مدیرعامل ریلمی، معرفی گوشی هوشمندی با نام ریلمی XT با بهرهمندی از دوربین چهارگانه و دوربین اصلی ۶۴ مگاپیکسلی را تأیید کرد.
مادهاو شث، مدیرعامل شرکت ریلمی در جریان مراسم معرفی گوشی هوشمند ریلمی ۵ تأیید کرد که گوشی هوشمند ریلمی XT تا پایان ماه سپتامبر (اواخر شهریورماه یا اوایل مهرماه) با بهرهمندی از دوربین چهارگانه و دوربین اصلی ۶۴ مگاپیکسلی در هند معرفی میشود. در هفتهای که گذشت، ریل می 5 و ریل می 5 پرو با دوربین چهارگانه و قیمت مقرون بهصرفه معرفی شدند.
مدتی است ریلمی در حال توسعهی دستگاهی با دوربین ۶۴ مگاپیکسلی است. با انتشار توئیتی از سوی مدیرعامل ریلمی، نام این گوشی هوشمند نیز فاش شد. مراسم رونمایی ریل می ۵ با آهنگ Green Day و جملهی «وقتی ماه سپتامبر تمام میشود، مرا بیدار کن» به پایان رسید. درنتیجه انتظار میرود ریلمی پایان ماه سپتامبر (اواخر شهریورماه یا اوایل مهرماه) رویداد رونمایی گوشی هوشمند جدید خود را در هند برگزار کند.

مادهاو شث، مدیرعامل ریلمی، پیش از این نیز اعلام کرده بود که گوشیهای هوشمند سری جدید ریلمی ۵ با دوربین اصلی ۶۴ مگاپیکسلی همزمان با فصل جشنهای هند که از ماه اکتبر (مهرماه) آغاز میشود، به بازار عرضه خواهند شد.
انتظار میرود گوشی هوشمند Realme XT با حسگر ۶۴ مگاپیکسلی ایزوسل Bright GW1 سامسونگ و سه لنز زاویه باز، لنز ماکرو و درنهایت حسگر تشخیص عمق معرفی شود. احتمال دارد ریلمی بهجای عرضهی دستگاه با حسگر تشخیص عمق، گوشی هوشمند جدید را با لنز تلهفوتو به بازار عرضه کند که باعث کاهش قیمت دستگاه میشود.
با این وجود هنوز اطلاعات زیادی در مورد گوشی هوشمند جدید ریلمی در دست نیست. انتظار میرود در هفتههای آتی دستگاه جدید معرفی شود.
تصور چندوظیفگی بودن زنان موجب میشود که جامعه انتظار زیادی از آنها داشته باشد اما این طرز تفکر باید تغییر کند.
بهطور سنتی، چندوظیفهای بودن بهعنوان ویژگی زنان تعریف میشود. یک زن بهخصوص زنی که کودک دارد، بهطور معمول مشغول کار بیرون و نیز ادارهی خانه است که خود شامل وظایف مختلفی میشود اما مطالعهی جدیدی که بهتازگی در PLOS One منتشر شده، نشان میدهد که زنان درمقایسهبا مردان ازلحاظ چندوظیفگی عملکرد بهتری ندارند. در مطالعهی مذکور این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که آیا زنان در تغییر بین وظایف و انجام همزمان چند وظیفه بهتر از مردان هستند یا خیر. نتایج نشان داد که مغز زنان در هیچیک از این فعالیتها کارآمدتر از مغز مردان عمل نمیکند. استفاده از دادههای قاطع برای به چالش کشیدن این نوع افسانهها مهم است بهویژه که زنان بهطور مداوم با وظایف مختلف موجود در محل کار و خانه بمباران میشوند.
هیچکس در انجام کارهای چند وظیفهای خوب نیست
چند وظیفگی، عمل انجام چندین کار مستقل در یک زمان کوتاه است. این عمل نیاز به تغییر سریع و مکرر توجه از یک وظیفه به وظیفهی دیگر دارد و درمقایسهبا انجام کارها بهصورت جداگانه و ترتیبی، به عملکرد شناختی بالاتری نیاز دارد. این مطالعه بر پایهی مجموعه پژوهشهایی استوار است که نشان میدهد مغز انسان نمیتواند بهصورت همزمان چندین فعالیت را مدیریت کند. بهویژه وقتی دو وظیفه شبیه هم هستند، آنها برای استفاده از یک قسمت از مغز با هم رقابت میکنند که این امر باعث میشود چندوظیفگی بسیار دشوار شود. اما مغز انسان در تغییر سریع بین فعالیتها خوب عمل میکند و این امر باعث میشود افراد احساس کنند که چندوظیفهای هستند. مغز در هر زمان روی یک پروژه کار میکند.
در مطالعهی جدید، پژوهشگران آلمانی توانایی ۴۸ مرد و ۴۸ زن را ازنظر نحوهی عملکرد در شناسایی حروف و اعداد مورد مقایسه قرار دادند. در برخی از آزمایشها، شرکتکنندگان ملزم به توجه همزمان به دو وظیفه بودند (چندوظیفهای همزمان) درحالی که در برخی دیگر آنها باید بین انجام وظایف، توجه خود را تغییر میدادند (چندوظیفهای متوالی). پژوهشگران زمان واکنش و دقت را در آزمایشهای چندوظیفهای و نیز گروه کنترل (انجام تنها یک وظیفه) اندازهگیری کردند. آنها دریافتند که چندوظیفهای بهطور قابلتوجهی روی سرعت و دقت کامل کردن وظایف، هم در زنان و هم مردان تاثیرگذار است. اختلافی بین گروهها وجود نداشت.

وظایف خانهداری
پژوهشران اخیرا یک افسانهی دیگر را نیز درهم شکستهاند: اینکه زنان در دیدن بههمریختگیها و کثیفی بهتر از مردان هستند. آنها دریافتند که درجهبندی یک فضا ازنظر کثیفی بهوسیلهی زنان و مردان یکسان است. دلیل اینکه مردان کمتر از زنان به تمیز کردن مشغول میشوند، شاید در این واقعیت نهفته باشد که زنان نسبتبه مردان استانداردهای بالاتری را برای پاکیزگی درنظر میگیرند؛ نه اینکه مردان کثیفی را نبینند.
دادههای اخیر نشان میدهد که مردان استرالیایی نسبتبه قبل، بیشتر به کارهای خانگی میپردازند اما زنان هنوز هم بیشتر کارهای خانه را انجام میدهند. مجموع ساعات کار و خانهداری زنان شاغل استرالیایی افزایش پیدا کرده است و زنان سرپرست خانوار نسبتبه مردان سرپرست خانواده در هفته چهار ساعت بیشتر مشغول این فعالیتها هستند. این بدان معناست که مادران شاغل درمیان انجام وظایف شغلی خود به وظایف مرتبط با خانه مانند برنامهریزی جشنهای تولد، مراقبت از وضعیت درسی فرزندان و دیگر موارد مشغولند و بهطور مداوم در فاصلهی بین محل کار و خانه در رفتوآمد هستند.

پیامدهای این افسانه
اگر مغز زنان با انجام کارهای چندوظیفهای مانند مغز مردان خسته میشود، چرا ما باید همچنان از زنان بخواهیم که این کارها را انجام دهند؟ و مهمتر اینکه، عواقب این موضوع چیست؟
مطالعهی اخیر نشان میدهد که مادران بیش از پدران تحت فشار قرار میگیرند و نسبتبه پدران سلامت روانی ضعیفتری را گزارش میکنند. تولد یک کودک، میزان عجله و فشار زمانی والدین را افزایش میدهد اما این اثر برای مادران دوبرابر از پدران است. فرزند دوم مجددا فشار زمانی مادران را مضاعف میکند و منجر به وخیمتر شدن وضعیت سلامت روانی آنها میشود. همچین احتمال اینکه زنان هنگام تولد فرزند و وقتی که خواستههای خانواده تشدید میشود، از درآمد خود محروم شوند، بیشتر است. آنها بار روانی بزرگتری را برای سازماندهی نیازهای خانواده برعهده دارند و نگرانیهای زیادی درمورد فرزندان به آنها تحمیل میشود. این کارها به قیمت عدم برنامهریزی برای کارهای روز بعد، ارتقای شغلی و موارد دیگر تمام میشود. چندوظیفهای بودن مادران در هنگام شب نیز ادامه دارد و بیشتر مادران هستند که بهخاطر فرزندان خود دچار بیخوابی میشوند.
اگرچه نقشهای جنسیتی درحال تغییر است و مردان نسبتبه گذشته مشارکت بیشتری در انجام کارهای خانه و مراقبت از فرزندان دارند، اما شکاف جنسیتی همچنان در بسیاری از حوزههای مهم کاری و زندگی خانوادگی وجود دارد. این موارد شامل تخصیص مراقبت از کودک، تقسیم کارهای خانه، شکاف دستمزد و تمرکز زنان در سمتهای برتر است. بنابراین افسانهی چندوظیفهای بودن به این معنا است که از مادران انتظار میرود، همهی این کارها را انجام دهند. اما این تعهد میتواند روی سلامت روان زنان و نیز ظرفیت آن ها برای برتر بودن در محل کار تاثیرگذار باشد.
سوءبرداشتهای چالشبرانگیز
مقالههای مرتبط:
عقاید عمومی بر این نکته اصرار دارد که زنان دارای یک برتری بیولوژیکی با عنوان چندوظیفهای هستند. اما همانطور که این مطالعه نشان میدهد، در تایید این موضوع مدرکی وجود ندارد. درواقع کارهای اضافهای که زنان در خانه انجام میدهند، فقط کار اضافه است و ما باید آن را بههمین صورت ببینیم. در خانواده لازم است که این وظایف فهرست شوند، مورد بحث قرار گیرند و بهطور مساوی تقسیم بشوند. امروزه نسبتبه گذشته، تعداد بیشتری از مردان روی برابری جنسیتی و همکاری در زمینهی والد بودن سرمایهگذاری میکنند. همچون خانه، ما باید این افسانهها را در محل کار نیز از بین ببریم. این فرض که زنان در چندوظیفهای بهتر هستند، میتواند روی تخصیص وظایف اجرایی تاثیرگذار باشد. کارهایی مانند سازماندهی جلسات را نباید براساس جنسیت به کارکنان واگذار کرد.
دولتها نیز باید این تفکر را از سیاستهای خود کنار بگذارند. وجود کودکان کارهایی را به وظایف والدین اضافه میکند که بهآسانی قابلیت چندوظیفهای شدن ندارند. زنان باید به خدمات باکیفیت و مقرونبهصرفهی مراقبت از کودکان دسترسی داشته باشند. مردان نیز باید بتوانند برای انجام این وظایف خود بدون مجازات، گاهی اوقات از محل کار خارج شوند. دور انداختن چنین افسانههایی که انتظار دارند زنان ابرقهرمان باشد، تأثیر مثبتی دارد ولی ما باید بیشتر پیش برویم و گروههای حامی با رویکرد سیاسی ایجاد کنیم که برابری جنسیتی در آنها بتواند شکوفا شود.
در این گزارش قصد داریم به بررسی جالبترین و جدیدترین مسائل حوزه نجوم بپردازیم.
قمرهای فراخورشیدی را بیشتر بشناسید
به قمر فراخورشیدی گریزانی که به یک سیاره شباهت دارد پلونت گفته میشود؛ به عبارتی سادهتر قمرهایی هستند که به دور ستارههای داغ میچرخند.
ممکن است تحت شرایط خاص، قمرها مدارهای خود را ترک کرده و به اقمار ستارههای داغ تبدیل شوند؛ پلونتها ممکن است نشانههای نوری تولید کنند که امکا ِ شناسایی آنها با تلسکوپ را فراهم میکند؛ دانشمندان در مطالعات اخیر خود مدلهای کامپیوتری ایجاد کردهاند که در آنها سناریوهای تبدیل قمر به پلونت آزمایش می شود.
دانشمندان دریافتند که اگر یک قمر به دور نوعی سیاره فراخورشیدی به نام مشتری داغ بچرخد، کِشش گرانشی بین ستاره و سیاره به قدری نیرومند می شود که قمر را از مدار سیارهای جدا کرده و آن را به اطراف ستاره دیگری میفرستد تا به دورش بچرخد.
چرخیدن به دور ستارهای در فاصله نزدیک میتواند برای پلونتها با چالش همراه باشد؛ چرا که در طول گذر، اتمسفر پلونت میتواند تبخیر شده و قسمتی از جرمش را از دست بدهد.

چگونه حیات پا به سرزمین ما گذاشت؟
مطالعات جدید دانشمندان دانشگاه هاروارد نشان میدهد که حیات از طریق سیارکها در سراسر جهان پخش میشود؛ در حال حاضر تنها جایی که با قطعیت میتوانیم بگوییم حیات در آن وجود دارد کره زمین است اما با توجه به اکتشافات تازه و بزرگی جهان هستی احتمال وجود حیات در سایر سیارات وجود دارد.
پیش از این تصور میشد که حیات میتواند سوار بر سیارکها یا دنبالهدارها به واسطه یک فرآیند شناخته شده به عنوان «پاناسپرمیا» از سیارهای به سیارهای دیگر سفر میکند؛ پان اسپرمیا به معنای بذر، فرضیهای است که معتقد است حیات در جایی به وجود نمیآید، بلکه همواره در جهان وجود داشته است.

بیشتر بخوانید: سنگهای سیاره سرخ زیر ذرهبین دانشمندان فضایی
زندگی در بقایای برخورد کهکشانی
گروهی از محققان به تازگی شواهدی ارائه کردند که نشان میدهد یک برخورد کهکشانی در گذشته موجب ایجاد موجهای بزرگی در دیسک هیدروژنیِ بیرونی ِ کهکشان راه شیری شده است؛ این کشف احتمالاً رازی که دانشمندان را بیش از یک دهه سردرگم کرده است، حل میکند.
محققان با استفاده از دادههای جمعآوریشد ماهواره گایا دریافتند که احتمالاً چندصد میلیون سال پیش این کهکشان 2Antlia با کهکشان راه شیری برخورد کرده و این برخورد موجب ایجاد موجهایی شده که امروزه شاهد آن هستیم.
اگر Antlia 2 یک کهکشان کوتوله باشد، آن وقت میدانیم که مدار آن چه بوده و چطور به دیسک کهکشانی نزدیک شده است؛ بنابراین محدودیتهای سختی در مورد جرم و چگالی آن اعمال میشود؛ در نهایت میتوانیم از این کهکشان به عنوان یک آزمایشگاه منحصربه فرد استفاده کنیم تا به ماهیت «ماده تاریک» پی ببریم.

سرنوشت خورشید چه خواهد شد
ستارههایی متوسط مثل خورشید ما ، پس از اینکه سوختشان تمام می شود تبدیل به کوتوله سفید میشوند، این اصطلاح برای توصیف مرحلهای از تکامل ستارهای به کار میرود که ستاره پس از تبدیل شدن به غول سرخ، از انقباض باز میایستند، لایههای خارجی خود را بصورت سحابی به فضا می فرستند و در نهایت به کوتوله سفید تبدیل می شود.
در مرحله کوتوله سفید، ماده ستارهای فشرده و به ستاره جسمی کم نور و با اندازهای بسیار کوچک تبدیل میشود؛ از آنجا که ستاره دیگر هیچ منبعی برای تولید انرژی ندارد، سرد میشود؛ چنین ستارگانی آهسته آهسته دمای خود را از دست میدهند؛ جالب است بدانید که ماده تشکیل دهنده کوتولههای سفید به اندازهای به هم فشردهاست که یک قاشق غذاخوری آن چند تن وزن دارد.

انتهای پیام/
استفاده از گوشی های هوشمند چند سالی است که در میان همگان باب شده است و مسئله امنیت آن ها نیز مقوله ای است که همگان سعی می کنند در جهت حفاظت از اطلاعات خود اقداماتی حرفه ای را انجام دهند، وجود نرمافزارهای مختلف، راهکار های مختلف و ترفندهای مختلف موجب شده تا کاربران بیش از پیش در این مسیر گمراه شوند و روش درست را نیابند. به همین جهت برنامه داریم تا در این مطلب، به مسئله امنیت در تلفنهای هوشمند پرداخته و بهترین راهکارهای افزایش امنیت تلفنهای هومند را معرفی کنیم.
چرا امنیت در گوشیهای هوشمند مهم است؟
این روزها تلفنهای هوشمند و تبلتها مانند یک رایانه همه فن حریف برای شما کار میکنند، به گونهای که هم اکنون به کمک این دو ابزار به راحتی میتوانید ایمیلهای خود را بخوانید و به آنها پاسخ دهید، حساب بانکی خود را چک کنید و یا آنکه در شبکههای اجتماعی مختلف گشتوگذار کنید. علاوه بر آن، به کمک دوربینهای باکیفیتی که بر روی این ابزارها وجود دارد، ممکن است که شما لحظات مختلف زندگی خود را همراه با خانواده یا دوستانتان ثبت کنید.

بیشتر بخوانید:چرا باتری تلفنهای هوشمند امروزی ضعیف شدهاند؟ + راهحل افزایش عمر باتری
به همین دلیل همانقدر که توجه به امنیت در دنیای رایانه و اینترنت مهم است، توجه به آن در تلفنهای هوشمند و تبلتها نیز دارای اهمیت است، زیرا این ابزارها، رایانههایی کوچک در جیب شما هستند که ممکن است تمام زندگی آنلاین شما را میزبانی کنند. آنچه که باید در نظر بگیرید این است که از این پس به تلفن هوشمند و یا تبلت خود به عنوان یک دستگاه هوشمند قابل نفوذ نگاه کنید و رعایت نکات امنیتی مختلف در مورد آن را فراموش نکنید. نکاتی که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد کمک میکنند تا بدانید چگونه از گوشی هوشمند و یا تبلت خود در برابر خطرات مختلف مانند حملات سایبری، بدافزارها و ویروسها محافظت کنید. در نهایت نیز بد نیست که این نکته را گوشزد کنیم که امنیت در دنیای فناوری اطلاعات مانند امنیت در دنیای واقعی نسبی است و هیچ تضمین کاملی وجود ندارد.

امنیت در گوشیهای هوشمند
این روزها تلفنهای همراه و تبلتها نقش رایانههایی را بازی میکنند که به راحتی در جیب ما جا میشوند. برای همین این ابزارها مانند رایانهها از یک سیستم عامل استفاده میکنند که در زبان انگلیسی Mobile Operating System نامیده میشوند و بسته به شرکت تولید کننده گوشی هوشمند یا تبلت، نام سیستم عامل متفاوت است. به عنوان مثال شرکت اپل صاحب سیستم عامل آی او اس (iOS) و گوگل صاحب سیستم عامل اندروید (Android) است. با این مقدمه بد نیست که نگاهی کوتاه به سیستم عاملهای معروف و پرکاربرد در دنیای گوشیهای هوشمند و تبلتها بیاندازیم.

آی او اس- اپل (iOS- Apple)
آی او اس سیستم عامل بستهای (Closed Source) است که هسته اش را سیستم عامل داروین تشکیل میدهد. شرکت اپل این سیستم عامل را برای اولین بار در سال ۱۳۸۶ منتشر کرد و هم اکنون بر روی آیفون، آیپاد، آیپد و دومین نسل از تلویزیونهای اپل فعال است. به دلیل ویژگی بسته بودن iOS، نصب برنامههای مختلف بر روی آن تنها از طریق اپ استور اپل امکان پذیر است هر چند باجیلبرک کردن (Jailbreak) میتوان بدون مراجعه به اپ استور و از طریق وب سایتهای دیگر، اپلیکیشنهای مختلف را نصب کرد.
اندروید- گوگل (Android- Google)
اندروید سیستم عامل باز و آزاد (Free and Open Source) است که براساس لینوکس نوشته شده است. شرکت گوگل این سیستم عامل را برای اولین بار در سال ۱۳۸۷ منتشر کرد که از آن زمان تا کنون با استقبال خیره کنندهای مواجه شده است و براساس آخرین آمار، ۵۲٫۵ درصد از بازار تلفنهای همراه را به خود اختصاص داده است. سیستم عامل اندروید به دلیل ماهیت متن باز بودن آن، توسط شرکتهای مختلفی که سازنده گوشیهای هوشمند و تبلت هستند مورد استفاده قرار میگیرد و شاید فعالترین شرکت در این زمینه را سامسونگ دانست که باگوشیهای هوشمند و تبلتهای گلکسی خود، سهم خوبی را در این بازار به خود اختصاص داده است.

روشهای افزایش امنیت گوشیهای هوشمند
کارشناسان فعال در حوزه فناوری و امنیت سایبری خطاب به کاربران گوشیهای هوشمند توصیه کردهاند که با رعایت نکات و موارد مختلفی قادر خواهند بود که امنیت اطلاعات شخصی موجود در گوشیهای هوشمند خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. حال با این تفاسیر به سراغ اصل مطلب میرویم که آن هم ترفندهایی حرفهای برای افزایش امنیت در گوشیهای هوشمند است.
برایان هونن، مدیرعامل شرکت مشاور بیاچ و مشاور سابق شرکت یوروپول فعال در زمینه امنیت سایبری به تازگی خاطرنشان کرده است که با رعایت موارد زیر، کاربران قادر خواهند بود تا جایی که میتوانند از حریم شخصی و اطلاعات خود محافظت کنند و از نفوذ هکرها و مجرمان سایبری به اطلاعات آنها جلوگیری به عمل بیاورند:

-
۱. تعویض رمز عبور
کاربران باید توجه داشته باشند که هر از گاهی با تعویض رمز عبور و گذرواژههای حسابهای کاربری و همچنین رمز عبور قفل گوشی خود، به افزایش امنیت سایبری گوشی خود کمک کنند.
-
۲. بروزرسانی مستمر و مداوم سیستم عامل گوشی
یکی از مواردی که به افزایش امنیت سایبری گوشیهای هوشمند کمک میکند، بروزرسانی مستمر و مداوم سیستم عامل گوشی است چراکه شرکتهای توسعه دهنده سیستم عامل هر از گاهی با ارائه و انتشار نسخههای جدید آپدیت سعی دارند که آسیبپذیری و حفرههای امنیتی موجود در آن را برطرف کنند که این امر در نهایت به حفاظت از اطلاعات خصوصی کاربران کمک میکند.
-
۳. فعالسازی رمزگذاریهای پیشرفته
یکی دیگر از نکاتی که میتواند به کاربران کمک کند، فعالسازی رمزگذاریهای پیشرفته در گوشیهای هوشمند است که نفوذ و دسترسی هکرها و مجرمان سایبری را به اطلاعات شخصی و حریم خصوصی آنها بسیار سخت و دشوار میکند.
-
۴. نصب و استفاده از آنتی ویروس
کاربران همچنین باید توجه داشته باشند که با نصب و دریافت نرم افزارهای آنتیویروس و ضد بدافزار، امنیت گوشیهای هوشمند خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند.

-
۵. عدم نصب برنامههای غیر معتبر و ناشناس
کاربرانی که برنامههای نامعتبر و ناشناسی را از اینترنت نصب و دریافت میکنند، گوشیهای خود را با خطرات مختلف امنیتی مواجه میکنند که به موجب آن اطلاعاتشان به راحتی در دسترس هکرها و مجرمان سایبری قرار میگیرد.
-
۶. عدم نصب برنامه از فروشگاههای اینترنتی غیر رسمی
کارشناسان امنیت سایبری بارها به کاربران گوشیهای هوشمند توصیه کرده و هشدار دادهاند که برنامههای موردنظر خود را از طریق فروشگاههای آنلاین و اینترنتی معتبر همچون گوگل پلی استور و اپاستور اپل دریافت و نصب کنند و تا جایی که امکان دارد از نصب فروشگاههای دیگری که نامعتبر و ناشناس هستند، خودداری کنند.
-
۷. مطالعه دقیق ضوابط استفاده از اپلیکیشنهای موردنظر قبل از نصب
یکی دیگر از موارد امنیتی که کاربران گوشیهای هوشمند به نگام نصب برنامههای موردنظر خود باید دقت و توجه کنند. مطالعه دقیق ضوابط استفاده و دانلود آن است چراکه بسیاری از این نرم افزارها به هنگام نصب و دانلود، از کاربر اجازه دسترسی به موقعیت مکانی، شماره تماس مخاطبین ذخیره شده در گوشی و همچنین گالری تصاویر را میخواهد که در بسیاری از موارد، کاربران بدون هیچ توجهی آن را تأیید میکنند که ممکن است امنیت سایبری خیل عظیمی از کاربران گوشیهای هوشمند را تهدید کند.

در این گزارش قصد داریم تا برترین شرکتهای خودروسازی دنیا در سال مالی گذشته را معرفی کنیم، شرکتهای نامبرده در دو فهرست از مقام بیستم تا اول بزرگترین شرکتهای تولید خودرو و وسایل نقلیه در جهان جای گرفتند، این فهرست براساس درآمد این شرکتها از سال ۲۰۱۸ تا پایان نیمه اول سال ۲۰۱۹ تهیه شده است. برخی شرکتها توانستند روند مثبتی را حفظ کنند و علاوه بر افزایش درآمد، با رشد سوددهی سالانه مواجه شوند، از طرفی برخی برندها علیرغم افزایش درآمد در سوددهی حرفی برای گفتن نداشته و حتی متضرر بودند. در هر صورت فهرست پیش رو درک صحیح از وضعیت شرکتهای مختلف خودروسازی در جهان، به علاوه نحوه تولیدات، سرمایهگذاریها و راهبردهای کوتاه یا بلندمدت آنها خواهد داد. در گزارش قبلی به معرفی بخش اولیه فهرست شامل خودروهای رتبه بیستم تا یازدهم این جدول پرداختیم، حال به سراغ ۱۰ شرکت برتر خودروسازی در سال اخیر خواهیم رفت، با ما همراه باشید.

۱۰- شرکت دانگ فنگ موتورز
کشور: چین
درآمد: ۹۰ میلیارد دلار – ۲ درصد رشد نسبت یه سال ۲۰۱۷
سودآوری: ۱.۶ میلیارد دلار – ۱۴ درصد رشد نسبت به سال ۲۰۱۷
دانگ فنک یکی دیگر از شرکتهای دولتی چینی در صنعت خودروسازی است که یکی از بزرگترین برندهای خودرو در جهان محسوب میشود، این شرکت از سال ۲۰۱۷ توانسته رشد صعودی خوبی در سودآوری خود داشته باشد، مدیران دانگ فنگ اعلام کردهاند که نیروی عظم جدی برای افزایش صادرات و فروش در بازارهای جهانی دارند، طبق برنامههای این شرکت، تعداد فروش فعلی ۶۵ هزار دستگاه خودرو خارج از خاک چین باید به ۱۵۰ هزار دستگاه تا سال ۲۰۲۰ رشد پیدا کند.

۹- شرکت نیسان
کشور: ژاپن
درآمد: ۱۰۴ میلیارد دلار – ۳.۲ درصد افت نسبت یه سال ۲۰۱۷
سودآوری: ۲.۸۸ میلیارد دلار – ۵۷ درصد افت نسبت به سال ۲۰۱۷
آخرین آمارهای شرکت نیسان نیز از سال ۲۰۱۷ ثبت شده و حالا شاهد کاهش عظیم درآمد و سودآوری در این شرکت هستیم. نیسان تولیدات گستردهای دارد، از انواع خودروهای شهری و کوچک گرفته تا شاسیبلندهای سرسخت و مدلهای آفرود، این شرکت در سالهای اخیر هزینههای زیادی بهخصوص برای افزودن فناوریهای نوین به محصولات خود انجام داده، بخش اعظم هزینههای این شرکت مربوط به بخش خودروهای الکتریکی آن است که در حال رشد بوده و نیسان درآمدهای خود را به این بخش اختصاص داده است. فاش شدن فساد مالی مدیرعامل این شرکت، کارلوس گوسن نیز در بهوجود آمدن این وضعیت آشفته برای نیسان، بیتاثیر نبود.

۸- شرکت بیامو
کشور: آلمان
درآمد: ۱۱۵ میلیارد دلار – ۳.۴ درصد رشد
سودآوری: ۸.۴ میلیارد دلار – ۱۳ درصد افت
مقدار سودآوری بیامو در سالهای اخیر به مقداری خوب بوده که با وجود سود ۸.۴ میلیاردی این شرکت در سال گذشته، آمارها از کاهش درآمد خالص بیامو خبر میدهند. این شرکت آلمانی که مالک برندهای مینی و رولزرویس نیز است، در سال گذشته تولیدات خود را به ۱۴۲ هزار ۶۱۷ دستگاه خودرو در سال رساند که رشدی چشمگیر برای بیامو محسوب میشود، اما قوانین آلایندگی جدید موجب شده تا بسیاری از پیشرانهها و سیستمهای فنی این شرکت تغییر کنند و به همین جهت، هزینههای زیادی صرف بخش فنی بیامو شود. دلیل کاهش سودآوی این شرکت نیز همین موضوع است.

۷- شرکت سایک موتورز
کشور: چین
درآمد: ۱۳۶.۴ میلیارد دلار – ۵.۹ درصد رشد
سودآوری: ۵.۴ میلیارد دلار – ۶.۹ درصد رشد
سایک موتورز خودروهای خود را تحت برندهایی مانند MG بهفروش میرساند، این شرکت با گروه خودروسازی فولکسواگن و جنرال موتورز نیز همکاری دارد و بخشی از خودروهای این شرکتها در چین را تامین میکند. افزایش چشمگیر ۱۳۲ درصدی تولید خودرو این شرکت در سال گذشته، یکی از اصلیترین دلایل رشد سودآوری سایک موتورز محسوب میشود.

۶- شرکت هوندا
کشور: ژاپن
درآمد: ۱۴۳ میلیارد دلار – ۳.۴ درصد رشد
سودآوری: ۵.۵ میلیارد دلار – ۴۲ درصد افت
ساخت و توسعه بخش خودروهای الکتریکی در شرق آسیا موجب شده تا شرکتهای این منطقه مانند ژاپن، چین و کره جنوبی، اکثرا با کاهش سودآوری همراه شوند، هوندا نیز به همین شکل است، این شرکت علیرغم رشد ۵.۲ درصدی در بازار چین، با وجود هزینههای سنگینی که به بخش خودروهای الکتریکی خود اختصاص داد، با بیش از ۴۰ درصد کاهش سودآوری همراه شد.

۵- شرکت جنرال موتورز
کشور: آمریکا
درآمد: ۱۴۷ میلیارد دلار – ۶.۵ درصد افت
سودآوری: ۸.۱ میلیارد دلار – ۸.۳ درصد افت
جنرال موتورز آمریکا که تا چند سال پیش، به عنوان برترین شرکت خودروسازی در جهان به شمار میآمد، حال دیگر در میان سه شرکت برتر نیز جایی ندارد، دولت جدید آمریکا که جنگ تجاری بزرگی را با چین آغاز کرده، موجب شده تا جنرال موتورز برای چندمین سال پیاپی با کاهش درآمد و سودآوری همراه شود، همچنین میزان تقاضا محصولات این شرکت در آمریکا کاهش پیدا کرده و مردم این کشور دیگر مانند گذشته توانایی خرید محصولات شورولت، جیامسی، کادیلاک و بیوک را ندارند.

۴- شرکت فورد
کشور: آمریکا
درآمد: ۱۶۰ میلیارد دلار – ۲.۳ درصد رشد
سودآوری: ۳.۶ میلیارد دلار – ۵۱ درصد افت
فورد نیز تحت تاثیر جنگ تجاری آمریکا و چین قرار گرفته است، این شرکت در سال گذشته تنها یک میلیارد دلار صرف خرید فولاد و آلومینیوم از کشور چین کرد، همچنین فراخوانی خودروهای این شرکت به دلیل کیسههوای معیوب نزدیک به ۲۹۹ میلیون دلار خرج برداشت، به این ترتیب سودآوری فورد نسبت به سال گذشته تقریبا نصف شده و شرایط مطلوبی ندارد. فورد نیز مانند جنرال موتورز با کاهش تقاضا حتی برای مدلهای محبوب سری F مواجه شده است.

۳- شرکت دایملر
کشور: آلمان
درآمد: ۱۹۷ میلیارد دلار – ۶.۶ درصد رشد
سودآوری: ۸.۵ میلیارد دلار – ۲۷ درصد افت
شرایط نامساعد شرکتهای خودروسازی تنها به شرق آسیا و آمریکا محدود نمیشود، بلکه برندهای برتر اروپا نیز با کاهش سودآوری دست و پنجه نرم میکنند، دایملر مالک مرسدس و تمام برندهای زیر مجموعه آن (مانند مرسدس AMG و مرسدس مایباخ) در سال گذشته بیشترین تعداد خودرو را در تاریخ خود بهفروش رساند، اما فروش ۲.۳ میلیون خودرو نیز موجب کاهش سودآوری این شرکت نشد. البته کاهش سود این شرکت نیز به دلیل سرمایهگذاری برروی بازار خودروهای الکتریکی بوده و مانند شرکتهای آمریکایی، کاهش فروش و افزایش هزینهها، گریبانگیر برندهای اروپایی یا شرق آسیایی نبوده است.

۲- شرکت تویوتا
کشور: ژاپن
درآمد: ۲۷۲ میلیارد دلار – ۲.۸ درصد رشد
سودآوری: ۱۶ میلیارد دلار – ۲۴ درصد افت
تویوتا بیش از هر شرکت خودروساز دیگری در سال گذشته، سودآوری داشت، این برند بیشتری سهم در بازار جهانی خودروهای شهری را دارد و همچنین چندین میلیون خودرو الکتریکی تنها در اروپا به فروش رساند، اما با این وجود، سود این شرکت نسبت به سال گذشته ۲۴ درصد کاهش داشت، یکی از دلایل عمده این کاهش سود، مربوط به فراخوانی گسترده خودرو پاریوس به علت نقض فنی ایمنی بود، همچنین سرمایهگذاری تویوتا در آمریکا نیز هزینههای زیادی برای این شرکت به همراه داشت.

۱- شرکت فولکسواگن
کشور: آلمان
درآمد: ۲۷۸ میلیارد دلار – ۷ درصد رشد
سودآوری: ۱۴ میلیارد دلار – ۹ درصد رشد
برای چندمین سال متوالی، فولکسواگن به عنوان برترین شرکت خودروسازی در دنیا شناخته میشود، فولکسواگن مالک برندهای آئودی، بوگاتی، بنتلی، لامبورگینی، پورشه، اسکانیا و اشکودا است. با تولید شاسیبلندهای مقرون به صرفه مانند T-Roc و T-Cross همچنین مدل الکتریکی خودرو محبوب گلف توانست بیش از ۴۰ درصد فروش خود را افزایش دهد. رکورد فروش ۱۰ میلیون دستگاه وسیله نقلیه در سال نیز به نام فولکسواگن ثبت شده که غیر قابل شکستن به نظر میرسد. رشد فروش برندهای زیر مجموعه فولکسواگن نیز تاثیر بسزایی در رشد درآمد و سودآوری این شرکت داشت.
توماس رندالپیج با الهام از ایدههای مهندسان قرن نوزدهم، پل غلتانی طراحی کرده است که در عین فراهمکردن امکان عبورومرور افراد در دو سمت آبراه، از تردد قایقها در زیر پل نیز جلوگیری نخواهد کرد.
پل غلتان Cody Dock ایدهی خلاقانهی توماس رندالپیج(Thomas Randall-Page) معمار انگلیسی است که مسیری برای عبور افراد از گردنهی لنگرگاه Cody ایجاد خواهد کرد و درعینحال، مانع از عبورومرور قایقها در زیر پل نیز نخواهد شد. لنگرگاه Cody در شرق لندن که جزئی از میراث تاریخی بهجایمانده از دوران ملکهی ویکتوریا بهشمار میآید، مدتها است بهدلیل بیتوجهی مسئولان و ساکنان بومی، به محلی برای انباشت زباله تبدیل شده است. در سالهای اخیر، بنیاد خیریهی Gasworks Dock Partnership با همکاری نیروهای داوطلب تلاشهایی برای احیای این لنگرگاه با هدف تبدیل آن به قطب اقتصادیفرهنگی آغاز کرده است و توماس رندالپیج امیدوار است این پل غلتان فولادی به نماد جامعهی نوظهور خلاقی بدل شود که Cody Dock را متحول خواهند کرد.
این سازه متشکل از فریم مربعشکل فولادی است که با حرکت روی ریلهای موجدار نصبشده بر دیوارههای آبراه، میتواند از پل پیادهرو به طاقی برای عبور قایقها تغییرشکل دهد. بهکارگیری وزنههای تعادل در قاب فولادی این پل، ایدهای متأثر از شیوههای مرسوم مهندسی در دوران ملکهی ویکتوریا است که امکان بازگشت سازه به وضعیت قبلی را، بدون نیاز به نیروی موتور یا الکتریسیته فراهم میآورد.
رندالپیج در این باره میگوید:
این پل با گردش به موازات مسیر آبی که از روی آن عبور میکند، بیش از هرچیز وامدار پیشینیان ویکتوریایی خود است. آنها میدانستند حرکتدادن سازههای سنگین و بزرگ مستلزم وجود نوعی تعادل در سیستم است و طرح من دقیقا بر همین مبنا عمل میکند. امیدوارم این پل بهعنوان بخشی از پروژهی بلندپروازانهی احداث پیادهراه و مسیر دوچرخهسواری در امتداد رودخانه «لی» بتواند به نماد جامعهی خلاق و پویایی تبدیل شود که اینجا در حال شکلگیری است.
جمعآوری بودجه برای احداث این پل که از حدود چهار ماه پیش در وبسایت Spacehive آغاز شده است، تا اواخر اوت ادامه خواهد داشت. توماس رندالپیج جزئیات این پروژه را در ویدئویی تشریح کرده است که باهم میبینیم.
اجداد ما با انسانهای باستانی ازجمله نئاندرتالها آمیزش کردهاند؛ اما پژوهشگران ردپای DNA گونههایی را در ژنوم ما پیدا کردهاند که قبلا ناشناخته بودند.
در سال ۲۰۱۰، وقتی ژنوم نئاندرتالها اولینبار توالییابی و با ژنوم انسانهای کنونی مقایسه شد، دانشمندان متوجه شدند ژنهای انسان نئاندرتال نیز در DNA ما وجود دارند. نتیجهگیری خیلی ساده بود: اجداد ما با انسانهای دیگری که حالا منقرض شدند، آمیزش کردهاند و اکنون ژنهای این انسانها در ما باقی مانده است.
در سال ۲۰۱۲، هنگامیکه ژنوم انسان دنیسووا نیز توالییابی شد، نمونهی دیگری از آمیزش بینگونهای را آشکار کرد. اکنون میدانیم جمعیتهای کوچکی از هر سه خانوادهی انسانتبار در زمانهای مختلفی باهم آمیزش کردهاند؛ بدینترتیب، امروزه DNA ما انسانهای مدرن (هوموساپینسها) اشتراکاتی با گروههایی از انسانتبارهای باستانی دارد که روزگاری درکنار ما زندگی میکردند؛ اما نتوانستند تا امروز زنده بمانند. بااینحال، ژنهای نئاندرتالها و دنیسوواها در DNA همهی انسانها باقی نمانده است. بهعنوان مثال، آفریقاییها هیچکدام از این ژنها را ندارند؛ درحالیکه اروپاییان ژنهای نئاندرتالها را دارند. با تمام اینها، این پژواکهای ژنتیکی برای دانشمندان بهاندازهی کافی واضح نیستند.
نئاندرتالها و دنیسوواها نزدیکترین نمونه از بستگان منقرضشدهی ما انسانهای مدرن بودند که بیش از ۳۹۰ هزار سال قبل از همدیگر جدا شدند. دنیسوواها قبل از اجداد انسانهای مدرن، آفریقا را ترک کردند و در تمام سیاره پراکنده شدند و درحدود ۳۰ تا ۵۰ هزار سال قبل در آسیا زندگی میکردند. یافتههای اخیر نشان میدهد تمام جمعیتهای انسانی خارج از آفریقا ۱ تا ۲ درصد DNA نئاندرتال را دارند و DNA بومیان استرالیا و ملانزی ۵ درصد DNA دنیسوواها را دارد.

کپی از قطعه استخوان انگشت یک دنیسووا در موزهی تاریخ علوم بروکسل در بلژیک. این استخوان در سال ۲۰۰۸ در غار دنیسووا سیبری کشف شد.
حضور DNA دیگر گروههای انسانی در ما انسانهای مدرنِ کنونی چندان شگفتآور نیست؛ چراکه هوموساپینسهای امروزی حاصل میلیونها سال تکامل هستند. ما میتوانیم گونههای متعددی از انسانتبارهای باستانی را بهعنوان اجداد خود نام ببریم؛ اما مشارکت نئاندرتالها و دنیسوواها در آرایش ژنیِ ما بهتازگی اتفاق افتاده است؛ یعنی بعد از اینکه هوموساپینسها از دیگر گروههای انسانی جدا شدند.
این آمیزشها که اصطلاحا از آن بهعنوان برونآمیزشی (Introgression) نام برده میشود، گونهای انسان جدید را پدید نیاورده؛ بلکه تنها به غنیشدن برخی صفاتی منجر شده است که قبلا وجود داشتهاند. حضور برخی از صفاتی که از این طریق بهدست آوردهایم، امروزه هم در زندگی خود حس میکنیم.
آدام سایپل، زیستشناس محاسباتی از آزمایشگاه کلد اسپرینگ هاربر (CSHL) میگوید:
شواهد زیادی از آمیزش بینگونهای انسانهای باستانی با انسانهای مدرن، خصوصا انسانهای مدرن خارج از آفریقا، وجود دارد؛ ازاینرو، در این باره شبهای وجود ندارد. برخی شواهد نشان میدهد ممکن است ژنهای بیش از دو انسانتبار دیگر نیز در DNA ما وجود داشته باشد که برخی پژوهشگران گاهی اوقات از آن بهعنوان تیرههای شبح (Ghost Lineages) یاد میکنند. انسانهای مدرنی که در آفریقا زندگی میکردند، احتمالا با چندین گونهی انسان باستانی آمیزش کردهاند که ژنهای بیشتری به DNA فعلی ما افزودهاند.
پژوهشی که اخیرا دربارهی مردمان کنونی اندونزی انجام گرفت، نشان داد آنچه ما دنیسوواها مینامیم، درواقع سه گروه مجزا از انسانتبارها بودند که هرکدام میتوانستند گونهای مجزا لقب بگیرند. ناگفته نماند اجداد آسیاییها و ملانزیهای با حداقل یکی از این گروهها و احتمالا بیشتر آمیزش کردهاند.
شکار تیرهی شبح
دانشمندان با شیوههای گوناگونی تلاش میکنند گذشتهی پیچیدهی ما انسانها را آشکار کنند. چنین کاری برای گونههایی مانند نئاندرتالها و دنیسوواها سادهتر بوده که DNA آنها هنوز در فسیلها باقی مانده است. باستانشناسان پس از توالییابی ژنوم این انسانهای باستانی، ژنوم آنها را با ما انسانهای کنونی مقایسه کردند. شباهت بسیار زیاد DNA ما به برخی گونههای باستانی، اثباتی بر این است که اجداد ما با این انسانتبارها آمیزش داشتند.
باوجوداین، این ژنها میتوانند از گذشتهای دورتر نیز نشئت گرفته باشند؛ مثلا شاید از آخرین اجداد مشترکی که با نئاندرتالها و دنیسوواها داشتهایم. بااینحال، این انشعاب مدتها قبل اتفاق افتاده است؛ بهطوریکه اکثر نواحی DNA مشترک ما با دیگر گروههای انسانی، جهشهایی تجربه کرده که موجب جدایی هرچهبیشتر این صفات از همدیگر در هر گروه از انسانها شده است. بههرحال، هرکدام از این ژنها نشانگری قوی از اختلاط بیننژادی است.

براساس مدلسازیهای پژوهشگران، حدود ۲ درصد از ژنوم آفریقاییهایی که توالییابی شدند، از انسان باستانی ناشناخته یا همان «تیره شبح» نشئت گرفتند.
با تمام اینها، باید بدانیم دانشمندان برای اکثر گونههای باستانی که هماکنون میشناسیم، استخوانها یا بهتر است بگوییم فسیلهایی دراختیار دارند و کمتر پیش آمده است که بتوانند به شواهدی از DNA این انسانهای باستانی دست پیدا کنند. مسئله این است که مولکولهایی که مارپیچهای اسیدنوکلئیک را تشکیل میدهند، بهمرور زمان بهويژه در محیطهای گرم و مرطوب از بین رفتهاند؛ محیطهایی که اکثر اجداد ما در آن زندگی میکردند. بااینحال، باستانشناسان تلاش کردهاند این خلأ DNA انسانتبارهای باستانی را ازطریق مدلسازیهای آماری پر کنند. چندین پژوهش نیز نشان دادهاند این اجداد اسرارآمیز در ژنوم ما مخفی شدند؛ باوجوداین، ضریب خطا نیز در چنین مدلهای شبیهسازیشدهای زیاد است.
مدلهای ریاضیاتی بهکاررفتهی دانشمندان برای پیداکردن تیرههای شبح در اطلاعات ژنتیکی پیچیده هستند؛ اما اغلب برای جستوجوی خوشههای ژن در گروههای خاص انسانی امروزی کفایت میکنند. اخیرا گروهی از پژوهشگران چنین کاری انجام داده و مجموعهای از ۱۶۱ ژنوم از ساکنان امروزی اندونزی را بررسی کردهاند. پژوهشگران این اطلاعات ژنتیکی را با ژنوم دنیسوواها و نئاندرتالها و دیگر انسانهای امروزی مقایسه کردند.

جمجمهی نئاندرتالی که در سال ۱۹۰۸ در گورستان باستانی لاشاپیلآسینس در فرانسه کشف شد.
پژوهشگران علائمی از DNA دنیسوواها را در ساکنان اندونزی پیدا کردند که چندان جای شگفتی نبود؛ اما پژوهشگران دریافتند این انسانهای باستانی درواقع سه گروه مجزا بودند. این سه گروه اجداد مشترکی داشتند؛ اما وقتی در نواحی مختلف آسیا و اقیانوس آرام پراکنده شدند، جدایی از یکدیگر را آغاز کردند. گروهی که شواهد آن در سیبری پیدا شد، آنقدر با گروه دیگر تفاوت داشت که یک دنیسووا با نئاندرتال تفاوت دارد. به همین دلیل، حتی برخی پژوهشگران اعلام کردند میتوان این گروه را گونهای مجزا دانست؛ ولی هنوز فسیلهایی از این گروه پیدا نکردند تا این فرض را رسما اثبات کنند.
مورای کوکس، متخصص ژنتیک جمعیت از دانشگاه ماسی در نیوزیلند و نویسنده اصلی این پژوهش گفت:
درمجموع، این تیرهی جدید دنیسوواها بهاندازهای با دنیسوواهای پیداشده در غار دنیسووا تفاوت دارد که اگر قرار است به نئاندرتالها و دنیسوواها نامهای متفاوتی بدهیم، این گروه جدید نیز احتمالا احتیاج به نام جدید دارد. بنابراین، یافتههای جدید ممکن است شواهدی ملموس از این عموزادهی دنیسووا به ما بدهد؛ اما درحالحاضر، تنها سرنخ قطعه DNA است که درون ژنوم برخی از ما انسانهای مدرن کنونی باقی مانده است.
بااینحال، این دنیسوواهای شبحگونه تنها نیستند. پژوهشگران دیگری نیز مشغول بررسی DNA قبایل شکارچیگردآور آفریقایی هستند تا شواهدی از آمیزش اجداد ما با این تیرهها را در دههاهزار سال قبل پیدا کنند. شاید بزرگترین پژوهش از این دست، پژوهشهایی باشد که نتایج آن در سال ۲۰۱۱ اعلام شد و پژوهشگران در آن DNA ۶۱ آفریقایی از قبایل ماندانکا و بیاکا و سان را بررسی کردند. آنها این ژنومها را با دو مدل جمعیت انسانی مقایسه کردند که یکی از این دو مقایسه نشان داد اجداد آفریقایی با گروههای انسانی آمیزش کردهاند؛ اما مقایسه دیگر چنین چیزی را نشان نداد. این مدل که متشکل از مهاجرت ژنی (Gene Migration) انسانهای باستانی بود، نتایجی حاصل کرد که بیشتر با جمعیت واقعی ساکنان منطقه منطبق بود.
پژوهشگران اعلام کردند براساس این مدلسازی، حدود ۲ درصد از ژنوم آفریقاییهایی که توالییابی کردند، از یک انسان باستانی ناشناخته نشئت گرفتند. این دو گروه درحدود ۳۵ هزار سال قبل باهم آمیزش کردهاند. پژوهشگران در بررسی دیگری ژنی بهنام MUCL7 را ارزیابی کردند. این ژن پروتئینی در بزاق ما ترشح میکند که دهان را در زمان جویدن غذا و صحبتکردن و بلعیدن، مرطوب نگه میدارد و برخی باکتریهای مضر را از بین میبرد.
بدینترتیب، پژوهشگران توانستند شواهد بیشتری از تیرهی شبح را در آفریقا پیدا کنند. ژن MUCL7 امروزه در انسانها در چندین نوع وجود دارد و پژوهشگران میگویند میتوان آن را به یکی از اجداد باستانی ناشناخته انسان نسبت داد. همچنین، در پژوهشی که در آن ژنوم ۱۵ نفر از مردمان قبایل هادزا، ساندوی، باکا، باکولا و بیزن در آفریقا بررسی شد، شواهدی از آمیزش بینگونهای کشف شد. بااینحال، پژوهشگران نتوانستند گونهی مدنظر را شناسایی کنند.
میراث ما انسانهای مدرن
ژنهایی که بسیاری از ما از دیگر گونههای انسانی بهارث بردهایم، امروزه هم در بدن ما فعال هستند. ژنهای نئاندرتالها و دنیسوواها همین حالا هم روی عملکرد دستگاه ایمنی بدن ما تأثیر میگذارند. تصور بر این است که ژنهای نئاندرتال روی کراتین بدن که مو و ناخن ما از آن تشکیل شده و نحوهی واکنش بدن دربرابر اشعهی ماوراءبنفش تأثیر میگذارند. ما انسانهای مدرن احتمالا این ژنها را بعد از مهاجرت از آفریقا به اروپا بهدست آوردیم؛ جایی که آمیزش با عموزادههای ما، نئاندرتالها، ممکن است کمک کرده باشد بهسرعت با آبوهوای سرد سازگار شویم.
ژن منحصربهفردی از دینسووانها هم در ساکنان امروزی تبت در ارتفاعات هیمالیا وجود دارد که EPAS1 نام دارد. این ژن موجب کاهش تعداد هموگلوبین خون فرد در ارتفاعات بالا میشود. هموگلوبین پروتئینی در سلولهای قرمز خون است که اکسیژن را به بدن انتقال میدهد. اینکه ساکنان ارتفاعات تبت تعداد هموگلوبین کمتری دارند، غیرمعمول است؛ چراکه معمولا در پاسخ به کاهش فشار اکسیژن در ارتفاعات بالا هموگلوبین خون افزایش مییابد که امکان رساندن اکسیژن بیشتری را به عضلات فراهم میکند.

ورودی غار دنیسووا در کوههای آلتای روسیه. اولین بقایای دنیسوواها و استخوانهای نئاندرتالها و انسانهای مدرن نیز در این غار کشف شدند.
این موضوع حتی از این نظر تعجببرانگیزتر است که دیگر جمعیتهایی سازگارشده با زندگی در ارتفاعات، ازجمله بومیان رشتهکوههای آند در آمریکایجنوبی و ارتفاعات اتیوپی در آفریقا با افزایش هموگلوبین به سازگاری اینچنینی رسیدهاند. درحقیقت، این سازگاری در مردمان تبت بهنحو دیگری انجام شده است. بدن تبتیها بهجای افزایش تعداد هموگلوبین، سازگاریهای مختلفی دیگری بهدست آورده که اجازهی استفادهی مؤثر از اکسیژن را به آنها داده است. این سازگاری با تعداد هموگلوبین نسبتا کم در ارتفاع بالا، از بروز جنبههای منفی تعداد هموگلوبین بالا جلوگیری کرده است. غلظت بالای هموگلوبین و درنتیجه غلیظشدن خون، احتمال لختهشدن خون را افزایش میدهد که درنتیجهی آن، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و سکته در فرد افزایش پیدا میکند.
بااینحال، سایر عوامل ژنتیکی مشکلاتی بهوجود آوردهاند. برخی از ژنهای نئاندرتالها در بروز افسردگی و سکتهی قلبی و آلرژیها دخیل دانسته شدهاند. درحالیکه برخی ژنهای بازمانده از گونههای باستانی به دستگاه ایمنی بدن ما کمک کردند، برخی دیگر نیز ممکن است ما انسانهای مدرن را دربرابر بیماریهایی مانند لوپوس منتشر (نوعی بیماری خودایمنی) و بیماری کرون (از بیماریهای التهابی روده) و دیابت نوع دوم مستعد کرده باشند.
مانند بسیاری از میراثهای خانوادگی، درک بیشتر میراث ژنتیکی هوموساپینسها پیچیدهتر است. دانشمندان قبل از اینکه پیامدهای واقعی گذشتهی چند گونهای ما را بفهمند، باید پژوهشهای بیشتری انجام دهند. درحقیقت، حتی پیداکردن شواهدی از این تیرههای شبحگونه نیز میتواند مسئلهساز باشد.
تشخیص شبح از وهم
شواهد تیرهی شبح رفتهرفته در حال شکلگیری است؛ اما وقتی دانشمندان صرفا بر شواهد ژنتیکی تکیه کنند، واضح است نخواهند توانست وجود یک گونه را ثابت کنند. عوامل متعددی وجود دارد که میتواند آنچه از ژنهای برجایمانده از انسانهای باستانی دریافتهایم، کاملا اشتباه جلوه دهد. بهعنوان مثال، جمعیت زیر چه نوع فشار تکاملی بوده و مواردی مانند تنگناهای ژنتیکی (رویدادی که تنها کسری از جمعیت برای تولیدمثل باقی میمانند)، به شبهها دربارهی بررسیهای صرفا ژنتیکی میافزاید. بدینترتیب، آنچه گاهی اوقات شبح بهنظر میرسد، شاید چیزی بیش از تکانخوردن پرده در اثر وزش باد نباشد!
پژوهشی که بهتازگی منتشر شده، برخی از کاستیهای این روش را روشن کرده است. در این پژوهش، سه پژوهشگر از اسپانیا و استونی اعلام کردند براساس تجزیهوتحلیلهای آماری پیچیده و الگوریتمهای یادگیری ماشینی، شواهدی از تیرهی شبح را در DNA مردم آسیا و اقیانوسیه پیدا کردهاند.
این پژوهشگران ابتدا با بهرهبردن از برنامهای کامپیوتری، ژنوم مصنوعی را شبیهسازی کردند و سپس، آن را با مدلهای جمعیتی انسانهای باستانی تطبیق دادند. اسکار لائو، یکی از پژوهشگران این تیم و متخصص ژنتیک جمعیت در مرکز تنظیم ژنوم در بارسلونا میگوید، او و همکارانش این شبیهسازیها را میلیونها بار اجرا کردند. پژوهشگران سپس به تاریخ تکاملی ژنوم مصنوعی نگاه کردند تا دریابند که چه چیز در این ژنوم به شکلگیری خوشهی ژنی منجر شده است. بهطور متوسط نتایج بیش از میلیونها شبیهسازی مدلی را در اختیار دانشمندان قرار داد که خود به آن معادل «یک ژنوم واقعی» میگویند.
مردی در حال بارگیری قالبهای یخ در کامیونی در یاکوتسک، روسیه. شاید آمیزش با نئاندرتالها به ما کمک کرده باشد بهسرعت با آبوهوای سرد سازگار شویم
این اطلاعات درنهایت چند حالت متفاوت دربارهی نحوهی تعاملات بین تیرههای مختلف انسانهای باستانی را دراختیار پژوهشگران قرار داد. بهگفتهی آنها، یکی از بهترین شبیهسازیها مدلی از تیرهای پیشازاین ناشناختهی باستانی بود که با انسانهای مدرن آمیزش کرده بود. پژوهشگران گفتند این انسانها احتمالا تیرهای دورگه از نئاندرتالها و دنیسوواها بودهاند. همچنین، این مدلسازی میتوانست توضیح دهد چرا ساکنان امروزی آسیا در مقایسهبا اروپاییها، DNAهای بیشتری از نئاندرتال بهارث بردهاند. درواقع بهعقیدهی پژوهشگران، اجداد آسیاییها نهتنها با نئاندرتالها، بلکه با تیرهی دورگهی دیگری نیز آمیزش کردهاند. لائو در این باره گفت این پژوهش باردیگر به ما نشان میدهد که انسانتبارها گونهها و تیرههای گوناگونی بودند. او افزود:
یافتههای ما نشان میدهد پیچیدگی بسیاری در تنوع ژنتیکی انسانتبارهای کهن وجود دارد. نهتنها نئاندرتالها با انسانهای مدرن اولیه آمیزش کردهاند؛ بلکه سایر انسانهای باستانی نیز با انسانهای مدرن در تعامل بودهاند که هیچ شواهدی از آنها باقی نمانده است.
درحالیکه این روایت از بسیاری جهات جالب است و مشخصا از یافتههای انسان دورگهای حمایت میکند که سال گذشته در غار دنیسووا در سیبری کشف شده است؛ اما دیگر پژوهشگران چندان قانع نشدهاند. مرداد سال گذشته، پژوهشگران نتایج بررسیهای خود روی قطعه استخوانی را منتشر کردند. یافتههای آنها نشان میداد آنچه بررسی کردهاند، درواقع بقایای دختربچهی باستانی دورگهای از یک مادر نئاندرتال و پدر دنیسووا است. قبلا در سال ۲۰۱۲، باستانشناسان روسی این استخوان را کشف کرده بودند. پژوهشگران در تجزیهوتحلیلهای خود دریافتند این استخوان متعلق به دختری حدودا ۱۳ ساله است که تقریبا ۹۰ هزار سال قبل درگذشته بود. خودِ گونهی دنیسوواها هم دو سال قبل از آن در سال ۲۰۱۱ از روی DNA غیرعادی یک انسانتبار در استخوانهای کشفشده در غار دنیسووا در کوههای آلتای روسیه در سیبری کشف شده بود.
سایپل میگوید هماکنون آنقدر ناشناختههای ما دربارهی این موضوع زیاد است که نمیتوانیم بر چنین شبیهسازیهایی تکیه کنیم. سؤالی که مطرح میشود، این است که کجا باید مدلسازی انجام دهیم تا تمایزی بین وضعیتهای شبیهسازیشده و آن مدل تقریبا غیرواقعی در بسیاری جنبهها قائل شود؟
شارون براونینگ، استاد آمار زیستی در دانشگاه واشنگتن، با سایپل موافق است. او میگوید:
واقعیتِ تاریخچهی بشر بسیار پیچیده است. اگر بیشازحد سادهسازیاش کنیم و جنبههای درست اتفاق افتاده را در نظر نگیریم، در آن صورت مدلهای مختلفی خواهیم داشت که تماما نادرست خواهند بود.
براونینگ که خودش ژنتیک انسانهای باستانی را بررسی میکند، میگوید در پژوهش خود شواهد جمعیتیای را مشاهده نکرده است که لائو و همکارانش آنها را دریافتهاند. درعوض، در پژوهش اخیری که او و همکارانش انجام دادهاند، به دو گروه متمایز دنیسوواها دست پیدا کردهاند. یکی از این ژنومها با آن ژنومی که قبلا در سیبری توالییابی شده بود، بهلحاظ ژنتیکی شبیه بود؛ اما ژنوم دیگر بهنظر کاملا متفاوت بود.
مقالههای مرتبط:
این یافتههای او حداقل بهلحاظ کلی با این فرض همخوانی دارد که دنیسوواها بیش از گونه بودهاند. اگر چنین است، کوکس و براونینگ ممکن است شواهدی از همان تیرهی شبح را پیدا کرده باشند که ارتباط دوری با دنیسوواها داشته است یا شاید هرکدام گروههای مختلفی پیدا کرده و مشخصا به این واقعیت رسیده باشند که میان انسانهای باستانی تنوعی بسیار بیشتر از آنچه قبلا تصور میکردیم، وجود داشته است.
پژوهشهای آینده
درحالیکه دانشمندان ادعا میکنند شواهدی از گونههای ناشناختهای را کشف کردهاند که در گذشته با ما اشتراکاتی داشتند، منطقی است بپرسیم در آینده میتوانیم به چه تعدادی از این دست شواهد دست پیدا کنیم و تاکنون چه شواهدی از تیرههای شبح داریم که بتواند از وجود آنها حمایت کند؟ درحقیقت، ممکن است قبلا از محدوده DNAهای قابلمشاهدهی اجداد خود عبور کرده باشیم. DNA نئاندرتالها و دنیسوواها فقط کسری از ژنوم جمعیتهای مدرن کنونی را تشکیل دادهاند. براونینگ میگوید هرگونه برونآمیزش موجود میتواند بخش کوچکی از DNA ما باشد. او درادامه میافزاید بیشتر بخشهای DNA که به نظر از گونههای دیگر به ما رسیدهاند، احتمالا پیدا شدهاند؛ به همین دلیل، موضوع زیادی نمانده که بخواهیم روی آن کار کنیم.
یافتههای باستانشناسی آینده با فراهمکردن شواهد قطعی و قابلاعتنا میتوانند ما را شگفتزده کنند؛ بهویژه اینکه بتوانیم DNA بقایای کشفشده را استخراج کنیم. سایپل میگوید بهعنوان مثال، شواهدی از DNA دنیسوواها در ژنوم ما بهاحتمال زیاد ممکن است بسیار جزئیتر از آن باشند که بتوانیم DNA آنها را توالییابی کنیم.
او میگوید:
مطمئنم اگر فقط سعی کنیم وجود این گونه را با فرض وجود برونآمیزشهای جزئی در انسانهای مدرن اثبات کنیم، وارد بحث بسیار بحثبرانگیزی خواهیم شد.
یافتههای آینده ممکن است تیرههای شبح امروز را به گونههای ملموسی تبدیل کنند که زمانی انسانهایی زنده بودند و نفس میکشیدند؛ انسانهایی که سابقهی ژنتیکی خود را در ما بهیادگار گذاشتهاند. بدن آنها ممکن است از بین رفته باشد؛ اما DNA آنها زنده است.
حتما شما هم شنیدهاید که میگویند مکالمه با تلفنهمراه در حال شارژ کار خطرناکی است و شاید باعث انفجار باتری شود. از دیدگاه شما، این گفته حقیقت دارد یا شایعهای در بین عوام است؟
صحبتهای زیادی دربارهی شارژکردن تلفنهمراه وجود دارد و افراد مختلف نکات ایمنی فراوانی را متذکر میشوند که ممکن است شما را در استفاده از تلفن خود در هنگام شارژ دچار تردید کند. برای مثال، عدهای میگویند تلفنهمراه را نباید در طول شب در شارژ گذاشت یا برخی دیگر میگویند وقتی تلفنهمراه در حال شارژ است، با آن صحبت نکنید. برخی هم معتقدند همیشه باید صبر کرد تا باتری بهطور کامل خالی شود و بعد آن را شارژ کرد. اینها تنها برخی از صحبتهای بیاساس دربارهی باتری تلفنهای هوشمند هستند.

وقتی از عمر باتری تلفنهمراه صحبت میشود، قواعدی وجود دارد که پیروی از آنها میتواند عمر باتری شما را افزایش دهد و سایر، صحبتهایی بیاساسی است که یا تأثیری در این باره ندارد یا اینکه حتی اثر منفی هم میتواند روی باتری گوشی شما بگذارد. درحالیکه برخی از صحبتها براساس علم گفته میشود و حقیقت دارد، بسیاری از آنها فقط در حد شایعه است.
باتریهای موبایل نیز مانند خود گوشیها در سالهای گذشته پیشرفت زیادی کرده است و امروزه، باتریهایی بهتر و هوشمندتر از قبل داریم. بیشتر سازندگان تلفنهمراه مثل سامسونگ و اپل از باتریهای لیتیومیون استفاده میکنند. باتریهای لیتیومیونی امروزی باید بتواند بین سه تا پنج سال عمر کند. بسته به نوع نگهداری شما از باتری، این زمان میتواند بیشتر یا کمتر شود. درادامه به پنج باور دربارهی باتریهای تلفنهمراه اشاره خواهیم کرد و صحتوسقم آنها را بررسی خواهیم کرد.
۱. استفاده از شارژرهای غیراصلی میتواند باتری را از بین ببرد

حقیقت این است که اگر شارژر غیراصلی کیفیت خوبی داشته باشد، مشکلی برای باتری تلفن شما ایجاد نمیکند؛ اما باید از شارژرهای ارزانقیمت و بیکیفیت دوری کنید. برای مثال، برندهای غیراصلی مانند Belkin و KMS وجود دارد که شارژرهای باکیفیت و استانداردی تولید میکنند. البته، هیچچیز مثل شارژر اصلی گوشی نمیشود؛ ولی اگر قیمت شارژر اصلی گران باشد و نتوانید آن را بخرید، بهتر است حداقل از برندهای مشهور و باکیفیت استفاده کنید. معمولا شارژرهای ارزانقیمت به خوبی کار نمیکند.
۲. نباید تلفن خود را در هنگام شارژ استفاده کنید

این صحبت شایعهای بیش نیست و هرچه خواستید، میتوانید از تلفنهمراه خود استفاده کنید؛ البته، این موضوع تا زمانی معتبر است که از شارژر اصلی و باکیفیت هم استفاده کنید. دلیل اصلی این صحبت اخباری است که گهگاه دربارهی انفجار گوشی همراه یا برقگرفتگی کاربران شنیده میشود. باید بگوییم این اتفاق در سال ۲۰۱۳ در چین افتاده بود و یکی از خدمهی پرواز بهنام Ma Ailun هنگام کار با آیفون ۴ متصل به شارژر دچار برقگرفتگی شد.
گزارشهای بعدی نشان داد وی از شارژر درجهسه غیراصلی بهجای شارژر اصلی اپل برای شارژکردن تلفنهمراه خود استفاده میکرد. اگر از شارژر اصلی سازنده استفاده میکنید، هیچ نگرانی در این باره نداشته باشید.
۳. شارژکردن باتری در طول شب میتواند باعث خرابی باتری شود

تلفنهمراه شما هوشمندتر از خودتان است و زمانیکه تشخیص دهد باتری پر شده، بهطور خودکار فرایند شارژشدن را متوقف میکند. البته این به آن معنا نیست که هرشب تا صبح گوشی خود را در شارژر بگذارید. میزان شارژ باتری گوشیهای پیشرفته را اگر بین ۴۰ درصد تا ۸۰ درصد حفظ کنید، عمرشان طولانی خواهد بود.
۴. سعی کنید تلفنهمراه خود را خاموش نکنید

این حرف اصلا صحت ندارد. تلفنهمراه نیز نوعی ماشین است و گاهی احتیاج دارد به آن استراحت دهیم. در گوشیهای اپل، برای افزایش عمر باتری بهتر است هرازگاهی معمولا وقتی شبها میخوابید، گوشی را خاموش کنید. متخصصان اپل پیشنهاد میکنند هفتهای یکبار گوشی خود را خاموش کنید تا باتری آن عمر بیشتری کند. این کار برای گوشیهای اندرویدی نیز لازم است و خاموش و روشن کردن ساده میتواند بر عمر باتری تأثیر مثبتی بگذارد.
۵. تا وقتی باتری کاملا خالی نشده است، تلفن را خاموش نکنید

این گفته هم صحیح نیست و بهتر است تلفن خود را در طول روز و در فواصل نزدیکتر شارژ کنید تا اینکه هربار صبر کنید باتری آن به صفر درصد برسد و بعد تا ۱۰۰ درصد شارژ کنید. باتریهای لیتیومیون که در گوشیهای اپل و سامسونگ استفاده میشود، در حالت شارژشده عملکرد بهتری دارد؛ بدینترتیب، وقتی اجازه میدهید میزان شارژ این باتریها به صفر درصد برسد، آنها به حالت ناپایدار درمیآید. باتریهای گوشیها سیکل شارژ محدودی دارد و هربار که میزان شارژ به صفر درصد میرسد، یکی از این سیکلها از دست میرود.
درادامه، چند راهکار مفید به شما معرفی خواهیم کرد تا عمر باتری گوشی خود را افزایش دهید. این راهکارها را کمیسیون ایمنی محصولات آمریکا پیشنهاد کرده است.
- هیچوقت از باتریهای غیر اصلی استفاده نکنید؛
- هیچگاه به باتری اجازه ندهید بیشازحد گرم شود. گرما قاتل باتری است. اگر تلفن خیس شده باشد، آن را به شارژر متصل نکنید. این کار میتواند باعث آسیب به بردها و مدارهای تلفن شما شود و حتی ریسک انفجار نیز وجود دارد؛
- باتری آسیبدیده و خراب را فورا تعویض کنید و در تعویض باتری بادکرده تأخیر نکنید. هنگام خارجکردن باتری از داخل تلفنهمراه نیز باید دقت کنید که با اجسام تیز به باتری ضربه نزنید؛
- وقتی باتری تلفنهمراه کاملا شارژ شد، آن را از شارژر جدا کنید؛
- از قراردادن تلفن درمعرض حرارت زیاد خودداری کنید؛ مثلا بهتر است تلفن را زیر نور آفتاب یا درکنار اجاق و بخاری قرار ندهید. درجهی حرارت خیلی کم نیز ممکن است برای باتری مضر باشد و در کشورهای خیلی سرد بهتر است نگذارید تلفنتان یخ بزند.
رقابت در دنیای پردازندهها هرروز ابعاد جدیدی بهخود میگیرد. دراینمیان، منتشرشدن بنچمارکهای پردازنده ۱۸ هستهای نسل دهمی اینتل، کاربران را شگفتزده کرده است.
نسل جدید پردازندهی ۱۸ هستهای اینتل در گیکبنچ شگفتی بهپاکرده است؛ جایی که این پردازنده در آزمایش چندهستهای، پردازندهی i9-9980XE را با ۱۱ درصد بازدهی بیشتر شکست داده است. در اینجا، این سؤال مطرح میشود: آیا پردازندهی جدید اینتل میتواند رایزن 9 3950X را شکست دهد که قطعا برای رقابت ساخته شده است؟ ظاهرا پاسخ منفی است. پردازندهی رایزن هنوز به بازار عرضه نشده است؛ ولی در آزمایش چندهستهای، ۱۲ درصد و در آزمایش تکهستهای، ۹ درصد عملکرد بهتری داشته است.
قبل از اینکه وارد انبوهی از اعداد و ارقام قلمرو پردازندهها شویم، باید یادآوری کنیم بنچمارکها، تنها نشانههای محدودی از عملکرد پردازندهها هستند. بهعنوان مثال، گیکبنچ عملکرد پردازندههای رایزن برای بازی را مقداری بیشتر از عملکرد واقعی تخمین میزند؛ درحالیکه عملکرد همین پردازندهها را برای کار روی محتوای ویدئویی کمتر از میزان واقعی پیشبینی میکند. بههرحال، اگر بوست ۳.۳ گیگاهرتزی گزارششدهی گیکبنچ درست باشد و پردازندهی نهایی بتواند به سرعتهای بیشتری دست پیدا کند، نتایج بهتری حاصل خواهد شد.
| مدل | هسته/ترد | سرعت پردازنده پایه/بوست | کش L3 | قیمت پیشنهادی سازنده | امتیاز چندهستهای | امتیاز تکهستهای |
|---|---|---|---|---|---|---|
| اینتل ۱۸ هستهای* | ۳۶/۱۸ | ۳.۲/۲.۲ | ۲۴.۷۵ | - | ۱۰۰٪ | ۱۰۰٪ |
| اینتل i9-9980XE | ۳۶/۱۸ | ۴.۴/۳.۰ | ۲۴.۷۵ | ۱۷۰۰ دلار | ۹۰٪ | ۱۰۰٪ |
| اینتل i9-7980XE | ۳۶/۱۸ | ۴.۲/۲.۶ | ۲۴.۷۵ | ۱۷۶۵ دلار | ۸۰٪ | ۹۹٪ |
| رایزن 9 3950X* | ۳۲/۱۶ | ۴.۳/۳.۳ | ۶۴ | ۷۵۰ دلار | ۱۱۲٪ | ۱۰۹٪ |
| رایزن 9 3900X | ۲۴/۱۲ | ۴.۶/۳.۸ | ۶۴ | ۵۰۰ دلار | ۸۴٪ | ۱۰۵٪ |
اکنون میدانیم این پردازنده تراشهی نسل بعدی است؛ چراکه در فهرست گیکبنچ عدد استپینگ آن برابر با هفت است؛ درحالیکه عدد استپینگ پردازندههای فعلی باید برابر با پنج باشد. همچنین، این احتمال وجود دارد که پردازندهی مذکور مدل خاصی از زنون باشد که در ورکاستیشن Precision 5820 دل آزمایش شده است؛ هرچند ازلحاظ فنی تفاوتی میان پردازندههای زئون و Core i9های مشابه وجود ندارد.
با فرض اینکه عدد ۵۴ هزار و ۵۹۷ دقیق باشد، تراشهی جدید در پردازشهای چندهستهای بیشتر از i9-9980XE/Xeon W-2195 قرار میگیرد؛ پس انتظار میرود در کارهایی نظیر رندرینگ، شبیهسازی، فشردهسازی فایلها، رمزنگاری و رمزگشایی عملکرد فوقالعادهای داشته باشد. ازنظر عملکرد، تراشهی i9-9980XE با تردریپر 2990WX (دارای ۳۲ هسته) تقریبا در یک سطح هستند؛ بنابراین، احتمالا تراشهی جدید کمی بهتر است و در صدر فهرست قرار میگیرد.
درنهایت، باید گفت قیمت این تراشه بسیار تأثیرگذار است. قیمت پیشنهادی شرکت سازنده برای تراشهی کلاس دسکتاپ ۱۸ هستهای اینتل حدود ۱,۷۰۰ دلار است که در عمل به ۲,۰۰۰ دلار خواهد رسید و همتای آن، یعنی زئون، نزدیک ۳,۰۰۰ دلار قیمت دارد. این در حالی است که رایزن 3950X فقط ۷۵۰ دلار هزینه روی دست کاربر میگذارد. بهوضوح روشن است اگر اینتل بهطور جدی در سیاستهای قیمتگذاری خود تجدیدنظر نکند، قدرت رقابت را از پردازندههای جدید خود خواهد گرفت.
شرکت سریبرِزسیستم در گردهمایی سالانهی هاتچیپس، بزرگترین چیپ پردازشی یادگیری عمیق را با ۴۰۰ هزار هسته و ۱۸ گیگابایت حافظهی داخلی و ۹ پِتابایت پهنای باند رونمایی کرد.
هرچند چیپ پردازشی یادگیری عمیق با ۴۰۰ هزار هسته و ۱۸ گیگابایت حافظهی داخلی و ۹ پِتابایت پهنای باند را داخل کامپیوتر شخصی نخواهید دید، مثالی است خیرهکننده از طرزفکر پردازندهسازان وقتی نوبت به طراحی چیپهای یادگیری عمیق برای افزایش سرعت سرورها میرسد. شاید به پردازندههایی که بهراحتی کف دستتان جا میشوند، عادت کرده باشید؛ ولی شرکت سریبرِزسیستم (Cerebras Systems) توانسته بزرگترین چیپ دنیا را به بزرگی یک کیبورد طراحی و این اَبرپردازنده را در کنفرانس سالانهی هاتچیپس (Hot Chips) دانشگاه استنفورد رونمایی کند.
درحالیکه بزرگترین پردازندهی گرافیکی ۲۱.۱ میلیارد ترانزیستور و مساحتی حدود ۸۱۵ میلیمترمربع دارد، چیپ این شرکت ۱.۲ تریلیون ترانزیستور است و ۴۶ هزار و ۲۲۵ میلیمترمربع مساحت دارد؛ چیپی مربعیشکل با ابعاد تقریبی ۲۰ در ۲۳ سانتیمتر و آنقدر بزرگ که تصاویرش را درکنار یک کیبورد به مقایسه گذاشتهاند.
این چیپ برای کامپیوتر شخصی طراحی نشده، اما آیا واقعا حقیقی است؟ سریبرِزسیستم میگوید نهتنها حقیقی است؛ بلکه هماکنون در سرور یکی از مشتریان مشغول کار است. باوجوداین، از ارائهی توضیحاتی همچون قیمت تمامشده خودداری کرده است. نکتهی جالب اینکه چیپ را با استفاده از فناوری نسبتا قدیمی ۱۶ نانومتری TSMC ساختهاند.
- سیلیکون به مساحت ۴۶ هزار و ۲۲۵ میلیمترمربع
- ۱.۲ تریلیون ترانزیستور
- ۴۰۰ هزار هستهی بهینه برای یادگیری عمیق
- ۱۸ گیگابایت حافظهی روی چیپ
- پهنای باند ۹ پتابایتبرثانیه
- پهنای باند داخلی ۱۰۰ پتابیتبرثانیه
- پردازش ۱۶ نانومتری TSMC

سریبرِزسیستم این چیپ را برای یادگیری عمیق طراحی کرده که این روزها بار پردازشی غالب مراکز داده را بهخود اختصاص داده است. آنها چیپ خود را «پیادهسازی شبکهی عصبی در مقیاس ویفری» توصیف میکنند که توانسته بهصورتی اساسی، منطق و ارتباطات و حافظه را داخل قطعهی سیلیکون واحد دستهبندی کند. ساخت چنین چیپی هزینهبر است؛ اما این شرکت معتقد است اتصالات روی چیپ در مقایسه با ساخت و اتصال مستقل هستهها، سریعتر و ارزانتر است.
هرچند اندازهی این چیپ واقعا عجیب بهنظر میرسد، توجه کنید پردازندهی ایتانیوم اینتل با کدرمز McKinely و ۲۲۱ میلیون ترانزیستور نیز در سال ۲۰۰۲ بسیار عظیم بهنظر میرسید و در مقایسهی این چیپ با ۵۶ برابر مساحت، ۵ هزار برابر ترانزیستور بیشتری دارد. حتی Power9 بعدی IBM که در همین کنفرانس معرفی شد، فقط ۸ میلیارد ترانزیستور دارد.

ساخت چیپی با این ابعاد، مشکلات بزرگی هم خواهد داشت که فرایند تولید و راهکارهای خنککاری، تنها بخشی از آنها است. علاوهبرآن، ساخت بینقص چیپ در چنین ابعادی تقریبا ناممکن است و سریبرِزسیستم نیز همچون تولیدکنندگان دیگر که تعداد مشخصی از چیپهای خراب روی ویفر را دور میاندازند، از این قاعده مستثنی نیست. به همین منظور، آنها با تخمین مقدار خرابیها، هستههای پردازشی بیشتری در طراحی هر ویفر در نظر میگیرند. البته، این شرکت از تعداد دقیقی سخن بهمیان نیاورده است؛ اما درمجموع، بیش از ۴۰۰ هزار هسته روی هر ویفر قرار دارد. شبکهی اتصالات داخلی این سیلیکون هر هسته را بهنحوی به هستههای دیگر متصل میکند که درصورت خرابی یکی از هستهها، بتوان آن را دور زد.
شان لای، طراح سابق چیپ و مدیر راهکارهای مرتبط با سرورهای مراکز داده شرکتهای SeaMicro و AMDمیگوید:
برخلاف تصور، طراحی چیپ بهصورت یک ویفر یکپارچه از هزینههای تولید میکاهد، زیرا تنها با یک چیپ سروکار دارید و با صرف هزینه و انرژی کمتر، تمامی آن را یکجا دراختیار خواهید داشت.
خنککاری چنین چیپ غولآسایی به چیزی بیش از یک هیتسینک و فن نیاز دارد. شرکت سریبرِزسیستم میگوید آنها از راهکار خنککاری اختصاصی خود شامل پلاک فلزی چسبیده به بالای سیلیکون و تعدادی لولههای عمودی آب برای خنککاری مستقیم چیپ استفاده کردهاند. ازآنجاکه این چیپ بسیار بزرگتر از آن است که بتوان داخل پیکرهبندیهای متداول جا داد، آنها دوباره از طراحی اختصاصی خودشان استفاده کردهاند که شامل ترکیبی از مدار PCB، ویفر، رابط بین آنها و پلاک خنککاری است.
تاکنون چیپهای بسیاری در گردهمایی هاتچیپس معرفی شدهاند که پسازآن، دیگر خبری از آنها شنیده نشد. سریبرِزسیستم هم احتمالا به این سرنوشت دچار خواهد شد و چنین چیزی را نه در کامپیوترهای شخصی خواهید دید و نه در بین سرورها عمر درازی خواهد داشت. بااینحال، جذابیت کنفرانس هاتچیپس در این است که دقیقا نمیدانید قرار است با چه چیزهایی مواجه شوید و این چیپ حقیقتا محصول جالبی بود.
.: Weblog Themes By Pichak :.