پس از سالها پژوهش و آزمایش، سرانجام شبکههای 5G از امسال در نقاط منتخبی از جهان شروع بهکار کردند. این امر باعث شده تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند هم دست بهکار شوند و دستگاههای مجهز به فناوری 5G را برای استفاده در این شبکهها روانهی بازار کنند. در این میان سامسونگ نقش پر رنگی در جانبخشی به شبکه 5G ایفا کرده و در تأمین تجهیزات مخابراتی و تولید گوشیهای مجهز به 5G پیشرو بوده است. سامسونگ با عرضهی گلکسی S10 5G در آغاز سال میلادی جاری، یکی از اولین شرکتهای ارائهکنندهی گوشی هوشمند 5G محسوب میشود. اخیرا نیز شایعاتی منتشر شده که نشان میدهد غول کرهای قصد دارد کار مشابهی را با سری گلکسی نوت ۱۰ انجام دهد.
از آنجایی که دستگاههای 5G در حال گسترش هستند، بهنظر میرسد سامسونگ بهدنبال انتخاب اسامی جدیدی برای این دستگاهها باشد. سامسونگ در اپلیکیشن تحقیقاتی از مشتریان خود بهنام SmartLab Plus، یک نظرسنجی منتشر کرده و از کاربران خواسته است جالبترین نام را انتخاب کنند. گزینههای این نظرسنجی همانطور که در تصویر زیر مشخص است، شامل مواردی همچون Samsung Galaxy S10 Pro و Samsung Galaxy S10 Performance Edition و Samsung Galaxy S10 و Samsung Galaxy S10 Pro Edition و Samsung Galaxy S10 Speed Edition و Samsung Galaxy S10 5G میشود.

البته باید بهخاطر داشت که نظرسنجی ایجادشده توسط سامسونگ لزوما بهمعنی تغییر نام دستگاهها در آینده نیست ولی نشان میدهد که حداقل این شرکت چنین گزینهای را در نظر دارد. احتمال دیگر این است که نظرسنجی صرفا برای بررسی بهترین نام پرچمدارها از نظر مشتریان طراحی شده باشد و لزوما به مدل مجهز به 5G ارتباطی نداشته باشد.
با این حال، اگر این نظرسنجی به مدل 5G مربوط باشد، گزینهی آخر معقولتر از سایر گزینهها بهنظر میرسد. سایر گزینههای نظرسنجی نمیتوانند بهخوبی ویژگی خاص این گوشی را نشان دهند. هر زمانیکه دستگاههای 5G رایج شوند و این قابلیت جزو امکانات عادی پرچمدارها شود، سامسونگ میتواند بهراحتی عبارت 5G را از انتهای نام مدلها بردارد، درست مثل کاری که قبلا با مدلهای 4G انجام داد.
بسیاری از شرکتهای خودروساز بزرگ جهان در طول تاریخ، چند برند زیرمجموعه داشتهاند. برند زیرمجموعه تنها در برخی از محصولات با ویژگی منحصربهفرد استفاده میشود؛ برای مثال یکی از جدیدترین برندهای زیرمجموعه، جتا (Jetta) در فولکس واگن است.
بزرگترین گروه خودروسازی آلمان با همکاری شرکت چینی فاو (FAW)، برند جتا را بهمنظور تولید محصولات ویژه برای نسل جوان و شهرنشین ایجاد کرده است. دقیقا مثل جتا، تمام برندهای زیرمجموعهی دیگر شرکتها هم با یک هدف مشخص پایهگذاری میشوند. ممکن است این هدف، بازاریابی یا ارائهی خدماتی انحصاری باشد؛ برای مثال، AMGرا با خودروهای قدرتمند و اسپرت مرسدس بنز میشناسیم و لکسوس هم مسئولیت فروش خودروهای لوکسساخت تویوتا را برعهده دارد. اما فعالیت برندهای زیرمجموعه بسیار گسترده شده است و در بسیاری از موارد از نظر عموم، شرکتی مستقل شناخته میشوند.
در این مقاله مهمترین برندهای زیرمجموعهی شرکتهای خودروسازی شناختهشده و بزرگ را معرفی میکنیم. با نگاهی کوتاه به تاریخچه و اهداف شکلگیری هر برند، موفقیت یا شکست هر کدام را هم بررسی میکنیم.
استون مارتین؛ لاگوندا

آغاز فعالیت از سال ۱۹۴۷
لاگوندا (Lagonda) یکی از قدیمیترین برندهای خودروسازی است که این روزها در جمع شرکتهای تازهنفس شمرده میشود. ویلبِر گان اسکاتلندییآمریکایی، خوانندهی اپرا، لاگوندا را در سال ۱۹۰۶ به جهان معرفی کرد؛ لاگوندا براساس اقامتگاه قبیلهی آمریکایی شاونی (Shawnee) در اوهایو نامگذاری شد. گان سابقهی تولید موتورسیکلت داشت اما با شکل گرفتن لاگوندا، در سال ۱۹۰۷ خودرو هم تولید کرد؛ اولین مدل از پیشرانهی ۶ سیلندر خطی با قدرت ۲۰ اسببخار استفاده میکرد. با شروع جنگ جهانی اول، لاگوندا در جمع تولیدکنندههای خمپارهی توپخانه قرار گرفت. بین جنگهای جهانی اول و دوم، اتفاقهای مهمی برای این برند افتاد؛ سال ۱۹۲۰ بنیانگذار شرکت درگذشت، اولین مدل اسپرت لاگوندا در سال ۱۹۲۵ تولید شد و جمعی از مهندسها و طراحهای برجسته به این برند اضافه شدند. پس از جنگ جهانی دوم، مهمترین اتفاق تاریخ لاگوندا از راه رسید؛ استون مارتین.

سال ۱۹۴۷، استون مارتین برند لاگوندا را دراختیار گرفت تا سدانهای لوکس شرکت را با برندی جدید تولید کند. اولین محصول لاگوندا و استون مارتین، گرندتورر زیبای رپید (Rapide) بود که سال ۱۹۶۱ براساس مدل DB4 و طراحی ایتالیایی تولید شد. محصولات بعدی شامل نسخههای تولیدمحدود از خودروهای استون مارتین بودند، اما سال ۱۹۷۶، مدل جذاب و ماندگار لاگوندا عرضه شد. فروش محصولات لاگوندا بسیار پایین بود، بنابراین در دههی ۱۹۹۰، این برند زیرمجموعه به حاشیه رفت؛ سال ۲۰۰۸، استون مارتین اعلام کرد که لاگوندا را دوباره به خودروسازی بازمیگرداند. بیش از ۱۰ سال از احیای لاگوندا میگذرد اما تنها یک خودرو با نشان این برند، تولید شده است؛ مدل طرف (Taraf) تنها خودروی مدرن لاگوندا است که سال ۲۰۱۵ با پیشرانهی V12 در ظرفیت محدود ۲۰۰ دستگاه تولید شد. البته آیندهی لاگوندا بسیار درخشان بهنظر میرسد؛ مدتی پیش بود که استون مارتین شاسیبلند مفهومی Lagonda All Train را برای رقابت با رولز رویس کالینن (Cullinan) رونمایی کرد.
- از سال ۱۹۴۷ تا امروز، لاگوندا بهعنوان زیرمجموعهی استون مارتین تنها پنج مدل خودرو تولید کرده است که تیراژ تمام محصولات، به ۲۰۰۰ دستگاه نمیرسد. بنابراین لاگوندا را باید برندی نهچندان موفق دانست؛ اما باتوجه به سرمایهگذاری جدید استون مارتین، آینده برای لاگوندا روشن است.
فورد؛ RS

آغاز فعالیت از سال ۱۹۶۸
۵۱ سال از تولید خودروهای فورد با نشان مقدس RS میگذرد؛ در این پنج دهه، فورد RS محصولات ارزشمندی تولید کرد. RS که به Rallye Sport و مسابقات رالی اشاره دارد، واحد اروپای فورد در تولید خودروهای اسپرت است. RS با مدل تائونوس 15M محصول بخش آلمانی فورد شروع شد اما استارت محبوبیت این برند با مدل اسکورت RS1600 در سال ۱۹۷۰ بود. اسکورت RS1600 فرمول جدید واحد خودروهای اسپرت فورد که در مدلهای سیِرا (Sierra) و فوکوس هم استفاده شد. از سال ۱۹۶۸ تا امروز، تیم RS فورد ۱۹ مدل جذاب از اسکورت، سیرا، تیرا و فوکوس تولید کرده است که جزو ارزشمندترین خودروهای اسپرت ارزانقیمت هستند. جالب این است RS فورد برای اولینبار سال ۲۰۱۶ به آمریکا رسید.
- باتوجه به سابقهی درخشان و تولید خودروهای جذاب، برند RS قطعا یک موفقیت بزرگ برای فورد است.
رنو؛ گوردینی

آغاز فعالیت از سال ۱۹۶۸
اَمیدی گوردینی (Amédée Gordini) در دههی ۱۹۳۰ در مسابقات مختلف شرکت میکرد و تاحدودی هم درتیونینگ خودرو فعالیت داشت. استعداد گوردینی باعث شد تا خودروساز فرانسوی سیمکا (Simca) او را در واحد موتوراسپرت شرکت به خدمت بگیرد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، گوردینی که سالها تجربه در تیونینگ و خودروسازی کسب کرده بود، برند مستقلش را راه انداخت؛ اولین خودروی گوردینی تک سرنشین و مخصوص مسابقه بود. این مکانیک بااستعداد فرانسوی در مسابقات فرمول یک و فرمول دو هم شرکت داشت؛ خودروهای گوردینی در فرمول یک عملکرد خوبی نداشتند و از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۶ تنها به دو مقام سوم در مسابقات رسیدند. در اواخر دههی ۱۹۵۰، گوردینی بهعنوان تیونر حرفهای به مجموعهی رنو وارد شد و مسابقات فرمول یک و همکاری با سیمکا را کنار گذاشت. ترکیب گوردینی و رنو اولینبار در مسابقات ۲۴ ساعته لمان بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۹ برقرار شد و سپس مجموعهی فرانسویها با الپین (Alpine) کامل شد. علاوه بر این، چند مدل خودرو مثل رنو دوفین، 8، 12 و 17 با نشان گوردینی تولید شد.

پس از بازنشستگی بنیانگذار برند در سال ۱۹۶۸ و فروش ۷۰ درصد سهام به رنو، گوردینی بهطور رسمی زیرمجموعهی خودروساز بزرگ فرانسه در واحد محصولات اسپرت شد. مقامات رنو که حالا جمعی از مکانیک و مهندسهای فرانسوی را با برندهای الپین و گوردینی در اختیار داشتند، سال ۱۹۷۶ واحد رنو اسپرت (Renault Sport) را ایجاد کردند. گوردینی سال ۱۹۷۷ بهطور کامل در اختیار رنو قرار گرفت و تعدادی از مدلهای شرکت با نشان برند گوردینی که نمایانگر محصولات اسپرت و تولیدمحدود بود، فروخته شد. آخرین خودرو با کد گوردینی سال ۱۹۷۸ تولید شد و رنو این برند را به خوابی عمیق فرو برد. اما سرانجام رنو در سال ۲۰۰۹ برند گوردینی در قالب کد ویژه برای تولید هاچبکهای جذاب، زنده کرد. گوردینیِ امروز مثل گذشته نیست و تنها یک تیپ ویژه از خودروهای رنو توئینگو، کلیو و ویند (Twingo، Clio و Wind) محسوب میشود. نشان مخصوص خودروهای گوردینی، رنگ آبی فرانسه (Bleu de France) همراهبا طرح و برچسب سفید روی بدنه است.
گوردینی را باید یکی از برندهای موفق چند دهه پیش دانست که امروز، اصلا شرایط خوبی ندارد. شاید با احیای موفق الپین، رنو دوباره نام گوردینی را به شکوه گذشته بازگرداند.
بیامو؛ M

آغاز فعالیت از سال ۱۹۷۲
در بین تمام برندهای زیرمجموعهی خودروسازی، واحد M بیامو جایگاهی ویژه و طرفدارانی متعصب دارد. اگر داستان شکلگیری بیامو M را بدانیم، درک کردن شهرت این برند آلمانی اصلا هم سخت نیست. سال ۱۹۷۲، جمعی از متخصصها و مکانیکهای مورد اعتماد بیامو در یک گروه ویژه همکار شدند؛ واحد موتوراسپرت بیامو. واحد موتوراسپرت که در ابتدا تنها با ۳۵ متخصص برپا شد، هدفی جز توسعهی محصولات متنوع برای شرکت در مسابقات نداشت. پس از تولد مدل جاودانهی 3.0 CSL، در دههی ۱۹۷۰ بیامو موتوراسپرت موفقیتهای زیادی در مسابقات کسب کرد. در پایان دههی ۱۹۷۰، تقاضا برای خودروهای اسپرت و قدرتمند بیشتر شد، بنابراین مقامات بیامو از تجربه و تخصص واحد موتوراسپرت در تولید محصولات جادهای و شهری استفاده کردند. اولین خودروی جادهای و تولیدانبوه بیامو موتوراسپرت، M1 بود که در نمایشگاه پاریس سال ۱۹۷۸ رونمایی شد.

M1 بیشتر به خودروی مسابقهای شباهت داشت تا جادهای، اما با تولید مدل M535i، واحد موتوراسپرت بهطور رسمی خواستهی هیئت مدیره را انجام داد. طولی نکشید که خودروهای بیامو با نشان جادویی M همراه شدند؛ بنابراین در سال ۱۹۹۳، واحد موتوراسپرت این شرکت، دپارتمان M نامگذاری شد. در بین برندهای زیرمجموعه، M شرایط متفاوتی دارد و حالت اجرایی و تولید محصولات در این شرکت، مثل خودروسازان بزرگ است. درواقع امروز، تفاوت زیادی بین خودروهای ساخت بیامو و M وجود دارد؛ محصولات M کد شناسایی منحصربهفرد دارند و اگر خیلی ریزبین باشیم، حتی میتواند یک برند مستقل هم محسوب شود. خودروهای تولیدی بیامو، M و پکیجهای سفارشی M برای خودروهای استاندارد از لحاظ قیمت و علمکرد و مشخصات فنی متفاوت هستند؛ مثلا در خط تولید فعلی، بیامو M5 با M550i تفاوت محسوسی دارد.
- بیامو M از سال ۱۹۷۲ تا امروز چیزی جز یک برند موفق نبوده است.
هوندا؛ موگن

آغاز فعالیت از سال ۱۹۷۳
برند موگن (Mugen) برای طرفداران خودروهای ژاپنی نامی آشنا است؛ اما آیا میدانستید که موگن بهطور رسمی زیرمجموعهی هیچ شرکت خوروسازی نبوده است؟ پیوند موگن و هوندا داستان دیگری دارد. شرکت موگن موتوراسپرت سال ۱۹۷۳ با تلاشهای هیروتوشی هوندا، پسر سوییچیرو هوندا، بنیانگذار شرکت خودروسازی هوندا شکل گرفت. موگن در زبان که ژاپنی بهمعنی «بدون محدودیت» و شعار این برند هم قدرت بینهایت است، همیشه بهعنوان تولیدکنندهی انواع قطعات پرفرمنس خودرو و موتوسیکلت، کیتهای بدنه، اگزوزهای سفارشی و ارائهدندهی پکیجهای تیونینگ برای خودروها هوندا شناخته میشود. تعهد غیررسمی موگن به هوندا کاملاً مشخص است؛ البته پس از درگذشت سوییچیرو، هیروتوشی سهامدار عمدهی شرکت پدرش شد که ارتباط موگن با هوندا را بیشتر از گذشته هم کرد. از دههی ۱۹۷۰ تا امروز، موگن همیشه یکی از بزرگترین بازیگران دنیای موتوراسپرت بوده است؛ تأمین پیشرانهی خودروهای جی تی، فرمول ۳۰۰۰، فرمول یک و مسابقات ۲۴ ساعته بخشی از فعالیتهای برجستهی این برند ارزشمند است.

موگن همچنین در مسابقات موتورسیکلتسواری بهویژه جزیرهی من (Isle of Man) سابقهی درخشانی دارد؛ انواع مدلهای مفهومی و نمایشی از خودروهای هوندا هم درکنار پنج مدل رسمی شامل سیویک موگن Si، سیویک موگن RR، موگن CR-Z، پرلیود موگن و آکورد موگن با این برند تولید شده است. تیم بنسون و جردن (Benson and hedges Jordan) با رانندگی دیمون هیل و هاینز هارالد فرنتزن و استفاده از پیشرانهی ساخت موگن در مسابقات فرمول یک سال ۱۹۹۹ به مقام سوم جهان رسید. سال ۲۰۰۳ هیروتوشی هوندا با اتهام فرار مالیاتی روبهرو شد و آیندهی برند موگن در خطر قرار گرفت؛ البته سال ۲۰۰۶ هروتوشی از این اتهام تبرئه شد و حسابدار شرکت به زندان رفت، با وجود این موگن جریمهی مالی پرداخت کرد. جدیدترین محصول موگن، پروژهی تیونینگ جذاب هوندا سیویک جدید بوده که در حال حاضر تنها تصاویرش منتشر شده است.
موگن هنوز هم یکی از موفقترین برندهای تیونینگ جهان است، بنابراین در فهرست بهترینهای گذشته و امروز قرار میگیرد.
رنو؛ الپین

آغاز فعالیت از سال ۱۹۷۳
رنو در دهههای گذشته برای سامان بخشیدن به واحد موتوراسپرت تلاشهای بسیاری کرد و دو برند را به خدمت گرفت. داستان الپین (Alpine) با گوردینی کمی متفاوت است. ژان رِدِلی، راننده مسابقه و خلبان فرانسوی، سال ۱۹۵۵ شرکت الپین را بنیان نهاد. ردلی پس از مسابقه دادن با رنو 4CV، تصمیم گرفت شرکتی مستقل داشته باشد؛ او با الهام از 4CV، سال ۱۹۵۵ اولین خودروی الپین با نام A106 را تولید کرد. پس از تولید چند مدل جادهای و مسابقهای با استفاده از پیشرانههای رنو، خودروساز بزرگ فرانسوی مقدمات همکاری رسمی با الپین را ایجاد کرد؛ سال ۱۹۷۳، رنو این برند را بهطور کامل در اختیار گرفت. پس از کنار هم قرار گرفتن نامهای رنو و الپین، چند مدل اسپرت مختلف به بازار عرضه شد؛ تمام خودروها از فرمول تولید قدیمی الپین استفاده میکردند. بهدلیل تقاضای کم بازار، مقامات رنو فعالیت این برند را در سال ۱۹۹۵ متوقف کردند و هیچ نشانهای از بازگشت الپین نبود. اما در سال ۲۰۱۷ و پس از احیای برند گوردینی، رنو دوباره به الپین جان بخشید؛ بازگشت الپین بسیار باشکوه بود و مدل کاملاً جدید از A110 کلاسیک رونمایی شد. الپین A110 که جوایز بسیاری از رسانههای مختلف دریافت کرده، امروز یکی از بهترین خودروهای اسپرت جهان است و کاملاً توان رقابت با محصولات پورشه را دارد.
در دههی ۱۹۹۰، الپین چندان موفق نبود و خیلی زود هم خط تولیدش موفق شد؛ اگر این دوران را کنار بگذاریم، الپین از سال ۱۹۷۳ تا امروز، زیرمجموعهی خوبی برای رنو بوده است.
آئودی؛ کواترو

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۳
در خودروهای جدید آئودی، نشان کواترو (Quattro) چند معنی مختلف دارد؛ اما اساس کواترو، با پرفرمنس و قدرت معنی میشود. کواترو اولینبار بهعنوان فناوری چهار چرخ محرک اختصاصی آئودی مطرح شد؛ سال ۱۹۸۰ اولین خودروی آئودی با این سیستم، موسوم به «آئودی کواترو» تولید شد و مسیر حرکت دنیای خودرو و مسابقات رالی را تغییر داد. البته کواترو تنها به مدل خودرو و فناوری دو دیفرانسیل اشاره ندارد و در حال حاضر، واحد ویژه با این کد در شرکت آئودی فعالیت میکند. مسئولیت اصلی واحد کواترو، توسعه و طراحی و تولید خودروهای قدرتمند با کد RS مثل آئودی R8 است. از سال ۲۰۱۶ تا امروز، واحد کواترو به «آئودی اسپرت» تغییر نام داده است. همانطور مه میدانیم، کواترو بهمعنی فناوری چهار چرخ محرک است؛ بنابراین مقامات آئودی با انتخاب نام جدید، آزادی بیشتر در تولید محصولات دیفرانسیل عقب و دو دیفرانسیل پیدا کردند. برای مثال مدل R8 RWS محور عقب است و تولید آن در قالب واحد کواترو، با سنت قدیمی درتضاد خواهد بود. محصولات آئودی اسپرت تنها در نمایندگیهای رسمی خودروساز بزرگ اینگولشتات آلمان عرضه میشوند؛ آئودی اسپرت در حال حاضر مدلهای R8، RS6، RS3 و TT RS را تولید میکند.
واحد تولید خودروهای اسپرت چه در زمانیکه کواترو نام داشت و چه از سال ۲۰۱۶ تا امروز با عنوان Audi Sport GmbH، همیشه محصولات ارزشمند و خواستنی عرضه کرده است.
نیسان؛ نیسمو

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۸
با شنیدن و دیدن نام نیسمو، همیشه بهیاد قدرت و خودروهای اختصاصی میافتیم. نیسمو (Nismo بهمعنی بخش موتوراسپرت بینالمللی نیسان یا Nissan Motorsport International Limited)، واحد انحصاری نیسان برای تیونینگ، شخصیسازی، تولید خودروهای ویژه و نمونههای مخصوص مسابقه است. سال ۱۹۸۴، مقامات نیسان تصمیم گرفتند که دو دپارتمان فعال در موتوراسپرت که طی دههی ۱۹۶۰ شکل گرفته بودند را ادغام کنند. پس از شکلگیری واحد نیسمو در اواخر سال ۱۹۸۷، اولین محصولات شامل مدل ویژهی سائوروس (Saurus) و اسکایلاین R31 تولید شدند. مدل بعدی نیسان GT-R سال ۱۹۹۰ بود و سپس نسخههای تولیدمحدوده و سفارشی از راه رسیدند. یکی از ارزشمندترین خودروهای نیسمو، نیسان GT-R با کد Z-Tune محصول سال ۲۰۰۳ است؛ این خودرو که تنها در ۱۹ دستگاه تولید شد، از پیشرانهی ۶ سیلندر با قدرت ۵۰۰ اسببخار استفاده میکرد و نهایت سرعتش بیش از ۳۲۰ کیلومتربرساعت بود. نیسمو انواع مدلهای نیسان سری Z، GT-R و سیلویا را تولید کرده است؛ جدیدترین محصولات نیسمو، شامل نیسان GT-R، 370Z، جوک و بهزودی نسخهی ویژه از مدل برقی لیف میشود.
هیچ شکلی نیست که برند نیسمو، در فهرست خوشنامترین و ارزشمندترینهای دنیای خودرو قرار میگیرد و پس از ۳۴ سال فعالیت، امروز خط تولید شلوغ و پرتقاضایی دارد.
فورد؛ SVO/SVT

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۱
واحد عملیاتهای خودرو ویژه (Special Vehicle Operations) یا SVO، سال ۱۹۸۱ بهمنظور تولید و توسعهی قطعات فنی و ظاهری برای بخش موتوراسپرت فورد ایجاد شد. متخصصهای SVO سه هدف را زیر چتر حمایت فورد دنبال میکردند؛ مشارکت در موتوراسپرت، گسترش فعالیتهای فورد در مسابقات و ایجاد کسبوکار جانبی در تولید و فروش قطعات. البته مدتی پس از شکلگیری این واحد ویژه، مقامات فورد مجور تولید خودروهای جادهای انحصاری با نشان SVO را هم صادر کردند. اولین خودروی مخصوص فورد با نشان SVO، موستانگ بود که سال ۱۹۸۴ عرضه شد؛ فورد موستانگ SVO از پیشرانهی ۴ سلندر ۲/۳ لیتری توربوشارژ مدل تاندربرد با قدرت ۱۷۵ اسببخار (مدلهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ بهترتیب با قدرت ۲۰۵ و ۲۰۰ اسببخار) استفاده میکرد. موستانگ SVO که تا سال ۱۹۸۶ در بیش از ۹ هزار دستگاه عرضه شد، تلاش جسورانهی فورد برای رقابت با بیامو سری 3 بود. پس از تولید موستانگ، واحد SVO فورد در استرالیا هم نسخهای ویژه از مدل فالکون را عرضه کرد؛ البته کد SVO در استرالیا بهمعنی خدمات خودروهای ویژه (Special Vehicle Options) بود.

مقالههای مرتبط:
پس از یک دهه فعالیت واحد SVO، مدیران ارشد فورد تصمیم گرفتند تا یک برند رسمی و زیرمجموعه برای تولید خودروهای منحصربهفرد و پرفرمنس داشته باشند؛ نتیجه این شد که در سال ۱۹۹۳، واحد SVO به SVT بهمعنی تیم خودروی ویژه (Special Vehicle Team) تغییر نام داد. اولین محصول SVT نسخهای قدرتمند از وانت فورد F-150 موسوم به SVT Lightning مجهز به پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۵/۸ لیتری با قدرت ۲۴۰ اسببخار بود. SVT فورد تا امروز بیش از ۱۰ مدل جذاب تولید کرده است که Ford F-150 SVT Raptor محصول سال ۲۰۱۰ با پیشرانهی ۶/۲ لیتری و ۴۱۱ اسب بخاری و سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت در ۶/۷ ثانیه، از معروفترین محصولات این واحد ویژه محسوب میشود. البته بزرگترین موفقیت SVT، پرچمدار خودروهای اسپرت فورد است؛ فورد جی تی، با همکاری مستقیم متخصصهای SVT تولید شده است. پس از اینکه کد RS برای اولینبار در آمریکا استفاده شد، محصولات فورد با نشان SVT تولید نشدند؛ هنوز بهصورت رسمی اعلام نشده است، اما بهنظر میرسد که دو واحد RS و SVT ادغام خواهند شد تا فورد در بازار اروپا و آمریکا، یک برند زیرمجموعهی تمامعیار برای تولید خودروهای قدرتمند و جذاب در اختیار داشته باشد.
هر دو برند SVO و SVT دوران موفقی را پشت سر گذاشتهاند؛ باید دید که ادغام RS و SVT چه نتیجهای خواهد داشت.
جنرال موتورز؛ ساترن

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۵
در تاریخ خودروسازی، چند برند همیشه با شکست شناخته میشوند؛ شرکت ساترن (Saturn) قطعا در این فهرست ناامیدکننده قرار میگیرد. مقامات جنرال موتورز برند ساترن را سال ۱۹۸۵ ایجاد کردند تا در برابر خودروسازان ژاپنی و تقاضای خودروهای شهری و کوچک و اقتصادی هدفگذاری کنند. در دههی ۱۹۸۰، شرکتهای ژاپنی بهدنبال افتتاح کارخانه و خط تولید در خاک ایالات متحده بودند تا با فروش داخلی خودرو در این کشور، با تعرفهی واردات خداحافظی کنند. در ابتدا قرار بود که اولین خودروی ساترن تحت یکی از برندهای دیگر جنرال موتورز تولید شود؛ اما اهداف بلند مدت تغییر کرد و اولین خودرو با نشان ساترن و کد SL2، سال ۱۹۹۰ از راه رسید. همه چیز طبق برنامه پیش نرفت؛ درواقع مردم آمریکا بیشتر مشتری خودروهای دیگر برندهای جنرال موتورز بودند و بازار محصولات ژاپنی هم تثبیت شده بود. فروش خودروهای ساترن هیچوقت به آمار مورد انتظار نرسید، بنابراین در سال ۲۰۰۹، جنرال موتورز خط تولید برندی که تنها ۲۴ سال عمر داشت را در کنار چند شرکت دیگر، متوقف کرد. دقیقا در زمانیکه جنرال موتورز نیازمند جذب سرمایه و درآمد بود، ساترن شکست خورد؛ اواخر دههی ۲۰۰۰ در تاریخ جنرال موتورز با انحلال برندهای ساترن، پونتیاک و هامر در کنار فروش شرکت ساب همراه بود؛ این دوران را باید بهعنوان «مرگ و احیا در یک سال» توصیف کرد. باید اعتراف کرد که خودروهای ساترن در برابر شرکتهای دیگر حرفی برای گفتن نداشتند؛ انواع مدلهای کوپه، سدان، رودستر، شاسیبلند، مینی ون و هاچبک ساترن از نظر طراحی و کیفیت ساخت در سطح پایینی قرار داشتند.
بدون شک ساترن یک شکست برای جنرال موتورز بود؛ در بین تمام محصولات این برند، کمتر از پنج مدل را میتوان خودرویی خوب شناسایی کرد.
هوندا؛ آکورا

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۶
هوندا اولین خودروساز ژاپنی بود که برندی زیرمجموعه برای تولید محصولات لوکس ایجاد کرد. آکورا (Acura) از سال ۱۹۸۶ تنها در آمریکا و کانادا با خودروهای لوکس و قدرتمند هوندا به راه افتاد؛ پس از چند سال فعالیت، اولین برند خودروهای لوکس ژاپنیآمریکایی تاریخ در کشورهای دیگر هم فعال شد. اولین جرقهای که باعث شد تا هوندا برندی لوکس در آمریکا داشته باشد، تغییر در قوانین ژاپن بود. دولت ژاپن در آن دوران صادارت محصول به آمریکا را محدود کرده بود، بنابراین فروش خودروهای لوکس که در مقایسه با مدلهای استاندارد قیمت بیشتری داشتند، سود بالاتری برای هوندا داشت. همین مورد باعث شد تا پس از هوندا، نیسان و تویوتا هم برند لوکس زیرمجموعهشان را ایجاد کنند. آکورا در سال ۱۹۸۶ با دو مدل در ۶۰ نمایندگی رسمی به آمریکا رسید و بهتدریج با افزایش تقاضا روبهرو شد؛ برای مثال در سال ۱۹۹۰، فروش آکورا از مرسدس بنز، بیامو و لکسوس هم بیشتر بود. محصولات آکورا در ابتدا شامل مدلهای باکیفیتتر و مجهزتر ساخت هوندا مثل لجند، اینتگرا و NSX بود؛ اما امروز مدلهایی مثل TLX، RDX و MDX را داریم که مخصوص برند آکورا است. آکورا یکی از پرطرفدارترین برندهای لوکس خودرو است و مدل RDX، سال ۲۰۱۸ بیش از ۶۳ هزار مشتری در آمریکا داشت.
مثل دیگر برندهای زیرمجموعهی ژاپنی، آکورا هم از زمان شکلگیری تا امروز موفق بوده است.
هولدن؛ HSV

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۷
خودروساز استرالیایی هولدن (Holden) که خودش زیرمجموعهی جنرال موتور آمریکا است، سال ۱۹۸۷ برند HSV بهمعنی خودروهای ویژه هولدن (Holden Special Vehicles) را راهاندازی کرد. برند HSV با تلاشهای تام والکینشاور، رانندهی مسابقه اسکاتلندی ایجاد و دراصل جایگزین دپارتمان HDT هولدن شد. خودروهای HSV شامل مدلهای ارتقا داده شده و تولیدمحدود هولدن میشود؛ برای مثال اولین محصول این واحد، کومودور SS Group A SV بود که برای کسب مجوز مسابقات اتومبیلرانی تولید شد. از ویژگیهای برجستهی محصولات HSV میتوان به پیشرانهی V8 اشاره کرد که از تولیدات جنرال موتورز یا هولدن در مدلهای مختلف استفاده میشود. معروفترین خودروی این برند، وانت HSV Maloo R8 LSA، مجهز به پیشرانهی ۸ سیلندر V شکل ۶/۲ لیتریشورولت کامارو ZL1 با قدرت ۵۵۰ اسببخار، سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت در کمتر از ۵ ثانیه و قیمت پایه حدود ۶۳ هزار دلار است. از سال ۲۰۱۷ هولدن خط تولیدش در استرالیا را متوقف کرده است و محصولاتش را از کارخانههای اوپل در آلمان و جنرنال موتورز در آمریکا و کانادا به کشورهای مختلف عرضه میکند.
محصولات HSV همیشه خودروهای جذاب با پیشرانههای قدرتمند بوده است؛ این برند در استرالیا و بسیاری از کشورهای اروپایی پرطرفدار و موفق است.
رور؛ استرلینگ

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۷
خودروسازان قدیمی بریتانیا به کیفیت تولید خوب شهرت نداشتند اما تاحدودی در آمریکا موفق بودند. رور (Rover) یکی از شرکتهای شناختهشدهی بریتانیا بود و برای فروش بیشتر در بازار آمریکا، برندی زیرمجموعه انتخاب کرد. سال ۱۹۸۷، مقامات رور برند خودروهای آستین رور آمریکای شمالی (Austin Rover Cars of North America) یا ARCONA را راهاندازی کردند که البته مدتی بعد به استرلینگ (Sterling) تغییر نام داد. خودروهای استرلینگ که تنها شامل سری 800 رور بود، با همکاری هوندا تولید شد؛ اتحاد انگلیسیژاپنی دوام نداشت و برند استرلینگ خیلی زود به تاریخ سپرده شد. درحقیقت خودروهای استرلینگ باوجود کمکهای هوندا، هنوز هم کیفیت ساخت خوبی نداشتند؛ بنابراین پس از فروش حدود ۴۰ هزار دستگاه خودرو در طول بیش از چهار سال، رور و استرلینگ با آمریکا خداحافظی کردند. بسیاری از قطعات خودروهای استرلینگ با آکورا لجند (Legend) مشترک است، به همین دلیل هنوز هم برخی مدلهای این برند انگلیسی در جادههای ایالات متحده تردد میکنند و طرفدارن متعصبی هم دارند.
تلاش رور تحسینبرانگیز بود، اما برند استرلینگ را باید در فهرست شرکتهای ناموفق تاریخ طبقهبندی کرد.
نیسان؛ اینفینیتی

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۹
نیسان دومین شرکت ژاپنی پس از هوندا بود که سیاست فروش خودروهای گرانتر با برندی لوکس را انتخاب کرد. سال ۱۹۸۹، اینفینیتی (Infiniti) با فروش دو مدل Q45 و M30 در آمریکا آغاز بهکار کرد؛ سیاست مقامات نیسان به این صورت بود که خودروهای اینفینیتی همیشه در سطحی بالاتر از شرکت مادر باشند تا بتوان از قیمت بالاترشان، دفاع کرد. اینفینیتی شرایط خوبی در بازار آمریکا دارد و تقریبا در سطح آکورا قرار میگیرد، اما فروش در چند سال اخیر فروش لکسوس بیشتر بوده است. برخلاف آمریکا، اینفینیتی در اروپا چندان موفق عمل نکرده است. مقامات نیسان سال ۲۰۰۹ برند اینفینیتی را به اروپا وارد کردند؛ در طول ۱۰ سال گذشته ژاپنیها برای رقابت با شرکتهای برجستهی این قاره مثل مرسدس بنز، بیامو و آئودی تلاشهای زیادی کردند، اما هیچوقت فروش اینفینیتی در کشورهای اروپایی چشمگیر نبود. بهگفتهی مدیران ارشد اینفینیتی، خودروهای دههی ۲۰۲۰ این برند برقی خواهند بود و بهدلیل هزینههای زیاد توسعه در این فناوری و نیاز به تمرکز بیشتر منابع مالی و انسانی، فروش محصولات در کشورهای غرب اروپا از سال ۲۰۲۰ متوقف میشود. پرفروشترین خودروی اینفینیتی در سال ۲۰۱۸ مدل QX60 بود که بیش از ۴۷ هزار مشتری داشت.
اینفینیتی بهطور کلی برندی موفق است؛ درواقع بهطور دقیقتر، این برند در آمریکا و آسیا شرایط خوبی دارد ولی در مناطق دیگر از جمله اروپا شکست خورده است.
تویوتا؛ لکسوس

آغاز فعالیت از سال ۱۹۸۹
با اینکه روند شکل گرفتن لکسوس پیش از اینفینیتی بود، اما برند زیرمجموعهی نیسان زودتر فعالیتش را آغاز کرد. با این حال وقتی تویوتا بهعنوان بزرگترین خودروساز جهان تصمیم میگیرد برندی جدید داشته باشد، قطعا در مورد هر جنبهای با برنامه عمل میکند. مقامات تویوتا برای اینکه به بازار خودروهای لوکس وارد شوند، از تجربهی گذشته در فروش خودروهای اقتصادی استفاده کردند؛ برای موفق شدن در بازار جهانی و جلو زدن از دیگر شرکتها، باید کیفیت ساخت و قابلیت اعتماد به محصول و خدمات پس از فروش در بالاترین سطح باشد. تمام تاریخ برند لکسوس، چیزی جز این سه مورد نبوده است. از سال ۱۹۸۹ تا امروز، خودروهای لکسوس همیشه به استهلاک کم و کیفیت ساخت بالا شهرت داشتهاند. در آستانهی ۳۰ سالگی، لکسوس امروز برای هر سلیقهای یک محصول لوکس و خواستنی دارد. جالب این است که برند لکسوس از سال ۲۰۰۵ در ژاپن فعالیت میکند و پیش از این محصولاتش با نشان تویوتا در خانه فروخته میشدند.
از تویوتا چیزی جز محصول باکیفیت انتظار نمیرود؛ لکسوس قطعا یکی از بهترین برندهای لوکس خودروسازی است.
مرسدس بنز؛ AMG

آغاز فعالیت از سال ۱۹۹۹
شرکت AMG در سال ۱۹۶۷ شکل گرفت اما سالها طول کشید تا به مجموعهی رسمی مرسدس بنز اضافه شود. سه مهندس سابق مرسدس بنز، AMG را ابتدا باهدف تولید مدلهای قدرتمند از مرسدس بنز برای موتوراسپرت تأسیس کردند اما مدتی بعد، مأموریت اصلی توسعهی خودروهای جادهای منحصربهفرد انتخاب شد؛ تفاوت بزرگ محصولات AMG با مرسدس بنز در پیشرانههای سفارشی و تغییرات بدنه، کابین، سیستم تعلیق و فرمان است. در اوایل دههی ۱۹۹۰ پس از تولید مدلهای مسابقهای و جادهای ارزشمند، AMG یه شرکتی سودآور تبدیل شده بود و طرفداران فراوانی داشت؛ به همین دلیل، سال ۱۹۹۳ دایملر قرارداد همکاری با این برند امضا کرد و AMG بهطور رسمی در فهرست نمایندگیهای شرکت مادر مرسدس بنز قرار گرفت. مرسدس بنز E50 مدل سال ۱۹۹۳ اولین محصولی بود که AMG پس از قرارداد بزرگ با دایملر سفارشیسازی کرد.

سال ۱۹۹۹، دایملر (در آن زمان دایملر کرایسلر) ۵۱ درصد از سهام AMG را دراختیار گرفت و برند جدید AMG-Mercedes GmbH به دنیای خودرو وارد شد. سرانجام در سال ۲۰۰۵، دایملر تمام سهام این برند را خرید و AMG-Mercedes بهطور رسمی زیرمجموعهی این گروه بزرگ خودروسازی آلمانی شد. از سال ۲۰۰۵ تا امروز، خودروهای AMG با نشان مخصوص تولید میشوند و پیشرانههای ساخت این برند هم نمونه ندارند؛ برای مثال AMG پیشرانهی ۱۲ سیلندرش (کد M297) با حجمهای ۶/۹ و ۷/۳ لیتر را بهطور انحصاری برای خودروهای شرکت ایتالیایی پاگانی تولید میکند. استون مارتین هم از دیگر مشتریهای AMG است؛ نمونهای سفارشی از پیشرانهی ۸ سیلندر توربوشارژ AMG برای این شرکت بریتانیایی تولید میشود. AMG امروز یکی از بزرگترین برندهای زیرمجموعهی یک شرکت خودروسازی است و محصولات متنوعی تولید میکند؛ برای مثال مدل AMG GT تنها در خط تولید این برند وجود دارد. برخلاف محصولات برابوس، خودروهای AMG و مرسدس بنز درکنار هم فروخته میشوند.
خریدن AMG، یکی از بهترین تصمیمهای هیئت مدیرهی مرسدس بنز بود.
تویوتا؛ ویل

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۰
تویوتا پیش از شکلگیری برند سایون (Scion)، شرکت ویل (WiLL) را زیرمجموعه داشت. ویل، حاصل همکاری چند شرکت ژاپنی بود که بهدنبال ایجاد برندی جوانپسند با محصولات متنوع و فروش تنها بهصورت اینترنتی بودند؛ این شرکتها شامل کائو (Kao)، تویوتا، آساهی (Asahi)، پاناسونیک، کینکی نیپون (Kinki Nippon)، ایزاکی گلیکو (Ezaki Elico) و کوکیو (Kokuyo) است. محصولات ویل طیفی وسیعی از شیرینی، لوازم الترونیک و خودرو بود. در بخش خودرو از پلتفرم و قطعات ساخت تویوتا استفاده شد؛ البته از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ که برند ویل فعالیت داشت، تویوتا تنها سه مدل خودروی شهری تولید کرد که تنها در ژاپن فروخته شدند. پاناسونیک بیشترین محصول را با برند ویل عرضه کرد.
پروژهی ویل اهداف جذابی داشت، اما هیچوقت طبق انتظار عمل نکرد. فعالیت از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵، گواهی بر شکست تویوتا در برند ویل است؛ تویوتا از این شکست، برای پروژهی بعدی و برند سایون استفاده کرد.
تویوتا؛ سایون

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۲
همیشه وقتی از خودروی باکیفیت و قابل اعتماد صحبت میشود، محصولات تویوتا در مرکز توجه هستند. این شهرت برای تویوتا یک جنبهی دیگر هم دارد؛ نسل جوان علاقهای به خرید خودروهایی که بزرگسالان انتخاب میکنند، نخواهند داشت. با ایدهی جذب نسل جوان، تویوتا در سال ۲۰۰۲ برند سایون را در آمریکا بنیان نهاد. در نمایندگیهای این برند، خودروهای کامپکت و اسپرت تویوتا در کنار چند مدل جدید با نشان سایون فروخته میشدند. با فروش بیش از ۱۷۳ هزار دستگاه در سال ۲۰۰۶ و از راه رسیدن مدلهای اسپرتی مثل FR-S که درحقیقت همان تویوتا GT86 است، آینده برای سایون امیدوارکننده بود. تویوتا از سال ۱۹۹۹ با پروژهی جنسیس، بهدنبال جذب مشتریهای بیشتر از نسل جوان بود؛ WiLL اقدام بعدی بود و سپس سایون از راه رسید. اما فروش محصولات این برند بهتدریج کاهش یافت؛ بهطوری که در سال ۲۰۱۵ تنها ۵۶ هزار مشتری برای خودروهای سایون وجود داشت. پس از تولید هشت مدل مختلف، سایون در سال ۲۰۱۶ به تاریخ پیوست.
بهنظر میرسد که تویوتا هنوز راهکاری مناسب برای جلب توجه نسل جوان بهخصوص در آمریکا پیدا نکرده است. سایون را باید در فهرست برندهای ناموفق ثبت کنیم.
مرسدس بنز؛ میباخ

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۲
ویلهلم میباخ و پسرش شرکت میباخ (Maybach) را سال ۱۹۰۹ بهعنوان برندی زیرمجموعه از لوفتشیفباو زپلین (Luftschiffbau Zeppelin) تولیدکنندهی کشتیهای هوایی بهویژه نوع زپلین بنیان نهادند. در طول دوران جنگ جهانی اول، فعالیت میباخ به تولید پیشرانههای دیزل و بنزینی برای زپلین و کشتیهای هوایی محدود بود؛ اما اولین خودروی میباخ سال ۱۹۱۹ تولید شد. تا سال ۱۹۴۰، علاوه بر تولید پیشرانههای دیزل، میباخ چند خودروی لوکس هم تولید کرد. در جنگ جهانی دوم مانند بسیاری از شرکتهای آلمانی، میباخ و متخصصهایش در خدمت نیروهای نازی بودند؛ پیشرانهی بسیاری از خودروهای زرهی و تانکهای معروف آلمان مثل پنزرها و تایگرها و حتی نفربرها ساخت میباخ بود. پس از جنگ جهانی دوم، دایملر این برند را دراختیار گرفت و از دههی ۱۹۸۰، میباخ چند مدل ویژه از مرسدس بنز را تولید کرد. سال ۱۹۹۷، مقامات مرسدس بنز اعلام کردند که دو مدل سدان لوکس میباخ ۵۷ و ۶۲ را با پیشرانهی ۱۲ سیلندر V شکل ۶ لیتری عرضه خواهند کرد؛ هدف نهایی مرسدس بنز، رقابت با رولز رویس بود اما میباخ به اندازهی خودروهای لوکس بریتانیا، مشتری نداشت.

آلمانیها انتظار داشتند که هر سال حدود ۲۰۰۰ مشتری برای میباخ وجود داشته باشد، اما واقعیت چیز دیگری بود. برای مثال در سال ۲۰۱۰، رولز رویس بیش از ۲۷۰۰ دستگاه خودرو فروخت اما تنها ۱۵۷ مشتری برای میباخ وجود داشت؛ این عملکرد ضعیف باعث شد تا مقامات مرسدس بنز، فعالیت میباخ را در سال ۲۰۱۲ متوقف کنند. درمجموع از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲، میباخ حدود ۳۰۰۰ دستگاه خودرو فروخته بود. اواخر سال ۲۰۱۴، آلمانیها اعلام کردند که میباخ دوباره زنده خواهد شد و مدل فوق لوکس از مرسدس بنز اس کلاس با نشان این برند همراه خواهد شد؛ مرسدس میباخ S600 بهعنوان رقیب رولز رویس فانتوم و بنتلی مولسان از راه رسید. میتوان گفت که احیای میباخ موفقآمیز بوده است و بهزودی شاسیبلند مرسدس GLS با نشان این برند لوس هم عرضه خواهد شد.
اگر به تمام محصولات میباخ در خودروسازی و صنعت هوایی دقت کنیم، باید این برند را یک اتفاق خوب برای آلمانیها تعریف کرد. شاید در دههی ۲۰۰۰، میباخ فروش بالایی نداشت اما این روزها فعالیتش برای مرسدس بنز بسیار مهم است.
کرایسلر، دوج و جیپ؛ SRT

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۳
واحد خوشنام SRT، زیرمجموعهای در گروه خودروسازی فیات کرایسلر (FCA) است که البته تنها در مدلهای آمریکایی فعالیت میکند. کد SRT بهمعنی فناوری مسابقهای و خیابانی (Street & Racing Technology) است و اولینبار در پروژهی تولید دوج وایپر (تلفظ انگلیسی داج) با نام «تیم وایپر» شکل گرفت. سپس تیم وایپر با تیم توسعه و تولید کرایسر پرولر (Prowler) ادغام شد و واحد SVE بهمعنی مهندسی خودرو ویژه (Specialty Vehicle Engineering) شکل گرفت. سال ۲۰۰۲ این واحد به PVO و سپس در سال ۲۰۰۴ به SRT تغییر نام داد. پس از پایان یافتن فرایند طولانی تغییر نام، فعالیت واحد SRT با هدف تیونینگ، تقویت و تولید خودروهای ویژه از برندهای کرایسلر، دوج و جیپ آغاز شد. اولین محصول SRT، نسخهی متفاوت از دوج نئون مدل ۲۰۰۳ بود؛ Neon SRT-4 با تیونینگ جدید به پیشرانهی توربوشارژ ۴ سیلندر و قدرت ۲۳۰ اسببخار مجهز شده بود. شهرت SRT در تولید خودروهای قدرتمند با پیشرانهی بزرگ از سال ۲۰۰۵ با مدل کرایسلر 300C شروع شد؛ درکنار دوج وایپر ۶۴۰ اسب بخاری با پیشرانهی V10 تنفس طبیعی ۸/۳ لیتری، معروفترین مدل SRT در سالهای اخیر، دوج چلنجر دیمِن با پیشرانهی ۶/۲ لیتری سوپرشارژ V8 هِمی (HEMI)، قدرت ۷۹۷ اسببخار و زمان ۲/۳ ثانیه در سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت است. از سال ۲۰۱۴ تا امروز براساس تصمیم هئیت مدیرهی جدید فیات کرایسلر، برند SRT با دوج ترکیب شده است.
با بررسی کوتاه بیش از ۲۰ مدل تولیدی SRT از سال ۲۰۰۳ تا امروز، چیزی جز موفقیت در این برند نخواهیم دید.
واکسال؛ VXR

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۴
خودروهای برند بریتانیایی والکسال (Vauxhall) همیشه به قیمت اقتصادی و کیفیت نهچندان بالا شهرت داشتهاند؛ درواقع سابقهی واکسال بهگونهای بود که برای تولید خودرویی اسپرت، باید پیشزمینه ایجاد میشد. واحد VX Racing که سپس به VXR تغییر پیدا کرد، با همکاری مقامات جنرال موتورز شکل گرفت؛ خودروهای VXR نمونههای قدرتمند محصولات استاندارد واکسال بودند که زمینهساز مقبولیت تولید مدلهای اسپرت را برای این شرکت بریتانیایی ایجاد کردند. واکسال این روزها زیرمجموعهی برند آلمانی اوپل و عضوی از گروه خودروسازی PSA فرانسه است؛ بنابراین کد VXR روی برخی از خودروهای اوپل هم استفاده میشود.
قضاوت در مورد موفقیت برند VXR مشکل است چرا که در بین محصولات باکیفیت، مدلهای زیادی هم وجود دارد که عملکرد ضعیفی داشتهاند.
فیات؛ آبارت

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۷
آبارت (Abarth) سال ۱۹۴۹ شکل گرفت ولی دو دهه طول کشید تا به یک برند زیرمجموعه تبدیل شود. کارلو آبارتپس از تجربهی مقام مدیرکل شرکت ایتالیایی چیزیتالیا (Cisitalia) و انحلال این برند، بهدنبال راهاندازی کسبوکار خودش بود. فعالیت آبارت ابتدا در تولید دو مدل خودرو و فروش تجهیزات جانبی و رفاهی برای محصولات فیات، لانچیا، چیزیتالیا و سیمکا خلاصه میشد؛ آغاز همکاری همهجانبهی آبارت و فیات در سال ۱۹۵۲ با تولید خودروی آبارت 1500 شکل گرفت. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، خودروهای آبارت در کنار بهترین مدلهای اسپرت و مسابقهای پورشه و فراری رقابت میکردند؛ این عملکرد درخشان باعث شد تا فیات برند آبارت را در اختیار بگیرد. فیات خیلی زود آبارت را به واحد موتوراسپرتش تبدیل کرد و مدلهای جدید رالی مثل 124 و 131 تولید شدند. درواقع رویکرد فیات دربرابر آبارت مثل رابطهی فورد و RS بود اما در سال ۱۹۸۱، واحد موتوراسپرت ویژهی خودروساز بزرگ ایتالیا شکل گرفت. پس از اینکه فعالیت آبارت بهعنوان واحد موتوراسپرت متوقف شد، فیات از نام این برند اصیل برای فروش مدلها و تیپهای ویژهی محصولاتش استفاده کرد. آبارت در قالب برند زیرمجموعهی رسمی فیات، در سال ۲۰۰۷ جان گرفت؛ این برند امروز یک واحد مستقل در گروه سازمانی فیات است که خودروهای منحصربهفرد تولید میکند. از سال ۲۰۰۷ تا امروز، آبارت مدلهای فیات 500، پونتو، اسپایدر و موتورسیکلت XSR900 را براساس محصول یاماها تولید کرده است.
آبارت را باید یک برند موفق بشناسیم؛ قطعا کد Abarth یکی از هیجانانگیزترین نامها در خودروسازی است.
پژو سیتروئن؛ DS

آغاز فعالیت از سال ۲۰۰۹
کاری که خودروسازان ژاپنی در دههی ۱۹۹۰ انجام دادند، تلاش زیادی نیاز دارد. شکلگیری یک برند لوکس از شرکتی که به تولید و فروش خودروهای اقتصادی برای مردم شهرت دارد، جسارت بالایی میخواهد. همانطور که دیدیم، ژاپنیها با انتخاب بازار آمریکا برای برندهای لوکشان، جسارت و تلاش را به نمایش گذاشتند، اما برندهای فرانسوی پژو و سیتروئن چطور؟ نمیتوان بهراحتی یک خودرو با نشان سیتروئن یا پژو را در سطح قیمتی محصولات مرسدس بنز عرضه کرد، بنابراین گروه فرانسوی PSA برندی زیرمجموعه را برای وارد شدن به کلاس خودروهای لوکس درنظر گرفتند. برند DS از سال ۲۰۰۹ تا امروز تنها خودروهای سیتروئن را با تغییرات جزئی فروخته است؛ DS که در آمریکای شمالی و آسیای جنوبی هیچ فعالیتی ندارد، جسارت و تلاش کافی فرانسویها را بهنمایش نگذاشته است. جالب است DS که هنوز به سطح رشد لازم نرسیده بهتازگی برندی زیرمجموعه با نام E-Tense برای تولید خودروهای پلاگین هیبرید ایجاد کرده است. مقامات DS باید درنظر داشته باشند که دست تکان دادن امانوئل مکرون،رئیسجمهور فرانسه از سانروف برای یک خودروسازی شهرت و اعتبار جهانی بهدنبال ندارد، برای جذب مشتری باید به بازارهای رقابتی مثل آمریکا وارد شد.
DS هنوز خودرویی که واقعا جذاب باشد، تولید نکرده است. این برند در حال حاضر در فهرست موفقها قرار نمیگیرد.
بیامو؛ i

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۳
زمانیکه خودروساز بزرگ باواریا تصمیم گرفت به بازار خودروهای برقی و هیبرید وارد شود، تنها یک مدل خودرو برای عرض اندام بهنمایش نگذاشت؛ بلکه یک کارخانهی اختصاصی برای توسعه و تولید پلتفرم جدید درکنار برندی زیرمجموعه را تأسیس کرد. در سال ۲۰۰۹ و پس از معرفی مدلهای مفهومی i3 و i8 در نمایشگاه فراکفورت، مقامات بیامو اعلام کردند که اولین خودروهای مجهز به فناوری برقی شرکت بهزودی با برند جدید i عرضه خواهند شد. فعالیت رسمی برند i ازسال ۲۰۱۱ آغاز شد و مدلهای نهایی بیامو i3 و i8 در سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ عرضه شدند؛ پس از تولید دو مدل اختصاصی، واحد i برنامهای جدید برای فروش مدلهای خاص از خودروهای استاندارد بیامو با کد iPerformance را آغاز کرد. چند خودروی ویژه بیامو شامل X5، 225xe، 330e، 740e و 530e به فناوری هیبرید واحد i مجهز شدهاند. جدیدترین محصول بیامو i مدل مفهومی i Vision Dynamics است که بهعنوان پیشنمایشی جذاب از مدل برقی نسل جدید سری 3 که تا سال ۲۰۲۱ عرضه میشود، رونمایی شد.
فروش خودروهای i مطابق انتظار بیامو نبوده است، اما مدل i8 طرفداران پرشوری در جهان دارد. واحد i هنوز رونق لازم را کسب نکرده و باید چند سال دیگر منتظر پر شدن سبد محصولاتش باشیم. بیامو i فعلا برندی متوسط طبقهبندی میشود.
جگوار لندرور؛ SVO

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۴
شرکت بریتانیایی جگوار لندرور سال ۲۰۱۴ واحد عملیاتهای خودرو ویژه (Special Vehicle Operations) یا SVO را ایجاد کرد تا برخی مدلهای تولیدمحدود از محصولاتش را با برندی منحصربهفرد عرضه کند. محصولات SVO در سه طبقهبندی کلی شامل خودروهای سریع جادهای با کد SVR، شاسیبلندهای فوق لوکس با کد SVX و مدلهای پرچمدار با کد SVAutobiography تولید میشود. با اینکه SVO بهتازگی فعال شده اما مدلهای جذابی مثلرنجرور اسپرت SVR با قدرت ۵۲۴ اسببخار و جگوار F-Pace SVR خوشساخت را به بازار عرضه کرده است.
باید دید که SVO در سالهای آینده چه خودروهایی عرضه میکند اما براساس محصولات فعلی، این برند برای جگوار لندرور موفقیتآمیز بوده است.
فورد؛ وینیاله

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۴
شرکت کوچبیلدینگ وینیاله (Vignale) سال ۱۹۴۸ در ایتالیا شکل گرفت و در ابتدا به تولید خودروهای تولیدمحدود با طراحی منحصربهفرد براساس محصولات برندهای دیگر مشغول بود. در اواخر دههی ۱۹۶۰، هنر کوچبیلدینگ مثل گذشته طرفدار نداشت؛ مقامات فورد از این فرصت استفاده کردند و دو شرکت وینیاله و کاروزریا گیا (Carrozzeria Ghia) را در اختیار گرفتند. البته فورد سالها طول کشید تا از ظرفیت این دو برند استفاده کند. برای مثال در سال ۱۹۹۳ فورد مدل مفهومی استون مارتین لاگوندا وینیاله را رونمایی کرد و سپس در سال ۲۰۰۴، فوکوس وینیاله را بهنمایش گذاشت. سرانجام در سال ۲۰۱۳ اعلام کردند که وینیاله از این پس بهعنوان برند لوکس و زیرمجموعهی شرکت احیا میشود؛ البته مفهوم لوکس بودن وینیاله در فورد با برندهای زیرمجموعه دیگر شرکتها کاملاً متفاوت است. خودروهای وینیاله در محصولات فورد، تنها چند تزئین بدنه و کابین جدید به همراه خدمات پس از فروش بهتر مثل کارواش رایگام مادامالعمر دارند. جالب است که فورد خودروهای وینیاله را تنها در اروپا عرضه میکند اما ویژگیهای لازم برای رقابت با دیگر برندهای لوکس را درنظر نمیگیرد.
وینیاله زمانیکه مستقل بود، محصولات درخورتوجهی تولید میکرد اما بهعنوان زیرمجموعهی فورد، تا امروز یک شکست کامل است.
آئودی؛ e-tron

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۴
درست مانند بیامو، آئودی هم برای تولید خودروهای برقی و هیبرید برندی جدید درنظر گرفت. e-tron اولینبار در مدل مفهومی سال ۲۰۰۹ معرفی شد و پنج سال بعد، مدل پلاگین هیبرید آئودی A3 اسپرتبک با این کد تولید شد. روند توسعهی این برند چندان باسرعت نیست، بهطوری که اولین خودروی مستقل e-tron سال گذشته رونمایی شد. درواقع واحد e-tron در حالی جشن تولد ۱۰ سالگیاش را میگیرد که تسلا و جگوار زودتر از این شرکت آلمانی کراساور/شاسیبلند برقیشان را تولید کردند.
آئودی e-tron بهتازگی اولین محصولش را عرضه کرده است، بنابراین نمیتوان در مورد این برند قضاوت کردو در حال حاضر در هیچ رتبهای، طبقهبندی نمیشود.
هیوندای؛ جنسیس

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۵
داستان هیوندای و جنسیس همان فرمول قدیمی ژاپنیها است؛ همانطور که دیدیم در صورت همت و جسارت، ایجاد یک برند زیرمجموعهی لوکس در شرکتی که به تولید خودروهای اقتصادی و تولید انبوه شهرت دارد، موفقیتآمیز است. کرهایها برای آماده کردن بازار، ابتدا یک سدان لوکس و مدل کوپه با نام جنسیس در سال ۲۰۰۸ عرضه کردند؛ بازخوردها درمجموع مثبت بود، بنابراین شکلگیری برندی لوکس آغاز شد. بههمین خاطر زمانیکه هیوندای در سال ۲۰۱۵ از برند مستقل جنسیس رونمایی کرد، اقدام چندان تعجبآوری نبود. البته رونمایی از جنسیس G90 با قیمت حدود ۷۰ هزار دلار برای رقابت با مرسدس بنز S کلاس جای بحث دارد؛ مدلهای دیگر جنسیس شامل G70 و G80 هستند. شکی نیست که باتوجه به حضور طراحان سابق لامبورگینی، بنتلی، آئودی، فولکس واگن، بوگاتی و مدیر سابق واحد M بیامو، جنسیس برای رقابت با اروپاییها و بهخصوص آلمانیها شکل گرفته، اما در حال حاضر این برند تنها در آمریکا و کره جنوبی فعال است. اصلا بعید نیست که بهزودی جنسیس به اروپا هم برسد.
جنسیس تا امروز شرایط خوبی داشته است و میتواند در فهرست برندهای موفق قرار بگیرد.
مرسدس بنز؛ EQ

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۶
مثل بسیاری از شرکتهای دیگر، مرسدس بنز هم برای تولید خودروهای برقی برندی کاملاً جدید تدارک دید. واحد EQ اولینبار در سال ۲۰۱۶ و نمایشگاه پاریس مدل مفهومی و برقیاش را بهنمایش گذاشت؛ مقامات مرسدس بنز اعلام کردند که با برند EQ تا سال ۲۰۲۲ چند مدل برقی عرضه خواهد شد. اولین محصول تولیدی این واحد ویژه کراساور تمام برقی EQC با ظرفیت پیمایش ۴۰۰ کیلومتر و قدرت ۴۰۲ اسببخار است که چند ماه پیش رونمایی شد؛ EQA و EQV هم پیشنمایشی از هاچبک و ون برقی آیندهی مرسدس بنز هستند که در حال حاضر تنها مدلهای مفهومیشان را دیدهایم.
مرسدس بنز EQC هنوز به بازار نرسیده است، بنابراین هیچ ایدهای از عملکرد بخش فناوری برقی این شرکت آلمانی نداریم. عملکرد برند EQ را با شرایط فعلی نمیتوان قضاوت کرد.
ولوو؛ پلاستار

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۷
فعالیت شرکت پلاستار (Polestar) سال ۱۹۹۶ بهعنوان تیم توسعهدهنده و تیونینگ خودروهای ولوو در موتوراسپرت آغاز شد. البته این شرکت تا سال ۲۰۰۵ با نام Flash Engineering شناخته میشد. پس از تیونینگ و ارتقا چند مدل از خودروهای ولوو برای مسابقات تورینگ، پلاستار در سال ۲۰۰۹ بهطور رسمی با ولوو همکار شد. مقامات ولوو تصمیم گرفتند که از برند پلاستار برای تولید خودروهای پرفرمنس استفاده کنند؛ بنابراین دو واحد Polestar Performance و Polestar Racing ایجاد شد. یک سال بعد، اولین خودروی جادهای پلاستار با کد C30 که یک مدل مفهومی بود، رونمایی شد؛ این روند با مدل مفهومی S60 ادامه یافت اما در سال ۲۰۱۳، دو مدل نهایی ولوو S60 و V60 با همکاری متخصصهای پلاستار تولید شدند. سال ۲۰۱۵، ولوو هر دو واحد پلاستار را در اختیار گرفت اما بخش مسابقهای واگذار کرد و تنها دپارتمان پرفرمنس را بهعنوان زیرمجموعه پذیرفت. پس از اینکه پلاستار در سال ۲۰۱۷ به برندی مستقل و زیرمجموعهی ولوو تبدیل شد، تا امروز دو خودروی تمام برقی Polestar 1 و Polestar 2 را رونمایی کرده است. هیچکدام از دو محصول جدید پلاستار به بازار نرسیده است و باید دید که این برند در میدان رقابت خودروهای برقی لوکس، چه عملکردی خواهد داشت.
اولین خودروی پلاستار سدان برقی Polestar 1 است که تا پایان سال ۲۰۱۹ عرضه خواهد شد. اگر عملکرد گذشتهی این برند را درنظر بگیریم، پلاستار سابقهی خوبی دارد.
سئات؛ کوپرا

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۸
پیش از شکلگیری کوپرا (Cupra) بهعنوان یک برند مستقل و زیرمجموعه، این واحد برای خودروساز اسپانیایی سئات مثل رنو اسپرت برای فرانسویها یا Type R برای هوندا بود؛ یعنی یک کد مخصوص برای خودروهای جذاب و قدرتمند. اساس برند کوپرا را واحد سئات اسپرت (SEAT Sport) تشکل میدهد که سال ۱۹۸۵ تأسیس شد. سئات اسپرت بخش موتوراسپرت این شرکت اسپانیایی بود که در مسابقات رالی و تورینگ فعالیت میکرد. کوپرا از سال ۲۰۱۸ که مستقل شده است، تنها یک مدل عرضه کرده است؛ شاسیبلند اتکا (Ateca) با قدرت ۳۰۰ اسببخار.
باتوجه به سابقهی درخشان و اولین محصول جذاب، کوپرا و سئات اسپرت را میتوان برندهای موفق شناخت.
فولکس واگن؛ جتا

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۹
جتا (Jetta) را پیش از این در قالب یک مدل خودروی اقتصادی از فولکس واگن میشناختیم، اما بزرگترین خودروساز آلمان این نام و کد را به یک برند تبدیل کرد. مقامات فولکس واگن تصمیم گرفتند که در بازار ژاپن، چند مدل خودرو را با برند جدید جتا برای جذب رانندههای نسل جوان عرضه کنند؛ مدلهای VA3، VS5 و VS7 همه نمونههای مشابه محصولات فولکس واگن و سئات هستند. با فروش ۳/۱۱ میلیون خودرو در سال ۲۰۱۸، چینبزرگترین بازارِ فولکس واگن است؛ مدیران ارشد فولکس واگن برای ازبینبردن شکاف بین خودروهای پرچمدار و اقتصادی، برند جتا را شکل دادهاند.
فروش اولین خودروهای فولکس واگن با برند جتا، بهزودی آغاز میشود؛ بنابراین هنوز نمیتوان به این برند نمره قبولی یا شکست داد.
جیلی؛ ژئومتری

آغاز فعالیت از سال ۲۰۱۹
جدیدترین برند زیرمجموعه در خودروسازی، مربوط به جیلی و بازار چین است. ژئومتری (Geometry)، زیرمجموعهی جدید جیلی برای تولید خودروهای تمام برقی و رقابت با محصولات تسلا است؛ بزرگترین خودروساز چین قصد دارد که با تولید خودروهای برقی اقتصادی، در خانه و کشورهای دیگر مشتری جذب کند. Geometry A اولین محصول این برند نوپا است که دقیقا رقیب تسلا مدل ۳ محسوب میشود. این مدل را چند رسانهی معتبر اروپایی آزمایش کردهاند و باوجود فرمانپذیری و عملرد فنی معمولی، نمرهی قبولی گرفته است. بیش از ۲۷ هزار نفر از مردم چین مشتری Geometry A شدهاند؛ مقامات جیلی اعلام کردهاند که این سدان تمام برقی بهزودی به اروپا هم میرسد.
اولین محصول ژئومتری نظر بسیاری از کارشناسهای خودرو را جلب کرده است، اما باید مدتی صبر کرد و پس از تولید محصولات بیشتر، سپس کارنامهی نهایی این برند را درنظر گرفت.
هواوی یکی از شرکتهای انگشتشمار تولیدکنندهی گوشیهای هوشمند است که بیشترین قسمت تراشهی مصرفی خود را میسازد. این شرکت با واحد طراحی HiSilicon خود، میلیونها پردازنده را با سرعت زیاد و بهصورت انبوه تولید میکند. حالا بهنظر میرسد شرکت چینی قصد دارد پا را فراتر بگذارد و تعداد بیشتری از گوشیهای خود را با پردازندههای بومی هایسیلیکون تولید کند.
نشریهی اینترنتی DigiTimes با اشاره به منابع مطلع در زنجیرهی تأمین گزارش میدهد که هواوی قصد دارد در نیمهی دوم سال، ۶۰ درصد از گوشیهای خود را با پردازندههای هایسیلیکون روانهی بازار کند. منبع موردنظر اشاره میکند که این رقم بهترتیب در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، کمتر از ۴۰ و ۴۵ درصد بوده است.
در حال حاضر نیز تمامی گوشیهای پرچمدار و میانردهی هواوی با پردازندههای ساخت خود شرکت به بازار عرضه میشوند. با در نظرگرفتن این مورد، اگر هواوی بخواهد بهصورت چشمگیرتری پذیرای پردازندههای بومی خود باشد، نیاز دارد تا در محصولات پایینرده از تراشههای هایسیلیکون استفاده کند. این شرکت درحال حاضر از پردازندههای کوالکام و مدیاتک در گوشیهای ارزانتر مانند Y5 (هلیو A22) و Y Max (اسنپدراگون 660) ، Y7 2019(اسنپدراگون 450) و Enjoy 9e (هلیو A35) بهره میبرد.

نمیتوان مطمئن بود که هواوی تراشههای جدیدی برای گوشیهای پایینردهی خود خواهد ساخت یا بهجای آن از پردازندههای پایینردهی قدیمی خود مانند کرین ۶۵۹ در این گوشیها استفاده خواهد کرد. اما شکی نیست که غول فناوری چین، توانایی این را دارد که جهت بالابردن عملکرد گوشیهای پایینردهی خود، اقدام به تولید پردازنده (با توان پردازشی و پردازش گرافیکی بالا) در مقیاسی کوچک کند. البته با اطمینان میتوان گفت گوشیهای جدید عرضهشده با این پردازنده خواهند توانست رقیبی جدی برای گوشیهای دارای پردازندههای مدیاتک و کوالکام باشند.
این اخبار بهدنبال ممنوعیتهای تجاری ایالات متحده علیه هواوی منتشر میشود که منجربه توقف عرضهی محصولات به شرکتهای چینی توسط کوالکام شد. پس تصمیم هواوی مبنیبر ساخت تعدادی بیشتر از تراشههای بومی، بهترین دیوار دفاعی است که این شرکت میتوانست در برابر ممنوعیتهای آمریکا برپا کند.
تاریخ تحولات جهان و اینکه چطور دنیای ما به وضعیت امروزی رسیده است، اینکه شیوهی زندگی انسانهای اولیه چگونه بوده و چطور بهتدریج اسباب تسهیل زندگی توسط انسانها کشف و اختراع شده، مطالب بسیار آموزندهای است که هم برای بزرگسالان و هم برای کودکان بسیار مفید است. حال اگر این اطلاعات در قالب یک اپلیکیشن گوشی هوشمند و با طراحی کارتونی ارائه شود، جذابیتی دوچندان خواهد داشت. در زوماپ پیش رو، اپلیکیشنی را با ویژگیهای مورد بحث به شما معرفی میکنیم که درواقع میتوان گفت بهنوعی یک دایرةالمعارف جیبی است. این اپلیکیشن را میتوانید بهعنوان یک بازی علمی برای کودکان یا ابزاری برای تقویت زبان انگلیسی هم مورد استفاده قرار دهید.
اپلیکیشن یادشده با نام History در دسترس قرار گرفته و از پلی استور قابل دانلود است. اپلیکیشن History کاملاً رایگان است و بهسادگی میتوانید آن را دانلود و نصب کنید. علاوهبر این، این اپلیکیشن متن باز است.
با باز کردن نرمافزار، آنچه جلب توجه میکند، فهرستی است که دورههای سپریشدهی مختلف دنیا را به شما نشان میدهد: تولد جهان، زندگی روی زمین، اتفاقات تازه. هر یک از این بخشها زیر مجموعههایی دارد که با لمس کلید + میتوانید به آنها دسترسی پیدا کنید. برای راحتی در توضیح ادامه موارد در اینجا از اولین زیر دستهی بخش اول شروع کردهایم، یعنی از انفجار بزرگ (Big bang).




با لمس روی هر زیر مجموعه وارد صفحهی اصلی اپلیکیشن خواهید شد که شامل توضیحات بسیار جامع و مناسبی است. در سمت چپ صفحه یک نوار عمودی خواهید دید که نشاندهندهی فاصلهی زمانی تا امروز است. مثلاً در مورد انفجار بزرگ که درواقع تولد جهان است، فاصلهی زمانی تا امروز ۱۳٫۷ میلیارد سال است که درکنار علامت مربوطبه آن دیده میشود. پس از این نوار تعدادی دایرهی رنگی توپر در رنگهای متفاوت دیده میشود و سپس در کادرهای رنگی، اتفاقی که در آن بازهی زمانی رخ داده، نوشته شده است. در پایین صفحه هم رویداد بعدی و فاصلهی زمانی آن با رویدادی که در حال مشاهدهی آن هستید، به شما نشان داده میشود.


اگر روی کادری را که اسم رویداد در آن نوشته شده، لمس کنید، به صفحهای هدایت میشوید که توضیحات مربوطبه آن رویداد در صفحه آورده شده است. مثلاً در مورد انفجار بزرگ که در اینجا صفحهی آن را باز کردهایم، در مورد منشأ این نظریه و ویژگیهای آن و تأثیری که روی اتفاقات بعدی جهان داشته، صحبت شده است.


با لمس علامت بازگشت در سمت چپ بالای صفحه، به صفحهی قبلی بازخواهید گشت. با کشیدن صفحه به سمت پایین یا بالا میتوانید رویدادهای قبلی یا بعدی را ببینید. از طرفی با زوم کردن روی صفحه که مطابق معمول گوشیهای اندروید با حرکت همزمان دو انگشت روی صفحه انجام میگیرد، میتوانید نوار نشاندهندهی زمان را بزرگتر کنید. در این حالت اگر رویدادهایی وجود داشته باشند که بازهی زمانی کوتاهی را به خود اختصاص داده باشند، مشخص خواهند شد. این ویژگی در رویدادهایی که به امروز جهان نزدیکترند، بیشتر کارایی دارد تا در مورد رویدادهایی مانند تولد خورشید. تأثیر این زوم را روی نقاط رنگی سمت چپ صفحه خواهید دید.


درواقع وقتی روی صفحه زوم میکنید، نوار زمان بازههای کوتاهتر را با دقت بیشتری به شما نشان میدهد. بنابراین اتفاقات یا رویدادها یا دورههای زیستی که بازهی زمانی کوتاهی را به خود اختصاص داده بودند و در حالت اولیه بهصورت نقاط رنگی نشان داده میشدند، با زوم کردن جزئیات بیشتری نشان میدهند و این نقاط بهصورت خطوط عمودی در خواهند آمد. مثلاً در تصاویری که در اینجا نشان دادهایم، دورههای زندگی دایناسورها، حشرات، حیوانات کوچک و دایناسورهای کوچک زیر مجموعهی دورهی کلی حیوانات هستند. با زوم کردن روی صفحه بخش مربوطبه حیوانات با جزئیات بیشتری به ما نشان داده شده و سالهای مربوطبه هر یک هم در سمت چپ مشخص است. آخرین مرحله در دورهی حیوانات دورهای است که انسانها به جهان وارد شدهاند و این دوره هم خود زیر مجموعههایی دارد.


اگر در صفحهای اصلی اپلیکیشن قسمت مربوطبه زندگی روی زمین (Life on the earth) را باز کنیم، زیر مجموعههای دورهی زندگی انسانها را خواهیم دید که پس از انقراض دایناسورها شروع میشود.


پس از دورهی میمونها، دورهی ساخت ابزار توسط انسانهای نخستین شروع شده و سپس اولین معابد ساخته شدهاند. سپس آغاز نوشتن و بعد روشهای وقایع و پس از آنها دورهی جنگهای صلیبی و طاعون سیاه مهمترین وقایعی بودهاند که در این اپلیکیشن به آنها اشاره شده و توضیحات مفصلی هم در مورد آنها داده شده است.




پس از این دوران در نمودار زمان به دورهای نزدیک میشویم که بهگونهای دورهی معاصر حساب میشود. رویدادهای مهم علمی، سیاسی و اجتماعی رخ دادهاند و هر یک (که انقلابی در نوع خود بودهاند) بیان شدهاند، اتفاقاتی مانند ارائهی نظریهی گرانش نیوتن، حق رأی زنان، نظریهی داروین، جنگهای جهانی، سفر به ماه و درنهایت فراگیری شبکهی جهانی اطلاعات، اینترنت. توضیحاتی که در مورد این وقایع در این اپلیکیشن در دسترس شما قرار گرفته، بسیار مفید خواهد بود.


اگر تا به اینجا به نقاط رنگی کنار نوار زمان دقت کرده باشید، متوجه شدهاید که با نزدیک شدن به امروز، جزئیات بیشتری در مورد رویدادها وجود داشته و بنابراین زیر مجموعهی کوچکتری هم در این اپلیکیشن برای آنها در نظر گرفته شده است. در نتیجه با زوم کردن روی نقاط رنگی میتوانید جزئیات بیشتری را در مورد سالهای اخیر بخوانید.
امکان دیگری که در این اپلیکیشن برای شما فراهم شده، امکان جستوجو در محتوای اپلیکیشن در صفحهی اصلی است که میتواند بسیار مفید و کارساز باشد.


نکات مثبت
- رابط کاربری ساده
- اطلاعات کلی و بسیار مفید
- امکان دریافت اطلاعات در مورد وقایع با بازهی زمانی کوچک
- نمایش خلاصهی اطلاعات بهصورت نموداری و کارتونی
- دانلود این نرمافزار رایگان است
- متن باز است
نکات منفی
- این اپلیکیشن فقط به زبان انگلیسی در دسترس است
- برخی رویدادها در این اپلیکیشن توضیح داده نشدهاند
از قبل گفته شده بود آئودی میخواهد نسخهی کراساور از A1 را رونمایی کند. در حالی که بسیاری فکر میکردند این خودرو با نام A1 Allroad معرفی شود اما آئودی تصمیم گرفت که کوچکترین کراساور خود را با نام A1 Citycarver روانهی بازار کند. آئودی کراساور A1 را خودرویی توانا در شهر، جاده و مسیرهای خاکی معرفی کرده است.

آئودی A1 Citycarver براساس مدل هاچ بک A1 اسپرتبک ساخته شده است. این محصول، بیش از آنکه یک کراساور باشد، یک هاچبک با ارتفاع بیشتر محسوب میشود. A1 Citycarver در بخش ابعاد و اندازهها، ۴.۰۴ متر طول دارد و ارتفاع آن ۳۵ میلیمتر افزایش پیدا کرده است. رینگهای سیتیکارور نیز در مقایسه با مدل هاچبک بزرگتر هستند و سایز آنها از ۱۶ اینچ به ۱۸ اینچ افزایش پیدا کرده است. در نمای بیرونی مدل A1 Citycarver آئودی سعی دارد تا ظاهری آفرود ایجاد کند. برای مثال میتوان به روکش آلومینیومی بدنه، طراحی جدید رینگها، رکاب جانبی سیاه رنگ و جلو پنجرهی متفاوت اشاره کرد. آئودی A1 Citycarver در ۹ رنگ مختلف تولید خواهد شد.

در خصوص کابین خودرو باید اعتراف کرد همهی نکات مثبت و دوستداشتنی آئودی A1 در این مدل نیز حفظ شدهاند، ضمن اینکه تزئین برخی قسمتها مانند خروجیهای سیستم تهویه، تودریها و کنسول مرکزی متفاوت است. کابین با ترکیب رنگهای سبز، نارنجی و خاکستری قابل سفارش است. آئودی A1 Citycarver در ۴ تیپ مختلف به بازار خواهد آمد.

هنوز مشخصات فنی دقیق A1 Citycarver منتشر نشده ولی از آنجایی که این مدل براساس A1 اسپرت بک ساخته شده است، میتوان انتظار داشت که از نظر فنی مشابه با آن باشد. به احتمال بسیار زیاد، شاهد بکارگیری یک پیشرانهی ۴ سیلندر ۱.۴ لیتری توربوشارژ زیر کاپوت A1 Citycarver خواهیم بود که ۲۰۰ اسببخار قدرت دارد. مدل پایه نیز به پیشرانهی ۳ سیلندر ۹۵ اسببخار مجهز خواهد شد. البته فعلا هیچ یک از این اطلاعات بهطور رسمی توسط آئودی تأیید نشدهاند.

آئودی فروش A1 سیتیکارور را بهزودی شروع خواهد کرد و از پاییز ۲۰۱۹ به مصرفکننده تحویل خواهد داد. همچنین خریداران اولین مدل در بازار اروپا قادر خواهند بود که نسخهی Edition One را با مشخصات ویژه بخرند. آئودی هنوز جزییات قیمتی جدیدترین محصول خود را اعلام نکرده است.
هفتمین نسل از فولکس واگن گلف GTI در سال ۲۰۱۳ رونمایی شد و تاکنون در بازار حضور دارد. این خودرو از پیشرانهی ۲ لیتری ۴ سیلندر توربو با قدرت ۲۱۷ اسببخار استفاده میکند. در نسخهی Performance Package قدرت پیشرانهی گلف به ۲۲۷ اسببخار افزایش پیدا کرده است. طی این سالها فولکس واگن سعی کرده تا با افزایش قدرت گلف GTI این هاچ بک اسپرت را همچنان بهروز نگه دارد به طوری که نسخهی تولید محدود از GTI را با نام کلاب اسپرت S معرفی کرد که ۳۰۶ اسببخار قدرت دارد. این مدل حتی برای مدتی رکورددار سریعترین خودروی محرک جلو در پیست نوربرگرینگ بود.

ABT که یکی از معروفترین تیونرهای محصولات فولکس واگن است، از تیونینگ جدید برای گلف GTI رونمایی کرد. گلف GTI TCR در حالت استاندارد ۲۸۶ اسببخار قدرت و ۳۸۰ نیوتنمتر گشتاور دارد ولی ABT توانسته با تنظیم ECU، قدرت پیشرانه را به ۳۳۵ اسببخار و گشتاور آن را به ۴۳۰ نیوتنمتر افزایش دهد. این افزایش قدرت سبب شده تا گلف ABT دارای سرعتگیری صفر تا صد کیلومتر بر ساعت در ۵.۴ ثانیه باشد که در مقایسه با مدل استاندارد ۲ دهم ثانیه بهتر شده است.

حداکثر سرعت فولکس واگن گلف GTI TCR مانند اکثر خودروهای آلمانی بهصورت الکترونیکی روی ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت محدود شده است ولی بهصورت سفارشی امکان افزایش حداکثر سرعت تا ۲۶۰ کیلومتر بر ساعت وجود دارد. ولی در مدل تیونینگ شده توسط ABT حداکثر سرعت خودرو به ۲۶۵ کیلومتر بر ساعت میرسد. از امکانات دیگر این مدل میتوان به سیستم تعلیق اسپرت با قابلیت تنظیم ارتفاع، فنرهای سفارشی و میل موجگیر اسپرت جدید اشاره کرد. رینگهای ۲۰ اینچی با رنگ سیاه براق، از تغییرات دیگر ABT برای گلف است.
در سال ۱۸۸۶، باستانشناسی بریتانیایی بهنام آرتور اِونز، به سنگی باستانی برخورد که حامل حکاکیهایی جالب به زبانی ناشناخته بود. این سنگ متعلق به جزیرهی مدیترانهای کرت (Crete) بود و اونز برای یافتن شواهد بیشتر، بلافاصله به آنجا سفر کرد. طولی نکشید که او تعداد زیادی سنگ و لوح که همگی حکاکیهای مشابهی داشتند، پیدا کرد و آنها را متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح دانست.
این سنگنوشتهها حامل یکی از قدیمیترین خطهای کشفشده بودند. اونز عقیده داشت که فرم خطی این زبان، ریشه در تصاویر خطی دوران اولیهی هنر دارد؛ درنتیجه از اهمیت بسیار زیادی در تاریخ زبانشناسی برخوردار است.
او و چند دانشمند دیگر متوجهشدند که این سنگها و لوحها به دو زبان متفاوت نوشته شده بودند. زبان قدیمیتر که به آن «خطی الف (Linear A)» میگویند، مربوط به سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد است؛ زمانی که جزیره تحت سلطهی تمدن مینوسی در دوران برنز بود.
زبان دیگر که «خطی ب (Linear B)» نام دارد، جدیدتر بوده و در سالهای پس از ۱۴۰۰ پیش از میلاد و در دوران سلطهی میکاییهای یونان، پدید آمده است.
اونز و همکارانش تلاش بسیاری کردند تا این زبانهای باستانی را رمزگشایی کنند ولی هیچیک از تلاشهای آنان به نتیجه نرسید. این مشکل حلنشده باقی ماند تا اینکه در سال ۱۹۵۳، یک زبانشناس تازهکار بهنام مایکل وِنتریس موفق شد زبان خطی ب را رمزگشایی کند.


زبان خطی الف در سمت چپ و زبان خطی ب در سمت راست
راهکار او مبتنی بر دو پیشرفت تعیینکننده بود. اول اینکه ونتریس حدس زد بخش زیادی از کلمات تکرارشده در زبان خطی ب، نام مکانهایی در جزیرهی کرت بود. حدس او درست بود.
پیشرفت دوم او این بود که فرض کرد این زبان، فرمی ابتدایی از زبان یونانی باستان بود. این دید باعث شد که او بتواند بهسرعت سایر زبان را هم رمزگشایی کند. طی این فرایند، ونتریس نشان داد که یونانی باستان، چندین قرن قبلتر از آنچه تصور میشد، بهشکل مکتوب درآمده بود.
کار ونتریس یک دستاورد بسیار بزرگ بود. ولی زبان قدیمیتر، خطی الف، هنوز هم یکی از بزرگترین مسائل روز زبانشناسی باقی مانده است.
دور از ذهن نیست که پیشرفتهای اخیر بشر در ترجمهی ماشینی، بتواند به پیشبرد این مسئله کمک کند.
تنها در چند سال اخیر، مطالعات زبانشناسی بهدلیل وجود پایگاههای دادهی تفسیری عظیم و روشهایی براییادگیری ماشین از روی آنها، دگرگون شده است. درنتیجهی این امر، ترجمهی ماشینی یک زبان به زبان دیگر کار رایجی شده؛ هرچند نتایج بدوننقص نیست ولی این روشها، راههای کاملا جدیدی برای فهمیدن زبانها پیشروی انسان گذاشتهاند.
حال با جیامینگ لو و رجینا بارزیلی از دانشگاه MIT و یوآن کائو از آزمایشگاه هوشمصنوعی گوگل در کالیفرنیا آشنا شوید. این تیم موفق شده است تا یک سیستم یادگیری ماشینی طراحی کند که میتواند زبانهای فراموششده را رمزگشایی کند. آنها برای اثبات درستی سیستم خود، با کمک آن زبان خطی ب را (برای اولینبار بهصورت خودکار) رمزگشایی کردند. روش مورداستفادهی آنها با تکنیکهای معمول ترجمهی ماشینی بسیار متفاوت بود.
ابتدا لازم است کمی دربارهی نحوهی عملکرد ترجمهی ماشینی بدانیم. ایدهی بزرگی که ترجمهی ماشینی را امکانپذیر میکند، این است که کلمات، فارغ از زبان آنها، به شکلهای مشابهی با یکدیگر رابطه دارند.
پس در آغاز فرایند، ابتدا این روابط در یک زبان مشخص به یکدیگر نگاشت داده میشوند. این کار نیازمند یک پایگاه دادهی عظیم از متون است. سپس یک ماشین در متون جستوجو میکند تا ببیند که هر کلمه، چقدر در کنار سایر کلمات دیده میشود. الگویی که از این مشاهدات استخراج میشود، نشانهی منحصربهفردی است که یک کلمه را در یک فضای پارامتری چندبعدی مشخص میکند. به عبارت دیگر، هر کلمه را در این فضا میتوان بهشکل یک بردار دید، و این بردار است که با اعمال محدودیتهای قوی، مشخص میکند یک کلمه در ترجمههای ارائهشده توسط این ماشین چگونه ظاهر شود.
این بردارها از چند قانون سادهی ریاضی پیروی میکنند. بهعنوان مثال: ملکه = زن + مرد - پادشاه. و یک جمله را در این فضا، میتوان بهشکل مجموعهای از بردارهای پشتسرهم دید که هر یک دیگری را دنبال میکند تا گونهای مسیر ایجاد شود.
اما ایدهی کلیدی که ترجمهی ماشینی را ممکن میکند، این است که کلمات یک زبان، در زبان دیگر هم به همان نقاط مشابه در فضای پارامتری نظیر میشوند. این قضیه نگاشت یک-به-یک زبانی به زبان دیگر را امکانپذیر میکند.
بدین ترتیب، فرایند ترجمهی یک جمله، به فرایند یافتن مسیرهای مشابه هم در این دو فضا تبدیل میشود. ماشین حتی نیاز به دانستن این ندارد که جمله چه «معنایی» دارد.
فرایند یادشده، شدیدا به پایگاههای دادهی بزرگ وابسته است. اما چند سال پیش، تیمی متشکل از چند محقق آلمانی نشان داد که چگونه با کمک روشی مشابه و با استفاده از پایگاههای دادهی بسیار کوچکتر، میتوان زبانهای کمتر شناختهشده که دادهی متنی زیادی ندارند را هم ترجمه کرد. در این روش، برای اعمال محدودیت باید به روشی متفاوت که تکیهی زیادی بر داده ندارد، عمل کرد.
حال لو و همکارانش یک قدم فراتر رفتهاند تا نشان دهند که چگونه با کمک ترجمهی ماشینی، میتوان زبانهایی که کاملا فراموش شدهاند را رمزگشایی کرد. محدودیتهایی که آنها استفاده میکنند، براساس نحوهی تکامل زبانها در گذر زمان است.
ایدهی آنها چنین است که هر زبانی تنها بهشکلهای معینی تغییر میکند. مثلا در دو زبانی که بههم مرتبط هستند، علائم بهشکلهای مشابهی توزیع میشوند، کلمات مرتبط ترتیب حروف مشابهی دارند و... . با استفاده این قوانین در محدودیتهای ماشین، خیلی سادهتر میتوان یک زبان را رمزگشایی کرد. البته شرط آن، دانستن ریشهی زبان ناشناخته است.
لو و همکارانش این تکنیک را با دو زبان فراموششدهی خطی ب و اوگاریتی امتحان کردند. زبانشناسان میدانند که خطی ب از نسخههای ابتدایی یونانی باستان و اوگاریتی که در سال ۱۹۲۹ کشف شد، از نسخههای ابتدایی زبان عبری است.
با کمک این اطلاعات و محدودیتهای اعمالشده براساس تکامل زبانی، ماشین لو و همکارانش میتواند هردوی این زبانها را با دقت قابلتوجهی ترجمه کند. آنها میگویند: «ما موفقشدیم ۶۷/۳ درصد از نمونههای زبان خطی ب را در سناریوی رمزگشایی به معادل یونانی آنها ترجمه کنیم. تا جایی که میدانیم، تجربهی ما اولین تلاش برای ترجمهی خودکار زبان خطی ب است.»

کار تحسینبرانگیز لو و تیمش قطعا ترجمهی ماشینی را به سطح کاملا جدیدی ارتقا داده است. ولی سؤال جالبی درمورد سایر زبانهای فراموششده مطرح میشود؛ بهخصوص آنهایی که مانند خطی الف هیچگاه رمزگشایی نشدهاند.
در مقالهی این تیم، غیبت زبان خطی الف کاملا احساس میشود. لو و همکارانش حتی به آن اشاره هم نکردهاند؛ ولی قطعا ذهن آنها را مانند هزاران زبانشناس دیگر بهخود مشغول کرده است. با این حال پیشرفتهای قابلملاحظهای لازم است تا بتوان این زبان را توسط ماشین ترجمه کرد. بهطور مثال، هیچکس از ریشهی زبان خطی الف اطلاعی ندارد. تلاشهایی که برای ترجمهی آن به یونانی باستان صورت گرفته، همگی شکست خوردهاند. و این روش جدید بدون دانستن جد یک زبان کار نمیکند.
اما مزیت بزرگ روشهای مبتنیبرماشین این است که میتوان زبانها را یکی پس از دیگری و بدون خستگی امتحان کرد. درنتیجه ممکن است لو و همکارانش زبان خطی الف را با روشی فراگیر (Brute-Force) رمزگشایی کنند؛ یعنی تلاش کنند تا آن را به تمامی زبانهایی که در ترجمهی ماشینی شناخته شده است، ترجمه کنند. اگر موفق به انجام این کار بشوند، قطعا به دستاورد بزرگی رسیدهاند. دستاوردی که حتی مایکل ونتریس را هم شگفتزده خواهدکرد.
پژوهشگران با ترکیب ویرایش ژنتیکی و اسکن مغز در موش دریافتند که استرس آغازگر نوعی آبشار شیمیایی است که اساسا موجب تغییر نحوهی ارتباط بین شبکههای عصبی موجود در مغز میشود. این نتایج میتواند درک ما را از اختلالات اضطرابی در انسان افزایش دهد.
استرس نقش مهمی در آمادهکردن ما برای واکنش دربرابر خطر دارد. هر آنچه مغز آن را بهعنوان تهدید درک میکند، در کسری از ثانیه موجب هماهنگی و ارتباط بین شبکههای مغزی میشود. با فعالیت این سیستمها ما برای بقا دربرابر آن خطر، تصمیماتی فوری میگیریم؛ اما چه عاملی موجب تسهیل پیوند و برقراری ارتباط بین شبکههای مغزی میشود؟ این سؤالی است که یافتن پاسخی برای آن در مغز انسان دشوار است؛ زیرا انجام این کار نیازمند بررسی عملکرد مغز طی زمانی کوتاهتر از یک ثانیه پس از برخورد با هر تهدید است.
پژوهشگران برای حل این مسئله به موشها روی آوردند. آنها مطالعات گذشته را بررسی کردند و نوروترانسمیتر نورآدرنالین (نوراپینفرین مادهای شیمیایی است که در جریان استرس در مغز جریان مییابد) را بهعنوان تسهیلکنندهی احتمالی ارتباط بین شبکههای مغزی هدف قرار دادند. در این مطالعه، آنها مغز جوندگان را بهصورت ژنتیکی ویرایش کرده بودند تا امکان کنترل انتخابی زمان آزادشدن نورآدرنالین مهیا شود (این کار دربارهی مغزهای انسان ممکن نیست).
حین کنترل جریان این مادهی شیمیایی، آنها با استفاده از fMRI مغز موشها را اسکن کردند تا آنچه اتفاق میافتد، ببینند. نتیجهی کار کاملا شگفتانگیز بود؛ چراکه آزادشدن نورآدرنالین موجب سیمکشی مجدد مغز موشها شد و این امکان را فراهم کرد که شبکههای مغزی فورا باهم ارتباط پیدا کنند. با تمام اینها، انتقالدهندهی عصبی فقط موجب تسهیل ارتباطات عصبی نمیشد؛ بلکه موجب سازماندهی مجدد این ارتباطات نیز شد. والریو زربی، متخصص تصویربرداری مغز از دانشگاه زوریخ گفت:
نمیتوانستم باور کنم که در حال مشاهدهی چنین اثرهای قدرتمندی هستیم.
پژوهشگران قویترین اثرهای سیمکشی مجدد را در مناطق مغزی مسئول پردازش محرکهای حسی (برای مثال محرکهای شنیداری و بصری) و در آمیگدال (مرکز سیستم پاسخدهی دربرابر تهدید در مغز) مشاهده کردند.

قسمت مربوط به پاسخ دربرابر تهدید است که شاید بیش از همه بتواند به افزایش درک ما از تأثیر استرس روی مغز کمک کند. با توجه به این واقعیت که این مطالعه در موش انجام شده است، دینامیک خاص مطالعهشده در اینجا احتمالا بین ما و این جوندگان یکسان است. اگر نورآدرنالین بههمان صورتی که در مغز موش نشان داده شد، موجب سیمکشی مجدد مغز ما شود، میتوان گفت احتمالا اثرهای بلندمدت استرس از آنچه تصور میکنیم، شدیدتر باشد.
در پژوهشهای گذشته، جریان نورآدرنالین با تغییر در ارتباطات مغزی ارتباط داده شده بود؛ اما بهنظر میرسد این اثرها را خصوصا در آمیگدال کمتر از حد برآورد کردهایم. آمیگدال بخش کوچک، ولی قدرتمند مغز است که در مرکز اختلالات اضطراب قرار دارد. این پژوهش به درک بهتر این موضوع کمک کرده است که چگونه استرس مزمن و حاد روی مغز اثر میگذارد و میتواند راههای جدیدی برای ساختارشکنی اختلالات اضطرابی باز کند که درحالحاضر، شایعترین مشکلات روانی در سرتاسر جهان هستند.
پس از یک سال بلاتکلیفی قانونی، سرانجام کمیتهی ارتباطات فدرال (FCC) با اعلام موافقت ضمنی خود با ادغامتیموبایل و اسپرینت، به این ادغام چراغسبز نشان داد. وزارت دادگستری ایالات متحده پس از آن با این ادغام موافقت کرد که دیش (Dish)، شرکت تلویزیون ماهوارهای، با اپراتورها بر سر خرید بوستموبایل و ویرجینموبایل، طرحهای پیشپرداخت اسپرینت و برخی از داراییهای خاص آنها بهتوافق رسید. این معامله Dish را به چهارمین اپراتور بزرگ ایالات متحده تبدیل خواهد کرد. شرکتهای تیموبایل و اسپرینت ملزم به تهیهی ۲۰ هزار سایت سلولی و صدها محل تجاری برای دیش هستند. همچنین، این تهیهکنندهی تلویزیون ماهوارهای هفت سال به شبکههای تیموبایل دسترسی خواهد داشت.
آوریل گذشته، شرکتهای تیموبایل و اسپرینت با اعلام خبر مذکور، مدعی شدند اجرای این پروژه آنها را به رقیبی جدی برای AT&T و ورایزون تبدیل خواهد کرد و ازاینپس، خواهند توانست هزینههای مصرفکنندگان را کاهش و با سرعت بیشتری شبکههای نسل جدید 5G را در سطح کشور گسترش دهند.
اجراییشدن این قرارداد به تأیید کمیتهی ارتباطات فدرال و وزارت دادگستری ایالات متحدهی آمریکا نیازمند است و تأیید آن نیز بسیار محتمل بهنظر میرسد. آجیت پای، رئیس FCC، این اقدام را کاری در جهت منافع مردم میداند. او این ادغام را فرصتی منحصربهفرد برای شتاببخشیدن به توسعهی 5G در مناطق مختلف ایالات متحده معرفی کرد و تنها شرط وی برای رأیدادن به آن در کمیته، متعهدماندن شرکتها به گسترش شبکههای بیسیم و فراهمسازی پهنای باند بیشتر برای مناطق روستایی است.

با توجه به واکنشهای مثبت اعضای جمهوریخواه این کمیسیون و نیز بهدلیل ارتباطات بین تیموبایل و دولت ترامپ، نظارت شدیدی بر روند این ادغام حاکم است. چندین جلسه در کنگره با موضوع ادغام پیشنهادی دو شرکت برگزار شد و شماری از چهرههای مطرح دموکراتها از این طرح بهدلیل کاهش تعداد اپراتورهای اصلی بیسیم آمریکا انتقاد کردند. شایان ذکر است درصورت اجراییشدن این طرح، اپراتورهای آمریکا از چهار به سه کاهش مییابد. برخی از نمایندگان هم با برشمردن تهدیدهای مربوط به رقابتها در بازار، اعلام کردند این کار به ظرفیت آمریکا برای سردمداری حوزهی 5G آسیب خواهد رساند. آنها در نامهای به پای بهترین راه برای ایجاد شبکهی 5G باکیفیت و مقرونبهصرفه را ایجاد بازاری رقابتی دانستند و این ادغام را عاملی برای دورشدن از رقابت موردنیاز برای این هدف نامیدند که نوآوری را از بین میبرد.
تیموبایل و اسپرینت برای کاهش این نگرانیها پیشنهاد فروش بوستموبایل و بخشی از طیف بیسیم خود را به سایر رقبا مطرح کردند. Dish موفق شد این داراییها را بهدست آورد و با این اقدام، آنچنان قدرتمند شد که میتواند بهجای این دو شرکت، در رتبهی چهارم اپراتورهای بزرگ آمریکا قرار بگیرد.
مقالههای مرتبط:
در گذشته نیز، تیموبایل تلاش کرده بود با سایر اپراتورها ادغام شود. سال ۲۰۱۱، شرکت AT&T اعلام کرد این شرکت را با قیمت ۳۹ میلیارد دلار خواهد خرید؛ اما چند ماه پسازآن، وزارت دادگستری با این معامله مخالفت کرد. باوجوداین، سال ۲۰۱۲ آنها توانستند به توافقی با MetroPCS دست یابند تا این شرکت کوچک را به تملک خود دربیاورند. خرید اسپرینت را میتوان اکنون بزرگترین خرید موفق شرکت تیموبایل دانست.
البته، هنوز مانع دیگری پیش روی نهاییشدن ادغام این دو شرکت وجود دارد. ماه گذشته، نمایندگان چند ایالت طی دادخواستی برای جلوگیری از این معامله اعلام کردند زمانی که قدرت شرکتها مطرح میشود، بزرگترشدن همیشه بهمعنی بهتربودن نیست. آنها این کار را آسیبی جبرانناپذیر برای مشترکان تلفنهمراه دانستند که دسترسی میلیونها آمریکایی را به خدمات بیسیم مطمئن و مقرونبهصرفه قطع میکند.
در اعلامیهای که وزارت دادگستری بهتازگی منتشر کرده است، ایالتهای نبراسکا، کنزاس، اوهایو، اوکلاهما و ساوتداکوتا با این ادغام موافقت کردهاند. این درحالی است که نمایندگان نیویورک و کالیفرنیا همچنان با این طرح مخالفت میکنند و قصد خود را برای مبارزه برای دستیافتن به بازاری عادلانه و رقابتی و دارای حقوق برابر برای همهی مصرفکنندگان در همهی نقاط کشور اعلام کردهاند. ناگفته نماند درصورت پیروزی آنها در دادگاه، کل معامله فسخ خواهد شد.

ماهواره نقشهبردار فراخورشیدی گذران(تس) ناسا در میانه ماموریت ابتدایی دو ساله خود است و به تازگی بررسی آسمان جنوبی را تکمیل کرده است.
به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، ماهواره نقشهبردار فراخورشیدی گذران ناسا که به اختصار به "تس" معروف است در ۱۹ آوریل سال ۲۰۱۸ میلادی از "پایگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال" و سوار بر موشک "فالکون ۹" شرکت "اسپیس ایکس" به فضا پرتاب شد.
هدف از پرتاب این ماهواره جستجوی بیشتر سیارههای فراخورشیدی است.
حال به تازگی ناسا اعلام کرده که این تلسکوپ ۲۱ سیاره فراخورشیدی تاییده شده و ۸۵۰ سیاره کاندید برای مطالعات بیشتر را رصد کرده است.
انتظار میرود تس که جانشین ماموریت "کپلر" است، موفق به کشف و بررسی ۲۰۰ هزار ستاره بسیار روشن در کهکشان راه شیری شود.
هدف تس جستجوی سیارههای فراخورشیدیِ بیشتر در فضایی ۴۰۰ برابر پوشش مأموریت کپلر، با استفاده از روش گذر است.
برای انجام این ماموریت، تس در مدار تشدید قمری قرار گرفت. مداری که بیضوی است و در ارتفاعی بین ۱۰۸ هزار تا ۳۷۵ هزار کیلومتری قرار دارد.
جایی که فضاپیما هر ۱۳.۷ روز یک بار، در انحراف ۳۷ درجهای از مدار ماه، زمین را گردش میکند.
بنابراین میدانهای گرانشی آتی نمیتوانند مسیر گذر فضاپیما را مختل کنند.
علاوه بر آن، این مدار یک دید واضح از کل آسمان به تس میدهد. همچنین شانس تس برای نگاه کردن به زمین، ماه و خورشید کم میشود.
به این ترتیب دمای تس محفوظ میشود و در برابر "کمربند تشعشعی وان آلن" حفظ میشود.
این کمربند ذرات کیهانی مضری را که به سوی زمین میتابند جذب میکند.
بنا بر اعلام ناسا، تس مطالعه آسمان جنوبی را در تاریخ ۱۸ ژوئیه سال جاری تکمیل کرده است.
گفتنی است تس هر بخش از آسمان را حدود یک ماه زیر نظر میگیرد.
.: Weblog Themes By Pichak :.