سلب مسئولیت: تحریریهی زومیت در تهیه این محتوای تبلیغاتی نقش نداشته و مسئولیتی در قبال صحت آن ندارد.
در گذشته، حجم زیادی از فعالیت شعب بانکها به کارهایی مثل انتقال مبالغ کم، پرداخت قبوض، استعلام موجودی و... اختصاص داشت. علاوهبراین، مشتریان بانکها هم برای انجام این امور ساده مجبور بودند به بانک بروند و اصولا زمان زیادی در صف بگذرانند. برای بهبود این شرایط کارتهای بانکی بهوجود آمدند. با توجه به قابلیت این کارتها برای انجام فعالیتهای بانکی ازطریق دستگاههای خودپرداز و پرداخت از راه دور، هزینههای عملیاتی بانکها بهشدت کاهش یافت و از اتلاف زمان مشتریان جلوگیری شد. از دیگر مزایای این کارتها حملنکردن پول نقد برای خرید از فروشگاهها بود. روی همهی کارتهای بانکی عددی ۱۶ رقمی حک شده است. درادامه، توضیح داده میشود این اعداد چه معنایی دارند.
چرا شمارهکارت بانکی ۱۶ رقم دارد و معنای این اعداد چیست؟

۶ رقم اول شمارهی شناسایی بانک است و مشخص میکند کارت را کدام بانک یا مؤسسه مالی صادر کرده است. برنامهنویسها و مؤسسههای بانکی با بررسی این ۶ رقم، بانک صادرکنندهی کارت را تشخیص میدهند. به این ۶ رقم اصطلاحا Bank Identification Number یا بهاختصار BIN میگویند. این شماره برای بعضی از بانکها بهشرح زیر است:
|
نام بانک |
BIN |
نام بانک |
BIN |
|
بانک ملی ایران |
۶۰۳۷۹۹ |
بانک سینا |
۶۳۹۳۴۶ |
|
بانک سپه |
۵۸۹۲۱۰ |
بانک سرمایه |
۶۳۹۶۰۷ |
|
بانک آینده |
636214 |
بانک شهر |
۵۰۲۸۰۶ |
|
بانک کشاورزی |
۶۰۳۷۷۰ |
بانک دی |
۵۰۲۹۳۸ |
|
بانک مسکن |
۶۲۸۰۲۳ |
بانک صادرات |
۶۰۳۷۶۹ |
|
بانک اقتصاد نوین |
۶۲۷۴۱۲ |
بانک ملت |
۶۱۰۴۳۳ |
|
بانک پارسیان |
۶۲۲۱۰۶ |
بانک تجارت |
۶۲۷۳۵۳ |
|
بانک پاسارگاد |
۵۰۲۲۲۹ |
بانک رفاه |
۵۸۹۴۶۳ |
|
بانک سامان |
۶۲۱۹۸۶ |
بانک انصار |
۶۲۷۳۸۱ |
دو رقم بعدی (ارقام ۷ و ۸) معرف کد محصول است که نوع کارت بانکی را مشخص میکند. انواع کارتهای بانکی ازقبیل کارت نقدی (کارتهای بانکی متصل به حساب) یا کارت پیشپرداخت (مانند بنکارت و کارت هدیه و کارت اعتباری) کد محصول مجزا دارند. هفت رقم بعد (ارقام ۹ تا ۱۵) معرف شمارهسریال کارت است که برای هر کارت منحصربهفرد است. رقم آخر (رقم شانزدهم) رقم کنترلی (Check Digit) است. این رقم صرفا برای اطمینان از درست واردکردن ۱۵ رقم ابتدایی بهکار میرود. اگر یکی از ارقام شمارهسریال اشتباه وارد شده باشد، وجود رقم کنترلی از ارسال وجه به مقصد اشتباه جلوگیری خواهد کرد. این کار ازطریق صحتسنجی شماره ۱۶ رقمی انجام میشود.
صحتسنجی شماره 16 رقمی کارت چگونه انجام میشود؟
همانطورکه اشاره شد، آخرین رقم شمارهکارت رقم کنترلی است و به این صورت محاسبه میشود: اعداد جایگاههای فرد در عدد ۲ ضرب میشود و اعداد جایگاههای زوج در عدد ۱ ضرب میشوند. حاصل جمع همهی اعداد بهدستآمده باید مضربی از عدد ۱۰ باشد؛ در غیر اینصورت شمارهکارت معتبر نیست. درنتیجه، بهازای هر ۱۵ رقم ابتدایی، تنها یک رقم کنترلی وجود دارد که شمارهکارت را تکمیل کند. پس، وجود این رقم تا حد زیادی باعث جلوگیری از اشتباه در ارسال پول خواهد شد؛ زیرا اگر شما یک یا چند رقم از شمارهکارت مدنظر را اشتباه وارد کنید، احتمالا نتیجه نهایی فرمول بالا، مضربی از ۱۰ نخواهد بود.
وجود الگوریتم شمارهی بانکی چه ضرورتی دارد؟
روزانه میلیونها تراکنش در شبکهی بانکی انجام میشود. وجود فرایند منظم در تبادلات مالی برای جلوگیری از اتلاف وقت ضروری است. برای نمونه، سیستم بانکی حین انجام هر تراکنش کارتبهکارت، باید مشخصات و نام شخص گیرنده را از میان تمام کارتهای بانکی تشخیص دهد. با بررسی ۶ رقم اول، بانک مقصد مشخص و درنتیجه، اطلاعات مدنظر تنها در میان کارتهای همان بانک جستوجو میشود. درادامه به شیوه استفاده از این الگوریتم برای ایجاد تجربهی کاربری مناسب در اپلیکیشن همراه کارت اشاره میشود.
همراه کارت یکی از اپلیکیشنهای پرداخت است. این نرمافزار موبایلی خدمات بانکی روزمره ازقبیل خرید شارژ، خرید بسته اینترنت، پرداخت قبض و... را ارائه میکند. انجام تراکنش در همراه کارت برپایهی کارت بانکی است و درنتیجه، کاربران پس از نصب این اپلیکیشن، باید در مرحله اول کارت خود را اضافه کنند. دو روش برای اضافهکردن کارت وجود دارد:
۱. اسکن کارت
در این روش، با لمس دکمهی اسکن در اپلیکیشن، دوربین فعال میشود و سپس با قراردادن کارت درمقابل دوربین، ۱۶ رقم روی آن بهصورت خودکار خوانده میشود.
۲. ثبت دستی کارت
در این حالت، تمام ۱۶ رقم روی کارت بهصورت دستی وارد میشود. توسعهدهندگان اپلیکیشن از الگوریتم شمارهکارت که در بالا توضیح داده شد، برای بهبود تجربهی کاربری استفاده میکنند. هنگام واردکردن این اعداد، همراه کارت ۶ رقم اول را بررسی میکند و در همان لحظه بانک صادرکننده را تشخیص میدهد. سپس، ظاهر کارت مرتبط به کارت بانک مدنظر تبدیل میشود.

همراه کارت با ارائهی روشهای جدید در تلاش است کاربران تجربهی مطلوبی هنگام استفاده از اپلیکیشن کسب کنند. برای بررسی بیشتر این اپلیکیشن یا دانلود آن میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
در رویداد ایفا فناوریهای مختلف و متنوعی رونمایی شد که در بین آنها ساعتهای هوشمند جدید نظر ما را به خود جلب کرد، ما قصد داریم در این مطلب به معرفی پنج مدل از بهترین و مهمترین ساعتهای هوشمند جدید معرفی شده در این نمایشگاه، بپردازیم. این فهرست، محصولاتی از جدیدترین دستگاه پوشیدنی پوما تا دستگاههای نسل جدید مایکل کورس را شامل میشود.
ساعت هوشمند گارمین Venu
گارمین Venu اولین ساعت هوشمندی است که از نمایشگرAMOLED بهره میبرد. این تغییر نشاندهنده آن است که این محصول جدید دارای صفحه نمایشی شادابتر نسبت به ساعتهای قبلی گارمین است، اما تفاوت این محصول با ساعتهای قبلی شرکت گارمین به اینجا ختم نمیشود. این ساعت مچی برای دستیابی به تمام ویژگیهای تناسب اندام مورد انتظار شما طراحی شده، این گجت از قابلیت سنسور ضربان قلب و مسیریاب GPS همراه با ابزارهایی برای پیگیری ورزش بهره برده و همچنین تمرینهای ورزشی نیز به صورت انیمیشنهایی جذاب روی این ساعت نمایش داده میشوند. این تمرینهای ورزشی میتوانند شکل صحیح و تکنیکهای درست اجرای آنها را برای شما نمایش دهد و شامل ورزشهایی مثل تمرینهای استقامت، یوگا، تمرین قدرت و موارد دیگر میشوند. محصول جدید گارمین با طیف گستردهای از ویژگیهای پایش سلامتی نظیر خواب، استرس، تنفس، چرخه قاعدگی و هیدراتاسیون همراه است، این سنسور میتواند شما را نسبت به ضربان غیرطبیعی قلب هشدار دهد و سطح انرژی شما را تحت نظر داشته باشد.

البته ساعت هوشمند گارمین تنها یک ساعت تناسب اندام نیست، گارمین Venu همچنین میتواند اعلانهای گوشی هوشمند را نمایش دهد، همچنین به شما امکان میدهد تا پرداختهای بدون تماس (از طریق پرداخت گارمین) انجام دهید، با این ساعت میتوان انواع موسیقی را دانلود کرد تا بتوانید بجای نیاز به پخش آن از طریق تلفن، مستقیماً از مچ دست خود موسیقی را گوش کنید. این ساعت هوشمند به زیبایی طراحی و ساخته شده و دارای یک صفحه نمایش دایرهای ۱.۲ اینچی است. گارمین Venu هنوز منتشر نشده، اما باید در ماههای اکتبر تا دسامبر به فروشگاهها عرضه شود و قیمت آن از ۳۹۹ دلار شروع میشود.
بیشتر بخوانید: معرفی ۵ تلفن هوشمند برتر رونمایی شده در نمایشگاه ایفا ۲۰۱۹
ساعت هوشمند پوما
این ساعت هوشمند مبتنیبر سیستمعامل Wear OS گوگل تولید شده، این گجت پوشیدنی مجهز به حسگرهای پایش ضربان قلب و مسیریاب GPS و مقاوم دربرابر نفوذ آب است؛ ساعت هوشمند پوما به یک صفحه نمایش دایرهای ۱.۱۹ اینچی با فناوری AMOLED مجهز شدهاند و قاب ۴۴ میلیمتری این دستگاه دارای جنس نایلون و آلومینیومی است. مطمئنا جامعه هدف پوما برای این ساعت هوشمند دوستداران ورزش خواهد بود، زیرا این محصول برای شنا مناسب است و آب به درون آن نفوذ نمیکند. همچنین سبکی آن بر مچ دستتان سنگینی ایجاد نمیکند.

از دیگر نکات برجسته این ساعت هوشمند میتوان به ظرفیت باتری آن اشاره کرد و از آنجایی که این دستگاه به جدیدترین پردازنده مخصوص محصولات پوشیدنی کوالکام، اسنپدراگون ویر ۳۱۰۰ مجهز شده، شارژدهی مناسبی دارد و میتوان به شارژدهی ۲۴ ساعته باتری این ساعت هوشمند اشاره کرد. همچنین این ساعت هوشمند از پرداختهای بدون تماس پشتیبانی میکند و قیمت آن ۲۷۵ دلار آغاز میشود، این محصول از ماه نوامبر سال جاری روانه بازار خواهد شد.
فیت بیت ورسا ۲
شرکت فیت بیت ساعت هوشمند ورسا ۲ را قبل از ایفا ۲۰۱۹ معرفی کرده بود و در رویداد ایفا برای اولینبار در معرض دید عموم قرارداد، ساعت هوشمند جدید فیت بیت ورسا ۲ به یک نمایشگر OLED و قابلیتهای بهبود یافته نسبت به نسل پیشین خود مجهز است. مطمئناً فیتبیت ورسا ۲ یکی از هیجان انگیزترین ساعتهای هوشمند نمایشگاه محسوب میشود، زیرا پیشرفت این گجت قابل توجه است. تمام نسخههای این ساعت پوشیدنی دارای قاب آلومینیومی هستند و به فناوری NFC مجهز خواهند بود که به شما اجازه میدهد با ساعت خود پرداختهای الکترونیکی انجام دهید. این ساعت همچنین دارای پیگیری ضربان قلب و مقاومت در برابر نفوذ آب تا عمق ۵۰ متری است؛ بنابراین شما میتوانید در تمرینات آبی و هنگام شنا کردن نیز از این ساعت استفاده کنید.

قابلیتهای معمول مچبندهای هوشمند تناسب اندام را نیز میتوان در این ساعت یافت. این موارد شامل حالتهای پیگیری تناسب اندام برای ورزشهای دویدنی، دوچرخه سواری، یوگا و حتی پیگیری وضعیت خواب کاربر میشود. قابلیت جدید Sleep Score نیز به شما کمک میکند تا الگوی خواب مناسبی پیدا کنید. نکته برجسته در اینجا، گنجاندن Fitbit Pay به صورت استاندارد است که کاربر میتواند از طریق اپ Fitbit Pay خریدهای خود را به راحتی انجام دهد. اگر از ساعت هوشمند استفاده کردهاید، میدانید که چقدر دستیار صوتی مفید خواهد بود، انتخاب دستیار هوشمند الکسا برای این مدل یک حرکت هوشمندانه از فیت بیت بود. شما نمیتوانید از دستیار گوگل استفاده کنید، زیرا این ساعت هوشمند سیستم عامل مخصوص خود را ایجاد و اجرا میکند، این ویژگیها کنار نسخه ورسا ۲ بسیار شبیه به نسخه اصلی فیت بیت ورسا است. این ساعت هوشمند دارای صفحه نمایش کمی بزرگتر و برخی از پیشرفتهای جزئی دیگر است، شما باید بتوانید قبل از پایان ماه سپتامبر در اکثر مناطق آن را با قیمت ۱۹۹ دلار خریداری کنید.
مایکل کورس MKGO
برند مایکل کورس در ایفا ۲۰۱۹ سه ساعت هوشمند جدید را معرفی کرد. لکسینگتون ۲، بردشاو ۲ و MKGO، ما در اینجا روی MKGO متمرکز شدهایم، زیرا اولین ساعت هوشمند با قابلیت دوگانهی ورزشیسرگرمی مایکل کورس است و البته تابهامروز، سبکترین آنها نیز بهشمار میآید. این ساعت بدنهی آلومینیومی ۴۳ میلیمتری وتسمهی سیلیکونی ۲۰ میلیمتری دارد که با بدنه کاملا سازگار است. مایکل کورس MKGO تغییراتی شگفت انگیزی به تناسب اندام شما میدهد و از آنجایی که این دستگاه به جدیدترین پردازنده مخصوص محصولات پوشیدنی کوالکام، اسنپدراگون ویر ۳۱۰۰ با کیفیت بالا مجهز شده، شارژدهی مناسبی دارد، حافظهی ذخیرهسازی این گجت چهار گیگابایت است. این ساعت هوشمند دارای صفحه نمایش ۱.۱۹ اینچی با ضخامت ۷ میلیمتر است، بنابراین نسبت به دیگر رقبا بدنه باریکی دارد.

باند سیلیکون این محصول نشان میدهد که مایکل کورس آن را برای ورزش ساخته، مایکل کورس MKGO همچنین از قابلیت سنسور ضربان قلب و مسیریاب GPS بهره برده است و از آنجا که این ساعت هوشمند از سیستمعامل Wear OS گوگل تغذیه میشود به انواع برنامههای بدنسازی از جمله Google Fit دسترسی دارد. قیمتگذاری از ۲۹۵ دلار شروع میشود و اکنون در دسترس نیست.
گارمین ویوو اکتیو 4
گارمین از نسخه به روز شده ویوو اکتیو ۴ در ایفا ۲۰۱۹ رونمایی کرد. این برنامه با بیش از ۴۰ تمرین انیمیشن، برای فعالیتهایی مانند قلب و یوگا، ساخته شده است یکی از جدیدترین ویژگیهای آنها، توانایی مانیتور کردن نحوه تنفس کاربر در زمان تمرین یوگا است. سیستم ردیابی تنفس ساعتهای جدید گارمین، در زمان خوابیدن کاربر به مانیتور وضعیت ادامه میدهد. به همین دلیل گارمین ویوو اکتیو ۴ میتوانند تعداد دم و بازدم در دقیقه و همچنین میزان اکسیژن وارد شده به ریه در طول شب را محاسبه کنند. به گفته سازنده، آنها بخشهای مختلف مربوط به حیات انسان را ردیابی کرده و تصویری کلی از وضعیت سلامت جسمانی ارائه میکند. به علاوه توانایی ایجاد تمرینهای سفارشی را دارد.

همچنین این ساعت هوشمند مجهز به یک سنسور ضربان قلب، مسیریاب GPS بوده و از قابلیت ردیابی فعالیت و ویژگی باتری بدن گارمین بهره برده است که میتواند میزان انرژی شما را تشخیص دهد، بنابراین به شما دید بهتری خواهد داد که چه موقع به تمرین و چه زمان به استراحت نیاز دارید. به علاوه، اعلانهای گوشی هوشمند را نمایش میدهد و میتواند تعداد پانصد موسیقی را بارگیری و ذخیره کند. امکان انتقال فایلهای موزیک خود به حافظه ساعت یا دریافت فایلهای صوتی از اسپاتیفای، پرایم موزیک و دیزر نیز در این مدل وجود دارد. ساعت هوشمند ویوو اکتیو ۴ دارای اندازه ۴۵ میلیمتری بوده که در حالت ساعت تا ۸ روز و در حالت GPS به همراه موزیک تا ۶ ساعت شارژدهی دارد.
قدرت موشکی ایران اکنون یکی از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی در عرصه فناوریهای نظامی و قدرت دفاعی کشور است که نقطه شروع این پیشرفت را میتوان دوران جنگ تحمیلی و محاصره همه جانبه در آن زمان توسط سایر کشورها دانست. امروز با تکیه بر توانمندی داخلی و استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود در فواصل زمانی کوتاه، موشکهای جدید و مدرنی توسط نیروهای مسلح کشور رونمایی میشود که با معرفی هرکدام از آنها دشمنان از پیشرفت ایران در عرصه دفاعی عصبانیتر شده و توانایی جمهوری اسلامی در عرصه دفاعی نمایانتر میشود.
در شرایطی که قدرت نظامی بازدارنده ایران و توان مقابله کشور با هر گونه تهدید نظامی این روزها محور بحث روز است. بررسی تکنولوژی موشکهای ایران نشان میدهد که برد این موشکها به دورترین نقاط اروپا و بیش از ۷۰ درصد آسیا میرسد و این توان دفاعی باعث نا امیدی دشمنان در حمله نظامی به خاک و تاسیسات حیاتی کشورمان شده است.

یکی از موثرترین سلاحها در میدانهای نبرد که توانایی ضربات سنگین و مهلک در زمین، هوا و دریا را دارند موشکها هستند و یکی از اعضای این خانواده موشکهای کروز هستند.
باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد طی مجموعه گزارشهایی، موشک های کروز بومی و ساخت داخل را معرفی کند.
اولین گزارش از این مجموعه به بررسی موشک کروز زمین پایه و بومی هویزه اختصاص داشت که یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که برد آن معادل ۱۳۵۰ کیلومتر تخمین زده میشود و آزمایش پروازی آن در برد پروازی ۱۲۰۰ کیلومتر انجام و موفق به انهدام اهداف از پیش تعیین شده شد.
دومین گزارش از این مجموعه به بررسی موشک کروز بومی سومار پرداخت که یکی از انواع موشک های کروز ساخت ایران است که با برد۲۰۰۰ کیلومتر توانایی انهدام طیف وسیعی از اهداف را دارد و با توجه به قابلیت تاکتیک پذیری بالا، ماندگاری طولانی در صحنه نبرد و رادارگریزی میتواند در هر شرایطی اهداف مورد نظر را منهدم کند.
سومین گزارش به بررسی موشک کروز یا علی (ع) اختصاص داشت که این موشک دارای یک موتور توربوجت با برد ۷۰۰ کیلومتری است و سر جنگی این موشک هم در حدود ۲۰۰ کیلوگرم وزن دارد. نمایش شلیک این موشک بازتاب بسیار زیادی از نظر اهمیت حوزه کروزهای زمینی در جهان داشت و برخی از رسانهها و صاحبنظران غربی برای این موشک برد ۲۵۰۰ کیلومتری پیش بینی کردند.

