بالستیک‌های دریایی ۲هزار کیلومتری شدند/ از دریای عربی تا مدیترانه در تیررس سپاه

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- محمد شلتوکی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نخستین بار در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۹ از گونه‌ای موشک بالستیک با نام «خلیج فارس» رونمایی کرد که بر اساس پلتفرم موشک‌ فاتح-۱۱۰ توسعه یافته بود و از قابلیت انهدام انواع شناورها و اهداف دریایی در برد ۳۰۰ کیلومتری برخوردار بود.

این موشک که از هدایت ترکیبی برخوردار است، سرجنگی ۴۵۰ کیلوگرمی آن در فاز نهایی با استفاده از سیکر(جستجوگر) اپتیکی قادر به کشف و قفل بر روی اهداف متحرک دریایی و اصابت به آنها خواهد بود. سرعت چند برابر صوت سرجنگی مهلک این موشک بالستیک در فاز نهایی امکان هرگونه فریب یا فرار هدف را سلب می‌کند.

بیشتر بخوانید:

"خلیج فارس " جدیدترین موشک بالستیک و مافوق صوت سپاه علیه اهداف دریایی

با تولید موشک خلیج فارس در آن زمان که بسیاری از کارشناسان غربی این موشک را برگ برنده ایران در نبرد احتمالی با ناوگان فرامنطقه‌ای مستقر در خلیج فارس عنوان کردند، جمهوری اسلامی ایران بعنوان دومین کشور سازنده موشک‌های بالستیک دریایی پس از چین شناخته شد.


لحظه اصابت سرجنگی موشک خلیج فارس به هدف

گام بعدی نیروی هوافضای سپاه برای مقابله با ناوهای بیگانه، طراحی و تولید خانواده موشک‌های هرمز شامل «هرمز-۱» و «هرمز-۲» با برد ۳۰۰ کیلومتر بود. این موشک‌ها نخستین بار در اردیبهشت ۱۳۹۳ و در جریان بازدید فرمانده معظم کل قوا از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه به نمایش درآمدند.

موشک هرمز-۱ که نمونه ضد تشعشع خانواده هرمز است، از جستجوگر راداری برخوردار است و با یافتن منبع انتشار امواج راداری، به منشأ این امواج اصابت می‌کند. سردار حاجی‌زاده در خصوص ویژگی‌های موشک هرمز-۱ می‌گوید: «این موشک می‌تواند رادارهای روی ناو هواپیمابر یا یک سایت پاتریوت در خشکی و یا یک سایت راداری جستجوگر را منهدم کند.»


موشک‌های هرمز-۱ و هرمز-۲

در تصاویری که از آزمایش موشک هرمز-۱ منتشر شده است، این موشک یک هدف کانتینر به طول ۶ متر را که بر روی آن راداری کوچک با سطح تشعشع بسیار پایین نصب شده است با دقتی مثال زدنی منهدم می‌کند.

با ساخت موشک هرمز-۱ توسط متخصصان نیروی هوافضای سپاه، جمهوری اسلامی ایران اولین و تاکنون تنها کشوری است در دنیا که موفق به ساخت موشک ضد تشعشع بالستیک شده است.

موشک هرمز-۲ نیز که به گفته فرمانده نیروی هوافضای سپاه بردی در حدود ۳۰۰ کیلومتر و سرعتی بین ۴ تا ۵ برابر سرعت صوت دارد، نمونه‌ای از موشک زمین به دریا است که قابلیت انهدام انواع اهداف دریایی را دارد.

فاتح مبین آخرین نمونه از موشک‌های بالستیک دریایی ساخت جمهوری اسلامی ایران است که مردادماه سال گذشته و توسط وزارت دفاع رونمایی شد.

به گفته وزیر دفاع، فاتح مبین موشکی چابک، رادارگریز، تاکتیکی و نقطه زن است که براساس فن‌آوری‌های پیشرفته بومی طراحی و ساخته شده و قادر است در همه ساعات شبانه روز و شرایط محیطی و جنگ الکترونیک دشمن، اهداف خاص مورد نظر را در روی زمین و دریا تشخیص داده و از تمامی موانع و سدهای ضدموشکی عبور و اهداف را منهدم کند.

هرچند تاکنون به طور رسمی برد موشک فاتح مبین اعلام نشده است، اما گفته می‌شود این موشک بردی در حدود ۵۰۰ کیلومتر دارد.

اما اخیرا سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه در مصاحبه‌ای صریحا اعلام کرد که علاوه بر پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، همه شناورهای آنها اعم از ناو و رزم‌ناوها را نیز تا برد ۲هزار کیلومتر زیر آتش موشک داریم و دائما در حال رصد آنها هستیم.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه در عین حال تاکید کرده که گمان دشمنان در خصوص اینکه اگر شناورهای‌شان ۴۰۰ کیلومتر از ما دور شوند، از زیر آتش ما خارج خواهند شد، تصوری اشتباه است.

بیشتر بخوانید:

آمریکایی‌ها جرقه جنگ را بزنند، پایگاه‌ها و ناوهای‌شان را زیر موشک و آتش خواهیم برد

شلیک دو فروند موشک دوربرد سپاه به دهانه اقیانوس هند

اگرچه سردار حاجی‌زاده در تیرماه ۱۳۹۰ از شلیک دو فروند موشک از کویر سمنان به سوی هدفی در دهانه اقیانوس هند در بهمن ماه سال گذشته( بهمن۱۳۸۹) خبر داده و فاصله این شلیک را ۱۹۰۰ کیلومتر اعلام کرده بود، اما این نخستین بار است که فرمانده نیروی هوافضای سپاه صریحا خبر از دستیابی جمهوری اسلامی ایران به موشک بالستیک دریایی با برد ۲هزار کیلومتر داده است.

بیشتر بخوانید:

شلیک دو فروند موشک دوربرد سپاه به دهانه اقیانوس هند

اما اعلام دستیابی جمهوری اسلامی ایران به موشک‌های دریایی با برد ۲هزار کیلومتر از آنجایی مهم است که طی ماه‌های گذشته ایالات متحده آمریکا تلاش داشت با اعزام ناوگروه ضربت آبراهام لینکلن شامل بمب افکن‌های B-52 به پایگاه هوایی العُدید قطر و ناو هواپیما آبراهام لینکلن به خلیج فارس، دوگانه کاذبی را تحت عنوان جنگ یا مذاکره در داخل کشور ایجاد کند.

هرچند که بمب افکن‌های B-52 پس از چند هفته استقرار در پایگاه العُدید قطر، بدون سر و صدا منطقه را ترک کردند و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز هرگز به خلیج فارس وارد نشد و در دریای عربی یعنی هزاران کیلومتر دورتر از آبهای سرزمینی ایران متوقف شد و سناریو کاذب ایجاد جنگ نیز با ضرب شست نیروی هوافضای سپاه در سرنگون کردن پهپاد جاسوسی MQ-4C ترایتون از بین رفت.

اکنون با اعلام در دسترس بودن موشک‌های بالستیک دریایی با برد ۲ هزار کیلومتر توسط جمهوری اسلامی ایران که آب‌های فراتر از منطقه را از دریای عربی تا دریای مدیترانه در تیررس خود خواهد داشت، به نظر میرسد که این پیام قاطع توسط بیگانگان خصوصا آمریکایی‌ها دریافت شده باشد که در صورت اجرای توطئه‌ یا اقدامی علیه جمهوری اسلامی ایران از مبدأ دورتر نیز، ناوگان دریایی آنها امنیت نخواهند داشت.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 09:34 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 قدرت موشکی ایران اکنون یکی از دستاورد‌های بزرگ جمهوری اسلامی در عرصه فناوری‌های نظامی و قدرت دفاعی کشور است که نقطه شروع این پیشرفت را می‌توان دوران جنگ تحمیلی و محاصره همه جانبه در آن زمان توسط سایر کشور‌ها دانست. امروز با تکیه بر توانمندی داخلی و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود در فواصل زمانی کوتاه، موشک‌های جدید و مدرنی توسط نیرو‌های مسلح کشور رونمایی می‌شود که با معرفی هرکدام از آن‌ها دشمنان از پیشرفت ایران در عرصه دفاعی عصبانی‌تر شده و توانایی جمهوری اسلامی در عرصه دفاعی نمایان‌تر می‌شود.

 در شرایطی که قدرت نظامی بازدارنده ایران و توان مقابله کشور با هر گونه تهدید نظامی این روز‌ها محور بحث روز است. بررسی تکنولوژی موشک‌های ایران نشان می‌دهد که برد این موشک‌ها به دورترین نقاط اروپا و بیش از ۷۰ درصد آسیا می‌رسد و این توان دفاعی باعث نا امیدی دشمنان در حمله نظامی به خاک و تاسیسات حیاتی کشورمان شده است.

1

یکی از موثرترین سلاح‌ها در میدان‌های نبرد که توانایی ضربات سنگین و مهلک در زمین، هوا و دریا را دارند موشک‌ها هستند و یکی از اعضای این خانواده موشک‌های کروز هستند.

باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد طی مجموعه گزارش‌هایی، موشک های کروز بومی و ساخت داخل را معرفی کند.

اولین گزارش از این مجموعه به بررسی موشک کروز زمین پایه و بومی هویزه اختصاص داشت که  یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که  ۱۳ بهمن ماه سال گذشته و در جریان نمایشگاه دستاوردهای دفاعی و سازندگی توسط امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و با حضور سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه رونمایی شد. این موشک بردی معادل ۱۳۵۰ کیلومتر داشته و آزمایش پروازی آن در برد پروازی ۱۲۰۰ کیلومتر انجام و این موشک موفق شد که اهداف از پیش تعیین شده را با دقت مورد اصابت قرار دهد.

دومین گزارش از این مجموعه اما به بررسی موشک کروز بومی سومار پرداخت که یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که اواخر اسفندماه ۹۳ با حضور سردار دهقان وزیر دفاع و سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه رونمایی شد. اینموشک با برد۲۰۰۰ کیلومتر توانایی انهدام طیف وسیعی از اهداف را دارد و با توجه به قابلیت تاکتیک پذیری بالا، ماندگاری طولانی در صحنه نبرد و رادارگریزی می‌تواند در هر شرایطی اهداف مورد نظر را منهدم کند. موشک کروز زمین به زمین "سومار" ضمن توانمندسازی نیرو‌های مسلح می‌تواند گامی موثر برای افزایش قدرت دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران محسوب شود.

1

سومین گزارش به بررسی موشک کروز یا علی (ع) اختصاص داشت که این موشک دارای یک موتور توربوجت با برد ۷۰۰ کیلومتری است و سر جنگی این موشک هم در حدود ۲۰۰ کیلوگرم وزن دارد. نمایش شلیک این موشک بازتاب بسیار زیادی از نظر اهمیت حوزه کروز‌های زمینی در جهان داشت و برخی از رسانه‌ها و صاحبنظران غربی برای این موشک برد ۲۵۰۰ کیلومتری پیش بینی کردند.

چهارمین گزارش به بررسی موشک کروز دریایی نور می‌پردازد که دهه ۷۰ به ناوگان نیروهای نظامی دریایی کشور الحاق شد. طول این موشک ۶.۳۸ متر است که از این مقدار ۱.۲۴ متر آن به قسمت موتور اولیه اختصاص دارد. قطر موشک نور ۳۶ سانتیمتر است که از موتوری با پیشرانه توربوجت و سوخت مایع استفاده می‌کند و تا ۱۲۰ کیلومتر برد عملیاتی دارد.

پنجمین گزارش هم به بررسی موشک کروز بومی قادر اختصاص دارد که بررسی آن را در ادامه مطالعه می‌کنید.

1

موشک کروز قادر

موشک کروز قادر برای نخستین بار در رژه ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۰ رونمایی شد. این موشک را از نظر ابعاد و ویژگی های فنی و ساختاری می توان عضوی از خانواده موشک های نور نامید که تنها تفاوت آن از نظر اندازه طول موشک است که آن هم فقط به جهت حجم بیشتر مخزن سوخت و اندازه آن است که البته باعث افزایش برد این موشک می‌شود.

1

کلاهک و شکل بدنه آن با موشک نور مشابه است. هر دو موشک قادر و نور از سامانه های مشابه بهره می برند همچنین قادر هم مانند موشک نور از یک بوستر کمکی پرتاب اولیه استفاده می کند. البته این موشک به علت داشتن طول بیشتر و وزن بیشتر نسبت به موشک نور احتمالا از موتور قوی تری بهره می برد.

 
 
کد ویدیو

موشک قادر دارای یک خلبان خودکار دیجیتال است (DAP- digital auto pilot) است؛ که مسیر پروازی آن را تا هدف تنظیم و برخورد آن را به هدف تضمین می‌کند.

1

از دیگر قابلیت های این موشک می توان به قابلیت گریز از سیگنال‌های پارازیت، سامانه‌های جنگ الکترونیک، امکان نصب بر روی هواگردهایی همچون میل۱۷ و جنگنده‌های اف ۴ اشاره کرد که این کار باعث دقت و سرعت بیشتر در انهدام اهداف می‌شود.

1

مشخصات فنی 

موشک کروز قادر با قطر ۳۶ سانتیمتر و طول ۷۴۰ سانتیمتری می تواند با موتور توربوجت و سوخت مایع قادر است تا به سرعت  ۰.۹ ماخ و ارتفاع ۲۰ تا ۳۰ متری از سطح دریا دست پیداکند. سیستم هدایت آن مبتنی بر رادار داخلی فعال است. وزن سرِ جنگی این موشک نامعلوم است اما از نوع انفجار شدید (High explosives) می‌باشد که قابلیت نفوذ در زره کشتی‌ها با فیوز تأخیری را دارد.

قادر در رسانه‌های خارجی 

پایگاه خبری NATIONAL INTEREST آمریکا طی گزارشی با عنوان «آیا ایران می تواند ناوهواپیمابر را غرق کند؟» به موشک‌های کروز دریایی ایرانی از جمله  قادر اشاره کرده است.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:54 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

تکمیل پوشش پدافند هوایی شرق کشور با استقرار رادار 800 کیلومتری "نذیر"

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر علیرضا صباحی فرد فرمانده نیروی پدافند هوایی ارتش در بازدیی از سایت رادار طبس، استقرار سامانه رادار نذیر در این منطقه  را کامل کنده پدافند هوایی آسمان شرق کشور عنوان کرد.

گزارش ویژه تسنیم از پدافندهوایی ساخت ایران/ بخش دوم| آسمان زیر دید رادارهای ایرانی؛ جایی برای پنهانکاران نیست

وی خاطر نشان کرد: تمام مراحل ساخت سایت راداری نذیر، از مکان یابی تا ساخت رادار قدرتمند و متناسب با این منطقه، توسط کارکنان جوان پدافند هوایی ارتش انجام شده و نمایانگر اقتدار کشور در حوزه دفاع هوایی است.


رادار نذیر

به گزارش تسنیم، سامانه راداری نذیر که برای اولین بار در شهریور 1394 معرفی و عملیاتی شدن آن در آستانه روز پدافند هوایی در شهریور 1395 اعلام شد، راداری پیشرفته با برد بیش از 800 کیلومتر با قابلیت کشف اهداف تا ارتفاع بیش از 30 کیلومتر است.

به دلیل ویژگی های خاص این رادار، نذیر توانایی کشف انواع اهداف با سطح مقطع راداری پائین مانند پهپادهای مهاجم و موشک های کروز آمریکایی است.

از تصاویر منتشر شده به نظر می رسد که نذیر دارای ساختار ویژه ای در آنتن های خود بوده و بر روی ارتفاعات کشور مستقر شده است.

ویژگی مهم دیگر رادار نذیر، توانایی کشف و ردیابی موشک های بالستیک است. همچنین نذیر توانایی بالایی در تفکیک اهداف داشته و در برابر موشک های ضد رادار نیز مقاوم است.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:52 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

نتایج پژوهشی تازه نشان می‌دهد، پروتئینی که از استخوان آزاد می‌شود، در آغاز واکنش بدن در برابر استرس نقش دارد.

 

در مواجهه با ترس، خواه ترس از یک خرس خاکستری باشد یا شنوندگانی که منتظر شنیدن سخنرانی شما هستند، بدن واکنشی را دربرابر استرس آغاز می‌کند. تنفس سریع می‌شود، مردمک چشم گشاد می‌شود و قلب محکم‌تر می‌زند. این پاسخ‌های خودکار به‌عنوان بخشی از «پاسخ جنگ یا گریز» (Fight-or-Flight Response) اتفاق می‌افتند؛ مکانیسم تکامل‌یافته‌ی بدن دربرابر تهدیدهای موجود در جهان پیرامون.

دانشمندان دهه‌ها است، می‌دانند این واکنش به‌وسیله‌ی هورمون‌هایی که از غدد فوق کلیوی ترشح می‌شوند، آغاز می‌شود. به‌تازگی، نقش هورمون دیگری نیز مطرح شده؛ هورمونی که استئوکلسین نام دارد و پروتئینی است که به‌وسیله‌ی استخوان تولید و ترشح می‌شود.

جرارد کارسنتی، پزشک و ژنتیک‌دان مرکز پزشکی ایروینگ دانشگاه کلمبیا، بیش از ۲۰ سال پیش پژوهش‌های خود را در ارتباط با استئوکلسین آغاز کرد. او در آغاز قصد داشت کلسیفیکاسیون را مورد مطالعه قرار دهد. کلسیفیکاسیون، سخت شدن تدریجی استخوان‌ها است که در اثر تجمع مواد معدنی اتفاق می‌افتد. در آن زمان، کارسنتی گمان می‌کرد که استئوکلسین، به‌علت فراوانی در اسکلت، نقش اصلی را در این فرایند داشته باشد اما هنگامی که گروه او ژن کدکننده‌ی استئوکلسین را در موش حذف کردند، فرایند کلسیفیکاسیون بدون مشکل ادامه پیدا کرد. درعوض، مشخص شد جوندگانی که فاقد این پروتئین هستند، دارای چربی اضافی بدن بوده و ازنظر تولیدمثل مشکل دارند. این نتایج گیج‌کننده بود اما با این واقعیت که استئوکلسین در خون وجود دارد، سازگار بود. این ارتباط موجب شد، کارسنتی فرض کند که استئوکلسین هورمونی است که از بافت استخوانی به گردش خون آزاد می‌شود تا عملکردهایی را در بخش‌های دیگر بدن تنظیم کند. این آزمایش اولین مورد از مجموعه‌ی طولانی از آزمایشاتی بود که استئوکلسین را به‌عنوان هورمونی که در متابولیسم، باروری و عملکرد عضلانی نقش دارد، شناسایی کرد.

بررسی‌های اخیر نشان داده که استئوکلسین حتی ممکن است در توسعه‌ی مغز و شناخت نقش داشته باشد. با جمع‌شدن این اکتشافات، کارسنتی و همکارانش این سؤال را مطرح کردند که چرا اسکلت که از اندام‌های داخلی بدن ما محافظت می‌کند و به ما توانایی حرکت می‌دهد، به‌عنوان یک ارگان اندوکراین نیز عمل می‌کند. این بینش موجب شد، پژوهشگران به‌سوی یک فرضیه‌ی غیرعادی کشیده شوند که شاید استخوان‌ها حداقل تاحدودی در مسیری تکامل پیدا کرده‌ باشند تا به حیوانات کمک کنند که از خطر فرار کنند. اگر این ایده درست باشد، پس شاید استخوان‌ها در پاسخ جنگ یا گریز نیز نقش داشته باشند.

 

ترشح هورمون از استخوان

 

در مطالعه‌ای که به‌تازگی در مجله‌ی Cell Metabolism منتشر شده است، گروه کارسنتی پژوهش‌هایی را که برای آزمایش این تئوری انجام داده‌اند، تشریح کرده‌اند. پژوهشگران موش‌ها و انسان‌ها را درمعرض رویدادهای استرس‌زا قرار دادند و تغییر در سطوح استئوکلسین موجود در خون آن‌ها را اندازه‌گیری کردند. در هر دو مورد، پس از اینکه جوندگان ازنظر جسمی به‌مدت ۴۵ دقیقه مهار شدند و از انسان‌ها نیز خواسته شد که یک سخنرانی ۱۰ دقیقه‌ای انجام دهند، سطوح استئوکلسین در گردش خون آن‌ها تا ۵۰ درصد افزایش پیدا کرد.

سپس پژوهشگران ژن کدکننده‌ی این پروتئین استخوانی را در موش حذف کردند و متوجه شدند که حیوانات تغییرات بسیار ملایم‌تری را در سنجه‌های مرتبط با جنگ یا گریز مانند افزایش ضربان قلب، سطوح بالاتر گلوکز خون یا افزایش دمای بدن نشان می‌دهند. این موضوع نشان می‌داد، استئوکلسین نقش مهمی در پاسخ دربرابر استرس دارد. سپس گروه کارسنتی درمورد این موضوع عمیق‌تر شدند که این هورمون دقیقا چگونه روی واکنش دربرابر استرس تأثیر می‌گذارد.

در آغاز، پژوهشگران به این موضوع مشکوک بودند که استئوکلسین موجب فعال شدن بازوی سمپاتیکی سیستم عصبی خودمختار (ANS) می‌شود. این سیستم مسئول آغاز تغییرات همبسته با پاسخ جنگ یا گریز است. اما در کمال تعجب، تزریق پروتئین به خون هیچ تأثیری روی فعالیت اعصاب سمپاتیکی نداشت. درعوض، این امر منجر به کاهش سریع در فعالیت اعصاب بخش پاراسمپاتیکی سیستم عصبی خودمختار شد. این بخش از سیستم عصبی در عملکردهای استراحت و هضم نقش دارد که در زمانی‌که بدن در موقعیت تهدید قرار ندارد، فعال است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که استئوکلسین با خاموش‌کردن ANS کار می‌کند و راه را برای عمل بخش دیگر سیستم عصبی درجهت آغاز واکنش جنگ یا گریز هموار می‌کند. جیمز هرمان، دانشمند علوم اعصاب از دانشگاه سینسیناتی که در این پژوهش مشارکتی نداشته است، می‌گوید:

این ایده که سیستم عصبی پاراسمپاتیک واسطه‌ی اثرات استئوکلسین روی استرس است، یافته‌ی بسیار جالبی است. من فکر می‌کنم مفهوم این نتایج آن است که درک کنونی ما از پاسخ استرس بدن بسیار ساده‌انگارانه است. پیام‌رسان‌های شیمیایی از دیگر بخش‌های بدن نیز ممکن است در پاسخ به استرس نقش داشته باشند.

در آزمایش‌های انجام‌شده در آزمایشگاه او، نقش احتمالی مرتبط با استرس حاصل از سیگنال‌های آزادشده از چربی نشان داده شده است. چگونگی ارتباط استئوکلسین با مغز هنوز ناشناخته است، اما گروه کارسنتی برای یافتن پاسخ این سؤال دست به کار شده است. در مقاله‌ی آن‌ها آمده است که فعال شدن آمیگدال قاعده‌ای-جانبی، ناحیه‌ای از مغز که در پردازش ترس دخیل است، منجر به افزایش دو برابری در سطوح استئوکلسین خون می‌شود. ناقل عصبی گلوتامات نیز به‌عنوان یک واسطه‌ی مهم از نقش پروتئین روی پاسخ استرس مطرح شده است.

البته کارسنتی خاطرنشان می‌کند که این یافته‌ها نقشه‌ی راه روشنی را درمورد چگونگی گفتگوی بین مغز و استخوان فراهم نمی‌کند. او همچنین این احتمال را که دیگر بخش‌های مغز نیز در این میان نقش داشته باشند، رد نمی‌کند. فلورنت الفتریو، استادیار جراحی ارتوپدی در کالج پزشکی بیلور که در این مطالعه نقشی نداشته است، می‌گوید:

حتی اگر ما هنوز نمی‌دانیم که مکانیسم دقیق این فرایند چگونه است، فکر می‌کنم که این مجموعه داده‌ها قابل‌توجه باشد.

الفتریو به این نکته نیز اشاره می‌کند که ژنتیکدان کلمبیا (کارسنتی)، منتقدان خود را دارد و برخی از پژوهشگران نتوانسته‌اند بخشی از این نتایج را تکرار کنند؛ برای مثال در ماه اوت، گروهی از دانشمندان مطالعه‌ای را منتشر کردند که نشان می‌داد موش‌های مهندسی‌شده برای عدم تولید استئوکلسین دچار ناهنجاری‌های اندوکراینی نمی‌شوند. این نتایج با برخی از یافته‌های قبلی آزمایشگاه کارسنتی مغایرت دارد. الفتریو می‌گوید:

برخی افراد دربرابر این داده‌ها متعجب هستند و آن‌ها را بسیار هیجان‌انگیز و تحول‌آفرین می‌خوانند. برخی نیز به‌خاطر بحث‌برانگیز بودن این موضوع، چیزی را باور نمی‌کنند. اما من فکر می‌کنم گروه زیادی از پژوهشگران این حوزه، از کارهای تفکربرانگیزی که از این آزمایشگاه بیرون می‌آید، لذت می‌برند.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:48 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

داستان نظارت بر گوگل و اتهاماتی که درباره‌ی اقدامات انحصارطلبانه‌ی آن مطرح می‌شود، موضوع جدیدی نیست. اما این بار به‌نظر می‌رسد قضیه جدی‌تر از دفعات پیشین باشد.

 

شرکتی در حد و اندازه‌های آلفابت همیشه با موضوع نظارت و بازرسی توسط متولیان قانون‌گذاری در ایالات متحده و کشورهای خارج از آن مواجه بوده است. این داستان سال‌ها است که پی‌درپی تکرار می‌شود؛ کشور یا گروهی از کشورها با هم گوگل را به دادگاه می‌کشانند و سرانجام، به نوعی توافق میان خود دست می‌یابند که بیشتر در خدمت برآورده‌سازی خواسته‌های مطرح‌شده در شکایت اصلی است و همیشه هم پولی به صندوق‌های ایالتی واریز می‌شود؛ در پایان کار، گوگل شادمانه و با خیالی راحت از دادگاه خارج می‌شود.

اندروید حدود ۵۰ درصد از بازار ایالات متحده را در اختیار دارد

بیش از ۵۰ ایالت و منطقه در ایالات متحده هم‌اکنون مشغول تحقیق درباره‌ی رفتارهای ضدرقابتی آلفابت و پیروی‌نکردن آن از قوانین ضد انحصارطلبی هستند. اما، این بار قضیه با گذشته فرق می‌کند. آن‌ها این‌بار عزم خود را جزم کرده‌اند تا خطاهای (واقعی یا غیرواقعی) این شرکت عظیم را پیدا کنند. ممکن است بخشی از این حرکت از روی تعصبات باشد؛ اما بیشتر آن در واکنش به شکایت‌های مطرح‌شده علیه گوگل است که بیان می‌کنند حضور گوگل در اینترنت به‌قدری گسترده است که شرکت‌های دیگر توان رقابت با آن را ندارند و عملا، هیچ شانسی برای موفقیت شرکت‌های جدید وجود ندارد.

گوگل / google

موضوع این نیست که از گوگل خواسته شود طوری عمل کند که کاربران آن مجبور نباشند حتما از جی‌میل یا کروم روی گوشی‌های مبتنی‌بر اندروید خود (یا اینترنت اکسپلورر روی ویندوز) استفاده کنند و صدها اپلیکیشن جایگزین دیگر وجود داشته باشد که بتوان آن‌ها را به‌صورت پیشفرض استفاده کرد. هرچند، اندروید نقش مهمی در هر دو مورد ایفا می‌کند.

در ایالات متحده، اندروید ۵۰ درصد از سهم بازار گوشی‌های هوشمند را در اختیار دارد. این تعداد در فصل‌های مختلف با تغییرات اندکی مواجه می‌شود؛ اما تقریبا ۵۲ دستگاه از هر ۱۰۰ گوشی همراه جدیدی که در ایالات متحده به فروش می‌رسد، از سیستم‌عامل اندروید و ۴۸ دستگاه نیز از سیستم‌عامل iOS استفاده می‌کند. به‌نظر تقسیم عادلانه‌ای می‌رسد؛ اما اگر به این واقعیت فکر کنید که گوگل به‌موجب خدمات متنوعی که ارائه می‌دهد و تبلیغات زیادی که دارد، سهم بسیار زیادی در فضای آنلاین را به خود اختصاص داده است، نظرتان قطعا تغییر خواهد کرد.

همه‌ی کارهای گوگل، ازجمله توسعه و پشتیبانی از اندروید، با هدف وسعت‌بخشیدن به سهم آن از بازار انجام می‌شود؛ چرا که گوگل هر سال میلیاردها درآمد به همین طریق کسب می‌کند. از این دیدگاه که کارهای بسیاری برای تقویت جایگاه این خدمات و تبلیغات انجام شده است، تقریبا هر دستگاه صرف‌نظر از اینکه چه‌کسی آن را تولید یا پشتیبانی می‌کند، از دیدگاه مالی برای آلفابت اهمیت می‌یابد و تبدیل به نقطه‌ای برای کسب درآمد می‌شود.

