مایکروسافت دو بیلد جدید از ویندوز ۱۰ (19H2) معرفی کرده که مربوط به بهروزرسانیهای بزرگی هستند که قرار است اواخر سال ۲۰۱۹ به بازار عرضه شوند. یکی از این دو نسخه در حالتی قرار دارد که تمام ویژگیهای جدید در آن غیرفعال است. گفته شده است که در یکی از بیلدهای جدید، عمر باتری لپتاپ در دستگاههایی که انواع خاصی از پردازنده را دارند، بسیار بهتر خواهد شد.
قرار است در آیندهی نزدیک، کاربران slow ring ویندوز ۱۰ 19H2 دو نسخهی متفاوت را دریافت کنند:18362.10012 و 18362.10013 که به ترتیب به کاربران نسخههای 18362.10005 و 18362.10006 ارائه خواهد شد. تفاوت این دو نسخه در ویژگیهای فعال و غیرفعال آنها است. در بیلد 18362.10012 همهی ویژگیهای جدید بهصورت پیشفرض غیرفعال و در نسخهی 18362.10013 همگی فعال هستند. این روش جدید مایکروسافت برای آزمایش بهروزرسانیهای جدید است که بخشی از کاربران آزمایشی به همهی ویژگیهای جدید دسترسی دارند و با گذر زمان ویژگیهای جدید بهصورت کنترلشده برای دسته ی دیگر هم فعال میشود. طبیعتاً وقتی بهروزرسانیها برای همه فعال شوند و مایکروسافت کارکرد (یا عدم کارکرد) آنها را رصد کند، میتواند قبل از ارائهی آن در سطح وسیعتر، بازخوردهای واقعیتری از آنها دریافت کند.
قرعه در آزمودن بهروزرسانی ویندوز 10
مقالههای مرتبط:
اگر شما نسخهی ویندوز ۱۰ با بهروزرسانی ماه مه سال ۲۰۱۹ را در اختیار داشته باشید و همین امروز به slow ring برای آزمودن ویندوز بپیوندید، بهصورت اتفاقی یکی از دو بیلد جدید را دریافت خواهید کرد. در واقع شانس مشخص میکند که همهی ویژگیهای جدید برای شما روشن باشد یا خاموش.
احتمالاً برخی از شما که دقیقتر روند بهبود و بهروزرسانی ویندوز ۱۰ را دنبال میکنید، خواهید گفت که 19H2 ویژگی چندان جدیدی به ویندوز ۱۰ اضافه نمیکند. حق با شما است، اما برخی تغییرات مانند افزایش راحتی کاربر (QOL) و قابل تنظیم بودن برخی عملکردها از جمله ویژگیهای اعمالشده در این نسخه است.
مایکروسافت در مورد بیلد 18362.10013 گفته است:
ما برای کامپیوترهای شخصی دارای پردازندههای خاصی، عمر باتری و راندمان را بهبود دادهایم.
بنابراین میتوان اینطور برداشت کرد که برای برخی از لپتاپها طول عمر باتری بیشتر خواهد شد و احتمالاً مایکروسافت تلاش خواهد کرد تا در این زمینه بیشتر پیشروی کند چون قرار است این بهروزرسانی اواخر امسال بهصورت رسمی عرضه شود.
تغییر دیگری که در ویندوز ۱۰ اعمال شده، در مورد پردازندههایی است که میتوانند هستهی ترجیحی داشته باشند. ویندوز ۱۰ بهگونهای طراحی شده که از «روش چرخشی استفاده میکند و در آن کارها را بهصورت منصفانهتری بین هستههای ترجیحی پخش میکند.» این شیوه باعث میشود عملکرد بهتر و قابل اعتمادتری ایجاد کند. علاوهبر این انتظار میرود در بیلد اخیر از ویندوز ۱۰ برخی مشکلات مربوط به پردازندههای جدید اینتل برطرف شده باشد (این ویژگی برای تولیدکنندگان سختافزاری مفید است، نه برای کاربران نهایی).
بهطور کلی ویژگیهای جدیدی را که در بیلد 18362.10013 فعال است، میتوان بهصورت زیر معرفی کرد:
- میتوانید بهراحتی در تقویم نوار وظیفه، برنامههایتان را یادداشت کنید و برای آن یادآور بگذارید. کافی است در گوشهی پایین سمت راست صفحه مانتیور روی ساعت و تاریخ کلیک کنید. وقتی صفحهی تقویم باز شد، تاریخ مورد نظرتان را انتخاب کنید و سپس در کادر مشخصشده جزئیات برنامهتان را بنویسید. در همین صفحه میتوانید زمان و مکان آن را هم مشخص کنید.

- وقتی با موس روی صفحهی مکانیابی حرکت کنید، پنل مکانیابی باز میشود.
- در بخش تنظیمات نوتیفیکشن برای نرمافزارها تصاویری قرار داده شده که بهطور دقیق مشخص کند منظور از عبارات banner و Action Center چیست. این تصاویر کمک میکند تا تنظیمات این بخش آسانتر و قابل فهمتر باشد.

- در بخش تنظیمات نوتیفیکشن که در مسیر setting > System> Notification قرار میگیرد، حالت پیشفرض قرار داده شده که در آن نوتیفیکشنها به ترتیب ارسال (از آخرین به اولین) نمایش داده میشوند (پیش از این نوتیفیکیشنها براساس نام ارسالکنندهی پیامها مرتب میشد). این باعث میشود بتوانید آخرین ارسالکنندگان پیام و کسانی را که بیشترین پیامها را ارسال میکنند، مشخص کنید. بهعلاوه، این امکان فراهم شده است که نوتیفیکیشنها بدون اعلان صوتی نمایش داده شوند.
- در بیلد جدید این امکان وجود دارد که بتوانید دقیقاً با استفاده از نوتیفیکشن نمایشدادهشده، ارسال نوتیفیکیشن را قطع یا جزئیات آن را بررسی کنید؛ چه این نوتیفیکیشنها در banner باشد و چه در Action Center.
- در بالای بخش Action Center یک کلید مدیریت نوتیفیکیشن (Manage Notification) اضافه شده است که با کلیک روی آن به صفحهی اصلی تنظیمات نوتیفیکیشن (Notification & Action) هدایت میشوید.
- برخی امکانات برای دیباگ کردن پردازندههای جدید اینتل صورت گرفته؛ این ویژگی مربوط به تولیدکنندگان سختافزار است.
- برای کامپیوترهای دارای برخی پردازندههای مشخصی، امکان بهبود عمرباتری و افزایش راندمان فراهم شده است.
- روند چرخشی به منظور توزیع منصفانهی کار در بین هستههای ترجیحی برای پردازندههایی است که هستهی ترجیحی دارند. این کار باعث بهبود عملکرد و قابل اعتمادتر میشود.
کاربرانی که بهطور آزمایشی از بیلدهای جدید ویندوز ۱۰ استفاده میکنند، میتوانند در صورت مشاهدهی مشکل در کاربری، آن را به سازندگان گزارش دهند.
اینتل تاکنون و بهدنبال عرضهی پردازندههای ۱۴ نانومتری سرور Cascade Lake، نسل بعدی پردازندههای سازمانی ۱۴ نانومتری خود از سری Cooper Lake و در پی آن نسل اول پردازندههای ۱۰ نانومتری Xeon از خانوادهی Ice Lake را معرفی کرده است. اکنون اینتل طی مراسمی از برنامههای جدید خود برای توسعهی پلتفرم Xeon scalable خبر داده است. در این مراسم اینتل اطلاعاتی از پردازندههای خانوادهی Cooper Lake شامل تعداد هستهها، فرم فاکتور و پلتفرم مادربرد آنها را با مخاطبان خود در میان گذاشت.

مقالات مرتبط:
اینتل در این رویداد، خبر از توسعهی خانوادهی پردازندههای ۵۶ هستهای Xeon Platinum 9200 از سری Cooper Lake داد؛ بنابراین توسعهدهندگان میتوانند از مزیت جدید اجرای دستورالعملهای bfloat16 همراهبا تعداد هستههای بیشتر در این پردازنده بهرهمند شوند. همچنین اینتل تصریح کرد که پردازندههای جدید برخلاف پردازندههای ۵۶ هستهای Cascade Lake که فقط به حالت BGA (از پیش نصبشده روی برد) ارائه میشد، قابل نصب روی سوکت هستند. با توجه به ضرورت استفاده از این پردازنده روی یک سوکت خاص، اینتل تأیید کرده است که همین سوکت میزبان پردازندههای سازمانی آیندهی Ice Lake نیز خواهد بود. بنا بر گفتههای منابع، سوکت جدید LGA4189 نام خواهد داشت.
باید توجه داشت که براساس بررسیها، انتظار میرود پشتیبانی از bfloat16 تنها منحصر به پردازندههای Cooper Lake باشد و پردازندههای Ice Lake از این قابلیت بهرهمند نباشند. اینتل تصریح کرده است که نسخهی ۵۶ هستهای Cooper Lake چیدمانی مشابه با پردازندهی ۵۶ هستهای Cascade Lake دارد؛ این بدان معنا است که در این پردازنده نیز از دو Die مجزا روی یک تراشه استفاده شده و امکان کار حداکثر در حالت دو سوکته میسر است. تصور میشود این پردازنده با داشتن دو Die و ۵۶ هسته از ۱۶ کانال حافظه پشتیبانی کند.
مدیران اینتل پیش از این گفتهاند که پردازندههای Cooper Lake در سال ۲۰۱۹ عرضه خواهند شد و پردازندههای Ice Lake مدت کوتاهی پس از آن و در اواسط سال ۲۰۲۰ روانهی بازار خواهد شد. این بدان معنا نیست که پردازندهی ۵۶ هستهای از خانوادهی Cooper Lake نیز الزاماً در سال جاری میلادی عرضه شود؛ بلکه گویای ریتم گامهایی است که اینتل برنامه دارد تا در آیندهی نزدیک بردارد.
بنا به گفتههای اینتل هماکنون در برخی از سیستمهای پیشساختهی قطعهسازان عمده نظیر Atos ،HPE، لنوو، Penguin Computing ،Megware و سایر فروشندگان دارای صلاحیت از تراشههای ۵۶ هستهای Cascade Lake-AP Xeon Scalable استفاده میشود. بنابراین با امکان نصب پردازنده ۵۶ هستهای Cooper Lake روی سوکت انتظار میرود امکان دسترسی به چنین پلتفرمی بیش از پیش فراهم شود.
زمانی در ناحیهی کامپانیای ایتالیا در نزدیکی شهر ناپل کنونی، شهری آباد در روم باستان به نام «پمپئی (Pompeii)» وجود داشت. از آنجایی که این شهر یک مرکز تجاری پررونق بود، ساکنان آن را ترکیبی از اشراف و بردگان تشکیل میدادند. مهم نبود که این مردمان متعلق به چه طبقهای بودند، همهی ساکنان پمپئی برای ما که با دو هزار سال فاصله به آنها و سرنوشت و زندگیشان مینگریم، به یک اندازه جالبتوجه هستند.
از مردمان پمپئی، نوشتهها و اسناد مختلفی بر جای مانده که همهچیز از دادوستدها و سرشماریها تا سیاست و زندگی روزمره در آن دیده میشود. هر چند ممکن است که این اسناد ارزشمند باشند، اما دستنخورده ماندن شهر با تمام شکوهش بعد از حدود ۲ هزار سال پس از گذشت فوران «کوه وزوویوس یا وزوو» در سال ۷۹ م، چشمگیرترین ویژگی شهر باستانی پمپئی است. اگرچه نام پمپئی برای بسیاری تداعیگر آدمهای گچی شهر است، اما پمپئی خیلی بیش از اینها است. فوران آتشفشان وزوویوس برای اکثر ساکنان شهر فاجعهبار بود، بسیاری کشته شدند و اکثریت مردم هم به نواحی دیگر کوچ کردند، اما این فوران، سوابق باستانی استثنایی و کاملی از زندگی در یک شهر شلوغ رومی در اوج امپراطوری روم را باقی گذاشت که به عقیدهی بسیاری غنیترین محل باستانشناسی جهان است.
اولین ساکنان پمپئی
شاید تصور کنید پمپئی شهری بازمانده از دوران رومیان است، اما این شهر تا پیش از سدهی هشتم ق.م نیز سکنه داشته است. در این منطقه در مرکز ایتالیا مردمانی به نام اوسکها زندگی میکردند که این محل را به دلیل آب و هوای معتدل و خاک حاصلخیز و غنی آتشفشانیاش، مکان مطلوبی برای زیست میدیدند. در حالی که محصولاتی مانند انگور و زیتون به لطف زمین غنی از مواد مغذی بسیار خوب به بار مینشستند. اما اوسکها نمیدانستند که این نعمات طبیعی همه به لطف فعالیتهای کوه آتشفشانی فراهم شدهاند که آنجا را به مکان بینظیری برای سکونت آنان بدل کرده است.
جمعیت کامپانیا با مهاجرت یونانیان به منطقه افزایش پیدا کرد و برای مدت کوتاهی مردمان اتروسک هم به این منطقه کوچ کردند. اما بعد از شکست اتروسکها از سامنیتها در سال ۴۷۴ ق.م، آنها از منطقه خارج شدند و سامنیتها بودند که در نواحی کوهستانی زندگی کردند و سپس با گسترش جمعیت به شهرهایی مانند پمپئی نیز کوچیدند. بین سالهای ۳۴۳ و ۲۹۰ ق.م، سلسهای از نزاعها، نفوذ رومیان در شهر را بیشتر کرد.
پمپئی رومی و محاصره ژنرال سولا
پمپئی با منابع غنی و موقعیت مطلوب خود بهسرعت به یکی از شهرهای دلخواه رومیان بدل شد. این شهر به لطف سرمایهگذاریهای امپراتور روم در ساخت بناها و ساختمانهای بزرگش بهسرعت ترقی کرد. اما ریشههای اوسکی و سامنیتی به این معنی بود که همیشه از دیگر شهرهای روم جدا بود و به نوعی مستقل از حکومت روم بود. در سال ۸۲ ق.م یکی از فرماندهان رومی به نام ژنرال سولا که میخواست نفوذ امپراطوری روم را در پمپئی افزایش دهد، شهر را به همراه سپاهیانش محاصره کرد.
این محاصره برای سولا موفقیتآمیز بود و کسانی که هرگونه مقاومتی در برابر حکومت روم از خود نشان دادند، از شهر طرد شدند و ساکنان باقیماندهی شهر نیز بهمرور تابعیت رومی را پذیرفتند. به این ترتیب، پمپئی رسماً به مستعمره امپراطوری روم تبدیل شد و از روی الهه رومی ونوس (ایزدبانوی عشق، زیبایی و باروری) به آن نام لاتین «کورنیلا وانیریا پمپئینیاروم» داده شد. همانند خود شهر، بسیاری از ساکنان اشرافزاده شهر نسخههای لاتین از اسامی خود را با حل شدن در فرهنگ رومی برگزیدند.

دیوارنگارهای که پرترهای از تیرینتایوس نئو و همسرش را روی دیوار منزل شخصیاش نشان میدهد
پمپئی با وجود بسیاری از کالاهایی که از طریق دریایی به شهرهای دیگر صادر میکرد، به بخش مهمی از مسیر تجاری رومیان بدل شد. اگرچه نیروهای سولا در ابتدا کنترل سیاسی پمپئی را برعهده گرفتند، اما با توجه به افزایش چشمگیر اسامی اوسکها در اسناد تاریخی در چندین دههی بعدی که به سمتهای دولتی منصوب شدند، به نظر میرسد که مردمان بومی خودِ شهر احترام رومیان را به دست آوردهاند. پس از محاصره، پمپئی وارد عصر دوم رفاه شد و آمفیتئاتر جدیدی با ظرفیت ۵ هزار نفر و یک سالن سرپوشیده ۱۵۰۰ نفری نیز در شهر ساخته شد. در پمپئی هم همچون بسیاری از شهرهای روم، دیواری شهر را احاطه میکرد که هدف از ساخت آن، دفاع بهتر در هنگام محاصره و حمله دشمن بود.
مجموعهای از دروازهها برای جدا کردن عابران پیاده و وسایل نقلیه مانند ارابههای حمل کالا مورد استفاده قرار میگرفتند. در درون این دیوارها، شهر به سنت رومیان، در ردیفهای مرتبی بهصورت شبکهای گسترش پیدا کرد، البته به استثنای بخش جنوب غربی شهر که در معماری آن، هرجومرج بسیار زیادی به چشم میخورد. شواهدی وجود دارد که برخی از معابر، بهصورت خیابانهای یک طرفه به کار گرفته میشدند.
ساکنان و بازدیدکنندگان پمپئی
با ترقی روزافزون پمپئی، در سالهای قبل از ویرانی به جمعیت آن افزوده میشد. حدود ۱۲ هزار نفر در این شهر زندگی میکردند که یکسوم آن را بردگان تشکیل میدادند. حدود دو برابر جمعیت پمپئی نیز در ویلاها و مزارع اطراف شهر زندگی میکردند. اگرچه پمپئی اکنون شهری بندری محسوب نمیشود، اما در زمان فوران، شهر ساحلی مرفهی بود و تعداد زیادی از ویلاها با مناظر دریا در اطراف شهر ساخته شده بودند. نرون، امپراطور روم، ویلایی در نزدیکی پمپئی داشت و همسرش پوپیا سابینا هم یکی از ساکنان بومی شهر بود.

تصویر بازسازی شدهای که معبد آپولو را پیش از فوران کوه وزوویوس در سال ۷۹ م نشان میدهد

وضعیت کنونی معبد آپولو در شهر پمپئی
دو نفر از مشهورترین بازدیدکنندگان از پمپئی، گایوس پلینیوس دوم و گایوس سالسیوس بودند که بیشتر با نامهای«پلینی بزرگ» و «پلینی کوچک» شناخته میشوند. این دو که با هم نسبت عمو و برادرزاده داشتند، هر دو از مشاهیر روم باستان محسوب میشدند. پلینی بزرگ طبیعیدان، فیلسوف طبیعی، نویسنده و مورخ، فرمانده نظامی و از دوستان شخصی امپراطور تیتوس فلاویوس وسپاسیانوس بود. برادرزاده او، پلینی کوچک، نویسنده، وکیل و رئیس دادگاه بود.
پلینی بزرگ دو ماه قبل از مرگ امپراطور وسپاسیانوس، از سوی او به سمت فرمانده ناوگان در نیروی دریایی روم منصوب شده بود. او روز ۲۴ اوت سال ۷۹ م درست زمانیکه فوران بزرگ کوه وزوویوس شهرهای پمپئی و هرکولانیوم را نابود میکرد، در مسینیوم به سر میبرد. اما وقتی نامهای از سوی دوست نزدیکش رکتینا به او رسید که از مورخ رومی میخواست هرچه سریعتر به همراه نیروی دریایی و ملازمانش به پمپئی بیاید و جان او و مردم پمپئی را نجات دهد، پلینی بزرگ هم بهزودی بار سفر بست و تصمیم گرفت که از خلیج ناپل عبور کند و خود شخصا این پدیده را بهصورت مستقیم مشاهده کند.

پرترهای از پلینی بزرگ، فیلسوف، طبیعیدان و مورخ شهیر روم باستان که در جریان فوران کوه ووزوویوس جان خود را از دست داد. این پرتره در قرن نوزدهم از او ترسیم شده و هنوز هیچ پرترهای از او در دوران حیاتش در دست نیست
همانطور که کشتی او به نزدیکی ساحل هرکولانیوم میرسید، خاکستر و سنگهای آتشفشانی روی آن فرو میریختند. سکاندار کشتی پلینی به او توصیه کرد به عقب برگردد، اما پلینی در جواب گفت: «بخت و اقبال همواره یار مردان شجاع است. سکان را بهسوی آنجا که پمپئی است بچرخان!» آنها به سوی پمپئی رفتند و شهر را در آشفتگی غیرقابل وصفی دیدند. پلینی و همراهانش کشتی را بارگیری کردند، اما همان بادهایی که آنها را به ساحل رسانده بود، مانع از خروجشان از بندر میشد.
پلینی در این مدت سعی میکرد به همراهانش قوت قلب بدهد و منتظر بود که از شدت باد کاسته شود. و مدتی را در ساختمان امنی به سر بردند. اما در نهایت به دلیل ترس از فروریختن ساختمانها مجبور به ترک آن شدند، پلینی که حتی با کمک دیگران هم نمیتوانست از جایش تکان بخورد، پشت سر گذاشته شد. عقیده بر این است که او با گازهای سمی مسموم شده یا در نتیجه آشفتگی و وحشت دچار حمله قلبی شده است.
پس از سه روز از انفجارها، همراهانش دوباره به محل سابق بازگشت و پیکر بیجان مورخ بزرگ را زیر تلی از خاکسترهای آتشفشانی پیدا کردند. هیچ آسیب خارجی در بدن او دیده نمیشد. اما فرضیهی مسموم شدن این مشکل را دارد که همراهانش هم در معرض همین گازهای سمی قرار گرفتند و هیچ اتفاقی برای آنها نیفتاد در حالی که پلینی حتی نمیتوانست از جایش بلند شود.

یک خیابان سنگفرششده. در این خیابان پیادهروهایی تعبیه شده بود تا مردم مجبور نباشند از خیابان رد شوند
در روایتهای تاریخی مختلفی که در دست است، مورخ و فیلسوف رومی را مردی فربه و قویهیکل توصیف کردهاند که دچار نفستنگی نیز بوده است. به این جهت تصور میشود حتی قبل از اینکه همراهش بخواهند او را تنها بگذارند، پلینی بر اثر خفگی یا سکتهی قلبی جان داده بود. این فرضیه، به دلیل وفاداری همراهان و ملزمان پلینی بزرگ به او میتواند تا حد زیادی درست باشد. و سرنوشت، رکتینا دوست مورخ شهیر رومی نیز هیچوقت روشن نشد. آنطور که میدانیم، پلینی بزرگ هرگز نتوانست رکتینا را نجات دهد. اما هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد او و همسرش که به گفتهی پلینی کوچک، باسوس یا تاسکیوس نام داشته، نجات پیدا کرده باشند.
از پلینی بزرگ ۲۴۷ نامه باقی ماندهاند که برای مورخین ارزش بالایی دارند. بسیاری از نامههای او به چهرههای مهم سیاسی و برخی حتی به امپراطوران نوشته شدهاند. همچنین او شواهدی از فعالیت لرزهای را ثبت کرده که نشان میدهد، رومیان به زمینلرزهها و لرزشهای منطقه عادت کرده بودند و از آنجایی که این لرزهها به دفعات اتفاق میافتادند، هیچ علائم هشداردهندهای را در آن نمیدیدند.
همچنین او دو نامه در مورد فوران کوه وزوویوس نوشت که ۲۵ سال بعد از مرگش توسط برادرزادهاش به تاسیتوس، مورخ شهیر رومی فرستاده شدند. این نامهها در جواب درخواست برای اطلاعات بیشتر در مورد مرگ پلینی بزرگ به مورخ رومی فرستاده شدند. توصیفات پلینی بزرگ از فوران بهقدری دقیق بودند که امروز نوع فورانهایی که پمپئی و هرکولانیوم را نابود کردند، به نام «فوران پلینیایی (Plinian Eruption)» شناخته میشوند.
مشخصهی اصلی فورانهای پلینیایی، ستون عظیمی از گاز و خاکستر داغ است که تا استراتوسفر، لایهی دوم جو کره زمین بالا میروند. با توجه به شاخص شدت انفجار آتشفشانی (VEI)، فورانهای پلینیایی دارای شاخصهای۴، ۵ و ۶ هستند. فورانهای کوتاهمدت میتوانند ظرف کمتر از یک روز به پایان برسند، اما رویدادهای طولانیتر میتوانند برای چند روز یا چند ماه ادامه داشته باشند. فورانهای طولانیتر با ستونهای گاز و خاکستر داغ آغاز میشوند، و ابرهای گاز و جریان آذرآواری (جریانی از گاز داغ و سنگ) همچون سیلی از دامنهی آتشفشان جاری میشوند و هر آنچه در مسیرشان باشد را نابود میکنند. جریانهای آذرآواری صدها کیلومتر سرعت دارند و میتوانند تا دهها کیلومتر پیشروی کنند. میزان گدازه در این نوع فورانها نیز میتواند بهقدری زیاد باشد که موجب تخلیهی اتاقک ماگما شود و کاسه آتشفشانی را پدید بیاورد.

تصویر هنری از فوران سال ۷۹ م آتشفشان وزوویوس اثر جورج جولیوس پولیت اسکروپ؛ زمینشناس بریتانیایی. در این تصویر میتوانید بهخوبی رعد و برق اطراف ستون خاکستر و گاز را مشاهده کنید که مشخصه اصلی فورانهای پلینیایی است
و مشخصهی مهم دیگر فورانهای پلینیایی این است که اغلب با صدای بلندی همراه هستند، مانند فوران کراکاتوا در اندونزی در سال ۱۸۸۳ که انرژی برابر با بیش از ۱۳ هزار بمب اتمی هیروشیما را رها کرد و صدای مهیب آن نیز تا فاصله ۴۸۰۰ کیلومتری (حتی تا استرالیا) شنیده شد. مورد دیگر اینکه تخلیهی ناگهانی شارهای الکتریکی اغلب موجب پدید آمدن رعد و برق در اطراف ستونهای خاکستر و گاز آتشفشانی میشود؛ موردی که جورج جولیوس پولیت اسکروپ، زمینشناس بریتانیایی در نقاشیهای خود در سال ۱۸۸۲ بهخوبی به تصویر کشیده است.
زندگی در شهر پمپئی
پمپئی بخش مهمی از شبکه تجاری روم بود. طیف گستردهای از کالاها از این شهر به سایر نقاط صادر میشد. زیتون و فرآوردههای زیتونی، پشم، یک نوع سس ماهی به نام گاروم، نمک، گردو، انجیر، بادام، گیلاس، زردآلو، پیاز، کلم و گندم همه از این شهر به سایر نقاط امپراطوری روم صادر میشدند. اهالی پمپئی محصولات لوکسی مانند میوههای غیربومی، ادویهجات، ابریشم، صندل چوبی، حیوانات وحشی برای مبارزه با گلادیاتورها و بردگان را نیز وارد میکردند.
ساکنان پمپئی رژیم غذایی متنوعی داشتند. اهالی پمپئی همراهبا اقلامی که خرید و فروش میکردند، گوشت گاو، خوک، پرندگان، ماهی، صدف، غلات، حلزون، لیمو، انجیر، عسل، کاهو، کنگر فرنگی، لوبیا و نخود میخوردند. و همانطور که قابل تصور است، شهروندان ثروتمند دسترسی بیشتری به این اقلام داشتند. دسترسی به چنین تنوع غذایی، یکی از دلایلی بود که این منطقه آنقدر برای ثروتمندان جامعه روم باستان مطلوب و جذاب بود.
هزاران ساختمان در پمپئی وجود دارد که بخش متفاوتی از جامعه رومی را نشان میدهد. ویلاهای بزرگ و تقریبا غریب و با شکوهی وجود داشتند که مسکن اعضای ثروتمندتر جامعه بودند. مراکز خرید و بازار، نحوهی خرید مردم آن زمان را نشان میدهد. میخانهها و عشرتکدهها و تئاترها نشان میدهد که مردم، چگونه اوقات فراغت خود را سپری میکردند.

آمفیتئاتر شهر پمپئی
معابد و صدها زیارتگاه برای خدایان و اجداد نیز تصویری از زندگی مذهبی مردم شهر را نشان میدهند. مدارس، حمامها و توالتهای عمومی، کودکستانها، یک قصر سلطنتی و فوراههایی نیز در شهر وجود داشتند. همهی اینها ساختمانهایی بودند که یک شهر معمولی در روم باستان را تشکیل میدادند. همهچیز به نظر خبر از عصر طلایی میداد، اما...
کوه وزوویوس و نابودی شهر پمپئی
وزوویوس، تنها آتشفشانی است که طی یک صد سال گذشته در اروپا فوران کرده است و از آنجایی که حدود ۳ میلیون نفر در نزدیکی آن زندگی میکنند، خطرناکترین آتشفشان جهان نیز محسوب میشود. همانطور که قبلا گفتیم، فورانهای آن عمدتا خشن و انفجاری هستند که به خطرات زندگی در اطراف آتشفشان میافزایند.
آنطور که از اسناد تاریخی بر میآید، حداقل ۱۱ انفجار مهم قبل از نابودی پمپئی رخ داده است، اما آتشفشان برای قرنها خاموش بود و وقتی هم که اوسکها به این منطقه آمدند و در آنجا سکنا گزیدند، از قدرت آتشفشان آگاه نبودند. با وجود این، در مورد فورانهای این آتشفشان در اساطیر یونان ارجاعاتی وجود دارد. گفته میشود که هرکول، پهلوان افسانهای یونایان در اطراف کوه وزوویوس با غولهای قدرتمندی دست به مبارزه زد و شهر هرکولانیوم که همزمان با پمپئی و چند شهر دیگر با فوران این آتشفشان نابود شد، به احترام او نامگذاری شده بود.
فورانی که پمپئی و هرکولانیوم را نابود کرد، در سال ۷۹ م رخ داد. صبح روز ۲۴ اوت آن سال، گدازههایی که به مدت یک هزار سال جمع شده بودند، با انفجارهای مهیبی از دهانهی آتشفشان بیرون ریختند. ساکنان شهر حجم قابلتوجهی از دود و آتش را دیدند، اما همانطور که پلینی بزرگ میگوید، به انفجارها و لرزههای ناشی از آتشفشان عادت داشتند، و بلافاصله از وخامت اوضاع با خبر نشدند.
تنها بعد از انفجار دوم و بزرگتر که چند ساعت بعد رخ داد، ماهیت وحشتناک و مهیب فوران پیش روی برایشان آشکار شد. دانشمندان قدرت انفجار این آتشفشان را ۱۰۰ هزار برابر قویتر از بمب اتمی میدانند که هیروشیما را نابود کرد. و همانطوری که ساکنان پمپئی بهدنبال پناهگاهها میگشتند، خاکسترها و سنگهای آتشفشانی داغ شروع به فرو ریختن روی سرشان میکرد و تنها چند ساعت لازم بود تا شهر زیر تلی از خاکستر و آوار آتشفشانی مدفون شود.

جسد قربانیان هنوز هم در محل وجود دارند و بسیاری از قالبهایی که از بدن قربانیان گرفته شده، در موزه باستانشناسی ناپل نگهداری میشوند
باراش خاکستر تا پایان روز همچنان ادامه داشت. و شهر رفتهرفته زیر چندین متر آوار آتشفشانی مدفون میشد و سقف ساختمانها زیر این بار سنگین شروع به فرو ریختن کردند. کسانی که نتوانستند فرار کنند، هر جایی را تصور میکردند میتواند از آنها محافظت کند، بهعنوان پناهگاه برگزیدند و در نزدیکی دیوارها پناه گرفتند یا اینکه زیر راهپلهها، عزیزان و خانوادهی خود را در آغوش گرفتند.
سرنوشت نهایی شهر پمپئی و ساکنانش حدود ساعت ۱۱ شب رقم خورد، در این هنگام بود که ابر خاکستر فرو ریخت و شهر با جریان آذرآواری در هم کوبیده شد. خیابانها را گاز سمی در برگرفت و هر کسی که آنقدر خوششانس بود که تا آن موقع هنوز زنده مانده بود را خفه کرد و گرما آنچنان زیاد بود که اجساد به سرعت کباب شده و بدل به تلی از خاکستر شدند.
پلینی کوچک با استناد به گزارشهای عموی خود در مورد فوران سال ۷۹ م. مینویسد:
اکنون ساختمانها با لرزههای مهیبی تکان میخورند. آنچنان که از پایههای خود جدا شده باشند، پیوسته تکان میخورند و به این سو و آن سو میروند. از سوی دیگر، بیرون از ساختمان، خطر فروریختن سنگهای بزرگ وجود دارد، اما مردم پس از مقایسهی خطرات هر دو طرف از خانههای خود خارج شدند. در نوشتههای عموی من، یکی از دلایل بر دیگری غلبه میکند و گویی انتخاب مردم شهر در انتخاب بین ترسها گرفتار شده بود. برخی از مردم نیز برای محافظت در برابر اجرامی که بر سرشان میبارید، بالش و متکا روی سر خود میبستند و در گوشهای پناه میگرفتند.
و بعد:
میتوانستید صدای شیون زنان و گریهی نوزادان و فریاد مردان را بشنوید؛ برخی والدین خود و برخی فرزندانشان و برخی همسرانشان را صدا میزدند. مردم از سرنوشت خود یا خویشان خود شکایت میکردند و برخی از ترس مرگ برای مُردن دعا میکردند. بسیاری خدایان را به کمک میطلبیدند، اما هیچ تصوری نداشتند که دیگر خدایانی باقی نماندهاند و جهان برای همیشه به تاریکی ژرفی فرو رفته است.
به این ترتیب، خاکستر و آوار آتشفشانی شهری را پوشاندند که زمانی، بخش جداییناپذیری از امپراطوری روم و مکان مطلوبی برای زندگی ثروتمندان و متنفذان رومی بود. در عرض چند ساعت پمپئی با تمام شکوهش زیر خروارها آوار مدفون شد و تنها در قرن هجدهم بود که هنگام ساخت کانالهای جدید، افسانههای محلی در مورد شهر باستانی مدفونشده به اثبات رسید. تا آن زمان، پمپئی فراموششده باقی مانده بود.
صبح روز بعد، مخروطی از آتشفشان فرو ریخت و موجب پیشروی گِل و خاکستر با سرعت بیش از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت شد که هر چیزی را در سر راه خود تخریب میکرد و به سوی پمپئی میآمد. پمپئی و همسایه کوچکترش هرکولانوم ناپدید شدند و فورانی که درست یک روز بعد از جشن وولکانالیا که به خدای ربالنوع رومی آتش (حاصل از آتشفشان) و فلزکاری وولکان (واژهی Volcano در زبان انگلیسی و دیگر زبانهای اروپای غربی و رومیتبار از نام این ربالنوع گرفته شده) تعلق داشت شروع شده بود، به مدت ۱۸ ساعت ادامه داشت. و تنها حین ساختوسازهای چارلز سوم پادشاه بوربن در سال ۱۷۳۸ بود که بهطور تصادفی کشف شد. بهطرز شگفتانگیزی، این دو شهر تقریبا کاملا زیر لایههای خاکستر آهکی دستنخورده باقی مانده بودند.
قالبهای گچی قربانیان فوران وزوویوس
پس از کشف شهر تاریخی پمپئی، حدود سه چهارم شهر ۱۶۵ هکتاری پمپئی حفاری شد و اجساد ۱۱۵۰ نفر از زیر آوار بیرون کشیده شد. تخمین زده میشود که در این فاجعه بیش از ۲ هزار نفر جان خود را از دست باشند. در واقع، این بدین معنا است که اکثر قریب به اتفاق ۲۰ هزار نفر ساکن شهر با مشاهدهی اولین علائم فعالیتهای آتشفشانی از شهر گریخته باشند. قالبهای گچی مردان، زنان و کودکان و حیوانات پمپئی تا اواسط قرن هجدهم باقی ماندند. زمانی «آنتیکواریوم» در نزدیکی میدان شهر، بیشترین قالبهای گچی را در خود جای داده بود. اما این مکان در زمان بمباران متفقین در سال ۱۹۴۳ آسیب دید و از سال ۱۹۷۸ نیز برای بازسازی دوباره بسته شد. «باغ فراریان» بیشترین تعداد قربانیان را در یک مکان نگهداری میکند که در آن سیزده نفر در یک باغ میوه پناه گرفته بودند. ۹ نفر دیگر نیز در «خانهی اسرار» باقی ماندند که سقف آن فرو ریخت و راه خروج را برای قربانیان بست.

کسانی که نمیتوانستند به جایی بگریزند، تقریبا در هر جایی که میتوانستند پناه میگرفتند
اگرچه پمپئی هنوز هم حفاری میشود، اما قالبهای جدیدی ساخته نمیشود، چرا که گچ به بقایای اجساد آسیب وارد میکند. در سال ۲۰۱۰ نمایشگاهی برگزار شد که در آن چند قالب در پمپئی به نمایش گذاشته شد. در حال حاضر یک میلیون نفر در ناپل زیر سایهی آتشفشان وزوویوس زندگی میکنند که براساس گزارش سال ۲۰۰۶ نشریهی نشنال جئوگرافیک، پژوهشگران تخمین زدهاند که هر ساله احتمال وقوع فورانی بزرگ بیش از ۵۰ درصد است و این احتمال با گذشت زمان بیشتر از آخرین فوران پلینیایی سال به سال بیشتر میشود. پژوهشگران میگویند، با توجه به اینکه گازهای خاکستر و جریانهای آذرآواری تا دهها کیلومتر پیش روی میکنند و سرعت مهیبی دارند، بهطور بالقوه قادر خواهند بود شهر ناپل و هر شهر دیگری را به یک پمپئی جدید بدل کنند.

عکسی از ساحل ناپل با پسزمینهی کوه ووزوویوس که همین حالا هم ساکنان شهرهای اطراف را تهدید میکند
در صورت وقوع فوران به بزرگی سال ۷۹ م. ساکنان محلی ناپل و شهرها و روستاهای اطراف که به موقع از محل زندگی خود را ترک نکنند، شاهد بارانی از سنگ پای بزرگ خواهند بود، سنگهایی که سنگینتر از آن هستند که توسط ستون گاز نگه داشته شوند. سپس با تخلیهی انرژی آتشفشان، خود ستون گاز فرو خواهد ریخت، و ذرات کوچکتر سنگی از خاکستر تا تختهسنگهای کوچکتر از آسمان میبارند. ابرهای گاز و جریان آذرآواری نیز همچون سیلی از دامنه آتشفشان جاری میشوند و هر چیزی را که در مسیرشان باشد، به کام نابودی خواهند کشاند.
وضعیت کنونی پمپئی
هنگامی که شهر در قرن نوزدهم حفاری شد، ساکنان شهر پس از ۱۷۰۰ سال از زیر خاکسترها و آوار بیرون کشیده شدند. باستانشناسان متوجه شدند که اسکلتهای قربانیان با فضای خالی احاطه شدهاند، به این ترتیب با ریختن گچ درون این فضاهای خالی، بدنها با جزئیات بینظیری از جمله ظاهر نهایی، لباسها و چهرهها هؤیدا شدند. برخی از قالبهای گچی، موقعیتهای فوقالعاده دردناکی را آشکار میکردند و نشان میدادند که مردم در وضعیتی دردناک عزیزان خود را در آغوش گرفتهاند و دهان خود را چفت کردهاند تا از آسیب گازهای مضر در امان بمانند و برخی نیز اشیای گرانبهای خود را در دست گرفته بودند تا گم نشوند یا دزدیده نشوند.

سالانه ۲٫۶ میلیون نفر از ویرانههای پمپئی بازدید میکنند تا به یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری ایتالیا بدل شود
با وجود اختلافات شدید در ثروت موجود در بقایای شهر، افرادی که در زمان فوران آتشفشان کشته شدند، فقرا و ثروتمندان همه قالبهای شبیه به هم دارند! همه مردمان پمپئی به شیوهی تراژیکِ یکسانی جان خود را از دست دادند، مهم نبود که در کجای شهر ساکن بودند یا اینکه به چه طبقهای تعلق داشتند.
اشیایی که زیر شهر پمپئی مدفون شده بودند، برای مدت تقریبا دو هزار سال دستنخورده باقی ماندند. کمبود هوا و رطوبت این امکان را فراهم کرد که اشیاء زیرزمین بهخوبی حفظ شوند و کمتر تجزیه شوند. زمانیکه حفاریها در ویرانه های پمپئی شروع شد، این محل باستانشناسی منابع متنوع و شواهد زیادی از جزئیات زندگی در شهر باستانی روم را فراهم کرد. با این حال، وقتی که نیروهای انسانی و طبیعی هر دو به کار افتادند، پمپئی بهسرعت به سوی زوال پیش رفت.

برخی دیگر از قربانیانی که بر اثر فرو ریختن جریانهای آذرآواری و خاکستر فوران کوه ووزوویوس روی شهر پمپئی جان خود را از دست دادند
هوازدگی، فرسایش، قرار گرفتن در معرض نور، آسیبهای ناشی از رطوبت، روشهای ضعیف حفاری و بازسازی، رشد گیاهان و وجود حیوانات، هجوم گردشگران، خرابکاری و سرقت آثار باستانی، همه به نوعی در آسیب رساندن به این محل باستانشناسی بسیار غنی طی سالهای اخیر نقش داشتهاند.
نگرانی در مورد حفاظت این شهر باستانی، همواره باستانشناسان را برای ادامهی اکتشافاتشان دچار مشکل کرده است. این شهر باستانی در سال ۱۹۹۶ و دوباره در سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ در فهرست آثار باستانی تحتنظر سازمان خصوصی «صندوق جهانی آثار تاریخی (WMF)» قرار گرفت که هدف آن افزایش سطح حساسیت عمومی نسبت به میراث تاریخی جهان است و هر دو سال یکبار فهرستی از آثار باستانی در معرض خطر را منتشر میکند.
مقالههای مرتبط:
این سازمان در سال ۱۹۹۶ ادعا کرد که پمپئی بهشدت نیاز به مرمت دارد و خواستار تهیه طرح کلی برای بازسازی و بررسی وضعیت آن شد. این سازمان با حمایت «بنیاد ساموئل کرس» و «امریکن اکسپرس» از حفاظت از پمپئی حمایت کرد. امروزه بودجهی بیشتری برای حفظ این محل باستانشناسی اختصاص داده شده است. با این حال، بهعلت گستردگی پمپئی و مقیاس مشکلات، این امر در توقف آلودگی مواد، ناکافی بوده است. کارشناسان تخمین زدهاند که برای انجام کارهای لازم برای حفظ پمپئی نیاز به ۳۳۵ میلیون دلار است.
تصور نمیشود با کاستن از حجم گردشگران بتوان کمکی به حل مشکلات مرمت و حفاظت از پمپئی کرد. در واقع، پمپئی برای بیش از ۲۵۰ سال، یعنی از زمان کشف، مقصد گردشگری محبوبی بوده است و تا سال ۲۰۰۸ سالانه ۲٫۶ میلیون نفر از آن بازدید کردند تا تبدیل به یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری ایتالیا شود.
چین برنامهی آزمایشی و تجربی عظیمی را در حوزهی آموزش به کمک هوش مصنوعی اجرا میکند که شاید بهطور کامل روند یادگیری را در جهان متحول کند. محققان چینی در سالهای اخیر با جدیت به مفهومی به نام یادگیری هوشمند پرداختهاند. اکنون نیز شرکتهای میلیارد دلاری آن کشور برنامههایی برای صادرات دستاوردهای خود به دیگر نقاط جهان دارند.
ژو یی یکی از دانشآموزانی است که از برنامهی یادگیری هوشمند چین استفاده کرد. او مشکلات زیادی در درسریاضی داشت و حتی شاید موفق به ورود به دانشگاه هم نمیشد. شرکتی به نام Squirrel AI برنامهای را به مدرسهی ژو پیشنهاد داد که آموزش شخصیسازیشده را به دانشآموزان ارائه میکرد. ژو قبلا روشهای متعددی را امتحان کرده بود، اما روش جدید بهجای استفاده از آموزگار شخصی از یک الگوریتم هوش مصنوعی استفاده میکرد.
دانشآموز ۱۳ سالهی چینی تصمیم گرفت تا روش یادگیری جدید را امتحان کند. تا پایان ترم نمرههای امتحانی او از ۵۰ درصد به ۶۲/۵ درصد بهبود یافتند. دو سال بعد نمرههای ژو در امتحانات مدرسه به ۸۵ درصد رسید. او دربارهی دورهی آموزشی میگوید: «ریاضی قبلا برای من خیلی سخت بود؛ اما از طریق آموزش خصوصی متوجه شدم که آنچنان هم دشوار نیست. آموزش به من کمک کرد که به مسیر متفاوتی وارد شوم».
مقالههای مرتبط:
متخصصان اعتقاد دارند که هوش مصنوعی در آموزش قرن ۲۱ تأثیرات عمیقی خواهد داشت، اما چگونه چنین روندی ممکن میشود؟ متخصصان دانشگاهی و محققان در سالهای گذشته تلاشهای زیادی برای پیدا کردن راههای کاربردی انجام دادهاند. در این میان چینیها منتظر نماندند و آزمایشهای عملی را شروع کردند.
در سالهای گذشته سرمایهگذاری چین در آموزش و یادگیری به کمک هوش مصنوعی با سرعت و شدت زیادی افزایش یافت. غولهای دنیای فناوری، استارتاپها و مؤسسههای آموزشی گوناگون به روندهای آزمایش و سرمایهگذاری وارد شدهاند. اکنون دهها میلیون دانشآموز در چین از روشهایی شامل هوش مصنوعی برای یادگیری استفاده میکنند. آموزش آنها یا از طریق برنامههای خارجی همچون الگوریتم شرکت Squirrel انجام میشود یا پلتفرمهای آموزش دیجیتال همچون 17ZuoYe که در مدارس استفاده میشوند. حتی در برخی کلاسهای درس رسمی چینیها هم هوش مصنوعی حضور دارد. چنین رویکردی بزرگترین سرمایهگذاری در حوزهی آموزش به کمک هوش مصنوعی است و البته هنوز نتیجهی نهایی آن قابل پیشبینی نیست.
سیلیکونولی هم تمایل زیادی به مفهوم آموزش با کمک هوش مصنوعی نشان میدهد. بنیاد چان زاکربرگ در گزارشی در ماه مارس در کنار بنیاد بیل و ملیندا گیتس، آموزش به کمک هوش مصنوعی را رویکردی با ارزش بالای سرمایهگذاری بیان کرد. جان کوچ، معاون ارشد اپل در بخش آموزش، کتابی بهنام Rewriting Education دارد که در آن بهصورت مستقیم به ابزارها و الگوریتمهای Squirrel اشاره میکند. نسخهای چینی از همین کتاب نیز توسط بنیانگذار اسکویرل درک لی نوشته شد. اسکویرل همچنین در همکاری با دانشگاه کارنگی ملون یک برنامهی تحقیقاتی مشترک راهاندازی کرد تا یادگیری شخصیسازیشده را در مقیاس بزرگ بررسی و سپس دستاوردهای خود را بهصورت جهانی ارائه کند.

برخی متخصصان از مقصد چنین تلاشهای همهجانبهای در حوزهی یادگیری به کمک هوش مصنوعی نگران هستند. آنها میگویند که هوش مصنوعی در بهترین حالت تنها در کشف استعدادها و علایق دانشآموزان توسط معلمان کاربرد دارد. در بدترین حالت چنین رویکردی موجب تغییرات عظیم در روندهای آموزش و آزمون دانشآموزان در سرتاسر جهان میشود که شاید در عملکرد آنها در دنیای آتی اثر مخرب داشته باشد.
اسکویرل امروز بهعنوان یکی از بزرگترین شرکتهای آموزش به کمک هوش مصنوعی در چین شناخته میشود. آنها رویکردهای آموزشی و تغییرات احتمالی جهان آینده را بهتر از سایر بازیگران به نمایش میگذارند. بهعلاوه نتیجهگیریهای شرکت در چین میتواند نمایی از تغییرات احتمالی آینده در آموزش جهانی را به خوبی نشان دهد.
مرکز آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی
مؤسسهای که ژو در آن تحصیل میکند، یکی از اولین مؤسسههای اسکویرل در چین است. طبقهی دوم ساختمانی ساده در منطقهای تجاری در هانگژو، شهری متوسط در استان ژجیانگ بهعنوان دفتر آموزشی توسط اسکویرل استفاده میشود. جایزهها و افتخارهای شرکت در دیوار ورودی نصب شدهاند. در بخشهای دیگر، تصاویری از چندین مرد دیده میشود که نیمی از آنها مدیران اجرایی شرکت و نیمی دیگر اساتید و آموزگاران برجسته هستند. اساتید حاضر در عکس همگی عنوان Master Teacher را از نظام آموزشی چین دریافت کردهاند. عنوانی که به بهترین آموزگارهای کشور اهدا میشود و آنها را در تدوین برنامههای آموزشی کشور دخیل میکند.
دکور داخلی مدرسهی اسکویرل زرق و برق خاصی ندارد. سالن اصلی کوچک با رنگآمیزی شاد و سبز، اولین محیطی است که بازدیدکننده با آن روبهرو میشود. روی دیوارها نیز تصاویری از دانشآموزان شاد دیده میشود و ۶ اتاق کلاس نیز در این مدرسه وجود دارد. بهعلاوه تصاویری هم روی دیوارها وجود دارند که با جملههای مثبت و انگیزشی پر شدهاند. هیچگونه تختهی سفید، پروژکتور یا تجهیزات مشابه در کلاسها دیده نمیشود. تنها یک میز در هر اتاق قرار دارد که ۶ تا ۸ دانشآموز از آن استفاده میکنند.
لپتاپ بهعنوان دستگاه اصلی آموزشی در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد. با نگاهی به داخل کلاسها، دانشآموزان را میبینیم که همراهبا معلمان تنها به نمایشگر لپتاپ خیره شدهاند. در یکی از کلاسها دو دانشآموز مجهز به هدست در حال شرکت در کلاس آموزش زبان انگلیسی هستند. در کلاسی دیگر سه دانشآموز از جمله ژو در دورههای مجزای ریاضی شرکت میکنند. آنها پیش از ثبت آنلاین پاسخهای خود، محاسبات را روی برگه انجام میدهند. در هر اتاق معلمی حضور دارد که فعالیت دانشآموزان را از طریق یک داشبورد آنلاین نظارت میکند.

در نظارت آنلاین برخی اوقات معلمها نکتهای را پیرامون عملکرد یک دانشآموز روی داشبورد خود مشاهده میکنند. سپس آنها نزد دانشآموز مورد نظر میروند تا در روند آموزش به او کمک کنند. مکالمهی معلم و دانشآموز عموما پیرامون مشکلی جریان پیدا میکند که سیستم توانایی پاسخ به آن را نداشته است. مکالمهای که با صدای بسیار آرام انجام میشود و در هیچ کلاسی هم خبر از آموزشهای سنتی معلمها و صدای تدریس نیست.
رشد سریع چینیها
سه عامل منجر به توسعهی سریع سیستم آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی چین شد. ده میلیون دانشآموز سالانه در امتحان ورودی دانشگاهها موسوم به Gaoko شرکت میکنند. امتیاز آنها مشخصکنندهی قبولی در آزمون ورودی و همچنین محل تحصیل دانشگاهی خواهد شد. بسیاری از دانشآموزان موفقیت در آزمون فوق را بزرگترین قدم در موفقیت زندگی آتی میدانند. از طرفی والدین نیز تمام تلاش و دارایی خود را برای آموزش یا هر ابزار دیگر در جهت موفقیت فرزندان به کار میگیرند.
کارآفرینهای چینی با توجه به حجم بالای تلاش و فعالیت برای موفقیت در آزمون ورودی، به دادههای بسیار زیادی دسترسی پیدا کردند تا به کمک آنها الگوریتمها را آموزش دهند و بهینهسازی کنند. جمعیت در دسترس شرکتهای چینی گستردگی بالایی دارد، بهعلاوه مردم نیز برخلاف غربیها نگرانی و تعصب بالایی روی دادههای شخصی ندارند. خصوصا اگر دادههای شخصی مزایایی همچون پیشرفت تحصیلی را به همراه داشته باشند، مردم از ارائهی آنها ابایی ندارند. بهعلاوه والدین چینی امروز اعتقاد زیادی به ظرفیتهای فناوری دارند. آنها با نگاهی به تغییرات عظیم کشورشان در سالهای اخیر، به پیشرفت با کمک فناوری ایمان آوردهاند.
اسکویرل تلاش میکند تا در ابتدا نمرههای دانشآموزان را در امتحانهای سالیانهی مدارس بهبود دهد؛ روندی که قطعا به بهبود نگرانی آنها نسبت به آزمون ورودی دانشگاهها کمک میکند. همچنین آنها سیستم خود را بهینهسازی کردهاند تا از ابتدا دادههای بیشتری را برای تحلیل دریافت و جمعآوری کند. همین دادههای بیشتر، شخصیسازی و توسعهی راحتتر را برای الگوریتم هوش مصنوعی ممکن کرده است. اسکویرل رویکردهای بازاریابیبسیار قوی هم دارد و تواناییهای فنی خود را از طریق انتشارات دانشگاهی، همکاریهای بینالمللی و نمایش جوایز و افتخارات در تبلیغات، معرفی میکند. در نتیجه امروز اسکویرل را میتوان شرکت محبوب دولت محلی شانگهای نامید.