چهارمین گزارش به بررسی موشک کروز دریایی نور میپردازد که دهه ۷۰ به ناوگان نیروهای نظامی دریایی کشور الحاق شد. طول این موشک ۶.۳۸ متر است که از این مقدار ۱.۲۴ متر آن به قسمت موتور اولیه اختصاص دارد. قطر موشک نور ۳۶ سانتیمتر است که از موتوری با پیشرانه توربوجت و سوخت مایع استفاده میکند و تا ۱۲۰ کیلومتر برد عملیاتی دارد.
پنجمین گزارش هم موشک کروز دریایی قادر را بررسی کرد که از انواع کروزهای بومی است که برای نخستین بار در رژه ۳۱ شهریور سال ۱۳۹۰ رونمایی شد. با قطر ۳۶ سانتیمتر و طول ۷۴۰ سانتیمتری می تواند با موتور توربوجت و سوخت مایع قادر است تا به سرعت ۰.۹ ماخ و ارتفاع ۲۰ تا ۳۰ متری از سطح دریا دست پیداکند.
ششمین گزارش هم به بررسی موشک کروز نصر اختصاص داشت که در انواع دریاپایه و هواپایه توسط سازمان صنایع دفاع طراحی و ساخته شد که قادر است شناورهای سه هزار تنی را منهدم کند. این موشک در کلاس موشکهای کوتاه برد طبقهبندی شده و قابلیت شلیک از ساحل و انواع شناورها و بالگردها را دارد. این موشک با برد موثر ۳۵ کیلومتری و و سرعت ۰٫۹ - ۰٫۸ ماخ (معادل ۲۷۰ تا ۳۰۰ متر بر ثانیه) توانایی انهدام اهداف و نفوذ در بدنه شناورهایی با زره نیمه سنگین را برای نیروهای دریایی ایران ایجاد میکند.

هفتمین گزارش هم به بررسی موشک کروز رعد میپردازد که بررسی آن را در ادامه مطالعه میکنید.
موشک کروز رعد
موشک کروز رعد یکی از بزرگترین، دوربردترین و مخربترین کروزهای دریایی ساخت صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران است که در سالهای میانی دهه ۸۰ طراحی و ساخته شده است. این موشک با یک موتور توربوجت با ورودی هوای مورد نیاز موتور از دو طرف موشک، توسط یک بوستر راکتی با سوخت جامد انرژی لازم برای آن تامین میشود که سرعت این موشک را به ۰.۶ تا ۰.۸ ماخ برساند.
برد عملیاتی موشک کروز رعد در حدود ۳۵۰ کیلومتر تخمین زده شده و پرتاب آن از یک خودروی زرهی شنیدار انجام میشود.
قابلیتهای ویژه
برد فزاینده این موشک سبب امکان استقرار پرتابگرها در عمق خاک خودی شده و در نتیجه احتمال شناسایی و رهگیری مبدا و مقصد موشک توسط دشمن را تا حد زیادی کاهش میدهد. این قابلیت مزیت دیگری را هم برای پرتابگرهای چندفروندی موشک فراهم میکند یعنی به آنها امکان میدهد که پس از انجام شلیکهای خود به سرعت و با امنیت زیاد از منطقه خارج شوند.
از دیگر ویژگیهای شاخص موشک کروز رعد میتوان به قدرت تخریب بالا، توان مقابله با جنگ الکترونیک، ارتفاع پروازی پایین، و دقت فزاینده در ناوبری و در کشف و انهدام اهداف اشاره کرد.

شکل ظاهری
موشک کروز رعد شبیه ترین موشک کروز ایرانی به یک هواپیما است که با نگاه به ساختار بال و دُم آن متوجه این شباهت خواهیم شد.
موشک کروز رعد در رسانههای خارجی
پایگاه خبری GLOBAL SECURITY و MILITARY به این موشک اشاره و به تشریح قابلیتهای آن پرداختند.
اوایل خرداد، ردمی K20 پرو با اسنپدراگون ۸۵۵ و دوربین 48 مگاپیکسلی درکنار ردمی K20 رونمایی شدند. آخرین گزارشها حاکی از آن است که از زمان عرضهی گوشیهای هوشمند ردمی K20 تاکنون، بیش از سهمیلیون دستگاه فروخته شده است. ناگفته نماند اوایل تیر، فروش ردمی K20 و ردمی K20 پرو به مرز یکمیلیون دستگاه رسید و در مدت زمانی کوتاه، این رقم به سهبرابر، یعنی سهمیلیون دستگاه، افزایش پیدا کرده است.

مقالهی مرتبط:
انتظار میررد نسخهی جدید ردمی K20 پرو (K20 Pro Exclusive Edition) نیز ۱۹ سپتامبر (برابر با ۲۸ شهریور) رونمایی شود. براساس پوستر جدیدی که شیائومی بهاشتراک گذاشته است، گوشی هوشمند با ویژگیهایی نظیر عملکرد سریعتر و خنککنندگی بهتر و طول عمر باتری بیشتر معرفی خواهد شد. البته نباید دستگاه جدید را با ردمی K20 Pro Signature Edition با بدنهی طلایی و لوگو الماسی اشتباه گرفت که قیمتش ۶,۶۷۸ دلار است.

GM Lu Weibing شیائومی نیز در شبکهی اجتماعی ویبو چین اعلام کرد نسخهی جدید Exclusive Edition ردمی K20 پرو با پردازندهی اسنپدراگون ۸۵۵ پلاس به بازار عرضه خواهد شد.

براساس آخرین گمانهزنیها، این گوشی هوشمند با ظرفیت حافظهی رم ۱۲ گیگابایتی و سیستم خنککنندهی بهبودیافته و تغییراتی جزئی در طراحی پنل پشتی معرفی میشود.
به تصویر زیر نگاه کنید. آیا فکر میکنید زن جوان تعجب کرده است؟ شما ممکن است اشتباه کنید. حسی که از حالت خاصی از چهره درک میشود، نهتنها به خود چهره، بلکه به زمینهای بستگی دارد که در آن این تظاهر رخ میدهد.

همهی ما لباسی که افراد مختلف آن را به رنگهای متفاوت میدیدند، بهخاطر داریم. توهمی مانند این مورد، نشان میدهد حتی پدیدهی بنیادینی مانند ادراک رنگ نیز میتواند با ابهام همراه باشد. عواطف در مقایسه با رنگها ماهیت بسیار پیچیدهتری دارند و میتوانند موجب سردرگمیهای بیشتری شوند. ادراک ما از حالات عاطفی دیگران نهتنها به ویژگیهای فیزیکی چهره بستگی دارد؛ بلکه به مجموعه عوامل دیگری نیز وابسته است که هم روی ادراک (برای مثال تجربهی گذشتهی فرد یا زمینهی فرهنگی یا انتظارات فردی) و هم روی خود موقعیت اثر میگذارند.

پژوهشگران آزمایشگاه Neurodata برای آزمایش این ایده، آزمایش کوتاهی طراحی کردند و در آن، از بیش از ۱,۴۰۰ فرد از ۲۹ کشور مختلف خواستند به چهار جفت عکس نگاه کنند. اولین تصویر از هر جفت، زنی را با حالت خاص چهره نشان میداد. مورد دوم مشابه عکس اول بود بهجز اینکه چیزی به آن اضافه شده بود: یک برس ریمل، کتاب، عینک، خلال دندان یا یک گیتار. سپس افراد به هر تصویر نگاه میکردند و به این پرسش پاسخ میدادند که آیا بهنظر آنها حالت چهرهی زن عاطفی است یا نه. وقتی چیزی به تصویر اضافه میشد، پاسخ شرکتکنندگان تغییر میکرد. بهطور متوسط، افراد بر این باور بودند که چهرهی نشان دادهشده در تصاویری که به آنها چیزی اضافه نشده بود، عاطفی است (۳.۵۲ مورد از ۴ مورد). پس از اینکه شیئی به تصویر اضافه شد، اغلب افراد عقیدهی خود را تغییر دادند و میگفتند تنها یکی از چهار عکس عاطفی است (۱.۲ مورد از ۴ مورد). به عبارت دیگر، این نتایج نشان میدهد در بیش از ۶۰ درصد موارد، افزودن اشیاء به صحنه ادراک افراد از حالات عاطفی موجود در تصاویر را تغییر داد.

چرا تفاوت آنقدر برجسته است؟
روشی که با آن خود را بهشکل غیرکلامی بیان میکنیم، تحتتأثیر عوامل زیادی مانند اختلافات فردی ازنظر سن، جنسیت، جامعه یا فرهنگ و اختلاف در موقعیت قرار میگیرد. این امر برای انسانها طبیعی است که برای توضیح آنچه در اطراف آنها اتفاق میافتد، بهدنبال فرمولی جهانی باشند که برای همهی افراد و موقعیتها صدق کند. عواطف نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در دههی ۱۹۷۰، روانشناسی آمریکایی بهنام پل اکمن مفهومی دربارهی جهانیبودن احساسات ارائه داد و اظهار کرد تمامی انسانها هرجایی که باشند، ۶ عاطفهی اصلی را تجربه میکنند و آن را بهشیوه یکسانی نشان میدهند.
در مطالعهای که چندین سال پیش منتشر شد، روانشناس دیگری بهنام کارلوس کریولی تصمیم گرفت مفهوم غربی عواطف را آزمایش کند. او به تروبریاند، مجمعالجزایری دورافتاده در پاپوا گینهنو، سفر کرد و در آنجا چهار جامعهی منزوی را پیدا کرد که در مکانهای سنتی زندگی میکردند. کریولی در جریان آزمایشهای میدانی خود متوجه شد حالتی از چهره که در جوامع غربی بهعنوان ترس تعبیر میشود، در میان این مردم تهدید را القا میکند. زندگی در جزایز جداافتاده و تماس محدود با جهان خارج تأثیر فراوانی روی نحوهی تجربهی عواطف در مردم تروبریاند گذاشته بود و روشی که آنها با آن برخی از حالات عاطفی چهره را درک میکردند، بهنظر نمیرسید با مدل سادهی اکمن سازگار باشد. لیزا فلمن بارت در کتاب «هیجانها چگونه ساخته میشوند؟»، مینویسد:
واقعیت اجتماعی فقط به کلمات مربوط نمیشود؛ بلکه به اعماق وجود شما نفوذ میکند. اگر غذای پختهشده را بهعنوان کیک مضر یا سالم درک کنید، پژوهشها نشان میدهد بدن شما آن را بهطور متفاوتی متابولیزه میکند. به همین ترتیب، کلمات و مفاهیم فرهنگ شما روی تشکیل ارتباطات مغزی و تغییرات فیزیکی شما بر جریان احساس تأثیر میگذارند.
زمینهی فرهنگی تنها عامل مؤثر در ایجاد تفاوت درخورملاحظه در ادراک نیست و تفاوتهای بسیار ظریفتر و عجیبتر و انفرادیتری نیز وجود دارد. برای مثال، کودکان در مقایسه با نوجوانان و بزرگسالان در تشخیص حالات عاطفی چهره کُندتر و بیدقتتر عمل میکنند. فرناندو فریرا سانتوس، از آرمایشگاه اعصاب و روان دانشگاه پورتو در پرتغال، درزمینهی تفاوتهای سنی در ادراک عواطف مطالعه میکند. او میخواهد بداند آیا بین سن و توانایی تشخیص حالات عاطفی چهره ارتباطی وجود دارد. فریرا سانتوس میگوید:
مقالههای مرتبط:
پیوند بین وضعیت روانی و حالات چهره هرگز رابطهای یکبهیک نیست. وضعیت روانی خاصی، مثلا حالتی عاطفی، میتواند با رفتارهای متفاوتی همبسته باشد؛ درحالیکه رفتار واحد ممکن است در شرایط روحی مختلفی بروز کند. حرکات چهره متفاوت نیستند؛ بنابراین، یک سیگنال چهرهای ممکن است معانی مختلفی داشته باشد.
بنابراین درک عواطف چیزی بیش از تشخیص طبقهی خاصی از عواطف مانند ترس یا خشم است که حالات خاصی از چهرهی آن را نشان دهند. روشی که در آن کودکان نحوهی نشانهگذاری روی حالات عاطفی چهره را یاد میگیرند، آموزنده است. آنها این کار را با ارزشگذاری روی حالات چهره آغاز میکنند و تظاهرات خوب و بد را از هم تشخیص میدهند و بهتدریج طبقهبندیهای بزرگسالانهای مانند ترس، ناراحتی و... را توسعه میدهند. فریرا سانتوس میگوید:
کودکان حالات کلیشهای چهره را یاد میگیرند که در فرهنگشان وجود دارد.
کریستن لیندکوئیست، از دانشگاه کارولینایشمالی نیز با این موضوع موافق است. او میگوید:
بیشتر دادهها نشان میدهند مردم بهدلیل تفاوت در آموزش، ازنظر توانایی درک عواطف از روی چهره باهم متفاوت هستند. اطلاعاتی که روی چهره نمایش داده میشود، مبهم است و افراد ازنظر اینکه چقدر از زمینه و یادگیری قبلی برای ابهامزدایی از این اطلاعات استفاده میکنند، باهم فرق میکنند. این امر توضیح میدهد چرا کودکان با افزایش سن در درک حالات چهرهی دیگران مهارت بیشتری کسب میکنند و چرا برخی از افراد ازنظر اجتماعی بسیار هوشیار هستند؛ درحالیکه دیگران چنین نیستند.
عواطف در ماشین و انسان: چه چیز مشترکی داریم؟
دنیای تجربیات عاطفی اطلاعات مهمی دربارهی هر شخص دراختیار ما قرار میدهد. بهدلایل متعدد، این موضوع مدتها درزمینهی هوش مصنوعی نادیده گرفته شده است. بهطور سنتی، هوش مصنوعی با تفکر عقلانی و توانایی حل مسئله و انجام عملیات پیچیدهی منطقی همراه بوده است؛ اگرچه عواطف بخش مهم و جدانشدنی از زندگی ما هستند. بههمین دلیل است که الگوریتمهای هوشمند امروزی در حال یادگیری درک وضعیت عاطفی انسان و واکنش مناسب دربرابر آن هستند. برای برنامهی هوش مصنوعی شاید وظیفهی درک صحیح عواطف انسانی و ابراز احساسات دربرابر آنها از بازی شطرنج عملیات بسیار سختتری باشد.
آزمایش کوچکی که شرح داده شد، نشان میدهد وقتی سخن از بروز احساسات بهمیان میآید، همهچیز مبهم است. الگوریتمهای تجزیهوتحلیل عواطف باید بسیار پیچیدهتر از چیزی باشند که اکنون هستند. در تجزیهوتحلیل عواطف، هر جزء قطعهی صوتی یا ویدئویی با دقت بسیار زیاد تفکیک و سپس بهعنوان مجموعهای از فریمهای جداگانهی ساکن در زمان در نظر گرفته میشود. اگر از مسیر طبیعی رویدادها خارج شویم، تشخیص عواطف میتواند به مشکلی واقعی تبدیل شود. تشخیص عواطف مختلط یا دروغین یا پنهانی به اطلاعات زمینه نیاز دارد؛ اما وظیفهی درک چنین زمینهای هنوز برای کامپیوترها دشوار است. الساندرو وینسیارلی، از دانشگاه گلاسگو، به آموزش ارتباط اجتماعی به هوش مصنوعی علاقهمند است. وی در این باره میگوید:
بهطور کلی نشانههای غیرکلامی (حالات چهره و تُن صدا و حالات بدن) در مقایسه با کلمات مفهوم را بهشیوهی انعطافپذیرتری منتقل میکنند. این یکی از دلایل اصلی این موضوع است که چرا ارتباط غیرکلامی اینچنین ابزار قدرتمندی برای انتقال تفاوتهای ظریف است؛ بهویژه وقتی به جنبههای اجتماعی و عاطفی تعاملات مربوط میشود. اگرچه این امر به بهای بیاعتمادی و ابهامی حاصل میشود که تنها با درنظرگرفتن زمینه میتوان با آن مقابله کرد.
در یادگیری ماشین، مفهوم زمینه دو شکل اصلی دارد. اولین مورد مربوط رویکرد چندحالته (چندوجهی) برای تشخیص خودکار عواطف است که در آن کانالهای مختلف (برای مثال حالتهای مختلف چهره وحالات بدن) بهعنوان زمینهای برای یکدیگر عمل میکنند. وینسیارلی توضیح میدهد:
نشان داده شده است که ترکیب کانالها به برخی اثرها منجر میشود. این امر توسعهی رویکردهای تکنولوژیکی را آسانتر میکند که از تجزیهوتحلیل مشترک چندین نشانه بهرهمند میشود. احتمال اینکه تکنولوژی چندین نشانه را بهاشتباه تفسیر کند، کمتر از احتمال تفسیر اشتباه آنها بهصورت انفرادی است. این امر به دقت بیشتر در تشخیص عواطف منجر میشود.
نوع دوم زمینه آشناتر است: شناسایی ویژگیهای مربوط به موقعیتی خاص که در آن ارتباط برقرار میشود. این نیز یکی از کارهای دشوار برای هوش مصنوعی است. وینسیارلی میگوید:
در اینجا هیج مدل یا اصل روشنی برای تجزیهوتحلیل زمینه مشخص نشده است. تکنولوژی نتوانسته است ویژگیهای قابلاندازهگیری را شناسایی کند که بتوانند موقعیت را توصیف کنند. حتی موفقترین تلاشها در این زمینه که W5 نامیده میشود (شامل کی، چرا، کجا، چه چیزی و چه کسی)، به موفقیت چندانی دست نیافته است. اگرچه رواج حسگرهای پوشیدنی و تلفنهای همراه این امر را امکانپذیر ساخته است که حجم عظیمی از اطلاعات دربارهی محیطی ثبت شود که هر فرد در آن قرار گرفته است. این موضوع احتمالا کلید حرکت بهسوی توسعهی تکنولوژیهایی است که به زمینه وابستگی بیشتری داشته باشند.
پژوهشگران یک مرکز پژوهشی استرالیایی مرتبط با تجزیهی اجساد که بهصورت محاورهای «مزرعهی اجساد» نامیده میشود (اصطلاحی که برخی از دانشمندان آن را اهانتآمیز تلقی میکنند)، پس از استفاده از دوربینهای مرور زمان برای فیلمبرداری از روند تجزیهی یک جسد به کشف عجیبی دست پیدا کردند. حدود ۱۷ ماه است که دوربینی در مرکز پژوهشی AFTER استرالیا در ساعات روشنایی روز، هر ۳۰ دقیقه، تصاویری هوایی از یک جسد میگیرد. تصاویر ثبتشدهی این دوربین نشان میدهد که جسد در کل دوره درحال حرکت بوده است. پژوهشگران مخصوصا شاهد حرکت قابلتوجه بازو بودند. یک بازو بهسمت خارج حرکت کرد و سپس مجددا در تماس با بدن قرار گرفت. آلیسون ویلسون، پژوهشگر این مطالعه توضیح داد که برخی از حرکات پس از مرگ در مراحل اولیهی تجزیه مورد انتظار بود اما این واقعیت که این حرکات در کل دورهی فیلمبرداری ادامه داشت، کاملا تعجبآور بود. او گفت:
ما فکر میکنیم که این حرکات با فرایند تجزیه ارتباط داشته باشد زیرا رباطها با گذشت زمان خشک میشوند. این دانش میتواند در پژوهشهای مرتبط با مرگ نامشخص سودمند باشد. درحقیقت، این یافتهها میتواند موجب تغییر چگونگی تجزیهوتحلیل و تفسیر صحنهی جرم شود، بهویژه هنگامی که جسد دیر پیدا میشود.

تاکنون، تنها در زمانی که مدرکی مبنی بر این وجود داشت که نشان میداد جسد جابهجا شده است (مثلا بهوسیلهی حیوانات یا انسانها)، دانشمندان پزشکی قانونی بهطور کلی فرض میکردند که موقعیت جسد پیداشده همان موقعیت زمان مرگ است. پژوهش ویلسون نخستین مورد استفاده از دوربینهای مرور زمان برای مطالعهی تجزیهی جسد انسان است، همچنین این مطالعه نخستین شاهدی است که نشان میدهد شاید فرضیهی موقعیت بدن هنگام مرگ درست نباشد. مقالهای که در آن توضیح داده میشود اجساد متحرکتر از چیزی هستند که ما انتظار داریم، هنوز منتشر نشده است اما بهدنبال پژوهشی انجام شده که قبلا در مجلهی Forensic Science International: Synergy منتشر شده بود.
ویلسون و همکاران بهمدت ۶ ماه از دوربین مرور زمان برای ردیابی وضعیت تجزیهی یک جسد استفاده کردند. تصاویر حاصل با یکی از سیستمهای معمول مورد استفاده برای تعیین سطوح تجزیه بدن بهمنظور تعیین مدت زمانیکه از مرگ میگذرد، مورد مقایسه قرار گرفت. با تلفیق تصاویر در سیستم مذکور، دقت این سیستم بهعنوان یک ابزار پزشکیقانونی افزایش پیدا کرد. علاوهبراین، طی این پژوهش، ارزش استفاده از دوربینهای مرور زمان در پژوهشهای پزشکی قانونی نشان داده شد. براساس این یافتهها، بهنظر میرسد اگر دانشمندان بتوانند بهمدت طولانیتر و اجساد بیشتری را با استفاده از این دوربینها مورد نظارت قرار دهند، دانش حاصل بتواند برای تجزیهوتحلیل دقیقتر صحنهی جرم مورد استفاده قرار گیرد. چنین پایگاه دادهای اطلاعاتی را درمورد شیوههای حرکت اجساد فراهم میکند که بهنوبهی خود میتواند به دانشمندان پزشکی قانونی کمک کند تا موقعیت بدن را هنگام مرگ بازسازی کنند. این امر به کشف آنچه اتفاق افتاده است، کمک خواهد کرد.
چند هفته قبل بود که در یکی از آزمایشگاهای دانشگاه کالیفرنیا واقع در سندیگو، تعداد زیادی نمونه با نام «ارگانوئید مغزی» کشت شد که هماکنون درقالب هزاران گوی کوچک از سلولهای مغز رهسپار سفری به مدار زمین هستند.
آلیسون موتری، زیستشناس ارشد آزمایشگاه بههمراه همکارانش در این محل با دستکاری سلولهای پوست انسان، آنها را تبدیل به سلولهای بنیادی کردند و درادامه از آنها مقادیری سلول مغزی استخراج کردند. ارگانوئیدهای تولیدشده تکثیر شدند و نهایتا به ابعادی بهاندازهی یک سر سوزن رسیدند. هر کدام از این نمونهها خود شامل صدها هزار سلول در انواع مختلف میشدند و دارای ساختار شیمیایی و سیگنالهای الکتریکی مشابه با سلولهای مغز خود ما بودند. طی ژوئیهی گذشته، ناسا اقدام به بستهبندی این ارگانوئیدها و بارگیری آنها روی عرشهی یکی از موشکها کرد. نمونهها با پرتاب موشک، به ایستگاه فضایی بینالمللی ارسال شدند تا در آنجا برای بررسی روند رشدشان در شرایط بیوزنی مورد مطالعه قرار گیرند. در حال حاضر، این ارگانوئیدها درون یک جعبهی فلزی انباشته شدهاند و با محلولی حاوی مواد مغذی تغذیه میشوند. دکتر موتری طی مصاحبهی اخیر خود میگوید:
من فکر میکنم آنها اکنون در حال تکثیر با سرعت بسیار بالایی هستند و انتظار میرود با ارگانوئیدهای بزرگتری مواجه شویم.
اما این ارگانوئیدها در حین رشد خود دقیقا به چه موجودی تبدیل میشوند؟ این پرسشی است که ذهن بسیاری از دانشمندان و فلاسفهی جهان را به خود مشغول داشته است.
روز پنجشنبه، دکتر موتری و همکارانش گزارش کردند که موفق به ثبت یک موج مغزی ساده در ارگانوئیدهای خود شدهاند. در مغز افراد بالغ، این امواج درنتیجهی برانگیختهشدن هماهنگ یک شبکه از نورونها ایجاد میشوند. الگوهای خاص از امواج مغزی حاصل اشکال بهخصوصی از فعالیتهای مغزی نظیر بازیابی خاطرات و دیدن رویا هستند. پژوهشگران دریافتند، همانطور که ارگانوئیدها رشد میکنند، امواج ناشی از آنها نیز با روندی مشابه با تغییرات دیدهشده حین رشد مغز نوزادان نابالغ، شروع به تغییر میکنند. جورجیا کوادراتو، عصبشناس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و از دستاندرکاران مطالعهی فعلی میگوید:
واقعا شگفتانگیز است. هیچکس نمیتوانست وقوع چنین اتفاقی را حدس بزند.
اما دکتر کوادراتو تأکید دارد که نباید از این موضوع برداشت اشتباهی کرد. آنچه که او بههمراه دکتر موتری و سایر متخصصان ارگانوئیدهای مغزی ساختهاند، تنها تودهای از سلولهای مغزی هستند که خود را تکثیر میکنند و نه یک مغز واقعی را. او اضافه میکند:
مردم اغلب میگویند اینها شبیه به مغز نوزادان نارس هستند. اما اینگونه نیست.

یک سینی از ارگانوئیدهای مغزی پرورشیافته با استفاده از ژن انسانهای نئادرتال در آرمایشگاه دکتر موتری. دانشمندان دریافتند که نورونهای این ارگانوئیدها ارتباطات نورونی کمتری دارند.
از زمانیکه دانشمندان موفقبه تولید اولین ارگانوئیدهای مغزی با استفاده از سلولهای پوست شدند، ۶ سال میگذرد. امروزه این نمونهها در آزمایشگاههای مختلفی در سرتاسر جهان در حال پرورش هستند و این بهمنزلهی نخستین گامها بهسوی توسعهی مغز انسان در محیط مصنوعی است. اما اینجا در دانشگاه کالیفرنیای سندیگو، پژوهشگران سرگرم بهکارگیری ارگانوئیدها برای بازسازی اختلالات موروثی و عفونتهای مغزی در مقیاسی مینیاتوری هستند. آنها همچنین میکوشند، نمونههایی بزرگتر و البته پیچیدهتر از ارگانوئیدهای مغزی را توسعه دهند. در یکی از آزمایشهای اخیر، دانشمندان یک ارگانوئید مغزی را با یک ربات عنکبوتیشکل پیوند دادهاند تا امکان مبادلهی سیگنال بین این دو را فراهم کنند.
حال با انتشار گزارش اخیر در ژورنال سلول بنیادی با این پرسش اساسی مواجه میشویم که روند توسعهی ارگانوئیدهای مغزی قرار است واقعا به کجا برسد؟ دکتر موتری میگوید:
برخی از همکاران من میگویند: «نه، این چیزها قرار نیست به آگاهی برسند.» اکنون من در این مورد، چندان مطمئن نیستم.
کریستوف کخ، دانشمند ارشد و مدیر مؤسسهی Allen Brain در سیاتل آمریکا میگوید حتی اگر دانشمندان روزی موفق به تولید ارگانوئیدهایی با سطح بسیار ناچیزی از خودآگاهی شوند، این موضوع میتواند بهمنزلهی مواجهه با یکی از جدیترین چالشهای اخلاقی علم پزشکی باشد. او توضیح میدهد:
هرچه ما به این هدف نزدیکتر میشویم، شانس مواجهه با یک مغز برخوردار از هوشیاری و البته حس درد، رنج و پریشانی بیشتر خواهد شد.
شکست تلخ
بهندرت میتوان موضوعاتی در علم زیستشناسی یافت که به پیچیدگی مطالعهی توسعهی مغز انسان باشد. بهخاطر محدودیتهای موجود، دانشمندان این حوزه عموما خود را با شواهد غیرمستقیم بهدستآمده از مطالعهی مغز جانورانی مانند موشها و میمونها قانع کردهاند. اما مغز گونهی انسان امروزی بهحدی متمایز است که بهسختی میتوان شکاف فرگشتی میان آن و گونههای دیگر را پر کرد. درنتیجه، پژوهشگران تقریبا هیچگونه شواهد تاریخی قابلاستنادی برای برخی اختلالات مغزی نظیر اوتیسم و اسکیزوفرنی در اختیار ندارند. دکتر موتری میگوید:
ما بهطرز دردآوری احساس شکست میکنیم؛ چراکه میتوانیم حیوانات را درمان کنیم ولی این روشهای درمانی (برای بیمارهای انسانی) قابلاعمال نیست.
سال ۲۰۰۶، شینیا یاماناکا، زیستشناس دانشگاه کیوتو در ژاپن روشی جدید برای مطالعهی مغز انسان معرفی کرد. او ترکیبی از چهار پروتئین را کشف کرد که میتوانستند سلولهای معمولی پوست را به سلولهای بنیادی تبدیل کنند. این سلولها بعدها میتوانستند به نورونها، ماهیچه یا سلولهای خونی تبدیل شوند. براساس این دستاورد، پژوهشگران دیگر یاد گرفتند که چگونه میتوان با استفاده از سلولهای بنیادی، ارگانهای مینیاتوری را درون یک ظرف پرورش داد. سال ۲۰۱۴، یک گروه از پژوهشگران در اتریش برای اولینبار، موفق به تولید ارگانوئیدهای مغزی کوچک با عمری محدود شدند.
در آن زمان، دکتر موتری که مشغول مطالعه روی نورونهای استخراجشده از افراد مبتلا به اوتیسم بود، با شنیدن اخبار مربوط به این کشف، شروع به آغاز پژوهشهای خود برای تبدیل سلولهای بنیادی به ارگانوئیدهای مغزی کرد. او میگوید:
شگفتانگیزترین نکته دربارهی این (ارگانوئیدها)، توانایی آنها در ساخت خود است. درصورت فراهمبودن شرایط، ارگانوئیدها قادر به کنترل فرایند تکثیر خود هستند.

یک آرایه از بشقابها با الکترودهای چندگانه در آزمایشگاه دکتر موتری. این وسیله میتواند امواج مغزی را در ارگانوئیدهای در حال رشد تشخیص دهد.
کلبر تروجیلو، دانشمند پروژه پیشبینی میکند که در آینده هزاران نمونه از این ارگانوئیدها در اتاقهای کشت بافت آزمایشگاه دکتر موتری عملآوری شوند. او با اشاره به بانک عظیم یخچالها، مولدها و میکروسکوپهای آزمایشگاه میگوید: «این مکانی است که ما نیمی از شبانهروز را در آن مشغول بهکار هستیم.»
پرورش ارگانوئیدهای مغزی بسیار زمانبر است؛ چراکه دستورالعمل تولید آنها بیشتر به دستور پخت یک دسر سوفله شباهت دارد تا آزمایشی شیمیایی. دانشمندان مجبور هستند بهصورت مداوم، محلول مغذی این ارگانوئیدها را تعویض کنند و در عین حال، همواره مراقب خود سلولها نیز باشند. دکتر تروجیلو میگوید:
ما باید این روند را هدایت کنیم. در غیر اینصورت، محصول نهایی چیزی غیر از ارگانوئید خواهد بود.
اگر همهچیز مطابق برنامه پیش برود، سلولها تبدیل به ارگانوئیدهای مغزی خواهند شد. آنها بهشکل حبابهایی در میآیند که درونشان تونلهایی شکل میگیرد. سپس سلولهای اولیه تونلها را احاطه کرده و ریسمانها رشد میکنند. سلولهای دیگر نیز در امتداد ریسمانها توسعه مییابند و حلقههای پیدرپی را شکل میدهند. از بسیاری از جهات، این سلولها مشابه همانسلولهایی هستند که در کورتکس مغز ما وجود دارند. حتی سطح این سلولها قابلیت تاخوردن روی خود را دارد.
دکتر تروجیلو یک سینی حاوی نمونههایی نیمهشفاف را بیرون میکشد. زیر نور، صدها کرهی کوچک کمرنگ به حالت درخشان درمیآیند. در عرض دو ماه، سلولهای درون هر ارگانوئید با شبکهای از رشتههای چسبناک، شکل منسجمی به خود میگیرند. دکتر تروجیلو با شوق میگوید که سلولها میخواهند در تماس با یکدیگر باقی بمانند.
دکتر موتری و همکارانش از ارگانوئیدها برای انجام چندین آزمایش روی بیماریهای مختلف استفاده میکنند. برای مثال، آنها این ارگانوئیدها را آلوده به ویروس زیکا میکنند تا دریابند که چگونه این ویروس باعث بروز آسیبهای شدید مغزی در مغز کودکان میشود. سال گذشته، پژوهشگران دریافتند که نوعی دارو با نام سوفوسباویر (sofosbuvir) که قبلا برای درمان هپاتیت استفاده میشد، میتواند با ایجاد یک قشای محافظ روی مغز مانع از عفونت آن شود. دکتر دیوید باد، متخصص ویروس زیکا در دانشگاه لاوسان سوئیس، کشف اخیر در حوزهی پروش ارگانوئیدها را بسیار نویدبخش میداند. او میگوید از آنجا که مطالعهی نورونهای انسانها و موشها بسیار مشکل است، ارگانوئیدها میتوانند بهترین راهحل باشند.

یک ربات در آزمایشگاه دکتر موتری که ازطریق یک رایانه با ارگانوئیدهای مغزی در ارتباط است.
فابیو پاپز، عصبشناس دانشگاه کمپیناس در برزیل با مطالعه روی بیماریهای ارثی مغزی به نتیجهای مشابه رسیده است. دکتر پاپز در حال همکاری با دکتر مورتی در زمینهی مطالعهی یک بیماری مغزی با نام «سندرم پیتهاپکینز» است. سندرم یادشده نوعی بیماری نادر است که مانع از شکلگیری توانایی تکلم در کودکان شده و باعث برخی از تشنجهای دورهای میشود. دکتر پاپز برای درک عامل جهشهای ژنتیکی منجر به این بیماری تلاش میکند ارگانوئیدهایی را بااستفاده از سلولهای پوستی اهدایی این بیماران پرورش دهد. او میگوید:
درمورد این بیماری خاص، موشها گزینههای مناسبی نیستند. واضح است که نمیتوانید سر یک کودک را بشکافید تا دریابید چه در آن میگذرد. ما یا باید این مسیر ار در پیش بگیریم یا بهکلی از پژوهش در این زمینه چشمپوشی کنیم.
جرم بحرانی
سال ۲۰۱۶، پژوهشگری با نام پریسیلا نگراس شروع به مطالعه درمورد ارتباطات ارگانوئیدها کرد. او که اکنون یکی از دانشمندان پروژه در آزمایشگاه دکتر موتری شده است، موفق شد با ۶۴ الکترود، ارتباطات ارگانوئیدها را درون یک بستر رصد کند. هر زمان که یکی از نورونها درون ارگانوئید تحریک میشوند، یک الکترود نیز فعال میشود.
نگراس دریافت که ارگانوئیدها بسیار پرسروصداتر از آن چیزی هستند که بهنظر میرسند. جالب اینکه با گذشت هر هفته این صداها بیشتر و بیشتر میشدند تا اینکه کمکم متوجه الگویی در آنها شد. بیشتر نورونها بهصورت ناگهانی شروع به تحریک همزمان و ایجاد یک موج انفجاری میکردند که بهشکل قابلتوجهی به امواج مغزی شباهت داشت. دکتر نگراس و همکاران، همکاری خود را با متخصصان امواج مغزی آغاز کردند و در ادامه متوجه شباهتهایی میان این ارگانوئیدها و مغز نوزادان نارس شدند. هم نوزادان و هم ارگانوئیدها فعالیتهای همزمان انفجاری را از خود نشان میدادند؛ فعالیتهای شدیدی که عموما با یک دورهی سکون همراه میشدند.
پژوهشگران متوجه شدند، همانطور که ارگانوئیدها رشد میکنند، این سکونها کوتاه و کوتاهتر میشوند. این وضعیت درمورد فرایند رشد مغز نوزادان نارس نیز صادق بود. اما ریچارد گائو، دانشجوی فارغالتحصیل دانشگاه کالیفرنیای سن دیهگو و از پژوهشگران همکار در پروژه معتقد است آنچه که باعث جالببودن این شباهتهای رفتاری میشود، این واقعیت است که ارگانوئیدها و مغز کودکان اساسا با یکدیگر تفاوت دارند. او میافزاید:
من فکر نمیکنم که برای تولید این الگوها نیازی به تمامی آن چند میلیارد نورون درون مغز شما باشد. اگر مقدار آنها از یک «جرم بحرانی» عبور کند، این توانایی ایجاد خواهد شد.

فرناندا کوگولا، پژوهشگر دورهی پسادکترا در این پژوهشها سعی دارد اثر ویروس زیکا را روی ارگانوئیدهای مغزی بررسی کند.
پژوهشگران سعی دارند برای افزایش اطلاعات خود درمورد ارگانوئیدها، نمونههای بزرگتر، پیچیدهتر و بادوامتر از آنها را تولید کنند. نکتهی شگفتانگیز این بود که آنها دریافتند با کمک سلولهای ایمنی میتوان به این هدف دست یافت. برخی از سلولهای ایمنی با نام میکروگلیا تنها موظف به مقابله با عوامل بیماریزا نیستند. این سلولها در فرایند تکمیل مغز میتوانند شاخههای نورونی را تثبیت کرده و به بلوغ آنها کمک کنند. پژوهشگران در آزمایشگاه دکتر موتری، سلولهای میکروگلیا را وادار به نفوذ به درون ارگانوئیدهای مغزی کردهاند. هماکنون پژوهشگران در حال مطالعهی سازوکار فعالیتهای ارگانوئیدها حین رشدشان هستند. گابرلیا گلدبرگ، یکی از دانشجویان فارغالتحصیل همکار در پروژه نیز بر این باور است که استفاده از میکروگلیا میتواند مفید واقع شود.
مغز واقعی انسان برای رشد بهتر نیاز به ارتباط با دنیای بیرون دارد. سال ۲۰۱۷، دکتر کوادراتو و همکارانش یک ارگانوئید مغزی متشکل از سلولهای شبکیهی چشم را پرورش دادند و بدین ترتیب باعث شدند ارگانوئید نسبتبه نور حساسیت داشته باشد.
دکتر موتری و همکارانش روشهای مختلفی را بهکار گرفتهاند تا بتوانند ارگانوئیدهای مغزی را وادار به تحریک بیشتر و درنتیجه توسعهی شبکههای عصبی پیچیدهتری کنند. آنها حتی طی یک آزمایش سعی کردند، ارگانوئیدها را به یک ربات کوچک عنکبوتیشکل متصل کنند. در این روش، یک رایانه با پردازش فعالیتهای الکتریکی ارگانوئید، آنها را بهشکل دستوراتی برای حرکت پاهای ربات تبدیل میکرد. همانطور که ربات حرکت میکرد، از حسگرهایی برای کشف فاصلهی خود با یک دیوار استفاده میکرد. رایانه نیز این سیگنالها را بهشکل پالسهای الکتریکی برای ارگانوئید مخابره میکرد.
دکتر موتری هنوز نمیتواند باقطعیت درمورد تأثیر چنین آزمایشهایی روی توسعهی ارگانوئیدهای مغزی اظهارنظر کند. ممکن است این تلاشها با شکست مواجه شود یا اینکه نهایتا منجر به بروز شکلی از رفتارهای پیچیدهی تقلیدی از مغز شود که برایمان قابلتفسیر نباشد. او به دانشمندان همکار خود توصیه میکند که عمیقا روی آنچه که ممکن است سهوا خلق کنند، بیندیشند. او این پرسش را مطرح میکند که:
چه میشود اگر ما نورونهایی را بهکار گیریم که درد را احساس میکنند؟ یا اینکه کاری کنیم که ارگانوئیدها بتوانند خاطرات را ثبت کنند؟
اما جینتاین لانشوف، متخصص اخلاق زیستی در دانشگاه هاروارد، اعتقاد دارد که هنوز بسیار زود است که درمورد بایدها و نبایدهای رفتار خود با ارگانوئیدها قضاوت کنیم. او میگوید:
برای اینکه بتوانیم بگوییم ما باید چگونه با چیزی رفتار کنیم، ابتدا باید بتوانیم بگوییم که «آن چیز چیست؟» ما در حال خلق چیزهایی هستیم که تا ۱۰ سال پیش ناشناخته بودند. اینها در فهرست مواردی نیست که فلاسفه با آن سروکار داشتند.
دکتر لانشوف میگوید آنچه در این مقطع از پزوهشها اهمیت دارد، این است که ارگانوئیدهای مغزی امروزی را با مغز واقعی انسانها اشتباه نگیریم. آنها یک مقولهی کاملا متفاوت هستند.
در حال حاضر، دکتر موتری و دکتر تروجیلو امیدوار هستند که بتوانند فرایند تولید ارگانوئیدهای آزمایشگاهی را اتوماسیون کنند. در نتیجه، دانشمندان دیگر نیز خواهند توانست تعداد بیشماری از ارگانوئیدهای مغزی ارزان و باکیفیت را تهیه کنند. دکتر موتری میگوید:
مفهوم اصلی [که در پی آن هستیم]، بهصورت «اتصال و اجرا» است. ما میخواهیم مزارعی بزرگ از این ارگانوئیدها را داشته باشیم.

تصویری از آلیسون موتری، دانشمند زیستشناس دانشگاه کالیفرنیای سن دیهگو در آزمایشگاه اختصاصی مطالعات ارگانوئید مغزی
ممکن است ایدهی ارسال ارگانوئیدها به فضا بتواند این مفهوم را عملیاتی کند. محفظهای که ارگانوئیدها طی سفر به فضا درون آن قرار گرفته بودند، یک نمونهی اولیه از تجهیزاتی است که روزی خواهد توانست ارگانوئیدها را بدون دخالت دستی انسان پرورش دهد. فضانوردان ایستگاه فضایی بینالمللی تنها این جعبهها را نصب کرده و به برق متصل کردند. سایر امور بهصورت خودکار انجام میشود.
مقالههای مرتبط:
چند روز پیش، دکتر موتری ارگانوئیدهای فضایی خود را مورد بررسی قرار داد. دوربینهای جاسازیشده درون جعبههای ارسالی در هر نیمساعت یک عکس تهیه میکنند؛ اما متاسفانه بهدلیل تشکیل حبابهای هوا بهشکلی غیرمنتظره، تصاویر دریافتی همگی مبهم بودند. با این حال به نظر میرسد حبابهای مزاحم درون تصاویر آخر ناپدید شدهاند و وی میتواند حدود ۵ یا ۶ کرهی خاکستری رنگ را ببیند که درون یک محلول بهرنگ بژ شناور هستند. او میگوید:
آنها گِرد و کمابیش هماندازه هستند. نشانهای از ادغام و توده شدن در آنها دیده نمیشود و این یک خبر خوب است.
از دیدگاه دکتر موتری، منسوخشدن روش صنعتی او برای پرورش ارگانوئیدها چندان اهمیتی ندارد و آنچه مهم است، حصول یک راهکار نهایی برای تولید انبوه ارگانوئیدهای مغزی است:
من معتقد هستم که [روزی] ما میتوانیم از این مغزهای خود برای یک هدف والاتر بهره ببریم.
هنگام خرید لپتاپهای گیمینگ جدید، احتمالا با مدلهایی برخورد کردهاید که کارت گرافیکشان برچسب Max-Q دارد؛ مثل مدل RTX 2080 Max-Q که یکی از قدرتمندترین آنها است. مکس-کیو نام فناوری اختصاصی انویدیا است که نخستین بار در سال ۲۰۱۷ عرضه شد تا بتوان قدرت رندرینگ کارتهای گرافیک بالاردهی انویدیا را که فقط در کامپیوترهای رومیزی یا برخی لپتاپهای بسیار قطور و سنگین یافت میشد، در کالبد لپتاپهایی با فرمفکتور باریکتر جای داد. این نسخه از کارتهای گرافیک انویدیا درحال حاضر هم برای مدلهای سری GTX و هم RTX موجود است. البته درحال حاضر محصول معادلی برای AMD در این رقابت وجود ندارد.

لپتاپ گیمینگ با کارت گرافیک استاندارد که نیازمند بدنهای قطور است
اگر فکر میکنید مکس-کیو اسم خاصی است که انویدیا ساخته، باید بگوییم که خیر؛ آنها این اسم را از عرصهی هوا-فضا قرض گرفتهاند. مکس-کیو به زمانی گفته میشود که یک سفینهی فضایی به حداکثر فشار آیرودینامیکی خود رسیده باشد. در کامپیوترهای شخصی، مکس-کیو یعنی استفاده از حداکثر توان فناوری گرافیکی انویدیا در کالبدی باریکتر، کمصداتر با مصرف انرژی بهینهتر. درحالت عادی کارتهای گرافیک نیازمند مدیریت دمای توانمندی هستند که توسط سیستمهای خنککنندهی حجیم و پرسروصدا تأمین میشوند. درنتیجه، لپتاپهای گیمینگ قطور و سنگینی که تاکنون دیدهایم محصول نهایی آن خواهد بود.
کارتهای گرافیک مکس-کیو طراحی شدهاند تا بازدهی سامانههای خنککاری را به نحوی بهینه کنند که علاوه بر اینکه لپتاپها از پس پردازشهای سنگینی همچون گیمینگ 4K بر بیایند، مثل لپتاپهای اولیهی دهه ۹۰ سنگین و قطور و پرسروصدا نباشند. برای مثال یکی از اهداف لپتاپهای مکس-کیو رسیدن به حداکثر نویز معادل ۴۵ دسیبل (در فاصلهی ۲۵ سانتیمتر مکعب) هنگام پردازش «متوسط» در دمای اتاق است. انویدیا کارتهای گرافیک مکس-کیو را به نحوی برای «اوج بازدهی» بهینهسازی کرده است که بتوان آنها را در لپتاپهای باریک استفاده کرد. اوج بازدهی تعریفی متفاوت از حداکثر بازدهی دارد. یعنی صرفاً بهجای بالابردن سرعت کلاک، ولتاژ و باس حافظه، آنها را برای بهترین کارایی ممکن در بازهی حرارتی و نویز مشخص بهینه و تنظیم میکنند و بنا بر گفتهی این شرکت، برای رسیدن به این هدف تمامی چیپها، درایورها، سامانهی کنترلی، اجزاء حرارتی و الکترونیکی کارتهای گرافیک مکس-کیو بهصورت اختصاصی مهندسی شدهاند.


البته کاملا واضح است که لپتاپهای مکس-کیو هنوز هم سیستم خنککننده دارند، اما سازندگان باید هنگام ساخت، دقت بسیای به مقولههایی همچون طراحی حرارتی و الکتریکی، لولههای حرارتی، هیتسینکها، تنظیمکنندههای بهینهساز انرژی، فنهای کمصدای باکیفیت و دیگر اجزا داشته باشند: یعنی ترکیبی از روشهای سختافزاری و نرمافزاری برای حفظ بهترین کارایی در دمای مورد نظر.
آیا کارتهای گرافیک مکس-کیو به توانمندی نسخهی استاندارد هستند؟
بهطور کلی کارتهای گرافیک مکس-کیو اندکی از همترازان استاندارد خود ظعیفتر هستند؛ برای مثال کارت گرافیک RTX2080 چند فریم بیشتر از نسخهی مکس-کیو دراختیارتان قرار خواهد داد، اما درعوض لپتاپهای مکس-کیو باریکتر، سبکتر، بیسروصداتر و حتی ارزانتر هستند. لپتاپ Asus ROG Zephyrus نخستین لپتاپی بود که با کارت گرافیک نسخهی مکس-کیو Max-Q GTX 1080 همراه شد و عملکردی مشابه نسخهی استاندارد کارت گرافیک GTX 1070 داشت. براساس تجربیات و آزمایشهای مختلف این الگو تقریبا به مدلهای دیگر نیز قابل تعمیم است و میتوانید عملکرد کارت گرافیک مکس-کیو مورد نظرتان را تقریبا معادل یک مدل پایینتر نسخهی استاندارد آن بدانید.

مقالههای مرتبط:
سال ۲۰۱۸ اکثر لپتاپهای مکس-کیو دارای کارت گرافیک (Max-Q GTX (1080-1070-1060 از سری 10 انویدیا با ریزمعماری پاسکال بودند. در سال ۲۰۱۹ غالباً شاهد استفاده از سری 20 کارتهای گرافیک انویدیا با ریزمعماری تورینگ هستیم که بهجای پیشوند GTX از RTX استفاده میکنند؛ این امر تاکیدی بر قابلیت رهگیری پرتو که انویدیا است که بسیار به آن میبالد و اگر گیمر هستید و قصد خرید لپتاپ گیمینگ دارید، مدلهای RTX گزینههای معقولتری برای سرمایهگذاری هستند.
لازم به ذکر است که کارتهای گرافیک مکس-کیو فقط برای استفاده در لپتاپها موجود است و نمیتوان یکی از آنها را برای کامپیوتر رومیزی خرید. درحال حاضر نیز فقط شرکتهای ایسر، ایسوس، دل، گیگابایت، اچپی، ام اس آی و رِیزر لپتاپهای مکس-کیو را ارایه میکنند.
سرطان پروستات شایعترین سرطان در میان مردان غربی است و هرساله در سرتاسر جهان ۱/۳ میلیون مورد جدید تشخیص داده میشود. این سرطان درحال حاضر با استفاده از آزمایش خونی که سطوح آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA) را اندازهگیری میکند، تشخیص داده میشود. اگرچه این آزمایش تشخیص اولیه را انجام میدهد، اما دارای تشخیصپذیری پایین (مثبتهای کاذب بالا) است و پس از انجام نمونهبرداری (بیوپسی) مشخص میشود که ۷۵ درصد از تمام موارد PSA مثبت دچار سرطان نیستند.
هنگامی که سطح بالای PSA در خون تشخیص داده شود، از غدهی پروستات بیمار نمونهبرداری میشود. این یک عمل تهاجمی است و خطر خونریزی و عفونت را بهدنبال دارد. با انجام نمونهبرداری مشخص میشود که بیشتر بیمارانی که سطح PSA در خونشان بالا است، مبتلا به سرطان نیستند. علاوهبراین، بیشتر سرطانهای پروستات تشخیصدادهشده در مراحل اولیه، اگر تحت درمان قرار نگیرند، کشنده نیستند. بنابراین رویهی فعلی ترکیب آزمایش PSA و نمونهبرداری برای تشخیص سرطان پروستان منجر به نمونهبرداری غیرلازم، تشخیص افراطی و درمان غیرضروری در بسیاری از مردان میشود.
مقالههای مرتبط:
در آزمایش جدید تشخیص سرطان پروستات، سلولهای سرطانی اولیه یا سلولهای توموری در گردش (CTCs) که تومور اصلی را ترک کردهاند و قبل از انتشار در بدن وارد جریان خون شدهاند، مورد بررسی قرار میگیرند. با اندازهگیری سلولهای سرطانی زندهی دستنخورده در خون بیمار، بهجای پروتئین PSA که ممکن است در خون به دلایلی دیگری غیر از سرطان وجود داشته باشد، این آزمایش بهطور بالقوه روش دقیقتری را برای تشخیص سرطان پروستات فراهم میکند.
در مطالعهی حاضر که در مجلهی Journal of Urology منتشر شده است، آزمایش CTC روی ۹۸ بیمار در مرحلهی قبل از نمونهبرداری و ۱۵۵ بیمار که بهتازگی سرطان پروستات آنها تشخیص داده شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. پژوهشگران دریافتند که حضور سلولهای توموری در گردش در نمونههای خون قبل از نمونهبرداری شاخصی از حضور سرطان پروستات تهاجمی است و بهطور مؤثر و غیرتهاجمی، نتیجهی عمل نمونهبرداری را پیشبینی میکند. هنگامی که آزمایش CTC در ترکیب با آزمایش PSA انجام شد، میتوانست با دقت بیش از ۹۰ درصد، وجود سرطان پروستات تهاجمی را پیشبینی کند. علاوهبراین، تعداد و نوع سلولهای توموری در گردش که در خون دیده میشدند، نشانگری از میزان تهاجمی بودن سرطان بود. تمرکز روی سرطانهای پروستات تهاجمیتر ممکن است موجب کاهش درمان و نمونهبرداری غیرضروری در وضعیتهای خوشخیم و غیرتهاجمی شود. یونگ جی لو از دانشگاه کوئین مری لندن گفت:
آزمایش فعلی سرطان پروستات اغلب منجر به نمونهبرداری تهاجمی و غیرضروری و تشخیص و درمان غیرضروری در بسیاری از مردان میشود و موجب واردآمدن صدمات زیادی به بیماران و اتلاف منابع درمانی باارزش میشود. روش انتخاب بیمارانی که لازم است مورد نمونهبرداری قرار گیرند، باید بهبود پیدا کند. آزمایش CTC کارآمد، غیرتهاجمی و دقیق است و ما پتانسیل آن را برای بهبود استاندارد درمانی کنونی نشان دادیم. ما با ترکیب آزمایشهای CTC و PSA توانستیم سرطان پروستات را با بیشترین دقت ممکن (نسبتبه روشهای قبل) تشخیص دهیم. این امر میتواند بسیاری از بیماران را از انجام نمونهبرداری غیرضروری نجات دهد. این رویکرد میتواند درنهایت منجر به تغییر روش تشخیص سرطان شود.
از آنجایی که این مطالعه فقط در یک مرکز بهداشتی انجام شده، قبل از اینکه این روش توصیه شود، لازم است که در مراکز بهداشتی مستقل دیگری مورد آزمایش قرار بگیرد و تأیید شود.
گزارشی جدید حاکی از آن است که پردازنده گرافیکی موبایل انویدیا GeForce RTX 2060 انتخابی ضعیف برای لپتاپهای گیمینگ بوده و نسخه لپتاپ این پردازنده بهطور قابلتوجهی از نسخه دسکتاپ ضعیفتر است.
این نتایج از سوی Notebookcheck.net اعلام شده که از پردازندههای گرافیکی 2060، 2070 و 2080 در 3DMark بنچمارک گرفته و آنها را با نسخههای دسکتاپ مقایسه کرده است.
با توجه به نتایج بنچمارک Time Spy Graphics در رزولوشن ۲۵۶۰ × ۱۴۴۰ و Fire Strike در رزولوشن ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰، نسخه موبایل RTX 2080 بین ۸ تا ۱۰ درصد از نسخه دسکتاپ کندتر بوده و این رقم برای RTX 2070 بین ۱۴ تا ۱۸ درصد اعلام شده؛ اما نسخه موبایل RTX 2060 نسبت به پردازنده دسکتاپ آن ۲۰ تا ۲۵ درصد کندتر بوده و این مشکل اصلی است.
بسیاری از خریداران با دیدن نام RTX 2060 روی هر دو نسخه موبایل و دسکتاپ ممکن است این دو پردازنده گرافیکی را یکسان دانسته یا انتظار عملکردی نزدیک به هم از این دو داشته باشند، در صورتی که چنین چیزی صحت ندارد.
این موضوع در نسل قبل پردازندههای گرافیکی انویدیا یعنی GTX 1080، GTX 1070 و GTX 1060 چندان خودنمایی نمیکرد؛ زیرا پردازندههای گرافیکی موبایل عملکردی بسیار نزدیک به همنام دسکتاپ خود داشتند.
عملکردی تا ۲۵ درصد ضعیفتر از نسخه دسکتاپ در RTX 2060 بیشتر از اینکه یک مشکل فنی باشد، به نوعی فریب مشتریان به شمار میرود.
پسوند M
انویدیا سابقا از پسوند M برای مشخصکردن نسخه موبایل از نسخه دسکتاپ پردازندههای گرافیکی خود استفاده میکرد اما انویدیا از این نحوه نامگذاری برای ایجاد تمایز بین نسخههای موبایل و دسکتاپ، از زمان تراشههای گرافیکی پاسکال صرفنظر کرد. با توجه به تفاوت درخورتوجه سطح عملکرد نسخههای لپتاپ و دسکتاپ RTX این شیوهی نامگذاری پذیرفتنی به نظر نمیرسد.
نحوهی نامگذاری تراشههای گرافیکی متفاوت پاسکال در نسل جدید پردازندههای گرافیکی RTX ادامه یافته است. بدین ترتیب انتظار میرود که دو نسخه دسکتاپ و لپتاپ عملکردی نزدیک به هم داشته باشند و این موضوع به هیچ وجه صحت ندارد. از زمان عرضه اولین لپتاپها با پردازنده گرافیکی RTX عملکرد ضعیفتر این تراشهها مورد بحث بوده است.
Notebookcheck.net افزون بر عدم همخوانی عملکرد نسخههای دسکتاپ و لپتاپ، بر ایراد دیگر تراشههای لپتاپ RTX 2060 تأکید میکند و آن ارزش خرید پایین این پردازنده گرافیکی است. پردازندهی GTX 1660 Ti موبایل تنها چند درصد (بهطور دقیق در یکی از نتایج ۴ درصد) از RTX 2060 در سطح عملکرد خام ضعیفتر بوده؛ در حالی که گزینه ارزانتری نسبت به آن است.
البته درست است که با تراشهی یادشده از تکنیک جدید تعقیب پرتو (Ray Tracing) پردازندههای RTX بیبهره خواهید ماند اما حقیقتا این تکنیک در یک لپتاپ گیمینگ تا چه حد مهم است؟ تعقیب پرتو در یک دسکتاپ گیمینگ با پردازنده گرافیکی بالارده کارآمد است اما در پردازنده موبایلی که حتی قویترین گزینه در نوع خود نبوده چندان حائز اهمیت نیست.
با وجود تمام این مسائل RTX 2060 بههیچوجه یک پردازنده ضعیف موبایل نیست اما نسبت به نسخه دسکتاپ خود و پردازندههای دیگر معرفیشده در نسل جدید انویدیا چندان حرفی برای گفتن ندارد؛ مخصوصا وقتی انویدیا تفاوت نامی میان این پردازنده و نسخه دسکتاپ آن قائل نیست.
انتظار میرود که شرکت انویدیا به این انتقادات پاسخ دهد و تصمیمات لازم را در این رابطه اتخاذ کند.
.: Weblog Themes By Pichak :.