با انتقال فعالیت الکتریکی مغز فرد فرستنده به مغز فرد گیرنده، او توانست وظیفه‌ای خاص را به روشی انجام دهد که در مغز فرد فرستنده تعیین می‌شد.

 

در طول تکامل انسان، انواع مختلفی از ابزارهای ارتباطی از ژست‌های بدن گرفته تا زبان‌های پیچیده ایجاد شده است. تمامی این اشکال ارتباطی افراد را به طریقی به‌هم پیوند می‌زند تا بتوانند تجارب فردی خود را به‌اشتراک بگذارد و آن‌ها را بیان کند و باهم همکاری بیشتری کنند. در مطالعه‌ای جدید، فناوری به‌عنوان ابزار ارتباطی جدید جایگرین زبان می‌شود و ازطریق آن، فعالیت مغزی انسان‌ها به‌طور مستقیم و بدون نیاز به زبان به‌هم پیوند می‌خورد.

فعالیت الکتریکی مغز دو انسان به‌شکل سیگنال‌های مغناطیسی به مغز انسان دیگری منتقل شد. این سیگنال‌ها حاوی دستورالعمل‌هایی برای انجام وظیفه‌ای به روش خاص بودند. این مطالعه درهای تازه‌ای به روی توسعه‌ی ابزارهای جدید ارتباط بشری بازمی‌کند؛ درحالی‌که در همین حین، مفاهیم بنیادین مرتبط با هویت و استقلال فردی را به‌چالش می‌کشاند.

ارتباط مستقیم مغز با مغز سال‌ها است مدنظر دانشمندان بوده است و انگیزه‌های متنوعی مانند اشتیاق آینده‌نگرانه و مسائل نظامی مشوق آن بوده است. میگوئل نیکوللیس، نویسنده‌ی کتاب «فراتر از مرزها»، ادغام فعالیت مغز انسان‌ها را به‌عنوان آینده‌ی بشر و مرحله‌ی بعدی در تکامل گونه‌ی ما معرفی می‌کند. او قبلا در یکی از پژوهش‌های خود، مغز چندین موش را با استفاده از الکترودهای کاشته‌شده یا رابط مغز با مغز به‌هم متصل کرده است.

نیکوللیس و همکارانش از این دستاورد با عنوان نخستین «کامپیوتر ارگانیک» یاد می‌کنند که در آن، مغزهای زنده طوری به‌هم متصل بودند که گویی آن‌ها تعداد زیادی ریزپردازنده باشند. حیوانات مشارکت‌کننده در این شبکه یاد گرفتند فعالیت الکتریکی سلول‌های عصبی خود را به‌شکل فعالیت‌های عصبی مغز واحد هماهنگ کنند. مغزهای شبکه‌شده ازنظر وظایفی مانند توانایی تمایز بین دو الگوی مختلف تحریک الکتریکی آزمایش شدند و درمقایسه‌با حیوانات انفرادی عملکرد بهتری داشتند.

اگر مغزهای شبکه‌شده‌ی موش‌های صحرایی از یک حیوان منفرد باهوش‌تر باشند، توانایی‌های کامپیوتر بزرگ بیولوژیکی را تصور کنید که از مغزهای انسانی شبکه‌شده تشکیل شده باشد. چنین شبکه‌ای می‌تواند به مردم کمک کند بر موانع زبانی غلبه کنند. این امر می‌تواند به افرادی که قدرت ارتباط برقرارکردن آن‌ها ضعیف است، کمک کند با ابزار جدیدی ارتباط برقرار کنند. علاوه‌براین، اگر مطالعه‌ی انجام‌شده روی موش‌ها درست باشد، شبکه‌کردن مغزهای انسانی ممکن است موجب افزایش کارایی شود.

در مقاله‌ی جدید، با پیوند فعالیت مغز شبکه‌ی کوچکی از انسان‌ها به برخی از این سؤالات پرداخته شده است. سه فرد شرکت‌کننده در آزمایش که در اتاق‌های جداگانه نشسته بودند، باهم همکاری می‌کردند تا در بازی ویدئویی، بلوکی را در جایی قرار دهند که بتواند فاصله‌ی بین دیگر بلوک‌ها را پر کند. دو نفر که به‌عنوان فرستنده عمل می‌کردند، می‌توانستند شکاف را ببینند و می‌دانستند آیا آن بلوک برای اینکه بتواند فضا را پر کند، باید چرخانده شود یا خیر. نفر سوم که نقش گیرنده را داشت، وضعیت را نمی‌دید و فقط باید روی دستورالعمل‌هایی تکیه می‌کرد که فرستندگان برای او ارسال می‌کردند.

دو فرستنده مجهز به الکتروانسفالوگراف‌هایی (EEG) بودند که فعالیت الکتریکی مغز آن‌ها را ثبت می‌کرد. فرستندگان می‌توانستند جهت بلوک را ببینند و سیگنالی را به فرستنده برای چرخاندن یا نچرخاندن آن ارسال کنند. آن‌ها برای ارسال دستورالعمل چرخاندن روی نور چشمک‌زن با فرکانس بالا و برای ارسال سیگنال نچرخاندن بلوک، روی نور چشمک‌زن دارای فرکانس پایین تمرکز می‌کردند. تفاوت در فرکانس‌های چشمک‌زن موجب واکنش‌های مغزی متفاوتی در فرستندگان می‌شد که به‌وسیله‌ی EEGها می‌گرفت و ازطریق رابط کامپیوتری به فرستنده منتقل می‌شد. اگر فرستنده سیگنالی درباره‌ی چرخاندن بلوک ارسال می‌کرد، ازطریق دستگاه TMS (تحریک مغناطیسی فرا جمجمه‌ای) پالس مغناطیسی به گیرنده تحویل داده می‌شد. این پالس مغناطیسی موجب تابش نوری (یک فسفن) در میدان بینایی گیرنده می‌شد و نشانه‌ای برای چرخاندن بلوک بود. فقدان سیگنال در دوره‌ی زمانی مشخص، دستورالعملی برای نچرخاندن بلوک تلقی می‌شد.

گیرنده پس از جمع‌آوری دستورالعمل‌های هر دو فرستنده، تصمیم می‌گرفت بلوک را بچرخاند یا نه. همانند فرستنده‌ها، گیرنده نیز مجهز به EEG بود که وظیفه‌ی آن در این حالت سیگنال‌دهی آن انتخاب به کامپیوتر بود. هنگامی‌که گیرنده درباره‌ی جهت بلوک تصمیم می‌گرفت، بازی خاتمه می‌یافت و نتایج به هر سه شرکت‌کننده داده شد. این کار فرصتی برای فرستندگان فراهم کرد تا عملکردهای گیرنده را ارزیابی کند و به گیرنده نیز فرصت می‌داد دقت هرکدام از فرستندگان را تخمین بزند. درادامه، به گروه فرصت دیگری برای بهبود عملکرد داده می‌شد. به‌طور کلی، پنچ گروه از افراد با استفاده از این شبکه‌ها آزمایش شدند که BrainNet نامیده می‌شوند و به‌طور متوسط در انجام کار به دقت بیش از ۸۰ درصد دست پیدا کردند.

پژوهشگران به‌منظور تشدید این چالش، گاهی نویزهایی به سیگنالی اضافه می‌کردند که یکی از فرستندگان می‌فرستادند. گیرنده‌ها در مواجهه با جهت‌های متناقض یا مبهم، به‌سرعت یاد می‌گرفتند دستورالعمل‌های فرستنده‌ی دقیق‌تر را شناسایی و دنبال کنند.

رابط مغز

آزمایشگاه نیکوللیس مشغول انجام چنین آزمایش‌هایی روی نخستی‌ها نیز بوده است. در آزمایشی، نخستی‌ها یاد می‌گیرند ازطریق رابط‌های مغز و کامپیوتر (BCI) در کاری مشترک باهم همکاری کنند. این شبکه Brainet نامیده می‌شود. این‌بار سه نخستی ازطریق BCI کاشته‌شده به رایانه‌ای متصل شدند و به‌طور هم‌زمان سعی کردند مکان‌نما را به هدف برسانند. حیوانات در‌این‌زمینه به‌طور مستقیم باهم مرتبط بودند و چالش آن‌ها این بود که پردازش موازی را انجام دهند؛ یعنی هرکدام فعالیت خود را به‌سمت یک هدف هدایت کنند؛ درحالی‌که به‌صورت مداوم به فعالیت مغزی دیگران نیز برای رسیدن به همان هدف کمک می‌کنند.

رابط‌های مغز به مغز در بین گونه‌ها نیز گسترش یافته و تاکنون از روش‌های غیرتهاجمی برای کنترل سوسک‌ها یا موش‌هایی استفاده شده که رابط‌های مغزی با جراحی در مغز آن‌ها کاشته شده است. در گزارشی، انسان با استفاده از رابط غیرتهاجمی مغز متصل ازطریق کامپیوتر با BCI موش بیهوش، توانست دم حیوان را تکان دهد؛ درحالی‌که در مطالعه‌ای دیگر، انسان موشی را به‌عنوان موجود سایبورگ متحرک کنترل کرد.

پژوهشگران در مطالعه‌ی جدید خاطرنشان می‌کنند این نخستین گزارشی است که در آن مغز چندین انسان به‌شیوه‌ای کاملا غیرتهاجمی باهم مرتبط شده است. آن‌ها ادعا می‌کنند تعداد افرادی که مغز آن‌ها می‌تواند وارد این شبکه شود، اساسا نامحدود است. انتقال اطلاعات به روش دستورالعمل باینری صفر و یک انجام می‌شود. سؤال مهم این است که حاصل این تلاش‌ها به‌جز اینکه انجام بازی‌های ویدئویی پیچیده‌ای مانند تتریس را امکان‌پذیر می‌کند، چه می‌تواند باشد؟

نویسندگان پیشنهاد می‌کنند انتقال اطلاعات با استفاده از رویکردهای غیرتهاجمی می‌تواند با تصویربرداری هم‌زمان از فعالیت مغز با استفاده از fMRI تلفیق شود تا میزان اطلاعاتی که فرستنده می‌تواند منتقل کند، افزایش پیدا کند. fMRI رویه‌ی ساده‌ای نیست و می‌تواند به پیچیدگی‌های رویکردهای فعلی به اشتراک‌گذاری اطلاعات بیفزاید. آن‌ها همچنین پیشنهاد می‌کنند شاید بتوان به‌منظور ایجاد آگاهی در زمینه‌ی مفهومی خاصی در مغز گیرنده، بخشی اختصاصی از مغز او را به کمک TMS تحریک کرد.

در همین حین، ابزارهای تهاجمی‌تر و شاید کارآمدتر این نوع ارتباطات مغزی به‌سرعت در حال پیشرفت هستند. ایلان ماسک اخیرا درباره‌ی توسعه‌ی BCI کاشت‌پذیر خبر داده است که حاوی سه‌هزار الکترود است و می‌تواند تعاملات گسترده بین کامپیوترها و سلول‌های عصبی مغز را دربر بگیرد.

دستکاری مغز

اگرچه دانشمندان تلاش‌های تأثیرگذار و درخورتوجهی دراین‌زمینه می‌کنند، اغلب ارزش این نوع کارها با دخالت برخی از سازمان‌ها کم می‌شود. دارپا مشغول تلاش برای توسعه‌ی رابط عصبی کاشت‌پذیر بوده است که در آن به‌طور هم‌زمان یک‌میلیون سلول عصبی مشارکت کنند. اگرچه این رابط‌ها به‌طور خاص با هدف ایجاد ارتباط مغز با مغز توسعه پیدا نمی‌کنند، تصور این موضوع دشوار نیست که بتوانند برای چنین اهدافی به‌کار گرفته شوند.

شایان ذکر است روش‌های استفاده‌شده در این پژوهش‌ها غیرتهاجمی است و به نظر می‌رسد درمقایسه‌با حالتی که این فناوری به‌وسیله‌ی دارپا استفاده شود، کمتر ناخوشایند است؛ اما نگرانی‌های اخلاقی را به‌دنبال دارد؛ به‌ویژه اینکه فناوری‌های مرتبط به آن با سرعت در حال پیشرفت است. برای مثال، آیا ممکن است در آینده، شبکه‌ی مغز به مغز فرستنده را قادر سازد تأثیری اجباری روی گیرنده بگذارد و حس عاملیت او را تغییر دهند؟ آیا فعالیت‌های مغزی فرستنده می‌تواند حاوی اطلاعاتی باشد که روزی استخراج شده و حریم خصوصی فرد را نقض کند؟ آیا این تلاش‌ها ممکن است در جایی حس فرد بودن افراد را به‌خطر بیندازد؟

این پژوهش ما را قدمی به آنچه نیکوللیس از آینده تصور می‌کند، نزدیک‌تر می‌کند؛ آینده‌ای که در آن به تعبیر موری گِلمن، برنده‌ی نوبل فیزیک سال ۱۹۶۹، افکار و احساسات بدون فریب‌کاری‌هایی که زبان امکان آن‌ها را مهیا می‌کند، به اشتراک گذاشته و احساس شود.

البته نیکوللیس در این طرزتفکر خود نکته‌ی مهمی را در نظر نمی‌گیرد. یکی از نکات ظریف نهفته در زبان انسانی این است که اغلب آنچه گفته نمی‌شود، به‌اندازه‌ی آنچه گفته می‌شود، مهم است. محتوای پنهان در خلوت ذهن هر فرد هسته‌ی استقلال شخصیت او را تشکیل می‌دهد. آنچه می‌خواهیم در ارتباط مستقیم مغزها به‌دست آوریم، ممکن است به قیمت از‌دست‌دادن چیزهایی تمام شود که بسیار مهم‌تر هستند.



تاريخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1398 | 08:02 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

گوگل در بازار ساعت‌های هوشمند فعالیت نمی‌کند؛ اما می‌تواند با خرید شرکت موفقی همچون فیت‌بیت، با سرعت مناسبی با غول‌های این حوزه رقابت کند.

 

بازار گجت‌های پوشیدنی در سال جاری میلادی به‌سمت رکوردشکنی جدی حرکت می‌کند. IDC پیش‌بینی می‌کند تا پایان سال جاری میلادی، ۱۵۲ میلیون گجت پوشیدنی مچی فروخته شوند و روند رو‌به‌رشد بازار در سال‌ آتی هم ادامه داشته باشد. پنج شرکت برتر جهان در این حوزه ۶۶ درصد از سهام بازار را دراختیار دارند و شیائومی، اپل، هواوی، فیت‌بیت و سامسونگ به‌ترتیب رتبه‌های اول تا پنجم را به‌خود اختصاصی می‌دهند. اگر گوگل بخواهد در بازار روبه‌رشد مذکور جایی داشته باشد، خرید فیت‌بیت استراتژی مناسبی برای ورود خواهد بود. برخی اخبار حوزه‌ی فناوری ادعا می‌کنند شرکت مادر گوگل، آلفابت، پیشنهاد خرید را به فیت‌بیت ارائه کرده است.

رویترز برای اولین‌بار احتمال فروخته‌شدن فیت‌بیت به آلفابت را مطرح کرد. گزارش آن‌ها برمبنای منبعی ناشناس نوشته شد؛ درنتیجه، به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان آن را ادعایی نزدیک به واقعیت دانست. ناگفته نماند هیچ اطلاعی از پیشنهاد احتمالی آلفابت به فیت‌بیت و پذیرش یا رد پیشنهاد شرکت سازنده‌ی گجت‌های پوشیدنی در دست نیست. البته اخبار اخیر نشان می‌دهد آن‌ها با مشکلاتی در بازار و کسب درآمد دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

با نگاهی به گزارش اخیر IDC، متوجه وضعیت نه‌چندان جالب آن‌ها در بازار می‌شویم. ساعت‌های هوشمند سهم مناسبی از بازار پوشیدنی‌ها را به‌خود اختصاص می‌دهند. درمقابل، دستبندهای ساده‌تر که درآمد بسیاری برای فیت‌فیت به‌همراه دارند، فروش چندان زیادی را تجربه نمی‌کنند. دراین‌میان، فیت‌بیت فشار دو بازیگر مهم بازار را حس می‌کند: از یک سو، شیائومی با دستبندهای ارزان‌قیمت بازار پایین‌رده را اشغال می‌کند و از سوی دیگر، اپل‌واچ دسته‌ی ساعت‌های هوشمند را زیرسلطه دارد.

تشخیص صدا اپل واچ 5

فیت‌بیت برای رقابت با غول‌های بازار پوشیدنی، قیمت محصولات خود را کاهش داد؛ اما به همان نسبت، کاهش در سوددهی را هم تجربه کرد. به‌عنوان نمونه‌ای از محصولات ارزان‌قیمت اخیر، می‌توان به ورسا لایت فیت‌بیت اشاره کرد که نسخه‌ای ارزان از ساعت‌های هوشمند شرکت بود. گجت مذکور با وجود جذب مناسب کاربران،‌ محصول آن‌چنان قدرتمندی نبود و در کاهش سوددهی شرکت و سهم بازار هم تأثیرگذار به‌نظر رسید.

با نگاهی به وضعیت کنونی فیت‌بیت، فروخته‌شدن آن را نمی‌توان دور از انتظار دانست. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که چرا گوگل باید این شرکت را بخرد؟

فیت‌بیت در هر دو سمت طیف بازار، زیرفشار غول‌هایی همچون شیائومی و اپل است

اگر نگاهی به خانواده‌ی محصولات سخت‌افزاری گوگل بیندازیم، از پیکسل ۴ تا پیکسل‌بوک گو و نست‌مینی، انواع دسته‌های بازار گجت را اشغال می‌کنند؛ اما در دسته‌ی پوشیدنی‌ها هنوز با کمبود مواجه هستیم و قطعا پیکسل بادز ۲، جای خالی را کاملا پر نخواهد کرد. درحال‌حاضر، گوگل محصول پوشیدنی ندارد؛ اما ور OS را به‌صورت اختصاصی برای ساعت‌های هوشمند عرضه می‌کند. نرم‌افزار گوگل رویکرد مناسبی ندارد و هیچ‌یک از پنج تولیدکننده‌ی گجت‌‌های پوشیدنی از آن استفاده نمی‌کنند.

از سال‌ها پیش، شایعه‌ی عرضه‌ی ساعت هوشمند پیکسل‌واچ‌ گوگل، در رسانه‌ها دیده و شنیده می‌شد. با‌این‌حال، هنوز از محصول غول موتور جست‌وجو خبری نیست و در رویداد اخیر نیز گجتی معرفی نشد. قطعا گوگل در سال‌های گذشته، انواع طراحی ساعت هوشمند را بررسی کرده است. به‌علاوه، برخی از کارمندان سابقش نیز در مصاحبه‌های متعدد گفته‌اند اهالی مانتین‌ویو قصد داشت محصول نهایی را درکنار اولین گوشی پیکسل در سال ۲۰۱۶ معرفی کند. البته همان افراد ادعا می‌‌کنند مدیران به‌خاطر نگرانی از نپذیرفتن بازار و ضربه به برند پیکسل، از عرضه‌ی محصول نهایی خودداری کرده‌اند.

Google’s Pixel Watch

برخی گزارش‌ها در سال ۲۰۱۶ اعلام کردند ساعت‌های مدنظر گوگل را درنهایت ال‌جی ساخت و با برندها‌ی LG Watch Sport و LG Watch Style مجهز به Androdi Wear 2.0 گوگل به بازار راه یافتند. انتقادهای شدید و عملکرد ضعیف آن ساعت‌ها اثبات می‌کرد گوگل درباره‌ی عرضه‌‌نکردن آن‌ها، تصمیم صحیحی گرفته است.

طرح‌های گوگل برای ورود به بازار گجت‌های پوشیدنی تاکنون ناموفق بوده‌اند

در ژانویه‌ی سال جاری میلادی، گوگل قراردادی مرموز با گروه ساعت‌سازی فسیل منعقد کرد و تعدادی مالکیت معنوی به‌همراه تیم‌های تحقیق‌و‌توسعه‌ی پشتیبان آن‌ها را با هزینه‌ای ۴۰ میلیون‌ دلاری دراختیار گرفت. قرارداد مذکور نشان می‌دهد اهالی مانتین‌ویو هنوز به‌دنبال طراحی و ساخت ساعت هوشمند هستند. ایده‌ی فناوری محیطی با چشم‌انداز مرتبط ترکیب می‌شود و گوگل اسیستنت بدون تجهیز سخت‌افزاری، نقش رابط را بین کاربر و نزدیک‌ترین سخت‌افزار برعهده می‌گیرد. در چنین چشم‌اندازی، میکروفن و اسپیکر روی گجت مچی کاربر کارایی بسیاری خواهد داشت. درنهایت، می‌توان پیکسل‌واچ را عضو مناسبی برای خانواده و اکوسیستم در حال‌ رشد گوگل دانست که درکنار خانواده‌ی محصولات خانه‌ی هوشمند و گوشی‌های هوشمند، مجموعه‌ی کاملی را شکل می‌دهد.

دلایل مذکور همگی اثبات‌کننده‌ی تمایل گوگل برای ساخت ساعت هوشمند بودند. اکنون این سؤال پیش می‌آید که چرا آن‌ها باید با خرید فیت‌بیت مسیر خود را کوتاه کنند؟ همان‌طورکه گفته شد، فیت‌بیت در ورود به بازار ساعت‌های هوشمند موفقیت چندانی کسب نکرد. هنوز بیش از نیمی از درآمد آن‌ها از گجت‌های ردیاب سلامتی کسب می‌شود. Fitbit OS از دل نرم‌افزار Pebble زاده شد و در بخش قابلیت‌ها و ظرفیت‌های نرم‌افزاری، کمبودهای زیادی دارد؛ درنتیجه، نمی‌توان نرم‌افزار یا اکوسیستم ساعت‌های هوشمند فیت‌بیت را دلیل گوگل برای خرید دانست. به‌علاوه، محصولات آن‌ها در طراحی سخت‌افزاری نیز حرف زیادی برای گفتن ندارند.

Fitbit

آنچه فیت‌بیت امروز دارد و گوگل به آن محتاج است، تعداد فراوان مشتریانی هستند که از ساعت‌ها و دستبندهای شرکت استفاده و داده‌های سلامتی و ورزشی خود را به سرورهای آن ارسال می‌کنند. همچنین، کسب‌وکار گوگل به‌طور خلاصه در جمع‌آوری داده و پیاده‌سازی یادگیری ماشین و استفاده از اطلاعات ایجادشده برای توسعه‌ی چشم‌انداز و توسعه‌ی نرم‌افزار تعریف می‌شود. اگرچه امروز Google Fit تقریبا در تمامی سیستم‌عامل‌های موبایل و پوشیدنی به کاربران عرضه می‌شود، هنوز پایگاه کاربران قدرتمندی ندارد و در‌مقایسه‌با اکوسیستم فیت‌بیت، بسیار ضعیف محسوب می‌شود. آخرین آمار تعداد کاربران فعال ماهانه‌ی سرویس مذکور را ۲/۶ میلیون نفر عنوان می‌کند؛ درحالی‌که فیت‌بیت ماهانه ۲۷/۴ میلیون کاربر فعال دارد.

داده‌ها و الگوریتم‌های فیت‌بیت ارزش زیادی برای گوگل خواهند داشت

گوگل علاوه‌بر دریافت داده‌های باارزش، از الگوریتم فیت‌بیت هم بهره خواهد برد. هر شرکت فعال در صنعت ردگیری داده‌های سلامت، الگوریتم‌های مخفیانه‌ی اختصاصی خود را برای شمارش گام‌ها و محاسبه‌ی کالری مصرف‌شده و ردگیری خواب دارد. قطعا دسترسی به الگوریتم‌های فیت‌بیت به‌عنوان شرکتی باسابقه در این حوزه، ارزش فراوانی خواهد داشت.

از دلایل احتمالی دیگر تمایل گوگل می‌توان به ورود فیت‌بیت به بازار سلامت اشاره کرد؛ یعنی بخشی از کسب‌وکار که درکنار بخش‌های دیگر رشد مناسبی تجربه کرده است. فیت‌بیت تاکنون محصولات متعددی ازطریق برنامه‌های بهداشت و سلامت در سطح سازمانی فروخته است و اکنون نیز بیمه‌های سلامت را در هدف خود می‌بیند. آن‌ها حتی در حوزه‌ی مذکور با گوگل نیز همکاری کرده‌اند و خدمات ابری غول موتور جست‌وجو را برای پلتفرم Healthcare خود به‌کار گرفته‌اند. پلتفرم مذکور روشی امن برای اشتراک داده‌های پزشکی حساس ایجاد می‌کند.

 Fitbit ‌Charge 3

باور عمومی اکنون بر این است که دستگاه‌های ردگیری سلامتی می‌توانند صنعت سلامت را نجات دهند. دراین‌میان، بیمه‌ها نیز صرفه‌جویی‌های هزینه‌ای بسیاری خواهند داشت و درنتیجه، فیت‌بیت مسیر صحیحی برای ورود انتخاب می‌کند. در‌صورت نهایی‌شدن خرید احتمالی، هیچ تصوری از چگونگی هماهنگی و ترکیب فیت‌بیت با ساختارهای کنونی گوگل نداریم. به‌عنوان مثال، شرکت مذکور قبلا سیستم‌عامل ور OS را به‌خاطر مصرف زیاد باتری به دستگاه‌های خود اضافه نکرد؛ درنتیجه، گوگل نمی‌تواند بدون برنامه‌ریزی خاص، سیستم‌عامل خود را روی دستگاه‌های فیت‌بیت نصب کند و انتظار عملکرد موفق داشته باشد. همچنین، برای گوگل عجیب خواهد بود برندی از دستگاه‌های پوشیدنی بدون استفاده از سیستم‌عامل اختصاصی خود داشته باشد.

بدون طراحی عالی سخت‌افزاری و بهبودهای جدی در ور OS، نمی‌توان انتظار داشت گوگل با موفقیت به بازار ساعت‌های هوشمند وارد شود و خرید فیت‌بیت نیز هیچ‌یک از پیش‌نیازهای مذکور را رفع نمی‌کند. البته همیشه امکان تدوین طرح‌های بلندمدت‌تر و جامع‌تر گوگل وجود دارد که شاید در آن، از فیت‌بیت برای توسعه‌ی برند جدیدی از گجت‌های پوشیدنی استفاده شود؛ فیت‌بیتی که می‌تواند با اپل‌واچ رقابت کند. چنین روندی قطعا به زمان زیادی نیاز خواهد داشت.



تاريخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1398 | 08:01 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

آمار جدید نشان می‌دهد هم‌اکنون ۵۷ درصد از رایانه‌ی مجهز به ویندوز ۱۰ مایکروسافت از نسخه‌ی ۱۹۰۳ این سیستم‌عامل استفاده می‌کنند.

 

جدیدترین گزارش مؤسسه‌ی تحقیقاتی AdDuplex نشان می‌دهد میزان استفاده‌ی رایانه‌ها از نسخه‌ی ۱۹۰۳ ویندوز ۱۰ مایکروسافت با رشدی ۱۱ درصدی مواجه شده و به ۵۷ درصد رسیده است. این آمار در‌مقایسه‌با دیگر نسخه‌های ویندوز ۱۰ به‌دست‌ آمده و افزون‌بر‌این، براساس نظرسنجی انجام‌شده بین کاربران ۹۰ هزار رایانه‌ی ویندوزی ثبت شده است.

AdDuplex در‌این‌زمینه می‌گوید:

پشتیبانی مایکروسافت از ویندوز ۱۰ نسخه‌ی ۱۸۰۳ کم‌کم به روزهای آخرش نزدیک می‌شود و به‌خوبی می‌توانیم ببینیم این موضوع چگونه توانسته است بر سرعت به‌روزرسانی رایانه‌‌های دارای ۱۸۰۳ به نسخه‌ی جدید تأثیر مثبت بگذارد.

AdDuplex می‌گوید تقریبا تمامی ۱۱ درصدی که به تعداد کاربران نسخه‌ی ۱۹۰۳ اضافه شده‌اند، پیش‌تر از نسخه‌ی ۱۸۰۳ استفاده می‌کرده‌اند، نه ۱۸۰۹. دلیل این موضوع مشخصا به توقف پشتیبانی از نسخه‌ی ۱۸۰۳ مربوط می‌شود.

آمار نصب نسخه 1903 ویندوز 10

AdDuplex معتقد است این آمار چندان تعجب‌برانگیز به‌حساب نمی‌آید. این مؤسسه می‌گوید:

میزان استفاده از دو نسخه‌ی اخیر ویندوز ۱۰ اتفاقی جدید نیست و درواقع، پیش‌تر شاهد این موضوع بوده‌ایم که نسخه‌های جدید این سیستم‌عامل روی اکثر دستگاه‌های مجهز به آن نصب شوند.

مایکروسافت به‌زودی قصد دارد نسخه‌ی ۱۹۰۹ را نیز منتشر کند؛ ازاین‌رو، احتمال می‌دهیم شمار زیادی از کاربران این نسخه را روی رایانه‌شان نصب کنند. 

دیدگاه شما کاربران زومیت درباره‌ی این موضوع چیست؟ شما از کدام نسخه‌ی ویندوز ۱۰ استفاده می‌کنید؟



تاريخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1398 | 07:54 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

میلیاردها نورون در مغز فعال‌اند و انسان را قادر می‌سازند مسائل پیچیده‌ای را حل کند. دانشمندان ادعا می‌کنند برخلاف تصور، روند حل مسئله در مغز چندان پیچیده هم نیست.

 

آیا تابه‌حال برایتان پیش آمده است روزنامه در دست بگیرید و جدول‌های بازی با کلمات یا بازی با اعداد (سودوکو) را حل کنید و به این بیندیشید در مغز شما چه می‌گذرد؟ جایی در لابه‌لای میلیاردها سلول عصبی یا نورون در مغز شما، رمزی وجود دارد که اجازه می‌دهد کلمه‌ای را در جدول به‌خاطر بیاورید یا روشی را به شما ارائه می‌دهد تا به‌کمک آن بتوانید اعداد را در جای مناسبی از جدول قرار دهید یا هر پازلی را تکمیل کنید.

باتوجه‌به پیچیدگی مغز، شاید فکر کنید الگوهای بسیار پیچیده و منحصر‌به‌فردی برای انجام هرکاری در مغز وجود دارد؛ اما مطالعه‌ی اخیر نشان می‌دهد این الگوها در مغز بسیار ساده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

به‌تازگی مشخص شده است ساختارهای فراوانی در مغز به‌طور دقیق با یکدیگر همکاری و فعالیت‌های خود را با یکدیگر هماهنگ می‌کنند کنند. درواقع، این ساختارهای مغزی فعالیت‌های خود را با آنچه از مغز طلب می‌کنید، سازمان می‌دهند و الگوهای مناسبی برای رسیدن به هدف شما در مغز ایجاد می‌کنند.

دانشمندان این الگوهای هماهنگ‌شده را الگوها یا مسیرهای شاخه‌ای با بُعد پایین می‌نامند. مسیرهای شاخه‌ای با بُعد پایین شباهت زیادی به اتوبان‌ها و مسیرهای اصلی دارند که هرروز از آن‌ها استفاده می‌کنید تا از خانه به محل کار بروید و از محل کار به خانه بازگردید. بنابراین، حجم عظیمی از ترافیک در این مسیرها رخ می‌دهد؛ بدان معنا که کارآمدترین مسیرها برای رفتن از نقطه A به نقطه B هستند. 

سودوکو

دانشمندان شواهدی در دست دارند که نشان می‌دهد بیشتر فعالیت مغز در همین الگوها رخ می‌دهد. به زبان ساده‌تر، این الگوها سبب می‌شوند مغز بتواند راحت‌تر از پسِ حل مسائل بربیاید؛ یعنی بستری دراختیار مغز قرار می‌دهند که با استفاده از آن، مغز آگاه می‌شود مسئله‌ای که با آن مواجه است، ازجمله مسائلی است که با قراردادن در این الگوها حل می‌شود؛ درنتیجه، نیاز نیست انرژی زیادی برای فهم ابتدایی‌ترین عناصر مسئله صرف کند. برای مثال، اگر توپی به‌سمت شما پرتاب شود، مسیرهای شاخه‌ای با بُعد پایین فعال می‌شود و به مغز شما این امکان را می‌دهد در ماهیچه‌ها هماهنگی لازم را ایجاد کند و درنتیجه، حرکات مناسبی برای دریافت توپ شکل می‌دهد. اگر مغز از این توانایی، یعنی مسیرهای شاخه‌ای با بُعد پایین، برخوردار نباشد، باید چگونگی دریافت توپ و هماهنگ‌کردن ماهیچه‌ها را جزءبه‌جزء تحلیل و اجرا کند.

در مطالعه‌ای که به‌تازگی در نشریه‌ی Neuron منتشر شده است، جیمز شاین و همکارانش روی این الگوها تحقیقات بیشتری کرده‌اند. این دانشمندان بیشتر به‌دنبال این موضوع بودند که ببینند آیا این الگوها در فعالیت‌های شناختی بسیار پیچیده‌ی مغز نقش دارند که به تمرکز فراوانی نیازمند هستند. این دانشمندان به‌کمک تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (FMRI) از مغز شرکت‌کنندگان حین حل‌کردن مربع لاتین اسکن‌هایی با وضوح فراوان تهیه کردند. مربع لاتین شبیه جدول بازی با اعداد سودوکو است؛ اما به‌جای اعداد، از اشکال در آن استفاده می‌شود. کسانی که قبلا جدول‌های سودوکو را حل کرده‌اند، می‌دانند حل آن به تمرکز بسیار زیادی احتیاج دارد.

روش حل مربع لاتین بدین‌صورت است که باید در هر ردیف، شکل مناسبی در خانه‌های خالی جدول قرار دهند؛ به‌طوری‌که هر شکل در هر ردیف و هر ستون فقط یک‌بار تکرار شود. در این مطالعه، دانشمندان جداولی در سه سطح مختلف ازلحاظ درجه‌ی دشواری طراحی کردند. درواقع، هرچه درجه‌ی دشواری این جدول‌ها بیشتر می‌شد، به تعداد سطر و ستون آن‌ها هم اضافه می‌شد.

هدایت ترافیک در مغز 

در مطالعه‌ی مذکور، دانشمندان پیش‌بینی می‌کردند حل مربع‌های لاتینی که درجه‌ی دشواری بیشتری دارد، احتمالا سبب شود مسیرهای جدیدی به مسیرهای شاخه‌ای با بُعد پایین افزوده شود. همچنین، زمانی‌که مغز برای حل مسئله‌ای دشوارتر وارد میدان می‌شود، ترافیک بیشتری در این مسیرها را شاهد باشیم. اگر تمثیل اتوبان‌ها را به‌خاطر داشته باشید که در ابتدای این بحث مطرح کردیم، می‌توان پیش‌بینی کرد مغز برای کاهش این ترافیک احتمالا بخشی از این ترافیک سنگین را به خیابان‌های اطراف (مسیرها و الگوهای جایگزین) منتقل کند.

نتایج به‌دست‌آمده از آزمایش نشان داد پیش‌بینی دانشمندان درست بوده است. در این آزمون، مشخص شد حل جداول پیچیده‌تر سبب می‌شود الگوهای انتخابی مغز تغییر کند؛ به‌نحوی که گویی مغز می‌خواهد از ترافیک سنگین جلوگیری کند و برای این‌ کار راه‌های جدیدی را بازمی‌کند. هرچه مسئله پیچیده‌تر و دشوارتر شود، میزان تغییرات الگوها هم بیشتر می‌شود. 

نکته‌ی جالب دیگری که در این مطالعات به‌دست آمد، این بود که با تغییر این الگوها که دراثر افزایش درجه‌ی دشواری مسئله به‌وجود می‌آید، احتمال خطای مغز افزایش می‌یابد؛ یعنی داوطلبان هنگام حل مربع‌های لاتین سخت‌تر، بیشتر خطا می‌کردند. درست مثل اینکه یک روز صبح تصمیم بگیرید به‌جای استفاده از مسیر اصلی، خیابان‌های دیگری را برای رسیدن به محل کار انتخاب کنید. در‌این‌صورت، ممکن است موفق شوید؛ اما این احتمال بیشتر است که خطا کنید و آدرس را اشتباه بروید.

به‌طورکلی، این نتایج حاکی از آن است که شاید فعالیت مغز آن‌قدر پیچیده نباشد که قبلا تصور می‌کردیم. اغلب اوقات مغز از  الگوها و مسیرهای اصلی استفاده می‌کند و حتی هنگامی‌که به خلاقیت بیشتری نیاز دارد، بازهم سعی می‌کند ترافیک را به همان مقصد نهایی هدایت کند. بااین‌همه، همچنان یک پرسش بی‌پاسخ باقی می‌ماند: چگونه مغز به این سطح از هماهنگی دست پیدا می‌کند؟ در پاسخ به این پرسش، یکی از احتمالات این است که انجام این وظیفه به‌عهده‌ی تالاموس است. تالاموس ساختاری در اعماق مغز است؛ ولی تقریبا با تمام بخش‌های مختلف مغز در ارتباط است.

تالاموس

نکته‌ی مهم این است که مدار تالاموس می‌تواند فعالیتی را فیلتر کند که در قشر مغز یا لایه‌ی کورتکس انجام می‌شود. قشر مغز مرکز اصلی پردازش اطلاعات در مغز است؛ بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت تالاموس تأثیر بسزایی در ایجاد تمرکز می‌گذارد. شناسایی و رمزگشایی الگوهای فعالیتی تالاموس با استفاده از روش‌های سنتی تصویربرداری کار بسیار دشواری است؛ اما خوشبختانه در این آزمایش، لوکا کوچی و لوک هارن با به‌کارگیری تصویربرداری ام‌آر‌آی با وضوح فراوان و ارائه‌ی جزئیات بیشتر، امکان مطالعه‌ی دقیق‌تری دراختیار دانشمندان قرار داده‌اند. 

اکنون، دانشمندان با اطمینان ادعا می‌کنند ارتباط مشهودی میان فعالیت تالاموس و جریانِ سیلی از اطلاعات در مسیرهای چندشاخه‌ای با بُعد پایین وجود دارد؛ از‌این‌رو، هرگاه پای حل جدول نشستید، به فکر تالاموس مغز خود باشید که می‌کوشد الگوهای چندشاخه‌ای با بُعد پایین را تشکیل دهد. همکاری تالاموس و این الگوها به شما کمک می‌کند بتوانید مسائل را حل کنید.

جیمز شاین و رابینسون فِلو، از دانشگاه سیدنی، این مطالعه را انجام دادند و نتایج آن را در مجله‌ی The Conversation منتشر کردند.



تاريخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1398 | 07:52 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

خودروهای پرنده و خودران در آینده تولید خواهند شد؛ اما اینکه چنین چیزی چقدر می‌تواند با تصور ما سازگار باشد، جای بحث و سؤال بسیاری دارد. 

 

تویوتا با اطمینان معتقد است خودروهای خودران در آینده نقش بسیار مهمی در حمل‌و‌نقل بازی خواهند کرد؛ اما هنوز هیچ خودروسازی نتوانسته حتی به فناوری خودران سطح پنج نزدیک شود. جیمز کوفنر، مدیر اجرایی واحد تحقیقات بخش جهانی تویوتا، گفته است این خودروساز ژاپنی مشغول بررسی این موضوع است که در سیستم‌های رانندگی خودکار چقدر باید نقش راننده را محدود کرد. 

وی درباره‌ی این موضوع می‌گوید:

با محدودکردن راننده، از همین امروز می‌‌توان ترافیک و آلودگی‌ و سرعت کمتری داشت؛ ولی موضوع این است که اگر محدودیت‌ها کافی هستند، چقدر باید محدودیت اعمال کنیم و آیا این کاری ارزشمند است یا نه.

کوفنر قبلا عضو تیمی بود که سیستم‌های رانندگی خودکار را در گوگل توسعه می‌دادند و حالا مدیر مؤسسه‌ی تحقیقاتی تویوتا است. تویوتا برنامه دارد تا سال آینده، سیستم رانندگی خودکار سطح دو خود را رونمایی کند. این سیستم می‌تواند در اتوبان رانندگی خودرو را کاملا برعهده بگیرد و قابلیت مواجه‌شدن با ترافیک را هم دارد. به‌باور تویوتا، تا پایان سال ۲۰۲۰ سیستم‌های رانندگی خودکار در مسیرهای مشخصی مانند بزرگراه‌ها به مرحله‌ی عملیاتی خواهند رسید.

autonomous car

کوفنر به قول‌های غیرعملی برخی از سازندگان خودرو نیز اشاره کرد که ادعا می‌کنند خودروهای خودران بسیار زودتر از آنچه بسیاری فکر می‌کنند، وارد بازار خواهند شد. به‌گفته‌ی وی، تحقق این موضوع خیلی سخت است و به این راحتی‌ها نمی‌توان خودرو کاملا خودران را روانه‌ی بازار کرد. فروش چنین محصولی به مشتریان نیز کاری دشوار است. او افزود:

معمولا افراد به برند ما اعتماد دارند و ما نیز می‌خواهیم محصولی به آن‌ها بفروشیم که از فروش آن احساس رضایت داشته باشیم؛ بنابراین، قول‌های غیرواقعی دیگران ما را آزرده می‌کند. باوجوداین، به تلاشمان برای توسعه‌ی این فناوری ادامه خواهیم داد و معتقد‌یم سیستم خودران اثرهای مهمی خواهد داشت. 

toyota Autonomous car

درکنار خودروهای خودران، موضوع خودروهای پرنده نیز در میان است. در‌این‌باره، گوردون وگنر، مدیر طراحی دایملر، در مصاحبه‌ای با بلومبرگ درباره‌ی این موضوع صحبت کرد که حمل‌و‌نقل لوکس در آینده چگونه خواهد بود و چقدر با ورود خودروهای پرنده به بازار فاصله داریم. 

AeroMobil flying car / ماشین پرنده ایروموبیل

گوردون وگنر بابت پست‌کردن طرح‌های آینده‌نگرانه‌ای مانند شاتل لوکس مرسدس میباخ در حساب اینستاگرام خود معروف است. چنین وسیله‌‌ی نقلیه‌ای تاکسی پرنده به‌نظر می‌رسد تا هر چیز دیگری. با اینکه این گونه از وسیله‌های نقلیه‌ی پرنده هنوز مفهومی هستند و به مرحله‌ی عمل نرسیده‌اند، پیش‌بینی می‌شود خیلی زودتر از حد انتظار مردم وارد بازار شوند. به‌گفته‌ی وگنر، خودروهای پرنده‌ی بدون سرنشین می‌توانند بخش بزرگی از مشکلات حمل‌و‌نقل را رفع کنند. بالاخره روزی این وسایل یا جایگزین خودروها یا درکنار آن‌ها به‌عنوان مکمل استفاده خواهند شد.

وگنر در پاسخ به این پرسش که چنین هدفی چه موقع محقق می‌شود، گفت: 

به نظر من، به ۲۰ تا ۳۰ سال زمان یا حتی بیشتر نیاز دارد. رانندگی خودران در هوا بسیار ساده‌تر از رانندگی خودران روی زمین است و ما در خیلی از هواپیماهای امروزی سیستم اتوپایلوت (پرواز خودکار) را داریم. 

وگنر به این موضوع نیز اشاره کرد که برخلاف رانندگی روی زمین، در وسایل نقلیه‌ی پرنده دیگر نگرانی از بابت عابران، چراغ‌های راهنمایی، مسیرهای پیچیده و اتفاقات پیش‌بینی نشده وجود ندارد.



تاريخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1398 | 07:50 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

انویدیا از شیلد تی‌وی و شیلد تی‌وی پرو با پشتیبانی از Dolby Vision و قابلیت آپ‌اسکیل‌کردن از طریق هوش مصنوعی تا کیفیت 4K رونمایی کرد. 

 

اواخر مهرماه انویدیا شیلد TV Pro در فروشگاه آمازون مشاهده شد. همان‌طور که انتظار می‌رفت و گفته شده بود، انویدیا به‌صورت رسمی از دو دستگاه جدید شیلد تی وی (Shield TV) رونمایی کرد. 

علاقه‌مندان می‌توانند شیلد TV Pro را با قیمت ۱۹۹/۹۹ دلار و شیلد تی وی را با قیمت ۱۴۹/۹۹ دلار خریداری کنند. هر دو محصول جدید شیلد تی وی از پردازنده‌ی  Tegra X1+ بهره می‌برند. انویدیا معتقد است که پردازنده‌ی جدید حداکثر ۲۵ درصد سرعت عملکرد بالاتری نسبت به پردازنده‌ی X1 اصلی دارد.

شیلد تی وی پرو

این افزایش سرعت چندان زیاد نیست، ولی تجربه‌ی استفاده از پردازند‌ه‌ی سیلیکون X1 نشان می‌دهد که شیلد تی وی همواره سرعت بسیار خوب و مناسبی داشته که پاسخگوی نیاز کاربران بوده است.

شیلد تی وی ۲۰۱۹ نسبت به نسخه‌ی قدیمی‌تر از نظر نرم‌افزاری ارتقا پیدا کرده است. محصول جدید از استانداردهای Dolby Vision و HDR پشتیبانی می‌کند. تراشه‌ی جدید قابلیتی به نام آپ‌اسکیل ازطریق هوش مصنوعی (AI Upscaling) را به شیلد پرو اضافه کرده است. درنتیجه‌ تصاویر ویدئویی با کیفیت 1080p و 720p را به‌ وضوح 4K آپ اسکیل می‌کند. 

طراحی Shield TV Pro نسبت به نسخه‌ی قبلی Shield TV تفاوت چندانی نداشته؛ هرچند دستگاه جدید فاقد گیم‌ پد است. شاید برایتان این سؤال پیش بیاید که چرا از لفظ پرو در نام آن استفاده شده است؟ شیلد تی وی پرو با ظرفیت حافظه‌ی بیشتری (۱۶ گیگابایت) و ظرفیت حافظه‌ی رم (۳ گیگابایت) نسبت به نسخه‌ی قبلی شیلد تی وی با ظرفیت حافظه‌ی ۸ گیگابایتی و رم ۲ گیگابایتی به بازار عرضه می‌شود. همچنین امکان استفاده از این نسخه‌ی پرو و نسخه‌ی معمولی شیلد تی وی به‌عنوان Plex Media Server وجود دارد. دستگاه جدید مجهز به دو پورت USB 3.0 است.

شیلد تی وی پرو

شیلد تی وی استاندارد با هدف استفاده توسط کاربرانی که علاقه‌مند به مشاهده‌ی استریم‌های ویدئویی هستند به بازار عرضه شد. این دستگاه قابلیت اتصال به اترنت را دارد و کاربران می‌توانند از طریق microSD ظرفیت حافظه‌ی دستگاه را افزایش دهند؛ اما برخلاف نسخه پرو فاقد پورت USB است. طراحی ظاهری شیلد تی وی کمی غیرمتعارف به‌نظر می‌رسد ولی امکان پنهان‌کردن یا قرار دادن آن در جایی که دیده نشود، وجود دارد. 

شیلد تی وی پرو

شیلد تی وی پرو و شیلد تی وی از ریموت کنترل کاملا جدیدی بهره می‌برند که مجهز به پاور، دکمه‌های حجم صدا و دکمه‌های جلو و عقب‌زدن به‌علاوه‌ی دکمه‌های جستجوی صوت و هوم است. به‌علاوه دکمه‌ی سخت‌افزاری سفارشی و دکمه‌ی میانبر برای نتفلیکس هم روی آن تعبیه شده است. هر دو دستگاه با آخرین نسخه‌ی  Android TV به بازار عرضه می‌شوند. باوجودی که نسخه‌ی اندروید ۱۰ برای گوشی‌های هوشمند عرضه شده، نسخه‌ی اندروید دستگاه‌های جدید انویدیا اندروید ۹ پای است.



تاريخ : پنج‌شنبه 09 آبان 1398 | 07:46 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 

گلکسی XCover FieldPro گوشی فوق‌مقاوم سامسونگ با سخت‌افزار مناسب و طراحی ظاهری قابل‌قبول است که می‌تواند برای مقامات دولتی بسیار مناسب باشد.

 

سامسونگ شب گذشته کنفرانس توسعه‌دهندگان ۲۰۱۹ را برگزار کرده و طی آن از محصولاتی جدید رونمایی کرد. شرکت کره‌ای ضمن معرفی لپ‌تاپ‌های گلکسی بوک فلکس و گلکسی بوک آیو، از مدل مفهومی گوشی تاشدنی جدیدش پرده‌برداری کرد؛ اما موارد یاد شده کافی نبودند و کره‌ای‌ها به‌صورت رسمی گوشی جدیدی را نیز رونمایی کرده‌اند که در دسته‌ی گوشی‌های فوق‌مقاوم (Rugged) جای می‌گیرد.

جدیدترین گوشی سامسونگ که از آن با نام گلکسی ایکس‌کاور فیلد‌پرو (Galaxy XCover FieldPro) یاد می‌شود، سخت‌افزار مناسبی دارد. در مدل‌‌های پیشین گوشی‌های ساخته‌شده توسط سامسونگ، پسوند «پرو» غالبا به گوشی‌هایی اشاره داشت که بسیار بالارده بودند یا اینکه نمایشگر بزرگی داشتند؛ اما این پسوند در گوشی فوق‌مقاوم جدید این شرکت، بیشتر از همیشه عبارت «حرفه‌ای» را به ما یادآوری می‌کند. گلکسی ایکس‌کاور فیلدپرو به‌طور ویژه برای مأموران دولتی ساخته شده است و کاربرد‌های زیادی برای آنان دارد.

گلکسی Xcover FieldPro دارای استاندارد MIL-STD-810G ارتش ایالات متحده‌ی آمریکا است و این یعنی مقاومت بسیار بالایی در برابر قرارگیری در شرایط نامطلوب و ضربه‌های شدید دارد؛ این گوشی همچنین از گواهی IP68 برای مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و گردوغبار بهره می‌گیرد. سامسونگ می‌گوید، گلکسی Xcover FieldPro می‌تواند به‌مدت نیم‌ساعت بدون اینکه مشکلی برایش پیش بیاید در عمق ۱/۵ متری آب بماند.

گلکسی ایکس کاور فیلدپرو سامسونگ / Samsung Galaxy XCover FieldPro

گوشی جدید سامسونگ به باتری قدرتمند ۴٬۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی مجهز شده است؛ سامسونگ در جعبه‌ی گوشی، یک باتری دیگر را نیز جای داده است تا اگر کاربر تمایل داشت، بتواند پس از اتمام شارژ باتری اول، به‌سرعت آن را با باتری دوم تعویض کند. روی بدنه‌ی دستگاه،‌ پین‌های خاصی به‌چشم می‌خورد؛ پین‌هایی که امکان قرارگیری ایکس‌کاور فیلدپرو را روی داک شارژ فراهم می‌کنند تا دستگاه به‌راحتی شارژ شود.

اکثر کاربران ممکن است هنگام شنیدن نام Xcover FieldPro تصور کنند که این گوشی از سخت‌افزار مناسبی استفاده نمی‌کند؛ اما سامسونگ در گوشی جدیدش از قطعات مشابه گلکسی اس ۹ استفاده کرده است. موضوعی که باعث می‌شود فیلدپرو قدرتمندترین گوشی فوق‌مقاوم ساخته‌شده توسط سامسونگ تابه‌امروز باشد. بر این اساس، گلکسی Xcover FieldPro برای پردازش وظایف مختلف از تراشه‌ی اکسینوس ۹۸۱۰ در کنار ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم و ۶۴ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی استفاده می‌کند. کاربر می‌تواند در صورت تمایل، حافظه‌ی داخلی دستگاه را از طریق کارت میکرو SD تا حداکثر ۵۱۲ گیگابایت ارتقاء دهد.

گلکسی ایکس‌کاور فیلدپرو از سخت‌افزار مشابه گلکسی اس ۹ استفاده می‌کند

در بخش جلویی دستگاه شاهد نمایشگری ۵/۱ اینچ با وضوح QHD هستیم که نسبت تصویر ۱۶:۹ را به‌نمایش می‌گذارد؛ در ضمن در بخش بالایی نمایشگر، دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی جای گرفته است. در پنل پشتی دستگاه از یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی (با دیافراگم دوگانه) در کنار فلاش LED سه‌گانه استفاده شده است. در ضمن، شاهد استفاده از حسگر اثر انگشت در پنل پشتی دستگاه هستیم.

گوشی گلکسی Xcover FieldPro از سیستم‌عامل اندروید ۹ پای استفاده می‌کند و طبق اخبار رسمی، اندروید ۱۰ در آینده برای آن منتشر خواهد شد. افزون بر این موارد، Xcover FieldPro به‌لطف بهره‌مندی از پلتفرم ناکس (Samsung Knox) امنیت بسیار بالایی دارد. پلتفرم ناکس، گوشی‌ها را در برابر تهدیدهای امنیتی، بلافاصله پس از اجرای آن‌ها محافظت می‌کند. درواقع هر فایلی که در حال اجرا باشد، توسط این سیستم مورد بررسی قرار می‌گیرد تا امنیتش تأیید شود. اگر محتوایی در گوشی کاربر دارای خطر امنیتی باشد، Knox به‌صورت خودکار آن‌ را شناسایی و با آن مقابله خواهد کرد.

گلکسی ایکس کاور فیلدپرو سامسونگ / Samsung Galaxy XCover FieldPro

گوشی گلکسی Xcover FieldPro دارای دکمه‌هایی مستقل برای جواب دادن به تماس، شماره‌گیری و ارسال درخواست‌های اضطراری است؛ دکمه‌ی آخر را می‌توان به‌گونه‌ای شخصی‌سازی کرد که هنگام فشرده‌شدن، داده‌های مربوط به لوکیشن را ارسال کند. از آن‌جایی که دکمه‌های موردبحث دکمه‌هایی فیزیکی هستند، با دست‌کش‌های ضخیم هم می‌توان آن‌ها را فشار داد و محدودیت‌های دکمه‌های لمسی برای‌شان وجود ندارد. در ضمن این دکمه‌ها هنگام بارش باران یا شرایط نامطلوب مشابه نیز به‌خوبی کار می‌کنند.

گلکسی XCover FieldPro از چند دکمه‌ی فیزیکی بهره‌مند است

گوشی جدید سامسونگ از کانال Band 14 یا همان FirstNet پشتیبانی می‌کند. FirstNet درواقع کانال خاصی است که توسط افرادی که از آن‌ها با نام پاسخ‌گویان اول یاد می‌شود، مورداستفاده قرار می‌گیرد. منظور از پاسخ‌گویان اول، افرادی است که در مواقع اضطراری، قبل از دیگر افراد، به کسانی که دچار مشکل شده‌اند پاسخ می‌دهند؛ اورژانس، اداره‌ی پلیس، سازمان آتش‌نشانی سیاتل، سازمان مدیریت بحران فدرال (FEMA)، گارد ساحلی ایالات متحده‌ و... از FirstNet استفاده می‌کنند.

در حال حاضر مشخص نیست که سامسونگ می‌خواهد گلکسی ایکس‌کاور فیلدپرو را با چه قیمتی روانه‌ی بازار کند. در ضمن نمی‌دانیم که کره‌ای‌ها این گوشی را صرفا برای مقامات دولتی تولید کرده‌اند یا آن را به‌صورت عمومی در بازار هم عرضه خواهند کرد. درواقع احتمال دارد ایکس‌کاور فیلدپرو نتیجه‌ی عقد قراردادی ویژه بین سامسونگ و دولت باشد.

دیدگاه شما کاربران زومیت دراین‌زمینه چیست؟

قیمت به‌روز، مشخصات فنی و هر اطلاعاتی که برای خرید ارزان و آگاهانه‌ی انواع گوشی سامسونگ نیاز دارید را در بخش محصولات زومیت بیابید؛ مقایسه‌ی مشخصات فنی انواع گوشی‌های سری S، J، M و A سامسونگ و گالری تصاویر رسمی این محصولات همگی در بخش محصولات در دسترس شما خواهد بود.



تاريخ : چهارشنبه 08 آبان 1398 | 13:13 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بلاک‌چین زمانی با ادعای مفیدبودن در بسیاری از وظایف وظایف مرسوم معرفی شد، اما چالش‌های بسیار، مانع از کارآمد بودن آن شده‌اند.

 

آموس میری، در سال ۲۰۱۸ به دستاوردی در دنیای کسب‌وکار رسید که بسیاری از بنیان‌گذاران استارتاپ، رؤیای آن را داشتند. شرکت او به‌نام Colu، برای شهرهای گوناگون ارز دیجیتال شبیه به کوپن توسعه می‌دهد که با استفاده از آن، شهروندان را به هزینه کردن در مناطق محلی تشویق کنند. استارتاپ، با نمونه‌های اولیه در آمریکا و سرزمین‌های اشغالی موفقیت‌هایی را تجربه کرد، اما میری به‌دنبال هدفی بزرگ‌تر بود.

مؤسس Colu، چشم‌اندازی از یک شبکه‌ی جهانی شامل ارز دیجیتال شهرهای متعدد داشت که با استفاده از فناوری بلاک‌چین به هم متصل شده باشند. او به‌همین دلیل به‌دنبال روش مرسوم برای جذب سرمایه، یعنی ICO رفت. میری با عرضه‌ی اولیه‌ی توکنی به‌نام CLN، توانست ۲۰ میلیون دلار سرمایه جذب کند. میری اکنون رویکردی عجیب را در پیش گرفته است و سرمایه‌‌ی دریافتی را به افراد باز می‌گرداند. او پس از یک سال چالش‌های متعدد تنظیم‌گری قانون و مشکلات فنی، تصمیم گرفت تا بلاک‌چین را از طرح کسب‌وکار خود خارج کند. او اعتقاد دارد سایر پروژه‌های بلاک‌چین هم به همین سرنوشت دچار می‌شوند.

پیووت یا چرخش در مسیر استارتاپ رویکردی مرسوم به نظر می‌رسد. زمانی‌که تلاش‌ها با شکست مواجه شوند یا محصول موفق نباشد یا سرمایه‌ی دریافتی به اتمام برسد، تغییر مسیر در استارتاپ، عملکردی موجّه است. ازطرفی، بلاک‌چین نسبت به دیگر فناوری‌ها و پروژه‌های دخیل در توسعه‌ی استارتاپ، رویکرد گسترده‌تر و سریع‌تری داشت. دو سال پیش، ICOهای شبیه به رویکرد میری، میلیاردها دلار به شرکت‌های بلاک‌چینی سرازیر کردند و به‌نوعی یک صنعت از پروژه‌های متعدد اولیه شکل گرفت؛ پروژه‌هایی که در مراحل بسیار ابتدایی و بدون ارائه‌ی محصول یا خدمات خاص، جذب سرمایه را شروع کرده بودند.

در سال‌های گذشته، بلاک‌چین عموما به‌عنوان راهکاری برای هرگونه مسئله و مشکل مطرح شده است. از پیگیری زنجیره‌ی تأمین تا تأیید اعتبار آمار و گزاش‌های پزشکی و حتی بی‌خانمانی، ظرفیت‌های استفاده از بلاک‌چین را داشته‌اند. به‌عنوات مثالی عینی می‌توان به WhopperCoin از شرکت برگرکینگ اشاره کرد که رویکردی مبتنی بر رمزارز را برای صنعت غذا در نظر داشت. این پروژه‌ هم مانند بسیاری نمونه‌های دیگر، با گذشت زمان اعتبار و جذابیت خود را از دست داد.

بسیاری از پروژه‌های مبتنی بر بلاک‌چین، پس از مدتی ماهیت کلاهبرداری خود را نشان دادند. ازطرفی، پروژه‌های قانونی بسیار زیادی هم در سال‌های گذشته شروع به کار کردند، اما تعداد کمی از آن‌ها به موفقیت رسیدند. گارتنر در مقاله‌ای جدید از اصطلاح «فرسودگی بلاک‌چین» برای دوران کنونی استفاده می‌کند. گان سیرر، استاد علوم کامپیوتر در دانشکاه کورنل و بنیان‌گذار Ava Labs اعتقاد دارد اکنون شاهد بی‌حالی و کم‌رمقی دنیای بلاک‌چین هستیم. او می‌گوید فناوری‌های جدید نقاط ضعف بسیار زیادی دارند.

بلاک چین

به‌نظر می‌رسد بیت‌کوین با وجود تمام چالش‌های موجود، فعلا به حضور و فعالیت جدی خود در دنیای فناوری ادامه دهد. نوسان‌های قیمتی و بازگشت رمزارز مادر به دوران اوج، نشان‌دهنده‌ی فعالیت جدی در اکوسیستم آن هستند. امروز صنعتی واقعی با محوریت خرید و فروش و نگه‌داری دارایی‌های دیجیتال همچون بیت‌کوین، شکل گرفته است. درمقابل، رویکردهایی با هدف توسعه‌ی کاربردهای پیچیده مبتنی بر بلاک‌چین، به‌خاطر فناوری زیرساختی با چالش‌‌های متعدد روبه‌رو می‌شوند.

بلاک‌چین، دفتر کل تغییرناپذیری از داده ایجاد می‌‌کند که وابسته به بخش کنترلی متمرکز نیست. چنین تعریفی، به‌عنوان هسته‌ی تعاریف و تبلیغات پیرامون فناوری بلاک‌چین شناخته می‌شود. ازطرفی، سیستم‌های رمزنگاری پایه‌ی بلاک‌چین، سرعت بسیار پایینی دارند. پلتفرم‌های اولیه مانند اتریوم که باعث اوج گرفتن مفهوم ICO شد، برای مدیریت کاربردهای تجاری دنیای امروز، بسیار کند هستند. به‌ همین دلیل، پروژه‌های غیرمتمرکز سهم بسیار کوچکی از رویکردهای بلاک‌چینی سازمانی را به خود اختصاص می‌دهند. آخرین آمارها، حکایت از سهم سه درصدی این فناوری در بازار دارد.

تعداد پروژه‌های موفق با کاربردهای واقعی در حوزه‌ی بلاک‌چین، هنوز محدود است

بسیاری از پروژه‌های دیگر در حوزه‌ی بلاک‌چین، راه میانبر را برای عرضه‌ی خدمات خود به کار می‌گیرند. آن‌ها ایده و اصطلاجات را از بیت‌کوین اتخاذ می‌کنند، اما با هدف افزایش سرعت و سادگی، بخش‌هایی از آن را کوتاه می‌کنند. در پروژه‌های مذکور، باز هم شاهد به‌کارگیری سیستم کنترلی مرکزی هستیم که به‌نوعی ایده‌ی اصلی نوآوری بلاک‌چین را زیر سؤال می‌برد. آپولین بلاندین، محقق مرکز خدمات مالی جایگزین در کمبریج اعتقاد دارد، سهم پروژه‌های بلاک‌چین در کاربردهای واقعی بسیار پایین است. او برای پروژه‌های شامل سیستم کنترل مرکزی از «میم (meme) بلاک‌چین» استفاده می‌کند که به‌معنای کاریکاتور را تمسخری از بلاک‌چین تعریف می‌شود.

هیاهوی خبری، تمایل مردم به شرکت در پروژه‌های مرتبط و سرمایه‌گذاری‌های عظیم، از دلایل شکل‌گیری پروژه‌های بلاک‌چین کاریکاتوری هستند. در اغلب موارد می‌توان کاربرد آن پروژه‌های را با فناوری‌های ساده‌تر به دست آورد. به‌هرحال اکنون تاحدودی هیاهوی خبری پیرامون پروژه‌های مذکور کاهش یافته است و مردم از خود می‌پرسند: «چه هدفی برای توسعه‌ی بلا‌ک‌چین وجود دارد؟»

بلاک چین

دانا کینویل از مسئولان شهرداری ساوث برلینگتون ورمونت، تماسی از یک استارتاپ دریافت کرد که پیشنهاد ذخیره‌ی گزارش‌ها‌ی املاک و مستغلات شهر را در بلاک‌چین مطرح می‌کرد. او تمایل زیادی به شنیدن ایده‌های آن شرکت داشت، چون آن شهر معروف به پیاده‌سازی پروژه‌های نوآورانه بود. استارتاپ مذکور، Propy نام داشت که با برگزاری ICO در سال ۲۰۱۷، بیش از ۱۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود. آن‌ها ارتباط خوبی هم با مقامات دولتی برقرار کرده بودند و حتی پیشنهادهای متعدد برای قانون‌‌‌گذاری با هدف پشتیبانی بهتر از بلاک‌چین ارائه می‌کردند.

استارتاپ Propy، بلاک‌چین را به‌عنوان راهکاری امن‌تر برای مدیریت آمار املاک و مستغلات مطرح کرده بود. کینویل در توسعه‌ی پلتفرم با آن‌ها همکاری کرد، اما می‌گوید که پس از گذشت زمان نه‌چندان زیاد، غیرکابردی بودن پلتفرم مشخص شد. بلاک‌چین ثبت آمار املاک آماده و حتی یک نمونه خرید و فروش هم در آن انجام شد.

بسیاری از راهکارهای بلاک‌چین با سیستم‌‌های سنتی هم دست‌یافتنی هستند

ماه گذشته، محصول نهایی Propy آماده شد،‌ اما کینویل از کاربرد آن راضی نبود. پلتفرم حاصل، توانایی انجام وظایف کاربردی را برای او نداشت. نرم‌افزار قدیمی، قابلیت‌هایی همچون لینک کردن اسناد را به هم انجام می‌داد که کینویل استفاده‌ی زیادی از آن می‌کرد. در پلتفرم مبتنی بر بلاک‌چین که با استفاده از شبکه‌ی اتریوم کار می‌کرد، خبری از کاربردهای مذکور نبود. درواقع کینویل با همان نر‌م‌‌افزار قدیمی راحت بود و پشتیبانی نیز با یک تماس با شرکت توسعه‌دهنده حل می‌شد.

کینویل پس از مدتی کار کردن با پلتفرم پراپی، نظر مثبتی نسبت به آن نداشت. او دراین‌باره می‌گوید: «من نمی‌دانم که بلاک‌چین چگونه تأثیری مثبت برای شهروندان ما خواهد داشت؟ آیا سرعت و امنیت را ارائه می‌کند؟ ما اکنون هم با ایمیل و فکس، سرعت قابل‌قبولی در کارها داریم.» اطلاعات شهر ورمونت در سه سرور نگه‌داری می‌شود و کینویل، یک نسخه‌ی چاپی هم از هر سند به‌عنوان پشتیبان دارد. او می‌گوید اسناد چاپی اطمینان خاطر بیشتری منتقل می‌کنند. به‌هرحال کینویل در پیامی به تیم پراپی، چالش‌های کاربردی پلتفرم را مطرح کرد، اما احتمالا تصمیم به خرید آن نخواهد داشت.

ICO

ناتالیا کاراینوا، بنیان‌گذار پراپی می‌گوید، سیستم شرکتش در یکی از شهرهای دیگر ورمونت دوره‌ی آزمایشی را می‌گذارند. شهر مذکور، قبلا سیستم‌های کامپیوتری نداشته است. البته ناتالیا می‌داند که مشکلات حریم خصوصی، قوانین محلی و سیستم‌های کامپیوتری قدیمی،‌ کاربرد همه‌جانبه‌ی بلاک‌چین را با اختلال مواجه می‌کند. درواقع همین چالش‌ها باعث می‌شوند که بلاک‌چین برای همه‌ی کاربردهای سازمانی و دولتی مناسب نباشد. او و تیمش اکنون درحال توسعه‌ی سیستمی خودکار برای معاملات ملکی هستند. سیستم جدید هم از بلاک‌چین استفاده می‌کند، اما این‌بار دیگر خبری از تبلیغات و بازاریابی گسترده برای آن نیست.

کارایانوا درباره‌ی وضعیت موجود بلاک‌چین در نظر سرمایه‌گذاران می‌گوید:

در سال ۲۰۱۷، همین که از بلاک‌چین در برنامه‌های خود صحبت می‌کردید، افراد به سمت شما جذب می‌شدند. امروز ما در مذاکره با سرمایه‌گذارهای سنتی از به‌کاربردن کلمه‌ی بلاک‌چین خودداری می‌کنیم.

اندرو استیونز، تحلیل‌گر گارتنر و یکی از نویسنده‌های مقاله‌ی «فرسودگی بلاک‌چین» می‌گوید، بلاک‌چین برای مدتی به‌عنوان نوشداروی بسیاری از مشکلات و چالش‌ها معرفی می‌شد. او و تیمش در یک پروژه‌ی تحقیقاتی برای مقاله‌ی مذکور، پروژه‌هایی را بررسی کردند که بلاک‌چین را برای راهکاری در جهت کنترل و شناسایی کالاهای تقلبی در زنجیره‌ی تأمین مطرح کرده بودند. آن‌ها پیش‌بینی کردند که تقریبا ۹۰ درصد از پروژه‌های مذکور، درنهایت به سرنوشت لغو یا توقف دچار می‌شوند.

فعالان صنعت بلاک‌چین و طرفداران دوآتشه‌ی آن هم پس از گذشت مدتی از توقف و شکست پروژه‌ها، به این نتیجه رسیدند که زنجیره‌ی تأمین پیچیدگی بالایی دارد و بلاک‌چین راهکاری آماده برای آن ارائه‌ نمی‌کند. استیونز می‌گوید، اکنون هیچ اجرای کاملی از بلاک‌چین در پروژه‌های کاربردی زنجیره‌ی تأمین دیده نمی‌شود.

Blockchain

استیونز با وجود تمام چالش‌ها و موانع بالا اعتقاد دارد بلاک‌چین هنوز به‌عنوان رویکردی مفید به حیات خود ادامه می‌دهد؛ رویکردی که بخش‌های بی‌اعتماد به فناوری را به‌مرور به فعالیت و اشتراک داده‌ها تشویق می‌کند. درواقع می‌توان دوران کنونی را شبیه به سال‌های اولیه‌ی ظهور اینترنت دانست که هیچ‌کس از موفقیت نهایی پروژه‌ی مذکور مطمئن نبود. به‌هرحال اگر پروژه‌های کنونی تنها هدف بازاریابی یا جذب سرمایه برای عده‌ی محدودی هم داشته باشند، رویکرد آن‌ها، دولت‌ها و سازمان‌های سنتی را به تفکر بیشتر درباره‌ی فناوری و حتی ورود به آن و کاهش بروکراسی‌های سنتی تشویق می‌کند. آن‌ها با مشاهده‌ی ایده‌ها و راهکارهای مبتنی بر بلاک‌چین، تشویق به انجام کارهایی می‌شوند که شاید در وضعیت‌های دیگر حاضر به انجام آن نبودند.

IBM هم با وجود سرمایه‌گذاری‌های عظیم، تنها بخش کوچکی از پروژه‌ها را با بلاک‌چین انجام می‌دهد

بلاندین محقق کمبریج به فعالیت‌هایی اشاره می‌کند که IBM به‌عنوان یکی از غول‌های دنیای فناوری در حوزه‌ی بلاک‌چین انجام می‌دهد. آن‌ها بیش از هزار نفر را برای پروژه‌های بلاک‌چین خود به‌کار گرفته‌اند. به‌عنوان نمونه‌‌ای از برنامه‌های غول آبی می‌توان به IBM Trust Food اشاره کرد که با همکاری والمارت توسعه می‌یابد و فعلا، ردگیری کاهو و محصولات دیگر را در زنجیره‌ی تأمین انجام می‌دهد. TradeLens، پروژه‌ی دیگری است که Maersk با همکاری فعالان صنعت و با تمرکز بر اشتراک‌گذاری داده‌های حمل‌ونقل،‌ در دست توسعه دارد. پروژه‌ی مذکور، چهار شرکت از پنج فعال بزرگ صنعت حمل‌ونقل را به خود جذب کرد.

جری کومو، مدیر فناوری IBM Blockchain می‌گوید استفاده از بلاک‌چین تنها با هدف ردگیری و کنترل کالاها، بی‌فایده به‌نظر می‌رسد، چرا که هم‌اکنون ابزارهای متعددی برای این هدف وجود دارند. ازطرفی، اگر یک درگیری در زنجیره‌ی تأمین رخ دهد، مثلا یک خرده‌فروش با مسئول توزیع اختلاف پیدا کند، می‌توان از گزارش‌های ثبت‌شده‌ی مشترک استفاده کرد. بلاک‌چین از لحاظ تئوری با هدف رسیدن به همین اهداف طراحی شد، اما هنوز در روزهای ابتدایی قرار دارد.

مدیر بخش توسعه‌ی بلاک‌چین IBM اعتقاد دارد پیاده‌سازی بلاک‌چین با حضور شرکت‌های متعدد، کار آسانی نیست. او می‌گوید اگر پروژه‌‌ای کوچک با حضور تنها ۲۰ شرکت را با بلاک‌چین شروع کنید، احتمال درگیری قانونی و جلسه‌های متعدد با هر ۲۰ شرکت و وکلای آن‌ها وجود دارد. در پروژه‌های شرکت او، بلاک‌چین هنوز به‌عنوان بخشی کوچک از سیستمی عظیم حضور دارد. از گزینه‌های در دسترس پروژه‌های این‌چنینی می‌توان به استفاده از یک دفتر کل جانبی با بلاک‌چین اشاره کرد که در کنار سیستم‌های موجود، به کار گرفته شود. چنین رویکردی به مشتریان امکان می‌دهد تا کاربردهای اولیه و کلی رمزنگاری در مسائل روزمره را بررسی و مشاهده کنند.

blockchain

یکی از چالش‌های توسعه‌ی پروژه‌های بلاک‌چینی، در حفظ تعامل و همکاری شرکت‌ها و سازمان‌های درگیر دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، لیبرا را در نظر بگیرید که به‌عنوان پروژه‌ی رمزارز فیسبوک معرفی شد. آن‌ها اخیرا حدود یک‌چهارم از اعضای بنیاد اولیه‌ی خود را از دست دادند. همین پروژه، امروز به‌عنوان یک موضوع مطالعاتی مطرح می‌شود که چالش‌های همکاری بین بازیگران متعدد را به‌خوبی نشان می‌دهد. به‌هرحال در آینده‌ی نزدیک می‌توان سرنوشت این پروژه و نقش احتمالی بلاک‌چین به‌عنوان موضوع اتحاد شرکت‌های متعدد را درک کرد.

شرکت میری، Colu، درظاهر یک نمونه‌ی خوب برای کاربردهای بلاک‌چین بود. ارزهای دیجیتال به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین کاربردهای بلاک‌چین در هسته‌ی فعالیت‌های شرکت بودند. در ایده‌ی آن‌ها، یک کاربر برای انجام فعالیت‌های غیرانتفاعی برای شهر، توکن دریافت می‌کرد و توانایی خرج کردن آن‌ها را در فروشگاه‌های محلی داشت. کسب‌وکارها نیز می‌توانست با استفاده از همان توکن‌ها، هزینه‌هایی همچون مالیات یا قبض‌های خدماتی را پرداخت کنند. درنتیجه، چرخه‌ای پایدار از سرمایه‌گذاری و هزینه در شهر ایجاد می‌شد. اکنون نمونه‌های محدودی از کاربرد پروژه‌ی کولو در شهرهای گوناگون دیده می‌شود.

چالش‌های قانونی و فناوری، موانع بزرگ توسعه‌ی پروژه‌های بلاک‌چین هستند

میری از پیش‌گامان به‌کارگیری بلاک‌چین بود. او در پروژه‌های متعدد با هدف بهینه‌سازی کاربرد بیت‌کوین شرکت کرد. او تلاش می‌کرد تا مجموعه‌ای از ابزارهای مبتنی بر اتریوم برای دولت‌های محلی توسعه دهد تا توانایی ساخت توکن‌های اختصاصی خود را داشته باشند؛‌ توکن‌هایی قابلیت تبادل با یک توکن اصلی به‌نام CLN را داشتند. میری می‌‌‌گوید توکن و ایده‌ی خود را در زمان اوج هیاهوی رمزارز توسعه داد. او از جذابیت فرایند ICO و شگفت‌زدگی خودش و تیمش برای جذب سرمایه می‌گوید که منجر به دریافت ۲۰ میلیون دلار از سرمایه‌گذاران سرتاسر جهان شد.

حرکت جذاب و پرسودی که میری و تیمش شروع کرده بودند، به‌سرعت با موانع متعدد روبه‌رو شد. قانون‌گذاران آمریکایی اولین موانع را ایجاد کردند و به‌خاطر قوانینی نه‌چندان محکم، شرکت مجبور به پس دادن سرمایه‌ی سرمایه‌گذارهای آمریکایی شد. در شرکت‌های دیگر نیز قوانین پیرامون توکن‌ها در وضعیتی نه‌چندان پایدار قرار داشت. درنتیجه استارتاپ با هزینه‌های زیادی هم در درگیری با قوانین بین‌المللی روبه‌رو شد. میری می‌گوید کولو ابتدا با هدف ارائه‌ی راهکارهای امن ردگیری و کنترلی در سیستمی غیرمتمرکز معرفی شد، اما به‌مرور مسئولیت همه‌ی مشکلات و قانون‌شکنی‌ها را بر عهده گرفت.

blockchain

علاوه بر چالش‌های قانونی،‌ فناوری هم موانعی را بر سر راه توسعه‌ی کولو ایجاد کرد. میری می‌گوید استفاده از اتریوم برای مدیریت تراکنش‌های روزانه‌ از هزاران کاربر و شرکت مرتبط، انتخاب مناسبی نبود. او می‌گوید فناوری هنوز برای کاربردهای این‌چنین سنگین آماده نیست. به‌هرحال درنهایت عشق و علاقه‌ی او برای توسعه‌ی سیستم‌های غیرمتمرکز، توانایی مقابله با چالش‌های پیش‌آمده را نداشت. میری درنهایت می‌گوید: «می‌توان همین کاربرد را با استفاده از سیستم‌های آمازون AWS یا هر پلتفرم پرداخت و پاداش کسب کرد.»

با افزایش شهرهای درگیر در پروژه‌ی کولو، جنبه‌های بلاک‌چین، اهمیت خود را از دست دادند. میری با وکلای خود جلسه‌ای را برگزار کرد تا هزینه‌ی توکن‌ها را به کاربران بازگرداند. به‌علاوه توکن‌های توزیع‌نشده هم به دارایی‌های درون شرکت تبدیل شدند. درنهایت، میری هنوز به آینده‌ی سیستم‌های غیرمتمرکز امید دارد. او دراین‌باره می‌گوید:

من باور دارم که بلاک‌چین، سیستم مالی جهانی را بازطراحی می‌کند. البته هنوز تا رسیدن به آن نقطه فاصله داریم.



تاريخ : چهارشنبه 08 آبان 1398 | 12:52 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
تولید یا خرید؛ کدام یک مقرون به صرفه است؟/ ایران سازنده ارزان‌ترین جت آموزشی جهان

گروه امنیتی-دفاعی خبرگزاری فارس: روند پرشتاب دستیابی به دستاوردهای دفاعی و فن‌آوری‌های قابل توجهی چون ساخت زیردریایی، ساخت سامانه‌های پدافندی برد و ارتفاع بلند، ساخت جنگنده و جت آموزشی و ... در کشورمان طی سالهای گذشته، می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد پرسش‌ها و ابهاماتی در اذهان شود که از جمله مهمترین آنها را می‌توان سوال و ابهام در خصوص هزینه تمام شده دستیابی به این فناوری‌ها برشمرد.

چندی پیش بود که اعلام خبر هزینه ۲۵۰ میلیون دلاری برای طراحی صندوق عقب یک خودروی داخلی و یا قبلتر از آن هزینه ۸۰۰ میلیارد تومانی طراحی و ساخت یک خودروی داخلی دیگر از سوی کمیسیون اصل 90 مجلس خبرساز شد. با این حال می‌توان این سوال را مطرح کرد، که اگر چنین هزینه‌هایی در صنعتی مانند خودروسازی برای انجام اموری به مراتب ساده‌تر از امور نظامی انجام می‌شود، هزینه طراحی و ساخت سامانه‌های دفاعی و تسلیحات که باید صدها و یا شاید هزاران برابر این ارقام باشد، چقدر است؟!

از جمله دستاوردهای مهم دفاعی کشور که در روزهای اخیر از آن رونمایی شد، جت آموزشی پیشرفته «یاسین» بود که توسط سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع با همکاری نیروی هوایی ارتش و شرکت‌های دانش بنیان طراحی و ساخته شده است.

بیشتر بخوانید:

عصر کابین‌های دیجیتال در نهاجا؛ از «T90» تا «یاسین»/ زنجیره آموزش خلبانی چگونه تکمیل شد؟

به بهانه اعلام هزینه ساخت این جت توسط مدیرعامل سازمان صنایع هوایی نیروهای مسلح، در نظر داریم مقایسه‌ای میان قیمت‌های تمام شده پنج جت هاوک انگلیسی، T-4 ژاپن، یاک-۱۳۰ روسیه، ال-۳۹ان جی جمهوری چک و JL-9 چین بعنوان هواپیماهای هم رده جت آموزشی یاسین در دنیا انجام دهیم تا به صرفه بودن تولید یا خرید از خارج را در این حوزه بررسی کنیم.

** جت آموزشی هاوک انگلیسی

نخستین هواپیمایی که به بررسی آن خواهیم پرداخت، جت نام آشنای هاوک ساخت شرکت BAE Systems انگلیس است که هم‌اکنون علاوه بر نیروی هوایی انگلیس، در خدمت ۱۲ کشور دیگر جهان از جمله هند، استرالیا، آفریقای جنوبی، عربستان سعودی و ... است. این جت آموزشی دو سرنشین شامل استادخلبان در کابین عقب و دانشجو در کابین جلو دارد و بیشترین سرعت آن معادل ۱۰۲۸ کیلومتر بر ساعت، سقف ارتفاع پروازی ۴۴ هزار پا معادل ۱۳ کیلومتر و بردی معادل ۲۵۰۰ کیلومتر دارد.

نیروی پیشران این جت توسط یک دستگاه موتور توربوفن ساخت شرکت رولزرویس تامین می‌شود که قابلیت تامین ۶۵۰۰ پوند قدرت رانش را دارد که البته در مقایسه با قدرت ۷۰۰۰ پوندی موتورهای اوج جت یاسین، از قدرت خروجی کمتری برخوردار است.


جت انگلیسی هاوک

اما نکته مهم در این خصوص قیمت تمام شده این جت انگلیسی است که بر اساس قرارداد منعقد شده در سال ۲۰۱۲ میان انگلیس و عربستان سعودی برای خرید 22 فروند از این جنگنده، مبلغی معادل ۸۰۰ میلیون دلار از سوی سعودی‌ها پرداخت شده است که برای هر فروند از جت هاوک حدود ۳۶ میلیون دلار می‌توان در نظر گرفت.

البته پیش از این آخرین قیمتی که از این جت انگلیسی در دسترس بود، مبلغ ۱۸ میلیون پوند معادل ۲۳ میلیون دلار بود.

** جت آموزشی کاوازاکی T-4

کاوازاکی T-4 دومین هواپیمایی است که عملکرد و قیمت آن را در مقایسه با جت آموزشی یاسین مقایسه خواهیم کرد.  این هواپیمای آموزشی که تنها کاربر آن نیروی هوایی ژاپن برای مقاصد آموزش پیشرفته و البته آکروجت است، نخستین پرواز خود را با نام XT-4 در سال ۱۹۸۵ انجام داد و پس از آن در سال ۱۹۸۸ تحویل آن به نیروی هوایی ژاپن آغاز شد.

بدنه این هواپیما از جنس آلومینیوم است و در برخی از بخش‌های آن نیز از کامپوزیت‌های سبک استفاده شده؛ T-4 ژاپنی همچنین از دو دستگاه موتور توربوفن F3 است که هر کدام قادر به تولید بیش از ۳۶۰۰ پوند قدرت پیشران است. سرعت این هواپیما بیش از هزار کیلومتر بر ساعت است و توان اوج‌گیری تا ارتفاع ۵۰ هزارپایی از سطح زمین (بیش از ۱۵ کیلومتر) را دارد.


جت آموزشی ژاپنی کاوازاکی T-4

در مجموع بیش از ۲۰۰ فروند از این هواپیمای جت آموزشی ساخته شده که ۴ فروند آن بعنوان نمونه های اولیه و آزمایشی است و مابقی آنها همگی به نیروی هوایی ژاپن تحویل داده شد که در این میان ۴ مورد سانحه نیز برای این هواپیما تاکنون به رخ داده که منجر به از دست رفتن ۴ فروند از آنها شده است.

از آنجایی که این هواپیما تاکنون مشتری خارجی نداشته است، قیمت دقیق هر فروند از آن مشخص نیست اما در منابع مختلف قیمت هر فروند جت آموزشی T-4 را بین ۱۸ تا ۳۰ میلیون دلار تخمین زده‌اند.

**  جت آموزشی-رزمی L-39 جمهوری چک

جت آموزشی L-39 ساخت جمهوری چک را می‌توان یکی از معروف ترین و پرتیراژترین جت‌های تولید شده در این کلاس از هواپیماها برشمرد به طوری که تا سال ۱۹۹۶ که تولید این جت متوقف شد، بیش از ۲۹۰۰ فروند از آن تولید و تحویل داده شد.

آخرین نسل از این جت که تاکنون در مدل‌ها و نمونه های مختلفی تولید شده است، جت L-39NG است که علاوه بر قابلیت‌های آموزشی، توانایی انجام ماموریت‌های رزمی را نیز دارد. این نسخه در دسامبر سال گذشته میلادی نخستین پرواز خود را انجام داده است و هم‌اکنون در مرحله توسعه قرار دارد.


جت آموزشی-رزمی L-39NG

این نسخه از یک دستگاه موتور توربوفن FJ44 آمریکایی با توان ۳۸۰۰ پوند قدرت رانش بهره می‌برد و می‌تواند به بیشترین سرعت ۷۷۵ کیلومتر بر ساعت برسد. سقف پروازی این هواپیما ۳۷ هزارپا (معادل ۱۱.۵ کیلومتر) از سطح زمین است و نرخ صعود آن نیز ۲۳ متر بر ثانیه است. همچنین L-39NG با استفاده از مخازن سوخت داخلی خود تا ۲۵۰۰ کیلومتر برد و بیش از ۴ ساعت مداومت پرواز خواهد داشت.

هزینه پایه ساخت و تولید یک فروند ساخت و تولید یک فروند L-39NG تا کنون بیش از ۱۲ میلیون یورو معادل ۱۳.۳ میلیون دلار بوده است.

** جت آموزشی رزمی یاک ۱۳۰

یاک-۱۳۰ یکی دیگر از جت‌های آموزشی رزمی پرآوازه در دنیا است که علاوه بر بکارگیری در نیروی هوایی روسیه بعنوان یک جت آموزشی، طی سالهای اخیر صادرات آن نیز به کشورهایی از جمله الجزایر(۱۶ فروند)، بنگلادش(۱۶ فروند)، بلاروس (۱۲ فروند)، لائوس (۱۰ فروند) و میانمار (۱۲ فروند) صورت گرفته است. حتی در مقاطع مختلفی نیز در گمانه زنی های رسانه‌ای از تمایل ایران برای خرید این جت آموزشی رزمی سخن به میان آمد که با ساخت جت آموزشی یاسین به نظر می‌رسد این موضوع منتفی شده است.


جت آموزشی-رزمی یاک-۱۳۰

یاک-۱۳۰ که نخستین پرواز خود خود را در سال ۱۹۹۶ میلادی انجام داده، از دو دستگاه موتور توربوفن AL-222 با قدرت رانش هر موتور ۵۵۰۰ پوند برخوردار است که بیشترین سرعت ۱۰۶۰ کیلومتر بر ساعت را برای این جت فراهم می‌کند. بیشترین ارتفاع پروازی این جت ۴۱ هزارپا معادل ۱۲.۵ کیلومتر از سطح زمین است و نرخ صعود آن نیز ۶۵ متر بر ثانیه است. همچنین برد آن در فاز آموزشی بیش از ۲ هزار کیلومتر و در فاز رزمی، ۵۵۵ کیلومتر است.

قیمت هر فروند از جت آموزشی رزمی یاک-۱۳۰ برابر اطلاعات منابع روس، ۱۵ میلیون دلار است.

** JL-9 مافوق صوت چینی

چینی‌ها نیز در زمینه تولید جت‌های آموزشی در سال‌های اخیر گام‌هایی را برداشتند که از جمله آنها می‌توان به هواپیمای JL-9 ملقب به عقاب کوهستان و نام صادراتی FTC-2000 اشاره کرد که تا کنون علاوه بر نیروی هوایی و دریایی چین، شش فروند از آن نیز به سودان فروخته شده است.این هواپیما که بر مبنای جنگنده اف-۷ چینی توسعه یافت، اولین پرواز خود را در دسامبر ۲۰۰۳ انجام داد. از جمله نکات قابل توجه در خصوص این هواپیما، مافوق صوت بودن آن است حال آنکه در اغلب جت‌های آموزشی جهان، اصل بر بیشینه سرعت نزدیک صوت است.


جت چینی JL-9

JL-9 چینی از یک دستگاه موتور توربوجت WP-13 با قدرت رانش حدود ۹ هزار پوند(بدون پس سوز) برخوردار است و حداکثر سرعت آن ۱.۵ برابر سرعت صوت خواهد بود.

بر اساس اعلام برخی منابع، این جت با قیمت هرفروند ۹ میلیون دلار از سوی چین به سودان فروخته شده است.

از جمله دیگر جت‌های آموزشی در دنیا نیز میتوان به طرح Mig-AT شرکت میکویان روسیه اشاره کرد که در نهایت این طرح در مقابل یاک-۱۳۰ شکست خورد و قادر به جلب نظر مشتریان داخلی(روسیه) و خارجی نشد. بر اساس اطلاعات موجود، این پروژه بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار هزینه در پی داشت و هزینه نهایی برای هر فروند از آن نیز ۱۲ میلیون دلار در نظر گرفته شده بود.


جت آموزشی Mig-AT

 

** ساخت یا واردات؛ کدام یک به صرفه‌تر است؟

در روزهای گذشته از سوی امیر عبدالکریم بنی طرفی مدیرعامل سازمان صنایع هوایی نیروهای مسلح، هزینه ساخت جت آموزشی یاسین با ذکر قید «تاکنون» مبلغ ۷۰ میلیارد تومان عنوان شد و تاکید کرد: در نمونه‌های اولیه معمولا هزینه بسیار بالا است و در نمونه های بعدی و تولید انبوه ارزان تر می‌شود.

بیشتر بخوانید:

بنی‌طرفی: ساخت یاسین ۷۰ میلیارد تومان هزینه داشت

با این حال ناگفته نیز پیداست که هزینه‌های مرحله طراحی و ساخت به دلیل زمان‌بر بودن بازه تحقیقات و گستردگی آزمایشات، بسیار بیشتر از مرحله تولید انبوه خواهد بود؛ اما از سویی تولید انبوه نیز هزینه‌های مختص خود از جمله هزینه راه‌اندازی خط تولید و ادوات و تجهیزات آن را خواهد داشت، به همین دلیل با در نظر گرفتن یک بازه تغییرات و تلرانس در محاسبه هزینه‌های تولید جت یاسین می‌توان دریافت که هزینه نهایی نیز تفاوت فاحشی با رقم اعلام شده نخواهد داشت.

البته مبلغ اعلامی توسط امیر بنی‌طرفی را الزاما نمی‌توان هزینه تمام شده در مرحله اولیه طراحی و ساخت این جت آموزشی برشمرد چراکه کماکان مراحلی از ساخت یاسین از جمله تکمیل کابین استاد خلبان، تکمیل ارابه‌های فرود، رنگ آمیزی و ... باقی‌مانده است و شاید به همین علت نیز باشد که مدیرعامل سازمان صنایع هوایی از قید «تاکنون» استفاده کرده است.

با این حال اگر مبلغ اعلامی(۶.۴ میلیون دلار) را بعنوان یک نرخ مرجع تا این مرحله از ساخت جت یاسین در نظر بگیریم، می‌توان با قاطعیت ادعا کرد که جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با جت‌های بررسی شده در فوق، تاکنون با کمترین هزینه در جهان توانسته است یک هواپیمای جت آموزشی را بدون در اختیار داشتن نمونه‌ای مشابه، به صورت اختصاصی طراحی و تولید کند و آن را به مرحله پرواز برساند.



تاريخ : چهارشنبه 08 آبان 1398 | 12:08 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

 فناوری استفاده از پرنده هدایت‌پذیر از دور (پَهپاد) که به آن هواپیمای بدون سرنشین نیز می‌گویند؛ امروزه به قدری گسترش یافته‌ که به طور گسترده در زمینه‌های مخابرات، ناوبری جهانی، تحقیقات هواشناسی، جغرافیایی و جاسوسی به کار گرفته می‌شود.

در حال حاضر ۳۲ کشور در حال ساخت و گسترش ۲۵۰ مدل از پهپاد‌های اکتشافی هستند.

پهپاد‌ها انواع مختلفی دارند که عبارتند از پهپاد‌های بسیار کوچک که حتی در حد چند گرم وزن دارند MAV، پهپاد‌های مینیاتوری که کمتر از ۲۵ کیلوگرم وزن دارند و پهپاد‌های سنگین، البته این سه نوع در دو دسته کلی بال متحرک و بال ثابت تقسیم‌بندی می‌شوند.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

کاربرد‌های گوناگون هم از دیگر شاخصه‌های تقسیم بندی پهپاد‌ها هستند که پهپاد‌های نظامی با امکان حمله به اهداف زمینی یا هوایی، پهپاد‌های تجسسی و جاسوسی، پهپاد‌های پشتیبانی و لجستیکی، پهپاد‌های غیرنظامی و تجاری چهار شاخه اصلی در این تقسیم بندی به شمار می‌رود.

نخستین بار که از این محصول استراتژیک در جهان استفاده شد در سال ۱۸۴۹ میلادی در اتریش بود که با گذشت زمان به تدریج پیشرفت کرده و به نقطه کنونی رسیده است.

ساخت پهپاد در ایران

ایده ساخت پهپاد در کشورمان به سال‌های پیش از انقلاب بازمی‌گردد، اما این ایده با وقوع انقلاب اسلامی به اجرا نزدیک و نزدیک‌تر شده تا در سال ۶۴ به واقعیت تبدیل و پهپاد مهاجر طراحی و ساخته شد.

ایده طراحی و ساخت مهاجر منجر به تشکیل صنایع هوایی قدس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد که بعد‌ها به مرکزی برای ساخت پهپاد‌های پیشرفته در کشورمان تبدیل شد. البته صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) هم بعد‌ها به سوی ساخت پهپاد‌ها رفت و روند توسعه‌ای را در پیش گرفت.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

 

رزمایش پهپادی سپاه هم سال گذشته با نام «الی بیت المقدس ۱» با حضور پهپاد‌های تهاجمی - رزمی در منطقه عمومی هرمزگان و خلیج فارس با حضور جمعی از فرماندهان عالی رتبه سپاه اجرا و مجموعه متنوعی از پهپاد‌های نیروی هوافضای سپاه در این رزمایش شرکت داشتند.

این رزمایش تنها گوشه‌ای از توان و قدرت پهپادی سپاه پاسداران بود که همه رسانه‌های جهان از آن با عنوان قدرت پهپادی سپاه یاد کردند. در جریان برگزاری این رزمایش، شرکت همزمان ۵۰ فروند پهپاد تهاجمی ۱۷۰ RQ ایرانی همراه با تعدادی دیگر از پهپاد‌های تهاجمی و رزمی برای نخستین بار در منطقه بود که به طور همزمان عملیات تهاجمی انجام دادند.

این رزمایش و همچنین نمایشگاه شکار کرکس‌ها که در هفته دفاع مقدس سال جاری برگزارشد نیز بر اهمیت این موضوع تاکید کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان هم قصد دارد تا در مجموعه گزارش‌هایی دستاورد‌های حوزه پهپادی کشور را که به صورت بومی طراحی و ساخته شده‌اند را بررسی و تحلیل کند.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

ما در گزارش‌های قبلی از این مجموعه پهپادهای شاهد ۱۲۹،  مهاجر ۱، سیمرغ،  مهاجر ۲، صاعقه، مهاجر ۳ و ۴  و صادق را  بررسی کردیم. در هشتمین قسمت هم به بررسی جدیدترین نوع از پهپاد مهاجر یعنی مهاجر ۶ اختصاص دارد که متن بررسی آن را در ادامه مطالعه می‌کنید.

مهاجر ۶

این پهپاد آخرین و پیشرفته ترین نوع از خانواده مهاجر است که در سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع طراحی و ساخته شده است. مهاجر ۶ برای نخستین بار در فروردین ماه ۹۶ در جریان بازدید حجت الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان از نمایشگاه دستاوردهای دفاعی وزارت دفاع رونمایی و در نمایشگاه هوایی ماکس ۲۰۱۷ روسیه هم به جهانیان معرفی شد.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

مشخصات فنی

بال‌های مهاجر ۶ در حدود ۵.۵ متر طول و ۱۰ متر سطح مقطع دارد که به وسیله آن قادر است تا نزدیک به ۴۰ تن تسلیحات از انواع  موشک‌های هدایت لیزری، بمب‌های هدایت‌شونده و سقوط آزاد را در زیر بال‌های خود حمل کند. این پهپاد با مداومت پروازی ۱۲ ساعته خود تا محدوده ۲۰۰ کیلومتری و ارتفاع ۱۸ هزار پایی قادر به پرواز و انجام هرگونه عملیات را دارد. حداکثر سرعت این پهپاد ۲۰۰ کیلومتر در ساعت تخمین زده می‌شود.

دیگر ویژگی مهم و تاکتیکی ان پهپاد قابلیت نشست و برخاست در باندهای کوتاه است.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

توانمندی‌های ویژه

مهاجر۶ را می‌توان یک پهپاد پیشرفته نامید، زیرا علاوه بر حوزه رزمی، در حوزه شناسایی هم از سامانه شناسایی الکترواپتیکی، لیزری، مادون قرمز، سیستم‌های شنود الکترونیکی دشمن، مقابله با جنگ الکترونیک، سامانه اخلالگر، سیستم شناسایی خودکار، برخورداری از سیستم پرواز و سیستم نشست و برخاست خودکار بهره‌مند است که قدرت زیادی را برای یگان‌های این پهپاد ایجاد می‌کند.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

دوربین این پهپاد از نوع عقاب-۱۰ و مجهز به سامانه الکترواپتیکی پایدار شده  آزادی است. البته یک دوربین جلونگر هم برای این پهپاد و در زیر دماغه طراحی و به کارگیری شده است.

بمب هوشمند قائم؛ سلاحی تاکتیکی برای مهاجر ۶

از دیگر تسلیحاتی که در دهه فجر سال ۹۶ با حضور امیر حاتمی وزیر دفاع، امیر بنی طرفی رئیس سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع و سردار پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه رونمایی شد و قابلیت نصب در پهپادها به خصوص مهاجر ۶ را داراست می‌توان به بمب هوشمند قائم اشاره کرد که از انواع بمب‌های هدایت الکترواپتیکی و مقاوم در برابر اخلال و جنگ الکترونیک است. بمب قائم توانایی انهدام اهداف از فاصله ۶ کیلومتری و تا لحظه اصابت را برای هدایت کننده آن دارد.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

مهاجر ۶ در ارتش و سپاه

این پهپاد علاوه بر استفاده در نیروی هوافصای سپاه اواخر تیرماه امسال هم به نیروی زمینی ارتش تحویل داده شد. این پهپاد نقش موثری را در کنترل و پایش مناطق و نواحی مرزی کشورمان داراست.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

عملیات برون مرزی؛ نشان افتخاری در کارنامه مهاجر ۶

مهاجر ۶ در عملیات برون مرزی مقر تروریست ها را در کردستان عراق شناسایی و با بمب های هوشمند قائم بمباران کرد تا افتخار جدیدی وارد کارنامه این پهپاد بومی ساخت کشورمان شود.

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

پهپادِ مهاجر ۶، سلاح مرگبار ایران در میدان جنگ + تصاویر و فیلم

مهاجر ۶ در رسانه‌های خارجی 

پایگاه خبری تحلیلی ARMY RECOGNITION در گزارشی این پهپاد و ویژگی های آن را معرفی کرده است.

پایگاه خبری تحلیلی DEFENCE WORLD هم  از تحویل مهاجر ۶ به نیروی زمینی ارتش خبر داد.



تاريخ : چهارشنبه 08 آبان 1398 | 11:07 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...4748495051...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران