مدل جدید مرسدس بنز G کلاس از زمان ورود به بازار خود در کانون توجه علاقه مندان و خودرو نویسان قرار گرفته است. در ادامه میخواهیم به معرفی نقاط مثبت و منفی این شاسیبلند لوکس آلمانی بپردازیم.
خودروسازان در هنگام اعمال تغییر در محصولی موفق و پرطرفدار باید دقت و احتیاط زیادی به خرج دهند. طراحان و مهندسان برای این کار لازم است تا ضمن درنظرگرفتن نیازهای جدید خریداران در مورد حفظ شخصیت و ارزشخودرو نیز با دقت عمل کنند. مرسدس بنز G کلاس نیز یکی از همین خودروها است که با وجود فروش کم در مقایسه با دیگر محصولات مرسدس بنز اما یکی از پرطرفدارترین و شاخصترین محصولات این شرکت است.
خوشبختانه آخرین نسل مرسدس بنز G کلاس توانسته تعادل خوبی را بین مدرنیزه و طراحی کلاسیک خود برقرار کند. در ادامه نگاهی به نقاط ضعف و قوت آخرین مدل مرسدس بنز G کلاس خواهیم داشت.
نکات مثبت
۱. کابین

با اینکه مرسدس بنز G کلاس در اصل بر پایهی طرحی نظامی ساخته شده است ولی این مسئله نتوانسته لوکس بودن این خودرو را تحت شعاع خود قرار دهد. کابین G کلاس جدید طراحی بسیار زیبایی دارد و کیفیت مواد بکار رفته در ساخت آن نیز بسیار بالا است. درون کابین G کلاس استفاده از چوب و چرم فوقالعاده با کیفیتی به چشم میخورد. از دیگر مشخصههای جالب این کابین وجود دو نمایشگر ۱۲.۳ اینچی است که یکی از آنها نقش نشاندهندههای پشت فرمان را ایفا میکند و دیگری نیز در نقش سیستم مالتی مدیا ظاهر میشود. طراحی این نمایشگرها باعث میشود در کابین G کلاس احساس غریبی نکنید و مانند سایر مدلهای مرسدس بنز است. این نمایشگرها در G کلاس با وجود داشتن حاشیهی چرمی حتی بهتر از سایر مدلها هم دیده میشوند.

مرسدس بنز سعی کرده در کابین G کلاس فضایی آفرود و در عین حال لوکس ایجاد کند. در کابین G کلاس تنها به تودوزی چرمی اکتفا نشده است بلکه حتی پد نرمی که برای حفاظت از زانو در صورت برخورد به تونل جعبهدنده تعبیه شده نیز از روکش چرمی برخوردار است. روی تمام بخشهای داشبورد و دستگیرهها نیز روکش چرمی دارند. سه کلید فیزیکی در داشبورد که برای قفل کردن دیفرانسیلها هستند نیز به خوبی ذات آفرودی و کاربردی جی کلاس را به سرنشینان یاد آوردی میکنند. اگر معتقد هستید در کابین رنجرور لوکس بودن بر آفرود ارجحیت دارد، G کلاس خودروی ایدهآل شما خواهد بود.
۲. پیشرانهی فوقالعاده

اگر تواناییهای حرکتی اولویت نخست در خرید خودرو باشد باید مدل G63 AMG را انتخاب کرد. مرسدس بنز G63 دارای پیشرانهای ۴ لیتری تویین توربو V8 است که میتواند ۵۷۷ اسببخار قدرت و ۸۵۰ نیوتنمتر گشتاور تولید کند. مدل ردهپایینتر G550 هم دارای مشخصات قابل توجهی است. این نسخه نیز از پیشرانهای V8 تویین توربو یه حجم ۴ لیتر بهرهمند است که ۴۱۶ اسببخار قدرت و ۶۱۰ نیوتنمتر گشتاور دارد. موتور G550 نیز مانند G63 بسیار سریع دور میگیرد و صدای اگزوز زیبایی دارد. نیروی پیشرانه در G کلاس با استفاده از یک جعبهدندهی ۹ سرعتهی خودکار جدید به هر چهار چرخ منتقل میشود. مدل G550 میتواند در ۵.۶ ثانیه سرعت خود را از حالت سکون به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند و حداکثر سرعت آن نیز بهصورت الکترونیکی روی ۲۰۹ کیلومتر بر ساعت محدود شده است.
۳. جذابیت بالا

مقالههای مرتبط:
مرسدس بنز با اینکه طراحی کلی G کلاس را حفظ کرده است، ولی تغییراتی در این خودرو اعمال شده تا مدرنتر از قبل بهنظر برسد. این تغییرات به گونهای بودند که مشخصههای اصلی G کلاس همچنان قابل رویت باشد. از بین این تغییرات میتوان به چراغهای LED گرد، چراغهای کوچک LED عقب، کاور روی یدکی عقب، چراغهای راهنمای روی کاپوت و زه روی درها اشاره کرد. دستگیرههای در G کلاس حس مکانیکی بسیار خوبی را منتقل میکنند و درها مانند خودروهای قدیمی با فشردن کلید باز میشوند. با فشردن کلید روی دستگیرهی در شما حرکت مکانیزم مکانیکی داخل آن را به خوبی میتوانید احساس کنید. بسته شدن درها نیز صدایی خاص و مختص G کلاس تولید میکند. در اخر نیز باید به کلید قفل کردن درها در داخل خودرو اشاره کرد که با زدن آن درها با صدایی بلند و جالب مانند مسلح شدن اسلحه قفل میشوند.
نکات منفی
۱. بازتاب نور

طراحی ساده و جعبهای شکل جی کلاس با اینکه جذابیت زیادی دارد، اما دارای ایرادات خود نیز است. در شب نور ناشی از صفحهنمایشهای کابین به میزان زیادی به بیرون از کابین تابیده میشود، این مسئله در صورت روشن شدن نورپردازی داخل کابین حادتر هم میشود. نکتهی دوم این است که با توجه به شکل صاف بدنه و شیشههای خودرو در روزهای آفتابی نیز بازتاب نور خورشید از روی بدنه و شیشهها آزار دهنده است. شاید فکر کنید که این نوع ایراد گرفتن کمی زیاده روی است، ولی باید بدانید که بازتاب نور خورشید از روی بدنه و شیشهها روی دید آینههای جانبی تأثیر منفی دارد به طوری که میتواند کاملا دید راننده را مختل کند. بازتاب نور از روی بدنه و شیشهها عکس برداری از جی کلاس در روزهای آفتابی را نیز تبدیل به کاری مشکل کرده است.
۲. جذابیت در برابر بهای بالا

قیمت پایهی مرسدس بنز G550 از ۱۲۴ هزار و ۵۰۰ دلار آغاز میشود و با سفارش دادن آپشنها به ۱۳۹ هزار و ۹۴۵ دلار هم میرسد. چنین قیمتی آنقدر بالا است که تواناییهای آفرودی و کابین لوکس جی کلاس نمیتوانند آن را توجیه کنند.
۳. مصرف بالا

مصرف بالا در این خودرو جای تعجبی ندارد. پیشرانهی V8 با قدرت بیش از ۴۰۰ اسببخار در کنار بدنهای که هیچ اثری از آیرودینامیک در آن دیده نمیشوند، مصرف سوخت بالایی را برای جی کلاس رقم زدهاند. براساس اعلام آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (EPA) مدل G550 دارای مصرف سوخت شهری ۱۸ لیتر در هر صد کیلومتر، مصرف سوخت جادهای ۱۳ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و میانگین مصرف سوخت ۱۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است. مصرف این خودرو نیز مانند قیمت آن است ولی معمولا افرادی که این مقدار پول را برای خرید خودرو هزینه میکنند چندان اهمیتی به مصرف سوخت نمیدهند.
در حالیکه بازار استفاده از سرویس تاکسی آنلاین هر روز وسعت بیشتری پیدا میکند، شرکت اوبر در اینبرهه، بهواسطهی مشکلات درونسازمانی، کاهش سود قابلتوجهیرا متحمل میشود.
اوبر برای آیندهی کاری خود، برنامههای بزرگی دارد. سرویس جدید اوبر با عنوان کرایهی آنلاین تاکسی یا ride-hailing، قصد دارد تا حدی پیشرفت کند که مردم کل جهان، حملونقلهای خود را از طریق خودروهای خودران و اسکوترهای برقی این شرکت انجام دهند. همچنین این شرکت درنظر دارد خواروبار و موادغذایی را با کمک پهبادهای جدید خود تحویلدهد و خدمات باربری را با کامیونهای ربات بهبود بخشد. اما آیا اوبر برای انجام ایناقدامات بودجهای دارد؟ بهتازگی بورس والاستریت جواب این سؤال را نمایان کرده است.
اوبر در روز دهم ماه می سال ۲۰۱۹، عرضهی عمومی سهام خود را در این بورس آغاز کرد. اینکه بگوییم این شرکت در عرضهی سهام کاملا ناموفق ظاهر شد، بیانصافی است، اما همهی سهام با قیمتی که ۴۵ دلار از قیمت واقعیآن ارزانتر بود، فروخته شدند. شرکت در اولین روز معاملاتی خود شکست خورد و سرمایهگذاران اولیه، ۶۱۸ میلیون دلار هزینهکردند که بزرگترین ضرر روز اول عرضهی عمومی سهام از سال ۱۹۷۵ تاکنون، بهشمار میآید.

اوبر به منظور جلوگیری از هزینههای اضافی، اعلام کرد که قصد دارد تعداد ۴۰۰ نفر از کارمندان خود را تعدیل نیرو کند. بهدنبال این تصمیم، غول تاکسیرانی جهان روز چهارشنبه، درحالیکه عنوان سهامیعام را با خود یدک میکشید، پس از نگارش این مطلب، دومین گزارش مالی خود را منتشر کرد.
بعد از کشمکشی شدید برای کاهش قیمت با رقبا، رشد درآمد اوبر، که زمانی رقم قابلتوجهی را شامل میشد، کاهش یافت و شرکت با ضرر مالی فراوانی مواجه شد. باوجود ۹۱ میلیون کاربر آمریکایی و درآمد خالص ۱۱/۳ میلیارد دلاری در سال ۲۰۱۸، کاهش سود اوبر بیشاز ۳/۷ میلیارد دلار تا ماه مارس همان سال برآورد شد که تاکنون بزرگترین ضرر ثبت شده، در ابتدای عرضهی عمومی سهام است.
مت کندی، یک استراتژیست تجاری در شرکت آمریکایی سرمایهی رنسانس (Renaissance Capital)، که مبادلههای مالی عرضهی عمومی سهامرا مدیریت میکند، گفت:
واقعیت این است که اوبر، شرکتی ۸۰ میلیارد دلاری است که تا بهحال نتوانسته خود را اثبات کند.
او همچنین افزود که سرمایهگذاران، منتظر اتفاق خاصی هستند ،در حالیکه حتی تصمیم اوبر مبنیبر تعطیلکردن یکسوم از واحد بازاریابی، جذابیت خاصی برای آنها ندارد.
وی در ادامه گفت:
تغییر در نحوهی سازماندهی شرکت، درست بعد از عرضهی عمومی سهام، معقول نیست. اوبر سالانه ۲ میلیارد دلار از دست میدهد و بههمین علت باید روی بهتر شدن مدل کسبوکار خود تمرکز کند. هنوز شک و تردید زیادی در رابطه با صنعت همپیمایی آنلاین وجود دارد و این شکوتردید در قیمت سهام تأثیرگذار است.
پس از اعلام تعدیل نیرو، مدیرعامل شرکت، دارا خسروشاهی، به سایر کارمندان گفت، که افکار عمومی احساس میکنند روند توسعهی شرکت درحال کند شدن است. وی در ادامه افزود:
کندبودن روند توسعهی شرکت باید سریعاً بررسی شود. بسیاری از تیمهای ما خیلی بزرگ و پرجمعیت هستند که باعث میشود در کارها تداخل ایجاد شود و صاحبنظران، تصمیمهای بیمفهومی بگیرند و درنهایت نتایج خوبی حاصل نشود. من برای پیروزی در رقابتی بسیار حساس و مهم اینجا هستم.
دو عضو هیئتمدیرهی اوبر، آریانا هافینگتون و مت کوهلر، به تبعیت از اولین کارمند اوبر، رایان گریوز، استعفا دادند. این دو، شریک عمدهی شرکت بنچمارک بودند که زمانی بزرگترین سرمایهگذار خارجی در اوبر بود. یک هفته پس از استعفای آنها، شرکت این تعدیل نیرو را عملی کرد.
خسروشاهی در ماه ژوئن، بارنی هارفورد، مدیر عملیات و ربکا مسینا، مدیر ارشد بازاریابی را که از اعضای تیم اجرایی بودند، اخراج کرد.

اما هنوز نمیدانیم ایراد این شرکت در الگوی نامناسب کسبوکار است یا در نحوهی مدیریت شرکت یا هر دوی آنها. اوبر زمانی تعدیل نیرو کرد که شرکت رقیب، لیفت، نیز تصمیم گرفت مدیرعامل خود، جان مکنیل، را که نزدیک به دو سال برای اینشرکت کار کرده بود، اخرا جکند. در آنزمان، لیفت ۲۹ درصد و اوبر ۶۹ درصد از بازار تاکسی آنلاین را به خود اختصاص داده بودند و لیفت نیز عرضهی عمومی سهام نهچندان موفقی را پشت سر گذاشته بود.
اکنون سرمایهگذاران کنجکاو هستند که آیا نابسامانی اوضاع مالی اوبر رفع شده است یا خیر؟ باتوجه به آمار و ارقام اخیر شرکت، میتوان گفت طرح همپیمایی آنلاین، میتواند با موفقیت ادامه یابد، اما درمورد اهداف جدید شرکت، مانند تحویل غذا و بار یا مسائل اساسیتر نظارتی و مدیریتی باید اندکی زمان صرف شود.
خسروشاهی در نوامبر گذشته گفت اوبر نمیخواهد سودهایی مطابق با انتظارات و پیشبینیها داشته باشد. وی خطاب به گروهی از سهامداران که خواستار سودآوری قابل پیشبینی از طرف اوبر بودند، پاسخ داد: «بروید بانک بخرید».
البته همهی تحلیلگران نسبت به این شرکت بدبین نیستند. دن ایوز از مؤسسهی Wedbush Securities در یادداشتی خطاببه سرمایهگذاران نوشته است:
اصلی اساسی درمورد سود کوتاهمدت ما، توانایی اوبر برای استفاده از خدمات تاکسی آنلاین و تحویل غذا (Uber Eats)، در کنار ابتکارات بیسابقه، برای قشر بزرگتری از مردم است.
ایوز در ادامه نوشت که اوبر، با نشاندادن وفاداری خود به کاربران، آنها را به خدمات تحویل غذا و تاکسی آنلاین خود ترغیب میکند ولی این نحوهی کسبوکار برای یک شروع قوی مناسب نیست. او همچنین نوشته است که:
درنهایت به نظر من بزرگترین برتری میان اوبر و سایر رقبایش این است که در سطح جهانی، در هر دو زمینهی تحویل غذا و تاکسی آنلاین، در صدر قرار دارد و ما این برتری را حفظ خواهیم کرد.
مؤسسهی کندی درمورد آیندهی اوبر زیاد خوشبین نبوده و میگوید، اوبر برای انگیزهدادن به رانندهها و همچنین جذب مشتری جدید، هزینهی زیادی را متحمل میشود، اما به مرور زمان، باید این هزینه را کمتر کرده و روی سودآوری تمرکز کند. اما این مؤسسه هشدار میدهد که یک شرکت سهامی عام باید تا حدامکان باقدرت بیشتر و کارایی موثرتری کار کند.
کندی میافزاید، اگر اوضاع مالی شرکت در اینمرحله، وخیمتر شود؛ ممکن است سرمایهگذاران دست از حمایت از شرکت بردارند. ضعیفترشدن نتایج شرکت، احتمال سقوط قیمت سهام در سه ماه آینده را افزایش خواهد داد. اگر اوبر بتواند خودش را ثابت کند؛ میتواند در تجارتهای بزرگی که بهراه انداخته، به میزان چشمگیری به سودآوری برسد که در اینصورت هیچچیزی جلودار توسعهی این شرکت در سطح جهانی نخواهد بود.
اما هنوز ابهاماتی نسبت به مدیریت اوبر و مسائل نظارتی این شرکت وجود دارد. قبلاز روی کارآمدن خسروشاهی، انتشار گزارشاتی مربوطبه رسواییهای تراویس کالانیک، بنیانگذار اوبر، به ضرر شرکت تمام شد. ادعاهایی درمورد آزارواذیت جنسی، تبعیض و استفاده از نرمافزار اوبر برای دور زدن مقامات محلی، علیه او به ثبت رسیده است. همچنین ادعا میشود این مدیر اسبق، اسرار محرمانهی خودروهای خودران آلفابت، شرکت مادر گوگل را دزدیده است.

اوبر در مرکز حداقل ۵ شاخه از تحقیقات وزارت دادگستری ایالات متحده قرار داشت که یکی از اینپروندهها، نقض قانون اعمال فساد خارجی (درمورد رشوه دادن مقامات خارجی) و پروندهی دیگر بهعلت درگیر شدن شرکت با رانندگانی بود که ادعا داشتند اوبر برای افزایش سود تجاری خود، حقوق آنها را کمتر کرده است.
اوبر در ایالتهای کالیفرنیا و ماساچوست، ۲۰ میلیون دلار برای حلوفصل یک درگیری طولانی مدت با رانندگان، پرداخت کرد. در آلمان نیز، پس از اینکه مسئولان متوجه شدند اوبر درحال ارائهی خدمات در زمینهی تاکسیرانی، پیش از کسب مجوزهای لازم است، شرکت را مجبور به توقف خدماترسانی کردند.
کارل توبیاس، کارشناس دولتی شرکت که از دانشگاه ریچموند فارغالتحصیل شده است، معتقد است، مشکلات اوبر در زمینهی مدل کسبوکار شرکت، به مرور زمان حل میشود؛ اما فرهنگ نظارتی و مدیریتی نیز تأثیر گذار خواهد بود. هنوز هم مشکلات زیادی وجود دارد که به شرکت ضربه میزند. بیشتر مشکلات، قانونی هستند اعم از مشکلات مدیریتی یا آنهایی که از طریق قانون اقدام کردهاند. مدیران شرکت فکر میکنند با عرضهی عمومی سهام، توجه زیادی به شرکت جلب شده در حالیکه اینطور نیست. آنها مشکلات را حل نکردهاند و من فکر نمیکنم که فرهنگ مدیریتی شرکت در آینده، بهبود یابد.
ژاپن و کرهجنوبی طی هفتههای اخیر درگیر جنگی تجاری جدید شدهاند؛ جنگی که منشا آن به جنگ جهانی دوم بر میگردد. در این مقاله به چگونگی شکلگیری جنگ تجاری عظیم بین این دو کشور پیشرفته میپردازیم.
در هفته های اخیر ژاپن و کرهجنوبی درگیر جنگ تجاری جدیدی شدهاند. مبارزهای که اکنون پایههای صنعت تولیدکنندگان ژاپن، شرکتهای نامدار کرهجنوبی مانند سامسونگ در کنار گوشیهای هوشمند جهانی و تجهیزات کامپیوتری را تهدید میکند. اما دلیل این جنگ تجاری چیست؟ اگر جنگ تجاری ایالات متحده و چین از افکار تاریک رئیس جمهور ترامپ حاصل شده است؛ این جنگ تجاری جدید از قسمت های تاریک و غم انگیز تاریخ کرهجنوبی و ژاپن نشات میگیرد.

یکی از غمانگیزترین بخشهای این وقایع تاریخی، جنایات مربوط به زنان است. زنان کرهای در در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ و در زمان جنگ مجبور به بردگی جنسی در سراسر امپراطوری ژاپن شدند. در حال حاضر بسیاری از این زنان در مراحل پایانی زندگی خود قرار دارند؛ علاوه بر آنها مردان زیادی نیز تحتتأثیر پیامدهای فعالیت در کارخانههای ژاپنی برای مبارزه با متفقین قرار گرفتهاند.
در اواخر سال گذشته، دادگاه ردهبالایی در کرهجنوبی شرکت میتسوبیشی را بابت استفاده از نیروی کار (بردگان) در جریان اشغال ژاپن و جنگ جهانی دوم به پرداخت غرامت محکوم کرد. حکمی که چند هفته قبل در دادگاه بر علیه شرکتهای نیپون استیل و سومیتومو هم صادر شده بود.
همانطور که دادگاه کرهجنوبی سعی میکند از شرکتهای ژاپنی غرامت دریافت کند؛ ژاپن هم اقدامات متقابلی انجام داده است. نخستوزیر این کشور، شینزو آبه و دولت او با تصویب تحریمهای تجاری گسترده بر کرهجنوبی در زمینهی کالاها و فناوریهای پیشرفته تحت عنوان «امنیت ملی» به اقدامات کرهجنوبی واکنش نشان دادند. آنها مدعی شدند که سئول در یافتن راهی برای رفع تنشهای موجود بین دو کشور شکست خورده است.
پیشتر، دو کشور برای حل تنشها با یکدیگر دیدار کردند اما نتوانستند برای راهحلی جامع توافق کنند. این امر باعث ممنوعیت صادرات بین دو کشور شد و زنجیرههای تأمین بسیاری از محصولات الکترونیکی را به خطر انداخت. بهعنوان مثال سامسونگ را در نظر بگیرید، این شرکت کرهای با در اختیار داشتن بیش از ۴۰ درصد از کل بازار ۱۰۰ میلیارد دلاری، بزرگترین تولیدکننده حافظههای حافظه DRAM در جهان است. سامسونگ همچنین بزرگترین تولیدکننده چیپهای NAND است که ۳۵ درصد از سهم کل بازار را در اختیار دارد. شرکت کرهای دیگر به نام SK Hynix، دومین شرکت بزرگ تولیدکنندهی DRAM است که تقریبا ۳۱ درصد از سهم بازار را در اختیار دارد. سامسونگ و دیگر شرکتهای کرهای در صنایعی مانند نیمه هادیها و نمایشگرهای LCD نیز پیشرو هستند.

شرکتهای الکترونیکی کرهجنوبی بسیاری از مواد اولیهی مورد نیاز خود را از ژاپن تأمین میکنند. ژاپنی ها همه چیز، از مواد شیمیایی فتوولتائیک گرفته تا تجهیزات تولید و قطعات مورد نیاز کارخانهها را برای آنها تولید میکنند.
بنابراین انتظار میرود که تحریم تجاری ژاپن، دو عدد از سازندگان برجستهی کرهجنوبی را با زیانهای قابل توجهی مواجه کند و این ضربهای عمیق به اقتصاد شکنندهی کرهجنوبی است. همین امر رئیس جمهور کرهجنوبی، «مون» را مجبور میکند که بهدنبال راه حلی برای توافق با نخست وزیر ژاپن، «شینزو آبه» باشد. به غیر از این، همانطور که اغلب در دنیای جنونآمیز تجارت اتفاق میافتد؛ ممنوعیت صادرات میتواند بهطور غیر منتظرهای تأثیرات مثبت بههمراه داشته باشد. طبق پیشبینیها قیمت چیپهای حافظه DRAM در سال جاری به پایینترین حد خود رسیده بود. کاهش سود سامسونگ بهحدی بود که این شرکت را در بدترین وضعیت ممکن در چهار سال اخیر قرار داده بود و سهام این شرکت نیز بهشدت کاهش یافت؛ از ماه اوت سال گذشته تا ژانویه امسال، این شرکت یک سوم از ارزش سهام خود را از دست داد.
مقالههای مرتبط:
از زمانیکه ژاپن وارد ماجرا شد، تجهیزات تراشههای DRAM بهطور ناگهانی کاهش یافتند و قیمتها مرحله به مرحله افزایش پیدا کردند. همانطور که وال استریت ژورنال اخیرا اشاره کرد، محدودیتهای ژاپن باعث افزایش قیمت بازار حافظه شده است و این امر منجر به بهتر شدن نتایج مورد انتظار شرکتهای سامسونگ و سایر تولیدکنندگان کرهای میشود. این اتفاقات باعث شد که طی چند هفته، ارزش سهام شرکتهای سامسونگ تقریبا به همان جایی که سال گذشته بود، برگردد.
به عبارت دیگر، تحریم های ژاپن بیشتر شبیه رخدادی مثبت برای شرکتهای کرهای بود. چنین دستاوردهایی ممکن است برای برخی ها جالب توجه باشد، اما هر دستاوردی ممکن است کوتاهمدت باشد زیرا این تحریم ها برای تراشه های نیمه رسانا بسیار نگران کننده است.
همانطور که مجله Nikkei Asian در این هفته اشاره کرد: «هرگونه اختلال در عرضهی تجهیزات photoresist EUV، که محصولی پوششی در لیتوگرافی اشعه ماورا بنفش بوده و وجود آن برای ساخت تراشه های نیمهرسانا ضروری است؛ میتواند طرحهای سامسونگ را برای توسعهی چیپهای ۷ نانومتری مدت زیادی عقب بندازد». البته سامسونگ مقداری مواد اولیه ذخیره کرده است؛ ولی اگر این جنگ اقتصادی چند ماه طول بکشد؛ در نهایت در تأمین مواد اولیه و قطعات مورد نیاز به مشکل خواهد خورد.
اقدامی که بهعنوان یک معامله تجاری آغاز شد، ممکن است به کاهش تولید چیپهای حافظه، صفحهنمایش، تراشهها و ... در نسل بعدی منجر شود؛ به عبارت دیگر، تقریبا هر چیزی که که برای تولید کامپیوتر یا گوشی هوشمند نیاز است، با کمبود عرضه مواجه میشود.

اما در این بین چند نکته برای دنیای فناوری وجود دارد؛
اول، رعایت حقوق زنان ممکن است کاملا بیربط با چالشهای روز برای ساختن محصولی سختافزاری به نظر برسد؛ اما سیاست، بهویژه سیاست انسانی، راهی برای ارتباط دو امر کاملا غیرمرتبط پیدا میکند.
دوم، حتی در یک جهان پیشرفته که در آن سیاستمداران کشورها اشتیاق زیادی برای رشد اقتصادی دارند (مسلما نخستوزیر آبه و رئیسجمهور مون هم بهشدت برای رشد اقتصاد کشور خود سرمایهگذاری میکنند)؛ زنجیرههای تأمین مواد اولیه و تجهیزات بهطور محسوسی آسیبپذیر هستند. درست هنگامی که هواوی خطرات اتکا به فناوری آمریکاییها و وابسته بودن به قطعات و بازار آنها را در طول سال گذشته لمس کرد؛ اکنون شرکتهای کرهای در حال تجربهی خطرات ناشی از وابستگی به صنعت فناوری پیشرفته ژاپن برای تأمین تجهیزات مهم و کاربردی هستند.
سوم، توسعه استانداردهای فناوری بیسیم 5G و دستگاههای سختافزاری مرتبط به آن بهطور خطرناکی در حال آسیب دیدن هستند. ایالات متحده آمریکا شرکت هواوی را برای مسائل مرتبط با تکنولوژی 5G مورد حمله قرار داده است، سامسونگ هم دارای مودمهای 5G و تجهیزات شبکهای است که اکنون در جنگ تجاری ژاپن و کرهجنوبی بهشدت تهدید میشوند. تکنولوژی بیسیم طی چند دهه گذشته به بخش مهمی از تجارت و سرگرمی جهانی تبدیل شده است و توسعهی آن امری ضروری است؛ به همین دلیل اهمیت سیاسی کنترل این فناوری بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
در نهایت، راهحل این جنگ تجاری جدید چیست؟ این دو کشور با چالش بزرگی روبهرو شدهاند. رئیسجمهور کرهجنوبی نمیخواهد با یک آتشبس سریع موافقت کند؛ او نگران است که چنین مذاکرهی سریعی منجر به تسلیم شدن در برابر خواستههای ژاپنیها شود. در همین حال، شینزو آبه با نیروهای مخالف مواجه است و و دولت ژاپن معتقد است که تمامی مسائل مربوط به جبران سو استفاده از زنان و بردهداری در زمان جنگ، با امضای توافقنامههایی بین دو کشور در دهه ۱۹۶۰ و دیگر قراردادهای دیپلماتیک طی این سالها حل شده است.
با توجه به سابقهی فیسبوک در نقض حریم خصوصی کاربران، توسعهی فناوری واسط مغز و کامپیوتر توسط این شرکت، نگرانیها را در این حوزه افزایش داده است.
اگر هنوز بعد از رسوایی کمبریج آنالیتیکا، که جریمهای 5 میلیارد دلاری برای فیسبوک در پی داشت و نیز دیگر موارد نقض حریم خصوصی و موارد اخلاقی توسط این شرکت که تعدادشان سر به فلک کشیده، از شبکهی اجتماعی فیس بوک استفاده میکنید، قائدتا نباید هیچ نگرانی اخلاقی نسبتبه فناوری واسط مغز و کامپیوتر که نزدیک به دو سال است فیسبوک شروعبه توسعهی آن کرده، داشته باشید. بهنظر میرسد اولین میوه از ثمرهی تلاشهای فیسبوک، رسیده و آمادهی چیدن است.
یک رشته از تحقیقات در دانشگاه سانفرانسیسکو واقع در ایالت کالیفرنیا، تحت حمایت مالی و تحقیقاتی فیسبوک، منجر به ساخت رابطی با توانایی ترجمهی سیگنالهای مغزی به کلمات و گفتوگوها شده که نتایج آن در مؤسسهی Nature Communication منتشر شده است. نرمافزار استفادهشده در این تحقیقات با تجزیهوتحلیل این سیگنالها، بدون دسترسی به صدای مکالمات، قادر به تشخیصدادن کلمات شنیدهشده و پاسخی است که نسبتبه این کلمات داده میشود. این فرایند از فعالیتهای الکتروکوکلئوگرافی (ECoG) حجیم، پاسخ شنیداری ساقهی مغز، استفاده میکند که البته، نیاز به کاشت سنسورهایی در مغز دارد؛ در نتیجه، این احتمال که فیسبوک بدون موافقت اشخاص، اقدامبه خواندن افکار آنها کند، در کوتاهمدت منتفی است. تحقیقات منتشر شدهی آنها، این نکته را بهوضوح مشخص میسازد که فناوری، راهی دراز و طولانی پیش رو دارد تا بتواند سودی عملی و طبیعی داشتهباشد. در بخشی از تحقیقات منتشرشده آمده است:
در این تحقیق، ما در طی پروژهای که پرسشوپاسخهای واقعی در مکالمات را تقلید میکرد، رمزگشایی بیدرنگی را از گفتار درکشده و تولیدشده از فعالیت الکتروکوکلئوگرافی حجیم در انسانها، نشان دادیم. در حالیکه این پروژه، هدفگذاری و زمانبندی روشنی را برای شرکتکنندگان ارائه میکند، جنبههای تعاملی و هدفمند چنین الگوی پرسشوپاسخی، نشاندهندهی گامی بزرگ در جهت خیز نرمافزارها، به سمت طبیعیگرایانهتر شدن هرچه بیشتر است. در حین ضبط فعالیتهای ECoG، شرکتکنندگان در ابتدا به مجموعه سوالات از پیش ضبطشده گوش فرا داده و سپس مجموعهای از پاسخها را بهصورت شفاهی ارائه کردند. این دادهها بهعنوان ورودی برای آموزش مدلهای رمزگشایی و تشخیص گفتار ارائه میشوند. پس از فرایندی آموزش، شرکتکنندگان در هر آزمایش با گوشدادن به سوالات، به انتخاب خود پاسخهایی را با صدای بلند ارائه کردند. تنها با استفاده از سیگنالهای عصبی، ما تشخیص دادیم چهزمانی شرکتکنندگان در حال گوشدادن یا صحبت کردن هستند و ماهیت این سخنان را با استفاده از نوع صوتی الگوریتم ویتربی (الگوریتمی پویا برای پیداکردن محتملترین مسیر از حالتهای پنهان است)، پیشبینی کردیم. از آنجایی که برخی از پاسخها تنها برای پرسشهای معدودی معتبر هستند، بههمین جهت ما با استفاده از سوالاتی که پیشبینی میشد پرسیده شوند، هر جواب ممکن را بهصورت پویایی بهروزرسانی کردیم، تا در نهایت پیشبینیهای سؤال و جواب یکی شوند.

دراصل شرکتکنندگان، پاسخهایی را در آن لحظه، برای سوالاتی از پیش تعیینشده ارائه میدادند و محققان از سیگنالهای مغزی آنها برای آموزش مدلهایی، جهت یادگیری هر آنچه شرکتکنندگان گفته یا شنیده بودند، استفاده میکردند. نرمافزار بهطور میانگین ۷۶ درصد از مواقع، سوالات مفروض را بهدرستی تشخیص داده بود و میزان تشخیص پاسخهای شرکتکنندگان، در محدودهای پایینتر از ۶۱ درصد قرار داشت. با توجه به سابقهی فیسبوک، استفادهی شرورانه از این فناوری از طرف این شرکت، بهراحتی قابل نتیجهگیری است، اما خود این فناوری چشمانداز روشنی را برای ارتباط با افرادی میکند که دچار آسیب یا اختلالات عصبی هستند.
اگرچه نتایج این یافته باید بهمنظور دستیابی به موفقیتهای جدید پزشکی و کمک به جامعه، مورد استفاده قرار گیرد؛ باتوجه به سرمایهگذاری در این حوزه بهواسطهی شرکتی که میخواهد اقدامات آیندهی شما را پیشبینی کند و قبلا نیز سابقهی این کار را داشته، نگرانیهای موجود باید با شدتعمل بیشتری پیگیری شود. سؤال مهم این است که آیا این شرکت خواهد توانست، در آیندهی نزدیک ذهن افراد را بخواند؟ با توجه به قصد فیسبوک در متحولکردن اقتصاد جهانی با ارائهی پلتفرم ارز مجازی خود، با نام لیبرا، و در نظرگرفتن مدت زمان لازم برای افزایش دقت ۶۱ درصدی این فناوری در تشخیص پاسخها، که از طریق کاشت حسگر در مغز حاصل شده و همهگیر نبودن آن، جواب این سؤال منفی است. با این حال تجربه ثابت کرده است، در صورت مطرح نشدن نگرانیهای مربوط به این فناوریها و نادیدهگرفتنشان، مشکلات حریمخصوصی که اینقبیل شرکتها ایجاد میکنند، به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت.
آیا میخواهید سیگنالهای مغزی شما، برای تبلیغات مورد استفاده قرار گیرد؟ فیسبوک از تکذیب این ادعا، که قصد استفاده از این فناوری را برای مصارف تبلیغاتی را دارد، سرباز زده است. تبلیغات بسیار فریبنده بوده و مصرفکنندگان هیچ تمایلی به تعامل با آنها ندارند، خواه با ظاهر شستهرفتهی جدید ترویج شوند، خواه در قالب برنامهی سیاسی مشکوک. با این حال سود حاصل از صنعت تبلیغات در سال ۲۰۱۷ میلادی، به رقم چشمگیر ۱۰۵ میلیارد دلار رسیده است. حال تصور کنید شرکتها برای دستیابی به افکار واقعی، چه هزینههایی که پرداخت نمیکنند؟!

البته فیسبوک اصرار دارد، API( رابط نرمافزاری) مغزی این شرکت، تنها افکاری را خواهد خواند، که شما مایل به اشتراکگذاری آنها باشید. سخنگوی این شرکت، ها تای، در بیانیهای این چنین اظهار داشت:
ما در حال ایجاد واسطی هستیم که بهشما امکان خواهد داد، با سرعت و انعطافپذیری صدا و میزانی ازامنیت حریم خصوصی که در نوشته وجود دارد، ارتباط برقرار کنید. بهطور خاص، این ارتباطات تنها شامل مواردی میشود که قبلا با ارسال آنها به مرکز گفتار مغز خود، با بهاشتراکگذاری آنها موافقت کردهاید. حریم خصوصی در این سیستم همانند تمامی مواردی که فیسبوک در آنها دست به تلاش برده، ایجاد خواهد شد.
دلایل این شکوتردید را کنار بگذارید. مواردی را که سعی کردید جلوی حرفزدن خود را بگیرید یا بعد از بیان حرفی، آرزو کردید تا به نوع دیگری این صحبت را انجام میدادید، در نظر بگیرید. به این فکر کنید که تمامی مکالمات شما در طول عمر، روی یک حافظه ضبط شده باشد. آیا میخواهید فیسبوک به این اطلاعات دسترسی داشته باشد؟ اصلا آیا میخواهید هر شخص دیگری به این اطلاعات دسترسی داشته باشد؟ اگر نمیخواهید، اکنون زمان مناسبی برای توجه بیشتر، نسبت به تحقیقاتی استکه فیسبوک، مشغول انجام دادنشان است. زیرا با درنظرگرفتن تجربیات گذشته، میدانیم زمانیکه دست روی دست میگذاریم، چه اتفاقی میافتد و دیدهایم که فیسبوک یا شرکتهای مشابه، چگونه با استفاده از این فناوریها، حریم خصوصی کاربران را مورد هجمه قرار میدهند.
اروپا، بهعنوان رهبر انرژی بادی در جهان در تلاش است تا با بهرهگیری از شرایطی اقلیمی خود، استفاده از انرژی بادی را توسعه دهد.
وقتی صحبت از انرژیهای تجدیدپذیر میشود، اتحادیهی اروپا با پتانسیل واقعی خود فاصلهی زیادی دارد. این در حالی است که نتایج تحقیقات نشان میدهد، اگر یک توربین بادی در هر نقطهی مناسب از زمین گذاشته شود، بیش از ۱۰۰ برابر انرژی بادی تولید شدهی کنونی در مناطق خشکی تأمین خواهد شد! بر مبنای محاسبات صورت گرفته، ۱۱ میلیون توربین بادی دیگر لازم است تا انرژی کافی مورد نیاز جهان تا سال ۲۰۵۰ تأمین شود.
بنیامین ساواکول، از کارشناسان سیاست انرژی دانشگاه ساکس در این خصوص میگوید:
بدیهی است که منظور ما نصب توربین در نقاط مشخص شده نیست. اما تحقیق پیش رو نشان میدهد که انرژی بادی، پتانسیل فوقالعادهای در سرتاسر اروپا دارد که میتواند در جهت جلوگیری از بروز فاجعهی آب و هوایی از آن استفاده کرد.
امروز، اتحادیهی اروپا، پیشگام تولید انرژی بادی در جهان شناخته شده است و توربینهای بادی دریایی و ساحلی این منطقه، قابلیت این را دارد که تقریبا یک سوم از ظرفیت باد در جهان را پوشش دهد. به این ترتیب، کمیسیون اروپا وعده داده است که تا سال ۲۰۵۰، حداقل ۱۰۰,۰۰۰ توربین بادی دیگر اضافه یا بهروزرسانی کند.
با این حال، یافتههای جدید قابلیت اتحادیه ی اروپا را فراتر از این میزان تخمین زدهاند. محققان با بررسی کشور به کشور با استفاده از سیستمهای پیشرفتهی بادی در صدد پاسخ به یک پرسش بسیار مهم بودند: «اروپا تا چه اندازه میتواند انرژی بادی داشته باشد؟»
با توجه به زیرساختها، مناطق ساخته شده و محافظت شده، محققان به این نتیجه رسیدند که در ۴۶ درصد از مناطق اروپایی، سرعت باد از میزان مطلوبی برخوردار است. به این ترتیب، حدود ۵ میلیون کیلومتر مربع از مساحت اروپا میتواند نزدیک به ۵۰۰ اگزاژول انرژی بادی را تأمین کند. این رقم ۷۰ اگزاژول بیشتر از رقم مورد نیاز جهان در سال ۲۰۵۰ است.البته در این تخمین، بسیاری از محدودیتها لحاظ نشده است؛ برای مثال، مواردی مانند محدودیتهای مکانهای خاص، پذیرش عموم و موضوعات مربوط به مالکیت خصوصی از جمله محدودیتهایی هستند که نادیده گرفته شدهاند. به این ترتیب، پژوهشگران این بررسی، چنین تحقیقی را بیشتر از یک طرح اجرایی، نوعی راهنمای سیاستگذاری تلقی میکنند.

مقالههای مرتبط:
با این وجود ، در مقایسه با برآوردهای قبلی ، این یکی از دقیقترین دیدگاهها در خصوص پتانسیل اروپا در آیندهی انرژی بادی است. محققان با استفاده از دادههای پیشرفتهی GIS در سطوح کشوری و کوچکتر، به برآوردهایی در خصوص انرژی بادی حاصل از محیطهای خشکی دست پیدا کردند که رقم آن بیشتر از رقم اعلام شده در مطالعات گذشته است. بهعنوان مثال ، در سال ۲۰۰۹، آژانس محیط زیست اروپا، میزان پتانسیل انرژی باد درخشکی را سه برابر کمتر از میزان فعلی اعلام کرده بود.
چنین اختلافی میتواند مربوط به مفاهیم جدید مانند «زمین مناسب» یا فناوریهای نو باشد. در طول ۱۰ سالی که اولین گزارشها دربارهی پتانسیل انرژی بادی منتشر شد، ظرفیت این انرژی در ایالات متحده سه برابر اعلام شد که با کاهش قیمت توربینهای بادی و افزایش بازدهی آنها همراه بود.در یک مطالعهی دیگر که توسط پژوهشگران آلمانی انجام شد، اروپا میتواند یک چهارم از زمینهای کشاورزی خود را به مزارع بادی تبدیل کند. این نتیجهگیری به تخمینهای گذشته شباهت دارد؛ با این حال محققان با درنظرگرفتن فناوریهای جدید، راندمان انرژی بادی را بسیار بیشتر از این میزان محاسبه کردهاند.
البته تمام این بررسیها در حد تئوری و فرضی هستند و هر کدام محدودیتهایی را به همراه دارند و هنوز رسیدن به نتایج قطعیتر نیاز به فضای بیشتری برای رشد دارد. پیتر انوولدسن، از محققان انرژی بادی میگوید:
محققان بدون شک نامتناوب بودن ذخیرهی انرژی بادی را پاسخگوی نیاز انرژی جهان نمیدانند. با این حال، حتی بدون درنظرگرفتن تحولات فناوری در دهه های آینده، نیروی باد در مناطق خشکی، جزو ارزانقیمتترین منابع انرژی تجدیدپذیر است.
نتایج این مطالعات در ژورنال Energy Policy منتشر شده است.
نخستین گوشی هوشمند 5G نوکیا در سال ۲۰۲۰ میلادی با قیمت مقرونبهصرفهی ۹۹۹ دلاری به بازار عرضه خواهد شد.
قابلیت پشتیبانی از شبکهی اینترنت پرسرعت 5G در گوشیهای هوشمند یکی از ویژگیهایی است که کاربران از آن استقبال میکنند. اما در حال حاضر دستگاههایی که از نسل پنجم اینترنت پشتیبانی میکنند، قیمت نسبتا بالایی دارند. البته محدودیتهایی در پوششدهی شبکهی 5G نیز مطرح میشود.
براساس آخرین اخبار اچامدی گلوبال تصمیم گرفته تا گوشی هوشمند اقتصادی جدید نوکیا را با قابلیت اتصال به شبکهی 5G معرفی و به بازار عرضه کند. جو سارویکاس، مدیر ارشد محصولات HMD Global، اعلام کرد:
شرایط فعلی شرکت بهگونهای است که فرصت خوبی برای عرضهی گوشی هوشمند 5G با قیمت مقرونبهصرفه به بازار دراختیار داریم.

جو سارویکاس در ادامهی صحبتهای خود اعلام کرد که قصد دارد گوشی هوشمندی با قابلیت اتصال به شبکهی 5G ولی با قیمتی برابر نصف قیمت دستگاههای فعلی 5G، به بازار عرضه کند. انتظار میرود گوشی هوشمند نوکیا 5G سال ۲۰۲۰ به بازار عرضه شود.
بازار 5G در شرایط فعلی
مقالههای مرتبط:
گوشی هوشمند نوکیا 5G حتی اگر با نصف قیمت دستگاههای 5G فعلی بازار معرفی شود، باز هم قیمت بالایی خواهد داشت و گرانقیمت محسوب میشود. در حال حاضر تقریباً تنها گوشیهای هوشمند بالارده از شبکهی 5G پشتیبانی میکنند. بهعنوان مثال، گوشیهای هوشمند خانوادهی گلکسی اس ۱۰ وگلکسی نوت ۱۰ هر دو دارای نسخهی 5G نیز هستند. نسخهی 5G گلکسی اس ۱۰، نسخهی ارتقا یافتهی گلکسی اس ۱۰ پلاس است که با قیمت ۱۲۹۹ دلار (۱۰۹۹ پوند) به بازار عرضه میشود. گلکسی نوت ۱۰ فاقد نسخهی 5G است. اما نسخهی 5G گلکسی نوت ۱۰ پلاس با قیمت ۱۲۹۹ دلار (۱۰۹۹ پوند) به بازار عرضه میشود.
الجی با معرفی نسخهی 5G الجی وی ۵۰ تینکیو، دستگاهی با قیمت نسبتا مقرونبهصرفهتر به بازار معرفی کرد. اما هنوز چنین دستگاهی با قیمت ۹۹۹ دلار گرانقیمت محسوب میشود. از سوی دیگر باتوجه به اینکه نسخهی 5G گوشی هوشمند وان پلاس ۷ پرو بهصورت انحصاری توسط یک اپراتور تلفن همراه پشتیبانی میشود، نمیتوان این دستگاه را با سایر گوشیهای هوشمند 5G مقایسه کرد.
اگر HMD Global بتواند گوشی هوشمند 5G را با نصف قیمت سایر رقبا به بازار عرضه کند، این مسئله باعث میشود کاربران بیشتری بتوانند به شبکهی اینترنت پرسرعت نسل پنجم دسترسی داشته باشند. البته گوشی هوشمند نوکیا 5G که قرار است سال ۲۰۲۰ معرفی شود، تنها گزینهی مقرونبهصرفهی بازار نخواهد بود. شایعههای مختلفی در مورد عرضهی گوشیهای هوشمند 5G با قیمت اقتصادی از سوی سایر تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند همچونسامسونگ، اوپو و شیائومی منتشر شده است.
پیشتر گفته شده بود که موتورولا قصد دارد در کنار گوشیهای هوشمند موتو زد ۳ یا موتو زد ۴، گوشی هوشمند اقتصادی 5G Moto Mod را نیز به بازار عرضه کند. انتظار میرود سال آینده اطلاعات بیشتری در مورد نسخهی 5G گوشی هوشمند نوکیا در کنگره جهانی موبایل منتشر شود.
نسخهی الکتریکی اوپل کورسا با نام Corsa-e قرار است بهعنوان اولین خودروی الکتریکی در مسابقات رالی شرکت کند.
اوپل با انتشار تیزری در روز گذشته از مدل رالی کورسا e بهعنوان اولین خودروی الکتریکی در مسابقات رالی پردهبرداری کرد. این خودرو قرار است رونمایی عمومی خود را در نمایشگاه خودروی فرانکفورت که بهزودی برگزار میشود، تجربه کند.
اوپل کورسای الکتریکی رالی براساس مدل تولیدی اوپل کورسا e ساخته خواهد شد. این خودرو جایگزین خودروی مسابقهای فعلی اوپل در مسابقات رالی با نام Adam R2، میشود. اوپل کورسا e رالی به موتوری برقی مجهز است که میتواند ۱۳۴ اسببخار قدرت و ۲۶۰ نیوتنمتر گشتاور تولید کند. توان مورد نیاز خودرو نیز از بستهی باتری ۵۰ کیلوواتساعتی تأمین میشود. مشخصات فنی این مدل با نسخهی تولید انبوه خیابانی آن یکسان است.

مقالههای مرتبط:
در کنار دیگر تغییراتی که در این خودرو به منظور رقابت در مسابقات رالی داده شده است باید به دیفرانسیل لغزش محدود تورسن نیز اشاره کرد. اوپل کورسا e رالی قرار در مسابقات WRC شرکت نخواهد کرد بلکه این خودرو در مسابقات رالی مخصوص اوپل با نام ADAC Opel RallyCup، شرکت میکند. این مسابقات رالی مخصوص کشور آلمان بوده و تنها خودروهای اوپل در آن شرکت میکنند. در سالهای گذشته رانندگان جوان زیادی از ۱۸ کشور مختلف جهان در این مسابقات شرکت کردهاند. مدل عادی اوپل کورسا الکتریکی میتواند در ۸.۱ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند و پیشبینی میشود که مدل رالی نیز عملکردی در همین حدود داشته باشد.

بهگفتهی میشایل لوهشلر مدیر اجرایی اوپل، کورسا الکتریکی، خودروی برقی برای عموم است که در کنار قیمت پایین، برای استفادهی روزمره هم تواناییهای خود به همراه دارد. این خودرو به همان اندازه نیز برای موتور اسپرت و مسابقات اتومبیلرانی مناسب است. کورسای جدید لذت رانندگی بالایی دارد و همین موضوع باعث شده است تا بهعنوان پایهای برای خودروی رالی قرار گیرد. اوپل اولین خودروسازی است که خودروی الکتریکی برای مسابقات رالی تولید کرده است.

سری جدید این مسابقات که از تابستان سال ۲۰۲۰ آغاز میشود. همچنین طبق برنامهریزی اوپل و ADAC، تا سال ۲۰۲۱ حداقل ۱۰ سری مسابقات زمانگیری با نام Super Season برگزار میشود. اوپل فعلا برای تولید ۱۵ دستگاه خودروی رالی کورسا الکتریکی برنامهریزی کرده است و هر یک از آنها با قیمت ۵۵ هزار دلار به بازار عرضه میشوند.

با توجه به سختبودن نتیجهگیری در مورد عملکرد کارتهای گرافیکی با استفاده از مشخصات اعلام شده توسط شرکت شرکت سازنده، در این گزارش معانی هندسی مربوط به بررسیها دربرههی ۹ ماهه، تحلیل و ارزیابی شده است.
یکی از نکاتیکه گاهی اوقات در بررسیها، مورد بیتوجهی قرار میگیرد، ارائهی چشمانداز در مورد نحوهی پیشرفت عملکرد قطعات سختافزاری، در طول زمان است. در حالیکه آهنگ رونمایی از سختافزارهای جدید، هر سال فرصتهایی پیدرپی را برای مقایسهی قطعات جدید با سخت افزارهای قدیمی، فراهم میکند، در هر رونمایی از محصولی جدید، تمرکز روی تراشههای پردازنده یا پردازندهی گرافیکی معرفی شده است. در همین حال پوشش عناوین ویژه، معمولا بلافاصله پس از رونمایی، بررسی و نگارش میشود و بهعنوان «معرفی محصول یا بخشی از بازی» صورت میپذیرد. حالا اگر این دو مورد را کنار هم قرار دهید، متوجه خواهید شد که تشخیص میزان تغییرات در عملکرد پردازندهی گرافیکی و درک ارزش خرید آنها، برای یک گیمر چقدر سخت خواهد شد.
با در نظرداشتن تمامی این موارد سایت تحلیلی extremetech، اقدام به جمعآوری و تجزیهوتحلیل مجموعه دادههای مربوط به بررسیهای اخیر، از کارتهای گرافیکی AMD رادئون RX5700 و رادئون RX5700 XT و کارت گرفیکی RTX 2080 Xtreme 8GB سری آئورس گیگابایت کرده است. این سایت با بهروزآوری مجموعه دادههای مربوط به پردازندههای گرافیکی در اواخر ژوئن و اوایل ماه ژوئیه سال جاری، فرصت خوبی را برای بررسی سیر تکاملی عملکرد کارتهای گرافیکی مبتنی بر معماریهای تورینگ، پاسکال، GCN و در ۹ ماه اخیر، ایجاد کرده است.
این سایت بهطور خاص، دو مورد را مد نظر قرار داده است. اولی اینکه نگرانیهای عمومی فراوانی در میان گیمرها، از ضربات شدید ناشی از حفرههای امنیتی اسپکتر و ملتداون روی عملکرد بازی وجود داشت. دومین مورد، مربوطبه حسی قوی و قطعی مبنی بر کاهش آهنگ پیشرفت عملکرد کارتهای گرافیکی انویدیا نسبت به پردازندههای گرافیکی AMD در گذر زمان بود که دلیل آن هم ماهیت ذاتی طراحی در کارتهای گرافیکی انویدیا یا طراحی معیوب کارتهای گرافیکی قدیمی، جهت بهچشم آمدن قدرت پردازشی در پردازندههای گرافیکی جدید، برای حفظ رقابت است.
اگر صادق باشیم، این استدلال شیطانیترین حالت قابل باور است. انویدیا و AMD در دورهی پیش از دایرکتایکس ۱۲، بهدنبال راهکارهای بهینهسازی متفاوتی بودند و در این میان باور عموم مبنی بر این بود که انویدیا تلاشها برای بهینهسازی را بهجای کارتهای گرافیکی قدیمی معطوفبه پردازندههای گرافیکی جدید میکند. البته این امر برای انویدیا منحصر بهفرد نیست. حال که AMD در حال عرضهی کارتهای گرافیکی خود بر مبنای معماری جدید RDNA است، ممکن است مجبور به تصمیمگیری در رابطه با اولویتبندی برای بهینهسازی معماریهای گوناگون خود شود. تفاوت فراوانی بین این دو گفته که «انویدیا احتمالا تمرکز خود را برای بهینهسازی کارتهای گرافیکی جدید بیشتر کرده» و این جمله که «انویدیا بهصورت تعمدی پردازندههای گرافیکی قدیمی را معیوب میسازد» وجود دارد. در هرصورت هدف در اینجا سنجش میزان تغییرات عملکرد پردازشی در مجموعهی مشابهی از عناوین در مرور زمان است. که در ادامه شاهد نتایج این بررسی خواهیم بود.

تمامی آزمایشها روی مادربورد Prime Z370-A ایسوس با رم ۳۲ گیگابایتی DDR4-3200 و با استفاده از پردازندهی Core i7-8086K اینتل انجام شده است. در سپتامبر سال ۲۰۱۸، پردازندههای گرافیکی انویدیا، با درایور نسخهی ۴۱۱.۶۳ معماری تورینگ مورد آزمایش قرار گرفتند، در حالی که در تست دوباره در ژوئن ۲۰۱۹ از نسخهی ۴۳۰.۸۶ درایور انویدیا استفاده میکردند. پردازندههای گرافیکی رادئون آرایکس ۶۴ و رادئون VII از درایور آدرنالین ۱۹.۵.۲ بهره میبردند. از هارد یک ترابایتی مدل 970 EVO سامسونگ جهت فضای ذخیرهسازی استفاده شد. در سپتامبر ۲۰۱۸ از ویندوز 10 نسخهی ۱۸۰۳ جهت انجام آزمایشها استفاده شده بود، در حالیکه آزمایشها در ماه ژوئن روی ویندوز 10 نسخهی ۱۹۰۳ انجام شد. تمامی حفرههای امنیتی Specter و Meltdown و پچهای مربوطه در حالت پیشفرض باقی مانده بود.
در حالیکه تاریخ انجام مقایسهها روی سپتامبر ۲۰۱۸ و ژوئن ۲۰۱۹ زمانبندی شده بود، مقداری وقفه در مورد کارت گرافیکی رادئون VII بهوجود آمد که مربوطبه تأخیر در عرضهی آن تا ماه فوریه بود. در مورد این تراشه، عملکرد ماه ژوئن آن با عملکرد زمان رونمایی مقایسه شده است.
دو نسخه از بازیها (Ashes of the Singularity: Escalation و Warhammer II)، کاهش عملکرد را در هر ۲ پردازندهی گرافیکی جیفورس و رادئون نشان دادند. در هر دوی این بازیها در تمامی APIها (رابط برنامهنویسی کاربردی)، شاهد کاهش در عملکرد پردازشی بودیم، هر چند این کاهش عملکرد در بازی AotS: Escalation شدیدتر بود. بهنظر میرسد این نتایج، بهدلیل حفرهی امنیتی اسپکتر و دیگر موارد حفاظتی بهدست آمده است. هیچکدام از دیگر بازیها نزول عملکردی را نشان ندادند. البته این کاهشها در برخی از عناوین اصلی بهقدری ناچیز بود که تغییری در تجربهی کلی ما بهوجود نیاورد.
عملکرد پردازشی در بازیهای Ashes of the Singularity: Escalation ، Deus Ex: Mankind Divided ،Hitman، Metro Last Light Redux، Middle Earth: Shadow of War، Rise of the Tomb Raider، Warhammer II، Shodow of the Tomb Raider، Assassin's Crees: Origins و Far cry 5 اندازه گیری شد. ارقام عملکرد هر پردازندهی گرافیکی در هر رزولوشن، منعکسکنندهی معانی هندسی نتایج است. در این آزمایشها بهجای استفاده از یک معنی ریاضی، برای برآورد میانگین، جهت اثبات این حقیقت که کمترین نرخ فریم میتواند بهصورت گستردهای در هر بازی متفاوت باشد، از معانی هندسی استفاده شده است. برای مثال در بازی Hitman بهطور منظم، حداقل فریم قابل دستیابی برای تمامی کارتهای گرافیکی بین ۴ تا ۱۲ فریم در ثانیه است.
نتایج
نمودار پایین که شامل نتایج آزمایش است، نشاندهندهی رزولوشن و حداقل نرخ فریم در مقایسه با میانگین است.

بهبودها در کمترین نرخ فریم در رزولوشن 1080p و 1040p برای کارتهای گرافیکی Vega 64 ،RTX 2080 وGTX 1080 Ti قابل ملاحظه بود. سطح میانگین بهبود بهطور کلی در تمامی کارتهای گرافیکی پایین بود اما این لزوما تعجبآور نیست. Vega 64 و رادئون VII هر دو بر پایهی معماری GCN ساخته شدهاند و این معماری طی چند سال گذشته پرچمدار AMD در تراشههای گرافیکی بوده است؛ در نتیجه میتوان به بلوغ رسیدن این معماری را بهخوبی . تراشهی RTX 2080 انویدیا، بیشترین امتیاز مستمر را، با در نظرگرفتن تمامی رزولوشنها دریافت کرده است. حتی GTX 1080 Ti تنها چند فریم بهبود را در رزولوشن 1080p تجربه کرده است.
هیچ مدرکی مبنیبر دستکاری انویدیا، برای آسیبزدن به عملکرد پردازندههای گرافیکی مبتنی بر معماری پاسکال، یا انجام اقداماتی جهت نامطلوب بهنظر رسیدن کارتهای گرافیکی قدیمی این شرکت برای سال ۲۰۱۶ یا قبلتر از آن، نسبتبه پردازندههای گرافیکی جدید وجود نداشت به همین دلیل، بهاحتمال زیاد کاهش عملکرد در بازیهای AotS: Escalation و Warhammer II نه مربوط به GPU، بلکه مربوط به پردازنده اصلی است. درحالیکه عملکرد پردازشی Vega 64 با پیشرفت قبل توجهی همراه بوده است، اما فراموش نکنید این کارت گرافیک مدت بسیار کمتری را نسبت به انواع پاسکال انویدیا، در بازار حضور داشته است. باوجود تمامی این بهبودها، Vega 64 در کمینهی نرخ فریم و حد متوسط آن، در هر رزولوشنی، عملکردی مشابه یا بهصورت جزئی پایینتر از GTX 1080 داشته است. عملکرد نسبی کارتهای گرافیکی انویدیا و AMD نسبتبه یکدیگر، اندکی تغییر کرده است.
فرقی ندارد از کدام کارت گرافیک استفاده میکنید؛ یافتهی این بررسی حاوی خبری خوب است. AMD یا انویدیا، Vega یا پاسکال، تمامی این پردازندههای گرافیکی، عملکرد پردازشی مورد انتظار را در درازمدت از خود نشان دادند و شایعات افت عمدی عملکرد پردازندههای پیشین (حداقل درخصوص نسل قبلی) را رد میکند.
نخستین خودروی تمامبرقی تاریخ پورشه با انبوهی از امکانات و فناوریهای دیجیتال در فضای داخلی همراه خواهد بود. برای داشبورد و کنسول میانی پورشه تایکان، ۴ نمایشگر رنگی در نظر شده است.
حدود ۲ هفته تا رونمایی رسمی پورشه تایکان باقی مانده؛ اما تقریبا تمام زوایای داخلی و بیرونی این خودرو، با عکسهای منتشر شده توسط شرکت سازنده، به نمایش درآمده است. براساس ۶ تصویر منتشر شده توسط وبسایت رسمی پورشه، کابین تایکان سرشار از نمایشگرهای دیجیتال خواهد بود و از این نظر، علاقهمندان خودروهای مدرن را خوشحال خواهد کرد.
طرح کلی داشبورد در پورشه تایکان از ۹۱۱ مدرن پیروی میکند، با این تفاوت که نمایشگرهای بیشتری دارد. علاوه براین، تفاوتهایی در تجهیزات و ادوات فضای داخلی این خودروها دیده میشود که سبک طراحی تایکان را، آیندهنگر و متمرکز بر آخرین فناوریها نشان میدهد. بهعنوان مثال، خریدار پورشه ۹۱۱ نمیتواند از پنل تمام دیجیتال برای پشت فرمان استفاده کند و حتی در گرانترین نسخه، دور موتور عقربهای با ۲ نمایشگر کوچک در طرفین دارد؛ اما نسخهی پایهی تایکان مجهز به نمایشگر خمیده و ۱۶.۸ اینچ پشت فرمان خواهد بود. از تصاویر منتشر شده، میتوان دایرههای پنجگانه در نمایشگر پشت فرمان تایکان را به خوبی تشخیص داد که مشابه ۹۱۱ چیده شدهاند. این ترکیب برای طرفداران پورشه و افرادی که سابقهی رانندگی با ۹۱۱ داشته باشند، کاملا آشنا است.

با تمام نوآوریها، فضای داخلی تایکان به ترکیب کلی داشبورد در محصولات مدرن پورشه، پایبنده است. حالت دوگانه در بالا و پایین که از مواد نرم و همرنگ صندلی تشکیل میشود، در تایکان هم وجود دارد. خروجیهای هوا در طرفین داشبورد با قاب فلزی، شبیه به بال هواپیما هستند؛ ضمن اینکه خروجیهای میانی، کمی پایینتر و روی کنسول جا گرفتهاند. تایکان با انبوه فناوریها و نمایشگرهای متعدد، از ساعت آنالوگ در بالاترین قسمت داشبورد بهرهمند است تا کمی سنتگرا و اصیل، جلوه کند.
روی کنسول و در محل سنتی دستهدنده، نمایشگری لمسی شبیه به تبلت وجود دارد که ظاهرا، زیباتر و کارآمدتر از نمایشگر موجود در خودروهای تسلا است. بسیاری از تجهیزات فنی و رفاهی تایکان، شامل تنظیمات روشنایی چراغها، فنربندی و حتی تهویه مطبوع و امکانات مرتبط با سیستم سرگرمی در پورشه تایکان، با کمک این نمایشگر ۸.۴ اینچی مدیریت میشوند. هنگام اتصال خودرو به شارژر، اطلاعات مربوط به میزان شارژ و زمان باقیمانده تا تکمیل ظرفیت باتریها، توسط نمایشگر کنسول میانی، اطلاعرسانی خواهد شد. فراتر از صفحه لمسی لکسوس که به کاربر امکان میدهد، مدلهای مختلف حرکت انگشت روی پد را تعریف کرده و امکانات خاصی را مدیریت کند، رانندهی تایکان نیز میتواند چنین آپشنی در اختیار داشته باشد.

شاید مهمترین نوآوری پورشه در کابین تایکان، نصب نمایشگر اختصاصی برای سرنشین کنار راننده باشد که احتمالا، یک آپشن اختیاری برای خریدار است. در مرکز داشبورد، نمایشگر لمسی ۱۱.۹ اینچ وجود دارد که نیازهای راننده به سیستم سرگرمی و ناوربری ماهوارهای را پاسخ میدهد. طبیعتا، نمایشگر دوم هم مثل نمایشگر اصلی، به خواست راننده خاموش میشود تا نمایی چشمنواز با طرح یکنواخت و آرامبخش برای داشبورد تایکان فراهم شود. جدیدترین امکانات نرمافزاری مرتبط با خودروهای پورشه هم، روی نمایشگرهای لمسی و سیستم سرگرمی تایکان پیاده شده است. از تصاویر منتشر شده مربوط به نمایشگر سمت شاگرد میتوان حالت موزاییکی شبیه به سیستم سرگرمی iDrive بیامو را در تایکان تشخیص داد.

مشابه خودروهای مدرن و آپشنال مرسدس بنز و بیامو، پورشه نیز در تلاش است تا دستیار صوتی قدرتمندی در محصولات خود داشته باشد. این فناوری در تایکان، قابل سفارش خواهد بود و با پیام "هی پورشه" یا هر عبارت دیگری که راننده تنظیم کند، به سرنشینان پاسخ خواهد داد. البته باید تا زمان رونمایی و آزمایش پورشه تایکان در محیط واقعی صبر کرد تا قوت و ضعف دستیار صوتی پورشه، مشخص شود.

قرار است، نمایشگری ۵.۹ اینچی هم بین صندلیهای جلو و مقابل سرنشیان ردیف دوم نصب شود تا تهویه مطبوع مربوط به عقب تایکان، قابلیت کنترل بدون دخالت راننده داشته باشد. اولین خودروی تمامبرقی تاریخ پورشه، مجهز به تهویه مطبوع خودکار و چهارگانه خواهد بود که البته، به انتخاب مشتری نصب خواهند شد. تایکان، میتواند با امکانات لوکس و آپشنال سفارش داده شود. چند نوع صندلی با ظاهر نرم و راحت یا اسپرت و سبکوزن، قابل انتخاب هستند. مثلا صندلیهای مدل Race-Tex از مواد بازیافتی پلیستر (Polyester) ساخته میشوند تا کمترینگازهای گلخانهای هنگام تولید آنها، ایجاد شده باشد.

در مجموع، از تصاویر کابین تایکان میتوان نتیجه گرفت که مدیران پورشه، بهدنبال جذب عاشقان فناوریهای مدرن و خودروهای آیندهنگر هستند. ممکن است تایکان با فضای داخلی شبیه به هواپیماهای جنگنده، برای طرفداران سنتی پورشه ایدهال و چشمنواز جلوه نکند؛ اما تا زمانیکه ۹۱۱ بهعنوان یکی از بهترین خودروهای اسپرت دنیا تولید شود؛ اصالت پورشه حفظ خواهد شد. تایکان در روز چهارم سپتامبر (۱۳ شهریور) رونمایی میشود تا علاوهبر خودروهای بنزینی و هیبریدی، یک مدل اسپرت تمامبرقی هم در سبد پورشه، وجود داشته باشد.
آلودگیهای پلاستیکی جدیدی در سواحل مختلف جهان دیده شدهاند که در حال آزاد کردن سرب به محیط اطراف هستند.
آلودگی پلاستیکی به سرزمین دستنخوردهی جنوبگان نیز رسیده است؛ پلاستیکها در درههای عمیق و نیز اوج قلههای زمین دیده میشوند و هنوز هم وسعت این طاعون پنهان میتواند موجب شگفتی ما شود. براساس نتایج پژوهشی جدید، پلاستیکها اکنون به شکل سنگریزههای معمولی پنهان شدهاند. این تکههای کوچک پلاستیکی که پایروپلاستیک خوانده میشوند، زمانی ایجاد میشوند که پلاستیک طی فرایند تولید گرم شود یا زمانیکه قطعاتی از پلاستیک طی فرایندهای ناشناختهای در محیط ذوب شوند.
پایروپلاستیکها با برخورد با شن و آب مانند سنگها دچار فرسایش شده و ذرات ریزی را در اطراف پراکنده میکنند. از آنجایی که این قطعات پلاستیکی بسیار شبیه سنگها بهنظر میرسند، ممکن است در سرتاسر جهان از دید ما پنهان مانده باشند. آنها شبیه پلاستیکهایی هستند که در ترکیب با صدف و شن در اثر حرارت در هم ذوب شدهاند و در سواحل هاوایی دیده میشوند، اما با هم یکسان نیستند. پایروپلاستیکها تقریبا پلاستیک خالص هستند. پژوهشگران در مقالهی خود توضیح میدهند:
پایروپلاستیکها آشکارا در نتیجهی ذوب یا سوختن پلاستیکها حاصل شدهاند و از لحاظ منشا، ظاهر و ضخامت با پلاستیکهای دریایی کارخانهای (اولیه و ثانویه) کاملا متفاوت هستند. از آنجایی که پژوهشگران این پایروپلاستیکها را از سواحل اقیانوس اطلس در اسپانیا و سواحل اقیانوس آرام در ونکوور جمعآوری کردهاند، آنها یک پدیدهی منطقهای نیستند و گمان میرود که پراکندگی آنها جهانی باشد اما بهعلت ظاهر کاملا زمینزادی که دارند، مستنداتی در مورد آنها وجود ندارد.

این پلاستیکها حتی میتوانند سرب را وارد محیط کنند. پژوهشگران دانشگاه پلیموت ۱۶۵ قطعه پلاستیک جمعآوری شده از سواحل خلیج ویتسند در کورنوال را مورد آزمایش قرار دادند. آنها همچنین ۳۰ قطعه پلاستیک دیگر را که از اورکنی در اسکاتلند، شهرستان کری در ایرلند و شمال غربی اسپانیا به دست آنها رسیده بود، درنظر گرفتند و اجزای تشکیلدهندهی نمونهها را مورد بررسی قرار دادند. تکنیک نمونهبرداری ATR و طیفسنجی مادون قرمز نشان میداد که این نمونهها عمدتا از جنس پلیاتیلین (که معمولا در کیسههای پلاستیکی و بستهبندی استفاده میشود)، پلیپروپیلن (پلاستیک محکمی که معمولا برای بستهبندی و ساخت ظروف استفاده میشود) یا ترکیبی از هر دو هستند. اما این تجزیهوتحلیل فلوئورسانس اشعه ایکس بود که حضور سرب را نشان داد (اغلب همراهبا کروم). این امر نشاندهندهی وجود کرومات سرب است، ترکیبی که با پلاستیک ترکیب میشود تا پلاستیک به رنگ زرد، قرمز یا نارنجی درآید. حد استفاده از این ترکیب از سوی RoHS محدود شده است اما مقادیر یافتشده در این نمونهها از محدودههای RoHS تجاوز میکند. بر این اساس، پلاستیکهای مورد مطالعه مربوط به قبل از سال ۲۰۰۳ هستند.

مسئله وقتی نگرانکنندهتر شد که آثار این آلودگیها در بدن موجودات زنده نیز دیده شد. برخی از پلاستیکهای ریز به لولههای کربنات کلسیمی اطراف کرم دریایی Spirobranchus triqueter چسبیده بودند. سرب نیز در این لولهها یافت شد. بهعقیدهی دانشمندان، این امر نشان میدهد که ترکیبات موجود در پلاستیک میتواند تاحدودی وارد بدن موجودات زنده شود. اگر سرب موجود دراین پلاستیکها بتواند بهوسیلهی کرمها جذب شود، این عنصر در مدفوع و بقایای کرم نیز وجود خواهند داشت و به شکارچیان نیز منتقل خواهد شد. پژوهشگران میگویند برای تعیین این موضوع که چه مقدار از این پلاستیکها در فضای طبیعی پنهان شدهاند، باید پژوهشهای بیشتری انجام شود. فقط در این صورت میتوانیم بهطور دقیق تعیین کنیم که چه مقداری از این میکروپلاستیکها و ترکیبات خطرناک آنها وارد محیط میشوند. پژوهشگران در مقالهی خود مینویسند:
پایروپلاستیکها باید طبقهبندی خاص خود را در زبالههای دریایی داشته باشند. این پلاستیکها منبعی از ذرات پلاستیکی ریزتری هستند که طی شکستن مکانیکی حاصل میشوند و یک منبع بالقوه از آلودگی برای موجودات زندهای هستند که در آنها ساکن بوده یا آنها را میخورند.
نتایج این مطالعه در مجلهی Science of The Total Environment منتشر شده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.