الساندرو ولتا از اولین دانشمندان فیزیک و شیمی بود که مفاهیم الکتریسیته را بهصورت کاربردی مطرح کرد و همچنین بهعنوان مخترع باتری الکتریکی شناخته میشود.
الساندرو ولتا (Allesandro Volta) با نام کامل الساندرو جوزپه آنتونیو آناستازیو ولتا، فیزیکدان و شیمیدان ایتالیایی و از پیشگامان علم الکتریسیته بود که بهعنوان مخترع باتری الکتریکی شناخته میشود. افتخار کشف گاز متان نیز بهنام او ثبت شده است. او پیل ولتائی (اولین باتری الکتریکی) را در سال ۱۷۹۹ اختراع و در سال ۱۸۰۰، نتایج رسمی تحقیقات مرتبط با اختراع خود را به انجمن سلطنتی علوم ارسال کرد. ولتا با اختراع خود ثابت کرد که میتوان الکتریسیته را با واکنشهای شیمیایی تولید کرد. درواقع او نظریههای گذشته را نقض کرد که تولید الکتریسیته را تنها توسط موجودات زنده ممکن میدانستند. پیشبرد یافتههای علمی او توسط دانشمندان دیگر، بعدها به تولید مفهوم الکتروشیمی انجامید.
ناپلئون بناپارت از سیاستمداران مشهوری بود که دستاوردهای علمی ولتا را تحسین میکرد. او حتی دانشمند ایتالیایی را به انجمن علمی فرانسه دعوت کرد تا در آنجا پیرامون دستاوردهای خود سخنرانی کند. الساندرو ولتا از سوی پادشاه ایتالیا نیز تحسین میشد و در دوران زندگی، افتخارهای متعددی را از او دریافت کرد. کرسی فیزیک تجربی دانشگاه پاویا بهمدت ۴۰ سال در اختیار ولتا بود و دانشجویانش احترام زیادی برای او قائل بودند.
الساندرو ولتا با وجود شهرت و اعتبار فراوان، دانشمندی متمایل به زندگی خانگی بود و بهنوعی از اجتماع دوری میکرد. او زمان زیادی از زندگی را در کنار خانواده گذراند و دانشمندی منزوی محسوب میشد. ولتا سالهای پایانی عمر تا زمان مرگ ناگهانیاش در سال ۱۸۲۷ را در خانه سپری کرد. یکای ظرفیت الکتریکی در واحد SI به افتخار این دانشمند بزرگ، ولت نامگذاری شد. البته افتخارهای متعدد دیگری نیز در طول تاریخ بهنام دانشمند ایتالیایی ثبت شد.
تولد و تحصیل
الساندرو ولتا در ۱۸ فوریهی سال ۱۷۴۵ در کومو، لومباردی ایتالیا متولد شد. خانوادهی او از اشراف ایتالیا بودند، اما آنچنان ثروتمند محسوب نمیشدند. الساندرو تا چهار سالگی توانایی تکلم نداشت و خانوادهاش نگران تواناییهای ذهنی او شدند. البته پس از مدت کوتاهی، نگرانی آنها به شگفتزدگی از تواناییهای فکری و ذهنی او تبدیل شد.

خانهی محل تولد و کودکی الساندرو ولتا
پدر الساندرو زمانی فوت کرد که او هفت ساله بود. او تا ۱۲ سالگی در خانه و نزد عمویش تحصیل میکرد و سپس به مدرسهای مذهبی از انجمن عیسی (Jesuit) ملحق شد. مدرسهی مذکور، هزینهای برای آموزش دریافت نمیکرد اما فشار زیادی روی الساندرو وجود داشت که او را به سمت کشیش شدن سوق میداد. بههرحال خانوادهی ولتا با رویکرد مذکور مخالف بودند و پس از چهار سال، الساندرو را از مدرسه خارج کردند. مقصد بعدی ولتا، مدرسهای موسوم به Benzi Seminary بود که تا ۱۸ سالگی میزبان او شد.
خانوادهی ولتا دوست داشتند او وکیل شود، اما خودش علاقهی شدیدی به دنیای پیرامون نشان میداد و دانشمند شدن را برای آینده در نظر گرفته بود. الساندرو برخلاف سالهای کودکی که زبان ایتالیایی را دیرتر از همسالان خود فراگرفت، در نوجوانی استعداد بالایی در زبان از خود نشان داد. او پیش از پایان دوران مدرسه، زبانهای لاتین، فرانسه، انگلیسی و آلمانی را آموخت. استعداد الساندرو در زبان، در سالهای بعد که او برای توضیح دستاوردهای علمیاش در سرتاسر اروپا سفر میکرد، مزیتهای زیادی برایش داشت.
الساندرو ولتا در ۱۸ سالگی بهاندازهی کافی کنجکاوی و شجاعت داشت که نامهنگاری با بزرگان علم الکتریسیته را برای بحثهای تحقیقاتی شروع کند. او با افرادی همچون ژان آنتوان نله در پاریس و جووانی باتیستا بکاریا در تورین مکاتبه میکرد. بکاریا علاقهای به برخی از ایدههای ولتا نشان نمیداد و به او پیشنهاد کرد تا با مطالعه و آزمایش بیشتر، آموزههای خود را افزایش دهد.
دانشمند آماتور، استاد فیزیک
ولتا باتوجه به پیشنهاد دانشمندان بزرگ، تصمیم به انجام آزمایشهای بیشتر در حوزهی فیزیک گرفت. او از کمک دوست ثروتمندش جولیو سزاره گاتونی هم استفاده کرد. جولیو در خانهی خود یک آزمایشگاه فیزیک راهاندازی کرده بود و برای سالها به ولتا اجازه داد تا از امکانات آن استفاده کند.

اولین مقالهی علمی ولتا در سال ۱۷۶۵ و زمانی نوشته شد که او ۲۰ ساله بود. الساندرو در مقالهی خود، بکاریا را مخاطب قرار داده بود. اثر برق مالشی، موضوعی بود که ولتا برای مقالهی اول خود بررسی کرد. الکتریسیتهی مذکور، با مالیدن جسمی به جسم دیگر ایجاد میشود. چهار سال بعد، مقالهی مهمتری بهصورت یک رساله از ولتا منتشر شد که باز هم متمرکز بر موضوع الکتریسیته بود.
مقالههای مرتبط:
رسالهی سال ۱۷۶۹ ولتا، بهنام On the Attractive Force of the Electric Fire, and on the Phenomena Dependent On It منتشر و نسخهای از آن برای بکا ارسال شد. ولتا در مقالهی خود، عوامل مؤثر بر جاذبه و دافعهی الکتریکی را بررسی کرده و آنها را با جاذبهی زمین مقایسه کرده بود. او اعتقاد داشت که الکتریسیتهی ساکن مانند جاذبه، در فواصل دور هم تأثیر دارد. ولتا در رسالهی مشهور خود تحت تأثیر بزرگانی همچون ایزاک نیوتن، راجر باسکویچ، بنجامین برانکلین و خود بکاریا قرار داشت.
ولتا با ادامهی مطالعه و تحقیق در حوزهی الکتریسیته، با دستاورد دانشمندان دیگر آشنا شد. او با خواندن مقالهی تحقیق علمی جوزف پریسلی پیرامون الکتریسیته، به این نتیجه رسید که بخشی از یافتههای او قبلا توسط دانشمندان دیگر کشف شده است. بههرحال او در کنار تحقیقات خود، بهخاطر شهرت کسبشده از دستاوردهای علمی، بهعنوان معلم فیزیک در مدرسههای کومو مشغول بهکار شد. ولتا از همان ابتدا اعتقاد داشت که تدریس در مدرسههای کومو باید مدرنیزه شود و دانشآموزان زمان بیشتری را به یادگیری علوم و زبانهای مدرن اختصاص دهند.
دانشمند جوان ایتالیایی در سال ۱۷۵۵ نامهای به جوزف پریستلی نوشت و خبر از اختراع دستگاهی با قابلیت تولید الکتریسیتهی ساکن (electrophorus) داد. او در نامهی خود به امکان انتقال الکتریسیته اشاره کرده بود. ولتا در نامه به پریستلی بهدنبال این بود که اول بودن اختراع خود را بررسی کند. پریستلی به او گفت که قبلا و در سال ۱۷۶۲، چنین دستگاهی توسط جوهات ویلک اختراع شده است، اما بههرحال اختراع ولتا رویکردی مستقل و ارزشمند بود.

تحقیقات پیرامون گازها و شهرت جهانی
ولتا در سال ۱۷۷۶ و در سن ۳۱ سالگی، موفق به ایزوله کردن گاز متان شد. او اولین دانشمندی بود که به چنین دستاوردی میرسید. ولتا کشف کرده بود که ترکیب هوا با متان نیز در یک محفظهی بسته، با استفاده از جرقهی الکتریکی منفجر میشود. دستاورد مذکور، بعدها پایهی توسعهی موتورهای اختراق داخلی را شکل داد. او در همان سال ادعا کرد که با استفاده از دستگاه جرقهزن میتوان سیگنالهای الکتریکی را از کومو به میلان ارسال کرد.
گازسنج (Eudiometer) اختراع بعدی الساندرو ولتا در علوم گازی بود که در سال ۱۷۷۷ محقق شد. گازسنج، مقدار اکسیژن را در هوا اندازهگیری میکند تا سالم بودن یا نبودن آن را برای تنفس تخمین بزند. گازسنج ولتا از هیدروژن برای واکنش با اکسیژن و اندازهگیری سطح آن استفاده میکرد و نسبت به دستگاههای قبلی، بازدهی بیشتری داشت. درواقع، واکنش دستگاه او تمیزتر و قابل اعتمادتر بود. شروع واکنش برای تخمین مقدار اکسیژن، با جرقهی الکتریکی ممکن میشد. پس از جرقهی الکتریکی، مقدار هیدروژن موجود در دستگاه بهخاطر واکنش با اکسیژن و تشکیل آب، کاهش پیدا میکرد. مقدار کاهش در سطح هیدروژن، با مقدار اکسیژن موجود در هوا نسبت مستقیم داشت.
ولتا برای توسعهی تحقیقات علمی خود، در سال ۱۷۷۷ سفری به سوئیس و فرانسه انجام داد. او با دیگر دانشمندان دیدار کرد و دستاوردهای خود در حوزهی تجهیزات الکتریکی را با آنها در میان گذاشت. هدف دیگر از سفر مذکور، افزایش شهرت در جامعهی علمی خارج از ایتالیا بود.
در سال ۱۷۷۸ رخدادهای مهمی در زندگی کاری و علمی ولتا اتفاق افتاد. او کرسی تدریس فیزیک تجربی را در دانشگاه پاویا تصاحب کرد که در فاصلهی ۸۵ کیلومتری از کومو قرار داشت. دانشمند ایتالیایی بهمدت ۴۰ سال در آن دانشگاه مشغول بود. در همان سال، او ظرفیت الکتریکی را کشف کرد که امروز بهنام ولتاژ میشناسیم. ولتا در تعریف علمی به این نتیجه رسید که ظرفیت الکتریکی در یک مقاومت، نسبت مستقیم با بار الکتریکی دارد.

سفرهای علمی الساندرو ولتا در سالهای ۱۷۸۱ و ۱۷۸۲ ادامه یافت و او به مراکز علمی متعددی در سرتاسر اروپا رفت. از میان مهمترین آنها میتوان به آکادمی علوم فرانسه در پاریس اشاره کرد که ولتا، تجهیزات الکتریکی خود را در آنجا به نمایش گذاشت. دانشمندان بزرگی همچون آنتونی لاوازیه و بنجامین فرانکلین، دستگاههای ولتا را مشاهده کردند که موجب افزایش هرچه بیشتر شهرت علمی دانشمند ایتالیایی شد. از میان همان دستگاههای مهم میتوان به مقاومت الکتریکی اشاره کرد که البته در آن زمان بهنام کندانسور الکتریکی معرفی شد.
شهرت جهانی ولتا روزبهروز افزایش مییافت و در دهههای پایانی قرن ۱۸، دانشمندان بزرگی با دستگاههای الکتریکی متعدد او آشنا شده بودند. الکتروسکوپهای ولتا که برای شناسایی و اندازهگیری اثر بار الکتریکی کاربرد داشتند، شهرت او را بیشازپیش در جوامع علمی افزایش دادند. او در سال ۱۷۹۱ بهخاطر شهرت و اعتبار بالا در سرتاسر اروپا، بهعنوان عضوی از انجمن سلطنتی علوم لندن انتخاب شد. همین انجمن در سال ۱۷۹۴ جایزهی بزرگ خود موسوم به کاپلی را بهخاطر دستاوردهای علمی متعدد در درک الکتریسیته، به ولتا اهدا کرد.
اختراع باتری الکتریکی
ولتا ابتدا تصمیمی برای اختراع باتری الکتریکی نداشت. او تنها آزمایشهایی را پیش میبرد تا نظریهها و دستاوردهای دانشمند ایتالیایی دیگر، لوئیجی گالوانی را نقض کند. گالوانی استاد آناتومی بود و در سالهای پایانی دههی ۱۷۸۰، تحقیقاتی پیرامون تأثیر الکتریسیتهی ساکن بر عصب موجودات زنده انجام داد. گالوانی در جریان یکی از آزمایشهای خود، چاقوی جراحی دارای الکتریسیتهی ساکن را به عصب پای یک قورباغهی مرده نزدیک کرد که روی سطحی فلزی قرار داشت. او میگفت پای قورباغه در اثر تماس چاقوی باردار، حرکت میکند.

شماتیک آزمایش و دستگاه نهایی باتری الکتریکی ولتا
نظریهی گالوانی، کشفی بزرگ در دنیای علم محسوب میشد. طبق ادعای او، حرکت جانداران پایهای الکتریکی داشت. مری شلی در سال ۱۸۱۷ براساس همین نظریه، رمان فرانکشتاین را نوشت که از مشهورترین دستاوردهای ادبی تاریخ شد. در رمان مذکور، دکتر فرانکشتاین موجودی را با اعضای بدن افراد مرده میسازد و با استفاده از الکتریسیتهی رعدوبرق، به او جان میدهد.
گالوانی در سال ۱۷۹۱ یافتههای خود را پیرامون اثر الکتریسیته بر حرکت جانداران منتشر کرد. او اعتقاد داشت که حیوانها الکتریسیته را در بدن خود ایجاد میکنند و مایعی در میان عصبهای آنها، الکتریسیته را به عضلهها منتقل میکند که درنهایت موجب حرکت میشود. گالوانی میگفت که الکتریسیتهی دریافتشده از منابع خارجی، جریانی از مایع الکتریکی را در اعصاب بهراه میاندازد که منجر به پرش عضلات میشود. او همچنین معتقد بود که حیواناتی همچون مارماهیهای برقی، توانایی تولید الکتریسیتهی بیشتر و ایجاد شوکهای الکتریکی را دارند. درنهایت نظریهی گالوانی ادعا میکرد که الکتریسیتهی حیوانی پدیدهای مشابه و غیر یکسان با الکتریسیتهی ساکن است و بهعنوان یک خصوصیت منحصربهفرد در جانداران شناخته میشود.
ولتا با مطالعهی دقیق دستاوردهای گلوانی در سال ۱۷۹۲ نظریهی جدیدی را مطرح کرد. او اعتقاد داشت که استفاده از بخش و عبارت «حیوانی» در نظریهی الکتریسیتهی حیوانی گالوانی لزومی ندارد. درواقع حیوانات تنها نسبت به الکتریسیته واکنش نشان میدهند و تفاوتی بین الکتریسیتهی آنها با الکتریسیتهی عادی وجود ندارد. ولتا با ادامهی آزمایش روی پاهای قورباغه به این نتیجه رسید که دلیل اصلی حرکت عضلهها، تماس آنها با دو سطح متفاوت فلزی است. اگر هر دو فلز از یک نوع باشند، هیچ حرکتی در عضلهها دیده نمیشود.

آزمایشهای ولتا روی تأثیر الکتریسیته در سالهای بعد هم ادامه داشت. او در آزمایشهای پیشرفته، تأثیر تماس دو فلز گوناگون را با هم مقایسه کرد. در ادامه فهرستی از فلزهای گوناگون تهیه شد که به نسبت نیروی محرکهی الکتریسیته مرتب شدند. اصطلاح نیروی محرکهی الکتریسیته توسط خود ولتا مطرح شده بود و هنوز، تعاریف براساس توانایی فلز در ایجاد حرکت مطرح میشدند. درواقع او بهنوعی رسانایی فلزها را بررسی کرده بود. بههرحال روی، سرب، قلع، آهن، مس، نقره،طلا، گرافیت و سنگ منگنز بهترتیب در فهرست ولتا جای گرفتند. ولتا در فهرست خود، ظرفیتهای الکترودی را ذکر کرده بود که بهنوعی اولین سری الکتروشیمیایی تاریخ هم محسوب میشد.
در توضیح فهرست منتشرشده توسط ولتا در زبان علمی امروزی باید بگوییم که هرچه فلزها در فهرست از هم دورتر باشند، ولتاژ تولیدشده در اثر تماس آنها بزرگتر خواهد بود. درصورت استفاده از چنان ترکیبی در سلولهای الکتریکی یا باتریها نیز، ولتاژ بیشتری تولید میشود. بهعنوان مثال، سلولهای روی-گرافیت، ولتاژ بیشتری نسبت به سلولهای روی-قلع دارند. ولتا تا سال ۱۷۹۷ تحقیقات خود را دربارهی این ترکیبها کامل کرده و نظریهی تماس در الکتریسیته را با قطعیت مطرح کرد.
ولتا در ادامهی تحقیقاتش به این نتیجه رسیده بود که برای ایجاد ولتاژ باید دو فلز از طریق یک محیط مرطوب (مانند پای قورباغه) به هم متصل شوند. محیط مرطوب نیز الزاما نباید حیوانی باشد. درنتیجه اتصال فلزها با قرار دادن آنها در فنجهای حاوی اسید رقیق نیز موجب ایجاد الکتریسیته میشد. در ادامه، رساناهای الکتریکی در نظریههای ولتا به دو دستهی اصلی تقسیم شدند؛ دستهی اول فلزها، گرافیت و زغال خالص بودند و دستهی دوم شامل موادی میشد که امروز بهنام الکترولیت میشناسیم. الکترولیتها شامل مواردی همچون آب نمک یا اسید رقیق بودند. جریان الکتریکی زمانی ایجاد میشد که یک مدار بسته با استفاده از دو رسانای گروه اول در تماس با یک رسانا از گروه دوم ساخته میشد.

نمایش باتری ولتا در انجمن سلطنتی علوم لندن
دستاوردهای آزمایشگاهی ولتا نشان داد که در آزمایشهای گالوانی، پای قورباغه دو نقش حیاتی را بازی میکرد. آنها بهعنوان رساناهای نوع دوم، الکتریسیته را عبور میدادند و همچنین نوعی الکتروسکوپ حساس محسوب میشدند. الکتروسکوپ به هر دستگاهی گفته میشود که برای شناسایی و تشخیص جریان الکتریسیته بهکار گرفته شود.
ولتا در ادامهی تحقیقات خود متوجه شد که با افزایش جفت رساناهای متصلشده بهکمک کارتهای مرطوب، میتوان ولتاژهای بسیار بزرگتری تولید کرد که به جریانهای الکتریکی قابلتوجه منجر شوند. ادامهی آزمایش براساس این یافتهها، منجر به تولد باتری الکتریکی شد. ولتا برای ساخت اولین نمونه از باتری خود، از جفتهای متناوب روی و نقره استفاده کرد که با استفاده از پارچه یا کارتهای آغشته به آب نمک به هم متصل شده بودند.
در سال ۱۸۰۰، نامهی سرنوشتساز ولتا برای شرح دستاورد علمی جدید، به جوزف بنکس در انجمن سلطنتی علوم لندن ارسال شد. او با مشاوره با دیگر دانشمندان انجمن، جلسهای را برای نمایش دستاورد ولتا به اعضا تدارک دید تا مقالهی حاضر از آن، بعدا چاپ شود.
باتری که ولتا اختراع کرد، به دانشمندان شیمی فرصت داد تا با روشهای جدید روی مواد گوناگون مطالعه کنند. نکتهی مثبت دستگاه ولتا این بود که تقریبا همه توانایی ساخت یک نمونه از آن را داشتند. سکههای نقرهای و مسی در دسترس همه قرار داشت و فلزات دیگر همچون آهن و روی نیز آنچنان کمیاب نبودند. چند هفته پس از انتشار نتایج دستاوردهای ولتا، دانشمندان متعدد از باتریهای مشابه برای ساخت دستگاهی بهمنظور تجزیهی آب به هیدروژن و اکسیژن استفاده کردند.
همفری دیوی، ۶ سال بعد موفق به ساخت یک باتری قدرتمند شد که از عناصر شیمیایی عایقشده در آنها استفاده کرده بود. او ادعا کرد که پیوندهای شیمیایی در طبیعت خود رفتار الکتریکی دارند. او با استفاده از دستگاهی مشابه با باتری ولتا توانست عناصر مهمی همچون باریم، کلسیم، لیتیم، منیزیم، پتاسیم، سدیم و استرانسیم را کشف کند. از دستاوردهای مهم دیگر وابسته به اختراع ولتا، میتوان به ساخت اولین موتور الکتریکی توسط مایکل فارادی در سال ۱۸۲۱ اشاره کرد.

باتری ولتا، برای اولینبار بهعنوان دستگاهی شناخته شد که توانایی ایجاد منبعی پایدار از جریان الکتریکی را دارد. همهی دستگاههای الکتریکی به جریان الکتریکی نیاز دارند و بدون اختراع ولتا، شاید فناوری مدرن امروزی وجود نداشت.
سالهای پایانی و مرگ
ولتا در سال ۱۸۱۹ تصمیم گرفت تا به فعالیتهای علمی و تحقیقاتیاش پایان دهد. او آزمایشگاههای محبوب خود که پر از تجهیزات الکتریکی بودند را ترک کرده و دوران بازنشستگی را در خانهاش شروع کرد. بهعلاوه تدریس در دانشگاه نیز در همان سال پایان یافت و ولتا را تقریبا بهصورت کامل از جامعه دور کرد. الساندرو ولتا و همسرش ماریا ترزا، سه پسر بهنامهای زانینو، فامینیو و لویجی داشتند. او در سالهای بازنشستگی، همهی زمان خود را با خانواده سپری میکرد.

موزهی تمپیو ولتیانو
خانهی سالهای بازنشستگی ولتا در منطقهای بهنام کامناگو از توابع کومو قرار داشت. این منطقه امروز بهنام کامناگو ولتا شناخته میشود. الساندرو ولتا در پنجم مارس سال ۱۸۲۷ میلادی در سن ۸۲ سالگی از دنیا رفت. جسد او در همان منطقهی کامناگو دفن شد. موزهای بهنام تمپیو ولتیانو در منطقهی کومو قرار دارد که دستاوردهای افسانهای ولتا را نگهداری میکند. در نزدیکی موزه، مرکز مدیریت بنیاد ولتیان بهنام ویلا اولمو قرار دارد که از فعالیتهای علمی حمایت میکند. مهمترین یادگار الساندرو ولتا، واحد اندازهگیری ظرفیت الکتریکی است که در سال ۱۸۸۱ بهنام ولت در سیستم SI ثبت شد.
همزمان با فینال مسابقات قهرمانی بازی گرن توریسمو، لامبورگینی هم یک مدل مفهومی با نام کامل لامبو V12 ویژن گرن توریسمو معرفی کرده است.
فراتر از رندرهای گرافیکی در بازیهای کامپیوتری، لامبورگینی اقدام به طراحی و تولید تکنمونهای ویژه کرده است که در نسخهی سال ۲۰۲۰ بازی گرنتوریسمو برای کاربران پلیاستیشن 4 ارائه خواهد شد.

طراحی مدرن و تکصندلی لامبو V12 ویژن گرن توریسمو، در تاریخ محصولات لامبورگینی بیسابقه است. این مدل، تمرکز ویژهای بر حضور راننده در وسط و بهبود مانور خودرو در پیست دارد. مشابه دیگر ابرخودروهای مفهومی ساخته شده برای بازی گرنتوریسمو که سالهای اخیر توسط بوگاتی، مکلارن، هیوندای و زاگاتو انجام شده بود؛ لامبو V12 فاصلهی زیادی با تولید نسخهی جادهای و مدلهای استاندارد دارد.

در نمای روبرو، چراغهای باریک LED با طرح سهگانه مشابه سیان استفاده شده است؛ درحالیکه چراغهای عقب لامبو V12، حالتی واحد و تداعیکنندهی حرف Y دارند. ابرخودروی مفهومی لامبورگینی، سبک طراحی دوکی شکل با حالت پیوستهی سقف و کاپوت عقب فراهم میکند. از تصاویر منتشر شده میتوان فهمید، بخش وسیعی از بدنه، شامل شیشهی روبروی راننده، کاپوت جلو و حتی فرمان، یکپارچه بالا میروند تا تنها سرنشین خودرو به آن وارد یا خارج شود.

شرایط فنی خودروهای مفهومی، بهجهت عدم استفاده در شرایط واقعی اهمیت چندانی ندارد چراکه تمرکز سازنده بر طراحی بیرونی و کابین است. با این حال، لامبورگینی ادعا میکند پیشرانهی سوپراسپرت هیبریدی سیان، قابل نصب روی لامبو V12 ویژن گرن توریسمو خواهد بود. براساس آمار رسمی، نهایت قدرت ۸۱۹ اسب بخار از ترکیب پیشرانهی بنزینی ۶.۵ لیتری با موتور برقی ۴۸ ولت، سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۲.۸ ثانیه و نهایت سرعت ۳۵۰ کیلومتربرساعت برای سیان فراهم میکند.
پتنت جدیدی فاش شده که چگونگی خنکشدن دو دستگاه تاشوی مایکروسافت یعنی سرفیس دوئو و سرفیس نئو را نشان میدهد.
مقالههای مرتبط:
ماه اکتبر مایکروسافت، سرفیس دوئو و سرفیس نئو که اولین دستگاههای تاشوی این شرکت بودند را معرفی کرد. مایکروسافت قول داده که سال آینده این دستگاهها را عرضه کند و به همین دلیل، فعلا اطلاعات کمی در مورد آنها موجود است.
بااینحال، پتنت جدیدی که از طریق WindowsUnited منتشرشده، برنامههای مایکروسافت برای سیستم خنککنندگی هر دو دستگاه را نشان میدهد. مطابق پتنت منتشرشده در تاریخ ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان)، مایکروسافت در نظر دارد از محفظهی بخار برای خنکسازی استفاده کند؛ اما این بخش را تا لولا گسترده میکند تا از خنکشدن مساوی در هر دو طرف دستگاه اطمینان حاصل کند.
نمونههای افشاشده نشان از دستگاههای انتقال حرارتی دارند که شامل یک محفظهی بخار و لولای قابلانعطاف است. یکی از نمونهها، وسیلهای الکترونیکی را شامل میشود که دارای قسمت اول و دومی است که توسط بخشی لولایی به یکدیگر متصل شدهاند و همچنین یک محفظهی بخار که از بخش اول تا بخش دوم، در امتداد بخش لولایی قرار دارد. لایهی اول محفظهی بخار حاوی تیتانیوم و لایهی دوم تیتانیومی نیز به لایهی اول متصل شده تا محفظهی بخار را تشکیل دهند. سیالی درون محفظهی بخار در جریان است و لایهی سوم تیتانیومی نیز بین لایهی اول و دوم قرار گرفته است. لایهی سوم حاوی چند قابلیت پیکربندیشده برای هدایت سیال بهصورت مویرگی است.

سرفیسهای دوئو و نئو داغ نمیکنند اما برای حفظ عملکرد بهینه در شرایط مختلف، هنوز هم نیاز به خنککنندهی مناسب دارند.
توییتر برای کنترل بیشتر روی محتوای منتشرشده کاربر در پلتفرم خود، ابزاری برای مخفیکردن ریپلایهایی که کاربر مایل به دیدن آنها نیست، ارائه کرد.
کاربران توییتر ازاینپس میتوانند ریپلایها را از دید دیگران پنهان کنند. توییتر پس از آزمایش این ابزار در اوایل سال جاری اعلام کرد که کاربران اکنون میتوانند ریپلایها را مخفی کنند. این گزینه پس از آزمایشهایی که از سر گذرانده، از پنجشنبه ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان) در ایالاتمتحده، ژاپن و کانادا فعال شده است.
مقالههای مرتبط:
ابزار مخفیکردن ریپلای به این معنی است کاربران میتوانند پاسخها را از کانون توجه خارج کرده و مخفی کنند؛ از این گذشته، بهمحض اینکه شبکهها گزینههای بیشتری را برای کنترل محتوای کاربران ارائه میکنند، منتقدین سانسور نیز شروع به انتقاد میکنند. پاسخهای پنهانشده دیگر بهصورت مستقیم زیر توییت نیستند؛ اما اگر کاربران سعی در دیدن آنها داشته باشند، میتوانند آنها را داخل بخشی اختصاصی مشاهده کنند.
برای پنهان کردن ریپلای در پست خود، روی آیکون پیکان در گوشهی بالا سمت راست آن کلیک کنید؛ در پنجرهی باز شده، پنهانکردن رپیلای را انتخاب کنید. پنجرهی دوم از شما میپرسد که آیا میخواهید آن کاربر را بلاک کنید یا خیر. ریپلایها میتوانند هر زمان که کاربر بخواهد از حالت پنهانشده دربیایند.
Starting today, you can now hide replies to your Tweets. Out of sight, out of mind. pic.twitter.com/0Cfe4NMVPj
— Twitter (@Twitter) 21 November 2019
زمانیکه توییتی ریپلای پنهانشده دارد، آیکونی در گوشهی پایین سمت راست توییت ظاهر میشود. اگرچه این بدان معنی است که این رپیلایها هنوز در دسترساند ولی کمتر جلوی دید قرار دارند. توییتر میگوید که وقتی ریپلای مخفی شود، به کاربر اطلاع داده نمیشود.

در زمان آزمایش، توییتر گفت که اغلب رپیلایهای مخفیشده، بیربط، دشنام یا نامشخص بوده است. همچنین قابلیت جدیدی فراهم شده که به کاربر این آزادی عمل را میدهد تا بدون بلاک کردن دیگری از تمام تعاملات یا بیصداکردن فعالیتهای آنها، فقط ریپلای موردنظر را برای کاربر (نه دیگر کاربران) مخفی کرده و از دید خارج میکند. ریپورت کردن ریپلای گزینهی دیگری است که تنها در صورت نقض قوانین توییتر، ریپلای حذف میشود.

این ابزار قرار نیست تمام ریپلایهای کاربری که دائما اسپم ارسال میکند یا آزار میدهد را مخفی کند؛ اما به شما امکان میدهد تا بهصورت جداگانه از شر یک ریپلای خلاص شوید. کاربران هنوز هم میتوانند به یک ریپلای مخفیشده پاسخ دهند؛ اما این پاسخ در فید اخبار نمایش داده نمیشود. در عوض ریپلای با اخطاری ظاهر میشود که میگوید «این توییت در دسترس نیست.»
ابزار مذکور از پنجشنبه بهتدریج در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت.
بسیاری بر این باورند که شکسپیر در نوشتن برخی از نمایشنامههای خود تنها نبوده و با کمک فرد یا افرادی این نمایشنامهها را به پایان رسانده است. اما این موضوع تا چه حد صحت دارد؟
مقالههای مرتبط:
سالها است که در رابطه با تنهانبودن شکسپیر در نوشتن نمایشنامههایش صحبت میشود. بهتازگی یک محقق از کشور چک بهنام پتر پلچاچ با کمک هوش مصنوعی توانست پرده از این ماجرا بردارد و پاسخی به سؤال موردبحث دهد. محقق چکی، پتر پلچاچ، سیستم یادگیری ماشینی را ایجاد کرده که بهکمک آن میتوان تشخیص داد کدام قسمت از اثر «هنری هشتم» توسط شکسپیر نوشته شده و کدام قسمتها توسط جان فلچر نوشته شده است. درواقع الگوریتم این هوش مصنوعی قادر است تا بنابر واژهگزینی و ریتم نوشته، متن هر دو نویسنده یعنی شكسپیر و فلچر را بشناسد و سبک نوشتاری آنها را تشخیص دهد.
مطابق نظریههای پیشین، AI امروز تأیید کرد که فلچر درست نیمی از نمایشنامهی هنری هشتم را نوشته و این نتیجهی بررسی کامل نمایشنامه توسط هوش مصنوعی بوده است. درواقع محقق چکی، پتر پلچاچ با ارائهی متون فلچر و شکسپیر به این الگوریتم موفق شده تا سبک این دو نویسنده را به الگوریتم خود بشناساند و در نهایت نمایشنامهی هنری هشتم را بررسی کند.

