هیرومیتسو ناکوشی بیش از یک دهه است که انتظار لحظهی کنونی را میکشید. پس از سالها برنامهریزی، این پژوهشگر سرسخت توانست تاییدیهی پیگیری یکی از بحثبرانگیزترین مطالعات علمی یعنی آزمایش جنین انسان-حیوان را از جانب دولت ژاپن دریافت کند. درحالیکه بسیاری از کشورهای جهان انجام اینگونه پژوهشها را محدود کرده یا بهکلی ممنوع اعلام کردهاند، ژاپن قصد دارد در این جعبهی پاندورا را بگشاید.
در اوایل سال جاری ژاپن نهتنها کاشت جنینهای هیبرید را در حیوانات جایگزین قانونی اعلام کرد؛ بلکه این کشور اکنون امکان رشد کامل آنها را نیز فراهم کرده است. ناکوشی بهعنوان پژوهشگر برجستهی سلولهای بنیادی در دانشگاه توکیو و استنفورد از کشوری به کشور دیگر رفته و رویای خود را درمورد اینکه روزی بتواند اعضای شخصیشدهی انسان را در حیواناتی نظیر گوسفند یا خوک رشد دهد، دنبال کرده است.
بیش از ۱۱۶ هزار بیمار منتظر پیوند فقط در کشور آمریکا وجود دارد. ناکوشی امیدوار است که ایدهی او بتواند زندگی این افراد را دگرگون کند. برای رسیدن به هدف نهایی هنوز راه درازی در پیش است اما گام بعدی پژوهش او حداقل توانسته چراغ سبز مقامات دولتی ژاپن را دریافت کند. بهعنوان نخستین پژوهشگری که تأیید دولتی را از زمان ممنوعیت سال ۲۰۱۴ دریافت کرده است، ناکوشی قصد دارد کارها را به آهستگی انجام دهد تا توافق و اعتماد مردم را نیز بهدست آورد. او میگوید:
ما انتظار نداریم فورا بتوانیم اعضای بدن انسان را تولید کنیم اما این به ما اجازه میدهد بتوانیم پژوهشهای خویش را براساس آنچه تاکنون آموختهایم، پیش ببریم.
آزمایشهای او با تزریق سلولهای بنیادی چندتوان القاشدهی انسانی به جنین موش صحرایی و موش آغاز خواهد شد که همهی آنها به گونهای ازلحاظ ژنتیکی دستکاری شدهاند که در آنها پانکراس ساخته نمیشود. هدف این است که جنین جونده از سلولهای انسانی برای ساخت یک پانکراس استفاده کند. پژوهشگران بهمدت دو سال رشد و توسعهی این جوندگان را تحت نظارت قرار میدهند و با دقت اعضای بدن و مغز را طی این روند مورد توجه قرار خواهند داد. تنها پس از این مرحله پژوهشگران درخواست تأیید انجام چنین کاری را روی خوکها مطرح خواهند کرد. درحالیکه جنینهای انسان-حیوان در گذشته نیز تولید شدهاند (مانند جنینهای خوک-انسان و گوسفند-انسان)، تا قبل از این هرگز به آنها اجازهی توسعهی کامل نداده شده بود.

یکی از بزرگترین نگرانیها درمورد این نوع پژوهشها آن است که سلولهای بنیادی وقتی تزریق شدند دقیقا به کدام بخش از بدن حیوان میروند و به چه نوع سلولی توسعه پیدا میکنند. درحالیکه ناکوشی و گروهش درحال تلاش هستند که تنها پانکراس را مورد هدف قرار دهند، اگر آنها متوجه شوند که بیش از ۳۰ درصد از مغز جوندگان به مغز انسانی تبدیل شده، آزمایش را متوقف خواهند کرد. این بخشی از شرایط مطرحشده ازسوی دولت است برای اینکه هرگز حیوانی با مغز انسان بهوجود نیاید.
البته ناکوشی فکر نمیکند که چنین چیزی اتفاق بیفتد. سال گذشته، او و همکارانش در دانشگاه استنفورد بهطور موفقیتآمیزی نخستین جنین انسان-گوسفند را تولید کردند و اگرچه این جنین پس از تنها ۲۸ روز از بین رفت، اما دارای اعضای انسانی نبود و سلولهای انسانی بسیار کمی در آن وجود داشت؛ تنها حدود یک ده هزارم و شاید هم کمتر. ناکوشی توضیح میدهد:
ما در تلاش هستیم که اطمینان حاصل کنیم سلولهای انسانی تنها در تولید اندامهای خاصی از بدن حیوان مشارکت میکنند. با تولید اعضای جدید و هدفمند نیازی نیست که درمورد ادغام سلولهای انسانی در جایی که نمیخواهیم، نگران باشیم. بنابراین در این وضعیت نگرانیهای اخلاقی بسیار کمتری باید وجود داشته باشد.
این روزها، آموزش شبکههای عصبی عمیق یکی از سنگینترین وظایف پردازشی در مراکز داده محسوب میشود و به تجربه، آموزش این مدلها حتی از شبیهسازهای علم فیزیک که از HPC (محاسبات کامپیوتری با توان بالا) استفاده میکنند، به منابع محاسباتی بیشتری نیاز دارند. هرچند که یادگیری عمیق اساساً نیازهای سختافزاری متفاوتی نسبت به سیستمهای محاسبات سنگین معمول دارد.
1.560070355436122999e+38
این تفاوت در بیشتر موارد به فرمتهای عددی مربوط میشود. یعنی درحالی که مدلهای HPC متکی بر FP64 (محاسبه با دقت ممیز شناور دوگانه یا ۶۴ بیتی) و اندکی هم فرمت FP32 (ممیز شناور یک گانه یا ۳۲ بیتی) هستند، مدلهای یادگیری عمیق معمولاً برپایهی FP32 و اندکی هم FP16 (با دقت نیم) است. بهطور کلی هر چقدر در محاسبات از مقادیری با دقت پائینتر استفاده کنید، بهتر است. زیرا نصفکردن بایتها، توان عملیاتی داده در یک برنامه را دو برابر میکند. این مسئله هم برای HPC و هم برای یادگیری عمیق یا هر چیز دیگری صدق میکند.
تمامی این فرمتهای عددی بر پایهی استاندارد IEEE754 هستند که ۳۰ سال پیش، زمانیکه از ممیز شناور بیشتر برای محاسبات علمی استفاده میشد، تنظیم شد. در نتیجه بخش مانتیسِ عدد (کسری) که در فرمتهای IEEE بیتهای قابل توجهی دارد، اکثر فضای داده را هم اشغال میکنند؛ یعنی معادل ۵۲بیت در FP64 و ۲۳بیت در FP32 و ۱۰بیت در فرمت FP16. هدف هم رسیدن به دقتهای بالا ست که درواقع بازتابی از قصد و نیت اولیه بود.
بخش توان در فرمتهای IEEE نسبتاً کوچکتر است که یعنی محدودهی پویای محدودی دارد. لذا اساس کار اینگونه است که اگر به محدودهی وسیعتری نیاز باشد، کافی است که از فرمتهای بزرگتر FP32 و FP64 و FP128 و... تا آنجا استفاده کنید که بخش توانِ عدد برای پوشش نیاز کاربردی شما به حد کافی بزرگ باشد.
اما در یادگیری عمیق، لزوماً نیازی به دقت بالا نداریم. به قول پرادیپ دابی، مسئول آزمایشگاه محاسبات موازی اینتل، یادگیری عمیق با دقتی پایینتر، عملکرد بهتری دارد. هرچند تأیید میکند که درظاهر شاید کمی گیجکننده باشد، اما وقتی درحال آموزش به مدلهای یادگیری عمیق هستید، «نیاز به قابلیتی برای تعمیم دادن دارید.»
معنای حرف او این است وقتی مدلی را طراحی میکنید، بهتر است آنقدر عمومیت داشته باشد که بتواند محدودهای از احتمالات را پوشش بدهد. برای مثال، در تشخیص الگوها وقتی بهدنبال چیز خاصی مثل گربه هستید، بهتر است الگویی که معرف و نمایندهی گربه است، خیلی دقیق و ریز نشده نباشد. دقت بیش از حد، انواع تصاویر قابل تشخیص را محدود میکند و حتی مانعی برای همگرایی مدل در حین آموزش میشود.
از آن طرف قضیه، به یک محدودهی عددی کافی هم نیاز دارید تا مدلتان تعداد مناسبی از احتمالات را شامل بشود؛ چیزی که دابی آن را «یادگیری کمان» مینامد. بنابراین برای یادگیری عمیق، گستره از اهمیت بیشتری نسبت به دقت برخوردار است. یعنی برعکس اصل مورد استفاده در فرمتهای ممیز شناور IEEE است.
بهگفتهی دابی، فرمت FP16 در تلاش برای اختصاص بیتهای بیشتر به دقت، محدودهی پویا را بیش از حد محدود میکند، که باز آن گزینهای نیست که برای محاسبات یادگیری عمیق میخواستید. اتفاقی که غالباً با فرمت FP16 میافتد، این است که مدلتان گسترهی کافی را ندارد و نیازمند تنظیم پارامترهای جانبی از قبیل دامنهی یادگیری، سایز دستهبندیها و کاهش نمائی وزن خواهید بود.
مقالههای مرتبط:
با این اوصاف، bfloat16 متولد شد که اصطلاحاً به ممیز شناور مغزی ۱۶بیتی معروف شده است. bfloat16 در اصل توسط گوگل توسعه یافته که در نسل سوم واحدهای پردازش تِنسور خود (TPU) پیادهسازی کرده است. این فرمت توانسته نظر پشتیبانان مهمی بهویژه اینتل را به خود جلب کند که قصد دارد bfloat16 را در ساختار پردازندههای آیندهی کوپرلِیک زئون (Cooper Lake Xeon) و همچنین مدل ابتدائی پردازندهی شبکه عصبی نروانا (NNP-T1000) پیادهسازی کند.

bfloat16 شامل یک مانتیس ۷بیتی و یک توان ۸بیتی است. یعنی همان محدودهی FP32 را با دقتی پائینتر ارائه میکند که بهگفتهی اینتل چیزی بیش از دامنههای مورد نیاز یادگیری عمیق را پوشش میدهد. برای اثبات، دابی و تیمش از آزمایشگاه محاسبات موازی به همراه تعدادی از محققین فیسبوک، چند مدل معمول از یادگیری عمیق را به راه انداختند که درونشان شبکههای تودرتوی عصبی (CNNs) داشتند.
اینتل بهویژه از bfloat16 برای آموزش AlexNet ،ResNet-50 ،DC-GAN ،SR-GAN ،Baidu DeepSpeech2 و ماشین مترجم شبکهی عصبی گوگل (GNMT) استفاده کرد. همچنین آنها از چندین بارِپردازشی مرتبط با یادگیری عمیق صنعتی بنچمارک گرفتند: از یک شبکهی تخمین کلیکهای تبلیغاتی Deep and Cross و یک سیستم پیشنهاد DNN. که در آنها از دادههای bfloat16 برای مقادیر تنسور (فعالسازی و وزنها)، به همراه نتایج جمعآوری شده در FP32 استفاده شد.
از آنجاکه هنوز اینتل bfloat16 را در هیچیک از پردازندههایش پیاده نکرده، آنها از سختافزار بُرداری AVX512 فعلی موجود در پردازندههایشان استفاده کردند تا فرمت و عملیات لازم را شبیهسازی کنند که بهگفتهی محققین، «صرفاً بخش ناچیزی از توان واقعی» است.
دابی میگوید bfloat16 شبیهسازی شدهی آنها بهخوبی زیر بارِ پردازشی عمل کرد و همگرایی مدلها نیز به همان میزان از بازتکرار، در هنگام استفاده از FP32 بود و نیازی هم به تنظیم پارامترهای جانبی نداشت. درحقیقت، همانطور که در مقالهی تحقیقاتی دابی و همکارانش اشاره شده، اجراهای bfloat16 تقریباً همان مسیر اجراهای FP32 را طی کرده است.
در اصل آنها توانستند بدون هزینه و با کمی پیشبینی اتفاقی در برخی کارها همچون FMA یا (fused-multiply add) که نیاز به یک انباشتگر FP32 دارد، از مزیت توان عملیاتی ۱۶ بیتی بهرهمند بشوند. به ادعای دابی، بسته به اینکه تا چه میزان بتوانید محاسبات را در قلمرو bfloat16 نگه دارید، به بهبود حداقل ۱.۷ برابری سرعت در آموزش مدل دست خواهید یافت که با توجه به زمان چند روزه و حتی چند هفتهای در آموزش مدلها، مقدار بسیار قابل توجهی است.
محققین به این نتیجه رسیدهاند که bfloat16 میتواند مقادیر تِنسور را در بسیاری زمینههای کاربردی همچون دیدن، سخن گفتن، زبان، شبکههای مولد و سامانههای پیشنهاد نمایندگی کند، بیآنکه معایب پیادهسازی فرمت FP16 را داشته باشد. آنها در ادامه میگویند: «انتظار استفاده از bfloat16 را در زمینههای پرکاربرد و در مقیاسی صنعتی داشته باشید»؛ که با در نظرگرفتن پشتیبانی اینتل از این فرمت در پردازندههای عمومی همچون Xeon و پردازندههای اختصاصی NNP این اقبال قطعیت بیشتری پیدا میکند.
مایکروسافت هفتهی گذشته به شکل تصادفی یک نسخه بیلد داخلی ویندوز 10 را برای کاربران عضو در برنامه اینسایدر خود ارسال کرد. بیلد شماره ۱۸۹۴۷ شامل تغییراتی در منو استارت ویندوز بود و در آن دیگر خبری از کاشیهای زنده منو استارت نبود.
تغییرات جدید بهسرعت با واکنش منفی کاربران در شبکههای اجتماعی روبهرو شد. در حالی که بیشتر انتقادات از سمت کاربران عادی اعلام میشد ولی یک شخص در میان منتقدان بیشتر از همه به چشم میخورد. آن شخص، استیون سینوفسکی (Steven Sinofsky) مغز متفکر در پشت طراحی رابط کاربری ویندوز 8 بود.
او در یک توئیت به طعنه و با اشاره بهگفتهی مایکروسافت که اعلام کرده بود این یک مشکل بوده است، گفت:
آیا منظور از «این»، طراحی ظاهری است یا لو رفتن بیلد؟
با این حال قابل قبول است اگر فکر کنیم مایکروسافت در حال آزمون ایدههای مختلف برای طراحی دوبارهی منو استارت است. انتشار تصادفی این بیلد مهر تاییدی بود بر اینکه کاربران کاشیهای زنده منو استارت مایکروسافت را دوست دارند، حتی اگر کمتر از حد انتظار مایکروسافت از این ویژگی ویندوز استفاده کنند.
انویدیا روز دوشنبه ۱۰ لپتاپ و ورکاستیشن ردهی حرفهای جدید را تحت برند RTX Studio معرفی کرد؛ ردهای از رایانههایی که برای پشتیبانی از فناوری رهگیری پرتو سازندگان پردازندههای گرافیکی طراحی شدهاند. اکنون ۲۷ دستگاه آرتیایکس استودیو از هر برند بزرگ ازجمله دل (Dell)، اچپی (HP)، لنوو (Lenovo) و BOXX وجود دارد.
رهگیری پرتو نوعی تکنیک رندرینگ است که جلوههای نوردهی واقعگرایانهای را خلق میکند. رایجترین کاربرد این فناوری در صنعت بازیهای ویدیویی است؛ اما در برخی حوزههای سازمانی همچون طراحی محصول، معماری و مجسمسازی علمی نیز مورداستفاده قرار میگیرد. طبق گفتهی انویدیا، کسبوکارهای گوناگون ازجمله پیکسار(Pixar)، رنو (Renault)، نیوبالانس (New Balance)، وودز باگوت (Woods Bagot) و زیمنس هلثینییرز (Siemens Healthineers) اکنون در روند کار خود از رهگیری پرتو استفاده میکنند.
رایانههای تحت برند آرتیایکس استودیو، پردازندههای گرافیکی آرتیایکس را با SDKهای تخصصی و استودیو درایورهای (Studio Driver) اختصاصی موجود در مجموعه نرمافزاری Nvidia Studio Stack ترکیب میکنند.
پیکرهبندی رایانههای تازهمعرفیشده از لپتاپهای مصرفی با پردازنده گرافیکی جیفورس RTX 2060 تا ورکاستیشنهای ردهی حرفهای با پردازنده گرافیکی کوادرو RTX 5000 متفاوت هستند. مدلهای برپایه پردازنده گرافیکی کوادرو RTX 5000، دارای ۱۶ گیگابایت حافظه گرافیکی هستند که کاربر را قادر میسازد همزمان با چندین نرمافزار کار کند.
جیسون پال، مدیر بخش نرمافزار و فناوری جیفورس انویدیا میگوید:
لپتاپها و ورکاستیشنهای ردهی حرفهای تحت برند آرتیایکس استودیو، بهسرعت درحال حرکت به مرکز صنایع خلاق هستند. آنها رهگیری پرتو آنی، هوش مصنوعی پیشرفته و ویرایش ویدئو در رزولوشن فوقالعاده بالا را بهسهولت در اختیار کاربران میگذارند و قابلیتهایی را که روزی به یک استودیو کامل نیاز داشتند، اکنون بهصورت قابل حمل ارائه میدهند.
علاوهبراین، انویدیا قصد دارد استودیو درایور جدیدی را عرضه کند که بهینهسازی و پشتیبانی از نرمافزارهای محبوب کریتیو همچون اوتوی اکتان رندر (Otoy Octane Rende)، بلندر (Blender)، اتودسک آرنولد (Autodesk Arnold)، ماکسون سینما 4D و مجیکس وگاس پرو (Magix VEGAS Pro) را ارائه میدهد.

استودیو درایور جدید، پشتیبانی از رنگ ۳۰ بیتی در نرمافزارهای اوپنجیال (OpenGL) را به پردازندههای گرافیکی جیفورس و تایتان اضافه میکند.
بهعلاوه، انویدیا روز دوشنبه اعلام کرد که شرکتهای بزرگ سازنده نرمافزار درحال معرفی هفت نرمافزار جدید هستند که از فناوری آرتیایکس پشتیبانی میکنند. این نرمافزارها ادوبی سابستنس پینتر (Adobe Substance Painter)، اتودسک فلیم (Autodesk Flame)، بلندر سایکلز، Dimension 5 D5 Fusion ،Daz 3D studio، فاندری مودو (Foundry Modo) و لاکشن کیشات (Luxion Keyshot) را شامل میشوند.
اکنون ۴۰ نرمافزار وجود دارند که از آرتیایکس پشتیبانی میکنند.
رایانههای آرتیایکس استودیو جدید شامل موارد زیر هستند:
- لپتاپهای لنوو لژیون Y740 استودیو ادیشن (Lenovo Legion Y740 Studio Edition) با پردازنده گرافیکی جیفورس RTX 2080 و نمایشگرهای ۱۵ یا ۱۷ اینچی.
- ورکاستیشنهای قابلحمل لنوو تینکپد P53 و P73 با پردازنده گرافیکی کوادرو RTX 5000 و نمایشگرهای ۱۵ یا ۱۷ اینچی
- ورکاستیشنهای قابلحمل دل پرسیشن ۷۵۴۰ و ۷۷۴۰ با قابلیت ارتقاء تا پردازندههای گرافیکی کوادرو RTX 5000 و ۱۲۸ گیگابایت رم، ترکیبی از درایورهای NvME و SDD تا ۸ ترابایت ظرفیت و نمایشگرهای 4K اولتراشارپ UHD IGZO با سازگاری صددرصدی با Adobe RGB
- اچپی زدبوک ۱۵ و ۱۷ اینچی مجهزبه پردازندههای گرافیکی کوادرو آرتیایکس. پردازنده گرافیکی مدل ۱۷ اینچی این محصول تا کوادرو RTX 5000 ارتقاء مییابد
- ورکاستیشن قابلحمل BOXX GoBOXX SLM همراهبا پردازنده گرافیکی کوادرو RTX 3000 برای مدل ۱۵ اینچی و کوادرو RTX 3000 یا RTX 4000 برای مدل ۱۷ اینچی
لپتاپهای آرتیایکس استودیو دیگر در ماههای آتی از برندهای ایسوس، دل، اچپی، لنوو و ریز عرضه خواهند شد.
انتظار میرود تبلت گلکسی تب اس ۶ سامسونگ ماه آینده بهصورت رسمی معرفی شود. اما آخرین اخبار حاکی از آن است که مشخصات دستگاه پیش از فرارسیدن موعد رونمایی رسمی، فاش شده است.
مشخصات گلکسی تب اس ۶ در حالی بهاشتراک گذاشته میشود که هر روز شاهد اخبار مختلفی در مورد گوشی هوشمند گلکسی نوت ۱۰ و گلکسی نوت ۱۰ پلاس هستیم. بهنظر میرسد پیش از فرا رسیدن موعد رونمایی، مشخصات اصلی دستگاههای جدید کرهای فاش شدهاند و ظاهرا خبر ناگفتهای برای رویداد رونمایی باقی نمانده است.

مقالههای مرتبط:
اواخر تیرماه، رندرهایی از گلکسی تب S6 بههمراه قلم اس پن و طراحی جدید رویت شد. براساس یک گزارش دیگر، مشخصات دقیقتری از دستگاه جدید کرهایها بهاشتراک گذاشته شده است. پیشتر گفته شده بود که گلکسی تب اس ۶ با باتری با ظرفیت ۶۸۴۰ میلیآمپرساعتی به بازار عرضه خواهد شد. اما گزارش MySmartPrice بر مبنای اطلاعات منابع آگاه ادعا میکند که این دستگاه از باتری با ظرفیت ۷۰۴۰ میلیآمپرساعتی بهره میبرد. البته اطلاعات هر دو منبع نشان میدهد که ظرفیت باتری گلکسی تب اس ۶ از ظرفیت باتری گلکسی تب اس ۴ با ظرفیت باتری ۷۳۰۰ میلیآمپرساعتی کمتر خواهد بود.
اطلاعات جالب توجه دیگری نیز در مورد دوربین این تبلت ارائه شده است. انتظار میرود گلکسی تب اس ۶ با دوربین دوگانهی ۱۳ مگاپیکسلی بهعلاوهی ۵ مگاپیکسلی در پنل پشتی دستگاه بههمراه دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی در پنل جلویی دستگاه به بازار عرضه شود.

گلکسی تب اس ۶ با نمایشگر ۱۰.۵ اینچی AMOLED با رزولوشن 2K، تراشهی قدرتمند اسنپدراگون ۸۵۵ کوالکام و با وزن ۴۲۰ گرم معرفی خواهد شد. وزن این دستگاه از گلکسی تب اس ۴ با وزن ۴۸۳ گرم کمتر است. نسخهی پایهی گلکسی تب اس ۶ از ظرفیت حافظهی رم ۶ گیگابایتی و ظرفیت حافظهی داخلی ۱۲۸ گیگابایتی بهره میبرد. در حالی که نسخهی دیگری از این دستگاه مجهز به ظرفیت حافظهی رم ۸ گیگابایتی و ظرفیت حافظهی داخلی ۲۵۶ گیگابایتی خواهد بود. صرفنظر از اینکه کاربران کدام دستگاه را برای خرید انتخاب میکنند، هر دو نسخه از کارت microSD تا ظرفیت حافظهی ۵۱۲ گیگابایت پشتیبانی میکنند.
آخرین و مهمترین ویژگی گلکسی تب اس ۶ آن است که دستگاه مورد بحث مجهز به چهار اسپیکر AKG، حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر، پشتیبانی از Samsung DeX، دستیار هوشمند بیکسبی و قلم اسپن است. تبلت جدید کرهایها در دو نسخه با قابلیت پشتیبانی از شبکهی LTE و Wi-Fi و در رنگهای آبی، خاکستری و صورتی در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت.
طبق ادعای مقالهای که بهتازگی پژوهشگران دانشگاه ساسکس منتشر کردهاند، هنوز بیخطربودن مصرف رایجترین شیرینکنندهی مصنوعی جهان کاملا تأیید نشده است. پروفسور اریک مایلستون و دکتر الیزابت داوسون نقایص جدی موجود در فرایند اطمینانبخشی مجدد سال ۲۰۱۳ سازمان ایمنی غذایی اروپا (EFSA) را دربارهی بیخطربودن آسپارتام (Nutrasweet) عنوان کردند. در این مطالعهی جدید، به این نکته اشاره میشود که هیئت EFSA به تمام ۷۳ مطالعهی نشاندهندهی احتمال مضربودن آسپارتام اهمیتی نداد؛ درحالیکه به ۸۴ درصد از مطالعات نشاندهندهی بیخطربودن این ماده اهمیت داد.
از سال ۱۹۷۴، پژوهشگران مختلفی دربارهی خطر بروز آسیب مغزی، سرطان ریه و کبد، ضایعات مغزی و اختلالات عصبی اندوکراین حاصل از مصرف آسپارتام هشدار دادند که در سرتاسر جهان در هزاران محصول غذایی ازجمله نوشیدنیهای رژیمی یافت میشود. پروفسور مایلستون، کارشناس سیاستهای ایمنی مواد غذایی، تعلیق مجوز فروش یا استفاده از آسپارتام در اتحادیهی اروپا را خواستار شد تا زمانیکه بازرسی مجدد از شواهد مربوط ازجمله اسناد مهم انجام شود که بهگفتهی وی، قبلا از این پرونده کنار گذاشته شده است. همچنین، وی بهدنبال اصلاحاتی درزمینهی فرایندهای مرتبط با تأیید ایمنی غذایی اتحادیهی اروپا ازجمله پایاندادن به بحث در جلسات پشت درهای بسته بود. او گفت:
تجزیهوتحلیل ما از شواهد نشان میدهد اگر معیارهایی که هیئت EFSA از آنها برای ارزیابی نتایج مطالعات اطمینانبخشی مجدد استفاد کرده است، بهطور ثابت برای ارزیابی نتایج مطالعاتی استفاده میشد که نشان میدادند آسپارتام ممکن است ناسالم باشد، آنها مجبور بودند نتیجهگیری کنند شواهد کافی وجود دارد که نشان میدهد آسپارتام ازنظر ایمنی پذیرفتنی نیست.
این پژوهش نیز حامی این استدلال است که مجوز فروش یا استفاده از آسپارتام باید در سرتاسر اتحادیهی اروپا معلق شود تا زمانی که تمام شواهد باردیگر بررسی و بهشیوهای شفاف و قانعکننده به پرسشهای مردم و منتقدان پاسخ داده شود. ازجمله نقایصی که پژوهشگران دربارهی این موضوع در مقالهی خود ذکر کردهاند، عبارتاند از:
- نقص دستورالعملهای EFSA درزمینهی شفافیت ارزیابی ریسک در چندین زمینه
- درنظرگرفتن معیارهای ضعیف برای پذیرش مطالعات منفی که موجب شد مطالعاتی نیز مدنظر قرار گیرند که قبلا با عنوان ناکافی یا بیارزش خوانده شده بودند.
- تعریف معیارهای سختگیرانه برای مطالعات مثبتی که نشاندهندهی اثرهای منفی بودند. بسیاری از این مطالعات از بیشتر مطالعاتی که نشان میدادند مصرف آسپارتام بیخطر است، بسیار مطمئنتر بودند.
- ناهنجاریهای گیجکنندهی ثابتشدهای مانند فرضیات ناسازگار و تصدیق نشده
مایلستون گفت:
از این پژوهش آشکار است که دانشمندان EFSA بسیاری از نارساییهای مطالعات اطمینانبخشی مجدد را بهرسمیت نشناختهاند؛ اما بهجای آن، روی نقایص جزئی مطالعاتی پافشاری کردهاند که در آنها نشان داده میشد آسپارتام ممکن است ناسالم باشد. براساس این پژوهش، این سؤال که «آیا منافع تجاری ممکن است روی گزارش هیئت تأثیرگذار بوده باشد؟» را نمیتوان بهکلی کنار گذاشت؛ زیرا تمام این جلسات پشت درهای بسته برگزار شده است.
تیم لنگ، استاد دانشگاه لندن معتقد است:
این مقاله مهم و بجا است. توصیهی جهانی این است که مصرف شکر کاهش پیدا کند و هنوز بسیاری از محصولات غذایی، بهویژه نوشیدنیهای شیرین، با استفاده از شیرینکنندههای مصنوعی شیرین میشوند. مایلستون و داوسون کمک میکنند تا افشا شود هدف از این استراتژی چه بوده است: تداوم شیرینکردن رژیم غذایی. مطمئنا استراتژی سالم این است که فرهنگ شیرینکردن را کنار بگذاریم و غذاها و نوشیدنیهایی با شیرینی کمتر را رواج دهیم.
فعالیت در حوزهی رمزارز و استخراج آن در سالهای اخیر موضوع بحث و اظهارنظرهای گوناگون مقامهای کشور بوده است. برخی اوقات بهصورت کلی هرگونه فعالیت غیرقانونی تلقی شد و در برخی مواقع، شرایطی برای استخراج و تبادل قانونی مطرح شدند. بههرحال در ماههای اخیر، روند قانونیشدن وضعیتی جدیتر بهخود گرفت و شاید در آیندهی نهچندان دور، فعالیت رسمی استخراجکنندههای رمزارز را در ایران شاهد باشیم.
فرزاد اسماعیلزاده، مدیر دفتر توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت)، آخرین مقام مسئولی بود که دربارهی روند قانونیشدن استخراج رمزارز اظهارنظر کرد. او با اشاره به مصوبهی استخراج رمزارز در هیئت دولت اعلام کرد وزارت صمت مجوز استخراج رمزارز را صادر خواهد کرد. اسماعیلزاده در ادامهی صحبتهای خود به نیاز کسبوکارهای مبتنیبر استخراج رمزارز به برق و پهنای باند مناسب اشاره کرد. از دیدگاه او، بهدلیل همین نیازها پیش از اعطای مجوز باید تأییدیههای لازم از وزارتهای نیرو و ارتباطات و فناوری اطلاعات دریافت شود.
خصوصیات تجهیزات استخراج رمزارز از موضوعات دیگری بود که اسماعیلزاده به آن اشاره کرد. او میگوید تجهیزات استخراجی بهمنظور بهحداقلرساندن هدررفت انرژی باید برچسب انرژی داشته باشند و تجهیزات باید از محصولات بهروز بازار انتخاب شوند. از نکات مهم دیگر صحبتهای این مقام مسئول میتوان به پیشنیاز فعالیت حقوقی استخراجکننده اشاره کرد. اسماعیلزاده میگوید شخصیت حقوقی مذکور باید فعالیتی مرتبط درزمینهی فناوری اطلاعات داشته باشد و متخصصان حوزه هم در واحد مذکور جذب شوند.
مدیر دفتر توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات وزارت صمت درپایان صحبتهایش به تدوین استانداردها و دستورالعمل دریافت مجوز اشاره کرد که اکنون در حال انجام است.
بیشک، قابلیت اتصال به شبکهی اینترنت پرسرعت نسل پنجم (5G) یکی از قابلیتهایی است که تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند به آن بهطور ویژه توجه میکنند و انتظار میرود بهزودی تمامی تلفنهای همراه از اتصال به شبکهی 5G پشتیبانی کنند. در اینجا، این سؤال مطرح میشود که از میان گوشیهای هوشمندی که به شبکهی اینترنت پرسرعت 5G متصل میشوند، کدامیک میتوانند بهترین و سریعترین سرعت را ارائه کنند.
پیشتر گفته شده بود اپراتور تلفنهمراه EE انگلستان بهصورت انحصاری از نسخهی 5G وانپلاس 7 پرو پشتیبانی میکند و این گوشی هوشمند سریعترین سرعت اتصال به شبکهی 5G اپراتور تلفنهمراه انگلستان را در مقایسه با سایر رقبا همچون سامسونگ و اوپو و الجی دارد. سرعت دانلود نسخهی 5G وانپلاس ۷ پرو ۷۰۰ مگابیتبرثانیه زیرپوشش اپراتور تلفنهمراه EE انگلستان است. EE نخستین اپراتور تلفنهمراه انگلستان با قابلیت پشتیبانی از شبکهی 5G است. سرعت دانلود ۷۰۰ مگابیتبرثانیهی EE با سرعت متوسط ۳۰ مگابیتبرثانیهی شبکهی 4G و ۶ مگابیتبرثانیهی شبکهی 4G در همان منطقهی جغرافیایی مقایسهشدنی است.

البته باید در نظر داشته باشید که سرعت دانلود شبکهی 5G با توجه به تراکم کاربران در منطقهی جغرافیایی تغییر میکند؛ درنتیجه ممکن است با توجه به تعداد کاربران، سرعت اتصال به شبکهی اینترنت متفاوت باشد. براساس اعلام وانپلاس، روتمتریکز (Rootmetrics) آزمونهایی روی چهار گوشی هوشمند نسخهی 5G سامسونگ گلکسی اس 10، وی 50 تینکیو، نسخهی 5G اوپو رنو و نسخهی 5G وانپلاس 7 پرو در موقعیت جغرافیایی مشخصی در لندن انجام داده است.
نتایج آزمون سرعت
در آزمون انجامشده بین چهار گوشی هوشمند، نسخهی 5G گلکسی اس ۱۰ با سرعت ۵۴۸ مگابیتبرثانیه، کمترین سرعت را در مقایسه با الجی وی ۵۰ با سرعت دانلود ۵۹۸ مگابیتبرثانیه و نسخهی 5G اوپو رنو با سرعت ۵۹۲ مگابیتبرثانیه برای خود رقم زد. گروه آزمایشکنندگان نتایج آزمون را با چهار برند در میان گذاشتند تا اگر شرکتی دربارهی سرعت دانلود توضیحی دارد، آن را ارائه دهد. از بین چهار شرکتی که گوشیهای هوشمند آنها در آزمون شرکت داده شده بود، تنها وانپلاس دربارهی نتایج آزمون اظهارنظر کرد.
سخنگوی وانپلاس اعلام کرد افزایش سرعت اتصال به شبکهی 5G، یکی از اهدافی است که این برند برای گوشیهای هوشمند پرچمدارش در نظر گرفته است. وی اضافه کرد:
در نسخهی 5G وانپلاس ۷ پرو، آنتن 5G کاملا بازطراحی شده است و PCB با طراحی کاملا متفاوتی ساخته شده است تا امکان اضافهکردن سیستم خنککننده به آن وجود داشته باشد.
همچنین، این شرکت نامآشنای چینی تأیید کرد کوالکام، تأمینکنندهی مودم 5G گوشیهای هوشمند وانپلاس، نیز برای بهینهسازی سرعت اتصال به شبکهی 5G نقش مؤثری ایفا کرده است. همانطورکه گفته شد، سایر برندها دربارهی نتایج آزمون سرعت هنوز اظهارنظری نکردهاند.
البته، به این نکته باید توجه کرد که سرعت، تنها مؤلفهی درخورتوجه شبکهی اینترنت نسل پنجم نیست؛ بلکه زمان تأخیر و قابلیت اطمینان نیز جزو مؤلفههای شبکهی اینترنت 5G محسوب میشوند. هدف اصلی آن است که دستگاههایی با قابلیت اتصال سریع به شبکهی اینترنت پرسرعت دراختیار کاربران قرار گیرد تا بتواند حتی در مکانهایی مانند ورزشگاه و رویدادهای بزرگ که تراکم کاربران زیاد است، بهراحتی سرویس بدهد. بنابراین، علاوهبر سرعت دانلود، عملکرد دستگاه در شرایط پرترافیک هم بسیار اهمیت دارد.
در پنج سال اخیر، سونی بیشترین سهم را در پیشرفت صنعت عکاسی داشته است؛ اما سرعت فوقالعادهی این پیشرفت باعث شده فشار زیادی به صنعت عکاسی وارد شود؛ چراکه این صنعت توانایی همگامشدن با این حجم از پیشرفت را ندارد و اثرهای این سرعت چشمگیر کمکم خود را نشان میدهند.
در اوایل همین هفته، سونی دوربین a7 دیگری روانهی بازار کرد. این ششمین دوربین از نسل a7R و دهمین دوربین فولفریم (Full-Frame) و بدون آینه (Mirrorless) است که در کمتر از ۶ سال وارد بازار شده و در همین بازهی زمانی، سونی هفت دوربین با لنزهای APS-C E-Mount به فهرست دوربینهای خود اضافه کرده است. این شرکت لنزهای G master، مجموعهی گرانقیمتترین لنزهای سونی را نیز رونمایی کرد و حالا هم با سری دوربینهای RX بر دنیای دوربینهای کامپکت حکمفرمایی میکند. البته، شاید این شرکت دوربینهای a7000 و a7S III را هم به کارنامهی خود اضافه کند که شایعات فراوانی دربارهی عرضهی این دوربینها مطرح شده و ممکن است تا پایان امسال وارد بازار شوند.

سونی به پشتوانهی بخش تحقیقات و توسعه درزمینهی حسگرهای تصویر و نیز با اتکا به توانایی مالی درخورتوجهاش توانسته است فعالیت بیشتری کند و نوآوریهای زیادی انجام دهد و سهم بیشتری از بازار را ازآنِ خود کند. همین امر سونی را قادر ساخت شرکتهای کنون و نیکون را بهسمت ساخت دوربینهای فولفریم و بدون آینه هدایت کند و انقلابی در فناوریهایی چون Eye Autofocus بهوجود آورد. همچنین، سونی با ساخت دوربینSony a9 که توانایی ثبت تصاویر با سرعت ۲۰ فریمبرثانیه را دارد، عکاسی در وزرش را متحول کرد و تعداد زیادی از یوتیوبرها را مجذوب دوربینهای a7s II و a7 III کرد.
در یک کلام، اکنون شرکت سونی دنیای عکاسی را در چنگ خود دارد.
سونی هرساله لوازم الکترونیکی خود را بهروز و با همین رویکرد به دنیای عکاسی هم نگاه میکند؛ ازاینرو، هرساله با مدلهای جدیدی از لوازم الکترونیکی مصرفی این شرکت روبهرو میشویم. همین امر دربارهی دوربینهای سونی هم مشهود است. این کار فقط برای دوربینهای کامپکت مرسوم بود، البته تا قبل از مرگ ناگوار این دوربینها بهدست گوشیهای هوشمند.
شایان ذکر است از سال ۲۰۱۳ و پس از رونمایی دوربینهای a7 و a7R، سونی تقریبا هرساله دوربینهای جدید فولفریم و بدون آینه ساخته است. بااینحال، هرچند نوآوریهای شرکت سونی بهنفع صنعت عکاسی است و در نبود سونی ممکن بود این صنعت چیزی نباشد که اکنون از آن سراغ داریم، همواره کمبود درزمینهی تحقیق و توسعه به صنعت عکاسی صدمه میزند.

سونی بهعنوان برند دارای استودیوی فیلمسازی، آهنگسازی، چندین بخش برای تولید لوازم الکترونیکی مصرفی و یک بخش تولید حسگر و درنهایت بخش تولید دوربینهای دیجیتال، توان مالی چشمگیری دارد و میتواند هزینههای زیادی صرف کند، حتی بیشتر از همتایانش در عرصهی دوربینهای دیجیتال نظیر فوجیفیلم، لایکا، نیکون و حتی کنون. پس، نتیجه میگیریم نوآوری سونی مفید بوده و به ایجاد رقابتی سالم منجر شده است و این رقابت بهنوبهی خود باعث ایجاد محیطی برای نوآوری میشود و چرخهی سالمی بهراه میاندازد که نتیجهی آن پیشرفت است.
اگر برندهایی با پیشینهی درخشان در تولید دوربینهای عکاسی نتوانند با سونی رقابت کنند، منتظر چه پیامدهایی باید باشیم؟ هرساله مصرفکنندگان انتظار دارند دوربینها و لنزهای باکیفیتتر و سریعتر وارد بازار شوند. این موضوع باعث میشود در محیطی با رقابت بسیار سنگین، شرکتها و برندهای بنام مجبور شوند محصولاتی تولید کنند که کیفیت درخورتوجهی ندارند.
- تولید محصولات بیکیفیت و روانهی آنها به بازار
- کاهش قیمتها با کاهش هزینههایی که صرف کیفیت محصول و ویژگیهای جدید آن میشود برای جذب مشتری بیشتر
- اتکا به محصولات گرانقیمت و لوکس بهدلیل سوددهی بیشتر
هر شرکت با روش خود به این کشمکش واکنش نشان میدهد. کنون از همین حالا اعلام کرده است هزینهی کمتری برای بخش مشتریان خواهد کرد و فوجیفیلم هم دوربینهای مدیومفرمت یا قطعمتوسط تولید میکند؛ اما محصولات Instax این شرکت همواره باکیفیت عرضه خواهند شد. لایکا هم نیروهای خود را تعدیل و با سازندگان گوشیهای هوشمند همکاری خواهد کرد. شایان ذکر است نیکون نیز با گزارشی حاکی از کاهش ۱۸ درصدی درآمد این شرکت در هر سال، تخفیف فراوانی به دوربینهای Z6 و Z7 اختصاص داد.
البته، این شرکتها چیزی دارند که سونی از آن بیبهره است: پیشینهی طولانی در دنیای عکاسی. همین امر سبب میشود درک این شرکتها از عکاسی با سونی متفاوت باشد و ممکن است سونی درنهایت، شرکتهایی را از دور رقابت خارج کند که پیشینهای درخشان در دنیای عکاسی دارند؛ زیرا در تولید لوازم الکترونیکی مصرفی پیشگام است و بازار را بسیار بهتر از شرکتهای قدیمی تولیدکنندهی دوربینها میشناسد.
حالا سونی با هجمهای از انتقادات در دنیای عکاسی روبهرو است. دانش کم این شرکت دربارهی رنگها و مشکلاتی در ارگونومی طراحی و ساخت و بخش منو محصولات، ارائهی خدمات پس از فروش ضعیف برای عکاسان حرفهای (براساس رأی مشتریان)، همگی نشان میدهند سونی پیش از آنکه سازندهی دوربینهای عکاسی باشد، تولیدکنندهی لوازم الکترونیکی است و همین دلیلی است بر اینکه گاهی سونی به جزئیاتی دربارهی دوربینها اشاره نمیکند و پس از چندینبار تولید مکرر یک محصول، به اشکالات آن پی میبرد و آنها را اصلاح میکند.
شکی نیست سونی بهتر از نیکون و کنون و هر شرکت قدیمی دیگر درزمینهی دوربینهای عکاسی، با دنیای فناوری آشنا است و میداند مشتریان از چه محصولاتی استقبال میکنند. این شرکت بازار را میشناسد و البته با پیشرفت چشمگیرش، حتی حسگر نیز میسازد و در این زمینه هم دانش کافی دارد؛ اما با دنیای عکس و عکاسان آشنا نیست. بنابراین، سونی توانسته است دوربینهای قدرتمندی تولید کند و بهسرعت سهم زیادی از بازار را ازآنِ خود کند؛ اما این دوربینهای قدرتمند گاهی انتظارات عکاسان را برآورده نمیکنند.
رقابت و نوآوری خوب است؛ اما محصولات آلفای سونی با تحت فشار قراردادن کنون و نیکون، آنها را به کاهش هزینهها و نهایتا کاهش تمرکز روی ساخت دوربینها و لنزها مجبور خواهد کرد. در چنین وضعیتی، سونی از منبع تولید نوآوری و رقابت به تنها انتخاب برای علاقمندان به دنیای عکاسی تبدیل خواهد شد.
درحالیکه قرار بود سال ۲۰۱۹، سال فناوری 5G باشد، بهنظر میرسد شتاب پیشرفت این فناوری هر لحظه کُندتر میشود. پوشش شبکه در بهترین حالت، نقاط کور دارد و تعداد گوشیهای دارای قابلیت پشتیبانی از فناوری 5G به تعداد انگشتان یک دست نمیرسد. انتظار میرود تا سال ۲۰۲۰، شرایط بهویژه با رونمایی آیفونهای جدید کمی بهبود پیدا کند.
سلاح طلایی اپل در آخرین گزارش مینگ چی کو، تحلیلگر حوزهی اپل در سایت MacRumors بهچشم میخورد که برای سرمایهگذاران علاقهمند به این شرکت نوشته شده است. سندی که بهدست این خبرگزاری رسیده است، نهتنها شامل پیشبینیهای کمنظیر دربارهی آیفون است؛ بلکه بخش اندرویدی گوشیهای هوشمند را نیز دربر میگیرد.
بخشی از سند یافتشده بدینشرح است:
- معتقدیم هر سه مدل جدید آیفون ۲۰۲۰، بنا به دلایلی که درادامه اشاره میکنیم، از فناوری 5G پشتیبانی خواهند کرد.
- پس از تصاحب بخش مودم اینتل، اپل منابع بیشتری برای توسعهی فناوری 5G آیفونهای خود دارد.
- انتظار میرود قیمت گوشیهای اندرویدی که از فناوری 5G پشتیبانی میکنند، در سال ۲۰۲۰ کاهش یابد و بین ۲۴۹ تا ۳۴۹ دلار باشد. باور ما بر این است که گوشیهای اندرویدی سال ۲۰۲۰ با این بازهی قیمتی، تنها از نوع sub-6GHz فناوری 5G پشتیبانی خواهند کرد. بااینحال، نکتهی مهم این است که کاربران فناوری 5G را فناوری ضروری سال ۲۰۲۰ میدانند؛ ازاینرو، آیفونهای فروختهشده که بهمراتب قیمت گرانتری خواهند داشت، برای دریافت یارانهی بیشتر از اپراتورها و نیز سازگاری با گرایش کاربران، قابلیت پشتیبانی از فناوری 5G را خواهند داشت.
- سرعت توسعهی فناوری 5G میتواند برای اکوسیستم واقعیت افزودهی اپل مفید باشد.
پشتیبانی آیفونهای ۲۰۲۰ از 5G خبر تازهای نبود؛ اما آنچه نمیدانستیم، پشتیبانی هر سه نسخهی آیفونها از این فناوری است. تابهحال تصور بر این بود که فقط نسخههای گرانقیمت آیفون این قابلیت را دارد و نسخهی ارزانقیمت با شبکهی 4G کار کند. بهنظر میرسد حتی اپل نیز نمیتواند فشار واردشده از طرف دنیای اندروید را نادیده بگیرد. قیمت رقابتی گوشیهای اندروید، بهویژه گوشیهای شرکتهای چینی، اپل را به بازنگری در استرانژی خود مجاب کرده است. کوپرتینوییها مجبورند بهشیوهی خود دربرابر گوشیهای هوشمندی پاسخگو باشند که با فناوری 5G و قیمت مقرونبهصرفه روانهی بازار شدهاند.

در بخش دیگری از سند مذکور چنین آمده است:
این احتمال وجود دارد که اپل آیفون 5G را فقط با قابلیت پشتیبانی از نوع sub-6GHz فناوری 5G روانهی بازار کند. sub-6GHz بهاصطلاح فرکانسهای میانی باند (Midband Frequencies) نیز نامیده میشود که محدودهی بیشتری را پوشش میدهد؛ اما سرعت آن کمتر از نوع موج میلیمتری است. این اقدام بهمنظور بهدستآوردن سهم بیشتری از بازار با کاهش ارزش محصول در مقایسه با قیمت تعیینشده در بازارهایی مانند چین انجام میشود که تنها از این نوع فناوری 5G پشتیبانی میکنند. بااینحال، آیفون 5G که تنها از نوع Sub-6GHz پشتیبانی میکند و نسخهای از این گوشی که هم از Sub-6GHz و هم از نوع موج میلیمتری پشتیبانی میکند، بهعنوان پروژههایی مجزا در نظر گرفته میشوند، حتی اگر مؤلفههای طراحی یکسانی داشته باشند.
نوع موج میلیمتری 5G در فرکانس بسیار بالایی اجرا میشود و سیگنالهایی قوی به محدودهای کوتاه ارسال میکند که باعث افزایش نجومی سرعت انتقال داده میشود؛ بنابراین، بدون داشتن این طیف باند، شما واقعا تجربهی موردانتظارتان از این فناوری را دریافت نخواهید کرد. البته، این فناوری اشکالات مربوط به خود را نیز خواهد داشت. درهرصورت، بهنظر نمیرسد اپل با تقلید از شرکتهای دیگر فناوری موج میلیمتری را حذف کند.
بااینحال، تحلیلگر این سایت پیشبینی میکند اپل بهدلیل هزینههای اضافی توسعه، تنها از sub-6GHz در آیفون ارزانقیمت خود استفاده نخواهد کرد و درعوض، در تمامی مدلهای ۲۰۲۰ از هر دو نوع فناوری 5G استفاده میکند. با توجه به اینکه داشتن مدلی از آیفون که از قابلیتهای فناوری 5G متفاوتی بهره میبرد، گمراهکننده جلوه میکند، پیشبینی این سایت منطقی بهنظر میرسد. علاوهبراین، ارزانترین آیفون ۲۰۲۰ احتمالا ۷۵۰ دلار خواهد بود که دراینصورت، پشتیبانی ناقص از فناوری 5G در این گوشیها پذیرفتنی بهنظر نمیرسد.

با وجود فروختهشدن بخش مودم اینتل به اپل، این شرکت قادر نخواهد بود از فناوری خود برای آیفونهای سال ۲۰۲۰ استفاده کند و حداقل برای یک سال به استفاده از مودمهای 5G کوالکام مجبور خواهد شد. این حقیقت که ارزانترین آیفون که از آن با عنوان آیفون XR نام برده میشود، قابلیت پشتیبانی از فناوری 5G را خواهد داشت و احتمالا یکی از پرفروشترین گوشیهای موجود خواهد بود، باعث میشود کوالکام از فرط هیجان از سود سرشاری که عایدش خواهد شد، سردرد بگیرد.
.: Weblog Themes By Pichak :.