براساس گزارش پژوهشگاه فضایی ایران، بستهی باتری جدید بهکاررفته در مدل پروازی ماهوارهی ناهید۱ از آزمونهای محیطی خلاء حرارتی و ارتعاشی سربلند بیرون آمد و از لحاظ کارکرد در محیط فضایی مورد تأیید قرار گرفت.
متخصصان پژوهشکدهی سامانهی ماهواره در پژوهشگاه فضایی ایران با کسب تجربه از طراحی ماهوارههای قبلی، بستهی باتری ماهوارهی ناهید را با استفاده از فناوری سلولهای لیتیوم-یون و بهلطف مشارکت سیستمی بخشهای توان الکتریکی، سازه و حرارت طراحی و مراحل ساخت آن را اجرایی کرد.

مریم موسوی، مدیر پروژهی ناهید دربارهی اجرای موفقیتآمیر آزمایشهای خلاء حرارتی و ارتعاشی، میگوید:
آمادهسازی این بستهی باتری بهعنوان گامی از عملیات پیشپرتاب ماهواره ناهید۱ انجام شد و تمامی آزمونهای خلاء حرارتی و ارتعاشی را مطابق استاندارد فضایی اروپا (ECSS) با موفقیت پشت سر گذاشت.
بهگفتهی موسوی، با توجه به قیدهای جرمی، حجمی و توانی پروژهی ناهید، بستهی باتری ماهوارهی ناهید۱ دارای ظرفیت حداقلی ۶ آمپرساعت، محدودهی ولتاژ کاری ۲۴ تا ۳۳.۶ ولت، مدار ترازساز غیرفعال یا پسیو و مجموعهی مدارهای پایش ولتاژ و دما است.
مدیر پروژهی ناهید، طول عمر تقویمی سلولهای باتری و تعداد سیکلهای شارژ و دشارژ را در کنار شرایط دمایی از جملهی مهمترین پارامترهای تأثیرگذار بر طولعمر باتری عنوان میکند و میگوید با توجه به گذر مدت نسبتا طولانی از زمان ساخت باتری مدل فضایی ماهوارهی ناهید، باید بستهی باتری پیش از قرارگیری مدل پروازی در مدار مطابق الزامات تعویض میشد.
براساس اعلام موسوی، بستهی باتری جدید مدل پروازی ماهوارهی ناهید۱ از نظر مواد، قطعات و روش مونتاژ عینا مطابق با مواد و روش مونتاژ بهکارفته در بستهی باتری مدلهای کیفی و فضایی ماهوارهی ناهید بوده و در کوتاهترین زمان ممکن ساخته شده است. او میگوید:
در نهایت، آزمونهای کارکردی و محیطی شامل خلاء حرارتی و مجموعه آزمونهای ارتعاشی بستهی باتری جدید مدل پروازی ماهواره ناهید۱ با نظارت سازمان فضایی ایران انجام شد و کارکرد آن مورد تایید قرار گرفت.
اپل همیشه به امنیت گوشیهای هوشمند خود افتخار کرده است. آنها حفاظت از دادههای کاربران و احترام به حریم خصوصی را بهعنوان برترین ویژگیهای آیفون بیان میکنند. کنفرانس امنیت Black Hat که هفتهی گذشته در لاسوگاس برگزار شد، میزبان سخنرانیها و ارائههای متعدد از متخصصان امنیت بود که برخی از آنها آسیبپذیریهای آیفون را بهعنوان موضوع ارائهی خود انتخاب کردند. در یکی از ارائههای روز چهارشنبهی گذشته ادعا شد که آسیبپذیری امنیتی در سیستمعامل iOS آیفون، امکان انجام حملات از راه دور را روی آن ممکن میکند. بهعلاوه حملات مذکور نیاز به هیچگونه اقدامی از سوی کاربر قربانی ندارند.
برخی آسیبپذیریهای امنیتی در دنیای فناوری، بدون هیچگونه اطلاع شرکتهای سازنده و مالک سیستمها وجود دارند و تهدید بالایی علیه کاربران محسوب میشوند. چنین آسیبپذیریهایی بهنام آسیبپذیری روز صفر شناخته میشوند و در محافل امنیتی توجه همگان را به خود جلب میکنند. اکنون اپل در نتیجهی تحقیق متخصصان یکی از رقبای قدیمی خود یعنی گوگل، از آسیبپذیری روز صفر آیفون مطلع شده است. برخی منابع ادعا میکنند که آسیبپذیری مذکور قبلا توسط نیروهای جاسوسی دولتی امارات متحدهی عربی مورد استفاده قرار گرفته است.
اپل یک روز پس از رویداد Black Hat خبری مبنی بر توسعهی برنامهی شکار باگ (Bug Bounty) خود منتشر کرد. آنها اعلام کردند که جایزههای بیشتری به متخصصان کاشف آسیبپذیریهای حل نشده در سیستمها اهدا میشود. چنین خبری هم برای محافل امنیتی و هم کاربران جذاب و کاربردی خواهد بود. یکی از بستهترین نظامهای موجود در دنیای فناوری اکنون درهای خود را روی متخصصان امنیت خارجی باز میکند که پیشرفتی بزرگ در دنیای امنیت محسوب میشود.
مشکلات iMessage
ناتالی سیلانویچ، محقق برنامهی شکار باگ Project Zero است که گوگل در سال ۲۰۱۴ راهاندازی کرد. او در ارائهی چهارشنبهی گذشته توضیحی دربارهی روند کاری تیمش در اثبات برخی شایعهها پیرامون آسیبپذیری iOS داشت. درنتیجهی تحقیقات گروه او ۱۰ آسیبپذیری کشف شدند که برخی از آنها بدون هیچ دخالتی از سوی کاربر، دسترسی از راه دور را به مجرم سایبری میدهند. نفوذ مجرم سایبری به بخشهای پیامرسانی مانند پیامهای تصویری صندوق پست صوتی و iMessage ممکن میشود.

سیلانویچ در توضیحی جالب توجه پیرامون آسیبپذیریهای کشفشده گفت:
هر کسی از هر جایی میتواند از این باگها سوء استفاده کرده و به هر کاربری حمله کند.
محقق گوگل در جریان ارائهی خود دو نمونه نفوذ را به نمایش گذاشت. در یکی از آنها هکر توانست عکسی را از آیفون هدف کپی کند و در دیگری، اپلیکیشن ماشین حساب از راه دور باز شد. هکر پس از باز کردن اپلیکیشن عدد ۱،۳۳۷ را نمایش داد که نمادی از زبان لیت بهمعنای کلمهی «نابغه» است.
وبلاگ Project ero بلافاصله پس از ارائهی سیلانویچ یک پست کامل در توضیح کشف امنیتی منتشر کرد. خبر خوب اینکه اپل تمامی ۱۰ آسیبپذیری مذکور را در بهروزرسانی ۱۲/۴ سیستمعامل خود برطرف کرد. این بهروزرسانی تا امروز در اکثر دستگاههای اپل نصب شده است. بهعلاوه اپل در سند بهروزرسانی از گروه امنیتی Project Zero برای کشف و اطلاعرسانی باگها تشکر کرد. شایان ذکر است بسیاری از باگهای کشف شده ارتباطی به قابلیتهای مربوط به کاربران عادی نداشت.
در پست وبلاگی Project Zero میخوانیم:
سهم عمدهای از آسیبپذیریها به iMessage مربوط میشد. اپلیکیشنی که کاربرد زیادی دارد و همچنین کشف و برطرف کردن آسیبپذیریهای آن نیز بسیار دشوار است. بهعلاوه بخش زیادی از آسیبپذیریها در سطحی پیچیده حضور دارند که کاربران آنها را درک نمیکنند.
در توضیح سادهی مطلب بالا میتوان پیچیدگی در ساختارهای اپل را بهخاطر دلیل ایجاد آسیبپذیری نام برد.

برنامهی Bug Bounty 2.0
روز پنجشنبهی گذشته یکی از کارشناسان امنیت اپل ارائهای در کنفرانس امنیتی Black Hat داشت که بدون اشاره به یافتههای سیلوانویچ به توسعهی برنامهی شکار باگ اپل اختصاص یافت. ایوان کرستیک، مدیر مهندسی امنیت اپل در ارائهای خلاصه گفت که شرکت سعی در توسعهی برنامهی شکار باگ دارد. اپل سه سال پیش جایزهای مرتبط با گزارش آسیبپذیری در رویداد Black Hat معرفی کرد. برنامهی امسال، حوزهی پوشش گستردهتری دارد و محققان بیشتری هم امکان حضور در آن را خواهند داشت.
برنامهی شکار باگ جدید اپل تمامی سیستمهای عامل این شرکت را پوشش میدهد و همچنین تمامی محققان امنیتی امکان حضور در آن را خواهند داشت. جایزهی کشف آسیبپذیری در برنامهی جدید برای هر آسیبپذیری مستند در برنامههای منتشرشده تا یک میلیون دلار میرسد. هدف برنامهی اپل مانند برنامههای شکار باگ شرکتهای دیگر همچون گوگل است. شرکتها با چنین برنامههایی تلاش میکنند تا متخصصان امنیت را به ارائهی آسیبپذیریها به خودشان تشویق کنند. با چنین برنامههایی، متخصصان بهجای فروش آسیبپذیری به مجرمان سایبری، با ارائهی آنها به شرکت هدف درآمد کسب میکنند.
اپل در توسعهی برنامهی جدید علاوه بر اهدای جایزه برای کشف باگ امنیتی در آیفون و آیپد، به باگهای کشف شده در مک، tvOS و سیستمعامل اپل واچ یعنی watchOS هم جایزه میدهد. جایزهی یک میلیون دلاری به کشف باگی اهدا میشود که حملهی سایبری را بدون دخالت کاربر ممکن کند. باگ امنیتی برای دریافت جایزهی یک میلیون دلاری باید در دستهبندی باگهای روز صفر قرار بگیرد و تأثیری گسترده روی کنترل کل سیستم داشته باشد. باگهایی که خطر کمتری ایجاد میکنند، جایزهی کمتری هم دریافت خواهند کرد. بهعنوان مثال کشف یک باگ که به عبور از صفحهی قفل گوشی منجر شود، حداکثر ۱۰۰ هزار دلار جایزه خواهد داشت.
کرستیک در ادامهی توضیح پیرامون برنامهی شکار باگ اپل گفت که شرکت به باگهای کشف شده در مراحل تست نرمافزار، ۵۰ درصد جایزهی بیشتر اهدا میکند. او میگوید هدف اولیه از کشف باگ، شناسایی آن پیش از عرضه به کاربران است و درنتیجه باگهای مراحل تست، ارزش بیشتری دارند. بهعلاوه او از ارائهی آیفونهای تحقیقاتی به محققان امنیت صحبت کرد که ابزاری برای بررسی نرمافزار و سختافزار شرکت خواهند بود.

کرت اوپسال، قائم مقام اجرایی و مشاور Electronic Frontier Foundation پس از صحبتهای کرستیک دربارهی برنامهی شکار باگ، تصمیم اپل را دیرهنگام توصیف کرد. البته او از توسعهی برنامه و خبری Bug Bounty 2.0 استقبال میکند. کرت میگوید جایزهی اپل با قیمتی که برای باگها در بازار سیاه پرداخت میشود، رقابت میکند. البته کارشناسان امنیتی دیگر از عواقب احتمالی و غیر عمدی قیمت بالای جایزهی اپل ابراز نگرانی کردند.
کتی موسوریس، مدیرعامل Luta Security ادعا میکند که برنامهی اپل از دو لحاظ امکان ایجاد مشکل دارد. او اولین برنامهی اعلام آسیبپذیری عمومی را برای مایکروسافت مدیریت کرد. در بخشی از صحبتهای کتی میخوانیم:
بهعنوان اشکال اولیه، قیمتها در بازار سیاه هم افزایش مییابد که نفوذ سایبری را به فعالیتی پرسود تبدیل میکند. اشکال دوم در احتمال همکاری نیروهای داخلی شرکت با مجرمان سایبری دیده میشود.
درنهایت با وجود تمام انتقادهایی که شاید به رویکرد دیر اپل و جایزهی زیاد آن شود، چنین برنامههایی متخصصان متعدد را به بررسی آسیبهای امنیتی اپل مشغول میکند. درنهایت اگرچه اپل تیم امنیتی بسیار قوی دارد، اما بررسی مشکلات پیچیده توسط تیمهای خارجی، احتمال کشف آسیبپذیریها را افزایش میدهد.
با وجود بلندپروازیهای بسیار، شاید هزاران سال طول بکشد تا انسان بتواند مریخ را مستعمرهی خود کند. صرفنظر از اینکه تا چه اندازه ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیسایکس برای مستعمرهسازی مریخ تبلیغ کند و آن را پیشرفت اجتنابناپذیری بداند که در طول عمر او محقق خواهد شد، چالشهای تکنیکی، پزشکی و قانونی زیادی بر سر راه مستعمرهسازی سیارهی سرخ وجود دارد.
انسان فقط در صورتی قادر به مستعمرهسازی سیارهی سرخ خواهد بود که بتواند مغز و بدن خود را با محیط خشن این سیاره تطبیق دهد؛ وگرنه این رویا برای همیشه دور از دسترس باقی خواهد ماند. هرچند مریخ در کل منظومهی شمسی بیشترین شباهت را به زمین دارد؛ اما محیط این سیاره سرد و مرده و جو آن ۱۰۰ برابر نازکتر از جو زمین است. هوای ناچیزی که روی این سیاره وجود دارد، ترکیبی از کربندی اکسید سمی است که حجم آن برای محافظت از سطح این سیاره در مقابل پرتوهای مضر خورشید بسیار اندک است.
فشار هوا روی سطح مریخ بسیار کم است و به ۶۰۰ پاسکال میرسد که تنها ۰.۶ درصد از فشار هوای زمین است. قرار گرفتن در معرض خلأ هم میتواند مشکلاتی مثل پارگی ریه، ورم مهلک پوست و بافتهای بدن و درنهایت مرگ را بهدنبال داشته باشد. جو رقیق باعث میشود گرما روی سطح باقی نماند. میانگین دمای مریخ منفی ۶۳ درجهی سانتیگراد و حداقل دما منفی ۱۲۶ درجهی سانتیگراد است؛ درحالیکه پایینترین دمای ثبتشده روی زمین در ۲۳ ژوئن ۱۹۸۲، در قطب جنوب به منفی ۸۹ درجهی سانتیگراد رسیده است. وقتی دما از منفی ۴۰ درجهی سانتیگراد پائین تر بیاید، افرادی که بهخوبی برای آن شرایط آماده نشده باشند، در پنج الی هفت دقیقه دچار هیپوترمی یا سرمازدگی میشوند که آثار مهلکی را بر بدن انسان خواهد گذاشت.

مریخ، جرمی کمتر از زمین دارد. جاذبه روی سیارهی سرخ ۰.۳۷۵ زمین است و این یعنی یک شخص ۸۰ کیلوگرمی روی زمین، در مریخ ۸ کیلوگرم است. شاید این ویژگی جذاب به نظر برسد، اما محیط کمجاذبه در طولانیمدت سلامت انسان را تهدید میکند و حتی میتواند آثار منفی بر باروری انسان داشته باشد.
با وجود این مسئله و بسیاری از مشکلات دیگر، محبوبیت ایدهی مستعمرهسازی مریخ در آیندهی نزدیک بالا است. ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیسایکس پیشبینی میکند تا اوایل دههی ۲۰۵۰ بتوان به مستعمرهسازی مریخ پرداخت این در حالی است که لویس دارنل، اخترفیزیکدان و استاد دانشگاه وستمینستر تخمین منطقیتری را پیشنهاد میدهد؛ او معتقد است ۵۰ تا ۱۰۰ سال طول خواهد کشید تا افرادی به مریخ مهاجرت کنند و در شهرهای باثبات و سالم زندگی کنند. امارات متحدهی عربی هم در چشماندازی بلندپروازانهتر بهدنبال ساخت شهری مریخی با ظرفیت ۶۰۰ هزار نفر تا سال ۲۱۱۷ است.
مقالههای مرتبط:
از دیدگاه جورج دورسکی، نویسندهی این مقاله، ایدهی مستعمرهسازی مریخ در آیندهای نزدیک بیشتر به داستانهای علمیتخیلی نزدیک است. بدون شک انسان روزی به مریخ خواهد رفت و حتی قادر به ساخت یکی دو ایستگاه در آنجا خواهد بود، اما ایدهی مستعمرهسازی مریخ و اقامت صدها یا هزاران نفر در این سیاره دستنیافتنی است و برای دستیابی به این رویا باید چالشهای زیادی را پشت سر گذاشت.
لویس فریدمن، یکی از مهندسان پیشتاز هوافضا، همبنیانگذار انجمن سیارهای و مؤلف «پرواز فضایی انسان: از مریخ به ستارهها»، اشتیاق بیپایه به مستعمرهسازی مریخ را به چشماندازهای اجرانشدهی دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی تشبیه میکند. او میگوید:
در آن زمان تصویر جلد مجلههایی مثل Popular Mechanics و Popular Science، مستعمرههایی مستقر در اعماق اقیانوسهای قطب جنوب را نشان میداد. در آن زمان تصور میشد، انسان بالاخره راهی را برای اشغال هر گوشه و کنار سیارهی زمین پیدا نمیکند و حتی اهمیتی ندارد محیط موردنظر تا چه اندازه چالشبرانگیز و سکونتناپذیر باشد؛ اما این ایدهها عملی نشدند؛ و نتیجه، بازدیدهای دورهای از قطب جنوب و ساخت پایگاه در آنجا شد. زیر اقیانوسها که وضع بدتر است و امکانات محدودی برای فعالیتهای انسانی وجود دارد؛ فعالیتهایی که در سطح بسیار اندکی انجام میشوند.

صرفنظر از سهولت دسترسی، امکان ساخت جامعه در شرایط سخت مریخی وجود ندارد. پس از فرود انسان بر سطح ماه، فریدمن و همکاران او نسبت به آیندهی این مأموریتها بسیار خوشبین بودند و میگفتند:
ما میتوانیم قدم را فراتر بگذاریم و مستعمرهسازی در مریخ و ماه را هم آغاز کنیم؛ اما هیچکدام از مأموریتهای فضایی سرنشیندار ازجمله آپولو، برنامهی شاتل فضایی یا ایستگاه فضایی بینالمللی زمینههای مستعمرهسازی مریخ ازجمله ساخت زیرساختهای لازم، یافتن منابع غذایی امن و پایدار و کاهش آثار مخرب پرتوهای فضایی و جاذبهی اندک را مهیا نکردهاند. برخلاف زمینههای دیگر، پیشرفت انسان در پروازهای انسانی یکنواخت بوده است.
فریدمن معتقد است که میتوان ایستگاههایی را روی مریخ ساخت؛ اما براساس شواهد تاریخی، مستعمرهسازی حداقل در آیندهای پیشبینیپذیر غیرممکن به نظر میرسد. راشل سیدلر، متخصص علوم اعصاب دانشگاه فلوریدا معتقد است بسیاری از افراد امروزه قادر به درک دشواری حفظ جوامع روی سیارهی سرخ نیستند. سیدلر که درزمینهی یادگیری محرک و آثار ریزگرانش روی فضانوردان تخصص دارد، میگوید:
افراد معمولا نسبت به ایدهی مستعمرهسازی مریخ خوشبین هستند. بسیاری از آنها معتقدند نباید صرفا به عملی بودن این پروژه محدود شویم. به اعتقاد من، این ایده از نظر فیزیولوژیکی، پیامدهای منفی متعددی را بهدنبال خواهد داشت.
ناسا و دیگر سازمانهای فضایی بهسختی برای مقابله با آثار منفی متعدد زندگی در مریخ تلاش میکنند. برای مثال، فضانوردان ایستگاه فضایی بینالمللی که در معرض زوال شدید استخوان و ماهیچه قرار دارند، سعی میکنند این آثار را با تمرینهای قدرتی و هوازی در فضا جبران کنند؛ اما صرفنظر از اینکه آسیبها بر اثر اقامت طولانیمدت در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) یا زندگی طولانیمدت در محیط کمجاذبهی مریخ به وجود آمده باشند، هنوز راهحلی برای درمان آنها پیدا نشده است. مارتین ریس، کیهانشناس و اخترفیزیکدان در آخرین کتاب خود با عنوان «در راه آینده: چشماندازهای بشریت» بهطور مختصر به مشکل مستعمرهسازی مریخ اشاره میکند:
مشتاقان مستعمرهسازی فضا، شاید بتوانند تا سال ۲۱۰۰ پایگاههایی مستقل از زمین روی مریخ یا سیارکها بسازند. ایلان ماسک (متولد ۱۹۷۱) از شرکت اسپیسایکس میگوید میخواهد روی مریخ بمیرد؛ اما حتی نباید انتظار مهاجرت انبوه از زمین را داشته باشید. من بهشدت با ماسک و استیون هاوکینگ، همکلاسی خود در دانشگاه کمبریج که نسبت به ساخت سریع جوامع مریخی در مقیاس وسیع امیدوار بود، مخالف هستم. این یک توهم است که فکر کنید فضا راه فرار از مشکلات زمین است. ما باید مشکلات را همینجا روی زمین حل کنیم. شاید کنار آمدن با تغییرات اقلیمی به نظر دشوار برسد؛ اما حل این مشکل بسیار سادهتر از زمینیسازی مریخ است. حتی میتوان گفت زندگی در قطب جنوب یا قلهی اورست آسانتر از هر نقطهی دیگری در منظومهی شمسی است. هیچ سیارهی دومی برای فرار مردم وجود ندارد.
زمینیسازی بهطورکلی مشکلساز است. زمینیسازی به مهندسی زمین و تبدیل مریخ به سیارهای سکونتپذیر برای انسان و دیگر اشکال حیات گفته میشود. زمینیسازی در مریخ بهمعنی تزریق اکسیژن و گازهای دیگر به جو برای افزایش دمای سطح و فشار هوا و همچنین مداخلههای دیگر است. یکی از تعریفهای مربوط به مستعمرهسازی مریخ، آغاز فرایند تبدیل این سیاره به سیارهای سکونتپذیر است. تعدادی از نویسندههای علمیتخیلی ازجمله کیم استنلی رابینسون در اثر سهگانهی مریخی خود به این موضوع پرداخته است؛ اما همانطور که فریدمن میگوید، حداقل هزاران سال برای رسیدن به این هدف زمان لازم است. بریانی هورگان، استادیار علوم سیارهای در دانشگاه پوردو میگوید: «زمینیسازی مریخ، رویایی غیرواقعی است؛ چشماندازی که فراتر از فناوریهای کنونی یا آیندهای نزدیک است.»

وقتی بحث زمینیسازی مریخ مطرح میشود، باید قوانین و منابع موجود برای مهندسان زمین و کار روی این پروژهی چند نسلی را در نظر گرفت. بروس جکاسکای و کریستوفر ادواردز از دانشگاه کلورادو بولدر در مقالهی خود که در مجلهی Nature منتشر شد، به پژوهش روی میزان کربن دی اکسید موردنیاز برای افزایش فشار هوا و دما روی مریخ پرداختند؛ بهگونهای که انسان بتواند بدون نیاز به پوشیدن لباسهای مخصوص به فعالیت بپردازد و آب مایع روی سطح سیاره بهصورت پایدار جریان پیدا کند. آنها به این نتیجه رسیدند که کربندیاکسید مریخ برای زمینیسازی این سیاره کم است و مهندسان آینده باید مقدار زیادی از این گاز را با خود به مریخ ببرند.
در واقع، زمینیسازی غیرممکن نیست اما چارچوبهای زمانی و فناوریهای موردنیاز برای حفظ جوامع پایدار و بزرگ روی مریخ در آیندهای پیشبینیپذیر امکانپذیر نیست. تا فراهم شدن شرایط، محیط غیرزمینی مریخ، فضایی خشن برای پیشتازان خواهد بود. مهمتر از هرچیز باید به وجود پرتوهای شدید اشاره کرد که بر سلامت مهاجرها تأثیر میگذارد. بهگفتهی هورگان، چالشهای بزرگی بر سر راه مستعمرهسازی مریخ وجود دارد که یکی از آنها پرتوهای فضایی است. بسیاری از شرکتها و نهادها بهویژه اسپیسایکس در مورد این مشکل اندیشه کردهاند. برای مثال یکی از راهکارهای آنها، زندگی در زیر زمین در پایگاههایی محافظتشده است؛ اما با افزایش پرتوها بهمرور زمان، باید انتظار افزایش نرخ سرطان را داشت. هورگان میگوید:
برای محافظت در برابر پرتوها راهحلهای متعددی وجود دارد. میتوان ریسک پرتوها را تا یک سال آینده تخمین زد اما برای طولانیمدت این کار ممکن نیست. مشکل اینجا است که بهطور کلی اقامت همیشگی در مریخ، چه در پایگاه چه زیر زمین امکانپذیر نیست؛ زیرا بهمحض آنکه بیرون بروید، به دردسر افتادهاید.
هورگان با اشاره به بررسی اخیر Nature در مورد خطر بالای پرتوهای مریخی میگوید: «هنوز راهحل طولانیمدتی برای این مشکل وجود ندارد و بشر در صورت مهاجرت به مریخ با خطر بیماریهای پرتویی روبهرو خواهد شد. پرتوها بسته بهشدت، میتوانند منجر به سوختگیهای پوستی، بیماری پرتویی، سرطان و بیماریهای قلبیعروقی شوند.»
به عقیدهی فریدمن، میتوان محیطهای مصنوعی مثل پایگاههای زیرزمینی یا گنبدی را در مریخ ساخت. مسئلهی پرتوها قابلحل است اما مشکلات بسیار فراتر از اینها هستند. زندگی در کلونیهای مریخی میتواند رقتانگیز باشد؛ زیرا مردم مجبورند در پایگاههای زیرزمینی یا ایستگاههای سطحی با حفاظ ضخیم و حداقل دسترسی به محیط خارجی زندگی کنند. زندگی در محیط بسته با دسترسی محدود به محیط بیرون، میتواند منجر به مشکلاتسلامتی مربوط به زندگی در فضاهای داخلی ازجمله افسردگی، کسالت و نبود انگیزه، عدم توانایی تمرکز، بینایی ضعیف و فشارخون بالا شود (بدیهی است ارتباط با طبیعت هم قطع میشود)؛ از طرفی ساکنان مریخی هم مانند ساکنان ایستگاه فضایی ممکن است به فقر میکروبی دچار شوند و باکتریهای موردنیاز برای تجمع میکروبی سالم اندک هستند.
مشکل دیگر به انگیزه مربوط است. همانطور که فریدمن هم اشاره کرد، امروزه هیچ جامعهی انسانی در قطب جنوب یا زیر دریا زندگی نمیکند، بنابراین چرا باید انتظار داشت تعداد زیادی از افراد خواهان زندگی در محیطی بسیار ناخوشایند باشند؟ در نتیجه مریخ جایگزین ضعیفی برای زمین به نظر میرسد و از نظر کیفیت زندگی بهمعنی عقبگرد است. از طرفی حتی در صورت مهاجرت، تولیدمثل برای مهاجران دشوار خواهد بود. البته عملی بودن تولیدمثل در محیط مریخ هنوز سؤالی بیپاسخ است. علاوه بر آثار مخرب پرتوها برای رشد جنین، مشکل زندگی در محیطی با جاذبهی کم را باید در نظر گرفت. حتی چگونگی واکنش اسپرمها و تخمکها یا مراحل اولیهی تولیدمثل و مهمتر از هر چیز، میزان تأثیر جاذبهی کم بر مادر و جنین مشخص نیست.
بهگفتهی سیدلر، کارشناس روانشناسی و حرکتشناسی، مسئلهی باروری انسان در مریخ هنوز بیپاسخ مانده است. جنین در حال رشد ممکن است به دلیل جاذبهی کم در بالای شکم قرار بگیرد؛ در این حالت بر دیافراگم مادر فشار وارد میشود و تنفس او دشوار میشود. همچنین جاذبهی کم میتواند کل فرایند باروری را مختل کند و در مرحلهی افتادن جنین (وقتی سر نوزاد به پائین لگن حرکت میکند و مادر آمادهی وضع حمل میشود) در هفتهی ۳۹ بارداری اختلال ایجاد کند. روی زمین، استخوانها، ماهیچهها، دستگاه گردش خون و دیگر ابعاد روانشناسی انسان نسبت به جاذبه رشد میکنند. ممکن است بدن انسان با شرایط جاذبهی اندک مریخی سازگار شود اما هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست. رحم مصنوعی میتواند راهحل این مشکل باشد اما باز هم نباید انتظار دسترسی زودرس به این فناوری را داشت؛ از طرفی مشخص نیست که بتوان با این فناوری مشکل رشد جنین در جاذبهی کم را حل کرد (مگر اینکه شکم مصنوعی برای شبیهسازی جاذبه در سانتریفیوژ قرا بگیرد).

بهتر است قبل از مشخص شدن آثار مریخ بر باروری، از هرگونه اقدامی برای تولیدمثل انسان جلوگیری کرد. اعمال چنین سیاستی روی سیارهای در فاصلهی ۵۵ میلیون کیلومتری از زمین هم خود جای بحث زیادی دارد، گرچه انتظار میرود جوامع مریخی به بیقانونی بازنگردند و استانداردهای امنیتی و اخلاقی عمومی را نادیده نگیرند.
جاذبهی کم مریخ برای مهاجرها در طولانیمدت میتواند مشکلات سلامتی عمدهای را بهدنبال داشته باشد. با بررسی فضانوردهای شرکتکننده در مأموریتهای طولانیمدت یک ساله، نشانههایی مثل زوال ماهیچه و استخوان، مشکلات قلبی، عروقی، اختلال در سوختوساز و سیستم ایمنی، اختلال بینایی و مشکلات حسی و تعادل دیده میشود. این مشکلات شاید به شدت مشکلات مریخی نباشند اما هنوز نمیتوان بهدرستی حدس زد. شاید پس از پنج، ده یا ۲۰ سال زندگی در جاذبهی کم مریخ، اختلالهای مشابهی دیده شود. پژوهش سیدلر دربارهی آثار ریزگرانش نشان میدهد، این مشکل قطعی است. او میگوید:
محیط کمجاذبهی مریخ، تغییرات عصبی و روانشناختی را تحمیل میکند. مشخص نیست این تغییرات در چه نقطهای ثابت شوند. براساس پژوهشهای من در چنین شرایطی مغز به سمت بالای جمجمه حرکت میکند، بخشی از مناطق خاکستری افزایش مییابند و بخشهای دیگر کاهش مییابند، تغییرات ساختاری در مادهی سفید مغز رخ میدهد و مایعات به سمت بالای سر حرکت میکنند.
برخی از تغییرات یادشده، بسته به مدتزمان قرارگیری در ریزگرانش از دو هفته تا ۶ ماه افزایش مییابند اما هنوز تأثیر طولانیمدت ریزگرانش بر بدن انسان مشخص نیست. بهگفتهی سیدلر:
بخشی از این آثار بهمرور یکنواخت میشوند؛ زیرا محدودهی ساختاری مشخصی برای حجم مایعات داخل جمجمه وجود دارد. سیستم عصبی انسان بسیار تطبیقپذیر است و با وجود تغییر ورودیهای حسگر میتواند روش کنترل حرکت در ریزگرانش را فرابگیرد؛ اما باز هم آستانهی تحمل آن مشخص نیست.
شاید تأثیر زندگی در جاذبهی کم بهشدت ریزگرانش نباشد اما در هر دو وضعیت، ورودیهای حسگر مغز متفاوت هستند زیرا براساس وزن معمول بارگذاری نشدهاند. تغییر عادت مغز میتواند منجر به درک ضعیف تعادل و اختلال در عملکرد حرکتی شود؛ اما براساس پژوهشها، فضانوردها درنهایت به شرایط ریزگرانش هم عادت میکنند. سیدلر میگوید: «سؤالهای بیپاسخ زیادی دربارهی تأثیر ریزگرانش و گرانش جزئی بر وضعیت روانشناسی انسان وجود دارد. ما هنوز مسائل سلامتی و امنیتی را بهخوبی درک نکردهایم؛ بنابراین نیاز به اقدامات بیشتری در این زمینه است.»
فضانوردهایی که از مأموریتهای طولانیمدت بازمیگردند، در چند روز اول بازگشت به زمین دچار مشکلاتی مثل تهوع، سرگیجه و احساس ضعف میشوند. برای مثال فضانوردهایی مثل اسکات کلی پس از بازگشت از فضا هرگز نتوانستند به شرایط اولیه بازگردند، عملکرد ژنتیکی او تغییر کرد و تست شناختی را با موفقیت انجام نداد. براساس پژوهشهای اسکات وود از ناسا، زمان بازیابی فضانوردها به مدت مأموریت آنها وابسته است. هرچقدر مأموریت آنها طولانیتر باشد، بازیابی آنها نیز طولانیتر خواهد بود. علاوه بر این هیچ اطلاعاتی دربارهی تأثیر ریزگرانش در مدتزمان بیش از یک سال در دست نیست و آثار ریزگرانش بر بدن انسان پس از سالها یا دهها سال هنوز بهصورت مسئلهای حلنشده باقی مانده است.
درنتیجه، این سؤال مطرح میشود که مهاجران مریخی برای بازگشت به زمین با چه مشکلاتی روبهرو میشوند. احتمالا آنها پس از سالها اقامت در محیط کمجاذبهی مریخ با مشکلات شدیدی روبهرو خواهند شد. کودکانی که در مریخ متولد میشوند، شاید هرگز نتوانند به سیارهی همنوعان خود بازگردند.
مشکلات یادشده، تنها بخشی از مشکلات مربوط بهسلامتی هستند. این در حالی است که احتمال وجود مشکلات دیگری مثل بیماریهای مختص مریخ وجود دارد که بر مغز، بدن و احساسات افراد تأثیر میگذارند. طول عمر انسان در مریخ ممکن است کمتر از طول عمر او در زمین باشد، گرچه باز هم این فرضیه قطعی نیست. درنهایت باید مسئلهی بقای روزانه را در نظر گرفت. محدودیت دسترسی به منابع اساسی مثل غذا و آب میتواند منجر به اعمال محدودیتهای بیشتری بر قابلیت رشد و رونق کلونیها شود. بهگفتهی هورگان:
فراهم کردن منابع پایدار برای زندگی طولانیمدت امکانپذیر است اما کار دشواری خواهد بود. ما برای دسترسی به منابع آب و یخآب باید به شمال مریخ برویم؛ اما در شمال مریخ شرایط دشواری مثل زمستانهای سخت و نور اندک خورشید را تجربه خواهیم کرد.

مهاجرها به منابع غذایی پایدار نیاز دارند و باید راهی برای حفظ سیاره در مقابل پرتوها پیدا کنند. رگولیت یا خاک مریخ سمی است و شامل مواد شیمیایی خطرناکی مثل پرکلرات است؛ بنابراین باید آن را هم نادیده گرفت. مهاجرها برای پرورش محصول نیاز به گلخانههای آبکشت زیرزمینی دارند. بدیهی است، این گلخانهها به نور مخصوص و گیاهان دستکاریژنتیکیشده نیاز دارند که برای زندگی در مریخ طراحی شدهاند؛ علاوه بر این به مقادیر زیاد آب نیاز دارند که یافتن منبع آن در مریخ کار دشواری است. بهگفتهی هورگان: «مردم پیچیدگی این کار را درک نمیکند. تلاش برای ساخت کلونی با امنیت بالا، چالش بزرگی است.»
فناوریهای آینده مثل مداخلهی پزشکی برای درمان بیماریهای مریخی میتوانند راهحل این مشکل را ارائه کنند؛ اما باز هم رسیدن به این راهحلها نیاز به زمان دارد. حتی در صورت یافتن درمان برای بیماریهای مریخی، بهصورت محدود میتوان از آنها استفاده کرد و بیمارها به توجه و مراقبتهای ویژهای نیاز خواهند داشت. مارتین ریز در کتاب خود، مریخ و محیطهای فضایی دیگر را دشمن انسان میداند:
ما و نوادگانمان روی زمین، باید از ماجراجویان شجاع فضایی قدردانی کنیم زیرا آنها نقشی محوری در پیشگامی آیندهی پساانسانی دارند و اتفاقات قرن ۲۲ و فراتر از آن را رقم میزنند.
منظور ریز از آیندهی پساانسان، اشاره به عصری است که در آن انسانها دستخوش تغییرات سایبرنتیک و بیولوژیکی گستردهای شدهاند؛ بهطوریکه دیگر نمیتوان آنها را در گروه انسان دستهبندی کرد؛ بنابراین با اینکه مریخ برای هوموساپینها یا انسان خردمند غیرقابل دسترس است اما دسترسی به آن برای افرادی که دستخوش تغییراتی شدهاند، امکانپذیر خواهد بود. راهحل احتمالی مستعمرهسازی مریخ، تغییر بیولوژی انسان و تطبیق آن برای زندگی و تولیدمثل در محیط سیارهی سرخ است. ریز در اثر «در راه آینده» مینویسد:
از آنجا که کاوشگران پیشتاز بهخوبی با زیستگاه جدید خود سازگار نمیشوند، انگیزهی بیشتری برای تغییر خود و سازگاری با محیط پیدا میکنند. آنها میتوانند از ژنتیک ابَرقدرت و فناوریهای سایبورگی که در دهههای آینده توسعه پیدا میکنند، برای رسیدن به این هدف استفاده کنند. این روشها در زمین با قانونگذاریهای سنگین، براساس زمینههای اخلاقی و کاملا با احتیاط اجرا میشوند اما فاصلهی مهاجران مریخی با قانونگذاران بسیار زیاد است؛ بنابراین تنها باید امیدوار بود که در تغییر نسل خود و تطبیق با محیط فرازمینی موفق شوند؛ چنین موفقیتی میتواند اولین گام به سمت واگرایی در گونههای جدید باشد. فناوری سایبورگ (موجود زندهی سایبرنتیک که ترکیبی از انسان و فناوری است) میتواند مکملی برای دستکاری ژنتیکی باشد. به این صورت امکان انتقال به هوشهای غیربیولوژیک وجود دارد؛ بنابراین این گروه از ماجراجویان فضایی وارد عصر پیشگامی پساانسانی میشوند، نه افرادی که بهراحتی در محیط زمین زندگی میکنند.
تغییر انسانها و سازگار کردن آنها برای زندگی روی مریخ مستلزم تغییرات چشمگیری است. DNA انسان باید برای زندگی سالم و طولانی در مریخ تنظیم شود که شامل تغییرات ژنتیکی برای برخورداری از ماهیچهها و عضلات خوب و سلامت مغز است. این رفتارها قابلیت ارثبری دارند بهطوریکه فرزندان بتوانند ویژگیهایی را از والدین خود به ارث ببرند. درصورتیکه تغییرات بیولوژیک کافی نباشد، دانشمندان میتوانند از بهبود سایبرنتیک ازجمله نورونهای مصنوعی یا پوست ترکیبی استفاده کنند که از بدن در برابر پرتوهای خطرناک UV محافظت میکند.
نانوفناوری به شکل ماشینهای مولکولی میتواند خدماتی مثل دارو، انجام کارهای تعمیری و حذف نیاز به تنفس و تغذیه را بهدنبال داشته باشد. درمجموع، این تغییرات میتواند منجر به تکامل گونههای کاملا جدیدی از انسانها شود که میتوانند در مریخ زندگی کنند. کریگ ونتر، متخصص ژنتیک و زیستشناس ترکیبی معتقد است این احتمال، چشماندازی متمایز و امیدوارکننده است. ونتور با تأکید بر رویداد ناسا در سال ۲۰۱۰ میگوید: «زمینههایی مثل تلاش برای طراحی موجودات زنده (حتی انسان) برای پروازهای فضایی طولانیمدت و حتی مستعمرهسازی دنیاهای دیگر الهامبخش من هستند.»
مانند دیگر راهحلهای پیشنهادی این چشمانداز هم خیلی زود محقق نخواهد شد و البته آسان نخواهد بود. حتی شاید هرگز رخ ندهد و درنتیجه انسان به چشمانداز دلسردکنندهی ماندن در زمین بچسبد. همانطور که فریدمن میگوید، چنین مأموریتی مفاهیم فلسفی و هستیشناسی زیادی را بهدنبال خواهد داشت. اگر انسان قادر به تطبیق با محیط مریخ نباشد، به این معنی است که تنها یک سیاره برای زندگی وجود دارد. علاوه بر این ممکن استتمدنهای فرازمینی هم در شرایط مشابهی قرار داشته باشند. درنتیجه پتانسیل گسترش حیات هوشمند در سراسر کیهان بسیار کم است. فریدمن میگوید:
اگر نتوانیم در سیارهی مجاور خود که دارای جو، آب و سطح پایدار است شرایط حیات را مهیا کنیم (که البته احتمال آن در آیندهای دور وجود دارد)، به فراتر از آن هم نمیتوانیم دسترسی پیدا کنیم؛ اما اگر گونههای تک سیارهای باشیم، باید به درک روانشناختی و فناوری لازم برای زندگی و ماندن در محدودهی زمین دست پیدا کنیم.
بهطور کلی احتمال رسیدن به گونههای میانستارهای یا میانسیارهای هنوز سؤالی بیپاسخ است و انسان باید برای تبدیل این چشمانداز به واقعیت در آینده تلاش کند اما تا آن زمان هم باید در حفظ زمین بهعنوان سیارهای سکونتپذیر کوشا باشد.
سنهایزر (Sennheiser) با معرفی محصول جدیدی در نمایشگاه صوتی تصویری High End Audio Visual Show هنگکنگ وارد بازار ایرفونهای بلوتوثی شد. محصول جدید سنهایزر بهنام IE 80S BT، اولین ایرباد بلوتوثی این شرکت است که بهطور ویژه برای دوستداران موسیقی طراحی شده و تا حد زیادی از همان ویژگیهای هدفونهای توگوشی (ear-canal) مدل IE 80S برخوردار است و حتی میتوان آن را نسخهی بیسیم همان مدل دانست که صدایی با وضوح بالا بههمراه دقت فوقالعاده و صدای واقعی صحنه تولید میکند.
محصول جدید سنهایزر علاوه بر آنکه بیسیم عمل میکند، قابلیت سفارشیسازی بااستفاده از اپلیکیشن کنترل هوشمند سنهایزر را نیز دارد که امکان دسترسی تک-لمسی به عوامل صوتی مانند سیری یا گوگل اسیستنت را هم فراهم میکند. IE 80S BT از یک طراحی دور گردنی برخوردار است و بهطور کامل روی شانههای کاربر قرار میگیرد. این محصول با پشتیبانی از طیف وسیعی از کدکهای صوتی با وضوح بالا ازجمله LHDC، aptX HD و AAC این قابلیت را دارد که بیتهای زیادی را در قالبهای موسیقی فشردهنشده با کیفیتی برابر با هدفونهای بیسیم پردازش کند. نکتهی دیگر آنکه کیفیت صوتی آنها مدیون یک تراشهی AKM DAC است و کاربران میتوانند از درایورهای دینامیک ۱۰ میلیمتری و مگنتهای قدرتمند نئودیمیوم آن بیشترین بهره را ببرند.

IE 80S BT برای کاربردهای صوتیتصویری و اهداف عمومی از کدک aptX Low Latency پشتیبانی میکند که بدون ایجاد مسائل مربوط به همخوانی لبها و صدا که در بیشتر ایرفونهای بلوتوثی مشاهده میشود، کاملا همگام با محتوای ویدیویی عمل میکند.
هدفون IE 80S BT طوری تنظیم شده است که صدایی با تونال متعادل و مطابق با سایر هدفونهای دوستدار موسیقی سنهایزر تولید کند. همچنین، میتوان با استفاده از ابزار فیزیکی تنظیم باس و تقویت مستقیم آن از روی هدفون، صدای خروجی این هدفونها را متناسب با سلیقهی هر کاربر تنظیم کرد. این کار را میتوان با استفاده از اپلیکیشن کنترل هوشمند سنهایزر هم انجام داد. اپلیکیشن نامبرده یک اکولایزر ۵ باندی دارد که صدا را بهدلخواه کاربر شکل میبخشد.
| مشخصات فنی | IE 80S BT |
|---|---|
| نوع | دورگردنی |
| پاسخ فرکانسی (میکروفون) | ۱۰۰ هرتز تا ۱۰۰۰۰ هرتز |
| پاسخ فرکانسی | ۱۰ الی ۲۰۰۰۰ هرتز (بلوتوت میتواند این مقدار را تغییر بدهد) |
| نسخهی بلوتوث | سازگار با بلوتوث ۵.۰؛ نوع ۱، BLE |
| پروفایلهای پشتیبانیشده | HSP ،HFP ،AVRCP ،A2DP |
| مدولاسیون | GFSK ،π/4 DQPSK ،8DPSK |
| کدک | SBC ،aptX ،aptX LL ،aptX HD ،AAC ،LHDC |
| فرکانس انتقال | ۲۴۰۰ مگاهرتز تا ۲۴۸۳.۵ مگاهرتز |
| بیشینهی توان خروجی | ۱۰ مگا وات |
| عمر باتری | ۶ ساعت؛ این ایرفونها در پروازهای طولانی نیاز به شارژ دوباره دارند. |
| قیمت و زمان عرضه | IE 80S BT سنهایزر از میانهی ماه اوت و با قیمت ۴۹۹.۹۵ دلار (۴۳۹ پوند) در دسترس مشتریان قرار خواهد گرفت. |
سنهایزر برای کسانی که بهطور مرتب از دستیارهای صوتی استفاده میکنند، یک دکمه اختصاصی برای دسترسی در مدل IE 80S BT تعبیه کرده است تا با فشردن آن، بهراحتی دستگاههایی مانند سیری یا گوگل اسیستنت را به کمک فرا بخوانند، به آنها دستور بدهند یا با آنها تماس برقرار کنند. IE80S BT با میکروفنهای باکیفیتی که بههمراه فناوریهای کاهش نویز نصب شدهاند سازگاری کامل دارد. سنهایزر ادعا میکند که اینگونه فناوریها موجب تولید صدایی شفاف در تماسهای تلفنی، FaceTime و برقراری ارتباط با دستیارهای صوتی میشود.

دورگردنیهای ایرفونهای IE80S BT قابل جداشدن هستند و میتوان یک کابل بهجای آنها به ایرفون نصب کرد و آن را تبدیل به یک دستگاهی سیمدار کرد. این قابلیت، کاربردی دوگانه به ایرفون جدید سنهایزر بخشیده است
جدیدترین مدل از میان محصولات دوستدار موسیقی سنهایزر از موادی بادوام و باکیفیت بالا ساخته شده و دارای یک دورگردنی بلوتوثدار است که بهراحتی میتوان آن را جدا کرد و درصورت لزوم، از کابلی که بههمراه سایر لوازم جانبی آن ارائه میشود، استفاده کرد. عمر باتری این دستگاه تا زمان شارژ مجدد ۶ ساعت است؛ درنتیجه، IE80S BT را نمیتوان بهعنوان محصولی پیشرو تعریف کرد. اما بهخاطر پشتیبانی آن از کدکهای مربوط به وضوح بالای صداها، این محصولات تقریبا نیاز زیادی به شارژ دارند.
چندین کلاهک توگوشی سیلیکونی، سیلیکون لاملار (لایهای) و فوم Comply Memory در سه اندازهی مختلف از هر کدام بههمراه این محصول ارائه میشود تا با بیشترین کاهش نویز منفی مانع از رسیدن صداهای خارجی به گوش کاربر شود. استفاده از قلابهای گوشی نرم و انعطافپذیر، پوشیدن ایربادها را برای مدت طولانی آسان و استفادهی متناسب و ایمن از این محصولات را تضمین میکند.
کمان اِی (Sagittarius A)، سیاهچالهی غولآسای مرکز راه شیری معمولا آرام است. این سیاهچاله هستهی فعالی نیست که به انتشار نور و گرما در فضای اطراف خود بپردازد؛ اغلب اوقات شدت فعالیت آن اندک است و درخشش صرفا نوسانهای اندکی دارد. اما اخیرا دانشمندان متوجه شرایط عجیب درخشش زبانهای در اطراف این سیاهچاله با شدت ۷۵ برابر بیشتر از سطح معمول شدند. این زبانه، درخشانترین زبانهی ساگیتاریوس A* در طولموجهای نزدیک به فروسرخ است. بهگفتهی توآن دو، ستارهشناس دانشگاه لسآنجلس کالیفرنیا:
این پدیده شگفتی بزرگی است. سیاهچاله بهقدری درخشان بود که آن را با ستارهی S0-2 اشتباه گرفتم زیرا قبلا هرگز ساگیتاریوس A* را با چنین درخششی ندیده بودم. در فریمهای بعدی کاملا مشخص بود منبع این درخشش، متغیر است و به احتمال زیاد باید سیاهچاله باشد. تقریبا میدانستم اتفاق جالبی در سیاهچاله در حال رخ دادن است.
اما دقیقا چه اتفاقی؟ ستارهشناسها هنوز بهدنبال پاسخ به این سؤال هستند. یافتههای آنها تاکنون در مجلهی اخترفیزیک Letters منتشر شده است. دو و تیم او با استفاده از رصدخانهی کک در هاوایی به مدت چهار شب به رصد مرکز کهکشان پرداختند. درخشش عجیب مرکز کهکشان در روز سیزدهم مه رصد شد و پژوهشگرها سعی کردند بهصورت تایم لپس از آن عکاسی کنند. نتیجهی دو ساعت عکاسی به چند ثانیه فیلم فشرده تبدیل شد.

نقطهی درخشانِ ابتدای فیلم، ابر چرخان گاز و غبار اطراف ساگیتاریوس A* است. سیاهچالهها معمولا هیچ پرتویی را که بتوان با ابزار کنونی به رصد آن پرداخت از خود منتشر نمیکنند بلکه با اعمال نیروی گرانشی به مواد اطراف خود منجر به تولید اصطکاک بینهایت و درنتیجه تولید پرتو میشوند.
مقالههای مرتبط:
با استفاده از تلسکوپ طیف مادونقرمز، درخشش پرتو قابل رویت است. معمولا درخشندگی ساگیتاریوس A* مانند سوسوها یا نوسانهای درخشش شمع است که از دقیقه تا ساعت متغیر هستند؛ اما وقتی درخشش زبانههای اطراف سیاهچاله افزایش پیدا کنند به این معنی است که چیزی به دام جاذبهی آن افتاده است. فریم اول که درست در ابتدای رصد برداشته شده، درخشانترین فریم است و نشان میدهد درخشش ساگیتاریوس A* قبل از رصد احتمالا بیشتر بوده؛ اما هنوز مشخص نیست این سیاهچاله دقیقا چه چیزی را بلعیده است.
تیم پژوهشی سخت مشغول جمعآوری دادهها و تجزیهی آنها است اما فعلا دو احتمال عمده برای این اتفاق وجود دارد. یکی از آنها G2 است: ابری گازی که در سال ۲۰۱۴ در فاصلهی ۳۶ ساعت نوری از ساگیتاریوس A* قرار گرفته بود. مجاورت ابر گازی با سیاهچاله باعث متلاشی شدن آن میشود و درنهایت توسط سیاهچاله بلعیده میشود. به این مجاورت بعدها لقب «فشفشهی کیهانی» داده شد اما پژوهشگرها معتقدند نمایش آتشبازی سیاهچاله در ماه مه ممکن است با تأخیر مواجه شده باشد.

اما باز هم باید تایملپس را بررسی کرد. نقطهی روشن سیاهچاله در محدودهی ساعت یازده را ببینید: این نقطه S0-2است؛ ستارهای که مدتها در مدار بیضی ساگیتاریوس A* قرار گرفته است. سال گذشته این ستاره در فاصلهی ۱۷ ساعت نوری از سیاهچاله قرار داشت که نزدیکترین تماس آن با ساگیتاریوس به شمار میرود. بهگفتهی دو:
یکی از احتمالات میتواند این باشد که سال گذشته با نزدیک شدن ستارهی S0-2 به سیاهچاله، جریانهای گازی آن به سمت سیاهچاله تغییر مسیر دادند و سیاهچاله گاز بیشتری را به داخل خود کشید.
تنها راه رسیدن به نتیجهی قطعی، دسترسی به دادههای بیشتر است. دادهها در حال حاضر در طیفهای بزرگتر طولموج جمعآوری شدهاند. در هفتههای پیش رو و قبل از ناپدید شدن درخشش ساگیتاریوس از آسمان شب، رصدهای بیشتری در رصدخانهی کک انجام خواهد شد. از طرفی بسیاری از تلسکوپهای دیگر از جمله اسپیتزر، چاندرا، سوییفت و ALMA هم در ماههای گذشته به رصد مرکز راه شیری پرداختهاند. دادههای این تلسکوپها میتواند ابعاد متفاوتی از فیزیک تغییر درخشش را آشکار و به درک بیشتر رفتار ساگیتاریوس A* کمک کند.
رونمایی AMD از پردازندههای ۷ نانومتری دسکتاپ رایزن سری ۳۰۰۰ گامی بزرگ برای این شرکت بود. برای نخستین بار در طی چند دهه، AMD توانست به شرکت رقیبش، اینتل برسد و حتی آن را شکست دهد. این برتری در تمامی ویژگیهای اصلی پردازندهها صدق میکند؛ ویژگیهایی نظیر کارایی تکهسته، کارایی چندهسته، بهینگی توان/گرما و قیمت. اشخاص ثالث عملکرد کمنظیر پردازندههای AMD را تأیید و آن را یک موفقیت واقعی قلمداد کردهاند. اما سوالی بزرگ همچنان باقی است: آیا این شرکت میتواند موفقیت پردازندههای ۷ نانومتری خود را در حوزههای موبایل و سرور نیز تکرار کند؟
مقالههای مرتبط:
AMD بهتازگی بهطور رسمی از پردازندههای جدید سری اپیک ۷۰۰۲ (Epyc 7002) موسوم به Rome پرده برداشت. به نظر میآید نیمی از سؤال بزرگ ما بهطور کاملی پاسخ داده شده است. پس از ورود هجمه به بنچمارکهای رایزن ۳۰۰۰ که توسط خود AMD گرفته شده بود، این شرکت تهیهی بنچمارک از پردازندههای جدیدش را به رسانهها سپرده تا عملکرد سختافزار آنها را مورد بررسی قرار دهند.
خلاصهی نتایج به این قرار است: اپیک «روم» برای سرور برابر با رایزن ۳۰۰۰ برای دسکتاپ است. IPC (تعداد عملیات در هر سیکل) بهبود یافته، هستههای بیشتر و کارایی گرمایی بالاتر این پردازنده نسبت به رقیب اینتلی و نسلهای گذشته همین سری کاملا بارز است.
عملکرد
روم تعداد تردهای (thread) بسیار بیشتری در هر سوکت نسبت به پردازندههای Xeon Scalable دارد. همچنین این پردازنده نرخ زمانی DDR4 بالاتری دارد و از ۱۲۸ مسیر PCIe 4.0 پشتیبانی میکند (هرکدام از مسیرهای PCIe 4.0 دو برابر PCIe 3.0 پهنای باند دارد). این ویژگیها در دیتاسنترهای بزرگ بسیار حائز اهمیت است زیرا در این مراکز علاوه بر قدرت خام پردازندهها، سرعت انتقال دادهها و عدم بروز گلوگاههای داده نیز بسیار مهم است. روم بهطور معناداری نسبت به نسلهای سابق Epyc بهبود یافته است. کارایی بالاتر و حذف گلوگاهها در تنظیمات چند سوکته از جمله این بهبودها به شمار میروند.
روم همچنان قادر به شکست قویترین پردازندههای زئون در نرخ زمانی سختافزار یا کارایی تک هسته نیست اما از همیشه به زئون نزدیکتر است. این بهبود تا حد بسیاری مدیون بهبودهای بسیار زیاد AMD در معماری این پردازندهها است که در اسلایدهای شرکت مذکور در روز معرفی نام برده شدند.
در بررسی زیر بهطور تخصصی نسخههای دو سوکته پردازندههای AMD و اینتل مورد بررسی قرار میگیرند؛ یعنی پردازندههای Epyc 7742 (با ۶۴ هسته و ۱۲۸ ترد)، Epyc 7502 (با ۳۲ هسته و ۶۴ ترد) در مقابل Xeon Platinum 8280 (با ۲۸ هسته و ۵۶ ترد) و Xeon Gold 6138 (با ۲۰ هسته و ۴۰ ترد).

PyBench یک ابزار بنچمارک تک تردای است. نرخ زمانی بالاتر پردازندههای Xeon در اینجا کاملا به چشم میآید

MKL-DNN یک بسته نرمافزاری اینتل است که بهشدت برای پردازندههای Xeon بهینه شده، اما پردازندههای رم پایاپای اینتل را تعقیب میکنند

بهینهسازیهای اینتل در نرمافزار این شرکت در این تست کاملا ملموس است
در تستهای تک تردای مانند PHPBench و PyBench راحت میتوان ۱۵ درصد بهبود عملکردی را که AMD از آن صحبت به میان آورده بود، مشاهده کرد. تفاوت عملکرد تک تردای پردازندههای AMD و اینتل نیز به کمترین میزان خود رسیده است. Epyc Rome همچنان قاعده را به Xeon Scalable میبازد اما تفاوت عملکردی آنها از ۵۰ درصد به ۲۰ درصد تقلیل یافته است. Xeon Scalable در تستهای انکدینگ ویدئو MKL-DNN نیز برتر ظاهر میشود (البته با تعلق این بسته نرمافزاری به خود اینتل و بهینهسازیهای آن برای سری Xeon دور از انتظار نیست).
درست است که اینتل برتری ناعادلانهای در بنچمارکهای MKL-DNN دارد اما به هرحال پردازندههای اینتل در این تستها برتر بوده و انتخاب مناسبتری برای کاربرانی هستند که کاربری با محوریت MKL-DNN دارند.

در تستهای vendor-neutral و چندتردایپسند مانند انکد ویدیوهای x265 یا بنچمارک OpenSSL پردازندههای Epyc میدرخشند
در تستهایی با تمرکز بر کاربری vendor-neutral و چندتردایپسند (multithreading-friendly) مانند انکد ویدیوهای x265 و OpenSSL، پردازندههای روم نسبتبه زئونها کاملا برتر ظاهر شدند.
AMD در عملکرد چندتردای برتر از اینتل بوده و در عملکرد تکتردای نیز فاصلهی خود را با اینتل به میزان قابل توجهی کاهش داده است.
هزینه
پردازندههای Platinum 8280 و Gold 6138 به ترتیب دههزار (۱۰۰۰۰) و دوهزاروهفتصد (۲۷۰۰) دلار قیمتگذاری شدهاند. اما در آن سو پردازندههای Epyc 7742 و Epyc 7502 شرکت AMD به ترتیب هفتهزار (۷۰۰۰) و دوهزاروششصد (۲۶۰۰) دلار قیمت دارند. در پایهایترین حالت پردازندهها بهتر است بهصورت هزینه بر ترد مقایسه شوند.

پردازندههای Epyc بهطور واضحی از Xeon ارزانترند اما نکته جالبتر نزدیکبودن قیمت بر ترد دو پردازنده Epyc است
نکته جالبی که از این جدول حاصل میشود، ارزانتر بودن Epyc نیست، بلکه نزدیک بودن هزینه بر ترد دو پردازنده Epyc نسبت به Xeon است. هزینهی قطعات اینتل در مدلهای بالا بهطور ناگهانی افزایش زیادی مییابد.
مصرف انرژی در روم ظاهرا مناسب است. Epyc 7742 توان طراحی حرارتی (TDP) بالاتری نسبت به Xeon 8280 دارد اما مصرف انرژی آن تنها اندکی بیشتر است (225W TDP در مقابل 205W TDP). این موضوع به همراه تعداد تردهای بسیار بالاتر آن، پردازندههای روم را از نظر مصرف انرژی بسیار بهینه میکند. طبق تستهای انجامشده Phoronix، پردازنده Epyc 7742 در تست سنگین OpenSSL حدودا ۵۰ درصد نسبت به Xeon 8280 از نظر گرمایی بهینهتر است.
پردازنده امن AMD
پردازندههای Epyc دارای یک پردازنده ARM A5 به نام پردازنده امن (AMD Secure Processor) است که خارج از پیکربندی x86 عمل میکند و از سوی لایهی سختافزاری x86 در دسترس نیست. این پردازنده برای AMD حکم موتور مدیریت اینتل (IME) را دارد. این پردازنده مانند IME، بوتهای UEFI امن را تسهیل میکند. البته این پردازندهها ممکن است موجب بروز مشکلات امنیتی «لایه صفر» شوند که خارج از دسترس و عملکرد عادی x86 بهروز دارند و تشخیص یا رفعشان نسبتا دشوار است. سابقهی امنیتی پردازندهی امن AMD بینقص نیست اما تا بدینجا از IME بهتر بوده است.

قابلیتهایی نظیر رمزنگاری امن حافظه (SME) و رمزنگاری حافظه امن (SEV) تنها با وجود یک پردازنده ناظر خارج از x86 امکانپذیر است. در پردازندههای AMD این پردازنده یک ARM A5 است.
AMD با استفاده از پردازنده امن، چند قابلیت کلیدی فراهم آورده که به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفتهاند:رمزنگاری امن حافظه (Secure Memory Encryption) و مجازیسازی رمزنگاریشده امن (Secure EncryptedVirtualization). درون کنترلر حافظه Epyc یک موتور AES-128 همراهبا کلیدهایی که از سوی SEP کنترل میشوند، قرار دارد. اگر رمزنگاری امن حافظه در بایوس سیستم فعال باشد، تمام رم سیستم با استفاده از کلیدی که SEP در اختیار سیستم قرار میدهد، رمزنگاری شده و هنگام درخواست از سوی CPU رمزگشایی میشود. استفاده از رمزنگاری امن حافظه و مجازیسازی رمزنگاریشده امن بهطور همزمان به رم اجازه میدهد تا با چند کلید مجزا رمزنگاری شود و کلید یکسانی با سیستمعامل میزبان نداشته باشند.
رمزنگاری امن حافظه (SME)

بهطور خلاصه: رم با AES-128 و کلیدهایی که در سطح x86 در دسترس نیستند، رمزنگاری میشود.

رمرنگاری امن حافظه به پشتیبانی سطح خاصی از سیستمعامل نیاز نداشته و کاملا شفاف نسبت به سطح اپلیکیشن عمل میکند.
رمزنگاری امن حافظه (SME) ابتدا بهعنوان یک لایهی مقاومتی جدی در برابر حملات مبتنی بر فیزیک مانندRowhammer و RAMbleed عمل میکند. حملات مبتنی بر فیزیک بر پایه دستکاری مستقیم رم سیستم در خارج از دید و دسترس معمول پردازنده، عمل میکنند. یک روش تلطیف و مقابله با این حملات تصادفیسازی لایه(Layout Randomization) نام دارد. این تکنیک برنامهنویسی حدس مکانهایی از رم را که در اشتغال داده قرار دارد، سخت میکند و از این رو دسترسی مهاجم به داده مورد نظر دشوارتر میشود.
SME نمیتواند و نخواهد توانست تا با حملاتی که در داخل چارچوب سختافزار x86 رخ میدهد، مقابله کند اما در حملات مبتنی بر فیزیک یک سد محکم به شمار میرود و حتی در صورت رخدادن سرقت، دادهها همچنان با AES-128 با کلیدی که مهاجم به آن دسترسی ندارد، رمزنگاری شدهاند. و بهطور مشابهی، اگرچه SME نمیتواند مانع از تخریب اطلاعات حافظه با Rowhammer شود اما این آسیبپذیری را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
نزدیکترین چیز به SME که هماکنون در پلتفرم اینتل وجود دارد، افزونههای حفاظتی سیگنال (SGX) است. SGX یک قسمت نسبتا کوچکی از حافظه رمزنگاری شده را به اپلیکیشنهایی که مستقیما برای استفاده از آن طراحیشدهاند، اختصاص میدهد. SGX برخلاف SME، نمیتواند توسط نرمافزارهای موروثی (Legacy Applications) مورد سوءاستفاده قرار گیرد و همچنین تأثیر معناداری بر کارایی دارد. این نتایج در آنالیزی که از سوی دانشگاه ایالتی وین و دانشگاه هیوستون صورت گرفت، به دست آمد.
مجازیسازی رمزنگاریشده امن (SEV)
مجازیسازی رمزنگاریشده امن (SEV) ایدهی رمزنگاری امن حافظه (SME) را یک گام فراتر برده و به کلیدهای مجزای AES-128 اجازه میدهد که به ماشینهایی مجازی که در لایهی زیرین پردازنده Epyc در حال اجرا هستند، اختصاص یابند. نسل اول پردازندههای Epyc تنها تا ۱۵ کلید جدا را پیشتیبانی میکردند اما در روم این تعداد به ۵۰۹ کلید افزایش یافته است. در روم ویژگی جدیدی تحت عنوان مجازیسازی رمزنگاریشده امن - وضعیت رمزنگاریشده (SEV-ES) نیز اضافه شده که وضعیت کامل پردازندهی یک ماشین مجازی را با یک کلید رمزنگاری میکند. این کلید نه برای میهمانها و نه برای خود میزبان ماشین مجازی قابل دسترسی نیست.


SEV در مقیاس بزرگ، قابلیت بسیار خوبی برای هاستهای مجازی در مقیاس دیتاسنتر است. پرواضح است که این قابلیت سدی امنیتی اضافه میکند تا از میزبان (هاست) و ماشینهای مجازی دیگر محافظت کند. البته SEV دسترسی و کنترل کاربر را نیز محدود میکند به طوری که کاربر root هم نمیتواند مستقیما وضعیت رم و پردازنده را مشاهده کند.
این لایهی اضافی امنیتی میتواند بسیاری از شرکتهایی را که محتوای بسیار حساس اما نیاز کمی به قدرت سختافزار دارند، متقاعد به استفاده از ماشینهای مجازی ارزانقیمت بهجای سختافزار فیزیکی گرانقیمتی که به آن نیازی هم ندارند، کند.
جمعبندی
عرضهی سری جدید پردازنده Epyc Rome زنگ خطری برای اینتل در حوزهی سرورها به شمار میرود. AMD نشان داده است که با جدیت تمام به رقابت خود با اینتل ادامه داده و روزبهروز عرصه را بر اینتل تنگتر میکند. بر همگان روشن است که اینتل اقتدار و برتری سابق خود را از دست داده و برای از دستندادن سلطه خود بر بازار نیاز به تلاشی مضاعف دارد.
- Epyc Rome عملکرد تکتردای ضعیفتری نسبت به Xeon دارد اما اختلاف خود را به مقدار قابل توجهی کاهش داده است.
- در عملکرد چندتردای Epyc Rome کاملا برتر است.
- بهینگی مصرف انرژی و گرمایی در Epyc Rome از Xeon به میزان قابل توجهی بهتر است.
- Epyc Rome از سری Xeon ارزانتر و بهصرفهتر است.
- Epyc Rome از قابلیتهای امنیتی جذابی بهره میبرد.
دیدگاه شما دربارهی پردازنده جدید Epyc Rome چیست؟ آیا میتواند رقیبی جدی برای سری Xeon باشد؟ آیا AMD قادر است تا به سلطهی اینتل بر بازار پردازندههای سرور پایان دهد؟ اینتل چه راهکارهایی برای حفظ عرصه دارد؟ دیدگاههای خود را با ما و سایر کاربران زومیت به اشتراک بگذارید.
گوگل چندی پیش اعلام کرد که موتورهای جستوجو برای قرارگیری در فهرست انتخاب موتور پیشفرض در اندرویدباید در مزایدهای شرکت کرده و هزینهای برای آن پرداخت کنند. در همان زمان شرکتهای متعدد به تصمیم غول موتور جستوجو اعتراض کردند و اکنون برخی از آنها بهصورت رسمی از شرکت در مزایده انصراف دادهاند. موتور جستوجوی Ecosia که با ادعای تمرکز بر اخلاق و حریم خصوصی فعالیت میکند، بهعنوان اولین موتور مهم از شرکت در مزایده انصراف داد.
مقالههای مرتبط:
برنامهی گوگل برای مزایده میان موتورهای جستوجو، با انتخاب سه موتور برای قرارگیری در کنار نام خود شرکت در سرویسهای پیشفرض اندروید اجرا میشود؛ برنامهای که در مرحلهی اول کاربران اروپایی را هدف قرار میدهد. بههرحال اکوزیا با اعلام رسمی عدم شرکت در مزایدهی مذکور، از غول اینترنتی درخواست کرد تا «رفتارهای مخرب انحصارگرایانه» خود را پایان دهد. آنها برنامهی گوگل را «غیراخلاقی و مخالف اصول رقابتی» خواندند.
موتور جستوجوی اکوزیا در آلمان فعالیت میکند و سهم عمدهی درآمد خود را مدیون درختکاری است. آنها در بیانیهای رسمی مزایدهی گوگل را «توهینی به کمیسیون اروپا و اصول کیفیت در برابر قانون» عنوان میکنند. بهعلاوه برنامهی گوگل، عاملی در مسیر کاهش انتخابهای پیش روی کاربران بیان شد. در بخش دیگری از بیانیهی اکوزیا به این نکته اشاره میشود که موتورهای جستوجوی اختصاصی (مثلا آنهایی که با تمرکز روی حریم خصوصی یا مبارزه با آلودگیهای زیستمحیطی فعالیت میکنند) شانس زیادی برای پیروزی در مزایده ندارند.