طبق این بررسیها، فلچر نهتنها در نگارش بخشهای ابتدایی یک پردهی جدید بلکه حتی در بخشهای پایانی پردههای دیگر نیز دست داشته است. البته در برخی صحنهها نیز نوشتههایی مختلط و ترکیبی از دو نویسنده شناسایی شده که احتمال داده شده، شکسپیر و فلچر شاید در برخی موارد از نزدیک با یکدیگر همکاری داشتهاند. از سوی دیگر این الگوریتم هوش مصنوعی همکاری یک نمایشنامهنویس دیگر بهنام فیلیپ ماسینجر را با شکسپیر رد کرده است.
بهطور کلی این قابلیت هوش مصنوعی نهتنها اختلافات نویسندگان را در آینده برطرف نمیکند بلکه قطعا باعث ایجاد اختلافات بیشتری نیز خواهد شد. این تکنولوژی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین میتواند کاربردی و مفید باشد، به سوالاتی از تاریخ پاسخ دهد و همچنین با شناختن سبکها، سرقت ادبی را شناسایی کند؛ درنتیجه احتمالا در آینده بسیار کاربردی خواهد بود.
براساس آخرین مستندات گیکبنچ، نسخهی 5G گوشی هوشمند گلکسی اس ۱۱ با تراشهی اکسینوس ۹۹۰ و ظرفیت حافظهی رم ۱۲ گیگابایتی ۲۹ بهمنماه معرفی میشود.
تاکنون اخبار مختلفی در مورد گوشی گلکسی اس ۱۱ سامسونگ منتشر شده است. اواسط آبانماه گفته شد که گلکسی اس ۱۱ با تراشه اکسینوس ۹۸۳۰ و اسنپدراگون ۸۶۵ معرفی میشود. در خبر دیگری، همان اوایل آبانماه نیز گفته شده بود که اکسینوس ۹۹۰ تراشه پرچمدار سامسونگ برای سال ۲۰۲۰ نخواهد بود.
آخرین مستندات بنچمارک گیکبنچ مربوط به گوشی هوشمندی با شمارهی مدل SM-G986B تأیید میکند که گلکسی اس ۱۱ 5G با تراشهی اکسینوس ۹۹۰ به بازار عرضه خواهد شد. مستندات مربوط به بنچمارک اطلاعاتی در مورد ظرفیت حافظهی رم این گوشی سامسونگ نیز بهاشتراک گذاشته است.

مقالههای مرتبط:
باتوجه به مستندات گیکبنچ، نسخهی 5G گلکسی اس ۱۱ با حافظهی رم ۱۲ گیگابایتی در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت. با این وجود، هنوز مشخص نیست که تنها باید منتظر نسخهی 5G گلکسی اس ۱۱ باشیم یا نسخهی دیگری نیز از این دستگاه با ظرفیت حافظهی رم ۱۲ گیگابایتی معرفی خواهد شد.
بهنظر میرسد باتوجه به اخبار منتشرشده از سوی SamMobile، نسخهی LTE گلکسی S11 با دو ظرفیت حافظهی داخلی ۱۲۸ گیگابایتی و ۵۱۲ گیگابایتی در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت. در حالیکه نسخهی 5G این گوشی هوشمند در سه ظرفیت داخلی شامل ۱۲۸ گیگابایت، ۲۵۶ گیگابایت و ۵۱۲ گیگابایت به بازار عرضه میشود.
اطلاعات منتشرشده از سوی گیکبنچ نشان میدهد که گلکسی اس ۱۱ دستگاهی قدرتمند با عملکرد خوب خواهد بود که امتیاز خوبی نیز در بنچمارک کسب کرده است. گلکسی اس ۱۱ 5G در آزمون تک هستهای موفق به دریافت امتیاز ۴۲۷ و در آزمون چند هستهای موفق به دریافت امتیاز ۲۳۲۶ شد.
همانطور که پیشتر گفته شده بود گلکسی اس 11 سامسونگ ۲۹ بهمن (18 فوریه) معرفی میشود.
قانون مور اینتل در سالهای اخیر به جایگزینی نزدیک شده است و قوانین کوانتومی بیش از همیشه توانایی حذف آن را از دنیای پردازش دارند.
قانون مور اینتل عمری ۵۵ ساله دارد که به افتخار همبنیانگذار این شرکت، گوردون مور، نامگذاری شد. اکنون پردازندهها به محدودیتهای عملکردی و فناوریهای معماری نیز در بازدهی انرژی، به محدودیت حداکثر رسیدهاند. دکتر اسماعیل اخالویا، دانشمند محقق آزمایشگاه تحقیقاتی IBM در آفریقا، درمصاحبهای اختصاصی با تکرادار دربارهی پایان عمر قانون مور صحبت کرد. از نظر او خوشبختانه رایانش کوانتومی در دورانی ظهور کرده که قانون مور به پایان عمر خود رسیده است:
قانون مور بهصورت خلاصه میگوید که تعداد ممکن ترانزیستورها در یک ریزتراشه، هر دو سال یک بار دوبرابر میشوند. اکنون این روند تاحدودی به پایان رسیده است. بههرحال با ظهور بیتهای کوانتومی، وارد دوران جدیدی از دنیای پردازش شدهایم و دیگر قانون مور ادامه نمییابد.
بیت کوانتومی یا کیوبیت چیست؟
مقالههای مرتبط:
در کامپیوترهای کلاسیک، دادهها در هر نقطهی زمانی در حالت باینری (دودویی) پردازش میشوند که یک (روشن) یا صفر (خاموش) هستند. درمقابل، رایانش کوانتومی میتواند در وضعیت دوحالته فعالیت کند، یعنی وضعیت سوپرپوزیشن (برهمنهی) که با استفاده از کیوبیت یا همان بیتهای کوانتومی، شامل هر دو حالت صفر و یک میشود. کیوبیتها میتوانند در یک نقطهی زمانی، چندین وضعیت داشته باشند که بهنام سوپرپوزیشن کوانتومی شناخته میشود.
یک کیوبیت میتواند در سوپرپوزیشن دو حالت وجود داشته باشد، درنتیجه ۱۰ کیوبیت، سوپرپوزیشن ۱،۰۲۴ حالت را خواهند داشت. پدیدهی مذکور باعث میشود تا حالتهای ممکن با رویکردی نمایی نسبت به تعداد کیوبیتها افزایش یابند.

دوبرابر کردن حجم کوانتومی
اخالویا در ادامهی صحبتهای خود میگوید، IBM تمام تلاش خود را برای حفظ قانون مور به کار گرفت؛ اما امروز جهان به افزایش قدرت پردازشی نیاز دارد:
ما با کامپیوترهای کوانتومی خود، حجم کوانتوم را در دورهی سهسالهی گذشته، هرسال دوبرابر کردهایم. چالش اصلی ما، پایین نگهداشتن نویز (تأثیر محیط) در رایانش کوانتومی است. هر بار که یک کیوبیت به کامپیوتر کوانتومی اضافه شود، قدرت آن دوبرابر شده و البته نویز نیز بیشتر میشود.
در ادامهی مصاحبهی دانشمند IBM، به دو قانون رایج کنونی در دنیای پردازش اشاره میشود. گوگل قانونی بهنام Neven را مطرح میکند که به افتخار هارتموت نون، مدیر آزمایشگاه هوش مصنوعی کوانتومی نامگذاری شد. قانون مذکور میگوید که قدرت رایانش کوانتومی باید در نرخی دوبرابر نمایی نسبت به رایانش کلاسیک رشد کند.
IBM قانون پردازش کوانتومی را بهنام Gambetta معرفی میکند که بهافتخار جی گامبتا، از اعضای دانشمند همین شرکت نامگذاری شد. گامبتا نیز اعتقاد دارد حجم کوانتوم هرسال دوبرابر میشود و با رویکرد کنونی، در دههی ۲۰۲۰ به برتری کوانتومی دست پیدا خواهیم کرد. IBM اخیرا بزرگترین کامپیوتری کوانتومی موجود را با ۵۳ کیوبیت به فضای ابری اضافه کرد که در دسترس بیش از ۸۰ مشتری Q Network قرار دارد. از میان آنها میتوان به ولز فارگو اشاره کرد که هفتهی پیش به جمع مشتریان اضافه شد.

اخالویا در ادامهی مصاحبه پیرامون پیشرفتهای کوانتومی IBM میگوید:
ما روند روبهرشد ثابتی داشتهایم و یکی از بهترین ابزارهای اندازهگیری موفقیت، حجم کوانتوم است. این ابزار، روشی مناسب نهتنها برای نشان دادن افزایش تعداد کیوبیتها محسوب میشود، بلکه افزایش کیفیت آنها را نیز نشان میدهد. ما در مسیر گذشتهی خود، حجم کوانتوم را دوبرابر کردهایم.
باتوجه به صحبتهای اخالویا، حجم کوانتومی تنها محدود به تعداد کیوبیتها نیست و اضافهشدن نویز در کنار آنها را نیز شرح میدهد. نویز، بهزبان ساده در رایانش کوانتومی وارد کیوبیتها میشود و آنها را تخریب میکند. درنتیجه حجم کوانتومی را طبق تعریف اخالویا میتوان بیشترین تعداد کیوبیت دانست که تا بیشترین زمان ممکن و پیش از نفوذ نویز، به پردازش ادامه میدهند. درحالحاضر حجم کوانتومی ۱۶ است، اما مکانیک کوانتوم بههرحال خصوصیتهای عجیب و غیرقابل پیشبینی زیادی دارد. بههرحال دانشمندان کوانتومی تلاش میکنند تا تأثیر محیط را بر کیوبیتها تا حد امکان کاهش دهند:
در کامپیوترهای کلاسیک، بیتهای پایداری داریم که از بین نمیروند و محیط نیز تأثیری روی آنها ندارد. در بحثهای کوانتومی، محیط با وضعیت ظریف موجود تداخل پیدا میکند و اطلاعات به بیرون نشت میکنند. بهبیان دیگر، تأثیر محیط یا همان نویز وارد سیستم میشود و اطلاعات را از بین میبرد.
پنجرهی فرصت
اخالویا در ادامهی صحبتهای خود پیرامون حل چالش نویز و تأثیر محیط میگوید:
مادامی که یک پنجرهی فرصت داشته باشید، میتوان آن را با اصلاح خطاها گسترش داد. ما در مسیر همین گسترش قرار داریم. کامپیوترهای کوانتومی اکنون در کاربردهای تجاری دیده میشوند، اما برای پیادهسازی انبوه آنها به پنج تا ۱۰ سال زمان نیاز داریم. ما در همین زمان مشغول پیدا کردن کاربردهای واقعی و حل چالش نویز هستیم.

برای مقایسهی استفادهی انبوه از کامپیوترهای کوانتومی، تصور کنید که برخی سازمانها برای پیادهسازی پردازندههای گرافیکی هفت سال زمان سپری کردند. درنتیجه استفادهی انبوه از یک مفهوم پردازشی جدید، قطعا زمان بیشتری نیاز خواهد داشت. رایانش کوانتومی مزایای بسیاری دارد و خصوصا در مواردی همچون کاربردهای شیمیایی، افزایش سرعت شدید را در پردازشها در پی خواهد داشت. با استفاده از رایانش کوانتومی میتوان شبیهسازیهای شیمیایی و سطوح انرژی شیمیایی، نرخ واکنش و طراحی مولکول بهتر داشت؛ پیشرفتهایی که میتوانند تأثیری شبیه به علم مواد در انقلابهای علمی آتی داشه باشند.
اخالویا میگوید شبیهسازی واکنشها و سطوح انرژی شیمیایی در کامپیوترهای کلاسیک یا حتی ابرکامپیوترها دقت بالایی ندارند. اعداد شیمیایی بهصورت صحیح در آن نوع از پردازش به دست نمیآیند، چرا که علم شیمی در ذات خود به کوانتوم وابسته است و بههرحال برای دریافت بهترین نتایج باید از مفاهیم آن استفاده کرد.
گسترش پنجرهی رایانش
اخالویا میگوید در یک واکنش شیمیایی، اضافه کردن تنها یک الکترون میتوان تعداد پیکربرندیهای ممکن برای مولکول را دوبرابر کند. دوبرابر شدن امکان یک واکنش شیمیایی را هیچگاه نمیتوان با کامپیوترهای کلاسیک بررسی و پردازش کرد. او میگوید برای بهبود وضعیت پردازش باید از کامپیوترهای کوانتومی استفاده کرد که در آنها نیز به میلیونهای کیوبیت احتیاج داریم؛ کیوبیتهایی که خواه ناخواه نویز دارند. دانشمندان کوانتوم برای دستیابی به کیوبیتهای پایدار، تنها میتوانند تعداد زیادی کیوبیت با نویز را مورد بررسی قرار دهند. بهعنوان مثال برای رسیدن به یک کیوبیت سالم و پایدار، به هزار کیوبیت دارای نویز نیاز خواهد بود؛ درنتیجه برای دستیابی به هزار کیوبیت پایدار و تمیز، میلیونها کیوبیت دارای نویز جمعآوری میشوند. او در ادامه از مقایسهای کلاسیک برای شرح مسئله استفاده میکند:
ما از تجربههای قدیمی میدانیم که مثلا در یک خودروی قدیمی، همهی قطعات باید جایگزین شود تا بتوان مدت زیادی از آن استفاده کرد. البته وقتی مشکلی برای خودرو ایجاد شود، تنها قطعهی معیوب جایگزین میشود. در کامپیوترهای کوانتومی، میتوان کیوبیتهایی تولید کرد که برای مدت بیشتری عمل پردازش را انجام دهند؛ منظور از افزایش مدت، زمانی بیشتر از قطعاتی است که تنها چند میلیثانیه پایدار میمانند. بههرحال دستیابی به چنین کیوبیتهایی با بهرهمندی از فناوری، ریاضیات و درک صحیح از فیزیک ممکن میشود.

با وجود توضیح بالا، هیچ توضیح منطقی برای ساختن یک کامپیوتر کوانتومی با هزاران کیوبیت دارای نویز وجود ندارد. دروقع کیوبیتها باید همزمان با تولید، نویززدایی هم بشوند. کیوبیتها روی مواد سیلیکونی ساخته میشوند و خود ماده با آنها درگیری پیدا میکند. بهعلاوه هر کیوبیت نیز با کیوبیت همسایه درگیری دارد. بههرحال طبق گفتههای اخالویا، اضافه کردن کیوبیتها بدون تلاش برای کاهش نویز معنایی ندارد. درنهایت او مجددا دوبرابر شدن حجم کوانتوم را پیشبینی میکند که همراهبا تمیزتر کیوبیتها و تعداد آنها، در مسیری شبیه به قانون مور ادامه پیدا کند.
IBM اکنون ۱۴ کامپیوتر کوانتومی دارد که در اختیار مشتریانش قرار میدهد. اخالویا میگوید هدف اصلی آنها افزایش حجم سالانهی کوانتوم است تا شرکتها و دانشگاههای متعدد را نیز به کاربری از آنها دعوت کنند. او دربارهی چشمانداز خودش و IBM برای آیندهی رایانش کوانتومی میگوید:
ما به مدلی هیبریدی یا ترکیبی از رایانش کوانتومی و کلاسیک اعتقاد داریم که در چند دههی آینده محقق میشود. ما به کامپیوترهای کلاسیک برای بارگذاری اطلاعات در کامپیوترهای کوانتومی نیاز داریم. چنین رویکردی شبیه به استفاده از GPU در کامپیوترهای کلاسیک میشود. دروقع GPU تنها زمانی بهکار میافتد که کاربر نیاز داشته باشد. درنتیجه ما زمانی از کامپیوترهای کوانتومی استفاده میکنیم که مانند پردازندهی گرافیکی به آنها نیاز داشته باشیم. چنین آیندهای قطعا بهمعنای جایگزین شدن کامپیوترهای کلاسیک توسط کامپیوترهای کوانتومی نیست.
واتساپ طی بهروزرسانیهای اخیر با افزودن ویژگیهای جدید، امنیت کاربران را در اندروید و iOS بالاتر میبرد.
در بهروزرسانی جدید واتساپ کاربران بدون اجازه به گروهی وارد نمیشوند. آخرین قابلیت نسخههای اندروید و iOS به کاربران این امکان را میدهد تا تصمیم بگیرند که چه کسی آنها را به گروههای جدید اضافه کند.
مقالههای مرتبط:
این قابلیت از طریق تنظیمات حریم خصوصی این پیامرسان قابلدسترس است؛ سه گزینه برای افرادی که مجاز به اضافهکردن کاربر در گروهها هستند قرار دارد: همه، مخاطبان من و مخاطبان من بهجز... .
گزینهی آخر به کاربر امکان میدهد تا مخاطبان خاصی را در فهرست سیاه قرار دهند؛ افراد این فهرست مجبور میشوند دعوت به گروه را از طریق پیام خصوصی ارسال کنند. کاربران برای پذیرش یا عدم پذیرش این دعوت سه روز فرصت دارند.
بهروزرسانی جدید، ماه گذشته برای اولینبار در هند منتشر شد؛ اما در حال حاضر برای تمام کاربران در دسترس است. واتساپ محبوبترین برنامهی پیامرسان جهان است که روزانه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر از آن استفاده میکنند.
اوایل این ماه، واتساپ یک بهروزرسانی منتشر کرد که به کاربران اجازه میدهد فیلمهای نتفلیکس را از داخل نرمافزار تماشا کنند. این قابلیت که در حال حاضر فقط محدود به نسخهی گوشی آیفون است به اینگونه عمل میکند که کاربران دیگر نیازی به ترک نرمافزار برای پیشنمایش محتوا ندارند؛ مانند حالتی که ویدئوهای اینستاگرام و یوتیوب هماکنون در این اپلیکیشن نمایش داده میشوند.

دیگر بهروزرسانی اخیر شامل پشتیبانی امنیتی بیومتریک است که به کاربران اندروید اجازه میدهد تا واتساپ را با اثر انگشت ایمن کنند و از سرکشی افراد روی پیامهای خود جلوگیری کنند. انتظار میرود که واتساپ با معرفی بزرگترین بهروزرسانی تاریخ خود طی ماههای اخیر، پشتیبانی از رمز ارز فیسبوک، یعنی لیبرا را به نرمافزارش اضافه کند.

تاریخ مشخصی برای پشتیبانی از لیبرا وجود ندارد و موانع قانونی آن باید قبل از انتشار برطرف شوند. زمانیکه این قابلیت اضافه شود، کاربران میتوانند از طریق نرمافزارهای فیسبوک، ازجمله اینستاگرام و فیسبوک مسنجر به تبادل ارز بپردازند.
درادامهی جستوجو برای یافتن مناطق سکونتپذیر سیارهی سرخ، مریخنورد مارس ۲۰۲۰ بهدنبال شواهدی از فسیلها و حیات کهن در این سیاره خواهد گشت.
سال ۲۰۱۸، ناسا اعلام کرد مریخنورد مارس ۲۰۲۰ در دهانهی جیزِرو فرود خواهد آمد. ازنظر زمینشناختی، این دهانه منطقهای وسیع با مخروطافکنههایی است که بهواسطهی رسوبات تهنشینشده از رودخانههای گذشتهی مریخ شکل گرفتهاند. این رسوبات که در تصاویر ماهوارهای بهوضوح دیده میشوند، ممکن است شامل مولکولهای زیستی کهن باشند.
بااینهمه، دهانهی جیزِرو ویژگی دیگری دارد که به موضوع بحث دانشمندان تبدیل شده است؛ ویژگیای که بهوضوح در تصاویر نور مرئی ظاهر نشده و حلقهای بهشکل وان حمام است که از کربنات تشکیل شده و بهعقیدهی دانشمندان حاوی فسیل است.
تا آنجا که به پژوهشهای علمی دربارهی سکونتپذیری مریخ مربوط میشود، مریخنورد مارس ۲۰۲۰ بهدنبال دستیابی به هدفی بزرگتر خواهد بود. وقتی مریخنوردان اسپیریت و آپورچونیتی عازم مریخ شدند، مأموریتشان یافتن شواهدی از آب در دوران کنونی یا گذشته بود و به این هدف نیز دست یافتند.
هنگامیکه مریخنورد کیوراسیتی به مریخ رفت، مأموریتش ارزیابی سکونتپذیری مریخ هم در گذشته و هم در دوران کنونی بود. اکنون، مریخنورد مارس ۲۰۲۰ که هنوز نام واقعیاش انتخاب نشده است، وظیفهای بهمراتب بزرگتر از تمام کاوشگران پیشین برعهده دارد: جستوجوی نشانههای حیات میکروبی در گذشته یا بهبیان ساده، «فسیلها».

منطقهی برنامهریزیشده برای فرود مریخنورد مارس ۲۰۲۰
دهانهی جیزِرو بهدلایل متعددی انتخاب شده است. این دهانه ناحیهای باستانی و محل دریاچهای محسوب میشود که تقریبا ۳/۵ میلیارد سال پیش مملو از آب بوده است. همچنین حاوی اشکال قدیمی زمین است؛ ازجمله دلتای رودخانهای و بخشی موسوم به حلقهی وان حمامی که از کربنات ساخته شده است.
مقالههای مرتبط:
کربناتها میتوانند ساختارهای فسیلی بادوامی تولید کنند که روی زمین میلیاردها سال دوام میآورند. از این ساختارها میتوان به صدفها و استروماتولیت (سنگهای رسوبی چندلایه) و مرجانها اشاره کرد. ازآنجاکه جیزِرو پیکرهای آبی بوده است، دانشمندان بررسی حلقهی کربناتی اطراف این دهانه و وجود فسیلها در آن را موضوع پژوهشی ارزشمندی میدانند.
انتخاب دهانهی جیزِرو و جستوجوی حیات فسیلی در مریخ براساس سالها پژوهش علمی دقیق انجام شده است. هیچکس نمیداند دانشمندان در مرز کربناتی این دهانه چه چیزهایی پیدا خواهند کرد؛ اما طبق شواهد تجربی، جیزِرو محل مناسبی برای جستوجو است.

موقعیت دهانهی جیزِرو به رنگ بنفش مناطق کمارتفاع و رنگ قرمز مناطق مرتفع را نمایش میدهد.
مقالهای با عنوان تنوع مواد معدنی دهانهی جیزِرو: شواهدی از کربنات دریاچهای روی مریخ در نشریهی ایکاروس منتشر شده که نگاهی دقیق به تنوع مواد معدنی در دهانهی جیزِرو انداخته است. لبههای این دهانه مملو از رسوب کربنات است. مدارپیمای شناسایی مریخ (MRO) با ابزار طیفسنج تصویربرداری شناسایی کامپکت (CRISM) موفق شده بود کربنات کشف کند. CRISM ابزار مناسبی برای کشف مواد معدنی آبی است و تصاویر آن میزان چشمگیری از کربنات را در اطراف دهانهی جیزِرو ثابت میکنند.

تصویر CRISM از دهانهی جیزِرو، رنگ سبز نشاندهندهی کربنات است.
بیونی هورگان، نویسندهی اصلی مقالهی یادشده و یکی از پژوهشگران دانشگاه پوردو در لافایت غربی ایندیانا میگوید:
CRISM سالها پیش موفق شد کربنات را در این نقطه کشف کند؛ اما اخیرا براساس میزان تراکم میتوان به وجود ساحل دریاچه پی برد. در طول این مأموریت، بارها با رسوبات کربناتی برخورد کردیم؛ اما حلقهی وان حمامی دهانهی جیزِرو یکی از هیجانانگیزترین نقاط است.
روی زمین بخشی از کهنهترین فسیلها، استروماتولیتها هستند که قدمتشان به بیش از ۳/۵ میلیارد سال پیش بازمیگردد. استروماتولیتها ساختارهای لایهای هستند که از لایههای سیانوباکتری تشکیل شدهاند. اگر حیات در گذشتهی مریخ وجود داشته باشد، احتمالا میتوان به استروماتولیتهای مشابهی در این سیاره رسید؛ درنتیجه حلقهی کربناتی اطراف دریاچهی جیزِرو محل مناسبی برای جستوجوی آنها است. کن ویلفورد، دانشمند ارشد پروژهی مارس ۲۰۲۰ از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در پاسادنای کالیفرنیا، دربارهی این موضوع بیان کرد:
احتمال اینکه کربناتهای حاشیهای در محیط دریاچه شکل گرفته باشند، یکی از هیجانانگیزترین ویژگیهایی است که ما را به موقعیت فرود جیزِرو هدایت میکند. خواص شیمیایی کربناتها در ساحل دریاچهی کهن، دستورالعملی شگفتانگیز برای ردیابی سابقهی حیات کهن در این منطقه است؛ بههمیندلیل، با رسیدن به سطح این منطقه به نحوهی شکلگیری کربنات پی خواهیم برد.
درصورت وجود کربنات، احتمالا این ماده در دوران نواچیان مریخ شکل گرفته است. نواچیان اولین عصر زمینشناسی مریخ است که تقریبا ۳/۵ میلیارد سال پیش بهپایان رسید. بهعقیدهی دانشمندان، احتمالا مریخ در آن زمان اقلیم مرطوبی داشته و جوّ آن مملو از کربندیاکسید بوده است. کربنات دراثر واکنش سنگ و آب و کربندیاکسید شکل میگیرد. کربناتها حرفهای زیادی برای گفتن دارند و شامل سوابق زمینشناسی تغییرات اقلیمی روی مریخ هستند.
ازآنجاکه کربنات بر اثر واکنش بین کربندیاکسید و آب و سنگ شکل میگیرد، شکلگیری آن بهمرور زمان میتواند زمینهسازی تغییرات اندکی در زمینشناسی مریخ باشد. همچنین، میتوان بهواسطهی کربناتها، گذار مریخ از سیارهی مرطوب با جوّی ضخیم به سیارهای بیابانی و سرد را بررسی کرد. شایان ذکر است دانشمندان موفق شدند رسوبات مملو از سیلیکای هیدراته را در لبهی دلتای رودخانهای جیزِرو کشف کنند. سیلیکای هیدراته نیز مانند کربنات از قابلیت حفظ فسیل برخوردار است.

منطقهی کربنات حاشیهای با رنگ قرمز مشخص شده است.
درصورت وجود سیلیکای هیدراته در کف دلتا، موقعیت مناسبی برای جستوجوی فسیلها، بهویژه فسیلهای میکروبی مدفون بهوجود میآید. ناگفته نماند مقالهای با موضوع بررسی جزئیات سیلیکای هیدراته اخیرا در AGU منتشر شده است. کل رسوبات کربنات موجود در دهانهی جیزِرو یکپارچه نیستند و آنها را میتوان در نواحی متعدد و دامنههای مختلف با ویژگیهای توپوگرافی متفاوت پیدا کرد. شاید اصلیترین مکان برای یافتن چنین رسوباتی منطقهی کربناتهای حاشیهای (Marginal Carbonates) باشد. در بخشهای یادشده میتوان واضحترین و قویترین آثار کربنات را مشاهده کرد که در حاشیهی داخلی و غربی دهانه قرار گرفتهاند. گاهی لبههای Marginal Carbonates تحتتأثیر تغییرات زمین قرار میگیرند و ظاهرشان تغییر میکند. دانشمندان مشتاقاند راز این منطقه را برملا کنند.
گفتنی است مریخنورد مارس ۲۰۲۰ میتواند با اندازهگیریهای متعدد به هدف خود برسد. این کاوشگر ۱۸ فوریهی ۲۰۲۱ به دهانهی جیزِرو خواهد رسید و سختکوشی بسیاری از افراد را جبران خواهد کرد. در زمین هم در مناطق مرتفع کوهستانی بهراحتی میتوان آثاری از فسیلهای دریایی را مشاهده کرد. بعید بهنظر میرسد بهراحتی بتوان به ردی از فسیلهای مریخی رسید؛ اما باتوجهبه اطلاعات موجود از فسیلها و تکامل دانش، بهمرور زمان دستاوردهای آیندهی مریخ میتوانند دانشمندان را شگفتزده کنند.
ارزش بیتکوین در یک هفتهی اخیر روند نزولی شدیدی در پیش گرفته است، بهطوریکه تا ۶٫۵۰۰ دلار نیز کاهش یافته است. چرا ارزش بیتکوین به کمترین حد در ۶ ماه اخیر رسید؟
ارزش بیتکوین و اتریوم و ریپل در چند ساعت گذشته به کمترین میزان ۶ ماه گذشته رسید و همین موضوع باعث شد ارزش بازار رمزارزها کاهشی چندمیلیارددلاری تجربه کند.
مقالههای مرتبط:
پس از آنکه ارزش بیتکوین در ژوئن از مرز ۱۳ هزار دلار عبور کرد، روند صعودی آن متوقف و کاهش ارزش آن آغاز شد. البته این روند کاهشی ادامهدار نبود؛ بهطوریکه اواخر اکتبر، ارزش بیتکوین از ۷٫۵۰۰ دلار به بیش از ۹٫۹۰۰ دلار افزایش پیدا کرد. درادامه، این رمزارز باردیگر پس از این افزایش کوتاه وارد کانال رکود شد و ساعاتی پیش به کمترین ارزش در ۶ ماه اخیر رسید.
در هفتهی گذشته، ارزش بیتکوین از ۸٫۶۰۰ دلار به کمتر از ۷٫۱۳۰ دلار رسید و نهایتا از مرز ۷٫۰۰۰ دلار نیز افول کرده و به قیمت کنونی رسید. این کاهش فقط مختص به بیتکوین نیست و سایر رمزارزها نیز چنین کاهشی را تجربه کردهاند؛ بهطوریکه اتریوم از حداکثر ارزش ۱۸۷ دلار به ۱۴۶ دلار کاهش پیدا کرد. بهگزارش فوربز، دراثر کاهش ارزش در روزهای اخیر، ارزش بازار رمزارزها افتی ۱۷۰ میلیارد دلاری تجربه کرده است.
دلیل سقوط اخیر ارزش بیتکوین چیست؟
کارشناسان حوزهی رمزارزها تهدید جدید بانک مرکزی چین علیه صرافیهای بیتکوین که بهصورت غیرقانونی در این کشور فعالیت میکنند، عامل کاهش قیمت این پول رمزگذاریشده خواندهاند. براساس اطلاعات ارائهشده، بانک مرکزی چین در بیانیهی ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان) خود، به صرافیها اخطار داده است درصورت انجام معاملات بیتکوین، با آنها برخورد خواهد شد.
پس از آنکه شیجینگ پینگ، رئیسجمهور چین، در هفتههای اخیر از فناوری بلاکچین تمجید کرد، معاملات بیتکوین در کشور چین افزایش یافت و همین موضوع باعث شد بانک مرکزی چین به این موضوع واکنش نشان و به صرافیها دربارهی معاملهی بیتکوین اخطار دهد که درصورت انجام معاملهی غیرقانونی، با واکنش شدیدی مواجه خواهند شد. بنابر اعلام بانک مرکزی چین، سرمایهگذاران نباید بیتکوین را با بلاکچین یکی تصور کنند.
درواقع، سخنان شیجینگ پینگ که از بلاکچین تعریف کرده بود، بهعنوان تأییدی بر فعالیت بیتکوین تصور و باعث شده بود بسیاری فکر کنند مواضع چین دربرابر بیتکوین تلطیف شده است. همین امر ارزش بیتکوین را افزایش داده بود..
.: Weblog Themes By Pichak :.