، قایق های تندرو نوعی از شناورهای کوچک و با سرعت بالا هستند که در حوزه های گشت دریایی، حفاظت از مرزهای آبی و دفاع از حملات و تهاجم های احتمالی متجاوزان مانند دزدان دریایی و کشورهای متخاصم به مرزهای آبی و دریاهای یک کشور کاربرد فراوان دارند.

در دوران دفاع مقدس و همزمان با تهاجم سراسری رژیم بعث عراق، آمریکاییها فعالترین نقش را در پشتیبانی از صدام ایفا کردند. به طوری که ایجاد مشکل در مسیرهای صادرات و واردات دریایی، حمله به کشتیهای ایرانی، ورود به آبهای سرزمینی ایران، حمله به سکوهای نفتی، انهدام ناوهای جوشن و سبلان و از همه بی شرمانه تر، ساقط کردن یک فروند هواپیمای مسافربری ایرباس با ۲۹۰ نفر انسان بی گناه بخشی از آن اقدامات بوده است. بعد از عملیات کربلای ۵ حضور آمریکاییها بسیار متفاوت از قبل شد. در اوایل سال ۶۶، تعداد ۸۵ ناو و شناور آمریکایی در جنگ با ایران حضور فعال داشتند در حالی که تا پیش از این سال حدود ۱۰ فروند فعال بود. در این مقطع حساس، مسئولیت به سپاه واگذار شد تا در این منطقه به اقدامات متقابل و دفاع دست بزند و میتوان گفت شکل گیری نیروی دریایی سپاه با حضور آمریکاییها همزمان شد.
پس از دوران دفاع مقدس، تلاش برای به خدمت گرفتن بهترین قایق های تندروی دنیا در کنار توسعه بومی آنها و سایر فناوریهای کاربردی نظیر سلاح، ادوات ناوبری و مسیریابی و سامانههای مخابراتی امن آغاز شد و با روندی بی توقف و رو به رشد ادامه یافت. در زمینههای تسلیحاتی، به کارگیری پایدار کنندههای هیدرولیکی و سامانه کنترل آتش، باعث شلیک موثرتر راکت ۱۰۷ میلیمتری از فاصله دورتر و چند کیلومتری (بیشتر از برد سامانههایی مانند فالانکس) شده و نصب توپهای ۲۳ میلیمتری تک لول نیز آتش سنگین تری در مقایسه با تیربارهای ۷.۱۲ میلیمتری ایجاد می کند.

اما در عصری که در تمام ردهها سلاح موشکی یافت میشود، موشکهای کروز کوتاه برد و میان برد دریایی با عملکرد خودکار، قایق های تندروی ایرانی را حتی از برد توپهای کالیبر بالای ناوهای دشمن دور نگه میدارند. همچنین سطح مقطع کم این شناورها و سرعت بالای آنها، ترک سریع محل شلیک و عدم فرصت کافی برای پاسخ دشمن را ممکن میسازد. در حال حاضر شناورهای تندروی نیروی دریایی سپاه از متوسط سرعت حدود ۵۵ گره دریایی (نات) برخوردار بوده و شناورهایی با سرعت ۶۰ تا ۷۰ نات نیز موجود است.
به همین دلیل در ابتدا با استفاده از قایق تندرو عاشورا و سپس هم با طراحی و ساخت انواع آن قدرت خود را در عرصه دریا حفظ، تثبیت و ارتقا داده اند که این مهم تا امروز هم با قدرت بیشتر ادامه دارد.


قایق تندرو سراج

سراج در رسانه های خارجی
خبرگزاری CNN آمریکا در گزارشی مربوط به ۲۴ آگوست سال ۲۰۱۲ خبر از رونمایی قایق سراج داد و طی این گزارش ویژگیهای شاخص آن را برشمرد.

روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن هم طی گزارشی نوشته جان استوک در آگوست سال ۲۰۱۲ قایق سراج و ویژگی های آن را تحلیل و بررسی کرد.
، قایق های تندرو نوعی از شناورهای کوچک و با سرعت بالا هستند که در حوزه های گشت دریایی، حفاظت از مرزهای آبی و دفاع از حملات و تهاجم های احتمالی متجاوزان مانند دزدان دریایی و کشورهای متخاصم به مرزهای آبی و دریاهای یک کشور کاربرد فراوان دارند.

در دوران دفاع مقدس و همزمان با تهاجم سراسری رژیم بعث عراق، آمریکاییها فعالترین نقش را در پشتیبانی از صدام ایفا کردند. به طوری که ایجاد مشکل در مسیرهای صادرات و واردات دریایی، حمله به کشتیهای ایرانی، ورود به آبهای سرزمینی ایران، حمله به سکوهای نفتی، انهدام ناوهای جوشن و سبلان و از همه بی شرمانه تر، ساقط کردن یک فروند هواپیمای مسافربری ایرباس با ۲۹۰ نفر انسان بی گناه بخشی از آن اقدامات بوده است. بعد از عملیات کربلای ۵ حضور آمریکاییها بسیار متفاوت از قبل شد. در اوایل سال ۶۶، تعداد ۸۵ ناو و شناور آمریکایی در جنگ با ایران حضور فعال داشتند در حالی که تا پیش از این سال حدود ۱۰ فروند فعال بود. در این مقطع حساس، مسئولیت به سپاه واگذار شد تا در این منطقه به اقدامات متقابل و دفاع دست بزند و میتوان گفت شکل گیری نیروی دریایی سپاه با حضور آمریکاییها همزمان شد.
پس از دوران دفاع مقدس، تلاش برای به خدمت گرفتن بهترین قایق های تندروی دنیا در کنار توسعه بومی آنها و سایر فناوریهای کاربردی نظیر سلاح، ادوات ناوبری و مسیریابی و سامانههای مخابراتی امن آغاز شد و با روندی بی توقف و رو به رشد ادامه یافت. در زمینههای تسلیحاتی، به کارگیری پایدار کنندههای هیدرولیکی و سامانه کنترل آتش، باعث شلیک موثرتر راکت ۱۰۷ میلیمتری از فاصله دورتر و چند کیلومتری (بیشتر از برد سامانههایی مانند فالانکس) شده و نصب توپهای ۲۳ میلیمتری تک لول نیز آتش سنگین تری در مقایسه با تیربارهای ۷.۱۲ میلیمتری ایجاد می کند.

اما در عصری که در تمام ردهها سلاح موشکی یافت میشود، موشکهای کروز کوتاه برد و میان برد دریایی با عملکرد خودکار، قایق های تندروی ایرانی را حتی از برد توپهای کالیبر بالای ناوهای دشمن دور نگه میدارند. همچنین سطح مقطع کم این شناورها و سرعت بالای آنها، ترک سریع محل شلیک و عدم فرصت کافی برای پاسخ دشمن را ممکن میسازد. در حال حاضر شناورهای تندروی نیروی دریایی سپاه از متوسط سرعت حدود ۵۵ گره دریایی (نات) برخوردار بوده و شناورهایی با سرعت ۶۰ تا ۷۰ نات نیز موجود است.
به همین دلیل در ابتدا با استفاده از قایق تندرو عاشورا و سپس هم با طراحی و ساخت انواع آن قدرت خود را در عرصه دریا حفظ، تثبیت و ارتقا داده اند که این مهم تا امروز هم با قدرت بیشتر ادامه دارد.


قایق تندرو سراج

سراج در رسانه های خارجی
خبرگزاری CNN آمریکا در گزارشی مربوط به ۲۴ آگوست سال ۲۰۱۲ خبر از رونمایی قایق سراج داد و طی این گزارش ویژگیهای شاخص آن را برشمرد.

روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن هم طی گزارشی نوشته جان استوک در آگوست سال ۲۰۱۲ قایق سراج و ویژگی های آن را تحلیل و بررسی کرد.
هوشمند شدن عناصر مختلف زندگی انسانها آنقدر جذاب است که پس از روی کار آمدن تلفنهای هوشمند و استقبال گسترده از این نوع کالا، گجتهای پوشیدنی هوشمند نیز به مرور زمان وارد بازار شدند و حال تولید گجتهای پوشیدنی یکی از پردرآمدترین کسبوکارهای نوین در جهان است. ساخت این نوع محصولات در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و استقبال از انواع مختلف لوازم هوشمند پوشیدنی بهشدت افزایش پیدا کرده است، گجتهای پوشیدنی مانند ساعت هوشمند، دستبند هوشمند، عینک و انواع لوازم سلامت هوشمند به علت کارایی بالا، اتصال به تلفن همراه و برنامههای اختصاصی متفاوت، دیگر به یکی از عناصر اصلی بازار فناوری تبدیل شدهاند و شرکتهای فعال در این حوزه، رقابت سرسختی با یکدیگر دارند.

اما این حقیقت دیگر برکسی پوشیده نیست که شرکت اپل، برترین برند بازار گجتهای پوشیدنی محسوب میشود و از نظر تولید، درآمد و سوددهی، اختلاف فاحشی با دیگر برندهای این حوزه دارد. اپل از ابتدا به صورت هدفمند وارد بازار گجتهای پوشیدنی شد و روند صعودی خود را در طی سالهای اخیر حفظ کرد، همین روند مثبت موجب شده تا اپل تنها در سهماهه دوم سال (ماههای آوریل تا جون ۲۰۱۹)، با فروش اپل واچ و ایرپادز بیش از ۵ میلیارد دلار درآمد کسب کند و این درحالی است که فروش امسال اپل در این بخش بیش از ۴۵ درصد نسبت به زمان مشابه سال گذشته رشد داشته که رقمی فوقالعاده برای این شرکت خواهد بود. هرچند که تمرکز اصلی اپل برروی گجتهای پوشیدنی نیست و آمار دقیقی از فعالیت خود در این بازار منتشر نمیکند، اما شرکتهای تحقیقاتی بازار، میزان فروش و درآمد اپل و دیگر شرکتها را در بازار گجتهای پوشیدنی تخمین زده و به ارقامی شگفتانگیز رسیدهاند.

بهعنوان مثال، شرکت بین المللی اطلاعات آمریکا (IDC) اعلام کرده که شرکت اپل طی سه ماهه ابتدایی سال ۲۰۱۹، بیش از ۱۳ میلیون گجت پوشیدنی هوشمند روانه بازار کرده است، همچنین شرکت تحقیقاتی Counterpoint نیز در بررسیهای جدید خود اعلام کرد که در همان دوره زمانی، از هر سه گجت پوشیدنی عرضه شده، یک گجت محصول شرکت اپل بوده و این قدرت بالای این شرکت در بازار گجتهای پوشیدنی را نشان میدهد.

تصویر بالا نشان دهنده درصد سهم بازار شرکتهای برتر حوزه گجتهای پوشیدنی در جهان است، نوار طوسی رنگ نشان دهنده سهم بازار شرکتها در سه ماهه ابتدایی سال ۲۰۱۸، و نوار قرمز نشان دهنده سهم بازار شرکتها در سه ماهه ابتدایی سال ۲۰۱۹ است. همانطور که مشاهده میکنید، اپل با حدود ۳۵ درصد سهم بازار طی هر دو سال، بیش از یک سوم کل بازار جهانی را در اختیار دارد و اختلاف آن با شرکت دوم لیست یعنی سامسونگ، بیش از ۲۰ درصد است. البته شرکتهای سامسونگ، فیتبیت و هوآوی طی سال جاری رشد بسیار بالایی داشتند و از طرفی شرکتهای ایمو، امازفیت، فسیل و گارمین با کاهش فروش همراه بودند. با این وجود جمع سهم بازار سامسونگ، فیتبیت و هوآوی باز هم قابل مقایسه با اپل نیست و این نشان برتری مطلق شرکت آمریکایی در این حوزه است. نکته جالب این لیست، نبود برند شیائومی در میان ۸ شرکت برتر سه ماهه ابتدایی سال ۲۰۱۹ است. اما دلیل این اختلاف گسترده چیست؟

عدم حضور فعال شرکت گوگل در بازار گجتهای پوشیدنی
جدا از فعالیتهای جامع و هدفمند اپل در بازار گجتهای پوشیدنی، اصلیترین دلایل برای ایجاد اختلاف فاحش میان اپل و دیگر شرکتها، ثبات این شرکت و حضور کمرنگ و یا اتخاذ تصمیمات اشتباه از طرف رقیبان اپل است. به طور مثال گوگل به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری در جهان و تولید کننده سیستمعامل گوگل، اصلیترین مقصر برای کاستیهای فراوان نسخه مخصوص Android Wear یا اندروید پوشیدنی (سیستمعامل اندروید مخصول گجتهای پوشیدنی) در سال ۲۰۱۴ محسوب میشود که موجب شد شرکتهای سامسونگ، موتورولا و الجی در آن زمان در بازار گجتهای پوشیدنی عملکردی ضعیف داشته باشند.
در واقع سیستمعامل پر از ایراد اندروید پوشیدنی برای شرکتهای وابسطه به این سیستمعامل بسیار گران تمام شد و حالا الجی و موتورلا به طور کلی فعالیت خاصی در بازار گجتهای پوشیدنی ندارند. در آن سال تولید ساعت هوشمند Moto 360 متوقف شد، سامسونگ تمرکز خود را برای جایگزینی اندروید پوشیدنی گذاشت و الجی تلاشی برای ادامه بقا در این بازار نکرد، همین ضعف موجب شد تا اپل در سال ۲۰۱۵ اولین نسخه اپل واچ را با سیستمعامل قدرتمند واچ آیاواس تولید و روانه بازار کند و این درحالی است که شرکتی به عنوان رقیب جدی اپل در آن زمان وجود نداشت.

البته در حال حاضر نیز وضعیت خیلی متفاوت نیست، گوگل بهجای تمرکز بر افزایش کارکرد باتری، نظارت بر سلامت، سرعت اندروید پوشیدنی و یا حتی سرمایهگذاری برروی پیکسل واچ، در بروزرسانیهای اخیر خود تنها به بهبود رابط کاربری و عناصر کم اهمیتتر پرداخته و این خود اصلیترین دلیل عقب ماند شرکتهای وابسطه به اندروید است.

سیاستهای کلی اشتباه سامسونگ در بازار گجتهای پوشیدنی
اپل با عرضه اپل واچ در سال ۲۰۱۵ تنها پس از هشتماه توانست به برترین تولید کنند این حوزه تبدیل شود، آنهم در حالی که سامسونگ، موتورولا و الجی که سابقهای بیشتر در بازار گجتهای پوشیدنی داشتند، همچنان در حال رفع ایرادات محصولات خود بودند. سامسونگ Gear Live، الجی جی واچ و Moto 360 در آنسالها در جذب مشتریان بسیار ناامیدکننده بودند و فضای لازم برای رشد اپل واچ بهوجود آمد. در واقع پس از گذشت ۴ سال سامسونگ هنوز هم در تولید ساعت هوشمند به ثبات اپل واچ نرسیده و بهدنبال ایجاد تکامل برای محصولات خود است.

اپل تغییرات ظاهری کمی برای سری اپل واچ ایجاد کرده، اما پیشرفت چشمگیر اپل واچ سری ۴ در عملکرد، سهولت و کارایی، نسبت سری اول این محصول قابل درک است، از طرفی گلکسی واچ اکتیو، محصول سامسونگ نسبت به Gear Live سال ۲۰۱۵، تغییرات ظاهری بسیار زیادی داشته، اما در عملکرد، تفاوت چندانی میان این دو مدل دیده نمیشود. سیاستهای اشتباه سامسونگ شامل ایجاد مدلهای جدید، تغییرات در طراحی و سختافزار گجتهای پوشیدنی خود است که موجب عدم اطمیانان و گیج شدن خریدارن میشود، در حالی که اپل با تولید یک مدل و بروزرسانی آن، اعتماد طرفداران بسیاری را جلب کرده و عنوان پرفروشترین محصول بازار گجتهای پوشیدنی را نیز در اختیار دارد.

هوآوی، فیتبیت و دیگر برندها، هنوز به مقدار کافی خوب نیستند
همانطور که گفته شد علاوهبر ثبات اپل، دومین عامل مهم ایجاد اختلاف این شرکت با دیگر برندها، عملکرد ضعیف رقبا است. هوآوی و فیتبیت به عنوان برندهای معتبر بازار گجتهای پوشیدنی علیرغم توسعه و بهبود محصولات خود، هنوز از نظر کیفیت فاصله زیادی با اپل دارند. البته هوآوی همواره در بازار تلفن همراه روند صعودی داشته و اخیرا هم رشد چشمگیر این شرکت در بازار تبلتها و گجتهای پوشیدنی نیز نشان دهنده آن است که در آینده، این شرکت به عنوان یک مدعی در تمامی عرصهها حضور خواهد داشت، اما در حال حاضر تولیدات هوآوی با اپل در زمینه گجتهای پوشیدنی قابل مقایسه نیستند.
هوآوی نیز مانند سانسونگ دیگر امیدی به سیستمعامل اندروید پوشیدنی ندارد و بهدنبال جایگزین میگردند، سیستمعامل Hongmeng به نظر در این زمینه کارایی ندارد و به همین جهت نمیتوان پیشبینی کرد که حرکت بعدی هوآوی برای افزایش سهم بازار خود چه خواهد بود.

فیتبیت و گارمین در بسیاری از زمینهها فعالیت خود را به صورت حرفهایتری دنبال میکنند، اما همچنان از نظر نام و اعتبار به پای شرکتهای برتر بازار تلفن همراه مانند اپل، سامسونگ و هوآوی نمیرسند، از این رو بهسختی میتوانند راه رشد خود را هموار کنند.
البته تمامی این شرکتها با رشد سیستمعامل اندروید پوشیدنی میتوانند وضعیت بسیار بهتری در بازار داشته باشند و تولید و فروش خود را افزایش دهند، البته راه حل جایگزین، آن است که شرکتی مانند سامسونگ یا هوآوی، سیستمعاملی جدید وکاربردی برای گجتهای پوشیدنی تولید کنند و حق استقاده آن را به دیگر برندها نیز بفروشند. در این حالت هم شرکت مرجع و هم تمامی برندهای زیر شاخه میتوانند رشد چشمگیری در بازار داشته باشند.
کارشناس آزمایشگاه سراغ فریزر رفت و جسمی به اندازهی یک توپ فوتبال را که در یک کیسهی پلاستیکی کهنه قرار داشت، از آن برداشت. پوشش گِلی آن را باز کرد و روی یک میز چوبی گذاشت. این، سر جداشدهی یک گرگ بود. سر گرگ با دندانهای نمایان و خزی خالخالیاش بهنظر میرسید آمادهی حمله است. این حیوان حدود ۲۳ هزار سال در لایهی منجمد خاک در عمق ۲۰ متری زمین یاکوتیا در شمال شرقی سیبری باقی مانده بود.
از آنجایی که قطب شمال ازجمله بخش عظیمی از سیبری با سرعتی دوبرابر سرعت گرم شدن دیگر مناطق جهان، در حال گرم شدن است، لایهی منجمد خاک که قبلا بهطور دائم یخزده بود، درحال ذوب شدن است و چیزهای عجیبی مانند همین سر گرگ از زمینهایی که قبلا در آنها ماموتهای پشمی منجمد کشف شده بود، درحال نمایان شدن هستند.

منظرهی روستای اوسون کیوول در یاکوتیای روسیه که دراثر ناهمواریهای ترموکارست (برآمدگیهایی که بهوسیلهی تغییر در درجه حرارت زیر زمین ایجاد شده)، تخریب شده است
ذوب لایهی منجمد خاک همراهبا دیگر تغییراتی که بهوسیلهی گرمایش جهانی ایجاد شده، درحال شکلدهی مجدد این منطقهی بسیار دورافتاده است که گاهی با عنوان «پادشاهی زمستان» نامیده میشود. این منطقه یکی از سردترین مناطق دارای سکنه روی زمین بوده و بسیار بزرگ است؛ یاکوتیا اگر مستقل بود، هشتمین کشور بزرگ جهان میشد.
از دست دادن لایهی منجمد خاک موجب تغییر شکل مناظر طبیعی و فروافتادن خانهها و انبارها میشود. الگوی مهاجرت حیواناتی که قرنها است در این منطقه شکار میشوند، درحال تغییر است و سیلابهای شدیدی هر سال در فصل بهار این منطقه را به ویرانی میکشد. آب، با شستن معدود جادههای خاکی منطقه و بیرون انداختن اجساد از گورستانها و نیز طغیان دائمی، اهالی روستاها را تهدید میکند. امواج نیز سواحلی را که یخهای خود را از دست دادهاند، تخریب میکنند.

آب به قبرستانی در اسردنکولیمسک هجوم برده و قبرها را جابهجا کرده است

واسیلی اوکونشنیکوف، رئیس دهکدهی نالیمسک، تیری را که برای بستن اسبها استفاده میشود، بازرسی میکند. بهعلت سیلابهای متعدد، تیرکها دیگر صاف نمیایستند
مردم محلی بیش از همیشه مورد تهدید واقع شدهاند. ساکنین منطقه بهطور دائم و طی وضعیتهای پیشبینینشدهای با طبیعت در حال مبارزه هستند. این امر موجب میشود آنها احساس آشفتگی، بیچارگی، افسردگی و خشم کنند. افاناسی وی کودرین، کشاورزی در نالیمسک (دهکدهای متشکل از ۵۲۵ نفر بالای مدار شمالگان) میگوید:
همهچیز درحال تغییر است، مردم در تلاشند که بفمهند چگونه باید با این تغیبرات کنار بیایند. ما نیاز داریم که سرما برگردد اما همچنان گرمتر و گرمتر میشود.
تغییرات اقلیمی پدیدهای جهانی است اما این تغییرات در روسیه پررنگتر است؛ جایی که لایهی منجمد خاک دو سوم از سطح کشور را حتی تا عمق ۱/۶ کیلومتری میپوشاند. الکساندر ان فدوروف، معاون مدیر مؤسسهی پرمافراست ملنیکوف، یک سازمان پژوهشی در یاكوتسک میگوید:
مردم مقیاس این تغییرات را درک نمیکنند و دولت ما حتی درمورد آن فکر هم نمیکند.

کشاورزی در نالمیسک یک سرداب ساختهشده در لایهی منجمد را نشان میدهد که اکنون دیوارههای آن چکه میکنند

سر ۳۲ هزار سالهی یک گرگ که در عمق ۲۰ متری لایهی منجمد خاک منجمد بوده است
در یاکوتیا که تقریبا ۲۰ درصد از خاک روسیه را شامل میشود، فواصل، طولانی و حملونقل نامنظم است. جمعیت این منطقه کمتر از یک میلیون نفر است. محلیها به شوخی میگویند که هر یک از ساکنان میتواند یک دریاچه مطالبه کند. ۳۳ بخش یاکوتیا بهاندازهی یک کشور وسعت دارند. در شمال شرقی بسیار دور، بخش اسردنکولیمسککه کاملا بالاتر از مدار شمالگان واقع شده، کمی کوچکتر از کشور یونان است. فقط ۸ هزار نفر در ۱۰ روستای آن زندگی میکنند و ۳۵۰۰ نفر در پایتخت که نام آن هم اسردنکولیمسک است، زندگی میکنند. این منطقه، قرنها است که مفهوم دور بودن داشته است. امپراتریس الیزابت، نخستین زندانی سیاسی برجسته را در سال ۱۷۴۴ به این منطقه تبعید کرد، سفری که از سن پترزبورگ یک سال طول کشید.
فقط دو بزرگراه اصلی از یاکوتیا میگذرد که یکی از آنها عمدتا بهوسیلهی زندانیان گولاگ در زمان حکومت کمونیسم ساخته شد و هنوز تا حد زیادی بدون آسفالت مانده است. قبلا در اسردنکولیمسک، فصل تابستان از اول ژوئن تا اول سپتامبر ادامه داشت اما اکنون در هر دو انتها دو هفتهای طولانیتر شده است. خارجیها ممکن است متوجه این تفاوت نشوند اما اخیرا دماسنج در ماه ژانویه بهجای ۵۹- درجهی سانتیگراد، اطراف ۴۵- درجه گردش میکند.

آقای فدوروف میگوید:
در یک الگوی منطقهای، طی چندین دهه میانگین دمای سالیانه در یاکوتسک بیش از ۴ درجهی فارنهایت افزایش پیدا کرده و از ۱۴ درجه (۱۰- درجهی سانتیگراد) به ۱۸/۵ درجه (۷/۵- درجهی سانتیگراد) رسیده است.
زمستانهای گرمتر و تابستانهای طولانیتر، بهطور پیوسته درحال ذوب کردن زمین یخزدهای هستند که ۹۰ درصد یاکوتیا را میپوشاند. لایهی بالایی خاک که در تابستان ذوب شده و در زمستان یخ میزند، زمانی تنها ۹۰ سانتیمتر عمق داشت اما اکنون تا ۳ متر گسترش پیدا کرده است. فرسایش و شکستگی تختهسنگهای کنارهی رودخانهها موجب میشود که بخشهای پنهان خاک در معرض قرار گیرند، مانند همان وضعیتی که درمورد سر گرگ رخ داد.

یابودی از دوران شوروی برای احترام به زندانیان سیاسی که تحت قانون تزارها به اسردنکولیمسک تبعید شده بودند

در سرتاسر یاکوتیا، کشاورزان دهها هزار گاو را با اسبهای بومی که علوفهی کمتری میخورند ولی شیر کمتری نیز تولید میکنند، جایگزین کردهاند
لایهی منجمدِ درحال ذوب و افزایش بارندگی موجب مرطوبتر شدن زمین شده است. برف و باران چرخهی معیوبی ایجاد میکنند و لایهی عایقی روی خاک ایجاد میشود که به ذوب شدن یخ زیر زمین سرعت میبخشد. آبی که پشت تختههای یخ جمع میشود، اکنون هر ساله در ماه مه موجب ایجاد سیلابهای ویرانگر میشود. سال گذشته در اسردنکولیمسک، سیلابها باند خاکی فرودگاه و نیز ساختمانی که در آنجا بود را غرق آب کردند. هواپیماهایتوربوپراپ شوروی که خود در اغلب موارد در دست تعمیر هستند، خط ارتباطی این منطقه محسوب میشود. این فرودگاه بهمدت یک هفته بسته ماند.
نالیمسک در ۱۱ مایلی شمال اسردنکولیمسک، پنچ سال متوالی است که دچار سیل میشود. در این وضعیت، پشهها از زبالههای رهاشده تغذیه کرده و زیاد میشوند و همچون یک لشکر نیروی هوایی به انسان حمله میکنند. اوکونشنیکوف به شوخی میگوید: «طب سوزنی رایگان». اردکهای سیاه تُرفان معمولا طی هفتهی اول ژوئن به این منطقه میآمدند اما امسال تعداد پرندگان مهاجر کمتر بود. ترفانهای خیلی کمی وجود داشتند و گاهی یک غاز در میان آنها دیده میشد.

ماهیگیران قایقهای خود را از رود کولیما در شمال شرقی یاکوتیا حوالی ساعت ۹ بعدازظهر، در طول شبهای تابستان، زمانیکه خورشید هرگز بهطور کامل غروب نمیکند، از آب بیرون میکشند

آپولیناری پوپوف، کلبهی کوچک ماهیگیری خود را روی یک سراشیبی مشرف بر رودخانهی کولیما در ویاتکینو در شمال اسردنکولیمسک ساخته است. سیلاب بسیاری از ساختارهای مشابه نزدیک آب را خراب میکند
در مناطقی، مسیرهای مهاجرت گوزنهای وحشی تغییر کرده است. در همین حین، حشرات و گیاهان ناآشنایی در جنگلها پدیدار شدهاند. شکارچیان نالیمسک زمانی ماهیها و شکارهای خود را در غاری در عمق ۶/۷ متری لایهی منجمد ذخیره میکردند که نوعی یخچال طبیعی محسوب میشد. اکنون دیوارههای آن چکه میکند و گوشت، فاسد میشود. آقای اوکونشنیکوف میگوید:
ما گوشت میخریم و این گوشت خوب نیست، خیلی خشک است. ما چارهای نداریم حتی اگر با شرمندگی مجبور باشیم بهجای شکار، خرید کنیم.
در بخشهای شمالیتر، ساکنان از ترس از دست دادن دسترسی به ماهی سفید که جزء اصلی رژیم غذایی آنها است، تمایلی ندارند که روستاهای خود را که در معرض سیلاب قرار دارد، رها کنند. روستای بریوزووکا یک دهه است که هر بهار گرفتار سیلاب میشود. ۳۰۰ فرد ساکن این روستا بهدنبال تهیهی مایحتاج خود هفتهها سوار قایق میشوند. آنها درنهایت یک پروژهی ۵ ساله را برای جابههاجایی به روستایی دیگر قبول کردند. در بریوزووکا مردمان ایون (Even) زندگی میکنند که یکی از قبایل بومی در حال کاهش این منطقه هستند. ایونها که گلهداران گوزن هستند، در سال ۱۹۵۴ در این محل مستقر شدند. آنها زبان متفاوتی دارند؛ افراد قبیله سرودهای اجدادی خود را به ارث میبرند. اوکتیابرینا نوووسلتسوا، رئیس انجمن مردمان بومی شمال در منطقهی اسردنکولیمسک میگوید:
در مقطعی از زمان درمورد ترک این روستا صحبت شد، اما اهالی تمایلی به جابهجایی نداشتند. آنها همه چیز را از دست میدهند، تمام فرهنگ آنها از بین خواهد رفت.

رئیس انجمن مردمان بومی شمال میگوید: در یک مقطع زمانی با مردم در مورد ترک روستا صحبت شد، اما آنها نمیخواستند از آنجا بروند

نمایشگاهی در موزهی باستانشناسی و قومنگاری در یاکوتسک زندگی باستانی مردم بومی را در یاکوتیا نشان میدهد. قبایل کوچکی که قرنها مشغول گلهداری گوزن بودهاند، همانطور که گرمایش جهانی لایهی منجمد خاک را ذوب میکند، مورد تهدید قرار میگیرند
دولت مستقر در مسکو با آن همه فاصله، یک مفهوم انتزاعی است. آلاسکا نزدیکتر است. روستاییان در سرتاسر یاکوتیا برای سازگاری با تغییرات اقلیمی تنها متکی به خودشان هستند. حتی مؤسسههای ایالتی مانند مؤسسهی ملنیکوف نیز فاقد ابزارهای مورد نیاز برای انجام کارهای پپیچدهی میدانی مرتبطبا ارزیابی میزان از دست رفتن لایهی منجمد خاک هستند. آنها همچنین نمیتوانند میزان تأثیر عوامل دیگر را نیز اندازهگیری کنند. برای مثال این امر که متانی که بهوسیلهی میکروبهای موجود در خاکهای ذوبشده تولید میشود، تا چه حد به گرمایش زمین اضافه میکند. یوگنی اسلپتسوف، رئیس بخش اسردنکولیمسک میگوید:
ما واقعا این وضعیت را تحت نظارت قرار نمیدهیم، بنابراین فقط مجبوریم ببینیم چه میشود.
دولت نیز نمیتواند کاری چندانی در ارتباطبا دیگر مشکلات زیستمحیطی منطقه مانند آتشسوزیهای وسیعی که در جنگلهای دورافتادهی یاکوتیا و دیگر مناطق سیبری اتفاق میافتد، انجام دهد. رسیدن به این مناطق دورافتاده بسیار پرهزینه است.

ضلع شمالی اسردنکولیمسک بهطور منظم در فصل بهار دچار آبگرفتگی میشود

ایوان دی تروفیموف، کشاورزی ۶۳ ساله درون خانهی قدیمی خود در روستای مرکزی اوسون کیوول. خانهی او بهعلت ذوب شدن لایه منجمد خاک نشست کرده است
در سال ۱۹۰۱، نخستین ماموت پشمی در لایهی منجمد در کنارههای یک روخانه در نزدیکی اسردنکولیمسک پیدا شد؛ رویدادی که با تعیین سمبل ماموت قرمز بهعنوان نشان این شهر، جاودانه شده است. اما ذوب لایهی منجمد خاک جانوران عظیم مویی بیشتری را که حدود ۱۰ هزار سال پیش در مناطق شمالی سیبری پرسه میزدند، آشکار میکند و در وضعیتی که کشاورزی و شکار نامطمئن شده است، افرادی محلی بیشتری بهدنبال آنها میگردند. حفاری بهمنظور یافتن ماموتها غیرقانونی است و شکارچیان بهصورت مخفی کارخود را انجام میدهد. آنها تنها با فروش یک عاج به کشور چین ۱۶ هزار دلار بهدست میآورند؛ پولی که میتواند کفاف یک سال زندگی آنها را بدهد. شکارچیان عاج، سر گرگ عصر پلیستوسن را که در دپارتمان مطالعات ماموت در آکادمی علوم یاکوتسک نگهداری میشود، از زیر خاک بیرون آوردند.
مقالههای مرتبط:
از دست دادن لایهی منجمد خاک خود پایتخت یعنی یاکوتسک را نیز درگیر کرده است. نشست زمین موجب وارد آمدن آسیب به حدود هزار ساختمان شده است و جادهها و پیادهروها هم بهطور مداوم نیاز به تعمیر دارند. همانطور که لایهی منجمد خاک در سرتاسر یاکوتیا ذوب میشود، برخی از زمینها نشست میکنند و این امر موجب میشود سطح زمین دارای حالت فروافتادگی و برجستگی (تپه و دهانه) شود (ناهمواریهای ترموکارست). این بخش فروافتادهی زمین میتواند بیشتر نشست کند و تبدیل به باتلاق و درنهایت دریاچه شود. از منظر هوایی، این وضعیت مانند این میماند که زگیلهای بزرگی روی سطح زمین پدیدار شده باشند. این شرایط موجب میشود شخم زدن یا چرا در این زمینها که قبلا هموار بودهاند، غیرممکن شود.

در اسردنکولیمسک، پس از اینکه یک کهنهسرباز محلی در شرق اوکراین خشمین شد و به خود و یک مامور پلیس شلیک کرد، پلیس جسد او را در یک یخچال طبیعی که در لایهی منجمد خاک کنده شده بود، نگهداری کرد

اسکلت یک ماموت در لابی مشترک موزهی باستانشناسی و قومنگاری و موزهی ماموتها در یاکوتسک
ناهمواریهای ترموکارست، منطقهی چوراپچا را در ۱۹۳ کیلومتری شرق یاکوتسک محاصره کردهاند.
زمانی ۳۳ خانوار در بخش شمالی اوسون کیوول زندگی میکردند اما پس از اینکه محل نگهداری گاوهای آنها فروریخت و حصارها بهطور مکرر دچار فروپاشی شد، ۱۰ خانواده از آنجا رفتند. کسانی که باقی ماندند احساس کردند که مورد محاصره واقع شدهاند. اکنون این کشاورزان برای یافتن زمینی هموار و خشک برای کشت علوفه، بیشتر و در فواصل دورتری کار میکنند. درسرتاسر یاکوتیا، کشاوزان دهها هزار گاو را با اسبهای محلی جایگزین کردهاند. اسبها علوفهی کمتری مصرف میکنند اما مقدار تولید شیر آنها کم و بازار گوشت آنها محدود است.
نیکولای ماکارکوف ۶۲ ساله، درحال ساخت یک خانهی جدید است. او قبل از این چندین بار سعی کرده بود که خانهاش را پس از نشست پابرجا کند اما بهجایی رسید که درها دیگر باز نمیشدند. آب نیز به زمین نفوذ کرد و در زمستان یخ زده و موجب سرد شدن درون خانه میشد. سالها پیش، جادهی روستا مسیر مستقیمی بود که کلبههای چوبی و اصطبلهای گاو در کنار آن صف بسته بودند. این جاده اکنون تبدیل به راهی گلی پر از گودال و ناهمواری شده است که بهسختی شبیه یک جاده است. خانههای متروکهی حاشیهی آن بهطرز عجیبی کج شدهاند. آقای ماکارکوف که خانهی جدیدش را روی ستونهای عمیقی ایجاد میکند، میگوید:
بهزودی در این روستا زمین همواری باقی نخواهند ماند. من تنها ۳۰-۴۰ سال برای زندگی فرصت دارم و امیدوارم خانهی جدید من تا این مدت پابرجا بماند.

در یاکوتسک و با ذوب شدن لایهی منجمد زیر پایهی ساختمانها، بیش از هزار ساختمان تخریب شده است. برای اجتناب از ذوب لایهی منجمد خاک و تخریب ساختمان، این بنا روی پایههایی ساخته شده است
AMD در سال جاری میلادی رویکردی تأثیرگذار و قابلتوجه در بازار فناوری داشت. هر کاربر عادی علاقهمند به دنیای فناوری هم متوجه پیشرفت این شرکت در ماههای گذشته شده است. اخباری همچون فروش بیشتر Ryzen 7 3700X نسبت به کل محصولات اینتل یا شکست تمامی رقبا توسط Ryzen 9 3900X نشاندهندهی دورانی طلایی برای شرکت هستند. پیشرفتهای کنونی موقعیت این شرکت را بیش از پیش در بازار فناوری تثبیتشده نشان میدهند که ظاهری کاملا برخلاف چهار تا پنج سال گذشته برای آنها دارد.
مقالههای مرتبط:
کارشناسان دنیای فناوری با نگاهی به روند رشد AMD در ماههای اخیر این سؤال را مطرح میکنند که چه مورد یا مواردی در این شرکت تغییر کرده است؟ آیا تنها شاهد پردازندههایی با کیفیت بیشتر از سوی AMD بودهایم؟ آیا ترکیب اشکالات عملکردی اینتل و رشد شدید فناوریهای ساخت و تولید در AMD موجب پیشرفت شد؟ درنهایت میتوان مجموعهای از دلایل را بهعنوان عامل وضعیت امروز AMD در نظر گرفت. آنها در مدت اخیر محصولات سختافزاری بهتری تولید کردهاند و رقیب دیرینه نیز نوآوری قابلتوجهی در بازار نداشت.
AMD در جدیدترین برنامهی معرفی محصول، در تاریخ هفتم اوت نسخهی جدیدی از خانوادهی اپیک مبتنی بر فناوری هفت نانومتر را معرفی کرد. هستههای پردازشی جدید آنها نهتنها اینتل را در دستهبندی مشخصی در حوزهی پردازنده شکست میدهند، بلکه در همهی دستههای دیگر هم بهبودهایی را بههمراه خواهند داشت. AMD با محصولات جدید قیمت هر هسته را در پردازنده کاهش داد و همچنین در طراحیهای با سوکتهایی برابر با اینتل، ادعای گنجاندن هستههای بیشتر دارد.
شروع پیشرفت AMD
اینتل در سال ۲۰۱۷ در صدر بازار پردازنده و محصولات مرتبط بود. آنها روی موج محصولاتی همچون Core i7-7700K و سری پردازندههای کیبی لیک سوار بودند. بهعلاوه آنها آمادگی لازم را برای رقابت با محصول در دست توسعهی رقیب یعنی سری رایزن نداشتند. وقتی AMD، پردازندههای رایزن را به بازار عرضه کرد، عملکرد خارقالعادهی آنها بهترین محصولات اینتل یعنی سری سوم پردازندههای کیبی لیک را پشت سر میگذاشت.

بهعنوان مثالی از برتری پردازندههای رایزن نسبت به رقبای همنسل از اینتل میتوان Ryzen 7 1800X را با Core i7-7700K مقایسه کرد. پردازندهی AMD در بنچمارک Cinebench R15 امتیاز ۱،۶۱۲ را کسب کرد که نسبت به امتیاز ۹۷۰ محصول رقیب، یک پیروزی همهجانبه بود. چنان آماری نشاندهندهی ۴۰ درصد عملکرد بهتر در حالت استفاده از چند پردازنده بود. البته اینتل در وظایف مرتبط با یک هسته هنوز برتری خود را حفظ میکرد. پردازندهی آنها در حالت تکهستهای امتیاز ۱۹۴ را کسب کرد، در حالی که پردازندهی رایزن مذکور به امتیاز ۱۵۹ رسید.
اینتل پس از شکست از نسل اول پردازندههای رایزن، سری پردازندههای کافی لیک را به بازار عرضه کرد. محصولات جدید در عملکرد چند هستهای رایزن را شکست میدادند. البته کمی بعد نسل دوم رایزن از سوی AMD معرفی شد که پیشرفت قابلتوجهی نسبت به محصولات قبلی داشت.
اگر نگاهی به سالهای گذشته داشته باشیم، روند فوق همیشه تکرار شده است. ابتدا AMD با محصولاتی جدید اینتل را در بخش پردازش با چند هسته شکست میداد، سپس اینتل محصولاتی با قابلیت بیشتر ارائه میکرد و روند به همین ترتیب ادامه داشت.
در سالهای دور رویکرد رقابت و کسب مقام برتر بازار به شکل امروزی وجود نداشت. AMD پیش از رایزن از معماریBulldozer برای پردازندههای خود استفاده میکرد که به موفقیت زیادی نمیرسید. بهعنوان مثال AMD FX 8350 یک پردازندهی هشت هستهای بود که در سال ۲۰۱۲ معرفی شد. در آن زمان اینتل Core i7-3770K را در سبد محصولات داشت که با نصف هستههای فیزیکی، عملکرد بهتری را ارائه میکرد. در آن سالها Cinebench R11.5 بهعنوان ابزار بنچمارک استفاده میشد که برای پردازندهی AMD امتیاز ۶/۷۱ و برای محصول اینتل امتیاز ۷/۱۴ را ثبت کرد.
AMD پیش از رایزن تنها تلاش میکرد تا در رقابت دنیای پردازنده خود را به اینتل برساند. بههمین دلیل بازار راکدی در بخش پردازنده وجود داشت. درنتیجه وقتی رایزن به بازار آمد، رقابتی شدید و منحصربهفرد را به بازار وارد کرد. درواقع میتوان ادعا داشت که رایزن بهنوعی بازار پردازندههای مرکزی را دوباره زنده کرد.
AMD پیش از عرضهی رایزن، یک بار در تاریخ توانسته بود تهدیدی جدی برای اینتل ایجاد کند. آنها در سال ۲۰۰۵ محصولات دو هستهای خود را بهنامهای Opteron و Athlon 64 X2 معرفی کردند. محصولات مذکور با رقبای خود در سبد اینتل از لحاظ تعداد هستههای پردازشی برابر بودند، اما عملکرد بهتری در هر هسته ارائه میکردند. البته قیمت محصولات AMD در آن سالها بسیار بیشتر بود. درنهایت امروز به وضعیتی رسیدهایم که محصولات AMD کارایی بیشتر، هستههای پردازشی بیشتر و قیمت پایینتر نسبت به هر هسته دارند؛ رویکردی که بیش از همیشه اینتل و سری جدید پردازندههایش یعنی Xeon را در معرض خطر قرار میدهد.

بازار تجاری و سرور
تحلیلگران صنعت قبلا پیشبینی کرده بودند که سهم AMD از بازار پردازندههای سرور تا ۱۲ ماه آینده افزایش مییابد و در فصل دوم ۲۰۲۰ به ۱۰ درصد خواهد رسید. دسترسی به سهم بازار بیشتر برای AMD در بازار دیتاسنتر نقطهی مهمی محسوب میشود. چنین افزایش سهمی نهتنها موجب افزایش درآمد AMD میشود، بلکه ثباتی نسبی را به وضعیت مالی و درآمدی آنها خواهد بخشید.
یکی از نقاط ضعف همیشگی AMD در سالهای گذشته، تمرکز بر بازار کامپیوترهای پایینرده و خردهفروشی بود؛ بازارهایی که بیش از همه تحت تأثیر رکودهای اقتصادی قرار میگیرند. بهعلاوه بازار کامپیوترهای پایینرده کمترین حاشیهی سود را برای پردازندهها بههمراه دارد. درمقابل بازارهای تجاری و مشتریان شرکتی تأثیر کمتری از بحرانها میگیرند. AMD یک بار در سالهای ۲۰۰۶-۲۰۰۵ به رکورد مناسبی از سهم بازار تجاری رسید که رکورد ۲۰ درصد را برای بازار سرور ثبت کرد.
کاربران علاقهمند به دنیای فناوری و برخی از کارشناسان، روی افزایش بازدهی و کارایی محصولات AMD در بازار دسکتاپ متمرکز میشوند. در حالی که فروش کلی کامپیوترهای شخصی بهجز بخش گیمینگ در سالهای اخیر روند کاهشی پیش گرفت. رشد در بازارهای کوچکی همچون دستگاههای هیبریدی هم برای جبران کاهش فروش بخشهای دیگر کافی نبود. هیچ کارشناسی شکست کامل و سقوط بازار کامپیوترهای شخصی را پیشبینی نمیکند، اما میتوان روند سقوطی بازار (که از سال ۲۰۱۱ شروع شد) را مهم و ادامهدار دانست.
تلاش AMD برای افزایش سهم در بازارهای موبایل و دسکتاپ منطقی به نظر میرسد، اما مبارزه در سهم بازار از فضای سرور، منطقیتر است؛ فضایی که در هشت سال گذشته برخلاف بازارهای دیگر، رشد درآمد و فروش را تجربه کرد. البته شاید سال ۲۰۱۹ را بتوان با کمی رکود در بازار سرور توصیف کرد، اما روند موجود در انتقال هرچه بیشتر فعالیتها به فضای ابری، آیندهی بازار را امیدوارکننده نشان میدهد.
نمودار زیر، پردازندههای سرور دو شرکت AMD و اینتل را با هم مقایسه میکند که نشاندهندهی تهدیدی جدی برای غول قدیمی دنیای پردازنده است. یک جفت پردازندهی AMD Epyc 7742 قیمتی نزدیک به ۱۳،۹۰۰ دلار دارد. درمقابل پردازندهی Intel Xeon Platinum 8260 قیمتی ۴،۷۰۰ دلاری دارد که باید چهار عدد از آنها را برای ساختن سیستمی حرفهای استفاده کرد. درنتیجه پکیج اینتل به قیمت ۱۸،۸۰۰ دلار میرسد. درنهایت یک پکیج ۱۳،۹۰۰ دلاری از پردازندههای AMD، کارایی ۱/۱۹ برابر نسبت به پکیج ۱۸،۸۰۰ دلاری اینتل خواهد داشت.

برتری AMD نسبت به اینتل در بازار پردازندههای سرور تنها به قیمت یا ترکیب قیمت و کارایی خلاصه نمیشود. اینتل قابلیتهای محصول خود را کاهش میدهد و هزینهی بیشتری هم برای آنها دریافت میکند. مقایسهی قیمت محصولات شرکت در یک خانواده نشاندهندهی چنین رویکردی خواهد بود. اینتل محصولات خانوادهی 8276 را بسته به پشتیبانی از حافظهی رم قیمتگذاری میکند که از نظر کارشناسان افزایش و کاهش منطقی ندارد.

در جدول بالا حداکثر حافظه شامل Intel Optane هم میشود. به بیان دیگر عبارت 4.5TB در جدول بالا یعنی ۳ ترابایت Optane در کنار ۱/۵ ترابایت حافظهی رم در خدمت پردازنده خواهد بود. در مقام مقایسه، همهی پردازندههای سری هفت نانومتری Rome از شرکت AMD، تا ۴ ترابایت رم پشتیبانی میکنند. چنین قابلیتی بهصورت پیشفرض در همهی پردازندهها عرضه میشود که خرید محصول و برنامهریزیهای آتی مشتری را تحت تأثیر قرار میدهد. درنتیجه میتوان ادعا کرد که AMD علاوهبر عرضهی تراشههایی با قیمت پایینتر، دستهبندی بازاری محصولات اینتل را هم مورد حمله قرار میدهد.
مزیت دیگر پردازندههای سری اپیک AMD در بازار سرور، ارائهی قابلیتهای سیستمهای 2S در تنظیمات 1S است. جدول زیر از ServetheHome بهخوبی مقایسهای بین محصولات دو شرکت رقیب انجام میدهد:

جدول بالا نشان میدهد که AMD توانایی ضربه زدن به اینتل در نقاط ضعف متعدد را دارد. درواقع در اکثر حالات نیازهای حرفهای، AMD راهکارهای بهتری به مشتریان ارائه میکند. قابلیتهای PCIe بیشتر، قابلیت PCIe 4.0، هستههای بیشتر با سوکت یکسان و بسیاری موارد دیگر حوزههای برتری AMD هستند. البته اینتل هم در برخی از حوزهها برتری نشان میدهد. بهعنوان مثال حافظهی پنهان L3 در پردازندههای اینتل بیشتر خواهد بود، اما چنین برتریهایی تنها به کاربردهای محدود خلاصه میشوند. ازطرفی آنها تلاش میکنند تا تولیدکنندهها و توزیعکنندهها را به پشتیبانی از حافظههای Optane DC Persistent Memory تشویق کنند، اما هیچ آمار مشخصی از تولیدکنندههای همکار در این برنامه وجود ندارد. بهعلاوه کاهش قیمت شدید برای حافظههای NAND و DRAM، فرصت رقابت را برای Optane بسیار کم میکند.
در بازار سرور، مصرف نیرو اهمیت بالایی پیدا میکند. AMD با استفاده از فناوری تولید 7nm در مصرف نیرو نیز مزیتهایی نسبت به اینتل پیدا کرد. آمارها نشان میدهد که مصرف برق Xeon Platinum در حالت تکهستهای نزدیک به ۴۳۰ وات است. درمقابل، محصول مشابه AMD یعنی Epyc 7742 مصرفی نزدیک به ۳۴۰ وات دارد.
اینتل در بازار حرفهای مزایایی همچون DL Boost دارد که آنها را به بازیگری مهم در کاربردهای یادگیری ماشین وهوش مصنوعی تبدیل میکند. با وجود این، آنها مسیری دشوار را برای رقابت با AMD در پیش دارند و شاید فاکتورهای مذکور تنها به رسیدن آنها به رقیب دیرینه کمک کنند.
رقابت قیمتی در بازار سرور
قیمتهایی که برای محصولات اینتل در بالا عنوان شد، ارقام رسمی و عمومی هستند. درواقع آنها قیمتی هستند که در مقیاس خرید بیش از هزار عدد برای پردازندههای Xeon منتشر میشوند، اما عموما غیردقیق و متفاوت با قیمت پرداختی OEM هستند. هزینهای که شرکتهایی همچون دل، اچپی و دیگر سازندهها برای پردازندههای Xeon پرداخت میکنند، در رسانهها منتشر نمیشود؛ اما قطعا هزینهی پرداختی آنها کمتر از قیمتهای موجود در اخبار خواهد بود.
فاصله بین فهرست قیمتی اینتل با قیمتهای واقعی، تاحدودی دلیل عدم نفوذ مناسب Threadripper به بازار را توضیح میدهد. پردازندههای تردریپر در دو سال گذشته هستههای بیشتری را در قیمت برابر با رقبا به مشتریان عرضه کردهاند. بهعلاوه بازدهی و کارایی آنها نیز بیشتر بوده است؛ اما تولیدکنندههایی همچون MindFactory که اطلاعات فروش را منتشر میکنند، آمارهای فروش پایینی را در برابر نام تردریپر و اسکایلیک ایکس قرار میدهند.

اینتل در محصولات جدید خود تمایلی به کاهش قیمت محصولات برای پیشرفت در رقابت نشان نمیدهد. بهعنوان مثال آنها پردازندهی ۱۰ هستهای Core i9-9820X را در قیمتی ارائه میکنند که نزدیک به محصول دیگر خودشان یعنی Threadripper 2950X قرار میگیرد. در حالی که در همان بازهی قیمتی AMD محصولاتی با بازدهی و کارایی بالاتر ارائه میکند. به هر حال اینتل برخی اوقات هم کاهش قیمت را در محصولات جدید لحاظ میکند. بهعنوان مثال در بازار کامپیوترهای حرفهای دسکتاپ یا HEDT پردازندهی ۱۰ هستهای Core i7-6950X در سال ۲۰۱۶ با قیمت ۱،۷۲۳ دلار عرضه شد و محصول جدیدتر یعنی Core i9-9820X امروز قیمت ۹۰۰ دلاری دارد. چنین رویکردی تاکنون دربارهی تردریپر انجام نشده است و در صورت ادامهی روند، پردازندههای Rome شرکت AMD بازار را در دست خواهند گرفت. درنهایت رایزن و تردریپر بهعنوان پردازندههای مقرونبهصرفهتر برای ورکاستیشنها و اپیک بهعنوان پردازندهی اصلی بازار سرور شناخته خواهند شد.
بحران امنیتی پردازندهها
کارشناسانی که در سالهای گذشته روند بازار سختافزار و خصوصا پردازنده را دنبال میکردند، رخ دادن اتفاقات کنونی را پیشبینی میکردند. آسیبپذیریهای امنیتی مهم پردازندههای مرکزی یعنی Spectre و Meltdown که در سال ۲۰۱۸ خود را نشان دادند، بهنوعی یک ضربهی سخت به بازار وارد کردند. آسیبپذیری اول، همهی محصولات بازار از اینتل تا AMD و آرم را تحت تأثیر قرار داد. در این میان اینتل ضربهی سختی خورد چون تهدید دوم تنها به پردازندههای آنها آسیب وارد میکرد.
آسیبپذیریهای بزرگ سالهای اخیر در دنیای پردازنده، تهدیدهای امنیتی فاجعهباری بودند. مجرمان سایبری با کدهایی ساده از آنها سوءاستفاده میکردند و به همهچیز از رمزهای عبور و حتی عکسهای پاکشدهی کاربر دسترسی پیدا میکردند. توضیح چگونگی اجرای تهدیدهای فوق از حوصلهی این مقاله خارج است، اما بهصورت خلاصه آنها از قابلیت اجرای نظری و تخمینی در پردازنده سوءاستفاده میکردند. پردازنده در چنین وضعیتی وظیفهی بعدی خود را پیشبینی میکند که در صورت ایجاد اشکال، دادههای غلط را در حافظهی پنهان ذخیره خواهد کرد.

پس از ذخیرهسازی دادهها در حافظهی پنهان، آسیبپذیریهای مذکور قابلیت خواندن آنها را بدون امکان ردگیری داشتند که درنهایت به کاهش امنیتی سیستم منجر میشد. بهعلاوه عدم امکان ردگیری، شانس تشخیص آلودگی یا ضربهی امنیتی را کاهش میداد. درنهایت بستههای امنیتی اصلاحی برای آسیبپذیریها ارائه شد و محصولات اینتل دیگر در معرض خطر نبودند. ازطرفی محصولات آنها با کاهش کارایی روبهرو شدند که برخی اوقات به ۳۰ درصد میرسید.
در روزهایی که اخبار آسیبپذیریها همهی رسانههای دنیای فناوری را پر کرده بود، AMD کمتر از دیگران آسیب دید. درواقع این تصور ایجاد شد که پردازندههای آن شرکت، انتخابهای امنتری هستند؛ در حالی که هنوز پردازندههای AMD هم از تهدیدهای Spectre در امان نبودند. به هر حال اکنون نیز اینتل بیشتر از AMD در معرض حملههای رسانهای پیرامون آسیبپذیریهای امنیتی قرار دارد و بهنوعی نبرد امنیتی تمام نشده است.
ارزش محصول
شرکت AMD در سال ۲۰۱۸ نسل دوم پردازندههای رایزن خود را به بازار عرضه کرد. پردازندهی Ryzen 7 2700X در مرکز اخبار رونمایی بود و برای دستهی HEDT هم Threadripper 2990WX معرفی شد. محصولات جدید AMD طوفانی را در بازار پردازنده ایجاد کردند و به ترتیب پردازندههای Intel Core i7-8700K و Core i9-7980XE را شکست دادند. بهعلاوه بنچمارک محصولات جدید نشان میداد که پردازندههای AMD علاوه بر پردازش چندهستهای، در پردازش تکهستهای اینتل را پشت سر میگذارند.
اینتل در واکنش به شکست اخیر خود، محصولی را عرضه کرد تا Ryzen 7 2700X را پشت سر بگذارد. آنها Core i9-9900K را معرفی کردند که البته قیمت ۴۷۹ دلاری آن نسبت به قیمت ۳۲۹ دلاری محصول رقیب، تاحدودی از ارزشهایش کم میکرد. آزمایشها نشان میدهند که محصول جدید اینتل در بنچمارک گیکبنچ ۲۲ درصد و در ساینبنچ تنها سه درصد بهتر از رقیب عمل میکند، در حالی که برچسب قیمتی آن ۳۲ درصد بیشتر است. درنهایت پردازندهی اینتل با وجود سریعتر بودن، با قیمت بیشتر و ۶ ماه تأخیر عرضه شد که ارزش آن را کاهش میداد.
AMD در سالهای گذشته سطح مناسبی از کارایی و کیفیت را در محصولات خود عرضه کرده است که با قیمت مناسب ترکیب میشود. آنها در بخش کارتهای گرافیک هم همین روند را داشتهاند. بهعنوان مثال Radeon RX 5700 XT محصولی بود که با کارایی بالا، انویدیا را مجبور به تولید کارتهای گرافیک حرفهایتر و البته گرانتر کرد.

دنیای پردازش گرافیکی
اگرچه AMD توجه زیادی را در بخش پردازندهها و کارتهای گرافیکی به خود جلب نمیکند، نمیتوان از حضور و تأثیر آنها در بازار مذکور غافل ماند. البته شرکت هیچگاه در بازار گرافیکی نتوانست خود را به رقیب اصلی خود یعنی انویدیا برساند و پیروزی رقابت با اینتل در بخش گرافیک تکرار نشد.
آخرین مرتبهای که شاهد رقابتی جدی در بازار کارتهای گرافیک بودیم، به سال ۲۰۱۳ باز میگردد. در آن زمان AMD Radeon R9 290 و R9 290X توانایی رقابت با پرچمدارهای انویدیا را داشتند. در دنیای قطعات کامپیوتری، چنین دورهی زمانی ۶ ساله بهنوعی یک تاریخ دور محسوب میشود. از آن زمان تاکنون شاهد شکافی عمیق در بازار پردازندههای گرافیکی بودهایم. AMD در یک سمت بازار به تولید محصولات اقتصادی مشغول شد و بازار حرفهای را به انویدیا با محصولاتی همچون RTX 2080 Ti واگذار کرد. البته آنها با Radeon RX Vega 64 تاحدودی به محصول رقیب یعنی GTX 1080 نزدیک شدند، اما توانایی شکست GTX 1080 Ti را نداشتند.
اوضاع رقابت گرافیگی در ماههای اخیر تغییراتی نسبی داشت. AMD محصولاتی همچون Radeon RX 5700 XT و RX 5700 را به بازار عرضه کرد که کارایی بهتری در ترکیب با قیمت نسبت به محصولات انویدیا ارائه میکنند. رقبای این محصولات در سبد انویدیا، GeForce RTX 2060 Super و RTX 2060 هستند.
AMD پس از مراسم CES 2019 محصولی بهنام Radeon VII به بازار پردازندههای گرافیکی عرضه کرد. کارت جدید نتوانست با RTX 2080 از اینتل رقابتی جدی داشته باشد و قطعا از RTX 2080 Ti هم شکست میخورد. درنتیجه باز هم انویدیا به فرمانروایی در بازار محصولات حرفهای ادامه داد. بههرحال نشانههایی از تلاش مجدد و شاید پیشرفت AMD در بازارهای حرفهای وجود دارد، اما نمیتوان نهایی شدن تلاشها و نتیجهی آنها را تا پیش از ۲۰۲۰ تأیید کرد.

آیندهی روشن
در حال حاضر AMD Ryzen 9 3900X در بازار فرمانروایی میکند. محصول مذکور نهتنها در بررسیها و آزمایشها رقبا را پشت سر میگذارد، بلکه در فروش هم رکورد قابل توجهی از خود بر جای گذاشت. در حال حاضر جدیترین رقیب این پردازنده در سبد اینتل، Core i9-9920X است که البته قیمتی تقریبا دوبرابری دارد. با نگاهی به وضعیت کنونی AMD در بازار پردازندهها باید از خود بپرسیم که چه آیندهای در انتظار آنها و بازار خواهد بود؟
AMD در ماه سپتامبر سال جاری پردازندهی قدرتمندتری بهنام Ryzen 3950X عرضه خواهد کرد که فاصله با محصولات اینتل را باز هم افزایش میدهد. البته برخی تخمین میزنند که محصول ۱۰ هستهای جدیدی از اینتل در سری Comet Lake به بازار عرضه شود؛ محصولی که شاید به فرمانروایی 3900X پایان دهد. بههرحال همهی این موارد تخمین و احتمال هستند.
سری پردازندههای Ryzen 3000 شرکت AMD کارایی IPC را به میزان ۱۵ درصد افزایش دادند که رکوردهای انجام پردازش در حالت تک هستهای را به فاصلهای نزدیک به اینتل رساند. اگر شرکت روند کنونی خود را تا زمانیکه اینتل در فناوریهای تولید ۱۴ نانومتری گرفتار است، حفظ کند، شاید شاهد سلطهی آنها بر بازار پردازندههای مرکزی هم باشیم.
AMD در سالهای گذشته راهی طولانی و مهم را در صنعت پردازنده طی کرد. به نظر نمیرسد آنها روند رشد خود را کاهش دهند یا متوقف کنند. بهعلاوه نشانههایی از حملهی آنها به بازار پردازندههای گرافیکی هم دیده میشود که شاید با پردازندههایی همچون Navi همان رویکرد پردازندههای مرکزی را تکرار کنند.

بازی به سبک حریف
مطالب بالا نشان داد که AMD در سالهای اخیر بهخوبی موفق به کاهش فاصله با رقیب دیرینهی خود شده است. آنها اکنون تهدیدی جدی برای فرمانروای همیشگی بازار محسوب میشوند و حتی در برخی بازارها بازیگر اصلی هستند. اینتل میتواند با کاهش قیمت، پاسخ کوتاهمدتی به فعالیت AMD داشته باشد، اما درطولانیمدت باید رویکردی کاملا تهاجمی و مستقیم پیش بگیرد. رویکرد مستقیم بهمعنای هستههای پردازشی بیشتر در قیمت پایینتر خواهد بود. بهعلاوه مقدار حافظهی قابل پشتیبانی نیز باید افزایش پیدا کند.
اینتل در نیمهی اول سال آیندهی میلادی سری کوپر لیک را به بازار عرضه خواهد کرد که با فناوری ۱۴ نانومتری تولید میشوند و همچنین پشتیبانی ویژهای از قابلیت اختصاصی هوش مصنوعی AVX-512 دارند. تراشهی مذکور به اینتل کمک میکند تا روی برخی از بازارهای اصلی مورد نظر خود متمرکز شود، اما به هر حال فاصلهی رقابتی دو شرکت را کم نمیکند. بهعلاوه آنها در اضافه کردن پشتیبانی از حافظهی رم بیشتر هم چالش خواهند داشت چون AMD از هماکنون قول چنین پیشرفتی را در پردازندههای خود داده است.
برنامهی اینتل برای محصولات آیندهی بخش سرور مانند آیس لیک هنوز آنچنان مشخص نیست. درواقع نمیدانیم که آیا هستههای جدیدی به پردازندههای مذکور اضافه میشود یا چه نوع طراحی برای آنها در نظر گرفته خواهد شد. بههرحال هنوز یک سال تا عرضهی آیس لیک برای سرورها فاصله داریم. تا زمانیکه آن پردازندهها برای عرضه به بازار آماده شوند، فناوری لیتوگرافی فرابنفش هفت نانومتری AMD هم آماده میشود. AMD با پردازندههای متعدد خود ازجمله سری Rome در بحث بهروزرسانی و عرضهی محصولات جدید بازار را تحت سلطهی خود قرار داد. آنها در ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده وظیفهی خطیر ارائهی بهروزرسانیهای بهتر و بهینهسازی محصولات را بر عهده دارند. در صورت اجرای چنین روندی، AMD سهم مناسبی از بازار تجاری پردازنده خواهد داشت که دههها برای آن تلاش میکرد.

احتمال شکست مجدد
زمانیکه AMD پردازندههای دو هستهای Opteron و نسخهی مخصوص مصرفکننده یعنی Athlon 64 X2 را به بازار عرضه کرد، اکثر کاربران و کارشناسان، رسیدن آنها به اینتل را پیشبینی میکردند. در کمتر از یک سال، اینتل سری Core 2 Duo را معرفی کرد که AMD را به مدت ۱۱ سال بهدنبال خود کشید. در این مدت آنها حواسپرتی بزرگی بهنام خرید ATI هم داشتند که زنجیرهای از مشکلات را با خود به همراه داشت.
رقابت جدی با اینتل و تلاش برای کسب سهم بازار از آنها، شباهت زیادی به ضربه زدن به دیوار لاستیکی با چکش فلزی دارد. شاید بتوان تغییر شکلی در دیوار ایجاد کرد، اما خراب کردن کامل آن بسیار دشوار است. بههرحال AMD برای کسب سهم بازار خصوصا در بخش سرور بهترین فرصت را با پردازندههای هفت نانومتری Epyc ایجاد کرد، اما کسب سهم در این بخش، فرایندی آهسته و نیازمند دقت بالا خواهد بود. اگر AMD میخواهد از جدیدترین فرصت خود برای فشار بر رقیب همیشگی استفاده کند، باید رویکردی متفاوت با سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در پیش بگیرد.
استفاده از اصطلاح «دوران طلایی» برای وضعیت کنونی AMD دور از انصاف نیست. هرچند نمیتوان هیچ اظهارنظر روشنی دربارهی ادامهی روند کنونی و حفظ موقعیت فعلی شرکتها داشت، اما وضعیت غولهای پردازنده امروز بیش از همیشه به رقابتی نزدیک و حتی برابر شبیه است.
بسیاری از خریدارانی که بهدنبال خرید پرچمداری در دنیای گوشیهای هوشمند هستند، امتیاز ارزشیابی سایت DxOMark را معیار خود قرار میدهند. حال این وبسایت خبر خوشی برای طرفداران گلکسی نوت ۱۰ پلاس دارد. فبلت پرچمدار سامسونگ در ارزشیابی وبسایت DxOMark در مجموع، امتیاز ۱۱۳ را دریافت کرده و اکنون با اختلاف یک امتیاز نسبت به هواوی P30 Pro در صدر جدول بهترین گوشیهای هوشمند وبسایت DxOMark قرار گرفته است.

گلکسی نوت ۱۰ پلاس با کسب ۹۹ امتیاز، بهترین امتیاز دوربین سلفی را نیز از آن خود کرده است؛ البته دوربین مدلهای 5G و LTE تفاوتی با یکدیگر ندارند. نتایج آزمایشهای DxOMark پس از ثبت ۱۵۰۰ عکس مختلف و بیش از ۲ ساعت فیلمبرداری در محیطهای کنترلشده و محیط آزاد و بسته، با تنظیمات پایهای دوربین منتشر شدهاند. گلکسی نوت ۱۰ پلاس از دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی با دیافراگم متغیر f/1.5-2.4، لرزشگیر اپتیکال تصویر و حالت فوکوس خودکار پیکسل دوگانه بهره میبرد.

دوربین اصلی گلکسی نوت ۱۰ را دوربین ۱۶ مگاپیکسلی اولتراواید با دیافراگم f/2.2 و دوربین تلهفوتوی ۱۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.1 همراهی میکند. درکنار ماژول دوربین سهگانه، حسگر هوشمند Time of Flight هم برای تشخیص بهتر عمق تصویر دیده میشود. شاید این موضوع ذهنتان را درگیر کرده باشد که بین سختافزار دوربین گلکسی نوت ۱۰ پلاس و گلکسی اس ۱۰ 5G تفاوتی وجود ندارد؛ اما باید بگوییم که سامسونگ با تغییر الگوریتمهای پردازشی، موفق به بهبود کیفیت دوربین شده است.

با کسب امتیاز ۱۱۸ و تنها یک امتیاز کمتر از هواوی P30 Pro، گلکسی نوت ۱۰ پلاس در مکان دوم برترین دوربینها در بخش عکاسی قرار میگیرد. براساس بررسیهای DxOMark، دوربین این گوشی با وجود شرایط مختلف روشنایی، نوردهی مناسبی را از خود نشان میدهد. با وجود گسترهی دینامیکی وسیع دوربین، در شرایط بسیار روشن و با کنتراست بالا، دوربین قادر به حفظ هایلایتها و سایهها میشود.
نوت ۱۰ پلاس قادر به ثبت عکسهایی با جزئیات بالا و رنگ مناسب و بدون نویز است. دیافراگم بازتر f/2.1 دوربین تلهفوتو نسبت به دیافراگم f/2.4 گلکسی اس ۱۰، نتیجهی بهتری در ثبت بافت سوژه در عکسهای بوکه و عکسهای با بزرگنمایی دوبرابری، بهخصوص در محیطهای داخلی و با نور کم بههمراه دارد. در بخش ویدئو، گلکسی نوت ۱۰ پلاس با ثبت امتیاز ۱۰۱، درصدر جدول گوشیهای هوشمند قرار گرفته است.

مقالههای مرتبط:
DxOMark عملکرد فیلمبرداری نوت ۱۰ پلاس را در هر شرایطی فوقالعاده میداند و باور دارد که این گوشی رنگهای روشن و زندهای ارائه میدهد. براساس بررسیهای این وبسایت، دوربین گوشی قادر به ثبت جزئیات خارقالعاده در حالت فیلمبرداری 4K است و حالت فوکوس خودکار آن نیز عملکرد سریع و دقیقی دارد.
این موضوع که گلکسی نوت ۱۰ پلاس تا چه زمانی میتواند درصدر امتیازات برترین فیلمبرداری و عکسبرداری در بخش گوشیهای هوشمند قرار داشته باشد، سؤال بزرگی است. گلکسی نوت ۱۰ پلاس باید با رقبای سرسختی مواجه شود که پرچمداران جدید نیمهی دوم سال جاری میلادی محسوب میشوند. از جملهی این رقبا میتوان به آیفون جدید، گوگل پیکسل ۴ و پرچمدار سری میت هواوی اشاره کرد.
چینیها از دیرباز به انجام فرایندهای جاسوسی سایبری از کشورها و شرکتهای بزرگ جهان متهم بودهاند. طبق ادعای رسانهها، سازمانهای متعددی در این کشور وجود دارند که با حمایت دولت به فعالیتهای مجرمانهی سایبری دست میزنند. جدیدترین اخبار ادعا میکند که کارمندان یکی از برنامههای نفوذ سایبری چین با استفاده از مهارتهای هک و نفوذ، اهدافی مالی را در عملیات علیه شرکتهای متعدد در سرتاسر جهان دنبال میکنند.
مقالههای مرتبط:
محققان امنیتی FireEye نام APT41 را برای یکی از سازمانهای جاسوسی و امنیت سایبری چین انتخاب کردهاند. گروه مذکور عملیات جاسوسی سایبری را با هدفگیری ۱۵ دستهی مهم از شرکتهای جهان شامل سلامت، فناوریهای پیشرفته، مخابرات و تحصیلات عالی انجام میدهند. برخی رسانههای غربی ادعا میکنند که برنامههای جاسوسی چین با طراحی قبلی، همزمان با برنامهی آنها برای توسعهی جهانی تا سال ۲۰۲۵ اجرا میشود؛ برنامهای که با عنوان Made inChina در دستور کار قرار دارد. به هر حال هکرهایی از سرتاسر جهان هم ادعا میکنند که چینیها با هدف پیشبرد اهداف توسعهای، از دزدیدن اطلاعات ابایی ندارند.
صرفنظر از برنامههای چین در گروههای هکری و جاسوسی، بهنظر میرسد گروهای مذکور از مهارتهای خود در کاربردهای دیگر هم استفاده میکنند. محققان ادعا میکنند که گروه APT41 حملههایی را با اهداف کاملا مالی برنامهریزی میکنند که خصوصا شرکتهای فعال در صنعت بازی را هدف قرار میدهد. تحلیلگر ارشد امنیتی فایرآی ادعا میکند که هکرهای چینی بهنوعی شغل و وظیفهای دوم در کنار جاسوسی سایبری برای خود پیدا کردهاند. او میگوید جاسوسها در ساعاتی مشخص از روز به جاسوسی سایبری و در ساعاتی دیگر به حملاتی با اهداف مالی دست میزنند.

فایرآی در جریان بررسیهای امنیتی خود دو کاربر را شناسایی کرد که آنها را به فعالیتهای جاسوسی چین مرتبط میداند. درواقع گروه محققان، کاربران مذکور را پیمانکارهای احتمالی سازمان جاسوسی چین میدانند. به هر حال ردگیری فعالیتهای آنها، شروع کار را به سال ۲۰۱۲ مرتبط میداند. زوج مذکور از آن زمان حملاتی را با هدف شرکتهای بازیسازی و کاربران آنها دنبال میکردهاند. کارشناس فایرآی دربارهی فعالیت این دو نفر میگوید:
شاید شروع فعالیتها با اهداف و علایق شخصی بوده باشد. بسیاری از تکنیکها و روندهایی که آنها در هدفگیری بازیهای ویدئویی انجام دادند، بعدا در فعالیتهای جاسوسی کاربرد پیدا کرد.
بررسی بیشتر فعالیتهای گروه مذکور نشان میدهد که آنها از سال ۲۰۱۴ جاسوسی سایبری هم انجام دادهاند. جاسوسی استراتژیک که با هدف دزدیدن اطلاعات برای چین انجام شده است. گروه APT41 حدود ۴۶ بدافزار متنوع دارد که برخی از آنها بهصورت اختصاصی برای خودشان طراحی شدهاند. البته ابزارهای دیگری هم هستند که بهصورت عمومی توسط گروههای هکر چینی استفاده میشوند و برخی از آنها بهصورت مستقیم در خدمت دولت پکن هستند.

ابزارهای ایجاد در پشتی، دزدی اطلاعات، کیلاگر و روتکیت جزو سلاحهای در دسترس APT41 محسوب میشوند. آنها هم مانند هر گروه هکری دیگر، حملات خود را ابتدا با ایمیلهای فیشینگ شروع میکنند که تعدادی کاربر را بهصورت تصادفی به نصب بدافزارها و ابزارهای جاسوسی وادار میکند. شرکتهایی در فرانسه، هند، ایتالیا، میانمار، ژاپن، هلند، سنگاپور، کرهی جنوبی، آفریقای جنوبی، سوئیس، تایلند، ترکیه، بریتانیا، آمریکا و هنگکنگ تحت حملات گروه APT41 بودهاند که در دستهبندی حملات جاسوسی سایبری قرار میگیرد.
محققان فایرآی ادعا میکنند که گروه چینی تخصص و چابکی بالایی در نفوذ به سیستمها دارد و حتی پس از شناسایی اولیه نیز قدرت خود را حفظ کرده است. آنها گروه مذکور را یکی از فعالترین و پایدارترین گروهها میداند که در صنایع و حوزههای گستردهای با جدیت فعالیت میکنند. به هر حال فایرآی گزارشی کامل از فعالیتهای این گروه دارد و علاوهبر جاسوسی، اتهام دزدی مالی را نیز با جدیت به آنها نسبت میدهد.
هاینریش هرتز (Heinrich Hertz) از دانشمندان بزرگ قرن ۱۹ در اروپا بود که برای اولینبار وجود امواجالکترومغناطیس را اثبات کرد. او طبق نظریهی الکترومغناطیسی نور جیمز کلارک مکسول آزمایشها و تحقیقات خود را پیش برده بود و با اثبات آنها، خود را بهعنوان پیشگام عصر ارتباطات رادیویی در تاریخ علم جاودان کرد.
دانشمند آلمانی کاشف امواج الکترومغناطیس، در دوران فعالیت آزمایشها و تحقیقات متنوعی انجام داد و نظریههای متعددی را بهصورت عملی آزمایش کرد. او علاوهبر امواج مذکور، پدیدهی اثر فتوالکتریک را کشف کرد که بهنوعی یک شروع برای دنیای کوانتوم محسوب شد. از مهمترین یادگارها و افتخاراتی که بهنام این دانشمند بزرگ ثبت شد، میتوان به واحد فرکانس در سیستم استاندارد جهانی اشاره کرد که با عبارت Hertz - Hz شناخته میشود.
تولد و تحصیل
هاینریش رودولف هرتز در ۲۲ فوریهی سال ۱۸۵۷ در شهر بندری هامبورگ آلمان بهدنیا آمد. او فرزند اول خانوادهای با چهار فرزند بود. مادرش آنا الیزابت فرکورن دختر یک پزشک بود. پدر هاینریش، گوستاو فردینان هرتز نام داشت که ابتدا وکیل و سپس سناتور شد. پدربزرگ پدری هاینریش یک تاجر مشهور آلمانی بود و بهنوعی زندگی آنها در قرن ۱۹، ثروتمندانه محسوب میشد.
مدرسهی دکتر ویچارد لانژ در هامبورگ اولین مکان تحصیل هاینریش بود. او در ۶ سالگی تحصیلات ابتدایی را شروع کرد و شیوهی تدریس در مدرسه، نقش مهمی در پیشرفتهای آتیاش داشت. مدرسهی آنها بهنوعی مبتنی برآموزش متمرکز بر دانشآموزان بود و تفاوتهای شخصی آنها را در شیوههای تدریس لحاظ میکرد. بهعلاوه شیوههای تدریس رقابت را در بالاترین حد بین دانشآموزها تشویق میکرد و آنها برای رسیدن به نمرههای برتر به سختی تلاش میکردند. هاینریش عاشق روشهای تدریس و ارزشیابی در مدرسه بود و در بین بالاترین دانشآموزان کلاس هم قرار داشت.

امضای منتسب به هاینریش هرتز
مدرسهی ابتدایی هاینریش با وجود تمامی امکانات و شیوههای عالی آموزشی، یک ایراد غیرمعمول داشت؛ آنها دروس زبان یونانی و لاتین را در برنامهی آموزشی لحاظ نکرده بودند. در آن سالها زبانهای یونانی و لاتین اهمیت زیادی در آزمون ورودی دانشگاهها داشتند. هاینریش نوجوان به والدینش گفته بود که به مهندسی علاقهی زیادی دارد. به همین دلیل آنها با وجود ایراد تدریس زبانهای خارجی در مدرسهی دکتر لانژ، آنجا را بهخاطر تمرکز بالا روی موارد علمی انتخاب کرده بودند.
مادر هاینریش تمرکز زیادی روی تحصیل و مطالعهی پسرش داشت. او متوجه استعداد ذاتی فرزندش در طراحی و ساخت شده بود و بههمین دلیل او را کلاسهای جانبی در دانشکدهی فنی هامبورگ ثبتنام کرد. درنتیجه هاینریش در ۱۱ سالگی در کنار تحصیلات عادی به مطالعهی طراحی و ساخت هم مشغول شد که نقش مهمی در دستاوردها و موفقیتهای سالهای بعدیاش داشت.
استعداد بالا و علاقهی هاینریش به فعالیتهای مهندسی باعث شد تا او بیش از قبل با شیوههای آموزشی دکتر لانژ فاصله بگیرد. درنهایت نوجوان آلمانی در ۱۵ سالگی مدرسهی مذکور را رها کرد تا در خانه به تحصیل بپردازد. بهعلاوه آمادگی برای ورود به دانشگاه هم بهانهی خوبی بود و هاینریش بهخاطر همان تصمیم، مطالعهی زبانهای آلمانی و یونانی را شروع کرد. به هر حال هاینریش به موفقیت قابلتوجهی در یادگیری زبانها رسید که تاحدودی آن را از پدرش به ارث برده بود.
پروفسور ردزلاب، استاد زبان عربی هاینریش هرتز بود. او هاینریش را با استعدادترین دانشآموز در موضوعات مرتبط با زبان میدانست و بههمین دلیل پیشنهاد ادامهی تحصیل در رشتهی زبانهای شرقی را به دانشآموزش داد. هاینریش در کنار یادگیری زبانها به مطالعهی علوم و ریاضیات هم مشغول شد که از آموزش خصوصی برای آنها بهره میبرد. سختکوشی و پشتکار هاینریش در مطالعه و تحصیل، مثالزدنی بود. مادرش دربارهی او میگفت که هیچ چیز در زمان مطالعه و یادگیری نمیتواند موجب حواسپرتی هاینریش شود.

تمبر یادبود هاینریش هرتز
در سالهایی که هاینریش در خانه به ادامهی تحصیل میپرداخت، کلاسهای دانشکدهی فنی را بهصورت منظم پیگیری میکرد. او بعدازظهرها به تمرینهای فنی و عملی میپرداخت و در کنار دوستانش در نوجوانی، کار کردن با ماشینتراش را آموخت. توانایی کار با دستگاههای ماشینکاری بهمرور موجب ساخت تجهیزات و ماشینآلات متعدد توسط هاینریش شد. او تجهیزات پیشرفتهتر همچون طیفنما را هم در همان سالهای نوجوانی ساخت. تجهیزاتی که هاینریش در کارگاه کوچکش میساخت، توسط خودش برای آزمایشهای فیزیک و شیمی استفاده میشدند.
هاینریش در ۱۷ سالگی به مدرسه بازگشت. او در مدرسهی Johanneum در هامبورگ ثبتنام کرد تا بهصورت کامل برای آزمون ورودی دانشگاه آماده شود. نوجوان بااستعداد آلمانی پس از قبولی در آزمونها مجددا نظرش را تغییر داد. او تصمیم گرفت تا بهعنوان کارآموز معماری مشغول به کار شود و مهارتهای فنی و عملی خود را بهبود دهد. هاینریش در ادامهی تصمیم خود به فرانکفورت رفت و روزها در دفتر یک معمار مشغول به کار شد. او مطالعهی فیزیک را فراموش نکرد و بعدازظهرها تمرکز خود را روی آن معطوف میکرد. بهعلاوه مطالعهی ادبیات یونان نیز بخشی از زمان هاینریش را به خود اختصاص میداد. درنهایت معماری هم پس از مدتی برای هرتز جوان خستهکننده شد.
سال ۱۸۷۶ زمان تغییر مسیر بعدی برای هاینریش بود. او در ۱۹ سالگی بار دیگر مهاجرت و این بار درسدن را برای ادامهی تحصیل در رشتهی مهندسی انتخاب کرد. پس از چند ماه هرتز جوان به خدمت اجباری در ارتش آلمان فراخوانده شد. خدمت به ارتش هم پس از مدتی روحیهی هاینریش را تضعیف کرد. او از نظم موجود در ساختارهاینظامی لذت میبرد، اما پیشرفتی برای شخص خود در آن نمیدید. هاینریش در آن زمان حتی در نامهای به خانواده، زندگی خود را بسیار بیمعنی توصیف کرده بود. البته او در همان شرایط هم به تحصیل و مطالعهی فیزیک و ریاضیمیپرداخت و در آن پیشرفت میکرد.
دانشمند جوان فیزیک
هاینریش هرتز پس از پایان دوران خدمت در ارتش، در ۲۰ سالگی به مونیخ رفت تا دورههای مهندسی را در این شهر بگذارند. او پس از مدتی مجددا از تحصیل و روند یکنواخت دلزده شد و این بار با تصمیمی محکم، رشتهی فیزیک را برای تحقیق و تحصیل انتخاب کرد. درنهایت دانشگاه مونیخ میزبان هاینریش جوان شد تا دورههای آموزشی را در رشتههای ریاضی پیشرفته، مکانیک و فیزیک و شیمی کاربردی در آنجا بگذراند. پس از یک سال تحصیل موفق در مونیخ، دانشگاه برلین برای ادامهی تحصیل انتخاب شد چون آزمایشگاه فیزیک حرفهایتری نسبت به مونیخ داشت.

طرحی از میز آزمایش هرتز
دانشگاه برلین فرصتهایی عالی را برای پیشرفت هرتز در علم فیزیک فراهم کرد. او در آنجا با فیزیکدان بزرگ آلمانی، هرمان فون هلمهولتز آشنا شد. هلمهولتز بهسرعت استعداد هرتز را در فیزیک کشف کرد و پروژههایی خاص و تحقیقاتی را بر عهدهی او گذاشت. پروژههای مذکور، شباهت زیادی به علایق هاینریش در علم فیزیک داشتند. مسئلهی اول هرتز، موضوع یکی از مهمترین مناظرههای علمی بین هلمهولتز و فیزیکدان دیگر بهنام ویلهلم وبر بود.
دانشگاه برلین با تشویق هلمهولتز، مسئلهی فیزیک مهمی را بهصورت مسابقه بین دانشجویان مطرح کرد. آنها جایزهای را هم برای دانشجوی پیروز در رقابت تعیین کرده بودند. مسئلهی مسابقه اینگونه مطرح میشد: آیاالکتریسیته با اینرسی (لَختی) حرکت میکند؟ میتوان مسئلهی مذکور را به این صورت هم مطرح کرد: آیا جریان الکتریسیته جرم دارد؟ هرتز مسئله را بهصورت دیگری تعریف کرد: آیا جریان الکتریسیته انرژی جنبشی دارد؟
شروع فرایند حل مسئلهی بالا برای هاینریش با مسیری جذاب در مسیر علم همراه شد. او هر روز صبح در کلاسهای دینامیک تحلیلی یا الکتریسیته و مغناطیس شرکت میکرد و تا بعدازظهر به تحقیق در آزمایشگاه فیزیک مشغول بود. ساعتهای بعد نیز به مطالعه، محاسبه و تفکر دربارهی مسئلهی مهم الکتریسیته و انرژی جنبشی اختصاص داشت. هاینریش جوان برای پیدا کردن پاسخ مسئلهی هلمهولتز، حتی آزمایشهایی اختصاصی طراحی کرد. او در آن سالها بیشترین لذت را از زندگی و تحصیل میبرد و اینبار در نامهای به خانواده، از انرژی مثبت مطالعه و تحقیق علمی تعریف کرد.
مطالعهها و آزمایشهای فردی هاینریش باعث شد تا او در سال ۱۸۷۹ و در ۲۲ سالگی مدال طلای مسابقات داخل دانشگاه را دریافت کند. او در مجموعهای از آزمایشها به این نتیجه رسید که اگر جریان الکتریکی جرمی هم داشته باشد، آن جرم بسیار کم خواهد بود. فراموش نکنید که در زمان انجام آزمایشها توسط هرتز، هنوز الکترون بهعنوان ذرهی حامل الکتریسیته کشف نشده بود. جی جی تامسون ۱۸ سال پس از تلاشهای هرتز، الکترون را در سال ۱۸۹۷ کشف کرد.

دانشمندان آن سالهای محافل علمی فیزیک پس از مشاهدهی دستاوردهای هرتز متوجه اهمیت آن شدند. هلمهولتز این بار از دانشجوی خود دعوت کرد تا در مسابقهای در آکادمی علمی برلین شرکت کند. مسابقهی مذکور با هدف اثبات نظریهی جیمز کلارک مکسول دربارهی ماهیت الکترومغناطیس برگزار میشد. مکسول در سال ۱۸۶۴ ادعا کرده بود که نور یک موج الکترومغناطیس است و دیگر انواع موج الکترومغناطیسی هم در جهان وجود دارند.
هرتز پس از آشنایی با نظریهی مکسول در کمال ناباوری استادش، آن را نپذیرفت. او اعتقاد داشت اثبات نظریهی مذکور به سالها تحقیق و آزمایش نیاز دارد که احتمال عدم موفقیت آن نیز پایین نیست. دانشمند جوان آلمانی بیشتر بهدنبال تحقیقات سریع بود تا با انتشار نتایج آنها به شهرتی در محافل علمی دست پیدا کند.
هرتز پس از رد کردن پیشنهاد شرکت در مسابقهی آکادمی برلین، پروژهای سه ماهه را برای بررسی القاء الکترومغناطیس شروع کرد. همین موضوع برای تز دکترای هرتز هم انتخاب شد و او در ۲۳ سالگی در سال ۱۸۸۰ مدرک دکترای فیزیک دریافت کرد. هلمهولتز بهسرعت او را بهعنوان دستیار تدریس انتخاب کرد. هرتز دربارهی آن سالها با لذت و افتخار بالایی صحبت میکرد و از احساسش بهجهت قرارگیری در مرکز توجه حوزهی فیزیک، خشنود بود. حضور هاینریش هرتز در آزمایشگاه هلمهولتز تا سال ۱۸۸۳ ادامه پیدا کرد و منجر به انتشار ۱۵ مقالهی آکادمیک شد.
سالهای تدریس و آموزش در دانشگاه برلین با رقابت شدید برای هاینریش هرتز همراه بود. او فیزیکدانی حرفهای در حوزهی کاربردی و تجربی محسوب میشد، اما به هر حال رقابت برای کسب کرسی تدریس فیزیک، بسیار شدید بود. درنهایت هلمهولتز بار دیگر به هرتز کمک کرد تا در جوامع علمی پیشرفت کند. او تدریس در کرسی فیزیک ریاضیاتی را در دانشگاه کیل برای دانشجوی بااستعدادش فراهم کرد. این موقعیت بیش از دانش تجربی نیاز به دانش نظری داشت و بهنوعی روند کاری هرتز را تغییر میداد. بهعلاوه در همان دانشگاه مجددا هرتز با نظریههای مکسول درگیر شد.

یادبود هرتز در تالار افتخارات هامبورگ
اولین درگیری هرتز با نظریههای مکسول در مقایسهی آن با نظریههای رقیبان علمی شروع شد. او در اولین مقالهی خود نتیجه گرفت که نظریهی مکسول منطقیتر و علمیتر است. بهعلاوه هرتز معادلههای مکسول را به شیوهی قابل فهمتر بهبود داد.
کشف امواج رادیویی
هاینریش هرتز با وجود موفقیتهای علمی در فیزیک نظری، همیشه علاقهای قلبی به فیزیک تجربی و کاربردی داشت. او در سال ۱۸۸۵ به دانشگاه کارلسروهه رفت تا سبک جدیدی از تدریس و تحقیق را آغاز کند. دانشمند جوان در ۲۸ سالگی به مقام استادی کامل رسید و همچنین از دو دانشگاه دیگر هم پیشنهاد تدریس دریافت کرد. درنتیجه میتوان ادعا کرد که شهرت و اعتبار علمی هرتز به درجهی قابلتوجهی رسیده بود. او کارلسروهه را بهخاطر آزمایشگاههای پیشرفتهتر و امکات تحقیق و آزمایش حرفهای پیرامون نظریههای مکسول انتخاب کرد.
دانشمند جوان آلمانی در اکتبر ۱۸۸۶ اولین مواجهه را با جرقههای الکتریکی داشت؛ جرقهای که در پی آن، آزمایشهای و تحقیقهایی با مقصدی به اندازهی تغییر جهان رخ دادند. هرتز در جریان یکی از کلاسهای تدریس خود، دستگاهی الکتریکی بهنام مارپیچ Riess را به دانشجوها نشان میداد. مارپیچهای دستگاه طی روند القاء الکترومغناطیسی جرقههای الکتریکی تولید میکردند. مشاهدهی جرقههای الکتریکی ذهن هرتز را به خود مشغول کرد.
پس از اولین مواجههی هرتز با جرقههای الکتریکی، آزمایشهای بیشتر روی آنها شروع شد. او با استفاده از سیمپیچهای القایی، جرقه تولید میکرد. مدار تولید جرقه را در تصویر زیر مشاهده میکنید. دانشمند آلمانی پس از آزمایشهای اولیه تصمیم گرفت تا بخش دومی برای تولید جرقه به مدار اضافه کند. او از سیمپیچ القایی برای ایجاد جریان AC با ولتاژ بالا استفاده میکرد که منجر به ایجاد جرقههای منظم در جرقهساز اصلی مدار (Main Spark Gap) میشد.

اولین نتیجهی آزمایش هرتز با جرقههای الکتریکی، در مشاهدهی جرقههای ثانویه شکل گرفت. در زمانیکه ولتاژ بالا از مدار عبور میکرد، جرقهساز ثانویه (Secondary Spark Gap) جرقههایی همزمان با جرقهساز اصلی تولید میکرد. هرتز آنها را جرقههای جانبی نامید. رفتار و شیوهی تولید جرقههای جانبی برای او بسیار جالب بود. هرتز در ادامه تغییراتی در مدار بالا ایجاد کرد تا فاصلهی CA با CB برابر شود و جرقه تولید نشود.
وقتی سیمهای CA و CB در مدار بالا با هم برابر میشدند، ولتاژی که به نقطهی A میرسید با ولتاژ نقطهی B برابر میشد. درنتیجه موجهای الکتریکی CA و CB با هم برابر بودند و جرقه ایجاد نمیشد. درواقع جرقه تنها زمانی صورت میگرفت که فاصلهی ولتاژی بسیار بالایی بین A و B وجود داشت.
هرتز با ادامهی تحقیقات به این نتیجه رسید که جرقهها در جرقهساز اصلی، امواج الکتریکی منظمی و زیبایی را ایجاد میکنند که عملکردی قابل پیشبینی دارند. او امواج ایجادشده بر اثر بار مغناطیسی را بهصورت رفت و برگشتی تصور کرد که موجی پایدار را در سیم ایجاد میکردند. به بیان دیگر هرتز اعتقاد داشت که مدار مانند یک دیاپازون در فرکانس طبیعی و رزونانسی خود میلرزد. او تصور میکرد که مداری در حالت رزونانس دارد. البته لرزش مدار هرتز قطعا بر اثر صوت نبود و بهنوعی بار الکتریکی باعث چنان لرزشهایی میشد.
نکتهی مهم دربارهی مدار هرتز و لرزشهای آن در مفهوم رزونانس مشخص میشود. برای تولید امواج الکترومغناطیسی لزوما به رزونانس نیاز نخواهد بود. درواقع آنها هر زمان که بار الکتریکی افزایش یابد، تولید میشوند. اهمیت رزونانس در آنجا مشخص میشود که اگر گیرنده فرکانس رزونانسی برابر با فرستنده داشته باشد، امواج الکترومغناطیسی که وارد میشوند، تأثیر بیشتری روی آن خواهند داشت. هرتز اطلاع داشت که فرکانس لرزشهای الکتریکی و درنتیجه رزونانس، با خواص الکتریکی یعنی ظرفیت القای مغناطیسی و ظرفیت الکتریکی مشخص میشوند. درنتیجه او همین دو فاکتور را در مدار خود مورد بررسی بیشتر قرار داد.
ادامهی تحقیقات هرتز موجب درک مفهومی بهنام خودالقایی در سیمها شد. در ادامه او استنباط کرد که لرزشهای الکتریکی فرکانس بسیار بالایی دارند. در ادامهی آزمایشها، اتصال سیمی بین جرقهساز اصلی و ثانویه قطع شد (تصویر زیر). بهعلاوه ظرفیت القاء الکترومغناطیسی و ظرفیت الکتریکی مدار اصلی بهگونهای تغییر کرد تا با ۱۰۰ میلیون بار در ثانیه برابر شود (امروز چنین فرکانسی را با عدد ۱۰۰ مگاهرتز میشناسیم). نظریهی مکسول در چنین حالتی ادعا میکرد که مدار اصلی، امواج الکترومغناطیس با طول موجی به اندازهی یک متر ایجاد میکنند.

هاینریش هرتز در نوامبر ۱۸۸۶ دستگاه آزمایش اصلی خود را با امید به تولید و مشاهدهی امواج الکترومغناطیسی آمادهی فعالیت کرد. تصویر زیر، طرحی از دستگاه آزمایشی هرتز را نشان میدهد. در دو طرف آن کرههایی خالی از جنس روی میبینیم که قطر ۳۰ سانتیمتری دارند. آنها در فاصلهی سه متری از هم قرار گرفتهاند و بهنوعی نقش خازن را ایفا میکنند. سیم مسی به ضخامت دو میلیمتر بین آنها قرار دارد و به قطعهی مرکزی یا همان جرقهساز اصلی متصل میشود. امروزه چنین دستگاهی را بهنام آنتن دوقطبی میشناسیم.
گیرندهی آزمایشگاهی هرتز، سیمی مسی به شکل مستطیل و طول و عرض ۱۲۰ و ۸۰ سانتیمتر بود. سیم مذکور هم مجهز به جرقهساز (فاصلهی میان سیمها) بود. دانشمند آلمانی جریانی با شدت بالا را از تولیدکنندهی اصلی جرقه عبور داد و اولین جرقههای الکتریکی مشاهده شدند. جرقهها پالسهایی شدید از جریان الکتریکی را ایجاد کردند که به کرههای از جنس روی منتقل میشدند. همانطور که مکسول پیشبینی کرده بود، بار الکتریکی نوسانی، امواج الکترومغناطیس تولید میکردند (که امروز بهنام امواج رادیویی میشناسیم)؛ امواجی که با سرعت نور از طریق هوای اطراف سیم پخش میشدند.
هرتز با ادامهی تحقیقات با استفاده از گیرندهی سیم مسی توانست امواج را شناسایی کند. درواقع جرقهها با وجود فاصلهی ۱/۵ متری بین گیرنده و فرستنده، بهخوبی در جرقهساز مشاهده میشدند. جرقهها بهخاطر دریافت امواج الکترومغناطیسی ایجاد میشدند که در ابتدا در فرستنده تولید شده بود. کشف هرتز نقطهی مهم تاریخی در شناسایی امواج الکترومغناطیس بود. دانشمند جوان بالاخره امواج رادیویی را در محیط آزمایشگاهی تولید و شناسایی کرد.

نکتهی جالب دربارهی کشف امواج رادیویی توسط هرتز این است که او ابتدا ارزش زیادی برای یافتهی تاریخی خود قائل نمیشد. هرتز در جایی گفته بود که تصور کارایی خاصی برای امواج بیسیم کشفشده ندارد. چند سال بعد مارکونی، پتنتی برای ارتباطهای بیسیم ثبت کرد و بهنوعی مهمترین دستاورد اکتشاف هرتز متولد شد.
مقالههای مرتبط:
دستگاهی که هرتز برای انتقال جرقه و جریان الکتریکی ساخته بود، بهمرور به شهرت زیادی در جوامع دست یافت. آموزش ساخت دستگاه انتقال جرقه در اختیار کودکان و نوجوانان هم قرار گرفت و بهمرور همه به آن علاقهمند شدند. استفاده از جرقه در دستگاههای رادیویی تا دههی ۱۹۲۰ بهنوعی منسوخ شد و لامپهای خلأ جایگزین آنها شدند. در سالهای بعد، ترانزیستورها جای لامپهای مذکور را گرفتند.
تأثیر کشف هرتز بر تاریخ جهان
همانطور که گفتیم، هرتز ارزش و کارایی چندانی برای امواج بیسیم قائل نبود. او در تاریخ بهعنوان یکی از دانشمندانی شناخته میشود که علم را تنها بهخاطر عشق به علم پیگیری میکرد. علاقهی اصلی هرتز، طراحی آزمایشهایی بود که رازهای هستی را برایش برملا کنند. او پس از رسیدن به این هدف، از یافتهی خود عبور کرده و شناخت مسیرهای کاربردی برای آن را به دیگران واگذار میکرد.
مارکونی در سال ۱۹۰۱ توانست اولین ارتباط رادیویی را از طریق اقیانوس اطلس برقرار کند؛ ارتباطی که بریتانیا را به کانادا متصل میکرد. دستاورد هرتز را میتوان سنگبنایی برای فناوری ارتباطات مدرن دانست. رادیو، تلویزیون، ارتباطات ماهوارهای و گوشیهای موبایل همگی به کشف او وابسته هستند. حتی اجاقهای مایکروویو هم از امواج الکترومعناطیس استفاده میکنند. توانایی بشر در شناسایی و درک امواج رادیویی، علم نجوم را هم تحت تأثیر قرار داد. فناوری رادیویی و نجوم با استفاده از امواج رادیویی به ما امکان داد تا بخشهایی از فضا را ببینیم که در طیف مرئی وجود ندارند.

یافتههای علمی دیگر
هاینریش هرتز در سال ۱۸۸۷ و در مسیر تحقیقات روی الکترومغناطیس، پدیدهای را کشف کرد که در آیندهی علم فیزیک اثری بسیار مهم داشت. دستاورد او حتی درک بنیادی ما از جهان هستی را هم تغییر داد. پدیدهای که در کنار تحقیقات هرتز روی امواج رادیویی کشف شد، بهنام اثر فتوالکتریک شناخته میشود.
در جریان یکی از تحقیقات هرتز روی فناوری انتقال امواج و اثر الکتریسیته، او نوری ماورای بنفش را به فلزی با بار الکتریکی تاباند. درنتیجهی چنین فرایندی، بار الکتریکی فلز با سرعت بیشتری نسبت به زمان عادی کاهش یافت. نتیجهی این آزمایش هم مانند دیگر دستاوردهای هرتز تنها در ژورنال علمی چاپ شد و برای درک کاربردها در اختیار دیگر دانشمندان قرار گرفت. مطالعهی کاربردهای یافتهی جدید برای خود هرتز هم جذاب بود، اما او زمان اصلی خود را به تحقیق پیرامون نظریهی مکسول اختصاص میداد.
پس از انتشار اولین نتایج تحقیقات هرتز، دانشمندان تجربی متعددی برای بررسی آن اقدام کردند. در سال ۱۸۹۹ جی جی تامسون کاشف الکترون اعلام کرد که امواج فرابنفش بهنوعی موجب خروج الکترونها از فلز میشوند. همین یافتهها موجب شد تا آلبرت اینشتین به بررسی بیشتر نظریهی نور بپردازد. او در سال ۱۹۰۵ پدیدهی پکتهای نوری را مطرح کرد و آزمایش هرتز اینگونه توصیف شد: فوتونهای نور فرابنفش انرژی لازم را برای درگیری با الکترونهای فلز دارند و درنتیجه انرژی لازم را برای خروج از فلز به آنها میدهند.
یکی از تحقیقات هرتز در سال ۱۸۹۲ پدیدهی مهم دیگری بهنام اشعههای کاتدی را در سال ۱۸۹۲ پوشش میداد. او نفوذ اشعههای مذکور را به ورقههای نازک فلزی (مانند آلومینیوم) بررسی میکرد و موفق به اثبات آن شد. فیلیپ لنارد، یکی از دانشجوهای هرتز بود که تحقیقات گستردهتری را روی پدیدهی مذکور انجام داد و با ساخت یک لامپ کاتدی، نفوذ اشعههای ایکس را به مواد گوناگون بررسی کرد. البته او درکی از اشعههای ایکس در آن زمان نداشت و هلمهولتز بهنوعی موفق به فرمولدهی اشعهها شد. او درنهایت نظریهای را پیرامون اشعهها منتشر کرد که پس از آن، رونتگن موفق به کشف و اعلام عمومی اشعههای ایکس شد.

نموداری از آزکایش اشعههای فرابنفش هرتز
مکانیک برخورد، موضوع دیگری بود که در سالهای ۱۸۸۶ تا ۱۸۸۹ توسط هرتز مورد بررسی قرار گرفت و بعدها بهعنوان پایههای مهم در نظریههای این علم مطرح شد. هرتز برای توسعهی نظریهی خود در موضوع مکانیک برخورد، آزمایشی را پیرامون حلقههای نیوتنی انتخاب کرد. آزمایشهای او سالها بعد و در دههی ۱۹۷۰ توسط فیزیکدانان تکرار و بهینهسازی شدند و شاید بتوان تأثیرات آن را در علمی همچون نانوتکنولوژی هم متصور شد.
از دستاوردهای مهم دیگر هرتز در دوران تحقیق و تدریس میتوان به مخروط هرتزی اشاره کرد. دانشمند آلمانی در ادامهی تحقیقات خود پیرامون اثرات مواد بر یکدیگر یا همان مکانیک برخورد، چنین مفهومی را مطرح کرد. مخروط هرتزی نوعی از تغییر شکل مادهی صلب است که بر اثر ورود مادهی دیگر یا انتقال امواج فشاری ایجاد میشود.
هرتز مانند بسیاری از دانشمندان فیزیک دیگر به هواشناسی هم علاقهمند بود. شاید علاقهی او در زمان ارتباط با استادش در دانشگاه پلیتکنیک مونیخ یعنی ویلهلم فون بزولد شکل گرفته باشد. هرتز پس از خروج از مونیخ و تدریس در برلین هم به بررسی مفاهیم هواشناسی ادامه داد و در کنار ههلمهولتز مقالههایی پیرامون آن منتشر کرد. از موضوعات مقالهها میتوان به تبخیر سطحی مایعات، بهینهسازی طراحی دستگاه نمسنج و روشی گرافیکی برای تشخیص ویژگیهای هوای مرطوب در مواجهه با فرایند بیدررو اشاره کرد.
زندگی شخصی و مرگ
هاینریش هرتز در سال ۱۸۸۶ و در سن ۲۹ سالگی با الیزابت دال در کارلسروهه ازدواج کرد. آنها دو دختر به نامهای جوآن و ماتیلدا داشتند. ماتیلدا از زیستشناسهای مشهور قرن بیستم بود که نظریهها و دستاوردهای قابل توجهی در ارتباط با شیوهی حل مسئله توسط حیوانها مطرح میکرد.

یادبود هرتز در دانشگاه کارلسروهه
هرتز در ۳۵ سالگی دچار بیماری شدیدی شد و از میگرن رنج میبرد. پزشکها ابتدا برای او عفونت تشخیص دادند و بههمین دلیل عملهای جراحی متعددی انجام شد. درنهایت جراحیها مفید واقع نشدند و دانشمند جوان آلمانی در یکم ژانویهی ۱۸۹۴ در ۳۶ سالگی از دنیا رفت. دلیل مرگ او التهاب رگهای خونی بر اثر مشکلات سیستم ایمنی بدن اعلام شد. جسد هرتز در گورستان اولسدورف در هامبورگ دفن شد.
از مهمترین یادگارهایی که بهنام هرتز ثبت شدند، میتوان به واحد استاندارد SI برای محاسبهی فرکانس اشاره کرد که Hz یا هرتز نامگذاری شد. انتخاب این واحد در سال ۱۹۳۰ صورت گرفت و بهمعنای تعداد تکرارهای یک رخداد در ثانیه است. در سال ۱۹۲۸ مرکز علمی تحقیقات نوسان در برلین بهنام هاینریش هرتز تأسیس شد. دولت آلمان شرقی در سال ۱۹۶۹ مدالی را بهنام دانشمند بزرگ قرن ۱۹ ثبت کرد. در سال ۱۹۸۷، انجمن IEEE هم مدالی بهنام هاینریش هرتز معرفی کرد که سالانه به افرادی با دستاوردهای علمی مرتبط با جهان طبیعت اهدا میشود.
علاوهبر نامگذاریها و مدالهای بالا، مکانها و یادگارهای جغرافیایی دیگری هم بهنام هاینریش هرتز ثبت شدهاند. از میان آنها میتوان به دبیرستانی در ایتالیا، دهانهای در سمت پشتی کرهی ماه، برج مخابراتی در هامبورگ و بسیاری تمبرها و اسکناسها در سرتاسر جهان اشاره کرد.
اگر نگاهی به رقم سرقت خودرو در کشور انگلستان در پنج سال گذشته بیاندازیم، متوجه رشد ۵۰ درصدی این معضل خواهیم شد. آمار ذکرشده از انگلستان در سال ۲۰۱۸، با به سرقت رفتن ۱۰۶ هزار خودرو در انگلستان و ولز، بیشترین میزان در ۸ سال گذشته را تجربه کرده است. این آمار بهصورت میانگین، نشان از آمار سرقت یک خودرو در هر ۶ دقیقه دارد؛ در حالی که رقم پرداختی برای بیمه در انگلستان، روزانه به یک میلیون پوند (۱/۲ میلیون دلار) میرسد.

گسترش روزافزون سیستم ورود و استارت بدون کلید (Keyless)، یکی از اصلیترین دلایل افزایش سرقت خودرو محسوب میشود. این سیستم با ردوبدل شدن یک یا چند کد میان کلید و آنتن نصبشده در بدنهی خودرو، کار میکند. با این حال، امکان کپیبرداری از کد وجود دارد.

بنابراین اگر با بازشدن در، الزامی به وجود کلید نباشد، امکان سرقت خودرو در کسری از ثانیه فراهم میشود. از جمله راههای مقابله با سرقت خودروهای مجهز به سیستم ورود بدون کلید میتوان به غیرفعال کردن سیگنال کلید در صورت امکان، استفاده از پوشش مخصوص برای غیرفعال کردن سیگنال، دور نگه داشتن کلید از فاصلهی حداقل ۵ متری خودرو و نگه داشتن کلید در مکانی امن در داخل خانه و استفاده از قفل فرمان اشاره کرد.

مقالههای مرتبط:
What car بهتازگی گزارشی را منتشر کرده است که نشان از ضعف ایمنی در برابر سرقت در بسیاری از خودروهای پرفروش بازار بریتانیا دارد. برخی از این خودروها بهراحتی و در مدت کوتاهی بهسرقت میروند. در فهرست منتشرشده، سه خودرو عملکرد ضعیفی در سیستم ورود بدون کلید داشتهاند که ضعیفترین آنها، DS 3 کراسبک در کلاس خودروهای لوکس بوده است.

با استفاده از فناوری ربودن کد، DS 3 کراسبک تنها در مدت زمان ۱۰ ثانیه بهسرقت میرود. آئودی TT RS رودستر هم در همین زمان بهسرقت میرود؛ اما بهشرطی که سیستم ورود بدون کلید فعال باشد و فناوری ضدسرقت، کلید خودرو را غیرفعال نکرده باشد. با درنظرگرفتن سیستمهای ذکرشده، امکان ورود یا روشن کردن خودرو وجود نخواهد داشت.

لندرور دیسکاوری اسپرت ۲۰۱۸ عملکرد بهتری دارد؛ اما این خودرو هم ممکن است در مدت زمان ۳۰ ثانیه بهسرقت برود. دیسکاوری اسپرت از جدیدترین فناوری باند فوق سریع رادیویی شرکت جگوار-لندرور بهره نمیبرد. این سیستم، با ایجاد موجهای بلند فرکانسی، از انعکاس سیگنال رادار کلید خودرو جلوگیری میکند. سیستم یادشده در تمامی خودروهای فعلی جگوار-لندرور نصب شده است. خودروهایی که بهترین عملکرد را در آزمایش سرقت داشتند، بیاموX3 و فورد فیستا بودهاند. متخصصان ایمنی نشریه What car برای هرکدام از خودروهای یادشده ۴۰ ثانیه زمان صرف ورود به کابین کردند.

افزونبر این، ۲۰ ثانیه دیگر هم صرف روشن کردن خودرو شده است. برخی خودروسازان همچون بیامو، فورد و مرسدس بنز از فناوری شناسایی حرکت در کلید خودروهایشان استفاده کردهاند که سیگنال رادارد کلید را در زمانهای غیرضروری از کار میاندازد. این سیستم، کار را برای اسکن کردن سیگنال توسط سارقان سختتر میکند. از ۷ خودروی تستشده، هیچکدام در حالتی که سیگنال رادار کلید آنها غیرفعال بوده است، سرقت نشدهاند.

شایان ذکر است که این فناوری تنها در کشورهای محدودی وجود دارد. استیو هانتینگفورد از نشریهی What car میگوید:
این شوکهکننده است که برخی از خودروسازان سیستم ورود و استارت بدون کلید را فارغ از ایمنی لازم مثل کلیدهای سنتی رایج، معرفی کردهاند. خبر خوشحالکنندهای است که برخی خودروسازان موضوع سرقت را جدی گرفتهاند؛ اما هنوز هم کار بیشتری لازم است، مخصوصا برای خودروهای دستدوم.

مارک هاز، مدیرعامل سازمان SMMT، در پاسخ به آزمایشهای انجامشده میگوید:
خودروسازان همیشه مشغول بررسی و توسعهی سیستمهای ایمنی جدید همچون کلیدهای دارای حسگر حرکتی و سایر فناوریها هستند. این موضوع با هدف پیشبرد مبارزه با جرایم است که امروزه هزینههای گزافی دارد. هیچ راهحل مشترکی برای تمامی خودروسازان وجود ندارد و برندهای مختلف باید خود با اتکا بر مهندسی و انجام آزمایشها گوناگون، به این مهم دست یابند. در نهایت، فناوری یک راهحل کامل نیست و به همین دلیل، خودروسازان در تلاش هستند تا از فروش دستگاههایی که موجب سرقت میشوند، جلوگیری کنند.

پیشتر در سال جاری، سازمان دتکم (Thatcham) سیستم امتیازدهی ایمنی جدیدی را معرفی کرد که با توجه به آسیبپذیری خودرو در مقابل سرقت، امتیاز «غیرقابل قبول» تا «فوقالعاده» را شامل میشد. این سیستم ارزشیابی در مقابل افزایش سرقت خودروهای پارکشده، بهلطف سیستمهای ورود بدون کلید، معرفی شد. در ماه مه، سازمان ایمنی ترکر (Tracker) فهرستی از ۱۰ خودرو با بیشترین آمار سرقت در انگلستان را منتشر کرد که در این میان، بیامو X5 و رنجرور اسپرت جزء اولین خودروها بودند.

این سازمان به مالکان خودروها هشدار داد که کلید خودروهایشان را در محلی دور از ورودی اصلی خانه نگهداری کنند. نتایج کامل آزمایشهای نشریهی What Car در زیر آمده است.
آئودی TT RS رودستر
- در صورت غیرفعال بودن کلید: ورود و روشن کردن خودرو غیرممکن
- درصورت فعال بودن کلید: ورود به خودرو ۵ ثانیه، روشن کردن خودرو ۵ ثانیه
بیامو X3
- در صورت غیرفعال بودن کلید: ورود و روشن کردن خودرو غیرممکن
- در صورت فعال بودن کلید: ورود به خودرو ۴۰ ثانیه، روشن کردن خودرو ۲۰ ثانیه
DS 3 کراسبک
کلید استاندارد: ورود به خودرو ۵ ثانیه، روشن کردن خودرو ۵ ثانیه
فورد فیستا
- در صورت غیرفعال بودن کلید: ورود و روشن کردن خودرو غیرممکن
- در صورت فعال بودن کلید: ورود به خودرو ۴۰ ثانیه، روشن کردن خودرو ۲۰ ثانیه
لندرور دیسکاوری
کلید استاندارد: ورود به خودرو ۲۰ ثانیه، روشن کردن خودرو غیرممکن
لندرور دیسکاوری اسپرت:
کلید استاندارد: ورود به خودرو ۱۰ ثانیه، روشن کردن خودرو ۲۰ ثانیه
مرسدس بنز کلاس A:
- در صورت غیرفعال بودن کلید: ورود به خودرو و روشن کردن غیرممکن
- در صورت فعال بودن کلید: ورود به خودرو ۳۰ ثانیه، روشن کردن خودرو ۲۰ ثانیه
دریافت انرژی از چرخهای خودرو هنگام حرکت در جاده، ایدهی جالبی به نظر میرسد و پیش از این مورد توجه برخی لاستیکسازان بزرگ نیز قرار گرفته است؛ مانند لاستیک مفهومی گودیر BH03 که در سال ۲۰۱۵ معرفی شد. یکی دیگر از این شرکتها، سومیتومو (Sumitomo) ژاپن است که طرح مفهومی بسیار جالبی برای تولید انرژی از اصطکاک تایر با سطح زمین دارد. در این طرح، اصطکاک تایر با سطح باعث تولید جریان الکتریکی میشود که از آن میتوان برای برقرسانی به لوازم جانبی و تجهیزات مختلف خودرو استفاده کرد.

مفهوم لاستیک جذبکنندهی انرژی درنظر محققان دانشگاه كانسای ژاپن از لاستیک معمولی خودرو و دستگاه مخصوص تشکیل میشود كه در داخل آن نصب شده است.

مقالههای مرتبط:
درون دستگاه دو لایه لاستیک وجود دارد که هر کدام در داخل یک الکترود پوشانده شده است؛ در کنار آن پوسته شارژ با بار منفی با غشای شارژ با بار مثبت ارتباط دارد. از آنجا که تایر روی سطح زمین میچرخد و شکل آن مدام تغییر شکل مییابد، نوعی الکتریسیته ساکن ایجاد میکند که با نام شارژ اصطکاکی شناخته میشود.
دستگاه تغییر شکل تایر را به الکتریسیته تبدیل میکند که بهعنوان مثال میتوان از آن برای تأمین برق برخی لوازم جانبی مانند چراغ کابین یا رادیو استفاده کرد. در سال ۲۰۱۵ یک گروه تحقیقاتی از دانشگاه ویسکانسین-مدیسون مشغول کار روی فناوری مشابه بودند، که میتوانست اصطکاک لاستیک را به برق برای روشن کردن چراغهای جلوی جیپ اسباببازی تبدیل کند.

هنوز هیچ صحبتی دربارهی تجاریسازی این فناوری وجود ندارد، اما سومیتومو تصور میکند که در ابتدا میتوان از آن برای تأمین برق مواردی مانند نشانگر فشار تایر استفاده کرد. سومیتومو از حمایت آژانس علوم و فناوری ژاپن برخوردار است و امید دارد که بتواند از این فناوری برای تأمین برق دستگاههای دیگر نیز استفاده کند و به همین دلیل توسعهی فناوری لاستیک مفهومی را ادامه میدهد.
.: Weblog Themes By Pichak :.