شرکتهای تولیدکنندهی تراشه روزبهروز برای کاهش ابعاد محصول خود میکوشند و اکنون در مسیری بهسمت ابعاد نزدیک به اتم حرکت میکنند.
در دنیای تراشههای کامپیوتری، اعداد بزرگتر همیشه بهتر هستند. هستههای بیشتر، گیگاهرتز بیشتر، فلاپسهای بزرگتر و موارد اینچنینی توجه و تمرکز مهندسان و کاربران را بهخود جلب میکنند. البته، عاملی وجود دارد که هرچه کمتر باشد، بهمعنای برتربودن محصول تراشهای خواهد بود. کدام عامل چنین وضعیتی دارد و چرا اینقدر مهم است؟ چرا آن را با ابعاد نانومتر اندازهگیری میکنند و اعداد مشهور ۱۰ و ۷ و ۵ که اخیرا به دفعات برای توضیح آن استفاده میکنیم، چه معنایی دارند؟ در ابتدا باید بدانید عامل مذکور با نام فرایند ساخت (Process Node)شناخته میشود. این عامل در ارتباطی تنگاتنگ با مفهومی بهنام «اندازهی مشخصه» (Feature Size) در تراشه قرار دارد.
در صنعت تراشه، عبارت «اندازهی مشخصه» ناظر به بُعد مشخصی از اجزای بسیار ظریف درونی تراشه همچون فواصل خاصی از ترانزیستورها است. به بیان دیگر، تولیدکنندههای گوناگون تراشههای کامپیوتری از عبارت مذکور برای توضیح جنبههای ابعادی متفاوتی از تراشهی خود استفاده میکنند. البته، در گذشتهای نهچندان دور این عبارت مفهومی عام داشت و برای توصیف کمترین فاصلهی میان Drain و Source یک ترانزیستور از این اصطلاح استفاده میشد.
بنابر آنچه گفته شد، اندازهی مشخصه امروز بیشتر کاربرد بازاریابی دارد و نمیتوان برای مقایسهی فرایندهای ساخت سازندگان مختلف از آن استفاده کرد. فراموش نکنید ترانزیستور قطعهای حیاتی در هر پردازنده محسوب میشود و گروههایی از این مؤلفه، تمامی فرایندهای پردازش و ذخیرهسازی داده را در تراشه انجام میدهند. در این میان، هرچه فرایند ساخت عدد کوچکتری داشته باشد، تولیدکننده از پیشرفت خود راضیتر خواهد بود. اکنون این سؤال ایجاد میشود که چرا کوچکترشدن فرایند ساخت اهمیت دارد؟
هیچ رخدادی در دنیای پردازندهها بهصورت لحظهای یا بدون مصرف انرژی برق اتفاق نمیافتد. در این میان، قطعات بزرگتر به زمان بیشتری برای تغییر وضعیت نیاز دارند؛ درنتیجه، سیگنال در آنها نیز به زمان بیشتری برای جابهجایی نیاز پیدا میکند و درنهایت، انرژی موردنیاز هم بیشتر است. بدیهی است ابعاد بزرگتر در قطعات بهمعنای ابعاد بزرگتر در کل تراشه و درنهایت، پردازنده خواهد بود.

در تصویر بالا، سه نمونه پردازندهی قدیمی مشاهده میکنید: از سمت چپ به راست پردازندهی ۲۰۰۶ سلرون و پردازندهی ۲۰۰۴ پنتیوم ام و پردازندهی ۱۹۹۵ پنتیوم. فرایند ساخت این تراشهها بهترتیب ۶۵ و ۹۰ و ۳۵۰ نانومتری است. بهبیان ساده، میتوان نتیجه گرفت اجزای حساس تراشه در طراحیای با عمر ۲۴ سال، حدودا پنجبرابر بزرگتر از همان اجزا در طراحیای با عمر ۱۳ سال هستند. تفاوت بزرگ دیگر در تعداد ترانزیستورها دیده میشود. هرچه فرایند ساخت فشردهتر باشد، بر تعداد ترانزیستورهای درون تراشه افزوده میشود. نمونهی جدید ۲۹۰ میلیون ترانزیستور را در خود جای میدهد و نمونهی قدیمیتر تنها سهمیلیون ترانزیستور. در اینجا شاهد تغییری نزدیک به ۱۰۰ برابر هستیم.
نکتهی مهم دیگر در روند تکامل این تراشهها، در مسئلهی گرمازایی دیده میشود. پردازندهی سلرون، تنها ۳۰ وات گرما تولید میکند و این عدد در پردازندهی پنتیوم ۱۲ وات است. وقتی جریان برق از مدارهای موجود در تراشه عبور میکند، بخشی از انرژی خود را بهدلیل فرایندهای متعدد از دست میدهد که حجم عمدهای از آن بهصورت گرما درمیآید. این آمار نشان میدهد پردازندهی سلرون گرمای بیشتری تولید میکند؛ اما فراموش نکنید نسخهی جدیدتر، ۱۰۰ برابر ترانزیستور بیشتر دارد.
مطالب گفتهشده نشان میدهد فرایند ساخت کوچکتر بهمعنای تولید تراشههای فشردهتر خواهد بود. بهعلاوه، ترانزیستورهای بیشتر با سرعت سوئیچ سریعتر هم خواهیم داشت. درنهایت، تعداد محاسبهها در واحد ثانیه بیشتر میشوند و انرژی کمتری بهصورت گرما تلف خواهد شد. اکنون این سؤال مطرح میشود که چرا همهی تراشههای موجود در جهان با کوچکترین فرایند ساخت تولید نمیشوند؟
مفاهیم نوری
برای توضیح بهتر ساختار تراشهها ابتدا باید با فرایندی بهنام لیتوگرافی نوری (Photolithography) آشنا شوید. در این فرایند، نور تابیدهشده از یک منبع از قطعهای بهنام «ماسک نوری» عبور میکند. قطعهی مذکور نور را در برخی مناطق مسدود میکند و از برخی نقاط دیگر عبور میدهد. در بخشهایی که نور عبور میکند، پرتوهای نور در نقطهی بسیار کوچکی متمرکز خواهد شد و سپس، با لایهای مخصوص که در فرایندهای تولید تراشه بهکار میرود، برهمکنش و مکان قرارگیری اجزای گوناگون داخلی تراشه را مشخص میکند.

برای درک بهتر فرایند مذکور میتوان به تصویربرداری اشعهی ایکس اشاره کرد. بهعنوان مثال، در تصویربرداری از دست، استخوانها نقش ماسک نوری را ایفا میکنند و گوشت اجازهی عبور پرتو را میدهد و درنهایت، تصویری از ساختار داخلی استخوان دست ایجاد میشود.

آنچه گفته شد، تنها برای درک کلی ساختار تولید تراشه شرح داده شدند. درواقع، نور حتی برای تراشههای قدیمی همچون پنتیوم هم استفاده نمیشد؛ چون ابعاد بزرگی دارد. منظور از ابعاد در توضیح نور همان طول موج است. نور را میتوان در دستهبندی امواج الکترومغناطیس قرار داد که ترکیبی از امواج الکتریکی و مغناطیسی دارد.
برای نشاندادن کلی امواج، عموما از دیاگرامهای سینوسی استفاده میشود؛ درحالیکه امواج بهصورت کلی شکلی ندارند. درواقع، چنین اشکالی نشاندهندهی الگوی تأثیری هستند که در برخورد امواج با جسمی دیگر ایجاد میشود. بههرحال، طول موج در چنین الگویی را میتوان با اندازهی فیزیکی بین دو نقطهی قابلتمایز اندازهگیری کرد. بهعنوان مثال، امواج دریا را در نظر بگیرید. در این امواج، طول موج بهمعنای فاصلهی دو نقطهی اوج از یکدیگر خواهد بود. امواج الکترومغناطیس بازهی گستردهای از طول موجها را شامل میشوند؛ درنتیجه، همهی آنها را در دستهای بهنام طیف قرار میدهیم.
کاهش ابعاد در قطعات
در تصویر پایین، بازهی قرارگیری طول موج نور را مشاهده میکنیم. با توجه به آن، میتوان ادعا کرد نور، تنها بخش کوچکی از طیف امواج الکترومغناطیس را اشغال میکند. در میان امواج زیر، نامهای آشنای دیگری همچون امواج رادیویی، مایکروویو، اشعهی ایکس و... قرار دارند. بهعلاوه، ابعاد مرتبط با طول موج هم دیده میشود. بهعنوان مثال، نور طولی موجی برابر با ۷-۱۰ متر دارد. دانشمندان و مهندسان برای نشاندادن ابعادی اینچنین کوچک از اصطلاحاتی همچون نانومتر استفاده میکنند. اگر به تصویر زیر دقت کنیم، میتوان نور را در بازهای بین ۳۸۰ تا ۷۵۰ نانومتر قرار داد.
اگر نگاهی مجدد به سطرهای پیشین این مقاله بیندازیم، بهیاد میآوریم پردازندهی سلرون با فرایند ساخت ۶۵ نانومتر تولید میشود. اکنون این سؤال مطرح میشود که قطعات پردازنده چگونه ابعادی کمتر از نور دارند؟ درواقع، آنها با امواج نوری ساخته نمیشوند و در تولید تراشهها با چنین ابعادی، از امواج نور فرابنفش یا UV استفاده میشود.
با توجه به نمودار طیفی بالا، نور UV از طول موج ۳۸۰ نانومتر (محل پایان طیف نور مرئی) شروع میشود و تا ۱۰ نانومتر را پوشش میدهد. تولیدکنندههایی همچون اینتل و TSMC و GlobalFoundries از موج الکترومغناطیسی بهنام EUV یا Extreme UV استفاده میکنند. امواج مذکور ابعادی تا ۱۹۰ نانومتر دارند. استفاده از امواج با طول موج کوتاهتر نهتنها موجب ساخت اجزایی کوچکتر میشود؛ بلکه کیفیت کلی آنها نیز بهبود پیدا خواهد کرد. چنین رویکردی امکان جانمایی قطعات را در فواصلی کمتر ایجاد میکند و درنهایت، ابعاد کلی تراشه هم کوچکتر میشود.
شرکتهای گوناگون برای نامگذاری مقیاس فرایندهای ساخت خود از عبارتهای متنوعی استفاده میکنند. اینتل برای آخرین فناروی خود اصطلاح 10FF را بهکار میبرد که برای کاربردهای عمومی ۱۰ نانومتری نامیده میشود. شرکت تایوانی TSMC برای فناوری اینچنینی تنها همان عبارت 10FF را بهکار میبرد. شرکتهای طراح پردازنده همچون AMD الگوها و زیرساختهای لازم را برای تولید تراشه بهکمک فرایندهای ساخت کوچکتر طراحی میکنند و برای تولید با شرکتهایی همچون TSMC وارد همکاری میشوند. این شرکت تایوانی در ابتدای سال جاری، خطتولید جدید خود برای فرایندهای تولید ۷ نانومتری را رونمایی کرد. در چنین مقیاسی، برخی از کوچکترین اجزای تراشه ابعاد حدود ۶ نانومتر خواهند داشت؛ البته اکثر اجزای درونی بزرگتر از این ابعاد هستند.
برای درک بهتر ابعاد ۶ نانومتر باید بدانید فاصلهی اتمهای سیلیکون از یکدیگر، حداکثر ۰.۵ نانومتر و قطر اتمها نیز ۰.۱ نانومتر است؛ درنتیجه، کارخانههای TSMC ترانزیستورهایی تولید میکنند که پهنایی درحدود ۱۰ اتم سیلیکون دارند.
مشکلات تولید در ابعاد اتمی
در جملهی آخر بالا، با حقیقتی شگفتانگیز روبهرو شدیم و دربارهی فرایند تولید در ابعاد اتمی خواندیم. البته، صرفنظر از فناوریهای خیرهکننده، تولید با استفاده از امواج EUV مشکلات مهندسی و تولیدی متعددی ایجاد میکند. اینتل سال گذشته در گسترش حجم تولید خط ۱۰ نانومتری خود و رساندن آن به حجم تولید ۱۴ نانومتری، مشکلات متعددی تجربه کرد. بهعلاوه، Global Foundries همهی برنامههای توسعهی خطتولید ۷ نانومتری و کوچکتر را متوقف کرده است. البته، شاید مشکلات شرکتهای مذکور منحصرا به فرایندهای لیتوگرافی فرابنفش وابسته نباشند؛ اما بههرحال، نمیتوان آنها را کاملا بیربط دانست.
هرچه طول موج امواج الکترومغناطیسی را کاهش دهیم، انرژی حملشدهی آنها افزایش مییابد؛ درنتیجه، احتمال آسیبرساندن به تراشه نیز بیشتر میشود. بهعلاوه، تولید در ابعاد بسیار کوچک در مقایسه با آلودگی و عیوب موجود در مواد اولیه نیز حساسیت بیشتری دارد. از مشکلات دیگر میتوان به محدودیتهای پراکنش پرتو و نویز آماری اشاره کرد. در اینجا، نویز آماری تغییرات و ناپایداریهای طبیعی است که در زمان جذب انرژی امواج EUV در لایهی تراشه ایجاد میشود. مجموع همهی مشکلات رسیدن به هدف اصلی، یعنی تولید تراشههای ۱۰۰ درصد عالی را دشوار میکند.

نمونهای از مشکلات ایجادشده در جریان ساخت تراشه
مشکل مهم دیگر در طراحی و تولید با ابعاد اتمی در جریان الکتریسیته خلاصه میشود. در چنان ابعاد کوچکی، جریان الکتریسیته و جابهجایی انرژی از قوانین و سیستمهای کلاسیک پیروی نمیکنند. حفظکردن جریان برق در ابعاد کنونی آنچنان دشوار بهنظر نمیرسد و تنها با عایقکردن اجزای تراشه میتوان چنین رویکردی را انجام داد. درمقابل در ابعاد کوچکتر (حوزهی فعالیت TSMC و اینتل)، نمیتوان عایق مناسب و ضخیمی برای اجزا پیدا کرد.
با وجود مطالب گفتهشده، مشکلات کنونی در تولید عموما اغلب به مشکلاتی نامربوط به فناوری EUV خلاصه میشوند. فرایندهای تولید تا چند سال آینده هنوز مشکلات بزرگی دارند؛ درنتیجه، هنوز باید زمان زیادی را منتظر باشیم تا با بلوغ تراشهها، روزی دربارهی عملکرد تولیدکنندهها در رایانش کوانتومی یا مباحث مشابه بحث کنیم.
مشکل اصلی فرایند تولید تراشههای بسیار کوچک در ساختار تراشهسازان دیده میشود. اینتل و TSMC و تمامی شرکتهای تولیدکننده طبیعت کسبوکاری دارند و تنها با هدف ایجاد درآمد در آینده به توسعه در ابعاد اتمی میاندیشند. بررسی زیر نشان میدهد تولید در ابعاد کوچکتر، چه مقدار هزینهی تولید ویفرهای سیلیکون را برای شرکت سازنده افزایش میدهد.

بهعنوان مثال، اگر نود پردازشی ۲۸ نانومتری را بهعنوان فرایند تولید پردازندههای نسل Hawsell اینتل (مانند Core i7-4790K) در نظر بگیریم، نود پردازشی ۱۰ نانومتری هزینهای تقریبا دوبرابری در تولید هر ویفر برای اینتل بههمراه خواهد داشت. تعداد تراشههایی که از هر ویفر استخراج میشود، وابستگی زیادی به ابعاد آن تراشه دارد؛ ازاینرو، کاهش ابعاد با وجود افزایش قیمت، احتمال تولید تراشههای بیشتر را افزایش میدهد. درنهایت، همین افزایش هزینهها هم با افزایش قیمت کالای مصرفکننده جبران میشود؛ اما بههرحال باید تعادلی بین تولید و نیازهای صنعت وجود داشته باشد.
افزایش فروش گوشیهای هوشمند در سالهای گذشته و رشد نمایی فناوری هوشمند در خانهها و خودروها این تفسیر را منتقل میکند که تولیدکنندههای تراشه باید ضربهی اقتصادی از تولید با فرایندهای ساخت کوچکتر را جذب میکردند. درواقع، باید منتظر میماندند تا سیستم بهاندازهی کافی برای تولید انبوه ویفرهایی با حداقل اشکال تولیدی به بلوغ برسد. مفاهیم اقتصادی در اینجا در ابعاد میلیارد دلار هستند و درنتیجه، ریسک زیادی در کسبوکار ایجاد میکنند. با توجه به همین موارد، میتوان دلیل تعطیلی مراحل توسعه را در شرکت GlobalFoundries تفسیر کرد.
چشمانداز آینده
با وجود مشکلات کنونی در تولید با ابعاد اتمی، میتوان آینده را امیدوارکننده دانست. اکنون سامسونگ و TSMC تولید ۷ نانومتری را با حاشیهی سود و عملیات مناسبی انجام میدهند. بهعلاوه، طراحان تراشه نیز در حال بهینهسازی طراحیها با استفاده از فرایندهای چندگانه در تولید آخرین تراشههای خود هستند. از جدیدترین نتایج بهینهسازی طراحیها میتوان به پردازندهی AMD 3900X اشاره کرد. پردازندهی حرفهای دسکتاپ AMD از دو تراشه ۷ نانومتری ساخت TSMC و یک تراشهی ۱۴ نانومتری GlobalFoundries بهره میبرد. تراشههای ۷ نانومتری بهعنوان قطعات پردازشی اصلی فعالیت میکنند و تراشهی آخر حافظهی DDR4 و دستگاههای PCI Express متصل به CPU را مدیریت میکند. با توجه به اینکه امید زیادی به موفقیت محصول جدید AMD میرود، بهاحتمال زیاد در آیندهی نزدیک، نمونههای مشابه بیشتری از شرکتهای دیگر را شاهد خواهیم بود.

تصویر بالا تغییرات در فرایندهای ساخت اینتل را در ۵۰ سال گذشته نشان میدهد. بردار عمودی ابعاد فرایندی را با ضرايب ۱۰ نشان میدهد و از ۱۰ هزار نانومتر شروع میشود. با توجه به نمودار، متوجه میشویم غول پردازنده، روند نیمعمر فرایندی با دورهی زمانی ۴.۵ سال را پشتسر گذاشته است. نیمعمر فرایند به زمانی گفته میشود که برای نصفکردن ابعاد فرایندی موردنیاز خواهد بود.
با توجه به نمودار بالا، میتوان پیشبینی کرد اینتل تا سال ۲۰۲۵ موفق شود نود پردازشی ۵ نانومتری بسازد؟ با وجود مشکلات کنونی شرکت در تولید نود پردازشی ۱۰ نانومتری، رسیدن به آن دستاورد دور از انتظار نخواهد بود. همچنین، سامسونگ و TSMC پیشرفتهای چشمگیری در تحقیق و توسعهی تراشهی ۵ نانومتری داشتهاند و آیندهی آنها روشن بهنظر میرسد.
نودهای پردازشی کوچکتر سریعتر هم خواهند بود و با مصرف انرژی کمتر، کارایی بیشتری نشان میدهند. چنین محصولاتی مسیر خود را بهسمت خودروهای خودران و گجتهایی همچون ساعت هوشمند هموار میکنند؛ درنتیجه، زمانی شاهد محصولاتی از این دسته با کیفیت و قدرتی نزدیک به گوشیهای هوشمند و عمر باتری نزدیک به آنها خواهیم بود. بهعلاوه، پردازندههای گرافیکی هم پیشرفت میکنند و گرافیکی با جزئیات بالا در بازیها را شاهد خواهیم بود که در فیلمهای چندمیلیوندلاری یک دهه پیش تاکنون هم شاهد آنها نبودیم.
وایفای ۶ جدیدترین استاندارد اتصال بیسیم است که بازدهی چشمگیر و امکان اتصال دستگاههای بیشتر را درکنار امکانات متعدد دیگر ارائه میکند.
در ژانویهی سال جاری میلادی، شرکتهای متعدد حاضر در CES 2019 از امکان جدیدی در محصولات خود صحبت میکردند. آنها در مشخصات محصولاتی همچون لپتاپ و روتر، عبارت «پشتیبانی از وایفای ۶» را اضافه کردند که توجه کاربران و کارشناسان را به خود جلب کرد. محصولاتی از شرکتهای متعدد همچون اچپی، دل، ایسوس و دیگر تولیدکنندهها در نمایشگاه دیده میشد که همگی با ادعای پشتیبانی از وایفای ۶ معرفی شدند. یک ماه بعد،سامسونگ پرچمدار جدید خانوادهی گلکسی، یعنی گلکسی S10 را رونمایی کرد که درکنار تمام قابلیتهای خیرهکننده، پشتیبانی از وایفای ۶ را هم ارائه میکرد.
علاوهبر تمام شگفتزدگیها از معرفی قابلیتهای جدید، این سؤال مطرح میشود که استاندارد جدید چیست؟ وایفای ۶ جدیدترین نسل اتصال بیسیم محسوب میشود. این فناوری هنوز معرفی نشده است؛ اما بهزودی بهعنوان استانداردی جامع برای اتصال بیسیم ارائه میشود؛ درنتیجه، تولیدکنندههای فعال در حوزهی محصولات الکترونیک، پشتیبانی از آن را به محصولات خود افزودهاند تا بهنوعی برای آینده آماده باشند.
از سالها پیش، همهی استانداردها و محصولات فناوری با شعاری تقریبا شبیه بههم عرضه شدهاند. آنها بهتر و سریعتر کردن زندگی را بهعنوان قابلیت خود معرفی میکنند. چنین ادعایی برای وایفای ۶ نزدیک به واقعیت خواهد بود. گفتنی است بهبودهای وایفای ۶ در مقایسه با نسلهای قبلی بیشتر، در افزایش ثبات و کارایی اتصال بیسیم در سطح شبکه است و شاید دستگاههای تکی آنچنان پیشرفتی احساس نکنند. البته، قطعا دستگاههای مصرفکننده بهبودهایی در سرعت تجربه خواهند کرد؛ اما پیشرفت اصلی وایفای ۶ در پشتیبانی از دستگاههای بیشتر بهصورت همزمان در شبکه دیده میشود. درواقع، وایفای جدید را میتوان بهترین استاندارد اتصال برای دنیایی دانست که انواع گجتها و دستگاههای مبتنی بر اینترنت اشیاء بهترین استفاده را از آن خواهند داشت.
مفاهیم پایه
استانداردهای وایفای را انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) تدوین و دستگاههای هماهنگ با استاندارد جدید را نیز WiFi Alliance تأیید میکند. بیش از ۸۰۰ شرکت بهعنوان پشتیبان یا عضو در سازمان مذکور حضور دارند که از مشهورترین آنها میتوان به اپل، مایکروسافت، گوگل، فیسبوک، اینتل، کوالکام، برودکام، سامسونگ والجی الکترونیکس اشاره کرد.

گروههای مذکور برای توسعهی هر استاندارد اتصال بیسیم حدود پنج سال زمان صرف میکنند. آنها از زمان عرضهی استاندارد قبلی، یعنی سال ۲۰۱۴، مشغول طراحی و توسعهی وایفای ۶ بودهاند. استاندارد شبکهای بیسیم که امروزه همهی ما از آن استفاده میکنیم، بهنام IEEE 802.1 1ac شناخته میشود و استاندارد بعدی IEEE 802.1 1ax نام خواهد داشت.
قطعا کاربران عادی از نام علمی استاندارد برای اتصال جدید استفاده نخواهند کرد و استاندارد را همان WiFi 6 میخوانند. انجمن اتحاد وایفای هم از این بهبعد استانداردها را در ترتیبی پشتسرهم نامگذاری خواهد کرد و احتمالا دیگر از نامگذاریهای علمی در برندسازی استاندارد جدید خبری نباشد. ادگار فیگوروا، مدیرعامل اتحاد وایفای دربارهی نامگذاریها میگوید:
ما از وایفای ۶ بهبعد، الگوی نامگذاری را تغییر خواهیم داد. صحبت از فناوریها کافی است و باید ازاینپس، در نامگذاری به نسلها اشاره کنیم.
با توجه به اظهارنظر فیگوروا، میتوان پیشبینی کرد WiFi 6 از این بهبعد بیشتر در اتصالهای بیسیم کاربران دیده میشود؛ نامی که نشاندهندهی نسل استاندارد مورد استفادهی آنها خواهد بود. نامهای دیگر همچون WiFi 4 و WiFi 5 نیز برای نسلهای قبلی استفاده میشوند. بهعلاوه، WiFi Certified 6 نیز نام برنامهی تأییدیهای است که تولیدکنندههای دستگاه برای کسب مجوز استفاده از استاندارد باید آن را اجرا کنند.
تفاوت با نسلهای قبل
وایفای ۶ را میتوان اولین بهروزرسانی بزرگ برای پشتیبانی چندموجی در اتصال بیسیم دانست. چنین بهروزرسانیهایی از سال ۲۰۰۹ و عرضهی Wi-Fi 802.1 1n یا WiFi 4 انجام نشدهاند. وایفای ۴ در هر دو موج ۲.۴ گیگاهرتز و ۵ گیگاهرتز فعالیت و وایفای ۵ یا WiFi 802.1 1ac فقط از امواج حاضر در طیف ۵ گیگاهرتز پشتیبانی میکند و وایفای ۶ برای پشتیبانی کامل از فرکانسهای انتقالی ۲.۴ و ۵ گیگاهرتز بهینهسازی میشود.

از قابلیتهای ویژهی نسل جدید وایفای میتوان به پشتیبانی فناوری چند کاربر و چند ورودی و چند خروجی (به اختصار MU-MIMO) اشاره کرد. بهعلاوه، امکانی دیگر هم بهنام Orthogonal Frequency Division Multiple Access یا OFDMA در استاندارد جدید مطرح میشود که درادامه، آن را بهاختصار توضیح میدهیم.
فناوری مذکور در تعریفی ساده، امکان فعالیت همزمان دستگاههای بیشتری را در یک شبکهی وایفای ایجاد میکند؛ درنتیجه، بازدهی و جریان داده در شبکهی وایفای کاربر بهبود و زمانهای تأخیر کاهش مییابد. وایفای ۶ بهصورت کلی برای بهبود عملکرد شبکههای وایفای توسعه یافته است؛ البته تفاوتها در سطح مصرفکننده هم تا حدودی ملموس خواهند بود. بهعنوان مثال، کاربر در دستگاههای خود تا چهاربرابر افزایش ظرفیت و چهاربرابر جریان داده را تجربه میکند. فیگوروا بهبود مذکور را تا ۹ و ۱۰ گیگابیتبرثانیه در شرایط بهینه تعریف میکند.
ردمی ۷ و ردمی ۷ ای، گوشیهای ارزانقیمت سری ردمی با قیمت مناسب خود، بازار بزرگی را هدف قرار دادهاند؛ با بررسی این دو گوشی شیائومی همراه زومیت باشید.
شیائومی شاید به اندازهی سایر برندها، بازارهای جهانی را هدف قرار نداده باشد اما بازیگری خطرناک در برخی از بازارهای کلیدی محسوب میشود. ردمی بهعنوان زیربرندی از شیائومی با هدف تصاحب بازار گوشیهای اقتصادی متولد شده است و با توجه به شناختهشدهبودن این برند در برخی بازارها مانند هند، چینیها امید زیادی به این این برند بستهاند. قیمت مناسب در مقایسه با مشخصات فنی را باید اصلیترین مشخصهی گوشیهای سری ردمی دانست و این مسئله در هر سه خانوادهی ردمی، ردمی نوت و اخیرا سری کی یک خط قرمز محسوب میشود.

ذکر پسوند A در سری ردمی عموما نشانگر اقتصادیترین عضو این خانواده است و 7A نیز این قضیه مستثنی نیست. گوشیهای ردمی امسال به تراشههای اسنپدراگون مهاجرت کردهاند و همین مسئله در کنار افزایش ظرفیت باتری بهبود قابلتوجهی را نسبت به گذشته نوید میدهد. ردمی ۷ و ردمی ۷ ای با ارائهی برخی ویژگیهای بهتر نسبت به گذشته، قیمت را حفظ و حتی کمی کاهش دادهاند؛ اما آیا واقعا گوشیهای پایینردهی امسال شیائومی محصولات بهتری نسبت به گذشته هستند؟ آیا کاستیهای این دو محصول به اندازهای مهم هستند که به تجربهی کاربران عادی لطمه بزنند؟ با بررسی ردمی 7 و ردمی 7A همراه زومیت باشید.
| مقایسه | ردمی 7A شیائومی | ردمی 7 شیائومی | |||
|---|---|---|---|---|---|
| عرضه | |||||
| معرفی | 2019، می | 2019، مارس | |||
| وضعیت | موجود. عرضهشده در ژوئن 2019 - بازار چین جولای 2019 - بازار هند | موجود. عرضه شده در مارس 2019 | |||
| نمایشگر | |||||
| نوع | IPS LCD لمسی خازنی، 16 میلیون رنگ | IPS LCD لمسی خازنی، 16 میلیون رنگ | |||
| سایز | 5.45 اینچ (~76.7% نسبت نمایشگر به بدنه) | 6.26 اینچ (~81.5% نسبت نمایشگر به بدنه) | |||
| رزولوشن | 720 در 1440 پیکسل، 18:9 (~295 پیکسل در اینچ تراکم پیکسلی) | 1520 در 720 پیکسل، 19:9 (~269 پیکسل در اینچ تراکم پیکسلی) | |||
| بدنه | |||||
| ابعاد | - | 158.7 در 75.6 در 8.5 میلیمتر | |||
| وزن | 180 گرم | ||||
| مقاوم در برابر پاشش آب | |||||
| سیمکارت | دو سیمکارته (نانو-سیم، همزمان یکی فعال) | دو سیمکارته (نانو-سیم، همزمان یکی فعال) | |||
| پلتفرم | |||||
| سیستمعامل | - اندروید 9 (پای) - MIUI 9 | - اندروید 9.0 (پای) - MIUI 10 | |||
| تراشه | Qualcomm SDM439 Snapdragon 439 (دوازده نانومتری) | Qualcomm SDM632 Snapdragon 632 (چهارده نانومتری) | |||
| پردازنده مرکزی | هشت هستهای (دو هستهی 2.0 گیگاهرتز Cortex-A53 و شش هستهی 1.45 گیگاهرتز Cortex A53) | 8 هستهای (چهار هستهی 1.8 گیگاهرتز Kryo 250 طلایی و چهار هستهی 1.8 گیگاهرتز Kryo 250 نقرهای) | |||
| پردازنده گرافیکی | Adreno 505 | Adreno 506 | |||
| حافظه | |||||
| درگاه حافظه | میکرو اسدی، تا 256 گیگابایت (اسلات مجزا) | میکرو اسدی، تا 256 گیگابایت (درگاه اختصاصی) | |||
| حافظه داخلی | 32 گیگابایت، 2 یا 3 گیگابایت رم یا 16 گیگابایت، 2 گیگابایت رم - نسخهی چین 16 یا 32 گیگابایت، 2 گیگابایت رم - نسخهی هند | 64 گیگابایت، 4 گیگابایت رم یا 32 گیگابایت، 3 گیگابایت رم یا 16 گیگابایت، 2 گیگابایت رم | |||
| دوربین | |||||
| اصلی | 13 مگاپیکسل (1.12 میکرومتر سایز پیکسل، f/2.2، فوکوس خودکار با تشخیص فاز) - نسخهی چین 12 مگاپیکسل (1.25 میکرومتر سایز پیکسل، 1/2.9 اینچ سایز سنسور، f/2.2، فوکوس خودکار با تشخیص فاز) - نسخهی هند | دوگانه: 12 مگاپیکسل (فوکوس خودکار با تشخیص فاز، f/2.2) 2 مگاپیکسل (سنسور تشخیص عمق تصویر) | |||
| قابلیتها | فلش LED، پانوراما، HDR | فلش LED، پانوراما، HDR | |||
| ویدیو | 1080p@30fps | 1080p@30fps | |||
| سلفی | 5 مگاپیکسل | 8 مگاپیکسل | |||
| صدا | |||||
| جک ۳.۵ میلیمتری | بله | بله | |||
| لغو کنندهی نویز صدا از طریق میکروفون اختصاصی | لغو کنندهی نویز صدا از طریق میکروفون اختصاصی | ||||
| باتری | |||||
| باتری | باتری غیر قابل تعویض لیتیوم پلیمری با ظرفیت 4000 میلی آمپر ساعت | باتری غیر قابل تعویض لیتیوم پلیمری با ظرفیت 4000 میلی آمپر ساعت | |||
| شارژر | شارژ سریع 10 وات - فقط نسخهی چین | شارژ 10 وات | |||
| قابلیتها | |||||
| حسگرها | شتابسنج، قطبنما، حسگر مجاورت | حسگر اثرانگشت (پشت گوشی)، شتابسنج، سنسور مجاورت، قطبنما | |||
| - پخشکنندهی XviD/MP4/H.264 - پخشکنندهی MP3/WAV/eAAC+/FLAC - ویراستار عکس و فیلم - نمایشدهندهی اسناد | |||||
| شبکه | |||||
| فناوری | GSM / CDMA / HSPA / LTE | GSM / CDMA / HSPA / LTE | |||
| اتصالات | |||||
| شبکه بیسیم | Wi-Fi 802.11 a/b/g/n/ac، دو بانده، WiFi Direct، هاتاسپات | Wi-Fi 802.11 b/g/n، WiFi Direct، هاتاسپات | |||
| بلوتوث | 4.2, A2DP, LE | 4.2، A2DP، LE | |||
| GPS | بله به همراه GLONASS, BDS، A-GPS | بله، با A-GPS، GLONASS، BDS | |||
| رادیو | رادیو اف ام با آنتن داخلی | رادیو افام | |||
| USB | microUSB 2.0 | microUSB 2.0، OTG | |||
| متفرقه | |||||
| رنگها | مشکی، آبی | مشکی، قرمز، آبی | |||
| محدوده قیمت | حدود 80 یورو | حدود 100 یورو | |||
طراحی
بیشک نمیتوان انتظار طراحی مدرن و بدنهی خوشساخت را از محصولی داشت که در دستهی اقتصادی قرار میگیرد. چینیها ردمی 7 و ردمی 7A را با بدنهای تماما پلاستیکی روانهی بازار کردهاند؛ البته از بین دو گوشی، مدل ردمی 7 ظاهر بهروزتری دارد. در نمای جلویی گوشی نمایشگری ۶.۲۶ اینچی با پوشش محافظ گوریلا گلس ۵ دیده میشود که ۸۱.۵ درصد از نمای مقابل را پوشانده و ضمن داشتن بریدگی قطرهای کوچکی در ضلع بالایی خود، از لبهی پایین با حاشیهی نسبتا قطوری محدود شده است.

پنل پشتی ردمی 7 از جنس پلاستیکی با پوشش براق ساخته شده و از دو طرف با انحنای کمی به فریم پلاستیکی و مات گوشی میرسد؛ جنس این فریم مات به گونهای است که در دستگرفتن گوشی را سادهتر و احتمال افتادن آن از دست را کمتر کرده است. پنل پشتی در سه رنگ گرادیانی آبی، مشکی و قرمز تولید میشود و بهشدت اثر انگشت را به خود جذب میکند، از سوی دیگر، ساختار پلاستیکی پنل پشتی، آن را در برابر خراشیدگی و سایش آسیبپذیر میکند. در نمای پشتی، دستگاه دوربین دوگانه بههمراه فلش LED گوشهی سمت چپ را در اختیار دارد و اندکی پایینتر، حسگر اثر انگشت به چشم میخورد که عملکرد نسبتا سریعی نیز در احراز هویت بهنمایش میگذارد؛ این حسگر در محل مناسبی قرار گرفته است و عمق مناسبی دارد.
کلیدهای فیزیکی ردمی 7 در لبهی سمت راست فریم پلاستیکی گوشی قرار دارند. درگاه دو سیمکارت و کارت حافظهی microSD در لبهی سمت چپ دیده میشود. پورت شارژ microUSB و دریچهی اسپیکر در لبهی پایین دستگاه قرار گرفته است؛ درحالیکه درگاه هدفون در لبهی بالای فریم به چشم میخورد. چراغ اعلان بسیار کوچکی در حاشیهی پایینی گوشی تعبیه شده است. هر دو گوشی بهمانند نسل گذشته بسیار خوشدست هستند؛ این موضوع بهخصوص در مدل 7A کاملا ملموس است؛ با توجه به ثابت بودن ابعاد 7A نسبت به 6A و افزایش ۱۰۰۰ میلیآمپرساعتی باتری، ضخامت بالا ۹.۶ میلیمتری آن دور از ذهن نیست. بهایی که ردمی 7A برای افزایش ظرفیت باتری پرداخته، برای طیف وسیعی از کاربران شیرین و پذیرفتنی است.




برچسب قیمتی ارزانتر ردمی 7A باعث میشود تا حتی از برادر بزرگتر خود بهلحاظ ساختاری و طراحی عقبتر باشد. ردمی 7A حتی بهلحاظ ظاهری نیز شباهتی به گوشیهای شیشهای ندارد و بدنهی آن بهصورت یکپارچه از جنس پلاستیک مات ساخته شده است. محصول فوقاقتصادی چینیها از نمایشگری ۵.۴۵ اینچی بهره میبرد و در آن خبری از بریدگی نمایشگر نیست؛ متاسفانه پوشش شیشهای جلو همانند ردمی 7 از گوریلاگلس ساخته نشده، بنابراین مراقبت بیشتری نیاز است. حاشیههای نسبتا عریض بالا و پایین نمایشگر یادآور گوشیهای سال ۲۰۱۷ است و خبری از طراحی مدرن در آن نیست. ردمی 7A از دوربین تکی بهره میبرد که در گوشهی سمت چپ پنل پشتی قرار دارد.

جلوی دستگاه، شباهت زیادی به ردمی 6A دارد اما در بخش طراحی پشت دستگاه شاهد عقبگرد هستیم. همانند نسل گذشته، خبری از حسگر گذشته در سری A ردمیها نیست؛ پس اگر داشتن حسگر اثر انگشت برای شما مهم است، ردمی 7A را از فهرست خود حذف کنید. ردمی 6A را از نظر القای حس کالای باکیفیت موفقتر از ردمی 7A میدانیم اما از یک محصول با قیمت تقریبی ۱۰۰ دلار انتظار زیادی نباید داشت. ردمی 7A به لطف ابعاد مناسب خود علاقهمندان به گوشیهای کوچک و خوشدست را راضی خواهد کرد؛ متاسفانه این روزها با بزرگشدن ابعاد گوشیها، امکان استفاده از گوشی با یک دست به فراموش سپرده شده است.
نمایشگر و اسپیکر
ردمی 6 و 6A هر دو بهنمایشگرهای ۵.۴۵ اینچی مجهز بودند؛ اما امسال شیائومی برای بهدستآوردن دل کاربران فبلتها، ردمی ۷ را با نمایشگری ۶.۲۶ اینچی روانهی بازار کرده است. رزولوشن تغییری نسبت به نسل قبل نکرده است و همچنان تراکمی کمتر از ۳۰۰ پیکسل را شاهد هستیم؛ شاید این تراکم پیکسلی روی کاغذ کم باشد اما در عمل و کاربرانی که حساسیتی روی این موضوع ندارند، پایینبودن تراکم پیکسلی را احساس نخواهند کرد؛ قطعا استفاده از نمایشگر FHD تجربهی بهتری را به کاربر ارائه میدهد اما قیمت نیز به همان نسبت افزایش پیدا خواهد کرد. امیدواریم ردمیهای سال آینده به نمایشگرهایی با رزولوشن بالاتر مجهز شوند. با وجود استفاده از پنل IPS، زاویهی دید هنوز یک نقص برای نمایشگر ردمیهای ارزانقیمت محسوب میشود؛ این مسئله را در ردمی 6A نیز تجربه کرده بودیم.

از همان لحظهی نخست که هر دو گوشی را در دست میگیریم، پایینتر بودن روشنایی نمایشگر نسبت به برخی از گوشیهای هم سطح و البته گرانتر احساس میشود. حداکثر روشنایی ثبتشده در هر دو تست ۵۰ و ۱۰۰ درصد سفید زومیت، به ترتیب برای ردمی ۷ و ردمی ۷ ای ۲۶۵ و ۲۶۰ نیت است؛ استفاده از دو گوشی در زیر نور خورشید چالشبرانگیز ولی هنوز امکانپذیر است. متاسفانه همانند بسیاری از نمایشگرهای LCD در گوشیهای میانرده و اقتصادی، شاهد افزایش روشنایی نمایشگر در نور شدید محیط نیستیم. روشنایی رنگ مشکی در هر دو گوشی در حد قابلقبولی حفظ میشود؛ البته روشنایی پایین نمایشگر نیز در این مسئله بیتأثیر نیست. روشنایی حداقل نمایشگرهای ردمی 7 و ردمی 7A به ترتیب ۱.۳۵ و ۰.۶ نیت است که هر دو ارقامی بسیار عالی برای استفاده در محیطهای تاریک هستند.
| عملکرد نمایشگر محصولات میانرده و اقتصادی | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| محصول / پارامترها | حداقل روشنایی | حداکثر روشنایی دستی | حداکثر روشنایی خودکار | نسبت کنتراست Native | خطای رنگی میانگین | |||
| سفید | مشکی | سفید | مشکی | سفید | حالت استاندارد | دقیقترین حالت | ||
| شیائومی ردمی 7 | ۱.۳۵ | ۲.۵۵ | ۲۶۵ | ۲.۵۵ | ۲۶۵ | ۱۰۳.۹۲ | ۵.۵ | ۴.۳ (Standard) |
| شیائومی ردمی 7A | ۰.۶ | ۲.۹۷ | ۲۶۰ | ۲.۹۷ | ۲۶۰ | ۸۷.۵ | ۵.۳ | ۱.۹ (Standard) |
| شیائومی Mi 9T | ۲.۹ | ۰ | ۷۲۰ | ۰ | ۹۴۰ | ∞ | ۴.۹ | ۱.۶ (Standard) |
| گلکسی A80 | ۲.۶۵ | ۰ | ۶۶۰ | ۰ | ۹۷۰ | ∞ | ۵.۳ | ۳.۱ (Natural Mode) |
| Mi 9 SE | ۲.۱ | ۰ | ۶۴۲ | ۰ | ۱۰۰۸ | ∞ | ۴.۸ | ۱.۹ (Standard) |
| گلکسی A50 | ۲.۳ | ۰ | ۶۶۰ | ۰ | ۸۲۰ | ∞ | ۵ | ۲.۴ (AMOLED Cinema) |
| گلکسی M30 | ۲.۴ | ۰ | ۶۳۰ | - | - | ∞ | ۵.۷ | ۲.۹ (Video) |
| گلکسی M20 | ۲.۸ | ۳.۶۵ | ۳۲۸ | - | - | ۸۹.۹ | ۵.۶ | ۵.۶ |
| پی اسمارت ۲۰۱۹ | ۱.۲ | ۳.۷ | ۳۲۰ | ۳.۷ | ۳۲۰ | ۸۶.۵ | ۵.۸ | ۱.۴ (Normal) |
| پی ۳۰ لایت | ۰.۶ | ۴ | ۳۰۵ | ۴ | ۳۰۵ | ۷۶ | ۵ | ۲.۴ (Normal) |
| نوکیا X7 | ۵.۸ | ۳.۴ | ۴۳۰ | ۴.۴۶ | ۵۳۰ | ۱۲۵ | ۱.۶ | ۵.۴ (Dynamic) |
| نوا ۳ | ۰.۷۵ | ۲.۷ | ۳۵۰ | ۲.۹۵ | ۳۲۵ | ۱۳۰ | ۸.۵ | ۴.۸ (Normal Mode) |
در بحث رنگها هم ردمی ۷ تقریبا پوشش کاملی از فضای sRGB ارائه میدهد؛ این در حالی است که ردمی ۷ ای نزدیک به ۹۳.۵ درصد از فضای رنگی sRGB را بهصورت میانگین پوشش میدهد؛ این تفاوت در حالت عادی چندان قابل تشخیص نیست و هر دو گوشی بهخصوص ردمی ۷ از نظر رنگها نمرهی قبولی میگیرند؛ در نگاه از زوایا کاهش طراوت رنگها در ردمی ۷ ای محسوستر است.

