مایکروسافت سیاست‌های جدیدی برای قیمت‌گذاری سرویس‌های برون‌سپاری خود در نظر گرفته است. مدیران ارشد گوگل کلاود و آمازون وب‌سرویس به‌صورت جدی مخالفت و اعتراض خود را به سیاست‌های جدید اعلام کرده‌اند. ردموندی‌ها هم‌زمان با اعلام خبر رونمایی سرویس Azure Dedicated Host، افزایش قیمت را نیز در برخی سرویس‌های خود رسانه‌ای کردند. در بخشی از خبر مربوط با افزایش قیمت می‌خوانیم:

ما قوانین و قیمت‌های برون‌سپاری را برای مجوز نرم‌افزارهای نصبی (on-premise) به‌روزرسانی می‌کنیم. هدف از چنین رویکردی، ایجاد تمایز بین برون‌سپاری نصبی و خدمات ابری است تا قوانین مجوزدهی یکسانی در سرویس‌های ابری چندکاربره و اختصاصی داشته باشیم.

از تاریخ یکم اکتبر ۲۰۱۹، مجوزهای نصبی بدون Software Assurance و حقوق جابه‌جایی امکان نصب روی سرویس‌های ابری اختصاصی این شرکت‌ها را ندارند: مایکروسافت، علی‌بابا، آمازون (شامل VMware Cloud روی AWS) و گوگل.

این توضیحات نشان می‌دهد اولین تأثیر غیرعمدی تغییر قوانین، کاهش هزینه‌ی استفاده از سرویس‌های مایکروسافت روی پنل‌های ابری خود این شرکت خواهد بود. مدیران رقیب هم با اشاره به همین تأثیر، نگرانی و اعتراض خود را بیان کرده‌اند. به‌عنوان مثال، رابرت انسلین، مدیر بخش خدمات ابری گوگل، در توییتر نوشت:

مایکروسافت از قیمت‌گذاری پیچیده و جلوگیری از فعالیت توزیع‌کننده‌گان دیگر استفاده می‌کند. آن‌ها در حال تکرار کارهای دهه‌ی ۱۹۹۰ خود البته این‌بار در فضای ابری هستند.

Microsoft Azure

ورنر ووگلز، مدیرفنی AWS، هم اظهارنظر تندی درباره‌ی عملکرد ردموندی‌ها کرد:

بازهم با رویکرد غیرعادلانه‌ی مایکروسافت مواجه شدیم. آن‌ها مجوزها را تغییر می‌دهند تا مشتریان به استفاده از خدمات خودشان مجبور شوند. آن‌ها ابتدا BYOL SQL Server را از RDS حذف کردند و اکنون به‌روزرسانی ویندوز در AWS با مشکل مواجه می‌شود. نمی‌توان به‌راحتی به شرکتی اعتماد کرد که قیمت‌ها را افزایش و قابلیت‌های محصولات را کاهش می‌دهد و انتخاب آزادانه را محدود می‌کند.

کارشناسان دیگر هم اعتراض‌های رسمی و شدیدی به رویکرد جدید مایکروسافت کرده‌اند. به‌عنوان مثال، سندی کارترمقاله‌ای در لینکدین نوشت که با این عنوان منتشر شد: «چرا AWS بهترین سرویس برای کارهای ویندوزی محسوب می‌شود و چگونه مایکروسافت با تغییر مجوزها، سعی می‌کند شما را به استفاده از Azure مجبور کند؟». او روند جدید ردموندی‌ها را نوعی سوء‌استفاده از قدرت می‌داند؛ روندی که در ظاهر شاید تنها به‌صورت حذف حقوق برون‌سپاری به‌نظر برسد؛ اما درواقع، تلاش می‌کنند دستگاه‌های کاربران و سرویس‌های ابری مدنظر آن‌ها را نیز محدود کنند.

مایکروسافت در پاسخ به اتهام‌ها ادعا می‌کند ارائه‌ی خدمات بیشتر و افزایش رقابت شدید در بازار، آن‌ها را به افزایش قیمت مجبور می‌کند. به‌هرحال شاید دنیای فناوری در آینده مایکروسافتی را با رویکردهای قدیمی انحصاری و رقابت ناعادلانه شاهد باشد که در حوزه‌ی جدید رشدشان، یعنی خدمات ابری، همان رویکردهای قدیمی مانند اجبار به نصب ویندوز را در پیش می‌گیرد.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:51 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

حسگر اثرانگشت یکی از فناوری‌هایی است که در سال‌های اخیر نقش بسیاری مهمی در افزایش امنیت دستگاه‌های مختلف داشته است و بیشتر شرکت‌های سازنده‌ی گوشی نیز انواع مختلفی از این حسگرها را از چند سال گذشته تاکنون از محصولات خود تعبیه کرده‌اند؛ البته این حسگرها به غیر از استفاده در گوشی‌ها کاربردهای متنوع دیگری نیز دارد که درباره‌ی آن‌ها نیز توضیح می‌دهیم؛ البته در بخش بعدی

این حسگرها که از زمان پیدایش خود تاکنون پیشرفت‌های زیادی داشته‌اند، زمانی تنها در گوشی‌های و سایر دستگاه‌های رده‌بالا استفاده می‌شدند؛ اما امروزه در گوشی‌های میان‌رده و حتی ارزان‌قیمت هم وجود دارند؛ علاوه‌بر این، استفاده از این حسگرها در دستگاه‌های مورداستفاده برای تشخیص هویت نیز در سال‌های اخیر افزایش یافته که باعث شده است بهره‌مندی از در حوزه‌های مختلف افزایش یابد. به همین دلیل برآن شده‌ایم تا آن‌ها را از جنبه‌های مختلف بررسی کنیم.

تعریف

اثر انگشت

حسگر اثرانگشت یکی از فناوری‌های امنیتی زیست‌سنجشی یا بیومتریک (فناوری‌های مبتنی بر تجزیه و تحلیل داده‌های زیستی مرتبط‌با ویژگی‌های بیولوژیکی بدن انسان مثل اثرانگشت، ساختار عنبیه چشم، اثر کف دست، الگوهای صوتی و شکل دست و پا) به‌شمار می‌رود که برای شناسایی اثرانگشت و تشخیص هویت کاربر جهت ورود یا جلوگیری از ورود او به یک سیستم استفاده می‌شود و ساختار آن ترکیبی از ویژگی‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است.

تاریخچه

در این بخش ابتدا مهم‌ترین رویدادها در تاریخ آشنایی بشر با اثرانگشت، بهره‌گیری از آن برای شناسایی افراد، ساخت حسگر اثرانگشت و آغاز استفاده از آن در وسایل مختلف از جمله لپ‌تاپ‌ها و گوشی‌های هوشمند را از قرن ۱۴ میلادی تا سال ۲۰۱۴ بیان می‌کنیم

  • در سال ۱۴۰۰ شیخ فضل‌الله همدانی در کتاب خود یعنی جوامع‌التاریخ برای نخستین بار نظراتی در مورد شناسایی افراد با اثرانگشت بیان کرد.
  • در سال ۱۶۸۵ گواررد بیدلو، پزشک هلندی، در کتاب خود تحت‌عنوان «آناتومی بدن انسان (Anatomy of the Human Body)»، جزئیات برجستگی‌های کف دست و سر انگشت یا همان الگوی پاپیلاری (الگوهای اختصاصی خطوط، برجستگی‌ها و تورفتگی‌های اثرانگشت هر فرد) را شرح داد.

اثر انگشت

تصویر منتشرشده در کتاب آناتومی بدن انسان

  • در سال ۱۷۸۸ دانشمندی آلمانی به نام یوهان کریستف آندره مایر در سال ۱۷۸۸ برای نخستین بار اعلام کرد که اثرانگشت هر فرد مختص به او است و نمی‌توان دو اثرانگشت را پیدا کرد که کاملا با یکدیگر یکسان باشند.
  • در سال ۱۸۲۳ یان اوانگلیستا پورکین، داشنشمند اهل جمهوری چک، ۹ الگوی اثرانگشت را معرفی کرد.
  • در سال ۱۸۵۸ هرمان وکلر، دانشمند آلمالی، برای نخستین بار پایداری اثرانگشت را بررسی و در سال ۱۸۹۸ مطالعه‌ای با همین موضوع منتشر کرد.
  • در سال ۱۸۵۹ ویلیام جیم هرشل، دانشمندان انگلیسی، نخستین فردی بود اثرانگشت خود را با جوهر پای یک قرارداد داخلی زد.

اثر انگشت

  • درسال ۱۸۶۳ دانشمندی فرانسوی به‌نام پال ژون کولی، نخستین فردی بود که دریافت می‌توان اثرانگشت را روی کاغذ چاپ  و از ذره‌بین برای شناسایی اثرانگشت افراد مظنون و مجرم و دستگیری آن‌ها با این روش استفاده کرد.
  • در سال ۱۸۷۷ آقای توماس تیلور، فردی آمریکایی که میکروسکوپ‌ها را مورد مطالعه قرار داد، برای نخستین بار این موضوع را مطرح کرد که می‌توان با مطابقت‌دادن اثرانگشت به‌جا‌مانده روی اجسام و اثرانگشت افراد مظنون، مجرمان و قاتلان را شناسایی کرد.
  • در دهه‌های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ جراحی انگلیسی به نام هنری فولدز به اهمیت شناسایی ازطریق اثرانگشت پی برد. وی همچنین روشی برای دسته‌بندی اثرانگشت‌ها ابداع و روش دیگری برای ثبت اثرانگشت با جوهر طراحی کرد
  • درسال ۱۸۸۸ فرانسیس گالتون پژوهش‌های مرتبط‌با شناسایی با اثرانگشت را آغاز کرد.
  • در سال ۱۸۹۲ بازرسی به نام ادواردو آلوارز موفق شد برای نخستین بار قاتلی به نام فرانسیسکا رجاس را که اثرانگشت خونی او روی در به جا مانده بود، شناسایی کند.

اثر انگشت

اثرانگشت قاتل شناسایی‌شده

  • در سال ۱۸۹۷ اولین اداره‌ی تشخیص هویت با اثرانگشت جهان در کلکته‌ در هند ایجاد شد.
  • در سال ۱۹۷۴ نخستین سیستم کامپیوتری ثبت اثرانگشت با فناوری تصویربرداری دیجیتالی و ذخیره و تحلیل آن (موسوم به فناوری (AFIS) ایجاد شد و FBI استفاده از آن را آغاز کرد.

سیستم AFIS

  • یک سال بعد فرایند FBI فرایند ایجاد و توسعه‌ی فناوری ایجاد حسگرها و فناوری استخراج اطلاعت مربوط‌به خطوط منحنی دوگانه و نقطه‌ی پایانی خطوط منحنی را آغاز کرد که منجر به ساخت نمونه‌‌ی اولیه‌ی یک اثرانگشت شد. نمونه‌های اولیه‌ی حسگرها از تکنیک‌های خازنی برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط‌به ویژگی‌های اثرانگشت استفاده می‌کردند.

سرانجام در سال ۱۹۹۵ شرکت تامسون سی اس اف (Thomson-CSF) نخستین حسگر اثرانگشت جهان را تولید کرد. در این حسگر از فناوری دوربین‌های مادون قرمز جهان استفاده شده بود. این حسگر که درواقع نوعی حسگر اثرانگشت گرمایی بود، در سال ۱۹۹۷ برای نخستین بار در معرض نمایش برای عموم مردم قرار گرفت.

نخستین حسگر اثرانگشت در سال ۱۹۹۵ تولید شد

حسگر اثرانگشت این شرگت در سال ۱۹۹۸ برای نخستین بار در لپ‌تاپ اچ‌پی مدل OB3000 تعبیه شد و این لب‌تاپ به‌عنوان اولین وسیله‌ی مجهز به حسگر اثرانگشت روانه‌ی بازار شد. پس از آن گوشی ساژم MC 959 ID phone به‌عنوان اولین گوشی بی‌سیم مجهز به حسگر اثرانگشت وارد بازار شد. در سال ۲۰۰۲ دستیار دیجیتالی شخصی اچ‌پی iPAQ h5450 به‌عنوان اولین دستیار دیجیتالی دارای حسگر اثرانگشت تولید و عرضه شد. در سال ۲۰۰۳ نیز گوشی فوجیتسو F505i توانست عنوان نخستین گوشی مجهز به حسگر اثرانگشت را از آن خود کند. برای مشاهده‌ی فهرست تمام وسایل مجهز به حسگر اثرانگشت از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۷، به این صفحه مراجعه کنید. 

البته گوشی پنتک جی ۱۰۰ نخستین گوشی مجهز به اثرانگشت بود که توانست نظر افراد را به خود جلب کند و حتی در برخی از منابع به‌عنوان اولین گوشی مجهز به حسگر اثرانگشت معرفی شده است. این حسگر علاوه‌بر تشخیص اثرانگشت می‌توانست برای تشخیص هویت کاربر و شماره‌گیری سریع با اثرانگشت نیز استفاده شود؛ البته توشیبانخستین شرکتی بود که این رویکرد را به‌صورت جدی ادامه داد و در سال ۲۰۰۷ گوشی‌های G500 و G900 را با حسگر اثرانگشت روانه‌ی بازار کرد. پس از توشیبا اچ تی سی با تولید گوشی P6500، ایسر با M900، ال‌جی با GW820 eXpo در سال ۲۰۰۹ و موتورولا با ES400 این روند را دنبال کردند.

پنتک جی ۱۰۰

پنتک جی ۱۰۰

البته می‌توان گفت عموم مردم زمانی با حسگرهای اثرانگشت آشنا شدند که اپل برای اولین‌بار آن‌ها را در سال ۲۰۱۳ با عنوان Touch ID را در گوشی آیفون ۵ اس تعبیه کرد. سامسونگ نیز در سال ۲۰۱۴ اولین گوشی مجهز به حسگر اثرانگشت خود یعنی گلکسی اس ۵ را عرضه کرد. عرضه‌ی این دو گوشی درواقع نقطه‌ی آغاز استفاده‌ی رسمی و گسترده‌ از حسگر اثرانگشت در گوشی‌های مختلف بود.

در تصویر زیر می‌توانید تاریخچه‌ی مختصر حسگرهای اثرانگشت را از سال ۱۸۹۲ تا ۲۰۱۴ را در یک نگاه مشاهده کنید.

تاریخچه حسگر اثر انگشت

ساختار حسگر اثرانگشت و نحوه‌ی عملکرد آن

درکل شش نوع حسگر اثرانگشت وجود دارد؛ نوری، حسگرهای نیمه‌هادی (خازنی، رادیویی، حرارتی، فشاری) و فراصوت. به‌دلیل اینکه بیشتر حسگرها از نوع اپتیکال، خازنی و فراصوت هستند، در مورد آن‌ها بیشتر توضیح خواهیم داد.

انوع حسگر اثر انگشت

اجازه دهید قبل از بیان انواع مختلف حسگرها، نحوه‌ی کار حسگرهای متداول اثرانگشت را به‌صورت کاملا ساده توضیح دهیم. در بیشتر حسگرهای متداول (البته نه همه‌ی آن‌ها) ابتدا تصویری از اثرانگشت تهیه و پس از شناسایی بخش‌‌های مختلف آن و تهیه‌ی الگو از آن، الگوی تهیه‌شده به‌صورت دیجیتالی با نمونه‌ی ذخیره‌شده مطابقت داده می‌شود.

اثر انگشت

اسکنر اثر  انگشت با حسگر اثرانگشت تفاوت دارد 

نکته‌ی حائز اهمیت دیگری که قبل از آن آشنایی با انواع حسگر اثرانگشت باید به اشاره کنیم؛ تفاوت بین اسکنر اثرانگشت و حسگر اثرانگشت است؛ بسیاری از افراد این دو قطعه‌ی الکترونیکی را یکی می‌دانند؛ اما اصلا این چنین نیست؛ زیرا درواقع اسکنر به کل قطعه‌ای کفته می‌شود که با تهیه‌ی نسخه‌ی الکترونیکی از اثرانگشت کاربر، رمزگذاری آن به‌صورت دیجیتالی و درنهایت ارسال اثرانگشت به قطعه‌ای دیگر، وظیفه‌‌ی تشخیص و شناسایی اثرانگشت را برعهده داردِ؛ اما حسگر قطعه‌ای تعبیه‌شده در داخل اسکنر است که با شیوه‌های مختلف که در ادامه در مورد آن‌ها توضیح خواهیم داد، الگوی تهیه‌‌شده از اثرانگشت را به سیگنالی الکتریکی تبدیل می‌کند؛ به عبارت دیگر اسکنر اطلاعات را دریافت و حسگر با پردازش نهایی آن‌ها، امکان استفاده از اطلاعات را فراهم می‌کند.

حسگرهای اپتیکال یا نوری

حسگر اثر انگشت اپتیکال

حسگرهای اپتیکال با گرفتن تصویری نوری از اثرانگشت، آن را شناسایی می‌کنند و تشخیص می‌دهند

حسگرهای نوری که به آن حسگرهای بصری یا چشمی نیز گفته می‌شود، قدیمی‌ترین نوع حسگر برای ثبت و مقایسه‌ی اثرانگشت‌ها محسوب می‌شود (البته همان‌طور که گفته می‌شود نمونه‌های اولیه حسگرهای اثرانگشت قبل از ساخت نخستین حسگر اثرانگشت تجاری، از تکنیک‌های خازنی برای تشخیص اثرانگشت استفاده می‌کردند) و بر پایه‌ی گرفتن تصاویر نوری و عکس ایجاد شده است. این حسگرها با تحلیل تیره‌ترین و روشن‌ترین نقاط اثرانگشت، از چند الگتوریم برای تشخیص الگوهای منحصر‌به‌فرد اثرانگشت مثل (خطوط منحنی و سایر بخش‌های آن) استفاده می‌کنند.

حسگر اثر انگشت گوشی

این حسگرها مانند دوربین‌ها رزولوشن مشخصی دارند و هر چقدر رزولوشن بالاتری داشته باشند، جزئیات بالاتری ثبت می‌کنند و در نتیجه از امنیت بیشتری برخوردار هستند؛ البته تصاویری که این حسگرها می‌گیرند، نسبت به تصاویر دوربین کنتراست بیشتری دارند. در هر اینچ از این حسگرها تعداد بسیاری دیود نصب شده است تا حداکثر جزئیات ممکن ثبت شود. سطح این حسگرها که انگشت روی آن قرار می‌گیرد، بسیار تیره است؛ بنابراین برخی از آن‌ها مجهز به چند ردیف فلش LED هستند که باعث روشن‌شدن تصویر هنگام تصویربرداری می‌شوند. درضمن این حسگرها مجهز به آرایه‌ای از تشخیص‌دهنده‌های فتودیود یا فتوترانزیستور برای تبدیل انرژی موجود در نور تشخیص‌‌دهنده‌ها به جریان الکتریکی هستند.

ساختار حسگر اپتیکال

‌در‌حال‌حاضر حسگرهای اثرانگشت نوری مانند صفحه‌های لمسی مقاومتی به میزان کمی استفاده می‌شوند و تنها می‌توان آن‌ها را در دستگاه‌های ارزان‌قیمت دید؛ البته اکنون هزینه‌ی تولید حسگرهای خازنی که عملکرد بسیار بهتری نسبت به انواع نوری خود دارند، کاهش یافته است و در دستگاه‌های میان‌رده نیز از آن‌ها استفاده می‌شود.

البته به‌دلیل اینکه در سال‌های اخیر سازندگان گوشی‌های هوشمند به استفاده از صفحه‌های بدون حاشیه در محصولات خود روی آورده‌اند، استفاده از حسگرهای نوری کوچک که نیازمند فضای کمی هستند و می‌توان آن‌ها را در زیر شیشه‌ی صفحه‌نمایش نصب کرد، دوباره باب شده است! شرکت سینَپتیک (Synaptic)، تولیدکننده‌ی حسگرهای مختلف برای گوشی‌ها و سایر دستگاه‌ها، با رونمایی از حسگر اثرانگشت مدل Natural ID FS9100 اعلام کرده است که این حسگر در زیر شیشه با ضخامت یک میلی‌متر عملکرد بسیار خوبی دارند و می‌توان با انگشت تر (حسگرهای خازنی اثرانگشت انگشت‌های تر را تشخیص نمی‌دهد) نیز از آن‌ها استفاده کرد؛ بنابراین شاید در سال‌های آتی هم شاهد استفاده از حسگرهای نوری باشیم! قضاوت درباره‌ی این موضوع را به شما خوانندگان عزیز واگذار می‌کنیم؟

انواع حسگر اپتیکال

حسگر اثر انگشت اپتیکال

کیت حسگر اپتیکال

حسگرهای اپتیکال با سه روش متفاوت عمل می‌کنند که باعث ایجاد سه نوع متفاوت از آن‌ها شده است.

روش بازتاب اپتیکال

در این روش حسگر اپتیکال از پدیده‌ای تحت‌عنوان بازتاب کلی تضعیف‌شده بهره می‌برد. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که نور وارد فضای بین دو ماده‌‌ی رسانگر (فضایی که باعث ایجاد ارتباط بین آن‌ها می‌شود) و انرژی نور به دو بخش تقسیم شود؛ سپس بخشی از مرز بین دو ماده بازتاب می‌شود و بخشی دیگر از همان قسمت وارد ماده‌ی دوم می‌شود. میزان نور بازتاب‌شده به نسبت کل آن به عواملی مثل زاویه‌ی انتشار شار نور (به کل خارج‌شده از یک منبع نوری در مدت‌زمان معین که در تمام جهات پخش می‌شود)؛ البته با شروع بازتاب میزان مشخصی از نور از یک زاویه‌ی مشخص، تمام نور بازتاب می‌شود.

این پدیده را بازتاب کل داخلی می‌نامند؛ وقتی که سطح انگشت با سطح اسکنر اپنیکال تماس پیدا می‌کندِ، تراکم بیشتر سطح انگشت نسبت به سطح اسکنر باعث عبور نور از مرز میان این دو سطح می‌شودِ؛ بنابراین تنها از آن دسته از پرتوهای نور که با قسمت پاپیلاری سطح انگشت در تماس نبوده‌اند، بازتاب می‌شوند. گرفتن تصویر نوری از سطح انگشت مستلزم استفاده از حسگر تصویر است که بسته به نوع اسکنر می‌تواند CCD یا CMOS باشد؛ البته حسگرهایی را که از این روش استفاده می‌کنند، می‌توان به‌راحتی فریب دادِ و قادر به شناسایی اثرانگشت انگشت‌های تر یا آغشته به مواد مختلف نیز نیستند. 

نوردهی اپتیکال

این نوع حسگرها از آرایه‌ی فیبر نوری استفاده می‌کنند که در آن تمام موج‌برها در خروجی به حسگرهای عکس متصل می‌شوند. حساسیت هر یک از این حسگرها امکان جذب باقیمانده‌ی نوری را که از نقطه‌ی تماس انگشت با سطح آرایه می‌گذرد، فراهم می‌کند و درنهایت تصویر کل سر انگشت براساس اطلاعات هر یک از حسگرهای عکس ایجاد می‌شود. از مزایای این حسگرها می‌توان به عملکرد دقیق و فریب‌‌نخوردن آن‌ها و از معایب‌شان می‌توان به پیچیدگی ساختار اشاره کرد.

حسگرهای بدون تماس

برای کار با این حسگرها لازم نیست انگشت را روی سطح اسکنر آن‌ها قرار دهید؛ بلکه تنها کافی است انگشت خود را نزدیک سوراخ  اسکنر بگیرید؛ در مرحله‌ی بعدی چند منبع نور از زوایای مختلف به سر انگشت نور می تابانند؛ سپس لنزی که در مرکز اسکنر قرار دارد، اطلاعات جمع‌آوری‌شده را به یک حسگر تصویر CMOS که می‌تواند اطلاعات را به تصویر سر انگشت تبدیل کند، انتقال می‌دهد.

برخی از حسگرهای نوری مجهز به نوع دیگری از تشخیص‌دهنده‌ها تحت‌عنوان دستگاه بار جفت‌شده یا CCD هستند که به میزان کم نور هم حساس هستند و می‌توانند تصاویری با گستره‌ای عالی از سایه‌ رنگ خاکستری ایجاد کنند؛ البته به‌دلیل اینکه تشخیص اثرانگشت، نیازی حساسیت به نور کم و تصویری با میزان گسترده‌ای از سایه رنگ خاکستری نیست و از سویی دیگر  حسگرهای تصویر CCD هم گران‌قیمت هستند، نسبت به حسگرهای CMOS که استفاده از آن‌ها هزینه‌ی کمتری دارد، کمتر استفاده می‌شوند.

مزایا و معایب

حسگرهای اپتیکال دقت نسبتا خوبی دارند؛ اما به‌دلیل اینکه برپایه‌ی تشخیص تصویر دو بعدی طراحی شده‌اند، با چاپ اثرانگشت روی کاغذ با چاپگر جوهری، به‌راحتی می‌توان آن را فریب داد؛ به همین دلیل این حسگرها برای دستگاه‌هایی که نیازمند امنیت بالایی هستند، مناسب نیستند و احتمالا در آینده‌ی بسیار نزدیک کاملا منسوخ خواهند شد؛ البته می‌توان با بهره‌گیری از تکنیک تصویر‌برداری الکترواپتیکال تاحدوی این مشکل را برطرف کرد. برای استفاده از این تکنیک ابتدا باید ولتاژ مشخصی را از میان پوششی پلیمری با قابلیت انتشار نور را عبور داد و انگشت روی پوشش قرار گیرد تا جریان کمی برای ایجاد نور ایجاد شود. استفاده از این تکنیک باعث می‌شود تصویر فرورفتگی‌ها همچنان تاریک باقی بماند و تصویری با کنتراست بالا ایجاد شود.

یکی دیگر از معایب این حسگرها این است که عواملی مثل انحراف نور یا کثیفی‌های روی سطح اسکنر مثل کثیفی یا چربی و خط و خش، عملکرد آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

حسگرهای نیمه‌‌رسانا یا نیمه‌هادی

پایه و اساس عملکرد این نوع حسگرها، بهره‌گیری از ویژگی‌های نیمه‌هادی‌ها برای گرفتن تصویر سر انگشت یک انگشت با تغییر نقاط تماس بالاترین نقاط برآمدگی‌های کوچک سر انگشت با سطح اسکنر است. اکنون انواع مختلف این نوع حسگرها را معرفی می‌کنیم.

حسگرهای خازنی

حسگر اثر انگشت خازنی

در‌حال‌حاضر حسگرهای خازنی متداول‌ترین نوع حسگرهای اثرانگشت هستند و در بیشتر گوشی‌های هوشمند با بالاترین سطح امنیت تعبیه می‌شوند. این نوع حسگرها وسیله‌ی الکترونیکی کوچکی به‌نام خازن را در خود جای داده‌اند.

در این نوع خازن‌ها به‌جای روش قدیمی تصویربرداری از سر انگشت، از چند ردیف مدار خازنی کوچک برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده می‌شود. احتمالا می‌دانید که خازن‌ها قادر هستند جریان الکترونیکی را در خود ذخیره می‌کنند و با متصل‌شدن به صفحات کوچک رسانای سطح اسکنر، می‌توانند برای ثبت و بررسی جزئیات اثرانگشت استفاده شوند. زمانی‌که خطوط منحنی سرانگشت با صفحه‌های رسانا تماس پیدا کردند، جریان ذخیره‌شده در خازن‌ها کمی تغییر می‌کند. این در‌حالی است که شکاف هوا باعث می‌شود جریان خازن تقریبا تغییری نکند. در مرحله‌ی بعد مدار انتگرال‌گیر تقویت‌کننده‌ی عملیاتی برای ردیابی این تغییرات که مبدل آنالوگ به دیجیتال می‌تواند آن‌ها را ثبت کند، استفاده می‌شود.

ساختار حسگر خازنی

امنیت حسگرهای خازنی بسیار بیشتر از حسگرهای اپتیکال است

زمانی‌که این اطلاعات دیجیتالی ثبت شد، می‌توان آن‌ها را برای دستیابی به ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد و متمایز برای هر فرد، تجزیه و تحلیل کرد. درضمن می‌توان این اطلاعات را برای مقایسه در آینده ذخیره کرد. آنچه حسگرهای اپتیکال را به‌طور ویژه‌ای هوشمند کرده، دشوارتر‌بودن فریب آن‌ها نسبت به حسگرهای اپتیکال است؛ زیرا نمی‌توان تنها با یک عکس داده‌هایی را که این حسگرها پس از دریافت آن‌ها، هویت کاربر را تشخیص و اجازه‌ی دسترسی به دستگاه را به او می‌دهند، جعل و کپی کرد و به‌دلیل اینکه مواد مختلف، جریان‌های مختلف را در خازن‌ها ایجاد می‌کنند (که تفاوت بسیار کمی با یکدیگر دارند)، فریب آن‌ها به‌معنای واقعی کلمه دشوار است. می‌توان گفت هک سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری، تنها تهدید واقعی و احتمالی برای امنیت این حسگرها محسوب می‌شود.

کیت حسگر خازنی

کیت حسگر خازنی

با تعبیه‌‌ی خازن‌ها در حسگرها به اندازه‌ی کافی که معمولا صدها یا حتی هزاران عدد در یک حسگر است، می‌توان تنها با استفاده از جریان الکترونیکی، تصویری با جزئیات بسیار زیاد از خطوط منحنی و فرورفتگی‌ها و برآمدگی‌های اثرانگشت به دست آورد. یکی از شباهت‌های حسگرهای خازنی با انواع نوری خود این است که هر چقدر رزولوشن آن‌‌ها با افزودن تعدادی زیادتری از حسگرها بیشتر شود، امنیت آن‌ها نیز به همان نسبت افزایش می‌یابد.

حسگر اثر انگشت خازنی

در گذشته به‌دلیل اینکه حسگرهای خازنی دارای قطعه‌های زیادی در مدار تشخیص خود بودند، قیمت بسیار بالایی داشتند؛ به همین دلیل طراحان این حسگرها تلاش کردند با بهره‌گیری از طراحی‌های جدید اولیه و حسگرهای سوایپی، تعداد خازن‌های حسگر را کاهش دهند؛ زیرا زمانی‌که کاربر انگشت خود را روی این حسگرها می‌کشد؛ آن‌ها با رفرش‌کردن نتایج و داده‌های خروجی حسگر، داده‌ها را با تعداد کمتری از حسگرها جمع‌آوری می‌کنند؛ البته این نوع حسگرها آزاردهنده بودند و کاربر برای شناسایی درست اثرانگشت باید انگشت خود را چند بار روی آن‌ها می‌کشید؛ امروزه استفاده از حسگرهایی که انگشت باید روی آن‌ها ثابت نگه داشته شود، بسیار متداول‌تر از حسگرهای سوایپی است.

مزایا و معایب

این حسگرها قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی فراتر از تشخیص اثرانگشت دارند و مدل‌های جدید آن‌ها از ویژگی‌هایی مثل استفاده از ژست‌های حرکتی و سوایپ‌کردن برای انجام برخی از کارها نیز پشتیبانی می‌کنند. درضمن می‌توان از این حسگرها که دکمه‌های نرمی هستند، به‌عنوان دکمه‌های ناوبری استفاده کرد. از دیگر قابلیت‌های کاربردی حسگرهای خازنی می‌توان به حساسیت به میزان فشار و امکان ایجاد تعامل با دیگر عناصر رابط‌کاربری گوشی (البته در برخی از آن‌ها) اشاره کرد؛ هچنین باید این مژده را به شما بدهیم که قیمت تولید این حسگرها همچنان در‌حال کاهش است.

از دیگر معایب و مزایای این این حسگرها می‌توان به قیمت پایین و قابل‌اطمینان‌بودن آن‌ها و از معایب آن می‌توان به لزوم تعبیه‌ی تعداد زیادی از خازن‌ها در این حسگرها اشاره کرد. درضمن این حسگرها نیز مانند حسگرهای اپتیکال نسبت به موادی که سر انگشت می‌تواند به آن‌ها آغشته شود، حساس هستند.

اسکنرهای دارای فرکانس رادیویی

حسگر اثر انگشت رادیویی

ساختار حسگرهای فرکانس‌های رادیویی از آرایه‌ای از عناصر حسگری تشکیل شده است که هر کدام از آن‌ها به‌عنوان آنتن‌های بسیار کوچکی عمل می‌کنند. این حسگرها که درواقع ماژول فرکانس رادیویی هستند، امواجی با شدت کم ایجاد و آن‌ها را به سمت سطح اسکن‌شده‌‌ی انگشت ارسال می‌کنند؛ سپس هر یک از آنتن‌ها امواج بازتاب‌شده از روی الگوهای پاپیلاری اثرانگشت را دریافت می‌کنند. میزان و اندازه‌ی نیروی محرکه‌ی الکترونیکی القا‌شده به هر یک از ریزآنتن‌ها به وجود یا نبود بالاترین نقاط اثرانگشت در نزدیکی آن‌ها بستگی دارد. درنهایت ماتریس تنش بدست‌آمده (تجزیه و تحلیل امواج ارسال‌شده از سوی آنتن‌ها و امواجی که دریافت کرده‌اند)، به تصویری دیجیتالی از اثرانگشت تبدیل می‌شود.

حسگر اثر انگشت با فرکانس رادیویی

مزایا و معایب

یکی از مزایای بسیار خوب این حسگرها این است که می‌توانند اثرانگشت را حتی از روی لایه‌ی پوستی زیر سطح انگشت نیز تشخیص دهد؛ بنابراین از این روش برای شناسایی اثرانگشت انگشت‌های آسیب‌دیده و خشک استفاده کرد.

در این روش به‌دلیل اینکه خصوصیات فیزیولوژیکی پوست بررسی می‌شود، احتمال فریب‌خوردن حسگر تقریبا صفر درصد است؛ البته اگر انگشت به‌صورت صحیحی روی سطح اثرانگشت قرار نگیرد، عملکرد آن ناپایدار خواهد شد.

حسگرهای فشاری

در حسگرهای فشاری از آرایه‌ای از مواد اثرفشار برقی یا اثر پیزوالکتریک (موادی که بر اثر فشرده‌شدن برق تولید می‌کنند) که نسبت به فشار حساس هستند. زمانی‌که انگشت روی سطح این حسگرها قرار می‌‌گیرد، برآمدگی‌های خطوط منحنی اثرانگشت روی بخشی از آرایه‌ی پیزوالکتریک‌ها فشار وارد می‌کنند، اما ‌تورفتگی‌ها فشاری را ایجاد نمی‌کنند؛ این فرایند باعث می‌شود، ولتاژی که پیزوالکترونیک‌ها ایجاد می‌کنند، به تصویر اثرانگشت تبدیل شود.

حسگرهای اثر انگشت فشاریاین حسگرها کاملا نازک هستند و معمولا در وسایل الکترونیکی به کار گرفته می‌شوند. یکی از معایب حسگرهای اثرانگشت فشاری اولیه این بود که افزایش دوام آن‌ها باعث کاهش کارایی آن‌ها می‌شد؛ زیرا لایه‌ی محافظی که روی سطح اسکنر حسگر قرار می‌گرفت، کنتراست اثرانگشت را کاهش داد

انواع

دو نوع حسگر فشاری وجود دارد:

حسگرهای دارای پوشش رسانا

این حسگرها پوشش منعطفی دارد که لایه‌ای دوگانه از الکترود روی آن‌ها را پوشانیده است.

حسگرهای دارای چیپ‌های میکروالترومکانیکی

در این حسگرها از سوییچ‌های بسیار کوچک سیلیکونی استفاده شده که روی چیپ‌های سیلیکونی قرار گرفته است و زمانی‌که خطوط منحنی اثرانگشت با سوییچ تماس پیدا می‌کنند، سوییچ بسته می‌‌شود و اثرانگشت به‌صورت الکترونیکی تشخیص داده می‌شود

مزایا ومعایب

حسگرهای فشاری می‌توانند به‌گونه‌ای طراحی شوند که نسبت به میزان فشار هم حساس باشند و با توجه به میزان فشار کارهای مختلفی انجام دهند؛ انجام کارهای مختلف در اپلیکیشن‌ها می‌تواند یکی از کاربردهای این نوع طراحی باشد؛ مثلا هنگامی که اپلیکیشن نقشه درحال اجرا است، می‌توانید با فشار ملایم روی حسگر، روی قسمتی از نقشه زوم کرد. البته این حسگرها چندین عیب دارند نیز دارند که شامل حساسیت کم، امنیت پایین (به‌راحتی فریب می‌خورند) و آسیب‌پذیر بودن در هنگام ایجاد فشار زیاد روی آن می‌شود.

حسگر حرارتی

در اسکنر‌های حرارتی از حسگرهای دربردارنده‌ی عناصر پیزوالکتریسه (موادی که بر اثر دریافت حرارت، الکتریسیتهتولید می‌کنند) استفاده می‌شود. این نوع طراحی مشکل اختلاف دما و تبدیل آن به حرارت را حل می‌کند.

عملکرد این نوع حسگرها به این صورت است که وقتی انگشت روی اسکنر حسگر قرار می‌گیرد، نقشه‌ی دمایی سطح انگشت براساس دمای نقاط بیرون‌زده‌ی برآمدگی‌های اثرانگشت که با مواد پیزوالکتریسه تماس پیدا می‌کنند و همچنین دمای هوایی که در بین این برآمدگی‌ها وجود دارد، ایجاد و در مرحله‌ی بعدی به تصویری دیجیتالی تبدیل می‌شود.

حسگر اثر انگشت حرارتی

معایب و مزایا 

این روش مزایای زیادی دارد که از میان آن‌ها می‌توان به مقاومت بالا دربرابر تخلیه‌ی جریان الکتریسیته‌ی ساکن، عملکرد پایدار در طیف گسترده‌ای از دماهای مختلف و امنیت بالا و فریب نخوردن اشاره کرد.

اما بزرگ‌ترین عیب حسگرهای حرارتی  این است که تغییر دما پویا است و تقریبا فقط ۰٫۱ ثانیه طول می‌کشد تا دمای سطح حسگر با دمای خطوط منحنی و فرورفتگی‌های اثرانگشت که با سطح حسگر در تماس هستند، یکسان شود و تصویر اثرانگشت پاک بشود. درضمن با اینکه حسگر حرارتی اثرانگشت می‌تواند در طیف گسترده‌ای از دما عمل کند، زمانی‌که دمای محیط به دمای سطح انگشت نزدیک‌ باشد، حسگر برای ایجاد اختلاف دما که حداقل یک درجه سانتی‌گراد است، به حرارت نیاز دارد.

حسگرهای فراصوت یا اولتراسونیک

حسگر اثر انگشت فراصوت

حسگرهای  جدیدترین نوع حسگرهای اثرانگشت و در گوشی‌های جدید نیز از آن‌ها استفاده می‌شود. این حسگرها برای نخستین بار در گوشی Le Max Pro به همراه فناوری سنس آی دی (Sense ID) کوالکام تعبیه شد.

این نوع حسگرها برای ثبت دقیق جزئیات اثرانگشت، مجهز به فرستنده و گیرنده هستند و برای شناسایی اثرانگشت پالس‌های فراصوتی را به سمت اثرانگشت که روی سطح حسگر قرار گرفته است، ارسال می‌کنند؛ مقداری از این پالس‌ها جذب انگشت می‌شوند و مقداری دیگر از آن‌ها بسته به خطوط منحنی، فرورفتگی‌ها و دیگر جزئیات سرانگشت، به سمت حسگر بازمی‌گردند.

حسگر اثر انگشت فراصوت

حسگرهای فراصوت برای شناسایی اثرانگشت از امواج استفاده می‌کنند

این امواج شنیدنی نیستند و میکروفونی هم برای شنیدن آن‌ها در داخل اسکنر وجود ندارد؛ اما در عوض چند عدد حسگر تعبیه‌شده روی نقاط مختلف سطح اسکنر می‌توانند میزان تنش مکانیکی (نیروی وارد‌شده روی سطح) را تشخیص دهند و برای محاسبه‌ی شدت امواج بازگردانده‌شده در نقاط مختلف سطح اسکنر، استفاده شوند. اسکن طولانی‌تر امکان دریافت و ثبت داده‌های مربوط‌به عمق و در نتیجه بازآفرینی تصویری سه‌بعدی از اثرانگشت با جزئیات بالا را فراهم می‌کند. در این حسگرها فاصله‌ی بین امواج ارسال‌شده از سوی حسگرها تا خطوط منحنی و برجستگی‌ها و تورفتگی‌های الگوهای پاپیلری، با استفاده از پژواک امواج بازتاب‌شده از بخش‌های مختلف اثرانگشت، اندازه‌گیری می‌شود.

مزایا و معایب

کیفیت تصاویری که این حسگرها از اثرانگشت می‌گیرند، ۱۰ برابر سایر حسگرها است؛ درضمن فریب‌دادن این حسگرها بسیار دشوار است؛ زیرا علاوه‌بر دریافت اطلاعات الگوهای پاپیلری، می‌توانند اطلاعات دیگری نظیر پالس‌ها را نیز تجزیه و تحلیل کنند؛ علاوه‌بر این توانایی اسکن سه‌بعدی این حسگرها نیز فریب‌دادن آن‌ها را بسیار دشوارتر از انواع دیگر حسگرها می‌کند.

امنیت این حسگرها به قدری زیادی است که برخی هک آن‌ها را غیرممکن می‌دانند؛ البته نمی‌توان چنین ادعایی را به‌صورت کاملا قطعی پذیرفت؛ زیرا به‌تازگی کاربری موفق شده است با گرفتن تصویری از اثرانگشت خود روی لیوان، پردازش تصویر در فتوشاپ و درنهایت تهیه‌ی مدل سه‌بعدی از آن با استفاده از نرم‌افزار 3ds Max و درنهایت چاپ اثرانگشت با چاپگر سه‌بعدی حسگر پیشرفته‌ی گلکسی اس ۱۰ را فریب دهد! بنابراین قطعا فریب‌دادن حسگرهای فراصوت بسیار دشوار است، اما غیرممکن نیست؛ درکل باید گفت حسگرهای فراصوت تقریبا بی‌نقص هستند و بالا بودن هزینه‌ی تولید تنها عیب آن‌ها محسوب می‌شود.

یکی از معایب این حسگرها که می‌تواند برای کاربران بسیار آزاردهنده باشد؛ مختل‌شدن عملکرد آن‌ها در هوای سرد است؛ زیرا در فصل زمستان اندازه‌‌ی انگشت‌ها کمی کوچک‌تر و خشک می‌شود و خشک‌شدن انگشت‌ها ایجاد ترک و ساییدگی انگشت‌ها را در  پی دارد. 

در تصویر نمونه اثرانگشت ثبت‌‌شده با انواع حسگرها را مشاهده می‌گنید.

نمونه اثر انگشت

نسل جدید حسگرهای اثرانگشت

حسگرهای زیر صفحه‌نمایش

حسگر اثر انگشت

همان‌طور که می‌دانید چند سالی است که سازندگان مختلف گوشی به استفاده از صفحه‌های نمایش بزرگ و بدون حاشیه یا حداقل کم‌حاشیه در گوشی‌های مختلف (از پرچمدارها گرفته تا ارزان‌قیمت‌ها) روی آورده‌اند؛ اما وجود حسگرهای مختلف و دوربین سلفی مانع بزرگی برای استفاده از این گوشی‌ها محسوب می‌شود؛ به همین دلیل شرکت‌های مختلف با بهره‌گیری از ترفندهایی مثل ایجاد بریدگی کوچک در بالای صفحه‌نمایش برای نصب دوربین سلفی و حسگرهای دیگر یا استفاده از دوربین‌های سلفی پاپ آپ (دوربین‌ سلفی پنهان‌شده در داخل گوشی‌ها که با استفاده از یک نوار متحرک بالا و پایین می‌شود (کاربر می‌تواند در هنگام استفاده آن را بالا بیاورد) و هیچ فضایی از جلوی صفحه‌نمایش اشغال نمی‌کند) این مشکل را تاحدود زیادی برطرف کرده‌اند، استفاده از حسگر اثرانگشت در داخل صفحه‌نمایش نیز یکی دیگر از این راهکارها است

 

با اینکه اپل، سامسونگ و ال‌جی که غول‌های صنعت موبایل محسوب‌ می‌شوند، نخستین طرح‌های استفاده از این حسگرها را ارائه کردند؛ اما نخستین بار شرکت‌ چینی نه‌چندان مطرح ویوو این فناوری را عملی کرد و نخستین گوشی مجهز به حسگر اثرانگشت تعبیه‌شده در داخل صفحه‌نمایش جهان یعنی ایکس ۲۰ پلاس UD را عرضه کرد؛ اما گوشی ویوو ایکس نخستین گوشی مجهز به حسگر اثرانگشت بود که به‌صورت انبوه تولید و وارد بازار شد

ویوو ایکس 20 پلاس UD

ویوو ایکس ۲۰ پلاس UD

پس از عرضه‌ی این دو  گوشی، گوشی‌های دیگر نیز یکی از پس از دیگری با حسگر اثرانگشت داخل صفحه‌نمایش درسال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ یکی از پس دیگری عرضه شدند. که نام آن‌ها به این شرح است:

برخی از حسگرها عملکرد واقعاً خوبی دارند؛ مثلا حسگر میزو ۱۶ و ۱۶ پلاس و حسگر گوشی‌های اوپو آر 17 و آر 17 پرو قفل گوشی را به ترتیب تنها در ۰٫۳۴ و ۰٫۴۱ ثانیه باز می‌کنند.

مقایسه حسگرهای اپتیکال و فراصوت

مقایسه حسگرهای اپتیکال و فراصوت

برخی از حسگرهای داخل صفحه‌نمایش اپتیکال و برخی دیگر فراصوت هستند. در حسگرهای اپتیکال مثل حسگرگوشی نوکیا ۹ پیور ویو، هواوی میت 20 پرو وان پلاس 6 تی  ابتدا چند منبع نور اثرانگشت را روشن می‌کنند، سپس دوربین بسیار کوچکی که در آن‌ها تعبیه شده است، از اثرانگشت عکس می‌گیرد و آن را با نمونه اثرانگشت ذخیره‌شده تطبیق می‌دهد؛ البته استفاده از این حسگر تنها در گوشی‌های دارای نمایشگر OLED امکان‌پذیر است؛ زیرا در پنل این نمایشگرها شکاف‌هایی وجود دارند که می‌توانند برای نصب لامپ‌های مورد استفاده برای نوردهی در هنگام تصویربرداری، استفاده شوند.

در برخی از حسگرهای داخل صفحه‌نمایش اپتیکال برای افزایش امنیت این حسگرها، از روش اندازه‌گیری خازنی برای تشخیص انگشت واقعی استفاده می‌شود. درضمن می‌توان برای استفاده‌ی راحت‌تر و بهبود عملکرد آن‌ها از این حسگرها، اندازه‌ی آن‌ها را افزایش داد.

 

حسگرهای زیر نمایشگر فراصوت با برخی‌از انواع محافظ صفحه‌نمایش سازگار نیستند

البته حسگرهای داخل صفحه‌نمایش در آینده به‌صورت فزاینده‌ای فراصوت خواهند شد؛ شرکت کوالکام سال گذشته میلادی از حسگرهای فراصوت سه‌بعدی جدید خود با قابلیت تعبیه‌شدن در داخل صفحه‌نمایش رونمایی کرد و سامسونگ امسال آن را در جدیدترین پرچم‌داران خود یعنی گلکسی اس ۱۰ و اس ۱۰ پلاس به کار برد؛ البته حسگرهای فراصوت هنوز به اندازه‌ی انواع دیگر حسگرها محبوب نشده‌اند؛ زیرا این حسگرها با برخی از محافظ‌های صفحه‌نمایش به‌خوبی سازگار نیستند و همین موضوع توانایی آن‌ها برای تشخیص درست اثرانگشت را محدود می‌کند؛ البته از سوی دیگر استفاده از حسگرهایی که می‌توانند داخل صفحه‌نمایش تعبیه شوند؛ باعث شده است قاب اطراف نمایشگر بیش از هر زمان دیگری باریک شود.

 

ویدیوی معرفی حسگر سه‌بعدی سنس آی دی اسنپدراگون کوالکوام

دانلود ویدئو

مقایسه‌ی نسل‌های مختلف حسگرهای فراصوت داخل صفحه‌نمایش کوالکام

تاکنون چهار نسل از این حسگرها عرضه شده است که توضیح مختصری درباره‌ی هر یک از آن‌ها بیان می‌‌کنیم.

نخستین نسل 

این حسگرها نخستین حسگرهای فراصوت با قابلیت تصویربرداری سه‌بعدی و استفاده از امواج به‌جای نور برای تصویربرداری محسوب می‌شدند و برتری آن نسبت به حسگرهای اپتیکال کاملا مشخص بود.

دومین نسل (3D sonic)

از مزایای این حسگرها نسبت به نسل قبلی خود می‌توان به امنیت و سرعت بیشتر و استفاده راحت‌تر از آن‌ها به‌دلیل برخورداری از سطحی با فضای بیشتر اشاره کرد.

سومین نسل

این حسگرها می‌توانند در زیر شیشه تا ضخامت ۸۰۰ میکرون استفاده شوند، این در حالی است که استفاده از حسگرهای نسل دوم تنها در زیر نمایشگرهای با ضخامت حداکثر ۳۰۰ میکرون امکان‌پذیر بود؛ بنابراین برای استفاده از این حسگرها کاهش ضخامت صفحه‌نمایش که باعث کاهش کیفیت و مقاومت آن می‌شود، دیگر ضرورتی ندارد.

چهارمین نسل

سرعت جدیدترین نسل حسگرهای اثرانگشت داخل صفحه‌نمایش کوالکام نسبت به نسل‌های قبلی خود ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است و می‌تواند قفل گوشی را تنها در ۰٫۳۴ ثانیه باز کند؛ این افزایش سرعت و امنیت آن به‌‌خاطر بهره‌گیری از فناوری DSP Acceleration در این حسگرها است؛ از دیگر مزایای این فناوری می‌توان به افزایش ۳۰ درصدی سرعت حسگر مخصوصا در زمان پایین‌بودن دما و خشک‌بودن انگشتان (زمانی‌که در معرض تابش مستقیم نور شدید هستند) اشاره کرد. جدیدترین حسگر کوالکوام برای نخستین بار در گوشی ویوو ایکس 23 استفاده شده است

مزایای حسگرهای فراصوت نسبت به حسگرهای اپتیکال

  • دقت بیشتر به‌دلیل تهیه‌ی عکس سه‌بعدی از اثرانگشت
  • فریب نخوردن حسگر ازطریق گرفتن تصویر یا قالب از اثرانگشت
  •  نیاز نداشتن به استفاده از نور برای تصویربرداری (استفاده از نور به مرور زمان باعث تضعیف صفحه‌نمایش می‌شود)
  • قابلیت عبور امواج فراصوت از شیشه و فلز با ضخامت بیشتر از ۴۰۰ میکرومتر
  • تشخیص بهتر اثرانگشت انگشت‌های تر یا چرب، آلوده به دوده یا سایر آلودگی‌ها نسبت به حسگرهای اپتیکال
  • ضخامت بسیار کمتر (ضخامت نسل دوم حسگرهای فراصوت نسل دوم کوالکام ۲۰۰ میکرون و ضخامت حسگرهای اپتیکال ۳ میلی‌متر است)

 البته استفاده گسترده از حسگرهای فراصوت به‌معنای پایان راه حسگرهای اپتیکال نیست و استفاده از آن‌ها هنوز هم مقرون‌‌به‌صرفه است. در اوایل سال میلادی جاری اوپو حسگر اپتیکالی جدیدی را معرفی کرد که قادر است ۱۵ برابر فضای بیشتری را نسبت به حسگرهای اپتیکال تشخیص دهد؛ درضمن استفاده از حسگرهای فراصوت در زیر نمایشگرهایی با ضخامت بیشتر از ۸۰۰ میکرون امکان‌پذیر نیست و قراردادن محافظ صفحه‌نمایش روی نمایشگر گوشی‌های مجهز به حسگرهای فراصوت، عملکرد آن‌ها را مختل می‌کند.

حسگرهای اثرانگشت کناریحسگر اثر انگشت کناری

حسگر اثر انگشت کناری

تعبیه‌ی حسگر اثرانگشت در کنار یا پشت گوشی نیز یکی دیگر از ترفندهای شرکت‌های مختلف برای دسترسی به فضای بیشتر در جلوی گوشی و استفاده از صفحه‌نمایش بزرگتر و بدون قاب است؛ البته استقبال چندانی از این نوع حسگرها نشده است؛ زیرا معمولا این حسگرها در دکمه‌‌ی پاور گوشی ادغام می‌شود و زمانی‌که فرد انگشت خود را روی دکمه‌ی پاور قرار می‌دهد، قفل گوشی باز می‌شود؛ اما گاهی کاربر تنها می‌خواهد نوتیفیکیشن‌های خود را ببیند و زمانی‌که دست خود را روی دکمه‌ی پاور قرار می‌دهد، اصلا صفحه‌ی لاک‌اسکرین گوشی را نمی‌بیند و قفل گوشی ناگهان باز می‌شود.

حسگر اثر انگشت کناری

این موضوع قطعا می‌تواند برای کاربر آزاردهنده باشد؛ برای رفع این مشکل می‌توانید تنها قسمتی از یکی از انگشت‌های خود را که اثرانگشت آن ثبت نشده است، روی دکمه‌ی پاور قرار دهید تا تنها نمایشگر گوشی روشن شود و صفحه لاک‌اسکرین نمایش داده شود؛ البته گوشی گلکسی اس 10 ای دارای ویژگی جالبی است که با استفاده از آن می‌توانید با دو بار ضربه‌زدن روی نمایشگر گوشی آن را روشن کنید.

استفاده از حسگر اثرانگشت کناری برای برخی از افراد دشوار است

درضمن به دلیل اینکه سطح اسکنر این گوشی‌ها فضای کمتری دارد؛ باید در هنگام گذاشتن انگشت خود بیشتر دقت کنید یا حتی مجبور باشید برای شناسایی درست اثرانگشت، چند بار دست خود را روی آن قرار دهید (درست مانند حسگرهای سوایپی)؛ البته این حسگرها مزایایی هم نسبت به حسگرهای پشت گوشی دارند؛ معمولا کاربران گوشی‌هایی که حسگر اثرانگشت آن‌ها در  پشت گوشی تعبیه شده است، زمانی‌که تازه گوشی را می‌خرند؛ به‌راحتی نمی‌توانند بدون دیدن پشت گوشی، مکان دقیق پشت گوشی را پیدا کنند و حتی ممکن است انگشت خود را پشت گوشی بکنند و لنز دوربین را کثیف کنند؛ مشکلی که برخی‌از کاربران گوشی‌های گلکسی اس ۸ و اس ۹ در ابتدای آن شدیدا با آن درگیر بودند؛ درضمن افرادی که دست‌های کوچکی دارند و می‌خواهند با گوشی‌‌های بزرگ کار کنند؛ نیز ممکن است با حسگرهای پشت گوش مشکل پیدا کنند؛ بنابراین به نظر می‌رسد در‌حال‌حاضر حسگرهای زیر نمایشگر بهترین گزینه برای گوشی‌ها باشند.

درحال‌حاضر گوشی‌های آنر ۲۰ پرو، گلکسی ۱۰ ای و گلکسی فولد مجهز به حسگر اثرانگشت کناری هستند

حسگرهای چند انگشتی

حسگرهای چند انگشتی

این نوع حسگرها قادر هستند چند انگشت را هم‌زمان اسکن کنند و با این کار سرعت تشخیص هویت را افزایش می‌دهند. برخی از این حسگرها که به حسگرهای ۴+۴+۲ شهرت دارند، می‌توانند اثرانگشت چهار انگشت را به‌صورت هم‌زمان با سرعت، دقت و کیفیت بالایی اسکن و شناسایی کنند. اغلب این حسگرها که عملکرد آن‌ها پنج برابر بهتر از اسکنرهای تک‌انگشتی است، می‌توانند علاوه‌بر اسکن اثرانگشت ثابت، اثرانگشت چرخشی را نیز شناسایی کنند؛ درضمن برای اسکن اثرانگشت پای کودکان نیز می‌توان از این حسگر استفاده کرد.

حسگر  اثر انگشت چند انگشتی

با‌استفاده‌از حسگرهای اثر  انگشت می‌توان به اطلاعات بیشتری درباره‌ی اثرانگشت دست یافت

برخی از این حسگر مجهز به کیت توسعه‌ی نرم‌افزار یا SDK هستند که امکان اسکن، تقسم‌بندی یا حتی بهینه‌سازی تصاویر گرفته شده از اثرانگشت را فراهم کرده است. یکی از مزایای بسیار خوب این حسگرها، قابلیت اسکن هم‌زمان دو انگشت شست به‌صورت کامل است که باعث دستیابی به اطلاعات بیشتر در مورد اثرانگشت می‌شود. درضمن در اثر استفاده از این حسگر دیگر نیازی به چاپگرهای جداگانه برای چاپ اثرانگشت نیست. استفاده از این حسگرها در اداره‌ها و سازمان‌هایی مثل مرزبانی‌ها، اداره‌ی پلیس، اداره‌ی صدور گذرنامه و همچنین برای شناسایی یا ثبت‌نام الکترونیکی یا شرکت در انتخابات، می‌تواند به میزان زیادی باعث تسریع روند احراز هویت افراد شود.

نمونه اثر انگشت

نمونه اثرانگشت ثبت‌شده بااستفاده‌از اسکنر چند انگشتی

 

حسگرهای سوایپی بدون تماس

 

حسگرهای سوایپی بدون تماس

برای استفاده از این حسگرها که قادر به اسکن هم‌زمان چهار انگشت و اسکن سه‌بعدی از اثرانگشت است، لازم نیست دست خود روی اسکنر قرار دهید و تنها کافی است دست خود را به آرامی از روی اسکنر حرکت دهید. از دیگر ویژگی‌های این اسکنر می‌توان به قابلیت ثبت اثرانگشت ۱۰ انگشت در کمتر از پنج ثانیه، قابلیت اسکن سه‌بعدی خطوط منحنی، سطوح و قسمت‌های منحنی انگشت، سازگاری با پایگاه‌های داده‌ی اثرانگشت‌های صاف و چرخشی، قابلیت اسکن انگشت‌های خیس و خشک، مقاومت در برابر نور و گردوغبار و قابلیت ادغام آسان در تجهیزاتی که دسترسی به آن‌ها مسلتزم احراز هویت افراد است (مثل کیوسک‌ها، گیت‌های الکترونیکی و نرده گردان‌ها)، اشاره کرد.   

الگوریتم‌های مورداستفاده برای افزایش امنیت و سرعت حسگرها

امنیت حسگر اثر انگشت

معمولا انواع مختلف حسگرها سخت‌افزار مشابهی دارند و تنها در استفاده از الگوریتم‌های مختلف (برای تشخیص جزئیات کلیدی اثرانگشت) که سرعت و دقت آن‌ها را متفاوت می‌کند، کمی با هم تفاوت دارند. هر حسگری مجهز به یک آی سی اختصاصی است که اطلاعات اسکن‌شده را تفسیر و آن‌ها را به شکلی تبدیل می‌کند که برای پردازنده اصلی گوشی مفید باشد و پردازنده بتواند از آن‌ها استفاده کند.

معمولا الگوریتم‌های مورداستفاده در حسگرهای اثرانگشت برای پیداکردن خطوط منحنی و سایر خطوط اثرانگشت یا محل تقسیم خطوط منحنی به دو شاخه بکار گرفته می‌شوند. این جزئیات به همراه سایر جزئیات مختص سر انگشت هر فرد، الگوی خطوط اثرانگشت نامیده می‌شوند. در هنگام تطبیق اثرانگشت ثبت‌شده با نمونه‌ی اسکن‌شده، برای افزایش سرعت، تمام بخش‌های دو اثرانگشت با یکدیگر تطبیق داده نمی‌شود و فقط همین جزئیات اختصاصی در هر سر انگشت تطبیق داده می‌شود؛ در‌صورتی‌که چندین مورد از این جزئیات با یکدیگر مطابقت داشته باشند، به‌معنای این است که هر دو اثرانگشت یکی هستند؛ استفاده از این روش نه‌تنها فرآیندهای لازم برای تطابق اثرانگشت‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه زمانی‌که سر انگشت اسکن‌شده کثیف و آغشته به مواد مختلف باشد، از ایجاد خطا جلوگیری می‌‌شود

الگوی اثر انگشتنقاطی که با علامت + مشخص شده‌اند، نشان‌دهنده‌ی خطوط منحنی و نقاطی که با دایره مشخص شده، نشان‌دهنده‌ی نقطه‌ی پایانی خطوط منحنی یا محل تقسیم آن‌ها به دو شاخه است

همچنین در حسگرهایی که از این روش برای تطابق اثرانگشت‌های ثبت‌شده و اسکن‌شده استفاده می‌شود؛ تنها کافی است بخشی از اثرانگشت که در میان حسگر قرار می‌گیرد، اسکن شود.

یکی از مسائل بسیار مهمی که باید در هنگام طراحی حسگر اثرانگشت به آن توجه شود، حفظ امنیت اطلاعات و محافظت از آن‌ها دربرابر کد یا اپلیلیکیشنی است که بتواند آن‌‌ها را هک کند. برای دستیابی به این هدف، باید به‌جای آپلود آنلاین اطلاعات (در برخی از سامانه‌ها از کاربر خواسته می‌شد برای احراز هویت، علاوه‌بر ایجاد رمزعبور، اثرانگشت خود را نیز ثبت کند؛ نمونه‌ی ثبت‌شده هم می‌تواند در پایگاه داده‌‌‌ی آن سامانه ذخیره و نگه‌داری شود و هم روی دستگاه کاربر)، از پردازنده مبتنی بر معماری ARM برای نگه‌داری امن از این اطلاعات روی تراشه‌های فیزیکی استفاده شود. این پردازنده‌ها برای ذخیره‌سازی اطلاعات روی تراشه‌ها از فناوری تراست‌زون یا TrustZone (فناوری گسترده‌ای برای ایجاد امنیت برای سیستم‌های دارای هسته‌ی کورتکس و معماری ARM) که بر مبنای بهره‌گیری از محیط Trusted Execution Environment یا TEE (محیط امن پردازنده‌ها که محرمانه باقی‌ماندن و محافظت امن از اطلاعات درآن تضمین می‌شود) ایجاد شده است، استفاده می‌کنند. دسترسی به اطلاعات شخصی تأیید‌شده مثل رمزعبور اصلی تنها برای اپلیکیشن‌هایی که از رابط‌ برنامه‌نویسی کلاینت محیط TEE استفاده می‌کنند، امکان‌پذیر است.

محیط امن TEE می‌تواند برای دیگر فرایند‌های رمزگذاری و ارتباط مستقیم با دیگر پلتفرم‌های سخت‌افزاری امن مانند حسگرهای اثرانگشت جهت جلوگیری از هرگونه تجسس و جاسوسی نرم‌‌افزاری نیز استفاده شود.

فناوری تراست زون

استفاده از فناوری تراست‌زون برای محافظت از داده‌های زیست‌سنجی و رمزنگاری‌‌شده در برابر سیستم‌عامل غنی

کوالکام و اپل هم برای افزایش امنیت اطلاعات مربوط‌به اثرانگشت، از بخش مجزایی (محیط امن) در پردازنده‌های اصلی استفاده می‌کنند که اپلیکیشن‌های در‌حال اجرای سیستم‌عامل نمی‌توانند به آن دسترسی داشته باشند . در کل همه شرکت‌های سازنده‌ی‌ حسگر اثرانگشت از این روش به اشکال مختلفی برای محافظت از داده‌های حساس بهره می‌برند. درضمن اتحادیه‌ی فیدو یا اتحادیه‌ی تشخیص هویت آنلاین سریع (انجمن فعال در زمینه‌ی ایجاد استاندارد‌های جدید احراز هویت جهت کاهش وابستگی به رمز عبور) از همین محیط‌های امن سخت‌افزاری برای ایجاد ارتباط بین سخت‌افزار و سامانه‌های آنلاین جهت تشخیص یکدیگر و در نتیجه پروتکل‌های رمزگذاری قوی استفاده کرده است؛ بنابراین کاربران می‌توانند فقط با یک بار اسکن و ثبت اثرانگشت خود وارد وب‌سایت‌ها و فروشگاه‌های اینترنتی شوند و دفعات بعد رمز عبور خود را وارد کنند.

پروتکل اتحادیه فیدو

نحوه‌ی عملکرد لاگین فیدو بدون ارسال هیچ‌گونه اطلاعات شخصی قابل‌شناسایی

*رمز‌نگاری کلید عمومی: روشی از رمزنگاری که در آن کلید مورداستفاده برای رمرگذاری و رمزگشایی با یکدیگر تفاوت دارند.

کلید دیجیتالی: کلید مورداستفاده برای کسب اطمینان از بدون تغییرماندن اطلاعات

منتظر بخش بعدی مقاله باشید. 



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:50 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

استیم یکی از مشهورترین پلتفرم‌های بازی در جهان محسوب می‌شود که تعداد کاربران آن به میلیون‌ها نفر می‌رسد. یکی از محققان امنیتی آسیب‌پذیری روز صفر را در این پلتفرم تشخیص داده و درباره‌اش نیز اطلاع‌رسانی کرده است. آسیب‌پذیری مذکور می‌تواند ۹۶ میلیون کاربر ویندوز را تحت‌تأثیر قرار دهد. ۷۲ میلیون نفر از کاربران مذکور ازویندوز ۱۰ استفاده می‌کنند. آسیب‌پذیری امنیتی استیم به مجرمان سایبری امکان می‌دهد کامپیوتر قربانی را دراختیار بگیرند و درنتیجه، فعالیت‌هایی همچون نصب بدافزار، دزدیدن اطلاعات، استخراج رمزهای عبور و موارد دیگر انجام دهند.

انتشار اطلاعات اولیه درباره‌ی آسیب‌پذیری امنیتی

واسیلی کراوتس، یکی از کاربران توییتر، در توضیحات حساب کاربری‌اش، خود را Windows Privilege Escalator می‌خواند. او ابتدا کشف امنیتی خود را به تیم صاحب پلتفرم استیم، یعنی Valve Corporation اعلام کرد. پس از گذشت ۴۵ روز از اعلام اولیه، واسیلی اطلاعات را برای عموم به‌اشتراک گذاشت. و در حساب کاربری‌اش در توییتر نوشت:

۴۵ روز از گزارش اولیه می‌‌گذرد؛ درنتیجه، اطلاعات آسیب‌پذیری را به‌صورت عمومی منتشر می‌کنم. امیدوارم این اطلاع‌رسانی توسعه‌دهندگان استیم را به بهبود امنیت پلتفرم ترغیب کند.

آسیب‌پذیری کشف‌شده‌ی واسیلی در دسته‌بندی آسیب‌های افزایش دسترسی کاربر قرار می‌گیرد. در چنین وضعیت‌هایی، مجرم سایبری با کمترین مجوزهای کاربری می‌تواند دسترسی‌هایی در حد مدیر سیستم پیدا کند؛ بنابراین، می‌تواند رویکردهای تهدیدآمیز مانند نصب بدافزار را با دسترسی جدید اجرا کند و درنهایت با آسیب‌پذیری ساده‌ای، امنیت و حریم خصوصی داده‌های کاربر را به‌راحتی به‌خطر بیندازد.

واسیلی درادامه‌ی متن اطلاع‌رسانی می‌گوید:

برخی تهدیدها حتی درصورت اجرا بدون دسترسی‌های مدیریتی به قوت خود باقی می‌مانند. دسترسی گسترده برای برنامه‌های مخرب می‌تواند خطر‌های عملیاتی را به‌شدت افزایش دهد. برنامه‌ها امکان غیرفعال‌کردن آنتی‌ویروس را دارند و می‌توانند در دورترین نقاط سیستم مخفی شوند و تقریبا هر فایل متعلق به هر کاربری را تغییر دهند و درنهایت، امکان دزدیدن اطلاعات شخصی را هم خواهند داشت.

تاریخچه استیم

اطلاعات کامل آسیب‌پذیری امنیتی در این لینک وجود دارد. به‌طور خلاصه، آسیب‌پذیری به Steam Client Service مربوط است که با دسترسی‌های کامل سیستمی در ویندوز اجرا می‌شود. واسیلی راهی پیدا کرد تارجیستری سیستم را به‌گونه‌ای برای نفوذ بهتر تغییر دهد. با چنین تغییراتی، سرویس استیم برای اجرای برنامه‌های دیگر مانند بدافزارها استفاده خواهد شد. شایان ذکر است نرم‌افزارهای ثانویه نیز با دسترسی کامل سیستمی اجرا می‌شوند.

علاوه‌بر توضیحات کامل درباره‌ی آسیب‌پذیری امنیتی، کدهای اجرایی و اثباتی آن را نیز یکی از محققان امنیتی دیگر، مت نلسون، منتشر کرده است. با نگاهی به کدهای اثبات آسیب‌پذیری به اهمیت فراوان خطر امنیتی پی می‌بریم. به‌هرحال نلسون نیز ادعا می‌کند در اطلاع‌رسانی تهدیدهای امنیتی و گزارش به شرکت Valve با مشکلاتی مواجه بوده است.

واسیلی کراوتس پس از گذشت ۴۵ روز از اعلام اولیه، اطلاعات آسیب‌پذیری را به‌صورت عمومی منتشر کرد

آسیب‌پذیری امنیتی جدید در استیم ابتدا به‌عنوان تهدیدی معمولی معرفی شد؛ اما بی‌توجهی شرکت سازنده و انتشار کدهای اثباتی و اطلاع‌رسانی دقیق درباره‌ی روش‌ها، آن را به تهدیدی جدی تبدیل کرد که نیازمند توجه بسیار زیاد خواهد بود.

تعداد کاربران درمعرض تهدید در ویندوز

استیم ماهانه به‌صورت میانگین ۱۰۰ میلیون کاربر فعال دارد؛ البته تعداد کاربران ثبت‌نامی آن‌ها از یک‌میلیارد نفر بیشتر است. آمارهای پلتفرم در ژوئیه‌ی ۲۰۱۹ گزارش می‌دهد ۷۲ درصد از کاربران از ویندوز ۱۰ استفاده می‌کنند؛ یعنی درمجموع، ۹۶ درصد از کاربران این پلتفرم کاربران ویندوز هستند. به‌هرحال، با توجه به آمار ۱۰۰ میلیون نفری کاربران فعال ماهانه، تعداد افراد درمعرض تهدید آسیب‌پذیری امنیتی بسیار نگران‌کننده می‌شود.

اصلاح‌نشدن آسیب‌پذیری

واسیلی کراوتس ادعا می‌کند ازطریق سیستم اعلام باگ HackerOne، اطلاعات آسیب‌پذیری را برای تیم استیم ارسال کرده است و استیم از سیستم مذکور به‌عنوان کانال اعلام باگ امنیتی پشتیبانی می‌کند. طبق گزارش‌های اولیه، HackerOne در ابتدا گزارش واسیلی را نپذیرفت و گزارش را خارج از حوزه‌ی کاری دانست؛ چون به امکان قراردهی فایل‌هایی در مسیر فایل‌های سیستمی کاربر نیاز داشت. به‌هرحال، این محقق امنیتی پس از مدتی توانست سیستم HackerOne را به خطرناک‌بودن آسیب‌پذیری امنیتی متقاعد کند و درادامه، اطلاعات برای شرکت Valve ارسال شد. پس از چند هفته، باردیگر به‌ همان دلایل اولیه، گزارش امنیتی رد شد و این‌بار به‌دلیل نیاز به دسترسی فیزیکی به دستگاه کاربر گزارش رد شد.

امنیت / Security

پس از گذشت ۴۵ روز از اعلام اولیه‌ی آسیب‌پذیری، واسیلی تصمیم گرفت اطلاعات را به‌صورت عمومی منتشر کند. چنین دوره‌ای طبق استانداردهای امنیتی عموما باید ۹۰ روز باشد. به‌علاوه، HackerOne دوره‌ای چهاربرابر این زمان، یعنی ۱۸۰ روز را به‌عنوان زمان انتظار پیش از انتشار عمومی مطرح می‌کند. سخن‌گوی HackerOne پس از انتشار اطلاعات آسیب‌پذیری امنیتی جدید در استیم گفت:

می‌دانیم هکرها اهمیت زیادی به کارشان می‌دهند و به آن علاقه دارند؛ درنتیجه، قوانینی برای مدیریت درخواست‌های آن‌ها داریم. آخرین رویکرد دوره‌ی زمانی ۱۸۰ روزه است که درصورت اعلام‌نشدن برنامه‌ی مشخص برای اصلاح آسیب‌پذیری در آن دوره، به‌طور عمومی اطلاعات منتشر می‌شود. به‌هرحال، پرونده‌ی اخیر را باردیگر بازکرده‌ایم و با هکر مذکور در حال مذاکره هستیم.

راهکارهای کاهش خطر

گیمرها هم مانند دیگر دسته‌های کاربر دنیای فناوری، همیشه درمعرض خطر نفوذ هکرها قرار دارند. جان اوپدناکر، از هکرهای کلاه‌سفید، درباره‌ی این موضوع می‌گوید:

مجرمان سایبری به هر نرم‌افزاری با آسیب‌پذیری‌های امنیتی علاقه‌مند هستند. پلتفرم‌های بازی با پایگاه کاربران بزرگ از این قائده مستثنی نیستند و درنتیجه، هدفی برای هکرها محسوب می‌شوند.

مجرمان برای سوءاستفاده از آسیب‌پذیری، به دسترسی به کامپیوتر قربانی نیاز دارند

اوپدناکر درادامه‌ی صحبت‌های خود، به انتشار عمومی کدهای اثباتی حمله اشاره می‌کند و می‌گوید کدها به‌زودی دراختیار افراد بسیار زیادی قرار خواهد گرفت. در این‌ میان، گیمرها و کاربران استیم برای جلوگیری از تهدیدهای امنیتی باید راهکارهایی داشته باشند. در قدم اول، باید بدانید مجرم سایبری برای استفاده از آسیب‌پذیری به دسترسی به کامپیوتر شخصی نیاز دارد. درنتیجه، راهکارهای امنیتی اولیه در برخورد با این آسیب‌پذیری نیز منطقی هستند. به‌عنوان مثال، استفاده‌نکردن از نرم‌افزارهای کرک‌شده، به‌کارنبردن رمزعبور واحد برای سرویس‌ها و سایت‌های متعدد، استفاده از فرایند تأیید هویت دومرحله‌ای، کلیک‌نکردن روی لینک‌های ناشناس در انجمن‌ها و ایمیل‌ها، نصب بسته‌های امنیتی سیستم‌عامل و موارد این‌چنینی به‌عنوان راهکارهای کاهش خطر مطرح می‌شوند.

ویندوز ۱۰

هکرهای کلاه‌سفید راهکارهای امنیتی را بهتر از هر فرد دیگری برای کاربران ارائه می‌کنند. اوپدناکر با تأیید رویکردهای مذکور به‌عنوان اولین اقدام‌های امنیتی، غیرفعال‌نکردن تنظیمات User Account Control یا UAE را رویکردی مثبت و کارآمد برای جلوگیری از تهدیدها می‌داند. این قابلیت به‌صورت پیش‌فرض در ویندوز وجود دارد و از انجام فعالیت‌های مهم بدون دسترسی مدیر سیستم جلوگیری می‌کند. به‌عنوان مثال، با فعال‌بودن این قابلیت، فرایندهایی همچون نصب اپلیکیشن با قابلیت تغییر داده‌ها به تأیید مدیر نیاز خواهد داشت. بسیاری از گیمرها برای راحتی عملکرد خود در ویندوز، این قابلیت را غیرفعال می‌کنند که خطرهای امنیتی را افزایش می‌دهد.

شرکت Valve پس از انتشار گسترده‌ی اخبار آسیب‌پذیری، بالاخره نرم‌افزار خود را در نسخه‌ی بتا به‌روزرسانی کرد. در یادداشت‌های به‌روزرسانی، اشاره‌ی مستقیمی به آسیب‌پذیری افزایش دسترسی شده است. سخن‌گوی شرکت نیز ادعا می‌کند برنامه‌هایی برای بازبینی پروتکل HackerOne خود دارند و درواقع، پروتکل‌ها نیز به‌احتمال زیاد به‌زودی به‌روزرسانی می‌شوند.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:48 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اردیبهشت‌ امسال، سامسونگ حسگر ایزوسل Bright GW1 را با رزولوشن ۶۴ مگاپیکسل معرفی کرد. بعد از گذشت چند ماه، همان‌طورکه انتظار می‌رفت و اخبار مختلفی درباره‌ی آن به‌اشتراک گذاشته شده بود، کره‌ای‌ها حسگر جدید ایزوسل Bright HMX را با رزولوشن ۱۰۸ مگاپیکسل معرفی کردند. 

پیکسل‌های حسگر جدید ایزوسل نیز همانند حسگر قبلی معرفی‌شده در اردیبهشت‌ماه، ۰.۸ میکرومتری هستند. براساس اعلام این غول فناوری کره‌ای، کاربران می‌توانند با کمک حسگر جدید تصاویری به کیفیت دوربین‌های DSLR بگیرند.

حسگر ایزوسل سامسونگ

حسگر جدید ۱/۱.۳۳ اینچی با بهره‌مندی از مساحت بیشتر در مقایسه با حسگرهای معمولی می‌تواند نور بیشتری جذب کند. حسگر جدید ایزوسل Bright HMX از فناوری اختصاصی Tetracell سامسونگ بهره می‌برد؛ درنتیجه، می‌تواند با استفاده از چهار پیکسل، در محیط‌های تاریک نور را بهتر جذب کند. همچنین، این فناوری باعث می‌شود میزان نویز به‌حداقل برسد و در زمان نوردهی بیشتر، دقت رنگ تصاویر افزایش پیدا کند. این حسگر از تصویربرداری ویدئویی ۳۰ فریم‌برثانیه با رزولوشن 6K نیز پشتیبانی می‌کند.

انتظار می‌رود حسگر جدید ایزوسل در گوشی‌های هوشمند بعدی شیائومی استفاده شود. این رویکرد می‌تواند برای تجارت سیستم LSI سامسونگ سودآور باشد که تراشه‌های منطقی تولید می‌کند. این شرکت در نظر دارد تا سال ۲۰۳۰، مبلغی درحدود ۱۳۳ تریلیون وون (۱۱۰ میلیارد دلار) در کسب‌وکار تراشه‌ی منطقی سرمایه‌گذاری کند.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:47 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

جدیدترین اخبار و مقاله‌های دنیای پردازنده مملو از مفهومی به‌نام نود پردازشی (Process Node) است که اهمیت زیادی هم در روندهای طراحی و توسعه دارد. در این‌ میان، پرداختن به مفهوم اصلی نودهای پردازشی و چگونگی تعریف و نام‌‌گذاری آن‌ها خالی از لطف نیست. به‌علاوه، بحث و گفت‌وگوهای متعددی هم در جریان هستند که برتر بودن یا نبودن سامسونگ و TSMC را در توسعه‌ی پردازنده‌ها در مقایسه با شرکت‌هایی همچون اینتل دچار شک و تردید می‌کند. درصورت برتری شرکت‌های مذکور نیز، درباره‌ی میزان برتری و مزیت‌های رقابتی آن‌ها پرسش‌هایی مطرح می‌شود.

نودهای پردازشی عموما به‌صورت یک عدد و سپس مخففی برای عبارت نانومتر نام‌گذاری می‌شوند. به‌عنوان مثال، می‌توان نودهای ۱۴ و ۲۲ و ۲۳ نانومتری را نام برد. گفتنی است ارتباط مشخصی بین قابلیت‌های سخت‌افزاری پردازنده و نام نود پردازشی وجود ندارد؛ البته چنین رویکردی همیشه وجود نداشته است. بین دهه‌‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰، نودها براساس طول گیت نام‌گذاری می‌شدند. در نمودار زیر از IEEE، می‌توان ارتباط در نام‌گذاری نمونه‌های قدیمی را مشاهده کرد.

نام گذاری نود پردازشی

طول گیت یا همان گیت ترانزیستور پردازنده و half-pitch یا نصف فاصله بین دو جزء اصلی در تراشه به‌عنوان مؤلفه‌های مهم در نام‌گذاری پردازنده استفاده می‌شدند. البته، چنین رویکردی آخرین‌بار در سال ۱۹۹۷ انجام شد. نصف فاصله برای نسل‌های متمادی بعدی هم استفاده شد؛ اما اکنون دیگر ارتباطی با نام‌گذاری ندارد. درواقع از مدت‌ها پیش، مقیاس‌دهی هندسی نودهای پردازنده دیگر با منحنی کاهش ابعاد اجزای آن هماهنگی ندارد.

نام گذاری نود پردازشی

همان‌طورکه در تصویر بالا می‌بینیم، اگر قرار بود نام نودها و ابعاد اجزا باهم هماهنگ باشد، باید ۶ سال پیش به فناوری تولید زیر یک نانومتر می‌رسیدیم. درنهایت، امروزه نام‌هایی که برای هر نود استفاده می‌شوند، نام‌های انتخابی شرکت‌ها هستند. در سال ۲۰۱۰، استاندارد ITRS یا نقشه‌ی راه بین‌المللی فناوری نیمه‌هادی‌ها تعداد درخورتوجه فناوری موجود در نودهای پردازشی را قدمی به‌سوی مفهوم Equivalent Scaling برای آن‌ها دانست.

با نزدیک‌شدن هرچه‌بیشتر به پایان دوران ابعاد نانومتری، شرکت‌ها احتمالا در نام‌گذاری‌ از مفهوم انگستروم استفاده خواهند کرد یا شاید به استفاده از اعداد اعشاری روی بیاورند. در سال‌های ابتدایی که مفاهیم ابعادی به‌صورت نانومتر به دنیای پردازنده آمدند، برخی از روزنامه‌نگاران حوزه‌ی فناوری ابعاد نانو را به‌کار نمی‌بردند و هنوز به مفهوم میکرون پایبند بودند. به‌عنوان مثال، در آن زمان به‌جای استفاده از نام‌گذاری‌هایی همچون ۱۳۰ یا ۱۸۰ نانومتری از عبارت‌های ۰.۱۳ یا ۰.۱۸ میکرونی استفاده می‌شد؛ به همین دلیل، احتمال اتخاذ چنین رویکردی در آینده نیز وجود دارد.

تقسیم‌بندی بازار

ساخت‌ و تولید نیمه‌هادی‌ها به سرمایه‌گذاری عظیمی نیاز دارد و بدون تحقیقات طولانی‌مدت نمی‌توان به دستاوردهای مناسبی رسید. فاصله‌ی میانگین از وقتی فناوری روی کاغذ معرفی می‌شود تا وقتی به‌صورت فناوری تجاری به بازار راه پیدا کند، بین ۱۰ تا ۱۵ سال خواهد بود. در دهه‌های گذشته، فعالان صنعت نیمه‌هادی نتیجه گرفتند برای توسعه‌ی بهتر مفاهیم و استانداردها باید نقشه‌ی راهی برای نام‌گذاری نودهای پردازشی و ابعاد مؤلفه‌های روی هر نود تدوین شود. استاندارد مدنظر آن‌ها برای تمامی قطعات پازل یک نود جدید در مسیر عرضه به بازار کاربرد داشت.

نام گذاری نود پردازشی

سازمان ITRS سال‌‌ها نقشه‌ی راه جامعی برای کل صنعت منتشر می‌کرد که تا ۱۵ سال بعد را پوشش می‌دادند. نقشه‌های مذکور اهداف عمومی را نیز برای بازار نیمه‌هادی مشخص می‌کردند. نقشه‌ی ITRS از سال ۱‍۹۹۸ تا ۲۰۱۵ منتشر شد و از سال ۲۰۱۳، استاندارد مذکور به شاخه‌ی جدیدی به‌نام ITRS 2.0 تقسیم شد؛ اما حوزه‌ی پوشش آن، یعنی «فراهم‌کردن مرجعی کامل برای تحقیقات آتی دانشگاهی و صنعتی به‌منظور توسعه‌ی نوآوری در حوزه‌های متنوع فناوری» این الزام را ایجاد می‌کرد که پوشش استاندارد افزایش پیدا کند. درنهایت، ITRS منسوخ و سازمان جدیدی به‌نام IRDS یا International Roadmap for Devices and Systems جای آن را گرفت که حوزه‌ی پوشش گسترده‌تری در دنیای فناوری داشت.

ابعاد گیت یا نصف فاصله در سال‌های اخیر به‌کندی تغییر می‌کند

تغییر در حوزه‌ی فعالیت و تمرکز بر آن نشان‌دهنده‌ی اتفاقات صنعت تولید نیمه‌هادی‌ها بود. یکی از دلایل خارج‌شدن طول گیت یا نصف فاصله از فرایند نام‌گذاری نودها، تغییرنکردن آن‌ها یا تغییرات آهسته بود؛ به‌ همین دلیل، شرکت‌ها از فناوری‌های جدید و روش‌های تولیدی بهینه‌تر برای تغییر بیشتر ابعاد نود پردازشی استفاده کردند. در مقیاس‌های ۴۰ و ۴۵ نانومتری، شرکت‌هایی همچون GF و TSMC روشی جدید به‌نام لیتوگرافی غوطه‌وری را معرفی کردند. در ابعاد ۳۲ نانومتری، مفهوم الگودهی دوگانه (Double Patterning) معرفی شد. ناگفته نماند روش تولید به‌صورت Gate-last در ابعاد ۲۸ نانومتری و درنهایت، اینتل در ابعاد ۲۲ نانومتری و دیگر بازیگران صنعت در ابعاد ۱۴ و ۱۶ نانومتری، روش FinFET معرفی شد.

شرکت‌های فعال در صنعت پردازنده قابلیت‌ها و ظرفیت‌های متنوع را در دوره‌های گوناگون معرفی می‌کنند. به‌عنوان مثال، TSMC و AMD فناوری لیتوگرافی غوطه‌وری را در ابعاد ۴۰ و ۴۵ نانومتری معرفی کردند؛ اما اینتل برای استفاده از فناوری مذکور تا ابعاد ۳۲ نانومتری منتظر ماند. همین رویکرد برای فناوری‌ها و ابعاد دیگر هم دیده شد. شرکت GlobalFoundries و TSMC در ابعاد ۳۲ و ۲۸ نانومتری از الگودهی دوگانه استفاده کردند. TSMC فناوری Gate-Last را در ۲۸ نانومتر به‌کار گرفت؛‌ درحالی‌که سامسونگ و GF در آن ابعاد از Gate-First استفاده می‌کردند.

با کاهش سرعت پیشرفت صنعت، شرکت‌ها تمرکز بیشتری روی فرایند بازاریابی کردند. نام‌گذاری نودهای پردازشی دیگر کمتر به اعداد بسیار بزرگ و تبلیغاتی مبتنی بود و شرکت‌هایی همچون سامسونگ نودها را به‌‌صورت زیر معرفی کردند.

نام گذاری نود پردازشی

قطعا با نگاهی به استراتژی بالا به این نتیجه می‌رسیم که رویکرد شرکت‌ها در نام‌گذاری نود پردازشی آن‌چنان روشن و صریح نیست. کاربران و کارشناسان با نگاه ساده به روش‌های نام‌گذاری نمی‌توانند روند توسعه‌ی نودهای پردازشی را تشخیص دهند و برای شناخت بهتر، شاید همیشه به نمودارهایی همچون تصویر بالا نیاز باشد.

نام‌گذاری نودهای کنونی ارتباطی با مشخصات مؤلفه‌های پردازنده ندارد

اگرچه نام نودهای پردازشی هیچ ارتباطی با ابعاد المان‌های پردازنده ندارد و برخی مؤلفه‌ها نیز دیگر روند تغییر ابعاد را سپری نمی‌کنند، تولیدکنندگان به‌دنبال راه‌هایی برای بهبود عوامل حیاتی در محصولات بودند. چنین رویکردی را می‌توان بهینه‌سازی هوشمندانه‌ی مهندسی نامید. افزون‌براین، به‌دلیل اینکه هم‌اکنون افزایش مزایای پردازنده‌ها آن‌چنان ممکن نیست و زمان زیادی برای توسعه نیاز خواهد بود، شرکت‌ها بیشتر روی نام‌گذاری فناوری‌های احتمالی آینده متمرکز شده‌اند. به‌عنوان مثال، اکنون سامسونگ تمرکز زیادی روی نام‌گذاری روش‌های تولیدی و قابلیت‌ها می‌کند و به‌نوعی بازاریابی را در اولویت خود قرار داده است.

آیا پردازنده‌های ۱۰ نانومتری اینتل با پردازنده‌های ۷ نانومتری سامسونگ و TSMC برابر هستند؟

برخی کاربران و کارشناسان اعتقاد دارند محصولاتی که اینتل با فناوری ۱۰ نانومتری معرفی می‌کند، با نودهای پردازشی ۷ نانومتری رقبای تایوانی و کره‌ای برابر هستند. دلیل اصلی در نزدیک‌بودن پارامترهای تولیدی پردازنده‌های ۱۰ نانومتری اینتل با محصولات ۷ نانومتری رقبا دیده می‌شود. نموداری که درادامه مشاده می‌کنید، ترکیبی از ابعاد مؤلفه‌ها در نودهای ۱۰ نانومتری اینتل را با ابعاد مشهور مؤلفه‌ها در نودهای ۷ نانومتری سامسونگ و TSMC نشان می‌دهد.

نود پردازشی اینتل

در تصویر بالا، ستون‌هایی با نماد دلتا برای نودهای ۱۰ و ۱۴ نانومتری وجود دارند که تغییر ابعاد مؤلفه‌ای مشخص را به‌دست تولیدکننده در مقایسه با نسل قبلی نشان می‌دهند. در نودهای اینتل و سامسونگ فاصله‌ی پایه‌های فلزی (Metal Pitch) از نودهای TSMC کمتر است. درمقابل، سلول‌های SRAM شرکت تایوانی که با چگالی درخورتوجه مؤلفه‌ها طراحی می‌شوند، کوچک‌تر از محصولات اینتل هستند که به‌احتمال زیاد برای تأمین نیاز مشتریان متنوع شرکت تعبیه شده‌اند. در این‌ میان، سلول‌های سامسونگ از رقیب تایوانی هم کوچک‌تر هستند. درنهایت، بسیاری از معیارهای اصلی فرایند تولید ۱۰ نانومتری اینتل با معیارهای فرایند ۷ نانومتری دو شرکت دیگر برابر می‌شود.

تراشه‌های تکی تولید شرکت‌ها مؤلفه‌هایی دارند که به‌‌دلیل اهداف طراحی خاص، از عوامل ابعادی بالا پیروی نمی‌کنند. اطلاعاتی که تولیدکنندگان درباره‌ی این اعداد ارائه می‌کنند، برای کاربردهای عادی در نودهای مشخص هستند. به‌ بیان دیگر، نمی‌توان آن‌ها را برای هر تراشه‌ی تولیدی به کار برد.

کارشناسان در بررسی فرایندهای ۱۰ نانومتری پلاس اینتل این سؤال را مطرح می‌کنند که آیا عوامل بالا در آن هم رعایت می‌شود؟ شایان ذکر است فرایند مذکور برای پردازنده‌های آیس لیک (Ace Lake) اینتل استفاده می‌شوند. بررسی‌های اولیه ادعا می‌کند فرایند جدید تغییراتی جزئی در مقایسه با فرایند ۱۰ نانومتری دارد. البته با توجه به تغییرات ۱۴ نانومتری پلاس در مقایسه با ۱۴ نانومتری چنین رویکردی دور از انتظار نیست. اینتل ادعا می‌کند برای فرایند ۱۰ نانومتری نرخ مقیاس‌‌دهی ۲.۷ برابر را در مقایسه با فرایند ۱۴ نانومتری در نظر دارد؛ اما به‌هرحال باید منتظر ارائه‌ی محصولات نهایی باشیم تا تغییرات فرایند پلاس بهتر مشخص شود.

لیتوگرافی

جمع‌بندی

برای درک بهتر مفهوم نود پردازشی باید آن را به‌صورت مجموعه‌مفهومی در نظر بگیرید. وقتی شرکتی اخباری درباره‌ی عرضه‌ی نود پردازشی جدیدی منتشر می‌کند، می‌توان آن را به‌صورت زیر تفسیر کرد:

ما فرایند ساخت‌ و تولید جدیدی با مؤلفه‌های کوچک‌تر و تلرانس‌های کمتر ساختیم. برای رسیدن به چنین هدفی، از فناوری‌های ساخت‌ و تولید جدید استفاده کرده‌ایم و برای نام‌گذاری این مجموعه‌ی جدید فناوری‌های تولیدی از عبارت نود پردازشی استفاده می‌کنیم. درواقع، از عبارتی با مفهوم جامع استفاده می‌کنیم تا پیشرفت در تولید و افزایش ظرفیت را به‌صورت هم‌زمان نشان دهد.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:43 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اکثر تماس‌های تلفنی در سرتاسر جهان با استفاده از استاندارد Global System for Mobile Communications یا GSM برقرار می‌شوند. از اپراتورهای بزرگی که استاندارد مذکور را به‌کار می‌گیرند، می‌توان به AT&T و T-Mobile اشاره کرد. روز شنبه کنفرانس امنیتی DefCon در لاس‌وگاس آمریکا برگزار شد که در آن، متخصصان امنیت به آسیب‌پذیری مهمی در استاندارد مذکور اشاره کردند.

محققان امنیتی بلک‌بری در کنفرانس امنیتی اخیر، حمله‌ای سایبری را شبیه‌سازی کردند که تماس‌های GSM را ردگیری و با رمزگشایی آن‌ها، اطلاعات اصلی تماس را استخراج می‌کند. آسیب‌پذیری مذکور از دهه‌ها پیش در استاندارد GSM وجود داشته است.

تماس‌های عادی GSM به‌صورت مبدأ تا مقصد رمزنگاری نمی‌شوند؛ اما در قدم‌های متعددی در مسیر انتقال، رمزگشایی می‌شوند که به امنیت حداکثری منجر می‌شود؛ درنتیجه، افراد برخلاف ارتباط‌های رادیویی توانایی ورود به تماس‌های صوتی را نخواهند داشت. اکنون محققان امنیتی ادعا می‌کنند الگوریتم‌های رمزنگاری محافظت از تماس‌ها را می‌توانند هدف قرار دهند؛ ازاین‌رو، خواهند توانست تقریبا به تمام تماس‌ها گوش دهند.

کمپل موری، مدیر عملیات جهانی بخش امنیت سایبری بلک‌بری، درباره‌ی یافته‌ی جدید گفت:

GSM استانداردی حرفه‌ای و تحلیل‌شده محسوب می‌شود که اسناد عملیاتی کاملی هم دارد. همچنین، عمر این استاندارد طولانی و مسیر امنیت سایبری آن نیز مشخص و تشخیص‌دادنی است. ضعف‌هایی که پیدا کردیم، در هرگونه ارتباط مبتنی‌بر GSM حتی تا 5G هم سوء‌استفاده‌شدنی هستند. درواقع، صرف‌نظر از کاربردی که از GSM اتخاذ می‌شود، ضعف امنیتی قدیمی در آن مشاهده می‌شود.

مشکل اصلی در تبادل کلید رمزنگاری وجود دارد که برای ایجاد اتصال امن بین تلفن و برج مخابراتی انجام می‌شود. چنین تبادلی در هر مرتبه برقراری تماس انجام و کلید امنیتی به برج مخابراتی و دستگاه داده می‌شود تا تماس رمزنگاری‌شده را رمزگشایی کنند. محققان در تحلیل تبادل اطلاعات بین دستگاه و برج مخابراتی متوجه اشکالاتی در بخش مکانیزم کنترل خطا شدند که چگونگی کدگذاری کلیدها را مشخص می‌کند. همین اشکالات کلیدها را دربرابر حمله‌های سایبری آسیب‌پذیر می‌کند.

دکل های مخابراتی

هکرها درصورت استفاده از آسیب‌پذیری مذکور، با نصب تجهیزات خاص می‌توانند به ارتباطات تماسی وارد شوند که در منطقه‌ای خاص برقرار می‌شود. سپس، فرایند تبادل کلید بین دستگاه و برج را هدف قرار می‌دهند و درنهایت، تماس صوتی را ضبط می‌کنند. نتایج اخیر با بررسی دو الگوریتم اصلی و مهم رمزنگاری GSM به‌دست آمده است. محققان با بررسی الگوریتم‌های A5/1 و A5/3 به این نتیجه رسیدند که A5/1 آسیب‌پذیری بیشتری در حملات دارد و در کمتر از یک ساعت می‌توان به آن نفوذ کرد. افزون‌براین، ورود به الگوریتم A5/3 هم ازلحاظ نظری امکان‌پذیر است؛ اما به سال‌ها تلاش برای شکستن نهایی کد نیاز دارد.

موری درادامه‌ی صحبت درباره‌ی نقص امنیتی مذکور می‌گوید:

زمان زیادی را برای مطالعه‌ی استانداردها و روش اجرا صرف و در مرحله‌ی بعدی، فرایند تبادل کلید را مهندسی معکوس کردیم. با مطالعه‌ی روندها، متوجه شدیم تلاش برای ایجاد امنیت در سیستم از ابتدا وجود داشت؛ اما اجرای استانداردها به‌اندازه‌ی کافی قوی و کاربردی نبود.

محققان اعتقاد دارند به‌دلیل عمر طولانی و تحلیل‌های متعدد روی استاندارد GSM، مشخصات امنیتی آن کاهش یافته است. درواقع، مجرمان سایبری زمان زیادی برای بررسی تمامی زوایا و پیداکردن حفره‌های امنیتی داشته‌اند. در این‌ میان، احتمالا نقص‌های امنیتی دیگری هم در GSM وجود دارند که روش‌های آسان‌تری برای نفوذ به مجرمان ارائه می‌کنند. به‌عنوان مثال، مجرمان می‌توانند با استفاده از ایستگاه‌های ارتباطی مخرب موسوم به Stingrays تماس‌ها را شنود یا حتی موقعیت مکانی گوشی موبایل را شناسایی کنند. تحقیقات بیشتر که در سال‌های گذشته روی خانواده‌ی رمزنگاری A5 انجام شد، آسیب‌پذیری‌های بیشتری را نشان می‌دهد. درنهایت، موری می‌گوید روش‌هایی برای افزایش امنیت و دشوارترکردن رمزگشایی الگوریتم‌ها وجود دارد؛ اما مشکل ازلحاظ تئوری پابرجا خواهد ماند.

آنتن های مخابراتی

تغییر و بازبینی کامل روندهای رمزنگاری GSM قطعا دشواری‌های زیادی دارد. البته، می‌توان با بازنگری اسناد اجرای A5/1 و A5/3 تداخل در پیام‌ها و شکستن کدها را دشوارتر یا حتی ناممکن کرد. به‌هرحال، محققان در حال مذاکره‌‌ی اولیه با تیم استاندارد GSMA هستند و احتمالا به روش‌هایی برای جلوگیری از حملات دست خواهند یافت. انجمن تجاری استاندارد درباره‌ی مذاکره‌ها می‌گوید:

جرئیات آسیب‌پذیری‌های امنیتی هنوز طبق برنامه‌ و پروتکل ارائه‌ی آسیب‌پذیری‌های امنیتی ما (CVD) اعلام نشده‌اند و به‌محض اینکه جزئیات فنی به گروه امنیت و آسیب‌پذیری GSMA اعلام شود، قطعا رویکرد بهتری برای اعمال اصلاحات امنیتی و تغییرات موردنیاز خواهیم داشت.

کارشناسان اعتقاد دارند آسیب‌پذیری در استاندارد GSM آن‌چنان دور از ذهن نبود؛ ولی با وجود تمام تهدیدها، هنوز این استاندارد را بخش زیادی از صنعت مخابراتی در سرتاسر جهان استفاده می‌کنند. درنتیجه، نمی‌توان در وضعیت کنونی، حریم خصوصی امنی برای تماس‌های تلفنی و موبایل در نظر گرفت.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:42 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

خانواده‌ی استون مارتین DBS سوپرلجرا در حال گسترش است و شرکت سازنده قصد دارد در نمایشگاه خودرو هفته‌ی آینده‌ی مانتری، نسخه‌ی مخصوص «بیژن» را معرفی کند. این خودرو به یادبود خانه مد و طراحی بیژن پاکزاد در بورلی‌هیلز آمریکا و با همکاری واحد Q استون مارتین تولید می‌شود.

استون مارتین بیژن ادیشن

استون مارتین تاکنون مشخصات خودرو جدید را مخفی نگه داشته است؛ اما به‌گفته‌ی این شرکت، خودرو جدید DBS در دو مدل کوپه و ولانته ساخته می‌شود. هریک از نمونه‌های خودرو جدید استون مارتین با رنگ زرد مخصوص و الگوی متفاوت روی رنگ کاپوت معرفی و در بدنه‌ی آن‌ها از ویژگی‌های منحصربه‌فرد دیگری همچون بال عقب با طرح برند بیژن نیز استفاده می‌شود.

استون مارتین بیژن ادیشن

در داخل کابین استون مارتین نسخه‌ی بیژن DBS، از چرم طبیعی تمساح و نشان برند بیژن استفاده می‌شود. خریداران می‌توانند به‌صورت سفارشی حرف اول نام و نام‌‌خانوادگی خود را نیز در پوشش صندلی‌ها حک کنند. تاکنون قیمت دقیق استون مارتین DBS بیژن مشخص نشده است؛ اما خریداران می‌توانند مدل جدید استون مارتین را از خانه‌ی طراحی بیژن یا نمایندگی‌های استون مارتین سفارش بدهند.

استون مارتین بیژن ادیشن

خودرو جدید استون مارتین عضو جدید خانه‌ی طراحی بیژن می‌شود که تاکنون، خودروهایی همچون بوگاتی ویرون و رولزرویس فانتوم را به خود دیده است. جدا از سوپراسپرت جدید DBS سوپرلجرا، استون مارتین مدل‌های DB4 GT زاگاتو و ابرخودرو والهالا (Valhalla) را نیز در رویداد مانتری به‌نمایش خواهد گذاشت.

استون مارتین بیژن ادیشن

ابرخودرو جدید استون مارتین نیز با همکاری ادرین نویی و فناوری‌های پیشرفته‌ی تیم فرمول یک ردبول تولید شده است. پس از مدل‌های والکری و والکری AMR Pro، این سومین ابرخودرو موتورمیانی استون مارتین محسوب می‌شود؛ اما والهالا در مقایسه با دو مدل دیگر برای راندن در شهر مناسب‌تر خواهد بود.

استون مارتین بیژن ادیشن

استون مارتین والهالا از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر توربوشارژ و سیستم هیبریدی با باتری‌های برقی بهره می‌برد که درمجموع قدرتی درحدود هزار اسب‌بخار تولید خواهد کرد. از این خودرو که در جدیدترین فیلم جیمز باند نیز نقش ایفا خواهد کرد، فقط پانصد دستگاه تولید خواهد شد.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:41 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

دانشمندان شواهدی از طوطی عظیم‌الجثه‌ای را در نیوزیلند کشف کردند. آن‌ها سال‌ها است که در حال یافتن پرندگان عظیم‌الجثه باستانی هستند؛ اما کشف اخیر یکی از شگفت‌انگیزترین کشفیات در نوع خود به‌حساب می‌آید. تصور می‌شود این طوطی، بزرگ‌ترین طوطی‌ای است که تاکنون روی کره‌‌ی زمین می‌زیسته است و حتی امکان دارد پرندگان دیگر را نیز شکار کرده باشد. تخمین زده می‌شود این پرنده بزرگ حدود ۷ کیلوگرم وزن و یک متر قامت داشته است.

قبل از ورود انسان به جزایر نیوزیلند، این منطقه بهشت پرندگان بود و پرندگان بسیار غول‌پیکر و بزرگ‌جثه‌ای در آن زندگی می‌کردند. دانشمندان ابتدا در سال ۲۰۰۸ فسیل‌های یک جفت درشت‌نی مچ پای این پرنده را کشف کردند. این فسیل‌ها اولین‌بار در مرکز اوتاگو، یکی از نواحی جزیره‌ی جنوبی نیوزیلند در منطقه‌ی مشهور سنت باسانز، پیدا شد. این منطقه به‌دلیل ذخایر فسیلی غنی پرندگان «دوره‌ی میوسن مشهور است.

استخوان‌های بزرگ در نهشت‌های این ناحیه کمیاب هستند؛ اما در میان فسیل‌های آنجا، قبلا بقایای موآ (Moa)، نوعی عقاب غول‌پیکر و سایر پرندگان بسیار بزرگ‌جثه پیدا شده بودند. این دو استخوان پا در سنگی به قدمت ۱۶ تا ۱۹ میلیون سال کشف شدند. با‌این‌حال، این مجموعه استخوان‌ها برای بیش از یک دهه در قفسه‌های موزه کانتربوری در شهر کرایست‌چرچ نیوزیلند بلاتکلیف باقی ماندند. در آن زمان، تصور می‌شد استخوان‌های یافت‌شده متعلق به نوعی عقاب باستانی بوده باشند. بالاخره تِروِر ورثی، دیرینه‌شناس از دانشگاه فلیندرز در استرالیا، این استخوان‌ها را دوباره کشف کرد. به‌گزارش بی‌بی‌سی، پس‌از‌آن، از اوایل سال ۲۰۱۹ بود که تیمی از پژوهشگران تجزیه‌و‌تحلیل دوباره این فسیل‌ها را شروع کردند.  

پروفسور ورثی که سرپرستی تیم پژوهشی اخیر را برعهده داشت، در گفت‌وگو با نشنال‌جئوگرافیک، این کشف را «کاملا غیرمنتظره و بی‌سابقه» خواند. او در‌ادامه به نشنال جئوگرافیک گفت:

 وقتی خودم متقاعد شدم که به بقایای طوطی برخورده‌ام، دیگر نوبت متقاعدکردن سایر دانشمندان دنیا بود.

پرندگان برخلاف انسان که دو استخوان پا دارد، سه استخوان پا دارند که درشت‌نی مچ پا، در میان استخوان‌های ران و استخوان نازک نی قرار می‌گیرد. پروفسور ورثی و همکارانش در پژوهش خود، عنوان کردند پژوهشگران در ابتدا گمان می‌کردند این استخوان‌ها متعلق به نوعی عقاب شبیه طوطی باشند؛ اما این استخوان‌ها بسیار بزرگ‌تر از درشت‌نی مچ پای طوطی‌ها بودند. این پرنده‌ی باستانی شاید دوبرابرِ کاکاپو، بزرگ‌جثه‌ترین طوطی زنده‌ی نیوزیلند، بوده است.

هراکلس، بزرگ‌ترین طوطی‌ای محسوب می‌شود که روی کره‌‌ی زمین می‌زیسته است

دانشمندان این پرنده‌ی عجیب را «هراکلس اینکسپکتاتوس» (Heracles Cheapectatus) نام‌گذاری کردند. این نام‌گذاری به دو دلیل انجام گرفت: ابتدا عبارت «هراکلس یا هرکول» که به‌سبب بزرگی پرنده از نام پهلوان اسطوره‌ای یونان باستان گرفته شده و عبارت «اینکسپکتاتوس» که در زبان لاتین به‌معنای غیرمنتظره است و اشاره‌ای به کشف غیرمنتظره‌ی این پرنده غول‌پیکر است. جالب است بدانید دانشمندان قبلا گروهی از طوطی‌های منقرض‌شده را از روی «نلئوس»، پادشاه پیلوس در یونان باستان، نلیپستیتاکوس (Nelepsittacus) نام‌گذاری کرده بودند. این طوطی‌ها با گروهی از پرندگان که از روی پسر نلئوس، نِستور، نام‌گذاری شده بودند، خویشاوندی نزدیکی داشتند. در اساطیر یونان، هرکول، نلئوس و همه پسرانش را به‌جز نستور می‌کُشد.

ورثی به خبرگزاری Gizmodo گفت:

تنها می‌توانیم براساس مقایسه با خویشاوندان مدرنش شکل ظاهری این پرنده را حدس بزنیم. طوطی‌ها پرندگانی باهوش هستند و می‌توانند مسائل را حل کنند. این پرندگان بیشتر گیاه‌خوارانی هستند که از یک یا چند نوع منبع غذایی تغذیه می‌کنند؛ اما طوطی‌هایی که پرواز نمی‌کردند، احتمالا از انواع دانه و تخم میوه‌جات تغذیه می‌کردند.

مارتین استرواندر، پژوهشگری از دانشگاه ایالتی اورگن در ایالات متحده، یافته‌های این پژوهش را متقاعدکننده می‌داند. او در این باره گفت:

برای افراد ناآشنا با «استخوان‌شناسی» شاید این علم شبیه به «فال تُفاله چای» به‌نظر برسد؛ اما نویسندگان این پژوهش متخصص هستند و با دقتی خارق‌العاده شکلِ برآمدگی‌ها و برجستگی‌ها و فرورفتگی‌های روی استخوان‌ها را بررسی کردند و با مقایسه این ویژگی‌ها با استخوان‌های بی‌شمار موجود در مجموعه‌ی بزرگ موزه‌ی کانتربوری، توانستند تفاوت‌های تیره‌های مهم پرندگان را با همدیگر کشف کنند. این دو استخوان ۶ ویژگی منحصر‌به‌فرد داشتند که فقط طوطی‌ها از آن برخوردار هستند که همین هم به شناسایی این پرنده کمک کرد.

این پرنده احتمالا در اوایل دوران میوسن زندگی می‌کرده است؛ یعنی دورانی که از حدود ۲۳ تا ۱۶ میلیون سال پیش ادامه داشته است. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که این پرنده احتمالا نمی‌توانسته پرواز کند و تنها به خوراکی‌های روی زمین اکتفا می‌کرده؛ اما واضح است دانه و میوه‌ برای سیرکردن پرنده‌ای با این جثه کافی نبوده است.

این احتمال وجود دارد که این پرنده‌ی غول‌پیکر گوشت‌ هم می‌خورده است؛ مانند کیا (Kea)، طوطی ساکن نیوزیلند که تنها گونه‌ی طوطی کوهستانی جهان محسوب می‌شود. این پرنده عموما به حیوانات کوچک‌تر حمله می‌کند و نیز دیده شده که از لاشه‌ی حیوانات تغذیه و حتی به گوسفندان حمله کرده است. مایکل آرچر، یکی از پژوهشگران این تیم از دانشگاه نیو ساوت‌ولز در استرالیا، به نشنال‌جئوگرافیک گفت هراكلس حتی ممكن است طوطی‌های دیگر را خورده باشد.

تصویر هنری از هراکلس اینکسپکتاتوس تصویر هنری از هراکلس اینکسپکتاتوس اثر پُل اِسکُفیلد: موزه‌ی کانتربوری در شهر کرایست‌چرچ نیوزیلند. دیرینه‌شناسان بلندای هراکلس اینکسپکتاتوس را یک متر و وزنش را حدود هفت کیلوگرم تخمین زده‌اند.

آرچر به خبرگزاری فرانسه گفت این پرنده منقار بزرگی داشته که کاملا باز می‌شده و می‌توانسته هر آنچه می‌خواسته ببلعد. ورثی نیز گفت هراکلس احتمالا آخرین فسیلی نیست که به‌‌شکل نامنتظره در سنت‌باسانز کشف می‌شود. پژوهشگران در سال‌های گذشته، بسیاری از پرندگان و حیوانات شگفت‌انگیز را در این منطقه کشف کرده‌اند.  

پروفسور ورثی می‌گوید نیوزیلند به‌دلیل پرندگان غول‌پیکر خود بسیار شناخته شده است. او گفت:

تنها موآ از پرندگان عظیم‌الجثه منطقه نبوده است؛ بلکه غازهای غول‌پیکر و تیشه‌نوک (پرنده‌ی بزرگ‌جثه‌ای از راسته‌ی دُرناسانان) نیز در این زیستگاه‌های جنگلی می‌زیستند‌ و در همین حال، عقابی غول‌پیکر نیز حاکم مطلق آسمان‌ بود.

ورثی نیز مانند دیگر دیرینه‌شناسان بر این باور است که هراکلس پرواز نمی‌کرده و میوه‌ و دانه می‌خورده است؛ اما می‌توانسته پرندگان کوچک را نیز طعمه‌ی خود کند یا حتی گاهی از لاشه‌ی پرندگانی مانند موآ نیز تغذیه کند.

او درادامه گفت:

 بیست سال است که این ذخایر فسیلی را حفاری می‌کنیم و هرساله پرندگان و حیوانات جدیدی را کشف می‌کنیم. تابه‌امروز، هراکلس یکی از چشمگیرترین کشف‌هایمان بوده است؛ اما در این شکی نیست که گونه‌های جانوری غیر‌منتظره‌ی دیگری هنوز هم در این گنجینه‌ی فسیلی وجود دارند که کشف نشده‌اند.  

البته، در این زمینه محدودیت‌هایی هم وجود دارد و تنها با اتکا به یک جفت استخوان نمی‌توان مشخص کرد این پرندگان دقیقا چه زمانی در درخت خانواده‌ی طوطی‌ها پدیدار شدند. باوجوداین، این پژوهش نشان می‌دهد جزایر بزرگ و بدون پستانداران شکارچی می‌توانست موجب ظهور برخی حیوانات بزرگ‌جثه، ازجمله پرندگان عظیم‌الجثه جزایر نیوزیلند شود. ناگفته نماند شاید روزگاری این جزایر، «پارک ژوراسیک دنیای پرندگان» بوده است.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:39 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پژوهشگری را در نظر بگیرید که عاشق زیبایی و رمزآلودی و پیچیدگی گونه‌‌ای گیاهی یا جانوری یا میکروبی می‌‌شود. او تلاش می‌‌کند درباره‌‌ی آن‌ گونه اطلاعات جمع‌‌آوری کند، مدت‌‌ها در حیات‌‌وحش آن را جست‌وجو می‌کند، آن را می‌‌یابد و بعد آن را می‌‌کُشد.

این سلسله وقایع عجیب ماجرایی آشنا برای اکثر پژوهشگران فعال در بسیاری از شاخه‌‌های مطالعاتی علمی است. این قربانیان همیشگی در پژوهش‌‌های علمی معمولا با نام «نمونه‌‌های شاهد» شناخته می‌‌شوند. آزمایشگاه‌‌ها و موزه‌‌های سراسر جهان میلیون‌‌ها مورد از این نمونه‌‌های شاهد دارند.

مباحثات فراوانی درباره‌ی این فرایند کشتار و جمع‌‌آوری به‌‌چشم می‌‌خورد. با‌این‌حال، کشف انگیزه‌‌های شرافتمندانه‌ای که در پسِ این جنایات وجود دارد و نتایج غایی این اقدامات چندان دشوار نیست. دانشمندان تشنه‌‌ی آموختن هستند و نمونه‌‌های مرده آموزگاران بسیار خوبی برای آن‌‌ها به‌شمار می‌آیند. مسلما اطلاعاتی که می‌‌توان با کالبدشکافی به‌‌دست آورد، بسیار بیشتر از اطلاعات حاصل‌‌ از بررسی ساده یا مشاهده‌‌ی چند تصویر ساده است. تصور کنید چه می‌‌شد اگر طی قرن‌‌های گذشته گونه‌های حیات‌وحشی را نمی‌کشتیم و آن‌ها را مطالعه نمی‌کردیم؟ آیا در چنین شرایطی بازهم اطلاعات ما درباره‌‌ی حیات به‌‌اندازه‌‌ی امروز می‌‌بود؟ تاکنون چند گونه از جانوران به‌‌واسطه‌‌ی اطلاعات جمع‌‌آوری‌‌شده از نمونه‌‌های شاهد از خطر انقراض نجات یافته‌‌اند؟

با تمام این‌ها، واقعیت این است که با تمامی توجیه‌های ارائه‌شده، عمل ما همچنان نوعی «قتل» محسوب می‌‌شود. در این میان، ما با پرسش اخلاقی مهمی مواجه خواهیم بود که به آینده‌‌ی اکتشافات فضایی ما مربوط می‌شود: اگر روزی با حیات بیگانه‌‌ی فرازمینی در مریخ یا یکی از قمرهای زحل مواجه شویم، واکنشمان چگونه خواهد بود؟ آیا فضانوردان و زیست‌‌اخترشناسان و ربات‌‌های ما تنها به مشاهده‌‌ی چند تصویر از این گونه رضایت خواهند داد؟ آیا تنها به نمونه‌برداری ساده‌ای از سطح بدن چنین گونه‌ای اکتفا خواهیم کرد یا اینکه نتیجه‌‌ی اولین تماس ما به‌‌منزله‌‌ی اولین قتل حیات بیگانه محسوب خواهد شد؟

بیگانگان / Aliens

«کُشتن» بخشی از فرایند عادی تحقیقات بیولوژیکی در دنیا محسوب می‌شود؛ اما پرسش این است: آیا این مورد برای حیات فرازمینی نیز صادق خواهد بود؟

اگر کشتن حیات فرازمینی  با اهداف پژوهشی امری ناپسند است؛ پس چرا همین کار را اینجا روی زمین انجام می‌‌دهیم؟

این پرسش دشواری است؛ چراکه اگر کشف گونه‌‌ای حیات در ورای زمین نهایتا به مرگ آن منجر شود، کل موضوع ازلحاظ اخلاقی برای ما پذیرفتنی نخواهد بود. باوجوداین، پرسش اصلی این است: اگر کشتن حیات فرازمینی حتی با اهداف پژوهشی امری ناپسند است؛ پس چرا همین کار را اینجا روی زمین انجام می‌‌دهیم؟ آیا زندگی خفاش یا مارمولک در جهان ارزش کمتری از زندگی گونه‌‌ی میکروبی در مریخ دارد؟

پاسخ ساده و کوتاه به این پرسش آن است که باید خود را آماده‌‌ی تصمیم‌‌گیری مورد‌به‌مورد کنیم که انتخاب هریک از آن‌‌ها به نتایج مشاهده‌های احتمالی ما بستگی خواهد داشت:

آیا گونه‌‌ی حیات فرازمینی دیده‌‌شده فراوان است یا بسیار نادر؟ اگر این گونه به‌‌صورت بالقوه نادر است، اجازه دهیم زنده بماند.

آیا این گونه نشانه‌‌ای واضح از هوش فراوان را از خود نشان می‌‌دهد؟ اگر پاسخ مثبت است، اجازه دهیم زنده بماند.

این همان روالی است که بسیاری از پژوهشگران در زمین نیز آن را در پیش گرفته‌‌اند. در اینجا هم کشتن کِرم با اهداف مطالعاتی هرگز با کشتن دلفین یا بونوبو یکسان در نظر گرفته نمی‌‌شود و دلیل آن به اختلاف شدید میان سطح شناختی این گونه‌‌ها بازمی‌‌گردد. بااین‌حال، نکته اینجا است که درپیش‌‌گرفتن چنین راهکاری شاید برای جهان‌‌های دیگر آن‌چنان هم ساده نباشد. حتی اینجا روی زمین نیز درک کاملی از هوش نداریم و نمی‌‌توانیم به‌‌درستی آن را تشخیص دهیم؛ حال‌آنکه گونه‌‌های جدیدتر زندگی ممکن است به‌‌کلی خارج از حوزه‌‌ی تجربه و تصور ما باشند. این موضوع می‌‌تواند تصمیم‌‌گیری و قضاوت درباره‌ی حق حیات موجودات فضایی را برایمان بسیار پیچیده و چه‌‌بسا غیرممکن کند.

ما حتی روی زمین نیز به‌‌سختی می‌‌توانیم آزاررساندن به مورچه را تحمل کنیم؛ چراکه می‌‌دانیم این موجودات پیچیده از هوش جمعی چشمگیری برخوردار هستند. حال چه می‌‌شود اگر در یکی از اقمار انسلادوس یا گانیمد یا اروپا شاهد گونه‌‌ای از حیات باشیم که سطح هوشی نامحسوس ولی پیچیده داشته باشد؟ آیا این حیات باید ضرورتا به‌‌شکلی باشد که بتوانیم آن را شناسایی کنیم؟ مسلما این‌‌طور نیست. حیات فرازمینی ممکن است آن‌‌قدر ساده باشد که از دید پژوهشگران کشتن آن ایرادی نداشته باشد؛ اما اگر این شکل چیزی فراتر از قدرت درک ما باشد، شاید برداشت حتی یک نمونه‌‌ی شاهد از حیات فرازمینی در حکم اولین جنایت کیهانی ما محسوب شود.

یکی از گزینه‌‌های پیش رو آن است که هرگونه حیات فرازمینی را صرف‌‌نظر از میزان هوشمندی آن، به حال خود رها کنیم. این ایده‌‌ی هوشمندانه‌ای است؛ اما تحقق آن تقریبا غیرممکن است. با گذاشتن اولین گام در دنیای جدید، ممکن است موجودات ذره‌‌بینی را در زیر پای خود لگد کنیم. صرف حضور انسان یا ربات در چنین مکان‌‌هایی می‌‌تواند به‌‌معنای پایان کار برای حیات بومی سیاره‌های دیگر باشد. سازوکار طبیعت را روی زمین در نظر آورید. طبیعت درکنار همه‌‌ی زیبایی‌‌هایش، محیطی پرخطر، خشن، ویرانگر، نامساعد، بی‌‌رحم و مرگ‌بار است. در چنین محیطی، به‌سختی می‌‌توان گونه‌‌ای از حیات را پیدا کرد که بتواند بدون آسیب‌رساندن یا کشتن گونه‌‌ی دیگر، به بقای خود ادامه دهد؛ درنتیجه، سیاره‌‌ی ما نمایشی ترسناک از زندگی گونه‌‌های متفاوت است. از میکروب‌‌ها گرفته تا جانوران عظیم‌‌الجثه، همگی در حال آلوده‌‌کردن، آسیب‌‌رساندن، بلعیدن، تنفس‌‌کردن و لگدمال‌‌کردن گونه‌‌های دیگر هستند. ممکن است بگویید می‌‌توان بشر را به‌‌عنوان نمونه‌‌ای استثنا در نظر گرفت؛ اما واقعیت آن است که پذیرش چنین باوری بسیار دشوار به‌‌نظر می‌‌آید؛ چراکه سابقه‌‌ی رفتاری ما با حیات در زمین خود حاکی از رویکرد احتمالی ما در برخورد با سایر اشکال حیات در فضا است.

گذشته از این موضوعات، تمامی فرضیه‌های فعلی ما برمبنای آن هستند که در اولین تماس خود با حیات فرازمینی، با گونه‌‌ای ضعیف‌‌تر از خود مواجه شویم؛ در‌حالی‌که می‌‌دانیم هیچ‌‌گونه تضمینی وجود ندارد که چنین اتفاقی بیفتد. چه‌بسا آن روز که گونه‌‌ای از حیات را جایی در دل کهکشان‌‌ها یافتیم، او نیز در حال بررسی ابعاد اخلاقی کشتن ما با اهداف تحقیقاتی خود باشد!



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:37 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

یک ماه از زمان معرفی پردازنده‌های گرافیکی ناوی مبتنی بر معماری RDNA گذشته است اکنون شایعاتی در مورد ظهور نسل دوم این معماری به گوش می‌رسد. گفته می‌شود که AMD قصد دارد پردازنده‌های گرافیکی رده‌بالای خود را از سری Radeon RX در سال آینده‌ی میلادی به این فناوری مجهز سازد.

آخرین شایعات در مورد پردازنده‌های گرافیکی رده‌بالای آیندهناوی برگرفته از وب‌سایت RedGamingTech حاکی از آن است که AMD حداقل در حال کار روی دو پردازنده‌ی گرافیکی جدید ناوی است. این دو پردازنده‌ی گرافیکی جدید Navi 21 و Navi 23 نام‌گذاری شده است. البته این منبع تصریح می‌کند که تاکنون اطلاعات ناچیزی از این دو تراشه‌ی گرافیکی از منابع خود به دست آورده است.

بایستی خاطرنشان کرد که این اطلاعات به فاصله‌ی چند روز  پس از آن منتشر شد که مدیرعامل AMD در خلال گردهمایی سرمایه‌گذاران این شرکت خبر از کار روی پردازنده‌های گرافیکی رده بالای Radeon RX مبتنی بر معماری Navi داد. پردازنده‌های گرافیکی جدید این شرکت قرار است در اواسط سال میلادی ۲۰۲۰ معرفی گردد. بدین ترتیب معرفی این محصولات با رونمایی از نسل دوم معماری RDNA که مبتنی بر فناوری ساخت +7nm است، تقارن زمانی دارد. دو پردازنده‌ی گرافیکی Navi 21 و Navi 23 به احتمال فراوان مبتنی بر معماری جدید RDNA خواهد بود. در معماری جدید، طراحی پردازنده‌ی گرافیکی که در کارت‌های سری RX 5700 از آن استفاده شد، بهبود و ارتقا خواهد یافت.

navi

در این میان پردازنده‌ی گرافیکی Navi 23 که عامل اصلی تقویت کارت‌های گرافیک حرفه‌ای و رده‌بالای آینده‌ی Radeon RX است، بیشتر نگاه‌ها را به خود دوخته است. این منبع گزارش می‌کند که Navi 23 در داخل مجموعه‌ی AMD معروف به «قاتل انویدیا» است. تلاش‌های قبلی AMD برای ساخت کارتی که به خوبی با کارت‌های رده بالای انویدیا یا حتی با کارت‌هایی در یک رده‌ی قیمتی رقابت کند، همگی محکوم به شکست بوده است. هرچند این گزارش تصریح دارد که AMD این بار با پردازنده‌های گرافیکی رده بالا مبتنی بر معماری ناوی اطمینان بیشتری برای رسیدن به هدف خود دارد و این شرکت قصد دارد با کارت‌های پرچم‌دار جدید خود با معماری قدرتمند RDNA به مصاف انویدیا برود. دیدن نتایج رقابت این دو شرکت و آنچه AMD برای غلبه بر پرچم‌دار کنونی GeForce RTX 2080 TI یا هر آنچه انویدیا برای عرضه در سال ۲۰۲۰ در نظر گرفته، مهیا کرده است، همچون گذشته جذاب خواهد بود.

navi

نکته‌ی دیگری که در مورد کارت‌های جدید ناوی که در این گزارش به آن اشاره شده، پشتیبانی از فناوری رهگیری پرتو است که قطعاً AMD در حال کار روی آن است. AMD قصد دارد هم‌زمان با عرضه‌ی معماری نسل بعد RDNA منابع سخت‌افزاری لازم برای پشتیبانی از رهگیری پرتو در بازی‌ها را به پردازند‌ه‌های گرافیکی آینده‌ی خود بیافزاید و بدین ترتیب بر نقطه ضعف کارت‌های گرافیک جدید خود در مقایسه با کارت‌های سری Geforce RTX 20 انویدیا غلبه کند.



تاريخ : سه‌شنبه 22 مرداد 1398 | 08:36 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...184185186187188...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران