سیستم پاشش سوخت خودرو از کلیدیترین اجزای سیستم سوخترسانی در خودروهای امروزی است که در این مقاله به تشریح اجزا، انواع، عملکرد و ایرادات آن میپردازیم.
در هر پیشرانهی احتراق داخلی مخلوطی از سوخت و هوا با ورود به محفظهی احتراق و مشتعلشدن سبب تولید قدرت میشود. برای دستیابی به بالاترین بازده پیشرانه فرآیند احتراق باید بهصورت کامل انجام شود. اگرچه این امر در کلام ساده بهنظر میرسد، اما حقیقت این است که عوامل مختلفی در تحقق این هدف تأثیرگذارند. یکی از عمدهترین آنها نسبت دقیق سوخت به هوا است که از طریق کنترل میزان سوخت ورودی به محفظهی احتراق کنترل میشود. اگر نسبت سوخت از مقدار مشخصی بیشتر باشد، به دلیل کمبود اکسیژن همهی سوخت فرصت اشتعال نمییابد، در نتیجه خودرو بهسختی استارت میخورد و در اصطلاح خفه میکند. از سوی دیگر در صورتی که نسبت سوخت از مقدار معینی کمتر باشد، باز هم خودرو روشن نمیشود. در هر دو حالت علاوه بر کاهش چشمگیر بازدهی پیشرانه، به دلیل احتراق ناقص گازهای آلایندهی زیادی به هوا وارد میشود. به همین دلیل کنترل دقیق نسبت سوخت به هوا امری حیاتی و مهم در جهت افزایش بازدهی پیشرانه و حفظ محیطزیست است.

در گذشته پیشرانههای کاربراتوری مشکلات زیادی برای کنترل نسبت سوخت به هوا داشتند. معضل اصلی این بود که پیشرانههای مجهز به یک کاربراتور قادر به سوخترسانی برابر در سیلندرها نبودند و اغلب دورترین سیلندر نسبت به کاربراتور سوخت کمتری نسبت به سیلندرهای نزدیکتر دریافت میکرد که این امر موجب کاهش راندمان و افزایش آلایندگی میشد. برای حل این مشکل مهندسان رفتهرفته پیشرانههای مجهز به دو کاربراتور را طراحی کردند که میتوانست تا حدودی مشکلات گذشته را حل نماید، اما مشکل جدید هماهنگسازی این اجزا با یکدیگر و مصرف سوخت بالا بود که در نتیجه پیچیدگی و آلایندگی این پیشرانهها را افزایش میداد. این مشکلات طی سالها سبب شد که مهندسان به فکر طراحی مکانیزمهای با راندمان بالا جهت کنترل میزان دقیق سوخت بیفتند و درست در این زمان سیستم پاشش سوخت/انژکتور متولد شد.
تاریخچه
برای دههها سیستمهای کاربراتوری استفادهی گستردهای در صنعت خودروسازی داشتند تا اینکه آلودگی هوا و کنترل نسبت سوخت به هوا به دغدغهای برای خودروسازان و حامیان محیطزیست بدل شد. تاریخچهی استفاده از سیستم پاشش سوخت به اوایل قرن بیستم میلادی باز میگردد. در سال ۱۹۰۲ میلادی از این سیستم تنها در پیشرانهی هواپیماها استفاده میشد. در این سال یک خلبان فرانسوی به نام لئون لواواسور نسخهای آزمایشی از این سیستم را در پیشرانهی هشت سیلندر آنتونت هواپیمای خود استفاده کرد که بهطور اتفاقی بعدها به اولین پیشرانهی هشت سیلندر مورد استفاده در یک وسیلهی نقلیه در طول تاریخ بدل شد. با آغاز جنگهای جهانی اول و دوم استفاده از این سیستم در هواپیماها ادامه یافت و کمکم استفاده از آن عادی شد. ۲۳ سال بعد از لواواسور یک مهندس و مخترع سوئدی به نام یوناس هسلمن نسخهای اولیه از سیستم پاشش سوخت مستقیم را در پیشرانهی بنزینی خود استفاده کرد که سبب میشد در آخرین لحظهی مرحلهی تراکم سوخت به درون محفظهی احتراق تزریق شود.

در دههی ۱۹۴۰ میلادی افراد فعال در حوزهی مسابقات اتوموبیلرانی اقدام به استفادهی آزمایشی از سیستم پاشش سوخت در خودروهایشان کردند. در ابتدا از این سیستم در مسابقات استقامتی و رکوردشکنی سرعت استفاده شد. در دههی ۱۹۵۰ میلادی مرسدس بنز با همکاری بوش سیستم پاشش سوخت مکانیکی را مورد استفاده قرار داد و در سال ۱۹۵۵ میلادی استرلینگ ماس پشت فرمان مرسدس بنز 300SLR مجهز به سیستم پاشش سوخت بوش نشست و توانست فاتح مسابقات میله میلیا شود (این مسابقه به مسافت ۱۶۰۰ کیلومتر بین سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۵۷ برگزار میشد).
اواخر دههی ۱۹۶۰ میلادی تعدادی از خودروسازان اروپایی نظیر پورشه، پژو، آئودی، بیامو، استون مارتین، تریومف و فولکسواگن اقدام به استفادهی آزمایشی از سیستم پاشش سوخت مکانیکی روی مدلهای تولید انبوه کردند و این روند تا اواسط دههی بعدی ادامه یافت. طی سالهای بعدی سایر خودروسازان نیز برای استفاده از سیستم انژکتوری مجاب شدند و در طول این سالها مدلهای بهینهتر و پیشرفتهتری از این سیستم تکامل یافت. سال ۱۹۹۰ میلادی سوبارو جاستی آخرین خودروی مجهز به کاربراتور بود که در ایالات متحدهی آمریکا به تولید رسید و در سال بعد مدل جدید آن به سیستم انژکتور مجهز شده بود.
اساس عملکرد
بهطور خلاصه سیستم پاشش سوخت/انژکتور نازلی است که سبب میشود مقدار دقیق و معینی از سوخت بهصورت غبار، پودر یا اتمی در آمده و داخل محفظهی احتراق پاشیده شود. برای این منظور، پردازشگر (ECU) و حسگرهای پیچیده و متعددی مورد نیاز است که از طریق آنها بتوان میزان دقیق سوخت مورد نیاز را اندازهگیری کرد. حسگرهای تعبیه شده در این سیستم تمامی پارامترهای لازم جهت تعیین میزان دقیق سوخت مورد نیاز را با توجه به شرایط رانندگی به واحد پردازنده ارسال میکنند، سپس پردازشگر با ارسال پالس الکتریکی به واحد کنترل کنندهی میزان سوخت، مقدار دقیق سوخت مورد نیاز پیشرانه را تنظیم میکند.
اجزای اصلی
برخلاف تصور اکثریت، سیستم پاشش سوخت مجموعهای پیچیده از قطعات مختلف است که در هماهنگی کامل با یکدیگر عمل میکنند. در ادامه به معرفی اجزای اصلی این سیستم و توضیح هر یک از آنها میپردازیم.
پمپ بنزین فشار بالا

اولین و اصلیترین قطعه در سیستم پاشش سوخت، پمپ بنزین است. این پمپ که درون باک خودرو تعبیه شده است وظیفهی تأمین جریان فشار بالای سوخت و رساندن آن به نازلها را برعهده دارد.
مسیر سوخت

مجموعهای از لولهها است که درون آنها سوخت با فشار بالا جریان دارد. یک سر این لولهها به پمپ بنزین و سر دیگر آنها به نازلها متصل است. مسیر سوخت یک مسیر دو طرفه برای رفت و برگشت سوخت اضافی از نازلها است.
تنظیمکننده / رگلاتور

این قطعه روی مسیر سوخت و قبل از نازلها قرار میگیرد. وظیفهی آن تنظیم فشار سوخت مورد نیاز نازلها است. این فشار در پیشرانههای مختلف و در شرایط رانندگی متفاوت تغییر میکند.
نازل

نازل قلب سیستم پاشش سوخت و صحنهی نمایش نبوغ مهندسی و تکنولوژی است. بهطور ساده نازل قطعهای کوچک است که درون آن شیری سوزنی تعبیه شده و وظیفهی کنترل جریان سوخت و اسپری کردن آن را برعهده دارد. بهطور معمول در ۱۰۰۰ دور بر دقیقه عملکرد پیشرانه فاصلهی هر دو اسپری سوخت متوالی ۵ میلی ثانیه است. با توجه به نوع کنترل حاکم بر نازل دو نوع کلی از سیستم پاشش سوخت ابداع شده است. اگر کنترل نازل بهصورت مکانیکی صورت پذیرد، سیستم از نوع مکانیکی و اگر بهصورت الکترونیکی انجام شود، از نوع الکترونیکی است. سیستم انژکتور مکانیکی از اولین نمونههای معرفیشدهی این سیستم است که رفتهرفته جای خود را به سیستم پاشش سوخت الکترونیکی داده است.
حسگرها
همانطور که پیشتر ذکر شد، واحد پردازندهی خودرو برای کنترل و تعیین میزان سوخت مورد نیاز در هر لحظه باید حجم زیادی از اطلاعات دریافتی از حسگرهای مختلف را پردازش کند. در ادامه مهمترین حسگرهای موجود در سیستم پاشش سوخت معرفی میشوند.
حسگر جریان جرمی هوا
این حسگر میزان جرم هوای ورودی به پیشرانه را در اختیار پردازشگر قرار میدهد.
حسگر اکسیژن
میزان اکسیژن موجود در اگزوز را اندازه میگیرند تا پردازنده تشخیص دهد که نسبت هوا به سوخت در پیشرانه در چه وضعیتی قرار دارد و در صورت نامناسب بودن تغییرات لازم را بهسرعت اعمال کند.
حسگر تشخیص موقعیت دریچهی هوا
این حسگر بهطور لحظهای میزان باز و بستهشدن دریچهی هوا را اندازهگیری میکند تا پردازنده بهصورت لحظهای از میزان هوای ورودی به پیشرانه مطلع شده و میزان سوخت مورد نیاز را تنظیم کند.
حسگر دمای آب
این حسگر میزان دمای آب خنککننده را اندازهگیری میکند تا واحد پردازنده از عملکرد پیشرانه در دمای بهینه مطلع شود.
حسگر ولتاژ
میزان ولتاژ سیستم برق خودرو را زیر نظر دارد تا در صورت افت ولتاژ واحد پردازنده زمان بین اسپری سوخت را افزایش دهد.
حسگر فشار مطلق دریچهی هوا
میزان فشار هوا در دریچهی ورود هوا به سیلندر را کنترل میکند. میزان هوای ورودی به پیشرانه نشانگر خوبی برای تعیین میزان قدرت خروجی پیشرانه در هر لحظه است. هر قدر میزان هوای ورودی به سیلندر بیشتر باشد، فشار مطلق کمتر است و در نتیجه تشخیص میزان قدرت خروجی پیشرانه میسر میشود.
حسگر سرعت پیشرانه
سرعت شفت خروجی پیشرانه را اندازهگیری میکند که یکی از فاکتورهای تعیینکنندهی فاصلهی بین هر دو اسپری سوخت است.
چرخهی عملکرد
پمپ فشار بالای تعبیهشده در باک خودرو بنزین را تحت فشار بالا (حدود ۶۹ نیوتن بر سانتیمتر مربع) به یک منبع ذخیرهی موقت ارسال میکند. این منبع وظیفهی متعادلسازی اختلاف فشار و کم رنگ کردن حالت پالسی پمپ را بر عهده دارد تا سوخت بهطور پیوسته و با فشار ثابت به نازلها برسد. سوخت فشار بالا از منبع خارج و از یک فیلتر کاغذی عبور میکند تا ناخالصیهای موجود در آن گرفته شده و مانع گرفتگی در نازلها نشود. پس از این مرحله سوخت فشار بالا به واحد کنترل میزان سوخت وارد میشود که وظیفهی کنترل میزان جریان سوخت عبوری را بر عهده دارد. در بیشتر پیشرانهها این قطعه زیر دریچهی هوای ورودی به پیشرانه تعبیه شده است. در نمونههای الکترونیکی، این قطعه بهطور مستقیم تحت فرمان واحد کنترل مرکزی خودرو (ECU) قرار دارد و در نمونههای مکانیکی با توجه به میزان فشرده شدن پدال گاز و باز شدن دریچهی هوا میزان عبور سوخت را از طریق یک شیر پروانهای کنترل میکند. هر چه دریچهی هوا بازتر شود این شیر نیز میزان بیشتری از سوخت را عبور میدهد. در بعضی از پیشرانهها پس از این مرحله یک رگلاتور قرار دارد که فشار سوخت عبوری را درست قبل از رسیدن به نازلها تنظیم میکند.

در نهایت سوخت با فشار و میزان معین به نازلها میرسد. همانطور که پیشتر اشاره شد، نازلها از لحاظ عملکرد خود به دو دستهی مکانیکی و الکترونیکی تقسیمبندی میشوند که البته اساس عملکرد هر دو نوع یکسان است. با رسیدن سوخت به نازل، بهطور پیوسته یا پالسی سوخت درون سیلندر یا دریچهی ورود هوا تزریق میشود و موجب کارکرد صحیح و متناسب پیشرانه میگردد. با توجه به احتمال تغییر ناگهانی شرایط رانندگی، یک خط لولهی بازگشت سوخت از واحد کنترل میزان عبور سوخت به سمت پمپ بنزین و باک خودرو در نظر گرفته میشود که وظیفهی انتقال میزان اضافی سوخت را بر عهده دارد.
انواع سیستم پاشش سوخت
دستهبندی انواع سیستم پاشش سوخت از جهات مختلف امکانپذیر است که در این بخش به بررسی انواع آنها میپردازیم.
تقسیمبندی بر اساس نوع نازل
مکانیکی
از دههی ۶۰ میلادی که استفاده از سیستم انژکتوری در خودروها رایج شد، استفاده از نازلهای کنترل مکانیکی در خودرو آغاز شد. ساختمان این نازلها بسیار شبیه نازلهای کنترل الکترونیکی بوده و تنها تفاوت در نحوهی باز شدن شیر سوزنی نازل است. در نازلهای مکانیکی یک فنر وظیفهی بسته نگهداشتن شیر سوزنی را بر عهده دارد که تنها با رسیدن فشار سوخت به حد معینی این فنر جمع شده و سوزن از روی خروجی نازل فاصله میگیرد و سوخت با فشار بهصورت ذرات کوچک از انتهای نازل خارج میشود. این نازلها در خودروهای قدیمیتر مورد استفاده واقع میشدند و امروزه جای خود را به نمونههای الکترونیکی دادهاند.
الکترونیکی
نازلهای مجهز به کنترل الکترونیکی نیز به سوزنی مشابه نمونههای مکانیکی مجهزند و تنها تفاوت وجود یک لایهی الکترومغناطیسی برای کنترل سوزن در آنها است. با اعمال جریان الکتریکی به لایهی الکترومغناطیسی سوزن به سمت بالا حرکت میکند و سبب باز شدن خروجی نازل میشود.
تقسیمبندی بر اساس محل تزریق سوخت
مستقیم
در سیستم پاشش سوخت مستقیم نازل سوخت را درون محفظهی احتراق (سیلندر) تزریق میکند. این سیستم معمولا در پیشرانههای دیزلی مورد استفاده قرار میگیرد. در این پیشرانهها به دلیل نسبت تراکم بالا دمای هوای محبوس در سیلندر بهشدت افزایش مییابد و سوخت تزریق شده درون سیلندر خودبهخود آتش گرفته و عمل احتراق رخ میدهد. تزریق مستقیم سوخت سبب افزایش راندمان پیشرانه، کاهش مصرف سوخت و آلایندگی و همچنین کاهش حجم پیشرانه بدون فداکردن قدرت تولیدی میشود.
در سالهای اخیر پیشرفتهای تکنولوژی سبب شده شرکت بوش از نمونهی قابل استفاده در پیشرانههای بنزینسوز پردهبرداری کند که نویدبخش آیندهای روشنتر برای پیشرانههای احتراق داخلی است.
غیر مستقیم
در سیستم پاشش سوخت غیرمستقیم، نازلها سوخت را درون دریچهی هوای ورودی پیشرانه یا محفظهی پیش احتراق تزریق میکنند. این کار جهت مخلوط شدن بهتر ترکیب سوخت و هوا صورت میگیرد که نتیجهی آن احتراق بهتر و در نتیجه تولید قدرت بیشتر در کنار آلایندگی کمتر است.
در سیستمهای تزریق غیرمستقیم محل تزریق سوخت میتواند سبب دستهبندی مجزایی شود. برای مثال در بعضی پیشرانهها سوخت تنها در محل دریچهی ورود هوا تزریق میشود در حالیکه در سیستمهای جدیدتر برای هر دو سیلندر یک نازل وجود دارد یا دریچهی ورود هوای هر سیلندر خود مجهز به یک نازل است که میتواند سبب کنترل بهتر تزریق سوخت و بهرهوری بالاتر شود.
ایرادات معمول سیستم پاشش سوخت
با خاموش شدن خودرو مقداری سوخت درون نازل باقی میماند. با توجه به دمای بالای پیشرانه و عدم گردش هوا و آب درون پیشرانه در این حالت، سوخت باقیمانده در نازل تبخیر میشود و بهمرور زمان سبب تشکیل رسوبات چسبنده میگردد. این رسوبات میتوانند سوراخ خروجی نازل را مسدود کرده و مانع از عملکرد صحیح آنها و در نتیجه کارکرد نامناسب خودرو گردند. این اتفاق در خودروهایی که در مسافتهای کوتاه حرکت میکنند و با تناوب بیشتری روشن و خاموش میشوند شایعتر است.

مشکل شایع دیگر ضعیف شدن قطعهی الکترومغناطیس تعبیهشده در نازلهای الکترونیکی است. با گذشت زمان و کارکرد خودرو این قطعه ضعیف شده و دیگر قادر به حرکت دادن مناسب شیر سوزنی نخواهد بود؛ در نتیجه پاشش سوخت با مشکل مواجه میشود. برای تشخیص این مشکل از اهممتر کمک گرفته میشود.
مشکل شایع سوم وجود نشتی در نازل است. این مشکل بهدلیل بستهنشدن کامل شیر سوزنی رخ میدهد که نتیجهی آن افزایش مصرف سوخت و کاهش فشار در مسیر سوخت است. کاهش فشار سوخت خود سبب افزایش فشار کارکرد بر پمپ بنزین و عدم پاشش مناسب سوخت در سایر نازلها میشود.
AMD معماری جدیدی را برای محصولات خود در خانوادهی Zen 3 بهکار میگیرد که برنامههای ادامهدار رشد و توسعه را در سال ۲۰۲۰ تثبیت میکند.
AMD در کنفرانس Superconputing 19 حضوری جدی داشت و اخبار قابلتوجهی را ارائه کرد. بهعنوان مثالی از اخبار مهم میتوان به قراردادهای پرسود با اتحادیهی اروپا و مرکز ابررایانش سندیگو اشاره کرد. بهعلاوه آمازون قصد دارد خدمات پردازش ابری جدید را مبتنی بر پردازندههای Rome این شرکت ارائه کند. مایکروسافت آژور هم با بهرهمندی از پردازندههای حرفهای AMD، خدمات خود را در بخش رایانش ابری HPC افزایش داد. نسخهی جدید ROCm یا Radeon Open Compute هم بهزودی ارائه میشود. در بخش دیگری از رویداد AMD به اولین برتری قابلتوجه پردازندههای رم در رقابتهای پردازشی اشاره میشود که با محصول Epyc 7H12 ممکن شد.
مقالههای مرتبط:
مجموع اخبار بالا، کنفرانس ابررایانش امسال را برای AMD پربار میکند؛ شرکتی که تا چند سال گذشته، اخبار و ارائهی خاصی در رویداد مذکور نداشت. بهعلاوه فارست نوراد، مدیر ارشد گروه کسبوکار راهکاهار امبدد و دیتاسنتر AMD در کنفرانس امسال سخنرانی مهمی داشت که توجه بسیاری را به خود جلب کرد. نوراد میگوید رویکرد توسعهی همزمان AMD در بازارهای پردازندهی مرکزی و گرافیکی، در سال ۲۰۲۰ نیز ادامه خواهد یافت. بهعنوان مثال برنامههایی برای پشتیبانی از اتصال پرقدرت و سریع CPU و GPU ازطریق فناوری Infinity Link وجود دارد که تراشههای آتی بازار سرور پیادهسازی خواهد شد. بهعلاوه AMD از استانداردهای دیگر همچون CXL اینتل نیز پشتیبانی میکند. خبری هم پیرامون معماری Zen 3 منتشر شد که آن را از نسل قبلی Zen 2 متمایز میکند.
رسانهها بازتاب قابلتوجهی از اظهارات نوراد ارائه میکنند. طبق گزارشهای منتشرشده، Zen 3 متفاوت از Zen 2 خواهد بود (که بهنوعی تکامل ریزمعماری Zen برای پردازندههای نسل اول اپیک بود). درواقع Zen 3 از معماری کاملا جدید بهره میبرد. البته اظهارات رسانهای هنوز شفافیت لازم را ندارند و شاید منظور از نوراد، بهینهسازی و تکامل مجدد باشد که تنها بهرهوری را در حد طراحی معماری جدید بهبود خواهد داد.
نوراد ادعا میکند AMD توانایی لازم را در بهبود IPC در هر نسل از پردازندههای خود دارد. کارشناسان دنیای پردازنده، اصطلاحی بهنام تیکتاک برای استراتژی عرضهی محصولات جدید به بازار دارند که بهمدت یک دهه توسط اینتل بهکار گرفته شد. در این استراتژی، تیک بهمعنای پیادهسازی معماری موجود در فرایند تولیدی جدید است و تاک به پیادهسازی معماری جدید روی یک فرایند تولید موجود گفته میشود. با وجود بهینهسازیهایی که از Zen به Zen 2 رخ داد، خانوادهی رم را میتوان تیک و خانوادهی میلان را تاک دانست. درنتیجه خانوادهی جنوا، تیک بعدی در استراتژی تیکتاک AMD خواهد بود.

همانطور که گفته شد، نقلقول اظهارات نوراد در رسانهها کمی ابهامآمیز بهنظر میرسد. در بخش اول، این تصور ایجاد میشود که در خانوادهی Zen با معماری جدید روبهرو هستیم، اما بخش دوم میگوید که بهرهوری خانوادهی جدید شبیه به آنچه از معماری جدید «انتظار میرود» خواهد بود. برخی کارشناسان از اخبار منتشرشده اینگونه برداشت میکنند که کلمهی «معماری» در صحبتهای نوراد نقشی دوگانه دارد. بهعنوان مثال، بهینهسازیهای معماری میتوانند شبیه بهینهسازیهای بزرگ در پردازندههای بولدوزر-ذن باشند. بهینهسازیهای کوچکتری هم وجود دارند که بهرهوری پایههای پردازندهی مرکزی را افزایش میدهند، اما تغییر چندانی در کلیت کارایی آن ندارند.
استراتژی تیکتاک AMD تفاوتهایی جزئی با اینتل دارد. درواقع آنها شاید در حالت تیک، تکاملهای بیشتری را در معماری پردازندهها ایجاد کنند. بهعنوان مثال میتوان به بهبودهای مهم معماری رم نسبت به ناپل اشاره کرد که از ساختار ۱۴ نانومتری به هفت نانومتری تغییر کرد.
شرکتها اغلب معماریهای کاملا جدید را در تناوبهای نزدیک به هم پیادهسازی نمیکنند. بهعنوان مثال، اینتل آیسلیک را میتوان تکاملی بر اسکایلیک دانست. تاریخچهی خود اسکایلیک را میتوان در معماری Nehalem یا Sansy Bridge مشاهده کرد. البته در فاصلهی عرضهی همهی این محصولات مهم، تغییرات تکاملی متعددی دیده شدند که شاید بتوان آنها را بهعنوان بهروزرسانیهای معماری پردازنده تعریف کرد. بههرحال امتحان و استاندارد کردن قابلیتهای معماری برای شرکتهای سازنده رویکرد مناسبی محسوب میشوند. آنها با چنین روشی میتوانند بهرهوری مناسب را حفظ کرده و هماهنگی با نسلهای پیشین را نیز عرضه کنند.
درنهایت شاید بتوان اظهارنظر نوراد را در همان دستهبندی تکامل قابلتوجه معماری جای داد. شاید منظور او این است که معماری Zen 3 بهاندازهای بهبود مییابد که میتوان آن را شبیه به یک بازطراحی کامل معماری تصور کرد. درواقع احتمالا پردازندههای آتی تغییرات قابلتوجه کافی روی معماری Zen نسبت به گذشته خواهند داشت. زمانیکه Zen 3 به بازار عرضه شود، سه سال از عرضهی رایزن به بازار گذشته است. زمان مذکور برای پیادهسازی ایدههای اولیهی AMD برای Zen 3 کافی خواهد بود. بههرحال ظاهرا شرکت برنامهای برای کنار گذاشتن کامل معماری Zen ندارد، اما بهبودهای قابلتوجه را میتوان در محصولات آتی پیشبینی کرد.

قبلا شایعههایی پیرامون بهبود سرعت کلاک در فرایند تولید تراشهی +7nm منتشر شده بود، اما TSMC تاکنون هیچ اشارهای به بهبودهای قابلتوجه نسبت به EUV نداشته است. درنتیجه نمیتوان هیچ تخمین جدی دربارهی بهبود کارایی تراشههای جدید ارائه کرد. بههرحال این اولینبار خواهد بود که فاندری TSMC، پردازندههای x86 با هستهی بزرگ را در توان طراحی گرمایی (TDP) مذکور تولید میکند. به همین دلیل نمیتوان حتی هیچ اظهارنظر مبتنی بر رویدادهای گذشته ارائه کرد.
هر نسل از پردازندههای مبتنی بر Zen، بهبود قابلتوجهی را در دستورالعمل در هر چرخه (IPC) ارائه کردهاند. AMD نیز همیشه به بهبودهای مذکور اشاره کرده است. نوراد هم بدون اشاره به جزئیات بهبود عملکرد در نسل جدید، ادامهدار بودن آنها را برای سال ۲۰۲۰ و تراشههای +7nm بیان میکند. پس از موفقیتهای بزرگی و پیشرفتهای قابلتوجه بهرهوری که در سال ۲۰۱۹ در محصولات AMD رخ داد، کارشناسان پیشبینی سال ۲۰۲۰ را با بهبودهای نهچندان جدی مطرح میکردند. اکنون بهنظر میرسد شرکت امید زیادی به رشد دورقمی ادامهدار در سالهای آتی داشته باشند.
در مطلب بالا هیچ اشارهای به رقیب اصلی AMD یعنی اینتل نشد. بههرحال غول دنیای پردازش تلاش میکند تا جاماندن از رقیب قدیمی را به هر نحوی جبران کند. آنها در آیسلیک بهبود ۱/۱۸ درصدی را در IPC نسبت به اسکایلیک داشتند، اما فرکانس پردازندهی جدید نسبت به پسرعموی پیرترش، پایینتر بود. درنهایت، پردازندههای ۱۰ نانومتری اینتل هم تنها در بخش موبایل عرضه میشوند و نمیتوان اظهارنظر مستقیمی دربارهی عملکرد آنها در دسکتاپ داشت.
سال ۲۰۲۰ قطعا با شدیدتر شدن رقابت بین AMD و اینتل همراه خواهد بود؛ رقابتی که منجر به پیشرفت بیشتر فرایندهای طراحی و تولید در هر دو شرکت میشود و کاربران، درنهایت از آن سود میبرند.
سرویسهای بلاکچینی بهمرور تلاش میکنند تا سهم خود را از بازارهای فناوری افزایش دهند و دراینمیان کاهش قیمت را بهعنوان یک استراتژی اصلی بهکار میگیرند.
یک سرویس ذخیرهسازی ابری که در سال ۲۰۱۵ رونمایی شد، از معماری بلاکچین غیرمتمرکز و نقطه به نقطه برای ذخیرهسازی دادههای رمزنگاریشده در کامپیوتر کاربران سرتاسر جهان استفاده میکند. این سرویس، ادعای انعطافپذیری و قیمت پایینتر دارد و اخیرا، فهرست قیمت خدمات خود را بههمراه تاریخ رونمایی نهایی از محصولات منتشر کرد.
سرویس بلاکچینی Storj Labs اکنون یک سرویس ذخیرهسازی آزمایشی برای توسعهدهندهها، کسبوکارها و مصرفکنندهها دارد. آنها سرویس خود موسوم به Tardigarde Decentralized Cloud Storage را در ماه اوت رونمایی کردند. اخیرا زمان عرضهی نسخهی آزمایشی دوم (Beta 2) و فهرست قیمتی آن نیز به رسانهها اعلام شد که رقابت مستقیم سرویس بلاکچینی را با سرویس ابری آمازون AWS S3 نشان میدهد. استورج ادعا میکند که سرویسی انعطافپذیرتر با قیمت منصفانهتر نسبت به رقیب بزرگ خود عرضه خواهد کرد.
مقالههای مرتبط:
سرویس ذخیرهسازی Tardigarde با ادعای پایداری ۹۹/۹۷ درصد معرفی شد و قیمتی نصف پایینترین قیمت سرویسهای ذخیرهسازی بزرگ دارد. بهعنوان مثال سرویس S3 آمازون با قیمت ۲۳ دلار در ماه برای هر ترابایات داده به مشتریان ارائه میشود. شایان ذکر است، آمازون زمان آپتایم سرویس خود را ۹۵ تا ۹۹ درصد عنوان میکند.
استورج لبز در یک پست وبلاگی دربارهی قیمت و کیفیت سرویسهای خود نوشت:
در میان سه سرویسدهندهی بزرگ اصلی، قیمت میانگین آنها ۲۲ دلار برای هر ترابایات برای ذخیرهسازی ایستا است. بهعلاوه ۹۹ دلار نیز برای هر ترابایت پهنای باند دریافت میشود. قیمتهای مذکور اغلب شامل خدماتی همچون رمزنگاری و افزایش حوزههای ذخیرهسازی نمیشود. چنین خدماتی بدون هزینهی اضافه در Tardigarde قرار دارند.

داشبورد مدیریت نود استورج
سرویس ذخیرهسازی Tardigarde اکنون ۴۰۰ کاربر فعال دارد. فضای ذخیرهسازی مشتریان توسط کاربرانی تأمین میشود که بهصورت مشارکتی در استورج لبز ثبتنام میکنند. آنها با اجاره دادن فضای ذخیرهسازی هارددرایوهای خود، توکن STORJ دریافت میکنند که میتوان از آن برای خرید فضای ذخیرهسازی در سرویس Tardigarde استفاده کرد. درواقع کاربران با فروش فضای اضافهی هارد درایو خود، توکن استورج دریافت میکنند که میتوان با آن، فضای ذخیرهسازی ابری در سرویس غیرمتمرکز اشتراک فایل استورج لبز دریافت کرد.
استورج تنها سرویسدهندهی خدمات ذخیرهسازی غیرمتمرکز نیست، در سالهای گذشته چنین سبکی از خدمات ذخیرهسازی طرفداران زیادی پیدا کرد، اما هیچیک از آنها بهعنوان سرویسهای قابلاعتماد برای مصارف سازمانی شناخته نشدند. راج بالا، یکی از مدیران تحقیقاتی گارتنر میگوید سرویسهای گذشته، قیمتگذاری و سرویسدهی منطقی برای کسبوکارها نداشتند. او در ادامه میگوید:
این سرویسها شاید بتوانند قیمتی نصف سرویس آمازون S3 ارائه کنند، اما بهخاطر طبیعت غیرمتمرکز و شرکتهای نوپایی که از آنها پشتیبانی میکنند، ۱۰۰ برابر ریسک بیشتر دارند. در مقام مقایسه، AWS یک سرویسدهندهی قابل اعتماد محسوب میشود که دهها اگزابایت داده را مدیریت میکند. من نسبت به ادعاهای بهرهوری در مقابل S3 هم مشکوک هستم، چرا که احتمالا با حذف شدن یکی از افراد و مکانهای ذخیرهسازی در سیستم غیرمتمرکز، نیاز به بازسازی برخی از بخشهای سرویس باشد.
راج بالا در ادامهی صحبتهای خود به سرویسدهندهی خدمات ابری بهنام Backblaze اشاره میکند. آنها ظرفیت ذخیرهسازی سرویس B2 خود را با قیمتی یکچهارم S3 ارائه میکنند، اما ریسکهای معماری نقطهبهنقطه را بههمراه ندارند. از نظر او سرویس مذکور که توسط افراد حرفهای و باسابقه توسعه یافته است، هرگونه نیاز به استفاده از سرویسهای نقطهبهنقطه با هدف صرفهجویی مالی را از بین میبرد. بالا همچنین سرویسهای ذخیرهسازی نقطهبهنقطه را بهخاطر ادعای استفاده از رمزنگاری بلاکچین در سیستمهای ذخیرهسازی، مورد انتقاد قرار میدهد؛ چرا که از نظر او فناوری دفتر کل توزیعشده تنها برای کاربردهای پرداختی قابلاستفاده است.
مدیرعامل استورج لبز، بن گالوب، در مصاحبهای به قطعی سرویسهای آمازون در سال ۲۰۱۷ اشاره کرد. منظور او، رخدادی بود که در آن سال در سرویس ذخیرهسازی آمازون در منطقهی US-EAST-1 اتفاق افتاد. از نظر گالوب، سهم عمدهای از قطعی مذکور که بهخاطر خطای انسانی ایجاد شده بود، به طبیعت متمرکز سرویس ذخیرهسازی ارتباط داشت. سرویس ذخیرهسازی Tardigarde مقاومت مناسبی دربرابر خطا دارد، چون هارددرایوها در سرتاسر جهان گسترده هستند و دادهها شبیه به پیکربندی RAID در سرورهای ذخیرهساز سنتی ذخیره میشوند. درواقع، افزونگی سرویس ذخیرهسازی در ذات آن قرار گرفته است.

نقشهی پراکندگی نودهای استورج
گالوب دربارهی جزئیات ذخیرهسازی و مقاومت در برابر خطا میگوید:
دادهها از همان ابتدا رمزنگاری میشوند، درنتیجه ما هیچگاه آنها را نمیبینیم. سپس هر داده به ۸۰ بخش تقسیم میشود که تنها ۲۹ عدد از آنها برای بازسازی مجدد الزامی هستند. البته میتوان این اعداد را بسته به کاربری مشتری تغییر داد.
سرویس Tardigarde هزینهی ۱۰ دلاری را برای نگهداری یک ترابایت داده (یا یک سنت برای هر گیگابایت) در هر ماه دریافت میکند. درواقع هزینهی نگهداری یک ترابایت برای ۳۰ روز و دو ترابایت برای ۱۵ روز و سه ترابایت برای ۱۰ روز، با هم برابر است. هزینهی پهنای باند دانلود نیز برای هر ترابایت، ۴۵ دلار عنوان میشود که برابر با ۴۵ سنت برای هر گیگابایت داده خواهد بود. Tardigarde هزینهای برای آپلود داده دریافت نمیکند.
جان گلسون، معارون ارشد عملیات استورج، دربارهی هزینهها و شیوهی عملکرد سرویس ذخیرهساز میگوید:
اگر شما تصمیم به خارج کردن داده از سرویس بگیرید، ما هزینهی کمتری را برای خروج داده دریافت میکنیم. درواقع ما برخلاف دیگران، برای خارج کردن داده هزینهای به مشتری تحمیل نمیکنیم.
مرکز مدیریت استورج لبزر در آتلانتا قرار دارد. همانطور که گفته شد، این شرکت به کاربرانی که فضای بلااستفادهی هارددرایو خود را اجاره دهند، رمزارز یا فضای ذخیرهسازی ابری رایگان اهدا میکند. سرویس ذخیرهساز آنها از فاکتورهای بهرهوری متعددی برای ردگیری موافقتنامهی سطح خدمات خود استفاده میکند. از فاکتورهای مورد استفاده میتوان به تعداد نودهای ذخیرهسازی (اکنون سه هزار عدد هستند)، تعداد کاربران فعال Tardigarde (حدود ۴۰۰ مشتری) و نرخ کم و اضافهشدن نودها (اکنون حدود ۱/۵ درصد در ماه) اشاره کرد.
سرویس ذخیرهساز ابری Tardigarde اکنون ظرفیتی بین حدود ۴/۳ تا هفت پتابایت دارد. آنها در ماه ژانویه از محصول نهایی رونمایی میکنند که احتمالا ۶ پتابایت را برای توسعهدهندهها و کاربران بههمراه خواهد داشت. گالوب دربارهی محصول Tardigarde Cloud Service میگوید که دادهها به ۳۰ قسمت تقسیم شده و در ۸۰ هارد درایو از سه هزار درایو موجود در ۱۸۳ کشور و منطقه توزیع میشوند.

آویوا لیتان، یکی از محققان ارشد گارتنر، نظر مثبتتری نسبت به استورج دارد. او دربارهی سرویس ذخیرهسازی نقطهبهنقطه میگوید:
این رویکرد را میتوان در بهترین حالت، استفاده از بلاکچین نامید. شبکههای نقطهبهنقطه که در آن سرورهای بلااستفاده تبادل میشوند. درواقع میتوان لقب اوبر برای ذخیرهسازی و کارهای کامپیوتری را به این سرویس داد. البته طراحی پایهای آن، با ساختار مدریرت متمرکز اوبر تفاوت دارد و از قراردادهای هوشمند در سیستمی بدون کنترل مرکزی استفاده میکند.
همانطور که گفته شد، دادهها در سرویس استورج ابتدا رمزنگاری و برای ایجاد حالت افزونگی، به ۸۰ بخش مجزا تقسیم میشوند. اگر یک بخش بهخاطر سرعت پایین اینترنت در نقاطی از جهان، توانایی سرویسدهی مناسب نداشته باشد، سرویس راهکاری جایگزن با سرعت و پهنای باند بالاتر را انتخاب میکند. گالوب دربارهی سیستم جایگزینی پهنای باند میگوید:
این بخش جایگزینی، درواقع قدرت برتر سیستمهای غیرمتمرکز را نشان میدهد. ما برای ارائهی دادهی اصلی، باید به حداقل ۳۰ بخش از تقسیمبندی آن دسترسی داشته باشیم. این ۳۰ بخش را میتوان از هر یک از ۸۰ تفسیمبندی انجامشده دریافت کرد. اگر یکی از بخشها مشغول بوده یا سرعت پایینی داشته باشند، اهمیتی ندارد؛ چون ما میتوانیم از مزیت غیرمتمرکز بودن استفاده کرده و دسترسیپذیری بالا را با بهرهوری و پایداری بالا ارائه کنیم.
بهعنوان مثالی برای شرح سیستم تقسیمبندی و ارائهی داده در Tardigarde، تصور کنید که چند هزار نفر تصمیم به دسترسی به فایلی در سرور استورج داشته باشند. فایل مذکور احتمالا با سیستم کش داینامیک بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ بخش تقسیم شده است و الگوی جهانی گستردهتری برای توزیع دارد. درنهایت، تنها ۳۰ بخش برای بازسازی مجدد فایل و در دسترس قراردادن آن مورد نیاز خواهد بود.

در ادامهی صحبتهای گالوب پیرامون سیستم تقسیمبندی و اتصال مجدد داده میخوانیم:
اگر بخواهید فایلی بسیار مهم را در سرویس ما ذخیره کنید، میتوانیم پراکندگی آن را افزایش دهیم. ما ابتدا بهترین تخمین را برای محل ذخیرهسازی فایل اجرا میکنیم، درنتیجه فایلها در نودهای متعدد شبکههای گوناگون تقسیم میشوند. سپس الگوریتمها را براساس الگوی مصرف کاربران اجرا میکنیم.
توسعهدهندهها برای استفاده از قابلیتهای استورج و ترکیب آن با اپلیکیشنهای کنونی S3 میتوانند در یک فهرست انتظار ثبتنام کنند. وبسایت اصلی دارای کتابخانهای مناسب برای ترکیب ابزارها با انواع پلتفرمها همچون گو، پایتون، سویف، اندروید، داتنت و نود جیاس است تا نیاز کاربران را در حوزههای گوناگون و حتی نیاز به قابلیتهای پیشرفته همچون Macroon برطرف کند.
بهروزرسانی فایلها در سرویس استورج با ابزاری بهنام IPFS gateway انجام میشود. کاربران غیر توسعهدهنده میتوانند در وبسایت استورج ثبتنام کرده و با دریافت توکن تأیید، یک نود ذخیرهسازی راهاندازی کنند. نود مذکور ابتدا در یک دورهی آزمایشی ۳ روزه استفاده میشود تا شرکت، کیفیت آپتایم و سرعت اینترنت کاربر را بررسی کند. بهعلاوه تا ۹ ماه، بخشی از درآمد نود ذخیرهسازی توسط شرکت مسدود میشود تا اعتبار و تعهد آنها مبنی بر فعالیت بهعنوان بخشی از سیستم ذخیرهسازی تأیید شود.
Google Cloud Print یکی از سرویسهای کاربردی مبتنیبر فضای ابری گوگل بهشمار میآید که ظاهرا این شرکت قصد دارد سال آینده به کار آن پایان دهد.
گوگل روز گذشته در اطلاعیهای رسمی اعلام کرد، کلاد پرینت (Google Cloud Print) که یکی از سرویسهای کاربردی و جالب این شرکت بهشمار میآید، در تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۰ (۱۱ دی ۱۳۹۹) به پایان راهش خواهد رسید. گوگل به افرادی که هماکنون برای انجام کارهایشان متکی به سرویس کلاد پرینت هستند پیشنهاد میکند هرچه زودتر راهحلی خوب پیدا و آن را با کلاد پرینت جایگزین کنند تا در ادامهی مسیر مشکلی برایشان پیش نیاید. کلاد پرینت جدیدترین سرویسی است که گوگل دیگر قصد پشتیبانی از آن و ارائهدادنش به مشتریان را ندارد.
سرویس گوگل کلاد پرینت به کاربران امکان میدهد فایلهای خودشان را از طریق هر یک از دستگاههایشان توسط یک چاپگر محلی چاپ کنند. امکان چاپ کردن فایلها از طریق سیستمهای عامل اندروید و iOS و همچنین دستگاههای مبتنیبر کروم OS وجود دارد. درواقع بهمنظور چاپ کردن فایلها نیازی نیست که دستگاهتان بهصورت بومی از چاپگر پشتیبانی کند؛ اگر چاپگر به دستگاه مجهز به سیستمعامل کروم وصل و با حساب کاربری گوگل شما همگامسازی شده باشد، توانایی چاپ فایلها را پیدا میکند.

گوگل میگوید از آنجایی که سیستمعامل کروم امروزه در زمینهی رسیدگی به کارهای مربوط به چاپ عملکردی بسیار بهتر دارد، تصمیم گرفته است بهطور کلی به کار سرویس کلاد پرینت پایان دهد؛ زیرا دیگر نیازی به استفاده از آن حس نمیشود. بااینحال اگر از کروم OS استفاده نمیکنید، پایان کار کلاد پرینت خبر خوبی برای شما بهحساب نمیآید. کاربران اندروید و iOS و همچنین آن دسته از افرادی که از طریق ویندوز به استفاده از کلاد پرینت روی آوردهاند، باید از این پس دنبال راهحلی جایگزین باشند و به استفاده از سرویسهای مشابه روی بیاورند. شماری از کارشناسان گفتهاند که دلیل این تصمیم گوگل و همچنین بسیاری دیگر از رویکردهای این شرکت را در حوزهی سرویسها، بهخوبی درک نمیکنند.
گوگل امروزه سرویسهای متنوعی را در حوزههای مختلف ارائه میدهد تا نیاز کاربران را از جوانب زیادی برطرف کند؛ بدون شک همه اتفاقنظر دارند که گوگل بهعنوان مالک این سرویسها، حق تعطیلی آنها را در صورت صلاحدید خودش دارد. موضوع اذیتکننده این است که گوگل نشان داده با سرعت زیادی به تعطیلی سرویسهایش روی میآورد و اغلب این سرویسها هنگام تعطیل شدن هنوز هم کاربران خودشان را دارند؛ بسیاری از همین کاربران هم گفتهاند که از سرویسها خوششان میآید، اما گوگل در نهایت تصمیم خودش را برای تعطیل کردن آنها عملی کرده است.

بسیاری از کاربران بهدنبال تعطیلی سرویس گوگل ریدر (Google Reader) اعلام کردند که از این پس سختتر به سرویسهای این شرکت اعتماد میکنند و به استفادهی زیاد از آنها روی نمیآورند؛ زیرا در هر لحظه امکان تعطیلی سرویسها وجود دارد. حتی شمار دیگری از کاربران نیز پیشتر گفته بودند بهدنبال تعطیلی سرویس گوگل پلاس (+Google) دیدگاهشان درمورد این شرکت اهل مانتین ویو تغییر کرده است. گوگل حتی پیش از تعطیلی گوگل پلاس، به اجبار آن را با برخی از سرویسهای دیگرش ادغام کرده بود که اعتراضات کاربران را بهدنبال داشت.
گوگل نشان داده است که اگر بخواهد سرویسی را تعطیل کند، تصمیمش را در هر صورت عملی میکند و اهمیت چندانی به این موضوع که ممکن است هنوز هم افرادی از سرویسها استفاده کنند و به آنها علاقه داشته باشند، نمیدهد. درست است که هنوز هم افرادی از برخی سرویسهای تعطیلشدهی گوگل خوششان میآید؛ اما شمار آنها چندان زیاد نیست. درواقع گوگل زمانی به تعطیلی سرویسهایش روی میآورد که بفهمد عمدهی کاربران تمایل چندانی به استفاده از آنها ندارند. با اینهمه کاربرانی که به سرویسها علاقه دارند، بهدفعات گفتهاند بهدلیل تعطیلی یکبارهی آنها و نبود جایگزینی مناسب، از تصمیمات گوگل ناامید شدهاند.

کارشناسان مختلفی گفتهاند که گوگل مثل قبل برای دیدگاه کاربرانش احترام قائل نیست و تصمیماتی میگیرد که ممکن است به مذاق همه خوش نیاید. این شرکت پیشتر گفته بود که هیچگاه دادههای تبلیغاتی مؤسسهی DoubleClick را با اطلاعات خودش ادغام نمیکند، اما این اتفاق نهایتا رخ داد. گوگل همچنین از عدم ادغام دادههای Nest با دادههای خودش خبر داده بود؛ اما همین اتفاق هم رنگ حقیقت بهخود گرفت. برخی افراد گفتهاند گوگل به این منظور از پسوند بتا روی برخی از محصولاتش استفاده میکند تا بتواند هر موقع خواست بهصورت ناگهانی به کار آنها پایان دهد.
در اطلاعیهی جدید گوگل آمده است:
کلاد پرینت، سرویس مبتنیبر فضای ابری گوگل که از سال ۲۰۱۰ تاکنون در مرحلهی بتا قرار دارد، از تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۱۹ (۱۱ دی ۱۳۹۹) تحتپشتیبانی ما نخواهد بود.
لغو کردن سرویسها و همچنین پروژههای متنوع میتواند آثار مختلفی برجای بگذارد. ادامهی روند لغو سرویسهایی که مردم هنوز هم از آنها استفاده میکنند بهمرور زمان نشان میدهد که گوگل علاقهای ندارد برای مدتزمانی طولانی از سرویسهایش پشتیبانی کند؛ موضوعی که ممکن است باعث شود، کاربران چندان به استفاده از سرویسهای این شرکت تمایلی نشان ندهند؛ زیرا در هر صورت امکان پایان کار آنها وجود دارد. درواقع چنین رویکردی باعث میشود کاربران، زیاد به گوگل اعتماد نداشته باشند.
کلاد پرینت سرویسی است که مردم هنوز هم از آن استفاده میکنند؛ کاربران سازمانی زیادی در شبکههای اجتماعی از علاقه به این سرویس خبر داده و گفتهاند دلیل این تصمیم گوگل را درک نمیکنند. آنان گفتهاند در طول هر ماه، دهها هزار فایل با کلاد پرینت چاپ میکنند و پایان کار این سرویس، به ضرر آنها تمام میشود. آنان مجبور شدهاند از همین حالا به فکر راهحلهایی جایگزین بیافتند. گوگل حق دارد هر سرویسی را که میخواهد تعطیل کند؛ اما روشی که این شرکت برای تعطیلی سرویسهایش در پیش گرفته است، روی شهرت خودش هم اثر منفی میگذارد.
مدیرعامل مخابرات اعلام کرد حجم مجاز مصرفنشدهی مشتریان در ماه جاری به ماه بعد انتقال مییابد و ۱۰ روز به مدت اعتبار قرارداد کاربران اینترنت پرسرعت افزوده میشود.
سیدمجید صدری، مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با اشاره به قطعی اینترنت بینالملل کشور اعلام کرد، ماندهی FUP (حجم مصرف منصفانه) مجاز مصرفنشدهی مشتریان در ماه جاری به ماه بعد انتقال مییابد و همچنین ۱۰ روز به مدت اعتبار قرارداد مشتریان اینترنت پرسرعت افزوده میشود.
در قطعی ۶ روزهی اینترنت بینالملل کشور، دسترسی به سایتهای داخلی با استفاده از شبکهی ملی اطلاعات امکانپذیر بود، اما با توجه به نیمبها بودن تعرفهی اینترنت در این سایتها بسیاری از کاربران نتوانستند استفادهی چندانی از بستههای اینترنتی و حجم مصرف منصفانهی خود کنند. در همین راستا مدیر عامل شرکت مخابرات ایران گفت:
در چند روز گذشته اختلالاتی در حوزهی اینترنت وجود داشت و مشترکان ما در این رابطه متضرر شدند. ما برای آنکه بتوانیم بخشی از این ضرر و زیان پیشآمده برای مشترکان را جبران کنیم، اقداماتی انجام دادیم؛ در صورتی که مشترکان از حجم مصرف منصفانهی خود تا پایان ماه استفاده نکنند، FUP آنها صفر میشود، اما در این شرایط برای اینکه مشترکان متضرر نشوند، مانده FUP آنها را به ماه جاری انتقال دادیم تا بتوانند از باقیماندهی حجم خود در این ماه هم استفاده کنند. همچنین ۱۰ روز به مدت اعتبار قرارداد تمام مشتریان اینترنت پرسرعت شرکت مخابرات افزوده میشود.
پیش از این محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز در خصوص مشترکینی که بستههای مدتدار مثلا یک هفتهای خریداری کردهاند و در زمان قطع اینترنت قادر به مصرف بسته خود نشدهاند، با ارسال ابلاغیهای از اپراتورهای تلفن همراه خواست مدت زمان قطعی اینترنت را به مدت اعتبار بستهها اضافه کنند.
پیرلی بهتازگی لاستیک جدیدی معرفی کرده است که از فناوری 5G پشتیبانی میکند و وضعیت جاده را به رانندهی خودرو و دیگر خودروها میتواند گزارش کند.
شرکتهای مخابراتی متعددی در سراسر دنیا میکوشند تا هرچه زودتر تجهیزات مربوط به 5G را فراهم کنند و سهم مهمی در گستردهترشدن آن داشته باشند. این شرکتها بهطور ویژه بر آوردن شبکهی 5G به گوشیهای هوشمند متمرکز هستند؛ اما گوشیها، تنها محصولاتی نیستند که 5G میتواند برای آنها مزیتهایی مهم بهدنبال داشته باشد. درواقع، خود شرکتهای مخابراتی نیز امیدوار هستند شمار و تنوع محصولاتی که از شبکههای 5G آنها استفاده میکنند، روزبهروز بیشتر شود. درکنار گوشیهای هوشمند، محصولات دیگری نیز نظیر لوازمخانگی هوشمند و گجتهای پوشیدنی و البته خودروها از شبکهی 5G بهره میببرند.
شرکتهای خودروساز اخیرا نشان دادهاند تمرکز ویژهای روی 5G کردهاند؛ بنابراین در سالهای آتی، قطعا شمار خودروهای مجهز به این فناوری در بازار زیاد خواهد شد. بهتازگی پیرلی (Pirelli)، شرکت فعال درزمینهی ساخت لاستیک خودرو، محصولی جدید رونمایی کرده است که از مزیتهای شبکهی 5G برخوردار است تا بتواند جادهها را امنتر کند و از میزان تصادفات احتمالی بکاهد. پیرلی موفق شده است لاستیک جدیدی تولید کند که به چندین حسگر خاص مجهز است. این لاستیک ازطریق حسگرهای گفتهشده میتواند شرایط جاده را به رانندهی خودرو اطلاع دهد و ازطریق شبکهی 5G دادههای بهدستآمده از جاده را با دیگر رانندههای آن حوالی بهاشتراک بگذارد.

ایدهی اصلی پشت لاستیک جدید پیرلی این است که چنین محصولی بهلطف بهرهمندی از فناوریهای روز دنیا بهخوبی میتواند شرایط خطرناک جاده را تشخیص دهد و از همین طریق، میتواند به راننده اطلاع دهد با احتیاط بیشتری رانندگی کند و به وسایل نقلیهی اطراف نیز این هشدار را بدهد. پیرلی از لاستیک جدیدش با نام «لاستیک سایبری» (Cyber Tire) یاد میکند و هنگام معرفی این لاستیک، دمو کوتاهی از آن بهنمایش گذاشته است.
در دمو پیرلی مشاهده کردیم لاستیک سایبری توانست خیس و لغزندهبودن جاده را تشخیص دهد و دادههای بهدستآمده دراینزمینه را به خودروهایی بفرستد که در حال نزدیکشدن به آن قسمت از جاده هستند تا رانندگان بیشتر احتیاط کنند و از سرعتشان بکاهند. از این نوع فناوریها اصطلاحا با نام فناوری «اتصال وسایل نقلیه به همهچیز» (V2X) یاد میشود که در حوزهی خودروهای خودران بهشدت همهگیر است. در خودروهای خودران، از زیرساختهای بیسیم بهمنظور ارتباطات استفادههای زیادی میشود. پیرلی میگوید عنصر مهم برای محققساختن عملکرد اصلی لاستیک سایبری فناوری 5G بوده است.

درحالحاضر، کاربران میتوانند خدمات دادهی 5G را در مناطق خاصی از ایالات متحدهی آمریکا روی شمار محدودی از گوشیهای هوشمند دریافت کنند. البته تجربهای که 5G ارائه میدهد، آنطور که خیلیها انتظارش را داشتند، درمقایسهبا 4G LTE فرق نکرده است؛ اما ازآنجاکه هنوز در مراحل اولیهی توسعهی جدی 5G هستیم، چنین موضوعی منطقی است. بعضی از کارشناسان میگویند در برخی حوزهها، استفاده از 4G LTE تصمیم بهتری بهشمار میآید.
بسیاری از شبکههای 5G راهاندازیشده در ایالات متحدهی آمریکا مبتنیبر فرکانسهای امواج میلیمتری (Millimeter Wave) هستند که پهنای باند آنها در واحد گیگاهرتز بسیار بیشتر از شبکهی 4G است. این سیگنالها پهنای باند زیادی دارند؛ اما همزمان دامنهی کارکرد آنها ضعیف است. در همین حین، برخی از شبکههای 5G آمریکا به فناوری Sub-6 GHz مجهز شدهاند که البته تعداد آنها محدود است. برای مثال، اپراتور مخابراتی اسپرینت (Sprint) درحالحاضر از شبکهی 5G مبتنیبر امواج Sub-6 GHz بهره میببرد. شبکههای Sub-6 GHz سرعتشان اندکی از 4G بیشتر است؛ ولی دامنهی کارکرد مشابه این شبکه را دارند.

اپراتورهای مخابراتی به بهرهوربودن شبکهی 5G اهمیت زیادی میدهند و این موضوع برای آنها در اولویت قرار دارد. ازطریق شبکهی 5G، امکان اتصال دستگاههای بیشتر و شخصیسازی 5G در شرایطی خاص و برای اهداف ویژه وجود دارد. در برخی شرایط، نیاز به پهنای باند زیاد بیشتر از هر چیز دیگری حس میشود؛ اما گاهی اوقات ممکن است کمبودن میزان تأخیر (Latency) در شبکه اولویت اصلی باشد. نکتهی دیگر دربارهی لاستیکهای جدید پیرلی، این است که بهمنظور ارسال داده به خودروهای نزدیک، احتمالا نیازمند پهنای باند زیاد نیستند؛ اما زمان ارسال هشدارها امری مهم و حیاتی بهشمار میآید. بااینحال برای عملیشدن اهداف ویژهی پیرلی دراینزمینه، باید میزان استفاده از لاستیک سایبری در بین خودروهای مختلف بسیار زیاد شود؛ موضوعی که به گذر زمان نیاز دارد.
اگر لاستیک جدید پیرلی در سالهای آینده در تعداد زیادی از خودروها استفاده شود، میتواند کاربردهای متعدد بسیاری بههمراه آورد. حتی در آینده امکان استفاده از دادههای ثبتشدهی لاستیک سایبری درزمینهی ساخت خودروهای خودران نیز وجود دارد. با همهی اینها، فراموش نکنید 5G و البته خودروهای خودران مسیر زیادی در پیش دارند تا همهگیرتر شوند و نقصهای موجود در آنها تا حد زیادی کاهش پیدا کند.
طی اخبار رسیده از سوی وزارت ارتباطات، بسیاری از استانها تا امشب به اینترنت متصل میشوند و آغاز اتصال اینترنت همراه پس از اتصال اینترنت خانگی و ثابت انجام میشود.
اتصال اینترنت که از دو شب و در سطح اینترنت ادارات، شرکتها و دانشگاه آغاز شده بود، شب گذشته به اینترنت خانگی در ۱۰ استان رسید؛ مردم استانهای ایلام، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، یزد، همدان، اردبیل، سمنان، زنجان، گلستان و چهارمحال و بختیاری به اینترنت جهانی وصل شدند.
با این حال این سؤال برای بسیاری از کاربران ایجاد شده بود که اینترنت اپراتورهای همراه چه موقع متصل خواهد شد. پیش از این شایعاتی در مورد وصل اینترنت همراه در روز گذشته وجود داشت اما اخبار جدید نشان میدهد برای اتصال مجدد اینترنت همراه باید تا وصل کامل اینترنت خانگی و ثابت منتظر ماند.
طی اخبار رسیده از سوی وزارت ارتباطات، بسیاری از استانها نیز تا امشب به اینترنت متصل میشوند و این فرایند ادامه خواهد داشت. این منابع خبری از آغاز اتصال اینترنت همراه پس از اتصال اینترنت خانگی و ثابت خبر دادند.
اینتل بهتازگی جزئیات جدیدی از پردازندهی گرافیکی پونتهوکیو را با رسانهها در میان گذاشته است که براساس آنها، پردازندهی مذکور با اتکا به لیتوگرافی هفتنانومتری تولید میشود.
اینتل با هدف تمرکز بیشتر روی حوزهی سختافزار، در سالهای اخیر سعی کرده است تغییراتی در برخی سیاستهایش اعمال کند. درهمینزمینه، همواره تداد زیادی از کاربران حرفهای رایانهها و گیمرها و البته وبلاگنویسها سؤالاتی دربارهی رویکرد جدید اینتل مطرح کردهاند؛ ازجمله اینکه اینتل دقیقا در پی رسیدن به چه اهدافی است و چه کارهایی انجام میدهد؟ AMD در چند سال اخیر توانسته است بهلطف تراشههای سری رایزن سهم خود را در بازار بهشکل درخورتوجهی افزایش دهد. اینتل بهلطف پردازندهی مرکزی Core i9-9900K همچنان بهترین عملکرد را در بازار دارد؛ اما AMD توانسته است با اتخاذ تصمیماتی درست به رقیبی بسیار مهم و قدرتمند برای اینتل و انویدیا تبدیل شود.
اینتل مدتی است روی معماری جدیدی با نام Xe برای پردازندههای گرافیکی کار میکند و قصد دارد از آن در ساخت پردازندههای گرافیکی مجتمع و البته کارتهای گرافیک مجزا بهره ببرد و با پردازندههای گرافیکی سری پونتهوکیو (Ponte Vecchio) در حوزهی مراکز داده با انویدیا رقابت کند. گفته میشود ابررایانهی آئورورا نخستین محصول مجهز به مرکز دادهی هفتنانومتری پونتهوکیو بهشمار میآید.

اینتل بهتازگی جزئياتی بیشتر از پردازندههای گرافیکی پونتهوکیو بهاشتراک گذاشته است؛ پردازندههایی که مبتنیبر معماری جدید Xe هستند. براساس اعلام رسمی، پردازندههای پونتهوکیو با اتکا به لیتوگرافی هفتنانومتری اختصاصی این شرکت تولید خواهند شد. بد نیست بدانید پردازندهی مرکزی Core i9-9900K از لیتوگرافی ۱۴ نانومتری اینتل بهره میببرد. ظاهرا پردازندهی گرافیکی پونتهوکیو قرار است با طراحی ماژول چندهستهای (Multi Core Module) تولید شود. دراینمیان، گفته میشود نسل بعدی پردازندههای گرافیکی انویدیا نیز از طراحی مشابهی بهره خواهد برد.
در طراحی ماژول چندهستهای پردازندههای گرافیکی پونتهوکیو از فناوری Foveros اینتل استفاده خواهد شد. این فناوری به اینتل امکان میدهد دایهای (Die) پردازندهها را روی هم قرار دهد تا نهایتا چیپلتهای ماژولهای چندتراشهای بهرهوری بیشتری داشته باشند و بهشکلی کارآمدتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. افزونبراین، اینتل قصد دارد در ساخت پردازندههای پونتهوکیو از فناوری Embedded Multi-Die Interconnect Bridge یا EMIB استفاده کند تا تراشهها را به یکدیگر ملحق کند.

پردازندههای گرافیکی پونتهوکیو از همان معماری پایهی پردازندههای Xe و دیگر پردازندههایی برخوردار است که اینتل در این نسل تولید میکند. اینتل میگوید قصد دارد در آینده معماری اشارهشده را به زیرمعماریهای متعددی تقسیم کند. در توضیحی ساده، باید بگوییم معماری پایهی اصلی همان Xe است و پونتهوکیو یکی از شاخههای آن بهشمار میآید.
اینتل مدتی پیش جلسهی توجیهی مربوط به گزارش درآمد خود را برگزار و در آن اعلام کرد قصد دارد در آیندهای نهچندان دور، محصولات ساختهشده با لیتوگرافی هفتنانومتری را تولید کند. درضمن طبق اعلام رسمی، اینتل در پی عرضهی پردازندهی گرافیکی مجزایی با تمرکز روی حوزهی مرکز داده در سال ۲۰۲۱ است. اینتل نشان داده است قصد دارد بهطور ویژه روی حوزهی پردازندههای گرافیکی تمرکز کند. با درنظرگرفتن اقدامات اخیر این شرکت، شکی نداریم بازار پردازندههای گرافیکی در سالهای آتی داغتر خواهد شد و شرکتهای مختلف سعی خواهند کرد با تولید و عرضهی محصولاتی جدید، با رقبایشان رقابت کنند.
نرمافزار Vmware یکی از قدرتمندترین نرمافزارهای مجازیسازی است که از سال ۲۰۰۵، کار خود را شروع کرده است و امروزه، کاربران بسیار زیادی در سراسر جهان دارد.
ماشینهای مجازی به شما امکان میدهند سیستمعامل را در یک پنجره روی دسکتاپ خود اجرا کنید که مانند کامپیوتر کامل و جداگانه رفتار میکند. میتوانید از آنها در سیستمهای عامل مختلف استفاده و نرمافزارهایی را در آنها اجرا کنید که سیستمعامل اصلی شما از اجراکردن آن ناتوان است. این ماشینهای مجازی امکان اجرای برنامهها و نرمافزارهای مختلف را در محیطی امن فراهم میکند.

درحالحاضر، ماشینهای مجازی بسیار کاربردی و متعددی وجود دارد که فرایند نصب و اجرای آنها ساده است و بسیاری از افراد میتوانند آن را راهاندازی کنند. نرمافزار ماشین مجازی و سیستمعامل، تنها ابزارهایی هستند که برای نصب و راهاندازی نیاز دارید.
ماشین مجازی چیست؟
نرمافزار ماشین مجازی محیطی مجازی ایجاد میکند که به آن «ماشین مجازی» گفته میشود. این محیط مجازی رفتاری مانند سیستمعامل مجزا و مستقل دارد؛ گویی که از مشخصات سختافزاری مستقلی نیز بهره میبرد. محیط مجازی مذکور همچون فرایند نرمافزاری در پنجرهای روی سیستمعامل شما اجرا میشود. شما میتوانید دیسک نصب سیستمعامل را درون ماشین مجازی بوت کنید. در این هنگام، خواهید دید ماشین مجازی طوری رفتار میکند که انگار در کامپیوتری مستقل در حال اجرا است| بنابراین، نصب و اجرای برنامه را شروع میکند؛ دقیقا مشابه نصب و اجرای نرمافزار روی سیستمعامل و سختافزار مستقل. پس از نصب سیستمعامل روی ماشین مجازی، میتوانید هر وقت به آن نیاز داشتید، ماشین مجازی روی دسکتاپ خود اجرا و از سیستمعامل نصبشدهی روی آن استفاده کنید.
مقالههای مرتبط:
در دنیای ماشینهای مجازی، سیستمعامل اصلی نصبشده روی کامپیوتر شما میزبان مینامند و سیستمعاملی که روی ماشین مجازی نصب میشود، میهمان نام دارد. این موضوع کمک میکند مسائل بیشازحد گیجکننده نشوند. در یکی از ماشینهای مجازی موجود، بهنظر میرسد سیستمعامل میهمان روی هارددیسک مجازی ذخیره میشود؛ اما این سیستمعامل درواقع فایل بزرگ چندینگیگابایتی است که روی هارددیسک اصلی شما ذخیره شده است.
درواقع، ماشین مجازی این فایل سیستمعامل میهمان را بهعنوان فایل ذخیرهشده روی فضای ذخیرهسازی اصلی نمایش میدهد. این بدان معنی است که به برهمزدن تنظیمات هارددیسک خود نظیر پارتیشنبندی یا دیگر اقدامات پیچیده نیازی نخواهید داشت.
سیستمعامل نصبشده روی ماشین مجازی معمولا با کمی کُندی اجرا میشود و نمیتواند سرعتی معادل سرعت سیستمعامل اصلی شما داشته باشد که روی سختافزار واقعی نصب شده است. بنابراین، اجرای بازیها و نرمافزارهایی که به قدرت گرافیکی و پردازشی بیشتر نیاز دارند، روی ماشین مجازی توقع زیادی است. درحقیقت، ماشینهای مجازی روش ایدئالی برای اجرای بازیهای مخصوص محیط ویندوز روی لینوکس یا مک نیستند؛ مگر اینکه بازیهای اجراشده بسیار قدیمی و به پردازش و قدرت کارت گرافیک نیاز چندانی نداشته باشند.
این موضوع که چه تعداد ماشین مجازی میتوانید روی سیستمعامل خود داشته باشید، فقط به فضای ذخیرهسازی شما برمیگردد. درادامه، میتوانید برخی از ماشینهای مجازیای را ببینید که هنگام نوشتن این مقاله روی سیستمعامل اصلی نصب و آزمایش کردهایم. همانطورکه در تصویر مشخص است، تمامی ماشینهای مجازی موجود بههمراه نسخههای مختلف ویندوز و اوبونتو نصب و راهاندازی شدهاند.

شما میتوانید همزمان چند ماشین مجازی اجرا کنید؛ اما بهسرعت متوجه خواهید شد که محدودیتهای سختافزاری سیستمتان شما را محدود کردهاند؛ چراکه هر ماشین مجازی مقداری از توان پردازنده و رم و سایر سختافزارهای شما را بهخود اختصاص میدهد.

چرا میخواهید ماشین مجازی ایجاد کنید؟
گذشته از اینکه علاقهمندان نرمافزار و کامپیوتر میتوانند مدتی خود را با ماشینهای مجازی سرگرم کنند، این نرمافزارها استفادههای جدی و کاربردی نیز دارند. فراهمکردن امکان نصب و راهاندازی سیستمعاملی دیگر بدون نیاز به نصب آن روی سختافزار اصلی ازجمله کاربردهای ماشینهای مجازی است. برای مثال، شما میخواهید جدیدترین نسخهی سیستمعامل لینوکس را نصب و امتحان کنید و ببینید آیا به نصب آن علاقهای دارید یا خیر و زمانیکه ماجراجوییتان تمام شد، بهسادگی ماشین مجازی را از روی سیستمعامل اصلی خود حذف کنید.

از دیگر کاربردهای ماشین مجازی این است که به شما اجازهی نصب و اجرای نرمافزارهای سیستمعامل متفاوت را میدهد. برای نمونه، بهعنوان کاربر لینوکس یا مک برای نصب و اجرای نرمافزارهای ویژهی ویندوز به ماشین مجازی نیاز خواهید داشت؛ وگرنه دسترسی به نرمافزارهای ویندوزی برایتان ناممکن خواهد بود. چنانچه ویندوز ۱۰ را روی سختافزار خود نصب کردهاید؛ اما به اجرای نرمافزارهای قدیمی ویندوز نیاز دارید که فقط روی ویندوز XP نصب میشوند، تنها راه نصب ماشین مجازی روی ویندوز ۱۰ و نصب ویندوز XP پی روی آن ماشین مجازی است.
ویژگی دیگر ماشینهای مجازی این است که بهصورت کامل از سایر قسمتهای سیستمعامل اصلی شما جداسازی شده است؛ یعنی نرمافزارهای نصبشده روی این ماشینها با دیگر نرمافزارهای نصبشده روی سیستمعامل اصلی شما تداخل نخواهند کرد. این موضوع ماشینهای مجازی را به محلی امن برای آزمایش نرمافزارها و وبسایتهایی تبدیل میکند که به آنها اعتماد ندارید و میخواهید در محیطی امن آنها را بررسی کنید. برای مثال، هرگاه قصد داشته باشیم کلاهبرداری یا بدافزار را بررسی کنیم، آن را روی ماشین مجازی آزمایش و بررسی میکنیم؛ چراکه از دسترسی این بدافزارها به سیستمعامل اصلی نصبشده روی کامپیوتر ما جلوگیری میکند.
مقالهی مرتبط:
ایزولهبودن و جداسازی ماشینهای مجازی به شما این امکان را میدهد که سیستمهای عامل ناامن خود را در محیطی محصور و امن اجرا کنید؛ یعنی چنانچه برای اجرای برخی نرمافزارهای قدیمی همچنان به ویندوز XP نیاز دارید، میتوانید با اجرای آن روی ماشین مجازی عوارض استفاده از سیستمعامل قدیمی فاقد پشتیبانی را به میزان چشمگیری کاهش دهید.
انواع ماشینهای مجازی
درحالحاضر، چندین نرمافزار ماشین مجازی وجود دارد که میتوانید از بین آنها یکی را انتخاب کنید:
VirtualBox: ازجمله ماشینهای مجازی محبوب بهشمار میرود؛ چراکه نرمافزاری متنباز و رایگان است و روی ویندوز و مک و لینوکس اجرا میشود. برای استفاده از این نرمافزار به پرداخت پول نیاز نیست و از پیامهایی با مضمون «به نسخهی کاملتر بهروزرسانی کنید تا از تمامی ویژگیهای نرمافزار بهرهمند شوید» خبری نخواهد بود. VirtualBox بهدلیل نداشتن رقابت عملکرد بسیار روانی روی لینوکس و ویندوز دارد و تجربهی خوبی از کار با ماشین مجازی را منتقل میکند.
VMware Player: این نرمافزار ماشینهای مجازی مخصوص خود را دارد. شما میتوانید از قابلیتها و ابزارهای اولیهی VMware Player روی ویندوز و لینوکس استفاده کنید و برای دسترسی به ابزارها و قابلیتهای پیشرفتهتری که در نرمافزار VirtualBox میتوانید بهرایگان به آنها دسترسی داشته باشید، باید هزینهی نسخهی کامل VMware Player را بپردازید. توصیه ما به شما استفاده از ماشین مجازی VirtualBox است؛ اما اگر این نرمافزار کارایی مدنظرتان را ارائه نکرد، میتوانید از نسخهی کامل VMware Player استفاده کنید.
VMware Fusio: کاربران مک باید برای استفاده از ماشین مجازی VMware Fusion را بخرند؛ چراکه نسخهی رایگان VMware Player برای مک عرضه نمیشود. بااینحال، نرمافزار VMware Fusion بسیار روانتر و مناسبتر است.
مقالهی مرتبط:
Parallels Desktop: کاربران مک ماشین مجازی دیگری با نام Parallels Desktop نیز دراختیار دارند. هر دو نرمافزار Parallels Desktop و VMware Fusion روی مک بسیار روانتر و کاربردیتر از سایر ماشینهای مجازی پلتفرمهای دیگر هستند. این دو نرمافزار برای آن دسته از کاربران مک طراحی شده است که مایلاند نرمافزارهای ویندوز را روی سیستمعامل خود اجرا کنند.
درحالیکه VirtualBox روی ویندوز و لینوکس بسیار روان اجرا میشود، ممکن است کاربران اپل بخواهند برنامههایی روانتر و یکپارچهتر نظیر Parallels Desktop و VMware Fusion را بخرند. این در حالی است که ماشینهای مجازی ویندوزی و لینوکسی مخاطبان حرفهایتر را هدف قرار دادهاند.
البته گزینههای دیگری نیز برای علاقهمندان به استفاده از ماشینهای مجازی وجود دارد. KVM که ماشین مجازی یکپارچه لینوکس بهشمار میآید و Microsoft Hyper-V که نسخههای حرفهای و تجاری ویندوزهای ۸ و ۱۰ را شامل میشود؛ ولی ویندوز ۷ را پشتیبانی نمیکند، دیگر ماشین مجازی یکپارچهای است که دردسترس کاربران قرار گرفته است. این نرمافزارها عملکردی مناسب و روان دارند؛ اما از رابط کاربری چندان جذابی بهرهمند نیستند.
راهاندازی ماشین مجازی
هنگامیکه تصمیم نهاییتان را برای انتخاب ماشین مجازی دلخواه گرفتید و آن را نصب کردید، آنگاه متوجه خواهید شد فرایند راهاندازی آن بسیار ساده است. درادامه، وارد فرایند راهاندازی ماشین مجازی VirtualBox خواهیم شد؛ اما اشاره به این نکته ضروری است که نحوهی راهاندازی دیگر نرمافزارهای موجود نیز شباهت بسیاری به VirtualBox دارد.
۱. به برنامهی ماشین مجازی خود وارد شوید و روی دکمهی New کلیک کنید.

۲. پس از کلیک صفحهی جدیدی بازمیشود و از شما میخواهد نسخهی سیستمعامل مدنظر خود را انتخاب کنید. اگر نام سیستمعامل مدنظرتان را در باکسنام تایپ کنید، نرمافزار بهاحتمال زیاد نوع و نسخهی مخصوص سیستمعامل را انتخاب میکند. چنانچه نرمافزار نسخهی اشتباه را برایتان انتخاب کرد، میتوانید از منو کشویی نسخهی دلخواه خود را انتخاب و سپس، روی گزینه Next کلیک کنید.

۳. براساس نسخهی سیستمعامل انتخابشده، نرمافزار بعضی از گزینهها را بهصورت پیشفرض برایتان انتخاب میکند؛ اما شما در پنجرهی بعدی میتوانید تغییرات مدنظرتان را اعمال کنید. درادامه، از شما سؤال میشود چقدر از فضای ذخیرهسازی خود را به ماشین مجازی اختصاص میدهید. اگر مقداری متفاوت با گزینهی پیشفرض در نظر دارید، میتوانید در این پنجره تغییرات مدنظر را اعمال کنید؛ درغیراینصورت روی Next کلیک کنید. بااینحال، جای نگرانی نیست؛ چراکه بعدا میتوانید مقدار فضای ذخیرهسازی را تغییر دهید.

۴. نرمافزار نصبهارددیسک مجازی مدنظر برای ذخیرهشدن ماشین مجازی را ایجاد میکند؛ مگر آنکه پیشازاین فایل ذخیرهسازی ماشین مجازی را دراختیار داشته باشید و بخواهید از آن استفاده کنید. در این مرحله، روی دکمهی Create کلیک کنید تا فایل ذخیرهسازی جدیدی برایتان ایجاد شود.

همچنین، از شما پرسیده خواهد شد آیا فضای ذخیرهسازی مدنظرتان متغیر است یا فضای مشخصی برای ماشین مجازی خود در نظر گرفتهاید. اگر فضای ذخیرهسازیتان متغیر باشد، حداکثر فضای موجود روی هارددیسک خود را به ماشین مجازی اختصاص میدهید؛ اما فایل ذخیرهسازی فقط زمانی از این فضا استفاده میکند که به آن نیاز داشته باشد. بااینحال، زمانیکه فضای ذخیرهسازی مشخصی انتخاب میکنید، فایل ذخیرهسازی ماشین مجازی از همان ابتدا از تمام فضای مشخصشده استفاده میکند.
باوجوداین، توصیهی ما استفاده از فضای ذخیرهسازی مشخص است؛ چراکه با وجود استفادهی بیشتر از هارددیسک، ماشین مجازی عملکرد بهتری از خود بهنمایش میگذارد. علاوهبراین، از میزان فضای استفادهشدهی ماشین مجازی مطلع میشوید و از افزایش حجم فایل ذخیرهسازی آن غافلگیر نخواهید شد.

۵. پس ورود به مرحلهی بعدی، میتوانید میزان فضای ذخیرهسازی مدنظرتان را مشخص کنید. در این مرحله، میتوانید تنظیمات پیشفرض را انتخاب یا تغییرات دلخواه را در آن اعمال کنید. هنگامیکه روی دکمه Create کلیک کنید، ماشین مجازی شما ایجاد میشود.

پس از انجام آخرین تنظیمات، به صفحهی اصلی نرمافزار ماشین مجازی هدایت خواهید شد؛ جاییکه میتوانید ماشین مجازی جدید راهاندازیشده را مشاهده کنید. در این مرحله، مطمئن شوید دیگر نرمافزارهای ضروری برای استفاده از ماشین مجازی را دراختیار دارید. ازجملهی این نرمافزارها فایلهای ISO موردنیاز برای نصب سیستمعامل مجازی یا حتی استفاده از دیسک نصب سیستمعامل هنگام نصب در ماشین مجازی هستند. پس از طی تمامی مراحل، میتوانید با انتخاب ماشین مجازی خود و کلیک روی دکمهی Start کار با ماشین مجازی خود را آغاز کنید.
تیمی از پژوهشگران دانشکده پزشکی مریلند در راستای انجام آزمایشی برای درمان صدمات مرگبار، توانستند برای اولین بار یک بیمار را در حالت زیست تعویقی قرار دهند.
پزشکان برای اولینبار موفق شدند یک انسان را در حالت «زیست تعویقی» قرار دهند. پژوهشگران اعلام کردند، آنچه انجام دادهاند بخشی از آزمایشی است که برای درمان صدمات مرگبار در حال انجام است. دکتر ساموئل تیشرمن از دانشکده پزشکی دانشگاه مریلند در این رابطه گفت که او و همکارانش حداقل یک بیمار را در حالت زیست تعویقی قرار دادهاند. با این حال، وی از افشای نتایج تحقیقات خودداری کرد.
دکتر تیشرمن و همکارانش روش خود را «احیا و مراقبت اضطراری (EPR)» نامیدند و اعلام کردند که از این روش روی بیماران اورژانسی با صدمات بسیار حاد مانند اصابت گلوله و چاقو استفاده کردند. این دست بیماران معمولا تا انتقال به اورژانس نیمی از خون بدن خود را از دست داده و دچار ایست قلبی میشوند. اگر بیمار بهموقع به اورژانس برسد، پزشکان تنها چند دقیقه برای عمل جراحی فرصت دارند و در صورتی هم که کادر درمانی بهموقع وارد عمل شود، احتمال زندهماندن بیمار تنها ۵ درصد است.
اما تیشرمن و همکارانش اعلام کردند که در روش احیا و مراقبت اضطراری، خون بیمار را با سِرُم منجمد سالین تعویض میکنند تا بدن بیمار بهسرعت خنک شده و به دمایی حدود ۱۰ تا ۱۵ درجه سانتیگراد برسد. در این حالت، فعالیت مغز بیمار تقریبا کاملا قطع میشود. سپس بیمار از تجهیزات خنککننده جدا شده و به اتاق عمل منتقل میشود. در این وضعیت، پزشکان حدود ۲ ساعت فرصت دارند تا اقدامات لازم برای احیای بیمار را انجام دهند. دکتر تیشرمن ابراز امیدواری کرد که بتواند تا پایان سال ۲۰۲۰ نتایج یافتههای این آزمایش را منتشر کند. در دمای طبیعی بدن که همان ۳۷ درجهی سانتیگراد است، سلولهای بدن برای تولید انرژی دائما به اکسیژن احتیاج دارند. اما وقتی قلب از حرکت بازمیایستد، خون اکسیژن را به سلولها منتقل نمیکند. مغز انسان نیز بدون اکسیژن تنها حدود ۵ دقیقه زنده میماند. اما وقتی از دمای بدن و مغز کاسته میشود، سرعت واکنشهای بدن و فعلوانفعالات شیمیایی درون سلولی نیز کاهش پیدا میکند.
مقالههای مرتبط:
دکتر تیشرمن و همکارانش قصد دارند حداقل روی ۱۰ بیمار از روش احیا و مراقبت اضطراری بهره ببرند. سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) نیز به این آزمایش چراغ سبز نشان داده است. علاقهی دکتر تیشرمن به صدمات آسیبزا به ابتدای دوران طبابتش برمیگردد که او و همکارانش یک بیمار جوان را از دست داده بودند. این بیمار بر اثر ضربهی چاقو به قلبش جان سپرده بود. دکتر تیشرمن از همان زمان شروع به تحقیق در مورد حالتهای مختلف زیست تعویقی کرده بود تا جراحان فرصت بیشتری برای درمان بیماران در اختیار داشته باشند. حال، تحقیقاتی که روی نمونههای حیوانی انجام گرفته حاکی از آن است که خوکها میتوانند به مدت ۳ ساعت پس از چنین صدمات حادی زنده بمانند و با عمل جراحی بهموقع نجات داده شوند.
دکتر تیشرمن میگوید:
(من و همکارانم) حس کردیم که حالا زمان آن فرا رسیده که (این نوع آزمایشها) را روی بیماران انجام دهیم. زمانیکه کارایی این روش به اثبات برسد میتوانیم از آن برای نجات جان بیماران استفاده کنیم.
تیشرمن با اشارهی تلویحی به سناریوهای علمی تخیلی در ادامه افزود که هدف او و همکارانش فرستادن انسان به زحل یا سیارات دیگر نیست، بلکه خریدن زمان برای نجات جان انسانها است. همانطور که میدانید، در دنیای علمی تخیلیها، استفاده از روش زیست تعویقی یکی از مؤثرترین راهکارها برای انجام سفرهای طولانیمدت فضایی است. با این حال، واضح است که در دنیای واقعی تا چنین سناریویی فاصلهی زیادی داریم. دانشمندان هنوز نمیدانند فرد دقیقا برای چه مدتی میتواند در حالت زیست تعویقی نگه داشته شود. همچنین وقتی که سلولهای فرد بهتدریج به حالت عادی برمیگردند و گرم میشوند، ممکن است به سیستم خونرسانی فرد آسیب وارد شود.
تیشرمن میگوید که شاید بتوان به بیماران ترکیبی از داروها را داد تا از آسیب به سیستم خونرسانی جلوگیری کرد و مدت حالت زیست تعویقی را افزایش داد. دکتر تیشرمن نتایج یافتههای خود و همکارانش را دوشنبه هفتهی گذشته در گردهمایی آکادمی علوم نیویورک ارائه کرد. آرین لوئیس، مدیر بخش توانبخشی عصبی مرکز پزشکی لنگون در دانشگاه نیویورک این پژوهش را مهم توصیف کرد، اما گفت آنچه دکتر تیشرمن و همکارانش انجام دادهاند تنها آغاز راه است.
.: Weblog Themes By Pichak :.