جزایر باهاما

ناسا اخیرا در حساب کاربری خود در اینستاگرام تصاویری حیرت انگیز از جزایر باهاما منتشر کرده است.

به گزارش ایسنا، "لوکا پارمیتانو" (Luca Parmitano) فضانورد ایتالیایی آژانس فضایی اروپا اخیرا از ایستگاه فضایی بین المللی تصاویر زیبایی از جزایر باهاما به ثبت رسانده است و امروز ناسا نیز در حساب کاربری خود در اینستاگرام این تصاویر باشکوه را منتشر کرده است.

این تصاویر شگفت انگیز و زیبا جزایر باهاما روز گذشته ۲۱ اوت توسط پارمیتانو در ایستگاه فضایی بین المللی گرفته شده‌اند.

باهاما (The Bahamas) با نام رسمی "قلمرو همسود باهاما" کشوری انگلیسی‌زبان است و شامل بیش از سه هزار جزیره بزرگ و کوچک در اقیانوس اطلس است که در شرق فلوریدا آمریکا و در شمال کوبا قرار دارد.

این کشور بین ۲۰ تا ۲۸ درجه شمالی و ۷۲ تا ۸۰ درجه غربی در اقیانوس اطلس و در شرق ایالات فلوریدای ایالات متحده واقع شده‌است. باهاما از ۲۹ جزیره، ۶۶۱ جزیرک، و ۲۳۸۷ صخره آبی تشکیل شده‌است. از تمامی این جزایر تنها ۳۰ تا ۴۰ جزیره مسکونی‌اند. بزرگ‌ترین جزیره این کشور "آندروس" نام دارد که در حدود ۱۸۰ کیلومتری جنوب شرقی فلوریدا قرار گرفته‌است.

جزایر زیبای باهاما از مهمترین جاذبه های گردشگری این کشور محسوب می‌شوند و سالانه افراد بسیاری برای دیدن مناظر زیبای این جزایر به این کشور سفر می‌کنند.

 در ادامه می‌توانید تصاویر زیبایی را که فضانورد آژانس فضای اروپا آنها را ثبت کرده، مشاهده کنید.

انتهای پیام



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 09:22 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

علی امینیان

علی امینیان دانش‌آموخته مقطع دکتری از یکی از دانشگاه‌های مطرح آمریکایی که پس از کار در "گوگل" هم‌اکنون در شرکت "ادوبی" فعالیت می‌کند، شرایط استارتاپ‌ها در ایران را گاه بهتر از کشورهای دیگر و آمریکا دانست و گفت: حمایتی که دولت ما از استارتاپ‌ها انجام می‌دهد، در دولت آمریکا دیده نمی‌شود.

به گزارش ایسنا، همه ما با شنیدن نام "گوگل" به یاد خدمات ارزنده‌ای می‌افتیم که این غول فناوری برای ما انجام داده. از موتور جست‌وجوی گوگل گرفته تا اپلیکیشن‌های گسترده‌ای که برای ما به ارمغان آورده است.

ایرانیان زیادی در خارج از کشور هستند که در چنین شرکت‌های بزرگی همچون "گوگل" کار می‌کنند. در همین راستا با یکی از ایرانیان موفق مقیم آمریکا به گفت‌وگو نشستیم.

"علی امینیان" یکی از مهندسان موفق ایرانی که در شرکت‌های بزرگ فناوری دنیا همچون "گوگل" و "ادوبی"( Adobe) کار می‌کند، با حضور در ایسنا شرایط کار برای استارتاپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان در داخل کشور را مثبت ارزیابی کرد.

علی امینیان متولد سال ۱۳۷۱ تهران است و معتقد است زندگی علمی خود را با انجام المپیاد کامپیوتر آغاز کرده. وی توانسته در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ مدال کشوری این المپیاد را کسب کند.

پس از ورود به دانشگاه شریف، در رشته مهندسی کامپیوتر مقطع کارشناسی خود را گذرانده که در این دوره به افرادی که برای المپیاد کشوری و جهانی آماده می‌شدند هم تدریس کرده‌ است. وی در حین تدریس روی پروژه‌های کوچکی همچون طراحی بازی‌های موبایل هم فعالیت داشته.

امینیان پس از کارشناسی، تحصیل خود را در مقطع دکتری رشته "علوم کامپیوتر" دانشگاه "نورث ایسترن"( Northeastern ) آمریکا ادامه داد.

 

معیار سنجش در "گوگل" فقط صلاحیت است    

علی امینیان پس از تحصیل در مقطع دکتری، کار خود در گوگل را با کارآموزی آغاز کرد و در پروژه "GeoAR" گوگل مپ شرکت کرد تا پس از انجام دوره کارآموزی به تیم "گوگل برین" (GoogleBrain) وارد شد.

بنابر اعلام گوگل در کنفرانس عمومی امسال،‌ هدف از انجام پروژه "GeoAR" این است که در برنامه "گوگل مپ" فقط از نقشه استفاده نشود و بتوان از دوربین و فناوری "واقعیت افزوده" استفاده کرد تا موقعیت مکانی فرد به طور دقیق‌تری شناسایی شود و مشکلات استفاده از برنامه در حین رانندگی کاسته شود و یا افرادی ناتوان مانند نابینایان بتوانند راحت‌تر حرکت کنند. به گفته وی احتمال دارد این فناوری قبل از یک سال عرضه شود.

امینیان در این رابطه اظهار کرد: روال کار در "سیلیکون ولی" به نوعی است که معمولا پرسنل بیشتر از چند سال در یک شرکت نمی‌مانند و مداوماً جابه‌جایی صورت می‌گیرد که هدف از این کار هم انتقال تجربیات است. البته تمامی کارکنان از این بابت خوشحال هستند و قراردادها به نوعی نوشته می‌شود که پرسنل می‌توانند در هر زمان که تمایل داشتند از شرکت بروند که البته این اقدام متقابلاً از سوی شرکت هم انجام می‌شود.

وی تنها شرایط ورود به "گوگل" را داشتن صلاحیت علمی دانست و گفت: شرکت گوگل به هیچ وجه به نژاد، سن، ملیت، جنسیت، مذهب و دیگر ویژگی‌های شخصی کارمندان خود کاری ندارد.

 

هوش مصنوعی درحال جایگزین شدن برای اکثر شغل‌ها است

امینیان که به طور تخصصی روی "هوش مصنوعی" و "یادگیری ماشین" کار می‌کند، اظهار کرد: اصولاً تمام کارهایی که در حوزه هوش مصنوعی انجام می‌شود، از آمریکا و گوگل شروع می‌شود و کم‌کم گسترش می‌یابد. اتفاقی که هم‌اکنون در این حوزه می‌افتد هم این است که "هوش مصنوعی" و "یادگیری ماشین" جایگزین اکثر شغل‌ها می‌شود و همه‌چیز به سمت خودکار بودن پیش می‌رود.

 این مهندس ایرانی ادامه داد: این هنوز اول راه است و در آینده کار پیدا کردن بسیار دشوارتر خواهد شد. به عنوان مثال، امروزه شغل‌هایی وجود دارد که در گذشته به دلیل عدم وجود ماشین‌ها و دستگاه‌ها وجود نداشت. بنابراین در آینده کمتر می‌توان شغلی را پیدا کرد که ربات‌ها قادر به انجام آن‌ها نباشند.

وی تصریح کرد: کاملا این احتمال وجود دارد که در آینده یک حاکمیت نسبی توسط "یادگیری ماشین" و ربات‌ها پیش بیاید که این امر هم قطعاً عمدی خواهد بود. یعنی خود انسان‌ها به این نتیجه می‌رسند که اگر ربات‌ها در برخی خدمات حاکم باشند، بهتر است.

امینیان با مثبت ارزیابی کردن این اتفاق گفت: شاید در ابتدا حاکمیت ربات‌ها، برای انسان‌ها خوشایند نباشد ولی قطعاً در آینده به نفع همه ما خواهد بود. محققان هم امروزه تلاش می‌کنند که برای هوش مصنوعی قوانینی وضع کنند که اطمینان پیدا کنند برخی خطرها ما را تهدید نخواهد کرد. به عنوان مثال حس حاکمیت و قدرت‌طلبی نباید در ربات‌ها به وجود آید و یا اینکه ربات‌ها نباید توانایی به وجود آوردن موجودی شبیه خود را داشته باشند. بنابراین بروز چنین اتفاقاتی خطرناک خواهد بود.

 

 

گوگل در حوزه هوش مصنوعی بسیار قدرتمند عمل می‌کند

به گفته امینیان، هم‌اکنون گوگل در نقطه بسیار خوبی قرار دارد و به زودی‌زود هم به عنوان یک غول هوش مصنوعی شناخته خواهد شد. همانطور که دستیار گوگل تنها به خاطر "هوش مصنوعی" از رقبای خود همچون "سیری" شرکت اپل و "الکسا" شرکت آمازون پیشی گرفته و امسال هم به عنوان دستیار برتر انتخاب شد.

وی با اشاره به موبایل‌های گوگل نیز اذعان کرد، قطعاً موبایل‌های گوگل نمی‌توانند با رقیب قدرتمندی همچون "آیفون" رقابت کنند که دلیل آن هم این است که تمرکز شرکت اپل همواره روی ساخت گوشی موبایل بوده. ولی قطعاً می‌توان گفت که دوربین گوشی‌های گوگل به دلیل "هوش مصنوعی" بهتر از شرکت اپل است.

 

می‌توان برای کمک به افراد ناتوان از هوش مصنوعی کمک گرفت

امینیان دغدغه خود را تسهیل امور برای افراد ناتوان دانسته و به همین دلیل در سال‌های ۹۲ تا ۹۳ استارتاپ "کامفو"(comfo) را تاسیس کرده است.

وی در این باره گفت: در زمان کارشناسی، ایده‌های زیادی برای ساخت اپلیکیشن‌ها به ذهن من می‌رسید و ایده ابتدایی ساخت این استارتاپ هم این بود که چطور می‌توان از هوش مصنوعی برای کمک به افراد ناتوان استفاده کرد؟

ما در این استارتاپ کارهایی را روی کفش انجام دادیم که بتوان با استفاده از یک سری سیستم ردیاب، به افرادی که دچار آلزایمر هستند، کمک کرد.

با پیشرفت روزانه‌ای که در هوش مصنوعی ایجاد شد، شرایط تغییر کرد که ما را قادر می‌ساخت کارهای مهم‌تری انجام دهیم. به عنوان مثال از فناوری "تبدیل گفتار به متن" و یا "تبدیل متن به گفتار" و ترجمه آن‌ها توسط هوش مصنوعی استفاده کردیم. این فناوری باعث می‌شد که فردی که زبان دیگری بلد نیست، بدون دغدغه با فردی با زبان دیگر صحبت کند.این کار در زمان واقعی انجام می‌شود و افراد می‌توانند پشت تلفن این کار را انجام دهند.

امینیان در مورد روند کاری استارتاپ خود گفت: ما تصمیم گرفتیم در کار خود کمی تغییر ایجاد کنیم و راه‌حل‌هایی مبتنی بر نرم افزار ارائه دهیم تا شرکت‌های سازنده روی بخش‌های سخت‌افزاری ایده ما فعالیت کنند.

 

برای راه‌اندازی استارتاپ‌ها در ایران مشکلی وجود ندارد

امینیان کپی‌برداری برخی از استارتاپ‌های ایرانی موفق از نمونه‌های خارجی را مثبت ارزیابی کرده و تاکید کرد، امروزه ما در دنیا شاهد هستیم که بیش از حد به بحث "نوآوری" پرداخته می‌شود. در ایران هم اتفاق درستی می‌افتد و واقعیت این است که ما در بسیاری از فناوری‌ها از دیگر کشورها عقب‌تر هستیم. اگر استارتاپی هم از نمونه‌های خارجی خود الگوبرداری کند و موفق شود، چرا که نه، در این صورت کپی‌برداری امری مثبت و عامل موفقیت است.  چرا که این‌گونه کار راحت‌تر است و می‌توان روی مشکلات دیگر تمرکز کرد.

وی ادامه داد: من با بسیاری از صاحبان استارتاپ‌های ایرانی که از نمونه‌های خارجی کپی کرده‌اند، دوست هستم و می‌دانم که این افراد، سال‌ها زحمت کشیده‌اند و با داشتن سواد، علم و هنر توانسته‌اند در این کار موفق شوند.

این مهندس ایرانی با بررسی تفاوت‌های شرایط استارتاپ‌ها در داخل و خارج از کشور گفت: من برای راه‌اندازی استارتاپ‌ها در ایران مشکل زیادی نمی‌بینم و در ایران هیچ عامل بازدارنده‌ای برای موفقیت وجود ندارد. گاهی اوقات ما دنبال بهانه‌هایی می‌گردیم که خود را توجیه کنیم. به نظر من هر اتفاق مثبتی که می‌تواند در خارج از کشور بیفتد، مشابه آن در داخل هم اتفاق می‌افتد. فقط ممکن است ما در برخی مسائل ضعف داشته باشیم.

امینیان اذعان کرد: بعضی از افراد فکر می‌کنند که دولت آمریکا پول و امکانات را در اختیار محققان و یا استارتاپ‌ها قرار می‌دهد تا آن‌ها کار خود را شروع کنند. ولی اصلاً اینگونه نیست و این طرز فکر اشتباه است که دولت باید از استارتاپ‌ها حمایت کند. با نگاهی به استارتاپ‌های موفق، می‌بینیم که از دولتشان کمک مالی دریافت نکرده‌اند. به صورت کلی درست نیست که دولت از استارتاپ‌ها حمایت کند. چون شاید مشکلاتی برای دولت و یا خود استارتاپ پیش آید.

وی افزود: یک استارتاپ باید سختی بکشد تا بزرگ شود. اگر سختی نکشد، شکننده خواهد بود. برخلاف کشورهای دیگر در ایران دولت از استارتاپ‌ها حمایت می‌کند. البته شاید این حمایت برای این انجام می‌شود که هنوز در زمینه ایجاد استارت آپ‌ها ما در اول راه هستیم و برای اینکه کار تبدیل دانش به فناوری از یک جایی شروع شود دولت خودش ورود کرده. به نظر من در ایران تنها یک مشکل وجود دارد که آن هم این است که ما در کشورمان این شانس را نداریم که بهترین‌ دانشجویان و مغزهای سایر ملل جهان و سراسر دنیا را به استخدام شرکت‌های خودمان درآوریم، ولی شرکت‌هایی مانند آمازون، این توانایی را دارند که برترین‌های دانشگاهای آمریکا که اتفاقاً ملیت‌های بسیار متنوعی دارند را استخدام کنند.

امینیان گفت: به طور میانگین ما نمی‌توانیم به خوبی نیروهایی که آمریکایی‌ها دارند را به استخدام شرکت‌های خود درآوریم ولی قطعاً بهترین دانش‌آموختگان ما خیلی خوب هستند و از کیفیت بالایی برخوردار هستند. مشکل ما این است که تعداد زیادی نیروی خوب نداریم که البته این موضوع تنها، مشکل ما نیست و بسیاری از کشورهای دیگر هم با چُنین مشکلی مواجه هستند.

وی با اشاره به موضوع مهاجرت دانش‌آموختگان نخبه به خارج از کشور که امروزه به یکی از مباحث روز تبدیل شده است اظهار کرد: در موضوع مهاجرت و چُنین تصمیم‌گیری‌های بزرگی چَندین عامل وجود دارد. بسیاری از دانش‌آموختگان کشور ما، در خارج از کشور تحصیل می‌کنند و به کشور بازمی‌گردند. برخی از افراد هم تصور می‌کنند که اگر استارتاپ‌های خود را در خارج از کشور راه‌اندازی کنند، به موفقیت دست می‌یابند و در خارج از کشور محیط آزادتر است، که البته لزوماً اینطور نیست.

 

 

این مهندس ایرانی فعال در شرکت ادوبی با اشاره به سهم استارتاپ‌های ایرانی در اقتصاد کشور گفت: استارتاپ‌های ما فعلا از شرکت‌های بزرگ مانند شرکت اپل فاصله زیادی دارند تا بتوانند محصولاتی مانند محصولات آن‌ها تولید کنند تا مردم کشور هم ترجیح دهند که به جای محصولات خارجی، از نمونه‌های داخلی استفاده کنند. استارتاپ‌های موفق ما فعلا سرویس ارائه می‌دهند و خیلی قادر به ارائه محصول نیستند ولی به شخصه آینده خوبی برای آنها متصور هستم.

 

دانشگاه شریف از سطح بالایی برخوردار است

امینیان که مقطع کارشناسی خود را در دانشگاه شریف و دکتری را در دانشگاه "نورث ایسترن" آمریکا گذرانده است، راجع به دانشگاه شریف اظهار کرد: این دانشگاه حتی در مقایسه با دانشگاه‌های آمریکا در برخی رشته‌ها مثل مهندسی برق، کامپیوتر و مکانیک از سطح بالاتری برخوردار است و فارغ‌التحصیلان این دانشگاه از نظر علمی و شخصیتی بسیار قوی تربیت می‌شوند.

 

 یک شبه نمی‌توان موفق شد

امینیان معتقد است یکی از مشکلاتی که جوانان فعلی جامعه ما را درگیر کرده این است که چگونه می‌توان یک شبه پولدار و یا موفق شد؟!

عموم افراد دوست دارند که موفقیت را به دست آورند و نگه‌داری آن برایشان اهمیت ندارد ولی اگر به اکثر استارتاپ‌ها و شرکت‌های موفق هم نگاهی بیندازیم، می‌فهمیم که تمرکز اکثر آنها این است که موفقیت به دست آمده خود را تثبیت کنند. زیرا اغلب اوقات به دست آوردن موفقیت راحت‌تر از نگهداری آن است.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 09:21 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اگرچه تا تعیین توالی کل تنوع زیستی روی زمین فاصله‌ای نداریم، ابزار موردنیاز برای تجزیه‌و‌تحلیل این حجم از اطلاعات هنوز مسئله‌ای بزرگ محسوب می‌شود.

 

این احتمالی واقع‌بینانه است که بتوانیم کل تنوع ژنوم‌های روی زمین را در طول زندگی خود یا در بدترین سناریو، در نسل بعد تعیین توالی کنیم. پروژه‌ی تعیین توالی ژنوم انسان در سال ۲۰۰۳ کامل شد. در کمتر از ۲۰ سال، ما از تهیه‌ی پیش‌نویسی از ژنوم انسان پیشرفت کردیم و به مرحله‌ای رسیدیم که می‌توانیم به‌آسانی و با هزینه‌ای کم، ژنوم هر انسانی را که بخواهیم، توالی‌یابی کنیم. این امر موجب شده است درکمان از زیست‌کره متحول شود و حتی میکروب‌ها را برای اهداف مختلفی مهار کنیم. به‌عنوان مثال، به‌زودی تعیین توالی و تجزیه‌و‌تحلیل ژنوم به بخشی جدانشدنی از معاینه‌ی استاندارد پزشکی تبدیل خواهد شد و امکان اجرای پزشکی شخصی را فراهم می‌کند. البته، تمام این موارد به‌شرطی اتفاق می‌افتد که بر تجزیه‌وتحلیل اطلاعات عظیمی که تولید می‌کنیم، تسلط داشته باشیم. این بخش از کار ممکن است از خود توالی‌یابی ژنوم‌ها چالش‌برانگیزتر باشد.

تاریخچه‌ی تعیین توالی ژنوم

انقلاب ژنومیک در سال ۱۹۹۵ آغاز شد؛ زمانی‌که جان کریگ ونتر و همکارانش در مؤسسه‌ی پژوهش‌های ژنومی نخستین‌بار توالی‌ ژنومی دو باکتری کوچک را منتشر کردند: هموفیلوس آنفلوآنزا (Haemophilus influenzae) و مایکوپلاسما ژنیتالیوم (Mycoplasma genitalium).

از آن زمان، انباشته‌شدن توالی‌های ژنومی بسیاری از اشکال حیات، از باکتری و قارچ گرفته تا گیاهان و حیوانات و البته انسان، رشد تصاعدی داشته است. به‌‌دلیل پیشرفت‌های حیرت‌انگیز علم متاژنومیکس که در آن پژوهشگران کل DNAحاصل از نمونه‌ی محیطی خاص را بدون جداکردن ارگانیسم‌ها و پرورش آن‌ها در آزمایشگاه تعیین توالی می‌کنند، ما به هدف درک ژنومی کلی نزدیک‌تر شده‌ایم.

این روش‌های تعیین توالی چشم‌انداز واقع‌گرایانه‌ای ایجاد کرده‌اند که قبل از آن کاملا خیالی تصور می‌شد: رمزگشایی از زبانی که سازنده‌ی کل تنوع موجود روی زمین است. اگرچه این بدان معنا نیست که لزوما کل ژنوم‌ها تعیین توالی خواهند شد. شمار گونه‌هایی که روی زمین زندگی می‌کنند، ناشناخته است؛ اما برآوردهای کنونی به چندین میلیون گونه از یوکاریوت‌ها و شاید چندین میلیارد گونه از پروکاریوت‌ها اشاره می‌کند.

با‌این‌حال، تعیین توالی مجموعه‌ای از ژنوم‌های نماینده برای تمام گونه‌های موجود هدفی واقع‌بینانه به‌نظر می‌رسد که البته، برای برخی از گونه‌های مهم نظیر انسان‌ها هزاران و شاید میلیون‌ها توالی ژنوم نماینده وجود خواهد داشت.

ژنوم انسان

حال سؤال این است: با این اطلاعات ژنومی که حاوی داده‌های ژنتیکی تمام موجودات روی زمین است، چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ در ابتدا، کل دامنه‌ی تنوع زیستی موجود روی زمین را خواهیم شناخت. این امر بازسازی شبکه‌های بیوشیمیایی را امکان‌پذیر می‌کند که عملکرد هر اکوسیستم را تعریف می‌کنند و درنهایت، به ما اجازه خواهد داد بتوانیم اکولوژی را دست‌کاری کنیم. همچنین، با وجودِ داشتن این حجم از داده‌های ژنتیکی، درک عمیق و بی‌سابقه‌ای از تکامل حیات امکان‌پذیر خواهد شد.

دستیابی به دانش کامل درزمینه‌ی تاریخچه‌ی حیات ممکن نیست؛ زیرا هرگز به واسطه‌های تکاملی منقرض‌شده دسترسی نخواهیم داشت؛ اما بازسازی این روابط ازطریق مقایسه‌ی ژنوم‌های موجود، اطلاعات دقیقی درباره‌ی این اشکال حیاتی فراهم می‌کند که مدت‌ها است از بین رفته‌اند. اگرچه این کار ممکن است تا حدودی هدفی انتزاعی به‌نظر برسد، هیچ چیزی در بیولوژی معنا ندارد؛ مگر در سایه‌ی تکامل. چنین درکی موجب تحول علم زیست‌شناسی خواهد شد. همچنین، تجزیه‌و‌تحلیل پایگاه داده کامل ژنومی ما را قادر خواهد ساخت پیدایش باکتری‌ها و ویروس‌های بیماری‌زا را درک کنیم. اهمیت چنین پیشرفت‌هایی در این موضوع آشکار است: چه می‌شود اگر بتوانیم شیوع احتمالی ویروس‌ها را پیش‌بینی و کنترل کنیم؟

با تمام این‌ها، فوری‌ترین کاربرد تهیه‌ی فهرست کاملی از پروتئین‌هایی است که این ژن‌ها کدگذاری می‌کنند. در‌حال‌حاضر، دانشمندان به‌خوبی از بیشتر ژن‌ها و پروتئین‌های فراوان آگاه هستند. برای مثال، هموگلوبین که در خون وجود دارد و به ما امکان تنفس می‌دهد. بااین‌حال، پروتئین‌های کمیابی وجود دارند که می‌توانند در مواردی در تکنولوژی‌های مختلف بسیار مفید باشند. به‌عنوان مثال، کریسپر را در نظر بگیرید. شناسایی اخیر این ژنِ نسبتا نادر مثال کاملی از این نوع کشف پروتئین است. این آنزیم‌ها که مدت زیادی از کشف آن‌ها نمی‌گذرد، در حال تغییر روش‌های مهندسی ژنوم هستند. همین امر درباره‌ی ژن‌های مسئول سنتز آنتی‌بیوتیک‌های جدید نیز مصداق دارد که برای مبارزه با باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک‌ها ضروری هستند.

توالی DNA

این چشم‌اندازهای روشن تحقق خواهد یافت؟

حتی اگر در عصر حکمرانی اطلاعات زندگی می‌کنیم، تنگنای اصلی این عصر الگوریتم‌ها و قدرت محاسباتی است. قدرت محاسباتی تمدن بشری به‌طور تصاعدی در حال رشد است؛ اما میزان افزایش داده‌هایی که تولید می‌کنیم، سریع‌تر است و الگوریتم‌های محاسباتی تلاش می‌کنند از این روند عقب نمانند. هرچه ژنوم‌های بیشتری تعیین توالی شود، مقایسه‌ی توالی‌های ژنومی به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت. همان‌طور که محاسبات موردنیاز برای انجام این کار به نسبت مربع تعداد توالی‌ها افزایش پیدا می‌کند، انجام این مرحله‌ی اساسی به‌سرعت غیرممکن می‌شود. این مشکل بزرگ حتی امروز هم پژوهش‌های ژنومی را مختل می‌کند و در تمام تجزیه‌و‌تحلیل‌های ژنومی مرکزیت خواهد داشت.

تا‌به‌حال، تمامی دستاوردهای حقیقی تجزیه‌و‌تحلیل ژنوم (استنباط رویدادهای تکاملی مهم یا کشف آنزیم‌های جدید برای ویرایش ژن) با ترکیبی از محاسبات خودکار و تخصص انسانی هدایت شده است. این رویکرد در حال به چالش کشیده‌شدن است و در عصر جدید توالی‌یابی کاملا غیرممکن خواهد شد. به‌دلیل شمار بسیار زیاد ژنوم‌های تعیین توالی شده، تمام تجزیه‌و‌تحلیل‌ها باید کاملا خودکار شوند. اگر به‌نظر می‌رسد این همچون فراخوانی برای جایگزینی متخصصان انسانی با هوش مصنوعی است، باید گفت: «بله، چنین است». برای تسلط بر پایگاه‌های داده‌ای عظیم آینده، به نسل جدیدی از هوش مصنوعی و نیز سخت‌افزارهایی نظیر کامپیوترهای کوانتومی نیاز خواهد بود.

تعیین توالی کل دامنه‌ی تنوع زیستی روی زمین دیگر خیال نیست. درواقع، این امر ممکن است در طول عمر نسل کنونی دانشمندان عملی شود؛ اگرچه برای تبدیل این ثروت داده‌ها به اطلاعات مفیدی که بتواند به جامعه کمک کند، باید پیشرفت‌های درخورتوجهی در علوم کامپیوتر و فناوری رخ دهد. این‌ها پارادوکس‌های عصر اطلاعات هستند.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 09:16 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ قرار است از امروز بین خریدارانی که آن را پیش‌خرید کرده‌اند توزیع شود اما خبر بد برای این مشتری‌ها این است که احتمالا باید برای داشتن گوشی جدیدشان صبر کنند.

 

گزارش‌ها حاکی از آن هستند که ۱.۳ میلیون پیش سفارش برای خرید سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ فقط در کره جنوبی ثبت شده است. این عدد بیشتر از دو برابر پیش سفارش‌هاش ثبت شده برای نوت ۹ است. چنین استقبال گسترده‌ای باعث شده گلکسی نوت ۱۰ در همان روز اول عرضه به بازار نایاب شود. بسیاری از کاربران در توئیتر اعلام کرده‌اند که فروشنده‌ای که از آن‌ها برای پیش سفارش این گوشی پول دریافت کرده، به آن‌ها اعلام کرده موجود انبار تمام شده و آن‌ها باید برای دریافت گوشی خود باز هم صبر کنند.

گلکسی نوت ۱۰ پلاس / Galaxy Note10 plus

گزارش‌های اولیه می‌گویند گلکسی نوت ۱۰ پلاس ۲۵۶ گیگابایتی با رنگ aura glow بیشترین تقاضا را داشته است. سامسونگ اعلام کرده نسخه‌ی ۲۵۶ گیگابایتی این گوشی بیشترین تعداد پیش‌سفارش را داشته است.

برای آشنایی بیشتر با مشخصات و قابلیت‌های این محصول سامسونگ صفحه‌ی بررسی نوت ۱۰ پلاس را ببینید.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:20 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

در دنیای علم هر لحظه‌ شاهد اکتشافات و یافته‌های شگفت‌انگیزی هستیم که برخی به تیتر رسانه‌ها بدل می‌شوند و بارها و بارها دیده می‌شوند.

 

هر هفته، جالب‌ترین و برترین عکس‌های علمی از سراسر جهان را از نگاه زومیت تقدیم شما خوانندگان گرانقدر می‌کنیم. در دنیای پر رسانه‌ی امروز، تصاویری هستند که به دلیل اهمیت رسانه‌ای خود بارها و بارها دیده می‌شوند و به اشتراک گذاشته می‌شوند. اما از سوی دیگر، برخی از این تصاویر اگرچه با اهمیت باشند، مهجورانه به دست فراموشی سپرده می‌شوند. گاهی برخی از همین تصاویر، گفتنی‌هایی بیش‌ از گزارش‌ها و مقالات پر بازدید دنیای پر خبر امروز دارند. در ادامه به بررسی برخی از تصاویر علمی منتخب هفته به‌همراه داستان نهفته در پَس هر کدام خواهیم پرداخت. با ما همراه باشد:

مراسم یادبود برای مرگ یک یخچال طبیعی

مراسم یادبود برای مرگ یک یخچال طبیعی

سال ۲۰۰۵ بود که یخچال طبیعی «اٌکیوکول (Okjökull)» در ارتفاعات مرکزی ایسلند محو شد. این یخچال طبیعی قبلا یخ‌پهنه‌ای به مساحت ۳۸ کیلومتر مربع بود. اما در سال ۲۰۱۴ از اُکیوکول تنها یک آتشفشان سپری بدون هیچ یخ‌پهنه‌ای باقی ماند. در مراسم نمادینی که یکشنبه هفته جاری به ابتکار چند دانشمند برگزار شد، لوح یادبودی برای این یخچال نصب شد. حتی برای اٌکیوکول گواهی فوت نمادینی نیز صادر شد. در لوحی که به یادبود این یخچال طبیعی از دست رفته نصب شد، متنی با عنوان «نامه‌ای به آیندگان» به دو زبان ایسلندی و انگلیسی بدین مضمون به یادگار گذاشته شد:

او.کی. اُکیوکول، اولین یخچال طبیعی ایسلند بود که از دست رفت. انتظار می‌رود طی ۲۰۰ سال آینده تمامی یخچال‌های طبیعی همین راه را در پیش بگیرند. این یادمان فقط برای این بود که اعلام کنیم ما می‌دانیم چه اتفاقی دارد می‌افتد و می‌دانیم چه اقدامی باید کنیم. فقط شما شاهد خواهید بود که (ما) اقدامی خواهیم کرد یا خیر.

در پایین همین متن نیز عبارت «۴۱۵ پی‌پی‌ام سی‌او۲» به چشم می‌خورد که اشاره‌ای به رکورد سطح دی‌اکسید کربن جو کره زمین است که امسال جابه‌جا شد. متأسفانه این آخرین یخچال طبیعی نخواهد بود که با گرمایش کره زمین و ادامه تغییرات اقلیمی به چنین سرنوشتی دچار می‌شود. بسیاری از یخچال‌های طبیعی در ایسلند و سایر نقاط جهان، مقادیر قابل‌توجهی یخ را به دلیل گرمای هوا از دست می‌دهند. یخچال‌های طبیعی کوهستان‌های آسیا به‌سرعت در حال ذوب هستند و قطب‌جنوب هم به‌تنهایی سالانه ۲۵۲ میلیارد تن یخ از دست می‌دهد.

قرص خورشید در میان ابرهای آتشین

قرص خورشید در میان ابرهای آتشین

تصویر دیدنی که مشاهده می‌کنید، حاصل تصویربرداری مستقیم دانشمندان از پدیده جوی نادری موسوم به «ابر آتشین (Fire Cloud)» است. پژوهشگران ناسا و سازمان ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده (NOAA) مشغول بررسی دود ناشی از آتش‌سوزی ویلیامز فلتس در شرق واشنگتن بودند و در همین حال فرصت را غنیمت شمردند و تصویری که مشاهده می‌کنید را از ابر آتشین ثبت کردند. به این ابرهای غیرعادی «ابر آتش‌کومه‌ای» یا «پیروکومولوس» نیز گفته می‌شود که در هنگام افزایش گرما و رطوبت در جو کره زمین به وجود می‌آیند. در حالی که در هفته‌های اخیر آتش‌سوزی‌ها و طوفان‌های غیرمنتظره‌ای در ایالات متحده رخ داده، اما ابرهای آتش‌کومه‌ای نظیر مورد ویلیامز فلتس نادر هستند. گمان می‌رود که پدیده ویلیامز فلتس نخستین آتش‌سوزی ناشی از رعد و برق امسال آمریکا باشد. به دلیل همین نادر بودن، فرصت نزدیک شدن و بررسی این ابرهای غیر معمول برای دانشمندان جوی بسیار با ارزش است.

 آتش‌سوزی ویلیامز فلتس که تصور می‌شود با برخورد صاعقه از ۲ اوت (۱۱ مرداد) شروع شده، هنوز ادامه دارد و تاکنون ۴۴٫۵۱۵ هکتار از جنگل‌ها و مراتع منطقه را نابود کرده است. دانشمندان عکس فوق را در روز ۱۷ مرداد، در ارتفاع ۹ کیلومتری و در حالی که با هواپیمای تحقیقاتی در میان ابرها پرواز می‌کردند ثبت کردند. در این تصویر دیدنی، در مه حاصل از ذرات دود، قرص خورشید به مانند زرده‌ی تخم نیمرو نارنجی رنگ به نظر می‌رسد.

جنگل‌های حاره‌ای آمازون همچنان در کام آتش و دود

جنگل‌های حاره‌ای آمازون همچنان در کام آتش و دود

براساس گزارش مرکز پژوهش‌های فضایی برزیل، جنگل‌های حاره‌ای آمازون امسال رکورد بی‌سابقه‌ای را در آتش‌سوزی از خود به جا گذاشتند. این آتش‌سوزهای اخیر به قدری بزرگ بودند که از فضا نیز قابل مشاهده بودند. مرکز پژوهش‌های فضایی برزیل روز سه‌شنبه اعلام کرد که تاکنون آتش‌سوز‌ی‌ها در جنگل‌های آمازون نسبت به همین بازه‌ی زمانی در سال گذشته، ۸۳ درصد افزایش یافته‌اند. این بیشترین میزان آتش‌سوزی است که از سال ۲۰۱۳، یعنی از زمان شروع ثبت سوابق مشاهده می‌شود. مرکز پژوش‌های فضایی برزیل اعلام کرد تصاویر ماهواره‌ای از روز پنجشنبه، ۹۵۰۷ آتش‌سوزی جدید را در آمازون رصد کردند.

به گزارش رویترز، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد رورایما، شمالی‌ترین ایالت برزیل با دود پوشانده شده است. در جنوب ایالت آمازوناس نیز وضعیت اضطراری اعلام شد. در حالی که ایالت اکری که با کشور پرو هم‌مرز است، از ۱۶ اوت (۲۵ مرداد) به دلیل آتش‌سوزی‌های اخیر در وضعیت هشدار زیست‌محیطی قرار گرفته است. برخی از آتش‌سوزی‌ها برای بیش از دو هفته است که همچنان ادامه دارند. بسیاری آتش‌سوزی‌های اخیر را تعمدی می‌دانند و انگشت اتهام را به‌سوی ژائیر بولسونارو ، رئیس‌جمهور راست‌گرای برزیل دراز کردند. رئیس‌جمهور پوپولیست برزیلی‌ها در کارزارهای انتخاباتی خود وعده تغییرات افراطی را در سیاست‌های زیست‌محیطی کشور داده بود. و حالا به نظر می‌ٰرسد دارد به وعده‌هایش عمل می‌کند!

در کوه‌های راکی پلاستیک می‌بارد

در کوه‌های راکی پلاستیک می‌بارد

عکسی که مشاهده می‌کنید، یک تصویر میکروسکوپی از باکتری‌ای تازه کشف شده نیست، بلکه عکس بزرگ‌نمایی شده‌ای (با بزرگ‌نمایی ۲۰ برابری) از ریزگردهای پلاستیکی موجود در قطرات باران است. پلاستیک وارد تمام جنبه‌های زندگی در سیاره‌ی ما شده و حالا نوبت به ابرها است. یافته‌های اخیر دانشمندان سازمان زمین‌شناسی ایالات‌متحده (USGS) نشان داد که ۹۰ درصد از نمونه‌های آب باران مورد بررسی حاوی پلاستیک است.

ذرات پلاستیکی ریز پس از ورود به جو به قطرات باران می‌چسبند و همراه‌با باران روی زمین می‌بارند. یافته‌ها نشان داد پلاستیک بیشتری در آسمان مناطق شهری می‌بارد. اما این محدود به نواحی شهری نبود، بلکه مناطق دورافتاده و کوهستانی هم از این قاعده مستثنی نبودند. مشاهده مکرر الیاف پلاستیکی در نمونه‌های یکی از نواحی لو وایل در پارک ملی راکی (در ارتفاع ۳ هزار متری) این نتیجه را نشان داد. به گفته‌ پژوهشگران، انسان‌ها ناخواسته سالانه ۵۰ هزار ذره‌ ریزگرد پلاستیکی می‌خورند که خود به اندازه‌ای است که بتوان آن را در هرم غذایی جای داد!

علاوه بر این، به‌گفته‌ی پژوهشگران، ما فقط پلاستیک را نمی‌خوریم و تنفس نمی‌کنیم، بلکه در حال غرق شدن در آن هستیم. پژوهشگران نتیجه‌گیری کردند پلاستیک بیشتر از آنچه می‌بینیم در سیاره‌ی ما وجود دارد و به‌جز برف و باران، حالا دیگر به بخش جدایی‌ناپذیری از محیط‌زیست بدل شده است.

گزارش هواشناسی بدبینانه‌ای که بعد از ۵ سال به واقعیت پیوست

گزارش هواشناسی بدبینانه‌ای که بعد از ۵ سال به واقعیت پیوست

کمتر پیش می‌آید یک گزارش هواشناسی در شبکه‌های اجتماعی با چنین حجم گسترده‌ای دست به دست شود. و احتمال کمتری وجود دارد که این گزارش تنها متعلق به ۵ سال قبل باشد. با این حال، یکی از گزارش‌های هواشناسی شبکه تلویزیونی «تی‌اف۱» فرانسه طی روزهای گذشته بارها به اشتراک گذاشته شده است. ماجرا از اینجا شروع شد که اِوِیلین دلیا، خبرنگار هواشناسی این شبکه تلویزیونی در سال ۲۰۱۴ با همکاری سازمان هواشناسی جهانی (WMO)، گزارشی از وضعیت هواشناسی سال ۲۰۵۰ تهیه کرد. در آن‌زمان حالتی که او همکارانش پیش‌بینی کرده بودند، بسیار دور از تصور تلقی می‌شد. اما، در ماه ژوئن (تیر) امسال بود که دمای هوا در پاریس و دیگر نقاط جهان به این حالت دور از انتظار رسید.

فرانسه امسال، شاهد رکوردشکنی دمای هوا بود که بر اثر آن تاکنون ۵ نفر جان خود را از دست داده‌اند. گرما در این کشور به‌حدی رسید که دو راکتور اتمی این کشور مجبور به محدود کردن فعالیت خود شدند. این راکتورها برای خنک‌سازی از آب رودخانه‌ی مجاور استفاده می‌کردند که دیگر برای خنک کردن راکتورها بسیار گرم شده بود. اما این داستان فقط برای فرانسه به حقیقت نپیوست، بلکه در سرتاسر اروپا، رکوردهای دمایی تازه‌ای به ثبت رسیدند. در حقیقت، به ترتیب سال‌های ۲۰۱۶، ۲۰۱۵، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ گرم‌ترین سال‌های ثبت شده تاریخ بوده‌اند. براساس گزارش سازمان ملل، ۲۰ سال از ۲۲ سال گذشته نیز از آغاز به کارگیری ابزارهای جدید برای ثبت دمای هوا، گرم‌ترین سال‌های تاریخ بوده‌اند.

بازسازی عطر مشهور کلئوپاترا

بازسازی عطر مشهور کلئوپاترا

قوطی‌های عطر کلئوپاترا در نمایشگاه «ملکه‌های مصر»در موزه‌ نشنال جئوگرافیک، واشنگتن به نمایش گذاشته شدند. البته واضح است که این عطرها واقعی نیستند، بلکه پس از گذشت هزاران سال از مرگ ملکه مصر، با استفاده از روش‌های تهیه گزارش شده در اسناد و متون کهن بازسازی شدند. کلئوپاترا، یکی از مشهورترین زنان تاریخ جهان بود و مشهور است او علاقه‌ی وافری به انواع عطر داشته است. حال باستان‌شناسان دانشگاه هاوایی در مانوا عطرهای چند هزار ساله‌ او را بازسازی کردند. دستور تهیه این عطرها از مجموعه‌ای از متون یونانیان باستان گرفته شد که در آن به روغن‌های معطر و مُرّ اشاره شده بود. مر یا مر حجازی، صمغ رزینِ بسیار خوش رایحه‌ای حاصل از درختچه‌ای از تیر‌ه‌ی بَلَسان است که بیشتر در آسیا و آفریقا یافت می‌شود.

 عطر در جهان باستان، اهمیتی بیش از امروز داشته و تنها رایحه‌ای دلپذیر نبوده، بلکه نقش مهمی در زندگی، مرگ و دنیای پس از مرگ ایفا می‌کرد. بنا به برخی باورها، مصریان باستان، قدرت‌های شفابخشی را به انواع عطر نسبت می‌دادند و در برخی مراسم‌ها و آئین‌ها از آن برای ارتباط با مردگان و دنیای دیگر استفاده می‌شده است. علاوه بر این، مشهور است شخص كلئوپاترا، آخرین فرمانروای پادشاهی بطلمیوسی كه از سال ۳۱ تا ۵۰ ق.م بر مصر فرمانروایی می‌کرد، عطرهای بی‌نظیری داشته و همواره از آن‌ها استفاده می‌کرد. 

هنگامی که نور خورشید نیز کُشنده می‌شود

هنگامی که نور خورشید نیز کُشنده می‌شود

آنچه در این عکس می‌بینید، آزمایش لباس‌های فضانوردی جدید ناسا یا اسپیس‌ایکس نیست. بلکه، داستان غم‌انگیز یکی از هزاران مراکشی است که برای داشتن زندگی عادی باید چنین ماسک‌های مخصوصی را بپوشند تا از گزند نور آفتاب در امان بمانند. در عکسی که مشاهده می‌کنید، فاطمه الزهرا الغزاوي، زن مراکشی است که ماسک مخصوصی برای محافظت در برابر نور خورشید پوشیده است. اگر فیلم «دیگران» با بازی نیکل کیدمن و کارگردانی و نویسندگی آلخاندرو آمنابار را تماشا کرده باشید تا حدی با این بیماری بسیار نادر آشنا هستید. در این فیلم کودکانِ گریس استورات (کیدمن) مبتلا به نوعی بیماری نادر حساسیت به نور هستند و مادرشان همواره سعی می‌کند از آن‌ها به بهترین نحو مراقبت کند.

آنچه گفتیم، دقیقا با زندگانی کودکانی مانند «ناديه الرامي» همخوانی دارد. نادیا کودکی است که به نوعی اختلال ژنتیکی بسیار نادر به نام «گزرودرما پیگمنتوزوم (Xeroderma Pigmentosum)» مبتلا است. در این بیماری، پرتوهای خورشید و منابع دیگر مانند اشعه فرابنفش به‌شدت به پوست و چشم فرد آسیب می‌رسانند. این بیماری در شمال آفریقا بیش از نواحی دیگر جهان شایع است. مادر نادیا می‌گوید که توانسته مدیران مدرسه را متقاعد کند تا دخترش مانند کودکان عادی دیگر به مدرسه برود. به گفته «مؤسسه ملی سلامت ایالات متحده (NIH)»، از هر ۱۰ هزار نفر یک نفر در آفریقا به این اختلال نادر مبتلا هستند. و معدود بیماران مبتلا به گزرودرما پیگمنتوزوم بیش از سنین نوجوانی زنده می‌‌مانند.

پژوهشگران دلیل این اختلال ژنتیکی را ارثی می‌دانند. این بیماری در فرزندانی که حاصل ازدواج بین خویشاوندی هستند بسیار شایع‌تر است. مبتلایان به این اختلال دو نسخه از ژن جهش‌یافته‌ی گزرودرما پیگمنتوزوم را از هر کدام از والدین خود به ارث می‌برند. پژوهشی که در سال ۲۰۱۶ انجام گرفت، برآورد کرد حدود ۱۵ درصد از ازدواج‌ها در مراکش بین خوشاوندان نزدیک انجام می‌گیرد. این بیماران همچنین مستعد ابتلا به انواع سرطان‌های پوست هستند. می‌توانید عکس‌های بیشتری از مبتلایان به این اختلال نادر را از اینجا ببینید.

دنباله‌دار چوریوموف-گراسیمنکو و قمرش!

دنباله‌دار چوریوموف-گراسیمنکو و قمرش!

آژانس فضایی اروپا این عکس دیدنی را به مناسبت پنجمین سالگرد مأموریت تاریخی «کاوشگر رُزتا (Rosetta)»منتشر کرده است. هفته گذشته، ۵ سال از زمانی‌که کاوشگر رُزتا روی دنباله‌دار چوریوموف-گراسیمنکو یا ۶۷پی/ سی-جی فرود آمد گذشت. اما نکته مهم این تصویر، گلوله گرد و غباری است که توسط یک منجم آماتور کشف شد. این تصور روز ۲۱ اکتبر ۲۰۱۵ (۲۹ مهر ۱۳۹۴) توسط دوربین اوسیریس رزتا به ثبت رسید. اما تا همین اواخر کسی به راز نهفته در آن پی نبرده بود تا اینکه جاسینت راجر، منجم آماتوری اسپانیایی توانست این تصویر دیدنی را از آرشیو رزتا استخراج کند. این عکس که از فاصله‌ی ۴۰۰ کیلومتری دنباله‌دار چوریوموف-گراسیمنکو گرفته شده، گلوله‌ای از گرد و غبار را در مدار دنباله‌دار نشان می‌دهد که بی‌شباهت به یک قمر نیست!

انگشتر‌ الماس بر فراز آرژانتین

انگشتر‌ الماس بر فراز آرژانتین

این عکس «گاه‌گذر یا تایم‌لپس» در هنگام وقوع خورشید گرفتگی یا کُسوف بزرگ آمریکای جنوبی در تاریخ ۲ ژوئیه (۱۱ تیر) در امتداد کوه‌های آند ثبت شده است. در این تصویر خورشید و ماه در یک راستا قرار گرفته‌اند که جلو‌ه‌ی خیره‌کننده‌‌ای شبیه به یک انگشتر الماس را در آسمان عصرگاهی آرژانتین پدید آورده است. چیراگ اپرتی، عکاس نجومی این عکس ترکیبی را با استفاده از عکس‌های گرفته شده در بلا ویستا، آرژانتین تهیه کرده است. آخرین باری که آمریکای جنوبی شاهد یک گرفتگی خورشید کامل بود، به ژوئیه سال ۲۰۱۰ بازمی‌گردد. در آن زمان، سایه‌ی ماه از جنوبی‌ترین نقطه‌ی قاره عبور کرد. خورشید گرفتگی کامل بعدی قرار است دسامبر ۲۰۲۰ اتفاق بیفتد.

ماه خاویار از ایستگاه فضایی بی‌المللی

ماه خاویاری از ایستگاه فضایی بی‌المللی

فضانوردان ایستگاه فضایی بین‌المللی سه‌شنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) این منظره زیبا از ماه تقریبا کامل را شکار کردند.براساس توضیحات ناسا در مورد این عکس، آزمایشگاه فضایی در هنگام شکار این منظره دیدنی در حال چرخش در فاصله‌ی ۴۳۴ کیلومتری زمین و بر فرازِ اقیانوس آرام بود. دو روز بعد از ثبت این عکس، ماه کامل شد که در آمریکای شمالی به آن «ماه خاویار» گفته می‌شود. دلیل نام‌گذاری ماه کاملِ اوت به این نام هم به دلیل فصل شکار خاویار بوده است.

این تصویر همچنین نزدیک به زمان اوج «بارش شهابی برساوشی» ثبت شد. بارش شهابی برساوشی هر سال از اواخر تیر تا اوایل شهریور به وقوع می‌پیوندد. بارش شهابی امسال که از اواخر تیر شروع شده تا فردا ۲ شهریور ادامه خواهد داشت. با وجودی که مشاهده این بارش شهابی تا بعد از این تاریخ هم امکان‌پذیر خواهد بود، نور ماه مشاهده این پدیده نجومی زیبا را با دشواری همراه خواهد کرد. بنا به اعلام انجمن هواشناسی آمریکا، عکاسان نجومی در سال‌های قبل می‌توانستند هر ساعت بین ۵۰ تا ۱۰۰ شهاب‌سنگ را مشاهده کنند. اما امسال این رقم تا نزدیک ۱۰ تا ۱۵ شهاب‌سنگ در ساعت رسیده است.

بارش شهابی بر فراز یک کشتی شکسته

بارش شهابی بر فراز یک کشتی شکسته

عکسی که مشاهده می‌کنید، توسط جِف برکس، عکاس نجومی ثبت شده است. برکس این عکس از بارش شهابی برساوشی را صبح ۱۱ اوت (۲۰ مرداد) در سواحل نیوجرسی شکار کرده است. بارش شهابی برساوشی امسال در روزهای ۱۲ تا ۱۳ اوت (۱۹ تا ۲۰ مرداد) به اوج خود رسید و عکاسان و منجمان آماتور در این روزها توانستند در هر ساعت حدود ۶۰ شهاب‌سنگ را در آسمان شب مشاهده کنند.

بارش شهابی برساوشی از نمای چشم ماهی

بارش شهابی برساوشی از نمای چشم ماهی

این عکس دیدنی بارش شهابی برساوشی را از نمای چشم ماهی به تصویر کشیده است. استوژن استوینوسکی عکاس این تصویر آن را روز ۱۲ اوت در نزدیکی یک آتش‌سوزی در مقدونیه ثبت کرده است. در مرکز عکس می‌توانید حلقه‌ای از دود را مشاهده کنید و کهکشان راه شیری هم از پشت چهار شهاب‌سنگ درخشان به وضوح دیده می‌شود. در همین حال، یک شهاب‌سنگ کوچک‌تر هم در فاصله‌ی دورتر قابل مشاهده است.

بازسازی چهره‌ یک زن ۲ هزار ساله

بازسازی چهره‌ یک زن ۲ هزار ساله

چهره مومی جالبی که مشاهده می‌کنید متعلق به زنی است که حدود ۲ هزار سال قبل در اسکاتلند زندگی می‌کرد.دانشمندان تنها یک جمجمه‌ی بدون دندان از یکی از قدیمی‌ترین «دروئیدهای (Druid)» اسکاتلند داشتند، اما توانستند با مدل‌سازی‌های ۳بعدی، چهره‌ی مومی با چین‌وچروک‌ها و نگاهِ پر ابهت این مردمان باستانی را بازسازی کنند. این زن دروئید که هیلدا نام‌گذاری شده، در عصر آهن زندگی می‌کرد. دانشمندان گمان می‌کنند که هیلدا دهه‌ی ششم زندگی‌اش را پشت سرگذاشته بود که دستاورد چشمگیری برای زنان آن عصر محسوب می‌شد. در دوره‌ای که هیلدا زنده بود، بیشتر زنان آن منطقه فقط تا اوایل دهه‌ی سوم عمر خود زنده می‌ماندند. اکنون تصور می‌شود که عمر طولانی‌تر در عصر آهن، نوعی امتیاز ممتاز به حساب می‌آمده است.

دانشمندان در مورد هیلدا اطلاعات زیادی ندارند. اما بقایای او در شهر استورنووی، جزیره لوئیس در شمال اسکاتلند کشف شد. جمجمه او یکی از شش جمجمه‌ موسوم به «دروئیدهای هبریدها (Druids of the Hebrides» بود که در سال ۱۸۳۳ در مجمع‌الجزایر هبریدها کشف شد و به «انجمن جمجمه‌شناسی ادینبور» اهدا شدند. از آنجایی که دانشمندان امکان تاریخ‌گذاری رادیوکربن جمجمه را نداشتند، در مورد تاریخ زندگانی هیلدا چیز زیادی نمی‌دانند. اما اگر فرض را بر درستی اطلاعات نشریه‌ای در سال ۱۸۳۳ بگذاریم، هیلدا در زمانی بین ۵۵ تا ۴۰۰ م زندگی می‌کرده است. دروئیدها، در مکانی زندگی می‌کردند که اکنون به آن بریتانیا و فرانسه گفته می‌شود. آن‌ها عضو طبقه اجتماعی از اقوام سلت بودند که متفکران بزرگ، عمدتا فلاسفه، معلمان، قضات و حتی واسط‌های بین انسان‌ها و خدایان از آن بودند. بخش عمده‌ای از آنچه در مورد دروئیدها می‌دانیم، مرهون منابع دسته‌ دوم از جمله ژولیوس سزار، امپراطور روم است که سرزمین گال را فتح کرد. نخستین اشاره به دروئیدها به ۲۴۰۰ سال قبل بازمی‌گردد و با گسترش مسیحیت، این اقوام به‌آرامی از ۱۲۰۰ سال قبل محو شدند.

تغییر الگوی مهاجرت کوسه‌های باله سیاه به دلیل تغییرات اقلیمی

تغییر الگوی مهاجرت کوسه‌های باله سیاه به دلیل تغییرات اقلیمی

«کوسه‌های باله سیاه کوچک (Carcharhinus Limbatus)» که مهاجرت سالانه خود را به سمت شمال از فلوریدا شروع می‌کنند، امسال مقصد تابستانی جدیدی لانگ آیلند انتخاب کردند. کوسه‌های باله سیاه بین ۱٫۲ تا ۲٫۴ متر طول دارند و بیشتر سال را در فلوریدا سپری می‌کنند سپس به سمت شمال و آب‌های خنک‌تر مهاجرت می‌کنند. دمای هوا در امتداد سواحل اقیانوس اطلس در کارولینای شمالی و خلیج ماین از دهه‌ی ۱۹۶۰ حدود ۲ درجه سانتی‌گراد گرمتر شده است. در گذشته ایالت‌های کارولینای شمالی و جنوبی، مقاصد مورد علاقه کوسه‌ها بودند. اما به دلیل تغییرات اقلیمی، آب‌های این منطقه در تابستان‌ها به اندازه کافی خنک نیستند. بنابراین کوسه‌های باله سیاه مسافت بیشتری را شنا می‌کنند تا خود را به نواحی شمالی‌تری مانند لانگ آیلند در ایالت نیویورک برسانند.  

 دانشمندان تصور می‌کنند که بین ۲۵ تا ۳۰ درصد از جمعیت کوسه‌های باله سیاه به لانگ آیلند مهاجرت کرده‌اند. دانشمندان در سال ۲۰۱۶ متوجه شدند که بسیاری از کوسه‌های باله سیاه الگوی مهاجرتی جدیدی را در پیش گرفته‌اند. کوسه‌ها حیوانات خونسردی هستند و نمی‌توانند مانند پستانداران بدن خود را خنک کنند. به همین جهت، حتی تغییر کوچکی در دمای آب‌های اقیانوسی می‌تواند باعث گرمازدگی این آبزیان شود. در همین حال، این امکان نیز وجود دارد که کوسه‌ها به دلیل مهاجرت طعمه‌های خود به این مکان جدید آمده باشند. حال چه این فرضیه درست باشد یا خیر، نتیجه همان تغییر الگوهای مهاجرتی به دلیل تغییرات آب وهوایی است. دانشمندان همچنین گفته‌اند که هیچ مدرکی مبنی بر کاهش جمعیت این گونه وجود ندارد و به نظر می‌رسد کوسه‌ها با شرایط جدید حداقل موقتا سازگاری پیدا کرده باشند.

چاپ مجموعه تمبری از دایناسور تی‌رکس

چاپ مجموعه تمبری از دایناسور تی‌رکس

دوران حکمرانی دایناسور مخوف «تیرانوسوروس یا تی‌رِکس» روی کره زمین حدود ۶۶ میلیون سال قبل به پایان رسید، اما علاقه ما به این دایناسور تمامی ندارد. خدمات پستی ایالات متحده (USPS) قرار است مجموعه تمبری با تصویر این دایناسور چاپ کند. قرار است طی مراسمی که روز ۲۹ اوت (۷ شهریور) برگزاری می‌شود، از مجموعه تمبرهای تی‌رکس در موزه ملی تاریخ طبیعی اسمیتسونین رونمایی شود.  این مجموعه تمبرها چهار نمای رنگی از تی‌رکس را نشان می‌دهند. در سه تمبر تی‌رکس در مراحل مختلف زندگی‌اش نشان داده شده و در تمبر چهارم اسکلت تی‌رکس بزرگسالی به همراه یک دایناسور تریسراتوپس نشان داده شده است. تصویر اسکلت از روی فسیلی که در سال ۱۹۸۸ در مونتانا کشف شد بازسازی شده است.

و بله ایلان ماسک واقعا می‌خواهد مریخ را بمباران اتمی کند

و بله ایلان ماسک واقعا می‌خواهد مریخ را بمباران اتمی کند

ایلان ماسک همیشه ایده‌هایش را ابتدا با شوخ طبعی اعلام می‌کند و بعدا جدا دنبال می‌کند! ماسک هفته‌ گذشته،توییت دو کلمه‌ای فرستاد که در آن عبارت «بمباران‌اتمی مریخ (Nuke Mars)» به چشم می‌خورد. ماسک بعدا توییت دیگری فرستاد و نوشت، «تی‌شرت به‌زودی» و چند ساعت بعد هم عکس‌های تی‌شرت بمباران اتمی مریخ را با دنبال‌کنندگانش به اشتراک گذاشت.

 نکته‌ای که از طرح روی این تی‌شرت‌ها می‌توان فهمید، این است که ماسک واقعا مصمم به بمباران اتمی مریخ است. در تصویر سمت چپ، کره زمین و عبارت بمباران اتمی مریخ به چشم می‌خورد، اما در تصویر سمت راست، تصویری از مراحل‌ زمینی‌سازی مریخ دیده می‌شود. ماسک قبلا در سال ۲۰۱۵ پیشنهاد بمباران اتمی یخ‌های مریخ را داده بود تا دی‌اکسید کافی برای گرم شدن این سیاره منجمدِ سرخ فراهم شود.

مومیایی ۵۰۰ ساله شاهدخت اینکاها به خانه بازگردانده شد

https://www.thesun.co.uk/tech/9766139/incan-mummy-princess-500-years-old-bolivia/

عکسی که مشاهده می‌کنید، مومیایی چند صد ساله اینکا را در محفظه‌ی منجمد مخصوصی در موزه باستان‌شناسی لاپاز، پایتخت بولیوی نشان می‌دهد. شاهدخت اینکاها پس از ۱۲۹ سال از زمان اهدا به موزه دانشگاه ایالتی میشیگان در ایالات متحده آمریکا به بولیوی بازگردانده شد. به گفته‌ مقامات، این اولین باری است که بقایای انسانی با اهمیت ‌باستانی‌شناسی به کشورهای منطقه آند بازگردانده می‌شوند. این مومیایی که به «نوستا (Ñusta)» در زبان کچوایی به‌معنای «شاهدخت» مشهور است، به دلیل دست‌نخوردگی‌ باورنکردنی‌اش از شگفت‌انگیزترین کشفیات باستان‌شناسی محسوب می‌شود. گویی موهای او به‌تازگی شانه شده‌اند و پَرهای کوچکی هنوز به دستانش چسبیده‌اند. با وجود این نام‌گذاری دانشمندان هنوز به‌درستی نمی‌دانند این دختر باستانی واقعا شاهزاده بوده باشد.

نوستا که گمان می‌رود، متعلق به یکی از قبایل آیمارا بوده، در مقبره‌ای سنگی به همراه صندل، یک ظرفِ کوچک سفالی، چند کیسه، پَر و انواع مختلفی از گیاهان از جمله ذرت و برگ کوکا کشف شد. به باور برخی تمدن‌های منطقه آند، همراه داشتن هدایا به مردگان کمک می‌کرد سفر راحتی را به دنیای پس از مرگ داشته باشند. این احتمال وجود دارد که نوستا شخصیت بااهمیتی بوده و اشیاء همراهش از این حیث مقدس بودند. اما احتمال دیگر این است که او برای خدایان اینکا قربانی شده باشد. نوستا در زمان مرگ حدود ۸ سال داشته و لباسی که پوشیده از پشم لاما (از شترسانان بومی آند) بافته شده است.

تاریخ‌گذاری رادیوکربن نشان داده که او در نیمه‌ی دوم قرن پانزدهم زندگی می‌کرده و این احتمال را نشان می‌دهد که او قبل از ورود کریستوف کلمب و فتح تمدن اینکاها توسط فاتحان اسپانیایی دفن شده است. این مومیایی بیش از دو هفته قبل با کمک سفارت ایالات متحده در لاپاز، پایتخت بولیوی به این کشور بازگردانده شد و انتظار می‌رود طی ماه‌های آینده تا نوامبر (آبان) بررسی‌هایی از سوی متخصصان بولیوی و دیگر کشورهای دنیا روی نوستا انجام گیرد. شاهدخت اینکاها تا نوامبر در موزه باستان‌شناسی لاپاز باقی خواهند ماند و قرار است برای آئین ملی باستانی«روز مردگان» که ۲ نوامبر (۱۱ آبان) برگزار می‌شود در معرض دید عموم قرار گیرد.

شیوع تب دنگی در شرق آسیا

شیوع تب دنگی در شرق آسیا

وزارت بهداشت فیلیپین اعلام کرد، بیماری تب دِنگی در این کشور شیوع پیدا کرده است. فرانسیسكو دوكه، وزیر بهداشت این کشور اعلام کرد ادارات محلی برای واکنش سریع به این بیماری از «صندوق ویژه اضطراری» دولت بهره خواهند برد. وزارت بهداشت فیلیپین اعلام کرد از ژانویه (دی ماه ۹۷) تا ۲۰ ژوئیه (۲۹ تیر) سال جاری، ۱۴۶٫۰۶۲ مورد ابتلا به تب دنگ در این کشور گزارش شده است که ۹۸ درصد نسبت به همین بازه زمانی در سال ۲۰۱۸ افزایش یافته است.  

وزارت بهداشت فیلیپین اعلام کرد که کارزاری برای جست‌وجو و نابودی محل زندگی پشه‌ها تشکیل داده است. بیماری تب دِنگی از پشه‌ای موسوم به پشه تب زرد به انسان منتقل می‌شود. این مقام مسئول همچنین اعلام کرد سایر سازمان‌ها و نهادهای دولتی، مدارس، دفاتر و غیره در این کارزار شرکت خواهند کرد. کشورهای دیگر آسیای جنوب شرقی نیز طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی شاهد رشد شیوع این بیماری بوده‌اند. در مالزی تا ۲۹ ژوئن (۸ تیر)، ۶۲٫۴۲۱ مورد ابتلا به تب دنگی ثبت شده بود که در این میان، ۹۳ نفر تاکنون جان خود را از دست داده‌اند. در آسیای جنوبی، بنگلادش با بدترین بیماری تب دنگی مواجه است.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:19 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

فیزیکدان‌ها در راستا‌ی مشاهده‌ی حقیقت عینی در مکانیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی و مرز بین این دو، رهیافتی به‌نام داروینیسم کوانتومی ارائه‌ داده‌اند.

 

چندان عجیب نیست که فیزیک کوانتوم به عجیب و غیر‌شهودی‌بودن شهرت دارد. مسلما جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، کوانتوم مکانیکی به‌نظر نمی‌رسد. تا قرن بیستم مردم تصور می‌کردند که قوانین فیزیک کلاسیک در همه‌ی مقیاس‌ها صدق می‌کنند. ایزاک نیوتون دانشمندی است که قوانین فیزیک کلاسیک را نوشته است. این قوانین، ویژگی‌ها‌ی مکانی و زمانی اجسام را در همه‌ی زمان‌ها به‌خوبی توصیف می‌کنند. اما ماکس پلانک، آلبرت انشتین،نیلز بوهر و افراد هم‌عصر آن‌ها کشف‌ کردند که در مقیاس اتمی و زیر‌اتمی این قوانین محکم به دریایی از احتمال تبدیل می‌شوند. معمولا  اتم نمی‌تواند یک مکان مشخص و قطعی داشته‌ باشد و تنها می‌توانیم احتمال وجود آن در مکان‌ها‌ی مختلف را محاسبه‌ کنیم. سؤال آزار‌دهنده‌ای که پیش می‌آید این است: احتمالات کوانتومی چگونه می‌توانند به واقعیت‌ها‌ی دنیای کلاسیکی تبدیل شوند؟

فیزیکدان‌ها گاهی از دگرگونی یادشده به‌عنوان «گذار کوانتوم - کلاسیکی» یاد می‌کنند؛ اما در حقیقت هیچ دلیلی مبنی بر اینکه باید قوانین بنیادی دنیا‌ی بزرگ‌مقیاس و کوچک‌مقیاس متفاوت باشند، یا حتما تغییری ناگهانی در میان آن‌ها باشد، وجود ندارد. پژوهشگران طی دهه‌ها‌ی برای درک بهتر چگونگی تبدیل مکانیک کلاسیک به مکانیک کوانتومی، تحت بر‌هم‌کنش یک ذره با یک سیستم میکروسکوپی دیگر و محیط اطراف آن، در تلاش بوده‌اند.

یکی از قابل‌توجه‌ترین ایده‌ها‌یی که در زمینه‌ی تئوری وجود‌ دارد این است که: ویژگی‌ها‌ی قطعی و مسلم اجسام در کارکرد فیزیک کلاسیک، مانند مکان و سرعت، از بین فهرستی از احتمالات کوانتومی به‌صورت آزادانه، در یک فرایند طبیعی تکاملی انتخاب می‌شوند: ویژگی‌ها‌یی که از این لیست انتخاب‌ شده‌اند، به‌قولی، مناسب‌ترین آن‌ها بوده‌اند. 

در گزینش طبیعی، ویژگی‌ها‌یی از سیستم انتخاب می‌شوند که بتوانند خودشان را بیشتر تکثیر‌ کنند. به این معنی که اگر تعداد زیادی از مشاهده‌گر‌ها‌ی مستقل به‌صورت جداگانه یک سیستم را اندازه‌گیری‌کنند، نتایج یکسانی به‌دست‌ آورند (که این یک نشانه از رفتار کلاسیکی است). 

داروینسم کوانتومی

چایونانگ لو (سمت چپ) و جیان وی پن (سمت راست) از دانشگاه علم و تکنولوژی چین در هفی، آزمایشی را طراحی‌کردند که داروینیسم کوانتومی را در یک محیط مصنوعی ساخته‌شده از فوتون‌ها مورد بررسی قرار می‌دهد

ایده‌ی مورد بحث که داروینیسم کوانتومی (QD) نام‌ دارد، به‌جا‌ی اینکه مکانیزم عجیب مقیاس اتمی و ذرات بنیادی را توصیف‌ کند، توضیحات زیادی در‌مورد چرایی مشاهده‌ی جهان به‌گونه‌ای که هم‌اکنون هست، به ما می‌دهد. با اینکه جنبه‌های این معما همچنان حل‌نشده باقی می‌ماند، QD به التیام‌یافتن خراش بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی کمک می‌کند. 

با‌این‌حال، اخیرا داروینیسم کوانتومی مورد آزمایش تجربی قرار‌ گرفته‌ است. سه تیم پژوهشی مستقل در ایتالیا، چین و آلمان، با تکرار اطلاعات مربوط به یک سیستم کوانتومی در شرایط مختلف کنترل‌شده، به‌دنبال نشانه‌ها‌یی از فرایند گزینش طبیعی گشتند. این آزمایش‌ها ابتدایی هستند و به‌گفته‌ی کارشناسان، برای مطمئن‌شدن از اینکه QD تصویر درستی از چگونگی فرو‌افت چندین حالت مکانیک کوانتومی به یک حالت قطعی به ما می‌دهد، هنوز راه زیادی درپیش است. با‌این‌حال، تا‌کنون دانشمندان در‌حال بررسی این نظریه هستند.

بقای اصلح

در قلب داروینیسم کوانتومی، یک مفهوم مبهم و خطرناک در مورد اندازه‌گیری وجود‌ دارد که به آن، فرایند مشاهده گفته می‌شود. در مکانیک کلاسیک، همه چیز به‌سادگی همان چیزی است که می‌بیند. یک توپ تنیس را در‌حال حرکت با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌بینید؛ زیرا سرعت این توپ واقعا همان ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت است. چه حرف بیشتری برای گفتن هست؟

در فیزیک کوانتومی دیگر این داستان درست نیست. در مکانیک کوانتومی، دیگر به‌سادگی نمی‌توان از راه و روش‌ها‌ی معمول ریاضیاتی متوجه اصل واقعیت در مورد یک جسم کوانتومی شد. تنها اصول مکانیک کوانتومی می‌تواند به ما نشان‌دهد که اگر اندازه‌گیری انجام‌ دهیم، چه چیزی خواهیم‌ دید. برای مثال، این را درنظر بگیرید که یک ذره‌ی کوانتومی چگونه می‌تواند طیف وسیعی از حالت‌ها‌ی ممکن را داشته‌ باشد. به این طیف وسیع حالت‌ها، «بر‌هم‌نهی» گفته می‌شود. بر‌هم‌نهی واقعا به این معنی نیست که یک ذره‌ی کوانتومی هم‌زمان در همه‌ی حالت‌ها هست، بلکه به‌این معنی است که اگر روی این ذره اندازه‌گیری انجام‌ دهیم، یکی از این نتایج را خواهیم‌ دید. قبل از اندازه‌گیری، حالت‌ها‌ی بر‌هم‌نهی‌شده، با یکدیگر به شکلی تداخل می‌کنند که نتایجی با احتمال کم‌تر یا بیشتر  از آن‌ها به‌دست می‌آید. 

اما چرا نمی‌توانیم بر‌هم‌نهی کوانتومی را ببینیم؟ چرا همه‌ی احتمالات ممکن در مقیاس انسانی نشان‌ داده نمی‌شوند؟

پاسخی که معمولا به این سؤال داده می‌شود این است که بر‌هم‌نهی‌ها به‌حدی شکننده‌ هستند که اگر یک سیستم کوانتومی تحت تأثیر محیط پر از نویز اطرافش قرار‌بگیرد، به‌سادگی شکسته می‌شوند. اما این پاسخ چندان هم درست نیست. زمانی‌که دو جسم کوانتومی با یکدیگر بر‌هم‌کنش‌کنند، با یکدیگر در‌هم‌تنیده می‌شوند و به یک حالت کوانتومی مشترک وارد می‌شوند که در این حالت، احتمال‌ها‌ی حالت‌ها‌یی که در آن‌ها قرار گرفته‌‌اند، به یکدیگر وابسته است. 

بنابر‌این برای مثال گفته می‌شود که در‌مورد یک ویژگی کوانتومی به‌نام اسپین، یک اتم در یک بر‌هم‌نهی از دو حالت ممکن قرار داده‌شده‌است: حالت بالا و حالت پایین. حالا این اتم در هوا آزاد می‌شود و می‌تواند در برخورد با یک مولکول هوا، با این مولکول در‌هم‌تنیده‌شود. هم‌اکنون این دو اتم در یک بر‌هم‌نهی مشترک هستند. اگر اسپین اتم بالا باشد، مولکول هوا در یک جهت خاص حرکت می‌کند. اگر اسپین اتم پایین باشد، مولکول هوا در جهت دیگری حرکت می‌کند. هر دو این احتمالات ممکن، هم‌زمان وجود‌دارند. 

همچنان که ذرات با مولکول‌ها‌ی هوا‌ی دیگری برخورد می‌کنند، در‌هم‌تنیدگی گسترده‌تر می‌شود و بر‌هم‌نهی، پراکنده‌تر می‌شود. حالت‌ها‌ی بر‌هم‌نهی‌شده‌ی اتم دیگر به‌صورت منسجم با یکدیگر تداخل نمی‌کنند. چرا‌که، هم‌اکنون، دیگر این حالت‌ها با حالت‌ها‌ی دیگری که در محیط اطراف وجود‌دارند، مثل یک ابزار بزرگ اندازه‌گیری، در‌هم‌تنیده شده‌اند. چیزی که به‌نظر این دستگاه اندازه‌گیری می‌رسد، این است که، بر‌هم‌نهی اتم‌ها از بین رفته‌است و با فهرستی از نتایج شبه‌کلاسیکی ممکن که با یکدیگر تداخل نمی‌کنند، جایگزین شده‌است. این فرایند که در آن کوانتومی‌بودن با تأثیر محیط از بین می‌رود، ناهمدوسی کوانتومی نام‌دارد. ناهمدوسی، یک قسمت مهم و حیاتی در گذار کلاسیکی - کوانتومی است که توضیح می‌دهد چرا در سیستم‌ها‌ی بزرگ شامل تعداد زیادی ذره‌ی بر‌هم‌کنشی، مشاهده‌ی رفتار کوانتومی سخت می‌شود. این فرایند، بسیار سریع اتفاق می‌افتد. اگر یک دانه‌ی غبار خاص که در هوا شناور است، در یک بر‌هم‌نهی از دو نقطه‌ی مکانی فیزیکی به فاصله‌ی پهنا‌ی دانه‌ی غبار در‌نظر‌گرفته‌ شود، در این‌صورت، برخورد این ذره‌ی غبار با مولکول‌ها‌ی هوا می‌تواند باعث ناهمدوسی به‌مدت ۱۰ به توان ۳۱- ثانیه شود، که این باعث می‌شود که بر‌هم‌نهی، غیر‌قابل آشکار‌سازی شود. حتی در یک محیط خلا نیز فوتون‌ها‌ی نور می‌توانند به یک ناهمدوسی از این نوع منجر‌ شوند: بدون از بین‌بردن بر‌هم‌نهی دانه‌ی غبار، نمی‌توانستید به آن نگاه‌کنید.

 

Wojciech Zurek

وجسیچ زورک، فیزیکدان نظری در کتابخانه‌ی ملی لوس‌آنجلس در نیومکزیکو در دهه‌ی ۲۰۰۰ آزمایشی را در حوزه‌ی داروینیسم کوانتومی برای مشاهده‌ی حقیقت عینی کلاسیکی توسعه‌داد

 

شگفت‌آور است که با اینکه ناهمدوسی، نتیجه‌ی مستقیم مکانیک کوانتومی است، تازه در دهه‌ی ۱۹۷۰ توسط هینز دیترزه، فیزیکدان آلمانی شناخته‌ شد. وسیچ زورک(Wojciech Zurek)، فیزیکدان آمریکایی‌ - لهستانی، در دهه ی ۱۹۸۰ این ایده را بیشتر گسترش‌ داد و آن را بهتر به دیگران شناساند و امروزه پشتوانه‌ی تجربی خوبی برای این ایده وجود‌ دارد.

اولین مورد اینکه، سیستم‌ها‌ی کوانتومی باید دارای حالت‌ها‌یی باشند که در مقابل ناهمدوسی مختل‌کننده‌ی محیط مقاومت‌ کنند. زورک این حالت‌ها را حالت‌ها‌ی نشان‌گر نامید چرا که، می‌توانند در حالت‌ها‌ی ممکن یک نشانگر، روی صفحه‌ی یک دستگاه اندازه‌گیری، رمز‌گذاری‌ شوند. هر‌کدام از پارامتر‌ها‌ی یک ذره از جمله: سرعت، مقدار اسپین کوانتومی یا جهت قطبش ذره، می‌توانند در قالب مکان قرار‌گیری نشان‌گر روی صفحه‌ی دستگاه اندازه‌گیری، نمایش داده‌ شوند. طبق استدلال زورک، وجود رفتار‌ها‌ی کلاسیکی به‌معنی وجود حالت‌ها‌ی پایدار و عینی تنها به دلیل وجود حالت‌ها‌ی نشان‌گر در کوانتوم، ممکن است. 

ویژگی خاص ریاضیاتی حالت‌ها‌ی نشان‌گر این است که ناهمدوسی ناشی از بر‌هم‌کنش با محیط اطراف، آن‌ها را به‌هم نمی‌ریزد. به این معنی که هر‌کدام از حالت‌ها‌ی نشان‌گر در محل خود تثبیت‌ شده‌اند یا اینکه تنها به حالت‌ها‌ی بسیار مشابه حالت خودشان منتقل می‌شوند. این موضوع به این معنی است که محیط، همه‌ی حالت‌ها‌ی کوانتومی را به یکباره از بین نمی‌برد بلکه، بعضی از این حالت‌ها را انتخاب می‌کند و سایر را دور می‌ریزد. برای مثال، مکان یک ذره در مقابل ناهمدوسی، مقاومت می‌کند. 

با‌این‌حال، بر‌هم‌نهی ها‌ی مکان‌ها‌ی مختلف، جزء حالت‌ها‌ی نشان‌گر نیستند. بر‌هم‌کنش حالت‌ها‌ی مکانی با محیط، تنها آن‌ها را به حالت‌ها‌ی نشان‌گر موضعی قابل‌مشاهده می‌برد. زورک در دهه‌ی ۱۹۸۰، همین انتخاب‌ها‌ی محیط‌محور را توصیف‌کرد. 

اما برای اینکه یک ویژگی کوانتومی مشاهده‌ شود، شرط دومی نیز وجود‌ دارد. با برای اینکه بدانیم مصون‌ماندن نسبت به محیط اطراف، ثبات یک حالت نشان‌گر را تضمین‌ می‌کند یا خیر، همچنان باید اطلاعات به‌دست‌آوریم و تنها زمانی می‌توانیم اطلاعات بیشتری به‌دست‌آوریم، که این اطلاعات در محیط اطراف جسم وجود‌ داشته‌ باشد. برای مثال، زمانی‌که جسمی را می‌بینید، اطلاعات مورد نیاز برای دیدن آن جسم به‌وسیله‌ی فوتون‌ها‌ی پراکنده‌شده از جسم به شبکیه‌ی چشم شما می‌رسد. این فوتون‌ها، اطلاعات را در قالب قسمتی از جنبه‌ها‌ی مختلف یک جسم مانند مکان، شکل و رنگ جسم با خود حمل می‌کنند. برای اینکه مشاهده‌گر‌ها‌ی مختلف، از یک نتیجه مطمئن باشند، باید نسخه‌ها‌ی تکراری زیادی از یک اندازه‌گیری موجود‌ باشد و این تاییدی بر کلاسیکی‌بودن است. بدین‌طریق، طبق استدلال زورک در دهه‌ی ۲۰۰۰، مشاهده‌ی برخی ویژگی‌ها، تنها به انتخاب این ویژگی‌ها به‌عنوان حالت‌ها‌ی نشان‌گر وابسته نیست، بلکه به میزان قابل‌توجه‌بودن اثری که این ویژگی‌ها در محیط اطراف می‌گذارند نیز بستگی‌دارد. حالت‌هایی که بهتر می‌توانند نسخه‌ها‌ی متعددی از خودشان را در محیط بسازند (مناسب‌ترین حالت‌ها)، بیشتر نیز برای اندازه‌گیری در دسترس هستند. به همین دلیل است که زورک، این ایده را «داروینیسم کوانتومی» نامیده‌است. به‌نظر می‌رسد همین ویژگی‌ها‌ی پایدار که منجر به ابر‌گزینش حالت‌ها‌ی اشاره‌گر محیط‌محور می‌شود، تطابق داروینیسم کوانتومی یا همان ظرفیت ایجاد نسخه‌ها‌ی متعدد از یک حالت را به‌همراه دارد. زورک گفت:

با همه‌ی این‌ها، عملکرد‌ها‌ی پایشی و سیستم‌های نا‌منسجم محیط و همچنین فرایند‌های مشابهی که ناهمدوسی ایجاد می‌کنند، باید نسخه‌های متعددی از اطلاعات را در محیط بازنویسی‌کنند. 

سرریز اطلاعات

البته که مهم نیست اطلاعات یک سیستم کوانتومی که در محیط قرار‌ گرفته‌ است، به‌وسیله‌ی یک مشاهده‌گر انسانی خوانده می‌شود یا خیر. در اصل تنها مسئله‌ای که برای برون‌داد رفتار کلاسیکی مهم است، این است که اطلاعاتی برای خواندن وجود‌ داشته‌ باشد. جس رایدل، فیزیکدان مؤسسه‌ی فیزیک نظری پریمیتر در واترلو کانادا و هوادار داروینیسم کوانتومی، گفت:

 لازم نیست یک سیستم به‌صورت رسمی مورد مطالعه قرار‌ بگیرد. داروینیسم کوانتومی، همه‌ی پدیده‌ها‌ی کلاسیک، شامل اجسام ماکروسکوپی که در آزمایشگاه وجود‌ ندارند و همه‌ی اجسام و پدیده‌هایی را توصیف می‌کند که حتی قبل از خلقت انسان وجود‌ داشته‌اند.

حدود یک دهه پیش، زمانی‌که رایدل به‌عنوان دانشجو‌ی تحصیلات تکمیلی با زورک کار می‌کرد، هردو با همکاری یکدیگر به‌صورت تئوری نشان‌ دادند که اطلاعات مربوط به بعضی از سیستم‌ها‌ی کوانتومی ساده و ایده‌آل، به‌صورت موقت در محیط کپی می‌شود. رایدل گفت:

بنا‌بر همین کپی‌شدن موقت اطلاعات در محیط، لازم است به قسمت کوچکی از محیط دسترسی داشته‌ باشیم تا بتوانیم مقدار متغیر‌ها را تعیین‌ کنیم. 

جس رایدل

پژوهشگران این پروژه محاسبه‌ کردند که یک دانه‌ی غبار به قطر یک میکرومتر پس از آنکه توسط پرتو‌ها‌ی خورشید روشن‌ شود، در زمانی تنها حدود یک میکرو‌ثانیه، مکان خود را تقریبا ۱۰۰ میلیون بار در فوتون‌ها‌ی پراکنده‌شده از دانه‌ی غبار، بر‌جا می‌گذارد. 

همین تعداد زیاد باعث می‌شود که رفتار‌ها‌ی عینی و شبیه‌کلاسیکی وجود‌ داشته‌ باشند. ممکن است ده نفر به‌صورت مستقل مکان یک دانه‌ی غبار را اندازه‌گیری‌ کنند و به‌دلیل دسترسی آن‌ها به نسخه‌ها‌ی قطعی اطلاعات، همه در این اندازه‌گیری توافق داشته‌ باشند. در این دیدگاه، می‌توانیم یک نقطه را به مکان ذره‌ی غبار نسبت‌ دهیم. البته نه به این دلیل که این دانه‌ی غبار دقیقا در همین مکان وجود‌ دارد، بلکه به این دلیل که حالت مکانی این دانه‌ی غبار می‌تواند به‌طوری نسخه‌ها‌ی مشابهی از خودش در محیط حک‌ کند، که مشاهده‌گر‌ها‌ی مختلف، در اندازه‌گیری مکان این ذره‌ی غبار به یک نتیجه برسند. 

علاوه بر این، لزومی ندارد که میزان زیادی از محیط را پایش‌کنید تا بتوانید اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کنید. رایدل گفت:

میزان اطلاعاتی که می‌توان از یک سیستم به‌دست‌آورد، به‌سرعت به بالا‌ترین حد خود می‌رسد. 

ماورو پاترنوسترو، فیزیکدان دانشگاه کویین بلفاست که در یکی از سه آزمایش جدید مشارکت‌داشته‌است، توضیح‌داد:

این زیادی تعداد نسخه‌ها‌ی اندازه‌گیری مشابه، ویژگی شاخص داروینیسم کوانتومی است. این همان خاصیتی است که گذار به حالت کلاسیکی را توصیف می‌کند. 

داروینیسم کوانتومی یکی از اسطوره‌ها‌ی موجود درباره‌ی مکانیک کوانتومی را به چالش می‌کشد. طبق نظرات آدن کابلو، فیزیکدان نظری دانشگاه سویل اسپانیا:

منظور از این اسطوره‌ی کوانتومی این است که گذار از مکانیک کوانتومی و جهان کلاسیکی فهمیده‌ نشده‌ است و نتایج اندازه‌گیری را نمی‌توان با تئوری کوانتوم به‌خوبی توصیف‌کرد. 

در عوض او گفت:

تئوری کوانتوم، ظهور جهان کلاسیک را به‌خوبی توصیف می‌کند. 

با‌این‌حال، این موضوع بسیار بحث‌بر‌انگیز است. بعضی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ناهمدوسی و داروینیسم کوانتومی، شرح کاملی از گذار کوانتومی به کلاسیک ارائه می‌دهند. اما با اینکه پژوهشگران با این ایده‌ها سعی‌ دارند چرایی از بین‌رفتن بر‌هم‌نهی و تنها باقی‌ماندن ویژگی‌ها‌ی قطعی کوانتومی در مقیاس بزرگ را توضیح‌دهند، همچنان این سؤال باقی مانده‌است که چرا اندازه‌گیری‌ها به نتایج یکتا منجر می‌شود؟ زمانی‌که یک مکان خاص برای ذره انتخاب می‌شود، برای دیگر احتمالاتی که در توصیف کوانتومی نهان‌هستند چه پیش می‌آید؟ آیا آن‌ها از لحاظی واقعی بوده‌اند؟ پژوهشگران ناچار‌هستند که برای پاسخ به این سؤال از تفسیر‌ها‌ی فلسفی استفاده‌ کنند؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند از طریق آزمایش به آن پاسخ‌ دهد. 

درون آزمایشگاه

داروینیسم کوانتومی روی کاغذ بسیار مجاب‌کننده به‌نظر می‌رسد. اما تا همین اواخر دور از ذهن به‌نظر می‌آمد. در سال‌ها‌ی گذشته، سه تیم از پژوهشگران به‌صورت مستقل از یکدیگر با در‌نظر گرفتن جنبه‌ی اصلی این تئوری، آن را در بوته‌ی آزمایش قرار‌ دادند. جنبه‌ی اصلی این تئوری از این قرار است که: چگونه یک سیستم کوانتومی می‌تواند نسخه‌ها‌یی از خود را در محیط بنگارد. 

این آزمایش‌ها به توانایی پایش اطلاعات مربوط به سیستم کوانتومی پخش شده در محیط، بستگی‌ دارند. این آزمایش‌ها برای یک دانه‌ی غبار که میان میلیارد‌ها مولکول هوا شناور است، عملی نیست. بنابر‌این، دو تیم از این سه تیم، یک جسم کوانتومی در یک محیط مصنوعی طراحی‌ کردند که تنها تعداد کمی ذره در آن شناور است. یکی از این آزمایش‌ها توسط پاترنوسترو و همکارانش در دانشگاه سپینزا در روم و آزمایش دیگر توسط جیان ویپن، کارشناس اطلاعات کوانتومی و همکارانش در دانشگاه علوم و تکنولوژی چین انجام‌ شد. در هر‌کدام از این دو آزمایش از یک فوتون به‌عنوان سیستم کوانتومی و از چند فوتون دیگر به‌عنوان محیط مورد تعامل با سیستم کوانتومی استفاده‌ شد که اطلاعات مربوط به سیستم کوانتومی را پخش می‌کردند. 

هر دو این تیم‌ها، فوتون‌ها‌ی لیزر را از دستگاه‌ها‌ی اپتیکی عبور دادند که این دستگاه‌‌ها فوتون‌ها‌ی عبوری را به‌صورت چند‌تا‌یی در‌هم‌تنیده در‌آوردند. پژوهشگران پس از آن فوتون‌ها‌ی محیطی را بررسی‌ کردند تا ببینند چه اطلاعاتی در مورد حالت نشان‌گر سیستم فوتونی در آن‌ها کد‌گذاری‌ شده‌ است. در این مورد یکی از ویژگی‌های کوانتومی فوتون به‌نام قطبش (جهت‌گیری میدان‌ها‌ی الکترو‌مغناطیسی فوتون) در محدوده‌ی انتخابی داروینیسم کوانتومی بررسی‌ شد. 

 اثر اشباع، پیش‌بینی کلیدی داروینیسم کوانتومی است. اثر اشباع به این معنی است که اگر فقط تعداد محدودی از ذرات محیط اطراف سیستم کوانتومی را بررسی‌کنید، تمام اطلاعات مربوط به سیستم کوانتومی در دسترس شما قرار می‌گیرد. پن گفت:

برای به‌دست‌آوردن حد‌اکثر اطلاعات از یک سیستم کوانتومی مورد اندازه‌گیری و مشاهده، تنها بررسی قسمت کوچکی از محیط اطراف کافی است. 

هر دو تیم دقیقا به همین نتیجه رسیدند. تنها اندازه‌گیری یکی از فوتون‌ها‌ی محیط اطراف، اطلاعات زیادی در‌مورد قطبش سیستم فوتونی در دسترس پژوهشگران قرار‌ داد و افزایش تعداد فوتون‌ها‌ی محیطی مورد‌ بررسی، با کاهش نتایج و اطلاعات مفید همراه بود. پن توضیح‌داد:

حتی یک فوتون تنها در‌صورتی که بر‌هم‌کنش به‌اندازه‌ی کافی قوی با سیستم کوانتومی فوتونی داشته‌ باشد، می‌تواند به‌عنوان محیط اطراف یک سیستم کوانتومی عمل‌کند و ناهمدوسی و گزینش را در مورد این سیستم معرفی‌ کند. زمانی‌که بر‌هم‌کنش میان سیستم کوانتومی و محیط اطراف آن ضعیف‌تر باشد، میزان بیشتری از محیط باید مورد پایش قرار بگیرد.

داروینیسم کوانتومی

داروینیسم کوانتومی

یک تیم پژوهشی به سرپرستی فدور جلزکو، سرپرست مؤسسه‌ی اپتیک کوانتومی Ulm آلمان، حالت نیتروژنی را با پایش اتم‌ها‌ی کربن اطراف، بررسی‌کردند که طبق شکل در شبکه‌ی الماسی جا‌ی گذاری شده است. یافته‌ها‌ی آن‌ها داروینیسم کوانتومی را تأیید می‌کند.

در سومین آزمون آزمایشی داروینیسم کوانتومی به رهبری فدور جلزکو، فیزیکدان اپتیک کوانتومی در دانشگاه Ulm آلمان با همکاری زورک و دیگران، از سیستم و محیط متفاوتی استفاده‌ کردند. این سیستم و محیط شامل یک شبکه‌ی کریستالی الماس است که به‌جا‌ی یکی از اتم‌ها‌ی کربن این شبکه اتم نیتروژن قرار‌داده‌ شده‌ است. به این سیستم به اصطلاح «نقص خالی نیتروژن» گفته می‌شود. اتم نیتروژون به‌دلیل داشتن یک الکترون بیشتر از کربن، نمی‌تواند با کربن‌ها‌ی اطراف پیوند برقرار‌ کند و ترکیب شیمیایی بسازد. بنابر‌این، اسپین تک الکترون نیتروژن که با الکترون دیگری جفت‌ نشده‌ است، مانند جهت یک بردار، یا به سمت بالا یا به‌سمت پایین اشاره می‌کند یا در یک بر‌هم‌نهی از هر دو حالت ممکن قرار‌ دارد. 

این اسپین با اتم‌ها‌ی ایزوتوپ کربن ۱۳ که تقریبا ۰/۳ درصد شبکه‌ی الماس را تشکیل می‌دهند، به‌صورت مغناطیسی بر‌هم‌کنش می‌کند. کربن ۱۳ برخلاف ایزوتوپ فراوان‌تر، یعنی کربن ۱۲، دارای اسپین است. به‌صورت میانگین، هر اسپین نیتروژن با چهار اتم کربن ۱۳ تقریبا به‌فاصله‌ی ۱ نانو‌متر شدیدا جفت می‌شود. 

پژوهشگران با کنترل و پایش اسپین‌ها با استفاده از لیزر و پالس‌ها‌ی رادیویی، توانستند اثر تغییرات اسپین نیتروژن را بر تغییرات اسپین هسته‌ای محیط اندازه‌گیری‌کنند. طبق گزارشی که این پژوهشگران در ماه سپتامبر منتشر کردند، توانستند پیش‌بینی داروینیسم کوانتومی مبنی بر تعدد نسخه‌ها را نیز مشاهده‌کنند. این مشاهده به این شکل بوده‌ که حالت اسپین نیتروژن به‌عنوان کپی‌ها‌ی متعدد در محیط اطراف ضبط‌شده‌ است و اطلاعات مربوط به اسپین خیلی زود به بالا‌ترین حد خود می‌رسد و بیشتر اطلاعات ضبط‌شده در محیط بررسی می‌شود. 

زورک گفت:

از آنجایی که آزمایش‌ها‌ی فوتونی به‌طوری نسخه‌ها‌ی متعدد می‌سازند که یک محیط طبیعی را شبیه‌سازی‌کنند، این آزمایش‌ها‌ی فوتونی، فرایند‌ها‌ی گزینشی شامل حالت‌ها‌ی نشان‌گر مقاوم در برابر ناهمدوسی را شامل نمی‌شوند. در‌عوض، خود پژوهشگران این حالت‌ها‌ی نشان‌گر را قرار می‌دهند. 

زورک اضافه کرد:

خود ساختار شبکه‌ی الماس نیز به‌دلیل اندازه‌ی محیط، مشکلاتی دارد اما حد‌اقل یک ساختار شبکه‌ای طبیعی است. 

تعمیم داروینیسم کوانتومی

زورک گفت:

تا‌به‌حال، همه‌ی پژوهش‌‌ها و بررسی‌ها انتظارات را تا‌حدودی بر‌آورده‌ کرده‌اند و این نکته‌ی مثبتی برای داروینیسم کوانتومی است. 

رایدل گفت:

به‌سختی می‌توانستیم انتظاری غیر از نتیجه‌بخش‌بودن آزمایش‌ها‌ی QD داشته‌ باشیم. در این دیدگاه، QD تنها یک کاربرد خوب و روشمند برای مکانیک کوانتومی استاندارد به‌کار رفته در بر‌هم‌کنش یک سیستم کوانتومی با محیط اطرافش است. با اینکه به‌کار بردن این روش در بیشتر اندازه‌گیری‌ها‌ی کوانتومی غیر‌ممکن است، اگر بتوانید یک اندازه‌گیری را ساده‌تر کنید، پیش‌بینی‌ها واضح‌تر خواهند‌ بود. 

 رایدل اضافه‌کرد:

داروینیسم کوانتومی بیشتر شبیه یک آزمون خود‌سازگار درونی از خود تئوری کوانتومی است. 

اما با اینکه به‌نظر می‌رسد همه‌ی این پژوهش‌ها و مطالعات با QD سازگاری دارند، باز‌هم نمی‌توان آن‌ها را به‌عنوان تنها توصیف از ظهور رفتار کلاسیکی یا درستی کامل تلقی‌کرد. 

کابلو می‌گوید: اولا هر سه این آزمایش‌ها تنها نمونه‌ها‌یی ساختارمند از آن چیزی ارائه می‌دهند که محیط زیست واقعی شامل آن می‌شود. از این گذشته، آزمایش‌ها به‌صورت صریح و واضح دیگر روش‌ها‌ی بروز رفتار کلاسیکی را رد نمی‌کنند. برای مثال، نظریه‌ای به‌نام «پخش طیف» که پاول هورودکی و همکارانش در دانشگاه تکنولوژی دنسک لهستان توسعه یافته‌است، در راستا‌ی توسعه و رواج QD طراحی‌شده‌ است و کار می‌کند. تئوری پخش طیف (که تنها در چند مورد ایده‌آل نتیجه‌بخش بوه‌است)، حالت‌ها‌ی در‌هم‌تنیده‌ی سیستم کوانتومی و محیط را شناسایی می‌کند که این حالت‌ها، اطلاعات عینی ارائه می‌دهند و مشاهده‌گر‌ها می‌توانند این اطلاعات را بدون مختل‌کردن سیستم به‌دست‌آورند. به‌عبارت‌دیگر، هدف از این نظریه این است که مشاهده‌گر‌ها‌ی مختلف بتوانند بدون اینکه تأثیری روی نسخه‌ها‌ی دیگر اطلاعات بگذارند، به یکی از این نسخه‌ها‌ی موجود در محیط دسترسی داشته‌ باشند و این یک جنبه از دست‌نخورده باقی‌ماندن و اصل‌بودن اندازه‌گیری‌ها‌ی کلاسیکی است.

هورودکی و دیگر نظریه‌پردازان نیز در صدد بودند تا QD را در یک چارچوب نظری جدا‌سازی‌کنند که در این چارچوب، لزومی به تقسیم جهان به سیستم فیزیکی و محیط اطراف نباشد. اما تنها در این چارچوب چگونگی بروز واقعیت کلاسیکی از بر‌هم‌کنش میان سیستم‌ها‌ی کوانتومی مختلف بررسی می‌شود. پاترنوسترو گفت:

پیدا‌کردن روش‌ها‌ی آزمایشگاهی که با استفاده از آن‌ها بتوان تمایز‌ها‌ی ناچیز میان پیش‌بینی‌ها‌ی این نظریه‌ها را تشخیص‌داد، ممکن است چالش بر‌انگیز باشد. 

پژوهشگران هنوز هم در تلاش هستند و این تلاش‌ها باید بتواند توانایی ما برای کاوش در عرصه‌ی کوانتوم را افزایش‌ دهد. رایدل گفت:

بهترین دلیل برای انجام این آزمایش‌ها این است که آن‌ها تمرین‌ها‌ی خوبی هستند که نشان می‌دهند برای آزمودن QD نیازمندیم تا آزمایش‌ها‌ی دشواری انجام‌ دهیم و این آزمایش‌ها، می‌توانند مرز‌ها‌ی تکنولوژی آزمایشگاهی را جا‌به‌جا کنند. 

به‌نظر می‌رسد تنها راهی که برای درک مفهوم آزمایش می‌توانیم پیدا‌کنیم، ساختن آزمایش‌ها‌ی بهتر است.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:17 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

مدیرعامل هوآمی، از شرکت‌های زیر مجموعه شیائومی اعلام کرد که شیائومی می بند ۵ در حال توسعه است و سال آینده به بازار عرضه می‌شود.  

 

خردادماه امسال، شیائومی می بند ۴ با نمایشگر رنگی، دستیار صوتی و توان بیشتر معرفی شد. براساس اعلام وانگ هوانگ، بنیانگذار، رئیس هیئت مدیره و مدیر ارشد اجرایی شرکت هوآمی(Huami) از زیرمجموعه‌های شیائومی، می بند ۵ در مرحله‌ی توسعه قرار دارد.  

وانگ هوانگ در تماس تلفنی با Wareable اعلام کرد: «در حال توسعه‌ی شیائومی می بند ۵ هستیم.» وی در ادامه‌ی صحبت خود افزود: 

زمان دقیق معرفی و عرضه‌ی شیائومی می بند ۵ هنوز مشخص نشده است. اما توسعه‌ی می بند ۵ را با همکاری شیائومی آغاز کرده‌ایم. درنتیجه طولی نخواهد کشید که شاهد معرفی می بند جدید به بازار خواهیم بود. با وجودی که شیائومی می بند ۴ به‌تازگی معرفی شده است، اما قصد داریم احتمالا برای سال بعد شیائومی می بند ۵ را معرفی کنیم.

mi band 4 / می بند 4

باتوجه به گفته‌های وانگ هوانگ، زمان دقیق معرفی و عرضه‌ی می بند ۵ هنوز به‌صورت قطعی مشخص نشده ولی به‌نظر می‌رسد باید اوایل سال ۲۰۲۰ منتظر رونمایی آن باشیم. حداقل می‌توانیم امیدوار باشیم چینی‌ها می بند جدید را درحدود ماه ژوئیه (خردادماه) و تقریبا یک سال پس از معرفی می بند ۴ به بازار معرفی کنند.

اطلاعات خاصی در مورد مشخصات می بند ۵ منتشر نشده است و باید منتظر بمانیم تا اخبار بیشتری در مورد آن به‌اشتراک گذاشته شود. می بند ۴ فاقد GPS است؛ بنابراین اگر مدل بعدی بتواند با بهره‌مندی از GPS‌ و البته قیمت پایین به بازار عرضه شود، شیائومی به فروش خوبی دست خواهد یافت.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:15 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

شرکت ساخت‌وتولید محصولات نیمه‌هادی تایوان یا TSMC یکی از بزرگ‌ترین بازیگران صنعت پردازنده در جهان محسوب می‌شود که با غول‌های فناوری همکاری نزدیکی دارد.

 

شرکت Taiwan Semiconductor Manufacturing Company مشهور به TSMC بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی مستقل محصولات نیمه‌هادی در جهان محسوب می‌شود که مرکز فعالیت آن در تایوان و پارک علوم و صنعت شهر سینچو قرار دارد. شرکت تایوانی از همان زمان تأسیس تصمیم گرفت تا به‌‌صورت اختصاصی یک مرکز تولیدی تراشه و نیمه‌هادی باشد و امروز نیز به‌عنوان پیمانکار تولیدی بسیاری از بزرگان دنیای فناوری شناخته می‌شود.

TSMC در سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۹۸۰ تأسیس و از همان ابتدا، تولید ریزتراشه برای دیگر فعالان صنعت نیمه‌هادی به‌عنوان مأمورت اصلی آن انتخاب شد. در آن زمان تراشه‌ها به‌صورت داخلی و در همان مراکز ساخت غول‌های صنعت مدارهای یکپارچه همچون اینتل و NEC تولید می‌شدند. وقتی ظرفیت تولید آن شرکت‌ها از نیازشان بیشتر شد، به تولید تراشه برای دیگر طراحان نیمه‌هادی روی آوردند. تأسیس TSMC و دیگر شرکت‌های مشابه، دوران تازه‌ای را برای این صنعت رقم زد که در آن شرکت‌های با ظرفیت بالای طراحی تراشه، دیگر نیازی به سرمایه‌گذاری در بخش تولید ندارند.

غول تایوانی صنعت تراشه امروز ۵۶ درصد از سهم جهانی صنعت را در اختیار دارد. آن‌ها با ۴۵۰ شرکت طراحی تراشه در سرتاسر جهان همکاری می‌کنند. از شرکا و مشتریان شرکت تایوانی در این صنعت می‌توان به کوالکام، انویدیا، زیرمجوعه‌ی تولید تراشه‌ی هواوی یعنی های‌سیلیکون و مدیاتک اشاره کرد.

تاریخچه‌ی تأسیس

دولت تایوان در سال ۱۹۸۷ شرکت TSMC را با همکاری شرکت هلندی فیلیپس الکترونیکس تأسیس کرد. هدف اصلی از تأسیس شرکت، نمایش و بهره‌برداری از پیشرفت‌های بی‌شمار تایوانی‌ها در صنعت نیمه‌هادی بود. موریس چانگ به‌عنوان اولین مدیر شرکت انتخاب شد. دولت تایوان در سال ۱۹۸۵ از او دعوت کرده بود تا به شرکت بازگردد و به توسعه‌ی صنعت نیمه‌هادی کمک کند. چانگ در چین پرورش یافته و فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های بزرگ MIT و استنفورد بود. او دکتری مهندسی برق داشت و پیش از بازگشت به تایوان، به‌عنوان مدیر شرکت General Instrument Corp فعالیت می‌کرد.

tsmc

موریس چانگ

تأسیس TSMC در سال ۱۹۸۷ نفش تسهیل‌گری در تکامل صنعت نیمه‌هادی تایوان داشت. آن‌ها ازهمان ابتدا فرایندهای تولیدی جدید و حرفه‌ای را به ساختار خود اضافه کردند که قدرت تایوان را در طراحی تراشه به رخ جهانیان می‌کشید. اضافه کردن ساختارهای تولیدی جدید به کارخانه در همان چهار سال اول فعالیت با سرعت انجام شد. تا سال ۱۹۹۲ انواع فرایندهای به‌روز تولید و آزمایش تراشه‌های کامپیوتری در TSMC پیاده‌سازی می‌شدند و استانداردهای لازم نیز از سازمان‌های بزرگی همچون VLSI دریافت شده بود.

فرایند تولید بر مبنای ویفر (Wafer) از مهم‌ترین دستاوردهای TSMC در سال‌های ابتدایی بود. آن‌ها ابتدا به‌عنوان یک تولیدکننده با تجهیزات ۶ اینچی و فرایند تولید ویفر دو میکرون فعالیت می‌کردند، اما در سال ۱۹۹۱ اولین دستاورد تاریخ‌ساز را رقم زدند. در آن سال TSMC از محدودیت تولید ویفرهای یک میکرونی عبور کرد.

TSMC با همکاری دولت تایوان و شرکت سوئدی فیلیپس تأسیس شد

هدف اولیه‌ی TSMC کمک به مراکز طراحی تراشه‌ی تایوان بود. تایوانی‌‌ها همیشه به طراحی‌های حرفه‌ای تراشه و نیمه‌هادی مشهور بودند، اما تمایلی به ورود جدی به فرایندهای تولیدی نداشتند. به‌هرحال پس از چند سال فعالیت و همکاری با طراحان داخلی، نوبت به توسعه‌ی بین‌المللی رسید و TSMC به سرعت به شرکتی جهانی تبدیل شد. آن‌ها پس از چند سال به انواع شرکت‌های بین‌المللی که کارخانه‌ی تولید نیمه‌هادی نداشتند، خدمت‌رسانی می‌کردند.

سرعت رشد TSMC در سال‌های ابتدایی به‌حدی بالا بود که آن‌ها در سال ۱۹۹۲ لقب بزرگ‌ترین کارخانه‌ی سیلیکونی جهان را به خود اختصاص دادند که تراشه‌های اختصاصی را برای شرکت‌های دیگر تولید می‌کرد. در آن زمان ۲۵۰ مهندس پردازش در خدمت شرکت تایوانی بودند و به‌نوعی TSMC در مرز فناوری نیمه‌هادی حرکت می‌کرد. ۸۰ در صد از تولید SRAM تایوان توسط این شرکت انجام می‌شد. به‌علاوه نیمه‌هادی‌های دیگر همچون DRAM و EPROM هم در سبد تولید TSMC بودند که در مجموع درآمد شرکت را در سال ۱۹۹۲ به ۲۴۵ میلیون دلار می‌رساند.

tsmc

اوج‌گیری تقاضا برای تراشه‌های کامپیوتری

تا سال ۱۹۹۴ تقاضا برای تراشه‌های کامپیوتری به اوج خود رسید. کاربردهای جدید رسانه‌ای و پردازش قابل حمل به‌مرور کاربران و کارشناسان بیشتری را به دنیای کامپیوتر جذب می‌کردند. TSMC در ابتدای سال خبر از برنامه‌ریزی برای تأسیس کارخانه‌ی تولیدی جدید برای ساخت تراشه‌های هشت اینچی مبتنی بر فناوری ویفر داد. کارخانه‌ی جدید، خروجی محصولات شرکت را به مجموع یک میلیارد دلار می‌رساند. هزینه‌های ساخت کارخانه‌ی جدید (سومین کارخانه‌ی TSMC) نیز حدود ۸۰۰ میلیون دلار برآورد شد. به‌هرحال روند ساخت کارخانه برای شرکت تایوانی که در دو جبهه‌ی تراشه‌های منطقی و حافظه فعالیت می‌کرد، فشار زیادی را به همراه داشت، اما درنهایت با موفقیت به پایان رسید.

TSMC در سال ۱۹۹۴ سهام خود را به‌صورت عمومی در بازار سهام تایوان عرضه کرد. پیش از پایان سال رخداد مهم‌تری برای شرکت پیش آمد و آن‌ها قرارداد همکاری بزرگی را با AMD امضا کردند تا خدمات تولیدی را برای پردازنده‌های AM486 این شرکت ارائه کنند. در آن سال فروش شرکت به ۷۴۴ و سود عملیاتی به ۳۲۵ میلیون دلار رسید. افزای فروش ۶۰ درصدی کل صنعت نیمه‌هادی در خلال سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ باعث شده بود تا ظرفیت تولید مبتنی بر فناوری ویفر به‌صورت جهانی با کاهش روبه‌رو شود. درنتیجه ۶۰ درصد از خدمات TSMC به شرکت‌های نیمه‌هادی بدون کارخانه ارائه می‌شد و ۴۰ درصد دیگر به شرکت‌هایی اختصاص می‌یافت که با کاهش توان تولید مواجه شده بودند. در آن زمان سود عملیاتی شرکت تایوانی به ۴۹ درصد رسیده بود که بالاترین میزان در صنعت محسوب می‌شد.

افزایش تقاضا برای تولید تراشه در شرکت تایوانی، آن‌ها را به تأسیس کارخانه‌ی جدید وا داشت. در سال ۱۹۹۵ خبر ساخت کارخانه‌ای جدید برای محصولات هشت اینچی منتشر شد که هزینه‌ای حدود ۱/۲ میلیارد دلار داشت. کارخانه‌ی چهارم TSMC‌ برای ساخت مبتنی بر فناوری ویفر ۰/۴ میکرون طراحی می‌شد و قرار بود در آینده به فناوری ۰/۲۵ میکرون برسد. برنامه‌ی TSMC‌ یک نسل جلوتر از دیگر تولیدکننده‌های تایوانی بود که از فناوری‌های ۰/۵ تا ۰/۳۵ میکرون استفاده می‌کردند.

فرایند ساخت کارخانه‌ی جدید در نوامبر ۱۹۹۵ شروع شد. بخشی از سرمایه‌ی آن از صندوق‌های سرمایه‌گذاری تأمین می‌شد که مشتریان برای اطمینان از فعالیت بلندمدت TSMC‌ ایجاد کرده بودند. چنین سبکی از سرمایه‌گذاری در میانه‌های سال ۱۹۹۵ توسط TSMC‌ مطرح شد تا علاوه بر افزایش سرمایه‌های ورودی، همکاری و وفاداری شرکای تجاری را نیز افزایش دهد.

tsmc

از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ ظرفیت تولید ویفرهای ۶ اینچی در TSMC‌ تقریبا دو برابر شد. آن‌ها ظرفیت خود را از ۶۶۵ هزار در سال ۱۹۹۳ به ۱/۲ میلیون ویفر در سال ۱۹۹۵ رساندند. کارخانه‌های ۶ اینچی شرکت تایوانی با نام‌های Fab 1، Fab 2a و Fab 2B با حداکثر ظرفیت فعالیت کرده و هر ماه ۱۰۰ هزار ویفر تولید می‌کردند. برنامه‌های توسعه‌ای اینگونه تنظیم شدند که Fab 3 متمرکز بر ویفرهای هشت اینچی، تا سال ۱۹۹۷ به ظرفیت تولید ۲۲ هزار ویفر در ماه برسد و در سال ۱۹۹۸، ظرفیت را به ۳۵ هزار ویفر در ماه افزایش دهد. شروع فعالیت Fab 4 برای سال ۱۹۹۷ برنامه‌ریزی و ظرفیت تولیدی آن نیز برای سال ۱۹۹۸ روی ۲۵ هزار ویفر تنظیم شد. برنامه‌ی توسعه‌ای دیگر، ساخت کارخانه‌ی Fab 5 بود که طرح آن در سال ۱۹۹۵ اعلام شد.

ظهور شرکت‌هایی همچون TSMC از همه بیشتر برای طراحان تراشه مفید بود

سال ۱۹۹۵ با همکاری بزرگی برای TSMC همراه بود. خبر تأسیس کارخانه‌ی مشترک با شرکت Altera در آمریکا، در همین سال رسانه‌ای شد و تایوانی‌ها یک قدم به سلطه بر بازارهای جهانی نزدیک‌تر شدند. ابتدا مناطقی در اورگان و بریتیش کلمبیا برای سایت جدید شرکت تایوانی بررسی شدند، اما درنهایت کاماس در واشنگتن به‌عنوان محل نهایی انتخاب شد. کارخانه‌ی جدید با هدف رسیدن به ظرفیت ۳۰ هزار ویفر هشت اینچی در ماه طراحی شد که ابتدا فناوری ۰/۳۵ میکرونی و سپس ۰/۲۵ میکرونی را به کار می‌گرفت.

تا سال ۱۹۹۶ دو شریک جدید برای همکاری در ساخت کارخانه‌ی آمریکایی با TSMC توافق‌نامه امضا کردند. Analog Devices و Integrated Silicon Solutions شرکت‌هایی بودند که به ترکیب سازنده‌ها اضافه شدند تا کارخانه درنهایت به‌نام WaferTech ساخته شود. آلترا با سرمایه‌گذاری ۱۴۰ میلیون دلاری در کارخانه‌ی مذکور، ۱۸ درصد از سهام مالکیت آن را در اختیار می‌گرفت. سهام دو شرکت بعدی نیز به‌ترتیب ۱۸ و چهار درصد بود. سرمایه‌گذاران خصوصی دیگر هم سه درصد و TSMC به‌عنوان مالک اصلی ۵۷ درصد از سهام مالکیت را در اختیار گرفت.

فعالیت در آمریکا فرصت ورود به بازار سهام این کشور را برای TSMC فراهم کرد. آن‌ها در سال ۱۹۹۶ به‌عنوان اولین شرکت تایوانی وارد بازار بورس نیویورک شدند با فروش ۳۰۵ میلیون سهم، سرمایه‌ای بالغ بر ۵۰۰ میلیون دلار جذب کردند. تا آن زمان فیلیپس هنوز ۳۵ درصد از سهام مالکیت TSMC را در اختیار داشت. سال ۱۹۹۶ باز هم با افزایش درآمد و فروش برای شرکت تایوانی همراه بود که فروش را به ۱/۴۵ میلیارد دلار و درآمد را به ۷۱۸/۵ میلیون دلار رساند.

tsmc

چالش و تداوم توسعه در سال‌های پایانی قرن بیستم

سال ۱۹۹۷ با پیش‌بینی کاهش فروش و کاهش ۵۰ درصدی سود برای TSMC همراه بود. ازطرفی تایوانی‌ها به‌خاطر مازاد ظرفیت و افزایش شانس رقابت تصمیم به کاهش قیمت‌ها گرفتند. یکی از رقبای بزرگ هم‌وطن TSMC در آن سال‌ها United Microelectronics بود که در ۱۸ ماه منتهی به سال ۱۹۹۷ توانست به نزدیک‌ترین رقیب TSMC تبدیل شود. آن‌ها جایگاه Chartered Semiconductor Manufacturing از سنگاپور را به‌عنوان بزرگ‌ترین رقیب TSMC تصاحب کرده و با تأسیس سه شرکت مستقل تولیدی و چندین مرکز طراحی در آمریکا، تهدیدی جدی را برای هم‌وطن خود ایجاد کردند.

UMC به‌عنوان نزدیک‌ترین رقیب TSMC کاهش قیمت‌ها را به‌عنوان اولویت در نظر گرفته بود. در سال ۱۹۹۷، دونالد بروکس که از سال ۱۹۹۷ مدیر TSMC بود، استعفا داد و مورس چانگ جایگزین او شد. بروکس به‌سرعت به شرکت رقیب پیوست و به‌عنوان مدیر واحد بین‌المللی آن‌ها در سان‌ویل کالیفرنیا مشغول به کار شد.

در دورانی که رقابت در صنعت تولید تراشه به اوج رسیده بود، TSMC از برنامه‌ی توسعه‌ای همه‌جانبه رونمایی کرد. آن‌ها برنامه‌ای نیازمند ۱۴/۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری را مطرح کردند که با هدف ساخت ۶ کارخانه‌ی تولید تراشه‌های هشت اینچی و ۱۲ اینچی و چند کارخانه‌ی دیگر به جریان می‌افتاد. به‌علاوه برنامه‌ی همکاری با دولت محلی تایوان و تأسیس پارک علم و فناوری در منطقه‌ی تاینان هم در دستور کار مدیران قرار داشت. TSMC تصمیم داشت تا با سرمایه‌گذاری ۱/۴ میلیارد دلاری، کارخانه‌ی Tab 6 را در آن منطقه تأسیس کند.

در میانه‌های سال ۱۹۹۷، ظرفیت تولیدی TSMC به‌صورت کامل توسط مشتریان رزرو شده بود. مشتریان در حوزه‌های کامپیوتر شخصی، محصولات الکترونیکی مخصوص مصرف‌کننده و مدارهای مجمتع صنعت ارتباطات، انواع سفارش تولید تراشه را به شرکت تایوانی ارسال کرده بودند. به‌علاوه شرکت ژاپنی فوجیتسو هم به جمع مشتریان اضافه شده بود و سهم عمده‌ای از خدمات را طلب می‌کرد.

tsmc

وضعیت تقاضا برای نیمه‌هادی‌ها از سال ۱۹۹۶ رو به افول بود. با این وجود TSMC امکانات مناسبی را در اختیار کارمندان قرار می‌داد و حقوق و مزایای آن‌ها را در سطح بالایی نگه می‌داشت. پرداخت سهام به‌عنوان مزایا بخشی از فعالیت‌های شرکت برای کارمندان بود که تنها در سال ۱۹۹۶، بیش از ۱۰۰ میلیون سهم را بین چهار هزار کارمند شرکت تقسیم کرد. در آن سال‌ها سهام TSMC با قیمت ۵ الی ۶ دلار به فروش می‌رفت. در سال ۱۹۹۷ و با وجود اوج‌گیری رقابت در صنعت تراشه، درآمد شرکت تایوانی ۱/۳۷ میلیارد دلار اعلام شد و آن‌ها به پیش‌گامی در صنعت تولید نیمه‌هادی ادامه دادند.

پیش‌بینی TSMC و کارشناسان بازار برای سال ۱۹۹۸، کاهش سرعت رشد صنعت نیمه‌هادی را نشان می‌داد. ازطرفی تمامی ظرفیت تولیدی شرکت برای فصل اول آن سال رزرو شده بود که آن‌ها را به افزایش ظرفیت تولید به میزان ۴۰ درصد در بخش تراشه‌های هشت اینچی وا داشت. به‌همین دلیل برنامه‌ی افزایش تولید در کارخانه‌های هشت اینچی و ساخت کارخانه‌های جدید در دستور کار قرار گرفت. دو کارخانه‌ی جدید برای ساخت در پارک علم و صنعت تاینان برنامه‌ریزی شدند. WaferTech نیز برای شروع تولید در میانه‌ی آن سال آماده می‌شد.

همکاری با بزرگان صنعت، امکان توسعه‌ی فعالیت به کشورهای دیگر را فراهم کرد

یکی از قراردادهای مهم TSMC در سال‌های پایانی قرن بیستم، با شرکت Artisan Components امضا شد که فروش مالکیت‌های معنوی آن شرکت را به مشتریان TSMC ممکن می‌کرد. مالکیت‌های معنوی Artisan در انواع حوزه‌ها از تراشه‌های حافظه‌‌ای، سلول‌های استاندارد و تراشه‌های ورودی/خروجی و مبتنی بر فناوری ۰/۲۵ میکرونی طراحی می‌شدند. توافق دو شرکت از این لحاظ اهمیت داشت که طراحی‌های مالکیت معنوی هماهنگ با ظرفیت تولیدی TSMC به مشتریان ارائه می‌شد. درنهایت از نیمه‌ی دوم سال ۱۹۹۸، کتابخانه‌ی مالکیت‌های معنوی Artisan در اختیار مشتریان TSMC قرار گرفت.

در میانه‌های سال ۱۹۹۸، چالش‌های صنعت نیمه‌هادی به‌مرور خود را به فعالان نشان می‌داد. تقاضا و قیمت محصولات به‌صورت هم‌زمان کاهش یافته بود. TSMC با وجود شروع سال کاری با ظرفیت کامل، در میانه‌ی سال با ظرفیت ۸۰ درصد فعالیت می‌کرد. درنتیجه تایوانی‌ها اعلام کردند که هزینه‌های خود را برای آن سال از ۱/۳ میلیارد به ۹۲۰ میلیون دلار کاهش خواهند داد. به‌علاوه برنامه‌ریزی هزینه‌ای سال بعد نیز بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار اعلام شد.

tsmc

در سال ۱۹۹۸ و در اوج چالش‌های کاهش تقاضا در صنعت، مدیر جدیدی به‌نام اف‌سی سنگ در TSMC شروع به کار کرد. از لحاظ برنامه‌های تولیدی فنی، پوشش‌دهی فلزی مس و فرایندهای تولیدی ۰/۱۸ میکرونی برای سال ۱۹۹۹ اعلام شد. درواقع تایوانی‌ها در آن زمان با وجود تمام چالش‌ها تلاش می‌کردند تا روندهای تولیدی خود را با بزرگ‌ترین رقبا همچون اینتل، IBM و NEC هم‌گام کنند.

TSMC در ادامه‌ی روند توسعه‌ی قرن بیستم، همکاری جدیدی را با فیلیپس و صندوق سرمایه‌گذاری EDB در سنگاپور شروع کرد تا به‌صورت مشترک، یک کارخانه‌ی تولیدی در سنگاپور تأسیس کند. پروژه‌ی مذکور هزینه‌ای بالغ بر ۱/۲ میلیارد دلار داشت و برای شروع فعالیت در سال ۱۹۹۹ در Pasir Ris Wafer Fab Park سنگاپور آماده می‌شد.

در سال ۱۹۹۸ تغییراتی در سیستم مدیریت بین‌الملل شرکت ایجاد شد. ران نوریس مدیر زیرمجموعه‌ی TSMC در سن خوزه‌ی آمریکا ارتقاء شغلی دریافت کرد و به‌عنوان معاون ارشد فروش و بازاریابی جهانی مشغول به کار شد. تا پایان سال ۱۹۹۸ درآمد شرکت تایوانی با رشد ۱۴/۶ درصدی نسبت به سال قبل به ۱/۵۶ میلیارد دلار رسید. البته سود TSMC از ۵۵۹/۵ میلیون دلار به ۴۷۷/۹ میلیون دلار کاهش یافت.

افزایش ظرفیت تولید

سال ۱۹۹۹ با افزایش فروش قابل توجهی در دسته‌ی ویفرهای ۰/۲۵ میکرونی برای TSMC همراه بود. افزایش تقاضا باعث شد تا عملکرد فصل اول آن سال، بسیار بهتر از فصل اول سال ۱۹۹۸ باشد. در آن سال قرارداد مهمی با موتورولاامضا شد که تصمیم داشت ۳۵ درصد از فعالیت‌های تولید نیمه‌هادی خود را برون‌سپاری کند. تفاهم‌نامه‌ی جدید به TSMC امکان می‌داد تا از فرایندهای CMOS موتورولا در معماری‌های ۰/۳۵ و ۰/۳۵ میکرون استفاده کرده و آن‌ها را به فرایندهای تولید نیمه‌هادی خود اضافه کند. به‌علاوه موتورولا نیز به فناوری‌های مرتبط شرکت تایوانی دست پیدا می‌کرد.

tsmc

فناوری تولید ۰/۱۸ میکرونی در سال‌های پایانی قرن بیستم، مزیت اصلی و نقطه‌ی پیشرفت TSMC بود. شرکت با پیشرفت در این حوزه تصمیم گرفت تا هزینه‌های خود را در سال ۱۹۹۹ به ۱/۲۶ میلیارد دلار افزایش دهد. افزایش هزینه‌ها با هدف افزایش ظرفیت تولید ۰/۱۸ میکرونی در کارخانه‌های تایوان و همچنین WaferTech انجام می‌شد. فناوری تولید اینترکانکت مسی هم در دستور کار تایوانی‌ها قرار داشت که تولید انبوه آن برای سال ۲۰۰۰ برنامه‌ریزی شده بود.

 TSMC هم مانند بسیاری از فعالان بزرگ دنیای فناوری، علاوه بر توسعه‌ی داخلی از خرید و ادغام هم برای گسترش فعالیت‌ها استفاده می‌کرد. آن‌ها ۱۷۰ میلیون دلار در Acer Semiconductor Manufacturing سرمایه‌گذاری کرده و ۳۰ درصد از سهام آن را در اختیار گرفتند. زیرمجموعه‌ی ایسر در صنعت نیمه‌هادی، پروژه‌های تولید تراشه را برای شرکت‌های IBM و فوجیتسو انجام می‌داد. TSMC با سرمایه‌گذاری در این شرکت قصد داشت تا کارخانه‌های تولیدی آن‌ها را به مراکز اختصاصی تولید نیمه‌هادی تبدیل کند. درنتیجه‌ی این همکاری شرکتی به‌نام TSMC-Acer هم تأسیس شد که اف‌سی سنگ مدیر TSMC به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی آن هم فعالیت می‌کرد.

به‌کارگیری جدیدترین فناوری‌های تولیدی همیشه در دستور کار مدیران TSMC قرار دارد

فصل دوم سال ۱۹۹۹ با رکوردشکنی فروش برای TSMC همراه بود. آن‌ها در ماه ژوئیه به فروشی دست یافتند که تقریبا دو برابر مدت مشابه در سال قبل بود. در آن سال علاوه بر برنامه‌ریزی توسعه در سنگاپور و توسعه‌ی ایسر، تأسیس مراکز تولیدی در اروپا هم در دستور کار مدیران قرار داشت. در همان سال زلزله‌ی بزرگی هم در تایوان رخ داد که در تاریخ آن جزیره بی‌سابقه بود. البته خسارت زیادی به زیرساخت‌های TSMC وارد نشد و آن‌ها حتی هفت میلیون دلار به فعالیت‌های بازسازی کمک مالی واریز کردند. تمامی فعالیت‌های تولیدی TSMC یک هفته پس از زلزله و با ظرفیت ۹۰ درصد از سر گرفته شد.

پایان قرن بیشتم با افزایش ۸۰ درصدی تقاضا برای محصولات ویفر TSMC نسبت به سال قبل همراه بود. شرکت افزایش ظرفیت به میزان ۱۰ درصد را پیش‌بینی کرد و گزارش‌های مالی خارق‌العاده‌ای هم برای آن سال منتشر کرد. فروش ۲/۳۵ میلیارد دلاری همراه‌با سود ۷۹۲ میلیون دلاری، آماری عالی برای شرکت تایوانی بود.

tsmc

کارخانه‌ی جدید TSMC در پایان ۱۹۹۹ در دستور کار ساخت قرار گرفت. مرکز تولیدی که به‌نام Fab 12 در تایوان برنامه‌ریزی می‌شد و شروع فعالیت‌های تولیدی آن، سال ۲۰۰۲ اعلام شد. کارخانه‌ی مذکور که با هزینه‌ی ۲ میلیارد دلار ساخته می‌شد، نقش مرکز تحقیق و توسعه‌ی پیشرفته را نیز برای تایوانی‌ها ایفا می‌کرد.

شرکت TSMC-Acer در سال ۲۰۰۰ و با پرداخت ۹۰ میلیون دلار به ایسر، به‌طور کامل به زیرمجموعه‌ای از TSMC تبدیل شد. خرید مذکور، ماهانه ۴۰ هزار ویفر به ظرفیت تولید شرکت اضافه کرد. در همان ماه شرکت Worldwide Semiconductor Manufacturing هم با پرداخت ۵۵۰ میلیون دلار به‌صورت سهام، به زیرمجموعه‌ی TSMC پیوست. WSMC در سال ۱۹۹۶ تأسیس شده بود و به‌عنوان سومین کارخانه‌ی بزرگ تایوان فعالیت می‌کرد.

TSMC در آستانه‌ی قرن بیستم با بیش از ۴۰ کتابخانه‌‌ی مالکیت معنوی نیمه‌هادی و مرکز طراحی همکاری می‌کرد. همکاری‌های مذکور توانایی ارائه‌ی خدمات متنوعی را به شرکت تایوانی می‌داد که در بازار جدید SOC، موقعیت بسیار خوبی محسوب می‌شد. در نیمه‌ی دوم سال ۲۰۰۰ همکاری مهم دیگری برای توسعه‌ی فعالیت‌ها برنامه‌ریزی و National Semiconductor Corp در سانتا کلارا کالیفرنیا با TSMC وارد همکاری شد.

تا پایان سال ۲۰۰۰، شراکت  با فیلیپس در سنگاپور هم به شرایط تولید رسیده بود و اولین قطعات سیلیکونی از آن خارج شدند. به‌علاوه در همان سال سهام همه‌ی شرکا در WaferTech خریداری شد و TSMC کنترل کامل را در دست گرفت. از لحاظ فناوری، معماری ۰/۱۳ میکرونی به فرایندهای تولیدی شرکت اضافه شدند و TSMC به‌عنوان اولین تولیدکننده‌ی ویفرهای ۳۰۰ میلی‌متری شناخته شد. ویفرهای مذکور در Fab 6 تایوان تولید می‌شدند.

سال ۲۰۰۱ برای هر دو تولیدکننده‌ی بزرگ بازار تراشه با کاهش تولید همراه بود. TSMC و رقیب اصلی یعنی UMC تصمیم به کاهش تولید گرفتند و تا میانه‌ی سال ظرفیت تولید را به ۴۵ درصد کاهش دادند. غول تایوانی با وجود کاهش تولید، برنامه‌های توسعه‌ی فناوری را در دستور کار فرار داد. آن‌ها اولین مدیر ارشد فناوری خود را در همان سال انتخاب کردند. یکی از مشهورترین دانشمندان حوزه‌ی نیمه‌هادی به‌نام چنمینگ هو، اولین مدیر ارشد فناوری در TSMC شد.

tsmc

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی TSMC

توسعه‌ در دهه‌ی ۲۰۰۰ با افزایش ثابت فروش و سلطه بر بازار نیمه‌هادی همراه بود. TSMC در همکاری با بزرگانی همچون کوالکام، انویدیا، AMD، مدیاتک، مارول و برودکام در لبه‌ی فناوری نیمه‌هادی و صنعت ریخته‌گری تراشه حرکت می‌کرد. به‌علاوه شرکت‌های متعدد نوپا و فعال در صنعت طراحی تراشه نیز با تایوانی‌ها همکاری می‌کردند و روند رو به رشد، توقف زیادی را تجربه نمی‌کرد.

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰ مفهوم نانومتری بیش‌ازپیش به صنعت تراشه وارد شده بود. تایوانی‌ها در سال ۲۰۱۰ خبر از ساخت مرکز تولیدی مبتنی بر فناوری‌های ۴۰ و ۲۸ نانومتری دادند که سرمایه‌گذاری در حدود ۹/۳ میلیارد دلار نیاز داشت. کارخانه‌ی جدید که به‌نام Fab 15 فعالیت خود را شروع می‌کرد، سومین پلتفرم TSMC بود که ظرفیت تولید بیش از ۱۰۰ هزار محصول ۱۲ اینچی در ماه داشت. به‌علاوه آن کارخانه دومین مرکز با ظرفیت بالا در ساخت مبتنی بر فناوری ۲۸ نانومتری بود.

روند افزایش درآمد تا سال‌های اخیر هم برای TSMC ادامه داشته است

برنامه‌ی ساخت اولین کارخانه‌ی دهه‌ی ۲۰۱۰ TSMC با طراحی دقیق و مبتنی بر برنامه‌ریزی‌های تولید، درآمد و حتی حفظ محیط زیست انجام می‌شد. کارخانه‌ی مذکور در شهر تایچونگ با جمعیت نزدیک به یک میلیون نفر ساخته شد و شامل دو کارگاه و یک ساختمان مدیریت بود. مساحت مرکز تولیدی آن ۴۳۰ هزار متر مربع اعلام شد و مساحت اتاق‌های اداری نیز ۱۰۴ هزار متر مربع را اشغال می‌کند.

از استانداردهای زیست‌محیطی که در ساخت کارخانه‌ی جدید TSMC در تایوان رعایت شدند، می‌توان به تنظیم‌گری‌های قانونی اشاره کرد که قبلا توسط آن‌ها پذیرفته شد. به‌عنوان مثال شرکت تایوانی باید در کارخانه‌ی جدید استفاده از آب باران، بازیافت گرما، استفاده از انرژی خورشیدی و منابع نوری LED را لحاظ می‌کرد. درنهایت هشت هزار شغل جدید نیز با تأسیس کارخانه در مرکز تایوان، ایجاد شدند.

سال ۲۰۱۱ با خبری مهم برای TSMC همراه بود که آن‌ها را بیش‌ازپیش از بازار نیمه‌هادی به شهرت رساند. اخبار همکاری شرکت تایوانی با اپل در تولید تراشه‌های آیفون و آیپد، اهمیت بالایی در دنیای نیمه‌هادی داشت. کوپرتینویی‌ها تولید پردازنده‌های A5 و A6 را به شرکت تایوانی سفارش دادند. سه سال بعد، پردازنده‌های A8 و A8x نیز توسط TSMC تولید شدند. نسل بعدی پردازنده‌های موبایلی اپل یعنی A9 به‌صورت مشترک توسطسامسونگ و TSMC ساخته شد تا ظرفیت تولید برای شرکت آمریکایی افزایش یابد. در نهایت پردازنده‌های A9x و A10 اپل نیز به‌صورت اختصاصی توسط TSMC ساخته شدند. رخدادهای مذکور به‌مرور اپل را به مهم‌ترین مشتری TSMC تبدیل کردند.

tsmc

آمارهای درآمدی ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ شرکت TSMC

ورود TSMC به صنعت موبایل با سودآوری و همچنین شهرت و اعتبار بالایی برای آن‌ها همراه بود. شرکت تایوانی در سال ۲۰۱۷ مجددا در بخش درآمد رکوردشکنی کرد که سهم عمده‌ی آن را مدیون صنعت موبایل و سیستم‌های استخراج رمزارز بود. سود خالص شرکت در آن سال به ۱۱/۶ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل رشد ۲/۷ درصدی را نشان می‌داد.

از جدیدترین برنامه‌های TSMC برای نفوذ بیشتر به بازار و حفظ پیش‌گامی در صنعت می‌توان به سرمایه‌گذاری ۲۵ میلیارد دلاری برای تولید پردازنده‌هایی با ترانزیستورهای پنج نانومتری اشاره کرد. تولید این تراشه‌ها احتمالا در ماه‌های پیش‌رو از سال ۲۰۱۹ یا ابتدای ۲۰۲۰ شروع می‌شود. سرمایه‌گذاری مذکور برای ساخت مرکز تولیدی در پارک علم و صنعت تاینان هزینه خواهد شد.

تولید پردازنده‌های مجهز به ترانزیستورهای پنج نانومتری به‌معنای افزایش تعداد ترانزیستور در پردازنده‌ها خواهد بود که کارایی و بازدهی آن‌ها را افزایش می‌دهد. بزرگان دیگری همچون IBM، سامسونگ و Global Foundries همچنین فناوری تولیدی دارند. TSMC در کارخانه‌ی جدید خود ظرفیت تولید یک میلیون صفحه‌ی ۱۲ اینیچی سیلیکونی در سال خواهد داشت.

TSMC علاوه بر برنامه‌ریزی برای تولید پنج نانومتری، در سال ۲۰۱۸ تولید هفت نانومتری خود را نیز به‌میزان زیادی افزایش داد. پردازنده‌هایی که با هدف استفاده در محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی، کارت‌های گرافیکی و تجهیزات مخصوص ارتباطات 5G طراحی شدند.

TSMC

از چالش‌های اخیر TSMC در بازار نیمه‌هادی می‌توان به سرقت اطلاعات شرکت توسط یکی از کارمندان سابق و تلاش برای فروش آن‌ها به شرکت‌های چینی اشاره کرد. کارمند مذکور قصد داشت تا اطلاعات را به شرکت HLMC در چین بفروشد. پس از دستگیری ادعا شد که بسیاری از اطلاعات دزدیده شده (که البته به مقصد نرسیدند) مرتبط با پردازنده‌های آیفون بوده‌اند.

ویروس واناکرای، یکی دیگر از عوامل ضرررسان به TSMC در سال‌ ۲۰۱۸ بود. نفوذ این ویروس به ساختارهای تولیدی خصوصا تراشه‌های هفت نانومتری شرکت، اختلالات زیادی را در روند تولید ایجاد کرد که در مجموع خسارتی بالغ بر ۸۵ میلیون دلار برای تایوانی‌ها به‌همراه داشت. به‌هرحال فرایند بازیابی از نفوذ ویروس تا ماه اوت به پایان رسید و مشکلی هم برای اطلاعات مشتریان پیش نیامد.

بنیان‌گذار TSMC به‌عنوان پدرخوانده‌ی صنعت نیمه‌هادی شناخته می‌شود

آخرین آمارهای مالی درباره‌ی TSMC، درآمد این شرکت را در سال ۲۰۱۸، حدود ۳۳/۵ میلیارد دلار اعلام می‌کنند که نسبت به سال قبل افزایش ۶/۵ درصدی داشته است. فروش تراشه‌های هفت نانومتری، ۹ درصد از مجموع درآمد شرکت تایوانی را در سال گذشته به خود اختصاص داد. رشد همیشگی کسب‌وکار TSMC در سال‌های گذشته تا حدود زیادی به افزایش تولید پردازنده‌های کامپیوتری مرتبط بود. پردازنده‌های مذکور در سال گذشته رشد ۶۱ درصدی را در فروش رقم زدند که ۱۴ درصد از سهم درآمد TSMC را به خود اختصاص داد.

سود خالص TSMC در سال گذشته، ۱۱/۴ میلیارد دلار اعلام شد. شایان ذکر است رقم سود سالانه هم مانند درآمد، به رکوردی تاریخی برای شرکت تایوانی رسید. TSMC اکنون ۴۸ هزار کارمند در سرتاسر جهان دارد. مارک لیو به‌عنوان رئیس هیئت مدیره و سی‌سی وی به‌عنوان مدیرعامل این شرکت مشغول به کار هستند. از زیرمجموعه‌های مهم نیز علاوه بر WaferTech می‌توان به SSMC و TSMC PRC اشاره کرد.

TSMC

مختصری درباره‌ی بنیان‌گذار

موریس چانگ بنیان‌گذار و اولین مدیر TSMC بود که به بنیان‌گذار یا پدرخوانده‌ی صنعت نیمه‌هادی در تایوان هم شهرت دارد. موریس پس از مهاجرت اولیه به چین، برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا رفت و ابتدا در دانشگاه هارواردبه تحصیل پرداخت. او مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته‌ی مکانیک و در سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳ از این دانشگاه دریافت کرد و ابتدا در شرکت Sylvania Semiconductor مشغول به کار شد. مقصد بعدی، Texas Instruments بود که در آن سال‌ها به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی صنعت نیمه‌هادی شناخته می‌شد.

فعالیت در TI با پیشرفت سریعی برای موریس همراه بود. او به‌سرعت به موقعیت‌های مدیریتی رسید و در سال ۱۹۶۱ پیشنهاد بورسیه‌ی شرکتی را برای ادامه‌ی تحصیل تا مقطع دکترا دریافت کرد. چانگ با دریافت بورسیه توانست مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۶۴ در رشته‌ی مهندسی برق از دانشگاه استنفورد دریافت کند. فعالیت در TI به مدت ۲۵ سال ادامه یافت و تا سال ۱۹۸۳، موریس به موقعیت معاونت ارشد کسب‌وکار جهانی رسیده بود.

موریس چانگ پس از ترک TI به شرکت General Instruments Corporation رفت و تا سال ۱۹۸۵ در آنجا مشغول به فعالیت بود. او سپس به تایوان رفت و به‌عنوان مدیر مؤسسه‌ی تحقیقات و فناوری صنعتی مشور مشغول شد. مؤسسه‌ی مذکور با حمایت دولتی و در جهت پیشرفت‌های صنعتی و علمی فعالیت می‌کرد. سرانجام در سال ۱۹۸۷، شرکت TSMC توسط او و با حمایت‌های دولتی تأسیس شد. او هم‌زمان با ریاست هیئت‌مدیره‌ی TSMC، به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی Vanguard Industrial Semiconductor Corporation هم فعالیت می‌کرد و تا سال ۲۰۰۳ در آنجا مشغول به کار بود.

بنیا‌ن‌گذار TSMC در طول دوران فعالیت چند بار در موقعیت‌های مدیریتی این شرکت جابه‌جا شد. او یک بار در سال ۲۰۰۵ از سمت مدیریت عامل استعفا داد و ریک سای جایگزین او شد. موریس بار دیگر در سال ۲۰۰۹ به‌عنوان مدیرعامل انتخاب شد و این بار تا سال ۲۰۱۸ و اعلام رسمی بازنشستگی در آن موقعیت باقی ماند.

بسیاری از مدیران اجرایی دنیای فناوری و تحلیل‌گران صنعت، موفقیت TSMC را مدیون مدیریت چانگ می‌دانند. مدیر ۸۶ ساله‌ای که با چشم‌انداز حرفه‌ای، دید بلندمدت و تیمی حرفه‌ای از متخصصان صنعت نیمه‌هادی، موففقیت شرکت تحت مدیریتش را تضمین کرد.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:13 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

اسپاتیفای و اپل موزیک دو بازیگر اصلی حوزه‌ی استریم موسیقی هستند. با زومیت همراه باشید تا ببینیم کدامیک از این دو به ذائقه‌ی کاربر ایرانی نزدیک‌تر است.

 

برخلاف تصور بسیاری از افراد، تا پیش‌از ظهور سرویس‌های استریم موسیقی، صنعت موسیقی با معضل نقض کپی‌رایت توسط شنوندگان روبه‌رو بود. وجود سرویس‌هایی همچون آیتونز اگرچه توانسته بود در ابتدای راه خیلی از افراد را به خرید قانونی موسیقی بر بستر آنلاین ترغیب سازد؛ اما با گسترش اینترنت و رواج سایت‌های نقض‌کننده‌ی کپی‌رایت، دسترسی رایگان به موسیقی‌ ساده‌تر شد.

زمانی‌که اسپاتیفای و مفهوم استریم آنلاین موسیقی در سال ۲۰۰۶ شکل گرفت، هنرمندان دیگر تمایلی به ضبط آلبوم نداشتند و کارهای خود را صرفاً در قالب تک‌ترانه منتشر می‌کردند؛ با‌این‌حال، انقلابی درحال‌وقوع بود که فعالان صنعت موسیقی از وجودش بی‌خبر بودند. در ابتدا کمتر کسی با مفهومی که اسپاتیفای ارائه می‌کرد، آشنایی داشت؛ اما دیری نپایید که این استارتاپ سوئدی توانست از فراسوی مرز‌ها عبور کند و جای خود را در قلب هنرمندان و علاقه‌مندان به موسیقی باز کند.

به‌مرور محبوبیت اسپاتیفای رو‌به‌افزایش گذاشت تا‌جایی‌که از آن به‌عنوان ناجی صنعت موسیقی نیز یاد می‌شود. محبوبیت روز‌افزون اسپاتیفای و درآمد سرشار این استارتاپ سوئدی، بازیگران دیگری را نیز وارد این حوزه کرد؛ به‌گونه‌ای که اپل سرویس جدیدی را تحت‌عنوان اپل موزیک (Apple Music) معرفی کرد؛ اپلی که پیش‌تر با پلتفرم آیتونز یکه‌تاز صنعت موسیقی بود.

خوشبختانه سرویس‌های یادشده تنها به کاربران خارج‌از‌کشور محدود نمی‌شود و در‌ سال‌های اخیر به‌لطف گسترده‌تر‌شدن اینترنت در کشورمان، بسیاری از کاربران ایرانی رو به استفاده از این سرویس‌ها آورده‌اند؛ با‌وجود‌این، سؤالی به‌وجود می‌آید که بین اپل موزیک و اسپاتیفای، کدامیک برای کاربر ایرانی مزایای بیشتری دارد.

در ادامه با بررسی و مقایسه‌ی اپل موزیک و اسپاتیفای با زومیت همراه باشید.

آرشیو موسیقی

اپل موزیک / اسپاتیفای / Apple Music / Spotify

اگرچه اسپاتیفای فعالیتش را خیلی قبل‌تر از اپل موزیک شروع کرده است؛ اما آرشیو حجیم موسیقی‌ها در پلتفرم آیتونز، سرمایه‌ای بود که از همان ابتدا اپل موزیک را همراهی می‌کرد. در‌حال‌حاضر، آرشیو موسیقی اسپاتیفای از ۳۵‌ میلیون ترانه تشکیل شده است؛ همچنین طبق گفته‌ی این استارتاپ سوئدی، روزانه ۲۰‌ هزار ترانه‌ی جدید به آرشیوشان افزوده می‌شود.

در‌آن‌سو اپل موزیک قرار گرفته که از آرشیو قدرتمند آیتونز بهره می‌برد. طبق جدیدترین آمار، ۵۰ میلیون ترانه در سرویس اپل موزیک قرار دارند؛ اما درباره‌ی تعداد آهنگ‌هایی که روزانه به این سرویس اضافه می‌شوند، اطلاعی در دست نیست. 

باتوجه‌به آمار بالا، پر واضح است که اپل موزیک از آرشیو قدرتمند‌تری بهره می‌برد و این موضوع را به‌عنوان یک کاربر در زمان استفاده به‌وضوح می‌توان متوجه شد. کافی است در دو سرویس یادشده به نوار جست‌‌و‌جو مراجعه کرده و به‌دنبال ترانه‌ی موردنظرتان بگردید. به‌طرز ملموسی نتایج جست‌و‌جو در اپل موزیک نسبت‌به اسپاتیفای دقیق‌تر، غنی‌تر و پرشمارتر است؛ بنابراین اگر جزو افرادی هستید که دائما به‌دنبال نسخه‌های مختلف و ریمیکس‌شده‌ی آهنگ‌ها می‌گردید، قطعاً اپل موزیک گزینه‌های بیشتری را در اختیارتان قرار خواهد داد.

به‌غیر از مورد بالا، آرشیو قوی‌تر اپل موزیک جایی دیگر نیز خود را نشان می‌دهد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، اپل موزیک از آرشیو آیتونز بهره می‌برد؛ آیتونزی که از گذشته مورد توجه هنرمندان و خوانندگان بسیاری در سراسر نقاط جهان ازجمله هنرمندان ایرانی قرار داشته است.

درطول استفاده از اسپاتیفای و اپل موزیک، شاهد حضور پررنگ ترانه‌های ایرانی در سرویس اپل بودیم؛ به‌گونه‌ای‌ که کمتر پیش می‌آمد که جست‌و‌جویی بی‌سرانجام بماند. اپل موزیک افزون‌بر بهره‌مندی از آرشیو کامل آلبوم خوانندگان مطرح ایرانی، ترانه‌‌های هنرمندان ایرانی کمتر‌ شناخته‌شده را نیز در خود جای داده است. این موضوع موجب شده تا بخش For You که ترانه‌هایی باب‌طبع شما را شناسایی و معرفی می‌کند، بعضا خوانندگانی را پیشنهاد دهد که پیش‌تر شناختی از آن‌ها نداشته‌اید؛ اما با گوش‌سپردن به آثارشان، به ترانه‌هایشان علاقه‌مند می‌شوید. 

در‌سوی‌دیگر، اگرچه اسپاتیفای توانسته آثار ایرانی قابل‌توجهی را در خود جای دهد؛ اما نمی‌توان واژه‌ی کامل را برای آرشیو ترانه‌های ایرانی اسپاتیفای به‌کار برد. جست‌و‌جوی نام هنرمندان بزرگ ایرانی در اسپاتیفای همیشه با آرشیو کامل کارهایشان همراه نیست؛ از‌این‌رو اگر به‌دنبال آثار و آلبوم‌های خیلی قدیمی خوانندگان محبوب کشورمان می‌گردید، اسپاتیفای با آرشیو ناقصش شما را ناامید خواهد کرد. 

بنابراین با یک‌ جمع‌بندی ساده، می‌توان به برتری اپل موزیک نسبت‌به اسپاتیفای در زمینه‌ی آرشیو موسیقی پی‌ برد. 

نکته‌ی مهم درباره‌ی اپل موزیک، قرارداد‌های کوپرتینویی‌ها با هنرمندان برای انتشار انحصاری آهنگ‌هایشان روی سرویس اپل موزیک است. اگرچه انتقاد‌های زیادی به این کارِ اپل شده است، اما درنظر داشته باشید که برای گوش‌سپردن به بسیاری از ترانه‌های خوانندگان مطرح و خوش‌صدا، فقط باید از اپل موزیک استفاده کنید.

درنهایت لازم است به این موضوع اشاره کنیم که یکپارچگی اپل موزیک با آیتونز به شما اجازه می‌دهد تا در بخش My Library، افزون‌بر آهنگ‌های دلخواهتان در اپل موزیک، به ترانه‌های خریداری‌شده در آیتونز نیز دسترسی داشته باشید.

پیروز: اپل موزیک

کیفیت صدا

در موسیقی، کیفیتِ صدا حرف اول و آخر را می‌زند. از منظر کیفیت صدا، تفاوت‌هایی بین اپل موزیک و اسپاتیفای وجود دارد که کاربران باید آن‌ها را درنظر بگیرند. 

کوپرتینویی‌ها در اپل موزیک از فرمت AAC و حداکثر کیفیت ۲۵۶ کیلوبیت‌برثانیه بهره گرفته‌اند؛ اما در‌آن‌سو، اسپاتیفای کیفیت ۳۲۰ کیلوبیت‌برثانیه را در فرمت OGG ارائه می‌کند. درظاهر و باتوجه‌به به رقم بزرگتر اسپاتیفای، شاید تصور کنید که سرویس سوئدی‌ها کیفیت بیشتری را در‌مقایسه‌با اپل موزیک به کاربرانش ارائه می‌دهد؛ اما واقعیت دقیقا خلاف انتظار است.

طبق تحلیل‌های صوتی که روی این دو فرمت انجام شده، اپل موزیک تاحدودی کیفیت بالاتری را نسبت‌به اسپاتیفای ارائه می‌کند؛ با‌این‌حال تشخیص این تفاوت برای همه‌ی افراد ممکن نیست و تنها آن‌دسته از افرادی که دارای تجهیزات گران‌قیمت و قدرتمندی برای گوش‌دادن به موسیقی هستند، قادر به تشخیص جزئی این تفاوت خواهند بود.

فرمت AAC که اپل از آن استفاده کرده، به فشرده‌سازی اصوات با حداقل کاهشِ کیفیت مشهور است؛ با‌وجود‌این، برای بهره‌گیری از فرمت AAC باید حق استفاده از آن را خریداری کرد. همین امر موجب شده تا اسپاتیفای به فرمت متن‌باز OGG با بیت‌ریت بالاتر روی بیاورد که امکان استفاده‌ی رایگان را فراهم می‌سازد.

بنابراین به‌عنوان کاربری عادی و در شرایط متعادل، ابدا هیچگونه تفاوتی را در‌طول استفاده از دو سرویس یادشده متوجه نخواهید شد؛ اما اگر اینترنت ضعیفی داشته باشید و به‌ناچار روی کیفیت‌های پایین‌تر به موسیقی گوش دهید، اپل موزیک برتری خود را نشان می‌دهد. فشرده‌سازی بهتر اصوات و کاهش حداقلی کیفیت در فرمت AAC، اپل موزیک را به گزینه‌ی بهتری برای کاربرانی تبدیل می‌سازد که از اینترنت ناپایدار و ضعیف استفاده می‌کنند. 

پیروز: اپل موزیک

تجربه کاربری

اسپاتیفای از تم تیره بهره می‌برد؛ همین موضوع باعث شده تا رنگ تیره را در سرتاسر اپلیکیشن مشاهده کنیم. در‌آن‌سو، اپل موزیک به‌صورت پیش‌فرض از تم روشن استفاده می‌کند؛ اما در جدیدترین به‌روزرسانی نسخه‌ی آزمایشی، امکان استفاده از تم تیره درکنار برخی قابلیت‌های جانبی برای کاربران فراهم شده است.

اینکه کدامیک از دو سرویس بالا، رابط‌ کاربری زیباتری دارند، فقط‌و‌فقط به سلیقه‌ی شما مربوط می‌شود و ما درباره‌ی آن هیچ اظهارنظری نمی‌کنیم؛ اما ازلحاظ اصول طراحی، گشت‌و‌گذار در اپلیکیشن اسپاتیفای حس قرارگیری در محیط مدرن‌تری را القا می‌کند. 

از مبحث رابط کاربری که عبور کنیم به تجربه کاربری می‌رسیم که یکی از مهم‌ترین ارکان هر محصول تعامل‌پذیری را تشکیل می‌دهد. برای شروع ابتدا با اپل موزیک آغاز می‌کنیم.

اپل از دیرباز به ساده‌نگری و مینیمالیسم در طراحی‌هایش شهره بوده و این موضوع را در اپل موزیک نیز می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد؛ با‌این‌حال، ساده‌سازی به‌هر‌قیمتی لزوما نتیجه‌ی مثبتی نخواهد داشت. متأسفانه تأکید بالای اهالی کوپرتینو بر ساده‌سازی اپل موزیک نتیجه‌ی عکس داده و بعضاً شاهد مواردی هستیم که سردرگمی را برای کاربر به‌ارمغان می‌آورد. به‌عنوان نمونه، ترانه‌هایی را که با انتخاب گزینه‌ی «لایک» پسندیده‌اید، در هیچ‌یک از قسمت‌های اپلیکیشن ذخیره نمی‌شوند و بالطبع، امکان دسترسی به آن‌ها نیز در فهرستی واحد برای شما میسر نیست؛ موضوعی که هم برای کاربران اولیه و هم کاربران وفادار این سرویس آزاردهنده جلوه می‌کند. 

نمایش متن ترانه‌ها در اپل موزیک

قابلیت Behind The Lyrics در اسپاتیفای

درعوض باید ترانه‌های موردپسندتان را ازطریق گزینه‌ی Add To Library، به بخش Library اضافه کنید. متأسفانه‌ی شیوه‌ی نمایش ترانه‌ها در حالت پیش‌فرض چنگی به‌ دل نمی‌زند و اگر خواستار این باشید که ترانه‌هایتان را در قالب کوچکتری ببینید، به‌ناچار باید به زبانه‌ی Songs رجوع کنید که شما را از دسترسی یکجا به آهنگ‌های یک آلبوم محروم می‌سازد. 

عملکرد ناپایدار اپل موزیک روی سیستم‌عامل اندروید و آیتونز روی ویندوز از دیگر موارد منفی درباره‌ی سرویس موسیقی کوپرتینویی‌ها محسوب می‌شود. 

اما درکنار موارد منفی بالا، نکات مثبتی نیز در اپل موزیک وجود دارد که عدم اشاره به آن‌ها حق مطلب را ادا نخواهد کرد.

یکی‌از بزرگ‌ترین و لذت‌بخش‌ترین مزایای اپل موزیک نسبت‌به اسپاتیفای، بهره‌مندی از متن ترانه‌ها است. در اپل موزیک به‌سادگی می‌‌توانید متن ترانه را هم‌زمان با پخش آهنگ مشاهده کنید تا لذت گوش‌دادن به موسیقی دوچندان شود. این مورد به‌خصوص برای کاربرانی که به یادگیری زبان‌های خارجی نظیر انگلیسی علاقه‌مند هستند، بسیار مفید واقع خواهد شد؛ خبر خوب برای کاربران سرویس موسیقی اپل اینکه به‌زودی با انتشار نهایی iOS 13، کاربران می‌توانند در قالبی جدید، به‌صورت آنی متن ترانه‌ها را روی صفحه‌ی گوشی خود مشاهده کنند.

دیگر نکته‌ی مثبت درباره‌ی اپل موزیک به بخش «رادیو» مربوط می‌شود؛ همان بخشی که Beats 1 در آن فعالیت دارد و به‌صورت ۲۴‌ساعته ترانه‌های جدید از خواننده‌های بااستعداد را پخش می‌کند. طبق گفته‌ی اپل، آن‌ها برای شناسایی استعداد‌های موسیقیایی ناب، از نیروی انسانی متخصص استفاده کرده‌اند؛ با‌این‌حال، این موضوع تنها برای برخی از کانال‌های رادیویی منتخب صدق می‌کند و مابقی تماماً توسط هوش‌مصنوعی هدایت می‌شوند.

خوشبختانه عملکرد هوش‌مصنوعی در بخش رادیو رضایت‌بخش است و اگر به خواننده‌ای علاقه‌مند باشید و آهنگ‌های او را مدام در اپلیکیشن گوش دهید، نباید از دیدن منتخب آهنگ‌های وی در بخش رادیو تعجب کنید. 

نوبتی‌ هم باشد، نوبتِ اسپاتیفای است. ازلحاظ تجربه کاربری، اسپاتیفای چندین پله نسبت‌به اپل موزیک بالاتر قرار دارد. دسترسی به منو‌ها بسیار راحت صورت می‌پذیرد و اکثر المان‌های رابط کاربری برای کاربران ساده و قابل‌درک است. پلی‌لیست‌های اسپاتیفای گستردگی بسیاری بیشتری را دارند و نحوه‌ی چینش آن‌ها حس بهتری را به کاربر منتقل می‌کند.

برخلاف اپل موزیک، تمام آهنگ‌هایی که در اسپاتیفای لایک می‌کنید، در قسمت جداگانه‌ای تحت‌نام Liked Songs نمایش داده می‌شود؛ بنابراین درکنار پسندیدن یک موسیقی، نیازی به انجام کاری دیگر نیست تا دوباره بتوانید ترانه‌ی موردعلاقه‌تان را گوش دهید. 

افزون‌بر موارد بالا، امکانات به‌اشتراک‌گذاری آهنگ‌ها در شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام به‌مراتب در اسپاتیفای بیشتر و قوی‌تر است. با لمس گزینه‌ی Share و سپس Instagram Story در اسپاتیفای، مستقیماً می‌توانید موسیقی درحال‌پخش را در صفحه‌ی اینستاگرامتان استوری کنید. 

در آخر هم باید به تایمر خواب اشاره کنیم که به شما امکان زمان‌بندی اتمام پخش آهنگ‌ها را می‌دهد تا بدون‌اینکه برای قطع‌کردن ترانه‌ها دست به گوشی ببرید، پخش آهنگ متوقف شود و خواب راحتی داشته باشید. 

با‌تمامی‌این‌اوصاف، اسپاتیفای نیز دارای ایراداتی هست که در‌ ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

یکی‌از بزرگ‌ترین ایراد‌های اسپاتیفای در مقایسه با سرویس رقیب، عدم نمایش متن ترانه‌ها درون اپلیکیشن است؛ بنابراین اگر به این موضوع اهمیت می‌دهید، به‌ناچار باید به اپلیکیشن‌های شخص‌ثالثی روی بیاورید که قطعاً در تجربه‌ی کاربری‌تان اختلال ایجاد می‌کنند. البته اسپاتیفای سعی کرده با قابلیتی تحت‌عنوان Behind The Lyrics، نمایش متن ترانه‌ها را با روایت داستانِ پشت‌پرده‌ی خلق آثار موسیقی جایگزین کند. اگرچه ویژگی یادشده اطلاعات جالبی را ارائه می‌کند؛ اما اولاً هرگز نمی‌تواند جایگزین متن ترانه‌ها شود و ثانیاً صرفاً برخی آهنگ‌های خاص را تحت‌پوشش قرار می‌دهد. 

مورد بعدی، امنیت اسپاتیفای است؛ به‌طوری‌که با گشتی گذرا در کانال‌های تلگرامی فروش اکانت‌های هکی، با انبوهی از اکانت‌های هک‌شده اسپاتیفای در ظرفیت‌های یک‌نفره و خانوادگی روبه‌رو خواهید شد. 

به‌طور‌کلی، تجربه‌ی کاربری در اسپاتیفای غنی‌تر از اپل موزیک خواهد بود. پایداری بهتر اسپاتیفای در پلتفرم‌های مختلف و بهره‌مندی از نسخه‌ی تحت‌وب درکنار مواردی که بالاتر گفته شد، اسپاتیفای را از‌حیث تجربه‌ی کاربری به انتخاب بهتری بدل می‌سازد.

پیروز: اسپاتیفای

هوش مصنوعی

اسپاتیفای / اپل موزیک / Spotify / Apple Music

باوجود پیشرفت‌هایی که درطول سال‌های گذشته در حوزه‌ی هوش‌‌مصنوعی شکل گرفته، همچنان نمی‌توان چندان روی هوش‌مصنوعی حساب باز کرد. اپل موزیک و اسپاتیفای، هر دو از الگوریتم‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین برای تشخیص سلیقه‌ی موسیقیایی کاربران استفاده می‌کنند. اپل موزیک در بخش For You و اسپاتیفای در قسمت Discover Weekly به‌صورت هفتگی آهنگ‌هایی که احتمالاً به سلیقه‌تان نزدیکی بیشتری دارند، به شما پیشنهاد می‌کنند؛ با‌این‌حال، اسپاتیفای افزون بر پلی‌لیست هفتگی شما، میکس‌های روزانه‌‌ای را نیز بااستفاده‌از هوش‌مصنوعی به شما پیشنهاد می‌دهد که از خوانندگان و سبک‌هایی که پیش‌تر گوش داده‌اید، تشکیل شده‌اند. 

تصمیم‌گیری درباره‌ی اینکه کدامیک از سرویس‌های مورد بحث عملکرد بهتری را در تشخیص سلیقه کاربر از خود نشان می‌دهند، ابداً کار ساده‌ای نیست؛ ساده بگوییم، هیچکدام از این دو سرویس در پیشنهاد ترانه‌هایی متناسب‌با سلیقه‌ی کاربران، دقیق و حتی نزدیک هم عمل نمی‌کنند. به‌عنوان‌مثال، اگر ۱۰۰ آهنگ توسط الگوریتم‌های یادگیری ماشینِ اپل موزیک و اسپاتیفای به شما پیشنهاد شوند، بیراه نگفته‌ایم اگر بگوییم که ۹۰‌تا از آن‌ها هیچ نزدیکی‌ای به سلیقه‌تان ندارند. 

با‌وجود‌این، تفاوت‌هایی بین دو سرویس موردبحث وجود دارند.

در بررسی‌ ما، اپل موزیک در پیشنهاد آهنگ‌های ایرانی بهتر از سرویس رقیب عمل می‌کند؛ اما باتوجه‌به گستردگی آرشیو‌ موسیقی‌های غربی، این سرویس در شناخت آهنگ‌های خارجی مناسب‌با سلیقه‌ی ما پراشتباه ظاهر شد؛ به‌گونه‌ای که حتی باوجود لایک‌کردنِ موسیقی‌های پاپ و ریتمیکِ خارجی و جهت‌دهی به پیشنهاد‌های اپل موزیک، همچنان در بخش For You شاهد موسیقی‌های بی‌کلام با ریتم آرام بودیم. 

مورد دیگری که در اپل موزیک آزاردهنده جلوه می‌کند، عدم امکان قراردهی یک خواننده در فهرست غیرعلاقه‌‌مندی‌ها است. انتخاب چندین‌باره‌ی گزینه‌ی «نپسندیدم» (Dislike) برای یک خواننده‌ی خاص در فهرست پیشنهادی اپل موزیک به‌هیچ‌عنوان موجب حذف آن خواننده از فهرست‌های پیشنهادی هفته‌های آتی نمی‌شود. نکته‌ی منفی اینکه اپل موزیک به‌غیر از لایک و دیسلایک، عملاً گزینه‌ی دیگری را نیز برای تعیین علاقه‌مندی درنظر نگرفته؛ درحالی‌که آن‌سو اسپاتیفای این مشکل را با اختصاص گزینه‌ای برای حذف همیشگی یک خواننده از فهرست‌های پیشنهادی حل کرده است.

در‌سوی‌دیگر، اسپاتیفای نیز تفاوت چندانی را ازمنظر پیشنهاد موسیقی‌های باب‌طبع رقم نمی‌زند. برخلاف آنچه که در اپل موزیک شاهد بودیم، بخش Discover Weekly عملکرد خوبی در پیشنهاد ترانه‌های ایرانی از خود نشان نمی‌دهد؛ اما اگر صرفاً به موسیقی‌های خارجی گوش می‌دهید، عملکرد بهتر اسپاتیفای درمقایسه‌با اپل موزیک کاملاً مشهود و ملموس است. 

به‌طور‌کلی اسپاتیفای را می‌توان با اختلاف اندک نسبت‌به اپل موزیک، برتر دانست.

پیروز: اسپاتیفای

جست‌وجو

اپل موزیک / اسپاتیفای / Apple Music / Spotify

جست‌و‌جو یکی‌از مهم‌ترین کارها در پیدا‌کردن موسیقی‌های جدید محسوب می‌شود؛ از‌این‌رو پیاده‌سازی درستِ این بخش در اپلیکیشن‌های مرتبط‌با موسیقی از‌جمله سرویس‌های استریم آنلاین، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

قطعا برای همه‌ی ما، بارها پیش‌آمده که به‌صورت گذری، یک آهنگ را شنیده‌ایم؛ اما از نام خواننده و آهنگ اطلاعی نداریم. در چنین مواردی احتمالا با جست‌و‌جوی قسمتی از متن ترانه که به یاد داریم، به پیدا‌کردن آهنگ موردنظر اقدام می‌کنیم. به‌طور سنتی، این‌ کار را در موتور‌های جست‌و‌جو نظیر گوگل انجام می‌دهیم؛ ولی اگر در اپلیکیشن استریم موسیقی باشیم و نتوانیم ازطریق متنِ ترانه جست‌و‌جو کنیم، قطعاً تجربه‌ی ناخوشایندی است. 

خوشبختانه پشتیبانی اپل موزیک از متن ترانه‌ها به نوار جست‌و‌جو نیز انتقال یافته؛ بنابراین اگر نام آهنگی را بلد نیستید، به‌راحتی ازطریق جست‌و‌جوی بخشی‌از متن ترانه در نوار جست‌و‌جو، می‌توانید آهنگ موردنظر را پیدا کنید. با‌این‌حال، ازآنجایی‌که بهره‌مندی از متنِ ترانه برای همه‌ی آهنگ‌ها صدق نمی‌کند، احتمالاً در مواردی همچنان باید دست‌به‌دامان گوگل شوید.

در‌آن‌سو، اسپاتیفای به‌دلیل عدم بهره‌مندی از متن ترانه‌ها، از چنین قابلیت کارآمدی بی‌بهره است؛ از‌این‌رو، اگر کاربر اسپاتیفای هستید و قصد پیدا‌کردن آهنگی را دارید که تنها متنش در ذهنتان مانده، چاره‌ای جز پناه‌بردن به گوگل و دیگر موتور‌های جست‌و‌جو ندارید.

پیروز: اپل موزیک

موزیک ویدئو

اپل موزیک / Apple Music

از‌ همین ابتدا خیالتان را راحت کنیم؛ پیداکردن موزیک ویدئو در اسپاتیفای یک سردرد بی‌درمان است. نخست آنکه موزیک ویدئو تنها در مناطق خاصی از دنیا دردسترس قرار داد و دوم اینکه هیچگونه بخش مشخصی در رابط‌کاربری برای موزیک ویدئو‌ها درنظر گرفته نشده است.

در‌آن‌سو، اگرچه اپل موزیک نیز نقص‌هایی دارد؛ اما در بخش موزیک ویدئو، خوب و رضایت‌بخش عمل می‌کند. متأسفانه در اپل موزیک نیز شاهد بخش مناسبی برای ورود به قسمت موزیک ویدئو‌ها نیستیم و به‌ناچار باید در صفحه‌ی Browse تا انتهای صفحه پیمایش کنید تا گزینه‌ی موزیک ویدئو را بیابید. با ورود به این بخش، انبوهی از موزیک ویدئو‌های جدید از خوانندگان سراسر دنیا دراختیارتان قرار می‌گیرد.

دیگر نکته‌ی مثبت‌ درباره‌ی اپل موزیک اینکه شما می‌توانید موزیک ویدئو‌ها را با زیرنویس انگلیسی، اسپانیایی و... مشاهده کنید که لذت تماشا را دوچندان می‌کند؛ به‌ویژه برای ما ایرانی‌ها که همواره درک کلامی زبان‌های خارجی یکی‌از معضلاتمان بوده است.

خوشبختانه موزیک ویدئو‌های هنرمندان ایرانی نیز در این بخش وجود دارند؛ اگرچه تعداد کمی از این ویدئو‌ها را می‌توان در اپل موزیک یافت؛ اما وجودشان قطعا نکته‌ی مثبت دیگری برای کاربران ایرانی به‌شمار می‌رود.

پیروز: اپل موزیک

جمع‌بندی

 ما برای بررسی و مقایسه اپل موزیک و اسپاتیفای شاخصه‌های متفاوتی را درنظر گرفتیم که احتمالا برای کاربر ایرانی از اهمیت بیشتری برخوردار است. اینکه کدام سرویس بر دیگری برتری دارد، تا حد بسیاری به سلیقه‌ی افراد و دیدگاه‌شان نسبت‌به شاخصه‌های مختلف مربوط می‌شود.

اپل موزیک و اسپاتیفای هردو سرویس‌های خوبی هستند که ویژگی‌های قابل‌توجهی را به کاربرانشان ارائه می‌کنند؛ اما باتوجه‌به آرشیو بزرگتر اپل موزیک نسبت‌به اسپاتیفای و برتری‌هایی که بالاتر به آن‌ها اشاره کردیم، به‌نظر می‌رسد که استفاده از اپل موزیک برای ایرانی‌ها تجربه‌ کاربری بهتری را رقم می‌زند؛ به‌ویژه اینکه به‌لطف آیتونز، در اپل موزیک شاهد حضور پررنگ‌تر خوانندگان ایرانی‌ و فارسی‌زبان هستیم. درنظر داشته باشید که اپل موزیک از نسخه تحت‌وب بهره‌مند نیست و متأسفانه روی پلتفرم ویندوز و اندروید، عملکردی به‌خوبی iOS و macOS ندارد. 

با‌این‌حال، از نقاط قوت اسپاتیفای نیز نمی‌توان گذشت. هوش‌مصنوعی قوی‌تر، ظاهر مدرن‌تر، پشتیبانی از پادکست‌ها و عملکرد پایدار روی پلتفرم‌های مختلف از‌جمله شاخصه‌های برتر اسپاتفای نسبت‌‌به اپل موزیک به‌شمار می‌رود. 

با‌تمامی‌ این‌ اوصاف، اگر صرفاً به شنیدنِ موسیقی‌های خارجی علاقه‌ دارید و متن ترانه‌ها نیز برایتان اهمیتی ندارد، اسپاتیفای گزینه‌ی مناسبی برایتان خواهد بود؛ اما اگر می‌خواهید درکنار موسیقی‌های ایرانی، به ترانه‌های خارجی نیز گوش دهید، اپل موزیک بهترین انتخاب برای شما خواهد بود. 

درکل به‌نظر می‌رسد که اپل موزیک به ذائقه‌ی کاربران ایرانی بیشتر از اسپاتیفای نزدیک باشد.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:11 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

اگرچه، فناوری‌های مبتنی بر واقعیت‌ مجازی و واقعیت افزوده در تلاش هستند تا توجه بازار را جلب کنند، اما درحال حاضر هنوز جایگاه مناسب خود را نیافته‌اند. در ادامه خواهیم دید که چرا آینده‌ی پرتلاطمی در انتظار آن‌ها خواهد بود.

 

موفقیت در جریان اصلی، علاوه‌بر پیشرفت در فناوریِ سخت‌افزارها به تداوم در تولید محتوای مناسب و دسترسی آسان بستگی دارد. اگرچه واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، برای مدت طولانی در فهرست «فناوری‌های جدید آینده» قرار داشته‌اند، اما نام آن‌ها هنوز هم از این فهرست خارج نشده‌ است. آیا واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، سرنوشتی مشابه تلویزیون سه‌بعدی خواهند داشت که فقط برای مدت کوتاهی در میان مردم محبوب شدند؟ پاسخ کارشناسان صنعت به این سؤال منفی است.

تلویزیون سه بعدی

مدیر بخش تحقیقات شرکت بین‌المللی داده (IDC) در این‌باره، خطاب به TechRadar Middle East می‌گوید:

موفقیت در جریان اصلی، علاوه‌بر پیشرفت در فناوری سخت‌افزارها به تداوم در تولید محتوای مناسب و دسترسی آسان بستگی دارد. تلویزیون‌های سه‌بعدی هم دقیقا با چالش کمبود محتوای مناسب مواجه شدند. علاوه‌بر آن، سه‌بعدی بودن این تلویزیون‌ها فقط به‌عنوان یک ویژگیِ افزوده تصور می‌شد که قیمت بالای آن‌ها را توجیه نمی‌کرد.

همچنین وی افزود، واقعیت مجازی یک فناوری نسبتا جدیدی است و احتمالا در طی سال‌های آینده، بیش‌ازپیش مورد توجه قرار خواهد گرفت:

واقعیت مجازی می‌تواند نقطه‌ی عطفی باشد در تعاملات اجتماعی، سرگرمی و استفاده از اینترنت. در طول تاریخ فقط گوشی‌های هوشمند موفق به ایجاد چنین نقطه‌ی عطفی شده‌اند.

با این حال، آکاش بلوچاندران، تحلیلگر ارشد بخش تحقیقات در IDC، گفته‌ است که واقعیت مجازی علاوه‌بر آن‌که در دنیای بازی‌های جریان اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرد، دارای کاربردهای فراوان دیگری هم هست که فرای آن‌ها است. بنابراین، واقعیت مجازی قطعا پتانسیل تبدیل شدن به یک فناوری مخرب را دارد.

برنامه‌های واقعیت مجازی آزمایش می‌شوند

بلوچاندران، درباره‌ی کاربردهای دیگر این فناوری گفته‌ است:

ما شاهد آزمایش و به‌کارگیری برنامه‌های واقعیت مجازی در زمینه‌ی آموزش (در مدارس و نیز در اداره‌ها برای آموزش به کارمندان)، پزشکی (درمان از راه مواجهه و آنالیز عملکرد پزشک)، خرده‌فروشی (تجسم فضاهای خرده‌فروشی و تجربه‌ی مجازی برخورد با مشتری) و سایر عرصه‌ها بوده‌ایم.

زمانی‌که این فناوری در میان مشتریان و فروشندگان جایگاه مناسبی پیدا کند و قیمت‌ها کمی کاهش یابند (خصوصا دستگاه‌هایی که ویژه‌ی مشتریان هستند)، توسعه‌دهندگان و صنایعی که با مشتریان در ارتباط هستند، مجبور خواهند شد تا دست به تولیدات بیشتری در راستای استفاده از فناوری واقعیت مجازی بزنند. این امر می‌تواند تأثیرات مخربی را به‌همراه داشته باشد. درست همانند تاثیراتی که هریک از برنامه‌های Airbnb و اوبر (Uber) به‌ترتیب روی صنعت مهمان‌نوازی و صنعت حمل‌و‌نقل داشته‌اند.

Oculus Quest

اگرچه، مبحث اثرات تخریبی فناوری VR همچنان داغ است، اما بلوچاندران اظهار داشت که این روند، سه الی پنج سال بطول می‌انجامد. وی همچنین افزود: با ادامه‌ی پیشرفت در فناوری واقعیت مجازی، همواره موانعی هم سر راه این فناوری قرار خواهد گرفت:

مبادرت به سرمایه‌گذاری‌های هنگفت، لزوما به‌معنای بهبود وضعیت در بازار تکنولوژی نیست. در دهه‌ی اخیر، شاهد نوآوری‌های جزئی و کم اهمیتی بوده‌ایم. سخت‌افزار مورد نیاز و همپنین نرم‌افزارهای موجود، در ابتدای مسیر بالندگی خود قرار داشته و حتی درحال حاضر، VRهای توانمند و خوب در بازار بسیار گران‌قیمت هستند و همچنین به رایانه‌ها و تجهیزاتی بسیار قدرتمند وابسته هستند.

وی در ادامه‌ی گفته‌های خود در خصوص وضعیت بازار فناوری واقعیت مجازی در سال‌های آینده اظهار داشت:

هم‌اکنون، خرید هدست واقعیت مجازی توجیه اقتصادی چندانی برای مردم ندارد. اما انتظار می‌رود قیمت آن در سال‌های آتی، کاهش چشمگیری پیدا کرده و این فناوری، نزد مردم و بازار جایگاه مناسبی پیدا کند.

تعداد زیادی از برنامه‌ی واقعیت افزوده (AR) برای گوشی‌های هوشمند موجود است

اکیولس کوئست (Oculus Quest) با قیمت ۳۹۹ دلار، قدم بزرگی در پیشرفت دستگاه‌های مستقل واقعیت مجازی برداشته و قیمت مناسبی هم دارد.

واقعیت افزوده

بنابر گفته‌ی بلوچندران، بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایلی که واقعیت افزوده (AR) در میان مردم و همچنین بازار جایگاه مناسب‌تری پیدا کرده است، عدم نیاز آن به سخت‌افزارهای پیچیده است. در حال حاضر بسیاری از نرم‌افزارهای AR، برای گوشی‌های هوشمند قابل دسترسی هستند. وی در این خصوص افزود:

علاوه‌بر این، سمت و سوی علایق در جریان اصلی از طریق برنامه‌های بسیار جذابی نظیر Pokemon Go و Snapchat، هدایت می‌شود.

درحال حاضر، سرمایه‌گذاری در واقعیت افزوده و عرضه‌ی آن به بازار، از جهات گوناگونی نسبت به واقعیت مجازی -به‌ویژه باتوجه به وضعیت فعلی بازار- به‌صرفه‌تر است. منطقه خاورمیانه و آفریقا، شاهد رشد سالیانه‌ی ۷/۱ درصدی در سه‌ماهه اول سال جاری برای هدست‌های AR و VR به دلیل عملکرد خوب آن‌ها همراه‌ با دستگاه‌هایی نظیر پلی‌استیشن VR بود که محبوبیت آن‌ها را در این مدت حفظ کرده است. 

هدست‌های مستقل در تلاش برای جلب توجه

به‌گفته‌ی پوپال، انتظار می‌رود تعداد مخاطبان دستگاه‌های بدون صفحه‌ی نمایش (screen-less) با استقبال از ظهور و پیشرفت دستگاه‌های مستقلی نظیر اکیولس کوئست، کاهش یابد. از طرفی، با استفاده از اینترنت 5G در وضعیت کاربردهای تجاری بالقوه‌ی واقعیت مجازی بهبود حاصل خواهد شد.

با این حال، به‌گفته‌ی وی سرانجام، اینترنت 5G با پهنای باند بسیار بیشتر و تقریبا بدون تأخیر، به رشد VR به‌عنوان یک وسیله‌ی ارتباطی کمک خواهد کرد. این امر به‌ویژه در مورد Vive فیسبوک که صاحب Oculus و HTC است، قابل‌توجه خواهد بود.

همچنین وی در ادامه افزود:

علاوه‌بر این، اینترنت 5G، تجهیزات واقعیت مجازی را قادر به بهره‌گیری از انجام محاسبات از سوی سرور یا محاسبات ابری ساخته و این امر در واقع سبب می‌شود که هدست‌های واقعیت مجازی سبک‌تر و کوچک‌تر شده و مصرف باتری آن‌ها کاهش یابد و همواره تصاویر با کیفیتی در اختیار مصرف‌کنندگان قرار دهند.



تاريخ : شنبه 02 شهریور 1398 | 07:09 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...160161162163164...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران