جایزه نوبل فیزیک امسال بهطور مشترک به سه فیزیکدان به نامهای جیمز پیبلز، میشل مایور و دیدیه کوئلوز اعطا شد. نیمی از جایزه ۱٫۱ میلیون دلاری به جیمز پیبلز، فیزیکدان آمریکایی-کانادایی برای اکتشافات نظری او در کیهانشناسی فیزیکی اهدا شد و نیمی دیگر از این جایزه نیز بین میشل مایور و دیدیه کوئلوز، فیزیکدانان سوئیسی تقسیم میشود. این دو دانشمند سوئیسی به دلیل کشف یک سیاره فراخورشیدی که به دوره ستارهای شبیه خورشید میچرخید، شایسته دریافت نوبل اعلام شدند.
تحقیقات پیبلز طی بیش از ۲ دههی اخیر، شالودهی درک ما از تاریخچه کیهان پس از «بیگ بنگ» یا «انفجار بزرگ» را تشکیل داده بودند. پیبلز پیشبینیهای نظری از شکل جهان، ماده و انرژی حاوی آن انجام داده است. پیشبینیهای او بعدا با «تابش زمینهی کیهانی» به اثبات رسیدند.تحقیقات پیبلز همچنین به درک دانشمندان از نحوهی انتشار نور در خلال بیگ بنگ کمک کرده که نقش مهمی در میزان مواد تشکیلدهنده خوشههای کهکشانی و کهکشانها ایفا کرده است.
تحقیقات پیبلز همینطور اطلاعات جدیدی در مورد ماده و انرژی تاریک در اختیار دانشمندان قرار داده است. تخمین زده میشود، ماده تاریک حدود ۹۵ درصد از کل جهان را تشکیل میدهد. در واقع، ما اکنون تنها حدود ۵ درصد مواد جهان خود را میشناسیم که اجرام کیهانی مانند کره زمین و سایر سیارات و ستارگان را تشکیل میدهد و ماهیت سایر این مواد همچنان از معماهای دیرپای دنیای فیزیک محسوب میشود.
جیمز پیبلز در تماس تلفنی در خلال کنفرانس خبری آکادمی نوبل در سوئد، گفت:
اگرچه درک ما از ماهیت تکامل جهان بهصورت چشمگیری متحول شده، اما همچنان بسیاری از سوالات بیجواب باقی ماندهاند.
دیگر برندگان نوبل فیزیک امسال، میشل مایور و دیدیه کوئلوز در سال ۱۹۹۵ سیارهی فراخورشیدی موسوم به «۵۱ پگاسوس» را کشف کردند که در منظومهای با ستارهای شبیه به خورشید ما در گردش است. دو فیزیکدان سوئیسی این سیاره فراخورشیدی هماندازهی مشتری را به وسیلهی روش «لرزش در موقعیت ستارگان» کشف کردند. هنگامی که یک سیاره به دور ستارهی میزبان خود گردش میکند، تأثیر گرانشی آن بر ستاره از طریق تغییر فرکانس در طیف ستارهای قابل مشاهده است.
اولف دانیلسون، فیزیکدان نظری از دانشگاه اوپسالا در سوئد و عضو کمیته فیزیک نوبل، در این خصوص گفت:
فکر میکردیم که سایر منظومههای ستارهای با ستارگانی از نوع خورشید، شبیه به منظومه شمسی باشند؛ اما در اشتباه بودیم.
کشف این دو دانشمند سوئیسی انقلابی در دنیای نجوم به پا کرد و از آن زمان تاکنون، بیش از ۴۰۰۰ سیارهی فراخورشیدی در کهکشان راه شیری کشف شدند؛ از جمله سیاراتی شبیه به زمین که در منطقه سکونتپذیر منظومههای خود قرار دارند. دانیلسون گفت:
از طریق بررسی این سیارات فراخورشیدی بود که ما درک بهتری از نحوهی شکلگیری و تکامل سیارات پیدا کردیم و بینش جدیدی در مورد سیارهی خود به دست آوردیم. برندگان جایزه نوبل فیزیک امسال تصویری از جهان ما ترسیم کردهاند که از آنچه تصور میکردیم، غریبتر و شگفتانگیزتر است. از این جهت، نظرگاه ما در مورد جایگاهمان در جهان هیچوقت مانند سابق نخواهد بود.
اینتل پردازندههای جدیدی از سری Xeon و Core X را معرفی کرد که سطوح جدیدی از عملکرد محاسباتی و شتاب سختافزاری را در برنامههای هوش مصنوعی (AI acceleration) در اختیار علاقهمندان به دنیای کامپیوتر قرار میدهد. در کنار پردهبرداری از پردازندههای سری Xeon W و Core X با قیمتهایی منطقیتر و مناسبتر از گذشته، این شرکت قیمتهای بسیاری از تراشههای بدون پردازندهی گرافیکی مجتمع از سری Core S را نیز کاهش داد. هدف اینتل از ارائهی این محصولات، جذب تولیدکنندگان محتوا است؛ در حالیکه سری X برای کاربران مصارف عام طراحی شده است، پردازندههای سری Xeon کاربران حرفهای و ردهبالا را هدف قرار دادهاند. علاوهبر تعداد هستههای پردازشی افزونتر و مسیرهای بیشترِ رابط PCIe، اینتل با قابلیتهایی چون ارتباطات سریعتر و مبتنیبر شتاب سختافزاری در برنامههای هوش مصنوعی، از طریق کابل یا اتصالات بیسیم در پردازندههای جدید خود، فخرفروشی میکند. با اینکه پردازندههای جدید اینتل در تراشههای مادربرد X299 قابل استفاده خواهند بود، انتظار میرود تا شرکتهای تولیدکننده مادربردهای جدیدی را برای پشتیبانی از قابلیتهای جدیدتر پردازندههای یادشده، روانهی بازار کنند.
سری XEON W-2200 اینتل
پردازندههای سری W-2200 از خانوادهی Xeon، هشت عضو داشته و قابلیت این را دارد تا بیش از ۷۲ مسیر PCIe را پشتیبانی کند. این سری از تراشهها، از حافظههای ECC نیز پشتیبانی میکنند. در پردازندههای سری W-2200، کاربران در بهترین حالت با ۱۸ هستهی پردازشی و ۳۶ رشته، خواهند توانست عملیاتی مانند رندر سهبعدی را اجرا کنند. اینتل همچنین ارقام مربوط به فرکانس بوست هر تراشه در عملکرد تکهستهای و نیز در حالتی که تمامی هستهها بوست شوند را اعلام کرده است. برای هر تراشه از این سری، فرکانس بوست در حالت تکهستهای بیشتر از زمانی است که تمامی هستهها بوست شوند. همچنین پردازندههای یادشده از سری W-2200، تا بیش از یک ترابایت حافظهی رم را پشتیبانی میکنند.
| نام پردازنده |
بیشترین تعداد هستهها و رشتهها |
بیشترین توان طراحی حرارتی TDP | تعداد مسیر PCIe 3.00 در پردازنده | فرکانس پایه |
بیشترین فرکانس بوست تک هستهای | بیشترین فرکانس بوست در حالتی که تمامی هستهها بوست شوند | بیشترین فرکانس بوست تک هستهای با فناوری TURBO BOOST MAX TECHNOLOGY 3.0 اینتل | حافظهی کش INTEL SMART | ظرفیت حافظه | قیمت |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| Xeon W-2295 | ۱۸/۳۶ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۰ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۳.۸ گیگاهرتز | ۴.۸ گیگاهرتز |
۲۴.۷۵ مگابایت | یک ترابایت | ۱۳۳۳ دلار |
| Xeon W-2275 | ۱۴/۲۸ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۳ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۴.۱ گیگاهرتز | ۴.۸ گیگاهرتز |
۱۹.۲۵ مگابایت | یک ترابایت | ۱۱۱۲ دلار |
| Xeon W-2265 | ۱۲/۲۴ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۵ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۴.۳ گیگاهرتز | ۴.۸ گیگاهرتز |
۱۹.۲۵ مگابایت | یک ترابایت | ۹۴۴ دلار |
| Xeon W-2255 | ۱۰/۲۰ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۷ گیگاهرتز | ۴.۵ گیگاهرتز | ۴.۳ گیگاهرتز | ۴.۷ گیگاهرتز |
۱۹.۲۵ مگابایت | یک ترابایت | ۷۷۸ دلار |
| Xeon W-2245 | ۸/۱۶ | ۱۵۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۹ گیگاهرتز | ۴.۵ گیگاهرتز | ۴.۵ گیگاهرتز | ۴.۷ گیگاهرتز |
۱۶.۵۰ مگابایت | یک ترابایت | ۶۶۷ دلار |
| Xeon W-2235 | ۶/۱۲ | ۱۳۰ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۸ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۴.۳ گیگاهرتز | نامشخص | ۸.۲۵ مگابایت | یک ترابایت | ۵۵۵ دلار |
| Xeon W-2225 | ۴/۸ | ۱۰۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۴.۱ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۴.۵ گیگاهرتز | نامشخص | ۸.۲۵ مگابایت | یک ترابایت | ۴۴۴ دلار |
| Xeon W-2223 | ۴/۸ | ۱۲۰ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۶ گیگاهرتز | ۳.۹ گیگاهرتز | ۳.۷ گیگاهرتز | نامشخص | ۸.۲۵ مگابایت | یک ترابایت | ۲۹۴ دلار |
مقالههای مرتبط:
علاوه بر بهروزرسانیهای سختافزاری فوق، پردازندههای جدید اینتل با قابلیت Deep Learning Boost که مجموعهای از فناوریها برای سرعتبخشیدن به بار کاری هوش مصنوعی بهویژه تسریع در استنباط است، همراه خواهند بود. اینتل تنها شرکتی است که با ارائهی مجموعهای کامل از محصولاتی با طراحی ظریف، سعی دارد تا بارهای کاریِ مبتنیبر محاسبات فشرده که همهروزه توسط کاربران حرفهای و علاقهمندان مورد استفاده است را مدیریت کند. از این رو، سیستمهای مبتنی بر پردازندههای سری Xeon W-2200 و سری X بهعنوان اولین کامپیوترهای بالاردهی دسکتاپ با قابلیت Deep Learning Boost در کنار شتاب سختافزاری در برنامههای هوش مصنوعی، سطوح جدید از عملکرد اینتل در مدیریت بارهای کاری یادشده است. تراشههای مذکور همچنین وایفای 6 و مدار مجتمعِ کنترلکنندهی اترنت مدل i225 با ظرفیت ۲/۵ گیگابایت را پشتیبانی میکند. پردازندههای جدید W-2200، از درگاه تاندربولت 3 نیز پشتیبانی خواهند کرد.

اینتل اشاره دارد که سری W-2200 از پردازندههای Xeon، برای آن دسته از تولیدکنندگان محتوا که از نرمافزارهای سنگین چندرشتهای بهجهت ویرایش ویدئو، رندرهای سهبعدی و کامپایل کدهای بازیها استفاده میکنند، بسیار مناسب خواهد بود. فرانک سوکی، معاون کل اینتل و مدیر اجرایی گروه دسکتاپ و ایستگاه کاری و کانال این شرکت میافزاید:
جوامع حرفهای و علاقهمندان، نیاز به مهندسی محصولی دارند که نیازهای خاص و ضروری آنها را رفع کند و پیشرفتهترین فناوریها را در اختیار آنها قرار دهد. این بهمعنای بهترین بهینهسازیهای سختافزاری و نرمافزاری است، اما تزریق فناوریهایی مانند شتاب سختافزاری در برنامههای هوش مصنوعی (AI acceleration) را نیز شامل میشود. مهم نیست که شما یک دانشمند داده، سازندهی سینما یا متخصصی باشید که بهصورت پروژهای کار میکند؛ سری Xeon و Core X اینتل، قدرت و انعطافپذیری بالایی ایجاد میکند و شما را قادر خواهد ساخت که به روند خلاقانه و رقابتی در کارهایتان، حتی در شدیدترین بارهای کاری ادامه دهید.

سری Core-X اینتل
در کنار سری Xeon، اینتل از سری جدید پردازندههای Core-X نیز رونمایی کرد. با توجه به شایعاتی که پیش از این منتشر شده و مشخصات این سری از تراشهها را فاش ساخته بود، انتظار میرفت تا اینتل زودتر از اینها سری جدید پردازندههای Core-X را معرفی کند. با این حال برچسب قیمتی پردازندههای یادشده و نیز زمان عرضهی آنها پیش از این مشخص نبود. اینتل ۴ پردازندهی i9 را از سری Core-X معرفی کرد. این شرکت ادعا دارد که پردازندههای یادشده بهطور کامل آنلاک خواهند بود؛ به این معنی که هیچ محدودیتی برای اورکلاک این تراشهها وجود نخواهد داشت. پرچمدار این سری، پردازندهی i9-10980XE با ۱۸ هستهی پردازشی و ۳۶ رشته است. فرکانس بوست در حالتی که تمامی هستهها در این پردازنده بوست شوند، ۳/۸ گیگاهرتز بوده و در عملکرد تکهستهای نیز ۴/۸ گیگاهرتز است. در جدول زیر مشخصات مربوط به سری جدید Core X را مشاهده میکنید:
| نام پردازنده |
بیشترین تعداد هستهها و رشتهها |
بیشترین توان طراحی حرارتی TDP | تعداد مسیر PCIe 3.00 در پردازنده | فرکانس پایه |
بیشترین فرکانس بوست تک هستهای | بیشترین فرکانس بوست در حالتی که تمامی هستهها بوست شوند | بیشترین فرکانس بوست تک هستهای با فناوری TURBO BOOST MAX TECHNOLOGY 3.0 اینتل | حافظهی کش L3 | قیمت |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| Core i9-10980XE Extreme Edition | ۱۸/۳۶ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۰ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۳.۸ گیگاهرتز |
۴.۸ گیگاهرتز |
۲۴.۷۵ مگابایت | ۹۷۹ دلار |
| Core i9-10940X X-series | ۱۴/۲۸ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۳ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۴.۱ گیگاهرتز |
۴.۸ گیگاهرتز |
۱۹.۲۵ مگابایت | ۷۸۴ دلار |
| Core i9-10920X X-series | ۱۲/۲۴ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۵ گیگاهرتز | ۴.۶ گیگاهرتز | ۴.۳ گیگاهرتز |
۴.۸ گیگاهرتز |
۱۹.۲۵ مگابایت | ۶۸۹ دلار |
| Core i9-10900X X-series | ۱۰/۲۰ | ۱۶۵ وات | بیشتر از ۷۲ | ۳.۷ گیگاهرتز | ۴.۵ گیگاهرتز | ۴.۳ گیگاهرتز |
۴.۷ گیگاهرتز |
۱۹.۲۵ مگابایت | ۵۹۰ دلار |
علاوهبر افزایش تعداد هستهها، این ۴ پردازنده مانند سری Xeon اینتل، ۷۲ مسیر PCIe را پشتیبانی میکنند و نیز قابلیت Turbo Boost 3.0 و Deep Learning Boost اینتل را دارا هستند. پشتیبانی از وایفای 6 برای اتصال بیسیم سریعتر و مدار مجتمعِ کنترلکنندهی اترنت مدل i225 با ظرفیت ۲/۵ گیگابایت و درگاه تاندربولت ۳، از دیگر ویژگیهای تراشههای سری جدید Core-X است.
قیمتگذاری و زمان عرضه
ارزانترین تراشه در سری Xeon، پردازندهی W-2223 با قیمت ۲۹۴ دلار بوده و گرانترین تراشه، W2295 با ارزش ۱۳۳۳ دلار است. در سری جدید Core X نیز ارزانترین تراشه، Core i9-10900x، برچسب قیمت ۵۹۰ دلاری داشته و گرانترین پردازنده با قیمت ۹۷۹ دلاری خود، تراشهی Core i9-10980XE Extreme Edition است. اینتل ماه نوامبر را زمان آغاز فروش این پردازندهها اعلام کرده است.
سه تن از پژوهشگران برای تشریح اینکه چگونه سلولها تغییر در سطوح اکسیژن را احساس کرده و دربرابر آن با روشن و خاموش کردن ژنها واکنش نشان میدهند، جایزهی نوبل ۲۰۱۹ را در شاخهی فیزیولوژی یا پزشکی دریافت کردند؛ کشفی که در درک بیماریهای انسانی مانند سرطان و کمخونی بسیار مهم بوده است. این سه دانشمند عبارتند از: ویلیام کائلین، پژوهشگر موسسهی سرطان دانا فاربر در بوستون ماساچوست؛ پیتر راتکلیف، پزشک دانشمند دانشگاه آکسفورد در بریتانیا و موسسهی فرانسیس کریک لندن و گرگ سمنزا، ژنتیکدان دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور مریلند. این گروه از پژوهشگران در سال ۲۰۱۶ نیز برندهی جایزه لسکر شدند. کار آنها به پژوهشگران کمک کرده است تا درک کنند که بدن چگونه دربرابر سطوح کم اکسیژن سازگار میشود (برای مثال با افزایش تولید سلولهای قرمز خون و رشد عروق خونی جدید). سلست سیمون، زیستشناس سرطان دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا میگوید:
این یک کشف بنیادین است که آنها در آن نقش داشتهاند. تمام موجودات زنده به اکسیژن نیاز دارند؛ بنابراین، این یافته بسیار مهم است.
راندال جانسون، فیزیولوژیست دانشگاه کمبریج و موسسهی کارولینسکا در استکهلم و عضو مجمع نوبل میگوید:
این حوزه از علم، حول این کشف گرد هم آمد و به هر یک از یافتههای آنها وابسته بود. این واقعا مثل یک سهپایه بود.
محرومیت اکسیژن
بافتهای بدن در شرایطی مانند ورزش یا وضعیتی مانند سکته که جریان خون مختل میشود، از اکسیژن تهی میشوند. توانایی حس کردن سطح اکسیژن در سلولها برای رشد مناسب جنین و جفت و نیز برای رشد تومور حیاتی است، زیرا تودهی سلولهای به سرعت در حال رشد میتواند اکسیژن بخش درونی تومور را تخلیه کند.
در پژوهشی که دههی ۱۹۹۰ انجام شد، دانشمندان فرایندهای مولکولی را کشف کردند که در پاسخ به وضعیت اکسیژن در سلولها فعال میشوند. آنها دریافتند که در مکانیسم اصلی، پروتئینهایی به نام HIF و VHL نقش دارند.
سمنزا و راتکلیف هورمونی را که اریتروپوئیتین (EPO) نامیده میشود و برای تحریک تولید سلولهای قرمز خون در پاسخ به سطوح پایین اکسیژن حیاتی است، مورد مطالعه قرار دادند. سمنزا و گروهش یک جفت ژن پیدا کردند که کدکنندهی دو پروتئینی بودند که با هم کمپلکس پروتئینی به نام فاکتور القاءکننده هیپوکسی (HIF) را تشکیل میدادند. این کمپلکس در فعالکردن ژنهای خاص و تقویت تولید اریتروپوئیتین وقتی که اکسیژن کم است، نقش دارد.
در همین حین، کائلین هنگام مطالعهی بیماری فون هیپل- لیندو نشان داد ژنی که VHL نام دارد نیز در پاسخ سلول دربرابر سطح اکسیژن موثر است. بیماری فون هیپل- لیندو یک سندرم ژنتیکی است و خانوادههای مبتلا به این بیماری حامل جهشهایی در ژن VHL هستند و این وضعیت موجب افزایش خطر ابتلا به سرطان میشود. بعدا راتکلیف و گروهش متوجه شدند، پروتئینی که بهوسیلهی ژن VHL کدگذاری میشود، با یکی از اجزای HIF تعامل برقرار میکند و روی پاسخ سلول به شرایط کماکسیژنی اثر میگذارد.
در سال ۲۰۰۱، پژوهشگرانی تحت هدایت کائلین و راتکلیف نشان دادند که بهعنوان بخشی از این فرایند، ایجاد یک تغییر شیمیایی در پروتئین VHL که هیدروکسیلاسیون پرولیل نام دارد، به سلول اجازه میدهد که دربرابر شرایط کماکسیژنی با سرعت زیادی پاسخ دهد. وقتی اکسیژن وجود داشته باشد، شکل تغییریافته از VHL میتواند به HIF متصل شود. این اتصال منجر به تجزیهی آن میشود. اما وقتی که سلولها فاقد اکسیژن باشند، این تغییر مهار شده و موجب شروع فعالیت HIF میشود. مارک دوهیست، زیستشناس سرطان دانشگاه دوک در دورم میگوید:
در نتیجه، سلولها میتوانند با مهار تجزیهی HIF دربرابر شرایط کماکسیژنی واکنش نشان دهند. سلول میتواند در عرض چند دقیقه در برابر این شرایط پاسخ دهد.

پیتر راتکلیف، گرک سمنزا و ویلیام کائلین به خاطر یافتههایی که در درک بیماریهایی مانند سرطان حیاتی است، جایزهی نوبل پزشکی سال ۲۰۱۹ را دریافت کردند
توسعه دارو
نتایج پژوهشهای مذکور باعث شد، پژوهشگران داروهایی را تولید کنند که فرایندهای حسکنندهی اکسیژن را مورد هدف قرار دهند. یکی از بیماریهای مورد نظر سرطان بود. داروهایی که مانع از اتصال VHL و HIF میشوند و مهارکنندههای پرولیل هیدروکسیلاز نامیده میشوند، برای درمان کمخونی و نارسایی کلیوی درحال بررسی هستند. اولین داروی این گروه، سال ۲۰۱۸ در چین تایید شد. سیمون میگوید این یافتهها درمورد تمام بیماریها به کار میآید. دانشمندان دیگر این سه پژوهشگر را به عنوان الگویی برای دانشمندان مطرح میکنند. دوهیست آنها را افراد بسیار فروتنی میخواند که از نظر دقت علمی نیز نمونه هستند.
کائلین در حال دنبالکردن درمانهای سرطانی است که شواهد چندانی در حمایت از آنها وجود ندارد. او سال ۲۰۱۸ در گفتوگویی از سوی مؤسسه ملی سلامت در مریلند گفته بود:
خطرناکترین نتیجه در علم چیزی است که شما به آن امیدوارید؛ زیرا در این حالت، اعلام پیروزی میکنید و تنبل میشوید.
کائلین در مطلبی که سال ۲۰۱۷ در Nature منتشر شد، توصیههایی برای همتایان خود ارائه داد:
سوال اصلی هنگام بررسی یک مقاله باید این باشد که «آیا احتمال دارد که این نتایج درست باشد؟»؛ این سوال درست نیست که «آیا در صورت درست بودن، این نتایج اهمیت دارند؟»؛ پیشرفتهای واقعی با آجر ساخته میشوند، نه با کاه.
سامسونگ بهتازگی تعداد محدودی از ویژگیهایی که بیکسبی دریافت خواهد کرد را فاش کرده است؛ بنابراین اگر به هوش مصنوعی علاقمند هستید، این قابلیتها را از دست ندهید. اول از همه، بیکسبی ویژن پیشرفته که به این دستیار هوشمند اضافه شده است، باعث میشود تا کاربران بتوانند هنگام حرکت کارهای بیشتری انجام دهند.
برای مثال، شما میتوانید ببینید که یک لباس در تن چگونه به نظر میرسد؛ به این صورت که بهسادگی با استفاده از دوربین گوشی موارد مشابه با لباسی که روبروی شما قرار دارد را جستوجو کنید.
علاوه بر این، بیکسبی هماکنون میتواند کل بخشهای یک متن را ترجمه کند و یک پوستر معمولی فیلم را به یک تریلر فیلم واقعیت افزوده تبدیل کند. تمام اینها با بیکسبی ویژن پیشرفته امکانپذیر است. ترجمهی زندهی پیشرفته (Enhanced Live Translation)، قابلیت جدیدی است که به بیکسبی ویژن اجازه میدهد تا چندین خط از متنی را گرفته و آنها را در محیط واقعیت افزوده، بدون گرفتن عکس، ترجمه کند. این قابلیت، همزمان با ۵۴ زبان ورودی و ۱۰۴ زبان خروجی کار خواهد کرد تا بتوانید علائم و فهرستها را در سراسر جهان بخوانید.
Picture Frame، به بیکسبی ویژن اجازهی تبدیل پوستر فیلمها به تریلر را میدهد. دوربین گوشی را جلوی پوسترها، بیلبوردها یا انواع دیگر تبلیغات بگیرید تا جزئیات موردنیاز خود را دریافت کنید. علاوه بر این، میتوانید اطلاعاتی در مورد فیلم مانند نام بازیگران، رتبهبندی در بررسیها و دید کلی در مورد موضوع فیلم را دریافت کنید.
خبر بد اینکه، سامسونگ اعلام کرده، این قابلیتها ابتدا روی گلکسی نوت ۱۰ در دسترس خواهد بود و در مورد سایر مدلها حرفی به میان نیامده است.
بیابانهای سنگی العلا در شبهجزیرهی عربستان به داشتن آسمانی صاف مشهور است که به منجمان اجازه میدهد بدون آلودگیهای نوری، بهراحتی به تماشای اجرام کیهانی بنشینند. بااینحال، این بیابان بهتدریج به یکی از جذابترین محوطههای باستانشناسی دنیا تبدیل میشود. «نبطیان (Nabataean)» یا نبطیها، پایتخت خود را در شهر پترا در اردن کنونی بنا نهاده بودند؛ اما شهر هِگرا (مداحین صالح فعلی) را نیز در بیابانهای العلا ساختند. براساس آنچه مورخان میدانند، مردمان فرهنگ نبطی سکونتگاههایی در نواحی مختلف از شمال عربستان تا جنوب منطقه شام برپا کرده بودند.
درحقیقت، نبطیها با گلههای خود هرجا که مرتع و آبی پیدا میکردند، میرفتند و ساکن میشدند. همچنین، آنها شبکهی بازرگانی گستردهای داشتند و در نواحی خاصی نیز کشاورزی میکردند. باوجوداین، آنطور که امروزه دانسته میشود، نبطیها در نواحی سکونت خود مرزبندی نداشتهاند. آنها از سدهی چهارم قبل از میلاد تا سال ۱۰۶م استقلال خود را حفظ کردند؛ اما در این سال، تراژان، امپراتور روم، آنها را شکست داد و به یکی از مستعمرههای روم تبدیل کرد.

این مقبره سنگی، تنها یکی از بناهای کهنی است که از مردمان فرهنگ نبطی برجای مانده است.
آنچه از فرهنگ نبطیها دانسته میشود، عمدتا از روی بناهای سنگی و مصنوعات برجایمانده از این فرهنگ درخشان است. تصور بر این است که نبطیها در دورهی امپراتوری بیزانس به مسیحیت گرویده باشند. برخی مورخان نبطیها را یکی از با استعدادترین مردمان جهان باستان دانستهاند. بااینحال، دربارهی فرهنگ نبطیها ابهامات زیادی وجود دارد. برخی مورخان این تمدن گمشده را بخشی از فرهنگهای آرامی دانستهاند؛ اما نظریهی ریشهی آرامی نبطیها رد شده است. باستانشناسان با توجه به شواهد تاریخی و مذهبی و زبان، نبطیها را از اعراب شمال شبهجزیره عربستان دانستهاند؛ باوجوداین، منشأ دقیق این تمدن عرب مشخص نیست. یکی از فرضیات موطن اصلی این فرهنگ را یمن امروزی در بخش جنوبغربی شبهجزیره عربستان دانستهاند؛ اما خدایان و زبان و خط نوشتاری نبطیها با مردمان این بخش عربستان هیچ نقطه اشتراکی نداشته است.
مقالههای مرتبط:
حال، باستانشناسان در پروژهی جاهطلبانهای که آغاز کردهاند، تصمیم گرفتهاند از اسرار این تمدن گمشده پرده بردارند. باستانشناسان نخستین پیمایش را در بیابان العلا، محوطهای به بزرگی کشور بلژیک، آغاز کردند. هماکنون تیمی بینالمللی متشکل از ۶۰ باستانشناس روی پروژهی دوسالهای مشغول کار هستند که قرار است محوطهای به وسعت ۳،۳۰۰ کیلومترمربع را پیمایش کند. این نخستینباری است که چنین منطقهی بزرگِ کاوشنشدهای با چنین وسعتی بررسی میشود. پیشازاین، گروهی از باستانشناسان عربستانی به سرپرستی عبدالرحمن السحيبانی، باستانشناسی از دانشگاه ملکسعود، حفاریهایی در مداحین صالح و دیگر نواحی قلمرو نبطیها آغاز کرده بود.
السحيبانی در این باره توضیح میدهد:
قبلا تمرکز اصلیام روی تمدنهای کهنتر دودان و لحیان بود. اکنون که کمیسیون سلطنتی العلا به پروژه ورود کرده، بستر بهتری برای درک نحوهی تکامل فرهنگهای کهنتر بهوجود آمده است.
حضور کمیسیون سلطنتی العلا این تضمین را خواهد داد که باستانشناسان از بهترین فناوریهای ممکن بهره ببرند. درحالیکه میتوان بهکمک گوگلارث و چشمان تیزبین متخصصان اغلب ساختارهای زمینشناختی را از سازههای ساخت دست بشر تشخیص داد، مطمئنا هواپیماهای سبکِ مجهز به دوربینهای ویژه هستند که میتوانند دقیقترین عکسهای هوایی را از بیابان العلا و درههایش ثبت کنند.

تمدن نبطیها پایتخت خود را در پترای اردن ساختند.
بهگفتهی ربکا فوت، باستانشناس آمریكایی كه سرپرستی این پروژه را کمیسیون سلطنتی العلا به او سپرده است، ازآنجاکه پیمایشی با این وسعت به زمان و بودجه نیاز داشت، تمرکز پروژههای گذشته بیشتر روی حفاری بود.
فوت عقیده دارد این پروژه میتواند عربستان سعودی را وارد نقشهی تاریخ باستان کند. او میگوید:
بسیار مهم است که دربارهی هزاره اول تا سوم قبل از میلاد دانستههای ما بیشتر شود. بهخوبی از تمدن مصر باستان و بینالنهرین آگاهیم؛ اما از فرهنگهای باستانی ساکن شبهجزیرهی عربستان اکتشافات کمی انجام شده است. هنوز نمیدانیم اکتشافات جدید دقیقا چه تأثیری بر درک ما از تاریخ باستان خواهند گذاشت.
فوت سالها است که در شهر باستانی پترا در اردن مشغول کار است؛ شهری باستانی که بیشتر بهخاطر بنای سنگی بازمانده از تمدن نبطیها شناخته میشود. او میگوید کاربرد باستانشناسی هوایی برای کاوش معماری گورستانها، سنگاَفراشتها و سایر محوطههای باستانی اهمیت فراوانی دارد؛ چرا که بدون این فناوریها چنین پیمایشی سالها بهطول میانجامید.
فوت توضیح میدهد:
فناوریهای جدید بهکاررفته در باستانشناسی هوایی میتواند اطلاعات جامعی از منطقه فراهم کند. تصور نمیکنم هیچ پروژهای شبیه به این و با چنین وسعتی قبلا انجام گرفته باشد.
درحالیکه پیشازاین باستانشناسان فرانسوی شبکهای بازرگانی برای دادوستد بخور را در غرب عربستان سعودی یافتهاند، ربکا فوت مایل است بیشتر از تأثیر آب در رونق تمدن نبطیها بداند.
فوت میگوید:
میتوانیم حدس بزنیم نبطیها اقتصاد كشاورزی موفقی داشتند؛ اما آیا مالیات بر بخور نیز در آن دوران وجود داشته است؟ آب در این منطقه چگونه کنترل و اداره میشد؟

مردمان نبطی در دوران باستان ساکن ناحیهای وسیع در شبهجزیرهی عربستان و شام بودند.
با شروع بررسیهای آبشناسی و بهلطف بخشی از کار تیم باستانشناسی هوایی، ممکن است بهزودی به بسیاری از این پرسشها پاسخ داده شود. سرپرستی تیم باستانشناسی هوایی را جيمی كوارترمين، باستانشناسی از دانشگاه آکسفورد انگلستان، برعهده دارد. كوارتمين میگوید قبلا بیش از نیمی از ۱۱،۵۰۰ محوطهی باستانی این منطقه را بررسی کردهاند. در این پروژه سعی بر آن است که از هرگونه ساختوسازی در نواحی و اماکن باستانی مجاور جلوگیری شود.
جیمی کوارترمین میگوید:
از اشتباهات سایر کشورها درس گرفتهایم و برای جلوگیری از هرگونه آسیب به این محوطهی باستانی زمان میخریم. آنچنانکه برای آینده برنامهریزی شده است، دسترسی عموم به منطقه نیز کاملا آزاد نخواهد بود.
پیمایش جدید همچنین قرار است به برخی از پرسشهای متخصصان سایر حوزههای باستانشناسی ازجمله هنرهای سنگی نیز پاسخ دهد. کوارترمین میافزاید:
حتی پنج سال پیش GPS بهاندازهی کافی دقیق نبود؛ اما خوشبختانه امروز داریم از چندین روش پیشرفتهی تصویربرداری، ازجمله تصویربرداری با هواپیماهای بدون سرنشین و هواپیماهای سبک و تصویربرداری ماهوارهای بهره میبریم.
هزاران عکسی که از این طریق در دوسه ثانیه ثبت میشوند، برای شناسایی مکاننگاری منطقه بهکار خواهند رفت. در همین حال، نرمافزارهای پیشرفتهای نیز تصاویر ثبتشده را با مدلهای مکاننگاری سابق ترکیب خواهند کرد. دوربینهایی که با زاویه ۴۵ درجهای تصویربرداری میکنند، همین حالا گورستانها و مقبرههای باستانی مربوط به عصر برنز (دورهای بین ۱۲۰۰ تا ۵۵۰۰ سال قبل) را در بیابان العلا یافتهاند. همچنین، دوربین هواپیماهای بدون سرنشین نیز با همین زاویه تصویربرداری خواهند کرد.
کوارترمین توضیح میدهد:
بدینترتیب، نهتنها عکسهای هوایی افقی، بلکه تا حدی عمودی را نیز مشاهده خواهیم کرد. قبلا از احتمال فراوان یافتن آثاری از هنرهای سنگی اطلاع یافتهایم.
در مرحلهی آخر این پروژهی دوساله، اعضای تیم هنرهای سنگی مانند ماریا گواگنن، با پای پیاده به محوطههای باستانی میروند تا سنگنگارهها و آثار سنگی را بهدقت بررسی کنند. گواگنن که تاکنون پنج سال را در شمال شبهجزیره عربستان سپری کرده، بهشدت تحتتأثیر پایگاه دادههای کاملی قرار گرفته است که همهی دورههای باستانی را شامل میشود.
گواگنن در این باره میگوید:
اولینبار است که داریم تمامی جنبههای این ناحیهی باستانشناسی را بررسی میکنیم. دانش ما از نحوهی پراکندگی جانوران ماقبل تاریخی منطقه فقط به محوطههای کاوششده و نواحی دیرینهشناسی محدود بوده است. گمان میرود بسیاری از گونههای جانوری در شبهجزیرهی عربستان حضور نداشتهاند؛ اما هنرهای سنگی منطقه چیز دیگری را نشان میدهند.
وجود پستاندارانی که قبلا در العلا دربارهشان شواهدی وجود نداشت، میتواند اطلاعات تازهای از نحوهی پراکندگی و زیستگاه و پوشش گیاهی منطقه در دوران باستان دراختیار باستانشناسان قرار دهد. در همین حال، بهتصویرکشیدن حیوانات در سنگنگارهها و دیگر آثار سنگی میتواند به مشخصکردن قدمت حضور جانوران مختلف در منطقه کمک کند. بهعنوان مثال، بعید بهنظر میرسد اسب یا شتر قبل از سال ۱۲۰۰قم در العلا وجود داشته باشند. تصور بر این است که گاو اهلی و گوسفند و بز بین سالهای ۶۸۰۰ تا ۶۲۰۰قم به شبهجزیرهی عربستان برده شده باشند. این حیوانات اهلی در شام اهلی و به عربستان برده شدند.

بسیاری از تمدنها در این منطقه سکونت کرده و یادگاری از خود نیز برجای گذاشتهاند.
اطلاعات زیادی که این تیم بینالمللی فراهم میکند، میتواند به مشخصکردن مسیرهای احتمالی بین شهر پترا و هِگرا نیز کمک کند. عبدالرحمن السحيبانی چند سالی است در حال حفاری دودان است؛ جایی که شواهدی از تمدنی کهنتر از نبطیها در آن وجود دارد. او میگوید وسعت این کار بهقدری است که نسلها طول میکشد تا نتیجهای از آن بهدست بیاید.
السحيبانی اعتقاد دارد:
اهمیت این پروژه در صحنهی جهانی در آن است که نهتنها شواهدی از مداحین صالح و پترا فراهم میکند؛ بلکه به باستانشناسان امکان یافتن تمدنهای کهنتری را میدهد که عمدتا ناشناخته بودند.
یکی از وظایف السحيبانی آموزش دانشجویان دانشگاه ملکسعود است که ایستگاه تحقیقاتی کوچکی در بیابان العلا دارد. السحيبانی میگوید:
دانشجویان در خلال یكی از وسیعترین پیمایشها و حفاریهای متعاقب آن بسیار خواهند آموخت. دانشجویان امروز ممکن است اکتشافاتی انجام دهند که امروز حتی نمیتوانیم تصورشان را کنیم.
بالأخره پس از مدتها انتظار، نسخهی نهایی macOS 10.15 با نام کاتالینا دردسترس قرار گرفت؛ بنابراین، اگر جزو دارندگان رایانههای مک هستید، میتوانید با بهروزرسانی به این نسخه، از ویژگیهای جدیدی بهرهمند شوید. انتشار کاتالینا از جنبهی دیگری نیز مهم است؛ زیرا در این نسخه، برای نخستینبار شاهد کنارگذاشتن آیتونز افسانهای و جایگزینی آن با سه اپلیکیشن مجزا با نامهای اپلموزیک و پادکست و اپلتیوی هستیم.
طبق گفتهی اپل، تمامی خدماتی که کاربران پیشتر ازطریق آیتونز دریافت میکردند، اکنون بهواسطهی سه اپلیکیشن یادشده همچنان دردسترس قرار دارند. همگامسازی دادهها و اطلاعات آیفون و آیپد نیز به فایندر انتقال پیدا کرده تا مشکلی از این بابت متوجه کاربران نشود.
البته تغییرات به همینجا خلاصه نمیشود. کوپرتینوییها توانستهاند ازطریق پروژهی کاتالیست، بستری روی سیستمعامل مک فراهم آورند تا اپلیکیشنهای آیپد روی رایانههای این شرکت نیز اجرا شوند؛ بنابراین، باید در آینده انتظار موج جدیدی از اپلیکیشنها را داشته باشیم.
صحبت از آیپد شد، بهتر است از قابلیتی دیگری بهنام «سایدکار» نیز نام ببریم که به دارندگان تبلتهای آیپد اجازه میدهد از دستگاه خود بهعنوان صفحهنمایش ثانویه مک بهره ببرند. این قابلیت هم ازطریق اتصال سیم و هم بهواسطهی بستر بیسیم امکانپذیر است. پشتیبانی سایدکار از اپل پنسل نیز دیگر ویژگی مثبت این قابلیت شمرده میشود؛ زیرا ازاینپس، طراحانی که از نسخهی دسکتاپ برنامههای حرفهای همچون فتوشاپ استفاده میکنند، میتوانند از قدرت قلم اپل در طراحیهای خود استفاده کنند. افزونبر تمام اینها، حاشیهنویسی اسکرینشاتها و پیدیافها نیز دیگر قابلیت جذابی است که سایدکار و اپل پنسل ارائه میدهند.
اگر جزو علاقهمندان قابلیت Screen Time روی گوشی آیفون خود هستید، اپل در نسخهی جدید سیستمعامل مک این قابلیت را نیز به رایانههای خود آورده است تا بهتر بتوانید روی میزان حضورتان در فضای مجازی نظارت کنید. ازاینپس، میتوانید با مراجعه به بخش Screen Time در تنظیمات مک، گزارش کارکرد خود را مشاهده کنید.
توجه به حریم خصوصی نیز دیگر ویژگی مهم macOS کاتالینا است؛ زیرا اپلیکیشنها باید برای دسترسی به دسکتاپ، بخش اسناد، آیکلاد و درایو اکسترنال از سیستمعامل اجازه بگیرند. بااینحال، مهمترین تغییر امنیتی را باید در قابلیت Activation Lock جستوجو کرد. بهواسطهی این قابلیت، هر رایانهی اپلی که از تراشهی امنیتی T2 استفاده کند، دیگر بدون اپل آیدی شما قادر به پاکسازی و بازفعالسازی نخواهد بود.
دیوارهای دفتر مرکزی آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا در لانگلی ویرجینیا حاوی بیش از ۴۸ کیلومتر لولههای فولادی ۱۰ سانتیمتری است. این لولهها در اوایل دههی ۱۹۶۰ بهعنوان بخشی از سیستم پستی، درون دفتری مجهزشده به سیستم وکیوم (خلأ) و بسیار دقیق نصب شده بودند. پیامهای بستهبندیشده در ظروف شیشهای با سرعت ۹ متر در ثانیه در میان تقریبا ۱۵۰ ایستگاه در هشت طبقه پخش میشدند. فرستندهها با دستکاری حلقههای برنجی در پایهی خود، مقصد هر کپسول را مشخص میکردند. سپس ویجتهای الکترومکانیکی موجود در این لولهها آن تنظیمات را میخواندند و هر کپسول را بهسمت مقصد خود هدایت میکردند. در اوج خود، این سیستم روزانه موفق میشد ۷،۵۰۰ پیام ارسال کند.

لولههای پنوماتیک حمل نامه
طبق تاریخ شفاهی حفظشدهی آژانس اطلاعات مرکزی (CIA)، در اواخر سال ۱۹۸۰ حین گسترش دفتر مرکزی، این سیستم ارسال و دریافت مرسولات کنار گذشته شد و همین امر باعث ناراحتی کارمندان شد. بعد از این اتفاق، برخی مجددا به فکر نصب همان لولههای سریع و بیدردسر افتادند که پیامها را بهراحتی به هر ایستگاه میرساند. عدهای دیگری نیز از این موضوع ابراز نگرانی میکردند که ارتباطات اداری داخلی بهطور چشمگیری کُند شود. پس شاید بهتر بود دوندههایی استخدام میکردند تا بهسرعت این پیامها را با پای پیاده بهموقع تحویل دهند. این در حالی بود که در بایگانی آژانس نوشتهای با عبارت «لولههای پستی را حفظ کنید» وجود داشت.
سیستم لولهای پستی سیآیاِی (سیا) نمونهای قطعی از یکی از جنبشهای بزرگ تکنولوژی در قرن بیستم محسوب میشد. آنچه متخصصان ارتباطات از آن با نام «پیامرسانی ناهمزمان» (Asynchronous Messaging) در محیط کار یاد میکنند، به تعامل و ارتباطی همزمان یا سنکرون گفته میشود که همهی طرفین در همان زمان حاضر باشند. این حضور در حالی ممکن است که در یک محل مانند اتاق یا ازطریق تلفن تمام حاضران شرکت کرده باشند. درمقابل، در ارتباط ناهمزمان نیازی نیست گیرنده هنگام ارسال پیام حضور داشته باشد. هرکسی میتواند در هر زمان دلخواه پیامی ارسال کند و فرد گیرندهی پیام در اوقات فراغت به آن پاسخ دهد.
در طول تاریخ، بیشترین تعامل بین همکاران در محل کار بهطور پیشفرض بهصورت همزمان بوده است. از کارگاههای دورهی رنسانس گرفته تا اتاقهای کار قرن نوزدهم که در آن نویسندگان مشهوری چون چارلز دیکنز خالق شخصیتهای داستانی چون باب کراچیت در رمان سرود کریسمس و هرمان ملویل خالق داستان کوتاه بارتلبی محرر شدند، معمولا دفتر کاری با فضای واحد بود که تعداد کمی از افراد در آن به کار مشغول بودند. با اینکه نامهنویسی در دستهی سبک ارتباطی ناهمزمان قرار داشت و قرنها جزئی از تجارت بود؛ اما سرعت آن برای همکاری روزانه بسیار کُند بود؛ بنابراین، در بیشتر دفاتر اداری از سیستم همزمانی استفاده میشد.

نیکیل ساوال، نویسندهی کتاب مکعب
این وضع موجود با ظهور دفتر اداری بزرگ جدیدی شروع به تغییر کرد. نیکیل ساوال، منتقد و یکی از مشارکتکنندگان نیویورکر (New Yorker)، در کتاب معروف خود «مکعب؛ تاریخچهی اسرارآمیز محل کار» مینویسد:
این تغییر بین سال ۱۸۶۰ اتفاق افتاد؛ یعنی زمانیکه در سرشماری انجامشده در ایالات متحدهی آمریکا مشخص شد حدود ۷۵۰ هزار نفر در «خدمات حرفهای» مشغول کار هستند. در سال ۱۹۲۰، این تعداد به بیش از چهارمیلیون افزایش یافت. ساوال مینویسد در این دوره تجارت به تجارتی بزرگ تبدیل شده بود.

ساختمان لارکین داد که در سال ۱۹۰۳ فرانک لوید رایت، مشهورترین معمار تاریخ آمریکا، طراحیاش کرد.
دفاتر کاری کوچک جای خود را به بناهای بزرگ و درعینحال جدیدی همچون ساختمان لارکین دادند که در سال ۱۹۰۳، فرانک لوید رایت، مشهورترین معمار تاریخ آمریکا، آن را طراحی کرد. در این ساختمان، ۱۸ هزار کارمند در پنج طبقه و یک زیرزمین مشغول کار بودند که غار دهلیزمانندی آن را به مرکز نور متصل کرده بود. در این ساختمان، همه در کنار هم کار میکردند و هیچ دفتر یا فضای خصوصی تفکیکشدهای وجود نداشت. این سازه بهخودیخود انقلابی در دنیای کاری مدرن ایجاد کرد؛ چراکه پیشازآن، معمولا کارفرمایان جدا از کارکنان خود فعالیت میکردند. معرفی مبادلات تلفنی اداری در اوایل قرن بیستم، به کاربردیترشدن چنین فضاهایی کمک کرد؛ اما هماهنگی مکالمات تلفنی نیازمند اتصال خطی به برچسب تلفن منشی بود.

شبکهی لولههای پنوماتیک سیآیاِی
ازآنجاکه در این روش پیامها روی میزهای اداری رویهم انباشته میشدند، کمبود سیستم پیامرسانی ناهمزمان بهصورت کاربردی بهشدت احساس میشد. اگر روشی وجود داشت که در آن هر کارمند فقط وقتی میتوانست، پیامی ارسال میکرد که فرصت مناسب انجام این کار را داشت و متعاقبا گیرندهی پیام نیز وقتی میتوانست پیام را بخواند که زمان مناسبی داشت، میزان سرعت از سیستم پستی درون دفتری بهتر میبود. مدیران در این فکر هستند که اگر چنین سیستمی ایجاد شود، تعامل و همکاری کارآمدتری نیز حتی بهصورت غیرهمزمان ممکن خواهد شد و تعداد تماسهای ازدسترفته برای پاسخ و انتظار برای رسیدن سبد نامهها بهپایان خواهد رسید. در عصر ظهور دفاتر اداری بزرگ، اصل کاربردی پیامرسانی ناهمزمان بسیار مهم بود؛ درنتیجه، این اعتقاد باعث ایجاد سرمایهگذاری در پروژههایی ازقبیل شبکهی لولههای پنوماتیک سیآیاِی شد.

سایر ساختمانهای اداری بزرگ نیز بخت خود را با راهحل لولههای پنوماتیک آزمایش کردند؛ اما هزینهی هنگفت و پیچیدگی این سیستمها انجام چنین کاری را اساسا غیرعملی کرد. سپس در سال ۱۹۸۰، فناوری دیگری با روشی بسیار راحتتر بهشکل کامپیوترهای رومیزی متصل ازطریق شبکههای دیجیتال شکل گرفت. با گسترش این شبکهها، نامهی الکترونیکی (e-mail) برای ایجاد ارتباطات ناهمزمان به دفاتر اداری ایجاد شد. گلوریا مارک، استاد دانشگاه کالیفرنیا، درزمینهی تأثیر فناوری کامپیوتر در محیط کار تحقیق میکند. او گسترش استفاده از نامهی الکترونیکی (ایمیل) را در مطالعات انجامشده از سال ۱۹۶۵ تا ۲۰۰۶ بهصورت جدول دادهای جمعبندی کرده است که استفادهی ایمیل در وقت اداری را بهطور خلاصه بیان میکند. این مطالعات را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: قبل از ورود پست الکترونیکی و بعد از آن. کارمندان ادارهها قبل از ورود فناوری ایمیل، حدود ۴۰ درصد از وقت خود را در «جلسات برای برنامهریزی» و ۲۰ درصد را نیز مشغول هماهنگی برای «میز کار» بودند؛ اما بعد از ورود ایمیل، این درصدها تغییر کردند.
با ورود ارتباطات ناهمزمان بهصورت کاربردی، مردم بخش درخورتوجهی از تعامل خود را جایگزین استفاده از پیامرسان دیجیتالی کردند که درصورت تقاضای هر فرد، آمادهی پاسخگویی به آن بودند و دیگر از سیستمهای ارتباطی قدیمی استفاده نکردند. طبق بررسیهای شرکت تحقیقاتیتکنولوژی گروه رادیکاتی (Radicati Group)، تخمین زده میشود در سال ۲۰۱۹، روزانه بیش از ۱۲۸ بیلیون پست الکترونیکی در حوزهی کسبوکار ارسال و دریافت شود. همچنین بهطور متوسط هر کاربر مرتبط با کسبوکار نیز روزانه با ۱۲۶ ایمیل سروکار داشته باشد. ارتباطات ناهمزمان برتری و قدرت کاملی از سیستم قدیمی همزمان داشت؛ بهطوریکه برخی از توسعهدهندگان ابزارهای همکاری دیجیتالی بهسخره این حقیقت را اعتراف میکردند که میتوان به این فناوری بهاندازهی جلسات حضوری اعتماد کرد. در وبلاگی با عنوان «آیندهی کاری در دستان ارتباطات ناهمزمان است»، بلیک تورن، بازاریاب فناوری، سیستم ارتباط ناهمزمان را با دستگاه فکس مقایسه کرده است. او در مطلب خود چنین نوشته است که این فناوری اثری ماندگار و یادگاری است برای نسلهای آینده. این فناوری نوادگانتان را متعجب میکند، وقتی بفهمند زمانی در گذشته مردم چگونه کار میکردند.
همانطورکه پست الکترونیکی جای خود را در دفترهای اداری مدرن باز کرده بود، پژوهشگران مشغول مطالعه روی تئوری سیستم توزیعشده برای بررسی سود و ضرر معاملات تجاری بین سیستم ناهمزمان و همزمان بودند. نتیجهی این مطالعات بسیار جالب بود؛ چراکه آنچه در نتایج تحقیقات مشخص شد کاملا برخلاف نظر جمع غالب بود. پژوهشگران به این نتیجه رسیده بودند که همزمانی سیستم برتری است و ارتباطات گسترشیافته از سیستم ناهمزمان در طول زمان از انجام کار بهجای توسعهی آن مانع میشود.
موضوع همزمانی درمقابل ناهمزمانی مسئلهی بسیار اساسی برای تاریخ علوم کامپیوتر است. در دو دههی اول انقلاب دیجیتالی، برنامههایی برای اجرا روی ماشینهای انفرادی طراحی شدند. پسازآن با توسعهی شبکههای کامپیوتری، برنامههایی نوشته شدند که میتوانستند روی چندین ماشین مستقر شوند و باهم ازطریق یک شبکه کار کنند. بسیاری از این سیستمهای توزیعشدهی اولیه همانطورکه شناخته شدند، بهطور پیشفرض ناهمزمان بودند. در چنین سیستمی، ماشین A پیامی را به ماشین B ارسال میکند، به این امید که سرانجام تحویل داده و پردازش شود؛ اما دقیقا مشخص نیست فرایند پردازش و تحویل در چه مدت انجام خواهد شد. اگر سرعت شبکه آهسته باشد یا پردازندهی ماشین B درگیر فعالیتهای دیگری باشد یا اگر ماشین B عملکردش را از دست دهد، ممکن است مدت زیادی طول بکشد و حتی ممکن است اصلا این اتفاق نیفتد. یکی از سادهترین راهحلها برای این مشکل، مهندسی سیستمهای توزیع همزمان است. در این سیستم، ارتباطات همزمان و درلحظه نزدیکتر هستند و پیامها در چهارچوب زمانی محکم و پیشبینیپذیر منتقل میشوند. دراینصورت، ماشینها میتوانند باهم در هر دور کار و تمام مراحل قبل از اتمام هر دور، باهم تمام کنند.

چند سیستم توزیع همزمان در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ساخته شد. برای نمونه، ناسا سیستم کنترل هواپیمای رایانهای را طراحی کرد که برای کار با سطوح کنترل هواپیما به چندین پردازندهی کامپیوتری وابسته بود. طراحی این سیستم بهگونهای بود که اگر پردازندهای در شرایط نامناسب پرواز در ارتفاع زیاد با شکست مواجه شود، این سیستم بهطور کلی میتواند عملکرد خود را حفظ و از برخورد و تصادف جلوگیری کند. برای سادهکردن تکلیف برنامهنویسی نرمافزاری که ایمنتر خطا تحمل شود، پردازندهها روی مدار زمانبندی سفارشی متصل شدند که عملیات آنها درحدود ۵۰ میکروثانیه همزمان شده بود؛ اما ساخت سیستمهای همزمان با هزینهی هنگفتی همراه بود. آنها به سختافزار سفارشی یا نرمافزار مخصوصی نیاز داشتند که دقیقا بتواند فعالیت پردازندهها را سازماندهی کند. در دنیای ارتباطات در محل کار، پس از آنکه همزمانی تنظیم میشد، روش راحتتری برای برقراری ارتباط بود؛ ولی تنظیم آن وقت و تلاش فراوانی میطلبید.
در سال ۱۹۸۰، متفکران حوزهی کسبوکار و دانشمندان علوم کامپیوتری درعینحال به نتیجهی مخالفی رسیدند. افرادی که بهنوعی مسئول انجام امور محل کار بودند، متمرکز شدند تا سربار ایجادشده از تعامل همزمان را ساماندهی کنند. آنها معتقد بودند حذف این سربار ایجادشده ازطریق سیستم غیرهمزمان ممکن است بتواند ارتباط و تعامل درون کسب وکار رل بهینهتر کند. افزونبراین، دانشمندان علوم کامپیوتر با بررسی ارتباطات ناهمزمان با استفاده از رویکرد ریاضی معروفی بهنام «نظریهی الگوریتم» دریافتند گسترش ارتباطات با تأخیرهای پیشبینینشدنی به ایجاد پیچیدگیهای جدیدی منجر میشود که کاهش این پیچیدگیها دشوار است. درنتیجه، زمانیکه دنیای کسبوکار همزمانی را مانع میدانست و درصدد رفع آن بود، نظریهپردازان بر این باور بودند که این سیستم برای همکاری کارآمدتر بنیادی است.
کشف جالب درزمینهی علوم کامپیوتر در این دوره، مشکل مسئلهای بهنام اجماع (Consensus) بود. تصور کنید هر دستگاه در سیستم توزیعشدهای، عملیاتی مانند واردکردن معاملهای به پایگاه داده با رجحان اولیه به ادامه یا لغو آن را آغاز کند. هدف این ماشینها آن است که به اجماعی برسند یا همه با ادامه یا لغو عملیات موافقت کنند. سادهترین راهحل برای هر دستگاه این است که با توجه به ترجیحات دیگر ماشینها، برخی از قوانین ثابت را اعمال کند. برای مثال، شمارش آراء بهمنظور تعیین برنده برای اینکه مشخص شود کدام تصمیمگیری اتخاذ شود. بنابراین، اگر همهی ماشینها به انتخاب یکسانی رأی دهند، همهی آنها تصمیم مشابهی اتخاذ میکنند.
مشکل این است که شاید برخی از کامپیوترها خراب شوند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، درنهایت سایر گروه آنقدر منتظر خواهد ماند تا از دیگر اعضا که حتی فعالیتی هم ندارند، خبری شود. این در حالی است که در سیستم همزمان، این چنین مسائلی بهراحتی حلشدنی هستند. در این سیستم، اگر سرعت ماشینی بهاندازهی کافی سریع نباشد و با سایر گروه هماهنگ نباشد، میتوان آن را از رده خارج کرد و با نادیدهگرفتن آن، کار را ادامه داد. بهوجودآمدن خرابی در سیستمهای ناهمزمان، بسیار بیشتر مشکلساز هستند. تمایز بین کامپیوتری که دچار خرابی و سیستمی که دچار تأخیر شده، دشوار است. ابتدا برای مهندسانی که این مشکل را مطالعه کرده بودند، بدیهی بهنظر میرسید بهتر است بهجای اینکه منتظر بمانند تا از روی اولویت و ترجیحات هر دستگاه چیزی را یاد بگیرند، هرکسی بهدنبال کاوش بیشترین جزئیات از هر دستگاه باشد. باوجوداین، سه تن از دانشمندان حوزهی علوم کامپیوتر با انتشار مقالهای علمی، بسیاری از افراد مشغول در این حوزه را بسیار متعجب کردند. مایکل فیشر و نانسی لینچ و مایکل پاترسون در مقالهای در سال ۱۹۸۵، ازطریق نمایش مجازی در منطق ریاضی اثبات کردند در سیستم ناهمزمان، هیچ الگوریتم توزیعشدهای نمیتواند تضمینکنندهی دستیابی به اجماع باشد؛ حتی اگر فقط یک کامپیوتر با شکست مواجه شود.

لسلی لامپورت، یکی از چهرههای سرشناس درزمینهی سیستمهای توزیعشده و برندهی جایزهی آلن تورینگ سال ۲۰۱۳
پیامد اصلی تحقیق درزمینهی سیستمهای توزیعشده این است که بدون همزمانی کار با چنین سیستمهایی برای برنامهنویسان معمولی دشوار است. بهنظر میرسد ناهمزمانی همبستگی را چنان پیچیده میکند که همیشه این ارزش وجود دارد که با کمی سرمایهگذاری رو به همزمانسازی رفت. درحقیقت، مبارزه با ناهمزمانی نقش مهمی در ظهور عصر اینترنت داشته است و نوآوریها و مراکز دادهای عظیم که شرکتهایی مانند آمازون و فیسبوک و گوگل اجرا میکنند و مراکز دادهی توزیعشدهی تحمل خطا را ممکن ساخته است که هرروز با اطمینان میلیونها معاملات کارت اعتباری را پردازش میکنند. لسلی لامپورت، یکی از معروفترین چهرههای اصلی درزمینهی سیستمهای توزیعشده، برندهی جایزه آلن تورینگ سال ۲۰۱۳ شد. مهمترین جایزهی تمایز در علوم کامپیوتری بهخاطر کار روی الگوریتمهایی که به همزمانی سیستمهای توزیعشده کمک کرده بود، به وی تعلق گرفت. در تاریخ فناوری، جای تأسف است که از توسعهی سیستمهای کامپیوتری توزیعشده همزمان برای ایجاد سبک ارتباطی استفاده میشود که از آن به دور هستیم.
هر کارمندی که در تجربهی اول کاری خود در محیط اداری استانداردی مشغول کار شود، با مشکلاتی مواجه خواهد شد که در پی تعصب کار با ارتباطات ناهمزمان وجود دارد. همانطورکه نظریهپردازان سیستم توزیعشده کشف کردند، دورماندن از تعامل همزمانی میتواند باعث پیچیدهترشدن هماهنگی شود. رؤیای جایگزینی تماس تلفنی سریع با پست الکترونیکی سریعتر به واقعیت نپیوست و درعوض، آنچه در مدت چند دقیقه ازطریق تلفن برطرفکردنی بود، اکنون نیازمند دوجین پیام رفتوبرگشتی برای اجراشدن بود. با وجود گروههای بیشتری از مردم، این پیچیدگی افزایشیافته حتی بیشتر از قبل در کانون توجه قرار گرفته بود؛ بهطوریکه این سؤالها ناخودآگاه ایجاد میشدند که آیا کارمندی در پاسخدادن تأخیر کرده است؟ همهچیز کاملا در حال بررسی است؟ چه زمانی اجماع تغییری در گروه پست الکترونیکی حاصل کرده است؟ بهعنوان کاربر بخشی از گیرندهی ایمیل، به پاسخگویی آن ملزم هستید یا میتوانید بدون اتخاذ فرایند تصمیمگیری سکوت کنید و به کار خود ادامه دهید؟ آیا نظرتان بهدرستی درک شده یا نیاز است با ارسال پیامهای بعدی شفافسازی کنید؟ کارمندان اداری گاهی به این مسائل فکر میکنند. آنالوگهای زندگی واقعی نظریهی سیستمهای توزیعشده اکنون زمان بیشتری برای مدیریت تعداد فزایندهای از تعاملهای بیپایان اختصاص میدهند.

سال گذشته، شرکت نرمافزاری RescueTime بهصورت ناشناس تعداد دفعات ورود به سیستم (logs) استفادهشده کامپیوتری دههاهزار کاربر را جمعآوری کرد. پس از تجزیهوتحلیل این دادهها، دانشمندان مشخص کردند بهطور متوسط هر کاربر هر ۶ دقیقه یکبار سرویس ایمیل یا پیامرسان فوری خود مانند Slack را بررسی کرده است. چندی نگذشت که تیمی به سرپرستی گلوریا مارک، استاد دانشگاه ایروین در ایالات متحدهی آمریکا، نرمافزار مشابه ورود به سیستم را روی کامپیوترهای کارمندان یکی از شرکتهای بزرگ نصب کرد. نتایج این مطالعه نشان داد کارکنان بهطور متوسط روزی ۷۷ بار صندوق ورودی پیامهای الکترونیک (in-boxes) خود را بررسی میکنند. اگرچه بهسمت ارتباطات ناهمزمان حرکت کردیم تا بتوانیم از اتلاف وقت برای بازی تگهای تلفنی یا هماهنگی و تنظیم جلسات جلوگیری کنیم، برقراری ارتباط در محل کار بسیار جدیتر و طاقتفرساتر از گذشته شده است. امروزه کار به چیزی تبدیل شده است که در زمان طلایی اندک خود، در میان درگیریهای سیزیفگونه (Sisyphean) با صندوق ورودی پیامهای الکترونیک انجام میدهیم.
دربارهی ابزاری بهنام نامهی الکترونیکی باید گفت هیچچیزی ذاتا بد نیست. در شرایطی که ارتباط ناهمزمان بهروشنی ارجح است، پخش اعلامیه، گرفتن یا تحویل سند و نامههای الکترونیکی در مقایسه با چاپهای مبهم برتر هستند. مشکلات هنگامی شروع میشود که سعی میکنیم پروژههای مشترک مانند برنامهریزی رویدادها و تدوین استراتژیها را بهصورت ناهمزمان انجام دهیم. نتایج بهدستآمده در محل کار و نظریهی سیستمهای توزیعشده نشان میدهد برای هماهنگیهای غیرجزئی، همزمانی معمولا عملکرد بهتری دارد. این بدانمعنا نیست که باید زمان را بهعقب برگردانیم و دوباره تلفنهاییکه بیپایان زنگ میزدند، مانند دفاتر اداری اواسط قرن را دوباره ایجاد کنیم؛ بلکه بهترین درسی که باید از نظریهی سیستم توزیعشده گرفت، این است که همزمانی مفید نیز اغلب به ساختار نیاز دارد. برای دانشمندان حوزهی علوم کامپیوتر این ساختار صورت الگوریتمهای توزیع هوشمند و برای مدیران فرایندهای تجاری هوشمندتری را شکل میدهد.
در دنیای تجارت، نمونههای مجزا از همزمانی ساختاریافته و برنامهریزیشدهای شروع به ظهور کردند. بسیاری از این آزمایشها مربوط به بخش فناوری است؛ جایی که شاید بهصورت تصادفی ایدههای پشت تئوری سیستمهای توزیعشده آشناتر باشند. بهتازگی یکی از بنیانگذاران و مدیران عامل یکی از شرکتهای فناوری به نیویورکر گفته است حداکثر دو یا سه ساعت در هفته زمان خود را صرف ارسال و دریافت نامههای الکترونیکی میکند. او بیشتر پیامهای ناهمزمان خود را با «ریتم منظم» جلسات خود جایگزین کرده است که برای او امکان مدیریت بهتر و کارآمدتر مسائل را فراهم میسازد. او میگوید:
اگر کسی برای ارسال پیام اورژانسی احساس نیاز کند، پس بیشک مسئلهای مربوط به کسبوکار است که موقعیتش در خطر است.
بهطور مشابه، شرکت توسعهی نرمافزاری Basecamp نیز به کارمندان امکان داد ساعتهای کاری خود را به سبک استاد (Professor-Style) تنظیم کنند. اگر باید دربارهی موضوع خاصی با متخصص صحبت کنید، فقط کافی است در ساعتهای اداری آن فرد وقت بگیرید، بهجای آنکه مرتبا به آدرس پست الکترونیکی او پیام بفرستید.
جیسون فرید، بنیانگذار و مدیرعامل این شرکت، در پادکست Curious Minds گفت:
شما توجه تمام و کمال فرد را به خودتان جلب میکنید. این روشی آرامتر برای انجام این کار است. اگر مسئلهی فوری پیش بیاید و در ساعت کاری متخصص در آن چند روز نباشد، ناچاریم همین منوال را بپذیریم.

در بسیاری از شرکتهای فناوری، جایگزینی محبوب برای پیامرسان ناهمزمان چهارچوب همکاری بهنام اسکرام (Scrum) است که در بین توسعهدهندگان نرمافزار از محبوبیت خاصی برخوردار است. تیمهای برنامهنویسی با استفاده از اسکرام تلاش خود را به اسپرینتهایی (Sprints) تقسیم میکنند که با این کار هریک تمرکز خود را بر معرفی مجموعهای از ویژگیهای مرتبط با یک نرمافزار نشان میدهند. با وجود این اسپرینتها که از یک تا چهار هفته طول میکشد، ملاقاتهای تیمی میتوانند روزی یکبار انجام شود. دراینصورت، هرکسی فرصتی برای صحبتکردن پیدا میکند. اعضای تیم آنچه روز گذشته انجام شده است و آنچه امروز قرار است انجام شود، تبیین میکنند و اگر نیاز به کمک داشتند، از فرد مناسب کمک میگیرند.
مجموعهمقالات آموزش اسکرام
- آموزش اسکرام؛ قسمت اول: مروری بر رویکرد چابک
- آموزش اسکرام؛ قسمت دوم: مزیتها و ارزشها
- آموزش اسکرام؛ قسمت سوم: اسپرینت و برنامهریزی
- آموزش اسکرام؛ قسمت چهارم: رویدادها
- آموزش اسکرام؛ قسمت پنجم: نقشها
- آموزش اسکرام، قسمت ششم: مصنوعات اسکرام
- آموزش اسکرام؛ قسمت هفتم: روش اجرای اسپرینت و نمودار پیشرفت
- آموزش اسکرام؛ قسمت هشتم: داستانهای کاربر و تعریف Done
- آموزش اسکرام؛ قسمت نهم: برآورد چابک
- آموزش اسکرام؛ قسمت دهم: محدودیتهای WIP و برنامهریزی محصول
در اسکرام کلاسیک، یادداشتهای رنگی به تخته زده میشدند؛ بهگونهای که بهطورعمومی منعکسکنندهی این تعهدات باشند و هیچ ابهامی دربارهی طرح وجود نداشته باشد. جلسات عموما بهصورت ایستاده برگزار میشدند؛ بهطوریکه هیچکس وسوسه نشود پرحرفی کند. همچنین، مدت زمان جلسات حدودا ۱۵ دقیقه بودند. این ایده که تنها ۱۵ دقیقه همزمانی ساختاریافته برای فعالیت یک روز کاری کافی است، ممکن است خندهدار باشد؛ اما بهنظر میرسید برای بیش از ۱۲ میلیون توسعهدهندهی نرمافزار بهخوبی جواب داده است. بسیاری از افراد وقتی اولینبار دربارهی اثربخشی اسکرام اطلاع پیدا میکردند، شگفتزده میشدند. این نشاندهندهی آن است که بسیاری از ما ارزش همزمانی را دستکم میگیریم؛ ولی وقتی بهطور درست سازماندهی شود، بسیار قدرتمندتر از چیزی است که درک میکنیم.
تصدیق میکنیم فواید عمیق و معقولبودن فرضیه ناهمزمانی در دفاتر اداری باعث افزایش بهرهوری میشود. همچنین، قبول داریم تجربه این فرضیه را تا حد زیادی رد کرده است. با استفاده از اصطلاحات علوم کامپیوتر، مشخص شد سیستمهای توزیعشده که به تغییر ارتباطات ناهمزمانی منجر میشوند، بهزودی ازطریق افزایش پیچیدگی ناشی از همزمانی اشباع میشوند. بنابراین، میتوانیم سیستمهای بهتری طراحی کنیم که مطمئنا پیامهای موقت کمتر و هماهنگی بیشتر در زمان واقعی را شامل میشوند.
از این منظر، لحظهی ما در تاریخ محل کار متفاوت بهنظر میرسد. دورانی که آیندهی نسل نوههای ما را پررمزوراز کرده، زمانی است که دوباره با ناهمزمانی به وعدهگاه میرویم. دیوانهوار چند دقیقه یکبار صندوق ورودی پیامهای خودمان را بررسی میکنیم و از پیامهای مبهم و پیچیده کلافه میشویم؛ درحالیکه از کمرنگشدن دیدارهای حضوری خرسندیم و همهچیز هرروز بیشتر رنگ مجازی به خود میگیرد.
امروز بهطور رسمی کارتهای گرافیک سری Radeon RX 5500، کارتهای گرافیک اقتصادی و میانردهی AMD، معرفی شدند. در این کارتهای گرافیک، از معماری NAVI استفاده شده و شاهد فناوری ۷ نانومتری خواهیم بود. این سری از کارتهای گرافیک AMD شامل سه مدل Radeon RX 5500 XT و Radeon RX 5500 و Radeon RX 5500M هستند که درادامه، آنها را معرفی خواهیم کرد.

مدل Radeon RX 5500 برای کامپیوترهای دسکتاپ و مدل Radeon RX 5500M برای لپتاپها طراحی شده است. شرکت AMD کارتهای گرافیک جدید RX 5500 را با معماری NAVI معرفی کرده است. این کارتهای گرافیک جدید همچنان از سیستم معماری جدید RDNA بهره میبرند و این امکان را به AMD میدهند که مدلهایی ارزانتر را با آخرین فناوریهای رادئون وارد بازار کند.
بهنظر میرسد Radeon RX 5500 XT پرچمدار این سری از کارتهای گرافیک AMD باشد. در این سری از کارتهای گرافیک، از ۲۲ واحد محاسباتی CU و ۳۲ واحد ROP استفاده شده که ۱۴۰۸ پردازندهی جریانی را دربر میگیرد. بهگفتهی AMD، فرکانس عادی در این کارتهای گرافیک بین فرکانس گیمینگ و بوست خواهد بود که فرکانس Game Clock آن به ۱۷۱۷ مگاهرتز و فرکانس Boost Clock آن به ۱۸۴۵ مگاهرتز میرسد. کارت گرافیک Radeon RX 5500 XT حداکثر از هشت گیگابایت حافظه GDDR6 با رابط ۱۲۸ بیتی پشتیبانی و پهنای باند ۲۲۴ گیگابیتبرثانیه را فراهم میکند. این کارت گرافیک احتمالا در دو مدل و با هشت یا چهار گیگابایت حافظهی گرافیکی معرفی خواهد شد.

AMD Radeon RX 5500 نیز همان پیکربندی اصلی Radeon RX 5500 XT را دارد که تنها تغییر آن در حداکثر حافظهی چهار گیگابایتی GDDR6 است. در این کارتهای گرافیک، فرکانس Game به ۱۴۴۸ مگاهرتز و کمترین فرکانس نیز به ۱۶۴۵ مگاهرتز میرسد. توان حرارتی (TDP) هر دو کارت گرافیک ۱۱۰ وات است و توان نهایی برد (TBP) آنها نیز به ۱۵۰ وات خواهد رسید. بخشی از نیروی موردنیاز این دو کارت گرافیک را رابطی هشت پین و بخشی دیگر را اسلات توسعه تأمین میکنند. با وجود قیمت مناسب و عملکرد بهمراتب بهتر از GTX 1650، توان حرارتی بسیار بیشتر مسئلهای است که نمیتوان بهسادگی از آن عبور کرد.
سری Radeon RX 5500 برپایهی پردازندهی گرافیکی Navi 14 طراحی شده است. این سری از کارتهای گرافیک از گذرگاه PCIe 4.0 نوع 8x پشتیبانی میکنند و در ساخت آنها از تراشههای نسل جدید دو گیگابایتی استفاده میشود. تمامی مدلهای سری Radeon RX 5500 تراشهی ۷ نانومتری NAVI 14 دارند و ابعاد تراشهی بهکاررفته در آنها ۱۵۸ میلیمتر است و درمجموع ۶/۴ میلیارد ترانزیستور در دل آن جای گرفته است. این مقدار حتی بسیار بیشتر از تراشهی پیشین Polaris 10 است که 5.7 میلیارد ترانزیستور داشت.

سری Radeon RX 5500 با تمرکز بیشتر روی بازیهای 1080p ارائه شده و با توجه به قابلیتهایش، بسیار مقرونبهصرفه خواهد بود. بهگفتهی AMD، سری Radeon RX 5500 برای ارائهی تجربیات باورنکردنی در جذابترین بازیها بهینهسازی شده است. کارت گرافیک Radeon RX 5500 بهطور متوسط حداکثر ۳۷ درصد عملکرد سریعتری از عناوین انتخابی تولیدی در 1080p را ارائه میدهد. البته گفتههای شرکتها حین معرفی همواره میتواند با نتایج نهایی آنها متفاوت باشد؛ پس بهتر است تا زمان عرضهی رسمی منتظر بمانیم.
شرکت AMD همزمان با کارتهای گرافیک جدید در بخش دسکتاپ، مدلهای کلاس لپتاپ Radeon RX 5500M را با همان تراشهی بهکاررفته در دسکتاپ، اما با توان حرارتی کمتر و فرکانس پایینتر معرفی کرد. احتمالا بهزودی شاهد معرفی لپتاپهای جدید و مخصوص بازی با کارت گرافیک Radeon RX 5500M خواهیم بود.
AMD قیمت کارتهای گرافیک جدیدش را اعلام نکرده؛ اما براساس احتمالات، قیمت این سری از محصولات جدید کمتر از ۲۰۰ دلار خواهد بود. احتمالا کارتهای گرافیک Radeon RX 5500 تا پایان سال ۲۰۱۹ به بازار عرضه خواهند شد؛ اما فعلا از مدلهای سفارشی و رفرنس خبری نیست.
سامسونگ نه یک دستگاه، بلکه دو دستگاه برای ادامهی راه کرومبوک ۳ معرفی کرد. این دو کرومبوک بهاندازهی نسخهی قبلی خود قیمتی مقرونبهصرفه دارند. کرومبوک ۴ از صفحهنمایش ۱۱/۶ اینچی (۱۱۳۶ در ۷۶۸ پیکسل) با کیفیت HD برخوردار و وزنش ۱/۲ کیلوگرم (مانند نسل گذشتهی خود) است و یک درگاه یواسبی تایپ C دارد. کرومبوک ۴ پلاس نیز صفحهنمایش ۱۵/۶ اینچ (۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل) با کیفیت Full HD دارد وزنش کمی بیش از ۱/۷ کیلوگرم است و یک درگاه یواسبی تایپ C بیشتر از برادر کوچکتر خود دارد. هر دو دستگاه از پردازندهی سلرون N4000 بهره میبرند و میتوانند حداکثر ۶۴ گیگابایت حافظهی ذخیرهسازی و ۶ گیگابایت رم داشته باشند.

کرومبوکهای جدید سامسونگ بلندگوهای ۱/۵ واتی، میکروفون دیجیتال داخلی، وبکم با کیفیت 720p، وای فای ۵ (۲×۲)، اتصال بلوتوث، کارتخوان میکرو اسدی و جک ترکیبی هدفون/میکروفون دارند. ازنظر پایداری، هر دو استاندارد درجهی هشت نظامی (MIL-STD-810G) را دریافت کردهاند و دربرابر تهدیداتی مانند رطوبت و درجه حرارت بالا و لرزش مقاوم هستند.
بهگفتهی سامسونگ، نمونهی کوچکتر با هربار شارژ ۱۲/۵ ساعت دوام خواهد داشت؛ درحالیکه نسخهی بزرگتر دوام باتری کمتری دارد و حداکثر ۱۰/۵ ساعت کار میکند. همانطور که در تصاویر مشاهده میکنید، بهنظر میرسد دستگاه کوچکتر حاشیههای بیشتری دارد.

برای خرید هرکدام از این دو دستگاه نیازی نیست هزینهی زیادی کنید. قیمت کرومبوک ۴ از ۲۳۰ دلار و قیمت کرومبوک ۴ پلاس از ۳۰۰ دلار آغاز میشود. این دو دستگاه هماکنون ازطریق Best Buy و وبسایت سامسونگ و دیگر فروشندگان منتخب دردسترس کاربران قرار دارند.
پایگاه خبری 9to5google این هفته گزارش داد دستیار جدید گوگل قابلیت اجرای دو فرمان متوالی و کارکردن بهصورت آفلاین را دارد. بهگفتهی این پایگاه خبری، پرچمدار جدید گوگل احتمالا از قابلیت جالب Raise to Talk هم پشتیبانی میکند. کاربران سری پیکسل ۲ که سال ۲۰۱۷ به بازار عرضه شد، میتوانند با کمک فناوری لمسی Active Edge با فشردن دو طرف گوشی دستیار صوتی گوگل را فعال کنند.
مقالههای مرتبط:
درحالحاضر، بهدلیل اینکه برای اجرای دستورها دستیار صوتی باید از قبل فعال شده باشد، دستور کلامی همچنان مهمترین بخش است. گوگل برای کمکردن دردسرهای کاربران احتمالا در پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکس ال از قابلیت Raise to Talk بهره خواهد برد.
با وجود چنین قابلیتی، کاربر بلافاصله بعد از اینکه گوشی خود را از روی زمین بردارد، میتواند از سرویسهای دستیار صوتی گوگل بهره ببرد. در این حالت، کاربر بعد از حرکتدادن گوشی، باید بلافاصله فرمان خود را اعلام کند؛ در غیر اینصورت گوگل پیام صوتی ارسالی را نادیده خواهد گرفت. مسائل حریم خصوصی افراد در این قابلیت برای گوگل اهمیت زیادی دارد و این شرکت به کاربران اعلام کرده است تشخیص و بررسی دستورهای رسیده به دستیار صوتی فقط روی خود دستگاه انجام خواهد شد.
با وجود اینکه همین حالا هم با کمک فناوری Active Edge کاربران برای فرماندادن به دستیار گوگل به فرمان صوتی نیاز ندارند، با قابلیت جدید فشاردادن گوشی برای ارسال این فرمان هم حذف خواهد شد. این فناوری یک قدم دیگر بهسمت دسترسی دائمی دستیار گوگل روی گوشیهای این شرکت خواهد بود.

پیکسل ۴ درحالحاضر آماده میشود هم بهعنوان پرچمدار نسل آیندهی گوشیهای گوگل و هم بهعنوان معرفیکنندهی نسل آیندهی دستیارهای این شرکت وارد بازار شود. البته این مسئله هنوز تأیید نشده است که این قابلیت بلافاصله بعد از عرضهی پیکسل ۴ به بازار دردسترس باشد.
انتظار میرود دستیار جدید گوگل با سیری روی اپلواچ مقایسه شود که درحالحاضر از فناوری Raise to Talk بهره میبرد. این فناوری در دستیار گوگل در گجتهای پوشیدنی همیشه آنطور که باید، کار نمیکند. کاربران اپلواچ بعضی مواقع مجبور هستند برای اعلام فرمان به سیری ساعت خود را تا نزدیک دهانشان بالا ببرند.
.: Weblog Themes By Pichak :.