استراتژی جامع اسکویرل منجر به سرعت دادن به روند رشد فناوری شده است. شرکت از پنج سال پیش که تأسیس شد، بیش از دو هزار مرکز آموزشی در ۲۰۰ شهر چین تأسیس کرد و بیش از یک میلیون دانشآموز در آن ثبتنام کردهاند. اسکویرل تصمیم دارد تا در یک سال آینده دو هزار مرکز آموزش داخلی دیگر تأسیس کند. آنها تا امروز بیش از ۱۸۰ میلیون دلار سرمایه جذب کردهاند و سال گذشته نیز با عبور از ارزش یک میلیارد دلاری به شرکت یونیکورن تبدیل شدند.
فعالیت همهجانبه
اسکویرل تنها شرکتی نیست که مفهوم آموزش به کمک هوش مصنوعی را پیگیری میکند. اولین تلاشها برای جایگزینی آموزش سنتی با هوش مصنوعی به دههی ۱۹۷۰ باز میگردد. در آن زمان کامپیوترها برای اولینبار به سیستم آموزشی وارد شدند. سپس مطالعاتی در میان سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴ انجام شد و آموزش خصوصی را برای دانشآموزان مفیدتر دانست. چنین یافتههایی منجر به شروع تلاشهایی جدید شد تا متخصصان تجربهی آموزش فرد به فرد را با ماشین اجرا کنند. نتیجهی اولیه، سیستمهای آموزشی تطبیقی بود که امروزه در سرتاسر جهان از مهدهای کودک تا مراکز آموزش کاری دیده میشوند.
نوآوری اسکویرل در تقسیمبندی جزئی و ابعاد عملکردی مشخص میشود. آنها برای هر دورهی آموزشی از ترکیب مهندسان داخلی با گروهی از اساتید برتر چین استفاده میکنند تا موضوع تدریس را هرچه بیشتر به موضوعات کوچکتر تقسیم کنند. بهعنوان مثال ریاضی برای چند پایه تحصیلی به ۱۰ هزار زیرشاخهی اصطلاحا اتمی تقسیم میشود که بهنام «نقاط دانش» شناخته میشوند. بهعنوان مثالی از آن نقاط میتوان به اعداد گویا، مشخصات شکلهای هندسی همچون مثلث و نظریهی فیثاغورث اشاره کرد. هدف از تقسیمبندی، شناسایی هرچه دقیقتر نقاط ضعف دانشآموز است. کتابهای آموزشی مرسوم، شاید همان دوره و درس را به سه هزار زیرمجموعه تقسیم کنند. پلتفرم دیگری به نام ALEKS برای آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی وجود دارد که بهعنوان سیستمی تطبیقی توسط مکگرا هیل در آمریکا تدوین شد و الهامبخش اسکویرل هم بود. آن سیستم، درس مذکور را به هزار بخش تقسیم میکند.
پس از تعیین نقاط دانش یا آموزش، سیستم آنها را با آموزشهای ویدئویی، دروس متنی و مثالهای حلشده و تمرین ترکیب میکند. ارتباط بین نقاط آموزشی نیز از طریق «گراف دانش» مشخص میشود و همپوشانی یا پیشنیاز بودن آنها در طراحی گراف تأثیر خواهد داشت. بهعلاوه اساتید برتر نیز در روند طراحی گراف همکاری میکنند.

دانشآموزان پیش از شروع دورههای آموزشی در آزمونهای بررسی اولیه شرکت میکنند تا سطح معلومات و اشکالاتشان مشخص شود. بهعنوان مثال اگر فرد پاسخ سریعی به یک سؤال اولیه بدهد، آن موضوع بهعنوان مهارت شناسایی میشود و از روند آموزش کنار میرود. سیستم پس از ۱۰ سؤال متوجه میشود که چه مفاهیمی نیاز به آموزش و تحلیل بیشتر دارند. با استفاده از همین دادههای اولیه، برنامهی تحصیلی دانشآموز مشخص میشود.
پس از طراحی اولیهی برنامهی تحصیلی و شروع آموزش، باز هم روند طراحی و بهینهسازی جریان دارد. درواقع هرچه که دانشآموز بیشتر در دورهها شرکت کند، مدل یادگیری او مشخصتر شده و برنامه بهروزرسانی میشود. با اضافه شدن دانشآموزان جدید، ارتباطات بیشتر بین نقاط دانشی کشف میشود. سیستم ALEKS هم برخی از این فعالیتها را انجام میدهد، اما اسکویرل ادعای پیشرفتهتر بودن و بهینهسازی سریعتر مبتنی بر یادگیری ماشیندارد.
اسکویرل برای تأیید کیفیت سیستم خود آزمونهایی عمومی هم برگزار کرده است. آنها در اکتبر ۲۰۱۷ یک دورهی مطالعاتی چهارروزه برگزار کردند و ۷۸ دانش آموز را در آن شرکت دادند. در نتیجهی آزمایش مشخص شد که سیستم هوش مصنوعی در بهبود نمرههای ریاضی دانشآموزان، عملکردی بهتر از آموزگارهای حرفهای دارد که در کلاسهای سنتی به تدریس پرداختند.
دانشآموزان مراکز آموزشی اسکویرل که در مصاحبهی این مقاله حضور داشتند، واقعا از برنامهی مذکور راضی بودند. آنها همگی در سالهای پایانی دبیرستان هستند و بیش از یک سال در مرکز آموزشی اسکویرل بودهاند. یکی از دخترها به نام فو ویی روند پیشرفت به کمک هوش مصنوعی را برای خودش بسیار سریعتر از پیشرفت به کمک استاد عادی میداند. او در مصاحبه میگوید:
من اینجا هم معلم آنلاین و هم آفلاین دارم. بهعلاوه روند آموزشی نیز هدفمندتر است. سیستم بهراحتی مشکلات و کمبودهای درسی من را تشخیص میدهد.

دانشآموز دیگر با تعریف از کمتر بودن تمرینهای آموزشی در دورههای جدید، آنها را تأثیرگذار میداند. از نظر او کاهش تمرین و هدفمند شدن آنها منجر به صرفهجویی در زمان هم میشود.
نویسندهی مقالهی منبع نظرات دانشآموزان در مرکز آموزشی اسکویرل را با کمی احتیاط بیان میکند. او میگوید که دانشآموزان مخاطب مصاحبه از طرف مدیران انتخاب شدهاند و تحت نظارت آنها مصاحبه میکنند. به هر حال آسایش آنها از بهبود سیستم و محیط آموزشی در همان شرایط هم قابل تشخیص بود. در این میان انتخاب ژو برای تعریف داستانی با تمرکز بر بهبود یادگیری به کمک سیستم جدید هم به احتمال زیاد تصادفی نبوده است.
بنیانگذاری اسکویرل، لی چشماندازی فراتر از آموزش خصوصی برای شرکت تحت مدیریتش دارد. او تصمیم دارد تا از محدودیت جدید یعنی آموزش فوق برنامه برای دانشآموزان رهاشده و سیستم خود را بهصورت مستقیم به برنامههای آموزشی اصلی کشور وارد کند. آنها در حال مذاکره با مدارس متعددی هم در چین هستند تا سیستم خود را بهعنوان رویکرد اصلی آموزش در آنها به کار بگیرند. قطعا تصور چنین دنیایی با چنین سیستمها آموزشی، جالب خواهد بود.
در بخشی از مصاحبه از دانشآموزان پرسیده میشود که کدام بخش از فعالیتهای اسکویرل را نیازمند بهینهسازی میدانند. فو میگوید افزایش ارتباط با آموزگارهای انسانی، منجر به بهبود سیستم آموزش خواهد شد.
تغییر ماهیت آموزش
اکثر متخصصانی که دربارهی برنامهی چینیها برای تغییر سیستم آموزشی مطلع میشوند، نکتهی قابلتوجه مشترکی را در تحلیل آن بیان میکنند. آنها میگویند که برای درک چگونگی بهبود سیستم آموزشی به کمک هوش مصنوعی، باید ابتدا تغییر ماهیت کار را تحت تأثیر پدیدهی مذکور بررسی کرد.

هرچه ماشینها در انجام وظایف تکراری ماهرتر میشوند، انسانها باید بیش از پیش روی مهارتهایی تمرکز کنند که مخصوص خودشان است. خلاقیت، همکاری، ارتباطات و حل مسئله از مهارتهای اختصاصی انسانها محسوب میشود. بهعلاوه انسانها باید با افزایش سریع کاربرد اتوماسیون هماهنگ شوند، چون روزبهروز مهارتهای بیشتری تحت سلطهی ماشینها در میآیند. در نتیجه کلاسهای آموزشی قرن ۲۱ باید به فضایی برای کشف و استخراج علایق و توانمندیهای هر فرد تبدیل شوند. در واقع باید سیستمهای آموزشی متعلق به عصر صنعتی کنار گذاشته شوند که تنها مجموعهای از آموزهها و دانش را به افراد تزریق میکنند.
هوش مصنوعی از لحاظ نظری توانایی بهبود شرایط موجود را دارد. سیستمها توانایی انجام وظایف تکراری را در کلاسهای درس دارند؛ رویکردی که زمان آموزگارها را برای تمرکز روی تکتک دانش آموزها افزایش میدهد. البته فرضیههای متعددی دربارهی آیندهی آموزش به کمک هوش مصنوعی مطرح میشود. شاید هوش مصنوعی تنها بخشهایی از علوم را آموزش دهد و انسانها آموزش بخشهای دیگر را بر عهده بگیرند. در فرضیهای دیگر هوش مصنوعی به آموزگارها کمک میکند تا روند یادگیری دانشآموز را ردگیری کنند. شاید هم قابلیت دانش آموزان در کنترل چگونگی یادگیری افزایش یابد. به هر حال هدف نهایی از تمامی رویکردهای مذکور در شخصیسازی آموزش دیده میشود.
رویکرد کنونی اسکویرل شاید برای رویکردهای آموزشی سنتی مفید واقع شود، اما دانشآموزان را برای انعطافپذیری در دنیای در حال تغییر آماده نمیکند. متخصصان اعتقاد دارند که بین یادگیری تطبیقی و یادگیری شخصیسازیشده تفاوت عمدهای وجود دارد. کریس دید، استاد دانشگاه هاروارد در موضوعات فناوری، نوآوری و برنامههای آموزشی اعتقاد دارد سیستم موجود تنها نقاط قوت و ضعف دانشآموزان را در یادگیری تشخیص میدهد. از نظر او سیستم نمیتواند موضوعات مورد علاقهی دانشآموزان برای یادگیری و چگونگی یادگیری بهینه را تعیین کند. یادگیری شخصیسازیشدهی نیازها و علایق دانشآموزان را مد نظر قرار داده و انگیزه و زمان لازم را برای هر یک از آنها اختصاص میدهد تا در روند آموزش پیشرفت کنند.
یوتا ترویرانوس، استاد دانشگاه اونتاریو در دانشکدهی هنر و طراحی سابقهای قابلتوجه در بهکارگیری آموزش شخصیسازیشده با هدف افزایش جامعیت در آموزش دارد. او آموزش شخصی را به بخشهای جزئیتری تقسیم میکند. استاد دانشگاه اونتاریو اعتقاد دارد آموزش شخصی شامل سطوح سرعت، مسیر و هدف میشود.

اگر سرعت یادگیری شخصیسازی شود، دانشآموزان با قابلیتهای متنوع امکان زمانی متنوعی را برای یادگیری محتوای مشخص خواهند داشت. اگر مسیر شخصیسازی شود، دانشآموزان با انگیزهها و روشهای متنوع و حتی محتوای متنوع به سمت هدف یکسان حرکت میکنند. در نهایت وقتی هدف شخصیسازی شود، دانشآموزان روند را بهگونهای انتخاب میکنند که آنها را به آموزش عالی مورد نظر خودشان برساند.
یوتا در توضیح بیشتر پیرامون سطوح شخصیسازی میگوید:
دانشآموزان باید مفهوم آموزشی خودشان را درک کنند. آنها باید موضوع یادگیری و همچنین خود یادگیری را بیاموزند. هوش مصنوعی اسکویرل به هیچ وجه به چنین مفاهیمی نمیپردازد. این سیستم تنها کمک میکند که همهی دانشآموزها به وضعیتی برابر در یک سیستم استاندارد برسند.
توضیحات بالا به این معنی نیست که آموزش تطبیقی جایی در قرن ۲۱ ندارد. دیوید داکترمن از همکاران دید اعتقاد دارد توانایی آموزش دانش ساختارمند افراد هنوز ارزش دارد؛ اما دیگر نمیتوان ساختار قبلی را بهصورت آموزگار غالب در کلاسها به کار گرفت. او در توضیح بیشتر میگوید: «برخی فعالیتهای تکراری مانند بازیابی دانش و کسب مهارت که قابل آموزش توسط یک معلم باهوش هستند، امروز راحتتر از همیشه توسط یک ماشین هوشمند نیز قابل آموزش خواهند بود».
ملاقات با اسکویرل
لی، بنیانگذار اسکویرل هم برای مقالهی حاضر در مصاحبه شرکت کرد. او فردی قدبلند و لاغر است و با لهجه و روشی جالب انگلیسی صحبت میکند، البته قطعا چینی صحبت کردنش با سرعتی چند برابر انجام میشود. نویسندهی مقاله یک هفته پس از بازدید از مرکز آموزشی، در مرکز مدیریت در شانگهای با لی دیدار کرد. بنیانگذار اسکویرل هم یک تور بازدید برای نویسنده ترتیب میدهد و او این بار با محیطی بسیار متفاوت از مرکز آموزش روبهرو میشود.

بنیانگذار اسکویرل
هر یک از دیوارهای مرکز مدیریت اسکویرل با تصاویر و نشانههایی از موفقیتهای شرکت تزئین شدهاند. در واقع همهی تلاشها در دفتر مرکزی برای جلب توجه هرچه بیشتر رسانهای انجام شدهاند. جوایز شرکت در اطراف دفتر به چشم میخورند و یک بخش نیز به دانش آموزانی «ناامید» اختصاص دارد که با استفاده از اسکویرل نمرههای خود را بهبود دادهاند.
در یکی از اتاقهای دفتر فیلمی تقریبا تبلیغاتی در حال پخش است که یکی از بهترین معلمهای چین را در برابر هوش مصنوعی اسکویرل قرار میدهد. در فیلم مذکور دانشآموزان آن معلم (که سابقهی شاگردی به مدت سه سال در کنار او داشتند) برای حل چند مسئله تلاش میکنند. الگوریتم و آموزگار در تشخیص و پیشبینی موفقیت دانشآموزها در حل مسائل با هم رقابت میکنند. در نهایت لی میگوید که هوش مصنوعی تنها با سه ساعت مطالعهی دانش آموزها، رویکرد آنها را بهتر از معلمی با سه سال فعالیت در کنارشان، پیشبینی میکند.
بسیاری از مفاهیم و چشماندازهای اسکویرل نتیجهی تجربهی کودکی لی هستند. او در دوران جوانی هوش هیجانی خوبی نداشت و با مطالعهی کتاب نیز پیشرفتی حاصل نشد. لی برای حل مشکل خود موضوع هوش هیجانی را به ۲۷ زیرمجموعه تقسیم کرد و یکی یکی آنها را آموخت. بهعنوان مثال او ابتدا مشاهدهگری و مکالمهگرایی را آموخت. درنهایت لی موفق به یادگیری مفاهیم هوش هیجانی شد و از آن مهمتر به این نتیجه رسید که هر مفهومی را میتوان با روش تقسیمبندی آموزش داد.
لی برای شرح دادن آیندهی مورد نظرش در حوزهی آموزش با هوش مصنوعی، مقایسهی جالبی انجام میدهد. او میگوید:
وقتی هوش مصنوعی بر دنیا غلبه پیدا کند، معلمها شبیه به خلبان عمل خواهند کرد.
با نگاهی به توضیحات لی به این نتیجه میرسیم که آموزگارهای آینده تنها روی روند فعالیت هوش مصنوعی نظارت میکنند و بهنوعی پرواز اصلی بر عهدهی الگوریتم خواهد بود. درواقع عملکرد آنها بیشتر منفعلانه میشود. البته هر از چندگاهی که مشکلی پیش بیاید و مثلا دانشآموزی یک مشکل احساس کند، معلمها برای کنترل شرایط و ایجاد آرامش وارد عمل میشوند. لی اعتقاد دارد معلمهای آینده تنها روی ارتباطات احساسی متمرکز خواهند بود.

بنیانگذار اسکویرل اعتقاد دارد رویکرد بالا تنها راه بهبود هوش ترکیبی برای انسان خواهد بود. او میگوید هرگونه مسئولیتدهی دیگر به معلمها شاید منجر به از بین رفتن هوش دانشآموزها شود. بههرحال لی برای فرزندان خودش هم سیستم و ایدهی اسکویرل انتخاب کرده و هرچه بیشتر، آن را در برنامهی آموزشیشان اضافه میکند. او میگوید که پسران دوقلوی هشت سالهاش در کلاس دوم، اکنون مفاهیم فیزیک کلاس هشتم را میآموزند. لی اعتقاد دارد چنین روندی نشاندهندهی موفق بودن سیستم است و «تنها آموزش تطبیقی چنین توانایی دارد».
توسعهی جهانی فناوری
اسکویرل در حال حاضر فناوری خود را به کشورهای دیگر صادر میکند. آنها در کنفرانسهای متعدد جهانی با موضوع هوش مصنوعی شرکت کردهاند و در همکاری با متخصصان زیادی از این حوزه از دانشگاههای MIT، هاروارد و دیگر مراکز تحقیقاتی، اعتبار فعالیت را افزایش دادهاند. همچنین لی در تیم مدیریتی خود آمریکاییهای متعددی را استخدام کرده است و فعالیت در آمریکا و اروپا را هم برای سالهای پیش رو در برنامه دارد. تام میشل، یکی از مدیران آمریکایی اسکویرل، بهعنوان مدیر گروه علوم کامپیوتر در دانشگاه کارنگی ملون فعالیت میکند. دن بایندمن، همکار دیگر اسکویرل، در توسعهی تجربهی کاربری و گروههای ویراستاری در ALEKS فعالیت کرده است.
ترویرانوس نگرانی اصلی خود از فرایندهای اسکویرل را مرتبط با تلاش آنها برای رسیدن به هدفی واحد برای همهی دانشآموزان میداند. او اعتقاد دارد سیستم کنونی در خدمت نظام آموزشی چین است که اشکالات متعددی دارد. اشکالاتی که هدف نهایی آنها را دور از هرگونه سیستم مدرن و کارآمد آموزشی میکند. البته او میگوید که چینیها بیش از سایر کشورها فرصت بازطراحی محیطهای کلاسی خود را دارند تا بیش از پیش متمرکز بر یادگیری و مناسب برای آموزگاران شود. در واقع چین کمتر از غرب در روشهای سنتی گرفتار شده است و تمایل بیشتری هم به تغییر دارد. بههرحال طبق نظر ترویرانوس آنها باید نوعی متفاوت از هوش مصنوعی به کار بگیرند. چنین اظهارنظری چه معنایی دارد؟
پاسخ به سؤال بالا شاید کیلومترها آن طرف تر از مرکز مدیریت اسکویرل باشد. آن طرف رود هوانگپو که از میان شانگهای عبور میکند، پان پنگکای مختصص آموزش کودکان آزمایشهایی را پیرامون رویکردی دیگر برای آموزش انجام میدهد. پان از دو دهه پیش چگونگی استفاده از هوش مصنوعی برای آموزش را مورد بررسی قرار داده است. او ۱۵ سال قبل اولین شرکت آموزشی فناوری (ed-tech) خود را پس از فارغالتحصیلی در مقطع دکترا از MIT، در چین تأسیس کرد.

پان پنگکای
پان شرکت خود را براساس تجربیات قبلی برای توسعهی ابزارهایی با هدف یادگیری زبان انگلیسی تأسیس کرد. او دربارهی چالشهای موجود آموزش در چین میگوید:
نوآوری از تفاوت زاده میشود. این همان چیزی است که چین نیاز دارد. اگر شما بتوانید به چند زبان صحبت کنید، با افراد گوناگونی توانایی صحبت پیدا میکنید. درنتیجه ایدههای متعددی را هم درک خواهید کرد.
پان اکنون مدیریت شرکتی به نام A1o7 را بر عهده دارد که در زمینهی آموزش انگلیسی فعالیت میکند. آنها تلاش میکنند تا برخلاف دیگر شرکتها و مؤسسههای آموزشی، از آموزش براساس آزمون جدا شوند و مفاهیمی همچون خلاقیت، رهبری و دیگر مهارتهای نرم را به افراد بیاموزند. شرکت مذکور خدمات و محصولاتی را بهصورت فیزیکی و دیجیتالی برای کلاسهای آموزشی فراهم میکند. آنها یک پلتفرم یادگیری آنلاین دارند که در ترکیب با کلاسها و کتابهای آموزشی، یادگیری زبان و تمرین را برای دانشآموزان آسان میکند.
از دیگر امکانات شرکت پان برای آموزش زبان انگلیسی میتوان به کلاسهای ویدئویی اشاره کرد که سه دانشآموز را به معلمهایی در کشورهای دیگر متصل میکند. آنها تا به امروز به بیش از ۱۵ میلیون دانشآموز و معلم خدمترسانی کردهاند و بهصورت داخلی با ۱،۵۰۰ مؤسسه همکاری میکنند.
رویکرد A1o7 برخلاف اسکویرل با هدف تکمیل کلاسهای سنتی اجرا میشود. در سیستم مذکور، دانشی که توسط یادگیری تطبیقی قابل دریافت باشد، در خانه و با استفاده از اپلیکیشن آموخته میشود. بهعنوان مثال میتوان به مواردی همچون لغتهای انگلیسی یا تلفظ کلمات اشاره کرد. از طرفی هر فرایندی که مانند نوشتن، مکالمه و موارد دیگر نیاز به خلاقیت داشته باشد، در کلاسهای درس آموخته میشود. نقش معلم در چنین سیستمهایی حیاتی است. پان در توضیح رویکرد شرکت خود، بیمارستانها را مثال میزند که با وجود استفاده از ماشینآلات حرفهای، هنوز به پزشکان نیاز دارند.
چشمانداز نهایی پان برای آموزش از طریق هوش مصنوعی، خلاص شدن از آزمونهای مرسوم بهصورت کامل است. او میگوید آزمونهای دو تا سه ساعتهی مرسوم برای تشخیص مهارت یا توانایی افراد مناسب نیستند. پان اعتقاد دارد هوش مصنوعی در نهایت محیطهای یادگیری انعطافپذیر ایجاد میکند که برای همهی دانشآموزان از حساس و خلاق گرفته تا دقیق و تحلیلگر بسیار مناسب هستند. او آیندهی آموزش را عاری از رقابت میداند.