اکوزیا در بخشی از بیانیه نوشت:
موتورهای جستوجوی جایگزین که روی حریم خصوصی یا کاربردهای خاص متمرکز هستند، شانس زیادی برای پیروزی در این مزایده ندارند. همکارانی که متمرکز بر درآمدزایی فعالیت میکنند و بسیاری از آنها نیز درآمدزایی بالایی از طریق تبلیغات گوگل دارند، موقعیت خوبی در مزایده خواهند داشت. به بیان دیگر رقبایی که فعالیتهای مبتنی بر هدف مشخص (و نه لزوما درآمد) دارند، بهراحتی از فرایند مزایده حذف میشوند.
رسانهها برای پاسخگویی گوگل پیرامون اتهامهای مطرحشده تماسی با شرکت داشتند که هیچ اظهارنظر مشخصی دریافت نکردند. آخرین خبری که از غول موتور جستوجو پیرامون موضوع مزایده به گوش رسید، برنامهی آنها مبنی بر اضافه کردن منوی انتخاب موتوی جستوجوی پیشفرض بود. گوگل در ماه اوت اعلام کرد که با اجرای مزایده، سه موتور جستوجو را برای قرارگیری در فهرست پیشفرض و در کنار خود، انتخاب میکند. موتورهایی که در مزایده پیروز شوند، در زمان راهاندازی دستگاه اندرویدی جدید یا بازیابی کارخانهای دستگاههای موجود، باید از فهرست مذکور، سرویسی را برای جستوجوی پیشفرض انتهاب کنند. سرویس مورد نظر در جستوجوهای اصلی دستگاه اندرویدی و همچنین کروم (در صورت نصب) استفاده خواهد شد.
جریمهی قانونی
اتحادیهی اروپا طبق قانون ضد انحصار چندی پیش گوگل را محکوم به پرداخت پنج میلیارد دلار جریمه کرد؛ جریمهای که بهخاطر روشهای کاری شرکت در گنجاندن سرویسها در اندروید تصویب شد. اتحادیه به این نتیجه رسید که شیوهی عملکردی گوگل در اجبار تولیدکنندهها به نصب اپلیکیشنهای اختصاصی، غیرقانونی است. درواقع گوگل تولیدکنندهها را ملزم میکرد تا برای دسترسی به خدماتی خاص، حتما برخی برنامههای شرکت را نصب کنند.

گوگل در پاسخ به پروندهی بالا که هنوز هم در جریان است، ابتدا تغییراتی اساسی را در مدل مجوزدهی اندروید در اروپا اعلام کرد. بهعلاوه آنها از ابتدای سال جاری میلادی موتورها و مرورگرهای جایگزین را به کاربران اندروید پیشنهاد میکنند. البته باز هم کروم و سرویس جستوجوی اختصاصی گوگل بهعنوان پیشفرض فعال هستند.
پاسخ و واکنش اکوزیا به مزایدهی گوگل آنچنان دور از انتظار نبود. کریستین کرول این موتور جستوجو را سال ۲۰۰۹ در برلین تأسیس کرد. او پس از اعلام خبر مزایده در دوم اوت واکنش شدیدی نشان داد:
خبر جدید واقعا نگرانکننده و عجیب است. اکوزیا موتور جستوجویی غیرانتفاعی محسوب میشود که از درآمد خود برای کاشتن درخت در مناطق تحت تأثیر جنگلزدایی یا بیابانزایی استفاده میکند. ما درآمد خود را در رقابتهایی همچون مزایده و موارد مشابه خرج نمیکنیم. اگر ما در مزایده وارد شویم و برای قرار گرفتن در فهرست پیشنهاد موتور جستوجو به گوگل هزینهای پرداخت کنیم، گویی هزینهی کاشت میلیونها درخت و ایجاد جنگل را در کاربردی غیرمرتبط وارد کردهایم.
پس از اعلام بیانیهی رسمی اکوزیا، دیگر شرکتکنندههای احتمالی نیز بهمرور از فرایند مزایده خارج شدند. گابریل وینبرگ، بنیانگذار و مدیرعامل موتور جستوجوی DuckDuckGo است که با تمرکز روی رعایت حریم خصوصی فعالیت میکند. او مزایدهی گوگل را تاحدودی یک انتخاب برای کاربران میداند، اما مزایدهای که مبتنی بر پرداخت باشد، از نظر او انتخابهای کاربران را درنهایت محدود میکند. درواقع رقابت برای به دست آوردن سه جایگاه در کنار گوگل، همهی گزینههای موجود را در جلوی کاربر قرار نمیدهد و بهنوعی ناعدالتی رقابتی محسوب میشود. بهعلاوه او گفته بود که چنین رویکردی در کنار کاهش رقابت موجب سودآوری برای گوگل هم خواهد شد. وینبرگ در توییتر نوشته بود:
مزایدهی مبتنی بر پرداخت هزینه که درنهایت به چهار گزینه در فهرست انتخاب میانجامد، یعنی مصرفکنندهها همهی گزینههای لازم را برای انتخاب در اختیار نخواهند داشت. بهعلاوه گوگل به بهانهی رقابت باز هم سود کسب خواهد کرد. ما از تنظیمگران قانونی درخواست داریم تا رویکردی شفافتر در قبال گوگل، ما و دیگر فعالان داشته باشند تا بهترین سیستم به مصرفکنندهها عرضه شود.
اظهارنظر وینبرگ توسط اکوزیا هم تشدید شد. اگرچه اندروید اکنون به کاربران امکان میدهد تا مرورگر پیشفرض و موتور جستوجوی پیشفرض را تنظیم کنند، ارائهی تنها سه گزینهی جایگزین در زمان راهاندازی دستگاه این تصور را ایجاد میکند که تنها همان گزینهها تا همیشه قابل انتخاب خواهند بود. در بیانیهی اکوزیا به چنین وضعیتی با عبارت «کمبود مصنوعی» انتخابها اشاره میشود.

در بخشی از بیانیهی اکوزیا میخوانیم:
گوگل بهنوعی با محدود کردن گزینههای در دسترس کاربران کمبود منابع و گزینهها را بهصورت مصنوعی ایجاد میکند. چنین رویکردی هزینهها را برای موتورهای جستوجوی جایگزین افزایش میدهد. بهعلاوه بازیگران جدید صنعت نیز از کسب سهم مناسب بازار باز میمانند.
موتور جستوجوی Qwant که در فرانسه فعالیت میکند، پس از انتشار اخبار مزایدهی گوگل اعتراض خود را در توییتر بیان کرد:
Qwant به یاد میآورد که گوگل در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۸ بهخاطر سوءاستفاده از موقعیت اندروید از سوی اتحادیهی اروپا به پرداخت ۴/۳۴ میلیارد یورو جریمه محکوم شد. آنها سرویس جستوجوی خود را تقریبا در همهی گوشیهای اندرویدی الزامی کردند که موجب این رأی شد. اکنون گوگل نباید هزینهی رفتارهای اشتباه خود و جریمهی مالی را از رقبا دریافت کند. مزایدهی آنها نه به سود مشتریان اروپایی و نه در جهت رقابت آزاد، نیست.
در ادامه شایان ذکر است، گوگل شرکت در مزایده را منوط به امضای قرارداد عدم افشای اطلاعات (NDA) میکند. برخی رقبا اعتقاد دارند غول موتور جستوجو با این روش در پی پنهان کردن رویکردهای خود از اتحادیهی اروپا است. در ادامهی اعتراض کوانت میخوانیم:
گوگل تلاش میکند تا محکومیت ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۸ خود را جبران کند. کوانت بهعنوان یکی از طرفین درگیر در دعوای مذکور اجرای قرارداد عدم افشای اطلاعات را در کنار فرایند مزایده نمیپذیرد. چنین رویکردی تنها با این هدف اجرا میشود تا رقبای گوگل در صورت مشاهدهی هرگونه رویکرد خلاف قانون، توانایی اظهارنظر یا اعلام آن به مراجع قانونی نداشته باشند. چنین رویکردی مجددا سوء استفاده از موقعیت برتر این شرکت در بازار محسوب میشود.
تمامی شکایتها و نگرانیهایی که علیه فرایند مزایدهی گوگل مطرح میشود، یک خط مشترک دارند. رقبای بسیار کوچکتر گوگل تصور میکنند که رویکرد این شرکت مخالف رقابت آزاد خواهد بود. آنها از قانونگذاران اروپایی درخواست میکنند تا در مسئلهی مذکور دخالت کرده و گوگل را ملزم به طراحی سیستمی عادلانه کنند.

کرول در پایان اعتراض خود به رویکرد گوگل گفته بود:
ما از درآمد خود برای کاشت درخت در مناطق تحت تأثیر جنگلزدایی یا بیابانزایی استفاده میکنیم و آن را در هزینههای بیمورد مزایدههای گرانقیمت و رقابت با موتورهای جستوجوی دیگر خرج نخواهیم کرد. بههرحال گزینههای خود را با کمیسیون اروپایی مطرح میکنیم. انتخاب موتور جستوجو قطعا و تنها باید بر عهدهی کاربران اندروید باشد و گوگل نباید دخالتی در آن انجام دهد.
درنهایت امروز میدانیم که گوگل برنامهی روشنی برای ارائهی موتورهای جستوجوی پیشفرض به کاربران دارد. با وجود تمام مخالفتهایی که از سمت رقبا و کارشناسان ارائه میشود، آنها تغییر خاصی در برنامههای خود ایجاد نکردهاند. ازطرفی اتحادیهی اروپا با قوانین متعدد سعی در جلوگیری از رویکرد غیرقانونی شرکتهای بزرگ آمریکایی دارد. بههمین دلیل شاید لغو برنامهی مزایدهی گوگل یا تغییر روش اجرای آن، دور از انتظار نباشد.
لندرور مجموعهی آزمایشی بزرگی را در گیدون در وارویک شایر دارد. در این پیست تست، خودرو در شرایط مختلف و سختی آزمایش میشود. بهگفتهی مسئول تستهای دوام و قابلیت اطمینان لندرور دیفندر، ۲۰۰ دستگاه از نسل جدید این خودرو در نقاط مختلف جهان آزمایش شدهاند اما سختترین آزمون در این پیست انجام میشود. در پیست مذکور انواع چالهها، دستاندازها و پرشها شبیهسازی میشوند. لندرور در این مکان، نهتنها عملکرد و دوامسیستم تعلیق را تست میکند بلکه دوام و تواناییهای دسته موتورها نیز در شرایط سخت آزمایش میشوند.
لندرور به مدت ۸ هفته بهطور شبانهروزی آزمایشهای مختلفی را روی یک دیفندر جدید انجام داده است. شرایط آزمایش بهگونهای است که خودرو در عرض دو ماه بهاندازهی ۱۰ سال یا نزدیک به ۲۵۰ هزار کیلومتر کار میکند. جالب است که لندرور به هدف خود دست پیدا کرده است و خودروها پس از پایان آزمایش هیچ ایرادی پیدا نکرده بودند. هر دو نسخهی ۹۰ و ۱۱۰ آزمایشی، از فنرهای لول و تعلیق بادی استفاده میکنند.
سیستم تعلیق استاندارد دیفندر جدید از نوع فنر لول است ولی بهصورت سفارشی، نوع بادی هم ارائه میشود. سیستم تعلیق بادی تواناییهای بالاتری دارد و امکان تنظیم ارتفاع خودرو نیز در آن پیشبینی شده است. سیستم تعلیق بادی دیفندر جدید میتواند دمای کمکفنرها را بهطور دائمی بررسی کند و متغیرهای تنظیم سواری و راحتی را تغییر دهد. سیستم تغییر حالت رانندگی نیز در این مدل وجود دارد، ولی لندرور پیشنهاد میکند که همیشه در حالت خودکار (Auto) قرار داشته باشد.
لندرور بهصورت استاندارد دیفندر جدید را با رینگهای ۱۸ اینچی به بازار عرضه خواهد کرد ولی بهصورت سفارشی و با پرداخت مبلغ بیشتر، این خودرو با رینگهای ۲۲ اینچی نیز فروخته میشود.
ردهبندی لندرور دیفندر جدید در کلاس 4B بهخوبی نشان میدهد که این خودرو هیچ شباهتی به لندرور دیسکاوری ندارد. کلاس 4B به خودروهایی اطلاق میشود که تنها یک درجه از اتومبیلهای نظامی پایینتر هستند. در این خودروها هندسه و زوایای کلی شاسی فرقی ندارد ولی قطعات سیستم تعلیق، بوشها و بلبرینگهای جلو و عقب بسیار قویتر از خودروهای عادی هستند و دوام بیشتری دارند.
مقالههای مرتبط:
لندرور دیفندر جدید در دو نسخهی ۹۰ و ۱۱۰ به بازار خواهد آمد. این اعداد در حقیقت نشاندهندهی فاصلهی محوری این خودرو به اینچ هستند. در این خصوص لندرور گفته که مدل ۹۰ قابلیتهای بالاتری دارد. البته تفاوت دو مدل ۹۰ و ۱۱۰ تنها در ابعاد است و فرق چندانی در بخش فنی ندارند. بهگفتهی مهندس ارشد لندرور، یکی از مشکلات و نگرانیها در مورد مدل ۹۰ این است که با توجه به توانایی بالاتر و راحتی این مدل، رانندگان با سرعت بیشتری رانندگی خواهند کرد، پس باید حتما خودرویی بادوام و قابل اعتماد باشد.
برای مثال معیار سنجش خودروهای آفرود در خاورمیانه کاملا با اروپا، آمریکا و چین متفاوت است. با وجود این لندرور معتقد است که دیفندر جدید از هر نظر بنچمارک شاسیبلندها خواهد بود. تیم مهندسی لندرور معتقد است که نسل قبلی دیفندر خودرویی بسیار بادوام و مستحکم بود اما در سرعتهای بالای رانندگی، سواری راحتی نداشت. در نسل جدید، دیفندر تبدیل به خودرویی بسیار راحت شده در حالی که تواناییهای حرکتی آن نیز از هر نظر نسبت به قبل بهبود پیدا کرده است.
حال دیفندر خودرویی چند منظوره است که در شهر نیز میتوان آن را استفاده کرد. لندرور ضمن حفظ ویژگی اصلی دیفندر که استحکام و آفرود هستند، با نصب سیستم تعلیق بادی روی این خودرو آن را تبدیل به خودرویی با قابلیتهای جادهای بیشتر نیز کرده است. کسانی که بهدنبال مدلی لوکس و راحت باشند، میتوانند بهسراغ نسخهی دارای سیستم تعلیق بادی دیفندر بروند. سیستم تعلیق بادی مزایای زیادی دارد چون طرفداران آفرود نیز آن را خواهند پسندید.
دیفندر جدید به پیشرانهی ۲ لیتری توربوشارژ و فناوری هیبرید مجهز است که میتواند در حالت تمام برقی نیز کار کند. هنوز شعاع حرکتی این خودرو در حالت تمام برقی اعلام نشده ولی اساس قوای محرکه، مشابه رنجرور پلاگین هیبرید است. دیفندر جدید به سیستم اطلاعات و سرگرمی مدرن نیز مجهز خواهد بود و برای اولینبار، از ترمز اضطراری خودکار استفاده میکند.
قرار است امسال دو مدل از گوشیهای هوشمند سامسونگ از سیستم فایل (File System) متفاوت با سیستم فایل EXT4 استفاده کنند. EXT4 سیستم فایلی است که از زمان معرفیاش تاکنون بیشتر برای پلتفرم اندروید استفاده شده است. اما در گلکسی نوت ۱۰ (Galaxy Note 10) تغییراتی نسبت به مدلهای پیشین رخ داده و بهجای EXT4 از سیستم فایل F2FS و سیستم ذخیرهسازی UFS 3.0 استفاده شده است.
نگاهی گذرا به F2FS
برای توضیح F2FS ابتدا باید بدانیم سیستم فایل چیست. بهطور خلاصه میتوان گفت سیستم فایل تعیینکنندهی چگونگی ذخیرهی داده و بازیابی آن از حافظهی دستگاه است. سیستمعامل اندروید بهطور سنتی از سیستم فایل EXT4 استفاده میکرده است. هرچند طی این سالها سیستم فایل F2FS روی برخی گوشیها (مانند OnePlus 3T) آزمایش شده اما شرکت تولیدکنندهی همین گوشی نیز برای پرچمداران بعدی خود مجدداً از EXT4 استفاده کرده است.
جالب است بدانید که F2FS در سال ۲۰۱۲ توسط سامسونگ الکترونیکس و بهعنوان یک سیستم فایل log-structured ساخته شد که میتوانست همراهبا حافظههای ذخیرهسازی که براساس فلش مموریNAND ساخته شده بودند، به کار رود. در مقابل، نخستین نسخهی سیستم فایل EXT4 بهعنوان نسل جدید EXT3 در سال ۲۰۰۸ وارد بازار شد.
F2FS در مقابل EXT4؛ سرعت در مقابل پایداری
سیستم فایل EXT4 پایدارتر از F2FS است چون مدت زیادی در دستگاههای اندرویدی استفاده شده و ساختار اساسیاش در این مدت بهروزرسانیهای زیادی نداشته است. اما قضیه در مورد F2FS قدری متفاوت است. F2FS میتواند بهروزرسانیهای متعددی داشته باشد که این باعث میشود تغییرات غیرمنتظرهای در آن رخ دهد. به همین علت F2FS برای دستگاههای اندرویدی (و مشابه آن) که ممکن است پیکربندی سختافزاریشان تغییرات بزرگی داشته باشد و در نتیجه ناپایداری مشکل بزرگی برای آنها محسوب میشود، انتخاب دشوارتری است. با این حال چون F2FS سیستم فایل Log-structured است و برای فلش مموریهای NAND تولید شده است، سرعت بیشتری دارد و احتمالاً در آینده مورد توجه سازندگان شناختهشدهی قطعات اصلی (OEMs) خواهند بود. به نظر میرسد زمان کافی از تولید اولیهی F2FS گذشته و این سیستم فایل به پایداری کافی رسیده؛ مخصوصاً حالا که قرار است با UFS 3.0 در کنار هم قرار گیرد. به همین دلیل سامسونگ قصد دارد F2FS را جایگزین EXT4 کند.
استفاده از سیستم فایل F2FS بهمنزلهی بزرگترین تفاوت بین دستگاههایی است که از حافظهی UFS 3.0 استفاده میکنند. در شکل زیر مشخصات گوشی وان پلاس7 پرو (با سیستم فایل EXT4) را در مقایسه با گلکسی نوت ۱۰ مشاهده میکنید. بررسی بنچمارک اولیه نشان میدهد گلکسی نوت ۱۰ مشخصاً در زمینهی سرعت نوشتن اتفاقی (Random Write) و سرعت SQLite بهتر از OnePlus 7 Pro عمل میکند و در نتیجه به نظر میرسد سیستم فایل جدید راه زیادی دارد.

آیا سامسونگ پس از این بیشتر از F2FS در تولیداتش استفاده میکند؟
گلکسی فولد (galaxy Fold) هم مانند گلکسی نوت ۱۰ از حافظهی UFS 3.0 استفاده میکند اما نمیتوان با قطعیت گفت آیا در گلکسی فولد هم از سیستم فایل F2FS استفاده شده یا خیر. بنابراین این سؤال مطرح میشود که آیا سامسونگ در تولیدات آیندهاش بیشتر از F2FS استفاده خواهد کرد؟
در حال حاضر نمیتوان با قطعیت به این سؤال جواب داد اما واضح است که اگر سیستم فایل F2FS مزایای قابل توجهی برای گلکسی نوت ۱۰ و احتمالاً گلکسی فولد به همراه بیاورد، این نوع سیستم فایل در آینده بهطور وسیعتری در گوشیها و فبلتهای پرچمدار مانند گلکسی اس ۱۱ (Galaxy S11) به کاربرده میشود و نهایتاً در همهی بخشهای تولیدی استفاده خواهد شد. اما این روند چند سالی طول خواهد کشید.
بنابراین احتمال اینکه جایگزینی سیستم فایل برای گوشیهای پرچمدار کنونی، مانند گلکسی نوت ۹ (Galaxy Note 9) یا گلکسی اس ۱۰ (Galaxy S10) صورت گیرد، بسیار پایین است. اصولاً جایگزینی سیستم فایل EXT4 موجود در این گوشیها با F2FS از طریق یک بهروزرسانی برای سیستمعامل امکانپذیر است؛ اما از آنجا که این جایگزینی مستلزم یک بار حذف تمام اطلاعات موجود در روی گوشی است، سامسونگ احتمالاً این امکان را برای کاربران این گوشیها (که تعدادشان هم زیاد است) فراهم نخواهد کرد.

Tumblr یک رسانهی اجتماعی وبلاگگونه است که به کاربرانش درکنار نشر متن، اجازهی انتشار محتوای چندرسانهای را نیز در قالب شبکههای اجتماعی میدهد.
تامبلر سال ۲۰۰۷ میلادی توسط دیوید کارپ بنیان گذاشته شد، سال ۲۰۱۳ ابتدا توسط یاهو و سپس سال ۲۰۱۷ پساز تصاحب یاهو توسط ورایزون، در زیرمجموعهی این اپراتور همراه آمریکایی قرار گرفت؛ اما طولی نکشید که ورایزون نیز به فکر فروش تامبلر افتاد تا درنهایت شاهد تصاحب این پلتفرم محتوا توسط Automattic، شرکت مادر وردپرس باشیم.
دربارهی رقمی که بابت خرید تامبلر توافق شده، خبر دقیقی وجود ندارد؛ اما براساس ادعای وبسایت Axios، مبلغ قرارداد کمتر از سه میلیون دلار بوده که درمقایسهبا رقم ۱.۱ میلیارد دلاری که یاهو در سال ۲۰۱۳ برای خرید تامبلر پرداخت کرد، کاهش بسیار شدیدی را مشاهده میکنیم.
گورو گوراپان، مدیرعامل Verizon Media درخصوص فروش تامبلر میگوید:
تامبلر برند بزرگی بود که راهش را آغاز کرد و باعث شد تا [افرادی] با هویت واقعی شکوفا شوند، تا درنهایت به خانهای برای افراد خلاق و طرفداران این افراد تبدیل شود. ما به کاری که تیم [تامبلر] انجام داده، افتخار میکنیم و از اینکه شراکتی عالی با Automattic را بنا نهادهایم، خوشحال و خرسندیم. حرفهایبودن [Automattic] موقعیتها و امکانات هیجانانگیز جدیدی را برای تامبلر و کاربرانش فراهم خواهد آورد.
تامبلر در گذشتهای نه چندان دور یکی از پلتفرمهای محتوایی بهشمار میرفت که توانسته بود با استفاده از اهرم فشار شبکههای اجتماعی، تأثیر بهسزایی در حوزهی محتوا و وبلاگنویسی بر جامعه بگذارد؛ پس از تصاحب این شرکت توسط یاهو و سپس ورایزون، پرتو فعالیتهای تامبلر بهمرور کمفروغتر شد تا امروز شاهد فروش دوبارهی این کسبوکار باشیم. البته ظهور پلتفرمهایی چون اسنپچت، اینستاگرام و پیشرفت یوتیوب نیز از علتهای اصلی شکست تامبلر در جذب کاربران بیشتر بود.
با تمامی این اوصاف، هماکنون تامبلر مالک دیگری دارد و بهناچار باید در مسیر متفاوتی نسبتبه ادوار گذشته قدم بردارد. باتوجهبه اینکه وردپرس خود یکی از زیرمجموعههای Automattic است، انتظار میرود که در آینده شاهد ارتباط بیشتر این دو سرویس باشیم؛ سرویسهایی که هردو در حوزهی تولید محتوا فعالیت میکنند.
دیوید کارپ، بنیانگذار تامبلر که سال ۲۰۱۷ از این شرکت جدا شد، در وبلاگ شخصی خود بدون هیچگونه اشارهای به دلیل جداییاش، از ایمان خود به آیندهی تامبلر صحبت کرد:
التماس میکنم که درک کنید، تصمیم من پس از ماهها تفکر و اندیشه دربارهی جاهطلبیهای شخصیام اتخاد شده است و به هیچ عنوان به امیدواری من نسبتبه آیندهی تامبلر و تأثیرگذاری که میدانم میتواند [روی جامعه] داشته باشد، ارتباطی ندارد.
.: Weblog Themes By Pichak :.