در جریان آخرین دادگاه رسیدگی به دعوی شکایت کوالکام و اپل، کوپرتینونشینها ادعای جدیدی مطرح کردند. اپل ادعا کرده یکی از مهندسان سابق اپل در پتنت کوالکام نقش مهمی ایفا کرده؛ ولی کوالکام در مستندات مرتبط، نام وی را بهعنوان یکی از افراد مؤثر در پتنت ثبت نکرده است.
قرار بود آرجونا سیوا، مهندس سابق اپل، در دادگاه بعدی کوالکام و اپل حاضر شود و علیه کوالکام و بهنفع اپل شهادت دهد. بااینحال، ظاهرا شاهدی که اپل به آن امید بسته بود، قصد ندارد در دادگاه حاضر شود.
جوآنیتا بروکس، مشاور حقوقی اپل در گفتوگویی با خبرگزاری CNet دربارهی تغییر ناگهانی نظر آرجونا سیوا گفت بعد از مشورتی که وی با مشاور حقوقی کرده، چنین تصمیمی گرفته است. اگر دادگاه آرجونا سیوا را برای شهادت داد احضار کند، سیوا بهناچار در دادگاه حاضر خواهد شد؛ ولی درغیر اینصورت بعید بهنظر میرسد تمایلی به شرکت در دادگاه و شهادتدادن علیه کوالکام داشته باشد. افزونبراین، احتمال آنکه دادگاه آرجونا سیوا را احضار کند، بسیار کم است.
دقیقا مشخص نیست چرا سیوا یکدفعه تصمیمش را تغییر داده و تصمیم گرفته در جریان این پرونده بهنفع اپل شهادت ندهد. بااینحال، جوآنیتا بروکس معتقد است در این تصمیمگیری، مشاور حقوقی جدید سیوا نقش مهمی ایفا کرده است. مشاور وی از اعضای قدیمی شرکت حقوقی کوئین امانوئل (Quinn Emanuel) است که با کوالکام نیز همکاری میکند. بروکس معتقد است کوالکام در تغییر تصمیم آرجونا سیوا نقش داشته و احتمالا به وی گفتهاند که شهادتش برای اپل تاثیر چندانی نخواهد داشت و بهتر است وارد این ماجرا نشود.
دیوید نلسون، از اعضای Quinn Emanuel و مشاور حقوقی کوالکام، این موضوع را تکذیب و اعلام کرده است:
بهندرت عصبانی میشوم. من مسئولیت هدایت تیم را برعهده دارم؛ ولی چنین کارهایی نوعی خصومت شخصی را نشان میدهد.
قاضی سابرو معتقد است در جریان برگزاری دادگاه، ممکن است با برخی اتفاقات غیرمنتظره مواجه شویم. در پاسخ، دیوید نلسون اعلام کرد:
هیچگونه مستندات و شواهدی وجود ندارد که نشان دهد شما یا هرکس دیگری در کوالکام در تغییر وضعیت بهوجودآمده نقشی داشتهاید.
انتظار میرفت آرجونا سیوا در دادگاه حاضر شود و دربارهی ثبتنامنشدن وی بهوسیلهی کوالکام در پتنت شمارهی ۸۳۸۳۸۴۹۹ در ادارهی ثبت اختراع ایالات متحدهی آمریکا شهادت دهد. بهنظر میرسید کوالکام مجبور شود نام آرجونا سیوا را بهعنوان یکی از اعضای مهم پتنت ثبت کند. بااینحال، ظاهرا آرجونا سیوا تصمیم خود را تغییر داده و قصد ندارد در دادگاه حاضر شود و شهادت دهد. باید منتظر باشیم ببینیم درنهایت، این احتمال وجود دارد آرجونا سیوا در دادگاه حاضر شود یا خیر.
جدا از طرحهای تلفیقی معرفیشدهی تویوتا سوپرای جدید که قبل از معرفی رسمی این خودرو انجام گرفت، اکنون خودرو اسپرت محبوب ژاپنیها دوران موفقی را تجربه میکند و سفارشهای متعددی گرفته است. درواقع، تمامی نمونههای درنظر گرفتهشده برای بازار اروپا در سال ۲۰۱۹ پیشفروش شدهاند و تویوتا تدابیری برای فروش سال ۲۰۲۰ اندیشیده است.

بااینحال، تویوتا سوپرای جدید همیشه یک معنی میدهد. تیونرهای مختلف همیشه کیتهای مختلفی را برای پروژهشان در نظر میگیرند و اکنون شرکت ژاپنی Tra-Kyoto که برند راکتبانی را در زیرمجموعهاش دارد، این موضوع را اثبات میکند. استودیو این تیونر بهتازگی، رندرها و ویدئوِ جدیدی منتشر کرده که بهخوبی کیت بدنهی جدید آنها را بهتصویر میکشد.
ترکیب خودرو اسپرت ژاپنی و تیونری از همان سرزمین، فقط یک معنی میدهد: کیت بدنهی بسیار پهن، اسپویلر عقب بزرگ، ارتفاع کم و رینگهای مخصوص. تمامی این عناصر قسمتی از پروژهی جدید شرکت Tra-Kyoto است که با دیفیوزر و سیستم اگزوز اسپرت تکمیل میشود. آنطورکه مشخص است، این پروژه اکنون در مرحلهی اولیهی خود قرار دارد و فعلا رندرهای کامپیوتری آن منتشر شده است.

تاکنون، تیونر تاریخ عرضهی دقیق این کیت را اعلام نکرده؛ اما بهنظر میرسد عرضهی پروژهی جدید راکتبانی بهبازار چندماهی طول بکشد. Tra-Kyoto اولین شرکتی نیست که روی سوپرای جدید کار کرده است. پیشتر، طرحهایی از شرکت Prior Design هم دیده بودیم و تیونر CX Racing هم عکسهایی مبنی بر تعویض پیشرانهی B58 قرار گرفته در این خودرو با موتور افسانهای 2JZ را منتشر کرده بود.
فورد F-150 یکی از وانتهای آمریکایی موفق و برتر بازار است و باتوجهبه فروش چشمگیرش، این احتمال بسیار زیاد است که هرکسی تجربهی سواری با آن یا داشتن یک دستگاه از آن را داشته باشد. این پیکاپ بزرگ آمریکایی پیشینهای بسیار غنی نیز دارد و با اینکه نام اصلیاش به دههی ۱۹۷۰ برمیگردد، فورد از سالهای قبل، تولید وانتهای سری F را آغاز کرده بود.
درادامه، به نکاتی جالب و دانستنیهایی دربارهی این پیکاپ معروف آمریکایی اشاره میکنیم.
۱. فورد F-150 چهل سال قدمت دارد

در سال ۱۹۴۸، فورد تولید وانتهای سری F را شروع کرد. فورد سری F مدلهای مختلفی را شامل میشد. برای مثال، مدل F-1 برای کشاورزان و کار در مزرعه و مدل F-8 نیز برای کار در مراکز صنعتی و کارخانهها طراحی شده بودند. بااینحال، اولین مدل فورد F-150 تقریبا ۲۷ سال بعد، یعنی در سال ۱۹۷۵، به بازار معرفی شد. درحقیقت، این مدل در ابتدا برای پرکردن فاصلهی بین مدل F-100 و F250 تولید شد و به فاصلهی کمی پس از آن، سری F فورد را به یکی از وانتهای موفق بازار تبدیل کرد.
۲. وانتهای سری F برای ۳۹ سال پرفروشترین وانت بودند

وانتهای سری F فورد ۳۹ سال جزو وانتهای پرفروش بازار آمریکا بودند. نکتهی جالب این است که از این ۳۹ سال، ۳۴ سال آن را حتی در مقام پرفروشترین خودروِ آمریکا نیز قرار داشته است. برای اینکه میزان فروش درخورتوجه این پیکاپ را بهتر درک کنید، بد نیست بدانید که سال گذشته، ۷۸۰,۰۰۰ دستگاه F-150 تولید شد؛ درحالیکه فروش مدل موستانگ ۱۲۰,۰۰۰ دستگاه بود.
۳. نامگذاری فعلی فورد از سال ۱۹۵۳ اعمال شد
در سال ۱۹۵۳، فورد تصمیم گرفت نحوهی کدگذاری وانتهای سری F را تغییر دهد. بههمینمنظور، مدل F-1 به F-100 و مدل F-2 و F-3 نیز به F-250 تغییرنام دادند. دلیل این تغییرنام آسانتربودن تلفظ و بهخاطرسپردن نامهای جدید بود.
۴. اولین تبلیغ تلویزیونی فورد F-150 در سال ۱۹۵۹ بود

در سال ۱۹۵۹، فورد F-150 اولین پیکاپی بود که از سیستم چهارچرخ محرک برخوردار بود؛ بههمیندلیل، فورد تبلیغ تلویزیونی ویژهای برای آن ساخت.
۵. تا سال ۱۹۵۹، فورد F-100 فاقد 4WD بود
مقالهی مرتبط:
تا سال ۱۹۵۹، فورد F-100 فقط در نسخهی دیفرانسیلعقب عرضه میشد و علاقهمندان به سیستم چهارچرخ محرک مجبور بودند برای نصب آن به شرکتهای متفرقه مراجعه کنند. باوجوداین از سال ۱۹۵۹ بهبعد، فورد بهصورت آپشن سیستم چهارچرخ محرک را به مشتریانش عرضه کرد.
۶. شش دهه پس از تولید فورد F-1، فراری خودروِ F1 خود را با نام F150 معرفی کرد

پیشینهی فورد سری F حتی از تاریخچهی مسابقات فرمول یک قدیمیتر است؛ اما در سال ۲۰۱۱، فراری خودروِ فرمول یکی بهنام F150 را رونمایی کرد. دلیل نامگذاری این خودرو در آن سال، صدوپنجاهمین سالگرد اتحاد ایتالیا بود. باتوجهبه اینکه این نام ازنظر حقوقی متعلق به فورد بود، فراری بهسرعت نام این خودرو را به F150º Italia تغییر داد تا از مشکلات حقوقی بعدی پیشگیری کند.
۷. در دههی ۱۹۶۰، فورد بههمراه کمپر نیز عرضه میشد

در دههی ۱۹۶۰، کمپرها بسیار محبوب بودند؛ بههمیندلیل، فورد در اواخر دههی ۱۹۶۰ به مشتریانش این امکان را میداد تا خودروِ خود را بههمراه کمپر بخرند. این کمپرها چرخ نداشتند و به یدککشیدن آنها نیازی نبود؛ بلکه در قسمت بار و روی خودرو نصب میشدند. فورد برای اینکه وزن اضافی کمپر تأثیر منفی بر خودرو نگذارد، سیستم تعلیق این مدلها را نیز تغییر داد و از فنرهای محکمتری استفاده کرد.
۸. عرضهی فورد سری F با نام مرکوری

مقالهی مرتبط:
مرکوری یکی از برندهای زیرمجموعهی فورد بود که چند سال پیش، پروندهی آن برای همیشه بسته شد. شعبهی کانادایی فورد وانتهای سری F را با نام مرکوری در بازار کانادا نیز عرضه کرده بود. بدینترتیب در بازار آن کشور، این پیکاپها با نام سری M شناخته میشدند. بااینحساب، گویا فورد سالها قبلتر از بیامو از نام M برای محصولاتش استفاده کرده بود.
۹. فورد سری F و تولد دوبارهی رنجر

در دههی ۱۹۵۰، فورد رنجر بهعنوان مدلی پایه از فورد Edsel به بازار عرضه میشد که بعدها، فورد آن را کنار گذاشت. بااینحال پسازآن، نام رنجر دوباره به محصولات فورد و اینبار بهعنوان یکی از تیپهای فورد سری F بازگشت. در دههی ۱۹۷۰، فورد تصمیم گرفت رنجر را بهعنوان مدلی مستقل تولید کند و درحقیقت، فورد رنجر حیات خود را مدیون سری F است. افزونبراین، فورد مدل اکسپلورر را نیز براساس وانتهای سری F تولید کرد.
۱۰. تولید خودرو اسپرت براساس وانت سری F

حتما فورد SVT Lightning تککابین را بهیاد دارید. این خودرو مدلی اسپرت بود که در دههی ۱۹۹۰، درکنار فورد موستانگ کبرا تولید شد. همچنین، فورد خودروِ دیگری بهنام Lincoln Blackwood را نیز با قطعات مشترک فورد F-150 و لینکلن نویگیتور معرفی کرد که البته، محصول موفقی نبود و فقط مدت کمی روی خطتولید قرار داشت.
۱۱. ترکیب موستانگ با F-100
در سال ۲۰۱۵، شرکتی بهنام Gene Simmons فورد F-100 قدیمی را رونمایی کرد که آن را با موستانگ شلبی GT500 ترکیب کرده بود. در همان سال، این خودرو به قیمت ۴۵۰,۰۰۰ دلار فروخته شد.
۱۲. فورد F-150 بهعنوان مانستر تراک نیز تولید شد

کسانی که برنامههای تلویزیونی دههی ۱۹۸۰ را دیده باشند، حتما مدل مانستر تراک فورد F-150 را بهیاد دارند که در هنگام پرش روی خودروهای دیگر فرود میآمد. در سال ۲۰۱۰، فورد تصمیم گرفت تولید این مدل افسانهای را متوقف کند تا جای آن را شورولت پر کند.
حاصل عکاسی فقط «عکس» نیست. درواقع، عکسگرفتن نوعی بازی است که نتیجهاش شخصیت و طرزتفکر و موضوعات مهم ما را بهنمایش میگذارد. اگر بخواهیم حاصل عکاسیهایمان تصاویر خیرکنندهای باشد، باید ایدههای خوبی داشته باشیم که بتواند انگیزهی قدرتمندی در ما ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی ما شود. هنری میلر نویسندهبودن را اینگونه توصیف میکند:
جذابیتهای زندگی را آنگونه توصیف کن که خود میبینی. مردم، اشیاء، داستانها، موسیقی و... بخشهایی از زیبایی دنیا هستند. فقط کافی است ثروتهای واقعی و ارواح زیبا و افراد دوستداشتنی را درک و خودت را فراموش کنی.
بهنظر میرسد همین توصیف برای عکاسی هم صحیح باشد. باید با دقت بیشتری به دنیای پیرامون خودمان نگاه کنیم و ایدههایی را بیابیم که خیالپردازی و انرژی را در ما تحریک کند.

گاهی گوشدادن به موسیقی یا تماشای آثار هنری یک هنرمند این انگیزه را ایجاد میکند که دوربین بهدست بگیریم و عکاسی کنیم. هرچند گاهی موضوعی که دربارهی آن خوانده یا شنیدهایم با موضوعی کاملا متفاوت خواهد بود که دربارهاش عکاسی میکنیم. مهم نیست انگیزه از کجا سرچشمه میگیرد؛ بلکه مهم این است که نتیجهاش لذتبردن از تلاش برای گرفتن عکسهای بهتر است.

پیتر مکویلیام دربارهی خلاقیت میگوید:
یکی از لذتهای بزرگ زندگی خلاقیت است. در خلاقیت اطلاعات وارد ذهن و درهم آمیخته میشوند و سپس، بهگونهای نوین ارائه میشوند.
در این مقاله، ایدههایی را معرفی میکنیم که آنتونی ایپس، عکاس آنها میگوید در سال گذشته، باعث تغییر زیادی در او شده است. عکسهایی که در اینجا میبینید، در نقاط مختلف دنیا گرفته و توصیفهای هریک از عکسها از زبان عکاس بیان شده است.
۱. تجربههای جدید زمان را کُند میکند

این ایدهی کلی دربارهی انسانها وجود دارد که افزایش سن باعث تندشدن گذر زمان برای انسان میشود و بهنظر میرسد صحیح باشد. وقتی کودکاید، بعدازظهر روز جمعه بسیار طولانی بهنظر میرسد؛ گویی بهاندازهی چندین روز. بااینحال در بزرگسالی، بعدازظهر جمعه بهسرعت سپری میشود.
ازلحاظ علمی دلیل این اتفاق آشنا بودن یا نبودن با محیط است. وقتی با محیط، آداب و رسوم و افراد پیرامونتان آشنا باشید، مغزتان به پردازش اطلاعات کمتری نیاز دارد و درنتیجه، بهنظر میرسد زمان سریعتر میگذرد. درمقابل، وقتی در محیط جدیدی قرار میگیریم، مغز ما اطلاعات بیشتری پردازش میکند و درنتیجه، زمان کُندتر میگذرد.
از دیدگاه من، فقط مکانهای کاملا جدید یا تجربههای کاملا متفاوت نیستند که این اثر را دارند. اتفاقات و تغییرات بسیاری وجود دارند که میتوانند زندگی روزمره شما را تغییر دهند و باعث شوند زمان برای شما کُندتر شود. برای نمونه، اینکه از مسیر متفاوتی به محل کارتان بروید یا از منطقهای از شهر بازدید کنید که تاکنون به آنجا نرفتهاید یا حتی صبح خیلی زود یا شب دیرهنگام از خانه بیرون بروید.
من زمان بسیار زیادی برای عکاسی از سپیدهدم گذاشتهام، نهفقط برای اینکه سپیدهدم بسیار زیبا است؛ بلکه به این دلیل که هنگام سپیدهدم، تقریبا هیچکس بیرون از خانه نیست. بیرون از خانه بودن هنگام سپیدهدم و بدون حضور دیگر افراد جامعه تجربهی بسیار شگفتانگیزی است؛ تجربهای بسیار متفاوت از طلوع زیبای خورشید و تولد روزی جدید. افزونبراین، شبهای بسیاری را بهخاطر دارم که نیمهشب از خانه بیرون رفتهام تا از ماه کامل عکاسی کنم. این تجربه تا ابد در ذهنم باقی خواهد ماند.
شما چه تجربههای جدیدی در هفتهی گذشته داشتهاید؟ مهم نیست چقدر در یک محیط بودهاید یا چقدر با آن آشنا هستید. حتی اگر مدت زیادی در یک محیط بودهاید، بازهم راههایی وجود دارد که تجربههای جدیدی برای خودتان رقم بزنید.
۲. اتفاقات غیرمنتظره برای زندگیتان ایجاد کنید؛ البته در سکوت

میدانیم چقدر مهم است که زندگی را طوری برنامهریزی نکنیم که فقط کار و روزمرگی در آن جای بگیرد و دیگر جایی برای خلاقیت باقی نماند. مدتی پیش عبارتی خواندم که از زاویهای نو به خلاقیت در زندگی نگاه میکرد. مفهوم عبارت این بود که کنارگذاشتن روزمرگی و بیبرنامگی در سکوت، میتواند به زندگی و کارتان خلاقیت ببخشد. عبارتی که خواندم نوشتهی اُرسالا فرانکلین بود:
سکوت تنها به این معنا نیست که صدایی نباشد؛ بلکه میتواند بهمعنای بیبرنامگی هم باشد. ازآنجاکه برنامهای وجود ندارد، تمام آنچه برنامهریزینشدنی است، امکان دارد بهوقوع بپیوندد. بااینحال، چطور ممکن است اتفاقات جدید رخ دهد؟ در دنیایی که همهچیز برنامهریزیشده و مشخص است، اولین قدم برای داشتن اتفاقات جدید این است که قدری راحتتر و بیبرنامهتر با زندگی روبهرو شوید.
معنی این کار این نیست که رویداد خارقالعادهای اتفاق خواهد افتاد؛ اما اگر این قدم را برندارید، میتوانید مطمئن باشید اتفاق جدیدی نخواهد افتاد؛ چون هیچکس وقت آن را ندارد که بتواند اتفاقات جدید را ببیند؛ حتی تفکرات جدید خودش را .
مقالههای مرتبط:
وقتی در پیِ یافتن ایدهای جدید برای عکاسی هستم، در اولین قدم کاری انجام نمیدهم و در سکوت منتظر میمانم. تمام دلمشغولیها و عجلهام در زندگی را کنار میگذارم و اجازه میدهم ذهنم آزادانه بهدنبال ایدههای جدید بگردد. معنی این سکوت آن نیست که کاری انجام ندهیم؛ بلکه به این معنا است که بخشی از کارهای روزمره را تعطیل کنیم؛ کارها و افکاری که ذهن ما را بسیار درگیر کرده است. در این حالت، ایدههای جدید مجال بُروز پیدا میکنند.
۳. کارها را بهتعویق نیندازید؛ چون ممکن است هرگز آن را انجام ندهید

سال گذشته، من و همسر و فرزندانم برای سفری طولانی لندن را ترک کردیم تا پروژههای عکاسی جدید را انجام دهیم. وقتی دربارهی این سفر با آشنایان صحبت میکردم، بسیاری از آنها میگفتند زمانی قصد انجام این کار را داشتهاند و تمام برنامهریزی آن را انجام دادهاند؛ اما درنهایت، نتوانستهاند به آن جامهی عمل بپوشانند. وقتی صحبتهای آنها را شنیدم، ناراحت شدم؛ چون من هم میدانم موانع موجود بر سر راه انجام کارهای دلخواهمان گاهی نفوذناپذیر بهنظر میرسد. علاوهبراین، بسیار ساده است که بگوییم بعدا انجامش میدهیم؛ شاید وقتی دوربین مجهزتر یا زمان یا دانش بیشتری داشته باشم.
بااینحال، میتوان از دید دیگری هم به ماجرا نگاه کرد. اگر زمان داشتن دوربین مجهزتر و زمان یا دانش بیشتر هیچوقت فرانرسد و شما به سنی برسید که دیگر نتوانید سفر کنید، آنوقت چه احساسی خواهید داشت؟ وقتی به گذشته بر میگردید، چه احساسی دربارهی موانع موجود بر سر راه خواهید داشت؟ آیا از این دید بازهم این موانع نفوذناپذیرند؟ اگر اینگونه بیندیشیم، تعداد موانع واقعا نفوذناپذیر را بسیاربسیار اندک خواهیم یافت. جرج برنارد شاو دراینباره میگوید:
مردم همیشه شرایط را مقصر وضعیتی میدانند که در آن هستند؛ اما من به این قضاوت اعتقاد ندارم. تمام مردمی که در دنیا زندگی میکنند، همواره در جستوجوی وضعیتی هستند که موردپسندشان باشد و اگر نتوانند چنین وضعیتی را پیدا کنند، آن را خواهند ساخت.
۴. جَک کَنفیلد: ترس روی دیگر همهی چیزهایی است که میخواهید داشته باشید

ترس بهطور نامحسوس در همهی ابعاد زندگی ما حضور دارد؛ حتی در فعالیتهای خلاقانهای مانند عکاسی. مثلا فرض کنید در خیابان مشغول قدمزدن هستید که غریبهای خوشچهره را میبینید. ابتدا تصمیم میگیرید از او عکس بگیرید. قدری به تصمیمتان فکر میکنید و در آخر، مانعی جلوِ شما را میگیرد. شاید بهجای اینکه تصمیمتان را عملی کنید، بدون عکسگرفتن و با خونسردی از کنار آن غریبه رد شوید و اگرهم در آخر به این نتیجه برسید که آن عکس را بگیرید، این ترس در شما وجود داد که شاید آنقدر به او نزدیک نباشید که بتوانید عکس باکیفیتی بگیرید و شاید خجالت بکشید آنقدر به او نزدیک شوید که بتوانید عکس باکیفیتی بگیرید.
ترس ممکن است به شیوههای مختلفی خلاقیت ما را محدود کند. ممکن است از تمام امکانات دوربینمان استفاده نکنیم؛ چون میترسیم نتوانیم بهدرستی از آن استفاده کنیم یا ممکن است جادهی زیبایی ببینیم که برای عکاسی بسیار مناسب است؛ اما چون نمیدانیم این جاده به کجا منتهی میشود، ترس بر ما غلبه میکند و بهسمت آن مسیر نمیرویم. ممکن است زمانی به این نتیجه برسیم که اگر در خیابانی روی زمین دراز بکشیم و عکس بگیریم، حاصل کار، عکس بسیار زیبایی خواهد شد؛ اما با وجود افراد زیادی حاضر در آنجا، میترسیم این کار را انجام دهیم؛ چون ممکن است از دید آنها دیوانه بهنظر بیاییم.
از دیدگاه من، مشکل اصلی در همهی این وضعیتها ترس است؛ ترس از ناشناختهها، ترس از اشتباهکردن، ترس از ایجاد وضعیت ناگوار یا ترس ازدستدادن چیزی. اگر بتوانیم این نکته را بپذیریم که ترس فقط حسی گذرا است که باید آن را تحمل کنید، وضعیت آسانتر میشود. شما به ترس اجازه میدهید از ذهن شما عبور کند تا بتوانید در ورای آن به زیباییهای دلخواهتان برسید.
این همان اتفاقی است که موقع خطرکردن برایمان میافتد. وقتی میخواهیم خطر کنیم، به این فکر میکنیم که چه چیزی را ازدست خواهیم داد؛ اما بهتر آن است به آنچه بیندیشیم که بهدست خواهیم آورد. برای من در عکاسی، آنچه بهدست میآورم، تصویری است که هیچ فرد دیگری ندارد.
۵. جادوی شگفتی

آنچه برای عکاسی به من انگیزه میدهد، نوعی شگفتی و حیرت است. اگر موقع عکاسی از سوژهام، هیچ هیبت یا حیرتی از آن احساس نکنم، میدانم حاصل کار تصویر خیرهکنندهای نخواهد شد. نیاز نیست این شگفتی یا حیرت بسیار بزرگ و ستودنی باشد؛ بلکه ممکن است ویژگی حیرتآوری باشد. برای مثال، هنگام مشاهدهی زنبوری که بادقت مشغول انجام کارهایش است، نکتهی حیرتانگیز این است که زنبور بهطور ذاتی میداند باید چه کارهایی انجام دهد. همچنین، تلألؤ نور خورشید در عصر هنگام و پس از روز بارانی که کوچهها را روشن میکند. مهم نیست از این اتفاقات حیرتانگیز چه حسی بهدست میآورید؛ چون انسانها ذاتا جذب پدیدههای مختلفی میشوند؛ اما قطعا اگر از دیدن چیزی شگفتزده شوید، مطمئنا تصویر بهتری خلق خواهید کرد.
ییتز دراینباره میگوید:
دنیا مملو از جادوهایی است که بیصبرانه منتظرند آنها را درک کنیم تا بیشتر خودشان را نشان دهند.
بادقت به اطراف خود نگاه کنید. قطعا پدیدههایی خواهید یافت که شگفتی و تحسین شما را برانگیزند.
۶. پیکاسو: الهامبخشی حقیقت دارد؛ اما اگر شما هم برایش تلاش کنید

این جمله بسیار دوستداشتنی است. از دیدگاه من، مهم نیست چقدر تکنیک عکاسی فراگرفتهاید یا دوربین باکیفیت و حرفهای دارید یا چقدر میتوانید از آن استفاده کنید؛ بلکه مهم این است اگر بخواهید پیشرفت کنید، باید در موقعیت عکاسی قرار بگیرید تا بیشتر ببینید. هیچوقت برای موقعیت عالی یا نور شگفتانگیز منتظر نمانید. در روزهایی عکسهای فوقالعادهای گرفتهام که اصلا انتظارش را نداشتم؛ روزهایی که با میل خودم برای عکاسی بیرون رفتهام.
۷. توماس جفرسون: اگر چیزی را میخواهید که تاکنون نداشتهاید، باید انتظار انجامدادن کارهایی را داشته باشید که تاکنون انجام ندادهاید
این عبارت بسیار تأملبرانگیز است؛ چون بسیاری از افرادی که میشناسم و البته خودم، در زندگی خود به رکود و عادات خودمان تمایل داریم. با گذر عمر و افزایش سن، از تجربههای جدید دوری میکنیم و دیگر بهدنبال آنچه نمیگردیم که در ما ایجاد هیجان و شگفتی میکند.
باوجوداین، اگر عاشق عکاسی باشیم، به این معنا است که از دیدن دنیای پیرامون خودمان هیجانزده میشویم. نورهای زیبا، مردم دوستداشتنی، رنگها، سایهها و حالتها در ما ایجاد هیجان میکند و سعی میکنیم این دنیای بینهایت را در عکسهای زیبا خلاصه کنیم.
افرادی هستیم که میخواهیم دنیا را ببینیم؛ اما نمیخواهیم فقط از آن عبور کنیم؛ بلکه میخواهیم آن را کشف کنیم. بههمیندلیل، سعی میکنم این عبارت را در ذهنم حفظ کنم تا همیشه برای انجام کارهایی تلاش کنم که توانش را ندارم. نتیجه این کار آن خواهد بود که رفتاری مانند عکاس خواهم داشت.
استریمینگ محبوبترین سرویس گوشدادن به موسیقی در جهان است. در دهههای اخیر، فروش فرمتهای قدیمیتر مانند وینیل، نوعی صفحهی گرامافون و نوار کاست نیز افزایش پیدا کرده؛ بهطوریکه فروش وینیل از سال ۲۰۰۷، رشد ۱,۴۲۷ درصدی را تجربه کرده و در سال ۲۰۱۸ در انگلستان، حدود ۴ میلیون صفحهی وینیل بهتنهایی فروخته شده است. این ارقام نشان میدهد تولید وینیل همچنان ادامه دارد و قرار نیست به این زودیها متوقف شود. ازاینرو، این دیسکهای بازیافتنشدنی همچنان میتوانند تأثیرات منفی خود را بر محیطزیست بگذارند.
اگرچه پوشش فوقانی این آلبومها از مقواهای بازیافتشدنی ساخته شده، جنس خود این صفحات وینیل از پلی وینیل کلراید (PVC) تهیه شده که نوعی پلاستیک بازیافتنشدنی است. پیش از پیویسی (PVC)، از شلاک، نوعی رزین طبیعی، در تهیهی صفحات گرامافونی استفاده میشد. ازآنجاکه در تهیهی شلاک مواد فسیلی بهکار برده نمیشوند، اثر کربنی آن کمتر از صفحات ضبطشدهی امروزی است.

ایراد شلاک شکنندگی آن بود. درضمن، این ماده درمقایسهبا آب و الکل هم تأثیرپذیر بود. ازاینرو، صفحات پلاستیکی PVC بهدلیل استحکام بیشتر روانهی بازار شدند. در حالت ایدهآل، تجزیهی PVC در طبیعت چندین قرن طول میکشد.
صفحات موسیقی مدرن معمولا ۱۳۵ گرم PVC را شامل میشوند که ۰.۵ کیلوگرم CO2 را وارد محیطزیست خواهند کرد. درواقع، فروش ۴ میلیون صفحهی وینیلی بهمعنای تولید تقریبا ۱,۹۰۰ تن دیاکسیدکربن است. این مقدار کربن معادل مقداری است که ۴۰۰ نفر در طول یک سال تولید میکنند.
در دههی ۱۹۸۰، لوحهای فشرده (CD) جایگزین صفحات گرامافونی شدند که علاوهبر استحکام، از کیفیت صدای بیشتری برخوردار هستند. این CDها با لایههایی از پلیکربنات و آلومینیوم ساخته شدهاند که درمقایسهبا PVC اثرهای مخرب کمتری بر محیطزیست میگذارند. بااینحال، CDها بازیافتشدنی نیستند؛ زیرا ساختار آنها ترکیبی از چندین مادهی مختلف است که جداسازی آنها پس از بازیافت، علاوهبر سختبودن، توجیه اقتصادی ندارد. آن دسته از CDهایی که با روکشهای شکنندهی پلیکربناتی ساخته شدهاند، برخلاف مخلوطنبودن ساختار، بازیافت گستردهای ندارند؛ زیرا اکثر مردم از بازیافتشدنیبودن این محصول اطلاع ندارند و پس از خطوخراش، آن را بهعنوان زباله دور میاندازند.
برخلاف CDهای باکیفیتی که میتوانند در وضعیت ایدهآل بین ۵۰ تا ۱۰۰ سال عمر کنند، CDهای ارزانقیمت بهراحتی تحتتأثیر عواملی مانند نور خورشید، گرما، تغییرات دمایی، گرانش، خطوخش، اثرانگشت و لکه کارایی خود را از دست میدهند.

بااینحال، فناوری دیجیتال تجربهی کیفیت بینظیری از گوشدادن به موسیقی را برایمان فراهم آورده است، بدون آنکه خسارت فیزیکی به ما وارد شود. بدینترتیب که فایلهای موسیقی بدون نیاز به دانلود استریم میشوند و کپیشدنی و آپلودشدنی هستند. ازاینرو، انتظار داریم استریمینگ درمقایسهبا CD یا صفحات وینیل رفتار دوستانهتری با محیطزیست داشته باشند.
با وجود آنکه در استریمینگ از هیچ مادهی فیزیکی خبری نیست، بازهم این روش بر سلامت محیطزیست تأثیرات منفی خود را میگذارد. فایلهای الکترونیکی که اجرا میکنیم، در سِرورهای فعال و خنک ذخیرهسازی میشوند. سپس، اطلاعات این فایلها در شبکه منتشر و به روتر منتقل میشوند. در مرحلهی بعد، ازطریق وایفای این فایلها وارد دستگاههای الکترونیکی ما خواهند شد. هربار که یک فایل موسیقی را استریم میکنیم، این فرایند اتفاق میافتاد که البته با مصرف انرژی همراه است.

شایان ذکر است با خرید CD یا صفحات وینیل میتوانیم یک فایل موسیقی را بارهاوبارها اجرا کنیم. افزونبراین، انرژی مصرفی در پخش یک فایل موسیقی ازطریق استریمینگ معادل ۱۰۷ کیلووات است؛ درحالیکه این رقم ازطریق اجرای CD فقط ۳۴.۷ کیلووات است.
پس کدامیک از این دو گزینه سبزتر هستند؟ پاسخ به این پرسش به عوامل زیادی بستگی دارد؛ مثلا هر فایل موسیقی را چندبار گوش میدهید. اگر فقط به یکبار گوشدادن فایل بسنده کنید، استریمینگ بهترین گزینه برای رفتار دوستانه با محیطزیست خواهد بود. اگر به تکرار مجدد عادت داشته باشید، استفاده از نسخههای فیزیکی، گزینهی بهتری است؛ زیرا استریمینگ هر آلبوم ازطریق اینترنت ۲۷ برابر ساخت هر عدد CD انرژی مصرف میکند.

چنانچه میخواهید تأثیرات منفی خود را بر محیطزیست کاهش دهید، صفحات وینیلی گزینهی فوقالعادهای خواهند بود. درزمینهی موسیقیهای آنلاین، ذخیرهسازی در گوشیها یا رایانهها یا درایوهای شبکه کمک میکند اطلاعات دردسترس کاربر قرار گیرد و به استریمینگ از سرورهای دوردست نیازی نباشد.
در جهانی که بیشتر تعاملات اجتماعی و اقتصادی در بستر آنلاین است، استفاده از ضبطکنندههای فیزیکی نوعی حرکت خلاف جهت جریان بهنظر میرسد. بااینحال، فرمتهای قدیمیتر موسیقی نوعی حس اهمیت و پایداری برای ما تداعی میکنند: اینکه این موسیقی متعلق به ما است؛ درحالیکه در روشهای مجازی امروزی چنین احساسی را بهسادگی تجربه نمیکنیم.
مایکروسافت چند روز پیش بهصورت رسمی نسخهی تحتوب اپلیکیشن محبوب اسکایپ (Microsoft Skype) را بهروزرسانی کرد. در این بهروزرسانی جدید، کاربران مرورگرهای اج و گوگل کروم میتوانند بدون نیاز به اپلیکیشن مستقل، از قابلیتهایی نظیر برقراری تماس ویدیویی با کیفیت HD و ضبط تماسها - که تا پیش از این ازطریق نسخهی تحتوب در دسترس نبودند - بهره بگیرند.
درضمن، نسخهی جدید تحتوب بیشتر به نسخهی ۸ از اپلیکیشن مستقل اسکایپ شباهت پیدا کرده و دیگر از طراحی قدیمی بهره نمیبرد و رابط کاربری آن بهروز شده است. ویژگیهای اضافی دیگری نیز برای نسخهی تحتوب در دسترس قرار گرفتهاند که هر کدام در نوع خود کاربردی هستند.

یکی از بخشهای جدید اضافهشده، پنل نوتیفیکیشن است که اگر کسی شما را منشن کند یا گفتهی شما را نقل کند، بهشما خبر میدهد؛ درضمن قابلیت جدیدی که در نسخههای اخیر اسکایپ اضافه شده، امکان عکسالعمل نشان دادن به پیامها ازطریق اموجیها است. حتی اگر فردی به پیامی از شما ازطریق ایموجی عکسالعمل نشان دهد نیز ازطریق پنل نوتیفیکیشن بهشما اطلاع داده میشود. سایر تغییرات لحاظشده در رابط کاربری اسکایپ تحتوب را میتوانید خودتان مشاهده کنید.
نکتهی جالبتوجه اینجا است که نسخهی جدید Skype for Web تنها روی مرورگرهای مایکروسافت اج و گوگل کروم بههمراه مرورگرهای مبتنی بر کرومیوم (نظیر برِیو و ویوالدی) کار میکند و کاربران فایرفاکس، سافاری و حتیاپرا فعلا توانایی استفاده از آن را ندارند.
بانک مرکزی با انتشار بیانیهای اعلام کرده بود اپلیکیشنهای موبایلی برای ارائهی خدماتی مانند ماندهگیری و صورتحساب باید الزامات جدید مطرحشده را رعایت کنند، آزمونهای سامانهی مانا و نهاب را با موفقیت پشت سر بگذارند و با روالهای جدید شرکت شاپرک تطبیق پیدا کنند. بعد از انتشار این بیانیه ۶ اپلیکیشن موبایلی روالهای جدید شاپرک و آزمونهای سامانه مانا و نهاب را با موفقیت پشت سر گذاشتند و این امکان برای آنها فراهم شد.
اپلیکیشن های موبایلی شرکتهای آسان پرداخت پرشین، پرداخت الکترونیک پارسیان، پرداخت الکترونیک سامان،پرداخت الکترونیک سداد، شرکت به پرداخت ملت و الکترونیک کارت دماوند از جمله اپلیکیشنهایی هستند که امکان ماندهگیری حساب را برای کاربران خود فراهم کردهاند.
تطابق کد ملی با شماره تلفن همراه کاربران در اپلیکیشنهای موبایلی با اتصال ۶ شرکت ذکرشده به سامانهی نهاب بانک مرکزی با همکاری شرکت خدمات انفورماتیک اجرایی و امکان سرویس ماندهگیری در اپلیکیشن موبایل آنها امکانپذیر شد. این شرکتها همچنین آزمونهای مربوطبه سرویس ماندهگیری و ارتباط با سامانهی مانا را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند.
سایر شرکتهای پرداخت مجاز نیز میتوانند با اتصال به سامانهی نهاب، مانا و رعایت الزامات جدید شاپرک نسبت به فعال کردن فرایند ماندهگیری اقدام کنند زیرا الزامات جدید در حوزهی اپلیکیشنهای موبایلی از ابتدای سال ۱۳۹۸ اجباری است.
مهم نیست خانهتان در کجای این کرهی خاکی باشد؛ زمینلرزه پدیدهای نامآشنا برای تمامی اهالی این سیاره است. در همین یکی دو سالی که گذشت، از اهالی مناطق ازگله و سرپل ذهاب کرمانشاه در ایران تا اهالی پوئبلا در مکزیک، همگی قدرت ویرانگر زلزلههایی عظیم را با گوشت و پوست و استخوان خود درک کردند؛ زلزلههایی که قدرت آنها حتی به بالای ۷ درجه در مقیاس ریشتر نیز میرسید.
در تصاویر مربوطبه زلزلهی سال ۲۰۱۷ پوئبلا، در شهر هوئیاپان، هنوز هم آثار و بقایای خرابیهای این زمینلرزهی ۷.۱ ریشتری به چشم میخورد.
در این شهر، یکی از اهالی محلی بهنام «ساودرا» درکنار سازهای ایستاده که قرار است خانهی جدیدش باشد. اما برخلاف بسیاری از همسایگانش، ساودرا از بلوکهای بتونی برای بازسازی خانهاش استفاده نمیکند. او از مصالحی استفاده میکند که با نام اَبَرخِشت (superadobe) شناخته میشوند. این ماده درحقیقت یک ماده مبتنیبر زمیناست که تولید آن نیازمند منابعی خارج از محیط نیست و مزیت مهم آن برای بسیاری از اهالی محلی این منطقهی زلزلهخیز، مقاومت آن دربرابر زمینلرزه است.

کیسههای پلاستیکی پُرشده از مخلوطی از خاک و آهک روی یکدیگر چیده میشوند. دیوارهای این خانه، پوشیده از سه لایهی خاک، آهک، چمن و کود اسب است. در حال حاضر، سقف خانهی ساودرا از پارچهی برزنتی ساخته شده؛ ولی قرار است که این پارچه بهزودی با آجر سفالهای رسی جایگزین شود. این آجرها برای قرنها بخشی از فرهنگ بومی این منطقه بودهاند. ساودرا میگوید:
برای من، داشتن یک خانهی ابرخشتی، بیش از همه بهخاطر نوع معماری، استفاده از زمین و استفاده از منابع محلی جذاب است. من علاقهی وافری به فرهنگ و آداب و رسوم مردم خود دارم. سالهای درازی است که ما خانههای خود را از همین زمین میساختهایم. ساختن خانه از ابرخشت، این تجربه را به سطح کاملا متفاوتی ارتقا خواهد داد.
ساودرا جوانی است که به شغل بافندگی مشغول است. او بهپیروی از سنت آبا و اجدادی خود، پارچه را با پشم گوسفندان میبافد و آن را با رنگ طبیعی حاصل از گیاهان محلی، رنگآمیزی میکند. درکنار این شغل، او زبانناهوتی (Nahuatl) را نیز تدریس میکند که رایجترین زبان بومی در مرکز مکزیک به حساب میآید.
او هم خانهاش را بر اثر زمینلرزه از دست داد و هم مدرسهای را که در آن تدریس میکرد. در این زلزله بیش از ۳۰۰ مورد از جوامع ساکن در این مناطق کوهستانی با مجموع جمعیتی بالغبر ۷۵۰۰ نفر متحمل خسارت شدند که دراینمیان، ۱۰ نفر کشته و بسیاری نیز زخمی شدند.
مصالح و دستورالعمل ساخت مورد نیاز ساودرا و خانوادهاش ازسوی یک گروه معماری با نام Siembra Arquitectura در شهر مکزیکوسیتی تأمین میشود. هدف این گروه، آموزش و کمک به افراد بیخانمانو زلزلهزده برای ساخت ساختمانهایی مستحکم است.
یکی از مصالحی که این گروه، افراد را تشویق به استفاده از آن میکنند، ابرخشت است. ابرخشت توسط معماری ایرانی- آمریکایی با نام نادر خلیلی طراحی شد. او برای اولینبار ساخت کیسههای زمینی را در یک سمپوزیوم ناسا در سال ۱۹۸۴ پیشنهاد داد؛ هدف از این چالش در آن زمان، بهاشتراکگذاری ایدههای شرکتکنندگان برای چگونگی انجام ساختوساز روی کرهی ماه و مریخ بااستفاده از مصالح دردسترس بود؛ چراکه بهنظر کارشناسان، انتقال مصالح از زمین به فضا توجیه اقتصادی نداشت.

شیفته خلیلی، رئیس مؤسسهی Cal-Earth میگوید:
زمانیکه پدرم آن سخنرانی را ارائه داد، دیدگاه او این بود که زمین واقعا طلا است: ۹۹ درصد از مواد موردنیاز شما برای ساخت یک سرپناه، در زمین خودتان وجود دارد. او دربارهی پایداری و توانمندسازی حقیقی صحبت میکرد.
مؤسسهی غیرانتفاعی Cal-Earth که در سال ۱۹۹۱ توسط پدر مرحوم شیفته تأسیس شد، به مردم یاد میدهد که چگونه با استفاده از معماری مبتنیبر زمین، سازههایی پایدار و مقاوم دربرابر بلایای طبیعی بسازند.
ابرخشت مانند خشت معمولی نیست که برای قرنها در این منطقه مورد استفاده قرار میگرفت. خشت نوعی مصالح مبتنیبر زمین است که شامل خاک و موادی آلی نظیر ساقهی ذرت، علوفهی خشک و کود حیوانی میشود. این ترکیب یکی از قدیمیترین مواد ساختمانی موجود در جهان بوده که البته ترکیبات دقیق آن میتواند متنوع باشد.
ابرخشت نیز از خاک و مواد آلی ساخته شده است؛ اما این مخلوط باکمک آهک تقویت میشود و سپس در کیسههایی از جنس پلی پروپیلن بستهبندی میشود (همان مادهای که برای ایجاد کیسههای شنی در دیوارهای ساحلی به کار میرود). این کیسهها روی یکدیگر سوار میشوند و درمیان لایههای سنگین سیمخاردار قرار میگیرد. با این کار، کیسهها در محل خود تثبیت شده و دیوارهایی مستحکم را تشکیل میدهند.
خانههای ساختهشده با ابرخشت بسیار مقرونبهصرفه هستند و انتظار میرود عمر آنها تا قرنها ادامه یابد. در این جوامع مبتنیبر کشاورزی و دورافتاده، ساخت مواد جدید میتواند ظرفیت خوبی برای خودمختاری و ایجاد مشاغل بهتر بههمراه داشته باشد. شیفته میگوید:
پدرم ابرخشت را بهگونهای طراحی کرده که قابلیت ساخت در هر مکانی را داشته باشد. ما تاکنون با شرایطی مواجه نشدهایم که نتوان از این مصالح در آنجا بهکار برد.
نادر خلیلی ایدهی ساخت ابرخشت را از سکونتگاههای کهن واقع در اقلیمهای خشنی مانند بیابانهای داغ خاورمیانه الهام گرفته است. سازههای ابرخشتی دربرابر ویرانگرترین بلایای طبیعی از خود مقاومت نشان دادهاند. شواهد حاکی از آن هستند حتی پس از زلزلهی ۷/۲ ریشتری نپال در سال ۲۰۱۵ و نیز طوفان ماریا در پورتوریکو، ساختمانهای ابرخشتی هنوز پابرجا مانده بودند.

اکنون خانههای بیشماری در سراسر جهان وجود دارند که از ابرخشت ساخته شدهاند، از پناهگاههای اضطراری گرفته تا خانههایی بسیار لوکس و تجملی. امروزه در بسیاری از سازهها از این نوع مصالح بهره گرفته شده است. بهعنوان نمونه میتوان به سازههای اردوگاه پناهندگان الزعتری در اردن اشاره کرد که توسط بنیاد بینالمللی آکسفام احداث گردیده یا بنیاد آموزشی غیرانتفاعی اوجای احداثشده در جنوب کالیفرنیا که حتی توانست بهخوبی از پس آتشسوزی بزرگ توماس در دسامبر سال ۲۰۱۷ نیز برآید.
مقالههای مرتبط:
بسیاری از این سازهها گنبدیشکل هستند. این نوع طراحی بهدلیل برتریهای فیزیکی موجود در ساختارهای قوسدار، مقاومت بهتری را دربرابر عوامل محیطی از خود نشان میدهند. بااینحال، در اردوگاهها افراد محلی میخواستند ساختارهای مرسومتری را نسبت به طراحی گنبدی پیادهسازی کنند. بنابراین گروه Siembra Arquitectura خانههایی با ساختار مستطیلی را برای آنها طراحی کرد؛ اما آنها مجبور شدند این خانههای جدید را بهوسیلهی ستونهایی در گوشهها تقویت کنند.
شیفته خلیلی در ادامه میگوید که چشمانداز مؤسسهی Cal-Earth آن است که بتواند گروهی از سازندگان دورهدیده را برای شرایط اضطراری بهکار گیرد؛ گروهی که با یک کیسه از لوازم ضروری به مناطق بحرانزده و اردوگاههای پناهندگان اعزام شوند و با اتکا به زمین و منابع طبیعی، طبق دستورالعمل اقدام به ساخت سکونتگاه کنند. او میافزاید:
درک اصول ساختوساز با ابرخشت، ارتباط نزدیکی با درک ریشههای معماری باستانی و بومی دارد. ما امروزه میتوانیم ساختمانهایی بسازیم که ضمن هماهنگی کامل با طبیعت، پایدار، مدرن و واقعا ایمن باشند. مردم میتوانند در خانههایی زندگی کنند که برای نسلهای متمادی دوام خواهند آورد.
ابرخشت و خشت، هر دو از مزایایی چشمگیر برای استفاده در شرایط آبوهوایی بسیار خشن برخوردار هستند. بهعنوان مثال، در منطقهای مانند هوئیاپان که در ارتفاع ۲۵۰۰ متری از سطح زمین قرار دارد، دما طی شب میتواند به نزدیک صفر درجه برسد و در عینحال، با طلوع آفتاب روزهایی بسیار داغ و سوزان را شاهد خواهد بود. خشت مصالحی با ویژگیهای حرارتی چشمگیر است؛ این ماده میتواند گرما را طی روز جذب کرده و آن را در طول شب آزاد کند. طی شب نیز این روند معکوس خواهد شد؛ یعنی سرمای هوای شب در خشتها جذب میشود و درنتیجه، طی روز میتوان هوایی خنک و مطبوع را تجربه کرد.
بااینحال، هنوز ممکن است این سازوکار یک مشکل بزرگ برای افراد محلی بههمراه داشته باشد و آن، زمان لازم برای تولید اینگونه مصالح است. بستهبه شرایط آبوهوایی، ساخت یک خانه با ابرخشت میتواند تا سه ماه طول بکشد. تولید مصالح برپایهی خشت و ابرخشت شامل فرایند مخلوطسازی و سپس لگدمالی برای اختلاط بهتر مواد است (در هائیاپان، از نیروی اسب برای این مرحله استفاده شد). انجام این فرایند طی فصول طولانی بارندگی در مکزیک میتواند سرعت کار را بهشدت کم کند.
همین مورد یکی از دلایلی است که برخی از افراد، پس از ازدستدادن خانههای خود، ترجیح میدهند خانههای جدیدشان را با بلوکهای سیمانی بسازند؛ چراکه این روش سریعتر خواهد بود.
خوان مانوئل اسپینوزا کورتس یکی از اولین افراد در هوئیاپان بود که یکی از خانههای ابرخشتی برای او ساخته شد. او اکنون در خانهی سهخوابهی خود همراهبا پدر و مادرش در مقابل یک باغ میوه زندگی میکند. او که کل این فرایند ساخت را از مؤسسهی Siembra Arquitectura فرا گرفته بود، اکنون به یکی از افراد ارشد در پروژههای ساخت در شهر خود تبدیل شده است. اسپینوزا میگوید:
ساختوساز با بتن سادهتر است. ما مجبوریم خشتها را لگدمال کنیم. باید از اسبها و انسانها استفاده کنیم. وقتی این کا را شروع میکنید، تازه میفهمید که سختی کار تا چه حد است. اما حالا که روش انجام آن را درک کردهایم، سرعت کار ما افزایش یافته است. ما اشتیاق زیادی برای انجام آن داریم.

نمیتوان دو زمینلرزهی بزرگ مکزیک در سال ۲۰۱۷ را نوعی ناهنجاری غیرمعمول بهحساب آورد. از آن زمان تاکنون، اسپینوزا شاهد چندین زلزلهی مشابه دیگر در خانهی جدید خود بوده است. او میگوید:
خانهی من همراه با حرکات زلزله شروع به نوسان میکند. من همواره شاهد آغاز این تکانها بودهام که درنهایت به ثبات میرسیدند. دیگران نیز همین تجربه را داشتهاند و این موجب ایجاد اعتماد در آنها شده است. [ابرخشت] ثابت کرده است که کیفیت مناسبی دارد.
حالا دیگر کار ساخت خانهی ساودرا، پس از سه ماه به اتمام رسیده است و خانوادهی او به خانهی جدیدشان نقلمکان کردهاند. او میگوید با اینکه این فرایند واقعا پُرکار بوده؛ اما یادگیری آن چندان دشوار نبوده است و اکنون او احساس رضایت میکند. او میگوید:
این فرایند دراصل نوعی ساختوساز اکولوژیکی است. طراحی مستطیلیشکل بیشتر از هر مورد دیگری مورداستقبال واقع شده؛ چراکه ظاهر آن واقعا بهمانند یک خانه است و از همهی امکانات لازم برای تأمین رفاه یک خانواده نیز برخوردار است.
اکثر مردم، جنوبگان را بهعنوان یک قارهی منجمد دور افتاده و دستنخورده تصور میکنند اما از دههها پیش مردمانی آنجا زندگی میکردهاند و تاکنون در حال ساختوساز در این ناحیه از زمین بودهاند. در پژوهشی که بهتازگی در مجلهی Nature Sustainability منتشر شده، برای نخستین بار، ردپای انسان در سرتاسر این قاره اندازهگیری شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که اگرچه ساختمانسازیها و دستکاریهای انسانی تنها بخش کوچکی از کل این قاره را شامل میشود ولی تاثیر قابلتوجهی روی اکوسیستم جنوبگان دارد. این دادهها نشان میدهند که ۷۶ درصد از کل ساختمانها فقط در ۰/۰۶ درصد از کل قاره قرار گرفتهاند: مناطق عاری از یخی که در پنج کیلومتری ساحل قرار دارند. این حاشیهی ساحلی اهمیت ویژهای دارد زیرا موجب دسترسی پنگوئنها و فکهای دریایی به اقیانوس جنوبی میشود و نیز آبوهوای مرطوبی را که برای حیات گیاهان مناسب است، مهیا میکند.

ردپای بناهای ساخته شده در جنوبگان
این موضوع که بهطور کلی ما چقدر از زمین را در جنوبگان با زیرساختهای خود تحتتاثیر قرار دادهایم، از دههها پیش پرسشی مهم بوده اما تاکنون یافتن پاسخی برای آن دشوار بوده است. خبر خوب در این زمینه این است که انسان منطقهی نسبتا کوچکی را مورد ساختوساز قرار داده، اما مسئلهی مهم این است که کجای آن را؟
پژوهشگران توانستهاند برای نخستین بار ردپای ساختمانسازی و دستکاری زمین عاری از یخ را در سرتاسر جنوبگان اندازهگیری کنند و این معادل ساخت بیش از ۳۹۰ هزار متر مربع و نیز دستکاری ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار مترمربع از زمین بدون یخ است.
اگر بخواهیم بهشکلی دیگر توضیح دهیم، باید بگوییم که به ازای هر فردی که در جنوبگان وجود دارد (با درنظر گرفتن شلوغترین وضعیت آن در فصل تابستان)، بیش از ۱۱۰۰ مترمربع دستکاری زمین اتفاق افتاده است. زیرساختهای موجود عمدتا مربوطبه ۳۰ کشور جهان هستند.

ایستگاه کیسی متعلق به کشور استرالیا در جنوبگان
مقالههای مرتبط:
تاکنون اندازهگیری میزان تاثیر انسان روی این قاره، بهعلت دشواری جمعآوری داده مشکل بوده است. کشورهای زیادی در جنوبگان فعال هستند و دریافت اطلاعات مربوطبه زیرساختهای آنها بسیار زمانبر بوده است. از آنجا که دو سوم از ایستگاههای پژوهشی این منطقه، قبل از پذیرشپروتکل حفاظت از محیط زیست جنوبگان ساخته شده بودند، آنها ملزم به ارزیابیهای اثرات زیستمحیطی یا نظارت نبودهاند و بنابراین به احتمال زیاد بسیاری از این اپراتورها، دادههای قابل دسترسی درمورد ردپای خود ندارند. علاوهبراین، بهعلت دشواری ذاتی دسترسی به جنوبگان و فاصلهی زیاد بین ایستگاهها، انجام اندازهگیریهای میدانی در مقیاس قارهای امکانپذیر نیست. برای حل این مشکلات، پژوهشگران از یک رویکرد معتبر برای اندازهگیری ردپای یک ایستگاه منفرد استفاده کردند و با استفاده از تصاویر ماهوارهای، آن را درمورد ۱۵۸ منطقه در کل قاره به کار بردند.
بیشتر تصاویری که استفاده شد بهصورت رایگان از گوگل ارث گرفته شد و پژوهشگران برای دیجیتالی کردن تصاویر خود ساعتها زمان صرف کردند.

ایستگاه دیویس، یکی از سه ایستگاه دائمی استرالیا در جنوبگان. پژوهشگران از تصاویر گوگل ارث برای نقشهیابی ردپای زیرساختهای انسانی در کل قاره استفاده کردند
جالب اینکه یکی از دشوارترین مکانها، ایستگاه آمریکایی آموندسن-اسکات بود. از آنجا که این ایستگاه در موقعیت جنوبگان جغرافیایی قرار گرفته است، ماهوارههای بسیار کمی از روی آن میگذرند. این مشکل درنهایت با گرفتن هزاران تصویر هوایی تولیدشده در مأموریت Operation IceBridge ناسا حل شد. هواپیمای ناسا در سال ۲۰۱۰ از روی این ایستگاه عبور کرده بود.
پژوهشگران پس از گرفتن این دادهها، اندازهگیریهای خود را با اندازههای موجود از ساختمانها مقایسه کردند تا دقت کار خود را ارزیابی کنند. اما برخلاف ساختمانها، آنها اندازهگیریهای حقیقی درمورد زمینهای دستکاری شده (مثل جادهها، باندهای فرودگاهی یا معادن و موارد مشابه) نداشتند که بتوانند دادههای خود را با آنها مقایسه کنند. آنها خاطرنشان میکنند که بهعلت وجود عواملی نظیر پوشش برف و وضوح نامناسب تصاویر برای مشاهدهی مواردی نظیر مسیرهای پیادهروی، احتمالا برآوردی کمتر از حد بهدست آوردهاند.

پنگوئنهای آدلی برای دسترسی به اقیانوس نیاز به مناطق بدون یخ دارند
بعد از مکانیابی ردپای ساختمانها و دستکاریهای زمین، نتایج جالبی بهدست آمد. به دلایل عملی، اکثر ایستگاههای جنوبگان در مناطق کوچک بدون یخ و در سرتاسر قاره بهویژه در اطراف سواحل پراکنده شدهاند. این مناطق علاوهبر اینکه برای انسانها جذاب هستند، ازنظر تنوع زیستی جنوبگان نیز حیاتی هستند. این مناطق بهعنوان مکان آشیانهسازی پرندگان دریایی و پنگوئنها، بستری برای خزهها، گلسنگها و گیاهان آونددار و زیستگاهی برای جانوران بیمهرهی این قاره بهشمار میروند.
یکی دیگر از یافتههای جالب این دادهها چیزی است که آنها درمورد بکر بودن این قاره به ما میگویند. اگرچه ردپای فعلی تنها قسمت کوچکی از بیش از ۱۲ میلیون کیلومتر مربع جنوبگان را شامل میشود، اما دستکاریهای انسانی در بیش از نیمی از تمام مناطق بزرگ بدون یخ در طول سواحل دیده میشود.
انتشار این پژوهش بهموقع است زیرا زیرساختهای زیادی برای این منطقه پیشنهاد شده است. در حال حاضر، ایستگاههای جدیدی توسط هفت کشور پیشنهاد شده است. همچنین پروژههای بزرگ بازسازی ایستگاههای موجود در حال اجرا بوده و ایتالیا نیز درحال ساخت یک باند فرودگاه جدید در مناطق بدون یخ است. استرالیا نیز ساخت نخستین باند فرودگاهی بتنی را برای جنوبگان پیشنهاد داده است که اگر ساخته شود، بزرگترین باند فرودگاهی این قاره خواهد بود.
تا به امروز، تصمیمگیریها در زمینهی گسترش زیرساختها در جنوبگان بدون توجه به زیرساختهای موجود در این منطقه انجام شده است. اما اکنون امید است که باتوجهبه این اطلاعات، تصمیمهای آگاهانهای توسط جامعهی بینالمللی درمورد میزان ساخت بنا در این منطقه، موقعیت بناها و نحوهی مدیریت این سرزمین اتخاذ شود.
در سال ۲۰۰۳، یک موج گرمای کشنده قارهی اروپا را درنوردید و طبق تخمین دانشمندان، دهها هزار انسان را به کام مرگ کشاند. بسیاری از قربانیان، افراد سالمند بودند که قابلیت تحرک کمتری داشتند یا افرادی که به یک بیماری مزمن مبتلا بودند. تغییرات اقلیمی باعث رواج چنین موجهای گرمای کشندهای خواهد شد، اما این بار تنها افراد سالمند و بیمار را تحت تاثیر قرار نخواهند داد. افزایش گرمای جهانی تنها بهصورت مستقیم تهدیدکنندهی زندگی انسانها نیست. طبق یک گزارش جدید موجهای گرما میتوانند باعث از دست رفتن میلیاردها ساعت کاری در کشورهای مختلف شود، شرایط را برای شیوع بیماریهای عفونی و مسری فراهم کند و باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی شوند.
این گزارش که در ماه دسامبر سال گذشته در ژورنال Lancet به چاپ رسید، آخرین یافتههای مؤسسهی Lancet Countdown را در بر داشت. گفتنی است این مؤسسه، نهادی شکلگرفته بر پایهی همکاری موسسات تحقیقاتی بینالمللی با سازمان بهداشت جهانی و سازمان هواشناسی جهانی است.
نیک واتس، مدیر اجرایی Lancet Countdown و یکی از نویسندگان پرشمار این گزارش میگوید:
این شرایط همه را تحت تاثیر قرار میدهد. تکتک انسانها و تکتک افراد جمعیت زمین را. هیچ کشوری از تبعات آن مصون نیست. ما اثرات گرمایش جهانی را مدتی است که مشاهده میکنیم.
پژوهشگران در این گزارش نوشتهاند که میلیونها نفر در سرتاسر جهان نسبتبه بیماریهای مرتبط با گرما و مرگ ناشی از آن آسیبپذیر هستند. این آسیبپذیری بهخصوص در اروپا و کشورهای شرق مدیترانه بیشتر است، شاید به این دلیل که در این نواحی افراد سالخوردهی بیشتری در نواحی شهری زندگی میکنند. آسیبپذیرترین بخش جمعیت در مقابل گرما و تبعات ناشی از آن، افراد با سن بیشتر از ۶۵ سال و افراد دارای بیماریهای مزمن مانند بیماریهای قلبی و عروقی و دیابت هستند. طبق یافتههای این مطالعه، آن نواحی از جهان که مسکن انسانها است نسبتبه سایر نواحی زمین افزایش دمای بیشتری را، نزدیک به دو برابر، تجربه خواهد کرد؛ ۰/۸ سلسیوس در مقابل ۰/۳ سلسیوس. آنطور که در این گزارش آمده، در سال ۲۰۱۷ نسبت به سال ۲۰۰۰ تعداد «رویداد قرار گرفتن در معرض موج گرما»، یعنی یک موج گرما که توسط یک شخص تجربه میشود، ۱۵۷ میلیون بار بیشتر بوده است. همچنین نسبتبه بازهی زمانی ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۵ هر شخص در بازهی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ بهطور میانگین در هر سال ۱.۴ روز بیشتر در معرض موج گرما قرار گرفته است. شاید این عدد زیاد بزرگ به نظر نرسد اما آنطور که واتس میگوید شخصی که ۷۵ سال دارد و از بیماری کلیوی رنج میبرد، ممکن است ۳ یا ۴ روز از موج گرما را تحمل کند اما نمیتواند ۵ یا ۶ روز را تحمل کند. به همین دلیل است که همین رقم ۱.۴ روز نیز دارای اهمیت فراوانی است.

همچنین دمای بالا هوا میتواند روی بهرهوری در محیط کار تاثیر بگذارد. طبق برآورد این گزارش در سال ۲۰۱۷ در حدود ۱۵۳ میلیارد ساعت کاری بهدلیل گرمای زیاد هوا از دست رفته که ۸۰ درصد آن مربوطبه بخش کشاورزی بوده است. آسیبپذیرترین مناطق زمین از این لحاظ هند، آسیای جنوبشرقی، کشورهای واقع در جنوب صحرای آفریقا و آمریکای جنوبی هستند. تارد جلاستورم یکی از نویسندگان مقاله و مدیر صندوق بینالمللی محیطزیست در نیوزلند و مشاور محیطزیست و سلامت محیط کاری میگوید که اولین مرحله از تاثیر موج گرما، ایجاد احساس ناراحتی در فرد است. اما رفتهرفته شدت گرما به اندازهای میرسد که دیگر بدن نمیتواند در این دمای بالا به فعالیت خود ادامه دهد. برای مثال تعریق شدید بدون نوشیدن آب کافی میتواند منجر به بیماریهای کلیوی شود. هماکنون مدارک مستدلی وجود دارد که نشان میدهد کارگرانی که در زمینهای کشاورزی آمریکای مرکزی کار میکنند پس از سالها فعالیت در هوای گرم دچار مشکلات کلیوی شده و فوت میکنند. کشورهای غنیتر مانند ایالات متحده آمریکا ممکن است بهدلیل دسترسی بیشتر به آب آشامیدنی و همچنین تهویه مطبوع هوا در محیطهای کاری سربسته از شدیدترین تبعات گرمای هوا در امان باشند، اما طبق گفتهی جلاستورم، پیاده کردن این راهکارها در کشورهای فقیر پرهزینه است.
اما موج گرما میتواند تاثیرات غیرمستقیمی نیز بر سلامت انسانها بگذارد. برای مثال، دماهای بالاتر میتواند گسترهی جغرافیایی ارگانیسمهایی که ناقل تب دنگی، مالاریا و وبا هستند را افزایش دهد. ظرفیت وکتورال، شاخصی که برای سنجش میزان راحتی انتقال یک عامل بیماریزا توسط ارگانیسم ناقل بیماری استفاده میشود، مربوطبه بیماری تب دنگی که توسط پشههای آئدس منتقل میشود، در سال ۲۰۱۶ به بالاترین میزان خود رسید. در سالهای اخیر افزایش تلفات این بیماری ویروسی در مناطق جغرافیایی بهخصوص آسیای جنوبشرقی باعث ایجاد نگرانیهای جدی شده است. از طرفی دیگر درصد نواحی ساحلی مستعد شیوع باکتریهای از جنس ویبریو (شامل گونههایی که میتوانند ناقل بیماریهایی مانند وبا باشند) از دههی ۱۹۸۰ تا دههی ۲۰۱۰ در ناحیهی بالتیک و قسمتهای شمالی ایالات متحده به تریب ۲۴ و ۲۷ درصد افزایش یافته است. در مناطق مرتفع قارهی آفریقا، شرایط مناسب زیستمحیطی برای انگل پلاسمودیوم فالسیپاروم که عامل بیماری مالاریا است، از ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۰ به میزان ۲۱ درصد رشد کرده است.
اما تغییرات اقلیمی میتواند امنیت غذایی را نیز تهدید کند. طبق اطلاعات ارائهشده در این گزارش هنوز جهان بیش از نیاز خود غذا تولید میکند اما بهدلیل افزایش دمای هوا در دههی اخیر، میزان برداشت محصولات کشاورزی در ۳۰ کشور جهان رو به کاهش گذاشته است.
اندی هاینس، استاد تغییرات محیطزیستی و بهداشت عمومی در دانشگاه بهداشت و پزشکی حارهای لندن که در تحقیق سال ۲۰۱۸ نقشی نداشته اما پیش از این در نگارش گزارشهای Lancet Countdown مشارکت داشته است، میگوید:
بهصورت کلی این گزارش حاوی نگرانیهای خطرناکی در مورد روند پیشرفت گرمایش جهانی و تبعات وخیم بالقوهی آن بر سلامت انسان است. یکی از مشکلات ما این است که دادههای کافی در مورد آسیبهای واقعی گرمایش جهانی بهخصوص در کشورهای کمتر توسعهیافته در دست نداریم.
اما این مطالعه حاوی نقاط مثبتی نیز بوده است. در سال ۲۰۱۵، از ۴۰ کشور ارزیابیشده توسط سازمان بهداشت جهانی، تعداد ۳۰ کشور برنامههای بهداشتی تطبیق با تغییرات اقلیمی اتخاذ کرده بودند و ۶۵ درصد شهرها در حال ارزیابی خطرات تهدید گرمایش جهانی و تاثیر آن بر زیرساختهای بهداشتی عمومی بودند. اما میزان بودجهی تخصیصیافته به برنامههای تطبیقی بهداشتی تنها ۵ درصد از کل بودجههای اختصاصیافته به برنامهی تطبیق با تغییرات اقلیمی کشورها را شامل میشود. این میزان هزینهکرد با تعهدات توافق پاریس در مورد تغییرات اقلیمی که شروع اجرای آن از سال ۲۰۲۰ خواهد بود، تطابق ندارد.
واتس میگوید در بین اقداماتی که کشورها برای کاهش اثرات زیانبار تغییرات اقلیمی بر بهداشت عمومی انجام دادهاند، حذف استفاده از زغالسنگ برای تولید برق و رو آوردن به حملونقل سبز، جزو مهمترین اقدامات به شمار میرود. وسایل نقلیهی برقی در حال فراگیر شدن هستند و همچنین، به قول واتس، حملونقل فعال مانند پیادهروی و دوچرخهسواری نیز نقش مهمی در کاهش انتشار گازهای گلخانهای ایفا میکند.
واتس میگوید با درنظرگرفتن هزینهی بالایی که تغییرات اقلیمی بر تمدن بشری تحمیل خواهد کرد، واضح است که پاسخ یا عدم پاسخ ما به این تهدید، آیندهی سلامت بشر در قرن بعد را تعیین خواهد کرد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید