانهی خوبی برای هواوی به ارمغان خواهد آورد؛ ادعایی که اگر چینیها بتوانند در عالم واقعیت به آن جامع عمل بپوشانند، قطعا شاهد تغییرات شگرفی در جایگاه هواوی و برنامههای آینده این غول دنیای فناوری خواهیم بود.
کن هو در ادامهی صحبتهایش میگوید:
آیندهی بازار رایانش بسیار عظیم خواهد بود و ارزشی نزدیکبه ۲ تریلیون دلار خواهد داشت. ما به سرمایهگذاری با استراتژی متمرکزشدن روی چهار حوزهی اصلی ادامه خواهیم داد. ما مرزهای معماری را جابهجا خواهیم کرد و روی ساخت پردازندههایی برای شرایط مختلف سرمایه خواهیم گذاشت، مرزهای روشنی برای تجارت خواهیم داشت و یک اکوسیستم آزاد را توسعه خواهیم داد.
در ابتدای مطلب، دربارهی خوشهی آموزش هوش مصنوعی با نام اطلس ۹۰۰ صحبت کردیم که لقب سریعترین خوشهی آموزش هوش مصنوعی جهان را با خود به یدک میکشد. اطلس ۹۰۰ قدرت بالای خود را مدیون پردازندههای درونیاش است که یک اجتماع قدرتمند را تشکیل دادهاند. برای درک بهتر میزان توان این خوشه، بد نیست بدانید آموزش ResNet-50 (استاندارد طلایی سنجش عملکرد آموزش هوش مصنوعی) با این فناوری تنها ۵۹/۸ ثانیه بهطول خواهد انجامید؛ که نسبت به رکورد جهانی قبلی، ۱۰ ثانیه سریعتر است.
طبق ادعای هواوی، محصول جدیدشان امکانات بیشتری در دسترس دانشمندان بهویژه در حوزههای تحقیقاتی و نوآوریهای تجاری قرار میدهد؛ از مهمترین حوزههای فعالیت اطلس ۹۰۰ میتوان به پیشبینی وضعیت آبوهوا، رانندگی خودران و اکتشاف نفت اشاره کرد. نکتهی مهم آنکه، هواوی سیستم جدید خود را در سرورهای ابری هواوی کلاود نیز پیادهسازی کرده است تا افراد از سراسر جهان در صنایع مختلف دسترسی راحتتری به توان پردازشی اطلس ۹۰۰ داشته باشند.
همانطور که میدانید، ویندوز ۷ و ویندوز سرور ۲۰۰۸ با پایان ماه ژانویه ۲۰۲۰ برای همیشه از چرخهی پشتیبانی مایکروسافت حذف خواهند شد؛ بدینمعنی که دیگر بهروزرسانی امنیتی برای نسخههای یادشده منتشر نخواهد شد و آندسته از سازمانهایی که بهدلیل وابستگی سیستماتیک به این سیستمهای عامل خواهان پشتیبانی امنیتی هستند، باید هزینهی دریافت بهروزرسانیها را به اهالی ردموند پرداخت کنند.
بااینحال بهنظر میرسد که شرایط طبق گفتهی مایکروسافت پیش نخواهد رفت و نهتنها سازمانها، بلکه کاربران عادی ویندوز ۷ نیز پس از پایان موعد مقرر، همچنان راه چارهای در پیش خواهند داشت. گروهی با نام 0patch قصد دارد پس از پایان پشتیبانی مایکروسافت از ویندوز ۷ و ویندوز سرور ۲۰۰۸، آسیبپذیریهای این دو نسخه را ازطریق میکروپچهایی (وصلههای امنیتی کمحجم) که خود ارائه میکند، برطرف سازد. طبق گفتهی این تیم، تمامی پچها با همان اصولی که مایکروسافت برای ویندوز ۱۰ رعایت میکند، توسعه داده خواهند شد. شیوهی کار 0Patch نیز به این شیوه خواهد بود که پس از شناخت کامل آسیبپذیریها و تحریک آنها، توسعهی وصلههای امنیتی شروع میشود.
پس از بررسی دقیق و درک شیوهی حل آسیبپذیریها بهکمک افرادی آشنا با کدها (اشاره به توسعهدهندگان مایکروسافت) ما وصلهها را در قالب مجموعهای از میکروپچها آماده میسازیم و آنها را دوباره ازطریق روش POC مورد آزمایش قرار میدهیم. پساز مشخصشدن اثرات جانبی، ظرف ۶۰ دقیقه شروع به انتشار میکروپچها روی دستگاههای آنلاین میکنیم.
اوایل سال جاری، مایکروسافت دربارهی پایان پشتیبانی از ویندوز ۷ در تاریخ ۱۴ ژانویه ۲۰۲۰ خطاب به دارندگان این سیستمعامل هشدار داد. اگرچه کاربران عمومی راه چندان سختی برای بهروزرسانی به ویندوز ۸/۱ یا ویندوز ۱۰ ندارند؛ اما تغییر سیستمعامل در سازمانهای بزرگ کاری بس دشوار و نیازمند تغییرات اساسی در برخی از زیرساختها است.
فیسبوک برای راهاندازی رمزارز خود بهنام لیبرا آماده میشود. طبق اخبار گذشته، پروژهی مذکور در سال ۲۰۲۰ شروع بهکار میکند و غول شبکههای اجتماعی درحال آمادهسازی بخشهای گوناگون آن است. در یکی از جدیدترین مراحل توسعه، استارتاپ Servicefriend خریداری شد که در حوزهی طراحی و توسعهی چتبات فعالیت میکند. چتبات کارگزارهای چت هستند که در اپلیکیشنهای پیامرسان و مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میشوند. این ابزارها عموما برای تیمهای خدمات مشتری کاربرد دارند و طبق تأیید تککرانچ، هدف از خرید Servicefriend هم توسعهی بخش خدمات مشتری کالیبرا بوده است.
روبرتور سینگلر، یکی از سرمایهگذارهای Servicefriend خبر خرید را برای اولینبار به رسانهها اعلام کرد. تککرانچ برای بررسی عمیقتر موضوع با ایدو آراد، از بنیانگذارهای Servicefriend مصاحبه کرد که درنهایت به مصاحبه با فیسبوک انجامید. فیسبوک در جوابیهای به سبک اپل و بدون پرداختن به جزئیات بالا، پاسخ زیر را بیان کرد:
ما گهگاه شرکتهای کوچکتر فناوری را خریداری میکنیم و عموما توضیحی دربارهی برنامههای خود ارائه نمیدهیم.
افراد متعددی همچون آراد، همبنیانگذار دیگری شاهر بن آمی و یک نفر دیگر از تیم Servicefriend در پروفایل لینکدین خود خبر همکاری با فیسبوک را نوشتهاند. آنها اکنون خود را کارمند گروه کیف پول دیجیتال کالیبرا در فیسبوک معرفی میکنند. با توجه به اطلاعات پروفایل، دورهی زمانی شغل جدید آنها از ماه جاری میلادی شروع میشود. درنتیجه خرید استارتاپ احتمالا در هفتههای اخیر نهایی شده است.

فیسبوک هیچ اشارهی مستقیمی به وظایف جدید افراد جذبشده و استارتاپ Servicefriend نمیکند؛ منتهی میتوان پیشبینی کرد که آنها در حال توسعهی یک چتبات یا شبکهای از چتباتها باشند. چتباتها نیز به احتمال زیاد برای بخش خدمات مشتری کالیبرا، کیف پول دیجیتال فیسبوک آماده خواهند شد.
مقالههای مرتبط:
غول شبکههای اجتماعی برنامههایی جدی برای توسعهی کاربردهای کالیبرا دارد. آنها تصمیم دارند تا مجموعهای از خدمات مالی را برای کالیبرا معرفی کنند که منجر به خرید و فروش و جابهجایی لیبرا خواهد شد. بهعنوان مثال حملونقل پول بین مخاطبان، پرداخت قبوض، خرید محصول و خدمات و موارد دیگر احتمالا با لیبرا ممکن خواهد شد.
اعتماد کاربران به فیسبوک بهعنوان ارائهدهندهی خدمات لیبرا، چالش اصلی موفقیت پروژه محسوب میشود. در چنین مواردی، اضافه کردن بخشهای خدمات مشتری با نیروی انسانی و تجربهی واقعی از خدمات به مشتریان، اهمیت بالایی پیدا میکند. اکنون کالیبرا در صفحهی اصلی خود با شعار We are here for you، ادعای خدمات شبانهروزی برای کاربران دارد؛ خدماتی که در پیامرسانهای واتساپ و فیسبوک مسنجر ارائه خواهند شد.
Servicefriend قبلا در پلتفرم فیسبوک فعالیت داشته است. آنها چتباتهای چندکاره (هیبرید) را برای شرکتها ساختهاند که در پیامرسان مسنجر، بهعنوان مکمل تیمهای انسانی فعالیت میکنند. شرکتها با استفاده از این چتباتهای هیبرید، خدمات به مشتریان را در پلتفرمهای پیامرسان بهبود میبخشند. یکی از چتباتهای Servicefriend در مسنجر برای گروه مخابراتی Globe در فیلیپین ساخته شد. شرکت مذکور میگوید، استفاده از چتبات زمان کار کارگزاران خدمات مشتری را به ۲۰ ساعت برای هر هزار پاسخ به مشتری کاهش داده است.

رباتها همیشه موقعیتهای چالشی فیسبوک بودهاند. آنها در سال ۲۰۱۵ یک دستیار شخصی بهنام M توسعه دادند و در سال ۲۰۱۶ نیز چتباتها با هدف تسهیل ارتباط مشتری با کسبوکارها به مسنجر آمدند. البته هیچیک از سرویسها کارایی عالی نداشت و حتی در برخی اوقات نتایج بسیار بدی را نسبت به نیازهای کسبوکارها ارائه میکرد.
امروزه دستیارهای هوشمند همچون الکسا حضور جدی و کاربردی در دنیای فناوری دارند و نشاندهندهی توانایی کامپیوترها در مدیریت مکالمه و ارائهی اطلاعات به انسانها هستند. درمقابل برای چتباتها چنین وضعیتی تصور نمیشود و اکثر کارشناسان، فعالیت بهینهی آنها را تنها در ترکیب با نیروی انسانی متصور میشوند. درواقع چتبات شاید تا آیندهی نامشخص بهجای جایگزینی نیروی انسانی، بهعنوان همکار در کنار آنها باقی بماند.
فیسبوک با ارائهی خدمات مشتری مناسب در کالیبرا، میتواند اعتبار مناسبی را برای ادامهی مسیر خود کسب کند. شایان ذکر است، Servicefriend قبلا سرویسهایی با هدف انجام بازاریابی در چتباتها و گفتوگوهای خدمات مشتری توسعه داده است که احتمالا برای کالیبرا مفید خواهند بود. درنهایت اجرای ناصحیح پروژه و برنامهی کنونی نیز میتواند به چالشهای متعدد با مشتریان و همچنین شرکا و تنظیمگران قانون منجر شود.
.: Weblog Themes By Pichak :.