تقریبا ده درصد از افراد دارای سن بیش از ۶۵ سال، دچار نوعی نارسایی احتقانی قلب (CHF) هستند. علل مختلفی برای CHF وجود دارد، اما وضعیت پایهای مزمن این بیماری معمولا ناشی از عدم توانایی قلب در پمپاژ مؤثر خون به سرتاسر بدن است.
پرتونگاری اشعه ایکس، آزمایشهای خون و سونوگرافی، همه روشهای مفیدی برای تشخیص CHF هستند اما یکی از رایجترین روشها استفاده از سیگنالهای الکتریکی قلب (ECG) برای تعیین تغییر در ضربان قلب طی چندین دقیقه یا حتی چندین اندازهگیری در طول روز است. بهتازگی یک روش جدید مبتنی بر شبکه عصبی پیچشی (CNN) معرفی شده است که میتواند با بررسی دادههای ECG حاصل از تنها یک ضربان قلب، سریعا CHF را تشخیص دهد. سباستین ماسارو از دانشگاه ساری انگلستان میگوید:
مقالههای مرتبط:
ما مدل CNN را روی مجموعهی بزرگی از دادهها که در آن افراد مبتلا به CHF و افراد سالم حضور داشتند، مورد آزمایش قرار دادیم. دقت مدل ما صددرصد بود: فقط با بررسی یک ضربان قلب، میتوانیم مشخص کنیم که آیا فرد دچار نارسایی قلبی است یا نه. این مدل همچنین یکی از نخستین مدلهای شناخته شده است که میتواند ویژگیهای مورفولوژیکی ECG را که با شدت بیماری ارتباط دارند، شناسایی کند.
اگرچه سیستم طراحیشده دارای دقت باورنکردنی صددرصد است اما این پژوهش محدودیتهایی نیز دارد. مهمتر از همه اینکه دادههای مورد استفاده در مطالعه تنها مربوط به بیماران دچار نارسایی قلبی شدید و افراد سالم بود. پژوهشگران خاطرنشان میکنند که این روش ممکن است درمورد بیمارانی که دچار CHF خفیفتری هستند، تا این اندازه دقیق نباشد. بنابراین قبل از اینکه این تکنولوژی استفادهی بالینی پیدا کند، لازم است که قدرت آن در تشخیص طیف وسیعتری از موارد CHF مورد بررسی قرار گیرد. بااینحال، تکنولوژی جدید به ابزارهای تشخیصی مبتنی بر هوش مصنوعی که درحال توسعه هستند، اضافه میکند. این ابزارها نویدبخش تحولی عظیم در روشهای بالینی مورد استفاده برای ارزیابی دادههای پزشکی بهشمار میروند.

اخیرا گروهی از پژوهشگران کلینیک مایو سعی کردند که برای شناسایی بیمارانی که مبتلا به اختلال عملکرد بدون نشانهی بطن چپ هستند، از شبکههای عصبی استفاده کنند. این وضعیت، یک حالت مقدماتی از نارسایی قلبی است که تشخیص آن برای پزشکان بسیار دشوار است. پژوهشگران به این منظور فقط از ده ثانیه از دادههای ECG ثبتشده استفاده کردند. جالبتر اینکه، احتمال توسعهی دستگاههای نظارت بر سلامت پوشیدنی است که پزشکان ازطریق آنها میتوانند بدون نیاز به معاینه، بیماران در معرض خطر را شناسایی کنند.
ماسارو و گروهش پیشنهاد کردند که کار آنها درزمینهی تشخیص CHF براساس اطلاعات ثبتشده کوتاهمدت حاصل از ECG میتواند مسیر را برای توسعهی پوشیدنیهای سلامت که بهطور مدام بیماران را در شرایط واقعی تحت نظارت قرار میدهد، هموار کند. پژوهشگران در مقالهی خود چنین نتیجهگیری کردند:
این یک نتیجهی مهم است زیرا با افزایش دسترسی به دستگاههای پوشیدنی که دادههای ECG را ثبت میکنند (مثلا ساعتهای هوشمند)، شاید بهزودی پیشبینی و تشخیص دقیق CHF ازطریق دستگاههایی که افراد آنها را در شرایط روزمره با خود همراه دارند، ممکن شود.
درصورتیکه جزو کاربرانی باشید که از سرویسهای نقشه روی گوشی هوشمند خود استفاده میکنید، گزینهی مسیریابی از طریق سرویسهای حملونقل عمومی را روی این سرویسها مشاهده کردهاید. این ویژگی روی اغلب سرویسها نظیر گوگل مپ از چند سال پیش در دسترس است، حال آنکه ما کاربران ایرانی از بهکارگیری آن محروم بودیم. هرچند طی یک سال اخیر شاهد فعالیت بیش از چندین سرویس نقشه و مسیریاب وطنی بودیم، اما بازهم خبری از چنین قابلیتی نبود؛ حال بلد که بهعنوان یکی از زیرمجموعههای هلدینگ هزاردستان شناخته میشود، در آستانهی سال تحصیلی جدید از قابلیت مسیریابی از طریق سرویسهای حملونقل عمومی رونمایی کرد. این قابلیت مخصوصا در شهر تهران میتواند کمک شایانی به بهبود وضعیت ترافیکی کند.
حسام آرماندهی، مدیر هلدینگ هزاردستان با اشاره به اینکه تنها ۱۶ ماه از انتشار اولین نسخهی بلد میگذرد، تأکید کرد که ۴ میلیارد کیلومتر مسیر از طریق این سرویس پیشنهاد داده شده است. براساس آمارهای ارائهشده توسط آرماندهی، بلد بیش از ۲ میلیون کاربر فعال داشته و بیش از ۶۵۰ هزار نقطه ثبت شده یا POI شامل مکانهای عمومی، بیمارستانها، مساجد، مراکز تجاری و... را شامل میشود. آرماندهی تعداد نقاط ثبتشده در نقشه بلد را ۴ برابر همین تعداد در گوگل مپ برای ایران خواند. سرویس نقشه و مسیریاب بلد در تلاش است تا ثبت POI را تنها محدود به درج آن مکان روی نقشه نکرده و تصاویری را که خود تهیه کرده نیز به اطلاعات روی نقشه اضافه کند. بلد در این راستا خودروهایی را تدارک دیده که تصویر آن را مشاهده میکنید. این خودروها با حرکت در سطح شهرها که از مراکز استانها آغاز شده، اقدام به ثبت تصاویر کرده و پس از پالایش و تبدیل دادههای تصویری به متن، این تصاویر را نیز به نقشه اضافه میکنند.




از جمله نکات جالبتوجه دیگری که آرماندهی در سخنان خود به آنها اشاره کرد، توسعهی قابلیتی برای نمایش مسیر با استفاده از واقعیت افزوده است. در این حالت، کاربران میتوانند مسیر مورد نظر را نه روی نقشه، بلکه روی معابر و از طریق فلشهای سبزرنگ مشاهده کنند.
حسام آرماندهی به این نکته اشاره کرد که بلد در کنار جمعآوری دادهها با استفاده از خودروهای مجهز به دوربین و همچنین دیتای حاصل از جمعسپاری، همکاریهایی را نیز با پلیس راهنمایی و رانندگی و همچنین شهرداری کلید زده است تا از این طریق به بهبود ترافیک مخصوصا در شهرهای بزرگ کمک کند. آرماندهی بهکارگیری پتانسیل چراغهای راهنمایی هوشمند موجود در سط شهر را بسیار کارگشا خواند. وی با اشاره به شاخص جابجایی در تهران که پایینتر از میانگین جهانی است، امکان رسیدن به وضعیت بهتر را در گروه استفاده از هوش مصنوعی و همکاری با پلیس و شهرداری خواند. بهگفتهی آرماندهی، بسیاری از شهرها در کشور چین با بهرهگیری از پتانسیل شرکتهای دانشبنیان موفق شدهاند تا شاخص جابجایی و درنهایت کیفیت زندگی را بهبود بخشند.
در ادامه محمد رازقی، مدیرمحصول سرویس نقشه و مسیریاب بلد به تشریح جزئیاتی از مسیریابی مبتنی بر سرویسهای حملونقل عمومی پرداخت. براساس اطلاعات ارائهشده توسط رازقی، مسیرهای پیشنهادی بلد مبتنی بر راهکارهای ترکیبی بوده که شامل استفاده از مترو، اتوبوس و تاکسی است. بنابر دادههای ارائهشده توسط رازقی، شهر تهران شامل ۱٫۲۸۸ خط تاکسی، ۵۴۷ خط اتوبوس و ۷ خط مترو است که در مسیریابی بلد مورد استفاده قرار میگیرند. رازقی اظهار امیدواری کرد تا با وجود بلد و تسهیل روندب استفاده از وسایل حملونقل عمومی، سهم ۴۰ درصدی مردم تهران از بهکارگیری وسایل حملونقل عمومی به ۷۵ درصد پیشبینی شده در سند توسعه شهری دست یابد.
در پایان حسام آرماندهی در پاسخ به زومیت در رابطه با اشتراکگذاری دادههای ترافیکی بهدستآمده با نهادهایی نظیر پلیس و شهرداری اعلام کرد که پلیس راهنمایی و رانندگی دارای پنلی است که با استفاده از آن میتواند به دادههای ترافیکی که بلد در اختیار دارد، دسترسی داشته و از این دادهها برای تصمیمگیری در خصوص سیاستهای روانسازی ترافیک استفاده کند.
با از راه رسیدن سیستمعامل اندروید ۱۰ و همچنین عرضهی گوشیهای پیکسل 3a و پیکسل 3a ایکسال به بازار، کمکم بحث درمورد نسل بعدی گوشیهای گوگل داغتر میشود. از مدتی پیش شایعات مختلف درمورد پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال آغاز شدهاند؛ گوشیهایی که کمتر از یک ماه دیگر قرار است در رویدادی ویژه بهصورت رسمی معرفی شوند.
تمام شایعات مرتبط به پیکسل ۴ از زمانی آغاز شد که شاهد انتشار چند کدنام مرتبط به آن بودیم. مدتی پیش بود که توسعهدهندگان اندرویدی دو کدنام جدید مربوط به محصولات گوگل را فاش کردند؛ Coral و Needlefish. ظاهرا این دو کدنام به گوشیهای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال اشاره میکنند. گوگل برای گوشیهای پیشین خود نیز از کدنامهای مشابه (جانوران دریایی) استفاده کرده بود. کدنام محصولات گوگل معمولا اسامی جذابی هستند، اما در هر صورت جزئياتی را درارتباطبا دستگاه فاش نمیکنند.

ظاهر پیکسل ۴ چگونه خواهد بود؟
گوگل همهساله رویکردی محافظهکارانه برای نمایش زبان طراحی گوشیهایش اتخاذ کرده بود، اما این روند در رابطه با پیکسل ۴ پابرجا نماند. ۱۲ ژوئن ۲۰۱۹ (۲۲ خرداد ۱۳۹۸) بود که گوگل در حرکتی غیرمنتظره، بهصورت رسمی ساخت پیکسل ۴ را تأیید کرد. این شرکت در همان ابتدا، رندری رسمی را از پنل پشتی گوشی با رسانهها بهاشتراک گذاشت. این بار در پیکسل ۴ شاهد طراحی دو قسمتی پنل پشتی نخواهیم بود؛ ظاهرا پیکسل ۴ مشابه بسیاری دیگر از پرچمداران فعلی بازار، دارای پنل پشتی شیشهایمانند و یکدست خواهد بود.
مورد مهم دیگر، بهرهمندی پیکسل ۴ از ماژول دوربین بزرگتر است. در پیکسل ۴ برخلاف گوشیهای قبلی، بهجای یک دوربین اصلی شاهد دو دوربین مجزا در پنل پشتی دستگاه خواهیم بود. افزونبر اینها، درکنار دوربینها یک فلاش LED و یک حسگر مجزا که فعلا نمیدانیم چه عملکردی دارد نیز جای گرفتهاند. پیشبینی میکنیم که حسگر یادشده از نوع مدتپرواز (ToF) باشد.
فعلا مشخص نیست که آیا گوگل میخواهد در آیندهای نزدیک رندرهای جدیدی را نیز منتشر کند یا خیر. در هر صورت انتشار رندر رسمی یک گوشی ماهها پیش از رونمایی رسمی، اتفاقی نیست که به آن عادت داشته باشیم، اما گوگل تصمیم گرفته است چنین کاری را انجام دهد تا از همان ابتدا، کاربران را با نوع طراحی پیکسل ۴ آشنا کند.

تقریبا یک ماه پس از آن در هشتم ژوئیه ۲۰۱۹ (۱۷ تیر ۱۳۹۸) بود که رندرهای جدیدی از پیکسل ۴ منتشر شدند. البته این رندرها رسمی نبودند و افشاگر معروف یعنی آنلیکس آنها را در فضای مجازی پخش کرده بود. در رندرهای جدید، هم پنل پشتی دستگاه دیده میشد و هم پنل جلویی. بهطور کلی پنل پشتی دستگاه همان چیزی است که پیشتر دیده بودیم، اما این نخستین بار بود که چشممان به پنل جلویی پیکسل ۴ میافتاد.
بر این اساس ظاهرا گوگل قصد دارد در پرچمدار جدیدش به انتقادات واردشده به بریدگی نمایشگر پیکسل ۳ گوش فرا دهد و در پیکسل ۴ بهطور کلی بریدگی نمایشگر را حذف کند. طراحی پنل جلویی پیکسل ۴ همان طراحی سنتی گوشیهای سالهای اخیر است و در قسمت بالا و پایین نمایشگر آن، حاشیههای بهنسبت درخورتوجهی دیده میشوند. طراحی پیکسل ۴ در نگاه اول و در مقایسه با گوشیهایی نظیر وانپلاس ۷ پرو و گلکسی نوت ۱۰ چندان آیندهنگرانه بهنظر نمیرسد؛ اما در هر صورت جذابیتهای خاص خودش را دارد.


۲۰ ژوئیه ۲۰۱۹ (۲۹ تیر ۱۳۹۸) بود که آنلیکس مجددا رندرهای جدیدی را از پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال این بار با وضوح 5K منتشر کرد. رندرهای یادشده، چیز جدیدی را درمورد این گوشیها به ما نشان نمیدادند، اما این امکان را فراهم کردند تا نگاه واضحتر و دقیقتری به پرچمداران آیندهی گوگل بیاندازیم. در شایعات مختلف و رندرهای فاششده آمده است که پیکسل ۴ احتمالا در حداقل سه رنگ متنوع عرضه خواهد شد: مشکی، سفید و نارنجیِ روشن.
بسیاری از رسانهها هنگام بررسی پیکسل ۳ انتقاداتی به رنگبندی آن داشتند و معتقد بودند، مدلهایی از این دستگاه که با رنگهای به بنفش و صورتی عرضه شده بودند، جذابیت زیادی نداشتند. بنابراین باید ببینیم که آیا نسخهی نارنجیرنگ پیکسل ۴ خواهد توانست توجهات را بهسمت خود جلب کند یا خیر.
مشخصات فنی پیکسل ۴ به چه صورت خواهد بود؟
۷ اوت ۲۰۱۹ (۱۶ مرداد ۱۳۹۸) رسانهی 9to5Google مشخصات فنی پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال را به نقل از منبعی مؤثق فاش کرد. در جدول زیر، میتوانید این مشخصات را مشاهده کنید:
| مشخصات فنی گوشیهای خانوادهی پیکسل ۴ (غیررسمی) | ||
|---|---|---|
| مشخصات فنی / نام گوشی | گوگل پیکسل ۴ | گوگل پیکسل ۴ ایکسال |
| سیستمعامل | اندروید ۱۰ | اندروید ۱۰ |
| نمایشگر | ۵.۷ اینچ از نوع AMOLED با وضوح فول HD پلاس و رفرشریت ۹۰ هرتز | ۶.۳ اینچ از نوع AMOLED با وضوح کواد HD پلاس و رفرشریت ۹۰ هرتز |
| پردازندهی مرکزی | اسنپدراگون ۸۵۵ کوالکام | اسنپدراگون ۸۵۵ کوالکام |
| حافظهی رم | ۶ گیگابایت | ۶ گیگابایت |
| حافظهی ذخیرهسازی | ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایت | ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایت |
| دوربین |
دوگانه دوربین اصلی با حسگر ۱۲ مگاپیکسلی دوربین ثانویه با حسگر ۱۶ مگاپیکسلی و لنز تلهفوتو |
دوگانه دوربین اصلی با حسگر ۱۲ مگاپیکسلی دوربین ثانویه با حسگر ۱۶ مگاپیکسلی و لنز تلهفوتو |
| صدا |
اسپیکر استریو |
اسپیکر استریو |
| باتری |
۲٬۸۰۰ میلیآمپرساعت |
۳٬۷۰۰ میلیآمپرساعت |
شاید حائزاهمیتترین مورد در جدول بالا، شایعهی بهرهمندی گوشیهای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال از نمایشگری با رفرشریت ۹۰ هرتز باشد. چنین نمایشگری را در گوشیهای انگشتشماری دیدهایم که یکی از جدیدترین آنها، پرچمدار تازهنفس وانپلاس یعنی وانپلاس ۷ پرو است. رفرشریت ۹۰ هرتزی باعث میشود نمایشگر گوشی بتواند محتوای بصری را بهشکل روانتری بهنمایش بگذارد تا نهایتا تماشای آن لذتبخشتر باشد. گفته میشود که گوگل قصد دارد نمایشگر گوگل پیکسل ۴ را Smooth Display بنامد؛ چنین نمایشگری میتواند تأثیر درخورتوجهی روی فروش پیکسل ۴ بگذارد.
مورد مهم دیگر در بین مشخصات فنی پیکسل ۴، ارتقاء حافظهی رم آن به ۶ گیگابایت است. از زمان معرفی نسخهی اولیهی پیکسل تاکنون، تمامی گوشیهای ساخت گوگل به نهایتا ۴ گیگابایت حافظهی رم مجهز شدهاند که همواره انتقاداتی را بهدنبال داشته است؛ بهخصوص سال گذشته هنگام عرضهی پیکسل ۳، کارشناسان متعددی از برخی مشکلات این گوشی برای پردازش کارهای مربوط به رم گلهمند بودند و اعتقاد داشتند که ۴ گیگابایت رم برای چنین پرچمداری کافی نیست. با افزایش حافظهی رم گوشی به ۶ گیگابایت، احتمالا انتقادات وارد به رم پیکسل ۴ بسیار کمتر خواهد شد.
طی سالهای اخیر، گوشیهای خانوادهی پیکسل همواره از لحاظ عمر باتری نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند و ظاهرا این روند قرار نیست در پیکسل ۴ هم دستخوش تغییر شود. براساس اطلاعات فاششده، گوشی پیکسل ۴ ایکسال از یک باتری با ظرفیت ۳٬۷۰۰ میلیآمپرساعت استفاده میکند که در نگاه اول کافی و خوب است، اما احتمالا کاربران پیکسل ۴ هنگام عرضهی آن، گلهمندیهای زیادی از باتری ۲٬۸۰۰ میلیآمپرساعتی این گوشی خواهند داشت.

به دوربین پیکسل ۴ میرسیم. گزارشی در روز ۶ سپتامبر ۲۰۱۹ (۱۵ شهریور ۱۳۹۸) منتشر شد که از اعمال بهبودهایی مهم در قابلیت Night Sight دوربین پیکسلهای گوگل خبر میداد. در این گزارش همچنین آمده بود که پیکسل ۴ از یک قابلیت کاملا جدید بهنام Motion Mode بهرهمند است که به شما امکان میدهد حتی وقتی که سوژهی موردنظرتان در حال حرکت است، از آن عکسی با پسزمینهی تار ثبت کنید. افزونبر اینها، در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۱۹ (۱۸ شهریور ۱۳۹۸) بود که شاهد فاش شدن یک ویدیوی تبلیغاتی از پیکسل ۴ بودیم که از آمدن قابلیتی ویژه برای عکاسی از ستارگان به پیکسل ۴ خبر میداد. ظاهرا این قابلیت به کاربر امکان میدهد هنگام شب تصاویر جذابی را از ستارگان ثبت کند، بهگونهای که پیشتر ندیدهاید.
همچنین در جایی دیگر شاهد مقایسهشدن دوربین پیکسل ۴ با گوشی گلکسی نوت ۱۰ پلاس سامسونگ بودیم. بررسیهای انجامشده نشان داد که نوت ۱۰ پلاس توانایی بیشتری در ثبت تصاویر باکیفیت دارد. البته یادآوری این نکته ضروری است که آزمایش موردبحث درحالی انجام شده که هنوز مراحل تولید پیکسل ۴ به پایان نرسیده و این یعنی هنوز سختافزار و نرمافزار آن، کامل نیست. برای اظهارنظر قطعی درمورد دوربین پیکسل ۴ و مقایسهی آن با سایر پرچمداران، بهتر است تا هنگام عرضهی رسمی گوشی به بازار صبر کنیم.
قابلیت Motion Sense چیست؟
در سال ۲۰۱۵ میلادی، گوگل به معرفی Project Soli پرداخت؛ Project Soli در واقع یک تراشهی بهخصوص است که به شما امکان میدهد با انجام ژستهای حرکتی با دست در بالای دستگاههای مختلف، آنها را کنترل کنید. چهار سال بعد، سرانجام این تراشه به یکی از محصولات گوگل یعنی گوشی پیکسل ۴ راه پیدا کرده است. ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۹ (۷ مرداد ۱۳۹۸) گوگل یک تیزر ویدیویی را در صفحهی یوتیوبش آپلود کرد و در آن نشان داد که قابلیت موشن سنس (Motion Sense) در پیکسل ۴ به چه صورت کار میکند. ظاهرا دو قابلیت اصلی ارائهشده توسط موشن سنس، باز کردن قفل از طریق تشخیص چهره و دیگری ژستهای حرکتی است.
گوگل درارتباطبا قابلیت تشخیص چهرهی موشن سنس میگوید: «همین که گوشی پیکسل ۴ را در دست بگیرید، تراشهی Soli با فهمیدن اینکه شما ممکن است بخواهید قفل گوشیتان را باز کنید، بهصورت خودکار حسگرهای مربوط به قابلیت تشخیص چهره را فعال خواهد کرد. اگر حسگرها و الگوریتمهای سیستم تشخیص چهره بتوانند شما را شناسایی کنند، همان لحظه که گوشی را بردارید، قفلش باز خواهد شد. نکتهی جذاب این است که سیستم تشخیص چهره پیکسل ۴ هم بهصورت افقی و هم بهصورت عموی کار میکند. حتی اگر گوشی را بهصورت وارونه نگه داشته باشید، سیستم تشخیص چهره توانایی شناسایی شما را دارد. شما همچنین میتوانید از سیستم تشخیص چهره پیکسل ۴ برای پرداختهای امن و احراز هویت در اپلیکیشنهای مختلف استفاده کنید.»

همانطور که گفتیم، قابلیت مهم دیگر موشن سنس، ژستهای حرکتی هستند. بهلطف موشن سنس شما خواهید توانست دست خود را در جلوی نمایشگر پیکسل ۴ تکان دهید تا در یک چشمبههمزدن، گوشی به حالت سکوت دربیاید یا مثلا آهنگها را عوض کنید. از این طریق همچنین امکان خاموشکردن آلارم گوشی وجود دارد. جالب اینجا است که تمامی کارهای یادشده بدون لمسکردن گوشی قابلانجام هستند. جالبتر اینکه گوگل میگوید قابلیتهای یادشده در حال حاضر تنها آغازِ کار هستند و بهمرور زمان هرچه پیکسلها بهتر و پیشرفتهتر میشوند، موشن سنس هم همراهبا این گوشیها تکامل پیدا خواهد کرد.
بااینحال، ظاهرا تمامی کاربران امکان بهرهمندی از ویژگیهای جذاب موشن سنس را پیدا نخواهند کرد. براساس اعلام رسمی گوگل، موشن سنس قرار است تنها در برخی کشورهای منتخب در دسترس قرار گیرد. آنطور که در صفحهی پیکسل ۴ در فروشگاه بستبای آمده است، این قابلیت برای ایالات متحدهی آمریکا، کانادا، سنگاپور، استرالیا، تایوان و بیشتر کشورهای اروپایی فعال خواهد بود؛ گرچه فعلا به نام کشورهای اروپایی اشارهای نشده است. پیشبینی میکنیم که فهرست کشورهای تحتپشتیبانی موشن سنس بهمرور زمان گسترش یابد تا افراد بیشتری امکان بهرهمندی از آن را پیدا کنند.

پیکسل 4a نیز در کنار پیکسل ۴ معرفی خواهد شد؟
گوشیهای پیکسل 3a و پیکسل 3a ایکسال مدتی است روانهی بازار شدهاند و آمار نشان میدهد توسط کسانی که میخواهند با پرداخت هزینهای کمتر تجربهی استفاده از گوشیهای گوگل را پیدا کنند، به شکل درخورتوجهی مورداستقبال قرار گرفتهاند. با درنظرگرفتن این موضوع، منطقی است اگر فکر کنیم گوگل بخواهد بهطور جدی به ساخت نسخهی ارزانقیمتتر پیکسل ۴ با نام پیکسل ۴ ای اقدام کند. اگر بهخاطر داشته باشید، در بخش ابتدایی مقاله درمورد کدنام گوشیهای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال بحث کردیم. اخیرا کدنام دیگری نیز پیدا شده است که برخی رسانهها آن را به پیکسل ۴ ای نسبت میدهند.
با توجه به عرضهی گوشی پیکسل 3a در ماه مه، پیشبینی میکنیم که گوگل به اینزودیها نخواهد گوشی پیکسل 4a را روانهی بازار کند. در واقع پیشبینی اصلی این است که گوگل به فکر عرضهی پیکسل 4a در اوایل سال ۲۰۲۰ میلادی باشد. در هر صورت با گذر زمان، همهچیز مشخص خواهد شد.

پیکسل ۴ به 5G مجهز خواهد شد؟
هرچه زمان میگذرد، نسل پنجم شبکههای ارتباطی (5G) همهگیرتر میشود و اپراتورهای مخابراتی مختلف درحال اضافهکردن پشیتبانی از آن به زیرساختهایشان هستند. از طرفی شرکتهای گوشیساز متعددی به تولید گوشیهای 5G روی آوردهاند تا از بازار پرتبوتاب موبایلهای ردهبالا عقب نمانند. با همهی اینها، پیشبینی میکنیم که گوشیهای خانوادهی پیکسل ۴ فاقد فناوری 5G باشند. گوگل پیشتر با گوشیهای نکسوس و پیکسل نشان داده است که برخلاف بسیاری از شرکتها، بهسرعت سراغ استفاده از فناوریهای جدید (بهخصوص در زمینهی شبکههای ارتباطی) نمیرود و احتمالا این روند برای پیکسل ۴ نیز پابرجا خواهد بود.
این احتمال وجود دارد که گوشی سوم خانوادهی پیکسل ۴ بهجای پیکسل 4a، مدل پیشرفتهتر پیکسل ۴ ایکسال با بهرهمندی از فناوری 5G باشد. البته با توجه به شناختی که از گوگل داریم، فکر نمیکنیم این شرکت در پی انجام چنین کاری باشد. گوگل بهطور کلی با اپراتورهای مخابراتی در سراسر دنیا رابطهی خوبی ندارد و احتمالا نمیتواند با آنها همکاری مؤثری داشته باشد.
البته این را هم باید در نظر گرفت که شبکههای 5G در حال حاضر در مناطق کمی از دنیا آن هم بهصورت محدود آغازبهکار کردهاند و تا همهگیر شدن آن در همهجا، زمان بهنسبت زیادی باقی مانده است. از طرفی شرکتهای گوشیساز برای بهرهمندی از 5G لازم است هزینهی بیشتری متقبل شوند و پشتیبانی از آن را به سختافزار دستگاهشان وارد کنند. با این اوصاف احتمال میدهیم گوگل قصد انجام چنین کاری را نداشته باشد. در واقع پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال حتی بدون بهرهمندی از 5G هم گوشیهای بسیار خوبی خواهند بود و دلایل متعددی برای تهیهی آنها وجود خواهد داشت.

تاریخ عرضهی پیکسل ۴ چه زمانی خواهد بود؟
گوگل اخیرا در اطلاعیهای بهصورت رسمی اعلام کرده است که قصد دارد با برگزاری رویدادی اختصاصی در شهر نیویورک در تاریخ ۱۵ اکتبر ۲۰۱۹ (۲۳ مهر ۱۳۹۸) به رونمایی محصولات جدیدش بپردازد. این شرکت در اطلاعیهاش گفته است که از مردم برای «دیدن چند چیز جدیدی که توسط گوگل ساختهشدهاند» دعوت بهعمل میآورد.
گرچه گوگل در دعوتنامهاش هیچ اشارهای به اسم محصولاتی که میخواهد معرفی کند نکرده است، اما در هر صورت رویداد ۲۳ مهر میتواند بهترین زمان ممکن برای معرفی گوشیهای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال باشد. کنفرانس اختصاصی گوگل ساعت ۲۱:۳۰ بهوقت تهران برگزار خواهد شد.
دیدگاه شما کاربران زومیت درمورد پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکسال چیست؟ چه انتظاراتی از پرچمداران بعدی گوگل دارید؟
قیمت بهروز، مشخصات فنی و هر اطلاعاتی که برای خرید ارزان و آگاهانهی گوشی هوشمند نیاز دارید را در بخش محصولات زومیت بیابید. در این بخش، علاوهبر مشخصات فنی دقیق و پاسخ به سوالات شما، امکان مقایسهی دو یا چند محصول درکنار گالری تصاویر رسمی محصولات دردسترس شما خواهد بود. شما میتوانید برای اطلاع از آخرین قیمت گوشی سامسونگ، شیائومی، هواوی و آیفونهای اپل از بخش محصولات زومیت استفاده کنید.
هواوی واچ GT 2 که بهزودی معرفی خواهد شد، صرفا یک ارتقاء سختافزاری خواهد بود و انتظار نمیرود که ازلحاظ ظاهری شاهد تفاوت مشهودی در این نسل باشیم. بهاحتمالزیاد، این ساعت هوشمند یکی از نخستین دستگاههایی خواهد بود که با سیستمعامل اختصاصی هواوی موسومبه هارمونی OS روانه بازار میشود.
امروز، Evleaks بهعنوان یکی از مشهورترین افراد در فاشکردن خبرهای حوزهی فناوری، تصاویر جدیدی از هواوی واچ GT 2 را در حساب توییتر خود منتشر کرد که محصول چینیها را در رنگها و بندهای مختلف به تصویر میکشد؛ همچنین در این تصاویر شاهد طراحی ۲ دکمهای و وجود حسگر ضربانسنج هستیم.

دستگاه موردبحث در رنگهای مشکی، خاکستری و طلایی با بند پلاستیکی روانهی بازار خواهد شد؛ اما اگر از بندهای پلاستیکی بیزار هستید، چینیها برای رنگهای طلایی و مشکی حق انتخاب بند فلزی را نیز در اختیارتان قرار خواهند دادند.
توجه داشته باشید که از بین مدلهای یادشده، مدل مشکی با بند فلزی، تنها نسخهای خواهد بود که حاشیهی نمایشگر استفاده میکند؛ ازاینرو اگر به طراحی تمامصفحه علاقهمند هستید، باید بهسراغ رنگهای دیگر یا نسخهی مشکیرنگ با بند پلاستیکی بروید.
طبق گمانهزنیها، رویداد معرفی سری گوشیهای میت ۳۰ که دو روز دیگر در تاریخ ۲۸ شهریور برگزار میشود، میزبان هواوی واچ GT 2 نیز خواهد بود. هنوز دربارهی قیمت دستگاه اطلاعی در دست نیست؛ اما شایعات تاکنون از قیمت ۳۰۰ دلاری خبر دادهاند.
از سال گذشته صحبتهایی از نسل بعدی وایفای به گوش میرسید اما دیروز اتحادیه وایفای (The Wi-Fi Alliance) بهطور رسمی از وای فای ۶ پرده برداشت. وایفای ۶ بالاخره آماده شده و بهزودی بسیاری از شرکتهای فناوری در پی استفاده از آن در محصولات جدید خود برمیآیند و بهزودی شاهد «پشتیبانی از وایفای ۶» بهعنوان ویژگیهای محصولات جدید خواهیم بود.
وایفای ۶ شامل فناوریهایی جدید است که وایفای را بهینهتر میکند. این موضوع به دلیل گسترهی کارایی وایفای بسیار حائز اهمیت است. همهی ما دستگاههایی داریم که به شبکههای وایفای متصل میشوند؛ از گوشیهای هوشمند گرفته تا گجتها و پوشیدنیها. اتصال چند دستگاه بهطور همزمان به یک شبکه وایفای نیز اصلا دور از انتظار نیست. این فناوریهای جدید درصدد بهبود اتصال چند دستگاه به یک شبکه وایفای هستند.
مقالههای مرتبط:
پس هدف وایفای ۶ افزایش سرعت در یک شبکهی پرازدحام است. بیشترین سرعت روی کاغذ وایفای نیز افزایش یافته است؛ از ۳/۵ گیگابیت در ثانیه به ۹/۶ گیگابیت در ثانیه. اما سرعت روی کاغذ تا زمانیکه به آن دست نیابید، بیفایده است. نکتهی مهم درمورد وایفای ۶، ابزارهایی است که موجب عملکرد سریعتر وایفای و انتقال دادههای بیشتری در واحد زمانی است. به لطف این ابزارها، سرعت بالاتری از وایفای را نسبت به گذشته شاهد خواهیم بود. این دستاوردها در شبکههای شلوغ بیشتر حائز اهمیت است. وایفای ۶ همچنین شاهد یک بهبود عظیم امنیتی نیز بوده است.
از فناوریهای جدید وایفای ۶ میتوان به OFDMA، MU-MIMO، TWT و 1024-QAM اشاره کرد. دسترسی چندگانه تقسیم فرکانس مستقل (OFDMA) یک فناوری است که کانالها را برای افزایش کارایی و کاهش تأخیر به اشتراک میگذارد. خروجی چندگانه ورودی چندگانه چندکاربره (MU-MIMO) به دستگاههای بیشتری اجازهی اتصال داده و دادههای انتقالیافته در زمان را افزایش میدهد. کانالهای ۱۶۰ مگاهرتزی پهنای باند را افزایش میدهد. زمان بیداری هدف (TWT) عمر باتری دستگاههای متصل را بهبود میدهد (مخصوصا دستگاههای اینترنت اشیا). انتقال پرتویی نرخ انتقال داده را در هر بازهای و 1024-QAM ورودی وایفای دستگاه را افزایش میدهد، به این معنی که دادههای بیشتری در بازهی یکسان میتوانند انکد شوند.
البته معرفی اتحادیه از وایفای ۶ بیشتر نمادین و تشریفاتی است؛ چراکه برنامهی مجوزدهی وایفای ضروری نیست و شرکتها چند ماهی است که دستگاههایی با پشتیبانی از وایفای ۶ به بازار عرضه کردهاند. اما اتحادیه وایفای شامل اعضایی از شرکتهای بزرگ و کوچک صنعت فناوری بوده و اعمال آن نمایانگر ویژگیهای فناوری بیسیم و فناوریهایی است که مورد علاقه این شرکتها برای توسعه و عرضهاند.
عرضهی رسمی وایفای ۶ با خبر مهم دیگری همراه است؛ عرضهی آیفونهای جدید اپل (آیفون ۱۱ و آیفون ۱۱ پرو) که از وایفای ۶ پشتیبانی میکنند. این موضوع بدین معنا است که وایفای ۶ بهزودی حداقل در میلیونها دستگاه پشتیبانی میشود و پذیرش این فناوری جدید از سوی کاربران و شرکتهای فناوری بسیار سریع خواهد بود.
البته هیچکدام از دستگاههای جدید اپل از سوی اتحادیه احراز نشدهاند؛ اما تصور کارکرد ضعیف وایفای در این گوشیها سخت است. طبق اعلام اتحادیه سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ اولین گوشی هوشمند رسمی است که مجوز استفاده از استاندارد جدید را دریافت کرده است. سایر محصولات قدیمی برای دریافت مجوز تنها کافی است اقدام کنند و از حداقلها برخوردار باشند؛ اما چون وایفای ۶ از سختافزار جدیدی بهره میبرد، دستگاههای قدیمی برای دریافت مجوز باید سختافزار جدید تعبیه کنند. بهزودی شاهد گجتهایی با این سختافزار جدید و پشتیبانی از وایفای جدید خواهیم بود.
بنابر برخی گزارشها، بوگاتی علاقهی زیادی به مدلهای مقرونبهصرفه و کاربردی برای سبد محصولاتش دارد که هماکنون، تنها از سوپراسپرت شیرون و بعضی نسخههای تولید محدود آن تشکیل شده است. استفان وینکلمن، مدیرعامل بوگاتی، در صحبت با بلومبرگ گفته است این شرکت میخواهد مدل دوم را به سبد محصولات خود اضافه کند.

مقالههای مرتبط:
بهگفتهی مدیرعامل بوگاتی، خودرو جدید مدلی چهار صندلی با توانایی رانندگی آفرود یا اصولا کراساور خواهد بود. وینکلمن تولید نسخهی برقی از بوگاتی شیرون را رد و اعلام کرد:
هنوز زمان زیادی برای پیشرانههای احتراق داخلی وجود دارد.
همچنین، وی تأیید کرد اگر بوگاتی خودرویی ارزانتر و کاربردیتر معرفی کند، این احتمال وجود دارد از سیستم محرکهی هیبریدی بهره ببرد. ناگفته قیمت مدل جدید احتمالا حدود یکمیلیون دلار خواهد بود.

بهگفتهی وینکلمن، بوگاتی بهدنبال سرمایهی درخورتوجه برای آغاز طراحی و ساخت این خودرو است. البته با وجود افزایش تلاطم اقتصادی در بازارهای جهانی، همچنان تقاضای زیادی برای خودروهای بوگاتی وجود دارد و تمام ۳۰ دستگاه تولیدی از شیرون سوپراسپرت 300+ با قیمت پایهی ۳.۹ میلیون دلار پیشفروش شده است.
باور بسیاری از مردم این است که انرژی همجوشی (گداخت)، یکی از منابع انرژی پاک، ارزان، ایمن و فراوان است که تا دسترسی به آن ۳۰ سال فاصله داریم. این عبارت ۳۰ سال ازجمله مواردی است که برخی آن را چندان باور ندارند. بااینحال، چند شرکت نوپای فعال در عرصهی همجوشی هستهای نظیر TAE Technologies و Commonwealth Fusion Systems و جنرال فیوژن از مراحل تولید آزمایشگاهی به مرحلهی ساخت واحدهای پایلوت رسیدهاند.
در همین حال، ۳۵ دولت از سرتاسر جهان در حال همکاری روی پروژهی ایتر (ITER) در اروپا هستند؛ سیستم عظیمی که برای اثبات امکان علمی و فنی استفاده از انرژی همجوشی طراحی شده است. شاید ایتر، تنها پروژهی کاملا کارشناسیشدهای باشد که بهصورت هدفمند با صرف چندینمیلیارد دلار در حال پیشرفت باشد؛ اما شرکتهای خصوصی آنقدر صبور نیستند که بتوانند چندین سال منتظر حصول نتیجه از این پروژهی پرهزینه و البته کُند دولتی بمانند.
خوشبینترین کارشناسان بر این باور هستند که تا تولید اولین نمونهی مفهومی از نیروگاه همجوشی هستهای، تنها پنج سال فاصله داریم. این در حالی است که برای عرضهی نمونهی تجاری درحدود ۱۵ سال زمان نیاز خواهد بود. رسیدن به این جام مقدس از فناوریهای پاک میتواند صنعت ۸.۵ میلیارد دلاری انرژی در جهان را بهکلی متحول و اقتصادی عاری از کربن را بنیانگذاری کند. همجوشی میتواند برگ برندهی ما در نبرد با تغییرات اقلیمی و موجی از اتفاقات ناخوشایندی باشد که درنتیجهی دههها سوزاندن سوختهای فسیلی رقم خورده است.
با تمام اینها، چرا ماجرای ساخت این فناوری اینقدر بهدرازا کشیده است؟ چرا تاکنون نتوانستهایم به نمونههای تجای از نیروگاههای همجوشی دست یابیم؟ عواید اقتصادی و زیستمحیطی حاصل از تجاریسازی انرژی همجوشی بیشتر از آن چیزی است که سرمایهگذران خصوصی و مؤسسات عمومی بتوانند از آن چشمپوشی کنند. بااینحال، نکتهی شگفتانگیز آن است که حجم سرمایهگذاری در این بخش بسیار کمتر از حدی بوده که طبیعتا باید میبود. دلیل این اهمالکاری چیست؟

تعریف همجوشی
انرژی همجوشی را نباید با شکل رایج انرژی هستهای استفادهشده در نیروگاههای امروزی اشتباه گرفت. در این نیروگاهها، از شکافت هستهای استفاده میشود؛ فرایندی که در آن، با شکافتن ایزوتوپ اورانیوم، واکنشهای زنجیرهای آغاز میشود. وقتی چنین واکنشی آغاز میشود، کنترل آن بسیار دشوار خواهد بود. این همان عاملی است که باعث بروز فجایعی نظیر حادثهی چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ و فوکوشیما در سال ۲۰۱۱ شد.
میتوان گفت تفاوت انرژی همجوشی با انرژی شکافت بههمان اندازه است که انرژی خورشیدی با انرژی بادی تفاوت دارد. همجوشی همان فرایندی است که در دل ستارگان جهان ازجمله خورشید ما رخ میدهد. برای آنکه بتوانیم این فرایند را اینجا روی زمین شبیهسازی کنیم، باید دو ایزوتوپ هیدروژن با نامهای دوتریوم و تریتیوم را که بهآسانی از آب بهدست میآید، درمعرض حرارت بسیار زیادی قرار دهیم. وقتی این دو ایزوتوپ به دمایی نزدیک به ۱۵۰ میلیون درجهی سانتیگراد برسند، اتمهای آنها بهاندازهای شتاب میگیرند که میتوانند با یکدیگر برخورد کنند و دچار همجوشی شوند.
با همجوشی دوتریوم و تریتیوم، اتم هلیوم و یک نوترون بههمراه حجم عظیمی انرژی تولید میشود. با مهار این انرژی بهشکل سنتی خود میتوان انرژی برق استخراج کرد. این امر معمولا با تبخیر آب و راهاندازی توربین بخار کوپلشده به ژنراتور برق محقق میشود.
انرژی همجوشی ایمن است؛ چراکه اگر انرژی ورودی به سیستم گرمایش و شتابدهی دوتریوم و تریتیوم را متوقف کنیم، کل فرایند همجوشی نیز متوقف خواهد شد. در چنین سازوکاری، وقوع حوادث مهارنشدنی نظیر چرنوبیل و فوکوشیما غیرممکن است. بهعلاوه، فرایند همجوشی در مقایسه با شکافت، مقادیر بسیار اندکی پسماند اتمی تولید میکند. همین مقادیر اندک پسماند نیز نیمهعمری کوتاه و بهاندازهی تنها چند صد سال دارند؛ درحالیکه نیمهعمر زبالههای شکافت هستهای به چنددههزار سال نیز میرسد؛ ازاینرو، مدیریت زبالههای همجوشی بسیار سادهتر خواهد بود.
افزونبراین، برخلاف زبالههای شکافت هستهای، از پسماند فرایند همجوشی نمیتوان برای تولید بمب اتمی استفاده کرد؛ پس درصورت توسعهی نیروگاههای همجوشی، جهان دیگر نگران معضل تکثیر سلاحهای هستهای نخواهد بود.
برای تأمین نیازهای گرمایشی ۱۰ هزار خانوار بهمدت یک سال، به ۵۵ هزار بشکه نفت نیاز خواهیم داشت؛ درحالیکه درصورت استفاده از از انرژی همجوشی، تنها با کمک یک لیتر دوتریوم و تریتیوم استخراجشده از آب میتوان نیاز این تعداد خانوار را برطرف کرد. همچنین، با سوزاندن ۵۵ هزار بشکه نفت، ۲۳ هزار و ۵۰۰ تن دیاکسیدکربن آزاد خواهد شد؛ اما فرایند همجوشی بهخودیخود آلودگی کربنی بههمراه ندارد و شدت کربن انتشاریافته در تمام طول عمر هر ساختگاه همجوشی حتی کمتر از نیروگاههای خورشیدی و بادی است. این تعریف کل دیاکسیدکربن تولیدشده در فرایند ساختوساز و تولید و بهرهبرداری نیروگاه در ازای هر کیلوواتساعت انرژی تولیدشده را شامل میشود.

موانع موجود
جای تعجبی ندارد تولید خورشید مصنوعی آنهم اینجا روی زمین، باید فرایندی دشوار و زمانبر و پرهزینه باشد. بااینحال، بهنظر میرسد موانع موجود در تجاریسازی این ایده بیشتر رنگوبوی سیاسی و اقتصادی داشته باشند تا فنی و مهندسی. به بیان سادهتر، همجوشی بهمنزلهی تهدید وجودی برای کل صنعت انرژی امروز است. اگر فناوری همجوشی بتواند بهصورت اقتصادی در مقیاسی بزرگ پیادهسازی شود، با تکمیل سبد انرژیهای تجدیدپذیر جهان خواهد توانست انرژی پاک، ارزان، ایمن و فراوان را دردسترس تمامی افراد ساکن سیاره قرار دهد. در پی این اتفاق، فناوری مذکور اقتصاد و روابط جهانی را بهیکباره متحول و شرکتهای نفتی را از رده خارج خواهد کرد و در یک کلام، به فروپاشی بزرگی در بازارهای سرمایهی جهان منجر خواهد شد.
بنابر همین دلایل و نیز مشکلات فنی، انجام پروژههای همجوشی در بخش خصوصی و عمومی به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده؛ ازاینرو، سرمایهگذاری انجامشده در آن کمتر از حد انتظار بوده است. تنها راه فرار از بنبست پیش رو آن است که فعالان صنعت همجوشی بتوانند راهی برای اثبات توجیهپذیری آن بیابند؛ موضوعی که تحقق آن خود وابسته به سرمایهگذاری کافی است. وجود سرمایهی کافی میتواند تجاریسازی این فناوری را در مدت بسیار کوتاهتری امکانپذیر کند.
تاکنون، کسی نتوانسته رآکتور همجوشی با قابلیت تولید میزان انرژی خروجی بیشتر از انرژی مصرفی آن را راهاندازی کند. نمونههای اولیه تنها با این هدف تولید شدهاند تا نشان دهند فناوریهای همجوشی امروزی قابلیت تولید انرژی استحصالشدنی در مقیاس بزرگتر را خواهند داشت.
با سرمایهگذاری چندمیلیارددلاری در تعداد محدودی از این پروژهها میتوان به فناوری همجوشی رنگ واقعیت بخشید. این میزان سرمایهگذاری چندان هم هنگفت نیست. برای مقایسه، بد نیست بدانید هزینهی بخش تحقیقوتوسعهی اپل در سال گذشته بهتنهایی بیش از ۱۴ میلیارد دلار بوده است. این هزینهها برای فیسبوک به بیش از ۱۰ میلیارد دلار میرسد؛ حتی شرکت نفتی شل نیز برای دستیابی به فناوریهای جدید حوزهی انرژی، بودجهای دومیلیارددلاری اختصاص داده است. این روزها، جمعآوری بودجهی یکمیلیارددلاری برای بسیاری از سرمایهگذاریهای ریسکپذیر امری آسان شده است؛ بااینحال، با وجود آگاهی از دستاوردهای انکارناپذیر فناوری همجوشی برای بشر، هنوز این فناوری با بیمهری سرمایهگذاران مواجه است.
آیا قرار است این وضعیت تغییر کند؟ هرچهزودتر بتوانیم سرمایهگذاران را متوجه عملیبودن ایدهی همجوشی کنیم، تجاریشدن این فناوری نیز زودتر محقق خواهد شد. امروزه که در میانهی نبردی سرنوشتساز با بحران تغییرات اقلیمی گرفتار شدهایم، تمایل ما به سستی و تعلل خود بزرگترین مانع بهشمار میآید.

پیشگامان عرصهی همجوشی
در ابتدای این مقاله، به نام سه شرکت فعال در عرصهی همجوشی اشاره کردیم که احتمال دارد بتوانند در ۵ تا ۱۵ سال آینده، فناوری همجوشی را به مرحلهی تجاریسازی برسانند. اگر هرکدام از این شرکتها بتوانند برندهی این رقابت باشند، درنهایت، همهی ما برنده خواهیم بود. بااینحال، متأسفانه تمام این شرکتها با مشکل کمبود سرمایهگذاری دستوپنجه نرم میکنند.
TAE در ۲۰ سال اخیر، توانسته ۸۰۰ میلیون دلار سرمایه جذب کند؛ بااینحال، اعتبار این شرکت بهدلیل برخورداری از حمایت همبنیانگذار سابق مایکروسافت، پاول آلن، اندکی خدشهدار شده است. TAE که روی رآکتور ۱۰۰ میلیون دلاری کار میکند، میگوید در پنج سال خواهد توانست محصول خود را به مرحلهی تجاریسازی برساند؛ ازاینرو، در سریعترین زمان به سرمایهگذاری مجدد نیاز دارد.

Commonwealth Fusion Systems نیز رقیب دیگری است که از حمایت شرکت نفتی اِنی (Eni) ایتالیا و صندوق سرمایهگذاری ریسکپذیر Breakthrough Energy بهره میبرد. این شرکت نیز مدعی است تا ۱۵ سال آینده، برق حاصل از انرژی همجوشی را وارد مدار خواهد کرد؛ اما سرمایهی فعلی این شرکت تنها ۱۱۵ میلیون دلار است که اصلا کافی بهنظر نمیآید.
شرکت جنرال فیوژن نیز از ایالت بریتیش کلمبیا در کانادا روی نمونهای ۳۵۰ میلیون دلاری کار میکند که قرار است در ۵ سال آینده راهاندازی شود. اگر این نمونهی آزمایشی با موفقیت وارد مدار شود، شرکت خواهد توانست در ۱۰ سال آینده اولین نیروگاه تجاری خود را وارد مدار کند. تابهامروز، جنرال فیوژن توانسته از محل اعتبارات دولت فدرال کانادا، صندوق سرمایهی پادشاهی مالزی، جف بزوس، صندوق سرمایهگذاری Chrysalix و شرکتهای انرژی نظیر Cenovus و Braemar تأمین سرمایه کند.
وجه اشتراک تمامی شرکتهای یادشده آن است که با وجود برخورداری از پشتیبانی مالی افراد شناختهشده، هنوز نتوانستهاند سرمایهی کافی برای پیشبرد فناوری همجوشی تا مرحلهی عرضه در بازارهای تجاری فراهم آورند. این سه شرکت، تنها نمونههایی از مجموع ۲۲ شرکت خصوصی فعال در عرصهی رقابت بر سر فناوری همجوشی هستند.
بازی با ریسک
اگر یکی از شرکتهای TAE و Commonwealth و جنرال فیوزن یا هر شرکت دیگری بتواند آمادگی فناوری خود را برای عرضهی تجاری اثبات کند، قطعا سرمایهگذاران مختلف از سرتاسر جهان برای سرمایهگذاری در آن صف خواهند کشید. بااینحال، تا زمانیکه سرمایهگذاران دست روی دست بگذارند تا ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد، بحران اقلیمی جهان همچنان بدون راهحل باقی خواهد ماند. حال که یکی از این شرکتها در یکقدمی موفقیت قرار گرفته، آیا زمان آن نرسیده سرمایهگذاران آن را بهمنزلهی فرصتی برای ورود به این صنعت در نظر بگیرند؟
مقالههای مرتبط:
حتی خوشبینانهترین سناریوها در بحث تغییرات اقلیمی از آیندهای خبر میدهند که در آن آب دریاها در ۱۰۰ سال آینده همچنان بالا خواهد آ«د، امواج گرما و آتشسوزیهای گسترده بیداد خواهند کرد و جهان با انقراض دستهجمعی گونهها و نابودی محصولات کشاورزی و خیل عظیم پناهندگان زیستمحیطی مواجه خواهد بود. توجه کنید اینجا دربارهی راهکاری جهانی سخن میگوییم که درصورت سرمایهگذاری بهموقع، یک دهه تا عملیشدن آن فاصله خواهیم داشت؛ پس فناوری همجوشی یکی از امیدوارکنندهترین فرصتهای سرمایهگذاری کوتاهمدت خواهد بود.
اگر در حل مشکل اقلیمی واقعا جدی هستیم، باید فناوری همجوشی را جدیتر دنبال کنیم و هرچهسریعتر سرمایهگذاری روی آن دسته از پروژههای همجوشی هستهای را شروع کنیم که در مرحلهی نمونهسازی یا در شُرُف ورود به آن هستند. باید امیدوار باشیم سرمایهگذاران بخش خصوصی و نیز دولتمردان جهان این فرصت را مغتنم بشمارند و بهصورت فعالتری از این فناوری حمایت کنند.
درحالحاضر، بدون تحول انقلابی در بحث انرژیهای پاک شاید بهسختی بتوان آیندهای برای سیارهی زمین متصور شد. انرژی همجوشی در یکقدمی پایان مراحل آزمایشگاهی خود است. پرسش اصلی این است: چه کسی عزم و ارادهی کافی برای معرفی این فناوری به بازار خواهد داشت؟
سامسونگ همهساله در ژانویه یا مارس، مدل یا مدلهای جدید گوشیهای خانوادهی گلکسی اس را رونمایی میکند. این شرکت سپس طبق سنت چند سال اخیر، در اوت یک یا دو دستگاه جدید از خانوادهی گلکسی نوت را معرفی میکند. بااینحال، اگر شایعهی جدید منتشرشده حقیقت داشته باشد، این روند قرار است بهزودی تغییر کند.
سامسونگ هنگام برگزاری کنفرانس مطبوعاتی مربوط به رونمایی گوشیهای خانوادهی گلکسی اس ۱۰، با صراحت از شک و تردید برای انتخاب نام «گلکسی اس ۱۱» برای پرچمدار بعدیاش سخن بهمیان آورد. کرهایها در آن زمان گفتند نامی مثل سامسونگ گلکسی اس ۱۱ بیش از حد طولانی است؛ به همین دلیل، احتمالا پرچمدار سال آینده، چنین نامی نخواهد داشت.

مقالههای مرتبط:
سامسونگ همچنین اعلام کرد سال ۲۰۲۰ میتواند زمان مناسبی برای متحدکردن برندهای گوشیهای پرچمدارش باشد. سامسونگ در حالی این گفتهها را مطرح کرد که هفت ماه پیش از آن، رسانههای متعددی در گزارششان مدعی شده بودند کرهایها بهصورت جدی به ادغام دو برند گلکسی اس و گلکسی نوت فکر میکنند. در آن زمان، رسانهها گفته بودند ادغام برندهای گلکسی اس و گلکسی نوت، در آیندهای نزدیک رخ خواهد داد.
بهتازگی ایوان بلس به این شایعه دامن زده و مجددا و بازار گمانهزنیها دربارهی این موضوع را داغ کرده است. بلس بهنقل از منبعی مؤثق میگوید بحث دربارهی ادغام گلکسی اس و گلکسی نوت همچنان در بین مدیران سامسونگ در حال جریان است و اگر تصمیم نهایی گرفته شود، عملیشدن آن در سال آیندهی میلادی رخ خواهد داد.
در سالهای آغازین تولد برندهای گلکسی اس و گلکسی نوت، همواره نوعی فرق مهم و برجسته در بین آنها وجود داشت که این دو برند را از یکدیگر تمییز میداد. بااینحال، پس از معرفی گوشیهای گلکسی اس ۶ و گلکسی نوت ۵ در سال ۲۰۱۶، تفاوتهای بین گوشیهای این دو خانواده بهمرور کمتر و کمتر شده و محصولات جدید گلکسی اس و گلکسی نوت بهشکل درخورملاحظهای به یکدیگر شباهت پیدا کردهاند.

مقالهی مرتبط:
جالب است بدانید کاربران زیادی با انتقاد از سامسونگ اعلام کردهاند دستگاههای جدید خانوادهی گلکسی نوت درواقع همان دستگاههای جدید خانوادهی گلکسی اس هستند، با این تفاوت که با قلم لمسی اس پن عرضه شدهاند. ظاهرا این انتقادات سرانجام سامسونگ را ترغیب کرده است جدیتر از قبل به ادغام خانوادهی گوشیهای پرچمدارش فکر کند.
بدون شک درحالحاضر، هیچ تضمینی برای نهاییکردن ادغام برندهای گلکسی اس و گلکسی نوت سامسونگ وجود ندارد و آنطور که ایوان بلس میگوید، فعلا نمیتوان با قطعیت از هیچ چیزی سخن بهمیان آورد. بااینحال، رسانههای مختلفی مدعی شدهاند سامسونگ بالاخره گوشیهای خانوادهی گلکسی اس و گلکسی نوت را با یکدیگر ادغام و محصول جدیدی با برند گلکسی وان (Galaxy One) در اوایل سال ۲۰۲۰ عرضه خواهد کرد. نخستین مدل این خانواده احتمالا همان گلکسی اس ۱۱ با قلم اس پن خواهد بود که با نام گلکسی وان معرفی و عرضه خواهد شد. با این همه، اگر سامسونگ تشخیص دهد سال ۲۰۲۰ برای اتخاذ این تصمیم کمی زود است، احتمال دارد ادغام گلکسی اس و گلکسی نوت را یک سال دیگر بهتأخیر بیاندازد.
طبق ادعاهای ایوان بلس، سامسونگ امیدوار است بتواند پس از ادغام خانوادههای پرچمدارانش، جای خالی گوشیهای گلکسی نوت را با گلکسی فولد پر کند؛ البته عملیشدن این ایده تا حد بسیار زیادی به عملکرد نسخهی اولیهی گلکسی فولد در بازار بستگی دارد. اگر گلکسی فولد هم ازلحاظ فروش و هم ازلحاظ عملکرد کلی خود دستگاه بتواند انتظارات را برآورده کند، سامسونگ احتمالا به فکر معرفی و عرضهی سالانهی مدلهای جدید آن خواهد افتاد. در هر صورت، نباید فراموش کنیم گلکسی فولد بهوضوح چشمانداز سامسونگ برای آینده را ترسیم میکند و اصلیترین محصول این شرکت در آیندهی نهچندان دور خواهد بود.

براساس جدیدترین اطلاعات منتشرشده، نسل دوم گوشی تاشدنی گلکسی فولد قرار است به نمایشگر ۶.۷ اینچ OLED از نوع اینفینیتی فلکس مجهز شود که در بالای آن شاهد حفرهی کوچکی برای میزبانی از دوربین سلفی خواهیم بود. درضمن، گلکسی فولد ۲ برخلاف نسخهی اولیه، احتمالا بهصورت عمودی تا خواهد شد؛ یعنی چیزی مشابه آنچه قرار است در گوشی Motorola Razr ببینیم. افزونبر موارد یادشده، انتظار میرود گلکسی فولد جدید ضخامت کمتری داشته باشد و بهطور کلی دستگاهی جمعوجورتر بهحساب بیاید.
ناگفته نماند منطقی است اگر انتظار داشته باشیم گلکسی فولد ۲ از نسخهی اولیه قیمت بسیار ارزانتری داشته باشد تا قشر بیشتری از مردم بتوانند آن را تهیه کنند. درضمن برخی رسانهها مدعی شدهاند گلکسی فولد ۲ احتمالا کسانی را در بازار هدف قرار خواهد داد که بیشتر به زیبایی و لوکسبودن دستگاه اهمیت میدهند، نه کسانی که عاشق فناوریهای جدید هستند.
فعلا مشخص نیست آیا سامسونگ میخواهد مدل بعدی گلکسی فولد را به این زودیها معرفی کند یا خیر. کرهایها با تولید مدل جدید گلکسی فولد خواهند توانست دو گروه از مشتریانشان را هدف قرار دهند: اول، کسانی که بهدنبال دستگاه تاشدنی کوچکتری هستند و دوم، کسانی که به داشتن دستگاهی علاقهمندند که بتواند در جیب جای بگیرد و تجربهای شبیه به تبلت را به آنها هدیه دهد.
قیمت بهروز، مشخصات فنی و هر نوع اطلاعات موردنیاز دیگر برای خرید ارزان و آگاهانهی گوشی هوشمند را در بخش محصولات زومیت بیابید. در این بخش، علاوهبر مشخصات فنی دقیق و پاسخ به پرسشهای شما، امکان مقایسهی دو یا چند محصول درکنار گالری تصاویر رسمی محصولات دردسترس شما خواهد بود. شما میتوانید برای اطلاع از آخرین قیمت گوشی سامسونگ، شیائومی، هواوی و آیفونهای اپل از بخش محصولات زومیت استفاده کنید.
مارک راندلوف، همبنیانگذار نتفلیکس، بههمراه تیم حرفهای خود بهنوعی دنیای تلویزیون را متحول کرد. آنها سرویس استریمی راهاندازی کردند که امروزه حتی با هالیوود هم رقابت میکند و بیش از ۱۵۰ میلیون مشترک دارد. شاید برخی افراد موفقیت نتفلیکس را از روی بخت و اقبال بدانند؛ اما بههرحال امروز شاهد یکی از مهمترین داستانهای موفقیت استارتاپ هستیم که در صنعت استریم رقم خورد و حتی بزرگانی همچون دیزنی را به حرکت در مسیر خود مجبور کرد.
در سال ۱۹۹۷، مارک راندولف، از تاجران سانتاکروز، در سفری همراهبا یکی از دوستانش، دربارهی ایدههای مرتبط با استارتاپهای اینترنتی بحث میکرد. آنها انواع ایده از تختههای اسکی روی آب شخصیسازیشده و غذای حیوان خانگی و حتی فروش شامپو ازطریق پست را بررسی کردند. بهیکباره ایدهای مرتبط با نوارهای ویدئویی به بحث آن دو نفر وارد شد.
راندولف و دوستش خاطرههای مشترکی از اجارهکردن فیلم و سریال از سرویسهای موجود داشتند. وی شب قبل بههمراه دختر سهسالهاش نسخهی دستدوم از فیلم علاءالدین را تماشا کرده بود. دوستش نیز از تجربهی اجارهی فیلم Apollo 13 از بلاکباستر (Bluckbuster) صحبت کرد که بهدلیل تأخیر در پسدادن فیلم، مجبور شده بود ۴۰ دلار جریمه پرداخت کند. هر دو آنها به این بحث رسیدند که چگونه اجاره و تماشای فیلم را برای مردم آسانتر کنند؟
کمی بعد از همین بحث و ایدهپردازی، راندولف نتفلیکس را تأسیس کرد. آنها ابتدا سیستم اجارهی فیلم ازطریق پست را راهاندازی کردند که موفقیت چندانی هم در ابتدا نداشت؛ اما امروز به تهدیدی جدی برای بسیاری از فعالان دنیای سرگرمی و رسانه تبدیل شده است. راندولف کتاب جدیدی بهنام That Will Never Work دارد که در آن به روزهای اولیهی فعالیت نتفلیکس میپردازد؛ روزهایی که آنها بهعنوان استارتاپ کوچک و ناشناختهی سیلیکونولی فعالیت میکردند و بعدها فشارهای متعدد دنیای تجارت، ازجمله پیشنهاد خرید آمازون و تخریبها و فشارهای بلاکباستر را تحمل کردند تا امروز، شیوهی تولید و مصرف محتوای صوتی و تصویری را متحول کنند.

راندولف در مصاحبهای دربارهی کتاب خود میگوید هیچگاه قصد نداشته است در صنعت سرگرمی ساختارشکنی کند. او امروز اعتقاد دارد همهی ایدههای حاضر در جلسهی سال ۱۹۹۷، هم خوب و هم بد بودهاند. در همان سالها، آمازون نمادی از کارایی ایدههای عجیب در دنیای جدید بود. آنها توانسته بودند یکی از فروشگاههای کتابفروشی را آنلاین کنند که خود، ایدهای ساختارشکن محسوب میشد.
همبنیانگذار نتفلیکس پیش از راهاندازی استارتاپ ویدئویی در شرکتهای نرمافزاری متعدد کار کرده بود. او سرمایه و ارتباط لازم را برای پیگیری ایدههای جدید دراختیار داشت. یکی از همان ارتباطها او را به رید هستینگز رساند که در تأسیس نتفلیکس، نقشی حیاتی ایفا کرد. امروز هستینگز بهعنوان مدیرعامل نتفلیکس مشغول به کار است.
دو بنیانگذار اصلی نتفلیکس پس از ایدهپردازیهای اولیه به طرح فعالیت در بازار فیلم رسیدند. البته ایدهی اولیه بهسرعت رد شد؛ چون هزینهی ارسال و جابهجایی نوارهای VHS در آن زمان زیاد بود. سپس ایدهی DVD به ذهن آنها رسید که در سالهای پایانی قرن بیستم فناوری جدیدی محسوب میشد. درنهایت، هستینگز و راندولف با سرمایهگذاری ۲۵ هزار دلاری مادر راندولف، نتفلیکس را تأسیس کردند. شرکت در آوریل ۱۹۹۸ بهصورت رسمی تأسیس و راندولف بهعنوان اولین مدیرعامل نتفلیکس انتخاب شد. در آن زمان، این شرکت ۸۰۰ عنوان فیلم در انبار خود داشت.
راندولف در مصاحبهاش، به متن یکی از سخنرانیهایش اشاره میکند که در روزهای ابتدایی تأسیس نتفلیکس انجام داده بود. در آن سخنرانی، وی رسیدن به فهرست ۱۰ شرکت برتر اجارهی فیلم را برای نتفلیکس متصور شده بود. راندولف امروز آن چشمانداز را ضعیف تصور میکند و میگوید:
میخواستیم در حد یکی از شعبههای بلاکباستر رشد کنیم که واقعا چشمانداز کمی بود.
جف بزوس در سال ۱۹۹۸ تصمیم گرفت با خرید نتفلیکس بهطور جدی به صنعت ویدئو وارد شود. اگرچه در آن زمان نتفلیکس سهم عمدهی درآمد خود را ازطریق فروش DVD کسب میکرد و درآمد زیادی از اجارهی فیلم نداشت، بنیانگذاران تصمیم گرفتند استارتاپشان را به آمازون نفروشند. درعوض، آنها تمرکز خود را روی افزایش درآمد اجاره گذاشتند که درنهایت هم رویکردی موفق بود.
نتفلیکس برای افزایش محبوبیت سیستم اجارهی فیلم، دورههای رایگان خدمات اجاره را به مشتریان ارائه میکرد. همین رویکرد سیستم آسان اجارهی فیلم آنها را بسیار مشهور کرد؛ البته چنین روشی برای تبلیغات و جذب مشتری، قطعا هزینهی زیادی برای نتفلیکس جوان در پی داشت.

بلاکباستر، یکی از غولهای صنعت سرگرمی در سالهای پایانی قرن بیستم، با دیدن رشد سریع نتفلیکس بالاخره تصمیم گرفت با مدیران این استارتاپ مذاکره کند. راندولف با ظاهری کاملا غیررسمی به دلاس رفت تا با مدیران یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای دیدار کند. او و همراهانش در آن جلسه به بلاکباستر پیشنهاد دادند با هزینهی ۵۰ میلیون دلار نتفلیکس را بخرد و حضور خود در بازار DVD را رونق ببخشد.
پس از ارائهی پیشنهاد قیمت، جان آنتیوکو، مدیرعامل وقت بلاکباستر، به پیشنهاد آنها خندید. راندولف آن جلسه را بهخوبی بهیاد میآورد و از رویکرد نهچندان مثبت مدیران در مذاکره صحبت میکند. همین به سخره گرفتهشدن باعث شد راندولف و همکارانش چارهای بهجز شکستدادن آنها نداشته باشند. نتفلیکس تصمیم گرفت هرچهسریعتر به بازار بلاکباستر حمله کند و در این راه هزینههای زیادی هم پرداخت کرد.
تعدیل نیرو و ارائهی سرویس تحویل شبانهروزی فیلم و تلاش برای توسعهی هرچهسریعتر سرویس استریم، تلاشهای نتفلیکس برای شکستدادن بلاکباستر بودند. راندولف میگوید در آن سالها هالیوود نگرانی زیادی دربارهی ازدستدادن بازار و کنترلش روی فیلمها داشت. آنها به سرنوشت صنعت موسیقی پس از تولد سرویس Napster نگاه میکردند و از مسیری مشابه واهمه داشتند. راندولف دربارهی رفتار و طرزتفکر مدیران هالیوود میگوید:
فرض کنید شما استودیویی دارید که در باکس آفیس درآمد هشتمیلیارددلاری دارد. آیا حاضرید این درآمد را بهدلیل درآمد احتمالی نیممیلیوندلاری در صنعت استریم عوض کنید؟ آنها سیستم مناسب و پرسودی داشتند که بهخوبی هم کار میکرد. چرا باید کسی یا شرکتی آن را تغییر میداد؟
راندولف در پاسخ به پرسش آخر میگوید:
چون توانایی تغییر و ساختارشکنی در استارتاپها وجود داشت.

مارک راندولف در سال ۲۰۰۲ نتفلیکس را ترک کرد و داستان کتاب جدید او هم در همین سال بهپایان میرسد. بههرحال داستان و کتاب او بیش از همه برای فعالان اکوسیستم استارتاپی جذاب و مهم است. او خاطرههای زیادی از سالهای ابتدایی فعالیت نتفلیکس در کتابش نوشت که شاید حتی برخی از آنها سرگرمکننده هم باشند.
در پایان مصاحبه، سؤالی دربارهی تنوع جنسیتی و قومی در فضای استارتاپی جهان مطرح شد. کارشناسان قاطعانه اعتقاد دارند که درحالحاضر تنوع لازم در سیلیکونولی، قطب استارتاپهای فناوری، وجود ندارد. راندولف میگوید آنها در نتفلیکس به تنوع پایبند بودند و او خودش از طرفداران ایجاد تنوع و گوناگونی در فضای کار است. راندولف دربارهی این رویکرد میگوید:
ازنظر من تنوع در نیروی کار تنها محدود به رنگ پوست و نژاد نیست. تنوع یعنی افرادی در تیم شما باشند که پسزمینه و تجربه و نحوهی تفکر متفاوت دارند.
راندولف دربارهی آیندهی نتفلیکس مانند یک طرفدار صحبت میکند. او اکنون نقشی در این شرکت ندارد؛ اما تصور میکند نتفلیکس احتمالا در صنایع دیگر هم ساختارشکنی خواهد کرد. راندولف از طرفداران سریالهای نتفلیکس است و بیش از همه Narcos و Ozark را میپسندد. وی دربارهی دنیای استارتاپی اعتقاد دارد هیچ ایدهای پیش از امتحانشدن خوب یا بد نیست. او درپایان دربارهی شکست بلاکباستر از نتفلیکس میگوید:
با افرادی که کسبوکارشان دچار ساختارشکنی شد، کاملا احساس همدردی میکنم؛ افرادی که شغل خود را از دست دادند و قطعا تجربهی ناخوشایندی داشتند. البته نمیتوان تنها بهدلیل مخالفت با تغییر، به روشهای قدیمی متصل ماند. بلاکباستر زمانی ۹ هزار فروشگاه داشت و امروز تنها یکی از آنها به فعالیت ادامه میدهد.
با وجود آنکه هنوز چند ماهی تا پایان سال جاری میلادی باقی مانده، مایکروسافت تاریخ برگزاری برخی از رویدادهای سال ۲۰۲۰ را منتشر کرده است. در بین تاریخهای مشخصشده، زمان برگزاری کنفرانس بیلد ۲۰۲۰ نیز بهچشم میخورد.
بهنظر میرسد ردموندیها قصد دارند کنفرانس بیلد ۲۰۲۰ را از ۱۹ تا ۲۱ مه (۳۰ اردیبهشت تا ۱ خرداد ۱۳۹۹) در سیاتل برگزار کنند. بدیهی است درحالحاضر نمیتوان دربارهی کنفرانس بیلد و آنچه مایکروسافت قرار است در این رویداد دربارهاش صحبت کند و بهنمایش بگذارد، اظهارنظر قطعی کرد.

مقالههای مرتبط:
حدسزدن اینکه مایکروسافت دقیقا قرار است دربارهی چه چیزی صحبت کند، سخت است؛ ولی بهاحتمالزیاد دربارهی بهروزرسانیهای ویندوز ۱۰، آژور، هوش مصنوعی و رایانش مرزی، حرفهای زیادی برای گفتن خواهد داشت.
با توجه به برنامهی زمانی اعلامشدهی مایکروسافت، ظاهرا ردموندی تاریخ برگزاری رویداد خود را در مقایسه با سالهای قبل تغییر دادهاند. کنفرانس بیلد ۲۰۱۹ از ۶ تا ۸ مه (۱۶ تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸) برگزار شد؛ درنتیجه، احتمالا کنفرانس بیلد ۲۰۲۰ با رویداد گوگل I/O سال ۲۰۲۰ همپوشانی نخواهد داشت که در سالهای قبل، رویکرد خوبی نبود. مایکروسافت همچنین اعلام کرده است رویداد Inspire نیز بین ۲۰ تا ۲۴ ژوئیهی ۲۰۲۰ (۳۰ تیر تا ۳ مرداد ۱۳۹۹) در لاسوگاس برگزار میشود.
.: Weblog Themes By Pichak :.