شاید رنگها، طراوت گوشیهای مجهز به نمایشگر OLED مانند محصولات سامسونگ را نداشته باشند اما این امر قطعا در این بازهی قیمتی قابلقبول است. در کمال تعجب، ردمی 7A در حالت Standard خطای میانگین ۱.۹ را ثبت میکند؛ اعداد و ارقام بهدستآمده در بخش دقت رنگ، همانطور که در جدول نیز مشخص است، کاملا برای گوشی اقتصادی و پایینرده مناسب هستند و باید به شیائومی در این بخش تبریک گفت.
ردمی 7
ردمی 7A
در بحث اسپیکر، ردمی ۷ یک پله بالاتر از نسل قبل جای میگیرد و صدایی شفاف و بلند تولید میکند؛ البته در حد بالایی حجم صدا اعوجاج یا دیستورشن محسوس است که نمیتوان به آن چندان خرده گرفت. ردمی 7A صدای سطحیتری نسبت به برادر گرانتر خود ارائه میدهد و از نظر حجم صدا نیز بازی را به ردمی ۷ میبازد. در مجموع ردمی 7 و ردمی 7A در بحث اسپیکر موفق ظاهر میشوند. متاسفانه خبری از هدفون در جعبهی هیچ یک از دو گوشی نیست؛ تجربهی موسیقی با هدفونهای ارزانقیمت همراه محصولات رقیب شاید دلنشین نباشد اما فقدانهای اینچنینی یک نقص محسوب میشود.
رابط کاربری
رابط کاربری گوشیهای چینی، همواره طرفداران و مخالفان سرسخت خود را دارد؛ برخی رابطهایی همچون MIUI و EMUI را بیش از حد شخصیسازیشده میدانند و تجربهی کاربری این نمونهها را نمیپسندند اما عدهای، امکانات زیاد و قابلیتهای آنها را میستایند. ردمی ۷ و ردمی ۷ ای هر دو با اندروید ۹ پای و نسخهی دهم MIUI روانهی بازار شدهاند. قابلیتهایی همچون Dual App برای استفادهی همزمان از چند حسابکاربری در اپلیکیشنها، App Lock برای قفلگذاری روی اپلیکیشنها، انتخاب ترنیزیشن صفحات و جای خالی صفحهی اپلیکیشنها، تنها برخی از مواردی هستند که در MIUI شاهد آن هستیم.

برای آشنایی بیشتر با این رابط کاربری و قابلیتهای آن، شما را به مطالعهی مقالهی بررسی رابط کاربری MIUI 10 دعوت میکنیم.
دوربین
دوربین گوشیهای پایینرده، جهش خاصی نسبت به سالهای گذشته نکرده و پیشرفتها عموما به گوشیهای بالارده و میانرده اختصاص داشته است. ردمی ۷ به یک حسگر ۱۲ مگاپیکسلی و لنزی با گشودگی f/2.2 مجهز شده است و حسگر ۲ مگاپیکسلی مجزایی نیز کار سنجش عمق را برعهده دارد: حالت «Portrait» به کمک این حسگر، جلوه بوکه را تولید میکند اما این حالت در عکاسی سلفی تماما نرمافزاری است. دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی دستگاه طبق انتظار با فوکوس خودکار عمل میکند و میتوان از آن برای تشخیص چهره نیز استفاده کرد. در طرف دیگر ردمی 7A به حسگر ۱۲ مگاپیکسلی با لنز f/2.2 مجهز شده؛ با این تفاوت که خبری از حسگر عمقسنج نبوده و حالتی تحت عنوان پرتره در دسترس نخواهد بود؛ شیائومی برای عکسبرداری سلفی به یک دوربین ۵ مگاپیکسلی اکتفا کرده است.

رابط کاربری نرمافزار دوربین ساده و مشابه دیگر گوشیهای شیائومی است؛ سوایپ به طرفین، وظیفهی تغییر در حالتهای عکاسی را برعهده دارد و منوی بالایی نیز برخی ویژگیهای مهم مانند HDR، فلش و AI را در اختیار کاربر قرار میدهد. ردمی ۷ به کمک هوش مصنوعی قادر به تشخیص ۳۳ صحنه برای عکاسی است؛ این قابلیت در ردمی 7A در دست نیست. خبری از حالت Night در نرمافزار دوربین نیست اما به نظر میرسد حالت AI در عکاسی شبانه دخیل میشود و سعی در بهبود تصاویر دارد.
نمونه عکسهای روز ردمی 7
عکسهای گرفتهشده در روز با ردمی ۷ از نظر رنگ و تاحدودی جزئیات رضایتبخش هستند اما گسترهی دینامیکی پایین و از دسترفتن جزئیات در سایهها و مناطق تاریک صحنه تقریبا در تمام عکسهای گرفتهشده مشخص است. فوکوس صحیح روی سوژه گاهی نیاز به چندین بار تکرار دارد. خوشبختانه تولید جلوه بوکه و تشخیص سوژه با درنظر گرفتن قیمت محصول بسیار خوب است. از سوی دیگر، عکسهای گرفتهشده در روز با 7A از نظر جزئیات تفاوت چندانی با ردمی 7 ندارند اما وضعیت گسترهی دینامیکی ضعیفتر از آن ارزیابی میشود. رنگها در عکسهای ثبتشده با ردمی 7A کمی اشباعتر از برادرش به نظر میرسند که احتمالا به تفاوت پردازشهای تصویر مربوط است. در مجموع، ردمی 7 را در عکسهای روز اندکی بهتر از ردمی 7A میدانیم و این انتخاب با توجه به برچسب قیمتی کاملا معقول ارزیابی میشود.
نمونه عکسهای روز ردمی 7A
نوبت به چالش همیشگی دوربینهای پایینرده میرسد؛ ردمی ۷ به لطف قبلیت AI رنگهای زندهتری نسبت به ردمی 7A ثبت میکند؛ این موضوع بهراحتی در نمونهی تصاویر قابل تشخیص است. هر دو گوشی به دلیل فقدان حالت اختصاصی Night جزئیات کمی را ثبت میکنند و بافتها بهخصوص در فواصل جزئیات خاصی ندارند. فوکوس در فضای کمنور چالش بزرگی است که متاسفانه هر دو گوشی در حل آن شکست میخورند. احتمالا هیچ یک از گوشیهای همقیمت ردمی ۷ و ردمی ۷ ای چیزی فراتر را در شب ارائه نخواهند داد؛ در نتیجه پیش از خرید هر یک از محصولات این رده، خود را برای چنین فاجعهای آماده کنید.
نمونه عکسهای شب ردمی 7
نمونه عکسهای روز ردمی 7A
عکسهای سلفی در روشنایی کافی، جزئیات بالایی دارند و باید به شیائومی برای چنین سلفیهایی تبریک گفت. طبق انتظار، تولید جلوه بوکه توسط دوربین سلفی ردمی ۷ به دلیل نرمافزاریبودن آن به خوبی دوربین پشتی نیست اما وجود آن خالی از لطف نیست. عکسهای سلفی شبانه با وجود استفاده از نمایشگر بهعنوان فلش، قابل استفاده نیست. در ادامه میتوانید نمونه عکسهای گرفتهشده با دوربین سلفی ردمی ۷ و ردمی ۷ ای را مشاهده کنید.
بازده و عملکرد
اعضای ارزانقیمت سری ردمی، مهاجرت موفقی از تراشههای ساخت مدیاتک به تراشههای اسنپدراگون کوالکام داشتهاند. ردمی 7 و ردمی 7A به ترتیب به تراشههای اسنپدراگون ۶۳۲ و ۴۳۹ مجهز شدهاند. اسنپدراگون ۴۳۹ بهعنوان عضوی از سری تراشههای پایینردهی ۴۰۰ با فناوری ۱۲ نانومتری ساخته شده است؛ این تراشه به لطف ۸ هستهی ۲ گیگاهرتزی Cortex-A53 قویترین تراشهی سری ۴۰۰ کوالکام و رقیبی برای تراشههای قدیمی و ضعیف سری ۶۰۰ محسوب میشود. کوالکام از واحد گرافیکی نسل گذشتهی آدرنو ۵۰۵ در این تراشه استفاده کرده است.

در طرف مقابل، ردمی 7 برای انجام پردازشهای مورد نیاز به تراشهی اسنپدراگون ۶۳۲ اتکا دارد که یک پردازندهی میانردهی با لیتوگرافی ۱۴ نانومتری است؛ ۸ هستهی Kyro 250 (مبتنی بر Cortex-A53) با حداکثر فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز نقش پردازندهی مرکزی (CPU) را برعهده دارند؛ درحالی که آدرنو ۵۰۶ بهعنوان واحد گرافیکی این تراشه ایفای نقش میکند. در ادامه، مشخصات فنی کامل هر دو پردازندهی اسنپدراگون ۴۳۹ و اسنپدراگون ۶۳۲ آمده است:
| پارامترها / پردازنده | اسنپدراگون ۴۳۹ | اسنپدراگون ۶۳۲ |
|---|---|---|
| CPU | ۸ هستهی ۲.۰ گیگاهرتزی A53 | ۸ هستهی ۱.۸ گیگاهرتزی Kyro 250 مبتنی بر A53 |
| GPU | آدرنو ۵۰۵ با فرکانس ۴۵۰ مگاهرتز |
آدرنو ۵۰۶ با فرکانس ۶۵۰ مگاهرتز |
| حافظهی رم | ۲ کانال ۱۶ بیتی LPDDR3 | ۲ کانال ۱۶ بیتی LPDDR3 |
| پردازندهی سیگنال تصویر | دوگانهی ۱۴ بیتی | دوگانهی ۱۴ بیتی |
| مودم | اسنپدراگون X9 LTE Cat.7/13 دانلود ۳۰۰ مگابیتبرثانیه آپلود ۱۵۰ مگابیتبرثانیه |
اسنپدراگون X6 LTE Cat.4/5 دانلود ۱۵۰ مگابیتبرثانیه آپلود ۷۵ مگابیتبرثانیه |
| بلوتوث | نسخهی ۵.۰ | نسخهی ۵.۰ |
| فرایند ساخت | ۱۲ نانومتری | ۱۴ نانومتری |
ردمی ۷ در سه مدل با حافظهی رم ۲، ۳ و ۴ گیگابایتی و حافظههای ۱۶، ۳۲ و ۶۴ گیگابایتی روانهی بازار شده است؛ ما نسخهی ۳ گیگابایت رم و ۳۲ گیگابایت حافظه را در اختیار داشتیم. همچنین ردمی ۷ ای در دو نسخهی ۲ و ۳ گیگابایت رم با حافظههای ۱۶ و ۳۲ عرضه شده؛ مدل ۲ گیگابایت رم و ۱۶ گیگابایت حافظهی ذخیرهسازی مورد بررسی قرار گرفته؛ توصیهی ما در زومیت به دلیل چندوظیفگی بهتر، نسخههای با حداقل رم ۳ گیگابایت است. خوشبختانه کمبود حافظهی ذخیرهسازی با درگاه اختصاصی برای کارت MicroSD تا حدودی قابل حل است. در جدول زیر میتوان سرعت انتقال داده در این دو گوشی را مشاهده کرد. ردمی 7A از نظر سرعت حافظه ذخیرهسازی طبق نتایج بهدستآمده، ضعیفترین محصول میانرده و پایینردهی بررسیشدهی ما طی یک سال اخیر است؛ اما داستان در مورد ردمی ۷ امیدوارکنندهتر است.
| عملکرد حافظهی ذخیرهسازی ابزارهای موبایل میانرده و پایینرده | ||||
|---|---|---|---|---|
| مدلها / عملکرد | نرخ خواندن ترتیبی (مگابایتبرثانیه) |
نرخ نوشتن ترتیبی (مگابایتبرثانیه) |
نرخ خواندن تصادفی (مگابایتبرثانیه) |
نرخ نوشتن تصادفی (مگابایتبرثانیه) |
| شیائومی ردمی 7 | ۲۹۴.۹۱ | ۱۲۲.۱۲ | ۵۴.۶ | ۱۷.۴۲ |
| شیائومی ردمی 7A | ۲۵۵.۴۲ | ۷۵.۵۷ | ۵۹.۵۷ | ۱۰.۱ |
| شیائومی Mi 9T | ۴۸۷.۸۱ | ۱۸۹.۹۴ | ۱۲۷.۸۶ | ۹۶.۳۱ |
| گلکسی A80 | ۴۹۷.۱۱ | ۱۹۱.۹۲ | ۱۱۴.۹۴ | ۲۱.۸۷ |
| شیائومی Mi 9 SE | ۴۸۵.۲۷ | ۱۸۴.۶۴ | ۱۱۸.۳ | ۲۶.۹ |
| سامسونگ گلکسی A50 | ۴۹۴.۸ | ۱۹۲.۵۵ | ۱۰۳.۵۲ | ۱۸.۹۶ |
| سامسونگ گلکسی M30 | ۲۸۰.۳۵ | ۱۰۱.۴۶ | ۶۴.۸۹ | ۶۱.۲ |
| سامسونگ گلکسی M20 | ۳۰۹.۹۷ | ۱۴۳.۶ | ۶۷.۷۷ | ۴۵.۴۷ |
| هواوی پی اسمارت ۲۰۱۹ | ۲۹۷.۵ | ۱۵۹.۸ | ۴۴.۱۵ | ۷۸.۲۴ |
| هواوی پی ۳۰ لایت | ۳۰۴.۵۱ | ۲۱۶.۱۹ | ۶۵.۷۳ | ۴۹.۰۳ |
| نوکیا X7 | ۲۹۱.۰ | ۲۰۸.۳۵ | ۸۴.۲۱ | ۱۷.۰۶ |
| نوا ۳ | ۸۷۹.۸۳ | ۱۷۶.۵۳ | ۱۵۰.۵۳ | ۱۵۷.۷۶ |
در جدول زیر، عملکرد دو گوشی ارزانقیمت شیائومی در آزمونهای نرمافزاری Antutu و PCMark (کارایی کلی گوشی)، گیکبنچ (کارایی پردازندهی مرکزی) و 3DMark و GFXBench (کارایی GPU) آمده است:
| جدول بنچمارک ابزارهای موبایل میانرده و پایینرده | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| محصول / بنچمارک | AnTutu 7 | 3DMark |
PCMark | GeekBench 4 | GFXBench | ||||
| IceStorm Unlimited | Sling Shot Extreme | Overall / Web Browsing | Single / Multi | Aztec Ruins Vulkan - Normal Tier / Offscreen | Manhattan 3.1 / OffScreen | Car Chase / OffScreen | T-Rex / OffScreen | ||
| OpenGL | (Onscreen / Offscreen (FPS | ||||||||
| شیائومی ردمی 7 | ۱۰۵۵۰۰ | ۱۴۶۴۱ | ۵۱۳ | ۵۹۷۴ ۵۸۲۴ |
۱۲۴۸ ۴۲۶۲ |
۶.۷ ۳.۶ |
۱۴ ۶.۹ |
۷.۷ ۳.۹ |
۳۶ ۲۴ |
| شیائومی ردمی 7A | ۷۴۹۳۵ | ۱۳۲۴۱ | ۴۴۱ | ۴۶۴۱ ۵۱۴۷ |
۸۶۶ ۳۰۷۱ |
۶.۳ ۳.۳ |
۱۴ ۶.۴ |
۷.۲ ۳.۶ |
۳۵ ۲۳ |
| شیائومی Mi 9T | ۲۱۳۵۹۳ | ۳۲۷۵۴ | ۲۱۷۳ | ۷۵۰۸ ۷۲۰۴ |
۲۵۳۳ ۶۸۷۰ |
۱۳ ۱۶ |
۲۳ ۲۷ |
۱۳ ۱۶ |
۵۸ ۷۷ |
| گلکسی A80 | ۲۰۶۱۵۴ | ۳۷۷۶۲ | ۲۳۹۳ | ۷۰۹۹ -- |
۲۴۶۶ ۶۸۱۳ |
۱۵ ۱۸ |
۲۴ ۲۵ |
۱۴ ۱۷ |
۵۹ ۸۴ |
| شیائومی Mi 9 SE | ۱۷۹۱۹۱ | ۳۱۶۵۳ | ۲۰۹۷ | ۶۸۷۵ ۶۴۷۰ |
۱۸۵۷ ۵۸۵۹ |
۱۳ ۱۴ |
۲۴ ۲۶ |
۱۳ ۱۵ |
۵۸ ۷۴ |
| گلکسی A50 | ۱۴۴۸۴۸ | ۱۶۵۲۰ | ۱۳۰۱ | ۵۸۳۹ ۵۲۶۹ |
۱۶۶۶ ۵۱۴۶ |
۷.۹ ۹.۷ |
۱۳ ۱۴ |
۸.۳ ۹.۱ |
۳۷ ۴۱ |
| گلکسی M30 | ۱۰۶۴۰۰ | ۱۳۲۲۸ | ۵۸۴ | ۵۱۴۲ ۵۳۳۵ |
۱۳۲۰ ۴۲۲۲ |
۴.۳ ۴.۸ |
۴.۳ ۴.۹ |
۷ ۷.۹ |
۲۲ ۲۵ |
| گلکسی M20 | ۱۰۶۵۴۵ | ۱۳۲۴۸ | ۵۸۱ | ۵۱۲۰ ۵۳۴۰ |
۱۳۱۸ ۴۱۴۲ |
۲.۳ ۲.۶ |
۲.۴ ۲.۶ |
۳.۸ ۴.۳ |
۱۲ ۱۴ |
| پی اسمارت ۲۰۱۹ (Performance) | ۱۴۰۳۹۶ | ۲۱۸۵۱ | ۹۶۳ | ۶۷۲۷ ۷۸۲۰ |
۱۵۵۹ ۵۴۱۲ |
۴.۹ ۵.۷ |
۱۲ ۱۴ |
۶.۷ ۷.۵ |
۳۶ ۳۵ |
| پی اسمارت ۲۰۱۹ | ۱۲۴۹۶۰ | ۱۶۴۴۷ | ۸۰۶ | ۵۶۳۰ ۵۶۳۴ |
۱۵۱۳ ۵۰۰۳ |
۴.۹ ۵.۷ |
۱۱ ۱۲ |
۶ ۶.۵ |
۳۰ ۳۲ |
| هواوی پی ۳۰ لایت (Performance) |
۱۴۰۳۱۶ | ۲۲۰۶۶ | ۹۷۵ | ۷۰۷۳ ۷۶۶۹ |
۱۵۶۰ ۵۴۲۷ |
۵.۰ ۵.۷ |
۱۳ ۱۴ |
۶.۹ ۷.۷ |
۳۷ ۳۵ |
| هواوی پی ۳۰ لایت | ۱۳۱۰۸۵ | ۱۷۰۹۷ | ۸۱۷ | ۵۹۷۳ ۵۷۲۳ |
۱۵۴۴ ۵۱۱۲ |
۴.۹ ۵.۷ |
۱۳ ۱۴ |
۶.۹ ۷.۷ |
۳۵ ۳۴ |
| نوکیا X7 | ۱۷۰۳۲۹ | ۲۸۸۶۰ | ۱۸۳۵ | ۶۶۳۱ ۶۳۶۴ |
۱۸۴۰ ۵۹۰۰ |
۱۲ ۱۳ |
۲۲ ۲۳ |
۱۲ ۱۳ |
۵۷ ۶۶ |
| نوا ۳ | ۱۹۸۳۸۲ | ۳۰۹۲۴ | ۲۷۹۷ | ۷۳۷۵ ۷۸۲۹ |
۱۸۸۲ ۶۴۲۰ |
۱۵ ۲۱ |
۳۱ ۳۲ |
۱۹ ۲۱ |
۶۰ ۱۲۳ |
همانطور که در جدول نیز مشخص است، ردمی ۷ در برابر رقبایی همچون گلکسی M30 بهخصوص در بخش پردازشهای گرافیکی قویتر عمل میکند؛ همچنین اختلاف اندک در تستهای GFXBench و 3DMark حاکی از نزدیکبودن عملکرد ردمی ۷ و ردمی ۷ ای در بخش گرافیکی است.

