اچتیسی مشخصات کامل و زمان عرضهی هدست واقعیت مجازی جدیدش بهنام Vive Cosmos را اعلام کرد. این هدست یازدهم مهر با قیمت ۶۹۹ دلار عرضه میشود.
اچتیسی مشخصات و تاریخ عرضهی Vive Cosmos، نسل جدید هدست واقعیت مجازی باسیم خود را اعلام کرد که شاهد اصلاحات فراوان بههمراه ویژگی ماژولاربودن برای ارتقای قابلیتهای دستگاه است. ازجمله ویژگیهای مهم Vive Cosmos میتوان به صفحهنمایش با رزولوشن بیشتر، موقعیتیابی inside-out با آزادیعمل ۶ درجهای (6DoF) کامل بهوسیلهی ۶ دوربین و حسگرهای یکپارچه، وزن سبکتر و دستههای کنترل بندانگشتی جدید اشاره کرد. هماکنون امکان پیشخرید هدست Vive Cosmos وجود دارد و زمان عرضهی آن اواسط مهر ماه خواهد بود.
مقالهی مرتبط:
هدست Vive Cosmos که ابتدا در رویداد CES امسال رونمایی شد، به دو صفحهی RGB LCD با اندازهی ۳.۴ اینچ مجهز شده است که هرکدام رزولوشن ۱۷۷۰ در ۱۴۴۰ دارند. همچنین، صفحهنمایش مذکور از نرخ تازهسازی ۹۰ هرتز بهرهمند است و میدان دید ۱۱۰ درجهای دارد. اچتیسی دربارهی تجهیزات نوری و لنزهای بهکاررفته در این دستگاه جزئیات زیادی منتشر نکرده است؛ ولی ادامهی استفاده از لنزهای Fresnel در هدست Vive Cosmos تأیید شده است.
ازآنجاکه Vive Cosmos بهطور پیشفرض هدستی باسیم است، نمایشگر آن در حالت استاندارد بهوسیلهی درگاه دیسپلیپورت 1.2 و USB 3.0 به رایانه متصل میشود. افزونبراین، میتوان با خرید آداپتور بیسیم مبتنیبر WiGig از اچتیسی، هدست را بهطور بیسیم به رایانه متصل کرد.

هدست واقعیت مجازی Vive Cosmos از سیستم موقعیتیابی inside-out با آزادیعمل ۶ درجهای بهره میبرد که برای دستیابی به آن، از ۶ دوربین بههمراه حسگر شتابسنج و ژیروسکوپ استفاده میکند. سیستم موقعیتیاب جدید عامل اصلی تمایز هدست جدید اچتیسی از مدل اصلی Vive و Vive Pro است؛ چراکه Vive Cosmos برای ردیابی موقعیت کاربر به حسگرهای خارجی نیازی ندارد. همین امر باعث سادهسازی مراحل نصب دستگاه شده و بعضی از مشکلات استفاده از آن را از بین میبرد. البته اگر بخواهیم واقعبین باشیم، نباید انتظار عملکرد کاملا پایداری مانند استفاده از حسگرهای خارجی داشته باشیم. Vive Cosmos نیز مثل سایر هدستهای واقعیت مجازی اچتیسی از هدفونهای استریو سهبعدی مخصوص این شرکت بههمراه میکروفون بهره میبرد.

افزونبراین، هدست جدید اچتیسی از دستههای کنترل جدید بندانگشتی برخوردار است که موقعیتیاب inside-out هدست آن را ردیابی میکند. این دستهها از ویژگیهایی مثل قابلیت لمسی، دو دکمهی اجرای عمل، یک ماشه، یک جویاستیک، یک بامپر، یک دکمهی گریپ و تمامی قابلیتهای موجود در دستههای نسل جدید واقعیت مجازی بهرهمند هستند. بااینحال، باید به نکتهای مهم دربارهی دستههای کنترل Cosmos توجه کرد. این دستهها با دو باتری AA کار میکنند که امکان شارژشان از بیرون وجود ندارد؛ بنابراین، کاربران ناچار هستند با اتمام شارژ باتریها، آنها را تعویض کنند.

یکی از قابلیتهای منحصربهفرد Vive Cosmos طراحی ماژولار پنل جلویی آن است که میتوان آن را جدا و با پنل دیگری جایگزین کرد و قابلیتهای جدیدی به هدست افزود. اولین ماژول طراحیشده برای این هدست که Vive Cosmos External Tracking Mod نام دارد، امکان موقعیتیابی بیرونی هدست را بهوسیلهی اکوسیستم موقعیتیابی SteamVR فراهم میکند که البته بهمعنی نبود امکان استفاده از دستههای Cosmos نیز خواهد بود. این ماژول در سهماههی اول سال ۲۰۲۰ با قیمتی کمتر از ۲۰۰ دلار عرضه میشود.

بهگفتهی اچتیسی، هدست Vive Cosmos از نسلهای قبلی خود وزن سبکتری دارد و درعینحال، نمایشگر هدست از سربندی مشابه با Vive Pro استفاده میکند که از ارگونومی بهبودیافته برای متعادلکردن وزن بهمنظور راحتی بیشتر بهرهمند است. هدست واقعیت مجازی Vive Cosmos یازدهم مهر با قیمت ۶۹۹ دلار عرضه میشود. بااینحال، اچتیسی پیشفروش هدست مذکور را از این هفته برای علاقهمندان آغاز میکند.
پتنتی از مایکروسافت بهوضوح به دستگاهی مجهز به نمایشگر تاشو با مکانیزم پیچیده، اما بسیار جالب لولا اشاره میکند که با استفاده از مایع تقویت شده است.
مایکروسافت مدتها است که در حال کار روی دستگاه سرفیسی با نمایشگر دوگانه است تا معرف خوبی برای مدل مفهومی کوریر (Courier) باشد. کوریر اسمرمز کامپیوتری با فرمفکتور دفترچه در مایکروسافت بود که اولینبار در سال ۲۰۰۸ مطرح و در سال ۲۰۱۰ لغو شد.
همانطور که در زومیت اعلام کردیم، مراسم ۱۰ مهر، مهمترین رویداد مایکروسافت از سال ۲۰۱۵ تاکنون است و احتمال میرود این غول نرمافزاری در این رویداد به دستگاه مذکور نیز اشاره کند. حال پتنتهای جدیدی از مایکروسافت نشان میدهد کار این شرکت بسیار فراتر از سختافزاری با نمایشگر دوگانه است و آنها روی لولای خاصی کار میکنند که در آن از مایع برای کاهش فشار بر نمایشگرهای منعطف و تاشو استفاده شده است.

این مایع که درون حفرهای در اطراف نمایشگر منعطف پر میشود، کمک میکند نمایشگر بتواند در حالات مختلف خم شود و حرکت کند. مثال نمایش دادهشده در پتنت مایکروسافت شامل دیوایسی دووجهی و نمایشگر OLED منعطف است که سرتاسر وسیله را پوشانده است. مایکروسافت مدتها روی لولاهای پیچیده و فوقالعاده جذاب برای سرفیسهایش متمرکز بوده و در این پتنت نیز به جزئیات زیادی از این لولای خاص اشاره کرده است.

تصاویر داخل پتنت چندین نمونهی مفهومی از لولایی پیچیده را بهنمایش میگذارد که ساختاری «ممانعتکننده از ورود اجسام خارجی به بخش لولای دستگاه» دارد. سامسونگ اخیرا مشکلاتی با ورود گردوخاک و اجسام خارجی به محل لولای مدل اولیه گلکسی فولد داشت که مجبور شد آن را به اتاقهای طراحی خود بازگرداند و راهی برای برطرفکردن آن پیدا کند. ردموندیها بهوضوح میخواهند از تکرار چنین اتفاقی جلوگیری کنند.
جالبترین بخش این پتنت به ثبت آن بهوسیلهی «بخش اعطای لایسنس فناوریهای مایکروسافت» مربوط میشود که احتمالا نشاندهندهی امکان اعطای لایسنس این پتنت به دیگر شرکا و تولیدکنندگان PC است. مایکروسافت با اینتل و برخی از تولیدکنندگان برای آمادهسازی نسخهی جدیدی از ویندوز همکاری تنگاتنگی دارد که سختافزارهایی با نمایشگر دوگانه و منعطف را نشانه گرفته است. این شرکت مشهور در گذشته نیز امکان استفاده از لولای برخی از سرفیسپروهای خود را به شرکا داده بود.

مقالههای مرتبط:
اگرچه برخی سرفیسهای مایکروسافت همچون سرفیس استودیو و حتی دستگاه لغوشدهی آندرومدا با نمایشگر دوگانهی کوچکتر در پتنتهای پیشین این شرکت دیده شده بودند، اینبار به وسیلهی خاصی در این پتنت اشاره نشده است. احتمالا در رویداد پیش رو، رونمایی سرفیسی با نمایشگر دوگانه را شاهد نخواهیم بود؛ اما شاید جلوههایی از آن را مشاهده کنیم.
اینتل تولیدکنندگان را به طراحی و تولید دستگاههای دونمایشگره ترغیب میکند و سرفیس دونمایشگرهی مایکروسافت با اسمرمز Centaurus تنها نمونهی کوچکی از طیف وسیعی از تبلتهای هیبریدی با نمایشگرهای دوگانه و تاشو است که تولیدکنندگان مشغول کار روی آن هستند. ناگفته نماند مایکروسافت این سرفیس خاص را بتدای سال جاری در گردهمایی داخلی بهنمایش گذاشت.
دو شرکت اوربریلینت و سوپرمی سرویسی ایجاد کردهاند که بهوسیهی آن میتوان به تمام زبانهای دنیا صحبت کرد.
در نمایشگاه نمایشگاه ایفا ۲۰۱۹، شرکت اوربریلینت (Everbrilliant) با همکاری سوپرمی (Supreme) پلتفرم ترجمهی آنی خیرهکنندهای بهنمایش گذاشت که میتواند هر زبان گفتاری را به زبان مادری شما یا برعکس تبدیل کند. این پلتفرم ازطریق رایانش ابری و اپلیکیشن موبایلی برای اندروید و iOS و هدست بلوتوث نسخهی ۵ دوکانالهی فناوری چشمگیری پدید آورده است.

آیا میتوانید تصویر کنید ۵۰ سال به عقب برگردید و دربارهی این دستگاه با مردم صحبت کنید؟ با گذاشتن هدستی کوچک در گوش، میتوانید منظور هرکس را با هر زبانی متوجه شوید. دو فرد با استفاده از این دستگاه میتوانند با یکدیگر مکالمه کنند؛ حتی اگر زبان مشترکی نداشته باشند.
فناوری اینچنینی را فقط در کتابهای علمیتخیلی ۵۰ سال پیش میتوان پیدا کرد؛ بنابراین، وجود چنین قابلیتی در آن زمان باورنکردنی بوده است. چنین کاری حتی امروز هم بسیار مهم بهنظر میرسد؛ بهحدی که ممکن است ارزش این دستگاه و قابلیتهایش دستکم گرفته شود.

پلتفرم مذکور از فناوری ابری استفاده میکند؛ ولی وجود هدستهای بلوتوث نسخهی ۵ میتواند تجربهی کاربری بسیار مطلوبتری بهارمغان آورد. اگرچه یکی از هدستها صرفا هدفونی بلوتوثی است، هدست دیگر قابلیت ارتباط دوطرفه با اپلیکیشن ترجمه را دارد و تلفنهمراه شما میتواند صوت ترجمهشده را به هدست منتقل کند.
مقالهی مرتبط:
یکی از مزایای مهم استفاده از هدستهای سفارشی، انعطاف درخورتوجه در سرویسهای ترجمهی ارائه شده است. با استفاده از چنین سیستمی میتوانید گفتوگو با گروهی از افراد را آغاز کنید. هر فرد ممکن است زبان ترجمهی متفاوتی داشته باشد که ازطریق هدست به آنها منتقل میشود. برای مثال، اگر آلمانی صحبت کنید، افراد دیگر میتوانند زبان فرانسوی یا اسپانیایی یا انگلیسی داشته باشند و گفتوگو میان شما ادامه پیدا کند. قیمت هدستها (هدفونها) ۵۰ دلار و قیمت ایربادهای هوشمند ۷۹ دلار است.

ازآنجاکه اپلیکیشن این پلتفرم از هوش مصنوعی ابری برای ارائهی سرویس تبدیل صدا به متن استفاده میکند، فعلا از همهی زبانها پشتیبانی نمیشود؛ اما اگر به ترجمهی آنی صوتی نیاز دارید، امکان دسترسی به ۳۳ زبان وجود دارد. اگر فقط بخواهید از سرویس نوشتاری استفاده کنید، تعداد زبانهای قابلاستفاده به ۵۹ عدد میرسد. ناگفته نماند این تعداد بهطور مداوم در حال افزایش است.
طبق بررسیها، بهنظر میرسد این پلتفرم بهخوبی کار میکند. حتی در سالن پرسروصدای نمایشگاه، پلتفرم در تشخیص و تفسیر و ترجمهی زبانهای مختلف مشکلی نداشت. بهنظر میرسد آینده همین امروز فرارسیده است و با سرویس ترجمهی آنی در گوشتان، هیچچیز نمیتواند شما را از صحبتکردن با فرد دیگری بازدارد.

پژوهشگران آمریکایی با استفاده از یک نوسانساز هیدروژلی، نوعی ربات نرم ابداع کردهاند که میتواند در آب شنا کند.
به گزارش ایسنا و به نقل از تکاکسپلور، پژوهشگران "دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس"(UCLA) و "موسسه نانو سیستم کالیفرنیا"(CNSI)، اخیرا یک ربات نرم شناگر را با استفاده از یک نوسانساز هیدروژلی خود پایدار ابداع کردهاند. این ربات میتواند عملکرد خود را با نور ثابت و بدون نیاز به باتری انجام دهد.
"یوسن ژائو"(Yusen Zhao)، دانشجوی دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس و از پژوهشگران این پروژه گفت: هنگامی که نور را روی میلهای از جنس هیدروژل نرم منعکس کردم، دریافتم که میله در اطراف نور نوسان دارد. من تصمیم گرفتم برای پاسخ به سوالات خود در این زمینه، پژوهشهای سیستماتیک را ادامه دهم.
ژائو و همکارانش با استفاده از یک ژل نرم که نسبت به نور واکنش نشان میداد، یک نوسانساز نرم ابداع کردند که به شکل یک میله یا یک نوار قالبریزی میشود. هنگامی که نور به نقطهای از میله میتابد، به صورت خودکار جذب و به گرما تبدیل میشود. نقطه گرم شده موجب میشود که بخشی از آب درون ربات خارج شود و حجم ربات کاهش یابد؛ در نتیجه دم آن به سوی منبع نور خم میشود.
ژائو افزود: دم ربات پس از خم شدن، جلوی نور را میگیرد؛ در نتیجه نقطهای که زیر سایه آن قرار گرفته، به سرعت خنک میشود و دم ربات دوباره فرود میآید. این فرآیند، به سرعت تکرار میشود و تا هنگامی که نور وجود دارد، حرکت هم وجود خواهد داشت.
از آنجایی که میله از نظر ترکیب، کاملا همگن و از لحاظ هندسی، متقارن ساخته شده، میتواند از جهتهای دلخواه به نور واکنش نشان دهد. نوسانساز، درجه تقریبا نامحدودی از آزادی را دارد که یک مزیت مهم در حوزه رباتیک به شمار میرود.

پژوهشگران، ربات شناگر خود را روی سطح آب آزمایش کردند و دریافتند هنگامی که نور به دم ربات میتابد، نوسان آن به سمت بالا و پایین شکل میگیرد؛ در نتیجه نیروی ربات برای شنا کردن تامین میشود. این ویژگی منحصر به فرد حرکت کردن در پی جریان نور که از موجوداتی مانند پلانکتون الهام گرفته شده است، میتواند امکان مسیریابی با کنترل از راه دور را فراهم کند.
"زیمین هه"(Ximin He)، از پژوهشگران این پروژه گفت: زیبایی این ربات نرم، در سادگی طراحی آن است. کل این ربات، از یک هیدروژل همگن ساخته شده که امکان ساخت یک ربات ساده و کمهزینه را فراهم میکند.
پژوهشگران برای ساخت نوسانساز هیدروژلی خود پایدار و درست کردن آن به شکل دلخواه، یک محلول پیشساز را درون یک قالب از پیش طراحی شده، ژل ضد اشعه ماوراء بنفش تزریق کردند و سپس، آن را از قالب جدا کردند. از آنجا که روش ساخت ربات، بسیار کلی و کاربردی است، نوسان ساز را میتوان از مواد بسیاری ساخت.

نیروی این ربات شناگر در حرکت و مسیریابی، از نور ثابت تامین میشود؛ در نتیجه به باتری و یا هوش مصنوعی نیازی ندارد. این ربات، یکی از نخستین رباتهای کاملا نرمی است که سبکوزن و کمهزینه هستند و استفاده از آنها نیز به سادگی صورت میگیرد.
ژائو اضافه کرد: ما در حال حاضر قصد داریم تا از مواد دیگری برای ساخت ربات استفاده کنیم و آن را در شرایط گوناگون دما و طول موج نور مورد بررسی قرار دهیم.
این پژوهش، در مجله "Science Robotics" به چاپ رسید.

اسپیسایکس اعلام کرد برای پرتاب آزمایشی موشک جدید خود موسوم به "استارشیپ" تقریبا آماده است.
به گزارش ایسنا و به نقل از اسپیس، شرکت فضایی خصوصی اسپیسایکس(SpaceX) اکنون که آزمایش موشک استارهاپر(Starhopper) که موشک آزمایشی برای توسعه موشک استارشیپ(Starship) است را به اتمام رسانده است، دیگر نمیخواهد بیش از این زمان را از دست بدهد و درخواست مجوزهای FCC را ارائه داده است تا همانطور که ایلان ماسک تأیید کرده، برای پرواز در مدار آماده شود.
این موشک تاکنون تنها موفق به چند ۱۰ متر ارتفاع گرفتن از زمین شده است، اما این بار در ارتفاع بسیار بیشتری پرواز خواهد کرد و به ارتفاع ۲۰ کیلومتری خواهد رفت و سپس به سکوی پرتاب خود بازخواهد گشت.
در واقع این یک آزمایش مداری واقعی نیست، اما به وضوح به اهداف اسپیسایکس برای آزمایش مداری نزدیک است.
این شرکت سعی نکرده است کار ساخت و ساز خود را بر روی این وسیله نقلیه فضایی برای رسیدن به کیفیت پرواز مداری پنهان کند و ماسک اعلام کرد که میتواند روز ۲۸ سپتامبر فضاپیمای کامل را به عموم نشان دهد.
پیشبینی میشود این موشک تا ۱۳ اکتبر راهاندازی شود.
اگرچه این یک چرخه نسبتا سریع برای آزمایش موشک است، اما اسپیسایکس تحت فشار قرار دارد تا رو به جلو حرکت کند. این شرکت امیدوار است که اولین پرواز تجاری استارشیپ را در سال ۲۰۲۱ انجام دهد و این زمان زیادی را برای تکمیل فضاپیما نمیگذارد، چرا که در این مدت کوتاه باید ثابت کند که میتواند محمولهها را با اطمینان به مدار منتقل کند.
اگر تا به حال دریافتهاید که بهدنبال تعطیلاتی هستید که بتوانید تلفن هوشمند خود را خاموش کنید، شاید دچار تکنو استرس ناشی از شبکههای اجتماعی شدهاید.
جریان پیوستهی پیامها، بهروزرسانیها و محتویاتی که اپلیکیشنهای شبکههای اجتماعی بهطور مستقیم به ما تحویل میدهند، میتواند گاهی مانند حس اضافهبار اجتماعی باشد که به فضای شخصی تجاوز میکند و ما را مجبور میکند که برای حفظ روابط با دوستان خود به این پیامها پاسخ دهیم. شاید فکر میکنید که یک واکنش آشکار دربرابر این احساس، کنار گذاشتن تلفن همراه یا حذف اپلیکیشنها باشد. اما پژوهشی که بهتازگی منتشر شده است، نشان میدهد که هنگام رویارویی با این فشار، بسیاری از ما عمیقتر در این فضا فرو میرویم و بهشکل اعتیاد گونهای بیشتر از تلفنهای خود استفاده میکنیم.
طبق دیدگاه عرفی وقتی افراد در یک وضعیت استرسزا مانند مشاجره با یک فرد قرار میگیرند، برای رهایی از آن فشار خود را از این شرایط دور میکنند؛ آنها پیادهروی میکنند، کمی میدوند، با بچههای خود بازی میکنند یا به کارهای متفاوت دیگر مشغول میشوند. اما وقتی که منشا شرایط استرسزا استفاده از شبکههای اجتماعی است، میبینیم که افراد یکی از دو استراتژی مقابلهای بسیار متفاوت را انتخاب میکنند. پژوهشگران در مطالعهی مذکور تعداد ۴۴۴ کاربر فیسبوک را از کشور آلمان مورد بررسی قرار دادند تا به مطالعهی این موضوع بپردازند که آنها چگونه دربرابر تکنو استرس واکنش نشان میدهند. همانطور که انتظار میرفت، گاهی اوقات، آنها با روی آوردن به فعالیتهای غیرمرتبط سعی میکردند از استرس دور بمانند اما بهصورت غیرمنتظرهای، استفادهی بیشتر از شبکههای اجتماعی در این شرایط معمولتر بود.
مقالههای مرتبط:
اپلیکیشنهای شبکههای اجتماعی و وبسایتها چیزی هستند که ما آنها را «فناوریهای غنی از ویژگی» مینامیم. راههای زیادی برای استفاده از آنها وجود دارد. در فیسبوک، شما میتوانید بازی کنید، اخبار را بخوانید، با مطالعهی پستهای مربوط به مسافرت برای تعطیلات خود برنامهریزی کنید یا با دوستان خود صحبت کنید. هر یک از این کارها در زمینهی متفاوتی از اپلیکیشن اجرا میشود و شما را به قلمرو متفاوتی درون اپلیکیشن میبرد. این موضوع به شما اجازه میدهد که یک اپلیکیشن را به روشهای مختلفی ببینید. بنابراین اگر برای مثال بهخاطر پست یکی از دوستان خود درمورد خشونت نسبتبه حیوانات یا باختن در یک بازی دچار تکنو استرس شده باشید، میتوانید با منحرف کردن توجه خود به موضوع خوشایند و آرامبخشتری درون آن اپلیکیشن از استرس دور شوید.
شبکههای اجتماعی برای حفظ ما در فضای خود، ویژگیهای زیادی دارند
چنین انحرافاتی در ابتدا بیضرر بهنظر میرسد اما آنها میتوانند شما را وارد حلقهی بیپایانی از تکنو استرس ناشی از شبکههای اجتماعی و انحراف شبکههای اجتماعی کنند؛ این امر موجب میشود که شما در منبع استرس گیر کنید. این وضعیت حتی میتواند نشانهای از اعتیاد باشد؛ جایی که شما بهطور مداوم بهدنبال درمان کوتاهمدت از همان چیزی هستید که موجب مشکلات طولانیمدت میشود. موضوع نگرانکننده اینکه هرچه بیشتر از شبکههای اجتماعی استفاده کنید، احتمال انجام این کار بیشتر میشود.
نگرانی درمورد تأثیرات منفی ناشی از شبکههای اجتماعی موجب شده است که دولتها در این راستا و برای محافظت از شهروندان اقداماتی انجام دهند. قانونگذاران آمریکایی پیشنهاد کردهاند که تعریف ویژگیهای اعتیادآوری مانند محتوای نامتناهی و پخش خودکار ویدئوها در شبکههای اجتماعی ممنوع باشد.

رفتار، اثرات مضر را شکل میدهد
هرچند هدف از ویژگیهای متنوع اپلیکیشنهای شبکههای اجتماعی ممکن است این باشد که افراد به مدت طولانیتری پای آنها بمانند، این مسئله نیز آشکار است که این نحوهی استفاده از اپلیکیشنها و چگونگی واکنش دربرابر شبکهی اجتماعی است که اثرات مضر را شکل میدهد. اگر افراد شبکهی اجتماعی را بهعنوان یک ابزار کم کنندهی استرس و نیز یک ابزار ایجاد کنندهی استرس ببینند، احتمال بیشتری وجود دارد که در پاسخ به فشاری که شبکه ایجاد میکند، میزان استفاده از آن را افزایش دهند.
اولین گام برای مقابله با این نوع واکنش آگاهی است. اگر ما از رفتارهای خود در شبکههای اجتماعی، آگاهتر شویم، احتمال بیشتری وجود دارد که بتوانیم اثرات مضر را از اثرات خوشخیمتر آن جدا کنیم و از استفادهی آن به روش مضر پرهیز کنیم. بنابراین بار دیگر که شما از طرف شبکهای اجتماعی دچار تکنو استرس شدید، شاید بهتر باشد بهجای اینکه عمیقتر به آن شبکه پناه ببرید، تلفن خود را کنار بگذارید. در غیر این صورت، بدون اینکه متوجه باشید، ممکن است دقیقهها و حتی ساعات زیادی را فقط صرف این کنید که برای اینکه حواس خود را از موضوعهای استرسزای موجود در همان رسانه پرت کنید، از یک عملکرد به عملکرد دیگر بروید.
در حالی که فناوری بلاکچین به بسیاری از پروژههای آزمایشی راه پیدا کرده است، اما باز هم شرکتها، نگرانیهایی در خصوص امنیت، پهنای باند و نظارتپذیری این تکنولوژی نوظهور دارند.
در اوایل سال جاری، نتایج منتشر شده توسط شرکت تحقیقاتی IDC پیشبینی کرد که تا آخر امسال ۲.۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری صرف بلاکچین میشود که این رقم نسبت به سال ۲۰۱۸، بیش از ۸۰ درصد خواهد بود. بنا بر اعلام IDC سرمایهگذاریهای مربوط به بخشهای سختافزاری، نرمافزاری و خدماترسانی بلاکچین تا سال ۲۰۲۳ به ۱۵.۹ میلیارد دلار خواهد رسید. این شرکت افزود:
همسو شدن با فناوری بلاکچین در سرویسهای مربوط به خدمات مالی، تشخیص هویت، تجارت و سایر بازارها امری دلگرمکننده است.
براساس پیشبینیهای این شرکت در بازه ی زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳، تقریبا ۳۰ درصد سرمایهگذاریهای بازار جهانی بلاکچین توسط صنعت بانکی صورت خواهد گرفت. در این میان، صنایع تولیدی گسسته و فرآیندی، ۲۰ درصد از سهم بازار را در خصوص سرمایهگذاری در بلاکچین تصاحب خواهند کرد؛ به طوری که تا پایان سال ۲۰۲۳، صنایع تولید فرآیندی، سریعترین روند رشد در سرمایهگذاری در فناوری بلاکچین را خواهند داشت (۶۸.۸ درصد) و به این ترتیب، صنایع فرآیندی دومین صنعت بزرگ سرمایهگذاری در بلاکچین شناخته خواهد شد. در حالت کلی، IDC انتظار دارد که سرمایهگذاری روی بلاکچین تا سال ۲۰۲۳ رشدی فراتر از ۶۰ درصد داشته باشد.
بهگفتهی جیمز وستر، مدیر تحقیقات IDC، طی نظرسنجی اخیر که بین مدیران شرکتها انجام شده است، ۶۲ درصد شرکتکنندگان اعلام کردهاند که بلاکچین را در چشمانداز بلندمدت خود در نظر گرفتهاند. این تعداد نسبت به رقم سال گذاشته افزایش خفیفی داشته است. با این حال، ۵۵ درصد پاسخدهنگان اعلام کردهاند که پروژههای آنها درگیر بلاکچین است و ۵۱ درصد دیگر در حال پیادهسازی بلاکچین هستند. وستر افزود:
کاربردهای بلاکچین، مواردی مانند پرداختهای برونمرزی، مدیریت زنجیرهی تأمین و ردیابی فرآیندها را در برمیگیرد و بسیاری از شرکتها، این فناوری را از مرحلهی آزمایش به اجرا سوق میدهند.
با این حال، طی وبیناری که اخیرا برگزار شد، استیسی سوهو، مدیر تحقیقات IDC به همراه وستر اعلام کردند که بیاعتمادیهایی که نسبت به مزایای این فناوری وجود دارد قابلتوجه است. بهخصوص هنگامی که صحبت از نظارت و دولت به میان میآید. وستر گفت:
به نظر من، بلاکچین در حال توسعه است. با این حال، هنوز مجهولات زیادی در خصوص چگونگی این توسعه وجود دارد که طبیعی به نظر میرسد. زیرا بلاکچین پتانسیل اخلالگری هم دارد و میتواند با همان روشی که یک نرمافزار سازمانی را توسعه داده است، باعث تخریب و اختلال آن هم بشود! بنابراین این بلاتکلیفی دور از انتظار نیست.
بهعنوان مثال، وقتی یک شرکت برای تبادل اطلاعات بین شرکای تأمینکنندهی خود، شبکهی خود را مبتنی بر فناوری بلاکچین راهاندازی میکند، چه کسی قرار است عهدهدار مدیریت سیستم شود یا هزینهها و سودها چگونه باید بین شرکا تقسیم شود.

آنها همچنین با نگرانیهای نظارتی و همینطوردخالت سایر سازمانها و فناوریها مواجه هستند. ضمن اینکه این پرسشها نیز برای آنها مطرح است: «جدول زمانی من چیست؟ چه زمانی قرار است به مزایای استفاده از بلاکچین دست پیدا کنم؟»
در حالی که بسیاری از شرکتها تا اعماق پروژههای مبتنی بر بلاکچین پیش رفتهاند، باز هم تا رسیدن به نقطهی ۱۰۰ درصد فاصلهی زیادی دارند. حتی اگر، در مراحلی از کار، تصور کردند که پروژه به اتمام رسیده است، اکنون متوجه شدهاند که زمان بیشتری برای پیدا کردن شرکای تجاری مناسب نیاز دارند تا بتوانند مطمئن شوند که بلاکچین شبکهی هموارتری را نسبت به سیستمهای قدیمی فراهم کرده است.
البته بلاکچین قرار نیست نقش یک واسطه بین سیستمی جدید و قدیمی را ایفا کند؛ بلکه بلاکچین مجموعهای از روشها است که جریان اطلاعات را از سمت سیستمهای ERP (برنامهریزی منابع سازمان) به فناوری توزیعکنندهی خودکار هدایت میکند. بهطور معمول، در استانداردهای اشترکگذاری دادهها مانند GSI (که مشهورترین آن ماشینهای بارکدخوان هستند) نوعی قابلیت همکاری بین سیستمهای دادههای قدیمی و سیستمهای جدید وجود دارد؛ اما داستان بلاکچین متفاوت است.
شرکتی مانند IBM Food Trust که با خردهفروشان مطرحی مانند والمارت همکاری میکند، فرایند ردیابی غذا را از زمین کشاورزی به قفسههای فروشگاه انجام میدهد. در واقع اینجا دیگر خبری از استانداردهای GS1 نبود؛ بلکه پای یک فناوری کاملا جدید در میان بود که ضمن فهم اطلاعات بخشهای مختلف، انتقال آنها را بهصورت الکترونیکی عهدهدار میشد.

کوین مکماهون، مدیر فناوریهای نوظهور در مرکز مشاورهی مستقر در شیکاگو میگوید:
صرفنظر از اینکه بلاکچین در چه بخشهایی کارآمد است و چه هزینههایی برای اجرایی شدن دارد، نیازمند وجود شرکای تجاری برای ایجاد شبکه و همچین توافقات تجاری و قوانین دولتی است.
مکماهون افزود:
مواردی مانند وضع قوانین دولتی، زمان و انرژی در کنار هم و ایجاد یک کنسرسیوم برای حل چالشهای تجاری بلاکچین، همیشه از معماهای مجهول مشتریان ما بوده است.
ساهو هم عنوان میکند در حال حاضر افراد در حال تحقیق و بررسی روی این موضوعات هستند که طبیعتا ساده نخواهد بود و این مسیر فراز و نشیبهایی خواهد داشت.
گردش سرمایه در بلاکچین
برخلاف اینکه پروژهها، طرح هاو آزمایشهایی مبتنی بر بلاکچین صورت گرفتهاند، اما باز هم طبیعت و ذات این فناوری، شکل خاص و مشخصی ندارد. زیرا بلاکچین اپلیکیشنی تجاری برای ارایهی ارزش نیست؛ بلکه بستری زمینهساز است که همین موضوع، فروش آن را به مدیران سازمانها دشوار میکند.

وستر گفت:
معمولا یک شرکت زمانی دست به سرمایهگذاری روی یک فناوری میزند که بتواند نسبت درآمد حاصل از آن را به هزینهای که صرف میکند، محاسبه کند. وقتی که از این فناوری در یک شبکه بین شرکا استفاده میکنید، ممکن است هزینهی تمام شدهی آن بهطور مساوی تقسیم نشود. حتی ممکن است مزایای استفاده از آن هم بهصورت مساوی نباشد.
مشکل دیگری که مسئلهی بازگشت سرمایه را پیچیدهتر میکند، مقیاسناپذیری است؛ زیرا شرکتها شبکههای خود را بر این اساس میسازند که اعضایی را به آن جذب کنند و آن را گسترش دهند اما در این مورد، نمیتوان برآورد مناسبی از فرصت پیش رو داشت. با این حال، بلاکچین این قابلیت را دارد که شیوهی خرید مصرفکنندگان، ردیابی فعالیتهای تجاری، تبادل دادهها و حتی توزیع نرمافزاری بین شرکای تجاری را تغییر دهد.
در حال حاضر، نرمافزارهای سازمانی تحت عنوان یک مجوز تحویل شرکتها داده میشوند. این به آن معنا است که شرکتهای خصوصی براساس عملکردهای بانکهای اطلاعاتی مجاز از نرمافزار خود استفاده میکنند. به بیان دیگر، بارگیری، دستکاری، تغییر و تحلیل دادهها در داخل یک بانک اطلاعاتی صورت میگیرد.
ممکن است سیستم ERP یک شرکت به گونهای باشد که اطلاعات مربوط به محصولاتش را بررسی کند. سپس این محصول به شرکت دیگری ارسال میشود که سیستم ERP آن ورودی محصول را در بانک اطلاعاتی خود ثبت میکند. وستر میگوید:
این همان داده است، اما نوع بانک اطلاعات متفاوت است. حتی ممکن است تأمینکنندهی ERP هر دو شرکت یکی باشد. بنابراین شرکت A و شرکت B بهدنبال دادههای یکسان هستند اما از مجوزهای متفاوتی برای دستیابی به یک هدف مشابه استفاده میکنند. چنین سیستمی چندان کارآمد به نظر نمیرسد. زیرا شرکتها دادههایی وارد سیستم خود کرده و اطلاعاتی را تأیید میکنند که قبلا به دفعات بیشمار، بارگذاری و تأیید شده است.
وی افزود:
در سیستمهای ERP هر تراکنش یا تغییر حالتی بهطور خودکار برای هر گره تکرار میشود؛ به هیمن دلیل بسیاری از عملیات سیستمهای ERP زاید به نظر میرسند. در مقابل، تمام آنچه که در بلاکچین لازم است یک اپلیکیشن مرورگرمانند است تا آنچه را که اتفاق میافتد نمایش دهد. این مشکل در خصوص بسیار از دیگر نرمافزارهای سازمانی که حسابهای مالی خود را ردیابی میکنند، وجود دارد. بنابراین، بلاکچین مدل رفتاری نرمافزارهای سازمانی را تغییر میدهد.
سوهو خاطرنشان میکند که پیش از این، بلاکچین چگونه توانسته است صنعت خردهفروشی را تغییر دهد؛ به این ترتیب که خریداران با اسکن کد QR محصولات به وسیلهی گوشیهای هوشمند، میتوانند به اطلاعات مربوط به محل تولید پوشاک، مواد غذایی یا سایر محصولات دست پیدا کنند.
در حال حاضر، والمارت هم با استفاده از نوعی اپلیکیشن به مشتریان خود این امکان را داده است تا با اسکن یک کد QR روی برچسب محصول، تاریخچهی آن را از محل ساخت تا قفسهی فروشگاه ردیابی کنند.
در ماه ژوین، سازمان غذا و داروی ایالات متحده USFDA اعلام کرد که شرکتهای مرک، IBM، والمارت و KPMG از شرکای پروژه ی قانون امنیت زنجیرهی تأمین غذا و دارو (DSCSA) هستند؛ آنها این امکان را فراهم کردهاند تا داروها و واکسنهایی که در ایالات متحد تولید و توزیع میشوند، قابل ردیابی باشند.
در واقع، بلاکچین با ردیابی دارو از تولیدکننده به شرکت حملونقل تا قفسهی فروشگاه، این تضمین را فراهم میکند که داروی تأیید شده، تقلبی نیست و فاقد هرگونه آلودگی است.
نئاندرتالها برای دورهای نزدیک به ۱۰۰ هزار سال در نواحی مختلف ایران زندگی کردند، اما از تقریبا ۴۰ هزار قبل شواهد وجود این انسانتباران محو شد.
با اینکه تاکنون در هیچکدام از محوطههای باستانی ایران، استخوانبندی کامل یک انسان نئاندرتال پیدا نشده، اما شواهد متعددی از حضور این عموزادههای باستانی ما یافت شده که گواهی بر حضور طولانی مدت آنها در فلات ایران است. در واقع به گفته پژوهشگران، پارینهسنگی ایران پتانسیل بالایی برای اکتشافات متعدد دارد. کشف دندان یک نئاندرتال خردسال که توسط فریدون بیگلری و همکارانش در غار وزمه در کرمانشاه انجام گرفت و اخیرا منتشر شد، گواهی بر این مدعاست. در واقع، تا قبل از کشفهای مشهور رالف سولکی و همکارانش در غار شانیدر زاگرس غربی، نئاندرتالها، پدیدهای صرفا اروپایی تلقی میشدند، اما حالا از آنچه میدانیم، از دستساختهها، گورستانها و برخی بقایا و اخیرا کشف ژنهای این انسانها در خاورمیانه و فراتر از آن، از شام (منطقهی وسیعی در جنوب غرب آسیا) تا کوههای آلتای در سیبری و حالا ایران، شاید گسترهی زیست نئاندرتالها فراتر از ایران و در تمام آسیای شرقی؟ بوده است.
حتی میتوان تصور کرد، برعکس آنچه قبلا تصور میشد، حضور نئاندرتالها در اروپا مقطعی بوده باشد و نتیجه مهاجرتهای کوتاه مدت یا پراکندگی و گسترش جمعیت در دورههای سردِ آبوهوایی بهسوی خاور بوده باشد. اگر چنین فرضی درست باشد، خاورمیانه و آسیای مرکزی ممکن است مرکز قلمروی نئاندرتالها بوده باشد و نه حاشیه آن، چنانچه بسیاری از پژوهشگران چنین تصور میکنند. غارهای متعدد برجای مانده از دوره پارینهسنگی میانه، پناهگاههای سنگی، تپهها و دشتها در ایران همگی با چنین فرضیهای مطابقت دارند.
مقالهی مرتبط:
مهمترین سکونتگاههای نئاندرتالها در ایران کجا بودند؟
نئاندرتالها از نزدیکترین خویشاوندان باستانی ما بودند که تا پیش از ورود ما انسانهای مدرن (هومو ساپینسها) از آفریقا به اروپا و آسیا، گسترهی وسیعی از اورسیا و جبلالطارق در باختر و خاورمیانه در خاور زمین را بهعنوان محل زندگی خود انتخاب کرده بودند. فلات ایران برای نئاندرتالها حکم شرقیترین قلمروی زیستی را داشت و از آثار متعددی که از دوره پارینهسنگی میانی در ایران یافت شده، میتوان به این نتیجه رسید که جمعیت انسانهای نئاندرتال در نواحی کوهستانی و ارتفاعات زاگرس (در غرب ایران و شرق عراق) بیشتر از باقی نقاط ایران بوده است. هر چند شمار دیگر سکونتگاههای انسان نئاندرتال در ایران کم نیست و گواه آن هم کاوشهای متعددی است که در دیگر نواحی باستانی عصر پارینهسنگی میانه انجام گرفته است. اما تا بهحال، استانهای کرمانشاه و لرستان بیشترین تعداد کاوشها و حفاریهای این دوره باستانی که همزمان با حضور انسان نئاندرتال در ایران بوده را به خود اختصاص دادهاند. با این حال، دیگر استانهای ایران هم بارها و بارها مورد کاوش قرار گرفتهاند که در سطور آینده به برخی از مهمترین این محلهای سکونت نئاندرتالهای ایرانی خواهیم پرداخت.
عکسی از اولین کاوشها در غار شکارچیان در بیستون
همانطور که در بخش اول این مقاله گفتیم، اکتشافات عصر پارینهسنگی میانه (از ۳۰۰ تا ۴۰ هزار سال قبل) با حفاریهای کارلتون کوون، انسانشناس و مدیر موزه قومشناسی دانشگاه پنسیلوانیا در غارهای بیستون، کمربند و هوتو در سال ۱۳۲۸ آغاز شد که توانست برای نخستین بار به بقایای انسانی بازمانده از عصر پارینه سنگی دست پیدا کند. در همین بررسیها بود که کارلتون کوون موفق به کشف اولین بقایای انسان نئاندرتال در ایران شد. اما کاری که کارلتون کوون آغازگر آن بود، بعدا به وسیله کاوشگران و باستانشناسان ایرانی و غربی دیگری دنبال شد.
محوطههای عصر پارینهسنگی میانی در ایران عمدتا از غارها و پناهگاههای سنگی کوههای زاگرس و چند محوطه در سواحل دریای خزر و برخی نواحی پراکنده بیابانی تشکیل میشوند. نکته جالب که خبر از پتانسیل بالای اکتشافات دورهی پارینهسنگی میانی در ایران میدهد، با وجود، کاوشها و حفاریها محدود، کشفیات متعددی از این عصر انجام گرفته است.
غار شکارچیان: غار بیستون (که به غار شکارچیان نیز شهرت دارد) در نزدیکی شهر بیستون در استان کرمانشاه واقع شده است. این غار در ارتفاع حدود ۱۳۰۰ متری قرار دارد و با شهر کرمانشاه، حدود ۳۰ کیلومتر فاصله دارد. کارلتون کوون که در سال ۱۳۲۸ اولین کاوشهای عصر پارینهسنگی میانی را در ایران انجام داد، به برخی بقایای انسانی دست یافت که دو مورد از این یافتهها توجه او را به خود جلب کرد. مورد اول یک دندان پیشین بود که کارلتون کوون تصور میکرد متعلق به یک انسان نئاندرتال است و دیگری هم یک استخوان ساعد که این دیرین انسان شناس مشهور آمریکایی، این استخوان را نیز به عموزادههای ما نسبت داد. به هر حال، یافتههای بعدی خط بطلانی بر فرضیه کارلتون کوون کشیدند و مشخص شد دندانی که در غار شکارچیان کشف شده بود، متعلق به گاوسانان است. اما ماهیت نئاندرتالی استخوان ساعد همچنان به قوت پیشین خود باقی است و به همین جهت، میتوانیم کارلتون کوون را اولین کسی بدانیم که توانست شواهدی از انسانهای نئاندرتال را در فلات ایران کشف کند.
با این حال، دیرین انسانشناسی بهمعنای واقعی در کوههای زاگرس با اکتشافات مهیج رالف سولکی (انسانشناس مورد علاقه نگارنده و از قهرمانان دنیای انسانشناسی) در «غار شانیدر» معنا پیدا میکند که بین سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۰ انجام گرفتند. در مورد، سولکی گفتنیها بسیار است و مقالهای جداگانه میطلبد، اما آنچه او با اکتشافات خود در شانیدر عراق انجام داد، چهرهی انسان نئاندرتال را برای همیشه دستخوش تغییر کرد و با وجود مقاومت جامعهی علمی آن زمان، ثابت کرد، نئاندرتالها ظرافت و رفتارهایی درست به مانند ما دارند. این اکتشافات بعدا توسط دیرینهشناسانی دیگری از جمله، توماس دال استوارت و اریک ترینکاس در سال ۱۳۶۲ توضیح داده شدند.
اریک ترینکاس در اواخر دههی ۱۳۴۰ فرصت بازدید از موزه دانشگاه پنسیلوانیا را پیدا کرد و توانست استخوانهای مشهوری که کارلتون کوون کشف کرده بود را بررسی کند. این استخوانها قبلا آنطور که باید از جنبه دیرین انسانشناسی مورد بررسی قرار نگرفته بودند. کارلتون کوون از مجموعه عظیم دستساختههایی که پیدا کرده بود، ۱۵۷۱ عدد را که شامل ابزارهای روتوش، سنگهای مادر و تیشه بودند را با خود برداشت و باقی این کشفیات را در محل دور ریخت.
غار قبه: غار قبه در ۱۵ کيلومترى شمال شرقى کرمانشاه در تنگ کنشت قرار دارد. در اکتشافات صورت گرفته در این غار بخشهایی از استخوانها و همینطور چند دندان که تصور میشود متعلق به یک کرگدن باشد کشف شد که نشان میدهد، احتمالا نئاندرتالهای خوش اشتها برخی اوقات از حیوانات بزرگجثه نیز تغذیه میکردند. با وجود این، هنوز شبهاتی در مورد منشأ این کرگدن وجود دارد، در واقع، این فرض نیز مطرح است که ممکن است شکارچیان آن عصر لاشهی حیوان را که قبلا به دلیل نامشخصی (درگیری با درندگانی دیگر یا سقوط از پرتگاهی) کشته شده بود، به محل سکونت خود آورده و از آن خورده باشند. در حقیقت، با توجه به نادر بودن شواهد موجود از بقایای کرگدن میتوان اینطور تصور کرد که این فرضیه تا حد زیادی با واقعیت منطبق باشد. مورد دیگر اینکه، میتوانیم شمار کم اکتشافات و حفاریها در فلات ایران را نیز تا حدی در این مورد دخیل بدانیم.
دکتر رالف سولکی در غار شانیدر عراق، ۱۳۳۵ ش
در اکتشافاتی که بروس هاو، باستان شناس و انسانشناس آمریکایی و همکارانش در سال ۱۳۴۱ انجام دادند، توانستند برخی دستساختههای دورهی پارینهسنگی میانی را به همراه بقایای برخی حیوانات بومی منطقه در غار قبه پیدا کنند. از بقایای استخوانی پیدا شده در غار اینطور برمیآيد که انسانهای پارینهسنگی ساکن غار بیشتر از بز کوهی و میش وحشی تغذیه میکردند که در آن عصر در منطقه در گلههای پرجمعیتی به چرا میرفتند.
دیگر کشف هاو و همکارانش این بود که نئاندرتالهای غار قبه، گاهی شقههای بزرگی از لاشهی شکار خود را به غار میبردند که معمولا ران و بازو بود. بخشهایی که از بیشترین حجم گوشت و مغزِ استخوان برخوردار است. نکته دیگری که دیرینهشناسان از بررسیهای خود در غار قبه دریافتند این بود که نئاندرتالهای ساکن این محوطهی باستانی از ضربات متعدد دستساختههای سنگی (تیشهها و سنگهای مادر) برای دسترسی به مغز استخوان شکارهای خود استفاده میکردند.
غارهای قلعه بزی: مجموعه غارهای قلعه بزی در دیزیچه در جنوب غربی اصفهان واقع هستند. دکتر فریدون بیگلری و همکارانش در سال ۱۳۹۳ حفاریهایی را در این غار انجام دادند. اوایل دههی ۱۳۷۰ بود که برخی از اهالی از وجود برخی استخوانها و دندانها در یکی از غارهای قلعه بزی خبر دادند. بعد از این در سال ۱۳۸۲، گروهی از زمین شناسان به سرپرستی دکتر مهدی يزدی از گروه زمينشناسي دانشگاه اصفهان اکتشافاتی را در این غارها انجام دادند و توانستند دستساختههای سنگی و بقایای جانوری را در غار قلعه بزی ۲ کشف کنند.
در اکتشافات دیگری که در سال ۱۳۸۳ توسط همین تیم انجام گرفت، اندک دستساختهها و بقایای جانوری دیگری نیز در غار قلعه بزی ۱ کشف شد. در سال ۱۳۸۴ نیز تیم دیگری به سرپرستی دکتر فريدون بيگلری و پژوهشگرانی از بخش پارینهسنگی موزه ملی ایران، اداره کل میراث فرهنگی اصفهان و گروه زمينشناسی دانشگاه اصفهان کاوشهای جدیدی را در مجموعه غارهای قلعه بزی انجام دادند.
این کاوشها در سال ۱۳۸۷ نیز توسط تیم مشترکی به سرپرستی پروفسور ژاک ژوبر و دکتر بيگلری ادامه پیدا کردند. در این کاوشها، خوشبختانه مجموعهی نسبتا بزرگی از بقاياي جانوري و دستساختههای سنگي و چند ابزار استخوانی کشف شد که اکثر آنها تقریبا دستنخورده باقیمانده بودند. در سطوح فوقانی غار نیز بقایای زغال، قطعات استخوان و دستتراش های سنگی کشف شد.
در قلعه بزی ۲ که بزرگترین و مرتفعترین مکان مجموعه غارهای قلعه بزی است، شمار زیادی دستساختههای سنگی، معدودی دست ساخته های استخوانی به همراه برخی بقایای جانوری کشف شدند. در ادامه کاوشها، باستانشناسان به مجموعهی بزرگی از بقایای جانوری از جمله دندان جانوران عصر پارینهسنگی برخوردند که تا حد زیادی دستنخورده باقیمانده بودند. در این بقایای استخوانی، مشخصا در بخشهایی از استخوانهای دست و پا شواهدی از شکستگی و ضربات متعدد مشاهده شد که نشان میداد، انسانهای نئاندرتال برای خارج کردن مغز استخوان این استخوانها را شکسته بودند.
غار قلعه بزی شمارهی ۱
در همین حال، آثاری از سوختگی و برشها به وسیلهی ابزارهای سنگی در استخوانها مشاهده شد. بقایای جانوری که در این غارها کشف شدند را بیشتر علفخواران بزرگجثه و میانجثه از جمله آهو، بز و میش کوهی تشکیل میدادند. در میان حیوانات بزرگجثه نیز بقایای استخوانی اسبسانانی مانند گور خر و اسب وحشی و همینطور گاو وحشی و گوزن در غار مشاهده شدند. در عین شگفتی در این غار نیز، چند تکه استخوان و دندانهای یک کرگدن پیدا شد. علاوه بر این، جانوران کوچک جثهای مانند سمور، راسو و خرگوش نیز در بین بقایای استخوانی شناسایی شدند که نشان میداد نئاندرتالها در صورت لزوم از هر جانوری که در دسترسشان بود تغذیه میکردند، خصوصا در دورههای اتراق طولانی مدت خود در نزدیکی چشمهها و رودخانهها برای شکار حیوانات بزرگ جثهای مانند گور خر، آهو و گوزن.
باستانشناسان در غار قلعه بزی ۳، نیز حدود ۲۰۰ دستساخته سنگی بههمراه ۳۰۰ استخوان و دندان جانوران مختلف را کشف کردند. همچون دو غار دیگر این مجموعه، بقایای استخوانی جانوران را طیف وسیعی از پستانداران بزرگجثه تا میانجثه و پستانداران کوچکجثهای مانند خرگوش و حتی برخی جوندگان و پرندگان و خزندگان و خرچنگ تشکیل میدادند.
دکتر بیگلری که سرپرستی این مجموعه حفاریهای را برعهده داشت، در این پژوهش نوشت:
پژوهشهای انجام شده در مجموعه مكانهای قلعه بزی بـرای نخستين بار اطلاعات ارزشمندی از جنبههای مختلف استقرار، معيشت و گاهنگاری جوامع انسانی اواخر دوره پارينهسنگی ميانی در مرکز ايران را ارائه کرد. شرايط مناسب حفاظتی در اين مكانها، امكان حفظ نهشتههای باستانشناختی و مواد بهجایمانده از استقرارهای اواخر پارينهسنگی ميانی را فراهم کرده و فرصتی به دست داد که بتوانيم گامی فراتر از بررسی صرف صنايع سنگی برداريم. بررسی سایر يافتهها در کنار دستتراشهای سنگی، از جمله بقايای غنی جانوری، زغال، ابزار استخوانی و توالی نهشتهها تصوير جديدی از فعاليتهای انسانی و زيستمحيطی آنها را در منطقهی ناشناخته اصفهان در اختیار قرار دارد.
دکتر بیگلری و همکارانش با تاریخگذاری نمونههای زغال کشف شده در محل، دریافتند که گروههای شکارچی-گردآور که احتمالا انسانهای نئاندرتال بودند، بین ۴۰ تا ۵۰ هزار سال قبل از این غارها بهعنوان سکونتگاههای فصلی خود استفاده کرده بودند. فاصله زمانیکه همزمان با پایان دوره پارینهسنگی میانی و محو شدن تدریجی آثار بهجایمانده از نئاندرتالها در سوابق باستانشناسی اوراسیا نیز است.
غارهای قلعه بزی، پس از غار کیارام در گالیکش، گلستان، دومين محوطهی پارينهسنگی ميانی شناسايی شده در ایران بود که باستانشناسان بقایای کرگدن را در آن پیدا کردند. موضوع دیگری که به اهمیت کشفیات غارهای قلعه بزی میافزاید، وجود شماری از ابزارهای استخوانی است که بهعنوان کوبه برای روتوش لبه و شکلدهی دستساختهها مورد استفاده قرار گرفتند. کشف اين ابزارهای استخوانی در قلعه بزی نهتنها نخستين مورد گزارش شده از چنين ابزارهای استخوانی در يک محوطهی پارينهسنگی ايران بود، بلکه چنین ابزارهای سنگی در غرب آسیا نیز به ندرت کشف شدند. یکی از معدود ابزارهای اینچنینی در محوطهی باستانی در «تشیکتاش» در ازبکستان کشف شده است.
غار کنجی: غار کنجی در جنوب شرقی خرمآباد واقع شده است. در این غار آثار متعددی از سکونت انسانهای نئاندرتال در عصر پارینهسنگی میانی به دست آمده که شامل برخی دستساختههای سنگی و بقایای جانوری میشود. این غار نخستین بار توسط هول گمانه زنی و بعدا توسط جان اسپت کاوش شد. فرانک هول، باستانشناس و مستشرق آمریکایی به همراه رابرت برایدوود، انسانشناس و باستانشناس متخصص پیشاتاریخ خاور نزدیک، در سال ۱۳۳۸، کاوشهایی را در بخشهای ایران رشته کوههای زاگرس آغاز کرد. او و همکارانش در همان سال، نخستین بررسیهای منظم پیش از تاریخی ایران را در کرمانشاه انجام دادند و سال بعد نیز حفاریهایی در آسیاب (خوزستان) و پناهگاه سنگی ورواسی در کرمانشاه انجام دادند.

دکتر فریدون بیگلری به همراه دندان یک کفتار از غار وزمه: (عکس از مهران بیگلری)
فرانک هول بعدا کاوشهایی را در غار کنجی انجام داد که در آن آثار غنی از دوره پارینهسنگی میانی به دست آمد. از میان کشفیات فرانک هول میتوان به یک نمونه زغال اشاره کرد که با توجه به تاریخگذاریهای رادیوکربن قدمت آن تا حدود ۴۰ هزار سال قبل تخمین زده میشود. با این وجود، دکتر بیگلری، مسئول بخش پارینهسنگی موزه باستانشناسی ایران، عقیده دارد این روش تاریخگذاری در آن زمان ضعف زیادی داشته و باید تاریخگذاری هول و همکارانش را تقریبی دانست.
دکتر بیگلری همانطور که در سطور قبل اشاره کردیم، قبلا کاوشهایی را در مجموعه غارهای قلعه بزی انجام داده بود. او و همکارانش با تاریخگذاری چندین نمونه زغال به شیوهی رادیوکربن، به این نتیجه رسیدند که انسانهای نئاندرتال بین ۴۰ تا ۵۰ هزار سال قبل در قلعه بزی سکونت داشتند. در همین حال، حفاریهای دیگری که در محوطههای باستانی مختلف فلات ایران از جمله مجموعه غارهای قلعه بزی انجام گرفتند، حاکی از وجود چندین آتشدان و اجاق باستانی و لایههای خاکستر بودند. دکتر بیگلری در حفاریهای خود در غارهای قلعه بزی دریافت که ضخامت نزدیک به ۱ متری این زغالها نشانگر سکونت طولانی مدت انسان (احتمالا نئاندرتالها) در این مکان بوده است. عمده چوبهایی که بهعنوان هیزم این انسانهای باستانی مورد استفاده قرار گرفتند از چوب درخت پسته، بید و سپیدار بودند.
دلازیان و میرک: مجموعه تپههای دلازیان و میرک در جنوب شرقی و جنوب استان سمنان، از دیگران محلهای استقرار انسانهای نئاندرتال در ایران بودهاند. پژوهشهای انجام گرفته در این دو محوطه توسط دکتر وحدتی نسب و دکتر ژیل بریون نشان میدهد این محوطههای باستانشناسی زمانی از سکونتگاههای انسانهای احتمالا نئاندرتال بودند. در این دو محوطه در جنوب استان سمنان، تعداد زیادی دستساخته سنگی نئاندرتالها نیز کشف شده است. به گفته باستانشناسان، در دوران پارینهسنگی، احتمالا در محلی که حالا تپههای میرک واقع هستند، دریاچهای وجود داشته که شکارگاه نئاندرتالها بوده است. باستانشناسان قدمت ابزارهای سنگی به دست آمده در این محوطه باستانی را بین ۵۰ تا ۶۰ هزار سال قدمتگذاری کردند.
دشتهای شهرستان اسلامآباد غرب، کرمانشاه، جایی که غار وزمه در آن قرار دارد
در این محوطهی باستانی همچنین بقایای استخوانی متعددی از گورخر کشف شد که نشان میداد این اسبسانان که احتمالا در دوران پارینهسنگی میانی در منطقه به وفور یافت میشدند از شکارهای اصلی نئاندرتالهای ساکن جنوب سمنان بودند. تصور بر این است که دلازیان و میرک، به دلیل شرایط آبوهوایی خود، از سکونتگاههای مقطعی نئاندرتالها بودهاند و این انسانها از اوایل بهار تا اواخر پاییز در این نواحی سکونت داشتند.
پناهگاههای همیان: پناهگاههای همیان در محلی به نام چالگه شَلَه در رشتهکوه شمال کوهدشت، لرستان واقع شدند. قدیمیترین تاریخگذاریهای انجام گرفته در محوطههای باستانیشناسی عصر پارینهسنگی ایران نیز مربوط به همین غارها است. چارلز مکبری، باستانشناس بریتانیایی، در سال ۱۳۴۳، حفاریهایی را در این پناهگاه سنگی انجام داد و به برخی بقایای جانوری و همچنین دستساختههای متعلق به انسان نئاندرتال دست پیدا کرد. او و همکارانش یک قطعه استخوان را به روش «اورانیوم-توریوم» تاریخگذاری کردند و قدمت آن را تا حدود ۱۴۸ هزار سال قبل تخمین زدند. خطای این روش، خصوصا در آن زمان بیش از ۳۵ هزار سال بوده است. با این حال، یافتههای مکبری نشان داد که غار همیان، قدیمیترین زیستگاه انسانهای عصر پارینهسنگی ایران است.
غار وزمه: تازهترین کشف بقایای نئاندرتالها در ایران نیز به اوایل ماه گذشته (مرداد) بازمیگردد، زمانیکه دکتر فریدون بیگلری و همکارانش، کشف مهم خود را در ژورنالهای بینالمللی گزارش دادند. در این پژوهش دکتر فریدون بیگلری به همراه تیم بینالمللی از همکارن فرانسوی - ایرانی موفق به بررسی دندان آسیای کوچک یک انسان نئاندرتال به شیوه های دقیق شدند. تا پیش از این دستساختههای سنگی نئاندرتالها در نقاط مختلف ایران یافت شده بود و بقایای استخوانبندی آنها نیز در شمال غرب زاگرس در کردستان عراق (غار شانیدر) نیز به دست آمده بود. اما، کشف اخیر در غار وزمه در شهرستان اسلامآباد غرب، کرمانشاه، ایران را رسما وارد نقشهی زیستگاههای نئاندرتال کرد.
دکتر بیگلری و همکارانش در پژوهش اخیر دندان انسانی را که قبلا در سال ۱۳۷۸ کشف شده بود مجددا بررسی کردند. دندان غار وزمه که یک دندان آسیای کوچک متعلق به کودکی نئاندرتال بود، در میان استخوانهایی شناسایی شد که در میانشان بیشتر بقایای جانوران بزرگ جثهی عصر یخبندان از جمله، خرس ماقبل تاریخ، کفتار خالدار، گرگ، شیر غار، پلنگ و سایر حیوانات به چشم میخورد. اگرچه دندان کشف شده حداقل ۲۵ هزار سال قدمتگذاری شد، اما از آنجایی که سابقهی فسیلی از نئاندرتالها از حدود ۴۰ هزار سال قبل به این سوی موجود نیست، دکتر بیگلری نیز قدمت این دندان را بسیار بیشتر دانسته است. به گفته وی با درنظرگرفتن اینکه گوشتخواران این منطقه بین ۱۱ هزار تا ۷۰ هزار سال قبل مکررا از این غار استفاده کردهاند و این مسئله که انسانهای نئاندرتال در حدود ۴۰ هزار سال قبل منقرض شدند، کودک نئاندرتال وزمه به احتمال زیاد در مقطع زمانی بین ۴۰ تا ۷۰ هزار سـال قبل در این منطقه زندگی میکرده است
به عقیده دکتر بیگلری، از آنجایی که غار وزمه سقف بسیار کوتاه و دالانی کم عرض داشته، نئاندرتالها نمیتوانستند در آن سکونت داشته باشند. به همین دلیل، به احتمال زیاد این کودک که هنگام مرگ بین ۶ تا ۱۰ سال سن داشته، توسط یکی از درندگان آن عصر کشته شده یا جسدش پس از مرگ در جای دیگری پیدا شده و توسط یک گونه گوشتخوار مانند پلنگ یا کفتار خالدار یا راهراه به غار آورده شده باشد.
دکتر بیگلری در مقاله خود در شمارهی روز ۱۴ شهریور روزنامه شرق که به همین کشف اختصاص داشت، نوشت:
توجه بینالمللی به کشف بقایای انسان نئاندرتال در ایران گواهی بر اهمیت انجـام پژوهشهای هدفمند و روشمند در حوزه باستانشناسی پارینهسنگی در کشور است. باستانشناسی پارینهسنگی در ایران شاخهی نسبتا جدیدی است، اما با وجود جوان بودن در چند دهه اخیر توانسته نام ایران را در میان کشورهای فعال دیگر در این حوزه مطرح کند.
پناهگاه باوهیوان: علاوه بر دندان غار وزمه، سال گذشته خبر کشف یک دندان نیش شیری مربوط به کودکی ۶ ساله از لایههای دوره پارینهسنگی میانی در پناهگاه سنگی باوهیوان در شمال غربی کرمانشاه منتشر شد. دکتر سامان حیدری گوران و همکارانش سال گذشته خبر این کشف را گزارش دادند و اعلام کردند، این دندان شیری براساس تاریخگذاریهای رادیوکربن بین ۴۲ تا ۴۵ هزار سال قدمتگذاری شده است. اما با توجه به اینکه نتایج این پژوهش تاکنون تنها در رسانههای گروهی داخلی منتشر شده و هنوز در ژورنالهای بینالمللی مورد داوری همتا و کارشناسی علمی قرار نگرفته، باید دندان کودک وزمه را اولین مدرک اثبات حضور نئاندرتالها در ایران بدانیم.
چه بر سر نئاندرتالها آمد؟
داستان انقراض نئاندرتال کلاف سردرگمی است که بعید است به این زودیها گشوده شود. متأسفانه به دلیل محدود بودن کاوشهای صورت گرفته در محوطههای دورهی پارینهسنگی ایران و همینطور تاریخگذاریهای دقیق، نمیتوان با قطعیت دربارهی زمان ورود و ناپدید شدن نئاندرتالها در ایران نظر داد. اما هرچه بوده، از حدود 40 هزار سال قبلشواهد نئاندرتالها در ایران نیز به تدریج محو شدهاند. در نتیجه میتوانیم، اینطور تصور کنیم که همان بر نئاندرتالهای ایران رفت که بر سایر نئاندرتالهای اوراسیا و حتی آخرین نسل نئاندرتالها که در جبلالطارق (جنوب اسپانیا) پناه گرفته بودند.
انقراض نئاندرتالها در سایر نقاط جهان، حدود ۴۰ هزار سال قبل در پایان دوره پارینهسنگی میانی شروع شد، درست زمانیکه انسانهای مدرن اولیه وارد اوراسیا شدند. با این حال، این زمانبندی بارها به عقب کشیده شده و حتی برخی پژوهشگران زمان ورود انسانهای مدرن به قاره اروپا و سپس پراکنده شدن در اروپا، اوراسیا و سایر نقاط جهان را تا هزاران سال قبلتر دانستهاند.
بر اثر تغییرات اقلیمی، آخرین نئاندرتالهای اروپا با آبوهوایی بسیار سرد مواجه شدند
تا به حال، فرضیات زیادی در مورد سرنوشت نئاندرتالها مطرح شده که طیف وسیعی از دلایل را شامل میشود؛ از درگیریهای خونین با انسانهای مدرن اولیه تا ابتلا به بیمارها و جایگزینی رقابتی، آمیزش با انسانهای مدرن، فجایع طبیعی و ناتوانی در انطباق با تغییرات اقلیمی. بعید نیست که هرکدام از این فرضیهها بهتنهایی برای مرگ دستهجمعی نئاندرتالها کافی بوده باشند. اما به احتمال زیاد چندین عامل مهم دست در دست هم دادند تا نزدیکترین خویشاوندان باستانی ما، دیگر در کنار ما نباشند.
برخی پژوهشگران این احتمال را مطرح كردند كه درگیری شدید و خونبار با انسانهای مدرن بر سر منابع و سرحدات، به انقراض نئاندرتالها شتاب داده باشد. یا به تعبیر یووال نوح هراری، مورخ و انسانشناس، شاید رویارویی نئاندرتالها با انسانهای مدرن، منجر به اولین و مهمترین پاکسازی قومی تاریخ شده باشد. در جوامع شکارچی اولیه معمولا در زمانهای محدود شدن منابع (خصوصا بر اثر بلایای طبیعی) درگیریهای خونباری به وقوع میپیوست. بنابراین، احتمال یک جنگ تمام عیار بین این دو گونهی انسان را نمیتوان رد کرد. فرضیه جایگزینی خشونتبار نئاندرتالها، نخستین بار در سال ۱۹۱۲ (۱۲۹۱ش) توسط مارسلین بوول، دیرینهشناس فرانسوی مطرح شد. بوول همان دیرینهشناسی است که اولین اسکلت انسان نئاندرتال را بازسازی کرد (به بخش اول همین مقاله رجوع کنید). احتمال دیگر شیوع انگلها و عوامل بیماریزای انسانهای مدرن در میان نئاندرتالها است. چنین سناریویی در بین خود ما انسانهای مدرن هم رخ داده است. بنا به شواهد متعددی که موجود است، فاتحان اسپانیایی در سال ۱۵۱۹، با ویروس آبله امپراتوری آزتک را تسخیر کردند. در واقع به عقیده پژوهشگران، نئاندرتالها هم مانند بومیان آمریکای جنوبی نسبت به ویروسها و عوامل بیماریزایی که انسانهای مدرن با خود به اروپا آوردند بهشدت آسیبپذیر بودند و رفته رفته از پای در آمدند و همچون آزتکها، با یک شیوع بزرگ بهصورت دستهجمعی از پای در آمدند.
نظریه دیگر، جایگزینی رقابتی است، براساس این نظریه، انسانهای نئاندرتال، سلاحهای پیشرفتهای برای مقابله با انسانهای مدرن که از آفریقا به اروپا آمده بودند نداشتند و به همین دلیل بهتدریج سرحدات خود را تقدیم انسانهای مدرن کردند و به نواحی دیگر کوچ کردند. جارد دایموند، انسانشناس و مورخ حامی نظریه جایگزینی رقابتی در کتاب خود « سومین شامپانزه» خاطر نشان میکند، جایگزینی نئاندرتالها توسط انسانهای مدرن قابل مقایسه با نبردهایی است که در آن دستههای عقبافتاده به لحاظ فنون و سلاح از دستههای پیشرفتهتر شکست میخورند.
انسانشناسان دانشگاه آریزونا، ایالات متحده در سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵ ش) در مقالهای با عنوان «یک مادر چه کاری میکند؟»، تقسیم کار در بین نئاندرتالها و انسانهای مدرن در اوراسیا را بررسی کردند و نتیجهگیری کردند که تقسیم کار بینجنسیتی نئاندرتالها نسبت به انسانهای مدرن عصر پارینهسنگی کارایی کمتری داشته است. به عقیده این پژوهشگران، نئاندرتالهای زن و مرد، همگی در شکار حیواناتی مانند گاو وحشی، گوزن، بز کوهی و اسبهای وحشی شرکت میکردند. براساس این فرضیه، وجود نداشتن تقسیم کار کارآمد در بین نئاندرتالها نسبت به انسانهای مدرن، منجر به بهرهبرداری کمتر این انسانها از منابع طبیعی شده است.
پژوهشگرانی همچون کارن استودل از دانشگاه ویسکانسین نقایص ریختشناختی نئاندرتالها، کوتاهی قد و چاقی و توانایی کمتر در دویدن و نیاز به انرژی ۳۰ درصد نسبت به انسانهای مدرن را یکی از دلایل عدم کامیابی نئاندرتال در بقا دانستهاند. پَت شیپمن، دیرین-انسانشناسی از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، استدلال میکند اهلی کردن سگها به انسانهای مدرن مزیت بیشتری برای شکار داده است. قدیمیترین بقایای سگهای اهلی در بلژیک به سال ۳۱ هزار و در سیبری به ۳۳ هزار سال قبل بازمیگردد.
داستان انقراض نئاندرتال کلاف سردرگمی است که بعید است به این زودیها گشوده شود
فرضیه دیگر، آمیزش بیننژادی میان انسانهای مدرن و نئاندرتالها است که در نتیجه به مرور موجب انحلال جمعیتهای این انسان باستانی در انسانهای مدرن شده است. اما چنین فرضی تنها میتواند بخش کمی از جمعیت نئاندرتالها را شامل شود و جذب همگن یک گونهی کامل، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد. مشهورترین هواخواه این نظریه، اریک ترینکاس، انسانشناس دانشگاه واشنگتن است.
فرضیه دیگر، بحران جمعیتی نئاندرتالها در اثر تغییرات اقلیمی است که در دورهای منجر به سرمای شدیدی در اروپای غربی شده است.. حتی اخیرا، پژوهشی منتشر شد که نشان میداد، نئاندرتالها در دورهی خاصی بر اثر قحطی ناشی از این تغییرات اقلیمی به همنوعخواری روی آوردهاند. برخی پژوهشگران نیز فوران ایگنیمبریت کامپانین (فوران آتشفشانی در نزدیکی ناپل، ایتالیا) در حدود ۳۷ هزار سال قبل را که موجب خروج ۲۰۰ کیلومتر مکعب ماگما شده را عامل انقراض دستهجمعی نئاندرتالها دانستهاند.
براساس این نظریه، اگرچه نئاندرتالها طی ۲۵۰ هزار اقامت خود در اروپا با چندین دوره میانیخچالی (دورههایی که دمای هوا به میزانی گرمتر از میانگین جهانی میرسد) مواجه شده بودند، اما ناتوانی در انطباق با روشهای شکار باعث شد نتوانند با شرایط جدید به خوبی سازگاری پیدا کنند. در واقع، منطقهای که نئاندرتالها برای هزاران سال در آن زندگی و رشد کرده بود، گرم و خشکتر شد. اِستِپهای سابق بدل به جنگلها و علفزارها شدند. حیوانات بزرگی مانند ماموت، گوزنهای شمالی، فیلهای راست عاج و کرگدنهای پوزه باریک با گرم شدن هوا قلمروی نئاندرتالها را ترک کردند و جای خود را به جوندگان، مارها و خزندگانی از جمله لاکپشتها دادند که شکارشان برای این انسانهای باستانی بسیار دشوار بود.
به هر حال، همانطور که در ابتدای این بخش گفتیم، سرنوشت نئاندرتالها یکی از آن معماهایی است که دشوار است تصور کنیم، در آیندهای نزدیک جواب قطعی برای آن پیدا کنیم. اما هر چقدر به سوابق فسیلی و خصوصا ژنتیکی این انسانهای باستانی در نقاط مختلف دنیا افزوده میشود، امیدواریها نسبت به حل این معمای دیرپا بیشتر و بیشتر میشود.
برای مطالعه بیشتر درباره نئاندرتالهای ایران میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:
- بیگلری، فریدون. ۱۳۹۱، تاریخچه پژوهشهای پارینهسنگی ایران از آغاز تا اواخر دهه هفتاد، در مجموعه مقالات هشتاد سال باستانشناسی ایران، به کوشش یوسف حسنزاده، جلد ۲، صص. ۴۸-۷. نشر پازینه با همکاری موزه ملی ایران و پژوهشکده باستانشناسی، تهران.
- بیگلری، فریدون. ۱۳۹۳، مروری کوتاه بر ارتباط انسان و حیوانات در ایرانِ عصر سنگ، در «نشانههایی از دویست هزار سال همبودی انسان و جانوران در ایرانزمین»، به کوشش فریدون بیگلری و کامیار عبدی، صص. ۲۴-۱۰، موزه ملی ایران، تهران.
- بيگلری، فريدون. ۱۳۷۷، غار شكارچيان و كهن ترين بقايای انسانی كشفشده در ايران، اطلاعات علمی، شماره ۸، ص ۳۵-۳۴.
در پایان از دکتر فریدون بیگلری، مسئول بخش پارینهسنگی موزه باستانشناسی ایران بابت راهنماییها و منابع و نقطه نظراتی که در اختیار زومیت قرار دادند، تشکر ویژه میشود.
در دنیای علم هر لحظه شاهد اکتشافات و یافتههای شگفتانگیزی هستیم. بهدنبال این کشفها شاهد بمبارانی از عکسها هستیم که عمدتا درمیان اخبار گم میشوند.
هر هفته، جالبترین و برترین عکسهای علمی از سراسر جهان را از نگاه زومیت تقدیم شما خوانندگان گرانقدر میکنیم. در دنیای پر رسانهی امروز، تصاویری هستند که به دلیل اهمیت رسانهای خود بارها و بارها دیده میشوند و به اشتراک گذاشته میشوند. اما از سوی دیگر، برخی از این تصاویر اگرچه با اهمیت باشند، مهجورانه به دست فراموشی سپرده میشوند. گاهی برخی از همین تصاویر، گفتنیهایی بیش از گزارشها و مقالات پر بازدید دنیای پر خبر امروز دارند. در ادامه به بررسی برخی از تصاویر علمی منتخب هفته بههمراه داستان نهفته در پَس هر کدام خواهیم پرداخت. با ما همراه باشد:
فضانوردان اولین سیمان فضایی را ساختند

در تصویری که مشاهده میکنید، الكساندر گِستر، فضانورد آژانس فضایی اروپایی در حال آزمایش سیمان ساخت فضا است. پژوهش جدید او و همکارانش در ایستگاه فضایی بینالمللی نشان میدهد، سیمان ساخت فضا میتواند در آینده برای ساخت سکونگاههای مورد نیاز فضانوردان در ماه و مریخ به کار رود. سیمان، مخلوطی از شن، سنگریزه و سنگ گچ سیمان است که میتواند مصالح بسیار مستحکم و با دوامی روی کرهزمین باشد. اما پژوهشگران گفتهاند، سیمانی که در فضا ساختهاند میتواند بهقدری با دوام و مستحکم باشد که فضانوردان را در برابر تابشهای کیهانی و برخی از خطرات ناشی از زندگی در فضا محافظت کند.
علاوه بر اینکه این آزمایش نشان داد امکان ساخت مخلوطهای سیمانی در فضا وجود دارد، بلکه این امیدواری هم بهوجود آمد که روزی بتوان از منابع فضایی برای ساخت چنین مصالحی بهره برد. به این ترتیب، فضانوردان آینده دیگر نیازی ندارند مصالح را با خود از زمین به ماه یا مریخ ببرند، بلکه از خاک، گرد و غبار، سنگها و دیگر مواد موجود در فضا برای ساخت سکونتگاههای آینده بهره ببرند. چنین ایدهای در صورت موفقیت میتواند صرفهجویی زیادی چه بهلحاظ انرژی و وقت و چه بهلحاظ مالی در فرایند ساخت پایگاههای دائمی در مریخ و ماه باشد.
نجات مار زنگی دوسَر کمیاب

عکسی که مشاهده میکنید، مار زنگی دو سَر بسیار نادری است که خزندهشناسان به تازگی کشف کردهاند. این مار زنگی که تنها چند هفته از عمرش میگذرد، از روی نام کاشفانش، دیو اشنایدر و دیو بورکت، به «دابل دیو (Double Dave)» یا «جفت دیو» شهرت یافته است. دابل دیو که ۲۳ سانتیمتر طول دارد، در جنگلهای پاین برینز در نیوجرسی کشف شد. دابل دیو، دو سر و یک بدن دارد، چنین حیوانات اصطلاحا «چند سَری (Polycephaly)» به ندرت در طبیعت به سن بلوغ میرسند. در این دست جانوران چند سَری، تصمیمات سادهای مانند جهت حرکت و غذا خوردن، میتواند به درگیری دو سر منتهی شود و همین این جانوران را به طعمههای راحتی برای شکارچیان تبدیل میکند. خزندهشناسان به همین دلیل این مار زنگی دو سر را به دفتر خود بردند تا از آن مراقبت کنند.
به گفته خزندهشناسان، به نظر میرسد، سَر راست نسبت به سر دیگر برتری داشته باشد، هر چند گاهیاوقات سر چپ در تصمیمگیری برای حرکت مداخله میکند. دابل دیو کاملا سالم به نظر میرسد. اما پژوهشگران اعلام کردند بهزودی تصویربرداریهای اشعهایکسی را روی این مار دو سر انجام خواهند داد تا از سلامت دستگاه گوارشی دابل دیو اطمینان حاصل کنند.
گرزهمار دو سَری که سال گذشته در ویرجینیا کشف شد
موجودات دو سر بیش از آنچه فکر میکنید در طبیعت متولد میشوند. سال گذشته، یک گرزهمار دو سَر در اطراف باغ مسکونی در ویرجینیا کشف شد. تصویربرداریهای اشعهایکس بعدا نشان داد این مار دارای دو نای و مری، یک قلب مشترک و چند ریه است. پیش از آن هم یک گوزن دو سر در جنگلهای مینهسوتا مُرده پیدا شده بود. در سال ۲۰۱۷ هم یک گراز دریایی دو سَر در سواحل شمالی آمریکا پیدا شد. سال گذشته هم یک کرمپهن، کرمهایی که با نصف شدن به دو کرم مستقل بدل میشوند، در راه ایستگاه فضایی بینالمللی، در جهشی عجیب تبدیل به یک کرمپهن دو سَر شد.
نظریه جدید دانشمندان درباره ماهیت هیولای لخنس

احتمالا از «هیولای لخنس (Loch Ness Monster)» یا «نِسی (Nessie)» بسیار شنیدهاید، آنچه باعث شد دوباره نام این هیولا سر زبانها بیافتد، نظریهی جدید دانشمندان در مورد این موجود مرموز است. دانشمندان دانشگاه اوتاگو، نیوزلند بهتازگی در پژوهشی که انجام دادند اعلام کردند، سرانجام نظریهای قابلقبول در مورد رؤیتهای متعدد هیولای لخنس پیدا کردهاند. البته آنطور که تصور میکنید، دانشمندان به این نتیجه نرسیدهاند که لخنس، خزنده آبزی عظیمالجثهای بازمانده از عصر ژوارسیک یا فیل غولپیکری است که اشتباها بهجای یک هیولای ماقبل تاریخی شناسایی شده است. بلکه دانشمندان عقیده دارند، اگر لخنس زمانی در دریاچهای به همین نام در اسکاتلند وجود داشته، به احتمال زیاد یک مارماهی غولپیکر بوده است.

حال دانشمندان، از DNA محیطی تمامی اشکال حیات در دریاچه نمونهبرداری کردهاند. کشف و شناسایی DNA محیطی میتواند به دانشمندان نشان دهد که چه موجودات زندهای در یک زیستگاه زندگی کرده یا میکنند، آن هم بدون اینکه نیازی به مشاهده یا نمونهبرداری از خود موجود باشد. سپس از همهی گونههای حیات از باکتریها تا گیاهان و جانوران آبزی نمونههای ژنتیکی جمعآوری کردند. آنها ۵۰۰ میلیون توالی DNA و ۳ هزار گونه را از این راه شناسایی کردند. هیچ توالی DNAای از کوسه، گربهماهی یا ماهیان خاویاری در این نمونهها دیده نشد که وجود یک ماهی بزرگ و عجیب در دریاچه را رد میکند. همینطور هیچ خزنده مهرهداری نیز در اطلاعات ژنتیکی دانشمندان دیده نشد. به این ترتیب، دانشمندان، محتملترین و شاید تنها گزینه برای توضیح رؤیت هیولای لخنس را گونهای مارماهی عظیمالجثه دانستند!
خودروی فضانورد آپولو ۱۲ در فهرست ملی خودروهای تاریخی آمریکا ثبت شد

«انجمن خودروهای تاریخی (HVA)» ایالات متحده، شورولت کوروت استینگری مشکی طلای مدل ۱۹۶۹ را که بهصورت ویژه برای آلن بین، فضانورد آپولو ۱۲ شخصیسازی شده بود را در فهرست وسایلنقلیه تاریخی ملی آمریکا ثبت کرد. اتومبیل کلاسیک فضانورد مأموریت آپولو ۱۲ که رنگآمیزی آن از گردونه ماهنشین آپولو ۱۲ الهام گرفته، قرار است به مناسبت پنجاهمین سالگرد مأموریت او در ماه در«نشنال مال (National mall)» و کتابخانه ملی کنگره آمریکا به نمایش گذاشته شود.
آلن بین، چهارمین انسانی که روی ماه گام نهاد، در سال ۱۹۶۹، مانند دیگر فضانوردان آپولو ۱۲، پیت کانرد و ریچارد گوردن، یک دستگاه شورولت کوروت استینگری را از شرکت جنرال موتورز تحویل گرفت. اکنون این کوپه طلایی مشکی به بیستوپنجمین اتومبیلی تبدیل شد که در فهرست ملی خودروهای تاریخی آمریکا ثبت میشود. آلن بین بهعنوان یکی از اعضای سومین گروه آموزش فضانوردان ناسا در سال ۱۹۶۳، از توافق آژانس فضایی و جنرال موتورز بهرهمند شد و تنها در ازای اجارهی سالانه ۱ دلار این خودروی کلاسیکِ شیک را در اختیار داشت. همکاران بین هم از این توافقنامه بهرهمند شدند. آلن بین بهعنوان خلبان گردونهی ماهنشین و پیت کانرد، بهعنوان فرمانده مأموریت آپولو ۱۲ روز ۱۹ نوامبر ۱۹۶۹ (۲۸ آبان ۱۳۴۸ش) مأموریت یک روز و هفت ساعته خود در ماه را انجام دادند و روز ۲۴ نوامبر (۴ آذر ۱۳۴۸ش) به زمین بازگشتند.
فضانوردان (از چپ به راست) پیت کانرد، ریچارد گوردن و آلن بین در کنار شورولتهای کوروت استینگری خود در سال ۱۹۶۹
سرنوشت خودروهای کانرد و گوردون هیچگاه مشخص نشد، شاید این خودروها بدون اطلاع از ارزش تاریخیشان اوراق شده باشند. اما خودروی آلن بین در سال ۱۹۷۱ توسط شخصی بن نام دنی راید به قیمت ۳۲۳۰ دلار خریداری شد. انجمن خودروهای تاریخی، مهمترین خودروها، موتورسیکلتها، کامیونها و دیگر وسایلنقلیه تاریخی آمریکا را بهعنوان بخشی از میراث ملی کشور ثبت و نگهداری میکند. خودروهایی که در این فهرست ثبت میشوند باید دارای چند معیار مشخص باشند، از جمله، باید ارتباطی با رویداد یا شخصی مهم در تاریخ آمریکا داشته باشند، از طراحی متمایزی برخوردار باشند یا اینکه آخرین نمونه باقیمانده از یک وسیلهنقلیه خاص باشند.
ناکامی مأموریت چاندریان ۲ در فرود روی ماه و حسرت یک ملت

احتمالا غمانگیزترین خبری که هفته گذشته در رسانههای جمعی منتشر شد، ناکامی هندیها در فرود روی ماه بود. اتفاق ناگواری که ملتی را متأثر کرد. هندیهای تنها لحظاتی قبل از فرود روی ماه، ارتباط خود با فرودگر «ویکرام (Vikram)» را از دست دادند. سازمان پژوهشهای فضایی هند (ISRO)، هنوز رسما دلیل شکست این مأموریت را اعلام نکرده است. مأموریتی که میتوانست، هند را پس از ایالاتمتحده، روسیه و چین، به چهارمین کشوری تبدیل کند که موفق به انجام چنین کاری میشود. اما متأسفانه در آخرین لحظات و تنها چند ثانیه قبل از رسیدن روی سطح کره ماه، همهی آوار دنیا روی سر دانشمندان، نخستوزیر ملیگرای این کشور و به تعبیر بهتر یک ملت خراب شد.
نارندرا مودی، نخستوزیر هند با دانشمندان سازمان پژوهشهای فضایی هند در مقر این سازمان در شهر بنگلور
«کاوشگر چاندریان-۲ (Chandrayaan-2» که در زبان سانسکریت بهمعنای «ارابهی ماه» است، ۲۰ اوت (۲۹ مرداد) وارد مدار ماه شد و روز ۷ سپتامبر (۱۶ شهریور) پس از یک ماه گردش به دور قمر زمین، اولین عکسهای خود به زمین را مخابره کرد. با شروع شمارش معکوس، فرودگر ویکرام با سرعت ۱۶۴۰ متر در ثانیه به سوی سطح ماه پیش رفت. دانشمندان میگویند به نظر میرسد که در دو مرحلهی اول کاهش سرعت طبق برنامه پیش رفته است. اما در مرحلهی آخر که مرحله شناوری نام دارد مشکلی رخ داده است.
به گفته پروفسور رودام ناراسیمها، یکی از دانشمندان سابق سازمان پژوهشهای فضایی هند، این مشکل بهخوبی میتواند به موتور اصلی فرودگر مرتبط باشد. وی گفت از آنچه از نمایشگرهای تجزیهوتحلیل دادهها مشاهده کرده، یکی از توضیحات پذیرفتنی این بود که ویکرام سریعتر از حد معمول روی ماه فرود آمده است. در واقع، قرار بود فرودگر هندیها هنگام رسیدن به سطح ماه با سرعت ۲ متر در ثانیه فرودی نرم را داشته باشد.
او معتقد است این امر میتواند به این دلیل باشد كه موتور اصلی ویکرام نیروی تراستی را كه لازم است تولید نکرده و بنابراین، كاهش سرعت با توجه به پیشبینیها انجام نگرفت و همین، ممكن است منجر به قطع ارتباط آن با مرکز کنترل شده باشد. مایلسوامی انادورای، اولین رئیس مأموریت ماه هند نیز گفت، ناهنجاری در تخمین سرعت در هنگام فرود رخ داده است. وی گفت، به احتمال زیاد جهتگیری فرودگر ممکن است بهنحوی مختل شده باشد. او در ادامه افزود، هنگامی که اطلاعات را بررسی کنیم، میتوانیم مطمئنا بگوییم چه اتفاقی افتاده است، اما این احتمال وجود دارد که یک حسگر یا پیشرانه دچار نقص فنی شده باشد. كي سيوان، رئیس سازمان پژوهشهای فضایی هند قبلا گفته بود که «۱۵ دقیقه قبل از فرود برای ما لحظات بسیار وحشتناکی خواهند بود.» و به نظر همین ۱۵ دقیقهی جهنمی کار دست هندیها داد.

تصاویر تلویزیونی، لحظاتی پس از شکست سازمان پژوهشهای فضایی هند در فرود روی ماه، تصاویری از نارندرا مودی، نخستوزیر هند را پخش کردند که به كي سيوان دلداری میدهد. در تصویری که مشاهده میکنید، چهره مغموم رئیس سازمان پژوهشهای فضایی هند به خوبی دیده میشود.
نارندرا مودی، نخستوزیر هند پس از دلداری به سیوان به خبرنگاران گفت:
زندگی فراز و نشیبهایی دارد، اما آنچه شما (دانشمندان فضایی) به دست آوردهاید، دستاورد کوچکی نیست.

در این تصویر هم میتوانید، اضطراب و نگرانی را در چهرهی کارمندان سازمان پژوهشهای فضایی هند در هنگام پخش مستقیم نشستن فرودگر وایکرام روی ماه ببینید.
ویکتور وسکوو رکورد عمیقترین شیرجه تاریخ را شکست

برای اکثر مردم، «گرند اسلم ماجراجویان» که شامل صعود از هفت قله مرتفع جهان و رفتن به قطبهای جنوب و شمال است، نهایت موفقیت است. اما به نظر، برای ویکتور وسکوو، کاشف و ماجراجوی آمریکایی، ماجراجویی نهایتی ندارد. او قبلا توانسته بود، تمامی این کارهای خطیر را به نحو احسن انجام دهد. این افسر سابق سپاه تفنگداران دریایی ایالاتمتحده که ۵۴ سال دارد، از سال گذشته، ماجراجویی جدیدی را شروع کرده است. وسکوو اعلام کرد میخواهد، اولین کسی باشد که به عمیقترین نقاط کرهزمین در هر پنج اقیانوس جهان سفر کند. ویکتور وسکوو، سال گذشته موفق شد، پس از سفر زیردریاییاش در اعماق «گودال چلنجر (Challenger Deep)» با عمق ۱۰ هزار و ۹۲۸ متر، عمیقترین نقطهی شناختهشده زمین قدم اول را محکم بردارد. به این ترتیب، وسکوو علاوه بر شیرجه به ژرفترین نقطه شناختهشده جهان، رکورد تازهای را ثبت کرد. وسکوو اولین انسانی است که توانسته به مرتفعترین نقطه جهان (کوه اورست) و عمیقترین نقطهی آن برود.
وسکوو بعدا به اعماق «درازگودال ماریانا» در سواحل شرقی فیلیپین شیرجه زد که تنها قبلا دو انسان دیگر، ناخدای سابق نیروی دریایی ایالاتمتحده، دان والش (در سال ۱۹۶۰) و کارگردان مشهور هالیوود، جیمز کامرون (در سال ۲۰۱۲) به آنجا سفر کرده بودند. تا قبل از این، جیمز کامرون رکوردار سفر تکنفره به اعماق این درازگودال بود، اما وسکوو امسال رکورد او را شکست. او چند ماه بعد به اولین انسانی بدل شد که به «درازگودال سیرنا» سفر کرد.
وسکوو سپس به «درازگودال سوث سندویچ (South Sandwich Trench)»، «درازگودال پورتوریکو» و «درازگودال جاوا» در اقیانوس هند سفر کرد. پنجمین و آخرین مأموریت او هم در حوضه اوراسیا در اقیانوس منجمد شمالی بود. کاوشگر آمریکایی که بودجه ۵۰ میلیون دلاری را برای پروژه «سفر به پنج ژرفا» (Five Deeps Expedition)» از سرمایه شخصی خود در نظر گرفته، پس از این موفقیت تاریخی اعلام کرد، میخواهد به فضا برود.
وسکوو به فوربس گفت:
هیچکس تا به حال، به اصطلاح این تریفکتا (سفر به بالا و پایین جهان و فضا) را انجام نداده است. برای من این بهمعنای رسیدن به خط کارمن (خطی فرضی در فاصلهی ۱۰۰ کیلومتری سطح زمین) است. اما بهترین حالت برایم، گردش به دور زمین است، میخواهم طلوع آفتاب را از آنجا ببینم، حداقل برای یکبار، حسی به مانند فضانوردان داشته باشم.
این شما و این خزنده بالدار و عظیمالجثه کاناداییها!

آنچه مشاهده میکنید، تصویر مفهومی از یکی از گونههای بهتازگی کشف شده «کرایدراکون (Cryodrakon)» است که به افتخار محل کشف فسیلهایش به رنگ پرچم کشور کانادا در آمده است، اما رنگ واقعی این خزنده غولپیکر مشخص نیست. تجزیهوتحلیلهای جدید فسیل ۷۷ میلیون سالهای که در آلبرتای کانادا کشف شده بود، باعث شد دانشمندان، این جانور را در تیرهی «اژدرهایان (Azhdarchidae)» و گونهی «پتروساروس (Pterosaurs)» طبقهبندی کنند. هنگامی که این گونه برای اولینبار در سال ۱۹۹۲ کشف شد، دیرینهشناسان با توجه به سابقه فسیلی کم، از تیره اژدرهایان و آناتومی آنها بسیار اندک میدانستند.

اژدرهایان گروهی از خزندگان بزرگ بالدار بودند، این جانواران پرنده گردنی دراز و بالهای پهنی داشتند که در دوره کرتاسه از ۱۴۵میلیون تا ۶۶ میلیون سال قبل زندگی میکردند. حال تجزیهوتحلیلهای جدید به همراه فسیلهای سابقا ناشناخته از همین گونه، منتهی به شناخت بهتر دانشمندان از اژدرهایان شده است. یافتههای تازه نشان میدهد این خزنده غولپیکر آنطور که قبلا تصور میشد یک «کتزلکوآتلوس (Quetzalcoatlus)» نیست، بلکه یک تیره و گونه کاملا جدید از اژدرهایان است. پژوهشگران گونه جدید را «کرایدراکون بوریاس (Cryodrakon Boreas) نامگذاری کردند، نام بامسمایی که به زبان یونانی بهمعنای «اژدهای بادهای سرد شمالی» است. دیرینهشناسان عقیده دارند، این خزنده بالدار، بالی به طول ۱۰ متر و وزنی حدود ۲۵۰ کیلوگرم داشته است. تصور پرواز چنین موجود غولپیکری دشوار است، اما شواهدی وجود دارد که روزگاری چنین هیولاهایی میتوانستند پرواز کنند.

دانشمندان هنوز اطلاعات اندکی در مورد کرایدراکون بوریاس دارند، اما به نظر میرسد، کرایدراکون بوریاس از نظر زیستگاه و سبک زندگی، میتوانست در یک محیط گرمسیری زندگی کند و از دایناسورها، مارمولکها و پستانداران کوچک تغذیه کند. اما کرایدراکون بوریاس ممکن بود، طعمهی تیرکسها و حتی تمساحها شود. با این حال، دانشمندان هنوز شواهد مستقیمی از این موضوع در دست ندارند. گفته میشود، استخوانهای نمونه سال ۱۹۹۲ دارای علائمی از نیش و حتی دندان متعلق به یک دایناسور گوشتخوار کوچک بوده است، اما دانشمندان عقیده دارند، به احتمال زیاد جای دندانها متعلق به حیوان مُردارخواری بوده که بعدا از لاشهی این خزنده مخوف خورده است.
تصویر دیدنی ناسا از سقوط بهمن در سیاره سرخ

ناسا تصویر خیرهکنندهای از سقوط ناگهانی بهمن در مریخ منتشر کرده است. این رویداد در نزدیکی قطب شمال سیاره سرخ رخ داده، جایی که «دوربینهایرایز (HiRISE)» مدارگرد شناسایی مریخ ناسا امکان شکار این صحنهی دیدنی را داشت. در این تصویر دیدنی، میتوانید ریزش بهمن را مشاهده کنید که به رنگهای قرمز و سفید در سطح سیاره دیده میشوند. بهمنهای کره مریخ با شروع بهار آغاز میشوند. در این فصل، تابش نورِ خورشید موجب گرم شدن لایههای یخی قطب شمال مریخ میشود که همین در نهایت موجب سقوط بهمن میشود. بهمنهای مریخ وقتی فرو میریزند، با خود گرد و غبار را به اطراف میپراکنند. رنگهای متفاوت و بافتهایی که در تصویر دیده میشود به میزان آمیختگی گرد و غبار با یخ موجود در هر بهمن بستگی دارد. با اینکه ناسا این تصویر را هفته جاری منتشر کرد؛ اما دوربین هایرایز این عکس دیدنی را قبلا در ماه اردیبهشت ثبت کرده بود.
ردپای نئاندرتالها

دانشمندان روز سهشنبه اعلام کردند، ردپای گروهی نئاندرتال را شناسایی کردهاند. نئاندرتالها هم مانند ما انسانهای مدرن (هومو ساپینسها) و دیگر نخستیسانان، زندگی اجتماعی قوی داشتهاند و بهصورت گروهی زندگی میکردند اما ترکیب گروه و شمار افراد حاضر در گروههای نئاندرتال تنها به اتکای شواهدی فسیلی بسیار دشوار بوده است. به هر حال، به نظر این معما حل شده، دانشمندان گزارش دادند ۲۵۷ ردپای نزدیکترین خویشاوندان ما را در محوطه باستانی لو روزل، سواحل نرماندی در شمال غربی فرانسه کشف کردند که در عین شگفتی برای بیش از ۸۰ هزار سال دستنخورده باقی ماندهاند. این یافتهها میتواند سرنخهای جدیدی در مورد ساختار اجتماعی این انسانهای باستانی در اختیار دانشمندان قرار دهد.
به عقیده دانشمندان این گروه ۱۰ تا ۱۳ نفره بوده که عمدتا کودکان آن را تشکیل میدادند به همراه چند بزرگسال مرد که از روی ردپا میتوان بلندای قامت آنها ۱۹۰ سانتیمتر تخمین زد. قبلا متوسط قد نئاندرتالها حدود ۱۶۵ سانتیمتر تخمین زده شده بود. به گفته دانشمندان این ردپاها در خاک گلآلود باقیمانده و سپس با شنهایی که باد با خود آورده حفظ شدند تا منبع ارزشمندی در مورد زندگی نئاندرتالها در اختیار دانشمندان قرار دهند.

با این وجود، شاید این ردپاها تنها متعلق به افرادی باشد که در آن موقع باهم به گردش رفته بودند و نه آمار واقعی یک گروه کامل. قبلا تخمین زده میشد که نئاندرتالها در گروههای ۲۵ تا ۳۰ نفره زندگی میکردند. قبل از این تنها ۹ ردپای نئاندرتالها در یونان، رومانی، جبلالطارق و فرانسه کشف شده بود. نیازی به گفتن هم نیست که دستنخوردگی یک ردپای چند هزار ساله، بدون مداخلات طبیعی یک معجزه تمامعیار است و به همین جهت در این کشف دانشمندان خود را بسیار خوششانس دانستهاند.
زن ۷۳ ساله هندی رکورد پیرترین مادر جهان را شکست

یک زن ۷۳ ساله در ایالت آندراپرادش در جنوب هند، صاحب دو دختر دوقلو شد. این زن مسن که توانسته دخترانی سالم را به روش سزارین به دنیا بیاورید، حسِ مادر بودن را «شادترین لحظهی زندگی» توصیف کرده است. اوما شانکار، پزشک این زن، به گاردین گفت مادر و فرزندانش از وضعیت مساعدی برخوردار هستند. مانگایاما یاراماتی و همسرش، ماسیتاراما راجارائوی ۸۲ ساله، گفتند همیشه میخواستند پدر و مادر شوند، اما نمیتوانستند. یاراماتی به بیبیسی تامیلی گفت به او و همسرش به دلیل بیاولادی در دهکده لقب لکهی ننگ داده بودند.

شانکار گفت که از بیمار بهخوبی با بهترین روشهای علمی مراقبت میشود. او در ادامه افزود، در طول درمان، سه تیم پزشكی مداوما در حال بررسی وضعیت او بودند، یک تیم برای سلامتی عمومی، تیم دیگر برای وضعیت تغذیه و تیم سوم هم مراقب بارداری مانگایاما بودند. شانکار به هندوستان تایمز گفت، مانگایاما ۲۵ سال قبل وارد دوران یائسگی شد، به همین جهت، برای بارداری او به روش لقاح مصنوعی از یک تخمک اهدایی و اسپرم همسرش استفاده شده است. پدر دوقلوها هم گفت، از تولد فرزندانش بسیار خوشحال است. مانگایاما ممکن است، بنا به ادعای خودش پیرترین مادر دنیا باشد، چرا که تاریخ تولد خود را سال ۱۹۴۶ میداند. جالب اینکه، سه سال قبل زن هندی دیگری در سن ۷۲ سالگی یک پسر به دنیا آورد.
هیولای حریص اکوسیستم خلیجمکزیک را بهزیر سلطه خود در آورده!

یکی از بدنامترین گونههای آبزی، «شیرماهی قرمز (Red Lionfish)» است که به دلیل اشتهای سیریناپذیرش مشهور است. در زبان فارسی اغلب به این ماهی، خروسماهی یا گاهی عقربماهی گفته میشود. این آبزی مخوف میتواند جانوران زیادی را بهکلی از اکوسیستم حذف کند. اکنون دانشمندان اعلام کردند شیرماهی قرمز در حال خوردن ماهیان زیادی از خلیجمکزیک در آبهای جنوبی ایالتمتحده امریکا تا آبهای شمالی کشور است. به همین جهت، دانشمندان و استارتاپهای زیستمحیطی دست به کار شدند و با روشهای سنتی و پیشرفته بهدنبال ازبینبردن این آبزیان گرسنه هستند. دانشمندان گفتهاند، با وجودی که روشهای نوآورانهای را به کار خواهند بست، اما به نظر میرسد ماهیگیری با نیز مؤثرترین روش برای ازبینبردن شیرماهی قرمز است.

شیرماهی از آنجایی که بومی خلیجمکزیک نیست، شکارچی خاصی ندارد و آزادانه به شکار طعمههای خود میپردازد. شیرماهیهای قرمز، شکارچیان بسیار زبردستی هستند که در کسری از ثانیه به طعمههای خود نزدیک میشوند و اقدام به خوردن طعمههای بیخبر از همهجا میکنند. در واقع، شیرماهی قرمز از روشهای پیچیدهای برای شکار استفاده میکند که هیچ ماهی دیگر در جهان از آن استفاده نمیکند. دانشمندان در گزارشی که در سال ۲۰۱۲ منتشر کردند، گفتند که شیرماهی قرمز به قدری در حملات خود تبحر دارد و به سرعت به طعمه خود حمله میکند که ماهی بیچاره تا قبل از خورده شدن متوجه شکارچی نمیشود!
همبستگی خانوادگی ستارگان در کهکشان راه شیری

در این تصویر دیدنی، نمایی از خانوادههای ستارهای در کهکشان راه شیری را مشاهده میکنید که بهتازگی توسط ستارهشناسان آژانس فضایی اروپا نقشهبرداری شده است. آنچه از این نقشهبرداری متوجه میشویم این است که حتی در خوشههای ستارهای، خانوادهها همواره در کنار هم باقی میمانند و خواهران و برادران ستارهای برای میلیاردها سال یکدیگر را ترک نمیکنند. دانشمندان با بهره بردن از اطلاعات «تلسکوپ فضایی گایا (Gaia)» آژانس فضایی اروپا، زایشگاه ستارهای را در منطقهی بزرگی در اطراف کهکشان راه شیری مشاهده کردند. یافتههای ستارهشناسان نشان داد که خانوادههای ستارهای یا ستارههایی که تقریبا همزمان از یک ابر کیهانی شکل گرفتهاند در کنار هم باقی میمانند.
دانشمندان قبلا تصور میکردند، ستارگان جوان تنها چند میلیون سال پس از تشکیل، زایشگاه خود را ترک کرده و برای همیشه روابط خود با خانواده اصلی را قطع میکنند. اما به نظر میرسد، ستارگان میتوانند تا چند میلیارد سال در کنار خواهران و برادران خود باقی بمانند. ستارهشناسان برای ترسیم این نقشه، اطلاعات تلسکوپ فضایی گایا را بهوسیله یک الگوریتم یادگیری ماشینی تجزیهوتحلیل کردند و حدود ۲۰۰۰ خوشه ستارهای قبلا ناشناخته را که حدود ۳۰۰۰ سال نوری با زمین فاصله داشتند کشف کردند. یک سال نوری، فاصلهای است که یک پرتوی نور (با سرعت ۳۰۰ هزار متر در ثانیه) طی یک سال به زمین میرسد و معادل ۹٫۷ تریلیون کیلومتر است.
کشف آیفون ۲۱۰۰ سالهای در آتلانتیس روسی!

باستانشناسان در حین گودبرداری اخیر کشف خارقالعادهای انجام دادند و یک آیفون ۲۱۳۷ ساله را از قبر یک زن جوان بیرون کشیدند. این شیء مرموز در مقبرهای متعلق به یک زن باستانی با نام مستعار «ناتاشا» کشف شد که گمان میرود در «دوره شیونگنو» در قرن سوم ق.م زندگی میکرده است. اگرچه این شیء کشف شده شبیه به یک گوشی هوشمند امروزی به نظر میرسد، اما در واقع نوعی شَبَق است که با جواهرات زیبای دیگری از جمله فیروزه، عقیق جگری و مادر مروارید تزئین شده است. باستانشناسان گفتند تدفین ناتاشا با آیفون «عصر شیونگنو (Xiongnu)» یکی از جالبترین کشفیات انجامگرفته در این محل است. اعتقاد بر این است که این زن باستانی، این تلفنهمراه باستانی را بهعنوان سگک کمربند روی لباسش میپوشید، اگر حدس باستانشناسان درست باشد، واقعا اوج خوشسلیقگی این زن را نشان میدهد.


دانشمندان اعلام کردند، کمربند تزئین شده با سکههای دورهی «وو ژو (Wuzhu)» (که سال ۱۱۸ ق.م در هانوی چین ضرب شدند) به آنها در تاریخگذاری این مصنوعات باستانی جالب کمک کرده است. سکگ کمربند ناتاشا از نظر اندازه با ابعاد ۱۸ در ۹ سانتیمتر بزرگتر از یک آیفون است. این نخستین کشفی نیست که باستانشناسان در رود ینیسئی، روسیه انجام میدهند. این محل باستانی به سبب گنجینههای خارقالعادهاش به «آتلانتیس روسی» مشهور است. اما به دلیل بالا آمدن سطح آب، تنها در چند ماه از سال امکان حفاری در آن وجود دارد.
باستانشناسان قبلا در این محوطه باستانی، اجساد ماقبل تاریخی را کشف کردند که با ابزارهای کسبوکارشان دفن شده بودند. در ابتدا اعتقاد بر این بود كه یکی از آنها معروف به «زیبایی خفته» برای داشتن سفری بهتر در زندگانی پس از مرگ لباسی از ابریشم پوشیده است. اما اکنون تصور میشود که او خود طراح چرم بوده است. جسد فرد دوم هم یک بافند بود که با دوک نخریسی دفن شده بود.
یازده سپتامبر از فضا

پس از حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر که ۱۸ سال قبل در شهر نیویورک آمریکا به وقوع پیوست، ماهوارهی لَندسَت-۷ متعلق به سازمان زمینشناسی ایالاتمتحده آمریکا نمای دیدنی را یک روز پس از فروپاشی برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی ثبت کرد. در این عکس که روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱ (۲۱ شهریور ۱۳۸۰ش) ثبت شد، دود غلیظی از منطقهی منهتن نیویورک، جایی که برجهای دوقلو قرار دارند دیده میشود.
بازماندگان گور دستهجمعی مغولان در روسیه

جمجمههایی که میبینید، بازماندگان یک نسلکشی تمامعیار در قرن سیزدهم هستند. هنگامی که سربازان مغول در سال ۱۲۳۸م به سوی شهر یاروسلاول، روسیه یورش بردند، یک حمام خون درست و حسابی راه انداختند. صدها نفر در جریان تصرف این شهر بهطرز هولناکی جان خود را از دست دادند. اکنون شواهد DNA، خانوادهای از قربانیان را نشان میدهد که ۳ نسل را شامل میشود. در زمان این قتلعام وحشیانه، دهها نفر در گورهای دستهجمعی انداخته شدند. هیچ علائمی نیز برای شناسایی اجساد وجود نداشت، اما دانشمندان با تجزیهوتحلیل ژنتیکی اجساد در یک قبر دریافتند که سه نفر از قربانیان، دو زن و یک مرد جوان از خویشاوندان نزدیک هم بودند: یک مادر، دختر و نوه او. مادر این خانواده حداقل ۵۵ سال سن داشت، دخترش نیز در هنگام مرگ دردناکش، حدود ۳۰ تا ۴۰ سال و نوه او نیز بیش از ۲۰ سال نداشته است. اجساد این خانواده در یکی از گورچالههای یاروسلاول کشف شدند. به گفته پژوهشگران در هر گورچاله، بیش از ۳۰۰ جسد انداخته شده بود.


خانوادهای که گفتیم دارای یک ویژگی مشترک در جمجمه خود بودند و در هر ۳ نفر علائمی از «مُهرهشِکاف یا بیرونزدگی نخاع» مشاهده شد. حفاریهای انجام گرفته در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ نشان داد که این قتلعامها در اواسط زمستان سال ۱۲۳۸م انجام گرفتند. اما گونه و مراحل تخمریزی حشرات که در بقایای اجساد وجود داشت نشان داده کشتهشدگان در هوای گرم و برای مدت طولانی در فضای باز همانطور رها شده بودند. در واقع، اجساد قربانیان برای مدت طولانی در برف باقی ماندند و با آب شدن برفها، در بهار، حشرات شروع به تخمریزی روی اجساد کردند. ارتش مغولستان به رهبری باتو خان، نوهی چنگیز خان و بنیانگذار سلسله پادشاهی معروف به «اردوی زرّین» در اوایل قرن سیزدهم شهر یاروسلاول را به تصرف خود در آورد. اگرچه برخی مورخان ادعا كردهاند كه اردوی زرّین، بهصورت مسالمتآمیز وارد روسیه شد، اما شواهد به دست آمده از این گورچالهها خلاف آن را نشان میدهد. علائم وحشیگری در یاروسلاول در صدها تن از اجساد دفن شده، استخوانهای سوراخشده، شکسته و سوزانده شده دیده میشود. وقتی ارتش مغول وارد یاروسلاول شد، واقعا شهر غرق در خون شد. به همین جهت است که سرنوشت این شهر، هنوز جایگاه خاصی در یادمانها فرهنگ عامیانه مردمان روسیه دارد.
راز سازگاری سگهای ماستیف تبت به زندگی در ارتفاعات

ماستیفهای تبت، هیولا سگهایی هستند که مدتها است در کوهستان زندگی میکنند و اکنون دانشمندان توانستهاند دلیل بقای این سگهای بومی فلات تبت را در چنین مناطق سخت و کماکسیژنی کشف کنند. این سگهای بزرگجثه که وزنشان به ۷۰ کیلوگرم میرسد بهعلت «تحمل هيپوكسي یا کماکسیژنی» مشهور هستند. به این ترتیب، سگهای ماستیف تبت میتوانند در ارتفاعات بلند زندگی کنند، جایی که هوای بسیار رقیق، نژادهای دیگر سگسانان را از پا در میآورد. به عقیده دانشمندان، ماستیفهای تبت روزگاری با گرگهای تبتی آمیزش داشته و برای فرزندان خود جهشهای ژنی مرتبط به دو اسید آمینه را به ارث گذاشتهاند. این اسید آمینهها باعث شده خون ماستیفهای تبت، در ذخیره و آزادسازی اکسیژن بهتر عمل کند.
پژوهشگران از یافتههای گذشته بهخوبی میدانستند که ماستیفها و گرگهای تبتی یک جفت جهش مشترک دارند که در سایر سگسانان وجود ندارد. اما این اولین پژوهشی است که نشان میدهد اسیدهای آمینه تغییریافته دلیل سازگاری سگهای تبتی به زندگی در ارتفاعات است. یافتههای جدید نشان دادند این دو ترکیب نحوهی تولید هموگلوبین را در سگها و گرگهای تبتی تغییر دادند. پژوهشگران نمونههای هموگلوبین ماستیف و گرگهای تبت را با هموگلوبین سایر گونه سگهای اهلی مقایسه کردند و دریافتند که این دو گونه از توانایی قابلتوجهی برای جذب و رهاسازی اکسیژن در هوای رقیق برخوردار هستند.
گارلیک، اولین گربه شبیهسازی ژنتیکی تجاری جهان

آنچه مشاهده میکنید، یک گربه معمولی نیست بلکه اولین شبیهسازی ژنتیکی تجاری یک گربه خانگی است. یک تاجر چینی که علاقه وافری به گربه محبوبش «گارلیک» داشت، بعد از مرگ حیوان خانگی مورد علاقهاش تصمیم گرفت به هر نحوی شده، یاد او و شاید خودش را دوباره زنده نگه دارد! هوانگ یو ۲۲ ساله که قبلا در مورد خدمات شرکت «سینوجینی (Sinogene)» شنیده بود. این شرکت چینی قبلا توانسته بود با موفقیت ۴۰ سگ را شبیهسازی ژنتیکی کند. بنابراین، هوانگ تصمیم گرفت با صرف مبلغی در حدود ۵۰ هزار دلار آمریکا، گربه محبوبش را شبیهسازی ژنتیکی کند.
هوانگ برای شبیهسازی، مجبور به نبش قبر گارلیک شد که اوایل سال جاری در سن دو سالگی فوت کرده بود. پژوهشگران شرکت سینوجینی سپس از گارلیک یک نمونه DNA گرفتند. پژوهشگران برای شبیهسازی گارلیک۲ سلولهای پوستی را از گربه اصلی گرفتند و آنها را درون تخمکهای یک گربه دیگر کاشتند و توانستند ۴۰ جنین شبیهسازی تولید کنند. اما از تمامی ۳ مورد بارداری که اتفاق افتاد، یک جنین زنده ماند. اگرچه حیوانات خانگی قبلا در سایر نقاط جهان مانند کرهجنوبی، انگلستان و ایالات متحده شبیهسازی ژنتیکی شدهاند، اما کارشناسان عقیده دارند، شبیهسازی یک گربه که حیوان خانگی بسیار محبوبی است، میتواند نقطه عطفی در صنعت شبیهسازی ژنتیکی باشد. در حالی که گارلیک جدید سالم به نظر میرسد، اما هوانگ اعتراف کرد که از نتیجه کار آنطور که باید رضایت ندارد.
مرکز فضایی کندی از تندباد دوریان جان سالم بهدر برد

در عکسی که مشاهده میکنید بهخوبی غرش باد و رگبار تندباد دوریان را میتوان بر فراز ساختمان اصلی مرکز فضایی کندی ناسا حس کرد. با این حال، ناسا تأیید کرد، مرکز فضایی کندی، محل پرتاب سفینهها و موشکهای فضایی این آژانس فضایی در کیپ کاناورال، فلوریدا از تندباد اخیر دوریان آسیبی ندیده است.
ناسا در بیانیهای رسمی اعلام کرد:
بسیار خرسندیم که اعلام کنیم، به هیچکدام از تجهیزات پرواز در طی این توفنده آسیبی وارد نشده است.
ناسا از اوایل صبح جمعه گذشته، مرکز فضایی را برای انجام امور عادی بازگشایی کرد. ویدئوهای هوایی نشان میدهد ساختمان غولپیکر «مونتاژ وسایل نقلیه (VAB)» مرکز فضایی کندی در اثر تندباد دوریان آسیبی ندیده است. روز چهارشنبه گذشته بود که ناسا، ویدئویی را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد که نشان میداد بادی بسیار شدید بههمراه باران رگباری حاصل از توفندهی دوریان با سرعتی نزدیک به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت در اطراف پارکینگ مرکز فضایی کندی در حال وزیدن است.
ناسا در توییتر خود اعلام کرد:
اطلاعات برج ۷۶ متری ما سرعت باد ۱۶۶ کیلومتر بر ساعت تخمین زده است.
یک تیم ۱۲۰ نفره از پرسنل ناسا در حین وزش این تندباد مهیب، وظیفه نظارت از زیرساختهای مهم مرکز فضایی را برعهده داشتند. ناسا بعدا تأیید كرد كه پرتابگر سیار این آژانس برای محافظت از توفنده دوریان به ساختمان مونتاژ اصلی منتقل شده است. پرتابگر سیار برای آینده فضایی ایالاتمتحده آمریکا مهم است. ناسا قرار است از این پرتابگر برای پرتاب موشکهای سامانه پرتاب فضایی، فضاپیمای اوریون و مأموریتهای آینده آرتمیس به ماه بهره ببرد. ناسا دو سال قبل اعلام کرده بود مرکز فضایی کندی در اثر طوفان ایرما خساراتی دیده است. یک سال قبل از آن هم ناسا خسارت محدودی به مرکز فضایی کندی را از طوفان متیو گزارش داد.
راهحل عجیب دانشمند سوئدی برای حل تغییرات اقلیمی!
یک دانشمند سوئدی که هفته گذشته در اجلاسی در استکهلم صحبت میکرد، یک روش غیرمعمول برای مقابله با تغییرات اقلیمی پیشنهاد داد. او در کمال تعجب خطاب به حضار گفت، خوردن گوشت انسان میتواند راهحل نهایی برای نجات نژاد انسان و کنترل تغییرات آبوهوایی باشد. ماگنوس سودورلوند، استاد دانشکده اقتصاد استکهلم (که در سمت چپ تصور میبیند)، عقیده دارد خوردن گوشت جسد انسان میتواند به نجات بشر کمک کند.
تابلوی «ساتورن پسرش را میبلعد» اثر فرانسیسکو گویا
فرضیهی سودورلوند در مورد آدمخواری در جلسه هئیتی به نام«آیا میتوانید خوردن گوشت انسان را تصور کنید؟» و در خلال اجلاس دستگاه گوارش ۲۰۱۹ مطرح شد. وی گفت، تابوی محافظهکارانهای که ما را از آدمخواری بازمیدارد، میتواند با گذشت زمان تغییر کند. سودرلوند بعدا طی یک مصاحبه تلویزیونی از ایدهاش دفاع کرد و وقتی از او پرسیده شد، آیا خودش شخصا گوشت انسان را میخورد، گفت مشکلی با این کار ندارد.

دکتر سودورلوند به شبکه تلویزیونی TV4 سوئد، گفت:
حس میکنم تا حدودی مردد خواهم بود. اما اصلا آنطور آدم محافظهکاری نیستم. باید بگویم حداقل برای چشیدن (از گوشت انسان) مشکلی ندارم.
دکتر سودورلوند گزینههای قابلقبولتری مانند خوردن حیوانات خانگی و حشرات را نیز پیشنهاد داد. با این حال، پیش از اینکه به خوردن گوشت انسان بهعنوان منبع آینده غذایی خود فکر کنید، بهتر است بگوییم، تاریخ نشان داده، آدمخواری عوارض جانبی مخربی روی سلامتی فرد دارد. بهعنوان مثال، در گذشته مردمان قبیلهای در پاپوآ گینهنو، در بخشی از آئینهای مذهبی خود گوشت مردگان خود را قبل از اینکه طعمه کرمها و حشرات موذی شوند میخوردند. این عمل آئینی-فرهنگی منجر به شیوع بیماری به نام «کورو (Kuru)» در بین اعضای قبیله شد. بیماری که از پروتئین عفونی موجود در بافت مغز انسان ایجاد میشود. به این ترتیب، سرانجام در سال ۱۹۶۰ بود که مردم پاپوآ گینهنو به آئین مُردهخواری خود پایان دادند.
کمپین مقامات شهری در اسکاتلند برای پیدا کردن بقایای یک جادوگر قرن هجدهمی

چهرهی پیرزن مهربانی که میبینید، در روزگار خودش آنچنان که تصور میکنید یک پیرزن تیپیک مهربان نبود. بلکه او بعد از شکنجه و آزار و اذیت فراوان بهعنوان یک جادوگر محکوم شد. حال، مقامات شهری در اسکاتلند میخواهند بقایای این زن را که بیش از ۳۱۵ سال قبل به اتهام جادوگری در زندان درگذشته را پیدا کنند. این زن، لیلیاس اَدی نام دارد که در سال ۱۷۰۴ در روستای توریبورن در شرق اسکاتلند درگذشته است. گمان میرود ادی در زمان مرگ در دههی ششم زندگانیش به سر میبرد و احتمالا زیر شکنجه به جادوگری و ارتباط با شیاطین اعتراف کرده است.
مقامات محلی شهر فایف، روز ۳۱ اوت (۹ شهریور) به مناسبت ۳۱۵ سالگرد مرگ لیلیاس ادی، مقبره او را گلآذین کرده و کمپینی را برای پیدا کردن بقایای جسد او راهاندازی کردند. به گفته پژوهشگران، ادی در زیر یک سنگ بزرگ دفن شده که نشان میدهد، مردم محلی میترسیدند او از گور بازگردد و دست به آزار و اذیتشان بزند. استخوانهای او در قرن نوزدهم برای بررسیهای بیشتر از قبر خارج شدند و به موزه دانشگاه سنت اندروز در فایف منتقل شدند. عکسی که مشاهده میکنید بیش از ۱۰۰ سال قبل از جمجمه ادی گرفته شده است.

جمجمه او در سال ۱۹۳۸ در شهر گلاسکو به نمایش گذاشته شد، اما اکنون هیچکدام از بقایای جسد او باقی نماندهاند.
مقامات محلی در بیانیهای اعلام کردند:
مهم است بدانیم لیلیاس ادی و هزاران زن و مرد دیگری که روزگاری به جادوگری متهم شدند، آنطور که متون تاریخی نشان میدهد انسانهای شیطانصفت و شریری نبودند.
دانشمندان در سال ۲۰۱۷، از همان تصویر جمجمه ادی که هماکنون در موزه ملی اسکاتلند نگهداری میشود، برای بازسازی چهره او استفاده کردند.کارشناسان بر این باورند که چهره ادی تنها مورد از چهرهی جادوگران اسکاتلندی است. چرا که بسیاری از جادوگران پس از اثبات اتهامشان سوزانده شدند و جمجمههایشان برای بازسازی چهره مناسب نبودند.
در این مقاله به واکاوی مشخصات آخرین کارت گرافیک عرضه شده از خانوادهی تورینگ، Geforce RTX 2080 Super پرداخته و سطح عملکرد آن را در گیمینگ مورد بررسی قرار خواهیم داد.
دو ماه گذشته به مثابهی نقطهی عطفی در بازار پردازندههای گرافیکی دسکتاپ بود. انویدیا و AMD دو رقیب دیرینه در آوردگاه پردازندههای گرافیکی، با برگزاری مراسمها و انتشار اطلاعیههایی یکی پس از دیگری خبر از عرضهی محصولات گرافیکی جدیدی دادند تا مبادا از رقابت بازمانند و میدان مبارزه را به حریف واگذار کنند. AMD با عرضه کارتهای گرافیک سری RX 5700 مبتنی بر معماری RDNA بازار کارتهای میانردهی GeForce RTX را که اکنون یک سال قدمت دارد، نشانه گرفت. انویدیا، در مقابل نسخههای Super کارتهای RTX را معرفی و روانهی بازار کرد تا مبادا حریف از فضای به دست آمده، سود برد. به هر روی دو بازیگر عمدهی بازار پردازندههای گرافیکی هر یک به نوبه خود کوشیدند با ارائه محصولاتی قدرتمندتر از گذشته، صفآرایی محصولات خود را در میدان رقابت مستحکمتر کنند و رقابت پذیری خود را حفظ کنند.
معماری گرافیکی تورینگ انویدیا در برابر معماری تراشههای ناوی AMD
مقالات مرتبط:
از هر نظر که به کارتهای GeForce RTX Super نگاه کنیم، در خواهیم یافت که این کارتها نه بهعنوان گام بزرگ بعدی انویدیا در عرصهی پردازندههای گرافیکی روانهی بازار شد، بلکه تنها پاسخی به معرفی و عرضهی کارتهای توانمند Navi از سوی AMD بود. کارتهای گرافیک Super عملکرد سری کارتهای جذاب و توانمند RTX 20 را ارتقا میدهد و البته آن طور که در ادامه این مقاله در خواهیم یافت میزان این ارتقا در حدی نیست که صاحبان فعلی کارتهای RTX را برای خرید مدلهای Super اغوا کند. پس از عرضهی اولین کارتهای RTX Super در اوایل ماه گذشته، یعنی دو کارت RTX 2070 Super و RTX 2060 Super، انویدیا در اواخر ماه با عرضه آخرین کارت از این سری به بازار بازگشت. RTX 2080 Super قرار است در بازار جایگزین RTX 2080 شود.

از آنجایی که از زمان عرضهی اولین کارتهای RTX Super تا ارائهی کارت RTX 2080 Super چند هفتهای فرصت بود، گیمرها و شیفتگان فناوری زیر و زبر این کارت را از میان اخبار و اطلاعات موجود بیرون کشیدند و با از راه رسیدن کارت جدید هیچ شگفتی لحظهی آخری بازار را تکان نداد.
RTX 2080 Super با اندکی افزایش سطح عملکرد نسبت به کارت مرجع RTX 2080 روانهی بازار شده است. اگر بخواهیم بهطور دقیق صحبت کنیم، انویدیا دو واحد Stream MulTiprocessing دیگر یا SM را در تراشهی گرافیکی TU104 در آخرین محصول عرضه شده از سری RTX Super فعالسازی کرده و تا حدی نیز بر سرعت کلاک تراشهی مرجع افزوده است. در محصول جدید نه با تراشه جدیدی روبهرو هستیم و نه سطح عملکرد، تفاوت حیرتآوری با نسخهی مرجع دارد. نکتهی قابل ذکر در اینجا این است که انویدیا مدل Super کارت RTX 2080 را با همان قیمت کارت مرجع ۶۹۹ دلار روانه بازار میکند و در واقع قصد دارد، در این ردهی قیمت کارت تقویتشده را جایگزین قطعهی مرجع تورینگ کند.

از سوی دیگر آن طور که در مقالهی بررسی جامع کارتهای RTX Super دیدیم، کارت RTX 2070 Super توانسته است خود را از نظر کارایی به محصول RTX 2080 بسیار نزدیک کند. انویدیا کوشیده است با ارائهی نسخه Super کارت RTX 2080 شکاف عملکرد میان کارتهای 2070 و 2080 را در حد و اندازهای منطقی و مستدل حفظ کند. بنابراین انویدیا با این اقدام عملاً کارت گرافیک RTX 2080 را از گردونهی فروش محصولات تورینگ خارج کرده است. با ۲۰۰ دلار تفاوت قیمت، کمتر کسی حاضر است قید کارت RTX 2070 Super را بزند و به دلیل چند درصد اختلاف عملکرد جزئی به سراغ خرید RTX 2080 برود. از سوی دیگر خرید یک قطعه RTX 2080 Super با قیمت ۲۰۰ دلار گرانتر از مدل RTX 2070 Super بایستی موجه جلوه کند.

طبق اعلام انویدیا، تولید دوکارت RTX 2080 و RTX 2070 با عرضه مدلهای Super متوقف خواهد شد و میتوان RTX 2080 Super را از تمام جهات RTX 2080 جدید دانست. پس با این اوصاف RTX 2080 Super را باید سریعترین کارت گرافیک ردهبالا و در عین حال مقرونبهصرفهی انویدیا دانست که از نامگذاری سری ۸۰ پرچمداران این شرکت نیز برخوردار است و هدف آن اجرای بازی با سرعت منطقی در رزولوشنهای 1440p و 4K است. در جدول زیر مشخصات کارتهای مختلف RTX انویدیا با یکدیگر مقایسه شده است.
| مشخصات | RTX 2060 | RTX 2060 Super | RTX 2070 | RTX 2070 Super | RTX 2080 | RTX 2080 Super | RTX 2080 Ti |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| پردازندهی گرافیکی | TU106 | TU106 | TU106 | TU104 | TU104 | TU104 | TU102 |
| فناوری ساخت (نانومتر) | 12 | 12 | 12 | 12 | 12 | 12 | 12 |
| تعداد ترانزیستورها (میلیارد) | 10.8 | 10.8 | 10.8 | 13.6 | 13.6 | 13.6 | 18.6 |
| سطح مقطع تراشه (میلیمتر مربع) | 445 | 445 | 445 | 545 | 545 | 545 | 754 |
| تعداد واحدهای SM | 30 | 34 | 36 | 40 | 46 | 48 | 68 |
| هستههای CUDA | 1920 | 2176 | 2304 | 2560 | 2944 | 3072 | 4352 |
| هستههای Tensor | 240 | 272 | 288 | 320 | 368 | 384 | 544 |
| هستههای RT | 30 | 34 | 36 | 40 | 46 | 48 | 68 |
| کلاک پایه (MHz) | 1365 | 1470 | 1410 | 1605 | 1515 | 1650 | 1350 |
| کلاک بوست (MHz) | 1680 | 1650 | 1620 | 1770 | 1710 | 1815 | 1545 |
| سرعت حافظهی گرافیکی (Gbps) | 14 | 14 | 14 | 14 | 14 | 15.5 | 14 |
| حجم حافظه (GB) | 6 | 8 | 8 | 8 | 8 | 8 | 11 |
| پهنای باس حافظه (Bit) | 192 | 256 | 256 | 256 | 256 | 256 | 352 |
| پهنای باند حافظه (GB/s) | 336 | 448 | 448 | 448 | 448 | 496 | 616 |
| تعداد واحدهای ROP | 64 | 64 | 64 | 64 | 64 | 64 | 88 |
| تعداد واحدهای بافت نگاشت (TMU) | 120 | 136 | 144 | 160 | 184 | 192 | 272 |
| توان محاسباتی (گیگافلاپس) | 6451 | 7181 | 7465 | 9062 | 10068 | 11151 | 13448 |
| توان طراحی حرارتی (وات) | 160 | 175 | 185 | 215 | 215 | 250 | 250 |
| قیمت زمان عرضه (دلار) | 349 | 399 | 499-599 | 499 | 699-799 | 699 | 999-1199 |
انویدیا سال گذشته سری کارتهای GeForce RTX 20 را روانهی بازار کرد و در این میان تراشه گرافیکی دو کارت RTX 2080 و RTX 2080 Ti با قدری محافظهکاری پیکربندی شدند. در تراشهی گرافیکی دو کارت رده بالای این سری تعدادی از واحدهای SM و برخی اجزای دیگر غیرفعال شد؛ لذا میتوان آنها را تراشههای گرافیکی ناکاملی دانست که بخشی از منابع آنها در گروی انویدیا باقی ماند. چنین رویکردی در دستچین کردن تراشهها به انویدیا کمک میکند؛ اما مسئلهی مهمتر این است که غیرفعال کردن منابع یاد شده فضای تنفسی به انویدیا میدهد تا به هنگام ضرورت با آزادسازی این منابع و استفاده از قدرت کامل تراشهی موجود، عرض اندام دوبارهای در بازار سختافزار کند. عرضهی کارت گرافیک RTX 2080 Super در شرایطی که AMD با ارائه کارتهای ناوی سعی در به دست گرفتن سهم بیشتری از بازار محصولات گیمینگ دارد، مصداق دقیق چنین حرکتی از سوی انویدیا است.

برای اولینبار در مدت زمان عرضهی کارتهای RTX 20 شاهد استفاده از یک تراشهی کاملا فعالسازی شده TU104 هستیم. انویدیا با فعال کردن دو واحد باقیمانده SM کارت جدید ۱۲۸ هستهی محاسباتی CUDA را به منابع تراشهی مرجع افزوده و کارت گرافیک RTX 2080 Super اکنون ۳۰۷۲ هستهی محاسباتی دارد.
با آزاد شدن این دو واحد SM اضافی، در مجموع ۲ هستهی RT و ۱۶ هستهی Tensor به منابع این کارت افزوده شده و البته ۸ واحد بافت نگاشت دیگر نیز سطح عملکرد تراشه TU104 را ارتقا میدهند. بنابراین تراشهی مرجع TU104 اکنون با تمام داشتههایش در زمینهی سایه زنی، ترسیم بافت، هندسه، رهگیری پرتو و محاسبات مبتنی بر هوش مصنوعی (DLSS) پا به میدان رقابت گذاشته است. از نظر خروجی رندر و کش آمیختهی سطح ۲ بهبودی در کارت جدید دیده نمیشود.
معماری و پیکربندی واحدهای تراشهی گرافیکی TU104 در کارت RTX 2080 Super
انویدیا با افزایش سرعت کلاک پایه و بوست تراشهی مرجع سعی در بهبود بیشتر سطح عملکرد کرده است که البته این تلاش چالش افزایش توان مصرفی کارت از ۲۱۵ وات در مدل مرجع به ۲۵۰ وات در نسخهی Super را در پی داشته است. همانطور که اورکلاکرها نیز به خوبی میدانند، تراشهی TU104 به راحتی قادر به تحمل سرعتهای کلاک بیشتری نسبت به آنچه از سوی کارخانه تنظیم شده است، است؛ اما بهای افزایش سرعت کلاک، افزایش توان مصرفی کارت است.
کارت گرافیک RTX 2080 Super با سرعت کلاک پایه و بوست به ترتیب ۹ و ۶ درصد بیشتر از کارت مرجع عرضه میشود. اکنون این کارت قادر است در بیشتر عناوین گیم به سرعت کلاک حدود ۱۸۱۵ مگاهرتز یا بالاتر از آن دست یابد و حتی این سرعت کلاک هم ممکن است کمی محافظه کارانه باشد. برخلاف افزایش تعداد واحدهای SM، این افزایش سرعت کلاک میتواند از هر نظر عملکرد کارت را تسریع کرده و تمامی اجزای تراشه را درگیر کند.

توان مصرفی ۲۵۰ واتی کارت RTX 2080 Super اکنون با کارت قویتر RTX 2080 Ti یکسان است. بهطور کلی انویدیا سطح عملکرد کلیهی کارتهای سری Super را به بهای افزایش توان مصرفی آنها افزایش میدهد؛ مسئلهای که در نسخه Super دو کارت RTX 2070 و RTX 2060 نیز شاهد آن بودیم. این احتمال وجود دارد که انویدیا بهطور تعمدی و با اعمال تغییراتی، کارت گرافیک RTX 2080 Super را قادر به پر کردن توان طراحی حرارتی ۲۵۰ واتی کرده تا از تأمین توان مورد نیاز برای بهرهمندی از سرعت کلاک بیشتر اطمینان حاصل کند. با این تدبیر کارت جدید قادر است بهصورت تماموقت با سرعت و شتاب بیشتری نسبت به نسخهی مرجع کار کند.
تحول اساسی در حافظه گرافیکی
شاید جذاب ترین تغییری که در کارت RTX 2080 Super در مقایسه با مدل مرجع آن دیده میشود، تغییرات مربوط به پیکربندی تراشه گرافیکی نباشد و به تغذیهی تراشه با حافظههای گرافیکی قدرتمندتر مربوط شود. اگر مایل به افزایش اطلاعات و دانستههای خود در زمینهی حافظههای گرافیکی متفاوت از جمله GDDR و HBM هستید، شاید بد نباشد سری به مقاله بررسی عمیق حافظههای گرافیکی در زومیت بزنید.
از یک سال قبل که انویدیا کارتهای گرافیکی مجهز به تراشههای حافظهی GDDR6 را روانهی بازار میکند، سرعت این تراشهها همواره روی عدد ۱۴ گیگابیتبرثانیه (یا کمتر از آن) تنظیم شده است. سرعت ۱۴ گیگابیتبرثانیه بالاترین سرعت قابل دستیابی در تراشههای مذکور در آغاز عرضهی کارتهای GeForce RTX بود که فروشندگان حافظه در محصولات خود اعمال میکردند. با این وجود در نقشهی راه انویدیا سرعت یادشده بالاترین سرعت مورد نظر حافظههای GDDR6 نبود و انویدیا در چشم انداز طولانی مدتتر خود به حافظههایی با سرعت ۱۶ گیگابیتبرثانیه فکر میکرد. اکنون با ارائهی آخرین مدل کارتهای گرافیک خانواده GeForce RTX به بازار، از این حافظههای سریعتر در ساخت محصول استفاده شده است.
انویدیا در کارت RTX 2080 Super خود، از تراشههای حافظهی ۸ گیگابیتی سامسونگ با سرعت 16Gbps استفاده میکند. در این کارت ۸ تراشهی GDDR6 از این نوع، پردازندهی گرافیکی TU104 را احاطه کرده و پهنای باس حافظه بالغ بر ۲۵۶ بیت است. تا به اینجای کار RTX 2080 Super از نظر تعداد و ظرفیت تراشههای حافظه و همچنین پهنای باس تفاوتی با مدل مرجع ندارد. اما با توجه به سرعت بالاتر ۱۶ گیگابیتبرثانیهای تراشههای جدید در مقایسه با سرعت 14Gbps تراشههای قبلی، مجموع پهنای باند حافظه در نسخهی Super بالاتر است. پهنای باند حافظه در نسخهی Super معادل ۴۹۵.۹ گیگابایت بر ثانیه است که ۱۱ درصد بیشتر از مدل مرجع است. البته انویدیا در مورد تراشههای حافظهی کارت جدید خود کمی جانب احتیاط را رعایت کرده و سرعت کلاک کمتری را نسبت به سقف کلاک قابل دسترسی در نظر گرفته است. سرعت حافظهی GDDR6 در کارت RTX 2080 Super روی عدد ۱۵.۵ گیگابیتبرثانیه تنظیم شده است.
برد کارت گرافیک RTX 2080 Super از برند گیگابایت؛ چیپهای حافظهی سامسونگ در اطراف تراشهی TU104
بنا به اظهارات انویدیا، علت این رویکرد به تصمیمات آنها در مورد ساخت کارتهای Super بهعنوان یک مدل ارتقا یافتهی مستقیماً برگرفته از GeForce RTX برمیگردد. آنها مشخصات کارت جدید خود را به گونهای تنظیم کردهاند که شرکای تجاری انویدیا بتوانند از همان برد و خنککنندههای مرجع به کار رفته در آن در محصولات تحت برند خود بهره گیرند. بر این اساس انویدیا RTX 2080 Super را بر پایهی همان برد PCB ساخته است که در اصل برای کار با حافظههای 14Gbps طراحی و صلاحیت سنجی شده بود. کلاک حافظهی بالاتر 16Gbps ظاهراً به برد متناسب نیاز دارد، اما ۳ درصد افزایش سرعت حافظه چیزی نیست که سازندگان برد وقت و هزینه صرف آن کنند. بنابراین سقف کلاک حافظه با احتیاط بیشتری تنظیم شده است.
در نتیجهی افزایش کلاک حافظه و توان طراحی حرارتی، کارت RTX 2080 در مقایسه با دیگر کارتهای این خانواده، مایل به ایجاد تمرکز بیشتر بر GPU است. سرعت حافظهی مازاد بر نیاز تراشهی گرافیکی TU104 با سرعت کلاکی بالاتر، سبب میشود که برخلاف دیگر کارتهای RTX Super، تراشهی گرافیکی این کارت در سختترین شرایط کاری با میزان کافی از پهنای باند تغذیه شود.
جایگاه محصول، دسترسی پذیری و رقابت
انویدیا و شرکای تجاری وی، همچون دیگر محصولات سری Super، در این مورد نیز به فکر سیطره در رقابت با هر چیزی از کارتهای مرجع تا کارتهای کاملاً سفارشیسازی شده هستند. همانطور که گفته شد برای ساخت RTX 2080 Super اکنون با همان تراشهی TU104 و برد مرجعی سروکار داریم که به هر شکل برای کار با حافظههای سریعتر اعتبار آن تأیید شده است. بنابراین شرکای تجاری بهسادگی با همان بردهای از پیش طراحی شدهی فعلی خود، امکان تولید کارتهای جدید و ارائهی آن به بازار مصرف را دارند. با این اوصاف مسئلهی حجم تولید (نسبت با میزان تقاضا) نباید باعث نگرانی این سازندگان باشد- هر چند در مورد کارت RTX 2070 Super دیدیم که تقاضای بیش از حد باعث اتمام موجودی این کارت ظرف مدت کوتاهی شد؛ بنابراین پتانسیل اتمام موجودی را نیز نباید نادیده گرفت.
از سوی دیگر انویدیا برای این کارت هم مدل مرجعی را به بازار خواهد فرستاد. برخلاف نسخههای مرجع کارت RTX 2080 در سال گذشته، انویدیا کارتهای RTX 2080 Super را از مبدا کارخانه اورکلاک نخواهد کرد. کارت مرجع همچنان با برند Founders Edition فروخته میشود و سطح عملکرد یکسانی با دیگر کارتهای همنوع خود با سرعت کلاک رفرنس خواهد داشت. کارتهای مرجع RTX 2080 Super نیز چنانچه در موارد مشابه دیدهایم، مستقیماً توسط انویدیا فروخته خواهد شد.
انویدیا همراهبا RTX 2080 Super باندلی متشکل از دو عنوان بازی Wolfenstein: Youngblood و Control را عرضه میکند. تراشهساز آمریکایی تا پیش از این از عرضهی عناوین مختلف گیم همراهبا کارتهای رده بالای مرجع خود امتناع میکرد، اما ظاهراً این بار تغییری در رویهی خود داده است. قصد انویدیا از ارائهی این باندل بهعنوان بخشی از بازآرایی سبد محصولات این شرکت، افزایش ارزش خرید آخرین محصول خود بدون برش قیمتها است. هر دو بازی در زمان انتشار یا مدتی پس از آن از قابلیتهای رهگیری پرتو کارتهای Geforce RTX پشتیبانی خواهند کرد.

صفآرایی در میدان رقابت برای کارت RTX 2080 Super متشکل از رقبایی از میان محصولات خودی و محصولات رقیب است. این کارت در زمان عرضه با نسخهی مرجع RTX 2080 رقابت کرده، کارت RTX 2080 Ti را کمی بالاتر از خود و کارت RTX 2070 Super را درست پشت سر خود میبیند. کارت گرافیک RTX 2080 Ti همچنان با فاصلهی نسبتاً زیاد از کارت مورد بررسی، بهعنوان قدرتمندترین کارت در سبد محصولات تورینگ باقی میماند.
بایستی توجه داشت که قیمت کالاها و روند قیمت گذاری در بازار در ماههای اخیر کمی گیجکننده و مبهم بوده و این روند تاکنون متوقف نشده است. RTX 2080 Ti بهعنوان ارزانترین مدل که عملکردی بهتر از کارت مورد بررسی از خود نشان میدهد، اکنون در بازار قیمتی حدود ۱۱۵۰ دلار دارد و ۴۵۰ دلار گران تر از RTX 2080 است. بنابراین در اینجا شاهد یک شکاف قیمت گسترده هستیم که احتمالاً مدل ردهبالاتر را برای خیلی از افراد دسترسی ناپذیر خواهد کرد و کارت RTX 2080 Super بهعنوان کارتی ردهبالا با عملکردی بهتر از نسخهی مرجع و با امکان خرید بیشتر در مقایسه با RTX 2080 Ti جایگاه بهتری پیدا میکند. در این میان کارت RTX 2070 Super شبیه به اسپویلر عمل میکند. این کارت در حالی که عملکردی بسیار نزدیک به RTX 2080 دارد، ۲۰۰ دلار از آن ارزانتر است و بازار کارت همخانوادهی خود را خراب میکند. شاید به همین دلیل است که موجودی RTX 2070 Super در بازار در حال حاضر به اتمام رسیده است.
مقالات مرتبط:
در میدان رقابت با محصولات رقیب دیرینه، AMD، نزدیک ترین مدل از تیم قرمز به کارت مورد بررسی از نظر سطح عملکرد کارت گرافیک پرچمدار Radeon VII است. موجودی این کارت اگرچه در ابتدای عرضه به سرعت به اتمام رسید، اما در ژانویه امسال دوباره در عین ناباوری به بازار بازگشت. این کارت ۷۰۰ دلاری از نظر قیمت نیز با کارت RTX 2080 و مدل Super تطابق دارد. RTX 2080 Super درشرایطی پا به بازار گذارده که از پیش و بهصورت مستدل، انتظار چندانی برای عرضهی آن وجود نداشت و اکنون نیز سطح عملکردی چندان بالاتر از مدل مرجع ارائه نمیدهد. اما به هر حال، زیر فشار رقابت، این کارت را باید آخرین تیر ترکش انویدیا برای نباختن در این آوردگاه دانست.
AMD با یک شکاف قیمت جذاب، بهتازگی کارت RX 5700 XT را که بر پایهی تراشه گرافیکی Navi است، روانهی بازار کرده است. این کارت گرچه رقیبی برای RTX 2080 Super نیست، اما به خوبی میتواند بازار RTX 2070 Super انویدیا را تحت تأثیر عملکرد خوب خود در ردهی قیمتی ۴۰۰ دلار قرار دهد؛ ردهی قیمتی که ۳۰۰ دلار کمتر از کارت RTX 2080 و مدل Super آن است.

سطح عملکرد
کارشناسان سایت PCGamer میانگین سطح عملکرد کارت RTX 2080 Super را از نظر متوسط فریم و حداقل فریم در مجموع ۱۱ بازی بهروز آزموده اند. این ۱۱ عنوان بازی آمیختهای از عناوین ترویج شده توسط هر دو شرکت انویدیا و AMD است. در اکثر این عناوین از رابط گرافیکی دایرکت ایکس ۱۲ مایکروسافت استفاده شده و سطح عملکرد با این API در بیشتر موارد، بهبود مییابد. نتایج عملکرد این کارت در رزولوشنهای مختلف 1080p و 1440p و همچنین 4K آزمایش شده و در مقایسه با کارتهای دیگر در نمودارهایی ارائه شده است. نتایج این آزمایشها در گالری تصاویر زیر دیده میشود.
مقالات مرتبط:
در رزولوشن 1440p، بهطور کلی کارت RTX 2080 Ti به میزان ۱۷ درصد سریعتر از RTX 2080 Super است و این کارت خود ۵ درصد بهتر از RTX 2080 FE عمل میکند. در این رزولوشن RTX 2080 FE به نوبهی خود ۷ درصد سریعتر از کارت RTX 2070 Super است. RTX 2070 Super نیز ۱۰ درصد بهتر از نسخهی مرجع این کارت عمل میکند. در مرحله بعد شاهد بهبود ۵ درصدی عملکرد RTX 2070 در مقایسه با RTX 2060 Super هستیم که این کارت نیز با اختلاف ۱۶ درصدی از اقتصادیترین کارت سری RTX یعنی 2060 پیشی میگیرد. در این رزولوشن کارت Radeon VII سطح عملکردی مشابه RTX 2070 Super داشته و شاید این نتایج خیال انویدیا را برای همیشه و در این بازهی قیمتی از شکست رقیب راحت کند. از سوی دیگر کارت گرافیک RX 5700 XT با اختلاف ناچیز ۲ درصدی، درست پشت سر کارت RTX 2070 Super قرار گرفته و رقابت اصلی میان آخرین کارتهای AMD و انویدیا شاید میان این دو کارت در جریان باشد.
در رزولوشنهای دیگر نیز روندهای مشابهی تکرار میشود. RTX 2080 Super در رزولوشن 1080p تنها ۲ یا ۳ فریم بیشتر از RTX 2080 FE تولید میکند، در حالی که در رزولوشن 4K، افزایش پهنای باند حافظه به کمک تراشهی گرافیکی آمده و اختلاف نتایج دو کارت به ۶ درصد میرسد. افزایش ۱۱ درصدی پهنای باند در نسخهی Super اگرچه روی کاغذ خوب به نظر میرسد، چیزی نیست که در عمل چندان خود را نشان دهد و در بیشتر موارد شاید نیازی به این پهنای باند مازاد نباشد. فقط در رزولوشنهای بسیار بالا که در آن حجم بافتهای در حال بارگذاری بهطور چشمگیری افزایش مییابد، ممکن است سیستم به این پهنای باند اضافی احتیاج داشته باشد. با صرفنظر از حافظهی گرافیکی، توان محاسباتی مدل RTX 2080 Super نسبت به مدل مرجع، ۵ درصد بیشتر است و به همین دلیل است که بهبود سطح عملکرد در تمامی موارد آزمایش شده کمتر از ۱۱ درصد و در بیشتر موارد کمتر از ۵ درصد است.
تکلیف کارت RTX 2080 Super در رزولوشن 1080p روشن است؛ اما در رزولوشن 1440p و با حداکثر تنظیمات گرافیکی نیز این کارت به خوبی از پسِ اجرای عناوین مختلف با خروجی فریم خیره کننده (نزدیک به ۱۰۰ فریم در هر ثانیه) برمیآید. در این رزولوشن عناوین انگشتشماری نظیر Assassin's Creed Odyssey و Metro Exodus وجود دارد که میانگین فریم در آن به عدد ۶۰ نزدیک میشود و گاه خروجی کارت به حدود ۴۰ فریم نیز افت میکند. پس بهطور کلی گیمرهای دسکتاپ تا مدتها برای اجرای بازی در این رزولوشن با این کارت نگرانی نخواهد داشت.
در رزولوشن 4K میانگین فریم به دست آمده در ۱۱ عنوان بازی به عدد ۶۰ نمیرسد، اما همچنان نتایج به دست آمده توجیهپذیر است. در این رزولوشن و در عنوان Assassin's Creed Odyssey میانگین فریم با حداکثر تنظیمات گرافیکی در حدود ۴۳ و در بازی Metro Exodus این عدد به ۴۵.۵ فریم میرسد. حداقل فریم در این دو بازی گاه به کمتر از ۳۰ فریم تنزل میکند. در سایر عناوینِ آزمایش شده، خروجی نزدیک به ۶۰ فریمبرثانیه در این کارت، باعث اجرای نسبتاً روان و بدون لگ و تأخیر بازی خواهد شد. با این وجود و با درایورهای فعلی هنوز هم این کارت را نمی توان کارتی کاملاً بهینه برای بازی در این رزولوشن دانست و بهترین رزولوشن قابل توصیه برای کار با این کارت 1440p است.
اگر تمامی کارتهای RTX 2080 در بازار قیمتی معادل ۷۰۰ دلار داشتند، RTX 2080 Super را به راحتی میتوانستیم به آنها ترجیح دهیم و خرید این کارت پیشنهاد مناسبتری بود. اما در حال حاضر و در فروشگاههای معتبر آنلاین قیمت مدلهای سفارشی RTX 2080 از ۶۱۰ دلار شروع میشود و حتی در برخی مدلها با اورکلاک کارخانهای شاهد برچسب قیمت ۶۵۰ دلاری هستیم. بنابراین ارزش خرید کارتهای یاد شده بیشتر از مدل Super است.

همانطور که در تصاویر گالری فوق دیده شد، پیسیگیمر جایگاه کارت RTX 2080 Super را در مقایسه با کارتهای دیگر از نظر ارزش خرید نسبی یا میزان عملکرد به ازای بهای پرداختی مشتریان بررسی کرده و نتیجه گرفته است که این کارت در این مقایسه جایگاه بسیار نازلی دارد. جایگاه کارتهای گرافیک RX 5700 XT از تیم حریف و RTX 2060 Super، و GTX 1660 Ti از این نظر بسیار بهتر است.با این حال خرید یک کارت ردهبالای گیمینگ در بازار سختافزار چندان وابسته به ارزش خرید و جایگاه کارت در این نمودار نیست و این کارتها فروش بسیار بهتری را نسبت به کارتهایی که جایگاه بهتری در این دیاگرام دارند، تجربه میکنند.
مقایسه جذاب دیگری که در اینجا میتوان به عمل آورد، مقایسه میان کارت مورد بررسی و کارت RTX 2070 Super است. درست است که با خرید یک کارت RTX 2080 Super، عملکردی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد بهتر از کارت RTX 2070 Super به دست میآید، اما باید ۴۰ درصد بهای بیشتری برای داشتن کارت قویتر پرداخت کرد. حتی اگر در مجموع قطعات یک سیستم گیمینگ به اختلاف این دو کارت نگاه کنیم، برای دستیابی به ۱۰ تا ۱۵ درصد خروجی فریم بیشتر آن هم نه در همهی موارد، ۱۶ درصد هزینهی بیشتری باید پرداخت کرد. اگرچه همچنان RTX 2080 Super یک گزینه کاملاً منطقی برای گیمینگ سطح بالا به حساب می آید، اما برای گیمرها RTX 2070 Super مسلماً گزینهی خرید بهتری به شمار میرود.
.: Weblog Themes By Pichak :.