شاید فناوری سیستم برقی ۴۸ ولتی خیلی مهم بهنظر نرسد؛ اما احتمالا یکی از هوشمندانهترین نوآوریها بهشمار میرود. قیمت این فناوری نسبتا ارزان است و در معماری خودروهای موجود جای میگیرد؛ ولی هنوز در ابتدای کار خود قرار دارد. این سیستم علاوهبر هیبریدبودن، میتواند کارهایی انجام دهد که پیشازاین، انرژی موردنیازشان را از قوای محرکه تأمین میکردند.

برای استفاده از سیستم ۴۸ ولت دلایل متقنی وجود دارد. اولین دلیل این است که بهعنوان سیستم ولتاژ پایین و ایمن طبقهبندی میشود. هرچیزی بیشتر از ۶۰ ولت در خودرو، سیستمی ولتاژبالا تلقی میشود و سیستم ولتاژبالا بسیار گرانتر از سیستم ولتاژپایین است. سیستمهای ایمنی و کنترلرهای برق و کابلکشیهای سنگین که در سیستم ولتاژبالا استفاده میشود، همگی در افزایش نقش دارند. توان (وات) از ولتاژ و جریان (آمپر) ناشی میشود و هرکدام از این دو افزایش یابند، توان نیز افزایش مییابد. باوجوداین، افزایش آمپراژ به استفاده از کابلهای بزرگتر و سنگینتر و گرانقیمتتر برای کاهش مقاومت الکتریکی نیاز دارد؛ درحالیکه استفاده از ولتاژ بیشتر و جریان کمتر این عیب را ندارد. باتری ۴۸ ولت کوچک و نسبتا ارزان است و شیوهی نصب سادهای دارد.

استفاده از سیستم ۴۸ ولت در حال افزایش است؛ زیرا مصرف برق خودروها بهدلیل پیچیدهترشدن سیستمهای سرگرمی و اطلاعاتی و اتصال و ناوبری و دهها سیستم کمکی برای راننده بیشتر میشود. دوربینها، رادارها، حسگرها و کنترلکنندهها بهعلاوهی سیستمهای الکترونیکی برای کنترل آنها، همگی به انرژی بیشتری نیاز دارند. افزونبراین، سیستم ۴۸ ولت کارهایی انجام میدهد که معمولا پیشرانه انجام میدهد؛ مانند پمپ آب، کمپرسورهای تهویهی مطبوع، پمپ روغن و گرمایش که برای صرفهجویی در مصرف انرژی، از انرژی برق استفاده میکنند. جعبهدندهی خودکار میتواند هنگام خاموششدن پیشرانه، بهلطف پمپهای روغن الکتریکی کار کند. در این حالت، سیستم استاپ/استارت خودرو بهتر کار میکند؛ درنتیجه، در مصرف سوخت بیشتر صرفهجویی میشود. همچنین، بوسترهای برقی موجود در پیشرانههای دیزل باعث کاهش تأخیر توربوشارژر میشوند.

مقالههای مرتبط:
بدیهی است محدودیتهایی نیز برای این سیستم وجود دارد. تاكنون، حداكثر توان فرضشده برای موتور/ژنراتور هيبريدی (برقی) ولتاژپایین حدود ۱۲ كيلووات (۱۶ اسببخار) بوده است. قدرت کم ۱۲ کیلووات سیستمهای نیمهیبریدی را برای افزایش قدرت و بازیابی انرژی محدود میکند، بهجای اینکه مانند سیستمهای تمامهیبریدی (با قدرت زیاد)، حالت تمامبرقی ارائه دهد. بااینحال، بهنظر میرسد این محدودیت کاهش یافته است. کنتیننتال بهتازگی اعلام کرده است سیستم محرکهی جدید ۴۸ ولت نیمهیبریدی خواهد ساخت که ۳۰ کیلووات (۴۰ اسببخار) قدرت تولید میکند. چنین پیشرفتی با افزایش بهرهوری سیستم کنترل قدرت و طراحی جدید با کارایی درخورتوجه و مجموعه موتور/ژنراتور آبخنک ممکن شده است. افزایش قدرت بدینمعنی است که میتوان مسافتهای کوتاه را فقط در حالت الکتریکی مانند خودرویی تمامهیبریدی رانندگی کرد.

آئودی A8 جدید از سیستم تعلیق فعال پیشبینیکننده برخوردار است که سیستم جدید برقی ۴۸ ولت آن را راهاندازی میکند. البته چنین چیزی ممکن است با ویژگی ارزانبودن سیستمهای ۴۸ ولتی مغایرت داشته باشد. سیستم یادشده میتواند ارتفاع خودرو را تا ۸۵ میلیمتر در زمان ۰.۵ ثانیه تغییر دهد، با نظارت بر سطح جاده در جلو ازطریق دوربین جلو واکنش نشان دهد، ۴۰ درصد از تکان بدنه را کاهش دهد و بهطور متوسط بین ۱۰ تا ۲۰۰ وات برق مصرف کند. ناگفته نماند درصورتیکه حرکت سیستم تعلیق بیش از حالت معمول باشد، اوج مصرف این سیستم در نهایت به ۶ کیلووات میرسد.
باستانشناسان در فرانسه صدها جای پای فسیلشده پیدا کردند که به گروهی از نئاندرتالها تعلق دارد. در کاوشهای دقیق در محوطهی باستانشناسی لِهروزل در نورماندی فرانسه که بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ ادامه داشته، ۲۵۷ جاپای فسیلشده متعلق به نئاندرتالها کشف شده است. نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل این اطلاعات بهتازگی در مجلهی Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است. از روی این آثار، ۱۴ نئاندرتال شناسایی شدند که بیشتر آنها را نوجوانان و کودکان تشکیل میدهند. بهگفتهی پژوهشگران، این جای پاها که قدمت آنها به ۸۰ هزار سال میرسد، ابتدا در خاکی گلآلود ایجاد و سپس سریعا با ماسه پوشانده و جای پاها با کیفیتی مطلوب حفظ شده است.
جرمی دیوو، از موزهی ملی تاریخ طبیعی پاریس و نویسندهی مقاله میگوید این بزرگترین مجموعهی ردپاهای انسانتباران است که در محوطهای واحد پیدا شده است. قبلازاین، تنها ۹ جای پای نئاندرتالی از چهار محوطه کشف شده بود. نویسندگان در مقالهی جدید نوشتند:
ازآنجاکه جای پاها سریعا پس از ایجاد حفظ شده است، لحظهای از زندگی این گروه ماقبل تاریخی را در خود ذخیره کرده است.
درواقع، فسیلهای ردپا تصویری نادر و استثنایی از سازماندهی اجتماعی نئاندرتالها ایجاد و شواهدی فراهم میکند که از منابع معمولی مانند استخوانها یا ابزارها یا DNA بهدست نمیآید.

حفاریهای باستانشناسی در لِهروزل نورماندی فرانسه
ناگفته نماند تعداد ۲۵۷ جای پا زیر ساحل نورماندی در بستر نهری قدیمی پیدا شد که درمجموع، پنج مسیر راهرفتن را نشان میداد و در آنها دو تا سه جای پای متوالی مربوط به یک فرد بود. بیش از ۴۰ درصد از جای پاها چنان واضح بودند که اطلاعات علمی محکمی نظیر طول کامل پا، آثار واضح انگشتان، علائم گرد پاشنهی پا را دراختیار دانشمندان قرار میدادند. نکتهی مهمتر این است که محوطهی ۹۲ مترمربعی مذکور مکان سکونت نئاندرتالها بوده است و نه محل عبور.
براساس نتایج مقاله اشارهشده، هیچ استخوان نئاندرتالی در این محوطه کشف نشد؛ اما در حوالی ردپاها آثار باستانشناسی فراوانی دیده میشد شامل ابزارهای استخوانی، شواهدی از قصابی حیوانات، گودالهای آتش و مناطقی که برای ضربهزنی چخماق استفاده میشد. با تجزیهوتحلیل آثار و مقایسهی آنها با فسیلهای نئاندرتالهایی که در مناطق دیگر یافت شده بودند، پژوهشگران تأیید کردند این جای پاها متعلق به انسانتباران منقرضشده است.
مقالههای مرتبط:
به این نکته نیز باید اشاره کرد که در این زمان، انسانها ازلحاظ آناتومیکی مدرن، هنوز به اروپایغربی نرسیده بودند و البته تا ۳۵هزار سال بعد نیز وارد اروپایغربی نشدند. همچنین تا آنجا که میدانیم، انسانتباران دنیسووا، گروه اولیهای از انسانهای مرتبط با نئاندرتالها، در این زمان به غرب اروپا نرسیده بودند و در آسیا زندگی میکردند. براساس شواهد باستانشناسی پیشین، در زمان ایجاد این ردپاها، نئاندرتالها یگانه انسانتباران غرب اروپا بودند.
افزونبراین، تجزیهوتحلیل شکل پاها اطلاعاتی دربارهی صاحبان آنها فراهم کرد. پژوهشگران با اندازهگیری طول و پهنا و دیگر ویژگیهای ردپاهای برجایمانده توانستند افراد را تشخیص دهند و سن و قد تقریبی آنها را برآورد کنند. حدود ۱۰ تا ۱۴ نفر شناسایی شدند که بیشتر آنها (۹۰ درصد) کودک و نوجوان بودند که در میان آنها، کودکی دوساله نیز وجود داشت. پژوهشهای گذشته نشان میدهد نئاندرتالها در گروههای ۱۰ تا ۳۰ نفره زندگی میکردند و یافتههای جدید نیز از این برآورد حمایت میکند. نسبت فراوان کودکان در این گروه غیرمنتظره بود. دیوو گفت:
درواقع، این موضوع تعجبآور و درک دلیل آن دشوار است؛ بهویژه آنکه دادههای بسیار کمی درزمینهی اندازه و ترکیب گروههای نئاندرتال وجود دارد. ما تنها میتوانیم فرضیهای مطرح کنیم: شاید بزرگسالان در آن زمان محوطه را ترک کرده بودند. نسبت درخورتوجه کودکان و نوجوانان میتواند با مرگومیر بیشتر افراد بزرگسال نیز توضیح داده شود. البته درحالحاضر، غیرممکن است بتوانیم دلیل دقیق چنین ترکیبی را مشخص کنیم.
باید توجه کرد نمیتوان فقط از روی یک صحنه اطلاعات بسیار زیادی بهدست آورد. عوامل و شرایطی که دربارهی آنها آگاهی نداریم، میتوانند موجب مشاهدات غیرمنتظره شوند. برای مثال، شاید کودکان به خاک گلآلودی که در آن حوالی وجود داشته است، جذب شده باشند؛ درحالیکه افراد بزرگسال کاری با آن نداشتهاند. این احتمالی است که در مقالهی جدید در نظر گرفته نشده است.

ردپای فسیلشدهی یکی از نئاندرتالها که در محوطهی باستانشناسی لِهروزل در نورماندی فرانسه کشف شده است.
یکی دیگر از جنبههای شگفتآور این مطالعه آن است که شاید نئاندرتالها در مقایسه با تصور ما از قامت بلندتری برخوردار بودند. طبق برآوردهای معمول، متوسط قد نئاندرتالهای مرد حدود ۱۶۶ سانتیمتر و نئاندرتالهای زن ۱۵۴ سانتیمتر بوده است؛ اما اندازهگیری ردپاهای کشفشده در لِهروزل نشان میدهد برخی از نئاندرتالها کاملا قدبلند بودهاند؛ بهویژه پژوهشگران ردپاهایی نسبتا بزرگی را پیدا کردند که احتمالا متعلق به نئاندرتالی با قد ۱۷۵ تا ۱۹۰ سانتیمتر بوده است. اگرچه اندازهگیری استخوانهای نئاندرتالها نسبتبه ردپاها که تحتتأثیر عوامل زمینشناسی قرار میگیرند و بهمرور زمان تغییر پیدا میکنند، شاخص معتبرتری است.
با توجه به همهی این موارد، میتوانیم صحنه را بهشکل ۸۰ هزار سال پیش تجسم کنیم: این محوطه که اکنون ساحل است، زمانی دشتی دارای پوشش گیاهی و درختان بود و دریا که اکنون هممرز با محوطه است، بسیار از آن دورتر بود. این محوطه با صخرهای محاصره شده بود که هنوزهم وجود دارد و از این جامعهی کوچک دربرابر شرایط آبوهوایی نامساعد محافظت میکرد. ازلحاظ فعالیتهای روزمره نیز نئاندرتالها مشغول ساخت ابزارهای سنگی و بریدن لاشههای حیوانات بودند. دیوو گفت:
درحالحاضر، ما نقش کودکان را در این فعالیتها نمیدانیم و توزیع فعالیتها براساس سن افراد موضوع پژوهشهای آیندهی ما خواهد بود.
تصویر کودکان و نوجوانانی که در حال دویدن در اطراف هستند (ایجاد ردپا روی گلها درحالیکه والدین آنها دورتر مشغول کارهای روزانهاند)، با دانستههایمان از نئاندرتالها سازگار است و از دیدگاه قدیمی که آنها را افرادی بیاستعداد و خشن تصویر میکند، بسیار متفاوت است. این انسانتباران ازنظر اجتماعی پیچیده بودند و به اعضای نیازمند خود کمک میکردند.
این موضوع که چرا نئاندرتالها حدود ۴۰ هزار سال پیش ناپدید شدند، همچنان راز است؛ اما ما درحال نزدیکترشدن به پاسخ هستیم؛ حتی اگر بهاندازهی یک قدم فسیلشده در هر زمان باشد.
ژنهایی که احتمال ابتلا به افسردگی را سبب میشوند، میتوانند فرد را درمعرض ابتلا به انواع مختلفی از بیماریهای دیگری هم قرار دهند که عمدتا ارتباطی با افسردگی ندارند. براساس تحقیقات جدید، بیماریهای کرونری قلب (CHD) و حتی عفونتهای باکتریایی از این قبیل هستند.
مطالعهای جدیدی ژنهایی را بررسی کرده است که فرد را درمعرض ابتلا به اختلال افسردگی عمده (ماژور) قرار میدهند و با بیش از ۹۰۰ بیماری مختلف رابطه دارند. گروه تحقیق دریافتهاند بیماریهای جسمی نهتنها از عواقب منفی اختلال در سلامت روانی است؛ بلکه همواره ارتباطی مستقیم میان اختلالات روانی با بیماریهای جسمی وجود دارد. انور مولوگتا متخصص همهگیرشناسی ژنتیک از مرکز Precision Health استرالیا در دانشگاه South Australia است. وی دربارهی این موضوع گفته است:
مطالعات نشان داده است آمار ابتلا به بیماریهای جسمی در افراد دچار اختلالات روانی جدی مانند افسردگی بسیار بیشتر از سایرین است.
ممکن است این موضوع که افراد مبتلا به افسردگی شدید بهطور همزمان به بیماریهای دیگری مبتلا باشند، چندان حیرتآور نباشد؛ اما مسئلهای که نظر دانشمندان را بهخود جلب کرده است، بررسی عوامل بنیادی در ابتلا به افسردگی و ارتباط آنها با بیماریهای جسمی است.
بررسیهای جدید روی مطالعهی اخیر نشان داده است افسردگی فقط اختلال روانی نیست؛ بلکه تمام بدن را با اثرهای مخربش مواجه میکند. گروه تحقیقات در استفاده از منبع عظیمی از دادههای ژنومیِ گرفتهشده از سوابق بانک اطلاعات پزشکی (بیوبانک) انگلستان که حاوی اطلاعات ژنوم حدود ۳۴۰ هزار نفر است، رویکردی موسوم به تصادفیسازی مندلی را در پیش گرفتند. اگرچه تحقیقات مشابه بسیاری دربارهی ارتباط افسردگی با بیماریهای جسمی انجام شده است، در مطالعهی اخیر از شیوههای کنترلشدهی فراوانی استفاده شده است که برای روشنشدن و درک بیشتر رابطههای عِلّی اختصاص یافته است.
مقالههای مرتبط:
براساس یافتهها، هرچه استعداد ژنتیکی فرد برای ابتلا به اختلال افسردگی عمده بیشتر باشد، این احتمال بیشتر میشود که فرد بهعلت ابتلا به دستکم یک نوع بیماری از میان ۲۰ بیماری دیگر در بیمارستان بستری شده یا حتی دراثر این بیماریها فوت کرده باشد. در این مطالعه، مشخص شد ژنهای اختلال افسردگی عمده افراد را دستکم درمعرض ابتلا به یک نوع بیماری جدی تقریبا در تمام اندامهای بدن قرار میدهند. طیف این بیماریها در بدن گسترده است و آسم، کلسترول بالای خون، گاستروانتریت (التهاب معدهایرودهای)، ازوفاژیت (التهاب مری)، اختلالات دستگاه ادراری و حتی عفونتهای باکتریایی E.coli را شامل میشود.
همچنین در مطالعهی اخیر، محققان از احتمال بروز حساسیت و واکنشهای منفی دربرابر برخی از داروها در مبتلایان به افسردگی عمده خبر دادهاند که میتواند هشداری جدی برای پزشکان در تجویز دارو برای این افراد تلقی شود.
مولوگتا میگوید:
درواقع، مطالعهی حاضر رابطهی علت و معلولی میان افسردگی و بیماریهای جسمی را آشکار میکند و نشان میدهد افسردگی سبب بروز سایر بیماریهای جسمی میشود.
بنابراین، پزشکان باید هنگام معاینهی مبتلایان به اختلال افسردگی عمده از وجود سایر بیماریهای احتمالی بهطور همزمان در بدن این بیماران مطمئن شوند. این امر به بهبود در تشخیصهای بالینی پزشکان کمک و نتایج حاصل از تشخیص و درمان را با پیشرفت چشمگیری همراه میکند.
اینکه دقیقا ژنهای افسردگی چگونه زمینهساز بروز طیف وسیعی از بیماریهای دیگر میشوند، هنوز برای محققان روشن نشده است. با توجه به آمار و ارقام بیماران در مطالعهی اخیر که بهطور همزمان با افسردگی عمده به بیماریهای گوارشی هم مبتلا بودند، محققان این احتمال را دادهاند که داروهای مصرفی برای مبارزه با علائم اختلالات روانی سبب بروز مشکلات گوارشی شده باشند. این نتیجهگیری چندان اختلافی با نتایج سایر تحقیقات مشابه ندارد؛ اما تحقیقات دیگر باید بتوانند رابطهی دقیق میان مصرف داروهای مربوط به اختلالات روانی را با مشکلات گوارشی به تصویر بکشند.
الینا هیپپنن، سرپرست این مطالعه در مرکز Precision Health استرالیا در دانشگاه South Australia میگوید:
درک ارتباط بین افسردگی و سایر بیماریها برای اطمینان از این موضوع بسیار مهم است که افراد مبتلا به افسردگی حمایت موردنیاز را دریافت میکنند. هرچه بتوانیم در درمان بیماران به آنها به چشم فردی جدا از سایرین بنگریم و مشکلات و انتظارات و خواستههای آنان را بهیکدیگر تعمیم ندهیم، نتایج بهتری در درمان خواهیم گرفت.
وی درادامه افزود:
براساس اطلاعات بهدستآمده از این مطالعه، میتوان گفت همواره باید با نگرشی عمیقتر به این موضوع پرداخت و باید برای کاهش اثرهای مخرب اختلال افسردگی عمده روی سلامتی بیماران در طولانیمدت، بیماریهایی که همزمان با این اختلال در فرد بروز پیدا میکنند، بسیار دقیق بررسی و آنها را مدیریت کنیم. آمارها نشان میدهند بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا به افسردگی دچار هستند. این اختلال روانی یکی از متداولترین بیماریها در دنیا است.
امروزه، بهنظر میرسد یافتن روشهایی برای درمان و پیشگیری از اثرهای مخرب افسردگی که قربانیان این اختلال روانی را به دام مشکلات و بیماریهای دیگری نیندازد، از نیازهای ضروری است.
قدرت موشکی ایران اکنون یکی از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی در عرصه فناوریهای نظامی و قدرت دفاعی کشور است که نقطه شروع این پیشرفت را میتوان دوران جنگ تحمیلی و محاصره همه جانبه در آن زمان توسط سایر کشورها دانست. امروز با تکیه بر توانمندی داخلی و استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود در فواصل زمانی کوتاه، موشکهای جدید و مدرنی توسط نیروهای مسلح کشور رونمایی میشود که با معرفی هرکدام از آنها دشمنان از پیشرفت ایران در عرصه دفاعی عصبانیتر شده و توانایی جمهوری اسلامی در عرصه دفاعی نمایانتر میشود.
در شرایطی که قدرت نظامی بازدارنده ایران و توان مقابله کشور با هر گونه تهدید نظامی این روزها محور بحث روز است. بررسی تکنولوژی موشکهای ایران نشان میدهد که برد این موشکها به دورترین نقاط اروپا و بیش از ۷۰ درصد آسیا میرسد و این توان دفاعی باعث نا امیدی دشمنان در حمله نظامی به خاک و تاسیسات حیاتی کشورمان شده است.

یکی از موثرترین سلاحها در میدانهای نبرد که توانایی ضربات سنگین و مهلک در زمین، هوا و دریا را دارند موشکها هستند و یکی از اعضای این خانواده موشکهای کروز هستند.
باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد طی مجموعه گزارشهایی، موشک های کروز بومی و ساخت داخل را معرفی کند.
اولین گزارش از این مجموعه به بررسی موشک کروز زمین پایه و بومی هویزه اختصاص داشت که یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که ۱۳ بهمن ماه سال گذشته و در جریان نمایشگاه دستاوردهای دفاعی و سازندگی توسط امیر سرتیپ حاتمی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و با حضور سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه رونمایی شد. این موشک بردی معادل ۱۳۵۰ کیلومتر داشته و آزمایش پروازی آن در برد پروازی ۱۲۰۰ کیلومتر انجام و این موشک موفق شد که اهداف از پیش تعیین شده را با دقت مورد اصابت قرار دهد.

دومین گزارش از این مجموعه اما به بررسی موشک کروز بومی سومار پرداخت که یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که اواخر اسفندماه ۹۳ با حضور سردار دهقان وزیر دفاع و سردار حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه رونمایی شد. اینموشک با برد۲۰۰۰ کیلومتر توانایی انهدام طیف وسیعی از اهداف را دارد و با توجه به قابلیت تاکتیک پذیری بالا، ماندگاری طولانی در صحنه نبرد و رادارگریزی میتواند در هر شرایطی اهداف مورد نظر را منهدم کند. موشک کروز زمین به زمین "سومار" ضمن توانمندسازی نیروهای مسلح میتواند گامی موثر برای افزایش قدرت دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران محسوب شود.
سومین گزارش به بررسی موشک کروز یا علی (ع) اختصاص داشت که این موشک دارای یک موتور توربوجت با برد ۷۰۰ کیلومتری است و سر جنگی این موشک هم در حدود ۲۰۰ کیلوگرم وزن دارد. نمایش شلیک این موشک بازتاب بسیار زیادی از نظر اهمیت حوزه کروزهای زمینی در جهان داشت و برخی از رسانهها و صاحبنظران غربی برای این موشک برد ۲۵۰۰ کیلومتری پیش بینی کردند.
چهارمین گزارش به بررسی موشک کروز دریایی نور میپردازد که دهه ۷۰ به ناوگان نیروهای نظامی دریایی کشور الحاق شد. طول این موشک ۶.۳۸ متر است که از این مقدار ۱.۲۴ متر آن به قسمت موتور اولیه اختصاص دارد. قطر موشک نور ۳۶ سانتیمتر است که از موتوری با پیشرانه توربوجت و سوخت مایع استفاده میکند و تا ۱۲۰ کیلومتر برد عملیاتی دارد.

پنجمین گزارش هم موشک کروز دریایی قادر را بررسی کرد که از انواع کروزهای بومی است که برای نخستین بار در رژه ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۰ رونمایی شد. با قطر ۳۶ سانتیمتر و طول ۷۴۰ سانتیمتری می تواند با موتور توربوجت و سوخت مایع قادر است تا به سرعت ۰.۹ ماخ و ارتفاع ۲۰ تا ۳۰ متری از سطح دریا دست پیداکند.
ششمین گزارش هم به بررسی موشک کروز نصر اختصاص دارد که بررسی آن را در ادامه مطالعه میکنید.
موشک کروز نصر
موشک کروز نصر یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که در انواع دریاپایه و هواپایه توسط سازمان صنایع دفاع طراحی و ساخته شد که برای نخستین بار طی رزمایش وحدت ۸۷ در آبهای خلیج فارس آزمایش شد.

این موشک قادر است شناورهای سه هزار تنی را منهدم کند. این موشک در کلاس موشکهای کوتاه برد طبقهبندی شده و قابلیت شلیک از ساحل و انواع شناورها و بالگردها را دارد.
موشک کروز هوشمند نصر با قرار گرفتن در لایههای دفاع ساحلی توانایی عمل به عنوان مکمل پدافند ساحلی در کنار سامانههای توپخانهای را دارد که این ویژگی قدرت منهدم کردن شناورهای نفوذکننده به آبهای ساحلی کشورمان را برای سیستم دفاعی کشورمان ایجاد میکند.
این موشک به تعداد انبوه تولید و به نیروی دریایی ارتش و سپاه تحویل داده شد که باعث افزایش قدرت بازدارندگی کشورمان در عرصه دفاع شده است.
مشخصات فنی
موشک کروز نصر با وزن ۳۵۰ کیلوگرم، طول ۳٫۵ متر و قطر ۰٫۲۸ متر به نحوی طراحی شده که با یک کلاهک ۱۵۰ کیلوگرمی قابلیت ایجاد انفجار در بدنه کشتیها را دارد. این موشک با برد موثر ۳۵ کیلومتری و و سرعت ۰٫۹ - ۰٫۸ ماخ (معادل ۲۷۰ تا ۳۰۰ متر بر ثانیه) توانایی انهدام اهداف و نفوذ در بدنه شناورهایی با زره نیمه سنگین را برای نیروهای دریایی ایران ایجاد میکند. همچنین، نحوه هدایت این موشک به صورت هدایت تلویزیونی و راداری است. البته کلاهک این موشک احتمالا مجهز به حسگرهای سختیسنجی است.

طول باله بزرگ که در میانه طول موشک و روی مرکز جرم موشک واقع شده، موجب حفظ تعادل دینامیکی موشک خود را در زمان حرکت به خوبی حفظ کند؛ همچنین سبب افزایش پایداری پیش از برخورد به هدف میشود.

انواع موشک کروز نصر
موشک کروز نصر با کمک سامانههای پرتاب ساحلی قادر به هدف قرار دادن اهداف از روی جنگندهها و بالگردها (در مدل هواپایه) را دارد که موجب افزایش قدرت مقابله با شناورهای متخاصم در آبهای دریایی جمهوری اسلامی ایران است.

رسانههای خارجی
پایگاه خبری شبکه تلویزیونی شبکه الجزیره در گزارش خود با عنوان رونمایی از موشک کروز جدید ایران خبر داده بود و ویژگیهای این موشک را تحلیل و بررسی کرده است.
در پژوهشهای زیادی به ارتباط بین رژیمهای غذایی ناسالم و چاقی پرداخته شده است اما کسی این موضوع را مورد بررسی قرار نداده که چگونه رژیم غذایی باعث تغییرات عصبی در مغز میشود. مطالعهی جدید پژوهشگران دانشگاه ییل نشان میدهد که رژیمهای غذایی سرشار از چربی موجب بینظمی در هیپوتالاموس مغز میشود. هیپوتالاموس هموستازی وزن بدن و متابولیسم را تنظیم میکند. در مطالعهی اخیر این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است که چگونه رژیم غذایی پرچرب بهخصوص رژیمهای غذایی شامل مقادیر زیادی از چربی و کربوهیدرات موجب التهاب هیپوتالاموس میشود. التهاب هیپوتالاموس، یک واکنش فیزیولوژیکی دربرابر چاقی و سوءتغذیه است. پژوهشگران نشان دادند که التهاب در هیپوتالاموس طی سه روز پس از مصرف رژیم غذایی پرچرب و حتی پیش از ظهور علائم ظاهری چاقی، اتفاق میافتد. دیانو، یکی از نویسندگان این مقاله میگوید:
ما از سرعت زیاد این تغییرات که حتی قبل از آغاز تغییر در وزن بدن رخ میدادند، تعجب کردیم و میخواستیم مکانیسم سلولی پشتصحنهی این اتفاق را درک کنیم.

پژوهشگران التهاب هیپوتالاموس را در حیواناتی که تحت رژیم غذایی پرچرب قرار داشتند، مشاهده کردند و دریافتند که تغییراتی در ساختار فیزیکی سلولهای میکروگلیا درحال رخدادن است. این سلولها در سیستم عصبی مرکزی بهعنوان نخستین خط دفاعی عمل میکنند و موجب کاهش التهاب میشوند. پژوهشگران دریافتند که فعالسازی میکروگلیاها در اثر تعییراتی بود که در میتوکندری آنها رخ میداد. میتوکندریها به بدن برای کسب انرژی از غذایی که مصرف میکنیم، کمک میکنند. میتوکندریهای حیواناتی که از رژیم غذایی پر از چربی استفاده میکردند، کوچکتر بود. تغییر اندازهی میتوکندریها ناشی از پروتئینی به نام UCP2 بود که مصرف انرژی میتوکندری را تنظیم میکند و روی کنترل انرژی و هموستازی گلوکز توسط هیپوتالاموس تأثیر میگذارد.
مقالههای مرتبط:
فعالشدن میکروگلیاها بهواسطهی UCP2، روی نورونهای مغز تأثیر گذاشت و هنگام دریافت یک پاسخ التهابی در اثر رژیم غذایی پرچربی موجب تحریک حیوانات شد؛ بهگونهای که آنها غذای بیشتری خوردند و چاق شدند. اگرچه، وقتی این مکانیسم ازطریق حذف پروتئین UCP2 از میکروگلیا مهار شد، حیواناتی که در معرض رژیم غذایی پرچرب قرار داشتند، کمتر غذا خوردند و دربرابر افزایش وزن مقاومت نشان دادند.
این مطالعه، نهتنها نشان میدهد که چگونه رژیم غذایی پرچرب روی جسم ما اثر میگذارد بلکه نشان میدهد که چگونه یک رژیم غذایی ناسالم میتواند ازنظر عصبی مصرف غذای ما را تغییر دهد. مکانیسمهای عصبی خاصی وجود دارند که وقتی ما خود را در معرض انواع خاصی از غذاها قرار میدهیم، فعال میشوند. مکانیسم کشفشده در این مطالعه، شاید ازنظر تکاملی مهم باشد؛ اگرچه وقتی همواره غذای پر از چربی و کربوهیدرات در دسترس باشد، این مکانیسم مخرب است.
هدف دیرین دیانو، درک مکانیسمهای فیزیولوژیکی است که میزان مصرف غذا را تنظیم میکنند. او همچنان پژوهش خود را در زمینهی اینکه چگونه میکروگلیاهای فعالشده میتوانند روی بیماریهای مختلفی تأثیرگذار باشند، ادامه خواهد داد. یکی از این بیماریها آلزایمر است که شیوع آن در افراد چاق بیشتر است.
تأثیر ساعت درونی بدن ما فراتر از زمان خواب است. این ساعت روی عملکرد سیستم ایمنی و بهبود ما نیز نقش مهمی دارد و شاید بتوانیم از این ساعت برای سالمتر نگهداشتن خود استفاده کنیم. نتایج پژوهشها نشان میدهد که سرعت بهبودی پوستی که طی روز دچار جراحت یا سوختگی میشود، درمقایسهبا پوستی که در طول شب آسیب میبیند، دوبرابر بیشتر است؛ البته این تنوع در پاسخ دربرابر آسیب و جراحت فراتر از پوست است.
اگر میخواهید واکسن آنفلوآنزای فصلی را دریافت کنید، سعی کنید این کار را هنگام صبح انجام دهید؛ اگر تزریق را در ساعات ۹ تا ۱۱ صبح دریافت کنید، میزان تولید آنتیبادیهای محافظ در بدن، نسبتبه وضعیتی که تزریق را ۶ ساعت بعد دریافت کنید، دوبرابر بیشتر میشود. اگرچه در مورد عمل جراحی قلب، عکس آن صادق است؛ ماندگاری بیمارانی که بعد از ظهر تحت عمل جراحی قلب قرار گیرید، بیشتر است. درواقع به هر قسمت از بدن که توجه کنید، از مغز گرفته تا سیستم ایمنی، بهنظر میرسد ریتمهای ۲۴ ساعتهای که فعالیت سلولها و بافتهای بدن را کنترل میکنند (و به آنها ریتمهای شبانهروزی یا ساعت زیستی گفته میشود) روی بهبود بدن پس از آسیب یا عفونت تأثیر دارند. تامی مارتینو، مدیر مرکز پژوهشهای قلب و عروق دانشگاه گلف که قصد دارد دانش نوظهور زمانبندی بیولوژیکی را در پزشکی انسان و حیوان به کار ببرد، میگوید:
ازنظر فیزیولوژیکی، شرایطی که ما حین روز داریم، با آنچه که هنگام شب داریم، تفاوت دارد.
از سرطان گرفته تا کاردیولوژی، آرتریت تا آلرژیها، درک بهتر از این ریتمها میتواند باعث شود که داروها و رژیمهای درمانی در موثرترین زمان و هنگامی که احتمال آسیب کمترین حد است، به بیماران ارائه شود. تقویت این ریتمها ممکن است بیماران را قادر سازد که سریعتر بهبود یافته و علائم جسمی بیماری کاهش یابد. مارتینو میگوید:
عقیدهی شخصی من این است که پزشکی ساعت زیستی میتواند برای همیشه روش مدیریت سلامت انسان را تغییر دهد. این رویکرد با مقیاسی در حدواندازههای روشهایی مانند ژندرمانی، سلولهای بنیادی و هوش مصنوعی یکی از امیدبخشترین تکنولوژیهای جدید برای کاهش بار بیماریها در جهان است.
این ایده که فیزیولوژی ما از ساعتی به ساعت دیگر متغیر است، ایدهای باستانی است. بقراط، پزشک یونانی نوسانات ۲۴ ساعتهای را در شدت تب مشاهده کرد. در طب سنتی چینی نیز آمده است که اعضای مختلف بدن در برخی از ساعتها در بهترین وضعیت خود هستند: ریهها بین ۳ تا ۵ صبح، قلب بین ۱۱ صبح تا ۱ بعدازظهر و کلیهها بین ۵ تا ۷ بعدازظهر. اخیرا نیز در مطالعات متعددی اثر ساعت درونی بدن بر بیماریها و درمان مورد توجه قرار گرفته است. این ریتمها با تغییر تمایلات، رفتار و بیوشیمی، ما را برای رویدادهای معمول موجود در محیط که بهوسیلهی چرخهی شبانهروزی نور و تاریکی کنترل میشوند، آماده میکنند.

درمورد مسئلهی بهبودی، دلیل جالبی وجود دارد که چرا سرعت بهبودی زخمهایی که طی روز اتفاق میافتد، بیشتر است. جان اونیل، زیستشناس ٰآزمایشگاه زیستشناسی مولکولی شورای پژوهشهای پزشکی در کمبریج میگوید:
سلولهای ما طوری تکامل پیدا کردهاند که بتوانند زخمها را در زمانهای بیولوژیکی که احتمال وقوع آنها بیشتر است، بهطور موثرتری ترمیم کنند. بهعنوان یک انسان، بعید است که در میانهی خواب شب دچار زخم بزرگی شوید، درحالیکه احتمال زخمیشدن در طول روز بسیار بیشتر است.
پژوهشهای اونیل نشان داده است که سلولهایی که فیبروبلاست نامیده میشوند، هنگام روز سریعتر به محل جراحت مهاجرت میکنند. این سلولها با ایجاد کلاژن به ترمیم بافت آسیبدیده کمک میکنند. اونیل میگوید:
ما بهطور پیوسته شاهد وجود تفاوت دوبرابری در سرعت ترمیم زخمها بهعنوان تابعی از زمان بیولوژیکی بودیم.
هنگامی که آنها دادههای پایگاه بینالمللی جراحات سوختگی را تجزیهوتحلیل کردند، متوجه شدند بهطور متوسط روند بهبودی افرادی که در طول شب دچار سوختگی میشوند، نسبتبه کسانی که طی روز دچار سوختگی میشوند، ۱۱ روز طولانیتر است. راچل ادگار، ویروسشناس کالج سلطنتی لندن میگوید که سیستم ایمنی ما نیز در معرض ریتمهای بیولوژیکی است که روی نحوهی پاسخ آن دربرابر عفونتها تأثیر میگذارد. شاید این موضوع در آغاز عجیب بهنظر برسد که توانایی بدن ما ازنظر واکنش دربرابر پاتوژنها براساس زمان روز متغیر است اما ممکن است این ویژگی بهعنوان ابزاری برای محافظت از ما دربرابر فعالیت بیش از حد سیستم ایمنی تکامل یافته باشد. ادگار میگوید:
اگر شما دچار پاسخ التهابی بسیار بزرگی شوید، باید بتوانید آن را کنترل کنید؛ در غیر این صورت این امر میتواند آسیبهای زیادی بههمراه داشته باشد.
او درحال بررسی اثرات متقابل بین ریتمهای شبانهروزی و عفونتهای ویروسی نظیر هرپس (تبخال) بوده است. در یک مطالعه، او دریافت که سرعت تکثیر ویروس هرپس در موشهایی که در آغاز دورهی استراحت عفونی شده بودند، درمقایسهبا موشهایی که در آغاز دورهی فعالیت عفونی شده بودند، ده برابر بیشتر است. این یافتهها نشان میدهد که این اثر ممکن است مربوط به چیزی فراتر از تغییر فعالیت سیستم ایمنی باشد. ریتمهای روزانهی خود سلولهای عفونی نیز ممکن است روی گسترهی عفونت تأثیرگذار باشد. این شواهد با نتایج یک مطالعهی انسانی اخیر سازگار است که نشان میداد اگر واکسن آنفلوآنزای فصلی هنگام صبح تزریق شود، پاسخ ایمنی حاصل از آن نسبتبه تزریق بعدازظهر، قویتر است. البته ادگار هشدار میدهد که حتی با این شرایط، پیشنهاد اینکه زمان مناسبی از روز برای بیمار شدن وجود دارد، بسیار سادهانگارانه است. او میگوید: «این زمان برای عوامل عفونتزای مختلف، متفاوت است.»
عفونت خون یا سپسیس یک پاسخ شدید و مرگبار در برابر یک عفونت است که میتواند بهوسیلهی تزریق مولکولهای موجود روی سطح باکتری آغاز شود. اگر این مولکول هنگام شب به موشها تزریق شود، فقط ۲۰ درصد از آنها زنده میمانند اما اگر این تزریق را طی دورهی فعال خود دریافت کنند، بیش از ۹۰ درصد آنها زنده باقی خواهند ماند. این یافتهها چشماندازهای هیجانانگیزی را رو به درمان بیماریهای عفونی باز میکنند. ادگار میگوید:
اگر ما بدانیم که یک ویروس در زمان خاصی به سلولهای مجاور سرایت میکند، میتوانیم درمانهای ضدویروسی را زمانی انجام دهیم که بیشترین اثر را داشته باشند. انجام این کار میتواند از مقدار داروهای ضدویروسی مورد نیاز بکاهد.

تنها پاسخ ما دربرابر عفونتها نیست که از این رویکرد سود میبرد. بهنظر میرسد که بیش از نیمی از داروهای ضروری سازمان جهانی بهداشت (۲۵۰ دارویی که در هر بیمارستانی در سرتاسر جهان یافت میشود)، مسیرهای مولکولی تنظیمشده با ساعات درونی سلولی را مورد هدف قرار میدهند. برایناساس، زمان مصرف دارو روی اثربخشی آن تأثیر دارد. این موارد شامل داروهای مسکن رایج آسپرین و ایبوپروفن و نیز داروهای کنترل فشار خون، زخم معده، آسم و سرطان است. در بسیاری از موارد، داروهای مورد نظر دارای نیمهعمر کوتاهتر از ۶ ساعت هستند. با توجه به این موضوع، اگر آنها در زمان غیربهینهای مصرف شوند، بهاندازهی کافی در سیستم باقی نمیمانند تا عملکرد بهینهی خود را به نمایش بگذارند؛ برای مثال والزارتان که یک داروی کنترل فشار خون است، وقتی هنگام غروب مصرف شود، درمقایسهبا اول صبح، تا ۶۰ درصد موثرتر است. مشخص شده است که میزان تأثیر آسپرین وقتی هنگام غروب مصرف شود، بیشتر است. برخی از قرصهای آنتیهیستامین مورد استفاده برای آلرژیهایی مانند تب یونجه نیز اگر هنگام عصر مصرف شوند، تأثیر بیشتری دارند. یک مطالعهی انسانی اخیرا نشان داده است که اگر پرتودرمانی بعدازظهر انجام شود، نسبتبه صبح تأثیر بیشتری دارد.
تعیین بهترین زمان مصرف داروها و رژیمهای درمانی ازنظر تأثیر، آنگونه که بهنظر میرسد، ساده نیست. اگر قرار باشد بهترین زمان مصرف دارو نیز تعیین شود، هزینهی انجام آزمایشهای بالینی افزایش پیدا میکند. از طرف دیگر، اطمینان از این موضوع که شرکتکنندگان داروهای خود را در زمانهای تعیینشده مصرف کنند نیز دشوار است. بههمین علت است که شرکتهای دارویی هنوز کار زیادی در این رابطه انجام ندادهاند.

ریتمهای شبانهروزی همهی افراد، مانند هم نیست. برخی از افراد تمام طول شب را میخوابند و برخی نیز جغدهای شب هستند. بخش قابلتوجهی از افراد جامعه نیز شیفت شب کار میکنند. این امر میتواند روی ریتمهای شبانهروزی و سلامتی تأثیر داشته باشد؛ در کنار اینکه، در حال حاضر هیچ آزمایش ساده و سریعی وجود ندارد که بتواند با دقت مشخص کند که عقربههای ساعت درونی یک فرد در یک زمان خاص در کجا قرار دارند.
خود بیمارستانها نیز یک مشکل محسوب میشوند. بسیاری از ساختمانهای بیمارستانهای مدرن دارای پنجرههای کوچک و نورپردازی داخلی ضعیفی هستند. این امر مشکلساز است زیرا نور روز خیلی کم و نور مصنوعی زیاد هنگام شب موجب اختلال در ریتمهای بیولوژیکی و خواب میشود. ریتمهای شبانهروزی نابهنجار یا مسطح از ویژگیهای مشترک بیماران بیمارستانی است. چیزی که به این مشکل میافزاید، آن است که داروهای خاصی نظیر مورفینها نیز میتوانند زمانبندی ساعت زیستی را تغییر دهند. در همین حین، خواب بیمار که ازنظر توانایی او برای بهبود اهمیت فراوانی دارد، ممکن است بهوسیلهی درد، نگرانی یا صدا آشفته شود. این عوامل منجر به ایجاد سوالاتی در اینباره میشود که این وضعیت تا چه حد روی بهبودی و بقای این بیماران تأثیر میگذارد.

برخی از قویترین شواهد از بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی میآید. همچون سایر بافتهای بدن، سیستم قلبیعروقی دارای یک ریتم شبانهروزی قوی است؛ سرعت ضربان قلب و فشار خون در هنگام خواب در کمترین حد خود است و با بیدار شدن سریعا افزایش پیدا میکند، پلاکتها، اجزای خونی کوچکی که به لختهشدن خون کمک میکنند، طی روز چسبندهتر هستند. سطوح هورمونهایی مانند آدرنالین که رگهای خونی را منقبض کرده و موجب میشود قلب سریعتر بزند نیز طی روز بیشتر است. این تغییرات شبانهروزی روی زمانبندی حوادث قلبی جدی مانند حملات قلبی تأثیر میگذارد. مارتینو میگوید:
اگر افرادی را که به بخش اورژانس مراجعه میکنند، مورد نظارت قرار دهید، درمییابید که احتمال بروز حملهی قلبی حوالی ساعت ۶ صبح و ظهر درمقایسهبا دیگر زمانهای روز یا شب بیشتر است. زمان ممکن است روی توانایی ما ازنظر بهبود پس از یک آسیب قلبی نیز اهمیت داشته باشد.
نتایج یک مطالعهی اخیر نشان میداد که درمورد عمل جراحی تعویض دریچه قلب، احتمال بروز یک حادثهی قلبی جدی تا ۵۰۰ روز پس از عمل در افرادی که بعدازظهر تحت این عمل جراحی قرار میگرفتند، درمقایسهبا کسانی که صبح این عمل را انجام میدادند، تا ۵۰ درصد کمتر بود. دیگر مطالعات نشان دادهاند، در میان بیمارانی که درحال بازیابی از یک حمله قلبی یا جراحی قلب هستند، افرادی که بیشتر در معرض نور روز قرار میگیرند، نرخ ماندگاری بالاتری دارند و زودتر از بیمارستان مرخص میشوند.
مطالعات حیوانی بینشهایی را درمورد علت این امر فراهم میکند. در یک مطالعه، مارتینو و همکاران موشهایی را که دچار حملهی قلبی شده بودند، در معرض چرخههای طبیعی یا تاریک نور قرار دادند. آنها تفاوتهای قابلتوجهی را در تعداد و انواع سلولهای ایمنی که به کمک قلب آمده بودند، مقدار بافت زخمی و نرخ ماندگاری مشاهده کردند. احتمال مرگ در اثر جراحت قلبی در موشهایی که ریتم شبانهروزی آنها دچار اختلال شده بود (همانطور که ممکن است طی مدت بستری در بیمارستان اتفاق افتد)، بیشتر بود. در مطالعات بیشتر نشان داده شد که نوع و مقدار سلولهای سیستم ایمنی که وارد بافتهای آسیبدیدهی قلب میشوند، بسته به زمانی از روز که در آن جراحت رخ داده باشد، متفاوت است. مارتینو میگوید:
در برخی از بخشهای مراقبتهای ویژه قلبی هنگام شب از شدت نور کاسته میشود که تاحدودی مفید است اما برخی از بیمارستانها اصلا این کار را انجام نمیدهند. برای مثال، اگر افراد به بخش اورژانس مراجعه کنند و تختی خالی نباشد، شاید تمام شب را زیر چراغهای روشن یا حتی تمام طول شب را در راهرویی روشن سپری کنند. آشکار است که در این وضعیت، خواب و ریتمهای شبانهروزی آنها که طی چند روز اول برای بهبودی بسیار حیاتی است، بهشدت دچار اختلال میشود.
یکی از راههای مؤثر برای سازگاری با ریتمهای شبانهروزی بدن این است که زمان جراحی طوری برنامهریزی شود که ازنظر بدن بهترین زمان ممکن باشد. برای جراحی قلب، زمان مورد نظر ممکن است هنگام عصر باشد اما برای دیگر رویههای پزشکی، این زمان ممکن است فرق داشته باشد؛ برای مثال، مطالعهی اونیل دربارهی بهبودی زخمها نشان میدهد که اگر جراحات در طول روز ایجاد شود، کلاژن بیشتری به کمک ترمیم بافت آسیبدیده میآید. او با تأکید بر این موضوع که کسی تابهحال این مسئله را مورد بررسی قرار نداده است، میگوید، حدس میزند درمورد جراحی زیبایی هرچه به شب نزدیک شویم، بهتر است زیرا در این وضعیت زمان بهبودی طولانی میشود و احتمالا زخمهای کمتری برجای خواهند ماند.

راهحل دیگر، نصب سیستمهای نوری انسانمحوری است که ازنظر شدت نور و رنگ مطابق با ساعات شبانهروزی بدن انسان تغییر کند و شرایط محیط طبیعی را شبیهسازی کند. پزشکان بیمارستان گلوستروپ در کپنهاک، اثر چنین سیستمی را در بخش توانبخشی سکته مورد بررسی قرار دادهاند. دادههای فعلی آنها نشان میدهد که ریتمهای شبانهروزی بیماران در پاسخ به این سیستمهای نوری تقویت میشود و این بیماران درمقایسهبا بیمارانی که در بخش دارای نورپردازی معمولی به سر میبرند، دچار افسردگی و اضطراب کمتری هستند. حتی ممکن است بتوان داروهایی را طراحی کرد که ریتمهای شبانهروزی را در بیماران بیمارستانی تثبیت کنند یا اینکه آنها را به حد تعلیق درآورند تا جراحی در زمان بهینهی بهبودی انجام گیرد. پژوهشگران درحال آزمایش چنین مولکولهایی روی حیوانات هستند و نتایج امیدوارکنندهای حاصل شده است. مارتینو میگوید:
میتوانم جهانی را تصور کنم که در آن برای درمان بیماری قلبی یک قرص «شبانهروزی» را یا در حضور یا در نبود نور میخوریم.
نور، خواب و زمانبندی؛ مواردی هستند که ما به آنها چندان توجهی نمیکنیم ولی همین سه عامل بسیار اساسی، توانایی تغییر مراقبتهای بهداشتی را دارند.
یک باور قدیمی در دنیای فناوری وجود دارد که کامپیوترهای مک به بدافزار آلوده نمیشوند. اکنون همه میدانند که چنین ادعایی صحیح نیست. شرکت امنیت سایبری Intego با تمرکز فعالیت بر امنیت مک، در جدیدترین گزارش خود انواع تهدیدهای امنیتی جدید را تنها در ماه ژوئن ۲۰۱۹ در این سیستمعامل کشف کرد. در گذشته نیز نمونههای تهدید جدی در مک شناسایی شده بودند که ادعای آسیبناپذیر بودن سیستمعامل را زیر سؤال بردند. بههرحال هنوز چنین تصوری وجود دارد و برخی آسیبپذیری مک را کمتر از ویندوز میدانند.
مک قابلیتهای داخلی متعددی دارد که بهعنوان ابزارهایی مفید در برابر حملهی بدافزارها عمل میکنند. آیا این ابزارها کافی هستند؟ ابزارهای مذکور بهصورت پیشفرض با هر نسخه از مک به کامپیوترهای شخصی ارائه میشوند. آیا با داشتن آنها نیازی به نصب نرمافزار جانبی آنتیویروس خواهید داشت؟ در این مطلب، پاسخ متخصصان امنیت را به سؤال فوق بررسی میکنیم.
آسیبپذیری در سیستمهای اپل
اعتقاد به آسیبپذیری کمتر مک نسبت به ویندوز، تنها زاییدهی تفکر تعدادی علاقهمند و عاشق برند اپل نیست. امروز ویندوز ۹۰ درصد از سهم بازار سیستمعامل را در اختیار دارد. درنتیجه سیستمعامل ردموندیها بیش از سایر سیستمهای عامل تحت حملهی بدافزاری قرار میگیرد. درواقع ویندوز برای سازندههای بدافزار، هدف پرسودتر و مفیدتری محسوب میشود.
همانطور که گفته شد، مک ابزارهای پیشفرضی دارد که از همان ابتدای فعالیت، کاربر را در برابر تهدیدها محافظت میکند؛ بهعنوان مثال وقتی یک اپلیکیشن از اینترنت برای مک دانلود میشود، سیستمعامل با ابزار داخلی XProtect آن را با فهرستی از اپلیکیشنهای بدافزار شناختهشده بررسی میکند. ابزار مذکور بهصورت کاملا ناشناس در پسزمینهی سیستمعامل فعالیت میکند. درنتیجه نیازی به فعالسازی یا تعمیر و نگهداری آن نیست و تأثیری هم بر سرعت عملکرد ندارد.

ابزار امنیتی دیگر مک با نام Gatekeeper شناخته میشود که از بازشدن اپلیکیشنها بدون مجوز کاربر جلوگیری میکند. درواقع اگر امنیت اپلیکیشنی توسط خود اپل تأیید و ثبت نشده باشد، اجرای آن بهراحتی امکانپذیر نخواهد بود. بهعلاوه اپل اکنون فرایندی برای ثبت اپلیکیشنها اضافه کرده است تا توسعهدهندهها امنیت و اعتبار محصول خود را از طریق آن اثبات کنند.
در کنار همهی ابزارهای بالا، اپلیکیشنهای مک بهصورت محدود و در چارچوب اهداف خود عمل میکنند. اصطلاح Sandbox برای چنین فعالیتی بهکار میرود و به این معنا است که اپلیکیشن تنها توانایی انجام عملکرد اصلی خود را دارد. درواقع آنها هیچ دسترسی خاصی به زیرساختهای حیاتی سیستم و پیکربندی ندارند.
با وجود همهی ابزارها و پیکربندیهای امنیتی، نقاطی خالی در دیوارهی محافظ سیستم کاربران مک وجود دارد. لایهی امنیتی اپل با اضافهکردن برچسبهای قرنطینه به نرمافزارهای مشکوک یا مخرب عمل میکند. درنتیجه در صورت اجرای سرویس فوق از سوی کاربران، پیام هشدار امنیتی برای آنها نمایش داده میشود. توماس رید، مدیر شرکت امنیتی MalwareBytes در بخش مک و موبایل میگوید، سیستمهای امنیتی مک آنطور که به نظر میرسد، جامع و کامل نیستند. او دراینباره میگوید:
اضافه کردن برچسب قرنطینه رویکردی الزامی نیست و همهی نرمافزارها آن را انجام نمیدهند. بهعنوان مثال نرمافزار تورنت عموما برچسبگذاری انجام نمیدهد و اغلب هم برای فعالیتهای دزدی استفاده میشود.
علاوه بر مشکل بالا، فهرست نرمافزارهای مشکوک در XProtect هم همیشه بهروز و جامع نیست. رید میگوید که ابزار امنیتی مک فایلها را تنها با ۹۴ قانون و پیکربرندی بررسی میکند. چنین تعدادی بسیار کمتر از فهرستهای طولانی آنتیویروسهای قوی است. کرک مکالرن، مجری پادکست امنیتی شرکت Intego و نویسندهی حوزهی بدافزار اعتقاد دارد، XProtect فایلها را با فهرست کوچکی از بدافزارها بررسی میکند.
اپل در نسخهی پیشروی مک یعنی کاتالینا، قول امنیت بیشتری را به کاربران داده است. سیستم جدید امنیتی پیش از دسترسی نرمافزارها به اسناد، فایلهای دسکتاپ، درایو آیکلاود و درایوهای اکسترنال، اجازهی کاربر را دریافت میکند. بهعلاوه حجم اختصاصی برای بخش امنیتی سیستم و تراشهی امنیتی T2 در کامپیوترهای مک جدید از قابلیتهای امنیتی آتی سیستمعامل و سختافزار کوپرتینوییها خواهد بود.

رید قابلیتهای جدید اپل برای سیستمعامل و سختافزار مک را کافی نمیداند. او میگوید که Gatekeeper هنوز در زمان اجرای نرمافزارهای بدون برچسب قرنطینه، بررسی ثبت (Signature) انجام نمیدهد. بهبیاندیگر یک نرمافزار مخرب میتواند با اپلیکیشن قانونی ترکیب شود و اجازهی اجرا در MacOS را پیدا کند. بهعلاوه از نظر او، طبیعیت سیستم سندباکس فعالیت آنتیویروسها را هم محدود میکند:
یک اپلیکیشن آنتیویروس بهصورت پیشفرض نمیتواند به اکثر فایلهای موجود در درایو هارد دسترسی داشته باشد. حتی اگر مجوز دسترسی به کل درایو را به اپلیکیشن بدهید، اکثر آنها قابل پاکشدن توسط اپلیکیشن دانلودشده از اپ استور نیستند. درنتیجه آنتیویروس دانلودشده از اپ استور شانس و توانایی پایینی در تشخیص تهدیدهای امنیتی و حذف آنها دارد.
نقطه ضعف اصلی
انتقاد رایج در دنیای سیستمعامل ادعا میکند که آنتیویروس فشار مضاعفی به سیستمعامل وارد خواهد کرد؛ فشاری که منجر به کاهش سرعت و اضافه شدن بار پردازشی میشود. مکالرن میگوید، این نگرانی بیشازحد بزرگ شده است:
یک دهه پیش، نگرانی از کاهش سرعت مک بهخاطر نصب آنتیویروس تاحدودی منطقی بود. امروزه کامپیوترهای جدید مک ظرفیتهای بالای پردازش، قدرت، حافظه و سرعت دیسک ذخیرهساری دارند که بدون کاهش قابلتوجه سرعت، امکان اجرای سرویسهای آنتیویروس را فراهم میکنند.

رید دربارهی نصب آنتیویروس از سوی کاربران و تأثیر آن بر سرعت نظر قابلتوجهی دارد:
برخی کاربران هنوز به عدم نیاز آنتیویروس در مک تأکید میکنند. اگر آنها را مجاب به نصب سرویس امنیتی جدید کنید و عملکرد سیستم کاهش پیدا کند، یک شکست واقعی رقم خواهد خورد. درنتیجه اگر تصمیم به نصب آنتیویروس دارید، باید سرویسی نهتنها مورد اعتماد، بلکه سریع پیدا کنید. اگر در زمان اسکنشدن سیستم توسط آنتیویروس سرعت آن بهشدت کاهش پیدا کند، قطعا صبر کاربر تمام میشود و چه بسا تهدیدهای بیشتری ایجاد خواهد شد.
رید در ادامهی صحبتهای خود میگوید که سیستم امنیت داخلی اپل در تشخیص بدافزارهای مرتبط با تبلیغات و نرمافزارهای ناخواسته (PUP) عملکرد ضعیفی دارد. او همین موارد را جدیترین تهدیدهای کنونی برای کاربران مک میداند. اکثر تهدیدهای امنیتی در مک بهصورت روشهای سنتی ویروسی نصب نمیشوند. درواقع عموما شاهد نرمافزاری با ظاهر قابل اعتماد هستیم که عملکرد مخربی دارد. از میان چنین تهدیدهایی، Mac Defender بهعنوان مشهورترین نمونه شناخته میشود.

مکالرن اعتقاد دارد، وابستگی کامل به سیستم امنیتی اپل منطقی نیست؛ بهعنوان مثال اگرچه گیتکیپر توانایی مسدودکردن اپلیکیشن از منابع ناشناس یا توسعهدهندههای غیرقابل اعتماد را دارد، کاربر با چند اقدام ساده توانایی دور زدن آن را خواهد داشت. البته سرویس مذکور در هشدارهای متعدد به کاربر اعلام میکند که غیرفعالسازی، خطرهای امنیتی دارد، اما درنهایت امکان این کار از سوی کاربر وجود خواهد داشت.
نکات بالا نشان میدهد که کاربران، نقاط اصلی ضعف در سیستم امنیت اپل هستند. انسانها موجوداتی جایزالخطا هستند و به دلایل گوناگون همچون فریبخوردن یا حتی تنبلی، رویکردهای امنیتی را با اختلال مواجه میکنند. بهعنوان مثال شاید کاربر مک تصور کند که یک اپلیکیشن بهصورت اشتباه از سوی گیتکیپر مسدود شده است و با تصمیم خود، در را برای بدافزار باز کند. همین رویکرد در سطح وب هم دیده میشود و وبسایتی با ظاهر امن، کاربر را به واردکردن اطلاعات شخصی و حیاتی مجبور میکند.
در مثالهای بالا، نهتنها لایهی امنیتی اپل، بلکه هیچ آنتیویروس متفرقهای توانایی حفظ امنیت سیستم کاربر را نخواهد داشت.

رویکرد چندجانبه
با توجه به نظر برخی از کارشناسان میتوان به این نتیجه رسید که نصب آنتیویروس در سیستمعامل مک الزامی است. البته باز هم هشدارهایی برای کاربر وجود دارد که در بالا به آنها اشاره کردیم. درنهایت آنتیویروس بهتنهایی هیچگاه کافی نخواهد بود. همیشه باید نقش خود را نیز مهم بدانید و با آگاهی به فعالیت ادامه دهید. از منابع ناشناس و مشکوک اپلیکیشن دانلود نکنید. هشدارهای گیتکیپر را جدی بگیرید. لینکهای موجود در ایمیلهای ناشناس را باز نکنید. بهعلاوه به پیام وبسایتهای مشکوک مبنی بر نصب فلش پلیر یا اپلیکیشنهای دیگر، عمل نکنید.
درنهایت میتوان یک آنتیویروس سریع و با بازدهی بالا را ابزاری مناسب در حفظ امنیت مک دانست؛ نرمافزاری جانبی که نقاط ضعف گیتکیپر، XProtect و دیگر ابزارهای پیشفرض مک را پوشش میدهد. فراموش نکنید که آنتیویروس باید کمترین تأثیر را روی سرعت مک داشته باشد و حتما با عقل سلیم و تصمیمهای آگاهانهی کاربر ترکیب شود.
گوگل دعوتنامههای مراسمی را ارسال کرد که ۱۵ اکتبر (۲۳ مهر) در نیویورک برگزار خواهد شد. انتظار میرود که این شرکت در مراسم پیشرو بهصورت رسمی گوشیهای هوشمند پیکسل ۴، پیکسل ۴ ایکسال و چند محصول دیگر از جمله پیکسلبوک ۲ و تعدادی اسپیکر هوشمند گوگلهوم را معرفی کند. در متن دعوتنامهی گوگل چنین آمده است:
برای دیدن تعدادی محصول ساخت گوگل بیایید.
گوگل امسال طی حرکتی عجیب، ماهها پیش از معرفی پیکسل ۴، وجود چنین گوشی هوشمندی را تأیید کرد. شرکت مستقر در مانتینویو همچنین اعلام کرد که پیکسل ۴ از یک سیستم تشخیص چهره مشابه فیسآیدی بهره خواهد برد. گوشی هوشمند جدید گوگل از ژستهای حرکتی مبتنی بر فناوری Project Soli نیز پشتیبانی خواهد کرد.
تصویر دعوتنامهی گوگل برای رویداد معرفی پیکسل ۴
اگرچه حدود یک ماه تا معرفی رسمی پیکسل ۴ باقی است، بهلطف انتشار تصاویر و ویدیوهای متعدد، هماکنون تا حدود زیادی با زبان طراحی و ویژگیهای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال آشنایی داریم. خوشبختانه گوگل در کنار گوشیهای هوشمند نهچندان ناشناختهی خود، از تعدادی محصول دیگر از جمله جایگزینی برای لپتاپ پیکسلبوک معرفیشده در سال ۲۰۱۷ پرده برخواهد داشت. پس از معرفی تبلت ناموفق پیکسل اسلیت که در نهایت به کنار گذاشتهشدن برنامهی تولید تبلتهایی با برند گوگل انجامید، باید دید که سرنوشت پیکسلبوک ۲ چه خواهد بود.
رابرت نورتون نویس (Robert Norton Noyce)، فیزیکدان آمریکایی و بنیانگذار دو شرکت مهم در تاریخ دنیای پردازش بود. او که به شهردار سیلیکونولی معروف بود، ابتدا فیرچایلد سمیکانداکتر را در سال ۱۹۵۷ و سپس اینتل را در سال ۱۹۶۸ تأسیس کرد. او بهعنوان مخترع مدارمجتمع یا ریزپردازنده هم شناخته میشود. درواقع نویس را میتوان پیشگام دورانی دانست که انقلاب کامپیوترهای شخصی را بههمراه داشت و بهنوعی باعث نامگذاری سیلیکونولی شد.
همکاران و دوستان رابرت به او لقب «رابرت سریع» را داده بودند. تام وولف، یکی از نویسندههایی که بیوگرافی نویس را نوشت، رابرت را دارای اثر هالهای معرفی میکند. او اعتقاد دارد نویس با چهرهای جدی، ظاهری ورزشکار و ذهنیتی خلاق، آگاهی کاملی از روش و برنامههای کاری خود داشت. او با همان اثر هالهای دیگران را نیز مجاب به پیروی از رویکرد خود میکرد.
شهردار سیلیکونولی لقبی است که بهخاطر حضور و فعالیت نویس در این منطقه به او داده میشود. او در تأسیس دو شرکت از مهمترین شرکتهای دنیای سیلیکون نقش داشت و سالها پیش از شکلگیری نام سیلیکونولی، در آن منطقه فعالیت میکرد. نویس از معدود دانشمندان منطقه بود که با پسزمینهای کاملا علمی، پایههای محکم انقلاب فناوری را بنا کرد.

تولد و تحصیل
رابرت نویس در ۱۲ دسامبر سال ۱۹۲۷ در برلینگتون آیووا متولد شد. او کودکی خود را در شهرهای متعدد ایالت آیووا گذراند و بیش از همه در شهر کوچک گرینل سکونت داشت. رابرت فرزند سوم خانواده بود و برادرانش دونالد و گریلورد نام داشتند. پدرش رالف بروستر نویس، فارغالتحصیل مدرسهی علوم دینی شیکاگو و کشیش کلیسایی در آیووا بود. مادر رابرت، هریت می نورتون نام داشت و در کالج اوبرلین با رالف آشنا شده بود.

کودکی رابرت نویس
رابرت از کودکی علاقهی زیادی به کارهای خلاقانه و ساخت کاردستی داشت. او در ۱۲ سالگی به کمک برادرش، گریلورد، یک هواپیما ساخت که آن را از روی اصطبلهای کالش گرینل به پرواز در میآوردند. اختراع بعدی او یک رادیو بود که خودش آن را بهصورت کامل از ابتدا ساخت. سپس رابرت بهکمک یک پروانه و موتور ماشین لباسشویی قدیمی، یک سورتمهی موتوردار ساخت. مجلهی Popular Science از نشریههای مورد علاقهی رابرت در کودکی و نوجوانی بود. او با استفاده از تصاویر همین مجله، دفترچهای شبیه به راهنما برای ساخت کشتی، تختخواب، تیزکنندهی تیغهی اسکیت، زیلوفون و بسیاری قطعات و تجهیزهای دیگر ساخته بود.
برادران رابرت دانشجویان سختکوش و با استعدادی بودند. آنها رتبهها و نمرههای خوبی در کالج گرینل کسب کردند که اعتماد به نفس رابرت را نیز در دانشگاه افزایش میداد. او پس از دونالد و گریلورد از گرینل فارغالتحصیل شد. رابرت از همان سالهای نوجوانی به دنیای کسبوکار وارد شد تا بهمرور استقلال مالی را بیاموزد. تحویل روزنامه، کار در گلفروشی و استخدام در ادارهی پست از تجربههای متعدد او در جوانی بودند. دانشمند سالهای بعد سیلیکونولی، حتی قراردادی سالانه با همسایهها داشت تا عملیات برفروبی را برای آنها انجام دهد.
پروفسور گرانت گیل، یکی از اساتید رابرت در دانشگاه بود. او فیزیک تدریس میکرد و شرکت در کلاسهایش، بهانهای برای علاقهمند شدن رابرت به فیزیک شد. گیل دو عدد از اولین ترانزیستورهای ساختهشده در بل لبز را در اختیار داشت. نمایش همین ترانزیستورها در کلاس دانشگاه، نویس را بیشازپیش به مفهوم فیزیک و پردازش جذب کرد.

دوران دانشگاه رابرت نویس بدون چالش و مشکل نبود. او بهخاطر برخی رفتارهای خارج از قانون در سال آخر از دانشگاه و حتی شهر گرینل اخراج شد و تصمیم گرفت تا در یک شرکت بیمه در منهتن مشغول به کار شود. البته جوان آمریکایی پس از یک سال مجددا به زادگاهش بازگشت و در دو رشتهی ریاضی و فیزیک از دانشگاه گرینل فارغالتحصیل شد. او پس از فارغالتحصیلی تصمیم به عضویت در نیروی هوایی ارتش گرفت، اما بهخاطر کوررنگی از آن مسیر دور شد. رابرت همان زمان تصمیم گرفت تا بهصورت کامل از فعالیتهای نظامی دور شود. درنهایت، استادش گیل به او پیشنهاد داد تا برای ادامهی تحصیل در MIT در مقطع دکترا اقدام کند که نویس پیشنهاد را پذیرفت.
تحصیل در MIT هزینهی بالایی داشت و خانوادهی نویس توانایی پرداخت هزینهها را نداشتند. بههرحال او تلاش بسیاری انجام داد تا دپارتمان فیزیک دانشگاه را نسبت به علاقه و مهارت خود جذب کند و درنهایت موفق به دریافت بورسیهی تحقیقاتی شد. بورسیهی او نهتنها هزینههای تحصیل را پوشش داد، بلکه ماهانه ۱۲۲/۵ دلار نیز به رابرت پرداخت میکرد.
اولین تجربهی کاری همراهبا تحقیق رابرت نویس در سال ۱۹۵۳ محقق شد. او در حال کار روی تز پایاننامهی خود بود که با موضوع اندازهگیری حضور الکترونها در سطح کوارتز و منیزیم اکسید انجام میشد. در همین حین، دانش و مهارتهای نویس مدیران بل لبز را به او علاقهمند کرد و پیشنهاد تحقیق در این مؤسسه با حقوق ۷،۵۰۰ دلاری به او رسید. IBM نیز پیشنهادی مشابه و البته با حقوق ۷،۳۰۰ دلار به او پیشنهاد داد. رابرت هر دو پیشنهاد را رد کرد و به شرکت Philco پیوست.

فیلکو شرکتی حاضر در فیلادلفیا بود که در حوزهی ساخت رادیو و تلویزیون فعالیت میکرد. آنها حقوق ۶،۹۰۰ دلار به رابرت پیشنهاد داده بودند. او دو سال در فیلکو به ساخت ترانزیستور مشغول بود تا اینکه در سال ۱۹۵۶ با پیشنهادی از سوی یکی از مخترعان ترانزیستور یعنی ویلیام شاکلی روبهرو شد. او از نویس میخواست تا در شرکتش بهنام شاکلی سمیکانداکتر در کالیفرنیا مشغول به کار شود.
ورود به دنیای ترانزیستوری
نویس همیشه آرزو داشت تا با شاکلی معروف کار کند. او بهسرعت پیشنهاد مخترع ترانزیستور را پذیرفت و به پالو آلتو کالیفرنیا رفت. نویس بهقدری از پیشنهاد شاکلی شگفتزده بود که حتی پیش از مصاحبهی استخدامی، خانهای در پالو آلتو اجاره کرد. او در شرکت جدید علاوه بر استعدادهای بیشمار فنی، تواناییهای مدیریتی و رهبری تیم خود را به نمایش گذاشت. در تابستان سال ۱۹۵۶، نویس دستاورد مهمی در تحقیقات نظری خود به دست آورد؛ او مفهوم Tunneling را در مکانیک کوانتومی بررسی کرد و به این نتیجه رسید که این مفهوم با یک اتصال سادهی مثبت-منفی قابل نمایش خواهد بود. مفهوم مذکور تا آن زمان تنها بهصورت نظری مطرح شده بود.

دفتر شرکت شاکلی
شاکلی اولین فردی بود که نتیجهی آزمایشهای نویس را مشاهده کرد و البته بازخورد مثبتی نسبت به آنها نداشت. او ارزش زیادی برای تحقیق رابرت قائل نشد و درنتیجه تحقیقات متوقف شدند. در ژانویهی سال ۱۹۵۸ و ۱۷ ماه پس از ارائهی نتایج آزمایش از سوی نویس، دانشمندی ژاپنی بهنام لئو ایزاکی، مقالهای در مجلهی مشهور Physical Review منتشر کرد که همان مفاهیم نویس را بهنام دیود مقاومت منفی شرح میداد.
مقالهی ایزاکی بازخوردهای بسیار قوی در دنیای الکترونیک داشت. نویس از نتایج انتشار مقالهی دانشمند ژاپنی و همچنین اشتباه خود در عدم پیگیری تحقیقات اولیه، بسیار سرخورده شد. او بعدها به دوستش گوردون مور گفته بود: «اگر تنها یک قدم بیشتر پیش میرفتم، قطعا به نتیجه میرسیدم.» لئو ایزاکی درنهایت در سال ۱۹۷۳ جایزهی نوبل فیزیک را بهخاطر همان دستاورد دیود مقاومت منفی بهصورت مشترک دریافت کرد.

ویلیام شاکلی
مقالههای مرتبط:
دیدگاههای علمی نویس و شاکلی پس از گذشت مدتی با هم تداخل و چالش پیدا کرد. دراینمیان هفت نفر از محققان جوان شرکت شاکلی (ازجمله گوردون مور) تصمیم به ترک شرکت گرفتند. آنها بهدنبال مدیری برای کسبوکار جدید خود بودند و همگی روی نویس به توافق رسیدند. او رهبری فنی با اعتمادبهنفس بالا بود که نیازهای گروه جوان را در بخش مدیریت برطرف میکرد. درنهایت نویس به عضو هشتم گروه تبدیل شد و شرکت شاکلی را در سال ۱۹۵۷ ترک کرد.
هشت مهندسی که شرکت شاکلی را ترک کرده بودند، فیرچایلد سمیکانداکتر را تأسیس کردند. شرمن فیرچایلد، بزرگترین سهامدار IBM سرمایهی اولیهی شرکت را تأمین کرده بود. درواقع آن هشت نفر نه به شخصی فیرچالید، بلکه به شرکت Fairchild Camera and Instrument پیشنهاد تأسیس کسبوکاری جدید داده بودند. درنهایت شرکت در سانتا کلارا کار خود را شروع کرد.
مدیریت کل شرکت فیرچایلد، اولین پیشنهاد مهندسان جوان به رابرت نویس بود. منتهی او فعالیت در بخش تحقیق و توسعه را ترجیح میداد. شرکت جدید در ابتدای فعالیت موفقیتهای مناسبی را تجربه کرد. در آن سالها اکثر بازیگران جدید دنیای نیمههادی با شکست روبهرو میشدند و فیرچایلد یک استثنا بود.

مرکز تولید فیرچایلد سمیکانداکتر
فعالیت در فیرچایلد را میتوان دوران طلایی تحقیقات و دستاوردهای علمی رابرت نویس دانست. هفت عدد از ۱۷ پتنت او در ۱۸ ماه اولیه تأسیس فیرچایلد ثبت شد. از مهمترین آنها نیز میتوان به پتنت مدار مجتمع (Integrated Circuit) اشاره کرد. در سال ۱۹۵۸، جین هورنی، یکی از بنیانگذارهای فیرچایلد طرحی برای اضافه کردن یک لایه اکسید سیلیکون روی ترانزیستور ارائه کرد که بهعنوان عایقی برای گردوخاک و دیگر آلودگیها محسوب میشد.
نویس با توجه به طرح هورنی توانست اختراع انقلابی خود را ثبت کند. در آن زمان شرکت فیرچالید ترانزیستور و دیگر قطعات الکترونیکی را روی ویفرهای سیلیکونی تولید میکرد. سپس قطعات از ویفر سیلیکونی جدا شده و قطعات اضافه با سیم به هم متصل میشدند. با افزایش اتصالها لحیمکاری در فضای کوچک قطعات برای مهندسان و تکنیسنها دشوار میشد. نویس نتیجه گرفت که جداکردن ویفر سیلیکونی فرایندی اضافه در تولید قطعات است. سپس متوجه شد که میتوان کل یک مدار را با تمامی ترانزیستورها، مقاومتها و قطعات دیگر روی یک ویفر سیلیکونی ساخت. بهبیان دیگر، او مدار مجتمع یا IC را اختراع کرده بود.
جک کلبی، دیگر دانشمند الکترونیک محسوب میشد که همزمان با نویس موفق به توسعهی روش تولید مدار مجتمع شده بود. او در تگزاس اینسترومنتس کار میکرد و پتنتهای متعددی هم در این حوزه به نام خود ثبت کرد. بههرحال نویس دید بلندمدتتری نسبت به کلبی داشت. هر دو نفر بهصورت مستقل بهعنوان مخترعان مدار مجتمع شناخته میشوند، اما نویس با ارائهی روش پیادهسازی سیمهای اتصال روی خود سیلیکون پایه، توانست پتنتی مهمتر را برای شرکتش بههمراه بیاورد. بههرحال هر دوی این دانشمندان با ثبت پتنتهای مرتبط با IC، ثروتمند شدند.

مدار مجتمع جک کلبی
نویس در سال ۱۹۵۹ با وجود انجام وظایف مدیریتی متعدد، درنهایت به مدیر کل فیرچایلد هم تبدیل شد. او مدیری غیرمعمول بهنظر میرسید و اتمسفری راحتتر را در شرکت ترجیح میداد. رابرت نویس بهعنوان مدیر کل، ارتباط نزدیکی با کارمندان داشت. او نظرات متعدد را میشنید و حتی از زندگی شخصی افراد زیردستش اطلاع کسب میکرد.
سال ۱۹۶۸ فیرچالید به یکی از غولهای دنیای نیمههادی تبدیل شده بود. آنها ده هزار کارمند داشتند و ۸۰ درصد از نیاز بازار دنیای کامپیوتر در حوزهی مدارهای مجتمع را تأمین میکردند. بههرحال شرایط داخلی شرکت مناسب نبود و نویس بههمراه دوست قدیمیاش، مور، تصمیم به ترک فیرچایلد و تأسیس شرکت اختصاصی خود گرفتند. مهارتهای نویس تا آن زمان بهاندازهی کافی به بلوغ رسیده بود. او فردی با خلاقیت و مهارت فنی بالا محسوب میشد و خصوصا برای مدیریت تیم تحقیق و توسعه عالی بود. درمقابل، توانایی نویس برای مدیریت کل یک شرکت بزرگ و چندوجهی کافی نبود.

مدار مجتمع نویس
تولد غولی بهنام اینتل
مقالههای مرتبط:
نویس و مور در ژوئیه سال ۱۹۶۸ شرکت خود را بهصورت رسمی بهنام NM Electronics تأسیس کردند که بهسرعت به اینتل تغییرنام داد. اندرو گروو، مهندس دیگر فیرچایلد بود که به نویس و مورد ملحق شد. اینتل در سال ۱۹۷۱ اولین ریزپردازندهی جهان را معرفی کرد که فرایندهای ذخیرهسازی و پردازش اطلاعات را بهصورت همزمان روی یک تراشهی سیلیکونی پیاده کرده بود. اینتل بهسرعت به پیشگام تولید تراشههای ریزپردازنده در جهان تبدیل شد.
نویس تا سال ۱۹۷۵ بهعنوان مدیر کل اینتل مشغول به کار بود. سپس بهعنوان رئیس هیئتمدیره انتخاب شد و تا سال ۱۹۷۸ در آن شغل باقی ماند. مقصد بعدی نویس پس از ترک اینتل، Semiconductor Industry Association بود که در آنجا هم بهعنوان رئیس هیئتمدیره مشغول به کار شد. بنیاد SIA بهصورت متمرکز بر چالشهای اقتصادی صنعت نیمههادی آمریکا تأسیس شد. هدف اصلی آنها، تحلیل و پیشبرد سیاستهای راهبردی صنعت و از همه مهمتر، آمادگی برای رقابت با فعالان خارجی بود.

هشت مهندسی که فیرچایلد را تأسیس کردند
نویس در نقش رئیس هیئتمدیرهی SIA، نقش مهمی در ارتباط صنعت نیمههادی با دولت داشت. او Sematech را بهعنوان کنسرسیوم مشترک صنعت و دولت تأسیس کرد که با وجود تداخلهای گاه و بیگاه در اهداف سازمانهای تشکیلدهنده، متمرکز بر حفظ صنعت نیمههادی بهعنوان صنعتی داخلی در آمریکا بود. او تا زمان مرگ بهعنوان مدیرعامل Sematech فعالیت میکرد.
زندگی شخصی و مرگ
رابرت نویس در سال ۱۹۵۳ با الیزابت باتملی ازدواج کرد. آنها در لوسآلتوس کالیفرنیا ساکن شدند و ثمرهی ازدواجشان چهار فرزند بهنامهای ویلیا، پندرد، پریسیلا و مارگارت بود. الیزابت عاشق منطقهی نیوانگلند بود و بههمین دلیل، آنها زمینی ۲۰ هکتاری را در برمنماین بهعنوان اقامتگاه تابستانی خریداری کردند که الیزابت و فرزندان، تعطیلات تابستانی را در آنجا میگذراندند. رابرت در دوران استراحت تابستانی به بازدید کودکان و همسرش میرفت، اما فعالیت در اینتل را هیچگاه متوقف نمیکرد. درنهایت رابرت و الیزابت در سال ۱۹۷۴ از یکدیگر جدا شدند.

مهندسان فیرچایلد
نویس در نوامبر ۱۹۷۴ با آن اشملتز باورز ازدواج کرد. باورز فارفالتحصیل دانشگاه کورنل بوده و مدرک دکترای خود را نیز از دانشگاه سانتا کلارا دریافت کرده بود. او بهمدت ۲۰ سال در هیئت معتمدان دانشگاه سانتا کلارا حضور داشت. همسر دوم نویس، اولین مدیر واحد منابع انسانی در اینتل بود و بعدها بهعنوان اولین معاون ارشد منابع انسانی در اپل مشغول به کار شد. او عضو هیئتمدیره و هیئت معتمدان بنیاد خیریهی نویس بود. این بنیاد در سال ۱۹۹۰ توسط خانوادهی نویس راهاندازی شده و با هدف بهبود آموزش عمومی و ریاضیات فعالیت میکرد که در سال ۲۰۱۵، فعالیتهایش متوقف شد.

بنیانگذاران اینتل
مخترع ریزپردازنده در زندگی همیشه فردی فعال بود. تفریح او شامل خواندن کتابهای همینگوی، پرواز با هواپیمای شخصی، موجسواری و فعالیتهای مشابه میشد. رابرت نویس اعتقاد داشت، دنیای میکروالکترونیک روزبهروز پیچیدهتر خواهد شد و دنیایی غرق در فناوری انتظار بشر را میکشد؛ بههمین دلیل او عقیده داشت که تحصیلات رایگان باید در اختیار همهی افراد جامعه قرار بگیرد.
رابرت نویش در سوم ژوئن سال ۱۹۹۰ در خانهی خود دچار حملهی قلبی شد. او چند روز بعد در مرکز پزشکی ستون در آستین تگزاس از دنیا رفت.

در کنار گوردون مور روبهروی ساختمان اینتل
جوایز و افتخارها
همانطور که گفته شد، رابرت نویس یکی از مخترعان مدار مجتمع محسوب میشود. پتنت ۲،۹۸۱،۸۷۷ در آمریکا بهخاطر همین اختراع بهنام رابرت نویس ثبت شد. البته جک کلبی هم از مخترعان IC بود که افتخار اختراع مدار مجتمع را بهصورت مشترک با نویس یدک میکشد. بههرحال نویس بهخاطر همین دستاورد و تأثیر جهانی آن، از سه رئیسجمهور آمریکا مدال و نشان افتخار دریافت کرد.
رونالد ریگان در سال ۱۹۸۷ مدال افتخار ملی فناوری را به نویس اهدا کرد. دو سال بعد، او به تالار افتخار کسبوکار آمریکا راه یافت و رئیسجمهور بعدی آمریکا، جورج اچ دبلیو بوش در مراسم اهدای جایزه حضور داشت. در سال ۱۹۹۰، نویس بههمراه کلبی و جان باردین مخترع ترانزیستور، مدال افتخار دستاورد یک عمر فعالیت علمی را در جشن دوسالانهی پتنت آمریکا دریافت کرد.
در سال ۱۹۶۶، مدال استوارت بالانتین مؤسسهی فرانکلین به رابرت نویس اهدا شد. جایزهی بعدی، مدال افتخار مؤسسهی IEEE در سال ۱۹۷۸ بود که بهخاطر «نقش اساسی در معرفی مدار مجتمع سیلیکونی بهعنوان سنگ بنایی در الکترونیک مدرن» به او اهدا شد. پس از آن مدال ملی علوم در سال ۱۹۷۹ به نویس رسید. از افتخارهای دیگر میتوان به عضویت در آکادمی هنر و علوم آمریکا در سال ۱۹۸۰ و جایزهی چارلز استارک درپر آکادمی ملی مهندسی در سال ۱۹۸۹ اشاره کرد.
شرکت Beamr Imaging مدعی است که موفق شده با استفاده از EPYC 7742، پردازندهی سرور پرچمدار AMD مبتنی بر معماری جدید Rome، به اولین کدگذاری ویدئویی H.265) HEVC) آنی 8K در جهان دست پیدا کند.
پردازندهی ۶۴ هستهای EPYC 7742 که از فرایند ۷ نانومتری و و ریزمعماری Zen 2 با هستههای مشابه با سری رایزن ۳۰۰۰ برخوردار است، توانسته فیلمهای 8K را بهصورت آنی با نرخ ۷۹ فریمبرثانیه و با رنگ ۱۰ بیتی مورد نیاز برای قابلیت HDR کدگذاری کند.
چنین کاری، هم از نظر نرمافزاری و هم سختافزاری یک دستاورد بزرگ محسوب میشود. Epyc 7742 اولین پردازندهی ۶۴ هستهای x86 است که با سوکت استاندارد برای استفادهی عمومی عرضه میشود و نرمافزار کدگذاری Beamr نیز برای استفاده از تمام ۶۴ هسته طراحی شده است. موازیسازی هم برای کاربردهای عمومی و هم سرورها، یکی از دغدغههای مهم پردازندهها با تعداد هستههای زیاد است؛ بنابراین، عملکرد پردازندهی 7742 در استفاده از تمامی هستهها قابل تحسین است.
با ورود صفحههای نمایش 8K به بازار، تقاضا برای کدگذاری آنی فیلمهای 8K با کیفیت خوب افزایش یافته است. شاید چنین صفحههای نمایشی در حال حاضر چندان رایج نباشند، ولی با گذشت زمان مانند مانیتورها و تلویزیونهای 4K رواج بیشتری پیدا میکنند. بهزودی ممکن است شاهد شبکههای تلویزیونی زنده با کیفیت 8K باشیم که AMD و Beamr با قابلیتهای کدگذاری و استریم پردازندهی 7742 بهدنبال آن هستند. شاید نزدیکترین و مناسبترین رویداد برای رخدادن اتفاق مذکور، مسابقات المپیک ۲۰۲۰ توکیو باشد.
بااینحال، بهگفتهی AMD کاربرد پردازندهی EPYC به تلویزیونها محدود نمیشود. این تراشهها برای سامانههای ویدئوی درخواستی (VOD) مانند سرویسهای نتفیلیکس و Hulu کاربرد دارند. افزونبراین، امکان استفاده از آنها در بازیهای ابری نیز وجود دارد که روش جدیدی برای اجرای بازیهای رایانهای با استفاده از سرویسهایی مثل ایکس کلاود مایکروسافت، جیفورس ناو انویدیا و استیدیا گوگل است. بهادعای AMD، نسل قبلی پردازندههای EPYC مبتنی بر Naples نیز برای این کاربردها کافی هستند؛ ولی با رزولوشن کمتر از 8K.
فناوری جدید 8K پیش از آنکه بتواند به فناوری همهگیری تبدیل شود، باید بر چالشهایی مثل پهنای باند کافی اینترنت و تنوع گستردهتری از صفحهنمایشهای 8K فائق بیاید. بااینحال، بهنظر میرسد پردازندهی EPYC Rome شرکت AMD مشکل تأمین نیروی لازم برای این فناوری را حل کرده است و اکنون شرکتهای ارائهدهندهی خدمات اینترنتی و تولیدکنندگان صفحهنمایش انگیزهی کافی برای عرضهی اینترنت سریعتر و صفحهنمایشهای 8K بیشتر را دارند.
.: Weblog Themes By Pichak :.