گوگل / google

همه‌ی کارهای گوگل، ازجمله توسعه‌ی اندروید، با هدف وسعت‌بخشیدن به سهم آن از بازار انجام می‌شود

موارد بالا تنها بخشی از نگرانی‌های نمایندگان ایالتی درخصوص رفتارهای ضد رقابتی آلفابت است. در جای دیگری از شکایت آمده است که گوگل باید اطلاعاتی درباره‌ی سهم خود در بازار ایالات متحده ارائه بدهد و ۱۰ رقیب برتر اندروید را در این کشور معرفی کند. نام‌بردن از رقبای اندروید در هوستون تبدیل به یک مشکل اساسی برای این شرکت شده است. اندروید فقط یک رقیب واقعی در این منطقه دارد و اگر گوگل بخواهد مواردی مانند مایکروسافت ویندوز یا Sailfish OS را به‌عنوان رقیب معرفی کند، قطعا نمی‌تواند قانون‌گذاران را قانع کند. ویندوز رقیب اندروید نیست؛ چرا که یکی مربوط‌به گوشی همراه است و دیگری نیست. نرم‌افزاری مانند Sailfish OS شاید نرم‌افزاری عالی باشد و خیلی‌ها باید حداقل یک بار آن را امتحان کنند؛ اما سهم آن از بازار کمتر از یک درصد است.

مسئله‌ی فوق به این دلیل اهمیت دارد که از منظر طراحی، اندروید چیزی جز یک وسیله برای هدایت کاربران به سمت استفاده از خدمات گوگل نیست. شاید گوگل محصولی عالی باشد و شاید بسیاری از افرادی که این نوشته را می‌خوانند هم با این نظر موافق باشند. اما همه می‌دانند که چرا گوگل، سیستم‌عامل خود را رایگان در اختیار کاربران قرار می‌دهد، ولی اگر شرکتی بخواهد به خدمات آن دسترسی داشته باشد، موکدا از طرف این شرکت ملزم به اجرای قوانین خاصی خواهد بود؛ این همان عاملی است که به اندروید، ارزش و مطلوبیت می‌بخشد. فکر می‌کنید آیا بتوان استفاده از یک دستگاه اندرویدی را بدون دسترسی به گوگل پلی (Google Play) متصور شد؟ پاسخ این سؤال، علت رایگان بودن سیستم‌عامل اندروید را توضیح می‌دهد.

گوگل / google

اندروید چیزی جز یک وسیله برای هدایت کاربران به سمت استفاده از سایر خدمات گوگل نیست

اندروید حدود ۵۰ درصد از بازار ایالات متحده را در اختیار دارد. چرا که گوگل به‌خوبی توانسته است سیستم‌عامل خود را با خدماتی که ارائه می‌دهد، ادغام کند. این هدف تنها از طریق طراحی، دست‌یافتنی شده است. ۵۰ درصد دیگر بازار ایالات متحده نیز متعلق به اپل است که آن نیز اکوسیستم کاملا کنترل‌شده‌ای دارد. اپ استور یکی از آن‌ها است. اپل حتی به شرکت‌های دیگر اجازه‌ی استفاده از نرم‌افزار خود را هم نمی‌دهد. تفاوت اپل و گوگل (و علت آنکه اپل موضوع بازرسی‌های ضد انحصارطلبی نیست) آن است که اپل مالک سرویس‌های Ad Mob، یوتیوب، جی‌میل، موتور جست‌وجو، نست (Nest) یا ویز (Waze) نیست و سرویس‌های معادل آن‌ها را هم در اختیار ندارد. احتمالا حالا دیگر متوجه موضوع شدید.

اصلا جای تعجب نخواهد بود که اگر این‌بار حداقل یکی از بازرسان پیشنهاد لزوم استقلال گوگل از آلفابت را مطرح کند، یا حتی اگر گفته شود که اندروید باید یک نهاد مستقل از گوگل باشد؛ اما این اقدامات هیچ‌کدام از مشکلات موجود را حل نخواهد کرد. بلکه صرفا کاری نمادین برای اثبات این موضوع خواهد بود که یکی از مسئولان درصدد برآمده تا با تجزیه‌ی این شرکت بزرگ فناوری، نظر موافق رای‌دهندگان حوزه‌ی انتخابیه‌ی خود را جلب کند و این همه‌ی آن چیزی است که در سال ۲۰۱۹ می‌توان انتظار داشت؛ یا شاید گوگل باز هم صرفا با پرداخت مبلغی به‌عنوان جریمه یا خسارت باز هم اجازه یابد که همچنان به کار خود ادامه بدهد.

فقط باید منتظر آینده ماند و اتفاقات آتی را تماشا کرد.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:45 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

وقتی عاشق می‌شوید چه اتفاقی در مغز و بدن شما می‌افتد؟ چه چیزی باعث می‌شود عاشق شویم؟ در این مطلب پاسخ تمام این سوالات را از دید علم شیمی و زیست‌شناسی خواهیم داد.

 

احتمالا شما هم تا به‌امروز تصور می‌کردید کار مغز برنامه‌ریزی و تفکر منطقی است و کاری با عشق و احساسات ندارد. دانشمندان توانسته‌اند عشق را در زیر ذره‌بین آزمایشگاه قرار دهند و تمام اتفاقات ریز و درشتی را که در بدن یک فرد عاشق رخ می‌دهد، مطالعه کنند. البته همه‌ی ما عشق را در قلب‌مان احساس می‌کنیم، چون در هنگام عشقی قلب ما به تپش می‌افتد و ما می‌توانیم این را احساس کنیم، ولی آنچه در مغزمان رخ می‌دهد را نمی‌توانیم حس کنیم. پیش از بررسی مغز افراد عاشق درون دستگاه تصویربرداری مغزی، نمی‌دانستیم وقتی عاشق می‌شویم چه اتفاقاتی در مغز و بدن ما روی می‌دهد. اما امروزه می‌دانیم که وقتی عاشق می‌شویم اتفاقات بسیار زیادی در مغز رخ می‌دهد که بسیاری از حالات و رفتارهای عاشقانه، ناشی از آن است.

 جمله‌ی معروفی درباره حالت مغز در هنگام عاشقی وجود دارد که تمام ماجرا را خلاصه می‌کند: حالت مغز در هنگام عاشقی، بسیار شبیه حالت آن در هنگام اعتیاد است. عشق مانند اعتیاد است و وقتی عاشق می‌شویم درست همان نقطه‌ از مغز هنگام معتاد شدن، شروع به فعالیت می‌کند. وقتی عاشق می‌شوید، نمی‌توانید از فکر کردن به او دست بردارید، می‌خواهید هر لحظه را در کنار او بگذرانید، بدون او احساس ناآرامی و بی‌قراری می‌کنید و حاضر هستید هرکاری بکنید تا به او برسید؛ دقیقا حالتی که افراد دچار اعتیاد تجربه می‌کنند. دلیلش فعال شدن همان قسمتی از مغز است که اشاره کردیم. این قسمت از مغز ناحیه‌ی ونترال تگمنتال نام دارد، ولی برخلاف نامش اصلا پیچیده نیست و جزو نواحی پایه‌ی مغز با کارکرد ساده که مسئول پاداش و برانگیختگی است.

در واقع به‌علت وجود همین سیستم پاداش است که شما معتاد می‌شوید؛ سیستم پاداش مسئول ترشح دوپامین و ایجاد حس خوب و خوشایند در شما است. به این معنی که چیزی باعث ترشح دوپامین در بدن شما می‌شود، شما حس خوبی پیدا می‌کنید، بیشتر آن را می‌خواهید، دوپامین بیشتر ترشح می‌شود، حال‌تان خوب‌تر می‌شود، باز هم بیشتر می‌خواهید و همینطور ادامه پیدا می‌کند. مسئله فقط ترشح دوپامین نیست، عشق انقلابی در هورمون‌های شما ایجاد می‌کند. چند هورمون اصلی در بدن هستند که نسبت به عشق حساس هستند و وقتی جوانه‌های عشق در قلب شما شروع به رشد می‌کند؛ این هورمون‌ها هم از خواب بیدار می‌شوند و شما را تا جایی می‌برند که جز به وصال به چیز دیگری فکر نمی‌کنید.

اکسی‌توسین که به هورمون عشق معروف است نوعی انتقال‌دهنده‌ی عصبی قدرتمند در مغز است که در ایجاد رابطه، اعتماد، بخشندگی، فعالیت جنسی و همدلی با دیگران نقش دارد و احساسات ما را در ارتباط با آن‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اکسی‌توسین هورمون مادرانه نیز است و در تولد فرزند و مراقبت از او نقش فعالی دارد. وقتی کسی را که دوستش داریم در آغوش می‌گیریم یا می‌بوسیم، ترشح هورمون اکسی‌توسین شدت پیدا می‌کند و به‌همین دلیل است که نامش را هورمون عشق گذاشته‌اند. اکسی‌توسین هم مثل دوپامین به شما حال خوش می‌دهد و باعث پیوند عمیق و حس آرامش و دلبستگی به طرف مقابل می‌شود.

دوپامین یکی دیگر از انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز است و همان‌طور که گفته شد، سیستم پاداش و لذت را در مغز کنترل می‌کند و همان هورمونی است که در هنگام مصرف شیرینی و شکلات یا کوکائین آزاد می‌شود. دوپامین به تنظیم حرکت و واکنش‌های عاطفی کمک می‌کند و به ما انگیزه می‌دهد تا وقتی احتمال پاداش را دادیم، برخیزیم و برای رسیدن به چیزی که می‌خواهیم گام برداریم. گاهی هم دوپامین باعث می‌شود دست به خطر بزنیم و احتیاط را نادیده بگیریم، که شاید همیشه خوب نباشد. میزان دوپامین به‌ویژه در مرحله‌ی شیفتگی اولیه به‌شدت بالا می‌رود. دو هورمون استروژن و تستوسترون در هنگام عاشق شدن فعال می‌شوند و مسئول حفظ و بروز ویژگی‌های زنانه (استروژن) و مردانه (تستوسترون) هستند.

عشقالبته هردوی این هورمون‌ها هم در زنان و هم در مردان وجود دارند، ولی میزان و نقش آن‌ها با هم متفاوت است. ترشح این هورمون‌ها با فعالیت هیپوتالاموس همراه است و منجر به ایجاد جاذبه بین دو جنس می‌شود؛ این هورمون‌ها به بقای نسل انسان کمک می‌کنند. سروتونین، هورمون مسئول تعادل خلق، اشتها، خواب، حافظه و جاذبه‌ی جنسی، در هنگام عاشق شدن کاهش پیدا می‌کند و باعث کم‌خوابی، اختلال خوردن، بی‌قراری و به‌هم‌رختگی خلق شما می‌شود. کم شدن میزان سروتونین باعث افزایش حالت وسواس فکری می‌شود؛ حالتی که در آن نمی‌توانید از شب و روز فکر کردن به طرف مقابل‌تان دست بردارید. آدرنالین و کورتیزول، هورمون‌های معروف استرس، در عشق و جاذبه‌ی بین فردی نیز نقش دارند و باعث برانگیختگی و کشش بیشتر می‌شوند.

عاشق شدن مانند اعتیاد است و مثل همان نقطه‌ از مغز هنگام معتاد شدن، شروع به فعالیت می‌کند

همین تغییر هورمونی است که آن تپش‌های قلب، عرق‌کردن‌های دست، گل‌انداختن‌های گونه و بی‌حسی نسبت به سرما، گرما، درد، ترس و اتفاقات مختلف اطراف را ایجاد می‌کند. انقلاب هورمونی دوران عاشقی به شما انرژی مضاعف می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید که می‌توانید برای رسیدن به عشق‌تان بر همه مشکلات عالم غلبه کنید. همه‌ی عشق‌ها قرار نیست به سرانجام برسند، و این یکی از تلخ‌ترین حقایق روزگار است. وقتی کسی شما را پس می‌زند یا به دلیلی نمی‌توانید به هم برسید، نه‌تنها قلب شما به درد می‌آید بلکه مغزتان هم نسبت به این مسئله واکنش نشان می‌دهد. بررسی مغز افرادی که شکست عشقی خورده‌اند در دستگاه ام‌آر‌آی نشان می‌دهد در این افراد، نقاطی از مغز که با دلبستگی عمیق و عطش شدید نسبت به‌طرف مقابل مرتبط است فعال می‌شود، به این معنی که طرد عاطفی، آتش عشق را شعله‌ورتر می‌کند.

مسئله‌ی جدایی و فراموش کردن، طرف مقابل را به تجربه‌ای دردناک و غم‌انگیز تبدیل می‌کند و حالا می‌فهمیم که این همه سوز و گداز عاشق‌ها طی قرن‌ها به‌چه‌ دلیل بوده است. آزمایش‌ها نشان می‌دهد اندوه و درد روانی دقیقا همان بخش‌هایی از مغز را موقع درد جسمی فعال می‌کند؛ این یعنی شما واقعا درد می‌کشید. شکست عشقی چیزی مانند ترک اعتیاد است؛ همان نگرانی‌ها، بی‌قراری‌ها و احساسات شدید منفی سراغ شما هم می‌آید، و برای اینکه از آن رها شوید باید به خودتان زمان بدهید. عاشق شدن علاوه بر بروز احساسات درون انسان، دارای آثاری ذهنی و جسمانی نیز است. عشق به‌عنوان یکی از احساسات ویژه‌ی انسانی دارای نشانه‌های خاصی است.

مقاله‌ی مرتبط:

یکی از اعضایی که در هنگام عاشق شدن دچار تغییرات گسترده‌ای می‌شود، مغز انسان است. در واقع این عضو از بدن با ترشح هورمون‌های خاص باعث ایجاد یکسری تغییرات گسترده در رفتار‌های انسان می‌شود. در کنار این مورد معمولا عاشق و معشوق ارتباط چشمی خاصی را در طول رابطه با یکدیگر برقرار می‌کنند. در مجموع می‌توان گفت که تأثیرات عاشق شدن علاوه بر تغییر رفتار‌های روزمره، تغییرات شرایط جسمانی نیز  است. احساس عاشقی معمولا در چند مرحله و با شرایط خاصی در انسان‌ها بروز می‌کند. نشانه‌ها و مراحل عاشق شدن با توجه به خصوصیات شخصی افراد می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز پیدا کند؛ ترتیب و حالت مشخصی برای بروز این احساس در افراد وجود ندارد. 

هورمون‌های مؤثر در ایجاد عشق

عاشق شدن

همان‌طور که در بالا اشاره کردیم، هنگام عاشق شدن هورمون‌های مختلفی در ذهن افراد ترشح می‌شود. از جمله عادت‌هایی که در هنگام عاشقی در افراد مشاهده می‌شود، کم خوابی و صحبت کردن در طولانی مدت است. این ویژگی در واقع اثر یکی از هورمون‌های ترشح‌شده در مغز به‌نام آمفتامین است.  البته طبق آخرین دستاورد‌های به‌دست آمده در زمینه تکنولوژی‌های علمی، رفتار مغز در هنگام عاشقی به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نیست. در واقع ترشح این هورمون و بروز علایم، یکسری نشانه‌های کلی هستند. این نشانه‌ها گاها می‌تواند به‌صورت شخصی و کاملا غیرقابل پیش‌بینی باشند. در واقع می‌توان گفت که عاشق شدن یک حس خاص و عجیب انسان است که به‌سادگی قابل بررسی نیست.

پیش‌بینی دقیق اتفاقات پس از عاشقی بسیار سخت و پیچیده است. اما بررسی مفهوم‌های کلی و عمومی در عاشق شدن می‌تواند به رشد فکری افراد کمک کند. برای بررسی هرچه بهتر این مورد باید دوباره به پژوهش‌ها و آزمایش‌های علمی برگردیم و از نتایج آن‌ها استفاده کنیم. براساس پژوهش‌های دکتر فیشر، عشق در ذهن افراد در سه مرحله رخ می‌دهد. این سه مرحله عبارت‌اند از جذب، پیوستن و تعهد که هر کدام جزییاتی از رابطه را توصیف می‌کنند. در واقع در مرحله‌ی جذب، عاشق و معشوق به سمت یکدیگر کشیده می‌شوند و تلاش می‌کنند رفتار‌های خود را، متناسب با میل طرف مقابل وقف دهند. در مرحله‌ی جذب، انسان‌ها به سمت کسانی کشیده می‌شوند که بتوانند منابع ناخود‌آگاه یکدیگر را تحریک کنند.

بدون استروژن و تستوسترون شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی‌شدیم

در مرحله پیوست افراد مفهوم عشق و عاشقی را متوجه می‌شوند و تلاش می‌کنند رابطه‌ی ایده‌آل را با یکدیگر شروع کنند. پس از آن در مرحله سوم، تعهد و صمیمیت بروز پیدا می‌کند که در آن افراد با صمیمیت بیشتری با یکدیگر برخورد و در قبال یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند. انسان‌ها زمانی‌که با فردی ارتباط برقرار می‌کنند تصویری از وی در ناخودآگاه خود ثبت می‌کنند. این تصویر در آینده می‌تواند باعث اثرگذاری روی رفتار‌های شما شود. زمانی‌که شما با فرد غریبه‌ای گفت‌وگو می‌کنید حالت‌های چهره‌ی شما ترکیبی از تمامی تصاویر ناخودآگاه گذشته‌ی شما است. به‌عنوان مثال تصویر چهره شما شامل بخش‌های مختلفی است که صورت پدر و مادر شما را نیز شامل می‌شود؛ این اتفاق شاید به‌صورت کاملا غیرارادی اتفاق بیافتد.

انتقال اطلاعات ذخیرهشده در ذهن به‌صورت کاملا غیرارادی اتفاق می‌افتد و به طرف مقابل شما یکسری داده‌های اولیه ارائه می‌دهد. اما ارتباط این موضوع با عشق در چیست؟ عاشق و معشوق در نگاه اول اطلاعاتی از یکدیگر ندارند اما در لحظه‌ای که با یکدیگر ارتباط می‌گیرند در واقع نشانه‌های ناخودآگاه خود را از طریق راه‌های ارتباطی به طرف مقابل نشان می‌دهند. این موضوع نشان‌دهنده‌ی شناختی است که به‌صورت غیرارادی در تمامی ارتباط‌های اجتماعی در افراد صورت می‌گیرد. این موضوع، رابطه و ایجاد عشق در نگاه اول را در افراد اثبات می‌کند. این پدیده که یک انتقال اطلاعات است، می‌تواند بر اثر ارتباطی کوتاه، اتصال محکمی میان افراد ایجاد کند و از این طریق افراد عاشق هم شوند.

مقاله‌ی مرتبط:

گاهی افراد تصور می‌کنند داستان‌های عاشقانه‌ای که در طول زندگی مطالعه می‌کنند کاملا غیرعادی و غیرطبیعی است، اما این اتفاق با استفاده از این پدیده قابل توجیه است. عشق نیز مانند تمام چیزهای دیگر این جهان بدون حداقل مقداری شیمی‌ و فیزیک، نمی‌تواند وجود داشته باشد. همان‌طور که یک بار دانشمندی با بدگمانی گفته بود، پیکان‌های کیوپید، خدای عشق، چنانچه ابتدا به ماده‌ی شیمیایی با نام غیررومانتیک و نه چندان خیال‌انگیز فنیل‌اتیل‌آمین (phenylethylamine) یا PEA آغشته نمی‌شد، هرگز مؤثر واقع نمی‌شد. بدون اکسی‌توسین نیز واکنش‌های بدن انسان هرگز به خلق تراژدی‌هایی همچون رومئو و ژولیت نمی‌انجامید. البته هورمون‌های استروئیدی مانند استروژن و تستوسترون در رابطه‌ی جنسی نقشی حیاتی ایفا می‌کنند و بدون آن‌ها شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی‌شدیم.

عاشق شدن

اما مشهورترین ماده شیمیایی مربوط به عشق همان فنیل‌اتیل‌آمین است، نوعی آمین که به‌طور طبیعی در مغز تولید می‌شود. PEA یک آمفتامین طبیعی، شبیه داروهای موجود در بازار است و می‌تواند موجب تحریکات مشابهی شود. این همان ماده‌ای است که احساساتی مانند پرواز کردن در آسمان و بر فراز جهان بودن ناشی از کشش به‌سوی معشوق را در شما پدید می‌آورد. این ماده که در اصطلاح مولکول عشق نیز نامیده می‌شود در نتیجه یک‌سری اعمال ساده‌ی فریبنده مانند تلاقی دو نگاه یا تماس دو دست از مغز ترشح می‌شود. هیجانات سرگیجه‌آور، ضربان تند قلب و نفس زدن‌های بریده‌بریده و همه‌ی اینها متاسفانه چیزی جز نشانه‌های بالینی مصرف بیش از حد این ماده‌ی شیمیایی در بدن فرد عاشق نیستند.

ممکن است کسانی به این مولکول عشق معتاد شوند، به مقادیر زیاد مواد آمفتامین مانند دوپامین، نور‌اپی‌نفرین (norepinephrine) و فنیل‌اتیل‌آمین نیاز دارند. از آنجا که بدن نسبت به این مواد شیمایی مقاومت پیدا می‌کند، برای رسیدن به همان درجه، مقدار مصرف این افراد رفته‌رفته افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه برای برآوردن نیاز خود ناچار هستند روابطشان را مداوم تجدید کنند. از انجام بعضی فعالیت‌های پرتنش مانند سقوط آزاد از هواپیما پیش از بازکردن چتر نجات یا با خوردن شکلات نیز می‌توان مقداری PEA دریافت کرد. شاید به‌همین دلیل باشد که شکلات هدیه مناسبی برای روز عشق به‌شمار می‌آید. یکی از موادی که همراه PEA آزاد می‌شود ماده شیمیایی عصبی دوپامین است.

 با سقوط آزاد از هواپیما یا با خوردن شکلات می‌توان مقداری فنیل‌اتیل‌آمین دریافت کرد

پژوهشی که چندی پیش در دانشگاه ایموری انجام شد نشان می‌دهد که ول‌های ماده (نوعی جونده کوچک) در پاسخ به آزاد شدن دوپامین در مغزشان جفت خود را انتخاب می‌کنند. وقتی در حضور یک ول نر به آن‌ها دوپامین تزریق می‌شود، بعدا در میان جمعی از نرها فقط او را انتخاب خواهد کرد. انسان اکنون در ابتدای راه جداسازی ترکیب شیمیایی عشق و ساخت داروهایی است که می‌تواند موجب این واکنش ها در ما شوند. یعنی دارو را مصرف می‌کنید و بعد عاشق اولین کسی می‌شوید که می‌بینید؛ تصور کنید جهان با چه افتضاحی روبه‌رو خواهد شد. اما دانشمندان می‌گویند در حال حاضر از این کشف می‌توان در تنظیم بعضی واکنش‌های شیمیایی دیگر یا درمان بیماری‌ها یا پژوهش‌های سودمند‌تر دیگر استفاده کرد.

چیزی سودمندتر از آنکه بتوانید با خوردن یک دارو کسی که دوستش دارید را عاشق خود کنید؟ اما در حال حاضر پژوهش‌هایی که روی مولکول فنیل‌اتیل‌آمین صورت می‌گیرد، می‌تواند در آزمون مواد شیمیایی وابسته به بیماری‌های ذهنی از جمله بیماری پارکینسون فوق‌العاده مؤثر باشد. آنچه در باره عشق می‌دانیم هنوز عمدتا خارج از کنترل ما است. برای مثال شیفتگی ظاهرا نخستین مرحله‌ی عاشق شدن است، کششی اجتناب‌ناپذیر به‌سوی معشوق. این جذبه موجب ترشح انفجاری مواد شیمیایی عصبی بسیار شبیه به آدرنالین می‌شود. با کمک فنیل‌اتیل‌آمین، که سرعت جریان تبادل اطلاعات میان سلول‌ها را افزایش می‌دهد، دوپامین و نور‌اپی‌نفرین (باعث تولید آدرنالین می‌شود)، کاری می‌کند که جهان به کام ما باشد، چشم هایمان آکنده از برق عشق شود و قلبمان تندتر بتپد.

پس از آن تمام هستی ما وابسته به دیدار یار است، همان که در حضورش تمام این واکنش ها در بدن ما به راه می‌افتد و هرچه اعتیاد ما به این مواد شیمیایی قوی‌تر می‌شود، کشش ما به‌سوی او نیز شدیدتر می‌شود؛ در این مرحله مرتکب اشتباهات احمقانه زیادی می‌شویم. داستان‌های عشقی پر از این اشتباهات است. عشق در واقع آنچه شیفتگی می‌نامیم تمام آن کارهایی است که این سه ماده‌ی شیمیایی با بدن ما می‌کنند. احساس می‌کنیم سرشار از انرژی هستیم، روی ابرها سیر می‌کنیم و میتوانیم بدون خستگی ساعت‌ها حرف بزنیم. به‌گفته‌ی فیشر (H.Fisher)، انسان‌شناس دانشگاه راتجرز و معروف‌ترین پژوهشگر عشق زمان ما، دوپامین و نوراپی‌نفرین (که ساختاری بسیار مشابه آدرنالین دارد) باعث شادی، انرژی زیاد، بی‌خوابی، اشتیاق، بی‌اشتهایی و تمرکز می‌شوند.

عشق حیوانات

او می‌گوید وقتی شرایط خاص فراهم شود، بدن انسان معجونی از شور عشق تولید می‌کند و مردان آسان‌تر از زنان این کار را می‌کنند که این به‌دلیل طبیعت دیداری‌تر آن‌ها است. مقادیر زیاد دوپامین به ترشح نور‌اپی‌نفرین بیشتر می‌انجامد که تمرکز، حافظه‌ی کوتاه‌مدت، بیش‌فعالی، بی‌خوابی و رفتار جهت‌دار را تقویت می‌کند. به‌عبارت دیگر دو طرف در این مرحله از عشق، به‌شدت روی رابطه خویش تمرکز دارند و به اغلب چیزهای دیگر توجهی نمی‌کنند. پژوهشگران یونیورستی کالج لندن کشف کرده‌اند که افراد عاشق، سروتونین کمتری دارند و دیگر اینکه مدارهای عصبی مرتبط با ارزیابی دیگران در آن‌ها سرکوب شده است. این مقدار اندک سروتونین همان چیزی است که در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی دیده می‌شود و این احتمالا توضیح می‌دهد که چرا عاشق درباره‌ی معشوق خود این همه وسواس فکری دارد.

عشق دوپامین به‌نوبه‌ی خود تولید اکسی‌توسین را تحریک می‌کند که گاهی «ماده‌ی شیمیایی آغوش» نامیده می‌شود. اکسی‌توسین بیش از همه به نقشی که در ایجاد انقباض حین زایمان و کمک به شیردهی نوزاد دارد شناخته می‌شود. دانشمندان اکنون بر این باور هستند که هر دوجنس هنگام آغوش و نوازش این هورمون پرورشی را ترشح می‌کنند و میزان آن در زمان ارگاسم به اوج می‌رسد. اکسی‌توسین نیاز به آغوش گرفتن را در عاشق‌ها به‌وجود می‌آورد و سبب می‌شود که تماس نزدیک با جفت افزایش یابد. به‌گفته‌‌‌ی پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا، هورمون اکسی‌توسین که در ارتباط با توانایی حفظ روابط سالم بین اشخاص و مرزبندی‌های روان‌شناختی سالم با افراد دیگر است، وقتی در هنگام ارگاسم ترشح می‌شود، به‌تدریج یک پیوند عاطفی ایجاد می‌کند؛ هرچه رابطه جنسی بیشتر شود، این پیوند هم قوی‌تر می‌شود. سرانجام دو طرف به‌هم عادت می‌کنند و به همین دلیل است که جدا شدن این قدر کار دشواری است.

گونه‌هایی که تا آخر با همسرشان می‌مانند معمولا دارای مقدار زیادی از وازوپرسین هستند

حتی وقتی واقعا دیگر علاقه‌ای به طرف مقابل ندارید و می‌دانید که باید اورا ترک کنید، اغلب احساس می‌کنید که نمیتوانید، زیرا به او اعتیاد شیمیایی پیدا کرده‌اید. ترک اکسی‌توسین وقتی که شما را به فرد نامناسبی قلاب کرده باشد، می‌تواند حتی از ترک اعتیاد هم دشوارتر باشد. در واقع مسکن اکسی‌کانتین (Oxycontin) که ساختاری مشابه اکسی‌توسین دارد، یکی از اعتیاد‌آور‌ترین داروها به شمار می‌آید. در دنیای پیام‌های شیمیایی، انسان به لحاظ علمی‌یک گونه‌ی تک‌همسر (Monogamus) به شمار نمی‌آید؛ ما در میان آن سه درصد از گونه‌هایی که تک‌همسر هستند جایی نداریم. گونه‌هایی که تا آخر با همسرشان می‌مانند معمولا دارای مقدار زیادی از یک ماده‌ی شیمیایی دیگر به‌نام وازوپرسین (Vasopressin) هستند که در اصطلاح هورمون تک‌همسری نامیده می‌شود.

در آزمایش‌هایی که در آن‌ها این هورمون به مردان تزریق شد، تمام شواهد مورد نیاز به‌دست آمده است. جدا کردن مردان پیش از آمیزش نشان داد که نسبت به تمام زنان بی‌تفاوت بودند. در حالی که 24 ساعت پس از آن نتیجه تغییر می‌کند و حسادت‌های شوهرانه نیز آغاز می‌شود. به این ترتیب وازوپروسین که درواقع یک هورمون ضدادراری است، با تشکیل رابطه تک‌همسری بلندمدت در ارتباط است. دکتر فیشر معتقد است که اکسی‌توسین و وازوپروسین با مسیرهای دوپامین و نوراپی‌نفرین در مغز تداخل می‌کنند. شاید به همین دلیل باشد که با افزایش دلبستگی عشق شور‌انگیز کمرنگ می‌شود. دانشمندان می‌گویند که پس از دوره‌ی معینی که بین یک سال و نیم تا چهار سال طول می‌کشد، بدن فرد به محرک‌های عشقی عادت می‌کند.

پس از ایجا مقاومت در برابر مواد انگیزاننده‌ای همچون PEA، عشق شورانگیز به سردی می‌گراید و تبدیل به چیزی می‌شود که هلن فیشر در کتاب «آناتومی‌عشق» دلبستگی می‌نامد. در این مرحله مغز شما شروع به تولید اندورفین (Endorphin) می‌کند. این افیون مغز بیشتر شبیه مورفین است تا آمفتامین و بیشتر مخدر است تا محرک. به‌گفته‌‌ی فیشر، برخلاف PEA، اندورفین‌ها ذهن را ساکت می‌کنند و به تدریج می‌کشند. در نتیجه آنچه گاهی «اضطراب جدایی» نامیده می‌شود در عمل ممکن است نوعی کنار گذاشتن مخدر باشد. نرخ طلاق در سال‌های چهارم ازدواج به اوج خود می‌رسد؛ در این زمان شالوده‌های شیمیایی عشق شورانگیز فرو می‌ریزد. شاید نام فیلم کلاسیک مریلین مونرو، «خارش هفت‌ساله» را باید خارش چهارساله می‌گذاشتند.

روان شناسی عشق

ناگهان ایرداهای همسرتان را می‌بینید. تعجب می‌کنید که چرا عوض شده است. در واقع همسر شما احتمالا به هیچ‌وجه تغییر نکرده است؛ موضوع فقط این است که اکنون می‌توانید اورا بی‌پرده ببینید نه از پشت شیشه‌ی رنگی هورمون‌ها. در این مرحله رابطه یا آنقدر قوی است که ادامه یابد یا به همین‌جا ختم می‌شود. برای مثال اندورفین‌ها هنوز می‌توانند به فرد احساس خوشبختی و امنیت بدهند. وازوپروسین به کمکتان می‌آید و همچنان در ایجاد وابستگی نقش بازی می‌کند. غم ناشی از مرگ همسر نیز کار اندورفین‌ها است که در شخص اشتیاق با هم بودن به‌وجود می‌آورند. حتی دانشمندان سرسخت نیز می‌پذیرند که شیمی‌همه چیز نیست. فرهنگ، شرایط، شخصیت و ده‌ها متغییر دیگر کمک می‌کنند تصمیم بگیریم به چه کسی توجه کنیم و در چه زمانی بی‌تفاوت بمانیم.

پس تلاش نکنید که احساس عاشقانه را در زیرزمین آزمایشگاه شیمی‌ خلق کنید، بلکه تمام تلاشتان را بکنید تا از فرصتی که زندگی به شما می‌دهد به بهترین شکل استفاده کنید. ما به فرد دیگری احساس جاذبه می‌کنیم و تماشای او باعث ترشح هورمون‌هایی می‌شود که احساس خوبی به ما دست می‌دهد. دوست داریم که برای همیشه با او باشیم. در این هنگام قسمتی از دستگاه لیمبیک یا سامانه‌ی عصبی احساسی ما که اتفاقا یکی از بخش‌های باستانی مغز انسان است، فعال می‌شود. این شامل اینسولا (Insula)، قسمتی که مرتبط با تجربیات شدید احساسی هست هم می‌شود. جسم مخطط شکمی، هم به‌شدت فعال می‌شود. این قسمت مربوط به فرایند پاداش مغز است و مثلا وقتی یک چهره‌ی جذاب می‌بینیم فعال می‌شود. 

بعد از فروکش کردن عشق، اکنون می‌توانید او را بی‌پرده ببینید نه از پشت شیشه‌ی رنگی هورمون‌ها

نگاه کردن به چهره‌ی کسی که به او علاقمند هستیم، باعث فعال شدن فرایند پاداش مغز می‌شود. وقتی علاقه وارد مرحله‌ی بعدی یعنی عشق رمانتیک می‌شود، باز هم دستگاه لیمبیک نقش مهمی ایفا می‌کند. این دستگاه دو هورمون دوپامین و اوکسی‌توسین را ترشح می‌کند و باعث پیوند دو نفر می‌شود. معنیش این است که لذت شدید از مرحله‌ی علاقه‌ی جنسی به‌طور مستقیم به عشق ختم می‌شود. عشق از میل (Desire) بیرون می‌آید. شما نمی‌توانید عاشق کسی شوید که به او تمایل نداشته‌اید. در روزهایی ابتدائی رابطه عاشقانه، فرد حالتی از سرخوشی و خوشحالی زیاد دارد که دلیلش کاملا معلوم است.

پژوهشگران ثابت کرده‌اند که داشتن احساسات قوی عاطفی موجب افزایش میزان فرارسان‌های عصبی دوپامین در مغز می‌شوند که به ما می‌گوید پاداش و رویدادهای خوب در پیش است. خوب است بدانید که همین تغییرات شیمیایی، به موجب دیگر منابع شادی‌بخش به غیر از عشق هم در بدن صورت می‌پذیرند. برای همین  می‌توان گفت که این تغییر هورمونی، توصیف حال خوب افراد در ابتدای دوران عاشقی است. حتی دیدن عکس معشوق هم می‌تواند موجب از بین رفتن درد شود. به‌دنبال پژوهش‌هایی که اخیرا صورت گرفته است، مشخص شد که وقتی افراد از دردی رنج می‌برند، با نشان دادن عکس فرد موردعلاقه‌شان به آن‌ها، تا حد زیادی از میزان دردشان کاسته می‌شود.

این کاهش درد به‌قدری محسوس است که اگر به فرد روش درمانی دیگری پیشنهاد می‌شد، هرگز به این اندازه کارساز واقع نخواهد شد. شور و هیجان عشق باعث می‌شود تا هورمون‌‌های آدرنالین و نوراپی‌نفرین افزایش یابند که موجب ایجاد تپش قلب، عرق کردن کف دست و سرگیجه می‌شوند. در جدیدترین پژوهش‌های علمی از ۷۰۰ نفر خواسته شد تا هنگام شنیدن حرف یا دیدن عکس مربوط به عشق، هر کدام از قسمت‌های بدن آن‌ها که بیشترین تغییر را داشت آن را رنگ کنند. در نتیجه‌ی این آزمایش معلوم شد که تقریبا تمامی اعضای بدن افراد به‌ویژه، قفسه‌ی سینه، معده و سر در مواجهه با عشق، کارکردشان تغییر می‌کند.

اثرات عشق روی مغز

تاثیر عشق روی مغز

عشق همانند سایر احساسات طبیعی انسان دارای اثرات مختلفی روی ذهن انسان است. رفتار مغز در برخی موارد بسیار پیچیده و دشوار است. در واقع از روی نشانه‌های موجود در انسان‌ها می‌توان آثار عشق را در ذهن آن‌ها دریافت کرد. انسان‌های عاشق حالتی سرخوش و هیجان‌زده دارند و همواره به‌دنبال بهانه‌ای برای خندیدن هستند. از جمله این نشانه‌ها می‌توان به موراد زیر اشاره کرد:

خوشحالی زیاد: یکی از نشانه‌های مهم عشق در وجود انسان‌ها شادی و سرحالی آن‌ها در طول زندگی روزمره است. هورمون‌هایی که در زمان عاشق شدن در ذهن افراد ترشح می‌شود حالت انسان را به سمت شادی و سرخوشی تغییر می‌دهد. این خوشحالی و شادی گاهی به قدری دلنشین است که دوست ندارید هیچ‌گاه آن را از دست بدهید.

از بین رفتن درد‌ها: یکی از نشانه‌های جذابی که ذهن در هنگام عاشقی بروز می‌دهد، کم کردن میزان درد در بدن انسان عاشق است. عاشق شدن یک درد روحی خیلی شدید است که باید توسط فرد مورد نظر برطرف شود. در هنگام عاشقی افراد تمرکز دردشان بیشتر روی احساسات خود است و کمتر درد جسمی را متوجه می‌شوند. براساس مطالعات علمی تماشای چهره‌ی معشوق درد افراد را تا میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

ارتباط چشمی مؤثر: ارتباط چشمی یکی از اصلی‌ترین و اولیه‌ترین معیار‌های عاشقی در افراد است. انسان‌ها قبل از هر گفتگویی با تماشای چشم یکدیگر می‌توانند احساسات درونی طرف مقابل خود را درک کنند. عشق می‌تواند با اثر‌گذاری بر ذهن، ارتباط چشمی فرد را نیز با معشوق تغییر دهد. در کنار این ارتباط چشمی فرد عاشق نمی‌تواند معشوق را از ذهن خود دور کند و حالت اعتیاد آوری به فکر کردن به او دارد.

ضربان قلب منظم‌تر: این مورد طبق یک تحقیقات علمی به‌دست آمده است به ‌طوری‌که افراد متاهل کمتر از افراد مجرد دچار سکته‌های قلبی می‌شوند. این موضوع نشان می‌دهد که افراد عاشق توانایی بالاتری در حفظ سلامت خود دارند و می‌توانند زندگی طولانی‌تری داشته باشند.

سلطه‌طلبی: یک حس تسلط در هنگام عاشقی در ذهن عاشق و معشوق ایجاد و منجر به افزایش قدرت فکری آن‌ها می‌شود. افراد پس از عاشق شدن جرات بیشتری پیدا می‌کنند و با اعتماد به نفس بالاتری صحبت می‌کنند. زمانی‌که عاشق هستید می‌توانید ورزش کنید، کار‌های روزمره خود را با سرعت بالاتری انجام دهید و با تمرکز بیشتری مسیر رشد خود را طی کنید. طبق پژوهش‌ها مؤسسه‌های مختلف، زمانی‌که انسان‌ها عاشق می‌شوند، رفتاری مشابه افرادی دارند که کوکائین مصرف کرده‌اند که در بالا به آن اشاره شد.

روان‌شناسی تکاملی؛ چرا عاشق می‌شویم؟

مغز بزرگ موهبت بزرگی بود که باعث شد این پستانداران به مراتب باهوش‌تر از دیگر موجودات زنده باشند و زندگی پیچیده‌تری داشته باشند. ولی مغز و در نتیجه سر بزرگتر، یک مشکل بزرگ به‌وجود آورد. سر جنین بعضی از نخستی‌سانان آن‌قدر بزرگ بود که نمی‌توانست به‌راحتی از کانال زایمان عبور کند. به همین دلیل است که گوریل، شامپانزه و البته انسان، زایمان سختی دارند. در نتیجه نوزادان این گونه‌ها تقریبا نارس به دنیا می‌آیند و بسیار ضعیف و ناتوان هستند. نوزادان نیاز به مراقبت شدید مادر دارند و در نتیجه زمان کودکی خیلی طولانی می‌شود. طولانی شدن زمان کودکی و سال‌ها نیاز به مراقبت تا رسیدن به سن بلوغ، خطرات زیادی برای کودک دارد.

در بسیاری از نخستی‌‌سانان امروزی، مادری که صاحب بچه است نمی‌تواند تا زمانی‌که بچه از شیر او بی‌نیاز شده است، دوباره جفت‌گیری کند. نری که قصد جفت‌گیری با آن مادر را دارد، اول باید بچه‌اش را بکشد. این کودک‌کشی‌ها در بین گونه‌هایی مثل گوریل‌ها، میمون‌ها و دلفین‌ها رایج است. کیت اوپی از کالج دانشگاهی لندن و همکارانش ایده‌ی خیلی جالبی دارند. تقریبا روابط بین نرها و ماده‌های یک-سوم نخستی‌‌سانان از نوع تک‌همسری است. اوپی و همکارانش در سال ۲۰۱۳ گفتند که احتمالا رفتار تک‌همسری برای جلوگیری از کودک‌کشی به‌وجود آمده است. گروه او برای اینکه بفهمند جفت‌گیری و فرزندپروری چگونه در طول تکامل تغییر کرد، شجره‌نامه‌ی نخستی‌‌سانان را به دقت مطالعه کردند.

تک همسری

پژوهش‌های آن‌ها نشان داد که کودک‌کشی، موتور محرک رفتار تک‌همسری در ۲۰ میلیون سال گذشته بوده است. بعضی دیگر از گونه‌های نخستی‌‌سانان راه‌حل دیگری برای این مسئله پیدا کردند. به همین دلیل است که همه‌ی نخستی‌‌سانان تک همسر نیستند. برای مثال شامپانزه‌ها و بونوبوها در روابط جنسی بسیار بی قید و بند هستند و این بی قید و بندی در رابطه، احتمال کودک‌کشی را کم می‌کند. نرها بچه‌ها را نمی‌کشند چرا که نمی‌دانند کدام بچه مال خودشان است و کدام بچه مال خودشان نیست. ولی در آن‌گونه‌هایی که نرها و ماده‌ها به هم وفادار هستند و پیوند محکمی دارند، از آنجا که نرها می‌توانند از ماده‌ها مراقبت کنند، شانس بقای فرزندان و کشته نشدن توسط نرهای دیگر بیشتر می‌شود.

عشق به اجداد ما در ساختن پیوندهای عمیق جفتی کمک می‌کرد تا پرورش موفقیت‌آمیز فرزندان را تسهیل کند

اوپی می‌گوید که تکامل برای این گونه‌ها، تک‌همسری را ترجیح داده است و مراقبت بیشتر نرها باعث شد جوامع انسان‌های اولیه بزرگ شوند. این اتفاق به نوبه‌ی خود باعث بزرگ و بزرگتر شدن مغز شد. شواهد و مدارکی برای این موضوع وجود دارد. زمانی‌که مغز شروع به بزرگ شدن کرد، همکاری بیشتر شد و گروه‌های اجتماعی بزرگ‌تر شدند. ما می‌توانیم روند افزایشی زندگی در گروه‌های اجتماعی بزرگ‌تر را از تقریبا دو میلیون سال پیش و گونه‌ی «هومو ارکتوس» ببینیم. نظر می‌رسد در مغز بزرگ ما قسمت‌هایی وجود دارد که مسئول ایجاد احساسات عاشقانه هستند. استفانی کاچیوپو از دانشگاه شیکاگو در ایلینویز به مطالعه‌ی تصاویر fMRI قسمت‌هایی از مغز که مرتبط با عشق بودند پرداخت.

او فهمید که بیشتر حالت‌های شدید و انتزاعی عشق وابسته به منطقه‌ای از مغز به نام شکنج زاویه‌ای (Angular Gyrus) هستند. این منطقه از مغز به‌خصوص در رابطه با جنبه‌هایی از زبان مثل کنایه، تشبیه و استعاره شناخته می‌شود. به هر حال این قضیه معنی‌دار به نظر می‌رسد چرا که بدون زبان پیچیده نمی‌توانیم جنبه‌های مختلف احساسات خود را بیان کنیم. مثلا شاعران و نویسندگانی که می‌توانند احساسات را خیلی خوب بیان کنند، احتمالا بخش شکنج زاویه‌ای مغزشان خیلی فعال است. بخش شکنج زاویه‌ای مغز فقط در انسان و میمون‌های بزرگ جثه یافت می‌شود. کاچیوپو می‌گوید:

ما دقیقا نمی‌دانیم که این شکنج زاویه‌ای، در میمون‌ها چه کاری انجام می‌دهد، زیرا آزمایش‌های تکمیلی fMRI در میمون‌ها انجام نشده‌اند. بنابراین ما نمی‌دانیم که شامپانزه‌ها چه احساسی درباره‌ی جفتشان دارند. یافته‌های کاچیاپو این ایده را که رشد مغز باعث به‌وجود آمدن عشق شد، تقویت می‌کند.

البته این نظریه که کودک‌کشی باعث شروع این فرایند شد، خود محل بحث است. همه‌ی دانشمندان با نظر اوپی که کودک‌کشی باعث به‌وجود آمدن تک همسری شد موافق نیستند. انسان‌شناسی به‌نام رابرت ساسمن از دانشگاه واشنگتن در سن لوییس میسوری یکی از کسانی است که به این ایده شک دارند. او می‌گوید که هر دو پدیده‌ی تک‌همسری و کودک‌کشی چنان رفتارهای غیر معمولی هستند که ربط دادن آن‌ها به عشق نامحتمل است. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ انجام شد نشان می‌هد که تک‌همسری در نتیجه‌ی استراتژی مراقبت از جفت، تکامل یافت. یعنی اینکه نرها با ماده‌ها می‌مانند تا مطمئن شوند کسی با او جفت‌گیری نمی‌کند. 

عشق مادر و فرزند

یک سال بعد، مطالعه‌ای دیگر، تکامل گروهی دیگر از نخستی‌‌سانان به نام لمورها را مورد بررسی قرار داد. این مطالعه نشان داد که رقابت بر سر ماده باعث تشویق وفاداری نرها به ماده‌ها می‌شد. اوپی موافق نیست و می‌گوید که روش‌های این پژوهش نمی‌توانند برای توضیح تک‌همسری شدن کافی باشند. واقعیت این است که بسیاری از نخستی‌‌سانان تک‌همسری ندارند و مشکلی برای آن‌ها پیش نمی‌آید، ولی یک چیز مشترک بین همه‌ی نخستی‌‌سانان وجود دارد؛ همه‌ی آن‌ها دارای رابطه‌ی مادر-فرزندی خیلی قدرتمندی هستند. ساسمن می‌گوید که این رابطه‌ی مادر-فرزندی قوی، حتی درباره‌ی نخستی‌های شب‌زی که تنها زندگی می‌کنند هم صادق است.

او می‌گوید فرایندهای مغزی که باعث پیوند مادر-فرزند می‌شوند، به‌نوعی برای به کارگیری در عشق رمانتیک بین دو جفت هم به‌عاریه گرفته شده‌اند. شواهدی از علم عصب‌شناسی نشان می‌دهد که او درست می‌گوید؛ با این تفاوت که در عشق بین دو جفت، مرحله‌ی اول تمایل جنسی است. عشق در یک پیوند جفتی به‌وضوح محصول تکامل‌یافته‌ای از سطوح بالای سرمایه‌گذاری والدین در گونه انسان است. عشق با فرآیندهای روان‌شناختی مثل اشتیاق و صمیمیت نسبت به یک جفت مشخص شناخته می‌شود. همچنین عشق با فرآیندهای فیزیولوژیکی مانند افزایش سطح اوکسی‌توسین و نیز برانگیختگی خاص سیستم عصبی در مجاورت شریک موردنظر، شناسایی می‌شود.

عشق به شما انگیزه می‌دهد کنار جفت خود بمانید، با شریکتان باشید، به شریکتان کمک کنید، با شریکتان مهربان باشید. وقتی اینها را از دریچه تکاملی مربوط به مراقبت از فرزند دو-والده نگاه کنید کاملا باعقل جور درمی‌آید. فرزندانی که در اطراف خود دو بالغ متعهد برای کمک به خود دارند، مسلما برتری بیشتری نسبت به فرزندانی دارند که صرفا یک والد متعهد به پرورش آن‌ها است. عشق به این جهت تکامل یافته است تا ساختاری عاطفی برای محافظت از پیوند زناشویی به‌وجود آورد، چراکه ما گونه‌های آلتریشلی هستیم که نوزادان نسبتا درمانده و عاجزی داریم. درنهایت عشق از یک دیدگاه تکاملی به این دلیل وجود دارد که به اجداد ما در ساختن پیوندهای عمیق جفتی کمک می‌کرد تا پرورش موفقیت‌آمیز فرزندان را تسهیل کند.

بنابراین هنگامی‌که در یک بحث به این سؤال می‌رسید که آیا عشق حقیقت دارد، باید بگویم از دیدگاه تکاملی جواب این است که ۱۰۰ درصد حقیقت دارد. عشق یک ویژگی اساسی در رفتار جفت‌گیری انسان است که برای حل مشکلات خاص انطباقی در گونه‌های آلتریشلی ما تکامل یافته است. رمانتیک بودن عشق هنوز مورد بحث است اما از نظر تکاملی وجود و لزوم آن اثبات شده است.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:43 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

به‌تازگی دانشمندان کشف کردند که مصرف برخی از آنتی‌بیوتیک‌های رایج سبب نارسایی‌های قلبی می‌شوند.

 

دانشمندان برای اولین‌بار میان دو نوع از بیماری‌های قلبی و مصرف یکی از رایج‌ترین انواع آنتی‌بیوتیک رابطه‌ای کشف کردند. در مطالعه‌ای که در نشریه‌ی دانشکده‌ی قلب و عروق آمریکا منتشر شده است، محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC) در واحد ارزیابی درمان با همکاری مرجع خدمات درمانی و بهداشتی استانی (PHSA) دریافتند که مصرف‌کنندگان آنتی‌بیوتیک‌های فلوروکینولون مانند سیپروفلوکساسین یا سیپرو در مقایسه با بیمارانی که آنتی‌بیوتیک‌هایی نظیر آموکسی‌سیلین مصرف می‌کنند، بیش از ۲/۴ برابر در معرض خطر ابتلا به نارسایی دریچه‌ی میترال و آئورت قرار دارند که در نتیجه‌ی آن، خونی که با انقباض قلب به بیرون رانده می‌شود، مجددا به قلب بازمی‌گردد. این افزایش احتمال خطر، به‌مدت ۳۰ روز پس از مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها در مصرف‌کنندگان ایجاد می‌شود. مطالعات دیگر هم سایر مشکلات قلبی را به مصرف همین دسته از آنتی‌بیوتیک‌ها نسبت داده‌اند.

برخی از پزشکان تجویز آنتی‌بیوتیک‌های فلوروکینولون را به‌خاطر داشتن طیف وسیعی از فعالیت‌های ضدباکتریایی و جذب بالای نوع خوراکی آن که تاثیرش برابر با تزریق وریدی (IV) است، ترجیح می‌دهند.

مهیار اطمینان، مولف اصلی و استادیار چشم پزشکی و علوم بینایی در دانشکده پزشکی دانشگاه UBC گفته است:

پزشک می‌تواند با تجویز روزی یک عدد از این قرص‌ها، با خیالی آسوده بیمار را راهی خانه‌اش کند. اگرچه این دسته از آنتی‌بیوتیک‌ها را می‌توان با آسودگی خاطر از لحاظ اثربخشی در درمان بیماری مصرف کرد، باید دانست که در اکثر مواقع تجویز این دسته از آنتی‌بیوتیک‌ها به‌ویژه برای درمان عفونت‌های شایع در میان مردم ضرورتی ندارد؛ ضمن آنکه تجویز بی‌رویه‌ی این دسته از داروها می‌توانند باعث افزایش مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها شده و نیز مشکلات قلبی جدی را برای بیماران ایجاد کند.

محققان این مطالعه امیدوار هستند که نتایج حاصل از مطالعه‌ی آنان به گوش عموم و نیز سایر پزشکان برسد و در نتیجه اگر بیماری با مشکلات قلبی به پزشکان مراجعه کرد، در صورتی‌که هیچ‌گونه علتی برای توجیه بیماری وی نیافتند، باید تأثیر مصرف این دسته از آنتی‌بیوتیک‌ها را در ایجاد مشکلات قلبی بیمار محتمل بدانند.

دکتر بروس کارلتون، مدیر و محقق واحد تحقیقات بخش کودکان بیمارستان بریتیش کلمبیا (BC) در راستای برنامه‌ای از سوی PHSA گفت:

یکی از اهداف اصلی واحد ارزیابی درمان این است برای تعیین میزان اثربخشی داروها و فناوری‌های درمانی به بررسی آن‌ها پرداخته تا مشخص شود این داروها و فناوری‌ها تا چه اندازه به افزایش کیفیت برنامه‌های مراقبتی ارائه‌شده از سوی پزشکان و نیز به بهبود نتایج حاصل از درمان بیماران کمک می‌کنند. مطالعه‌ی اخیر نشان می‌دهد که پزشکان باید هنگام تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها برای بیمارن دقت بیشتری کنند چراکه این دسته از داروها ممکن است مضراتی برای بیماران داشته باشند. ما باید در راستای حمایت از این مطالعه به همکاری خود با انجمن فعالیت‌های ضدمیکروبی BC ادامه داده تا از تجویز این دسته از آنتی‌بیوتیک‌ها در شرایط مناسب اطمینان حاصل کنیم و از تجویز این داروها در مواقع غیرضروری و نامناسب بکاهیم.

طی این مطالعه، محققان اطلاعات «سامانه‌ی ثبت و گزارش ایمنی و عوارض ناخواسته فرآورده» سازمان غذا و دارو ایالات متحده را بررسی کردند. آن‌ها همچنین به آنالیز پایگاه عظیم داده‌های یک بیمه‌ی خصوصی در آمریکا پرداخته که شامل مشخصات جمعیتی بیماران، مشخصات دارو، دوز تجویز شده و مدت زمان درمان است. محققان موفق شدند ۱۲،۵۰۵ مورد نارسایی دریچه‌ی قلب را به‌عنوان نمونه‌ی تصادفی از میان بیش از ۹ میلیون بیمار با وجود ۱۲۵،۰۲۰ مورد نمونه‌ی کنترل (گواه) کشف کنند. دانشمندان در این مطالعه، مفهوم «استفاده‌ی فعلی» از فلوروکینولون را به مصرف سی روزه‌ این دارو پیش از بروز عوارض ناخواسته نسبت داده و مفهوم «استفاده‌ی اخیر» از این آنتی‌بیوتیک‌ها را به مصرف این دارو از روز سی‌ویکم تا شصتم پیش از حادث‌شدن عوارض نامطلوب و مفهوم «سابقه‌ی استفاده» را هم به مصرف این داروها از ۶۱ روز قبل تا یک سال قبل از بروز عوارض مطلوب تعریف کردند. دانشمندان نتایج مصرف فلوروکینولون را در مقابل مصرف آنتی‌بیوتیک‌های آموکسی‌سیسلسن و آزیترومایسین مورد مقایسه قرار دادند.

نتایج این بررسی‌ها نشان داد که خطر ابتلا به نارسایی دریچه‌های میترال و آئورت به‌ترتیب در موارد «استفاده‌ی فعلی» و «استفاده‌ی اخیر» در بالاترین سطح خود قرار دارد. در بررسی‌ها مشخص شد که هیچ خطری موارد دارای «سابقه‌ی استفاده» از این آنتی‌بیوتیک‌ها را تهدید نمی‌کند.

اطمینان اظهار امیدواری کرد که در صورت حمایت و تأیید سایر مطالعات از این یافته‌ها، آژانس‌های نظارتی خطر نارسایی دریچه‌های آئورت و میترال را به‌عنوان عوارض جانبی احتمالی در هشدارهای ناشی از مصرف این دسته از آنتی‌بیوتیک‌ها بیافزایند.

این مطالعه توسط بخش چشم‌پزشکی و واحد ارزیابی درمان در مرجع خدمات درمانی استانی (PHSA) تأمین و انجام شد.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:40 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

انتشار زیرسیستم لینوکس برای ویندوز، گامی بلند و مهم برای مایکروسافت بود تا بتواند به جامعه‌ی متن‌باز نزدیک‌تر شود.

 

پس از اینکه استیو بالمر سکان هدایت مایکروسافت را به ساتیا نادلا سپرد، شاهد چرخش ۱۸۰ درجه‌ای در سیاست‌های متن باز غول فناوری جهان بودیم. مایکروسافت که زمانی لینوکس را غده‌ای سرطانی می‌نامید، اکنون یکی از بزرگ‌ترین حامیان لینوکس و پروژه‌های متن باز است.

با ورود ساتیا نادلا به مایکروسافت، سیاست‌های این شرکت بزرگ در قبال بسیاری از مسائل تغییرات بنیادینی را تجربه کرد؛ لینوکس از جمله‌ی مواردی بود که مایکروسافت پس از ورود مدیرعامل جدید، رویکردی دوستانه در قبال آن پیدا کرد؛ تارا راج، یکی از مدیران پروژه‌ی زیرسیستم ویندوز برای لینوکس یا Windows Subsystem for Linux است که تجربیات خود را طی مقاله‌ای در مدیوم به اشتراک گذاشته است. در ادامه می‌توانید تجربیات این مدیر مایکروسافت را در خصوص لینوکس از زبان خودش مطالعه کنید.

لینوکس در ویندوز استور

تمام مدتی که در مایکروسافت مشغول به کار بوده‌ام، در حال ساخت ابزارهایی برای توسعه‌دهندگان لینوکس بودم. من در اوت ۲۰۱۶ بعد از فارغ‌التحصیلی در رشته علوم کامپیوتر و کارآفرینی از دانشگاه ویرجینیا به مایکروسافت ملحق شدم. بیشتر تجربه‌ی من در برنامه‌نویسی در طول مدت دانشگاه به زبان ++C و سیستم‌عاملی که بیشتر از همه استفاده می‌کردم، لینوکس بود.

تجربیات من به‌ظاهر مناسب جایی مانند مایکروسافت نبود، ولی در آن زمان مایکروسافت در حال تغییر مسیری بنیادی در مهندسی و فرهنگ سازمانی خود بود که باعث شد تمام سیستم‌های عامل‌ مهم جایگاهی در مایکروسافت داشته باشند، از جمله لینوکس.

اولین شغل من در مایکروسافت در تیم SQL سرور روی لینوکس بود. از من درخواست شد به تیم آن‌ها بپیوندم تا تجربیاتم را در لینوکس به آن‌ها منتقل کنم. برایم جای تعجب و شگفتی داشت که می‌توانستم در همان ابتدا و براساس تجربه‌هایم کار مفیدی برای تیم انجام دهم.

ایده‌ی ساخت نسخه‌ای از SQL سرور توسط مایکروسافت در سال‌های گذشته، ابتدا در حد دروغ روز آوریل بود؛ اما سال ۲۰۱۶ این ایده واقعی شد. من مدت کوتاهی بعد از عرضه‌ی اولین نسخه‌ی برنامه، به تیم توسعه ملحق شدم و روی ارتقاء استفاده از ابزارها برای SQL سرور متمرکز شدم؛ به‌خصوص ابزارهایی برای مدیران سیستم تا بتوانند برنامه‌ها و سرور لینوکس خود را مدیریت کنند. اجرای SQL سرور روی لینوکس نیاز به ساخت ابزارهای خط‌ فرمان داشت و باید طراحی آن مانند سایر برنامه‌های خط فرمان سیستم‌عامل لینوکس می‌بود.

من همچنین فرصت طراحی اولین نسخه‌ی گرافیکی ابزارهای SQL سرور برای لینوکس را داشتم؛ ابزارهایی مانند یک شاخه از ویژوال استودیو کد که امروز به آن «آژور دیتا استودیو» می‌گویند. این برنامه برپایه‌ی الکترون ساخته شده است و بدون در نظرگرفتن سیستم‌عامل، در تمام نسخه‌های SQL سرور کاربرد دارد.

در سال اول حضورم در مایکروسافت و کارکردن روی SQL سرور در لینوکس، موفق به یادگیری چیزهای زیادی شدم؛ از جمله یادگیری مدیریت برنامه که توسط آن می‌توان فناوری را با تفکر تجاری ترکیب کرد.

تیم‌های WSL و Chocolatey و Boxstarter در بیلد ۲۰۱۸ مایکروسافت

تیم‌های WSL و Chocolatey و Boxstarter در کنفرانس بیلد ۲۰۱۸ مایکروسافت

در اوت ۲۰۱۷، من به‌عنوان مدیر پروژه به تیم توسعه زیرسیستم ویندوز برای لینوکس پیوستم. اولین‌بار در یک بیانیه به‌نام «Bash on Ubuntu on Windows» در رویدادهای بیلد مایکروسافت در سال ۲۰۱۶ بود که راجع به WSL شنیدم. ویدئو بیانیه ابتدا توسط کانال ۹ (Channel9 یک سایت اختصاصی مایکروسافت) به‌صورت عمومی در دسترس قرار گرفت و با اعلام این خبر باعث شد تمام اخبار دیگر در رویداد بیلد مایکروسافت کم‌اهمیت جلوه کنند. در رویداد بیلد، کوین گالو (Kevin Gallo) اشاره‌ی کوتاهی در حدود شاید ۲ دقیقه در کل صحبت‌های خود به WSL داشت، ولی حاضران با شنیدن این خبر به‌شدت هیجان‌زده شدند و برای اطلاعات بیشتر پافشاری کردند. این هیجان در مقطعی باعث شد، تیم کانال ۹ تصور کنند که حجم زیاد درخواست برای WSL، حمله DDoS است. پروژه ساخت WSL یک موفقیت ناگهانی برای مایکروسافت بود.

گروه توسعه‌دهنده کنسول ویندوز اولین اشخاصی بودند که فهمیدند کاربران نیاز به WSL دارند. هنگام توسعه‌ی برنامه کنسول ویندوز برای مشتریان، این تیم متوجه شد که کاربران بارها و بارها درخواست چیزی شبیه‌به خط فرمان Bash در لینوکس را دارند. در نهایت تیم برنامه‌نویسی متوجه شد که چرا باید چیزی شبیه‌به Bash روی ویندوز بسازیم درحالی که می‌توان خود Bash را به ویندوز آورد؟

البته انجام این کار ساده نبود. ساختن زیرسیستم ویندوز برای لینوکس نیاز به ترکیب دانش عمیقی از معماری هسته ویندوز که به کمک تیم کرنل ویندوز ارائه می‌شد، به‌همراه یک فناوری تحقیقاتی مایکروسافت به‌نام Pico Process داشت. شاید جالب باشد بدانید که Pico Processes همان فناوری بود که باعث شد SQL سرور روی لینوکس اجرا شود. Pico Process یک نسخه ویرایش‌نشده‌ی حالت-کاربر را میزبانی می‌کند و سپس تیم کرنل ویندوز راه را برای اتصال فراخوان‌های سیستمی یا همان سیستم کال (syscalls) از طریق ویندوز فراهم می‌کنند. به بیان ساده‌تر، WSL باعث می‌شود فایل‌های باینری کامپایل‌شده لینوکس روی هسته ویندوز NT بدون کامپایل دوباره برنامه‌ها یا ماشین مجازی اجرا شود.

WSL در فروشگاه اپلیکیشن مایکروسافت

چیزی که ما در تیم توسعه WSL ننوشتیم، یک توزیع لینوکس بود که تعداد زیادی از آن‌ها در دسترس قرار داشت. اوبونتو اولین انتخاب ما بود که در WSL عرضه شد. ما با دوستانمان در شرکت کنونیکال (Canonical) تماس گرفتیم و از آن‌ها پرسیدم آیا حاضر به کمک به ما برای واقعیت‌بخشیدن به WSL هستند. آن‌ها مشتاقانه درخواست و ایده را پذیرفتند و در نتیجه اوبونتو امروز در ویندوز استور در دسترس باشد. خود این موضوع هم بسیار جالب است که بدانید، حدود ۶ توزیع لینوکس در ویندوز استور قرار دارد؛ تابه‌حال کدام فروشگاه اپلیکیشن را دیده‌اید که سیستم‌عامل عرضه کند؟ حدود ۶ توزیع مختلف لینوکس در فروشگاه اپلیکیشن ویندوز وجود دارد.

کدی که ما در مایکروسافت نوشتیم، یک سیستم‌کال کرنل مناسب لینوکس بوده که رابطی برای فرایندهای لینوکس روی هسته ویندوز بود. در حدود ۳۴۰ فراخوان سیستمی مختلف در لینوکس وجود دارد. سؤال اینجا بود که باید کدام فراخوان‌ها را در WSL قرار می‌دادیم. در تمام سیستم‌های عامل، فراخوان‌های سیستمی جدید به‌همراه نسخه جدید سیستم‌عامل عرضه می‌شود، ولی فراخوان‌های قدیمی هیچ‌گاه حذف نمی‌شوند تا سیستم‌عامل توانایی سازگاری با برنامه‌های قدیمی‌تر را نیز داشته باشد. ابتدا یک موج اولیه از پیاده‌سازی فراخوان‌های سیستمی انجام شد و بعد از آن هر چیز باقی‌مانده‌ی دیگر را به‌صورت «هنوز پیاده‌سازی‌نشده» قرار دادیم تا تیم WSL بتواند متوجه شود که مردم به چه فراخوان‌های سیستمی نیاز دارند و سپس آن‌ها را پیاده‌سازی کند.

پاسخ به این سؤال که باید چه فراخوان‌های سیستمی را پیاده‌سازی کرد، به این معنا بود که باید با کاربران در ارتباط بود و دید آیا مردم از آن استفاده خواهند کرد یا خیر؛ هدف از بیانیه و ویدئوهای رویداد بیلد از ابتدا همین بود؛ یعنی درخواست از مردم برای استفاده از WSL و فراهم‌کردن بازخورد. جایی که شما می‌توانستید به WSL دسترسی داشته باشید، خود ویندوز است و به کمک برنامه اینسایدر ویندوز که البته هرکسی می‌تواند به ویندوز اینسایدر ملحق شود و نسخه‌ای از WSL جدید را دریافت کند. ممکن است ابتدا فکر کنید که فقط افراد مشتاق به ویندوز در برنامه اینسایدر شرکت می‌کنند، ولی این برنامه این روزها بیشتر از ۱۰ میلیون دنبال‌کننده دارد و آن‌ها به مسائل مختلفی علاقه‌مند هستند؛ مانند بازی، ارتباط بلوتوث و WSL.

یکی از گروه‌های علاقمند به اجرای Bash روی ویندوز توسعه‌دهندگان وب هستند که قصد ساخت برنامه وب را دارند که روی سرورهای لینوکس میزبانی شود. کل روند ساخت این‌گونه اپلیکیشن‌ها توسط مجموعه‌ای از دستورهای Bash ایجاد شده است. در کنار این موضوعات، اگر به‌دنبال کمک برای ساخت یک اپلیکیشن وب باشید، مثلا روی سایت استک اورفلو (Stack Overflow) بیشتر نمونه کدهایی که در آنجا پیدا خواهید کرد، فقط مناسب اجرا روی لینوکس است و اگر قرار باشد از ویندوز برای کار خود استفاده کنید، این موضوع می‌تواند به‌شدت خسته‌کننده باشد. معمولا ساده‌ترین راه‌حل برای توسعه‌دهندگان وب که با این مشکل رو‌به‌رو بودند، استفاده از Mac و MacOS بود که در آنجا کدها به‌راحتی اجرا می‌شدند.

در همان چند هفته‌ی ابتدایی عرضه WSL در ویندوز، یکی از کاربران سازمانی WSL توانست برنامه XEyes را به‌صورت یک برنامه با رابط گرافیکی کاربر روی WSL و X11 اجرا کند. کاری که برنامه XEyes انجام می‌دهد، تنها کشیدن دو چشم کارتونی روی صفحه مانیتور است که به اشاره‌گر موس خیره شده و آن را دنبال می‌کنند، که مناسب استفاده در کامپیوترها با چندین مانیتور است. با این حال بعد از اعلام چنین خبری، تمام رسانه‌های اجتماعی به‌صورت گسترده درباره این برنامه صحبت می‌کردند.

اجرای XEye در WSL

اجرای برنامه XEyes در WSL

صحبت‌ها و ایده‌های گوناگونی راجع به اینکه ما چگونه بازخوردهای کاربران را دریافت کنیم، وجود داشت. روش مرسوم برای انجام این کار، استفاده از خدمات سایت یوزرویس (UserVoice) بود، که با ساخت یک بخش در یوزرویس برای WSL ما صدها ایده مختلف از کاربران دریافت کردیم و هزاران رای برای هر ایده ثبت شده است. سؤال واقعی این بود که آیا باید از گیت‌هاب استفاده کنیم؟ از آنجا که یکی از اولین کاربران WSL توسعه‌دهندگان وب بودند، قراردادن WSL روی گیت‌هاب به نظر منطقی می‌رسد. ولی WSL یک پروژه متن‌باز نیست و گذاشتن یک پروژه غیر متن‌باز در گیت‌هاب به‌نظر عجیب خواهد بود. با این حال ما تصمیم گرفتیم به‌سراغ توسعه‌دهندگان برویم و یک فروم برای مشکلات، بازخوردها و مباحث روی گیت‌هاب بسازیم. بعد از ساخت این فروم ما هزاران مسئله مختلف در طیف وسیعی از موضوعات را راجع به لینوکس روی ویندوز دریافت کردیم.

تابه‌حال هزاران نفر برای مسائل WSL در مخزن آن روی گیت‌هاب همکاری کرده‌اند و تیم WSL تک تک مسائل را بررسی و با بحث و تبادل‌نظر در سیستم نظردهی مشکلات گیت‌هاب، راه‌حل‌هایی برای هرکدام پیدا کرده است. اگر قرار باشد کد جدیدی نوشته شود تا ویژگی جدید پیاده‌سازی به WSL اضافه شده یا یک مسئله را حل کند، این کد نوشته و به پروژه WSL اضافه خواهد شد، که سپس به بیلد سراسری ویندوز اضافه می‌شود و توسط برنامه ویندوز اینسایدر توزیع خواهد شد. دوره زمانی انجام این کارها می‌تواند بسیار سریع باشد و تقریبا در عرض چند هفته انجام شود.

در نهایت، با استفاده‌ی افراد بیشتری از WSL و ارسال نظرشان راجع‌به ویژگی‌ای که به آن علاقمند هستند یا مشکلی که می‌خواهند نقص شود، از طریق گیت‌هاب یا یوزرویس برای تیم WSL این چرخه‌های زمانی سریع‌تر خواهد شد و سریع‌تر در بیلد اینسایدر ویندوز قرار ظاهر خواهد شد. جامعه بخشی از فرایند خلاقیت برای WSL است.

هنگامی که من به‌عنوان مدیر برنامه به تیم WSL پیوستم، تمرکزم روی این بود که برنامه را فراتر از یک نسخه آزمایشی ببرم. بیشتر شکایاتی که به‌ دست ما می‌رسید، از سمت کاربران در مورد سازگاری و کارایی برنامه بود. ولی از دیدگاه من، اگر کاربران راجع به چنین مسائلی نگران هستند، پس از محصول شما استفاده‌هایی جدی دارند؛ شما فقط وقتی به کارایی یک برنامه اهمیت می‌دهید که چیز عظیمی را بخواهید به کمک آن اجرا کنید. پس با اینکه هنوز کارهای زیادی برای انجام‌دادن داریم، کاربران ما درخواست انجام کارهای بیشتر و سریع‌تر با WSL را دارند.

هم‌زمان که قابلیت‌های WSL در حال گسترش است، ما WSL را با خود برای توسعه‌دهندگان دیگر نیز آوردیم، البته جدای توسعه‌دهندگانی که به‌صورت معمول در اکوسیستم  مایکروسافت حضور دارند. رفتن به رویدادهایی مانند PyCon و OSCON تجربیات فوق‌العاده‌ای بود، توسعه‌دهندگانی که در این رویدادها حضور داشتند، از حضور کارمندان مایکروسافت در این رویداد تعجب کرده بودند. هنگامی که به آن‌ها گفتیم، قادر به اجرای لینوکس روی ابزارهای توسعه‌دهنده مایکروسافت هستند، ابتدا کمی شک داشتند. سپس من یک نسخه آزمایشی SQL سرور، WSL و ویژوال استودیو کد را در این رویداد اجرا کردم.

دمو اولیه WSL در سراسر جهان

دموی WSL کنفرانس

من تلاش کردم با امتحان‌کردن برنامه‌های مورد نظر، شک آن‌ها را برطرف کنم. هنگامی که توسعه‌دهندگان شروع به اجرای دستورها، اسکریپت‌های کوچک و قطعه کدهای خود کردند، تمام مدت واکنش‌های عالی به‌دست می‌آوردم؛ مانند: «صبر کن، این واقعا لینوکس است؛ چطور این‌کار را کردید؟ چطور من راجع‌به این موضوع نمی‌دانستم؟» درنهایت تمام این‌ها بدین نتیجه ختم می‌شد که ما چیزی مرتبط با آن‌ها ساختیم که برایشان بسیار جالب است.

بعد از دریافت شکایت‌ها راجع‌به کارایی و سازگاری WSL، ما با رسیدگی به این موضوع، معماری جدیدی را همراه‌با WSL 2 ارائه کردیم. نسخه‌ی جدید WSL سازگاری کامل و ۲۰ برابرشدن کارایی برنامه را از طریق قراردادن هسته‌ی لینوکس در قلب ویندوز به ارمغان آورد. ایجاد زیرساخت برای WSL 2 و تماشای اجرای آن در رویداد بیلد ماه مه ۲۰۱۹ (خرداد ۱۳۹۸) گذشته، تجربه فوق‌العاده‌ای بود. امروز، WSL نسخه ۲ به‌صورت بتا در دسترس قرار دارد.

من با تیم‌های دیگر در مایکروسافت همکاری کردم تا بتوانند از WSL در محصولشان استفاده کنند. یکی از این تیم‌های بزرگ، تیم ویژوال استودیو کد است که محبوب‌ترین ویرایشگر متن برای جاوا اسکریپت (JavaScript) و NodeJS است. همکاری من با ویژوال استودیو هنگامی صورت گرفت که فهمیدیم توسعه‌دهندگان با استفاده از WSL می‌توانند مزایای زیادی به‌دست آورند. در ابتدا کد زیادی نوشته نشده بود ولی هدف اصلی این بود، اشکال‌زدایی کدهایی که توسط NodeJS در WSL اجرا می‌شوند را آسان‌تر کنیم. توسعه‌دهندگان می‌توانند در ویندوز که WSL را اجرا می‌کند، کد خود را نوشته و نسخه لینوکس NodeJS را هدف قرار دهند و کد را به‌صورت بومی در لینوکس اشکال‌زدایی و توسعه دهند.

wsl در vscode

اولین اجرای WSL در ویژوال استودیو کد بهمراه NodeJS

هنگامی که این ویژگی‌ها را برای کار با NodeJS ایجاد کردیم، میزان زیادی درخواست مشابه برای پشتیبانی از سی‌پلاس‌پلاس، پایتون و دیگر زبان‌ها به سمت ما سرازیر شد. من شیفته‌ی این ادغام شدم و به آن علاقه‌مند بودم، که باعث شد نقش جدیدی در خلق ابزار برای توسعه‌دهندگان لینوکس ایفا کنم. در حال حاضر روی ویژوال استودیو کد برای توسعه‌دهندگان سی‌پلاس‌پلاس روی لینوکس تمرکز دارم. تماشای توسعه از راه دور ویژوال استودیو کد به‌صورت زنده در PyCon، امسال تجربه‌ای عالی برای من بود.

با اینکه مدت کوتاهی در مایکروسافت حضور داشتم، بسیار خوشحالم که توانستم در ساخت ابزارهای زیادی برای توسعه‌دهندگان لینوکس کمک کنم، از پایگاه‌ داده‌ها گرفته تا سیستم‌عامل و محیط توسعه مجتمع‌ (IDE). من به مسیر خود در خلق ابزار برای توسعه‌دهندگان لینوکس ادامه خواهم داد.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:38 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

ماده‌ی معدنی جدیدی در یک شهاب سنگ یافت شد. این ماده به‌نام اسکاتیت قبلا در آزمایشگاه ساخته شده، اما پیش از این در طبیعت دیده نشده بود.

 

ماده‌ی معدنی جدیدی در کناره‌ها‌ی یک جاده در یکی از شهر‌ها‌ی طلا‌خیز و دور‌افتاده‌ی استرالیا کشف شد. شهر ودربرن (Wedderburn) در قدیم یکی از شهر‌ها‌ی مورد تجمع معدن‌جویان بود و هنوز همین شرایط را دارد. اما هیچکس تا‌به‌حال قطعه سنگی شبیه به این را ندیده بود.

شهاب سنگ ودربرن در سال ۱۹۵۱ در شمال شرق این شهر کشف شد؛ تکه سنگ آسمانی کوچک و عجیبی که ۲۱۰ گرم وزن دارد و از آسمان به زمین افتاده است. دانشمندان دهه‌ها برای رمز‌گشایی از راز‌ها‌ی این شهاب سنگ عجیب تلاش کردند و به‌تازگی توانستند یکی دیگر از راز‌ها‌ی آن را برملا کنند. 

در پژوهش جدیدی که به سرپرستی چی‌ما، معدن‌شناس دانشگاه کلتک، انجام شد، دانشمندان توانستند شهاب سنگ ودربرن را تجزیه و تحلیل کنند و برای اولین‌بار وجود اسکاتیت (edscottite) در طبیعت را تأیید کنند. اسکاتیت، نوع کمیابی از ماده‌ی معدنی آهن کاربید است که پیش از این در طبیعت دیده نشده بود. 

ماده معدنی جدید اسکاتیت

 

از آنجایی که منشا فضا‌یی شهاب سنگ ودربرن در همان ابتدا مشخص شد، این قطعه سنگ سیاه و قرمز توسط چندین تیم تحقیقاتی مورد بررسی قرار گرفت؛ به‌طوری که تنها یک سوم از اصل نمونه همچنان دست‌نخورده باقی مانده است و در‌حال‌حاضر در قسمت زمین‌شناسی موزه‌ی ویکتوریا واقع در استرالیا نگه‌داری می‌شود. 

باقی‌مانده‌ی این سنگ برای تحلیل و بررسی مواد تشکیل‌دهنده، به‌صورت تکه‌ها‌ی جداگانه درآمده و در اختیار تیم‌ها‌ی تحقیقاتی قرار گرفته است. طبق بررسی‌ها‌یی که تا‌کنون روی این سنگ انجام گرفته، میزانی طلا و آهن و به‌همراه آن‌ها مواد معدنی مانند کاماسیت (kamacite)، اسکریبرسیت (schreibersite)، تائنیت (taenite) و ترویلایت (troilite) در این سنگ وجود دارد و به‌تازگی اسکاتیت نیز به این فهرست اضافه شده است.

نام اسکاتیت به افتخار ادوارد اسکات، شیمی‌کیهان‌شناس دانشگاه هاوایی، روی این ماده گذاشته شده است. کشف ماده مذکور بسیار مهم است چرا که پیش‌تر، وجود این فرمول اتمی از آهن کاربید در طبیعت تأیید نشده بود. تأیید وجود چنین ماده‌ای در طبیعت از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد، عناصری از این دست باید رسما توسط انجمن بین‌المللی کانی‌شناسی (IMA) شناخته شوند. دهه‌ها است که نوع خاصی از ماده‌ی آهن کاربید که هنگام ذوب آهن تولید می‌شود، برای دانشمندان شناخته‌شده است. اما هم‌اکنون به‌لطف بررسی‌ها‌ی چی‌ما و آلن روبین، ژئوفیزیکدان UCLA، اسکاتیت یکی از موادی است که در کلوپ مواد معدنی IMA به‌طور ویژه‌ای (بسیار ویژه‌تر از حد تصور) به‌رسمیت شناخته می‌شود.

استوارت میلز، سرپرست ارشد بخش علوم زمین موزه‌ی ویکتوریا که دست‌اندر‌کار پژوهش اخیر نبوده است، در The Age گفت:

در آزمایشگاه تا‌کنون بین ۵۰۰ هزار تا ۶۰۰ هزار ماده‌ی معدنی یافته‌ایم و این در‌حالی است که تعداد مواد معدنی یافت‌شده در طبیعت به ۶ هزار مورد می‌رسد.

پاسخ قطعی برای اینکه این قطعه اسکاتیت طبیعی چطور و چگونه به منطقه‌ی روستایی ودربرن رسیده است، وجود ندارد. اما طبق گفته‌ها‌ی جافری بونینگ از دانشگاه ملی استرالیا که دست‌اندر‌کار این پژوهش نبوده، ممکن است این قطعه سنگ در مرکز یک سیاره‌ی قدیمی تحت فشار و حرارت زیاد شکل گرفته باشد. 

Edscottite

بونینگ به The Age گفت:

ممکن است مدت‌ها پیش، این سیاره‌ی نگون‌بخت که تولیدکننده‌ی اسکاتیت بوده، با سیاره، قمر یا حتی یک خرده‌سیاره‌ی دیگر برخورد سهمگینی کرده باشد و همین اتفاق باعث از‌هم پاشیدن این سیاره در میان فضا و زمان شده است.

تفکر بیشتر، ما را به سمت این گمان می‌برد که سال‌ها بعد، یکی از قطعه‌ها‌ی این سیاره به‌صورت تصادفی در ودربرن فرود آمده و فهم ما را از جهان، غنی‌تر از قبل کرده است.

این یافته‌ها در American Mineralogist گزارش شده است.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:37 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پژوهشگران سوئیسی یک پای مصنوعی ساخته‌اند که همانند پای طبیعی، فشار و لمس را احساس می‌کند و باعث کاهش درد فانتوم در بیماران قطع عضوی می‌شود.

 

ساوو پانیک که بخش پایین پای خود را از دست داده بود، یک پای پروتزی دریافت کرد که به او در بازیابی حرکت کمک کرد. اما این پاهای مصنوعی ناقص هستند و او دچار درد فانتوم شدیدی بود (درد خیالی در عضوی که بیمار آن را از دست داده است). اکنون، دانشمندان اروپایی می‌گویند که نوعی فناوری را توسعه داده‌اند که احساس طبیعی را بازیابی می‌کند و موجب بهبود راه‌رفتن در بیمارانی می‌شود که بخش پایین پای آن‌ها قطع شده است. این رویکرد موجب برطرف‌شدن درد فانتوم در پانیک نیز شد و میزان درد را در بیمار دیگری کاهش داد.

این فناوری با استفاده از حسگرهایی که پروتز پا را به اعصاب باقی‌مانده در بخش بالای پا متصل می‌کند، بیماران را قادر ساخته تا احساسات لمس و فشار یک پای واقعی را احساس کنند. این امر موجب می‌شود که عمل راه رفتن مطمئن‌تر شود و استقامت افزایش پیدا کند.

با یک پروتز پا نمی‌توانید حس کنید که این اندام در کجا قرار دارد، چگونه حرکت می‌کند یا روی چه سطحی قرار دارد و نمی‌توانید به‌طور کامل به آن اعتماد کنید. استانیسا راسپوپوویچ، استاد مؤسسه‌ی رباتیک و سیستم‌های هوشمند ETH زوریخ گفت:

ما به‌منظور بازیابی حس حرکتی که بیماران قطع عضو سال‌ها آن را از دست داده بودند، فناوری خود را درون اعصاب باقی‌مانده‌ی بالای زانو به کار گرفتیم. افراد بالافاصله پس از پیوند توانستند احساساتی نظیر احساسات اندام واقعی را درک کنند.

از آنجایی که این احساسات به‌وسیله‌ی مغز بیماران ایجاد می‌شود، آن‌ها برای بلندکردن و حرکت‌دادن آن نیاز به آموزش ندارند؛ راه رفتن بهبود پیدا می‌کند زیرا بیماران مجبور نیستند برای دریافت تمام احساسات مربوط به راه رفتن روی پای واقعی خود تکیه کنند؛ این کار می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد. کاهش در درد فانتوم مزیت دیگر پروتز جدید است. پانیک شب‌ها به‌خاطر درد شدید فانتومی که داشت، از خواب بیدار می‌شد. او گفت:

انگشت پایی که من آن را نداشتم، بسیار درد می‌کرد. انگشت بزرگ پا، خود پا، پاشنه، مچ پا، ساق پا، همه درد می‌کردند و من حتی آن‌ها را نداشتم. از زمانی‌که این برنامه‌ی درمانی را شروع کردم، پس از دریافت تحریک‌های الکتریکی، من هیچ‌گونه درد فانتومی را احساس نمی‌کنم.

درد بیمار دیگر به‌طور کامل از بین نرفت اما کاهش قابل‌توجهی داشت. برای ایجاد پروتز جدید، راسپوپوویچ و همکارانش، حسگرهایی را به کف پای اندام پروتزی دارای فناوری پیشرفته متصل کردند. جراحان الکترودهای ریزی را به اعصاب بازمانده‌ی بخش بالای پا متصل کردند. پژوهشگران الگوریتم‌هایی توسعه دادند که داده‌های حسگر پا را (مثلا هنگام لمس) به اعصاب موجود در ران انتقال می‌داد. این اطلاعات به نوبه‌ی خود به مغز بیمار منتقل شد و بیماران توانستند راه رفتن خود را به همان وضعیت یک پای واقعی تنظیم کنند.

پای پروتزی

دو بیمار در آزمایش‌های مختلف راه رفتن که سه ماه به طول انجامید، متوجه شدند که راه رفتن برای آن‌ها بسیار ساده‌تر شده است. آن‌ها به قدم‌های خود توجه کمتری می‌کردند و سریع‌تر و با اطمینان بیشتری راه می‌رفتند. این نتایج با آزمایش‌های فعالیت مغز و مصرف اکسیژن تأیید شد. این مطالعه، تنها یک اثبات مفهوم است و پژوهشگران امیدوار هستند که درنهایت بتوانند یک دستگاه کاملا قابل‌پیوند را توسعه دهند که بیماران را قادر سازد، بدون اتصال به مجموعه‌ای از سیم‌ها راه بروند. راسپوپوویچ گفت:

دستیابی به یک دستگاه کاملا قابل پیوند چند سال زمان می‌برد و سپس یک آزمایش بالینی را با تعداد بیماران بیشتر (مثلا حدود ۶۰ بیمار) انجام خواهیم داد.

چاد بوتون، استاد مؤسسه‌ی پزشکی بیوالکترونیک انستیتوی پژوهش‌های پزشکی فاینشتاین در منهست نیویورک است. او گفت که این رویکرد یکی از موارد معدودی است که در تلاش بوده تا به افرادی که عضوی حرکتی از خود را از دست داده‌اند، توانایی احساس کردن و تحرک بیشتری بدهد. او افزود: «این چیزی است که آن‌ها ازلحاظ داشتن عملکرد بهتر، مشتاقانه منتظرش هستند.»

بوتون معتقد است که پروتزهای عصبی و دستگاه‌های کاشته‌شده که به بازگرداندن عملکرد ازدست‌رفته و حتی راه‌رفتن کمک می‌کنند، به‌زودی به واقعیت تبدیل شوند. او گفت:

اکنون دیگر مسئله «اگر» نیست، مسئله فقط این است که چه زمانی این دستگاه‌ها را خواهیم دید.

نتایج این مطالعه در مجله‌ی Nature Medicine منتشر شده است.



تاريخ : دوشنبه 25 شهریور 1398 | 08:34 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...120121122123124...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران