خانه هوشمند

محققان معتقدند خانه‌های آینده کاملا هوشمند خواهند بود که از میان بهترین وسایل هوشمند خانگی می‌توان تخت‌خواب‌ها و مبل‌های هوشمند را نام برد.

به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی‌میل، با پیشرفت فناوری، ساختار زندگی ما در آینده دستخوش تغییرات خواهد شد.

این روزها مردم نسبت به محیط زیست خود هوشیارتر شده‌اند. به همین دلیل این ایده در ذهن‌ها پدید آمده است که آینده هوشمندتری را برای خود بسازیم.

یک هیات تخصصی از محققان و یک کمپین به نام "Smart Energy GB" که برای هوشمندتر کردن بریتانیا تلاش می‌کند، دیدگاه‌های خود نسبت به خانه‌های هوشمند آینده را مطرح کردند.

این محققان معتقدند که به واقعیت تبدیل شدن این رویا در آینده‌ای نزدیک خواهد بود. 

در آینده اتاق‌های نشیمن تغییر رنگ، بافت و شکل خواهند داد. در آشپزخانه‌ها هم باغ‌های میوه و گیاه با کشت هیدروپونیک وجود خواهد شد.

کشت هیدروپونیک یا آب‌کشت شیوهٔ کشت گیاه بدون خاک است.

آمارها نشان می‌دهد که از هر ۱۰ انگلیسی، هفت نفر تمایل خواهند داشت که در خانه‌ای زندگی کنند که بیشتر دوستدار محیط زیست است.

در حالی که ۸۵ درصد هم به فناوری‌هایی علاقه دارند که خانه آن‌ها را سبزتر می‌کند.

در اتاق‌های خواب هم تخت‌خواب‌ها به ملافه‌هایی مجهز خواهند شد که فناوری به کار برده شده در آن‌ها، باعث می‌شود کاربر خوابی راحت را سپری کند. بدون اینکه احساس بد گرما و تعریق طی خواب شب را برای صاحب خود ایجاد کند.

توالت‌های منازل هوشمند هم به گونه‌ای خواهد بود که فضولات را به سوخت تبدیل می کنند.

همچنین در خانه‌های هوشمند آینده، از فناوری واقعیت افزوده و مبل‌های هوشمند که از مواد قابل تنظیم ساخته شده‌اند، استفاده خواهد شد.

این خانه‌ها از انرژی‌های تجدید پذیر استفاده خواهند کرد و زندگی را برای صاحبان خود آسان‌تر خواهند کرد.

انتهای پیام



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:28 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

انرژی آبی

محققان دانشگاه استنفورد با توسعه یک روش موسوم به "انرژی رنگ آبی" توانسته‌اند از آب خروجی از تصفیه‌خانه‌های فاضلاب ساحلی برق تولید کنند تا در آینده این تصفیه‌خانه‌های پرمصرف از لحاظ مصرف انرژی خودکفا شوند.

به گزارش ایسنا و به نقل از گیزمگ، تصفیه‌خانه‌های فاضلاب ساحلی ممکن است روشی نامطبوع برای مدیریت پساب از شهرهای ما باشد، اما لازم است و یک مطالعه جدید توسط دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد که می‌توان کارایی آنها را دو برابر کرد و در عین حال انرژی خود را به صورت مستقل تامین کنند و آلایندگی کربنی نیز نداشته باشند.

محققان می‌گویند مخلوط کردن آب تازه مخصوص آبیاری گیاهان با آب دریا این پتانسیل را دارد که 18 گیگاوات برق را در سراسر جهان بازیابی کند.

تماشای جریان یک رودخانه و ریختنش به دریا در بستر طبیعت یک منظره دل انگیز است، اما نشان دهنده پتانسیل تولید انرژی پاک فوق العاده‌ای نیز هست. اکثر مردم از چگونگی سدسازی روی رودخانه‌ها و استفاده از جریان آب آنها برای چرخاندن توربین‌ها و تولید نیروی مفید آگاه هستند، اما مخلوط کردن ساده نمک و آب شیرین بیانگر پتانسیل تولید دو تراوات انرژی در سطح جهان است.

این اتفاق به این دلیل می‌افتد که وقتی آب شیرین و نمک مخلوط می‌شوند، چیزی تولید می‌کنند که "توان گرادیان شوری" یا "شیب شوری" یا "توان اسمزی"(Osmotic) نام دارد.

توان اسمزی یا توان گرادیان شوری، انرژی موجود از اختلاف در غلظت نمک بین آب دریا و آب رودخانه است.

دو روش عملی برای این موضوع الکترودیالیز معکوس(RED) و فشار اسمزی با غشاهای تأخیری(PRO) می‌باشند. این محصول زائد کلیدی، آب بد(شور) مزه است. این محصول جانبی، نتیجه نیروهای طبیعی مهار شده‌ است: جریان آب شیرین به درون دریاها که حاصل از آب شور می‌باشد. روش تولید نیرو به وسیله فشار اسمزی تأخیری به وسیله پروفسور سیدنی لوب در سال ۱۹۷۳ ابداع شد.

این ایده با مشاهده جریان رودخانه به درون دریا به ذهن پروفسور لوب رسید. او می‌خواست از انرژی ترکیب ۲ معلول آبی بهره‌برداری کند که در این فرآیند ترکیب طبیعی به هدر می‌رفت. پروفسور لوب در سال ۱۹۷۷ موفق به ابداع یک روش تولید نیرو به وسیله موتور حرارتی الکترودیالیز معکوس شد.

اولین نیروگاه توان اسمزی جهان با ظرفیت 4kw در ۲۴ نوامبر سال ۲۰۰۹ افتتاح شد. این نیروگاه از طرح اصلی پیشنهاد شده به وسیله لوب استفاده می‌کند.

پساب تخلیه شده از تصفیه‌خانه حاوی 20 برابر نمک کمتری نسبت به آب دریا است که با آن مخلوط می‌شود. این بدان معنی است که هر متر مکعب آب شیرین می‌تواند 0.65 کیلو وات در ساعت انرژی تولید کند.

هر چند که این مقدار چندان زیاد نیست، اما طبق گفته تیم استنفورد به سرپرستی "کریستیان دوبراسکی" دانشجوی فوق دکترا در مهندسی عمران و محیط زیست، این "انرژی آبی"(blue energy) می‌تواند یک برنامه محلی مهم برای تصفیه خانه‌های فاضلاب باشد.

این تصفیه خانه‌ها پس از تصفیه به طور مداوم آب شیرین وارد دریا می‌کنند، اما اداره این تصفیه خانه‌ها نیازمند انرژی زیادی است و تنها در آمریکا حدود سه درصد از نیروی برق کل این کشور را مصرف می‌کند. این اتفاق می‌تواند به اندازه کافی بد باشد، اما تصفیه خانه‌های فاضلاب باید به صورت شبانه‌روزی کار کنند و کمبود نیرو می‌تواند عواقب نامطلوبی بر محیط زیست داشته باشد.

ایده استفاده از "توان اسمزی" به عنوان ابزاری برای تولید "انرژی آبی" چیز جدیدی نیست، اما تیم استنفورد می‌گوید که رویکرد آنها اولین روشی است که به مواردی مانند فشار یا خاصیت نفوذ و حلّالی تکیه نمی‌کند. در عوض، آب شیرین و شور را به باتری تبدیل می‌کند که دو الکترودهای ساخته شده با هزینه یک دلار به ازای هر کیلوگرم و و پلی‌پیرول را با قیمت 3 دلار به ازای هر کیلوگرم می‌شوید و برق تولید می‌کند.

با انجام این کار، آنها یون‌های سدیم و کلرید را تبادل می‌کنند و جریان الکتریکی ایجاد می‌کنند. هنگامی که آب شور وارد می‌شود، واکنش به یک جهت می‌رود و جریان الکتریکی تولید می‌شود. آب شیرین هر دو را معکوس می‌کند. بدین معنی که سیستم به طور مداوم و بدون ورودی انرژی به کار خود ادامه می‌دهد.

محققان می‌گویند که الکترودها به دلیل داشتن پوشش اسید سولفوسوکسینیک و همچنین نداشتن قطعات متحرک، نسبتاً قوی هستند.

این سیستم در یک آزمایش روی یک نمونه اولیه در یک تصفیه خانه کنترل کیفیت آب در کالیفرنیا ضمن حفظ 97 درصد اثربخشی، 180 چرخه را پشت سر گذاشت، اگرچه بازده انرژی هنوز اندک است. اما اگر با استفاده از چندین باتری بتوان مقیاس آن را زیاد کرد، می‌توان تصفیه خانه‌های فاضلاب ساحلی را از لحاظ مصرف انرژی خودکفا کند.

دوبراسکی می‌گوید: این یک راه حل علمی برای یک مشکل پیچیده است. این آزمایش باید در مقیاس بزرگ انجام شود تا چالش بهره‌برداری از انرژی آبی در مقیاس جهانی را برطرف کند. رودخانه‌هایی که به اقیانوس‌ها می‌ریزند یک نقطه شروع خوب است.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:27 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

این ماه، جهان پنجاهمین سالگرد فرود نیل آرمسترانگ را بر سطح ماه جشن گرفت. اما همین هفته سالگرد یک اتفاق علمی دیگر نیز بود که اگرچه به آن توجهی نمی‌شود، ولی بی‌اندازه مهم است. ۴۰ سال پیش، گروهی از دانشمندان علم اقلیم‌شناسی در موسسه‌ی اقیانوس‌شناسی وودز هول در ماساچوست در نخستین نشست «گروه ویژه‌ی کربن‌دی‌اکسید و اقلیم» گرد هم آمدند. این گردهمایی به تهیه‌ گزارش چارنی انجامید؛ نخستین ارزیابی جامع تغییرات اقلیم ناشی از ‌کربن‌دی اکسید. هرچند این اتفاق به‌اندازه‌ی فرود بر سطح ماه، تاثیرگذار به‌نظر تاثیر نمی‌رسید و قطعا شمار زیادی از مردم منتظر نتایج آن نبودند، اما گزارش چارنی نمونه‌ای از «علم خوب» است و موفقیت پیش‌بینی‌های آن طی ۴۰ سال گذشته به‌خوبی علم گرمایش جهانی را ثابت کرده است.

این گاز گلخانه‌ای که درمورد آن صحبت می‌کنید، چیست؟

دانشمندان در قرن ۱۹ نشان داده بودند که کربن‌دی‌اکسید چیزی است که ما امروزه آن را گاز گلخانه‌ای می‌نامیم. در دهه‌ی ۱۹۵۰، دانشمندان افزایش دمای چند درجه‌ای را در نتیجه‌ی مصرف سوخت‌های فسیلی پیش‌بینی می‌کردند. در سال ۱۹۷۲، جان ساویر، سرپرست پژوهشی دفتر هواشناسی بریتانیا یک مقاله‌ی چهار صفحه‌ای در Nature منتشر کرد که خلاصه‌ای بود از آنچه که در این رابطه تا آن زمان شناخته شده بود و در آن پیش‌بینی شد که جهان تا پایان قرن بیستم ۰/۶ افزایش دما را تجربه خواهد کرد. اما این پیش‌بینی‌ها در دهه‌ی ۱۹۷۰ بحث‌برانگیز شد. زمین در اواسط قرن بیستم سردتر شد و حتی در برخی رسانه‌ها این گمان منتشر می‌شد که شاید ما در آستانه‌ی یک عصر یخبندان قرار داریم. در نشست وودز هول، حدود ده دانشمند برجسته‌ی علم اقلیم‌شناسی گردهم آمده بودند. رهبری این گروه را جول چارنی که یکی از برجسته‌ترین دانشمندان علوم جوی قرن بیستم محسوب می‌شود، از موسسه‌ی فناوری ماساچوست برعهده داشت. این گزارش به‌وضوح نشان دهنده‌ی اثرات احتمالی افزایش کربن‌دی‌اکسید روی اقلیم و نیز نبود اطمینان‌های مرتبط بود. نتیجه‌ی اصلی گزارش او صریح بود:

طبق برآورد ما میزان افزایش دمای حاصل از دوبرابر شدن غلظت کربن‌دی‌اکسید با خطای احتمالی ۱/۵ درجه‌ی سانتیگراد، حدود ۳ درجه است.

در چهلمین سالگرد نشست یادشده، متوسط غلظت کربن‌دی‌اکسید در اتمسفر حدود ۲۱ درصد افزایش پیدا کرده است. در طول همین دوره، درست طبق پیش‌بینی آن‌ها میانگین دمای سطحی جهانی حدود ۰/۶۶ درجه‌ی سانتیگراد افزایش پیدا کرده است.

نمودار

اگرچه گزارش مورد بحث توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرد، قطعا به تغییری فوری در رفتار مردم یا سیاست‌مداران منجر نشد. اما با گذشت زمان، همان‌طور که جهان طبق این پیش‌بینی‌ها به سمت گرم شدن پیش می‌رفت، گزارش مذکور به‌عنوان نقطه‌ی عطفی در درک ما از پیامدهای اعمال انسان برای اقلیم، مورد پذیرش واقع شد. امروز، دانشمندان علوم اقلیمی، چارنی و همکارانش را به‌خاطر بینش و شفافیت آن‌ها ستایش می‌کنند.

این گزارش مثالی از نحوه‌ی عمل علم خوب است: ارائه‌ی یک فرضیه پس از بررسی‌های فیزیکی و شیمیایی و سپس ایجاد پیش‌بینی‌های قوی براساس ارزیابی‌ها. در اینجا، پیش‌بینی‌های قوی به‌معنای چیزی است که اگر فرضیه‌ و علم شما نادرست باشد، به‌نظر بعید برسد که واقعیت داشته باشد. در این مورد، پیش‌بینی بسیار خاص آن‌ها این بود که افزایش دمای ۱/۵ تا ۴/۵ درجه‌ی سانتیگراد با دوبرابر شدن میزان غلظت کربن‌دی‌اکسید در اتمسفر اتفاق خواهد افتاد. در آن زمان، در غیاب این فرضیه و علم، دمای زمین می‌توانست انتظار برود که طی دوره‌ی ۴۰ ساله‌ی آینده بدون تغییر بماند، کمی سردتر شود، خیلی سردتر شود یا خیلی (یا کمی) گرم‌تر شود. در غیاب علم گرمایش جهانی، هرکدام از این وضعیت‌ها می‌توانست امکان‌پذیر باشد، بنابراین پیش‌بینی بسیار خاص آن‌ها، آزمونی محکم از علم آن‌ها فراهم ساخت. نویسندگان گزارش چارنی فقط بی‌رحمانه علم را خلاصه نکرده بودند. آن‌ها همچنین با دیده‌ی شک و تردید عمل سعی کرده بودند عواملی را پیدا کنند که موحب بی‌اعتبار شدن نتایج آن‌ها شود. آن‌ها نتیجه‌گیری کردند:

ما سعی کردیم، ولی نتوانستیم هیچ‌گونه اثر فیزیکی نادیده گرفته شده یا کمتر از حد برآوردشده‌ای را پیدا کنیم که بتواند برآوردهای کنونی گرم شدن جهان در اثر مضاعف شدن مقدار کربن‌دی‌اکسید را به‌شدت کاهش داده یا روند آن را معکوس کند.

این گزارش و تایید موفقیت‌آمیز پیش‌بینی‌های آن، یک پایه‌ی علمی قوی برای بحث درمورد گرمایش جهان فراهم می‌کند. طی چهل سال پس از انتشار گزارش، همان‌طور که جهان به‌همان اندازه‌ی مورد انتظار چارنی و همکارانش گرم شد، علم تغییرات اقلیمی بهبود پیدا کرد و مدل‌های بهتری ارائه شدند که می‌توانستند عوامل نادیده گرفته‌شده‌ی پیشین را درنظر بگیرند. اگرچه این علم تنها نتیجه‌گیری گزارش چارنی را تایید کرد، ولی اکنون پیش‌بینی‌های بسیار دقیق‌تری از تغییرات اقلیمی وجود دارد.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:24 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

میکروفون کوانتومی که به‌وسیله‌ی پژوهشگران دانشگاه استنفورد توسعه پیدا کرده و جزئیات آن در مجله‌ی Natureمنتشر شده است، می‌تواند درنهایت منجر به توسعه‌ی کامپیوترهای کوانتومی کوچک‌تر و کارآمدتری شود که به‌جای نور، با دستکاری صوت کار می‌کنند. امیر صفوی نائینی، پژوهشگر مطالعه می‌گوید:

ما انتظار داریم که این دستگاه امکان طراحی انواع جدید حسگرهای کوانتومی، مبدل‌ها و دستگاه‌های ذخیره‌ساز را برای ماشین‌های کوانتومی آینده فراهم کند.

فونون‌ها که نخستین بار به‌وسیله‌ی آلبرت انیشتین در سال ۱۹۰۷ معرفی شدند، بسته‌هایی از انرژی ارتعاشی هستند که از اتم‌های ناآرام آزاد می‌شوند. این بسته‌های رویت‌ناپذیر یا «کوانتا»، بسته به فرکانس خود به‌صورت صدا یا گرما ظاهر می‌شوند. همچون فوتون‌ها که حامل‌های کوانتومی نور محسوب می‌شوند، فونون‌ها کوانتیزه هستند؛ بدین معنا که انرژی‌های ارتعاشی آن‌ها مانند راه‌پله‌ای تشکیل‌شده از پلکان‌های متمایز، محدود به مقادیر گسسته است. صفوی نائینی می‌گوید:

صدا دارای سطح‌بندی ریزی است که ما به‌طور معمول آن را تجربه نمی‌کنیم. صدا در سطح کوانتومی گسسته است.

انرژی یک سیستم مکانیکی می‌تواند براساس تعداد فونون‌هایی که در آن تولید می‌شود، به‌صورت حالت‌های «فوک» از صفر تا N نمایش داده شود. به‌عنوان مثال، «حالت فوک ۱»، متشکل از یک فونون از یک مقدار انرژی خاص است؛ «حالت فوک ۲» از دو فونون با همان مقدار انرژی تشکیل شده و به‌همین ترتیب برای دیگر مقادیر. حالت‌های بالاتر فونون، مربوط به صداهای بلندتر است. تا به حال، دانشمندان قادر نبوده‌اند که حالت‌های فونون را به‌طور مستقیم در ساختارهای مهندسی‌شده اندازه‌گیری کنند به‌علت اینکه اختلاف انرژی بین حالت‌های مختلف، در مثال پله‌ها - فضای بین پلکان‌ها - بسیار ناچیز است. پاتریسیو آرنگویز آریولا یکی از نویسندگان مقاله می‌گوید:

انرژی یک فونون ده تریلیون بار کمتر از انرژی مورد نیاز برای روشن نگه داشتن یک لامپ به‌مدت یک ثانیه است.

پژوهشگران دانشگاه استنفورد برای پرداختن به این مسئله، حساس‌ترین میکروفون جهان را طراحی کردند؛ میکروفونی که برای شنیدن نجوای اتم‌ها از اصول کوانتومی استفاده می‌کند. در یک میکروفون معمولی، امواج صوت یک غشای داخلی را به ارتعاش درمی‌آورند و این جا‌به‌جایی فیزیکی تبدیل به ولتاژی قابل اندازه‌گیری می‌شود. این روش برای تشخیص فونون‌ها به‌صورت انفرادی نتیجه‌بخش نیست زیرا براساس اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، موقعیت یک شیء کوانتومی را بدون تغییر آن نمی‌توان به‌دقت تعیین کرد. صفوی نائینی می‌گوید:

اگر شما سعی کنید که تعداد فونون‌ها را با استفاده از یک میکروفون معمولی اندازه‌گیری کنید، عمل اندازه‌گیری موجب تزریق یک انرژی به سیستم می‌شود که آن انرژی کوچکی که شما می‌خواهید اندازه گیری کنید را پنهان می‌کند.

درعوض، فیزیکدانان راهی برای اندازه‌گیری مستقیم حالت‌های فوک و سپس تعداد فونون‌ها در امواج صوتی طراحی کردند. صفوی نائینی می‌گوید:

ماشین‌های کوانتومی به ما می‌گویند که موقعیت و اندازه حرکت را نمی‌توان به‌دقت مشخص کرد؛ اما چنین چیزی درمورد انرژی گفته نمی‌شود. انرژی می‌تواند با دقت نامحدودی شناخته شود.

میکروفون کوانتومی

ترسیم هنری یک آرایه‌ از تشدیدگرهای نانومکانیکی که برای تولید و به دام انداختن ذرات صوت یا فونون‌ها طراحی شده است. حرکات مکانیکی فونون‌های به دام انداخته شده به‌وسیله‌ی یک شناساگر کیوبیت که فرکانس آن بسته به تعداد فونون‌های موجود در تشدیدگر تغییر می‌کند، حس می‌شود. شمار متفاوت فونون‌ها به‌صورت قله‌های مجزایی در طیف کیوبیت که به‌صورت شماتیک در پشت تشدیدگرها نشان داده شده، قابل مشاهده است

کیوبیت‌های آوازخوان

میکروفون کوانتومی که پژوهشگران توسعه داده‌اند، از یک سری تشدیدگرهای نانومکانیکی فوق سرد تشکیل شده و چنان کوچک است که تنها با میکروسکوپ الکترونی می‌توان آن را مشاهده کرد. تشدیدگرها با یک مدار ابررسانا جفت شده‌اند که حاوی جفت الکترون‌هایی است که بدون مقاومت در اطراف در حرکت هستند. این مدار یک «بیت کوانتومی» یا «کیوبیت» را تشکیل می‌دهد که می‌تواند در یک زمان به هر دو حالت وجود داشته باشد و فرکانسی طبیعی دارد که به‌صورت الکتریکی قابل خواندن است. وقتی تشدیدگرهای مکانیکی مانند پوست یک طبل به ارتعاش در می‌آیند، فونون‌هایی در حالت‌های مختلف تولید می‌کنند. آرنگویز آریولا می‌گوید:

تشدیدگرها از ساختارهای متناوبی تشکیل شده‌اند که همچون آینه‌ای برای صدا عمل می‌کنند. با ایجاد نقایصی در این شبکه‌های مصنوعی ما می‌توانیم فونون‌ها را در میانه‌ی ساختار به دام اندازیم.

همچون زندانیان یاغی، فونون‌های به دام انداخته شده، به دیوار زندان خویش ضربه می‌زنند و این حرکات مکانیکی به‌وسیله‌ی سیم‌های فوق‌العاده نازکی به کیوبیت منتقل می‌شوند. الکس ولاک پژوهشگر این مطالعه می‌گوید:

حساسیت کیوبیت نسبت‌به جا‌به‌جایی، به‌ویژه هنگامی که فرکانس‌های کیوبیت و تشدیدگرها نزدیک هم باشد، بسیار زیاد است.

البته پژوهشگران با تنظیم مجدد سیستم به‌صورتی که کیوبیت و تشدیدگرها در فرکانس‌های بسیار متفاوتی دچار ارتعاش شوند، این ارتباط مکانیکی را تضعیف کردند و موجب آغاز نوعی اثر متقابل کوانتومی به نام اثر متقابل پراکندگی شدند که به‌طور مستقیم کیوبیت را به فونون‌ها متصل می‌کرد. این پیوند موجب شد که فرکانس کیوبیت متناسب با تعداد فونون‌ها در تشدیدگرها تغییر کند. پژوهشگران با اندازه‌گیری تغییر کیوبیت‌ها در صدا توانستند سطح انرژی کوانتیزه‌شده‌ی تشدیدگرهای درحال ارتعاش را اندازه‌گیری کنند. صفوی نائینی گفت:

سطوح مختلف انرژی فونون به‌صورت قله‌های مجزا در طیف کیوبیت آشکار می‌شوند. این قله‌ها به حالت‌های فوک صفر، یک ، دو و... مربوط می‌شوند. این قله‌های چندگانه قبلا هرگز دیده نشده بود.

تسلط بر ایجاد و تشخیص دقیق فونون‌ها می‌تواند مسیر را برای توسعه‌ی انواع جدیدی از دستگاه‌های کوانتومی که قادر به ذخیره و بازیابی اطلاعات رمزگذاری شده به‌صورت ذرات صدا هستند یا می‌توانند به‌صورت یکپارچه بین سیگنال‌های نوری و مکانیکی تغییر وضعیت دهند، هموار می‌کند. چنین دستگاه‌هایی احتمالا می‌توانند فشرده‌تر و کارآمدتر از ماشین‌های کوانتومی باشند که از فوتون‌ها استفاده می‌کنند؛ زیرا دستکاری فونون‌ها راحت‌تر است و دارای طول موج‌هایی هستند که هزاران بار کوچک‌تر از طول موج ذرات نور است. صفوی نائینی توضیح می‌دهد:

در حال حاضر افراد برای رمزگذاری این حالت‌ها از فوتون‌ها استفاده می‌کنند. ما می‌خواهیم از فونون‌ها استفاده کنیم که مزیت‌های بسیار بیشتری دارند. دستگاه ما گامی مهم در جهت ساخت کامپیوترهای مکانیکی است که براساس اصول مکانیک کوانتومی کار می‌کنند.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:23 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

تاکنون با خود فکر کرده‌‌اید که چه اتفاقی رخ می‌‌داد اگر زمان دوباره به همان نقطه‌‌ای بازمی‌‌گشت که فرگشت گونه‌‌ی ما آغاز شد؟ چه می‌‌شد اگر روند شکل‌‌گیری حیات روی زمین از سر گرفته و تاریخ فرگشت دوباره از نو نگاشته می‌‌شد؟ دیرینه‌‌شناسی آمریکایی به‌نام استفان جی‌‌گولد در اواخر دهه‌‌ی ۸۰ میلادی، پاسخی برای این پرسش ارائه کرد که تا همین امروز نیز ذهن جستجوگر متخصصان زیست‌‌شناسی تکاملی را به خود مشغول داشته است.

گولد عقیده داشت که اگر زمان به عقب بازمی‌‌گشت، فرگشت مسیر کاملا متفاوتی را در پیش می‌‌گرفت و گونه‌‌ی بشر هرگز به مسیر حیات راه پیدا نمی‌‌کرد. درحقیقت، او احساس می‌‌کرد که فرگشت گونه‌‌ی بشر به‌‌حدی مورد نادری بوده است که حتی اگر فیلم داستان حیات را برای میلیون‌‌ها بار دیگر از ابتدا پخش می‌‌کردیم، امکان نداشت گونه‌‌ای مشابه با انسان خردمند (Homo sapiens) را روی زمین ببینیم.

استدلال او این‌‌گونه بود که عامل «شانس» نقش بسیار مهمی در جریان فرگشت ایفا کرده است. از دیدگاه او، شکل‌‌گیری این روند مرهون وقوع چند انقراض دسته‌‌جمعی عظیم (درنتیجه‌ی برخورد شهاب‌‌سنگی بزرگ یا فعالیت‌‌های آتشفشانی بی‌‌سابقه) بوده است. این رویدادهای تصادفی تنها محدود به این ابعاد بزرگ نبوده و حتی در مقیاس مولکولی نیز جریان داشته است. حتی جهش‌‌های ژنتیکی که پایه و اساس سازگاری‌‌پذیری‌‌های مبتنی‌‌بر فرگشت محسوب می‌‌شوند نیز مرهون رویدادهایی تصادفی بوده است.

گولد عقیده داشت که اگر زمان به عقب بازمی‌‌گشت، گونه‌‌ی بشر هرگز فرصت ظهور روی زمین را نمی‌یافت

به بیان ساده، فرگشت محصولی از جهش‌‌های تصادفی است. تنها چند جهش نادر می‌‌تواند باعث ایجاد شانس بقای یک موجود زنده در محیطی خاص شود. انشعاب یک گونه‌‌ی به‌‌خصوص از گونه‌‌‌‌ای دیگر تنها می‌‌توانسته درنتیجه‌‌ی جهش‌‌های نادری رخ دهد که به‌‌مرور زمان رواج یافته‌‌اند. اما در این میان ممکن بود فرایندهای تصادفی دیگری نیز وارد عمل شوند و تعدادی جهش مضر و ویرانگر را نیز رقم بزنند. این سیر تصادفی خود گویای این واقعیت است که احتمالا درصورت بازپخش فیلم حیات، زمین شاهد شکل‌‌گیری انواع متفاوتی از زندگی می‌‌بود.

البته از آنجاکه عملا غیرممکن است بتوانیم در زمان به عقب بازگردیم، نمی‌‌توان باقاطعیت درمورد مسیر واقعی فرگشت گونه‌‌ی خود اظهارنظر کنیم. با این همه، خوشبختانه زیست‌‌شناسان حوزه‌‌ی علم فرگشت هنوز راهکار‌‌هایی را برای آزمودن نظریه‌‌های گولد درمقیاس میکروسکوپی در اختیار دارند.

فرگشت بشر / human evolution

فرگشت انسان امروزی مرهون میلیون‌ها جهش تصادفی است؛ ولی انتخاب طبیعی نقش یک عامل هدایت‌کننده را در این جریان ایفا کرده است.

میکروارگانیسم‌‌ها با سرعت بسیار بالایی تقسیم می‌‌شوند و تکامل پیدا می‌‌کنند. ما می‌‌توانیم میلیاردها عدد از سلول‌‌هایی خاص را در مکانی ذخیره و زمان را برای آن‌‌ها متوقف کنیم. این قابلیت به ما اجازه می‌‌دهد زیرمجموعه‌‌ای از میکروارگانیسم‌‌ها را انتخاب کنیم و آن‌‌ها را در شرایط محیطی جدیدی پرورش دهیم و تغییرات سازگاری‌‌پذیری آن‌‌ها را به‌‌صورت لحظه‌‌ای رصد کنیم. ما می‌‌توانیم در هر لحظه از حال به آینده برویم و بالعکس؛ این به‌‌معنای توانایی بازپخش فیلم حیات از درون یک لوله‌‌ی آزمایشگاهی است.  

نکته‌‌ی شگفت‌‌انگیز اینکه بسیاری از مطالعات فرگشت باکتریایی نشان می‌‌دهند که اغلب، از دیدگاه کوتاه‌‌مدت، فرگشت مسیری پیش‌بینی‌پذیر را طی می‌‌کند. این یعنی در بیشتر موارد، صفات و ویژگی‌‌های ژنتیکی یکسانی در روند فرگشت این موجودات ظهور پیدا می‌‌کنند. به‌‌عنوان نمونه، یک آزمایش بلندمدت در سال ۱۹۸۸ را درنظر بگیرید که طی آن، ۱۲ نمونه‌‌ی مستقل از باکتری «اشریشیا کلی» از یک کلونی واحد استخراج شدند و از آن زمان تاکنون پیوسته تکامل یافتند. طی این مدت زمان، بیش از ۶۵ هزار نسل از این موجودات تولید شده‌‌اند (برای مقایسه، بد نیست بدانید بشر از زمان پیدایش گونه‌‌ی انسان خردمند تاکنون تنها ۷۵۰۰ الی ۱۰ هزار نسل پشت سر گذاشته است). نتایج می‌گویند تمامی گونه‌‌های تکامل‌‌یافته از این باکتری‌‌ها نسبت‌‌به اجداد خود سالم‌‌تر، بزرگتر هستند و با سرعت بیشتری رشدونمو می‌‌کنند. این بدین معنا است که گویا ارگانیسم‌‌ها در طی مسیر فرگشت خود با حدومرزهایی مواجه هستند.

به‌‌نظر می‌‌رسد نیروهای فرگشتی خاصی وجود دارند که روند تکامل موجودات زنده را در مسیر مشخص و محدودی پیش می‌‌برند. انتخاب طبیعی یکی از ابزارهای هدایت‌‌کننده‌‌ی فرگشت است که آشفتگی جهش‌‌های تصادفی را سامان می‌‌دهد و موازنه‌‌ی طبیعت را به نفع جهش‌‌های مفید تغییر می‌‌دهد. این بدان معنا است که بسیاری از تغییرات ژنتیکی طی گذر زمان ناپدید می‌‌شوند و تنها بهترین آن‌‌ها باقی می‌‌مانند. این همان عاملی است که می‌‌تواند حرکت طبیعت به‌‌سوی خلق گونه‌‌های کاملا متفاوت را نیز توجیه کند.

ما اکنون مدارکی در تاریخ فرگشت در اختیار داریم که نشان می‌‌دهد گونه‌‌هایی متمایز ولی ساکن در یک محیط زندگی مشابه، به‌‌مرور ویژگی‌‌های  یکسانی را از خود بروز داده‌‌اند. برای مثال، گونه‌‌های منقرض‌‌شده از خزندگان پرنده و پرندگان امروزی هر دو حین فرگشت دارای منقار و بال شده‌‌اند؛ درحالی که این دو گونه هرگز دارای اجداد یکسانی نبوده‌‌اند. بنابراین می‌‌توان نتیجه‌‌گیری کرد که بال و منقار ازجمله ویژگی‌‌هایی بوده‌‌اند که درنتیجه‌‌ی فشار شرایط محیطی، در دو مرحله‌‌ی متفاوت از تاریخ فرگشت ظاهر شده‌‌اند.

فرگشت بشر / human evolution

پیدایش منقار و نوک در خزندگان پرنده روندی متفاوت نسبت به پرندگان امروزی طی کرده است.

اما معماری ژنتیکی نیز عامل مهمی محسوب می‌‌شود. تمامی ژن‌‌های به‌‌صورت یکسانی تولید نمی‌‌شوند: برخی از ژن‌‌ها وظایف مهم‌‌تری را نسبت‌‌به سایرین به‌‌عهده دارند. ژن‌‌ها نیز در شبکه‌‌هایی سازمان‌‌دهی می‌‌شوند که به مدارهای الکتریکی شباهت‌‌هایی دارند. این شبکه‌‌های ژنومی همانند مدارها دارای تعدادی سوئیچ‌‌هایی کمکی و نیز سوئیچ‌‌هایی اصلی هستند. «جهش‌‌ها» درواقع سوئیچ‌‌های اصلی این شبکه هستند که مسئول ایجاد تغییرات بزرگ هستند. به‌‌عبارت دیگر، فرگشت در بخش‌‌های خاصی از ژنوم ما به تعداد دفعات بیشتری رخ می‌‌دهد یا آثار قوی‌‌تری از خود در آنجا به‌‌جای می‌‌گذارد. همین امر باعث جهت‌‌دهی بیشتر روند فرگشت در مسیری خاص می‌‌شود.

این قضیه از دیدگاه قوانین فیزیک چگونه توجیه‌پذیر است؟ آیا این قوانین نیز با مفهوم فرگشت پیش‌بینی‌پذیر سازگاری دارند؟

درمقیاس بسیار بزرگ، پاسخ مثبت است. ما قوانین بسیاری را در دنیای فیزیک سراغ داریم که کاملا قطعی هستند. برای مثال، گرانش را درنظر بگیرید که مسئول اصلی تشکیل اقیانوس‌‌ها، اتمسفر زمین و حتی گداخت هسته‌‌ای درون خورشید است. این نیرو در جهان کاملا پیش‌بینی‌پذیر است. نظریه‌‌های آیزاک نیوتن که براساس قوانین قطعی حاکم بر جهان ارائه شده‌‌اند، می‌‌توانند رفتار بسیاری از سیستم‌‌ها را در مقیاس بزرگ توجیه کند. این قوانین می‌‌گویند که جهان ما به‌‌شکلی ترجیحی، پیش‌بینی‌پذیر به‌‌نظر می‌‌رسد.

اگر دیدگاه نیوتنی را کاملا درست فرض کنیم، آن‌‌گاه فرگشت گونه‌‌ی بشر نیز امری غیرقابل‌‌اجتناب خواهد بود. هرچند این احساس خوشایند از پیش‌‌بینی‌‌پذیری جهان چندان دیری نپایید و با کشف دنیای خارق‌‌العاده‌‌ی فیزیک کوانتوم در قرن بیستم، اعتبار قوانین فیزیک کلاسیک در مقیاس کوانتومی به چالش کشیده شد. در کوچک‌ترین مقیاس‌‌ها از دنیای اتم‌‌ها و ذرات زیراتمی، تنها عدم قطعیت حکمفرما است. این بدان معنا است که جهان ما در زیربنایی‌‌ترین سطوح خود کاملا پیش‌بینی‌ناپذیر است.

فرگشت بشر / human evolution

درصورت بازگشت در زمان، بعید است دوباره گونه‌ی انسان خردمند پدید آید؛ ولی احتمال پیدایش گونه‌ای مشابه زیاد است

فارغ از اینکه چند بار دیگر تاریخ حیات در زمین تکرار شود، پیدایش گونه‌ای مشابه با بشر امروزی اجتناب‌ناپذیر به‌نظر می‌رسد

در مجموع، فارغ از اینکه چند بار دیگر تاریخ حیات در زمین تکرار شود، قوانین کلی فرگشت در جهان کاملا ثابت خواهند بود. همواره برتری از آنِ ارگانیسم‌‌هایی خواهد بود که بتوانند انرژی خود را از خورشید دریافت کنند. همواره بخت با گونه‌‌هایی یار خواهد بود که بتوانند از گازهای فراوان موجود در اتمسفر زمین بهره ببرند و به‌‌دلیل همین سازگاری‌‌پذیری‌‌ها است که می‌‌گوییم بنابر هر سناریوی دیگری نیز همچنان ظهور چنین اکوسیستمی پیش‌بینی‌پذیر بود. با این حال، تصادفی‌‌بودن بسیاری از فرایندهای فرگشتی باعث می‌شود عملا نتوانیم آینده‌‌ی این تغییرات را با قطعیت پیش‌‌بینی کنیم.

یک مورد مشابه در دنیای نجوم به‌‌چشم می‌‌خورد که شباهت درخوری با موضوع موردبحث ما دارد. در دهه‌‌ی ۱۷ میلادی، یک بنیاد ریاضی جایزه‌‌ای برای حل «مسئله‌‌ی سه جرم» تعیین کرد. این مسئله به توصیف ارتباط گرانشی و تعیین موقعیت مداری خورشید، زمین و ماه اختصاص داشت.

برنده‌‌ی این جایزه درواقع ثابت کرد که مسئله‌‌ی یادشده‌‌ی را نمی‌‌توان به‌‌شکل دقیقی حل کرد. در اینجا هم درست مانند بی‌‌نظمی ناشی از جهش‌‌های تصادفی، یک مقدار اولیه از خطا به‌‌شکل اجتناب‌‌ناپذیری رشد می‌‌یابد و درنتیجه شما هرگز نمی‌‌توانید مکان نهایی این سه جرم را در آینده پیش‌‌بینی کنید. اما از آنجا که خورشید یک جرم غالب در این مجموعه به‌‌شمار می‌‌آید، می‌‌تواند تاحدودی مدار حرکت هر سه جرم را دیکته کند و بدین‌‌ترتیب، ما خواهیم توانست احتمالات ممکن از مکان این اجرام را در بازه‌‌ی معینی محدود کنیم.

این مثال یادآور همان نقش عامل هدایتگری است که موجب محدودشدن فرگشت موجودات زنده در مسیرهای مشخصی می‌‌شود. ممکن است ما واقعا ندانیم که درصورت تکرار داستان حیات، چه سرنوشتی در انتظار گونه‌‌ی ما می‌‌بود؛ اما می‌‌دانیم که تعداد مسیرهای پیش‌بینی‌پذیر برای فرگشت موجودات زنده آن‌‌چنان هم زیاد نیست. گرچه امکان داشت در سناریوهای جدید، بشر هرگز مجالی برای تکامل نیابد، ولی تقریبا اطمینان داریم که اکوسیستم این سیاره‌‌های بیگانه هنوز هم اشتراکات بسیاری با سیاره‌‌ی کنونی ما می‌داشت.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:22 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

برخلاف والدین معمولی، والدین ربات هرگز خسته یا دچار حواس‌پرتی نمی‌شوند و صبر خود را از دست نمی‌دهند. به‌گفته‌ی جان سی هاونس، مؤلف اخلاق هوش مصنوعی، ربات‌ها می‌توانند روزی حق تربیت فرزند را از والدین بگیرند. داستان سریال تلویزیونی انسان‌ها (Humans که از شبکه‌ی AMC پخش می‌شود) حول آینده‌ای احتمالی می‌چرخد که در آن گروهی از ربات‌ها به نام Synth (سینث) از نظر ظاهر شباهت‌ زیادی به انسان دارند. این ربات‌هابه خودآگاهی می‌رسند و می‌خواهند از تحت سلطه‌ی اربابان خود رها شوند.

در فصل اول این سریال کاراکتر نقش اول سینت، آنیتا، به‌عنوان پرستار بچه خانه‌ای استخدام می‌شود. مادر خانواده که با اعتیاد به الکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند پس از چند شب متوالی دور بودن از خانه، بازمی‌گردد و می‌خواهد برای دخترش داستان بخواند؛ اما دختر می‌گوید: «نه می‌خواهم آنیتا این کار را برایم انجام دهد.»

هیچ رباتی ارباب نیست. این تنها نگرش یک دختر کوچک است که ربات پرستارش را به مادرش ترجیح می‌دهد. والدین این دختربچه از یکدیگر جدا شده‌اند و ماهیت استرس‌زای کار مادر (که بر آینده‌ی انسان‌ها و تأثیر می‌گذارد) به‌معنی دور بودن او از خانه در اکثر اوقات است. آنیتا در مقایسه با والدین انسانی، همیشه صبور، آماده‌به‌کار و عاشق دختربچه است. به‌ بیان‌ دیگر آنیتا طوری طراحی شده است که هیچ‌کدام از والدین انسانی نمی‌توانند شبیه او باشند.

وقتی بحث‌ واگذاری نقش‌ها به ربات‌ها مطرح می‌شود، اغلب اوقات به وظیفه‌‌ی والدین اشاره‌ای نمی‌شود؛ اما اگر در آینده بازدهی ربات نسبت بیشتر از بازدهی انسان باشد، این احتمال وجود خواهد داشت که اسباب‌بازی‌های هوش مصنوعی، دستیارهای شخصی یا ربات‌های همراه روزی جایگزین والدین انسانی شوند. مشکل اصلی، عملکرد بهتر پرستارهای رباتیک نسبت به نمونه‌های انسانی نیست؛ زیرا این مسئله حداقل از بعضی جهات اجتناب‌ناپذیر است. بلکه نکته‌ی مهم، برخورداری والدین از حق قانونی تربیت فرزند است. به همین دلیل انسان‌ها باید قبل از آنکه فرصت را از دست بدهند، این حق را بگیرند.

 

سریال انسان ها

 

ماهیت تربیت

امروزه دستگاه‌های زیادی مخصوص کودکان طراحی شده‌اند که می‌توانند از پرستارهای انسانی تقلید کنند. این دستگاه‌ها حوزه‌هایی مثل آموزش، وظایف مرتبط با پرستار بچه و آموزش رفتار به کودکان را دربرمی‌گیرند. هوش مصنوعی در زمینه‌هایی مانند آموزش، وظایف پرستار محور و آموزش آداب معاشرت به کودکان نقش دارد. شاید کمی دور از ذهن برسد که هر محصول یا سرویسی بتواند جایگزین والدین یا پرستارهای انسانی باشد، اما به‌طورکلی عملکرد ایمن‌سازی دستگاه‌های شبانه‌روزی خوب است. برای مثال می‌توان با دوربین‌های متصل به اینترنت اشیاء (IoT)، امنیت بچه‌ها را بررسی کرد، بر نحوه‌ی استفاده از تلفن همراه آن‌ها نظارت کرد یا با برنامه‌هایی مثلFaceTime ارتباط ویدئویی برقرار کرد.

اما استفاده از این واسطه‌ها برای تربیت فرزندان باعث می‌شود کودکان، آرامش خود را در صفحات نمایش و تراشه‌های کامپیوتری جست‌وجو کنند؛ تولید ربات‌هایی مانند آنیتا می‌تواند گام منطقی بعدی در این مسیر باشد. با این‌ حال، به اعتقاد اغلب افراد، انسان‌ها از نظر احساسی نسبت به ربات‌ها برتری دارند. رامونا پرینگل، رئیس استودیوی نوآوری خلاق در دانشگاه ریرسون و مؤلف «A برای الگوریتم، B برای کودک» می‌گوید:

طراحی این دستگاه‌ها، آن‌ها را به گزینه‌هایی جذاب، فریبنده و حتی اعتیادآور تبدیل کرده است که می‌تواند به‌اندازه‌ی روابط انسانی تأثیرگذار باشد و باعث ترشح دوپامین شود. یکی از بهترین تجربه‌های دیجیتالی تلاش برای تقلید از مغز هنگام در آغوش کشیدن مادر است؛ بنابراین می‌توان گفت پرستاری یا تربیت انسانی به‌صورت پیش‌فرض هواداران بیشتری دارد.

ربات همبازی

بااینکه ممکن است والدین از دستگاهی برای بهبود فرزندداری خود استفاده کنند (برای مثال با ربات Pepper و داستان‌گویی به بهبود حافظه‌ی خود کمک کنند) اما برقراری ارتباط نزدیک ‌بین کودک و سیستم به اولویت‌ و درک کودکان وابسته است. براساس مقاله‌‌ی واشنگتن‌پست با عنوان «وقتی کودک قبل از ماما می‌گوید الکسا!»:

مخالفین ربات Aristotle (ارسطو) شرکت Mattel معتقدند چنین دستگاهی می‌تواند به رابطه‌ی والدین و فرزند آسیب بزند زیرا ممکن است کودک دستیار صدا را به‌عنوان اولین هم‌بازی یا منبع آرامش خود انتخاب کند.

البته والدین نمی‌توانند مشخص کنند چه کسی یا چه چیزی منبع آرامش فرزندشان باشد؛ هر پدر یا مادری که سعی کند پتوی کثیف کودک خود را دور بیندازد، می‌داند ممکن است کودک حتی به آن شیء کثیف هم وابسته شده باشد. هم‌بازی خرس تدی یا دوست خیالی، برای والدین آشنا است؛ اما وقتی یک مجموعه دستگاه که به شبیه‌سازی الگوریتمی پرستارهای انسانی می‌پردازند، با کلاود هماهنگ شوند و با میلیون‌ها کودک در سیستم‌های IoT ارتباط برقرار کنند، باید الگوی جدیدی را برای تربیت فرزندان در نظر گرفت. به‌گفته‌ی مارگارت موریس، روانشناسی و مؤلف مقاله‌ای با عنوان «دستیابی به فناوری بهتر برای احیای روابط، سلامت و تمرکز»:

شاید عملکرد فناوری بهتر از بسیاری از والدین باشد اما الگوی پدر و مادری بیشتر به پرورش و رشد فرزندان وابسته است، نه پاسخ‌ها و توصیه‌ها. ارتباط انسانی برای رشد ضروری است. روابط قوی افراد با فناوری را می‌توان بر روابط انسانی هم اعمال کرد.

براساس روانشناسی مثبت و علوم اعصاب، تربیت انسانی به‌معنی تماس فیزیکی و ارتباط نزدیک کودکان و پرستاران است و درنتیجه ویژگی‌هایی مثل شناخت و سلامت احساسی را بهبود می‌دهد. پرستاران انسانی حداقل امروزه از عشق و محبت ذاتی برخوردار هستند. از طرفی پرستار هوش مصنوعی هم از مزایایی مثل انرژی و صبر بی‌اندازه و دسترسی فراگیر به امکانات تربیت فرزند از طریق ارتباط مستقیم وب برخوردار است؛ بنابراین عملکرد بهتر فناوری نسبت به والدین انسانی و تبدیل‌شدن آن‌ها به اولویت کودکان چه تأثیری بر آینده‌ی والدین انسانی خواهد داشت؟

نظارت بر نوزاد در مقابل نظارت بر والدین

امروزه دستگاه‌ها تقریبا همیشه بر اطلاعات کاربرها نظارت دارند. برای مثال دستیارهای شخصی می‌توانند مکالمه‌ها را ضبط کنند یا پوشیدنی‌ها به اطلاعات سلامتی اشخاص دسترسی دارند؛ اما هنوز مشخص نیست که چگونه می‌توان از دستگاه‌ها برای ارزیابی و بهبود توانایی و حقوق والدین استفاده کرد.

معمولا آنچه در مورد فرزندداری آموزش نمی‌دهند، قضاوت شدن والدین به دلیل انتخاب‌هایشان است. معمولا نحوه‌ی تربیت والدین ازجمله روش‌های خواباندن، انتخاب مدرسه یا برنامه‌ی غذایی مورد قضاوت قرار می‌گیرند. صرف‌نظر از اینکه بحث در مورد روش‌های خواب، انتخاب مدرسه یا رژیم کودکان باشد، والدین دیگر می‌توانند نحوه‌ی تربیت فرزند شما را قضاوت کنند.

نظارت بیش از حد می‌تواند منجر به دوری والدین از فرزندان شود

تعداد زیادی از والدین نسل جدید نسبت به قضاوت دیگران در مورد شیوه‌ی تربیت فرزند خود نگران هستند. در آینده‌ای نزدیک دستگاه‌های رایانشی می‌توانند از وظایف والدین به‌ویژه وظایف مربوط به مراقبت از فرزند گزارش‌های هفتگی تهیه کنند و ریسک‌های مرتبط را تشخیص دهند.

این ایده از برخی ابعاد مثبت است. استفاده از اپلیکیشن یا دستگاه نظارت برای افزایش آگاهی و یادآوری وظایف می‌تواند نقش مثبت والدین را افزایش دهد؛ اما در صورت دسترسی غیرشفاف و بدون اجازه‌ی کسب‌وکارها و دولت‌ها به این اطلاعات، والدین آینده، تحت سلطه و نظارت استبدادی قرار می‌گیرند. به‌گفته‌ی کریستینا جی کولکلاف، مدیر کارکنان و پلتفرم، دیجیتال‌سازی و تجارت اتحادیه‌ی جهانی UNI (سازمانی با بیش از ۲۰ میلیون کارمند):

 نظارت الگوریتمی و هوش مصنوعی محور والدین می‌تواند پرورش فرزندان را از تمام ابعاد ازجمله اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی دشوار کند. در شدیدترین سناریو، الگوی تربیت فرزند از راه دور می‌تواند والدین را از فرزندانشان دور کند. و در شرایطی که کودک نیازی به والدین ندارد، چه اتفاقی برای حقوق والدین ازجمله زمان بیکاری یا تعطیلات رخ می‌دهد؟

نظارت بر والدین

بخشی از این بیگانگی را می‌توان به سریال آینه‌ی سیاه تشبیه کرد. در این سریال روی والدین انسانی نظارت وجود دارد و بر این اساس درجه‌بندی می‌شوند. برای مثال فرض کنید والدین میزبان جشن تولدی هستند. کودکان شرکت‌کننده پس از پایان تولد به میزبان امتیاز می‌دهند. درست مانند مسافران اوبر که به رانندگان امتیاز می‌دهند. یا اپلیکیشنی را در نظر بگیرید که در زمین‌های بازی به والدین بی‌توجه هشدار می‌دهند. بنابراین وقتی بتوان از خشم اجتماعی برای درجه‌بندی میزان شرمساری والدین استفاده کرد، آیا این روابط را می‌توان در سطح قانونی یا اجتماعی هم اعمال کرد؟ این نوع نظارت امروزه در محیط کار وجود دارد. مقاله‌ی جدید Financial Times با عنوان «جاسوس صفحه‌ی نمایش نشان می‌دهد کارکنان سزاوار چه هستند» اشاره می‌کند:

مدت زیادی است که شرکت‌ها به نظارت بر ایمیل‌ها و مرور وب در زمان بیکاری می‌پردازند اما امروزه گروهی از استارتاپ‌های کنونی رای بررسی بازدهی کارمند، کل داده‌های آن‌ها را بررسی می‌کنند

شرکت‌های دیگر قدم را فراتر از این هم می‌گذارند. برای مثال شرکت UPS برای افزایش بهره‌وری به ردیابی جابه‌جایی‌های رانندگان خود می‌پردازد. براساس مقاله‌ی NPR: «اگر هر راننده یک دقیقه در زمان صرفه‌جویی کند، سود سالانه‌ی شرکت ۱۴.۵ میلیون دلار افزایش پیدا می‌کند.» از طرفی این کار استرس کارکنان را هم افزایش می‌دهد. یکی از رانندگان UPS در مصاحبه‌ای از احساس خود نسبت به رانندگی در کامیونی پر از حسگر می‌گوید این نوع نظارت دقیقا حس برادر بزرگ‌تر را به او القا می‌کند؛ زیرا این حسگرها تمام حرکات و جابه‌جایی‌های او را ضبط می‌کنند.

وقتی بحث فناوری برای ارائه‌ی خدمات پرستاری مطرح می‌شود، این ذهنیت برای والدین به وجود می‌آید که اگر بهره‌وری آن‌ها منطبق با هنجارهای آرمان‌شهر فناوری نباشد یا قادر به ارائه‌ی خدماتی که دستگاه‌های پرستاری ارائه می‌کنند نباشند، چه اتفاقی خواهد افتاد. چه کسی تصمیم می‌گیرد آن‌ها را اخراج کند؟

والدین واقعی برمی‌خیزند؟

بسیاری از افراد، لذت و هدف ارزشمند پرورش کودک را پررنگ‌تر از استرس و زحمت آن می‌دانند. بااینکه کمک فناوری به والدین و برداشتن باری از روی دوش آن‌ها قابل ستایش است، اما بیشتر باید الهام‌بخش آن‌ها باشد تا به والدین بهتری تبدیل بشوند. درنتیجه با وجود پیچیدگی روابط انسانی، والدین زمان بیشتری به فرزندان خود اختصاص خواهند داد.

هدف این مقاله آموزش عشق ورزیدن به افراد یا حتی رسواکردن فناوری یا ظرفیت تربیتی ماشین‌ها نیست. بلکه هدف آن، درک لذت پرورش فرزند و لذت پدر یا مادر بودن است. این مقاله به‌دنبال تشویق افرادی است که می‌خواهند براساس ارزش‌ها و انتخاب خود، فرزندانشان را تربیت کنند. هدف این مقاله مبارزه با معیارهایی است که سود و بهره‌وری را مهم‌تر از پرورش نسل جوان و پیشرفت جامعه می‌دانند. به‌گفته‌ی کریستینا کولکاف:

نباید به خاطر میل فزاینده‌ به رفاه و آسایش به خواب برویم. باید از حقوق انسانی و حقوق کودکان و بهره‌مندی آن‌ها از عشق و مراقبت کافی دفاع کنیم.

حالا زمان آن رسیده است که به مراقبت و توجه بیشتر از مصرف‌گرایی اهمیت داده شود و به این صورت وظیفه‌ی سخت، چالش‌برانگیز و دلپسند پدر و مادر بودن با آغوش باز پذیرفته شود. درنتیجه حتی با وجود فناوری‌های مفید، کودکان پدر و مادر خود را به‌عنوان انتخابی برتر و مقدس در نظر می‌گیرند.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:21 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اگرچه مکان‌های بسیاری با مسیرهای رشد نویدبخش وجود دارند، اما باور کارشناسان بر این است که چنین دیدگاهی کوته‌بینانه بوده و به این معنا است که باید قهرمان جدیدی ظهور کند و بر قهرمان قبلی سایه اندازد.

در حقیقت، «سیلیکون‌ولی بعدی» وجود نخواهد داشت. درعوض، تحقیقات جدید توسط استارتاپ ژنوم با عنوان گزارش اکوسیستم استارتاپی جهانی در سال ۲۰۱۹ (GSER) اشاره به وجود ۳۰ هاب «بعدی» دارد که به جرم بحرانی رسیده و وضعیت اقتصاد جهانی را تغییر خواهند داد. درحالی‌که هیچ‌کدام از آن‌ها در آینده‌ی قابل پیش‌بینی به بزرگی سیلیکون‌ولی نخواهند بود، هریک به واسطه‌ی سلطه‌ی منطقه‌ای یا پیش‌رو بودن در یکی از زیربخش‌های استارتاپی شکوفا خواهند شد.

در حال حاضر مشخص نیست که چه اکوسیستم‌هایی در نهایت به‌عنوان عوامل تحول جهانی مطرح خواهند شد، اما سرنخ‌های بزرگی وجود دارد. اولین جایی که باید برای تعیین نقاط مهم بعدی به‌دنبال آن باشیم، رتبه‌بندی موجود اکوسیستم‌های استارتاپی است. این گزارش هر ساله ۱۵۰ اکوسیستم پیش‌رو را رتبه‌بندی می‌کند، که از جمع‌آوری داده‌های بیش از یک میلیون شرکت در سطح جهان به‌دست می‌آید. جدیدترین فهرست رتبه‌بندی نشان می‌دهد که سیلیکون‌ولی در صدر است و نیویورک‌سیتی، لندن، پکن، بوستون، تل آویو، لس‌آنجلس، شانگهای، پاریس و برلین در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

evolution of silicon valley

پنج موج در تاریخ توسعه‌ی سیلیکون‌ولی

این ۱۰ قطب پیش‌روی جهانی به دلیل داشتن استارتاپ‌های فراوان و کسب‌وکارهای کوچک، از شهرت خوبی برخوردار هستند. به‌عنوان مثال، نیویورک که جایگاه دوم اکوسیستم‌های استارتاپی را به خود اختصاص داده، دارای بیش از ۹۰۰۰ استارتاپ، یونیکورن‌های متعدد و ارتباطات بین‌المللی بالا (شاخص اندازه‌گیری میزان ارتباطات بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها با سایر اکوسیستم‌های برتر جهانی) است. از طرف دیگر، پکن به‌طور پیوسته در حال صعود در رتبه‌بندی اکوسیستم‌ها است زیرا میزبان بیش از ۱۰۰۰ شرکت هوش مصنوعی است، که یکی از چهار بخش دارای بیش‌ترین رشد در سطح جهانی به شمار می‌رود.

درحالی‌که ۱۰ اکوسیستم اشاره شده در بالا برخی از رهبران شناخته‌شده‌تر در انقلاب جهانی استارتاپی هستند، بد نیست به سایر قطب‌های دارای سریع‌ترین رشد نیز نگاهی بیاندازیم. استارتاپ ژنوم این دسته از اکوسیستم‌ها را «اکوسیستم‌های Challenger» می‌نامد و ۱۲ مورد از این دست اکوسیستم‌ها به ترتیب حروف الفبا عبارت‌اند از: هلسینکی (فنلاند)، هانگژو (چین)، جاکارتا (اندونزی)، لاگوس (نیجریه)، ملبورن (استرالیا)، مونترال (کانادا)، مسکو (روسیه)، بمبئی (هند)، سائوپائولو (برزیل)، سئول (کره جنوبی)، شنژن (چین) و توکیو (ژاپن).

در بین این فهرست، می‌توان به لاگوس به‌عنوان رقیب برتر رهبری منطقه‌ای در قاره‌ی آفریقا اشاره کرد. با توجه به اقتصاد گسترده‌تر و شتاب فعلی، شاخص‌های مختلف به این واقعیت اشاره می‌کنند که کسب جایگاهی در میان ۱۰ رتبه‌ی برتر جهانی دور از دسترس نیست. شاخص‌ها حاکی از آن است که این شهر بزرگ‌ترین شهر آفریقا و یکی از شهرهای دارای سریع‌ترین نرخ رشد در جهان و بزرگ‌ترین قطب فناوری در آفریقا بوده و غول‌های جهانی مانند گوگلو فیسبوک در آنجا سرمایه‌گذاری کرده‌اند و وقتی صحبت از راه‌اندازی کسب‌وکارهای موبایل باشد کارآفرینان جوان در راس آن‌ها حضور دارند.

سیلیکون ولی

وقتی صحبت از رهبری در یک حوزه‌ی استارتاپی خاص باشد، مونترال را می‌بینیم که به‌عنوان یکی از نقاط فعال جهانی برای استارتاپ‌های هوش مصنوعی (AI) ظهور می‌کند. از سال ۲۰۱۶، بیش از یک میلیارد دلار در شرکت‌های هوش مصنوعی مستقر در آنجا (از جمله استارتاپ قابل‌توجه Element AI) سرمایه‌گذاری شده و بیشترین تمرکز محققان دانشگاهی هوش مصنوعی را در جهان دارد. همچنین مونترال میزبان کنفرانس NeurIPS، بزرگ‌ترین رویداد سالانه‌ی هوش مصنوعی در سطح جهانی است.

سایر اکوسیستم‌های «Challenger» در این فهرست هنوز برند قدرتمند یا هویت اکوسیستمی خاصی را برای خود ایجاد نکرده‌اند. اما این موقعیت به سرعت در حال تغییر است، بخشی از آن به دلیل سرمایه‌گذاری تهاجمی دولت‌ها است. به‌عنوان مثال، در آسیا و اقیانوسیه، سئول با تعهد اخیر ۱.۶ میلیارد دلاری دولت برای تأمین مالی استارتاپ‌ها تا سال ۲۰۲۲ قابل‌توجه است. کره جنوبی به واسطه‌ی نسبت هزینه‌یتحقیق و توسعه خود به تولید ناخالص داخلی، که با ۴.۵۵ درصد بالاترین میزان در جهان را دارد، شایان توجه است.

جامعه‌ی جهانی استارتاپی اکنون (نه فقط در سیلیکون‌ولی) به موتور برتر اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی در جهان تبدیل شده است. قطب‌های بعدی، که تا حدودی در این گزارش پیش‌بینی شدند، نقاطی هستند که بخش عمده‌ای از این رشد در آن‌ها در حال اتفاق است و مکان‌هایی هستند که اقتصاد جهانی در آن‌ها بازسازی خواهد شد؛ به‌ویژه در زمینه‌های تولید پیشرفته، فناوری کشاورزی، هوش مصنوعی و بلاک‌چین.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:19 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

مینی به‌عنوان یکی از کوچک‌ترین خودروهای واردشده به بازار ایران، بیش از یک میلیارد تومان قیمت دارد. در این مطلب به بررسی مینی کوپر ۴‌در استاندارد و مینی کوپر S می‌پردازیم که توسط نمایندگی بی‌ام‌و در ایران، عرضه می‌شوند.

خودروهای میلیارد تومانی تا یک سال پیش، منحصر به چند مدل محدود از بی‌ام‌و، مرسدس بنز، پورشه و مازراتی بود؛ اما امروز با کاهش ارزش پول ملی ایران و افزایش نرخ دلار، نسخه‌های صفرکیلومتر از هیوندای سانتافه هم در گروه خودروهای با قیمت یک میلیاردتومان قرار گرفته‌اند. در سمت دیگر ماجرا، هنوز سطح درآمدی جامعه با افزایش چندانی مواجه نشده است و حتی برای طبقه‌ی متمول، پرداخت مبالغ ۱۰ رقمی برای یک خودرو، سنگین به نظر می‌رسد. خصوصا زمانی‌که این هزینه برای یک محصول کوچک و نسبتا غیرتجملی باشد.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

با توجه به اینکه گروه خودروسازی بی‌ام‌و آلمان، سهام‌‌دار اصلی و مالک برند مینی محسوب می‌شود؛ شرکت پرشیا خودرو به‌عنوان نماینده رسمی بی‌ام‌و در ایران، از سال گذشته اقدام به ثبت‌نام و پیش‌فروش چند مدل از محصولات مینی کرد. در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۷، چهار نسخه از مدل‌های مختلف مینی کوپر، شامل مدل‌های استاندارد ۴‌در ، کوپر S، کلاب‌من و کانتریمن معرفی شدند. با گذشت ۱۷ ماه از آن زمان و منع قانونی برای واردات خودروهای خارجی، مینی کوپر از معدود خودروهای این برند محسوب می‌شود که به دست مصرف‌کننده‌ی ایرانی رسید. این محصول، به‌تازگی از گمرک ترخیص‌ شده و توسط پرشیاخودرو، با موعد تحویل ۳۰ روزه، قابل خرید است.

Mini minor مینی میانر

در کشور ما مشابه دیگر نقاط جهان، برند مینی با خودرویی کوچک به نام مینی ماینر شناخته می‌شود که اولین‌بار توسط شرکت موریس در سال ۱۹۵۹ تولید شد. این خودرو، یکی از موفق‌ترین طرح‌های الک آیسیگونیس (Alec Issigonis) بود که بعدها به دلیل خدمات مهندسی به بریتانیا، چند نشان لیاقت و لقب سر (Sir) از ملکه انگلستان دریافت کرد. نسل اول مینی ماینر (Mark I Mini) بعد از فولکس واگن بیتل، عنوان تاثیرگزارترین خودروهای تاریخ را در اختیار دارند. این خودرو با حفظ ابعاد اولیه و بدون تغییر چهره‌ی بنیادین تا سال ۲۰۰۰ با ۷ نسل و مجموع تیراژ ۵,۳۸۷,۸۶۲ دستگاه در خط تولید باقی ماند. از ابتدای قرن بیستم و شروع مالکیت بی‌ام‌و، برند مینی و محصولات آن، دگرگون شدند تا نسل جدید با ظاهری متفاوت، آماده‌ی تولید شود.

اولین خودروی مدرن مینی، با نام مینی وان (Mini one) در سال ۲۰۰۱ رونمایی شد. نسخه‌ی کوپر که از گذشته برای مدل‌های مسابقه‌ای و اسپرت مینی استفاده شده بود هم، به‌عنوان نمونه‌ی آپشنال به سبد مینی اضافه شد. تا سال ۲۰۰۷، تک‌محصول مینی با ۴ مدل شامل نسخه‌ی پایه، کوپر، کوپر S و جان کوپر ورکز (JCW) در خط تولید حضور داشت؛ اما بعد از آن، بدنه‌های متفاوت با نام‌های کلاب‌من، کانتری‌من و پیس‌من هم به سبد مینی اضافه شدند. امروزه مجموع فروش مینی در سراسر جهان به ۳۶۰ هزار دستگاه در سال می‌رسد.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرومینی کوپر استاندارد (سمت چپ) و مینی کوپر S (سمت راست)

باتوجه به افزایش قیمت‌ها، مینی کوپر خودکار به دلیل بهره‌مندی از امکانات بیشتر و پیشرانه‌ی قوی‌تر نسبت به مدل پایه، در اولویت فروش برای بازار ایران قرار گرفت؛ چراکه جذابیت بیشتری برای مخاطب متمول دارد. نسخه‌ی پایه از مینی کوپر با پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری ۱۳۶ اسب‌بخار در ایران عرضه شود؛ درحالی‌که کوپر S مجهز به موتور ۲ لیتری با قدرت ۱۹۲ اسب‌بخار است. علاوه‌بر این، کیفیت مواد کابین و تجهیزات رفاهی هم در کوپر S، بهتر از مدل استاندارد است و اختلاف قیمت ۳ هزار دلاری را توجیه می‌کند.

دانلود از آپارات با کیفیت  1080p     720p     360p

نقد طراحی بدنه

مینی کوپر جدید، شبیه‌ترین محصول مینی به مدل‌های کلاسیک این برند است. البته نسل جدید کوپر نسبت به گذشته، کاملا بزرگ‌تر و جادارتر به نظر می‌رسد تا فضای کافی برای سرنشینان بالغ را فراهم کند. مدل ۴‌در ۲۰۱۸ با طول ۳,۹۸۲ میلی‌متر و عرض ۱,۷۲۷ میلی‌متر، همراه ارتفاع سقف ۱,۴۲۵ میلی‌متر با فاصله محورهای۲,۵۶۷ میلی‌متر تولید می‌شود که ۱۶۰ میلی‌متر، طول بیشتر نسبت به نسخه‌ی ۲‌در دارد.

 
 

در نمای رو‌به‌رو، چراغ‌های اصلی با فرم بیضی‌شکل نزدیک به دایره، مهم‌ترین مشخصه در طراحی مینی هستند. با هدف تزریق مولفه‌های لوکس به مینی کوپر، قاب فلزی براق از جنس کروم در فضای پیرامون چراغ‌های اصلی و جلوپنجره به کار رفته است. از ترفندهای خلاقانه در این بخش، می‌توان به نوار LED روشنایی روز اشاره کرد که با حفظ حالت دایره‌ای در حاشیه‌ی کاسه‌ چراغ، به‌عنوان چراغ چشمک‌زن راهنما (با تغییر رنگ از آبی روشن به زرد) عمل می‌کند. روی سپر، فضاسازی‌های متنوعی وجود دارد تا یک‌نواختی در طراحی خودرو را کاهش دهد. در طرفین هم، مه‌شکن‌های سنتی با طرح دایره‌ای وجود دارند که همراه‌با خطوط حجم‌دهنده‌ی کم‌رمق، اندکی برجستگی و تنوع ایجاد می‌کنند.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

روی کاپوت جلو، اثری از حجم‌دهی و پیچیدگی دیده نمی‌شود. صرفا یک شکاف برای القای حس اسپرت و ایجاد تفاوت بین مدل کوپر S با نسخه‌ی پایه وجود دارد که علاوه‌بر بهبود هدایت هوا به سمت پیشرانه، کمی از یک‌نواختی نمای رو‌به‌رو را جبران می‌کند. مثل گذشته، لوگوی شرکت سازنده با اندازه‌ای نسبتا بزرگ و رنگ زمینه‌ی سیاه‌رنگ، در مرکز کاپوت دیده می‌شود. مینی کوپر در جلوپنجره، جایگاه ویژه‌ای برای پلاک دارد که روی نیمه‌ی پایینی با پوششی از پلاستیک سیاه‌رنگ نصب شده است. نیمه‌ی بالایی جلوپنجره، از طرح سنتی با خطوط افقی براق و نمای مشبک (لانه زنبوری) در زیر استفاده می‌کند که از گذشته در بسیاری خودروهای اصیل انگلیسی، رواج داشته است. طرح مشبک در پوشش حفره‌های داخل سپر نیز وجود دارد. در مجموع، مینی کوپر جدید با اندک تغییرات ظاهری در ۱۰ سال گذشته، هم‌چنان حالتی سنت‌گرا تداعی می‌کند که اصیل و باوقار، اما کم‌هیجان و قدیمی به نظر می‌رسد.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

از نمای جانبی، حالت جعبه‌ای و کلاسیک مینی کوپر، نمود بیشتری پیدا می‌کند. رنگ سقف تقریبا در تمامی مدل‌های جدید، کاملا سیاه یا ترکیبی از سیاه و سفید است که در نتیجه، بدنه را کشیده‌تر نشان می‌دهد. رنگ آینه بغل هم می‌تواند به سفارش خریدار، سیاه یا هم‌‌رنگ بدنه و حتی منقش به پرچم انگلستان باشد. بسیاری از مینی کوپرهای وارداتی، دارای آینه بغل و دستگیره‌هایی با پوشش کروم براق هستند. مشابه نمای رو‌به‌رو، بخش جانبی بدنه هم فاقد خطوط حجم‌دهنده است و صرفا با کمی برآمدگی، پهنای ظاهری مینی کوپر را افزایش می‌دهد. این خودرو با رینگ‌های متنوع از اندازه‌های ۱۵ تا ۱۸ اینچ عرضه می‌شود که در نمونه‌های وارداتی، عموما مجهز به چرخ‌های ۱۶ اینچی است. پوشش پلاستیک سیاه‌رنگ در نمای جانبی که سرتاسر لبه‌ی گلگیرها و زیر رکاب را پوشش می‌دهد؛ از معدود نکات منفی در طراحی مینی کوپر است که ارزش لوکس خودرو را کاهش می‌دهد.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

نمای پشت مینی کوپر، بیشترین تأثیر را از نمونه‌ی کلاسیک این خودرو از چند دهه‌ی پیش، نشان می‌دهد. سپر عقب در مدل استاندارد (تصویر بالا) پیچیدگی خاصی ندارد؛ اما حفره‌های متعدد در نسخه‌ی S، سعی در نوسازی طراحی و ایجاد جایگاهی ویژه برای اگزوزهای دوگانه در وسط دارند. دیگر حجم‌دهی موجود در این بخش، منحصر به سپر و خطی عمیق تا حاشیه‌ی چراغ‌های عقب می‌شود. نمای پشت مینی کوپر هم، دارای قاب کروم برای حاشیه‌ی چراغ‌ها و ادوات پلاستیک سیاه‌رنگ است. یک بالچه‌ی کوتاه نیز در انتهای سقف وجود دارد که صرفا جلوه‌ی اسپرت خودرو را افزایش می‌دهد.

در مجموع، نمی‌توان با قاطعیت از زیبایی مینی کوپر صحبت کرد. این محصول، مسلما علاقه‌مندان به خودروهای کلاسیک و طرف‌داران مدل‌های اصیل انگلیسی را جذب خود می‌کند؛ اما برای عامه‌ی مردم و خصوصا عاشقان خودروهای مدرن با طراحی اسپرت یا لوکس، ارزان‌قیمت و معمولی به نظر می‌رسد. مینی کوپر با توجه به برچسب قیمت بیش از یک میلیارد تومان، توجه عامه‌ی مردم را به سمت خود جلب نمی‌کند و خودروی مناسبی برای افراد تجمل‌گرا نخواهد بود.

طراحی داخلی

برخلاف نمای بیرونی، چیدمان و امکانات ادوات مختلف در کابین مینی کوپر طی ۱۵ سال گذشته، بارها تغییر کرده است. پیش‌تر، سرعت‌سنج بزرگ عقربه‌ای در مرکز داشبورد قرار داشت. حتی در نسخه‌ی پایه از مدل ۲۰۰۴، نشان‌دهنده‌ی سوخت باقی‌مانده در باک و حرارت سیستم خنک‌کننده در این بخش روبروی تمام سرنشینان دیده می‌شود که ظاهری ناخوشایند به وجود می‌آورد. خوشبختانه این طرح قدیمی در مدل‌های جدیدتر با حضور نمایشگر لمسی در دایره‌ی میانی داشبورد، جای‌گزین شده است تا ضمن هماهنگی با فناوری‌های مدرن، بی‌توجه به سنت‌ها و کابین کلاسیک نباشد. مواد به کاررفته در قسمت بالای داشبورد و تودری‌های نیز، نرم و مرغوب هستند تا مینی کوپر فراتر از خودروهای کره‌ای و ژاپنی هم‌کلاس خود باشد.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

در بخش میانی داشبورد، ادوات پلاستیک شفاف با رنگ تیره وجود دارند که حالتی شبیه به فیبرکربن تداعی می‌کنند. نمایشگر اصلی، با اندازه‌ی ۶.۵ اینچ دارای رابطی بسیار زیبا و کاربرپسند است که امکانات متنوعی از جمله مدیریت ناوبری ماهواره‌ای و سیستم سرگرمی را ارایه می‌کند. حالت سه‌بعدی با درخشندگی عالی در نمایشگر مینی، یکی از بهترین نمونه‌ها در دنیا توصیف شده است. پیرامون این بخش که نمایی مدور و نسبتا بزرگ دارد، رشته‌ای از LED وجود دارد که می‌تواند به سلیقه‌ی کاربر، تغییر رنگ دهد. در طرفین نمایشگر هم، هواکش‌های مستقل برای تهویه مطبوع، حالتی هماهنگ با قاب مدور این قسمت ارایه می‌کنند.

Mini minor مینی میانر

فرمان روبروی راننده، حالت کاملا اسپرت و استخوانی دارد. پوشش این بخش از چرم است و ادعا می‌شود که با خط دوخت دست‌دوز ارایه می‌شود. در طرفین، کلیدهای کروزکنترل، مدیریت سیستم سرگرمی، تماس تلفنی و دیگر امکانات مینی کوپر وجود دارند که همگی از پلاستیک سیاه‌رنگ هستند. پنل پشت فرمان، با تأکید زیاد بر سرعت‌سنج طراحی شده است و نشان‌گرهای مربوط به دور موتور و سوخت موجود در باک بنزین را، در طرفین خود نشان می‌دهد.

چیدمان کلیدها در کابین مینی کوپر جدید، ساده و کاربر پسند است. مواد به کاررفته در این بخش، پلاستیک مرغوب با پوشش فلزی کروم برای کلیدهای گردان است. از نکات جالب و خلاقانه در داشبورد، می‌توان به میله‌های باریک بین دکمه‌های ۲وضعیتی و همچنین سوئیچ استارت و استاپ پیشرانه با رنگ قرمز و طرح شبیه به مثلث در نقطه‌ای نسبتا دور از فرمان، اشاره کرد که شخصیتی متمایز برای مینی کوپر ایجاد می‌کنند.

mitsubishi lancer

هرچند که رنگ کلی داشبورد و ادوات آن، خاکستری تیره است؛ قسمت‌های از کابین می‌تواند با رنگ‌های شاد و سفارشی، مثل قرمز و زرد و آبی، متفاوت از دیگر نقاط باشد. این موضوع در رنگ مربوط به خط دوخت صندلی‌ها و فرمان نیز وجود دارد. پیچیدگی در چیدمان کلیدها و ادوات مختلف، در تودری‌ها نیز دیده می‌شود تا ترکیبی از خلاقیت و حس یک خودروی لوکس به سرنشینان القا شود.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو
Mini cooper  مینی پرشیا خودرو
Mini cooper  مینی پرشیا خودرو
Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

صندلی‌های مینی کوپر از چرم طبیعی هستند و طراحی بسیار خوبی دارند. فضای جلو برای ۲ انسان بلندقد، کفایت می‌کند. برای سرنشینان عقب، کمی ناراحتی در جلوی پا احساس می‌شود که البته برای خودرویی با ابعاد مینی کوپر، طبیعی خواهد بود؛ درعوض فضای نسبتا مناسبی در بالای سر وجود دارد که برای افرادی با قد ۱۸۰ سانتی‌متر، مناسب خواهد بود. مینی کوپر ۴‌در از نظر فضای مفید در صندوق عقب، چندان جادار نیست و حدود ۲۱۰ لیتر در اختیار سرنشینان می‌گذرد. این بخش با خواباندن صندلی‌های ردیف دوم به ۷۳۰ لیتر از کف تا سقف، افزایش پیدا می‌کند.

پیشرانه و قوای فنی

مینی کوپر با ۲ نوع پیشرانه بنزینی در بازار جهانی فروخته می‌شود که شامل نمونه‌های ۳ سیلندر ۱.۵ لیتری (کوپر استاندارد) و ۴ سیلندر ۲ لیتری (کوپر S) است. البته نسخه‌های دیگر، از جمله مدل دیزلی هم برای مینی کوپر وجود دارند که احتمال حضور آن‌ها در ایران، بسیار ضعیف خواهد بود. تمامی مدل‌های مینی کوپر با سیستم انتقال نیرو به چرخ‌های جلو تولید می‌شوند.

mitsubishi lancer

مشهورترین هاچبک انگلیسی دنیا با پیشرانه‌ی توئین توربوشارژ ۱.۵ لیتری، قدرت ۱۳۴ اسب‌بخار و گشتاور ۲۲۲ نیوتن‌متر فراهم می‌کند. این نسخه با جعبه‌دنده‌ی ۶ سرعته‌ی دستی یا استپ‌ترونیک خودکار همراه‌با قابلیت تعویض دستی در بازار جهانی قابل خرید است. نمونه‌ی خودکار در زمانی حدود ۸ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسد و نهایت سرعت ۲۱۰ کیلومتربرساعت خواهد داشت. میانگین مصرف سوخت مینی کوپر با پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری، ۴.۵ تا ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده است.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

مینی کوپر S مدل ۲۰۱۸ که به‌تازگی از گمرک ترخیص شده؛ مجهز به پیشرانه‌ی ۲ لیتری توربوشارژ همراه‌با اینترکولر و جعبه‌دنده خودکار ۶ سرعته است که قدرت ۱۹۰ اسب‌بخار و گشتاور ۲۸۰ نیوتن‌متر از ۱۹۵۰ دوربردقیقه تولید می‌کند. با این مشخصات، کوپر S در زمان ۶.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسد و نهایت سرعت ۲۳۵ کیلومتربرساعت خواهد داشت. میانگین مصرف سوخت این خودرو، ۵ تا ۵.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر خواهد بود.

امکانات اضافی و تجهیزات رفاهی

درفضای داخلی، مهم‌ترین آپشن مینی کوپر به سیستم سرگرمی و نمایشگر ۶.۵ اینچ مربوط است که ناوبری ماهواره‌ای و دوربین پارک را تأمین می‌کند. نمونه‌های وارداتی، مجهز به سیستم صوتی از برند هارمن کاردن (Harman/Kardon) با ۶ بلندگو، همراه درگاه‌های USB و AUX هستند. کروزکنترل با قابلیت کاهش سرعت در هنگام نزدیک شدن به اجسام، نمایش اطلاعات روی شیشه (HUD)، رابط اپل‌کارپلی و اندروید اتو، حسگر باران، تهویه مطبوع دوگانه خودکار، ورود بدون کلید، استارت دکمه‌ای، چرخش نور هنگام گردش فرمان، گرم‌کن داخل صندلی جلو و سانروف برقی، دیگر امکانات مینی کوپر S در ایران هستند.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو
Mini cooper  مینی پرشیا خودرو
Mini cooper  مینی پرشیا خودرو
Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

در نمای بیرونی، رنگ‌های سیاه، نارنجی، قرمز و آبی تیره (سرمه‌ای) برای تمامی مدل‌های مینی به‌صورت استاندارد، ارایه می‌شوند. علاوه‌بر این رنگ‌ها، نسخه‌های کوپر S با ترکیب سفید نقره‌ای، سفید کرم، نقره‌ای، خاکستری و آبی هم وجود دارند. رنگ‌های سبز تیره و خاکستری تیره (نوک مدادی) مخصوص مدل‌های گران‌تر، مثل کوپر JCW خواهد بود. آینه بغل و سقف هم می‌توانند با رنگ‌های سیاه، سفید، قرمز، آبی ونقره‌ای خریداری شوند. در تمامی مدل‌ها، ستون‌های جلو، میانی و عقب، تمام مشکی خواهند بود.

بعضی آپشن‌ها، مثل نورپردازی خوشامدگویی روی سطح زمین، فرمان صوتی به کامپیوتر خودرو و پارک دوبل خودکار، در نمونه‌ی وارداتی دیده نمی‌شوند. در عوض می‌توان از اپلیکیشن مخصوص مینی و فناوری ارتباط بین خودرو و راننده (Mini Connect) بهره برد که مدیریت بسیاری از تنظیمات، مثل تعیین مسیر روی نقشه، پیدا کردن خودرو در پارکینگ و اطلاع از شرایط فنی قطعات مختلف را با استفاده از گوشی تلفن همراه را میسر می‌کند. مینی کوپر همچنین از فناوری تنظیم خودکار روشنایی جلو بهره می‌برد تا علاوه‌بر کاهش شدت نور به هنگام نزدیک شدن دیگر خودروها از رو‌به‌رو، تابش نور را هماهنگ با فرمان به اطراف بگرداند.

تست تصادف و آپشن‌های ایمنی

نسل فعلی مینی کوپر در سال ۲۰۱۴ توسط بنیاد ارزیابی ایمنی خودروهای اروپا (Euro NCAP) آزمایش شد و ۴ ستاره از ۵ ستاره دریافت کرد. این محصول، از نظر مقاومت بدنه در برخورد‌های مختلف، عملکرد بسیار خوبی داشته و صرفا به دلیل کمبود فناوری‌های مدرن در نسخه‌ی پایه و ضعف ایمنی هنگام برخورد با عابران پیاده، امتیاز منفی گرفته است. مینی‌کوپر جدید در مقایسه با گذشته، از استحکامات بیشتری برای ستون‌ها بهره می‌برد.

دانلود از آپارات با کیفیت  1080p     720p     360p

در مجموع، این خودرو امتیاز ۷۹ از ۱۰۰ را برای حفاظت سرنشینان جلو دریافت کرده که نمره‌ی بسیار خوبی است. برای مسافران صندلی عقب و کودکان، امتیاز ۷۳ از ۱۰۰ و برای ایمنی عابران پیاده در برخورد با هایلوکس جدید، امتیاز ۶۶ از ۱۰۰ دیده می‌شود. مینی کوپر، برای آپشن‌ها و فناوری‌های ایمنی خودرو، امتیاز ۵۶ از ۱۰۰ گرفته است.

mitsubishi lancer

مینی کوپر با ۸ کیسه‌ی هوا در نسخه‌ی پایه (شامل ۲ ایربگ مخصوص سرنشینان جلو، ۲ مورد در طرفین درهای جلو و ۴ کیسه هوای پرده‌ای در سراسر فضای جانبی) ارایه می‌شود. تعداد ۶ حسگر برخورد هم در پیرامون خودرو وجود دارند که ضمن اطلاع‌رسانی از احتمال بروز حادثه و تصادف با عابران یا اجسام، به سیستم هشدار نقطه‌ی کور هم کمک می‌کنند. علاوه‌بر ترمز ضد قفل (ABS)، ترمز ایمنی خودکار، فناوری کنترل کشش (Traction control system: TCS) و حسگر فشار باد تایرها در مدل‌های مختلف مینی وجود دارند. هنگام تصادف، قفل درها باز، چراغ‌های هشدار روشن و سیستم سوخت‌رسانی، قطع می‌شود. فناوری ترمز مینی کوپر، هنگام مانورهای تند و گردش در پیچ‌ها، عملکردی هوشمندانه دارد و همراه‌با نوعی قفل دیفرانسیل الکترونیک در نسخه‌های سفارشی (مثل مدل JCW) قابل خرید است.در فهرست امکانات ایمنی مینی کوپر، هشدار خروج از خط دیده نمی‌شود.

ارزش خرید و کیفیت رانندگی

در بازار جهانی، آستانه قیمت ۲۳ هزار دلار برای مینی کوپر استاندارد با پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری ۱۳۴ اسب‌بخار و جعبه‌دنده‌ی دستی وجود دارد. نسخه‌ی S با پیشرانه‌ی ۱۹۰ اسب‌بخار و جعبه‌دنده خودکار، با قیمتی حدود ۲۷ هزار فروخته می‌شود. این محصول، چندان ارزان‌قیمت نیست و تقریبا معادل یک کراس‌اور میان‌رده مثل تویوتا راو۴ است؛ اما همچنان فروش بالایی در اروپا و امریکا دارد.

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

کلاس هاچبک‌های لوکس، گروه نسبتا جدیدی در بازار جهانی است که بی‌ام‌و سری یک، مرسدس بنز A کلاس و آئودی A1، مهم‌ترین بازیگران آن هستند. از طرف دیگر، علاقه‌مندان خودروهای هاچبک می‌توانند به‌جای خرید از برندهای لوکس، سراغ نمونه‌های قدرتمند و آپشنال از شرکت‌هایی مثل هوندا و فولکس واگن بروند. مثلا گلف GTi با پیشرانه‌ی ۲۲۸ اسب‌بخار و هوندا سیویک اسپرت با پیشرانه‌ی ۱۸۰ اسب‌بخار، قیمتی معادل مینی کوپر S دارند؛ درحالی‌که بزرگ‌تر و جادارتر هستند. با این اوصاف، ضمن آگاهی از هزینه‌ی نگه‌داری بالاتر برای یک خودروی انگلیسی مجهز به قطعات آلمانی، دلیل استقبال از مینی کوپر در بازار جهانی، چیست؟

چنانچه مشابه رانندگان حرفه‌ای، تجربه‌ی شتاب‌گیری با خودروهای مختلف را داشته‌ باشید؛ احتمالا متوجه هیجان بیشتر در مدل‌های کوچک‌تر شده‌اید. این موضوع، در کنار قابلیت‌های فرمان‌پذیری و قدرت مانور، یکی از دلایل محبوبیت محصولات هاچبک، در میان جوانان است. مینی کوپر S با پیشرانه‌ی قدرتمند و وزن خالص در حدود ۱۲۵۰ کیلوگرم، علمکردی بسیار عالی در شتاب‌گیری و مانورپذیری دارد که تقریبا در هیچ خودروی وارداتی به کشورمان، دیده نمی‌شود. صدای خروجی از اگزوز، دل‌نشین است و هرچند گوش‌خراش عمل نمی‌کند؛ حس بسیار خوب سواری با یک خودروی اسپرت را به سرنشینان منتقل خواهد کرد. از دیدگاه حرفه‌ای، تعویض دنده‌ها در مینی کوپر S چندان سریع و فراتر از انتظار نیست؛ اما قدرت قابل‌توجه موتور و شتاب‌گیری از دورهای پایین، جبران کننده‌‌ی تأخیر دهم‌ثانیه‌ای جعبه‌دنده خواهد بود؛ خصوصا زمانی‌که راننده به سراغ تعویض دنده‌ی دستی با پدال‌های پشت فرمان برود.

mitsubishi lancer

از نظر فضای مفید و راحتی سرنشینان، امتیاز بالایی به مینی کوپرنمی‌‌رسد. این محصول، البته با صندلی‌های چرم و فاصله مناسب بین سر تا سقف، برای سرنشینان جلو رضایت‌بخش است؛ اما به زحمت می‌تواند مناسب سفرهای بلندمدت با افراد بلندقد در ردیف دوم باشد. دیگر نکته‌ی منفی در فضاسازی مینی کوپر، صندوق عقب ۲۱۰ لیتری است که در مقایسه با دیگر هاچبک‌های دنیا، حرفی برای گفتن ندارد. حتی محفظه‌ی داخل داشبورد، جالیوانی و فضای پاکتی تودری‌ها، بسیار کوچک و ناکارآمد هستند.

نسخه‌های وارداتی، نیاز به آپشن‌های رفاهی سطح متوسط در خودروهای امروزی را، برآورده می‌کنند. گرم‌کن صندلی، سانروف و نمایشگر لمسی، کمترین توقع از یک خودرو با قیمت بیش از یک میلیارد تومان است؛ اما فقدان امکاناتی مثل نرم‌افزار مسیریاب به زبان فارسی، دوربین ۳۶۰ درجه (دید پرنده) و بازکننده‌ی برقی صندوق عقب، مخاطب از طبقه‌ی متمول جامعه را، ناامید خواهد کرد.

قیمت در ایران و مقایسه با رقبا

پرشیاخودرو نماینده فروش و خدمات بی‌ام‌و و مینی در ایران، قیمت و شرایط پیش‌خرید جدید مینی کوپر ۲۰۱۸ را اعلام کرده است. در این طرح که از ابتدای مرداد ماه ۹۸ در سیستم فروش شرکت پرشیا خودرو با تحویل ۳۰ روز کاری اعمال می‌شود، مینی کوپر ۵‌در با قیمت یک میلیارد و ۳۱ میلیون تومان به فروش می‌رسد. نکته‌ی بسیار مهم که توسط نویسنده این مطلب از پرشیا خودرو استعلام شد؛ عرضه‌ی مینی کوپر با پیشرانه‌ی ضعیف‌تر و نسخه‌ی ۱.۵ لیتری ۱۳۴ اسب‌بخار بود. واحد فروش این شرکت، قیمت احتمالی برای مینی کوپر S با پیشرانه‌ی ۲ لیتری ۱۹۰ اسب‌بخار را، حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان اعلام کرد که فعلا پیش‌فروش رسمی در ایران ندارد و تنها چند نمونه‌ی انگشت‌شمار از آن وارد شده است.

 

Mini cooper  مینی پرشیا خودرو

با درنظرگرفتن قیمت ۲۵ هزار تا ۲۷ هزار دلار برای مینی کوپر ۴در مجهز به پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری و جعبه‌دنده‌ی خودکار، برچسب قیمت بیش از یک میلیارد تومان برای این خودرو در بازار ایران، بسیار عجیب به نظر می‌رسد. چنین شرایطی، خرید مینی کوپر به‌عنوان خودروی اصلی یک خانواده یا حتی یک جوان مجرد را، غیرمنطقی جلوه می‌دهد. مسلما واردکنندگان مینی هم به اوضاع اقتصادی ایران واقف هستند و چشم به مشتریان جانبی، مثل بانوان از طبقه‌ی متمول جامعه یا کلکسیونرهای ثروتمند دوخته‌اند. بازار ایران، مشابه دیگر نقاط جهان، کراس‌اورهایی مثل لکسوس NX، تویوتا راو4 و حتی محصولات کره‌ای ساخت هیوندای و کیا را به مینی کوپر با پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری، ترجیح خواهد داد.

مشخصات فنی مینی کوپر استاندارد و مینی کوپر S در برابر خودروهای مطرح بازار 

  مینی کوپر مینی کوپر S ام‌جی GT ام‌جی 6 میتسوبیشی لنسر 1800 مزدا 3 رنو کلیو ۱.۲ لیتر توربو هیوندا i30 کیا ریو تویوتا یاریس آلفارومئو جولیتا پژو ۲۰۸ توربو ام‌جی 3 رنو اسکالا
 1600
تعداد سیلندر ۳ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۳ ۴ ۴
حجم موتور (سی‌سی) ۱۵۰۰ ۲۰۰۰ ۱۵۰۰ ۱۸۰۰ ۱۸۰۰ ۲۰۰۰ ۱۱۴۹ ۱۸۰۰ ۱۶۰۰ ۱۵۰۰ ۱۳۶۸ ۱۲۰۰ ۱۵۰۰ ۱۶۰۰
حداکثر قدرت (اسب‌بخار) ۱۳۴ ۱۹۰  ۱۲۰ ۱۶۰ ۱۴۰ ۱۴۵ ۱۲۰ ۱۴۵ ۱۳۰ ۱۰۶ ۱۷۰ ۱۱۰ ۱۰۷ ۱۱۵
حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر) ۲۲۲  ۲۸۰  ۲۱۰ ۲۱۵ ۱۷۶ ۱۸۷ ۲۰۵ ۱۷۵ ۱۶۰ ۱۴۰ ۲۴۸ ۲۰۵ ۱۳۵ ۱۵۵
سرعت‌گیری صفر تا صد (به ثانیه) ۸ ۶.۵ ۱۰.۵ ۸.۵ ۱۱.۵ ۹ ۹ ۹.۵ ۹ ۱۰.۵ ۷.۵ ۹.۸ ۱۰.۵ ۱۱.۵
نهایت سرعت (کیلومتر بر ساعت) ۲۱۰  ۲۳۵  ۱۸۰ ۲۰۰ ۲۰۰ ۲۲۰ ۱۷۰ ۲۰۰ ۱۸۰ ۱۷۵ ۲۱۵ ۱۹۵ ۱۷۰ ۱۹۵
مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km) ۵ ۵.۵ ۷.۵ ۷.۵ ۶.۴ ۸ ۴.۷ ۷.۵ ۶.۴ ۷.۱ ۵.۷ ۴.۵ ۶.۵ ۶.۸
جعبه‌دنده ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار CVT ۶ سرعته خودکار ۶ سرعته دستی یا خودکار

۶ سرعته خودکار

۴ سرعته خودکار ۴ سرعته خودکار ۶ سرعته خودکار دو کلاچ ۶ سرعته دستی یا خودکار ۶ سرعته خودکار CVT
حجم باک بنزین ۴۰ ۴۰ ۵۵ ۶۰ ۶۰ ۵۵ ۴۵ ۵۰ ۴۳ ۴۲ ۶۰ ۵۰ ۵۰ ۵۵
وزن (کیلوگرم) ۱۱۷۵ ۱۲۷۰ ۱۳۵۰ ۱۴۸۵ ۱۳۵۰ ۱۳۴۰ ۱۰۶۰ ۱۴۰۰ ۱۱۷۰ ۱۰۹۰ ۱۳۱۰ ۹۸۰ ۱۱۲۰ ۱۳۰۰

گالری

دانلود از آپارات با کیفیت  1080p     720p     360p

 



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:18 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اگر با نحوه‌ی کار کامپیوترها آشنایی داشته باشید، مطمئنا اطلاع دارید که حافظه رم (Random access memory یا RAM) بخش مهمی از یک سیستم کامپیوتری است و تأثیر زیادی بر سرعت و کارایی سیستم دارد. داشتن حافظه‌ی کافی این اطمینان را ایجاد می‌کند که سیستم همواره وظایف را بدون خلل و کندی انجام می‌دهد تا بتوان از سیستم حداکثر بهره را برد.

اما برای راه‌اندازی یک کامپیوتر با ویندوز ۱۰ به چه میزان حافظه رم نیاز است؟ در ادامه کارایی ویندوز ۱۰ را با مقادیر مختلف رم بررسی خواهیم کرد.

 

رم

 

۱ گیگابایت رم

یک گیگابایت رم حداقل میزان موردنیاز رم برای نصب نسخه‌ی ۳۲بیتی ویندوز ۱۰ است. البته با داشتن یک گیگابایت رم قطعا می‌توانید ویندوز ۱۰ را اجرا کنید ولی بهتر است چنین سیستم‌عاملی روی این مقدار رم نصب نکنید.

یک گیگابایت رم برای انجام وظایف و کارهای اولیه‌ی شما کافی است، مانند بررسی emial، واژه‌پرداز، ویرایش تصاویر با یک برنامه سبک و مرور وب که البته نباید انتظار داشته باشید چندین تب هم‌زمان اجار شود. ممکن است تصور شود که یک گیگابایت رم برای انجام کارهای روزانه کافی است ولی باید بدانید انجام همین کارهای روزانه با این مقدار حافظه رم می‌تواند واقعا کند و خسته‌کننده باشد. بهترین کار این است که از نصب ویندوز ۱۰ روی یک سیستم با این مقدار حافظه خودداری کنید.

۲ گیگابایت رم

۲ گیگابایت رم حداقل میزان رم برای نصب نسخه‌ی ۶۴بیتی ویندوز ۱۰ است. البته ممکن است بتوانید با مقدار کمتری رم هم این کار را انجام دهید ولی به احتمال زیاد کامپیوتر شما بسیار کند عمل خواهد کرد.

با ۲ گیگابایت رم شما می‌توانید هرکاری را با کامپیوتر انجام دهید مانند اجرای بازی، ویرایش تصاویر و ویدئو، اجرای برنامه‌هایی مانند مجموعه مایکروسافت آفیس و داشتن چندین تب باز هنگام مرور وب. البته با این مقدار رم نمی‌توانید بازی‌های روز و سنگین امروزی را اجرا کنید اما باز هم قادر خواهید بود چند بازی قدیمی‌تر را نصب کرده و از بازی کردن لذت ببرید. کم بودن میزان رم احتمالا باعث خواهد شد تا هنگام انجام کارها، حافظه‌ی رم شما هیچ جای خالی دیگر نداشته باشد ولی باز هم قادر هستید کارهایی را با این میزان رم انجام دهید.

راهکارهای پاکسازی و افزایش رم

با ۲ گیگابایت رم شما قادر هستید برنامه‌های بسیار سنگین مانند فتوشاپ را روی سیستم خود اجرا کنید ولی ما بهتر است این کار را انجام ندهید. با این مقدار حافظه احتمالا برای اعمال هر کدام از ابزارهای فتوشاپ روی تصاویر، باید صبر خیلی زیادی داشته باشید.

در پایان می‌توان گفت ویندوز ۱۰ با ۲ گیگابایت رم می‌تواند وظایف و کارهای روزانه را به کندی انجام دهد. اگر از میزان سرعت سیستم خود راضی نبودید، بهترین راه‌حل این است که رم سیستم خود را افزایش دهید.

۴ گیگابایت رم

اگر شما یک سیستم‌عامل ۳۲بیتی را با ۴ گیگابایت رم راه‌اندازی کنید، تنها قادر خواهید بود از ۳.۲ گیگابایت آن استفاده کنید. این مسئله به‌خاطر محدودیت آدرسی‌دهی در حافظه‌‌ها شکل می‌گیرد. با این حال شما می‌توانید با یک سیستم‌عامل ۶۴بیتی به تمام ۴ گیگابایت رم دسترسی داشته باشید.

تفاوتی که بین یک حافظه رم ۴ گیگابایتی با ۲ گیگابایت در سرعت سیستم ایجاد می‌کند، مانند تفاوت شب و روز است. حتی اگر یک سیستم‌عامل ۳۲بیتی مقداری بیشتر از ۳ گیگابایت از حافظه‌ی رم نصب‌شده در سیستم را استفاده کند، تغییر در سرعت و کارایی سیستم کاملا ارزش هزینه کردن را خواهد داشت. با داشتن ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم روی سیستم، نه‌تنها برنامه‌ها با سرعت بیشتری اجرا می‌شوند بلکه می‌توانید برنامه‌های بیشتری را به‌صورت هم‌زمان و در کنار هم اجرا کنید. به‌طور مثال می‌توانید هم‌زمان برنامه‌های مایکروسافت ورد و اکسل را به‌راحتی اجرا کنید یا می‌توانید ادوبی فتوشاپ و Lightroom را در کنار هم داشته باشید.

تمام سیستم‌های ارزان‌قیمت امروزی با ویندوز 10، حداقل با ۴ گیگابایت رم عرضه می‌شوند

اگر سیستم‌عامل ۶۴بیتی روی سیستم خود نصب کنید، داشتن ۴ گیگابایت رم یکی از ملزومات آن است. تمام سیستم‌های ارزان‌قیمت امروزی که به همراه ویندوز ۱۰ ارائه می‌شوند، حداقل با ۴ گیگابایت رم عرضه می‌شوند.

۸ گیگابایت رم

با ۸ گیگابات حافظه رم ما به سرعت مناسب و کارایی که یک سیستم باید داشته باشد، دست پیدا کرده‌ایم. اگر قصد انجام کارهای جدی و مهم با کامپیوتر خود را دارید باید حداقل ۸ گیگابایت رم داشته باشید. با خرید یا ساختن یک سیستم همراه ۸ گیگابایت رم، می‌توانید با خیال راحت‌تر در سیستم خود تصاویر و ویدئوهای با کیفیت بالا و HD را ویرایش یا رندر کنید، یا اگر فقط می‌خواهید یک سیستم سریع داشته باشید، ۸ گیگابایت رم می‌تواند شما را به این هدف برساند.

هشت گیگابایت رم، میزان حافظه توصیه شده توسط شرکت ادوبی برای اجرای برنامه‌های Creative Cloud مانند فتوشاپ، ایلستریتو یا دیگر برنامه‌های این مجموعه است.

خرید هشت گیگابایت رم می‌تواند نسبت به خرید دیگر قطعات کامپیوتر برای افزایش سرعت کامپیوتر بسیار به‌صرفه‌تر باشد. اگر آشنایی کافی با نحوه نصب ماژول جدید رم در سیستم خود داشته باشید می‌توانید هزینه‌های احتمالی دیگر را هم کاهش دهید.

۸ گیگابایت حداقل میزان حافظه رم است که با کامپیوترها و مک‌های جدید ارائه می‌شود.

نکته: برای اینکه بتوانید از تمام این حافظه استفاده کنید، لازم است سیستم‌عامل شما ۶۴بیتی باشد.

۱۶ گیگابایت رم

اگر برایتان سؤال پیش آمده که خرید حافظه رم بیشتر از ۸ گیگابایت لازم است، می‌توان این سؤال را به این صورت پاسخ داد: اگر بتوانید هزینه‌ی خرید این مقدار از حافظه را پرداخت کنید و بسته به کاری که انجام می‌دهید، ممکن است چنین حجمی از حافظه رم را لازم داشته باشید.

تغییر سرعتی که با داشتن حافظه‌ی رم ۱۶ گیگابایتی ممکن است در حالت عادی رخ دهد، زیاد قابل لمس نخواهد بود، اما هنگامی که شروع به استفاده از چند برنامه‌ی بسیار سنگین به‌صورت هم‌زمان یا انجام فعالیت‌هایی دارید که رم زیادی می‌طلبد، این مقدار از حافظه می‌تواند نجات‌دهنده باشد. برنامه‌هایی مانند ویرایش تصاویر و ویدئوهای 4K، برنامه‌های معماری CAD یا مدل‌سازی سه‌بعدی میزان زیادی از حافظه را اشغال می‌کند و داشتن ۱۶ گیگابایت رم می‌تواند سرعت کار شما را تضمین کند.

اگر باز هم مطمئن نیستید، برای استفاده از این حجم بالای حافظه، یک بار با هشت گیگابایت رم برنامه‌های ادوبی پریمیر، فتوشاپ و افترافکت را هم‌زمان اجرا کنید؛ سپس تفاوت نتایج را با ۱۶ گیگابایت حافظه رم مقایسه کنید.

حافظه‌ی رم بیشتر از ۸ گیگابایت برای استفاده از برنامه‌های شبیه‌ساز کاربردی است

داشتن حافظه‌ی رم بیشتر از ۸ گیگابایت هنگام استفاده از برنامه‌های شبیه‌ساز بسیار کاربردی است. ابزارهای شبیه‌سازی مانند Hyper-V مایکروسافت یا VMware هنگامی که چند ماشین مجازی به‌صورت هم‌زمان در حال اجرا باشد، میزان زیادی حافظه را اشغال می‌کند.

نکته: برای استفاده‌ی بهینه و کامل از این میزان حافظه باید یک سیستم‌عامل ۶۴بیتی روی سیستم خود داشته باشید.

بیش از ۱۶ گیگابایت حافظه رم

اگر یک کاربر حرفه‌ای کامپیوتر هستید و به‌صورت روزانه در حال انجام وظایف مختلف با کامپیوتر هستید و با تصاویر و ویدئوهای باکیفیت و حجم بسیار بالا سر و کار دارید یا از برنامه‌های مدل‌سازی سه‌بعدی به‌صورت حرفه‌ای استفاده می‌کنید، داشتن حافظه رم بیشتر از ۱۶ گیگابایت می‌تواند به شما اطمینان بدهد که هنگام انجام کار هیچ خللی از طرف حافظه رم به کار شما وارد نشود. این دسته از سیستم‌ها معمولا برای اجرای هم‌زمان چندین برنامه یا ماشین مجازی که منابع زیادی مصرف می‌کنند، مناسب خواهد بود.

نسخه‌های ویندوز 10 Pro، Enterprise و Education با معماری ۶۴بیتی می‌تواند تا ۲ ترابایت رم را پشتیبانی کند در حالی که نسخه Home این سیستم‌عامل محدود به استفاده از ۱۲۸ گیگابایت رم شده است.

بهتر است قبل از خرید رم برای کامپیوتر خود اطمینان حاصل کنید که مادربرد و پردازنده شما قادر به پشتیبانی از این میزان حافظه هستند. با جست‌وجوی مدل مادربرد خود در اینترنت و از سایت رسمی سازنده یا دفترچه راهنمای قطعات یا صحبت با فروشندگان کامپیوتر می‌توانید این اطلاعات را بدست آورید.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:16 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اگر با نحوه‌ی کار کامپیوترها آشنایی داشته باشید، مطمئنا اطلاع دارید که حافظه رم (Random access memory یا RAM) بخش مهمی از یک سیستم کامپیوتری است و تأثیر زیادی بر سرعت و کارایی سیستم دارد. داشتن حافظه‌ی کافی این اطمینان را ایجاد می‌کند که سیستم همواره وظایف را بدون خلل و کندی انجام می‌دهد تا بتوان از سیستم حداکثر بهره را برد.

اما برای راه‌اندازی یک کامپیوتر با ویندوز ۱۰ به چه میزان حافظه رم نیاز است؟ در ادامه کارایی ویندوز ۱۰ را با مقادیر مختلف رم بررسی خواهیم کرد.

 

رم

 

۱ گیگابایت رم

یک گیگابایت رم حداقل میزان موردنیاز رم برای نصب نسخه‌ی ۳۲بیتی ویندوز ۱۰ است. البته با داشتن یک گیگابایت رم قطعا می‌توانید ویندوز ۱۰ را اجرا کنید ولی بهتر است چنین سیستم‌عاملی روی این مقدار رم نصب نکنید.

یک گیگابایت رم برای انجام وظایف و کارهای اولیه‌ی شما کافی است، مانند بررسی emial، واژه‌پرداز، ویرایش تصاویر با یک برنامه سبک و مرور وب که البته نباید انتظار داشته باشید چندین تب هم‌زمان اجار شود. ممکن است تصور شود که یک گیگابایت رم برای انجام کارهای روزانه کافی است ولی باید بدانید انجام همین کارهای روزانه با این مقدار حافظه رم می‌تواند واقعا کند و خسته‌کننده باشد. بهترین کار این است که از نصب ویندوز ۱۰ روی یک سیستم با این مقدار حافظه خودداری کنید.

۲ گیگابایت رم

۲ گیگابایت رم حداقل میزان رم برای نصب نسخه‌ی ۶۴بیتی ویندوز ۱۰ است. البته ممکن است بتوانید با مقدار کمتری رم هم این کار را انجام دهید ولی به احتمال زیاد کامپیوتر شما بسیار کند عمل خواهد کرد.

با ۲ گیگابایت رم شما می‌توانید هرکاری را با کامپیوتر انجام دهید مانند اجرای بازی، ویرایش تصاویر و ویدئو، اجرای برنامه‌هایی مانند مجموعه مایکروسافت آفیس و داشتن چندین تب باز هنگام مرور وب. البته با این مقدار رم نمی‌توانید بازی‌های روز و سنگین امروزی را اجرا کنید اما باز هم قادر خواهید بود چند بازی قدیمی‌تر را نصب کرده و از بازی کردن لذت ببرید. کم بودن میزان رم احتمالا باعث خواهد شد تا هنگام انجام کارها، حافظه‌ی رم شما هیچ جای خالی دیگر نداشته باشد ولی باز هم قادر هستید کارهایی را با این میزان رم انجام دهید.

راهکارهای پاکسازی و افزایش رم

با ۲ گیگابایت رم شما قادر هستید برنامه‌های بسیار سنگین مانند فتوشاپ را روی سیستم خود اجرا کنید ولی ما بهتر است این کار را انجام ندهید. با این مقدار حافظه احتمالا برای اعمال هر کدام از ابزارهای فتوشاپ روی تصاویر، باید صبر خیلی زیادی داشته باشید.

در پایان می‌توان گفت ویندوز ۱۰ با ۲ گیگابایت رم می‌تواند وظایف و کارهای روزانه را به کندی انجام دهد. اگر از میزان سرعت سیستم خود راضی نبودید، بهترین راه‌حل این است که رم سیستم خود را افزایش دهید.

۴ گیگابایت رم

اگر شما یک سیستم‌عامل ۳۲بیتی را با ۴ گیگابایت رم راه‌اندازی کنید، تنها قادر خواهید بود از ۳.۲ گیگابایت آن استفاده کنید. این مسئله به‌خاطر محدودیت آدرسی‌دهی در حافظه‌‌ها شکل می‌گیرد. با این حال شما می‌توانید با یک سیستم‌عامل ۶۴بیتی به تمام ۴ گیگابایت رم دسترسی داشته باشید.

تفاوتی که بین یک حافظه رم ۴ گیگابایتی با ۲ گیگابایت در سرعت سیستم ایجاد می‌کند، مانند تفاوت شب و روز است. حتی اگر یک سیستم‌عامل ۳۲بیتی مقداری بیشتر از ۳ گیگابایت از حافظه‌ی رم نصب‌شده در سیستم را استفاده کند، تغییر در سرعت و کارایی سیستم کاملا ارزش هزینه کردن را خواهد داشت. با داشتن ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم روی سیستم، نه‌تنها برنامه‌ها با سرعت بیشتری اجرا می‌شوند بلکه می‌توانید برنامه‌های بیشتری را به‌صورت هم‌زمان و در کنار هم اجرا کنید. به‌طور مثال می‌توانید هم‌زمان برنامه‌های مایکروسافت ورد و اکسل را به‌راحتی اجرا کنید یا می‌توانید ادوبی فتوشاپ و Lightroom را در کنار هم داشته باشید.

تمام سیستم‌های ارزان‌قیمت امروزی با ویندوز 10، حداقل با ۴ گیگابایت رم عرضه می‌شوند

اگر سیستم‌عامل ۶۴بیتی روی سیستم خود نصب کنید، داشتن ۴ گیگابایت رم یکی از ملزومات آن است. تمام سیستم‌های ارزان‌قیمت امروزی که به همراه ویندوز ۱۰ ارائه می‌شوند، حداقل با ۴ گیگابایت رم عرضه می‌شوند.

۸ گیگابایت رم

با ۸ گیگابات حافظه رم ما به سرعت مناسب و کارایی که یک سیستم باید داشته باشد، دست پیدا کرده‌ایم. اگر قصد انجام کارهای جدی و مهم با کامپیوتر خود را دارید باید حداقل ۸ گیگابایت رم داشته باشید. با خرید یا ساختن یک سیستم همراه ۸ گیگابایت رم، می‌توانید با خیال راحت‌تر در سیستم خود تصاویر و ویدئوهای با کیفیت بالا و HD را ویرایش یا رندر کنید، یا اگر فقط می‌خواهید یک سیستم سریع داشته باشید، ۸ گیگابایت رم می‌تواند شما را به این هدف برساند.

هشت گیگابایت رم، میزان حافظه توصیه شده توسط شرکت ادوبی برای اجرای برنامه‌های Creative Cloud مانند فتوشاپ، ایلستریتو یا دیگر برنامه‌های این مجموعه است.

خرید هشت گیگابایت رم می‌تواند نسبت به خرید دیگر قطعات کامپیوتر برای افزایش سرعت کامپیوتر بسیار به‌صرفه‌تر باشد. اگر آشنایی کافی با نحوه نصب ماژول جدید رم در سیستم خود داشته باشید می‌توانید هزینه‌های احتمالی دیگر را هم کاهش دهید.

۸ گیگابایت حداقل میزان حافظه رم است که با کامپیوترها و مک‌های جدید ارائه می‌شود.

نکته: برای اینکه بتوانید از تمام این حافظه استفاده کنید، لازم است سیستم‌عامل شما ۶۴بیتی باشد.

۱۶ گیگابایت رم

اگر برایتان سؤال پیش آمده که خرید حافظه رم بیشتر از ۸ گیگابایت لازم است، می‌توان این سؤال را به این صورت پاسخ داد: اگر بتوانید هزینه‌ی خرید این مقدار از حافظه را پرداخت کنید و بسته به کاری که انجام می‌دهید، ممکن است چنین حجمی از حافظه رم را لازم داشته باشید.

تغییر سرعتی که با داشتن حافظه‌ی رم ۱۶ گیگابایتی ممکن است در حالت عادی رخ دهد، زیاد قابل لمس نخواهد بود، اما هنگامی که شروع به استفاده از چند برنامه‌ی بسیار سنگین به‌صورت هم‌زمان یا انجام فعالیت‌هایی دارید که رم زیادی می‌طلبد، این مقدار از حافظه می‌تواند نجات‌دهنده باشد. برنامه‌هایی مانند ویرایش تصاویر و ویدئوهای 4K، برنامه‌های معماری CAD یا مدل‌سازی سه‌بعدی میزان زیادی از حافظه را اشغال می‌کند و داشتن ۱۶ گیگابایت رم می‌تواند سرعت کار شما را تضمین کند.

اگر باز هم مطمئن نیستید، برای استفاده از این حجم بالای حافظه، یک بار با هشت گیگابایت رم برنامه‌های ادوبی پریمیر، فتوشاپ و افترافکت را هم‌زمان اجرا کنید؛ سپس تفاوت نتایج را با ۱۶ گیگابایت حافظه رم مقایسه کنید.

حافظه‌ی رم بیشتر از ۸ گیگابایت برای استفاده از برنامه‌های شبیه‌ساز کاربردی است

داشتن حافظه‌ی رم بیشتر از ۸ گیگابایت هنگام استفاده از برنامه‌های شبیه‌ساز بسیار کاربردی است. ابزارهای شبیه‌سازی مانند Hyper-V مایکروسافت یا VMware هنگامی که چند ماشین مجازی به‌صورت هم‌زمان در حال اجرا باشد، میزان زیادی حافظه را اشغال می‌کند.

نکته: برای استفاده‌ی بهینه و کامل از این میزان حافظه باید یک سیستم‌عامل ۶۴بیتی روی سیستم خود داشته باشید.

بیش از ۱۶ گیگابایت حافظه رم

اگر یک کاربر حرفه‌ای کامپیوتر هستید و به‌صورت روزانه در حال انجام وظایف مختلف با کامپیوتر هستید و با تصاویر و ویدئوهای باکیفیت و حجم بسیار بالا سر و کار دارید یا از برنامه‌های مدل‌سازی سه‌بعدی به‌صورت حرفه‌ای استفاده می‌کنید، داشتن حافظه رم بیشتر از ۱۶ گیگابایت می‌تواند به شما اطمینان بدهد که هنگام انجام کار هیچ خللی از طرف حافظه رم به کار شما وارد نشود. این دسته از سیستم‌ها معمولا برای اجرای هم‌زمان چندین برنامه یا ماشین مجازی که منابع زیادی مصرف می‌کنند، مناسب خواهد بود.

نسخه‌های ویندوز 10 Pro، Enterprise و Education با معماری ۶۴بیتی می‌تواند تا ۲ ترابایت رم را پشتیبانی کند در حالی که نسخه Home این سیستم‌عامل محدود به استفاده از ۱۲۸ گیگابایت رم شده است.

بهتر است قبل از خرید رم برای کامپیوتر خود اطمینان حاصل کنید که مادربرد و پردازنده شما قادر به پشتیبانی از این میزان حافظه هستند. با جست‌وجوی مدل مادربرد خود در اینترنت و از سایت رسمی سازنده یا دفترچه راهنمای قطعات یا صحبت با فروشندگان کامپیوتر می‌توانید این اطلاعات را بدست آورید.



تاريخ : چهارشنبه 09 مرداد 1398 | 09:16 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...213214215216217...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران