
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، دریادار حسین خانزادی فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در حاشیه افتتاحیه مسابقات غواصی عمق، از نصب موشکهای عمود پرتاب بر روی ناوشکن دماوند-2 در ناوگان شمال نیروی دریایی ارتش خبر داد.
بیشتر بخوانید: تجهیز ناوشکن دماوند به سامانههای راداری پیشرفته
ناوشکن دماوند-2 در حقیقت جایگزین ناوشکن دماوند در ناوگان شمال نیروی دریایی است که دیماه سال 96 حین ورود به بندرگاه دچار حادثه شد. اکنون نمونه جدیدتر و به روزآمد آن تحت عنوان «دماوند-2» در حال ساخت است که طی روزهای گذشته تست سازه آن در آب نیز در بندر انزلی انجام شد.
سیستم پرتاب موشک عمودی (VLS) Vertical Launch System سامانهای برای شلیک انواع موشکها بر روی شناورهای سطحی و زیرسطحی است که از تعدادی سلول (محفظه) حامل موشک در کنار یکدیگر تشکیل شده و هرکدام از آنها میتواند انواع موشکها را شلیک کند.
ساختار سیستم VLS
نحوه عملکرد سیستم VLS اینگونه است که ابتدا موشک با استفاده از نیروی پیشران خود (شلیک گرم) یا نیروی گاز که توسط یک ژنراتور گازی تامین میشود (شلیک سرد) به بیرون از محفظه پرتاب می شود و پس از فاصله گرفتن از سطح عرشه ناو، به سمت هدف ادامه مسیر میدهد.

ساختار یک سلول VLS
سامانه پرتاب موشک عمودی در دو مدل شلیک گرم و شلیک سرد وجود دارد که در مدل شلیک گرم، موشک درون سلول روشن میشود و با استفاده از نیروی گازهای خروجی حاصل از عملکرد موتور به بیرون پرتاب شده و ادامه مسیر میدهد. در این مدل، یکی از عوامل اصلی خنثی سازی حرارت ناشی از احتراق موتور موشک است چراکه دمای گازهای خروجی بالا بوده و بدنه سلولهای حامل موشک باید بتواند در برابر این حرارت مقاومت و از انتقال آن به سلولهای جانبی جلوگیری کند.

نحوه عملکرد سامانه شلیک گرم
یکی از مزیتهای سامانه پرتاب موشک عمودی به صورت شلیک گرم، این است که موشک با نیروی حاصل ازپیشران خود به بیرون شلیک میشود و دیگر نیازی به سیستم جداگانه برای پرتاب موشک به بیرون نخواهد داشت و از این رو این مدل از سامانههای VLS کم حجم تر از نمونه های شلیک سرد است.
در مدل شلیک سرد، موشک توسط نیروی گاز(نیوماتیک) که به وسیله یک ژنراتور گازی تولید میشود، ابتدا به بیرون از سلول پرتاب میشود و در فاصلهای ایمن از سطح عرشه شناور، موتور آن روشن خواهد شد. مزیت استفاده از سیستمهای شلیک سرد، ضریب ایمنی بالاتر آن است که اگر به هر دلیلی موشک دچار نقص فنی منجر به انفجار باشد، در خارج از محفظه شلیک منفجر خواهد شد و آسیبی به سامانه پرتاب عمودی وارد نخواهد شد.

نحوه عملکرد سامانه شلیک سرد
از سویی این روش برای موشکهای بزرگتر نیز یک مزیت محسوب میشود؛ موشکهای بزرگ به دلیل قدرت زیادپیشران آنها، در هنگام شلیک میتوانند به بدنه یا عرشه شناور صدمه وارد کنند، با استفاده از سیستم شلیک سرد، از آنجایی که موتور موشک بالاتر از سطح شناور روشن میشود، این خطر برطرف میشود.
در برخی از نمونه های شلیک سرد، یک بوستر کوچک در قسمت انتهایی موشک قرار دارد که پس از پرتاب موشک به بیرون توسط نیروی گاز، این بوستر کوچک فعال و باعث تغییر مسیر موشک میشود. این مکانیزم که برای افزایش ایمنی اجرا میشود، کمک خواهد کرد تا اگر موشک پس از پرتاب دچار مشکل شد، به صورت مستقیم به روی عرشه باز نگردد و در فضای بیرونی مانند سطح آب فرود بیایید.

استفاده از سیستم پرتاب عمودی موشک (VLS) در شناورها و ناوگان نیروی دریایی ارتش از آنجایی حائز اهمیت است که پرتابگرهای معمولی جعبهای (Boxed) حجم زیادی دارند و فضای بیشتری را در عرشه شناور اشغال میکنند. از سویی این پرتابگرها در تعداد محدود قابلیت نصب بر روی عرشه را دارند، در حالی که در سیستم پرتاب عمودی موشک از آنجایی که موشکها به صورت عمودی درون محفظهها قرار دارند، فضای اشغال شده کمتر بوده و قابلیت حمل تعداد بیشتری از موشکها را فراهم میآورد.

شلیک موشک کروز قدیر از پرتابگر جعبهای
در حال حاضر علاوه بر ناوشکن «دماوند-2» در بندر انزلی، ناوشکن «دنا» نیز در بندرعباس مراحل ساخت خود را طی میکند که در صورت نصب سامانه پرتابگر موشک عمودی بر روی این دو ناوشکن، قابلیت رزمی و عملیاتی نیروی دریایی ارتش بیشتر از گذشته خواهد شد.
از سویی در صورت نصب موفقیت آمیز این سیستم بر روی ناوشکن «دماوند-2»، نمونههای بعدی آن در ابعادی جدید، میتواند در زیردریاییهای ساخت جمهوری اسلامی ایران مانند کلاس فاتح و زیردریایی سنگین بعثت برای پرتاب موشکهای کروز به کار گرفته شود.
شهرام رضایی، مدیر برنامهریزی شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی با اشاره به محدودشدن کارت جایگاهداران در چهار کلانشهر تهران، اصفهان، کرج و تبریز گفت:
هماکنون امکان سوختگیری با کارت جایگاهداران به میزان ۶۰ لیتر وجود دارد که این مقدار اندکی کاهش مییابد. این محدودیت را در این چهار کلانشهر آغاز میکنیم که بهتدریج این محدودیت بیشتر خواهد شد. طبق اعلام قبلی، همهی هموطنان دارندهی کارت هوشمند سوخت از ۲۰ مرداد به استفاده از کارت خود بهجای کارت جایگاهداران ملزم هستند. گفتنی است کارت جایگاهداران فعلا برای کسانی که هنوز کارت هوشمند سوخت دریافت نکردهاند، حذف نمیشود.

مدیر برنامهریزی شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی به هموطنان توصیه کرد از هماکنون از کارت هوشمند سوخت خود استفاده کنند تا آمادگی لازم در کشور برای استفاده از کارت هوشمند سوخت بهجای کارت جایگاهداران فراهم شود. رضایی افزود:
کسانی که کارت سوخت ندارند، درخواست المثنی دهند و برای کسانی که رمز کارت خود را فراموش کردهاند، تمهیداتی در نظر گرفته شده است. برای تمام کسانی که در دولت همراه ثبتنام و کارت بانکی معرفی کردهاند، در حال صدور کارت هوشمند سوخت هستیم که با اولویت این چهار کلانشهر، تا قبل از بیستم مرداد بهدست آنها میرسد.
شهرام رضایی به رانندگانی که رمز خود را فراموش کردهاند، توصیه کرد:
در برخی جایگاههای سوختگیری در سراسر کشور دستگاههای تغییر رمز قرار داده شده است. بهاحتمال زیاد به مالکان خودروهایی که رمز کارت خود را فراموش کردهاند، در مدت محدود و با اعلام قبلی اجازه خواهیم داد از چهار رقم آخر کدملی خود که پشت کارت هوشمند سوخت ثبت شده، بهعنوان رمز استفاده کنند.
بهگزارش خبرگزاری دولتی شینهوآ (Xinhua)، شرکت چندملیتی ZTE مستقر در شنژن، با اولین عرضهی گوشیهایآکسون 10 پرو 5G زدتیای (Axon 10 Pro 5G) به بازار چین که امروز انجام شد، اولین تولیدکنندهای لقب گرفت که محصولات مجهز به فناوری 5G را روانهی بازار این کشور کرده است. گوشی هوشمند آکسون 10 5G که اولینبار در رویداد MWC در فوریهی گذشته معرفی شد، مجهز به نمایشگر امولد (AMOLED) در ابعاد ۶.۴۷ اینچ با وضوح تصویر ۱۰۸۰ پیکسل است و برای اتصال به شبکهی بیسیم 5G آیندهی چین از یکی از مودمهای نسل اول X50 5Gکوالکام استفاده میکند.
مشتریان چینی از هماکنون میتوانند یکی از این دستگاههای مجهز به 5G را بخرند، اما واقعیت آن است که امکان اتصال آنها به شبکهی 5G تا اکتبر آتی میسر نخواهد شد. طبق اعلام خبرگزاری تککرانچ (TechCrunch)، شرکت مخابراتی چاینا موبایل (China Mobile) قرار است نسل پنجم شبکههای تلفن همراه را اکتبر ۲۰۱۹ برای اولینبار برای اهداف تجاری در این کشور راهاندازی کند. چاینا موبایل امیدوار است بتواند این کار را تا پایان سال در بیش از ۵۰ شهر دیگر نیز انجام بدهد. چاینا تلکام (China Telecom) و چاینا یونیکام (China Unicom)، دو اپراتور مخابراتی دیگر چین، نیز موفق به کسب مجوزهای لازم برای راهاندازی شبکههای اختصاصی 5G با اهداف تجاری شدهاند.
عرضهی این گوشیها به بازار توسط ZTE بهاین معنی است که این شرکت موفق شده است هواوی، رقیب قدرتمند چینی خود را در صنعت گوشیهای همراه در کشور خودش شکست بدهد. پیشبینی نمیشود فروش گوشیهای هوشمند میت 20 ایکس هواوی نسخه 5G (هواوی Mate 20 X 5G) در چین پیش از ۱۶ اوت شروع شود. ایندرحالی است که این گوشیها از روزهای پایانی ماه گذشته در کشورهای دیگری نظیر انگلستان در اختیار مشتریان قرار گرفته است. بهغیراز هواوی، شرکتهای چینی وان پلاس و اوپو هم دستگاههای مجهز به فناوری 5G خود، از جمله وان پلاس 7 پرو نسخه OnePlus 7 Pro) 5G) و رینو اوپو نسخه 5G جدید (Oppo Reno 5G)، را در مناطقی جز چین روانهی بازار کردهاند.
فرود انسان روی ماه میتواند با آلودگیهای زیادی همراه باشد؛ این درسی است که فضانوردان آپولو از مأموریت خود آموختند. فعالسازی موتور راکت برای فرود فضاپیما باعث بلند شدن مقدار زیادی گردوغبار میشود؛ این گردوغبارهای پرسرعت میتوانند تا مسافتهای دوردست ماه توزیع شوند و حتی به فضاپیماهای مستقر در مدار ماه خسارت وارد کنند. بهگفتهی برخی مهندسان اگر بشر واقعا بهدنبال فرستادن افراد بیشتری روی ماه است باید بهدنبال چارهی این مشکل باشد.
بسیاری از کاوشگرهای فضایی تحت تأثیر گردوغبارهای ماه قرار گرفتهاند. قطر ماه تقریبا یکچهارم قطر زمین و جاذبهی آن یکششم زمین است. ماه فاقد جو است درنتیجه اجرام کوچک بهراحتی میتوانند در خلاء معلق شوند و مدتی طول میکشد تا به سطح ماه برسند؛ بنابراین در صورت فعالسازی موتورهای راکت در بازهای مشخص و فرود روی سطح، آلودگیهای سطح ماه با سرعت هزاران متر بر ثانیه تا صدها کیلومتر آنطرفتر پخش میشوند.
مجموعهی فرودهای آپولو بین دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بهاندازهای قدرتمند نبودند که گردوغبار وحشتناکی را به وجود بیاورند؛ اما امروزه ناسا میخواهد بهقصد ماندن، به ماه برود. انسان برای توسعهی حضور خود در ماه نیاز به فرودهای متعددی دارد که با هدف انتقال افراد، محموله، سکونتگاهها و بسیاری از موارد دیگر به ماه انجام خواهند شد.

بدون تغییر در زیرساختها امکان افزایش گردوغبار و درنتیجه وارد شدن خسارت به فضاپیماهای مدار ماه، نقاط فرود آپولو و حتی پایگاههای آیندهی ناسا وجود دارد؛ این اتفاق همچنین میتواند به افزایش تنش میان کشورهایی منجر شود که دارای پایگاههای نزدیک به یکدیگر هستند. بهگفتهی فیل متزگر، فیزیکدان سیارهای دانشگاه فلوریدای مرکزی که در ناسا به بررسی تأثیر راکتها بر اجرام نجومی پرداخته است: «ظرفیت تنش جدی میان کشورها بر سر این مسئله وجود دارد.»
مقالههای مرتبط:
گردوغبار ماه به کابوس فضانوردهای آپولو تبدیل شده بود. لباس فضانوردها پر از گردوغبار شده بود که بهمرور به فرسایش مواد آن منجر میشود. علاوه بر این مقدار زیادی گردوغبار روی تجهیزات فضانوردها ازجمله دوربینها، رادیاتورها، دکمهها و موارد دیگر را پوشانده بود و گردوخاکی که به دلیل فرود آنها روی سطح به وجود آمده بود، مانع از دیدن اطراف میشد. بهگفتهی یوجین سرنان فضانورد آپولو ۱۷ در سال ۱۹۷۳:
فکر میکنم یکی از دشوارترین و محدودکنندهترین ابعاد اکتشافات ماه، گردوغبار و چسبندگی آن به همهچیز ازجمله پوست، لباس فضایی، فلز و هرچیز دیگر باشد. حل این مشکل یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی مأموریتهای اکتشافی ماه است؛ بهویژه اگر انسان قصد اقامت در ماه را داشته باشد.
گردوغبار حتی قبل از خارج شدن فضانوردها از ماه نشین هم مشکلساز شد و درست از زمان روشن شدن موتور فرود آغاز شد. اگر روی زمین، موتور راکت منجر به پخش مقداری غبار، سنگ یا شن شود، جو ضخیم اطراف زمین سرعت ذرههای کوچکتر را کاهش میدهد، درحالیکه ذرههای بزرگتر، بهسرعت مقاومت باد را میشکنند و به فاصلههای دورتری میرسند. در سطح ماه این فرایند برعکس است. هیچ هوا یا جوی در اطراف ماه وجود ندارد؛ بنابراین اگر ذرات با سرعت بالایی بلند شوند، حتی ذرات کوچک هم با بیشترین سرعت حرکت میکنند و میتوانند به دورترین فاصلهها برسند، درحالیکه سنگهای بزرگتر زودتر سقوط میکنند.

حرکت ذرات دقیقا هنگام فرود در سطح ماه رخ میدهد. مهندسان به لطف درسهایی که از مأموریت آپولو گرفتند به این نتیجه رسیدند که سطحنشینی تقریبا هماندازه با ماژول ماهنشین آپولو (که قادر به فوران گاز با قدرت ۲۴۰۰ متر برثانیه باشد) میتواند سنگها و ذرههای کوچک را با سرعت ۱۰ الی ۱۰۰ متر بر ثانیه جابهجا کند و آنها را به فاصلههای بسیار دوردستی بفرستد (تا فاصلهای بهاندازهی شش زمین فوتبال)؛ اما گردوغبار و شن به دلیل سبکی میتوانند بهسرعت ۱۰۰۰ متر بر ثانیه هم برسند و تا صدها کیلومتر آنطرفتر پخش شوند (حتی ممکن است در سراسر ماه پخش شوند). هر نوع ماشین یا تجهیزاتی که در مسیر این ذرات پرسرعت قرار بگیرد ممکن است بهشدت خسارت ببیند. بهگفتهی متزگر:
اگر این اتفاق در زمان و مکان بدی رخ دهد، این ذرات میتوانند به فضاپیماهای مستقر در مدار ماه آسیب بزنند.
فضانوردان آپولو ۱۲ هنگام فرود بر سطح ماه در نوامبر ۱۹۶۹ با این مشکل روبهرو شدند. آنها عمدا نزدیک به کاوشگر رباتیکی به نام Suveyor 3 فرود آمدند که ناسا در سال ۱۹۶۷ آن را به ماه فرستاده بود. وقتی فضانوردان میخواستند قطعات کاوشگر را با خود به زمین بازگردانند، متوجه شدند Surveyor 3 کاملا زیر غبار ناشی از فرود مدفون شده است. متزگر که سرپرستی تیم اکتشافی کاوشگر Surveyor 3 را بر عهده داشت، میگوید:
خاک ماه کاملا به اعماق سطح سورویر نفوذ کرده بود بهطوریکه خرابیهای سطح فضاپیما کاملا واضح بود.

این وضعیت ممکن است در آیندهای نزدیک یعنی در مأموریت ناسا برای بازگشت به ماه بدتر شود، زیرا بعضی از سطحنشینهای پیشنهادی شرکتهای خصوصی مانند بلو ارجین، لاکهید مارتین و اسپیسایکس بسیار بزرگتر از سطحنشینهای آپولو هستند و فرود آنها روی ماه میتواند بهمعنی حرکت گردوغبارهای سطحی با سرعت بیشتری باشد. متزگر میگوید:
وضعیت بدتر میشود. ممکن است شنهای سطح ماه حتی به مدار اطراف خورشید هم برسند. ذرات بزرگتری مثل ماسه هم در فاصلههای دورتر پراکنده میشوند. اگر نزدیک به پایگاه خود فرود بیایید، ممکن است ذرات بهسرعت گلوله به پایگاه برخورد کنند.
سرعت بالای ذرات، برای سکونتگاههای آیندهی ناسا یا دیگر سازمانهای فضایی خبر بدی خواهد بود و از طرفی دیگر برای بقایای تاریخی ماه هم مشکلساز خواهد شد. یکی از اهداف باستانشناسان فضایی، حفظ موقعیتهای فرود آپولو برای بررسیهای آینده است. بهگفتهی بث اولیری، باستانشناس فضایی دانشگاه ایالتی نیومکزیکو: «نکات زیادی وجود دارد که در مورد فرودهای دههی ۱۹۶۰ نمیدانیم.» یکی از بررسیها موردعلاقهی اولیری، مقایسهی فناوری فضاپیمای رباتیک شوروی با فضاپیماهای آمریکایی است؛ اما این کار در صورتی میسر خواهد بود که بخشهای باقیمانده از فرود دستنخورده باقی بمانند. او میگوید:
این کار باید در موقعیت اصلی آپولو انجام شود. بااینکه با برداشتن آثار میتوان به ثبت و نگهداری آنها در موزه پرداخت اما یکپارچگی محل فرود برهم میخورد.
علاوه بر این، اولیری نگران قطعات سختافزاری و همچنین آثاری مثل ردپا است که فضانوردها روی خاک ماه بهجا گذاشتهاند. او میگوید هر اثری روی ماه در معرض خطر تخریب عوامل بیرونی مثل باد است که توسط نیروهای فرسایشگر رخ میدهد. روش و محل نامناسب فرود فضاپیما میتواند این آثار را از بین ببرد.
یک روش برای حفظ ماشینآلات و فضاپیماهای گذشته، فرود در فاصلهی دوری از آنها است؛ بهاینترتیب دستنخورده باقی میمانند؛ اما پژوهشگرها هنوز موفق به محاسبهی کمترین فاصلهی ممکن نشدهاند. متزگر و تیمی از پژوهشگرها در سال ۲۰۱۱ برای رسیدن به راهحل حداقل فاصلهی ممکن از موقعیتهای فرود آپولو تلاش کردند؛ آنها فاصلهی ۲ کیلومتری را توصیه کردند؛ اما بهگفتهی متزگر این فاصله دلخواه است و هیچ فاصلهی امنی به دست نیامده است.

ازآنجاکه سطحنشینها ظرفیت پخش غبار بهصورت سراسری را دارند باید حداقل میزان خسارت مجاز را برای آنها مشخص کرد. رباتهای قمری میتوانند تا حدی بمباران ذرات را کنترل کنند. درواقع، غبارهای میانسیارهای همیشه روی ماه مینشینند؛ اما هنوز میزان خسارتهای انسانی مجاز مشخص نیستند. بهگفتهی متزگر:
تا فاصلهی مشخصی، میزان خرابی نسبت به خسارتهای طبیعی، قابلچشمپوشی است؛ اما هنوز نتوانستیم به فاصلهی دقیق پی ببریم
به عقیدهی متزگر، ناسا و دیگر شرکتهای تجاری باید قبل از آنکه فرود روی ماه به امری روتین تبدیل شود، صفحات مخصوص فرود بسازند؛ اما این راهحل هم با مشکلاتی همراه است. ساخت صفحهی فلزی پیشساخته و نصب آن روی سطح ماه نیازمند سوخت و سرمایهی هنگفتی است. گزینهی دیگر استفاده از ابزار مایکروویو یا دیگر ابزار حرارتی برای ذوب خاک ماه و تبدیل آن به زمینی مسطح است اما این کار هم نیازمند استفاده از فناوری آزمایشی است.
بهطورکلی، هرکدام از راهحلها نیازمند فناوریهای جدید و پیچیدهای هستند و بهاینترتیب، پیچیدگی و هزینههای مأموریتهای ماه افزایش خواهند یافت. با توجه به هزینههای بالای مأموریت بازگشت به ماه، ممکن است ناسا و شرکتهای تجاری دیگر این مرحله را نادیده بگیرند. به همین دلیل به عقیدهی متزگر زمان آن رسیده است که کشورها بر سر ریسک بالای خسارت فرود روی ماه به توافق برسند.
علاوه بر فضاپیمای آپولو از ایالاتمتحده، چین و روسیه هر دو رباتهایی را به ماه فرستادند و فضاپیماهای کشورهای دیگری مثل هند و ژاپن به سطح ماه برخورد کردهاند؛ بنابراین فضاپیماها یا بقایای آنها صرفنظر از اندازهی فضاپیماهای بعدی، در معرض خطر گردوغبار قرار دارند. بهگفتهی متزگر:
معتقدم به توافقی بینالمللی نیاز داریم که براساس آن تمام کشورها از روی وسایل یکدیگر غبارزدایی کنند. اگر نتوانیم به این توافق برسیم، فرود روی برخی نقاط ماه امکانپذیر نخواهد بود و بهاینترتیب کشورها میتوانند مدعی قلمرو شوند.
ایالاتمتحده هنوز هم سالها با سفرهای مکرر به ماه فاصله دارد، بنابراین قبل از بالا گرفتن تنشهای بینالمللی برای حل این مشکل به زمان نیاز دارد؛ اما اگر ناسا و شرکتهای فضایی نسبت به اقامت انسان در ماه جدی باشند، باید با ذراتی که سطح ماه را میپوشانند هم آشنا شوند، زیرا فضاپیماهای آنها خواسته یا ناخواسته، خاک را در سراسر ماه پخش میکنند.
آمالی امی نوتر (Amalie Emmy Noether) ریاضیدان آلمانی بود که در قرن ۱۹ و ۲۰ دستاوردهای مهمی در علوم جبر انتزاعی و فیزیک نظری داشت. دانشمندان بزرگی از او بهعنوان بزرگترین محقق زن در تاریخ ریاضیات یاد کردهاند. محققی که بهنوعی تعاریف مدرن ریاضیات را تدوین کرد. از مهمترین نظریههایی که توسط نوتر تدوین شدند میتوان به حلقه، میدان و جبر میدانی اشاره کرد. دستاورد بزرگ او در فیزیک هم نظریهای به نام خودش بود که ارتباط بین تقارن و قانون پایستگی را شرح میدهد.
دوران تحصیل و فعالیتهای علمی نوتر با فشارهای متعدد حکومتی و اجتماعی جهت جلوگیری از کار و تحصیل زنان همراه بود. با این وجود او که از خانوادهای دانشگاهی به جامعهی علمی معرفی شده بود، درجات علمی را یکی پس از دیگری طی کرد و حتی به مقام استادی در دانشگاههای آلمان رسید. شایان ذکر است پدر امیلی، مکس نوتر هم ریاضیدان بود.
از سال ۱۹۳۳ و با قدرت گرفتن نازیها در آلمان، نوتر که از خانوادهای یهودی بود با شرایط دشواری روبهرو شد. به همین دلیل او هم مانند بسیاری دانشمندان دیگر به آمریکا مهاجرت کرد و در کالج برین ماور پنسیلوانیا مشغول به کار شد. زندگی علمی نوتر به سه بخش مهم تقسیم میشود. او ابتدا به نظریهپردازی پیرامون نظریهی نامتغیرها و میدانهای عددی پرداخت. موضوع بعدی، جبر انتزاعی بود که سالها نوتر را به خود مشغول کرد. دورهی آخر نیز به تحقیاتی پیرامون جبر نامتعارف و اعداد فوق پیچیده اختصاص یافت. نوتر علاوه بر تحقیقات و انتشارات اختصاصی خود، در فرایندهای علمی دیگر دانشمندان هم مشارکت میکرد که برخی از آنها با زمینهی تخصصی خودش فاصلهی زیادی داشتند. از میان آن موضوعات میتوان به توپولوژی جبری اشاره کرد.
تولد و تحصیل
امی نوتر در ۲۳ مارس ۱۸۸۲ در ارلانگن باواریا متولد شد. او اولین فرزند از خانوادهای با چهار فرزند بود. پدرش مکس نوتر در سال ۱۸۶۸ از دانشگاه هایدلبرگ مدرک دکترای ریاضیات دریافت کرده بود و در سال ۱۸۷۵ با ایدا آمالیا کافمن ازدواج کرد. مکس دستاوردهای مهمی در علم ریاضیات داشت که تمرکز عمدهی آنها روی هندسهی جبری بود و بهنوعی دنبالهروی آلفرد کلبش محسوب میشود. از میان دستاوردهای مهم مکس نوتر میتوان به نظریهی بریل-نوتر اشاره کرد که به منحنیهای جبری میپردازد.

پرترهی امی نوتر در جوانی
خانوادهی نوتر یک دهتر و سه پسر داشتند. امی از سالهای کودکی محبوب خانواده بود و با وجود روند متوسط در تحصیلات آکادمیک، هوش بالایی از خود نشان میداد. او از کودکی مبتلا به نزدیکبینی و کمی لکنت زبان بود. یکی از دوستان خانوادهی نوتر دربارهی دوران کودکی امی تعریف میکند که او هوش بالایی در بازیهای فکری از خود نشان میداد. امی مانند بسیاری از دختران زمان خود، آشپزی و خانهداری و پیانو میآموخت؛ هرچند به هیچیک از آنها علاقهی آنچنانی نشان نمیداد.
امی نوتر پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به یادگیری زبانهای فرانسه و انگلیسی علاقه نشان داد. او در سال ۱۹۰۰ در آزمون معلمی این زبانها شرکت و نمرهی قبولی دریافت کرد. نمرهی آزمون امی امکان تدریس زبان در مدارس دخترانه را برای او فراهم میکرد، اما دانشمند سالهای بعد آلمان تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را در دانشگاه ارلانگن ادامه دهد. تصمیم امی بهنوعی برخلاف سیاستهای حکومتی بود. سنای آکادمیک دانشگاه دو سال قبل اعلام کرده بود که تحصیلات مختلط به احتمال زیاد به سیستم آکادمیک ضربه میزنند.
دانشگاه ارلانگن در سالهای تحصیل نوتر تنها دو دانشجوی دختر در میان ۹۸۶ دانشجوی خود داشت. امی در چنان شرایطی تنها امکان مطالعهی دروس و حضور نسبی در کلاسها داشت. بهعلاوه او برای شرکت در هر کلاس باید اجازهی شخصی استاد مدرس را دریافت میکرد. با وجود تمام چالشهای تحصیلی، امی نوتر در سال ۱۹۰۳ آزمون فارغالتحصیلی را با موفقیت در نورمبرگ به انجام رساند.
ترم زمستان ۱۹۰۴-۱۹۰۳ منجر به آشنایی امی نوتر با اساتید بزرگ ریاضی و فیزیک آن سالهای آلمان شد. او در دانشگاه گوتینگن به تحصیل پرداخت و در کلاسهای بزرگانی همچون کارل شوارتزشیلد، هرمان مینکوفسکی، اوتو بلومنتال، فلیکس کلاین و داوید هیلبرت شرکت کرد. پس از مدتی که از تحصیل نوتر در دانشگاه گوتینگن گذشت، محدودیتهای تحصیل دختران در آن دانشگاه برداشته شد.
تحصیل در دانشگاه گوتینگن، نوتر را بیشازپیش به ریاضیات علاقهمند کرده بود. او در سال ۱۹۰۴ به ارلانگن بازگشت و تمرکز خود را روی مطالعه و یادگیری ریاضیات گذاشت. پائول گوردان استاد جدید امی بود که در نوشتن تز نوتر در سال ۱۹۰۷ با موضوعی مرتبط به نامتغیرها در سال ۱۹۰۷، به او کمک کرد. گوردان از اعضای گروه محققان نامتغیرها بود و تز دانشجوی با استعدادش، شامل فهرستی از ۳۰۰ نامتغیر میشد. اگرچه اولین تز نوتر با استقبال مناسب اساتید و جامعهی علمی روبهرو شد، خودش این مقاله و برخی نوشتههای علمی مرتبط با آن را بیارزش میدانست.

نوتر در کنار برادرانش
دوران تدریس
دستاوردهای مهم علمی نوتر در دوران تحصیل و تحقیق، تا حدودی محدودیتهای حضور او در دانشگاه را کمرنگ کرد. مقامات حتی به او اجازهی تدریس دادند. نوتر از سال ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۵ در دانشگاه ارلانگن به تدریس پرداخت و البته هیچ حقوقی به خاطر فعالیت خود دریافت نمیکرد. البته عموم فعالیتهای تدریسی نوتر بهعنوان جایگزینی برای پدرش در زمانهای بیماری انجام میشد.
گوردان، استاد تحصیلات تکمیلی نوتر تا سال ۱۹۱۰ به تدریس در ارلانگن پرداخت و سپس بازنشسته شد. او تا مدتی در کنار استاد جایگزینش ارهارد اشمیت به فعالیت ادامه داد. اشمیت هم پس از مدتی دانشگاه را به مقصد وروتسواف ترک کرد. درنهایت گوردان در سال ۱۹۱۱ بهصورت کامل بازنشسته شد و ارنست فیشر کرسی اصلی ریاضیات را در ارلانگن تصاحب کرد.
فیشر از اساتیدی بود که تأثیرات زیادی روی نوتر گذاشت و از همه مهمتر، او را با تحقیقات دیوید هیلبرت آشنا کرد. تحقیقات نوتر در ادامهی هیلبرت، منجر به انتشار مقالات متعددی در سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۱۶ شد. مقالههای نوتر عموما متمرکز بر موضوعاتی همچون میدانها در توابع گویا و نامتغیرهای گروههای متناهی بود. این دورهی زمانی از فعالیتهای نوتر، شروعی بر درگیری او با مفاهیم جبر انتزاعی بود. زمینهای که او در سالهای بعدی دستاوردهای بسیار مهمی را در آن رقم زد.
دانشگاه گوتینگن در سال ۱۹۱۵ دعوتنامهای را برای نوتر ارسال و او را به تدریس در دانشگاه دعوت کرد. دیوید هیلبرت و فلیکس کلین اساتیدی بودند که دعوت از نوتر را به جریان انداختند. البته درخواست آنها با مخالفت اعضای دیگر دپارتمانهای دانشگاه همچون زبانشناسی و تاریخ بود که به صراحت با تدریس زنان مقابله میکردند. یکی از اساتید در اظهار نظری گفته بود: «وقتی سربازان ما از نبرد بازگردند و متوجه حضور یک استاد زن در دانشگاه شوند، با خود چه فکری میکنند؟» در مقابل هیلبرت با جدیت با نظرات آنها مخالفت میکرد و به هیچ وجه جنسیت را در تصمیمات آکادمیک مهم نمیدانست.

دانشگاه ارلانگن
با وجود تمام مخالفتهایی که از سوی دپارتمانهای متفرقه در دانشگاه گوتینگن وجود داشت، نوتر در آوریل همان سال برای تدریس راهی آنجا شد. کمی بعد مادر او فوت کرد و برادرش نیز برای خدمت به ارتش در جنگ جهانی اول، خانواده را ترک کرد. امی مجبور شد تا چند هفتهای را بهخاطر مراقبت از پدر بیمارش در ارلانگن سپری کند.
امی نوتر در سالهای ابتدایی تدریس در دانشگاه گوتینگن هیچ عنوان رسمی یا حتی حقوق و دستمزد نداشت. در واقع خانوادهی او هزینهی تحصیلات و اقامتش در گوتینگن را پرداخت میکردند. کلاسها نیز عموما به نام هیلبرت برگزار میشدند و نام نوتر تنها بهعنوان دستیار ثبت میشد.
دوران تدریس در دانشگاه گوتینگن با وجود تمام چالشها و محدودیتها برای نوتر با دستاوردهای مهم علمی همراه بود. او اولین تحقیقات دربارهی نظریهی مشهورش را در همان دانشگاه شروع کرد. نظریهی نوتر به بررسی توابع مشتقپذیر و تقارن میپردازد. قطعا توضیح جزئیات نظریهی نوتر از حوصلهی این مقاله خارج است؛ اما مخاطبان علاقهمند با مراجعه به لینکهای مرجع میتوانند اطلاعات کاملی از آن دریافت کنند.
مقالهی مهم نوتر در سال ۱۹۱۸ توسط یکی از همکارانش به نام اف کلاین به انجمن سلطنتی علوم گوتینگن ارائه شد. باز هم محدودیت تحصیل و تحقیقات زنان مانع از حضور خود نوتر در جلسهی مذکور میشد، چون او هنوز به عضویت انجمن سلطنتی علوم در نیامده بود. نظریهی نوتر به قدری در تاریخ علم اهمیت دارد که فیزیکدانان آمریکایی لئون ام لدرمن و کریستوفر تی هیل در کتاب خود پیرامون مفهوم تقارن، آن را یکی از بنیادیترین نظریهها در توسعهی فیزیک مدرن میدانند که حتی در کنار نظریهی فیثاغورس قرار میگیرد.

یادداشتهای دستنویس امی نوتر
پس از پایان جنگ جهانی اول، تغییرات اجتماعی شدیدی در آلمان رخ داد و زنان حقوق بیشتری پیدا کردند. به هر حال تغییرات سالهای بعد باعث شد نوتر به موقعیتی رسمیتر در حوزهی تدریس برسد. البته با وجود تأیید شدن استادی نوتر، او باز هم با موقعیتهای رسمی استادی دانشگاهها فاصله داشت و هنوز حقوق قابل توجهی هم برای تدریس و تحقیق دریافت نمیکرد. در نهایت در سال ۱۹۲۳ موقعیت رسمی Lehrbeauftragte (از موقعیتهای رسمی استادی و تدریس در آلمان) به نوتر اهدا شد.
جبر انتزاعی
نظریهی نوتر که در بالا به آن پرداختیم، تأثیر عمیقی بر مفاهیم مکانیک کلاسیک و کوانتوم داشت. با این وجود نوتر بیش از همه در میان ریاضیدانان به خاطر تأثیراتش بر جبر انتزاعی شهرت دارد. نیتان جیکوبسون دربارهی نوتر و تأثیراتش بر جبر انتزاعی نوشت:
توسعهی جبر انتزاعی که یکی از مهمترین نوآوریهای قرن بیستم در ریاضیات محسوب میشود، به مقدار زیادی به او وابسته است. نوتر در مقالههای چاپ شده، کلاسها و تأثیراتش بر همکاران و دانشجوها، یادگاری ماندگار در حوزهی جبر انتزاعی از خود بر جای گذاشت.

نوتر برخی اوقات افتخار و ارزش تحقیقات و ایدههای خود را به همکاران و دانشجوها منتقل میکرد. درواقع او از ارائهی ایدههایش به دیگران و حتی کمک به آنها در توسعهی ایده و نظریه به نام خودشان، هیچ ابایی نداشت. فعالیتهای مهم ریاضیدان آلمانی در حوزهی جبر از سال ۱۹۲۰ شروع شد و اولین مقاله به کمک اشمیدلر به نظریهی ایدهآلها و ایدهآلهای چپ و راست در حلقههای ریاضیاتی پرداخت. یک سال بعد مقالهی پیشرفتهتری با تمرکز روی مفاهیم ایدهآلها منتشر شد که اروینگ کاپلانسکی جبرشناس آن را انقلابی نامید. مقالهی دوم منجر به تولد مفهومی به نام «حلقههای نوتری» شد و در پی آن، مفاهیم متعدد ریاضیاتی به نام «نوترین» نامگذاری شدند.

جدول محاسباتی نوتر برای نامتغیرها
بی ال فندر واردن دانشجویی بود که در سال ۱۹۲۴ از هلند به گوتینگن آمد و بهصورت مستقیم تحت تعلیمات نوتر قرار گرفت. فندر واردن مهارت نوتر در تدریس و انتقال مفاهیم را غیر قابل قیاس با هر استادی دیگر میدانست. او بعدها در سال ۱۹۳۱ مقالهای با موضوع جبر مدرن منتشر کرد که هنوز بهعنوان مفهومی مرکزی و مرجع در این علم شناخته میشود. واردن در بخشهای متعددی از کتاب از آموزههای نوتر استفاده کرد و در ویرایش هفتم نیز اشارهای به استادش داشت. هرچند نوتر هیچگاه بهدنبال کسب اعتبار از آن آموزهها نبود.
دانشگاه گوتینگن در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ به مرکزی برای فعالیت ریاضیدانان و فیزیکدانان بزرگ جهان تبدیل شده بد. پاول الکساندروف از اساتید مشهور توپولوژی در آن سالها بود که بازدیدی از دانشگاه داشت و بحثهایی کاربردی هم با نوتر پیش میبرد. نوتر تلاش میکرد تا موقعیتی برای تدریس پاول در دانشگاه ایجاد کند که البته تنها به بورسیهای از بنیاد راکفلر منجر شد. الکساندروف که از بحث و تبادل نظر با نوتر مفاهیم متعددی را فرا گرفته بود، در یادداشتی او را «بزرگترین ریاضیدان زن تاریخ» نامید.
سفر به مسکو
دانشگاه ایالتی مسکو برای ترم ۱۹۲۹-۱۹۲۸ دعوتنامهای را برای نوتر ارسال کرد. او با پذیرفتن دعوت در کنار الکساندروف مشغول به کار شد و علاوه بر تحقیات، کلاسهایی را هم با موضوع جبر انتزاعی و جبر هندسی برگزار میکرد. لو پانتریاجین و نیکولای چبوتاریوف از توپولوژیستهایی بودند که در مسکو با نوتر همکاری میکردند و بعدها از تأثیرات او در شکلگیری نظریهی گالوا نوشتند.

دانشگاه دولتی مسکو
امی نوتر هیچ فعالیت جدی در سیاست نداشت، اما در زمان حضور در مسکو علاقهی زیادی به فعالان سیاسی آنجا و خصوصا انقلاب روسیه نشان داد. او از پیشرفتهای حکومت شوروی در حوزههای علوم پایه و خصوصا ریاضیات شگفتزده بود و آنها را نتیجهی پروژهی بلشویک میدانست. چنین رویکردهایی بعدا برای نوتر مشکلاتی به همراه داشت؛ چون برخی هموطنان آلمانی به او به چشم یک مارکسیست نگاه میکردند. بههرحل رفتوآمد نوتر به مسکو باز هم ادامه یافت و حتی منجر به تلاش برای تدریس در دانشگاه ایالتی هم شد که در نهایت موفقیت آمیز نبود.
مهاجرت به آمریکا و مرگ
با به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان، شرایط برای اساتید یهودی همچون نوتر دشوار شد. فشارها بر آنها روزبهروز افزایش مییافت و دانشجوهای طرفدار حزب نازی هم تظاهراتی علیه اساتید غیر آرایی برگزار میکردند. یکی از قوانین هیتلر اساتید یهودی را مجبور میکرد تا برای خدمت در دانشگاهها، ابتدا وفاداری به آلمان در جنگ جهانی اول را اثبات کنند. رخدادهای مذکور باعث شدند تا در آوریل ۱۹۳۳ نامهای برای نوتر ارسال شود و او را از ادامهی تدریس و فعالیت در گوتینگن منع کند.
امی نوتر مقاومت چندانی در برابر حکم نازی نداشت و بهنوعی آن را به راحتی پذیرفت. او تدریس در دانشگاه را رها کرد، اما در خانهی خود جلساتی با حضور دانشجویان قدیمی برگزار میکرد و به موضوع نظریهی میدانهای ریاضیاتی میپرداخت. حتی یکی از دانشجویان با یونیفرم نازی در کلاس خانگی او شرکت کرد، اما امی هیچ شکایتی به این اتفاق نداشت.

دانشگاه گوتینگن
اساتیدی که به خاطر فشارهای حزب نازی بیکار شده بودند، به مرور بهدنبال موقعیتهای شغلی دیگر در خارج از آلمان رفتند. همکاران آمریکایی آنها، موقعیتهای متعدد علمی را پیشنهاد میدادند. آلبرت اینشتین و هرمان ویل از مؤسسهی تحقیقات پیشرفتهی پرینستون پیشنهادهایی دریافت کردند. نوتر از دو مؤسسهی علمی پیشنهاد دریافت کرد. کالج برین ماور در آمریکا و کالج سامرویل در آکسفورد پیشنهاد تدریس را به نوتر اعلام کردند. درنهایت پس از مذاکرات متعدد با بنیاد راکفلر در آمریکا، نوتر پیشنهاد برین ماور را پذیرفت.
نوتر در برین ماور با آنا ویلر دیداری مجدد داشت که زمانی در گوتینگن با هم دوست بودند. آشنای دیگر او در دانشگاه جدید، مدیر دانشگاه یعنی ماریون ادواردز پارک بود که با اشتیاق فراوان دانشجوهای گوناگون ریاضیات را به شرکت در کلاسهای نوتر و آشنایی با او دعوت میکرد. در سال ۱۹۳۴، آبراهام فلکسنر و ازوالد وبلن از نوتر دعوت کردند تا در مؤسسهی تحقیقات پیشرفتهی پرینستون به تدریس بپردازد. او دعوت همکاران خود را پذیرفت، اما با وجود حضور در دانشگاه، بعدها پرینستون را دانشگاهی مردانه خوانده بود که استقبال خوبی از او نداشت.
دوران زندگی نوتر در آمریکا با شرایطی مناسب همراه بود. او از تحقیقات و تدریس لذت میبرد و حتی سفری به آلمان هم انجام داد. ریاضیدان بزرگ قرن بیستم در سال ۱۹۳۴ به کشورش بازگشت تا با برادرش دیداری داشته باشد. بهعلاوه با وجود اخراج اکثر همکارانش از دانشگاه، او اجازه پیدا کرد تا بهعنوان یک مقام علمی خارجی دیداری از کتابخانه داشته باشد.
پزشکان در سال ۱۹۳۵ توموری را در لگن نوتر تشخیص دادند. بیماری او بعدا پیشرفت کرد و تومورهای بیشتری هم در بدنش پیدا شد. پس از چند جراحی موفق و استراحت جزئی، نوتر در ۱۴ آوریل همان سال دچار حملهی تب شد و از دنیا رفت. چند روز پس از مرگ نوتر، تعدادی از دوستان و همکارانش مراسمی را برای یادبود برگزار کردند. خاکستر جسد او در راهروهای کتابخانهی کری توماس در برین ماور دفن شد. هرمان ویل و ریشارد براوئر از پرینستون به برین ماور رفتند و در مراسم حضور یافتند. در ماههای بعد یادداشتهای یادبودی از سوی بزرگان دنیای علم همچون آلبرت اینشتین، فن در واردن، پاول الکساندروف و دیگران برای امی نوتر نوشته شد.

دانشکدهی امی نوتر در دانشگاه سیگن
یادبودها و یادگارها
همانطور که گفته شد دانشمندان بزرگی در جهان نوتر را بزرگترین ریاضیدان زن قرن بیستم و حتی کل تاریخ دانستهاند. آلبرت اینشتین در نامهای به نیویورک تایمز دربارهی این ریاضیدان بزرگ گفته بود:
در مقام مقایسهی برترین ریاضیدانهای زنده، نوتر را میتوان خلاقترین ریاضیدان باهوش دانست که از زمان آزادی تحصیلات عالی برای زنان، زیسته است. در حوزهی جبر که بزرگترین ریاضیدانها سالهای زیادی را به آن پرداختند، او راههایی را کشف و کرد و توسعه داد که اهمیت زیادی در پرورش ریاضیدانان بزرگ امروز دارد.

امی نوتر جوایز زیادی را در زمان حیات دریافت نکرد، اما پس از مرگش در جوامع متعدد علمی از او تجلیل شد. از میان مهمترین رخدادهایی که بهعنوان یادبودی برای ریاضیدان بزرگ آلمانی برگزار میشود میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- انجمن زنان ریاضیدان در مریلند جایزه و رویدادی بهنام نوتر دارد که هرساله در آن از زنان ریاضیدان تجلیل میکند.
- دانشگاه سیجن ساختمان دپارتمانهای ریاضی و فیزیک را امی نوتر نام نهاده است.
- بنیاد تحقیقات آلمان برنامهای برای تحقیقات پیشرفتهی علمی دارد که به نام برنامهی امی نوتر شناخته میشود.
- خیابانی در ارلانگن به نام امی نوتر و پدرش مک نوتر قرار دارد.
- مؤسسهی پریمتر در فیزیک نظری جایزهای سالانه به نام امی نوتر دارد که به پیشرفتهای مهم در حوزهی فیزیک نظری از سوی زنان، اهدا میشود.
- از سال ۲۰۱۳ انجمن فیزیک اروپا جایزهای را مخصوص زنان فعال در حوزهی فیزیک به نام امی نوتر راهاندازی کرد.

پلاک یادبود امی نوتر در برین ماور
نوتر علاوه بر تأثیراتی که در مفاهیم نظری و پایههای جبر انتزاعی داشت، دانشجوهای متعددی را نیز تا مقاطع دکترا تربیت کرد که بسیاری از آنها امروز بهعنوان شخصیتهای مشهور جهان علم شناخته میشوند. از میان مشهورترین آنها میتوان به مکس دورینگ، ورنر وبر، گریت هرمان و ولفگانگ ویشمن اشاره کرد.
بیامو تصمیم گرفته تا برای سال ۲۰۲۰ نسخهی پلاگین هیبریدی سری ۵ را که با کد 530e شناخته میشود، بهروزرسانی کند. عمدهی تغییرات مدل جدید این خودرو شامل باتری بزرگتر و اضافه شدن سیستم چهار چرخ محرک xDrive به امکانات خودرو است.
بیامو تصمیم گرفته تا باتری ۹.۲ کیلووات ساعتی قبلی این خودرو را حذف و آن را با یک باتری جدید با ظرفیت ۱۲ کیلووات ساعت جایگزین کند. این باتری جدید با اینکه ظرفیت بالاتری دارد؛ ولی ابعاد آن نسبت به قبل تفاوتی نکرده است. با این باتری جدید، براساس استاندارد WLTP اروپا شعاع حرکتی بیامو 530e در حالت تمام برقی از ۵۳ کیلومتر به ۵۷ کیلومتر افزایش پیدا کرده است.

امکان شارژ کردن باتری بیامو 530e با استفاده از سوکت معمولی برق در ۶ ساعت وجود دارد؛ ولی با استفاده از شارژر BMW I Wallbox میتوان در عرض ۳ ساعت و ۳۵ دقیقه باتریها را بهطور کامل شارژ کرد. در کنار باتری جدید، بیامو اقدام به نصب آخرین سیستم eDrive روی این مدل کرده است که میتواند آلایندگی را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. مصرف سوخت ترکیبی 530e تنها ۱.۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و آلایندگی آن در هر کیلومتر فقط ۳۶ گرم CO2 است.

در قلب بیامو 530e از یک پیشرانهی ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو استفاده شده است که میتواند ۱۸۱ اسببخار قدرت تولید کند. یک موتور الکتریکی به قدرت ۱۱۱ اسببخار نیز در این خودرو نصب شده است و مجموع قدرت خودرو را به ۲۴۸ اسببخار و گشتاور آن را به ۴۲۰ نیوتنمتر میرساند. برای بیامو 530e تنها یک انتخاب برای جعبهدنده وجود دارد و آن ۸ سرعتهی خودکار است.
بیامو اعلام کرده که مدل 530e میتواند در ۶.۱ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. حداکثر سرعت این مدل هم ۲۳۵ کیلومتر بر ساعت اعلام شده است. در حالت تمام الکتریکی امکان دستیابی به حداکثر سرعت ۱۴۰ کیلومتر بر ساعت وجود دارد. نسخهی پلاگین هیبریدی بیامو سری ۵ به سیستم تهویهی مطبوعی مجهز است که امکان روشن کردن آن از راه دور با استفاده از تلفن همراه هوشمند وجود دارد.
شمار زیادی از شرکتها، بخشهای محرمانهای برای تمرکز روی طراحی و تولید دستگاهها و فناوریهای جدید در شرکت اصلی خود راهاندازی کردهاند. بخش مخفی شانک ورکس (Skunkworks) در شرکت هوافضا، تجهیزاتنظامی و امنیت اطلاعات آمریکایی لاکهید مارتین (Lockheed Martin)، یکی از بزرگترین پیمانکاران در صنایع جنگافزاری جهان، از همین جمله است؛ این بخش تولید هواپیمای جاسوسی U-2 و SR-71 بلکبیرد را به عهده داشت. اپل هم گروهی محرمانه برای تولید آيفون داشت. فیسبوک هم که سالهای اخیر به دنیای سختافزار گام نهاده، بخشی محرمانه با همین منظور برای خود راه انداخته است. گزارش جدید CNBC، قصهای که پشت بخش سختافزاری محرمانه فیسبوک نهفته است را روایت میکند و از برنامههای آنها برای تولید سختافزاری برای رقابت با شرکتهایی مانند آمازون و گوگل سخن میگوید.
بخش محرمانهی فیسبوک، ساختمان ۸ (Building 8) نامیده میشود. آنجا، محلی است که کارمندان مشغول پروبالبخشیدن به ایدههای نوآورانه و تاحدی، نامأنوس خود هستند؛ ایدههایی مانند سیستمی که افکار کاربران را تایپ کند، گوشیهای هوشمند ماژولار و حتی، دستگاهی برای تماس ویدیویی که این آخری درنهایت به ساختهشدن دستگاه پورتال (Portal) ختم شد. سال ۲۰۱۵، فیسبوک، رجینا دوگان، تکنسین سابق DARPA و گوگل را بهخدمت گرفت تا ادارهی این بخش را بهعهده بگیرد. ولی او تنها پس از گذشت ۱۸ ماه به همکاری خود با فیسبوک خاتمه داد. یک سال پس از آن، در دسامبر سال ۲۰۱۸، فیسبوک تصمیم گرفت بخش سختافزار خود را منحل و پروژهها و کارمندان آن را به سایر بخشهای شرکت منتقل کند.
CNBC در گزارش خود نگاهی به فراز و فرود ساختمان ۸ میاندازد و چالشهایی که فیسبوک دراینباره تجربه کرده را مرور میکند. این گزارش ضمن واکاوی چرایی فروپاشی ساختمان ۸، جزئیات جذابی از آن و برنامههای درنظرگرفتهشده برای آن را توضیح میدهد.

مقالههای مرتبط:
پس از اینکه آمازون اسپیکرهای اکو (Echo) خود را به بازار عرضه کرد، توجه فیسبوک ابتدا به دستیارهای خانگی جلب شد و دوگان به کمک فراخوانده شد تا به ایدههای سختافزاری فیسبوک، رنگ واقعیت ببخشد. یکی از پروژههایی که پیش از پورتال مطرح شد، لیتل فوت (Little Foot) بود؛ این پروژه آیپدی بود که به سمت فردی که در اتاق حضور دارد حرکت میکند. ولی چون مدیران فیسبوک بیشتر به ویدئو توجه نشان میدادند، گروه ساختمان ۸ طرح خود را بهشکل دستگاهی مخصوص تماس تصویری توسعه دادند. CNBC میگوید آنها اندازههای مختلفی را برای دستگاه موردنظر خود آزمایش کردند؛ حتی برخی از نمونههای اولیه ابعادی بهاندازهی یک تلویزیون بزرگ داشتند و به این هم فکر کردند که ایدهآلترین حالت، محصولی است که تمام دیوار اتاق را تا سقف در بر بگیرد.
در گزارش آمده است که ماهیت مخفیانهی ساختمان ۸ موجب بروز اختلافاتی در میان آن و سایر بخشهای شرکت شده بود. بودجهی زیادی به آن اختصاص داده شده بود و زمانیکه از گروهی منتخب از کارمندان فیسبوک دعوت به عمل آمد تا ضمن بازدید از آن بخش، نمونههای اولیهی تولیدشده در آن مانند پورتال، دستگاههای خواندن مغز و پروژهی واقعیت افزودهی فیسبوک بهنام Project Sequoia (دستگاهی که شبیه کامپیوترهای هولوگرام-مانندی است که در فیلم «مرد آهنین» بهتصویر کشیده شده است) را ببینند، با اسکورت کامل به آنجا هدایت شدند. در زمان دعوت از آنها قطعهای فلز به آنها داده شد که پس از ورود به ساختمان، با کمی دستکاری تبدیل به یک دربطری بازکن شد و سپس، با یک بطری نوشیدنی از آنها استقبال بهعمل آمد.

ماهیت محرمانهی ساختمان ۸ اختلافاتی را بین آن و سایر بخشها موجب شده بود
مسائل دیگری هم ظاهرا دررابطهبا جدول زمانی تعیینشده توسط مدیران برای تولید برخی از دستگاههای سختافزاری پیش آمد: ظاهرا آنها از ساختمان ۸ خواسته بودند اولین محصول خود را پس از یک سال بهبازار عرضه کنند؛ این البته موضوعی است که فیسبوک و CNBC درمورد آن اتفاقنظر ندارند. شاید همین هم دلیل خروج دوگان از شرکت باشد. او یک ماه پس از آن فیسبوک را ترک کرد که آنها، اندرو باسورث را مسئول پروژههای سختافزاری خود کردند.
مشکلات به اینجا ختم نشد. کارمندان پیشین فیسبوک به CNBC گفتهاند که باسورث کمک چندانی به تصمیمگیریهای فنی نمیکرد. ازهمهمهمتر، در مارس ۲۰۱۸ مسئلهی رسوایی فیسبوک دربارهی حریم خصوصی پیش آمد که باعث شد او با وعدهی تجدیدنظر در طراحی پورتال، عرضهی آن را بهتأخیر بیندازد. این دستگاه سرانجام اکتبر گذشته معرفی و نوامبر به بازار عرضه شد. در دسامبر گذشته نیز گروه ساختمان ۸ تغییر نام داد و پروژههای آن به بخش دیگری منتقل شد.
فیسبوک با وجود همهی هرجومرجها و نابسامانیهایی که بهخاطر ساختمان ۸ تجربه کرد، همچنان مشغول کار روی طیف متنوعی از دستگاههای مختلف است. بهنظر میرسد آنها اکنون روی نسخهی جدیدی از پورتال کار میکنند که طبق شایعات، شامل دستگاهی بهنام ریپلی (Ripley) است. ظاهرا، ریپلی، دوربینی است که قابلیت نصب روی تلویزیون را دارد و میتواند آن را تبدیل به پورتالهای بزرگتری کند که در ایدههای اولیهی شرکت به آن فکر شده بود. شایعات دیگری هم هستند که میگویند مدیران فیسبوک مشغول مذاکره با سرویسهای استریمی مانند دیزنی و نتفلیکس هستند تا آنها را به دستگاههای خود بیفزاید.
در ویدئویی که بهتازگی منتشر شده است، لنوو از اضافهشدن سه کرومبوک جدید به خانوادهی موفق لپتاپهای مبتنیبر Chrome OS خود خبر داد. هرچند که بیشتر تمرکز این لپتاپها بر ارتقای مدلهای پیشین بوده است؛ ولی لنوو امیدوار است که با اضافهکردن چند قابلیت جدید، شانس خود را برای رقابت با سایر مدلهای خوب بازار افزایش دهد.
این سه سیستم جدید عبارتاند از: مدل تبدیلپذیر C340-11 با صفحهی ۱۱/۶ اینچی، S340 با صفحهی ۱۴ اینچی و مدل تبدیلپذیر C340-15 با صفحهی ۱۵/۶ اینچی. سایز ۱۵/۶ اینچی مدل آخر را در کمتر کرومبوکی شاهد هستیم. دو مدل اول، جایگزین مدلهای C330 و S330 هستند و از پردازندهی مدیاتک (MediaTek) به اینتلCeleron N4000 مهاجرت کردهاند. علاوه بر بهبود موردانتظار در کارایی و عملکرد، نسخههای جدید هر کدام شامل رنگ منحصربهفردی هستند که آنها را از طراحیهای تکرنگ معمول متمایز میکند: رنگ صورتی برای C340 و بنفش تیره برای S340.
هردوی این لپتاپها با ۴ گیگابایت رم و حافظه داخلی ۳۲ یا ۶۴ گیگابایت عرضه میشوند. C340 صفحهنمایشی لمسی با رزولوشن 1366x768 دارد ولی در S340 امکان انتخاب صفحهنمایش لمسی Full HD وجود دارد؛ امکانی که بهدلیل چرخش ۱۸۰ درجهای و قابلیت خواباندن صفحه بهصورت تخت، میتواند بسیار مفید واقع شود.
اما خبر بزرگ، معرفی مدل C340-15 است که احتمالا بهعنوان جایگزین خوشقیمت کرومبوک Yoga C630 شناخته خواهد شد. همانند C630، این لپتاپ هم دارای صفحهنمایشی ۱۵/۶ اینچی با قابلیتهای لمسی و چرخش ۳۶۰ درجه است. البته نقطهضعف این مدل در مقایسه با C630، استفاده از رم ۴ گیگابایتی بهجای ۸ گیگابایتی و نقطهقوت آن، استفاده از پردازندهی اینتل Core i3 8130U بهجای پردازندهی Core i5 8250U است. مدل C340-15 همچنین یک Number Pad کامل در صفحهکلید خود (که مجهز به نور پسزمینه است) دارد که C630 از آن برخوردار نیست.
هرچند که ویدئوی معرفی لنوو بسیار رنگی و زیبا است، اما لنوو هیچگونه اطلاعاتی دربارهی قیمتگذاری و زمان عرضهی این دستگاهها اعلام نکرده است. درنتیجه فعلا باید منتظر اخبار تکمیلی باشیم. این ویدئو را میتوانید در ادامه مشاهده کنید.
مینی بالاخره تصاویری از مدلهای JCW کانتریمن و کلابمن را منتشر کرد. مدلهای JCW جدید یا John Cooper Works برای عاشقان سرعت طراحی شدهاند. با وجود مشخصات فنی قابلتوجه در مورد این خودروها که بدانها خواهیم پرداخت، یک خبر بد وجود دارد و آن حذف جعبهدندهی دستی است.
مینی، زیر کاپوت دو محصول اسپرت جدید خود از پیشرانهی ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو استفاده کرده است.این پیشرانه که در مدلهای متعدد بیامو نیز مورد استفاده قرار گرفته است میتواند ۳۰۱ اسببخار قدرت و ۴۴۹ نیوتنمتر گشتاور تولید کند. قدرت و گشتاور مدلهای جدید کانتریمن JCW و کلابمن JCW نسبت به نسخهی فعلی افزایش قدرت قابل توجهی را تجربه کردهاند. یکی دیگر از تغییرات قابلتوجه مدلهای جدید JCW حذف جعبهدندهی دستی است؛ بهطوری که حالا تنها یک جعبهدندهی ۸ سرعتهی خودکار از نوع استپ ترونیک روی این مدلها نصب میشود.
با اینکه دیگر خبری از جعبهدندهی دستی در این مدلها نیست ولی به دلیل افزایش قدرت پیشرانه، سرعتگیری آنها بهتر از مدلهای فعلی شده است. مدل کلابمن JCW میتواند در ۴.۹ ثانیه و مدل سنگینتر کانتریمن JCW در ۵.۱ ثانیه سرعت خود را از حالت سکون به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسانند. این اعداد برای چنین خودروهای فوقالعاده هستند؛ بهخصوص که مینی قابلیت تعویض دنده با استفاده از پدال های پشت فرمان را هم فراهم کرده است. حداکثر سرعت هر دو مدل نیز بهصورت الکترونیکی روی ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت محدود شده است.
مقالههای مرتبط:
تغییرات مدلهای JCW جدید محدود به پیشرانه و جعبهدنده نیستند، بلکه این مدلها در ظاهر و بخشهای دیگر نیز با نسخههای عادی کلابمن و کانتریمن تفاوت دارند. بهگفتهی مینی شاسی هر دو مدل اصلاح شده و مقاومت بیشتری دارد. این اصلاح شاسی سبب شده تا خودرواستحکام بالاتری از خود نشان دهد و زاویهی کمبر بهتری برای چرخهای جلو ایجاد شود. دیفرانسیل جدید هم برای محور جلو در نظر گرفته شده است که توانایی خودرو در پیچها را افزایش میدهد. برای متوقف کردن این مدلها از ترمزهای قوی با کالیپرهای ۴ پیستون در پشت و دیسک ۱۴.۱ اینچی استفاده شده است.
مینی گفته که تمام بخشهای مدلهای جدید JCW شامل پیشرانه و جعبهدنده را در پیست مسابقه تست و حتی برای خنک کاری بهتر پیشرانه در شرایط سخت هم سیستم خنککنندهی جدید ارتقا یافته برای این مدلها طراحی کرده است. در بخش ظاهری مدلهای JCW نیز میتوان به رینگهای ۱۸ اینچی بهصورت استاندارد اشاره کرد که با پرداخت مبلغ اضافی امکان سفارش آنها با سایز ۱۹ اینچ نیز وجود دارد. دیگر تغییرات ظاهری شامل دو رنگ سقف و بدنه بهصورت سفارشی، چراغهای اصلی LED در جلو و عقب و چراغهای عقب با نقش پرچم بریتانیا اشاره کرد. در کابین هم امکاناتی مانند نمایشگر لمسی ۶.۵ اینچی، سیستم اطلاعات و سرگرمی، صندلیهای اسپرت، غربیلک فرمان اسپرت، اهرم تعویض دندهی ویژه و تودوزی سقف مخصوص مدلهای JCW وجود دارند. مینی جزییات مربوط به قیمت و زمان دقیق عرضهی مدلهای کلابمن JCW و کانتریمن JCW را بهزودی اعلام خواهد کرد.
اینترنت برخلاف تصور رایج، تنها در دسترس نیمی از جمعیت جهان قرار دارد. اتصالی که امروزه به قابلیتی پیشفرض و عادی در اکثر کشورهای جهان تبدیل شده است، برای بسیاری در دسترس نیست. در واقع میلیاردها نفر در سرتاسر جهان هنوز به اینترنت پایه و اتصالی پایدار به جامعهی جهانی دسترسی ندارند. وضعیت موجود نشان میدهد که اگر بهدنبال برابری دیجیتال در کل جهان باشیم، ابتدا باید دسترسی جامعهی باقیمانده را به اینترنت ممکن کنیم.
علاوه بر تلاش برای اتصال جمعیت باقیمانده از جهان به اینترنت، پدیدهای به نام اینترنت اشیاء هم تأثیر قابل توجهی در آیندهی دنیای فناوری دارد. دهها میلیارد دستگاه هوشمند در صف تولید قرار دارند و تقریبا همهی آنها با پیشفرض اتصال دائمی به اینترنت طراحی میشوند. در نتیجهی برنامههای مذکور و بسیاری برنامههای توسعهای جهان امروز، فشار عظیم بر زنجیرهی تأمین انرژی بیش از همه محتمل به نظر میرسد.
تحقیقات جدید نشان میدهد که استفادهی جهانی از اینترنت تا سال ۲۰۲۰، سهمی برابر با ۲۰ درصد از مصرف انرژی را به خود اختصاص خواهد داد. با نگاهی به آمارهای اینچنینی به این نتیجه میرسیم که توسعهی اینترنت جهانی یا هرگونه زیرساخت فناوری دیگر تنها در صورتی ممکن و مقرونبهصرفه خواهد بود که روشی با حداقل مصرف انرژی (یا حتی مصرف انرژی صفر) برای آن تدوین شود.
فناوری LiFi
هارالد هاس استاد دانشگاه ادینبرا در سال ۲۰۱۱ یک سخنرانی تد انجام داد که توجه مخاطبان را به فناوری جدیدی جلب کرد. او گفت که چراغهای LED بیشمار موجود در جهان را میتوان علاوه بر تأمین نور برای توزیع داده هم به کار گفت. فناوری مورد نظر هاس بهنام LiFi شناخته میشود و علاوه بر زنجیرهی تأمین بسیار قدرتمند، سرعت قابلتوجهی را هم در اختیار مردم قرار میدهد. کارشناسان سرعت انتقال داده با استفاد از LiFi را به یک گیرندهی استاندارد قدرت گرفته از سلول خورشیدی، نزدیک به ۵۰ مگابایت بر ثانیه بیان میکنند.

صحبتهای هاس پیشنهادی برای یک اینترنت بیسیم با بازدهی بالاتر، سرعت بیشتر و ارزانتر بود. دنیای فناوری در واکنش به پیشنهاد این استاد دانشگاه به تکاپویی عجیب افتاد و استارتاپهای متنوع برای پیادهسازی فناوری وارد عمل شدند؛ اما آیا برنامههای آنها با موفقیت همراه بود؟ ژورنال علمی Binary District برای بررسی پیشرفت فناوری با یکی از محققان دانشگاه ادینبرا در بخش تحقیق و توسعهی R&D به نام محمد سفیان اسلیم مصاحبه کرد که در ادامه به بخشهایی از آن میپردازیم.
LiFi چگونه کار میکند؟
فناوری WiFi از نگاه علم طیفشناسی الکترومغناطیس در نقطهای بین موجهای رادیویی و مایکروویو عمل میکند. این محدودهی باریک از طیف موج را میتوان در میان شبکههای متعدد به اشتراک زمانی گذاشت. LiFi در طیفی دیگر عمل و از طیف نور مرئی برای جابهجایی داده استفاده میکند. نور مرئی محدودهای تقریبا ۱۰ هزار برابر طیفی دارد که توسط موجهای رادیویی اشغال میشود. در نتیجه این موج میتواند پهنای باندی ۱۰۰ برابر بیشتر از WiFi ارائه کند.
در فرایند LiFi، ابتدا دادهها در نور ساطعشده از LED کدگذاری میشوند. کدگذاری یعنی دادهها به تغییر شدت نور در لامپ اصلی تبدیل میشوند که البته از دید انسان مخفی خواهد بود. دادهی یاد شده تنها توسط گیرندههای مخصوص قابل دریافت و تفسیر خواهد بود. البته هاس و تیم تحت مدیریتش موفق به توسعهی روشهایی برای دریافت دادهها توسط سلولهای خورشیدی عادی شدهاند.
در روش جدید دریافت دادههای LiFi، زیرساخت ارسال و دریافت کاملا موجود است. در واقع نیروی محرکه برای توسعهی انرژی پایدار در سالهای گذشته باعث شد تا چنین فناوریهایی امروز در سرتاسر جهان به وفور دیده شوند. همانطور که گفته شد اجرای فناوری جدید تقریبا در هر نقطهای که لامپ LED وجود داشته باشد، ممکن خواهد بود. در نتیجه میتوان ادعا کرد که در حال حاضر در نقاط گستردهای از جهان، زیرساخت لازم توسعه یافته است.
در تصوری از آیندهی مجهز به فناوری LiFi، بسیاری از رویکردهای موجود در جهان تغییر میکنند. تبلیغات محلی در فروشگاهها با دقت و قدرت بیشتری پخش میشوند. هر فرد حاضر در یک محیط شهری شلوغ تقریبا همیشه به اینترنت فوق سریع دسترسی خواهد داشت. حتی ماشینها نیز با استفاده از LEDهای جلو و عقب خود قابلیت ارتباط با هم را پیدا میکنند که منجر به کاهش تصادفات هم میشود. مکانهایی که توزیع اینترنت WiFi در آنها دشوار بود، با استفاده از فناوری جدید نوری به اینترنت پرسرعت مجهز میشوند. از میان چنین مکانهایی میتوان به کابین هواپیما یا مکانهای شهری باز اشاره کرد.

مثالهای بالا تنها نمونههایی محدود از قابلیتهای اینترنت LiFi بودند. علاوه بر آنها میتوان به قابلیت قطعی و اولیهی اینترنت نوری اشاره کرد که بهعنوان امکانی مکمل در کنار اینترنت وایفای و دادهی موجود در جهان کار میکند.
توسعهی فناوری LiFi
لایفای از سال ۲۰۱۱ و زمانیکه هاس آن را معرفی کرد، تغییر و توسعههای متعددی را پشت سر گذاشته است. نیکولا سرافیموفسکی، معاون ارشد استانداردسازی و توسعهی کسبوکار در شرکت PureLiFi در سال ۲۰۱۷ ارائهی مهمی دربارهی فناوری اینترنت نوری داشت. در آن ارائه، اولین دانگل کاربردی اینترنت نوری شرکت، معرفی شد. نیکولا در ارائهی خود دانگل شرکتش را اولین قدم در مسیر تبدیل کردن LiFi به محصولی عمومی و جامع بیان کرد. در واقع او کاربردی بودن فناوری و همچنین قابلیت جابهجایی اتصال از یک نور به نوری دیگر را در ارائهی خود نشان داد.
محمد سفیان اسلیم بهعنوان دستیار تحقیقات در کنار هارالد هاس فعالیت میکند. او در مصاحبهای پیرامون روند توسعهی فناوری و ارتباط آن با فناوریهای موجود مانند وایفای صحبت کرد. LiFi در قدم اول نیاز به اتصالی دائمی و بدون وقفه دارد تا با ظرفیت کامل به فعالیت ادامه دهد. در نتیجه فعالیتهایی همچون جابهجایی یک دستگاه حتما منجر به قطع شدن اتصال میشود. در چنین شرایطی چگونه میتوان به لایفای در شرایط دشوار عملکردی اطمینان کرد؟ محمد در مصاحبه پیرامون کاربرد روزمرهی فناوری مذکور میگوید:
گوشیهای هوشمند کنونی ما مجهز به حسگرهای دریافتکنندهی نور همچون حسگرهای مجاورت و دوربین هستند. ما پیشبینی میکنیم که در آینده حسگرهای تشخیص نور پرسرعت به بازار خواهند آمد که LiFi را به راحتی در دستگاهها فعال میکنند.
تحقیقات متعددی پیرامون تأثیر حرکت کاربر و حفظ اتصال در دستگاههای در حال حرکت منتشر شده است که راهکارهایی همچون جابهجایی اتصال به نقطهی اتصال دیگر را پیشنهاد میدهند. از تحقیقات مذکور میتوان نتیجه گرفت که جهت دستگاه موبایل و جابهجایی کاربر احتمالا تأثیری منفی روی کارایی LiFi خواهد داشت. به هر حال پیشبینی میشود که با استفاده از مجموعهای از گیرندهها میتوان کیفیت سرویس را افزایش داد و همچنین مانع از قطعیهای مکرر بهخاطر حرکت یا مسدود شدن مسیر شد. در واقع اکنون هم محصولاتی تجاری در حوزهی LiFi وجود دارند که از جابهجایی دستگاه پشتیبانی میکنند.
علاوه بر توضیحات بالا، جابهجایی کاربر را میتوان با مواردی همچون جابهجایی اتصال از LiFi به اتصالهای دیگر همچون WiFi جبران کرد. بهعنوانمثال وقتی کاربر پس از جابهجایی به محیطی وارد شود که فناوری اتصال نوری در آن پشتیبانی نمیشود، از اینترنت وایفای یا دادهی موبایل استفاده خواهد کرد.

با نگاهی به توضیحات محمد این سؤال ایجاد میشود که برای رسیدن به راهکاری کاربردی از جنس LiFi چه مقدار دیگر زمان نیاز داریم؟ ارائهی نیکولا و نمایش محصول شرکتش نشان داد که به فناوری کاربردی نزدیک شدهایم. البته تبلتی که او در ارائهی خود استفاده کرد، مجهز به قطعاتی اضافه بود که در دستگاههای مرسوم امروزی نمیبینیم. محمد در توضیح این رخداد میگوید که دستیابی به فناوری کاربردی آنچنان دور نیست و تنها به استانداردسازی و ادغام بهینهی فناوریها نیاز دارد.
محمد دربارهی نیازهای فرایند استانداردسازی میگوید:
اخیرا در بحث تحقیقات و فعالیتهای تجاری مرتبط با LiFi شاهد افزایش فعالیت بودهایم. گروهی مخصوص برای تدوین پیشنویس استاندارد LiFi تشکیل شد که بهعنوان زیرمجموعهای از گروه IEEE 802.11 مبتنی بر LiFi فعالیت کردند. استاندارد جدید فعلا ارجاع IEEE 802.11bb را دریافت کرده است. مشکل ادغام و هماهنگی هم به وضعیت تولیدکنندههای دستگاههای مخصوص مصرفکننده بستگی دارد. درواقع سرعت آنها در بهکارگیری LiFi بهعنوان یک فناوری ارتباطی، سرعت پیادهسازی فناوری را مشخص میکند.
فناوری LiFi در خدمت اینترنت اشیاء
سلولهای خورشیدی که برای دریافت دادههای LiFi استفاده میشوند، توانایی انجام وظایف اصلی خود یعنی جذب انرژی را هم خواهند داشت. در واقع نوری که برای ارسال داده استفاده میشود هم توسط سلولها جذب خواهد شد و در نتیجه فرایند را از لحاظ انرژی کاملا مقرونبهصرفه میکند. در واقع اگر سلولهای خورشیدی به المانی الزامی در زیرساخت اینترنت تبدیل شوند، شاهد افزایش شدید تعداد آنها خواهیم بود. روندی که نه تنها به توسعهی اینترنت سریع، بلکه به افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر هم منجر خواهد شد.

یکی از نقاط مزیت مهم LiFi، کاهش انرژی مورد نیاز برای کاربردهای مرتبط با داده خواهد بود. LiFi توانایی تأمین اتصال همه انواع دستگاههای حاضر در اکوسیستم اینترنت اشیاء را دارد. البته وایفای نیز چنین توانایی را دارد، اما نیازهای پهنای باند و هزینههای مرتبط انرژی در آن، بسیار بیشتر خواهد بود. طبق صحبتهای محمد دربارهی ظرفیتهای LiFi، فناوری نوری توانایی اتصال با حسگرهای اینترنت اشیاء را دارد تا در کنار قابلیتهای متعدد، انواع کنترل را نیز به کاربر ارائه کند. او در ادامه میگوید:
LiFi را میتوان یک فناوری کاربردی برای سیستمهای IoT دانست. زیرساخت موجود نوری را میتوان بهعنوان نقاط اتصال ارتباطی مورد استفاده قرار داد. در نهایت LiFi میتواند پلی بین ارتباطات و صنعت نورپردازی باشد و به ظهور پدیدهای به نام نور بهعنوان سرویس (LaaS) کمک کند. حضور دائمی منابع نوری امکان ایجاد شبکهای مملو از نقاط اتصال را ایجاد میکند. در نتیجه تعداد کاربران و مکانهای متصل به اینترنت نیز بیشتر میشود که در نهایت کاربردهای متنوعی را ایجاد خواهد کرد.
بهعنوان مثال میتوان از چراغهای وضعیت دستگاههای IoT برای انتقال داده استفاده کرد و حسگرهای نوری نیز به مرور با دستگاهها ادغام شوند. از میان کاربردهای جذاب میتوان به استفاده از سلولهای فتوولتاییک اشاره کرد تا بهعنوان دریافتکننده در دستگاههای متصل به اینترنت به کار گرفته شوند. چنین رویکردی منجر به ایجاد یک اتصال LiFi بدون نیاز به انرژی اضافه میشود که در دستگاههای IoT به کار گرفته خواهد شد.
LiFi برای جایگزینی WiFi توسعه مییابد؟
قطعا سؤال بالا پاسخ منفی دارد. در واقع رویکرد صحیح دربارهی LiFi آن را بهعنوان یک لایهی اتصالی دیگر در کنار WiFi و اینترنت داده معرفی میکند. در حالت ایدهآل وقتی کاربر مثلا در خیابان حرکت میکند، اتصال LiFi بهصورت گسترده در اختیار او خواهد بود. اتصالی که به لطف حضور منابع بیشمار نوری همچون چراغهای ترافیکی یا ابزارهای دیگر فراهم میشود. در چنین حالتی وقتی گوشی هوشمند را درون جیب خود قرار میدهید یا به منطقهی تاریک وارد میشوید، قطع ارتباط ناگذیر خواهد بود.

در زمان قطع شدن از اینترنت LiFi به خاطر عدم حضور منبع نوری، اتصال وایفای یا داده به کمک کاربر میآید. اکنون نیز وایفای و اینترنت داده بهنوعی مکمل هم هستند و در زمان عدم حضور یکی، دیگری ارتباط اینترنتی را فراهم میکند. در نهایت LiFi هم با چنین رویکردی به اتصالات قدیمی اضافه میشود. محمد در ادامهی مصاحبه میگوید:
LiFi با هدف جایگزینی WiFi توسعه نمییابد. این یک برداشت عمومی غلط است. ما پیشبینی میکنیم که LiFi بهعنوان یک فناوری کمکی با قابلیت هماهنگی و همکاری با WiFi و ارتباطاتی همچون 5G وارد عمل خواهد شد. در چنین رویکردی LiFi میتواند قابلیتهای اضافهای همچون اتصال سریعتر و امنیتبیشتر در سطح فیزیکی را به کاربر ارائه کند. اتصال نوری بیسیم از یک نقطهی اتصال LiFi هیچگاه قابل ردگیری یا نفوذ توسط عامل خارجی نخواهد بود. بهعلاوه اینترنت نوری در مکانهایی همچون بیمارستانها یا مراکز دیگر کاربرد بیشتری خواهد داشت که اتصال WiFi در آنها محدودیت دارد.
توضیحات محمد به مزیت مهم دیگری برای اینترنت نوری اشاره میکند. سرعت اتصال که قبلا در موارد متعدد بیان شده بود؛ اما LiFi در کنار آن امنیت ذاتی را هم به کاربر ارائه میکند. نور مرئی برخلاف وایفای یا دیگر امواج رادیویی از دیوار عبور نمیکند. در نتیجه میتوان نور را با روشهایی همچون بستن منافذ در محیطی مشخص حبس کرد. چنین رویکردی امکان هک ارتباط از بیرون را غیر ممکن میکند.
توضیحات بالا نشان داد که دلایل مناسبی برای پذیرفتن LiFi بهعنوان فناوری کاربردی وجود دارد. البته قطعا بهکارگیری فناوری جدید به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت. بهعنوان مثال، هنوز هیچ دستگاه مخصوص مصرفکنندهی کاربردی با قابلیت دریافت سیگنالهای LiFi در بازارها وجود ندارد. وقتی فناوری به اندازهی کافی توسعه پیدا کند و عموم جامعه هم به آن علاقهمند شوند، قطعا سرمایهگذاریهای بزرگی از سوی غولهای فناوری در آن رخ خواهد داد.
زیرساخت کنونی لامپهای LED در جهان نشان میدهد که LiFi را میتوان به مناطقی گسترش داد که اکنون از اتصال WiFi بیبهره ماندهاند. بهعلاوه اینترنت اشیاء نیز امکاناتی بسیار بیشتر از اتصالات موبایل را به کاربران ارائه میکند.
.: Weblog Themes By Pichak :.