در کاربری روزمره، مشکلی از بابت کندی در محیط رابطکاربری، وبگردی و مواردی از این دست با چنین تراشههایی نخواهید داشت و بازیهایی با گرافیک سطح پایین و گاه متوسط روی این دو گوشی قابل اجرا خواهند بود؛ در مجموع بخش پردازنده را یکی از نقاط قوت ردمی ۷ و برادر ارزانترش میدانیم زیرا برای چنین عملکردی در گوشیهای دیگر حداقل نیاز به پرداخت ۵۰ دلار بیشتر است.
باتری
در طول سالیان اخیر، شارژدهی یکی از مواردی بوده است که گوشیهای ردمی به آن افتخار کردهاند. شیائومی ظرفیت باتری هر دو گوشی را نسبت به سال گذشته ۱۰۰۰ میلیآمپر ساعت افزایش داده است. هر دو محصول مورد بررسی با شارژر ۱۰ وات (۵ ولت، ۲ آمپر) همراه بودند و شارژ کامل آنها توسط این شارژها حدود ۲ ساعت زمان میبرد. استفاده نکردن از درگاه USB نوع C در این دو دستگاه احتمالا به دلیل پاییننگاه داشتن هزینهی تولید بوده است.

برای ارزیابی شارژدهی ردمی 7 و ردمی 7A، آزمونهای متداول زومیت را روی این گوشیها اجرا کردیم. در آزمون پخش فیلم که پخش ویدئوی معیار HD با روشنایی ۲۰۰ نیت نمایشگر و صدای قطعشده و اتصالات بیسیم غیرفعال را شامل میشود، ردمی ۷ و ۷ ای به ترتیب ۱۵ ساعت و ۲۰ دقیقه و ۱۶ ساعت و ۴۰ دقیقه دوام میآورند که باتوجهبه ظرفیت باتری، نتیجهی خوبی محسوب میشود.
| محصول / آزمایش | نمایشگر | باتری | ویدئو | GFXBench Manhattan 3.1 | PCMark Work 2.0 | GeekBench | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ابعاد و رزولوشن | میلیآمپرساعت | ساعت | Battery LifeTime (min) | LongTerm Performance (Frame) | ساعت | امتیاز مدتزمان | |
| شیائومی ردمی 7A | ۵.۴۵ اینچ ۱۴۴۰ × ۷۲۰ |
۴۰۰۰ | ۱۶:۴۰ | ۵۶۴ | ۸۶۰.۷ | ۱۰:۴۰ | ۶۳۱۲ ۱۵:۴۰ |
| شیائومی ردمی 7 | ۶.۲۶ اینچ ۱۵۲۰ × ۷۲۰ |
۴۰۰۰ | ۱۵:۲۰ | ۵۵۲.۴ | ۸۶۶.۴ | ۹:۵۵ | ۶۴۵۰ ۱۱:۳۰ |
| شیائومی Mi 9T | ۶.۳۹ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ |
۴۰۰۰ | ۱۸:۱۱ | ۳۶۸.۹ | ۱۲۴۹ | ۱۲:۳۷ | ۷۱۱۶ ۱۲:۲۵ |
| گلکسی A80 | ۶.۷ اینچ ۲۴۰۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۳۷۰۰ | ۱۶:۳۴ | ۳۱۷.۵ | ۱۲۸۹ | ۸:۲۵ | ۵۸۱۲ ۶:۲۳ |
| شیائومی Mi 9 SE | ۵.۹۷ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۳۰۷۰ | ۱۴:۰۵ | ۳۰۳.۷ | ۱۰۳۰ | ۸:۳۶ | ۳۸۸۷ ۵:۲۱ |
| گلکسی A50 | ۶.۴ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۴۰۰۰ | ۱۶:۲۰ | ۵۳۳.۲ | ۴۶۸.۹ | ۱۱:۲۳ | ۴۳۴۰ ۷:۵۴ |
| گلکسی M30 | ۶.۴ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۵۰۰۰ | ۲۰ | ۲۳۴ | ۸۵۷.۶ | ۱۳:۵۳ | ۷۱۲۵ ۱۴:۳۰ |
| گلکسی M20 | ۶.۳ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۵۰۰۰ | ۱۴:۲۰ | ۲۳۸ | ۸۴۳.۲ | ۱۱:۰۰ | ۷۶۴۹ ۱۴:۲۰ |
| پی اسمارت ۲۰۱۹ | ۶.۲۱ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۳۴۰۰ | ۱۰:۰۶ | ۳۴۱.۲ | ۵۵۴.۸ | ۷:۵۲ | ۴۲۷۵ ۷:۴۲ |
| هواوی پی ۳۰ لایت | ۶.۱۵ اینچ ۲۳۱۲ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۳۳۴۰ | ۱۱.۰۶ | ۳۱۰ | ۵۵۸.۹ | ۷:۳۷ | ۴۱۰۵ ۷:۳۰ |
| نوکیا X7 | ۶.۱۸ اینچ ۲۲۸۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۳۵۰۰ | ۱۱:۰۶ | ۳۶۵.۶ | ۱۳۵۰ | ۸:۳۱ | ۵۳۴۴ ۸:۴۹ |
| نوا ۳ | ۶.۳ اینچ ۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل |
۳۷۵۰ | ۱۱:۴۰ | Failed | Failed | ۹:۲۱ | ۲۵۵۶ ۴:۴۶ |
دو گوشی در بنچمارک باتری PCMark که با شبیهسازی کاربریهای روزمره شامل وبگردی و پخش فیلم یا ویرایش عکس، درحقیقت آزمونی معیار برای تخمین زمان روشنماندن نمایشگر (Screen on Time) با روشنایی ۲۰۰ نیت بهحساب میآید، با ثبت زمان ۹ ساعت و ۵۵ و ۱۰ ساعت و ۴۰ دقیقه نتایج قابلقبولی ثبت کسب کردهاند.
جمعبندی
روند صعودی قیمت گوشیها در بازار، فرصت مناسبی را برای دقت بیشتر در شناخت نیازها و توجه به معیارهای خرید فراهم کرده است؛ ردمی 7 و ردمی 7A گوشیهای ارزانقیمتی در سبد محصولات برند ردمی شیائومی هستند. ردمی ۷ و ردمی ۷ ای گوشیهای بهبودیافتهای نسبت به نسل گذشته خود هستند؛ هر دو گوشی تراشهی بهتری نسبت به گذشته دارند و ظرفیت باتری آنها نیز افزایش قابلتوجهی داشته است. طراحی تنها در ردمی ۷ رنگ مدرنتری به خود گرفته ولی ردمی ۷ ای هنوز شکل و شمایل محصولی از سال ۲۰۱۷ را با خود یدک میکشد. تجربهی کلی ما از نمایشگر هر دو گوشی رضایتبخش بود اما روشنایی پایین آنها گاه چالشبرانگیز میشود. اسپیکرهای استفادهشده در این دو محصول با توجه به قیمت آنها کاملا رضایتبخش است اما همانند گذشته خبری از هدفون در داخل جعبه گوشی نیست.

هنوز تا عرضهی گوشیهای اقتصادی با دوربینهای خوب فاصله داریم و پیشرفت در این دسته محصولات بسیار کندتر از دیگر بخشهای بازار صورت میگیرد. عکسهای روز رضایتبخش هستند و اگر عکاسی با دوربین موبایل اولویت مهم شما نباشد، از عملکرد دوربینها راضی خواهید بود؛ اما عکاسی شب همچون کابوسی قدیمی بر سر این دو محصول و بسیاری از رقبای آن سایه افکنده است.
گوشیهای ردمی ۷ و ردمی ۷ ای را از تسک میران نمایندگی شیائومی در ایران میتوانید تهیه کنید.
نکات مثبت
- شارژدهی بسیار خوب باتری هر دو گوشی
- عملکرد مناسب سختافزاری ردمی ۷
- کیفیت خوب عکسهای سلفی هر دو گوشی
- حجم صدای بالا و کیفیت مناسب صدای اسپیکر ردمی ۷
- دقت بالای رنگها در نمایشگر ردمی ۷ ای
نکات منفی
- ضخامت زیاد و کیفیت ساخت نه چندان بالای ردمی ۷ ای
- روشنایی و رزولوشن پایین نمایشگر هر دو گوشی
- گسترهی دینامیکی پایین در تصاویر دوربین اصلی هر دو گوشی
- استفاده از درگاه MicroUSB
اریک اشمیت، مدیرعامل افسانهای دوران اوجگیری گوگل بود که در کنار بنیانگذاران غول موتور جستوجو، مسیردهی عملیاتی را به سمت سلطه بر بازار فناوری انجام میداد.
اریک امرسون اشمیت (Eric Emerson Schmidt)، تاجر و مهندس نرمافزار آمریکایی است که بیش از همه بامدیریت اجرایی گوگل شناخته میشود. او یک دهه بهعنوان مدیرعامل در گوگل فعالیت کرد و پس از آن هم چند سال بهعنوان رئیس هیئتمدیرهی شرکت و سپس مدیرعامل آلفابت مشغول به کار شد. آخرین آمارهای مالی، او را با ۱۴/۱ میلیارد ثروت در رتبهی ۹۲ ثروتمندترین افراد جهان قرار میدهند.
بللبز از شرکتهای پیشگام دنیای فناوری بود که مهندسان بزرگی را تربیت کرد. اولین فعالیتهای حرفهای اشمیت نیز در آنجا شکل گرفت. او بهعنوان کارآموز در بللبز فعالیت میکرد و یک بازنویسی کامل از نرمافزار Lex درسیستمعامل یونیکس انجام داد. اشمیت علاوه بر فعالیتهای بیشمار در گوگل، در بسیاری شرکتها و دانشگاههای دیگر نیز بهعنوان عضو هیئتمدیره یا هیئت علمی حضور داشته است؛ از میان آنها میتوان به دانشگاه کارنگی ملون، اپل، دانشگاه پرینستون و مِیو کلینیک اشاره کرد.
اشمیت پس از ۱۸ سال فعالیت در گوگل و پس از آن هولدینگ آلفابت، در سال ۲۰۱۸ از سمت مدیرعاملی آلفابت استعفا داد و یک سال بعد هم بهصورت کامل از هیئتمدیره خارج شد. آلفابت در بیانیهی خبری خروج اشمیت اعلام کرد که او پس از دورهی عضویتش در ماه ژوئن، دیگر برای عضویت هیئتمدیره نامزد نخواهد شد. اشمیت، دلیل خروج خود را کمک به نیروهای جوان برای انجام فعالیت عنوان کرد و از برنامههای آتی، فعالیت در مؤسسهی خیریهی شخصی یعنی Schmidt Futures و آموزش را نام برد. بهعلاوه، او همچنان بهعنوان مشاور فنی در کنار گوگل و آلفابت خواهد بود.
تولد و تحصیل
اریک اشمیت، ۲۷ آوریل ۱۹۵۵ در فالز چرچ ویرجینیا به دنیا آمد. مادرش النور اشمیت نام داشت و کارشناس ارشد روانشناسی بود. پدر اریک، ویلسون امرسون، استاد اقتصاد بینالملل در دانشگاههای ویریجینیا تک و جان هاپکینز بود و در زمان ریاستجمهوری نیکسون در وزارت خزانهداری فعالیت میکرد. خانوادهی اشمیت سه پسر داشتند و در زمان کودکی اریک، بهخاطر مسائل کاری ویلسون به ایتالیا مهاجرت کردند. اریک کودکی خود را در این کشور گذراند و تأثیر آن را در چشماندازهای آتی خود بالا عنوان میکند.

دوران تحصیلات دبیرستان اریک با بازگشت به آمریکا همراه بود. او در دبیرستان یورکتاون منطقهی آرلینگتون ویرجینیا تحصیل کرد و سال ۱۹۷۲ از آنجا فارغالتحصیل شد. وی در نوجوانی فعالیتهای ورزشی جدی داشت و بهخاطر عملکرد خوب در دومیدانی، افتخارات متعددی را کسب کرد.
اریک اشمیت برای تحصیلات دانشگاهی دانشگاه پرینستون و رشتهی معماری را انتخاب کرد. او پس از مدتی، گرایش تحصیلیاش را به مهندسی برق تغییر داد و سرانجام در سال ۱۹۷۶ مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد.
فعالیتهای اشمیت در حوزهی کامپیوتر و فناوری پس از کسب مدرک کارشناسی با جدیت شروع شدند. او که در اینترنشنال هاوس برکلی ساکن بود، در سال ۱۹۷۹ شبکهای بهنام Berknet در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی راهاندازی کرد که موجب دریافت مدرک کارشناسی ارشد از همان دانشگاه شد. او تحصیلات خود را در برکلی ادامه داد تا اینکه در سال ۱۹۸۲ موفق به دریافت مدرک دکترا در رشتهی مهندسی کامپیوتر شد. تز دکترای اشمیت به مسائل مدیریت نرمافزارهای توسعهیافته و ابزارهایی برای حل آن مسائل اختصاص داشت.
ورود به دنیای فناوری
اریک اشمیت با مدرک دکترای مهندسی کامپیوتر، فرصتهای متعددی برای فعالیت در دنیای فناوری داشت. اشتغال او با موقعیتهای فنی متعدد در شرکتهای فعال در حوزهی IT شروع شد. از میان مهمترین آنها میتوان به Byzromotti Design و Bell Labs اشاره کرد که در بخش تحقیق و توسعه میزبان اشمیت بود. Zilog شرکت بعدی بود که اشمیت در آن فعالیت میکرد و در مرکز تحقیقات پالو آلتو (PARC) قرار داشت.
فعالیت در بللبز با دستاورد مهم نرمافزاری برای اشمیت همراه بود. او در کنار مایک لسک، نرمافزاری بهنام Lex نوشت. نرمافزار آنها در ساختار کامپایلری کاربرد داشت و از عبارتهای باقاعده، تحلیل واژگانی تولید میکرد. توسعهی این کامپایلر مهارتهای فنی نرمافزاری اشمیت را اثبات کرد که فرصتهای فعالیت در سطوح بالای مدیریتی را بههمراه داشت.

اریک اشمیت پس از فعالیت در بلبز به یکی از پیشگامان دنیای کامپیوتر یعنی سان مایکروسیستمز پیوست. او اولین مدیر نرمافزار شرکت بود و در سالهای بعد رتبههای مدیریتی را بهمرور طی کرد. مدیریت بخش مهندسی نرمافزار، معاونت ارشد و مدیریت جامع در بخشهای محصول نرمافزاری، پلههای پیشرفت اشمیت در ساختار مدیریت سان مایکروسیستمز بودند. درنهایت او بهعنوان مدیر Sun Technoogy Enterprises مشغول به فعالیت شد.
فعالیت اشمیت در شرکت سان تا سال ۱۹۹۷ ادامه داشت. سپس به Novell رفت تا بهعنوان مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره در آن شرکت مشغول به کار شود. ناول از پیشگامان صنعت نرمافزار بود که از سال ۱۹۷۹ فعالیت خود را شروع کرد. از مهمترین محصولات آنها میتوان به سیستمعامل شبکهای چندپلتفرمی بهنام Novell Netware اشاره کرد.
زمان مدیریت اشمیت در ناول با چالشهای متعدد فنی و بازاری همراه بود. در آن زمان، پروتکل IPX ناول در معرض تهدید جایگزینی توسط TCP/IP بود که درنهایت هم عملی شد. از رقیبان جدی ناول در آن سالها میتوان به مایکروسافت اشاره کرد که بهنوعی دوران سلطهی ناول را بر بازارهای شبکهی خانگی پایان داد. سرانجام اشمیت در سال ۲۰۰۱ از ناول جدا شد تا به مقصد بزرگ بعدی برود.
مدیریت غول فناوری
مقالههای مرتبط:
لری پیج و سرگی برین، گوگل را در سال ۱۹۹۸ تأسیس کردند. داستان تأسیس گوگل در مقالههای متعددی ذکر شده اما نکتهی مهم آن، ورود اولین سرمایهگذاران و پیشنهاد استخداممدیرعامل است. اولین سرمایهگذار گوگل، اندی بچتولشیم، همبنیانگذار سان مایکروسیستمز بود که با ۱۰۰ هزار دلار، سرمایهی اولیهی شروع به کار موتور جستوجو را فراهم کرد.
سال ۱۹۹۸، سه سرمایهگذار فرشته به جمع حامیان گوگل پیوستند. جف بزون بنیانگذار آمازون، دیوید چریتون استاد علوم کامپیوتر دانشگاه استنفورد و رام شریرام از کارآفرینان دنیای فناوری در کنار دوستان و آشنایان دو بنیانگذار جوان، سرمایهای نزدیک به یک میلیون دلار برای جدیتر شدن فعالیتها فراهم کردند. اولین دفتر گوگل در منلو پارک کالیفرنیا با همین سرمایهی اولیه فراهم شد. بهعلاوه در سال ۱۹۹۹ هم یک دور جذب سرمایهی دیگر به ارزش ۲۵ میلیون دلار انجام شد که بزرگانی همچون سرمایهگذاران خطرپذیر Kleiner Perkins و Sequoia Capital در آن حضور داشتند.
جان دوئر و مایکل مورتز از سرمایهگذاران خطرپذیری بودند که در بخشی از فرایندهای جذب سرمایهی گوگل حضور داشتند. آنها بنیانگذاران جوان را راهنمایی کردند تا مدیری باسابقه را برای هدایت هرچه بهتر شرکت استخدام کنند. چنین روندی، امروزه در بسیاری از شرکتهای فناوری دیده میشود و بنیانگذاران ایدهپرداز را در کنار مدیران باتجربه قرار میدهد. رویکرد مذکور باعث میشود تا افرادی آشنا با مفاهیم کسبوکار، وظیفهی پیادهسازی بهینهی ایدههای نوآفرین جوانان را بر عهده بگیرند.

سرگی برین و لری پیج در همان مصاحبهی اول در سال ۲۰۰۱ مجذوب تواناییهای اشمیت شدند و او را برای مدیریت شرکتشان استخدام کردند. اریک در مارس ۲۰۰۱ به هیئتمدیرهی گوگل پیوست و بهعنوان رئیس هیئتمدیره مشغول به کار شد. سپس در ماه اوت به سمت مدیرعاملی رسید و از آن زمان فعالیتهای روزانهی شرکت را در کنار بنیانگذاران مدیریت میکرد.
اریک اشمیت تا پیش از عرضهی عمومی سهام گوگل، مدیرعاملی را مانند مدیریت شرکتهای سعامی عام انجام میداد. او مسئولیت ارتباط با معاونهای ارشد را بر عهده داشت و بخش فروش را نیز مدیریت میکرد. طبق اسناد گوگل، مأموریت اشمیت در آن زمان، اینگونه تعریف میشد:
توسعهی زیرساخت شرکتی مورد نیاز برای حفظ رشد گوگل بهعنوان یک شرکت و اطمینان از اینکه کیفیت خدمات در سطح بالایی بمانند. بهعلاوه کاهش حداکثری چرخهی توسعهی محصولات نیز بر عهدهی مدیرعامل قرار دارد.
اولین حقوق پرداختی به اریک اشمیت بهعنوان مدیرعامل گوگل، ۲۵۰ هزار دلار بود که مزایای عملکردی هم به آن افزوده میشد. بهعلاوه ۱۴،۳۳۱،۷۰۳ سهم کلاس B هم از شرکت به او اهدا شد که در آن زمان ارزش ۰/۳ دلار داشت. همچنین ۴۲۶،۸۹۲ سهم کلاس C هم به ارزش ۲/۳۴ دلار به اشمیت اهدا شد.
اشمیت و بنیانگذاران گوگل در سال ۲۰۰۴ بر سر حقوق سالانه یک دلار برای او به توافق رسیدند. این رویکرد تا سال ۲۰۱۰ برای اشمیت ادامه داشت. دریافت حقوق یک دلاری از رسوم مدیران شرکتهای بزرگ است که بهنوعی بهمعنای عدم دریافت حقوق خواهد بود. البته آنها از طریق سود سهام و دیگر مزایا، درآمد بسیار زیادی در همین دورهها کسب میکنند.

دوران فعالیت اشمیت بهعنوان مدیرعامل گوگل با پیشرفتهای سریع و کسب درآمد عالی برای او همراه بود. وی با وجود دریافتنکردن حقوق، در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ بهترتیب مزایایی به ارزش بیش از ۵۵۷ و ۵۰۸ و ۲۴۳ هزار دلار دریافت کرد. در سال ۲۰۰۷، مجلهی فناوری PC World اشمیت را در کنار پیج و برین در صدر فهرست ۵۰ فرد مهم دنیای وب قرار داد. بهعلاوه اشمیت در میان معدود میلیاردرهایی قرار گرفت که تنها از طریق دریافت سود سهام شرکت، ثروت کسب کرده بود. بهعلاوه او بهصورت همزمان در هیئتمدیرهی شرکتهای دیگر فناوری هم حضور داشت که از میان آنها میتوان به اپل در خلال سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ اشاره کرد.
اشمیت در دوران مدیریت گوگل با چالشهایی هم روبهرو بود. او فعالیتهایی را انجام داد که بعدها منجر به شروع پروندهای مرتبط با انحصار در استخدام نیروی انسانی در شرکتهای بزرگ فناوری شد. پروندهی مذکور درنهایت شرکتهای ادوبی، اپل، گوگل و اینتل را به پرداخت ۴۱۵ میلیون دلار خسارت به کارمندان محکوم کرد.
بهعنوان نمونهای از فعالیتهای اشمیت که منجر به ایجاد پروندهی ضدانحصار در استخدام کارمندان شد، میتوان به دستور عدم استخدام از اپل اشاره کرد. اشمیت و پس از دریافت شکایتی از استیو جابز، ایمیلی حاوی متن زیر به بخش نیروی انسانی گوگل ارسال کرد:
ما سیاستی مبنی بر عدم استخدام نیرو از گوگل داریم و این قانون کاملا صریح و مستقیم است. لطفا این فرایند را متوقف کرده و دلیل رخدادن آن را اعلام کنید. من باید پاسخی سریع به گوگل ارسال کنم، پس لطفا هرچه سریعتر پاسخ این وضعیت را ارسال کنید.
ایمیل فوق باعث اخراج یکی از کارمندان بخش استخدام در کمتر از یک ساعت شد. دلیل اخراج، عدم پایبندی به قوانین ممنوعیتزای شرکت اعلام شد. در زمان مدیریت اشمیت، فهرستی از شرکتهای ممنوعه وجود داشت که نباید استخدامی از آنها صورت میگرفت. در یکی از پروندههای دادگاه، یک ایمیل به نمایش گذاشته شد که در آن مدیر بخش نیروی انسانی از اشمیت درخواست مجوزی برای ارائهی فهرست ممنوعه به رقبا داده بود. اشمیت در پاسخ گفته بود که ترجیحا فهرست بهصورت شفاهی منتقل شود: «ترجیح میدهم که سندی برای بهانهی شکایت در آینده ایجاد نکنیم.»
اشمیت در سال ۲۰۱۱ با ثروتی حدود هفت میلیارد دلار از سوی فوربز در رتبهی ۱۳۶ ثروتمندترین افراد جهان قرار گرفت. در همان سال، او از سمت مدیرعاملی گوگل استعفا داد اما همچنان در پستی با ماهیت اجرایی در هیئتمدیره حضور داشت و همچنین مشاور فنی بنیانگذاران نیز باقی ماند. او پس از استعفا پاداشی بهمیزان ۱۰۰ میلیون دلار دریافت کرد. شایان ذکر است، لری پیج در آوریل ۲۰۱۱ جایگزین اشمیت در مدیرعاملی گوگل شد. همانطور که قبلا گفته شد، موقعیت کاری برای اشمیت، حضور در هیئتمدیرهی آلفابت و مدیریت اجرایی شرکت بود که آن هم در سال ۲۰۱۷ پایان یافت. البته اشمیت هنوز بهعنوان مشاور فنی در کنار تیم مدیریت آلفابت حضور دارد.

بازدید از کرهی شمالی
فعالیتهای متفرقه
اشمیت در کنار مدیریت در سطوح بالای شرکتهای فناوری، فعالیتهای آموزشی، سیاسی و خیریه هم داشته است. او عضو هیئت معتمدان دانشگاههای کارنگی ملون و پرینستون بود و در دههی ۲۰۰۰ در دانشکده کسبوکار استنفورد هم تدریس میکرد. بهعلاوه او در هیئت مدیرهی انجمن مطالعات پیشرفتهی پرینستون، آکادمی خان و اکونومیست هم حضور دارد. بنیاد آمریکای نوین، انجمن غیرانتفاعی سیاستگذاری عمومی و اندیشکدهای است که در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد و اشمیت در سال ۲۰۰۸ به آن پیوست.
سرمایهگذاری خطرپذیر از جمله فعالیتهایی است که اکثر میلیاردرهای دنیای فناوری انجام میدهند. اشمیت هم از این قائده مستثنی نبود و در سال ۲۰۱۰ با همکاری درور برمن، یک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر بهنام Innovation Endeavors تأسیس کرد. این شرکت در پالو آلتو فعالیت میکند و تاکنون در استارتاپهای متعددی سرمایهگذاری کرده است. از مهمترین آنها میتوان به اوبر اشاره کرد.
اشمیت از مشاوران ارشد و سرمایهگذارهای اصلی کمپین انتخاباتی باراک اوباما در انتخابات سال ۲۰۰۸ آمریکا بود. در آن زمان، مسئولیت معاونت بخش فناوری برای اشمیت تصور میشد که اوباما در دولت خود برای اولینبار اجرا کرده بود. بهعلاوه طبق برخی از منابع، رئیسجمهور سابق آمریکا اشمیت را برای وزارت بازرگانی ایالات متحده هم در نظر گرفته بود. بههرحال پس از پیروزی اوباما در سال ۲۰۰۸، مدیرعامل گوگل بهعنوان عضوی از هیئت مشاوران رئیسجمهور آمریکا انتخاب شد. سپس انجمن مشاوران علم و فناوری بهعنوان مرکز جدید مشاوره به رئیسجمهور تأسیس شد که اشمیت به عضویت آن درآمد.
اشتون کارتر، وزیر دفاع پیشین آمریکا، اشمیت را بهعنوان مدیر انجمن هیئت مشاورهی نوآوری دفاعی انتخاب کرد. انجمن مذکور در سال ۲۰۱۶ تأسیس شد و در افزایش نوآوری در پنتاگون، به دولت کمک میکند. اشمیت در انتخابات ۲۰۱۶ نیز از حامیان جدی هیلاری کلینتون بود.

در کنار اشتون کارتر
همانطور که گفته شد، فعالیتهای خیرخواهانه بخشی از اقدامات اشمیت را شکل میدهند. او بههمراه همسرش، وندی اشمیت در سال ۲۰۰۶ بنیادی بهنام «بنیاد خانوادهی اشمیت» تأسیس کرد که به چالشهای مرتبط با منابع طبیعی میپردازد. از برنامههای این بنیاد میتوان به برنامهی آموزشی در دانشگاه شیکاگو اشاره کرد که با همکاری دانشمندان علوم داده و متمرکز بر سلامت اجتماعی فعالیت میکند.
از زیرمجموعههای مهم بنیاد خانوادهی اشمیت میتوان به ReMain Nintucket و Marine Science and Technology Foundation اشاره کرد. بهعلاوه، برنامهی اصلی خیرخواهانهی آنها هم بهنام 11th Hour Project اجرا میشود. تحقیقات اقیانوسی هم تحت نامی مستقل (Schmidt Ocean Institute) و با سرمایهگذاری همان بنیاد انجام میشوند.
فعالیتهای خیریهای خانوادهی اشمیت به بنیاد خانوادگی محدود نمیشود. آنها در سال ۲۰۰۹ صندوق سرمایهگذاری مخصوص فناوریهای انقلابی در دانشگاه پرینستون تأسیس کردند که ارزشی برابر با ۲۵ میلیون دلار دارد. هدف صندوق مذکور، پشتیبانی از فناوری و تحقیقات پیشرفته در حوزهی علوم طبیعی و مهندسی است.
شایان ذکر است، اشمیت در سال ۱۹۸۰ با وندی سوزان بویل ازدواج کرد. آنها در دههی ۱۹۹۰ در آتریون کالیفرنیا ساکن بودند و دو دختر به نامهای سوفی و آلیسون داشتند که آلیسون در سال ۲۰۱۷ بر اثر بیماری از دنیا رفت. اشمیت و وندی سوزان در سال ۲۰۱۱ از هم جدا شدند.
اریک اشمیت در میان ثروتمندترین مدیران دنیای فناوری قرار دارد و هزینهکردنهای متعدد برای لوازم و مسکن، رفتار مرسوم این دسته افراد است. او یک جت شخصی با نام Gulfstream V دارد که به قیمت ۲۰ میلیون دلار خریداری شد. بهعلاوه، یات شخصی Lone Ranger هم از داراییهای این میلیاردر فناوری بود که در سال ۲۰۱۳ به قیمت ۱۴ میلیون دلار فروخته شد. البته او یات دیگری بهنام Oasis نیز دارد که ارزشی نزدیک به ۷۲ میلیون دلار برای آن تخمین زده میشود.
در میان املاک و مستغلات تحن مالکیت اشمیت میتوان به مهمترین آنها یعنی عمارت مونتسیتو کالیفرنیا اشاره کرد. عمارت مذکور در سال ۲۰۰۷ به قیمت ۲۰ میلیون دلار خریداری شد. بهعلاوه، او پنتهاوسی هم در نیویورک سیتی دارد که به قیمت ۱۵ میلیون دلار خریداری شد.

جت شخصی اشمیت
تألیف کتاب
اریک اشمیت دو کتاب مشهور دارد. یکی از آنها بهنام The New Digital Age در سال ۲۰۱۳ و با همکاری جرد کوهن، مدیر اندیشکدهی Google Ideas منتشر شد. در این کتاب به تأثیرهای ژئوپولتیک استفادهی گستردهی جهانی از اینترنت پرداخته میشود. کتاب مذکور درنتیجهی توسعهی مقالهای نوشته شد که این دو مولف در سال ۲۰۱۰ در مجلهی Foeign Affairs نوشته بودند. همچنین اشمیت مقدمهای بر کتاب مشعور The Startup Game نوشتهی ویلیام اچ دراپر به رشتهی تحریر درآورد.
کتاب مشهورتر اریک اشمیت بهنام How Google Works (گوگل چگونه کار میکند) در سال ۲۰۱۴ و با همکاری جاناتان روزنبرگ چاپ شد. کتاب مذکور به صدر فهرست پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز رسید. در این کتاب به درسهای مدیریتی اشاره میشود که اشمیت و روزنبرگ در دوران مدیریت گوگل تجربه کردند. شایان ذکر است، روزنبرگ معاون ارشد محصول در گوگل بود و اکنون نیز بهعنوان مشاور در کنار لری پیج حضور دارد.
اشمیت در کتاب گوگل چگونه کار میکند، بهترین راه پیشرفت شرکتهای فعال در حوزهی فناوری را همکاری با کارمندان باهوش و خلاق میداند و اعتقاد دارد شرکتها باید در جذب چنین کارمندانی تلاش کرده و محیطی برای پیشرفت هرچه بیشتر آنها فراهم کنند. او اعتقاد دارد، قوانین سنتی مدیریت کسبوکار منسوخ شدهاند و اکنون باید هرچه بیشتر به آزادی و سرعتعمل در مدیریت کسبوکار پرداخت.
جهتگیریها و انتقادها
اشمیت سالهای زیادی را در رأس هرم مدیریتی یکی از بزرگترین غولهای فناوری جهان سپری کرد. اظهارنظرهای او برخی اوقات بازخوردهای بسیار منفی بههمراه داشت و البته، نشاندهندهی جهتگیری کلی شرکتهای فناوری هم بود. بهعنوان مثال او یک بار عدم پرداخت میلیاردها پوند مالیات را به دولت انگلیس، «سرمایهداری» نامیده بود. مقامهای دولتی بریتانیا در سال ۲۰۱۳ گوگل را به استفاده از راهکارهای غیراخلاقی و جابهجایی پول به کشورهای بهشت فرار مالیاتی متهم کردند. بههرحال پروندههای مالیاتی همیشه برای شرکتهای بزرگ فناوری وجود داشتهاند. در این میان، تنها اظهارنظر اشمیت مبنی بر «سرمایهداری» خواندن اقدامهای ظاهرا غیرقانونی، تاحدودی وجههی او را تخریب کرد.
اظهارنظر جالبتوجه دیگر اشمیت، در سال ۲۰۰۹ و در مصاحبه به CNBC رخ داد که مستندی بهنام Inside the Mind of Google را تولید میکرد. در بخشی از مستند از اشمیت پرسیده میشود که آیا مردم باید با گوگل شبیه به دوست مورد اعتماد خود عمل کنند؟ او در پاسخ گفت:
به نظر من قضاوت و زاویهی دید مردم در این قضیه اهمیت دارد. اگر شما اطلاعات محرمانه دارید، شاید در همان مرحلهی اول باید نسبت به عملکرد خود با احتیاط بیشتر عمل کنید. بههرحال واقعیت این است که همهی موتورهای جستوجو از جمله گوگل، اطلاعات را برای مدتی ذخیره میکند. بهعلاوه ما عضوی از لایحهی میهندوستی (Patrio Act) هستیم و احتمال ارائهی اطلاعات به مقامهای قانونی وجود دارد.
اشمیت در جریان کنفرانس Techonomy در سال ۲۰۱۰، اظهارنظرهای مهمی پیرامون حریم خصوصی و رفتار کاربران در دنیای فناوری داشت. او فناوری را در ذات پدیدهی خوبی بیان کرد و تنها راه مقابله با چالشهای بزرگ آن را در شفافیت بیشتر دانست. درواقع او ناشناسی کامل را چالشی برای دنیای فناوری بیان کرد. البته در سال ۲۰۱۳ و در کنفرانسی دیگر، ایدههای مدیرعامل سابق گوگل تاحدودی تغییر کرد. او ارائهی بیش از حد اطلاعات شخصی را خصوصا برای نوجوانان مضر دانست.

اشمیت دربارهی انتشار اطلاعات شخصی در نسل کنونی نوشت:
نسل کنونی بیش از همهی نسلها گزارش دیجیتالی و تصویری کاملی از فعالیتهای خود بر جای میگذارد. ما (گوگل) اطلاعات را در مرحلهای پاک میکنیم، اما در هر صورت بهتر است برخی دادهها اصلا ایجاد نشوند.
از فعالیتهای بحثبرانگیز دیگر اشمیت میتوان به ممنوعیت مصاحبهی خبرنگارهای CNET بهمدت یک سال با کارمندان گوگل اشاره کرد. اشمیت بهخاطر انتشار اطلاعات شخصیاش همچون جهتگیریهای سیاسی، سرگرمیها، حقوق و دستمزد و موارد شخصی دیگر در CNET، چنین ممنوعیتی را در سال ۲۰۰۵ وضع کرد.
اشمیت در سالهای مدیریت گوگل از کشورهای خبرسازی همچون کرهی شمالی و میانمار هم بازدید کرد. سفر او به کرهی شمالی در سال ۲۰۱۳ بازتابهای خبری زیادی داشت. شایان ذکر است، چند ماه بعد دولت کره گوشی هوشمند داخلی خود را بهنام Arirang معرفی کرد که احتمالا از سیستمعامل اندروید گوگل استفاده میکند. اشمیت در ملاقات با دولت میانمار نیز توسعهی اینترنت آزاد و کاربردهای آن را در کشور مذکور در نظر داشت.
پخش خودکار ویدئوها از ماه آینده در گوگل پلی فعال خواهد شد. گوگل اعتقاد دارد پخش خودکار فیلمها کمک میکند تا کاربران مطالب را راحتتر پیدا کنند.
بخش زیادی از کاربران اینترنت اتفاقنظر دارند که پخش خودکار ویدئوها آزاردهنده است؛ با وجود این هنوز هم تعداد زیادی از وبسایتها از این قابلیت استفاده میکنند و برنامهای برای توقف آنها وجود ندارند. حال گوگلپلیقصد دارد تا پخش خودکار ویدئوها را برای فهرست برنامههای کاربردی و بازیها آغاز کند؛ این پروژه شاملفیلمهای تبلیغاتی نیز میشود.
با توجه به راهنمای کنسول گوگل پلی، پخش ویدیوهای خودکار از ماه آینده بهطور رسمی آغاز خواهد شد. گوگل میگوید: «از سپتامبر سال ۲۰۱۹، گوگل پلی شروع به پخش خودکار فیلمها میکند تا به کاربران کمک کند تا مطالب را بهراحتی پیدا کنند.» این تصمیم ممکن است برای برخی از توسعهدهندگان آزاردهنده باشد زیرا غول موتورهای جستوجو اعلام کرده که توسعهدهندگان باید بخش درآمدزایی را برای این ویدئوها غیرفعال کنند؛ چرا که گوگلاعتقاد دارد پخش تبلیغات در ویدیوی نرمافزارها ممکن است باعث سردرگمی کاربران شود.

گوگل پلی به برنامهنویسان اعلام کرده است که تا تاریخ یک نوامبر مهلت دارند تا فیلمهای جدید مربوط به برنامههای خود را مجددا بارگذاری کنند و هرگونه تبلیغات را از آنها حذف کنند. این بدان معنا است که ویدئوهای معرفی نرمافزار که شامل تبلیغات باشند، از این به بعد در گوگل پلی پخش نخواهند شد. احتمالا میتوان این امر را بهراحتی نادیده گرفت. گوگل میتواند یک گزینه برای غیرفعالکردن پخش خودکار فیلمها (حداقل هنگام اتصال با کمک دادهی تلفن همراه) اختصاص دهد.
مشخصات کامل ویوو نکس ۳ در شبکهی اجتماعی ویبو فاش شد. ظاهرا باید منتظر دستگاهی با بهرهمندی از تراشهی اسنپدراگون ۸۵۵ پلاس باشیم.
حدود یک ماه به تاریخ رونمایی رسمی از گوشی هوشمند ویوو نکس 3 باقی مانده است. تاکنون اخبار مختلفی درمورد گوشی جدید ویوو بهاشتراک گذاشته شده است. ظاهرا گوشی هوشمند مذکور از قابلیت اتصال به شبکهی 5G، نمایشگر آبشاری بههمراه لبههای دارای انحنا بهره میبرد.
تاکنون اطلاعات محدودی در مورد این دستگاه فاش شده است، اما منبعی آگاه در شبکهی اجتماعی ویبو، اقدام بهاشتراکگذاری تمامی مشخصات ویوو نکس ۳ کرد.

مقالههای مرتبط:
ویوو نکس ۳ از دوربین سهگانهی ۶۴ مگاپیکسل، نمایشگر بزرگ و تراشهی اسنپدراگون ۸۵۵ پلاس بهره میبرد. نسخهی 5G این گوشی هوشمند، تنها یک گرم وزن کمتری نسبت به نسخهی معمولی دستگاه دارد. البته نسخهی دارای قابلیت پشتیبانی از نسل پنجم اینترنت از مودم 5G بهره میبرد، ولی ظاهرا این موضوع تأثیر چندانی روی وزن ۲۱۸ گرمی دستگاه ایجاد نکرده است.
ویوو نکس ۳ درکنار دوربین اصلی ۶۴ مگاپیکسلی، مجهز به دو دوربین ۱۳ مگاپیکسلی تلهفوتو و فوق عریض است. یکی دیگر از ویژگیهای جالبتوجه دستگاه جدید ویوو، ظرفیت بالای حافظهی رم و حافظهی داخلی دستگاه است. البته هنوز وضعیت نسخههای ویوو نکس ۳ مشخص نشده است. بهنظر میرسد نسخهی معمولی این گوشی هوشمند با ظرفیت حافظهی رم ۱۲ گیگابایتی و ظرفیت حافظهی داخلی ۵۱۲ گیگابایتی معرفی شود. نسخهی 5G ویوو نکس ۳ نیز از همین مشخصات بهره میبرد.
گوشی هوشمند جدید ویوو با باتری ۴۵۰۰ میلیآمپرساعت و پشتیبانی از فناوری شارژ سریع ۴۴ واتی به بازار عرضه خواهد شد. پیشتر اخباری در مورد فناوری شارژ سریع ۱۰۰ واتی مطرح شده بود. باتوجه به اطلاعات جدید منتشرشده، بهنظر میرسد که فناوری مطرحشده در گزارشهای قبلی در مرحلهی تحقیق و توسعه قرار دارد و قرار نیست در دستگاه جدید شاهد معرفی آن باشیم.
ویوو نکس ۳ احتمالا با قیمت ۷۰۰ دلار (۶۳۵ یورو) و نسخهی 5G این گوشی هوشمند، ۷۰ دلار (۶۳ یورو) گرانتر به بازار عرضه خواهد شد.
در فهرست ثروتمندترین افراد و مدیران دنیای خودرو، نامهایی مثل ایلان ماسک، فردیناند پیئش، شاهد خان، خانوادهی پژو و بنیانگذار جیلی مشاهده میشود.
هر سال در نشریهها و وبسایتهای معتبر جهان، فهرستهای جالبی از ثروتمندترین افراد جهان در حوزههای مختلف منتشر میشود. فهرست ثروتمندترین ورزشکاران، شرکتهای فناوری، هنرپیشهها، هنرمندان دنیای موسیقی و حتی کشورهای جهان، همیشه زمینهساز بحثهای طولانی در میان مردم میشود.
در این مقاله، نگاهی به ثروتمندترین افراد در دنیای خودرو خواهیم داشت. شاید این فهرست کمی متفاوت باشد، اما آگاهی از ثروتمندترینهای افراد و خانوادههایی که بخشی از درآمد اصلیشان دنیای خودرو است، درک بهتری از وضعیت جهانی این صنعت ارائه میدهد. این فهرست باتوجه به نوشتههای معتبرترین خبرگزاریها، وبسایتها و نشریهها مثل فوربز، ساندی تایمز و بلومبرگ و بادرنظر گرفتن مجموع دارایی براساس دلار آمریکا گردآوری شده است؛ ترتیب معرفی افراد و خانوادهها از کم به زیاد است.
راجر پنسکی

مجموع دارایی: ۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار
راجر پنسکی، یکی از معروفترین افراد در تاریخ موتوراسپرت و مسابقات اتومبیلرانی ایالات متحده است. این شهروند آمریکایی پیش از اینکه به یک مدیر موفق تبدیل شود، پشت فرمان خودروهای مسابقهای رقابت میکرد. پنسکی که امروز ۸۲ سال سن و از دو ازدواج، پنج فرزند دارد، دههی ۱۹۶۰ تیمهای مسابقه در ایندیکار (IndyCar) و نسکار (NASCAR) بنیان نهاد. درکنار تیمهای مسابقه Team Penske و DJR Team Penske، این تاجر موفق دنیای خودرو که با لقب «کاپیتان» هم شناخته میشود، امروز مالک گروه بزرگ Penske Automotive Group و یک کلکسیونر مدلهای ارزشمند است. شرکت پنکسی اتوموتیو، زنجیرهای بزرگ از نمایشگاهها و نمایندگیهای فروش خودرو در کشورهای مختلف مثل آلمان، آمریکا و استرالیا را شامل میشود. تمام برندها و تیمهای پنسکی در شرکت خصوصی و بزرگ Penske Corporation با بیش از ۶۰ هزار کارمند فعال هستند. اوایل سال ۲۰۱۹، دونالد ترامپ اعلام کرد که راجر پنسکی نشان افتخار آزادی رئیسجمهوری دریافت میکند. پنسکی هنوز هم بهعنوان رئیس هیئت مدیره و مدیر فعالیت میکند.
خانوادهی فورد

مجموع دارایی: ۳ میلیارد دلار
شرایط و سهم خانوادهی امروز فورد از برندی که بیش از ۱۰۰ سال پیش شکل گرفته، بسیار متفاوت است. خانوادهی فورد هماکنون تنها ۲ درصد از سهم این گروه خودروسازی بزرگ، معادل ۷۴۰ میلیون دلار را در اختیار دارد؛ اما در طول سالهای گذشته، خانوادهی فورد مبالغ زیادی را بهعنوان سهامدار دریافت کردهاند. بنابراین، مجموع دارایی رئیس هیئت مدیرهی فورد و اعضای این خانواده به رقمی میلیارد دلاری میرسد. البته تخمین دقیق مبالغی که بهعنوان سهامدار به خانوادهی فورد میرسد و همچنین تعداد زیاد اعضا، برآورد مجموع داراییها را مشکل کرده است. علاوه بر این، خانوادهی فورد حدود ۴۰ درصد در رایگیری تصمیمهای کلان شرکت دخالت دارند؛ با این تفاسیر، مالکیت معنوی درخورتوجهی در برند دارند. ویلیام کِلِی فورد جونیور، فرزند ویلیام کلی فورد سینیور آخرین نوهی هنری فورد، امروز ریاست هئیت مدیرهی شرکت را در اختیار گرفته است. براساس گزارشها و گمانهزنیها، ویلیام کِلِی فورد جونیور ثروتمندترین عضو خانواده است و داراییهایش به ۱/۴ میلیارد دلار میرسد. فوربز مجموع ثروت رئیس هیئت مدیرهی فورد را در سال ۲۰۱۵ بیش از ۲ میلیادر دلار اعلام کرد؛ اگر نرخ تورم و تمام اتفاقات چند سال گذشته را درنظر بگیریم، مجموع دارایی کلی خانوادهی فورد در سال ۲۰۱۹ به ۳ میلیارد دلار خواهد رسید.
دان هنکی

مجموع دارایی: ۳ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار
بنیانگذار و مدیرعامل گروه هنکی (Hankey Group) در فهرست ثروتمندترین افراد دنیای خودرو قرار میگیرد. دان هنکی که امروز ۷۶ سال سن دارد، سال ۱۹۷۲ نمایندگی رسمی فورد که پدرش اداره میکرد را در اختیار گرفت. پس از چند سال مدیریت نمایندگی فروش محصولات فورد، هنکی به این نتیجه رسید که برای رونق بازار، باید به خریدار کمک مالی شود؛ بنابراین در سال ۱۹۷۸، دفتر خدمات مالی وستلیک (Westlake Financial Services) را بنیان نهاد. هنکی در شغل جدیدش، انواع وامهای مورد نیاز خرید خودرو برای افراد با سطح درآمد و اعتبار پایینتر از استاندارد بانکهای بزرگ را اعطا میکرد؛ این مدیر باتجربه درکنار ساختوساز و فروش خانه در لسآنجلس، هنوز در این شغل فعالیت دارد و در تمام ایالتهای آمریکا، خدمات متنوع وام خرید خودرو ارائه میکند. گروه هنکی امروز با ادعای بزرگترین مرکز مالی خصوصی ایالات متحدهی آمریکا و ارزش داراییها معادل ۸/۳۳ میلیارد دلار تا سال ۲۰۱۸، فعال است. بیزنس ژورنال در سال گذشته، تمام ثروت دان هنکی را ۳ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کرد.
برنی اکلستون

مجموع دارایی: ۳ میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار
سالها تلاش برای مدیریت بهتر فرمول یک، به برنی اکلستون که امروز ۸۸ سال سن دارد، ثروتی بیش از ۳ میلیارد دلار داده است. اکلستون که پسر یک ماهیگیر بریتانیایی است، در ۱۶ سالگی و پس از پایان دوران تحصیل در رشتهی شیمی بهدنبال رؤیاهایش رفت؛ دنیای موتورسیکلت. جنگ جهانی دوم که به پایان رسید، اکلستون به شغل خرید و فروش قطعات موتورسیکلت وارد شد و مدتی بعد هم یک نمایندگی فروش رسمی برپا کرد. اکلستون با پیست معروف برندز هچ انگلستان (Brands Hatch) فاصلهی زیادی نداشت، بنابراین مدتی هم در مسابقات مختلف مثل فرمول ۳ شرکت کرد؛ پس از تجربهی چند تصادف شدید، اکلستون به این باور رسید که در زمینهی مدیریت استعداد بیشتری دارد تا رانندگی. بهعنوان یک جوان آماده به یادگیری، اکلستون خرید و فروش املاک، مدیریت حراجی خودرو و سپس نمایندگی رانندههای مسابقهای را تجربه کرد و سپس با خرید تیم برابهام (Brabham) در سال ۱۹۷۲ به دنیای فرمول یک وارد شد.

اکلستون تا سال ۱۹۸۸ مدیریت تیم برابهام را برعهده داشت و دو مقام قهرمانی جهان برای راننده هم در کارنامه ثبت کرد؛ همزمان با این مسئولیت، کارآفرین بریتانیایی و جسور با هدف ایجاد سازماندهی بزرگ برای فرمول یک، انجمن FOCA را تشکیل داد. اکلستون که تیم برابهام را با قیمتی حدود ۱۲۰ هزار دلار خریده بود، سرانجام در سال ۱۹۸۸ با دریافت مبلغ ۵ میلیون دلار، این تیم را واگذار کرد تا به برنامهی جدیدش و سازماندهی حق پخش تلویزیونی فرمول یک رسیدگی کند. اکلستون تمام وقتش را برای بازاریابی حرفهای سطح موتوراسپرت جهان گذاشت و درنهایت به مقام مدیریت اجرایی گروههای سازمانی فرمول یک رسید. اکلستون درکنار مکس موزلی، مدیر سابق فدراسیون جهانی اتومبیلرانی (FIA)، از برجستهترین شخصیتهای فرمول یک هستند که سهمی بزرگ در پیشرفت ایمنی مسابقات و حفظ جان رانندهها داشتند. سال ۲۰۱۷ تمام حق پخش و بازاریابی فرمول یک به گروه بزرگ لیبرتی مدیا (Liberty Media) فروخته شد و برنی اکلستون هم با فرمول یک خداحافظی کرد. اکلستون پرحاشیه که مصاحبههای جنجالی سیاسیاش در مورد حزب کارگر بریتانیا و هیتلر سروصدای بسیاری کرد، یکی از ثروتمندترین افراد در بریتانیا محسوب میشود و هفتهنامه ساندِی تایمز (The Sunday Times) مجموع داراییهایش را بیش از ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون پوند (حدود ۳/۲۵ میلیارد دلار) اعلام کرده است.
پاوان مونجال

مجموع دارایی: ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار
مدیرعامل، مدیرکل و رئیس هیئت مدیرهی شرکت موتورسیکلتسازی هیرون موتورکورپ (Hero MotorCorp)،پاوان مونجال هندوستانی است. هیرو موتورکورپ که سال ۱۹۸۴ در قالب اتحاد با موتورسیکلتسازی هوندا ایجاد شد، هماکنون بزرگترین تولیدکنندهی وسایل نقلیهی دو چرخ در هندوستان و جهان است. پاوان مونجال در دههی ۱۹۸۰ در کنار پدرش که مدیرعامل بود، در شرکت هیرو مشغول بهکار شد؛ هیرو موتورکورپ با پاسخگوییِ همهجانبه به نیازهای مردم هند و تقاضا برای موتورسیکلتهای ارزانقیمت، خیلی زود سهم بزرگی در بازار این کشور پیدا کرد. از همه مهمتر، بندهای قرارداد با ژاپنیها بود؛ هوندا دانش و مهندسی تولید موتورسیکلت را به هند آورد و هیرو موتورکورپ هم مسئولیت بازاریابی را برعهده گرفت.

پس از نزدیک به سه دهه همکاری، هندیها که حالا چارچوب کلی و نکات اصلی موفقیت بازار موتورسیکلت را فرا گرفته بودند، انحلال اتحاد و مستقل شدن را مطرح کردند. دلیل اصلی این اتفاق، قانون ممنوعیت فروش موتورسیکلتهای هیرو در بازارهای خارجی بود که مدیران ارشد هوندا در این اتحاد تنظیم کرده بودند. اتحاد هوندا و هیرو در سال ۲۰۱۱ بهپایان رسید و شرکت هندی بدون محدویت و بهصورت مستقل فعالیتش را تا امروز ادامه داده است. محصولات هیرو موتورکورپ شامل وسایل نقلیهی دوچرخ مثل موتورسیکلت و اسکوتر میشود که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار مشتری داشته است. سوددهی سالانهی این شرکت هندی بیش از ۴ میلیارد دلار است؛ بنابراین تعجبی ندارد که ثروت مدیرعامل هیرو موتورکورپ به ۳/۵ میلیارد دلار میرسد.
وِی جیانجون

مجموع دارایی: ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار
رئیس هیئت مدیرهی شرکت گریت وال (Great Wall Motors)، بزرگترین تولیدکنندهی مدلهای شاسیبلند و پیکاپ در چین و مالک برند هاوال (Haval)، یکی از ثروتمندترین افراد در خودروسازی است. گروه خودروسازی گریت وال سال ۱۹۸۴ باهدف تولید پیکاپ و کامیون شکل گرفت و وِی جیانجون از سال ۱۹۹۰ به بالاترین مقام اجرایی در این برند رسید. تمرکز بر بازار محدود و گسترش خط تولید باعث شد تا گریت وال در سال ۱۹۹۸ بزرگترین تولیدکنندهی پیکاپ در چین باشد؛ پس از این و با جانگرفتن بازار خودروی چین، اهداف جیانجون بهسمت تولید مدلهای دیگر هم معطوف شد. گریت وال با هدف گسترش بازار، اولین خودروساز خصوصی چین بود که سهامش را بهصورت عمومی عرضه کرد؛ در مرحلهی بعد رشد چشمگیر گریت وال، این شرکت تولید خودروهای سدان و شاسیبلند را هم از سال ۲۰۱۰ آغاز کرد. پروندهی معروف شکایت فیات از گریت وال برای کپیبرداری در طراحی خودرو نیز مانع پیشرفت این شرکت نشد؛ دادگاه این پرونده در ایتالیا به نفع فیات رأی داد اما دادگاه چینیها نقض قانون کپیرایت را قبول نکرد.

فروش این برند در سال ۲۰۱۶ به بیش از یک میلیون دستگاه رسید تا جیانجون به ثروت بیشتری برسد و مقدمات گسترش فعالیتهای گریت وال فراهم شود. پس از شکلگیری برند زیرمجموعهی جدید وِی (WEY) و تولید اولین خودروی برقی شرکت با کد C30EV در سال ۲۰۱۷، گریت وال قرارداد همکاری با بیامو برای تولید نسخهی الکتریکی مینی در چین امضا کرد. رشد فروش گریت وال باورنکردنی است بهطوری که در سال گذشته ۱۴/۴ میلیارد دلار درآمد کلی به حسابهای شرکت واریز شد؛ درآمد گریت وال، از فروش سالانه بیش از یک میلیون دستگاه خودرو و فروش قطعات مونتاژ بهصورت CDK در کشورهای مختلف مثل ایران، مصر، اندونزی، نیجریه، روسیه و اکراین بهدست میآید. دو کارخانهی بزرگ گریت وال در بلغارستان و روسیه هم سهم بزرگی در فروش دارند. جیانجون ۸۵ درصد در گریت وال سهم دارد.
لیان ونگِن

مجموع دارایی: ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار
لیان ونگن، رئیس هیئت مدیرهی شرکت صنایع سنگین سانی چین (Sany Heavy Industry)، یکی از بزرگترین تولیدکنندههای ماشینآلات سنگین مثل جرثقیل، بیل مکانیکی و بالابر با فروش بیش از ۵/۹ میلیارد در سال ۲۰۱۷ است. شرکت سانی از سال ۱۹۸۹ تا امروز فعالیت میکند و بیش از ۹۰ هزار نیروی انسانی، تأسیسات بزرگی در آمریکا، هندوستان، آلمان، اندونزی و برزیل و ۹ واحد زیرمجموعه دارد. از فعالیتهای جالب این شرکت، حمایت مالی در مسابقات نسکار آمریکا (NASCAR) است. ۲۰ درصد سهم این شرکت در اختیار ونگن قرار دارد.
خانوادهی فریدکین

مجموع دارایی: ۴ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار
دومین مجموعه و شبکه فروش بزرگ تویوتا در آمریکا با نام Gulf States Toyota یا GST و هدایت دن فریدکینفعالیت میکند. البته GST تا سال ۲۰۱۷ تام فریدکین، پدر دن را در مقام مدیر داشت. تام فریدکین، یکی از دوستان نزدیک کرول شلبی بود؛ کرول شلبی پیش از بنیاننهادن برند اختصاصی خود، پیشنهاد صندلی ریاست GST را رد و تام فریدکین را برای این عنوان توصیه کرد. سال ۱۹۶۹ فعالیت مجموعه فروش خودروهای تویوتا با مدیریت تام فریدکین آغاز شد و امروز ۱۵۴ نمایندگی در پنج ایالت آمریکا دارد. تخمین زده میشود که از هر ۸ دستگاه خودروی فروشی تویوتا در آمریکا، یک نمونه از نمایندگیهای GST به دست مشتری میرسد. دن فریدکین پس از مرگ پدرش در سال ۲۰۱۷ به مقام مدیریت GST رسید؛ این شرکت با درآمد بیش از ۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸، بهطور کامل در اختیار خانوادهی فریدکین قرار دارد. خانوادهی فریدکین علاوه بر فروش خودرو، در معاملههای مراکز تفریحی هم کسب درآمد میکنند.
ویکرام و سیدهارتها لال

مجموع دارایی: ۴ میلیارد و ۵۳۰ میلیون دلار
احتمالا نامهای ویکرام لال (Vikram Lal) و آیچر موتورز (Eicher Motors) برای طرفداران دنیای خودرو ناشناخته باشد؛ ولی همه با رویال انفیلد (Royal Enfield) و موتورسیکلتهایش آشنا هستیم. رویال انفیلد، شرکت انگلیسی تولیدکنندهی موتورسیکلت بود که سال ۱۹۰۱ تأسیس شد اما با ظهور برندهای ژاپنی، در سال ۱۹۷۱ فعالیتش را متوقف کرد. موتورسیکلتهای رویال انفیلد مشتریهای فراوانی در هندوستان داشتند، بنابراین منطقی بود که از مرگ این برند جلوگیری شود. رویال انفیلد که امروز قدیمیترین شرکت تولیدکنندهی موتورسیکلت فعال است، سال ۱۹۹۴ زیرمجموعهی شرکت هندی ایچر موتورز با مدیریت ویکرام لال شد. یک سال بعد، سیدهارتها لال، فرزند ۲۲ سالهی ویکرام به ایچر وارد شد و احیای همهجانبهی رویال انفیلد هندی کلید خورد. پس از رسیدن به مقام مدیرعامل رویال انفیلد در سال ۲۰۰۰ و سن ۲۶ سالگی، سیدهارتها لال فعالیتهای شرکت را گسترش داد. رویال انفیلد هند سال گذشته بیش ۶۱۵ هزار دستگاه موتورسیکلت فروخت و محصولاتش را در ۵۰ کشور مختلف عرضه میکند. ویکرام لال سال ۲۰۰۶ پسرش را به مقام مدیرعاملی ایچر موتورز منصوب کرد؛ ۴۷ درصد سهام ایچر موتورز به خانوادهی لال تعلیق دارد. ایچر موتورز برای تولید خودروهای سنگین، با ولوو هم همکاری میکند.
خانوادهی پژو

مجموع دارایی: ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار
شرکت پژو از زمان آغاز فعالیتش تا امروز، در چند صنعت متفاوت وارد شده است. خانوادهی پژو، تجارت خود را سال ۱۸۱۰ در زمان امپراتوری ناپلئون بر فرانسه آغاز کردند. اولین محصول تاریخ پژو، دستگاه آسیاب قهوه، نمک و فلفل بود؛ مدتی بعد، دوچرخههای ساخت پژو هم به بازار رسید. با ظهور صنعت خودروسازی، اواخر دههی ۱۸۸۰، پژو اولین وسیلهی نقلیه تاریخش (سهچرخه با موتور بخار) را تولید کرد. سال ۱۸۹۰ اولین خودروی چهارچرخ این شرکت فرانسوی با پیشرانهی بنزینی ساخت دایملر ساخته و سال ۱۸۹۶ هم اولین خودروی مستقل پژو رونمایی شد. پژو امروز عضوی از گروه فرانسوی PSA است؛ اما سهم اعضای خانواده از شرکت تنها به ۹ درصد میرسد. بخشی از درآمد خانوادهی پژو از بازار خرید و فروش سهام، املاک و سرمایهگذاری در شرکتهای نوپای هوا و فضا تأمین میشود.
وانگ چوانفو

مجموع دارایی: ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار
وانگ چوانفو را میتوان ایلان ماسک چین معرفی کرد؛ چوانفو، بنیانگذار برند BYD است. این شرکت چینی سال ۱۹۹۵ با نام «رؤیاهایت را بساز» یا Build Your Dreams و هدف تولید باتریهای شارژی (بیشتر برای تلفنهای همراه) برای رقابت با ژاپنیها شکل گرفت. چوانفو در ۲۹ سالگی برند BYD را تأسیس کرد و حالا در ۵۳ سالگی، یکی از ثروتمندترین مدیران چینی در جهان است. در اولین مرحله از اوجگیری بازار خودروی چین، چوانفو در سال ۲۰۰۳ به این صنعت وارد شد؛ تا امروز انواع خودرو، اتوبوس، دوچرخههای برقی، کامیون و جرثقیل با نشان BYD تولید شوند. برجستهترین دستاورد BYD در خودروسازی را باید تولید انبوه اولین مدل پلاگین هیبرید جهان (مدل F3DM در سال ۲۰۰۸) بدانیم؛ از همین سال بود که BYD برنامهی مهم صادرات محصولاتش به آمریکای جنوبی،آفریقا و خاورمیانه را آغاز کرد. پیشرفت این شرکت چینی بهقدری چشمگیر بود که وارن بافت، سرمایهگذار معروف آمریکایی، ۱۰ درصد از سهام BYD را خریداری کرد. فعالیتهای شرکت BYD امروز در قالب دو بخش خودروسازی و الکترونیک در واحدهای مختلف انجام میشود؛ حتی دایملر هم با BYD همکاری میکند و این دو شرکت بزرگ آلمانی و چینی، برند مشترک (سهم ۵۰/۵۰) و تولیدکنندهی خودروهای لوکس و برقی دنزا (Denza) را در سال ۲۰۱۰ تأسیس کردند. فروش بیش از ۵۲۰ هزار دستگاه خودرو و درآمد ۱۶/۳۵ میلیارد دلار BYD در سال گذشته، نقشی مهم در افزایش ثروت چوانفو داشته است.
راهول باجاج

مجموع دارایی: ۵ میلیارد و ۳۶۰ میلیون دلار
رئیس هیئت مدیرهی گروه باجاج (Bajaj Group) و یکی از باسابقهترین شرکتهای خوشهای هند، راهول باجاجاست. این گروه از سال ۱۹۲۶ تا امروز با تلاش خانوادهی باجاج در صنایعی مثل خودروسازی، لوازم خانگی، فولاد و آهن، بیمه و توریست فعال بوده و شرکت باجاج اتو (Bajaj Auto) یکی از بزرگترین تولیدکنندگان موتورسیکلت و سهچرخه در دنیا است. شرکت موتورسیکلتسازی باجاج در دههی ۱۹۴۰ تأسیس شد و پس از همکاری ۳۳ ساله با برند ژاپنی کاوازاکی (کاواساکی، تلفظ صحیح ژاپنی Kawasaki)، بخش بزرگی از بازار هند را در اختیار گرفت. خانوادهی باجاج ۴۲ درصد از سهام این گروه بزرگ را دراختیار دارد.
آنتونی بَمفورد

مجموع دارایی: ۵ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار
یکی از معروفترین برندهای صنعت ماشینآلات سنگین، JCB است. این شرکت با نام کامل J.C. Bamford Excavators Limited یا شرکت تولیدکنندهی ادوات حفاری جی.سی بمفورد، سال ۱۹۴۵ با تلاش جوزف سیریل بمفورد در بریتانیا تأسیس شد. اولین محصولات JCB شامل تریلرهای کشاورزی بود که از قطعات باقیماندهی ماشینآلات جنگ جهانی تولید میشدند؛ در دههی ۱۹۵۰، اولین تراکتور JCB مجهز به بیل جلو و عقب با رنگ زرد معروفش تولید شد که آغاز رسمی شهرت این برند هم شمرده میشود. جوزف بمفورد سال ۱۹۷۵ اعلام بازنشستگی کرد و مدیریت شرکت را به پسرهایش سپرد؛ آنتونی بمفورد، امروز رئیس هیئت مدیره جیسیبی است. آنتونی با رسیدن به مقام مدیریت شرکت، فعالیتهای JCB را فراتر از بریتانیا گسترش داد و با احداث کارخانههای مجهز در ۱۸ کشور جهان مثل آمریکا، هند و آلمان و بهکارگیری ۱۲ هزار نیروی انسانی، درآمدی میلیارد دلاری (۴/۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷) کسب کرد. خانوادهی بمفورد، مالک کامل JCB هستند؛ آنتونی بمفورد در سال ۲۰۱۳ به عنوان «لرد» رسید.
ویوِک چاند سیگال

مجموع دارایی: ۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار
اگر با بازار خودروی هند آشنا نباشیم، قطعا نامهایی مثل ویوِک چاند سیگال و شرکت ساماواردهان مادِرسان (Samavardhan Mothersun Group) به گوشمان نخورده است. ساماواردهان مادِرسان با درآمد ۱۰/۵ میلیارد دلار در سال گذشته، بزرگترین شرکت تولیدکنندهی قطعات خودرو در هند است. ویوِک چاند سیگال گروه مادرِسان را سال ۱۹۷۵ با کمک مادرش تأسیس کرد؛ نامگذاری متفاوت شرکت هم بههمین دلیل است. این گروه از چند شرکت تشکیل شده که مهمترینش، مادرسان سومی (Mothersun Sumi Systems)، برند مشترک با سومیتومو ژاپن (Sumitomo) است. خودروسازان بزرگی مثل فولکس واگن، بیامو، مرسدس بنز، فورد، تویوتا و ماروتی سوزوکی از محصولات این شرکت هندی استفاده میکنند. مالک ۹۰ درصد سهام گروه مادرسان، ویوِک چاند سیگال به همراه دیگر اعضای خانوادهاش هستند.
شاهد خان

مجموع دارایی: ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار
طرفداران قدیمی دنیای فوتبال بهویژه لیگ جزیره، با برخی از فعالیتهای شاهد خان کاملاً آشنا هستند و احتمالا از دیدن نام این تاجر ثروتمند در این فهرست، تعجب کردهاند. شاهد خان سال ۱۹۵۰ در پاکستان متولد شد و در ۱۶ سالگی برای ادامهی تحصیل به ایالات متحده (سال ۱۹۷۶) مهاجرت کرد؛ در زمان تحصیل، شاهد خان در شرکت تولیدکنندهی قطعات خودرو Flex-N-Gate مشغول بهکار بود. پس از پایان دوران دانشگاه، شاهد خان در سال ۱۹۷۸ به مقام مدیر واحد مهندسی Flex-N-Gate رسید و سپس شرکت خودش با نام بامپر ورکس (Bumper Works) را تأسیس کرد. دو سال بعد، خان پاکستانی شرکتی که از دوران تحصیل در آن کار میکرد را خرید و با بامپر ورکس ادغام کرد؛ درنهایت، یک شرکت بزرگ تولیدکنندهی قطعات ایجاد شد و بزرگترین خودروسازان آمریکا، مشتری شاهد خان شدند.

انواع سپرهای جلو و عقب خودروهای ساخت جنرال موتورز، فور، فیات کرایسلر، تویوتا، بیامو و نیسان در آمریکا از محصولات شرکت بزرگ Flex-N-Gate است. سبد محصولات این شرکت با درآمد ۷/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ بهصورت خصوصی اداره میشود و کاملاً در اختیار خانوادهی شاهد خان قرار دارد. علاوه بر سپرهای خودرو، محصولات شرکت امروز شامل سیستمهای پدال و پنلهای داشبورد و کابین هم میشود. شاهد خان درکنار مدیریت یکی از معروفترین شرکتهای تولیدکنندهی قطعات خودرو، تیم فوتبال آمریکایی جکسنویل جگوارز (Jacksonville Jaguars) و تیم فوتبال انگلیسی فولام (Fulham F.C.) را خریداری کرده و برنامهی کشتی حرفهای All Elite Wrestling را هم راهاندازی کرده است.
گرت کمپ و تراویس کالانیک

مجموع دارایی: ۹ میلیارد دلار
شاید نتوان اوبر (Uber) را هماکنون یک شرکت فعال در صنعت خودروسازی تعریف کرد؛ اگر بخواهیم واقعبین باشیم، اوبر نه تاکسیهای اینترنتیاش را تولید میکند و نه مالک هر تاکسی و خودرو در ناوگان بزرگ خود است. از طرفی، این کسبوکار نوپا تأثیر چشمگیری در حملونقل شهری امروز گذاشته است و حتی نمونههای داخلی ایرانی با ایدهی اوبر هم (هرچند پرحاشیه و جدلساز) در کشورمان میبینیم. برای بزرگبودن ایدهی اوبر، این نکته را درنظر بگیرید که شاید شما بهعنوان مخاطب زومیت، از تلفن همراه هوشمندتان برای خواندن این مقاله و سفارش تاکسی اینترنتی استفاده میکنید؛ یا این مورد که اوبر بهقدری بزرگ شده است که در اهداف آیندهاش، توسعهی همهجانبهی فناوری خودران بهچشم میخورد. با این تفاسیر، اصلا جای تعجب نیست که بنیانگذاران اوبر، امروز در جمع ثروتمندان باشند.

گرت کمپ و تراویس کالانیک، اوبر را در سال ۲۰۰۹ با نام اوبرکب (UberCab) به جهان معرفی کردند؛ جالب است که ایدهی راهاندازی این کسبوکار براساس تجربهی شخصی ناخوشایند حملونقل شهری شکل گرفته بود. هدف از شکلگیری اوبر، ایجاد سفری دلپذیر با اشتراکگذاری خودرو و تقسیم هزینه برای رسیدن به قیمتی کمتر از تاکسیهای سنتی بود. نسخهی بتا اوبر سال ۲۰۱۰ و نسخهی نهایی با امکانات بسیار کمتر از خدمات امروز این اپلیکیشن، سال ۲۰۱۱ در دسترس عموم قرار گرفت. در آستانهی یک دهه فعالیت اوبر، این کسبوکار در ۶۰ کشور و ۷۸۵ شهر مختلف از سراسر جهان فعالیت دارد؛ هر ماه ۹۱ میلیون نفر از تاکسیهای اینترنتی اوبر استفاده میکنند و درآمد این کسبوکار موفق در سال گذشته به ۱۱/۳ میلیارد دلار رسید. اوبر بهتازگی با عرضهی اولیهی سهام به شرکتی عمومی تبدیل شد و ارزش بازار آن به ۷۵ میلیارد دلار رسید. گرت کمپ و تراویس کالانیک، بهترتیب مالک ۵ و ۷ درصد از سهام اوبر هستند.
جیمز سی کِنِدی

مجموع دارایی: ۹ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار
شرکت ارتباطات کاکس (Cox Communications) سال ۱۹۸۹ در صنعت روزنامه با ایدهی جیمز ام. کاکس شکل گرفت؛ اما مدتی بعد در حوزهی تلویزیون و شبکههای کابلی وارد شد. جیمز سی. کندی بهعنوان رئیس هیئت مدیره و نوهی جیمز ام. کاکس، به گسترش این شرکت در دنیای خودرو و شبکهی راهنمای نمایندگیهای فروش کمک کرد. شرکت چندخوشهای Cox Enterprises با سه زیرمجموعهی Cox Communications، Cox Media Group و بخش مربوط به خودرو با نام Cox Automotive گسترش پیدا کرده است. کاکس اوتوموتیو تمام فعالیتهای مربوط به خودرو، از راهنمای خرید و فروش تا پیدا کردن نمایندگی معتبر را شامل میشود. شرکتها و وبسایتهای Dealer، Manheim، AutoTrader و Kelley Blue Book در بخش خودرو کاکس فعال هستند. درآمد مجموعهی کاکس که در اختیار خانوادهی کندی قرار دارد، در سال ۲۰۱۸ حدود ۲۱ میلیارد دلار بود.
زِنگ یوچون و هوانگ شیلین

مجموع دارایی: ۱۰ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار
شرکت تولیدکنندهی باتری Contemporary Amperex Technology یا CATL در چند سال گذشته به شهرت جهانی رسید، ولی احتمالا نامهای زِنگ یوچون و هوانگ شیلین برای خیلی از افراد ناشناخته هستند. البته اگر بازار خودروهای برقی در کشورمان وجود داشت، حتما با نام CATL و بنیانگذارانش آشنا میشدیم؛ شرکت چینی CATL که تنها از سال ۲۰۱۱ فعالیتش را آغاز کرده، بزرگترین تولیدکنندهی باتریهای لیتیومیون خودروهای برقی در جهان است. اصلیترین مشتریهای CATL، خودروسازان شناختهشدهی جهان مثل فولکس واگن، گروه فرانسوی PSA یا پژو-سیتروئن سابق، هیوندای و جیلی هستند؛ علاوه بر این، برندهای چینی خودروسازی پکن یا بایک (BAIC)، خودروسازی گوانژو (GAC)، خودروسازی شانگهای (SAIC) و فوتون (Foton) هم از محصولات CATL استفاده میکنند. شرکت بزرگ CATL با ۱۰ هزار کارمند، هماکنون دو مرکز تحقیقاتی در چین و برلین دارد و بهزودی باتری موردنیاز بیامو i5 و مینی الکتریکی را هم تأمین خواهد کرد. برای تولید باتریهای بیشتر و عمل کردن به قرارداد ۴ میلیارد دلاری با بیامو و همچنین فولکس واگن، چینیها کارخانهای مجهز در آلمان احداث میکنند. از سال گذشته، ارزش سهام CATL بهشکل چشمگیری افزایش یافته است؛ بهطوری که سهم ۲۶ و ۱۲ درصدی زِنگ یوچون و هوانگ شیلین بهترتیب ۷ میلیارد و ۳/۲ میلیارد دلار ارزش دارد.
چونگ مونگ کو

مجموع دارایی: ۱۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار
چونگ جو یونگ سال ۱۹۴۷ شرکت ساختوساز ساختمانی هیوندای را تأسیس کرد. هیوندای در قالب شرکت خودروسازی، سال ۱۹۶۷ شکل گرفت و اولین محصولش با همکاری فورد در سال ۱۹۶۸ رونمایی شد. درکنار خودروسازی، گروه هیوندای که امروز شامل کیا (۳۳/۸۸ درصد سهام) و جنسیس هم میشود، در بخش ساختوساز ساختمان، ورزشی (مالک چند تیمهای فوتبال، بیسبال، بکستبال و والیبال)، تولید قطعات مختلف (مثل شرکت هیوندای موبیس؛ Mobis) و سازمانهای مالی هم فعال است. چونگ جو یونگ سال ۲۰۰۱ درگذشت و پسرشچونگ مونگ کو، رئیس هیئت مدیرهی گروه هیوندای و بزرگترین خودروساز کرهجنوبی شد. محصولات مجموعهی بزرگ هیوندای با مدیریت مونگ کو و دیگر اعضای خانواده در سال ۲۰۱۸ بیش از ۸۷ میلیارد دلار فروش داشت.
خانوادهی شفلر

مجموع دارایی: ۱۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار
گروه آلمانی شفلر (Schaeffler Group) سال ۱۹۴۶ تأسیس شد و امروز با مدیریت گئورگ شفلر و مادرش، ماریا-الیزابت شفلر اداره میشود. مجموعهی بزرگ شفلر به تولید انواع یاتاقان شهرت دارد اما در سال ۲۰۰۸ با پرداخت مبلغی حدود ۱۲ میلیارد دلار، برند معروف تایرسازی کانتیننتال آلمان را دراختیار گرفت. البته تغییرات زیادی بین معاملهی این دو شرکت آلمانی ایجاد شد و شفلر بهتدریج درصدی از سهامش را فروخت؛ هماکنون سهم شفلر از کانتیننتال به ۴۶ درصد رسیده است. براساس گزارش فوربز، دارایی خانوادهی شفلر در طول چند سال گذشته کاهش یافته است و در حال حاضر حدود ۱۵/۲ میلیارد دلار برآورد میشود.
لی شوفو

مجموع دارایی: ۱۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار
لی شوفو یکی از مدیران موفق چین است که در سال ۱۹۸۶، برند و شرکت جیلی را بنیان نهاد. شوفو در ۲۳ سالگی، جیلی را بهعنوان شرکت تولیدکنندهی یخچال و فریزر پایهگذاری کرد؛ سیاست فروش محصولات ارزانقیمت در چین موفق بود و در دههی ۱۹۹۰، جیلی به صنعت تولید موتورسیکلت وارد شد. بهلطف بازار بزرگ و در حال رشد چین، جیلی در سال ۱۹۹۸ اولین خودروی خود با نام Geely HQ را رونمایی کرد و خیلی زود به سودآوری رسید. هدف بعدی جیلی، شناختهشدن در سطح جهانی بود که بههمین منظور، شوفو تصمیم گرفت برندی معروف را به زیرمجموعهی شرکت اضافه کند. در دورانی که صنعت جهانی، بهویژه خودروسازان آمریکایی شرایط خوبی نداشتند و برخلاف پیشبینی بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، جیلی پیشنهاد خرید ولوو را به فورد ارسال کرد.

گفتوگوهای مقامات جیلی و فورد تنها دو سال طول کشید؛ سال ۲۰۱۰ شرکت سوئدی و پرطرفدار ولوو بهطور کامل و با معاملهای به ارزش ۱/۸ میلیارد دلار به زیرمجموعهی جیلی تبدیل شد. قرار گرفتن ولوو زیر چتر حمایت چینیها، اتفاق مثبتی بود؛ جیلی سرمایهی کامل برای تولید و توسعهی پلتفرمی جدید را دراختیار ولوو قرار داد و خودروهای ارزشمند سوئدی با کیفیت ساخت بالا به بازار جهانی عرضه شدند. رشد سریع جیلی همچنان ادامه دارد؛ در چند سال گذشته، این شرکت چینی ۵۱ درصد از سهام لوتوس، ۴۹/۹ درصد از سهام پروتون، استارتاپ آمریکایی و تولیدکنندهی خودروهای پرنده ترافوجیا (Terrafugia) و ۸/۲ درصد از سهام گروه ولوو (کامیون و اتوبوسسازی) را به فهرست زیرمجموعهها اضافه کرده است. شاید مهمترین سرمایهگذاری جیلی، خرید ۹/۷ درصد از سهام دایملر است؛ بهطوری که هماکنون، لی شوفو بزرگترین سهامدار دایملر محسوب میشود. همچنین جیلی برند جدید لینک اند کو (Lynk & Co) را هم راهاندازی کرده که روی تولید و فروش خودروهای تمام برقی متمرکز است.
خانوادهی انیِلی

مجموع دارایی: ۱۹ میلیارد دلار
دوران امپراتوری خانوادهی انیلی از سال ۱۸۹۹ و با شکلگیری فیات آغاز شد. جووانی انیلی شرکت فیات را در تورین تأسیس کرد و پس از سالها مدیریت، در سال ۱۹۴۵ درگذشت. پس از جنگ جهانی دوم، فیات بدون مدیریت عضوی از خانوادهی انیلی فعالیتش را از سر گرفت تا اینکه جانی انیلی مشهور به «لاووکاتو» (بهمعنی وکیل در زبان ایتالیایی) و نوهی جووانی انیلی، بالاترین مقام اجرایی شرکت شد. لاووکاتو باوجود شرایط بسیار سخت سیاسی ایتالیا، فیات را به سودآوری چشمگیری رساند؛ با افزایش ثروت و دارایی انیلیها، فیات برند اصیل فراری را در سال ۱۹۸۸ خریداری کرد. جانی انیلی مهمترین شخصیت آن دوران در اقتصاد ایتالیا، نماد سرمایهداری و درنظر بسیاری از مردم، پادشاه واقعی کشور بود. با آغاز قرن ۲۱، شرایط کمی تغییر کرد و اتحاد ناموفق فیات و جنرال موتورز تاریخی شد؛ پس از دریافت ۲ میلیارد دلار جریمه از جنرال موتورز و با مدیریت جدید، دوران احیای فیات آغاز شد.

مقالهی مرتبط:
سرجیو مارکیونه که امروز بهعنوان ناجی فیات و کرایسلر از او یاد میشود، با برنامههای مالی موفق و تولید خودروهای جذاب مثل نسل جدید فیات 500، نقشی مهم در تاریخ این شرکت دارد. با تلاشهای مارکیونه، فیات و کرایسلر کنار هم قرار گرفتند و یکی از بزرگترین گروههای خودروسازی جهان شکل گرفت. هماکنون جان الکان، نوهی جانی انیلی، رئیس هیئت مدیرهی فیات کریسلر و شرکت بزرگ اکسور (Exor) است؛ این مدیر ۴۳ ساله و ادامهدهندهی راه خانوادهی انیلی، در مقام رئیس هیئت مدیرهی فراری نیز فعالیت میکند و در باشگاه فوتبال یوونتوس هم سهام دارد. رویترز در سال ۲۰۱۸، مجموع دارایی خانوادهی انیلی را ۱۷ میلیارد یورو اعلام کرد.
ایلان ماسک

مجموع دارایی: ۲۱ میلیارد دلار
ایلان ماسک بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین، پرحاشیهترین و جنجالبرانگیزترین مدیران صنعت خودرو و دنیای فناوری، در انواع فهرستهای ثروتمندان دنیا قرار دارد. ماسک که امروز از قدرتمندترین افراد جهان است، سال ۱۹۷۱ در آفریقای جنوبی بهدنیا آمد؛ ماسک پس از مشکلات خانوادگی با پدرش، برای تحصیل دانشگاهی به کانادا و سپس آمریکا رفت. ماسک در دورهی رشد چشمگیر اینترنت، بهدنبال شکلدهی کسبوکار رفت؛ Zip2 اولین شرکت ماسک بود. در سال ۱۹۹۹ شرکت خدمات مالی آنلاین X.com را تأسیس کرد که سرانجامش به پیپل (PayPal) رسید. شرکت بعدی ماسک، اسپیس ایکس (SpaceX) در سال ۲۰۰۱ بود و سپس برند تسلا موتورز در سال ۲۰۰۳ شکل گرفت. با کمک خودروساز بریتانیایی لوتوس، اولین خودروی الکتریکی تسلا با نام رودستر عرضه شد که با عملکرد فنی درخورتوجه در سرعت و شتابگیری درکنار ظرفیت پیمایش مناسب، قدمی بزرگ برای گسترش فناوری برقی بود.

تسلا موتورز به «تسلا» تغییر نام داد و سبد محصولاتش را با مدلهای S، X و 3 متنوع کرد. تسلا مدل S خودرویی بود که نوید آیندهای روشن در فناوری برقی میداد و پس از عرضهی مدل 3، خودروسازان بزرگ درک بهتری از بازار رقابتی آینده پیدا کردند. ماسک با وجود مشکلات فراوان، باز هم خط تولید خودروهای برقی تسلا را زنده نگه داشت؛ تسلا به جایی رسید که امروز بزرگترین خودروسازان دنیا در حال تلاش هستند تا فاصلهی خود را با این شرکت نوپای آمریکایی کمتر کنند. مجموع دارایی ایلان ماسک را باید با توجه به چند شرکت مهمی که دراختیار دارد، برآورد کرد. سهم ماسک از تسلا ۱۹ درصد و حدود ۹ میلیارد دلار است؛ فوربز داراییهای کامل ماسک را از مدیریت در شرکتهای مختلف مثل اسپیکس ایکس، ۲۱ میلیارد دلار اعلام کرده است.
اشتفان کوانت و زوزانه کلاتن

مجموع دارایی: ۳۸ میلیارد دلار
خانوادهی کوانت پس از جنگ جهانی دوم از مهمترین سهامداران بیامو و دایملر-بنز بودند که در ادامهی حیات خودروسازی آلمان هم نقش بزرگی دارند. هربرت کوانت، پدر اشتفان کوانت، همان ناجی تاریخی بیامو است؛ سال ۱۹۵۹ بیامو در آستانهی ورشکستگی و ادغامشدن با دایملر-بنز بود. برخلاف توصیههای تمام مشاوران و بانکداران، هربرت کوانت به تقاضای اتحادیهی کارگران عمل کرد؛ بنابراین نهتنها بیامو با دایملر ادغام نشد، بلکه هربرت کوانت با وجود احتمال ازدستدادن داراییهایش، سهام خود از شرکت خودروساز باواریا را تا ۵۰ درصد افزایش داد. خانوادهی کوانت تمام سرمایهی موجود را برای موفقیت بیامو درنظر گرفتند و حتی در دهه ۱۹۷۰، سهمی که از دایملر داشتند را نیز برای توسعهی بیشتر فعالیتها فروختند. پس از مرگ هربرت کوانت در سال ۱۹۸۲، همسرش یوهنا کوانت با مجموع دارایی ۱۴ میلیارد دلاری به یکی از ثروتمندترین زنان اروپا تبدیل شد. با مرگ یوهنا کوانت در سال ۲۰۱۵، دو فرزندش اشتفان کوانت و زوزانه کلاتن، تمام داراییهای این خانواده شامل حدود ۴۳ درصد سهام بیامو را به ارث بردند. پسر و دختر هربرت کوانت علاوهبر سهام بیامو، منابع درآمد دیگری نیز دارند؛ برای مثال، زوزانه کلاتن در شرکت صنایع شیمیایی آلتانا (Altana) سهام دارد.
خانوادهی کوانت معمولا از حضور در همایشهای عمومی و مصاحبه با رسانهها خودداری میکنند. براساس نتایج بررسی بسیاری از کارشناسها و گزارش مفصل ۱۲۰۰ صفحهای در سال ۲۰۱۱، ثروت این خانواده (بیامو دخیل نبوده است) در جنگ جهانی دوم با کمک به نیروهای نازی برای تولید لوازم مورد نیاز ماشینآلات جنگی و استفاده از نیروی کار اجباری، شکل گرفته است. فیلم مستند «سکوت کوانتها» یا The Silence of the Quandts از ارتباط این خانواده با نازیها و نیروی کار اجباری در کارخانهها پردهبرداری میکند.
خانوادههای پورشه و پیئش

مجموع دارایی: ۵۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار
مقالهی مرتبط:
نقطهی ابتدایی ثروت هنگفت خانوادههای پورشه و پیئش را باید از فردیناند پورشه، خالق فولکس واگن بیتل شناسایی کرد. فری پورشه، پسر فردیناند پورشه، شخصیت اصلی تلاش برای مستقلشدن شرکت پورشه و تولید اولین خودروی این شرکت، مدل جذاب 356 بود. پیوند خانوادههای پورشه و پیئش، با ازدواج لوئیزه، دختر فردیناند پورشه با اَنتون پیئشایجاد شد. آنتون پیئش از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵، شرکت فولکس واگن را مدیریت میکرد؛ بنابراین ازدواج او با لوئيزه پورشه، ارتباط محکمی بین دو خانواده و شرکت خودروسازی ایجاد کرد و درواقع باعث شد تا شرکت پورشه، زیرمجموعهی گروه فولکس واگن شود. فردیناند پئیش که هفتهی گذشته در ۸۲ سالگی درگذشت، فرزند آنتون و لوئیزه بود؛ او مدیری شایسته برای فولکس واگن بود و نقشی مهم در پیشرفت آئودی و پورشه داشت.
هماکنون سهم خانوادهی پورشه و پیئش از فولکس واگن، ۳۰/۸ درصد است که حدود ۲۸ میلیارد دلار ارزش دارد؛ اما مجموع دارایی این دو خانواده با توجه به سرمایهگذاری در انواع شرکتهای دیگر به ۵۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار میرسد. فولکس واگن با وجود رسوایی بزرگی که در سال ۲۰۱۵ به بار آورد، سال گذشته ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار دستگاه خودرو فروخت و درآمدی حدود ۲۶۸ میلیارد دلار کسب کرد.
شخصیتهای برجسته در سالهای آینده

چند مدیر مهم و ثروتمند دیگر هم میتوانند در فهرست سالهای بعدی اضافه شوند. جیمز دایسون، بنیانگذار شرکت بریتانیایی Dyson با مجموع دارایی ۱۶/۴ میلیارد دلار، در صورت تولید خودرو به این فهرست اضافه میشود. دایسون با سرمایهگذاری ۲/۷ میلیارد دلاری بهدنبال تولید خودروی برقی است که تا سال ۲۰۲۱ رونمایی خواهد شد. جیم رتکلیف با ثروت ۲۳/۶ میلیارد دلار، دیگر شخصیت مهمی است که در صورت تولید شاسیبلند آفرودش، به باشگاه ثروتمندان دنیای خودرو وارد خواهد شد. سرگی برین و لری پیچ هم با برند ویمو (Waymo) و مجموع دارایی ۱۰۳ میلیارد دلار، بهدنبال تولید خودرویی با فناوری خودران هستند؛ ویمو هم مثل اوبر، خودرویی تولید نمیکند و تنها فناوریاش را با محصولات دیگر برندها ارائه میدهد که شاید این روند در آینده تغییر کند.
مایکروسافت سالها از پتنت فایلهای سیستمی FAT خود درآمدزایی کرده است. اکنون ردموندیها قصد دارند دسترسی به پتنتها را برای جامعهی متنباز فراهم کنند.
درآمدزایی از پتنت از سالها پیش در برنامههای درآمدی اصلی مایکروسافت قرار داشته است. آنها با دریافت هزینه، حق استفاده از محصولها و سرویسهای خود را به محصولهای متنباز ارائه میکردند. یکی از نتایج سختگیری ردموندیها در حوزهی حفاظت از پتنت، پتنتهای مرتبط با File Allocation Table یا FAT بودند. البته مایکروسافت بسیار تغییر کرده و تا امروز ۶۰ هزار پتنت خود را بهصورت متنباز ارائه کرده است. آنها اکنون قصد دارند آخرین بازمانده از پتنتهای FAT یعنی exFAT را نیز بهصورت متنباز ارائه کنند. پتنتهای مذکور برایلینوکس و Open Invention Network یا OIN ارائه میشوند.
مقالههای مرتبط:
مایکروسافت از چند سال پیش روند خود را در ارتباط با لینوکس تغییر داد. شعار Microsoft Loves Linux امروز دیگر به عبارتی تکراری تبدیل شده است، اما ردموندیها باز هم روی آن تأکید دارند. آنها در خبر مرتبط با متنباز کردن پتنت exFAT دربارهی آن شعار و ارتباط با لینوکس نوشتند:
ما این عبارت را به دفعات تکرار میکنیم و به آن اعتقاد داریم. امروز افتخار داریم که اضافهشدن exFAT مایکروسافت را به کرنل لینوکس اعلام کنیم.
exFAT از فایلهای سیستمی ابتدایی در فلاپی دیسکها بوده که مبتنی بر FAT است. در سالهای گذشته، FAT بهعنوان فایل سیستم اصلی برای سیستمهای عامل داس و ویندوز انتخاب شده بود. بهمرور و در اپلیکیشنهای دیگر شرکت هم از همین فایل سیستم بهعنوان فایل اصلی استفاده شد. در سال ۲۰۰۶، ردموندیها با استاندارد exFAT، فایلهای سیستمی FAT را به پلتفرمهای جدید یعنی درایوهای USB و کارتهای حافظهی SD هم اضافه کردند. امروزه FAT و exFAT در صدها میلیون دستگاه ذخیرهسازی در جهان استفاده میشوند. درواقع exFAT بهعنوان فایل سیستمی رسمی کارتهای SD ظرفیت بالای استاندارد در SD Card Association شناخته میشود.

مایکروسافت در بیانیهی متنباز کردن پتنت مذکور نوشت:
استفادهی آسان جامعهی لینوکس از exFAT در کرنل لینوکس برای ما اهمیت بالایی دارد. بههمین دلیل ما مشخصات فنی مایکروسافت مخصوص exFAT را بهصورت عمومی در اختیار همه قرار میدهیم تا توسعهی محصولات تعاملی و کاربردی آسانتر شود. همچنین از ارائهی کرنل لینوکس با پشتیبانی از exFAT در Open Invention Network پشتیبانی میکنیم. درنهایت وقتی این سیستم پیادهسازی شود، کد محصول از امکانات پشتیبانی از پتنت بیش از ۳۰۴۰ عضو OIN بهرهمند خواهد بود.
وقتی مایکروسافت بهمرور آزادکردن پتنتهای مرتبط با لینوکس را شروع کرد، کارشناسان متعدد دنیای فناوری نظرات مثبتی نسبت به آن نشان دادند. بردلی کوهن، مدیر Software Freedom Conservancy از ردموندیها درخواست کرد تا حسن نیت خود را با آزادکردن پتنت exFAT و ارائهی آن تحت استاندارد GPLc2 اثبات کند. توضیحات بالا نشان میدهد که مایکروسافت چنین اقدامی را انجام نمیدهد و تنها استفاده در کرنل لینوکس را پشتیبانی میکند. بهعلاوه آنها دیگر هیچ اقدام قانونی شامل پتنت exFAT به جریان نمیاندازند.
مایکروسافت در گذشته، صدها میلیون دلار از مجوز فایلهای FAT درآمد کسب کرده است. اکنون چرا آنها باید چنین اقدامی انجام دهند؟ استفن والی، مدیر برنامهی ارشد آژور سال گذشته در Open Source Summit Europe اظهارنظر جالب توجهی دربارهی جامعهی متن باز داشت و گفت که «متنباز همه چیز را تغییر داده است». شاید سالها پیش این تصور وجود داشت که متنباز رویکردی اشتباه است یا آیندهای برای آن متصور نبودند. بههرحال امروز میدانیم که همه به متنباز اهمیت میدهند. مایکروسافت همیشه شرکتی با رویکرد حمایتی در ارتباط با توسعهدهندهی بوده است و اکنون نیز توسعهدهندهها به مفهوم متنباز تمایل نشان میدهند.

کیت برگلت، مدیرعامل OIN دربارهی اقدام مایکروسافت گفت:
ما از اقدام مایکروسافت در آزاد کردن پتنتها بسیار خشنود هستیم؛ اقدامی که در راستای حمایت از آزادی نرمافزار انجام میشود. آنها پتنتهای درآمدزای خود را برای تشکیل جامعهی وفادار هزینه میکنند. این رویکرد قدمی دیگر در مسیر تحول مایکروسافت محسوب میشود و تعهد کامل آنها را به لینوکس و جامعهی متنباز نشان میدهد.
نسخهی بعدی Linux System Definition در فصل اول سال ۲۰۲۰ عرضه خواهد شد. هر یک از اعضای OIN از آن زمان میتوانند بدون پرداخت هزینه از exFAT استفاده کنند. برگلت در ادامه توضیح داد که عضویت در کنسرسیوم حفاظت از پتنت متنباز برای همهی شرکتهایی که قصد ارائهی پتنتهای خود را دارند، رایگان است. با این حال، شرط برخورداری از پتنت برای عضویت در این انجمن الزامی نیست.
وزیر ارتباطات اعلام کرد استفاده از دادههای فضایی، ۱۵۰۰ میلیارد تومان در موضوع پرداخت خسارت ناشی از سیل امسال صرفهجویی کرد.
محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در جلسهی هیئتامنای پژوهشگاه فضایی ایران اعلام کرد پژوهشگاه فضایی ایران در کاربردی کردن صنعت فضایی موفق بوده و شفافیت، یکی از ثمرات کاربردی شدن صنعت فضایی است. وی اعلام کرد حرکت پژوهشگاه فضایی ایران، بهویژه در حوزهی کاربردی کردن صنعت فضایی، بسیار خوب و موفق بوده و یکی از دستاوردهای آن صرفهجویی ۱۵۰۰ میلیارد تومانی در موضوع پرداخت خسارت ناشی از سیل امسال است.
وزیر ارتباطات در ادامه اضافه کرد، پیش از استفاده از دادههای فضایی، اطلاعات عجیبی برای برآورد خسارت سیل درآمده بود. بهعنوان مثال زمین ۳۰۰ متری، ۳۰۰ هکتاری اعلام شده بود و همچنین زمینی که کشت نشده بود را زمین کشتشده اعلام کرده بودند. بنابراین همین یک اقدام پژوهشگاه فضایی، باعث شد تا بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان در موضوع پرداخت خسارت سیل صرفهجویی شود. البته این موضوع مخالفتها و مقاومتهای جدی را نیز به همراه داشته است زیرا شفافیت همواره مخالفان خاص خود را دارد. وی گفت:
استفاده از کاربردهای صنعت فضایی در حال فراگیر شدن است و توافقنامههایی با نهادها و وزارتخانهها برای استفاده از دادههای فضایی در حال امضا شدن است. بنای ما این است که دستگاهها تا یک سال آینده از دادههای فضایی استفاده کنند اما کمکم از سال آینده پژوهشگاه باید به سمت شیوههایی برای کسب درآمد از دادههای فضایی پیش برود. بخشی از این درآمد را هم خود پژوهشگاه کسب و امکان استفاده از بخشی دیگر را برای بخش خصوصی فراهم کند.
وزیر ارتباطات در بخشی از سخنان خود به فعالیتهای پژوهشگاه فضایی ایران در دیگر عرصههای فناوری فضایی از جمله طراحی و ساخت ماهوارههای مخابراتی و سنجشی ناهید ۱، پارس ۱ و بلوک انتقال مداری اشاره نمود و نسبت به ادامهی عملکرد موفقیتآمیز این سازمان در آینده اظهار امیدواری کرد. رئیس هیئتامنای پژوهشگاه فضایی نیز در پایان اعلام کرد با وجود محدودیتها، مشکلی در تأمین منابع مالی پژوهشگاه، ایجاد نشده و با اولویت نخست، منابع مالی این مرکز تأمین شده است زیرا صنعت فضایی یک حوزهی استراتژیک و بسیار حائز اهمیت است.
گیمرهای وفادار به ویندوز 7 مایکروسافت بهلطف افزودهشدن پشتیبانی از فناوری رهگیری پرتو به این سیستمعامل، بهزودی بازیهای ویدیویی را با کیفیت بهتری تجربه میکنند.
آن دسته از گیمرهایی که هنوز برای تجربهی بازیهای ویدیویی از سیستمعامل ویندوز ۷ استفاده میکنند و بهویندوز ۱۰ مهاجرت نکردهاند، احتمالا بهزودی خواهند توانست بازیهایشان را با کیفیت چشمنوازتری تجربه کنند؛ چرا که اخیرا در شایعهای اعلام شده است، مایکروسافت قصد دارد پشتیبانی از فناوری رهگیری پرتو (Ray Tracing) کارتهای گرافیک انویدیا را به سیستمعامل قدیمیاش اضافه کند. بر این اساس، مایکروسافت قصد دارد منابع و زیرساختهای لازم را در اختیار توسعهدهندگان قرار دهد تا آنها بتوانند بازیهای مبتنی بر دایرکتایکس ۱۲(DirectX 12) خود را به ویندوز ۷ پورت کنند.
بهطور معمول، بازیهای مبتنی بر دایرکتایکس ۱۲ در انحصار ویندوز ۱۰ هستند و این یعنی تنها گیمرهایی که از جدیدترین نسخهی سیستمعامل مایکروسافت استفاده میکنند، شانس تجربهی آنها را دارند. این گونه بازیها بهلطف بهرهمندی از دایرکتایکس ۱۲، جلوههای گرافیکی پیشرفتهتر و چشمنوازتری دارند و با پشتیبانی از فناوری رهگیری پرتو، لذت بیشتری را به گیمر القاء میکنند.

فراموش نکنید که ویندوز ۷ هنوز هم ۳۲ درصد از سهم کلی بازار را در اختیار دارد، این یعنی هنوز هم گیمرهای زیادی به آن وفادار هستند و عدم پشتیبانی این سیستمعامل از فناوری جذابی نظیر رهگیری پرتو، میتواند گیمرهای پرشماری را از لذت تجربهی بازیها با کیفیت چشمنوازتر محروم کند. بهلطف تصمیم مهم مایکروسافت برای پورت کردن دایرکتایکس ۱۲ به ویندوز ۷ و ارائهی منابع لازم به توسعهدهندگان برای آوردن بازیهای مبتنی بر این API به سیستمعامل یادشده، اکنون شمار بیشتری از گیمرها میتوانند به بازیهای مبتنی بر دایرکتایکس ۱۲ و ویژگیهای بصری چشمنواز آنها دسترسی پیدا کنند.
جالب است بدانید، مایکروسافت در همین راستا مدتی پیش اعلام کرد که قصد دارد طی همکاری مستقیم با شرکت بلیزارد، یک نسخهی مخصوص مبتنی بر دایرکتایکس ۱۲ بازی محبوب World of Warcraft تولید کند که امکان اجرای آن روی ویندوز ۷ وجود دارد. ردموندیها آن زمان در اطلاعیهای گفتند که «اعضای بلیزارد پس از دیدن استقبال گیمرها از بازیهای دایرکتایکس ۱۲ روی ویندوز ۱۰، خواستند تا امکان تجربهی چنین بازیهایی را برای آندسته از گیمرهایی که همچنان به ویندوز ۷ وفادار مانده بودند نیز فراهم کنند».

گرچه نسخهی موردبحث از بازی دنیای وارکرفت روی ویندوز ۷ قابلاجرا است، اما این حقیقت را نباید فراموش کرد که بهترین عملکرد ممکن از این بازی را تنها میتوان با سیستمعامل ویندوز ۱۰ تجربه کرد؛ زیرا همانطور که مایکروسافت میگوید، ویندوز ۱۰ شامل چندین بهینهسازی مخصوص است که در جهت عملکرد سریعتر و بهتر دایرکتایکس ۱۲ اعمال شدهاند.
گرچه گیمرهای وفادار به ویندوز ۷ شدیدا از این خبر استقبال خواهند کرد، اما عدهی زیادی از کاربران از دلیل این اقدام مایکروسافت سر در نمیآورند. مایکروسافت طی سالهای اخیر نشان داده بود، همواره جدیدترین نسخه از دایرکتایکس را تنها برای جدیدترین نسخه از سیستمعاملش در دسترس قرار میدهد؛ همین اقدام باعث شده است تا افراد زیادی بارها مدعی شوند که این کار یکی از اهرمهای فشار مایکروسافت بهمنظور ترغیب گیمرها برای مهاجرت به نسخهی جدید ویندوز است.
با این حال نباید از خاطر ببریم که ویندوز ۷ متعلق به دو نسل پیش است و بهسرعت به روزهای پایانی عمرش نزدیک میشود؛ مایکروسافت طبق اعلام پیشین، قصد دارد در روز ۱۴ ژانویهی ۲۰۲۰ (۲۴ دی ۱۳۹۸) بهصورت رسمی پشتیبانی از این سیستمعامل را متوقف کند. از طرفی این سؤال پیش میآید که آیا مایکروسافت با فراهم کردن امکان اجرای بازیهای دایرکتایکس ۱۲ روی ویندوز ۷، در برابر ارادهی گیمرها برای مهاجرت نکردن به ویندوز ۱۰ اعتراف به شکست میکند؟ شاید واقعا همینگونه باشد.

البته این ماجرا را میتوان از زاویهی دیگری نیز موردبررسی قرار داد؛ مایکروسافت با در دسترس قرار دادن دایرکتایکس ۱۲ و ویژگیهای منحصربهفرد این API برای ویندوز ۷، احتمالا در پی آن است تا به توسعهدهندگان بیشتری مزیتهای دایرکتایکس ۱۲ را نشان دهد و آنها را به استفاده از این API ترغیب کند. مایکروسافت مدتها است که در پی انجام این کار بوده و تصمیم فعلیاش نیز میتواند در همین راستا باشد.
دلایل مایکروسافت، هرچه که باشند اهمیت چندانی ندارند؛ مهم این است که اگر همچنان برای تجربهی بازی از ویندوز ۷ استفاده میکنید، احتمالا بهزودی خواهید توانست بهلطف دایرکتایکس ۱۲ و فناوریهایی نظیر رهگیری پرتو، از بازی کردن لذت بیشتری ببرید و همچنین به بازیهای بیشتری نیز دسترسی داشته باشید.
.: Weblog Themes By Pichak :.