یک دستگاه آئودی RS6 آوانت برای فروش گذاشته شده که قبلا صاحب آن کیمی رایکونن، رانندهی فرمول یک، بوده است.
آئودی مدل جدید RS6 آوانت را راهی بازار کرده و همین باعث میشود قیمت مدلهای قبلی این خودرو هرروز کاهش پیدا کند. بااینحال، کاهش قیمت شامل خودروهایی نمیشود که مالکان مشهوری داشته باشند. برای مثال، آئودی RS6 آوانت که در تصاویر میبینید، در فنلاند قرار دارد و قبلا متعلق به یکی از رانندگان مشهور فرمول یک، کیمی رایکونن بود که درحالحاضر، رانندهی تیم آلفارومئو در مسابقات فرمول یک است. این خودرو در حراجی آنلاین به قیمت ۱۳۸ هزار و ۸۵۰ دلار برای فروش گذاشته شده است.

نسل قبلی آئودی RS6 آوانت از موتور هیبریدی V8 پیشرفته مانند مدل جدید استفاده نمیکند؛ اما همچنان خودرویی قدرتمند با مشخصات فنی درخورتوجه است. این مدل از پیشرانهی چهارلیتری V8 تویینتوربو بهرهمند است که میتواند ۵۵۳ اسببخار قدرت و ۷۰۰ نیوتنمتر گشتاور تولید کند. RS6 آوانت نسل قبل میتوانست در ۳.۹ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد و حداکثر سرعت آن ۲۵۰ کیلومتربرساعت بود. در بخش انتقال نیروی این خودرو، از جعبهدندهی هشت دندهی خودکار و سیستم چهارچرخ محرک اختصاصی آئودی بهنام کواترو استفاده شده است.

مشخصاتی که خواندید، مربوط به نسخهی استاندارد RS6 آوانت نسل قبلی است؛ ولی خودرو کیمی رایکونن خودرویی تقویت شده است؛ بهطوریکه قدرت موتور آن به ۶۸۰ اسببخار و گشتاورش به ۹۰۰ نیوتنمتر رسیده است. این افزایش قدرت بهکمک استفاده از چیپ تیونینگ BSR بهدست آمده که امکان حذفکردن آن از روی خودرو بهسادگی وجود دارد. بهگفتهی فروشندهی فعلی خودرو، کیمی رایکونن این RS6 آوانت را در سال ۲۰۱۴ به قیمت ۲۵۳ هزار و ۲۴۵ دلار و صفرکیلومتر خریده است. درحالحاضر، این خودرو ۶۹ هزار کیلومتر کار کرده است و ازنظر ظاهری نیز در شرایطی بسیار خوبی قرار دارد. تجهیزات اضافی این RS6 آوانت شامل لاستیکهای تابستانی و زمستانی و سیستم تعلیق فعال بادی و رینگهای اسپرت هستند.
کنگرهی چین اولین قانونی اجرایی مرتبط با صنعت رمزنگاری را با هدف بهرهبرداری بهینه از فرصتها تصویب کرد. این قانون از اول ژانویهی سال آیندهی میلادی اجرا خواهد شد.
سیزدهمین کنگرهی ملی خلق چین قانون رمزنگاری را تصویب کرد که از اول ژانویهی ۲۰۲۰ اجرا خواهد شد. خبر تصویب قانون دقیقا یک روز پسازآن منتشر شد که رئیسجمهور کشور، شی جینپینگ، از لزوم بهرهوری از فرصتهای فناوری بلاکچین سخن گفت.
چین تبادل و خریدوفروش انواع رمزارز را ممنوع میداند و ارز دیجیتال دولتی آنها نیز هنوز آمادهی عرضهی عمومی نیست. دراینمیان، رمزنگاری، یکی از فناوریهای پایهای صنعت بلاکچین، میتواند نقش محرکی برای حرکت سریعتر غول آسیایی در فضای رقابتی بلاکچین ایفا کند.
قانون جدید تلاش میکند با مسائل قانونی و تنظیمگری موجود در کاربردهای تجاری رمزنگاری مقابله کند. کاربرد تجاری از فناوریهای کامپیوتری همچون رمزنگاری نقشی حیاتی در توسعهی اقتصاد چین بازی میکند. آخرین پیشنویس پیشنهاد قانون نیز به اهمیت و کاربرد چنین مواردی تأکید کرده بود. در بخشی از پیشنویس میخوانیم:
برای بهرهبرداری هرچهبیشتر از فناوریهای تجاری رمزنگاری، به راهنما و تنظیمگریهای قانونی شفاف نیاز داریم. فناوریهای رمزنگاری در حوزههای بزرگ مرتبط با منافع ملی کاربرد دارند و سیستم ضعیف کنونی دیگر پاسخگوی نیازهای صنعت نیست.

کنگرهی ملی چین میگوید قانون جدید به تحقیق و توسعه در فناوریهای تجاری مرتبط با رمزنگاری کمک میکند. بهعلاوه با استفاده از همین قانون، سیستم تنظیمگری قانونی استاندارد و جامع برای کل بازار ساخته میشود. شایان ذکر است متن پیشنویش پیشنهاد قانون در ژوئیه بهصورت عمومی منتشر شد تا افراد و صاحبنظران دیدگاههای خود را دربارهی آن بیان کنند.
پیشنویش قانون جدید کنگرهی چین شامل موارد متعددی میشود که از میان آنها میتوان به چگونگی هماهنگی استانداردهای صنعت با دیگر سیستمهای رمزنگاری بینالمللی و الزام داشتن یا نداشتن شرکتها به اشتراک کاربردهای تجاری فناوریها با مقامهای قانونی اشاره کرد.
کنگرهی چین میگوید قانون جدید از رویکردهای آموزشی در سطح ملی هم حمایت میکند. یکی از رویکردهای مذکور نمایشگاههای عمومی برای ارائهی رمزنگاری به مقامهای دولتی و شرکتها و گروهها اجتماعی است.
AOC مانیتور گیمینگ جدیدی از خانوادهی AGON را با پنل مسطح و نرخ نوسازی ۱۶۵ هرتز معرفی کرد. این مانیتور از قابلیت FreeSync 2 HDR پشتیبانی میکند.
AOC بهتازگی مانیتور گیمینگ ۲۷ اینچی AG273QX را رونمایی کرده که از رزولوشن ۲۵۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسلی برخوردار است. این نمایشگر به حداکثر روشنایی ۴۰۰ نیت با نسبت کنتراست ۳۰۰۰: ۱ مجهز است و از قابلیت FreeSync 2 HDR پشتیبانی میکند. قابلیت AMD FreeSync 2 HDR، گیمپلی بدون لگ و تاری را دراختیار گیمرها قرار خواهد داد.

مشخصات کلی مانیتور AG273QX
- ابعاد: ۲۷ اینچ
- پنل: VA با پشتیبانی از ۹۰ درصد رنگهای DCI-P3
- رزولوشن: ۲۵۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسل
- نرخ نوسازی تصویر: ۱۶۵ هرتز
- سرعت پاسخدهی: ۱ میلیثانیه
- درگاه های ورودی: دو درگاه DisplayPort و یک درگاه mini DisplayPort و دو درگاه HDMI 2.0
- اتصالات USB: چهار پورت USB 3.0 Type A و دو پورت USB 3.0 Type B
- بلندگوهای صوتی: دو بلندگو ۵ وات
معرفی کامل مانیتور AG273QX
نرخ نوسازی ۱۶۵ هرتز در مانیتور AG273QX بدانمعنی است که مانیتور تقریبا هر ۶ میلیثانیه یک فریم را ترسیم میکند که برای گیمرهای رقابتی بسیار مهم است. شایان ذکر است این مانیتور از سرعت پاسخدهی ۱ میلیثانیه بهره میبرد؛ درنتیجه بازیها بسیار روان نمایش داده خواهند شد. نکتهی جالب در این مدل، دستهای است که آن را قابل حمل کرده و بهراحتی میتوانید آن را جابهجا کنید. AG273QX همچنین دو نگهدارندهی هدست با قابلیت جمعشدن در هر طرف دارد و چراغهای تنظیمپذیر RGB در قسمت پشتی، حالوهوای گیمینگ را برای کاربران بهارمغان میآورد.

در منو OSD این مانیتور، قابلیت کنترل سایه ارائه شده که تنظیمپذیر است و میتواند مناطق تاریک را در تصاویر روشنتر یا مناطق روشن را تیرهتر کند. منو OSD بهروزرسانیشده در سری AGON 3 تنظیمات را راحتتر کرده است و کاربران حتی میتوانند از نرمافزار G-Menu برای دسترسی به تنظیمات بیشتر بدون استفاده از منو OSD استفاده کنند. قابلیت AOC Game Color نیز در این نمایشگر باعث افزایش یا کاهش اشباع رنگ و تغییر سطح خاکستری میشود. سه حالت از پیش تنظیمشده (FPS و Racing و RTS) و سه حالت گیمینگ تنظیمشدنی ارائه شده است که کاربران میتوانند از این قابلیتها بهرهمند شوند.
مقالههای مرتبط:
پنل این نمایشگر از نوع VA و مسطح و صاف است و در ابعاد ۲۷ اینچی با وضوح QHD و کنتراست استاتیک ۳۰۰۰: ۱ ارائه شده است. پشتیبانی از VESA DisplayHDR 400 با وضوح بالا و کنتراست غنی همراه است و حداکثر ۴۰۰ نیت روشنایی را بهارمغان میآورد. این نمایشگر به کاربران این امکان را میدهد تا شیب و زاویه و ارتفاع را تا ۱۱۰ میلیمتر تنظیم کنند. همچنین، میتوان ازطریق پایهی ۷۵ در ۷۵، این مانیتور را روی دیوار نصب کرد.
مانیتور AG273QX هماکنون در بازار موجود نیست و قرار است در نوامبر ۲۰۱۹ در اروپا با قیمت ۴۸۹ یورو (۴۳۹ پوند) عرضه شود. میتوان گفت این مانیتور یکی از ارزانترین مانیتورهای گیمینگ با نرخ نوسازی ۱۶۵ هرتز است.
دانشمندان موفق شدهاند ربات جدیدی بسازند که میتواند با یک دست مکعب روبیک را در سه دقیقه حل کند.
ربات جدیدی ساخته شده است که با استفاده از هوش مصنوعی، میتواند تنها با یک دست مکعب روبیک را حل کند. انجام چنین کاری حتی برای دست انسان نیز بسیار دشوار است. پژوهشگران OpenAI این هوش مصنوعی را توسعه دادهاند. OpenAI ازجمله شرکتهای فعال درزمینهی فناوری هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی ساخت شرکت یادشده قبلا نیز توانسته بود در بازی رایانهای Dota 2 انسانها را شکست دهد.
تیم OpenAI اینبار تصمیم گرفت به هوش مصنوعی یاد دهد دست رباتیک تولیدشدهی Shadow Robot Company را کنترل کند. هوش مصنوعی برای اینکه بتواند از پس وظیفهاش بهخوبی بربیاید، از تکنیک جدیدی بهنام یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) استفاده میکند که شامل آزمون و خطا است. بهگفتهی پیتر ولیندر، یکی از پژوهشگران تیم، هوش مصنوعی ابتدا یادگرفتن چگونگی حرکتدادن دست را آغاز میکند و سپس میفهمد مکعب روبیک درصورتیکه یک سمت آن را فشار دهید، چه واکنشی نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی همچنین در مواقعی که کارش را با موفقیت انجام میدهد، جایزه میگیرد؛ بدینترتیب همواره تلاش میکند مکعب را طوری حرکت دهد که بیشترین امتیاز را بگیرد. این ربات هوش مصنوعی جدید بهاندازهای آموزشدیده که در دنیای واقعی معادل ۱۳ هزار ساعت آموزش است. بهگفتهی لیلیان ونگ، یکی دیگر از اعضای تیم پژوهشی، یاددادن حرکات درست به این هوش مصنوعی کار بسیار مشکلی بود؛ چون نقاط تماس مکعب و ربات در حالت یک دست بسیار کم هستند و این باعث محدودشدن حرکات میشود.
جالب است که هوش مصنوعی لازم نیست یاد بگیرد مکعب روبیک را چگونه باید حل کند؛ چون این کار را حسگرهایی بصری انجام میدهند که میتوانند الگوریتم حلکردن مکعب روبیک را تشخیص دهند. آموزشهای هوش مصنوعی مربوط به این هستند که چگونه باید انگشتان ربات را حرکت دهد تا مکعب حل شود و هوش مصنوعی فقط باید روی حرکات فیزیکی موردنیاز تمرکز کند.
هوش مصنوعی همچنین یاد گرفته است درصورت اشتباه، خطای خود را اصلاح کند. برای مثال، چرخاندن تصادفی مکعب یکی از اشتباهاتی است که هوش مصنوعی میتواند آن را تصحیح کند. زمانیکه این ربات جدید برای حل مکعب روبیک نیاز دارد، به میزان پیچیدهبودن مکعب وابسته است؛ اما بهترین زمان بهدستآمده تابهحال سه دقیقه است. تیم سازنده امیدوار هستند هوش مصنوعی یک دست را قادر سازند تا کارهای دیگری مانند نقاشی یا درست کردن اوریگامی را نیز انجام دهد.
نشانگر میزان سوخت خودرو یکی از پرکاربردترین اجزای خودرو برای رانندگان است که در این مقاله به بررسی نحوهی عملکرد آن میپردازیم.
رانندگی در حالتی که نشانگر سوخت (گِیج بنزین) روی حالت خالی قرار دارد پرتنش و اضطرابآور است، اما اگر شما هم از آن دسته رانندگان کنجکاوی هستید که میخواهید بدانید چه مسافتی را میتوان در این حالت پیمود، تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

نشانگر سوخت از آن دسته تجهیزاتی است که از دقت کافی برخوردار نیست. اگرچه این ایراد تا حدودی به سود راننده و خودرو است، اما باعث میشود در طول سال مراجعهی بیشتری به جایگاههای سوختگیری داشته باشید و در نتیجه زمان و هزینهی بالاتری صرف میشود. بدنامی این نشانگرها از زمانی آغاز شد که رانندهها دریافتند زمانی که این نشانگر وضعیت باک خالی را نشان میدهد، همچنان خودرو مسافت قابل توجهی را میپیماید. برای درک این وضعیت و اطلاع از دلیل آن باید با ساختمان و اجزای تشکیلدهندهی نشانگر سوخت آشنا شویم. بهطور ساده، نشانگر سوخت از دو بخش فرستنده و نشانگر تشکیل شده است که در ادامه به تفصیل هر یک از این اجزا را مورد بررسی قرار میدهیم.
فرستنده
فرستنده درون باک خودرو قرار دارد. اصلیترین بخش فرستنده یک شناور است که معمولا از جنس فوم ساخته میشود. این شناور به یک میلهی نازک فلزی متصل بوده که انتهای آن به یک مقاومت متغیر آویزان است. مقاومت متغیر وسیلهای الکتریکی است که با ایجاد مقاومت در مسیر جریان میزان آن را تنظیم میکند. هر چه میزان مقاومت بیشتر باشد، جریان الکتریکی کمتری عبور میکند. مقاومت متغیر تعبیهشده در باک خودرو از یک ورق نازک پوشیده شده با مواد مقاومتزا تشکیل شده که یک سر آن به میلهی شناور و سر دیگر آن به نشانگر وضعیت سوخت متصل است. با بالا و پایین رفتن سطح سوخت در باک میلهی شناور روی مقاومت جابهجا شده و در نتیجه میزان مقاومت تغییر میکند. در تغییر میزان مقاومت سبب تغییر میزان جریان الکتریکی ارسالی به نشانگر خواهد شد و در نهایت راننده متوجه جابهجایی نشانگر سوخت روی صفحهی کیلومتر شمار میشود.

دقت پایین این مکانیزم با توجه به ساختار آن کاملا مشخص است. به دلیل همین ساختار است که نشانگر سوخت خودرو پس از سوختگیری با طی مسافتی نسبتا طولانی همچنان وضعیت باک پر را نشان میدهد. با پر شدن باک شناور به سمت بالا حرکت میکند اما با سوختگیری کامل، در سوخت غرق میشود و در نتیجه کمترین مقاومت ایجاد میشود. به همین دلیل برای جابهجا شدن نشانگر سوخت شناور باید ابتدا از حالت غرقشدگی خارج شده و سطح سوخت بهقدری پایین بیاید که سبب جابهجایی شناور به سمت پایین شود. به همین دلیل است که با پر کردن کامل باک مدت زمان زیادی نشانگر سوخت حالت پر بودن باک را نشان میدهد.

وضعیتی مشابه در حالت خالی شدن باک اتفاق میافتد. شناور سوخت هرگز به کف باک نمیچسبد و همیشه فاصلهای اندک میان کف باک و شناور باقی میماند که این امر وضعیت نشانگر باک خالی و پیمایش مسافتی نسبتا طولانی تا خاموش شدن خودرو را توضیح میدهد. از سوی دیگر، یکی دیگر از عوامل کمدقتی این مکانیزم شکل ظاهری باک سوخت است. باک سوخت در خودروهای امروزی از جنس پلاستیک ساخته میشود و طوری قالبریزی میشوند که بتوان آنها را در فضاهای بسیار محدود جا داد. گاهی باکها طوری طراحی میشوند که اطراف اجزای دیگر خودرو نظیر فریم و بدنه قرار بگیرند. به همین دلیل هنگامیکه نشانگر سوخت وضعیت نیمه را نشان میدهد، ممکن است میزان حقیقی سوخت موجود در باک کمی بیشتر یا کمتر از نصف حجم باک باشد.
نشانگر
نشانگر هم درست مانند فرستنده وسیلهی سادهای است. مقاومت متغیر مورد بحث در بخش قبلی دور یک ورق نازک از جنس بیمتال پیچیده شده یا در مجاورت آن قرار دارد. جریان عبوری از فرستنده و مقاومت متغیر در نهایت به این ورق بیمتال میرسد که یک سوی آن به مقاومت متغیر و سوی دیگر آن به عقربهی نشانگر بنزین متصل است. ورق بیمتال از اتصال دو فلز غیرهمجنس ساخته میشود که هر یک ضریب انبساط حرارتی متفاوتی دارند. با افزایش میزان مقاومت در مسیر جریان، حرارت ناشی از جریان کاهش یافته؛ در نتیجه ورق بیمتال خنک میشود. با خنک شدن بیمتال به دلیل اختلاف ضریب انبساط حرارتی این ورق از حالت خمیده خارج شده و با صاف شدن آن نشانگر سوخت از «حالت باک» پر به سمت حالت «باک خالی» حرکت میکند.

با گرم شدن ورق بیمتال و به دلیل اختلاف ضریب انبساط حرارتی، این ورق به یک سمتی که ورق با ضریب انبساط پایینتر قرار دارد، انحنا پیدا میکند. این جابهجایی اندک فیزیکی میتواند نشانگر سوخت را به حرکت درآورد که یکی از کاربردهای نبوغآمیز این وسیلهی ساده است.
نشانگرهای سوخت مجهز به ریزپردازنده
در بعضی از خودروهای مدرن بهجای ارسال مستقیم جریان به سمت ورق بیمتال و نشانگر سوخت، این جریان به یک ریزپردازنده منتقل میشود تا پس از پردازش نشانگر سوخت با دقت بالاتری میزان سوخت موجود در باک را نمایش دهد. ریزپردازندهی تعبیهشده در این خودروها با دریافت میزان جریان ارسالی از فرستنده و مقایسهی آن با مقادیر از پیش تعیینشده در نهایت یک سیگنال به ریزپردازندهی دیگری که در داشبورد قرار دارد، ارسال میکند و سبب تغییر وضعیت نشانگر سوخت میشود.

استفاده از ریزپردازنده جهت رفع خطای معمول میزان سوخت حقیقی در باک و نشانگر سوخت توانسته تا حد زیادی مفید واقع شود. این ریزپردازنده با مقایسهی موقعیت شناور (از طریق میزان جریان الکتریکی) با یک منحنی کالیبراسیون که بر اساس موقعیت شناور و حجم سوخت باقیمانده در باک رسم شده، خطای رایج را کاهش میدهد. در این سیستمها یک چراغ هشدار را در حالتی که سطح سوخت از حد معینی پایینتر رود، روشن میکند.
مشکل دیگر در اندازهگیری دقیق میزان سوخت موجود در باک زمانی نمایان میشود که خودرو در شیب یا پیچ در حرکت باشد. در این حالت سوخت به یک سو درون باک حرکت خواهد کرد و میتواند سبب تغییر وضعیت شناور شود و در نتیجه نمایشگر سوخت با خطای زیادی سطح سوخت را نشان میدهد. برای حل این مشکل، خودروهای مجهز به ریزپردازنده تاحدودی قادر به اصلاح این خطا هستند. برای این منظور ریزپردازنده بهجای واکنش لحظهای به تغییرات موقعیت شناور میانگینی از موقعیتهای شناور را در طول بازهی زمانی خاصی محاسبه میکند.
پایان دادن به عصر سوختهای فسیلی تنها با اقدامات شخصی ممکن نیست. زمان آن رسیده که هشت اقدام مهم را در اولویت سیاستهای ملی و بینالمللی خود قرار دهیم.
در دنیای امروز، تصور حل بحران تغییرات اقلیمی بدون کنارگذاشتن سوختهای فسیلی غیرممکن بهنظر میرسد. در این نوشتار قصد داریم به ۸ مورد از مهمترین پیشنهادهای فعلی برای پایان دادن به سلطهی صنایع فسیلی بر اقتصاد جهان بپردازیم.
ورود موضوع تغییرات اقلیمی به صندوق آرا
اقدامات شخصی نظیر کاهش تعداد سفرهای هوایی و خرید خودروهای الکتریکی بیتأثیر نیستند ولی چنین اقداماتی در غیاب یک حرکت سیاسی جمعی برای کاهش انتشار کربن در مقیاسی ملی و بینالمللی عملا بیفایده خواهند بود. سیاستمداران باید بتوانند موضوع تغییرات اقلیمی را بهعنوان یک عامل تعیینکننده در جلب آرای عمومی تلقی کنند. برای رسیدن به این هدف باید به ابزارهایی نظیر برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، اعتراض، ایمیل، پست در شبکههای اجتماعی، لابی با سازمانهای مردمنهاد و (از همه مهمتر) صندوق آرا توسل جست. سیاستمداران باید احساس کنند برای اقدام علیه صنایع نفتی از حمایت افکار عمومی برخوردار هستند.
پایان بخشیدن به یارانههای فسیلی
براساس گزارشهای واصله از صندوق بینالمللی پول، صنایع نفت، زغالسنگ و گاز سالیانه مبلغی حدود ۵ تریلیون دلار یارانه دریافت میکنند؛ این مبلغ معادل با صرف ۱۰ میلیون دلار در هر دقیقه برای صنایعی است که در حال نابودکردن اقلیم کرهی زمین هستند. حتی یارانههای مستقیم اختصاصیافته به بخش مصرف سوختهای فسیلی نیز دو برابر یارانههای درنظرگرفتهشده برای صنعت تجدیدپذیر است. این موضوع باعث شده که حل مسئلهی تغییرات اقلیمی بهزعم آژانس بینالمللی انرژی بسیار بغرنجتر از پیش شود. در سال ۲۰۰۹، کشورهای عضو گروه G20 متعهد شدند که این یارانهها را متوقف سازند ولی روند پیشرفت اقدامات عملی بسیار کُند پیش میرود. آنتونیو گوترز، دبیر کل سازمان ملل متحد در ماه مه ضمن انتقاد از این یارانهها، روند جاری را چنین تعبیر کرد: «آنچه که ما انجام میدهیم این است که از مالیات پرداختی مردم برای نابود کردن جهان استفاده میکنیم.» هرگونه تغییری باید در چارچوب عدالت اجتماعی پیادهسازی شود. روند قطع یارانههای فسیلی نباید شامل انواعی از ریاضتهای اقتصادی شود که تنها دستاورد آنها، اعمال فشار مضاعف به اقشار آسیب پذیر جامعه باشد.

قیمتگذاری کربن
ایدهی قیمتگذاری روی کربن در اوایل دههی ۹۰ میلادی شکل گرفت و نهایتا در قالب یک سیستم تبادل انتشار وارد پیمان کیوتو (سال ۱۹۹۷) شد. بنابر ایسن سیستم پیشنهادی، یک آستانهی مجاز برای میزان انتشار و کسبوکارهای آلاینده تعیین شد. بدینترتیب در ضمن کاهش سقف انتشار مجاز در هر سال، آن دسته از کشورها و صنایعی که بتوانند با سرعت بیشتری انتشار کربن خود را کاهش دهند، این حق را خواهند داشت که سهمیهی کربنی خود را به دیگران بفروشند. با این حال، موفقیت این طرح منوط به اعمال دقیق حدود مجاز و مجوزهای محدود دارد که چندان از پشتوانهی اجرایی برخوردار نبود. یکی از راهکارهای پیشنهادی دیگر اعمال مالیات بود تا بدینترتیب شرکتها مجبور شوند میزان آسیب ناشی از تغییرات اقلیمی را در تصمیمات تجاری خود اعمال کنند و تشویق به کاهش حجم ضایعات و انتشار گازهای گلخانهای در کنار استفادهی بیشتر از فناوریهای پاک شوند. اما یکی از مشکلات این طرح «نشت کربنی» بود؛ بدان معنی که اعمال هزینههای بالا در یک کشور ممکن است موجب سرازیر شدن سرمایهگذاریهای صنایع آلاینده به نقاط ارزانتر شود. الیته آنگونه که کمیسیونر جدید اتحادیهی اروپا در هفتهی گذشته اعلام کرد، حل مشکل اخیر با اعمال یک حد تنظیم مالیاتی قابلحل خواهد بود. باید به این ذهنیت برسیم که اعمال مالیات کربنی الزاما باخت اقتصادی یک گروه خاص را بههمراه نخواهد داشت؛ ضمن اینکه درآمدهای حاصل از این بخش میتواند دوباره در میان مردم تقسیم شود.
کاهش تقاضا برای سوختهای فسیلی
مسلما تا زمانیکه خریداری برای سوخت فسیلی وجود داشته باشد، شرکتهای نفتی نیز به تولید خود ادامه خواهند داد. رسواییهای عمومی و فشارهای اجتماعی سیاسی میتواند در تغییر رویهی شرکتها مؤثر افتد؛ اما نباید فراموش کرد که امروزه بخش عمدهی نفت و گاز جهان ازسوی شرکتهای دولتی تولید میشود. این نوع شرکتها هیچگونه الزامی برای تعهد به مجوزهای اجتماعی احساس نمیکنند و افکار عمومی برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد. با این حال، تمامی شرکتها در برابر فشارهای اقتصادی آسیبپذیر هستند. تنها راهکار عملی برای کاهش انتشار کربن ناشی از مصرف نفت آن است که راهی برای جلوگیری از مصرف آن بیابیم. کاهش تقاضای نفتی در گرو اعمال مقررات دولتی و توسعهی فناوریهای پاک نظیر پنلهای خورشیدی، مزارع بادی و خودروهای الکتریکی ارزانتر و بهبود سیستم حملونقل عمومی است (که البته تحقق این مورد نیز خود وابسته به اعمال مقررات دولتی مناسب خواهد بود).

توقف فلرینگ
اگر قرار است نفت و گازی استخراج شود، دستکم شرکتها باید آن را بهشکلی بهینه انجام دهند. بانک جهانی برآورد کرده است که درصورت تبدیل انرژی گازی که سالانه بهصورت تلفات شعلهی فلر در جهان میسوزد، میتوان انرژی برق کل آفریقا را تأمین کرد. مجلهی فایننشنال تایمز در اوایل امسال گزارشی را منتشر کرد که نشان میداد که شعلهی فلر حوضههای استخراج نفت در تگزاس بهقدری زیاد است که آسمان شب را روشن میکند. شرکتهای نفتی برای دسترسی سریعتر به نفت و درآمد حاصل از فروش این سوخت فسیلی، اقدام به سوزاندن گاز آن میکنند و کوچکترین توجهی به عواقب زیستمحیطی ناشی از اقدام خود ندارند. در حالی که بانک جهانی سال ۲۰۳۰ را بهعنوان نقطههدف خود برای پایاندادن به روند فلرینگ در جهان تعیین کرده، اخبار جدید حاکی از آن است که میزان آن در سال ۲۰۱۸ با رشد نیز مواجه شده است.
جذب و ذخیرهسازی کربن در مقیاس عظیم
جمعآوری و دفن دیاکسید کربن (CCS ) ناشی از احتراق سوخت فسیلی امری امکانپذیر است که هنوز در مقیاس بزرگ پیادهسازی نمیشود. هیئت بینالمللی تغییرات اقلیمی میگوید بدون اعمال چنین روشهایی، مقابله با بحران تغییرات اقلیمی بسیار پرهزینهتر تمام خواهد شد. شرکتهای نفتی توانایی پیادهسازی روشهای CCS را دارند؛ اما بدون قیمتگذاری انتشار کربن، مسلما انجام چنین اقداماتی برای آنها تنها بهمعنای اتلاف سرمایه خواهد بود. CCS میتواند با کاشت گیاهان و درختان، سوزاندن آنها برای تولید برق و سپس جداسازی گازهای حاصل از انتشار، آخرین قطعههای پازل مقابله با گرمایش جهانی را برای بشر تکمیل کند. اما گزارش هیئت بینالمللی تغییرات اقلیمی میگوید پیادهسازی چنین راهکارهایی در مقیاس بزرگ ممکن است با بحران تأمین غذا منافات داشته باشد.
توقف سرمایهگذاری روی سوختهای فسیلی
گذار انرژی بهسوی منابع پاک میتواند ریسکها و فرصتهای متنوعی را برای سرمایهگذاران در پی داشته باشد. اما رسیدن به جنین هدفی تنها با سرمایهگذاری فعالان اقتصادی خوشنیت روی فناوریهای پاک از یک سو و صرف بخش زیادی از این پولها در شرکتهای نفت، گاز و زغالسنگ مقدور نخواهد بود. پیش از هرگونه سرمایهگذاری در فناوری پاک باید از ماهیت غیرآلایندهی آن اطمینان حاصل کرد.

وضع معیارهای سنجش برای تغییرات اقلیمی
مقالههای مرتبط:
با گذشت سه سال از توافق پاریس، بازارهای جهانی هنوز هیچگونه دادهی قابلقیاس و الزامآوری برای اندازهگیری ریسکهای ناشی از تغییرات اقلیمی در اختیار شرکتها قرار نداده است. قانونگذاران باید فوریت بیشتری برای این موضوع قائل شوند. برنامههای کُند و داوطلبانه برای پیشبرد اهداف فعلی کافی نیستند. هفتهی گذشته، مدیر بانک انگلستان به شرکتهای بزرگ هشدار داد که آنها تنها دو سال فرصت دارند که تا درمورد نحوهی گزارشدهی ریسکهای اقلیمی کسبوکار خود تصمیمگیری کنند؛ در غیر این صورت، قانونگذاران جهان راهکارهای پیشنهادی خود را ارائه کرده و شرکتها را ملزم به تعهد به آنها خواهند کرد. اگر بازار نتواند به درک صحیحی از عواقب تغییرات اقلیمی در صنایعی نظیر خودروسازی و شرکتهای فعال در عرصهی نفت و انرژی دست یابد، دیر یا زود جهان با یک بحران مالی جدید (اینبار درنتیجهی موضوع تغییرات اقلیمی) مواجه خواهد شد. سرمایهگذاری روی سوختهای فسیلی باید پایان یابد. فراموش نکنید هماکنون بیش از ۱۱/۵ تریلیون دلار دارایی در بخش صنایع فسیلی باقی مانده که باید در روند گذار به صنایع پاک درمورد آنها تصمیمگیری کرد.
طبق نتایج پژوهشی جدید، اگر کل مزارع کشاورزی به مزارع ارگانیک تبدیل شوند، میزان انتشار گازهای گلخانهای افزایش پیدا خواهد کرد.
اگر تمام مزارع کشاورزی انگلیس و ولز به مزارع محصولات ارگانیک تبدیل شوند، میزان انتشار گازهای گلخانهای افزایش خواهد یافت. اگرچه میزان انتشار حاصل از این مزارع بهصورت انفرادی کاهش مییابد اما از آنجایی که میزان تولید مزارع ارگانیک کاهش پیدا میکند، باید مواد غذایی بیشتری وارد شود. اگر تمام غذاها در انگستان و ولز بهطور ارگانیک تولید شوند، میزان تولید به نصف میرسد. برای رفع این کسری به زمینهای کشاورزی بیشتری در مناطق دیگر جهان مورد نیاز خواهد بود و درمقایسهبا میزان انتشار فعلی گازهای گلخانهای در این دو کشور، میزان انتشارات دوبرابر خواهد شد. لورنس اسمیت، یکی از پژوهشگران این مطالعه میگوید:
از دیدگاه من، پیام کلیدی این است که شما نمیتوانید هم کیک خود را داشته باشید و هم آن را بخورید (معادل فارسی ضربالمثل: شما نمیتوانید هم خدا را بخواهید و هم خرما را).
اسمیت طرفدار کشاورزی ارگانیک است، با این حال معایب این روش را قبول دارد و میگوید:
رویکرد ارگانیک مزایای زیادی دارد اما نتایج این تجزیهوتحلیل نشان میدهد که کشاورزی ارگانیک پیامدهای نامطلوبی نیز به همراه دارد.
کشاورزی و تغییر کاربری زمینها مانند قطع درختان جنگلی مسئول یکسوم از تمام انتشارات گازهای گلخانهای هستند. این بدان معنا است که برای محدودکردن گرمایش جهانی، کاهش میزان انتشارات حاصل از بخش کشاورزی و کاهش زمین مورد استفاده برای کشاورزی ضروری است. طبق تجزیهوتحلیل انجام شده بهوسیلهی اسمیت و همکارانش، میزان انتشار به ازای هر واحد غذا در محصولات گیاهی ارگانیک، بهطور متوسط ۲۰ درصد و در محصولات دامی ارگانیک ۴ درصد پایینتر است.

در مزارع ارگانیک نسبتبه مزارع غیرارگانیک غذای کمتری تولید میشود
مشکل اینجاست که بهطور میانگین، میزان تولید محصولات ارگانیک به ازای هر هکتار زمین نیز پایینتر است. برای مثال، درمورد گندم و جو، میزان تولید حاصل از مزارع ارگانیک فقط نصف تولید حاصل از مزارع سنتی است. این بدان معنا است که برای تولید همان مقدار غذا به ۱/۵ برابر زمین بیشتری نیاز است. میزان افزایش تخمینزدهشده در انتشارات براساس فرضیات درنظر گرفتهشده درمورد زمینهای کشاورزی اضافی، بسیار متغیر است. اگر نیمی از زمین اضافی از تبدیل علفزارها به مزارع کشاورزی حاصل شود، این افزایش میتواند تا حد ۲۰ درصد کم باشد. اگر علفزاهایی تبدیل به زمین کشاورزی شوند که در صورت عدم این تغییر کاربری، به جنگل تبدیل میشدند، میزان انتشارات تقریبا دوبرابر میشود. بهگفتهی پژوهشگران، کشاورزی ارگانیک دارای مشکل انتشار گازهای گلخانه است و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.
اسمیت میگوید، لزوما اینطور نیست که نیاز باشد از خوردن غذاهای ارگانیک خودداری کنید. مردم ممکن است محصولات ارگانیک را به دلایل دیگری مانند کاهش مواجهه با آفتکشها (اگرچه برخلاف تصور رایج در مزارع ارگانیک از آفتکشها استفاده میشود) یا بهخاطر حیات وحش مصرف کنند.
تنوع زیستی
مقالههای مرتبط:
اگر کل سیستمهای کشاورزی ارگانیک شود، تنوع زیستی آسیب میبیند. علت آن است که لازم است زمین بیشتری به منظور کشاورزی استفاده شود و بنابراین سرزمینهای تحت قلمرو حیاتوحش کوچکتر و قطعهقطعهتر میشوند. راب پرسیوال که در بریتانیا مجوز مزارع ارگانیک را صادر میکند، معتقد است که فرضیات پشتصحنهی این تجزیهوتحلیل اساسا ناقص است. او میگوید:
در این مطالعه هیچگونه فرضی درمورد تغییر رژیم غذایی درنظر گرفته نمیشود که بهوضوح غیر قابل توجیه است. تغییر در رژیم غذایی موجب افزایش سلامتی عموم و آزادشدن زمینها میشود و سناریوی ارگانیک را بهکلی امکانپذیر میکند.
راه سوم
شکی نیست که کاهش مصرف گوشت و لبنیات موجب کاهش انتشار گازهای گلخانهای میشود. هانا ریچی از دانشگاه آکسفورد میگوید، میزان انتشار گازهای گلخانهای ناشی از یک کیلوگرم غذای حیوانی میتواند ۵۰ برابر میزان انتشار حاصل از غذاهای گیاهی باشد. بنابراین نوع غذایی که ما میخوریم نسبتبه تولید ارگانیک یا محلی آن، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
اسمیت فکر میکند که راه سومی نیز وجود دارد: اگر بتوانیم بهترینهای ارگانیک را با بهترینهای غیرارگانیک ترکیب کنیم، به بازده بالایی میرسیم. برای مثال، کشاورزان مزارع ارگانیک باید بتوانند از برخی از کودهای غیرارگانیک برای افزایش تولید خود استفاده کنند و در همان حال به برخی از اصول ارگانیک پایبند باشند. او همچنین فکر میکند که درمورد استانداردهای ارگانیک باید تجدیدنظر شود تا استفاده از محصولات کشاورزی ویرایشژنیشده نیز ممکن شود. او میگوید ازنظر انتشارات گازی، همهی محصولات با هم برابر نیستند. نان ارگانیک بدترین نوع محصول ارگانیک است زیرا میزان عملکرد گندم در شرایط ارگانیک بسیار کم است اما برای سبزیجات این اختلاف بسیار کمتر میشود.
در دهههای آینده، جمعیت جهان به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت. باتوجه به این مسئله، چگونه میتوان غذا و دیگر نیازهای جهان را تأمین کرد؟
طی ۳۰ سال آینده، جمعیت جهان تقریبا با افزایش ۲ میلیاردی روبهرو خواهد بود؛ به همین دلیل باید چارهای برای تأمین تغذیه، پوشاک و مسکن انسانها اندیشید. گرمایش جهانی بهعنوان عامل اصلی بیابانزایی، خشکسالیها، موجهای گرما و دیگر تنشها یکی از موانع اصلی تأمین نیازهای اولیه است. با وجود این، به عقیدهی بسیاری، انسان بهراحتی میتواند بر این چالشها غلبه کند و بدون کمبود غذا یا منابع دیگر، زمینهی مساعدی را برای زندگی آیندگان فراهم سازد.
البته همه با این عقیده موافق نیستند. در ماه فوریه انجمن اقتصاد جهانی نسبت به قرمز شدن وضعیت غذای جهان هشدار داد که استخراج منابع بیش از میزان ذخیرهسازی است و طبیعت در مسیر نزولی قرار دارد. در ماه اوت، هیئت میاندولتی تغییرات اقلیمی سازمان ملل گزارشی گسترده را منتشر کرد که در آن فرسایش زمین و ناامنی غذایی برای دهههای آینده پیشبینی شده بود. عناوین این گزارش برای سیاستگذارها ترسناک بودند. بر اساس خلاصهی یکی از گزارشها:
تغییرات اقلیمی بهشدت بر امنیت غذایی تأثیر خواهد گذاشت و منجر به کاهش منابع غذایی بهویژه در مناطق گرمسیری خواهد شد؛ پیامدهای چنین تغییری افزایش قیمتها، کاهش کیفیت مواد مغذی و اختلال در زنجیرهی تأمین خواهد بود.

مشکل فقط غذا نیست؛ به عقیدهی برخی، بشر در آینده با مشکلات دیگری مثل کمبود مواد معدنی مهم هم روبهرو خواهد شد. انجمن شیمیایی اروپا، امسال جدول تناوبی اصلاحشدهای را منتشر کرده است که تقاضا و تأمین ۹۰ عنصر طبیعی در ۱۰۰ سال آینده را بررسی میکند. طی ۱۰۰ سال آینده، تقریبا نیمی از عناصر بهصورت محدود در دسترس خواهند بود و ۱۲ عنصر با تهدید جدی روبهرو خواهند شد.
مقالههای مرتبط:
اما چرا برخی در مواجهه با این هشدارهای واقعی باز هم خوشبین هستند؟ زیرا به باور آنها و بسیاری از مدرنگراها، دو نیروی سرمایهداری و پیشرفت فناوری به برآوردهساختن نیازها و خواستههای انسان کمک خواهند کرد. به گفتهی آبراهام لینکلن، در سیستم امتیازی، ترکیب سوخت علاقه و آتش نبوغ به اکتشاف و تولید محصولات سودمند و مفید کمک خواهند کرد. آتش نبوغ برچسب مناسبی برای پیشرفت فناوری است و سوخت علاقه خلاصهای کوتاه از سرمایهداری است؛ این دو در چرخهای روبه توسعه و خودتقویتی با یکدیگر تعامل میکنند.
عملکرد این چرخه در گذشته چگونه بوده است؟ در پاسخ به این سؤال دو مثال را در نظر بگیرید. در سال ۱۹۶۸ پاول ارلیچ کتابی با عنوان بمب جمعیت منتشر کرد که در آن نسبت به کمبودهای غذایی آینده هشدار داده بود. نسخههای اولیهی این کتاب با این پاراگراف آغاز میشدند:
نبرد بر سر غذای کل بشر به پایان رسیده است. در دههی ۱۹۷۰ با وجود برنامههای فشرده، صدها میلیون نفر تا حد مرگ گرسنگی خواهند کشید. در این تاریخ هیچ چیز مانع از نرخ مرگومیر در سراسر دنیا نخواهد شد.
پیشگوییهای ارلیچ دربارهی رشد جمعیت سریع کاملا صحیح بودند. جمعیت سراسر دنیا بین سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۷۴ از ۳ میلیارد به ۴ میلیارد نفر رسید و چند میلیارد نفر دیگر طی ۱۵، ۱۲ و ۱۱ سال بعد اضافه شدند؛ اما گرسنگی انبوه هرگز رخ نداد؛ بلکه دقیقا عکس این مسئله اتفاق افتاد. مردم سراسر دنیا امروزه بیش از گذشته از نعمت غذا برخوردارند. میانگین تأمین کالری روزانهی آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه در سال ۱۹۶۸ به ۲۵۰۰ کالری در روز رسید (که بهشدت برای سلامتی افراد بزرگسال فعال و حفظ وزن آنها ضروری است). از سال ۱۹۸۰ میانگین جهانی زیر این مقدار بود اما در سال ۲۰۰۵ تمام مناطق جهان به این استاندارد رسیدند.
در سال ۱۹۷۲ تیمی از مدلسازهای کامپیوتری در MIT تحت سرپرستی دنلا میدوز دست به انتشار اثر «محدودیتهای رشد» زدند. براساس شبیهسازیهای آنها، رشد نمایی جمعیت و اقتصاد منجر به کاهش چشمگیر منابع در قرن بیستویک خواهد شد. طبق این مدل حتی در خوشبینانهترین سناریوها، ذخایر شناختهشدهی جهانی طلا طی ۲۹ سال از ۱۹۷۲، نقره در ۴۲ سال، مس و فرآوردههای نفتی طی ۵۰ سال و آلومینیوم طی ۵۵ سال به پایان خواهند رسید.
پیشگوییهای فوق بههیچعنوان صحت نداشتند. امروزه هنوز ذخایر عظیم طلا و نقره وجود دارد که حتی با وجود نیمقرن مصرف افزوده، بسیار عظیمتر از ذخایر موجود در سال ۱۹۷۲ هستند. ذخایر جهانی طلا تقریبا ۴۰۰ درصد بیشتر از ذخایر طلای ۱۹۷۲ و ذخایر نقره ۲۰۰ درصد بیشتر هستند. ذخایر شناختهشدهی آلومینیوم هم تقریبا ۲۵ برابر بیشتر از ذخایر موجود در اوایل دههی ۱۹۷۰ هستند.

دو اثر بمب جمعیت و محدودیتهای رشد بهخوبی نتوانستند آتش نبوغ و سوخت علاقه را درک کنند؛ و نمیدانستند که با کمبود غذا، فلز و منابع دیگر جستجوی سراسری برای جایگزین آنها ادامه خواهد یافت. در نتیجه کمبود غذا جبران میشود و قیمتها هم کاهش مییابند.
اقتصاددانی به نام جولین سیمون بهخوبی تغییرات را درک کرده است. او در کتاب خود با عنوان منابع نهایی (۱۹۸۱) توضیح میدهد که مشکل اصلی کمبود منابع نیست. او در سال ۱۹۹۰ برندهی شرطبندی خود با ارلیچ بر سر قیمت منابع میشود؛ بر اساس پیشبینی اشتباه ارلیچ بهدلیل کمبود پیوستهی منابع، قیمتها بالا میروند.
دو پژوهشگر به نام گیل پولی و ماریان توپی به محاسبهی شاخص فراوانی سیمون میپردازند که جمعیت جهانی و قیمت ۵۰ کالای اساسی برای رفاه انسان (همه چیز از شکر و ماهی تا کانی آهن و گاز طبیعی) را در نظر میگیرد و نشان میدهد شخصی از طبقهی متوسط چگونه باید برای تهیهی هر واحد کار کند. کل ۵۰ کالای اساسی از دههی ۱۹۸۰ حتی با وجود انفجار جمعیت در دسترس قرار دارند و دسترسی به آنها نیز نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است. شاخص فراوانی تجمعی در سال ۱۹۸۰ برابر با ۱۰۰ بود که در سال ۲۰۱۹ به مقدار قابل توجه ۶۲۰ رسید.
مؤلفان انجمن اقتصاد جهانی و گزارشهای IPCC، جدول تناوبی دسترسی به عناصر آینده و بسیاری از پیشگوییهای بدبینانهی دیگر، معمولا دیدگاههای سیمون را در نظر نمیگیرند یا به ارتباط آنها معتقد نیستند؛ اما این دیدگاهها اهمیت زیادی دارند. تغییرات اقلیمی واقعی هستند و میتوانند آسیبهای زیادی را به بار بیاورند اما باعث نمیشوند، انسان توانایی خود برای تأمین غذای جهان در چند دههی آینده را از دست بدهد.
دمای میانگین جهانی از سال ۱۹۸۰ تقریبا ششدهم درجهی سانتیگراد افزایش یافته؛ اما طبق شواهد، دسترسی تمام نقاط دنیا به غذا در طول این مدت افزایش یافته است. به همین دلیل بعید است، طبق پیشبینیها افزایش ۰/۷۵ تا ۱ درجهی سانتیگرادی دما تا سال ۲۰۵۰ این روند را معکوس کند و بهطور کامل قابلیت انسان برای تأمین غذای سراسر جهان را از بین ببرد. البته نرخ جهانی سوءتغذیه از سال ۲۰۱۵ بهمیزان ۰/۲ درصد افزایش یافته است اما در سالهای پیش رو این روند با گسترش بازارها و فناوریها معکوس خواهد شد.

بسیاری از کشورها تولید غذا و دیگر محصولات را در سالهای پیش رو افزایش خواهند داد. در عین حال مصرف فلز، مواد معدنی، کود، آب، زمین کشاورزی، درختان، سوخت فسیلی و دیگر منابع کاهش خواهد یافت. کشور آمریکا در حال حاضر این روند را آغاز کرده است.
کالای مصرفی ایالات متحده که ۲۵ درصد اقتصاد جهانی را تشکیل میدهد، سال به سال افزایش مییابد؛ اما حالا این کشور تصمیم گرفته تا مصرف منابع را کاهش دهد؛ برای مثال مصرف برق و انرژی ایالات متحده در دههی گذشته بدون تغییر باقی مانده است.
اما ایالات متحده چطور از کمترین منابع به بیشترین بهرهوری رسید؟ پاسخ به این پرسش در ابزار عصر دیجیتال ازجمله سختافزار، نرمافزار و شبکهها برای مادیزدایی مصرف نهفته است. به بیان دیگر، روشهایی برای مصرف کمتر مواد از طریق فناوری ابداع شده است.
قوطیهای آلومینیومی کنونی ۷۵ درصد سبکتر از قوطیهای چند دههی گذشته شدهاند زیرا مهندسان با استفاده از طراحی کامپیوتری و بدون نیاز به قربانی کردن استحکام محصول، وزن آنها را کاهش دادهاند. کشاورزی دقیق با استفاده از حسگرها و فناوری رایانشی به کشاورزها اجازه میدهد، بهجای پوششدهی کل زمین، بهصورت گزینشی از مقادیر کم آب، کود و آفتکش استفاده کنند. به لطف تلفنهای هوشمند امروزه کمتر نیاز به دیسکهای فشرده، اطلس جغرافیایی، رولهای فیلم، نوارهای ویدئویی و بسیاری از رسانههای دیگر است.
نمونههایی از این قبیل را میتوان در سراسر اقتصاد پیدا کرد. این تغییرات بر کل رابطهی انسان با سیارهی زمین تأثیر خواهند گذاشت. انسان سال به سال در زمینهی بهرهبرداری از زمین به موفقیتهای بزرگی رسیده است و امروزه روش رشد و رونق و در عین حال مصرف کمتر را میداند.
تجربهی آمریکا منحصربهفرد نیست. شواهد نشان میدهند، بریتانیا هم در حال مادهزدایی است و یکنواختی یا کاهش مصرف منابع در کشورهای ثروتمند دیگر هم دیده میشود. این روند تعجبآور نیست زیرا کل کشورهای ثروتمند کنونی از اقتصاد بازاری خوب و فناوریهای مدرن برخوردار هستند. با توجه به قدرت نظام سرمایهداری و پیشرفت فناوری میتوان از کمترین منابع به بیشترین سود رسید.
مهمتر از هر چیز باید از تخصیص زمان به پژوهشهای مربوط به کمبود غذای آینده جلوگیری کرد. در دنیایی که فراوانی و مادهزدایی روند روبه افزایشی دارند، پژوهشهایی از این دست سودی نخواهد داشت. با این حال باید روی چالشهایی کار کرد که سرمایهداری و فناوری بهتنهایی قادر به حل آن نیستند. این چالشها شامل کاهش آلودگی بهویژه آلودگی گازهای گلخانهای، محافظت از گونهها و زمینهای در معرض خطر و بازگشت فرصت به جوامعی است که از رقابت سرمایهداری و پیشرفت فناوری عقب هستند. کل این موارد مستلزم توجه به زمان حال و سالهای آینده است؛ اما جایی برای نگرانی اتمام یا کمبود منابع ضروری در دهههای آینده نیست؛ همهچیز بهفراوانی برای همه در دسترس است.
الجی سالها در فناوری OLED سابقه دارد و از پیشگامان این صنعت محسوب میشود، اما هنوز استراتژی مشخصی دربارهی آیندهی محصولات آن ندارد.
بسیاری از مدیران و نمایندههای الجی اعتقاد دارند، تلویزیونهای OLED این شرکت مانند ماشینهای حرفهای یا ساعتهای قدیمی، کالایی گرانقیمت و خاص محسوب میشوند. برخی کارشناسان هم باتوجه به کیفیت بالای تصویر در محصولات الجی، آنها را در دستهی تلویزیونهای حرفهای و لاکچری میدانند.
قرار دادن یک کالا یا محصول در دستهی لاکچری، نیاز به برخی خصوصیات ویژه دارد. درواقع علاوه بر خاصیتهای کیفیت بالا، باید نوعی عدم وابستگی به زمان هم در کالا دیده شود. بهعنوان مثال یک کادیلاک مدل ۱۹۷۲ یا رولکس مدل ۱۹۴۰، هنوز بهعنوان کالاهای گرانقیمت محسوب میشوند و در حراجیها، قیمتی بیشتر از محصولات بهروز دارند. ازطرفی در دستهبندی محصولات تلویزیونی، بهنظر نمیرسد هیج محصولی آنچنان قابلیت قرار گرفتن در گروه کالاهای لاکچری را داشته باشد.
مقالههای مرتبط:
در مجموع نمیتوان هیچ دستگاه الکترونیکی را لاکچری دانست. کالاهایی همچون خودرو یا ساعتهای قدیمی، با وجود خرابی و نیاز به تعمیر، قابلیت قرارگیری در دستهی لاکچری را دارند. حتی تعمیر آنها با وجود خستهکننده بودن برای برخی افراد، برای برخی دیگر حکم عشق و علاقه را دارد. یکی از دلایل اصلی لاکچری شدن آنها این است که ارزش کالاهای مذکور، مانند محصولات الکترونیکی وابسته با کارایی یا قدرت پردازشی نیست. طراحی خاص، تاریخچهی باارزش و عدم محدودیت به زمان، یک کالا را لاکچری میکند. درمقابل، اکثر کالاهای الکترونیکی چنین خاصیتهایی ندارند و از طرف مصرفکنندهها نیز چنین بهرهوری از آنها انتظار نمیرود.
شاید در نگاه اول بتوان تلویزیونهای OLED الجی را بهخاطر رزولوشن بالا در دستهبندی لاکچری قرار داد. بههرحال شاید برخی مشتریان و خصوصا عاشقان محصولات تلویزیونی، بهخاطر عمق بالای رنگ مشکی و کیفیت بالای تصویر در تلویزیونها، آنها را در دستهی حرفهای و لاکچری قرار دهند. بههرحال لاکچری بودن در بسیاری از تعاریف وابسته به درک کاربر است و برخی از افراد، تلویزیون را کالایی بسیار باارزش میدانند. البته هیچ محصولی خصوصا در دنیای الکترونیک، کامل نیست و تلویزیونهای الجی هم چالشهایی همچون اثر سوختگی (burn-in) دارند. چنین اتفاقی زمانی رخ میدهد که پیکسلهای نمایشگر بهخاطر استفادهی زیاد میسوزند و تصویر آنها ثابت میماند.
مشکل سوختگی پیکسلها را میتوان در برخی موارد بحرانی و در برخی دیگر عادی دانست. شاید دستهای از مشتریان تلویزیونهای الجی هیچگاه با این مشکل روبهرو نشوند. ازطرفی برخی دیگر که سوختگی پیکسل را تجربه میکنند، واقعا کاربرد اصلی تلویزیون برایشان از بین میرود. چرا که با سوختگی پیکسلها، بخشی از تصویر همیشه ثابت میماند و به بیان دیگر لذتی از تماشای محتوای بصری نخواهید برد.

آیا سوختگی پیکسل در تلویزیونهای الجی بهدفعات رخ میدهد؟ نمیتوان پاسخ روشنی به این سؤال داد، اما درنهایت میدانیم که سوختگی از سالهای گذشته در محصولات این شرکت رخ داده است و باز هم رخ میدهد. از سال ۲۰۱۳ که فروش جهانی تلویزیونهای OLED الجی شروع شد، گزارشهای متعددی را در رسانههای فناوری پیرامون چالش سوختگی پیکسلها مشاهده کردهایم. در سال ۲۰۱۹ نیز هنوز شاهد گزارشهایی از کاربران هستیم که در انجمنهای پشتیبانی الجی، مشکل سوختگی را مطرح میکنند. بهعلاوه، بررسیهای متعدد شرکتهای متفرقه نشان میدهد که سوختگی پیکسل در محصولات الجی، بسیار زودتر از زمان ادعاشده از سوی آنها رخ میدهد.
سیاستهای گوناگون در وارانتی
قطعا هیچ محصولی بدون عیب و ایراد و بینیاز به تعمیر نیست؛ بههمین دلیل مفهومی بهنام وارانتی در کالاهای تجاری دیده میشود. خودروها و ساعتهای لاکچری، بسته به مدل و سال ساخت، خدمات متنوع وارانتی دارند. وارانتی در انواع دورههای زمانی از پنج تا ۱۰ ساله تا مادامالعمر دیده میشود. حتی در صورت عدم ارائهی وارانتی، اکثر مشتریان، محصولات مذکور را با دانش کامل نسبت به نیاز به نگهداری خریداری میکنند.
الجی برای تلویزیونهای OLED خود در آمریکا و بریتانیا، وارانتی یک ساله ارائه میکند. در اروپا، دورهی وارانتی به دو سال میرسد. مشکل اصلی، عدم خدمترسانی برای رفع سوختگی پیکسلها در دورهی وارانتی تلویزیون است. شرکت، برخی اوقات خدمات تعویض، تعمیر و جابهجایی قطعات را بسته به شرایط محصول ارائه میکند، اما در هر کشور، سیاست متفاوتی اعمال میشود. بهعنوان مثال به سیاستهای زیر در وارانتی تلویزیونهای الجی در کشورهای گوناگون دقت کنید.
در آمریکا که بیشترین تقاضا برای تلویزیونهای الجی وجود دارد، بهترین خدمات وارانتی ارائه میشود. بهعنوان مثال با خرید تلویزیون از بستبای و پرداخت هزینهی وارانتی اضافه، مشکل سوختگی پیکسل هم در وارانتی پوشش داده میشود. بهعلاوه انجمنهای پشتیبانی کاربران نیز در این کشور فعال هستند و همچنین مشتریان در شبکههای اجتماعی میتوانند نظر و انتقاد خود را از تلویزیون مطرح کنند. در برخی موارد هم با ارائهی تصویر صحیح و کامل از مشکل سوختگی، شرکت با اشاره به عدم وظیفه در تعمیر و تعویض، فرایند را برای مشتری انجام میدهد.

در استرالیا هم شرایط برای مشتریان بد نیست. بهخاطر سیاستهای حمایت از مصرفکننده، پس از اتمام دورهی وارانتی یا عدم پوشش مسائل خاص هم مشتری امکان تعمیر، تعویض یا دریافت هزینه را برای محصول دارد. مشتریان میتوانند شکایت خود را به سازمان حمایت از مصرفکننده ارسال و درصورت صحت ادعاها، خدمات تعمیری از شرکت سازنده دریافت کنند. بهعلاوه امکان تماس مستقیم با الجی و دریافت خدمات هم وجود دارد.
در کشورهایی همچون هلند، آلمان، بریتانیا و بسیاری نقاط دیگر جهان، خدمات وارانتی و پشتیبانی مانند آمریکا و استرالیا نیست. حتی پس از تشخیص سوختگی پیکسل از سوی کارشناسان حرفهای نیز نمیتوان انتظار وارانتی کامل یا تعمیر بدون دریافت هزینه را داشت.
الجدی در پاسخ به رسانهی ZDNet وشرح شرایط گارانتی میگوید:
سوختن پیکسل و ثابتماندن تصویر از رخدادهای واقعی و پرتکرار درتلویزیونها است. درنهایت تجربهی این اتفاق، وابستگی زیادی به شرایط بسیار متعدد استفادهی کاربر دارد که نمیتوان بهراحتی در سند جزئیات وارانتی آنها را شرح داد.
ما همهی جزئیات را بررسی میکنیم و اگر وضعیتی با قابلیت پشتیبانی وارانتی مشاهده کنیم، خدمات را به مصرفکننده عرضه خواهیم کرد. فراموش نکنید که بسیاری از مالکان تلویزیونهای OLED الجی، از محصول خود راضی هستند.
اهمیت قیمتگذاری رقابتی

شرایط وارانتی الجی، مفهوم و پیام ثابتی را ارائه نمیکند. شرکت کرهای ادعا دارد که تلویزیونهای OLED در شرایط عادی با مشکل سوختگی پیکسل روبهرو نمیشوند، اما بههرحال شرایط وارانتی، رویکردی محافظهکارانه و بهنفع شرکت دارد. آنها از طرفی کالای خود را لاکچری میدانند که نیاز به محافظت بالا دارد، اما کیفیت آن را مانند یک لباسشویی ساده تضمین میکنند.
الجی الکترونیکس در سال ۲۰۱۸ درآمد ۵۴/۴ میلیارد دلاری را ثبت کرد. الجی دیسپلی، تولیدکنندهی پنلهای OLED، در سال ۲۰۱۸، درآمد ۲۱/۸ میلیارد دلاری داشت. مدل ۵۵ اینچی تلویزیون OLED شرکت، ۲،۵۰۰ دلار و مدل ۷۷ اینچی، ۱۳ هزار دلار قیمتگذاری شد. آمار Statista ادعا میکند که پنل ۵۵ اینچی OLED، قیمت میانگین ۴۳۲ دلاری دارد؛ درنتیجه حتی با درنظرگرفتن هزینههای بازاریابی و مدیریت و فروش هم، قیمت تلویزیونهای الجی منطقی به نظر نمیرسد. حتی اگر قیمت پنلهای OLED را برای تعویض و تعمیر رایگان، بالا در نظر بگیریم؛ باتوجه به ادعای شرکت مبنی بر عدم سوختگی پیکسل در شرایط عادی، نباید خدمترسانی به مشتریان در شرایط خاص، اینقدر دشوار بهنظر برسد.
بخش تلویزیونهای الجی در آمار فصل دوم سال جاری میلادی، با کاهش سود عملیاتی به میزان نصف (نسبت به سال گذشته) روبهرو شد. البته گزارش نگرانکنندهتر، کاهش فروش به میزان ۴/۵ درصد بود. اوضاع الجی زمانی بدتر شد که سامسونگ و تولیدکنندههای چینی از فناوری کوانتوم دات به LCD تغییر مسیر دادند. امروز یک تلویزیون LCD با ابعاد ۶۵ اینچ، قیمتی کمتر از رقیب ۵۵ اینچی OLED خواهد داشت.
الجی در توجیه قیمت بالای تلویزیونهای OLED، انحصاری بودن تولید آنها را در نظر دارد. شرکت کرهای، تنها تولیدکنندهی تلویزیونهای OLED است و از این امتیاز به نفع خود استفاده میکند. غول کرهای صنعت فناوری، در ابتدای فصل چهارم سال جاری میلادی خبر از شروع به کار مرکز تولیدی جدید در گوانگژو چین داد که ظرفیت تولید OLED را افزایش میدهد. کارخانهی جدید، یعنی الجی تصمیم دارد در تولید پنلهای OLED، مقیاسدهی ایجاد کند؛ درنتیجه میتوان کاهش قیمت تلویزیونهای OLED را پیشبینی کرد. در چنین وضعیتی، آیا باز هم تلویزیونها کالایی لاکچری هستند یا تنها یک دارایی حرفهای الکترونیکی برای مصرفکننده محسوب میشوند؟

سامسونگ، رقیب اصلی الجی در صنعت تلویزیون، ابتدای ماه جاری از سرمایهگذاری ۱۱ میلیارد دلاری برای تولید نمایشگرهای QD خبر داد. آنها تولید نمونههای ۶۵ اینچی را از سال ۲۰۲۱ شروع میکنند. هزینهی مذکور نشان میدهد که محصولات رقیب الجی، قیمتی پایینتر خواهند داشت. درنهایت شاید الجی چارهای جز کاهش قیمت تلویزیونهای OLED نداشته باشد.
تلویزیون، بخشی مهم از زندگی مدرن امروزی محسوب میشود. فعالان بزرگی همچون الجی، قطعا برای آیندهی این صنعت برنامههای جدی دارند. کارشناسان و بسیاری از کاربران انتظار دارند که در برنامههای آتی، کاهش قیمت محصولات نیز در نظر گرفته شود. شاید تلویزیونهای الجی در سالهای اولیهی عرضه، محصولاتی لاکچری محسوب میشدند، اما امروز کرهایها باید سیاستی بهینهتر را برای رقابت قیمتی در بازار پررونق کنونی در نظر داشته باشد.
به نظر میرسد الجی برنامهای مشخص برای هدفگیری بازار نداشته باشد. آنها نمیتوانند بین مشتریان ردهبالا و بازار گسترده، یکی را انتخاب کنند، اما شاید بهمرور به تصمیمگیری نهایی برسند. اخیرا در ساختار رهبری شرکت الجی دیسپلی هم تغییر ساختاری رخ داد که شاید نشاندهندهی تغییر مورد نظر آنها برای هدفگیری بازار باشد. آنها در فصل سوم سال جاری، برای سومین فصل متوالی، زیان مالی گزارش کردند. مجموع زیان مالی آنها در سال ۲۰۱۹ تاکنون بیش از رکورد قبلی زیاندهی یعنی سال ۲۰۱۱ بوده است. بهعلاوه پیشبینی تولید هم ابتدا ۴ میلیون پنل بود که به ۳/۶ و سپس ۳/۵ میلیون عدد کاهش یافت. بههرحال بهنظر میرسد الجی باید هرچه زودتر و پیش از کاهش سهم بازار در تلویزیونها، استراتژی خود را برای بازار تلویزیونهای OLED منسجم کند.
تراشه ۳ نانومتری TSMC محصول جدید این شرکت تایوانی است که بهزودی بهعنوان یک نیمههادی وارد رقابت با اینتل در دنیای تراشههای سیلیکونی خواهد شد.
تراشه ۳ نانومتری TSMC و برنامهای که برای تولید انبوه آن وجود دارد، خیز بلند این شرکت تایوانی برای تاثیرگذاری هرچه بیشتر بر بازار سختافزار و محصولات نیمههادی یا نیمهرسانا محسوب میشود. این شرکت در طول سالهای اخیر در تولید قطعات نیمههادی بسیار فعال بوده؛ بهگونهای که در حال حاضر میزان سرمایهگذاری TSMC در بخش تحقیق و توسعهی تراشههای سیلیکونی حتی از رقیب پرآوازه خود یعنی اینتل هم بیشتر است.
مقالههای مرتبط:
تازهترین تلاش TSMC برای تسخیر دنیای تراشههای سیلیکونی را میتوان در ساخت کارخانهای برای تولید انبوه تراشه ۳ نانومتری مشاهده کرد؛ هدفی که قرار است در سال ۲۰۲۳ میلادی به انجام برسد. البته فرایند تولید نسل جدید نیمههادی و تراشه سیلیکونی این شرکت تایوانی از سال ۲۰۲۲ آغاز میشود و یک سال پس از آن شکل کاملا تجاری به خود میگیرد.
برای ساخت کارخانهی تولید تراشه ۳ نانومتری، TSMC زمینی به مساحت ۳۰ هکتار را در بخش جنوبی پارک علم و فناوری تایوان خریداری کرده است. همچنین در حال حاضر ده هزار نفر برای کار در این کارخانه استخدام شدهاند. بنابراین برنامههای TSMC برای تولید انبوه نسل جدید نیمههادی سیلیکونی خود در طول سه سال آینده کاملا جدی به نظر میرسد.

محلی که برای تولید انبوه تراشه ۳ نانومتری TSMC در نظر گرفته شده، تقریبا همان مکانی است که تراشه ۵ نانومتری این شرکت در آن تولید میشود. در مجموع قرار است سرمایهای حدود ۱۹/۵ میلیارد دلار برای انجام این پروژه صرف شود. باتوجه به عملکرد مثبت مالی TSMC در طول چند سال اخیر، تکمیل چنین پروژههای پرهزینهای چندان عجیب یا بلندپروازانه به نظر نمیرسد.
این شرکت تایوانی در سه ماههی سوم سال مالی ۲۰۱۹ موفق به کسب درآمد خالص ۹/۳۹۶ میلیارد دلار شد. درحالیکه درآمد خالص سه چارک نخست امسال این شرکت ۲۴/۲۳۸ میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که رشد یکونیم درصدی را براساس مقیاس سال به سال نشان میدهد.
در طول این مدت سهم تراشه ۷ نانومتری TSMC از کل فروش محصولات نیمه هادی آن ۲۷ درصد بوده است. سهم تراشه ۱۰ نانومتری و ۱۶ نانومتری این شرکت از کل فروش محصولات نیمه رسانا هم در طول بازه زمانی مشابه به ترتیب ۲ درصد و ۲۲ درصد اعلام شده است. همچنین سهم تراشههای سیلیکونی پیشرفته از درآمد محصولات نیمه رسانا TSMC در طول سه ماههی مالی نخست امسال هم ۵۱ درصد اعلام شده است. تراشههای مذکور مدل ۱۶ نانومتری و بالاتر از آن را در بر میگیرد.
بهطور حتم این اعداد و ارقام اعتماد به نفس بیشتری به TSMC برای آغاز پروژهی تولید تراشه ۳ نانومتری میدهد. در ساخت این تراشه قرار است از تکنولوژی لیتوگرافی ماورابنفش حداکثری یا EUV استفاده شود. این شرکت تایوانی پیش از این در فرایندی ساخت نیمه هادی ۵ نانومتری و ۷ نانومتری پلاس خود هم از همین تکنولوژی بهره گرفته بود.
در حال حاضر TSMC بر فرایند تولید انبوه تراشه ۵ نانومتری خود متمرکز است. این فرایند قرار است در نیمه نخست سال ۲۰۲۰ تکمیل و نهایی شود. کارخانه تولید تراشه ۵ نانومتری TSMC در سال ۲۰۱۸ و در زمینی به مساحت ۴۲ هکتار به بهرهبرداری رسید. در این کارخانه محوطهای به اندازهی ۱۶۰ هزار متر مربع بهعنوان محل ساخت محصولات نیمه هادی مورد استفاده قرار گرفته است که توانایی تولید بیش از یک میلیون محصول را در طول ماه دارد. هر سه فاز این مجموعه تا سال ۲۰۲۱ تکمیل خواهد شد و برای چهار هزار نفر فرصت شغلی ایجاد میکند.

یکی از نکات مهمی که میتوان در پروژهی تولید تراشه ۳ نانومتری TSMC به آن توجه داشت، دورهی دو سالهای است که این شرکت بهعنوان عمر مفید هر نسل از نیمه هادی یا تراشه سیلیکونی جدید خود در نظر میگیرد. این شیوه از اواخر سال ۲۰۱۴ و از زمان تراشه ۲۰ نانومتری TSMC مورد استفاده قرار گرفت و پس از آن به شکل منظم پیگیری شده است. این در حالی است که اینتل برای تراشه ۱۰ نانومتری و ۱۴ نانومتری خود شیوهی بلندپروازانهتری را انتخاب کرده و به ترتیب سراغ مقیاس ۲/۷ برابر و ۲/۵ برابر رفته است.
با این حال، همانگونه که در مطلب مربوط به گزارش مالی اخیر اینتل اشاره شد، این شرکت قصد دارد به همان دورهی دو سالهی عمر مفید محصولات خود در بازار سختافزار کامپیوتر بازگردد و این شیوه را حداقل در مورد چند تراشه سیلیکونی جدید خود پیاده کند. بهعنوان مثال فرایند عرضهی نیمه هادی ۷ نانومتری اینتل برای سه ماههی چهارم سال مالی ۲۰۲۱ برنامهریزی شده است.
اگر اینتل همین سیاست را در پیش بگیرد، در سال ۲۰۲۳ شاهد ورود همزمان دو تراشه ۳ نانومتری TSMC و ۵ نانومتری اینتل در بازار قطعات کامپیوتر خواهیم بود؛. رقابتی که میتواند بسیار جالب و تماشایی باشد. بهخصوص در زمانیکه اینتل با اعلام برنامههای آتی خود این ادعا را مطرح کرده است که قصد دارد به روزهای خوب گذشته بازگردد و پیشتازی بیچونوچرا در بازار پردازنده را از رقیبان خود پس بگیرد.

در این میان نباید از حضور سایر شرکتها در بازار قطعات نیمه رسانا و تراشههای سیلیکونی غافل شد. بهعنوان مثال سامسونگ قصد دارد تولید تراشه ۳ نانومتری اختصاصی خود را از سال ۲۰۲۱ آغاز کند. در این تراشه از فناوری موسوم به مدخل چندطرفه یا GAA استفاده شده است. با این حال نمیتوان کیفیت و چگالی نیمه هادی ۳ نانومتری سامسونگ را با محصول مشابه TSMC یکی دانست. این شرکت تایوانی و اینتل در ردهی بالاتری نسبت به سامسونگ با یکدیگر به رقابت میپردازند.
تراشه ۵ نانومتری سامسونگ تنها بهعنوان نسخهی بهینهسازیشدهای از تراشه ۷ نانومتری آن شناخته میشود؛ روندی که انتظار میرود در تراشه ۳ نانومتری این شرکت هم ادامه یابد. بنابراین سامسونگ هنوز راه درازی برای عرضاندام در برابر رقیبان سرسخت خود پیش رو دارد.
حضور جدی TSMC و اینتل در بازار تراشه سیلیکونی و محصولات نیمه هادی را میتوان در میزان سرمایهگذاری این دو شرکت هم مشاهده کرد. در سال ۲۰۱۹ شاهد پرداخت هزینهای حدود ۱۶ میلیارد دلار توسط اینتل دراینزمینه بودیم. علاوه بر آن اینتل بهتازگی اعلام کرده است که قصد دارد ظرفیت تولید امسال خود را به میزان ۲۵ درصد افزایش دهد. امری که در سال ۲۰۲۰ با یک جهش ۲۵ درصدی دیگر همراه خواهد شد. بخشی از افزایش ظرفیت تولید اینتل را ساخت محصولات نیمه هادی در طول هر ماه تشکیل میدهد.
در طرف دیگر رقابت هم TSMC میزان سرمایهگذاری برای توسعهی فعالیتهای خود را امسال به اندازهی ۴ میلیارد دلار افزایش داده است. به این ترتیب هزینههای این شرکت در سال ۲۰۱۹ بین ۱۴ تا ۱۵ میلیارد دلار برآورد میشود. این امر بهدلیل افزایش تقاضای بازار قطعات کامپیوتر صورت گرفته است و میتوان انتظار داشت که در طول چند سال آینده با همین شیب صعودی ادامه یابد.
.: Weblog Themes By Pichak :.