اینستاگرام شبکهی اجتماعی محبوب و پراستفادهای است. همهی ما تصاویری را در این شبکهی اجتماعی با دوستانمان به اشتراک میگذاریم و از تصاویر آنها بازدید میکنیم. اینستاگرام طی سالیان گذشته تغییرات زیادی را تجربه کرده است. اکنون تبلیغات در سراسر این شبکه دیده میشود و بیشتر به فیسبوک و اسنپچت شباهت دارد تا مکانی برای به اشتراکگذاری عکسهای شاد. چیزی که اوضاع را از این هم بدتر میکند آن است که پژوهشگران متوجه شدهاند اطلاعات تماس کاربران از جمله شماره تلفن و آدرس ایمیل آنها از وبسایت اینستاگرام به بیرون درز میکند. احتمالا موارد یادشده شما را ناچار میکند که به حذف حساب کاربری خود در این شبکهی اجتماعی فکر کنید.
اگر میخواهید حساب کاربری اینستاگرام خود را حذف یا غیرفعال کنید، در این مطلب نحوهی انجام این کار را به شما آموزش میدهیم. متأسفانه روش آسانی برای حذف حساب کاربری اینستاگرام از طریق اپلیکیشن آن وجود ندارد. ولی اگر از دست این شبکهی اجتماعی خسته شدهاید و میخواهید از شر آن خلاص شوید، راههایی برای شما وجود دارد.
حذفکردن یا غیرفعالکردن
شما برای رهایی از اینستاگرام دو گزینهی اصلی پیش رو دارید: حذف کردن یا غیرفعال کردن حساب کاربری. حذف کردن باعث میشود تا حساب کاربری شما برای همیشه از بین برود؛ بنابراین، پروفایل، تصاویر، فیلمها، نظرات، لایکها و دنبالکنندگان شما کاملا حذف خواهند شد و دیگر قابل دسترس نخواهند بود.
در مقابل، غیرفعال کردن باعث پنهانشدن حساب کاربری تا زمان فعالسازی مجدد آن از طریق ورود به حساب میشود. ممکن است فعلا انگیزهی لازم برای ادامهی فعالیت در این شبکهی اجتماعی را نداشته باشید، ولی نخواهید اطلاعات شما در آن حذف شود و بخواهید آنها را برای روز مبادا نگه دارید؛ دراینصورت بعدا قادر خواهید بود تا در صورت لزوم بازهم حساب کاربری را فعال کنید و فعالیت خود را از سر بگیرید.
درخواست دانلود اطلاعات: تصاویر و فیلمها و سایر موارد
قبل از آن که حساب کاربری خود را حذف یا غیرفعال کنید، دقایقی را به دانلود اطلاعاتتان اختصاص دهید. اگر بخواهید حساب کاربری را بهطور کامل حذف کنید، این تنها راهی است که بعدا میتوانید به عکس یا فیلم یا نظر ارسال شدهی خود در اینستاگرام دسترسی داشته باشید. مطمئنا شما عاشق بسیاری از تصاویر خود هستید، بهخصوص عکسهایی که با اشخاص یا مکانهای مشهور گرفتهاید و نمیخواهید آنها را از دست بدهید.
دانلود اطلاعات از اپلیکیشن اینستاگرام
- ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- روی آیکون منوی همبرگری به شکل سهخط روی هم در قسمت بالا و راستی صفحه کلیک کنید.
- گزینهی Settings را از سمت راست و پایین صفحه لمس کنید.
- گزینهی Security را لمس کنید.
- سپس روی Download Data کلیک کنید.
- در این قسمت آدرس ایمیل خود را وارد کرده و دکمهی آبی رنگ Request Download را لمس کنید.
دانلود اطلاعات از طریق مرورگر وب
- وارد حساب کاربری خود شوید
- روی دکمهی Edit Profile کلیک کنید.
- روی گزینهی Privacy & Security کلیک کنید.
- صفحه را پایین بکشید تا وارد بخش دانلود اطلاعات شوید و روی Request Download کلیک کنید.
- در مرحلهی بعد آدرس ایمیل خود را وارد کرده و دکمهی آبی رنگ Request Download را کلیک کنید.
- اطلاعات اینستاگرام شما آمادهی دریافت است.
پس از انجام مراحل گفته شده، شما ایمیلی با عنوان Your Instagram Data یا «اطلاعات اینستاگرامی شما» دریافت خواهید کرد. این پیام را باز کنید تا لینک دانلود اطلاعات را درون آن ببینید. لینک یادشده فقط برای چهار روز قابل استفاده خواهد بود. باید توجه داشته باشید که ممکن است ارسال این لینک به شما تا ۴۸ ساعت به طول بیانجامد، ولی معمولا کمتر از یک ساعت در انتظار خواهید بود.

زمانیکه روی لینک کلیک کنید، پوشهای دانلود میشود که حاوی عکسها و فیلمهای شما است. همچنین برای تمامی اطلاعات حساب کاربری شما، از جمله نظرات فایل جداگانه داخل این پوشه قرار دارد. اینستاگرام این فایلها را با فرمت JSON ذخیره میکند که مربوط به فایلهای جاوا اسکریپت است. این فایلها برای نمایش متنی اطلاعات بهکار میرود و خواندن آنها برای انسان آسان است.
یکی از راههای بازکردن این فایلها، استفاده از مرورگر فایرفاکس است. کافی است فایل را گرفته و روی مرورگر فایرفاکس بکشید تا باز شود. نحوهی نمایش اطلاعات کمی زشت است، ولی شما میتوانید در صورت نیاز به تمامی اطلاعات حساب کاربری خود، از جمله توضیحات تصاویر و نظرات و حتی متن حساب کاربری دسترسی داشته باشید. اگر در نمایش این فایلها با مشکل مواجه شدید، از این صفحهی موزیلا بازدید کرده و تنظیمات آن را با فایرفاکس خود تطبیق دهید.
اگر از مرورگر کروم استفاده میکنید، باید افزونهی مربوط به فایلهای JSON را دانلود کنید. همچنین در سافاری اپلنیز به دانلود افزونهی فایلهای JSON نیاز است.
حذف کردن حساب کاربری اینستاگرام
آسانترین راه برای حذف حساب کاربری اینستاگرام، بازدید از صفحهی حذف حساب کاربری با یک مرورگر اینترنتی است.
در حقیقت، شما نمیتوانید حساب کاربری خود را مستقیما از داخل اپلیکیشن اینستاگرام حذف کنید، ولی میتوانید در صورت تمایل از داخل اپلیکیشن صفحهی حذف حساب کاربری را باز کنید.
حذف حساب کاربری اینستاگرام از داخل اپلیکیشن
- ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- روی آیکون منوی همبرگری به شکل سهخط روی هم در قسمت بالا و راستی صفحه کلیک کنید.
- گزینهی Settings را از پاینن و سمت راست صفحه لمس کنید.
- گزینهی Help را لمس کنید.
- گزینهی Help Center را لمس کنید تا پنجرهی مرورگر باز شود.
- روی Managing Your Account کلیک کنید.
- Delete Your Account را کلیک کنید.
- روی ?How do I delete my account کلیک کنید.
- به پایین صفحه بروید و روی لینک حذف حساب کاربری یا Delete Your Account page کلیک کنید.
پس از ورود به صفحهی حذف حساب کاربری، باید از منوی بازشونده یکی از دلایل را برای حذف حساب خود انتخاب کنید. انجام این کار اجباری است و تا دلیلی برای حذف حساب انتخاب نکنید، امکان ادامهی فرایند وجود ندارد. پس از انجام این کار صفحه را اندکی به پایین بکشید و رمز حساب کاربری خود را در کادر به نمایش درآمده وارد کنید.

درنهایت، روی دکمهی Permanently delete my account کلیک کنید. اکنون پنجرهای باز میشود که از اطمینان شما برای حذف حساب کاربری سؤال میکند. روی OK کلیک کنید.
غیرفعال کردن حساب کاربری
اگر میخواهید برای مدتی از اینستاگرام فاصله بگیرید یا در مورد حذف دائمی حساب خود شک دارید، پیشنهاد میکنیم آن را غیرفعال کنید. سریعترین راه برای انجام این کار استفاده از یک مرورگر وب و بازدید از صفحهیغیرفعالسازی موقت حساب کاربری است.
برای رفتن به صفحهی غیرفعالسازی حساب با مرورگر اینترنتی مراحل زیر را انجام دهید:
- ابتدا به وبسایت اینستاگرام مراجعه کنید.
- وارد حساب کاربری خود شوید.
- روی پروفایل خود کلیک کنید.
- روی دکمهی Edit Profile کلیک کنید.
- به پایین صفحه بروید و از سمت راست روی دکمهی Temporarily disable my account کلیک کنید.
شما میتوانید از طریق اپلیکیشن هم به این صفحه دسترسی پیدا کنید، ولی مراحل آن دشوارتر است. برای دسترسی به صفحهی حذف حساب کاربری، از مراحل گفتهشده در بالا استفاده کنید. بعد از بازشدن این صفحه، روی لینک غیرفعالسازی موقت حساب یا Temporarily Disable Your Account کلیک کنید.

وقتی صفحه باز شد، دلیلی برای غیرفعالسازی حساب کاربری خود از منوی بازشونده انتخاب کنید. سپس روی کلید آبی رنگ Temporarily Disable Account کلیک کنید. پنجرهای باز میشود و از شما در مورد اطمینان برای انجام این کار میپرسد. روی OK کلیک کنید.
کار تمام است و شما از شر اینستاگرام خلاص شدهاید؛ اما اگر خواستید به دنیای اینستاگرام و تماشای عکسها و فیلمهای موجود در آن بازگردید، میتوانید حساب کاربری خود را دوباره فعال کنید. برای انجام این کار کافی است که از طریق اپلیکیشن یا وب به حساب کاربری خود وارد شوید.
تصورکنید درحال راه رفتن هستید و به مانعی مانند یک تپه یا دیوار برخورد میکنید. تنها راهی که میتوانید بهوسیلهی آن به طرف دیگر قدم بگذارید، این است که از دیوار بالا بروید. اما اگر ابرقدرتی شبیه به ذرات کوانتومی داشتید چه؟
قوانین شگفتانگیز مکانیک کوانتومی گاهی به ذرات اجازه میدهند که حتی بدون نیاز به بالا رفتن از چیزی، از موانع سر راهشان عبور کنند. اما هرچه مانع بلندتر شود، تونلزنی نیز چالشیتر میشود بهطوری که تعداد ذراتی که میتوانند از مانع عبورکنند، کاهش باید. بااینحال، نوع خاصی از تونلزنی بهنام تونلزنی کلاین، بازی را تغییر میدهد.در این نوع تونلزنی، حتی زمانی که مانع، یک دیوار بلند باشد، دروازههایی باز میشوند که به ذرات اجازهی عبور میدهند.
حدود صد سال پیش، فیزیکدانی سوئدی بهنام اسکار کلاین، برای اولینبار این پدیده را پیشبینی کرد. بااینحال، تا همین اواخر، دانشمندان نشانههای محدودی از این پدیده مشاهده کرده بودند. در پژوهشی که بهتازگی در مجلهی Nature منتشر شد، گروهی از پژوهشگران میانرشتهای، آثار مستقیمی از پدیدهی کلاین را بهنمایش گذاشتند.
کشف تصادفی
پژوهش یادشده، اولین مطالعهای نیست که بهصورت مستقیم تونلزنی کلاین را مشاهده میکند. دیوید گلدهابر - گوردن، فیزیکدان دانشگاه استنفورد که این پژوهش مشارکتی نداشته، گفت:
اثر تونلزنی کلاین بهخوبی در گرافن (یک مادهی کربنی) دیده میشود.
ایچیرو تاکیوچی، دانشمند علم مواد و مهندس دانشگاه ماریلند و نویسندهی ارشد پژوهش گفت:
قبل از این یافته، مردم دربارهی نشانههای آزمایشگاهی تونلزنی کلاین حتی فکر هم نمیکردند.
بوریس نادگورنی، فیزیکدان دانشگاه واین استیت در دیترویت، که در پژوهش اخیر مشارکت داشته، گفت:
نتایج این کار اخیر، حتی مستقیمتر از اثرات مشاهدهشده در گرافن هستند. پژوهشگران همچنین برای این کار یک آرایه با طراحی بسیار ماهرانه استفاده کردند.
تیون کالپویک، دانشمند نانو کوانتوم در مؤسسهی کاولی دانش نانو در دانشگاه تکنولوژی دلف در هلند، که در پژوهش اخیر مشارکت نداشته، گفت:
من به این کار پایهریزی میگویم. چرا که این پدیدهای است که بهنظر میرسد تنها روی کاغذ اتفاق میافتد. اما باید برای نشاندادن این پدیده بهصورت متقاعدکننده باید به سراغ سیستم آزمایشگاهی رفت.
این آزمایش خاص بهعنوان یک مورد روشن از یک اکتشاف و تفکر تجربی مستقل است.
این یافته میتواند بسیار جذابتر نیز باشد چرا که پژوهشگران تصمیم نداشتند پدیدهی مورد بحث را درعمل ببینند. جانپیر پگلیون، فیزیکدان دانشگاه مریلند و نویسندهی همکار این پروژه گفت:
این پروژه از پژوهشهای ما در مورد نارساناهای توپولوژیک بهدست آمد.
نارساناهای توپولوژیکی مواد عجیبی هستند که داخل آنها عایق و سطح آنها رسانا است. در سالهای پیش، پگلیون و همکارانش مادهای بهنام ساماریوم هگزابورید را بررسی وتلاش کردند نشان دهند که این ماده یک عایق توپولوژیکی است. آنها در ساماریوم هگزابورید بهدنبال نشانههای کوانتومی بودند. داشتن رفتار کوانتومی، جنبهی مهمی از یک ماده است که عایق توپولوژیکی بودن یا نبودن یک ماده را تعیین میکند.

رسانای کامل
پژوهشگران لایهای نازک از ساماریوم هگزابورید را روی ترکیب دیگری قرار دادند که در دماهای پایین به ابررسانا (مادهای که میتواند جریان الکتریسیته را بدون مقاومت منتقل کند) تبدیل میشود. پژوهشگران دما را تا چند درجه نزدیک صفر مطلق پایین آوردند (۲۷۳.۱۵- درجه سانتیگراد) که در آن وضعیت، مادهی دوم ابررسانا شد و به دلیل مجاورت دو ماده، سطح فلزی ساماریوم هگزابورید نیز خاصیت ابررسانایی پیدا کرد. سپس پژوهشگران با استفاده از یک جسم نوک تیز فلزی، سطح ساماریوم هگزابورید را لمس و چگونگی گذر الکترونها به مادهی دوم را بررسیکردند.
در هر مرز میان یک فلز و یک ابررسانا، بازتابی بهنام بازتاب اندریو اتفاق میافتد که دلیل آن این است که در ابررساناها، الکترونها تنها بهصورت جفت وجود دارند؛ مانند دو نفر که در مسابقهای شرکتکردهاند که در آن هرکدام باید یکی از پاهای خود را به یکی از پاهای دیگری گره بزند. زمانیکه الکترون بخواهد از فلز به ابررسانا برود، باید یکی دیگر نیز با خود بیاورد. از آنجایی که بار باید در سیستم متوازن باشد، یک حفره (مکانی که باید الکترون در آن حضور داشته باشد اما جای آن خالی است) با بار مثبت، از ابررسانا به فلز برمیگردد.
پژوهشگران با اندازهگیری رسانایی سیستم، حرکتهای الکترون و حفره را بررسی میکنند. اگر هرکدام از الکترونها بتوانند به ابررسانا وارد شوند، رسانایی دو برابر میشود؛ اما در بیشتر موارد این اتفاق نمیافتد؛ زیرا بعضی از الکترونها انرژی کافی برای رفتن به ابررسانا را ندارند. الکترونهایی که انرژی کمتری دارند از مرز میان ابررسانا و فلز بازتاب میشوند و با این بازتاب، رسانایی سیستم بیشتر از ۱۰۰ درصد میشود اما این رسانایی همچنان کمتر از دو برابر است.
در آزمایش مربوط به ساماریوم هگزابورید، رسانایی فلز دو برابر شد و همین مسئله پژوهشگران را دچار شوک کرد. این تیم با ویکتور گالیتسکی، فیزیکدان نظری دانشگاه مریلند، در آزمونهای مختلف با نتایج عجیبی مواجه شد. از نظر گالیتسکی تونلزنی کلاین به همهی الکترونها اجازه داده است که از مرز فیزیکی بین دو ماده عبور کنند. او در توجیه این رسانایی ایدهآل دو برابر گفت:
یکی دیگر از قوانین پایستگی که به اسپین الکترونها مربوط است، اجازه نمیدهد الکترونهایی که انرژی کمی برای گذر از مانع دارند، بهجای خود برگردند. بنابراین، این الکترونها باید در مانع تونل بزنند.
نادگورنی گفت:
این نتایج تجربی هیجانانگیز ، نشاندهندهی بازتاب اندریو کامل در یک نقطهی تماس عادی میان قسمت کوچکی از ابررسانای قرارگرفته در مجاورت ساماریوم هگزابورید و خود فلز ساماریوم هگزابورید است. این پژوهش، نتایج غیرمنتظره و زیبای بهدستآمده را به نبود بازتاب عادی الکترونها مربوط میکند و این نکتهی مهمی در ظهور و بروز تونلزنی کلاین است.
پگلیون گفت:
حالا که پژوهشگران این خاصیت عجیب کوانتومی را بهنمایش گذاشتند، امیدوار هستند بتوانند از این یافتهها برای ارتقای اجزای کامپیوترهای سنتی استفاده کنند یا حتی موادی برای وسایل و ابزارهای کوانتومی آینده بسازند. مسلط شدن بر توانایی تونلزنی الکترونها میتواند به طراحی ترانزیستورهای ایدهآل کمککند یا حتی مشکل جفتشدگیها را در کامپیوترهای کوانتومی حلکند.
بااینحال کلپویک هشدار میدهد که مسیر کاربردی کردن این موارد، بسیار پیچیدهتر از چیزی است که اغلب بهنظر میرسد.
مقالهی زیر از زبان یکی از مدیران سرویس Genius نوشته شده است. این سرویس که در زمینهی نمایش متن ترانه قطعههای موسیقی موجود و تولید نمونههای جدید فعالیت میکند، بیش از ۱۰ سال قدمت دارد و به ۱۰۰ میلیون کاربر خدمات ارایه میدهد. این سرویس بهتازگی داستان موجود در پس هر یک از قطعههای معروف موسیقی را نیز نمایش میدهد. Genius با همکاری با اسپاتیفای، تمامی اطلاعات مذکور را در این سرویس استریم موسیقی نیز در اختیار کاربران قرار میدهد.
چندی پیش و پس از نمایش متن ترانهها از سوی گوگل در نتایج جستوجو، مدیران جنیوس بهصورت رسمی از گوگل شکایت و اذعان کردند غول دنیای فناوری محتوای جنیوس را کپی و بدون ذکر منبع نمایش میدهد. در ادامه میتوانید نگرانی مدیر این سرویس را در خصوص قدرت گوگل و تصاحب اینترنت مشاهده کنید:
وقتی گوگل سهام خود را در سال ۲۰۰۴ بهصورت عمومی عرضه کرد، در نطقی که همراه عرضهی سهام از طرف لری پیج یکی از بنیانگذاران گفته شده بود:
ما میخواهیم شما به گوگل بیاید و به سرعت چیزی که میخواهید را پیدا کنید سپس خوشحالم میشویم که شما را سریعا به سایت دیگری بفرستیم. ما میخواهیم شما هرچه سریعتر از گوگل خارج و به مکان درست بروید.
اما سیاست سال ۲۰۰۴ گوگل ظاهرا دستخوش تغییرات گستردهای شده است. در سال ۲۰۱۹ براساس دادههای شرکت SparkToro، گوگل کمتر از نیمی از حجم ترافیک جستجوهایش را به خارج از گوگل ارسال میکند و بیشتر آن در خود گوگل باقی میماند و به سایت و محصولات خود آن ارسال میشوند. بخشی از جستجویهایی که از گوگل خارج میشود هم طی این سالها به تدریج در حال کوچکتر شدن است. این تغییرات تأثیرات شدیدی روی رقابت و نوآوری خواهد گذاشت. گوگل برای اکتشاف اینترنتی آزاد و متنوع بنا شده بود ولی حالا رفتار این غول فناوری تبدیل به تهدیدی خاص بر کل این اکوسیستم شده است.
گوگل بهخاطر ویژگی «جعبههای اطلاعاتی» (Information Boxes) حجم زیادی از ترافیکش را در داخل سرورهای خود نگه میدارد. جعبههای اطلاعاتی یکی از محصولات گوگل است که جز اولین نتایج است و در بالای صفحه و خارج از نتایج جستوجو قرار میدهد.
گوگل جعبههای اطلاعات را برای بخش عظیمی از جستجوهای انجام شده نشان میدهد. مثلا شما جستوجو کنید «خیابان کاشفی سبزوار» یا «تهران» و اولین چیزی که گوگل به شما نشان خواهد داد، نقشهی آن محل روی سرویس نقشه گوگل است به همراه چند رستوران که خود گوگل آنها را پیشنهاد میدهد.
بیش از دو سال قبل، برای شرکتی به نام Genius کار میکردم. این شرکت بهصورت تخصصی روی دانش موسیقی فعالیت میکرد و متن دقیقی از ترانههای موسیقی تولید میکرد. ما شواهدی به گوگل ارائه کردیم که نشان میداد متن ترانههایی که در جعبه اطلاعاتی گوگل نشان داده میشود از وبسایت ما کپی شده است. ما در متن بعضی شعرها ترکیبی از خط و آپاستروف را جا داده بودیم. هنگامی که این خط و آپاستروفها را کنار هم قرار میدادیم تبدیل به کد مورس یعنی نقطه و خط میشد و با معنی کردن این کد، جمله «red handed» به دست میآمد. هفته گذشته ما شواهدمان را به شکل عمومی عرضه کردیم و بعد از اینکار نشانهایی که در بعضی اشعار قرارداده بودیم حذف شدن، همچنان متن مورد استفاده در جعبههای اطلاعاتی، دقیقا همان متنی بود که ما در Genius تولید کرده بودیم.
روز سهشنبه ۱۸ ژوئن (۲۸ خرداد ۹۸) گوگل اعلام کرد که از این به بعد، خصیصهای جدید به جعبههای اطلاعاتی متن ترانه (Lyric) اضافه خواهد شد که در آن اطلاعاتی درباره گردآورنده دادههای مورد نظر به کاربران ارائه میکند. این حرکت گوگل دلگرم کننده است ولی گوگل تمام اطلاعاتی که نشان تجاری ما روی آنها قرار داشت و مشخصا از شرکت Genius کپی شده بود، حال با نام شرکتی دیگر در جستجویهای گوگل عرضه میشود.
حالا گوگل به کلی منکر هرگونه اشتباهی شده است و در بیانیهای به وال استریت ژورنال گفت: «کیفیت دادهها و حقوق پدیدآوردنده را بسیار جدی میگیرد».
همچنین در توئیتی گفته است که «در حال تحقیق روی این موضوع است و اگر مجوز استفاده از داده همکارانمان دارای اعتبار نباشد، ما به توافقمان خاتمه خواهیم داد».
مقالههای مرتبط:
امیدوارم که گوگل اینکار را انجام دهد. شرکت ما ۱۰ سال زمان و میلیونها دلار هزینه صرف ساخت پلتفرمی کرده که به کاربران اجازهی همکاری در نوشتن و تفسیر متن ترانهها را میدهد. ما یک دهه زمان صرف روابطمان با هنرمندان و ترانهسراها کردیم که Genius را خانه هنری که خلق کردهاند، میدانستند و حتی بعضی از آنها متن ترانهها را خودشون تأیید میکردند.
برای روشنتر شدن موضوع بهتر است گفته شود که Genius خودش حق انتشار این متن ترانهها را ندارد و فقط ما از آنها میزبانی میکنیم. متن ترانهها متعلق به هنرمندانی است که آن را نوشته اند و Genius طی توافقی با ناشران، اطمینان حاصل میکند که درآمده حاصله از این ترانهها به ترانهسراها نیز برسد. ولی Genius با فراهم کردن رونوشتهای دقیق و بانکاطلاعاتی از دانش موسیقی، خدمات مهمی را به طرفداران موسیقی ارائه میکرد.
وقتی گوگل با استفاده از قدرت خود و نمایش جعبههای اطلاعاتی حاوی متن ترانه در اولویت بالا و ابتدای نتایج جستوجو، که با کپی برداری از محتوای شرکت Genius تکمیل شده بود، باعث کاهش شدید ترافیک این شرکت شدند و به خاطر حجم پایین بازدید، جنیوس دیگر قادر به تولید محتوای ارزشمند برای مصرفکنندگان نیست و از سوی دیگر توان رقابت با گوگل را نیز ندارد. در حالی که دستورالعملهای کیفیسنجی گوگل تأکید میکند استفاده از محتوای کپی شده بجای منبع اصلی، امری بسیار بد برای مصرفکننده است؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد که غول جستوجو به حرفهایی که میزند عمل کند.
گوگل تقریبا ۹۴ درصد سهم جستجوی آمریکا و بیش از ۹۲ درصد سهم جستجوی اینترنت در جهان را در اختیار دارد. با این حجم از توان مهم است که مطمئن شویم این غول فناوری رفتار درست و اخلاقی دارد و حداقل به دستورالعملهای خود عمل کند. امروز مجبور شدیم این صحبتها را بهصورت عمومی مطرح کنیم با این امید که گوگل از رفتار خود که منجر به تخریب نوآوری و رقابت سالم در اینترنت است، دست بکشد. اگر گوگل رفتارش را تغییر ندهد، بسیاری از شرکتهای کوچک نوآور از بین خواهند رفت و ضرباتی سختی به کیفیت محتوای اینترنت خواهد زد.
در سخنرانی ژانویهی ۲۰۱۸ شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، نکتهای غیرعادی بهنظر میرسید. پشت سر شی جین پینگ، دو کتاب در رابطه با هوش مصنوعی (AI) وجود داشت. اما چرا چنین کتابهایی در آن مکان قرار داشتند؟ شبیه به سال ۲۰۱۵، زمانیکه روسیه «بهصورت تصادفی» طراحیهایی را از سلاحی جدید بهنمایش گذاشت، قرارگرفتن کتابها در آن مکان نباید تصادفی باشد. آیا چین با این کار پیامی میفرستاد؟
اگر واقعا چین درحال ارسال پیغامی بوده باشد، شاید مضمون آن بدین شرح است: تا دههها، چین در یک جهان آمریکاییشده زندگی کرده است؛ اما این کشور اکنون برای فرار از این شرایط به هوش مصنوعی (AI) روی آورده است.
پیامدهای پیشرفت چین در هوش مصنوعی
چین قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ با صنعت ۱۵۰ میلیارد دلاری هوش مصنوعی، به ابرقدرت هوش مصنوعی جهان تبدیل شود؛ اما این کشور چگونه میخواهد به چنین جایگاهی دست پیدا کند؟
بهعنوان مثالی از پیامدهای پیشرفت هوش مصنوعی در چین، مراقبتهای بهداشتی و سلامت را درنظربگیرید: پینگ ان (Ping An)، یکی از تولیدکنندگان بزرگ چینی، از هوش مصنوعی پزشک رونمایی کرده است. چینیها کلینیکهایی را با عنوان «کلینیک یک دقیقهای» راهاندازی کردهاند که در آنها، پزشک هوش مصنوعی نشانههای بیماریها را تشخیص میدهد و اقدام به تجویز دارو میکند. پینگ ان قصد دارد ظرف مدت سه سال چند صدهزار از این کلینیکها را در سراسر چین راهاندازی کند.
آیا چین میتواند ۱۰ هزار پزشک هوش مصنوعی به روسیه صادر کند؟ چنین حرکتی موجب تغییر معادلههای ژئوپولیتیک خواهد شد.
بزرگترین تأثیر اقدام یادشده این است که روابط چین و روسیه در زمینهی انرژی و گردش مالی، یعنی زمینههایی که آمریکا میتواند در آنها تأثیرگذار باشد، دگرگون خواهد شد. با این کار، روابط چین و روسیه از زمینههای انرژی و ارز فراتر خواهد رفت و به عرصهی هوش مصنوعی کشیده خواهد شد. ایالات متحدهی آمریکا بر روابط مبتنی بر ارز و انرژی تسلط دارد؛ اما کنترل روابط مبتنی بر هوش مصنوعی چینی از دست این کشور خارج است. با ورود پزشکان هوش مصنوعی چینی به روسیه، جامعهی روسیه بیشتر چینمحور میشود و آشنایی نسل جدید مردم روسیه با پینگ ان، بیش از آیبیام و اینتل آمریکایی خواهد بود. بااینحال، دیگر پیامدهای ژئوپولیتیکی دیگر نیز میتوان برشمرد.
اول، جنبشهای کارگری که از مدتها پیش یک متغیر ژئوپولیتیکی مهم بودهاند (نظیر تنشهای مربوط به ویزای H1B بین ایالات متحده و هند یا درمان خدمتکارهای فیلیپینی در خاورمیانه)، از این پس حور محور تحرکات (و محدودیتهای) هوش مصنوعی چینی خواهند چرخید.
دوم، چین ممکن است بتواند برای اولینبار اکوسیستمی طراحیکند که سایر جهان به آن وابسته باشند. ممکن است لازم باشد پزشک هوش مصنوعی با قوانین و مقررات سلامت محلی روسیه برنامهریزی شود و در این مورد، بهنظر میرسد استارتاپهایی از روسیه میتوانند برای پرکردن این شکاف ظهور کنند یا حتی نقشی را که این پزشکان هوش مصنوعی ایفا میکنند، گسترش دهند. درست همانند وابستگی شرکتهای آمریکایی نظیر اوبر و لیفت به اکوسیستمهای آمریکایی نظیر فروشگاههای نرمافزاری، شرکتهای روسی یادشده نیز به اکوسیستمهای چینی وابسته خواهندبود.

درنهایت، حجم کلان دادههایی که پزشکان هوش مصنوعی جمعآوری خواهند کرد، میتواند توسط چین برای کمک به کسبوکارهای این کشور مورد استفاده قرار گیرد. بهعنوان مثال، شرکتهای دارویی چینی میتوانند در مورد ویروسی که در سنپترزبورگ در حال ظهور است، اطلاع پیداکنند و بهسرعت دست به ساخت داروهایی برای مقابله با آن بزنند. در آن صورت، چین چنان احاطهای بر روسیه پیدا خواهد کرد که هیچ کشور دیگری حتی آمریکا تابهحال نداشته است.
آمریکا چگونه میتواند به عرصه بازگردد
آمریکا نباید تلاش کند از گسترش هوش مصنوعی چینی به سرتاسر جهان ممانعت کند؛ زیرا برای انجام چنین کاری دیگر دیر است. درعوض این کشور باید روی کنترل نحوهی رفتار هوش مصنوعی چینی تمرکز کند. بهمنظور انجام این کار، آمریکا باید درست همانطور که در قرن بیستم برای حکمرانی بر تجارت سنتی، سازمان تجاری جهانی (WTO) را پایهریزی کرد، نخستین «سازمان تجارت هوش مصنوعی (AITO)» جهان را پایهگذاری کند. این سازمان همانند همتای نخستینش بر داد و ستد هوش مصنوعی حکمرانی خواهد کرد.
سازمان تجارت هوش مصنوعی (AITO) میتواند قوانین بینالمللی، اخلاقی و استانداردها را برای هوش مصنوعی وضع کند. البته به دلایل روشن، ممکن است چین و دیگران از عضویت در AITO سرباز بزنند. بااینحال، هدف از بنیانگذاری AITO کشورهای صاحب فناوری هوش مصنوعی نیستند، بلکه هدف کشورهایی هستند که چین هوش مصنوعیاش را در آینده در اختیار آنها قرار خواهد داد.
بهعنوان مثال، چین ممکن است تصمیم بگیرد هوش مصنوعی خود را به هند منتقل کند. هندیها هماکنون تا حد گستردهای به گوشیهای هوشمند چینی وابسته هستند و چین از این طریق میتواند دستیارهای هوش مصنوعی ساخت خود را در این دستگاههای هوشمند ارائه دهد. در آن زمان، صدها میلیون نفر از مردم هند به هوش مصنوعی چینی وابسته خواهند بود. همچنین احتمال دارد چین بخواهد از این دستیارها برای منفعترسانی به کسبوکارهای خود بهره بگیرد. اگر کسی در هند از هوش مصنوعی بخواهد که یک فرش را بهصورت آنلاین یا یک بانک جدید را برای ذخیرهی رمزارزها پیدا کند، هوش مصنوعی ممکن است تبلیغ شرکتهای چینی را نسبت به شرکتهای هندی و آمریکایی بیشتر نمایش دهد.
علاوه بر این، هند ممکن است عضوی از AITO شود. آنوقت احتمال دارد این سازمان قانونی وضع کرده باشد که طبق آن، اعضا ملزم به نصب کدی در تمام سرویسهای درحال فعالیت هوش مصنوعی در کشورشان باشند تا از هرگونه رفتار جانبدارانه و جهتگیری از سوی هوش مصنوعی جلوگیری شود. در این وضعیت ممکن است هوش مصنوعی چینی دیگر قادر به تبلیغ جانبدارانهی کسبوکارهای چینی در هند نباشد.
همچنان که کشورهای بیشتر و بیشتری به AITO ملحق میشوند، دولتهای بیشتر و بیشتری از چین میخواهند تا قبل از فروش هوشهای مصنوعیاش، کد منبع مربوط به آنها را تحویل دهد. قوانین وضعشده در واشنگتن میتواند بهآرامی عملکرد هوش مصنوعی چینی را در سراسر جهان محدود و کنترل کند.
مواجهه با موانع

برای هر دو کشور چین و آمریکا موانع بزرگی وجود دارد. بزرگترین مانع برای چین، اطمینان است. برای مثال، در ژوئن ۲۰۱۸، جزایر سلیمان واقع در اقیانوس آرام، پیشنهاد شرکت چینی هواوی را برای ساخت کابلهای ارتباطی زیردریایی رد کرد. این کشور پیشنهاد هواوی را پس از آن رد کرد که استرالیا نسبت به این مسئله اعتراض کرد و خود پیشنهاد تأمین سرمایه و ساخت کابل را ارائه داد. استرالیا همانند بسیاری از کشورها نگران فناوریهای چینی و دسترسی آنها به دادههای ملی است.
آیا با تشدید نگرانی دولتها نسبت به جاسوسی هوش مصنوعی از شهروندان یا ارسال دادههای حساسشان به چین، این کشور با بدبیاریهای مشابه مواجه خواهد شد؟ اگر شرکتهای چینی به لوکزامبورگ و بلژیک نزدیک شوند و معلمهای هوشهای مصنوعی خود را به آنها ارائه دهند، این اقدام ممکن است هراس انگلیس، فرانسه و آلمان را بهدنبال داشته باشد و آنها را وادار کند تا هوشهای مصنوعی جایگزین خود را ارائه دهند.
بزرگترین مانع بر سر راه ایالات متحده، قوانین حریم خصوصی است که شرکتهای چینی از آن بهره میبرند. برای مثال، در ژانویهی ۲۰۱۸، علیبابا قراردادی را با کوالالامپور امضا کرد تا City Brain، نوعی سامانهی هوش مصنوعی که شهرها را هوشمند میسازد، در اختیار این کشور قرار دهد.
بهدلیل نگرانیهایی که ممکن است مالزی از دسترسی سامانهی هوش مصنوعی یادشده به دادههای ملیاش داشته باشد، کسبوکارهای چینی احتمالا هماکنون مشغول لابیگری با قانونگذاران هستند تا قوانینی وضع شوند که بیش از همه به نفع چینیها باشند.
آیا مالزی میتواند قانونی را معرفی کند که تمام سرویسهای هوش مصنوعی در شهرهای این کشور را به انتقال دادههایشان از طریق سیتی برین ملزم کند؟ وضع چنین قانونی بدین معنی است که اگر آمازون فناوری تشخیص چهرهاش را دراختیار کوالالامپور قرار دهد، تمام دادههای این فناوری به دست چین خواهد رسید. آیا آمازون و آمریکا با این وضعیت کنار خواهند آمد؟ باتوجه به اینکه عدم پیروی آمازون از این قانون میتواند باعث ازدستدادن دسترسی به بازار کوالالامپور شود، آیا این شرکت انتخاب دیگری خواهد داشت؟
همانطور که کشورها حول محور هوش مصنوعی با یکدیگر رقابت میکنند، درگیر بزرگترین نبرد بر سر قدرت جهانی از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون هستند؛ با این تفاوت که منازعهی کنونی بر سر زمین یا منابع نیست، بلکه بر سر داده، پدافند و اقتصاد و درنهایت این مسئله است که چگونه متغیرهای یادشده به یک کشور قدرت بیشتری برای سلطه بر جهان خواهند داد.
جنگ فعلی، نه یک جنگ سرد، بلکه جنگی الگوریتمی است. همچنین این جنگ صرفا بین ایالات متحده و چین درجریان نیست و بازیگران دیگری نظیر هند، روسیه و ژاپن نیز در آن درگیر هستند و هرکدام بلندپروازیها و چشماندازهای خودشان را دارند.
هرچند، چین و آمریکا احتمالا بیش از همه بهرهمند یا متضرر خواهند شد. برای ایالات متحده، هوش مصنوعی میتواند مسیری برای تبدیل جهان به دنیایی آمریکازداییشده باشد. برای چین، هوش مصنوعی واقعا میتواند قرن حاضر را بهنام این کشور ثبت کند. شاید هماکنون اهمیت سخنان ولادمیر پوتین، رئيس جمهوری روسیه بیش از همیشه نمایان باشد؛ هنگامی که وی هشدار داد کشوری که هوش مصنوعی را کنترل کند، کنترل جهان را بهدست خواهد گرفت.
بااینحال، سؤال اینجا است که آیا سخنان پوتین صرفا بیانیهای معمولی بود یا اینکه مانند کتابهای هوش مصنوعی پشت سر رئيس جمهور چین، رئیس جمهور روسیه نیز در حال ارسال یک پیغام مهم بود؟
علیبابا، بزرگترین شرکت تجارت الکترونیکی چین، اولین تراشهی اختصاصی خود را با نام شوانتی ۹۱۰ (Xuantie 910) مبتنی بر معماری RISC–V رونمایی کرد. رسانهی Nikkei Asian در گزارشی مدعی شده تراشهی موردبحث برای رایانش مرزی و سیستمهای رانندگی خودکار استفاده خواهد شد. گفته میشود استفاده از مجوز متنباز RISC-V میتواند یاریدهندهی علیبابا در جنگ تجاری علیه آمریکا باشد. علی بابا قصد ندارد خودش تراشه ها را تولید کند. احتمال دارد این شرکت تولید را به دیگر شرکتهای چینی که در زمینهی نیمههادیها فعالیت دارند بسپارد.
به گفته Nikkei، دولت چین در سالهای اخیر شرکتهای ثروتمند چینی را تشویق کرده است تا وارد صنعت نیمههادیها شوند. تلاشهای دولت هنگامی سرعت بیشتری گرفت که جنگ تجاری بین چین و ایالات متحده در سال گذشته آغاز شد. با توجه به گزارشها، شرکتهای خارجی اگر بخواهند شانسی در بازار چین داشته باشند مجبور به انتقال تکنولوژی و IP خود به شرکتهای چینی هستند.

شان یانگ، تحلیلگر شرکت تحقیقاتی CINNO در شانگهای، میگوید: «اکثر شرکتهای چینی نگران هستند که معماری ARM و معماری و پشتیبانی فنی اینتل در میان تنشهای تکنولوژیکی و سایر تنشهای سیاسی بهزودی غیر قابل دسترسی شوند». بهگفتهی Nikkie افزایش ظرفیت نیمههادیها درصورتی برای چین مفید خواهد بود که شرکتهای بزرگی مانند علی بابا بتوانند یک پلتفرم تراشه ایجاد کنند تا توسعهدهندگان کوچکتر چینی بتوانند بدون نگرانی در مورد قطع منابع از آنها استفاده کنند».
پکن قصد دارد تا سال ۲۰۲۰، ۴۰ درصد از تقاضای مواد نیمههادی داخلی را با استفاده از تولیدات داخلی تأمین کند. طبق گفته یک شرکت تحقیقاتی مستقر در تایپه، سال گذشته تنها ۱۵ درصد از تقاضای نیمههادیها در داخل چین با استفاده از تولیدات داخلی تأمین شده بود.
RISC-V در برابر ARM
شرکتهای چینی دیگر مانند هواوی و شیائومی با استفاده از استانداردهای ARM شروع به ساخت پردازندههای اختصاصی خود کردند. این معماری به آسانی در دسترس بود و آنها میتوانستند قبل از توسعهی طرحهای اختصاصی خود، با طرحهای ARM کار خود را شروع کنند. با این حال شرکتهای چینی با توجه به نامشخص بودن وضعیت تجارت با ایالاتمتحده، احتمالا مجبور شوند بهدنبال راههای جایگزین باشند.
متنباز بودن RISC-V باعث میشود تا نسبت به ممنوعیتو تحریمهای دولتی بسیار مقاوم باشد. حتی اگر دولت آمریکا با استفاده از روشهای مختلف بتواند از فعالیت مشارکت کنندگان آمریکایی RISC-V در ISA جلوگیری کند، شرکتهای چینی میتوانند همان ISA را فورک کنند و به ساخت چیپهای خود بر پایهی فورک (انشعاب) جدید ادامه دهند.

شرکتهایی که درحالحاضر دارای مجوز ARMAv8 ISA هستند برای مدتزمان طولانی طراحیپردازندههای اختصاصیخود روی ISA را ادامه میدهند؛ این زمان به آنها اجازهی تصمیمگیری برای ادامهی استفاده از ARM یا مهاجرت به RISC-V با توجه به خطر جنگ تجاری موجود را میدهد.
RISC-V مزایای دیگری هم نسبت به ARM دارد؛ این معماری برخلاف ARM به تولیدکنندگان اجازه میدهد تا بدون نیاز به کسب مجوز از یک شرکت دیگر، ISA پردازندهها را بهصورت کامل سفارشیسازی کنند. این امر حتی بهدولتها اجازه میدهد تا روی پردازندههای تحقیقاتی خود کار کنند.
انویدیا نیز طراحی میکروکنترلر RISC-V را برای کارتهای گرافیکی GeForce شروع کرده است. همچنین Western Digital قصد دارد طی سالهای آتی میلیاردها دستگاه ذخیرهسازی با پردازندههای RISC-V به فروش برساند. دیگر شرکتها نیز در حال آزمایش پردازندههای مبتنی بر هوش مصنوعی، FPGAها و ... هستند.
دی اچ ال (DHL) با نام کامل Dalsey, Hillblom and Lynn شرکتی آلمانی-آمریکایی با حوزهی فعالیت بینالمللی در صنعت حملونقل است. دیاچال امروز بهعنوان زیرمجموعهی شرکت لجستیکی آلمانی Deutsche Post DHL شناخت میشود که برخی از حوزههای ویژهی پستی همچون ارسال سریع بسته را خصوصا در مقاصد بینالمللی (EMS) پوشش میدهد. آمارها ادعا میکنند که دیاچال سالانه ۱/۳ میلیارد بسته جابهجا میکند.
شرکت پستی DHL ابتدا فعالیت خود را در ایالات متحده و با تمرکز روی بازارهای بینالمللی شروع کرد. از سال ۱۹۹۸ شرکت پست آلمان به مرور خرید سهام DHL را شروع کرد و در سال ۲۰۰۱ بخشی از سهام کنترلی را نیز در دست گرفت. درنهایت در دسامبر ۲۰۰۲ بخش قابلتوجهی از سهام کنترلی توسط شرکت آلمانی خریداری شد. درنهایت برند DHL توسط پست آلمان در حوزههای متنوع حملونقل به کار گرفته شده و حتی منجر به تغییر نام شرکت پست آلمان در بسیاری از حوزههای عملیاتی شد.
مقالههای مرتبط:
تاریخچهی تأسیس
همانطور که گفته شد DHL امروز تحت مالکیت شرکت پست آلمان قرار دارد. وبسایت رسمی این شرکت در توصیف تاریخچهی خود، ترکیبی از تاریخ پست در آلمان و تأسیس دیاچال را روایت میکند که نشان از اهمیت تاریخی موضوع پست نزد آنها دارد. DHL در روایت تاریخچهی خود، داستان را از سال ۱۴۹۰ میلادی شروع میکند که در آن زمان، آلمان هنوز بهصورت امپراطوری اداره میشد.
فرانتز فون تاکسیز بهعنوان بنیانگذار سیستم پستی مدرن شناخته میشود. او طبق دستوری که از سلسلهی خانوادهی هابزبرگ در آلمان دریافت کرده بود، سیستمی پستی برای حمل بسته راهاندازی کرد که تا قرن ۱۶ تقریبا تمامی بخشهای اروپای غربی را پوشش میداد. در اولین توسعههای زیرساخت پستی، آنها ایستگاههای تحویل کالا را با فاصلهی سفرهای یک ساعته از هم تأسیس کردند. با گذشت زمان، ایستگاههای پستی به مراکز مهم اقتصادی تبدیل شدند.
مردم قرن ۱۴ تا ۱۶ اروپای غربی، با توسعهی سیستم پستی شاهد محلهایی بودند که برای تجارت، پیدا کردن محل استراحت، تبادل پول و حتی استراحت اسبها مناسب بودند. درنهایت ایستگاههای پستی به نقاطی مهم در توسعهی روستاها و شهرها بدل شدند.

نشان اولین شرکت پستی اروپای غربی
فریدریش ویلهلم از مقامات امپراطوری آلمان در ۲۱ آوریل ۱۶۴۶ قانونگذاری سیستم پستی را در این منطقه شروع کرد. او سیستم قانونی را بین مناطق مهم آلمان در آن سالها راهاندازی و مدریت میکرد. از مهمترین کاربردهای سیستم پستی در میانهی قرن ۱۷ میلادی در آلمان میتوان به اطلاعرسانی مذاکرات جنگ مشهور ۳۰ ساله اشاره کرد. نتایج مذاکرات از طریق سیستم پستی جوان به اطلاع مقامات میرسید و درنهایت منجر به صلح بین طرفین درگیر شد. سیستمی که ویلهلم راهاندازی کرده بود، به اشخاص حقیقی و خصوصا تاجران هم خدمترسانی میکرد. آنها امکان جابهجایی نامههای کاری را از طریق پست جدید داشتند.

طرحی از فعالیت مأموران پستی آلمان در قرن ۱۷
با توضیحی کوتاه دربارهی تاریخچهی اولین سیستمهای پستی در آلمان، به تاریخ معاصر و پست مدرنتر میرسیم. ماری متیاس نیکولاس لوئیس دانزاس از افسران ارتش بزرگ ناپلئون بود و پس از نبرد واترلو وارد صنعت حملونقل شد. او شرکتش را در منطقهی French Alsace تأسیس کرد و از پیشگامان حملونقل ریلی و بخار در اروپا بود. شرکتی که در قرن ۱۹ سهم عمدهای از فعالیتهای پستی مهم اروپا را انجام میداد.
دانزاس بهمرور فعالیتهای خود را به حوزههای بینالمللی هم توسعه داد و حتی به نمایندگی از شرکت پست سوئیس، حمل بسته را در اروپا بر عهده گرفت. آنها از سال ۱۸۸۴ به سطحی از توسعه رسیده بودند که تحویل ۲۴ ساعتهی کالا بین انگلستان و سوئیس را بهصورت تضمینی انجام میدادند. تاریخچهی دانزاس بهاین خاطر گفته شد که شرکت مذکور در سال ۱۹۹۹ بهزیرمجموعهی شرکت پست آلمان پیوست.

لوگوی شرکت پستی دانزاس، از زیرمجموعههای پست آلمان
اتحاد پستی اروپا
هاینریش فون استفن مدیر شرکت پستی کنفدراسیون آلمان شمالی در قرن ۱۹ بود. او پیشنهادی را به کشورهای منطقه داد تا اتحادی برای برقراری سیستم پست بینالمللی تشکیل دهند. در نهم اکتبر سال ۱۸۷۴، توافقنامهای بین ۲۲ کشور امضا شده و General Postal Union تأسیس شد. در سال ۱۸۷۸، شرکت مذکور به Universal Postal Union تغییر نام داد.
توافقنامهی اروپاییها در قرن ۱۹، شرکتی را ایجاد کرد که امروز بهعنوان بخشی مستقل و تحت مالکیت سازمان ملل متحد در حوزهی پستی فعالیت میکند. یونیورسال پستال یونیون از سال ۱۹۴۸ به زیرمجموعهای از سازمان ملل تبدیل شد و مرکز فعالیتهای آن نیز در برن واقع است. خدمات پستی بینالمللی و تنظیمگری قوانین ترافیک پستی، بخشی از فعالیتهای این سازمان بینالمللی هستند. بهعلاوه آنها به کشورهای درحال توسعه کمک میکنند تا خدمات پستی با بازدهی بالا راهاندازی کنند.
امروز حدود ۶ میلیون کارمند سیستم پستی در بیش از ۷۰۰ هزار مرکز در سرتاسر جهان فعالیت میکنند که بهنوعی هماهنگی و قوانین کاربردی خود را مدیون اتحاد اولیهی اروپاییها میدانند. هماهنگی و تنظیمگری که به جابهجایی ۴۴۰ میلیارد بسته در سال در نقاط گوناگون جهان میانجامد.
علاوه بر اتحاد اروپایی که در قرن ۱۹ از سوی آلمانیها مطرح و اجرا شد، تغییراتی زیرساختی در خود کشور هم رخ داد که به نظم بیشتر سیستم پستی آنها انجامید. از سال ۱۸۷۶ سیستم پستی و تلگراف آلمان تحت مدیریتسازمانی بزرگ و دولتی کار خود را ادامه دادند و بهنوعی یک اتحاد هم در داخل آلمان شکل گرفت. اتحادی که بهنام شرکت Reichs-Pust und Telegraphenverwaltung شتاخته میشد و هاینریش فون استفان مدیریت آن را بر عهده داشت.
دولت امپراطوری آلمان در دهههای پایانی قرن ۱۹ متوجه اهمیت پست و جابهجایی اخبار شده بود. به همین دلیل اتحادهای بالا و خصوصا سازمان دولتی برای مدیریت حملونقل تأسیس شدند. درواقع آلمانیها قصد داشتند تا کنترل کاملی روی فرایندهای جابهجایی اخبار و همچنین ارتباطات مردم کسب کنند.
تغییرات مهم دیگر در سیستم پستی آلمانیها در دهههای ابتدایی قرن بیستم رخ داد. تغییراتی که بهمرور به سرتاسر اروپا هم نفوذ میکرد. در سال ۱۹۲۴ و پس از اجرای فرمان Reichspost Finance در ۱۸ مارس، شرکت پستی آلمانیها بهعنوان سازمانی مستقل و تحت قانونگذاری وزارت پست رایش، شروع به کار کرد. شرکت مذکور بهنام Deutsche Reichspost فعالیت میکرد و بهنوعی پایهگذار تأسیس پست آلمان بود.

موتورسواران شرکت پستی رایشپست
شرکت رایشپست پس از چند دهه فعالیت و گذرا از دوران فرمانروایی رایش و نازیها، در سال ۱۹۵۰ به Deutsche Bundepost تغییر نام داد. شرکت جدید بهصورت سازمانی دولتی فعالیت خود را شروع کرد و وظایف سرویسهای پستی داخلی و بینالمللی را بر عهده گرفت.
تأسیس DHL
همانطور که گفته شد DHL تاریخچهای در کشور آمریکا دارد و بهمرور به شرکت پستی آلمان اضافه شد. آمریکاییها در سالهای جنگ سرد و نبردهای شدید بر سر مرزهای علم و فناوری، تلاشهایی برای سلطه بر بازار حملونقل و ارتباطات هم داشتند. تنها چند ماه پس از آن که خبر فرود نیل آرمسترانگ روی ماه، ایالات متحده را چند قدم در نبرد سرد پیش برده بود، چند کارآفرین اهل آن کشور، به فکر توسعهی سیستم پستی افتاند.
آدرین دالسی، لری هیلبلام و رابرت لین کارآفرینهای جوانی بودند که در سانفرانسیسکوی آمریکا برای تأسیس کسبوکاری در حوزهی لجستیک، همپیمان شدند. آنها شرکت DHL را در سال ۱۹۶۹ تأسیس کردند که از ابتدای نام هرکدام، برای ساخت اسم آن استفاده شده بود. بنیانگذارهای DHL تلاش میکردند تا حملونقل نامهها که از راه دریایی انجام میشد را بهینهسازی کنند. ایدهی استفاده از هواپیما بین بنادر و بررسی سریعتر مرسوله، راهکاری بود که سه کارآفرین آمریکایی برای ارائهی خدمات سریع مطرح کردند.
ایدهای که سه کارآفرین آمریکایی در نیمهی دوم قرن بیستم مطرح کردند، سنگ بنایی برای تشکیل شرکتی بینالمللی شد. بنیانگذارهای شرکت ابتدا اسناد پستی را شخصا و با هواپیما از سانفرانسیسکو به هونولولو جابهجا میکردند. دیاچال از همان ابتدا فرایندهایی برای کاهش زمان جابهجایی بستهها به کار گرفت و بهنوعی سرعت را بهعنوان نقطهی مزیت خود ثبت کرد. فعالیت سریع دیاچال و استفاده از حملونقل هوایی برای جابهجایی بستههای پستی، بهنوعی یک بخش جدید در صنعت پست و حملونقل هم ایجاد کرد. درواقع حملونقل سریع کالا و مرسولههای پستی با استفاده از خطوط هوایی، توسط دیاچال در صنعت تثبیت شد.
DHL بهسرعت فرایند توسعه و رشد را طی کرد و به سرویسی سریع بین کالیفرنیا و هاوایی تبدیل شد. سپس نقاط پشتیبانی آنها به سرتاسر شرق آمریکا گسترش پیدا کرد. اولین مشتری رسمی دیاچال، Bank Of America بود که به شرکتی مستقل و واحد برای جابهجایی نامهها و اسناد بانکی نیاز داشت.

بنیانگذاران DHL
بنیانگذاران آمریکایی DHL پس از موفقیتهای اولیه به وضعیت موجود راضی نماندند و توسعهی بینالمللی را در اولویت قرار دادند. توسعهی شبکهی پستی از مهمترین بخشهای فرایند گسترش فعالیتهای شرکتی در این حوزه محسوب میشود. دیاچال نیز اولین برنامهریزیها را روی همین بخش متمرکز کرد. فعالیت در شرق دور و کرانهیاقیانوس آرام در سال ۱۹۷۱ قطعی شد و یک سال بعد کشورهایی همچون هنگکنگ، سنگاپور و استرالیا هم میزبان آمریکاییها بودند.
دههی ۱۹۷۰ با توسعهی سریع بینالمللی برای DHL همراه بود. اروپا، آمریکای لاتین، غرب آسیا و آفرقا در همین دهه به مناطق سرویسدهی این شرکت اضافه شدند و بهمرور، حملونقل سریع هوایی به سرویسی مرسوم در کل جهان تبدیل میشد. شایان ذکر است شرکت آمریکایی تا پایان دههی ۱۹۷۰ تنها اسناد و نامه جابهجا میکرد و از سال ۱۹۷۹ بستههای پستی را نیز به خدمات خود افزود. در همان سال قدم مهم توسعهی فعالیت به کشور چین انجام شد که با توجه به شرایط سیاسی کشور آسیایی در آن سالها، رویکرد مهم و قابلتوجهی محسوب میشد. البته دیاچال برای فعالیت در چین، نیازمند عقد قرارداد همکاری با شرکتهایی در آن کشور بود که انجام شد.
در سالهایی که DHL توسعهی بینالمللی را در دستور کار داشت، رقیب دیرینه یعنی فدرال اکسپرس بازار داخلی را تحت سلطهی خود میگرفت. سه بنیانگذار DHL برای توسعهی بازارهای بینالمللی، در سال ۱۹۷۲ پو چانگ از کارآفرینان مشهور هنگکنگی را استخدام کردند. او ابتدا شرکتی را بهنام DHL International در کنار شرکت اصلی تأسیس کرد که مرکز مدیریتش در بروکسل بلژیک قرار داشت. از آن زمان DHL با دو شرکت به فعالیت ادامه میداد که یکی در ردوود سیتی کالیفرنیا و دیگری در بلژیک فعال بودند. اگرچه دو شرکت بهعنوان بازوهای اجرایی یکدیگر فعالیت میکردند، شعبهی بینالمللی واقع در بلژیک رشد سریعتری داشت و در سال ۱۹۸۳ پنج برابر شرکت اصلی شد.

تغییرات زیرساختی پست آلمان
پست آلمان که در قرن ۲۱ کنترل کامل DHL را تصاحب کرد، در سالهای اوج رقابت سرویسهای پستی تغییرات قابلتوجهی را در زیرساختهای خود گنجاند. تغییر مهم اول، تجزیهی شرکت بزرگ قبلی بود. فرایندی که بهخاطر امضای فرمانی بهنام Postal Reform I در سال ۱۹۸۹ اجرا شد و بهنوعی Deutsche Bundespost را محول کرد. از تغییرات مهمی که در اجرای فرمان مذکور رخ داد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- شرکت پستی آلمانی پس از اجرای فرمان فوق به سه سازمان تقسیم شد که فعالیتهای پستی، پستبانک و مخابران را بهصورت مجزا بر عهده گرفتند.
- بخشهای سیاسی و تنظیمگری از بخشهای مدیریتی و عملیاتی جدا شدند.
- هیئتمدیرههای جدید برای شرکتهای سهامی عام انتخاب شدند.
- هیئتمدیرههای مرتبط با نظارت بر سازمان جدید در آژانسهای دولتی انتخاب شدند.
- ارتباطات شرکتهای جدید با مشتریان از حالت قوانین عمومی به خصوصی تغییر کرد.
- انحصار شرکتهای بزرگ در بخش مخابرات از بین رفت.
- شرکت پست آلمان شرقی به پست آلمان ملحق شد.
از شرکتهای مهم دیگری که در سالهای پایانی قرن بیستم ایجاد شده و بعدا به زیرمجموعهی پست آلمان تبدیل شدند میتوان به Exel اشاره کرد. کنسرسیوم حملونقل ملی بریتانیا (NFC) در سال ۱۹۸۹ برندی بهنام Exel تأسیس کرد تا بعدا آن را به شرکتی بینالمللی در حوزهی لجستیک تبدیل کند. NFC بزرگترین سازمان حملونقل و لجستیک در بریتانیا محسوب میشد و تأسیس برند جدید، رویکرد مهمی در توسعهی فعالیتهای آنها بود. بههرحال اکسل که روی توزیع و انبارداری مخصوص تولیدکنندهها و خردهفروشها تمرکز میکند، در سال ۲۰۰۵ به زیرمجموعهی پست آلمان پیوست.

دولت آلمان در سال ۱۹۹۵ تصمیم گرفت تا شرکتهای مجزا شده از پست آلمان در حوزههای بالا را بهصورت سهامی به سرمایهگذاران خصوصی واگذار کند. البته بخش عمدهای از سهام در اختیار دولت قرار میگرفت، اما شهروندان عادی هم توانایی خرید سهام شرکتهای پستی را داشتند. بهعلاوه سازمانی دولتی تأسیس شد تا نظارت بر سهام و اجرای نقش دولت فدرال آلمان را در سه شرکت مرتبط با صنعت پست و ارتباط، انجام دهد. بههرحال تغییرات مذکور با هدف خصوصیسازی هرچه بیشتر صنعت پست در آلمان اجرا شدند. تغییراتی که بهمرور شرکت پست آلمان را از سازمانی دولتی و ضررده، به شرکتی خصوصی و سودده تبدیل میکرد.
شرکت پست آلمان در سالهای پایانی قرن بیستم علاوه بر تغییرات زیرساختی در سازمان و آژانسهای مرتبط، تغییرات فنی و رویکردی را هم اعمال میکرد. بهعنوان مثال از جدیدترین فناوریهای لجستیکی در مراکز تحویل شرکت استفاده میشد تا نامهها و بستههای پستی در بالاترین سرعت در آلمان جابهجا شوند. تغییرات ساختاری و مدرنسازی محصولات در ۳۳ مرکز اصلی شرکت پست آلمان، سرعت توزیع مرسولهها را روزبهروز در این کشور افزایش میداد.

لوگوی اولیهی دیاچال
یکی از سرمایهگذاریهای مهم آلمانیها در بهبود سیستم توزیع مرسوله، در سال ۱۹۹۸ نهایی شد. هدف از سرمایهگذاری بزرگ، مدرنسازی زیرساخت مراکز تحویل نامه بود که در نهایت به تأسیس ۸۳ مرکز محصول با فناوریهای بهروز انجامید. سطح بالای اتوماسیون و استانداردسازی در مراکز پستی آلمان، کیفیت و بهرهوریخدمات را برای مشتریان افزایش میداد. اتوماسیون سیستم پستی بهگونهای انجام شده بود که در سالهای پایانی دههی ۱۹۹۰، بیش از ۹۰ درصد مرسولهها بهکمک ماشینآلات دستهبندی میشدند. سرعت خدمات پستی بهحدی افزایش یافت که ۹۵ درصد از مرسولههای آلمان تا یک روز بعد به مقصد تحویل داده میشدند.
تغییرات زیرساختی موفق پست آلمان در دههی ۱۹۹۰، آنها را به توسعهی بینالمللی تشویق کرد. درواقع تقضای مشتریان برای خدمات فرامرزی، آلمانیها را به گسترش فعالیت تشویق کرد. شهروندان آلمان تمایل داشتند که همهی خدمات پستی داخلی و خارجی خود را با یک شرکت انجام دهند. برنامههای توسعهای شرکت پست آلمان، با انواع رویکردهای مرسوم همچون خرید و ادغام، همکاری با شرکتهای حاضر در کشورهای دیگر و توسعهی خدمات انجام میشد.

در سال ۱۹۹۸، آخرین مرکز پستی از ۸۳ مرکزی که در برنامهی توسعهای پست آلمان بود، در روزنبرگ تأسیس شد. آلمانیها با پیادهسازی فاز اول توسعه، یکی از مدرنترین شبکههای توزیع مرسوله را در جهان پیادهسازی کردند. ۸۳ مرکز مکانیزهی جدید، جایگزین بیش از ۱۰۰۰ مرکزی شدند که تا دههی ۱۹۹۰ فرایندهای توزیع و دستهبندی مرسوله را بهصورت دستی پیاده میکردند. سیستمهای مدرن، توانایی اسکن و دستهبندی بیش از ۳۶ هزار نامه را در یک ساعت داشتند. بزرگترن مراکز پستی از ۸۳ مرکز مذکور در مناظق شهری برلین، هامبورگ، مونیخ، فرانکفورت و دوسلدورف قرار دارند.
توسعهی فعالیتهای دیاچال و افزایش رقابت
در زمانیکه شرکت آلمانی به توسعهی فعالیتهای خود میاندیشید، شریک آتی آنها یعنی شرکت آمریکایی دیاچدل درگیر رقابت با فعالان حرفهای در بازار آمریکا بود. رقبای بزرگ DHL در دههی ۱۹۸۰، یوپیاس و فدکس بودند که شرایط را بسیار دشوار میکردند. یکی از قراردادهای مهم همکاری در آن دوران با هتلهای زنجیرهای هیلتون ثبت و طی آن، دیاچال متعهد به دریافت و تحویل نامه در ۴۹ هتل هیلتون شد. فرایندهای ارسال و دریافت نامهها با استفاده از شبکهی گستردهی DHL بهصورت بینالمللی و با سرعت بالا انجام میشد.
فعالیت در بازارهای بینالمللی با چالشهای متعددی برای DHL همراه بود. آنها باید قوانین کشورهای گوناگون را میپذیرفتند و طی آن فعالیت میکردند. بهعنوان مثال فرانسه در سال ۱۹۸۲ محدودیتهایی جدی برای شرکت آمریکایی ایجاد کرد و آنها از فعالیت در خارج از پاریس منع شدند. تصمیمی که برای DHL با در اختیار داشتن ۸۰ درصد از بازار پستی فرانسه، رخدادی نزدیک به فاجعه را ایجاد میکرد. بههرحال شرکت آمریکایی با وجود تمام چالشها، به افزایش نفوذ خود در بازار ادامه میداد.

بازار داخلی آمریکا هیچگاه نقطهی تمرکز جدی برای DHL نبود. آنها با وجود پیشرفتهای بیشمار در بازار بینالمللی بهنوعی آمریکا را به فدکس و یوپیاس واگذار کرده بودند. البته ۹۷ درصد از ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا جزو مشتریان آنها بودند، اما سهم بسیار کوچکی از بازار داخلی پست به دیاچال اختصاص داشت. مدیران شرکت برای افزایش سهم بازار داخلی، دو هاب حملونقل را در فرودگاههای سینسیناتی و سالت لیک سیتی تأسیس کردند. بهعلاوه ۹ هاب کوچکتر هم در شهرهای بزرگ کشور تأسیس شدند.
تلاش برای افزایش نفوذ همزمان در بازارهای داخلی و خارجی، نیازمند تأمین تجهیزات جدید در دیاچال بود. آنها سه هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ و همچنین هفت هواپیمای Learjet خریداری کردند تا تحویل بار در خطوط هوایی سرعت بگیرد. بهعلاوه تجهیزات جدید دستهبندی مرسوله نیز به مراکز دیاچال افزوده شد. از سال ۱۹۸۳، در نیویورک و هیوستون و در ساعات شلوغی، از هیلکوپتر برای تحویل مرسولهها استفاده شد و همین روند یک سال بعد در لسآنجلس هم پیاده شد.
پس از پیادهسازی هابهای توزیع در شهرهای بزرگ آمریکا، سرویسدهی یکروزه در ۱۲۶ شهر این کشور توسط دیاچال شروع شد. بااینوجود شرکت هنوز تنها دو تا سه درصد از بازار داخلی را در اختیار داشت. هووز بانکها بهعنوان مشتریان اصلی شرکت شناخته میشدند و سایر مرسولهها هم به قطعات کامپیوتری، تجهیزات جانبی ماشینآلات و کاغذ محدود بودند.

از سال ۱۹۸۵ دو رقیب بزرگ آمریکایی به بازار پست بینالمللی هم وارد شدند. دیاچال تصمیم گرفت تا با همکاری دیگر شرکتهای حاضر در صنعت، رقبات جدید را بهنوعی مدیریت کند. یکی از همکاریهای مهم با وسترن یونیون انجام شد و دیاچال نقش بازوی اجرایی سیستم پست الکترونیک EasyLink را اجرا کرد. بههرحالدههی ۱۹۸۰ با همهی چالشها با رشد دیاچال در بازارهای متنوع همراه بود و آنها با سرعت بیشتر به سمت سلطه بر بازار بینالمللی پست حرکت میکردند.
در سال ۱۹۸۹ دیاچال به هشتادوچهارمین شرکت بزرگ ایالات متحده تبدیل شده بود و با ۱۸ هزار کارمند، بیش از ۵۰ میلیون مرسوله جابهجا میکرد. تا آن زمان شرکتهایی که از خدمات DHL استفاده میکردند به ۱۸۴ عدد رسیده بودند. ازطرفی چالش در بازار داخلی باز هم ادامه داشت و تنها پنج درصد از آن در اختیار این شرکت بود.
DHL برای افزایش شهرت و اعتبار خود در میان آمریکاییها، به کمپینهای تبلیغاتی گسترده روی آورد. آنها گری لارسون از کارتونیستهای مشهور را استخدام کردند تا طراحیهایی برای تبلیغات آماده کند. بهعلاوه رویکردی تهاجمیتر هم در خطوط هوایی به کار گرفته شد و شرکت علاوه بر استفاده از هواپیماهای خود، همکاری بیشتری را با خطوط دیگر پیش گرفت. درمقابل فدکس تنها به هواپیماهای خود متکی بود. دیاچال بهجای سرمایهگذاری در خرید هواپیما، تجهیزات زمینی و ماشینآلات دستهبندی خود را بهبود داد.
در سال ۱۹۹۰ و با هدف جذب سرمایه، بخشهایی از کسبوکار بینالمللی دیاچال به شرکتهایی از ژاپن و آلمان فروخته شد. سرمایهی جدید نیز با هدف توسعهی کسبوکار به صنایع دیگر به شرکت آمد که از میان آنها میتوان به حملونقل بارهای سنگینتر هوایی اشاره کرد. در سال ۱۹۹۱ درآمد DHL Worldwide به ۲/۳ میلیارد دلار رسیده بود و شرکت در جایگاه ۵۹ برترین شرکتهای آمریکایی قرار گرفت.

در دورانی که DHL با سرعت به توسهی کسبوکار میاندیشید، مرگ یکی از بنیانگذاران و سهامدار بزرگ شرکت یعنی لری لی هیلبام ضربهی محکمی به آنها وارد کرد. هیلبلام که از سال ۱۹۸۰ دیگر در فرایندهای روزمرهی مدیریتی نقش نداشت، در یک حادثهی هوایی از دنیا رفت. پس از مرگ او، مشکلات متعددی در ارتباط با سهام شرکت و ساختار مدیریتی آن پیش آمد و DHL به صحنهی کارزار شکایتهای قانونی متعدد تبدیل شد.
سالهای میانی و پایانی دههی ۱۹۹۰ با افزایش فعالیتها هم در حوزهی بینالمللی و هم داخلی همراه بود. DHL برنامهای ۱۰۰ میلیون دلاری برای تأسیس هاب جدید در منطقهی غرب مرکزی آمریکا اجرا کرد. هاب سینسیناتی در آن زمان هنوز با قدرت فعالیت میکرد و هر روز میزبان ۴۵ پرواز و ۱۳۵ هزار مرسوله بود که با سرعت ۶۰ هزار مرسوله در ساعت دستهبندی میشدند. بااینوجود شرکت نگران بود که سرعت عملیات، تجهیزات و زیرساخت را پشت سر بگذارد. در منطقهی سانفرانسیسکو دوران اوج شرکتهای سیلیکونولی شروع شده بود. آنها ۴۰ درصد از کسبوکار هوایی DHL را در منطقهی خلیج کالیفرنیا به خود اختصاص میدادند. درنتیجه توسعهی زیرساختها و تجهیزات بیش از همیشه منطقی به نظر میرسید.
DHL در سال ۱۹۹۸ و پیش از سرمایهگذاریهای عظیم شرکت پست آلمان، در بیش از ۲۲۷ کشور جهان با ۲،۳۸۱ ایستگاه پستی فعالیت میکرد. ۵۳،۲۰۰ نفر برای شرکت آمریکایی کار میکردند، اما هنوز سهم بازار داخلی قابلتوجه نبود. دیاچال در آن زمان تنها دو درصد از بازار آمریکا را در اختیار داشت.
سرمایهگذاری پست آلمان در DHL و شرکتهای دیگر
همانطور که گفته شد آلمانیها با برنامههای خرید و ادغام یا سرمایهگذاری، در پی توسعهی بینالمللی فعالیتهای پستی بودند. آنها در سال ۱۹۹۸ شرکت آمریکایی DHL را هدف قرار دادند و ۲۵ درصد از سهام آن را خریدند. این خرید سهام، همکاری استراتژیکی را بین بزرگترین شرکت پستی اروپا و پیشگام بازار پستی جهان ایجاد میکرد. پس از شروع همکاری با دیاچال، نوبت به توسعهی بیشتر خدمات در اروپا رسید و شرکت پست آلمان، برند Euro Express را برای فعالیت در حوزهی مذکور تأسیس کرد.

فعالیتهای یورو اکسپرس، خدمات پست آلمان را به ۲۰ کشور اروپایی افزود. درواقع آلمانیها با شرکت جدید توانستند موقعیت خود را بهعنوان پیشگام خدمات پستی برای مشتربان تجاری تثبیت کنند. از فعالیتهای مهم دیگر در آن سالها میتوان به خرید شرکت MAIL Division آمریکا اشاره کرد. خرید این شرکت سودده علاوه بر دسترسی به بازار بزرگ آمریکای شمالی، برای آلمانیها مزیتی همچون افزایش خدمات بینالمللی را به همراه داشت.
شرکت سوئیسی Danzas و بزرگترین ارائهکنندهی خدمات پستی هوایی در آمریکا یعنی AEI، خریدهای مهم پست آلمان در آستانهی قرن ۲۱ بودند. دانزاس که از پیشگامان پست جهانی بود، از سال ۱۸۱۵ فعالیت میکرد و در زمان خریده شدن، ۲۹ هزار کارمند داشت که شبکهای در تمامی قارههای جهان را مدیریت میکردند. شرکت آمریکایی AEI هم با شبکهای گسترده در ۱۳۵ کشور جهان، بازویی قدرتمند برای پست آلمان محسوب میشد.
شرکت پست آلمان با نام کامل Deutsche Post AG در سال ۲۰۰۰ سهام خود را بهصورت عمومی عرضه کرد. IPO مذکور لقب بزرگترین عرضهی عمومی سهام را در کشور آلمان و سومین عرضهی بزرگ را در جهان به خود اختصاص داد.
در زمان افزایش سرمایهگذاریهای شرکت پست آلمان، دیاچال نیز به رشد هرچه بیشتر کسبوکار میاندیشید. اولین برنامه، در همکاری با شرکت United States Postal Service اجرا شده و تحویل دوروزهی مرسوله بین ۱۱ شهر آمریکایی و کشورهای اروپایی به خدمات دیاچال افزوده شد. بهعلاوه ۱/۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای خرید ۴۰ فروند جت تحویل کالا صورت گرفت که بهنوعی سیستم هوایی شرکت را در آلمان، سنگاپور و ژاپن مدرنتر کرد.
خرید DHL
در سال ۲۰۰۰ همکاری شرکت آلمانی و آمریکایی در حوزههای متنوع افزایش یافت. در جریان افزایش همکاریها، خرید سهام بیشتر در دیاچال هم از سوی آلمانیها اعلام شد. اولین افزایش سهام در ژانویهی ۲۰۰۲ و به مقدار ۲۵ درصد و دومی در ژوئیه همان سال باز هم به مقدار ۲۵ درصد انجام شد. درنهایت سهام پست آلمان در دیاچال به ۷۵ درصد رسید.
در زمانیکه پست آلمان سهام عمدهی DHL را تصاحب کرد، شرکت در سرتاسر جهان ۷۱ هزار کارمند داشت. آنها که تا شروع قرن ۲۱ به پیشگام پست سریع بینالمللی تبدیل شده بودند، شبکهای بیش از ۲۲۰ کشور و منطقه را پوشش میدادند. درنهایت در دسامبر سال ۲۰۰۲ سایر سهام DHL هم از سوی پست آلمان خریداری شد و این شرکت بهصورت کامل به آلمانیها رسید.

پس از خرید DHL ، آلمانیها تصمیم گرفتند تا برندسازی جدیدی برای خدمات خود انجام دهند. در اقدام اول کل کسبوکار لجستیک و پست سریع با برند جدید دیاچال معرفی شد. در آوریل ۲۰۰۳ کمپینی بزرگ اجرا شد و نزدیک به ۲۰ هزار ون تحویل کالا در آلمان با طراحی جدید DHL شروع به کار کردند.
سالهای اخیر و وضعیت کنونی پست آلمان و DHL
شرکتهای پستی بزرگ جهان عموما در حوزههای مالی و بانکی هم فعالیتهایی انجام میدهند. از زیرمجموعههای مالی پست آلمان میتوان به Postbank اشاره کرد که در سال ۲۰۰۴ عرضهی عمومی سهام انجام داد. IPO پستبانک هم مانند شرکت مادر یعنی پست آلمان، در تاریخ بازار بورس کشور رکوردشکنی کرد.
از اقدامات مهم پست آلمان در سالهای میانی دههی ۲۰۰۰ میتوان به خرید برند اکسل اشاره کرد که قبلا توضیحتی کلی راجع به آن دادیم. خرید شرکت بریتانیایی به قیمت ۵/۵ میلیارد یورو انجام شد. در آن زمان ۱۱۱ هزار کارمند در ۱۳۵ کشور جهان برای اکسل کار میکردند.
دیاچال در سالهای اخیر با تمرکز روی بهبود فرایندهای مدیریتی و خدمات مشتری، مطالعات و بررسیهای متعددی انجام داده است. در نتیجهی یکی از مطالعات مذکور، در سال ۲۰۰۵ یک بازنگری کلی در طراحی فرم شرکتی کارمندان انجام و بهنوعی استدانداردسازی در تمام بخشها پیاده شد. در جریان روند طراحی لباسها، ۱/۴ میلیون لباس سازمانی به ۱۱۰ هزار کارمند DHL در ۲۰۰ کشور و منطقهی گوناگون جهان اهدا شد.

نوآوری، تحقیق و توسعه از برنامههای مهم اکثر شرکتهای بزرگ بینالمللی محسوب میشود. DHL هم مانند دیگر بازیگران تصمیم گرفت تا مرکزی را به نوآوری اختصاص داده و صنعت لجستیک را بیشازپیش توسعه دهد. بههمین دلیل مرکز نوآوری شرکت جدید در سال ۲۰۰۷ در نزدیکی شهر بن تأسیس شد. مسئولیت اصلی مرکز نوآوری DHL ، در طراحی و توسعهی محصولاتی نوآورانه و قابل عرضه در بازارها خلاصه میشود که با روندهای رو به رشد دنیای حملونقل هماهنگ باشند.
DHL در مرکز نوآوری خود همکاری نزدیکی با پیشگامان فناوری جهان همچون IBM، اینتل و SAP دارد. بهعلاوه بخشهای تحقیقات لجستیک دانشگاههای بزرگی همچون MIT هم با دیاچال و مرکز نوآوری همکاری میکنند. شرکت آلمانی-آمریکایی حتی نمایشگاهی هم برای معرفی جدیدترین نوآوریها و دستاوردهای خود در صنعت حملونقل در کنار مرکز نوآوری تأسیس کرده است.
توسعهی خدمات و گسترش شبکه همیشه در اولویتهای اول دیاچال و مدیران جدید آن یعنی پست آلمان بوده است. در جریان همین روندهای توسعه، در سال ۲۰۰۸ هاب حملونقل هوایی دیاچال در لایپزیگ تأسیس شد که یکی از بزرگترین مراکز جهان در این حوزه محسوب میشود. منطقهی لایپزیگ به دلایل استراتژیکی متعددی انتخاب شد. بهعنوان مثال میتوان به موقعیت فرودگاه، نزدیکی محل به بازارهای درحال رشد اروپای شرقی، قابلیت پروازهای شبانه و امنیت بالا، پرسنل حرفهای منطقه و زیرساختهای استراتژیک برای توسعههای آتی در حملونقل ترکیبی هوایی، زمینی و ریلی اشاره کرد.

هاب لجستیکی دیاچال در لایپزیگ
سرمایهگذاری در فناوریهای جدید، از فرایندهایی است که اکثر شرکتهای معتبر در حوزههای گوناگون در سالهای اخیر به آن پرداختهاند. DHL برای توسعهی فعالیتهای خود برنامهای با سرمایهگذاری ۷۵۰ میلیون یورویی در سال ۲۰۱۱ اجرا کرد. در سالهایی که تجارت الکترونیک بهعنوان حوزهای پرسود روزبهروز شهرت و اعتبار خود را در جهان افزایش میداد، دیاچال مدلهای جدیدی از کسبوکار را شروع کرد و با روند موجود در جهان هماهنگ شد. از فعالیتهای نوآورانه و مدرن دیگر میتوان به همکاری شرکت با دانشگاه RWTH و توسعهی خودروی الکتریکیاشاره کرد.
شرکت DHL و سازمان مادر یعنی پست آلمان، در سالهای اخیر فعالیتهایی مبتنی بر حمایت از محیط زیست، توسعهی یادگیری و افزایش فرایندهای خرید و ادغام برای توسعهی فعالیتهای جهانی را در پیش گرفتهاند. DHL امروز خدود ۳۶۰ هزار کارمند در سرتاسر جهان دارد و کن آلن بهعنوان رئیس هیئتمدیرهی آن فعالیت میکند. از لحاظ آمارهای درآمدی، شرکت پست آلمان آمار دیاچال را بهعنوان بخشی از گزارش خود بیان میکند. آخرین آمار پست آلمان در سال ۲۰۱۸، فروش ۶۱/۵۵ میلیارد یورویی را نشان میدهد. برند DHL اکنون در میان برترین برندهای جهان در اینتربرند در رتبهی ۷۹ قرار دارد.
پس از انتشار گزارشهایی مبنی بر اینکه کارمندانی استخدام شدند تا به منظور توسعه عملکرد دستیار صوتی به مکالمات گوش دهند، اپل استفاده از مکالمات ضبطشده سیری را در سطح جهانی به حالت تعلیق درآورد.
به گزارش TechCrunch، اپل قصد دارد برای جلب رضایت کاربران، بهروزرسانی نرمافزاری را صادر کند تا از قبل کاربران به آنها اجازه دهند در برنامه توسعه محصول مشارکت داشته باشند.
اپل به رسانهها گفت:
اپل، متعهد است که ضمن محافظت از حریم خصوصی کاربران، تجربهی بینقصی از خدمات سیری را نیز ارائه دهد. بنابراین، تا زمان انجام بررسی کامل و نهایی، امتیازبندی سیری در سطح جهانی به حالت تعلیق درخواهد آمد. همچنین، بهعنوان بخشی از بهروزرسانی نرمافزار در آینده، کاربران درصورت تمایل میتوانند در امتیازبندی شرکت کنند.
گوگل نیز در توسعه مشابهی اعلام کرد که براساس اطلاعات قانونگذاران آلمان (German data regulators) بهطور داوطلبانه گوش دادن و رونویسی مکالمههای دستیار صوتی خود را به مدت سه ماه در اتحادیه اروپا متوقف خواهد کرد.
مرجع قانونی حفاظت اطلاعات آلمان (German data protection authority) گفت:
ثابت شده است که استفاده از دستیاران صوتی خودکار گوگل، اپل و آمازون حفظ حریم خصوصی افراد را به مخاطره میاندازد و دارای ریسکپذیری بالایی است. این امر نهتنها برای افرادی که دستیار صوتی را اجرا میکنند، بلکه برای همه کسانی که با آن ارتباط برقرار میکنند، صادق میکند. برای نمونه، کافی است در خانوادهای زندگی کنید که در آن دستگاههایی مانند دستیار صوتی گوگل نصب شده است و از آن استفاده میشود.
هفته گذشته گاردین گزارش داده بود که چگونه نمونههای بیشماری از مکالمههای ضبطشده بین پزشکان و مریضهایشان، مکالمههای تجاری، مکالمههایی که بهنظر میرسد مربوط به کار خلاف باشند، مکالمههای بسیار خصوصی زوجها و مواردی شبیه به این توسط کارمندان شاغل در این شرکت در سراسر جهان شنود شده است.
هدف شنود مکالمات از سوی آمازون و گوگل، امتیازبندی پاسخ و عملکرد دستیار صوتی به سوالات بوده است. از جمله بررسی اینکه آیا چیزی به اشتباه استعلام شده است و آیا پاسخ مناسب به سؤال داده شده است یا خیر. همچنین، کوپرتینوییها میگویند صداهای ضبطشده به اپل آیدی افراد متصل نیست.
مقالهی مرتبط:
به گفته اپل، كمتر از یك درصد از فعالیتهای روزانه برای توسعه و بهبود املایی سیری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گرفته است. اپل در این زمینه الزاماتی هم برای کارمندان خود ایجاد کرده بود. به گفته یکی از کارمندان، به دلیل ترس از اینكه این اطلاعات مورد سوءاستفاده قرار گیرد، به آنها سفارش شده بود که درباره شغلشان چیزی نگویند.
سرویس خدمات شرکت اپل میگوید:
از درخواستهای سیری بهطور مستعار میتوان برای کنترل کیفیت استفاده کرد. اگرچه، از صراحت موضوع کاسته میشود چرا که این کار درواقع تحت نظارت انسان صورت میگیرد.
سازندگان آیفون تنها شرکتی نیستند که از نیروی انسانی برای نظارت مکالمات دستیار صوتی بهره میبرند. درخواستهای ضبط صوتی الکسا و گوگل اسیستنت نیز با روشی مشابه نظارت و کنترل میشوند.

افشای مکالمات صوتی گوگل اسیستنت نیز به وسیله خبرگزاری بلژیکی VRT News به بیرون درز کرد و گوگل اواسط ماه ژوئیه، افشای مکالمات دستیار صوتی خود را تأیید کرد که در آن اطلاعاتی مانند شرایط پزشکی و آدرس مشتری فاش شده است.
جمع آوری ضبطشده مکالمات صوتی برای بهبود الگوریتمهای تشخیص گفتار یک عمل گسترده در صنعت محسوب میشود، زیرا این تکنولوژی یکی از فناوریهای در حال تحول است. اما جلب رضایت آگاهانه از سوی کاربران، مسیری طولانی را در پرداختن به نگرانی های مربوط به حریم خصوصی دربرمیگیرد. همچنین، لازم به ذکر است که اطمینان از انطباق قانون حفظ حریم خصوصی اتحادیه اروپا (GDPR) نیز یکی از دیگر ملزومات است.
تعلیق بهوجود آمده باعث میشود تا موشکافی نظارتی از مدلهای کسبوکار غولهای بزرگ فناوری افزایش پیدا کند. همچنین آنها را مجبور میکند تا نسبت به نحوه جمع آوری دادههای خود، پردازش و و شیوه های اشتراکگذاری آنها شفاف تر باشند.
اپل مدتها است که خود را بهعنوان یک الگوی کامل حفظ حریم خصوصی به دنیا شناسانده است. اما این شرکت باید اقدامات روشنی را در جهت رفع این اتهامها انجام دهد و اطمینان حاصل کند که همه تلاش خود را برای اعتماد از دست رفته کاربران انجام داده است.
تکنیکهای ویرایش ژن با سرعت زیادی در حال پیشرفت است. یکی از اخبار مهم اخیر استفاده از ابزار ویرایش ژن کریسپر برای درمان بیماریهای غیرژنتیکی بود که بهخاطر قابلیت جدید این تکنیک برای ویرایش حروف RNA بهصورت انفرادی، مورد توجه قرار گرفت.
حتی با رسیدن کریسپر به چنین نقطهی عطفی، دانشمندان همچنان کاربردهای جدیدی از آن را درزمینهی درمان بیماریهای ژنتیکی کشف میکنند. مورد بعدی که به بیمارستانها خواهد رسید، درمان مبتنی بر کریسپر برای شکلی از نابینایی است که بیماری لبر (LCA) نامیده میشود. پس از تأیید این روش ازسوی سازمان غذاوداروی آمریکا در ماه دسامبر، این درمان در نوع خود نخستین درمانی خواهد بود که در آمریکا عملی میشود.
LCA چیست؟
LCA گروهی از اختلالات ارثی است که موجب از دست دادن بینایی در زمان تولد میشود. هر دو والد باید دارای یک ژن ناقص برای این بیماری باشند تا فرزند آنها این وضعیت را به ارث ببرد؛ از هر ۱۰۰ هزار تولد، ۲ تا ۳ مورد با این وضعیت بهدنیا میآیند. این بیماری در اثر جهشهایی اتفاق میافتد که حداقل در ۱۴ ژن مختلف رخ میدهد. این ژنها دارای نقشی در توسعهی شبکیه (لایهی سلولهای عصبی پشت چشم که نور را احساس کرده و سیگنالهایی را به مغز میفرستد) بوده و هم سلولهای میلهای محیطی (به دید در نور شب کمک میکنند) و هم سلولهای مخروطی مرکزی (برای دیدن جزئیات و رنگها حیاتی هستند) را تحتتأثیر قرار میدهند. مردمک چشم افراد مبتلا به LCA بهطور طبیعی نسبتبه نور واکنش نداده و قادر نیست در پاسخ به مقدار نوری که وارد چشم میشود، دچار انبساط یا انقباض شود. بهعنوان مثال، در یک نسخه از این بیماری، جهش در ژنی که مسئول متابولیسم ویتامین A است، موجب کاهش توانایی گیرندههای نوری (سلولهای عصبی اختصاصی موجود در شبکیه) برای ارسال اطلاعات دیداری به مغز شده و موجب مرگ زودهنگام سلولهای گیرندهی نور میشود.
کریسپر چگونه به درمان این بیماری کمک میکند؟
در روش ویرایش ژن کریسپر، دانشمندان یک توالی سنتز شده از RNAی راهنما را که مکمل توالی DNA هدف است، به آنزیم Cas-9 متصل کرده و آن را وارد هستهی سلول میکنند. وقتی توالی هدف روی DNA مکانیابی شد، آنزیم Cas-9 رشتهی DNA را برش میدهد و سپس سلول این برش را ترمیم میکند. جهشهایی که بیش از همه در بروز LCA نقش دارند، در ژنهای CEP290، CRB1، GUCY2D و RPE65 رخ میدهند. در LCA نوع ۱۰، جهشی در ژن CEP290 موجب اختلال در عملکرد پروتئینی میشود که به ساخت سلولهای گیرندهی نور در شبکیه کمک میکند. در این روش درمانی، پس از اینکه قسمتی از بافت ژلمانند چشم برداشته شود، ترکیب درمانی پشت شبکیه تزریق خواهد شد. امید این است که DNAی این بیماران بهصورتی خود را ترمیم کند که عملکرد طبیعی پروتئین برگردد و درنهایت آنها دارای سلولهای گیرندهی نور سالمی شوند و بتوانند ببینند. این درمان بهوسیلهی شرکتهای Editas Medicine و Allergan اجرا خواهد شد.

اگرچه این نخستین مطالعهای است که از کریسپر برای ویرایش DNA درون بدن انسان استفاده میکند، ولی نخستین باری نیست که روشهای مبتنی بر کریسپر روی انسان آزمایش شده و نیز بار اولی نیست که برای درمان LCA از نوعی ژندرمانی استفاده میشود. در اوایل سال جاری در آمریکا از روش کریسپر برای درمان بیماران استفاده شد؛ پزشکان دانشگاه پنسیلوانیا آن را با درمان سرطان به روش CAR-T ترکیب کردند تا دو بیمار را درمان کنند (نتایح درمان هنوز منتشر نشده است). در اواخر سال ۲۰۱۷، سازمان غذاودارو یک روش ژندرمانی به نام Luxturnaرا برای درمان LCA2، شکلی از بیماری که مربوط به جهش در ژن دیگری است، استفاده کردند. این نخستین ژندرمانی مستقیم برای یک بیماری ارثی بود که در آمریکا تأیید شد.
تنها یک شرکت دیگر به نام Sangamo Therapeutics سعی کرده است که روش ویرایش ژن درون بدن را برای درمان بیماری متابولیکی با استفاده از ابزاری به نام «انگشت روی» به کار ببرد. تفاوت بین درمان LCA2 و درمانی که به بیماران LCA10 ارائه خواهد شد، آن است که Luxturna یک نسخهی سالم از ژن دارای نقص را مستقیما به سلولهای شبکیه وارد میکند درحالیکه کریسپر، ژن دارای نقص را روی رشتهی DNA مکانیابی کرده، آن را در نقطهی درست برش میدهد و به رشتهی DNA اجازه میدهد خود را ترمیم کند. اگرچه هیچ تضمینی وجود ندارد که روش کریسپر در درمان LCA اثربخش باشد، اما امیدهای زیادی به وجود آمده است؛ Luxturna بهطرز موفقیتآمیزی بدون اثرات جانبی موجب بهبودی بینایی بیماران شده است و این روش در آزمایش مشابهی در کشور هلند بهبود ۶۰ درصدی بینایی بیماران را بهدنبال داشته است.
استارتاپهای حوزهی خودروهای الکتریکی امروزه با گسترش روزافزون مواجه هستند. جدیدترین عضو این گروه، شرکت Human Horizons نام دارد که اولین محصول خود را در چین معرفی کرده است. خودرویHiPhi 1 که از آن بهعنوان کراساور الکتریکی الهامگرفته از سوپراسپرتهای مدرن یاد شده است، تا حدودی به خودروی فارادی فیوچر FF91 شباهت دارد.

در جلو از سیستم روشنایی خاص با لامپهای کوچک و نمایشگر هوشمند راهنما استفاده شده است. در انتهای خودرو شاهد فرم خاص شیشهی عقب، چراغهای کشیده و دیفیوزر منحصربهفرد هستیم. سقف شیب دار و کوتاه هم به کراساور HiPhi 1 ظاهری اسپرت بخشیده است. خودرو از آینههای جانبی دوربیندار و درهای عقب NT که درخلاف جهت درهای جلو و به حالت درهای گالوینگ باز میشوند، بهره میبرد.

درهای ردیف عقب در خلاف جهت درهای جلو هستند و قسمتی از سقف خودرو هم، رو به بالا باز میشود. در فضای داخلی شاهد انبوهی از نمایشگرهای دیجیتالی هستیم. ۳ نمایشگر برای اطلاعات فنی خودرو، سیستم سرگرمی و سرنشین کناری راننده درنظر گرفته شده است. شرکت هیومن هورایزن، اطلاعات کاملی در رابطه با کابین خودرو منتشر نکرده است؛ اما بنابر گفتهی شرکت سازنده، کراساور HiPhi 1 تا ظرفیت ۶ سرنشین را پوشش و راحتی بینظیری را ارائه میدهد.

مقالههای مرتبط:
در فضای داخلی خودرو از پوشش چرمی برای صندلیها، تریم مشکی مخصوص و رگههای متالیک استفاده شده است. کراساور HiPhi 1 از فناوریهای متعددی بهره میبرد و بنابر گفتهی شرکت Human Horizons، بیش از ۵۰۰ حسگر در این خودرو بهکار رفته است. مدل یادشده از سیستم رانندگی خودران مرحلهی ۳، فناوری 5G V2X و شبکهی عصبی شامل ۴ پردازنده و ۶ پلتفرم محاسباتی بهره میبرد که بهوسیلهی اترنت یک گیگابیتی، نسبت به شبکهی CAN، سرعت بیشتری در پردازش و انتقال دادهها ارائه میدهد.

شرکت سازنده مشخصات فنی دقیق کراساور جدید خود را منتشر نکرده است؛ اما طبق اطلاعات منتشرشده توسط سایت اتوکار، این خودرو در دو حالت انتقال قدرت به چرخهای عقب و تمامی چرخها، عرضه خواهد شد. این خودرو به احتمال زیاد از دو موتور الکتریکی که هر کدام قدرت ۲۶۸ اسببخار تولید میکنند، بهره خواهد برد. بدین ترتیب، رسیدن به سرعت ۹۶ کیلومتربرساعت از سکون در این خودرو، در زمانی کمتر از ۴ ثانیه انجام خواهد شد.

انتخابهای مختلفی برای بستهی باتریها درنظر گرفته شده اس که حجیمترین آنها، ۹۶ کیلوواتساعت ظرفیت خواهد داشت. با توجه به چرخهی مسافتی رایج در اروپا، قویترین مدل کراساور HiPhi 1 تا ۶۴۴ کیلومتر مسافت را با هر شارژ طی خواهد کرد.
تماس های اضطراری گاهی میتوانند ناجی جان افراد باشند، اما اثربخشی این تماسها تا حد زیادی به این نکته بستگی دارد که اپراتور اطلاعات واضح و دقیقی از تماسگیرنده دریافت کند. دریافت چنین اطلاعاتی نیز مستلزم آن است که فرد توان ارائهی اطلاعات را داشته باشد؛ درحالیکه گاهی تماسگیرنده قادر به صحبتکردن نیست. به همین دلیل گوگل ویژگی جدیدی را گوشیهای پیکسل و تعدادی از گوشیهای اندروید دیگر پیاده میسازد که میتواند چنین جزئیاتی را بهصورت خودکار بازگو کند.
اپلیکیشن جدید حاوی سه دکمه خدمات پزشکی و اورژانس، آتشنشانی و پلیس است. با فشار دادن هر یک از این دکمهها، تماس صوتی به خدمات اضطراری مناسب صورت میگیرد. سپس گوگل اطلاعاتی مانند آدرس و نام تماسگیرنده را در اختیار اپراتور قرار میدهد. همچنین به اپراتور اطلاع میدهد که تماس گیرنده به هر دلیلی قادر به صحبت کردن نیست.
قابلیت جدید شباهت بسیاری به سیستم استعلام و رزرو گوگل دوپلکس دارد، اما با اطلاعات و جزئیات ساده تری همراه است. این سیستم بهسادگی با استفاده از موقعیت مکانی گوشی، جزئیات مورد نیاز مکان را به اپراتور اطلاع میدهد.
گوگل توضیح میدهد اطلاعاتی که اپلیکیشن جدید در اختیار اپراتور قرار میدهد تقریبا همان دادههایی را دربرمیگیرد که بهطور خودکار به خدمات اضطراری ارسال میشود، بنابراین، نباید نگران به خطر افتادن حریم خصوصی بود.

گوگل اضافه کرد که اطلاعات فقط روی دستگاه باقی میماند. همچنین حتی بعد از برقراری تماس، کاربران میتوانند در صورت امکان و تمایل با اپراتور صحبت کنند. این سرویس در صورت قطع اتصال دیتا نیز کماکان کارکرد صحیحی خواهد داشت.
متأسفانه، سرویس جدید در ابتدا فقط برای کاربران ایالات متحده در دسترس خواهد بود. همچنین این قابلیت ابتدا برای گوشی پیکسل منتشر خواهد شد. برخی از گوشیهای اندروید نیز در بهروزرسانی به این قابلیت جدید مجهز میشوند؛ اما گوگل تا این لحظه اطلاعاتی دربارهی مدلهای گوشیهای یادشده بهاشتراک نگذاشته است.
.: Weblog Themes By Pichak :.
