اسفند ۱۳۹۷ و در کنگره‌ی جهانی موبایل، نوکیا 9 PureView با دوربین پنج‌گانه با رزولوشن ۱۲ مگاپیکسلی درکنار یک حسگر ToF معرفی شد. طرفداران نوکیا نه‌تنها از عملکرد دوربین این گوشی هوشمند رضایت نداشتند؛ بلکه معتقد بودند پرچم‌دار نوکیا با تراشه‌ی قدیمی به بازار عرضه شده است. بااین‌حال براساس آخرین گزارش نوکیا پاور یوزر (Nokiapoweruser)، انتظار می‌رود گوشی هوشمند نوکیا ۹.۱ پیورویو با تراشه‌ی قدرتمند اسنپدراگون ۸۵۵کوالکام و دوربینی با عملکرد بهتر به بازار عرضه شود.

نوکیا 9 پیورویو / Nokia 9 Pureview

 

به‌احتمال فراوان نوکیا ۹.۱ پیورویو فصل سوم ۲۰۱۹ معرفی خواهد شد و اچ‌‌ام‌دی گلوبال در نظر دارد زمان بیشتری صرف بهبود عملکرد دوربین این گوشی هوشمند کند تا اشتباهات نسخه‌ی قبلی تکرار نشود. براساس اعلام منابع آگاه، نوکیا برای توسعه و بهینه‌سازی ماژول دوربین و نرم‌افزار این گوشی هوشمند در حال همکاری تنگاتنگ با Light است. 

از ویژگی‌های برجسته‌ی نوکیا ۹.۱ پیورویو می‌توان به عملکرد قدرتمند دوربین دستگاه در شب و قابلیت‌های درخورتوجه تصویربرداری ویدئویی آن اشاره کرد. همان‌طورکه گفته شد، این گوشی هوشمند با تراشه‌ی اسنپدراگون ۸۵۵ کوالکام و قابلیت پشتیبانی از شبکه‌ی 5G به بازار عرضه خواهد شد و همانند نوکیا X71 بریدگی بالای نمایشگر مخصوص دوربین سلفی خواهد داشت. با توجه به اینکه این گوشی هوشمند در فصل سوم ۲۰۱۹ به بازار عرضه خواهد شد، انتظار می‌رود با نسخه‌ی اندروید Q دردسترس کاربران قرار گیرد. 



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 10:49 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

به‌دلیل محدودیت‌های تجاری ایالات متحده ازلحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، گوشی میت ۳۰ پرو برای هواویبسیار اهمیت دارد و می‌تواند برگ‌برنده یا عامل شکست این غول چینی در تجارت گوشی‌های هوشمند و در رقابت با گوشی‌هایی همچون گلکسی نوت ۱۰ پلاس، آیفون ۲۰۱۹ و پیکسل ۴ گوگل شود.

برخی اخبار و شایعات از طراحی دایره‌ای‌شکل دوربین حکایت و بعضی دیگر به چینش مستطیلی‌شکل آن اشاره می‌کنند؛ اما نکته‌ای که در همه شایعات وجود دارد، دوربین فوق‌العاده میت ۳۰ پرو است. افشاگر معروف Ice Universe با انتشار پستی در توییتر به این شایعات و اخبار دامن زده است. او با انتشار این پست «به‌نظر شما ۴۰+۴۰+۸+ حسگر ToF برای کدام گوشی است؟» بازار گمانه‌زنی‌ها درباره‌ی میت ۳۰ پرو را بیش‌از‌پیش داغ کرده است.

طبق گمانه‌زنی‌ها، دوربین‌ اصلی میت ۳۰ پرو و دوربین دیگر نیز که از لنز زاویه دید وسیع بهره‌ می‌برد، ۴۰ مگاپیکسلی خواهند بود. این دو را دوربین ۸ مگاپیکسلی پریسکوپی و حسگر ToF همراهی خواهند کرد. گفتنی است گوشی‌های موردانتظار آیفون ۱۱، پیکسل ۴ و گلکسی نوت ۱۰ پلاس ۳ و ۵ دوربین خواهند داشت؛ بنابراین، میت ۳۰ پرو تنها گوشی هوشمند چهاردوربینه‌ای که انتظارش را می‌کشیم.

همان‌طورکه گوشی پی ۳۰ پرو به یک لنز ۸ مگاپیکسلی تله‌فوتو برای گرفتن عکس‌هایی با بزرگ‌نمایی بیشتر مجهز بود، احتمالا در میت ۳۰ پرو نیز شاهد استفاده از آن خواهیم بود. علاوه‌بر‌این، بزرگ‌نمایی پنج‌برابری اپتیکال و ۵۰ برابری دیجیتال نیز از پی ۳۰ پرو به میت ۳۰ پرو راه خواهند یافت. درپی 30 پرو، استفاده از لنز ۴۰ مگاپیکسلی درکنار ۲۰ مگاپیکسلی زاویه دید وسیع را شاهد بودیم که به‌نظر می‌رسد دوربین دوم در میت ۳۰ پرو جای خود را به حسگر ۴۰ مگاپیکسلی خواهد داد.

موارد بسیار کمی مشاهده شده است که دوربین تلفن‌های هوشمند حسگرهای یکسان داشته باشند؛ اما احتمال آن غیرمحتمل به‌نظر نمی‌رسد. البته، در نوکیا 9 پیور ویو استفاده از پنج دوربین یکسان به‌منظور جذب دامنه‌ی وسیعی از رنگ و عمق را مشاهده کردیم که در عمل این تجربه، تجربه‌ی ناموفقی بود. بااین‌حال، این بدان معنی نیست که ارزش سرمایه‌گذاری را ندارد و می‌توانیم منتظر تکرار این ایده در میت ۳۰ پرو باشیم.

به‌هرحال، در ماه اکتبر انتطارها به‌پایان خواهد رسید و هواوی پرچم‌دار جدید خود را رونمایی می‌کند.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 10:43 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

گوگل در پست و ویدئویی در یوتیوب از این موضوع خبر داد که پیکسل‌های جدید به‌جای استفاده از حسگر اثرانگشت، از تکنولوژی تشخیص چهره استفاده خواهند کرد. ظاهرا این غول فناوری نمی‌تواند تا زمان معرفی پیکسل‌های جدید از انتشار اطلاعاتی درباره‌ی ویژگی‌های آن‌ها خودداری کند. گوگل همچنین از این موضوع نیز پرده برداشته است که پیکسل ۴ از قابلیتی به‌نام Motion Sense بهره خواهد برد. در این ویژگی، چیپستی به‌نام تراشه پروژه‌ی سالی (Project Soli chip) به‌کار رفته است که از رادار برای تشخیص ژست‌های حرکتی دست استفاده می‌کند.

افزودن این قابلیت (حداقل فعلا روی کاغذ) به پیکسل ۴، این گوشی را به رقیبی برای آیفون‌های جدید تبدیل می‌کند. همچنین، استفاده‌کردن از این نوع روش در بازکردن قفل گوشی بسیار راحت‌تر از استفاده‌کردن از حسگر اثرانگشت زیر نمایشگر است. گوگل با استفاده از این تکنولوژی ریسک بیشتری به جان خریده است؛ چراکه این تکنولوژی در مقایسه با FaceID به‌کاررفته در آیفون باید عملکرد بهتر یا برابری داشته باشد تا گوگل را دچار مشکل نکند. اکثر تلاش‌هایی که سایر سازند‌ه‌گان تلفن‌های هوشمند درزمینه‌ی تشخیص چهره کرده‌اند، با دوربین سلفی دستگاه انجام شده است و هیچ‌گاه به‌اندازه‌ی حسگرهای اختصاصی‌ همانند FaceID امن و کارا نبوده‌اند.

در‌حال‌حاضر، FaceID فقط از زاویه‌ی مقابل می‌تواند چهره‌ی کاربر را تشخیص دهد؛ اما اپل در آیپد پرو به این مشکل غلبه کرده است. پس احتمالا در آینده‌ای نزدیک و در آیفون‌های ۲۰۱۹، این سازگاری در FaceID را شاهد هستیم. همچنین، گوگل تأیید کرده است پیکسل ۴ می‌تواند از هر زاویه‌ای حتی از سمت پایین چهره را تشخیص دهد و حتی با این روش امکان احراز هویت و پرداخت‌ها نیز وجود دارد. همانند اپل، گوگل نیز بیان کرده است داده‌های امنیتی مربوط به تشخیص چهره‌ی افراد در تراشه‌ای در داخل دستگاه ذخیره می‌شود و به‌هیچ‌عنوان با سایر سرویس‌های گوگل به‌اشتراگ گذاشته نمی‌شود.

google pixel 4 face unlock

پیکسل ۴ برای تشخیص چهره از چند حسگر شامل عمق‌سنج و فروسرخ و RGB استفاده می‌کند. به عبارت دیگر، سیستم تشخیص چهره‌ی گوگل تقریبا می‌تواند در هر شرایطی چهره را با موفقیت شناسایی کند. افزون‌براین، گوگل از تحقیقات میدانی در این زمینه بهره برده است تا مطمئن شود حالات مختلف چهره‌ی فرد و شرایط مختلف نوری خللی در امر شناسایی چهره وارد نمی‌کنند. با توجه به تصاویر منتشرشده متوجه حضور دوربین سلفی در دستگاه هستیم. پیکسل 3 و پیکسل 3 ایکس ال هر دو از حسگر سلفی بسیار عریض استفاده می‌کردند تا بتوان سطح وسیع‌تر یا افراد بیشتری را در کادر تصویر جا داد؛ اما گوگل از این استراتژی فاصله گرفته است؛ چون پیکسل 3a، تنها از یک دوربین با زاویه دید بازتر در مقایسه با حسگر اصلی پیکسل 3 استفاده می‌کند. پس احتمالا ادامه‌ی این روند در پیکسل ۴ شاهد هستیم.

گوگل درادامه ویدئو منتشرشده در یوتیوب افزود:

پیکسل ۴ در حال آماده‌سازی و ساخت است. این‌بار با تکنولوژی‌ جدیدی مواجه هستیم که با پیکسل جدید همراه خواهد بود. با این تکنولوژی دو قابلیت جدید با نام‌های Motion Sense و Face Unlock به شما کمک خواهند کرد تا بدون لمس‌کردن صفحه‌نمایش کارهای خود را انجام دهید.

از متن منتشرشده‌ی گوگل نمی‌توان به جزئیات زیادی درباره‌ی قابلیت Motion Sense پی‌برد. براساس شایعات اخیر، این قابلیت به پروژه‌ی سالی مربوط می‌شود. در این سیستم، از راداری استفاده می‌شود که حتی حرکات ریز انگشتان و دست را شناسایی می‌کند. برای مثال، می‌توان به مالش انگشت اشاره به انگشت شست اشاره کرد که حرکات دست روی ساعت هوشمند را شبیه‌سازی می‌کند. همچنین، کدهایی در نسخه‌ی جدید اندروید مشاهده شده‌اند که حداقل گمان می‌رود به تنظیمات محتوای مدیا و صوت و تصویر مربوط باشد.

در وبلاگ گوگل درباره‌ی این موضوع چنین آمده است:

پیکسل ۴ اولین تلفن‌همراه‌ با پروژه‌ی سالی خواهد بود که به‌همراه قابلیت جدید Motion Sense، به شما اجازه می‌دهد فقط با حرکت دست آهنگ را تغییر دهید و آلارم گوشی را بی‌صدا کنید و وقتی گوشی زنگ می‌خورد، آن را بی‌صدا کنید. این قابلیت‌ها تنها برای شروع کار است و با گذشت زمان، هرچه گوشی‌های پیکسل بهتر شوند، این قابلیت نیز همراه‌با آن‌ها تکامل و رشد خواهد یافت.

 

همچنین هنگامی که دست خود را به‌سمت گوشی دراز کنید، به‌محض اینکه سالی دست شما را تشخیص دهد، سیستم تشخیص چهره را روشن می‌کند و وقتی گوشی را مقابل خود قرار می‌دهید، از قبل خود را آماده کرده است. در سال ۲۰۱۵، قرار بود پروژه‌ی سالی در ساعت‌های هوشمند و اسپیکرها به‌کار برده شود؛ اما گویا در قالب استفاده‌ی تجاری قرار است اولین‌بار در پرچم‌داران جدید گوگل خود را نشان دهد. در توییت‌های اخیر منتشر‌شده در‌باره‌ی پیکسل ۴، این موضوع را شاهد بودیم که هیچ حسگر اثرانگشتی در پشت دستگاه وجود نداشت. ضمن اینکه در توییت‌های بعدی، گوشی بدون هیچ بریدگی یا ناچ بود و درعوض حاشیه‌ی زیادی در بالای دستگاه وجود داشت و در این حاشیه، حفره‌های زیاد و بزرگی را مشاهده کردیم. وجود این حفره‌ها تقریبا ما را مطمئن کرد که با پروژه‌ی سالی و سیستم تشخیص چهره رو‌به‌رو هستیم. 

رونمایی این قابلیت‌ها زمانی اتفاق می‌افتد که تنها کمتر از یک هفته تا معرفی کهکشانی جدید سامسونگ، یعنیگلکسی نوت ۱۰، باقی مانده است. شاید رونمایی این قابلیت‌ها این سؤال را در ذهن خریداران احتمالی نوت ۱۰ به‌وجود آورد که آیا ارزش دارد تا زمان رونمایی پیکسل جدید صبر کنیم یا خیر. درنهایت، گمان می‌رود پیکسل ۴ در ماه اکتبر رونمایی شود.

 
 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 10:03 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

مطالعه روی موش‌ها نشان می‌دهد مصرف نوعی آنتی‌بیوتیک باعث بروز التهاب ناشی از پاسخ بدن به عفونت می‌شود. درنتیجه‌ی این فرایند، مجراهای یونی سلول‌های مویی حسی در گوش داخلی دربرابر آنتی‌بیوتیک‌های نوع آمینوگلیکوزید (aminoglycosides) نفوذپذیرتر خواهند شد که درنهایت حساسیت سلول‌ها به اثرهای سمی داروها افزایش خواهد یافت.

مصرف آنتی‌بیوتیک‌های آمینوگلیکوزید نظیر جنتامایسین بسیار متداول است؛ زیرا آن‌ها برخلاف بسیاری از آنتی‌بیوتیک‌های امروزی با طیف اثرگذاری محدود، روی طیف وسیعی از باکتری‌ها کار می‌کنند. همچنین، این نوع آنتی‌بیوتیک‌ها گاهی برای غلبه بر میکروب‌های مقاوم به چندین آنتی‌بیوتیک استفاده می‌شوندپیتر استیگر، از دانشگاه کریتون در نبراسکا گفت:

این ویژگی آمینوگلیکوزیدها را برای درمان عفونت‌هایی کاربردی می‌سازد که در آن ماهیت میکروب ناشناخته باقی می‌ماند.

به همین ترتیب، آنتی‌بیوتیک‌های آمینوگلیکوزید به‌ویژه برای درمان عفونت در نوزادان مفید هستند؛ زیرا این عفونت‌ها می‌توانند در عرض یک یا دو روز به مرگ منجر شوند که مدت بسیار کوتاهی برای انجام آزمایش‌ها به‌منظور شناسایی میکروب مسئول بیماری است. بااین‌حال، پژوهشگران می‌دانند مصرف آمینوگلیکوزیدها مانند جنتامایسین با ناشنوایی مرتبط استبه‌عنوان مثال، میزان ازدست‌رفتن شنوایی در نوزادانی که در واحد‌ مراقبت‌های ویژه‌‌ای به‌سر می‌برند و در آن‌ها از آمینوگلیکوئیدها استفاده می‌شود، دست‌کم ۶ برابر بیشتر از نوزادان کاملا سالم است.

استیگر و همکارانش برای درک بهتر اینکه چرا مصرف این دسته از داروها با ازدست‌رفتن شنوایی مرتبط است،اثرهای جنتامایسین را در شنوایی موش‌ها آزمایش کردند. سپس، پژوهشگران دریافتند عفونت و التهابی که مجراهای یونی در سلول‌های مویی حسی در گوش داخلی را درمقابل دارو نفوذپذیرتر می‌کند، به جذب بیشتر مجراها به‌وسیله‌ی سلول‌های حسی در حلزون گوش منجر می‌شوند. این مسئله باعث تقویت اثرهای سمی دارو بر سلول‌ها خواهد شد.

برخی آنتی‌بیوتیک‌ها به سلول‌هایی مویی درون گوش داخلی آسیب می‌زنند.

استیگر و همکارانش دریافتند نوعی پروتئین به‌نام TRPV1 که به‌‌ویژه در مجراهای یونی وجود دارد، ورود جنتامایسین به سلول‌های مو را در حضور التهاب یا پاسخ ایمنی تسهیل می‌کندموش‌های پرورش‌یافته بدون به‌کارگیری TRPV1 از ناشنوایی ناشی از جنتامایسین حتی با وجود التهاب گسترده‌ی بدن محافظت شدند.

به‌گفته‌ی استیگر، در پرتو این یافته‌ها پزشکان باید به‌شدت مراقب استفاده از آنتی‌بیوتیک‌هایی باشند که خطر بروز ناشنوایی را در بیماران مبتلا به عفونت گسترده افزایش می‌دهند؛ اما زمانی‌ که آمینوگلیکوئیدها تنها گزینه هستند، متخصصان سلامت باید به‌دقت آن دسته از بیماران را زیرنظر داشته باشند تا درصورت نیاز، توان‌بخشی شنوایی پس از درمان را به‌موقع دراختیارشان قرار دهند. استیگر گفت:

این موضوع به‌‌ویژه برای کودکانی بسیار مهم است که در حال یادگیری شنیدن و صحبت‌کردن هستند؛‌ زیرا تأخیر در شناسایی ناشنوایی، پیامدهایی مادام‌العمر ازجمله تأخیر در فراگیری زبان گفتاری و کاهش موفقیت تحصیلی و درآمد شغلی به‌همراه خواهد داشت.

استیگر در پایان می‌افزاید که با استفاده از تکنیک‌های جدیدی که می‌توانند میکروب‌های مسئول عفونت را سریع‌تر شناسایی کند، ممکن است وابستگی پزشکان به تجویز آنتی‌بیوتیک‌های با اثربخشی گسترده برای درمان نوزادان به‌زودی کاهش یابد.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 10:01 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 در عصر فعلی صنعت خودروسازی به مقداری رشد و گسترش پیدا کرده که هر روزه در هر سبک و طرحی، بهترین مدل‌ها با بالاترین قدرت و جذاب‌ترین ویژگی‌ها از نظر ایمنی، راحتی، ارتباطات بی‌سیم و برنامه‌های هوشمند، رونمایی می‌شوند. می‌توان گفت در سال‌های اخیر شرکت‌های برتر به‌خصوص در ساخت خودرو‌های سوپراسپرت به تکامل رسیده‌اند و بهترین مدل‌های تاریخ را معرفی و عرضه می‌کنند. خودرو‌های اسپرت با طراحی جذاب، مشخصاتی فنی قدرتمند، یکی از محبوب‌ترین مدل‌ها در سراسر جهان هستند که به‌طور معمول باقیمتی بالا به مشتریانی خاص فروخته می‌شوند.

اگر بخواهیم نگاهی به تاریخ داشته باشیم، تاکنون در هیچ زمانی نمی‌شد فهرستی از برترین خودرو‌های اسپرت سال، با مدل‌هایی اینچنین منحصر‌به‌فرد و متفاوت پیدا کرد. در سال ۲۰۱۹ مدل‌های سوپراسپرت با طراحی‌هایی خشمگین، اما ظریف، با قدرت و سرعت بالا، اما ایمن، با ویژگی‌ها و قابلیت‌های مدرن وکاربردی از در کارخانه‌ها بیرون آمده‌اند تا شاهد بهترین نسل خوردو‌های سوپراسپرت باشیم. فهرست برترین خودرو‌های سوپراسپرت سال ۲۰۱۹ دارای بهترین و جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین مدل‌هایی است که هر نظر هرسلیقه‌ای را به خود جلب می‌کند و آپشن‌های مخصوص به خود را پیشنهاد می‌دهند. در این گزارش قصد داریم به ۱۰ مدل برتر سوپراسپرت سال ۲۰۱۹ نگاهی داشته باشیم، مدل‌هایی که سالی فراموش نشدنی برای طرفداران خودرو‌های سوپراسپرت رقم زدند و هر کدام یکی از بهترین‌های تاریخ هستند. با ما همراه باشید:

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

مازراتی گرن‌توریسمو ام‌سی

مازراتی گرن‌توریسمو مانند مدل‌های دیگر زرق و برق خاصی ندارد، اما پیشرانه هشت سیلندر V شکل در زیر کاپوت، قدرت فوق‌العاده‌ای برروی زمین دارد و با زیبایی ذاتی ایتالیایی، همه را مجذوب خود می‌کند. این مدل با فرمان قدیمی و اضافه شدن دستیار هیدرولیک، توانسته از یکی از معدود مشکلات مدل‌های قدیمی خود را نیز برطرف کند. برخی‌ها مازراتی گرن‌توریسمو ام‌سی را ترکیبی از طراحی پینین‌فاریا و قدرت فراری می‌دانند و به این واسطه حاضراند هزینه بالایی برای خرید این مدل را پرداخت کنند.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

فراری پورتوفینو

شرکت ایتالیایی فراری، مدل پورتوفینو را به‌عنوان معرف خودرو‌های رده‌پایین و مقرون‌به‌صرفه سری مارانلو و جایگزین جذاب‌تر مدل کالیفرنیا T عرضه کرده است. پورتوفینو، درخشان‌تر، سریع‌تر و متمرکزتر از کالیفرنیا T ساخته شده و استاندارد جدیدی برای خودرو‌های سوپراسپرت تعریف می‌کند. فرمان پورتوفینو مانند رعد سریع است، دنده این مدل با قدرت و اعتماد‌به‌نفس لازم یک خودرو سوپراسپرت تعویض می‌شود و حس فوق‌العاده‌ای دارد. فراری با استفاده از پیشرانه هشت سیلندر با چینش V شکل، قدرت نزدیک به ۶۰۰ اسب‌بخار و گشتاور ۵۶۱ پوندفوت را برای پورتوفینو در نظر گرفته است، سوپراسپرت ایتالیایی شتاب ۰ تا ۶۰ مایل در ثانیه را (۹۴ کیلومتر بر ساعت) در ۳.۵ ثانیه طی می‌کند. سقف جمع‌شونده فلزی نیز به عنوان آپشن نهایی پورتوفینو، این مدل را کامل می‌کند.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

نیسان جی‌آر‌تی نیسمو

حال دیگر نزدیک به یک دهه است که نیسان جی‌تی‌آر با سرعت و قدرت چشمگیر خود تولید می‌شود، این مدل یکی از با پتانسیل‎‌ترین سوپراسپرت‌ها برای خریداران است که حال نسخه خشمگین آن در فهرست ما جای دارد. نسخه نیسمو دارای یک بسته بهبود کنترل آیرودینامیک است که شامل یک بال عقب نسبتا بزرگ، افزایش استحکام بدنه، کمک‌فنر‌های نو و سیستم ضد واژگونی جدید است. نیسان این مدل را با استاندارد‌های جدیدی تولید کرده که مدل جی‌تی‌آر را بیش از پیش جذاب می‌کند.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

مرسدس ای‌ام‌جی جی‌تی

با ساختار بدنه اصیل یک سوپراسپرت، پیشرانه خودرو‌های عضلانی، سیستم تعلیق با حداکثر قدرت برای تهاجم بیشتر و زیبایی چشمگیر در طرح کوپه یا رودستر، مرسدس ای‌ام‌جی جی‌تی تعریف متفاوتی در دنیا خودرو‌های سوپراسپرت دارد. این مدل مرسدس بنز SLS را به راحتی شکست داده و با توانایی‌های بالای خود و قیمتی مناسب، پتانسیلی بیش از خودرو‌هایی با دوبرابر قیمتش را ارائه می‌کند.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

آئودی R8 V10

ارتباط تیم فنی آئودی R8 با تیم موتوراسپرت این شرکت یکی از مهم‌ترین مقوله‌هایی است که موجب شده تا اثرات یک خودرو پرقدرت مسابقه‌ای در مدل R8 نمود پیدا کند. این مدل نمایانگر تعادل میان قدرت، بازدهی، دورموتور شاخص، کشش و چسبندگی به آسفالت جاده‌ها است که رانندگی با این مدل را به یکی از لذت‌بخش‌ترین فعالیت‌ها در دنیا تبدیل می‌کند، خودرو سوپراسپرت آئودی بخشی از ویژگی‌های قدیمی خود را از دست داده و با آپشن‌های دیجیتالی جایگزین کرده است تا فناوری‌های پیشرفته بیش از پیش در این مدل مورد استفاده قرار گیرد. البته نسل دوم R۸ هنوز از نظر فنی به‌پای بی‌ام‌و i8، پورشه ۹۱۱ توربو و مک‌لارن 570S نمی‌رسد، اما به مرور این مدل خود را در میان بزرگان تثبیت خواهد کرد.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

جگوار F-Type SVR

این مدل یک از کاربردی‌ترین سوپراسپرت‌های این فهرست است، البته که از نظر قدرت بیش از ۶۰۰ اسب‌بخار نیرو تولید نمی‌کند، اما قیمت آن در نسخه جهانی بسیار رقابتی بوده و برای F-Type SVR با سرعت و قدرت بالایش بسیار مقرون‌به‌صرفه است. برگ برنده جگوار در این مدل سیستم تعلیق است، این درحالیست که پورشه ۹۱۱ توربو و آئودی R۸ سطح رانندگی بالا و مک‌لارن 570S وزن بسیار سبک‌تری دارند. هر صورت اگر به دنبال یک خودرو عضلانی سوپراسپرت با قابلیت‌ای فراوان و قیمتی ارزان‌تر نسبت به رقبا هستید، جگوار F-Type SVR انتخابی مناسب خواهد بود.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

هوندا ان‌اس‌ایکس

خودرو سوپر اسپرت جدید هوندا و اکورا علاوه‌بر طراحی پیشرفته و بسیار راحت در داخل، به همراه ظاهر جسور و خشن خود، یکی از جذاب‌ترین مدل‌های سال است. ان‌اس‌ایکس به پیشرانه ۳.۵ لیتری توربو دوقلو ۶ سیلندر و سه موتور الکتریکی مجهز شده که ۵۷۳ اسب‌بخار قدرت و ۴۶۵ نیوتن‌متر گشتاور دارد. هوندا ان‌اس‌ایکس از مدل‌هایی است که در کمتر از ۳ ثانیه به شتاب ۱۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد و این خود نشان دهنده بار فنی فوق‌العاده بالا مدل سوپراسپرت هوندا است.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

استون مارتین DB11 V8

خودرو سوپراسپرت استون مارتین با صدای غرش موتور خود، جزو مدل‌های خشن این کلاس قرار می‌گیرد، در طراحی داخلی هرچند چرم لطیف و تجهیزات مطلوبی مورد استفاده قرار گرفته شده، اما در کل رضایت همه خریداران را برآورده نکرده است، اما زمانی که پشت این خودرو می‌نشینید پیشرانه AMG قدرتی را در دستانتان قرار می‌دهد که خارق‌العاده خواهد بود.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

مک‌لارن 570S

مدل سوپراسپرت مک‌لارن نسبت به رقبای خود، ویژگی‌های جذابتری برای ارائه دارد، به طورکلی خودرو‌های اسپرت مک‌لارن با قدرت و سرعت بالایی که دارند، قلمرویی خاص در دنیایی مدل‌های اسپرت محسوب می‌شوند و مدل 570S نیز به همین شکل است. سطح و اندازه‌های قابلیت‌های جذاب مک‌لارن برای این مدل به‌خصوص در فرمان‌پذیری و راحتی در جاده و مسیر مسابقه‌ای به چشم می‌آید. مک‌لارن 570S بازدهی همچون بی‌ام‌و i8 دارد و به همین دلیل است که این شرکت، مدل سوپراسپرت جدید خود را برای افزایش شهرتش طراحی کرده است.

با ۱۰ مدل سوپراسپرت برتر سال ۲۰۱۹ آشنا شوید +تصاویر

استون مارتین ونتیج

در نهایت بهترین سوپراسپرت سال مدل استون مارتین ونتیج خواهد بود تا به همراه مک‌لارن 570S و استون مارتین DB11 V8، سه مدل برتر این فهرست از شرکت‌های انگلیسی باشند. استون مارتین با معرفی نسخه جدید ونتیج، جهشی بزرگ در تاریخچه تولید این مدل ایجاد کرد، موارد جذاب بسیاری در مورد مدل وینتیج جدید قابل اشاره است، اما مهم‌ترین ویژگی، سبک تازه، راحت و پیشرفته کنترل خودرو در جاده و برروی پیست مسابقه خواهد بود که از اولین دقایق استفاده از این مدل، مشهود است. وینتیج همان چیزی است که خریداران از یک مدل سوپراسپرت انتظار دارند و به هیمن جهت در مقام اول فهرست ما قرار می‌گیرد.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 08:39 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پلتفرم تبلیغات AdDuplex گزارش ژوئیه خود را منتشر کرده است و در آن سهم استفاده کاربران از نسخه های متعدد ویندوز ۱۰ را اعلام کرده است. این گزارش اخبار خوبی برای جدیدترین به‌روزرسانی ویندوز ۱۰، یعنی مه ۲۰۱۹ دارد.

ویندوز 10

همان‌طور که در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، سهم استفاده از به‌روزرسانی مه ۲۰۱۹ ویندوز ۱۰، اکنون ۱۱.۴ درصد بوده؛ یعنی بیش از ۵ درصد نسبت‌به ماه اخیر رشد داشته است.

به‌روزرسانی آوریل ۲۰۱۸ ویندوز 10 (۱۸۰۳) با سهم استفاده ۵۳.۷ درصد هنوز صدرنشین است؛ اما در مقایسه با سهم ۵۸ درصدی ماه قبل، کاهش یافته است. به‌روزرسانی اکتبر ۲۰۱۸ با ۲۹.۷ درصد سهم استفاده، در رتبه‌ی دوم قرار گرفته است. این سهم در ماه گذشته ۳۰ درصد بوده است.

اگر به ارقام نگاهی دقیق بیندازید، متوجه خواهید شد رشدی که به‌روزرسانی مه ۲۰۱۹ داشته، به‌تنهایی از به‌روزرسانی آوریل ۲۰۱۸ نشأت گرفته است.

نسخه‌ی Fall Creators به‌روزرسانی ویندوز ۱۰ سهمی ۲.۴ درصدی دراختیار دارد. این درحالی است که نسخه‌ی Creators و نسخه‌های قدیمی‌تر آن تنها ۲.۷ درصد کاربر فعال دارند.

ویندوز 10

دوبرابر شدن سهم استفاده کاربران از به‌روزرسانی مه ۲۰۱۹ ویندوز ۱۰ خبر خوبی است، اما سرعت کم به‌کارگیری آن جای نگرانی دارد. اگر سهم استفاده‌ی کاربران از این نسخه با همین سرعت افزایش یابد، سه یا چهار ماه دیگر طول می‌کشد تا به سهم استفاده از به‌روزرسانی آوریل ۲۰۱۸ برسد؛ بیش از یک سال از انتشار سهم یادشده گذشته است.

توجه داشته باشید که این داده‌ها براساس نظرسنجی از صدهزار دارنده‌ی رایانه‌های شخصی است؛ بنابراین هرگز تصویر دقیقی را ترسیم نمی‌کند. داده‌های حقیقی ممکن است بسیار متفاوت‌تر از داده‌های AdDuplex باشند.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 08:28 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

تیم اسمدلی، گزارشگر BBC برای تهیه‌ی مقاله‌ی حاضر در یک مکان ساخت‌و‌ساز ظاهرا معمولی از یک ساختمان اداری عادی در شرق لندن حضور یافت. حدود دو سوم ساختمان هفت طبقه‌ی دردست ساخت تکمیل شده، ساختار اصلی و پله‌ها سرجای خود قرار گرفته‌اند و گچ‌کاری و سیم‌کشی آن آغاز شده است. اما همان‌طور که او در اطراف قدم می‌زند، وجود چیزی غیرعادی را حس می‌کند. محل ساخت‌و‌ساز ساکت و تمیز است و حتی بوی خوبی می‌دهد. در اینجا مقدار زیادی چوب وجود دارد. در مکان‌های ساخت‌و‌ساز، معمولا از چوب به‌عنوان قالب بتن‌ریزی استفاده می‌شود. اما اینجا چوب خود بتن است. آندرو وو، معمار این پروژه می‌گوید:

به‌علت اینکه یک ساختمان ساخته شده با چوب ۲۰ درصد وزن یک ساختمان بتنی را دارد، بار گرانشی آن به میزان زیادی کاهش پیدا می‌کند. این بدان معنا است که به حداقل پایه‌ریزی نیاز داریم و نیاز نداریم که مقدار زیادی بتن در زمین بریزیم. ما دارای یک هسته‌ی چوبی هستیم، دیوارهای چوبی و ورقه‌های چوبی کف را داریم، بنابراین مقدار فولاد مورد نیاز را به حداقل می‌رسانیم.

به‌طور معمول از فولاد برای پشتیابی درونی یا تقویت بتن در بیشتر ساختمان‌های مدرن بزرگ استفاده می‌شود. اگرچه در این ساختمان چوبی بخش‌های فولادی نسبتا کمی وجود دارد. این بخش‌های فولادی معدود، مانند یک مجموعه‌ی مکانو به هم متصل می‌شوند تا بتوانند در پایان زندگی ساختمان به‌راحتی از هم جدا شوند. وو می‌گوید:

اگر بخواهید یک پلکان در اینجا بگذارید (با اشاره به سقف)، فقط کافی است تیغه‌ی فولادی را باز کنید، یک اره برقی بردارید و حفره‌ای در کف چوبی ایجاد کنید.

وابستگی ما به بتن و فولاد برای ساخت هرچیزی از خانه گرفته تا استادیوم‌های ورزشی هزینه‌های زیست‌محیطی زیادی با خود به‌همراه دارد. بتن مسئول ۴ تا ۸ درصد از کل انتشارات کربن‌دی‌اکسید جهان است. پس از آب، این ماده‌ای است که بیشتر از سایر مواد در زمین مورد استفاده قرار می‌گیرد و حدود ۸۵ درصد از تمام معادن را تشکیل داده و با کاهش شن‌های زمین نیز همراه است. بنابراین معمارانی همچون وو استدلال می‌کنند که باید چوب را به‌عنوان مواد ساختمانی اصلی جایگزین بتن کرد.

چوب حاصل از جنگل‌های مدیریت‌شده واقعا کربن را ذخیره می‌کند: وقتی درختان رشد می‌کنند، کربن‌دی‌اکسید را از اتمسفر جذب می‌کنند. به‌صورت یک قانون سرانگشتی، یک متر مکعب از چوب یک تن کربن‌دی‌اکسید (کم‌تر یا بیشتر بسته به گونه‌ی درخت) را ذخیره می‌کند که معادل ۳۵۰ لیتر بنزین است.

ساختمان

وو این ساختمان ده طبقه را در دالستون لندن طراحی کرده است. ساختار CLT (نوعی چوب مهندسی‌شده که از ورقه‌های متقاطع تشکیل شده است) دارای وزن تنها یک پنجم معادل ساختمان بتنی آن است

چوب نه‌تنها نسبت‌به مقدار کربن‌دی‌اکسیدی که طی فرایند ساخت وارد اتمسفر می‌کند، کربن‌دی‌اکسید بیشتری را از اتمسفر حذف می‌کند، بلکه نقش آن در کاهش کربن‌دی‌اکسید با جایگزین شدن با مواد کربن‌زایی مانند بتن یا فولاد دوبرابر می‌شود.

اخیرا یک گزارش مشورتی درمورد «استفاده از زیست‌توده در اقتصاد کم‌کربن» به دولت بریتانیا ارائه شد که در آن عنوان شده است در حال حاضر بیشترین میزان کاهش گازهای گلخانه‌ای ناشی از زیست‌توده ازطریق استفاده از چوب به‌عنوان ماده‌ی ساختمانی حاصل می‌شود که هم کربن را ذخیره می‌کند و هم جایگزین سیمان، آجر و فولاد می‌شود که تولید آن‌ها با انتشار کربن زیادی همراه است. سالیانه حدود ۱۵ تا ۲۸ درصد از خانه‌های جدید در بریتانیا، از چارچوب‌های چوبی استفاده می‌کنند که در نتیجه‌ی آن بیش از یک میلیون تن کربن‌دی‌اکسید را در سال در خود ذخیره می‌کنند. طبق نتیجه‌گیری این گزارش، افزایش استفاده از الوار چوب در ساخت‌و‌ساز می‌تواند مقدار مذکور را سه برابر کند. استفاده از سیستم‌های چوبی جدیدا مهندسی شده مانند CLT در بخش‌های تجاری و صنعت نیز می‌تواند به افزایش میزان ذخیره‌ی کربن کمک کند.

CLT

ماده‌ی اصلی ساختمانی در مکان‌های ساخت‌و‌ساز آندرو همین CLT است. از آنجایی که این نوع چوب به‌عنوان یک چوب مهندسی‌شده توصیف می‌شود، تیم انتظار داشت که چیزی شبیه تخته‌های ساخته‌شده از تراشه‌های چوب یا تخته‌لایه را ببیند. اما CLT درست مانند تخته‌های چوب معمولی سه متری با ضخامت یک اینچ به‌نظر می‌رسد که ساختار گره‌دار اصلی چوب را نیز در خود حفظ کرده است. نوآوری این طرح آن است که تخته‌های چوب با چسباندن سه لایه چوبی که به‌صورت متقاطع روی هم قرار می‌گیرند، ساخته می‌شود.

به‌گفته‌ی وو، این بدان مفهوم است که CLT دچار خمیدگی نمی‌شود و دارای قدرت یکپارچه‌ای در دو جهت است. یک دیوار ساخته‌شده از CLT از کف طبقه بالا پشتیبانی می‌کند و دارای قدرتی افقی برای تحمل باری است که بالای آن قرار گرفته است و مانند یک تیر بلند نیز عمل می‌کند. به‌همین خاطر است که به‌گفته‌ی وو این ساختار موجب تغییر معماری می‌شود. وو که یک دهه است با CLT کار می‌کند، معتقد است سازه‌ی حاصل هرآنچه ساختمان‌های بتنی و فولادی دارند، داشته و مزیت‌های دیگری را نیز به همراه دارند. این نوع چوب مهندسی‌شده در دهه‌ی ۱۹۹۰ در اتریش و تا حدودی در واکنش به رکورد صنایع مبلمان و کاغذ در این کشور اختراع شد. ۶۰ درصد از اتریش را جنگل تشکیل داده است و آن‌ها لازم بود که چیزی برای فروش داشته باشد. این بود که آن‌ها CLT را ابداع کردند.

الوار

یک متر مکعب از چوب حاوی حدود یک تن کربن‌دی‌اکسید است که معادل با ۳۵۰ لیتر بنزین است

دیگر چوب‌های مهندسی‌شده مانند چوب‌های چندلایه و MDF حدود ۱۰ درصد چسب دارند (اغلب اوره فرمالدهید) که در جریان بازیافت یا سوزاندن می‌توانند مواد شیمیایی خطرناکی تولید کنند. این در حالی است که در ساختار CLT کمتر از یک درصد چسب وجود دارد و معمولا از یک پلی‌یورتان زیستی استفاده می‌شود. صفحات چوبی، تحت حرارت و فشار با هم پیوند می‌شوند تا آن مقدار کم چسب با استفاده از رطوبت خود چوب با آن ترکیب شود. این چوب ازنظر ظاهری، بو و بافت همانند چوب خالص است.

در کشور اتریش، بسیاری از کارخانه‌های CLT انرژی خود را از زیست‌توده‌ی تجدیدپذیر حاصل از اضافه چوب‌ها و شاخه‌ها تأمین می‌کنند. برخی از کارخانه‌ها حتی قدرت تأمین انرژی الکتریکی جوامع اطراف خود را نیز دارند. هرچند CLT در کشور اتریش اختراع شد اما وو از نخستین معمارانی بود که از این نوع چوب برای ساخت یک ساختمان چندطبقه در لندن استفاده کرد. وو می‌گوید:

ساختمان موری گروو یک ساختمان ۹ طبقه‌ با نمایی خاکستری، وقتی در سال ۲۰۰۹ ساخته شد، موجب ایجاد شوک و وحشت شد.

تا آن زمان از CLT تنها برای ساخت خانه‌های ساده و زیبای دوطبقه استفاده می‌شد و در ساختمان‌های بلندتر از بتن و فولاد استفاده می‌شد. اما برای موری گروو کل ساختار خانه از دیوارها گرفته تا ورقه‌های کف و هسته‌های بالابر از الوار چوب ساخته شده‌ است. پس از آن، این پروژه موجب الهام گرفتن صدها معمار شد که با استفاده از CLT ساختمان‌های مختلفی را در مناطق مختلف جهان ساختند.

اخیرا فراخوانی‌هایی برای کاشت درخت در مقیاس گسترده برای حدف کربن‌دی‌اکسید و محدود کردن تغییرات اقلیمی وجود داشته است. البته باید این مطلب را درنظر داشت که اگرچه درختان جوان ازنظر جذب کربن‌دی‌اکسید کارآمد و مؤثر هستند ولی این موضوع برای درختان بالغ صادق نیست.

زمین یک چرخه‌ی متعادل از کربن را حفظ می‌کند، درختان (به‌همراه دیگر گیاهان و جانوران) با استفاده از کربن رشد می‌کنند، سپس می‌افتند و می‌میرند و دوباره کربن موجود در بافت‌های خود را آزاد می‌کنند. زمانی‌که انسان‌ ذخایر باستانی کربن را که به شکل زغال‌سنگ و نفت در جریان چرخه‌های قبلی کربن ذخیره شده بود، پیدا و شروع به سوزاندن آن‌ها کرد، کربن‌دی‌اکسید سریع‌تر از آنکه چرخه‌ی طبیعی کربن زمین بتواند از پس آن برآید، وارد اتمسفر شد و چرخه‌ی طبیعی برداشت و آزاد شدن کربن به هم خورد.

جنگل

درحالی‌که درختان جوان کربن‌دی‌اکسید را جذب می‌کنند، کربن‌دی‌اکسید آزادشده از درختان پیر بیش از مقداری است که در بافت آن‌ها ذخیره شده است

بسیاری از درختان موجود در جنگل‌های مدیریت شده مانند درخت نوئل نروژی، ۸۰ سال طول می‌کشد تا به بلوغ برسد و در سال‌های رشد یک جذب‌کننده‌ی خالص کربن است اما وقتی به بلوغ می‌رسد، کربن زیادی را طی تجزیه‌ی سوزن‌ها (برگ‌های سوزن‌مانند) و افتادن شاخه‌ها روی زمین تولید می‌کنند.

مثل وضعیت کشور اتریش در دهه‌ی ۱۹۹۰، کاهش تقاضا برای چوب و کاغذ موجب شد که بسیاری از جنگل‌های مدیریت شده در سرتاسر جهان بی‌استفاده رها شوند. این زمین‌ها به‌جای اینکه به‌حالت طبیعی و دست‌نخورده‌ی اولیه‌ی خود بازگردانند، پر از شاخه‌های مرده و سوزن‌های اسیدی درختان کاج شدند. برای مثال، به‌علت اینکه درختان بالغ فعالانه قطع نمی‌شوند، جنگل‌های بزرگ کانادا از سال ۲۰۰۱ واقعا بیش از مقداری کربنی که جذب می‌کنند، موجب انتشار این گاز می‌شوند.

شاید بهترین راه برای برداشت کربن، بریدن درختان باشد: برای بازیابی جنگل‌های مدیریت شده و پایدار و استفاده از چوب حاصل به‌عنوان یک ماده‌ی ساختمانی. طبق استاندارد FSC برای جنگل‌های مدیریت‌شده، به‌ازای هر درختی که قطع می‌شود، باید دو سه درخت کاشته شود. این بدان معنا است که هرچه تقاضای بیشتری برای چوب وجود داشته باشد، هم رشد پوشش جنگلی و هم نسبت درختان جوانی که کربن‌دی‌اکسید را از اتمسفر برمی‌دارند، بیشتر می‌شود.

احیا و حفاظت از جنگل‌های دست‌نخورده ضروری است اما جنگل‌های تک محصوله‌ی مدیریت‌نشده به کسی کمک نمی‌کنند و کف‌های پر از سوزن‌های خشک درختان کاج علت عمده‌ی آتش‌سوزی‌ها هستند؛ چیزی که آمریکای شمالی و بسیاری از دیگر مناطق جهان سالانه آن را تجربه می‌کنند. برداشت مدیریت‌شده‌ به میزان زیادی این خطر را کاهش می‌دهد.

دولت آمریکا نیز این موضوع را می‌داند. ملیسا جنکینز در نشستی که اخیرا در مؤسسه‌ی مطالعات انرژی و محیط زیست برگزار شد، گفت: «ما دچار وضعیت جنگل‌های بیش از حد انباشته شده، هستیم. اگر آتش‌سوزی رخ دهد، این آتش‌ها داغ تر می‌شوند، سریع‌تر می‌سوزند و برای مهار آن‌ها به تلاش بسیار بیشتری نیاز است. اگر بتوانیم بازارهایی را برای این محصولات چوبی ایجاد کنیم، احتمال بیشتری وجود دارد که زمین‌داران زمین خود را به‌طور مناسب‌تری مدیریت کنند.»

او بر این نکته تأکید کرد که مخصوصا CLT دارای ظرفیت کاهش خطر آتش‌سوزی طبیعی و حمایت از توسعه‌ی اقتصاد و ایجاد اشتغال در روستاها است.

جنگل بدون مدیریت

خطر وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌هایی که مدیریت نمی‌شوند، بالاتر است

به‌نظر می‌رسد که بازار هم با این کار موافق است. کمتر از پنج سال از ورود این نوع چوب به آمریکا می‌گذرد و اکنون پروژه‌های CLT متعددی در این کشور در حال اجرا است. مهم‌تر اینکه برخلاف بریتانیا که در حال حاضر تمام CLT مورد نیاز خود را وارد می‌کند، کشور آمریکا درحال سرمایه‌گذاری روی تولید داخلی CLT است و کارخانه‌هایی در مونتانا و اورگن راه‌اندازی شده و قرار است در مناطق دیگر آمریکا نیز ایجاد شود.

ساختمان جدید آمازون در مینیاپولیس از NLT ساخته شده است (تصویر زیر: در این نوع چوب برای اتصال لایه‌‌ها به‌جای چسب از میخ استفاده می‌شود). سازه‌هایی که با استفاده از مواد چوبی ساخته می‌شوند، سریع‌تر و آسان‌تر آماده می‌شوند، بنابراین هزینه‌ی کارگری، سوخت و انرژی مورد استفاده در محل برای ساخت‌و‌ساز نیز کاهش پیدا می‌کند. آلیسون رینگ، مدیر شرکت مهندسی Aecom می‌گوید که با استفاده از CLT، یک مجتمع مسکونی دارای حدود ۲۰۰ آپارتمان تنها طی ۱۶ هفته ساخته شد، درحالی‌که اگر قرار بود این پروژه طبق روال معمول و با چارچوب‌های بتنی ساخته شود، حداقل ۲۶ هفته زمان می‌برد. وو نیز که اخیرا پروژه‌ی یک ساختمان ۱۶ هزار متر مربعی از جنس CLT را در دست داشته است، می‌گوید که در حالت معمول فقط برای ساخت اسکلت این ساختمان به حدود هزار بار بتن نیاز است اما با استفاده از CLT تنها ۹۲ بار بتن مورد استفاده قرار گرفت.

NLT

کشورهای دیگر نیز در حال روی آوردن به چوب هستند. مونیکا لبنیکنیک، مهندس فروش شرکت اتریشی-استرالیایی مهندسی لدینک که پرس‌های مورد نیاز کارخانه‌های CLT را می‌سازد، فهرست سفارشات خود را از تاریخ ۲۰۱۳ برای من ارسال کرد. این فهرست با سفارش‌های کمی از اتریش و کشورهای اسکاندیناوی شروع می‌شود اما از سال ۲۰۱۷ به بعد، سفارش کشورهای ژاپن، فرانسه، استرالیا، لتونی و کانادا زیاد می‌شود. او توضیح می‌دهد:

ظرفیت سالیانه‌ی چنین خطی حدود ۲۵ هزار تا ۵۰ هزار متر مکعب CLT است.

داده‌ها نشان می‌دهند که هزار متر مکعب CLT، تقریبا معادل ۵۰۰ درخت است؛ بر این اساس، کارخانه‌هایی که ۵۰ هزار متر مکعب از این نوع چوب را فرایند می‌کنند، در حال به دام انداختن کربن موجود در ۲۵ هزار درخت هستند. حتی مزایایی وجود دارد که این ماده را مخصوصا برای کشورهایی مانند ژاپن جذاب می‌کند، زیرا نشان داده شده است که این چوب در آزمایش‌های زلزله عملکرد خوبی دارد. یک گروه پژوهشی ژاپنی-ایتالیایی یک ساختمان هفت طبقه از CLT را ساخته و آن را ازنظر مقاومت به زلزله مورد بررسی قرار دادند. این ساختمان توانست تکان‌هایی مانند زمین‌لرزه‌ی سال ۱۹۹۵ در کوبه ژاپن را که بیش از ۵۰ هزار ساختمان را تخریب کرد، تحمل کند.

وو می‌گوید طبق یک زمان‌بندی اتفاقی، آمریکایی‌ها درختان زیادی را در ژاپن به‌عنوان بخشی از طرح مارشالکاشته‌اند که مربوط به بیش از ۶۰ سال پیش است و آن درختان اکنون به بلوغ خود نزدیک شده‌اند. برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، CLT در آتش‌سوزی نیز عملکرد خوبی دارد. این چوب به‌صورتی طراحی شده است که قبل از اینکه تبدیل به زغال شود، بتواند تا ۲۷۰ درجه‌ی سانتیگراد را تحمل کند، سپس زغال لایه‌ی بیرونی آن همچون یک لایه‌ی محافظتی برای ساختار چوبی پشت خود عمل می‌کند. درمقابل، در دماهای مشابه، بتن خرد شده و ترک برمی‌دارد و فولاد نیز استحکام خود را از دست می‌دهد.

البته همه‌ی افراد به این موضوع که CLT آینده‌ی معماری است، اعتقادی ندارند. کریس چیزمن، استاد مهندسی منابع مواد در کالج سلطنتی لندن در پاسخ به این سؤال که آیا چوب می‌تواند جای بتن را به‌عنوان ماده‌ی اصلی ساخت‌و‌ساز بگیرد یا نه، پاسخی صریح داد:

نه، چنین اتفاقی نمی‌افتد. این ممکن است به‌صورت محلی یا در برخی از طرح‌های کوچک استفاده شود اما شما باید کاربرد عظیم بتن و اهمیت زیاد آن را برای زیرساخت‌ها و جامعه درنظر بگیرید. بتن به‌علت عملکرد و استحکام، ماده‌ی فوق‌العاده خوبی است.

چوب CLT

سازه‌های ساخته شده از CLT خیلی سریع‌تر از ساختمان‌های بتنی آماده می‌شوند

مسئله‌ی پایان زندگی نیز وجود دارد. کربن تنها تا زمانی در چوب باقی می‌ماند که ساختمان پابرجا بماند یا از آن چوب برای ساختمان دیگری استفاده شود ولی اگر پوسیده شود یا برای تولید انرژی سوزانده شود، تمام کربنی که در آن ذخیره شده است، آزاد خواهد شد. داگ کینگ، یک مهندس و مشاور پایداری ساختمان می‌گوید: «مگر اینکه مسئله‌ی دورریزی مواد چوبی را در پایان زندگی آن‌ها حل کنیم وگرنه هیچ تضمیمنی وجود ندارد که چرخه‌ی کلی تأثیر مثبتی روی جامعه داشته باشد.» طبق برآوردهای پژوهشی که در سال ۲۰۱۴ انجام شده است، نیمی از تمام الوارهای چوبی که برای ساخت‌و‌ساز استفاده می‌شوند، درنهایت دفن می‌شود، ۳۶ درصد بازیافت می‌شود و ۱۴ درصد هم به‌عنوان انرژی حاصل از زیست توده سوزانده می‌شوند.

با این حال، وو همچنان بلندپروازانه فکر می‌کند. متوسط طول عمر یک ساختمان ۵۰ تا ۶۰ سال است و او معتقد است این زمان به‌حدی است که در این فاصله مهندسان و معماران فکری به حال استفاده‌ی مجدد از الوار و بازیافت آن بکنند. تبدیل آن به بیوچار (زغال تهیه‌شده از زیست‌توده‌‌های گیاهی و ضایعات کشاورزی) می‌تواند یک راه‌حل باشد. ساختمان‌های وو طوری ساخته شده‌اند که برای استفاده‌ی مجدد بتوان آن را به‌سادگی از هم جدا کرد.‌ او و گروهی از معماران بین‌المللی اساسا بر این عقیده‌اند که پذیرش گسترده‌ی CLT سلاح مهمی در مبارزه با تغییرات اقلیمی است.

همان‌طور که ما گردش خود رادر محل ساخت‌و‌ساز وو در شرق لندن به پایان می‌رسانیم و من در هوای جنگلی آن نفس می‌کشم، او می‌گوید که این ساختار نوعی مُد نیست. او توضیح می‌دهد:

بزرگ‌ترین توسعه‌دهنده‌ی تجاری در بریتانیا این ساختمان را خریده است. برای من، این همان جایی است که دوست دارم باشم، من می‌خواهم که این جریان اصلی باشد... همه باید با استفاده از این‌ها ساختمان‌سازی کنند.

اما باز به سؤال اصلی باز می‌گردیم: آیا واقعا چوب می‌تواند تبدیل به ماده‌ی اصلی ساختمان‌سازی شود؟ وو استدلال می‌کند:

این امر نه‌تنها واقع گرایانه، بلکه ضروری است و باید اتفاق افتد. در معماری، شما همیشه به طرح اولیه باز می‌گردید: در اینجا، طرح اولیه تغییرات اقلیمی است.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 08:27 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

براساس نتایج یک پروژه‌ی تحقیقاتی در مؤسسه‌ی Boston Computing، بیش از ۶۰ درصد کسب‌وکارهایی که در سازوکار نگه‌داری داده‌هایشان با حوادث جدی مواجه می‌شوند، ۶ ماه پس از آن رخدادها عملا به کار خود پایان می‌دهند. این رخدادهای نامطلوب همان از دست رفتن داده‌ها و زیرساخت‌های نگه‌داری آن‌ها است که در مواجهه به خطراتی نظیر نفوذ مخرب، نقایص سخت‌افزاری، آسیب‌های فیزیکی و... رخ می‌دهند.

تصور کنید یک کسب‌وکار نوپا و کوچک فروش اینترنتی که تمام زیرساخت‌های میزبانی آن (حتی نسخه‌های پشتیبان) در یک دیتاسنتر متمرکز است، در پی یک حادثه دچار نقص شود یا از بین برود. کمینه‌ی مضرات این رخداد، از دسترس خارج شدن سایت برای مدت قابل توجهی است که اثر نامطلوبی بر رفتار مصرف‌کننده و مشتریان خواهد داشت. کاربرانی که در آن زمان برای دریافت خدمت یا خرید محصول به سایت مراجعه کرده‌اند، با ناامیدی بازمی‌گردند. اما در پشت پرده‌ی ماجرا عده‌ای در دیتاسنتر مشغول رسیدگی به اوضاع هستند. اقداماتی نظیر خرید تجهیزات جدید، تنظیم دامنه‌ها و مسیرهای جایگزین و به‌ویژه بازسازی داده‌ها درحال انجام است تا همه چیز به روال عادی بازگردد. با وجود این، بازهم ممکن است امکان رسیدن به نقطه‌ی پایدار قبل از حادثه میسر نشود.

البته این مسئله با معرفی سرویس‌های میزبانی ابری تا حد زیادی مرتفع شد. سرورهای ابری به تدریج به سازوکارهای میزبانی اضافه شدند. راهکاری که هم ضریب اطمینان بالایی داشت و هم اینکه غالبا ارزان‌تر بود.

اما باز هم سایه‌ی ترس از دست‌ رفتن پایگاه‌ داده‌ها و به‌طور کلی رخداد نامطلوب برای دیتاسنتر همواره به‌دنبال مدیران کسب‌وکارهای حوزه‌ی فناوری است. اینجا است که بلاک‌چین این سایه را برمی‌چیند.

بلاک‌ چین همه‌ی آنچه برای زیرساخت داده‌ای امن، با ضریب دسترسی بالا، خوداداره‌شونده و به‌ویژه خودترمیم و بازگشت‌پذیر لازم است را در بر دارد. معماری غیرمتمرکز و بدون سرور بلاک‌چین، راهکاری پایدار برای نگه‌داری داده‌ها در سطوح تشکیلاتی است، بدون آنکه هزینه‌ی گزافی به سازمان یک کسب‌وکار تحمیل کند.

Centralized Decentralized Comparison

وقتی صحبت از بلاک‌چین می‌شود، مشخص است که هر بلاک یا نود به‌طور مداوم سایر بلاک‌ها یا نودها را از تغییرات خود آگاه می‌کند و مدام درحال جورسازی و همگام‌سازی (Replication) است. این موضوع در پایگاه‌های داده‌ی سنتی هم برقرار است، لیکن در این فناوری در نقاط بیشتر و با هزینه‌ی معقول‌، در مجموع انتخاب بهتری نسبت به پایگاه‌داده‌های متمرکز است و خیال صاحب کسب‌وکار را از پایداری سازوکارهای داده‌ای خود راحت می‌کند.

اکنون ممکن است این پرسش مطرح باشد که چه راه‌حلی برای مسئله‌ی تداخل و پایایی داده‌ها وجود دارد؟ یک فناوری تکمیلی در کنار بلاک‌چین، قراردادهای هوشمند است. قراردادهای هوشمند علاوه‌بر اجرای فرآیندهای کسب‌وکاری، وظیفه‌ی ساماندهی تغییرات داده‌ها را نیز به‌عهده دارند.

اگر بخواهیم آنچه تاکنون گفته شد را به‌طور خلاصه و با تشبیه بیان کنیم، باید بگوییم: از منظر کارکردی، بلاک‌چین مانند سروری است که فعالیتش هرگز متوقف نمی‎‌شود و پایگاه داده‌ای است که هرگز داده‌هایش آسیب نمی‌بیند.

اما باید این نکته را هم مدنظر داشت که بلاک‌چین نسخه‌ی جامع و راه‌حل قطعی برای هر نیاز پردازش داده‌ای نیست. برای درک بهتر این موضوع می‌توان کارکرد نرم‌افزارهای پیام‌رسان را در مقایسه با سرویس ایمیل مثال زد. بدیهی است که هر یک کارکرد خود را دارند و ایمیل نمی‌تواند جایگزین یک سرویس پیام‌رسان مانند واتساپ باشد.

به‌طور دقیق‌تر در پروژه‌های مه‌داده (Big Data) که سرویس‌های تحلیلی از یک ساختمان چندبعدی داده ارائه می‌شود (Data Warehouse)، به‌کارگیری این فناوری غیرمتمرکز چندان مقرون‌به‌صرفه نیست. تصور کنید حجم سرسام‌آوری از داده باید در یک زمان کم در تمام بلاک‌ها همگام‌سازی و به‌روزرسانی شود؛ این مسئله عملا هزینه‌ی بالایی در پی دارد و هدایت لود سنگین داده‌ها در شبکه، به هیچ وجه راهکاری مناسبی برای جایی نیست که کسب‌وکار اصلی مبتنی بر نتایج تحلیل داده بوده و جریان درآمدی از آن حاصل می‌شود (مانند سرویس‌های تبلیغات اینترنتی). درحقیقت می‌توان گفت بلاک‌چین‌ها راهکار بهینه برای تراکنش داده در هسته‌ی یک کسب‌وکار هستند. یک مصداق روشن در اینجا همان به‌کارگیری بلاک‌چین در فناوری‌های مالی است؛ جایی که یک حساب بانکی نگه‌داری و پردازش می‌شود و انتقال وجوه روی آن صورت می‌گیرد. این کار نیاز به جابجایی حجم بالای داده ندارد و صرفا صحت و دقت آن مهم است. در چنین فضایی است که اصالت و صحت داده و همچنین ایمنی و حفظ مالکیت داده و حریم اختصاصی آن در فرآیندهای یک سامانه‌ی نرم‌افزاری اهمیت دارد و لطمه به هر یک از این ارکان، کل کسب‌وکار را تهدید خواهد کرد. بلاک‌چین راهکاری مناسب برای این حوزه است. به‌عنوان مثالی دیگر درنظر بگیرید اگر دیجی‌کالا داده‌های مربوط به میزان ترافیک وب‌سایت خود را از دست بدهد، تاب خواهد آورد، اما اگر داده‌های مربوط به موجودی انبار آسیب ببیند، ممکن است تلفات جبران‌ناپذیر باشد.

از آنجا که یک نیاز اساسی و حساس مشتری این است که هروقت مراجعه کرد، بتواند خدمات دریافت کند، پیوستگی و آمادگی زیرساخت‌ها هم یک دغدغه‌ی جدی برای مدیران کسب‌وکارها است. از سوی دیگر، طرح‌های ارتقاء و توسعه همیشه آبستن به‌روزرسانی‌ها و مهاجرت به پلتفرم‌های جدید است که به‌ناچار مستلزم توقف خدمت برای یک زمان مشخص است و این توقف هم نارضایتی و عصبانیت به‌دنبال دارد.

بعضا در راه‌اندازی و کوچ به پلتفرم‌های جدید آن‌قدر مراحل چک و بازبینی وجود دارد که ممکن است کل سرویس را ساعت‌ها مختل کند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، نتایج برخی پروژه‌های تحقیقاتی حاکی از شکست و تعطیلی کسب‌وکارهایی است که در روند نگه‌داری پایگاه‌های داده‌شان به مشکل می‌خورند. لذا در چنین شرایطی بلاک‌چین موهبتی است که این مراحل گذار و ارتقاء را بدون نگرانی از شکست یا عدم سرویس‌دهی و به‌سرعت و مطمئن میسر می‌کند. اکنون دیگر تنها دغدغه، سرعت رخداد تراکنش در پایگاه داده نیست؛ بلکه مسئله‌ی ایمن‌سازی و صحت‌سنجی هر تراکنش نیز وجود دارد که این مهم تا مدت‌ها در مبحث مدیریت سیستم مغفول مانده بود.

فناوری بلاک‌چین را می‌توان همان تحول پایگاه‌های داده نامید. در سامانه‌های مبتنی بر بلاک‌چین در یک لایه‌ی بالاتر قراردادهای هوشمند مشغول پردازش ضوابط کسب‌وکاری سیستم هستند و در لایه‌ی زیرین داده‌ها مدام در حال به‌روزرسانی و همگام‌سازی و صحت‌سنجی هستند. هر تغییری در سیستم پیش از اعمال شدن به‌طور کامل، در یک یا چند بلاک (که عینا محیط واقعی هستند) از منظر پیش‌نیازهای زیرساختی و محاسباتی ارزیابی و تست می‌شود و از همان گام اول، ارتقاء سیستم با انطباق کامل و پایداری بالا پیش خواهد رفت.

Centralized Distributed Comparison

در یک تشبیه فنی‌تر همه چیز مشابه عملکرد فراخوانی یک تابع API از یک کتابخانه است. یک لایه یا اینستنس (instance) از کلاس اصلی مشتمل بر تمام توابع و ویژگی‌ها سمت سرور ساخته خواهد شد. پارامترها به آن پاس می‌شود و پاسخی که در قالب یک مقدار یا شیء باید بازگردد. در وضیت عادی لایه‌ی منطق کسب‌وکار در سمت سرور مستقر است و کل فرایندی که به آن اشاره شد، در همان سمت انجام می‌شود. اما تمایز در بلاک‌چین آنجا است که کل بسته‌ی عملیاتی می‌تواند مستقلاً در سمت ایستگاه فراخواننده اجرا شود، بدون اینکه تغییری در نحوه‌ی عملکرد آن مشاهده شود. این یعنی هر نقطه، همه‌ی ظرفیت‌های لازم را برای اجرای تابع به‌تنهایی و بدون آمد و شد داده‌ای بر بستر شبکه دارا است.

حال تصور کنید پایگاه‌ داده‌ای روی یک شبکه‌ی بلاک‌چین و روی هر یک از نودها مستقر است. پروسیجرها و کدهای محاسباتی هم بالتبع درون آن‌ها و روی تک‌تک بلاک‌ها وجود دارد. سازوکار رپلیکیشن یا همگام‌سازی نیز برقرار است. در این شرایط هیچ‌گاه نباید نگران از دست رفتن یک نود یا بلاک باشیم چراکه پردازش‌ها و محاسبات و همگام‌سازی با سایر نقاط شبکه در تک‌تک بلاک‌ها برقرار است و بلاک از‌دست‌رفته به‌محض بازگشت به شبکه به‌روز خواهد شد.

در بلاک‌چین‌های عمومی هم تمامی دارایی‌های نرم‌افزاری با الگوریتم‌های کریپتوگرافی رمز شده‌اند. این رمزنگاری و نگه‌داری نیز به عهده‌ی ماینرهای شبکه در سطح جهان است. اگر هم پای یک شبکه بلاک‌چین خصوصی درمیان باشد، مالک سامانه و پلتفرم می‌تواند تمام نودها را در اختیار خود داشته باشد و قید سازوکارهای رمزنگاری را بزند و از مکانیزم امنیتی دیگری استفاده کند. یک راهکار جالب دیگر، پیاده‌سازی شبکه روی پلتفرم‌های ابری مانند مایکروسافت آژور و وب‌سرویس‌های آمازون است که عملا دیگر زیرساخت داده‌ای کاملا بدون سخت‌افزار خواهد بود.

Miner Fee

نکته‌ی اصلی در مفهوم بلاکچین این است که هر بلاک در شبکه مدام با بلاک‌های دیگر مشغول همگام‌سازی است و این موضوع ریسک آسیب و ازدست‌رفتن داده‌ها را تا حد زیادی کاهش می‌دهد؛ درحالی که مراقبت از ساختارهای متمرکز پایگاه‌های داده در برابر خطراتی که گفته شد، مستلزم صرف هزینه‌های بالا و مکانیزم‌های پیچیده است.

در نتیجه زمانی‌که ما از بلاک‌چین استفاده می‌کنیم که ویژگی‌های اساسی امنیت، همگام‌سازی و لایه‌ی منطق کسب‌وکار را در بطن خود دارد، به‌همراه قراردادهای هوشمند که سازوکار توزیع‌شده و امنی برای اجرای فرآیندهای کسب‌وکار هستند، عملاً یک ساختمان داده‌ی مترقی و ایمن‌تر و پایدارتر دراختیار داریم.

این‌گونه است که بلاک‌چین به‌مرور و در بسیاری از سامانه‌های نرم‌افزاری جایگزین پایگاه‌ داده‎‌های نسل قبل می‌شود.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 08:26 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

سر الکساندر فلمینگ (Sir Alexander Fleming) زیست‌شناس، پزشک، میکروب‌شناس و داروشناس اسکاتلندی قرن ۱۹ و ۲۰ بود. از بزرگ‌ترین دستاوردهای او می‌توان به کشف آنزیم لیزوزیم در سال ۱۹۲۳ و آنتی‌بیوتیک پنی‌سیلین در سال ۱۹۲۸ اشاره کرد. او به‌خاطر کشف پنی‌سیلین در سال ۱۹۴۵ به‌صورت مشترک با هاوارد فلوری و ارنست بوریس چین، جایزه‌ی نوبل پزشکی را دریافت کرد. فلمنیگ در طول سال‌های فعالیت مقاله‌های بی‌شماری را نیز در حوزه‌های باکتری‌شناسی، ایمنی‌شناسی و شیمی‌درمانی منتشر کرد.

 

دستاوردهای بزرگ دانشمند اسکاتلندی، افتخارات متعددی را در زمان حیات و پس از مرگ برای او به‌همراه داشت. او در سال ۱۹۴۴ مفتخر به دریافت نشان شوالیه و لقب سِر شد. مجله‌ی تایم در سال ۱۹۹۹، فلمینگ را در فهرست ۱۰۰ فرد مهم قرن بیستم قرار داد. در سال ۲۰۰۹ یک نظرسنجی در میان مردم اسکاتلند برگزار شد تا مهم‌ترین اسکاتلندی تاریخ را انتخاب کنند. فلمینگ در آن رتبه‌بندی پس از رابرت برنز و ویلیام والاس در رتبه‌ی سوم قرار گرفت.

امروزه فلمینگ بیش از همه با کشف بزرگش یعنی پنی‌سیلین شناخته می‌شود که عمر میلیون‌ها انسان را نجات داده است. منتهی او پیش از کشف این داروی مهم که بسیاری کشف آن را تصادفی می‌دانند، دستاوردهای بزرگ دیگری هم در علم پزشکی داشت که پرداختن به آن‌ها خالی از لطف نیست.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

امضای الکساندر فلمینگ

تولد و تحصیل

الکساندر فلمینگ در هشتم اوت سال ۱۸۸۱ در مزرعه‌ای نزدیک شهر کوچک دارول اسکاتلند متولد شد. والدین او هیو فلمینگ و گریس استرلینگ مورتون نام داشتند و هر دو از خانواده‌هایی مزرعه‌دار بودند. وضعیت سلامت پدر الکساندر هیچ‌گاه خوب نبود و در هفت سالگی او از دنیا رفت. الکساندر تحصیلات ابتدایی خود را در سنین پنج تا هشت سالگی در مدرسه‌ای روستایی گذراند. مدرسه‌ای که تنها یک کلاس درس داشت و ۱۲ دانش‌آموز با سنین متفاوت با هم در آن تحصیل می‌کردند.

مدرسه‌ی بعدی که میزبان فلمینگ بود، او را مجبور به پیاده‌روی ۱۳ کیلومتری می‌کرد. مدرسه در دارون واقع بود و فلمینگ تا ۱۱ سالگی در آن تحصیل می‌کرد. استعداد یادگیری و مطالعه‌ی الکساندر در سنین نوجوانی کشف شد و او بورسیه‌ی تحصیل در آکادمی کیلمارناک را دریافت کرد. الکساندر نوجوان دو سال در آکادمی جدید تحصیل کرد و سپس راهی لندن شد.

فلمینگ ابتدا در رشته‌ی تجارت و کسب‌وکار تحصیل کرد و سپس به پزشکی علاقه‌مند شد

فلمینگ ۱۳ ساله در سال ۱۸۹۵ به لندن رفت. برادر بزرگ‌تر او تام در این شهر پزشک بود و الکساندر نزد او زندگی می‌کرد. تقریبا همه‌ی اعضای خانواده‌ی فلمینگ بعدها نزد تام رفتند و مزرعه‌ی خانوادگی به دست برادر بزرگ‌تر یعنی هیو سپرده شد.

اولین مؤسسه‌ی آموزشی محل تحصیل و رشته‌ی تحصیلی الکساندر، ارتباطی با زندگی حرفه‌ای سال‌های بعد او نداشت. او ابتدا به مدرسه‌ی پلی‌تکنیک لندن رفت و در رشته‌ی تجارت و کسب‌وکار تحصیل کرد. در همان ماه‌های ابتدایی، اساتید فلمینگ متوجه استعداد بالای او شدند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که جوان اسکاتلندی باید در دوره‌های پیشرفته‌تر با چالش بیشتر تحصیل کند. به‌ همین‌ دلیل الکساندر در کلاسی با دانش‌آموزان دو سال بزرگ‌تر از خود شرکت کرد و در ۱۶ سالگی تحصیلات معادل دبیرستان را به پایان رساند.

تاجری که پزشک شد

فلمینگ دوران آموزشی دبیرستان در رشته‌ی تجارت و کسب‌وکار را با نمراتی عالی به پایان رساند و به‌خاطر رزومه‌ی عالی، به‌سرعت در یک دفتر حمل‌ونقل استخدام شد. او علاقه‌ی زیادی به شغل اول خود نشان نمی‌داد و به‌نوعی علاقه‌مند به پزشکی بود. الکساندر در سال ۱۹۰۱ و در سن ۲۰ سالگی ارثیه‌ای از عمویش جان فلمینگ دریافت و آن را برای تحصیل در رشته‌ی پزشکی هزینه کرد. الکساندر علاقه داشت تا مانند برادرش تام، پزشک شود.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

ورود به دانشکده‌ی پزشکی لندن مراحل فنی و تحصیلی متعددی داشت. الکساندر برای عبور از مراحل کار دشواری در پیش نداشت و آزمون‌ها را با بالاترین نمرات گذراند. درواقع نمرات او در کل بریتانیا رتبه‌‌ی برتر داشتند. درنهایت الکساندر در سال ۱۹۰۳ و در سن ۲۲ سالگی به دانشکده‌ی پزشکی بیمارستان سینت ماری لندن رفت. دوره‌ی آموزشپزشکی در آن سال‌های لندن شبیه به دوره‌ی کارشناسی بود و فلمینگ پس از سه سال، مدرک کارشناسی پزشکی و جراحی را دریافت کرد.

الکساندر که ابتدا با رویای تبدیل شدن به پزشک مانند برادرش تام، به دانشکده‌ی پزشکی رفته بود، مسیر او را ادامه نداد. یکی از اساتید سینت ماری به‌نام آلمروث رایت به او پیشنهاد داد که مطالعات و تحقیقات را در حوزه‌ی ایمنی‌شناسی ادامه دهد و الکساندر نیز پیشنهاد استادش را پذیرفت. او در دانشگاه باقی ماند و فعالیت‌های علمیخود را به‌صورت تحقیقات ایمنی‌شناسی و باکتری‌شناسی ادامه داد.

تحصیل و تحقیق فلمینگ در حوزه‌ی باکتری‌شناسی تا سال ۱۹۰۸ ادامه یافت و او در همین رشته با دریافت مدرک باکتریولوژی با مدال طلای برترین دانشجو، فارغ‌التحصیل شد. دانشگاه سینت ماری سپس پیشنهاد تدریس در همان حوزه‌ی باکتری‌شناسی را به الکساندر داد.

آلمروث رایت استاد الکساندر علاقه‌ی زیادی به مطالعه‌ی بدن انسان و توانایی ذاتی آن در مبارزه با عفونت داشت. فلمینگ نیز تحت تأثیر توانایی قابل‌توجه بدن در مبارزه با بیماری‌ها و باکتری‌ها بود. او در مطالعات خود این نکته را به‌خوبی درک کرده بود که با وجود بیماری‌های گاه و بی‌گاه انسان و آلوده شدن به باکتری‌های متنوع، قابلیت طبیعی دفاعی بدن، از ماندگار و طولانی شدن عفونت‌ها پیشگیری می‌کند.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

اولین دستاوردهای علمی

جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ شروع شد و فلمینگ ۳۳ ساله به میدان‌های نبرد رفت. او به‌عنوان افسر نیروی پزشکی ارتش بریتانیا در بیمارستان‌های نظامی در فرانسه خدمت می‌کرد. فعالیت در میدان‌های نبرد و تلاش برای درمان آسیب‌دیده‌‌های جنگی،‌ اولین دستاورد علمی مهم را برای الکساندر به‌همراه داشت. او به این نتیجه رسید که ابزارهای ضدعفونی مورد استفاده در میدان‌های نبرد، به‌جای پیشگیری از انتقال عفونت، بیش از عفونت‌های جنگی منجر به مرگ‌ومیر سربازان می‌شوند.

ابزارهای ضدعفونی در سال‌های جنگ جهانی اول شامل موادی همچون اسید کربولیک (فنول)، بوریک اسید وهیدروژن پراکسید می‌شدند. این مواد در از بین‌ بردن باکتری‌های حاضر در عمق زخم‌ها، موفق نبودند. از همه بدتر، مواد مذکور با کشتن گلبول‌های سفید سربازان، ایمنی بدن آن‌ها را در مقابله با باکتری‌ها و عفونت کاهش می‌دادند.

فعالیت در میدان‌های نبرد، دستاوردهای مهمی در حوزه‌‌ی ضدعفونی برای فلمینگ داشت

فلمینگ با بررسی مواد ضدعفونی‌کننده‌ی بیمارستان‌های نظامی به این نتیجه رسید که آن‌ها تنها برای درمان عفونت‌های سطحی کاربرد دارند. به‌ بیان‌ دیگر در صورت استفاده از چنین موادی برای زخم‌های عمیق، خطر عفونت و مرگ افراد افزایش خواهد یافت. آلمروث رایت اعتقاد داشت که محلولی شور مانند آب و نمک باید برای ضدعفونی کردن زخم‌های عمیق استفاده شود. دلیل پیشنهاد او، عدم تداخل آب و نمک با سیستم ایمنی بدن بود. به‌علاوه محلول مذکور گلبول‌های سفید را نیز به خود جذب می‌کرد.

فعالیت‌های فلمینگ در میدان نبرد و بیمارستان‌های نظامی، امکان آزمایش عملی ادعاهای رایت را به او می‌داد. درنتیجه پزشک اسکاتلندی محلول پیشنهادی استاد خود را برای درمان عفونت‌های عمیق سربازها به کار می‌گرفت. درنهایت رایت و فلمینگ یافته‌های خود را پیرامون سیستم ایمنی و مواد ضدعفونی کننده منتشر کردند، اما بسیاری از پزشکان نظامی آن‌ها را نپذیرفتند. همین مقاومت در برابر پذیرفتن ایده‌های جدید پزشکی، مرگ‌های بی‌شماری را در جنگ جهانی رقم زد که به‌راحتی قابل پیش‌گیری بودند.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

دیاگرام آنزیم لیزومیم (رنگ آبی)

جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ پایان یافت و فلمینگ در سال ۱۹۱۹ برای ادامه‌ی تحقیقات به بیمارستان سینت ماری رفت. تجربه‌ی او از میدان‌های نبرد، یافته‌ی قابل‌توجهی را در مبارزه با عفونت و باکتری به‌همراه داشت. فلمینگ نتیجه گرفته بود که ابزارهای آنتی‌باکتریال باید تنها زمانی استفاده شوند که در همراهی با سیستم ایمنی طبیعی بدن عمل کنند. درواقع آنتی‌باکتری نباید عاملی مبارز در برابر گلبول‌های سفید بدن باشد. اولین یافته‌ی عملی فلمینگ در این حوزه، در سال ۱۹۲۲ و ۴۱ سالگی محقق شد.

فلمینگ در معاینه‌ی یکی از بیماران خود که مبتلا به سرماخوردگی بود، نمونه‌ای از ترشحات بینی او را برای آزمایش استخراج کرد. او ترشحات را کشت داد تا هرگونه باکتری موجود را در آن‌ها کشف کند. یکی از باکتری‌هایی که در نتیجه‌ی آزمایش فلمینگ کشف شد، از طرف او Micrococcus lysodeikticus نام گرفت که امروزه به‌نام M Luteus شناخته می‌شود.

آزمایش روی باکتری جدید، پله‌ای برای یافته‌های بزرگ بعدی فلمینگ بود. او چند روز پس از کشف اولیه، باکتری جدید را بررسی می‌کرد و خودش نیز به سرماخوردگی مبتلا بود. در جریان آزمایش‌ها، به‌صورت اتفاقی کمی از مخاط خود فلمینگ با باکتری ترکیب شد. او در کمال تعجب متوجه شد که باکتری‌های موجود در آن بخش تقریبا نابود شدند. دانشمند اسکاتلندی که همیشه به‌دنبال مواد آنتی‌باکتریال طبیعی بود، با مشاهده‌ی این رخداد بسیار هیجان‌زده شد.

فلمینگ در ادامه‌ی تحقیقات برای بررسی آنتی‌باکتریال‌های طبیعی، مایعات دیگری از بدن را برای مقابله با باکتری آزمایش کرد. او خون‌آبه، بزاق و حتی اشک را برای مبارزه با باکتری به محلول آزمایشی وارد کرد. در تمام آزمایش‌ها، باکتری در مقابل مایعات طبیعی بدن، شانس رشد نداشت. فلمینگ با آزمایش‌های تکمیلی متوجه شد که ماده‌ی مشترک در میان مایعات بدن،‌ یک آنزیم است. او آنزیم جدید را lysozyme (لیزوزیم) نام‌گذاری کرد.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

آزمایش آنتی‌بیوتیک‌های جدید با روشی شبیه به فلمینگ

آنزیم لیزوزیم طبق آزمایش‌های فلمینگ توانایی نابودی برخی میکروب‌ها را داشت و به‌نوعی آسیب‌رسانی آن‌ها را برای انسان کاهش می‌داد. لیزوزیم که به‌صورت طبیعی در بدن ما وجود دارد، از آسیب‌رسانی برخی از میکروب‌های خاص بیماری‌زا جلوگیری می‌کند. درواقع این آنزیم، ایمنی طبیعی را در مقابل برخی از بیماری‌ها ایجاد می‌کند. فلمینگ با کشف لیزوزیم یک آنتی‌باکتری طبیعی پیدا کرده بود که خطری برای گلبول‌های سفید نداشت. اگر او می‌توانست آنتی‌باکتری مشابه و قوی‌تری کشف کند، به‌نوعی علم پزشکی را دگرگون می‌کرد. 

به‌هرحال امروزه استفاده از لیزوزیم به‌عنوان دارو آن‌چنان کاربردی نیست، چون تقریبا هیچ تأثیری بر بسیاری از میکروب‌های بیماری‌زای دیگر ندارد. آنزیمی که توسط فلمینگ کشف شد امروز بیشتر به‌عنوان ماده‌ی نگهدارنده نوشیدنی و غذا استفاده می‌شود. به‌علاوه لیزوزیم به مقدار زیادی در سفیده‌ی تخم‌مرغ وجود دارد و به‌نوعی یک عامل ایمنی برای مرغ‌ها هم محسوب می‌شود. استفاده‌های پزشکی لیزوزیم محدود هستند و بیشتر در کشورهای آسیایی شامل مواردی همچون درمان بیماری‌هایی مانند سرماخوردگی، جراحت پای ورزشکارها و عفونت‌های گلو می‌شوند.

فلمینگ در یادداشتی پیرامون لیزوزیم و تأثیر مایعات ایمنی بدن گفته بود:

تصور عموم این‌گونه بود که موادی همچون اشک، بزاق و مخاط در مقابله با عفونت‌ها تنها میکروب را به‌صورت مکانیکی می‌شویند. درحالی‌که ترکیب میعانات فوق با بافت بدن، توانایی نابودی کامل میکروب‌ها را در مقیاس بزرگ دارد.

کشف پنی‌سیلین

الکساندر فلمینگ در ماه اوت سال ۱۹۲۸ تعطیلاتی طولانی‌مدت را همراه همسر و پسرش سپری می‌کرد. او در ماه سپتامبر از تعطیلات بازگشت و متوجه پتری دیش‌هایی (از ظروف آزمایشگاهی) شد که روی میز آزمایش جا گذاشته بود. ظرف‌ها شامل باکتری Staphylococcus بودند. زمانی‌که الکساندر در تعطیلات حضور داشت، یکی از دستیارانش پنجره‌ی آزمایشگاه را باز گذاشته بود و ظرف‌ها به انواع میکروب آلوده شدند. فلمینگ که از تخریب نمونه‌های آزمایشی ناراحت بود، آزمایشی کلی روی آن‌ها انجام داد و دستاورد بزرگ علمی‌اش در یکی از ظرف‌ها دیده شد.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

دیاگرام سه‌بعدی بنزیل‌پنی‌سیلین

در یکی از پتری دیش‌های آزمایشگاهی، قارچی رشد کرده بود که باکتری‌های اطراف خود را می‌کشت. باکتری‌هایی که فاصله‌ی بیشتری با قارچ داشتند، از بین نرفتند و کمتر تحت تأثیر بودند. الکساندر که از کشف تصادفی خود هیجان‌زده بود، ظرف مذکور را به یکی از دستیارانش نشان داد و او شباهت زیادی بین کشف جدید و روند پیدا کردن لیزوزیم بیان کرد.

کشف اولیه‌ی پنی‌سیلین در پی یک اتفاق آزمایشگاهی رخ داد

فلمینگ از یافته‌ی جدید خود بسیار شگفت زده بود و به این باور رسید که آنتی‌بیوتیک طبیعی قوی‌تر از لیزوزیم کشف کرده است. او تمرکز خود را از آن زمان به پرورش قارچ‌‌های مشابه بیشتر معطوف کرد. دانشمند اسکاتلندی پس از پرورش نمونه‌های متعدد به این نتیجه رسید که آنتی‌بیو‌تیک مورد نظر به ژن پنی‌سیلیوم تعلق دارد و مایعی کشنده‌ی باکتری تولید می‌کند. او در هفتم مارس سال ۱۹۲۹، ماده‌ی جدید را به‌صورت رسمی پنی‌سیلین نام نهاد.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

از اولین تبلیغات گسترده‌ی پنی‌سیلین

پس از کشف آزمایشگاهی پنی‌سیلین، نوبت به انتشار یافته‌های علمی رسید. فلمینگ در مقاله‌ی خود به کشته شدن باکتری‌ها در انواع گوناگون توسط پنی‌سیلین اشاره کرد. در میان باکتری‌ها نمونه‌های مرتبط با بیماری‌هایی همچون مخملک، سینه‌پهلو، مننژیت و دیفتری وجود داشتند. از همه مهم‌تر، پنی‌سیلین سمی نبود و به گلبول‌های سفید حمله نمی‌کرد. البته با وجود موفقیت‌های آزمایشگاهی فلمینگ و مقاله‌ی قابل‌توجی که منتشر کرد، جامعه‌ی علمی پذیرای دستاوردهای او نبود. آن‌ها تاحدودی با ادعاهای دانشمند اسکاتلندی مخالفت می‌کردند و چالش‌های زیادی هم برای اثبات عملی بودن دستاوردها وجود داشت. از میان چالش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جدا کردن پنی‌سیلین از قارچی که آن را تولید می‌کرد، فرایندی دشوار بود.
  • فلمینگ راهی برای تولید انبوه پنی‌سیلین پیدا نکرده بود.
  • پنی‌سیلین اثرگذاری کندی داشت.
  • بررسی‌های کلینیکی پنی‌سیلین به‌عنوان ضدعفونی کننده‌ی سطحی نشان از بی‌اثر بودن آن داشتند.
  • آلمروث رایت رئیس فلمینگ، مخالفتی جدی با شیمی‌دان‌ها داشت و آن‌ها را به آزمایشگاه خود راه نمی‌داد. اگر یک شیمی‌دان در کنار تیم فلمینگ حضور داشت، فرایند ایزوله‌سازی، پاک‌سازی و جمع‌آوری پنی‌سیلین آسان‌تر انجام می‌شد.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

فلمینگ در حال دریافت جایزه‌ی نوبل

دانشمند اسکاتلندی با وجود تمام چالش‌های روند آزمایش، دهه‌ی ۱۹۳۰ را به تحقیقات بیشتر پیرامون یافته‌ی مهم خود اختصاص داد. البته او هیچ‌گاه موفق به ایزوله‌سازی و تولید انبوه داروی پنی‌سیلین نشد، اما دیگر دانشمندان این روند را ادامه دادند. در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۴۰ تیمی از دانشمندان به رهبری متخصص ایمنی، هاوارد فلوری و ارنست بوریس چین از متخصصان شیمی زیستی در دانشگاه آکسفورد، پنی‌سیلین را به دارویی تبدیل کردن که امروزه می‌شناسیم.

کشف داروی پنی‌سیلین توسط فلمینگ و تجاری‌سازی آن توسط دو دانشمند دیگر، جایزه‌ی نوبل پزشکی را در سال ۱۹۴۵ برای آن‌ها به‌همراه داشت. فلمینگ در سخنرانی مراسم نوبل گفت:

تولید میکروب‌‌هایی که در مقابل پنی‌سیلین مقاوم باشند، در فضای آزمایشگاهی امکان‌پذیر است. چنین رخدادی در آزمایشگاه‌های ما زمانی اتفاق افتاد که مقدار دارو برای کشتن میکروب کافی نبود و در عوض آن را قوی‌تر کرد. زمانی فرا خواهد رسید که همه‌ی مردم قابلیت خرید پنی‌سیلین از فروشگاه‌ها را داشته باشند. در چنان وضعیتی اگر افراد در استفاده از دارو و دوز آن دقت نکنند، احتمال قوی‌تر کردن عوامل بیماری‌زا در بدن آن‌ها وجود دارد.

فلمینگ در سخنرانی بالا به‌نوعی خطرات مقاومت دارویی را شرح داده بود. او به‌نوعی هشدارهایی درباره‌ی استفاده از پنی‌سیلین نیز مطرح کرد. دانشمند اسکاتلندی همیشه احترام زیادی برای فلوری، چین و تیم آن‌ها در موضوع تجاری‌سازی پنی‌سیلین داشت و به‌نوعی نقش خود را کمرنگ‌تر می‌دانست.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

تمبر یادبود الکساندر فلمینگ

دانشمند اسکاتلندی کاشف پنی‌سیلین در سال ۱۹۴۵ سفری به آمریکا داشت. در آنجا شرکت‌های شیمیایی پیشنهاد هدیه‌ای ۱۰۰ هزار دلاری را به پاس خدماتش در کشف داروی جدید، ارائه کردند. شخصیت فلمینگ کاملا مخالف چنین رویکردهایی بود و طبیعتا پاداش را نپذیرفت. درعوض او جایزه را به آزمایشگاه‌های تحقیقاتی در بیمارستان سینت ماری اهدا کرد.

زندگی شخصی و مرگ

الکساندر فلمینگ در ۲۴ دسامبر سال ۱۹۱۵ با پرستاری اهل ایرلند به‌نام سارا ماریون مک‌الروی ازدواج کرد. آن‌ها تنها یک فرزند به‌نام رابرت فلمینگ داشتند (که در سال ۲۰۱۵ از دنیا رفت) که پزشک عمومی شد. همسر اول الکساندر در سال ۱۹۴۹ از دنیا رفت و او در سال ۱۹۵۳ با آمالیا کوتسوری ورکاس ازدواج کرد. فلمینگ ۱۱ مارس سال ۱۹۵۵ در خانه‌اش در لندن از دنیا رفت. پیکر او در گورستان بارتون میلز سافک دفن شد.

کشف فلمینگ به‌نوعی شروع‌کننده‌ی دوران ساخت آنتی‌بیوتیک مدرن بود

کاشف پنی‌سیلین را می‌توان پیش‌گام انقلاب آنتی‌بیوتیک در جهان نامید. درواقع کشف داروی حیاتی و جداسازی آن توسط فلمینگ در سال ۱۹۲۸ به‌نوعی شروع علم آنتی‌بیوتیک مدرن محسوب می‌شود. دانشمندان متعددی پیش از فلمینگ، تأثیر پنی‌‌سیلیوم (کپک قارچی) را روی غیرفعال کردن رشد باکتری‌ها بررسی کرده بودند و حتی نظریه‌ی درمان بیماری‌های حیوانی به کمک قارج مطرح شده بود. ارنست دوشن در سال ۱۸۹۷ و کلودومیرو توایت در سال ۱۹۲۳ تأثیرات قارچ را بررسی کرده بودند و دستاوردهایی هم داشتند. منتهی جوامع علمی پذیرای نظرات آن‌ها نبودند و فلمینگ به‌عنوان اولین نفر در این موضوع، دستاورد خود را به‌صورت جامع‌تر به جهانیان معرفی کرد.

در بخش قبلی گفتیم که فلمینگ تأثیرات مقاومت آنتی‌باکتریایی را هم مطرح کرده بود. او تأکید می‌کرد که دوز پایین یا دوره‌ی درمانی کوتاه، منجر به چنین مقاومتی می‌شود. البته استاد او قبل از آزمایش‌ها متوجه چنین پدیده‌ای شده بود. به‌هرحال دانشمند اسکاتلندی در سخنرانی‌های متعدد خود در سرتاسر جهان، همیشه از خطرات استفاده‌ی اشتباه از پنی‌سیلین صحبت می‌کرد.

الکساندر فلمینگ / Alexander Fleming

مدال‌های الکساندر فلمینگ

جوایز و افتخارات

آزمایشگاه بیمارستان سینت ماری که کشف پنی‌سیلین توسط فلمینگ در آن انجام شد، اکنون میزبان موزه‌ی فلمینگ است که یکی از مشهورترین جاذبه‌های لندن محسوب می‌شود. دانشکده‌ی پزشکی سینت ماری که محل تحصیل و تحقیق فلمینگ بود، بعدا با کالج سلطنتی لندن در سال ۱۹۸۸ ادغام شد و ساختمان سر الکسلندر فلمینگ در کنزینگتون جنوبی لندن به‌عنوان بخشی از این دانشگاه به افتخار فلمینگ در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد. محل تحصیل دیگر فلمینگ یعنی مؤسسه‌ی سلطنتی پلی‌تکنیک لندن امروز به‌نام دانشگاه وست‌مینستر شناخته می‌شود و یکی از سالن‌های اختصاصی خود را به‌نام فلمینگ نام‌گذاری کرد.

فلمینگ علاوه بر دریافت جایزه‌ی نوبل، افتخارات متعدد دیگری را نیز در دوران فعالیت کسب کرد. او عضو افتخاری Pontifical Academy of Sciences ایتالیا بود. به‌علاوه عضویت در انجمن سلطنتی علوم هم در سال ۱۹۴۳ به دانشمند اسکاتلندی اهدا شد. در کنار موارد فوق، کالج سلطنتی جراحان انگلستان مدرکی افتخاری به‌نام Hunterian Professorship به فلمینگ اهدا کرد. در سال ۱۹۴۴ هم افتخار بزرگ دیگری برای کاشف پنی‌سیلین رقم خورد و جورج ششم لقب شوالیه و مقام سِر را به او داد.

افخارات و یادگارهای فلمینگ در سال‌های پس از مرگش نیز ادامه یافت. مجله‌ی تایم در سال ۱۹۹۹ او را یکی از ۱۰۰ فرد مهم قرن بیستم نامید. در همان سال، یک پلاک یادبود در موزه‌ی کتابخانه‌‌ای الکساندر فلمینگ لندن نصب شد. به‌علاوه سه مجله‌ی بزرگ سوئدی نیز در همان زمان کشف فلمینگ را بزرگ‌ترین کشف قرن نامیدند. در سال ۲۰۰۲، یک نظرسنجی به‌نام «۱۰۰ بریتانیایی کبیر» توسط BBC انجام شد که فلمینگ در میان آن‌ها جای گرفت. علاوه بر بریتانیا، کشورهای دیگر اروپایی هم یادگارهایی به افتخار فلمینگ ساخته و نصب کرده‌اند. از میان آن‌ها می‌توان به اسپانیا، صربستان، بلغارستان و یونان اشاره کرد.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 08:24 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

گزارش‌ها از زنجیره‌ی تأمین اپل حکایت از این دارند که اپل موفق شده است صفحه‌نمایش بزرگ‌تر ۱۶ اینچی با حاشیه‌های باریک‌تر را در همان قاب مک بوک پرو ۱۵ اینچی جا دهد.

طبق گفته‌های دیجی تایمز، انتظار می‌رود اپل مک بوک پرو ۱۶ اینچی با حاشیه‌های کم را در ماه سپتامبر عرضه کند. با تغییراتی که روی صفحه‌نمایش صورت گرفته و حاشیه‌های بسیار کم آن، اپل قادر شده تا از شاسی مک بوک پرو ۱۵ اینچی برای این صفحه‌نمایش جدید استفاده کند.

تولید‌کنندگان آلومینیوم نباید از شنیدن خبر مذکور خوشحال شوند، زیرا تغییر چندانی در استفاده از مواد اولیه و آلومینیوم مورد استفاده صورت نخواهد گرفت. با این حال شکل بدنه و نحوه‌ی CNC شاسی‌ها برای جا دادن صفحه‌نمایش بزرگ‌تر تغییر خواهد کرد.

شنیده‌ها حاکی از آن هستند که صفحه‌های نمایش جدید رزولوشنی برابر با ۱۹۲۰ در ۳۰۷۲ دارند و توسط ال‌جی تولید می‌شوند.

شایعات از قیمت ۳۲۰۰ دلاری این محصول حکایت دارند. این قیمت با شایعات قبلی متفاوت است؛ البته مشخص نیست قیمت ذکر شده مربوط به قیمت پایه‌ی دستگاه خواهد بود یا یکی از مدل‌های آن.

ماه سپتامبر سال ۲۰۱۸ شاهد رویداد معرفی آیفون‌های اپل یعنی XR و XS و همچنین اپل واچ سری ۴ بودیم. ماه اکتبر، آیپد پرو و مک‌ بوک ایر و مک مینی معرفی شدند. سپتامبر سال ۲۰۱۹، اپل مراسم معرفی سرویس‌های خود از جمله قیمت گذاری و جزییات مربوط به آرکید و تی‌وی پلاس و همچنین آیفون‌های جدید را پیش رو دارد. به نظر می‌رسد اکتبر زمان بسیار مناسبی برای معرفی مک بوک پرو جدید باشد.

انتظار می‌رود علاوه‌بر مک بوک پرو با صفحه‌نمایش بزرگتر و حاشیه‌های باریک‌تر‌، شاهد استفاده از صفحه کلید با طراحی قدیمی قیچی به‌جای مکانیزم پروانه‌ای فعلی باشیم. همچنین خریداران مک بوک پرو امیدوار هستند تا علاوه بر قرارگیری کلید اسکیپ در کنار تاچ بار، شاهد استفاده پورت‌های بیشتری در کنار پورت USB C باشند.



تاريخ : سه‌شنبه 08 مرداد 1398 | 08:23 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...215216217218219...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران