در مطالعهی جدیدی ارتباط مثبت بین خواب نیمروز و کاهش خطر حملهی قلبی و سکته نشان داده شده است؛ اگرچه خواب نیمروز بیش از حد موجب از بین رفتن مزایای آن میشود.
پژوهشگران ۳۴۶۲ شرکتکنندهی سوئیسی را به مدت بیش از ۵ سال مورد بررسی قرار دادند و از آنها خواستند که عادات خواب نیمروز خود را یادداشت کنند و سپس ارتباط بین این عادات را با شیوع بیماری قلبیعروقی در آنها مورد توجه قرار دادند. این آمار نشان میداد که خواب نیمروز گاهگاه (یک یا دو بار در هفته) درمقایسهبا حالتی که فرد اصلا خواب نیمروزی نداشته باشد، با خطر پایینتر حملهی قلبی، نارسایی قلبی یا سکته همراه است. این ارتباط درمورد چرت زدن مکرر دیده نمیشد و در افراد بیش از ۶۵ سال نیز وجود نداشت (احتمالا بهعلت مشکلات سلامتی پیچیدهتر). پژوهشگرانی که در این مطالعه مشارکت نداشتند، در سرمقالهای که همراه مقاله در مجلهی Heart منتشر شد، چنین نوشتند:
درحالیکه مسیرهای فیزیولوژیکی دقیق ارتباط دهندهی خواب نیمروز با خطر بیماری قلبیعروقی مشخص نیست، این پژوهش به مباحث پیرامون پیامدهای سلامتی مرتبط با خواب نیمروز اضافه میکند و پیشنهاد میکند که شاید مدت خواب نیمروز مهم نباشد؛ بلکه تعداد دفعات آن اهمیت داشته باشد.
این امر نشاندهندهی عاملی است که در مطالعات گذشته بهندرت مورد توجه قرار گرفته است و آن میزان تکرار خواب است. قبل از اینکه به پیش بروید و خواب نیمروز را در برنامهی روزانهی خود بگنجانید، باید بر این نکته تأکید کنیم که این مطالعه مشاهدهای بوده است و بنابراین نمیتواند وجود یک رابطهی سببی را تأیید کند. پژوهشگران در این مطالعه عواملی مانند خوابآلودگی روزانه و مدت خواب شبانه را نیز بهعنوان عوامل تأثیرگذار احتمالی درنظر گرفتند. شاید خواب روزانه بهطور مستقیم مسئول تغییر در شیوع بیماریهای قلبیعروقی نباشد. برای مثال این امکان وجود دارد که کسانی که در هفته یکی دو بار در روز میخوابند، دارای سبک زندگی سالمتر و منظمتری باشند و این روش زندگی آنها باشد که روی خطر بیماری قلبیعروقی آنها تأثیر میگذارد.

از دیگر محدودیتهایی که باید درنظر داشته باشید این است که این مطالعه روی گزارشهای خود شرکتکنندگان درمورد تعداد خواب نیمروز متکی بوده است و تعداد حوادث قلبیعروقی نسبتا کمی (۱۵۵ مورد) در این گروه دیده شده است که این امر موجب میشود نتیجهگیری عمومی دشوار شود. بااینحال، پژوهش دادههای ارزشمندی را به موضوع بررسی ارتباط بین خواب نیمروز و سلامتی قلبیعروقی میافزاید. برخی از مطالعات پیشین نشان دادهاند که خواب نیمروز میتواند خطر بیماریهای قلبیعروقی را کاهش دهد درحالیکه مطالعات دیگر نتیجهی مخالفی را گزارش کردهاند. آیا تعداد خوابهای نیمروزی میتواند برخی از تناقصهای بین این نتایج را توضیح دهد؟ این همان چیزی است که پژوهشگران مطالعهی حاضر آن را پیشنهاد میکنند و میخواهند تعداد خوابهای نیمروز در هفته در مطالعات آینده درنظر گرفته شود.
در این مطالعه، حدود یکپنجم از شرکتکنندگان که در آغاز مطالعه ۳۵ تا ۶۵ سال داشتند، یک یا دو بار در هفته طی روز میخوابیدند. کمی بیش از نیمی از آنها (۵۸ درصد) گزارش کردند که اصلا در روز نمیخوابند. برای کسانی که از قدری خواب طی روز لذت میبرند، نشانهها همچنان دلگرمکننده است. دیگر مطالعات ارتباطی را بین خواب نیمروز و بهبود عملکرد شناختی، تقویت ذهن و کنترل عاطفی بهتر نشان دادهاند. درحالیکه کسی نمیگوید دوبار خوابیدن در هفته به میزان چشمگیری از خطر بیماری قلبی کم میکند، مطالعهی اخیر نکتهی جالبی در این زمینه است. در سرمقاله چنین آمده است:
درحالیکه هنوز زود است که درمورد مناسب بودن خواب نیمروز برای حفظ سلامت بهینه قلب نتیجهگیری کنیم، این مطالعه نشان میدهد که پاسخ احتمالا چیزی فراتر از یک بله یا خیر ساده است و ما باید چیزهای بیشتری درمورد خواب نیمروز یاد بگیریم.
نتایج این پژوهش در مجلهی Heart منتشر شده است.
شیائومی بهروزرسانی رابط کاربری MIUI 11 را بهصورت تصادفی منتشر کرد و اکنون لینک دانلود و نصب آن برای دستگاههای متعدد این شرکت آماده است.
شیائومی یکی از بهترین شرکتها در انتشار بهروزرسانی نرمافزاری محسوب میشود. آنها یکی از اولین تولیدکنندهها بودند که اندروید 10 را برای دستگاههای غیر پیکسلی منتشر کردند. بهعلاوه آنها ادعا میکردند که با بهروزرسانی MIUI 11 در پایان سال جاری میلادی، دستگاههای اندرویدی بهینهسازیهای سیستمی متعدد و ظاهر کاملا تغییریافته دریافت خواهند کرد.
مقالههای مرتبط:
کاربران انجمن XDA Developers متوجه انتشار اتفاقی و تصادفی بهروزرسانی MIUI 11 از سوی شیائومی شدند. درواقع نسخهی پیش از انتشار نهایی برای برخی از دستگاههای این شرکت فاش شده است. از میان دستگاهها میتوان به Redmi K20 Pro، Mi Mix 2S و Mi 6 اشاره کرد.
لینکهای دانلودی که در انجمن XDA منتشر شد مربوط به MIUI 11 9.9.9 بتا بود. همهی کاربران انجمن امکان دانلود و فلش کردن بهروزرسانی جدید را دارند و حتی یکی از اعضا، آن را برای استفاده در دستگاههای دیگر هم آمادهسازی کرده است. MIUI 11 با طراحی جدید رابط کاربری و آیکنهای جدید ارائه میشود. طراحی جدید رنگآمیزی بیشتر، فضای سفید بیشتر و طراحی کلی بهینهتری دارد.

علاوه بر تغییرهای ظاهری، کاربریها و قابلیتهای جدید نیز همراهبا MIUI 11 برای دستگاههای شیائومی ارائه میشود. بهعنوان مثال میتوان به سیستم جدید اشتراک فایل اشاره کرد که شیائومی آن را با همکاری اوپو و ویوو توسعه داد. بهعلاوه قابلیت بهینهشدهی صفحهی همیشه روشن هم به گجتهای اندرویدی شیائومی اضافه خواهد شد. Xiaomi Community App، اپلیکیشن مدیریت فایل جدید، زمانبندی حالت تاریک صفحه، پاسخ سریع در اپلیکیشن پیامرسانی و قابلیت صدای داینامیک، از دیگر بهینهسازیهای نسخهی جدیدی MIUI هستند.
همانطور که فروم XDA میخوانیم، نسخهی کنونی نسخهی پیشانتشار MIUI 11 است و شاید محصول نهایی تفاوتهایی با آن داشته باشد. بههرحال وضعیت کنونی این رابط کاربری نشان میدهد که شیائومی عملکرد قابلقبولی در بهروزرسانی دارد و قطعا با عرضهی نسخهی پایدار نهایی، کاربران را راضی میکند.
بنیاد Eclipse خبر از رونمایی Jakarta EE 8 برای نسخهی تجاری جاوا داد که اولین رویکرد کاملا متنباز و مستقل از توزیعکننده خواهد بود.
متنباز شدن جاوا از سالها پیش اخبار متعددی را به خود اختصاص داد. Sun بخشهایی از جاوا را در سال ۲۰۰۶ بهصورت متنباز ارائه کرد، اما بههرحال استفاده از این پلتفرم بهصورت متنباز همیشه چالشهایی را بههمراه داشت. تنها کافی است نگاهی به فرایند استفاده از جاوا در اندروید گوگل داشته باشید تا متوجه چالشهای بیشمار پیادهسازی آن شوید. دراینمیان، بخش تجاری جاوا شاهد تغییری اساسی شد و نسخهای کاملا متنباز دریافت خواهد کرد.
بنیاد Eclipse چندی پیش اعلام کرد که پلتفرم کامل Jakarta EE 8 بههمراه Web Profile و Technology Compatible Kits بهصورت کاملا متنباز ارائه خواهد شد. اوراکل قبلا بخش زیادی از مالکیتهای معنوی Java Enterprise Edition یا JEE را آزاد کرده بود. البته آنها هنوز مالک نام تجاری جاوا هستند و بههمین دلیل نامگذاری Java EE به Jakarta EE تغییر کرد. درنهایت برای برنامهنویسیهای کاربردی و برنامههای مشابه، Jakarta EE 8 همان نسل بعدی نسخهی تجاری جاوا خواهد بود.
نام جاکارتا برای فعالان جاوا آشنا است. قبلا هم از این نام برای سرورهای Java EE استفاده شده بود. از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۱، بنیاد نرمافزاری Apache برنامهای بهنام Apache Jakarta داشت که تمامی فعالیتهای متنباز آپاچی در حوزهی جاوا را پوشش میداد.
مقالههای مرتبط:
مشخصات و قابلیتهای Jakarta EE 8 کاملا هماهنگ با Java EE 8 هستند. مشخصات نسخهی جدید طبق استانداردهای Jakarta EE Specification Process و Eclipse Development Process تدوین شدند. استانداردهای مذکور، نسخههای باز و مبتنی بر فعالیت جمعی هستند که بهجای Java Community Process برای Java EE تدوین شدند.
Jakarta EE 8 همچنین شامل API و Javadoc مشابه Java EE خواهد بود و همان مدل برنامهنویسی همیشگی توسعهدهندههای جاوا استفاده میکند. TCK در Jakarta EE 8 نیز هماهنگ و براساس TCK در Java EE 8 است. همهی این موارد یعنی مشتریان سازمانی میتوانند بدون هیچ تغییری در اپلیکیشنهای Java EE 8 به Jakarta EE 8 جابهجا شوند.
تغییر اپلیکیشنها به نسخهی متنباز جدید قابلیتی حیاتی محسوب میشود. مارک لیتل مدیر فنی JBoss در Red Hat دراینباره میگوید:
هماهنگی Jakarta EE 8 با Java EE 8 اهمیت بالایی دارد و اپلیکیشنهای کنونی Java EE 8 و توسعهدهندهها از جابهجایی راحت و بدون دردسر بین پلتفرمها مطمئن خواهند بود. آنها بهراحتی میتوانند محصولات خود را به برنامهی Eclipse Foundation منتقل کنند.

بنیاد Eclipse دربارهی متنباز شدن نسخهی تجاری جاوا نوشت:
نسخهی جدید، فرصتهای پایهای را برای تکامل و نوآوری در فناوریهای تجاری جاوا ایجاد میکند. فعالیتها هم در فرایندی باز، مبتنی بر جامعه و مستقل از توزیعکننده انجام خواهد شد. درنتیجه توزیعکنندههای جاوا، توسعهدهندهها و مشتریان همگی پلتفرم پایهای خواهند داشت تا اپلیکیشنهای Java EE و جریانهای کاری خود را به یک استک تجاری استاندارد جاوا برای دنیایی مبتنی بر خدمات ابری منتقل کنند.
بنیاد اکلیپس در ارائهی پلتفرم جدید تنها نبود. آنها با شرکتهایی همچون فوجیتسو، IBM، اوراکل، پایارا، ردهت، تومیترایب و بسیاری اعضای دیگر همکاری داشتند که زمانی جامعهی پشتیبانی جاوا محسوب میشدند. بنیاد اکلیپس تنها به ارائهی مشخصات و ویژگیهای Jakarta EE 8 بسنده نکرد. آنها Eclipse GlassFish 5.1 را هم عرضه کردند که نسخهای آمادهی نصب از Jakarta EE 8 محسوب میشود. این ابزار همچنین مجوز نصب متنباز پلتفرم Jakarta EE 8 را هم دارد. تمامی آزمایشهای Jakarta EE 8 TCK نیز برای استفاده از آن در Full Platform و Web Profiles انجام شده است و درنهایت با ابزاری کامل روبهرو هستیم.
Glassfish تنها ابزار پیادهسازی و اجرای Jakarta EE 8 نیست. IBM هم اعلام کرد که Open Library بهعنوان سرور جاوای شرکت، کاملا برای پیادهسازی Jakarta EE 8 آماده شده است. بهعلاوه اوراکل هم برنامههایی برای پلتفرم جدید دارد. تام اسنایدر معاون ارشد بخش توسعهی نرمافزار شرکت میگوید:
پلتفرم جدید نشاندهندهی اوج فعالیت و همکاری جامعهی Jakarta EE خواهد بود که اوراکل هم در آن عضویت دارد. ما قدردان تلاشهای دیگر اعضای این جامعه هم هستیم. اوراکل تلاش میکند تا ابزارهای پیادهسازی WebLogic Server هماهنگ با Java EE 8 و Jakarta EE 8 را نیز بهزودی عرضه کند.
همهی توزیعکنندههای حاضر در توسعهی Jakarta EE 8 تلاش میکنند تا هماهنگی با Java EE 8 رانشان دهند. درواقع همه تلاش میکنند تا Jakarta EE را بهعنوان آیندهی Java EE نشان دهند. مایک میلینکویچ مدیر اجرایی بنیاد اکلیپس اهمیت بالایی برای عرضهی پلتفرم جدید قائل است و دراینباره میگوید:
دهها هزار شرکت، سرمایهگذاریهای استراتژیکی در Java EE دارند و بیش از ۱۰ میلیون توسعهدهندهی جاوا نیز در جهان فعال هستند. اتمام تدوین مشخصههای Jakarta EE 8 یعنی جابهجایی از Java EE به فرایندهای باز، مستقل از توزیعکننده و مبتنی بر جامعهی ما کامل شده است. جابهجایی مذکور، راه را برای دورانی کاملا جدید در نوآوری جاوا برای استفادههای تجاری و کاربردهای مبتنی بر ابر، باز میکند.
با بهروزرسانی جدیدی که برای اپلیکیشن گوگل پلی استور روی اندروید ۱۰ منتشر شده، تم تیره به این فروشگاه نرمافزاری اضافه شده است.
گوگل با معرفی اندروید ۱۰ این امکان را برای کاربران فراهم کرد تا تم تیره را به سراسر سیستمعامل و اپلیکیشنهای سیستمی گسترش دهند تا علاوهبر کاهش مصرف باتری، خواب راحتتری در شبهنگام داشته باشند. باوجود تلاشهای گوگل برای پوشش حداکثری تم تیره در اپلیکیشنها خود، جیمیل و فروشگاه نرمافزاری پلیاستور بهعنوان دو بازیگر بزرگ همچنان از این ظاهر جدید بینصیب بودند تا اینکه در روزهای گذشته، اهالی مانتینویو تم تیره را نیز برای اپلیکیشن ایمیل خود بهصورت بهروزرسانی سمت سرور منتشر کردند؛ بااینحال همچنان گوگلپلی در همان شکلوشمایل قدیمی خود قرار داشت؛ اما خوشبختانه بهنظر میرسد که اینبار نوبت به پلیاستور رسیده تا با تم تیره لباس جدیدی را بر تن کند.
میشل رحمان، سردبیر وبسایت XDA Developers بهتازگی روی گوشی پیکسل ۲ ایکس ال خود که به اندروید ۱۰ بهروزرسانی شده، متوجه اعمال تم تیره در فروشگاه نرمافزاری پلیاستور شده است. با فعالسازی گزینهی تم تیره در بخش تنظیمات، او علاوهبر بخشهای معمولِ اندروید، قادر به استفاده از گوگلپلی در ظاهری جدید و تیره شد. طبق نظر او، این احتمال وجود دارد که بهروزرسانی یادشده نه در قالب یک بهروزرسانی دانلودی، بلکه در قالب یک بهروزرسانی سمت سرور در دسترس کاربران قرار گیرد.

این تغییرات در نسخهی ۱۶.۶.۲۵ اعمال شده است؛ اما اگر هماکنون از این نسخه در اندرویدهای قدیمیتر استفاده میکنید، باید بدانید که فعلاً قابلیت اعمال تم تیره بهصورت مستقل و از طریق بخش تنظیمات گوگلپلی میسر نیست؛ ازاینرو تنها کاربران اندروید ۱۰ با فعالسازی تم تیره در قسمت تنظیمات اصلی سیستمعامل قادر به تجربهی تغییرات یادشده خواهند بود.
در یک جلسهی پرسشوپاسخ مجازی که ماه گذشته گوگل در انجمن ردیت برگزار کنید، اهالی مانتینویو احتمال پشتیبانی ۱۰۰درصدی از تم تیره در تمام اپلیکیشنهای پیشفرض را همزمان با انتشار اندروید ۱۰ رد نکردند. اگرچه این وعده در ابتدای انتشار اندروید ۱۰ محقق نشد؛ اما با تأخیر یکهفتهای، هماکنون کاربر میتوانند لذت استفاده از تم تیره را در سراسر سیستمعامل تجربه کنند.
انتظار میرود که بهمانند دیگر اپلیکیشنهای گوگل، تم تیره بهزودی بهصورت مستقل در اختیار کاربران نسخههای قدیمیتر اندروید قرار گیرد.
بدافزار اندرویدی Joker برای نفوذ به دستگاههای کاربران از طریق اپلیکیشنهای موجود در گوگل پلی فعالیت میکند و به آمار نصب نیم میلیونی رسیده است.
کمپین بدافزاری جدید با نفود به گوگل پلی از طریق اپلیکیشنهای متعدد، در دستگاههای هوشمند کاربران نصب میشود و هدف اصلی یعنی کلاهبرداری تبلیغاتی را انجام میدهد. بدافزار اصلی برای اجرای کمپین مورد نظر، Joker نام دارد. الکسیس کوپرینز، محقق تهدید امنیت سایبری شرکت CSIS Security Group هفتهی گذشته، اخبار ردگیری تروجان مذکور را به رسانههای اعلام کرد. او ادعا میکند که تاکنون ۲۴ اپلیکیشن اندرویدی آلوده به جوکر شناسایی شدهاند.
آمار گروه امنیتی نشان میدهد که اپلیکیشنهای مخرب تاکنون بیش از ۴۷۲ هزار بار در دستگاههای قربانی نصب شدهاند. این اپلیکیشنها حاوی بدافزاری بودند که نام جوکر توسط همین گروه امنیتی برای آن انتخاب شد. البته این نام به یکی از نامهای دامنهی سرور C2 یا Command-and-Control دستاندرکاران کمپین نفوذ نیز مرتبط میشود.
مقالههای مرتبط:
بدافزار جوکر با استفاده از کدهای جاوا اسکریپت حضور خود را در دستگاه قربانی مخفی میکند. بهعلاوه با تکنیکهای متعدد نیز کدهای بدافزار قفل میشوند. در بسیاری از موارد، بدافزار در فریمورکهای تبلیغاتی متصل به اپلیکیشنهای آلوده ادغام شده بود. کد این بدافزار شامل کاربردهای عمومی تروجانها همچون دزدیدن پیامک، اطلاعات مخاطبان و اطلاعات دستگاه میشود. البته جوکر یک قدم فراتر میرود و با اجرای کمپینهای تبلیغاتی در دستگاه قربانی، برای مجرم سایبری درآمد ایجاد میکند.
جوکر میتواند با شبیهسازی کلیک و ثبتنام مخفیانهی کاربر در سرویسهای پولی، با شبکههای تبلیغاتی و وبسایتها تعامل کند. بهعنوان مثال در برخی از دستگاههای قربانی در دانمارک، در سیستمی با هزینهی هفتگی هفت دلار ثبتنام انجام شد. شبیهسازی کلیک، استخراج پیامک تأیید از داخل دستگاه و اتصال به کدهای وبسایت مقصد، فرایندی بود که قربانی را بدون اطلاع خودش در سرویس پولی ثبتنام میکرد. در موارد دیگر، رویکرد سادهتری از سوی بدافزار انجام شده و شاید تنها پیامکی به سرویسهای پولی مخابراتی ارسال شود.
درحال حاضر ۳۷ کشور بهعنوان مقاصد حملهها و کمپینهای جوکر کشف شدهاند. از میان آنها میتوان به چین، بریتانیا، آلمان، فرانسه، سنگاپور و استرالیا اشاره کرد. بسیاری از اپلیکیشنهایی که توسط گروه امنیتی کشف شدند، شامل فهرستی از کدهای موبایل کشورهای گوناگون (MCC) هستند. جوکر برای فعالیت بهتر ابتدا شمارهی سیمکارت گوشی قربانی را پیدا میکند و سپس آن را با فهرست MCC تطبیق میدهد. بهعنوان مثال بسیاری از این اپلیکیشنها بدافزار را روی دستگاه کاربران آمریکایی و کانادایی نصب نمیکنند. البته برخی از آنها هم هیچ محدودیتی در اجرا در کشورهای گوناگون ندارند.

هنوز اطلاع زیادی از فرد یا گروه اجراکنندهی کمپین جوکر در دست نیست. البته رابط کاربری مدیریت C2 و برخی از کدهای موجود نشان میدهد که توسعهدهندههای بدافزار احتمالا چینی هستند. گوگل بهخاطر تعداد بالای نصب پیش از انتشار رسمی اخبار نفوذ جوکر از سوی گروه امنیتی، تمامی اپلیکیشنهای مخرب را از گوگل پلی حذف کرد. بههرحال اگر شما هریک از اپلیکیشنهای زیر را در دستگاه اندرویدی خود نصب کردهاید، تأکید میشود که در اولین فرصت آنها را حذف کنید:
- Advocate Wallpaper
- Age Face
- Altar Message
- Antivirus Security – Security Scan
- Beach Camera
- Board picture editing
- Certain Wallpaper
- Climate SMS
- Collate Face Scanner
- Cute Camera
- Dazzle Wallpaper
- Declare Message
- Display Camera
- Great VPN
- Humour Camera
- Ignite Clean
- Leaf Face Scanner
- Mini Camera
- Print Plant scan
- Rapid Face Scanner
- Reward Clean
- Ruddy SMS
- Soby Camera
- Spark Wallpaper
رخداد کنونی، دومین مرتبه در هفتههای گذشته است که بدافزار در اپلیکیشنهای مشهور اندرویدی کشف میشود. در ماه اوت، کسپرسکی خبر از کشف بدافزار اندرویدی در اپلیکیشن مشهور CamScanner داد. کوپرینز در پایان اطلاعرسانی پیرامون کمپبن سایبری و بدافزار جوکر، به اهمیت مجوز در اپلیکیشنهای اندرویدی اشاره کرد. او تأکید میکند که کاربران هنگام نصب توجه زیادی به دسترسیهای مورد نظر اپلیکیشن داشته باشند. برخی از اپلیکیشنهای مخرب در همان مراحل نصب بهروشنی دسترسی به بخشهایی را درخواست کرده بودند که برای کارایی اصلی، نیازی به آنها نداشتند. هرگاه چنین مجوزهایی را در اپیکیشنهای اندرویدی و خصوصا انواع کوچک و کمتر شناختهشده مشاهده کردید، بهتر است دربارهی نصب آن تجدیدنظر کنید.
سیلیکونولی پس از گذشت سالها از شکلگیری اولیه، هنوز چالشهایی را سپری میکند که بهخاطر پیچیدگی بالا، قابل حل شدن هم نیستند.
شرکتهای بزرگ فناوری، امروز به عذرخواهی از کاربران روی آوردهاند. سیلیکونولی برای دههها بهخاطر هیچ رخدادی ابراز پشیمانی یا عذرخواهی نمیکرد؛ اکنون غولهای فناوری به یکباره رویکرد خود را تغییر دادهاند و تقریبا برای هر اتفاقی عذرخواهی میکنند. آنها بهخاطر محتوای توهینآمیز، رباتهای مزاحم، اخبار دروغین، تأثیرگذاری دولتها بر فناوری و حتی کارتونهای مضر برای کودکان، ابراز ناراحتی و تأسف میکنند. در این میان آنها بیش از همهچیز باید برای مغزهای ما ابراز تأسف کنند.
مقالههای مرتبط:
شان پارکر که زمانی مدیر فیسبوک بود، بهصورت عمومی از عواقب ناگزیری که پلتفرم تحت مدیریتش ایجاد کرد، ابراز تأسف کرده است. او میگوید: «فقط خدا میداند که این پلتفرم چه بر سر مغز کودکان ما میآورد.» جاستین روزنشتاین زمانی عضو تیم توسعهی فیسبوک بود و در طراحی دکمهی لایک نقش داشت. او از نقش خود در توسعهی پلتفرمی که از لحاظ روانی آسیبرسان است، ابراز پشیمانی میکند. جاستین اعتقاد دارد، شبکههای اجتماعی امروز همه را حواسپرت میکنند؛ این حواسپرتی تقریبا در همهی اوقات رخ میدهد.
از زمان توسعهی اینترنت در دههی ۱۹۹۰، کاربران نسبت به پیامدهای بد آن هشدار دیدهاند. بسیاری از تفسیرگران در سالهای ابتدایی ظهور اینترنت، فضای سایبری را جهانی موازی میدانستند که توانایی بلعیدن همهی طرفداران خود را دارد. رسانهها در آن دوران به همه هشدار میدادند که استفادهی ناصحیح کودکان از اینترنت، عواقب بسیار نگرانکنندهای در پی خواهد داشت. در سال ۱۹۹۸ مطالعهی مهمی از سوی دانشگاه کارنگی ملون انجام شد که استفادهی بیش از حد از اینترنت را موجب افزایش تنهایی، افسردگی و رفتارهای ضداجتماعی میدانست.

در میانههای دههی ۲۰۰۰، اینترنت بیشازپیش به دنیای موبایل وارد میشد. درنتیجه مرز میان زندگی واقعی و فیزیکی بهمرور از بین رفت. در آن زمان طرفداران توسعهی فناوری بهنوعی کاربردهای متعدد آن را جشن میگرفتند، اما از طرفی هنوز هشدارها دربارهی عواقب استفادهی ناصحیح وجود داشتند. برخی از مقالهها و محتوای رسانهای، استفادهی بیش از حد از موتورهای جستوجو را موجب کندذهن شدن مردم میدانستند. برخی الگوریتمها را دلیل انزوای بشر بیان میکردند، چون تنها محتوای مورد علاقهی ما را نمایش میدهند. در نمونههایی دیگر هم به اتصال دائمی به دنیای اینترنت تاخته میشد که ارتباطات معنیدار را غیرممکن میکرد.
با وجود انتقادهای فراوان به عملکرد و عواقب فناوری، علاقهمندان به آن و فعالان داخل سیستم، همیشه از مزایای آن طرفداری کردهاند. آنها همیشه اعتقاد داشتند که دستاوردهایشان برای همهی مردم مفید است و مخالفان توسعهی فناوری، بهنوعی با عناد و دشمنی بیمورد اظهارنظر میکنند. البته از سال ۲۰۱۶ و با افزایش انتقادها نسبت به تأثیر شبکههای اجتماعی روی نتایج انتخابات آمریکا، بهنوعی ایمان به مزایای دنیای فناوری هم درحال از بین رفتن است. درواقع فعالان صنعت بهمرور به این حقیقت میرسند که احتمالا محصولاتشان تأثیر منفی هم بر جامعه خواهد داشت.
اضطراب نسبت به عواقب توسعهی اینترنت، پدیدهی جدیدی نیست؛ البته در هیچ دورهی زمان این تعداد از فعالان داخل صنعت نسبت به عواقب ساختهی دست خودشان ابراز نگرانی نکردهاند. اظهارنظر پارکر، روزنشتاین و افراد دیگر در نقد عواقب توسعهی فناوری، موجی جدید از انتقادهای داخلی را نسبت به سیستم نشان میدهد. چنین منتقدان داخلی را میتوان با اصطلاح «انسانگراهای فناوری» خطاب قرار داد. چنین افرادی علاوه بر ابراز نگرانی از قدرت رو به رشد صنعت، تأثیر منفی آن بر سلامت و انسانیت را بیش از هر چیز گوشزد میکنند.
در نگاهی ساده به محصولات فناوری اینترنت میتوان طبیعت اعتیادآور آنها را درک کرد. درواقع شرکتها محصولات را بهگونهای طراحی کردهاند تا حداکثر بهرهبرداری را از توجه ما داشته باشند. انسانگراها اعتقاد دارند، چنین مدل درآمدی ناسالم و غیرانسانی است. راهکار اصلی آنها، تغییر طراحی محصولات است. آنها میگویند که با طراحی مجدد فناوری و تلاش برای کاهش اعتیادآور بودن آن، میتوان محصولاتی سالمتر به جامعه ارائه کرد؛ درواقع میتوان فناوری را بهگونهای مسیردهی کرد که با انسانیت همسو باشد و ذهن و توجه ما را به سرقت نبرد.

انسانگراهای دنیای فناوری در مرکزی بهنام Center for Humane Technology در سان فرانسیسکو، گردهمآییهایی برای بحث پیرامون فناوریها انجام میدهند. این سازمان در ابتدای سال جاری تأسیس شد و مشاوران مطرحی در کنار آن حضور دارند. از میان آنها میتوان به راجر مکنیمی، سرمایهگذار فناوری، جان زیمر، مدیر لیفت و روزنشتاین اشاره کرد. تریستان هریس، سخنگوی اصلی این مرکز است که زمانی در بخش طراحی اخلاقی گوگل فعالیت میکرد. مجلهی Atlantic زمانی او را نزدیکترین فرد سیلیکونولی به طبیعتهای اخلاقی نامیده بود. هریس سالها تلاش کرد تا مردم را از مضرات اعتیاد به دنیای فناوری آگاه کند.
پیر امیدیار، بنیانگذار میلیاردر eBay هم در ماه فوریهی سال جاری، مرکزی مشابه برای پرداختن به مسائل انسانی مرتبط در دنیای فناوری تأسیس کرد. مرکز او، Tech and Society Lab نام دارد که هدف اصلی خود را بهحداکثررساندن تأثیر صنعت فناوری بر توسعهی جامعهای سالم بیان میکند.
با افزایش نگرانیهای عمومی نسبت به دنیای فناوری، انسانگراهای صنعت تلاش میکنند تا بهعنوان اعضای وفادار به فناوری، نقش اپوزوسیون را بازی کنند. آنها از تجربه و رویکردهای گذشتهی خود استفاده میکنند تا اشتباهات رخداده در توسعهی فناوری را گوشزد کنند و راهکارهای جایگزین پیشنهاد دهند. رویکرد آنها تاکنون تاحدودی مثبت بوده است. با افزایش حملهها به دنیای فناوری، تعداد چنین افرادی بیشتر نیز میشود. مرکز توسعهی فناوریهای انسانی عملکرد خوبی از خود نشان داد و از سوی رسانههای بزرگی همچون نیویورک تایمز، آتلانتیک، وایرد و دیگران مورد تحسین قرار گرفت.
تأثیر فعالیت انسانگراها را نمیتوان تنها با پوشش خبری و تحسین رسانهها اندازهگیری کرد. دلیل اصلی اهمیت چنین فعالیتهایی، آن است که بزرگترین بازیگران صنعت به صحبت پیرامون فعالیتهای آنها میپردازند. بهعنوان مثال اوان اشپیگل، مدیرعامل اسنپچت، دربارهی تأثیر منفی شبکههای اجتماعی هشدار داده است و نقش آنها را در فعالیتهای بیهدف و حواسپرتی کاربران نگرانکننده میداند. مدیرعامل توییتر هم اخیرا گفت که تصمیم به بهبود سلامت گفتوگوها در پلتفرم خود دارد.
مارک زاکربرگ از بحثبرانگیزترین مدیران دنیای فناوری است. حتی او هم به سمت حرکتهای مثبتتر در جهت انسانیتر کردن فناوری حرکت میکند. مدیرعامل فیسبوک در ژانویهی سال جاری اعلام کرد که با رویکردی جدید، سعی در بهحداکثررساندن استفادهی مفید کاربران از شبکهی اجتماعی دارد. منظور زاکربرگ از سپری کردن زمان بهصورت مفید، زمانی است که بهجای تعامل با کسبوکارها و برندها، با دوستان سپری میشود. او در همان صحبتها ادعا کرد که فید خبری فیسبوک از مدتی پیش به سمت توسعهی همین رویکرد حرکت میکند.
زاکربرگ در انتخاب کلمات برای نشاندادن اهداف مثبت خود دقت و هوشمندی بالایی دارد. او استفادهی مفید را با اصطلاح Time Well Spent مطرح میکند که نام یک گروه اجتماعی فعال بود. هریس پیش از تأسیس Center for Humane Technology، آن گروه را راهاندازی کرده بود. اصطلاح مذکور در ماه آوریل سال گذشته مطرح شد که مدیرعامل فیسبوک برای جلسهی استماع کنگره آماده میشد. در آن زمان یک عکاس تصویری از یادداشتهای مارک برای جلسه ثبت کرد که در بخش سلامت (Wellbeing) یادداشتهایی را مبتنی بر برنامهی جدید شرکت برای افزایش استفادهی مفید کاربران متذکر شده بود.

نگرانی مدیرعامل فیسبوک برای بحثی بهنام سلامت احتمالا برای منتقدان جذاب و مثبت باشد. مدیران فناوری پس از سالها نقض انتقادهای آنها، بهمرور شروع به پذیرش مسائل و چالشها کردهاند. در این میان فعالان انسانگرای دنیای فناوری نقش مهمی داشتهاند. آنها توجه رهبران صنعت را به یکی از مهمترین مشکلات کنونی یعنی طراحی با هدف دستکاری تصمیمهای کاربران جلب کردند.
مشکلی که در بالا به آن اشاره کردیم، نمادی از چالشی گستردهتر در دنیای فناوری است: زیرساخت دیجیتالی که زندگی شخصی، اجتماعی و مدنی ما را شکل میدهد، تحت مالکیت و کنترل چند میلیاردر فناوری قرار دارد. در این میان فعالیتها و نظریههای انسانگرایان دنیای فناوری هم تاحدودی ناقص به نظر میرسد؛ چرا که توجهی به پرسشگری از قدرت کنترلی موجود ندارد. بههرحال چنین رویکردی شاید مانع از حرکت صحیح به سمت تحول اساسی در صنعت هم بشود. درنهایت اگر مسیر کنونی ادامه پیدا کند و رهبرانی همچون زاکربرگ بهمرور وارد آن شوند، انسانگرایی فناورانه هم تنها به تغییرات سطحی منجر خواهد شد. چنین تغییراتی به چالشهای اصلی دنیای فناوری نمیپردازند و حتی شاید درنهایت سیلیکونولی را قدرتمندتر هم بکنند.
همراستایی طراحی با مفاهیم انسانی
مرکز فناوریهای انسانی اعتقاد دارد، فناوری باید با ذات انسان همسو شود. برای رسیدن به این هدف نیز راهی مناسبتر از طراحی بهتر وجود ندارد. وبسایت مرکز مذکور بخشی بهنام The Way Forward دارد که در آن از تصویر مشهور تکامل میمون به انسان استفاده میکند. در پایان تصویر، انسان تکاملیافته در حالت اندیشیدن نشان داده شده است. در بالای آن بخش از وبسایت میخوانیم: «در آینده ما به امروز نگاه میکنیم و آن را بهعنوان نقطهی مهم در تغییر طراحی انسانی به یاد میآوریم».
فعالان انسانگرای مرکز فناوریهای انسانی در بخش مسیر پیشرفت از وبسایت خود، اشارههای متعددی به بهبود طراحی انسانی دارند. آنها فناوری امروز را بهعنوان عنصری عامل استخراج توجه و تخریب جامعه مطرح میکنند. در بخش دیگر با اشاره به مفهوم «تفکر طراحی»، طراحی انسانی بهگونهای تعریف میشود که از درک غریزههای آسیبپذیر انسانی شروع شده و به طراحی دلسوزانهتری منجر شود.

مفهوم انسانگرایی فناوری بهخوبی در ذهن فعالان بزرگ صنعت نفوذ کرد. دلیل آن نیز نزدیکی مفهوم مذکور به تعاریف موجود در سیلیکونولی است. انسانیسازی فناوری از ابتدا انگیزهی اصلی سیلیکونولی و منبع قدرت آن محسوب میشد. درواقع کارآفرینهایی همچون استیو جابز نوعی انسانی از پردازش را به زندگی روزانهی میلیونها کاربر اضافه کردند. موفقیت آنها نیز منطقهی خلیج سانفرانسیسکو را به نیروگاهی جهانی تبدیل کرد که درنهایت به دنیایی دیجیتال تبدیل شد. اکنون همین دنیای دیجیتال، هدف نقد جدی فعالان انسانگرای دنیای فناوری قرار دارد.
داستان دیجیتالیشدن جهان از دههی ۱۹۶۰ شروع میشود. در آن زمان سیلیکونولی میزبان شرکتهای الکترونیکی محدودی بود. کامپیوترها بهصورت مینفریم و در ابعاد بزرگ تولید میشدند. استفاده از کامپیوتر برای همه ممکن نبود و تنها کاربردهایی پیچیده همچون محاسبات موشک، توسط سازمانهای دولتی، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی از آنها استخراج میشد. محدودبودن کاربرد کامپیوتر، تهدید جدی برای سیلیکونولی بود. تنها سازمانهای ثروتمند دولتی توانایی خرید محصولات سیلیکونولی را داشتند که آنها هم با کاهش بودجه، بهمرور از شرکتهای کامپیوتری دور شدند. البته کاهش خرید از سوی سازمانهای دولتی تنها چالش عملکردی سیلیکونولی در میانهی قرن گذشته نبود.
کامپیوترهای مینفریم چالش هویتی هم داشتند. آنها نماد جنگ و فعالیتهای غیر انسانی بودند. بهعلاوه دسترسی به چنین کامپیوترهایی برای همه ممکن نبود و حتی در صورت دسترسی، اتهام فعالیت علیه بشریت مطرح میشد. در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، فعالیتهایی در کالیفرنیای شمالی انجام شد که بهمرور هر دو چالش کامپیوترها را حل کرد. پدیدههای جدیدی همچون رابط گرافیکی، ماوس و ریزپردازندهها، بهمرور انقلاب دنیای پردازش را شکل میدادند. کامپیوترها بهمرور کوچکتر شدند و علاوه بر کاهش وابستگی سیلیکونولی به خریداران محدود، ظاهر دوستانهتری پیدا کردند.
پیشگامان حرکت بالا، اعتقاد داشتند که کامپیوتر و پردازش را انسانیتر میکنند. آنها در مسیر ضدفرهنگ حرکت میکردند و توسعهی مدلی انسانیتر از زندگی را در سر داشتند. هدف چنان کارآفرینهایی، شکوفاکردن استعدادهای انسانی بهجای سرکوب آن بود. بههرحال همان طرفداران ضدفرهنگ، تغییرات اساسی را بهمرور به دنیای فناوری اضافه کردند. در مرکز فعالیتهای مذکور، فردی بهنام استورات برند نام داشت که بهعنوان بنیانگذار ضدفرهنگ مذکور و مؤسس مجلهی Whole Earth Catalog شناخته میشد. او در مقالهای در رولینگ استونز، مدلی جدیدی از پردازش را مطرح کرد که بهجای خدمت به ماشین، به انسان کمک کند.

شاگردان برند با پیروی از آموزههای او، طراحی کامپیوتر را به سمتی تغییر دادند که به شکل امروزی رسید. بهعلاوه آنها شیوهی تفکر جدیدی را پیرامون کامپیوترها مطرح کردند که آنها را از محصولات ماشینی زمخت به ابزارهایی برای شکوفایی استعدادهای انسانی تغییر میداد. از میان کارآفرینهای آن زمان، هیچکس بیش از استیو جابز در تحول اساسی تفکر نقش نداشت. جابز از طرفداران برند و مجلهی او بود و بینش وی را در سطح جهانی توسعه داد.
دوران اوجگیری کامپیوترهای شخصی در دههی ۱۹۸۰ و با معرفی مکینتاش شروع شد. دو دهه بعد، جابز و شرکتش دوران توسعهی همگانی گوشیهای هوشمند را با آیفون شروع کردند. برند بعدها گفته بود که جابز درک مناسبی از مفاهیم مد نظر او پیدا کرده است و روش ساخت ابزارهایی با هدف کمک به انسان را میداند.
ساختن ابزارهایی با هدف کمک به انسان، از لحاظ درآمد و کسبوکار هم برای سیلیکونولی مفید و کاربردی بود. شرکتهای آن منطقه با همین رویکرد تقریبا به همهی بخشهای زندگی ما وارد شدند. امروز همهی ما با ابزارهایی محاصره شدیم که مفهوم اتصال دیجیتالی همهجانبه را فریاد میزنند. در مثالی ساده به گوشی هوشمند خود نگاه کنید که امکان انواع ارتباط رسانهای و محتوایی را با انواع افراد در اختیار شما قرار میدهد.
بهصورت خلاصه، تلاشی که در یک دوره برای انسانیتر کردن پردازش انجام شد، امروز به غیرانسانیترین ابزار جهان تشبیه میشود. درواقع همان رویکرد اکنون تحت انتقادهای شدید قرار دارد چون منجر به تولد انواع ابزارهای دیجیتالی گسترده در زندگی انسانها شد که در همهی حالات آنها را دنبال میکنند. انسانگراهای فناوری اعتقاد دارند، باز هم میتوان طراحی محصولات را بهبود داد تا بیشازپیش به طبیعت انسان خدمترسانی کنند. البته همین رویکرد دههها قبل هم متولد شد که نتیجهای بهجز وضعیت کنونی جهان فناوری نداشت.
تصور اشتباه انسانیسازی فناوری
انسانگراهای فناوری، حرکت خود را در مسیر همراستایی انسانیت و فناوری تعریف میکنند. در این میان پروژهی آنها را میتوان متأثر از سوءتفاهمی عمیق دانست که ارتباط بین انسانیت و فناوری را درک نمیکند. تصور انسان بدون فناوری امروز تقریبا غیرممکن شده است. داستان نوع بشر زمانی شروع شد که اولین ابزارها ساخته شدند. اولین ابزارها همان سنگهای تیزی بودند که برای شکار استفاده میشدند. آنها بهمرور کاربردهای بیشتری در زندگی انسان پیدا کردند و بههمین ترتیب تمدن بشری هم پیشرفت کرد.

با مطالعهی داستان انسان و ابزار به این نتیجه میرسیم که فناوری و بشریت نهتنها به هم گره خوردهاند، بلکه بهصورت همزمان با هم تغییر میکنند. چنین نتیجهگیری تنها استعارهای نیست و اثباتهای علمی هم برای آن وجود دارد. برخی مطالعات تکاملی ادعا میکنند، دست انسان بهمرور برای ساخت بهتر ابزارهای سنگی تغییر و تکامل یافته است.
بدن و ذهن ما در ارتباط و همزیستی با ابزارها تغییر میکند. همین تغییرات موجب ایجاد نگرانی میشود که شاید ما در حال از دست دادن کیفیتهای شخصی ضروری هستیم؛ بهعنوان مثال در دوران باستان، حتی نوشتن بهعنوان تهدیدی برای حافظهی انسانی تصور میشد. در دورانی دیگر، کپیکردن متون موجب ابراز نگرانی شد و آموزگاران تصور میکردند که ننوشتن دروس، دانشآموزها را تنبل میکند.
قطعا ما با استفاده از ابزارها، برخی ظرفیتهای خود را از دست میدهیم؛ اما بههرحال ظرفیت و تواناییهای جدیدی هم کسب میکنیم. همان انسانهایی که زمانی از ستاره برای مسیریابی دریایی استفاده میکردند، امروز با برنامهریزی کامپیوتری، کشتیها را هدایت میکنند. شاید نیاکان ما دستخط بهتری در نگارش داشتند، اما انسان امروز با سرعت بیشتری تایپ میکند و مینویسد.
طبیعت انسانی با تغییر گره خورده است؛ درنتیجه نمیتوان آن را بهصورت معیاری ثابت برای ارزیابی تأثیر فناوری در نظر گرفت. در این میان برخی افراد طبیعت انسان را ثابت تصور میکنند و از این رو خود را در موقعیت قدرت قرار میدهند. به بیان دیگر آنها با ثابتانگاشتن طبیعت انسان، به ما میگویند که چگونه باشیم. چنین رویکردی بهصورت عمدی یا سهوی از سوی طرفداران انسانگرایی فناوری اتخاذ میشود. آنها با ثابت و ایستا فرضکردن طبیعت بشر (از زمان باستان تاکنون)، فناوری را تهدیدی برای آن میدانند.
وقتی انسان را از فناوری جدا کنیم، برخی افراد امکان اظهارنظر و ارائهی مسیر و پلی برای ایجاد ارتباط بین آنها پیدا میکنند. درنتیجه اگرچه انسانگراهای فناوری خود را در مسیری به سمت بهبود بشریت تصور میکنند، بهنوعی سعی در هدایت آن از بالا دارند. همین رویکرد باعث میشود که تریستان هریس دربارهی فعالیت خود و گروهش بگوید: «ما وظیفهی اخلاقی داریم تا تفکرات انسانها را به سمت و سوی اخلاقیتر تغییر دهیم.»
هریس و بسیاری دیگر از فعالان فناوری انسانگرایانه، از اصطلاح سلامت عمومی بهدفعات برای فعالیتهای خود استفاده میکنند. راجر مکنیمی، یکی از آنها است که مفهوم سلامت عمومی را ریشهی همهی موارد میداند. چنین اظهارنظرهایی از سوی آنها، شاید زمانی رویکردهایشان را تاحدودی بهسمت دیکتهکردن روشها به جامعه تغییر دهد. بههرحال سلامت عمومی مسئلهای نیست که بتوان بهراحتی با تکیه بر آن اظهارنظر کرد.

گاراژ مشهور اچپی که بهنام محل تولد سیلیکونولی شناخته میشود
روند پدرسالانهی فعالان انسانگرایی فناوری، برخی اوقات باعث ارائهی تعریفهایی غیرانسانی از مردم از سوی آنها میشود؛ درواقع آنها برای هرچه بدتر نشاندادن تأثیرهای فناوری، از چنان تعریفهایی استفاده میکنند.
وبسایت مرکز فناوریهای انسانی برنامههایی برای بهبود ارتباط کاربران با گوشیهای هوشمند دارد. پیشنهادهایی همچون تغییر نمایشگر به سیاه و سفید، خاموش کردن اعلان اپلیکیشنها، شارژ کردن گوشی در خارج از اتاق خواب و موارد مشابه در برنامههای این مرکز توصیه میشوند. بهعلاوه کمپینی عمومی از سوی مرکز اجرا میشود که متمرکز بر افزایش آگاهی جامعه نسبت به مصرات فناوری بر جوانان فعالیت میکند. در کمپین مذکور، تأثیرات متعدد سلامتی فناوریهای گوناگون مطرح میشود تا مهندسان را به طراحی محصولات بهتر سوق دهد.
برنامههای بالا شاید باعث کاهش استفاده از گوشی هوشمند توسط برخی افراد بشود. ازطرفی شاید چنین رویکردی، هدف برخی افراد دیگر نباشد و لزوما استفاده از گوشی هوشمند برای آنها خطری در پی نداشته باشد؛ بهعنوان مثال برخی افراد از اینترنت برای رسیدن به آرامش و همدلی استفاده میکنند. از میان آنها میتوان کودکی مبتلا به اوتیسم را مثال زد که با خیرهشدن به نمایشگر، با چالش قرارگرفتن در میان جمع کنار میآید. استفادهی مداوم از فناوری برای او شاید نهتنها مخرب نباشد، بلکه موجب آرامش نیز بشود.
سازمانهایی همچون مرکز فعالیتهای انسانی علاوه بر آسیبشناسی اشتباه برخی از رفتارهای کاربران، چالشهای عملکردی دیگر هم دارند. آنها بیشتر متمرکز بر مفاهیم فردی تعامل با فناوری هستند و عموما مشکلات زیرساختی آن را فراموش میکنند. آنها توانایی شناخت دلیل ریشهای بحران فناوری را ندارد. مشکل ریشهای را میتوان شرایطی دانست که در آن تعداد محدودی شرکت فناوریمحور، کنترل دادهها و زندگی دیجیتال ما را در دست دارند و از آن برای سودآوری خود استفاده میکنند. چنین مشکلی را میتوان پایهای، جامع و حتی سیاسی دانست. در این میان فعالان انسانگرای فناوری با ساختاردهی مشکل در حوزهی سلامت و انسانیت و ارائهی راهکارهایی بهصورت تغییر طراحی، آن را در فرمی شخصی و غیر سیاسی شرح میدهند.
مشکل عملکردی سازمانهای کنونی انسانگرایی فناوری را میتوان دلیل محبوبیت آنها از سوی صنعت فناوری دانست. البته قطعا هیچ اشکالی در اهداف و برنامههای انسانی چنین سازمانهایی وجود ندارد و برنامههای آنها با هدف شناسایی دلیل واکنش شدید نسبت به فناوری اجرا میشود؛ منتهی چنین رویکردی احتمالا ابزاری قدرتمند در اختیار شرکتهای سیلیکونولی قرار میدهد که بهنوعی باعث ایجاد مشکلات بودهاند.
انسانگرایی فناورانه بهجای ایجاد چالش برای سیلیکونولی، به فعالان آن امکان میدهد که بدون واگذار کردن هیچ بخشی از قدرت و سلاح خود، تنها نگرانی عمومی را آرام کنند. درواقع سازمانهای موجود، خشم جامعه را بهسمت سلامت و انسانیت سوق میدهند که درنهایت راهی برای فرار از چالشهای کنترل عمومی در پیش روی شرکتهایی همچون فیسبوک قرار میدهد. چنین رویکردی حتی در مواقع بحران راهی برای حفظ درآمد و سوددهی در اختیار شرکتها میگذارد.

مسیر آسان غولهای فناوری
فیسبوک بهراحتی میتواند رویکردی موافق با انسانگراهای فناوری داشته باشد و در کنار آن به سلطهی پولساز خود بر دنیای فناوری ادامه دهد. درواقع چنین مواردی حتی شاید فیسبوک را قدرتمندتر و ثروتمندتر هم بکنند. فرصتهای کسبوکاری جدیدی با تکیه بر همین موارد برای فیسبوک و شرکتهای تابعه ایجاد میشود و شاید غول شبکههای اجتماعی در همراهی با گفتمان موجود، همین هدف را دنبال کند.
زاکربرگ، مفهوم زمان استفادهی مفید را نزدیک به گزارش عملکرد سهماههی چهارم سال ۲۰۱۷ شرکتش بیان کرد. او کاهش زمان استفاده از پلتفرم را بهدلیل همان بهینهسازیهای پیادهشده در فید خبری عنوان کرد که تلاش میکند تا زمان مشاهدهی محتوای دوستان و آشنایان را برای کاربر افزایش دهد. از نظر او، این تغییرات نشان میدهند که فیسبوک تنها برای تفریح نبوده و برای سلامت افراد نیز مفید است. مدیرعامل فیسبوک در توضیحات بعدی، کاهش زمان استفاده از پلتفرمش را یکی از نتایج تغییرات دانست؛ اما ادعا کرد که بههرحال زمان استفاده، مفیدتر میشود و درنهایت به تشکیل جامعهی منسجمتر کمک خواهد کرد.
شریل سندبرگ با تأیید نظر زاکربرگ، تغییرات در فید خبری را با وجود کاهش زمان استفاده از فیسبوک، باعث ایجاد فرصتهای درآمدزایی جدید دانست. همانطور که میدانیم، داده باارزشترین مادهی اولیهی فیسبوک محسوب میشود. با افزایش ارتباطهای فرد به فرد کاربران در سیستم، دادههای مفید شخصی افزایش مییابد؛ درنتیجه تحلیلهای کاربردی از رفتار کاربران بیشتر خواهد شد. با استفاده از همین تحلیلهای کاربردی، فیسبوک بهگونهای تغییر میکند که به علایق کاربر نزدیکتر باشد. بهمرور، محتوا و نوع نمایش آن برای هر کاربر تغییر میکند. در ادامه میتوان تبلیغات را نیز با تمرکز بهتری هدفگیری کرد؛ بهعنوان مثال دوستان نزدیک شما راحتتر شناسایی میشوند و میتوان تبلیغات کالاهای مورد علاقهتان را با نرخ موفقیت بیشتر برای آنها نمایش داد.
درنتیجهی تفاسیر بالا میتوان اظهارنظر مارک زاکربرگ در افزایش ارتباطهای معنیدار را نوعی تلاش برای بهبود عملکرد یا همان درآمدزایی دانست. درواقع او برنامهای برای بهبود فرایندهای مرتبط با کاربران ندارد و تنها بهدنبال افزایش دادههای کاربردی برای سیستم تحلیلی خود است. هدف نهایی، افزایش درگیری مفید و فردی در شبکهی اجتماعی خواهد بود که دادههایی با کاربرد بیشتر تولید میکند. بهبیان دیگر، «استفادهی مفیدتر از زمان» بهمعنای درآمدزایی بیشتر و بهتر فیسبوک خواهد بود.

فیسبوک و زاکربرگ با مطرحکردن مفهوم «استفادهی مفید از زمان» بهنوعی از فشارهای موجود فرار کرده و همچنین راهی برای افزایش درآمد خود پیدا کردند. آنها محدودیتهای مدل درآمدی خود را هم با همین حرکت برداشتند. درواقع هیچ شبکهی اجتماعی نمیتواند زمان در اختیار کاربر را از ۲۴ ساعت افزایش دهد، اما با کاربردیتر کردن و هدفمندتر کردن همان زمان به سمت تولید دادهی باارزش، میتوان مدل کسبوکاری را بهبود داد.
رویکرد کنونی فیسبوک در افزایش کارایی زمان سپریشده در پلتفرم، شبیه به رخدادهایی است که در قرن ۱۹ و اوجگیری سرمایهداری اتفاق افتاد. در آن زمان، صاحبان کسبوکار بهدنبال راهی برای افزایش درآمد بودند و پس از چند مرتبه افزایش ساعت کاری، راهی جز بهینهسازی زمان عملکرد کارگران نداشتند؛ درنتیجه بهمرور فناوریهایی به کارخانهها راه یافت که بازدهی زمان کاری کارگران را افزایش داد و بیشترین ارزش را از زمان آنها استخراج کرد.
بهینهسازی زمان کار کارگران، امروز به شکلی دیگر و در ارتباط با کاربران شبکههای اجتماعی پیادهسازی شد. آنها ارزش توجه کاربران را افزایش دادند و مفاهیم و گفتمان انسانگرایی فناوری نیز در آن مسیر کاربردی بود. درنهایت روش مذکور نتیجه داد و گزارش مالی فصل اول غول شبکههای اجتماعی (با وجود کاهش زمان کلی سپریشده در پلتفرم)، به رقم ۱۱/۹۷ میلیارد دلار رسید. آمار مذکور، تخمینهای وال استریت را به میزان ۶۰۰ میلیون دلار پشت سر گذاشت.
دموکراسی در فناوری
انسانگراهای کنونی دنیای فناوری رویکردی دارند که از سالها قبل در سیلیکونولی ریشه داشت. همانطور که گفتیم، اولین کارآفرینها هم با هدف نزدیک کردن انسان و فناوری و با رویکردهای انسانی، تحولاتی در دنیا ایجاد کردند که قدرت بینهایت صنعت امروز را به ارمغان آورد. چنین رویکردی امروز به سیلیکونولی امکان میدهد تا خود را در برابر واکنشهای شدید عمومی بیمه کند. بهعلاوه روشهای موجود باعث ایجاد فرصتهای جدید برای شرکتهای فعال در صنعت هم میشود که در نهایت به قدرتمندتر شدن آنها میانجامد.

خوشبختانه روش دیگری برای تفکر و تصور زندگی در کنار فناوری وجود دارد؛ روشی که از سالها پیش نیاکان ما در رفتار با ابزارها در پیش گرفتند و به ساختن آیندهای دموکراتیکتر کمک میکند. این رویکرد، نوع بشر را ترکیبی از جانور و ماشین میداند که ظرفیتهایش در کنار ابزارها تعریف میشوند.
ترکیب دانستن انسان و فناوری (ابزار) به این معنا نیست که همهی فناوریها برای ما مفید هستند یا باید هر نوآوری جدید را تحسین کنیم. درواقع چنین طرز تفکری میگوید که زندگی خوب با فناوری، ارتباطی با انسانیتر کردن آن ندارد. ازطرفی همین مفهوم انسانیتر کردن علاوه بر غیرممکن بودن، خطراتی بههمراه دارد؛ انسانیتر کردن برای متخصصانی عالی خواهد بود که سعی دارند چگونگی انسان بودن را به ما دیکته کنند.
با پیشگرفتن مفهوم ترکیب انسان و ابزار، ذات فناورانهی بشر را هم درک میکنیم؛ ذاتی که با تغییر ابزارها و تحت تأثیر آن، تکامل مییابد. البته اگرچه تکامل مشترک ما با ماشینها اجتنابناپذیر است، روش تکامل را میتوان جهتدهی کرد. درواقع جهتدهی توسط افرادی انجام میشود که ماشینها را تملک و کنترل میکنند. در اینجا مفهوم و نگرانی از قدرت خود را نشان میدهد.
امروز قدرت در دستان شرکتهایی قرار دارد که مالک فناوری هستند و از آن برای کسب درآمد بیشتر خود استفاده میکنند. همهی بحرانهایی که در سالهای اخیر موجب واکنش به فناوری شد، از همان منبع واحد درآمدزایی نشأت میگیرند. مواردی همچون نظارت همگانی، اخبار دروغین و حتی شرایط بد کاری کارگران انبار آمازون، همگی سودآور هستند. اگر چنین پدیدههایی سودآور نبودند، در دنیای فناوری وجود نداشتند. همهی آنها نماد سیستمی هستند که بهخاطر نبود دموکراسی، ثروت افراد محدودی را در اولویت بالاتر نسبت به درخواست و نیازهای اکثریت جامعه قرار میدهد.
برای مقابله با چالش بالا، قطعا راهکارهایی وجود دارد. اگر همزیستی انسان و فناوری را بهعنوان قابلیتی از ذات انسان در نظر بگیریم، پس باید توانایی کنترل چگونگی زندگی با فناوری، بهعنوان حقوق بشری شناخته شود. درواقع انتخابهایی که تأثیر بالایی بر زندگی فناورانهی ما دارند، آنچنان مهم و بزرگ هستند که نمیتوان آنها را در دستان افرادی همچون مارک زاکربرگ، سرمایهگذاران ثروتمند یا تعداد محدودی طراح انسانگرا قرار داد. چنین تصمیمهایی باید توسط همهی مردم و بهصورت مشترک اتخاذ شوند.

درنهایت ما بهجای تلاش برای انسانیتر کردن فناوری، باید آن را دموکراتتر کنیم. ما باید بهدنبال آن باشیم که جامعه بهعنوان یک مفهوم کامل، نحوهی زندگی با فناوری را ترسیم و تدوین کند. درنتیجه گروهی محدود که ثروت جامعه را در دست دارند، تصمیمگیران شیوهی زندگی مردم نخواهند بود.
برای پیادهسازی راهکار بالا باید مراحل متعددی طی شود. ابتدا باید قدرت سیلیکونولی محدود شده و حتی از بین برود. بهعنوان مثال قوانین ضدانحصار و مالیات میتوانند ثروت عمومی را از دستان غولهای فناوری پس بگیرند. درنهایت سیلیکونولی دیگر به شکل امروزی و با سرمایهی مردم وجود نخواهد داشت. بهعلاوه حجم بالای اطلاعات که بهصورت رایگان به آنها داده میشود هم بهمرور محو میشوند. برای درکی از ارزش اطلاعات خود باید بدانید که فیسبوک با ۲/۲ میلیارد کاربر، ارزش بازار ۵۰۰ میلیارد دلاری دارد. با کمی محاسبه میتوان میانگین ارزش هر دقیقه زمان سپریشده در شبکههای اجتماعی را پیدا کرد. همین رویکرد را میتوان برای دیگر شبکههای اجتماعی و هر سرویسی پیاده کرد که ما را ردیابی میکند.
دولتها علاوه بر پیادهسازی احکام ضدانحصار و افزایش مالیات، باید قوانین سختگیرانهتری را هم برای عملکرد شرکتهای فناوری پیاده کنند. قوانین جدید باید شیوهی عملکرد شرکتها را محدود کنند. از نمونههای عالی چنین قوانینی میتوان به GDPR اشاره کرد که از ماه آینده در اتحادیهی اروپا اجرا میشود. البته چنین رویکردهایی هم کافی نیستند و باید اقداماتی جدی برای گرفتن مالکیت محتوای شخصی از غولهای فناوری نیز ایجاد شود.
برای پیادهسازی تغییرات بالا میتوان شرکتهای جایگزین عمومی ایجاد کرد که شیوهی عملکردشان توسط کارمندان، کاربران و شهروندان تعیین شود. چنین زیرساخت دموکراتیکی در دنیای دیجیتال، بهجای تلاش برای افزایش ثروت عدهای محدود، با هدف برطرف کردن نیاز همهی مردم فعالیت میکند. با پیادهسازی این مدلها شاید روزی شاهد اوبر باشیم که در اختیار رانندهها و کارمندان قرار دارد. شاید روزی فیسبوک تحت مالکیت کاربران در بیاید. بهعنوان نمونهای عینی میتوان شهر هوشمند در حال توسعهای را در بارسلونا مثال زد که تحت مالکیت جامعهی ساکنین قرار خواهد داشت.
رویکرد کاربردی دیگر در مواجهه با شرکتهای فناوری، دریافت هزینه بهازای بهرهبرداری از دادههای شخصی خواهد بود. درنتیجه شاید ما هم بتوانیم از منابع تولیدشده توسط خودمان، درآمد کسب کنیم. بههرحال روشهای عملی متعددی برای پیشبرد اهداف مذکور وجود دارند. منتهی باید در قلب همهی آنها، دموکراسی را قرار دهیم. شانس موفقیت چنین روشهایی بالا است چون اکنون بیش از هر زمانی مردم به چالشهای فناوری و تأثیرات منفی عملکرد غلط غولهای آن میپردازند. واکنشها به فناوری امروز بهعنوان فرصتی عالی شناخته میشوند که شاید تا دورانی طولانیتر، دیگر شاهد آنها نباشیم.
خوشبینی سنتی به دنیای فناوری بهمرور درحال از بین رفتن است. چه چیزی جایگزین آن خواهد شد؟ سیلیکونولی ادعا میکند که جهان را به جایی بهتر تبدیل خواهد کرد. اجرای چنین ادعایی قطعا نیاز به ساختارشکنی در وضعیت کنونی شرکتهای حاضر در همان منطقه دارد.
نسخهی بهروزرسانیشدهی ردیاب تایل، بهزودی بهصورت یکپارچه با دستیار هوشمند گوگل میتواند با سرعت و دقت بالاتری کلیدهای گمشدهی کاربران را پیدا کند.
تصور کنید کلیدهای خود را گم کردهاید و باید بهسرعت از منزل خارج شوید. ممکن است هر کسی در چنین وضعیتی قرار گرفته باشد. در چنین شرایطی چه کاری میتوان انجام داد؟ آیا فناوریهای نوین میتوانند کاری برای چنین کاربرانی انجام دهند؟
براساس اعلام شرکت تایل، نسخهی جدید فناوری ردیابی تایل (Tile tracking) شرکت بهصورت یکپارچه با گوگل اسیستنت و از طریق اسپیکر هوشمند گوگل هوم، میتواند بهراحتی کلیدهای گمشدهی کاربران را پیدا کند.

مقالههای مرتبط:
شرکت تایل اعلام کرده که فناوری مبتنی بر دستیار هوشمند گوگل، تا پایان سال جاری میلادی معرفی خواهد شد. فناوری ردیابی تایل با کمک گوگل اسیستنت، این امکان را دراختیار کابران قرار میدهد که بتوانند مستقیماً ازطریق گوگل هوم یا نمایشگر هوشمند مبتنی بر گوگل اسیستنت، کلیدهای گمشده را پیدا کنند.
یکی از مزایای فناوری ردیاب تایل، دسترسی سریعتر و مطمئنتر به کلیدهای گمشده است. کاربران میتوانند بهصورت مستقیم از دستیار هوشمند گوگل بخواهند تا به آنها در یافتن کلیدها کمک کند. فرایند عملکرد ردیاب تایل مبتنی بر گوگل اسیستنت، مشابه هر دستگاه هوشمند دیگری است که از دستیار هوشمند گوگل پشتیبانی میکند.
در گذشته، کاربران مجبور بودند برای یافتن کلیدهای گمشدهی خود با ردیاب تایل، بدین شکل عمل کرده و بگویند: «بسیار خب گوگل، از تایل درخواست کن تا کلیدهای مرا پیدا کند.» با طرح این موضوع، دستیار هوشمند گوگل وارد عمل میشد.
اما بهلطف بهروزرسانی جدید، کاربران بسیار سادهتر و مطمئنتر میتوانند بهصورت مستقیم چنین درخواستی را مطرح کنند: «هی گوگل، کلیدهای مرا پیدا کن.» ردیاب تایل بهسرعت به کلیدها متصل میشود و با هشدار زنگ محل قرارگیری آنها را به کاربر نشان میدهد.
شاید برای شما سؤال شود که چرا Tile به خود زحمت داده و زودتر از معرفی ویژگی مذکور، اعلامیهی آن را منتشر کرده است؟ جواب این است که شایعاتی مبنی بر راهاندازی ردیاب اپل شنیده میشود و کاملاً منطقی است که Tile قصد داشته باشد با معرفی زودهنگام ویژگیهای محصولات در آینده، توجهها را به سمت خود جلب کند.
مغز انسان محدود به ساختار طبیعی بدن نیست و میتواند درجهت استفاده از ساختارهای غیرطبیعی موجود در بدن مانند انگشتان اضافی تغییر کند.
در خانهی قدیمی ارنست همینگوی در کیوست فلوریدا، گیاهان بروملید و خرما، یک کرجی دستساز چوبی و یک استخر درون زمینی دیده میشود که در زمان خود منحصربهفرد بوده است. در این خانه، حدود ۵۰ گربه نیز وجود دارد که روی پای جلویی خود بهجای ۵ انگشت، ۶ انگشت دارند. طبق حکایتهایی که نقل میشود، یک کاپیتان کشتی جد این گربهها را که نامش سفیدبرفی بود، به همینگوی دارد. در سفرهای دریایی روی کشتیها، این گربههای پلیداکتیلی قابلیت فوقالعادهای برای شکار موشها داشتند.
سفید برفی و گربههایی نظیر او، یک مفهوم مهم در علوم اعصاب را برجسته میکنند: مغز در حال توسعه به اندازهای انعطافپذیر است که با هر چیزی که به بدن متصل شده است، پیوند برقرار کند، حتی اگر آن بدن پیچیدهتر از یک بدن معمولی باشد. این انعطافپذیری شگفتانگیز به مغز کمک میکند تا تنوع جسمی عظیم بین جانوران را به تنوع در رفتارها و قابلیتهای آنها ترجمه کند. بدون چنین انعطافپذیری، حیوان نمیتواند از مزیتهای ویژگیهای خاص خود بهرمند شود. بهعنوان مثال، زرافههای باستانی که گردن بلندتری داشتند، میتوانستند از شاخههای مرتفعتر تغذیه کنند و این صفت را به فرزندان خود منتقل کردند. اما اگر مغز آنها نمیتوانست درجهت کنترل گردن بلند آنها سازش پیدا کند، آن گردن بیفایده بود. بههمین ترتیب، اگر مایکل فلپس قادر به یادگیری نحوهی استفاده از فیزیک بدنی خاص خود نبود، هرگز نمیتوانست ۲۳ مدال طلا برنده شود.

آیا محدودیتهایی برای انعطافپذیری مغز وجود دارد؟ مسئلهی «زمان» شاید در پاسخ نقش داشته باشد. برای مثال، برخی از رفتارها و قابلیتهای خاص مانند جنبههای زبانی و دید دوچشمی باید در اوایل کودکی آموخته شود. با افزایش سن، ایجاد ارتباطات جدید بین نورونها دشوار میشود. اما این واقعیت به ما نمیگوید که مغز جدید تا چه حد انعطافپذیر است یا مغز حیوانی تا چه حد بزرگ و پیچیده را میتواند کنترل کند. به هر حال، حتی برانتوسور با ۲۲ متر طول و هزاران پوند وزن، فقط یک مغز داشت.
از آنجایی که درک محدودیتهای مغز ممکن است به ما در غلبه بر آنها کمک کند، جای تعجبی ندارد که دانشمندان علوم اعصاب در پروژههای خاصی نظیر بازیابی قدرت حرکت پس از آسیب نخاع یا طراحی اندامهای رباتکی که بهوسیلهی ذهن هدایت میشوند، روی محدودیتهای انعطافپذیری مغز متمرکز شدهاند.
مقالههای مرتبط:
اما چگونه میتوان این محدودیتها را مطالعه کرد؟ پژوهشگران در مطالعهای که اخیرا در مجلهی Nature Communications منتشر شده است، تواناییهای افراد دارای انگشتان اضافی را مورد مطالعه قرار دادند. این وضعیت که با نام پلیداکتیلی (پُرانگشتی) شناخته میشود، تقریبا از هر هزار نوزاد، در دو مورد دیده میشود؛ اما از آنجایی که بهطور کلی انتظار نمیرود که انگشتان اضافی عملکردی داشته باشد و حتی موجب خجالت میشوند، معمولا برداشته میشوند. البته همیشه اینطور نیست: برخی از افراد پلیداکتیلی تصمیم میگیرند که انگشتان اضافهی خود را حذف نکنند. با مطالعهی مادر و پسری که تصمیم گرفته بودند، انگشت اضافهی خود را نگه دارند، پژوهشگران به کشفهایی درمورد عملکرد آنها دست یافتند. این اکتشافات از انعطافپذیری قابلتوجه مغز و بدن سخن میگوید و نشان میدهد که این تغییرپذیریهای زیستی نباید مورد سرزنش قرار گیرد بلکه باید باارزش تلقی شود.

اولین کشف یک کشف آناتومیکی بود: ششمین انگشت (هم در مادر و هم پسر) بهجای تکیه بر انگشتان دیگر، دارای عضلات، اعصاب و تاندونهای خود بود و قدرت و استقلالی نظیر انگشتان دیگر داشت. چگونه انگشت ششم میتواند عملکرد داشته باشد؟ همانطور که مغز رشد و نمو میکند، نقشهای از بدن شما میسازد. شما نمیتوانید بخشهایی از بدنتان را که در این نقشه نشان داده نشده است، احساس کنید یا حرکت دهید.
این کشف که مادر و پسر میتوانستند انگشت ششم خود را حرکت دهند، پژوهشگران را بر آن داشت تا بررسی کنند که آن انگشت چگونه در مغز آنها نشان داده میشود. دانشمندان دریافتند که هر کدام از شش انگشت بهوسیلهی بخش متمایزی از قشر حرکتی مغز نشان داده میشود. مطابق با این یافتهها، دو فرد مذکور حتی وقتی که دستان خود را نمیدیدند، میدانستند که شش انگشت آنها در چه فضایی وجود دارد. سرانجام پژوهشگران با استفاده از یک بازی ویدئویی هوشمندانه، نشان دادند که این افراد شش انگشتی میتوانند کارهایی را با یک دست انجام دهند که بیشتر افراد معمولی برای انجام آن باید از هر دو دست خود استفاده کنند. بهطورکلی، این یافتهها نشان میدهد که مغز برای نشان دادن ۵ انگشت سازماندهی نشده است و میتواند هر تعداد انگشتی را که روی بدن وجود داشته باشد، نشان دهد. بد نیست بدانید که رکورد زندهی تعداد انگشتان مربوط به یک نجار هندی است که ۱۴ انگشت دست و ۱۴ انگشت پا و شاید هم جالبترین مغز دنیا را دارد.
مطالعهی حاضر محدود به دو مورد است اما نتایج دور از ذهنی دارد. برای درک سندرم اندام خیالی تلاشهای زیادی شده اما این مطالعه جزو اولین مواردی است که پدیدهی معکوس را مورد بررسی قرار میدهد. از این نظر، پژوهشی بنیادین برای دانشمندانی محسوب میشود که درتلاش برای ساخت رابط بین مغز و ماشین هستند. نشان دادن این موضوع که انگشت ششم میتواند موجب تغییر و گسترش عملکرد دست شود، استدلال قدرتمندی برای آشکار ساختن توانایی مغز بشر برای کنترل ماشینهای پیچیدهتر از بدن انسان است. درواقع اگر هم محدودیتی در انعطافپذیری مغز وجود دارد، این مطالعه آن را پیدا نکرد.
بررسی دستهای پلیداکتیلی و مغزهایی که آن را کنترل میکنند، یک نمونهی آزمایشی برای نشان دادن مزایای پژوهش موارد غیرعادی است. دانشمندان برای کنترل و استاندارد کردن مواد آزمایشی خود زحمت زیادی متحمل میشوند: قدرت یک داروی خاص ممکن است در موشهای آزمایشگاهی که تقریبا یکسان هستند، تعیین شود. اما تعداد کمی از آنها هستند که موارد غیرعادی و عجیبوغریب را دنبال میکنند: افعیهایی که بهکمک حرارت به شکار میپردازند، اختاپوسهایی که به سرما سازگار شدهاند یا همانند مطالعهی حاضر، انگشتان اضافی.
تدکس اصفهان در تاریخ هشتم شهریور سال جاری در هنرسرای خورشید برگزار شد و سخنرانهای متعددی در حوزههای گوناگون در آن حضور داشتند.
تدکس، رویدادی با هدف ایجاد تجربههای رویداد TED است که براساس استانداردهای محلی در شهرهای متعدد جهان برگزار میشود. اصفهان بهعنوان یکی از شهرهای بزرگ ایران، از برگزارکنندههای جدی رویداد تدکس محسوب میشود که امسال هم این رویداد را با نام «پیشگامان» در تاریخ هشتم شهریور برگزار کرد. تدکس سال ۹۸ در هنرسرای خورشید برگزار شد و سخنرانها در موضوعهای متنوعی از امید فردی و اجتماعی گرفته تا سلامت و پیشرفت و تجربههای ورزشی در آن سخن گفتند. زومیت بهعنوان حامی رسانهای در این رویداد حضور داشت؛ در ادامه گزارش مختصر آن را از سخنرانیها و اتفاقهای رویداد تدکس اصفهان میخوانید.
مقالههای مرتبط:
تدکس اصفهان، امسال هم مانند سال گذشته با اجرای آرش برهمند در هنرسرای خورشید برگزار شد. علاوه بر بخش اصلی که به سخنرانی میهمانان رویداد اختصاص داشت، بخشهای جانبی همچون Mini Talk و پخش فیلم از سخنرانیهای TED در دیگر نقاط جهان نیز زمان قابلتوجهی از رویداد را به خود اختصاص میداد. شایان ذکر است، پخش ویدئو از دیگر رویدادهای TED، یکی از استانداردهای برگزاری TEDx در تمام نقاط جهان محسوب میشود.
امید فردی و اجتماعی
محسن طاهری، آیندهپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، اولین سخنران رویداد تدکس اصفهان بود. او عضو فدراسیون جهانی آیندهپژوهی بوده و در جریان تحقیق و مطالعهی خود، آزمایشهای میدانی متعددی انجام داده است. طاهری در جریان یکی از آزمایشهای میدانی از افراد حاضر در نظرسنجی دربارهی آیندهی مورد انتظار برای خودشان سؤال پرسیده بود. اکثر افراد، آیندهای روشن و پر از امید را برای خود متصور بودند که پر از موفقیت و دستیابی به اهداف کوتاهمدت و بلندمدت بود.

بخش دیگری از آزمایش طاهری که موضوع سخنرانی او را در تدکس اصفهان شکل میداد، سؤال دربارهی آیندهی جامعه و کشور از افراد حاضر در نظرسنجی بود. او با اشاره به پاسخ نظرسنجی گفت که اکثر افراد آیندهای نهچندان روشن را برای جامعه متصور هستند. مقایسهی پاسخ افراد به سؤال پیرامون آیندهی فردی و اجتماعی، نشاندهندهی ضعف آنها در امید اجتماعی است. به بیان دیگر، از نظر طاهری افراد توانایی توسعهی امید فردی خود به جامعه را ندارند. طاهری تنها روش ایجاد آیندهای روشن را در جامعه، گسترش امید اجتماعی میداند. از نظر او تا زمانیکه افراد امید فردی خود به آینده را به جامعه تعمیم ندهند، نمیتوان انتظار پیشرفت داشت و نباید تمامی موارد و وظایف را محدود به قانونگذاران و مقامهای اجرایی دانست.
مسئولیت اجتماعی کسبوکارها
مهسا علیبیگی، سخنران بعدی تدکس اصفهان، روزنامهنگار، پژوهشگر و فعال حوزهی مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) است. او سخنرانی خود را با داستان آشناییاش با مفهوم مسئولیت اجتماعی مطرح کرد که در جریان ارتباط با سازمانهای متعدد شکل گرفت. از نظر علیبیگی، مسئولیت اجتماعی امروز به رویکردی الزامی در کسبوکارها تبدیل شده است و سازمانهای متعدد، همگام با حرکت جهانی به سمت آن میروند. در تعریف ساده میتوان عملکرد CSR را تشویق سازمانها به عملکرد متعهدانهتر در قبال اقتصاد، محیط زیست و جامعه نامید.

از چالشهایی که علیبیگی در مسیر پیادهسازی CSR بیان میکند، میتوان به عدم درک سازمانها و مدیران از مفهوم مسئولیت اجتماعی اشاره کرد. طبق گفتهی او، بسیاری از سازمانها هنوز مسئولیت اجتماعی را محدود به فعالیتهای خیریه میدانند، درحالی که مسئولیت اجتماعی رویکردهایی بسیار گستردهتر و عملیتر را هدف قرار میدهد. در این میان موانع اجرایی و قانونی بر سر راه CSR نیز کم نیستند و فعالیت افرادی همچون علیبیگی را با چالشهای متعدد روبهرو میکنند.
فرهنگ حیثیت و هزینه شکست
امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان فناوری اطلاعات، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات و سیاست علمی کشور، سخنران سوم رویداد تدکس بود که موضوع نوآوری و ارتباط آن با شکست را شرح داد. ناظمی داستانی از یک شکست بزرگ در پروژههای ماهوارهای کشور تعریف کرد و تصمیمگیری دربارهی اعلام یا عدم اعلام آن را چالشی بزرگ برای تیم تحقیقاتی دانست. معاون وزیر ارتباطات در ادامهی صحبتهای خود اشارهای به درصد پایین موفقیت ایدههای نوآورانه داشت. او این حقیقت را بیان کرد که درصد بسیار پایینی از ایدهها شانس موفقیت پیدا میکنند و تنها پذیرش و اعتراف به شکست یک نوآوری، میتواند بهعنوان پلهای به سمت نوآوری بعدی استفاده شود.

معاون وزیر ارتباطات، فرهنگ حیثیتی را یکی از موانع مهم بر سر راه پیشرفت دانست. او در ارائهی خود در تدکس اصفهان اشارهای به این فرهنگ داشت و گفت که مفهوم حیثیت یا همان نگرانی دربارهی قضاوت دیگران دربارهی خود، افراد را از اعتراف به شکست باز میدارد. درنتیجه آنها تلاشی برای رفع اشکالهای خود نمیکنند و روند مخفی ماندن ایدهها و دلایل شکست، ادامه مییابد. از نظر ناظمی جامعه باید برای حرکت به سمت نوآوری هزینههای اعتراف به شکست را کاهش دهد. او مهمترین مانع کنونی در کاهش هزینهها را فرهنگ حیثیت میداند.
یخنوردی در کویر
محمدرضا صفدریان، سخنران بعدی تدکس اصفهان بود که داستان قهرمانیاش در مسابقههای جهانی یخنوردی را بهعنوان موضوع ارائه انتخاب کرده بود. او از تجربههای ابتداییاش در مسابقههای جهانی گفت و همچنین از بزرگترین چالشاش برای آمادگی در چنین مسابقاتی، یعنی نبود امکانات یخنوردی در کشور صحبت کرد. تم اصلی صحبتهای صفدریان بر پایهی امید به پیروزی استوار بود. او بهعنوان ورزشکاری از یک شهر کویری مانند اصفهان، برای حضور جهانی در مسابقههای ورزشی یخی تلاش میکرد.

علاوه بر چالشهای امکاناتی که پیشرفت در ورزش یخنوردی را برای صفدریان دشوار میکرد، نبود مربی حرفهای در این حوزه هم از موانع بزرگ موفقیت او بود. قهرمان یخنوردی جهان که ابتدا با ویدئویی از شکستهای متوالیاش به روی سن تدکس اصفهان آمد، درنهایت با اشاره به تلاش و پشتکاری که برای یادگیری هنر و مهارتهای یخنوردی هزینه کرده بود، نمونهای از پیروزیاش در مسابقههای جهانی پخش کرد.
موسیقی نجاتبخش
بهرنگ کوفگر، آهنگساز، ردیفدان و بداهه نوازی بود که بهعنوان ارائهکنندهی بعدی در تدکس اصفهان حضور داشت. اصفهان بهعنوان شهری با سابقهی بسیار در هنر و خصوصا موسیقی، همیشه در رویدادهای تدکس میزبان ارائهکنندههایی با موضوع هنر بوده است. بهرنگ کوفگر پیش از شروع صحبتهایش با گروه موسیقی متشکل از کودکان و نوجوانان و بیماران خاص روی سن تدکس حاضر شد. اعضای گروهی که کوفگر در ۲۰ سال سابقهی تدریس موسیقی بداهه تشکیل داده بود، هر کدام با چالشهای متنوعی دستوپنجه نرم میکردند.

سخنران تدکس اصفهان با اشاره به پیشرفتهای هنرجویانش در فرا گرفتن موسیقی، دستاوردهای آنها را نتیجهی انرژی هنر و امید به آینده دانست. کوفگر ادعا کرد که همین فرایندهای آموزشی موسیقی، بسیاری از چالشهای بیماران و هنرجویان خاص او را برطرف کردهاند. تلاشهای او امروز بهحدی نتیجه داده است که گروهی از هنرجویانش بهعنوان استاد، آموزش موسیقی و هنرهای دیگر را به افراد با شرایط خاص بر عهده میگیرند.
نوآوری در فعالیتهای خیرخواهانه
شوان صدرقاضی، پژوهشگر نوآوری و توسعه، سخنران بعدی تدکس اصفهان بود. صدرقاضی فعالیتهای خیرخواهانه را بهعنوان موضوع اصلی سخنرانی خود انتخاب کرد و اشارهای به آمارهای روبهرشد چنین فعالیتهایی در جهان داشت. از نظر او، امروز حجم کمکهای مالی و سرمایهگذاریهای خیرخواهانه به حجم قابل قبولی رسیده است، اما هنوز دستاوردهای آنها آن چنان کاربردی نیستند. از نظر صدرقاضی، سرمایههای تزریقشده به فعالیتهای خیرخواهانه در سرتاسر جهان بهخوبی مدیریت نمیشوند و در مناطق هدف، آنطور که باید و شاید شاهد پیشرفت و رفع چالشها نیستیم.

آمارهایی که سخنران تدکس اصفهان از کمکهای مالی جهانی ارائه کرد، ثابت میکرد که با همین سرمایههای موجود، میتوان بخش عمدهای از چالشی به بزرگی گرسنگی را در جهان حل کرد. منتهی با وجود تمام سرمایهگذاریهای بزرگ، هنوز چنین چالشی در سرتاسر جهان به چشم میخورد. راهکار صدرقاضی برای عبور از شرایط موجود در فعالیتهای خیرخواهانه، تفکر سیستمی و نوآورانه در آنها بود. از نظر او هنوز بسیاری از فعالیتها براساس تفکر سنتی انجام میشوند و عبور از چنین سیستمهایی، برای دستیابی به سیستمی پایدار در جهت رفع چالشهای اجتماعی مورد نیاز خواهد بود.
سفری برای رفع تنهایی
سروش صلواتیان، فعال اجتماعی و خالق کمپین «جازموریان تنها نیست»، در تدکس اصفهان از تجربهی خود در راهاندازی کمپین مذکور صحبت کرد. او فردی عاشق مسافرت بود که تجربههای گوناگون خود را نیز از طریق شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذاشت. صلواتیان پس از زلزلهی کرمانشاه به این منطقه سفر کرد تا در فعالیتهای خیرخواهانه به کمک هموطنان خود بیاید. او در همان سفر خبری دربارهی یکی از مناطق محروم در کویر مرکزی ایران میشنود و به حل چالش آن منطقه علاقهمند میشود.

سفر صلواتیان به جازموریان با آشنایی با شرایط بسیار دشوار زندگی افراد ساکن در منطقه همراه میشود. او در سخنان خود از عدم وجود امکانات اولیهی مناسب در جازموریان و سپس داستان تلاشش برای رفع چالشها صحبت کرد. نکتهی مهم تلاش صلواتیان، استفادهی او از شبکههای اجتماعی برای گسترش خبر بحرانهای زندگی در جازموریان بود. او کمپینی بهنام جازموریان تنها نیست طراحی کرد و با همکاری افراد مشهور در شبکههای اجتماعی، علاوه بر اطلاعرسانی، بسیاری از مشکلات مردم این منطقه را حل کرد. صلواتیان امروز امید دارد که با استفاده از ظرفیت بسیار بالای شبکههای اجتماعی، بحرانهای اجتماعی در دیگر مناطق کشور را نیز حل کند.
سوگیریهای شناختی در تصمیمگیری
تدکس اصفهان در سخنرانی بعدی میزبان محمد سعیدی، عصبشناس شناختی و پژوهشگر حوزه مغز و شناخت بود. سعیدی از تجربههای تحقیقاتی خود پیرامون فرایند شناخت در میان افراد جامعه صحبت کرد. از نظر او سوگیری شناختی یکی از مهمترین چالشهای تصمیمگیری در میان مردم بوده که درنهایت منجر به تصمیمگیریهای جزئی و کلی عموما اشتباه میشود. سعیدی در یکی از مثالهای خود پیرامون سوگیری شناختی، برداشت غلط «آنچه زیبا است، صحیح است» را مطرح کرد. از نظر سعیدی همین سوگیری در بسیاری از موقعیتها توسط بازاریابها و مدیران فروش هم استفاده میشود و کاربران و مصرفکنندههای نهایی را به سمت خریدهایی خاص سوق میدهد.

سعیدی در یکی از آزمایشهای عملی خود برای درک بهتر سوگیریهای شناختی در میان افراد جامعه، فرایند خرید از فروشگاههای اینترنتی را بررسی کرده است. او محصولی با ظاهر نهچندان زیبا و با مشخصات سختافزاری بالا را در کنار محصولی با مشخصات کاملا متضاد قرار داد و از شرکتکنندهها درخواست کرد که از میان آنها یک کالا را برای خرید انتخاب کنند. در پایان با وجود برتر بودن محصول اول از لحاظ مشخصات عملکردی، باز هم کاربران به سمت محصول زیباتر جذب شدند. همین آزمایش ساده تاحدودی نشاندهندهی سوگیری شناختی در میان افراد جامعه محسوب میشود که سعیدی تنها راه عبور از آن را تمرین و انتخاب در شرایطی با آگاهی کامل میداند. بهعنوان مثال او میگوید افراد در زمان گرسنگی انتخابهای عاقلانهای در خرید مواد غذایی ندارند و پیش از انتخاب، باید شرایط عملکرد صحیح مغز فراهم شود.
ترویج علم
سیاوش صفاریانپور، سخنران بعدی تدکس اصفهان، موضوع ترویج علم را برای ارائهی خود انتخاب کرده بود. ترویج علم از نگاه صفاریانپور عاملی بسیار مهم در توسعه علمی محسوب میشود. او که سالها در این حوزه فعالیت کرده است، کمبود محتوا در این حوزه را یکی از نقاط ضعف کنونی در جامعهی ایران میداند. صفاریانپور مثالهای متعددی از مروجان شناختهشدهی علم در جهان مطرح کرد که با استفاده از ابزارهای متنوع همچون هنر و سینما، به شناساندن هرچه بیشتر علم به مردم کمک میکنند.

کمبود محتوای جذاب برای ترویج علم، دلیلی بوده که صفاریان را به ساخت مستندی علمی با جنبههای هنری تشویق کرده است. او پس از تصمیم به ساخت مستند با مایههای هنری، با شخصیتهای مشهور سینمایی ایران مذاکره کرد و درنهایت در همکاری با بهرام رادان به توافق رسید. مستند «کاپیتان من» حاصل همکاری صفاریانپور با رادان شد که با تمرکز بر ساختار مغز انسان و عملکرد آن ساخته میشود. کارگردان کاپیتان من قصد دارد این مستند را برای اولینبار بهعنوان محصولی سینمایی در کشور نمایش دهد.
هوش مصنوعی در خدمت موسیقی
سخنرانی بعدی تدکس اصفهان مجددا به موضوع موسیقی اختصاص داشت. البته این بار رگههایی از تأثیر فناوری هم در ارائهی سخنران دیده میشد. علی داسمه، پژوهشگر حوزهی موسیقی روی سن رفت تا دربارهی محدودیتهای انتقال و تکامل موسیقی صحبت کند. او محدودیتهایی همچون اقلیم، محیط، خالق موسیقی و محدودیتهای جسمی را بهعنوان مرزهای توسعهی موسیقی بیان کرد. از نظر داسمه، همین محدودیتها موجب تکامل موسیقی به شکل امروزی شدهاند و در صورت حذف آنها، شاید بتوان انواع جدیدی از این هنر را تولید و منتقل کرد.

علی داسمه در ادامهی سخنرانی خود از تأثیر هوش مصنوعی در انتقال و تولید موسیقی صحبت کرد. او پلتفرم یادگیری ماشین را مبتنی بر دیتاستهای موسیقی از انواع گوناگون تولید کرده است که با همکاری متخصصان این حوزه، به هوش مصنوعی در تولید اثر هنری کمک خواهد کرد. هدف داسمه از توسعهی پلتفرم مذکور، حذف محدودیتهایی بود که در بالا برای ساخت موسیقی مطرح شد.
یک نفر، یک دقیقه
تدکس اصفهان امسال میزبان یک سخنران نوجوان نیز بود. فربد هرندی، دانشآموزی با دغدغههای حفاظت از محیط زیست بهعنوان سخنران بعدی در رویداد تدکس حاضر شد. او از دغدغههای خود پیرامون موضوعهایی همچون گرمایش زمین، آلودگی آبها و بسیاری چالشهای زیستمحیطی دیگر صحبت کرد. هرندی فعالیتهای کنونی در اطلاعرسانی و فعالیت برای حفظ محیط زیست را ناکافی دانست و بر وظیفهی عمومی برای افزایش آگاهی در این زمینه تأکید کرد.

فربد هرندی اطلاعرسانی فرد به فرد را یکی از بهترین راهکارهای افزایش آگاهی پیرامون چالشهای زیستمحیطی میداند. او در طرح خود پیشنهاد میکند که هر فرد، روزانه حداقل یک دقیقه را به صحبت کردن با اطرافیان پیرامون محیط زیست، چالشها و راهکارهای آن اختصاص دهد. از نظر این نوجوان فعال محیط زیست، همین صحبتهای کوتاه بهمرور میتواند در افزایش مسئولیتپذیری افراد پیرامون چالشهای موجود مؤثر باشد.
حرکت به سمت نور
شیرین تبعهامامی، روانشناسی بود که بهعنوان آخرین سخنران روی سن تدکس اصفهان حاضر شد. او سخنرانی خود را با داستانی تمثیلی از زندگی خود شروع کرد که به تلاش برای عبور از چالشهای زندگی اختصاص داشت. تبعهامامی بیماری سرطان خود را به چاهی تشبیه کرده بود که درنهایت با تلاش خودش و همکاری اطرافیان، موفق به خروج از آن شد. سخنران تدکس اصفهان در سالهای اخیر با چهار سرطان مبارزه کرده است و هنوز هم به این مبارزه ادامه میدهد.

گزارش بالا مختصری از سخنرانیهای رویداد تدکس اصفهان در سال ۹۸ بود. بهزودی ویدئوهای کامل سخنرانیها در کانال آپارات و یوتیوب تدکس اصفهان بارگذاری میشود و کاربران میتوانند با مراجعه به وبسایت رسمی تدکس اصفهان از آنها بهرهمند شوند.
تیزرهای جدید هواوی مربوط به گوشیهای هوشمند سری میت ۳۰، خبر از فناوری جدید شارژ و قابلیتهای جدیدی در دوربین دستگاه میدهد.
هواوی درجریان نمایشگاه ایفا، کرین ۹۹۰، نخستین پردازندهی پرچمدار دنیا با مودم 5G یکپارچه را معرفی کرد. تاکنون اخبار مختلفی در مورد گوشیهای هوشمند جدید خانوادهی میت ۳۰ هواوی بهاشتراک گذاشته شده است. انتظار میرود پرچمدار قدرتمند چینیها با پردازندهی جدید معرفی شود. هواوی دو تیزر جدید از این گوشی هوشمند بهاشتراک گذشته است. در تیزرها، پیامهای الهامبخش و البته پر از ابهامی دیده میشود که مبنای آنها شعار «Rethink possibilities» یا «بازاندیشی درباره امکانات» است.
مقالههای مرتبط:
جالبترین قسمت نخستین تیزر، به دوربین دستگاه جدید با فاصلهی کانونی ۲۰-۳۵ میلیمتری اشاره دارد که تطابق زیادی با فاصلهی کانونی دوربین گوشیهای هوشمند جدید ندارد.
تیزر دوم، طولانی و البته دارای محتوی مبهمتری است. بهنظر میرسد هواوی قصد دارد در این ویدئو، فناوری شارژ سریع بیسیم را در کنار تصویربرداری در نور کم با دوربین دستگاه بهنمایش بگذارد. تصویربرداری در حالت اسلوموشن یکی دیگر از قابلیتهایی است که در تیزر نمایش داده میشود که ظاهرا این ویژگی نیز به تراشهی کرین ۹۹۰مربوط میشود. کرین ۹۹۰، نخستین پردازندهی هایسیلیکون است که امکان تصویربرداری ویدئویی 6K با فریمریت ۶۰ فریمبرثانیه را دراختیار قرار میدهد که البته هنوز قابلیت تصویربرداری ویدئویی اسلوموشن با کمک این تراشه معرفی نشده است.
باتوجه به اینکه هواوی احتمالا گوشی هوشمند بعدی خود را با تراشهی جدید و قابلیتهای جدید دوربین معرفی خواهد کرد، موضوع نرمافزار دستگاه مطرح میشود. ازآنجایی که هواوی به سرویسهای گوگل پلی دسترسی نخواهد داشت، باید ببینیم چینیها درنهایت قصد دارند در رویداد ۱۹ سپتامبر (۲۸ شهریورماه) دستگاه بعدی خود را با چه مشخصاتی معرفی کنند.
.: Weblog Themes By Pichak :.