دانشمندان اسپانیایی با افزایش طول تلومرها توانستند طول عمر موشها را ۱۲ درصد افزایش دهند.
بهنظر میرسد پژوهشگران راهی برای افزایش طول عمر حیوان بدون تغییر ژنتیکی پیدا کرده باشند. دانشمندان با استفاده از سلولهای بنیادی رویانی که بهطور خاصی کشت شده بودند، موشهایی تولید کردند که سلولهای آنها تلومرهای طولانی داشتند. تلومرها دنبالههایی از DNA در انتهای کروموزومها هستند که به محافظت از اطلاعات ژنتیکی داخلی کمک میکنند. طویلشدن تلومرها در سلولهای بنیادی رویانی میتواند مسیر را بهسوی کُندکردن روند پیری بدون تغییر ژنتیکی هموار کند.
دانشمندان بهطور موفقیتآمیزی طول عمر متوسط موشها را با پرورش آنها با استفاده از سلولهای بنیادی رویانی دارای تلومرهای طولانی افزایش دادند. این یافتهها درخورتوجه است؛ زیرا پژوهشگران توانستند بدون ایجاد تغییر ژنتیکی عمر را افزایش دهند و نیز اطلاعاتی درزمینهی فرایند پیری و تکنیکهایی مهیا کنند که شاید روزی بتواند به کُندشدن روند آن در انسان کمک کنند.

مطالعهای که بهتازگی نتایج آن در مجلهی Nature Communications منتشر شده است، روی تلومر متمرکز بوده که دنبالهای از DNA است و در انتهای کروموزومها یافت میشود. ازآنجاکه تلومرها از مواد ژنتیکی درون کروموزومها محافظت میکنند، آنها را به سرهای پلاستیکی انتهای بند کفش تشبیه کردهاند. البته تلومرها با فیوز بمب (فیتیله) یا ساعتهای مولکولی نیز مقایسه شدهاند؛ زیرا هربار که سلولها تقسیم میشوند، آنها کوتاهتر و درنهایت چنان کوچک میشوند که سلول میمیرد یا تقسیم را متوقف میکند. کوتاهشدن تلومرها با پیری و سرطان و مرگ مرتبط است. پژوهشگران در مقالهی خود نوشتند:
کوتاهشدن تلومر یکی از نشانههای بارز پیری محسوب میشود؛ زیرا تلومرهای کوتاه برای پیری موجود زنده و کاهش طول عمر او کافی هستند. طول تلومر ازنظر ژنتیکی تعیین میشود و هم متوسط طول تلومر و هم نرخ کوتاهشدن آن در بین گونهها متفاوت است. از این نظر، انسان درمقایسهبا موش تلومرهای کوتاهتری دارد؛ اما سرعت کوتاهشدن تلومرها در موش صدبرابر بیشتر از سرعت کوتاهشدن تلومرها در انسان است.
دانشمندان مدتها است در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه طولانیشدن تلومرها میتواند در پیشگیری از بیماری و پیری در حیوانات و شاید هم روزی در انسانها کمک کند؛ اما همهی این تلاشها شامل اصلاح ژنتیکی بوده است.

مقالههای مرتبط:
در مطالعهی جدید، گروهی از پژوهشگران مرکز ملی پژوهشهای سرطان اسپانیا سلولهای بنیادی رویانی را در ظرف آزمایشگاه تکثیر کردند؛ فرایندی که درنهای به ایجاد سلولهایی منجر شد که تلومرهای طولانی داشتند. ناگفته نماند این موضوع را پژوهشگران ابتدا در سال ۲۰۰۹ کشف کرده بودند. پژوهشگران با استفاده از این سلولهای بنیادی رویانی بهطور ویژه کشتشده، موشهایی با تلومرهای طویل تولید کردند. درمقایسهبا گروه کنترل، طول عمر متوسط این موشها ۱۲/۷۴ درصد افزایش پیدا کرد و هیچ نقص شناختی نشان نمیدادند و احتمال بروز سرطان و چاقی در آنها کمتر بود. ماریا بلاسکو، زیستشناس مرکز مذکور میگوید:
این یافتهها از این ایده حمایت میکنند که دربارهی طول عمر، تنها ژنها نیستند که تعیینکنندهاند و حاشیهای برای افزایش طول عمر بدون تغییر ژنها وجود دارد.
طولانیشدن تلومرها راز کاهش روند پیری در انسان است؟
در انسان، تلومرهای کوتاهتر با طول عمر کمتر ارتباط دارند. اگرچه بعید است آزمایشی شبیه آزمایش مطالعهی اخیر انجام شده باشد، کارهایی وجود دارد که میتوانید برای طولانیترکردن تلومرها و افزایش احتمال داشتن عمر طولانیتر انجام دهید. قدم اصلی ورزشهای استقامتی است.
نتایح مطالعهای که در سال ۲۰۱۸ در مجلهی European Heart Journal منتشر شد، نشان میداد فعالیت آنزیم تلومراز در افرادی افزایش پیدا میکند که بهطور منظم ورزشهای استقامتی (مثلا ۴۵ دقیقه دویدن مداوم) را انجام میدادند. جالب اینجا است که این اثر در افرادی مشاهده نشد که وزنهبرداری یا ۴۵ دقیقه پیادهروی میکردند. این نتایج در راستای نتایج مطالعهی دیگری بود که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و نشان میداد افرادی که بهطور منظم میدوند، ازنظر بیولوژیکی جوانتر از کسانی هستند که این کار را نمیکنند؛ اما این کمی تلاش میخواهد. لری تاکر، نویسندهی مقاله میگوید:
اگر میخواهید تفاوت واقعی را در کُندکردن پیری بیولوژیکی خود ببینید، باید بدانید کمی ورزشکردن تأثیری نمیگذارد و باید بهطور منظم و حرفهای ورزش کنید.
مایکروسافت با عرضهی ویندوز ۱۰ ایکس رویکرد خود را دربارهی دستگاههای دونمایشگره مشخص کرد. آیا این سیستمعامل در گوشیهای هوشمند هم عرضه خواهد شد؟
برخی کارشناسان اعتقاد دارند مایکروسافت هنوز بهدنبال برنامههایش برای ساخت کامپیوتر شخصی جیبی است. شاید آنها در آینده دستگاهی شبیه به سرفیس دوئو و مبتنیبر ویندوز ۱۰ ایکس را به بازار عرضه کنند که به همراه همیشگی جیب کاربران تبدیل شود. در این مسیر، ایجاد ارتباط مثبت با توسعهدهندگان ازطریق اکوسیستم اندروید، رویکردی مفید بهنظر میرسد.
در سال ۲۰۱۵، برخی کارشناسان پیشبینی میکردند مایکروسافت کامپیوتر شخصی جیبی با محوریت کاربرد جوهر الکترونیکی به بازار عرضه خواهد کرد. علاوهبراین، آنها گوشیهای تولید ردموندیها را لوازمجانبی کاربردی و الزامی برای دستگاه فرضی میدانستند. در سال ۲۰۱۶، اطلاعاتی از Project Andromeda فاش شد که مبتنیبر سیستمعامل Windoews Core بود؛ سیستمعاملی که امروزه بهنام ویندوز ۱۰ ایکس میشناسیم. آن پروژه بهنوعی کامپیوتر شخصی جیبی بود که تا حدودی پیشبینیهای گذشتهی تحلیلگران را تأیید میکرد.
مقالههای مرتبط:
از سالها پیش، مایکروسافت تلاش میکند قدرت ویندوز و اکوسیستم گستردهترش، یعنی خدمات ابری، اپلیکیشنها، سختافزار و سرویسها را با دستگاههای موبایل جیبی ترکیب کند. ویندوزموبایل و ویندوزفون و ویندوز ۱۰ موبایل همگی سیستمعاملهایی مبتنیبر برنامههای موبایل ردموندیها بودند که هیچیک نتوانستند «قدرت» ویندوز و هماهنگی و یکپارچگی اکوسیستم مایکروسافت را به تجربههای موبایلی مبتنیبر تعامل لمسی انتقال دهند.
شکست در پروژههای قبلی موبایل مایکروسافت را به طراحی استراتژی جدیدی در این حوزه تشویق کرد. آنها ویندوز ۱۰ ایکس را با رویکردی ماژولار و سبکتر و مبتنیبر حوزهی کاربرد معرفی کردند. سیستمعامل جدید برای دستگاههای دونمایشگره همچون سرفیس نئو و تعدادی از دستگاههای شرکای تجاری همچون دل و اچپی و لنوو منتشر خواهد شد. برخی کارشناسان میگویند حتی این سیستمعامل برای استفاده در سرفیس دوئو (محصول جیبی مایکروسافت) هم طراحی شده بود که قبلا آن را بهنام اندرومدا (Andromeda) میشناختیم.
مایکروسافت در رویداد سرفیس امسال، سرفیس دوئو را با سیستمعامل اندروید معرفی کرد که تا حدودی تعجب کاربران و کارشناسان را بههمراه داشت. بهنظر میرسد این رویکرد در مسیر معرفی کامپیوتر شخصی جیبی مبتنیبر ویندوز ۱۰ ایکس ردموندیها باشد. سرفیس دوئو مانند سرفیس نئو سالها در دست تحقیقوتوسعه بود و ویندوز ۱۰ ایکس برای آن در نظر گرفته میشد. تغییر در سیستمعامل بهنوعی تصمیمگیری لحظهآخری بود که شاید استراتژیهای بلندمدت ردموندیها را در خود دارد.

ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، پس از معرفی دستگاههای جدید، بهویژه سرفیس دوئو گفته بود شرکتش کاربران را آنجایی که هستند، ملاقات میکند. او سرفیس دوئو را نسخهای مینیاتوری از سرفیس نئو نامید که امکان برقراری تماس تلفنی هم دارد. ملاقات با کاربران در اکوسیستم محبوبشان، اندروید، آنها را به هدف نهایی مایکروسافت، یعنی کامپیوتر شخصی جیبی مجهز به ویندوز ۱۰ ایکس، نزدیک میکند. درواقع، کارشناسان اعتقاد دارند هدف نادلا و تیمش عرضهی چنان دستگاهی خواهد بود. البته شاید هدف نهایی مایکروسافت فقط دستگاه ویندوزی نباشد و شاهد گوشی هوشمند ویندوزی درکنار سرفیس دوئو باشیم.
تمرکز مایکروسافت نادلا بر ارتباطات
ساتیا نادلا در دوران مدیریت در مایکروسافت، تصمیمهای دشواری اتخاذ و هزینهی آنها را نیز پرداخت کرد. او با عرضهی سرفیس دوئو مبتنیبر اندروید هم تصمیم دشواری گرفت که بیش از همه بهدلیل ایجاد ارتباط اتخاذ شد؛ ارتباطی که پس از ایجاد علاقهی اولیه در کاربران، بهمرور آنها را بهسمت کامپیوتر شخصی مبتنیبر ویندوز ۱۰ ایکس هم جذب میکند.
مایکروسافت زمانی شرکتی بدنام در دنیای فناوری محسوب میشد. آنها تنها متمرکز بر ویندوز فعالیت میکردند و درگیریهای داخلی متعددی هم داشتند. ردموندیها در سالهای متمادی از برتری خود در بازار استفاده میکردند تا توسعهدهندگان و شرکای تجاری و مصرفکنندگان فقط به روش مایکروسافت فکر کنند. نادلا مدیریتی مبتنیبر یکدلی داشت و تصمیم گرفت رویکرد و فرهنگ سازمانی مایکروسافت را احیا کند. او شعار One Microsoft را اجرا و در قدم اول، اصلاح ساختارهای تجزیهشدهی داخلی را پیاده کرد. درادامه، همدلی به خارج از شرکت هم گسترش یافت تا با دیگر بازیگران دنیای فناوری ارتباط برقرار شود؛ ارتباطی که به گسترش اکوسیستم مایکروسافت در دنیایی چندپلتفرمی انجامید.

نادلا سرویس NET. را متنباز دانست و از لینوکس حمایت و آژور را با اهداف چندپلتفرمی بهعنوان «ویندوز جدید یا سیستمعامل جهانی» معرفی کرد. بهعلاوه، اولویتدادن به اپلیکیشنهای چندپلتفرمی و تلاش برای اتحاد ویندوز و اندروید و iOS ازطریق Microsoft Graph، از دیگر اقدامهای او در توسعهی اکوسیستم شرکت بود. امروزه، شرکت او با رقیب قدیمی، گوگل، همکاری میکند. ردموندیها اکنون از توسعهدهندگان اندروید درخواست میکنند برای اولین دستگاههای همراه مجهز به دو نمایشگر تجربهای منحصربهفرد بهارمغان آورند. برخی کارشناسان میگویند سبک رهبری نادلا مبتنیبر همدلی و متمرکز بر افراد به تجربهی او در پرورش فرزند معلولش، زین، ارتباط دارد. از دیدگاه آنها، نمیتوان این تجربه را در تنظیم استراتژی موبایلی مایکروسافت نادیده گرفت.
مدیرعامل مایکروسافت زمانی اعتراف کرده بود ابتدا معلولیتهای زین را تجربههایی برای خودش و نه پسرش تصور میکرده است. او با تکیه بر همدلی و تصور وضعیت و جایگاه زین، توانست نیازهای فرزندش را ببیند و درک کند. چنین رویکردی شبیه به اقدام کنونی مایکروسافت بهنظر میرسد؛ رویکردی که مصرفکنندگان و توسعهدهندگان را در جایی میبیند که هستند و به آن علاقه دارند. قطعا هدف نهایی از این رویکرد نیز چیزی بهجز جذب آنها به اکوسیستم مایکروسافت نیست.
سرفیس دوئو با سیستمعامل اندروید مثالی بینقص از ملاقات مایکروسافت با توسعهدهندگان و کاربران در جایی است که آنها حضور دارند. ردموندیها با این رویکرد، امیدوار هستند پشتیبانی بازیگران دیگر را در اکوسیستمی گستردهتر همچون ویندوز ۱۰ ایکس در دستگاههای جیبی دریافت کنند. رویکرد انسانی نادلا و تیمش در نوآوریهای فناورانه احساس و نیاز کاربران و شرکای تجاری و توسعهدهندگان را در اولویت قرار میدهد. مایکروسافت با مدیریت نادلا، عملکرد بازتری در اکوسیسم دارد و عملکرد او احساس بهتری درمقایسهبا مایکروسافت قدیمی به کاربران و توسعهدهندگان منتقل میکند.

سرفیس دوئو و مسیری به سمت اکوسیستم مایکروسافت
آیفون اپل فقط بهدلیل تعداد زیاد اپلیکشنها در اپاستور به موفقیت نرسید؛ بلکه ارتباط کوپرتینوییها با توسعهدهندگان و کاربران و دیگران در ترکیب با عوامل دیگر، احساس خوشایندی از عضویت در اکوسیستم به آنها منتقل میکرد. درواقع، همین احساس و ارتباط به شکلگیری اپاستور با تعداد بیشماری توسعهدهنده و اپلیکیشن منجر شد که درنهایت، موفقیت آیفون را بههمراه داشت.
سرفیس دوئو نشانهای از اکوسیستم مایکروسافت شامل سختافزار، نرمافزار، خدمات ابری و دیگر خدمات محسوب میشود. دستگاه مذکور با این هدف طراحی شد تا توسعهدهندگان اندروید و افراد علاقهمند به دستگاههای هوشمند جیبی مبتنیبر اندروید احساس خوشایندی به اکوسیستم مایکروسافت پیدا کنند.
طبق ادعای گزارشها، مایکروسافت سال آیندهی میلادی، همکاری خود با گوگل و توسعهدهندگان اندروید را افزایش میدهد تا تجربههایی متمرکز بر دستگاههای اندرویدی مجهز به دو نمایشگر توسعه یابد. هدف از همکاریها آمادهسازی سرفیس دوئو برای عرضهی نهایی در فصل تعطیلات ۲۰۲۰ است. ردموندیها بهصورت همزمان با توسعهدهندگان ویندوزی همکاری میکنند تا تجربهای مشابه برای سرفیس نئو مجهز به دو نمایشگر و مبتنیبر سیستمعامل ویندوز ۱۰ ایکس توسعه دهند. این دستگاه نیز همزمان با دوئو به بازار عرضه خواهد شد.

فرمفاکتور مشابه سرفیس دوئو و سرفیس نئو و هدفگذاری مایکروسافت برای بهینهسازی تجربههای مبتنیبر دو نمایشگر در پلتفرمهای اختصاصی در سالهای آینده، نکات مهمی دربارهی استراتژی موبایلی آنها نشان میدهد:
- ویندوز ۱۰ ایکس سیستمعامل قدرتمند و مبتنیبر حوزهی کاربری و متمرکز بر موبایل محسوب میشود که مایکروسافت همیشه برای کامپیوتر شخصی جیبی با قابلیتهای تلفن در نظر داشت؛
- سرفیس دوئو مبتنیبر اندروید و با قابلیتهای تماس، دستگاهی در اکوسیستم مایکروسافت دراختیار توسعهدهندگان قرار میدهد که آنها از توسعهی اپلیکیشن برای آن خشنود خواهند بود. این تجربه کاملا درمقابل تجربهی ناخوشایند توسعهی اپلیکیشن برای ویندوز ۱۰ موبایل قرار میگیرد. رویکرد مذکور فرصتی استراتژیک ایجاد میکند تا رابطهای ماندگار بین توسعهدهندگان موبایل و مایکروسافت ایجاد شود؛ ارتباطی که ردموندیها از سالها پیش بهدنبال آن بودند و هیچگاه محقق نشد؛
- مایکروسافت از سرفیس نئو با فرمفاکتوری شبیبه به سرفیس دوئو استفاده میکند تا به توسعهدهندگان اندرویدی نشان دهد ویندوز ۱۰ ایکس توانایی ایجاد تجربهی مشابه با دو نمایشگر را دارد؛ تجربهای که مشابه با دستاورد توسعهدهندگان اندرویدی در سرفیس دوئو خواهد بود؛
- مایکروسافت میتواند از مزایای متعدد هماهنگی سرویسهایش استفاده کند و برتری خود را با ترکیب ویندوز ۱۰ ایکس در اکوسیستم نشان دهد.
کاهش ابعاد سرفیس نئو
سرفیس گو را میتوان نسخهی کوچکتر سرفیس پرو نامید. طبق همین روند، سرفیس دوئو هم بهنوعی نسخهای کوچک از سرفیس نئو محسوب میشود. اگرچه دوئو از ابتدا با هدف اجرای ویندوز ۱۰ ایکس طراحی شد، اندروید انتخاب عاقلانهتری برای جذب توسعهدهندگان بهنظر میرسید تا بعدا و بهمرور، پشتیبانی خود را برای همهی فرمفاکتورهای سرفیس ارائه کنند.
عرضهی دستگاههای جدید خانوادهی سرفیس در سال آیندهی میلادی، قطعا نقطهی اوج یا پایان برنامههای مایکروسافت نخواهد بود و بهنوعی شروعی اساسی محسوب میشود. رقبای مایکروسافت، اپل و گوگل، سعی میکنند iOS و اندروید را از اکوسیستم موبایل به سیستمعاملهایی با قابلیتهای بیشتر توسعه دهند تا نیازهای پردازشی پیچیدهتر و رویکردهای مبتنیبر دسکتاپ را هم پشتیبانی کنند. دراینمیان، ردموندیها هم قطعا در سالهای آتی همهی تلاش خود را میکنند تا اکوسیستم خود را به بیشترین فرمفاکتورهای ممکن گسترش دهند.

مایکروسافت در تصاحب بخشهای متعدد بازار، رویکردی خلاف اپل و گوکل دارد. آنها تلاش میکنند ویندوز را بهعنوان سیستمعاملی متمرکز بر کامپیوترهای شخصی روزبهروز سبکتر کنند تا با حفظ قدرتمندی در پردازشهای مبتنیبر دسکتاپ، تنوع و آزادیعمل بیشتری در حوزهی موبایل داشته باشد. رویکرد مذکور احتمالا با سرفیس نئو و ویندوز ۱۰ ایکس ممکن میشود؛ درنتیجه، هیچگاه نمیتوان سرفیس دوئو مبتنیبر اندروید را بهعنوان نقطهی هدف چشمانداز مایکروسافت در کامپیوترهای شخصی دانست.
سرفیس دوئو؛ دستگاهی فراتر از گوشی هوشمند
مایکروسافت اصرار میکند ویندوز ۱۰ ایکس را برای استفاده در کامپیوترهای شخصی دونمایشگره توسعه داده است. بدینترتیب، میتوان تصور کرد تلاشهای مدیر بخش سرفیس، پانوس پانای، برای جداکردن سرفیس دوئو از دستهی گوشیهای هوشمند سنتی بسیار اهمیت دارد. بخشی از تلاشهای او به این دلیل انجام میشود تا در زمان عرضهی نهایی ویندوز ۱۰ ایکس برای دستگاههایی همچون سرفیس دوئو (فرمفاکتور گوشی هوشمند) همهی کاربران و کارشناسان، آنها را بهعنوان کامپیوتری در دستهی سرفیس ببینند. پانای قصد دارد فرمفاکتور جدید را اینگونه شرح دهد:
اجازه دهید اطلاعاتی شفاف دربارهی این موضوع بیان کنم. محصول جدید تواناییهای ارتباطی چشمگیری دارد؛ بههمیندلیل، احتمالا آن را گوشی همراه مینامید. بههرحال، چنین تصوری منطقی بهنظر میرسد. قطعا میتوانید همهی کاربردهای گوشی هوشمند مانند نوشتن و پیامرسانی و تماس را با دستگاه جدید انجام دهید؛ اما فراموش نکنید درنهایت، دوئو دستگاهی در خانوادهی سرفیس است.

پانای میدانست با وجود توضیحات او، بسیاری از نویسندگان سرفیس دوئو را در دستهی گوشی هوشمند قرار میدهند؛ بااینحال، راهنمایی لازم برای دستهبندی دوئو را انجام داد. صحبتهای او تا حدودی نشان میدهد دستگاهی شبیه به سرفیس دوئو در آینده و مبتنیبر ویندوز ۱۰ ایکس عرضه خواهد شد؛ دستگاهی که در همان دستهبندی نئو قرار میگیرد و درنتیجه، علاوهبر طراحی مشابه، سیستمعامل یکسان هم خواهد داشت.
درحالحاضر با وجود تمام تلاشهای مایکروسافت، گفتمان موجود دربارهی سرفیس دوئو، آن را در دستهبندی گوشی هوشمند قرار میدهد. باتوجهبه همین گفتمان، مایکروسافت مسیر سختی برای دستگاههای آتی آنها ایجاد میکند. بههرحال، ردموندیها میخواهند وقتی دستگاههای (احتمالی) مجهز به دو نمایشگر در ابعاد گوشی هوشمند و مجهز به سیستمعامل ویندوز ۱۰ ایکس عرضه شدند، کاربران و کارشناسان آنها را در دستهبندی کامپیوترهای شخصی جیبی و نه گوشیهای هوشمند قرار دهند.
گوشیهای هوشمند جدید هواوی چگونه از خدمات و سرویسهای گوگلپلی استفاده خواهند کرد؟ با وجود تحریمهای تجاری آمریکا آیا هواوی راهکاری برای حل مشکلات فعلی خود دارد؟
سال گذشته، ایالات متحدهی آمریکا شرکت هواوی را در فهرست سیاه تجاری خود قرار داد. بهتبع آن، برخی از شرکتها نیز روابط تجاری خود را با غول فناوری چینی محدود کردند یا به حالت تعلیق درآوردند و برخی دیگر از ادامهی همکاری با هواوی صرفنظر کردند. در هیاهوی خبری دربارهی وضعیت هواوی بعد از تحریمهای ایالات متحدهی آمریکا، خبر توقف فعالیت گوگلپلی در گوشیهای هواوی در اوایل سال جاری برای بسیاری از کاربران بسیار نگرانکننده بود. بااینهمه، اواخر اردیبهشت مشخص شد گوگلپلی برای گوشیهای ازپیشتولیدشدهی هواوی دردسترس خواهد بود؛ اما وضعیت سایر دستگاههای جدید و پرچمدار هواوی نامشخص ماند.

مقالههای مرتبط:
خرداد امسال گفته شد هواوی بهمنظور یافتن جایگزینی برای گوگلپلی، با Aptoide مذاکره میکند. بااینحال اواخر شهریور، هواوی میت ۳۰ پرو و میت ۳۰ بدون پشتیبانی از پلیاستور و خدمات موبایل گوگل (GMS) معرفی شدند. شایان ذکر است هواوی میت ایکس، گوشی هوشمند تاشدنی چینیها، که در چین رونمایی شده است، وضعیت مشابه هواوی میت ۳۰ را دارد.
متأسفانه کاربران اندرویدی هواوی خارج از چین برای دانلود اپلیکیشنهای موردنیاز خود از گوگلپلی استفاده میکنند و هواوی مجبور است برای حل مشکل بهوجودآمده، راهکارهای متعددی را بررسی کند تا درنهایت، به نتیجهای مطلوب برسد. یکی از این راهکارها سرویسی ویژه با نام Huawei Mobile Services است که میتواند پاسخگوی نیاز کاربران بهجای سرویسها و خدمات گوگلپلی باشد. کاربران میتوانند اپلیکیشنهای موردنیاز خود را ازطریق فروشگاه AppGallery هواوی دانلود کنند. AppGallery درحالحاضر بیش از ۳۹۰ میلیون کاربر ماهانهی فعال دارد؛ بههمیندلیل، میتواند برای شرکتهای ثالث و توسعهدهندگان جذابیت بسیاری داشته باشد.
آنچه هواوی نیاز دارد، ارائهی راهکاری است که بتواند دستگاههای جدید خود را با ظاهری معمولی، ولی با قابلیت پشتیبانی از گوگلپلی و GMS به بازار عرضه کند. برای رسیدن به چنین شرایطی مشکلات بسیاری بر سر راه هواوی قرار گرفته است که باید بتواند از آنها عبور کند.

آنر ۹ ایکس در چه وضعیتی قرار دارد؟
اول مرداد، هواوی آنر ۹ ایکس و ۹ ایکس پرو را با پردازندهی کرین ۸۱۰ رونمایی کرد. نسخهی اروپایی این گوشی هوشمنددرمقایسهبا نسخهی چینی از مشخصات سختافزاری متفاوتی برخوردار است. یکی از تفاوتهای اصلی این دو نسخه آن است که یکی با تراشهی کرین 710F و دیگری با تراشهی کرین ۸۱۰ معرفی شده است. بهعلاوه، هر دو گوشی ازنظر موقعیت قرارگیری حسگر اثرانگشت و مشخصات دوربینهایشان نیز با یکدیگر تفاوتهایی دارند. یکی از دلایل این تفاوتها آن است که نسخهی اروپایی آنر ۹ ایکس از GMS پشتیبانی میکند؛ درحالیکه نسخهی چینی با GMS سازگار نیست. شاید این سؤال برایتان پیش بیاید که چطور چنین چیزی امکان دارد.
بهنظر میرسد شمارهمدل گوشی هوشمند آنر ۹ ایکس اروپایی با شمارهمدل هواوی پی اسمارت زد یکسان است. اواسط اردیبهشت، پی اسمارت زد هواوی با نمایشگر ۶/۵۹ اینچی و دوربین کشویی و قیمت اقتصادی معرفی شد. هواوی پی اسمارت زد درواقع نخستین گوشی هوشمند چینیها با بهرهمندی از دوربین سلفی پاپآپ بود.
غول فناوری چینی هر دو گوشی هوشمند خود را با یک شمارهمدل معرفی کرد؛ البته دو دستگاه ازنظر سختافزاری شباهتهایی با یکدیگر دارند. برای مثال، از نمایشگر ۶/۵۹ اینچی، تراشهی کرین 710F، حسگر اثرانگشت در پنل پشتی و باتری چهارهزار میلیآمپرساعتی بهره میبرند. باوجوداین، تفاوتهایی ازنظر مشخصات دوربین و حافظه و طراحی زیباییشناسی دارند.
دراصل، با اینکه شمارهمدل هر دو دستگاه مشابه است، دقیقا مشخصات یکسانی ندارند. البته پیشتر نیز دیده شده است هواوی چنین رویکردهای مشابهی را دربارهی دستگاههای دیگری نیز در پیش گرفته باشد؛ مثلا شمارهمدل هواوی نوا ۵ تی با شمارهمدل آنر ۲۰ یکی است. با تمام توضیحاتی که داده شد، معلوم میشود این گوشیهای هوشمند تأییدیهی GMS را قبل از مه ۲۰۱۹ دریافت کردهاند؛ هرچند لزوما هم مجبور نبودند چنین کاری کنند. برای درک بهتر موضوع، باید با روال دریافت تأییدیهی GMS بیشتر آشنا شوید.

نحوهی صدور تأییدیهی خدمات موبایل گوگل (GMS)
هر شرکتی که قصد دارد روی اندروید از خدمات موبایل گوگل (Google Mobile Services) استفاده کند، باید بتواند مجموعه آزمونهایی را با موفقیت پشتسر بگذارد که به دریافت گواهی جیاماس و سازگاری، تأییدیهی GMS و توافقنامهی توزیع اپلیکیشن موبایل (MADA) مربوط میشود. مجموعه آزمونهای سازگاری اندروید (CTS) برای وضعیتسنجی نرمافزار و سختافزار و API دستگاه و آزمونهای (GTS) و (VTS) بهمنظور بررسی قابلیتهای چندرسانهای و کرنل سیستمعامل و قابلیتهای HAL انجام میشود.
نکتهی مهمی که باید بدان توجه کنیم، آن است که این آزمونها به نسخهی سیستمعامل اندروید و سختافزار دستگاه آزمایششده وابسته است؛ درنتیجه بهاحتمال زیاد، آزمایشها قبل از مرحلهی تولید نهایی روی نمونهی اولیه (پروتوتایپ) یا دستگاه تولید انبوه شنده اجرا شده است. با تغییر سیستمعامل یا سختافزار، نیاز است آزمونها دوباره انجام شود. باوجوداین، برخی از آزمونها نیز به تکرارشدن نیازی ندارند.
مقالههای مرتبط:
آنچه دربارهی سختافزار و نرمافزار دستگاه برای گوگل اهمیت دارد، این است که سختافزار و نرمافزار دستگاه مذكور از ویژگیهای موردنیاز GMS پشتیبانی میكند یا خیر. ازنظر تئوری، تولیدکنندگان میتوانند سختافزار دستگاهی که در فرایند دریافت تأییدیهی GMS قرار دارند، بدون نظارت گوگل تغییر دهند. بااینحال، توافقنامه توزیع نرمافزاری گوگل (MADA) صریحا تأکید میکند دستگاههایی که اپراتورهای خاصی پشتیبانی میکنند یا در بازارهای خاصی استفاده میشوند، باید آزمونهای CTS را بگذرانند.
بنابراین، درنهایت باید گفت دریافت تأییدیهی GMS بیشتر از آنکه به موضوعاتی همچون طراحی زیباییشناسی دستگاه و نام محصول نهایی بستگی داشته باشد، به اپراتور تلفنهمراه و منطقهای بستگی دارد که قرار است آن دستگاه بهکار برده شود و سختافزاری که با آن دستگاه معرفی میشود. درنتیجه، تولیدکنندگان میتوانند با رعایت دو نکتهی گفتهشده، طراحی ظاهری دستگاه را تغییر دهند. البته امکان تغییر برخی از مشخصات سختافزاری نیز وجود دارد؛ بهشرطی که در نتایج آزمونهای CTS و VTS تغییری ایجاد نکند. برای مثال، تغییراتی در پیکربندی حافظهی دستگاه و مشخصات دوربین و احتمالا برخی تغییرات جزئی در مشخصات سختافزاری، تأثیری بر نتایج آزمونها نمیگذارد.

اوایل هفتهی جاری، رونالد کواندت، از WinFuture، در مجموعه توییتهای خود به این موضوع اشاره کرد. وی در یکی از توییتهایش گفت:
نسخهی اروپایی آنر ۹ ایکس واقعا گوشی هوشمند جدیدی نیست و در اصل همان هواوی پی اسمارت زد (STK-LX1) است که با مشخصات بهتر دوربین و تغییراتی در پیکربندی حافظهی دستگاه معرفی شده است. دراصل، هواوی گوشیهای هوشمند جدید خود را بدینشکل با خدمات و سرویسهای گوگل پلی به بازار عرضه میکند و از تأییدیهی دستگاههایی که پیش از تحریمهای آمریکا به بازار عرضه شدهاند، برای معرفی دستگاههای جدید کمک میگیرد.
نمایندهی رسمی هواوی به سؤالات مطرحشده دربارهی نحوهی عرضهی دستگاههای جدید این شرکت جوابی نداد؛ اما خاطرنشان کرد آنر ۲۰ و هواوی نوا ۵ تی برای مخاطبان خاصی در بازار با طراحی متفاوت و سیستمعامل متفاوت (Magic UI و EMUI) معرفی شدهاند که Magic UI نسخهی بازطراحیشدهی EMUI است.
البته چنین رویکرد و راهکاری نیز مشکلات خاص خودش را دارد. اگر بخواهیم بهصورت شفاف و روشن دراینباره صحبت کنیم باید بگوییم تضمینی وجود ندارد هواوی در حال استفادهی مجدد از تأییدیهی گوشیهای هوشمند قبلی خودش باشد. شاید تأییدیههای مربوط به نوا ۵ تی و آنر ۹ ایکس ماهها قبل از تحریمهای ماه مه گرفته شده باشد؛ اما در نظر داشته باشید پنج ماه فاصلهی زمانی زیادی در صنعت گوشیهای هوشمند محسوب میشود.

البته اعمال تغییراتی در نسخههای قدیمی برای هواوی کاملا امکانپذیر است و غول فناوری چینی میتواند با تغییراتی روی دستگاههای قدیمیتر، گوشیهای هوشمندی جدیدی به بازار عرضه کند. حتی ایجاد تغییرات در گوشیهای پرچمدار و عرضهی دستگاههایی میانرده که ازنظر نرمافزاری مشخصات ضعیفتری دارند، رویکردی مرسوم است که برای دستگاههای معرفیشده طی یک سال یا کمی بیش از این بازهی زمانی بهکار برده میشود. واضح است چنین راهکاری مناسب گوشیهای هوشمند پرچمدار نیست.
تعداد محدودی از کاربران به گوشیهای هوشمند با مشخصات قدیمیتر و قیمتی در حد قیمت پرچمداران علاقهمند هستند و برای این کاربران ارتقای قابلیتهای دوربین یا برخی مشخصات دیگر چندان اهمیتی ندارد. حتی اگر هواوی مشخصات دوربین و پیکربندی حافظه را بهبود ببخشد، برای کاربران ویژگیهایی همچون پشتیبانی از GMS اهمیت دارد.
علاوهبراین، نسخههای قدیمیتر MADA (بخش ۴.۳) که بهصورت آنلاین در اینترنت موجود است، نشان میدهد تأییدیهی گوگل برای همهی بهروزرسانیهای سیستمعامل اندروید لازم است. خوشبختانه بهنظر میرسد گوشیهای هوشمند سری هواوی پی ۳۰ و سری میت ۲۰ و هواوی پی ۲۰ و برخی دستگاههای دیگر بهروزرسانیهای اندرویدی ۱۰ را دریافت میکنند. ظاهرا هواوی تأییدیهی GMS را برای سیستمعامل اندروید ۱۰ این مدلها دریافت کرده است؛ درنتیجه، میتواند نسخههای بهروزشدهای از این دستگاهها نیز در آینده به بازار عرضه کند. باوجوداین، با از راه رسیدن اندروید ۱۱، چنین امکانی از دست خواهد رفت.
درحالیکه درپیشگرفتن چنین راهکاری ازنظر فنی امکانپذیر است، استفادهی مجدد از تأییدیهی دستگاههای قدیمیتر تنها بهعنوان راهکاری کوتاهمدت پاسخگو است. دراصل چنین استراتژیای نمیتواند برای دستگاههای با فناوریهای جدید بهکار برده شود. درنهایت، هواوی برای آنکه بتواند گوشیهای هوشمند سازگار با GMS به بازار عرضه کند، نیازمند حلوفصل اختلافات تجاری یا استفاده از شرکتهای شخص ثالث مناسب برای ارائهی راهکاری کارساز خواهد بود.
در سالهای اخیر، افشای اطلاعات محصولات، بهویژه در دنیای فناوری، بسیار افزایش یافته و قطعا مشکلاتی برای تولیدکنندگان بههمراه داشته است.
افشای اطلاعات محصولات فناورانه همیشه رخ میدهد و درواقع، باید آن را بخشی از ذات صنعت فناوری دانست که سهگانهی هیاهوی خبری و عرضهی محصول و عکسالعمل را تشکیل میدهد. افشای اطلاعات با انواع روشها از افشای اتفاقی، برنامهریزیشده، لجستیکی و بسیاری موارد دیگر اتفاق میافتد. البته افشاگریها دربارهی محصول آتی شرکت هیاهوی خبری ایجاد میکنند و تا حدودی مثبت بهنظر میرسند. همچنین، بهدلیل فاششدن اطلاعات پیش از عرضهی نهایی، شاید تأثیر نهایی محصول در زمان عرضه کاهش پیدا کند. در وضعیت موجود، بهنظر میرسد برخی اوقات با افشای بیشازحد اطلاعات در رسانههای فناوری روبهرو هستیم و درحقیقت، وضعیتی را شاهد میشویم که دیگر هیچ خبری، احساس شگفتزدگی و جذابیت قبل را ایجاد نمیکند.
مقالههای مرتبط:
بهعنوان نمونهای از محصولات تحتتأثیر افشاگری میتوان به Nvidia Shield TV اشاره کرد. این محصول پیش از عرضهی نهایی بهصورت اتفاقی در آمازون دیده شد و سپس، نمونههای فیزیکی نهایی آن در فروشگاههای بستبای ظاهر شدند. چنین رخدادهایی باعث شدند کاربران اطلاع کاملی از مشخصات محصول نهایی بهدست آورند و درنتیجه، در زمان عرضهی نهایی کاربران و مصرفکنندگان از دیدن آن شگفتزده نشدند.
مشکل افشاگری اطلاعات پیکسل ۴
نمونهی دیگری از افشاگریهای گسترده برای گوشی هوشمند جدید گوگل، پیکسل ۴، رخ داد. اطلاعات این گوشی گوگل بهصورت تصادفی به رسانهها رسید و سپس، بهصورت رسمی تأیید شد. یک ماه پیش از عرضهی نهایی، ویدئوهایی از کاربرد واقعی نسخهی جدید پیکسل هم منتشر شد. درواقع، سیل افشاگری اطلاعات پیکسل ۴ با شدت زیادی بهراه افتاد که تقریبا هرروز شاهد جزئیاتی جدید از این گوشی هوشمند بودیم.
گوگل در ابتدا از افشای اطلاعات محصول خود در شبکههای اجتماعی خشنود بود؛ زیرا این شرکت توانسته بود گفتمان موجود در میان کاربران و رسانهها را بهسمت خود هدایت کند. ناگفته نماند بهمحض شروع افشاگریها، راهی برای متوقفکردن آنها نبود و شرایط روزبهروز برای شرکت سازنده بدتر شد. درواقع، به وضعیتی رسیدیم که تقریبا همهی اطلاعات گوشی جدید گوگل را میدانستیم.

همهی رسانههای فناوری به افشاگری اطلاعات علاقه دارند و کاربران هم از دریافت اطلاعات پیش از عرضهی نهایی استقبال میکنند. بااینحال، بهنظر میرسد رویکرد افشاگریها در دنیای کنونی از کنترل خارج شده است. امروزه، بزرگترین شگفتی در دنیای فناوری افشانشدن اطلاعات محصول است؛ اما تقریبا تمامی محصولات بزرگ این روند را تجربه میکنند. بسیاری از افرادی که به محصولات دسترسی اولیه دارند، از سیاستهای افشانشدن اطلاعات پیروی میکنند و درمقابل، بسیاری دیگر به قوانین مذکور اعتقادی ندارند. چه راهحلی برای کنترل افشاگری اطلاعات وجود دارد؟
رونمایی زودهنگام
برخی شرکتها تصور میکنند افشاگری باید با رونمایی زودهنگام محصولات جایگزین شود. گوگل همین رویکرد را برای Pixel Buds 2 در پیش گرفت. محصول مذکور در رویداد Made by Google حضور داشت؛ اما رسانهها امکان بررسی نزدیک آن را نداشتند و تاریخ عرضهی نهایی نیز، بهار ۲۰۲۰ عنوان شد. طرفداران گوگل باتوجهبه همین رخداد، افتخار میکنند که محصول شرکت دچار افشاگری رسانهای نشد.
دلیل منطقی پشت رویکرد گوگل این بوده که اکنون محصول آنها بهصورت عمومی رونمایی شده است و درحالحاضر، شرکت بدون نگرانی میتواند باگها را رفع و محصول خود را بهینهسازی کند. درواقع، آنها دیگر نگران افشای طراحی محصول یا حتی استفادهی زودهنگام کاربر یا کارشناسی از محصولشان در محافل عمومی نیستند.
مایکروسافت هم رویکردی مشابه گوگل دربارهی سرفیس دوئو داشت؛ گوشی هوشمند تاشوندهای که تا یک سال آینده به بازار راه پیدا نخواهد کرد. ردموندیهای میگویند هنوز برای همکاری با توسعهدهندگان و ارائهی پشتیبانی نرمافزاری برای محصول جدید، به زمان نیاز دارند. آنها میتوانستند همین همکاری را مخفیانه انجام دهند؛ اما تصمیم گرفتند محصول خود را زودتر رونمایی کنند. بهنظر میرسد رونمایی زودهنگام، اهدافی فراتر از مقابله با افشاگریهای رسانهای داشته باشد.

مشکل رویکرد مایکروسافت در قبال دوئو این است که اکنون باید با مشکلی خودساخته دستوپنجه نرم کنند. درواقع، یک سال دیگری که تا زمان عرضهی نهایی باقی مانده است، احتمالا با هیاهوی خبری و حدسوگمان دربارهی محصول و حتی انتقادها و بررسیهای تند کاربران عادی همراه خواهد بود.
شکست در عرضهی نهایی
در اکثر محصولات جدید، احتمالهای مطرحشدهی طرفداران از گزینههای ممکن برای مهندسان پیشی میگیرد؛ درنتیجه با عرضهی محصول نهایی، ناامیدی از قابلیتها و امکانات رخ میدهد. برای درک شرایط دشوار مایکروسافت در مثال بالا، همین بس که آنها سال آینده باید کاربران را با محصولی شگفتزده کنند که یک سال دربارهی آن خوانده و شنیدهاند. درحقیقت، رونمایی زودهنگام مایکروسافت، مشکلات بسیار زیادی برای آنها ایجاد میکند که درصورت تلاشنکردن آنها برای مقابله با افشاگرها رخ نمیداد.
رونمایی زودهنگام ضعف دیگری هم دارد: وقتی زمان زیادی تا رونمایی محصول باقی مانده باشد، احتمال ناکامی در عرضهی نهایی هم وجود دارد. بهعنوان مثال، میتوان به پد شارژ وایرلس اپل ایرپاور (AirPower) اشاره کرد. کوپرتینوییها در سال ۲۰۱۷ این محصول را معرفی و زمان عرضهی نهایی آن را سال ۲۰۱۸ عنوان کردند؛ ولی درنهایت کل پروژه در سال ۲۰۱۹ متوقف شد. ایرپاور مشکلات بیشتری فراتر از روابطعمومی و رسانهای برای اپل ایجاد کرد؛ چراکه رونمایی آن راهنمای لازم را دراختیار شرکتهای رقیب قرار داد تا محصولاتی مشابه تولید و از آن بهرهبرداری کنند. درواقع، محصولی که میتوانست حکم برگ برندهی اپل در بازار باشد، مانند هدیهای به رقبایش رسید.

از مثالهای دیگر در ابعاد کوچکتر میتوان به گوشی هوشمند رد هیدروژن ۲ (Red Hydrogen Two) اشاره کرد. نسخهی اولیه شکست و فاجعهای تمامعیار بود و هیچیک از کاربر و کارشناسان از شرکت Red انتظار عملکرد معقول دربارهی محصول جدید را نداشت. بههرحال، شرکت سازنده تصمیم گرفت اطلاعاتی از نسل دوم گوشی هوشمند خود منتشر کند تا اینکه بنیانگذار، جیم جنارد، بازنشستگی و تعطیلی کامل پروژهی هیدروژن را به رسانهها اعلام کرد.
در هر دو داستان ذکرشده، تمایل شدید به ایجاد هیاهوی خبری با تیزرهای رونمایی و تبلیغات، به نتیجهی مفیدی نرسید. درواقع، همهی اخبار منتشرشده و گفتوگوهای شکلگرفته دربارهی آنها، درنهایت به ازبینرفتن اعتماد و توقف پروژهها انجامید. اپل و رد درصورت صحبتنکردن دربارهی پروژههای مذکور، قطعا تجربهی بهتری کسب میکردند.
آینده به کدام سو میرود؟
هیج راهکار مشخص و جامعی برای مشکل افشاگری اطلاعات فناوری وجود ندارد. البته نمیتوان راهکارهای کنونی همچون رونمایی پیش از موعد و پیش از اتمام محصول را هم روشی مناسب دانست؛ چراکه این راهکارها بهاندازهی خود مشکلاتی برای شرکتها ایجاد میکند. بهعلاوه، مشکلات برای شرکتهای دیگر هم وجود داشت که اطلاعرسانی پیش از موعدی دربارهی محصولات خود نکرده بودند؛ اما درنهایت، افشای اطلاعات رخ داد.

افشای اطلاعات تا وقتی ادامه مییابد که محصولات پیش از عرضهی رسمی به خردهفروشها و اپراتورها عرضه شوند. تا زمانیکه رویدادهای اطلاعرسانی کلی و ارائهی دمو برگزار شود و افرادی با گوشیهای هوشمند مجهز به دوربین به انتشار اخبار جذاب در رسانههای اجتماعی تمایل داشته باشند، شاهد افشاگری اطلاعات خواهیم بود. با رویکرد کنونی، تا زمان عرضهی نهایی همیشه اطلاعاتی از ظاهر محصول و حتی بسیاری از مشخصات فنی آن را دراختیار خواهیم داشت. درواقع در صنعت امروز فناوری، اطلاعات با سرعت و شدتی بیش از حد عادی دراختیار کاربران و رسانهها قرار میگیرد.
اگر هنوز بهدنبال لذتبردن از رونمایی محصولات جدید فناورانه هستیم، باید زاویهی دید و انتظارات خود را تغییر دهیم. درواقع، دیگر نمیتوان تنها به امید اطلاع از مشخصات محصول منتظر رونمایی آن بود. بهعنوان مثال، گوگل پیکسل ۴ لقب محصولی را دریافت کرد که بیشترین حجم از افشاگری اطلاعات را بهخود اختصاص داد. بااینحال، بسیاری از کاربران و کارشناسان هنوز منتظر رونمایی رسمی آن بودند تا از نزدیک، قابلیتهای جدید آن را تجربه کنند.
سامسونگ گلکسی اس ۱۱ سامسونگ احتمالا با تراشهی اکسینوس ۹۸۳۰ یا اسنپدراگون ۸۶۵ کوالکام درکنار حافظهی رم LPDDR5 معرفی و به بازار عرضه خواهد شد.
با معرفی پرچمداران ۲۰۱۹ کرهایها، توجه کاربران بهسمت پرچمداران ۲۰۲۰ معطوف شده است و باید ببینیم سامسونگ چه برنامهای برای گوشیهای هوشمند پرچمدار سال آینده خود دارد. یکی از نخستین شایعههای مطرحشده دربارهی گوشی سامسونگ گلکسی اس ۱۱ به تراشهی دستگاه مربوط میشود.
احتمالا گلکسی اس ۱۱ سامسونگ باتوجهبه بازاری که قرار است در آن عرضه شود، از تراشهی اسنپدراگون ۸۶۵ و اکسینوس ۹۸۳۰ بهره خواهد برد. براساس آخرین اخبار غیررسمی، احتمالا عرضهی گوشیهای هوشمند پرچمدار جدید با پردازندهی اسنپدراگون ۸۶۵ را در بازار چین و بازار ایالات متحدهی آمریکا و عرضهی همین محصولات با تراشهی اکسینوس ۹۸۳۰ را در سایر بازارهای جهانی شاهد باشیم.

مقالههای مرتبط:
ماکس وینباخ در آخرین توییت خود به این موضوع اشاره کرده است:
عرضهی دستگاهی با تراشهی اکسینوس ۹۸۳۰ به بازار را شاهد خواهیم بود. در جدیدترین نسخهی بتا One UI 2.0 برای گلکسی اس ۱۰، سامسونگ پشتیبانی از تراشهی اکسینوس ۹۸۳۰ را بههمراه تراشهی اسنپدراگون ۸۶۵ اضافه کرد. همین موارد در گلکسی اس ۱۱ نیز دیده میشود.
کدهای مربوط به نسخهی بتا One UI 2.0 همچنین نشان میدهد گوشی هوشمند کرهایها از فیسآنلاک بهره خواهد برد. البته ویژگی فیسآنلاک موضوع جدیدی نیست؛ ولی نشان میدهد پرچمدار بعدی سامسونگ با دوربین سلفی روی نمایشگر تولید خواهد شد.
افزونبراین، کدهای مشاهدهشده حاکی از آن است که پرچمدار بعدی از حافظهی رم LPDDR5 درکنار حافظهی داخلی UFS 3.0 بهره خواهد برد و از شبکهی اینترنت پرسرعت 5G نیز پشتیبانی میکند. البته هنوز مشخص نیست نسخهی 4G این گوشی هوشمند نیز معرفی خواهد شد یا کلا کرهایها دستگاهی با پشتیبانی از اینترنت نسل پنجم به بازار عرضه خواهند کرد.
ابرخودرو جدید لامبورگینی که از پیشرانهی خورجینی ۱۲ سیلندر ۶/۵ لیتری با قدرت ۸۳۰ اسببخار بهره میبرد، مخصوص پیست خواهد بود.
سرانجام شایعات درست از آب درآمد و لامبورگینی ازطریق بخش موتوراسپرت خود، یعنی اسکوادرا کورسه، قرار است مدل مخصوص پیست جدیدی تولید کند. اگرچه این ابرخودرو تا سال آینده رونمایی نخواهد شد، خودروساز سنتآگاتا بلونیزه مشتاق بود آخر هفتهی گذشته، اولین تیزر ویدئویی از این گاو خشمگین را بهعنوان بخشی از پیشنمایش ارائهشده در طول مسابقات فینال جهانی سوپرتروفئو رونمایی کند که در پیست خرز دلافرونترا اسپانیا برگزار شد.
ویدئویی که بهعنوان پیشنمایش پخش شد، این فرصت را به ما میدهد تا بال عقب بزرگ ساختهشده از فیبرکربن را بهعنوان بخشی از بستهی آیرودینامیکی تحسین کنیم که دریچهی هوای سقفی فیبرکربنی را نیز شامل میشود. طرح گرافیکی «۶۳» روی بدنه شبیه به تصاویر لامبورگینی اونتادور SVJ 63 است و به سال تولد لامبورگینی در ۱۹۶۳ اشاره میکند. ازجمله دیگر مشخصات درخورتوجه این خودرو میتوان به ورودی دوگانهی هوا در کاپوت جلو و چرخهای مجهز به قفل مرکزی با لاستیکهای پیرلی و ترمز برمبو (Brembo) اشاره کرد.

ابرخودرو جدید لامبورگینی براساس مدل پرچمدار این شرکت ساخته شده است و از پیشرانهی ۶/۵ لیتری V۱۲ تنفس طبیعی بهره میبرد. ابرخودرو مذکور از نسخهی بدون محدودیت پیشرانه استفاده میکند؛ به این معنی که مهندسان مجبور نیستند محدودیتی در پیشرانه اعمال کنند و لازم نیست محدودیتهای شبیه مدل جادهای را برای انطباق با قوانین در آن رعایت کنند.
قدرت خروجی نهایی این خودرو ۸۳۰ اسببخار است که ۶۰ اسببخار بیشتر از مدل SVJ خواهد بود. شایان ذکر است قدرت ازطریق جعبهدندهی سکوئنشال ۶ سرعته Xtrac منتقل میشود که جایگزین جعبهدندهی هفتسرعته ISR موجود در مدل جادهای خواهد شد. یکی از نکات برجستهی این ابرخودرو دیفرانسیل مکانیکی با قفل خودکار است.
اگر به شایعات پیشین اعتماد کنیم، بخش اسکوادرا کورسه این ابرخودرو را با نام لامبورگینی اونتادور SVR عرضه خواهد کرد. مدل جدید SVR بهعنوان خودرو مخصوص پیست، ولی بدون داشتن سری مسابقات اختصاصی تعریف میشود.

گزارشها حاکی از آن است که تولید ابرخودرو لامبورگینی اونتادور SVR به ۴۰ دستگاه محدود خواهد شد و قرار است تحویل به مشتری از سال ۲۰۲۱ آغاز شود.
آنفولانزا بیماری بسیار شایع و آزاردهندهای است که هرساله عدهی بسیاری را بهخود مبتلا میکند. اکنون گویا این بیماری درحال ریشهکنشدن است.
درحالحاضر نیز واکسنهایی برای جلوگیری از ابتلا به آنفولانزا وجود دارد؛ اما همچنان این بیماری قربانی میگیرد. متخصصان برای جلوگیری از ابتلا به آنفولانزا مجبورند دائما واکسنهایی تولید کنند که انواع مختلف آنفولانزا را هدف قرار میدهد. آیا دانشمندان میتوانند واکسنی تولید کنند که بتواند از ابتلا به همهی انواع آنفولانزا جلوگیری کند؟
آنفولانزا یکی از شایعترین بیماریها در سراسر دنیا است و دوسویهی ویروس آنفولانزا که شامل سویهی A و B هستند، سبب بروز بیماری آنفولانزا میشوند. براساس اطلاعات مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری، تخمین زده میشود این بیماری از سال ۲۰۱۰، فقط در کشور سالانه بهطور میانگین بین ۹/۳ تا ۴۹ میلیون نفر را مبتلا کرده است.
ازآنجاکه سویههای مختلفی از ویروس آنفولانزا وجود دارند و هر سویه نیز انواع مختلفی دارد، پزشکان برای تجویز واکسن دقت فراوان بهخرج میدهند؛ زیرا باید واکسن مرتبطی تجویز کنند که بتواند سویه و نوع خاصی از آن را هدف قرار دهد که به تشخیص پزشک در میان مردم آن منطقه رواج بیشتری دارد. تاکنون واکسنی وجود نداشته است که بتواند صرفنظر از نوع ویروسهای آنفولانزا از از ابتلا به این بیماری جلوگیری کند؛ اما آیا دانشمندان به ساخت چنین واکسنی نزدیکتر شدهاند؟
دو نوع ویروس اصلی برای ابتلا به آنفولانزا وجود دارد: ویروس نوع A و ویروس نوع B. ویروسهای نوع A و B آنفولانزا بهطور منظم درمیان مردم شیوع مییابند و بهصورت همهگیر (اپیدمی) سبب ابتلا و انتشار آنفولانزای انسانی میشوند. تیمی از محققان دانشکدهی پزشکی Icahn در Mount Sinai نیویورک بهکمک همکاران سایر مؤسسهها، روشی ابداع کردهاند که رویکرد دانشمندان را در مبارزه با ویروسها دستخوش تغییر کرده است. براساس بررسی محققان که نتایج آن در نشریهی بیماریهای عفونی Lancet منتشر شده است، این رویکرد میتواند در آینده راهگشای تولید واکسن جهانی برای تمام انواع آنفولانزا شود.
مقالههای مرتبط:
پروفسور پیتر پالیز و پروفسور فلورین کرامر، سرپرستان مطالعه، بههمراه سایر محققان توجه خود را به هماگلوتینین معطوف کردند؛ یعنی پروتئینی که در ویروسهای آنفولانزا وجود دارد و آنها را بهسوی سلولهای میزبان هدایت میکند تا به سلولهای میزبان حمله و آنها را آلوده کنند.
پروتئین هماگلوتینین از دو قسمت تشکیل شده است: قسمتی که به آن «سر پروتئین» اطلاق میشود و در میان سویهها متغیر است و قسمت دیگر که «ساقهی پروتئین» است و در سویههای مختلف تفاوت چندانی نمیکند.
براساس این خصوصیات، محققان تصمیم گرفتند واکسنی تولید کنند که قسمت ساقهی پروتئین هماگلوتینین را هدف قرار دهد؛ چراکه این قسمت تنوع چندانی در میان سویههای مختلف ندارد. بدینمنظور، آنان از پروتئینی بهنام هماگلوتینین کایمریک (cHA) استفاده کردند.
در مرحلهی اول کارآزمایی بالینی، از بزرگسالان سالم استفاده شد. در این مطالعه، محققان واکسنهای مختلفی را بهکار بردند که همگی برپایهی پروتئین cHA بودند. درواقع، هدف محققان این بود که ببینند کدامیک از این واکسن ها بهتر از بقیه میتوانند سیستم ایمنی انسان را تحریک کنند تا سیستم ایمنی در واکنش به آنها پادتن تولید کند. درصورت محققشدن این امر، بدن انسانها مصونیت کلی دربرابر آنفولانزا پیدا میکند.
در این رویکرد، واکسنی که برپایهی پروتئین cHA ساخته شده بود و محققان آن را واکسن «ویروس غیرفعال آنفولانزا» میخوانند، در تحریک سیستم ایمنی برای تولید چندین نوع پادتن موفق بوده است و درنتیجه میتواند انسانها را دربرابر چندین نوع ویروس آنفولانزا مقاوم کند.

پروفسور کرامر میگوید:
این واکسن توانست با تحریک سیستم ایمنی به تولید طیف وسیعی از آنتیبادیها (پادتنها) دامن زده و نهتنها دربرابر انواع آنفولانزا مقاومت ایجاد کرده که درحالحاضر شایع است؛ بلکه سبب ایجاد آنتیبادیهایی علیه انواع ویروسهای آنفولانزای مرغی و آنفولانزای خفاشی نیز شده است.
وی درادامه افزود:
بسیار حیرتآور بود که فرمولاسیونی غیرفعال بههمراه پروتئین هماگلوتینین کایمریک توانست پاسخ کوبندهای از سیستم ایمنی دریافت کند. این موضوع نشان میدهد احتمالا یک واکسن برای مقابله با انواع آنفولانزا کافی خواهد بود و امیدواریم بهزودی زمان تولید این واکسن فرابرسد.
دانشمندان موفق به تولید برگی مصنوعی برای تولید سوخت پاک شدند؛ این اختراع میتواند به چرخه کربنی جهان پایان دهد.
تولید انرژی پایدار در سالهای اخیر به شکل چشمگیری پیشرفت کرده اما هنوز راه زیادی تا رهایی کامل از وابستگی به سوختهای فسیلی باقی مانده است. دانشمندان در تازهترین تلاش خود، موفق به تولید نوعی برگ مصنوعی شدند که قادر به تولید سوخت ترکیبی پاک است.
گام کلیدی در جهت این هدف تولید پایدار سین گاز (گاز سنتزی) است که از هیدروژن و مونواکسید کربن تشکیل شده است. در حال حاضر سین گاز در سطح گستردهای در تولید سوختها، داروها، پلاستیکها و کودها کاربرد دارد؛ با وجود روشهای متعدد، از بقایای زغالسنگ یا فرآوردههای نفتی برای تولید این گاز استفاده میشود. به همین دلیل محصول نهایی کربن خنثی نیست.
دستگاه برگی جدید کاملا در آب قرار دارد و با نور خورشید تقویت میشود اما در روزهای ابری هم قادر به فعالیت است؛ این دستگاه بدون انتشار کربندی اکسید در هوا قادر به تولید سینگاز پایدار است. به گفتهی اروین رینسر از دانشگاه کمبریج بریتانیا:
ممکن است چیزی دربارهی سینگاز نشنیده باشید اما هر روز محصولاتی را مصرف میکنید که با این گاز تولید شدهاند. قابلیت تولید پایدار این گاز یکی از گامهای ضروری در پایان چرخهی کربنی دنیا و پایهگذاری صنایع پایدار سوخت و مواد شیمیایی است.

برگ مصنوعی جدید در حال کار
برگ مورداشاره از فرآیند فتوسنتز گیاهان تقلید میکند و نور، آب و کربندیاکسید دریافتی را از طریق یک کاتالیزور کبالتی بهنام پراوسکیت ترکیب میکند. از سوی دیگر هیدروژن و کربن مونواکسید تولید میکند که از ترکیب آنها سینگاز به دست میآید.
با اینکه بازدهی این دستگاه در حال حاضر پائین است، امکان بهبود آن در پژوهشهای آینده وجود خواهد داشت. به گفتهی دانشمندان این دستگاه ترکیب منحصربهفردی از مواد و کاتالیزورها است که آن را در میان همتایان خود بیرقیب میسازد. به گفتهی ویرجیل آندری، شیمیدان دانشگاه کمبریج: «کاربرد این فناوری صرفا محدود به کشورهای گرمسیری یا ماههای تابستانی سال نمیشود. میتوان در هر نقطه از دنیا و هنگام غروب و طلوع از آن استفاده کرد.»
مقالههای مرتبط:
ابداع تازهی دانشمندان در نقاطی از جهان اهمیت پیدا میکند که همیشه امکان تولید برق پایدار وجود ندارد یا نور خورشید ثابت نیست. با اینکه منابع برق تجدیدپذیر مثل باد و خورشید روزبهروز در تولید برق بهتر میشوند اما تقاضای انرژی در سراسر جهان فراتر از میزان تولید است و از طرفی حملونقل سنگین، کشتیرانی و سفرهای هوایی همه به سوختهای تمیزتری نیاز دارند؛ راهحل این مشکلات در کاربرد برگ مصنوعی نهفته است.
تیم پژوهشی برگ مصنوعی نسبت به کاتالیزورها و ترکیب مواد اطمینان دارند و این نشانهی خوبی برای آیندگان است. در نهایت شاید نیازی به سینگاز بهعنوان مرحلهی میانی تولید سوخت نباشد و بتوان بهصورت مستقیم به تولید سوخت مایع کربن خنثی پرداخت. بهگفتهی ریسنر:
در مرحلهی بعدی بهجای اینکه در ابتدا سین گاز را تولید کنیم و سپس آن را به سوخت مایع تبدیل کنیم، بهصورت یکجا از کربن دیاکسید و آب به سوخت مایع میرسیم.
بهراستی که فیزیک کوانتوم یکی از عجیبترین و مرموزترین حوزههای مطالعاتی است. با خواندن این مقاله، حداقل برای مدتی از دنیای یکنواخت در ذهن خود دور خواهیم شد.
ایدههای برخاسته از دنیای فیزیک کوانتوم توجه فیزیکدانان را به خود جلب کرده؛ اکنون ایدهای که از احتمال وجود تعداد بیشماری از جهانهای هستی و نسخههای بیپایانی از شما خبر میدهد، سروصدای زیادی بهپا کرده است. فیزیکدانان میگویند، حتی اگر شما هیچگاه با نسخههای دیگر خودتان دیدار نکنید، نسخههای دیگر شما به تعداد بینهایت وجود دارد.
براساس تفسیر مکانیک کوانتوم از «دنیاهای بیشمار»، احتمال وجود کپیهای فراوانی از ما در دنیاهای موازی وجود دارد.
آیا تابهحال برایتان پیش آمده که فکر کنید اگر سالها پیش در نقاطی از زندگی که میتوانست به نحوی مسیر شما را عوض کند، تصمیم دیگری میگرفتید اکنون وضعیت زندگی شما چگونه بود؟ حال اگر شما به فیزیکدانان برتر دنیای امروز باور دارید، باید گفت که اینگونه سوالات محبوبیت بیشتری نسبت به سایر سوالات عجیب و غریب دارند. در پاسخ به این سؤال باید گفت که ممکن است نسخهی دیگری از شما در دنیای دیگر مثل شما تصمیم نگرفته باشد و مسیری دیگری را طی کرده و سرنوشت متفاوتی را در زندگی خود رقم زده باشد.
مقالههای مرتبط:
ممکن است وجود نسخههای بیشماری از ما در دنیاهایی که تعدادشان بیپایان است در ادراک انسانها نگنجد، چراکه با تجربیات معمولی و روزمرهی ما فاصلهی زیادی دارد. قطعا احساس ما در طول زندگی اینگونه است که ما فقط یک نفر هستیم و فقط یکبار در دنیای یگانهای زندگی میکنیم و هر روز که از خواب بیدار میشویم بهعنوان یک نفر در تنها دنیایی که میشناسیم به زندگی خود ادامه میدهیم.
اما براساس تحلیل مکانیک کوانتوم که روزبهروز به محبوبیت آن اضافه میشود و به تفسیر دنیاهای چندگانه شهرت دارد، هر اتفاقی، هر چند کوچک و ابتدایی، میتواند براساس احتمالات چندین شکل متفاوت بگیرد و نتیجهی متفاوتی از خود بهجا بگذارد؛ خواه ذرهای از نور که به مریخ تابیده یا فقط مولکولی باشد که از قوری چای در اثر گرما به این سو و آن سو حرکت کرده و خارج میشود، تمام این اتفاقها میتوانند احتمالاتی را رقم بزنند که میتوانست بهوقوع بپیوندد. درواقع این احتمالات واقعیتهای موازی هستند.
واقعیتهای موازی و دنیاهای چندگانه
حتی برای دانشمندان بسیار باتجربه، درک این موضوع که این جهان فقط براساس اینکه «یک مولکول احتمال دارد به کدام جهت حرکت کند» به دنیاهای موازی تقسیم میشود، امری دشوار و عجیب و غریب است. اما اوج حیرتانگیز بودن موضوع اینجا است که این پدیده، حتی برای کوچکترین تعاملی که در سطح دنیای کوانتوم صورت میگیرد صادق است.
این پدیده همچنین در سطوح بزرگتر از جمله زندگی ما انسانها هم رخ میدهد. شاید در دنیای موازی دیگری نسخهای از شما وجود داشته باشد که بالاخره برندهی یک قرعهکشی میشود که در آن شرکت کرده و برنده نشدهاید، یا شاید ما در دنیای دیگری در سفر خود دچار سانحه شده، مثلا از بالای یک صخره سقوط کرده و به زندگی خود پایان داده باشیم.
شان کارول، فیزیکدان نظری در مؤسسهی فناوری کالیفرنیا و نویسندهی کتاب جدیدی در مورد دنیاهای چندگانه با عنوان «پنهان در اعماق» میگوید که وجود دنیاهای چندگانه که شما در آن تصمیمات متفاوتی گرفتهاید، کاملا محتمل است. اما سؤال اینجا است که تعداد نسخههایی که ممکن است از شما وجود داشته باشند چقدر است؟ ما هنوز نمیدانیم تعداد دنیاهای چندگانه متناهی است یا نامتناهی، اما یقین داریم که تعداد آنها بسیار زیاد است و امکان ندارد که تعداد آنها کم باشد.

کارول به این مسئله واقف است که به نظر میرسد، تفسیر دنیاهای چندگانه از فیلمهای علمیتخیلی برگرفته شده باشد؛ خصوصا زمانیکه وی مشاور علمی فیلمهای زیادی از این دست در هالیوود بوده است؛ مثل فیلم انتقامجویان: پایان بازی. اما به هر حال تفسیر دنیاهای چندگانه درست مثل یک فیلم برتر هالیوودی طرفداران پرشور زیاد و نیز منتقدان سرسختی را به خود جذب میکند.
نظریهپرداز مشهور، راجر پنروز از دانشگاه آکسفورد، ایدهی موردبحث را رد میکند و آن را پایینآوردن سطح دانش فیزیک دانسته و این تفسیر را مضحک میخواند. از سوی دیگر، همکار پیشین پنروز، مرحوم استیفن هاوکینگ، تفسیر دنیاهای چندگانه را «کاملا مشهود و صحیح» توصیف کرد. اما کارول با این ایده که او تنها یکی از شان کارولهایی است که در دنیاهای موازی زندگی میکند موافق است. او در کتاب جدید خود می نویسند:
تصور اینکه فردی در دنیا متولد میشود و فقط بهعنوان یک شخص در دنیایی واحد زندگی میکند و سپس از دنیا میرود، همواره یک تفسیر نزدیک به واقعیت بوده است.
گویا برای کارول، تفسیر دنیاهای چندگانه در راستای تأیید همین تصور قرار دارد و مکمل آن است. وی در ادامه می نویسد:
جهان کپی میشود و همهچیز با آن همراه میشود.
پیدایش تفسیر دنیاهای چندگانه
پیدایش تفسیر دنیاهای چندگانه همچون داستانی حماسی و پیچیده از سال ۱۹۲۶ میلادی آغاز شد؛ زمانیکه یک فیزیکدان اتریشی به نام اروین شرودینگر نشان داد که از دریچهی نگاه ریاضیات، دنیای زیر اتمی دارای تصویری است که تار و مبهم دیده میشود.

در دنیایی که ما انسانها با آن آشنا هستیم و در آن زندگی میکنیم، اشیا در جای مشخصی قرار گرفتهاند؛ مثلا اگر موبایل خود را روی میز قرار دهید، تنها جایی که میتوانید آن را بیابید، همان روی میز است. اما در دنیای کوانتوم ذرات در ابری از احتمالات به سر میبرند و فقط در لحظهی مشاهده میتوان روی آنها تمرکز داشت و آنها را شکار کرد.
کارول در این مورد میگوید:
پیش از آنکه به یک ذره مثل الکترون، اتم یا هر چیز دیگر نگاه کنید، نمیتوانید ادعا کنید که این ذره دقیقا کجا قرار دارد. ممکن است هنگام مشاهده، احتمال حضور آن ذره در محلی خاص بیشتر باشد. اما واقعا ذره در هیچ جایگاه مشخصی قرار نمیگیرد.
نتایج بهدستآمده از آزمایشهای گوناگون طی حدود صدسال، این پدیده را تأیید میکند. اگرچه عجیب، اما این پدیده جنبههای اصلی دنیای فیزیک را شامل شده و به چالش میکشد. حتی انیشتن هم سعی در درک این پدیده داشت:
پس چه بر سر تمام مکانهای احتمالی که یک شیء میتوانست در آنجا قرار داشته باشد میآید؟ تمام نتایج متفاوت دیگر که میتوانند به وقوع بپیوندد چه میشود؟ چرا رفتارهای یک شیء باید وابسته به این باشد که آیا کسی آن را نگاه میکند یا نه؟
در سال ۱۹۵۷ میلادی، یک دانشجوی دانشگاه پرینستون به نام هیو اورت سِوم، با توضیحی اساسی در خصوص این پدیده به میدان آمد. وی مطرح کرد که تمام نتایج احتمالی واقعاً اتفاق میافتد، اما فقط یک نسخه از آن احتمالات در دنیایی که ما زندگی میکنیم به چشم میخورد. تمام احتمالات دیگر، از دنیای ما فاصله گرفته و دنیای جدید دیگری را شکل میدهند. با چنین نگرشی هیچ احتمالی از میان برداشته نمیشود؛ بلکه فقط در دنیای موازی دیگری به واقعیت تبدیل میشود.
همکاران اورت، برای چندین دهه، توضیحات او را نادیده گرفته و بهمثابهی یک داستان غیرواقعی پنداشتند که جنبهی علمی ندارد. اما تاکنون هیچکس نتوانسته کوچکترین نقص یا شکافی در معادلات شرودینگر بیابد. همچنین هیچکس قادر به توضیح یا رد پیامدهای ضمنی معادلات وی نیست. درنتیجه، بسیاری از فیزیکدانان معاصر، از جمله دیوید دویچ در دانشگاه آکسفورد و ماکس تِگمارک در مؤسسهی فناوری ماساچوست، با کارول دربارهی پدیدهی دنیاهای موازی موافقت کردند و پذیرفتند که تفسیر دنیاهای چندگانه، تنها راهی است که درک منطقی مکانیک کوانتومی را میسر میکند.
درآمدی بر تفسیر دنیاهای چندگانه
تفسیر دنیاهای چندگانه، سوالات حیرتانگیزی را دربارهی نسخههای مختلف واقعیتهای موازی و همچنین نسخههای مختلف انسانها در جهانهای دیگر را برمیانگیزد. کارول پاسخهای جالبی برای این سوالات دارد.

آیا پدیدار شدن دنیاهای چندگانه که دائما در حال ظهور هستند، بدان معنا است که این دنیاها از «هیچ» ایجاد میشوند؟ زیرا در این صورت یکی از اساسیترین اصول دانش فیزیک نقض میشود. کارول به این سؤال اینگونه پاسخ میدهد:
ممکن است اینگونه به نظر برسد که کپیهایی از جهانی که در آن زندگی میکنیم ایجاد میشوند و لذا دنیاهای دیگری متولد میشوند. اما ما فقط برای تبیین این پدیده به زبان سادهتر از این توضیح استفاده میکنیم. بهتر است اینگونه بگویم که دنیا را همچون کیکی عظیم و ضخیم تصور کنید که تمام واقعیت های موازی در آن رخ میدهند و ما فقط برشی از این کیک هستیم.
چرا ما فقط یک نسخه از واقعیتها را تجربه میکنیم؟
کارول که برای پاسخ به این سؤال هیجانزده بود، گفت:
آیا شما میتوانید خود را در دنیای موازی دیگری بیابید؟ درست مثل این است که بپرسید چرا در این دوره زندگی میکنم و چرا در دورهی دیگری متولد نشدهام؟ نسخههای دیگری از شما که در دنیاهای موازی دیگری زندگی میکنند هم درست مثل شما، خود را فقط در همان دنیا مییابند.
اما پاسخ کارول در برابر یکی از جالبترین سوالات کمی ناامیدکننده بود: آیا میتوان از واقعیتی که در آن هستیم عبور کرد و با واقعیتها یا نسخه های دیگر خود دیدار کرد و آنان را با یکدیگر مقایسه کرد؟
پاسخ کارول:
هنگامی که یک دنیای موازی به عرصهی وجود پا مینهد، در همان مسیر به راه خود ادامه میدهد. هیچگاه دنیاهای موازی با یکدیگر تداخل نمیکنند و به هیچوجه روی هم تأثیر نمیگذارند. عبور از یک واقعیت بهمثابهی سبقتگرفتن از سرعت نور است و این امر هیچگاه میسر نمیشود.
جنگ دنیاهای چندگانه
یکی از انتقادهایی که به تفسیر دنیاهای چندگانه وارد است، این است که اگرچه این زاویهی نگرش، منظرهی زیبایی از عالم هستی را ارائه میدهد، اما هیچ مفهوم تازه و جدیدی از نحوهی عملکرد و سازوکارهای حاکم در دنیا بیان نمیکند.
کریستوفر فوکس، فیزیکدان دانشگاه ماساچوست واقع در بوستون، میگوید:
این تفسیر هیچ محتوایی ندارد.
کریستوفر فوکس بهجای این پدیدهی دیگری را مطرح میکند که کیوبیسم کوانتومی نام دارد. این پدیده، مسیری به سوی واقعیت یگانه و کلاسیک را ارائه میدهد. وی در توضیح نظریهی خود میگوید: «هنگامی که به دنیای اطراف خود مینگرید دنیای شما تغییر میکند (اشاره به نقش ناظر در تعیین جایگاه ذرات هنگام مشاهدهی آن) اما این بدان معنا نیست که با نگاه شما، دنیاهای جدیدی به وجود میآید؛ بلکه فقط مشاهده نیازمند تعامل با محیط است.» بنابراین داستان تصمیمات دیگر توسط نسخهی دیگر شما در دنیایی دیگر، فقط یک افسانه است. با این رویکرد، دیگر نگرش راز و رمزگونهای که به اتفاقات داریم کمرنگ شده و همهچیز همچون قدمزدن در یک خیابان، ساده و معمولی به نظر میرسد؛ میتوانیم اقدام به انجام عملی کنیم و در مقابل، قطعا پیامدهایی از آن عمل در زندگی ما رخ میدهد.
نقدهای دیگری از از تفسیر دنیاهای چندگانه وجود دارد که از زوایای مختلفی به آن نگاه میکنند. راجر پنروز از آکسفورد میگوید که تفسیر دنیاهای چندگانه دارای نقصهای اساسی است. زیرا این تفسیر، بر پایهی نسخهی بسیار سادهای از مکانیک کوانتوم بنا شده است و از حضور جاذبه صرفنظر کرده است. او میگوید:
با دخالت جاذبه قوانین تغییر خواهد کرد.
پنروز گفته است که در نسخهی جامعتری از نظریهی کوانتوم، حضور جاذبه سبب میشود تا واقعیت واحدی در دنیای کوانتوم ثبت شده و تصاویر تار و مبهم دنیای کوانتوم با دخالت جاذبه فقط یک نتیجهی مشخص را به دست دهند.
وی به آزمایش تعیینکننده و دقیقی که در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا و دانشگاه لیدن در هلند انجام شده است، اشاره دارد. در این آزمایشها بهطور مستقیم میتوان مشاهده کرد که چگونه موقعیت مکانی یک شیء با وجود احتمالات فراوان فقط یک نتیجهی نهایی و واقعی را اتخاذ میکند.
کارول ضمن آنکه اصلا تحت تأثیر این بیانات قرار نگرفت، این توضیحات را مبهم و پیچیده خواند و گفت، هیچ شواهد علمی از این توضیحات پشتیبانی نمیکند. کارول اعتراف میکند که ممکن است برای برخی از افراد مفهوم تفسیر دنیاهای چندگانه، از جهاتی دلسردکننده باشد، اما این مفهوم برای وی واضح، روشن، زیبا، ساده و خالص است.
مدتی پیش قابلیت دیپفیوژن با عرضهی نسخههای بتای iOS 13.2، در دسترس عموم قرار گرفت. در این مقاله، نگاهی به نحوهی عملکرد گوشی در مد Smart HDR و سپس دیپ فیوژن خواهیم داشت.
مقالههای مرتبط:
«مد پولیور در راه است»؛ این جمله مدتی بعد، از ابتدای مقالهی نیلای پتال (Nilay Patel)، سردبیر نامآشنای سایت ورج حذف شد، اما همان زمان کوتاه کافی بود تا برخی سایتهای خبری حوزهی تکنولوژی، معرفی قابلیت دیپ فیوژن با انتشار تنها چند عکس، آنهم از سوژههایی که همگی پولیور به تن داشتند را دستمایهی تمسخر اپل قراردهند و اصطلاح «مد پولیور» را دستکم برای مدتی کوتاه جایگزین تعبیر فاخر «دیپ فیوژن» کنند. اما نهایتا با ارائهی نسخههای بتای 13.2 iOS در ماه اکتبر، قابلیت دیپفیوژن ابتدا در دسترس توسعهدهندگان و سپس عموم کاربران قرار گرفت و سوژههای متنوعی در قاب دوربین آیفونهای جدید جای گرفتند تا شاید ژرفای درهمآمیزیِ دیپ فیوژن، دیوانگی علم عکاسی محاسباتی را در مجالی فراختر از تاروپود پولیورها نیز به تصویر درآورد.

برای مشاهدهی تصاویر در سایز اصلی روی آنها کلیک کنید
دوربینهای سری جدید گوشیهای اپل، سه مد عملکردی Deep Fusion ،Smart HDR و Night Mode را ارائه میکنند و بسته به نور محیط و لنز مورد استفادهی کاربر، مد مناسب بهصورت خودکار فعال میشود:
- در صورت استفاده از لنز واید (۲۶ میلیمتر)، مد Smart HDR در نور شدید تا متوسط، Deep Fusion در نور متوسط تا کم و Night Mode برای صحنههای تاریک فعال میشود.
- در صورت استفاده از لنز تله (۵۲ میلیمتر)، در اغلب موارد مد Deep Fusion فعال میشود و تنها در صحنههای با نور بسیار شدید، Smart HDR فعال خواهد شد.
- در صورت استفاده از لنز اولتراواید (۱۳ میلیمتر)، تنها مد Smart HDR فعال میشود و این لنز دو مد دیگر را پشتیبانی نمیکند.
با فعالشدن Night Mode، آیکون زردرنگی در کنار نشانگر فلش به نمایش درخواهد آمد و کاربر با لمس آن، علاوهبر تنظیم زمان نوردهی، امکان غیرفعال کردن این مد را نیز خواهد داشت. مد Smart HDR را نیز میتوان از طریق تنظیمات دوربین غیرفعال کرد و فعالسازی مجدد آن نیز از طریق نشانگر موجود در اپلیکیشن دوربین امکانپذیر است. اما Deep Fusion بدون اطلاع کاربر فعال شده و تماما از دید وی پنهان است. این مد نه نشانگری در اپلیکیشن دوربین دارد و نه میتوان در دادهی اگزیف عکس اثری از آن یافت. بااینکه برخی این احتمال را همچنان مطرح میدانند که در بهروزرسانیهای آتی iOS و خصوصا در نسخهی اصلی 13.2 iOS امکان دسترسی کاربر به تنظیمات این مد فراهم شود، اما طبق آنچه در مقالهی نیلای پتال به نقل از اپل میخوانیم، پنهانکردن تنظیمات این مد از دید کاربر، تعمدی بوده و ایدهی اصلی از ارائهی این تکنولوژی آن است که «دوربین همهی آنچه را که لازم است، انجام دهد و نیازی نباشد کاربر به اینکه چطور بهترین عکس را بگیرد فکر کند.»
راست: آیکون نشانگر فعالبودن Night Mode، چپ: فعال/غیرفعال کردن Smart HDR از طریق تنظیمات دوربین
البته درحال حاضر یک روش غیرمستقیم برای غیرفعال کردن دیپ فیوژن وجود دارد که متیو پنزارینو (Matthew Panzarino)، سردبیر تککرانچ، از آن با عنوان «هک جزئی» یاد کرده است؛ همچنان که پیشتر اشاره شد، لنز اولتراواید، مد Deep Fusion را پشتیبانی نمیکند و از طرفی با فعالبودن قابلیت «ثبت تصاویر خارج از فریم» در تنظیمات دوربین، صرفنظر از نوع لنز انتخابشده توسط کاربر، دوربین از لنز اولتراواید نیز برای ثبت حاشیههای کناری تصاویر استفاده خواهد کرد؛ بنابراین با فعالکردن قابلیت «ثبت تصاویر خارج از فریم»، Deep Fusion غیرفعال خواهد شد. البته در صورت غیرفعال بودن این گزینه، الزاما Deep Fusion فعال نمیشود و دوربین بسته به لنز مورد استفادهی کاربر و میزان نور محیط، مد مناسب را انتخاب خواهد کرد.
فعال/غیرفعالکردن قابلیت «ثبت تصاویر خارج از فریم» در تنظیمات دوربین
ظاهرا درحال حاضر Deep Fusion تنها یک نشانگر اختصاصی و منحصربهفرد دارد؛ درصورتیکه بعد از ثبت عکس در این مد روی آن کلیک کنید، بعد از حدود یک ثانیه شاهد شیفت جزئی تصویر خواهید بود!
شیفت جزئی تصویر ثبتشده در مد Deep Fusion
اما Deep Fusion چیست و چرا فیل شیلر در توصیف آن از عبارت «علم دیوانهی عکاسی محاسباتی» استفاده کرد؟ چرا همین علم، وقتی شیلر در رویداد سال گذشتهی اپل تکنولوژی Smart HDR را معرفی میکرد، شایستهی لقب دیوانه نبود؟ واقعیت آن است که اطلاعات موجود در خصوص جزئیات نحوهی عملکرد گوشی در این مد، کماکان مختصر، گنگ و بعضا حتی متناقضاند، و قابل استنادترین منبع همان مقالهی نیلای پتال است که به نقل از اپل مراحل عملکرد گوشی را در این مد تا حدی تشریح کرده است. در ادامه، پس از مقدمهای دربارهی تصاویر HDR و نگاهی گذرا به پایپلاین تصویر در آیفون، اشارهای خواهیم داشت به نحوهی ثبت تصاویر در مد Smart HDR؛ و در نهایت مراحل عملکرد گوشی در مد Deep Fusion را نیز به نقل از مقالهی نیلای پتال، از نظر خواهیم گذراند.
درباره تصاویر HDR
سایه روشن رویایی غروب بر بلندای قلهها، سماعِ پرتوهای نور در طلاییِ خاموشِ گندمزارها، یا جسارتِ آفتاب زمستانی در بلورِ دانههای برف؛ مسحورِ زیباییهای یک منظرهی طبیعی، وسوسهی دست به دوربین شدن را تاب نمیآورید و بله! آنچه در قاب دوربینتان جای میگیرد، همانقدر دلسردتان میکند که آنچه با چشم دیده بودید به وجدتان آورده بود. واقعیت آن است که دنیا از پشت لنز بهترین دوربینها هم، به زیبایی آنچه با چشمانتان میبینید نخواهد بود و علم عکاسی محاسباتی گویا در همین مصاف نابرابر است که هشیاری از کف داده تا شاید، غم «مغلوبِ شاهکارِ خلقت بودن» را از دل بزداید.
(البته طبیعتا کیفیت نوردهی عکس نهایی را نمیتوان «صرفا» بر مبنای آنچه در نمایشگر دوربین، آنهم پیش از اعمال تنظیمات نوردهی مشاهده میشود ارزیابی کرد و از تأثیر نور محیط و روشنایی صفحهی نمایش نیز در آنچه از پشت لنز دوربین و روی صفحهی نمایشگر میبینیم، نباید غافل بود و بررسی هیستوگرام دوربین را نیز نباید از نظر دور داشت؛ اما معمولا صحنهای که برای ثبت جزئیات آن ناچار به استفاده از تکنیک HDR هستیم، بهدلیل کنتراست بالا در نمایشگر دوربین هم قابل تشخیص است.)

اما این شاعرانههای پائیزی بهکنار، منظور از دامنهی دینامیکی در یک عکس چیست؟ و اساسا عکس چیست؟ کلمهی «photograph» برگرفته از دو واژهی یونانی «phos» بهمعنای نور و «graphe» بهمعنای نوشتن یا ترسیمکردن است. هرچند شاید بازهم شاعرانه بهنظر برسد، اما عکاسی در حقیقت نقاشی با نور است؛ پس هرقدر توانایی دوربین در تشخیص تنوع درجات روشنایی بیشتر باشد، تصویر ثبتشده به واقعیت نزدیکتر خواهدبود. تفاوت میزان روشناییِ تاریکترین و روشنترین نقاطِ دارای جزئیات قابل تشخیص در یک تصویر (یا صحنه) را اصطلاحا محدودهی دینامیکی میگویند که واحد سنجش آن EV ( مخفف Exposure Value) یا بهطور معادل استاپ (stop یا گام نوری) است. یک واحد افزایش EV بهمعنای دو برابر شدن میزان نور و یک واحد کاهش آن، بهمعنای نصفشدن میزان نور است.
مقالههای مرتبط:
علاوهبر محدودهی دینامیکی سوژه، آنچه در هنگام عکاسی لازم است مورد توجه قرار گیرد، دامنهی دینامیکی دوربین است. هرچه توانایی دوربین در ثبت جزئیات تاریکترین و روشنترین نقاط صحنه (در آن واحد) بیشتر باشد، دامنهی دینامیکی دوربین وسیعتر است. روشنایی موجود در طبیعت، دامنهی دینامیکیای برابر با ۳۰ استاپ دارد و رنج دینامیکی صحنهای با نور طبیعی تقریبا برابر با ۱۸ استاپ است که چشم انسان (در گشودگی عنبیه ثابت)، حدود ۱۷ استاپ از این محدوده را پوشش میدهد. درصورتیکه باز و بستهشدن عنبیه برای تطبیق با روشنایی نواحی مختلف را نیز مجاز بدانیم، دامنهی دینامیکی چشم انسان حدود ۳۰ استاپ خواهد بود؛ یعنی اگر میزان نور در روشنترین ناحیهی صحنه، ۲ به توان ۳۰ برابر بیش از تاریکترین ناحیه باشد (حدود یک میلیارد برابر!)، چشم انسان قدرت تشخیص جزئیات در هر دو ناحیه را خواهد داشت (البته ازآنجاکه در این حالت چشم مانند دوربین فیلمبرداری، قطر عنبیه را برای تطبیق با شرایط نوری مختلف تنظیم میکند، قیاس این رنج دینامیک با محدودهی دینامیکی دوربین عکاسی صحیح نیست). این درحالی است که دامنهی دینامیکی دوربینهای عکاسی در حدود ۱۰ الی ۱۴ استاپ است و جالبتر اینکه رنج دینامیکی نمایشگر دوربین و عکس پرینتشده در حدود ۱۰ استاپ است؛ بنابراین بخشی از اطلاعاتی که دوربین از صحنه دریافت کرده، در عکس پرینتشده یا در نمایشگر خود دوربین هم قابل مشاهده نخواهد بود.

اگر روشنایی موجود در صحنه در دامنهی دینامیکی چشم انسان باشد ولی در رنج دینامیکی دوربین نباشد، ناحیهی موردنظر بهصورت کاملا سفید یا کاملا سیاه ثبت میشود
اگر رنج دینامیک سوژه گستردهتر از دامنهی دینامیکی دوربین باشد، جزئیات نقاط روشن (Highlights) یا نقاط تاریک (Shadows) صحنه یا هر دو، بهطور کامل ثبت نخواهند شد. بنابراین دوربینی با رنج دینامیکی بالاتر، میتواند جزئیات نقاط روشنتر و تاریکتری از صحنه را در آن واحد ثبت کند. همچنانکه پیشتر اشاره شد، آنچه در نمایشگر دوربین مشاهده میشود، همیشه معیار مناسبی برای قضاوت درخصوص کیفیت نهایی تصویر ثبتشده نخواهد بود و خصوصا برای بررسی اینکه آیا دوربین دامنهی دینامیکی صحنه را پوشش میدهد یا خیر، هیستوگرام گزینهی بهمراتب قابل اطمینانتری است. با بررسی هیستوگرام روشنایی (luminosity histogram) در دوربین، میتوان علاوهبر مشاهدهی چگونگی توزیع پیکسلها در درجات مختلف روشنایی، وجود نواحی خارج از رنج دینامیکی دوربین در صحنه را نیز تشخیص داد.
هیستوگرام دوربین
محور افقی هیستوگرام درجات مختلف روشنایی از ۰ (سفید) تا ۲ بهتوان عمقبیتی دوربین، منهای یک (سیاه) را مشخص میکند و محور عمودی، تعداد پیکسل در هر درجهی روشنایی را برمبنای نمایش خاکستریمقیاسی (Gray Scale) از صحنه نشان میدهد. درجات مختلف روشنایی در این نمودار، به ۵ ناحیه تقسیم میشوند:
- Blacks (سیاهها) : نواحی تاریکِ دارای جزئیات غیرقابل تشخیص
- Shadows (نواحی تاریک) : نواحی تاریکِ دارای جزئیات قابل تشخیص
- Midtones (تونهای میانی) : نواحی دارای جزئیات واضح و تنوع رنگی قابلتشخیص
- Highlights (نواحی روشن) : نواحی روشنِ دارای جزئیات قابل تشخیص
- Whites (سفیدها) : نواحی روشنِ دارای جزئیات غیرقابل تشخیص
نمودار هیستوگرام
منظور از روشنایی در این نمودار، میزان نور دریافتشده از صحنه است و باتوجه به اینکه حساسیت چشم انسان به نور سبز بیش از قرمز و به نور قرمز نیز بیش از آبی است، درجهی روشنایی در نمایش خاکستریمقیاس صحنه، میانگین وزندهیشدهی این سه رنگ در نمایش رنگی دریافتشده توسط دوربین خواهد بود. سهم رنگ سبز در این میانگین ۵۹%، قرمز ۳۰% و آبی ۱۱% درصد است. مثلا در دوربینی با عمق بیتی ۸، که توانایی تشخیص ۲۵۶ (۲ بهتوان ۸) تون رنگی مختلف در هر کانال رنگ را دارد (از ۰ تا ۲۵۵)، اگر سهم کانالهای رنگی قرمز، سبز و آبی در یک پیکسل بهترتیب ۹۳، ۱۴۵ و ۲۰۴ باشد (در نمایش رنگی دریافتشده توسط دوربین)، درجه روشنایی آن در نمایش خاکستریمقیاس صحنه برابر با ۱۳۵ خواهد بود؛ یا اگر دوربین رنگ ناحیهای از سوژه را سفید تشخیص دهد، سهم هر سه کانال رنگی در پیکسلهای آن ناحیه، برابر ۲۵۵ خواهد بود و درجه روشنایی آن در نمایش خاکستریمقیاس صحنه نیز برابر ۲۵۵ است.

در صورتیکه رنج دینامیکی سوژه گستردهتر از دامنهی دینامیکی دوربین باشد، نواحی بسیار روشن صحنه به رنگ سفید و نواحی بسیار تاریک به رنگ سیاه ثبت میشوند، بنابراین جهش بلندی در منتهیالیه سمت راست یا چپ هیستوگرام وجود خواهد داشت و در صورت ثبت عکس، تصویر شامل نواحی کاملا سفید (نواحی overexposed یا با نوردهی بیشازحد) یا کاملا سیاه (نواحی underexposed یا با نوردهی ناکافی) خواهد بود. به عبارت دیگر، وجود قله در منتهیالیه سمت راست نمودار، نشاندهندهی چگالی پیکسل بالای نقاط پرنورِ فاقد جزئیات در بخشهایی از تصویر است و در منتهیالیه سمت چپ، نشاندهندهی چگالی پیکسل بالای نقاط کمنورِ فاقد جزئیات است. بنابراین بریدهشدن قسمتهای روشن (Highlight clipping) یا تاریکِ (Shadow clipping) صحنه، با بررسی هیستوگرام دوربین قابل تشخیص بوده و (بهجز مواردی که برای خلق یک جلوهی تصویری خاص، عمدا عکس اوراکسپوزد یا آندراکسپوزد میگیریم) لازم است با تغییر نوردهی، مانع از حذف جزئیات صحنه شویم.

ثبت عکس اوراکسپوزد (بالا) یا آندراکسپوزد (پایین) بهمنظور خلق جلوهی هنری
طبیعتا افزایش نوردهی به منظور حفظ جزئیات نواحی تاریک یا کاهش آن با هدف حفظ جزئیات نواحی روشن، درجهی روشنایی تمامی پیکسلهای موجود در تصویر را تغییر خواهد داد. بنابراین علاوهبر تغییر شکل کلی نمودار، افزایش نوردهی باعث شیفت هیستوگرام به سمت راست و کاهش آن باعث شیفت نمودار به سمت چپ خواهد شد؛ لذا در صحنههایی با کنتراست فوقالعاده بالا که وجود قله در هر دو سمت هیستوگرام را شاهد هستیم، حفظ همزمان جزئیات در نواحی پرنور و کمنور، تنها با تغییر میزان نوردهی امکانپذیر نخواهد بود؛ چراکه تغییر میزان نوردهی و به تبع آن شیفت نمودار به یکی از دو سمت، اگرچه قلهی موجود در یک سمت را از محدودهی فاقد جزئیات خارج میکند، اما همزمان قلهی سمت دیگر را وارد محدودهی فاقد جزئیات خواهد کرد. بنابراین در صحنههایی که برقراری تعادل بین جزئیات از دسترفته در نواحی تاریک و روشن، یا حفظ جزئیات یکی از دو ناحیه به بهای از دسترفتن جزئیات ناحیهی دیگر، تصویر مطلوبی بهدست نمیدهد، ناچاریم برای ثبت عکسی با دامنهی دینامیکی وسیعتر از گسترهی تحت پوشش دوربین، از تلفیق چندین تصویر با نوردهیهای متفاوت استفاده کنیم که این تکنیک را اصطلاحا HDR میگویند. هدف اصلی از بهکارگیری تکنیک HDR، ثبت نمایی واقعگرایانه از صحنه است که به آنچه با چشم میبینیم بیشترین شباهت را داشته باشد؛ بااینحال قابلیتهای این تکنیک در خلق تصاویر سورئال را نیز نمیتوان از نظر دور داشت.

خلق تصاویر سورئال با استفاده از تکنیک HDR
تا اینجا دانستیم که برای درک جزئیات سوژه، لازم است گسترهی دینامیکی دید ناظر از دامنهی دینامیکی روشناییهای سوژه وسیعتر باشد؛ اما همین معنا را گویا خواجهی شیراز هم ۶ قرن پیش، به سروشی از عالم غیب وجدان کرده بود که بلندنظرانِ از محنتآبادِ دنیا رهیده را، همآوا با صفیری از بلندای کنگرهی عرش، به منتهای گسترهی دینامیکیِ «بودن» انسان فرا میخواند؛ که تنگنظرانِ در دامگهِ دنیا گرفتارآمده را، یارای پرگشودن به آنسوی روشناییها نیست و مأواگرفتن در اوج سدرةالمنتهی را، شاهبازی باید و بس.

مقالههای مرتبط:
پیش از آنکه بیش از اینها از گسترهی دید اپل خارج شویم، در ویدئوی زیر مختصر مروری بر مقدمات عکاسی خواهیم داشت و پس از نگاهی گذرا به پایپلاین تصویر در آیفون، عملکرد گوشی در مد Smart HDR و سپس Deep Fusion را بررسی خواهیم کرد.
لینک سایت اول | لینک سایت دوم | دانلود از آپارات
پایپلاین تصویر در آیفون
تمامی عکسهای ثبتشده بهوسیلهی دوربین آیفون، پیش از نمایش از چند مرحلهی پردازش دیجیتال عبور میکنند. این مراحل میانی را اصطلاحا پایپلاین تصویر مینامند (البته در حالت کلی، پایپلاین تصویر تعریف وسیعتری دارد). سیستم روی چیپِ بایونیک A13 (یا A12 در آیفونهای سری قبل)، مجهز به یک واحد پردازش سیگنال تصویر (ISP یا Image Signal Processor) است که بههمراه CPU، هفت مرحله پردازش شامل تنظیم خودکار نوردهی، تعادل رنگ سفید و فوکوس، کاهش نویز، Local Tone Mapping، تشخیص جزئیات و تلفیق تصاویر را روی تمامی عکسهای ثبتشده با دوربین آیفون اعمال میکند.

پایپلاین تصویر در آیفونهای مجهز به بایونیک A12 (بالا) و A13 (پایین)
اما آن بخش از عملکرد بایونیک A12 در پردازش تصاویر که طبق گفتهی شیلر تماما جدید است، ارتباط ISP و CPU با موتور عصبی ۸ هستهای این چیپ است که شناسایی مشخصات سوژه بهکمک یادگیری ماشین را امکانپذیر میکند. سه مرحلهی بعدی در پایپلاین تصویر شامل تشخیص چهره، نشانگذاری اجزاء صورت (Facial Landmarking)، و قطعهبندی تصویر در آیفونهای مجهز به بایونیک A12 (سری قبل) حاصل مشارکت موتور عصبی در روند پردازش تصاویر است. در آیفونهای مجهز به بایونیک A13 (سری جدید)، مرحلهی چهارمی نیز تحت عنوان رندر معنایی (Semantic Rendering) به مراحل پردازش تصویر افزوده شده است. معناشناسی یا «semantics» در هوش مصنوعی، بهمعنای توانایی ماشین در طبقهبندی هوشمندانهی دادهها به طریقی مشابه انسان است. قطعهبندی معنایی (Semantic Segmentation) تصاویر، بهمعنای ردهبندی تکتک پیکسلهای موجود در یک تصویر در چندین کلاس مشخص است؛ مثلا در تصویر زیر پیکسلهای موجود در کلاسهای درخت، جاده، ماشین و انسان، هر یک با رنگی متفاوت نمایش داده شدهاند. درواقع ماشین نهتنها صحنه را میبیند بلکه مانند انسان، معنای آنچه را که میبیند نیز (البته تا حدی) میداند.
قطعهبندی معنایی در شاخههای مختلف یادگیری ماشین کاربردهای متفاوتی دارد و در عکاسی، با شناسایی سوژه آغاز میشود. رندر معنایی تصاویر در آیفونهای جدید، تنها روی سوژههای انسانی اعمال میشود؛ پس از تشخیص افراد موجود در کادر، پیسکلهای نواحی مختلف شامل مو، چشم، ابرو، پوست و... در کلاسهای متفاوت طبقهبندی میشوند و بهاین ترتیب پردازشهای اعمالی روی نواحی مختلف تصویر بسته به اینکه پیکسل متعلق به کدام کلاس است متفاوت خواهد بود؛ مثلا همزمان با کاهش روشنایی آسمان برای مشخصشدن جزئیات، روشنایی پوست صورت کمتر کاهش مییابد یا افزایش میزان وضوح (sharpness) تصویر در پیکسلهای متعلق به دو کلاس مو و چشم یکسان نخواهد بود. در آیفونهای سری جدید ضمن عبور هر تصویر از این پایپلاین، بیش از ۱ تریلیون عملیات روی آن انجام میشود (رندر آخرین مرحله در یک پایپلاین تصویر بوده که بهمعنای ارائهی تصویر نهایی است؛ نمایشگر کامپیوتر، صفحهی نمایش گوشی و پرینتر از انواع رندررها بهشمار میروند).
Smart HDR
«آنچه این روزها ثبت تصاویر باورنکردنی را بیش از گذشته امکانپذیر میکند، تنها لنزها و سنسورها نیستند؛ بلکه چیپ مورداستفاده و نرمافزاری است که روی آن اجرا میشود.» این جملهی فیل شیلر در توصیف Smart HDR و اشارهی وی به مشارکت موتور عصبی چیپ بایونیک A12، واحد پردازش سیگنال و CPU در روند پردازش تصاویر در این تکنولوژی، بیانگر بهینهسازی تصاویر با بهرهگیری از علم عکاسی محاسباتی است؛ بنابراین طبیعتا تشریح عملکرد گوشی در این مد هم، مانند مد Deep Fusion، بهمعنای بیان جزئیات آنچه در مراحل پردازش تصویر اتفاق میافتد نخواهد بود و آنچه خواهید خواند، صرفا توصیفی از کلیات مراحل عملکرد گوشی در این مد بوده که در اختیار رسانهها است. البته برخلاف نگاه گذرای فیل شیلر به تکنولوژی دیپ فیوژن در رویداد امسال، توضیحات وی در معرفی Smart HDR ضمن رویداد سال گذشتهی اپل، واضح و نسبتا کامل بود و خوشبختانه در مورد این تکنولوژی، منبع قابلاطمینانی برای شروع در اختیار داریم.

مثالی عالی از نحوهی عملکرد Smart HDR در یک صحنهی با رنج دینامیکی بالا
مقالههای مرتبط:
شیلر معرفی Smart HDR را با مثالی از یک سوژه متحرک آغاز کرد که دوربین آیفون، درست در همان لحظهی فشردهشدن دکمهی شاتر، تصویر آن را ثبت میکند؛ همچنانکه میدانید در عکاسی با تأخیر شاتر صفر (Zero Shutter Lag یا ZSL) دوربین بهطور پیوسته و در فواصل زمانی ثابت، تصاویری از صحنه را ثبت کرده و تعداد مشخصی از آنها را در یک بافر دایرهای (circular buffer: با ذخیرهی هر تصویر جدید، یک تصویر از ابتدای حافظه حذف میشود) ذخیره میکند؛ عکس نهایی تصویری است که دقیقا در لحظهی فشردهشدن دکمهی شاتر یا کمی قبل از آن (آخرین تصویر موجود در بافر) ثبت شده است. طبق گفتهی شیلر، چیپ بایونیک A12 علاوه بر ذخیرهی تصاویر در یک بافر چهار فریمی، فریمهای میانی ثانویهای را نیز همزمان با چهار فریم اصلی ولی با نوردهیهای متفاوت ثبت میکند؛ طبیعتا هدف از ذخیرهی این چهار فریمِ با نوردهی کوتاه، ثبت جزئیات نواحی روشن صحنه است. همزمان با ثبت تصویر آخر که یک فریم با نوردهی طولانی است، پردازش و آنالیز فریمها بهمنظور تلفیق بهترین قسمتهای هر فریم برای ساخت تصویر نهایی نیز انجام میشود. طبیعتا هدف از ثبت این فریم هم مشخصشدن جزئیات نواحی تاریک صحنه است.

آنچه خواندید، توضیحات فیل شیلر در رویداد سال گذشتهی اپل بود؛ اما نسل بعد این تکنولوژی (Next-Gen Smart HDR) که در رویداد امسال بهصورت گذرا معرفی شد، از قطعهبندی معنایی تصاویر بهمنظور تنظیم هوشمند روشنایی نواحی مختلف سوژه بهره میگیرد. در نسل جدید Smart HDR، در صورت تشخیص سوژهی انسانی در صحنه، با نگاشت چندمقیاسی تونهای رنگ (Multi Scale Tone Mapping)، تنظیمات روشنایی متفاوتی به پیکسلهای متعلق به هر کلاس اعمال میشود و مثلا میتوان چهرهای با جزئیات کاملا واضح را با پسزمینهی آسمان روشن ثبت کرد.

معرفی نسل جدید Smart HDR در رویداد سپتامبر امسال اپل
DEEP FUSION
مقالههای مرتبط:
چنانکه میدانید، در حال حاضر قابلیت Deep Fusion در نسخههای بتای iOS 13.2 در دسترس است و احتمالا عکسهای ثبتشده در این مد را نیز دیدهاید. طبق ادعای شیلر، تکنولوژی دیپ فیوژن با بهرهگیری از موتور عصبی چیپِ بایونیک A13، یک سیستم پردازش تصویر کاملا جدید خلق میکند. در این مد پیش از فشردهشدن دکمهی شاتر، چهار تصویر با نوردهی کوتاه و چهار تصویر ثانویه ثبت میشوند (برخلاف معرفی Smart HDR، شیلر در اینجا اشارهی مستقیمی به ZSL نمیکند، احتمالا به این دلیل که چهار فریم ثانویه استاندارد هستند و نه شورت اکسپوژر) و پس از فشردهشدن شاتر نیز، یک عکس با نوردهی طولانی ثبت میشود. پس از آن موتور عصبی چیپ بایونیک A13، در عرض تنها یک ثانیه تلفیق تصاویر با نوردهی کوتاه و تصویر با نوردهی طولانی را پیکسل به پیکسل آنالیز کرده و پیکسلهای تصویر نهایی را با هدف کاهش نویز و افزایش جزئیات از بین ۲۴ میلیون پیکسل موجود انتخاب میکند (باتوجه به اینکه دوربینهای آیفون ۱۲ مگاپیکسلی هستند، در اینجا پیکسلها از بین دو تصویر انتخاب میشوند که طبق گفتهی شیلر یکی شورت اکسپوژر و دیگری لانگ اکسپوژر است). شیلر در ادامه اضافه میکند، این اولینبار است که یک موتور عصبی وظیفهی تولید تصویر نهایی را بهعهده دارد. البته در رویداد امسال اپل، Deep Fusion صرفا در غالب «Sneak peek» (نگاه دزدکی) معرفی شد و نسخهی نهایی این تکنولوژی بنا است تا انتهای پاییز ( ۲۲ دسامبر ) امسال ارائه شود. در ادامه مراحل عملکرد گوشی در این مد را به قلم نیلای پتال از نظر میگذرانیم (مطالب ذکرشده در کروشه توضیحات نویسنده است).
- پیش از فشردهشدن دکمهی شاتر، دوربین چهار عکس با سرعت شاتر بالا (short exposure یا نوردهی کوتاه) بهمنظور تثبیت حرکت احتمالی سوژه و چهار عکس معمولی میگیرد. بهمنظور ثبت جزئیات صحنه نیز، یک عکس با سرعت شاتر کمتر (long exposure یا نوردهی طولانی) پس از فشردهشدن دکمهی شاتر ثبت میشود.
- عکس با نوردهی طولانی با چهار عکس معمولی ادغامشده و تصویری را میسازند که اپل آن را «synthetic long» [طولانیِ مصنوعی/ساختگی؟] خوانده است. این نحوهی عملکرد تفاوت عمدهای با Smart HDR محسوب میشود [البته نیلای پتال در این بخش اشاره به سه عکس معمولی کرده و نه چهار عکس که چون این مقاله بارها بهروزرسانی شده، احتمال اشتباه هست؛ چراکه اولا در نسخهی قبلی مقاله، در مرحلهی اول هم بهاشتباه صحبت از سه عکس معمولی شده بود و ثانیا در نسخهی فعلی، در مراحل بعدی هم اشارهای به عکس معمولی چهارم نشده، مگر آنکه یکی از چهار عکس بیدلیل ثبت شده باشد!]
- در این مرحله تکنولوژی دیپ فیوژن، از بین چهار عکسِ با نوردهی کوتاه، عکسی را که دارای بیشترین جزئیات است انتخاب کرده و با synthetic long ادغام میکند. برخلاف Smart HDR، تکنولوژی Deep Fusion تنها همین دو فریم را ترکیب میکند و نه بیشتر (البته خود synthetic long هم حاصل ادغام ۵ فریم است). بهعلاوه نحوهی پردازش هر یک از فریمها بهمنظور کاهش نویز نیز در Deep Fusion متفاوت از Smart HDR بوده و این روش برای تکنولوژی Deep Fusion مناسب تر است [!].
- تصاویر [ظاهرا منظور نیلای پتال دو تصویر مرحله قبل است] پیکسل به پیکسل از چهار مرحلهی پردازش جزئیات عبور میکنند که نوع پردازش در هر مرحله به میزان جزئیات ناحیهای بستگی دارد که پیکسل به آن تعلق داشته؛ مثلا آسمان و دیوارها ازجمله نواحی دارای کمترین جزئیات و موی انسان یا پارچه [منجمله انواع پولیورها!]، جزء نواحی دارای بیشترین جزئیات هستند. دو تصویر برمبنای وزندهیهای تولیدشده در این مرحله با یکدیگر ادغام میشوند؛ بهنحوی که یکی از دو تصویر رنگ و میزان روشنایی پیکسلها و دیگری میزان جزئیات را مشخص میکند.

نسخهی قبلی مقاله نیلای پتال که در آن به ۳ عکس شورت اکسپوژر و ۳ عکس عادی اشاره شده بود
البته متیو پنزارینو، سردبیر تککرانچ، صحبت از چهار «شبکهی عصبی» مجزا کرده که دو تصویر ۱۲ مگاپیکسلی (۲۴ مگاپیکسل داده) را برای تولید عکس نهایی پردازش میکنند. جالب اینجا است که تناقض در اطلاعات منابع مختلف به جزئیات محدود نمیشود و حتی در مورد تعداد عکسهای مورد استفاده در این تکنولوژی هم اتفاقنظر وجود ندارد؛ این درحالی است که فیل شیلر در رویداد اخیر بهوضوح اشاره کرد که در این تکنولوژی از ۴ عکس با نوردهی کوتاه، ۴ عکس ثانویه (کمکی یا فرعی) و یک عکس با نوردهی طولانی استفاده میشود. بههر حال طبیعتا وقتی صحبت از «عکاسی محاسباتی» به میان میآید، قدرت پردازشی چیپ و الگوریتمهای بهکاررفته، در کیفیت تصویر نهایی تعیینکنندهتر خواهند بود تا تعداد عکس و نوردهی فریمهای مورد استفاده، و شاید تنها معیاری که در حال حاضر برای قضاوت در این خصوص در اختیار داریم، عکسهای ثبتشده در این مد باشند:


کلام آخر
اگر میخواهید خودتان عکس بگیرید، دوربین هست؛ اما اگر بهدنبال وسیلهای هستید که برایتان عکس بگیرد، آیفونهای اپل احتمالا یکی از بهترین و البته گرانترین گزینهها هستند.
اما گفته بودیم که عکاسی یعنی نقاشی با نور؛ پس تا نور هست عکس بگیریم.
«همیشه نور هست»
همیشه «با نور» نقاشی کنیم.
چه زیبا سروده بود پل مککارتنی و چه زیباتر خواند.
|
«حتی آنهنگام که آسمان شب ابری است باز هم نوری هست که بر من میتابد تا فردا بتاب همه چیز را بهحال خود رها کن ... ... هیچ غمی وجود نخواهد داشت» |
آخرین بهروزرسانی: ۷ آبان ۹۸، ساعت ۶:۱۵ بامداد:
ساعاتی پیش از انتشار این مقاله در زومیت، نسخهی اصلی iOS 13.2 بهطور رسمی عرضه شد؛ در یادداشت انتشار این نسخه، درخصوص دیپ فیوژن میخوانیم:
iOS 13.2، دیپ فیوژن را ارائه میکند؛ سیستم پردازش تصویر پیشرفتهای که با بهکارگیری موتور عصبی چیپ بایونیک A13، در iPhone 11 Pro ، iPhone 11 و iPhone 11 Pro Max امکان ثبت تصاویری با جزئیات، بافت و کاهش نویز چشمگیر را در نور کم فراهم میآورد.
.: Weblog Themes By Pichak :.



