در رزمایش مشترک پدافند هوایی کشور به نام مدافعان آسمان ولایت-98 که در منطقه عمومی سمنان و در گسترهای به وسعت 416 هزار کیلومتر مربع برگزار شد، سامانه موشکی «مرصاد-16» به عنوان جدیدترین گونه این سامانه بومی مورد آزمایش مجدد عملیاتی قرار گرفت.
البته اجزاء مختلف این سامانه در رژه های سال های گذشته و نیز رزمایش سال گذشته پدافند هوایی به نمایش در آمده و مورد آزمایش قرار گرفته بود.
مهمترین تفاوت های مشهود و قطعی مرصاد-16 با نسل های اولیه این سامانه را میتوان در موارد زیر برشمرد:
- متحرک یا تاکتیکی شدن تمام اجزاء سامانه با نصب روی کامیون
- به کارگیری رادارهای جدید حافظ و نجم804
- استفاده از پرتابگر جعبه ای برای موشک ها
- به خدمت گرفتن موشک جدید شلمچه-2
بیشتر بخوانید:
بیشتر بخوانید
پیش از پرداختن به ویژگیهای فوق، لازم است تا ابتدا روند توسعه سامانه مرصاد و ویژگیهای آن را بررسی کنیم.
سامانه مرصاد را میتوان اولین سامانه بومی ایرانی دانست که تمام اجزاء آن از اولین نسخه سامانه، ساخت داخل بودند. مرصاد به نوعی حاصل تکمیل مسیر بهسازی سامانه آمریکایی MIM-23 هاوک در ایران است و برجستهترین تغییرات در مرصاد نسبت به سامانه هاوک را می توان استفاده حداکثری از فناوری های جدید مانند الکترونیک دیجیتال، قطعات پیشرفته الکترونیکی با فناوری حالت جامد در رادارها و موشک و الگوریتم های بهبود یافته در کشف و ردگیری هدف و سامانه کنترل آتش برشمرد.
سامانه مرصاد قابلیت شناسایی هدف در فاصله 150 کیلومتری توسط رادار «کاوش»، قفل کردن روی آن در فاصله 80 کیلومتری و مورد هدف قراردادن آن در بیشینه برد 40 تا45 کیلومتری -بسته به نوع موشک- را دارد.

رادار کاوش
سه رادار «کاوش»، «جویا» و «هادی» از روی نمونه های آمریکایی اما با تغییرات مورد اشاره در زمینه به کارگیری فناوری های دیجیتال ساخته شد. «رادار کاوش در سامانه مرصاد-1 دارای برد کشف 150 کیلومتر و توانایی کشف اهدافی با سطح مقطع 0.5 متر مربع از فاصله 110 کیلومتری بود.
در سامانه مرصاد-2، برد کشف رادار کاوش به 220 کیلومتر افزایش یافت. رادار جستجوگر ارتفاع پست جویا نیز برای کمک به کشف و ردگیری اهدافی که در ارتفاع پایین پرواز میکنند ایفای نقش میکند.
دشواری اصلی ردگیری دقیق اهداف در ارتفاع پائین، انعکاسهای راداری عوارض زمینی است که به آن «کلاتر» گفته می شود. رادار باید بتواند با تفکیک این بازتابها از بازتاب اهداف متحرک شامل هواپیما و بالگرد و موشک، تهدیدات را کشف و ردیابی کند.
رادار هادی نیز کار قفل روی هدف و هدایت موشک به سمت آن را بر عهده دارد. در سامانه مرصاد قابلیت درگیری همزمان با دو هدف با استفاده از دو رادار هادی ایجاد شده است. این رادار به سامانه های ردیابی الکترواپتیکی نیز مجهز شده که عملکرد آن را در قفل اپتیکی در شرایط وجود جنگ الکترونیک شدید، حفظ میکند.

رادار ارتفاع پائین جویا

رادار هادی
اتاق کنترل سامانه مرصاد، حجم تغییرات این سامانه بومی را نسبت به هاوک، به خوبی نشان می دهد. بسیاری از فرایندها به واسطه فناوری های نوین و نرم افزارهای نگارش شده برای مدیریت عملکرد سامانه مرصاد، خودکار شده است.

سامانه مرصاد (سمت راست) و هاوک (سمت چپ)
این نرم افزارهای مدیریت عملکرد سامانه، با تحلیل شرایط اهداف مختلف ضمن کمک به فرمانده سامانه برای تعیین بهتر اولویت اهداف، بسیاری از فرایندهای غیرخودکار را که هم زمان بر بوده و هم بار کاری بالایی به کاربران سامانه تحمیل می کرد را حذف کرده و در مجموع اثرگذاری و کارایی سامانه را بالا برده اند.

سامانه مرصاد (سمت راست) و هاوک (سمت چپ)

سامانه مرصاد (سمت راست) و هاوک (سمت چپ)
موشک های شاهین و شلمچه دو نمونه موشک توسعه یافته برای سامانه مرصاد هستند. تصاویر منتشر شده از خط تولید این موشک ها نشان از دگرگونی زیرسامانه های هدایت و ناوبری این موشک ها نسبت به موشک هاوک موجود در ایران دارد.
استفاده از آنتن صفحه تخت آرایه ای، الکترونیک دیجیتال و قطعات حالت جامد از جمله بهبودهای موشک های ایرانی شاهین و شلمچه نسبت به نمونه آمریکایی موجود در ایران است.
موشک شلمچه به عنوان موشک جدیدتر نسبت به شاهین دارای مشخصاتی همچون جرم 637 کیلوگرم، طول 5 متر و سه سانتیمتر، قطر 357 میلیمتر، سرعت 2.7 برابر سرعت صوت، ارتفاع پروازی قابل درگیری با هدف از 60 متر تا 18000 متر و برد مفید40 کیلومتر است.

موشک شاهین

آنتن رادار و اجزاء هدایت موشک شلمچه
سامانه های مرصاد و مرصاد-2 که از اواخر دهه 1380 و اوائل دهه 1390 به صورت عملیاتی درآمدهاند در رزمایشهای متعددی در برابر اهدافی با سطح مقطع راداری پائین از جمله پهپادهای کوچک مورد آزمایش با سناریوهای سختگیرانه از جمله حمله همزمان ویا حملات در پنجره های زمانی بسیار کوتاه قرار گرفتهاند.
از جمله در رزمایش بزرگ محمد رسول الله در دی ماه 1393 منطقه تحت پوشش سامانه مرصاد و موشک شلمچه مورد تهاجم فرضی 2 پهپاد کوچک قرار گرفت. هر چند این موشک ها عمدتاً علیه پهپادهای کوچک استفاده نمی شوند اما در حالی که پدافند هوایی از قبل در جریان زمان و جهت حرکت این 2 پهپاد نبود موفق به انهدام آنها در فاصله 26 و 18 کیلومتری شد. در حالی که تصور می شد همین 2 پهپاد برای شبیه سازی تهاجم در نظر گرفته شده اند کمی بعد پهپاد دیگری نیز به منطقه نفوذ کرد که در فاصله 32 کیلومتری منهدم شد.

شلیک موشک شلمچه
در رزمایش مشترک پدافند هوایی در پائیز 1397 خبر افزوده شدن یک موشک جدید به سامانه مرصاد اعلام شد. این موشک که از پرتابگری با ظرفیت تا سه فروند شلیک می شود، شباهت ظاهری بالایی به موشک استاندارد دارد که در ایران به نمونه های فجر و محراب ارتقاء یافته بود.
این پرتابگر برای اولین بار در رزمایش پدافندی سال 1396 به صورت تک فروندی مشاهده شد اما هیچ خبری در مورد آن اعلام نشده و حتی تصویری از موشک آن نیز ارائه نشد و از این رو قابل حدس نبود که این پرتابگر به کدام سامانه مربوط است. در رزمایش اخیر پدافند هوایی در پائیز 1398، نام این موشک جدید، شلمچه-2 عنوان شد.

شلیک سامانه موشکی مرصاد در رزمایش اخیر
برد این موشک جدید به طور دقیق بیان نشده اما در محدوده متوسط اعلام شد. به واسطه اینکه موشک جدید از پرتابگرهای دارای محفظه یا کنیستر پرتاب می شود، قابلیت های تحرک و جابجایی بالاتری نسبت به موشک های شلمچه و شاهین خواهد داشت.
این پرتابگرها موشک را در برابر عوامل خارجی از تأثیرات انفجار گرفته تا شرایط مختلف آب و هوایی مورد حفاظت قرار داده و کار حمل و انتقال سامانه شامل پرتابگر حاوی موشک آماده شلیک را نیز سادهتر و مطمئنتر میکنند. همچنین بارگذاری مجدد موشک های داخل کنیستر روی خودروی پرتابگر نسبت به پرتابگرهای بدون کنیستر قبلی سریعتر و با ایمنی بیشتری صورت می پذیرد.
به علاوه با توجه به ارتباط زمان سوزش پیشران سوخت جامد با دمای اولیه آن با قرار دادن موشک در محفظه امکان تنظیم دمای آن در حدود بهینه (با قرار دادن ساز و کارهای لازم) وجود دارد که سبب ایجاد عملکرد یکسان همه موشکهای سامانه از نظر پروفیل تولید نیروی رانش میشود.
نحوه تولید نیروی رانش نیز در عملکرد موشک تأثیر مستقیم دارد. این پرتابگرها با نیتروژن که گازی خنثی بوده و واکنش شیمیایی در شرایط عادی با مواد مختلف ایجاد نمی کند پر شده اند تا ماندگاری خواص سوخت جامد موشک مشابه شرایط طراحی به بیشترین مقدار ممکن برسد.

پرتابگر سه فروندی موشک جدید سامانه مرصاد-16
پرتابگر جدید با استفاده از تجربه ساخت پرتابگرهای جعبه ای موشک های صیاد-2 و 3 ساخته شده است. این پرتابگرها که مشابهت های بالایی با نمونه مورد استفاده در سامانه آمریکایی MIM-104 پاتریوت آمریکا دارند برای اولین بار به همراه موشک صیاد-2 در سال 1392 مشاهده شدند. پرتابگر موشک شلمچه-2 به وضوح کوچکتر از پرتابگر صیاد-2 است بنابراین مشهود است که این پرتابگر مجدداً و برای ابعاد کوچکتر شلمچه-2 طراحی شده است.
در این پرتابگر یک سطح شیبدار بین کابین خودرو و تجهیزات الکتریکی با پرتابگر موشک، حائل شده است که مانع از برخورد مستقیم گازهای داغ حاصل از احتراق پیشران سوخت جامد موشک به این تجهیزات می شود.

لحظه اولیه شلیک موشک شلمچه-2 و هدایت گازها توسط سطح شیبدار (رزمایش سال 97)
در زمینه تاریخچه توسعه موشک شلمچه-2 نیز باید گفت که موشک های استاندارد به گفته منابع خارجی به تعداد بیش از 140 فروند پیش از انقلاب اسلامی از آمریکا خریداری شده بود اما به دلیل ضعف سایر حلقه های زنجیره یک سامانه پدافند هوایی، این موشک امکان اثرگذاری مطلوب در دوران جنگ تحمیلی را پیدا نکرد.
از جمله مشخصات نمونه پایه موشک استاندارد می توان به طول 4.41 متر، قطر 34.3 سانتیمتر، دهانه بال 1.08 متر، جرم 495 کیلوگرم، برد تا 37 کیلومتر، ارتفاع پروازی تا حدود 19000 متر و سرعت دو برابر سرعت صوت (کمتر از 700 متر بر ثانیه) اشاره نمود. این موشک از نوع راداری نیمه فعال است که در این موشک گیرنده ای در دماغه، امواج بازتاب یافته از هدف را که توسط رادار خودی ارسال شده دریافت کرده و موشک با آشیانه یابی امواج به سمت هدف هدایت می شود. این موشک سوخت جامد دارای سرجنگی 62 کیلوگرم و فیوز مجاورتی است.
متخصصان نیروی دریایی ارتش به کمک سایر مجموعه های پژوهشی و صنعتی از میانه دهه 1370 شروع به کار برای بازسازی و بهسازی موشک های استاندارد کردند. در این طرح حتی برخی از اجزاء این موشک نیز ساخته شده و با عملیاتی شدن مجدد آن، ضمن ایجاد صدها میلیون دلار صرفه جویی ارزی، موشکی دریاپایه برای به کارگیری در مأموریت پدافند هوایی از شناورها به دست آمد.
این موشک به نام «فجر» معرفی شد که در آن، سامانه های راداری و الکترونیکی و عملگرهای مختلف مورد بازبینی و آزمایش قرار گرفته و به طور کامل عملیاتی شدند که با توجه به گذشت سالها از حضور این موشک در رده خدمت عملیاتی چنین کاری لازم بود.
در ادامه بهسازی های موشک استاندارد و فجر، چند سال بعد و در ابتدای دهه 1390، خبر یک جهش عملکردی در نمونه جدید بهسازی شده آنها به نام «محراب» اعلام شد. در موشک محراب علاوه بر بهسازی مجدد سامانه های راداری و الکترونیکی و افزایش مقاومت نسبت به جنگ الکترونیک یک قابلیت بسیار مهم به این موشک افزوده شده و آن توانمندی شناسایی منبع ایجاد اختلالات الکترونیکی و تغییر مسیر به سمت آن است.

شلیک موشک محراب
بنابراین با وجود ایجاد فضای جنگ الکترونیک توسط هدف باز هم هواپیمای هدف از تیررس موشک محراب در امان نخواهند بود. همچنین در صورت حضور هواپیمای پشتیبانی الکترونیکی موجود در منطقه در محدود برد موشک، این هواپیما نیز توسط موشک محراب قابل رهگیری و انهدام است.
موشک های محراب روی ناوهای رزمی جماران به تعداد 4 و دماوند به تعداد 2 تیر موشک، به کارگیری شدند. به نظر می رسد موشک شلمچه-2 مشاهده شده در قالب سامانه مرصاد، نمونه کاملاً ساخت داخل از موشک های استاندارد/محراب باشد. طبیعتاً این موشک سازگاری ساده تری با ناوهای رزمی نیز خواهد داشت تا بتواند یکی از مهمترین نیازهای عملیاتی نیروی دریایی ارتش که سامانه پدافند هوایی موشکی است را دستکم در برد متوسط برطرف کند.
قاعدتاً زیرسامانه های هدایت، کنترل و ناوبری توسعه یافته برای آخرین نمونه های موشک شلمچه-1 و شاید برخی پیشرفت های سایر موشک های پدافند هوایی بومی که با جدیدترین فناوری های الکترونیک دیجیتال در داخل کشور ساخته شده روی موشک شملچه-2 به کارگیری شده است. برد شلمچه-2 برابر 40 کیلومتر عنوان شده که بهبود 10 درصدی نسبت به موشک SM-1 استاندارد را نشان می دهد.

موشک شلمچه-2
همانطور که در ابتدای این گزارش اشاره شد برای بهبود قابلیت های تاکتیکی سامانه مرصاد-16، تمام اجزاء آن شامل رادار کاوش و هادی نیز به صورت متحرک درآمده و در پشت یک کامیون نصب شده اند.
رادار کاوش از آنتن سه تکه لولا شده به هم استفاده می کند که برای شرایط حرکت، دو قسمت جانبی آن روی طرفین خودرو قرار گرفته و با اشغال فضای کم، به صورت جمع شده قرار می گیرند. همچنین رادار هادی نیز روی پایه جمع شونده ای قرار گرفته که برای شرایط کاری، با باز شدن پایه ها، آنتن رادار در ارتفاع بالاتری نسبت به اجزاء خودرو قرار گرفته و آماده عملیات می شود.

رادار کاوش متحرک سازی شده در حال حرکت (تصویر بالا) و عملیات (تصویر پائین)

رادار هادی متحرک شده؛ فضای خالی زیر رادار، محل قرارگیری آن در حال حرکت است
یکی از بهبودهایی که در سامانه مرصاد در سال های اخیر به انجام رسیده افزوده شدن رادار آرایه فازی و پیشرفته حافظ است. این رادار که توانایی کشف و ردگیری اهداف را به طور همزمان و به صورت سه بعدی دارد برد بیشینه 250 کیلومتر داشته و توانایی ردگیری همزمان 100 هدف را دارد.
با توجه به حد تفکیک بالا در برد، زاویه و سرعت، رادار حافظ میتواند در مقابل تهدیدات گروهی که در حال پرواز نزدیک به هم هستند به خوبی عمل کند. این رادار دارای توانایی کار به صورت 24 ساعته بوده و با توجه به استقرار آن بر روی کامیون از تحرک بسیار خوبی برخوردار و در زمان بسیار کوتاهی قادر به شروع عملیات است.
رادار حافظ از روشهای پیشرفته و به روز ضد جنگ الکترونیک بهرهمند بوده و قادر است در محیطهای حاوی اختلال و جنگ الکترونیک انواع اهداف مختلف از جمله موشک های کروز و پهپاد را کشف و ردگیری کند.

رادار آرایه فازی حافظ
در فهرست محصولات صادراتی وزارت دفاع، یک رادار آرایه فازی جدید با باند فرکانسی S که به نظر می رسد نسخه ساده شده ای از رادار نجم804 باشد نیز به عنوان رادار جدید در سامانه مرصاد صادراتی معرفی شده است.
نمونه اصلی رادار نجم804 در سامانه پدافند هوایی پانزده خرداد به کار گرفته شده است. ناگفته پیداست که این رادار همچون رادار حافظ، مزیت های متعددی هم در قابلیت های عملیاتی و هم در مقاومت در برابر جنگ الکترونیک دشمن دارد.
قابلیت های نمونه صادراتی سامانه مرصاد دارای قابلیت ردگیری همزمان 150 هدف و توانایی درگیری همزمان با 2 هدف است. اما با توجه به قابلیت درگیری همزمان سامانه پانزده خرداد بهره مند از نجم804 غیرصادراتی با 6 هدف این احتمال داده می شود که در نمونه مورد استفاده نیروهای مسلح ایران، قابلیت درگیری سامانه مرصاد-16 از 2 هدف بیشتر بوده و 4 یا 6 هدف باشد.

رادار نجم804 در سامانه مرصاد جدید
پویایی حلقه های تحقیق و توسعه، طراحی و ساخت، آزمایش و بهسازی و تولید در مجموعه صنایع وزارت دفاع و نیروهای مسلح به طور مشهود در سامانه پدافند هوایی مرصاد دیده می شود که 12 مرحله توسعه را در قالب سامانه استقراری و سپس 4 مرحله توسعه در نمونه متحرک تا رسیدن به مرصاد-16 را پشت سر گذاشته اند.
ساخت و سپس تولید سامانه های داخلی با قابلیت های راداری و الکترونیکی که برای دشمن به طور قطعی مشخص نیست سبب افزایش فضای ابهام در توانمندی پدافند هوایی کشور و به صورت کلان سبب ایجاد لایه های پنهان در پدافند هوایی کشور می شود. این امر در وهله اول به افزایش بازدارندگی دفاعی و در روز واقعه به پاسخ محکم و کوبنده به تجاوز هر دشمن احتمالی منجر می شود.
گروهی از دانشمندان وابسته به دانشگاه رایس موفق شدهاند پلیمری تولید کنند که دربرابر گلوله بسیار مقاوم است.
اگر شما هم پیگیر اخبار فناوری هستید، شاید خبر ساخت اسلحه با استفاده از چاپگر سهبعدی را شنیده باشید. بااینحال، خبر تولید مادهای با کمک فناوری چاپ سهبعدی که بتواند از نفوذ گلوله جلوگیری کند، قطعا خبری دستاول است. محققان دانشکدهی مهندسی جرج آر. براون در دانشگاه رایس، به دانش تولید نوعی پلیمر دست یافتهاند که با وجود ظاهر متخلخل و وزن سبکش، به سختی الماس است. این پلیمر متشکل از مادهای با نام توبولین است که ساختاری پیچیده از نانولولههای سراسر پیوستهی کربن دارد.
در دههی ۱۹۹۰، دانشمندان اولینبار نظریهی تولید توبولین پیشنهاد دادند و با اینکه ساخت چنین مادهای ازلحاظ تئوری بسیار جذاب بهنظر میرسید، تابهامروز، تولید آن عملی نشده بود. باوجوداین، سرانجام بهرهبردن از این ایده بهعنوان ساختار پایهای پلیمر، بر این نظریه جامه حقیقت پوشاند.
در نمونهی آزمایشگاهی که محققان دانشگاه رایس موفق شدهاند آن را از ماده توبولین تولید کنند، با بهرهگرفتن از توپولوژی غیرعادی سطح این ماده و روش چاپ سهبعدی، پلیمری تولید کردهاند که توانایی توقف گلولهی آن ۱۰ برابر بیشتر از خود توبولین است.

آزمایشهای انجام شده نشان داد شلیک گلوله به بلوکهای ساختهشده از توبولین باعث ایجاد حفره و گسترش شکاف در سراسر ساختار آن میشود. این در حالی است که پلیمر تولیدشدهی محققان دانشگاه رایس، مقاومت بسیار زیادی از خود نشان داد و گلوله فقط از لایهی ابتدایی پلیمر عبور کرد و در لایهی دوم ساختار آن گیر افتاد.
چاندرا سکهار تیواری، یکی از محققان این پروژه میگوید:
طبیعت از توپولوژی [یک ماده] برای بهبود آستانهی تحمل وزن یا خواص مکانیکی دیگری مانند افزایش سختی یا ضریب کشسانی ساختار ماده استفاده میکند. نمونههای فراوانی از این پدیده وجود دارد و در این تحقیقات، همین توپولوژی پیچیده بود که به موفقیت ما منجر شد.
این پروژه هنوز در ابتدای مسیر پیشرفت قرار دارد؛ اما اعضای گروه بر این باورند که در آیندهی نزدیک با کمک فناوری چاپ سهبعدی، خواهند توانست هر نوع ساختاری در هر اندازه و با هر ویژگی مکانیکی مدنظرشان را تولید کنند.
پروفسور تیواری افزود:
ما بهدنبال دستیابی به کاربرد خاصی نیستیم؛ اما از اینچنین ساختار اسفنجیشکلی که میتواند وزن درخورتوجهی را تحمل کند، میتوان در کاتالیستها و استخوان [مصنوعی]، مسیرهای سوخت و بسیاری دیگر از موارد بهره گرفت.

در گام بعدی این پروژه، اعضای این گروه تصمیم گرفتهاند کاربردهای بالقوهی این ماده و قابلیتهای احتمالی اشکال دیگر توپولوژی منحصربهفردش را پیدا کنند.

یک حساب کاربری توئیتری معروف در فاش کردن تصاویر وسایل الکترونیکی قبل از رونمایی رسمی، به تازگی تصاویری از یک گوشی که گفته میشود طراحی نهایی گوشی هوشمند سامسونگ گلکسی S۱۱ است، منتشر کرده است.
به گزارش ایسنا و به نقل از انگجت، مشهورترین افشاگر گوشیهای هوشمند در توئیتر با نام کاربری "onleaks" از اولین تصاویر گوشی سامسونگ "گلکسی اس۱۱"(Galaxy S۱۱) رونمایی کرده است که نشان میدهد دوربین سلفی از سمت راست در "گلکسی اس۱۰" به وسط منتقل شده است.
این تصاویر همچنین یک مجموعه از دوربینها را در پشت این گوشی را نشان میدهد و نمایشگری که منحنیتر از گلکسی S۱۰ است. همچنین موقعیت دکمهها و موارد دیگر نسبت به مدل قبلی تغییر کرده است.
به گفته این حساب کاربری، این تصاویر از منبع بسیار معتبر و سطح اول گرفته شده است.
اگر همه چیز در این گوشی جدید طبق همین تصاویر باشد و با توجه به اینکه قرار نیست Galaxy S۱۱ تا سال آینده عرضه شود، این "اگر" بسیار بزرگ است، احتمالاً موقعیت دوربینهای جدید مورد استقبال خریداران قرار خواهد گرفت، چرا که هم اکنون گرفتن سلفی با دوربین S۱۰ به دلیل موقعیت دوربین کمی مشکل است.

مجموعه لنزها در پشت گوشی از مرکز به سمت چپ-بالا منتقل شده است و مطابق با موقعیت دوربینها در گلکسی نوت ۱۰ است.
در پشت این گوشی دو ردیف دوربین که حداکثر پنج لنز جداگانه به همراه یک فلاش LED دارند، وجود دارد. این میتواند به معنای حق انتخاب حتی بیشتر بین دوربینهای زوم، زاویه دید عریض و احتمالاً سنجش عمق باشد.
طبق گفتهها، دوربین اصلی این گوشی دارای حسگر ۱۰۸ مگاپیکسلی است که برای اولین بار در شیائومی "Mi Note ۱۰ " دیده بودیم. همچنین میتوان به بزرگنمایی نوری ۵ برابر، ضبط ویدیو با کیفیت ۸k و موارد دیگر اشاره کرد.
سایر تغییرات شامل صفحه نمایش منحنیتر با گوشههایی با انحنای بیشتر و حداقل حاشیههای جانبی است.
نمایشگر این گوشی با توجه به این نشتهای اخیر میتواند یک پنل ۶.۷ اینچی ۱۲۰ هرتزی AMOLED باشد.

دکمههای پاور و صدا در این مدل به سمت راست منتقل شده است و احتمالاً سامسونگ دکمه احضار بیکسبی(دستیار هوشمند اختصاصی سامسونگ) را حذف کرده است.
نکته قابل توجه این است که این تصاویر متأسفانه برخلاف گلکسی S۱۰، جک هدفون را نشان نمیدهند، به این معنی که نمیتوان هندزفریهای سیمی را به این گوشی متصل کرد.
سامسونگ پیش از این تراشه "Exynos ۹۹۰" را معرفی کرده است که احتمالاً برای این گوشی در کشور کره استفاده خواهد شد، اما طبق گزارشات، سامسونگ از تراشه اسنپدراگون ۸۶۵ در جاهای دیگر استفاده خواهد کرد.
این گوشی به احتمال زیاد در فوریه سال آینده وارد بازار خواهد شد، بنابراین این اطلاعات خیلی زودتر از موعد درز کرده است. باید توجه داشت با اینکه حساب کاربری onleaks شهرت خوبی در افشاگری دارد، اما نمیتوان به این تصاویر کاملا اعتماد کرد.

شرکت "تسلا " پروژه موفق خود موسوم به "تسلا باتری" (Tesla battery) را پس از دو سال از راه اندازی، گسترش خواهد داد.
به گزارش ایسنا، پروژه "تسلا باتری" مجموعه باتریهای نصب شده در استرالیای جنوبی توسط شرکت تسلا است که برای ذخیرهسازی نیروی الکتریکی مورد استفاده قرار میگیرند.
مجموعه باتریهای نصب شده در استرالیای جنوبی برای ذخیرهسازی نیروی الکتریکی چنان موثر واقع شده است که در اولین سال نصب این سیستم (۲۰۱۷)، ۴۰ میلیون دلار برای این کشور صرفهجویی داشته است. این سیستم که نیروی برق پاک را ذخیره کرده و در هنگام نیاز به شبکه تزریق میکند، بسیار کارآمد است و تاکنون ۴۰ میلیون دلار در سال اول خود صرفهجویی به همراه داشته است. پروژه باتری تسلا در استرالیا در حال جلب توجه جهانی است و شرکتها را وادار به تغییر ساختار نیروگاههای انرژی سنتی کرده است.
اخیرا این شرکت اعلام کرده است با همکاری شرکت فرانسوی "نئون"(Neoen) قدرت این باتریها را از ۱۲۹ مگاوات به ۱۵۰ مگاوات ساعت افزایش داده است. سیستم باتری تسلا شامل ذخیره انرژی "Hornsdale" و مزرعه بادی"Hornsdale " است. این موضوع نشان دهنده گستردگی ۵۰ درصدی این پروژه است.
"آژانس انرژی تجدید پذیر استرالیا"(Australia's Renewable Energy Agency) نیز از این پروژه حمایت کرده و برای افزایش قدرت این باتریها هشت میلیون دلار پرداخت کرده است.
سال ۲۰۱۶ "ایلان ماسک" بنیانگذار تسلا در پی وقوع خاموشیهای مکرر در استرالیای جنوبی، قول داد که یک مجموعه باتری ۱۲۹ مگاواتساعتی را برای دولت استرالیای جنوبی تاسیس کند. اکنون این برنامه بلند پروازانه برای مردم استرالیا بسیار سودمند بوده است. این منطقه از استرالیا، خاموشیهای مکرری را تجربه میکرد و باتریهای فوقالعاده تسلا طی ۱۰۰ روز مشکل مردم را به کلی رفع کردند.
این سیستم به حل اختلالات برق، کاهش قطعیها و مدیریت روزهای پرمصرف تابستان کمک کرده است و یک پشتیبان قابل اطمینان برای زیرساختهای برق استرالیا شده است که قدرت کافی برای بیش از ۳۰ هزار خانه را فراهم میکند.
این سیستم بر اساس فلسفه "انرژی ارزان، صرفه جویی بزرگ" بنا نهاده شده است. برای توضیح این سیستم میتوان گفت که مجموعه "تسلا باتری" استرالیا خدماتی مشابه با نیروگاههای دیگر ارائه میدهد، اما سریعتر است و هیچ آلایندگی هم ندارد.
کل هزینه ساخت این پروژه تنها ۶۶ میلیون دلار بوده است، به این معنی که در کمتر از دو سال، هزینه خود را جبران میکند. همانطور که در سال گذشته توسط مقامات استرالیای جنوبی اعلام شد، این پروژه واضحترین پیام را ارسال کرده است که استرالیای جنوبی یک پیشرو در حوزه منابع انرژی تجدیدپذیر با روش ذخیرهسازی باتری است. این بیانیه حاکی از موفقیت بزرگ پروژه "تسلا باتری" بود. این فناوری جدید میتواند مزایایی از جمله بهبود ثبات انرژی و کاهش قیمت عمده را به همراه داشته باشد.

شرکت هواپیماسازی اروپایی "ایرباس" (Airbus) با همکاری "وزارت دفاع فدرال آلمان" موفق به توسعه پهپادی جدید به نام "لوت" (LOUT) شده است.
به گزارش ایسنا، ایرباس در سال ۲۰۰۷ به صوت مخفیانه ساخت یک پهپاد مجهز به فناوری رادارگریزی را آغاز کرد و از سال ۲۰۱۰ همکاری خود را با وزارت دفاع آلمان برای توسعه این پهپاد آغاز کرد.
این پروژه در سال ۲۰۱۰ پشتیبانی وزارت دفاع فدرال در آلمان را دریافت کرد و عملیات ساخت آن در تاسیسات ایرباس در شهرهای برمن و منچینگ ، بایرن ، آلمان انجام شد.
این هواپیمای بدون سرنشین که لوت نام دارد از دید رادارها مخفی خواهد ماند و رادارها قادر به شناسایی آن نخواهند بود زیرا مجهز به فناوری رادار گریزی است.

تکنولوژی رادارگریزی که "LO technology" (تکنولوژی کم دیده شدن) هم نامیده میشود، یک زیر مجموعه از تاکتیکهای نظامی و اقدامات متقابل الکترونیکی منفعل است که شامل طیف وسیعی از تکنیکهای مورد استفاده در هواپیما، کشتیها، زیردریاییها، موشکها و ماهوارهها برای کمتر دیده شدن شان در برابر رادار، امواج فروسرخ و دیگر روشهای تشخیص میباشد.

همچنین گرمای ساطع شده از پهپاد لوت بسیار اندک خواهد بود و آنقدر بی سر و صدا پرواز میکند که تشخیص آن تقریبا غیرممکن خواهد بود.
ایرباس چند تصویر از مدل آزمایشی این پهپاد منتشر کرده که نشان میدهد بلندی و طول بالهای مدل آزمایشی ۱۲ متر است.
این پروژه تا کنون رونمایی نشده بود و اکنون شرکت ایرباس فاش کرده است که این هواپیمای بدون سرنشین اولین پرواز آزمایشی خود را در سال ۲۰۲۶ انجام خواهد داد.
پیش بینی میشود پهپاد لوت به سیستم جدید ضربت آینده هوایی (FCAS) کمک کند. سیستم جدید ضربت آینده هوایی، سیستمی است که در آلمان ، فرانسه و اسپانیا در حال توسعه است.
لوت برای حمله به سیستم های راداری نیز قابل استفاده است. همچنین انتظار می رود کل سیستم جدید ضربت آینده هوایی در سال ۲۰۴۰ برای استفاده آماده شود.
گوگل بهطور مستقیم از کارشناسان حوزهی فناوری میخواهد اندروید را بهدقت بررسی کنند و اگر باگی در آن وجود دارد، پیدا کنند و جایزه بگیرند.
گوگل روز گذشته اطلاعیهی جدیدی منتشر کرد و در آن، از راهاندازی برنامهی شکار باگ (Bug Bounty) جدید برای پلتفرم اندروید خبر داد. براساس اعلام رسمی، اگر کسی بتواند تراشهی امنیتی تایتان ام (Titan M) گوشیهای سری پیکسل را هک و در نسخههای پیشنمایش مخصوص توسعهدهندگان سیستمعامل اندروید اکسپلویت پیدا کند، جایزهای ۱/۵ میلیون دلاری دریافت خواهد کرد. البته اگر کاربر فقط نقص امنیتی تایتان ام را پیدا کند، حداکثر یکمیلیون دلار دریافت خواهد کرد. هدف گوگل از پیداکردن نقصهای امنیتی در نسخههای پیشنمایش اندروید این است که پیش از ساخت و توسعهی کامل نسخهی نهایی، باگهای مذکور را رفع کند تا گوشیهای اندرویدی هنگام عرضه به بازار بهطور پیشفرض نقص امنیتی نداشته نباشند.
ماژول امنیتی تایتان ام سال گذشته همراهبا گوشی پیکسل ۳ معرفی شد و در گوشیهای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکس ال هم حضور دارد. تایتان ام درواقع تراشهای مجزا از تراشهی اصلی سیستم است که بهطور مستقل پردازشهای حساس و امنیتی خاصی نظیر Verified Boot، رمزنگاری اطلاعات روی حافظهی دستگاه، حفاظت ویژه از صفحهی قفل، تأمین امنیت پرداختها و... را برعهده دارد.

تا زمان اعلام این خبر، بیشتر جایزهی شکار باگ گوگل کمی بیش از ۲۰۰ هزار دلار بود؛ ولی اکنون این شرکت تصمیم گرفته است جایزهی بسیار بیشتری برای پیداکردن نقص امنیتی در محصولات و سرویسهایش تعیین کند تا متخصصان بیشازپیش به بررسی دقیق آنها ترغیب شوند و مشکلات را پیدا کنند.
آمار نشان میدهد گوگل بهطور کلی در ۱۲ ماه اخیر، حدودا ۱/۵ میلیون دلار در برنامههای شکار باگ به افراد و گروههای مختلف جایزه داده است؛ یعنی بهطور میانگین ۳ هزار و ۸۰۰ دلار.
در سال ۲۰۱۹، بیشترین جایزهای که گوگل به یکی از این افراد یا گروهها اهدا کرد، معادل ۱۶۱ هزار و ۳۳۷ دلار آمریکا بود. گوگل از سال ۲۰۱۰ تاکنون به برخی از افرادی که نقصهای امنیتی مرورگر کروم را گزارش میدهند، مبلغی بهعنوان پاداش اهدا میکند. این شرکت در ژوئیه سال گذشته، جایزهای ۳۰ هزار دلاری برای برنامهی شکار باگ در مرورگر کروم تعیین کرد.
افزایش مبلغ پاداش گوگل در برنامهی شکار باگ اندروید حالی اتفاق میافتد که مدتی پیش برخی شرکتهای خصوصی برای باگهای اندروید جایزهای تا سقف ۲/۵ میلیون دلار تعیین کردند. این خبر را که در سپتامبر ۲۰۱۹ رسانهی ZDNet منتشر کرد، نشان داد برای نخستینبار در طول تاریخ، ارزش اکسپلویتهای اندروید در بازارهای خصوصی بیشتر از اکسپلویتهای کشفشده در سیستمعامل iOS است. در آن زمان، مدیرعامل یکی از شرکتهای خصوصی اعلام کرد آنها به این دلیل پاداش را افزایش دادهاند که امروزه هککردن گوشیهای اندرویدی بهکاری سختتر تبدیل شده است؛ زیرا گوگل بهطور منظم ویژگیهای امنیتی جدیدی به سیستمعاملش اضافه میکند. این موضوع فقط مختص به خود گوگل نیست و برخی از شرکتها نظیر سامسونگ که محصولات اندرویدی تولید میکنند، همواره در پی افزایش امنیت دستگاههایشان هستند.

کیسی الیس، بنیانگذار و مدیر ارشد بخش فناوری در شرکت Bugcrowd، میگوید ازآنجاکه مهارت همهی افراد متخصص شاغل در گوگل بهحدی نیست که بتوانند تمام آسیبپذیریها را کشف کنند، این شرکت پاداش برنامهی شکار باگ خود را افزایش داده است. درضمن در بازارهای خصوصی مبالغ بیشتری برای آسیبپذیریهای اندروید پرداخت میشود؛ بنابراین منطقی است اگر کسی که آسیبپذیری پیدا میکند، نخواهد آن را به خود گوگل گزارش دهد.
الیس درادامهی سخنانش میگوید:
گوگل با افزایش انگیزهی هکرها برای گزارش آسیبپذیریها، کاری کرده است که روند شکار باگ و دریافت پاداش برای این افراد جذابتر باشد. این موضوع بهویژه برای هکرهایی صدق میکند که بین کلاهسفید (Whitehat) یا کلاهسیاه (Blackhat) بودن گیر کردهاند (هکر کلاهسفید به هکری گفته میشود که ازطریق هککردن کارهای مفیدی انجام میدهد و هکر کلاهسیاه هم به هکری گفته میشود که ازطریق هککردن کارهای خرابکارانه انجام میدهد).
استارتاپ Prometeo پلتفرمی مبتنیبر هوش مصنوعی طراحی کرده که وضعیت سلامت آتشنشانان را حین عملیات اطفای حریق پایش میکند.
استارتاپ Prometeo امیدوار است پلتفرم جدید مبتنیبر هوش مصنوعیاش بتواند بر سلامت آتشنشانان حین عملیات اطفای حریق بهدقت نظارت کند. سالوم والرو، همبنیانگذار Prometeo، اعلام کرد ایدهی اولیهی طراحی چنین پلتفرمی را یکی از اعضای تیم استارتاپ مطرح کرده که خودش آتشنشان است و نگرانیهایی بابت سلامت همصنفانش حین عملیات دارد.

سالوم والرو در مصاحبهی مطبوعاتی IBM Cloud Innovation Exchange که هفتهی گذشته در سیدنی برگزار شد، توضیحاتی دربارهی این موضوع مطرح کرد:
مقالهی مرتبط:
زمانیکه آتشنشانان در حال اطفای حریق هستند، سموم بسیاری استنشاق میکنند که برای سلامتیشان بسیار خطرناک است. برخی از گازهای سمّی بهقدری خطرناکاند که بهسرعت بر سلامت آتشنشان تأثیر میگذارند و بهمحض استنشاق، باعث ایجاد سردرد میشوند. استنشاق چنین گازهایی در درازمدت به بروز بیماریهای تنفسی و سرطان و برخی اختلالات دیگر همچون استرس منجر میشوند.
وی درادامهی صحبتهایش اضافه کرد:
یکی از مشکلاتی که درحالحاضر با آن روبهرو هستیم، این است که دادههای زیادی از وضعیت سلامت آتشنشانان دردسترس نیست. اگر دادههای مربوط به سلامت آتشنشانان در زمان واقعی ثبت شوند، میتوان بر وضعیت سلامت آنها بهتر و دقیقتر کنترل نظارت کرد.

شایان ذکر است آتشنشانان کاتالونیا بهتازگی برندهی مسابقهی IBM’s Call for Code 2019 شدهاند؛ درنتیجه، استارتاپ Prometeo برای شروع، وضعیت سلامت آنان را با پلتفرم مبتنیبر هوش مصنوعی پایش میکند. پلتفرم مذکور روی دستگاه هوشمندی در ابعاد گوشی هوشمند کاربردی است و روی بازوی آتشنشان قرار میگیرد. این دستگاه به حسگرهایی مجهز است که دما و میزان رطوبت و غلظت دود را اندازهگیری میکند. درصورتیکه مؤلفههای اندازهگیریشده خطری برای سلامتی آتشنشانان ایجاد کند، ازطریق سیگنالهای کدگذاریشده به رنگهای سبز و زرد و قرمز در زمان واقعی هشدار میدهد.
جوزف رافولز همبنیانگذار استارتاپ Prometeo، نیز اعلام کرد:
این دستگاه کوچک هوشمند میتواند وضعیت سلامت آتشنشان را بهخوبی پایش کند و زمانیکه میزان دودهای سمّی در وضعیت خطرناک قرار بگیرد، با هشدار قرمزرنگ سریعا به وی اطلاعرسانی میکند تا از آن منطقه خارج شود. درغیراینصورت سلامتش درمعرض خطر قرار میگیرد.

رافولز درادامهی صحبتهای خود اعلام کرد تاکنون استارتاپ Prometeo، تنها یک محصول برای پایش سلامت آتشنشانان طراحی کرده است؛ ولی در آیندهی نزدیک شاهد محصولات پیشرفتهتری خواهیم بود. درحالحاضر پلتفرم مبتنیبر هوش مصنوعی ازطریق اتصال وایفای دادههای مربوط به سلامت آتشنشانان را منتقل میکند که در شرایط خاص نمیتواند کارایی لازم را داشته باشد و باید به فکر راهکارهای دیگری بود. وی افزود:
درحالحاضر، برای انتقال دادههای سلامت آتشنشانان از شبکهی ارتباط GSM گوشیهای هوشمند استفاده میشود که در مناطق دور از دسترس شبکهی GSM کارایی ندارد و امکان انتقال دادهها فراهم نیست؛ درنتیجه لازم است به فکر ارتقای سیستم فعلی باشیم و کاستیهای آن را برطرف کنیم. حسگرهای دستگاه روی بازوی آتشنشان بسته میشوند؛ ولی کاربران میتوانند Foot Locker بخرند و بدیهی است که این راهکار آخرین راهکار برای آتشنشان نخواهد بود.
وی بیان کرد:
در آزمایشها و بررسیهای اولیه متوجه شدیم قراردادن حسگرها روی بازوی آتشنشان گزینهی مناسبی نیست؛ چراکه با اولین برخورد آتشنشان با موانع مختلف، امکان آسیبدیدن حسگرها وجود دارد. شاید با قراردادن حسگرها در محفظه و تغییر محل قرارگیری از روی بازو به قفسهی سینهی آتشنشان بخشی از مشکلات فعلی برطرف شود.
استارتاپ Prometeo امیدوار است در دوسه سال آینده با دادههایی که از سلامت آتشنشانان جمعآوری میشود، بتواند سیستمی متناسب برای ردیابی سلامت آتشنشانان توسعه دهد. والرو معتقد است با اینکه چنین پلتفرمهایی از آتشسوزی و بروز بلایای طبیعی جلوگیری نمیکند، حداقل از اثرهای جانبی چنین حوادثی بر آتشنشانان جلوگیری میکند.
تولید محصولات اختصاصی برای میباخ، از سال ۲۰۱۲ متوقف شد تا تولیدات این برند، محدود به مرسدس بنزهای کلاس S باشد. سال ۲۰۱۸، با معرفی G کلاس لاندالت و مدل مفهومی ویژن آلتیمیت، احتمال تولید شاسیبلند از سری محصولات میباخ قوت گرفت تا اینکه روز گذشته، نسخهی ویژهی GLS 600 رونمایی شد.

حتی ارزانترین مدل از مرسدس بنز GLS، شاسیبلندی پهنپیکر و لوکس محسوب میشود که نزدیک به ۱۰۰ هزار دلار، قیمت دارد. این محصول، از سال آینده با قویتری پیشرانهی مرسدس بنز و امکانات فنی AMG 63 تولید خواهد شد تا قدرت ۶۱۲ اسب بخار داشته باشد. در سمت دیگر ماجرا، پیشرانه و تواناییهای حرکتی GLS 600 میباخ، اندکی ضعیفتر از نسخهی AMG است؛ اما چنان تجهیز شده تا قیمت ۲۰۰ هزار دلاری خود را توجیه کند. این محصول، با کابین بسیار لوکس و امکانات رفاهی کمنظیر، معادل آلمانی رولزرویس کالینان در کلاس قیمت پایینتر محسوب میشود.

مرسدس بنز میباخ GLS 600، از پیشرانهی V8 با حجم ۴ لیتر بهره میبرد تا قدرت ۵۵۰ اسب بخار و گشتاور ۷۲۹ نیوتنمتر فراهم کند. فناوری EQ بوست مرسدس بنز در این محصول نیز وجود دارد تا به کمک موتور برقی، قدرت ۲۱ اسب بخار و گشتاور ۲۴۹ نیوتنمتر را موقتا و هنگام نیاز راننده به شتابگیری ناگهانی، اضافه کند. با این شرایط، میباخ GLS 600 در زمان ۴.۸ ثانیه از سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد. نهایت سرعت برای مدلهای مخصوص بازار اروپا، محدود شده به ۲۵۰ کیلومتربرساعت و برای نسخههای دیگر مناطق، ۲۰۹ کیلومتربرساعت خواهد بود.

در نمای روبرو، جلوپنجرهی مدرن میباخ با خطوط باریک عمودی، مهمترین مشخصهی GLS 600 است. این ترفند، سال گذشته در نسخهی تشریفاتی S کلاس میباخ پولمن بهکار رفته بود. ادوات براق و نقرهای رنگ کروم در سپرها نیز وجود دارند تا جلوهای خاص به بخش میانی و ورودیهای هوا بدهند. استفاده از کروم در ناحیهی نزدیک به سینی زیر بدنه، در محصولات مرسدس بنز کمسابقه است.

نشان میباخ با حروف متقاطع M روی ستون انتهای خودرو دیده میشود. نمای جانبی GLS 600، با رینگهای ۲۲ یا ۲۳ اینچ به انتخاب خریدار تجهیز خواهد شد. در این ادوات هم، طراحی اصیل چرخهای میباخ با پرههای متعدد رعایت شده است. ریل باربند، قاب پنجرهها، ستون میانی و رکاب هم، از کروم براق ساخته شدهاند. نکتهی بسیار چشمگیر در GLS 600 میباخ، امکان سفارش خودرو با ۸ ترکیب رنگ دوگانه است که سیاه متالیک با بدنهی قرمز یا نقرهای را شامل میشود.
نمای پشت GLS 600 در مقایسه با نسخههای استاندارد تفاوت خاصی ندارد. صرفا سه ردیف تزئینات کروم در فضای بین چرغها و امتداد بالا و پایین سپر عقب اضافه شده است. البته خروجی اگزوزها و بالچهی انتهای سقف هم، اندکی متفاوت از دیگر مدلهای GLS هستند.

فضای داخلی و خصوصا صندلیهای عقب، مهمترین وجه تمایز میباخ GLS 600 با دیگر شاسیبلندهای آلمانی در بازار جهانی است. صندلیهای سوپرلوکس دستدوز با چرم بسیار مرغوب و رنگبندی متنوع، فراتر از انتظار هستند. سرنشینان میتوانند با تنظیمات برقی، نشیمن خود را به حالتی شبیه تخت خواب نزدیک کنند و در فضایی به طول ۲ متر و ۶ سانتیمتر استراحت کنند. میباخ GLS 600 بنابر سفارش مشتری به صورت ۴ یا ۵ صندلی تولید خواهد شد؛ اما در حالت ۴ نفره بهرهمند از کنسول میانی با نمایشگر اختصاصی و امکانات سفارشی مثل پخچال و شارژر بیسیم برای سرنشینان عقب خواهد بود. این محصول، مجهز به گرمکن و سردکن داخل صندلی، سانروف پانورامیک مجزا برای جلو و عقب، ماساژور، پردهی برقی و بسیاری دیگر امکانات سفارشی مرسدس بنزهای کلاس S تولید خواهد شد.

عرضهی GLS 600 میباخ برای بازار جهانی، نیمهی دوم سال ۲۰۲۰ آغاز خواهد شد. قیمت نهایی این محصول نامشخص است اما بنابر پیشبینیها، مسلما آستانه قیمت بیش از ۲۰۰ هزار دلار خواهد داشت.
اپل قصد دارد با سرمایهگذاری یکمیلیارددلاری پردیس بزرگ جدیدی در آستین تگزاس راهاندازی کند.
براساس آخرین اخبار، قرار است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و تیم کوک، مدیرعامل اپل، در تگزاس آمریکا یکدیگر را ملاقات کنند. همزمان با رسانهایشدن خبر این ملاقات، تیم کوک اعلام کرد کوپرتینونشینها قصد دارند پردیس جدید بزرگی در منطقهی آستین تگزاس احداث کنند.
ظاهرا اپل موفق شده است معافیتهای جدیدی برای تعرفهی واردات برخی محصولات خود دریافت کند. با تأسیس پردیس جدید اپل در تگزاس، حجم فراوانی از مکبوک پرو در ایالات متحدهی آمریکا تولید خواهد شد؛ درنتیجه اپل حضور پررنگتری در اقتصاد آمریکا خواهد داشت.

مقالههای مرتبط:
تیم کوک اعلام کرد در راستای استراتژیهای جدیدی که شرکت دنبال میکند، بهزودی احداث پردیس بزرگ جدید اپل در منطقهی آستین تگزاس آغاز خواهد شد و خیلی زود به مرحلهی بهرهبرداری خواهد رسید.
اپل روی پروژهی جاهطلبانهی خود یکمیلیارد دلار سرمایهگذاری میکند. انتظار میرود از اوایل سال ۲۰۲۲، این پردیس با حضور پنجهزار نیروی انسانی بهرهبرداری شود. کارخانهی جدید اپل در تگزاس در زمینی به مساحت ۲۲،۶۶۸ مترمربع راهاندازی خواهد شد. کوپرتینونشینها قصد دارند کامپیوترهای جدید مکبوک پرو را با کمک پانصد نیروی انسانی در این کارخانه مونتاژ کنند. ظاهرا بهصورت کامل تصادفی، دونالد ترامپ و تیم کوک قرار است بعدازظهر امروز در همین موقعیت مکانی یکدیگر را ملاقات کنند و شاید قرار است دربارهی خطوط تولید جدید اپل مذاکره کنند.
کارخانهی اپل در آستین بعد از بهرهبرداری، مساحتی برابر با ۲۷۸ هزار و ۷۰۹ مترمربع را برای اشتغال ۱۵ هزار نیروی انسانی دراختیار اپل قرار میدهد. با این حساب، انتظار میرود بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳، اپل ۳۵۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا کمک کند. بیشک دونالد ترامپ از طرحهای اشتغالزایی اینچنینی در آمریکا حمایت میکند.
ناگفته نماند اپل قصد دارد تا سال ۲۰۲۳، حدود ۲۰ هزار فرصت شغلی ازطریق تأسیس این پردیس جدید بزرگ ایجاد کند و همچنین در مناطقی مانند سیاتل و نیویورک و پیتسبورگ در جستوجوی مکانهایی است تا بتواند در سالهای آینده، چنین رویکردی را گسترش دهد. پیشتر اپل این طرحهای توسعهای را دنبال نمیکرد؛ ولی بهتبع جنگ تجاری ایالات متحدهی آمریکا و چین، سیاستهای جدیدی در دستورکار خود قرار داد.
پیشازاین نیز تیم کوک و دونالد ترامپ قرار ملاقاتهای خصوصی با یکدیگر داشتهاند. در خبر دیگری گفته شده بود مدیرعامل اپل و رئیسجمهور ایالات متحدهی آمریکا در ضیافت شامی در فضایی محرمانه با یکدیگر مذاکره کردهاند؛ درنتیجه، این احتمال وجود دارد که تیم کوک بتواند در جریان مذاکرهی مذکور، درخواست جدیدی مبنیبر لغو تعرفههای مالیاتی مطرح کند.
اپل، تنها شرکتی نیست که سیاستهای جدیدی برای ساخت پردیس در سراسر ایالات متحدهی آمریکا دنبال میکند؛ چراکه گوگل نیز یکمیلیارد دلار روی پروژهی نیویورک سرمایهگذاری کرده و آمازون نیز سخت در تلاش است برای تأسیس دفتر مرکزی خود سهمیلیاد دلار سرمایه جذب کند.
با قطع دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت جهانی، کارایی بسیاری از سرویسهای جایگزین داخلی از جمله پیامرسانها و موتورهای جستوجو در بوتهی آزمایش قرار گرفته است.
با اختلال در سیستم سراسری اینترنت کشور، مشکلات عدیدهای در جنبههای متعدد زندگی افراد پیش آمده و اکنون، رسانههای داخلی، استفاده از سرویسها و وبسایتهای بومی را پیشنهاد میدهند. هرچند این اولین باری نیست که کاربران ایرانی در دسترسی به بخشی از شبکهی جهانی اینترنت یا سرویس اینترنتی خاصی دچار مشکل میشوند؛ شرایط اخیر از این جهت متفاوت است که این بار قطع دسترسی بسیار طولانیتر و گستردهتر است. درست مانند دفعات پیشین، این بار نیز پرسشهایی دربارهی سرویسهای مشابه و جایگزین ایرانی ذهن کاربران را به خود درگیر کرده است. اینکه اصلا چه سرویسهایی جایگزین ایرانی دارند؟ این جایگزینها درمقایسه با نمونهی خارجی چقدر کارآمد هستند و تا چه میزان نیاز کاربر ایرانی را برطرف میکنند؟ چرا هر بار با مهاجرت کاربران به این سرویسها، بسیاری از آنها از دسترس خارج میشوند؟ تکلیف سرویسهایی که جایگزینی برای آنها نیست چه میشود؟ آیا سرمایهگذاری روی این سرویسها تا حالا بازدهی داشته است و درنهایت، آیا صرف وقت و هزینه برای ساختن جایگزین تمام سرویسهای خارجی شدنی و عاقلانه است؟ با ما همراه باشید.
کاربران ایرانی به کدام سرویسها بیشترین وابستگی را دارند؟
باتوجه به طیف گستردهی نیازهای کاربران، تهیهی فهرستی جامع و کامل از سرویسهایی که با خارجشدن از دسترس در چند روز گذشته کسبوکار و زندگی روزمرهی کاربران ایرانی را تحت تأثیر قرار دادهاند، کاری غیرممکن یا حداقل دشوار است؛ اما با تقریب خوبی میتوان گفت که برای عموم کاربران، قطع دسترسی به موتورهای جستوجو، اپلیکیشنهای پیامرسان و بستری برای ارسال فایل، مهمترین دغدغه و بزرگترین معضل بهشمار میروند. از دیگر سرویسهایی که با قطع اتصال به اینترنت جهانی جای خالی آنها بین کاربران ایرانی بهشدت احساس میشود میتوان به شبکههای اجتماعی، سرویسهای ایمیل، ترجمهی آنلاین متن، استریم موسیقی، مسیریابی و نقشه، هواشناسی، استورهای اپلیکیشن، انجمنها و فرومهای تخصصی پرسش و پاسخ، وبسایتها و وبلاگهای تخصصی حاوی محتوای آموزشی و سرویسهای بازی اشاره کرد. شاید بتوان برخی از موارد اشارهشده را بسته به نیاز کاربر تاحدودی با نمونهی ایرانی جایگزین کرد، اما باید پذیرفت که برای بسیاری از این سرویسها جایگزین بومی درخوری وجود ندارد.

برای جلوگیری از اطناب، در این مقاله تنها جایگزینهای ایرانی «موتورهای جستوجو»، «سرویسهای پیامرسان» و «شبکههای اجتماعی» را مورد بررسی و مقایسه قرار میدهیم و به ذکر چند مثال از دیگر سرویسها بسنده میکنیم.
سرویسهای بومی تا چه میزان پاسخگوی نیازها هستند؟
موتورهای جستوجو
مقالهی مرتبط:
کاربران ایرانی در سال ۹۶ روزانه ۲۰ میلیون جستوجو در گوگل انجام میدادند. استفادهی گسترده و بسیار آسان از سرویسهای جستجوگری همچون گوگل باعث شده است تا بیشتر کاربران ایرانی، نام اکثر وبسایتها را به یاد نداشته باشند و هنگام استفاده از اینترنت درمواقع عدم امکان دسترسی به موتورهای جستوجو، حتی در چنین سطح ابتدایی با مشکل مواجه شوند؛ بههمین دلیل است که با قطع شدن دسترسی به موتورهای جستوجوی خارجی در چند روز گذشته، بسیاری از سرویسهای اینترنتی ایرانی آدرس خود را ازطریق پیامک به کاربرانشان یادآوری میکنند.
اما این تنها بخشی از توانایی موتورهای جستجویی مدرن امروزی است. کاربران برای یافتن هر نوع اطلاعاتی چه تخصصی یا عمومی از موتورهای جستوجو بهعنوان شروع کار استفاده میکنند. موتورهای جستجوی امروزی پا را فراتر نیز گذاشتهاند و بسیاری از اطلاعات مورد نیاز مخاطبان را بهصورت طبقهبندیشده در قالب نتایج جستوجو، بهسرعت در اختیار کاربر قرار میدهند.
طی سالهای اخیر شاهد معرفی چند موتور جستوجوی ایرانی بودیم که متاسفانه، طبق گزارشها و بررسی عملکرد آنها، حوزهی جستوجو بهشکل اسفباری محدود و نادرست است. کافی است خودتان همین حالا با مراجعه به وبسایتهای یوز و پارسیجو، دو مورد از مشهورترین موتورهای جستوجوی ایرانی، عباراتی که بهصورت روزمره جستوجو میکردید را وارد کرده و نتایج بهدستآمده را با آنچه گوگل به شما نمایش میداد مقایسه کنید.
برای مثال، اگر برنامهنویسی قصد داشت از مشخصات سختافزاری سیستم موردنیاز برای اجرای آخرین نسخهی«ویژوال استودیو» باخبر شود، کافی بود عبارت «Visual Studio 2019 System Requirements» را در گوگل جستوجو کند. گوگل در کمتر از ۰/۵ ثانیه ۶۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نتیجه به کاربر نشان میداد که در صدر آن پیشنمایشی از مرتبطترین نتیجه وجود داشت و در ادامه داکیومنتیشنهای رسمی مایکروسافت آورده شده بود.
این درحالی است که با جستوجوی همین عبارت در پارسیجو نتایجی بهنمایش درمیآید که هیچکدام از آنها کوچکترین ارتباطی به ویژوال استودیو ندارند. یوز نیز در سراسر اینترنت تنها ۴ نتیجه پیدا میکند که نزدیکترین آنها به عبارت جستوجو شده، نحوهی نصب آفیس ۲۰۱۳ و مشخصات لازم برای آفیس ۲۰۱۹ است.
مقایسه نتایج جستجوی گوگل، پارسی جو و یوز (برای مشاهده در ابعاد اصلی روی تصاویر کلیک کنید)
این کیفیت پایین درحالی است که بنا بهگفتهی نصرالله جهانگرد، معاون وزیر ارتباطات پیشین، ساخت موتور جستوجوی یوز تا سال ۹۳ حدود ۷ میلیارد تومان روی دست وزارتخانه خرج گذاشته بود و وزارت ارتباطات قصد داشت ۱۷۰ میلیارد تومان دیگر روی موتورهای جستوجوی بومی سرمایهگذاری کند. طرح جستجوگرهای بومی از سال ۱۳۹۲ بهصورت جدیتری پیگیری شده اما هرگز مورد اقبال مردم قرار نگرفت و متاسفانه این موتورها نیز پیشرفتی به خود ندیدند؛ تا جایی که گفته میشود از ۱۲۰۰ سروری که قرار بوده به یکی از موتورهای جستجوگر ایرانی متصل شود، اکنون تنها ۲۰۰ سرور متصل است. اما موانع راه و سختیهای ساخت موتور جستوجو در چیست؟
حقیقت امر این است که موتورهای جستوجو یکی از پیچیدهترین ساختارهای نرمافزاری و زیرساختی دنیا را طلب میکنند. دسترسی به منابع در حوزههای متنوع، نیاز به موتور جستجوگری با الگوریتمهای دقیق، پیشرفته و بسیار پیچیده دارد تا بتواند جزئیترین موارد مربوطه میان اطلاعات در سطح گستردهی اینترنت را یافته، طبقهبندی و رتبهبندی کرده و به سرعت در اختیار کاربر قرار دهد. علاوه بر الگوریتم پیشرفته، فرایند ایندکس کردن میلیاردها صفحهی وب نیازمند منابع سختافزاری قدرتمند و بسیار گرانقیمت است. حتی اگر بتوان از پسِ توسعهی الگوریتم سرچ و تهیهی منابع سختافزاری برآمد، به مبحث بسیار پراهمیت ترتیب نمایش نتایج یا الگوریتم سورت کردن میرسیم. مرتبط بودن نتایج بهنمایش درآمده در گوگل حاصل تجربهای نزدیک به دو دههای و استفاده از اطلاعات ارزشمند واردشده توسط کاربران است. جای تعجب نیست که بسیاری از کشورها و شرکتهای بزرگ فناوری در سطح جهانی نیز به این نتیجه رسیدهاند که در حیطهی جستوجو، «بازاختراع چرخ» کار عاقلانهای نیست. بیشتر جایگزینهای فعلی موتور جستوجوی گوگل در سطح جهانی نیز عمومیت گوگل را ندارند و تمرکز خود را روی جستوجوی نوعی خاص از محتوا قرار دادهاند.
حتی مایکروسافت با پشتوانهی عظیم مالی و دانش فنی، نتوانسته است سهم قابل توجهی از بازار را از آن خود کند و بنا بر آخرین آمارها، گوگل بیش از ۹۰ درصد سهم بازار جستوجوی آنلاین را بهخود اختصاص داده است. ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که مسائل فنی خصوصا در لایه نرمافزار چالش بسیاری از شرکتهای سرویس محور امروزی است و به گفته بسیاری از مدیران عامل کشور، پیدا کردن نیروی متخصص مخصوصا در حوزههای جدید بسیار دشوار است.
چین موتور جستجوی بومی بایدو (Baidu) و روسیه موتور جستجوی بومی یاندکس (Yandex) را راه اندازی کردهاند. بایدو بیش از ۶۰ درصد سهم بازار جستجوی آنلاین چین را بهخود اختصاص داده است و بیش از نیمی از کاربران اینترنت کشور روسیه از یاندکس استفاده میکنند. کشورهای کره و چک نیز هر یک موتورهای بومی خود را دارند. دو سرویس بومی ناور (Naver) و داوم (Daum) در کرهی جنوبی توانستهاند درمجموع ۳۷ درصد از سهم بازار را بهدست بیاورند. باید توجه داشت که شرایط سیاسی-اقتصادی-فرهنگی کشورها را نمیتوان بهسادگی با یکدیگر مقایسه کرد. شاید راهکاری که در کشوری خاص ثمربخش است، در کشوری دیگر راهگشا نباشد. علاوه بر این، نباید فراموش کرد که موفقیت موتورهای جستوجوی بومی در برخی کشورها، تنها با صرف میزان زیادی زمان، سرمایه و تخصص عملی شده است. پیشرفت سرویسهای اینترنت در زمینههای مختلف تنها به دانشگاهها خلاصه نمیشود؛ درحقیقت کسبوکارها توانستهاند به کشف نیازهای متعدد کاربران کمک شایانی کنند و جامعهی آکادمیک را بهسمت پرورش متخصصان سوق دهند؛ درنتیجه عامل مهمی در پیشرفت تکنولوژی باشند.
اپلیکیشنهای پیامرسان
مقالهی مرتبط:
درمیان اپلیکیشنهای پیامرسان نیز که طی سالهای اخیر معرفی شدند، طبق مشاهدهی نگارنده، ظاهرا اپلیکیشنهای «بله»، «سروش پلاس» و «آیگپ» موجب رضایت تعداد بیشتری از افراد را فراهم آوردهاند؛ اما با رویآوردن به این سه پیامرسان بومی طی روزهای اخیر و بررسی عملکرد آنها، متاسفانه متوجه شدیم که هیچکدام قادر به رقابت با نمونههای خارجی نیستند؛ چه بهلحاظ عملکرد کلی پیامرسان، ارسال فایل یا حتی ارسال منظم و بدون مشکل پیامهای متنی. نباید سرعت بسیار پایین در هر دو مورد یعنی موتور جستوجو و پیامرسانهای داخلی را نیز از یاد برد.

حتی اگر پیامرسانهای داخلی از لحاظ ویژگیها و کیفیت ساخت با نمونههای خارجی قابل قیاس و حتی بهتر بودند، موضوعی که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد، قطع مکرر دسترسی و پایدارنبودن اتصال است. برای درک بهتر این موضوع که چرا درمواقع قطع دسترسی به اپلیکیشنهای خارجی، پیامرسانهای داخلی نیز دچار مشکل میشوند، در زومیت بهسراغ مدیر یکی از شرکتهای توسعهدهندهی ایرانی رفتیم که تخصص آن ساخت سیستمهایی با توانایی مدیریت تعداد بسیار بالای کاربران است. بهگفتهی این توسعهدهنده، شرایط پیشآمده و حجم عظیم کاربرانی که یکباره به سمت پیامرسانهای ایرانی روانه شدند، حتی اگر برای نمونههای خارجی پیش میآمد نیز ممکن بود آنها را با مشکل روبهرو کند:
روند رشد سرویسهای کاربرمحور باید دارای شیب ملایم ۱۰ تا ۲۰ درصدی باشد و مشکلات آنها بهمرور رفع شود. هیچ اپلیکیشنی نمیتواند رشد پلکانی تجربه کند و با مشکل روبهرو نشود.
میتوان نتیجه گرفت که سرویسهای مشابه ایرانی، توانایی رشد یکباره ندارند. این رشد باید در شرایط عادی و بهصورت بهاصطلاح «ارگانیک» حاصل میشد.
طی چند بار قطعی اینترنت یا فیلترینگ پیامرسان پرمخاطب در کشور که موجب سرازیرشدن اجباری کاربران به پیامرسانهای داخلی شده، هیچوقت پیامرسانهای داخلی نتوانستهاند پاسخگوی حجم بالای مخاطب باشند و این موضوع طبیعی بهنظر میرسد.
ظاهرا اگر این اتفاق بارها تکرار شود باز هم مشکل حل نخواهد شد و پیامرسانهای داخلی قادر به سرویس دهی صحیح زیر فشار نباشند. روند رشد پیامرسانها مانند هر سرویس آنلاین دیگری باید با شیب ملایم و تحت کنترل انجام شود؛ اتفاقی که با دید منفی کاربران ایرانی نسبت به پیامرسانهای داخلی بهنظر دشوار میرسد.
شبکههای اجتماعی
یکی از اولین سرویسهایی که در زمان قطع اتصال به اینترنت جهانی نیاز به یافتن جایگزینی برای آن احساس میشود، شبکههای اجتماعی هستند. پیش از ادامه، بهتر است منظور خود از «شبکهی اجتماعی» در اینجا را مشخص کنیم.
با گستردهشدن دامنهی کارایی بسیاری از اپلیکیشنهای پیامرسان و اضافهشدن ویژگیهای متعدد (مانند ایجاد کانال، ثبت نظر و...) مرز بین این اپلیکیشنهای پیامرسان و شبکههای اجتماعی سنتی هرروز کمرنگتر میشود. بسیاری از کاربردهایی که زمانی تنها مختص وبسایتهایی چون فیسبوک بود (مانند ایجاد گروه یا صفحهای برای اطلاعرسانی و هماهنگی رویدادهای درسی، کاری یا خانوادگی) را امروزه میتوان با استفاده از اپلیکیشنهای پیامرسان انجام داد؛ اما کاربردهای بسیاری هستند که هنوز تنها به شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام وابستهاند. ازجمله این کاربردها میتوان به دسترسی عمومی و قابل جستوجو به محتوا، قابلیت تعامل با کاربران ازطریق بخش نظرات عمومی، ویژگیهای پیشرفتهی متعدد برای تولید محتوای تصویری و ویدیویی و ارتباط با مخاطب خارجی اشاره کرد؛ ویژگیهایی که بسیاری از پیامرسانها (بهویژه آنهایی که بهصورت قانونی در دسترس هستند) از آنها بیبهره هستند.

با نگاه کوتاهی به فهرست شبکههای اجتماعی ایرانی متوجه میشویم بسیاری از آنها یا هیچگاه نتوانستند مقبولیت قابل توجهی بین کاربران ایرانی کسب کنند، یا مسیر فعالیتشان بهقدری با مشکل روبهرو شد که مدیران آنها از ادامهی فعالیت منصرف شدند. برای مثال «کلوب» یکی از شبکههای اجتماعی ایرانی بود که در بازهای توانست تا ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار کاربر جذب کند؛ اما بهدلیل خارج شدن از دسترس بهمدت یک سال و مشکلات دیگر، تصمیم گرفت پس از ۱۲ سال فعالیت خود را در پاییز ۹۶ متوقف کند. محمد جواد شکوری مقدم در آن زمان در پستی وبلاگی در این باره نوشته بود:
نگهداری سایت کلوب دات کام با شرایط فعلی، محدودیتها و عدم تمایل به توسعهی آن بیش از این صلاح نیست و شرکت صباایده تصمیم به خاموشی این سرویس تا آخر پاییز امسال دارد.
ازطرف دیگر، حتی درصورت ساخت شبکهای اجتماعی با قابلیتهایی درسطح نمونههای خارجی، همچنان نمیتوان نیاز برخی کاربران به مخاطب خارجی را رفع کرد. برای مثال، عمدهی درآمد برخی کسبوکارهای اینستاگرامی ازطریق اعضای خارجی آنها حاصل میشد. برای نمونه، بهسراغ مالک صفحهی cacti.cacti، دومین صفحهی پرمخاطب دربارهی کاکتوس در کل اینستاگرام رفتیم. مهدی بقراطی، صاحب این صفحه و تعدادی صفحهی دیگر دربارهی گیاهان گلخانهای در پاسخ به زومیت گفت که تنها ۴ درصد دنبالکنندگان صفحهی مذکور ایرانی هستند و مابقی ساکن خارج از کشور هستند. بهگفتهی بقراطی، درآمد میلیونی این صفحه تماما به مخاطب و تبلیغات خارجی وابسته است و درصورت بستهشدن دسترسی به اینترنت جهانی، این درآمد که درواقع ارزآوری به کشور محسوب میشود، کاملا از بین خواهد رفت.
نیاز به جامعه جهانی
علاوه بر شبکههای اجتماعی، بسیاری سرویسهای اینترنتی دیگر نیز وجود دارند که باتوجه به ماهیتشان، نمیتوان آنها را به کشوری خاص محدود کرد و انتظار کارایی داشت. برای مثال، جامعهی برنامهنویسان ایرانی برای یافتن پاسخ بسیاری از پرسشهای خود به سایتهایی مانند استک اورفلو (Stack Overflow) وابستگی زیادی دارند. جامعهی آکادمیک ایران نیز بسیاری مواقع از سایتها و انجمنهای معروف و معتبری چون کورا (Quora) و ردیت (Reddit) استفاده میکنند. حتی اگر بتوانیم سایتها و سرویسهای مشابهی دراینزمینه ایجاد کنیم که از لحاظ فنی از نمونهی خارجی بهتر نیز باشند، بدون حضور جامعهی جهانی در این جوامع، این سرویسها عملا کارایی لازم را نخواهند داشت.
این معضل ازطرفی برای اپلیکیشنهای پیامرسان نیز مطرح است. برای مثال، بسیاری از کارآفرینها، جامعهی علمی کشور، کسبوکارها و واردکنندهها هنگام ارتباط با طرف خارجی مجبورند روی استفاده از پلتفرمی خاص برای برقراری رابطه توافق کنند. حتی اگر روزی اپلیکیشنهای داخلی ازلحاظ کیفی از مشابه خارجی پیشرفتهتر شوند، باز هم سخت میتوان خریدار یا فروشندهی خارجی را متقاعد کرد که بهجای واتساپ از «بله» استفاده کند. استاد خارجی را بهزحمت بتوان راضی کرد که بهجای مصاحبهی اسکایپی، تن به استفاده از «آی گپ» بدهد.
موضوع این است که سرویسهای اینترنتی در جنبههای مختلف به دیگری وابسته هستند و نمیتوانند بدون اینکه جهانی باشند، نیاز کاربر را رفع کنند. قطعا کاربران، تنها ارتباطات داخلی ندارند و سرویسهای بومی نیز امکان استفاده جهانی را فراهم نمیکنند. زمانیکه برنامه یا اپلیکیشنی ایجاد میشود، برای رشد و بهبود نیاز به استفاده در سطح جهانی دارد، باید بازخورد جهانی بگیرد و چالشها و نقایصش را در سطح گسترده شناسایی کرده و راه خود را هموار کند. آیا اپلیکیشنها و سرویسهای جایگزین کنونی، چنین کارکردی را در مقایسه با نمونههای خارجی دارند؟ کمبودها چیست و چه مواردی باید تقویت شوند؟ علاوهبر این، تکلیف سرویسهایی که جایگزینی برای آنها وجود ندارد، چه میشود؟ پیدا است که جلوگیری از عملکرد چنین سرویسهای جهانی، سد انجام برخی امور کاربری میشود.
انجام برخی کارها از راه دور که تاکنون بهراحتیِ هرچه تمامتر با استفاده از اینترنت صورت میگرفته اما در عین حال دارای اهمیت بالایی بوده، در این روزها دچار سختی شده یا به بنبست خورده است. دسترسی برخی افراد که نیاز به برقراری تماس تصویری با خارج از کشور داشتهاند، افرادی که در کار بورس یا ارزهای دیجیتال فعالیت میکردهاند، افرادی که نیاز فوری به مبادلهی اطلاعاتی ازطریق ایمیل داشتند یا فریلنسرهایی که با شرکتها و وبسایتهای خارجی کار میکردهاند، در این روزها به مشکل جدی خورده است؛ مشکلاتی که شاید قابلحل نباشند و ضررهایی که شاید جبران نشوند یا دستکم نتوان از میزان بالای آن ضررها چشمپوشی کرد؛ مانند دانشجویانی که در این بازه بهدنبال گرفتن پذیرش از دانشگاه خارجی بوده و آخرین زمان برای ارسال درخواست و مصاحبه اکنون فرا رسیده و آنها را در شرایط سختی قرار داده است.
جمعبندی
علاوهبر مبحث فنی و فراهمآوردن زیرساختهای ضروری برای پیشرفت در زمینهی موردبحث، که در مطلب دیگری به آن میپردازیم، باید بررسی کرد که آیا صرف هزینه و زمان برای توسعه و تولید چنین سرویسهای بومی، تصمیم درستی است؟ آیا میتوان در نمونهها و برخی سرویسها از نسخهی جهانی استفاده کرد و انرژی بیشتری برای پرداختن به مسائل و مشکلات مهمتر صرف کرد؟ برای مثال آیا تمرکز روی بهبود زیرساختهای مخابراتی-ارتباطی سود بیشتری برای کاربر ایرانی خواهد داشت یا صرف هزینهای گزاف برای ساخت موتور جستجویی که همین حالا نمونهای عالی از آن بهرایگان در دسترسمان است؟ زمان، هزینه و استعدادی که قرار است صرف توسعهی سیستمعامل بومی شود (پروژهای که حتی بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز سمت آن نمیروند) اگر در مباحث دیگری مانند هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی هزینه شود، آیا بازدهی بیشتری نخواهد داشت؟
حتی اگر ساخت سرویسهای بومی ازلحاظ فنی ممکن و ازلحاظ اقتصادی بهصرفه باشد، مهاجرت به این سرویسها برای کاربران باید در شرایط عادی، تدریجی و بدون اجبار باشد. نباید از یاد برد که حضور آزاد رقیب خارجی در بازار نیز درنهایت باعث پیشرفت نمونهی بومی میشود؛ همانطور که تجربه ثابت کرده، تنها چند استثنا درمیان سرویسهای ایرانی، که مشابه خارجی آنها از داخل ایران بدون محدودیت در دسترس است (مانند سرویسهای مسیریاب بلد و نشان)، عموما از کیفیت بهمراتب بالاتری نسبت به سرویسهایی برخوردار هستند که نمونهی خارجی آنها (مانند یوتیوب) در ایران با محدودیت مواجه است.
برای یافتن پاسخ این پرسش که قطعشدن دسترسی به سرویسهای خارجی در چند روز اخیر چه تأثیری روی سرویس مشابه داخلی داشت، سراغ حسین حجازی، مدیرعامل مسیریاب بلد رفتیم. حجازی در پاسخ به زومیت دربارهی اینکه آیا جلوگیری از دسترسی به سرویسهای مشابه خارجی به نفع نمونهی بومی است یا خیر، گفت:
پیش از این و زمانیکه سرویسهای خارجی مانند ویز در دسترس بودند، کاربران چون حق انتخاب داشتند، بیشتر پذیرای سرویس ما بودند و دید بهتری به ما داشتند. ما درحضور سرویسهای خارجی نیز رشد خودمان را داشتیم. اما این چند روز و با ازدسترس خارج شدن سرویسهای خارجی، کاربران نسبت به سرویس ما گارد گرفتند و بازخورد خوبی نسبت به استفادهی اجباری از اپلیکیشن نداشتیم.
نظر شما دربارهی جایگزین کردن سرویسهای اینترنتی خارجی با نمونهی داخلی چیست؟ چه سرویسهایی را میتوان با نمونهی بومی جایگزین کرد؟ جایگزین کردن کدام سرویسها ناممکن یا غیرمنطقی است و بهتر است از نمونهی خارجی آن استفاده شود؟ نظرات خود را با ما و کاربران زومیت بهاشتراک بگذارید.
.: Weblog Themes By Pichak :.