کلاسهای آموزشی A1o7
شرکت A1o7 سال گذشته آزمایشهای خود را افزایش داد. آنها تحلیل صدا و تصویر را هم به کلاسهای ویدئویی خود اضافه کردند تا گزارشهای بررسی را پس از هر کلاس ارائه کند. الگوریتمها، زمان انگلیسی صحبت کردن دانشآموزان را در کلاس محاسبه میکنند. بهعلاوه دقت تلفظها و حتی تمایل به صحبت کردن و درگیری آنها در بحثهای کلاسی هم بررسی میشود. حتی تعداد دفعاتی که دانشآموز دهان خود را برای صحبت کردن باز میکند، محاسبه میشود. برای بهینهسازی الگوریتمهای مذکور، در ابتدای سال جاری کلاسهای فیزیکی توسط شرکت تأسیس شدند تا آنالیز در آنها صورت بگیرد. گزارشها حتی برای بهینهسازی عملکرد معلمها هم به آنها اعلام میشود.
کلاسهای مؤسسهی آموزشی A1o7 طراحی جالبی دارند. با وجود فضای کم، رنگآمیزی قابلتوجهی در آنها دیده میشود. پنج شخصیت کارتونی بهعنوان نمادهای مؤسسه هم در نقاشی روی دیوارها دیده میشوند. شخصیتهایی که در مواد آموزشی و کتابهای راهنما هم حضور دارند. هیج صندلی یا میزی در کلاس دیده نمیشود و تنها یک میز بلند با یک تختهی سفید و دو نمایشگر تلویزیونی، برای نمایش محتوای درسی کافی به نظر میرسد.
در زمان بازدید نویسنده از مؤسسهی زبان هیچ کلاسی در حال برگزاری نیست، اما یکی از کارمندان، چند کلیپ از کلاسها را برای او نمایش میدهد. در یکی از آنها ۶ دانشآموز پشت یک میز نشستهاند و اسامی حیوانات را به انگلیسی تمرین میکنند. در آن کلاسها معلم در کنار دانشآموزان حضور دارد و در تمرین، آنها را یاری میکند. با نگاهی به فیلم کلاسهای آموزشی، هوش مصنوعی را تنها در پشت صحنهی یادگیری میبینیم و شاید حتی حضور آن بسیار کمرنگ باشد.
دید اعتقاد دارد دادههایی که در کلاسهای هوشمند جمعآوری میشوند، ارزش زیادی دارند. از طرفی حضور دوربین و حسگرهای متعدد میتواند بهانهای برای سوء تفسیر رفتار و حالتهای شخصی دانشآموزان باشد. کاربردهایی که کمترین ارتباط را با موضوعات علمی دارند و عموما به نظارت بیش از حد منجر میشوند. پان نیز میگوید در استفاده از ابزارهای نظارتی باید حداکثر دقت را به کار برد. او به همین دلیل در مؤسسهی خود تنها دادهها را برای معلمها عرضه میکند.
پان در پایان مصاحبه میگوید که برنامهای برای توسعهی A1o7 به خارج از چین ندارد. بازار داخلی خصوصا برای او که روشی آموزشی برخلاف رویکردهای مرسوم دارد، به اندازهی کافی چالشبرانگیز هست. او با وجود چالشهای زیاد، تغییراتی را در برنامههای دولتی مشاهده میکند. رهبران حکومتی چین امروز بیش از پیش بهدنبال آموزش مبتنی بر کیفیت رفتهاند و اهمیت بیشتری به خلاقیت میدهند.
وزیر آموزش چین در ماه فوریهی سال گذشته تغییرات گستردهای را در نظام آموزشی پیشنهاد داد. از میان آنها میتوان به افزایش سختگیری در اهدای مجوز تدریس اشاره کرد که هدف اصلی آن، کاهش سوء استفاده در آزمونهای تحصیلی بود. بهعلاوه از ماه گذشته تعدادی رویکردهای راهنما برای تمرکز بیشتر روی آموزشهای فیزیکی، اخلاقی و هنری دانشآموزان و همچنین کاهش امتحانات منتشر شد. هرچند منتقدان اعتقاد دارند که رویکردهای اخیر هنوز منجر به حذف کامل امتحان ورودی gaokao نشده است، اما پان روندی امیدوارکننده را در تمایل به تغییر میبیند. به هرحال او و شرکتش هم برای هرگونه کمک به دولت در جهت پیدا کردن مسیرهای جدید آموزشی اعلام آمادگی کردهاند.
پان و بسیاری متخصصان آموزشی دیگر همهی تلاش خود را به کار میگیرند تا سیستم آموزشی چین را به کمک فناوری بهبود دهند. فعالیتهای گسترده و عمیق آنها در بهینهسازی روند آموزش، شاید روزی منجر به تغییرات قابلتوجه در سیستم آموزشی کل جهان شود.
فیدها سنگبنای اصلی و مهمی هستند که توصیههای موسیقی مدرن، اخبار و پلتفرمهای رسانهی اجتماعی برپایهی آن بنا میشوند. ممکن است شما نیز مانند بیشتر کاربرانی باشید که روزانه بیشتر زمان خود را صرف اسکرول میان موسیقیها، کلیپهای ویدئویی، مقالهها، سوالات، اطلاعیههای خدمات عمومی و تبلیغاتی میکنند که با توجه به علایق و ترجیحات خودتان به شما اطلاع داده میشود. اما آیا بهتر نبود که الگوریتمهای تأمینکننده و زیرین این فیدها (و توصیههای آنها) کمی شفافتر بودند؟
پژوهشگران انستیتوی انفورماتیک ماکس پلانک نیز بهدنبال شفافسازی این الگوریتم هستند و در همین راستا موفق به ایجاد فریمورکی شدند. فریمورکی بهنام Activity-Item Relationship Discovery که به اختصار به آن فیری (FAIRY) گفته میشود. این فریمورک بهطور سیستماتیک، ارتباط بین عملکرد کاربران و آنچه در فیدهایرسانههای اجتماعی وجود دارد را کشف و درجهبندی میکند و دربارهی آن توضیح میدهد. این پژوهش در مقالهای با عنوان «فیری: فریمورکی برای درک روابط بین عملکرد کاربران و فیدهای اجتماعی آنها» در آرشیو Arxiv.org منتشر شده است.
مقالههای مرتبط:
در مقالهی این نویسندگان آمده است:
شفافیت و قابلی توضیح بودن یکی از مهمترین نگرانیهای دنیای مدرن از اضافهبار شناختی (cognitive overload)، حبابهای فیلتر، ردیابی کاربر و مخاطرات حوزهی حریم خصوصی او است. فید نتیجهی ترکیب پیچیدهای از علایق یک شخص، شبکهی دوستی، اقدامات وی در پلتفرم و گرایشهای بیرونی او است. با گذشت زمان، چندین هزار عملی که کاربر در آن مدت انجام داده است (پستها، رای دادن، لایک، نظر و غیره)، روی هم انباشته شده و پروفایل [خود] آن شخص را شکل میدهند. حجم بالای اقداماتی که هرکاربر انجام میدهد، باعث میشود کاربر نتواند تمام این جزئیات را بهخاطر بسپارد.
فریمورک FAIRY در تلاش است تا معضل ایجادشده را با ایجاد نمودارهای تعامل خاص کاربر با استفاده از اطلاعات قابل مشاهده برای کاربران حل کند. فیری مدلها را برای پیشبینی ارتباط و غافلگیرکننده بودن دادههای پلتفرم رسانههای اجتماعی در دنیای واقعی یاد میگیرد و سپس تکنیکهای یادگیری مبتنی بر درجهبندی را برای کشف و رتبهبندی روابط به دست آمده از نمودارها افزایش میدهد.
عواملی که به عملکرد بهتر FAIRY کمک میکنند، در پنج مجموعه قرار میگیرند. این پنج مجموعه عبارتاند از: کاربر، دستهبندی، آیتم، نمونه مسیر و الگوی مسیر. (مسیر به روشهای توضیح اشاره دارد). تأثیر کاربران (مثلا نسبت فالوئرها بهدنبالشوندهها) بهعنوان مکمل فعالیت آنها، همانند ارتباط آنها با آیتمهای فید مختلف اندازهگیری میشود.
پژوهشگران خاطرنشان كردند كه با توجه به حجم قابل توجهی از فعل و انفعالات فید كه توسط یك شخص معمولی انجام میشود، محدودهی روابط موجود بین هزاران تا میلیونها ترسیم شده است. رویکرد یادگیری مبتنی بر درجهبندی یادشده، با ارائهی تنها چند اتصال برتر، تجزیه و تحلیل آنها را آسانتر کرد که یا این اطلاعات برای کاربران مرتبط (بهطور کلی توضیح رضایتبخش و مفید است) یا شگفتآور و غافلگیرکننده (برای نمونه، روابط فراموششده یا ناشناخته) هستند.

در مطالعهی انجامشده، دانشمندان به ۲۰ داوطلب مأموریت دادند تا با دو پلتفرم Quora و Last.fm و با استفاده از حسابهای کاربری جدید، هر یک با ۵ فالوئر ارتباط برقرار کنند. داوطلبان در مدت چندین جلسه، در مجموع ۲۰ ساعت زمان خود را حداقل روی یکی از این دو سرویس گذراندند و بهطور میانگین حداقل ۱۲ فعالیت را انجام دادند، درحالی که موارد غیرآشکار و واضحی را بعد از اسکرول کردن در طول تمام فید مشاهده میکردند. بعد از اتمام هر جلسه، تیم نمودارهای تعامل را بهروز کردند و قبل از استخراج مسیرهای توضیح برای موارد فید، سه پیشنهاد غیرواضح برای هر کاربر انتخاب میشدند.
در سلسله آزمایشها، پژوهشگران دریافتند كه FAIRY حتی از سه بیسلاین استخراج روابط بر هر تکلیف برای پیشبینی آنچه که کاربر را غافلگیر و متعجب میسازد و برای او مرتبطتر است، عملکرد بهتری نشان میدهد. دانشمندان موفقیت فریمورک FAIRY را به وجود شبکه اطلاعات «قدرتمند» که نمایانگر حوزهی نفوذ کاربر و رویکرد یادگیری مبتنی بر درجهبندی است، نسبت میدهند. همچنین، آنها یادآور میشوند که این پژوهش، اولین گام بهسوی هدف بهبود شفافیت در رابطه با فیدهای رسانههای اجتماعی است.
نویسندهی مسئول مقاله نوشت:
[من] بهنظرم شناسایی روابط توضیحی، بین رفتار کاربران آنلاین و فید مواردی که آنها دریافت میکردند، حداقل به سه دلیل مفید و کاربردی است. (الف) آنها میتوانند کاربر را بهدلیل مرتبط بودنشان متقاعد کنند؛ (ب) آنها میتوانند کاربر را به سمت موارد خاصی هدایت کنند و از هر اقدام عملی دیگر کاربر جلوگیری کنند و (پ) آنها میتوانند بهعنوان یک پروکسی عمل کنند که برای کاربران قابل قبول باشد. برای نمونه، اگر آلیس پستی با محتوای ساخت بمب در فید مطالب خودش ببیند، درحالی که خودش از هرگونه ارتباط صریحی با چنین مطلبی بههیچ وجه آگاه نیست، ممکن است بسیار کنجکاو شود که مگر چه مواردی را جستوجو کرده و دیده که در نتیجه فید همچون مطلبی برای او بهنمایش گذاشته شده است.
این تیم قصد دارد در آینده FAIRY را بهعنوان افزونهی مرورگر پیادهسازی کند و بررسیهای بیشتری را از تأثیر فعالیتهای کاربران در چندین پلتفرم مختلف بررسی کند.
سیسکو (Cisco)، تولیدکنندهی سختافزارهای شبکه، تغییرات زیادی بدون اطلاع قبلی در نحوهی فروش محصولات خود ایجاد کرده است. استفادهکنندگان از محصولات این شرکت پیش از این میتوانستند بهراحتی سختافزارهای دستدوم را خریدوفروش کنند، اما سیستم هوشمند صدور مجوز (Smart Licensing System) که بیشتر محصولات سیسکو را دربرمیگیرد، مجوز استفاده از دستگاهها را به روشی غیرعادی و نامتداول از خود سختافزار جدا کرده است.
صدور مجوز نهچندان هوشمند
مقالههای مرتبط:
سیستم صدور مجوز سیسکو سال ۲۰۱۵ معرفی شد؛ اما استفاده از آن اکتبر گذشته و بههمراه بهروزرسانی استاندارد IOS XE 16.9 اجباری شد؛ به این ترتیب، استفاده از سیستم هوشمند صدور مجوز یادشده برای سوئیچهای سری کاتالیست ۳۶۵۰، ۳۸۵۰ و ۹۰۰۰ سیسکو قابل اجرا است. سیسکو ادعا میکند این کار باعث مدیریت راحتتر و انعطافپذیرتر صدور مجوزهای سختافزاری میشود؛ و در عین حال، چگونگی استفادهی کاربر از سختافزار تحت مالکیت خود را با محدودیتهای زیادی مواجه میکند.
پیش از صدور هوشمند مجوز، سوئیچها طوری طراحی میشدند که آنها را یکبار برای همیشه نصب و تنظیم میکردند؛ به این معنی که کاربر یک قطعهی سختافزاری را همراهبا مجوز استفاده از نرمافزار روی آن میخرید و اگر بعدها آن سختافزار را میفروخت، مجوز هم همراه آن فروخته میشد. درصورت بروز هر مشکلی، شرکتهای دیگر میتوانستند تجهیزات مزبور را تعمیر کنند؛ حتی اگر آنها از امتیاز پشتیبانی مادامالعمر تولیدکننده برخوردار بودند. اما سیستم مجوز هوشمند عملکرد متفاوتی دارد. شرکتها میتوانند با حساب کاربری خود چندین مجوز دریافت کنند که این مجوزها بهصورت خودکار و بهشکل مشترک توسط دستگاههای نصبشده در آن شرکتها استفاده میشوند. برای اعتبارسنجی دستگاهها، بهطور مرتب بین آنها و شرکت سیسکو ارتباط تلفنی برقرار میشود و اگر دستگاهها قادر به انجام این تماس نباشند، پس از یک سال به «حالت ارزیابی» بازمیگردد. تاد بون، بنیانگذار و رئیس XS International، یکی از شرکتهای تعمیر و نگهداری تجهیزات فناوری اطلاعات، این مفهوم را به بیان سادهتر توضیح میدهد:
چون مجوز در سرورهای سیسکو باقی میماند و به دستگاه منتقل نمیشود، مسئولیت خرابی یا درستی آنها بهعهدهی سیسکو است.
XSi تنها شرکتی نیست که نگرانیهای خود را از این موضوع ابراز کند. کارویچور (Curvature) که یکی دیگر از شرکتهای تعمیرکنندهی تجهیزات است، با برگزاری یک سمینار مبتنیبر وب مشتریانش را با مشکلات ناشی از این رویکرد آشنا کرد. بهزعم آنها، سیستم جدید و بهاصطلاح «هوشمند صدور مجوز» سیسکو نهتنها ریسک احتمالی خرابی دستگاه و نیز تهدیدهای امنیتی را بههمراه خواهد داشت، بلکه حوزهی اختیارات کاربر دربارهی سختافزاری که فکر میکند تحت مالکیت وی است را نیز محدود میکند.
پایان مالکیت

سوئیچهای جدیدتر مانند سوئیچهای سری کاتالیست ۲۹۶۰ (Catalyst 2960) را بهراحتی میتوان در بازار دستگاههای دستدوم خریدوفروش کرد. با اجباریکردن استفاده از سیستم هوشمند صدور مجوز برای سوئیچهای جدیدتر سیسکو، انجام این کار دیگر میسر نخواهد بود
چون مجوز در سرور سیسکو باقی میماند و به دستگاه منتقل نمیشود، مسئولیت خرابی یا درستی آنها با سیسکو است
این دستگاهها به حساب کاربری خریدار اصلی پیوند میخورند، بنابراین کاربر نمیتواند بهراحتی یک سوئیچ دستدوم و تحت مالکیت کاربر دیگری را بخرد و به روال گذشته از آن استفاده کند. بون میگوید:
این تغییر رویکرد امکان خرید سختافزارهای دستدوم و تعمیرشدهی سیسکو را که دارای مجوزهای هوشمند هستند، بهشدت تغییر میدهد؛ چرا که کاربر نهایی اصلی تنها مالک سختافزار است، نه [حق] استفاده از آن. خریدار [جدید] هیچ حقی [دربارهی آن] ندارد و دستگاه، کار نخواهد کرد.
درعوض، خریدار باید مجوز را مجددا از سیسکو بخرند و اعتبار آن را تأیید کنند. این روند طبق گفتهی کارویچور میتواند بهقدری برای مشتری هزینه بتراشد که هرچه پسانداز از خرید دستگاههای دستدوم بهدست آورده است را به باد بدهد. از نظر حقوقی هم بهنظر میرسد که این کار برای سیسکو مشکلاتی ایجاد کند. دادگاهها معمولا شرکتهایی را که مشتریان خود را پس از خرید یک تجهیز، آنها را از فروش آن بازمیدارند، محکوم میکند.
علاوهبر این، بهکارگیری سیستم جدید امکان دریافت خدمات از شرکتهای دیگر را توسط مشتری پس از اتمام دورهی پشتیبانی توسط سیسکو محدود میکند. بون میگوید:
معلوم نیست که صاحبان قطعات سختافزاری سیسکو بتوانند باز هم بهروشی غیر از قرارداد SMARTnet از این امتیاز برخوردار بشوند. شاید سیسکو دسترسی دستگاههایی را که از آنها پیشتیبانی نمیکند به سرورهای خود قطع کند.
استفاده از سیستم جدید علاوهبر ازرونقانداختن بازار دستگاههای دستدوم، بهمعنی بیشترشدن حجم زبالههای الکترونیکی سیسکو در محلهای دفن زباله هم است. بون میگوید او نگران آن است که بیشتر مشتریان سیسکو متوجه نشوند که درصورت ارتقا به سیستم هوشمند صدور مجوز، درحقیقت چه چیزی را از دست میدهند. زیرا سیسکو از شفافسازی این موضوع سرباز میزند. شرکتکنندگان در سمینار مجازی کارویچور نیز همین ترس و نگرانی را داشتند؛ چراکه خیلی از آنها از برخی از تغییرات اعمالشده توسط سیستم جدید خبر نداشتند. احتمال دارد که افراد زیادی این بهروزرسانی را انجام بدهند و ناخواسته، حقوق متعلق به سختافزار خود را از دست بدهند.
اگر نمیتوانید سختافزار خود را تعمیر کنید، دیگر مالک آن نیستید. و با انجام این تغییرات، سیسکو حقوق اساسی مشتریان خود را از آنها سلب میکند. دقیقا بههمین دلیل است «حق تعمیر» از ارزش زیادی برخوردار است.
اپل برای هککردن آیفونهای خود به هکرها یکمیلیون دلار پاداش میدهد؛ درصورتیکه به شرکت بگویند چگونه این کار را انجام دادهاند. روز پنجشنبه، دستاندرکاران اپل جزئیات این جایزهی تشویقی را در همایش سالانهی کنفرانس امنیتی بلک هت (Black Hat) در لاسوگاس اعلام کردند. درحقیقت، جایزهی تشویقی امسال در مقایسه با سالهای گذشته پنجبرابر شده است.
در گذشته، اپل برنامهی تشویقی یافتن باگ محصولات خود را به فهرستی از هکرهای آشنا محدود میکرد؛ اما اکنون فرصت برخورداری از این پاداش برای همه امکانپذیر شده است. جایزهی برتر، تنها به برترین و خاصترین هک تعلق خواهد گرفت. هکرها باید توانایی خود را نشان دهند که میتوانند بدون نیاز به هدف و از راه دور به هستهی اصلی نرمافزار iOS اپل و کاربر گوشی برای انجام هرگونه اقدامی دسترسی پیدا کنند.
در سالهای اخیر، برنامههای تشویقی یافتن باگ که در آن شرکتها هکرها را برای یافتن آسیبپذیری در سیستمهای خود دعوت میکنند، محبوبیت بیشتری پیدا کرده است؛ چراکه روشی بهمنظور جلوگیری از مجرمان برای یافتن و بهرهبرداری از این نقصها است.
یافتن چنین آسیبپذیریهایی در محبوبترین گوشی هوشمند جهان در بازار بسیار ارزشمند و تحسینکردنی است و پاداش یکمیلیوندلاری اپل به هکرها برای پردهبرداشتن از چنین باگی ارزش پرداخت دارد.
شرکتهای خصوصی مانند شرکت امنیت سایبری مخفی فلسطین اشغالی NSO Group و آژانسهای دولتی برای ابزاری که بتواند از راه دور به آیفون دسترسی پیدا کند، دومیلیون دلار جایزه پرداخت کردهاند.

دولتهای سرکوبگر بهطور فزایندهای مشتاق یافتن راههایی بر نظارت زندگی دیجیتالی مخالفان و روزنامهنگاران و مخالفان سیاسی هستند. در سالهای اخیر، بازارهای سیاه سودآوری که زیر سلطهی شرکتهای مبهمی بودند، ابزارهایی برای بهمخاطرهانداختن امنیت دیجیتالی دراختیار افراد خواهان این ابزارها قرار میدادند. بااینحال، هماکنون جایزهی جدید یکمیلیوندلاری اپل از این اتفاق جلوگیری میکند که چنین ابزارهایی بهدست نااهلان بیفتد.
طبق گزارشها، مخالفان سعودی مستقر در خارج از کشور، ازجمله غانم الدوساری، طنزنویس و کمدین مشهوریوتیوب، با ابزار جاسوسی آیفون که NSO Group ایجاد کرده بود، قبل از شکنجه وحشیانه و قتل جمال خاشقجیِ روزنامهنگار را هدف گرفته بودند.
بهتازگی، گروهی از هکرها که برای پروژهی صفر گوگل فعالیت میکنند، حافظهی کش نقصهای نرمافزاری اپل را کشف کردند که به هکرها این امکان را میدهد بهسادگی ارسال یک پیام، به گوشی کاربر دسترسی پیدا کنند. گفتی است هکرهای گوگل بهطور کامل و بیسروصدا جزئیات کشفشده را با اپل بهاشتراک گذاشتند که قبل از عمومیشدن و سوءاستفاده هکرها از آنها، درصدد رفع این نقصها برآیند.
اوایل ژوئیه، اخباری دربارهی گوشی هوشمند بعدی اچامدی گلوبال با کد نام Daredevil منتشر شد. خیلی زود و پس از آنکه دستگاهی جدید در اندونزی مجوز لازم را دریافت کرد، مشخص شد گوشی هوشمندی که از آن صحبت میشود، نوکیا ۷.۲ است.
آخرین اخبار حاکی از آن است که میانردهی جدید اچامدی در گیکبنچ دیده و برخی مشخصات آن نیز بهاشتراک گذاشته شده است. براساس اطلاعات منتشرشده، نوکیا ۷.۲ احتمالا با تراشهی هشتهستهای اسنپدراگون ۷۱۰ کوالکام و سرعت کلاک ۱.۸۴ گیگاهرتز به بازار عرضه خواهد شد.

مقالههای مرتبط:
همچنین، بهنظر میرسد میانردهی بعدی اچامدی با ظرفیت حافظهی رم ۶ گیگابایتی و سیستمعامل اندروید ۹ پای معرفی و به بازار عرضه شود. نوکیا ۷.۲ در آزمون تکهستهای امتیاز ۱,۶۰۴ و در آزمون چندهستهای امتیاز ۵,۸۲۱ را کسب کرد که امتیازی نزدیک به میانردهی ریلمی پرو ۳ اوپو محسوب میشود.
پیشتر، اخبار غیررسمی دیگری دربارهی این گوشی هوشمند منتشر شده است که نشان میدهد باید منتظر دستگاهی با دوربین سهگانه و دوربین اصلی ۴۸ مگاپیکسلی باشیم. انتظار میرود نوکیا ۷.۲ با نمایشگر ۶.۲ اینچی FHD+ و بریدگی بالای نمایشگر قطرهایشکل معرفی شود.

شایان ذکر است پنل پشتی نوکیا ۷.۲ به حسگر اثرانگشت مجهز است و دستگاه از باتری۳,۵۰۰ میلیآمپرساعتی بهره میبرد. نوکیا ۷.۲ ششم سپتامبر (پانزدهم شهریور) همزمان با نمایشگاه IFA و درکنار نوکیا ۶.۲ معرفی میشود.

برنی سندرز که اینک به عنوان سناتور شهر ورمونت در مجلس سنای آمریکا ایفای نقش میکند در یک برنامه تلویزیونی وعده داد که در صورت انتخاب به عنوان رئیس جمهور آمریکا در انتخابات ۲۰۲۰ اطلاعاتی در مورد فرمهای زندگی بیگانه و اشیاء پروازی ناشناس(یوفو) را فاش کند.
به گزارش ایسنا، در این مصاحبه مجری از او پرسید: "اگر شما انتخاب شوید و اطلاعاتی درباره "بیگانگان" به دست آورید، این اطلاعات را افشا میکنید؟" ساندرز ضمن بازی با کلمات در پاسخ گفت: "من به سوال شما اینطور پاسخ میدهم همسرم اصرار دارد که من بگویم."
وی زمانی که با پافشاری مجری برنامه روبرو شد، در برابر بیش از پنج میلیون نفر که این مصاحبه را تماشا میکردند، موافقت کرد که در صورت رسیدن به سمت ریاست جمهوری و دسترسی به برخی پروندههای محرمانه، اطلاعات را در اختیار مردم بگذارد!
لازم به یادآوری است که در دوره قبل، هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات آمریکا نیز مدعی شد اگر رئیسجمهور آمریکا شود، یک بار برای همیشه تمام مدارک مربوط به موجودات فضایی و اشیای ناشناس پرنده را برای همه مردم افشا خواهد کرد.
او در یک مصاحبه گفت: ممکن است هوشمندان فرازمینی پیشتر به زمین آمده باشند و علاقمند است از منطقه ۵۱ در نوادا؛ پایگاه نظامی فوق محرمانهای که گفته میشود مشکوک به نگهداری اسنادی از حضور فرازمینیها در زمین است، دیدن کند.
باراک اوباما نیز قول داده بود حقایقی در مورد بیگانگان فضایی و اشیای ناشناس پرنده را افشا کند که البته تنها به یک وعده، خاتمه یافت.

محققان به ژنی دست یافتهاند که باعث تقویت فعال شدن سلولهای بنیادی و بازسازی بافت در ترمیم دندان میشود و میتواند به عنوان روش جدیدی برای ترمیم دندانها استفاده شود.
به گزارش ایسنا و به نقل از ساینس دیلی، یکی از اولین چیزهایی که مردم در مورد شما به آن توجه میکنند، لبخند شماست و تقریبا همه به فکر مراقبت از دندانهای خود هستند. از طرفی آسیب دیدن دندانها یا نیاز به ارتودنسی میتواند بسیار پرهزینه، دشوار و حتی دردناک باشد.
با این حال، تحقیقات جدید محققان دانشگاه پلیموث(Plymouth) به این نتیجه رسیده است که کلید اصلی در آینده برای ترمیم دندانها سلولهای بنیادی هستند.
در حال حاضر دنیای تحقیقات درباره سلولهای بنیادی با وعدههای زیادی همراه شده است. سلولهای بنیادی به همان اندازه که هیجان انگیز و بحث برانگیز هستند، میتوانند پزشکی و داروسازی را برای همیشه تغییر دهند و موجب پدید آمدن روشهایی برای از بین بردن بیماریها یا حتی افزایش طول عمر انسان شوند.
سلولهای بنیادی همچنین نقش اساسی و مهمی در روند بهبود زخم دارند که شامل دندانهای آسیب دیده نیز میشود.
دکتر "بینگ هو" از دانشگاه پلیموث گفت: سلولهای بنیادی بسیار مهم هستند، زیرا در آینده میتوان از آنها در آزمایشگاهها برای بازسازی بافتهایی که به دلیل بیماری آسیب دیده یا از بین رفتهاند، استفاده کرد.
این گروه تحقیقاتی به رهبری "هو" و با کمک محققانی از سراسر جهان دریافت که ژنی به نام "Dlk1" باعث تقویت سلولهای بنیادی و بازسازی بافتها در ترمیم دندان میشود.
محققان در حالیکه موشها را بررسی میکردند، جمعیت جدیدی از سلولهای بنیادی "مسنکیمال"(mesenchymal) را کشف کردند. سلولهای بنیادی مسنکیمال نوعی از سلولهای بنیادی هستند که بافت اسکلتی عضلات و استخوانها را تشکیل میدهند. حتی بیشتر از این، همین سلولها در تشکیل بافت سخت روی دندانها معروف به عاج، نقش مهمی دارند.
محققان با مطالعه سلولهای بنیادی مسنکیمال دریافتند که یک ژن مولکولی به نام "Dlk1" تعداد سلولهای تولید شده هنگام فعال شدن سلولهای بنیادی را کنترل میکند. آنها در اولین مقاله برای برجسته کردن نقش "Dlk1" ثابت کردند که این ژن میتواند باعث تقویت سلولهای بنیادی و بازسازی بافتها در آسیب دندان شود.
دکتر "هو" گفت: ما با کشف سلول بنیادی جدیدی که نقش اصلی در تشکیل عاج دندان دارد و استفاده از "Dlk1" در بازسازی بافت، گامهای بلندی در احیای بافتها توسط سلولهای بنیادی برداشتهایم.
این روش به افرادی که با مشکلات دندان مانند پوسیدگی و خرد شدن دندان دست و پنجه نرم میکنند، کمک میکند. البته تحقیقات بیشتری برای شناخت بیشتر و اصلاح روشهای درمانی احتمالی دندان لازم است.
.: Weblog Themes By Pichak :.
